Archive for the 'محیط زیست' Category

کنفرانس تغییرات آب و هوایی پاریس – COP21

آذر ۲۹ام, ۱۳۹۴

در بحبوحه گرم شدن تنور انتخابات و بحث های مرتبط با آن در فضای مجازی، نوشتن از مسائلی همچون محیط زیست و گرم شدن کره زمین و آینده این کره خاکی شاید چندان جلب توجه نکند و اولویت اول خوانندگان این تارنما نباشد. اما همین که تلنگری به ذهن چند نفری باشد ارزش نوشتن دارد. شایسته است دوستان در هفته های آینده بحث های محیط زیستی را هم به نشستهای انتخاباتی بکشانند و خواهان پاسخگویی نامزدهای محترم به سوالات مرتبط با آینده شهر خود از حیث منابع آب و هوا و خاک بشوند.
کنفرانس تغییرات آب و هوا موسوم به COP21 از ۹ تا ۲۱ آذر ۹۴ در پاریس برگزار گردید. این کنفرانس در ادامه کنفرانسهای قبلی از جمله ریو، کیوتو، لیما و … بود که عمدتا در سطح سران کشورها و با پشتیبانی سازمان ملل متحد برگزار می شود. حاصل این کنفرانس بین المللی نیز توافق و اجماع ۱۹۶ کشور شرکت کننده بر جلوگیری از افزایش گرم شدن زمین زیر ۲ درجه سانتیگراد بود.
از آنجا که اکثریت خوانندگان این تارنما ممکن است با مباحث تخصصی این حوزه آشنا نباشند توضیحات ذیل می تواند به فهم موضوع کمک کند و اثرات تعهدی که کشورها در این کنفرانس پذیرفته اند را بر شرایط اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی آنها تبیین نماید.
چرا کره زمین در حال گرم شدن است؟ با شروع عصر صنعتی شدن و افزایش کارخانجات، وسایل حمل و نقل و نیاز روزافزون بشر به انرژی، استفاده از منابع انرژی فسیلی شامل زغال سنگ، نفت و گاز طبیعی به شدت سیر صعودی پیمود به نحوی که در حال حاضر بیش از ۸۰ درصد انرژی جهان از این سه منبع تامین می شود. سوختهای فسیلی منشاء عمده انتشار گازهای گلخانه ای هستند.
گازهای گلخانه ای چیست و چه نقشی در گرمایش زمین دارند؟ گازهای گلخانه ای شامل بخار آب، دی اکسید کربن، متان، اکسید نیتروژن، ازن و ترکیبات CFC می باشند. طیف ماوراء بنفش نور خورشید پس از تابش به سطح زمین باعث گرم شدن آن می شود. انعکاس نور از سطح زمین بصورت اشعه مادون قرمز می باشد که در صورت وجود گازهای گلخانه ای در جو زمین جذب این گازها شده و اتمسفر زمین را بیش از حد معمول گرم می کنند. در صورت نبود یا کاهش گازهای گلخانه ای در جو زمین، اشعه مادون قرمز از جو خارج شده و اثر گرم کنندگی کمتری خواهد داشت.
با توضیحات فوق واضح است در صورت افزایش روزافزون انتشار گاز دی اکسید کربن به جو، گرمایش زمین شدت می گیرد و بالعکس. عمده ترین منابع انتشاردی اکسید کربن نیز کارخانجات صنعتی، پالایشگاهها، واحدهای پتروشیمی و نیروگاهها هستند.
تعدادی از کشورهای توسعه یافته از جمله آمریکا، آلمان، اسپانیا، فرانسه و ایرلند از حدود یک دهه پیش به استفاده از سوختهای پاک روی آورده اند که آلمان و اسپانیا در این زمینه پیشتاز هستند. سوختهای پاک عمدتا منابع تجدید پذیر هستند مانند آب، خورشید، باد، زمین گرمایی و … کشور ما متاسفانه جدای از تلاشهای اندکی که توسط بخش خصوصی در زمینه استفاده از منابع تجدید پذیر انجام شده است گامهای موثری در راه کاهش انتشار دی اکسید کربن برنداشته به نحوی که طی ۱۰ سال گذشته مقدار انتشار دی اکسید کربن از ۴۴۷ میلیون تن در سال ۲۰۰۴ به ۶۱۶ میلیون تن در سال ۲۰۱۴ افزایش یافته است و همین موضوع دشواریهایی را برای انجام تعهدات ایران در کنفرانس COP21 به وجود خواهد آورد.
ایران در این کنفرانس تعهد کرده است مقدار انتشار دی اکسید کربن را تا سال ۲۰۳۰ به مقدار ۴% کاهش دهد و در صورت رفع تحریمها (که اکنون عملی شده به نظر می رسد) مقدار کاهش تا ۱۲% خواهد بود. این تعهد مستلزم سرمایه گذاری، ایجاد زیرساختها و تحقیق و توسعه خواهد بود که با شرایط فعلی رشد اقتصادی ایران اندکی دور از دسترس به نظر می رسد. لازم به ذکر است عدم انجام تعهدات، اقدامات تنبیهی موسوم به “جریمه کربن” را در پی خواهد داشت.
همگامی با سیاستهای جامعه بین المللی در زمینه حفظ محیط زیست اثرات بسیار مثبت ملی و بین المللی برای کشورمان خواهد داشت. امسال که سال انتخابات است و با درایت دولتمردان جدید رفع تحریمها نیز در آینده نزدیک به وقوع خواهد پیوست، بکوشیم کاهش آلودگی هوا و حفظ منابع آب و خاک را به خواستی همگانی تبدیل کنیم و از نامزدهای محترم مجلس نیز به جای دریافت شعارهای توخالی و زودگذر برنامه های بلندمدت و دوراندیشانه طلب نماییم.

نوازش دستان کوچک کودکان بر پیکره طبیعت

دی ۲۲ام, ۱۳۹۳

کودکان دلبندمان در پانزدهم دیماه و در روز شهر پاک ،روزگاری سبز برای محیط زیست دوست داشتنیمان افریدند و دستان کوچکشان را با اندیشه زیبا و پاک گره زدند و افریدند روزی سبز در دل پردیسان شهرمان.

میفشاریم دستان پرمهری که پانزدهم دی ماه در روز شهر پاک حضور داشتند و روحی دگر را به کالبد طبیعت تزریق کردند و هوشیار نمودند انان که به ظاهر نیم خفته بودند.

سپاس وافر و تشکر فراوان داریم از مهد کودکهایی که امروز زحمات زیادی را برای ارتقای فرهنگ محیط زیست به دوش کشیدند و همراه و همدل بودند در این روز باشکوه.

بدینوسیله ضمن تقدیر از همه شرکت کنندگان اسامی برندگان مسابقه نقاشی به شرح زیر اعلام میگردد:
۱- فاطمه علیپور از مهد آرام
۲- سیده زهرا سخن سنج از مهد شکوفه های قرآنی
۳- فاطمه محمدی از مهد شکوفه های قرآنی
۴- محمد محمدی از مهد بچه های آفتاب
۵-حمید رضا هاشمی از مهد عطر گل یاس
۶-مریم علوی از مهد آرام
۷-هستی رضایی از مهد آل طاها
۸-مهناز اسکندری از مهد آل طاها
۹-یاسین اکبری از مهد آرام
۱۰-مائده آران پور از مهد آرام

و با سپاس فراوان از حضور یکایک مردم فهیم و اعضای فرهنگ ساز انجمن رویش سبز جنوب و کارکنان خدوم شهرداری ،اعضا محترم شورای شهر و شهردار محترم.

هیئت موسس انجمن رویش سبز جنوب

روز جنگلانه شهرستان لامرد (+عکس)

دی ۶ام, ۱۳۹۳

به عزت هر آن کس فروتر نشست
به خواری نیفتد ز بالا به پست

حضور، تبلور آگاهی است و جامعه‌ی آگاه، جامعه‌ی حاضر در متن مسائل خواهد بود؛ و ما سپاسگزار آنهایی هستیم که امروز، با حضور آگاهانه شان، زمین را به یکصد و بیست نهال مهر و زندگی را در روز جنگلانه شهرستان لامرد به یکصد و بیست بار امید، میهمان کردند.

بدینوسیله از همه‌ی عزیزان ارجمند

  • فرماندار محترم
  • رئیس و کارکنان محترم اداره منابع طبیعی وآبخیزداری
  • رئیس و کارکنان محترم اداره‌ حفاظت محیط زیست
  • اداره ورزش و جوانان
  • ناحیه محترم مقاومت بسیج
  • معاون محترم پرورشی اداره آموزش و پرورش
  • اعضا محترم هلال احمر
  • کارمندان محترم شهرداری و
  • اعضای فرهنگ ساز انجمن رویش سبز جنوب

که در همایش درختکاری شرکت کردند سپاس ویژه داریم و دستان مهربانشان را به گرمی می‌فشاریم.

امید آن داریم که پویش مهرورزی با طبیعت که انجمن رویش سبز جنوب آن را آغازیده است با همراهی همه ی ما به بار بنشیند.

هیئت مؤسس انجمن رویش سبز جنوب

 

روز هوای پاک ۱۵ آذرماه (+عکس)

آذر ۱۹ام, ۱۳۹۳

‎ما به آن‌ مقصد عالی نتوانیم رسید
‎هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند…

‎سپاس بیکران تقدیم به تک تک تلاشگران و یاران محیط زیست و کلیه همشهریان فهیم و فرهیخته که در دومین همایش شهر پاک حاضر شدند و در تزریق ‌فرهنگ زیبایی و پاکیزگی به شهر، تلاش ورزیدند.

‎امید آنکه در این راه دشوار و تا رسیدن به شهری پاک همواره و بیش از پیش همراه و همدل باشیم.

‎با درود و‌سپاس فراوان:
هیئت موسس انجمن “رویش سبز جنوب”

‎ با تشکر از :

  • اعضاء انجمن رویش سبز جنوب
  • شهرداری لامرد
  • اداره محیط زیست شهرستان لامرد
  • اداره منابع طبیعی شهرستان لامرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پانزدهم هر ماه…یک فکر پاک … یک شهر پاک!

آبان ۱۷ام, ۱۳۹۳

بسمه تعالی
با سلام و تسلیت شهادت سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران ارجمند ایشان، به استحضار می رساند که بر اساس برنامه ریزی ها و توافق های به عمل آمده توسط شهرداری لامرد و انجمن رویش سبز جنوب، مقرر شده است که ۱۵هر ماه به عنوان «روز شهر پاک در لامرد»، نامگذاری شود و گروههای مختلف مردم و مسئولان برای فرهنگ سازی، مبادرت به پاکسازی خیابانها نمایند.
از آنجا که کنشگران و افراد تأثیر گذار در جامعه، نقش بسیار حساس و ارزشمندی در فرهنگ سازی و نهادینه ساختن ارزشهای اجتماعی و زیست محیطی دارند از شما فرهیختگان گرامی برای شرکت در این همایش، دعوت به عمل می آید.
فردا ۱۵ آبان ماه ۹۳
میدان امام خمینی ره
ساعت ۱۰صبح
شهرداری لامرد- انجمن رویش سبز جنوب

با انتشار همین متن در گروه های واتساپی توسط دوست عزیزم جناب دکتر حسن خضری( مشاور فرهنگی – اجتماعی شهرداری لامرد) بر آن شدم تا هر طور شده در این حرکت مدنی شرکت کنم. از حسن اتفاق دکتر مهدی راستی عزیز هم در لامرد حضور داشتند و با پیامی برنامه را هماهنگ کرد تا با هم در این برنامه حضور داشته باشیم.
با کمی چشم پوشی می توان گفت برنامه سروقت شروع شد. به غیر از شهردار محترم که متولی این برنامه بود ،از اعضای شورا هم آقایان دهقان ، قائدی ، آزاد ، جمالی و کشاورز حضور داشتند. از روسای ادارات هم آقایان راستیار ( اداره ی راه و شهرسازی ) کرامت فرد (شبکه بهداشت)کیوان شکوه (حفاظت محیط زیست)عباسی (منابع طبیعی) و یوسف ندرتی (اداره هواشناسی) را نیز من در میان شرکت کنندگان دیدم.
بدون صحبت خاصی همه ی ما بیست الی سی نفر از میدان امام به سمت خیابان ۱۵ خرداد و سپس ۲۲ بهمن راه افتادیم و تا جایی که می شد از جوی آب و پیاده روها آشغال جمع کردیم. به همه ی ما دستکش و کیسه های نایلونی در رنگ های متفاوتی دادند تا کاغذ وپلاستیک و شیشه را از هم تفکیک کنیم. در پایان هم در انتهای خیابان ۲۲ بهمن آشغال ها را روی هم انبار کردیم و با سخنرانی آقای دهقان – رییس محترم شورا – و محمود احمدی – از اعضای هسته ی مرکزی انجمن رویش سبز جنوب- برنامه به پایان رسید.این برنامه قرار است ۱۵ هر ماه تکرار شود تا هر ماه لااقل یک بار به مردم تذکر داده شود که شهر ما بی زباله ،شهر بهتری خواهد بود.
به امید موفقیت این حرکت و حرکت از “شهر نشین” بودن به سمت “شهروند” بودن.
همه مان باید که تلاش کنیم تا شهروندان خوبی باشیم.

