Archive for the 'سیاست روز' Category

بیانیه درویش زارعی در انصراف از رقابتهای انتخاباتی

اسفند ۴ام, ۱۳۹۴

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و عرض ادب و احترام

 

در نظام مقدس جمهوری اسلامی به فرموده معمار کبیر انقلاب حضرت امام (ره) مجلس در راس امور است. بدون تردید مشارکت گسترده آحاد مردم در انتخابات موجب استحکام پایه های نظام مقدس جمهوری اصلامی و موجبات یاس و ناامیدی دشمنان نظام را فراهم خواهد ساخت. اینجانب با احساس تکلیف و با قصد قربت به منظور خدمت بی منت و صادقانه به شما مردم عزیز و فهیم وارد عرصه انتخابات شدم و مورد حمایت نیات پاک و خالصانه تعداد کثیری از اقشار مختلف قرار گرفته ام.

لذا ضمن تقدیر و سپاس از همه بزرگواران و حامیانی که بزرگوارانه اینجانب را هم در دوره گذشته و هم در این دوره مورد لطف و عنایت قرار داده اند، اکنون از آن جا که بستر را برای ادامه رقابت سالم انتخاباتی مناسب نمیبینم ضمن عذرخواهی از محضر همه عزیزان بنا بر خرد جمعی تصمیم بر این شد که از ادامه حضور در رقابتهای انتخاباتی انصراف خود را اعلام و ضمن توصیه اکید به رعایت اخلاق انتخاباتی، همگان را به مشارکت آزاد و حداکثری در انتخابات که مورد تاکید مقام معظم رهبری است توصیه نموده و به مردم شریف اطمینان میدهم که همچون گذشته به منظور پاسخ به ندای حق طلبی شما همراهتان خواهم بود.

 

با تشکر و سپاس مجدد

کاندیدای دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی

غلامعباس زارعی

۱۳۹۴/۱۲/۰۴

درویش تازه آمده است…

اسفند ۴ام, ۱۳۹۴

شرایط انتخابات لامرد و مهر به مرحله حساسی وارد شده است. شایعاتی که در فضای مجازی دست به دست میشود باعث سنگین تر شدن جو منطقه شده است. واکنشهای احساسی که به حضور کاندیداها در روستاهای مختلف میشود باعث القای این ذهنیت در کاندیداها شده که اکثریت را در اختیار دارند. همین جو احساسی باعث میشود مغرورانه و فخرفروشانه با طرفداران کاندیدهای دیگر صحبت شود، احیانا توهینی رد و بدل شود و همانگونه که در مطلب قبلی هم خدمت شما عرض کردم سوء تفاهم هایی بوجود بیاید که تا سالها باقی بماند.

در چند روز گذشته اتفاقات مهمی در منطقه افتاده که نشان از یک تغییر بزرگ در سمت و سوی آرا دارد. شورای اصلاح طلبان که وظیفه تصمیم گیری و جمع بندی نظرات اصلاح طلبان منطقه را داشت با کش و قوسهای فراوان و لابی گری کاندیداهای رقیب دکتر موسوی یعنی درویش زارعی، سید محسن علوی، حسین حاجیپور فرد و سید مجتبی عباسی در نهایت با درنظر گرفتن اقبال کاندیداهای مختلف و با جمع بندی شرایط کشوری و منطقه ای به این تصمیم رسید که از سید محسن علوی حمایت کند. بسیاری از اصلاح طلبان به این تصمیم تمکین کرده و حتی همانند حسین حاجی پور بیانیه ای در حمایت از این تصمیم جمعی (در عین داشتن ان قلتهایی به نحوه تصمیم گیری) منتشر کردند.

این تصمیم باعث ایجاد حرکت جدیدی در منطقه شد که موجی از حمایتهای جدید را برای سید محسن علوی ایجاد کرد. تجربه انتخاباتهای مختلف منطقه و کشوری نشان داده روزهای پایانی روزهای بسیار دینامیک و سیال است و موج حرکت از یک کاندیدا به کاندیدای دیگر فراگیر است و تصمیمات نیز بر اساس برایند احساسی که بیننده از دیگر بازیگران این عرصه پیدا میکند گرفته خواهد شد. این موج باعث جذب عده زیادی شده و تا روز انتخابات هم ادامه پیدا خواهد کرد.

متاسفانه شایعات متعددی که از تعدادی کانال تلگرامی مشخص منتشر میشود باعث ایجاد این شبهه در مردم لامرد شده است که میثاق نامه ای که سید محسن علوی با اصلاح طلبان بسته است به ضرر لامرد و به نفع مهر است! کسی که حداقل درصدی از هوش و ذکاوت داشته باشد میداند که فرزند سید محمود علوی معمار منطقه لامرد و مهر جرات امضا کردن میثاق نامه ای این چنینی که تمام زحمات پدر را یک شبه به باد بدهد نخواهد داشت و کسی که کمی بالاتر از این حداقل ها هوش و ذکاوت داشته باشد میتواند بفهمد که طرف مهری هم هیچ گاه انتظار امضای چنین قراردادی از شما ندارد و میثاق نامه ای این چنینی را جلو شما برای امضا نخواهد گذاشت.

و اما خبری که از دیروز مانند بمب در منطقه صدا کرده تصمیم به انصراف درویش زارعی از این عرصه است. در پیامی که به دروغ از درویش در شبکه های مجازی منتشر شده و با شیطنت گروه های تلگرامی سمت دکتر موسوی تعبیر بر این شده که درویش به نفع دکتر موسوی انصراف داده است و مردم هم بدون مطالعه دقیق، آن را با عنوان “بیانیه درویش در انصراف از انتخابات به نفع دکتر موسوی” در گروه های مختلف به اشتراک میگذارند در حالی که در آن متن نه تنها هیچ نشانی از حمایت از دکتر موسوی دیده نمیشود بلکه هیچ نشانی از انصراف هم دیده نمیشود و بیشتر به بیانیه حضور شبیه است تا انصراف!

حتی دکتر موسوی هم با زیرکی تمام در نطقی در وراوی از ایشان به خاطر انصراف تشکر کرده است. اگر چه در سخنرانی دکتر موسوی هیچ نشانی از این که ایشان به نفع دکتر موسوی کنار رفته دیده نمیشود و دکتر موسوی در این مورد مطلبی به اشتباه بیان نکرده اند اما این تشکر این حس را در شنونده القا میکند که لابد درویش به نفع ایشان کنار رفته که از وی تشکر شده است. حتی در فضای مجازی پوسترهایی منتشر شده که درویش را در کنار دکتر موسوی نشان میدهد و با شعار اتحاد به بیننده القا میشود که درویش به نفع دکتر موسوی کنار رفته است. در حالی که مطلقا چنین چیزی نیست و برداشتهای این گونه اشتباه و بیشتر ناشی از شیطنت است.

در هر صورت نامه درخواست انصراف درویش امروز صبح به فرمانداری داده شده و عملا ایشان از عرصه انتخابات کناره گیری کرده اند و تا چند دقیقه دیگر بیانیه ایشان به رسانه ها داده خواهد شد.

حال برگردیم به ابتدای ماجرای کاندیداتوری این دو بزرگوار. از همان روزهای اولیه ای که خبر کاندیداتوری سید محسن علوی در رسانه ها پخش شد استراتژی درویش و سید محسن بر ایتلاف بنا نهاده شده بود و در تمام جلساتی که این دو شرکت کرده بودند همدیگر را تایید مینمودند و اذعان میکردند که در هر صورت در نهایت یکی از این دو از یک مقطع به بعد کار را ادامه خواهد داد.

اما این که کدام یک از این دو به نفع فرد دیگر انصراف دهد از همان ابتدا مشخص نبود. به همین دلیل بنا بر این بود که به مرور زمان با رصدهای بعدی توسط گروهی مستقل مشخص شود که اقبال عمومی با کدام یک از این دو کاندید است تا تکلیف فرد انصراف دهنده مشخص شود.

گذشت زمان نشان داد درویش وضعیتی بهتر از سید محسن دارد و در ابتدا گمان بر این میرفت که سید محسن به نفع درویش کنار خواهد رفت اما اتفاقاتی که در شورای اصلاح طلبان افتاد و حمایتی که از سید محسن صورت گرفت باعث شد که کفه ترازو کم کم به سمت سید محسن سنگین تر شود.

اکنون درویش و تیم باتجربه کنار ایشان در زمان کاملا دقیقی که نشان از وقت شناسی ایشان دارد به این نتیجه رسیده است که قبل از دیر شدن کار انصراف درویش را اعلام نماید. در بیانیه ایشان از شخص و فرد خاصی جانبداری نخواهد شد و از همگان دعوت خواهد شد تا حضور حداکثری در پای صندوقهای رای داشته باشند و بر اساس تشخیص خود به کاندیدای مورد نظر خود رای دهند. اما با این انصراف عملا درصد زیادی از ارای درویش به سمت سید محسن سرازیر خواهد شد و عملا پرونده انتخابات را به مراحل آخر خود نزدیک خواهد کرد.

از خودگذشتگی درویش و انصراف ایشان که در نهایت به نفع سید محسن علوی تمام خواهد شد را باید از چند منظر به دقت نگریست:

-از خودگذشتگی ایشان در عین شایستگی های ایشان و تیم کنار ایشان جای تقدیر دارد. این دقیقا همانند کاری است که دکتر عارف دو سال پیش انجام داد و باعث پیروز شدن دکتر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری شد. پس در صورت پیروزی سید محسن علوی باید گفت نزدیک به ۵۰ درصد موفقیت وی مدیون این تصمیم درویش است.

-با این انصراف ایشان عملا نشان داد فردی قدرت طلب نیست و فقط مصالح منطقه را در نظر میگیرد. به این دلیل که با ماندن ایشان در این گردونه، پیروزی جناح انحصار طلب قطعی مینمود.

-همانگونه که از قبل هم مقرر شده بود درویش به عنوان مغز متفکر منتقدین وضعیت منطقه و بعنوان کسی که سالها در کسوتهای مختلف اجرایی به منطقه خدمت کرده است جایگاه ویژه ای در تیمی که در صورت پیروزی سید محسن قرار است منطقه را اداره کند پیدا خواهد نمود.

منطقه در حال ورود به برهه مهمی است. کاری که سالهای قبل باید انجام میگرفت و با تربیت نیروهای تازه نفس و جوان و پر انرژی اجازه کسب تجربه در مدیریت منطقه به افراد جدید داده میشد عملا با تغییرات جدیدی که در حال بروز است ممکن گردیده است.

 

درویش تازه آمده است…

این مقاله سیاسی نیست! تحلیلی واقع بینانه از آخرین آرایش انتخاباتی لامرد و مهر

اسفند ۳ام, ۱۳۹۴

این مقاله سیاسی نیست!

تحلیلی واقع بینانه از آرایش انتخاباتی شهرستانهای لامرد و مهر

تنها شش روز تا روز برگزاری دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی باقی مانده است. کاندیداها کمتر از یک هفته تا ماراتُن انتخابات فرصت دارند و قطعا در این ۶ روز نفس گیر، تمام تلاش خود را به کار خواهند بست تا فاتح کرسی های سبز بهارستان باشند.

با توجه به ضرورت تبیین فضای سیاسی موجود در شهرستانهای لامرد و مهر، در این مجال سعی خواهد شد فارغ از تعصبات سیاسی، تحلیلی واقع بینانه از شرایط موجود در منطقه و آرایش انتخاباتی در دو سطح جریانات سیاسی و نامزدهای انتخاباتی ارائه شود تا کاندیداهای محترم و جریانات وابسته به آنان بهتر از قبل بتوانند در خصوص چگونگی برنامه ریزی جهت فتح کرسی مجلس دهم تصمیم گیری منطقی داشته باشند.

الف: جریانات سیاسی

در منطقه لامرد و مهر یارگیری های سیاسی بیش از آنکه حول محور اصولگرایی و اصلاح طلبی جریان داشته باشد، بر مدار دو قطبی لامرد-مهر می چرخد؛ اختلافات دیرینه و عمیق مراکز این دو شهرستان سبب گشته است تا همواره مردم منطقه، بین دو قطبی لامرد و مهر یکی را برگزیده و به نمایندگی از خود به مجلس شورای اسلامی اعزام کنند.

حاصل این رقابت تاکنون شش بار پیروزی لامردی ها و دو بار نیز پیروزی مهری ها بوده است؛ سه دوره حجت الاسلام سید محمود علوی، دو دوره مرحوم محمد علی حیاتی و یک دوره دکتر سید موسی موسوی از لامرد و در مقابل حجج اسلام سید رضی حسینی و سیدجلال حسینی از مهر هر کدام یک دوره.

البته در هر دوره انتخابات کاندیداهای مستقلی نیز از بخش ها و مناطق مختلف شانس خود را محک زده اند، اما تجربه هشت دوره اخیر نشان داده است چنانچه فردی به صورت مستقل وارد گود انتخابات شده و پرچم نامزدی یکی از جریانات مهر یا لامرد را بر دوش نداشته باشد، اقبال چندانی برای پیروزی در انتخابات نخواهد داشت.

در پاسخ به این پرسش که چرا در اغلب انتخابات مجلس پیروزی از آنِ لامردی ها بوده است، باید ساعت ها گفت و صفحه ها نوشت؛ اما اجمالا می توان ابتدایی ترین دلیل این اتفاق را مربوط به عدم تناسب جمعیت دو شهر لامرد و مهر دانست. بدیهی است کاندیدای شهر لامرد با جمعیت ۲۵ هزار نفری در مقابل نامزد شهر مهر با جمعیت ۷ هزار نفری از شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات برخوردار خواهد بود.

هرچند نباید از یاد برد که از قدیم الایام شهر اشکنان با جمعیت ۷ هزار نفری در محاسبات انتخاباتی به عنوان حیات خلوت و هم پیمان صمیمی مهری ها لحاظ می شود. البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد که اشکنانی ها در دوره قبلی انتخابات مجلس با حرکتی مذموم از سوی رفقای دیرینه خود در مهر مواجه شده و اکنون ممکن است در صدد تلافی و جبران آن در انتخابات پیش رو باشند. توضیح مُجمل آنکه شهر اشکنان در تمامی ادوار انتخابات مجلس حمایت تام و تمام خود را از کاندیداهای معرفی شده از سوی جریان سیاسی مهر اعلام کرده و به عنوان هم پیمانی مطمئن، صداقت خود در رفاقت با مهر را بارها و بارها اثبات کرده بود. اما در انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۹۰ برای نخستین بار شرایط به گونه ای رقم خورد که حسب اتفاق مهر فاقد کاندیدای اختصاصی بود و از قضا خلیل فروتن به عنوان کاندیدای شهر اشکنان پای در کارزار رقابت های انتخاباتی نهاد. در این بین بدیهی بود با توجه به سابقه رفاقت دیرینه و استراتژیک مهر و اشکنان، همگان بویژه اشکنانی ها انتظار داشتند جریان سیاسی مهر پاسخ سالها صداقت، رفاقت و محبت اشکنان در حق مهر را نشان داده و از خلیل فروتن حمایت قاطع کند. اما عرصه پیچیده و خطیر سیاست بار دیگر نشان داد که به رفقای دیرینه نیز نمی توان اعتماد کرد! بررسی آرای اخذ شده از صندوق های مستقر در شهر مهر نشان می دهد جریان سیاسی مهر با چراغ سبز لیدر خود به صورت یکپارچه از غلام عباس زارعی معروف به درویش حمایت کرده است. البته جریان فکری سیاسی مهر که از رهبری شخصی با ذکاوت همچون حجت الاسلام موسوی لاری بهره می گیرد قطعا بهترین انتخاب ممکن را در آن مقطع زمانی انجام داده است.

جریان سیاسی مهر با این تصمیم هوشمندانه حجت الاسلام موسوی لاری، در خلاء وجود کاندیدای اختصاصی تصمیم گرفت حال که خود فاقد نامزد انتخابات می باشد، حداقل بذر اختلاف و دودستگی را در شهر لامرد به عنوان رقیب اصلی خود بکارد تا بتواند در رقابت های دور آینده مجلس، میوه آن را با فتح کرسی خانه ملت بچیند. هرچند این تصمیم موجبات دلخوری اشکنانی ها را فراهم آورد و سبب شد آنها از این راهبردِ جریان سیاسی مهر به عنوان اقدامی ناجوانمردانه یاد کنند.

در هر حال نقشه هوشمندانه حجت الاسلام موسوی لاری با زیبایی تمام طراحی و اجرا شد و در صورت غفلت جریان سیاسی لامرد، تنها یک هفته تا به بار نشستن فاصله دارد.

ب: نامزدهای انتخاباتی

فارغ از جریانات سیاسی مهر و لامرد، برای تحلیل دقیق تر انتخابات پیش رو، ناگزیر به بررسی وضعیت کاندیداهای محترم در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی هستیم. چنانچه در رسانه ها نیز عنوان شده است، از حوزه انتخابیه لامرد و مهر هفت نفر برای فتح کرسی بهارستان تایید صلاحیت شدند که عبارتند از آقایان: غلامعباس زارعی (فوق لیسانس حقوق)، سید مجتبی عباسی (فوق لیسانس برق)، سید محسن علوی (فوق لیسانس حقوق)، پیروز هاشم پور (فوق لیسانس علوم سیاسی)، حسین حاجی پور فرد (فوق لیسانس آی تی) و سید موسی موسوی (پزشک متخصص). همچنین فرهاد مقیمی نسب و اشتر آرایش کشکولی نیز از ادامه رقابت های انتخاباتی از حوزه انتخابیه لامرد و مهر انصراف دادند.

در ادامه وضعیت برخی از نامزدهای محترم از حوزه انتخابیه لامرد و مهر که نام آنها بیش از دیگران مطرح می باشد را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

۱- غلامعباس (درویش) زارعی: چهره صاحب نام لامردی که پله های موفقیت را یکی یکی طی کرده و پس از تجربه گران بهای بخشداری، فرمانداری و مدیرکل سیاسی استانداری فارس، حالا هوای بهارستان را در سر دارد.

حاج درویش زارعی در انتخابات دوره گذشته و در خلاء حضور کاندیدای مهری، توانست رقابت نفس گیری را با دوست دیرینه خود دکتر سید موسی موسوی داشته باشد. وی در نهایت با اختلاف ۴ هزار رای، انتخابات را به رقیب و رفیق خود باخت. اما نکته ای که نباید از آن غفلت کرد تفاوت اساسی و مبنایی انتخابات پیش رو با انتخابات دوره قبلی مجلس شورای اسلامی است. نگاهی گذرا به شرایط سیاسی منطقه به وضوح نشان می دهد شانس پیروزی درویش زارعی در انتخابات اسفندماه ۹۴ به مراتب کمتر از دوره قبلی انتخابات مجلس می باشد.

نخست آنکه اغلب آرای حاج درویش زارعی در انتخابات ۹۰، نه برآمده از دیدگاه مثبت رای دهندگان به وی، بلکه ناشی از شرایط سیاسی پیش آمده در آن مقطع زمانی و حاصل یک “ضد انتخاب” بود. رای یکپارچه جریان سیاسی مهر به وی را نیز در همین چارچوب و با هدف ایجاد انشقاق در لامرد می بایست تحلیل کرد. “محمدجواد صفایی” که خود یکی از نفرات اصلی ستاد انتخاباتی غلامعباس زارعی در انتخابات دور گذشته به شمار می رود، پس از اتمام رقابت و روشن شدن نتیجه انتخابات ۹۰، طی مقاله ای این موضوع را به خوبی به تصویر کشید. وی در سایت تراکمه نوشت:

واقعیتی که در همان ایام انتخابات هم بدان آگاه و حتی معترف بودیم این بود که همه ی آنهایی که گرد آقای زارعی متحد شده بودند، الزاما یاران ازلی و ابدی ایشان نیستند و بخشی از اطرافیان -و در نتیجه آرای ایشان- مربوط به نوع چینش مهره ها و فضای انتخابات بوده و هست. این نکته در مورد آرای آقای دکتر موسوی، بسیار کم رنگ تر است. آرای سرازیر شده به حساب آقای زارعی، از سوی بخشی از حامیان شان، ناشی از یک انتخاب و از سوی برخی دیگر، حاصل یک ضد انتخاب بوده است.

وی در ادامه به تشریح مصادیقی از اطرافیان حاج درویش زارعی که نه به سبب علاقه مندی به وی، بلکه به علت شرایط سیاسی آن روز و با یک “ضد انتخاب” حول وی جمع شده بودند پرداخته و برخی از مصادیق این “ضد انتخاب ها” را اینگونه بیان می کند:

بخشی از جریان اصلاح طلب لامرد و مهر که در اعتراض به جریان حاکم و به امید گرفتن ماهی اصلاحات از آب گل آلود جریان راست و حرکت به سمت توازن سیاسی، با ایشان هم راه شده بودند (ضد انتخاب). بخشی از جریان اصلاح طلب لامرد و مهر که در برای گرفتن انتقام از تمام بی مهری هایی که جناح راست در حق آنها اعمال کرده و به امید شکست آنها به دست خودشان، گرد آقای زارعی جمع شدند (ضدانتخاب). بخشی از تحصیل کردگان لامرد و مهر که با حضور فعال در فضای مجازی (به طور خاص در سایت تراکمه) در اعتراض به هیاتی اداره شدن منطقه و نیز حلقه ی سنتی و بسته ی تصمیم گیر، به هوای ایجاد یک انبساط سیاسی گرد ایشان جمع شدند (ضدانتخاب).

