Archive for the 'بهداشت و درمان' Category

بازدید کارکنان بیمارستان از تونل شهید باقری

بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۴

چندین سال پیش، به اقتضاء زمانه ناسازگار، گذری داشتم به سایت قوه قضاییه و در اولین بازدید، با جمله ای در صفحه اول آن مواجه شدم با این مضمون« اثبات حقیقتی که عینیت دارد، از اثبات هر حقیقتی سخت تر است… ». مثل آنکه بخواهید در مباحثه کلامی با شخصی در اثبات اینکه اکنون روز است یا شب، دلایلی«مُتقَن» بیاورید!!! هرچند که این جمله از نقطه نظر حکمت و یا مبانی فلسفی در اعلاء درجه قرارنداشته، لیکن بواسطه مصداق های بیکران آن در جامعه امروز، هر از چند گاهی خود را در صفحه اول ذهنم بازنمایی می کند؛ مصداقهایی عینی گرفته از اتفاقات اخیر«شورای شهر لامرد» تا پرونده هجده هزار صفحه ای متهم نفتی مشهور در اثبات آنچه کرده، یا نکرده و یا اثبات «وجودی خدا» و… . همه و همه از دشواری اثبات «حقایق عینی» – به تعبییر نگارنده «حقایق عریان»- حکایت دارد؛

چندی پیش طی فراخوانی از طرف بیمارستان ولیعصر (عجل الله تعالی فرج الشریف) لامرد از پرسنل بیمارستان و اعضاء تیم کمیته بحران جهت بازدید از «تونل شهید باقری» دعوت بعمل آمد که این امر در آخرین روز دیماه امسال و با تعطیلی کامل بخش اداری بیمارستان از ساعت هشت صبح، حضور ریاست و مدیریت این سازمان به همراه اغلب کارکنان بخش اداری و تعدادی از اعضاء کمیته مذکور در این بازدید – مشتمل بر حدود چهل نفر- محقق گردید.

شاید شما هم چون من سوالی در ذهن تان در خصوص ارتباط « کارکنان حوزه درمان» و «تونل شهید باقری» نقش بسته که باید گفت حضور نماینده محترم وقت مجلس شورای اسلامی -جناب آقای دکتر سید موسی موسوی- به همراه این گروه در کل طول مسیر و تا پایان وقت اداری، جوابی «جامع» و«قاطع» به این پرسش و توجیه این ارتباط می باشد؛ بازدیدی که به صرف ناهار این گروه در یکی از باغات شخصی دایر در «خیابان بیدگل» شهر لامرد و سخنرانی مجدد نماینده محترم مردم لامرد ومهر در مجلس شورای اسلامی ختم گردید که شرح ماوقع و بیان حسنات و تبعات آن از حوصله این مطلب خارج است.

اما همه آنچه که از عرایض بالا مد نظر است آنکه آیا حضور«کاندیدای دور بعد انتخابات مجلس» به همراه «کارکنان بیمارستان »، در «ساعات اداری» و «مأموریت اداری ایشان»، آنهم در باغ شخصی متعلق به یکی از اعضاء اصلی «هیأت نظارت بر انتخابات» و با حضور شخص ناظر انتخابات در این کمپین و «صرف ناهار از جیب نامعلوم» مصداق تخلف انتخاباتی نیست؟ آیا جهت نماینده محترم کنونی، استثناء و یا شرایط خاصی در قانون لحاظ شده است؟ آیا همه آنچه که گفته شد مصداق استفاده از امکانات دولتی جهت تبلیغات انتخاباتی نیست؟ که کنکاش ذهنی چند ساعته نگارنده پیرامون جواب این موضوع بی نتیجه مانده وبه نظر، این مورد نیز به مصداق همان ضرب المثل معروف، واجد شرایط سخت ترین اثبات ها می باشد.

و در انتها تمنایی از شما خواننده عزیز:

هدف ازنگارش این مطلب، عرضه آن جهت استحضار و قضاوت افکار عمومی بوده و اگر دوستی هم علاقه مند آن است تا آنرا در راستای تخریب فرد خاصی بداند و بنامد، باید گفت که آنچه نگاشته شد شرح ماوقعی بود که قطعاً بوقوع پیوسته، لذا فارغ از نامهای برده شده و به جهت حفظ قاعده «بی طرفی» مجدداٌ مقاله را فارغ از نام «اشخاص خاصی» مطالعه و قضاوت فرمایید و اگر باز به همین نتیجه و یا نتیجه ای دیگر نایل آمدید با گوش جان آماده شنیدن آن هستیم . یاحق

امید رها

1

بازدید مدرسه فوتبال سیمان از مرکز توانبخشی سینا

فروردین ۱۸ام, ۱۳۹۴

نویسنده: سهراب ابراهیمی

عصر روز شنبه بیست و سوم بهمن ۹۳ حرکت خودجوش بچه های مدرسه فوتبال سیمان لامرد ، لبخند را به لبهای پرسنل مرکز توانبخشی سینای لامرد هدیه کرد ، بچه های مدرسه فوتبال تصمیم گرفته بودند تا در رسیدن به مقامهای ورزشی خود ، معلولین ذهنی و حرکتی سینا را نیز با خود همراه کنند ، با لباس ورزشی و با مربیان خوش فکر خود در مرکز حضور یافتند و با بچه های سینا دقایقی را به ورزش گذراندند و سپس عکس یادگاری انداختند ، من به وضوح برق شادی و امید را در چشمان بچه ها و مربیان مرکز دیدم ، بچه های مدرسه فوتبال آمده بودند تا بگویند که ما ،هم توانائیمان را با شما قسمت میکنیم ، و هم به مردم شهرمان میگوییم که ما میخواهیم بیاموزیم چگونه با یک معلول رفتار کنیم ، پیام زیبای این بچه ها را باید فریاد کرد .

شایسته است که از جناب آقای جواد قادری مسئول واحد تربیت بدنی سیمان لامرد و مربیان مدرسه فوتبال تقدیر شود ، و نیز از جناب آقای مهندس غلامزاده مدیر عامل محترم کارخانجات سیمان لامرد ، که پیش ازاین نیز پشتیبانی مالی ویژه از این مرکز نموده اند .

IMG_2386

IMG_2418

 

معرفی موسسه خیریه ی آموزش و توانبخشی سینا

فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۴

نویسنده: سهراب ابراهیمی

 

مقدمه:

ده درصد و شاید اندکی کمتر از جامعه ای که در آن زندگی میکنیم را معلولین تشکیل می دهند ، یعنی تقریبا از هر ده نفر یکی معلول است ، یا ذهن او دارای نقصی ست و یا در حرکت مشکل دارد ، وقتی که در خیابان در حرکتیم گاهی نگاهمان را به خود مشغول میکنند ، آهی یا ترحمی …. و این نهایت انسانیت ماست ، گاهی هم دیده یا شنیده ایم که مورد تمسخر قرار گرفته یا به آنها توهین شده است و آن حضیض پستی بوده است .

آیا تا کنون اندیشیده ایم چرا؟!

چرا آنها اینگونه اند و ما به عنوان یک انسان و عضوی از این جامعه ی بزرگ از آنها چه میدانیم ؟

معلولیت او را چگونه ارزیابی میکنیم و با او ، زندگی اجتماعیمان را چگونه بنا میکنیم ؟

موسسه توانبخشی سینا ، سه سال پیشتر از این در مهر ماه ۱۳۹۰ به عزم نیک اندیشانی که هم اکنون نیز تلاش می کنند ، و با همت بلند سید مصطفی سید عابد خیر اندیش و بزرگوار (سازنده ی بنای آموزشی) با نظارت بهزیستی لامرد بنا شد تا اولین شمع در مسیر تاریک و نامعلوم زندگی آنها باشد . نتیجه تلاششان امروز حضور کمتر از ۴۰ نفر توانخواه در دو واحد توانبخشی و گفتار درمانی سیناست .

سینا آمده است تا توانبخشی کند

سینا آمده است تا یک علامت سوال بسازد برای من و تو ، که وظیفه ی ما چیست ؟!

سینا آمده است تا زندگی آینده این کودکان را روشن کند

و در این راه دست گرم شما را می فشارد .

 

 بیانیه رسالت :

موسسه خیریه ی آموزش و توانبخشی سینای لامرد با هدف آموزش و توانبخشی معلولین ذهنی و جسمی ایجاد شده است . این موسسه با بهره گیری از کمک های دولتی و مساعدتهای خیرین گرامی و نیز پرداختهای خانواده ی توانخواهان ، و به کارگیری توانایی های علمی روز دنیا و تجربیات خود به توانبخشی توانخواهان کمک می کند .این موسسه تلاش میکند با سیاست گذاری مناسب و بر پایه ی نوآوری و علم روز دنیا به اهداف خود دست یابد .

این مرکز تاکید دارد که توانبخشی فردی به همراه آموزش و ارتقاء سطح فرهنگ اجتماع در برخورد و تعامل با معلولین از ضروریات رسیدن به مقصود است . موسسه در شهرستان لامرد تشکیل شده است اما ارائه ی خدمت به شهرهای همجوار و جنوب کشور را از مهمات رسالت خود میداند .

این موسسه برای دستیابی به رسالت خود بر موارد ذیل تاکید دارد :

  • برنامه ریزی و نظارت و پایش فعالیتهای مرکز
  • تلاش در اطلاع رسانی ، بالا بردن سطح اطلاعات و تشویق خانواده های توانخواهانی که تمایلی به توانبخشی فرزندان خود نشان نمی دهند
  • تحصیل علوم جدید دنیا و استفاده از ابزار و تجهیزات جدید در آموزش توانخواهان
  • به کارگیری نیروی انسانی متعهد و دلسوز
  • جذب کمک های دولتی ، خیرین و پرداختهای خانواده های توانخواهان
  • ارتقاء سطح علمی پرسنل موسسه
  • ارتقاء سطح اطلاعات و فرهنگ عمومی مردم در تعامل و شیوه ی برخورد با توانخواهان با بهره گیری از گروههای هنری و فرهنگی

 

مرکز توانبخشی سینا در سه راه زیارت – خیابان گلستان واقع است .

 

تهدید سلامتی یا تفریح در ساحل عسلویه

خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۳

پایداری جوی ناشی از وارونگی دمایی یا پدیده اینورژن یکی از مهمترین علل افزایش پتانسیل آلودگی هوا در منطقه عسلویه است. این پدیده بیشتر در زمستانها اتفاق می افتد، به طور طبیعی درلایه تحتانی جو(تروپوسفر) با افزایش ارتفاع، دما کاهش می یابد، یعنی هوای سطح زمین که در مجاورت زیست کره واقع شده گرم تر از سطوح بالاتر است، لذا در چنین شرایطی نوسانات عمودی جو به راحتی مهیا شده و هوای سطح زمین با هوای پاک و پاکیزه سطوح بالایی جابجایی صورت داده و تهویه طبیعی به این شکل انجام می گیرد. اما اگر شرایط به گونه ای باشد که با افزایش ارتفاع دما نیز افزایش یابد، یعنی هوای مجاور سطح زمین سردتر از سطوح بالایی باشد، در این حالت جابجایی عمودی جو متوقف شده و هوای سطح زمین به حالت پایدار مسکوت می گردد، به چنین حالتی وارونگی دمایی یا اینورژن گفته می شود، و از آنجاییکه منابع آلاینده هوا به طور دائم آلاینده های خود را در داخل لایه سطحی تزریق می کنند، غلظت آلاینده ها در این شرایط به شدت افزایش می یابد . آلودگی هوا زمانی به شدیدترین حد خود می رسد که پدیده وارونگی، با ارتفاع کم و برای مدت طولانی تر در هوای منطقه باقی بماند. در واقع لایه اینورژن با ارتفاع کم و مدت زمان مدید، حائل پایدار و ساکنی ایجاد می کند که مانع اختلاط این سطح با سطوح بالایی شده و با افزایش غلظت آلاینده ها در زیر آن، آلودگی هوا تشدید می شود. وارونگی هوا منجر به تشکیل مه دود فتوشیمیایی در سطح زمین مناطق آلوده صنعتی شده و سلامتی انسان ها را تهدید می کند.هنگامی که از آخرین تونل اتوبان پالایشگاه پارسیان به سمت عسلویه خارج می شوید،شما می توانید “مه دود فتو شیمیایی” را بصورت ابری آلوده و قهوه ای رنگ در بالای سطح منطقه عسلویه مشاهده فرمایید. آلاینده های هوا هنگامی که بصورت ترکیبی با آلاینده های دیگر در مه دود و بیش از حد مجاز وجود داشته باشند می توانند اثر تخریبی بیشتری بر سلامتی انسانها نسبت به حالت عادی داشته باشند. این مه دود بصورت بسیار رقیق تر در بالای سر شهر تهران بویژه بیشتر در زمستانها نیز وجود دارد. اما مهم ترین عوامل آلوده کننده هوا چه می باشند؟ ذرات معلق ، گازها و ترکیبات مضر مانند: منو اکسید کربن، دی اکسید نیتروژن، دی کسید گوگرد، گاز سمی سولفید هیدروژن، ازن، سرب، تولوئن، بنزن و …
هنگامی که فرد ذرات معلق موجود در هوا را استنشاق نماید این ذرات ممکن است باعث بروز بیماری های تنفسی یا کاهش کارایی شش ها گردد. منواکسید کربن گازی بی رنگ و بی بو بوده، در سطوح بالا وجود داشته و یک گاز سمی به شمار می آید و ممکن است تنفس آن در غلظت های بالا باعث بروز حملات قلبی، آسیب به سیستم قلبی عروقی و ناقص شدن جنین گردد. دی اکسید نیتروژن نیز گاز قهوه ای متمایل به سرخ بوده و آلاینده ای است که توسط انسان تولید می شود و می تواند باعث بالا رفتن استعداد فرد به عفونت ریوی شده و ممکن است باعث ایجاد تغییرات دائمی در ریه گردد. دی اکسید گوگرد در غلظت های بالا می تواند باعث خس خس کردن سینه، تنگی نفس و یا کاهش تنفس گردد. ازن به طور مستقیم به هوای اطراف منتشر نمی شود بلکه بر اثر واکنش ترکیبات آلی فرار، با دی اکسید نیتروژن و در معرض نور خورشید بوجود می آید. آگر در مدت زمان طولانی در معرض ازن قرار بگیریم، ممکن است منجر به آسیب برگشت ناپذیر به ریه، بیماری مزمن تنفسی و آسم گردد.
یک کارشناس محیط زیست پس از بازدید از منطقه عسلویه و در گفتگو با ایلنا اظهار می دارد: تنها در منطقه عسلویه به دلیل مجهز نبودن فلرهای (مشعل‌های بلند گاز سوز) پروژه‌های نفتی و گازی به فیلتر‌های پالایش گاز، هوای منطقه از گازهای مرگباری چون سولفید هیدروژن و دی اکسید گوگرد آکنده است، تنها تنفس یک دم از گاز سنگین و بدبو‌ی سولفید هیدروژن (بیش از (۳۰۰PPM می‌تواند منجر به مرگ افراد شود، این در حالی است که در حال حاضر این گاز سمی و خطرناک از هر فلر مشتعل با فشار ۲۰۰PSI خارج می‌شود، علاوه بر آن طبق استانداردهای بین المللی تا شعاع ۱ کیلومتری فلرهای متصاعد کننده چنین گازهای خطرناکی، نباید منطقه مسکونی وجود داشته باشد، امادر هر فاز پالایشگاهی عسلویه ۴ فلر خروج گاز وجود دارد.
وی با اعلام اینکه در حال حاضر به واسطه اجرای پروژه‌های عظیم گازی – پتروشیمی حداقل ۳۰ فلر از مجموع نزدیک به ۹۸ فلر فعال منطقه پارس جنونی در منطقه عسلویه قرار دارد، افزود: باوجود آنکه ممکن است وضعیت آلودگی هوا منطقه عسلویه در گزارش مسئولان محیط زیست استان بوشهر استاندارد معرفی شود اما طبق بررسی‌های مراکز دانشگاهی وضعیت آلودگی آب و خاک در این منطقه رو به گسترش است بطوری می ‌توان مدعی شد که آب و هوای عسلویه صد برابر شهر تهران آلوده است.
آغاجری همچنین از بالا بودن مقدار دی اکسید نیتروژن، ازن و سایر آلاینده‌های آلی و ذرات به ویژه آزبست در هوای منطقه عسلویه خبرداد و گفت: وجود ذرات آزبست در هوای تنفسی آنقدر خطرناک است که مقادبر PPM-۵۰، PPM-۱۰۰-۸۰ و PPM-۵۰۰ از این ماده شیمایی به ترتیب می‌تواند به سرگیجه و استفراغ، فلج و مرگ افراد منجر شود.
وی بابیان اینکه دیگر ذرات شیمیایی موجود در هوا مثل نیترات‌ها و ازن باعث اسیدی شدن سطح چشم و سوزش می‌شود، افزود: علاوه بر این‌ها وجود اکسیدهای سولفور و نیتروژن در هوای مرطوب و شرجی منطقه عسلویه، ترکیبی اسیدی به وجود می‌آورد که از طریق تنفس جذب بدن می‌شود.
آغاجری در ادامه با اشاره به وجود بیش از حد ریز گرد‌ها درشت در هوای منطقه عسلویه، عنوان می کند: در حال حاضر بیشتر مواقع ریزگرد‌ها مانند ابری رقیق سرتاسر منطقه را فرا گرفته‌اند وی این مسئله به خصوص در موقع وارونگی هوا بسیار آزار دهنده است. برخی اوقات درشتی قطر ذرات این ریزگرد‌ها تا چند میکرون هم می‌رسد، که در هنگام تنفس به راحتی از ریه‌ها عبور کرده و در ‌‌‌نهایت با رسوب در رگ‌های کوچک موجب التهاب عروق می‌شود .ریزگردهای موجود در هوای عسلویه در مواجه با چشم‌های غیر مسلح نیز در عروق چشمی جای گرفته و موجب اختلالات چشمی و بینایی کوتاه مدت و حتی بلند مدت خواهد شد.
این فعال مستقل کارگری با اشاره به وجود میزان بالایی از آلاینده سرب در هوای منطقه عسلویه اظهار می دارد: این وضعیت درحالی است که وجود سرب با غلظت ۶۰ میکروگرم در حجم سی لیتر از خون هر فرد می‌تواند به افزایش ورم مغزی منجر شود.
وی با تاکید بر ناشناخته بودن آثار و تبعات احتمالی این مواد آلاینده اضافه می کند: تشخیص کامل این عوارض نیازمند برررسی‌های پزشکان محقق است.
وی بابیان اینکه استمرار فعالیت فلرهای فاقد فیلتر پالایش گاز و آلوده شدن هوای منطقه عسلویه، می‌تواند به شیوع بیماری‌های خونی و تنفسی در میان ساکنان منطقه منجر شود، گفت: در حال حاضر بیماری‌های تنفسی و ریه‌ای در اینجا به یک مسئله معمولی در میان کارکنان و ساکنان این منطقه تبدیل شده است.
این کارشناس محیط زیست در خصوص وضعیت آب‌های سطحی و فاضلاب این منطقه می گوید: با توجه به اینکه فاضلاب‌های صنعتی مربوط به پروژه‌های پالایشگاهی و پتروشیمی بدون هیچ تصفیه‌ای وارد خلیج فارس می‌شوند ابعاد آلودگی‌های زیست محیطی در منطقه عسلویه بسیار گسترده‌است بطوری که همین چند وقت پیش به دلیل افزایش آلودگی آب‌های ساحلی جلبک‌های قرمز تمامی سطح محدوده بندر طاهری تا انتهای فازهای عسلویه را فراگرفتند و درنتیجه همه آبزیان این ناحیه به دلیل نرسیدن اکسیژن خفه شدند.
وی بابیان اینکه مهم‌ترین دلیل آلودگی آب و هوا و تهدید سلامتی ساکنان در منطقه پارس جنوبی به ویژه منطقه ویژه عسلویه حاکم نبودن قانون است، و در پایان یادآور می شود: این مناطق جزء مناطق آزاد و ویژه اقتصادی محسوب می‌‌شوند و به همین دلیل در مناطق مورد نظر هیچ الزامی برای اجرای قوانین مربوط محیط زیست و یا کار و تامین اجتماعی وجود ندارد.
همه این موارد در حالی است که در شهرستان لامرد هیچ تفرجگاهی وجود ندارد و مردم ما بویژه در فصولی مانند زمستان و بهار که هوا مناسب است برای تفریح به ساحل عسلویه یا بندر نخل تقی می روند، آیا وقت آن نرسیده که مسولین شهر به فکر ایجاد تفریحگاههای عمومی و پارک های طبیعی باشند؟ تا مردم ما مجبور نباشند برای یک ساعت تفریح این همه راه بپیمایند و در ساحل عسلویه با خون خود بازی کنند؟

منبع گزارش کارشناس محیط زیست: سایت مهرستان

بیت المال را پاسدار باشیم

خرداد ۸ام, ۱۳۹۳

نویسنده: امید رها

چندی ست که خبر مسرت بخش تأمین اعتبار ساخت بیمارستان جایگزین نقل محافل سیاسی ورسانه ای گشته است. لزوم انجام چنین کاری بر هرکسی که تنها یک بار به بیمارستان کنونی مراجعه نموده باشد،پوشیده نیست ؛- چه رسد به مسئولان ودست اندر کاران بیمارستان که از زمان ساخت وشروع بکار این ساختمان،پیوسته،درگیر معضلات ساختاری وساختمانی این سازه بوده اند-

هرچند که اقدام مسئولین محترم شهرستان علی الخصوص نماینده محترم شهرستانهای لامرد ومهر در مجلس شورای اسلامی-جناب آقای دکتر موسوی- بسیار  قابل تقدیر بوده، لیکن آنچه که غرض وسبب کتابت این عریضه گشته طرح سوالی ست که شاید از ذهن برخی ازشما عزیزان هم گذشته باشد :

« چرا ساختمان بیمارستان کنونی که بصورت معمول می بایست بیش از یک قرن مورد بهره برداری واستفاده نظام درمانی و  مراجعین قرار گیرد،در کمتر از بیست سال دچار فرسودگی گشته است؟»

اهمیت پاسخگویی به این پرسش بدان سبب است که یافتن جواب آن و گره زدن این جواب به ضرب المثل «آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود» چراغی خاهد شد در اجرای صحیح ودرست «طرح عظیم ساخت بیمارستان جایگزین».

معظلات ساختاری بیمارستان لامرد واضح تر از آنست که نیاز به توضیح وتشریح داشته باشد، اماآنچه که اکنون مهمتر می نماید عوامل زمینه ساز در هدر رفت منابع در این سطح است،منابعی که با زحمت بسیار،نیت خیر بانیان امر وتلاشهای بی وقفه عزیزان بسیاری جذب گردیده بود : عجله در شروع پروژه پیش از انجام مقدمات لازم وانجام کار کارشناسی،عدم تجربه وتخصص کافی هیأت امناء  وحتی مسئولین شهرستان در ساخت پروژه هایی در این حجم،تخصصی بودن وظرافت های بیشمار دخیل در پروژه های درمانی علی الخصوص «ساخت بیمارستان»،توانمندی اندک  فنی دانشگاه علوم پزشکی در نظارت بر حسن اجرای پروژه های ساختمانی و عمرانی،تلاش برای دور زدن همان اندک توانمندی فنی وتخصصی نظارتی واجرایی به بهانه دست وپاگیر بودن وبه تأخیر انداختن پروژه ها،انتخاب عجولانه وخارج از قواعد معمول پیمانکار مربوطه، عدم توجه به اندک پشتوانه فنی بومی موجود در آن زمان، پیروی از نظرات شخصی در زمان برخورد با مشکلات ومعضلات حین انجام پروژه، انتخاب غلط نقشه بیمارستان آنهم با سنت ساده کپی برداری!، نداشتن برنامه ریزی مشخص ومدون درمراحل انجام پروژه ،ودلایل متعدد دیگر ،همه وهمه دست به دست هم دادند تا ساختمانی بنا شود که بجای برداشتن باری از دوش نظام درمان شهرستان،باری شود بر دوش مسئولین  وخیرین بخش درمان و مشکلات ساختاری آن درکیفیت تک تک خدمات بیمارستان تأثیر منفی گذاشته واسباب آسیب های غیر قابل محاسبه  به مراجعین را فراهم نماید. هر چند عنایت پروردگار متعال ونیت خیر بانیان آن،موجب گشته که این ساختمان قریب ۲۰ سال پناهگاه دردمندان زیادی باشد، ولی نمی توان نادیده گرفت که با کمی صبر وتأمل وصرف درایت ومدیریت در کار،این سازه می توانست با کیفیتی بسیار مناسب تر، بیش از ۸۰ سال دیگر پذیرای مراجعه کنندگان باشد.

تاریخ سرشار از داستانهایی است که به فواصل زمانی مختلف تکرار گردیده اند،تنها وتنها  بدان سبب که انسان عبرت پذیر نبوده است. حتی درسالهای اخیر نیز شاهد آن بوده ایم که در ساخت  فضاهایی درمانی جدید در همین شهرستان همان نقایص گفته شده (یا همان پنج عامل اساسی ۱-عجله در کار۲-نقشه غیراستاندارد ۳-نظارت ضعیف۴-پیمانکار افتضاح۵- ومنیت ها) بروز نموده وفضاهایی با همان مشکلات ذکرشده بنا نهاده شده که نمونه بارز آن ساختمان انتقال خون،ساختمان درمانگاه علامرودشت وموارد دیگر میباشد.البته مواردی همچون  ساختمان  فوریتها و رادیولژی دوم بیمارستان لامرد نیز یافت میشود که علیرغم صرف هزینه واتمام ساخت وساز، حتی امکان بهر برداری وتعریف کاربری برای این بناها وجود نداشته که معنی ساده آن میشود هدر رفت پول بیت المال وخیرین ؛ نکته قابل تأمل اینجاست که در تمامی این سوء مدیریت ها،هیچ کس خود را مقصر ندانسته وبه ظاهر متهمی در این خصوص وجود نداشته ،لذا عذرخاهی واظهار پشیمانی نیز جایی از اعراب ندارد!

آنچه که جای نگرانی عمیق  در «طرح ساخت بیمارستان جایگزین شهرستان لامرد» است آنکه بنای این سازه جدید با هزینه گزاف چند میلیاردی از جیب بیت المال واحیانن خیرین شهرستان،چون ساختمان ها وساخت وسازهای  پیشین دچار همان معضلاتی ست که پیشتر گفته شد؛ پس چگونه می توان با آسایش خاطر نشست و انتظار داشت که علیرغم صرف این همه هزینه از جیب ملت،این پروژه نیز به سرانجام ساختمان کنونی وساختمانهای مشابه دچار نشود؟

پیشنهاد من نویسنده، همان پیشنهاد شمای خاننده است که  تا فرصت باقی ست برای یکبار که شده در ساخت چنین پروژه هایی، طبق قاعده عقلانی عمل گردد؛ نیت خیر دوستان بانی به تدبیر نیز گره خورده وضمن پرهیز از هرگونه شتابزدگی،از پتانسیل نیروی انسانی  تخصصی –چه بومی وچه غیر بومی- در تمامی مراحل اعم از بررسی دقیق نقشه پیشنهادی ورفع نواقص و بومی سازی آن  وامر نظارت بر پروژه استفاده گردد؛ ازروشهای معمول وقانونی ، با فراخوان شرکت ها وپیمانکاران توانمند وتوجه به رزومه کاری ایشان، بهترین انتخاب گردد.خلاصه آنکه ایرادات دخیل در ساخت وسازهای پیشین بررسی گردیده وماحصل،چراغ راهی جهت انجام پروژه های جدید گردد.

ونباید:

نباید فراموش نمود که حتی اگر مراحل گفته شده سالی هم بطول بینجامد هزاران بار بهتر از آن است که  سازه ای با هزاران نقیصه از دامان زمین سر در بیاورد و باز سالها مسئولین ومراجعین را به خود ومشکلاتش مشغول سازد؛

نباید فراموش نمود که همه ی ما مردم در قبال پیشبرد صحیح این پروژه مسئول بوده  وآن هم میسر نخاهد شد جز آنکه اجرای آن ،در نهایت کمال، به عنوان یک مطالبه عمومی در آید که قران کریم میفرماید «خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد،مگر آنکه آن قوم خود سرنوشتشان را تغییر دهند»؛

و نباید فراموش نمود که خداوند بر نیات واعمال تمامی بندگان ناظر وآگاه است وهمه  بندگان نیز هم در قبال اعمال خود مسئول وپاسخگو خاهند بود که یکی از مهمترین آنان« پاسداری از بیت المال  است.»

امید رها

تشکیل کارگروه سلامت!

اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۳

چندی ست که از نوشتن دردهای بخش درمان دست نگه داشته ام، بدان سبب که مبادا دوستان به شنیدن دردها «عادت » کنند، همانطور که آدمی به همه چیز عادت میکند؛ به سرما،  گرما، به صداهای بلند، به شعارهای بی عمل، به کمبودها ونداری ها ومشکلات…گاه هم میشود که به دردها وشنیدن مکرر آنها« عادت» میکند؛ و چه رنج آور  است بعضی «عادت»های انسان… این را گفتم که برخی از عزیزان نپرداختن به بحث درمان را به پای  رفع مشکلات این حوزه نگذارند که دردها بسیار است،بسیار بیشتر از پیش وخداوند شاهد است؛ و شما بهتر از من میدانید که درد این سازمان میشود درد تک تک مردم…

تشکیل اولین جلسه کارگروه سلامت شهرستان های لامرد ومهر ونحوه تشکیل وشروع بکار آن، دلیلی شد تازخم های کهنه دوباره سر باز کنند وچاره ای جز شکستن بغض در نیمه راه جاده سکوت نماند.