نکات جنبی :
۱- یه کارای ساده ای هست که باعث می شود کیفیت کار بهتر بشه. مثلا استفاده از چندین تابلو کوچک دستی با شعارهای مرتبط، یا استفاده از یک روپوش(Cover) سبز رنگ، استفاده از یک بلند گوی دستی برای صحبت های ابتدایی و یا در حین مسیر و یا گپ پایانی،کشوندن این حرکت به محلات
۲- به نظرم خوبه که در ماه های بعد با یه مهد یا مدرسه هماهنگ بشه که اونا هم حضور داشته باشن. لااقل نسل بعدی فرق سطل زباله و جوی آب رو بفهمه.

۳- اغلب مردمی که تماشاگر ما بودند حرف های مثبت و دلگرم کننده ای به ما می زدند ، اما در چند مورد هم عابران یا مغازه داران متلک هایی می پراندند که نشان از عقب افتادگی فرهنگی بود. مثلا یکی به من که در انتهای گروه به اتفاق دوستان داشتم فیلتر های سیگار را جمع می کردم گفت: برو جلو، اون جلو دارن عکس می گیرن.یعنی که همه ی این کار ها خودنمایی ست و در قامت ذهن ایشان نمی گنجد ممکن است یک عده جوان که اغلب هم درس خوانده هستند دور هم جمع شوند تا یک کار مدنی انجام دهند، به دور از هیاهوی اهالی زر و زور و تزویر!! ( یه آن احساس خود دکتر شریعتی بینی بهم دست داد !!) آشغال هایی که تو جوبه رو میشه جمع کرد، آشغال هایی که تو فکر ها هست رو چکار کنیم؟
۴- اینقدر که از این ظرفای یه بار مصرف توی جوی آب بود ، به یکی از دوستان گفتم سال دیگه به این نذری خورها بگید درسته که این سوپورهای زحمتکش شهرداری لباسشون نارنجیه ولی از لشکریان عمر سعد نیستند که تو اینطور شهر رو کثیف میکنی.خب کاسه رو بزار جلو ماشینت ، رفتی خونه بریز تو سطل آشغال.
۵- تو خیابون ۲۲ بهمن دیدم رییس محترم شورا کنار دو تا پاساژ نیمه تمام واعظ زاده ها وایساده و داره بازم ضرب و جمع می کنه.گفتم دیگه چیه رییس؟ گفت فقط همین دو پاساژ بیش از صد دهنه مغازه داره!! دیدم راست هم میگه، خب چه خبره؟ تازه ما یه غولی مثل دهشیخ هم کنارمونه که تو عیدا مشخص میشه از خود لامرد مشهور تره. البته یکی نیست بگه برادر دهقان ! الماس که نیمه کاره اس و رو به پایانه. راس میگی برو جلو بشول رو بگیر.
۶- لامپ ها را می شود یک روزه نصب کرد ، جاده ها را می شود یک ماهه اصلاح کرد، بزرگراه ها یک ساله. اما اصلاح کوچکترین رفتار در کوچک ترین شهر سال های سال به درازا خواهد کشید. راهی نداریم جز استمرا ر و استمرار و بازهم استمرار یک حرکت تا همین کار های ساده به عادت و درنهایت رفتار تبدیل بشه.

IMG-20141106-WA0019

IMG-20141106-WA0018

IMG-20141106-WA0013

2 (Copy)

IMG_8058---Copy%20(Copy)

556d (2)

5%20(Copy)

8 (Copy)

9 (Copy)

15 (Copy)

17 (Copy)

چراغ خدا در تراکمه روشن است!

مهر ۲۸ام, ۱۳۹۳

با عرض سلام و ادب خدمت دوستان

با آمدن سیستم های سرمایشی و گرمایشی جدید بوی‍ژه گاز شهری و کولرهای جدید و تغییر شیوه زندگی به آپارتمان نشینی روش های قدیمی فقط جزئی از خاطرات کودکی شده اند حس آب خوردن از مشک روی مشکلون و کوزه گلی و لذتی به نام نشستن توی آفتاب کم جان صبحگاهی یا همان بَراَفتَو که حقیقتا از آن لذتهای بیادماندنی دوران قبل از بخاری گازسوز و زندگی آپارتمانی است.

خورشید به عنوان منبع انرژی رایگان از بزرگترین نعمات خداوندی است قدمت استفاده از انرژی خورشیدی در زندگی روزمره به چند قرن قبل از میلاد مسیح برمی گردد اولین آبگرمکن خورشیدی در سال ۱۸۹۱ میلادی توسط کلارنس آمریکایی ثبت اختراع گردید.

کشورهای پیشرو در بیشترین ظرفیت نصب شده تا انتهای سال ۲۰۱۱ آلمان، ایتالیا، ژاپن، اسپانیا و آمریکا بوده اند.

اتحادیه اروپا به خاطر وجود کشورهای آلمان و ایتالیا بازار سیستمهای فتوولتائیک را در دست دارد. این دو کشور با هم ۵۷% از ظرفیت عملیاتی جدید را در سال ۲۰۱۱ به خود اختصاص دادند. اتحادیه اروپا تقریبا ۱۷ گیگاوات ظرفیت نصب شده داشته و نزدیک به ۲۲ گیگاوات ظرفیت را متصل به شبکه نموده است. مجموع ظرفیت نصب شده سیستمهای فتوولتائیک تا انتهای سال ۲۰۱۱ در اتحادیه اروپا ۵۱ گیگاوات بوده که این میزان در حدود سه چهارم از کل ظرفیت نصب شده جهانی می باشد. این میزان تقاضای برق بیش از ۱۵ میلیون خانوار اروپائی را پاسخ گو خواهد بود.

در کشور آلمان کل ظرفیت نصب شده به میزان ۲۴٫۸ گیگاوات رسیده که میزان ۳٫۱% از برق تولیدی کشور آلمان را به خود اختصاص می دهد(در سال ۲۰۱۰ این میزان ۱٫۹% بوده است).

ایتالیا رکورد جدیدی را ثبت نموده است، ۹٫۳ گیگاوات سیستم فتوولتائیک وارد شبکه نمود که تا آخر سال به میزان ۱۲٫۸ گیگاوات رسید.

از دیگر بازارهای برتر در اروپا می توان به بلژیک(نزدیک ۱ گیگاوات)، انگلستان(۰٫۹ گیگاوات)، یونان(بیشتر از ۰٫۴ گیگاوات)، اسپانیا(نزدیک به ۰٫۴ گیگاوات که از مقام دوم جهانی به مقام چهارمی نزول کرد)، اسلوواکی(۰٫۳ گیگاوات) اشاره نمود

آمار فوق مربوط به سالهای قبل بوده و امروزه این ارقام با شیب تندی در حال افزایش است.

ایران با داشتن حدود ۳۰۰ روز آفتابی در سال جزو بهترین کشورهای دنیا در زمینه
پتانسیل انرژی خورشیدی در جهان می‌باشد. وزارت نیرو بویژه پس از تشکیل سازمان انرژیهای نو ایران(سانا) توجه زیادی به تولید انرژی پاک نموده است در بند ۶۹ بودجه سال ۱۳۹۲ آمده است:

 وزارت نیرو موظف است علاوه بر دریافت بهای برق به ازای هر کیلووات ساعت برق فروخته شده مبلغ سی‌ ‌ریال به‌عنوان عوارض برق در قبوض مربوطه درج و از مشترکین برق به‌استثنای مشترکین خانگی روستایی دریافت نماید. وجوه حاصله به حساب شرکت توانیر نزد خزانه‌داری‌کل کشور واریز و عین وجوه دریافتی صرفاً بابت حمایت از توسعه و نگهداری شبکه‌های روستایی و تولید برق تجدیدپذیر و پاک هزینه می‌شود. منابع مذکور به‌عنوان درآمد شرکتهای ذی‌ربط محسوب نمی‌شود.

در حال حاضر وزارت نیرو تسهیلات خوبی از جمله وام بلاعوض جهت نصب سلولهای خورشیدی در اختیار متقاضیان قرار می دهد که با توجه به مستعد بودن استانهای جنوبی کشور بویژه شهرستانهای لامرد و مهر ضروری است از طریق مسئولین شهرستان در درجه اول نسبت به امکان سنجی و فرهنگ سازی اقدام شود و سپس متقاضیان استفاده از این تسهیلات مورد حمایت قرار بگیرند.

طبق اطلاعات واصله بزودی شرکتهای توزیع نیروی برق سراسر کشور از متقاضیان فراخوان خواهند نمود(آبان ماه) اما ضروری است نهادهای مسئول تمهیدات لازم را برای استفاده حداکثری از این تسهیلات ملی که باعث رشد منطقه و  حفظ محیط زیست خواهد شد فراهم نمایند.

کافی است اراده کنیم که در ۵ سال آینده شهرستانهای لامرد و مهر قطب انرژی خورشیدی ایران شوند و از این چراغی که خداوند برایمان روشن نموده بهره ببریم!

 فیلمی در این باره که توصیه میشود حتما ببینید…

شوق دولتمردان به صنعتی کردن منطقه و دلواپسی ها

مرداد ۶ام, ۱۳۹۳

نویسنده: دکتر سید محمود ابراهیمی ، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی

env1

مقدمه:

مقابل با دولت سطحی نگر احمدی نژاد که هیچ ارزشی برای نظرات کارشناسان و خرد جمعی در تصمیم گیریها قائل نبود و با اقدامات نسنجیده و حرکات قهقرایی خود باعث عقب افتادگی همه جانبه کشور بخصوص از بعد اقتصادی گردید، حضور پرشور مردم بهمراه تدبیر بزرگان جریان اصلاحات سبب شد تا آفتاب اعتدال، عقلانیت و تدبیر بار دیگر بر پهنه این سرزمین بتابد.

در پی تغییرات از دولت سرهنگها به دولت حقوق دانها و برخلاف روند معمول گذشته، شهرستان لامرد در کل کشور تنها منطقه ایست که به تبع بده و بستانهای سیاسی بعنوان وارث دولت سرهنگها جاودان و از گزند تغییرات مدیریتی مصون ماند و در شهرستان مهر نیز فردی اصلاح طلب بومی و با تجربه، ناخدای کشتی دولت اعتدال ، تدبیر و امید گردید.

اما نگرانی اینجاست که جریان اعتدال و تدبیر نیز بدون استعدادیابی منطقه و بدون توجه به محیط پیرامون ، دکترین و شیوه توسعه منطقه را غیر منطبق با شرایط جغرافیایی و محدودیتهای منابع طبیعی و بدون عواقب جانبی و زیست محیطی آن ترسیم کرده است. متاسفانه شاهد آن هستیم که طبق روال غلط گذشته، شوق به توسعه شهرکهای صنعتی  و گسترش صنایع جانبی مربوط به نفت، گاز و پتروشیمی و صنایع پایین دستی این بار در شهرستان مهر طنین انداز شده است. این خط مشی که در آن استعداد منطقه ای به هیچ وجه لحاظ نشده است بیشتر در راستای سیاستهای پوپولیستی دولت گذشته قابل تفسیر است و به مثابه توفانی خواهد بود که کشتی تدبیر را نا امیدانه و بی هدف به سوی ترکستان[۱] سوق خواهد داد که عواقب سوء آن نیز متوجه سلامت مردم و محیط زیست خواهد شد.

شرایط جغرافیای منطقه و پدیده وارونگی هوا:

دکترین توسعه برای هر منطقه باید بر اساس قابلیت های خدادای و  ظرفیتهای موجود آن باشد.  منطقه در شرایط کنونی علیرغم وجود منابع طبیعی تخریب شده با پوشش گیاهی بسیار ضعیف و محدودیت آبهای زیر زمینی از لحاظ موقعیت جغرافیایی بین دو رشته کوه موازی و بلند محصور و حبس گردیده است که با کوچکترین اشتباه مستعد ایجاد پدیده وارونگی هواست. حال آنانی که دم از صنعتی کردن منطقه می زنند زحمتی به خرج داده و نگاهی به محیط پیرامون خود بیندازند و سپس پدیده وارونگی هوا را از منابع علمی دنبال کنند تا بدانند که ناخواسته یا غیر آگاهانه در مسیری گام نهاده اند که عواقب آن برای سلامت مردم و منابع طبیعی منطقه فاجعه بار است.

چرا که اراضی شهرستانهای مهر و لامرد بصورت دشتی هموار است که به نوعی در محاصره کوه های اطراف هستند و پدیده وارونگی هوا از مهم ترین بحران های مناطقی با این ویژگی های موقعیتی و جغرافیایی است.