فارغ از آنچه که در دوره قبلی انتخابات رقم خورد، در این دوره از رقابت های سیاسی چنانچه در بیانیه شماره یک شورای مشورتی اصلاح طلبان به صورت واضح و مبرهن تاکید شد، جریان سیاسی مهر در انتخابات اسفندماه ۹۴ کاندیدایی با نگاه اصلاح طلبانه به جامعه کرد.

اصلاح طلبان شهرستان مهر در جلسات درونی خود به این جمع بندی رسیده بودند که چنانچه همچون دوره گذشته از یک شخصیت اصولگرا اعلام حمایت کنند، به دست خود اصلاحات مهر را به مسلخ برده اند و برای همیشه مورد نقد حامیان خود قرار خواهند گرفت.

لذا این جریان سیاسی در تلاش بود تا حتی در صورت عدم تایید صلاحیت نامزدهای اصلی خود همچون حجت الاسلام سید رضی حسینی، از نامزدهای دیگری که نمره کامل نداشته، اما حداقل وجهه اصلاح طلبی را دارا باشد و با معیارها و ملاک های جریان اصلاحات همخوانی داشته باشد اعلام حمایت کند.

با تحقق این جمع بندی شورای مشورتی اصلاح طلبان لامرد و مهر، لاجرم بخش زیادی از آرای حاج درویش زارعی که حاصل ضد انتخاب جریان سیاسی مهر در دوره گذشته بود، حالت ایجابی به خود گرفته و از سبد رای غلامعباس زارعی خارج خواهد شد.

دوم آنکه نیم نگاهی به حامیان و اطرافیان حاج درویش زارعی در دوره قبلی انتخابات مجلس شورای اسلامی نشان می دهد اغلب آنان ضمن حفظ رابطه صمیمی و دوستانه خود با وی، در این دور از انتخابات به دلایل مختلف جذب ستاد انتخاباتی سایر نامزدها شده اند. از جمله روسای اداراتی که در دور قبل جزو حلقه نخست ستاد انتخاباتی درویش زارعی به شمار می رفتند و نیز تعدادی از تحصیل کردگان و دانشگاهیان که اغلب در خارج از منطقه مشغول فعالیت می باشند و این بار دیگر همچون دور گذشته اراده ای جهت حمایت از درویش زارعی در آنها مشاهده نمی شود.

همچنین در خصوص موسسه مکتب القرآن لامرد که یکی از ستون های مهم خیمه انتخاباتی حاج درویش زارعی در دور گذشته به شمار می رفت، باید به این نکته اشاره کرد که پس از حضور حجت الاسلام اجرایی در کارزار انتخاباتی سال ۹۰، وی که خود از مدیران باسابقه و موسسین مکتب القرآن به شمار می رفت انتظار داشت این موسسه قرآنی انگشت حمایت خود را به سمت خطه اسیر اشاره رود، اما رئیس مکتب القرآن با حضور در محافل انتخاباتی درویش زارعی نشان داد قصد حمایت از شیخ اجرایی را ندارد. مجموعه این حوادث سبب بروز اختلافات تلخ و عمیقی در این موسسه خیریه فرهنگی گشت و حال با گذشت ۴ سال از آن حوادث، این موسسه خوش نام قرآنی تصمیم گرفته است با عبرت از گذشته در این دوره از انتخابات از هیچ نامزد انتخاباتی حمایت نکرده و هیچ ورودی به این عرصه سیاسی نداشته باشد تا بدین ترتیب یکی دیگر از مهمترین علل رای آوری درویش زارعی در دوره گذشته نیز با هاله ای از ابهام مواجه شود.

شایان ذکر است جدای از موارد فوق، اشخاص صاحب نفوذ دیگری که به عنوان ستون فقرات ستاد انتخاباتی درویش زارعی در دور گذشته به شمار می رفتند و جزو حلقه نخست تصمیم گیری ستاد وی محسوب می شدند نیز اغلب در انتخابات پیش رو راهی دیگر برگزیده اند. ذکر اسامی تمامی این اشخاص خارج از حوصله متن است اما اجمالا می توان در این راستا به افرادی همچون حاج سید محمد فرزانه مدیر موسسه موقوفه بیت العباس، حاج اکبر امیری، حاج عباس صفری، محمود حق شناس مدیر مسئول نشریه اتحاد ملی و … اشاره کرد.

سومین نکته ای که ذکر آن ضروری به نظر می رسد عملکرد بسیار ضعیف و پرحاشیه شهرداری و شورای شهر لامرد است. با توجه به آنکه غلامعباس زارعی به عنوان لیدر سیاسی شهرداری و شورای شهر لامرد به شمار می رود و از سوی دیگر با در نظر گرفتن عملکرد بسیار ضعیف و پرابهام این نهاد حائز اهمیت که بایست نقش بسزایی در خدمات رسانی مطلوب به مردم ایفا کند، می توان این موضوع را یکی از مهمترین علل تضعیف جایگاه سیاسی و اجتماعی غلامعباس زارعی در شهر لامرد به شمار آورد.

گفتنی است جدای از اعتراضات گسترده گروه های مختلف مردمی به عملکرد غیرقابل دفاع شهرداری و شورای شهر لامرد، داستان احداث برج متعلق به جناب آقای زارعی در میدان اصلی شهر و صحبت های آقای محمد رحیمی رئیس سابق شورای شهر لامرد در خصوص تخفیف خارج از ضوابط شهرداری به جناب آقای زارعی نیز بیش از پیش به جایگاه وی در جامعه لطمه وارد کرده است.

چهارمین نکته ای که ذکر آن ضروری به نظر می رسد و شاید بتوان آن را یکی از مهمترین علل تضعیف پایگاه درویش زارعی عنوان کرد، اعلام کاندیداتوری سید محسن علوی در انتخابات مجلس دهم است. بررسی ها نشان می دهد سبد آرای آقایان زارعی و علوی از اشتراکات زیادی برخوردار است و همین موضوع سبب خواهد شد بخشی از آرای درویش زارعی به سمت سید محسن علوی گرایش یابد.

با همه این تفاسیر نباید توانایی بالا و قدرت قابل تحسین حاج درویش زارعی در ارتباط گیری های شخصی را در معادلات فراموش کرد. وی در دوره گذشته با اکثر معتمدین و ذی نفوذان مناطق مختلف شخصا گفتگوی حضوری یا تلفنی کرده و پس از انتخابات و در طول سه سال اخیر نیز در اغلب مراسم ختم و شادی همشهریان شرکت کرده است تا بدین ترتیب روابط خود را با توده های مردمی همچنان در سطوح بالایی حفظ کند.

۲-  سید محسن علوی: جوان جویای نامی که این روزها در فضای عمومی جامعه با نام مستعار “محسن بابا” یاد می شود. سید محسن علوی به اقتضای سن کم خود، کارنامه ای سفید و فاقد هرگونه عملکرد اجرایی دارد و از همین روی نمی توان نسبت به گذشته وی اظهارنظری کرد. وی تنها و تنها با تکیه به مرد خوش نام منطقه حجت الاسلام دکتر سید محمود علوی که این روزها در کسوت وزیر اطلاعات مشغول خدمت به نظام است، پای در صحنه انتخابات گذاشته است و نامگذاری وی به نام “محسن بابا” نیز حاکی از همین موضوع و پیوستگی عمیق وی به پدرش می باشد.

بررسی های میدانی نشان می دهد سید محسن علوی علیرغم تلاش گسترده جهت ارتباط گیری با توده های مردمی، هنوز توفیق چندانی در این زمینه بدست نیاورده است. مهمترین علت این موضوع را باید در عدم حضور وی در منطقه و فقدان شناخت از افراد و روستاها جستجو کرد. با توجه به دو نقطه ضعف بزرگ سید محسن علوی که همانا عدم برخورداری از هرگونه سابقه اجرایی و نیز عدم حضور در منطقه و شناخت از ظرفیتها و کاستی های حوزه انتخابیه می باشد، به نظر می رسد وی برای پیروزی در انتخابات با مشکلات فراوانی همراه باشد.

همچنین در خصوص اعلام حمایت بسیار دیرموقع شورای اصلاح طلبان مهر و لامرد از سید محسن علوی باید توجه داشت هرچند این تصمیم در افزایش آرای آقازده وزیر اطلاعات تا حدودی موثر خواهد بود، اما از آنجا که این جمع بندی با اختلافات بسیار عمیق اصلاح طلبان همراه بوده و از همین روی قطعا بسیاری از اصلاح طلبان از آن تمکین نخواهند نکرد و از سوی دیگر با توجه به آنکه این تصمیم بسیار دیرموقع اعلام شده است (تنها هفت روز مانده به انتخابات) و اغلب مردم در این مقطع زمانی تصمیم خود را اتخاذ کرده و به سایر نامزدهای انتخاباتی قول همکاری داده اند، با این حساب به نظر می رسد اعلام حمایت شورای اصلاح طلبان مهر و لامرد تنها در حدود هزار رای به سبد انتخابات سید محسن علوی افزوده خواهد کرد.

در جمع بندی می توان گفت با توجه به تجربیات ادوار گذشته مجلس، پیش بینی می شود سید محسن علوی در انتخابات مجلس دهم در بهترین حالت به سرنوشتی همچون سید جلیل احمدی در انتخابات مجلس نهم و عبدالله حسینی در انتخابات مجلس هشتم دچار شود. سید جلیل احمدی کاندیدای خوش نام، پرآوازه و مداح پرطرفدار لامردی در انتخابات دوره قبل علیرغم تمامی مسئولیتهای اجرایی و شایستگی هایش با کسب تنها ۴۸۰۰ رای در پله آخر رقابت های انتخاباتی قرار گرفت. عبدالله حسینی نیز که از سوابق درخشانی همچون بخشدار مرکزی لامرد و مدیرکل بنیاد مسکن استان کهکلویه و بویر احمد برخوردار بود و در انتخابات مجلس هشتم تصمیم گرفت همچون سید محسن علوی وارد میدان رقابت شود، در نهایت تنها توانست حدود ۷۰۰۰ رای کسب کرده و با اختلاف بسیار زیاد ۴۸ هزار رای، رقابت را به مرحوم محمدعلی حیاتی باخت.

۳-  سید موسی موسوی: پزشک متخصص جراحی عمومی و نماینده فعلی لامرد و مهر در مجلس از مهمترین نامزدهای دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی است. پاشنه آشیل دکتر موسوی، برخی از مدیران کم کار و خسته ادارات لامرد هستند. مدیرانی که از سرزندگی و نشاط لازم برای پیگیری امورات مردم برخوردار نبوده و ارباب رجوع نیز پس از مراجعه به ادارات و عدم تحقق خواسته هایشان، انگشت انتقاد خود را مستقیم به سوی نماینده مجلس اشاره می روند.

همچنین حضور سید محسن علوی و درویش زارعی از لامرد نیز می تواند کار سید موسی موسوی را قدری سخت کند. هرچند سبد آرای سید محسن علوی با نماینده فعلی مردم در مجلس تقریبا هیچ اشتراکی ندارد و به همین دلیل حضور فرزند وزیر اطلاعات در عرصه انتخابات نمی تواند لطمه ای به ادامه کار دکتر موسوی وارد سازد، اما در هر حال حضور همزمان سه کاندیدا در لامرد، آرای نامزد اصلی این شهر که همانا سید موسی موسوی است را تحت تاثیر قرار داده و به عنوان یک “رای خراب کن” به شمار می رود.

از سوی دیگر دکتر موسوی همچنان از آراء پایگاه سنتی جریان سیاسی لامرد در مناطق مختلف دو شهرستان برخوردار بوده و به نظر می رسد علاه بر حفظ ۳۰ هزار رای خود در انتخابات دور گذشته، به سبب اقدامات و فعالیتهای عمرانی و نیز تواضع و رفتار محبت آمیزش با توده های مردم، از رویش های زیادی نیز برخوردار بوده است. به عنوان نمونه در منطقه چاهورز که در انتخابات دوره گذشته رای بسیار کمی به سبد انتخابات سید موسی موسوی ریخته بود، در این دوره شرایط به کلی متفاوت شده و با توجه به خدمات ارزنده نماینده مردم در این منطقه محروم و به ویژه ارتقاء چاهورز به بخش، از هم اکنون می توان به راحتی رای قاطع چاهورزی ها به تداوم خدمت نماینده مردم در مجلس را پیش بینی کرد. همچنین در بخش های وراوی و گله دار نیز با توجه به خدمات شایان توجه ارائه شده توسط دکتر موسوی، وضعیت آراء وی نسبت به دور قبل از رشد چشمگیری برخوردار خواهد بود.

لازم بذکر است بسیاری از مردم شهر لامرد در دوره قبل با توجه به عدم حضور کاندیدای مهر، احساس خطری نکرده و بین دو نامزد لامرد یعنی دکتر موسوی و غلامعباس زارعی نیز تفاوت قابل توجهی قائل نبودند. استدلال قاطبه مردم آن بود که هر دو کاندیدا، لامردی، پاک دست و دلسوز مردم هستند. همچنین برخی فعالیتها در راستای تخریب دکتر موسوی نیز موثر واقع شد و برخی مردم به واقع گمان کرده بودند که وی از عهده فعالیتهای عمرانی منطقه برنخواهد آمد؛ از همین روی تعداد زیادی از مردم مرکز شهرستان، در نهایت نام درویش زارعی را به صندوق های رای ریختند. اما در دوره پیش رو مردم شهر لامرد با حساسیت زایدالوصفی رقابت لامرد و مهر را دنبال کرده و قطعا به کاندیدای اصلی جریان سیاسی لامرد رای خواهند داد. مضاف بر آنکه اقدامات قابل تحسین نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و به سرانجام رساندن پروژه های بزرگ در شرایط سخت اقتصادی، دیگر هیچ زمینه ای برای تخریب مجدد وی باقی نگذاشته است.

در مجموع با در نظر گرفتن شرایط سیاسی حال حاضر و بررسی وضعیت کاندیداهای حوزه انتخابیه لامرد و مهر، دکتر سید موسی موسوی را باید شانس نخست پیروزی در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، غلام عباس زارعی را نفر دوم این دور از انتخابات و سید محسن علوی را در جایگاه سوم رقابت های انتخاباتی پیش بینی کرد.

فرستاده شده توسط: شکوه حسینی

بازار شایعات را مدیریت کنیم

بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۴

با آغاز تبلیغات انتخاباتی کاندیداها از امروز پنجشنبه، حجم اطلاعاتی که بر سر شما خواهد ریخت چند برابر خواهد شد. این فضا از همان ساعات آغازین روز ملتهب و فعال است و در وداقع کاندیداها از روزها قبل کار خود را شروع کرده اند.

در این فضای شلوغ حرفهای زیادی زده میشود که گاه عامدانه و گاه از روی سهو ناراحتی ها و کدورتهایی ایجاد میکند. در جلسات سخنرانی کاندیداها حرفهایی توسط حضار به کاندیدای حاضر یا پشت سر دیگر کاندیداها زده میشود که ممکن است در آن فضای احساسی با پاسخ مناسب روبرو نشوند. انعکاس این صحبتها در اکثر موارد به درستی انجام نمیگیرد و هر کس برداشت خودش را از صحبتها به غایبین آن جلسه منتقل میکند و تفسیر خودش را در کنار آن صحبتها به اطرافیان منتقل میکند. همین امر باعث درک ناصحیح از حرفها و اتفاقات میشود و ناراحتی های جزیی شکل میگیرد.

این ناراحتی های جزیی جمع شده و کم کم به ناراحتی های جدی تبدیل میشود. این ناراحتی ها باعث تندتر شدن فضای انتخابات شده و باعث سوق دادن کاندیداها به سمت موضع گیری های عجیب و غریب علیه همدیگر میشود. تجربه دور قبل نشان داد دو رفیق سالیان دور که همدیگر را کاملا میشناختند، یعنی آقایان زارعی و موسوی،  پس از ارسال پیامکهایی توسط طرفداران تندرو دچار سوء تفاهم هایی شدند که تلاش خیلی از بزرگان برای رفع این سوء تفاهم ها نتیجه ای در بر نداشت.

هر پیامکی که توسط طرفداران یک کاندیدا فرستاده میشود وقتی به دست کاندیدای دیگر میرسد باعث ایجاد سوء ظنی هر چند کوچک در وی میشود. این سوء ظنها به تدریج بیشتر و بیشتر شده و در نهایت طرف مقابل به یقین میرسد که چنین حرفهایی واقعا توسط کاندیدای رقیب زده شده است.

حال اگر یک کاندیدا اطرافیان دنیا دیده و خبره ای داشته باشد احتمال دارد این سوء ظن ها صیقل خورده و کمتر شوند اما به دلیل جو احساسی، خسته کننده و پراسترس زمان انتخابات این انتظار هم از اطرافیان، نمیرود.

به احتمال زیاد چنین فضایی در انتخابات امسال که کاندیداها همه از دوستان نزدیک هم بوده اند (حداقل این امر در مورد دکتر موسی، درویش، سید محسن و حسین حاجی پور صدق میکند) شدیدتر باشد. گاهی وقتها بحثهایی در حد حدس و گمان در یک گروه فضای مجازی مطرح میشود و این حدس و گمانها توسط افراد دیگر گروه، واقعیت انگاشته شده و کم کم تبدیل به شایعه میشود.

چند روز پیش بحثی در یکی از گروه های واتزاپی شکل گرفته بود که ادعا میشد پیگیری اعتراض به رد صلاحیت آقای طاهری توسط دکتر علوی وزیر اطلاعات انجام نگرفته تا یکی از رقبای فرزندش از میدان به در برود. اگر چه با پیگیری هایی که توسط افرادی که این شایعه را مطرح کرده بودند صورت گرفت مشخص شد چنین شایعه ای صحت ندارد و اتفاقا کار اقای طاهری به جد توسط ایشان دنبال شده و برعکس کار فرزند خود ایشان (شاید برای بهانه ندادن به رسانه های مخالف دولت و یا شاید ترس از رد صلاحیت شدیدتر فرزندشان!) توسط کسان دیگری دنبال شده بود. اما میشد با شناختی که از دکتر علوی وجود داشت احتمال چنین شایعاتی را از همان اول هم نزدیک به صفر ارزیابی و آن را در همان گروه واتزاپی مطرح شده حل کرد.

بعنوان مثالی دیگر در برخی گروه های واتزاپی تلاشهای دکتر موسوی برای حل مسایل منطقه کاملا نادیده انگاشته میشود که این واقعا از دایره انصاف به دور است. کلمه گرافی صحبتها و تذکرات ایشان در مجلس شورای اسلامی که چند روز پیش به نقل از نرم افزار مجلس گرافی در اینجا گزارش شد نشان از پیگیری جدی ایشان از مسایل منطقه دارد. قسمت اعظم فعالیتهای ایشان در جایی ثبت و ضبط نمیشود و در صورتجلسات مجلس منعکس نمیشود. کاندیداهای دیگر هم دیکته نانوشته هستند و معلوم نیست در عمل بتوانند کارکردی بیش از دکتر موسوی داشته باشند.

بخصوص این که دکتر موسوی در زمانی زمام امورات پارلمانی منطقه را به دست گرفته که در اوج بحران اقتصادی و بین المللی کشور بوده ایم. هر چند برخلاف ادعای ایشان مبنی بر همراهی با دولت، در موارد زیادی سیاسی کاری ایشان و همراهی با گروه های مخالف دولت قابل انتقاد است (همانند رای عدم اعتماد به وزیر آموزش عالی که در کمال بی انصافی صورت گرفت) اما شاید ایشان برای این که همراهی نمایندگان حزب سیاسی خود را در مواقع لزوم داشته باشد ترجیح داده در مواردی با دولت همراهی نکند.

شایعاتی مشابه این شایعات و دروغ پراکنی هایی از این دست در تمام گروه ها توسط افراد ناآگاه یا مغرض مطرح میشود اما چیزی که خیلی مهم است بصیرت افراد گروه و سوال کردن از خود است که آیا کاندیدایی که شایعه راجع به ایشان مطرح میشود از نظر اخلاقی و ایمانی میتواند چنین فعلی را مرتکب شده باشد؟

هنگامی که تصمیم میگیریم مطلبی را که در یک گروه مطرح شده به دوستان دیگر فوروارد کنیم باید با خود فکر کنیم اگر چنین مطلبی صحت نداشته باشد ما در تهمت ایراد شده و جرم مرتکب شده سهیم خواهیم بود.

باور کنید کمی فکر کردن درباره این دو سوال درصد زیادی از شایعات را کاهش خواهد داد.

