Archive for the 'بیمارستان لامرد' Category

بازدید کارکنان بیمارستان از تونل شهید باقری

بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۴

چندین سال پیش، به اقتضاء زمانه ناسازگار، گذری داشتم به سایت قوه قضاییه و در اولین بازدید، با جمله ای در صفحه اول آن مواجه شدم با این مضمون« اثبات حقیقتی که عینیت دارد، از اثبات هر حقیقتی سخت تر است… ». مثل آنکه بخواهید در مباحثه کلامی با شخصی در اثبات اینکه اکنون روز است یا شب، دلایلی«مُتقَن» بیاورید!!! هرچند که این جمله از نقطه نظر حکمت و یا مبانی فلسفی در اعلاء درجه قرارنداشته، لیکن بواسطه مصداق های بیکران آن در جامعه امروز، هر از چند گاهی خود را در صفحه اول ذهنم بازنمایی می کند؛ مصداقهایی عینی گرفته از اتفاقات اخیر«شورای شهر لامرد» تا پرونده هجده هزار صفحه ای متهم نفتی مشهور در اثبات آنچه کرده، یا نکرده و یا اثبات «وجودی خدا» و… . همه و همه از دشواری اثبات «حقایق عینی» – به تعبییر نگارنده «حقایق عریان»- حکایت دارد؛

چندی پیش طی فراخوانی از طرف بیمارستان ولیعصر (عجل الله تعالی فرج الشریف) لامرد از پرسنل بیمارستان و اعضاء تیم کمیته بحران جهت بازدید از «تونل شهید باقری» دعوت بعمل آمد که این امر در آخرین روز دیماه امسال و با تعطیلی کامل بخش اداری بیمارستان از ساعت هشت صبح، حضور ریاست و مدیریت این سازمان به همراه اغلب کارکنان بخش اداری و تعدادی از اعضاء کمیته مذکور در این بازدید – مشتمل بر حدود چهل نفر- محقق گردید.

شاید شما هم چون من سوالی در ذهن تان در خصوص ارتباط « کارکنان حوزه درمان» و «تونل شهید باقری» نقش بسته که باید گفت حضور نماینده محترم وقت مجلس شورای اسلامی -جناب آقای دکتر سید موسی موسوی- به همراه این گروه در کل طول مسیر و تا پایان وقت اداری، جوابی «جامع» و«قاطع» به این پرسش و توجیه این ارتباط می باشد؛ بازدیدی که به صرف ناهار این گروه در یکی از باغات شخصی دایر در «خیابان بیدگل» شهر لامرد و سخنرانی مجدد نماینده محترم مردم لامرد ومهر در مجلس شورای اسلامی ختم گردید که شرح ماوقع و بیان حسنات و تبعات آن از حوصله این مطلب خارج است.

اما همه آنچه که از عرایض بالا مد نظر است آنکه آیا حضور«کاندیدای دور بعد انتخابات مجلس» به همراه «کارکنان بیمارستان »، در «ساعات اداری» و «مأموریت اداری ایشان»، آنهم در باغ شخصی متعلق به یکی از اعضاء اصلی «هیأت نظارت بر انتخابات» و با حضور شخص ناظر انتخابات در این کمپین و «صرف ناهار از جیب نامعلوم» مصداق تخلف انتخاباتی نیست؟ آیا جهت نماینده محترم کنونی، استثناء و یا شرایط خاصی در قانون لحاظ شده است؟ آیا همه آنچه که گفته شد مصداق استفاده از امکانات دولتی جهت تبلیغات انتخاباتی نیست؟ که کنکاش ذهنی چند ساعته نگارنده پیرامون جواب این موضوع بی نتیجه مانده وبه نظر، این مورد نیز به مصداق همان ضرب المثل معروف، واجد شرایط سخت ترین اثبات ها می باشد.

و در انتها تمنایی از شما خواننده عزیز:

هدف ازنگارش این مطلب، عرضه آن جهت استحضار و قضاوت افکار عمومی بوده و اگر دوستی هم علاقه مند آن است تا آنرا در راستای تخریب فرد خاصی بداند و بنامد، باید گفت که آنچه نگاشته شد شرح ماوقعی بود که قطعاً بوقوع پیوسته، لذا فارغ از نامهای برده شده و به جهت حفظ قاعده «بی طرفی» مجدداٌ مقاله را فارغ از نام «اشخاص خاصی» مطالعه و قضاوت فرمایید و اگر باز به همین نتیجه و یا نتیجه ای دیگر نایل آمدید با گوش جان آماده شنیدن آن هستیم . یاحق

امید رها

1

بیت المال را پاسدار باشیم

خرداد ۸ام, ۱۳۹۳

نویسنده: امید رها

چندی ست که خبر مسرت بخش تأمین اعتبار ساخت بیمارستان جایگزین نقل محافل سیاسی ورسانه ای گشته است. لزوم انجام چنین کاری بر هرکسی که تنها یک بار به بیمارستان کنونی مراجعه نموده باشد،پوشیده نیست ؛- چه رسد به مسئولان ودست اندر کاران بیمارستان که از زمان ساخت وشروع بکار این ساختمان،پیوسته،درگیر معضلات ساختاری وساختمانی این سازه بوده اند-

هرچند که اقدام مسئولین محترم شهرستان علی الخصوص نماینده محترم شهرستانهای لامرد ومهر در مجلس شورای اسلامی-جناب آقای دکتر موسوی- بسیار  قابل تقدیر بوده، لیکن آنچه که غرض وسبب کتابت این عریضه گشته طرح سوالی ست که شاید از ذهن برخی ازشما عزیزان هم گذشته باشد :

« چرا ساختمان بیمارستان کنونی که بصورت معمول می بایست بیش از یک قرن مورد بهره برداری واستفاده نظام درمانی و  مراجعین قرار گیرد،در کمتر از بیست سال دچار فرسودگی گشته است؟»

اهمیت پاسخگویی به این پرسش بدان سبب است که یافتن جواب آن و گره زدن این جواب به ضرب المثل «آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود» چراغی خاهد شد در اجرای صحیح ودرست «طرح عظیم ساخت بیمارستان جایگزین».

