Archive for the 'معارف' Category

تعزیه وتلویزیون ، ویراست دوم

آذر ۱۴ام, ۱۳۹۴

باهدف تبیین بیشترزوایا و قابلیت های تعزیه ایرانی ، ویراست دوم کتاب «تعزیه و تلویزیون» ،آماده انتشار شد ..

تعزیه و تلویزیون ، نوشته سیدابوالحسن عمرانی و اولین اثر پژوهشی مکتوب پیرامون بررسی رابطه رسانه موج اول تعزیه با رسانه مدرن ارتباط جمعی تلویزیون، در سطح کشور می باشد .چاپ اول این کتاب از سوی انتشارات بین المللی نوید شیرازمنتشر و ویراست دوم آن با اضافات و اصلاحات آماده انتشار گردیده است

نویسنده دراین کتاب براین نکته تاکید می کند که ساختاراولیه تعزیه ، اجرای آن باشیوه سنتی و با حضور مخاطب حاضر درمجلس به عنوان یکی از ارکان آن می باشد.وی یکی از آسیب های جدی تعزیه را پرداختن به تعزیه در تلویزیون بدون آشنایی کامل با هریک از دو رسانه فوق می داند.

نویسنده در مقدمه این کتاب می گوید: پردازش تعزیه در تلویزیون به معنی تلفیق دو رسانه با دو رویکرد متفاوت و دو ساختار مستقل و منحصر به فرد می باشد.مهم ترین اصل و اولین گام در ایجادتعامل میان این دو نوع رسانه و تلفیق آنها ، شناخت کافی از رسانه های سنتی و رسانه های مدرن تکنولوژیک و چگونگی وفاق میان آنها و نیز آگاهی دقیق از شیوه ترسیم مفاهیم انتزاعی در قالب تصویر است…

وی در پایان فصل« تفاوت تعزیه و تئاتر صحنه ای» یادآور می شود :…بیان تفاوت های فوق میان تعزیه و تئاترصحنه ای گویای آن است که تعزیه بی آن که متکی برویژگیهای درام شناسانه باشدو بدون آنکه سبک و سیاق و شکل و محتوای آن براساس فاصله گذاری بنا نهاده شده باشد، دارای ساختاری است که روش فاصله گذاری از آن استنباط می شود.به تعبیردیگر وجود این تفاوت ها براساس بررسی زوایای تعزیه ازچشم انداز درام شناسی غربی است وگرنه جای هیچ گونه مقایسه ای میان تعزیه و تئاتر ازاین حیث وجود ندارد تا در پی آن به تفاوت ها و وجوه امتیاز آنها پرداخته شود .لیکن در صورتی که ناگزیر از بیان تفاوت های تعزیه و تئاتر برمبنای برخی از ویژگیهای نمایشی و دراماتیک باشیم ، باید بگوییم که تفاوت های تعزیه و تئاتر ، نه تنها تئاتر رئالیستی و واقع گرا را در برمی گیرد که تئاتر روایی برشت را نیز شامل می شود ..

نویسنده باایده های مطرح شده در این کتاب ، فیلم های متعددی درباره زوایای متنوع تعزیه ساخته که آخرین آن، اولین مستند تعزیه به زبان انگلیسی در ایران می باشد …

22

شعر سرخ

مهر ۳۰ام, ۱۳۹۴

سید حمید رضا برقعی

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه های مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد

احساس کرد از همه عالم جدا شده ست
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده ست

در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میزو دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت

باز این چه شورش است که در جان “واژه” هاست
شاعر شکست خورده ی طوفان “واژه” هاست

بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد واژه لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند

با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک وخون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا، بی ریا کشید
حتی براش جای کفن؛ بوریا کشید

در خون کشید قافیه ها را، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را

اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت

بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود
او کهکشان روشن هفده ستاره بود

خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن…
پیشانیش پر از عرق سرد و بعد از آن…
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن…
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن…

در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچ کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس

—————————————

علیرضا قزوه

دلم دریاچه ی غم شد دوباره
قد آیینه ها خم شد دوباره
صدای سنج و دمام اومد از دور
بخون ای دل محرم شد دوباره

***

بخون ای دل که دشتستون صدا شه
کمی فایز بخون دردم دوا شه
ملایک نوحه خوانان حسینند
بخون والله خدا هم از خداشه

—————————————

مرتضی شاهمندی

محرم آمد و دلها غمین شد
غم و عشق وبلا با هم اجین شد

حسین آماده بهر جانفشانی است
دوباره فاطمه قلبش حزین شد

—————————————

مریم توفیقی

ضریح تو داره عطر گل یاس
نوازش های دستت میشه احساس
کی میدونه آقا پر میشه شاید.
شبا سقا خونه ات با مشک عباس …

—————————————

جلیل صفربیگی

ان روز حسین یک صدا زینب بود
آیینه ی غیرت خدا زینب بود
زینب زینب زینب زینب زینب
آن روز تمام کربلا زینب بود

***

آن روح زلال و صیقلی زینب بود
آیینه ی غیرت علی زینب بود
هر چند امام و مقتدا بود حسین
پیغمبر کربلا ولی زینب بود

—————————————

محمد روحانی (نجوا کاشانی)

(هفتاد و دو گل)

جانـت بـه کــویــر تفتــه دریـا بخشید
هفتاد و دو گل ، به متن صحرا بخشید
بـــا جلـــوه ی کــربـلای عـاشـورایی
خـون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشید

***

( زمزمه )

تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست
این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست
ازنـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـن
همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست

—————————————

جلیل صفر بیگی

انگار تمام شهر تسخیر شده
بنگاه فروش غل و زنجیر شده
از چارطرف حرمله ها آمده اند
بازار پر از نیزه و شمشیر شده

***

سجاده به دوش ها همه آمده اند
آن حلقه به گوش ها همه آمده اند
ذی الحجه و مکه و محرم نزدیک
شمشیر فروش ها همه آمده اند

***

فریاد حسین را شنیدیم همه
از کوفه به سوی او دویدیم همه
رفتیم به کربلا ولی برگشتیم
از شمر امان نامه خریدیم همه

—————————————

جواد منفرد

چشمان زمین دوباره تر خواهد شد
ماه از سر شب بدون سر خواهد شد
تاریخ دوباره بر خودش می لرزد
شق القمری بزرگتر خواهد شد

***

خورشید نشسته بر درت ای کوفه
غافل شدی از دور و برت ای کوفه
امروز فرات را به رویش بستی
ای خاک دو عالم به سرت ای کوفه

***

این نیزه مرا به عشقتان میدوزد
در عمق وجود شعله می افروزد
امسال اگرچه در زمستانم باز
از بردن اسم تو لبم می سوزد

—————————————

سعید حدادیان

حرف دل آب را کجا می زد مشک
سرتا سر کربلا صدا می زد مشک
تیری آمد به قلب عباس (ع) نشست
چون طفل رباب دست و پا می زد مشک

—————————————

جواد منفرد

یاد آور لحظه های دردند عمو
شبهای اسیری ام چه سردند عمو
دیشب سر نی فقط سرت را دیدم
آغوش تو را چه کار کردند عمو؟!

—————————————

مریم حقیقت

زمین دشت شقایقهای پرپر
وچشم آسمان از رفتنش تر
برای وسعتش دنیا قفس بود
به سمت عاشقی پر زد کبوتر

***

قلندر وار از درمان گذشتند
از آب وآتش وطوفان گذشتند
کبوترهای زخمی تشنه بودند
به نام عاشقی از جان گذشتند

***

در حنجره ی زمانه تابید اصغر
هی گریه نکرد! هی ننالید اصغر
دیگر نگران نباش آرام بگیر
آسوده تر از همیشه خوابید اصغر

***

زمین از اشتیاقش کم نمی کرد
غم نان گونه اش را نم نمی کرد
غم مشک و علمدار آتشش زد
زمانه قامتش را خم نمی کرد

—————————————

محمدعلی مجاهدی

خورشید بر این تیره مغاک افتاده ست؟
یا بر سر نی ان سر پاک افتاده ست؟!
بر عرش نی از تلاوت او پیداست
هفتاد دو سوره روی خاک افتاده ست

—————————————

منیره هاشمی

هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد
او ماند که در کنار زینب باشد
سجّاد که سجّاده به او دل می‌بست
تدبیر خدا بود که در تب باشد

—————————————

اسد اللّه‏ خدّامى

آن دَم که فتاد دست پیغمبرِ آب
یک قطره عطش نبود در باور آب
گلهاى خدا زتشنگى پژمردند
اى خاک تمام کربلا بر سر آب

—————————————

سید حسن حسینی

عالم ، همه خاک کربلا بایدمان
پیوسته به لب ، خدا خدا بایدمان
تا پاک شود ، زمین ز ابنای یزید
همواره حسین ، مقتدا بایدمان

—————————————

زهره موسوی

در دشت بلا قحطی ایمان شده است
هر دیو و ددی نماد انسان شده است!
مردان همه سر به نیزه ها بخشیدند
سالار زنان بی سرو سامان شده است

—————————————

محمد صادق رسولی

در معرکه، تفسیر شهادت می‌کرد
در اوج عطش داشت روایت می‌کرد
لا حول و لا قوه الا بالله
هم مرگ به او سخت حسادت می‌کرد

***

سرشارترین شعر خدایی؛ زینب
اسطورۀ طاقت و حیایی؛ زینب
تو زینت نقطه‌های بسم‌الله‌ وُ
تفسیر فصیح کربلایی؛ زینب

***

آن کودک استوار را باور کن
لب‌تشنۀ بی‌قرار را باور کن
تکلیف عطش برای او حتمی شد
شش‌ماهۀ روزه‌دار را باور کن

—————————————

عبدالرحیم سعیدی راد

یک روز ترانه ساز خناس شدن
یک روز حماسه ساز احساس شدن
پس کی باید علی اکبر بودن؟
پس کی باید حضرت عباس شدن؟

—————————————

محمدرضا سهرابی نژاد

آن نخل به خون طپیده را،می بوسید
ان مشک ز هم دریده را می بوسید
خورشید،کنار علقمه خم شده بود
دستان ز تن بریده را می بوسید!!

—————————————

محمد علی مجاهدی( پروانه)

از قهر تو ،شاهین قدر پر ریزد
وز هیبت تو ،شیر فضا بگریزد
ماند به تو کوه،اگر به رفتار اید!
دریا به تو می ماند ،اگر برخیزد!

—————————————

سیّد حسن حسینی

دریا به طلب از برهوت تو گذشت
یک قافله نعره در سکوت تو گذشت
ان روز اگر چه تشنه بودی ، امّا
صد رشته قنات در قنوت تو گذشت

—————————————

مهدی فخارزاده

در دفتر گل، ورق ورق گوهر بود
از اشک، سرانگشت نگاهم تَر بود
چیزی که به من توان زاری می‌داد
قنداقه خونـین عــلی‌اصغــر بــود

—————————————

احد ده‌بزرگی

پیراهنی از زخم، به تن دوخته است
این رسم، ز حضرت غم آموخته است
ای سـرو تمــاشاییِ ایــمان، عبـاس!
دل، شعله به شعله، در غمت سوخته است

—————————————

محمد سین امیدی

خونی که ز پیشانی او جاری شد
سرسبــزترین بهارِ بـیداری شد
آن سر که به روی نیزه‌ها گشت بلند
آیینــه روشن فــــداکاری ش‍‍‍‍‌‌ـــد

—————————————

کاظم علیپور

می‌توان مانند کوهی درد بود
شام با یک قافله شب‌گرد بود
می‌‌توان چون شیر دشت کربلا
نام زینب داشت، اما مرد بود

—————————————

قیصر امین پور

خود را چو ز نسل نور می نامیدند
رفتند و به کوی دوست آرامیدند
سیراب شدند زآن که در اوج عطش
آن حادثه را به شوق آشامیدند

***

این خاک به خون عاشقان آذین است
این است در این قبیله آیین ، این است
زاین روست که بی سوار برمی گردد
اسب تو که زین و یال آن خونین است

—————————————

محمد رضا دفرانی

مفهوم بلند آفتابى عباس
از گریه کودکان کبابى عباس
از تشنگیت فرات دلخون گردید
واللَّه که آبروى آبى عباس

***

ششماهه على به دوش بابش دادند
یک جام از آن باده نابش دادند
چون با لب تشنه حاجت آب نمود
با تیر سه شعبه اى جوابش دادند

***

سر قافله شام بلایى زینب
تو شیر زن کرب و بلایى زینب

در عصرف به خون نشسته عاشورا
سرچشمه اى از صبر خدایى زینب

***

آنانکه ز کین بى پر و بالت کردند
پرپر ز جفا، گل جمالت کردند

شرمى ز نبى و فاطمه ننمودند
زیر سم اسب، پایمالت کردند

—————————————

زهیر توکلی

رفتیم به ناکجا، به جایی که تو راست
گفتیم تو را به هر بهایی که تو راست
خفتیم چو برگ سبز بر آب روان
امید به خاک کربلایی که تو راست

***

سقا شدن و به تشنگان جان دادن
بی‌دست، شدن مشک به دندان دادن
ساقی شدن و دست به مستان دادن…
هیهات که شرح عشق نتوان دادن

—————————————

رحیم زریان

در ماتم تو سحاب هم می‌گرید
منظومه‌ی آفتاب هم می‌گرید
ای تشنه‌ترین سلاله‌ی کوثر عشق
از داغ تو چشم آب هم می‌گرید

***

ای تیغ بگو که از کجا می‌آیی
از سمت نگاه آشنا می‌آیی
انگار که خون می‌چکد از دیده‌ی تو
ای تیغ مگر ز کربلا می‌آیی

***

ستاره از نگین بر خاک افتاد
قمر از روی زین بر خاک افتاد
گل سرخی ز دامان پیمبر
برای حفظ دین بر خاک افتاد

***

فدای چشم مستت یا ابالفضل
نگاه می پرستت یا ابالفضل
بده یک جرعه‌ی ناب از می عشق
به قربان دو دستت یا ابالفضل

—————————————

هادی محمد زاده

هفتاد و دو لاله شهادت باور
شولای به خون خویش رنگین، در بر
رفتند به دنبال شهادت کان‌سان
طوفان نرسد به گرد آنها دیگر

***

ای کشته عشق! کو علی اکبر تو؟
کو دست تو، کو پای تو و کو سر تو؟
انگار فرات دیگری جاری شد
از خون گلوی نازک اصغر تو

***

یک چند به عیش و نوش خود، سرکردید
صد لاله ز باغ عشق، پرپر کردید
چون شعله آتش جهنم شده‌است
ظلمی که بر اولاد پیمبر کردید

***

در آن ربض حرمله خیز نومید
باران عطش به خیمه‌ها می‌بارید
مولا پس از این بار نمی‌گردد وای!
از شیهه ذوالجناح باید فهمید

***

آن روز افق، اشک ز دیده می‌ریخت
درد از دل زهرای شهیده می‌ریخت
تا روز ازل، خشک نخواهد شد هان!
خونی که از آن سر بریده می‌ریخت

***

عاشورا بود و آسمان شد کفنت
لبریز ز گل‌زخم ستاره بدنت
گیرم که سر تو را به نیزه کردند
زیر سم اسب‌ها چه می‌کرد تنت!

***

هفتاد و دو آسمانی خونین بال
یاران عطش سرشت خورشید خصال
مهمان فرشتگان شدند و رفتند
آن شام فراق بود یا صبح وصال

***

مفهوم تو را مگر که فهمیده کسی؟
یا قدر تو را مگر که سنجیده کسی؟
خون می‌بارید از ابر ششماهه تو
بارانی از این دست کجا دیده کسی؟

—————————————

عبدالرحیم سعیدی راد

خورشید گلوی تاک را می بوسید
پیراهن چاک چاک را می بوسید
انگشتر عشق را به غارت بردند
انگشت بریده خاک را می بوسید

***

خورشید چه عاشقانه پیمان می داد
در وادی طوفان بلا جان می داد

آن روز معلم شهادت چه غریب
با نای بریده درس ایمان می داد!
محمد رضا سهرابی نژاد

زنی در کسوت پیغمــــــبری بود
اسیران را امام سروری بود
نگا هش ، ماده شیر خشمناکی
کلامش ذوالفقار حیدری بود

—————————————

کتایون شیخی

آتش آتش ریخت بر شام سیاه
شعله های گریــــه و اندوه و آه
بی پناهی موج میزد در میان
دستهای زینب آن شب شد پناه

***

بیـــتــــاب تــر از ابـــر بهــــاری بودند
” هیهات من الــذله ” جــــاری بودند
سوگند به هرچه نام آب است بر آن
این تشـنه لبان تشـنه یـــاری بودند

***

گل غنچه ای از سلاله حیدر بود
افسوس که مثل غنچه ای پرپر بود
آن ظهر عطشناک چه غوغایی کرد
آن مرد که نام کوچکش اصغر بود

*توجه: بعضی از اسامی ذکر شده شاعر و برخی مداحند.