نظر فعلی و توزیع جغرافیایی کاربران نرم افزار پیش بینی انتخابات

بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۴

در حال حاضر حدود ۳۰۰ نفر نرم افزار پیش بینی انتخابات را نصب کرده اند. پیش بینی کاربران نشان میدهد آنها معتقدند کاندیداها ترکیب رای زیر را خواهند داشت:

  1. ۳۶ درصد کاربران پیش بینی کرده اند دکتر موسوی برنده انتخابات خواهد شد
  2. ۳۲ درصد درویش زارعی را برنده انتخابات میدانند
  3. ۱۷ درصد سید مجتبی عباسی را برنده انتخابات پیش بینی کرده اند
  4. ۱۲ درصد سید محسن علوی را پیروز انتخابات میدانند
  5.  ۳ درصد هم پیروز هاشم پور را پیروز انتخابات دانسته اند

توزیع جغرافیایی کاربرانی که پیروزی هر کدام از کاندیدها را پیش بینی کرده اند به صورت زیر است:

 

دکتر موسوی 

musavi

تصویر فوق نشان میدهد قسمت اعظم کسانی که پیروز میدان را دکتر موسوی پیش بینی کرده اند از مرکز لامرد هستند. تعدادی نیز از اشکنان، اهل، کال، چاهورز، بیرم، وراوی و خالده این پیش بینی را انجام داده اند. تعداد نسبتا زیادی از کسانی که در مسابقه شرکت کرده اند و پیروزی دکتر موسوی را پیش بینی کرده اند از شهرستان پارسیان و عسلویه هستند.

 

درویش زارعی

zarei

تصویر فوق نشان میدهد بیشتر کسانی که پیش بینی میکنند درویش زارعی برنده انتخابات خواهد شد از مرکز لامرد و از روستاهای اطراف مثل خالو محمد علی، دهشیخ، سیگار، کال، روستاهای نزدیک پالایشگاه مثل خوزی و نور اباد، گله دار و شهرک امام میباشند.  تعداد اندکی از پیش بینی کنندگان درویش از عسلویه و شیرینو شرکت کرده اند. همانند کاربرانی که به دکتر موسوی رای داده اند کاربران معتقد به پیروزی درویش در سطح شهرستانهای لامرد و مهر پراکنده هستند.

 

سید مجتبی عباسی

abbasi

تصویر فوق نشان میدهد تعداد زیادی از کسانی که به پیروزی سید مجتبی عباسی رای داده اند از لامرد و علامرودشت هستند. درصد بالایی از کسانی که به ایشان رای داده اند از محدوده لامرد و مهر خارج بوده و در شهرهایی منجمله شیراز، خورموج، سروستان، قیر و بندر طاهری ساکن بوده اند. توزیع جغرافیایی رای دهندگان به ایشان با دو نفر قبلی کاملا متفاوت است. اگر چه کاربرانی که به دو نفر قبلی رای داده بودند در محدوده دو شهرستان لامرد و مهر متمرکز بودند اما به نظر میرسد کاربران طرفدار سید مجتبی عباسی دارای توزیع متفاوتی هستند و رای آنها در کل کشور پراکنده است!

 

سید محسن علوی

alavi

همان گونه که تصویر فوق نشان میدهد کسانی که به پیروزی سید محسن علوی معتقدند در نواحی مرکزی لامرد به سمت کوش تا بیت العباس متمرکز هستند . تعدادی نیز از مناطقی چون چاهورز، ترمان، گله دار و فال، ایشان را پیروز میدان دانسته اند.

 

پیروز هاشم پور

hashempur

تعدا کسانی که ایشان را برنده میدان انتخاب کرده اند کم و پراکندگی آنها در لامرد و شیراز میباشد

نتایج تایید صلاحیت کاندیداهای مجلس

دی ۲۷ام, ۱۳۹۴

 

بر اساس اطلاعات واصله اسامی نامزدهای تایید صلاحیت شده انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی حوزه لامرد و مهر به شرح زیر است:

  1. اقای غلامعباس زارعی
  2. اقای فرهاد مقیمی
  3. دکتر سید موسی موسوی نماینده کنونی

اسامی نامزدهای رد صلاحیت شده به شرح زیر است:

  1. قاسم احمدی
  2. حجت الاسلام سیدرضی حسینی المدنی نماینده اصلاح طلب دوره سوم
  3. دکتر قاسم مقیمی پزشک و فعال سیاسی اصلاح طلب

اسامی نامزدهایی که صلاحیت آنها نه رد و نه تایید شده و تصمیم گیری در مورد صلاحیت آنها به تهران واگذار شده است:

  1. اشتر آرایش کشکولی
  2. دکتر کوروش سلطانیه زنجانی
  3. بهرام طاهری
  4. محمد باقر عامری نیا
  5. سید مجتبی عباسی
  6. سیدمحسن علوی فرزند ارشد وزیر اطلاعات
  7. شمشاد غیاثی

کلنگستان

آذر ۲۳ام, ۱۳۹۴

 

کلنگ-زنی_1_2

هیچ کس چون من محزون زغمت شیدا نیست
هر دکان مینگرم ماه رخت پیدا نیست

همه اجناس به بازار فراوان و دریغ
هیج ردی زتو ای سرور من اما نیست

گوییا قحطی بیل آمده و مرگ کلنگ
همه لامرد بگردی به دکان پیدا نیست

گفته بودند به ترمان به زمین میکوبی
آمدم حیف که بعد از تو کسی آنجا نیست

آن که کوبید تو را در برود همچو فشنگ
چون که پاسخگوی کوبیدن خود فردا نیست

خشت و لاور ز نوک تیز تو هم ناله شدند
موسم رای حضور تو که بی معنا نیست

گاه از خشت شتابان بروی سوی اسیر
هیچ والی چو تو ای یار نهنگ اسا نیست

دسته ی چوبی تو توری و روبان زده اند
ناز و خوشگل چو تو یک دلبر مه سیما نیست

موسم رای مدارس همه نوساز شوند
ور نه ایام دگر غلغله و غوغا نیست

به بیابان و به صحرا و هوا سرگردان
هیچ ماهی چو تو غلطان به دل دریا نیست

آن اداره که پی رای بسازد پل و راه
کاش داند که تلاشش عملی زیبا نیست

دسته ات دست وکیل و همه گردت به خطند
ور نه کس عاشق آن قامت خوش رعنا نیست

همه جا بانگ کلنگ افکنی کاندیداست
فقط این است خبر هیچ جز این آوا نیست

گفته بودند عیان نیست قد رعنایت
سوی آن دهکده که ایده آن با ما نیست

از نوک تیز تو لامرد کلنگستان است
این رکوردی است که حتی به همه دنیا نیست

فاش کن مکر حریفان تو به ساز و “کرنا”
که بیانی چو زبانت به یقین گویا نیست

سراینده: کرنا

2010_2_15_img634018486049375000

فاتحه خوانی با طعم انتخابات

آذر ۱۰ام, ۱۳۹۴

به نام خدا

این روزها با توجه به نزدیکتر شدن ایام انتخابات مجلس-که قراره اسفند ماه جاری برگزار گردد-تنور انتخابات در حال گرم تر شدن می باشد. نمود ویژه این موضوع را می توان به راحتی و فارغ از هر دیدگاه سیاسی، در مراسمات مذهبی و علی الخصوص فاتحه خوانی ها دید.
دسته دسته کاندیداهای محترم به همراه چندتن از طیف همراهان،برای عرض تسلیت به خانواده بازماندگان یا شرکت درمراسمات مخصوص به حسینیه های مختلف سرازیر می شوند، ترافیک اعلام همدردی گاهی حتی به جایی می رسد که گوشه های مختلف سالن در زمان واحد به کاندیداهای مختلف تعلق می گیرد، اینجاست که دیگر مبارزات انتخاباتی وارد فاز جدیدی می شود:
گزارش شده در بعضی مراسم ها، کاندیدا ها و در غیبت ایشان نمایندگان شان چنان ناله و زاری می کرده اند که صاحب عزا به اصل موضوع شک کرده و از کنار دستی هایش اسم مرحوم/مرحومه را دو و چند بار پرسیده است!
کاندیدای رقیب حاضر در مجلس نیز وقتی اوضاع را اینگونه دیده است ، برای آنکه کم نیاورد در هنگام دفن کردن میت ، خود را به درون قبر پرتاب کرده و گفته اونو همراه میت دفن کنند!! البته گزارشات غیرموثق میگه در همون حال چند نفر از حامیان کاندیدای رقیب در دل که نه ، به زبان! خواستار براورده شدن خواسته این کاندیدای فلک زده شده بودند، کار داشته به جاهای باریک می کشیده که باوساطت صاحب عزا و خود میت ، ماجرا ختم به خیر شد!
بعضی کاندیداهای محترم هم که در حال عزیمت به مجالس عزاداری، عکسهایی پراز لبخند و لایک بخور در فضای مجازی از خودشون می گیرند که آدم شک میکنه اینا واقعا می خواستن برن مجلس عزاداری یا …؟ از دیگر ماجراهای کاندیداهای محترم در مجالس فاتحه می توان به جفت کردن کفش حاضرین مجلس توسط کاندیداهای مردمی !! ، بیهوش شدن بعضی کاندیداها از شدت زاری و خواب نما شدن این آقایون، پرداخت هزینه های جانبی مراسم ها و… نام برد!
بگذریم…
خوانندگان عزیز مطلع هستند که مطالب فوق بزرگ نمایی طنزآلودی از فعالیت های این روزهای کاندیداهای مختلف، از کاندیداهای جدید گرفته تا کاندیدای مجلس نشین ، می باشد. فعالیت های رای جمع کنی که به عقیده نگارنده که البته اصلا هم مهم نیست !! توهین به شعور مردم می باشد. بنده خدایی می گفت: پدرم چندماه بود که بخاطر بیماری خانه نشین شده بود ولی خبری از کاندیداها یا نمایندگانش در خانه ما نبود، الان که این کاندیدا از درخارج نشده اون یکی اگه خودش نیامده باشه قطعا نمایندگانش پشت در خانه منتظر هستند!!
حرف آخر اینکه ، آقایون کاندیدا امروز کدوم حسینیه تشریف می برند؟ نوکیه یا شاخی! خبر بدید ما هم بیایم. خخخ

قاسم علی و حوضش

مهر ۲۸ام, ۱۳۹۴

بحث انتخابات مجلس در هر جا از زمستان انتخابات گرم شود در لامرد از زمستان سال قبل از انتخابات گرم خواهد شد.  دقیقا از فردای آن روزی که قاسمعلی و دوستان شیراز نشینش فرصت گعده ای در لامرد یا شیراز پیدا میکنند که قلیانی چاق کنند و برنامه کلان چهار سال بعدی لامرد را ببرند و بدوزند.

استراتژیک پلانرهای این جمع از قرار معلوم حدود ۱۷ نفرند  که در لامرد به G17 معروفند. از این نظر میگویم حدود ۱۷ نفر که بعضی از آنها وزن دو سه نفر دارند و بعضی شاید وزن کمتر و تازه تعداد دقیقشان هم تا بحال از کانالهای رسمی اعلام نشده است:

  1. عیسی امیری – فوق لیسانس – رییس دانشگاه ازاد لامرد
  2. قاسم امیری – لیسانس دانشگاه ازاد لامرد
  3. مسعود انصاری لیسانس معارف دانشگاه آزاد لامرد رییس دفتر امام جمعه
  4. محمد جعفری – فوق لیسانس تاریخ هنر از پردیس بین المللی دانشگاه شیراز – فرماندار سابق لامرد و رییس پروژه آلومینیوم
  5. عبدالرضا حسن زاده – لیسانس — دبیر آموزش و پرورش (که قبلا در ترکیب اصلی تیم حضور نداشت و جدیدا به این ترکیب اضافه شده)
  6. سید ابوالحسن حقایقی – مهندس مکانیک دانشگاه امیرکبیر تهران – رییس منطقه ویژه صنایع انرژی بر
  7. عبدالحمید خسروی دانشجوی دکترا و مربی دانشگاه
  8. رضا راستی – لیسانس آموزش ابتدایی – دبیر آموزش و پرورش
  9. قاسمعلی رفیعی – دیپلم – رییس سابق جهاد سازندگی
  10. غلامرضا صفرپور – فوق لیسانس علوم سیاسی دانشگاه ازاد تهران و مربی دانشگاه
  11. ابراهیم صفری فوق لیسانس تاریخ دانشگاه شیراز و رییس آموزش و پرورش
  12. درویش صفری – دیپلم
  13. حبیب صفری – شهردار سابق – فوق دیپلم
  14. محمود صفری – فرماندار سابق – فوق دیپلم (البته ایشان در ترکیب اصلی این تیم نبوده و پس از فرمانداری به عضویت آن در آمده است)
  15. محمد علی نژاد – فوق لیسانس مدیریت صنعتی
  16. علی قسمی – لیسانس – رییس سابق شورای شهر
  17. سید وهاب هاشمی – لیسانس کشاورزی دانشگاه ازاد جهرم

همان گونه که مشاهده میشود دانشگاه ازاد بخصوص دانشگاه ازاد لامرد در تربیت این برنامه ریزان کلان نقش کلیدی داشته است. برخی از افراد فوق تا سال ۷۶ دیپلمه بوده اند و پس از شکست در انتخابات و خانه نشینی به صرافت ادامه تحصیل افتاده اند. دانشگاه آزاد لامرد هم دم دست ترین دانشگاه برای بالا بردن مدرک تحصیلی در عین حفظ سنگر لامرد بوده است.

البته به این تیم باید دکتر موسوی را نیز اضافه کرد که هم اکنون در نقش پزشک تیم ایفای نقش میکنند و در دور قبل توانست با احیای قلبی این تیم را در لیگ برتر نگه دارد. فوروارد راست این تیم یعنی درویش زارعی را هم نباید از یاد برد که به دلیل چپ زنی و عدم رعایت انضباط تیمی از گروه اخراج شد. بازیکن شماره ۱۵ تیم یعنی آقای علی نژاد که نقش تحلیلگر فنی تیم را ایفا میکرد ظاهرا به دلیل نارضایتی از قرارداد در حال انتقال به تیم دیگری است.

بازیکن شماره ۹ این تیم یعنی قاسمعلی رفیعی بازیکنی افسانه ای است که در همه نقشی میتواند بازی کند. نقش اصلی او مربیگری، اسپانسری و سهامداری تیم است اما در زمان بازی میتواند نقش دروازه بان، دفاع، هافبک، فوروارد، تماشاگر و تماشگرنما را همزمان ایفا کند. بازیکن شماره ۶ که عصبانی ترین بازیکن این تیم است معمولا فقط در بازیها ظاهر میشود و یک راست از رختکن به زمین رفته و پس از بازی به رختکن برمیگردد و سعی میکند زیاد افتابی نشود. اما ایشان در چیدن ارنج تیم و طراحی تاکتیکها نقش اساسی دارد. بازیکن شماره ۴ یعنی محمد جعفری بازیکن باتجربه و خوش استیل این تیم است که نقش showman و سخنگوی تیم را بعهده دارد. وی بلندپرواز است و آینده درخشانی دارد.

اما افراد ذخیره این تیم  زیاد هستند که برخی از  آنها از این قرارند:

  • احمد اخلاقی – رییس اداره تعاون
  • محمود عامری – دبیر آموزش و پرورش
  • علی عزیزی- دبیر آموزش و پرورش
  • علی اکبر غفاری- دبیر آموزش و پرورش
  • حسین غلامزاده – رییس کنونی بنیاد مسکن
  • احمد میرحسینی – فوق لیسانس جغرافیا
  • مصطفی نیدانی – لیسانس علوم سیاسی دانشگاه ازاد لامرد
  • محمد هنرپیشه – رییس اداره فرهنگ و ارشاد
  • موسی هنرپیشه – دبیر آموزش و پرورش و مربی دانشگاه

از بین این افراد مصطفی نیدانی وزیر شعار است و نقش محمد بوقی تیم را برای هماهنگی تماشاگران تیم ایفا میکند. علی اکبر غفاری یار کمکی تیم در هیات داوران است که معمولا در تعیین داور مسابقات و تعویض داوران ناموافق نقش اساسی دارد. محمود عامری نقش “قلم چی” تیم را ایفا میکند و با اسامی مستعار و یا بدون اسم در روزنامه ها و سایتهای خودی مطلب سفارشی مینویسد. علی عزیزی صندوق دار تیم است و بر صندوقهای قرعه کشی نظارت دارد. ایشان  تبحر زیادی در عددسازی و تنظیم صورتجلسات قرعه کشی ها دارد به گونه ای که مو لای درز صورتجلسات نرود و حسابرسان اختلاف ارقام را کشف نکنند.  موسی هنرپیشه هم نقش روحانی تیم را بعهده دارد و علاوه بر اندرزهای اخلاقی برای تصمیم گیری های تیم در مواقع لزوم استخاره میکند.

و صد البته تیم تدارکات، توپ جمع کن ها، اسپانسرها، سهامداران، تماشاگران و بخصوص تماشاگرنماهای تیم (که وظیفه های سنگینی همچون سنگ پراکنی، خرد کردن شیشه، قلم کردن پا و دست، پرتاب تخم مرغ و گوجه گندیده، پرونده سازی و حمله به سایتهای معارض و … را بعهده دارند) را نیز باید به آن اضافه کرد.

تا قبل از عید زمزمه هایی مبنی بر خروج دکتر موسی و تعویض آن با شماره ۴ تیم یعنی آقای جعفری به گوش میرسید. اما این که در گروه بر سر این قضیه چه آمد و چه بحثهایی شد بر ما نامکشوف ماند و فقط نتیجه آن که اکثریت قاطع به نفع دکتر موسوی بود در رسانه ها اعلام شد.

از وجنات آقای جعفری پیدا بود که خود را برای حداقل یک تعارف خشک و خالی برای  کاندیداتوری آماده کرده است.  اما همان بلایی که بر سر درویش در دور قبل آمد در این دور بر سر خودش آمد و به بهانه تصمیم اکثریت از دور مسابقات کنار گذاشته شد. وی البته هنوز منتظر نتیجه مسابقه حریفان بعدی است و امیدوار است نتیجه مسابقات به تساوی کشیده و به وقت اضافه موکول شود تا به دلیل تبحر در پنالتی زنی دوباره به صدر تیم برگردد. باری به هر جهت دکتر موسوی تمام قد حضور مجدد خود را برای دور بعد و با حمایت هم تیمی هایش اعلام کرد.

از بحثهای فوتبالی خارج شویم و برویم سر اصل مطلب…

 

****************************

 

دکتر موسوی که پیگیری های مجدانه ای از مسایل و مشکلات منطقه (هم لامرد و هم مهر) در مجلس و دیگر دستگاه ها داشته است با انرژی وصف ناشدنی همچنان درگیر حل مسایل است و ترجیح میدهد کارهای به سرانجام نرسیده اش تا قبل از انتخابات به نتیجه برسد. در این حین آخر هفته خود را هم فراموش نکرده و جهت تجدید بیعت با موکلین خود هر هفته در منطقه حضور دارد و تا حد امکان مراسم ختم را از دست نمیدهد. مراسمی که بعدها بهانه ای برای دلگیری و پشت کردن در انتخابات به دست موکلین خواهد داد. از همین الان مراسم کلنگ زنی هم شروع شده و در ماه های اخر به شن و آسفالت ریزی و گرد و خاک کردن لودرها و بولدوزرها ختم خواهد شد.

طرفداران ایشان معتقدند با کارهایی که دکتر انجام داده، جای خود را برای دور بعد تثبیت کرده است. اما طیف مخالف دکتر بر این ادعا خدشه جدی وارد میکنند و معتقدند اگر چه دکتر مسایل را خوب پیگیری کرده اند اما به دلایل زیر در این دور ریزش ارا خواهند داشت:

  1. اگر چه پیگیری های ایشان جدی و خالی از تعصب لامردی مهری بوده و برای کل منطقه تلاش کرده اند اما برخی از این تلاشها به دلایلی همچون بحران بودجه کشور و یا عدم اشنایی دکتر با سیکلهای اداری به نتیجه مطلوب نرسیده است. گل سرسبد اینها طرح الحاق فارس از طریق لامرد است که با وجود برگزاری جشن، فعلا مسکوت مانده است.
  2. دکتر امورات تهران را پیگیری کرده ولی ریاست ادارات توسط ایشان و دوستانشان به کسانی واگذار شده که اولا بسیاری از آنها تبحری در آن زمینه کاری نداشته اند و ثانیا از افراد خودی و گوش به حرف انتخاب شده بودند تا شاخ نشوند و مشکلی بر مشکلات آن دوستان اضافه نکنند. تعداد محدودی از روسای ادارات هم که مخالف دکتر بودند و تعویض نشدند کسانی بودند که زور آن گروه برای برداشتنشان به نتیجه نرسید و گرنه از همان ماه های اول پروژه گردن زنی مخالفین آغاز شد.
  3. اصل نارضایتی مردم از این گروه بخاطر دکتر موسوی نبوده است. مشکل اطرافیان ایشان بوده است که از قرار معلوم درها هنوز بر همان پاشنه ها میچرخند.

مشکل دیگری که رقابت این دوره را سخت تر کرده اعلام حضور تعداد زیادی از کاندیداها از بخشهای مختلف است که باعث تشتت آرا و ایجاد رودربایستی برای مردم شده است. اسامی همچون سید حبیب موسوی علامرودشتی (که در نهایت اعلام انصراف از حضور کردند)، سید حبیب حسینی مهری، بهرام طاهری گله داری، قاسم مقیمی مهری-لامردی، تیمور قاسمی مهری، فروتن اشکنانی (کاندیدای رای خراب کن دور قبل که در نهایت اعلام انصراف از حضور کردند)، سید رضی حسینی المدنی (که خودشان هم احتمال میدهند رد صلاحیت خواهند شد)، تیمور قاسمی و … به گوش میرسد.