معظلات ساختاری بیمارستان لامرد واضح تر از آنست که نیاز به توضیح وتشریح داشته باشد، اماآنچه که اکنون مهمتر می نماید عوامل زمینه ساز در هدر رفت منابع در این سطح است،منابعی که با زحمت بسیار،نیت خیر بانیان امر وتلاشهای بی وقفه عزیزان بسیاری جذب گردیده بود : عجله در شروع پروژه پیش از انجام مقدمات لازم وانجام کار کارشناسی،عدم تجربه وتخصص کافی هیأت امناء  وحتی مسئولین شهرستان در ساخت پروژه هایی در این حجم،تخصصی بودن وظرافت های بیشمار دخیل در پروژه های درمانی علی الخصوص «ساخت بیمارستان»،توانمندی اندک  فنی دانشگاه علوم پزشکی در نظارت بر حسن اجرای پروژه های ساختمانی و عمرانی،تلاش برای دور زدن همان اندک توانمندی فنی وتخصصی نظارتی واجرایی به بهانه دست وپاگیر بودن وبه تأخیر انداختن پروژه ها،انتخاب عجولانه وخارج از قواعد معمول پیمانکار مربوطه، عدم توجه به اندک پشتوانه فنی بومی موجود در آن زمان، پیروی از نظرات شخصی در زمان برخورد با مشکلات ومعضلات حین انجام پروژه، انتخاب غلط نقشه بیمارستان آنهم با سنت ساده کپی برداری!، نداشتن برنامه ریزی مشخص ومدون درمراحل انجام پروژه ،ودلایل متعدد دیگر ،همه وهمه دست به دست هم دادند تا ساختمانی بنا شود که بجای برداشتن باری از دوش نظام درمان شهرستان،باری شود بر دوش مسئولین  وخیرین بخش درمان و مشکلات ساختاری آن درکیفیت تک تک خدمات بیمارستان تأثیر منفی گذاشته واسباب آسیب های غیر قابل محاسبه  به مراجعین را فراهم نماید. هر چند عنایت پروردگار متعال ونیت خیر بانیان آن،موجب گشته که این ساختمان قریب ۲۰ سال پناهگاه دردمندان زیادی باشد، ولی نمی توان نادیده گرفت که با کمی صبر وتأمل وصرف درایت ومدیریت در کار،این سازه می توانست با کیفیتی بسیار مناسب تر، بیش از ۸۰ سال دیگر پذیرای مراجعه کنندگان باشد.

تاریخ سرشار از داستانهایی است که به فواصل زمانی مختلف تکرار گردیده اند،تنها وتنها  بدان سبب که انسان عبرت پذیر نبوده است. حتی درسالهای اخیر نیز شاهد آن بوده ایم که در ساخت  فضاهایی درمانی جدید در همین شهرستان همان نقایص گفته شده (یا همان پنج عامل اساسی ۱-عجله در کار۲-نقشه غیراستاندارد ۳-نظارت ضعیف۴-پیمانکار افتضاح۵- ومنیت ها) بروز نموده وفضاهایی با همان مشکلات ذکرشده بنا نهاده شده که نمونه بارز آن ساختمان انتقال خون،ساختمان درمانگاه علامرودشت وموارد دیگر میباشد.البته مواردی همچون  ساختمان  فوریتها و رادیولژی دوم بیمارستان لامرد نیز یافت میشود که علیرغم صرف هزینه واتمام ساخت وساز، حتی امکان بهر برداری وتعریف کاربری برای این بناها وجود نداشته که معنی ساده آن میشود هدر رفت پول بیت المال وخیرین ؛ نکته قابل تأمل اینجاست که در تمامی این سوء مدیریت ها،هیچ کس خود را مقصر ندانسته وبه ظاهر متهمی در این خصوص وجود نداشته ،لذا عذرخاهی واظهار پشیمانی نیز جایی از اعراب ندارد!

آنچه که جای نگرانی عمیق  در «طرح ساخت بیمارستان جایگزین شهرستان لامرد» است آنکه بنای این سازه جدید با هزینه گزاف چند میلیاردی از جیب بیت المال واحیانن خیرین شهرستان،چون ساختمان ها وساخت وسازهای  پیشین دچار همان معضلاتی ست که پیشتر گفته شد؛ پس چگونه می توان با آسایش خاطر نشست و انتظار داشت که علیرغم صرف این همه هزینه از جیب ملت،این پروژه نیز به سرانجام ساختمان کنونی وساختمانهای مشابه دچار نشود؟

پیشنهاد من نویسنده، همان پیشنهاد شمای خاننده است که  تا فرصت باقی ست برای یکبار که شده در ساخت چنین پروژه هایی، طبق قاعده عقلانی عمل گردد؛ نیت خیر دوستان بانی به تدبیر نیز گره خورده وضمن پرهیز از هرگونه شتابزدگی،از پتانسیل نیروی انسانی  تخصصی –چه بومی وچه غیر بومی- در تمامی مراحل اعم از بررسی دقیق نقشه پیشنهادی ورفع نواقص و بومی سازی آن  وامر نظارت بر پروژه استفاده گردد؛ ازروشهای معمول وقانونی ، با فراخوان شرکت ها وپیمانکاران توانمند وتوجه به رزومه کاری ایشان، بهترین انتخاب گردد.خلاصه آنکه ایرادات دخیل در ساخت وسازهای پیشین بررسی گردیده وماحصل،چراغ راهی جهت انجام پروژه های جدید گردد.