اولین مستندتلویزیونی تعزیه ایرانی به زبان انگلیسی

مهر ۲۸ام, ۱۳۹۴

پس از حدود دوسال و درآستانه ماه محرم ، مرحله تولید وساخت اولین مستند تلویزیونی تعزیه ایرانی به زبان انگلیسی  به پایان رسید.

سیدابوالحسن عمرانی نویسنده ، تهیه کننده و کارگردان مستند:

Taziyeh the religuse drama of iran

با اشاره به ضرورت معرفی تعزیه به عنوان با سابقه ترین هنر نمایشی دینی ایران و یکی از اثرگذارترین ابزار ترویج فرهنگ عاشورا در قالب هنر آیینی ، گفت :

این مستند باهدف ارائه به مخاطبان در سطح بین المللی طراحی و تولید گردیده و آیتم های متنوعی از تعزیه را برای علاقمندان به ادبیات نمایشی و هنر آیینی ایران در سطح جهان به تصویرکشیده است .

عمرانی یادآورشد : ویژگیهای ادبی تعزیه در قالب دیالوگهای منظوم ،ظهورنمادها درتعزیه به عنوان یک هنرنمایشی سمبلیک ونمادگرا وشیوه بازآفرینی واقعه کربلا در قالب تاریخ مصور نمادین ازجمله موضوعات این مستند تلویزیونی است .

این پژوهشگرحوزه دین و رسانه افزود : مخاطب غربی در این برنامه ، روند فاصله گذاری در تعزیه ایرانی رانیز مشاهده می کند و تفاوت های ساختاری و محتوایی تعزیه با تئاتر غرب هم برمبنای تئاتر واقع گرای استانیسلافسکی و هم برمبنای تئاتر روایی برشت را درمی یابد .

newspaperb_91445

رستاخیز ؛ و نگاهی به اسلام و هنرهای زیبا

مهر ۱۱ام, ۱۳۹۴

تعویق مجدد اکران فیلم سینمایی «رستاخیز» ، ساخته احمدرضادرویش که در آن چهره برخی از همراهان حضرت سیدالشهدادرواقعه کربلا ازجمله حضرت اباالفضل (ع) و حضرت علی اکبر(ع) را به تصویرکشیده، مارابرآن داشت تاچند سطر از کتاب «اسلام وهنرهای زیبا » را دراینجا مسطور نماییم.

نویسنده این کتاب در بخش چهارم آن باعنوان« دین ، ارتباطات تصویری و رسانه های سنتی و مدرن» ضمن تبیین ضرورت به کارگیری ابزار نوین ارتباطی جهت اشاعه وگسترش اهداف متعالی ادیان توحیدی، یادآور می شود :

وجه مشترک سینما و تلویزیون ، ایجاد ارتباط با مخاطب به وسیله زبان تصویر است .ازاین روی این دو رسانه در هنگام تبیین مفاهیم دینی ازجمله پردازش موجودات مجرد و فرامادی در قالب تصویر ونیز نشان دادن چهره معصومان و اولیای دین، دارای بایدها و نبایدهایی خواهند بود.
وی با اشاره به ماهیت اولیه اومانیستی سینما و تلویزیون یادآورمیشود :

…دراین مرحله است که بارسنگینی بردوش فیلمسازدینی احساس میشود و او باید در تعارض دین و تکنولوژی به قاعده « الجمع مهما امکن » مراجعه کند که بازتابیده ای از آشنایی کامل و جامع با موضوعات و مفاهیم دینی و شناخت کافی از معنای سازه در صنعت سینما و تکنولوژی تلویزیون است…
نویسنده یادآورمی شود :

یکی از مشکلات اساسی فراروی تلویزیون و سینمای ایران به تصویر کشیدن چهره معصومان دررسانه تصویری است.. اما این بدان معنا نیست که تاریخ زندگی زندگی ائمه اطهار یا پیامبران در تلویزیون و سینمای ایران ترسیم نشده باشد. سریال های تلویزیونی و فیلم های امام علی ، امام حسن ، امام رضا ، حضرت یوسف ، حضرت ابراهیم، حضرت مریم ، حضرت مسیح ، حضرت ایوب و… از تلویزیون ایران پخش و برخی از آنها برروی پرده سینما به نمایش درآمده است .مخاطبان ،این فیلمها را به تماشانشسته وبه تحسین نیز پرداخته اند اما هیچگونه وحدت روشی در ساختار شکلی آنها -که وجه مشترک همه برخورداری از یک محتوای فرامادی است – به چشم نمی خورد. در سریال امام علی که از اولین تجربیات تلویزیون ایران در ساخت و تولید برنامه ای درباره زندگانی ائمه به شمار می آید، چگونگی حضور معصوم (امام علی ) به گونه کاملا ملموسی از فیلم الرساله (محمدرسول الله ) اقتباس و تقلید شده بود.(گفتنی است که نفس الهام گیری ازساختاریک فیلم دینی هیچ ایرادی ندارد ،اما ملاحظه جوانب گوناگون موضوع از امور اولیه و ضروری محسوب می گردد. )

مصطفی عقاد در فیلم الرساله (محمد رسول الله)از نشان دادن وبه تصویر کشیدن چهره ی پیامبر خودداری نمود.
اوضمن استفاده از pov پیامبردر قسمت های مختلف فیلم، برای سخنان و دستوالعمل های آن حضرت-در راس همه اصحاب-شخصیت حمزه سیدالشهدا را در دستور کار قرار داده وابلاغ پیام گفت وگو با اصحاب وفرمان های نظامی در جنگ های بدر واحد از جانب پیامبر را به وسیله ی حضرت حمزه ترسیم کرده بود.لذا در آن فیلم مشاهده میشود پس از پایان نبرد احد وبه شهادت رسیدن حمزه بدون کمترین یادآوری از وقایع غزوه های خندق، خیبر وسرکوب یهود بنی قریظه و بنی النضیردرشهرمدینه روایت تاریخی فیلم به فتح مکه منتهی میشود.

درسریال تلویزیونی امام علی نیز چهره امام(همانند پیامبردر محمد رسول الله)دیده نمی شود.مخاطب، سیمای علی را در یکی از شخصیت های مهم وافسران وفرماندهان باشهامت و ارادت او یعنی مالک اشتر می دید.

در کنار نماهای بسته c.u. از امام در کنار نماهای بسیار بسته e.c.u. در حال نوشتن نامه یا رسیدگی به بیت المال وصدور احکام و…تنها یک نمای تمام قامت سوار بر اسب از حضرت امیر در تعقیب عمروعاص بود که آن هم سر ورویش پوشیده بود وکسی چهره او را نمیتوانست ببیند.

پس از شهادت مالک بسیاری از رویدادهای اواخر حیات امام(که مستلزم حضور وی در صحنه های مذکور بود)از جمله گفت وگوها وخطبه های آن حضرت در تهییج اصحاب برای جنگ با معاویه ونیز سازماندهی نیروهای نظامی جهت حمله به شامات، ارسال نیروهای نظامی به اردوگاه نخلیه و…که بخش مهمی از تاریخ زندگانی اولین پیشوای شیعه به شمار میرود از این مصور سازی تاریخی حذف گردید…

نویسنده می افزاید : …به هرروی در سریال امام علی به دلیل عدم امکان چهره پردازی آن امام همام ، حضور وی نیز محدود و اندک بود. اما در سریال تلویزیونی ولایت عشق ، برای جمع بین هردو موضوع (۱- حضور گسترده امام رضا ۲- ناپیدابودن چهره آن حضرت ) کارگردان برای مستور نگهداشتن صورت از جلوه های بصری و تمهیدات کامپیوتری استفاده نمود.لیکن این کار به صورت اغراق آمیزی انجام گرفت یعنی به جای نورانی نشان شدن صورت امام ، قسمتهای پوشیده شده به وسیله عمامه و دستار وی نیزنورانی نشان داده شد و یکی از ایرادهای کار ازهمین جهت بود…

درسریال های تلویزیونی و فیلم های یوسف پیامبر، بشارت منجی ، ابراهیم خلیل الله ، مریم مقدس و ..مخاطبان چهره چندتن از پیامبران بزرگ الهی و نیز صاحبان شریعت (اولوالعزم ) را بدون هیچ حایل و مانعی به مشاهده نشستند .درعین حال برای تصویرگری چهره یکی از علمای سده پیشین ، با استفاده از تمهیدات نورپردازی ، چهره او به طور کامل نشان داده نشد…

نویسنده درجمع بندی موضوع می گوید :
این تشتت دیدگاهها و تفاوت نگرشها در پردازش تصاویر معصومان (ائمه و انبیا بزرگ الهی ) و علمای دینی بدین معنی است که تاکنون برای این گونه تصویرگری در رسانه ، هم اندیشی میان دین پژوهان و اصحاب رسانه شکل نگرفته یا به نتیجه نرسیده است.اما دراین میان ، مخاطب این سیاست یک بام و چندهوا را چگونه باید برتابد؟ باورود به دهه چهارم انقلاب و کسب تجربه در حوزه دین و رسانه ، تعامل میان این دو مفهوم گسترده چگونه باید باشد؟چراهنوز یک راهکار ثابت و روشمند برای این موضوع معین نشده است؟

وی سپس تاکیدمی کند : به نظرمیرسدبه جای این که هرفیلمسازدینی بانگرش خاصی نسبت به پردازش چهره معصومان واولیای دین و مصورساختن موجودات مجرداقدام و ازخویش شیوه و ژانر جدیدی ارائه نماید،یک هم اندیشی صورت گرفته و-همچنان که ازکشورمسلمان ایران با حاکمیت شیعه انتظار میرود – یک راهکارقابل قبول هم در حوزه رسانه و هم بازتابیده از مبانی اصیل اعتقادی و دینی ارائه و عملی گردد.این کار باید به دور از هرگونه افراط یا تفریط نگری و بدون تاثیرپذیری خزنده وناپیدا از فرهنگ غالب عصرارتباطات صورت پذیرد…

«اسلام وهنرهای زیبا »نوشته سیدابوالحسن عمرانی ومحتویات آن دراواسط دهه هشتادنگارش گردیده است. همچنانکه ملاحظه میشود، در رستاخیز نیز- به رغم صرف هزینه بسیار و انجام کارگسترده وزحمت طاقت فرسای عوامل در تولید این فیلم بلندسینمایی و صرف نظر ازدرام
آن – به دلیل عدم رعایت برخی ازاصول رسانه تصویری دینی و بازهم مصورسازی اولیای دین براساس سلیقه فردی، تاکنون سکانس های متعددی ازآن حذف گردیده و درعین حال هنوز اجازه اکران نیافته ..
…این هنوزازنتایج سحراست .

سیدمحمدعمرانی

2

مجموعه آفتاب و شبکه های برون مرزی

شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۴

پس ازچندی که این مثنوی تاخیرشد ، درروزهای پایانی برج سنبله ونیمه اول سال ۹۴برآن شدیم تا گزارشی از فعالیتهای فرهنگی رسانه ای درحوزه تعزیه پژوهی ودیگرفعالیتها در عرصه دین ورسانه ..که در سطح ملی وبین المللی درماههای گذشته شکل گرفته ، به استحضارمخاطبان فرهیخته تراکمه ای برسانیم .- هرچند این گزارشها درمرحله اول در مطبوعات و خبرگزاریها ی سطح کشوردرج گردیده …-

***یک :

مجموعه رسانه ای آفتاب حاوی فیلم های مستند به زبان های فارسی و انگلیسی ، گسترده ترین و فراگیرترین برنامه رسانه ای معرفی حضرت شاهچراغ و حرم مطهرآن امامزاده جلیل القدر دردهه کرامت سال جاری بود. این مجموعه ، مشتمل برفیلم های مستند The sun,s shrine به زبان انگلیسی و «سرای آفتاب » ، «ثنای آفتاب » ، «درپرتوآفتاب » به زبان فارسی بوده که ازشبکه های برون مرزی و سراسری برروی آنتن رفت. برخی از شبکه های استانی همانند فارس ، اشراق ، دنا و …نیزبه پخش برخی از برنامه های یادشده پرداختند .این مجموعه ، اولین فیلمهای مستند معرفی حضرت شاه چراغ و حرم مطهر آن حضرت می باشد، که در سالهای اخیر (آغازین سالهای دهه نود خورشیدی )تولید و ساخته شده است.

The sun,s shrin ازبخش انگلیسی شبکه سحرپخش شد .این برنامه ضمن معرفی اجمالی حضرت شاهچراغ ، به بررسی تاریخچه ساخت و تعمیرات حرم مطهرونیزنمادهای هنر اسلامی در بارگاه سیدالسادات الاعاظم ، برای مخاطبان انگلیسی زبان، درقاره های اروپا و آمریکا پرداخت.(برنامه یادشده دردونوبت پخش شد )

مستند «سرای آفتاب »نیزبا هدف شناساندن ویژگیهای معماری حرم مطهر به هموطنان ، ازشبکه یک سیما برروی آنتن رفت .

جدیدترین قسمت این مجموعه ، مستند «ثنای آفتاب » می باشد که در طول تابستان سال جاری تهیه و تولید گردید .ثنای آفتاب به بررسی سروده های ادیبان وشاعران معروف کشور درنیم قرن اخیر در منقبت حضرت شاه چراغ پرداخته است .دراین برنامه و باحضور شاعران و ادیبان سرشناس و پیشکسوت کشورازجمله دکتررستگارفسایی (اسطوره شناس معاصر، چهره ماندگارادبیات ایران و استاد دانشگاه توسان آریزونای آمریکا) ، استاداحدده بزرگی (شاعرپیشکسوت آیینی ) و استادغفورزاده خراسانی (شفق) ، به تبیین پیامدهای منقبت سرایی برای بزرگان دین و قرائت سروده های شاعران یادشده درمنقبت حضرت شاهچراغ پرداخته شد .قسمت اول این مستند نیزدردونوبت از شبکه یک سیما پخش شد .

تهیه کننده و کارگردان این مجموعه برضرورت گسترش معرفی حضرت شاهچراغ به وسیله ابزار نوین ارتباطی تاکید دارد.درهمین راستا قسمت دوم ثنای آفتاب در دست ساخت می باشد .

عوامل تولید این برنامه ها عبارتند از:

  • نویسنده ، تهیه کننده و کارگردان :سیدابوالحسن عمرانی
  • دستیارکارگردان : سیدمحمدعمرانی
  • گوینده متن (مستندانگلیسی ): دکترلیلااکبرپور
  • گوینده متن (سرای آفتاب و درپرتوآفتاب ): فرهادکریم پور
  • تصویربرداران : ساسان جرموزی ، میلادپناهی
  • کرین : حسام حق نگهدار
  • ریل و تراولینگ: صمدفرهنگ
  • تدوین : سعیداحمدی پناه ، میلادپناهی
  • هماهنگی:بهنام جعفری راد، مجتبی ناظم زادگان
  • اموررایانه : علی محمدحسینی
  • تدارکات :علی دهقانی
  • آوازتیتراژ (ثنای آفتاب ): استادمحمدعلی کریم خانی
  • تصویروتدوین (ثنای آفتاب) :سیدابوالحسن عمرانی

…قاعده موران است
ران ملخی نزدسلیمان بردن

یاس در آتش

اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۳

نویسنده: سید محمد عمرانی

عنوان پست حاضر نام کتابی است که متن عربی آن را حضرت آیه الله سبحانی از مراجع عظام تقلید با عنوان” الحجه االغراء علی شهاده الزهراء” نوشته ومترجم فارسی آن ، نام “یاس در آتش” را برای این کتاب انتخاب نموده است. (با محتوای شهادت حضرت فاطمه زهرا دراسناد تاریخی اهل سنت)
هدف از نوشتن این پست معرفی کتاب فوق نیست زیرا چاپ اول آن بیش از دوازده سال پیش منتشر وبارها تجدید چاپ گردیده است.

در ایام شهادت بانوی دوسرا ازموضوعی یاد می کنیم که بیانگر مصائب وآلام فراوان آن حضرت پس از رحلت آخرین پیامبرالهی است.

در صفحات آغازین ، این روایت وآیت را می خوانیم :”فاطمه پاره تن من است هر کس اورا خشمگین کرده وبیازارد مرا آزرده” (فتح الباری فی شرح صحیح البخاری ج۷ ص۸۴) وآنان که رسول خدای را بیازارند برای شان آتش دردناک مهیاست(سوره توبه آیه۶۱)واین صنعت براعت استهلال در این کتاب است.
تمام مطالب کتاب برگرفته از منابع تاریخی و روایی دانشمندان و مورخان اهل سنت می باشد .