درویش زارعی رقیب اصلی دکتر موسوی در دور قبل که با اختلاف ۳ هزار رای از راهیابی به مجلس بازماند نیز از راهی که انتخاب کرده کوتاه نیامده و با عزمی جزم تر اعلام حضور مجدد کرده است. قوت قلب درویش به حوزه مرکزی لامرد است که در دور قبل آرایش کمی بیشتر از آرای دکتر موسوی بود و در انتخابات شوراها کاملا خود را نشان داد به گونه ای که رییس قبلی شورای شهر جایی بالاتر از رتبه ۱۵ پیدا نکرد. البته دعواهای به وجود آمده در شورای شهر و استیضاح شهردار که -برخلاف نظرسنجی اولیه شورا از مردم که ماحصل آن پیشنهاد محمد علینژاد بود- با اصرار برخی اعضای شورای شهر انتخاب شده بود در آرای درویش تاثیر منفی خواهد داشت.

تعداد زیادی از مخالفین معتقدند انصراف دکتر موسوی و معرفی محمد جعفری به عنوان کاندیدای بعدی این گروه میتوانست انسجام بیشتری به آن گروه داده، به دلیل مدیریت ایشان در دوره فرمانداری آرای بیشتری کسب کرده و حتی شاید منجر به انصراف درویش به احترام اقای جعفری میشد.

 

**************************

 

اما خبری که مثل صاعقه فضای انتخابات لامرد را لرزاند اعلام حضور سید محسن علوی فرزند دکتر سید محمود علوی وزیر اطلاعات و مرجع سیاسی گروه دکتر موسوی بود که تمام برنامه ریزی های طیف دکتر موسی را نقش بر آب کرد و لبخندی بر لبان طیف درویش کاشت. سید محسن علوی با پیامی که عجله از سر رو روی آن میبارید و جهت پایان دادن به شایعات درباره حامیان ایشان، اعلام حضور کرد:

‪”‬این جانب به درخواست جناح ها و اقشار مختلف انشاالله نامزد انتخابات میشوم و برای تمام جریانهای سیاسی درون نظام احترام قایلم و از حمایت هر جریانی اعم از اصولگرایان، اصلاح طلبان و اعتدالگرایان پیشاپیش تشکر مینمایم و در خدمت همه مردم خواهم بود‪”‬

حضور سید محسن گمانه زنی ها را در مورد نارضایتی دکتر علوی از فرزندان معنوی خود تقویت کرد. چه این حضور قاعدتا نمیتوانسته بدون رضایت پدر صورت گرفته باشد و این یعنی اعلام صریح جدایی ایشان از گروه ۱۷ که خود را منتسب به اصولگرایی میکند.

اگر چه حمایت دکتر علوی از دکتر موسوی در دور قبل به دلیل حمایت اکثریت گروه از ایشان صورت گرفت اما اتفاقاتی که پس از آن بویژه در انتخابات ریاست جمهوری افتاد باعث کدورت روابط و دلخوری دکتر علوی از این گروه گردید. عدم استقبال از سخنرانی ایشان در لامرد و پیامک زدن به مردم برای شرکت نکردن در این سخنرانی و همین طور اختلاف بر سر حمایت از کاندیداهای ریاست جمهوری باعث شد دکتر علوی حساب خود را از این گروه جدا نماید. حتی اقدامات مزورانه و خنده داری که پس از آن برای جبران مافات صورت گرفت و استقبالی که از سخنرانی ایشان در ردای وزیر اطلاعات با همراهی بنرهای متعدد انجام گرفت نتوانست نظر وزیر را اندکی جلب کند.

این جدایی در روزهای اول سال به گونه ای غیر مستقیم خود را نشان داد. مراسم سخنرانی دکتر علوی که از روزها قبل اعلام شده بود و بنر آن در سطح شهر نصب شده بود لغو شده و سخنرانی ایشان طی سه شب با حضور جمع زیادی از مردم و جمع اندکی از مسوولین در حسینیه ابوفاضل بیت العباس برگزار شد. البته دلیل دکتر علوی برای لغو این مراسم، عدم اطلاع ایشان از بنرها، رسمی نبودن سفر ایشان به منطقه و قصد ایشان مبنی بر حضور در مراسم دهه فاطمیه و نه سخنرانی سیاسی بود ولی به نظر میرسد آن نارضایتی هم کار خودش را کرده باشد.

در هر صورت حضور سید محسن علوی، چه بعدها از حضور در انتخابات منصرف شود و چه نشود، چه رای بیاورد و چه رای نیاورد، نشان دهنده استعفای دکتر علوی از همراهی با این گروه است و بدین معنی است که من بعد برخی فعالیتهای این گروه که با استفاده از عنوان دکتر علوی و معمولا بدون اطلاع ایشان صورت میگرفت نباید به پای ایشان نوشته شود. فعالیتهایی که با لابیگری این گروه و فرستادن دکتر موسوی به کمیسیون انرژی مجلس و بدست گرفتن نبض اقتصاد منطقه توسط دیگر اعضای این گروه یعنی مهندس حقایقی (رییس صنایع انرژی بر) و محمد جعفری (رییس کارخانه آلومینیوم) در حال خیزبرداری به سمت فتح گلوگاه تجاری منطقه یعنی کوشکنار است. جایی که احتمالا برای اسپانسر گروه یعنی حاج قاسمعلی رفیعی -که فعلا در سایه فعالیت میکند- رزرو شده است.

در هر صورت باید منتظر اتفاقات مهمی در این فضا بود تا بتوان پیش بینی دقیق تر از اوضاع ارایه داد اما از ظواهر امر پیداست جدایی درویش و پس از آن تعداد زیادی از طیف منتسب به اصولگرایان و سپس رهبر معنوی ایشان، دکتر علوی، باعث تکه تکه شدن این گروه گردیده و از این گروه در آینده ای نه چندان دور فقط حاج قاسم علی خواهد ماند و حوضش.

howz

جوسازی و خشم سایت لاری از پیشرفت منطقه لامرد و مهر

مهر ۱۷ام, ۱۳۹۲

مقدمه: برخلاف اکثر قریب به اتفاق رسانه ها و مردم استان فارس و کشور ، سایت صحبت نو لار یکی از رسانه هایی است که ناسیونالیسم فارسی بودن خود را نفی کرده و به طور مرتب در جهت انکار، تکذیب، اختلاف در بین شهرستانهای جنوبی و تحریک مردم هرمزگان به منظور مقابله با این طرح ملی گام برداشته است، با هم گوشه ای از اقدامات این سایت را مرور کرده قضاوت را به شما خوانندگان محترم سایت وزین تراکمه وا می گذارم .

در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۰۱:۳۸ آقای کاظم رحیمی نژاد از نویسندگان سایت صحبت نو لار طی مطلبی با عنوان “اتصال کجای فارس به دریا” مخالفت شدید خود را با اتصال شهرستان لامرد به دریا آشکار ساخته و می نویسد:

مدتی ست برخی مسئولان و سایت های محلی استان فارس از طرحی سخن می گویند که بر اساس آن بخشی از شهرستان پارسیان در استان هرمزگان به شهرستان لامرد در استان فارس ملحق می شود. پیگیران اصلی این موضوع هم لامردی هایی هستند که مسئولیتی در سطح استان فارس یا کشور دارند. البته این افراد مدام از منافع استان فارس سخن می گویند و احتمالا تصور می کنند مردم نادان تر از آنند که هدف اصلی آنها را که تامین منافع زادگاهشان است متوجه شوند.

وی در بخش دیگری از نوشته اش نمی تواند تمایل خود را از اتصال لار به دریا پنهان کند و با کذایی خواندن طرح اتصال لامرد به دریا می گوید:

این طرح کذایی تنها طرح موجود برای توسعه استان فارس نیست و سال ها پیش نیز طرح دیگری که لارستان را به خلیج فارس متصل می کرد در وزارت کشور مطرح بود. به علاوه رضایت هرمزگانی ها نیز در این موضوع، مهم است و نمی توان تبعات اجتماعی این موضوع را در هرمزگان از نظر دور داشت.

در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۴۶ سایت صحبت نو لار واکنش نماینده بستک، بندر لنگه و پارسیان به سخنان استاندار فارس را برجسته می کند و با حمله به استاندار محترم فارس عنوان می کند: استانداری که در آستانه عزل قرار دارد حق ندارد جو سازی کند. نویسنده این سایت از قول احمد جباری نماینده بستک، بندر لنگه و پارسیان خطاب به استاندار محترم فارس می افزاید: برخی هنوز تصور می کنند که در فضای دولت قبل به سر می برند و با اظهاراتی سودجویانه و تحریک کننده در پی برهم زدن آرامش مردم مناطق جنوبی کشور هستند. استانداری که در آستانه عزل قرار دارد، حق ندارد در زمینه مسائلی که اساسا وجود خارجی ندارد جوسازی کند و با تحریک مردم و انتساب این گونه موضوعات به دولت یازدهم درهای امید را به روی مردم ببندد.

سایت صحبت نو از قول این نماینده ملت تاکید می کند: برخلاف ادعاهای مطرح شده از سوی این فرد (منظور استاندار فارس)، نمایندگان هرمزگان برای پیگیری این مسئله نه تنها در دولت حضور یافته اند بلکه در جلساتی با معاون اول رئیس جمهور و وزیر کشور نیز این مسئله را به طور کامل بررسی کرده اند و اساسا چنین مسئله ای صحت ندارد و تنها جوسازی برای القای این مسئله و با هدف تحریک اذهان مردم صورت می گیرد.

در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۱۳ سایت صحبت نو لار با درج مطلبی تحت عنوان “از لامردی ها اصرار از دولت انکار!” با حمله به استاندار محترم فارس عنوان می کند: این دستپاچگی در اعلام خبر اتصال استان فارس به دریا و ادعای اینکه دولت یازدهم رسما این موضوع را پذیرفته رابطه مستقیمی با عزل قریب الوقوع صادق عابدین دارد. چرا که این مصوبه ی ادعایی نه در پایگاه اطلاع رسانی دولت وجود دارد و نه در سایت وزارت کشور. تنها فضاسازی رسانه ای پشتوانه ی این جوسازی استاندار است.

پس از اعلام خبر اتصال لامرد و به تبع آن استان فارس به دریا در پایگاه اطلاع رسانی دکتر موسوی نماینده پرتلاش لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۱۰ مهرماه ۹۲ و شادی مردم شهرستان های لامرد و مهر و به تبع آن کل استان فارس، سایت صحبت نو که طی این چند روز چنین خبری را از اساس کذایی خوانده بود و با بستن شمشیر از رو حتی از حمله به استاندار فارس هم نگذشته بود راهی جز سکوت نمی یابد. و تا تاریخ ۱۲ مهر هیچگونه خبری بابت این موضوع در سایت خود درج نمی کند و خود را به کری می زند انگار هیچ مساله مهمی اتفاق نیفتاده است.

در تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۱۹ سایت صحبت نو هضم این خبر برایش بسیار سخت است و باز دست به انکار این موضوع زده و طی مطلبی با عنوان “هیاهو برای هیچ” به زعم خویش این مساله را جوسازی رسانه ای چند نماینده و مسئول در استان فارس دانسته و با دو جمله متناقض درست پشت سر هم عنوان می کند: وزیر کشور در تاریخ ۷ شهریور الحاق چند روستا به استان فارس را ” بلامانع” دانسته است. این سایت بلافاصله در تناقض با جمله قبلی خود ادامه می دهد: وی (منظور وزیر محترم کشور) در روز ۲۶ شهریور و در مراسم معارفه استاندار مازندران تمام الحاق های کشور را متوقف اعلام کرده و تاکید نموده است: بر اساس قانون و مصوبه جدید، هرگونه تفکیک، تبدیل و الحاق در تقسیمات کشوری متوقف شده است. نویسنده صحبت نو در پایان نتیجه گیری می کند: از گزاره های بالا بر می آید که طرح الحاق بخش هایی از پارسیان هرمزگان به لامرد در استان فارس با مصوبه ی جدیدی که پس از ۷ شهریور در هیئت دولت به تصویب رسیده متوقف شده و اعلام این خبر از صدا و سیمای فارس و رسانه های محلی و حتی کشوری نه تنها ارزش حقوقی ندارد بلکه می توان بر اساس همان مصوبه مورد اشاره وزیر کشور با منتشر کنندگان آن برخورد قانونی کرد. سوال این است که اگر این طرح اجرایی شده است چرا ابلاغ آن به استانداری فارس و یا هرمزگان منتشر نمی شود؟ و چرا با برهم زنندگان آرامش عمومی مردم جنوب فارس و هرمزگان برخورد نمی شود؟

در تاریخ ۱۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت۱۴:۱۰ سایت صحبت نو سخنان نماینده ولی فقیه در استان هرمزگان را برجسته کرده و باز دست به تکذیب موضوع از قول آیت الله نعیم آبادی امام جمعه محترم بندرعباس میزند.

سایت صحبت نو در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۴۳ باز موضوع را انکار کرده و از قول فرماندار محترم پارسیان می نویسد:

هیچ ابلاغی درباره جداسازی بخش هایی از این شهرستان به دست ما نرسیده است

با انتشار خبر اتصال فارس به دریا در رسانه ها و خبرگزاری های ملی نهایتا پس از گذشت ۴ روز از اعلام این خبر در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۵۷ سایت صحبت نو مجبور به پذیرش مساله الحاق شده و دقیقا بر عکس سیاست انکار خود که در طول مدت گذشته در پیش گرفته بود، به نقل از نماینده مردم بندرعباس می نویسد: وی از رئیس جمهور خواست الحاق مناطقی از هرمزگان به استان فارس را لغو کند.

صحبت نو در ادامه به نقل از نماینده مردم بندرعباس می افزاید: توسعه سواحل جنوبی کشور با انتزاع و تکه تکه کردن سواحل آن و ایجاد امواج نگرانی و اضطراب در مردم این مناطق که همگی از مرزداران غیور کشورمان بشمار می روند، امکان پذیر نیست. این مسئله منافع ملی را در خطر قرار داده و موجب سرخوردگی و از بین رفتن سرمایه های اجتماعی که نظام در پایداری آن کوشیده است و از استحکام بالایی برخوردارند منجر خواهد شد.

صحبت نو در ادامه به نقل از آشوری نماینده بندرعباس خطاب به استاندار محترم هرمزگان می نویسد: متاسفانه استاندار فعلی هرمزگان با اطلاع از این مسئله و بدون توجه به نظرات کارشناسی دستگاههای امنیتی و بدون اطلاع نمایندگان مجلس و نماینده محترم ولی فقیه در استان، با تشکیل شورای تامین شرایط عملیاتی نمودن این مصوبه را مهیا اعلام می نماید.

در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۲۳ سایت صحبت نو لار سیاست خود را عوض کرده و از خبری فوری با منبع نامشخص خبر می دهد و آن این است:

مجمع نمایندگان استان هرمزگان در تذکری کتبی به رئیس جمهور و وزیر کشور خواستار متوقف شدن طرح الحاق بخش هایی از هرمزگان به لامرد در استان فارس شدند. به گزارش صحبت نو در این تذکر کتبی که دقایقی پیش در صحن علنی مجلس قرائت شد نمایندگان استان هرمزگان با طرح غیر کارشناسی الحاق بخش هایی از پارسیان در غرب هرمزگان به لامرد در استان فارس مخالفت کردند.

این سایت در پایان این خبر یادآور می شود: اخبار موثق در این زمینه را از صحبت نو پیگیری نمایید.

در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۳۲ حمایت ابوترابی فرد از تذکر نمایندگان هرمزگان را تیتر نموده و به نقل از نایب رییس مجلس می نویسد: مسئولان به اخطار مجمع نمایندگان هرمزگان توجه کنند

در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۵۸ به نقل از نماینده مردم بندرعباس، قشم و ابوموسی دم از تنش در هرمزگان می زند و عنوان می کند: در شرایط کنونی تنها با تلاش نماینده ولی فقیه، ائمه جماعات و دستگاه های امنیتی جلوی تنش و بحران در هرمزگان گرفته شده است. این در حالی است که بر خلاف ادعای این سایت رییس شورای اسلامی روستای اکبری از روستاهای الحاقی به لامرد در گفتگو با خبرگزاری ها گفته: مردم این روستاها نه تنها ناراضی نبوده بلکه خوشحال هستند و خواهان الحاق حتی تمام پارسیان به استان فارس هستند

در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۲۰ در سایت صحبت نو این خبر درج می شود:

طرح الحاق مناطقی از هرمزگان به لامرد متوقف شد/ به زودی این طرح لغو خواهد شد، اگر به این دو جمله توجه کنید، معنای “متوقف شد” با “متوقف خواهد شد” زمین تا آسمان فرق می کند. منبع این خبر هم منبعی موثق ذکر می شود.

در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۹۲ساعت ۱۲:۲۷ این سایت دست از بی پرده گویی برنداشته و در جهت افزایش تنش و ایجاد اختلاف در جنوب کشور می نویسد:

تجمع مردم بندرعباس در اعتراض به طرح الحاقی/ مجمع نمایندگان هرمزگان مردم را به آرامش فرا خواند

در پایان این مطلب سایت صحبت نو این چند نفر آشوبگر را مردم خوانده و می نویسد: مجمع نمایندگان هرمزگان طی بیانیه ای ضمن تشکر از این حرکت مردمی از مردم هرمزگان خواست برای جلوگیری از سوء استفاده فرصت طلبان آرامش خود را حفظ کنند.

در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۵۸ با اعلام خبر استاندار شدن دکتر سید محمد احمدی استاندار جدید فارس می نویسد: جریانات روزهای اخیر در استان فارس و هرمزگان و جوسازی های برخی نمایندگان لامردی این استان نشان می دهد که این افراد با علم به اینکه با حضور استاندار جدید آنها نمی توانند سیاست های یکجانبه نگرانه خود را پیش ببرند اقدام به اعلام اخبار غیر موثق در مورد الحاق بخش هایی از پارسیان به لامرد کرده اند. حال آنکه این طرح در حال حاضر متوقف شده و احبار موثق از لغو آن در روزهای آینده به گوش می رسد. لازم به ذکر است که اصولا منطقه مورد نظر در پارسیان اصولا هم مرز با شهرستان مهر است و مرزی با لامرد ندارد.

این جوسازی های سایت صحبت نو در حالی است که استاندار محترم جدید فارس فرزند فال و از منطقه لامرد و مهر بوده و از نظر سیاسی نیز فردی اصلاح طلب و معتدل بوده و اینکه ایشان با سران منطقه منجمله: آقایان دکتر علوی و عبدالواحد موسوی مهری (لاری) هماهنگی کامل دارد و در دورانی که بعنوان فرماندار لار بوده با این دو بزرگوار بعنوان نماینده های دوره اول مجلس شورای اسلامی از لار مشغول به خدمت بوده و با تلاش این سه شخص این شهرستان از زیر سلطه لاری ها نجات پیدا کرده و به شهرستان تبدیل می شود تا امروز که منطقه ای آبادتر از لار و شامل دو شهرستان لامرد و مهر است. به امید پیشرفت روز افزون شهرستان های لامرد و مهر و به کوری چشم حسودان و بدخواهان.

تثبیت نام حجه الاسلام علوی برای وزارت اطلاعات

مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۲

به گزارش خبرگزاری تسنیم، لیست وزرای کابینه جدید برای ارایه به مجلس در روز تحلیف (امروز ۱۳ مرداد ماه – ساعت ۱۶) نهایی شده که در آن نام سید محمود علوی به عنوان وزیر پیشنهادی اطلاعات دیده می شود.

در این خبر آمده است که در دو لیست مجزا، اعضا کابینه پیشنهادی و هیات همراه برای حضور در مراسم تحلیف حجت‌الاسلام حسن روحانی به مجلس معرفی شده اند.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمود علوی که به اذعان بسیاری از صاحبنظران در شمار هوشمند ترین مردان حال حاضر سیاست کشور به شمار می روند در صورت تایید نهایی و نشستن بر کرسی این وزارتخانه می بایست این توفیق الهی را غنیمت شمرده و در راستای شعار اعتدال دولت جدید، قدری از سنگینی فضای امنیتی کشور در مواجهه با افراد منتسب به دیگر طیف های فکری  بکاهد تا زمینه حضور همه سلایق در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی فراهم آید.

این انتصاب در صورت تحقق می تواند  فرصتی تاریخی برای خاتمه دادن به منازعات و مناقشات سی و چند ساله میان سیاسیون منطقه باشد. صد البته این امر یک شبه امکان پذیر نخواهد بود ولی در صورت مرزبندی ایشان با تندروهای منطقه، اعم از چپ و راست، و ایستادن در مقابل خواسته های زیاده خواهانه آنان از یک سو، و میدان دادن به فعالان معتدل هر دو جناح از سوی دیگر، میسر خواهد شد.