ونباید:

نباید فراموش نمود که حتی اگر مراحل گفته شده سالی هم بطول بینجامد هزاران بار بهتر از آن است که  سازه ای با هزاران نقیصه از دامان زمین سر در بیاورد و باز سالها مسئولین ومراجعین را به خود ومشکلاتش مشغول سازد؛

نباید فراموش نمود که همه ی ما مردم در قبال پیشبرد صحیح این پروژه مسئول بوده  وآن هم میسر نخاهد شد جز آنکه اجرای آن ،در نهایت کمال، به عنوان یک مطالبه عمومی در آید که قران کریم میفرماید «خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد،مگر آنکه آن قوم خود سرنوشتشان را تغییر دهند»؛

و نباید فراموش نمود که خداوند بر نیات واعمال تمامی بندگان ناظر وآگاه است وهمه  بندگان نیز هم در قبال اعمال خود مسئول وپاسخگو خاهند بود که یکی از مهمترین آنان« پاسداری از بیت المال  است.»

امید رها

گله های من از درمان

شهریور ۳ام, ۱۳۹۲

نویسنده: امید رها

آنچه که  از اوضاعِ امروزِ بخش سلامت  مشهود است آنکه به دریایی پرتلاطم وطوفان زده  مانده که هر گوشه اش به مصداق  گردابی هولناک، فریاد بلعیدن هرکه درآن افتد را سر میدهد. اگر اختیار بدست انسان باشد هیچگاه بدین دریا نخواهد زد، ولی چه میشود کرد با تقدیر… . وضع تا بدانجا رفته که دیگر بیان مثال ومصداق ضرورتی ندارد .

در این احوال،اگر کشتی به دریا داریم،  به حکم عقل ایجاب میکند آنرا به دست خبره ترین ناخدا که راه شناس،تجربه اندوخته ومرد میدانهای سخت است ، بسپاریم. عجیب آنکه کم نیست در این مجموعه اینچنین فرهیختگانی  و شگفت آنکه چنان می گردیم ومی گردیم که گویی به دنبال بهترینیم وشگفت تر آنکه آنچه حاصل میشود انگشت را در دهان همه می کارد.

ما هم که چون  جماعتی جان در کف ، مسافر این کشتی گشته ایم، ساده لوحانه به جای اندیشیدن وتکانی بخود دادن، چشم بر آسمان دوخته ودست بر آستان حق دراز که باری تعالی کشتی به سلامت به ساحل ببرد! غافل از آنکه دعا آن زمان کارساز که باحرکتی از سوی بنده ی کمترین همراه گردد که تقدیر به دست خود انسان رقم میخورد .

روزگاری  در این عرصه با مدیران که برخوردی داشتم،آنها را از زمره شایسته ترین افراد مجموعه می یافتم-بماند که همانها هم گاه در می ماندند از اوضاع آشفته این طوفانکده وکشتیِ تحت فرمانشان – ، ولی دریغ که مدیرانِ امروز،حتی  اطلاعاتشان هم درحد کفایت نیست،چه رسد به شایستگی شان! شاید سبب آن است  که در گزینش وانتخاب ناخدا هرچه مد نظر قرار گیرد،غیر آنچه است که باید باشد. و چگونه می شود انتظار داشت که نتیجه چیزی شود جز آنچه که اکنون هست.

کار بدانجا رسیده که رهبر فرزانه فرمود«سعی شود مردم بجز رنج بیماری،رنج دیگری متحمل نگردند» وچه جمله ای که هزار معنا در پس آن خفته والبته عاقلان را اشارتی بس است.کیست که اکنون صدای هل من ناصر رهبر این دیار که گویی از گلوی تک تک مردمانش بیرون جسته را پاسخی در خور دهد؟

آیا وقت آن نرسیده که بزرگان این دیارِ دور افتاده از هرجا در ایفای نقش کوچک خود،«بهداشت» و«درمانِ» افتاده در امواج  را بدست ناخدایانی کاردان بسپارند؟آیا وقت آن نرسیده که گذشته را مدرسه درس خود قرار دهند، از آن بیاموزند وتغییر دهند راه وکردار خود را، قبل از آنکه که مردم در حماسه ای دیگر مجبور به تغییر شوند؟ حال که ساحل پیدا نیست و آنان که می دانند فریاد میکشند «به بیراهه راه می پیماییم» وقت آن نرسیده که  به اندیشه ها وافکارشان لحظه ای به دیده شک بنگرند، اجماع را به کمک بطلبند و تا فرصت باقی ست، مسیرِ راه  را اصلاح وجبران مافات فرمایند؟ آیا وقت آن نرسیده «شایسته سالار ی» به معنای واقعی خودش بشود سر لوحه کار؟

    مگر جز این است که  پروردگار کریم در پایانِ زمان ،آخرین ذخیره از صالحان خود را جهت اصلاح امور بشر مأمور میگرداند. بی شک اون نیز شایسته ترینی ست که شایسته ها را بکار می گمارد تا مصائب امت را چاره کنند. شما نیز اگر بواقع از منتظرانید بسم الله. به حد توان کاری مهدوی کنید اگر پیروید…

امید رها

انتقاد، تهدید یا فرصت

تیر ۱۷ام, ۱۳۹۲

چند مدت پیش یکی از دوستان در مطبی به عنوان راستی از MRI چه خبر سعی کرده بود ، نقدی بر ام آر ای در آینده بیمارستان لامرد داشته باشد. وارد این بحث که آیا دغدغه این دوست در قبال این دستگاه و بیمارستان، نقد و دلایل ذکر شده ایشان صحیح یا اشتباه است یا حق با این دوست عزیز است نمی شوم . اما موضوعی من را نگران می کند و تاسف می خورم از نحوه برداشت نقدشوندگان از این مطلب که فکر کردم نگاشتن مطلبی در این باب حداقل تلنگری به نقد شوندگان خواهد بود جهت تصحیح روند نقدپذیری آنها.