استادجعفرسبحانی در پیشگفتار این کتاب ، ضمن اسفبارخواندن رویداد هتک حرمت خانه وحی می گوید :

« نوشتاری که تقدیم خوانندگان گرامی می شود و به خامه شیرین نویسنده گرامی آقای سیدابوالحسن عمرانی می باشد ، می تواند شمارا در مشروح این تراژدی قرار دهد و چهره واقع را ولو به صورت نیم رخی زیبا ترسیم نماید …»
در مقدمه مترجم می خوانیم :

« تاریخ کهن هم عنان با پیرِ روزگار ، همچنان در حیرت و مات ، بی قرار و نا آرام ، اما مهر خموشی و سکوت برلب …، از ناگفته ای که رهگذران تاریخ در گذرگاه روزگار ، پیوسته از آن در پرس و جویند . راز آن شب ، در سکوتی پرهیاهو ، وهم آلود و خیال گون هنوز از پرده نیوفتاده …آن مزار در کجاست ؟!…»
باعرض تسلیت این ایام به ساحت قدس حضرت صاحب الزمان وسوگواران حضرت زهرای اطهرسلام الله علیها ، دوبیت را که در مقدمه کتاب یاد شده وباعنوان”غمنامه علی ” از مترجم آن نگاشته آمده در این صفحه می نگاریم :

 

…کـجـا ابــربـهــاری بــود تــا آیــد بــه امــدادم
که من درهـجر یـاراز گریه هم امسا ک می کردم

درآن شب آسمان مبهوت بودودرشگفت از من
که مـن با دست خود جان خودم را خاک می کردم

 

yas-dar-atash

Scanitto_2015-03-03

در بارگاه آفتاب

بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۳

نویسنده: سیدمحمدعمرانی
باهدف معرفی بیشتر شخصیت ارجمند حضرت شاه چراغ علیه السلام و ارائه گزارش عملکرد فرهنگی حرم مطهر آن حضرت در سالهای ۹۰ و ۹۱ خورشیدی ، کتاب “در بارگاه آفتاب” منتشرشد. این کتاب حاوی ۴فصل و مشتمل برمعرفی اجمالی وزندگی حضرت شاه چراغ تا شهادت در شهر شیراز و بررسی تاریخچه معماری حرم مطهر آن حضرت در ادوار مختلف تاریخ ، معرفی حضرت سیدمیرمحمد و معرفی شخصیتهای معروف مدفون درحرم های مطهر درهزاره دوم هجری می باشد . وجه تسمیه شاه‌چراغ ، چگونگی عزیمت به ایران، درگیرشدن با عمال و کارگزاران مأمون، شهادت و روایات مختلف پیرامون آشکار شدن مدفن آن حضرت ازجمله مباحث این نوشتار است.

سیدابوالحسن عمرانی نویسنده این کتاب ،فصل چهارم را به ارائه گزارش فعالیتهای فرهنگی حرم مطهر در سالهای ۹۰و۹۱ خورشیدی – و درزمانی که خود خادم افتخاری آستان حضرت شاه چراغ در حوزه فرهنگی بوده – اختصاص داده است .

طراحی و ضرب اولین سکه منقش به گنبد و بارگاه حضرت شاه چراغ با اولین آلیاژبومی ایران در زمان تشدید تحریمها ، تولیداولین فیلم های مستند معرفی حضرت شاه چراغ به زبانهای فارسی و انگلیسی و پخش از شبکه های سراسری و برون مرزی ، تثبیت جایگاه ستاددهه کرامت آستان مقدس در سطح کشور و تمهیدات درج نام حضرت شاه چراغ در پوستر جشنواره رضوی ، طراحی وتعمیق فعالیتهای قرآنی حرم مطهر با قابلیت پخش روزانه محافل انس باقرآن در ایام ماه مبارک رمضان در راستای تبیین همجواری قرآن و عترت در فضای معنوی حرم مطهر و …برخی از این فعالیتهای فرهنگی می باشد .

نویسنده در مقدمه این کتاب میگوید:

همچنانکه خوانندگان فرهیخته این سطور برآن واقفند ، رهبر انقلاب در برابرنگرشی که شیراز را با هویت جشن هنر دوران پهلوی و پیامدهای اسفبار ضد فرهنگی آن می‌شناخت و معرفی می کرد، با تا کید بربازیابی هویت معنوی شیراز، این شهر را به دلیل وجود بقاع متبرک امامزادگان جلیل القدر درآن، به عنوان سومین حرم اهلبیت با محوریت حرم مطهر حضرت شاه‌چراغ معرفی فرمود.

به فرجام رساندن و عینیت بخشیدن به این دیدگاه، نیازمند همفکری و هم آوایی همه فرهیختگان، اهالی فرهنگ ، هنر، رسانه ، متولیان فرهنگی و اجرایی و اساتید ارجمند حوزه و دانشگاهها می‌باشد.

انتظار، این است که اندیشوران در حوزه های یاد شده، با عنایت به عملکرد و ظرفیتهای موجود وبا تکیه برحضور معنـوی امامزادگان جلیل القـدر، نسبت به رشـد وارتقاء آنها و بازیابی جایگاه معنوی شیراز، اهتمام ورزند…

چاپ اول “دربارگاه آفتاب” ، به وسیله انتشارات بین المللی نویدشیراز منتشرشده است.

1

سری به نیزه بلند است

آبان ۱۹ام, ۱۳۹۳

محرم امسال فرصتی دست داد تا  درس و دانشگاه را به کناری بگذاریم و پای درسی بهتر در دانشگاهی دیگر بنشینیم. طبق معمول باید حداقل یک هفته تعطیلی پشت سر هم جفت و جور شود تا ارزش کوبیدن و رانندگی از تهران تا لامرد را داشته باشد. دو روز برای رفت دو روز هم برای برگشت . میماند سه روز دیگر  از یک هفته تعطیلی.

راستش را بخواهید دانشجویان هم بدشان نمی آمد ما کلاسهای شنبه و یکشنبه را تعطیل کنیم و به شهرستانیها فرصت دیدار وسط ترم از خانواده بدهیم، علی الخصوص اگر مثل ما، بعد از این همه سال زندگی در تهران، به رسم و رسوم عزاداری تهرانیها خو نکرده باشند و دلشان برای یک سینه زنی دوره و تعزیه  گرم  لک زده باشد -و البته دروغ گفته ام اگر قیمه نذری را هم به این لیست اضافه نکنم-.

در این چند روز هشت تا ده محرم  تا آنجا که وقت اجازه میداد به چند حسینیه و تعزیه سر زدیم و در روز تاسوعا هم طبق سنت هر ساله شاهد برگزاری مراسم در میدان امام بودیم.  حین مشاهده مراسم محرم در محله های مختلف، چند نکته به ذهنم خطور کرد که اشاره به آن خالی از لطف نخواهد بود.

مواردی که در اینجا ذکر میکنم مشاهداتی است که شاید از نظر کسی که ساکن لامرد است پیش پا افتاده باشد اما از نظر من که هر سال فقط یکی دو بار در لامرد حضور فیزیکی دارم قابل توجه بوده است.

در بخش اول، مطالبی درباره تعزیه ها خواهم گفت و سپس در مطلبی جداگانه در مورد مراسم عزاداری در حسینیه ها صحبت خواهم کرد:

  1. اگر بخواهم از مراسم تعزیه و تفاوت آن نسبت به سالهای قبل بگویم باید حضور بیشتر مردم را نسبت به سالهای قبل گوشزد نمایم. تلاش بی دریغ اداره فرهنگ و ارشاد با همکاری موسسه ابوفاضل در برگزاری سوگواره های تعزیه و تلاش گروه های مختلف تعزیه برای بهتر کردن کیفیت ارایه در این استقبال نقش زیادی داشته است.
  2. امسال مراسم تعزیه پذیرای میهمانان زیادی از عکاسان شهرهای مختلف و حتی یکی دو کشور خارجی بود که به ابتکار انجمن عکاسی شهرستان و اداره فرهنگ و ارشاد در قالب یک مسابقه ملی به این مراسم دعوت شده بودند. به دلیل این که گزارش مبسوطی از این مسابقه ملی را -انشاالله- تا چند روز دیگر خدمت شما ارایه خواهیم کرد در این مطلب بیش از این راجع به آن صحبت نخواهم کرد .
  3. ‫-‬چیزی که در اکثر تعزیه ها به چشم میخورد، دایمی شدن محل اجرای تعزیه ها بود. محل نشستن تماشاچیان نظم بیشتری پیدا کرده بود و برخی سعی کرده بودند با درست کردن سکوهایی در جاهایی مشخص، هم دید بهتری برای تماشاچیان فراهم کرده و هم از نشستن تماشاچیان در هر نقطه دلخواه که مخل نظم تعزیه و باعث پراکندگی حواس میشد خودداری نمایند.
    البته هنوز مشکل اصلی که سایه بان محل نشستن بود در هیچ کدام از تعزیه ها حل نشده بود کما این که در یکی از روزها به دلیل بارندگی مراسم تعزیه در برخی نقاط با تاخیر چند دقیقه ای مواجه شد. این مشکل در سالهای اینده که محرم به تابستان نزدیکتر میشود جدی تر خواهد شد.
  4. -معمولا افرادی با لباسهای مخصوص -و البته چوبی در دست!- مسوول برقراری نظم و انضباط در تماشاچیان بودند.  تعدادی نیز با مشکهایی پر از آب مسوول آب دادن به تماشاچیان بودند که ابتکاری جالب در نوع خود به شمار می آمد.
  5. ‫-‬از چند سال پیش با تلاش گروه تعزیه باپیر (شاید گروه های دیگر هم این کار را کرده باشند و من اطلاع نداشته باشم)، نسخه های برخی تعزیه های شهرستان کامپیوتری شده بود. فونت خوانا و اطلاعاتی که به این نسخه ها اضافه شده بود باعث شده بود نیاز به هماهنگ کننده یا همان نسخه گردان کمتر احساس شده و اشتباهات کمتری در اجرای تعزیه اتفاق بیفتد.
  6. ‫-‬جلوه های بصری تعزیه ها پیشرفت زیادی کرده بود: لباسهای مناسب تر، سوارکاران ورزیده تر، تجهیزات رزم واقعی تر،  دکورهای بهتر برای خیمه ها، محیط طبیعی تر مثل نخلستان و نهر آب، تعزیه ها را به سمت نمایش حرفه ای تر نزدیک کرده است.
    اما در تمام این المان ها، نوعی ناپختگی و آماتوری بودن به چشم میخورد. جای خالی طراحان و معمارانی که هم شناخت از وقایع کربلا داشته باشند و هم به آداب و سنن منطقه واقف باشند -مثل مهندس رحیمی و حسین حق شناس-  در این قسمت به چشم میخورد.
    با توجه به وسعت زمینهایی که در اختیار گروه های تعزیه قرار دارد شاید بتوان صحنه نبرد را یک بار برای همیشه در ابعاد واقعی و یا کوچک شده  اما با مقیاس صحیح پیاده کرد.
  7. ‫-‬گروه های مختلف سعی در استفاده از آخرین فناوری برای صدابرداری بیسیم و پخش آن برای تماشاچیان که حالا میتوانند از فاصله دورتری به تماشا بنشینند داشتند. اما هنوز در برخی موارد بخصوص تعزیه قلعه ملا بُرد میکروفونهای بیسیم  کم بود و کیفیت پخش صدا نیز چندان جالب نبود. به نظر میرسد بکارگیری یک صدابردار حتی آماتور، مکان یابی بهتر ایستگاه مرکزی و یافتن نقاط کور و آموزش تعزیه خوانها در ارتقای این کیفیت نقش زیادی داشته باشد.
  8. ‫-‬ویژگی بارز دیالوگ تعزیه های لامرد و مهر در نظم آنها است. برخلاف بسیاری از شهرهای دیگر، تمام دیالوگهای تعزیه های لامرد و مهر به صورت شعر تنظیم شده و از این نظر شاید در میان تمام شهرها بی همتاست.  متاسفانه درک این اشعار به دلیل عدم تبحر نسخه خوانها در قرایت اشعار کاری دشوار است. البته برای من که به این اشعار عادت کرده ام و چندین بار نسخه های قدیمی را رونویسی کرده ام این مساله سخت نبود. منظور من درک این اشعار برای غیر همشهریان و یا کسانی است که عادت کمتری به شنیدن این اشعار دارند.
    یکی از دلایل این امر لهجه محلی نسخه خوانها در ادای کلمات است. اما دلیل عمده این مشکل، طرز خواندن نسخه های سپاه یزید است که با داد زدن نسخه خوان همراه است.
    در زمانهای قدیم که بلندگو و میکروفونی در کار نبود، این مشکل کمتر به چشم میخورد و داد زدن نسخه خوان حتی به شنیدن بهتر کمک هم میکرد. اما الان، به دلیل نزدیکی میکروفون به دهان گوینده، داد زدن وی باعث تبدیل صدای او به صورتی گوشخراش و غیرقابل فهم میشد.  برخی از نسخه خوانها که تبحر بیشتری داشتند با پایین آوردن تن صدا و ادای شمرده کلمات این مشکل را کمتر میکردند.
  9. یکی از رسمهایی که باقی ماندنش برای من جای تعجب داشت “تُفته گرفتن” از کسانی بود که در نقش امام نسخه خوانی میکردند. با این همه آموزشهایی که برای رعایت بهداشت فردی به مردم داده میشود هنوز که هنوز است عده ای بر این اعتقاد باقی مانده اند که آب دهان این نسخه خوانان متبرک است و باعث شفا میشود! گیرم که برخی از مردم این را ندانند، آیا خود نسخه خوانان نباید برای مریض نکردن مردم از این کار حذر کنند؟!
  10. هنوز که هنوز است برخی از تحریفهایی که باید سالها پیش از تعزیه ها رخت برمی بست به دلیل استقبال تماشاچیان از تعزیه ها حذف نشده اند. صحنه هایی که شاید برخی از انها کارکردی جز خنداندن تماشاچی نداشته باشند -مثل حمله شیر به سلطان قیس-. در هر صورت حذف این تحریفها نیازمند عزم جدی بانیان تعزیه ها و کمک کارشناسان مذهبی است.
    دلیل عمده حذف نشدن این صحنه ها ترس بانیان از عدم استقبال تماشاچیان از آن تعزیه است. اما به نظر من پیشرفت جلوه های بصری تعزیه ها در این چند سال به حدی بوده که جذابیت آن برای تماشاچیان با حذف چنین صحنه هایی دستخوش تغییر چندانی نخواهد شد. بعنوان شاهد چنین مدعایی تعزیه روز عاشورا را که در کره موچی تماشا کردم مثال میزنم. برای من گریه کردن و بغض کردن به ندرت پیش می آید. اما وقایع روز عاشورا در سه چهار صحنه به قدری شبیه به واقعیت بازسازی شده بود که بغض گلویم را فشرد و اشکم را جاری کرد:

    • حمله لشکر پر تعداد برای آتش زدن خیمه ها
    • شهادت کودک خردسال در دامان امام حسین
    • شیون زینب (س) پس از شهادت امام (ع) روی تل زینبیه (البته با صدای سوزناک سید جلیل احمدی): سری به نیزه بلند است در برابر زینب …

 

IMG-20141106-WA0009

سفر به کال

آبان ۷ام, ۱۳۹۳

در بعد از ظهر عید غدیر امسال به همراه سید مهدی احمدی زاده، معاون محترم فرماندار لامرد، محمود حق شناس سردبیر نشریه ی اتحاد ملی شهرستان های لامرد و مهر و رضا واعظ زاده برای زیارت قبر محیا (*)، شاعر شروه سرای جنوب، به طرف کال راهی شدیم.

کال شرقی ترین نقطه ی لامرد است و در مرز لامرد و بستک قرار دارد. از این آبادی قدیمی علما و عرفای زیادی برخاسته اند که از جمله ی آن ها سید کامل پیر است. آرامگاه او محل زیارت علاقه مندان است. ما بعد از حدود یک ساعت از شروع حرکت به آنجا رسیدیم و مورد استقبال قرار گرفتیم. یکی از اهالی آنجا به نام سید محمد یوسف که از سادات قتّالی کال است به استقبال ما آمد و راهنماییمان کرد.

DSC00484

برای رسیدن به ارامگاه محیا باید ابتدا از درب اصلی مسجد بزرگ و تازه ساز کال که مناره و گنبد آن معماری زیبایی دارد وارد شوید.

IMG-20141014-WA0012

سپس از مسجد قدیمی و تاریخی کال که مابین مسجد و ارامگاه پیر کامل و محیا است عبور کنید:

DSC00509تا به آرامگاه سید کامل پیر که در پشت این مسجد قرار دارد برسید.

DSC00511

پشت نرده های سمت چپ آرامگاه پیر کامل، زیر درخت کنار سرسبز، قبرستانی به چشم میخورد که محل دفن محیا است.

mahyaهمان گونه که در عکس فوق مشخص است متأسفانه در محل دفن محیا چیزی به جز تلّی خاک و دو سنگ برآمده از زیر خاک چیز دیگری مشاهده نمی شود.

مسئولین امر برای حفظ سنگ قبر قدیمی محیا از سرقت آن را داخل آرامگاه سید پیر کامل گذاشته اند.