به جاست که همه متنفذین و سیاسیون تاثیرگذار منطقه، این فرصت بزرگ را غنیمت شمرده و با همدلی از آن در جهت توسعه منطقه استفاده نمایند.

 

اصولگرایی + اصلاح طلبی = اعتدال گرایی

خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۲

مشغله های فکری اینروزهای هرکداممان را که واکاوی کنیم بخشی از آن می رسد به انتخابات،انتخاباتی که با حضور پرشور مردم پای صندوق های رای شروع شد و با حضور پرشور مردم در خیابان ها تمام شد و آقای دکتر روحانی به عنوان رییس جمهور برای ۴سال انتخاب شدند،چیزی که جلب توجه می کند حضور اصولگرایان و اصلاح طلبان در کنار یکدیگر است و یا بهتر است بگوییم به راه افتادن جریان جدیدی تحت عنوان اعتدال گرایان که بعد از متولد شدن جریان انحرافی از دل اصولگرایان ، این جریان از دل هر دو طیف زاده شد.

دکتر روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز که همگی اصولگرای میانه رو هستند به صحنه انتخابات و با توصیه آقای هاشمی رفسنجانی وارد می شود و به عنوان نماینده طیف اصولگرای میانه شناخته می شود، هر چند ایشان هیچگاه نه خود را اصولگرا معرفی کرد و نه اصلاح طلب اما افکار ایشان رو به سمت طیف آقای هاشمی رفسنجانی دارد.

محمدرضا عارف که به عنوان نماینده طیف اصلاح طلب وارد انتخابات می شود و چند روز قبل از انتخابات به توصیه آقای خاتمی و شورای اصلاح طلبی از صحنه انتخابات کنار می رود.آقای عارف در متن نامه کناره گیری خود هیچ اشاره ای به اینکه به نفع شخص خاصی کنار می رود نمی کندو تنها با اعلام اینکه به تمکین از آقای خاتمی کنار می رود بسنده می کند.

در نیمه شب بیستم خرداد بعد از کنار رفتن دکتر عارف آقایان هاشمی رفسنجانی،سید محمد خاتمی،سید حسن خمینی و علی اکبر ناطق نوری طی اطلاعیه ای تحت عنوان اعتدال گرایان رسماً از کاندیداتوری آقای روحانی حمایت می کنند.آقای دکتر عارف که از شاخه اصلی اصلاح طلبان می باشد پس از آنکه در مسجد امام رضا(ع) شهر ری رای خود را به صندوق می اندازد اعلام می کند که به نفع آقای حسن روحانی کنار رفته است.

از مطالب گفته شده می توان نتیجه گرفت که آقای روحانی هم از طرف اصولگرایان و هم از طرف اصلاح طلبان حمایت شده است هرچند که چرخ اصولگرایان بهتر می چرخد.

در شهر لامرد اوضاع به گونه ای دیگر است،در جشن حامیان دکتر روحانی تنها اصلاح طلبان حضور چشمگیر دارند و اصولگرایان(حامیان آقایان جلیلی و ولایتی) خود را در کنار می بینند.

در لامرد عده ای اصولگرا می گویند که آقای دکتر روحانی همسایه دیوار به دیوار آقای دکتر علوی است و دکتر علوی هم از ایشان حمایت کرده است(این جملات ما را یاد جمله معروف عزیزی می اندازد که گفت: بازیکنی پیدا کرده ام که برادرش مهندس است ) و عده ای اصلاح طلب دکتر روحانی را به طور کامل متعلق به خود می دانند و حاضر نیستند قبول کنند که ایشان اصولگرای میانه رو است و خود را پیروز قاطع جنگ اصولگرایی و اصلاح طلبی می دانند.

هر آنچه هست باید دید دولتی که تشکیل می شود چه رویکردی در چیدمان خواهد داشت،باید دید آنچه گفته می شود که ۸ وزارت خانه و ۴ معاونت متعلق به اصلاح طلبان (وعده ای که گفته می شود طیف آقای هاشمی به طیف آقای خاتمی برای کنار رفتن دکتر عارف داده است)است حقیقت دارد یا نه؟ اگر اینگونه باشد اصولگرایان میانه در رقابت کرسی های وزارت پیروز میدان هستند و باید دید اصولگرایان شهرستان در جنگ حفظ منسب پیروز می شوند  یا اصلاح طلبان بر جاده ریاست می تازند؟

50362795140323039666.jpg

48347743611904977784.jpg

انتقال آب از خلیج فارس به استان فارس

بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۱

نماینده مردم لامرد و مهر در مجلس مطرح کرد: انتقال آب از خلیج فارس به استان فارس

دکتر سید موسی موسوی در دومین نطق خود در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: به زعم بنده در شرایط حال حاضر، نظریات کارشناسان پیرامون مباحث کلان اقتصادی کشور می بایست در اولویت قرار گیرد و ضمن پرداختن به این مقوله باید بدنبال یافتن راهکار مناسب جهت کاهش آلام اقشار آسیب پذیر و دهک های شریف پایین اجتماع باشیم که به دلیل تورم و گرانی لجام گسیخته اخیر، در تنگنای معیشتیِ جدی قرار گرفته اند.

نماینده مردم شهرستانهای لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: تعیین بسته های حمایتیِ در خورِ شان این عزیزان می تواند کمک مناسبی در این زمینه باشد و رضایت مقام معظم رهبری را فراهم نماید. لذا مصرانه از دولت محترم خواهان انجام این اقدام بوده و لزوم تعجیل در این خصوص را گوشزد می نمایم.

وی به برخی مشکلات جدی جانبازان و ایثارگران هشت سال جنگ تحمیلی اشاره کرد و گفت: در خصوص ایثارگران و بویژه جانبازان سرافراز، این مدافعین نوامیس ملت شریف نیز نکاتی را گوشزد می نمایم. این عزیزان در بحث تهیه داروهای مورد نیاز زخم های حاصله از جنگ تحمیلی دچار مشکلاتی هستند و به ناچار با هزینه شخصی خود که گاها سنگین نیز می باشد مجبور هستند این اقلام را تهیه نمایید. لذا از بنیاد شهید و امور ایثارگران خواهان حل این معضل درمانی از طریق بیمه ها می باشم.

عضو مجمع نمایندگان فارس اضافه کرد: مطالبات بازنشستگی و سنوات ارفاقی این رادمردان عرصه ایثار و حماسه همانند کارکنان دولت نیست و به آنها تعلق نمی گیرد. هرچند دریافت سهام به عنوان یک راهکار جایگزین جبرانی اندیشیده شده است، لیکن بنظر می رسد این روش جایگزین مناسبی نخواهد بود. می بایست بگونه ای که سایر کارکنان دولت مشمول پرداخت این بند شده اند، این عزیزان نیز مشمول دریافت پاداش بازنشستگی گردند.

این نماینده مجلس ابراز داشت: نکته دیگر در همین زمینه آن است که بعضا شاهد اجحاف در حق برخی جانبازان هستیم، چراکه با افزایش سن و عمق یافتن جراحات درونی و بیرونی این عزیزان، درصد واقعی جانبازی آنان تغییر یافته است، اما بدلیل بار مالی برای سیستم گاها درصد جانبازی آنان در حد مطلوب نیست. لذا باید در مورد تعیین درست درصد جانبازی این بزگواران، تجدید نظر جدی صورت گیرد و به هیچ وجه این موضوع تحت الشعاع ملاحظات مالی قرار نگیرد.

عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در ادامه نطق خود در مورد وضعیت استان فارس اذغان داشت: در خصوص استان نیز همانگونه که مستحضرید با توجه به موقعیت مناسب و بلکه برتر استان فارس و ظرفیتهای بالای صنایع و معادن از هر دست بویژه صنایع نفت و گاز، ضرورت توجه ویژه وزارت صنعت، معدن و تجارت و سایر دستگاههای ذیربط کشوری و استانی بیش از پیش احساس می شود؛ علی الخصوص با توجه به اعلام آمادگی سرمایه گذاران بومی استان، این موضوع بیشتر مشهود و ملموس می باشد.

وی ادامه داد: نکته حائز اهمیت در این بین آن است که علیرغم پتانسیلهای وسیع صنعتی، کشاورزی، گردشگری و توریسم درمانی، طبق آمار منتشریافته، استان فارس در زمینه بیکاری جزء ۳ استان اول کشور است!

نائب رئیس کمیته نفت و گاز مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: یکی از معضلات پیش روی توسعه فارس بویژه در خصوص احداث صنایع انرژی بر، عدم امکان دسترسی به آب کافی است. این در حالی است که استان فارس همجوار دریاست و فاصله بسیار کمی با آبهای خلیج فارس دارد.

نماینده مردم لامرد و مهر در همین زمینه بیان داشت: با توجه به آنکه هم اکنون وزارت نیرو در صدد انتقال آب از دریای خزر به مناطق مرکزی کشور است، قطعا استان فارس این استحقاق را دارد که با ایجاد خط انتقال آب از دریا، صنایع عظیم استان پشتیبانی جدی گردند. بویژه آنکه شهرهای جنوبی استان از جمله حوزه انتخابیه اینجانب شهرهای مهر و لامرد، صرفا و صرفا با فاصله ۵۰ تا ۶۰ کیلومتری از دریا قرار گرفته اند.

دکتر موسوی در پایان نطق خود خاطرنشان کرد: در همین خصوص پیش از این با پیگیری های انجام گرفته، مطالعه طرح انتقال آب از دریا به استان فارس در بودجه سال ۹۲ دیده شده، اما با توجه به ضرورت تسریع در این امر و احتیاج مبرم صنایع استان به آب کافی، از وزارت نیرو و معاونت محترم برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور به جد می خواهم در بودجه سال آینده علاوه بر مطالعه، اجرای خط انتقال آب از دریا به استان فارس را نیز تصویب کرده و لحاظ کنند.

تصویب طرح احدث آزادراه لامرد – پارسیان در کمیسیون طرح‌های ملی

بهمن ۴ام, ۱۳۹۱

‎سید موسی موسوی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در لامرد اظهار داشت: ساخت ‌آزاد راه لامرد – پارسیان به طول ۴۰ کیلومتر، پس از ماه‌ها تلاش و پیگیری بالاخره در کمیسیون ماده ۲۱۵ معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری تصویب شد.

نماینده لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی با اشاره به پیگیری‌های گسترده در چند ماه اخیر به منظور تصویب طرح احداث آزادراه لامرد – پارسیان ادامه داد: با توجه به وضعیت اقتصادی سال جاری و معضلات تامین اعتبار در سطح کشور، دریافت مجوز احداث پروژه جدید، به ویژه در زمنیه‌هایی مانند احداث آزادراه که بار مالی سنگینی دارد، کاری تقریبا غیرممکن بود.
وی خاطرنشان کرد: طبق اظهارنظر مسئولان معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری، این طرح جز یکی از طرح‌های استثنایی در تمام کشور است که توانسته مصوبه کمیسیون ماده ۲۱۵ را در سال جاری اخذ کند.

عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: آزاد راه لامرد – پارسیان بر اساس مشخصات فنی تمام آزادراه‌ها، دارای دو باند رفت و برگشت جداگانه بوده و تقاطع‌ها نیز به صورت غیرهم‌سطح است و وسایل نقلیه می‌توانند در این آزاد راه با سرعت ۹۰ تا ۱۳۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنند.

این مسئول ابراز داشت: این آزادراه از محدوده روستای نیرایی بخش مرکزی شهرستان لامرد آغاز و به منطقه ویژه صنایع انرژی‌بر در کوشکنار شهرستان پارسیان استان هرمزگان ختم می‌شود.
نائب رئیس کمیته نفت و گاز مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: با احداث آزادراه لامرد – پارسیان، کریدور ارتباطی سایت‌های ویژه صنایع انرژی‌بر لامرد و کوشکنار ایجاد شده و زمینه‌های صادرات و واردات محصولات متعدد این مناطق را تسهیل می‌کند و علاوه بر آن ارتباط دوسویه شهرستان‌های پارسیان، لامرد و مهر را فراهم کرده و مسیر‌های ارتباطی شیراز، فیروزآباد، قیروکارزین، خنج و لامرد را به استان هرمزگان وصل می‌کند.

عضو مجمع نمایندگان فارس با تشکر از تلاش‌های اداره کل راه و شهرسازی لارستان، فرمانداری لامرد، اداره راه لامرد و سایر دستگاه‌های ذی‌ربط در تصویب این طرح افزود: با پیگیری‌‌های گسترده انجام گرفته، در نهایت مقرر شد علاوه بر وزارت راه و شهرسازی، دو وزارت‌خانه صنعت، معدن و تجارت و‌ نفت نیز در ساخت آزادراه لامرد – پارسیان مشارکت کنند.
دکتر موسوی در ادامه سخنان خود با دعوت از سرمایه‌گذاران بخش خصوصی به منظور سرمایه‌گذاری در پروژه بزرگ آزادراه لامرد – پارسیان، یادآور شد: از تمام سرمایه‌گذاران بخش خصوصی به هر میزان که مایل هستند به منظور سرمایه‌گذاری در این پروژه بزرگ دعوت می‌کنیم.

وی در همین زمینه اذعان داشت: با توجه به دورنمای توسعه صنایع شهرستان‌های لامرد و مهر و از سوی دیگر بار ترافیکی وسایل نقلیه سبک و سنگین که از طریق این آزادراه تردد می‌کنند، پیش‌بینی‌ها آن است که سرمایه‌گذاری در این پروژه سودآور بوده و در صورت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی، شاهد بازگشت اصل سرمایه و سود در مدت زمانی اندک خواهیم بود.
نماینده مردم شهرستان‌های لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مطالعه این آزادراه پایان یافته است گفت: نقشه‌های اجرایی آزادراه لامرد – پارسیان تهیه و اسناد مناقصه احداث این طرح نیز آماده شده است.

دکتر موسوی در پایان خاطرنشان کرد: طبق برنامه‌ ریزی های صورت گرفته، انشاء الله عملیات اجرایی ساخت آزادراه لامرد – پارسیان به‌زودی آغاز می‌شود.

سوال، حق یا تکلیف؟

آبان ۲۴ام, ۱۳۹۱

مدتی است که بحث سوال از رئیس قوه مجریه تیتر مطبوعات و سایتهاست و اکثر دلسوزان یا مسئولان و متولیان امور مردم بجای نظارت بر  روند رو به افزایش قیمتها و جمع کردن نابسامانیهای متعددی که  وجود دارد فکر و ذهن و ظرفیت خود را مشغول آن نموده اند.

مواضع در خصوص  مسائل اخیر به سه دسته تقسیم می گردد . گروه اول اصلاح طلبانو گروهی از اصولگرایان سنتی و قدیمی کشور است که معتقدند از ابتدا در خصوص سیاستهای اشتباه دولت تذکر داده بوده اند و جدی گرفته نشده و وضع موجود نتیجه عدم توجه به آن هشدارها می باشد. گروه دوم معتقدند باید رئیس جمهور را به مجلس کشاند و از وی در خصوص علت نابسامانیها و سیاستهای دولت پرسش شود .گروه سوم که  مدافع وضع موجود نیستند اما سوال را به صلاح و مصلحت وضع موجود نمی دانند.

فارغ از این بحث که وضع موجود معلول چه می باشد که در جای خود جای بحث فراوان دارد ذکر این نکات ضروری است.

اولا، درست است که سوال نمایندگان از رئیس جمهور یا وزرا حق قانونی آنهاست . اما تکلیف نیست. بدیهی است که بین حق و تکلیف تفاوت است . در شرایط موجود که دولت امور بازار و کنترل و نظارت بر آن را رها نموده و کسی متولی تولید و صنعت و حمایت از قشر کارگر و محروم نیست و روزانه بنگاههای اقتصادی زیادی رو به سمت تعطیلی می رود و تولیدکنندگان زیر فشارهای ناشی از اجزای مرحله اول قانون هدفمندی یارانه ها در حال نابودی هستند ایجاد تنش و مشغول کردن دولت به این امور دردی از مردم دوا نمی کند و بهتراست نمایندگان به وظیفه اصلی خود که همانا تصویب قوانین خوب و مفید اهتمام ورزند.

ثانیا، از قدیم گفته اند چه دانی و پرسی سوالت خطاست. نمایندگان مجلس  بخوبی و بیشتر از رئیس جمهور جواب سوالات خود را می دانند و حتی نتیجه سوال را نیز می دانند . پس از عاقل بعید است که به کار بیهوده دست بزند.

اجلاس عدم تعهد از نگاه دو

شهریور ۱۰ام, ۱۳۹۱

شانزدهمین اجلاس سران کشورهای عدم تعهد که حدود ۱۲۰ کشور و دو سوم کل کشورهای دنیا در آن شرکت دارند، هم‌اکنون در تهران در حال برگزاری است و این روزها تهران رنگ و بویی متفاوت از روزهای قبل دارد. از برنامه‌های دولت و تعطیلی شیرین ادارات گرفته تا فضای شهری و خبرهای رسانه‌های صوتی و تصویری و جلسات کوچک خانگی و کنار خیابانی … همه خبر از حواشی و برنامه‌های اجلاسی دارند و هر کس از زاویه عقاید و علایق خودش به موضوع می‌پردازد.

من نیز نگاهی …

 

وقتی نمای سالن اجلاس را از دریچه تلویزیون دیدم به یاد جشنواره حضرت علی‌اکبر (ع) افتادم که همین چند وقت قبل برای معرفی جوانان برتر کشور در عرصه‌های اجتماعی در همین سالن برگزار شد و من نیز به واسطه مسئولیتی که در کمیته داوران این جشنواره داشتم در آن حضور داشتم.

شاید همین موضوع باعث شد این اجلاس را از دریچه دیگری ببینم.

سخن از محتوا و موضوعات و حرفها و سخنرانی‌های همایش بسیار بیان شده اما به نظر من چند اتفاق جالب دیگر هم در این‌جا افتاده است که شاید کمتر به آن پرداخته می‌شود.

۱- ایران میزبان شانزدهمین اجلاس سران کشورهای عدم تعهد است و بقیه کشورها میهمان. ایران به رسم میزبانی باید آداب میزبانی را رعایت کند. آداب ایران، اسلامی است و این خود تبلیغ اسلام است.

۲- میهمان باید به رسم میهمانی، با میزبان با احترام برخورد کرده و هر چند کدورت و ناراحتی‌ای از هم داشته باشند، در فضایی صمیمی با هم به مراوده بپردازند و بازتاب این صحنه‌ها تاثیر مثبت زیادی در تغییر افکار مردم جهان نسبت به ایران خواهد داشت.

۴- سالنی که جلسات اجلاس در آن برگزار می‌شود بی اعتنا به دیپلماسی بین‌المللی مزین به دو تصویر بزرگ حضرت امام و مقام معظم رهبری است و ناخودآگاه حاضرین را با محبوبیت و بزرگی این افراد در بین مردم و مسئولین ایران آشنا می‌کند.

۵- افتتاحیه اجلاس نیز متفاوت با همه برنامه‌های بین‌المللی با قرائت قرآنی شروع می‌شود که قاری آن یک ایرانی صاحب سبک در قرائت است و آیاتی انتخاب می‌کند که اگر کسی قدری به معنایش توجه کند، متوجه پیام آن برای همین اجلاس خواهد شد. شاید بتوان گفت همه محتوا و تصمیمات مورد انتظار اجلاس در همان آیاتی که قرائت شد، آمده بود. نوای زیبای قاری نیز جان و دل کسانی که حتی قرآن را نمی‌شناختند، به تسخیر خود در آورده بود.

۶- اولین سخنران همایش شخصیتی است که نه تنها در ایران بلکه در میان سایر کشورهای اسلامی نیز محبوبیت داشته و مورد احترام است. احترام سران کشورهای اسلامی و برخی از کشورهای آفریقایی به حضرت آقا باعث شد، کشورهایی که چندان هم ایشان را قبول نداشتند به احترام ایشان از جای خود بلند شده و بازتاب آن در صحنه جهانی تصویری زیبا و دلنشین را به نمایش می‌کشد.

۷- صحبت‌های کوبنده و صریح حضرت آقا در خصوص مواضع ایران و اهداف و برنامه‌های آمریکا و عملکرد اسرائیل و نقش سازمان ملل در مراودات بین‌المللی، در حضور بانکیمون (دبیرکل سازمان ملل متحد) و سایر کشورهایی که به نوعی جیره‌خوار آمریکا و اسرائیل هم هستند، در جای خود شنیدنی بود.

۸- هیئت‌های بزرگی که از کشورهای مختلف به ایران وارد شده بودند و تنها چند نفر از آنها در برنامه‌های اجلاس شرکت داشتند، گویای اخباری ناگفته از برقراری ارتباطات و نشست‌های مختلف سیاسی و اقتصادی در حاشیه اجلاس با مسئولین و مدیران ایرانی بوده که نوید آینده‌ای بهتر برای کشورمان را به همراه خواهد داشت.

۹- اولین باری است که نام همسر آقای رئیس جمهور به عنوان یک فعال سیاسی یا مدیریتی برده می‌شود و ایشان با برقراری ارتباط با خانواده‌های میهمانان حاضر، فرهنگ ایران و ایرانی را با برنامه‌هایی که پیش‌بینی شده برای همگان ترویج می‌کنند. این در حالی است که نباید از نقش بسیار موثر خانوم‌ها بر افکار و برنامه‌های همسرانشان غافل شویم و به عقیده من در صورت تاثیرگذاری روی خانوم‌ها باید شاهد تاثیرات آن بر همسرانشان در آینده نزدیک باشیم.