وارونگی هوا موجب تجمع مواد آلاینده در نزدیکی سطح زمین و تشدید آلودگی هوای منطقه میشود. از طرفی وجود کوه های مرتفع در حرکت و سرعت بادها تاثیر منفی گذاشته و باعث سکون میشود که این پدیده به مرور زمان خفگی منطقه و نابودی محیط زیست در پی خواهد داشت.

پدیده وارونگی هوا مهمترین و خطرناکترین فاکتور جوی در آلودگی هوای یک ناحیه می باشد. زیرا درحالت عادی که درجه حرارت جوی مجاور زمین برحسب ارتفاع کاهش می یابد، وجود حرارت بیشتر و هوای سبکتر در ارتفاع پایین و حرارت کمتر و هوای سنگین تر در طبقات بالا باعث می شود که هوای سبک از طبقات پایین به طرف بالا صعود کرده، عوامل آلوده کننده را با خود به طبقات فوقانی ببرد. به این طریق عوامل آلوده کننده در فضا پراکنده شده و یک تهویه طبیعی انجام می پذیرد. ولی وقوع پدیده وارونگی هوا باعث پایداری هوا شده و موجب می شود توده هوا همراه با تمام ناخالصی ها و عوامل آلوده کننده آن در زیر سطح وارونگی هوا محبوس شود. در چنین شرایطی میزان اکسیژن هوا به علت مصرف تدریجی آن کاهش و میزان آلوده کننده های هوا به علت تولید تدریجی آنها افزایش می یابد. به این ترتیب هوای منطقه به شدت آلوده می شود.  این وضعیت تا زمانی که وارونگی دما محو نشود، ادامه می یابد و اگر مدت وقوع آن با ارتفاع کم، طولانی شد و با بالا رفتن میزان رطوبت نسبی هوا، به حد اشباع برسد، پدیده خطرناکی با نام ” ابر مسموم ” پدیدار خواهد شد  (عکسهای زیر به وضوح واقعه فاجعه بار وارونگی هوا را به تصویر می کشد)!

env3

 

env2

پیشنهادات :

امید وارم که اندک توضیحات بالا مستند به مطالب استخراج شده از برخی منابع علمی، آگاهی دهنده باشد تا دولتمردان منطقه از تصمیم غیر کارشناسانه خود که همان شوق سوق به صنعتی کردن منطقه است صرفنظر کنند و عمده کوششها را به تقویت فاکتورهای مهم از جمله تقویت آبهای زیر زمینی، سروسامان دادن به وضعیت کشاورزی منطقه ،  احیاء محیط زیست و گسترش کمربند سبز منطقه که زیربنایی توسعه و سلامت است متمرکز کنند.  از آنجایی که در شرایط کنونی نیز منطقه تحت تاثیر آلاینده های حاصله از عسلویه قرار دارد بهتر است که توسعه کمر بند سبز منطقه از جمله نخلستان مخدون[۱] ، تقویت کوهپایه های اراضی ملی با گیاهان بوته ای یا درختچه های مختص مناطق گرم و خشک، تقویت نخلستانهای تنگ مهر و تنگ توکلی و تنگ هورو …. مورد توجه ویژه قرار گیرد. همچنین مهار آبهای روان منطقه چک چک واقع در بخش اسیر و استفاده از آب آن جهت توسعه فضای سبز پیرامون و ایجاد تفرجگاه منطقه ای با صرف هزینه کم قابلیت اجرایی دارد.

در پایان بر این باورم که  توسعه کمر بند سبز منطقه میسر نیست مگر اینکه فرهنگ مهرورزی با طبیعت را به جامعه تلقیح کنیم و با یکسری کارهای عمرانی نظیر گسترش و لایروبی گورابها در منطقه، بستن دره ها جهت تجمیع آب های جاری – فصلی و ایجاد سدهای پله ای ( طبق شکل شماتیک آمده ) در کف رودخانه های فصلی که به وفور در منطقه یافت می شود در پی گسترش آبهای سطحی و تقویت آبهای زیر زمینی بر آئیم. کوشش و فرهنگ سازی جهاد کشاورزی به تغییر الگوی کشت منطقه و همچنین اقدام سازنده اداره آب شهرستان به تطبیق اراضی تحت کشت با میزان مجاز آبدهی کشاورزان و تسریع در نصب کنتور بسیار کمک کننده خواهد بود/ انشاء الله

env4

 

نقدی بر مصوبه شورای کشاورزی شهرستان مهر

تیر ۲۵ام, ۱۳۹۳

نویسنده: سید محمود ابراهیمی گله داری

طی مصوبه ای به شماره ۴۰۵/۱/۵۶۵۹ مورخه ۵/۳/۱۳۹۳ در فرمانداری شهرستان مهر و با موضوع جلسه ” کارگروه آب، کشاورزی و منابع طبیعی” مقرر شده است که پس از جلسات توجیهی با کشاورزان منطقه و ارسال اخطاریه به عدم کشت ذرت ، اقدامات تنبیهی از قبیل قطع برق و سوخت و عدم ارائه برخی خدمات نسبت به کشاورزان متخلف از آن مصوبه اعمال شود.

فارغ از قانونی بودن یا نبودن آن مصوبه، در این نوشتار روح نیک حاکم بر آن مصوبه که همان عزم جریان حاکم سیاسی – اجرایی منطقه در راستای حفاظت از منابع آب زیر زمینی و اصلاح الگوی مصرف آب کشاورزی است را ارج نهاده و آنرا از منظری غیر مرور می کنیم.

همانطور که قبلاً با ذکر دلایل و ارائه یکسری پیشنهادات بحث شد[۱]  بحران کنونی آب در منطقه بیشتر ناشی از بحران مدیریت آب است و اگر برای این مشکل پیش آمده بصورت کارشناسانه و مدبرانه راه و حلی ارائه نشود عواقب غیر قابل جبران زیست محیطی ، اقتصادی و حتی اجتماعی متوجه منطقه خواهد شد.

با استناد به مقاله انتشار یافته[۲] تحت عنوان ” آب از من؛ زمین از تو”   و همچنین با یک نگاه اجمالی به عکسهای ذیل که برای نمونه از دو زمین زراعی مجاور درساعت ۲ بعد ازظهر و در دمای تقریبی ۴۵ درجه سانتیگراد گرفته شده است موارد ذیل قابل استنتاج است :

۱)       در اوج گرما، آب بصورت غیر کنترل شده و شبانه روزی از طریق کف کش ها  از عمق زمین خارج شده و از طریق جدولهای خاکی و طی حداقل ۳ کیلومتری به مقصد می رسد. مضافاً اینکه محل مورد اشاره زمین دیم است که در حد واسط گله دار و اسیر واقع شده است. اینگونه زمینها تحت شرب هیچ چاه کشاورزی نمی باشد. غالب آبهای روان از روستای هورمه و اسیر و بعضاً گله دار منشاء می گیرد. بی شک حجم زیادی از آب در مسیر انتقال به طرف زمینهای دیم و از مجاری کانالهای خاکی به هدر میرود که کشاورز برای جبران آن باید آب بیشتری و در زمان بیشتری از چاه بکشد !

۲)نحوه انتقال آب فاجعه آمیز است و عمده آبهای زیر زمینی منطقه اینچنین و توسط چند کشاورز غیر خلاق و زیاده خواه به هدر می رود. فلذا بدون اصلاح شیوه آبرسانی و  بدون برخورد با کشاورزانی که دو یا سه برابر اراضی تحت شرب خود را آبدهی می کنند ، مصوبه اخیر شورای کشاورزی شهرستان  در راستای مهار کم آبی بسیار سطحی و بی تاثیر است.

۳)هر چند که از لحاظ مصرف آب در کشت ذرت و کنجد اختلاف معنا داری متصور نیست و حتی بین کارشناسان نیز در این مورد اختلاف نظر است. آنچه مسلم است کشت ذرت نه جرم است و نه اقدامیست خلاف قانون. فلذا برخورد با زارع که با عدول از آن مصوبه مبادرت به  کشت ذرت می کند از مجاری قانون ضمانت اجرایی ندارد. اگر برای چنین مصوباتی هم ضمانت اجرایی قائل شویم ، چه بسا که آن مصوبه از طریق دیوان عدالت اداری لغو و کشاورز از مجاری قانون مطالبه خسارت کند. در مقابل، بهره بردار متعهد به اجرای بند بند مفاد و شروط آمده در پروانه بهره برداری صادره می باشد و برخورد قانونی با  بهره بردار متخلفی که مبادرت به آبدهی بیش از اراضی تحت شرب پروانه خود می کند ضمانت اجرایی دارد و نیاز به هیچ مصوبه ای ندارد ، جز قاطعیت در برخورد و تبری از جناح بازی !

هر چند که نگارنده طرفدار اصلاح الگوی کشت، توسعه آبیاری تحت فشار و نصب کنتورهای آب کشاورزی در منطقه بوده و دغدغه های خود را در سایر مقالات انتشار یافته آورده است.  ولی در شرایط کنونی معتقد است که عمده سیاستهای اجرایی  و قضایی باید بصورت ضربتی  در برخورد با کشاورزان زیاده خواه بویژه در مناطق گله دار و اسیر که تعدادشان از ۱۵ نفر هم بیشتر نیست متمرکز شود / انشاء الله

 

1 2 3 4 5

 

سید محمود ابراهیمی گله داری



[۱] بحران آب، تارنمای لامردنوشت, سید محمود ابراهیمی http://lamerdnevesht.ir/?p=1831

[۲]  آب از من  زمین از تو، تارنماهای لامردنوشت و گیلون، سید محمود ابراهیمی     or http://www.gilon.ir/post/448