این کارگروه قرار بود با هدف کلی تعیین مسیر درست نظام سلامت شهرستانهای لامرد ومهر وهمچنین انعکاس مسایل ودغدغه های این بخش به نماینده محترم مردم در مجلس-به مصداق چشم وگوش- فعالایت نماید،اما … .هر چند به ظاهرتشکیل کارگروه  سلامت کار درستی می آید،اما مهمتر از آن سه واژه « اعضاء ، اهداف وضمانت اجرا» این کارگروه است که بدان وجهه عملی وموثر خواهد بخشید که این کارگروه در هر سه بخش این اصول دچار نواقص جدی ست… آنچه که در ادامه تقدیم میشود نقدی ست بر تشکیل اولین جلسه کارگروه سلامت شهرستانهای لامرد ومهر. امید آن دارم که عزیزان دست اندر کار تندی این لحن را به صبر وحوصله خود ببخشایند،شاید این لحن صریح و بی پرده فقط وفقط ناشی از تماس هر روزه ام با دردمندانی ست که به صد امید می آیند وناامید بازمیگردند،آنهایی که عجیب دردشان کم نمی شود درحالی که شاید بیماری شان رخت بر بسته باشد…آنها که لایق بهترین هایند ونصیب شان چیز دیگر،آنها که ولی نعمتند و زیر بار مشکلات،خسته… :

۱-   نحوه تعیین اعضاء این کارگروه نامشخص است،کلیت اعضاء این کارگروه در جلسه اول چنان دچار نقص بوده که بیان همه آنها از حوصله این بحث خارج است، همان بس که در جلسه اول، جای رؤسای شبکه های بهداشت ودرمان لامرد ومهر خالی بود،از اشکنان ،علامرودشت،گله دار که سه قطب مهم مبحث سلامت بوده هیچ کس حاضر نبود!درواقع بجز یکی از حاضرین،مابقی همه از بخش مرکزی حضور داشتند! از آنهایی که زمانی دستی درمباحث سلامت شهرستان وتجربه اجرایی داشته،از آنهایی که اطلاعات علمیِ جامعی در این حوزه- بواسطه طی تحصیلات عالیه مدیریت اختصاصی درمان-داشته خبری نبود. بماند که جای نمایندگان خیرین،رئیس هیأت امناء، نمایندگان مردمی شهر به جهت انعکاس دیدگاههای عموم مردم نیز خالی بود.در مجموع به لحاظ تعداد وگستردگی  اعضاء، «کارگروه سلامت شهرستانهای لامرد ومهر» بسیار کم وزن می نمود.

۲-   مدعوین در آخرین لحظه فرا خانده شده وبعضی از آنها خود از تشکیل این کارگروه مطلع نبودند.شاید همین موضوع موجب گشته بود که اکثر قریب به اتفاق حاضرین نیزمستمع جلسه باشند تا صاحب نظر!

۳-   تا آنجا که مطلعم قرار بود در این کارگروه از طیف ها وسلیقه های مختلف حاضر گردند، بماند که حتی بیشتر چهره های برجسته ی  موافق! نیز حضور نداشتند!

۴-   نحوه تعیین رئیس ودبیر محترم کارگروه در هاله ای از ابهام بوده ومشخص نیست ملاکهای تعیین چه بوده است؟

۵-   با کمال احترم به ریاست محترم کارگروه بواسطه سابقه درخشانشان در حوزه طبابت ؛ایشان کمترین ارتباط وبه تبع آن کمترین اطلاعات از نظام سلامت شهرستان را دارا هستند  وبه نظر، لحاظ مسایل سیاسی وشاید همین کم اطلاعی شان  در انتخاب ایشان نقش  پررنگ تری داشته است .

۶-   جلسه فاقد دستور کار وچارچوب مشخصی برای بحث بود وبیشتر به گردهمایی عده ای از دوستان به جهت تجدید دیدار شبیه بود.

۷-   جلسه فاقد هیچ گونه خروجی وبه اصطلاح «مصوبه» ی قابل توجه بوده است… با این اوصاف که پس از دوسال این کارگروه تشکیل شده وبر حسب محاسبات ریاضی! جلسه بعدی حدود دوسال دیگر وبه احتمال قوی قبل از دوره بعدی انتخابات مجلس بوده،فلذا نمی- توان چشم امیدی به این کارگروه داشت.البته با این روشِ کار، حتی اگر جلسات کارگروه هر ماهه هم تشکیل شود،به نظر فاقد کارایی لازم باشد.

۸-   به نظر هیچ ضمانت اجرایی برای مصوبات این کارگروه مشخص نشده است(همچون اهداف وچارچوب آن).

۹-   علیرغم تأکید سخنرانان محترم بر دوری تصمیمات حوزه سلامت از سیاسی کاری واشاره ایشان به مصیبت هایی که بدین سبب بر بخش سلامت تحمیل شده است،اساس تشکیل،انتخاب ومباحث دیگر مطرح شده،همه وهمه مملو از سیاسی کاری بود که نشان داد باید کماکان انتظار داشت که سایه سیاست همچنان بر سر سلامت پابرجا بماند.

۱۰-                  سرعت در تشکیل جلسه وفراخوان به گونه ای بوده که گویی تشکیل آن مصداق آیتمی در لیست کارهای فراموش شده بوده که ناگهان به یاد آورده شده ومی بایست در اسرع وقت تیک بخورد!

۱۱-در مجموع باید گفت اوضاع واحوال این کارگروه مصداق بارز آشفتگی نظام سلامت این منطقه بوده  وبه حق بتوان گفت «مشتی نمونه خروار» است، و اولین جلسه نیز مصداق بارزی ست از مثل «خشت اول گر نهد معمار کج…».

ودر انتها باید به عرض عزیزان دست اندر کار این کارگروه برسانم که شاید مطالعه این نوشته دردی عمیق در وجود آنها بواسطه قدرنشناسی این حقیر ودیگران را سبب گردد که درجواب  باید بگویم این درد در مقابل دردهایی که بواسطه چنین تصمیمات و رها کردن نظام سلامت بر مردم تحیمل شده ، بسیار ناچیز است والبته قابل تحمل… .

«امید رها»

 

تراکمه یا عسلویه؟

فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۳

images
تیتراژ: بعد از اسم فیلم، اسامی بازیگران با معرفی «جعفر خان» پخش می شود. (توجه: این اسم ساختگی است، پس لطفا به ذهن خود فشار نیاورید.) در انتها نیز جمله “بر اساس داستان واقعی” به صورت شکه ای همراه با تکان صفحه نمایش (به شیوه ی فیلم های جنایی) نمایش داده می شود.

شب، داخلی، سر کوه لامرد: در هوای مطبوع بهاری اول عید نوروز، دکتر موسوی نماینده ی مردم “شریف” لامرد و مهر در مورد صنایع انرژی بر، ایجاد یک پتروشیمی دیگر، کارخانه آلومینیوم، هزارها میلیارد تومان ردیف بودجه (هرچند، بعد از اختلاس “برادران عزیز خلافکار”، دیگه کسی با این ارقام دهنش باز نمی مونه!) و … سخنوری می کنند. دعوت شدگان خارج از منطقه نشین نیز با کف و صلوات (نه سوت) به وجد آمدگی خود از این همه کارخانه و صنعت و پول و … را ابراز می کنند. دوربین روی قیافه ی تا بنا گوش بشاش «جعفر خان» زوم می کند.

۲ روز بعد، بعد از ظهر، خارجی، مسیر عسلویه به بندر سیراف: ماشین در حال حرکت در اتوبان عسلویه به سمت بندر سیراف است. در سمت راست تپه ای از گوگرد (؟) و در چپ و راست اتوبان، مشعل های روشن گاز دیده می شوند. جعفر خان هم سرنشین جلوی ماشین است.

جعفر خان با قیافه ای در هم: اوه اوه، داداش شیشه ی ماشینت بکش بالا که خفه شدیم از بوی گاز، اینجا که بوش بدتر از آب بازن که!

سرنشین دیگر: کاکا جان، الان که بدک نی، بعضی وقتا ایکد آلودگی اینجا زیادن که مو بلافاصله سردرد میگیرم باید حتما قرص بخورم و چایی

راننده: ها کاکام، عسلویه دیگه خیلی وقتن که جای زندگی نی، اغلب مردمش که از همون اول رفتن جای دیگه، شده پر کارگر و مهندس. بخاطر همین آلودگی شنیدم سازمان، چنن اسمش، گرفتن خون (سرنشین دیگر: انتقال خون)، ها دیگه خون ساکنین اینجا رو نمیگیره از بس آلودگی داره.

۳۰ دقیقه بعد، بندر سیراف، خارجی، ساحل خلیج فارس: مسافران نوروزی در جای جای ساحل نشسته اند. یک موتوری عبور می کند در حالی که سرنشین عقب آن در حال نواختن نوای خوش نی انبان است! چند گدا که به ظاهر پاکستانی می آیند در حال گدایی از مسافران هستند.

جعفر خان: عجب آبی، محشره! حیف که ساحلش یه ذره سنگلاخه وگرنه میومدم باهاتون شنا. (چند ثانیه بعد) اه اه، این بوی چیه؟ نکنه پکنیکتون رو محکم نبستین داره بوی گاز ازش میاد.

کبری خانم (این اسم هم ساختگی است!): نه جعفر آقا، مال پکنیک نیسه، اینم گازای عسلوین.

جعفر خان: بوش خیلیه، احساس می کنم داره کم کم سرم درد میگیره. لطف می کنین یه لیوان چایی به من بدین؟

کبری خانم، در حالی که لیوان چایی را به جعفر خان می دهد: بفرمایید جعفر آقا، یه نیم ساعت صبر کنید بعذش میریم گاوندی، بر ماین، ا ای بو گندا راحت وایوین.

تیتراژ پایانی: در حالی که جعفر خان و کبری خانم دست در دست هم (البته پر واضح است که خطبه محرمیت قبلا خوانده شده است) در افق دود گرفته ی ساحل خلیج فارس در عسلویه محو می شوند، و اسامی همکاران در امپکس، نودال، تدارکات، سایر بازیگران، و تشکر از مردم شریف لامرد و مهر در صفحه ی نمایش یکی پس از دیگری ظاهر می شوند.

——————–

کسی از مردم منطقه ما نیست که اوضاع عسلویه را نداند و لمس نکرده باشد؛ همه میدانند به واسطه آلودگی های ایجاد شده توسط صنایع نفتی و گازی دیگر چیزی از عسلویه، مردم عسلویه و فرهنگ عسلویه نمانده است. عسلویه دیگر جایی برای زندگی نبوده بنابراین اغلب مردم آنجا به جاههای دیگر کوچ کرده (یا وادار به کوچ شده اند)، و به واسطه هجوم کارگران از نقاط مختلف ایران و خارج از ایران، دیگر چیزی از فرهنگ و تاریخ منطقه باقی نمانده است. سوال اساسی این است که چرا هیچ کس نگران این نیست که – با این همه کارخانجات سیمان، آلومینیوم، و انرژی بر که در منطقه ایجاد شده یا قرار است ایجاد شود – لامرد و مهر به عسلویه ای دیگر تبدیل خواهند شد؟! چرا هیچ کس نگران نیست که دیگر چیزی از «تراکمه»، فرهنگ و تاریخ آن نخواهد ماند؟

شاید دلایل زیر روشن کننده ی این بی توجهی جمعی باشد:

  1. شاید چون اغلب تصمیم گیران منطقه خود و خانواده ی خود در خارج از لامرد (شیراز، تهران، قم، …) زندگی می کنند و منطقه در واقع محل «تجارت» و کسب و کار آنهاست؛ بنابراین هر چه رونق کسب و کار منطقه بهتر شود، به سود سرمایه ی آنهاست! بر اساس شنیده ها هر چند، دکتر موسوی در جلسه ای به این موضوع آلودگی های ناشی از این صنایع اشاره کرده اند، اما انتظار «عمل» در این راستا به نظر نمی رسد چیز زیادی باشد! دکتر موسوی خود پزشک انتقاد پذیری هستند، و انتظار می رود «سلامت» جسمی و روانی مردم در تصمیم گیری های ایشان و بقیه دوستان مسوول در اولویت اول باشد.
  2. دغدغه مردم از بیکاری جوانان باعث شده که راضی به آوردن صنایع گوناگون حالا به هر هزینه ای باشند! به نظر نمی رسد برای حل مشکل بیکاری جوانان فقط منطقه نیاز به این حجم صنایع انرژی بر (با این مساحت عظیم) باشد، هر چند در گفتار مسوولان دغدغه ی کشیدن بار اقتصادی کل استان فارس توسط منطقه را می پرورانند!
  3. مردم منطقه شاید به این فکر می کنند که با رونق اقتصادی اینجا، دارایی و زمین های آنها با ارزش شده، پس می توانند با فروش آنها زندگی راحتی در شهر دیگری مانند شیراز (با هوای خوش) برای خود ایجاد کنند، حتی اگر چیزی از فرهنگ و تاریخ خودشان نماند! شاید بتوان گفت که مردم بدون تاریخ و گذشته، مردم بی ریشه ای خواهند بود که چیزی برای افتخار کردن نخواهند داشت. به علاوه شاید تصمیم به مهاجرت به شهری دیگر برای یک جوان امر آسانی تلقی شود، ولی چنین تصمیمی برای پدران و مادران و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها امری سخت و شاید غیر ممکن باشد. هزینه های درمانی، روانی، و … ناشی از این گسستگی از اصل و نسب برای حتی هما جوان ها (که از پدر و مادر خود مراقبت هم می کنند) شاید حتی بیشتر از سود حاصل از فروش دارایی موجود آنها باشد.

خلاصه اینکه، باید بدانیم چه می خواهیم و بر اساس آن با چشم باز برای آینده برنامه ریزی کنیم؛ آیا می خواهیم لامرد و مهر ما «عسلویه ای دیگری» شود که دیگر جای زندگی نیست و چیزی از فرهنگ آن نمانده؟ یا اینکه می خواهیم «تراکمه» بماند با همان کمبود های اقتصادی؟ و شاید گزینه ی بهتر اینکه تاریخ و فرهنگ «تراکمه» را نگهداریم، و در حد نیاز و کنترل شده تعدادی کم و معدود صنعت بیاوریم که اینجا هم «عسلویه» نشود و هم منافع اقتصادی منطقه (و فقط منطقه) تامین شود؟ به نظر می رسد این حد وسط گزینه مطلوب خواهد بود؛«تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.»

 

نیاز به عزمی آهنین برای درمان بیماری برادران دارالمیزانی

شهریور ۱۰ام, ۱۳۹۲

به گزارش خبرگزاری فارس از لامرد، حسین، محمد و علی سه جوانی هستند که هم‌اکنون در روستای دارالمیزان از توابع شهرستان مهر زندگی می‌کنند.

این سه برادر پس از تولد و آغاز شروع فصل زندگی به مرور زمان به بیماری پوستی به‌نام  distropohicEPIDERMOLIYSIS BULLOSA دچار شدند.

روزی را تصور کنید که یک جای بدن شما با بریده شدن به وسیله جسمی تیز زخم می‌شود و حالا فکر کنید که هر روز در نقاط مختلف بدن زخم و سوزش داشته باشید به حدی که انجام اعمال روزمره با سوزش و خون توامان شود.

اپیدرمولیسیس بولوسا از همین جنس است، یک بیماری ارثی در بافت‌های پوستی که در پوست و غشای مخاطی ایجاد تاول می‌کند.

شیوع این بیماری یک در ۵۰ هزار نفر است و شدت بیماری از ملایم تا کشنده تغییر می‌کند.

در نتیجه این بیماری، پوست به شدت شکننده خواهد شد و کوچک‌ترین اصطکاک یا آسیبی لایه‌های پوستی را جدا کرده و ایجاد تاول می‌کند و افراد دچار شده به این بیماری در معرض ریسک سرطان پوست نیز هستند.

پدر این سه پسر، نصرالله حسینی است که همواره سعی کرده غم را در دل نگاه دارد و سرِ سربلندی به پیش غریبه‌ای فرود نیاورد، روزگار اما گاه بازی‌های غریبی دارد که یک مرد را مجبور به گفتن می‌کند، گفتن از دردی که سنگینی آن به مرور زمان از توان گرده‌هایی خسته فراتر می‌رود.

وی از بیماری فرزندان خود و تبعات عارض آن سخن آغاز کرد و گفت: در ابتدا شغلم کشاورزی بود و پس از وقوع یک تصادف پنج سال است که دیگر توان کار کردن ندارم.

نصراله ادامه داد: در آن تصادف کتف من آسیب شدیدی دید و بر اساس نظر پزشکان باید مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت اما به سبب بیماری فرزندانم و هزینه ضروری آن نتوانستم عمل کنم.

این پدر زحمت‌کش و درد کشیده با چشمانی غم‌بار و خسته تصریح کرد: در زمان تولد هر سه فرزند سالم بودند اما به مرور زمان ناخن‌های آنان تاول‌هایی زد و یا زخم می‌شد اما همان تاول‌های کوچک ادامه پیدا کرده و در تمام بدن تسری می‌یافت و با کوچک‌ترین ضربه‌ای دچار خون‌ریزی می‌شد.

حسینی از مراجعه‌های بسیار و تحمل راه‌های طولانی خود و فرزندان به امید درمان گفت و اینکه چند بار به دکتر‌های مختلفی مراجعه کرده و برخی به وی نشانی خارج از کشور را داده‌اند.

نصراله پنج پسر دارد که سه تا از آنان به این بیماری مبتلا شدند و در بسیاری از اوقات در بیشتر نقاط مختلف بدن این سه سید جوان تاول و زخم‌های بسیاری ایجاد می‌شود.

این پدر صبور و مقاوم بیش از این از جزئیات رنج‌های خود و فرزندانش نگفت و با همان زبان ساده روستایی فقط یک درخواست داشت و آن این‌که پزشک‌های کشورمان چاره‌ای بیندیشند تا بدن فرزندانش در مقابله با کوچک‌ترین ضربه با جسمی تاول نزده و یا زخم نشود.

پس از وی با حسین ۲۶ ساله، محمد ۲۰ ساله و علی حسینی ۱۸ ساله به گفت‌و‌گو پرداختیم.

آخرین مدرک تحصیلی حسین دیپلم است و به گفته خود وی به سبب وضعیت مالی نتوانسته ادامه تحصیل دهد.

حسین ۲۶ ساله مبتلا به این بیماری پوستی درد‌آور برای ما گفت که دوست دارد هر کسی به بیماری مانند آنان مبتلا شده است هر چه سریع‌تر بهبود پیدا کند.

وی خاطرنشان کرد: چند وقت است با یکی از دختران پاک و نجیب روستای دارالمیزان ازدواج کرده‌ام.

از این روحیه توکل به خداوند و حفظ عزت نفس در وی غبطه خوردیم و آرزو کردیم ای کاش حال وی نیز بهتر شود تا بتواند زندگی بهتری برای همسر خود فراهم کند.

از وی در مورد بزرگ‌ترین آرزویش سئوال کردیم و در پاسخ گفت: آرزو دارم یک شغل مناسب داشته باشم و بتوانم در وضعیت هزینه‌های سرسام‌آور زندگی، معیشت خانواده خود را تامین کنم.

نوبت به دومین فرزند نصرالله یعنی محمد ۲۰ ساله رسید، وی دانشجوی رشته حسابداری ترم دوم دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد است، او نیز مانند حسین چهره‌ای خندان اما چشمانی غم‌بار دارد.

محمد برای ما از دوری مسیر دانشگاه و گرمای شدید هوا برای رفتن به محل تحصیل سخن گفت که با توجه به وضعیت بیماری پوستی در آفتاب‌ بودن به معنای شکنندگی بیشتر پوست و خونریزی و سوزش و گسترش بیماری است.

وی البته عزمی آهنین دارد و با تمام این مصائب از اراده خود برای اتمام تحصیل سخن می‌گوید، امیدی که تنها با شدید نشدن و کنترل بیماری میسر می‌شود.

این بیست ساله دارالمیزانی از نبود همکاری‌ و حمایت‌های سازمان بهزیستی در زمینه پرداخت شهریه دانشگاه آزاد نیز گلایه کرد و گفت: با توجه به هزینه‌های بیماری پرداخت ماهانه ۴۰۰ هزار تومان برای شهریه دانشگاه بسیار سنگین و غیرممکن است.

بزرگ‌ترین آرزوی او این بود که در آینده شاهد عمران و آبادانی روستای دارالمیزان توسط فرزندان خود روستا باشد.

نوبت گفت‌و‌گوی ما با علی حسینی ۱۸ ساله رسید که تا مقطع دوم راهنمایی ادامه تحصیل داده است.

شاید سن علی با مقطع درسی آن بسیار تضاد داشته باشد اما این سید جوان نیز به خاطر وجود این بیماری پوستی رنج‌آور بیشتر اوقات از درس‌خواندن و حضور در مدرسه جا مانده است.

وی در پاسخ به اینکه چه آرزویی دارد، ابراز داشت: بزرگ‌ترین آرزوی من این است که دستانم باز شود تا بتوانم فقط کارهای خوب با آن انجام دهم.

علی از اعماق قلب دعا کرد که هر کسی که دچار چنین بیمارهایی شده، هر چه زودتر شفا یافته و دست‌هایی که بسته شده است باز شود.

اگر دستان حسین، محمد و علی باز شود حسین و محمد که چندبار در آزمون رانندگی شرکت کرده و مورد قبول قرار نگرفته‌اند می‌توانند گواهینامه رانندگی را هر چه سریع‌تر دریافت کنند و درآمدی برای خود داشته باشند.

اگر دستان محمد باز شود دیگر او مشکلی در نوشتن نخواهد داشت، اگر دستان آنان باز شود به غیر از وضویی آرام‌بخش و خنک، می‌توانند فوتبال و والیبال بازی کنند و در کنار دیگران حضور یابند، اگر دستان حسین بازشود می‌تواند زودتر یک شغل مناسب پیدا کرده و مراسم جشن عروسی خود را برگزار کند، اگر دستان این سه سید جوان باز شود پدر و مادر آنان قدری می‌توانند استراحت کنند.

اگر دستان محمد باز شود شاید خودش فردا با دستان خویش آغازگر عمران و آبادانی روستای دارالمیزان شود و اگر دستان آنان باز شود دیگر با کوچک‌ترین برخورد و ضربه‌ای به دستانشان تاول و زخم ایجاد نخواهد شد.

دستان حسین، محمد و علی حسینی به دلیل وجود مشکلات مالی شدید در راه انجام عمل جراحی پلاستیک بسته مانده و نیکوکارانی که تمایل دارند در راستای بهبود سه سید جوان مبتلا به بیماری پوستی گام‌های بزرگی و ماندگاری بردارند می‌توانند از طریق موسسه خیریه بعث‌النبی (ص) شهر لامرد اقدام کنند.

این مؤسسه در لامرد، بلوار شاهد، روبه‌روی بانک مسکن قرار دارد و از سویی امید داریم مرکز جنوب کشور بنیاد بیماری‌های نادر نیز که اسفند ماه سال گذشته در شیراز آغاز به کار کرد هرچه سریع‌تر بتواند خدمات گسترده‌تری به بیماران این چنینی ارائه دهد.

———–

 

حساب مربوط به موسسه خیریه بعث النبی (ص) شهر لامرد :

شماره حساب ۱۰۶۵۴۳۷۱۰۰۰۴ سیبا ملی به نام هاشمی،هاشمی  امیری

شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۱۱۳۵۲۶۲۴۶۱bimar

 

گله های من از درمان

شهریور ۳ام, ۱۳۹۲

نویسنده: امید رها

آنچه که  از اوضاعِ امروزِ بخش سلامت  مشهود است آنکه به دریایی پرتلاطم وطوفان زده  مانده که هر گوشه اش به مصداق  گردابی هولناک، فریاد بلعیدن هرکه درآن افتد را سر میدهد. اگر اختیار بدست انسان باشد هیچگاه بدین دریا نخواهد زد، ولی چه میشود کرد با تقدیر… . وضع تا بدانجا رفته که دیگر بیان مثال ومصداق ضرورتی ندارد .

در این احوال،اگر کشتی به دریا داریم،  به حکم عقل ایجاب میکند آنرا به دست خبره ترین ناخدا که راه شناس،تجربه اندوخته ومرد میدانهای سخت است ، بسپاریم. عجیب آنکه کم نیست در این مجموعه اینچنین فرهیختگانی  و شگفت آنکه چنان می گردیم ومی گردیم که گویی به دنبال بهترینیم وشگفت تر آنکه آنچه حاصل میشود انگشت را در دهان همه می کارد.

ما هم که چون  جماعتی جان در کف ، مسافر این کشتی گشته ایم، ساده لوحانه به جای اندیشیدن وتکانی بخود دادن، چشم بر آسمان دوخته ودست بر آستان حق دراز که باری تعالی کشتی به سلامت به ساحل ببرد! غافل از آنکه دعا آن زمان کارساز که باحرکتی از سوی بنده ی کمترین همراه گردد که تقدیر به دست خود انسان رقم میخورد .

روزگاری  در این عرصه با مدیران که برخوردی داشتم،آنها را از زمره شایسته ترین افراد مجموعه می یافتم-بماند که همانها هم گاه در می ماندند از اوضاع آشفته این طوفانکده وکشتیِ تحت فرمانشان – ، ولی دریغ که مدیرانِ امروز،حتی  اطلاعاتشان هم درحد کفایت نیست،چه رسد به شایستگی شان! شاید سبب آن است  که در گزینش وانتخاب ناخدا هرچه مد نظر قرار گیرد،غیر آنچه است که باید باشد. و چگونه می شود انتظار داشت که نتیجه چیزی شود جز آنچه که اکنون هست.

کار بدانجا رسیده که رهبر فرزانه فرمود«سعی شود مردم بجز رنج بیماری،رنج دیگری متحمل نگردند» وچه جمله ای که هزار معنا در پس آن خفته والبته عاقلان را اشارتی بس است.کیست که اکنون صدای هل من ناصر رهبر این دیار که گویی از گلوی تک تک مردمانش بیرون جسته را پاسخی در خور دهد؟

آیا وقت آن نرسیده که بزرگان این دیارِ دور افتاده از هرجا در ایفای نقش کوچک خود،«بهداشت» و«درمانِ» افتاده در امواج  را بدست ناخدایانی کاردان بسپارند؟آیا وقت آن نرسیده که گذشته را مدرسه درس خود قرار دهند، از آن بیاموزند وتغییر دهند راه وکردار خود را، قبل از آنکه که مردم در حماسه ای دیگر مجبور به تغییر شوند؟ حال که ساحل پیدا نیست و آنان که می دانند فریاد میکشند «به بیراهه راه می پیماییم» وقت آن نرسیده که  به اندیشه ها وافکارشان لحظه ای به دیده شک بنگرند، اجماع را به کمک بطلبند و تا فرصت باقی ست، مسیرِ راه  را اصلاح وجبران مافات فرمایند؟ آیا وقت آن نرسیده «شایسته سالار ی» به معنای واقعی خودش بشود سر لوحه کار؟

    مگر جز این است که  پروردگار کریم در پایانِ زمان ،آخرین ذخیره از صالحان خود را جهت اصلاح امور بشر مأمور میگرداند. بی شک اون نیز شایسته ترینی ست که شایسته ها را بکار می گمارد تا مصائب امت را چاره کنند. شما نیز اگر بواقع از منتظرانید بسم الله. به حد توان کاری مهدوی کنید اگر پیروید…

امید رها

انتقاد، تهدید یا فرصت

تیر ۱۷ام, ۱۳۹۲

چند مدت پیش یکی از دوستان در مطبی به عنوان راستی از MRI چه خبر سعی کرده بود ، نقدی بر ام آر ای در آینده بیمارستان لامرد داشته باشد. وارد این بحث که آیا دغدغه این دوست در قبال این دستگاه و بیمارستان، نقد و دلایل ذکر شده ایشان صحیح یا اشتباه است یا حق با این دوست عزیز است نمی شوم . اما موضوعی من را نگران می کند و تاسف می خورم از نحوه برداشت نقدشوندگان از این مطلب که فکر کردم نگاشتن مطلبی در این باب حداقل تلنگری به نقد شوندگان خواهد بود جهت تصحیح روند نقدپذیری آنها.

اساسا نقد یک روش بررسی آگاهانه و مدبرانه است که حاصل آن سازندگی ، تعامل و پیشرفت بیشتر است، نه ایجاد تنش های مخرب. یکی از بزرگترین آسیب های اجتماعی کشور های توسعه نیافته، کمبود فرهنگ نقدهای سازنده و فرهنگ انتقاد پذیری است. بنا بر این آنچه که بیش از هر چیز دیگری می تواند جامعه را به سوی ترقی و پیشرفت سریعتر هدایت کند گسترش فرهنگ انتقاد و نقد پذیری است.

مسئولین باید همیشه آماده انتقاد پذیری باشند . رفتار و کردار و اعمال و تصمیمات ما هیچ وقت نمی توانند کامل و بدون نقص باشند . همیشه راهی برای تکامل خودمان و اعمالمان هست . از طرفی نباید از تمام مردم انتظار داشت همه اعمال ما را بپسندند. بگذاریم دیگران هم نظرخود را بیان کنند و در ابراز آن احساس امنیت کامل داشته باشند، اگر می خواهیم پیشرفتی داشته باشیم .

متاسفانه بعضی از مسئولین ما با نقد میانه خوب ندارند و فکر می کنند هدف از نقد تخریب است در حالی که تخریب و تهمت هیچ وقت در نقد نمی گنجد. من از خواندن صحبت های این دوست عزیز به هیچ تهمت و تخریبی نرسیدم . اما بعد از انشتار این در سایت مسئولین به جای پاسخگویی در تکاپوی یافتن نویسنده این مطلب می باشند تا با روش خود با او تسویه حساب کنند! چرا نباید منتقد احساس امنیت کند و بدون دغدغه نقد منصفانه خود را بگوید و نقد شونده هم اگر اعتقاد راسخ به تصمیمات اتخاذ شده خود دارد ، بدون هیچ واهمه از تصمیم خود دفاع نماید. جمع حاضر نیز خود منصفانه قضاوت می کنند . مطمئناً همه جهت پیشرفت خود و جامعه تلاش می کنند. هیچ شکی نیست که مسئولین امر درمان هم تا حد توان تلاش خود جهت رفع مشکلات را می کنند.

هر مسئولی راهی را جهت رسیدن به هدف خود دنبال می کند اما گاه جهت رسیدن به هدف راه ساده تر و کم هزینه تر هم هست، که عقل حکم می کند از آن راه به مقصد رسید و بیراهه رفتن اشتباه است. اگر دوستی سعی می کند راه ساده تر و کم هزینه تر جهت رفع مشکلات را نشان دهد، بگذارید بدون ترس و واهمه حرفش را بزند . چرا او باید با نام مستعار بنویسد به دلیل ایجاد چنین شرایطی توسط مسئولین و نبود فضای سالم انتقاد. مطمئنا اگر در بیمارستان و یا هر اداره ای چنین فضای جهت نقد مهیا باشد قطعا همانجا این بحث ها به صورت مفید دنبال خواهد شد و قطعا نتایج مثبتی خواهد داشت ، سرانجام یا نقد کننده قانع خواهد شد یا نقد شونده و موضوع به سطح شهرستان کشیده نخواهد شد که با مطرح شدن آن در یک سایت عده از دوستان با مطرح کردن این مسئله که این مطلب باعث تشویش اذهان عمومی شده است ، سعی می کنند نویسنده را تنبیه کنند.