۱۰- رئیس جمهور، خانم دستجردی (وزیر بهداشت) را برای استقبال از سران به فرودگاه مهرآباد می‌فرستند و حتی استقبال از آقای بانکیمون نیز توسط ایشان انجام می‌شود. نمی‌دانم از نظر دیپلماسی بین‌المللی این چه معنی‌ای دارد، ولی از زاویه نگاه من کار جالب و معناداری بود که کمی دقت در آن نتایج جالبی را نشان میدهد که شاید بیان آن در یک رسانه عمومی چندان جالب نباشد.

۱۱- حضور همه سران و مسئولین کشور در اجلاس و حتی حضور آقای هاشمی در کنار سران قوای سه‌گانه و در معیت مقام معظم رهبری، بازگوی آن مطلب سیاسی مهم بود که اختلافات فکری سیاسی داخلی ما هیچ تاثیری در وحدت ما در صحنه‌های ملی و بین‌المللی نداشته و ندارد. مردم ما در صحنه‌های بین‌المللی در عین تفاوت‌های فکری (که گریز ناپذیر هم هست) وحدت خود را حفظ کرده و گویای این شعار است که ما همه “ایران” هستیم.

۱۲- لحظه تحویل ریاست اجلاس از طرف آقای مرسی به آقای احمدی نژاد نیز اتفاق جالبی بود. تا چند روز قبل از اجلاس، حضور مرسی در ایران در هاله‌ای از ابهام بود و برخی‌ها میگفتند مرسی ارتباط خوبی با ایران نداشته  و احتمالا در اجلاس حاضر نمی‌شود، ولی همین حضور بیانگر آینده‌ای بهتر در روابط ایران با مصر خواهد بود. بالاخره مصر دارای قدرت نظامی و سیاسی منحصر به فردی در منطقه است و ارتباط با آن قطعا مفید خواهد بود. بیانات مرسی در خصوص سوریه و فلسطین هم در جای خود قابل تامل و شنیدنی بود.

این‌ها تنها گوشه‌ای از حواشی‌ای بود که از زاویه نگاهم بیان کردم. موارد دیگری هم به ذهن می‌آید که از حوصله این نوشتار خارج است.

 

در مجموع من فکر میکنم ایران به خوبی توانست این اجلاس را مدیریت کرده و در کنار یک مدیریت خوب و موفق، برنامه‌های تاثیرگذار دیگری را نیز هدف‌گذاری و با موفقیت اجرا کند.

کسی عینک سرهنگ را نخواست

آبان ۱۳ام, ۱۳۹۰

کسی عینک سرهنگ را نخواست
سرنوشت لیبی یکبار دیگر در تاریخ و اذهان پیچید . هنگامی که صحبت از لیبی می شود اذهان به سوی دو شخصیت متفاوت رهنمون می شود یکی عمر مختار و دیگری معمر قذافی. همه ما چیزهایی در مورد عمر مختار شنیدهایم و یا اینکه فیلمش را به خاطر داریم . او یک قهرمان ملی بود که برای مبارزه با بیگانگان (ایتالیا) قریب بیست سال جنگید و در راه نجات کشور خود از دست استعمار با افتخار اعدام شد و اما معمر قذافی که خود را سرهنگ و ملت را سربازان خود به شمار می آورد که خاک و مرز کشورش را به مثابه یک پادگان می دید . کسی که خود را روزی شاه شاهان می نامید .او برعکس عمر مختار که نماد مقاومت و همدردی با مردم لیبی بود ،نماد دیکتاتوری و ظلم بر مردم شد . نمی دانم چرا هروقت سرهنگ را با عینک بزرگ دودیش می دیدم ناخودآگاه ذهنم به سوی عینک کوچک اما شفاف و روشن عمر مختار می رفت . عینک عمرمختار را در فیلم بیشتر از همه صحنه های اکشن و گریم های اشخاص به یاد دارم و عینک اورا در فیلم بسیار برجسته می دیدم انگار که در آن رازی نهفته باشد . از اولین باری (در نوجوانی) که این فیلم را دیدم همیشه این سوال برایم پیش می آمد که چرا در پایان فیلم پس از اعدام شیخ عمر مختار کودکی که پدرش در مبارزات علیه استعمارکشته شده و مادرش به خاطر کمک به انقلابیون اعدام شده بود با خوشحالی به سوی عینک افتاده شده از دست شیخ رفت و آنرا برداشت و با خود برد . از خود می پرسیدم این کودک با برداشتن عینک چه چیزی را می خواست نشان دهد.
اما بعدها که دوباره و چندباره فیلم را دیدم متوجه شدم که این عینک از شروع تا پایان فیلم پیامی را می رساند .عمر مختار همه جا و همیشه آن عینک روشن و شفاف را به چشم داشت .او از پشت همین شیشه های شفاف و روشن که حاکی از دل شفاف و دید روشن او بود مردم را می دید و به مبارزه علیه بیگانگان دعوت می کرد .او با همین عینک قرآن را تلاوت می کرد و وقتی کودکان عینکش را از او می خواستند به آنها می داد تا با آن بازی کنند به گمانم او می خواست کودکان نیز با چشمان او به لیبی نگاه کنند و سرنوشت شان را ببینند . عمرمختار هنگامی که در بازداشت استعمارگران است اول عینک خود را پاک می کند و سپس با شجاعت و صلابت تمام به آنها جواب می دهد . او هنگام وضو گرفتن عینک خود را نیز پاک می کند و با آن نماز می خواند و وقتی که فرمانده نظامی ایتالیایی سکه قدیمی مربوط به کشور خود را (ایتالیا) که در لیبی یافته است به عمرمختار نشان می دهد و به او می گوید که لیبی از آن ایتالیا می باشد شیخ عینک خود را به چشم می گذارد و جواب حقانیت مردم لیبی را به آن فرمانده می دهد و می گوید که سکه دیگر کشورها نیز در لیبی وجود دارد و این موضوع نمی تواند دلیل اشغال شما باشد در اینجا گویی عینک معیاری است برای شناختن اصل از فرع و حق از باطل و در آخر، صحنه زیبای فیلم زمانی است که عمر مختار عینک خود را پس از خواندن قرآن و قبل از اجرای حکم آنرا بر چشم دارد و زمانی که برای اجرای حکم می رود عینک را تا پای صندلی اعدام در دست دارد و از خود جدا نمی کند گویی این عینک جزیی از شخصیت اوست که تا وقتی زنده است از او جدا ناشدنی می باشد. خلاصه اینکه عینک شیخ همیشه در ذهن من نقش بسته و هیچ گاه نمی توانم تصویر اورا بدون عینک به یاد بیاورم . اما گمان می کنم حالا داستان آن کودک (علی) را که در پایان فیلم عینک شیخ را از زمین برمی دارد و با خود می برد را متوجه شده ام . برداشتن عینک توسط آن کودک پیام های زیبایی دارد که نشان می دهد حقانیت ، استقلال طلبی ، احترام به مردم ، ظلم ستیزی ، عزت ، آزادی و انسانیت میراث مبارزات بیست ساله شیخ عمرمختار است که برای کودکان و نوجوانان این کشور به جا گذاشته است و آنها هستند که بدون هیچ گونه اجباری می خواهند راه او را ادامه دهند و برداشتن آن عینک نشان دهنده ادامه راه حق طلبی و مبارزات او علیه بیگانگان می باشد .
و اما سرهنگ ، او نیز عینکی داشت اما عینک او بزرگ و سیاه بود . سیاه سیاه . سرهنگ با عینک دودی خود مردم را نظاره می کرد که این عینک نیز به گمانم حاکی از دل قصی و تیره و تار سرهنگ داشت .او از پشت همین شیشه های تیره روزگاردودی مردم را می دید او با همین چشم های تیره مردم را اعدام و از همین دریچه های سیاه مردم را چپاول می کرد . در سالهای اولیه حکومتش ، مردم به سرهنگ احترام می گذاشتند اما متاسفانه او عینک حقیقت و روشنی نداشت تا بتواند حکومت خود را مردم سالار کند و پس از چندی که او عینک به چشم گذاشت عینکش مانند عینک عمرمختار شفاف نبود زیرا نفت سیاه جلوی چشمان او را گرفته بود و دیدگاهش را نیز سیاه و تیره کرده بود نفت این بلای سیاه حکومت او را مستبد کرده و شفافیت و روشنی را ازچشمان سرهنگ گرفته و دل اورا نیز سیاه و دودی کرده بود . نفت او را مغرور کرد . این بلای سیاه او را مستبد ، ظالم و عینک او را روز به روز بزرگتر و سیاه تر کرد او نیز همیشه این عینک را به چشم داشت . در خانه ، در محل کار در ملاقاتهای و دیدارهای سیاسی و شغلی در برنامه های تلویزیونی و دیدار با خبرنگاران . اما هیچ کودکی نمی خواست با عینک سرهنگ بازی کند و آنرا بر چشم بگذارد و گمان می کنم هیچکدام از ما عینک سرهنگ را نیز فراموش نخواهیم کرد اما عینک شیخ چگونه ماندگار شد وعینک سرهنگ چگونه .دیدگاه تاریک سرهنگ دهها هزار از پیروان عمرمختار را به کشتن داد و میراث عمرمختار را تا مرز ویرانی برد . او یکبار دیگر باعث شد بیگانگان به بهانه کمک به مردم وارد خاک لیبی شوند . در هنگام مرگ ذلت بار معمر قذافی (کسی عینک سرهنگ را نخواست ) همه بسوی کشتن او هجوم می بردند و این در حالی بود که در مرگ با افتخار عمر مختار هجوم مردم به سوی قاتلان او بود و اینک مردم لیبی از دوران سیاه و تاریک سرهنگ عبور کرده اند اما آیا هنوز میراث شیخ را در دلهایشان نگاه داشته اند و آیا علی عینک برزمین افتاده شیخ را هنوزدر دستان خود دارد؟و اگر از دستش افتاده باشددوباره آنر پیدا خواهد کرد؟

از مهر ۸۶ تا مهر۹۰ در یک نگاه؛ یارگیری انتخاباتی یا بیعت گیری مدرن؟

مهر ۲۳ام, ۱۳۹۰

نوشته: محمد محسنی*

جرقه نگارش این مطلب به اتفاقات هفته اخیر حضور چند روزه نگارنده در منطقه و بررسی سیر تحولات و حضور در عرصه رسانه ای استان. برای کسی که بیش از ۵سال است به طور جدی پیرامون موضوعات مختلف منطقه ای در رسانه های مکتوب و غیر مکتوب مطالبی را به رشته تحریر در آورده است قاعدتا نوشتن باید کار ساده ای باشد اما خوب که بنگریم به همان علت که پس از محدودیت در ابراز نظرات با اسامی مستعار (که کاری پسندیده بود)در همین سایت شاهد عدم تمایل مخاطبان جهت ابراز عقیده بودیم دست آدمی به قلم نمی رود اما به قول یکی از دوستان مطبوعاتی نوشتن اعتیادی است خانمان سوز و که حتی با بند ۲۰۹ و ۳۵۰ هم ترک نمی شود انگار!

دوست دارم برای ورود به بحث دست به مقایسه ای ساده بزنم میان مهر ۸۶ و مهر ۹۰ شاید اینگونه بتوان مدخلی یافت برای طرح موضوع اصلی. مهر ۸۶ چندماهی از استارت رسمی انتخابات توسط اصلاح طلبان با کاندیداهای متعدد و تشکیل ستاد ائتلاف اصلاح طلبان می گذشت و رسانه های چون ماهنامه شاخه طوبی و دو هفته نامه مردم و جامعه در عین فعالیت چونان دیده بانی به نقد کمی ها و کاستی ها می پرداختند. مثلا در  ۱۶ مهر ۸۶ ماهنامه شاخه طوبی با دو مصاحبه مفصل با سیدحبیب حسینی و محمد راستی و همچنین تحلیلی با عنوان آنها که می آیند؟ تنوری را گرم می نمود که از دل آن بوی انشقاق در جبهه سنتی لامرد به گوش می رسید و از روی دیگر تعدد کاندیدا و بوی خوش تکثر در اردوگاه اصلاح طلبان ، وضعیت اقتصادی و معیشتی نیز به دلیل تازه کاری دولت نهم و کاشته های اقتصادی دولت خاتمی به نسبت در حد قابل قبولی قرار داشت. جلسات هفتگی ستاد ائتلاف در مهر بر پا بود و برآیند جلسات به لایه های بالاتر.

و اما امروز…. در حالی از نیمه مهر ۹۰ عبور می کنیم که هنوز سایه انتخابات خرداد ۸۸ در محیط سیاسی کشور وجود دارد و در سطح منطقه نیز در ۴سال گذشته به طرز عجیب و غریبی شهرستانهای لامرد و مهر دستخوش تحولاتی گشته اند که خالی از لطف نیست چند مورد را بیان نمائیم: فروردین ۸۷ همراه بود با روزهای اضطراب مجموعه سنتی لامرد چرا که هم دچار یک انشقاق (به گفته آمار رسمی  ۷۰۰۰رای) از دل خود شده بودند و هم دچار بحران مشروعیتی که در تاریخ حیات سیاسی شان بی سابقه بود و لاجرم از همه توان خود جهت تایید انتخابات بحث برانگیز مجلس هشتم استفاده نمودند. پس از انتخاب دولت دهم و فروکش کردن حوادث پس از انتخابات عملا دولتی که کاپشن از تن به درآورده و کت پوشیده بود دچار دگردیسی شد تا جایی که تغییرات در استان آنچنان زیاد بود که هر تحلیل گری را دچار سردرگمی می نمود. حضور استاندار جوانی به نام احمدزاده کرمانی و تیمی که از تهران آمده بودند در اولین روزهای حضورشان و چندی قبل از سفر رئیس جمهور به فارس اولین قربانی را گرفت: غلامعباس (درویش) زارعی کسی که همه کاره ی بی چون و چرای معاونت سیاسی – امنیتی استانداری فارس بود با درهای قفل شده مواجه شد و دکتر قادری (این اقتصاد خوانده منتقد در مجلس) در اولین روزها و در شورای اداری استان به کنایه بر استاندار تاخت که دوران تعویض اتوبوسی مدیران گذشته است و …. و دقایقی بعد جواب شنید که : آقای قادری اگر اقتصاد خوانده اند من هم مدیریت خوانده ام! و اینگونه بود که مدیران لامردی مقیم شیراز و نماینده لامردی شیراز با تیم جدید مدیریتی دچار چالشی شدند که فوت تئورسینی که شخصیتی کاریزماتیک میان دوستان خود داشت و پس از آن انتصاب عبدالله حسینی (کسی که از فاصله اسفند ۸۶ تا خرداد ۸۹ از تکیه زدن بر هر نوع صندلی توسط دوستان سابقش توسط وی ممانعت به عمل آمد) به مدیرکلی شهری و روستایی استانداری فارس و در کوتاه زمانی ارتقاء به معاونت عمرانی ضربه ای جبران ناپذیر بر پیکره متحد و ناگسستنی اقتدارگرایان اصولگرا شده وارد نمود.

دوران یکساله معاونت عمرانی عبدالله حسینی به تندی برق و باد طی شد و از فروردین ۹۰ و در پی برگزاری جشنهای نوروز زمزمه های کوچک احمدزاده کرمانی به گوش رسید اما هنوز طوفانی در راه بود. فروردین و اردیبهشت ۹۰ فارس دستخوش تغییراتی بود که سابقه نداشت قاسمی فرمانداری که به جای عزیزی آمده بود از قطار با یک فکس ساده پیاده شد و موج تغییرات به فرمانداری لامرد و جنتلمن ترین فرد حلقه راستگرایان لامرد رسید. محمد جعفری در حالی با صندلی فرمانداری خداحافظی نمود که ماه قبل از آن به دلیل قانون مجلس امکان حضور در انتخابات مجلس نهم را از دست داده بود و عدم سکانداری کشتی متلاطم اقتدارگرایان لامرد بر وی و حواریون سخت آمد،اما این بار دیگر فروردین ۸۰ نبود و مصاحبه های آتشین وی با تهران امروز و سخنرانی های امام جمعه تاثیرگذار لامرد ره به جایی نبرد. در این گیر و دار خبر آمد که حکم سرپرستی عبدالله حسینی جهت تصدی استانداری فارس زده شده است و ۳ روز بعد وی از قبول شرایطی که در نهاد برای وی تعیین نموده بودند تا حکم استانداری وی امضاء شود سرباز زد تا کلاف سر درگم سیاست در فارس و منطقه قفل تر شود.

انگار در کمتر از ۲سال از برگزاری انتخابات سال ۸۸ و ورود فتنه به ادبیات سیاسی حال باید جریان انحرافی را نیز به این لیست اضافه می نمودیم. اما نه تیم نزدیک به دولت و شخص رئیس دفتر رئیس جمهور که دیگر رسما انحرافی خوانده می شدند تمایلی برای از دست دادن فارس نداشت. رایزنی ها برای انتخاب استاندار جدید به انتخاب تیمی دیپلماتیک از حلقه نزدیکان دولت انجامید افرادی که به جای رسانه ای بودن اهل چانه زنی و مناسبات دیپلماتیک می نمودند. در گام های اول علی الظاهر راست سنتی فارس به سنگرهای اولیه بازگشتند ولی در عمل نه نمایندگان منتقد دولت چون دکتر قادری تاثیر گذاری زیادی بر این گروه داشتند و نه مهندس حسینی که دیگر معاون نبود و مشاور بود. چندماه از بدون فرماندار بودن لامرد می گذرد و مهر هم که فرماندارش به واسطه رزومه ارائه شده به دکتر فیروزآبادی (وفاداری به ارکان دولت و رئیس دولت) بر صندلی مدیرکلی سیاسی- امنیتی فارس تکیه زد با یک تفاوت که سابق بر این زارع و زمان از مافوق های خود حدائق و دهقانان قوی تر بودند اما این بار معاونی چون فیروزآبادی یار غار استاندار در وزارت امورخارجه، شهرداری منطقه ۷ تهران، مناطق ویژه و….. بر مسند بود و مدیرکلی نیاز داشت مناسب وضع خویش.

 هر روز یک گزینه جهت تکیه زدن بر صندلی فرمانداری لامرد به گوش می رسد و طیفهای مختلف در دل اصولگرایان در غیاب منتقدین همیشگی خود به جنگ قدرت مشغولند.اما پس از بر خورد محمد جعفری که حتی یکسال به صورت برنامه ریزی شده دور خیز خود را جهت حضور در انتخابات آغاز کرده بود با سد قانونی فقط فوق لیسانسها! شورای مشورتی راست لامرد بدون حضور تاثیرگذاری چون درویش زارع و نیروهای اثرگذار خود در منطقه با رای شیخوخیتی تصمیم به انتخاب دکتر موسی موسوی گرفت و در جلسه ۱۳-۱۴ نفره این تصمیم به اطلاع درویش زارعی نیز رسید. سکوت اولیه زارعی دیری نپایید و زمزمه های ناکوک نارضایتی باز هم از دل اردوگاه اقتدارگرایان که این بار رقیب اثرگذار دور قبل (عبدالله حسینی) را نیز در صحنه نمی بینند بلند شده است.

و اما امروز با گذشتن از نیمه مهرماه هنوز لامرد فاقد فرماندار است و دکتر موسی موسوی تیم اجرایی خود را به روستاها و خانه ها گسیل می دارد تا شاید عدم حضور ۲۰ ساله در منطقه را ۲ ماهه پر کند! از آن سو درویش زارعی فارغ از این بیعت گیری های شبانه در فکر لابی جهت معرفی گزینه های فرمانداری لامرد و مهر است چرا که خوب می داند ابزار فشار بر دوستانش جهت تن دادن بر حضور وی در عرصه چیست ، و اینگونه است که میان بخشداران و مدیران تاثیرگذار شهرستان مهر بر سر معاونت فرمانداری خواجه زاده بخشدار فعلی وراوی اختلاف سختی در گرفته است و از دیگر سو معرفی سرهنگ صفری جهت تصدی پست فرمانداری لامرد مخالفان جدی دارد چرا که بیشتر اینان (که این بار نه از طیف اصلاح طلب بلکه از اصولگرایان نزدیک به دولت  هستند) معتقدند که این انتخاب یعنی اتمام انتخابات شروع نشده لامرد و مهر! اما اینگونه که از شواهد و قرائن بر می آید مدیریت کلان استان فارس جهت آرام سازی فضا دست به تغییرات و انتصاباتی چون مشاورت حاج تقاء از موتلفه ای های فارس زده است و گواه این موضوع عدم تسلیم شدن مقابل فشارهایی که جهت تغییر فرماندار شیراز و انتصاب فرماندار لامرد بر آنان می رود.