http://lamerdnevesht.ir/?p=6667

تهدید سلامتی یا تفریح در ساحل عسلویه

خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۳

پایداری جوی ناشی از وارونگی دمایی یا پدیده اینورژن یکی از مهمترین علل افزایش پتانسیل آلودگی هوا در منطقه عسلویه است. این پدیده بیشتر در زمستانها اتفاق می افتد، به طور طبیعی درلایه تحتانی جو(تروپوسفر) با افزایش ارتفاع، دما کاهش می یابد، یعنی هوای سطح زمین که در مجاورت زیست کره واقع شده گرم تر از سطوح بالاتر است، لذا در چنین شرایطی نوسانات عمودی جو به راحتی مهیا شده و هوای سطح زمین با هوای پاک و پاکیزه سطوح بالایی جابجایی صورت داده و تهویه طبیعی به این شکل انجام می گیرد. اما اگر شرایط به گونه ای باشد که با افزایش ارتفاع دما نیز افزایش یابد، یعنی هوای مجاور سطح زمین سردتر از سطوح بالایی باشد، در این حالت جابجایی عمودی جو متوقف شده و هوای سطح زمین به حالت پایدار مسکوت می گردد، به چنین حالتی وارونگی دمایی یا اینورژن گفته می شود، و از آنجاییکه منابع آلاینده هوا به طور دائم آلاینده های خود را در داخل لایه سطحی تزریق می کنند، غلظت آلاینده ها در این شرایط به شدت افزایش می یابد . آلودگی هوا زمانی به شدیدترین حد خود می رسد که پدیده وارونگی، با ارتفاع کم و برای مدت طولانی تر در هوای منطقه باقی بماند. در واقع لایه اینورژن با ارتفاع کم و مدت زمان مدید، حائل پایدار و ساکنی ایجاد می کند که مانع اختلاط این سطح با سطوح بالایی شده و با افزایش غلظت آلاینده ها در زیر آن، آلودگی هوا تشدید می شود. وارونگی هوا منجر به تشکیل مه دود فتوشیمیایی در سطح زمین مناطق آلوده صنعتی شده و سلامتی انسان ها را تهدید می کند.هنگامی که از آخرین تونل اتوبان پالایشگاه پارسیان به سمت عسلویه خارج می شوید،شما می توانید “مه دود فتو شیمیایی” را بصورت ابری آلوده و قهوه ای رنگ در بالای سطح منطقه عسلویه مشاهده فرمایید. آلاینده های هوا هنگامی که بصورت ترکیبی با آلاینده های دیگر در مه دود و بیش از حد مجاز وجود داشته باشند می توانند اثر تخریبی بیشتری بر سلامتی انسانها نسبت به حالت عادی داشته باشند. این مه دود بصورت بسیار رقیق تر در بالای سر شهر تهران بویژه بیشتر در زمستانها نیز وجود دارد. اما مهم ترین عوامل آلوده کننده هوا چه می باشند؟ ذرات معلق ، گازها و ترکیبات مضر مانند: منو اکسید کربن، دی اکسید نیتروژن، دی کسید گوگرد، گاز سمی سولفید هیدروژن، ازن، سرب، تولوئن، بنزن و …
هنگامی که فرد ذرات معلق موجود در هوا را استنشاق نماید این ذرات ممکن است باعث بروز بیماری های تنفسی یا کاهش کارایی شش ها گردد. منواکسید کربن گازی بی رنگ و بی بو بوده، در سطوح بالا وجود داشته و یک گاز سمی به شمار می آید و ممکن است تنفس آن در غلظت های بالا باعث بروز حملات قلبی، آسیب به سیستم قلبی عروقی و ناقص شدن جنین گردد. دی اکسید نیتروژن نیز گاز قهوه ای متمایل به سرخ بوده و آلاینده ای است که توسط انسان تولید می شود و می تواند باعث بالا رفتن استعداد فرد به عفونت ریوی شده و ممکن است باعث ایجاد تغییرات دائمی در ریه گردد. دی اکسید گوگرد در غلظت های بالا می تواند باعث خس خس کردن سینه، تنگی نفس و یا کاهش تنفس گردد. ازن به طور مستقیم به هوای اطراف منتشر نمی شود بلکه بر اثر واکنش ترکیبات آلی فرار، با دی اکسید نیتروژن و در معرض نور خورشید بوجود می آید. آگر در مدت زمان طولانی در معرض ازن قرار بگیریم، ممکن است منجر به آسیب برگشت ناپذیر به ریه، بیماری مزمن تنفسی و آسم گردد.
یک کارشناس محیط زیست پس از بازدید از منطقه عسلویه و در گفتگو با ایلنا اظهار می دارد: تنها در منطقه عسلویه به دلیل مجهز نبودن فلرهای (مشعل‌های بلند گاز سوز) پروژه‌های نفتی و گازی به فیلتر‌های پالایش گاز، هوای منطقه از گازهای مرگباری چون سولفید هیدروژن و دی اکسید گوگرد آکنده است، تنها تنفس یک دم از گاز سنگین و بدبو‌ی سولفید هیدروژن (بیش از (۳۰۰PPM می‌تواند منجر به مرگ افراد شود، این در حالی است که در حال حاضر این گاز سمی و خطرناک از هر فلر مشتعل با فشار ۲۰۰PSI خارج می‌شود، علاوه بر آن طبق استانداردهای بین المللی تا شعاع ۱ کیلومتری فلرهای متصاعد کننده چنین گازهای خطرناکی، نباید منطقه مسکونی وجود داشته باشد، امادر هر فاز پالایشگاهی عسلویه ۴ فلر خروج گاز وجود دارد.
وی با اعلام اینکه در حال حاضر به واسطه اجرای پروژه‌های عظیم گازی – پتروشیمی حداقل ۳۰ فلر از مجموع نزدیک به ۹۸ فلر فعال منطقه پارس جنونی در منطقه عسلویه قرار دارد، افزود: باوجود آنکه ممکن است وضعیت آلودگی هوا منطقه عسلویه در گزارش مسئولان محیط زیست استان بوشهر استاندارد معرفی شود اما طبق بررسی‌های مراکز دانشگاهی وضعیت آلودگی آب و خاک در این منطقه رو به گسترش است بطوری می ‌توان مدعی شد که آب و هوای عسلویه صد برابر شهر تهران آلوده است.
آغاجری همچنین از بالا بودن مقدار دی اکسید نیتروژن، ازن و سایر آلاینده‌های آلی و ذرات به ویژه آزبست در هوای منطقه عسلویه خبرداد و گفت: وجود ذرات آزبست در هوای تنفسی آنقدر خطرناک است که مقادبر PPM-۵۰، PPM-۱۰۰-۸۰ و PPM-۵۰۰ از این ماده شیمایی به ترتیب می‌تواند به سرگیجه و استفراغ، فلج و مرگ افراد منجر شود.
وی بابیان اینکه دیگر ذرات شیمیایی موجود در هوا مثل نیترات‌ها و ازن باعث اسیدی شدن سطح چشم و سوزش می‌شود، افزود: علاوه بر این‌ها وجود اکسیدهای سولفور و نیتروژن در هوای مرطوب و شرجی منطقه عسلویه، ترکیبی اسیدی به وجود می‌آورد که از طریق تنفس جذب بدن می‌شود.
آغاجری در ادامه با اشاره به وجود بیش از حد ریز گرد‌ها درشت در هوای منطقه عسلویه، عنوان می کند: در حال حاضر بیشتر مواقع ریزگرد‌ها مانند ابری رقیق سرتاسر منطقه را فرا گرفته‌اند وی این مسئله به خصوص در موقع وارونگی هوا بسیار آزار دهنده است. برخی اوقات درشتی قطر ذرات این ریزگرد‌ها تا چند میکرون هم می‌رسد، که در هنگام تنفس به راحتی از ریه‌ها عبور کرده و در ‌‌‌نهایت با رسوب در رگ‌های کوچک موجب التهاب عروق می‌شود .ریزگردهای موجود در هوای عسلویه در مواجه با چشم‌های غیر مسلح نیز در عروق چشمی جای گرفته و موجب اختلالات چشمی و بینایی کوتاه مدت و حتی بلند مدت خواهد شد.
این فعال مستقل کارگری با اشاره به وجود میزان بالایی از آلاینده سرب در هوای منطقه عسلویه اظهار می دارد: این وضعیت درحالی است که وجود سرب با غلظت ۶۰ میکروگرم در حجم سی لیتر از خون هر فرد می‌تواند به افزایش ورم مغزی منجر شود.
وی با تاکید بر ناشناخته بودن آثار و تبعات احتمالی این مواد آلاینده اضافه می کند: تشخیص کامل این عوارض نیازمند برررسی‌های پزشکان محقق است.
وی بابیان اینکه استمرار فعالیت فلرهای فاقد فیلتر پالایش گاز و آلوده شدن هوای منطقه عسلویه، می‌تواند به شیوع بیماری‌های خونی و تنفسی در میان ساکنان منطقه منجر شود، گفت: در حال حاضر بیماری‌های تنفسی و ریه‌ای در اینجا به یک مسئله معمولی در میان کارکنان و ساکنان این منطقه تبدیل شده است.
این کارشناس محیط زیست در خصوص وضعیت آب‌های سطحی و فاضلاب این منطقه می گوید: با توجه به اینکه فاضلاب‌های صنعتی مربوط به پروژه‌های پالایشگاهی و پتروشیمی بدون هیچ تصفیه‌ای وارد خلیج فارس می‌شوند ابعاد آلودگی‌های زیست محیطی در منطقه عسلویه بسیار گسترده‌است بطوری که همین چند وقت پیش به دلیل افزایش آلودگی آب‌های ساحلی جلبک‌های قرمز تمامی سطح محدوده بندر طاهری تا انتهای فازهای عسلویه را فراگرفتند و درنتیجه همه آبزیان این ناحیه به دلیل نرسیدن اکسیژن خفه شدند.
وی بابیان اینکه مهم‌ترین دلیل آلودگی آب و هوا و تهدید سلامتی ساکنان در منطقه پارس جنوبی به ویژه منطقه ویژه عسلویه حاکم نبودن قانون است، و در پایان یادآور می شود: این مناطق جزء مناطق آزاد و ویژه اقتصادی محسوب می‌‌شوند و به همین دلیل در مناطق مورد نظر هیچ الزامی برای اجرای قوانین مربوط محیط زیست و یا کار و تامین اجتماعی وجود ندارد.
همه این موارد در حالی است که در شهرستان لامرد هیچ تفرجگاهی وجود ندارد و مردم ما بویژه در فصولی مانند زمستان و بهار که هوا مناسب است برای تفریح به ساحل عسلویه یا بندر نخل تقی می روند، آیا وقت آن نرسیده که مسولین شهر به فکر ایجاد تفریحگاههای عمومی و پارک های طبیعی باشند؟ تا مردم ما مجبور نباشند برای یک ساعت تفریح این همه راه بپیمایند و در ساحل عسلویه با خون خود بازی کنند؟

منبع گزارش کارشناس محیط زیست: سایت مهرستان

تراکمه یا عسلویه؟

فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۳

images
تیتراژ: بعد از اسم فیلم، اسامی بازیگران با معرفی «جعفر خان» پخش می شود. (توجه: این اسم ساختگی است، پس لطفا به ذهن خود فشار نیاورید.) در انتها نیز جمله “بر اساس داستان واقعی” به صورت شکه ای همراه با تکان صفحه نمایش (به شیوه ی فیلم های جنایی) نمایش داده می شود.

شب، داخلی، سر کوه لامرد: در هوای مطبوع بهاری اول عید نوروز، دکتر موسوی نماینده ی مردم “شریف” لامرد و مهر در مورد صنایع انرژی بر، ایجاد یک پتروشیمی دیگر، کارخانه آلومینیوم، هزارها میلیارد تومان ردیف بودجه (هرچند، بعد از اختلاس “برادران عزیز خلافکار”، دیگه کسی با این ارقام دهنش باز نمی مونه!) و … سخنوری می کنند. دعوت شدگان خارج از منطقه نشین نیز با کف و صلوات (نه سوت) به وجد آمدگی خود از این همه کارخانه و صنعت و پول و … را ابراز می کنند. دوربین روی قیافه ی تا بنا گوش بشاش «جعفر خان» زوم می کند.

۲ روز بعد، بعد از ظهر، خارجی، مسیر عسلویه به بندر سیراف: ماشین در حال حرکت در اتوبان عسلویه به سمت بندر سیراف است. در سمت راست تپه ای از گوگرد (؟) و در چپ و راست اتوبان، مشعل های روشن گاز دیده می شوند. جعفر خان هم سرنشین جلوی ماشین است.

جعفر خان با قیافه ای در هم: اوه اوه، داداش شیشه ی ماشینت بکش بالا که خفه شدیم از بوی گاز، اینجا که بوش بدتر از آب بازن که!

سرنشین دیگر: کاکا جان، الان که بدک نی، بعضی وقتا ایکد آلودگی اینجا زیادن که مو بلافاصله سردرد میگیرم باید حتما قرص بخورم و چایی

راننده: ها کاکام، عسلویه دیگه خیلی وقتن که جای زندگی نی، اغلب مردمش که از همون اول رفتن جای دیگه، شده پر کارگر و مهندس. بخاطر همین آلودگی شنیدم سازمان، چنن اسمش، گرفتن خون (سرنشین دیگر: انتقال خون)، ها دیگه خون ساکنین اینجا رو نمیگیره از بس آلودگی داره.

۳۰ دقیقه بعد، بندر سیراف، خارجی، ساحل خلیج فارس: مسافران نوروزی در جای جای ساحل نشسته اند. یک موتوری عبور می کند در حالی که سرنشین عقب آن در حال نواختن نوای خوش نی انبان است! چند گدا که به ظاهر پاکستانی می آیند در حال گدایی از مسافران هستند.

جعفر خان: عجب آبی، محشره! حیف که ساحلش یه ذره سنگلاخه وگرنه میومدم باهاتون شنا. (چند ثانیه بعد) اه اه، این بوی چیه؟ نکنه پکنیکتون رو محکم نبستین داره بوی گاز ازش میاد.

کبری خانم (این اسم هم ساختگی است!): نه جعفر آقا، مال پکنیک نیسه، اینم گازای عسلوین.

جعفر خان: بوش خیلیه، احساس می کنم داره کم کم سرم درد میگیره. لطف می کنین یه لیوان چایی به من بدین؟

کبری خانم، در حالی که لیوان چایی را به جعفر خان می دهد: بفرمایید جعفر آقا، یه نیم ساعت صبر کنید بعذش میریم گاوندی، بر ماین، ا ای بو گندا راحت وایوین.

تیتراژ پایانی: در حالی که جعفر خان و کبری خانم دست در دست هم (البته پر واضح است که خطبه محرمیت قبلا خوانده شده است) در افق دود گرفته ی ساحل خلیج فارس در عسلویه محو می شوند، و اسامی همکاران در امپکس، نودال، تدارکات، سایر بازیگران، و تشکر از مردم شریف لامرد و مهر در صفحه ی نمایش یکی پس از دیگری ظاهر می شوند.