خود آرامگاه بسیار قدیمی است و گویا مربوط به دوره ی صفویه می باشد. سید محمد یوسف کلیددار آرامگاه، درب را برای ما باز کرد.

pirekamel

بر روی قبر سید کامل پیر، پارچه ی سبزی کشیده شده بود که از آن کُولُخ هایی آویزان بود.

DSC00492

در گوشه ی آرامگاه سید پیر، سنگ قبر صندوقچه ای شکل متعلق به محیا گذاشته شده است.

DSC00495

سید محمد یوسف از محیا برایمان گفت و چند بیتی از شعرهای وی را که در ذهن داشت، قرائت کرد:

چه خوش باشد هوای بُنگِر بیخ               کباب پازنان باشد سرِ سیخ

شکار افکنده محیا با رفیقان           به سِت اربعین و اَلف تاریخ

***

منم محیا که از نسل علیّم             غلام خاص قتّال ولیّم

ز حشر و نشر محیا گشته فارغ               که شیخ آستان کاملیّم

شعرهای محیا ساده و تاثیر برانگیز است. در نشستی با چند تن از اهالی روستا پیشنهاد شد مراسم شب شعری در خور نام محیا با کمک اهالی در این مکان برگزار شود. آقای احمدی زاده معاون فرماندار هم قول همکاری دادند. همچنین قول دادند تابلوهایی در مرکز شهر به نام محیا نصب شود و حداقل خیابانی به نام ایشان نامگذاری شده و همچنین در آینده ای نزدیک قبر محیا بازسازی گردد.

 

شب عید و من و محیای کالی                      به ری تش گوشت اشکال ذغالی

به دورم ایل مح یوسف با اورنگ                  همه بیدند ولی جای تو خالی

 

سفر خوب و خوشی بود. جای همه دوستان در این سفر خالی بود.

این هم عکس هایی از این سفر:

IMG-20141014-WA0008مقبره ی سید پیر کامل

 

 

DSC00501علمی که در آرامگاه گذاشته شده بود.

 

 

IMG-20141014-WA0015ورودی شبستان مسجد قدیمی کال

 

 

DSC00503شبستان مسجد قدیمی کال-واقع در زیرزمین

 

 

DSC00505مسجد جدید کال در نزدیکی قبر محیا

 

IMG-20141014-WA0003

نسخه ای قدیمی از سید ابراهیمِ سید خلیل که سید محمد یوسف در حال قرائت آنست.

 

 

———————————————————

 

(*) سید محی الدین محیای کالی شاعر و عارف قرن یازدهم هجری قمری، شاعر شناخته شده و معروف جنوب ایران و سواحل خلیج فارس است. آوازه ی او از بوشهر تا بندر عباس و کشورهای عربی حوزه ی جنوبی خلیج فارس است. شروه هایش دلنشین و زبانش همان فارسی بیخه ای هست. او در شعرهایش خود را معرفی کرده و نشان داده علاقه ی زیادی به حضرت محمد (ص) و ائمه (علیهم السلام) دارد. وی به تمامی سواحل خلیج فارس مسافرت کرده و همچنین میراشکالی ماهر بوده است. بعضی او را از خود دانسته و حتی او را محیای بردخونی یا پنگرویی نامیده اند. مسجدی به نام محیا در پنگرو و همچنین غاری به نام او در کوه های لاور خشت وجود دارد. محیا عمری طولانی کرده است و گویا در دوره ی شاه عباس صفوی نیز زندگی می کرده است. از وی دیوان شعری باقی مانده است که توسط آقای احمد حبیبی به چاپ رسیده است.

بسی آید بهار و من نباشم                    بروید لاله زار و من نباشم

رفیقان و شفیقان بعد محیا                   بیایند در گذار و من نباشم

***

شه دلدل سوار آمد خوش آمد          علی با ذوالفقار آمد خوش آمد

برای خاطر مولای محیا                              امام هشت و چار آمد خوش آمد

***

اگر پیرم هنوز پیر بکارم                     نه مثل جاهل نوبسته بارم

تن محیا چو خرمای خِنَیزی                   اگر کهنه شود دوشاب دارم

***

هوای دلبر دلبندم آمد                        به بیخ کال بالابندم آمد

دم تنگ چَخو بستند به محیا                  غزالان از کلِ پسبندم آمد

 

 

مجتهد شیعه، لنگر ثبات دموکراسی

خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۲

به نقل از جامعه خبری تحلیلی الف

نویسنده : دکتر قاسم زائری؛ دکترای جامعه شناسی و استاد دانشگاه

انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری با پیروزی دکتر حسن روحانی به پایان رسید. همگان و از جمله کاندیدای پیروز اشعار دارند که پیروز واقعی این انتخابات، ملت ایران هستند که امیدوارانه، به نخبگان سیاسی برای بهبود زندگی و تحقق ارزش هایشان، رای دادند. دموکراسی در کشورهای پیشرفته صنعتی، از برخی لوازم که بگذریم، دو ضلع اصلی دارد: «مردم» و «نخبگان» که مقدرات سیاسی را رقم می زنند.

اما دموکراسی در ایران، ضلع سومی دارد و آن، «ولی فقیه» است. در انتخابات اخیر، نقش راهبرنده حضرت آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای، بی گمان، ستودنی و مثال زدنی است. تحت مدیریت سیاسی ایشان، «حماسه سیاسی» با حضور قریب به ۷۳ درصد از واجدین شرایط شکل گرفت و برگ زرین دیگری در تاریخ انقلاب اسلامی رقم خورد. در مرام سیاسی آیت الله خامنه ای، دو اصل بنیادین وجود دارد که به ایشان نسبت به دیگر رهبران سیاسی در کلیتِ جهان اسلام، و از جمله در واحد سیاسی خاورمیانه، جایگاهی برجسته و نمونه می بخشد:

یک. نگاهی به کارنامه بیست و پنج ساله مدیریت سیاسی رهبر انقلاب نشان می دهد که یک تمّ واحد در بیان و رفتار ایشان دیده می شود و آن تاکید بر «حضور گسترده و میلیونی مردم» در پای صندوق های رای است. درهمه جا، و از جمله در ایران، ممکن است برخی نخبگانِ درونِ سیستم، برگزاری انتخاباتی با میزان مشارکت کمتر اما از حیث نتیجه کنترلشده تر و مطمئن تر را ترجیح دهند، اما رهبر انقلاب همواره بر «حضور حداکثری» تاکید داشته و تکیه بر نقش «آحاد مردم» در رقم زدن سرنوشت سیاسی کشور، یکی از مهمترین کلید واژه های ایشان است. نتیجه همین نگرش و مدیریت، ارقام خیره کننده میزان مشارکت نظیر ۷۹/۹ (۱۳۷۶)، ۸۵ (۱۳۸۸) و ۷۳ (۱۳۹۲) است. ارقامی که نه تنها در خاورمیانه، بلکه در دموکراسیهای پیشرفته نیز کمیاب و چه بسا نایاب است. فی المثل، در انتخابات ریاست جمهوری اخیر آمریکا، میزان مشارکت کمتر از ۵۰ (۲۰۱۲) بوده است. در دوره های پیشین نیز ۵۸/۲۰ (۲۰۰۸)، ۵۶/۶۹ (۲۰۰۴) و ۵۱/۲۰ (۲۰۰۰) و ۴۹ (۱۹۹۶) بوده است. بالاترین میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مربوط به ۱۸۷۶ و ۷/۸۱ و از سال ۱۹۷۲ تاکنون هیچگاه میزان مشارکت از ۵۸ درصد بالاتر نبوده است.

دو. جز این، آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای، نه در کلام، بلکه در رفتار سیاسی نیز مجدانه از چهره جمهوریت نظام اسلامی، در مقابل فشارهای خردکننده، دفاع کرده و نمونه عینی و برجسته آن، دفاع از رای «مردم» در جریان اردوکشی خیابانی پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ است. ایستادگی ایشان به رغمهمه ترکشها و زخمهایی که در جریان آن حوادث غمبار خوردند و به جان خریدند، امروز ثمر داده و آن ایستادگی ها ضامن «حماسه» امروز است. در خطبه تاریخی ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ فرمودند: «بنده زیر بار بدعتهای غیرقانونی نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوب های قانونی شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتی دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتی بعضی برنده ‏اند، بعضی برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتی دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد». آن ایستادگی و این مصونیت بخشی به «انتخابات»، مردم را در لبیک به دعوت ایشان ترغیب کرده و می کند.

در تمام قرن بیستم، گروه های انقلابی چپ و احزاب مارکسیست، حسرتِ خیابان های مملوّ از جمعیت را داشتند: توده هایی ستمدیده برانگیخته با مشتهای گره کرده، و خلقی که از منافع خود گذشته و به نفع عمومی می اندیشند؛ و انقلاب اسلامی ایران ۱۳۵۷ ذیل امر دینی و تحت زعامت فقیه شیعه، این آرمان را در کامل ترین شکل اش محقق کرد. تصویری از صفهای طولانیِ مردمی که فعالانه برای تعیین سرنوشت و رقم زدنِ مقدرت سیاسی و اجتماعی شان، به طور مسالمت آمیز و ضمن احترام به یکدیگر پای صندوق های رای حاضر شده و از میان برنامه های مختلف مطرح شده برای زندگی سیاسی اجتماعی شان را در چندسال آینده، یکی را «انتخاب» می کنند، آرمان احزاب دموکراتیک است؛ و این مهم در بهترین شکل آن، امروز در لبیک به دعوت یک مجتهد شیعه در نظام اسلامی ایران محقق می شود. تاریخ رجوع حکومتها به آراء مردم در ایران، طولانی نیست و برخی نقاط عطف دارد.

از مشروطه که بگذریم، مرحوم دکتر مصدق در این تاریخ، جایگاه برجسته ای دارد و قاطبه روشنفکران و تجددخواهان، به طور واقعی یا غیرواقعی، او را به عنوان اسطوره دموکراسی خواهی در ایران ستایش می کنند. با اینهمه، دکتر مصدق انتخابات هفدهم مجلس شورای ملّی که خود برگزارکننده آن بود را پس از انتخاب هفتاد و نه نماینده، «متوقف» کرد.

در ایران امروز، آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای، لنگر ثبات دموکراسی است. در جامعه ای که احزابِ ضامنِ دموکراسی جان نمی گیرند، به دور از هرگونه حبّ و بغضی، حتی هواداران متجدد دموکراسی هم باید پاسدار این جایگاه و زعامت باشند. در «مردم سالاری دینی»، «مردم» و نقشِ شان، تعریفی جدا و متفاوت از نظام های دموکراتیک دارد. فعل و قول ولی فقیه درباره مردم، برآمده ازهمین تعریف و جایگاه خاصّ است. تاکید بر نقش مردم و دفاع از حقّ و رای آنها، جزء ذاتی این منظومه است،هم چنان که ظرفیت های بالاتری وجود دارد که هنوز شرایط برای تحقق آنها میسر نشده است.

عصر تکنولوژی انسان عصر نابودی اوست مگر آنکه عصر ظهور باشد

آذر ۳۰ام, ۱۳۹۱

بسم الله الرحمن الرحیم

با احترام به نظرات و در خواستهای دوستان عزیز ،تمامی منابع و ماخذ مورد نیاز، در ذیل مقاله لینک شد.

عصر تکنولوژی انسان عصر نابودی اوست مگر آنکه عصر ظهور باشد.

دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم تمام مرزهای تکنولوژی را در هم دریده و هر چه زمان می گذرد ابعاد عجیب تر ناشناخته ای از این علم پیچیده بر روی این موجود باز می گردد.

در دنیایی که سرعت تبادل اطلاعات به حدی رسیده است که به هر آن  نیازی که از ذهن انسان بگذرد در آن واحد پاسخ می گوید جایی که برای دانستن مطلبی کافیست اراده کنی تا با کمتر از چند کلیک به هدف خویش دست یابی. در دنیایی که تمام حرکات بشر در زیر لنزهای ماهواره هاست که هر لحظه تمام حرکات تو را ثبت و ضبط می کنند . در دنیایی که برای شیوه زندگی تو هزاران قالب طراحی کردند  در دنیایی که صدها فرق و ادیان کذایی فطرت انسان را به بازی گرفته است .    اما حقیقت انست که در این وسط انسانیت گم شده است، همگان می دوند که زنده بمانند هیچ کس نمی دود که زندگی کند ، هیچ کس نمی داند برای چه امده است وبه کجا می رود…    و هیچ کس نمی داند رسالت حقیقی خویش در برابر فطرتش را.                                                                                                                                      دهکده جهان واقعیت پید کرده است ۱ ، چه بخواهیم وچه نخواهیم و ماهواره ها مرزهای جغرافیایی را انکار کرده اند. این همان دهکده ایست که گرگوار سامسا در ان چشم باز کرده است ۲. این همان دهکده ایست که مردمانش صورت مسخ شده کرگدن های اوژن یونسکو را پذیرفته اند۳ .همان دهکده ای که مردمانش منتظر گودو هستند .۴ این همان دهکده است که لایه های خواب و واقعیت را در ضمیر ناخوداگاه تو چنان در هم می امیزند تا دریابی که دنیایی که تو در ان زندگی می کنی نیز رویاست۵.این همان دهکده ایست که در ان مردمان را به یک صورت واحد قالب می زنند و هیچ کس نمی تواند از قبول مقتضیات تمدن تکنولوژیک سرباز زند. این همان دهکده ایست که ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ میلادی باید پایان آن باشد۶ این همان دهکده ایست که بر سر ساکنانش انتن هایی روییده است که هزارن کانال ماهوراه را مستقیما دریافت می کنند.۷این همان دهکده ایست که در ان روبوت ها عاشق یک دیگر می شوند . این همان دهکده ایست که در ان “ترمیناتور دو ” به سی سال قبل باز می گردد و خودش را از بین می برد.۸ این همان دهکده ایست که در تلوزیون هایش دختران شش ساله را آموزش جنسی می دهند، همان دهکده ای که در آن گوسفند هایی با سر انسان و انسان هایی با سر خوک به دنیا می ایند .این همان دهکده ایست که در ان تابلوی “مسیح از ورای ادرار”۹ماهها توجهات همه رسانه های گروهی را به خود جلب می کند.این همان دهکده ایست ملیونها زن و بچه بی گناه در افغانستان و عراق به خاک وخون کشیده می شوند و هیچ صدایی از مدعیان حقوق بشر بر نمی اید .این همان دهکده ایست که خون کودکان تلابیب از خون کودکان غزه رنگین تر است.این همان دهکده ایست که عدول از مرزهای هولوکاست ممکن نیست اما عدول از مرزهای دین و اخلاق اسان است  و با انتشار یک فیلم موهن دست در تخریب مقدس ترین چهره عالم امکان می نهند.این همان دهکده ایست که قرآن را در حین پخش زنده کانال هایشان می سوزانند .این همان دهکده ایست که کمتر از اب خوردن به ارمانهای یک ونیم میلیارد مسلمان در سراسر جهان گستاخی می کنند .این همان دهکده ایست  که در ان دویست و چهل و شش نوع تجاوز جنسی رواج دارد… اما عجیب اینجاست که باز هم این همان دهکده ایست که در زیر آسمانش بسیجیان در رمل های فکه زیسته اند ، همان دهکده جهانی که در نیمه شب هایش ماه هم، هم بر کازینوهای لاس وگاس تابیده است و هم برحسینیه دوکوهه و گورهایی که در آن بسیجیان از خوف خدا وعشق او می گریسته اند …دنیایی عجیبی است نه؟

غرب ذاتی پاردادوکسیکال دارد واین پارادوکس های پایانه ای سرنوشتی محتوم هستند که تمدن امروز بسوی ان راه  می سپرده است.من در صدد اثبات این مدعا نیستم چرا که به وقتی موسع تر نیاز دارد اما قدرت غرب قدرتی بنیان گرفته برجهل است وبیداری های جمعی که انقلاب زا هستند به یکبار روی می آورند همچون انفجار  نور.

آری دهکده جهانی واقعیت پید کرده است ولی اینبار این نه ان دهکده ایست که مارشال مک لوهان می گوید

واین نه آن دهکده ایست که کدخدایش  شیطان باشد.

و اما این همان دهکده ایست که پایان آن نزدیک تر از انست  که در تصور بگنجد.

و من می خواهم به افسانه ای که از واقعیت ساخته ای رنگ حقیقت ببخشم

ادمیان امروز طبیعت را بیش از انچه در توانش باشد استثمار می کند بی انکه ذره ای بفردایش بنگرد و چه بخواهیم و چه نخواهیم زمان درگذر است.و من یقین دارم فرزندان نسل کنونی بشر رنگی از زیستن نخواهند دید. بشر امروز بشری است که فقط به زنده ماندن خویش می اندیشد وتا بحدی زمین و زمان را استثمار کرده است که هیچ ارثی را برای نوع خویش در نسلهای بعد قرار نمی دهد. من اعتقاد دارم با این روندی که انسان در این عصر پیش گرفته است جهان ما به پایان خویش نزدیک گشته است و ما اخرین نسل های این نوع از افریده های خداوندیم که بر این کره خاکی میزییم.