و اما در سطح منطقه در غیاب رسانه های اثرگذار عملا کار اجرایی دستگاه ها محدود شده است و سفرهای شبانه مدیران و حلقه های واسطشان در شهرستانهای لامرد و مهر جهت معرفی دکتر موسوی شدت گرفته است. تحرکاتی که بیشتر با بیعت گیری همراه است در این میان سکوت کامل رسانه ای شخصیتها و طیفهای اصلاح طلب بر پیچیدگی موضوع افزوده است هر چند افرادی چون شیخ اجرائی به گفته خویش به صورت مستقل در عرصه حضور دارند اما باید تا عید غدیر و تصمیم کلان اصلاح طلبان جهت نوع برخورد با انتخابات مجلس نهم به انتظار نشست چرا که بر خلاف اصولگرایان امروز لامرد،  اصلاح طلبان و خط امامی ها در تمامی مدت حیات فکری – سیاسی خویش حرکاتشان تحت تاثیر مسائل کلان کشور قرار داشته و به هیچ عنوان از اصول اصلی خویش عدول نمی کنند و حضور یا عدم حضورشان نیز نشات گرفته از تصمیمات کلان این طیف است.

پس تا آن زمان طیف دکتر موسی موسوی می توانند با خیال آسوده به بیعت گیری و نه یارگیری بپردازند چرا که بیعت گیری اصولی دارد که متاسفانه یا خوشبختانه این گروه آن را رعایت می نمایند. و اگر در مهرماه فرماندار لامرد و سپس مهر مشخص گردد تا حدودی می توان پازل انتخابات این حوزه را تکمیل نمود.

* روزنامه نگار / منتقد و سردبیر ماهنامه شاخه طوبی

جورچین انتخابات!

شهریور ۵ام, ۱۳۹۰

۱- انتخابات در شهرستانها تفاوتهای بسیار عمده ای با تهران و شهرهای بزرگ کشور دارد. مهمترین آن، انتظارات متفاوتی است که از یک نماینده در شهرهای کوچک وجود دارد. پیگیری امورات اجرایی و رفع معضلات اقتصادی و اجتماعی و محرومیت های موجود در منطقه (نظیر اشتغال و یا حتی تلاش در انتصاب مسولین و بعضا کمک در انجام کارهای خرد موکلین و اصطلاحا راه انداختن کارهای ایشان در سازمانها و ادارت دولتی) توسط یک نماینده در شهرهای کوچک بسیار پررنگتر از کارهای قانونگذاری ایشان است.

در واقع در شهرهایی مانند لامرد و مهر نماینده به قصد تدوین قانون به مجلس اعزام نمیشود. کمبود امکانات و عدم تخصیص اعتبارات و بودجه های مناسب به شهرهای کوچک باعث می شود که یک نماینده توان خود را بیشتر یک صرف پیگیری خواسته ها و محرومیتهای منطقه خود کند و کمتر در تصمیم گیریهای کلان و فرامنطقه ای حضور موثر و مفیدداشته باشد. به همین دلیل نظر جناح های موجود سیاسی در کشور از قبیل اصولگرا و اصلاح طلب که عموما بر پایه مسایل کلان کشوری و فرا منطقه ای میچرخد، در انتخاب مردم شهرهای کوچک تاثیر بسیار اندکی را دارد. چه بسا افراد بومی شهرهای کوچک که در فضای کلان کشور مانند انتخابات ریاست جمهوری دارای تفکرات اصلاح طلبانه هستند اما در انتخاب نماینده مجلس مانند یک اصولگرای سنتی می اندیشد و کاندیدای مورد نظر خود را براساس پارامترهای گفته شده انتخاب میکنند.

وضعیت انتخاب نماینده و نحوه تصمیم گیری مردم با فضای دهه شصت تفاوت چشمگیری پیدا کرده است که گروههای فعال در انتخابات مجلس قطعا باید به این تغییر رویکرد توجه کنند. در دهه شصت رای بزرگ فامیل مشخص کننده رای همه اعضای یک فامیل بود، که امروزه کمتر این گونه است. با رشد تحصیلات و وسایل ارتباط جمعی و اینترنت، اکثر جوانان برای خود هویت و چارچوب تصمیم گیری متفاوت و بعضا مستقلی دارند که دیگر صرفا به رای بزرگ فامیل توجه ندارند و به دنبال استدلال هستند. گروهی در این انتخابات پیروز است که ضمن جذب بزرگان فامیل، در جهت متقاعد کردن نسل جوان و بعضا مشارکت آنان در تصمیم گیری گام بردارد و به سوالات بعضا تند و گزنده آنها پاسخ مناسب دهد.

۲- حدود شش ماه به انتخابات مجلس نهم مانده است. گروه اصولگرایان سنتی لامرد کاندیدای خود را دکتر موسوی معرفی کرده اند. این انتخاب زودهنگام! بازخوردهای متفاوتی را در سطح شهرستانهای لامرد و مهر داشته است. با توجه به نبود نظرسنجی قابل اعتماد، نمیتوان در خصوص میزان اقبال عمومی موسوی یا زارعی رای قاطعی صادر کرد. اگر نتوانیم بگوییم بازخورد معرفی دکتری موسی موسوی منفی بوده است، حداقل این که آنچنان هم مثبت و چشمگیر نبوده است، خاصه این که زارعی نه تنها بطور صریح حمایت خود را از موسوی اعلام نکرده است، بلکه زمرمه‌هایی بر تمایل ایشان به ورود به عرصه انتخابات نیز شنیده میشود. علیرغم معرفی زودهنگام موسوی توسط اصولگرایان، افرادی از مجموعه اصولگرایان و حتی اصلاح طلبان به سمت درویش زارعی تمایل پیدا کرده اند (به دلیل این که احساس میکنند ایشان شایسته تر است و بعضا با این انتخاب مورد ظلم واقع شده است) و از ایشان خواسته اند که خود را کاندیدا کند.

موقعیتی که اکنون برای زارعی پیش آمده مطلوب و دلنشین است به دلیل آنکه باعث روانه شدن موجی از درخواستها به سمت ایشان شده (چه از طرف گروهی که از ابتدا به کاندیداتوری ایشان متمایل بودند و چه از ناحیه افرادی که از روی “نفی موسوی” به “اثبات زارعی” رسیده اند و چه آنانی که به امید ایجاد اختلاف در جبهه اصولگرایان خواهان ورورد زارعی هستند) که در صورت عدم معرفی موسوی این اقبال عمومی به ظاهر گسترده برای ایشان پیش نمی آمد.

چنانچه از ابتدا درویش زارعی از سوی اصولگرایان سنتی معرفی میشد، بدون تردید امروز درویش زارعی به جای آنکه پاسخگوی درخواستهای جمعی از مردم برای کاندیداتوری باشد، می بایست در برابر حجم وسیعی از ایرادات درست و نادرستی که رقیبان و مخالفان ایشان از سابقه کاری ایشان در فرمانداری لامرد، استانداری فارس و دانشگاه آزاد میگرفتند، از خود دفاع کند.

به نظر میرسد یکی از دلایلی که موسوی بر زارعی ترجیح داده شده است سابقه اجرایی درویش زارعی است که اگر چه داشتن سابقه اجرایی یک مزیت است اما به همان اندازه و شاید بیشتر می تواند باعث ریزش آرا شود. زیرا پیدا کردن مشکلات و ایرادات در فردی که زمانی قابل توجه عهده دار بالاترین مقام اجرایی شهرستان بوده، در مقایسه با یک فرد با سابقه کم اجرایی بسیار راحت تر است.

به همین دلیل اصولگرایان سنتی فردی را انتخاب کرده اند که اگر تاکنون در هسته تصمیم گیری حضور داشته، اما سابقه اجرایی قابل توجه نداشته باشد تا برای رقیبان فرصت تخریب کمتری فراهم شود، اما معرفی زودهنگام ایشان آنهم در شروع ماه رمضان باعث شد که تنور بحثها و تحلیل های سیاسی مردم در نشستهای شبانه حسینیه ها بسیار داغ شود و میرود که آتش گر گرفته آن دامن وحدت اصولگرایانان سنتی را بگیرد، اصولگرایانی که از انقلاب تاکنون (بر خلاف همتای خود در تهران) هیچگاه در عرصه تصمیم گیری سیاسی در سطح منطقه دچار اختلاف جدی نشده اند.

برای فرار از این وضعیت، جبهه اصولگرایی با دو گزینه روبرو است:

گزینه اول این که گروه اصولگرایان سنتی دروبش زارعی را با خود همراه کرده و از ایشان بخواهد که ضمن حمایت از موسوی با شفافیت اعلام کند که کاندیدا نخواهد شد و  از طرفداران خود نیز بخواهد که از موسوی حمایت کنند. این گزینه برای هسته مرکزی تصمیم گیرنده اصولگرایان سنتی گزینه مطلوب محسوب میشود اما مستلزم آن است که درویش زارعی و حامیان ایشان مجاب شوند که موسی از زارعی اصلح تر و همچنین رای آورتر است و یا زارعی شخصا برای حفظ وحدت تصمیم به همراهی با موسوی کند.

گزینه دوم این است که حال که معرفی زودهنگام موسوی به عنوان کاندیدای اصولگرایان انجام شده است، ایشان به فعالیتهای تبلیغاتی خود ادامه دهد و با ادامه بحثهای موجود در جامعه، راه را برای معرفی بهتر و متمایل شدن نگاهها به درویش زارعی هموار شود و زمان نه چندان طولانی مانده به انتخابات موسوی انصراف داده و  زارعی به عنوان کاندیدای نهایی اصولگرایان اعلام شود. جناح رقیب با فرض این که زارعی کاندیدا نمی‌شود، فرصت کنکاش در سابقه درویش زارعی برای یافتن و یا ساختن نکات سیاه و تبلیعات منفی علیه ایشان را از دست می دهد و در نهایت جناح اصولگرای سنتی، با معرفی زارعی به عنوان کاندیدای نهایی خود، چنین وانمود میکند که به نظر نخبگان و توده مردم اهمیت داده و از این طریق نیز اعتبار کسب میکند و در نهایت موسوی نیز به عنوان فردی از خودگذشته که در پی دنیا و کسب مقام دنیوی نیست معرفی میشود …..و همه در این بازی برنده خواهند بود و اختلاف بوجود آمده به یک فرصت بسیار خوب برای اصولگرایان تبدیل میشود.

این گزینه برای زارعی و طرفدارانش گزینه مطلوب محسوب میشود، اما مستلزم آن است که تصمیم گیرندگان اصولگرا با زارعی به تفاهم برسند و یا مجاب شوند که زارعی اصلح تر و همچنین رای آورتراز موسوی است.

۳- حضور یک وزیر از منطقه لامرد و مهر در راس کلیدی ترین وزارتخانه کشور که حوزه فعالیت آن با پتانسیل لامرد قرابت بسیاری دارد، فرصت منخصر بفرد و بسیار مغتنمی است که اگر قدر دانسته شود می‌تواند تحولی را در منطقه لامرد و مهر ایجاد کند که با تمامی پیشرفتهای بدست آمده تاکنون برابری کند. انجام اولین سفر کاری وزیرنفت به اسیر و  وعده یک زندگی خوب برای مناطق محروم همجوار صنایع پالایشگاهی سیگنالهایی مبنی بر علاقه مندی ایشان به ایفای نقش در شهر مهر و لامرد مخابره میکند.

اگر چه نقش وزیر محترم نفت در انتخابات منطقه نقشی بسیار حساس است و کاندیدایی که بتواند تعامل سازنده ای با ایشان داشته باشد قطعا از مزیتهای نسبی در جذب آرای مردم خواهد داشت، اما امید میرود که سردار قاسمی عزیز با اطلاع از پتانسیل بسیار بالای خود در خدمت رسانی به منطقه، قبل از آنکه نقش یک فعال سیاسی را بازی کند و یا به دنبال حمایت از یک کاندیدای خاص باشد، در نقش حامی نماینده منتخب مردم قرار گیرد که منطقه بیشتر از نقش سیاسی به نقش پدرانه ایشان نیازمند است.

کاری که زور بازوی “رستم” می تواند برای پیشرفت و آبادانی لامرد و مهر کند نه در توان عصای “موسی” است و در نه در کشکول “درویش” یافت می شود مشروط بر اینکه این فرصت توسط ایشان و جناح های سیاسی منطقه به درستی درک شود و عمران و آبادی منطقه و نفع و مصلحت مردم بخصوص جوانان جویای کار اولویت اول و غیرقابل خدشه محسوب شود و دستمایه رقابتهای معمول سیاسی نشود. تجربه اختلافات ناخوشایندی که در زمان وزارت موسوی لاری اتفاق افتاد، باید نصب العین وزیر محترم نفت و جناحهای سیاسی منطقه قرار گیرد تا آن فرصت سوزی دوباره تکرار نگردد.

جذب نیروهای بومی در صنایع گاز منطقه علی الخصوص در بخش مدیریت آن، اولویت دادن به شرکتهای بومی در مناقصه ها و اجرای پروژه ها، تخصیص اعتبار مناسب به پروژهای راه سازی، ایجاد و پشتیبانی از بیمارستانها و و هم چنین راه اندازی مراکز گردشگری در سطح منطقه از نیازهای مبرم منطقه است که اگر جزء اولویتهای کاری وزیر نفت نیز قرار گیرد و بر انجام  کامل آن اهتمام ورزیده شود، بر همه شئون زندگی مردم منطقه اثر خواهد گذاشت و “زندگی خوب” را برایشان نوید خواهد داد و….  نام رستم قاسمی را در تاریخ منطقه ماندگار خواهد کرد. انشاالله آنچه که برای مردم و علی الخصوص حوانان لامرد و مهر خیر است اتفاق بیفتد.

من ” مشایی ” را دوست دارم !

شهریور ۲۵ام, ۱۳۸۹

رساله ای در ستایش آزادی بیان :

من مشایی را دوست دارم وقتی درباره مدیریت انبیاء ” اظهار عقیده ” میکند . دوستش دارم وقتی درباره رابطه انسان با خدا ” نظر” میدهد . من اصلن از دستش ناراحت نمیشوم حتی وقتی از دوستی با مردم اسراییل “حرف ” میزند . وقتی میبینم اسفندیار “جسارت ” میکند و میرود مینشیند کنار هدیه تهرانی و به تابلو های نقاشی اش نگاه میکند و به کسی که مثل او نمی اندیشد ” احترام ” میگذارد و به وجود هنر در کسی که تلوزیون از پخش تصویر و هنرش طفره میرود ” اعتراف” میکند به او علاقه ام دو چندان میشود. آن لحظه که از همه طرف از شرق تا غرب از کیهان تا ایران به او حمله میکنند ولی او ” استقامت” میکند و در   ” ابراز عقیده ”  مداومت میورزد و باز یک اظهار نظر جدید می کند و ککش هم نمی گزد، از خوشحالی میپرم بالا. من وقتی میبینم داخل این مملکت گروه معدودی میگویند فقط ما باید حرف بزنیم ولی آقای مشایی عزیز چون اسفندیار می ایستد و با یک صحبت عالمانه یا یک ” اظهارنظر” خنده دار -چه فرق میکند؟ – میزند توی برجکشان و آب در خوابگه شان میریزد یک هورای بلند برای اسفندیارمیکشم . دوستش دارم زیرا میبینم در کشورم که روزنامه نگارش ، سیاستمدارش و معاون وزیرش به خاطر حرف زدن دیگر نمیتواند حرف بزند، او دارد :” حرف” میزند ، دارد” فریاد” میزند، دارد به راحتی آب خوردن هرچی دلش میخواهد می گویید. دارد یک سوال ساده از همه میپرسد: که اگر حتی من رفیق گرمابه و حمام رییس جمهور و همه کاره دولت نتوانم حرف بزنم پس چه کسی میتواند حرف بزند؟ به او علاقه مندم که یک تنه دارد بار سنگین ” چند صدایی” را در پایانه ی ” پلورالیسم ” به دوش میکشد

…..

مشایی مشت محکم مشکوکی است که با حرکات انفجاری ناخواسته و عجیبش میرود توی صورت  ” جمود” ، توی صورت “خود استبداد “، توی صورت  ” تو حرف نزن، من حرف میزنم” ،  توی صورت  ” اگر فقط مثل من میخواهی حرف بزنی ، حرف بزن “. مشایی بهلول غافلی است که گاه گاه سر راه عاقل ها ظاهر میشود و مجبورشان میکند از اسب ” همیشه گفتن” پیاده شوند و کمی بشنوند. مشایی مشیت پنهانی است که دارد با میخ های تیز  ” پرگویی”  و  “بی ربط گویی” کشتی  ” اظهار عقیده ”  را سوراخ میکند تا کشتی نیفتد به دست پادشاهی که می خواهد این کشتی را مصادره کند. اجرای اسفندیار اجرای آماتور ابتدایی ترین حق انسان یعنی “حق آزادی بیان” است که مدعیان دروغین مکتب ایرانی و اسلامی را به تصویر و محکمه کشیده است .

من در سرزمینی که بیرق های  تکثر و  “چند صدایی”  از حرکت ایستاده اند دربرابر بادهای مخالف موسمی که از پاستور میوزند و خاک میریزند روی تعفن   “تک صدایی”   تن نمیپوشانم.

من در نیمه ی پر لیوان پدیده ی به نام “مشایی ” ماهی های خسته ی  “اظهارعقیده”  ، ” حق آزادی بیان”  ،” احترام به دیگران”  ،” اعتراف به حضور و حقوق دیگران” و..  را میبینم که او با لجاجتی که از رییس خود به ارث برده ناخواسته آنها را ازافتادن در کویر  استبداد نجات بخشیده است.

من ” مشایی ” را دوست دارم !

کوروش و کرنش !

شهریور ۲۳ام, ۱۳۸۹

کورش آرام بخواب که ما بیداریم
جمله ای که شاه ایران در سال ۱۳۵۵ در جریان  مراسم جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی خطاب به کوروش کبیر و با اشک گفت  اما کوروش را خوش نیامد و او را ولد خلف خود ندانست و ۲ سال بعد به همت امام خمینی (ره) و یاران باوفایش  کاخ و سلطنتش فروریخت و دم به تله نداده هم گریخت . در این سالهای طولانی بیش از ۲۵۰۰ ساله و پس از آن هیچ سابقه ای از کوروش کبیر سراغ نداریم که کرنشی بر کسی یا چیزی کرده باشد و آنچه که بوده است  کرنش  و احترام دنیای پهناوری بوده که بزرگ و کوچک ، غنی و فقیر ، شاه و گدا ، خان و رعیت ، دوست و دشمن و … بر کوروش و بزرگی و عظمت او چه از لحاظ  عقل و علم ، کشور داری و مدیریت ، سیاست و کیاست ، علوم انسانی و منابع انسانی ، عمران و معماری ، زه  و زهکشی ، جغرافیا و کیهانشناسی ، یزدانشناسی و یزدانپرستی ، بشر و حقوق بشر ، نظاممندی و دولتمداری ، لشکر و لشکرکشی ، جنگ و جنگاوری ، کاخ وگلستان ، آبادی  و ساخت  و …  کرده است  تا اینکه پهلوانان ایران زمین در دوره کنونی و بدنبال طرح مکتب ایرانی وموفقیت دولت ایران در مذاکرات با دولت انگلیس ، موفق شدند منشور حقوق بشر همین کوروش کبیر را برای مدت  ۴ ماه  از بریتانیا به ایران وارد نمایند(صبح جمعه ۱۹ شهریور ماه ۱۳۸۹ خورشیدی) .

در اینجا بود که  پس از ۲۵۶۹ سال ، کوروش کبیر به وجد آمد و برای اولین بار در تاریخ گیتی به زانو افتاد و درمقابل رئیس جمهور محترم وقت ایران کرنش کرد . البته نه تنها ایشان(کوروش کبیر) بلکه کاوه آهنگر آن قهرمان افسانه ای ایران زمین از سالها قبل از هخامنشیان(دوره پیشدادیان) نیز از این شگفتی بخروش آمد و برای اینکه از کوروش کبیر عقب نماند ، جلو برادر احمدی نژاد لنگ انداخت و به زانو درآمد . هر دو این بزرگان بمناسبت اقدام جسورانه شان موفق به دریافت چفیه ای از دست مبارک آقای رئیس جمهور شدند . بلافاصله پس از این دو بزرگوار(کوروش و کاوه) بسیجی قهرمان همراه با درفش مقدس جمهوری اسلامی ایران وارد و یک چفیه همانند همان چفیه ای که هدیه کرنش آندو بزرگ بود دریافت کرد  .

در این ماجرا در واقع همه در مقابل موفقیت دولت به زانو در آمدند بجز جناب “مک گریگور ”  انگلیسی که نه تنها برای کرنش  زانو نزد بلکه مسئولین حاضر در مراسم جلو ایشان نیم خیز و یا چارقد بلند شدند.

لطفا به  نکات زیر که توسط اکثر خبرگزاری ها نیز مخابره شده است و حاشیه هائی از مراسم با شکوه عصر یکشنبه مورخه ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ خورشیدی  بمناسبت رونمائی از منشورحقوق بشر کوروش کبیر است ، توجه فرمائید:

* دو نفر که لباس سربازان هخامنشی را بر تن کرده بودند و نیزه به دست جلوی درب ورودی ساختمان محل برگزاری مراسم ایستاده بودند، توجه مدعوین را به خود جلب می‌کردند.
*ماکت طراحی شده از قسمت‌هایی از بقایای تخت جمشید روی سن تعبیه شده بود. این ماکت ‌در وسعتی بزرگتر در همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز مورد استفاده قرار گرفته بود.