——————–

کسی از مردم منطقه ما نیست که اوضاع عسلویه را نداند و لمس نکرده باشد؛ همه میدانند به واسطه آلودگی های ایجاد شده توسط صنایع نفتی و گازی دیگر چیزی از عسلویه، مردم عسلویه و فرهنگ عسلویه نمانده است. عسلویه دیگر جایی برای زندگی نبوده بنابراین اغلب مردم آنجا به جاههای دیگر کوچ کرده (یا وادار به کوچ شده اند)، و به واسطه هجوم کارگران از نقاط مختلف ایران و خارج از ایران، دیگر چیزی از فرهنگ و تاریخ منطقه باقی نمانده است. سوال اساسی این است که چرا هیچ کس نگران این نیست که – با این همه کارخانجات سیمان، آلومینیوم، و انرژی بر که در منطقه ایجاد شده یا قرار است ایجاد شود – لامرد و مهر به عسلویه ای دیگر تبدیل خواهند شد؟! چرا هیچ کس نگران نیست که دیگر چیزی از «تراکمه»، فرهنگ و تاریخ آن نخواهد ماند؟

شاید دلایل زیر روشن کننده ی این بی توجهی جمعی باشد:

  1. شاید چون اغلب تصمیم گیران منطقه خود و خانواده ی خود در خارج از لامرد (شیراز، تهران، قم، …) زندگی می کنند و منطقه در واقع محل «تجارت» و کسب و کار آنهاست؛ بنابراین هر چه رونق کسب و کار منطقه بهتر شود، به سود سرمایه ی آنهاست! بر اساس شنیده ها هر چند، دکتر موسوی در جلسه ای به این موضوع آلودگی های ناشی از این صنایع اشاره کرده اند، اما انتظار «عمل» در این راستا به نظر نمی رسد چیز زیادی باشد! دکتر موسوی خود پزشک انتقاد پذیری هستند، و انتظار می رود «سلامت» جسمی و روانی مردم در تصمیم گیری های ایشان و بقیه دوستان مسوول در اولویت اول باشد.
  2. دغدغه مردم از بیکاری جوانان باعث شده که راضی به آوردن صنایع گوناگون حالا به هر هزینه ای باشند! به نظر نمی رسد برای حل مشکل بیکاری جوانان فقط منطقه نیاز به این حجم صنایع انرژی بر (با این مساحت عظیم) باشد، هر چند در گفتار مسوولان دغدغه ی کشیدن بار اقتصادی کل استان فارس توسط منطقه را می پرورانند!
  3. مردم منطقه شاید به این فکر می کنند که با رونق اقتصادی اینجا، دارایی و زمین های آنها با ارزش شده، پس می توانند با فروش آنها زندگی راحتی در شهر دیگری مانند شیراز (با هوای خوش) برای خود ایجاد کنند، حتی اگر چیزی از فرهنگ و تاریخ خودشان نماند! شاید بتوان گفت که مردم بدون تاریخ و گذشته، مردم بی ریشه ای خواهند بود که چیزی برای افتخار کردن نخواهند داشت. به علاوه شاید تصمیم به مهاجرت به شهری دیگر برای یک جوان امر آسانی تلقی شود، ولی چنین تصمیمی برای پدران و مادران و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها امری سخت و شاید غیر ممکن باشد. هزینه های درمانی، روانی، و … ناشی از این گسستگی از اصل و نسب برای حتی هما جوان ها (که از پدر و مادر خود مراقبت هم می کنند) شاید حتی بیشتر از سود حاصل از فروش دارایی موجود آنها باشد.

خلاصه اینکه، باید بدانیم چه می خواهیم و بر اساس آن با چشم باز برای آینده برنامه ریزی کنیم؛ آیا می خواهیم لامرد و مهر ما «عسلویه ای دیگری» شود که دیگر جای زندگی نیست و چیزی از فرهنگ آن نمانده؟ یا اینکه می خواهیم «تراکمه» بماند با همان کمبود های اقتصادی؟ و شاید گزینه ی بهتر اینکه تاریخ و فرهنگ «تراکمه» را نگهداریم، و در حد نیاز و کنترل شده تعدادی کم و معدود صنعت بیاوریم که اینجا هم «عسلویه» نشود و هم منافع اقتصادی منطقه (و فقط منطقه) تامین شود؟ به نظر می رسد این حد وسط گزینه مطلوب خواهد بود؛«تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.»

 

طرحی برای بازیافت زباله شهر لامرد

شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱

مقدمه: در آیین مقدس اسلام از یک سو مردم به بهره وری و استفاده بهینه از منابع به حکم آیه قرآنی « هُوَ الذِی اَنشَأَکُم مِنَ الاَرضِ وَاستَعمَرَکُم فیها» امر شده اند و از سوی دیگر عموم مردم و بالتبع مسئولان از اسراف و تبذیر ممنوع شده اند. اینهمه آیاتی که اسراف را حرام می داند و مسرفین را برادران شیطان می خواند، دلیلی محکم بر تحریم آن است.
یکی از مقوله هایی که مردم عموماً و شهرداری ها خصوصاً بطور روز آمد با آن مواجه هستند، جمع آوری و دفع زباله است که هر روز نیز بر وزن آن افزوده می شود. در حالی که می توان با یک برنامه ریزی مختصر هم مقدار زباله رتا کاهش داد و هم با دفع دقیق آن زمینه بهره وری و استفاده بهینه از زباله را فراهم نمود . طرح زیر تا حدودی به شهرداری و شورای محترم شهر کمک می کند تا در این زمینه به هدف نسبتاً مطلوبی برسد :
ضرورت: به قرار آمار اجمالی شهرداری لامرد این شهر روزانه ۴۰ تن زباله دفع می نماید که هم اکنون این مهم بوسیله ۵ دستگاه ماشین و ۲۱ نفر نیروی انسانی صورت می گیرد. از سوی دیگر این زباله ها به صورت غیر تفکیک شده از محدوده شهر خارج می شود صرف نظر از سرنوشت نامعلوم این تجمیع زباله و مضرات آن که در جای خود قابل بررسی است تفکیک این زباله ها می تواند بخش مهمی از این معضل را حل نماید. در برخی از کشورهای خارج که شعار نورانی قرآنی «کلوا واشربوا و لا تسرفوا » را ندارند در مقام عمل از این زباله ها بیشترین استفاده را می نمایند و ظاهراً در برخی کشورها از جمله ژاپن از گاز متصاعد از دستشویی ها انرژی!! تولید می کنند. به نظر می رسد وقت آن فرا رسیده که ما نیز از این گونه ابتکارات استفاده کنیم. جان این طرح در تفکیک زباله و کم کردن بار زباله و نهایتاً فروش زباله و خرید دستگاههای زباله سوز و دفع سیستماتیک زباله و تأمین هزینه از این طریق است.
مراحل اجرای طرح: این طرح در چند مرحله قابل اجراست که به طور خلاصه به آن خواهیم پرداخت:
مرحله اول و مقدماتی: در این مرحله شورای شهر و شهرداری با تهیه انبوه ۵ کیسه زباله به رنگهای مختلف و چاپ نوشته های مربوط به آن و توزیع رایگان آن از طریق نیروی انسانی دفع زباله درب منازل مقدمات این کار را فراهم می کند. کیسه ها به این پنج نام می تواند باشد: «مخصوص زباله مواد غذایی و فاسد شدنی » « مخصوص نان خشک» «مخصوص زباله مواد نایلونی و پلاستیکی » « مخصوص زباله شیشه و مواد مشابه » و « مخصوص زباله کاغذ، کارتن و امثال آن » .
هم زمان با تحویل این کیسه ها یک بروشور حاوی توجیه طرح به منازل تحویل داده می شود و در روزنامه محلی سبحان، طلوع و تریبون های عمومی از جمله نماز جمعه و صبحگاه مدارس تمهیدات فرهنگ سازی آن انجام می شود.
مرحله دوم: در این مرحله شهرداری بطور معمول و روزانه فقط دو نوع زباله یعنی مواد غذایی فاسد شدنی و شیشه را دفع می کند و عمداً به سه نوع دیگر توجهی نمی نماید و در دو ماه بعد هر یک ماه یک بار با ماشین های مخصوص به جمع آوری سه نوع دیگر با هدف بازیافت و فروش می پردازد. که در نتیجه بار ترافیکی زباله به دو پنجم کاهش می یابد.
مرحله سوم: اگر دو مرحله پیش به خوبی صورت گرفته باشد بخش خصوصی فعال شده و مردم شخصاً و یا شهرداری عموماً به فروش کاغذ، نایلون یا نان خشک می پردازند. این شرکتها می توانند نماینده شرکتهای استانی باشند.
همیاران این طرح:۱- شورای اسلامی شهر لامرد ۲- مجامع امور صنفی شهر لامرد با عنایت به اینکه مغازه ها چشم شهر هستند ۳- آموزش و پرورش در جهت جا انداختن فرهنگ شهری ۴- ستاد نماز جمعه و نشریات سبحان و سایت های لامرود، نخل جنوب و تراکمه جهت ترویج فرهنگ شهری
امید است بتوانیم با این عمل گامی در جهت اسلامی شدن شهر برداریم .
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

چالش عوارض آلایندگی و حریم شهری؛ به مثابه حق و پاکی یا خوان یغما؟!

مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۱

یکی از شاخصه های بنیادین نظام های مردمسالار، وجود و اعمال اصل حاکمیت قانون است. فلسفه ی وضع این اصل، جلوگیری از تعدی و تجاوز حاکمان به حقوق مردم، تنظیم قدرت بر اساس قانون بر آمده از میثاق ملی و تضمین حقوق مشروع و قانونی مردم است. قانون، معیار و شاخص برای عمل حاکمیتی است. ولی در کشوری که قرن ها با استبداد و بی قانونی و زور و تزویر اداره شده است نمی توان با یک دهه و دو دهه معنی احترام به قانون و عمل مطابق با روح و هدف قانون را در تار و پود آن دید. روحیات و خلقیات ما یا فردی است یا قومی و “ملیت” ، “جمع” و “دیگران” که با حاکمیت و قانون پیوند ناگسستنی دارد جزء ویترین و تزیین گفتمان ماست. در این بین امکان دارد قوانینی به دست ناآگاهان به ساز و کار اجتماع،  انگاشته شود که از ابتدا محکوم به منسوخ شدن است یا اگر درست و قانونی نوشته شوند تا آنجا که همه ی آن به نفع ماست اجرا می کنیم و آن جا که حتی اگر به دیگران هم حقی داده باشد آن را جوری اجرا یا تفسیر می کنیم که کاملا به سود ما باشد یعنی خصوصیات اخلاقی بد و قومی و قبیله ای ما اجازه و حقی برای دیگران که حتی محق هم باشند، قائل نیست.

پس از انقلاب در تقسیمات کشوری دگرگونی های عمده ای در جنوب استان فارس رخ داده است. زاده شدن شهرستان های لامرد و سپس مهر ( با همه ی ناروایی ها و نامرادیهایی که بر دیگر مناطق رفت )، ویژگی های قبیلگی و خودمحوری ما را عیان تر نمود.  در این بین، به یمن وجود و کشف و استقرار پالایشگاه پارسیان و با وضع قانون مالیات بر ارزش افزوده در سال ۱۳۸۷ و و قانون برنامه ی پنجم توسعه در سال ۱۳۹۰ توسط مجلس شورای اسلامی، امید می رورد که توسعه ای همگون در کل این دو شهرستان برقرار شود. خبر اختلاف شهرداری مهر و لامرد و هشدارهای دخالتی را از تارنماهای محلی حتما خوانده اید. مسوولان شهر مهر دخالت مسوولان شهرستان لامرد در شهرستان مهر را فریاد زده اند و شهرداری لامرد نیز با دادخواستی در دیوان عدالت اداری به خواسته ابطال حریم شهر مهر طرح دعوی نموده است. برای روشن شدن موضوع لازم است مواد قانونی مرتبط با این مطلب را بیان نمود:

تبصره ی ۱ ماده ی ۳۸ قانون مالیات بر ارزش افزوده (مصوب سال ۱۳۸۷) بیان می نماید که واحدهای تولیدی آلاینده ی محیط زیست و پالایشگاههای نفت و واحدهای پتروشیمی، علاوه بر مالیات و عوارض متعلق موضوع این قانون، مشمول پرداخت یک درصد از قیمت فروش به عنوان عوارض آلایندگی می باشند. در ادامه مقنن بیان می کند که عوارض موضوع این تبصره در داخل حریم شهرها به حساب شهرداری محل استقرار واحد تولیدی و در خارج از حریم شهرها به حساب تمرکز وجوه موضوع تبصره ی ۲ ماده ی ۳۹ واریز می شود تا بین دهیاریهای همان شهرستان توزیع گردد. وجوه مذکور اختصاص به دهیاریهای همان شهرستان دارد که تنها بر اساس شاخص جمعیت توزیع می گردد.

پس از این قانون، قانون برنامه ی پنجم توسعه مصوب سال ۹۰ تصویب شد که به صراحت بیان می دارد که عوارض وصولی ارزش افزوده و عوارض آلودگی واحدهای تولیدی موضوع بند الف و تبصره ی ۱ ماده ی ۳۸ قانون مالیات بر ارزش افزوده به نسبت جمعیت بین شهرداری ها و دهیاری های همان شهرستان توزیع می گردد. در ادامه بیان می کند در صورت سرایت به شهرستان دیگر از یک استان و یا شهرستان های متاثر از آلودگی در دو یا چند استان، به ترتیب در استان و مرکز کمیته هایی اقدام به توزیع عوارض آلایندگی به نسبت تاثیرگذاری خواهند نمود.

در ماده ۱۳۲ قانون اخیر نیز دولت ملزم شده است که ۲ درصد از درآمد حاصل از صادرات نفت خام و گاز طبیعی را به ترتیب یک سوم به استان های نفت خیز و گازخیز و دو سوم به شهرستان ها و مناطق کمتر توسعه یافته جهت اجرای برنامه های عمرانی در قالب بودجه سنواتی اختصاص دهد.