نسل کنونی در حال نابودی دنیاست بی انکه ذره ای بفکر فرزندانش باشد این بشر سیری ناپذیر بحدی ارتباطات الکترونیک را دراین کره کوچک فزونی بخشیده است  وچنان ذات این موجود ارضا نشدنیست که مشغول به تسخیر کهکشانها وسیارات گشته است و تا بحال هزاران کره کوچک و بزرگ را رصد کرده است که مگر دنیای خویش را نابود کرد جایی دیگری برای زیستن داشته باشد و روز وشب را رصد می کند تا بخاسته نافرجام خویش دست یابد.

عصرتکنولوزی انسان عصرنابودی اوست مگر انکه این عصر، عصر ظهور باشد.

           برای انسانی که دههزار سال است که برروی این کره خاکی میزید شاید عنوان فوق چیزی شبیبه افسانه ها باشد

اما خواهم گفت چرا اینها افسانه نیست کوهی از خیالات است که از واقعیت ساخته ایم.

 روح انسان در این عصر بحدی طغیان کرده است  که طبیعت را فراتر از توان ان به گونه ای وحشیانه اسثمار می کند بحدی که دنیایی که در ان زندگی می کند بحدی که دنیایی که در ان زندگی می کند عمری بیشتر از انگشتان دو دست نخواهد کرد عصری که ما دران زندگی می کنیم ، نقطه عطفی در تاریخ زیستن این موجود دو دست ودوپا خواهد بود ولاغیر. بشری که چه بخواهد و چه نخواهد هم خود نابود خواهد شد هم خانه اش.

زمینی را که ما در ان زندگی می کنیم اکنون خود بدستان خویش در حال تخریب ان هستیم و عرض کمتر از جند سالی دیگر فاتحه انرا برای همیبشه خواهیم خواند در عصری که تو برای زیستن خویش جای تمام درختان وکوهها ، حیات وحش و رودخانه ها را خانه های مسکونی فرش می کنی . در عصری که شرکتها و صنایع و پالایشگاهها برای دستیابی به اهداف خویش تمامی پوسته زمین را واکاوی می کنند ، در عصری که تمامی منابع و معادن را از دل این کره خاکی استخراج می کنی ، اری ای عزیز در عصری که میخ های زمین را در هم شکسته ای ، چیزی جز لایه ای خشک و نازک را بدون هیچ وزنی۱۰ برروی هسته زمین رها کرده ای، اری پوسته ای که روزگاری سرشار از جنگلها و کوهها و دریاهها بود امروز جای خویش را با برهوتی از سازه های انچنانی عوض کرده است .

هان ! ای بیچاره خفته بر این خاک ناچیز ….دیر زمانی نمانده است تا به سبب پوسته ای که درصد حجیمی۱۱ از آن را کاسته ای، لایه های زیرزمینی بروی مواد مذاب درون این هسته وحشیانه به حرکت درایند  وتمام دنیای تو را با زلزله های مهیب فروریزند و این از ان استثمار  بی رحمانه ای که با بیل و کلنگ به جان این کره  افتاده ای .

ودیگر برایت از اسمانی خواهم گفت که خودت را با ان نابود می کنی و هم خانه ات را…

ایا تا بحال با خود اندیشیده ای روزانه چند تن گازهای الوده و سمی و شیمیایی ، وارد هوا می کنی ، آری پایان داستان خوب روشن است کافیست به سرنوشت کره ای بنگری که افزایش گرمای آن کار را بجایی رسانده است که دنیای تو پر از اشعات خطرناک فرابنفش گشته است که هر لحظه پوست تو را درهم می خورد وبعلاوه کافیست در طی همین چند سال به مرز ده درجه افزایش دمایی ثابت برسد آنگاست که تمام یخهای قطب ذوب گشته ودریاها فوران خواهند کرد۱۲ آری در دنیایی که تمام یخهای دو قطب ان درحال ذوب شدن است و بر ارتفاع سطح اب اقیانوس ها می افزاید و سرنوشت محتوم سرازیر شدن اب اقیانوس ها برروی خشکی ها وقوع پیدا خواهد کرد وانطور که دانشمندان پیش بینی کرده اند چندین قاره بزرگ را دربر خواهد گرفت و دیگر اثری از انسان و خانه اش در همین دهه پیش رو نخواهد ماند . اما اینها افسانه نیست اینها همان آمارهایی است که تو هرروز پیوسته درحال گزارش آنی.

و از انسوی دیگر هنوز ماجرا ادامه دارد ….

در دنیایی که ملیونها تن مواد شیمیایی والکلی مضر وارد اغذیه و کالاهای تو می گردد، در دنیایی که سموم شیمیایی محیط را محاصره کرده اند و مجالی برای زیستن نسل کنونی انسان نیست آری این بشر تا نابودی خویش قدمی بیشتر فاصله ندارد

و دیگر سو خطرات سماوی نیز ای مسافر  تو را ندای رفتن می دهد…

میلیاردها سال است که این سفینه سرگردان اسمانی در فضایی لایتناهی میچرخد و تاکنون از تمام خطرات کهکشانها سالم در رفته است به هیچ شهاب سنگی و هیچ جرم اسمانی برنخورده است و خدا راشکر ….                                           اما دست تقدیر چنان نشان می دهد که ما به سر منزل مقصود نزدیک گشته ایم انگاه که چراغ پرتلاطم ما خورشید فوران می کند و طوفان های خورشیدی دامن مارا می گیرد. انطور که دانشمندان محاسبه کرده اند هر یازده سال یکبار۱۳ این طوفانها یکراست بسمت زمین ما میاید.

محاسبات دقیق رصد خورشید نشان از ان می دهد که در طی چند سال اینده طوفانهای مهیب خورشیدی که حاوی میدانهای مغناطیسی سهمگین است جان این کره سرگردان را به خطر خواهد انداخت و سرنوشتی شوم چون مریخ برای ان رقم خواهد زد ، انگاه که این میدانهای مغناطیسی ، جاذبه مغناطیسی  زمین را مختل کنند ، خانه تو بدون سلاح در برابر امواج خطرناک فرابنفش رها خواهد شد و حتی محتمل تر انست  که بگوییم از مدار نیز خارج می گردد۱۴ و چونان پشه ای اسیر جاذبه سنگین سیاهچاله ها خواهد شد و چه بسا همان خروج از محورش انرا از هم خواهد پاشید.۱۵

دیگر چه می خواهی ای مسافر از کدام سو باید گفت …از فوران اتشفشانهای مذاب ،یا زمین لرزهای مهیبی که از هم اکنون نیز شروع شده است و یا سونامی فوران اب اقیانوس ها بر خشکی و یا طوفانهای سهمگین خورشیدی که بسمت زمین می ایند و عجیب نیست که این عصر را  عصر طوفانها نامیده اند و یا از ان هوای الوده و مسمومی که تو را محاصره کرده است

و یا از خوردنی ها و نوشیدنی های پر از سموم الکلی و شیمیایی که مصرف می کنی …                                            و من هنوز نیز مانده ام که قیامت بدست خود انسان بوقوع خواهد پیوست یا نه ؟                                                  آری داستان ما از پایان می گوید ، بشر امروز چه بخواهد و چه نخواهد یقینا به پایان خویش نزدیک می گردد  وعصر تکنولوژی بشر عصر نابودی اوست مگر آنکه عصر موعود باشد .

__________________________________________

۱-از نوشته های شهید آوینی در متن مقاله فوق کمک گرفته شده است.(دهکده جهانی -کتاب مبانی تمدن غرب )

۲-گرگوار سامسا شخصیت اصلی داستان مسخ نوشته فرانتس کافکاست .دغدغه ی اصلی کافکا یکنواختی ست ، رکود و بی ثمری ، پوچی از نوع کافکا ، او می خواهد حماقت های این جهان را روایت کند.مراجعه به لینک ذیل …

http://en.wikipedia.org/wiki/The_Metamorphosis#Gregor_Samsa

۳- داستان تلخ مردمان دنیای تکنولوژی در کرگدنها مشهورترین اثر اوژن یونسکو

http://en.wikipedia.org/wiki/Eug%C3%A8ne_Ionesco

۴-در انتظار گودو نوشته ساموئل بکت

http://en.wikipedia.org/wiki/Waiting_for_Godot

(inseption 2010 (250 top movie)5-فیلم اینسپشن اسکار ۲۰۱۰ میلادی تشکیک در عالم رویا وبیداری   http://en.wikipedia.org/wiki/Inception

   The end of the world6-شایعه تقویم مایاها مبنی بر پایان دنیا در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ میلادی

۷-سیطره بیش از سی دو هزار شبکه ماهواره بر دنیای ما

http://www.asriran.com/fa/news/224607/%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF

۸- فیلم ترمیناتور دو یا( نابودگر دو) ساخت  ۱۹۸۴ میلادی –این فیلم از پرآوازه ترین فیلم های اغاز دهه نود میلادی می باشد دراین فیلم جنگی بین ماشین‌ها و انسان مطرح می‌گردد که وقوع آن در سال ٢٠٢۴ میلادی پیش بینی شده‌است…

http://fa.wikipedia.org/wiki/نابودگر_۲:_روز_داوری

۹- ماجرای معروف و سخیف «تابلوی مسیح از ورای ادرار» است که در آن تصویر حضرت مسیح علیه السلام در پلاستیکی از ادرار انسان نشان داده شده است نمونه دیگری از گستاخی ها و هتاکی هاست.

۱۰-تمثیلی از اغراق در حرکت کنونی انسان

۱۱-وضعیت پوسته زمین از اغاز تا کنون

http://en.wikipedia.org/wiki/Crust_(geology)

Arctic ice melt12- پدیده خطرناک گرمایش جهانی کره زمین و ذوب شدن یخهای قطبین

http://en.wikipedia.org/wiki/Global_warming

۱۳-طوفان های خورشیدی

http://en.wikipedia.org/wiki/Solar_storm

http://www.solarstormwarning.com/

۱۴- پیامدهای اختلال در میدان مغناطیسی زمین

http://www.tacmlm.com/Aludegyha/A-Meghnatis.aspx

۱۵-اثرات میدانهای مغناطیسی زمین و موقعیت  نزدیک ترین سیاهچاله ها به زمین

http://en.wikipedia.org/wiki/Geomagnetic_storm

http://www.universetoday.com/75723/where-is-the-nearest-black-hole/

___________________________________________________

با کمک از مقالات شهید آوینی

سجاد هاشم پور  ۱۷ آذر ماه ۱۳۹۱  مطابق هفتم دسمبر ۲۰۱۲

.

و فدیناه بذبح عظیم

آذر ۱۴ام, ۱۳۹۱

ذات مقدسش از روز ازل کسی را می خواست که تمام عیار آن کاسه از شراب طهور را سرکش بکشد…

همگان جمع بودند از اولین انسان تا اخرین انسان و از میان آن، انبیاء و اولیا و اوصیا و شهدا و صدیقین و سابقین.

قدحی ملئت من نور ذات یزدان پر گشت از شراب طهور عشق.

هرکس در این بارگه جاریه قدسیه از نور جلالش بقدری از ان کاسه را سر کشید اما یکی از میان تمام شراب عشق را تمام قد سرکشید و هرکس را که از این قدح سر بکشدتا انتها، باید تمام هستی خویش را فدا کند.

ابراهیم وقتی به فرمان خداوند برای قربانی کردن اسماعیل براه افتاد تمام وجودش می لرزید انگاه که ابراهیم کارد را از قفا بر گردن اسماعیل گذاشت پاهایش سست گشت و زانوانش لرزید

انگاه چو ابراهیم خواست به وعده خویش تن در نهد،کارد تسلیم گشت و ابراهیم درمانده ماند .

ناگهان صدایی از غیب درگوش ابراهیم پیچید که    یا ابراهیم… و فدیناه بذبح عظیم…

“از نورجلالیه قدسیه انرا که تمام قد سر کشیده بود تمام هستی خویش را فدا خواهد کرد .”

ذات اقدسش کسی را می خواست که تمام هستی خویش را فدا کند ، جانش فرزندش، داروندارش …زندگی اش را،

وحسین تمام هستی خویش را فداکرد وهر کس را که در محفل عشاق تمام هستی اش را فدای معشوق کند معشوق نیز به همان سان باید وفا کند …

و خدا حسین را مرکز تمام دلهای عالم ساخت و از انروز تا کنون قرنهای متوالی می گذرد که بشریت در سوگ حسین می گرید و بر سرمی زند.

و خوش آنروزی که تمام انسانیت در عزای حسین ماتم بگیرند.

وسلام برتو یا اباعبدالله وبر آن روانهایی که بر آستانت فرود امدند…

السلام علیک یا باعبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک

 

سجاد هاشم پور

در جوار قتلگاه… (بازشناسی آئین های سوگواری)

آذر ۱۰ام, ۱۳۹۱

سبز … سرخ … علم … اِلم … مشک … اشک … نی و شیپور و شتر و اسب، … نوحه … روضه … روضه … روضه. همه ی شهر به نمادهای عاشورائی جلوه گر شده، هر مکان و محله ای با پارچه سیاه، یا برپائی خیمه ای نذری، خود را عزادار و ادامه دهنده راه راستین امام حسین (ع) میداند. صدای روضه خوانان و نوحه خوانان از حسینه ها به گوش میرسد و مردم با لباس سیاه به عزای حسینی میروند. اما جدای از همه ی این برنامه ها که – در برخی موارد- ناهماهنگ برگزار میشود (مراسم تاسوعای حسینی که هرسال در میدان مقدس مرکزی برگزار شده و هر دسته بصورت منظم، نامنظم وار برای خود می خواند و میرود)، بسیاری از برنامه ها توسط دلسوختگانی که بیشتر گمنامند به شکل منظم برگزار میشود. نوشتار پیش رو نگاهی دارد به آئین های قبل و بعد از روضه خوانی که مهمترین اصل و بحث در عزاداری و شکل دهنده و آگاهی بخش افکار است که با ظهور مداحی نوین به حاشیه رانده شده، و نیز ادای دینی است به تمامی مصیبت خوانان که خاطره جمعی ما و دلبستگی به عزای سالار شهیدان را شکل دادند خصوصاً ذاکر اهل بیت پدربزرگوارم.

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که چون آئین های سوگواری منطقه بخصوص از آئین های بااصالت بوشهر الهام گرفته شده، سعی کرده ام تا بصورت خلاصه به آن آئین هایی که با عزاداری بوشهری نزدیکی دارد بپردازم و بحث جامع تر آن را به زمان دیگری واگذار کنم.

۱-چاووش خوانی(چووشی): در قدیم برای آگاه ساختن مردم در هنگام بدرقه زائران مکه معظمه یا عتبات عالیات بکارمیرفته و افرادی بر بلندی و یا در مساجد با خواندن اشعاری که حالت برانگیزاننده دارد، برای استقبال از آنان مردم را آگاه میکردنند. در بعضی مناطق به عنوان رسم اولیه در برگزاری عزاداری و یا تعزیه مورد استفاده می باشد. شعر آن مانند این است: برمشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا – در دلم ترسم بماند آرزوی کربلا /تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده –  تابگیرم در بغل قبر شهید کربلا.