اساسا نقد یک روش بررسی آگاهانه و مدبرانه است که حاصل آن سازندگی ، تعامل و پیشرفت بیشتر است، نه ایجاد تنش های مخرب. یکی از بزرگترین آسیب های اجتماعی کشور های توسعه نیافته، کمبود فرهنگ نقدهای سازنده و فرهنگ انتقاد پذیری است. بنا بر این آنچه که بیش از هر چیز دیگری می تواند جامعه را به سوی ترقی و پیشرفت سریعتر هدایت کند گسترش فرهنگ انتقاد و نقد پذیری است.

مسئولین باید همیشه آماده انتقاد پذیری باشند . رفتار و کردار و اعمال و تصمیمات ما هیچ وقت نمی توانند کامل و بدون نقص باشند . همیشه راهی برای تکامل خودمان و اعمالمان هست . از طرفی نباید از تمام مردم انتظار داشت همه اعمال ما را بپسندند. بگذاریم دیگران هم نظرخود را بیان کنند و در ابراز آن احساس امنیت کامل داشته باشند، اگر می خواهیم پیشرفتی داشته باشیم .

متاسفانه بعضی از مسئولین ما با نقد میانه خوب ندارند و فکر می کنند هدف از نقد تخریب است در حالی که تخریب و تهمت هیچ وقت در نقد نمی گنجد. من از خواندن صحبت های این دوست عزیز به هیچ تهمت و تخریبی نرسیدم . اما بعد از انشتار این در سایت مسئولین به جای پاسخگویی در تکاپوی یافتن نویسنده این مطلب می باشند تا با روش خود با او تسویه حساب کنند! چرا نباید منتقد احساس امنیت کند و بدون دغدغه نقد منصفانه خود را بگوید و نقد شونده هم اگر اعتقاد راسخ به تصمیمات اتخاذ شده خود دارد ، بدون هیچ واهمه از تصمیم خود دفاع نماید. جمع حاضر نیز خود منصفانه قضاوت می کنند . مطمئناً همه جهت پیشرفت خود و جامعه تلاش می کنند. هیچ شکی نیست که مسئولین امر درمان هم تا حد توان تلاش خود جهت رفع مشکلات را می کنند.

هر مسئولی راهی را جهت رسیدن به هدف خود دنبال می کند اما گاه جهت رسیدن به هدف راه ساده تر و کم هزینه تر هم هست، که عقل حکم می کند از آن راه به مقصد رسید و بیراهه رفتن اشتباه است. اگر دوستی سعی می کند راه ساده تر و کم هزینه تر جهت رفع مشکلات را نشان دهد، بگذارید بدون ترس و واهمه حرفش را بزند . چرا او باید با نام مستعار بنویسد به دلیل ایجاد چنین شرایطی توسط مسئولین و نبود فضای سالم انتقاد. مطمئنا اگر در بیمارستان و یا هر اداره ای چنین فضای جهت نقد مهیا باشد قطعا همانجا این بحث ها به صورت مفید دنبال خواهد شد و قطعا نتایج مثبتی خواهد داشت ، سرانجام یا نقد کننده قانع خواهد شد یا نقد شونده و موضوع به سطح شهرستان کشیده نخواهد شد که با مطرح شدن آن در یک سایت عده از دوستان با مطرح کردن این مسئله که این مطلب باعث تشویش اذهان عمومی شده است ، سعی می کنند نویسنده را تنبیه کنند.

درست است عده ای از خوانندگان به دلیل اطلاع نداشتن کامل از حوزه درمان قادر به قضاوت نیستند و شاید در مرحله اول رای را به نقد کننده دهند . اما حالا که شرایط نقد در محیط درمان به واسطه تصمیمات اتخاذ شده سخت شده است و این موضوعات به سطح شهر کشیده می شود و به عقیده دوستان خرید ام آر آی که یک کار بزرگ است و یک افتخار برای شهرستان و کسانی که در راستای تامین آن تلاش می کنند هست با نوشتن مطلب این نویسنده از ارزش و زحمات دوستان کاسته شده است. اگر شما هم معتقدید که نویسنده اشتباه می کند و اولویت با ام آر آی است و شما مدعی اشراف بیشتر بر موضوع هستید، خب چه اشکالی دارد شما که به تصمیم خود ایمان دارید دلایل خود را بازگو کنید تا مردم هم خود قضاوت کنند.

بسیار اتفاق می افتد که درتصمیمات خود اشتباهاتی مرتکب می شویم. عاقلانه ترین کار این است که به جای حمله به منتقد، اشتباهاتمان را اصلاح کنیم و اگر کارمان خوب و پسندیده است با برخورد منطقی و توضیحات روشن نظر منتقدین را تغییر دهیم. برای یک منتقد کم اطلاع ، یک راهنمایی صادقانه و یک آموزش آگاهانه می تواند بهترین راهکار باشد . او را با برخوردهای تند از خود و جامعه طرد نکنیم . همه به هم کمک کنیم تا افراد منتقد رشد کنند چون همین افراد منتقد هستند که باعث رشد شهرستان می شوند. اگر قرار باشد همه با نظر ما موافق باشند و انتقاد ننمایند پس چگونه به اشتباهات خود پی ببریم. سرکوب منتقد فقط باعث زیرزمینی شدن انتقادات وعدم شفافیت ودامن زدن به شایعه در سطح شهر خواهد شد.