فارغ از هدف و علت توسعه ی غیر عادی حریم شهر مهر (که نمی توان آن را نا آگاهانه از پیش دانست و نتیجه ی آن تا قبل از تصویب قانون برنامه پنجم، محرومیت سایر مناطق خودمان از عوارض است) و طرح شکایت ابطال حریم، بیش از اینکه  این اقدامات بوی همدلی و پاک دستی دهد بوی انحصار، سودگرایی و عیان شدگی خصوصیات قومی و قبیله ای ما می دهد. جالب اینجاست که همین تغییر و توسعه ی بی رویه ی حریم، طبل افتخار آن نواخته می شود و در تارنمای محلی با عکس و تصویر به تمامی در ستیغ قله قرار می گیرد و کاربران، حمایتی بی دریغ و پر از هیاهو می کنند. ما را چه شده است؟  سرمست نوش شرابیم یا گرگان در دنیای راز بقاییم؟ مگر دنیای زشت و بی رحم سیاست بین الملل است؟ نه شاید اکنون از آن محیط، جنگ کاغذ و رسانه ای را یاد گرفته ایم  و دیروز ناآگاه به راز و رمز بقای دنیای وحشی بوده ایم.

در این مساله آیا نمی شد با همدلی، هماهنگی، جمع خواهی، دگر خواهی منطقه ای و احترام به حقوق دیگران، کاری کرد که مردم هر دو شهرستان از این خوان خداوندی بهره ببرند،توسعه یابند و اینگونه به هم نتازند و نپیچند ؟ آیا نمیشود با شفافیت و پاسخگویی میزان عوارض دریافتی را اعلام نمود و مشخص کرد که بر اساس چه معیاری و چه مقدار و بین کدام نهاد و برای چه طرحی ، توزیع شده است؟ آیا نمی شود با توجه به ظرفیت قانون برنامه پنجم(ماده ی ۱۲۳)، همه ی مسوولیین منطقه ای به همراه شهرداران و دهیاران آن دو شهرستان در خصوص  تاثیر آلایندگی منطقه ی ویژه ی اقتصادی پارس جنوبی بر منطقه ی خودمان تصمیم گیری و اقدامات جدی و هماهنگ جهت بهره مند شدن از این ظرفیت انجام داد؟ آیا نمی شود در خصوص اجرای دقیق و بهتر ماده ۱۳۲ قانون اخیر(از دو درصد محل مناطق گازخیز) و حتی اصلاح آن در جهت تخصیص کارآمدتر و بیشتر این دو درصد به مناطق نفت خیز و گاز خیز با توجه به موقعیت استثنایی فعلی، بهره و اقدام نمود؟

دیروز چهاردهم مرداد، سالگرد فرمان مشروطیت و همچنین روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی بود، مشروطه و حقوق فقط واژه نیستند. آن دو، حرکت از قبیله و انحصار و دنیای راز بقا به دنیای ملت و احترام به دیگران و قانون است. آن دو، درون مایه ای از فرهنگ، ظرفیت، حاکمیت قانون، احترام به حقوق دیگران، رواداری، پاسخگویی، شفافیت، انسان و اخلاق را دارا هستند. اکنون حال و روز خودمان  را واکاوی کنیم که در کجا قرار گرفته ایم؟ خصوصیات انحصارگرا و قومی و قبیله ای داریم یا جمع نگر و قانونگرا و کلان نگریم؟ آیا باید در خصوص آن چه رفته است بدون هراس و با تزویری هولناک و با تحمیق دیگران، خود را با عکس و تصویر حامی مردم جا بزنیم و افرادی نیز نادانسته فریاد حمایت یا مظلومیت سر دهند یا  اینکه می بایست در خصوص این مساله عذرخواهی کنیم و به جبران آن چه بر سر دیگر مناطق، سالها رفته و تا کنون می رود بپردازیم؟

شاید سخن شیخ عجم؛ سعدی خوش سخن، بی ارتباط با این موضوع نباشد که :

اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی     بر آورند غلامان او درخت از بیخ

مدیریت بحران بانگرشی به ارزش منابع طبیعی در کاهش اثرات بلایای طبیعی

مهر ۲۰ام, ۱۳۸۹

امروزه هر از گاهی که چندان فاصله ای باهم ندارند و به تواتر می بینیم و می شنویم که فلان رویداد طبیعی در فلان جا  سبب ساز بروز زیان های مالی و جانی فراوانی شده است.  خبرهای  سیل خشکسالی  رانش زمین طوفان شن و به دنبال آن گرد و غبار و ریزگردها و زلزله هر سال بیش از سال پیش به گوش می رسد و انسان های زیادی قربانی این رویدادها می شوند. اما  به راستی  آدمیان بیشتر از اینکه قربانی این رویدادها باشند قربانی بی خردی و دوراندیشی نکردن خود می باشد.
در این نوشتار تلاش داریم تا ارزش مدیریت ریسک با نگرشی به منابع طبیعی را در کاهش نابسامانی های  ناشی از رویدادهای طبیعی(که اکنون به بلایای طبیعی تعبیر شده است) را  بازگو نماییم.
در ابتدا بد نیست نگاهی به تعریف های زیر انداخته شود و ببینیم بحران چیست؟!
بحران:  شرایطی است که به سبب حادثه ها، رخدادها و کارکردهای طبیعی و انسانی به طور ناگهانی و کنترل ناپذیر به وجود می آید و سبب ایجاد درد و سختی برای یک جامعه و مجموعه انسانی می گردد و بر طرف کردن آن نیازمند  اقدام های اضطراری، فوری و فوق العاده دارد.
مدیریت بحران:  به فرآیند مدیریت مقابله، بازسازی و بازتوانی منطقه بحران زده گفته می شود. که پس از وقوع بحران صورت می پذیرد.
مدیریت ریسک:  فرآیند کارکرد، برنامه ریزی و اقدام های دستگاه های دولتی و غیر دولتی است که به منظور شناخت خطرها و پیشگیری و یا کاهش سطح خطرها صورت می پذیرد.
مدیریت جامع بحران در برگیرنده هر دو تعریف بالا بوده و در بر دارنده ۴ پله زیر می باشد:
۱- پیشگیری: مطالعه و ارزیابی سطح خطر پذیری، بررسی علل وقوع خطر و انجام اقدام های اجرایی به منظور جلوگیری و یا کاهش سطح خطر می باشد.
۲- آمادگی: جمع آوری اطلاعات،  برنامه ریزی و سازماندهی ساختارهای مدیریتی و انجام مانور  به منظور افزایش سطح توانمندی چامعه در هنگام برخورد با بحران می باشد
۳- ارایه خدمات اضطراری به  دنبال وقوع بحران و با هدف نجات جان و مال انسانها و تامین رفاه نسبی آنها و پیشگیری از گسترش سطح بحران می باشد.
۴- بازسازی و باز توانی: انجام اقدام های لازم پس از بحران  به منظور بازگرداندن جامعه به شرایط عادی می باشد.
محور بحث ما در اینجا بیشتر به پله اول یا پیشگیری بر می گردد، که می توان گفت با اجرای درست و خردمندانه این پله کمتر نیاز به اجرای پله های سوم و چهارم دیده می شود.  اصولا همواره پیشگیری آسانتر، ارزانتر و خردمندانه تر از مقابله و درمان می باشد.   برنامه ریزی برای پیشگیری می تواند در فضایی آرام و با آرامش و با خردورزی کامل و به دور از هرگونه احساسات و عواطفی که تاثیر منفی بر مدیریت دارد انجام شود. اما در مرحله  وقوع بحران وجود تنش های موجود، احساسات و عواطف و چه بسا آسیب دیدن خود مراکز حیاتی و مدیریتی ،  بر مدیریت منطقی و خردمندانه تاثیر منفی گذاشته و مانع اعمال مدیریت صحیح و جامع می شود.
حال به بررسی نقش منابع طبیعی(تجدید شونده) در کنترل و پیشگیری بخش مهمی از  بلایای طبیعی و چالش های پیش روی بشر می پردازیم.  چالش هایی که در بیشتر جاها خود انسان عامل به وجود آمدن آن می باشد.  نگاهی به آمارهای وقوع سیلاب ها و طوفان های شن و زمین لغزشها و پدیده ای که این سال ها کشورمان (به ویژه مناطق غربی و جنوب غربی) با آن روبرو بوده یعنی ریزگردها نشان دهنده سیر صعودی وقوع این حوادث می باشد. از سوی دیگر سطح آسیب های ناشی از خشکسالی که پدیده ای کاملا طبیعی و قابل انتظاری است  در هر خشکسالی بیش از خشکسالی قبلی می باشد.
حال باید پرسید علت چیست؟!  بسیاری تغییر اقلیم را یکی از علت های افزایش وقوع این حوادث می دانند که مبارزه با این تغییر اقلیم  همبستگی جهانی را می طلبد. که بحث در مورد آن خارج از حوصله این نوشتار می باشد.
علت عمده و می توان تاثیر گذار تر این مسئله را می توان به نابخردی انسان در استفاده از منابع طبیعی و منابع زیستی دانست.
تخریب منابع طبیعی و پوشش گیاهی، جنگل زدایی و از بین بردن مرتع ها به انگیزه های مختلف مانند توسعه صنعتی، تامین سوخت، تامین علوفه، سودجویی و سودای مالکیت و از همه اینها بدتر متاسفانه گاهی شاهد سوزاندن این منابع تنها به منظور تفریح و خنده!!!!!!!!!  سبب شده تا خاکی بدون حفاظ و فشرده و از هم پاشیده در برابر باد و باران تاب یاری نیاورده و اسیر این دوستان قدیمی خود شود.  بد نیست برای فهم بهتر ارزش پوشش گیاهی در  کاهش خطر سیل و افزایش تغذیه سفره های آب زیر زمینی و به دنبال آن کاهش اثر خشکسالی به این نکته اشاره کنیم که مجموعه تحقیقات مختلف نشان داده: نفوذ یک لیتر آب در زمین جنگلی ۷ دقیقه، در زمین کشاورزی ۴۶ دقیقه و در زمین بدون پوشش ۴ ساعت و ۶ دقیقه زمان می برد.  یعنی نفوذ پذیری خاک جنگل ۴۰ برابر نفوذپذیری خاک بدون پوشش است.  نفوذ پذیری خاک در مراتع بین نفوذ پذیری خاک جنگل و زمین های کشاورزی می باشد. آیا توجه به این نکته راه کار اساسی را در مقابله با سیل و خشکسالی پیش پای ما نمی گذارد؟!
از سوی دیگر پوشش گیاهی به عنوان سپر و حفاظی خاک دانه ها و ذرات خاک را در برابر باد حفظ کرده و مناع از حمل آنها توسط باد و به دنبال آن طوفان شن و پدیده ریزگردها می شود.  امروزه ریز گردها سوغاتی است که از جانب همسایگان غربی ما به ما هدیه داده می شود!!  پس باید کاری کنیم که در آینده ما هدیه دهنده این سوغات به همسایگان شرقی مان نباشیم.
با توجه به مطالب یاد شده در بالا نیاز به بازنگری در سیاست های حاکم بر استفاده از منابع طبیعی و احیای آن به خوبی احساس می شود.  تامین اعتبار لازم برای باز سازی و احیای منابع طبیعی بایستی بیشتر مورد توجه قرار گیرد و به این نکته توجه شود که سرمایه گذاری در حفظ و احیای منابع طبیعی سرمایه گذاری در امنیت زیستی و اقثصادی و سیاسی کشور می باشد. سرمایه گذاری پایدار.
در این بین مساله فرهنگ سازی در استفاده از منابع طبیعی نبایستی فراموش شود که مهمترین نکته در پایداری این منابع فرهنگ استفاده درست و بخردانه از این منابع می باشد. و یادمان باشد هر درخت ، بوته و علفی را که نابود می کنیم(برایشبی کنار هم بودن)  گامی بلند در ایجاد بحران در آینده برای کشور، منطقه، شهر و روستایمان بر می داریم.