۲-ذکر خوانی: برای اطلاع رسانی و گرد آمدن و یا برگزاری روضه خوانی بکار میرود و در بوشهر بعد از سنج و دمّام، دومین رسمی است که حکم اعلام و آغاز مراسم مذهبی دارد. در این آئین، کودکان و جوانان در کنار بزرگان و سالخوردگان با هم اشعاری را مانند ذکر می خوانند. در برخی جاها بعد از خواندن ذکر، محل و ساعت برگزاری مراسم را اعلام می کنند. اشعار بیشتر از محتشم کاشانی خوانده می شود. در “اسیر” شب تاسوعا و عاشورا، بزرگان در کنار جوانان با در دست گرفتن مشعلی که چندین دهه قدمت دارد به هر حسینیه سر زده و با خواندن اشعار محتشم بصورت جمعی، “محتشم خوانی” میکنند که همان ذکرخوانی است. مانند: باز این چه شورش است که در خلق عالم است…

۳-نوحه پامنبری(پیش خوانی): عده ای ذکر را مقدمه نوحه پامنبری می دانند و هر دو را لازم و ملزوم یکدیگر و از کهن ترین و زیباترین انواع نوحه خوانی و عزاداری است و ریشه اغلب نوحه های سوگواری فعلی که متاسفانه با زوال نسل قدیم کم کم مجالس از حضور افرادی که پیش خوانی کنند خالی میشود و این هنر که بصورت سینه به سینه منتقل شده و بیشتر پیش خوانان نیز همه اشعار را ازحفظ دارند در خطرفراموشی کلی است. این آئین قبل از روضه خواندن شروع شده و در آن پیش خوان ها با خواندن مثنوی محزون بصورت بسیار مسلطی قلوب عزاداران را آماده روضه شنیدن میکنند. مانند: به خاک کربلا زینب چو برگشت – دوباره روز آن بیکس چو شب گشت/ بگفت ای خاک اینهم یک ورود است – که ازسوز دلم آهم چه دود است…

۴-نوحه زمینه: فاصله کوتاه بین پیش خوانی تا روضه خوانی توسط نوحه زمینه پر میشود و در آن برای آمادگی روضه خوان و پیش ازنشستن او به منبر، مقدمه ای را همخوانی میکنند. معمولاً فردی شعری را میخواند و جمعیت با صلوات آنرا جواب میدهند. مانند زمینه زیر:ب رخوان غم چو عالمیان را صدا زدند – اول سلام سلسله انبیا زدند/که بر حبیب خدا ختم انبیاء صلوات…

۵-روضه خوانی: یا مرثیه خوانی یکی از اولین شیوه های عزاداری بصورت انفرادی است دراحیاء یا دو نام ائمه معصومین و شهداء کربلا که بعدها اساس عزاداری جمعی شد. در بوشهر به روضه خوان”مُلّا” نیز گویند. روضه خوانی به معنی خواندن کتاب روضه الشهداء نیست بلکه یک هنر جامع است که درآن روضه خوان مسلط به اشعار چه بصورت محلی و یا کلاسیک بوده و نیز به منابع گسترده مصیبت نامه ها و تاریخهای نوشته شده و حتی لحنهای گوناگون مصیبت خوانی تسلط کافی دارد و هنر او در زمان شناسی و مخاطب شناسی مثال زدنی است. روضه خوانی سنتی اغلب با مرثیه خوانی رسمیت می یابد اما اغلب با اجرای آوازی حزین معروف به “حاجیونی ” که زیر مجموعه شَروه خوانی است، شروع می شود. بعد روضه خوان شروع میکند در گوشه های مختلف شروه خواندن و در اوج ادامه دادن تا به نوحه رسیدن. مانند: بیا بلبل که روز اربعین است   دلم پرخون ز بهر شاه دین است…

۶-سینه زنی و نوحه خوانی: پر مخاطب ترین و شاخص ترین مراسم سوگواری است که بصورت بسیار پر رنگ تری امروزه برگزار میشود و نوحه های آن از زیباترین و تأثیرگذارترین آئین های سوگواری بوشهر در ایران است به نحوی که برخوزستان و هرمزگان نیز تأثیرگذاشته است. پس از روضه خوانی،سینه زنی و نوحه خوانی  شروع می شود و در آن نوحه خوانان بصورت عام با نوحه های سنگین شروع کرده  با دو ضرب ادامه می دهند و در آخر با نوحه واحد تمام می کنند، در انتها نوحه خوان با دعا کردن سینه زنان و عزاداران و آنان نیز با گفتن “آمین” سینه زنی خود را تمام می کنند.

در نوحه های بوشهری با اجرای ویبره ها و تحریرها و تزئین های خاص اجرا کنندگان آن نوعی لهجه ی خاص بوشهری را تداعی می کند که هویت ملودیک این نوع عزاداری است. مانند: به دشت کربلا لیلای محزون –  بگفتا باصد افغون / علی اکبر جوان تاجدارم  –  دمی کن ترک میدون / بیا ای ماه کنعان –  مرو درچنگ عدوان  – دل لیلا مسوزان..

۷-صبحدم: مراسم ویژه شب دهم محرم که حدود یک ساعت قبل از طلوع خورشید برگزار میشود و مانند اکثر مراسم دیگر از مطلع یک نوحه گرفته شده است و در آن عزاداران به یاد شهداء کربلا تا صبح بیدارند و راز و نیاز می کنند و از خورشید می خواهند که دیرتر طلوع کند تا به صبح عاشورا و حادثه جاودانه آن نرسد در آن اشعار زیر را واگویه می کنند: صبحدم یکدم مَدم یک امشبی بهر خدا    تا حسین کشته نگردد در زمین کربلا .

۸-شام غریبان: در غروب عاشورا و در شب یازدهم محرم که یادآور غریبی و آوارگی اهل بیت و بازماندگان عاشورا است،مراسمی برگزار میشودکه از دیگر رسوم اسلامی از سابقه کمتری برخوردار است و در آن مردم با خاموش کردن چراغهای عمومی و برافروختن شمع بصورت آهسته و زمزمه وار به عزاداری می پردازند و به سمت گلزار شهداء حرکت می کنند. مانند نوحه ی: امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است  – شام غریبان است…

۹-طفل صغیری: در بعضی مناطق مانند بوشهر درشب دوازدهم محرم به همان شیوه شام غریبان مراسمی برگزار میشود که به طفل صغیری معروف شده و شکل تعزیه به خود گرفته است و یادآور مفقود شدن حضرت سکینه (س) می باشد و عزاداران در دو گروه  نوحه زیر را میخوانند: طفل صغیری زحسین گم شده –  ساربان ساربان / قامت زینب ز اِلم خم شده – ساربان ساربان.

در پایان امیدوارم نویسنده این نوشته را -که بصورت خلاصه  جمع آوری شده و خالی از اشکال نیست-، با راهنمائی و مشورت خود یاری داده تا آئین های ماندگار خود را حفظ و پالایش کنیم و نگذاریم گرد و خاک ناملایمات زمانه این میراث ماندگار را که همچون هنر تعزیه ، صاحبدلانی با سخاوت و اعتقاد حقیقی، زنده نگه داشته اند، را با کم توجهی فراموش کنیم و به خصوص هنر خوش خوان پیش خوانی و چاووشی را از نو احیاء کنیم. همچنین سالهای گذشته را بیاد می آوریم که دو ماه کامل مراسمهای سوگواری برپا میشد اما اکنون انگار ماه محرم را فقط ده روز می پندارند که کم کم گوشها که نشنوند، یادها نیز فراموش می کنند باشد تا به برپائی دوباره آن ذره ای  شویم در آسمان بیکران لطف حضرت دوست.

آقا سلام،ماه محرم شروع شد      باز این چه شورش است و چه ماتم شروع شد

آقا سلام، کاسه اشکی به من دهید      ماه گدائی من و چشمم شروع شد

 

مهدی مهرآوران

۳۰/۸/۱۳۹۱

 

توضیح ادمین: این مطلب قبل از تاسوعا و عاشورا بدست ما رسید اما به دلیل ناهماهنگی موفق به انتشار آن نشدیم. در همین جا از نویسنده مطلب اقای مهرآوران پوزش میخواهیم. البته شاید انتشار آن پس از دهه اول محرم -که سایتها بازدید کننده کمی دارند- باعث شود خانندگان بیشتری آن را مطالعه کنند.

حجی که در کربلا کامل شد

آذر ۲ام, ۱۳۹۱

-حج عاشورایی-

در محرم بست احرامی حسین ابن علی/

بانگ هل من ناصرش ، لبیک با صوت جلی/

در میان سعی بین خیمه گه تا قتلگاه/

چشمه ها جوشید از حلقوم طفل بی گناه/

رمی شیطان کرد و شیطان سنگ  می زد بر سرش/

کعبه دلها بنا شد از طواف دخترش/

بهر تقصیری که حاجی می کند اندر منا/

جای ناخن داد انگشت، جای مو سر از قفا/

اینچنین با خون خود اسلام را احیا نمود/

حاجی شش ماهه قربان، ظهر عاشورا نمود/

 

 

ما رایت الا جمیلا

بر دامن دوست جان سپردن زیباست/

لب تشنه کنار آب مردن زیباست/

در مکتب زینب، عشق، یعنی ایثار/

برنیزه سر حسین بردن زیباست/

 

اینکه غوغا می کند من نیستم

آبان ۲۳ام, ۱۳۹۱

پیدایش انواع گوناگونی از بدعت ها در اجرای الحان مذهبی و آئینی و آثار مخرب آنها در فرهنگ عزاداری در دهه اخیر باعث ایجاد نگرانی در اقشار مختلف جامعه بویژه علماء، پیرغلامان اهل بیت، هنرمندان و متولیان هیئت های مذهبی شده است. رفع این نگرانی گرچه نیازمند یک آسیب شناسی جدی است اما بررسی، آسیب شناسی و اصلاح هر یک از ناهنجاری های موجود در فرهنگ عزاداری و به طور کلی مناسک آئینی از حیث فرم و محتوا نیازمند کارشناسان و متخصصان متبحر در حوزه‌های مرتبط با آن ناهنجاری‌ها است.

در چندین شماره نشریه محلی سبحان، خبری تحت عنوان “تشکیل کمیته ساماندهی مجالس عزاداری در شهرستان” درج شده بود. تشکیل این کمیته از طرف مجموعه ای اداری آن هم اداره ارشاد اسلامی و چند نفر دیگر، جای سوال دارد. حفظ و اشاعه مراسم مذهبی اصیل و اصلاح انواع عزاداری در جامعه امروز ما به منظور دستیابی به معقول ترین و مطلوب ترین الگوی عزاداری بویژه در مورد نوحه‌خوانی -که به بیشترین بدعت‌ها دچار شده- باید از درون حسینیه‌ها، مساجد و هیئت های مذهبی که سابقه‌ای تاریخی و ریشه‌ای در تاریخ مذهب و دین این مردم دارد آغاز گردد.

آیا سبک نوحه‌ها و نحوه عزاداری منطقه در چند سال اخیر از ناحیه حسینیه‌ها و هیئت‌های مذهبی دچار بدعت شده یا توسط ادارات و نهادهایی که مداحان عزیز و بزرگواری را از مناطق دیگر کشور دعوت نموده اند؟ این نوع عزاداری زائیده سوء مدیریت و بی‌برنامگی کدام یک از متولیان مذهبی و فرهنگی شهرستان بوده است؟ آئین‌ها و مناسک سنتی تا چه اندازه مورد توجه متولیان فرهنگی امروزشهرستان قرارگرفته است؟

در مداحی‌های مناطق جنوبی کشورکه شهرستان ما با آن فرهنگ رشد و نمو کرده است نوحه‌ها و نوا‌های قدیمی به دلیل توجه عمیق و خاص به وقایع عاشورا، زنده می‌شوند و روز به روز رایج‌تر شده و عزاداران با آن گریه می کنند.سینه زنی‌های ما به سبک و سیاق مناطق جنوبی کشور، به صورت یک دستی و دوره‌ای، برگزار شده و حال و هوای خاص خودش و حرکات موزون وریتم خاص خود را دارا است. این نوع سینه زنی از قدیم الایام به عنوان یک سنت مذهبی به یادگار مانده است و نسل در نسل با آن درعزای ابا عبدالله گریسته اند.

در مورد اشعار هم، نوحه خوانان شعرهای قدیمی را حفظ و آهنگ نوحه‌ها به گوش مردم آشنا است. شنوندگان و سینه زنان هم این نوحه‌ها را حفظ و با آن هماهنگی شنیداری دارند و با آن رابطه معنوی برقرار می‌کنند. شعرهای قدیمی سند دار بوده و هر شعر و سخنی اجازه طرح و خوانده شدن در مجالس عزا را پیدا نمی کرده است. این اشعار در عین سادگی، در گذر زمان از سینه به سینه منتقل شده، صیقل خورده و دلنشین شده‌اند. همین دلنشینی و سادگی این نوحه ها است که باعث شده سالیان سال در ذهن عزاداران زنده و پر رونق باقی بمانند.
باید درک کرد که هر شعری در حد و شأن اهل بیت نیست. در این زمینه باید از مداحان بومی و اگر میسر نشد از مداحان مناطق جنوبی کشور که سبک و روش نوحه خوانی آنان با فرهنگ و آئین گذشته ما مطابقت دارد استفاده نمود. چرا باید به مداحان خارج از منطقه و استان دستمزدهای آن‌چنانی دهیم در حالی که عزاداری آنها برای ما غریب و نا آشنا و گاه بدعت آور است. چرا بر سر عزاداری آقا ابا عبدالله معامله کنیم و دستمزد مشخص کنیم ؟

بیائیم قبول کنیم در این چند سال گذشته، نگاه ما به مسائل فرهنگی، مذهبی کاملا ابتدائی و غیرکارشناسانه بوده است. تمنا داریم دوستان شورای فرهنگ عمومی و یا هر جای دیگر، این کار کارشناسانه را به هیئت‌های مذهبی و متولیان دینی همانند اداره تبلیغات اسلامی، شورای هیئت‌های مذهبی، متولیان حسینیه‌ها و علماء و بزرگان جامعه واگذار کنند و از دخالت در این امور و تصمیم گیری عجولانه بپرهیزند. جلساتی که بدین صورت با موضوع آسیب شناسی و ساماندهی برگزار می‌شود خود یک آسیب و باعث عدم ساماندهی مجالس عزاداری است.

برای هر اداره‌ای، محدوده مسئولیت و حوزه کاری خاصی تعریف شده که باید در آن چارچوب تشکیلات اداری خود انجام وظیفه نمایند. دراین خصوص یا نباید دخالت کرد یا این که با احتیاط و حساسیت بیشتری با کارشناسان خبره و متبحر و علماء بزرگوار منطقه مشورت و نظرخواهی نمود. دخالت و اظهار نظر در مورد این که روز تاسوعا، مصیبت چه شهید بزرگواری از کربلا خوانده شود؟! یا اینکه روزهای دهه اول محرم مثل کدام شهر کشور عزاداری کنیم؟ ! نباید در یک کمیته چند نفره تصویب شده و به کل جامعه انعکاس داده شود. القاء این تفکرات غیرمسئولانه برای فرهنگ و آئین های مذهبی و دینی، خطرناک است. بیائیم با آئین‌ها و مناسک مذهبی دیارمان همانند برخی برنامه‌های فرهنگی تو خالی و بدون محتوا عمل نکنیم که خود فاجعه ای دردناک برای مردم و عاشقان اهل بیت خواهد بود.

اگر به آئین های سوگواری در کشور نگاه کنیم خواهیم دید همگام با تحولات جامعه، سنت عزاداری اهل بیت نیز در برخی مناطق دستخوش تغییر نامطلوب شده و شکل عزاداری، نوع لباس پوشیدن، سازماندهی عزاداران، ادبیات مداحی و حتی خود بانیان دچار دگرگونی و بدعت شده‌اند اما خوشبختانه در منطقه ما تا دهه هفتاد همان سبک و آئین سنتی با احترام و ادب خاصی باقی ماند و مردم با محرم و عاشورا و کربلا زندگی کردند. باید بررسی کرد تحریف‌های بعد از دهه هفتاد از کجا آمده است. ما متأسفانه بیشتر به حاشیه‌ها توجه می‌کنیم. اگر فرهنگ عزاداری را پاسخی به پرسش‌هایمان برای زندگی کردن با محرم وعاشورا و کربلا تعریف کنیم به پاسخهایمان می رسیم که ما امروز در کجای فرهنگ مذهبی و دینی گذشته خود قرار داریم و کوتاهی از کیست؟

نمونه بارز آن سوگواره تعزیه در ابوفاضل بیت العباس است که با توجه به اهمیت موضوع و کاربسیار جذاب آن مؤسسه متأسفانه نوع و سبک تعزیه و شبیه خوانی ما به جای این که به مناطق دیگر صادر شود تحت تأثیرسبک و نحوه اجرای مناطق دیگر قرار گرفته و تعزیه ها و شبیه خوانی های ما شور دینی و مذهبی گذشته خود و حتی نحوه اجرای سنتی‌اش را از دست داده است. این همان خطری است که دلسوزان برایش دل می سوزانند ولی گوشی نمی شنود. اگر پای درد دل متولیان مراسم تعزیه و شبیه خوانی محلات حوزه شهرستان بشینیم به خون‌جگری آنان گریه خواهیم کرد.

چرا نمی خواهیم بپذیریم در همه امورات فرهنگی مقلد و تحت تأثیر مناطق دیگر قرار گرفته ایم و آئین‌های سنتی خود را به فراموشی سپرده ایم. تمنا داریم حداقل در مورد عزاداری‌ها و شیوه‌های رایج گذشته که مردم با خون و پوستشان عجین شده بیش از این غیر کارشناسانه اظهار نظر و تصمیم گیری ننمائید. بنده بعنوان عضو کوچکی از شورای هیأت‌های مذهبی پیشنهاد می‌کنم اداره تبلیغات اسلامی، شورای هیئات مذهبی، کانون مداحان شهرستان با مشورت علماء، متولیان حسینیه‌های منطقه و سادات بزرگواری که متولی مراسم تعزیه و شبیه خوانی هستند ، به دور از تشکیلات اداری تداخل وظائف، کمیته ای تشکیل داده و با حساسیت خاص موضوع را کالبد شکافی و به آگاهی مردم شریف و متدین و مذهبی شهرستان برسانند تا بیشتر از این شاهد سهل انگاری بعضی از دوستان نباشیم.