درست است عده ای از خوانندگان به دلیل اطلاع نداشتن کامل از حوزه درمان قادر به قضاوت نیستند و شاید در مرحله اول رای را به نقد کننده دهند . اما حالا که شرایط نقد در محیط درمان به واسطه تصمیمات اتخاذ شده سخت شده است و این موضوعات به سطح شهر کشیده می شود و به عقیده دوستان خرید ام آر آی که یک کار بزرگ است و یک افتخار برای شهرستان و کسانی که در راستای تامین آن تلاش می کنند هست با نوشتن مطلب این نویسنده از ارزش و زحمات دوستان کاسته شده است. اگر شما هم معتقدید که نویسنده اشتباه می کند و اولویت با ام آر آی است و شما مدعی اشراف بیشتر بر موضوع هستید، خب چه اشکالی دارد شما که به تصمیم خود ایمان دارید دلایل خود را بازگو کنید تا مردم هم خود قضاوت کنند.

بسیار اتفاق می افتد که درتصمیمات خود اشتباهاتی مرتکب می شویم. عاقلانه ترین کار این است که به جای حمله به منتقد، اشتباهاتمان را اصلاح کنیم و اگر کارمان خوب و پسندیده است با برخورد منطقی و توضیحات روشن نظر منتقدین را تغییر دهیم. برای یک منتقد کم اطلاع ، یک راهنمایی صادقانه و یک آموزش آگاهانه می تواند بهترین راهکار باشد . او را با برخوردهای تند از خود و جامعه طرد نکنیم . همه به هم کمک کنیم تا افراد منتقد رشد کنند چون همین افراد منتقد هستند که باعث رشد شهرستان می شوند. اگر قرار باشد همه با نظر ما موافق باشند و انتقاد ننمایند پس چگونه به اشتباهات خود پی ببریم. سرکوب منتقد فقط باعث زیرزمینی شدن انتقادات وعدم شفافیت ودامن زدن به شایعه در سطح شهر خواهد شد.

اگر یک تصمیم یا عمل یک مسئول توسط افراد مجرب بررسی وبه نقد کشیده شود ،مسئول زیرک می تواند قبل از عمیق شدن عیوب آن واحیانا” تبدیل شدن به یک معضل وبحران با استقبال از نقد صاحب نظران منتقد، دلایل آنها را جویا شده و در صورت وارد دانستن انتقادات در برنامه ی خود تجدید نظر کند. یا چنانچه نقد ناشی از عدم توجیه منتقدین از جزییات برنامه باشد، آنها را از جوانب آن مطلع کرده وحتی در جهت اجرای برنامه با خود همراه کند.

چنان که ملاحظه میشود پذیرش انتقاد و انتقادپذیری برای مسئولین نه تنها یک تهدید نیست، بلکه یک نعمت ارزشمند است وصاحب هر عقل سلیم از آن استقبال خواهد کرد. مگر آنکه کسی خود را عقل کل دانسته ومدعی مطلق بودن عملکرد خود باشد که در این صورت خود وجامعه اش باید منتظر یک بحران باشند.

من شک ندارم که هدف این نویسنده اصلاح است و فکر می کنم در حق ایشان اجحاف می شود اگر مسئولین فکر کنند که فقط این یک نفر منتقد است. درحالی که از این دست افراد در سطوح مختلف دستگاه بهداشت و درمان کم نیستند اما هر یک به دلایلی سکوت می کنند و سکوت را به دردسر ترجیح می دهند.

من این مطلب را نگارش کردم تا کمکی به این دوست عزیز و تلنگری به مسئولین جهت مهیا کردن فضای انتقاد در سطح شهرستان باشد. ما هم به نوبه خود می نویسیم به امید پیشرفت سلامت شهرستان و شاید هم مسئولین راه انتقاد را باز بگذارند تا در یک فضای دوستانه و بدون دغدغه بتوانیم از یکدیگر انتقاد کنیم . مطمئنا هدف همه تلاش جهت پیشرفت است چه از مسئولین و چه از منتقدین پس در فضای دوستانه است که می توان به حل مشکلات فکر کرد .

نویسنده: زیتون

 

— اضافه شده توسط مدیر سایت: بدلیل ترجیح نویسنده مطلب بر گمنام ماندن به دلیل مشکلاتی که برای منتقدین به عملکرد بیمارستان ایجاد شده، نام نویسنده این مطلب به صورت مستعار درج شده است. از این که چنین جوی بر علیه منتقدین وضعیت سلامت شهرستان ایجاد شده متاسفیم و مطمینا این موضوع را به دکتر موسوی نماینده محترم مجلس منعکس خاهیم نمود–

راستی از MRI چه خبر؟

خرداد ۹ام, ۱۳۹۲

مدتها بود که بواسطه فاصله گرفتن هفته نامه سبحان از رسالت اساسی رسانه ای اش-حداقل از دید ناقص خودم- رغبت خاندنش رانداشتم،لیکن مدتی پیش دست تقدیر مارا بر سر راه یکدیگر قرار داد ومن نیز جهت استفاده بهینه از وقت ،صفحاتی ازآن را ورق زدم ورسیدم به صفحه آخر…

صفحه  ای سرتاسر از خدمات  وزحمات حول بیمارستان لامردکه الحق با این اوضاع واحوال نظام درمان،حفظ خدمات این مرکز بیشتر به معجزه مانده ودرخور تقدیر است. اما درانتها سوال خبرنگار « راستی ازMRI چه خبر؟» وجوابی که اندر احوالات پیگیری ونتیجه بخشی این پروژه سه میلیاردتومانی ارائه شده، مدتهاست که ذهنم را مشغول خود ساخته؛

چگونه می شود که دراین اوضاع واحوال وخیم تحریم ها وتنگناها درسطح کشور،مشکلات عدیده مالی بیمارستان لامرد ،بدهی نیم میلیاردی اش به کارکنان،ضعف کیفی خدمات اورژانس وسرپایی که بالغ بر ۷۵ درصد مراجعین را درگیر خود کرده وسرمنشاء مال دارد،هزینه های سرسام آور وروزافزون بخش های جراحی،کسری تجهیزات در بخش های درمانی، مستهلک بودن دستگاههای فرسوده وعدم توانایی بیمارستان در تعمیر ونگهداری آنها و… ، همه دلسوزان ودست اندرکاران سطوح بالای شهرستان پیگیر موضوع بسیار هائز اهمیت!!! MRI شده اند؟چگونه میشود پذیرفت اعتباری که براحتی بخش اعظمی از مشکلات بیمارستان را مرتفع ساخته وبه تبع آن بهبود کیفیت خدمات به تمامی شهروندان درتمامی بخش های بیمارستان را منجر شده، بدین سادگی صرف بخشی با کمترین مراجعات گردد.پروژه ای که بدون رعایت وتطابق با قوانین حوزه سلامت وحتی مصالح ملی ومنطقه ای  مجوز دریافت نموده ، همان قوانین ومصالحی که بر مبنای حفظ حقوق اولیه مردم ونظام سلامت بنا شده وعدم پایبندی به آن بیمارستان لامرد را چون نظام سلامت، بیش از پیش به بحران می کشاند.

براستی مطالبه MRI از کجا نشأت گرفته است؟نیاز کدامین بخش است؟مردم یا بیمارستان؟واقع بینانه در چه اولویتی قرارداردودلیل ضرورت کنونی آن چیست؟چه عواقبی با ورود آن به بیمارستان بر مرکز وبه تبع آن بر مردم وارد خواهد آمد؟چگونه می شود چنین بخش پر هزینه وکم فایده ای را به بیمارستان نحیف وناتوان که نای ایستادن برپاهای خود را ازدست داده تحمیل کرد؟

سوأل که می کنیم جوابمان را ساده چنین می دهند:«خریدش بر عهده شرکت نفت است!». شاید با خود فکر می کنیم که چون نفت از ته چاه در می آید اشکالی نیست که پول فروشش را گهگاهی به چاه سرازیر کنیم. لیکن فراموش نخاهد شدآنچه که بیمارستان را به ورطه ورشکستگی خاهد برد هزینه های نگهداری این دستگاه است که طی چهارتاپنج سال برابر هزینه راه اندازی آن است،که لاجرم بیمارستان مجبور به پرداخت آن از جیب بوده واین یعنی در گذر زمان کیفیت الباقی خدمات -که بالغ بر ۵/۹۹ برابر خدمات ومراجعات این بخش است- فدای نگهداری این دستگاه وتجهیزات وهزینه های جانبی اش خاهد گشت.

درست تر که نگاه می کنم شاید راه حل هم جز این نباشد.بی شک این  دیو زشت پیکر را جز بدین ترفندوشعبده  نمیشد درکلاهی جا داد؛ دستی(MRI) را در هوا میچرخانی ومی چرخانی تا نگاهها بدان دوخته شود وبا دست دیگر اژدهای هفت سر(کاستی های بیمارستان) را در پستویی جای می دهی… ولی افسوس که با همه سوت وکفی که نثار خواهیم نمود دیری نخواهد پایید که اژدها باز برخااهد خاست. البته رستم که نباشی و ترس از هفت خان که باشد،چاره ای جز ترفند نیست.شاید هم تقصیر از ماست که داستانهای رستم دستان را فراموش کرده ایم ودلخوش به شعبده ها ومعجزه ها گشته ایم.

مارا متهم خاهند ساخت که چرافریاد میزنیم. اما خدا میداند که سالی ست آهسته ودرمحافل خصوصی وعمومی عاجزانه درخواست نمودیم که در این موضوع تأمل لازم،کارشناسی،رعایت اولویت ها ومصالح بیمارستان ومردم صورت پذیرد.اوایل وعده مان دادندبه فردا ها وفراداها، زمان که گذشت برای تطمیع تلاش نمودند،موضوع که جدی تر شد وفریاد مان که بلندتر،راه تهدیدرا پیش گرفتند ومارا از قطع روزی ونان مان ترساندند…

شاید که فراموش کرده اند نان را کس دیگری هر سپیده دم تقسیم میکند وآنها نیز خود در صف رزاقند. به همان نان سوگند که تا گوش شنوایی نباشد وزبان پاسخی،فریاد خواهیم کشید….

یارحمن ویا رحیم

فرستاده شده توسط «امید رها» (نام مستعار)

 

مسئولان بیمارستان ولی عصر (عج) لامرد به گوش!

اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲

اینکه در حال نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر هستیم درست …اینکه پرداختن به دیگر مشکلات شهر در این برهه زمانی جالب نبوده و شاید گوش شنوائی برای شنیدن نداشته باشد درست. ولی چه کنیم که درد است و باید بیان شود شاید دلسوزی پیدا شده و رسیدگی کند .

پس از راهیابی دکتر موسوی به صندلی سبز بهارستان خرسند از این بودیم که مردی از وادی بهداشت و درمان راهی مجلس شده و از این به بعد دیگر شاهد وجود مشکلات بهداشتی و درمانی در شهرمان نخواهیم بود ولی همچنان مشکلات باقیست و هیچ رسیدگی نیست .

چند صباحیست به خاطر شغلی که دارم مجبور به تردد بیشتر به بیمارستان ولی عصر (عج) میباشم .در این ترددها به مشکلی برخورد نمودم که هدف از انعکاس آن در سایت تراکمه آگاهی دادن به مسئولان بهداشتی شهرستان به خصوصی مدیران محترم بیمارستان لامرد میباشد .

و اما شرح واقعه :

رویداد اول :

در ایام تعطیلات عید به اتفاق یکی از همکاران که در محل کار دچار حادثه و صدمه به انگشت شده بود راهی بیمارستان لامرد شدم که پس از انجام اقدامات اولیه و معاینه/ پزشک شیفت بیمارستان دکتر x تشخیص شکستگی و تجویز آتل بندی دادند.کاغذی را به دستمان دادکه روی آن نوشته شده بود :

مطلب دکتر x
با سلام ”
لطف نموده نسبت به انجام آتل انگشت شکسته اقدام گردد .
مهر و امضاء دکتر x

به ایشان اعتراض کردم که چرا به مطب شخصی خود ارجاع داده اید اعلام داشتند ایام تعطیلات است و بیمارستان شلوغ و این قبیل اقدامات درمانی میبایست بیرون از بیمارستان انجام گیرد .
حال مراجعه به مطب مذکور و مواجهه با فردی که اصلا اینکاره نبود و پرداخت هزینه ۲۴ هزارتومانی که بابت آتل بندی از ما اخذ شد بماند .(اصلا اختراعی به نام بیمه و دفترچه بیمه آنجا شناخته شده نبود )

رویداد دوم
دراعزامی مشابه چند روز بعد مجدد به اتفاق یکی دیگر از همکاران که درد کلیه داشتند به بیمارستان مراجعه و چشممان به جمال دکتر x منور گردید .بعد از معاینه و توضیحات ما که همکارمان درد شدید دارند و بایست بستری شده و مسکن م……ن دریافت نماید (مسکن مذکور فقط در مراکز درمانی تزریق میگردد )باز هم کاغذی به دستمان دادند بدین شرح :

مطب دکتر x
با سلام ”
لطف نموده تزریق سرم و آمپولها طبق نسخه انجام پذیرد .
مهر و امضاء دکتر x

این بار دوباره شاکی شدم که چرا هر بار پس از مراجعه به بیمارستان ما را به مطب شخصی ارجاع میدهید که مجدد اعلام داشتند بیمارستان شلوغ است و تخت خالی برای بیماران سراپائی نداریم .بررسی که کردم متوجه شدم که فقط یکی از تخت ها پر است و بقیه منتظر بیمار .

این بار شاکی نزد سوپر وایزر شیفت بیمارستان رفتم که در کمال تعجب این جواب را از ایشان شنیدم :نظر پزشک معالج این بوده و کاری از دست ما بر نمی آید .بابا همین یه دونه پزشکو به زور و صد خواهش گذاشتیم اینجا بمونه ایام تعطیلات پزشک نیست اگه چوب لای چرخش بذاریم میره دیگه همینم نداریم ها.(به قول محمد جواد قحط الپزشک شده بود )
حال پرداخت هزینه ۲۹ هزار تومانی وصل سرم و تزریق آمپولها بماند .ولی نکته جالب اینجاست که در مطب شخصی دکتر x آن وقت شب هیچگونه پزشکی وجود نداشت و اگر تزریق م….ن شوک تنفسی میداد چه کسی جوابگو بود .

مورد سوم:
چند روز قبل جهت انجام معاینات و آزمایشهای استخدامی رفته بودم شبکه بهداشت .پس از انجام آزمایشات پشت درب اتاق پزشک منتظر ورود و تائیدیه بودم که در باز شد و پیرزنی از اتاق خارج و شروع کرد به لهجه غلیظ لامردی اعتراض کردن. باز هم به قول محمد جواد صفائی شاخکهایم که تیز کردم متوجه شدم که پزشک شیفت آنجا هم دکتر x هستند و باز هم اینبار این پیرزن بیچاره را ارجاع داده به مطب شخصی جهت ادامه روند درمان .
مسئولین محترم شبکه بهداشت و مدیران محترم بیمارستان لامرد تور خدا کمی هم که شده به فکر کاهش هزینه های درمان همشهریهای عزیزمون باشید و اجازه ندید هر کسی از هر راهی که میتونه کیسه بدوزه واسه پول بی زبون مردم …!!!!!

پایگاه انتقال خون لامرد همچنان خاک می‌خورد

بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱

به گزارش خبرگزاری فارس از لامرد، با گذشت یک سال از افتتاح رسمی پایگاه انتقال خون شهرستان لامرد در دهه فجر سال گذشته این پایگاه همچنان به علت مشکلاتی فعال نبوده و کار خون‌گیری در آن انجام نمی‌شود.‌

بسته بودن و یا تعطیلی این مرکز که ﺑﺎ اﻋﺘﺒﺎری ﺑﺎﻟﻎ ﺑﺮ ۱۰۰ ﻣﯿﻠﯿﻮن ﺗﻮﻣﺎن ﺗﻮﺳﻂ ﺧﯿﺮاﻧﺪیش ﺣﺎج اﺣﻤﺪ ﻧﺠﺎر ﻗﻄﺮی در زمینیﺑﻪ ﻣﺴﺎﺣﺖ ۱۰ ھﺰار ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻊ و زیرﺑﻨﺎی ۸۰۰ ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻊ در دو طﺒﻘﻪ اداری و مسکونی ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه، گلایه شهروندان و خیراندیشان از بی‌توجهی مقامات استانی را در پی داشته است.

علیرضا توسلی مدیرکل انتقال خون فارس در زمان برگزاری مراسم افتتاح این پروژه ابراز داشت: در بعضی از شهرﺳﺘﺎن‌ھﺎی جنوبی ﻓﺎرس از جمله ﻻﻣﺮد و مهر، پایگاه اﻧﺘﻘﺎل ﺧﻮن وﺟﻮد ﻧﺪارد و این ﺷهرھﺎ ﺗﺎ مرکز اﺳﺘﺎن ﻓﺎرس ﻧﯿﺰ ﻓﺎﺻﻠﻪ بسیاری دارﻧﺪ و ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻧﯿﺎز ﺧﻮﻧی ﺑﯿﻤﺎرﺳﺘﺎن‌ھﺎی ﻣﻨﻄﻘﻪ و ﺑﯿﻤﺎران ﺧﺎص و دیاﻟﯿﺰی، این پایگاه می‌تواند ﺗﺄﻣﯿﻦ کننده ﻧﯿﺎزھﺎی خونی آنان ﺑﺎﺷﺪ. بلاتکلیفی این پروژه نگرانی سایر خیراندیشان را نیز به همراه داشته و آنچه مسلم است خیراندیش به تعهدات خود عمل کرده و ساختمانی با هزینه ۱۰۰ میلیون تومانی احداث می‌کند اما پس از گذشت یک سال از افتتاح خود همچنان خاک می‌خورد.

سئوال این است که چرا پروژه‌ای که هنوز به طور کامل تجهیز نشده و یا نمی‌تواند خدمات‌رسانی کند، با عجله افتتاح و با رفتن مدیرعامل از شهرستان درهای این پروژه نیز بسته می‌شود. آیا چنین اقداماتی باعث دلسردی، یاس و بی‌انگیزه شدن خیراندیشان نمی‌شود.

خون‌گیری به صورت موردی و در ایام و مناسبت‌های ویژه‌ای توسط اکیپ اعزامی از شهرستان همجوار لارستان در درمانگاه ابوفاضل شهر لامرد انجام می‌شود که به علت بعد مسافت و نبود امکانات و تجهیزات نگهداری خون، فقط در ساعات محدودی کار خون‌گیری این کار صورت می‌گیرد و گاهی‌ خون‌های گرفته شده به هدر می‌رود.

اما در این میان سهراب ابراهیمی سرپرست پایگاه انتقال خون شهرستان لامرد در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در این شهرستان که در ۱۰ مهر ماه سال جاری صورت گرفت و به تازگی در آن روزها به عنوان سرپرست جدید پایگاه انتقال خون معرفی شده بود ابراز داشت: در حال حاضر بالغ بر ۳۰ میلیون تومان خرید تجهیزات اولیه و مورد نیاز این پایگاه انتقال خون صورت گرفته است. وی ادامه داد: در نیمه دوم آبان ماه سال جاری مردم شهرستان لامرد می‌توانند با حضور در پایگاه انتقال خون اقدام به اهدای خون کنند.

سرپرست پایگاه انتقال خون لامرد از انجام اقدامات و پیگیری‌های لازم به منظور راه‌اندازی سریع پایگاه انتقال خون لامرد نیز در این گفت‌وگو خبر داد و اضافه کرد: اقدامات قابل توجهی برای راه‌اندازی سریع پایگاه انتقال خون و شروع فعالیت از نیمه دوم آبان ماه در حال انجام است. ابراهیمی تصریح کرد: مشکل فنی پله‌های ورودی پایگاه انتقال خون لامرد تا آخر هفته برطرف می‌شود. اما در پاسخ به سخنان سرپرست پایگاه انتقال خون می‌توان گفت که مردم این شهرستان تاکنون نه شاهد راه‌اندازی پایگاه انتقال خون در نیمه دوم آبان ماه سال جاری بودند و نه برطرف کردن مشکل فنی پله‌های ورودی پایگاه انتقال خون لامرد را مشاهده کرده‌اند.

منبع خبر: سایت فارس نیوز

فرستنده: محسن نیدانی

بیمارستان معین شرکت نفت

دی ۲ام, ۱۳۹۱

نویسنده: مجید ابراهیمی

تاکنون بسیار پیش آمده که با این سؤال  تکراری روبرو شوید، مرادم این سؤال است: «آیا ثروتمند بودن مصداق خوشبختی ست؟ همه ثروتمندان خوشبختند؟»

عامه مردم معمولاً در جواب خاهند گفت: «بله و البته که عین خوشبختی ست». اما اهل کمال و یا هر کس دیگر با اندک تحقیق و مطالعه و بر پایه استدلالی منطقی موضوع را رد می کند؛ یا حداقل آنرا اصلاح میکند که ثروت عامل خوشبختی میشود ولی نه خود خوشبختی، یا به قول ادبا: «پول وسیله  ایست برای نیل به هدف و نه  خود هدف»

حکایت:

   فرض بفرمایید در دیاری دور افتاده و محروم (برداشت آزاد) دخترکی بخت برگشته و بیچاره (حسب زمانه)، تحت سرپرستی پدر پیر و فرتوتش گذران عمر میکند. پدر از فرط ناتوانی بدان اندیشه است که دخترک را روانه خانه بخت نماید و بار مسئولیتش را به دیگری بسپارد. از قضا مردی متمکن با همسر خوش قد و بالای خود به شهر عزیمت می کند و فضا بنظر مساعد تحقق رؤیاها میگردد. حال تصور بفرمایید این آشفته بازار را که در اندیشه هر کس چه میگذرد: مرد متکن از پایبندی به زن و فرزند و مشکلاتش خسته و در پی دل کندن و متواری شدن (چه رسد به عقد دختری دیگر)؛ همسرش در آرزوی فرار از دست این مرد بی ذوق پرمدعای بی احساس به جایی بهتر حتی اگر مجبور شود همان خانه پدری (به هر حال هیچ کس مثل پدر دلسوز و غمخار دختر نمی گردد)؛ پدر پیر فرتوت در آرزوی رهایی از بار مسئولیت دختر و امید به آینده ای بهتر برای او؛ و دختر در اندیشه خوشبختی به هر طریق. از قضا مردم شهر هم نسبت به این وصلت بسیار خوشبینند و برایش لحظه شماری میکنند. جالب این که بزرگان و رجال  و خیرخاهان شهر هم دست اندر کار این وصلت شده اند و ان را مبارک میخانند.

حال نظرشما چیست؟

« پول این مرد باعث  خوشبختی هرکس که  به دامانش چنگ بیاندازد خاهد شد؟»

اصل عرایض:

اگر بگویم حال و روز بیمارستان ولی عصر (عج) لامرد  در مبحث ارتباط با شرکت نفت  دست کم از این داستان ندارد باور می کنید؟!

بیمارستان بخت برگشته، دانشگاه علوم پزشکی پیر و فرتوت، شرکت نفت متمکن، بیمارستان جم خوش قد و بالا، مردمی که انگار تمام راه‌های رهایی بیمارستان لامرد را درنکاح آن با شرکت نفت می‌دانند، و البته جای بزرگان محفوظ که خود بانیان و دست اندرکاران این وصل بظاهر میمونند؟

ولی آیا واقعن تبدیل بیمارستان لامرد به بیمارستان نفت پایان مشکلات درمان شهر است؟!

یافتن جواب این سؤال بسیار ساده تر از آن بود که به نظر میرسید. خوشبختانه دیدن وصف حال همسر اول (بیمارستان توحید شهرستان جم خودمان) جواب این سؤال بود برادر.

به توصیه و هماهنگی نماینده محترم شهرستان -جناب آقای دکتر موسوی- بازدیدی داشتیم از بیمارستان توحید جم. و البته نتیجه همان بود که پیشتر بدان نائل آمده بویم، فقط شنیدن کی بود مانند دیدن

بیمارستان توحید جم بیمارستانی ست بسیار مجهز، به لحاظ ساختمانی کامل، با فضای مناسب (از هر حیث ) و البته آمادگی کافی و وافی در زمینه های پاراکلینیکی، درمانگاهی و همچنین خدمات جراحی در حد متوسط و البته و صد البته تعرفه های درمانی پایین. تا اینجا که وضعیت بنظر خوب بود لیکن این سکه روی دیگری هم داشت….

به لحاظ گستردگی خدمات، حضور  متخصصین متنوع و تمام وقت، خدمات جراحی گسترده قابل قیاس با بیمارستان زپرتی خودمان نمیشد. جالب اینکه مدیران محترم آن مرکز وضعیت بیمارستان خودمان را بهتر می پنداشتند. و البته از حق نگذریم بیمارستان لامرد علی‌رغم همه کاستی‌ها، نقاط قوتی هم دارد که عبارتند از گستره بالای خدمات، انجام اعمال جراحی در سطح بالاتر، حضور بهتر (چه کمّی و چه کیفی) و تمام وقت متخصصین مختلف و کادر درمانی و سطح خدمات رسانی تخصصی‌تر و از همه مهم‌تر توانایی بیشتر این مرکز در پوشش بیماران ترومایی نسبت به بیمارستان جم. برای من و دوستان جالب بود که بیمارستان شرکت نفت با این همه توان مالی مناسب در زمینه افزایش سطح خدمات جراحی و تروما فعالیت ننماید. ظاهرن این بیشتر بر می‌گردد به سیاست‌های وزارت نفت و نوع نگاه آنها به مقوله درمان در واحدهای زیرمجموعه‌شان که بیشتر با هدف خدمات‌دهی به کارکنان تعریف شده تا عامه مردم منطقه.

شاید نقطه عطف این داستان نیز همین است. ما متأسفانه در منطقه تروماخیزی واقع شده‌ایم که می‌بایست تمامی اهتمام لازم در حفظ و افزایش توانایی بیمارستان به منظور پوشش بیماران ترومایی بکار گرفته شود. و این شاید بزرگترین و بهترین دلیل برای جلوگیری از خروج این بیمارستان از سرپرستی وزارت بهداشت باشد. همگان می‌دانند که متولی اصلی درمان، وزارت بهداشت بوده و حتی شرکت نفت به آن توانمندی (حداقل به لحاظ مالی) نیز در شرایط بحران متوسل به بیمارستان‌های تحت نظر وزارت بهداشت می باشد (به قولی این همان پدر فرتوت ولی دلسوزی ست که بواسطه تجربیات با ارزش زندگی و سرد و گرم چشیدن روزگار، گرگ باران دیده گشته و حتی در اوج فرتوتی باز هم دلسوزتر از دیگران به زیرمجموعه‌اش توجه داشته و دارد).

 پس راه حل چیست و نقش نفت در این مقوله چه می‌تواند باشد؟

به نظر این بنده حقیر و بسیاری از دوستان حاضر در این عرصه، رویکرد می‌بایست همان باشد که هم اکنون در دستور کار نماینده محترم شهرستان‌های لامرد و مهر است و آن عبارت است از استفاده از توانمندی مالی شرکت نفت در تأمین بودجه مورد نیاز جهت بهبود وضعیت فضای فیزیکی، تجهیزات پزشکی و غیر پزشکی، فضای سبز، امکانات رفاهی و … تا حد استانداردهای موجود  که سرجمع همه این عرایض بنده میشود:

«طرح تبدیل بیمارستان لامرد به بیمارستان معین شرکت نفت»

(در پرانتز باید خدمت دوستان عرض کنم که موضوع واگذاری کامل بیمارستان به شرکت نفت به صورت تمام و کمال متفاوت از موضوع معین شدن بیمارستان است، اولی مورد نقد اینجانب و گروهی از دوستان  است و دومی راه‌حلی مناسب جهت حل بخش اعظمی از مشکلات بیمارستان –والبته نه همه آنها- به بیان ساده‌تر یعنی کنار هم قرار گرفتن نقاط قوت هر دو وزارتخانه در حل مشکلات این بیمارستان. البته  با همه این اوصاف یک مشکل بیمارستان باقی ست: «تعرفه های پایین دولتی و دریافت هزینه های اضافی از بیماران که منجر به افزایش سهم بیمار در بخش های ویزیت متخصصین و البته جراحی‌ها شده است. هر چند این موضوع بالذاته موجب افزایش جاذبه‌های شهرستان جهت حضور متخصصین مختلف شده، لیکن باری بر دوش مردم منطقه می باشد و لزوم انتقال این بار بر دوش  بخشی دیگر الزامی می‌نماید. راه حل این مشکل نیز مشخص است و به قول اساتید فن راه پیدا و هویدا ست  و البته بیان آن از حوصله این مطلب خارج …

 و در آخر:

امید آنکه با استعانت از پروردگار متعال، خرد گرایی و توجه به مصالح حقیقی بیماران، بهره گیری از تمامی پتانسیل‌های موجود در سیستم، انجام برنامه ریزی‌های منظم و ایجاد وحدت رویه کامل در جذب و استفاده بهینه و کاربردی از منابع نفت، جهت حل معضلات  اصلی و اولویت‌دار بیمارستان توفیق لازم حاصل گردد.

بیماری شناسی بیمارستانی!

شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱

فرستاده شده توسط: امید رها (اسم مستعار)

تاکنون شنیده اید که فردی با بیماری یا مشکل جسمی به پزشک مراجعه نموده، اما بدلیل تشخیص و درمان نادرست دچار عوارض جانبی و یا حتی مرگ شده است (تشخیص ودرمان نادرست)؛ یا بیماری که پس از مراجعه با تسکین موقت درد و از بین رفتن علائم، خوشحال به منزل بازگشته اما اندکی بعد با حالتی وخیم تر باز مجبور به مراجعه می شود (تسکین ودرمان موقت،عدم درمان اصولی)؛ یا بیماری که به پزشکی نابلد مراجعه و تا مدتها درمانهای متنوع را امتحان ولی جواب لازم را نمیگیرد (عدم تخصص ،عدم مشاوره،)؛ یا بیماری که گرفتار جمعی از کادر درمانی شده که علیرغم تعداد زیاد حاضر بربالین بیمار، بیمار را بسوی مرگ رهنمون مینمایند (عدم مهارت ،عدم هماهنگی)؛ یا بیماری که دچار پزشکی پرمدعا و یا منفعت طلب شده که سعی بر نگه داشتن بیمار نزد خود نموده و بیمار را از انتخاب های دیگر منع میکند (تنگ نظری ومنافع شخصی یاصنفی)؛ یابیماری که همزمان زیر نظر چند پزشک است و ضمن دریافت درمانهای متنوع و پرداخت هزینه گزاف، این تکثر درمانها  نیز یا همدیگر را خنثی و یا حتی اثر عکس بجا می گذارند (تکثر رویکرد و برنامه، عدم تحلیل اطلاعات و سوابق)؛ یا مواردی که پزشک با اطمینان کامل منکر بیماری شخص می شود، اما بیمار هنوز احساس مشکل می کند و به خود می پیچد (وضعیت انکار)؛ یا زمانی که شلوغ است و پزشک بدلیل ضیق وقت و سرعت بخشیدن به کار، معاینه سریع و سطحی می کند و نسخه ای فوری می نویسد و بعد چه شود خدا میداند (محاسبت زمانی ارجح بر منافع بیمار، عدم صرف توجه و حساسیت لازم)؛ یاپزشکی که با نیت جلب رضایت کامل بیمار ،هرچه میخاهد در دفترچه اش می نویسد و یا هرچه میگوید تأیید میکند، عوارضش هم مهم نیست، مهم اینست که راضیست (عوام گرایی، عدم دوراندیشی)؛ یا مواردی که بیمار را چون بیمه تکمیلی دارد و هزینه ای نمی دهد فرستاده اند چکاب، سی تی اسکن سرتاسری، معاینات متعدد، دارو وخلاصه هرچه میشود(عدم توجه به منافع وسرمایه های ملی)….

نگران نباشید اینها دربخش درمان نادر است اما دلیل بیان من از این مثالها ،بیشتر وجه اشتراکشان است :

«درهمه موارد، امکانات و ضروریات درمان مهیا و هزینه های مادی و انسانی صرف شده، اما نتیجه چیز دیگریست…»

اما….

غرض از نگارش همه مطالب بالا، ذکری ست مرثیه وار از بیماری آشنا، جوانی هفده یا هجده ساله که از زمانی که بیاد دارم در بستر بیماری خفته است، از زمان تولد تا هم اکنون، بزرگتر وبالغ تر شده، تواناییش بیشتر شده و حتی توجهات اطرافیان به او، اما هنوز بیمار است و از قضا در این زمانه بیماری اش از هر زمان دیگر حادتر؛ همراهانش نیز ناامید از وضعیت او شده اند و حتی می پندارند که نسخه های جدید پیچیده شده توسط طبیبان حالش را تا سرحد مرگ پیش خواهد برد، هرچندجای نگرانی نیست چون او مردنی نیست….اگر خود یا اطرافیانش هم بخواهند، نمی تواند بمیرد…

مشکلش مال امروز و دیروز و این طبیب و آن طبیب نیست، مشکلش درد پنهانی ست که در چهره بزک کرده اش قصد پنهان شدن دارد، مشکلش عدم تشخیص است و طبیبان بسیار، مشکلش عدم تخصص است و مهارت کافی دردرمان، مشکلش منافع شخصی و حزبی ست، عدم تحلیل درست والبته عوام گرایی و شعارزدگی است و هزار مشکل دیگر… و همه و همه موجب گشته درمانش اشتباه باشد و حالش هر روز بدتر از دیروز شود .بله متأسفانه این بیمار به همه آن مثالها دچار است.

خوب به درک!!! بیماری اش چه کم و زیاد ما دارد، بله غم انگیزش اینجاست، او کاری انجام می دهد، مسئولیتی دارد و تا بیمار است مسئولیتش را درست انجام نمی دهد و مشکل او می شود مشکل من و تو و همه، آری او مرکز درمان  و درمانگران است…

«این بیمار همان بیمارستان خودمان است»

  کمی دقت کنید شباهتها را می بینید:

هزار پیش بینی برنامه ریزی جهت احداث بیمارستان های دوم و سوم در مرکز شهرستان و در آینده ای نزدیک، درمانگاههای موازی، نصب تجهیزات هزینه بر و با کاربرد اندک همچون ام-آر-آی (تشخیص نادرست وبالطبع درمان غلط)، کمک های مالی هر ازچندگاهی (مسکن های موقت، عدم درمان اصولی)، واگذاری به هیأت امناء، حمایت مجمع خیرین، واگذاری به شرکت نفت، حمایت صنایع انرژی بر، پوشش بیمارستان تحت لوای دانشکده پرستاری و سیستم آموزشی (تناقض در برنامه ها وعملکرد)، پردازش به بخشهای پاراکلینیک و تشخیصی به جای درمانی (عدم تخصص،عدم مشاوره)، اخذ تصمیمات اشتباه درسنوات گذشته و تکرار مجدد آن (عدم تحلیل اطلاعات و سوابق)،اعلام حل تمامی مشکلات بیمارستان اعم از مشکلات مالی، مدیریتی و.. و اینکه هم اکنون تنها نیازمندی بیمارستان ام آر آی است (وضعیت انکار)، تبیین برنامه های چشم انداز، تصمیمات و سیاستهای کلان و تاثیرگذار بدون  طی مراحل کارشناسی و یا جمع آوری آراء و نظرات و بومی سازی آنها (تنگ نظری،منافع شخصی یا صنفی یا اختلافات سیاسی و حزبی)، بی نظمی در امور جاری، عدم توجه به اصول اصلی امور درمانی (عدم مهارت وتجربه)؛ علاقه مدیران و مسئولین به ثبت دو امر اساسی هر پروژه بنام خودشان، یعنی کلنگ زنی و روبان چینی، با تصور اینکه اهمیت هر کارصرفن درهمین دو امر است (ارجحیت زمانبندی بر منافع بیمار، مصالح سیاسی و شخصی) شعارهای دهن پرکن و عامه پسند تأسیس بیمارستان در هر گوشه و کنار شهر با تمامی امکانات، فراخانی تمام تجهیزات، با این روند چند سال دیگر کافی است از درب منزل خارج شوید یا دست دراز کنید و خدمات درمانی دریافت کنید (عوام گرایی،عدم دوراندیشی) ساخت درمانگاه، خرید تجهیزات از پول نفت، ایجاد لابی ها نادیده گرفتن قوانین جاری کشور، اخذ مجوزهای مختلف احداث، تجهیز و خرید و هر چه هست، انهم بدون لحاظ اصول قانونی و کارشناسی با این استدلال که شاید روزی لازم شود و یا اینکه مامنطقه محرومیم، مهم نیست نسبت هزینه به کارایی، عدالت در توزیع آن در سراسر کشور و یا اولویت ها و نیازمندیها چیست، چرا چنین است؟؟؟ چون پول چاههای نفت است، پول تخصیصی وزارتخانه است، پول فلان سازمان است (عدم توجه به سرمایه های ومنافع ملی)-…. و سخن کوتاه که بیان بیشتر این مثالها مسلمن از حوصله خانندگان خارج است.

درست نگاه کنید می بینید که همه امکانات و توجهات جهت حل مشکل این بیمار معطوف است:سرمایه ای انسانی کافی، ظرفیت سیاسی، کادر مدیریتی وپشتیبانی، توجه عمومی ودیگر عوامل مرتبط وتأثیرگذار. در پس همه این هیاهوی فراگرفته حول این بیمار یک چیز، واضح وانکارناپذیر است،حقیقتی تلخ: «این بیمار درحال احتضار است»

البته نگران نباشید او نخاهد مرد، هیچوقت. اما امید کار هم از او نمی توان داشت، هر روز ضعیف و ضعیف تر می شود و حرکتش، منفعت رسانی اش کمتر و این مایه اصلی نگرانی ست…

با همه این اوصاف چه باید کرد؟

جواب ساده است وشاید در مکاتبه و نظرجمعی کارکنان بیمارستان به نماینده شهرستان درمجلس واضح بیان شده و خلاصه اش می شود:

 «اندکی مکث در زمان، فراخوانی همه دلسوزان و دست اندرکاران با هر سلیقه و دیدگاه، تبیین نقشه راهی جامع با جزئیات کامل با لحاظ منافع ملی، شرایط منطقه ای و بر پایه منفعت کلیه بیماران، والبته و صد البته عمل به این برنامه در تمامی مقاطع زمانی همراه با به روز رسانی در جزئیات»

درپایان توصیه ای کوچک از این حقیر به عزیزان خاننده چه از این جناح، چه از آن جناح و چه هر جناحی و حتی افراد تک و تنهای مستقل از تمامی جناح ها:

«این متن سیاسی نیست ومتنی از سرعقده شخصی هم نیست، کامل هم نیست و مانند هر گفته دیگر انسانی قابل نقد وبررسی است. لطفن صحیح بخانید، نقایصش را متذکر شوید و لطف کنید بنویسید تا کامل شود تا بدین سان بیشتر ما را یاری دهید؛

                                                                                                 خرسندم از همراهی تان…

گزارش تحلیل اعتبارات عمرانی شهرستان لامرد

مرداد ۸ام, ۱۳۹۱

مقدمه:

با توجه به ضرورت برنامه ریزی در کلیه زمینه های اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی و… جهت رشد و اعتلاء شهرستان و دستیابی به جایگاهی مناسب در توسعه و اینکه از ملزومات هر گونه برنامه ریزی دستیابی به آمار و اطلاعات دقیق و جامع از وضعیت موجود می باشد لذا در اختیار داشتن مجموعه جامع و دقیق از آمار و اطلاعات ضروری است. این مجموعه براساس این ضرورت و نیاز تهیه و تنظیم گردیده است. هرچند گرد آوری اطلاعات و آمار در کشورهای کمتر توسعه یافته بسیار مشکل و در برخی اوقات غیرممکن می باشد. این مجموعه نیز با مشکلات فراوان و دردسرهای خاص خودش برای نشان دادن اقدامات نظام مقدس جمهوری اسلامی براساس آمار مستند همچنین مقایسه و تجزیه و تحلیل آن بر مبنای اصول متعارف با همکاری همکاران ارجمند در گروه برنامه ریزی فرمانداری در سه بخش تهیه شده است. بخش اول اطلاعات مربوط به پروژه های عمرانی به تفکیک فصل و برنامه که اعتبارات آن از محل اعتبارات تملک دارایی استانی ودو درصد نفت و گاز تامین شده است و از طریق شورای برنامه ریزی استان به شهرستان ابلاغ شده و در کمیته برنامه ریزی شهرستان توزیع شده است. در بخش دوم اعتبارات مربوط به پروژه هایی است که از اعتبارات سفر هیات دولت یا ملی و متمرکز دستگاههای اجرایی و کمک های وزارت نفت خارج از اعتبارات روال عادی با پیگری نمانده فقید شهرستان ؛ مسوولین استانی و شهرستانی بدست آمده است. بخش سوم آن شاخص های شهرستان در زمینه های مختلف می باشد که از ادارات شهرستان استعلام شده درج گردیده است.

معرف اجمالی شهرستان

 

وسعت و موقعیت جغرافیایی:

شهرستان لامرد با مساحت ۳۹۳۲ کیلومتـرمربع در محدوده ۵۴-۵۲ درجه طول جغرافیایی و ۲۸-۲۷ درجه عرض جغرافیایی در جنوبـی ترین نقطه استان فارس واقع شده است. فاصله لامرد تا مرکز استان ۴۴۶ کیلومتر است و از شمال با شهرستان های لارستان وخنج از جنوب و شرق با استان هرمزگان، از جنوب غرب با شهرستان مهر و استان بوشهر همسایه می باشد.

وضعیت آب و هوایی لامرد:

شهرستان لامرد از نظر آب و هوایی جزء مناطق گرم و خشک محسوب می شود. حداقل درجه حرارت صفر و حداکثر آن در تابستان به ۵۰ درجه سانتیگراد می رسد . گرم ترین ماه سال مرداد با معدل ۲۶/۳۴ درجه سانتیگراد و سردترین ماه ، دی با معدل ۰۶/۱۳ درجه سانتیگراد است . متوسط بارندگی دراین شهرستان ۱/۲۳۴ میلیمتر در سال است که با ویژگی بارش سیل آسا در مدت کوتاهی از سال ( سه ماه در سال ) رخ می دهد وحداکثر بارندگی ( حدود۷۰% ) در ماه های دی و بهمن و حداقل بـارندگی نیز در شهریور ماه است. حداکثر رطوبت نسبی شهرستان ۵۶ درصد و حداقل رطوبت نسبی نیز ۲۰ درصد است.

عوارض طبیعی:

دو رشته کوه عمده در شهرستان لامرد وجود دارد: رشته کوه سادول، واقع در جنوب، لامرد را از شهرستان «پارسیان» جدا می‌کند و رشته کوه علامرودشت نیز لامـرد را به دو بخش و قسمت مجزا یکی دشت مرکزی (شامل قسمت اعظم بخش مرکزی، بخش اشکنان) و دیگری دشت علامرودشت ( شامل قسمتی از بخش مرکزی و بخش علامرودشت ) تقسیم نموده‌است. رشته کوه علامرودشت بصورت رشته ای به طول ۱۲۴ کیلومتر و به عرض ۴ تا ۸ کیلومتر از روستای شلدان درغرب لامرد آغاز شده و به سوی جنوب شرقـی تا روستای پاقلات امتداد مـی یابد. ارتفاع آن در بلندترین نقطه ۱۴۳۰ متر از سطح دریا است.کوه گاوبست نیز با ارتفاع ۲۱۶۵ متر ارتفاع از سطح دریا در شمال روستای پاقلات و کال واقع شده است.

پوشش گیاهی:

پوشش گیاهی در دشت ها شامل علف شور، آتریپلکس، آئلروپوس، هالکنموم و شوره گز می باشد و پوشش گیاهی در دامنه ها و بلندی ها شامل استبرق، کنار، کهور، گون، درمنه، لگجی، بهمن، ترات و …و در بلندی های بالاتر درختان و درختچه هایی مانند بنه، بادام و گیاهانی مانند انغوزه و آویشن دیده می شود.

رودخانه ها:

دو رودخانه فصلی مهم در شهرستان لامرد عبارتنداز :‌

رودخانه مهران (شور) که از کوه های چک چک ، مشک آویز و نار در غرب شهرک امام و سرگاه اسیر از توابع بخش گله دار شهرستان مهر سرچشمه می گیرد و پس از طی طول شهرستان مهر و لامرد در کنار بندرخمیر به خلیج فارس می ریزد .

رودخانه علامرودشت: این رودخانه بزرگترین و طولانی ترین رودخانه فصلـی شهرستـان می باشد که نهایتاً‌ به خلیج فارس سرازیر می شود. این رودخانه از دو شاخه اصلی فداغ و چاهورز تشکیل شده که شاخه چاهورز از ارتفاعات شمالی کال و شرق روستای بالاده و آبکنه سر چشمه گرفته و شاخه فداغ که در شهرستان لارستان می باشد از جنوب لار و شرق هرمز سرچشمه می گیرد .

تقسیمات کشوری :

طبق تقسیمـات کشوری شهرستـان لامرد از سـه بخش به نام های مرکزی، اشکنـان، ‌علامرودشـت، ۷ دهستان،۴ نقطه شهری و۱۴۲ آبادی، تشکیل شده است که از این تعداد بخش مرکزی با ۶۸ آبادی بیشترین نقطه مسکونی و بخش اشکنان با ۲۸ آبادی کمترین نقطه مسکونی را در خود جای داده است. در بخش علامرودشت نیز تعداد ۴۶ نقطه مسکونی وجود دارد .

بخش، شهر و دهستانهای شهرستان لامرد براساس تقسیمات کشوری

شهرستان بخش شهر دهستان
تعداد نام تعداد نام تعداد نام
لامرد ۳ مرکزی

اشکنان علامرودشت

۴ لامرد

اشکنان

علامرودشت

اهل

۷ حومه

سیگار

چاهورز

خیرگو

علامرودشت

اشکنان

کال

جمعیت و نیروی انسانی:

براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت شهرستان لامرد‌۷۸۶۹۲ نفراست که از این تعداد ۳۶۲۱۷ نفر در مناطق شهری و ۴۲۴۵۲ نفر در روستاها سکونت دارند. طبق سرشماری فوق درصد جمعیت شهرستان نسبت به استان ۸/۱ درصدمی باشد.

براساس این سرشماری، بخش مرکزی با ۴۴۷۱۳ نفر بیشترین جمعیت را در خود جای داده است. بخش اشکنان با ۱۸۸۹۰ نفر و بخش علامرودشت با ۱۵۰۶۶ نفر در رتبه های بعدی قرار دارند.

تعداد شهر ها، دهستان ها و آبادی های دارای سکنه شهرستان به تفکیک بخش

بخش شهر دهستان آبادی های دارای سکنه کل آبادی ها
اشکنان ۲ ۲ ۲۸ ۳۷
علامرودشت ۱ ۲ ۴۶ ۵۸
مرکزی ۱ ۳ ۶۸ ۸۱
کل شهرستان لامرد ۴ ۷ ۱۴۲ ۱۷۶

جمعیت و تعداد خانوار بخش ها، دهستان ها و شهر های شهرستان لامرد

بخش/دهستان/شهر تعداد خانوار سال ۷۵ جمعیت سال۷۵ تعداد خانوار سال۸۵ جمعیت سال ۸۵
بخش اشکنان ۲۹۰۶ ۱۵۹۱۹ ۳۹۱۰ ۱۸۸۹۰
دهستان اشکنان ۵۴۶ ۳۱۵۷ ۸۲۲ ۳۹۱۷
دهستان کال ۷۲۸ ۴۰۰۳ ۹۵۴ ۴۵۶۲
شهر اشکنان ۱۱۶۰ ۶۳۸۸ ۱۵۱۸ ۷۶۱۴
شهر اهل ۴۷۲ ۲۳۷۱ ۶۰۶ ۲۷۹۷
بخش علامرودشت ۲۴۵۷ ۱۵۱۹۳ ۳۱۱۸ ۱۵۰۶۶
دهستان خیرگو ۱۰۹۷ ۶۴۸۶ ۱۳۱۵ ۶۲۶۲
دهستان علامرودشت ۸۴۱ ۴۸۶۲ ۱۰۴۹ ۵۱۵۴
شهر علامرودشت ۵۱۹ ۲۹۴۳ ۸۱۶ ۳۶۵۰
بخش مرکزی ۶۴۴۴ ۳۴۹۹۷ ۹۵۴۲ ۴۴۷۱۳
دهستان چاهورز ۱۱۷۵ ۶۳۷۸ ۱۵۶۶ ۷۹۹۱
دهستان حومه ۷۰۱ ۳۸۲۶ ۹۰۳ ۴۴۸۰
دهستان سیگار ۱۵۷۷ ۹۴۰۳ ۲۱۴۰ ۱۰۰۸۶
شهر لامرد ۲۹۹۱ ۱۵۳۹۰ ۴۹۳۳ ۲۲۱۵۶
کل شهرستان ۱۱۸۰۷ ۶۶۱۰۹ ۱۶۶۳۷ ۷۸۶۹۲

لیست اعتبارات عمرانی ۸۴ تا ۱۳۸۹ به تفکیک فصل و برنامه

فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹ جمع دوره
فصل خدمات مالی؛ فنی؛ مدیریت وبرنامه ریزی ۱۲۲۷۰۴۴ ۱۷۶۱۱۰۰ ۹۴۴۰۰۰ ۵۲۰۰۰۰ ۲۸۵۰۰۰ ۹۲۷۹۰۰۰ ۱۴۰۱۶۱۴۴
برنامه خدمات هواشناسی ۲۹۷۰۴۴ ۱۳۵۱۰۰ ۳۳۹۰۰۰ ۱۲۰۰۰۰ ۸۰۰۰۰ ۰ ۹۷۱۱۴۴
برنامه ساختمان های دولتی ۹۳۰۰۰۰ ۱۶۲۶۰۰۰ ۶۰۵۰۰۰ ۴۰۰۰۰۰ ۲۰۵۰۰۰ ۹۲۷۹۰۰۰ ۱۳۰۴۵۰۰۰
فصل فرهنگ و هنر ۶۵۰۰۰۰ ۲۷۹۱۳۰۰ ۳۲۸۸۰۰۰ ۶۳۴۰۰۰۰ ۴۹۸۹۰۰۰ ۸۴۶۰۰۰۰ ۲۶۵۱۸۳۰۰
برنامه خدمات فرهنگی و هنری ۶۵۰۰۰۰ ۲۱۸۷۷۰۰ ۲۳۴۰۰۰۰ ۴۹۰۰۰۰۰ ۲۷۰۶۰۰۰ ۸۳۱۰۰۰۰ ۲۱۰۹۳۷۰۰
برنامه رسانه های شنیداری ودیداری ۰ ۲۰۲۶۰۰ ۴۳۱۰۰۰ ۴۴۰۰۰۰ ۱۵۶۰۰۰۰ ۰ ۲۶۳۳۶۰۰
برنامه گردشگری ۰ ۴۰۱۰۰۰ ۵۱۷۰۰۰ ۱۰۰۰۰۰۰ ۷۲۳۰۰۰ ۱۵۰۰۰۰ ۲۷۹۱۰۰۰
فصل آموزش ۴۰۱۶۳۰۰ ۷۴۷۳۰۰۰ ۷۵۸۳۰۰۰ ۶۰۳۳۰۰۰ ۱۱۳۵۷۰۰۰ ۲۰۱۹۶۰۰۰ ۵۶۶۵۸۳۰۰
برنامه فنی و حرفه ای ۳۰۰۰۰۰ ۷۱۴۲۰۰ ۱۳۵۷۰۰۰ ۸۷۰۰۰۰ ۱۳۸۰۰۰۰ ۴۹۴۰۰۰۰ ۹۵۶۱۲۰۰
برنامه آموزش عالی ۲۰۰۰۰۰ ۱۰۰۰۰۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۳۰۰۰۰۰
برنامه ابتدایی ۷۳۲۳۰۰ ۱۷۸۵۳۰۰ ۱۵۷۲۰۰۰ ۶۲۰۰۰۰ ۱۴۷۱۰۰۰ ۳۷۳۰۰۰۰ ۹۹۱۰۶۰۰
برنامه استثنایی ۰ ۹۸۳۹۰۰ ۹۹۵۰۰۰ ۶۰۵۰۰۰ ۱۲۳۰۰۰ ۵۶۶۰۰۰ ۳۲۷۲۹۰۰
برنامه راهنمایی ۶۳۷۰۰ ۷۹۳۲۰۰ ۲۵۲۱۰۰۰ ۲۳۱۴۰۰۰ ۴۱۰۳۰۰۰ ۶۳۲۰۰۰۰ ۱۶۱۱۴۹۰۰
برنامه متوسطه نظری ۲۷۲۰۳۰۰ ۳۰۹۶۴۰۰ ۱۱۳۸۰۰۰ ۱۶۲۴۰۰۰ ۴۲۸۰۰۰۰ ۴۶۴۰۰۰۰ ۱۷۴۹۸۷۰۰
فصل تربیت بدنی ۶۳۵۰۰۰ ۲۷۴۷۷۰۰ ۴۲۰۵۰۰۰ ۱۱۲۷۱۱۸۰ ۵۰۲۷۲۷۰ ۸۷۱۹۰۰۰ ۳۲۶۰۵۱۵۰
برنامه ورزش هگانی ۱۰۰۰۰۰ ۱۹۲۳۰۰۰ ۳۸۱۶۰۰۰ ۱۱۰۲۱۱۸۰ ۴۷۷۳۲۷۰ ۷۱۱۹۰۰۰ ۲۸۷۵۲۴۵۰
برنامه گسترش ورزش دانش آموزی ۵۳۵۰۰۰ ۸۲۴۷۰۰ ۳۸۹۰۰۰ ۲۵۰۰۰۰ ۲۵۴۰۰۰ ۱۶۰۰۰۰۰ ۳۸۵۲۷۰۰
فصل بهداشت درمان و تغذیه ۰ ۱۵۸۶۰۰۰ ۰ ۳۴۵۱۰۰۰ ۱۳۶۰۰۰۰ ۶۷۵۱۰۰۰ ۱۳۱۴۸۰۰۰
برنامه خانه بهداشت ۰ ۹۸۶۰۰۰ ۰ ۳۰۳۱۰۰۰ ۳۱۰۰۰۰ ۲۱۰۰۰۰۰ ۶۴۲۷۰۰۰
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹ جمع دوره
برنامه خدمات بهداشتی درمانی ۰ ۶۰۰۰۰۰ ۰ ۴۲۰۰۰۰ ۱۰۵۰۰۰۰ ۴۶۵۱۰۰۰ ۶۷۲۱۰۰۰
فصل رفاه و تامین اجتماعی ۳۵۰۰۰ ۹۲۹۹۰۰ ۱۳۷۶۰۰۰ ۱۷۹۸۰۰۰ ۱۶۴۰۰۰۰ ۲۴۸۰۰۰۰ ۸۲۵۸۹۰۰
برنامه توانبخشی ۳۵۰۰۰ ۲۷۰۹۰۰ ۱۲۶۰۰۰ ۰ ۵۰۰۰۰ ۰ ۴۸۱۹۰۰
برنامه حمایت از خانواده وفرزندان ۰ ۰ ۱۰۰۰۰۰۰ ۱۸۰۰۰۰ ۲۶۰۰۰۰ ۲۸۰۰۰۰ ۱۷۲۰۰۰۰
برنامه امداد و نجات آسیب دیدگان ۰ ۲۰۹۰۰۰ ۰ ۳۰۰۰۰۰ ۲۰۰۰۰۰ ۰ ۷۰۹۰۰۰
برنامه امور ایثارگران ۰ ۴۵۰۰۰۰ ۲۵۰۰۰۰ ۱۳۱۸۰۰۰ ۱۱۳۰۰۰۰ ۲۲۰۰۰۰۰ ۴۳۰۰۰۰۰
فصل مسکن عمران شهری و روستایی ۱۲۴۴۲۳۶۴ ۲۰۱۷۸۳۳۰ ۱۵۴۴۲۰۰۰ ۴۳۰۸۵۰۰۰ ۴۲۰۸۳۸۲۰ ۳۶۷۶۸۰۰۰ ۱۶۹۹۹۹۵۱۴
برنامه ساماندهی کالبدی شهری وروستایی ۲۶۹۴۰۳۴ ۳۱۲۹۹۰۰ ۲۷۱۰۰۰۰ ۶۶۵۶۰۰۰ ۹۹۹۹۰۰۰ ۹۴۸۲۰۰۰ ۳۴۶۷۰۹۳۴
برنامه تامین مسکن ۴۵۰۰۰۰ ۳۶۱۶۰۰ ۵۱۹۰۰۰ ۲۲۱۰۰۰۰ ۳۸۰۰۰۰ ۱۳۵۰۰۰۰ ۵۲۷۰۶۰۰
برنامه آب شهری و روستایی ۴۲۱۷۳۰۰ ۹۵۴۴۴۳۰ ۶۷۸۵۰۰۰ ۲۳۴۰۵۰۰۰ ۱۴۳۰۵۸۲۰ ۱۵۸۷۰۰۰۰ ۷۴۱۲۷۵۵۰
برنامه حمل و نقل شهری وروستایی ۲۰۰۰۰۰۰ ۲۵۵۰۰۰۰ ۱۵۴۱۰۰۰ ۵۱۵۰۰۰۰ ۱۲۸۹۹۰۰۰ ۷۲۷۶۰۰۰ ۳۱۴۱۶۰۰۰
برنامه سامانه های پساب و فاضلاب ۲۰۰۰۰۰ ۳۹۰۰۰۰ ۲۳۵۰۰۰ ۲۵۷۵۰۰۰ ۲۵۰۰۰۰۰ ۸۰۰۰۰۰ ۶۷۰۰۰۰۰
برنامه خدمات شهری ۲۴۳۱۰۳۰ ۳۳۲۷۴۰۰ ۱۵۰۸۰۰۰ ۲۸۶۸۰۰۰ ۱۴۵۰۰۰۰ ۱۰۰۰۰۰۰ ۱۲۵۸۴۴۳۰
برنامه ساماندهی عشایر ۴۵۰۰۰۰ ۸۷۵۰۰۰ ۲۱۴۴۰۰۰ ۲۲۱۰۰۰ ۵۵۰۰۰۰ ۹۹۰۰۰۰ ۵۲۳۰۰۰۰
فصل منابع آب ۵۶۸۹۷۰۳۶ ۴۱۶۴۳۸۲۲ ۷۰۹۷۳۰۰۰ ۶۳۶۵۹۶۰۰ ۱۱۷۶۶۰۰۰ ۴۳۷۴۸۰۰۰ ۲۸۸۶۸۷۴۵۸
برنامه تامین آب ۵۶۸۹۷۰۳۶ ۴۱۶۴۳۸۲۲ ۷۰۹۷۳۰۰۰ ۶۳۶۵۹۶۰۰ ۱۱۷۶۶۰۰۰ ۴۳۷۴۸۰۰۰ ۲۸۸۶۸۷۴۵۸
فصل کشاورزی و منابع طبیعی ۲۸۹۰۲۱۹ ۱۱۰۹۸۱۴۲ ۱۵۳۵۷۸۴۰ ۱۲۸۶۳۳۰۰ ۲۰۰۹۳۰۰۰ ۱۵۰۱۵۰۰۰ ۷۷۳۱۷۵۰۱
برنامه دام و طیورو ابزیان ۱۷۱۱۶۲ ۶۶۲۲۷۶ ۷۴۹۰۰۰ ۵۰۹۴۰۰ ۸۱۰۰۰ ۳۴۰۰۰۰ ۲۵۱۲۸۳۸
برنامه زراعت و باغبانی ۷۱۴۹۶ ۱۴۶۸۳۸۰ ۳۹۰۰۰۰ ۱۸۷۷۱۰۰ ۹۷۲۰۰۰ ۷۶۰۰۰ ۴۸۵۴۹۷۶
برنامه آبخیزداری ۲۰۵۴۹۱۰ ۵۶۰۶۲۱۶ ۷۹۵۷۰۰۰ ۵۷۱۰۰۰۰ ۱۲۶۳۰۰۰۰ ۹۹۰۷۰۰۰ ۴۳۸۶۵۱۲۶
برنامه ترویج کشاورزی ۷۲۶۵۱ ۳۸۰۱۱۲ ۸۲۵۲۰۰ ۵۱۲۹۰۰ ۳۴۵۰۰۰ ۲۱۲۰۰۰ ۲۳۴۷۸۶۳
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹ جمع دوره
برنامه ساماندهی اراضی ۵۲۰۰۰۰ ۱۳۴۲۷۵۹ ۲۳۸۷۶۴۰ ۲۰۶۰۹۰۰ ۴۱۷۲۰۰۰ ۲۶۰۱۰۰۰ ۱۳۰۸۴۲۹۹
برنامه جنگل ۰ ۵۷۸۲۵۰ ۱۰۷۶۰۰۰ ۸۹۰۰۰۰ ۱۱۴۶۰۰۰ ۱۰۲۴۰۰۰ ۴۷۱۴۲۵۰
برنامه مرتع ۰ ۲۶۰۲۵۰ ۶۶۷۰۰۰ ۵۷۲۰۰۰ ۳۵۷۰۰۰ ۳۴۹۰۰۰ ۱۹۸۹۲۵۰
برنامه بیابان زدایی ۰ ۷۹۹۸۹۹ ۱۳۰۶۰۰۰ ۷۳۱۰۰۰ ۳۹۰۰۰۰ ۵۰۶۰۰۰ ۳۷۳۲۸۹۹
فصل محیط زیست ۷۵۷۳۴ ۱۵۸۸۰۰ ۹۴۰۰۰ ۱۳۶۰۰۰ ۷۹۰۰۰ ۱۰۹۸۰۰۰ ۱۶۴۱۵۳۴
برنامه حفاظت از طبیعت و تنوع زیستی ۷۵۷۳۴ ۱۵۸۸۰۰ ۹۴۰۰۰ ۱۳۶۰۰۰ ۷۹۰۰۰ ۱۰۹۸۰۰۰ ۱۶۴۱۵۳۴
فصل حمل و نقل ۱۲۱۲۹۰۰۰ ۳۵۳۳۲۰۰۰ ۳۸۳۱۴۰۰۰ ۳۴۵۶۰۰۰۰ ۲۴۷۲۵۰۰۰ ۳۹۳۰۰۰۰۰ ۱۸۴۳۶۰۰۰۰
برنامه حمل و نقل جاده ای ۱۲۱۲۹۰۰۰ ۳۵۳۳۲۰۰۰ ۳۸۳۱۴۰۰۰ ۳۴۵۶۰۰۰۰ ۲۴۷۲۵۰۰۰ ۳۹۳۰۰۰۰۰ ۱۸۴۳۶۰۰۰۰
فصل صنعت و معدن ۱۴۸۲۳۰۰ ۲۷۰۵۹۰۰ ۸۱۵۹۰۰۰ ۱۱۰۰۰۰۰۰ ۲۱۰۴۰۰۰ ۶۲۵۰۰۰۰ ۳۱۷۰۱۲۰۰
برنامه زیرساخت های صنعتی و معدنی ۱۴۸۲۳۰۰ ۲۷۰۵۹۰۰ ۸۱۵۹۰۰۰ ۱۱۰۰۰۰۰۰ ۲۱۰۴۰۰۰ ۶۲۵۰۰۰۰ ۳۱۷۰۱۲۰۰
فصل انرژی ۲۶۰۴۸۴ ۳۵۸۷۳۰ ۴۰۲۰۰۰ ۱۶۰۰۰۰۰ ۴۰۵۰۰۰ ۲۰۰۰۰۰۰ ۵۰۲۶۲۱۴
برنامه برق ۲۶۰۴۸۴ ۳۵۸۷۳۰ ۴۰۲۰۰۰ ۱۶۰۰۰۰۰ ۴۰۵۰۰۰ ۲۰۰۰۰۰۰ ۵۰۲۶۲۱۴
فصل ارتباطات و فن اوری اطلاعات ۰ ۲۵۰۰۰ ۶۰۷۰۰۰ ۰ ۰ ۰ ۶۳۲۰۰۰
برنامه پست ۰ ۲۵۰۰۰ ۶۰۷۰۰۰ ۰ ۰ ۰ ۶۳۲۰۰۰
جمع کل ۹۲۷۴۰۴۸۱ ۱۲۸۷۸۹۷۲۴ ۱۶۶۷۴۴۸۴۰ ۱۹۶۳۱۷۰۸۰ ۱۲۵۹۱۴۰۹۰ ۲۰۰۰۶۴۰۰۰ ۹۱۰۵۷۰۲۱۵