اگر یک تصمیم یا عمل یک مسئول توسط افراد مجرب بررسی وبه نقد کشیده شود ،مسئول زیرک می تواند قبل از عمیق شدن عیوب آن واحیانا” تبدیل شدن به یک معضل وبحران با استقبال از نقد صاحب نظران منتقد، دلایل آنها را جویا شده و در صورت وارد دانستن انتقادات در برنامه ی خود تجدید نظر کند. یا چنانچه نقد ناشی از عدم توجیه منتقدین از جزییات برنامه باشد، آنها را از جوانب آن مطلع کرده وحتی در جهت اجرای برنامه با خود همراه کند.

چنان که ملاحظه میشود پذیرش انتقاد و انتقادپذیری برای مسئولین نه تنها یک تهدید نیست، بلکه یک نعمت ارزشمند است وصاحب هر عقل سلیم از آن استقبال خواهد کرد. مگر آنکه کسی خود را عقل کل دانسته ومدعی مطلق بودن عملکرد خود باشد که در این صورت خود وجامعه اش باید منتظر یک بحران باشند.

من شک ندارم که هدف این نویسنده اصلاح است و فکر می کنم در حق ایشان اجحاف می شود اگر مسئولین فکر کنند که فقط این یک نفر منتقد است. درحالی که از این دست افراد در سطوح مختلف دستگاه بهداشت و درمان کم نیستند اما هر یک به دلایلی سکوت می کنند و سکوت را به دردسر ترجیح می دهند.

من این مطلب را نگارش کردم تا کمکی به این دوست عزیز و تلنگری به مسئولین جهت مهیا کردن فضای انتقاد در سطح شهرستان باشد. ما هم به نوبه خود می نویسیم به امید پیشرفت سلامت شهرستان و شاید هم مسئولین راه انتقاد را باز بگذارند تا در یک فضای دوستانه و بدون دغدغه بتوانیم از یکدیگر انتقاد کنیم . مطمئنا هدف همه تلاش جهت پیشرفت است چه از مسئولین و چه از منتقدین پس در فضای دوستانه است که می توان به حل مشکلات فکر کرد .

نویسنده: زیتون

 

— اضافه شده توسط مدیر سایت: بدلیل ترجیح نویسنده مطلب بر گمنام ماندن به دلیل مشکلاتی که برای منتقدین به عملکرد بیمارستان ایجاد شده، نام نویسنده این مطلب به صورت مستعار درج شده است. از این که چنین جوی بر علیه منتقدین وضعیت سلامت شهرستان ایجاد شده متاسفیم و مطمینا این موضوع را به دکتر موسوی نماینده محترم مجلس منعکس خاهیم نمود–

راستی از MRI چه خبر؟

خرداد ۹ام, ۱۳۹۲

مدتها بود که بواسطه فاصله گرفتن هفته نامه سبحان از رسالت اساسی رسانه ای اش-حداقل از دید ناقص خودم- رغبت خاندنش رانداشتم،لیکن مدتی پیش دست تقدیر مارا بر سر راه یکدیگر قرار داد ومن نیز جهت استفاده بهینه از وقت ،صفحاتی ازآن را ورق زدم ورسیدم به صفحه آخر…

صفحه  ای سرتاسر از خدمات  وزحمات حول بیمارستان لامردکه الحق با این اوضاع واحوال نظام درمان،حفظ خدمات این مرکز بیشتر به معجزه مانده ودرخور تقدیر است. اما درانتها سوال خبرنگار « راستی ازMRI چه خبر؟» وجوابی که اندر احوالات پیگیری ونتیجه بخشی این پروژه سه میلیاردتومانی ارائه شده، مدتهاست که ذهنم را مشغول خود ساخته؛

چگونه می شود که دراین اوضاع واحوال وخیم تحریم ها وتنگناها درسطح کشور،مشکلات عدیده مالی بیمارستان لامرد ،بدهی نیم میلیاردی اش به کارکنان،ضعف کیفی خدمات اورژانس وسرپایی که بالغ بر ۷۵ درصد مراجعین را درگیر خود کرده وسرمنشاء مال دارد،هزینه های سرسام آور وروزافزون بخش های جراحی،کسری تجهیزات در بخش های درمانی، مستهلک بودن دستگاههای فرسوده وعدم توانایی بیمارستان در تعمیر ونگهداری آنها و… ، همه دلسوزان ودست اندرکاران سطوح بالای شهرستان پیگیر موضوع بسیار هائز اهمیت!!! MRI شده اند؟چگونه میشود پذیرفت اعتباری که براحتی بخش اعظمی از مشکلات بیمارستان را مرتفع ساخته وبه تبع آن بهبود کیفیت خدمات به تمامی شهروندان درتمامی بخش های بیمارستان را منجر شده، بدین سادگی صرف بخشی با کمترین مراجعات گردد.پروژه ای که بدون رعایت وتطابق با قوانین حوزه سلامت وحتی مصالح ملی ومنطقه ای  مجوز دریافت نموده ، همان قوانین ومصالحی که بر مبنای حفظ حقوق اولیه مردم ونظام سلامت بنا شده وعدم پایبندی به آن بیمارستان لامرد را چون نظام سلامت، بیش از پیش به بحران می کشاند.