طبق مرامنامه واساسنامه وزارتی، وظیفه اداره ارشاد، آموزش وپرورش وادارات دولتی دیگر تعریف و مشخص شده است. خواهشمندیم حسینیه ها ومتولیان آن را وارد تشکیلات اداری نکنیم. البته منکر لزوم آگاهی بخشی در این زمینه نیستیم اما در کنار آگاهی بخشی باید بگذاریم هیئت‌های مذهبی که عمری است خادمی آقا اباعبدالله را به جان ودل خریده اند به وظیفه خودشان عمل کنند.

برای خادمان حسین (ع)، ده روز قبل از محرم سیاهی علم خیمه گاه آقا نمایان می‌شود ودلها روانه کربلا می‌شود. این عشق واین دلدادگی را از خادمان آقا نگیریم. این شور وشعور عاشورائی ریشه در نهاد مردم دارد که این گونه غوغا می‌کند. این صدای العطش طفلان خیمه های آقاست. این صدای شیهه اسب عباس در کنار علقمه است .آتش عشق مولاست .

تلاش همه دوستداران و عاشقان و دلسوزان اهل بیت ستودنی است. جسارت ما را بزرگان منطقه ببخشند.

التماس دعا

آخرین کید شیطان جنون اوست

شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱

دلنوشته ای در محکومیت اهانت به ساحت مقدس نبی اکرم صلی الله علیه واله با انتشار فیلمی توهین آمیز

و امروز که به تقویم می نگرم ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۲ میلادی است و به نوعی ۲۱ شهریور ماه هجری خورشیدی است  بعد از مدتهای مدیدی دوباره دستهایم سراغ قلم گرفت تا اندکی از انچه در درون داریم بر کاغذ سرازیر کنیم.

از  انروز که انسان پای بر این کره خاکی نهاد تاکنون دهها هزار سال می گذرد و تا امروز بشر مدرن به اخرین پیشرفت های تکنولوژیک خویش دست یافته است و  طبیعت را هر طور که باب میلش است استثمار می کند بی انکه ذره ای بفردایش بنگرد و به هر ان نیازی که از ذهنش گذر کند دست می یابد و زمان نیز بی انکه بخواهیم درگذر است.

و تو  امروز در مرزی از تاریخ قرار گرفته ای  که گامی بیشتر تا ان پیچ  همیشگی گذار به فراسوی دیگر تاریخ نمانده است و درست فرمود ان پیر فرزانه : «دنیا در پیچ تاریخی خویش قرار دارد و این دست های ماست که سرنوشت را رقم می زند»

اما بگذریم انچه را که می خواستم بگویم  فارغ از اینها بود و تو خود خوب می دانی انچه را که در عنوان امده است از اینها جداست اما نمی دانم چرا افسار ذهن باری به هر جهت می پرد و رشته افکار را نا گهان از هم می گسلد .

امروز ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۲ میلادی است .عجبا بازی دنیا را ببین ، شیطان خود داستانی را خلق می کند و سالها ما را در گیر خویش می کند ۱۱ سال از ان واقعه ساختگی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی بدست اهریمن زمان اسراییل غاصب می گذرد  و از ان روز تاکنون هر سال به بهانه های مختلف به ارمانهای ناب اسلام عزیز هتاکی می کنند و اوج حقد و کینه خویش را از حقیقتی که چه بخواهند چه نخواهند سرنوشت تاریخ را رقم خواهد زد بروز می دهند یکسال به این بهانه میلیونها انسان مظلوم در عراق و افغانستان و پاکستان و فلسطین و لبنان و غیره به خاک وخون می کشند وبه ناموس مسلمانان تجاوز می کنند و یکسال قران را در حین پخش زنده کانال هایشان به اتش می کشند و امسال نیز به همین بهانه دست های پلیدشان را در هتاکی و تخریب ان چهره لطیف و مهربان اشرف اولاد ادم در کار می نهند ان سرمنشاء پیدایش هستی ان پیامبر نور  و رحمت !  تا شاید به خیال خام خودشان ان نور الهی را به خاموشی بگرایند که زودتر از انچه می پنداشتند برایشان چونان زنگ خطری به صدا در امده است که  اسلام تمام دنیا را در خویش فرو می  خورد ! اما حقیقت انست که :

یریدون ان یطفئوا نور الله با افواههم و یابی الله الا ان یتم نوره و لو کره الکافرون..هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون..

و امروز  با انتشار یک فیلم صهیونیستی دست به هتاکی به ان ساحت نورانی زده اند اما اینبار دیگر کور خوانده اند بدون تردید!

چراکه دیگر این نشان از ان حقیقتی می دهد که همه جا را فرا گرفته است اری اینان اینبار به بن بست رسیده اند وقتی دشمن به معنای حقیقی کلمه به بن بست می رسد دست به چنین دیوانگی های می زند و این نشان از جنون او می دهد  … توهین به ارمان های یک و نیم میلیارد مسلمان در سراسر کره زمین ..وقتی هجوم بی امان اسلام را در پشت مرزهایشان احساس می کنند ، بدیهی است که ابلیس اخرین تیرهای خویش را نیز از خشاب بیرون کند اما اینبار کسی کشته نخواهد شد و برعکس این تیرها به خودشان اصابت خواهد کرد، گلوی خودشان را خواهد فشرد و به سراشیبی سقوط نزدیک خواهند شد .

امروز دنیای اسلام عجیب یک پارچه شده است و انان را نیز که در خواب غفلت بوده اند بیدار کرده است تا مرز خویش را در میان حق وباطل عیان کنند.امروز تمام مسلمانان اعم از شیعه و سنی و حنفی و حنبلی یک دشمن دارند و ان نیز کفر است، یعنی مثلث شوم شیطان –امریکا شیطان بزرگ، انگلیس روباه پیر   و سرکرده انان اسراییل غاصب . امروز چهره کریح اسراییل بر تمام انسانیت اشکار گشته است و صدای خورد شدن استخوان های پلید و فرو ریختن هیبت پوشالی امریکا وانگلیس به گوش می رسد و حقیقت انست که نه به گوش به چشم دیده ایم.

بعد از کشتار میلیون ها انسان بی گناه در افغانستان و عراق اکنون دیگر تمام دنیا سیاست های پلید امریکا و اسراییل را می شناسند وهیچ کس نداهای دروغین ، حقوق بشر  و ازادی و دموکراسی  وانسانیتشان را باور ندارد وبشریت به دنبال یک ارمان سالم برای دفاع از حقوق خویش می گردند.  وقتی دشمن چیزی برای از دست دادن ندارد با تمام قوا به میدان می اید  وهر چه در درونش است رو می کند  ومن به حق می گویم امروز دشمن به عینه درصدد جلو گیری از نابودی خویش و حفظ بقای خویش برامده است که او بماند یا ما !

چرا که این را ما هر دو قبول داریم هم دوست و  دشمن ،  که یا حق یا باطل  و این دو هیچ گاه با هم کنار نمی ایند .

من نمی دانم شیطان برای بقای خویش امروز چه در سر دارد و از چه حربه هایی استفاده خواهد کرد اما این را می دانم که نهایت الامر حق امدنی است و باطل نابودشدنی “قل جاء الحق و زهق الباطل ”

اما بگذار ای عزیز چند کلامی هم  با یگانه مظللوم روزگار  انکه مسیر حقیقی انسان به سمت کمال را مشخص کرد، ان حقیقت متعالی و ان نور خدا ، پیامبر رحمت ، از دل بگذرانیم و از او بگویم تا شاید اندکی شعله های درون ما نیز با وی همنوا گردد.

ای رسول ما! از ان روز که تو از میان ما رفتی تاکنون ۱۴ قرن گذشته است و امتت هفتاد فرقه و انسانیت به هزاران راه رفته است و تو از خود فقط دو چیز به یادگار گذاشتی تا بگویی که فقط ان یک راه است که ما را به مقصد می رساند-به قله های کمال و معرفت –به ارمش واقعی و خدایی گشتن .و ان دو چیز قران بود و علی  ،  قران و فاطمه ، قران و حسین  و قران و عترت  و امروز قران و مهدی . و امروز به حق می توان گفت هر دوی اینان یکی اند “مهدی”!   چشمهای ما که از دیدنت نابینایند مولا جان،  و به امید روشنایی گرفتن از تو اند.

ای اخرین فرستاده خدا ! شاید این نیز از تقدیر روز گار بوده است که یکبار دیگر همه اسلام تو را صدا کنند و همه بر خود یاد اورند که تو از انان چه می خواستی ،  امروز که دشمنان بر تو دست گذاشته اند تا به خیال خام خویش از جذبه ات بکاهند و مشت هایشان گره کرده بر سر انان می کوبند و هزاران انسان از تو خواهند پرسید و در جستجوی تو خواهند رفت که مگر محمد کیست .

و ببین ای عزیز  دشمن از پایان داستان غافل بود و چه می دانست که ماجرا چنین خواهد گشت .

امروز نه تنها مسلمانان تو را صدا خواهند کردو نه تنها اینکه به خاطر تو لانه های دشمن را در هم تنیدند و نه تنها این که فتوای مرگ عاملین این جنایت را سر دادند ونه تنها همگی ان را محکوم نمودیم و نه تنها این که دشمن تمام قد بر خویش لرزید و در خویش خزید و چون موشی در سوراخ گزید ونه تنها این که تمام حق در مقایل باطل یکتا گشت بلکه امروز هزاران تن نیز  در جستجوی تو خواهند رفت و به دنبال گمگشته خویش خواهند بود و به تو خواهند پیوست امروز همه انسانها خواهند پرسید  که چرا در میان تمامی مکاتب و مذاهب ، دشمن بر اسلام محمد دست گذاشته است وهتاکی می کند! مگر اسلام چیست و چه می خواهد. واین خواهد بود که از امروز به بعد تو موج اسلام گرایی  در دنیا را شدیدتر از پیش خواهی دید.

و کنون به نظر تو ای عزیز ایا نه اینست که مکر دشمن به خویش بازگشته است!

و درانتهای کلام ای رسول ما ای اخرین فرستاده حق !

ما را در این هیاهوی زندگی بر راهت ثابت قدم بگذار  که عجیب دلهایمان مالامال از عطش به ظهور آن یگانه فرزندت توست که دلهایمان را  لبریز از عشق کند.

ای رئوف ورحیم بر ما رحمت اور و بر دلهای خشکیده ما قطره ای از باران رحمتت ببار تا در سایه سار ابرهای باران انگیزت جان بگیریم و چون پروانه بر گرد شمع وجودت فنا شویم.

و در اخر، اینبار نه از خویش می گویم بلکه از او می گویم که چه از سخن عشق خوشتر!

مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَهً وَأَجْرًا عَظِیمًا  ۲۹ فتح

یا علی مدد

تو نیز اگر دوست داری با ما همراه باش و ما را یاری کن

کتاب میراث فاطمه (س) بزودی منتشر می شود

شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۱

کتاب ((میراث فاطمه سلام الله حجاب و عفاف از نگاه قران ، روایات ، وصیت شهیدان به همراه پاسخ به شبهات و احکام شرعی)) به قلم موسی هنرپیشه بزودی منتشر می شود.
کتاب مذکور به سفارش دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی شهرستان لامرد و با همکاری مؤسسه فانوس وصال به قطع رقعی و در ۸۰ صفحه توسط انتشارات حماسه قلم قم به چاپ خواهد رسید .
این کتاب در چهار فصل تدوین شده که فصل اول به عفاف و حجاب از دیدگاه قرآن و سنت پرداخته و فصل دوم به پاسخ به شبهات رایج در باره عفاف و حجاب اختصاص یافته است . فصل سوم کتاب با نام « پیام بهشت » به وصیت شهیدان در باره حجاب و فصل آخر به احکام شرعی مورد نیاز جوانان اعم از دختر و پسر اختصاص یافته است.
کتاب مذکور در تیراژ ۲۰۰۰ نسخه در اواخر شهریورماه جاری منتشر خواهد شد.
که
امید است مورد توجه و استفاده نسل جوان قرار گیرد.
قابل ذکر است پیش از این نیز کتابهای « ده ستاره » توسط انتشارات نشر معروف قم و « سیرت سرداران» توسط انتشارات علامه بحرانی قم به قلم نویسنده منتشر شده است .

معامله یا معاشقه

شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۱

خواب دیدم شد قیامت آشکار

یافت پایان این جهان و روزگار

شرح آن احوال گفتن مشکل است

ورنه اسرار نهانی در دل است

اندرآنجا هرکه فکر خویش بود

اضطراب هرلحظه بیش از پیش بود

تا که نوبت بر حساب من رسید

لرزه بر اندام افتاد همچو بید

ناگهان گفتا خداوند عظیم

از چه می ترسی به در گاه کریم

عفو من بالا تر از فهم شماست

گرچه بهر عده ای آتش رواست

گرچه از دست تو دارم شکوه ها

لیک از دوزخ تو گردیدی رها

من تو را آتش نخواهم زد ولی

با تو دارم حرفها چون غافلی

هرچه کردی کار نیک اندر جهان

از برای من نبود اعمالتان

از برای نعمت باغ بهشت

راه نیکی پیشه کردی جای زشت

لحظه ای با خود نگفتی این خدا

این خدای خالق دنیای ما

این خدا کز عشق مارا آفرید

از وجودش در درون ما دمید

لحظه ای کز بهر او کاری کنیم

با کلید عشق دینداری کنیم

در دل خود عشق او را جا دهیم

سر به خاک بندگی او نهیم

آنکه عشقش از همه والا تر است

از همه معشوق ها زیباتر است

آن خداوندی که عاشق پیشه است

لایق عشقی پر از اندیشه است

گرچه ایمان بر وجودم داشتی

بذر عشقم در دلت نگذاشتی

عاشقی اما نه در سودای من

عاشق باغ بهشتی جای من

وعده جنت برای جذب بود

ورنه جنت بی لقا من چه سود

من بهشت از بهر تو آراستم

شادی و شور تو را می خواستم

باغ فردوسی که می بینی کنون

بهر تو باشد زنعمتها فزون

وصف آن بسیار آمد در میان

از طعام و نهر ها و حوریان

لیک اینها ظاهر جنت بود

در بهشتم بیش از این نعمت بود

تو همین می خواستی ، این مال تو

آنچه بوده غایت آمال تو

این هزارن حوری شیرین سخن

بهر تو ای بنده گمراه من

لایق عشقم نبودی بی وفا

تا دهم بر قلب و جان تو صفا

هر زمان در دل تو می گفتی خدا

یا به ذکر لب تو می دادی ندا

می فرستادم ملاییک را مدام

تا بگویند از خدا بر تو سلام

لیک در تو عشق من جاری نبود

وقت شادی با خدا کاری نبود

من شدم مشکل گشا تنها همین

تا نگردی خوار در روی زمین

عاشق هرچه شدی در این جهان

جلوه ای از ذات من بودش نهان

چونکه با عشق خدا بیگانه ای

در جوار من نداری خانه ای

لیک هرچه وعده کردم در جهان

باشد اندر باغ تو بهتر زآن

این ملک هم خادم و همراه توست

روشنی بخش دل گمراه توست

گر نداری با خدای خود سخن

این تو و این باغ و نعمتهای من

ازخجالت سر به زیر انداختم

گرچه در دوزخ نرفتم ، باختم

من درون باغ جنت سوختم

 زآتشی کز هجر حق افروختم

……………….

تعزیه شهادت امام علی (ع) در محله بنی هاشم سبخی

مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱

با توجه به فرا رسیدن ۲۱ رمضان سالروز شهادت مولای متقیان حضرت امیر مومنان علی ابن ابی طالب(ع) پنجشنبه شب مورخه ۱۹ مرداد ساعت ۲۳:۳۰ (شب جمعه ) در روستای سبخی محله بنی هاشم این تعزیه برگزار می گردد.
با توجه به این که بعضی نسخه های این تعزیه دارای اشکالات تاریخی بوده اند در چند سال اخیر اقدام به تصحیح انها شده است. از جمله اینکه:

  • در نسخه های اولیه، شروع تعزیه، برگشتن امام علی از جنگ نهروان می باشد که وقتی امام دستور ابلاغ پیروزی در جنگ صادر می کند ابن ملجم این امر را به عهده می گیرد و به عنوان منادی مژده فتح و پیروزی در جنگ نهروان را به مردم کوفه اعلام می کند این در حالیست که ابن ملجم از دشمنان علی در نهروان بوده است
  • دیگری در مکالمات بین قطام و ابن ملجم ، قطام علت عناد خود را با علی چنین بیان می کند که ” به جنگ روز احد از ره نفاق و جفا بکشته باب مرا و برادران مرا ” که طبق استحضار خوانندگان برادر و پدر قطام در جنگ صفین و نهروان توسط سپاه امام کشته شدند که بدین صورت تصحیح شده” به فتنه صفین و نهروان ز راه جفا بکشته باب مرا وبرادران مرا”
  • و یک سری اصلاحات جزیی دیگری نیز در این تعزیه صورت پذیرفته است.

از همه عاشقان مولای متقیان برای حضور در این تعزیه دعوت میشود.