جدول تحلیل عمودی

در این جدول برای نشان دادن اینکه در هرسال هر فصل از فصول اعتبارات عمرانی چه نسبتی از کل اعتبارات همان سال دریافت داشته است محاسبات بدین صورت انجام شده که جمع کل اعتبارات هر فصل بر جمع کل اعتبارات همان سال تقسیم شده است یعنی مبلغ ۱۲۲۷۰۴۴ هزار ریال اعتبارات عمرانی فصل خدمات مالی بر عدد ۹۲۷۴۰۴۸۱ هزار ریال مبلغ کل اعتبارات عمرانی سال ۸۴ تقسیم گردیده و عدد ۰۱۳/۰ بدست می آید اگر در عدد ۱۰۰ ضرب کنیم می شود ۳/۱% که می توان این گونه بیان کرد ۳/۱ درصد از کل اعتبارات سال ۸۴ به فصل مذکور اختصاص یافته است.

برای هر برنامه نیز به همین منوال محاسبه شده منتها نسبت به اعتبارات همان فصل یعنی اعتبارات برنامه خدمات هواشناسی مبلغ ۲۹۷۰۴۴ هزار ریال بر عدد ۱۲۲۷۰۴۴ هزارریال کل اعتبار فصل خدمات مالی تقسیم شده و عدد ۲۴۲/۰ بدست می آید که در عدد ۱۰۰ ضرب شده و میزان ۲/۲۴ درصد نشان می دهد یعنی ۲۴ درصد از کل اعتبارات این فصل به این برنامه و ۷۶% دیگر آن نیز به برنامه ساختمان های دولتی اختصاص یافته است. این مقایسه برای سال های ۸۴ تا ۸۹ به تفکیک فصل و برنامه و سال به همین منوال انجام گردیده است. آنچه در جدول مذکور قابل ذکر می باشد این است که فصل منابع آب با ۳۵/۶۱% بیشترین حجم اعتبارات عمرانی سال ۸۴ دارا می باشد و به ترتیب در سال های بعدی ۳۲%، ۵/۴۲%، ۳۲%، ۳۴/۹% و ۸/۴۱% نسبت هایی است از کل اعتبارات عمرانی سال ۸۵ تا ۸۹ برای آن منظور شده است و یک روند کاهشی نشان می دهد . این حجم اعتبارات صرف تامین آب شرب محرم شده است که در سال ۸۹ به مرحله بهره برداری رسیده است.

دومین فصل از نظر حجم اعتباری فصل مسکن عمران شهری و روستایی است با ۴۱/۱۳% در سال ۸۴ به ترتیب در سالهای بعدی ۶۶/۱۵% ، ۱۶/۹% ، ۹۴/۲۱% ، ۴۳/۳۳% و ۳۷/۱۸% که حکایت از یک رشد مناسبی دارد و بیان کننده توجه مدیران در توزیع اعتباران عمرانی به توسعه و بهبود فضای شهری و روستایی براساس برنامه های ذکر شده نظیر بهسازی روستایی و شهری در برنامه ساماندهی کالبدی شهری و روستایی و … می باشد. وضعیت مناسب ظاهری شهرها و اکثر روستاها نیز حکایت از این ماجرا دارد .

سومین فصل از نظر حجم اعتباری فصل حمل و نقل جاده ای است با ۰۷/۱۳% در سال ۸۴ وبه ترتیب در سال های بعدی ۴۳/۲۷%، ۹۷/۲۲%، ۶/۱۷% ؛ ۶۳/۱۹% و ۶۴/۱۹% با یک رشد معقولی متناسب با نیازهای شهرستان افزایش یافته است و آنچه را که در دید مردم نشان می دهد توجه به راه های مواصلاتی شهرستان اعم از راه های روستایی که پرونده آن در شهرستان لامرد بسته شد و اکنون نیز راه های اصلی مواصلاتی شهرستان به مرکز استان و شهرستان های همجوار در حال اجرا می باشد. یعنی توجه به یکی از زیرساخت های اصلی توسعه که می تواند شهرستان را در مسیر تردد سایر شهرستان های همجوار قرار دهد و بستر لازم برای حمل و نقل ایمن فراهم نماید.

در فصل هایی نظیر فرهنگ و هنر با ۷/۰%، آموزش با ۳۲/۴% ، تربیت بدنی ۶۸/۰%، بهداشت و درمان با ۰% تا سال ۸۹ با یک جهش در تخصیص اعتبار نسبت به کل اعتبارات سال های مختلف در این دوره بررسی شده مواجه شده اند یعنی در فرهنگ هنر با رشد ۵/۳ به نسبت سال ۸۴، آموزش با ۸۶/۵ به نسبت ۸۴ و تربیت بدنی ۷/۳ به نسبت ۸۴ و بهداشت و درمان نیز ۳۷/۳ با سال ۸۹ داشته اند این بیانگر توجه مسئولین شهرستانی به مسائل فرهنگی و اجتماعی می باشد . لیست بیشتری از اعتبارات کل شهرستان برای رونق و توسعه در مسائل اجتماعی و فرهنگی تخصیص داده اند. آثار عینی آنرا می توان در توسعه خانه های بهداشتی، مراکز درمانی و بیمارستان ها، افزایش فضاها و مکان های ورزشی، فضاهای آموزشی و فرهنگی نظیر خانه فرهنگ و کتابخانه ذکر کرد.

جدول تحلیل عمودی اعتبارات عمرانی ۸۴تا۱۳۸۹ به تفکیک فصل و برنامه

فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
فصل خدمات مالی؛ فنی؛ مدیریت وبرنامه ریزی ۱٫۳۲۳ ۱٫۳۶۷ ۰٫۵۶۶ ۰٫۲۶۵ ۰٫۲۲۶ ۴٫۶۳۸
برنامه خدمات هواشناسی ۲۴٫۲۰۸ ۷٫۶۷۱ ۳۵٫۹۱۱ ۲۳٫۰۷۷ ۲۸٫۰۷۰ ۰٫۰۰۰
برنامه ساختمان های دولتی ۷۵٫۷۹۲ ۰٫۹۲۳ ۰٫۶۴۱ ۰٫۷۶۹ ۰٫۷۱۹ ۱٫۰۰۰
فصل فرهنگ و هنر ۰٫۷۰۱ ۲٫۱۶۷ ۱٫۹۷۲ ۳٫۲۲۹ ۳٫۹۶۲ ۴٫۲۲۹
برنامه خدمات فرهنگی و هنری ۱۰۰٫۰۰۰ ۷۸٫۳۷۶ ۷۱٫۱۶۸ ۷۷٫۲۸۷ ۵۴٫۲۳۹ ۹۸٫۲۲۷
برنامه رسانه های شنیداری ودیداری ۰٫۰۰۰ ۷٫۲۵۸ ۱۳٫۱۰۸ ۶٫۹۴۰ ۳۱٫۲۶۹ ۰٫۰۰۰
برنامه گردشگری ۰٫۰۰۰ ۰٫۱۴۴ ۰٫۱۵۷ ۰٫۱۵۸ ۰٫۱۴۵ ۰٫۰۱۸
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
فصل آموزش ۴٫۳۳۱ ۵٫۸۰۲ ۴٫۵۴۸ ۳٫۰۷۳ ۹٫۰۲۰ ۱۰٫۰۹۵
برنامه فنی و حرفه ای ۷٫۴۷۰ ۹٫۵۵۷ ۱۷٫۸۹۵ ۱۴٫۴۲۱ ۱۲٫۱۵۱ ۲۴٫۴۶۰
برنامه آموزش عالی ۴٫۹۸۰ ۱٫۳۳۸ ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۰۰
برنامه ابتدایی ۱۸٫۲۳۳ ۲۳٫۸۹۰ ۲۰٫۷۳۱ ۱۰٫۲۷۷ ۱۲٫۹۵۲ ۱۸٫۴۶۹
برنامه استثنایی ۰٫۰۰۰ ۱۳٫۱۶۶ ۱۳٫۱۲۱ ۱۰٫۰۲۸ ۱٫۰۸۳ ۲٫۸۰۳
برنامه راهنمایی ۱٫۵۸۶ ۱۰٫۶۱۴ ۳۳٫۲۴۵ ۳۸٫۳۵۶ ۳۶٫۱۲۷ ۳۱٫۲۹۳
برنامه متوسطه نظری ۶۷٫۷۳۱ ۴۱٫۴۳۴ ۱۵٫۰۰۷ ۲۶٫۹۱۹ ۳۷٫۶۸۶ ۲۲٫۹۷۵
فصل تربیت بدنی ۰٫۶۸۵ ۲٫۱۳۳ ۲٫۵۲۲ ۵٫۷۴۱ ۳٫۹۹۳ ۴٫۳۵۸
برنامه ورزش هگانی ۱۵٫۷۴۸ ۶۹٫۹۸۶ ۹۰٫۷۴۹ ۹۷٫۷۸۲ ۹۴٫۹۴۸ ۸۱٫۶۴۹
برنامه گسترش ورزش دانش آموزی ۸۴٫۲۵۲ ۳۰٫۰۱۴ ۹٫۲۵۱ ۲٫۲۱۸ ۵٫۰۵۲ ۱۸٫۳۵۱
فصل بهداشت درمان و تغذیه ۰٫۰۰۰ ۱٫۲۳۱ ۰٫۰۰۰ ۱٫۷۵۸ ۱٫۰۸۰ ۳٫۳۷۴
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه خانه بهداشت ۰ ۶۲٫۱۶۹ ۰ ۸۷٫۸۳۰ ۲۲٫۷۹۴ ۳۱٫۱۰۷
برنامه خدمات بهداشتی درمانی ۰ ۳۷٫۸۳۱ ۰ ۱۲٫۱۷۰ ۷۷٫۲۰۶ ۶۸٫۸۹۳
فصل رفاه و تامین اجتماعی ۰٫۰۳۸ ۰٫۷۲۲ ۰٫۸۲۵ ۰٫۹۱۶ ۱٫۳۰۲ ۱٫۲۴۰
برنامه توانبخشی ۱۰۰٫۰۰۰ ۲۹٫۱۳۲ ۹٫۱۵۷ ۰٫۰۰۰ ۳٫۰۴۹ ۰٫۰۰۰
برنامه حمایت از خانواده وفرزندان ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۰۰ ۷۲٫۶۷۴ ۱۰٫۰۱۱ ۱۵٫۸۵۴ ۱۱٫۲۹۰
برنامه امداد و نجات آسیب دیدگان ۰٫۰۰۰ ۲۲٫۴۷۶ ۰٫۰۰۰ ۱۶٫۶۸۵ ۱۲٫۱۹۵ ۰٫۰۰۰
برنامه امور ایثارگران ۰٫۰۰۰ ۴۸٫۳۹۲ ۱۸٫۱۶۹ ۷۳٫۳۰۴ ۶۸٫۹۰۲ ۸۸٫۷۱۰
فصل مسکن عمران شهری و روستایی ۱۳٫۴۱۶ ۱۵٫۶۶۸ ۹٫۲۶۱ ۲۱٫۹۴۷ ۳۳٫۴۲۳ ۱۸٫۳۷۸
برنامه ساماندهی کالبدی شهری وروستایی ۲۱٫۶۵۲ ۱۵٫۵۱۱ ۱۷٫۵۵۰ ۱۵٫۴۴۹ ۲۳٫۷۶۰ ۲۵٫۷۸۹
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه تامین مسکن ۳٫۶۱۷ ۱٫۷۹۲ ۳٫۳۶۱ ۵٫۱۲۹ ۰٫۹۰۳ ۳٫۶۷۲
برنامه آب شهری و روستایی ۳۳٫۸۹۵ ۴۷٫۳۰۰ ۴۳٫۹۳۹ ۵۴٫۳۲۳ ۳۳٫۹۹۴ ۴۳٫۱۶۳
برنامه حمل و نقل شهری وروستایی ۱۶٫۰۷۴ ۱۲٫۶۳۷ ۹٫۹۷۹ ۱۱٫۹۵۳ ۳۰٫۶۵۱ ۱۹٫۷۸۹
برنامه سامانه های پساب و فاضلاب ۱٫۶۰۷ ۱٫۹۳۳ ۱٫۵۲۲ ۵٫۹۷۷ ۵٫۹۴۱ ۲٫۱۷۶
برنامه خدمات شهری ۱۹٫۵۳۸ ۱۶٫۴۹۰ ۹٫۷۶۶ ۶٫۶۵۷ ۳٫۴۴۶ ۲٫۷۲۰
برنامه ساماندهی عشایر ۳٫۶۱۷ ۴٫۳۳۶ ۱۳٫۸۸۴ ۰٫۵۱۳ ۱٫۳۰۷ ۲٫۶۹۳
فصل منابع آب ۶۱٫۳۵۱ ۳۲٫۳۳۵ ۴۲٫۵۶۴ ۳۲٫۴۲۷ ۹٫۳۴۴ ۲۱٫۸۶۷
برنامه تامین آب ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰
فصل کشاورزی و منابع طبیعی ۳٫۱۱۶ ۸٫۶۱۷ ۹٫۲۱۰ ۶٫۵۵۲ ۱۵٫۹۵۸ ۷٫۵۰۵
برنامه دام و طیورو ابزیان ۵٫۹۲۲ ۵٫۹۶۷ ۴٫۸۷۷ ۳٫۹۶۰ ۰٫۴۰۳ ۲٫۲۶۴
برنامه زراعت و باغبانی ۲٫۴۷۴ ۱۳٫۲۳۱ ۲٫۵۳۹ ۱۴٫۵۹۳ ۴٫۸۳۸ ۰٫۵۰۶
برنامه آبخیزداری ۷۱٫۰۹۹ ۵۰٫۵۱۵ ۵۱٫۸۱۱ ۴۴٫۳۹۰ ۶۲٫۸۵۸ ۶۵٫۹۸۱
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه ترویج کشاورزی ۲٫۵۱۴ ۳٫۴۲۵ ۵٫۳۷۳ ۳٫۹۸۷ ۱٫۷۱۷ ۱٫۴۱۲
برنامه ساماندهی اراضی ۱۷٫۹۹۲ ۱۲٫۰۹۹ ۱۵٫۵۴۷ ۱۶٫۰۲۲ ۲۰٫۷۶۳ ۱۷٫۳۲۳
برنامه جنگل ۰٫۰۰۰ ۵٫۲۱۰ ۷٫۰۰۶ ۶٫۹۱۹ ۵٫۷۰۳ ۶٫۸۲۰
برنامه مرتع ۰٫۰۰۰ ۲٫۳۴۵ ۴٫۳۴۳ ۴٫۴۴۷ ۱٫۷۷۷ ۲٫۳۲۴
برنامه بیابان زدایی ۰٫۰۰۰ ۷٫۲۰۸ ۸٫۵۰۴ ۵٫۶۸۳ ۱٫۹۴۱ ۳٫۳۷۰
فصل محیط زیست ۰٫۰۸۲ ۰٫۱۲۳ ۰٫۰۵۶ ۰٫۰۶۹ ۰٫۰۶۳ ۰٫۵۴۹
برنامه حفاظت از طبیعت و تنوع زیستی ۱۰۰٫۰۰۰ ۱٫۰۰۰ ۱٫۰۰۰ ۱٫۰۰۰ ۱٫۰۰۰ ۱٫۰۰۰
فصل حمل و نقل ۱۳٫۰۷۸ ۲۷٫۴۳۴ ۲۲٫۹۷۸ ۱۷٫۶۰۴ ۱۹٫۶۳۶ ۱۹٫۶۴۴
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه حمل و نقل جاده ای ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰
فصل صنعت و معدن ۱٫۵۹۸ ۲٫۱۰۱ ۴٫۸۹۳ ۵٫۶۰۳ ۱٫۶۷۱ ۳٫۱۲۴
برنامه زیرساخت های صنعتی و معدنی ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰
فصل انرژی ۰٫۲۸۱ ۰٫۲۷۹ ۰٫۲۴۱ ۰٫۸۱۵ ۰٫۳۲۲ ۱٫۰۰۰
برنامه برق ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰
فصل ارتباطات و فن اوری اطلاعات ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۱۹ ۰٫۳۶۴ ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۰۰
برنامه پست ۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۰ ۰ ۰
جمع کل ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰

جدول تطبیقی افقی

در این جدول برای نشان دادن افزایش یا کاهش اعتبارات عمرانی در هر فصل و برنامه نسبت به سال قبل آن محاسبات بدین صورت انجام گرفته است که مبلغ اعتبارات سال ۸۴ از مبلغ اعتبارات سال ۸۵ کسر و بر مبلغ اعتبارات سال ۸۴ تقسیم و برای نشان دادن درصد آن در عدد ۱۰۰ ضرب شده است بطور مثال برای فصل فرهنگ و هنر سال ۸۴ مبلغ ۰۰۰/۶۵۰ هزار ریال می باشد با محاسبه تفاضل این دو عدد ( ۲۱۴۱۳۰۰= ۶۵۰۰۰۰- ۲۷۹۱۳۰۰ ) عدد ۲۱۴۱۳۰۰ را بر مبلغ اعتبارات سال ۸۴ یعنی ۰۰۰/۶۵۰ تقسیم شده است ( ۲۹/۳ = ۶۵۰۰۰۰/۲۷۹۱۳۰۰ ) عدد ۲۹/۳ بدست می آید اگر در عدد ۱۰۰ ضرب شود حاصل آن ۳۲۹% خواهد شد. این بیانگر میزان رشد اعتبارات عمرانی فصل فرهنگ و هنر در سال ۸۵ نسبت به سال قبل از آن یعنی ۸۴ می باشد. برای بقیه سال های دوره نیز به همین صورت محاسبات آن انجام شده که به تفکیک فصل و برنامه در جدول تطبیقی افقی اعتبارات عمرانی نشان داده شده است.

جدول تطبیقی افقی اعتبارات عمرانی ۸۴تا۸۹ به تفکیک فصل و برنامه

فصل / برنامه سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
فصل خدمات مالی؛ فنی؛ مدیریت وبرنامه ریزی ۴۳٫۵۲ -۴۶٫۴۰ -۴۴٫۹۲ -۴۵٫۱۹ ۳۱۵۵٫۷۹
برنامه خدمات هواشناسی -۵۴٫۵۲ ۱۵۰٫۹۳ -۶۴٫۶۰ -۳۳٫۳۳ -۱۰۰٫۰۰
برنامه ساختمان های دولتی ۷۴٫۸۳۹ -۶۲٫۷۹۲ -۳۳٫۸۸۴ -۴۸٫۷۵۰ ۴۴۲۶٫۳۴۱
فصل فرهنگ و هنر ۳۲۹٫۴۳ ۱۷٫۷۹ ۹۲٫۸۲ -۲۱٫۳۱ ۶۹٫۵۷
برنامه خدمات فرهنگی و هنری ۲۳۶٫۵۷ ۶٫۹۶ ۱۰۹٫۴۰ -۴۴٫۷۸ ۲۰۷٫۱۰
برنامه رسانه های شنیداری ودیداری ۰ ۱۱۲٫۷۳۴ ۲٫۰۸۸ ۲۵۴٫۵۴۵ -۱۰۰٫۰۰۰
برنامه گردشگری ۰ ۲۸٫۹۲۸ ۹۳٫۴۲۴ -۲۷٫۷۰۰ -۷۹٫۲۵۳
فصل / برنامه سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
فصل آموزش ۸۶٫۰۷ ۱٫۴۷۲ -۲۰٫۴۴۰ ۸۸٫۲۴۸ ۷۷٫۸۲۹
برنامه فنی و حرفه ای ۱۳۸٫۰۷ ۹۰٫۰۰۳ -۳۵٫۸۸۸ ۵۸٫۶۲۱ ۲۵۷٫۹۷۱
برنامه آموزش عالی -۵۰٫۰۰۰ -۱۰۰٫۰۰۰ ۰ ۰ ۰
برنامه ابتدایی ۱۴۳٫۷۹ -۱۱٫۹۵ -۶۰٫۵۶ ۱۳۷٫۲۶ ۱۵۳٫۵۷
برنامه استثنایی ۰ ۱٫۱۲۸ -۳۹٫۱۹۶ -۷۹٫۶۶۹ ۳۶۰٫۱۶۳
برنامه راهنمایی ۱۱۴۵٫۲۱ ۲۱۷٫۸۳ -۸٫۲۱ ۷۷٫۳۱ ۵۴٫۰۳
برنامه متوسطه نظری ۱۳٫۸۲۶ -۶۳٫۲۴۸ ۴۲٫۷۰۷ ۱۶۳٫۵۴۷ ۸٫۴۱۱
فصل تربیت بدنی ۳۳۲٫۷۱ ۵۳٫۰۴ ۱۶۸٫۰۴ -۵۵٫۴۰ ۷۳٫۴۳
برنامه ورزش هگانی ۱۸۲۳٫۰۰ ۹۸٫۴۴ ۱۸۸٫۸۱ -۵۶٫۶۹ ۴۹٫۱۴
فصل / برنامه سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه گسترش ورزش دانش آموزی ۵۴٫۱۵ -۵۲٫۸۳ -۳۵٫۷۳ ۱٫۶۰ ۵۲۹٫۹۲
فصل بهداشت درمان و تغذیه ۰ -۱۰۰ ۰ -۶۰٫۵۹ ۳۹۶٫۴۰
برنامه خانه بهداشت ۰ -۱۰۰ ۰ -۸۹٫۷۷ ۵۷۷٫۴۲
برنامه خدمات بهداشتی درمانی ۰ -۱۰۰ ۰ ۱۵۰ ۳۴۲٫۹۵
فصل رفاه و تامین اجتماعی ۲۵۵۶٫۸۶ ۴۷٫۹۷ ۳۰٫۶۷ -۸٫۷۹ ۵۱٫۲۲
برنامه توانبخشی ۶۷۴٫۰۰ -۵۳٫۴۹ -۱۰۰٫۰۰ ۰ -۱۰۰٫۰۰
برنامه حمایت از خانواده وفرزندان ۰ ۰ -۸۲٫۰۰۰ ۴۴٫۴۴ ۷٫۶۹
برنامه امداد و نجات آسیب دیدگان ۰ -۱۰۰٫۰۰ ۰ -۳۳٫۳۳ -۱۰۰٫۰۰
برنامه امور ایثارگران ۰ -۴۴٫۴۴ ۴۲۷٫۲۰ -۱۴٫۲۶ ۹۴٫۶۹
فصل مسکن عمران شهری و روستایی ۶۲٫۱۷ -۲۳٫۴۷ ۱۷۹٫۰۱ -۲٫۳۲ -۱۲٫۶۳
برنامه ساماندهی کالبدی شهری وروستایی ۱۶٫۱۸ -۱۳٫۴۲ ۱۴۵٫۶۱ ۵۰٫۲۳ -۵٫۱۷
فصل / برنامه سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه تامین مسکن -۱۹٫۶۴ ۴۳٫۵۳ ۳۲۵٫۸۲ -۸۲٫۸۱ ۲۵۵٫۲۶
برنامه آب شهری و روستایی ۱۲۶٫۳۲ -۲۸٫۹۱ ۲۴۴٫۹۵ -۳۸٫۸۸ ۱۰٫۹۳
برنامه حمل و نقل شهری وروستایی ۲۷٫۵۰ -۳۹٫۵۷ ۲۳۴٫۲۰ ۱۵۰٫۴۷ -۴۳٫۵۹
برنامه سامانه های پساب و فاضلاب ۹۵٫۰۰ -۳۹٫۷۴ ۹۹۵٫۷۴ -۲٫۹۱ -۶۸٫۰۰
برنامه خدمات شهری ۳۶٫۸۷۲ -۰٫۵۴۷ ۰٫۹۰۲ -۰٫۴۹۴ -۰٫۳۱۰
برنامه ساماندهی عشایر ۰٫۹۴ ۱٫۴۵ -۰٫۹۰ ۱٫۴۹ ۰٫۸۰
فصل منابع آب -۲۶٫۸۱ ۷۰٫۴۳ -۱۰٫۳۰ -۸۱٫۵۲ ۲۷۱٫۸۲
برنامه تامین آب -۲۶٫۸۱ ۷۰٫۴۳ -۱۰٫۳۰ -۸۱٫۵۲ ۲۷۱٫۸۲
فصل کشاورزی و منابع طبیعی ۲۸۳٫۹۹ ۳۸٫۳۸ -۱۶٫۲۴ ۵۶٫۲۰ -۲۵٫۲۷
برنامه دام و طیورو ابزیان ۲۸۶٫۹۳ ۱۳٫۰۹ -۳۱٫۹۹ -۸۴٫۱۰ ۳۱۹٫۷۵
فصل / برنامه سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه زراعت و باغبانی ۱۹۵۳٫۷۹ -۷۳٫۴۴ ۳۸۱٫۳۱ -۴۸٫۲۲ -۹۲٫۱۸
برنامه آبخیزداری ۱۷۲٫۸۲ ۴۱٫۹۳ -۲۸٫۲۴ ۱۲۱٫۱۹ -۲۱٫۵۶
برنامه ترویج کشاورزی ۴۲۳٫۲۰ ۱۱۷٫۰۹ -۳۷٫۸۵ -۳۲٫۷۴ -۳۸٫۵۵
برنامه ساماندهی اراضی ۱۵۸٫۲۲ ۷۷٫۸۲ -۱۳٫۶۸ ۱۰۲٫۴۴ -۳۷٫۶۶
برنامه جنگل ۰ ۸۶٫۰۸ -۱۷٫۲۹ ۲۸٫۷۶ -۱۰٫۶۵
برنامه مرتع ۰ ۱۵۶٫۲۹ -۱۴٫۲۴ -۳۷٫۵۹ -۲٫۲۴
برنامه بیابان زدایی ۰ ۶۳٫۲۷ -۴۴٫۰۳ -۴۶٫۶۵ ۲۹٫۷۴
فصل محیط زیست ۱۰۹٫۶۸ -۴۰٫۸۱ ۴۴٫۶۸ -۴۱٫۹۱ ۱۲۸۹٫۸۷
برنامه حفاظت از طبیعت و تنوع زیستی ۱۰۹٫۶۸ -۴۰٫۸۱ ۴۴٫۶۸ -۴۱٫۹۱ ۱۲۸۹٫۸۷
فصل حمل و نقل ۱۹۱٫۳۰ ۸٫۴۴ -۹٫۸۰ -۲۸٫۴۶ ۵۸٫۹۵
فصل / برنامه سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه حمل و نقل جاده ای ۱۹۱٫۳۰ ۸٫۴۴ -۹٫۸۰ -۲۸٫۴۶ ۵۸٫۹۵
فصل صنعت و معدن ۸۲٫۵۵ ۲۰۱٫۵۳ ۳۴٫۸۲ -۸۰٫۸۷ ۱۹۷٫۰۵
برنامه زیرساخت های صنعتی و معدنی ۸۲٫۵۵ ۲۰۱٫۵۳ ۳۴٫۸۲ -۸۰٫۸۷ ۱۹۷٫۰۵
فصل انرژی ۳۷٫۷۲ ۱۲٫۰۶ ۲۹۸٫۰۱ -۷۴٫۶۹ ۳۹۳٫۸۳
برنامه برق ۳۷٫۷۲ ۱۲٫۰۶ ۲۹۸٫۰۱ -۷۴٫۶۹ ۳۹۳٫۸۳
فصل ارتباطات و فن اوری اطلاعات ۰ ۲۳۲۸٫۰۰ -۱۰۰٫۰۰ ۰ ۰
برنامه پست ۰ ۲۳۲۸٫۰۰ -۱۰۰٫۰۰ ۰ ۰
جمع کل ۳۸٫۸۷ ۲۹٫۴۷ ۱۷٫۷۴ -۳۵٫۸۶ ۵۸٫۸۹

جدول شاخص نسبت به سال ۸۴

اعداد نوشته شده در این جدول براساس شاخص نسبت به سال ۸۴ بدست آمده و نشان دهنده این است که هر سال به تفکیک نسبت به سال پایه (۸۴) به چه میزان افزایش یا کاهش به درصد داشته است. برای مثال فصل آموزش همانگونه که در جدول مشخص است سال پایه ۱۰۰ به طور ثابت قید شده است و از سال ۸۵ به بعد بدین صورت محاسبات آن صورت گرفته است. مبلغ اعتبارات عمرانی فصل آموزش در سال ۸۴ ( ۴۰۱۶۳۰۰ هزار ریال ) از کل مبلغ اعتبارات عمرانی فصل آموزش سال ۸۵ ( ۷۴۷۳۰۰۰ هزار ریال ) کسر شده ( ۳۴۵۶۷۰۰=۴۰۱۶۳۰۰-۷۴۷۳۰۰۰ ) و عدد ۳۴۵۶۷۰۰ بدست آمده است . این مبلغ بر مبلغ کل اعتبارات سال پایه (۸۴) تقسیم شده است. ( ۸۶/۰ = ۴۰۱۶۳۰۰/۳۴۵۶۷۰۰ ) عدد ۸۶۰/. بدست آمد و این عدد در ۱۰۰ ضرب شده و شاخص را که عدد ۸۶% می باشد در جدول در زیرسال ۸۵ و روبروی فصل آموزش نشان داده شده است و حاکی از افزایش ۸۶ درصدی نسبت به سال ۸۴ می باشد. همین طور برای سال های بعدی و ماقبل آن ها به همین منوال محاسبه شده است.