*مجری این مراسم همان گوینده ‌مستندهای “راز بقا ” که از صدا و سیما پخش می‌شد، بود. او در دقایق ابتدایی مراسم از گروه موسیقی بختیاری دعوت کرد روی سن بیایند و به اجرای موسیقی بپردازند. هنگامی که اعضای این گروه ‌موسیقی روی سن آمدند و سازهای خود را امتحان می‌کردند، احمدی‌نژاد که در ساختمان دیگری بدون حضور خبرنگاران و فقط با حضور تصویربرداران و عکاسان رسانه‌ها از “منشور کوروش ” رونمایی کرده بود، وارد سالن شد که همزمان با ورود احمدی‌نژاد اجرای موسیقی توسط گروه بختیاری لغو شد.
* مجری برنامه با توصیف احمدی‌نژاد به عنوان “سالارمرد ساده‌زیست عدالت ایران زمین ” به رئیس جمهور خیر‌مقدم گفت.

  • · “مک گریگور ” رئیس موزه بریتانیا، تعدادی از سفرای کشورهای خارجی مقیم تهران از جمله سفیر انگلیس  و برخی هنرمندان سینما در این مراسم حضور داشتند.
  • · رئیس موزه بریتانیا در سخنرانی خود که پیرامون تاریخچه “منشور کوروش ” بود، حکومت کوروش را “بزرگترین امپراطوری جهان ” ‌و فتح بابل و منشور کوروش را “پیروزی امپراطوری هخامنشی ” و “فرازی از تاریخ یهودیان ” توصیف کرد و این منشور را یک “میراث همگانی ” و “متعلق به همه انسان‌ها ” دانست.
  • · پس از پایان سخنرانی رئیس موزه بریتانیا، وی به همراه مترجم خود از مقابل احمدی‌نژاد و همراهانش عبور کرد که احمدی‌نژاد نیم‌خیز و مشایی و بقایی به طور کامل از جایشان بلند شدند.

* پس از ‌سخنرانی رحیم‌مشایی، دو نفر که لباس‌های مربوط به دوران هخامنشیان را به تن داشتند، روی سن رفتند و شروع به نواختن ساز “سورنا ” کردند. همزمان با این موسیقی “کوروش ” نمادین روی سن رفت و رو به جمعیت و مقابل احمدی‌نژاد زانو زد و پس از آنکه احمدی‌نژاد چفیه‌ای را بر گردن او انداخت، از منشور نمادین کوروش که ابعاد بزرگی داشت و آن‌را با پرده سفیدی پوشانده بودند، رونمایی کرد.

  • · سپس یکی دیگر از هنروران  در نقش “کاوه آهنگر ” وارد سالن شد و با در دست‌ داشتن نیزه‌ای که پرچم چرمی “کاوه ” روی آن قرار داشت، مقابل احمدی‌نژاد زانو زد و رئیس جمهور چفیه دیگری را روی گردن “کاوه آهنگر ” انداخت.
  • · همزمان با این کار و موسیقی‌ حماسی‌ای که نواخته می‌شد، افرادی که لباس قومیت‌های مختلف ایران زمین را بر تن داشتند، روی سن حاضر شدند و بعد از آن یک هنرور با لباس بسیجی روی سن رفت و پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را به اهتزاز درآورد و بعد از آن تکبیر ‌گفت؛ او سومین نفری بود که احمدی‌نژاد چفیه بر گردنش انداخت.(فکر میکنم  اینجا بود که آقای احمدی نژاد متقابلآ به پرچم مقدس ج.ا.ا. و بسیجی دلاور احترام گذاشتند).
    توضیحی در مورد منشور:

منشور کوروش که استوانه‌ای با ۲۳ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض است و دور تا دور آن در حدود ۴۰ خط به زبان آکادی و به خط میخی بابلی نوشته شده، ساعت ۴:۲۵ دقیقه روز جمعه ۱۹ شهریورماه از انگلستان وارد ایران شد و روز یکشنبه ۲۱ شهریور ۸۹ طی مراسمی‌ در ویترین مخصوص قرار گرفت.قبلا نیز بمناسبت جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در زمان رژیم دست نشانده پهلوی با هزینه ای بالغ بر ۵ میلیون پوند به ایران آمده بود (۱۳۵۵ خورشیدی).
استوانه کوروش در سال ۱۲۸۵ خورشیدی توسط هرمز رسام باستان‌شناس بریتانیایی اصل آسوری تبار، در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه (نیایشگاه مَـردوک) در شهر باستانی بابل در بین‌النهرین کشف شد و بنابر قوانین آن زمان از ایران خارج و تاکنون نیز در بخش ایران باستان موزه بریتانیا نگهداری می‌شده است.‌
گمان نخستین باستان شناسان این بوده که این لوح توسط یکی از پادشاهان بابلی نگاشته شده است. اما پس از بررسی خط شناسان مشخص شد که این استوانه در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به هنگام ورود سپاه ایران به بابل و فتح این شهر به فرمان کوروش، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان نوشته شده است. ترجمه و انتشار متن این استوانه گلی نشان داد آن چه از خاک بابل کشف شد، “نخستین منشور جهانی حقوق بشر ” است.

والسلام علی عبادالله الصالحین

اندر کرامات شیخ ما!

تیر ۱۶ام, ۱۳۸۹

در خبرها به نقل از ملاباشی معاون دانشجویی وزیر علوم آمده است که براساس یک آئین نامه جدید که وزیر علوم، تحقیقات و فناوری به زودی آن را امضا می کند، هر دانشجویی در دانشگاه های دولتی، صرف نظر از رتبه آن دانشگاه و نمره کسب شده در آزمون ورودی، می تواند به هر منطقه از کشور که خانواده اش مستقر است، بدون هیچ مشکلی منتقل شود .
این خبر مسرت بخشی برای دانش آموزان و دانشجویان لامردی خواهد بود. بچه های لامردی حالا می توانند با خیال راحت به هر کدام از دانشگاه های شهر که بخواهند برگشته و نه تنها از دلتنگی خانه و خانواده آسوده شوند بلکه به ریش دانشجویان تهرانی و اصفهانی هم بخندند. هیچ چیز بهتر از در کنار خانواده بودن نیست. به نظرم بد نیست دانش آموزان سختکوش لامردی و مهری به همراه بچه های شهر های اطراف طوماری نوشته و از این اقدام وزیر که در جهت اهداف دولت عدالت گستر است تشکر و قدردانی نمایند.
ما هم از این پس در دانشگاه منتظر دانشجویان با استعدادی می مانیم که روزگار آنها را از کاشانه شان دور کرده بود و حالا بر ما منت گذاشته، قدم بر چشم ما می نهند.

پاد یا پاک

شهریور ۸ام, ۱۳۸۸

همگی مناظره تلوزیونی کروبی و احمدی نژاد رو به یاد دارید. احمدی نژاد در این این مناظره رو به کروبی می گوید حاج آقا شما از کجا آوردید که ۱۸ میلیارد تومان رو به مخابرات برای ارسال اس ام اس اختصاص دادید؟…

اما از همون روزا ( قبل از انتخابات) تا به امروز که چندین ماه از انتخابات می گذره، سیستمی در دولت با عنوان پاد( پایانه اطلاع رسانی دولت)  راه افتاده که خبرهای کوتاه دولت را به همراه بعضی از مشترکان ارسال می کند. اما چند سوال در این خصوص:

  1. هزینه این سیستم از کجا تامین شده است؟ با توجه به اینکه در ایام انتخابات احمدی نژاد بیش از اینکه رئیس دولت باشد، یک کاندیدا است.
  2. اگر مخابرات از دریافت سفارش ارسال اس ام اس انبوه برای کاندیداها منع شده است، آیا برقراری این سیستم در آستانه انتخابات دور زدن قانون نیست؟
  3. فکر می کنید ارسال بعضا برخی جملات کلیشه ای و تکراری که به سلیقه این سیستم به عنوان اخبار مهم تلقی می گردد به عنوان تیتر اخبار مهم برای مردم چه اهمیتی دارد؟ نمونه ای از این اخبار: -الهام: وجود همگرائی بین اعضای کابینه امری ضروری و اجتناب ناپذیر است
  4. به نظر شما آیا این سیستم در راستای احیای کروبی کار نمی کند و یا نمی توان نام آن را به پایانه احیای کروبی(پاک) تغییر نام داد؟

هر دم از این باغ بری می‌رسد

مرداد ۳ام, ۱۳۸۸

  1. اَمرداد ۸۷: دانشگاه آکسفورد، اعطای مدرک دکتری به آقای علی کردان از ایران را رسما تکذیب کرد. اداره تایید مدارک دانشگاه آکسفورد و نیز دانشکده حقوق این دانشگاه با ارسال جداگانه پاسخ کتبی به استعلام سایت الف درباره مدرک دکتری  آقای علی کردان، اعلام کردند که هیچ سابقه‏ای از اعطای مدرک دکتری به فردی به نام علی کردان در این دانشگاه وجود ندارد.
  2. اَمرداد ۸۸: آکادمی علوم نیویورک گفت ادعای وزیر علوم ایران در مورد عضویت در این آکادمی درست نیست. روزنامه اعتماد نوشت: نماینده آکادمی بین المللی علوم نیویورک به وزیر علوم هشدار داد در صورت عدم تکذیب عضویت در آکادمی علوم نیویورک و انجمن ریاضی ژاپن از وی در مراجع قضایی شکایت خواهد کرد. زاهدی خود را عضو آکادمی بین المللی علوم نیویورک و انجمن ریاضی ژاپن معرفی کرده بود.
  3. اَمرداد ۸۸: وزیر صنایع در دادگاه عمومی تهران محکوم شد. روزنامه همشهری نوشت به‌دنبال شکایت فرزاد سلیمی از موسی مظلوم و علی اکبر محرابیان(وزیر صنایع) مبنی بر ثبت اختراع او توسط این دو نام‌برده به نام خودشان، دادگاه براساس شواهد تایید کرد که اختراع «اتاق امن زلزله» پیش از آنکه به نام محرابیان به ثبت برسد، توسط شاکی اختراع و طراحی شده بود و شاکی، این طرح را سال ۸۲ به شهرداری تهران و سال ۸۳ به مطبوعات ارائه داده بود. بر این اساس دادگاه نتیجه گرفت که مقامات وقت شهرداری تهران با دریافت طرح، آن را به نام خود ثبت کرده‌اند. در نهایت دادگاه حکم به بطلان ثبت اختراع به نام محرابیان و همکارش داد و حق معنوی اختراع را از آن فرزاد سلیمی و محمود حسینی دانست. مقامات وقت شهرداری تهران، پس از ثبت اختراع سلیمی به نام خود، کتابی با همین عنوان (اتاق امن) نیز منتشر کرده و این اختراع را تحت آن معرفی کردند.

ضرب‌المثل‌های تِراکمه‌ای:
۱- اَ اُشتُر گفتِن بَرِ چه خ…ایه‌ات پَسِن؟ گفت: چِم مِلِ هَمَه کَسِن؟
ترجمه: به شتر گفتن چرا ب…یضه‌هایت عقب است؟ گفت چه چیزیم به بقیه‌ی مردم می‌ماند؟

۲- دوذمون مِشِی مَحلی، یا اَ چِش و ری ناقِصِن یا اَ دَس و پَهلی
ترجمه: دودمان مشهدی محمد علی، یا از ناحیه‌ی چشم و رو ناقصند و یا از دست و پهلو

رهبر انقلاب: همه تسلیم قانون باشند

اسفند ۴ام, ۱۳۸۶

رهبر انقلاب: همه تسلیم قانون باشند

 

 

 

رهبر انقلاب اسلامی ایستادگی و حرکت مستمر رو به جلوی ملت ایران در ۲۸ سال گذشته را عامل عزت نظام اسلامی دانستند و با اشاره به راهپیمایی ۲۲ بهمن به عنوان عرصه پرشور حضور مردمی در مقابل نگاه‌های جهانی، تصریح کردند: راهپیمایی روز ۲۲ بهمن مظهر اقتدار، اراده و عزم ملی است.

به گزارش ایسنا، آیت‌الله خامنه‌ای روز جمعه در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی که در سالروز بیعت تاریخی کارکنان نیروی هوایی ارتش با امام خمینی(ره) در ۱۹ بهمن سال ۵۷، برگزار شد، درباره اهمیت راهپیمایی روز ۲۲ بهمن تاکید کردند: مراسم سالگرد انقلاب در ایران برخلاف اکثر کشورها، یک مراسم کاملا مردمی است که مردم در هر شرایطی در صحنه حاضر می‌شوند و امسال نیز مردم ایران با حضور گسترده و حتی پرشورتر از سال‌های گذشته، عزم و اراده و دلبستگی خود به انقلاب اسلامی را به رخ جهانیان خواهند کشید.

آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: در روز ۲۲ بهمن، آن‌هایی که باید متوجه شوند ملت ایران از لحاظ عزم و اراده و دلبستگی به انقلاب در چه روحیه و وضعیتی قرار دارند، متوجه خواهند شد و به همین علت حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن بسیار مهم است. آیت‌الله خامنه‌ای از تفکر صحیح، هوشمندانه و همراه با ایمان شورانگیز و شجاعت در اقدام به عنوان عناصر اصلی عزت بخش ملت ایران در طول دوران انقلاب اسلامی یاد و خاطرنشان کردند: انقلاب اسلامی عزت را جایگزین تحقیر بیگانگان، استقلال را جایگزین وابستگی تلخ و ذلت‌بار دوران طاغوت، و ایستادگی و اقتدار را جایگزین تسلیم محض در مقابل بیگانگان کرد .

ایشان با اشاره به شکل‌گیری هویت جدید برای کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی افزودند: انقلاب اسلامی با ساقط کردن حکومت مطلقه موروثی و بی‌منطق سلطنت، بنای یک حکومت مردم سالاری و مبتنی بر ارزش‌های انسانی را پایه گذاری کرد و با استقرار نظام اسلامی، ملت ایران راه پیشرفت خود را یافت. رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر این‌که ” ملت ایران هزینه‌های رسیدن به پیشرفت و اوج را نیز پرداخت کرده است” تصریح کردند: امروز به برکت انقلاب اسلامی، ملت ایران ملتی عزیز و الهام‌بخش است و نظام جمهوری اسلامی نیز نظامی مقتدر است که همه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای چاره‌ای جز اعتراف به عظمت آن ندارند. آیت الله خامنه‌ای با اشاره به اراده مصمم ملت ایران برای ادامه راه پیشرفت تاکید کردند: برآیند تحرکات گوناگون و مسوولیت‌های مختلف در دوره‌های ۲۸ سال گذشته، حرکتی منظم رو به جلو برای ملت ایران بوده است که با وجود همه تلاش‌های دشمن، این حرکت متوقف نشد و در آینده نیز متوقف نخواهد شد.

ایشان لحن ستایش مراکز قدرت جهانی از ملت ایران را نتیجه ایستادگی و عزم و اراده برای ادامه مسیر پیشرفت ارزیابی و خاطرنشان کردند: البته برخی مراکز تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دنیا به صورت خصمانه، کینه‌توزانه و همراه با حسادت و برخی هم با خرسندی لحن ستایش خود را بیان می‌کنند اما در مقابل، ملت‌های مسلمان و حتی برخی ملت‌های غیرمسلمان، همه با شیفتگی تمام از ایستادگی ملت ایران تجلیل می‌کنند.

آیت‌الله خامنه‌ای انتخابات را یکی از عرصه‌های حساس و تعیین کننده دانستند و در تبیین اهمیت آن افزودند: بررسی هر دوره از انتخابات در مقاطع مختلف نشان می‌دهد، تلاش تبلیغات خصمانه استکبار جهانی بر کاهش حضور و انگیزه مردم برای انتخابات متمرکز بوده است که همواره هم به نتیجه نرسیده‌اند و این مساله نشان دهنده اهمیت انتخابات است. ایشان با اشاره به درماندگی دشمنان در مقابل مردمسالاری ملت ایران خاطرنشان کردند: کسانی که به بهانه دموکراسی و دفاع از نظام های مردمی، کشور گشایی، فاجعه‌آفرینی و کشتار می‌کنند و حتی از رژیم های کودتایی و موروثی نیز حمایت می‌کنند ناچارند در مقابل مردم سالاری ملت ایران دم از نبود آزادی در انتخابات، یا نبود انگیزه مردم برای شرکت در انتخابات بزنند و یا برای تعطیلی انتخابات تلاش کنند که در برهه‌ای نیز به وسیله برخی عناصر فریب خورده این تلاش را کردند ولی به اهداف خود نرسیدند.

رهبر انقلاب اسلامی شرکت در انتخابات را فریضه و وظیفه‌ای ملی برشمردند و تاکید کردند: این وظیفه با روی کار بودن دولت‌های گوناگون و یا جریان‌های سیاسی مختلف تغییر نمی‌کند و همه باید خود را موظف به شرکت در انتخابات بدانند و در این مسیر نیز بهانه جویی نکنند. آیت‌الله خامنه‌ای انتخابات در نظام اسلامی را در مقایسه با سایر کشور جزو سالم‌ترین انتخابات ارزیابی کردند و افزودند: من به دست‌اندرکاران انتخابات توصیه کرده‌ام که باید قانون به شدت رعایت شود و همه نیز باید الزامات قانونی را بپذیرند و تسلیم قانون باشند، زیرا قانون حد و فاصل حق و باطل است و قانون را نباید دور زد.

ایشان در همین خصوص خاطرنشان کردند: باید مراقب بود به کسی ظلم نشود و در مقابل حق مردم نیز تضییع نشود و با لحاظ قانون باید رعایت کرد که افراد ناصالح معرفی نشوند و انسان‌های صالح هم از حقوق خود محروم نشوند.

رهبر انقلاب اسلامی مساله اصلی در انتخابات را حضور مردم دانستند و تاکید کردند: کسانی که به نحوی دست‌اندرکار انتخابات اعم از سیاستگذاری، اجرا و موارد دیگر هستند، باید با توجه به اهمیت حضور مردم، وظیفه خود را انجام دهند.

آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود ضمن تبریک نوزدهم بهمن به کارکنان نیروی هوایی ارتش و ملت ایران، حرکت تاریخی جمعی از کارکنان نیروی هوایی ارتش در نوزدهم بهمن سال ۵۷ را نقطه عطف و حرکتی شجاعانه، هوشمندانه، به هنگام و برخاسته از ایمان توصیف کردند و افزودند: این حرکت در واقع برآیندی از مجموعه احساسات و ذهنیات نیروی هوایی ارتش در آن زمان بود.

فرمانده کل قوا با اشاره به هویت جدید و اقتدار و عزت ارتش بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به سربلندی نیروی هوایی در آزمون دفاع مقدس و کارهای بزرگ این نیرو بعد از دوران دفاع مقدس اشاره و خاطرنشان کردند: نیروی هوایی باید مسیر پیشرفت خود را با شتابی مضاعف ادامه دهد و در این مسیر همچون گذشته علاوه بر اتکاء به ابزارهای مادی، در جهت تقویت بیش از پیش ایمان و اراده گام بردارد.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به مساله فلسطین و محاصره و کشتار مردم غزه، آن را نتیجه سیاست خاورمیانه‌ای غلط امریکا و کنفرانس ننگین پاییزی دانستند و تاکید کردند: دولت‌های اسلامی باید محاصره غزه را بشکنند و دولت و ملت مصر در این خصوص وظیفه بزرگی دارند و همه ملت‌های مسلمان باید به دولت و ملت مصر برای انجام این وظیفه کمک کنند.

آیت‌الله خامنه‌ای تصریح کردند: در شرایطی که مردم غزه در آتش و خون هستند و این فاجعه‌آفرینی نتیجه سفر رییس جمهور امریکا به منطقه است، ‌مذاکره کشورهای منطقه با امریکا و رژیم غاصب صهیونیستی هیچ فایده‌ای ندارد.

ایشان افزودند: دولت‌های عربی باید مراقب باشند تا از آن‌ها یا عناصر دیگری از فلسطینی‌ها برضد مردم غزه استفاده نشود زیرا ننگ این مساله تا ابد بر پیشانی آن‌ها خواهد ماند.

رهبر انقلاب اسلامی تنها راه نجات ملت فلسطین را مقاومت و ایستادگی دانستند و افزودند: ایستادگی مردم فلسطین و غزه در مقابل فشار عظیم اقتصادی و تهاجم و کشتار تحسین‌برانگیز است و مردم فلسطین باید مراقب توطئه دشمنان برای ایجاد جدایی میان ملت و دولت منتخب فلسطین نیز باشند.

در این دیدار امیرسرتیپ میقانی فرمانده نیروی هوایی ارتش در سخنانی با اشاره به بیعت تاریخی کارکنان نیروی هوایی با امام خمینی (ره) در سال ۵۷، تاکید کرد: کارکنان این نیرو امروز نیز ضمن تجدید بیعت با فرماندهی کل قوا، با تمام توان آماده دفاع از منافع ملی و مرزهای آسمانی میهن اسلامی است.

منبع خبر: سایت تابناک