براستی مطالبه MRI از کجا نشأت گرفته است؟نیاز کدامین بخش است؟مردم یا بیمارستان؟واقع بینانه در چه اولویتی قرارداردودلیل ضرورت کنونی آن چیست؟چه عواقبی با ورود آن به بیمارستان بر مرکز وبه تبع آن بر مردم وارد خواهد آمد؟چگونه می شود چنین بخش پر هزینه وکم فایده ای را به بیمارستان نحیف وناتوان که نای ایستادن برپاهای خود را ازدست داده تحمیل کرد؟

سوأل که می کنیم جوابمان را ساده چنین می دهند:«خریدش بر عهده شرکت نفت است!». شاید با خود فکر می کنیم که چون نفت از ته چاه در می آید اشکالی نیست که پول فروشش را گهگاهی به چاه سرازیر کنیم. لیکن فراموش نخاهد شدآنچه که بیمارستان را به ورطه ورشکستگی خاهد برد هزینه های نگهداری این دستگاه است که طی چهارتاپنج سال برابر هزینه راه اندازی آن است،که لاجرم بیمارستان مجبور به پرداخت آن از جیب بوده واین یعنی در گذر زمان کیفیت الباقی خدمات -که بالغ بر ۵/۹۹ برابر خدمات ومراجعات این بخش است- فدای نگهداری این دستگاه وتجهیزات وهزینه های جانبی اش خاهد گشت.

درست تر که نگاه می کنم شاید راه حل هم جز این نباشد.بی شک این  دیو زشت پیکر را جز بدین ترفندوشعبده  نمیشد درکلاهی جا داد؛ دستی(MRI) را در هوا میچرخانی ومی چرخانی تا نگاهها بدان دوخته شود وبا دست دیگر اژدهای هفت سر(کاستی های بیمارستان) را در پستویی جای می دهی… ولی افسوس که با همه سوت وکفی که نثار خواهیم نمود دیری نخواهد پایید که اژدها باز برخااهد خاست. البته رستم که نباشی و ترس از هفت خان که باشد،چاره ای جز ترفند نیست.شاید هم تقصیر از ماست که داستانهای رستم دستان را فراموش کرده ایم ودلخوش به شعبده ها ومعجزه ها گشته ایم.

مارا متهم خاهند ساخت که چرافریاد میزنیم. اما خدا میداند که سالی ست آهسته ودرمحافل خصوصی وعمومی عاجزانه درخواست نمودیم که در این موضوع تأمل لازم،کارشناسی،رعایت اولویت ها ومصالح بیمارستان ومردم صورت پذیرد.اوایل وعده مان دادندبه فردا ها وفراداها، زمان که گذشت برای تطمیع تلاش نمودند،موضوع که جدی تر شد وفریاد مان که بلندتر،راه تهدیدرا پیش گرفتند ومارا از قطع روزی ونان مان ترساندند…

شاید که فراموش کرده اند نان را کس دیگری هر سپیده دم تقسیم میکند وآنها نیز خود در صف رزاقند. به همان نان سوگند که تا گوش شنوایی نباشد وزبان پاسخی،فریاد خواهیم کشید….

یارحمن ویا رحیم

فرستاده شده توسط «امید رها» (نام مستعار)

 

مسئولان بیمارستان ولی عصر (عج) لامرد به گوش!

اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲

اینکه در حال نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر هستیم درست …اینکه پرداختن به دیگر مشکلات شهر در این برهه زمانی جالب نبوده و شاید گوش شنوائی برای شنیدن نداشته باشد درست. ولی چه کنیم که درد است و باید بیان شود شاید دلسوزی پیدا شده و رسیدگی کند .

پس از راهیابی دکتر موسوی به صندلی سبز بهارستان خرسند از این بودیم که مردی از وادی بهداشت و درمان راهی مجلس شده و از این به بعد دیگر شاهد وجود مشکلات بهداشتی و درمانی در شهرمان نخواهیم بود ولی همچنان مشکلات باقیست و هیچ رسیدگی نیست .

چند صباحیست به خاطر شغلی که دارم مجبور به تردد بیشتر به بیمارستان ولی عصر (عج) میباشم .در این ترددها به مشکلی برخورد نمودم که هدف از انعکاس آن در سایت تراکمه آگاهی دادن به مسئولان بهداشتی شهرستان به خصوصی مدیران محترم بیمارستان لامرد میباشد .

و اما شرح واقعه :

رویداد اول :

در ایام تعطیلات عید به اتفاق یکی از همکاران که در محل کار دچار حادثه و صدمه به انگشت شده بود راهی بیمارستان لامرد شدم که پس از انجام اقدامات اولیه و معاینه/ پزشک شیفت بیمارستان دکتر x تشخیص شکستگی و تجویز آتل بندی دادند.کاغذی را به دستمان دادکه روی آن نوشته شده بود :

مطلب دکتر x
با سلام ”
لطف نموده نسبت به انجام آتل انگشت شکسته اقدام گردد .
مهر و امضاء دکتر x

به ایشان اعتراض کردم که چرا به مطب شخصی خود ارجاع داده اید اعلام داشتند ایام تعطیلات است و بیمارستان شلوغ و این قبیل اقدامات درمانی میبایست بیرون از بیمارستان انجام گیرد .
حال مراجعه به مطب مذکور و مواجهه با فردی که اصلا اینکاره نبود و پرداخت هزینه ۲۴ هزارتومانی که بابت آتل بندی از ما اخذ شد بماند .(اصلا اختراعی به نام بیمه و دفترچه بیمه آنجا شناخته شده نبود )

رویداد دوم
دراعزامی مشابه چند روز بعد مجدد به اتفاق یکی دیگر از همکاران که درد کلیه داشتند به بیمارستان مراجعه و چشممان به جمال دکتر x منور گردید .بعد از معاینه و توضیحات ما که همکارمان درد شدید دارند و بایست بستری شده و مسکن م……ن دریافت نماید (مسکن مذکور فقط در مراکز درمانی تزریق میگردد )باز هم کاغذی به دستمان دادند بدین شرح :

مطب دکتر x
با سلام ”
لطف نموده تزریق سرم و آمپولها طبق نسخه انجام پذیرد .
مهر و امضاء دکتر x

این بار دوباره شاکی شدم که چرا هر بار پس از مراجعه به بیمارستان ما را به مطب شخصی ارجاع میدهید که مجدد اعلام داشتند بیمارستان شلوغ است و تخت خالی برای بیماران سراپائی نداریم .بررسی که کردم متوجه شدم که فقط یکی از تخت ها پر است و بقیه منتظر بیمار .