شاخص نسبت به سال ۸۴

فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
فصل خدمات مالی؛ فنی؛ مدیریت وبرنامه ریزی ۱۰۰ ۴۳٫۵۲۴ -۲۳٫۰۶۷ -۵۷٫۶۲۲ -۷۶٫۷۷۳ ۶۵۶٫۲۰۸
برنامه خدمات هواشناسی ۱۰۰ -۵۴٫۵۱۹ ۱۴٫۱۲۵ -۵۹٫۶۰۲ -۷۳٫۰۶۸ -۱۰۰٫۰۰۰
برنامه ساختمان های دولتی ۱۰۰ ۷۴٫۸۳۹ -۳۴٫۹۴۶ -۵۶٫۹۸۹ -۷۷٫۹۵۷ ۸۹۷٫۷۴۲
فصل فرهنگ و هنر ۱۰۰ ۳۲۹٫۴۳۱ ۴۰۵٫۸۴۶ ۸۷۵٫۳۸۵ ۶۶۷٫۵۳۸ ۱۲۰۱٫۵۳۸
برنامه خدمات فرهنگی و هنری ۱۰۰ ۲۳۶٫۵۶۹ ۲۶۰٫۰۰۰ ۶۵۳٫۸۴۶ ۳۱۶٫۳۰۸ ۱۱۷۸٫۴۶۲
برنامه رسانه های شنیداری ودیداری ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه گردشگری ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
فصل آموزش ۱۰۰ ۸۶٫۰۶۷ ۸۸٫۸۰۶ ۵۰٫۲۱۳ ۱۸۲٫۷۷۳ ۴۰۲٫۸۵۱
برنامه فنی و حرفه ای ۱۰۰ ۱۳۸٫۰۶۷ ۳۵۲٫۳۳۳ ۱۹۰٫۰۰۰ ۳۶۰٫۰۰۰ ۱۵۴۶٫۶۶۷
برنامه آموزش عالی ۱۰۰ -۵۰٫۰۰۰ -۱۰۰٫۰۰۰ -۱۰۰٫۰۰۰ -۱۰۰٫۰۰۰ -۱۰۰٫۰۰۰
برنامه ابتدایی ۱۰۰ ۱۴۳٫۷۹۴ ۱۱۴٫۶۶۶ -۱۵٫۳۳۵ ۱۰۰٫۸۷۴ ۴۰۹٫۳۵۴
برنامه استثنایی ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه راهنمایی ۱۰۰ ۱۱۴۵٫۲۱۲ ۳۸۵۷٫۶۱۴ ۳۵۳۲٫۶۵۳ ۶۳۴۱٫۱۳۰ ۹۸۲۱٫۵۰۷
برنامه متوسطه نظری ۱۰۰ ۱۳٫۸۲۶ -۵۸٫۱۶۶ -۴۰٫۳۰۱ ۵۷٫۳۳۶ ۷۰٫۵۶۹
فصل تربیت بدنی ۱۰۰ ۳۳۲٫۷۰۹ ۵۶۲٫۲۰۵ ۱۶۷۴٫۹۸۹ ۶۹۱٫۶۹۶ ۱۲۷۳٫۰۷۱
برنامه ورزش هگانی ۱۰۰ ۱۸۲۳٫۰۰۰ ۳۷۱۶٫۰۰۰ ۱۰۹۲۱٫۱۸۰ ۴۶۷۳٫۲۷۰ ۷۰۱۹٫۰۰۰
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه گسترش ورزش دانش آموزی ۱۰۰ ۵۴٫۱۵۰ -۲۷٫۲۹۰ -۵۳٫۲۷۱ -۵۲٫۵۲۳ ۱۹۹٫۰۶۵
فصل بهداشت درمان و تغذیه ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه خانه بهداشت ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه خدمات بهداشتی درمانی ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
فصل رفاه و تامین اجتماعی ۱۰۰ ۲۵۵۶٫۸۵۷ ۳۸۳۱٫۴۲۹ ۵۰۳۷٫۱۴۳ ۴۵۸۵٫۷۱۴ ۶۹۸۵٫۷۱۴
برنامه توانبخشی ۱۰۰ ۶۷۴٫۰۰۰ ۲۶۰٫۰۰۰ -۱۰۰٫۰۰۰ ۴۲٫۸۵۷ -۱۰۰٫۰۰۰
برنامه حمایت از خانواده وفرزندان ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه امداد و نجات آسیب دیدگان ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه امور ایثارگران ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
فصل مسکن عمران شهری و روستایی ۱۰۰ ۶۲٫۱۷۴ ۲۴٫۱۰۸ ۲۴۶٫۲۷۷ ۲۳۸٫۲۳۰ ۱۹۵٫۵۰۷
برنامه ساماندهی کالبدی شهری وروستایی ۱۰۰ ۱۶٫۱۷۹ ۰٫۵۹۳ ۱۴۷٫۰۶۴ ۲۷۱٫۱۵۳ ۲۵۱٫۹۶۳
برنامه تامین مسکن ۱۰۰ -۱۹٫۶۴۴ ۱۵٫۳۳۳ ۳۹۱٫۱۱۱ -۱۵٫۵۵۶ ۲۰۰٫۰۰۰
برنامه آب شهری و روستایی ۱۰۰ ۱۲۶٫۳۱۶ ۶۰٫۸۸۵ ۴۵۴٫۹۷۶ ۲۳۹٫۲۱۸ ۲۷۶٫۳۰۷
برنامه حمل و نقل شهری وروستایی ۱۰۰ ۲۷٫۵۰۰ -۲۲٫۹۵۰ ۱۵۷٫۵۰۰ ۵۴۴٫۹۵۰ ۲۶۳٫۸۰۰
برنامه سامانه های پساب و فاضلاب ۱۰۰ ۹۵٫۰۰۰ ۱۷٫۵۰۰ ۱۱۸۷٫۵۰۰ ۱۱۵۰٫۰۰۰ ۳۰۰٫۰۰۰
برنامه خدمات شهری ۱۰۰ ۳۶٫۸۷۲ -۳۷٫۹۶۹ ۱۷٫۹۷۵ -۴۰٫۳۵۴ -۵۸٫۸۶۵
برنامه ساماندهی عشایر ۱۰۰ ۹۴٫۴۴۴ ۳۷۶٫۴۴۴ -۵۰٫۸۸۹ ۲۲٫۲۲۲ ۱۲۰٫۰۰۰
فصل منابع آب ۱۰۰ -۲۶٫۸۰۸ ۲۴٫۷۳۹ ۱۱٫۸۸۶ -۷۹٫۳۲۱ -۲۳٫۱۱۰
برنامه تامین آب ۱۰۰ -۲۶٫۸۰۸ ۲۴٫۷۳۹ ۱۱٫۸۸۶ -۷۹٫۳۲۱ -۲۳٫۱۱۰
فصل کشاورزی و منابع طبیعی ۱۰۰ ۲۸۳٫۹۹۰ ۴۳۱٫۳۷۳ ۳۴۵٫۰۶۳ ۵۹۵٫۲۰۷ ۴۱۹٫۵۱۱
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه دام و طیورو ابزیان ۱۰۰ ۲۸۶٫۹۲۹ ۳۳۷٫۵۹۷ ۱۹۷٫۶۱۳ -۵۲٫۶۷۶ ۹۸٫۶۴۲
برنامه زراعت و باغبانی ۱۰۰ ۱۹۵۳٫۷۹۳ ۴۴۵٫۴۸۵ ۲۵۲۵٫۴۶۲ ۱۲۵۹٫۵۱۷ ۶٫۳۰۰
برنامه آبخیزداری ۱۰۰ ۱۷۲٫۸۲۱ ۲۸۷٫۲۱۹ ۱۷۷٫۸۷۱ ۵۱۴٫۶۲۵ ۳۸۲٫۱۱۴
برنامه ترویج کشاورزی ۱۰۰ ۴۲۳٫۲۰۳ ۱۰۳۵٫۸۴۱ ۶۰۵٫۹۷۸ ۳۷۴٫۸۷۳ ۱۹۱٫۸۰۶
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه ساماندهی اراضی ۱۰۰ ۱۵۸٫۲۲۳ ۳۵۹٫۱۶۲ ۲۹۶٫۳۲۷ ۷۰۲٫۳۰۸ ۴۰۰٫۱۹۲
برنامه جنگل ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه مرتع ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه بیابان زدایی ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
فصل محیط زیست ۱۰۰ ۱۰۹٫۶۸۱ ۲۴٫۱۱۹ ۷۹٫۵۷۶ ۴٫۳۱۲ ۱۳۴۹٫۸۱۱
برنامه حفاظت از طبیعت و تنوع زیستی ۱۰۰ ۱۰۹٫۶۸۱ ۲۴٫۱۱۹ ۷۹٫۵۷۶ ۴٫۳۱۲ ۱۳۴۹٫۸۱۱
فصل حمل و نقل ۱۰۰ ۱۹۱٫۳۰۲ ۲۱۵٫۸۸۸ ۱۸۴٫۹۳۷ ۱۰۳٫۸۵۰ ۲۲۴٫۰۱۷
برنامه حمل و نقل جاده ای ۱۰۰ ۱۹۱٫۳۰۲ ۲۱۵٫۸۸۸ ۱۸۴٫۹۳۷ ۱۰۳٫۸۵۰ ۲۲۴٫۰۱۷
فصل صنعت و معدن ۱۰۰ ۸۲٫۵۴۷ ۴۵۰٫۴۲۸ ۶۴۲٫۰۹۰ ۴۱٫۹۴۲ ۳۲۱٫۶۴۲
برنامه زیرساخت های صنعتی و معدنی ۱۰۰ ۸۲٫۵۴۷ ۴۵۰٫۴۲۸ ۶۴۲٫۰۹۰ ۴۱٫۹۴۲ ۳۲۱٫۶۴۲
فصل انرژی ۱۰۰ ۳۷٫۷۱۷ ۵۴٫۳۲۸ ۵۱۴٫۲۴۱ ۵۵٫۴۸۰ ۶۶۷٫۸۰۱
برنامه برق ۱۰۰ ۳۷٫۷۱۷ ۵۴٫۳۲۸ ۵۱۴٫۲۴۱ ۵۵٫۴۸۰ ۶۶۷٫۸۰۱
فصل ارتباطات و فن اوری اطلاعات ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه پست ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
جمع کل ۱۰۰ ۳۸٫۸۷۱ ۷۹٫۷۹۷ ۱۱۱٫۶۸۴ ۳۵٫۷۷۰ ۱۱۵٫۷۲۵

اعتبارات عمرانی به تفکیک سال و فصل و تعداد پروژه

فصل تعدادپروژه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
خدمات مالی؛ فنی؛ مدیریت وبرنامه ریزی ۱۱ ۱۲۲۷۰۴۴ ۱۷۶۱۱۰۰ ۹۴۴۰۰۰ ۵۲۰۰۰۰ ۲۸۵۰۰۰ ۹۲۷۹۰۰۰
فرهنگ و هنر ۳۶ ۶۵۰۰۰۰ ۲۷۹۱۳۰۰ ۳۲۸۸۰۰۰ ۶۳۴۰۰۰۰ ۴۹۸۹۰۰۰ ۸۴۶۰۰۰۰
آموزش ۴۹ ۴۰۱۶۳۰۰ ۷۴۷۳۰۰۰ ۷۵۸۳۰۰۰ ۶۰۳۳۰۰۰ ۱۱۳۵۷۰۰۰ ۲۰۱۹۶۰۰۰
تربیت بدنی ۱۸ ۶۳۵۰۰۰ ۲۷۴۷۷۰۰ ۴۲۰۵۰۰۰ ۱۱۲۷۱۱۸۰ ۵۰۲۷۲۷۰ ۸۷۱۹۰۰۰
بهداشت درمان و تغذیه ۲۵ ۰ ۱۵۸۶۰۰۰ ۰ ۳۴۵۱۰۰۰ ۱۳۶۰۰۰۰ ۶۷۵۱۰۰۰
رفاه و تامین اجتماعی ۱۴ ۳۵۰۰۰ ۹۲۹۹۰۰ ۱۳۷۶۰۰۰ ۱۷۹۸۰۰۰ ۱۶۴۰۰۰۰ ۲۴۸۰۰۰۰
مسکن عمران شهری و روستایی ۱۱۸ ۱۲۴۴۲۳۶۴ ۲۰۱۷۸۳۳۰ ۱۵۴۴۲۰۰۰ ۴۳۰۸۵۰۰۰ ۴۲۰۸۳۸۲۰ ۳۶۷۶۸۰۰۰
منابع آب ۱۸ ۵۶۸۹۷۰۳۶ ۴۱۶۴۳۸۲۲ ۷۰۹۷۳۰۰۰ ۶۳۶۵۹۶۰۰ ۱۱۷۶۶۰۰۰ ۴۳۷۴۸۰۰۰
کشاورزی و منابع طبیعی ۷۹ ۲۸۹۰۲۱۹ ۱۱۰۹۸۱۴۲ ۱۵۳۵۷۸۴۰ ۱۲۸۶۳۳۰۰ ۲۰۰۹۳۰۰۰ ۱۵۰۱۵۰۰۰
محیط زیست ۱ ۷۵۷۳۴ ۱۵۸۸۰۰ ۹۴۰۰۰ ۱۳۶۰۰۰ ۷۹۰۰۰ ۱۰۹۸۰۰۰
حمل و نقل ۶۰ ۱۲۱۲۹۰۰۰ ۳۵۳۳۲۰۰۰ ۳۸۳۱۴۰۰۰ ۳۴۵۶۰۰۰۰ ۲۴۷۲۵۰۰۰ ۳۹۳۰۰۰۰۰
صنعت و معدن ۵ ۱۴۸۲۳۰۰ ۲۷۰۵۹۰۰ ۸۱۵۹۰۰۰ ۱۱۰۰۰۰۰۰ ۲۱۰۴۰۰۰ ۶۲۵۰۰۰۰
انرژی ۸ ۲۶۰۴۸۴ ۳۵۸۷۳۰ ۴۰۲۰۰۰ ۱۶۰۰۰۰۰ ۴۰۵۰۰۰ ۲۰۰۰۰۰۰
ارتباطات و فن اوری اطلاعات ۲ ۰ ۲۵۰۰۰ ۶۰۷۰۰۰ ۰ ۰ ۰
جمع کل ۴۴۴ ۹۲۷۴۰۴۸۱ ۱۲۸۷۸۹۷۲۴ ۱۶۶۷۴۴۸۴۰ ۱۹۶۳۱۷۰۸۰ ۱۲۵۹۱۴۰۹۰ ۲۰۰۰۶۴۰۰۰

فرصت ایده آلی که شاید هرگز تکرار نگردد

دی ۲۱ام, ۱۳۹۰

نویسنده: ابراهیم شبانپور – غیب الهی

نگاهی اجمالی به وضعیت بهداشت و درمان و سرانه ی سلامت در شهرستان های لامرد و مهر،بیانگر بزرگترین و صدالبته کهنه ترین درد مناطق مختلف این دو شهرستان و محرومیت آنان از ابتدایی ترین نیازهای یک جامعه است.

هنوز که هنوز است آمبولانس های آژیرکشان،بیماران این مناطق را به سمت بیمارستان های گراش و لار می برند.هنوز که هنوز است پذیرش و کادر درمانگاه ها و بیمارستان های مناطق مختلف این دو شهرستان مفیدترین کار خود در حق حادثه دیدگان را ارجاع سریعتر آنان به بیمارستان های شهرهای مجاور می دانند.

آمار دقیقی از همه ی مناطق ندارم اما در منطقه ی علامرودشت ما،چه بسیار بوده اند جوانان رشیدی که در اثر یک خونریزی ساده ی ناشی از تصادف و نبودن آمبولانس جهت انتقال به بیمارستان های خنج و گراش در قبرستان ها آرمیده اند.در میان خانواده،فامیل،دوستان و یا آشنایان خیلی از ماها سیاه پوشان زیادی هستند که اگر در شهری با امکانات بیمارستانی مجهزتری زندگی می کردند،اکنون اینگونه عزادار عزیزان خود نبودند.

منکر تقدیر و مشیت خداوند تبارک و تعالی نیستیم اما با گذاری در دارالرحمه ها و نگاهی به قبور خاک آرمیدگان شهرهایمان،به خوبی می بینیم که علت محرومیت از دیدار و استفاده از نعمت وجود خیلی از عزیزان جوانمرگمان،نبود امکانات بهداشتی و درمانی کافی است.

اکثرمردم مناطق مختلف این دو شهرستان سالیان سال است که با فقر و نداری درگیر بوده و اگر لازم باشد حاضر به تحمل ریاضت بیشتری هم هستند.آنان سالیان متوالی آب آب انبار و چاه های خانگی نوشیده اند و اگر شرایط حکم کند بازهم قادر به تکرار آن خواهند بود؛اما این مردم مظلوم بیش از این طاقت از دست دادن عزیزان و در پی آن به سوگ نشستن بستگان،یتیم شدن کودکان و بی سرپرست شدن خانواده هایشان در اثر عدم وجود یک بیمارستان مجهزبا کادر پزشکی مجرب را ندارند.

برای آنان غیرقابل پذیرش است که با وجود قرارگرفتن در میان پهنای میادین و منابع مختلف گازی و نفتی کشور و پذیرش اجباری صدها مخاطره ی باالقوه و باالفعل آن،از خدمات و امکانات بهداشت و درمان صنعت نفت که غیبت آن در این دو شهرستان کاملا مشهود است،بی بهره باشند.

اما آنچه مرا به یادآوری و نگارش سطور بالا واداشت،فرصت ایده آل کنونی است.فرصتی که با کمی آینده نگری و احساس دلسوزی نسبت به خود و بستگانمان،کنارگذاشتن بحث های سیاسی و پرهیز ازهرنوع گله گذاری،بهترین فرصت برای درمان بزرگترین و کهنه ترین درد مناطق مختلف این دوشهرستان خواهد بود.

وجود بابرکت همشهری دلسوز و پرتلاشمان آقای مهندس قاسمی در راس وزارتخانه نفت،فرصت ایده آل خدا داده ای است که اگر با همکاری و پیگیرهای نماینده ای از خانواده ی درمان و درد یعنی آقای دکتر موسوی همراه گردد،یقینا با لیاقت و شایستگی های این پزشک حاذق و حضور ایشان در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس و کسب توانایی برای انجام رایزنی و لابی با مسئولان وزارتخانه ی بهداشت درمان و علوم پزشکی،زمینه های لازم برای برخورداری مردم محروم این دو شهرستان از خدمات بهداشت و درمان صنعت نفت را فراهم خواهد ساخت و بر بزرگترین آرزوی دیرینه ی آنان جامه ی عمل خواهد پوشاند.

ما به مدیریت و توان سیاسی برادر بزرگوارمان آقای زارعی برای سرعت بخشیدن به پیشروی پروژه های درحال اجرای شهرهایمان نیاز مبرم داریم.ما به دانش و توانایی های کاندیدای روحانی و عزیز شهرمان یعنی آقای اجرایی برای پیگیری و تکمیل امور فرهنگی این دو شهرستان احتیاج داریم.اما بحث کنونی ما فرصت و یا بهتر است بگوییم نعمت ایده آل فوق الاشاره و توانایی ها و تخصص آقای دکتر موسوی برای تکمیل کردن این فرصت است که اگر از آن برای فائق آمدن بر بزرگترین و با اولویت ترین درد منطقه مان یعنی مساله ی بهداشت و درمان استفاده نکنیم،شاید دیگر هرگز این فرصت تکرار نگردد و قطعا در آینده مجبور باشیم برای از دست دادن چنین نعمتی،حسرت ها خورده و خود را سرزنش کنیم .

پس حال که ابر وباد و مه و خورشیدو فلک در کار آمده اند و زمینه ی ایجادچنین نعمت عظیمی را برایمان فراهم نموده اند،بیایید ما نیز غفلت نکنیم و به دور هر از هرگونه حب و بغض شخصی و سیاسی و فارغ از نوع کینه ی جناحی و منطقه ای،با رای و انتخاب صحیح و هوشمندانه ی خویش فرصت خدمتگزاری در کسوت نمایندگی مجلس را در اختیار آقای دکتر موسوی قرار دهیم تا با توکل بر ذات بی منتهای الهی و بهره گیری ازخدمات نظام مقدس جمهوری اسلامی و دولت کریمه برای درمان بزرگترین درد منطقه مان نسخه ای پزشکی بنویسیم. انشاءاله

شایعه وجود کوهی با ویژگی درمان ایدز در نزدیکی جم

مرداد ۱۱ام, ۱۳۹۰

طی هفته های گذشته تعدادی از خبرگزاری ها (از جمله مشرق نیوز) مطلبی را منتشر نموده اند که ادعا می کند محققان انگلیسی در حوالی شهرستان جم کوهی را یافته اند که قله آن کم ترین فاصله میان زمین و خورشید را داراست و به همین دلیل خواص مغناطیسی ویژه ای دارد که رشد و نمو ویروس های بیماری زا (همچون ویروس ایدز) را ناممکن می سازد. در این خبر به نقل از موسسه ای به نام Imperial Medical College از سازمان ملل خواسته است تا نام این کوه را به ANTI-HIV Mountain تغییر داده و از قول رئیس موسسه یاد شده (شخصی به نام Tim Hopkins) پیشنهاد شده تا در این منطقه شهرک هایی درمانی برای درمان مبتلایان به ایدز احداث شود.
در این خبر همچنین ادعا شده است که بدلیل نیروی مغناطیسی زیاد، خودرو ها (در صورت خلاصی) به سمت کوه کشیده می شوند و این موضوع تاکنون موجب تصادف های زیادی شده است.
بر اساس آنچه در ادامه می آید، کذب بودن ادعای فوق مسجل است. به نظر می رسد راه انداختن این گونه شایعات عمدتا با هدف توجه دادن افکار عمومی به سمت نقاطی خاص و به منظور سودجویی شایعه سازان صورت می گیرد.
در این خصوص، و به منظور تنویر افکار عمومی، ذکر نکات ذیل مفید به نظر می رسد:
۱٫ یکی از قله های نزدیک به استوا حدود شش هزار و سیصد متر ارتفاع دارد (کوه چیمبورازو واقع در اکوادور) و فاصله آن تا استوا نیز به مراتب کمتر از فاصله کوه پردیس تا استواست و لذا نمی توان ادعا کرد که کمترین فاصله زمین و خورشید مربوط به این قله است.
۲٫ استفاده از نام Imperial Medical College شهر لندن، شائبه ارتباط میان این موسسه و دانشگاه پرآوازه Imperial College London را ایجاد می نماید حال آنکه هیچ ارتباطی میان این دو موسسه وجود ندارد و اساساً موسسه معتبری به این نام موجود نیست.
۳٫ بر اساس جستجوهای انجام شده، شخصی با نام Tim Hopkins که در حوزه بهداشت و درمان صاحبنظر باشد وجود ندارد و با جستجو در فضای علمی انگلستان تنها شخصی با این نام در دانشکده کامپیوتر دانشگاه ساسکس یافت می شود.
۴٫ در صورتی که فرض کنیم با حضور در فضاهای با نیروی گرانش زیاد رشد ویروس ایدز متوقف می شود، این سوال مطرح می شود که آیا ایجاد چنین فضایی در آزمایشگاه های فوق مدرن کشورهای پیشرو ممکن نیست و می بایست همه بیماران ایدزی دنیا را به جم کشاند؟!
۵٫ جالب است که ساکنان مناطق مجاور این کوه از وجود آن با این همه ویژگی بی اطلاعند و علی رغم نیروی گرانش بسیار زیاد این کوه(!)، حتی ماشین یکی از آنها تاکنون به کوه برخورد نکرده است!

یک پیشنهاد: با هزار تومان هم می شود خیر اندیش شد!!

مرداد ۲ام, ۱۳۹۰

شواهد نشانگر آنند که هر ساله عده ی زیادی از همشهریان برای درمان به شهرستان های همجوار مراجعه می کنند چرا که مثلا بیمارستان لار ، گراش و یا پارسیان دارای تجهیزاتی است که شاید بیمارستان ولی عصر لامرد از آن بی بهره باشد ، هر چند یک از علل (نه همه آنها) هزینه های پایین تر درمان نسبت به لامرد است که آن هم با کمک خیر اندیشان در این شهرستان ها فراهم شده است   . نویسنده در این مجال قصد ندارد تا زحمات مسئولین بیمارستان و همت خیر اندیشان را زایل نماید چرا که شاهدیم دراین چند ساله به همت مسئولین بیمارستان و تعدادی از خیرین شهرستان برخی از تجهیزات بیمارستانی مورد نیاز خریداری شده که به محض ورود به بیمارستان می توان نام خیر اندیشانی که در این امور همکاری داشته اند را مشاهده نمود.

حال سوال اینجاست چرا ما همیشه منتظریم یک خیر اندیش دست به کار شود و فلان دستگاه ، فلان مدرسه و یا فلان کار خیر را انجام دهد. مگر ما نمی توانیم نقشی در کار خیر داشته باشیم ؟ آری ، می توانیم . فرض کنید میانگین تعداد بازدید کنندگان سایت تراکمه ۴۰۰ نفر باشد و از این بین  ۳۰۰ نفر از آنها مایل به پرداخت  ماهانه ۱۰۰۰ تومان باشند ، سالانه سه میلیون و ششصد هزار تومان جمع آوری خواهد شد که همه ما در آن شریکیم. البته ممکن است افرادی نیز در بین بازدید کنندگان باشند که مایل به پرداخت مبلغ بیشتری نیز باشند .

جدای از بعد معنوی این طرح ، از جمله مزایای آن می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

۱-      می توان مسئولین بیمارستان را ترغیب نمود که برای دستگاه خریداری شده با این پول ، هزینه ای از مردم دریافت نگردد و یا هزینه ای که دریافت می شود برای خرید دستگاهی دیگر هزینه شود.

۲-      کاهش  هزینه های رفت و آمد ، ایاب و ذهاب و خطر احتمالی تصادفات جاده ای  در مراجعه به شهرستان های همجوار

۳-      ممکن است خیر اندیشانی باشند که می توانند برای یک دستگاه ۱۰ میلیونی تنها ۷ میلیون پرداخت کنند که این وجه می تواند در این امر نیز کمک کننده باشد.

چگونه این طرح عملی است :

قدم اول ، صحبت ادمین های سایت با مسئولین بیمارستان برای اعلام شماره حساب

قدم دوم : اعلام آمادگی افرادی که تمایل به پرداخت مبلغ ۱۰۰۰ تومان در ماه را دارند.( برای این کار می توان یک ایمیل اختصاصی ساخت تا اسامی افراد خیر اندیش کاملا محرمانه باقی بماند )

قدم سوم : معرفی یک نماینده از سایت تراکمه جهت نظارت بر حساب و اینکه وی یکی از صاحبان حسابی باشد که بیمارستان معرفی می نماید. البته این نماینده می تواند یکی از اعضای هیئت امنای بیمارستان نیز باشد.

قدم چهارم : تهیه لیستی از تجهیزات بیمارستانی مورد نیاز به همراه قیمت آنها توسط مسئولین بیمارستان که در میزان مبلغی که افراد خود را مقید به پرداخت آن نموده اند می تواند کمک کننده باشد و بعضی از افراد شاید با دیدن قیمت مایل به پرداخت مبلغ بیشتری در ماه باشند.