موسی دهقانی : کارشناس ارشد مدیریت مناطق بیابانی(اداره منابع طبیعی و آبخیزداری لامرد)
حسین عباسی: سرپرست اداره منابع طبیعی و آبخیزداری لامرد

حرمت خاک

مهر ۹ام, ۱۳۸۹

حرمت خاک
اشاره: زمانی که بیشتر ما، برای خرید به یک سوپرمارکت یا میوه‌فروشی در شهرمان می‌رویم ممکن است تعداد بسیار زیادی کیسه پلاستیکی کوچک و بزرگ را با خود به خانه بیاوریم که هر کالایی تنها در درون یکی از آنها قرار دارد. آیا هرگز به این اندیشیده‌اید که میلیاردها کیسه پلاستیکی که هرسال مورد استفاده قرار می‌گیرد چه عاقبت و سرانجامی پیدا می‌کند یا سایر پسماندهای خانگی دیگر؟ بیشتر وقت‌ها هنگامی که در ایران به مسافرت می روم مهم‌ترین مسأله‌ای که روح مرا آزار می‌دهد همین آلودگی مکانهای تفریحی و طبیعی است راستی چرا بشر امروز چشم‌اندازهای زیبا و دل‌انگیز طبیعی را به لجنزارهایی نفرت‌انگیز و متعفن مبدل ساخته است؟ در این مقال به بررسی روند افزایش زباله‌های رهاشده و ماندگار در طبیعت، عمر زباله‌ها در طبیعت و عوارض سوء فاجعه آلودگی خاک می‌پردازیم.
به نظر می‌رسد مشکلات ناشی از زباله‌ها در حال افزایش است ، اگر شما صبح‌ها هنگام طلوع آفتاب زمانی که در اتومبیل خود هستید کنار جاده‌ها را نگاه کنید کیسه‌های پلاستیکی را می‌بینید که در زیر نور آفتاب برق می‌زنند یا قوطی‌های کنسرو رهاشده در طبیعت یا بطری‌های پلاستیکی نوشابه و …
سرچشمه اصلی این زباله‌ها مسافران و یا در واقع گردشگرانی هستند که به دلیل فقر فرهنگی و رفتار غیرمسئولانه آنها در قبال طبیعت پس از مصرف ماده‌غذایی، پلاستیک، شیشه و سایر پسماندهای غذا را در طبیعت بدون توجه به مضرات آن رها میکنند و یا روستاییانی هستند که در حاشیه جاده ها زندگی می کنند و نداشتن سیستم دفع پسماند‌های روستایی باعث شده تا آنها کنار جاده ها را به قول تراکمه ای ها به ” سرذون ” مبدل سازند ، اما این زباله های رهاشده در طبیعت نهایتاً به کجا می‌روند؟
تحقیقات نشان داده است که تجمع زباله‌های پلاستیکی، لیوانها یکبار مصرف و … در زمینهای بایر اطراف شهرها یا در کنار جاده‌ها باعث می‌شود تا قسمتی از این زباله‌ها به همراه آبهای جاری پس از بارندگی از طریق رودخانه‌ها به دریاها و اقیانوس‌ها راه پیدا کند، بخشی نیز تا زمان تجزیه شدن نهایی در دامن طبیعت باقی بماند و چهره طبیعت را روز به روز غیرقابل تحمل‌تر و نازیباتر کند. زباله‌های پلاستیکی که از طریق رودخانه‌ها و آبهای جاری به سواحل دریاها راه پیدا می‌کنند (علاوه بر زباله‌هایی که گردشگران ساحلی در پلاژها می‌ریزند)، حیات آبزیان دریایی را به خطر انداخته به گونه‌ای که باعث می‌شود بسیاری از آبزیان این گونه زباله‌ها را با شکار اشتباه گرفته و از آنها تغذیه کنند و به علت بلعیدن کیسه‌های پلاستیکی دچار خفگی شوند بخش دیگر زباله‌ها که در طبیعت ماندگار می‌گردند نیز در برخی موارد باعث مرگ دیگر حیوانات اهلی می‌گردد. شما در همین شهرستان لامرد احشام بسیار زیادی را دیده‌اید که به خاطر بلعیدن پلاستیک، ته‌سیگار و ظروف یکبار مصرف جان خود را از دست داده‌اند یا زبان بسیاری از حیوانات با قوطی‌های نیمه‌باز رهاشده در طبیعت که حاوی مقداری پسماند موادغذایی است، بریده می شود حیوانی که با بوی پوست سیب یا موز به طرف جاده کشیده می‌شود بر اثر لیز خوردن یا به وسط جاده رفتن ممکن است با خودروها تصادف کند.
اما بهتر است بدانیم ماندگاری زباله‌ها در طبیعت چقدر است؟
– اگر یک بطری شیشه‌ای را در طبیعت رها کنید همانطور می‌ماند و به یک میلیون سال زمان نیاز دارد تا تجزیه شود.
– کیسه‌های نایلونی و پلاستیکی ضخیم به طور متوسط ۴۰۰ تا ۵۰۰ سال در محیط باقی می‌ماند، همراه باد به همه جا رفته و باعث آلودگی محیط می‌شوند.
– طول زمان تجزیه برای فلزات دست کم ۹۵ سال و آلومینیم ۵۰۰ سال است.
– بطری‌های پلاستیکی نوشابه ۴۵۰ سال.
– قوطی‌های کنسرو ۲۰۰ سال
– چرم ۱۰۰ سال
– پوشک بچه ۵۰ سال
– لیوانهای یکبار مصرف ۵۰ سال
– الیاف نایلونی ۳۰ تا ۴۰ سال
– کیسه‌های نایلونی نازک ۱۰ تا ۲۰ سال
– پشم شیشه ۱۰ تا ۲۰ سال
– فیلتر سیگار ۱ تا ۵ سال
– پاکت‌های نوشیدنی ۳ تا ۶ ماه
– روزنامه ۶ هفته
– پوست موز یا پرتقال ۲ تا ۵ هفته
– دستمال کاغذی ۲ تا ۴ هفته طول می‌کشد تا تجزیه شود.
در سفری که چندی پیش به کشور امارات رفته بودم، مسأله زمین پاک را به طور عینی لمس کردم حتی در بیابانهای آن کشور شما نمی‌توانستید یک پاکت پلاستیکی پیدا کنید یا در شهرهایش یک ته سیگاری نیز دیده نمی‌شد و این مسأله به صورت یک فرهنگ در آن کشور در آمده بود به گونه‌ای که اگر کسی تخلف می‌کرد، توسط رانندگان پشت سر، شماره خودرواش به پلیس گزارش و فرد خاطی جریمه می‌شد.
فراموش نکنیم ما وارث تمدن بزرگی هستیم و این مسأله را به راحتی می‌توانیم عملی سازیم.
پس بیایید:
اولاً زباله کمتری تولید کنیم، لذت کاذب استفاده از ظروف یکبار مصرف و پلاستیکی را در هنگام نذورات و جشن‌های عروسی که در شهرستان لامرد زیاد متداول شده را کنار بگذاریم و با استفاده از روش‌هایی بازیابی پسماند که در نوشته‌های بعدی به آن خواهم پرداخت، مقداری از این زباله‌ها را دوباره مورداستفاده یا بازیافت کنیم.
ثانیاً زباله‌ها را حتماً پس از بسته‌بندی در کیسه زباله در داخل سطل زباله مخصوص به خود بیاندازیم. اگر هنگامی که مسافرت هستیم بی‌خیال نباشیم و کمی تحمل کنیم و زباله‌های خود را در داخل کیسه پلاستیک پگذاریم و به نزدیکترین سطل زباله که رسیدیم آن را در آن سطل قرار دهیم باور کنید، با سرعت زیاد قسمت بسیار زیادی از خاک کشور عزیز ما ایران پاک خواهد شد پس از همین الان از خودمان شروع کنیم در رسانه‌ها و شهرها فرهنگ‌سازی کنیم و به کسانی که رعایت نمی‌کنند تذکر دهیم. تا این مسأله به یک فرهنگ بدل شده، زیرا زمین پاک تنها هدیه‌ای است که می‌توانیم به نسل آینده ارزانی داریم.

توسعه پایدار و چالش مصرف آب

تیر ۱۶ام, ۱۳۸۹

۱٫    مفهوم توسعه پایدار از حدود ۲۰ سال پیش رواج گسترده ای پیدا کرده است. توسعه پایدار به معنی ایجاد توازن در بهره برداری و مصرف منابع طبیعی و توان بازتولید منابع در کره خاکی است.
۲٫    صنایع فلزی، چوب و کاغذ، پالایشگاه ها و پتروشیمی از عمده ترین مصرف کنندگان آب هستند.
۳٫    هرچند عمده آب مصرفی در کشاورزی می باشد ولی سهم هر یک از بخش های تولیدی و مصرفی از مصرف آب در کشورهای مختلف متفاوت است. به عنوان مثال در حالیکه ۸۰% مصرف آب در بلژیک مربوط به صنایع می باشد در برخی از کشورهای در حال توسعه سهم صنعت از مصرف آب کمتر از ۵% است.متوسط سهم صنعت از مصرف آب در دنیا ۲۳% است. ۸% نیز سهم مصارف خانگی است.
۴٫    دانشمندان هشدار داده اند تا سال ۲۰۵۰ میلادی برای تامین غذای مردم جهان نیاز به مصرف آب در کشاورزی دوبرابر می شود. حال تصور کنید چنانچه مصرف آب در صنعت و خانگی کاهش نیابد چگونه می توان با این چالش بزرگ روبرو شد.
۵٫    در منطقه گرم و خشک لامرد استراتژی توسعه پایدار از اهمیت مضاعفی برخوردار است. با توجه به روند رو به رشد صنایع در این منطقه خصوصا” با احداث پالایشگاه گاز و صنایع انرژی بر، باید ظرفیت های منابع طبیعی از جمله منابع آب زیر زمینی را دقیقا” مد نظر قرار داد.
۶٫    پالایشگاه گاز پارسیان یکی از مصرف کنندگان عمده منابع آب زیرزمینی است. در حالیکه زمین خشک و تفتیده لامرد به قطره قطره این آب نیاز دارد باید به فکر راه های جایگزین برای تامین آب مورد نیاز پالایشگاه بود. تامین آب از خلیج فارس بوسیله خط لوله، تغییر سیکل های باز به سیکل های بسته آب گردشی در سیستم عملیاتی، و بهینه سازی مصرف آب از طریق تغییر نوع دستگاه های خنک کننده می تواند از جمله راه حل ها باشد.
۷٫    مشکل تبدیل زمین های کشاورزی به شوره زار یک بار در منطقه خوش آب و هوای جم تجربه شده است. این مشکل نباید بار دیگر در منطقه ما تکرار شود.

پرنده‌ای به نام چیخُو (چُخُو)

تیر ۱۰ام, ۱۳۸۹

چیخو ( چخو) یکی از گونه های زیبای پرنده در دشت تراکمه است.  پرنده ای زیباست که بیشتر در دشتها و مراتع بوته ای زندگی میکند. نام عمومی او چکاوک کاکلی و اسم علمی آن لارک است.

گفتنی است که محل تخم گذاری این پرنده در لابلای بوته های خار و سلم ( به زبان بومی یک بوته محلی که صحرا و دشتهای لامرد پوشیده از آن است و یکی از سبزی ها محلی نیز محسوب می شود. به همراه ماست یا کشک محلی درست می گردد . بعدا در مورد چگونگی پخت آن صحبت خواهیم کرد) درسطح زمین کنار جاده ها و بیابانهاست.

اطلاعات عمومی:
پرندگانی خوش آواز باپر وبال رگه رگه وقهوه‌ای رنگ هستند که اغلب درحال پرواز آواز می‌خوانند. روی زمین بیشتر راه می‌روند یا می‌دوند. معمولاً ناخن انگشت عقبی پای آنها دراز، راست ونوک تیز است. اغلب بطور دسته جمعی دیده می‌شوند. جز در مورد استثنائی. نر وماده آنها همشکل است. روی زمین آشیانه می‌سازند. از دانه‌ها، حشرات ونرم تنان تغذیه می‌کنند.

lark nest

پس از جفت گیری چکاوک ماده مابین ۴ تا ۵ تخم می‌گذارد که به رنگ خاکستری با علائم قهوه‌ای زیتونی است. چکاوک ممکن است در یک فصل دو جوجه پرورش دهد. چکاوک روی زمین ومیان بوته‌های کوتاه لانه می‌سازد.

شاید شما تا به حال به اندازه موههای سرتان این پرنده را دیده باشید و سالهای کودکی را به دنبال لانه اش در صحراها بوده اید. یکی از محسنات این پرنده گمینگری است!!! یعنی هر وقت می بینید که موجودی به طرف لانه اش می آید . ۱۰ متری لای بوته های راه می رود و در نهایت از بوته ای دیگر پرواز می کند که شما نتوانید لانه اش را پیدا کنید .
یکی از بزرگترین افتخارات دوران کودکی پیشی گرفتن در پیدا کردن لانه این پرنده بود. شاید شما هم اینکار را انجام داده باشید ولی به بچه هاتان هم یاد دهید که لانه هایشان را مانند ما خراب نکنند!