این بار شاکی نزد سوپر وایزر شیفت بیمارستان رفتم که در کمال تعجب این جواب را از ایشان شنیدم :نظر پزشک معالج این بوده و کاری از دست ما بر نمی آید .بابا همین یه دونه پزشکو به زور و صد خواهش گذاشتیم اینجا بمونه ایام تعطیلات پزشک نیست اگه چوب لای چرخش بذاریم میره دیگه همینم نداریم ها.(به قول محمد جواد قحط الپزشک شده بود )
حال پرداخت هزینه ۲۹ هزار تومانی وصل سرم و تزریق آمپولها بماند .ولی نکته جالب اینجاست که در مطب شخصی دکتر x آن وقت شب هیچگونه پزشکی وجود نداشت و اگر تزریق م….ن شوک تنفسی میداد چه کسی جوابگو بود .

مورد سوم:
چند روز قبل جهت انجام معاینات و آزمایشهای استخدامی رفته بودم شبکه بهداشت .پس از انجام آزمایشات پشت درب اتاق پزشک منتظر ورود و تائیدیه بودم که در باز شد و پیرزنی از اتاق خارج و شروع کرد به لهجه غلیظ لامردی اعتراض کردن. باز هم به قول محمد جواد صفائی شاخکهایم که تیز کردم متوجه شدم که پزشک شیفت آنجا هم دکتر x هستند و باز هم اینبار این پیرزن بیچاره را ارجاع داده به مطب شخصی جهت ادامه روند درمان .
مسئولین محترم شبکه بهداشت و مدیران محترم بیمارستان لامرد تور خدا کمی هم که شده به فکر کاهش هزینه های درمان همشهریهای عزیزمون باشید و اجازه ندید هر کسی از هر راهی که میتونه کیسه بدوزه واسه پول بی زبون مردم …!!!!!

بیمارستان معین شرکت نفت

دی ۲ام, ۱۳۹۱

نویسنده: مجید ابراهیمی

تاکنون بسیار پیش آمده که با این سؤال  تکراری روبرو شوید، مرادم این سؤال است: «آیا ثروتمند بودن مصداق خوشبختی ست؟ همه ثروتمندان خوشبختند؟»

عامه مردم معمولاً در جواب خاهند گفت: «بله و البته که عین خوشبختی ست». اما اهل کمال و یا هر کس دیگر با اندک تحقیق و مطالعه و بر پایه استدلالی منطقی موضوع را رد می کند؛ یا حداقل آنرا اصلاح میکند که ثروت عامل خوشبختی میشود ولی نه خود خوشبختی، یا به قول ادبا: «پول وسیله  ایست برای نیل به هدف و نه  خود هدف»

حکایت:

   فرض بفرمایید در دیاری دور افتاده و محروم (برداشت آزاد) دخترکی بخت برگشته و بیچاره (حسب زمانه)، تحت سرپرستی پدر پیر و فرتوتش گذران عمر میکند. پدر از فرط ناتوانی بدان اندیشه است که دخترک را روانه خانه بخت نماید و بار مسئولیتش را به دیگری بسپارد. از قضا مردی متمکن با همسر خوش قد و بالای خود به شهر عزیمت می کند و فضا بنظر مساعد تحقق رؤیاها میگردد. حال تصور بفرمایید این آشفته بازار را که در اندیشه هر کس چه میگذرد: مرد متکن از پایبندی به زن و فرزند و مشکلاتش خسته و در پی دل کندن و متواری شدن (چه رسد به عقد دختری دیگر)؛ همسرش در آرزوی فرار از دست این مرد بی ذوق پرمدعای بی احساس به جایی بهتر حتی اگر مجبور شود همان خانه پدری (به هر حال هیچ کس مثل پدر دلسوز و غمخار دختر نمی گردد)؛ پدر پیر فرتوت در آرزوی رهایی از بار مسئولیت دختر و امید به آینده ای بهتر برای او؛ و دختر در اندیشه خوشبختی به هر طریق. از قضا مردم شهر هم نسبت به این وصلت بسیار خوشبینند و برایش لحظه شماری میکنند. جالب این که بزرگان و رجال  و خیرخاهان شهر هم دست اندر کار این وصلت شده اند و ان را مبارک میخانند.

حال نظرشما چیست؟

« پول این مرد باعث  خوشبختی هرکس که  به دامانش چنگ بیاندازد خاهد شد؟»

اصل عرایض:

اگر بگویم حال و روز بیمارستان ولی عصر (عج) لامرد  در مبحث ارتباط با شرکت نفت  دست کم از این داستان ندارد باور می کنید؟!

بیمارستان بخت برگشته، دانشگاه علوم پزشکی پیر و فرتوت، شرکت نفت متمکن، بیمارستان جم خوش قد و بالا، مردمی که انگار تمام راه‌های رهایی بیمارستان لامرد را درنکاح آن با شرکت نفت می‌دانند، و البته جای بزرگان محفوظ که خود بانیان و دست اندرکاران این وصل بظاهر میمونند؟

ولی آیا واقعن تبدیل بیمارستان لامرد به بیمارستان نفت پایان مشکلات درمان شهر است؟!

یافتن جواب این سؤال بسیار ساده تر از آن بود که به نظر میرسید. خوشبختانه دیدن وصف حال همسر اول (بیمارستان توحید شهرستان جم خودمان) جواب این سؤال بود برادر.