 خواهشمند است انتقاد  یا پیشنهاد خود را در مورد این طرح در قسمت نظرات بنویسید. مسلما پیشنهادات دوستانی که در بخش درمان فعالیت دارند کمک کننده خواهد بود.

 

دفن زباله ها

فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۰

چند مدتی است به این فکرم که این زباله های که روزانه از خانه ما تولید می شود که حجم کمی هم ندارد بعد از گذاشتن بیرون از منزل به کجا رفته و چه اتفاقاتی برای آنها می افتد آیا انها را دفن میکنند یا میسوزانند یا آنها را تفکیک کرده و بعد آنها را بازیافت می کنند .
شاید جا ی کمی تحمل دارد که  مقدار زباله ای که روزانه یک لامردی تولید میکند نزدیک به ۱٫۵ کیلو گرم است که اگر برای کل شهر(چاه قائد-چاه حاج ابول) که تحت پوشش جمع آوری زباله از طرف شهرداری هست  تقریبا روزانه به ۳۰تن زباله می رسد که حجم قابل توجه ای است.
فکر میکنید این ۳۰تن زباله چه مقدار از مساحت از زمین را در بر میگیرد شما به راحتی میتوانید حجم زباله ها را در هفته .ماه و سال را محاسبه کنیدو بعد خواهید دید که این اعداد قابل تحمل تر خواهند شد.
شاید شما محل دفن زباله ای شهر را دیده باشید یا اینکه در نزدیکی آن بوده اید و بوی متعفن آن را احساس کرده باشید و آنگاه به خود گفته اید که چرا لامرد یک محل بازیافت زباله ندارد که زباله ها را از هم تفکیک کند که این خود  باعٍث می شود حجم مواد دفنی بسیار پایین امده  و صدمه به محیط زیست هم  کاهش پیدا کند و در نتیجه بوی تعفن آن هم  کاهش پیدا می کند.
دیگر اینکه محلی که زباله ها را دفن می کنند عمق آب در ۳-۴ متری سطح زمین قرار گرفته است  که این خود باعث می شود شیرابه های زباله  وارد آب شده  و آب را آلوده کند که این یعنی هشدار برای  آب و محیط زیست لامرد است.
“زباله های بیمارستانی را باید با   دستگاه های زباله سوز سوزاند  و نباید آن ها را با زباله ای دیگر دفن کرد”
همانطور که می دانید اثرات این گونه کارها در مدت کوتاه نمایان نخواهد شد  وزمانی دیده می شود که کار از کار گذشته است که دیگر قابل جبران نیست یاا گر باشد هزینه جبران آن بسیار بالا است  .
شاید بعد از خواندن این  مطلب به  این  مورد برسید که مقصر کیست شهرداری یا شورای شهر یا اینکه خودمان (اینکه مطالبه کرده ایم یا نه .آگاهی پیدا کرده ایم یا نه ) این مورد(مقصر کیست؟) خیلی به حال الان ما تاثیری ندارد  باید به این بیندیشیم که چه کاری می توانیم از این به بعد  انجام دهیم تا محیط زیست ما از این بیشتر  صدمه نبیند
من وظیفه دانستم این مطلب را خدمت شما خوانندگان سایت  ارائه دهم
دوستان می توانند راه های که  باعث میشود از این اتفاق جلوگیری کند یا اینکه اثرات زیانبار آن را کاهش  دهد  را پیشنهاد دهند.

مشکلی به نام هیئت امناء

تیر ۱۴ام, ۱۳۸۹

خدا رحمت کند مسئولین سابق که اگر شما در بیمارستان به مشکلی بر خورد می کردید کافی بود به هیئت امنا مراجعه کنید تخفیف می دادند و مشکل ر ا در هر صورت به نفع شما حل می کردند . اما اگر خدای ناخواسته گذارتان به بیمارستان ولی عصر (عج ) لامرد فارس افتاد آن وقت معنایی دیگر و صددر صد متفاوت از آن معانی را عملا درک خواهید کرد . وقتی که صورت حساب بیمارستان را می بینید کمی تسکین می یابید مخصوصا وقتی می بینید که بحمد الله این هزینه ها را بیمه تقبل می کند . اما یکباره برگی به نام هیئت امنا دستتان می دهند که چندین برابر هزینه درمان شماست و این مبلغ باضافه هزینه ای که شما نقدا باید به پزشکتان می دادید آن قدر زیاد است که شما را شوکه و گاه از کرده خود پشیمان می کند . ای کاش دردتان را تحمل می کردید و بقول قدیمی ها ((فتنه خوابیده را بیدار نمی کردید . )) مشکل این دو هزینه آن است که نه بیمه و نه سازمانهای مربوطه آن را قبول ندارند فاکتوری هم وجود ندارد که بشود ادعا کرد . مجموعه این هزینه ها به گونه ای بالاست که پیرمردی که برای زایمان عروسش به بیمارستان مراجعه کرده بود می گفت ۷۶۰ هزار تومان برای سزارین هزینه کرده است و اکثر هزینه ها را به پزشک و هیئت امنا داده و از شانس بدش بیمه هم نبوده است .سوال اساسی اینجانب به عنوان یک جانباز شیمیایی که به اقتضای دردش بسیار به دکتر نیازمند است از ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی شیراز و استاندار محترم فارس آن است که :
اولا : آیا گرفتن هزینه ای توسط پزشک از بیمار به غیر تعرفه های رسمی مجوز قانوی دارد یا نه ؟
ثانیا : پولی که به عنوان هیئت امناء از بیماران می گیرند قانونی است یا نه ؟ اصلا به چه حسابی می رود و آیا بر این حساب نظارتی وجود دارد ؟
ثالثا : تکلیف مردمی که تا کنون این همه پول داده اند چست و آیا محلی برای مطالبه این حقوق وجود دارد یا خیر ؟ آیا می توانید دستور دهید که سازمانهای بیبمه آن را تقبل کنند ؟ !!!
امیدوارم به اقتضای نام ( مسئول ) یعنی مورد سوال از این گونه سوالات ناراحت نشوید و به جای آن پاسخگو باشید . من آنچه شرط بلاغ بود با تو بگفتم والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مشکل سرویس‌های بهداشتی

خرداد ۳۰ام, ۱۳۸۹

مشکل سرویس‌های بهداشتی یکی از هزاران مشکلی است که در شهر لامرد با آن مواجه هستیم. من فکر می‌کنم حتی شهرداری که مسول مستقیم آن  می‌باشد از این امر غافل مانده است .چند سال قبل تعدادی سرویس بهداشتی در وسط میدان امام خمینی احداث شد که جدا از توهین آمیز بودن آن و نامناسب بودن مکان آن از نظر دسترسی، بصورت زیرزمینی پر از سنگ و چوب و حتی آب! بود که کسی به خودش اجازه ورود به آن را نمی‌داد. اگر به پارک‌های سطح شهر (مثلا پارک نفت) سری بزنید می‌بینید یا سرویس بهداشتی وجود ندارد یا اگر هم وجود دارد قابل استفاده نبوده و یا حتی قفل است. با یک نگاه اجمالی به سطح شهر لامرد حتی شهرستان متوجه می‌شویم که تعداد سرویس‌های بهداشتی از تعداد از انگشتان یک دست هم کمتر است.

شاید این موضوع خیلی ساده و پیش پا افتاده به نظر بیاید اما اگر خودتان را به جای مشتریان واحدهای تجاری مرکز شهر که از روستاهای دور و نزدیک به آنجا مراجعه می‌کنند تصور کنید، موضوعی آن‌چنان ساده و پیش پا افتاده نخواهد بود. نکته دیگر این است که مخصوصا در سطح شهرستان، پای آبرو در میان است. شهرداری باید به فکر مسافرینی باشد که در زمان تعطیلات نوروز به شهرستان سفر می‌کنند. خدا را شکر تعداد کمی هم نیستند. آیا این همه مسافر نیاز به سرویس بهداشتی مناسب ندارند؟ شاید بگوییم بسیاری از این مسافرین به مدارس سطح شهرستان می روند و نیازی یه سرویس بهداشتی ندارند. اما منظور من کل سطح شهر و شهرستان است. این را نیز باید در نظر گرفت که تعداد زیادی از این مسافرین به دلایل شخصی به این مکان‌ها نمی‌روند. از این‌ها اگر بگذریم در زمان‌های دیگر و در طول سال، مشکل سرویس بهداشتی مسافرین را چگونه حل می‌کنیم؟ ایا همه مسافرین باید به دلیل نبود سرویس بهداشتی، درب منزل ساکنین اطراف را بزنند؟!

مگر ما ادعا نمی‌کنیم دهشیخ، قطب تجاری شهرستان لامرد است؟! آیا فکر کرده‌اید در دهشیخ با این همه مشتری روزانه، چند سرویس بهداشتی مناسب وجود دارد؟ من که n بار به دهشیخ رفته‌ام هنوز یک دستشویی ندیده‌ام. آیا ساخت یک دستشویی توسط این همه واحد تجاری که از مراجعه مشتریان سود می‌برند چیز زیادی است؟ ایا دانستن این که یک واحد تجاری دارای حداقل امکانات بهداشتی است شما را برای خرید از آن واحد تشویق نخواهد کرد؟ حداقل خود مغازه‌داران آن جا باید برای سود بیشتر خود از این قضیه استفاده کنند. نکته دیگر این که  چند سالی است مردم منطقه برای تفریح در روزهای تعطیل به سرکوه می‌روند آیا مسئولان منطقه به فکر رفاه مردم و سرویس‌های بهداشتی آن‌جا بوده‌اند؟

از همین جا از شهرداری لامرد تقاضامندیم آماری در مورد سرویس‌های بهداشتی در سطح شهر، یا آنهایی که در حال ساخت هستند را ارائه کنند.

فرستاده شده توسط: حامد روحی

نکته: دوستانی که مایلند در سایت مطلب بنویسند اما جزو نویسندگان سایت نیستند می‌توانند به همین صورت، مطلب خود را به admin@terakmeh.com ارسال کنند تا به نام خودشان تحت عنوان خوانندگان سایت منتشر شود. بدیهی است در صورت فعال بودن این افراد، سایت تراکمه خوشحال خواهد شد از ایشان برای نویسندگی سایت دعوت بعمل آورد.

به مناسبت هفته سلامت: فواید دوچرخه سواری

فروردین ۲۴ام, ۱۳۸۹

وقتی به کم کردن وزن نگاه می کنیم ، خیلی کم پیش می آید که برنامه غذایی به طور دراز مدت جواب بدهد ، اما ورزش منظم همیشه جواب می دهد. هر نوع ورزش منظم دارای فایده است ، اما دوچرخه سواری مخصوصا خوب می باشد چون آسیب های کمتری در نتیجه انجام آن روی می دهد. دوچرخه سواری،  راهی عالی برای ارتقاء فیزیک و اندامتان نیز به شمار می رود.

برخی از بهترین فوایدی که با دوچرخه سواری می توانید به بدنتان برسانید، بالا بردن مصرف اکسیژن بدن، تقویت قدرت عضلانی پاها، تقویت توانایی بدن برای جلوگیری از ساخت اسید لاکتیک و کاهش درصد چربی بدن می باشد.

از دیدگاه قدرتی، دوچرخه سواری به دویدن بعنوان یک ورزش قلبی-عروقی ارجحیت دارد چون در دوچرخه سواری شما بطور مداوم علیه یک مقاومت در حال ورزش هستید. دوچرخه سواری سوزاننده کالری عالی هم می باشد که فواید مختلفی دارد.

طبق گفته بنیاد قلب بریتانیا ، دوچرخه سواری  حداقل ۲۰ کیلومتر در هفته خطر ابتلا به بیماری قلبی کرونری را به کمتر از نصف در مقایسه با غیر دوچرخه سوارها کاهش می دهد. دوچرخه سواری  با سرعت آرام ۱۲ کیلومتر در ساعت در جاده ای صاف ۴۵۰ کیلو کالری در ساعت مصرف می کند. احساس جوانی هم در شما ایجاد می کند و استرس را می کاهد. همچنین ادعا می شود که دوچرخه سواری  سرعت متابولیسم تان را تا ساعت ها پس از آن بالا می برد ، در نتیجه بدن تان حتی پس از ورزش هم به سوزاندن کالری ها ادامه می دهد.

دوچرخه سواری  عمد تا فعالیتی آئروبیک  یا هوازی ( بجز زمانیکه از شیبی بالا می روید ) است.  این امر برای  ریه ها  که برای ارسال بیشترین میزان اکسیژن به داخل بدن منبسط می شوند ، و قلب که برای انتقال این اکسیژن به تمام بدن ضربان سریع تری پیدا می کند ، مفید است. قلب و ریه هایی قوی اساس تناسب اندام عمومی می باشد.

حتی با تنها چند مایل  دوچرخه سواری  ، ماهیچه هایتان از فواید آن بهره مند می شوند. عضلات اصلی که به هنگام دوچرخه سواری  استفاده می شوند عضلات قسمت بالای ران ، عضلات پشتی و عضلات ساق پا هستند.

انجام ورزش مواد معروف به اندروفین ها را به داخل جریان خون رها می کند.این مواد حس رضایت و خوشحالی را ایجاد می کنند ، در نتیجه به کاهش استرس کمک می کنند. به طور طبیعی اگر در محیطی مطبوع و دلپسند دوچرخه سواری  کنید سطح رضایت شما حتی بیشتر هم خواهد شد.

تهیه کننده: محمود نامجونسب
واحد مبارزه با بیماریهای غیر واگیر
منبع: سایت‌های اینترنتی

به مناسبته هفته سلامت: استرس و شهرنشینی

فروردین ۲۳ام, ۱۳۸۹

با پذیرش اینکه انسان موجودی است زیستی، روانی و اجتماعی باید قبول کرد که روان و رفتار انسان متأثر از موارد فوق است. استرس یا فشار روانی نیرویی است که چون فشار آن بر هر قسمتی از بدن وارد شود کار آن را مختل می کند و زمینه استرس را در انسان فراهم می آورد. هر عملی که موجب برهم خوردن تعادل روانی انسان و تغییرات سریع احساسی عاطفی ، خلقی، رفتاری شود، استرس زاست. هم چنین عدم توانایی در برقراری ارتباط با دیگران، احساس خود کم بینی، ترس از اظهار وجود، از دست دادن اعتماد به نفس و نومیدی استرس زاست.

شهرنشینی و پیشرفت تمدن امروز، دگرگونی روابط اجتماعی، به خصوص زندگی در شهرهای بزرگ و پرجنجال، فشارهای جسمی، روانی ناشی از ترافیک و آلودگی های هوا امواج و صدا به خصوص درکارکنان سازمان هواپیمایی و اثرات آن بر روان و رفتار انسان، موجبات تشدید استرس را فراهم می کنند.

در حال حاضر عوامل مولد استرس در جهان نسبت به گذشته بیشتر شده است. زیرا بعضی از مکانیسمهای سنتی که به مردم کمک می کرد تا با فشارهای روانی مقابله کنند به تدریج رو به نابودی می رود. امروزه مشکلات شغلی و اقتصادی، تغییرات سریعی را به وجود آورده و ارزشهای انسانی و اعتقادات امید بخش گذشته را از بین برده و به ضعف روابط انسانی و بی تفاوتی انسانها نسبت به یکدیگر حتی خویشاوندان نزدیک منجر شده و زمینه های استرس را فراهم آورده است.

رشد شهر نشینی، مشکلات ناشی از بی عدالتی و تبعیض در محیط کار و زندگی با رشد فزاینده اعمال خشونت آمیز در شهرها نیز باعث ایجاد ترس و فشارهای روانی شده که در نهایت بر سلامت و بهداشت روانی انسان لطمه می زند. بنابراین تلاش برای مقابله با نارضایتی های حاصله از این گونه مشکلات غالباً نا موفق می ماند.

از عوامل مولد استرس علاوه بر موارد فوق می تواند مرگ عزیزان، ستیزه و جدایی در کانون خانواده ، ترس از بیکاری، نداشتن امکانات مناسب زیست اجتماعی در ایجاد استرس دخالت دارد. همچنین شهر نشینی و سکونت در محله های شلوغ و پرجمعیت ترافیک سنگین در راه خانه و محیط کار، همگی استرس زاست. امید است تحقیقات آینده ما را راهنمایی کند که چگونه میتوان با کاهش فشارهای روانی سلامت جسم و روان را در محیط کار تأمین کرد.

استرس موجب اختلالات جسمی چون ضربان قلب و اختلال در تنفس و گوارش و احساس دردهای استخوانی و جسمی می شود. متأسفانه اکثریت مردم حتی جوانان دچار استـرس هستند که اگــر شدت یابد آنها را بیمار و ناتوان می کند. شرایط و موقعیت هایی که موجب افزایش و تشدید استرس می شود باید برای آنها روشن شود و شیوه های حل آن برای آنها بازگو شود. استرس با سن، جنس، وضعیت تأهل، رضایت از شغل، وضعیت مسکن، تحصیلات، تعادل بین میزان در آمد و هزینه زندگی در ارتباط است. افسردگی، ا ضطراب،وسواس، پرخاشگری و دردهای جسمی به دلیل استرس تشدید می شوند. استرس عامل عمده کاهش کمیت و کیفیت نیروی انسانی و انرژی در کار و زندگی می شود. به عبارت دیگر میزان درآمد بهره وری را کم می کند.

نشانه های استرس

داشتن فشارهای عصبی، فکری و عاطفی، بی جهت دلشوره داشتن، احساس درد در ناحیه قلب، گردن، سینه، کتف و دست یا پا، زود به گریه افتادن، احساس تنهایی و غمگینی کردن، احساس خستگی و کوفتگی در عضلات، بد خوابی دیر به خواب رفتن و کم خوابی. مشکل تصمیم گرفتن، کرخ شدن قسمتهایی از بدن و عضلات، نارضایتی از محیط کار و زندگی. در برخورد با همکاران و اعضاء خانواده زود عصبانی شدن، نگران آینده خود و اعضاء خانواده بودن، خود خوری کردن، بیقرار بودن، افسرده بودن، اضطراب داشتن و پرخاشگری، سوءظن داشتن و بدگمان بودن، نداشتن ثبات عاطفی خلقی و رفتاری مناسب، لرزش و پرش عضلانی داشتن، ضعف میل جنسی، پیری و مرگ زود رس همگی از نشانه های استرس هستند.

با توجه به تفاوتهای فردی بین مردم همه نشانه ها در یک نفر دیده نمی شود بلکه در هر فردی تعدادی از این نشانه ها مشهود است این نکته را نمی توان فراموش کرد که در جامعه شهری و صنعتی امروزی استرس بخشی از زندگی اکثریت مردم شده است که بر اثر تقابل انسان با محیط کار و زندگی پدید می آید و باید با متخصص استرس مشاوره کرد و گرنه می تواند عامل خطرناک برا ی سلامت جسمی و روانی انسان شود.

پیشگیری و کاهش استرس

« تا وجودم هست باید با آرامش زندگی کنم » هدف از آرام زیستن درمان تألمات احساسی عاطفی است باید از شدت فشارهای روانی بکاهیم و آنها را از بین ببریم و گرنه زندگی پر استرس و بی معنی می گردد و این حاصل نمی شود مگر با ایجاد روابط انسانی در محیط کار و زندگی. در این ارتباط توجه به سه عنصر ( محیط، افکار و واکنش های جسمی روانی) ضروری است.با ارتباط انسانی و انتخاب شغل و شیوه های مناسب زندگی می توان از استرس های بی مورد احتراز جست.

شغل های اجرایی داشتن و پست های مهم و عالی رتبه انسان را در معرض بیشترین میزان استرس عاطفی قر ار می دهد. مشاغلی که احساس فوریت های زمانی را در ضرب العجل های محدودی طلب می کنند خطرناکند. مطالعات و تحقیقات نشان می دهد که سکته های قلبی و مغزی و بیماریهای شریانهای قلب در افرادی که به این گونه حرفه ها مشغولند شایعتر است. کار زیاد بر سلامت جسم و روان اثر منفی می گذارند و انسان را رنجور می کند اما اگر کار زیاد تشویق و اعتبار عمومی برای انسان به ارمغان آورد به وی احساس رضایت می بخشد و او را به نوعی در موقعیتی که شغلی رضایت بخش و مورد علاقه انسان باشد صدق می کند ولی اگر شغل رضایت بخش و مورد علاقه فرد نباشد عامل عمده ای برای بروز استرس های عاطفی، افسردگی و اضطراب خواهد شد به خصوص افرادی که به دلایل مادی ناچارند به چنین مشاغلی تن دهند و کارآیی خوبی هم ندارند واغلب این عدم کارآیی موجب می شود که مورد انتقاد و تحقیر هم قرار گیرند و این خود عامل پیدایش استرس های عاطفی شدیدتری در آنها میشود.

احساس رضایت و شادکامی در زندگی و کار از مهم ترین عواملی است که سلامت جسم و روان انسان را تحت تأثیر قرار می دهد. تحقیق نشان داده است بیماری شریانهای قلب که در کاهش طول عمر مؤثر است بر عکس در افرادی که زندگی شاد و آرامی دارند و از شغل خود راضی هستند و دارای ارتباط اجتماعی مطلوب خود هستند طول عمر بیشتری دارند.

بنابراین برای حفظ سلامت روان و رفتار و پیشگیری از استرس این توصیه ها پیشنهاد می شود:انسان بودن و انسانی فکر کردن و رفتار انسانی داشتن، تغذیه خوب به خصوص خوردن شیر صبح و عصر و ماست ظهرو شب چون تمام ترکیبات داروهای آرام بخش در شیر و ماست وجود دارد. به ویژه برای کارکنان صنعت هواپیمایی که در معرض آلودگیهای صدا، هوا و امواج هستند. شنا حداقل دو بار در هفته، موسیقی آرام بخش و پیاده روی در پارکها و مراکز سرسبز، اسکی، معاشرت با دوستان و خویشاوندانی که از بودن با آنها شادمان می شوید، بدون تشریفات زائد، ضد استرس وآرام بخش هستند.

هر یک از موارد فوق به گروهی از افراد احساس خوشی وشادکامی می دهد. حفظ سلامت جسم و روان، شرکت در جلسات سرور و شادمانی بهترین آرام بخش است چون احساس شادکامی و رضایت به ارمغان می آورد. استفاده صحیح از اوقات فراغت و تعطیلات در حدود امکانات که بخشی از شیوه صحیح زندگی و عامل ایجاد و حفظ سلامت روان است و ضد استرس می باشد.در واقع همه موارد باید شامل اعمالی باشد که فرد دوست دارد و می خواهد آنها را انجام دهد.

گردآوری:
میثم زائری
مسئول بهداشت روان شبکه بهداشت ودرمان لامرد

به مناسبت هفته سلامت: تحرک رمز سلامتی

فروردین ۲۲ام, ۱۳۸۹

فعالیت بدنی در کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه – پندارهای غلط در مورد فعالیت بدنی فواید فعالیت بدنی – زنان و فعالیت بدنی – سیاستهای مرتبط با فعالیت بدنی – فعالیت بدنی و جوانان – زندگی بی تحرک – فعالیت بدنی و افراد مسن

فعالیت بدنی میتواند کیفیت زندگی را در تمام سنین برای همگان بهبود بخشد.شیوه زندگی فعال باعث میشود افراد مسن دوستان جدیدی پیدا کنند،در فعالیتهای اجتماعی باقی بمانند و با سایرین در تمام سنین مراوده داشته باشد.بهبود انعطاف پذیری،تعادل و قوام عضلانی به پیشگیری از افتادن که دلیل عمده ناتوانی در افراد مسن است کمک میکند.مشخص شده است که شیوع بیماریهای مغزی در افرادی که از نظر بدنی فعال هستند کمتر است.فعالیت بدنی میتواند کمک شایانی به درمان برخی اختلالات فکری مثل افسردگی بنماید.جلسات ورزشی برنامه ریزی شده مطابق با سطح تناسب بدنی هر فرد یا پیاده روی ساده میتواند فرصت یافتن دوستان جدید و اتصال با جامعه و کاهش احساس تنهایی و محرومیت اجتماعی را به فرد بدهد.فعالیت بدنی میتواند خود اتکایی و اطمینان به خود را که معیارهایی مبنایی در سلامت روح است افزایش دهد.
از فواید فعالیت بدنی می توان حتی در سنین بالا نیز استفاده برد.با آنکه فعال بودن از سنین پایین از بسیاری بیماریها جلوگیری در سنین بالا نیز به کاهش درد و ناتوانی مرتبط با بیماریهای نظیر آرتربت،استئوپروز و فشار خون بالا کمک کند.

زنان و فعالیت بدنی
فعالیت بدنی منظم و عادات غذایی خوب می تواند سلامت زنان را ارتقاء داده و از بسیاری بیماریها و حالاتی که علت عمده مرگ و میر و ناتوانی زنان جهان است پیشگیری کند.

فعالیت بدنی منظم به پیشگیری از بیماریهای قلبی عروقی کمک میکند.این بیماریها که شامل بیماری قلبی،فشار خون بالا و سکته های مغزی می باشد.باعث یک سوم مرگ و میر زنان در سراسر جهان هستند.بیماریهای قلبی عروقی باعث نیمی از مرگ های زنان بالای ۵۰ سال در کشورهای در حال توسعه هستند.توام بودن فعالیت بدنی منظم و تغذیه کافی اصلی ترین و اثرگذارترین راه تنظیم چاقی خفیف تا متوسط و حفظ وزن ایده آل درزنان است.

دیابت ۷۰ میلیون زن را در سراسر جهان مبتلا کرده است.این میزان در سال ۲۰۲۵ به ۲ برابر افزایش می یابد.دیابت علاوه بر بیماریهای قلبی عروقی میتواند به کوری،آسیب عصبی،نارسایی کلیه،زخم پای دیابتی و قطع پا منجر شود.تحقیق جدیدی نشان داده است حتی فعالیت بدنی منظم و اندک وتغییر رژیم غذایی میتواند از نیمی از موارد دیابت غیر وابسته به انسولین جلوگیری کند.

فعالیت بدنی میتواند تا حد زیادی به پیشگیری و درمان استئوپروز کمک کند.استئوپروز بیماری خاصی است که در آن استخوان ها شکننده شده و در مقابل شکستن،مقاومت ضعیفی از خود نشان میدهند.زنان مخصوصاً در دوران یائسگی در معرض خطر ابتلای بالاتری نسبت به این بیماری هستند.

فعالیتهایی که در آن وزن بدن را تحمل می کنیم مثل پیتده روی،آهسته دویدن برای بلوغ طبیعی استخوان بندی در دوران کودکی و نوجوانی لازم هستند و باعث کاهش از دست رفتن استخوان می شوند.همچنین قدرت عضلانی و تعادل را بهبود می بخشند و خطر افتادن را کاهش داده و به همین خاطر از خطر شکستگی می کاهند.

فعالیت بدنی منظم کمک میکند تا استرس،اضطراب و افسردگی و تنهایی کاهش یابد.این مخصوصاً در زنان مهم است چون میزان افسردگی زنان نسبت به مردان چه در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه دوبرابر است. فعالیت بدنی به عزت نفس،اعتماد و اطمینان و بهبود مناسبات اجتماعی و وضعیت روانی کمک میکند.

اگر چه فواید بهداشتی و اجتماعی فعالیت های بدنی باید زنان را در مشارکت اینگونه فعالیتها تشویق کند،اما نباید از این حقیقت که در مناطق بومی و روستایی و حاشیه شهر که درآمد اندکی دارند زنان ممکن است نیاز به تعادل بهتری از اعمال حمایتی مثل تغذیه کافی،ابتکار برای درآمدزایی،توصیه هایی متناسب با وضعیت فرهنگی خاص خودشان داشته باشند.

آرتریت(التهاب مفاصل) علت مهمی برای محدودیت فعالیت در افراد بالغ و مسن است.فعالیت بدنی راهی عمده برای تنظیم و کنترل تورم و درد مفاصل در آرتریت است و بنابراین نتیجه آن در بهبود فعالیت روزانه خوب است.

واحد بهداشت خانواده

به مناسبت هفته سلامت: نقش ورزش در سلامتی دانش‌آموزان

فروردین ۲۱ام, ۱۳۸۹

طبق بررسی های انجام شده ، کودکان و نوجوانان به طور کامل فعال و با تحرک نیستندو نیاز است بچه ها به ورزشهایی بپردازند که برای بهبود بیماریهای قلبی و نیزارتقاء سلامت بلند مدت آنها مفید باشد. متاسفانه دخترها در خلال سن بلوغ و پس از آن کمتر از پسرها به ورزش می پردازند که این روند علاوه بر تاثیر منفی که در سلامت جسمانی مادران فردا دارد در آینده نیزحتی با درمان های پزشکی هم قابل درمان وجبران نیست.

ورزش چگونه سلامتی کودکان را تامین می کند

کنترل وزن
ارتباط بین فعالیت فیزیکی و چاقی درسنین پایین کاملاً مشخص نیست و مطالعات مربوط به آن هم نتایج ثابتی را در اختیار متخصصان قرار نمی دهد. با این وجود، با افزایش وزش و تحرک و نیز کاهش مصرف کالری می توان وزن را کاهش داد.

نگرانی افزایش وزن بین کودکان و نوجوانان کاملاً به جا و منطقی است. بچه های چاق در معرض بیماریهای فشار خون، دیابت نوع دوم، نامنظمی هورمون رشد، مشکلات تنفسی و استخوان قرار دارند. این بیماران از فقدان اعتماد به نفس و روابط اجتماعی رنج می برند.

رشد و نمو استخوان
ورزش باعث تاثیرات ثابت در رشد و نمو استخوان می شود. فعالیت بدنی ، خطر ابتلا به پوکی استخوان را با افزایش غلظت مواد معدنی کاهش می دهد. تحقیقات انجام شده در مورد ۴۰ پسر بالغ که به مدت ۳۰ دقیقه و سه بار در هفته به ورزش می پرداختند حاکی از آن بود که، حجم استخوان کمر و پا، و غلظت مواد معدنی در بدن آنها دو برابر کسانی است که تحرک کمتری داشتند.

نتیجه این تحقیق در مورد ۴۵دختربالغ هم مثبت بود. محققان معتقدند که میزان حجم استخوان حتی پس از توقف ورزش کاهش نمی یابد. آنها به این نتیجه رسیده اند که انجام حرکات ورزشی قبل از سن بلوغ درصد شکستگی استخوان را پس از سن یائسگی تقلیل می دهد.