طرح بازیافت زباله شهر لامرد

شهریور ۱۴ام, ۱۳۸۸

باسمه تعالی
 طرح بازیافت زباله، ارایه شده به شورای اسلامی شهر لامرد

مقدمه: نامگذاری سال ۸۸ از سوی کشتیبان انقلاب اسلامی و رهبر حکیم و فرزانه مان حضرت  آیت الله العظمی امام خامنه ای ادام الله تعالی ظله الشریف به نام سال (( اصلاح الگوی مصرف )) و رهنمودهای نورورزی معظم له فرصت و تکلیفی بر دوش اهل قلم نهاده تا در حد وسع و توش و توان خویش در جهت اجرایی شدن منویات معظم له به ارایه طرح بپردازند .یکی از عرصه هایی که با زندگی مردم سر و کار داشته و نیاز بیشتری به  اصلاح الگوی مصرف دارد شهرداری و مسایل جانبی آن  است. طرح بازیافت زباله کوششی است در این راه تا در پناه آن نه تنها بخشی از هزینه ها کاهش یافته بلکه به مرور به سوی درآمد زا شدن پیش رود إن شاء الله.

ضرورت: به قرار آمار اجمالی شهرداری لامرد این شهر روزانه ۳۵ تن زباله دفع می نماید که هم اکنون این مهم بوسیله ۵ دستگاه ماشین و ۲۱ نفر نیروی انسانی صورت می گیرد. از سوی دیگر این زباله ها به صورت غیر تفکیک شده از محدوده شهر خارج می شود صرف نظر از سرنوشت نامعلوم این تجمیع زباله و مضرات آن که در جای خود قابل بررسی است  تفکیک این زباله ها می تواند بخش مهمی از این معضل را حل نماید. در برخی از کشورهای خارج که شعار نورانی  (( کلوا واشربوا و لا تسرفوا )) را ندارند در مقام عمل از این زباله ها بیشترین استفاده را می نمایند و ظاهراً در برخی کشورها از جمله ژاپن از گاز متصاعد از دستشویی ها انرژی تولید می کنند. به نظر می رسد وقت آن فرا رسیده که ما نیز از این گونه ابتکارات استفاده کنیم. جان این طرح در تفکیک زباله و کم کردن بار زباله و نهایتاً فروش زباله و خرید دستگاههای زباله سوز و دفع سیستماتیک زباله و تأمین هزینه از این طریق است.

مراحل اجرای طرح: این طرح در چند مرحله قابل اجراست که به طور خلاصه به آن خواهیم پرداخت:

  • مرحله اول و مقدماتی: در این مرحله شورای شهر و شهرداری با تهیه انبوه ۵ کیسه زباله به رنگهای  مختلف و چاپ  نوشته های مربوط به آن و توزیع رایگان آن از طریق نیروی انسانی دفع زباله درب منازل مقدمات این کار را فراهم می کند. کیسه ها به این پبج نام می تواند باشد ((مخصوص زباله مواد غذایی و فاسد شدنی )) (( مخصوص نان خشک )) ((مخصوص زباله مواد نایلونی و پلاستیکی )) (( مخصوص زباله شیشه و مواد مشابه )) و (( مخصوص زباله کاغذ، کارتن و امثال آن )) هم زمان با تحویل این کیسه ها یک بروشور حاوی توجیه طرح به منازل تحویل داده می شود و در روزنامه محلی سبحان و تریبون های عمومی از جمله نماز جمعه و صبحگاه مدارس تمهیدات فرهنگ سازی آن انجام می شود.

  • مرحله دوم: در این مرحله شهرداری بطور معمول و روزانه فقط دو نوع زباله یعنی مواد غذایی فاسد شدنی و شیشه را دفع می کند و عمداً به سه نوع دیگر توجهی نمی نماید و در دو ماه بعد هر یک ماه یک بار با ماشین های مخصوص به جمع آوری سه نوع دیگر با هدف بازیافت و فروش می پردازد. که در نتیجه بار ترافیکی زباله به دو پنجم کاهش می یابد.

  • مرحله سوم: اگر دو مرحله پیش به خوبی صورت گرفته باشد بخش خصوصی فعال شده و مردم شخصاً و یا شهرداری عموماً به  فروش کاغذ، نایلون یا نان خشک می پردازند. این شرکتها می توانند نماینده شرکتهای استانی باشند.

همیاران این طرح:۱- شورای اسلامی شهر لامرد ۲- مجامع امور صنفی شهر لامرد با عنایت به اینکه مغازه ها چشم شهر هستند ۳-  آموزش و پرورش در جهت جا انداختن فرهنگ شهری ۴- ستاد نماز جمعه و نشریه سبحان جهت ترویج فرهنگ شهری

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

آب دریا با طعم نوشابه خانواده

مرداد ۱۶ام, ۱۳۸۸

05082009081.jpg

۱-چند وقت پیش به اتفاق دایی‌ها و دوستان یه سر رفته بودیم بندر گاوبندی. شب رسیدیم به اسکله. ماه نبود و هوا تاریک بود. یه جایی نزدیکی‌های اسکله، تخته سنگ صافی بود باب نشستن. گلیمی انداختیم و کبابی برپا کردیم و جای دوستان خالی، تا پاسی از شب گفتیم و خندیدیم.
صبح که از خواب بیدار شدیم برای قدم زدن راه افتادیم کنار ساحل. لابه‌لای سنگ‌ها، زیر شن‌ها، روی شن‌ها، زیر بوته‌ها و خلاصه همه‌جا پر بود از بطری‌های خالی نوشابه، آب‌معدنی، ظروف یک‌بار مصرف و پلاستیک. صفای شب قبل از دلمان درآمد (به قول مورچه‌خار: مزه‌شو از بین برد!).
دوستان را جمع کردیم و کودکان را نیز تشویق کردیم تا با ما همراه شوند و آشغال‌ها را جمع کنند. همه آشغال‌ها را یک‌جا جمع کردیم. حالا مانده‌ایم چکارشان کنیم، نه سطل آشغالی بود و نه پلاستیکی به آن بزرگی. یکی از دوستان گفت اگر حتا این آشغال‌ها را در سطل‌های آشغال شهر هم بریزید شهرداری گاوبندی آن‌ها را به دریا می‌ریزد (صحت و سقم این امر را باید جویا شد). خلاصه تصمیم گرفتیم آن‌ها را آتش بزنیم. نمی‌دانیم کار درستی کردیم یا نه. متخصصین این زمینه باید راهنمایی کنند تا برای دفعات بعد کار صحیح را انجام بدهیم.

۲- چند وقت پیش با خانواده یک سر رفتیم یاسوج و سی‌سخت. رفتیم به دیدن آبشار زیبایی که الان اسمش خاطرم نیست. کنار آبشار نشستیم که عکس بگیریم. هر کاری کردیم عکسی بیندازیم که طبیعی! باشد نشد که نشد. زیر آبشار پر بود از پلاستیک و ظروف یک‌بار مصرف و بطری و سفره‌ی یک‌بار مصرف و … حتا پوشاک بچه. یکی یکی شروع کردیم به جمع کردن آشغال‌ها. از گوشه و کنار، مسافرین دیگر هم کمکی کردند و آن‌جا را تر و تمیز کردند.
ولی خب مطمئنم فردای آن روز همان آش بوده و همان کاسه. چون در همان جایی که ما داشتیم آشغال جمع می‌کردیم، مردی که به نظر می‌رسید تحصیل‌کرده نیز باشد به اتفاق خانواده در حال صرف ناهار بودند. پدر خانواده در کمال خون‌سردی، استخان‌های به نیش کشیده مرغ را به پشت سرش، داخل رودخانه پرتاب می‌کرد! و به نسل بعدش نحوه دفع زباله را به صورت بصری آموزش می‌داد!

۳-یک‌بار به اتفاق خانواده رفتیم دیدن بهشت گمشده که تعریف آن را زیاد شنیده بودیم. یک‌ساعتی طول کشید تا جای پارکی پیدا کردیم. بار و بندیل را ورداشتیم و رفتیم از آبشار لذتی ببریم. مسیر آب پر بود از ذغال‌های نیم‌سوخته و خاک سیاه آغشته به خاکستر. کنار آب پر بود از پوست میوه و چیپس و پفک. گوشه و کنار و زیر هر سنگی هم بلانسبت گُگُل گُگُل مدفوع انسانی ریخته بود. به نظرم باید اسمش را می‌گذاشتند بهشت خراب شده. این‌جا دیگر آن‌قدر کثیف بود که از ما کاری برنمی‌آمد.

نتیجه‌: این روزها آشغال زیادی در طبیعت رها می‌شود. این کار پس از همه‌گیر شدن ظروف یک‌بار مصرف و بطری‌های پلاستیکی نوشیدنی با سرعت زیادی رو به افزایش است. دیری نخاهد پایید که تمام اطراف ما را انواع و اقسام این آشغال‌ها اِشغال خاهند کرد. اگر طبیعت را دوست داریم و از آن لذت می‌بریم باید در مسافرت‌ها و تفریحات به کارهای زیر اهتمام داشته باشیم و به دیگران نیز بیاموزیم یا متذکر شویم:

  • سرمایه‌های طبیعی یک شهر بهترین منبع برای رونق اقتصادی آن منطقه‌اند. با فراهم کردن امکاناتی ساده در حد دستشویی (و حتا حمام)، فضای سبز، جای نشستن و حتا اتاق کوچک برای کرایه، سطل زباله و سرویس جمع‌آوری زباله‌ی برنامه‌ریزی شده، بازار کوچک و آب آشامیدنی، هم به شناسایی منطقه‌ی خود به دیگران کمک کنیم، هم برای چندین نفر ایجاد شغل کنیم و هم به اقتصاد آن نقطه واطراف آن کمک کنیم. باور کنید همین چند امکان ساده اگر به صورت مرتب توسط شوراها، بخشداری‌ها یا شهرداری‌ها تامین و مانایی آن تضمین شود نه تنها هزینه‌ی کامل آن برگشت داده می‌شود بلکه درآمد زیادی نیز از این طریق کسب خاهد شد.
  • نباید منتظر دولت بمانیم که تمام کارها را برای ما مدیریت کند. خود ما هم اگر کمی بیندیشیم با هزینه‌ی کم می‌توانیم محیط تفریحی مناسبی برای خانواده‌های شهرمان فراهم کنیم.
  • در سفرها و تفریحات، حتمن پلاستیک مخصوص زباله به همراه داشته باشید یا یک پلاستیک از میان پلاستیک وسایل خود برای این امر کنار بگذارید. دوستان و خیشان ما، بخصوص آن‌هایی که در این چند بار در تمیز کردن محیط کمک کردند هر وقت به پیک‌نیک می‌روند، پلاستیک زباله هم همراه خود می‌برند. خیلی از شما هم این کار را انجام می‌دهید. اگر هم تا الان انجام نمی‌دادید امتحان کنید و ببینید اگر شما این نکته‌ی ساده را رعایت کنید چگونه این فرهنگ به سرعت در میان اطرافیان‌تان همه‌گیر می‌شود.
  • کودکان را علاوه بر بزرگسالان تشویق کنیم آشغال‌هایشان را در پلاستیک مخصوص بریزند.
  • موقع ترک آن محل، پلاستیک را در همان‌جا رها نکنیم بلکه با خود برده و درنزدیک‌ترین سطل آشغال بیندازیم.
  • از ظروف یک‌بار مصرف استفاده نکنیم. این ظروف تا سالیان سال در طبیعت باقی می‌مانند.
  • هنگام سفر و حتا در خانه در کثیف کردن ظروف، خسّت به خرج دهیم تا برای شستن ظروف از حداقل مواد شوینده استفاده کنیم. این مواد برای موجودات زنده مضر هستند.
  • اگر کسی را دیدیم که در طبیعت آشغال می‌ریزد خیلی مودبانه به او تذکر دهیم. مطمئن باشیم حتا اگر طرف به روی خودش نیاورد در او تاثیر خاهد گذاشت. از طرف دیگر به کسانی که مایل بودند همین تذکر شما را به فرد مقابل بدهند اما به دلیل کم‌رویی یا ترس این کار را نکردند دل و جرات بیشتری خاهید داد.
  • به شهرداری‌ها راهنمایی کنیم در چه مکان‌هایی سطل زباله وجود ندارد.
  • به شهرداری‌ها گوش‌زد کنیم سطل آشغال مسیرهای پر رفت و آمد را بزرگتر گرفته و با فرکانس بیشتری آ‌ن‌ها را خالی کند
  • اگر آشغالی در طبیعت مشاهده کردیم سعی کنیم برداشتن آشغال را مغایر با کلاس و منزلت خود نبینیم. هر کدام از ما اگر آشغال در طبیعت نریزد و تنها یکی از آشغال‌های رها شده در طبیعت را جمع کند مطمئن باشد کم‌کم هیچ آشغالی در طبیعت یافت نخاهد شد.
  • در پلاستیک زباله آب و یا مایعات نریزید چون باعث فساد سریع و بوی بد آن می‌شود و موقع حمل نیز محیط را کثیف می‌کند. باقیمانده‌ی نوشابه‌ها را در فاضلاب یا حتا در طبیعت خالی کرده، بطری را با پا له کرده و باد آن را خالی کنید، سر آن را دوباره بسته و به سطل آشغال بیندازید. در این حالت حجم آشغال کم شده و مایعات درون بطری نیز با زباله مخلوط نمی‌شود.