به توصیه و هماهنگی نماینده محترم شهرستان -جناب آقای دکتر موسوی- بازدیدی داشتیم از بیمارستان توحید جم. و البته نتیجه همان بود که پیشتر بدان نائل آمده بویم، فقط شنیدن کی بود مانند دیدن

بیمارستان توحید جم بیمارستانی ست بسیار مجهز، به لحاظ ساختمانی کامل، با فضای مناسب (از هر حیث ) و البته آمادگی کافی و وافی در زمینه های پاراکلینیکی، درمانگاهی و همچنین خدمات جراحی در حد متوسط و البته و صد البته تعرفه های درمانی پایین. تا اینجا که وضعیت بنظر خوب بود لیکن این سکه روی دیگری هم داشت….

به لحاظ گستردگی خدمات، حضور  متخصصین متنوع و تمام وقت، خدمات جراحی گسترده قابل قیاس با بیمارستان زپرتی خودمان نمیشد. جالب اینکه مدیران محترم آن مرکز وضعیت بیمارستان خودمان را بهتر می پنداشتند. و البته از حق نگذریم بیمارستان لامرد علی‌رغم همه کاستی‌ها، نقاط قوتی هم دارد که عبارتند از گستره بالای خدمات، انجام اعمال جراحی در سطح بالاتر، حضور بهتر (چه کمّی و چه کیفی) و تمام وقت متخصصین مختلف و کادر درمانی و سطح خدمات رسانی تخصصی‌تر و از همه مهم‌تر توانایی بیشتر این مرکز در پوشش بیماران ترومایی نسبت به بیمارستان جم. برای من و دوستان جالب بود که بیمارستان شرکت نفت با این همه توان مالی مناسب در زمینه افزایش سطح خدمات جراحی و تروما فعالیت ننماید. ظاهرن این بیشتر بر می‌گردد به سیاست‌های وزارت نفت و نوع نگاه آنها به مقوله درمان در واحدهای زیرمجموعه‌شان که بیشتر با هدف خدمات‌دهی به کارکنان تعریف شده تا عامه مردم منطقه.

شاید نقطه عطف این داستان نیز همین است. ما متأسفانه در منطقه تروماخیزی واقع شده‌ایم که می‌بایست تمامی اهتمام لازم در حفظ و افزایش توانایی بیمارستان به منظور پوشش بیماران ترومایی بکار گرفته شود. و این شاید بزرگترین و بهترین دلیل برای جلوگیری از خروج این بیمارستان از سرپرستی وزارت بهداشت باشد. همگان می‌دانند که متولی اصلی درمان، وزارت بهداشت بوده و حتی شرکت نفت به آن توانمندی (حداقل به لحاظ مالی) نیز در شرایط بحران متوسل به بیمارستان‌های تحت نظر وزارت بهداشت می باشد (به قولی این همان پدر فرتوت ولی دلسوزی ست که بواسطه تجربیات با ارزش زندگی و سرد و گرم چشیدن روزگار، گرگ باران دیده گشته و حتی در اوج فرتوتی باز هم دلسوزتر از دیگران به زیرمجموعه‌اش توجه داشته و دارد).

 پس راه حل چیست و نقش نفت در این مقوله چه می‌تواند باشد؟

به نظر این بنده حقیر و بسیاری از دوستان حاضر در این عرصه، رویکرد می‌بایست همان باشد که هم اکنون در دستور کار نماینده محترم شهرستان‌های لامرد و مهر است و آن عبارت است از استفاده از توانمندی مالی شرکت نفت در تأمین بودجه مورد نیاز جهت بهبود وضعیت فضای فیزیکی، تجهیزات پزشکی و غیر پزشکی، فضای سبز، امکانات رفاهی و … تا حد استانداردهای موجود  که سرجمع همه این عرایض بنده میشود:

«طرح تبدیل بیمارستان لامرد به بیمارستان معین شرکت نفت»

(در پرانتز باید خدمت دوستان عرض کنم که موضوع واگذاری کامل بیمارستان به شرکت نفت به صورت تمام و کمال متفاوت از موضوع معین شدن بیمارستان است، اولی مورد نقد اینجانب و گروهی از دوستان  است و دومی راه‌حلی مناسب جهت حل بخش اعظمی از مشکلات بیمارستان –والبته نه همه آنها- به بیان ساده‌تر یعنی کنار هم قرار گرفتن نقاط قوت هر دو وزارتخانه در حل مشکلات این بیمارستان. البته  با همه این اوصاف یک مشکل بیمارستان باقی ست: «تعرفه های پایین دولتی و دریافت هزینه های اضافی از بیماران که منجر به افزایش سهم بیمار در بخش های ویزیت متخصصین و البته جراحی‌ها شده است. هر چند این موضوع بالذاته موجب افزایش جاذبه‌های شهرستان جهت حضور متخصصین مختلف شده، لیکن باری بر دوش مردم منطقه می باشد و لزوم انتقال این بار بر دوش  بخشی دیگر الزامی می‌نماید. راه حل این مشکل نیز مشخص است و به قول اساتید فن راه پیدا و هویدا ست  و البته بیان آن از حوصله این مطلب خارج …

 و در آخر:

امید آنکه با استعانت از پروردگار متعال، خرد گرایی و توجه به مصالح حقیقی بیماران، بهره گیری از تمامی پتانسیل‌های موجود در سیستم، انجام برنامه ریزی‌های منظم و ایجاد وحدت رویه کامل در جذب و استفاده بهینه و کاربردی از منابع نفت، جهت حل معضلات  اصلی و اولویت‌دار بیمارستان توفیق لازم حاصل گردد.