مراقبت ازقلب و رگهای خونی
اغلب ، بیماریهای قلبی عروقی در بزرگسالان نمایان می شود، با این وجود در سنین پایین هم ممکن است که با آنها مواجه شویم. تحقیقات نشان می دهد که ورزشهای هوازی در جلوگیری از بیمارهای قلبی عروقی بزرگسالان بسیار موثر است، اما در مورد بچه ها هنوز نامشخص است.

سلامت فکری و ذهنی
با توجه به آخرین شواهد، ورزش در بهبود افسردگی و اضطراب بزرگسالان وکودکان بسیارموثر است . فعالیت بدنی یکی از راهکارهای مبارزه با هیجان روحی است. با توجه به برسی های انجام شده در مورد ۲۲۰ بزرگسال مؤنث مضطرب و نگران، آن دسته از افرادی که در برنامه های ورزشی سخت شرکت می کنند کمتر از تنش های فیزیکی و روحی رنج می برند.

برنامه ریزی وایجاد انگیزه بین داش آموزان
مهمترین نکته برای دبیران ورزش این است که به طور مثبت تمایل دانش آموزان را به ورزش زیاد کنند و نیز دریابند که هر فعالیت بدنی برای فرد خاصی مناسب است و با توجه به سن، موقعیت فیزیکی، مراحل پیشرفت و میزان علاقه دانش آموزان مناسب ترین فعالیت بدنی را به آنها توصیه کنند. . کودکان ناتوان نسبت به هم سن و سالان توانای خود کمتر با ورزش آشنایی دارند. جالب این که این افراد برای افزایش قدرت بدنی و تناسب اندام خود به ورزش بیشتری هم نیازمندند ، بنابراین باید تک تک افراد، مدارس و مؤسسات مختلف نهایت سعی خود را بکنند تا روز به روزاین انگیزه مثبت را بین دانش آموزان افزایش دهند. مربیان ورزش می توانند با تهیه فهرستی از فعالیتها، به میزان مصرف انرژی و تحرک بدنی دانش آموزان پی ببرند. درضمن این روش به مربیان کمک می کند تا ورزش هایی را پیشنهاد کنند که متناسب با سن، اندام، علاقه و موقعیت بدنی آنها باشد.

قابل توجه است که هیچ ورزشی به تنهایی برای سلامت جسمانی و روانی نوجوانان و کودکان مفید نیست. این نکته بسیار مهم است که با کمک اولیاء بتوانیم فعالیتهای بدنی را انتخاب کنیم که با سن و توانایی فیزیکی بچه ها متناسب باشد. یکی از اهداف اصلی متخصصان این است که بتوانند ۳۰ دقیقه ورزش سبک و آرام را در اکثر روزهای هفته دانش آموزان بگنجانند. پیاده روی و دویدن آرام، باعث تناسب همه جانبه وسلامت روز افزون می شود.

باید دقت کنیم که نظارت دقیق و همه جانبه هم در انجام حرکاتهای فیزیکی بسیار مهم است. بچه ها نباید اجسام سنگین بلند کنند، ضمناً باید تا رشد کامل اسکلت بدنشان از پرتاب وزنه خودداری کنند.
گاهی اوقات مربیان بچه ها را به انجام ورزشهایی وا می دارند که متناسب با توانایی آنها نیست. متخصصان به افراد مبتلا به بیماری ضعف رباط ها پیشنهاد می کنند تا بیشتر به شنا و دوچرخه سواری بپردازند و از ورزشهایی مثل بسکتبال که منجر به پیچ خوردگی می شود اجتناب کنند.

اصول ایمنی درورزش مدارس
رعایت اصول ایمنی مهم ترین عامل به شمار می رود. با این وجود حوادث ناگوار مربوط به ورزش بسیار شایع است. یکی از بررسی ها حاکی از آن است که ۲۲ درصد از بچه های مدرسه ای طی انجام فعالیتهای بدنی مصدوم می شوند و اغلب این حوادث هم بسیار جدی است. با بکارگیری روشهای دقیق و حساب شده می توان از این ناراحتی ها جلوگیری کرد.

به عنوان مثال، اولیاء باید به طور کامل دریابند که آیا در مکانهای ورزشی کاملاً نکات ایمنی را رعایت میشودیا خیر،مسئولین نیزباید متوجه باشند که مکان های ورزشی باید عاری از پستی وبلندی وبا فاصله مناسب از دیوار وموانع احداث گردند. با وجود این که حفظ روحیه رقابت بین بچه ها بسیار مهم و مثبت است، باید آنها را ازهل دادن یکدیگر به خصوص در مناطق خطرناک منع کنیم. شایان ذکر است که بچه ها هنگام احساس درد در بدنشان نباید ورزش کنند و نیز نباید با مصرف مسکن در این فعالیتها شرکت کنند. مربیان و اولیاء باید بدانند که صدمات و آسیب های بدنی ممکن است در آینده به ناتوانی ودر نهایت فلج اعضا بدن منجر شود.

به منظور اطمینان بیشتر، کودکان و نوجوانان باید برای هر ورزشی از وسیله ایمنی مناسب آن استفاده کنند. مثلاً هنگام فوتبال علاوه بر استفاده ازکفش های مناسب ،از فلمبند نیز استفاده نمایند.

باید به کودکان و نوجوانان توصیه کنیم که هنگام ورزش در معرض آفتاب، از کلاه و عینک آفتابی استفاده کنند. به منظور جلوگیری از فقدان آب، باید به آنها آموزش دهیم که قبل و بعد از حرکات فیزیکی و نیز هنگام انجام ورزش هایی که بیش از ۲۰ تا ۳۰ دقیقه به طول می انجامد از مایعات استفاده کنند

مزگان رحمانیان

واحد بهداشت مدارس

به مناسبت هفته سلامت: تغذیه و شهرنشینی

فروردین ۲۰ام, ۱۳۸۹

با توجه به اهمیت زمان و همچنین رقابت موجود در زندگی شهری ،فرهنگ تغذیه در شهر به طرز قابل ملاحظه ای با فرهنگ تغذیه در روستا متفاوت است. هجوم مردم به سمت غذاهای آماده “fast food”  و نیمه آماده از قبیل ساندویچ ها و کنسرو ها نشاندهنده همین مطلب است. روش طبخ این نوع مواد غذایی و نوشیدنی هایی که عموما به همراه آنها مصرف می شود باعث می شود که بشر امروزی به دست خود انواع  بیماریهای گوارشی و چاقی را به خود تحمیل نماید.

ادبیات علوم غذا و تغذیه در نیم قرن گذشته نشان می‌دهد، فقر و ثروت عواملی هستند که به طور عمیقی در رژیم غذایی، تغذیه و سلامت انسان موثرند. عوامل اقتصادی بر عادات غذایی مردم جهان اثرهای وسیعی داشته است، همچنان که درآمد افزایش پیدا می‌کند و مردم بیشتر به شهرنشینی گرایش نشان می‌دهند، جوامع لاجرم وارد مراحل مختلف از تحولی می‌گردند که به دلیل درگیری‌هایی که برای سلامت و رفاه اجتماعی داشت گذار تغذیه یا گذر تغذیه می نامند.

به طور کلی رژیم‌های غذایی که دارای کربوهیدارت و فیبر بالایی هستند جای خود را به غذاهای متنوع با میزان چربی بالا، چربی‌های اشباع شده و قند داده‌اند. این تغییرات در ساختار رژیم غذایی، در کنار تغییرات جمعیتی، با کاهش زاد و ولد همراه بوده است.

در این ارتباط یک گذار اپیدمیولژیکی تحت عنوان تغییرات الگوی بیماری‌ها نیز اتفاق افتاده است طی این گذار مشخص می‌شود که چگونه گروه اول یعنی بیماری‌های ناشی از فقر جای خود را به گروه دوم یعنی بیماری‌های ناشی از فراوانی داده‌اند.

مساله شهرنشینی و گذارها
گسترش شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه تغییرات قابل ملاحظه‌ای در افزایش بیماری‌های ناشی از فراوانی نعمت به وجود آورده است. در همان زمانی که بخش بزرگی از جمعیت هنوز با سوءتغذیه و بیماری‌های ناشی از فقر روبرو هستند چاقی و بیماری‌های مربوط به آن در بسیاری از کشورها جمعیت زیادی را به طور پراکنده درگیر کرده است.

این گذارها با عواملی مانند درآمد بالا، تولید انبوه غذا، بازاریابی غذا و تغییرات در ماهیت زندگی (تحرک و عدم تحرک) ارتباط داشته است. کشورهایی که جمعیت شهری‌شان ۷۵ درصد است در مقایسه با کشورهایی که جمعیت شهری‌شان ۲۵ درصد است، حدود ۴ درصد بیشتر انرژی را از چربی‌های حیوانی و گیاهی و ۱۲ درصد بیشتر انرژی‌شان را از شیرین‌کننده‌ها کسب می‌کنند. توانایی تولید غذاهای ارزان که حاوی روغن‌ها و شیرین کننده‌ها هستند موجب سهولت این گذر شده‌اند به طور مثال در نیمه دوم قرن گذشته تکنولوژی‌های جدید و انواع دانه‌های روغنی موجب سهولت به وجود آمدن روغن خوراکی با کیفیت بالا ولی با قیمت ارزان به عنوان جانشین چربی‌های حیوانی گران قیمت شده است. عامل دیگری که بر الگوی غذایی موثر بوده، قیمت غذاست.

بیشترین دستیابی به اقلام غذایی مختلف در بازارهای شهری امکان دارد و نیز مصرف کنندگان شهری به خصوص آنهایی که درآمد پایین دارند بیشتر از روستاییان به قیمت غذا حساسند. بهترین مثال در این بررسی این بود که مردم فقیر شهری به جای آب میوه از نوشابه‌های طعم‌دار میوه‌ای استفاده کرده‌اند که این خود باعث کاهش ریزمغذی‌ها در رژیم غذایی‌شان بوده است.

چون جمعیت از مناطق روستایی به شهر مهاجرت می‌کنند، تقاضا برای غذاهای فوری، غذاهای آماده و غذاهای خیابانی افزایش می‌یابد. نمک و شکر به عنوان نگهدارنده به کار برده می‌شوند. برای غذاهای خیابانی اغلب از روغن زیاد و همچنین از پخت سریع در درجات حرارت بالااستفاده میشود. وقتی رژیمی دارای انرژی بالا و حاوی میوه و سبزی کمتری باشد، منجر به کاهش میزان ریزمغذی دریافتی می‌شود و چون جوامع بیشترشهرنشین شوند، شیوه زندگی به فعالیت کم و بدون تحرک سوق پیدا می‌کند.

روغن‌های گیاهی و دریایی منابع مهمی از اسیدهای چرب ضروری هستند. وقتی کشورها توسعه پیدا می‌کنند و غذاهای فرآیند شده به مصرف می‌رسد، این روغن‌ها اغلب برای مصارف در صنایع غذایی هیدروژنه می‌شوند. فرآیند مزبور، اسیدهای چرب با ارزش را به اسیدهای چرب غیرضروری و در نهایت بعضی اوقات به اسیدهای چرب ترانس‌ بالقوه مضر تبدیل می‌کند.

در دنیا مصرف گوشت و شیر تقریبا در تمام کشورها افزایش یافته است. بعضی غذاهای گوشتی از نظر تغذیه‌ای برای افزایش رشد در سال‌های اول زندگی برای کودکان می‌تواند مفید باشد. این غذاها همچنین دریافت آهن را در زنان که در معرض کم‌خونی در سال‌های بارداری‌شان هستند بهبود می‌بخشند. کمبود روی و آهن ممکن است با مصرف غذاهای گوشتی بهبود یابد. با وجود این، در سایر گروه‌ها که تغذیه‌ای مناسب و کافی دارند هیچ دلیلی برای مصرف بیشتر گوشت و شیر وجود ندارد. برعکس دریافت زیاد گوشت قرمز ممکن است خطر ابتلا به سرطان کولون و چربی اشباع از فرآورده‌های گوشتی و لبنی خطر ابتلا به بیماری‌های قلب و عروق را افزایش می‌دهد.

سازمان جهانی بهداشت پیش‌بینی کرده است که دیابت از ۱۴۳ میلیون در سال ۱۹۹۷ به ۳۰۰ میلیون در سال ۲۰۲۵ خواهد رسید. به عنوان مثال در هند دیابت در جوامع شهری بیشتر از جوامع روستایی است که حتما به گذار رژیم غذایی سنتی ارتباط پیدا می‌کند. . قرن آینده آشکارا، هوشیاری بیشتری را برای کشورهای آسیایی می‌طلبد. زیرا مردم این کشورها در حالی که از مشکلات سوء تغذیه ناشی از فقر فرار می‌کنند نباید قربانی مشکلات برخاسته از وفور نعمت شوند. بدیهی است راه حل مشکلات تغذیه ملی را در رژیم‌های غذایی معمول در سطح خانوار که از نظر مواد مغذی کافی باشند باید جستجو کرد. سیاست‌های تغذیه‌ای باید بیشتر بر پایه غذا استوار شود تابر پایه دارو. پیشرفت‌های اخیر در علوم غذا باید بر اساس نیازهای تغذیه‌ای تنظیم شود نه بر اساس ملاحظات تجاری. اطمینان از غذای کافی و متعادل باید وجود داشته باشد در حدی که احتیاجات تغذیه‌ای خانوارها تامین شود. در سال‌های اخیر حبوبات نسبتا نادیده گرفته شده‌اند و اکنون احساس می‌شود که باید این وضعیت اصلاح شود. افزایش تولید، نگهداری، فرآیند و مصرف سبزی‌ها به خصوص سبزی‌های برگی به شدت مورد نیاز خواهد بود. خاک تهی شده از مواد مغذی به دلیل کاربرد تکنولوژی‌های پرکار، کنترل شده و باید از تکنولوژی‌های قابل دسترس و ایمن در سطح وسیعی استفاده کرد.

تغییر شیوه زندگی و پذیرش الگوهای صرف غذا

در مناطق شهری، زنان و مردان به سبب نیاز به افزایش درآمد برای خرید غذا، سرپناه، لباس و سایر مخارج زندگی به بازار کار می‌پیوندند. ساعت کار و زمان آمد و رفت روزانه اغلب طولانی است. به این ترتیب زمان کافی برای تهیه غذا در منزل وجود نخواهد داشت و صرف غذا در خارج از خانه اولویت خواهد یافت.

این عوامل، محرک تقاضا و گسترش انتخاب گزینه غذاهای فوری و سهل‌الوصول شده‌اند. الگوهای سنتی صرف غذا و خوردن آن در ساعات معین به خرید ناگهانی غذا در خیابان، در مغازه‌ها یا کیوسک‌های کوچک تبدیل شده است. در الگوی سنتی، یکی از  اعضای خانواده مسئول برنامه‌ریزی و آماده‌سازی غذا برای بقیه بود که این الگو در محیط‌های شهری گسسته است. افزایش این مراکز عرضه غذا در شهرها سبب شده تا اعضای خانواده بتوانند دست کم یک یا چند بار درروز بیرون خانه، غذا صرف کنند. توجه به تعادل در تغذیه که در الگوی سنتی در سطح خانواده مراعات می‌شد؛ در حال حاضر در معرض تغییرات فرهنگی و عوامل تاثیرگذار بیرونی است.

چالش‌های تغذیه و بهداشت غذا
بررسی نظام‌های غذا و تغذیه برای درک چگونگی تاثیر این تغییرات بر بهداشت و تغذیه مردم، اهمیت فراوانی دارد. کمبودهای غذایی، پیامدهای مستقیمی بر سلامت دارند. تغذیه نقش حساسی در گسترش بسیاری از بیماری‌های دیگر از جمله دیابت، بیماری قلبی عروقی، سرطان، بیماری دندان و پوکی استخوان دارد. سطوح بالای کم غذایی در بزرگسالان و کودکان در کشورهای در حال توسعه از جمله مسائل مهم برای فعالیت دولت‌ها در زمینه بهداشت به شمار می‌آید. با این همه، افزایش شیوع چاقی و بیماری‌های غیر مسری در کشورهای در حال توسعه نگران کننده است و توجه بیش‌تری می‌طلبد. طبق برآوردها، ۷/۱ میلیارد نفر در جهان چاق یا دارای اضافه‌وزن هستند (۲۰۰۴).

بخش اعظم این عده در کشورهای توسعه یافته زندگی می‌کنند. لیکن چاقی و اضافه وزن در مناطق در حال توسعه به ویژه آمریکای لاتین و آفریقای شمالی نیز رو به ازدیاد است. اینک زمان آن رسیده که کشورهای در حال توسعه سیاست‌هایی را برای مداخله تدوین کنند تا بتوانند از آثار سوء «گذار غذا و تغذیه» بر سلامت جوامع، به موقع و با هزینه‌ کمتری پیشگیری کنند. این سیاست‌ها در عین حفظ تنوع غذایی باید جمعیت را به سوی یک رژیم غذایی سالم‌تر هدایت کنند.

حسین  صفری

کارشناس علوم تغذیه شبکه بهداشت و درمان شهرستان لامرد

به مناسبت هفته سلامت: چشم انداز بهداشت حرفه‌ای در صنایع شهرستان

فروردین ۱۹ام, ۱۳۸۹

انسان از آغاز آفرینش به منظور استمرار حیات ، به کار و کوشش مجبور بوده و در این راه سختی های بسیاری را متحمل شده است . امروزه به علت رشد روزافزون جمعیت و مصرف بیش از اندازه و برپایی صنایع بزرگ ، استفاده از انواع ماشین آلات ، تجهیزات ، فرآیندها ، موادشیمیایی و . . . امری گریزناپذیر شده است . صنعتی شدن و تولید فزاینده ، مخاطراتی گوناگون را برای نیروی کار به ارمغان آورده و موجب شده نیروی کار در معرض عوامل زیان آور بسیار قرار گیرد، عواملی که جزء جدایی ناپذیر صنعت و تولید به شمار می آیند و همواره تندرستی نیروی کار را تهدید می کنند .

نیروی کار هر کشور ، بویژه کشورهای در حال توسعه ، بخشی پراهمیت از سرمایه ملی دانسته شده و از پایه های توسعه اقتصادی و اجتماعی انگاشته می شود . ازاین رو ، حفاظت از تندرستی نیروی کار و بهسازی محیط کار از اهمیتی شایان توجه برخوردار است . بی گمان ، اقتصادی شکوفا و صنعتی خودکفا بدون داشتن نیروی کار سالم و تندرست امکان پذیر نخواهد بود .

در شهرستان لامرد،وجود کارخانجات فعال یا در حال احداث، نشان از این دارد که در آینده ای نزدیک لامرد به عنوان یک قطب صنعتی در استان فارس و در جنوب کشور مطرح خواهد شد.به تبع این روند، مشکلات خاص ناشی از صنعت نیز به وجود خواهد آمد. بیماریهای ناشی از کار به دلیل عوامل زیان آور فیزیکی و شیمیایی و همچنین مشکلات اسکلتی عضلانی به دلیل وضعیت های نامناسب بدنی، از پیامدهای این امر است،که تدابیر ویژه و تلاش همه جانبه ای را از طرف مسئولین همه بخش ها با محوریت بخش بهداشت طلب می کند.به هر حال نگاه بهداشتی و ایمنی  به صنعت نیازمند فرهنگ سازی در همه کسانیست که با این مقوله سروکار دارند. کارگران، کارفرمایان و مدیران بخش های نظارتی و تصمیم گیری ،همگی به نوبه خود نقش مهمی در دستیابی و ارتقاء سلامت در کارکنان صنعت که بدنه اصلی یک کشور درحال توسعه را تشکیل می دهند،  دارا  هستند.

واحد بهداشت حرفه ای شبکه بهداشت و درمان شهرستان  لامرد با دو بخش مهندسی بهداشت حرفه ای و بخش طب کار مسئول و پیگیر برنامه هایی از قبیل : بازدید،بررسی و نظارت بر عملکرد کلیه اماکن مشمول خدمات بهداشت حرفه ای(کارخانجات ، کارگاهها و مراکز صنعتی)، شناسایی، ارزیابی و ارتقاء سطح سلامت شاغلین و پیشگیری از حوادث ناشی از کار با آموزش موارد خطر و همچنین انجام معاینات قبل از استخدام و دوره ای شاغلین می باشد.

امید است که با دلسوزی و همکاری همه بخش های مرتبط، دارای صنعتی بالنده ، همراه با سلامتی پایدار در کارکنان آن باشیم.

سیدحسن احمدی، مهدی عباسپور

واحد بهداشت حرفه ای، شبکه بهداشت و درمان شهرستان لامرد

به مناسبت هفته سلامت: پیام دبیر کل سازمان ملل

فروردین ۱۸ام, ۱۳۸۹

دفتر منطقه مدیترانه شرقی سازمان جهانی بهداشت، روز جهانی بهداشت در سال ۲۰۱۰ را با پیام «شهرنشینی و سلامت» جشن می‌گیرد. پیام روز جهانی بهداشت به اهمیت پرداختن به چالشهای سلامت که در اثر شهرنشینی روبه رشد در سراسر دنیا بوجود می‌آید، تاکید دارد.

«بان کی‌مون»، دبیر کل سازمان ملل متحد، در پیامی به مناسبت روز جهانی بهداشت ـ هفتم آوریل ۲۰۱۰ میلادی/۱۸ فروردین ۱۳۸۹‌ـ اعلام کرد که امسال با توجه به وقوع دو زمین لرزه در «هاییتی» و «شیلی» که جان صدها هزار نفر را گرفت و باعث بی‌خانمان شدن میلیون‌ها نفر دیگر شد که اکثرشان از زاغه‌نشینان و حومه‌نشینان بودند، باید به وضعیت این مکان‌ها و ساکنان آن‌ها توجه بیشتر کرد .

وی خاطرنشان کرد: هم‌اکنون نیمی از سکنه این کره خاکی در اطراف و حومه شهرها و یا حلبی‌آبادها زندگی می‌کنند و نیروهای تلاش‌گر امداد و نجات و بهداشت باید بیشتر به وضعیت این افراد توجه نشان دهند. هم ‌اکنون از هر ۱۰ نفر، هفت نفر در این مناطق کثیف و آلوده زندگی می‌کنند. از طرفی،‌ باید به این موضوع اشاره کرد که ساکنین این نواحی در کشورهای در حال توسعه و یا فقیر ساکن هستند که در این کشورها هم کمتر به وضعیت بهداشت و سلامت توجه می‌شود .

بان کی‌مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، افزود: افرادی که در این نواحی زندگی می‌کنند از دسترسی به امکانات بهداشتی محروم هستند. آنان از آب‌های آلوده و یا آب باران ذخیره شده در محفظه‌هایی پر از کرم و لارو حشرات می‌آشامند و به همین دلیل اکثریت دچار بیماری‌های واگیردار و انگلی هستند. باید به این افراد توجه کنیم و استاندارهای تاثیرگذار بهداشتی را در مناطق مذکوربه اجرا درآوریم .

در گزارش سازمان جهانی بهداشت  نیز آمده است که توجه نکردن به مسائل بهداشتی، ‌آلودگی‌های ترافیکی و ‌صنعتی، گسترش بیمارِ‌های واگیردار و مسری و جمعیت انبوه در زاغه‌ها و حلبی‌آبادها، نداشتن تحرک کافی و لازم، رژیم غذایی نامناسب و وقوع جرایم جنسی و فیزیکی از عوامل  حائز اهمیتی هستند که دولت‌ها و سردمداران کشورها باید به آن توجه کنند .

از طرفی،‌ نبود یک سیستم مناسب و قدرتمند برای کنترل بخش‌های بهداشتی و سلامت یک جامعه نیز از عواملی هستند که کشورهای در حال توسعه و یا فقیر از آن رنج می‌برند و با آن دست و پنجه نرم می‌کنند .

با این حال، خانواده‌ بزرگ سازمان ملل متحد طی برنامه‌ای قرار است با این عوامل به مقابله بپردازد. به طوری که در دستور کار این آژانس امده است مقابله بالودگی هوا و آلودگی صوتی، مقابله با ترافیک و جرایم، توسعه شهرنشینی و گسترش شبکه پاکیزه و بهداشتی از غذا، آب اشامیدنی و سیستم درمانی مناسب از این فعالیت‌ها است .

همچنین در روز جهانی بهداشت که هفتم آوریل/ ۱۸ فروردین برگزار می‌شود،‌ بیش از ۷۰۰ شهر از سراسر جهان در این برنامه شرکت می‌کنند تا با کمک و یاری یکدیگر جهانی پاکیزه و سلامت بنا کنند؛ ‌چرا که با داشتن یک برنامه بهتر،‌ استاندارهای تاثیرگذار و قوانین مناسب می‌توان با این عوامل ناخلف مقابله کرد .

چند نکته ساده برای پیشگیری از آنفلوانزای نوع آ

آبان ۲۳ام, ۱۳۸۸

عادت کپی پیست کردن مطالب عادت خوبی نیست و من هم از آن بیزارم. از نظر من استفاده از دسترنج دیگران به نام خود است حتا اگر منبع نوشته هم ذکر شود (عقیل جان! بر ما خرده نگیر چون از نظر حقوقی ساز و کار حقوق مولف را نمی‌دانم). اما کسی که این مطالب را نوشته با هدف آگاهی مردم برای جلوگیری از یک فاجعه جهانی نوشته و به طور حتم به توزیع آن میان مردم دل بسته است و کاری به ذکر نام خود نداشته است. من هم این متن را از ایمیل‌های دریافتی با چند کلیک کپی پیست می‌کنم به این امید که هدف نویسنده‌ی این مطالب برآورده شود:

در هنگام اپیدمی جهانی یک بیماری، امکان عدم تماس با عامل آن بیماری تقریباً غیرممکن است در حالیکه امکان پیشگیری از ابتلاء به آن وجود دارد. هنگامی که هنوز سالم هستید و بدن شما علائمی از ابتلاء به آنفولانزای نوع A را نشان نمی‌دهد، رعایت چند دستورالعمل ساده از ابتلاء به بیماری و یا توسعه آن جلوگیری می‌نماید. تنها راه ورود ویروس آنفولانزای نوع A از طریق دهان یا بینی می‌باشد. برای پیشگیری از بیماری کافیست نکات زیر را رعایت نمائید:

  1. دستهای خود را چندین بار در روز بشوئید.
  2. هیچیک از اجزاء صورت خود را لمس نکنید و در مقابل این وسوسه مقاومت نمائید. (مگر برای خوردن، نوشیدن، شستشو و سایر امور ضروری)
  3. دوبار در روز با آب نمک ولرم قرقره نمائید (می‌توانید از محلول لیسترین نیز استفاده نمائید.) ویروس آنفولانزای نوع A از هنگام ورود از طریق دهان یا بینی به مدت ۲ الی ۳ روز در گلو باقی‌مانده و همانجا تکثیر می‌شود. با قرقره محلولهای ضد‌عفونی کننده مانند آب نمک یا لیسترین می‌توانید از تکثیر ویروس و ابتلاء به بیماری جلوگیری نمائید. این توصیه ساده را بی‌اهمیت تلقی ننمائید.
  4. همانند بند ۳، بینی خود را نیز حداقل یک بار در روز با آب نمک شستشو نمائید. این موضوع ممکن است برای برخی افراد کمی مشکل بنظر برسد اما با کمی تمرین موفق خواهید شد.
  5. مصونیت خود را از طریق مصرف غذاها و میوه‌های حاوی ویتامین C افزایش دهید. چنانچه ناچار از مصرف قرصهای ویتامین C می‌باشید، از وجود روی (Zinc) در آنها اطمینان حاصل نمائید.
  6. هرچه می‌توانید مایعات گرم مانند چای،‌قهوه و …. بنوشید. اثر نوشیدن مایعات گرم مشابه قرقره نمودن آب نمک اما بصورت معکوس می‌باشد. با قرقره نمودن، ویروس را از بدن خارج می‌نمائیم و با نوشیدن مایعات گرم، ویروس را به داخل معده انتقال می‌دهیم که در آنجا امکان تکثیر ندارد.

“دکتر وینای گویال”
۴ ماده غذایی برای مقابله با آنفلوآنزای A

مصرف هویج، قارچ، انار و چای سبز از جمله اقدامات پیشگیرانه در برابر ابتلا به آنفلوانزای خوکی است. همانطور که می‌دانید هر روز بر شمار مبتلایان به آنفلوانزای A افزوده می‌شود، پس برای عدم ابتلا به این بیماری و حذف این روند، پیشگیری‌های اساسی باید صورت گیرد. در اینجا متخصصان به توضیح ۴ ماده غذایی پرداخته‌اند که سیستم ایمنی بدن را در مقابله با این ویروس مقاوم‌تر می‌کند. توجه کنید که ویروس آنفلوآنزای A روزانه تغییر شکل می دهد.

هویج

برای مقابله با این بیماری، هویج انتخاب مناسبی است، چراکه منبع غنی از بتاکاروتن است و بتاکاروتن، مقاومت بدن را در مقابله با این بیماری، بالا می‌برد.طبق تحقیقات هر چه بتاکاروتن بیشتر مصرف شود، سلول‌های ایمنی بدن که شامل سلول‌های کشنده طبیعی هستند، گسترده‌تر می‌شوند. طبق تحقیقات اخیر‌ با استفاده از قارچ، سلول‌های کشنده طبیعی افزایش پیدا می‌کنند و در نتیجه سیستم ایمنی بدن مقاوم‌تر می‌شود.

انار

یکی از دلایلی که از اناربه عنوان میوه‌ای فوق‌العاده یاد می‌شود، داشتن خاصیت آنتی‌اکسیدانی آن است.انار بیشترین ظرفیت آنتی اکسیدانی را برای مهار یا خنثی‌سازی رادیکال‌های آزاد دارد و با داشتن این خاصیت می‌تواند با بیماری‌های مختلف از جمله آنفلوانزا، مقابله کند.  اگر انار در دسترس شما نیست می‌توانید از آب انار بدون شکر استفاده کنید.

چای سبز

در چای سبز نوعی آنتی اکسیدان به نام “کاتچین” وجود دارد که می‌تواند سلول‌های ایمنی بدن را افزایش دهد و طبق تحقیقات انجام شده، این ماده حرکت انتشار ویروس را کند می‌کند. از دیگر ترکیبات چای سبز،”ال‌تیانین” است. طبق تحقیقاتی که در هاروارد انجام شده، این ماده، مقاومت سیستم ایمنی بدن را افزایش می‌دهد.

منبع: نامعلوم، از طریق ایمیل‌های دریافتی از دوستان

Next »