 

فرستاده شده توسط: سید محمد عمرانی

و رسول خدا میفرماید(روز قیامت): بارالها همانا قوم من این قرآن را مهجور ساختند(ترک کردند) (سوره فرقان آیه ۳۰)

مرداد ۵ام, ۱۳۹۱

گلایه پیامبر از مهجور ماندن قران در میان قومش به چه معناست و مخاطب این گلایه چه کسانی هستند
میتوانیم قوم پیامبر را همان قبیله قریش بنامیم و خیال خود را راحت کنیم و خود را مخاطب این آیه ندانیم گرچه در تفسیر نمونه این آیه را اینگونه تفسیر می نماید
“این سخن و این شکایت پیامبر (ص) امروز نیز هم چنان ادامه دارد، که از گروه عظیمى از مسلمانان به پیشگاه خدا شکایت مى‏برد که این قرآن را به دست فراموشى سپردند، ” و یا در ترجمه تفسیر المیزان اینگونه عنوان می کند که ” مراد از قوم آن جناب عموم عرب بلکه عموم امت او است‏، البته به اعتبار عاصیان امت‏”
حال اگر خود را مخاطب این آیه میدانید بهتر است با مفهوم مهجور ماندن قران نیز آشنا شویم بر اساس تفسیر نمونه
“مهجور از نظر مغز و محتوا، متروک از نظر اندیشه و تفکر و متروک از نظر برنامه‏هاى سازنده‏اش‏”
متاسفانه در ماه بهار قران از سه مرحله خواندن-اندیشیدن-عمل به قران شکل اول آن بروز بیشتری دارد و از آنجایی که بسیاری از افراد وقت محدودی برای عبادت دارند ترجیح میدهند به جمع آوری ثواب خواندن قرآن اکتفا کنند و حتی به ترجمه آیاتی که میخوانند هم توجه نمیکنند چون جایی نشنیده اند برای خواندن ترجمه آیات نیز ثوابی وجود دارد و خوب همان سیستم معمله گری میگوید وقت محدود را به کار دارای ثواب بده.
در اینکه خواندن کلام خدا لطف و برکت خاص خودش را دارد شکی نیست اما اکتفا نمودن به ظاهر این کتاب عظیم یکی از مصداق های بارز مهجور گذاشتن قران است.
من در مقامی نیستم که بگویم خواندن ترجمه قران ثواب دارد اما میتوانم ادعا کنم مسیر رسیدن به سعادت از فهم آیات و عمل به آنها میگذرد نه خواندن صرف آیات و گرنه بسیاری از جماعت نهروان از حافظان قران بودند.
در قرآن نیز در آیات زیادی به اندیشدن یا بکار بستن آیات قران اشاره شده است
إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون‏(زخرف ۳)
که ما آن را قران عربى قرار دادیم تا تعقّل کنند
أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن‏ ….(محمد ۲۴)
أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن‏ ….(نساء ۸۲)
آیا در قرآن نمى‏اندیشند
إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون‏ (یوسف ۲)
ما قران را عربی نازل کردیم تا شما تعقّل کنند
…. أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُون‏ (بقره ۴۴)
و حال آنکه کتاب خدا را مى‏خوانید، چرا اندیشه نمى‏کنید؟
لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ کِتاباً فیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلا تَعْقِلُون‏ (انباء ۱۰)
به شما کتابى نازل کردیم که تذکر شما در آنست آیا تعقل نمى‏کنید؟
وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر(قمر ۱۷ ۲۲ ۳۲ ۴۰)
و ما قرآن را براى وعظ و اندرز بر فهم آسان کردیم آیا کسى هست که از آن پند گیرد؟
فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (قیامه ۱۸)
و هنگامى که خواندیمش از آن پیروى کن‏

گرچه برای فهم برخی آیات نیاز به تفسیر یا احادیث وجود دارد اما بسیاری از آیات قران را به راحتی میتوان خواند و درک کرد و عمل نمود. امروزه هم نرم افزار ها یا سایتهای مختلفی وجود دارند که برای فهم بهتر آیات از آنها میتوان استفاده نمود
پس بیاییم در کنار تمام سنتهای زیبای ماه رمضان مطالعه ترجمه قران و فهم آیات را نیز قرار دهیم ولی قبل از آن باید نکات زیر را در نظر داشت
۱- در قران آیات محکم و متشابه وجود دارد مثلا اگر جایی از عبارت دست خدا استفاده شده منظور حالت فیزیکی دست نیست البته در مثالهایی مانند این به راحتی میتوان درک کرد منظور چیست پس اگر جایی را نتوانستیم درک کنیم یا با منطق ما در تضاد بود سریعا قضاوت نکنیم و از افراد متخصص بپرسیم
۲- واقعا به دنبال فهم قران باشیم نه یافتن ایراد یا بهانه تراشی چون اگر با دید منفی سراغ قران بیاییم ممکن است مصداق ایه ۸۲ سوره اسراء شویم و بجای بهره بردن از قران دچار خسارت شویم.
یک پیشنهاد:
یک ماژیک برداشته و شروع به مطالعه ترجمه فارسی آیات کنید (مطالعه با روخوانی فرق دارد عجله نکنید کمیت را فذای کیفیت نکنید)و آیاتی که برایتان جذابیت خاصی دارد را علامت گذاری کنید پس از پایان مطالعه قران هزاران جمله اثر گذار دارید که میتواند به شما کمک کند. معمولا برای خواندن کتابهای مهم درسی این کار را میکردیم تا نکات مهم آن را راحت تر پیدا کنیم

در قسمت نظرات این مطلب اگر دوست داشتید علاوه بر نظر در مورد مطلب آیاتی که خوندید و براتون جالب بوده رو بنویسید تا بقیه هم استفاده کنند

به چه چیز من دل خوش کرده ای ؟!!!

مرداد ۲ام, ۱۳۹۱

خدای عاشق و مهربانم

به چه چیز من دل خوش کرده ای

۱۱ ماه صدایم کردی نیامدم .امروز هم که سر سفره تو هستم این تو هستی که سفره ات را آوردی و “ترس از عذاب” و “طمع به پاداش” مرا سفره نشین میهمانی تو کرده است نه شوق همنشینی با تو و اگر بهانه ای بود باز هم فرار میکردم، مگر ندیده ای وقتی بیماری میبینم که نمیتواند روزه بگیرد حسرت اورا میخورم که ای کاش من هم بهانه ای برای روزه نگرفتن داشتم.

خوب میدانی اگر من حال داشته باشم معلوم نیست سراغ تو بیایم برای همین با ضعف روزه مرا کم رمق کردی تا حداقل سمت گناه نروم و برای خوابیدنم پاداش گذاشتی

دستان شیطان را بستی تا کمتر وسوسه شوم اما تو که بهتر میدانی که من دیگر نیازی به استاد ندارم و برای خودم استادی شده ام

با آن بزرگیت با من سخن گفتی و من حاضر نشدم بشنوم که چه میگویی اما تو انقدر عاشقی که برای آنکه یک آیه از حرفهای تو را بخوانم ثواب خواندن کل قران را به من وعده دادی

تو خوب مرا میشناسی

میدانی که اهل معامله ام و به شمارش تعداد ثواب های یک کار عادت کرده ام. شاید برای همین ارزش شب قدر را انقدر بالا برده ای شاید به این بهانه یک شب سحر نشین کوی تو باشم هر چند میدانی که آن شب نیز با تو فقط از خودم میگویم و بازم هم خواب چشمانم را فرا میگیرد و نق میزنم که چرا دقیقا نگفته ای کدام شب، شب قدر است . با اینکه میدانی شبهای زیادی تا صبح به بهانه هایی جز تو بیدار بوده ام اما باز به همین بیداری خواب آلوده ام  قانع هستی.

شب قدر تو را به هزار نام میخوانیم اما فقط بخشندگی تو را میخواهیم و کاری با دیگر اسما تو نداریم برای همین است که که نه تو را درست میشناسیم و نه به عاشق شدنت نزدیک میشویم و بجای انکه عاشقی خواستار نزدیکی به تو باشیم همیشه گنهکاری هستیم خواستار بخشایش تو.

هرگز نتوانستم عشق تو را درک کنم

بوی دهان مرا خوشبو ترین بو دانستی و هر نفس مرا ذکر و تسبیح و خواب مرا عبادت

تو به معنای واقعی عاشق هستی که کاستی های مرا زیبا میبینی و به کاستی های من قانعی اما من بزرگیهای تو را ندیدم و  عاشق تو نشدم و باید انقدر برایم ثواب بنویسی تا به سوی تو بیایم.

 و همه اینها بخاطر این است که تو را نشناختم

ای کاش اینبار …….

ای کاش اینبار فقط به خواندن آیات تو اکتفا نکنم و به این فکر نکنم که چند آیه خوانده ام بلکه به این فکر کنم که چه می خوانم و چگونه می توانم عمل کنم

 ای کاش بدانم که خواندن و فهمیدن یک آیه مرا به تو نزدیک تر میکند تا خواندن و نفهمیدن کل قران

ای کاش بدانم دوستی با تو در همه ایام ارزش دارد و لازم نباشد برایم از ثواب و مجازات بگویی

ای کاش همانگونه که برای مطالعه نظرات اندیشمندان مختلف وقت میگذارم برای شنیدن کلام تو نیز ارزش قایل شوم

ای کاش در یک کلام من هم چون تو عاشق میشدم تو با کمترین بهانه عاشق بندگانت شدی اما من عاشق نشدم با اینکه بهانه ای برای عاشق نشدن ندارم

و برای تمام این ای کاش هایم باید تو را بشناسم فارغ از بهشت و جهنم و ثواب و عذاب و …

پس روزیم کن انچه برای عاشق شدنم لازم است که تو بهترین میزبانان هستی

ماه میهمانی خدا بر تمام عاشقان حق مبارک

گزارش همایش ۵ هزارنفری قرآنیان مکتب القرآن+ گزارش تصویری (۲)

تیر ۲۵ام, ۱۳۹۱

در این همایش، شهردار شیراز، حجت الاسلام برزگر، مهندس ذوالانوار، خانم دکتر افتخاری، حجت الاسلام محمدی و دکتر آقاتهرانی سخنرانی کردند و در حاشیه این مراسم بزرگ نیز کارگروههای تخصصی حفظ قرآن کریم تشکیل شد. خلاصه ای از سخنرانی سه نفر از سخنرانان:

۱- حجه الاسلام آقاتهرانی :تدبر و عملیاتی کردن دستورات قرآن در کشور مدنظر قرار گیرد.وی با بیان اینکه‌ قرآن تنها کتابی است که وحی خالص است و باطل از هیچ طرفی به آن وارد نشده است، افزود: خدا را شاکریم که نهضت اسلامی و نظام اسلامی ما قرآنی است و قرآن آرام آرام جایگاه خود را پیدا می‌کند.

حجت‌الاسلام آقا تهرانی تصریح کرد: زمانی حسرت می‌خوردیم که مسجدی باشد تا بتوانیم در آن به عبادت و راز نیاز و قرائت قرآن بپردازیم اما به حمد خدا اکنون در با وجود هزاران مسجد، حسینیه و تکایا،‌ وارد هرکدام که شویم، قرآن در آن تلاوت می‌شود… وی با اشاره به آیه ۳۰ سوره فرقان « وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا؛ و پیامبر [خدا] گفت پروردگارا قوم من این قرآن را رها کردند» گفت: آن روز نرسد که پیامبر خدا (ص) این‌گونه از ما شکایت کند و باید تلاش کرد تا قرآن را به مهجوریت نکشانند… حجت‌الاسلام آقا تهرانی در پایان با تأکید بر اینکه کسانی که قرآن می‌خوانند باید به آن عمل کنند، تصریح کرد: قرآن را بخوانید و تلاوت کنید و تفسیر آن را بیاموزید و حتماً به آن عمل کنید. اطلاعات بیشتر

 

۲- دکتر لاله افتخاری، با انتقاد از عملکرد دولت در پرداخت بودجه‌های فعالیت‌های قرآنی کشور تأکید کرد:‌ انتقادی که داریم این است که دولت بودجه‌ای که ما با خون دل جهت فعالیت‌های قرآنی در مجلس شورای اسلامی تصویب می‌کنیم، امسال مانند سال ۹۰ نشود که سال قبل همه بودجه‌ها پرداخت و بودجه فعالیت‌های قرآنی را سال ۹۱ پرداخت کردند، مگر ما قرآن را اول جلسه نمی‌خوانیم پس چرا بودجه آن آخرین بودجه است…افتخاری با بیان اینکه در کشور اسلامیمان تشکل‌های قرآنی برجسته و فعالی داریم و باید حمایت‌های لازم از آن‌ها صورت بگیرد، گفت: در بحث قانونی ما مصوباتی داریم که انشاءلله با هماهنگی با مرکز قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برنامه‌ریزی انجام می‌شود تا بتوانیم با همت بیشتری از فعالیت‌های قرآنی‌های خود حمایت کنیم.

وی با اشاره به جمع قرآنی حاضر در جلسه افزود: اکثریت فعالین قرآنی‌ ما را بانوان تشکیل می‌دهند و این موجب می‌شود که مسئولیت آنان سنگین‌تر شود… افتخاری با بیان اینکه در دین اسلام مسائل مالی از دوش خانم‌ها برداشته شده، تأکید کرد: نگاه ما فیمینیستی نیست بلکه نگاه ما قرآن و عترت و نگاه مکتب وحی است چرا که در پیشگاه خداوند همه انسان‌ها مسئول هستند.

رئیس فراکسیون قرآن و عترت مجلس شورای اسلامی در پایان با اشاره به اعمال تحریم‌های بیشتری بر کشور ایران گفت: این تحریم‌ها اگر در هر جای دیگری بود مردم آن‌جا یکسال هم دوام نمی‌آوردند اما از برکت قرآن و عترت کشور ما روز به روز بالنده‌تر می‌شود. اطلاعات بیشتر

۳- حجه الاسلام محمدی :تربیت حافظِ حاملِ عامل به قرآن باید مدنظر قرار گیرد. آنچه که می‌تواند مایه نجات ما شود تحقق سه چیز است، اول حفظ قرآن است، این که مقام معظم رهبری مطالبه ۱۰ میلیون حافظ قرآن می‌کنند، چون نجات انسان در حفظ قرآن و اتصال با قرآن است چرا که انس مقدمه‌ای برای تدبر و تدبر مقدمه‌ای برای فهم و فهم مقدمه‌ای برای عمل به قرآن است… دومین مورد انتقال قرآن از ذهن به قلب است. سومین مورد این است که قرآن از قلب به جوارح انسان جاری شود.
وی در پایان با بیان اینکه در کشور ۲ هزار مؤسسه قرآنی وجود دارد، گفت: خداوند در آیه ۸۲ سوره اسراء می‌فرماید « وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ…؛ ما آنچه را براى مؤمنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‏کنیم…» یعنی قرآن دارای دو رسالت شفا و رحمت است که رسالت شفای قرآن یعنی تطهیر وجود از هرگونه ناپاکی و رسالت رحمت یعنی تعظیم به سمت همه پاکی‌ها برای انسان‌هاست. اطلاعات بیشتر
گزارش تصویری (۲)
——
——
——
حجه الاسلام والمسلمین دکتر محمدی معاون محترم قرآنی وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی
——
مهندس ذوالانوار نماینده محترم مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی
——
مهندس پاک فطرت شهردار محترم شیراز

خبر همایش ۵ هزارنفری قرآنیان مکتب القرآن + گزارش تصویری (۱)

تیر ۲۵ام, ۱۳۹۱

بزرگترین همایش کشوری قرآنیان موسسه موقوفه مکتب القرآن ثارالله برگزارشد.  به گزارش روابط عمومی مؤسسه موقوفه مکتب القرآن ثارالله همایش بزرگ کشوری قرانیان مؤسسه موقوفه مکتب القران ثارلله در تاریخ های ۲۲ و ۲۳ تیرماه در شهر شیراز برگزارشد.در این تجمع بزرگ که در دو روز متوالی در حرم مطهر حضرت سید علاءالدین حسین (ع)برگزار شد. شرکت کنندگان در این همایش در صبح ۲۲تیرماه با شرکت در کارگاههای تخصصی حفظ ، ترجمه ومفاهیم ، مهد قرآن وپیش دبستانی ،کارگروه مدیران شعب ومراکز آموزشی مؤسسه و سایر گارگروه ها به پایان رساندند.قرآنیان شرکت کننده در این برنامه عصر روز پنج شنبه نیز باحضور بر سر مزار قبور شهداء شهر شیراز با نثار گل با شهداء تجدید عهد نمودند.

این مراسم با همکاری اداره کل اوقاف وامور خیریه فارس ،شورای شهر وشهرداری شیراز، مرکزتوسعه وترویج فعالیتهای قرآنی کشور، اتحادیه تشکلهای قرآنی، حرم مطهر حضرت سید علاءالدین حسین(ع)، موسسه آموزش عالی قرآن و معارف اسلامی غدیر برگزار شده است.

به همین گزارش مراسم اصلی وپایانی در روز جمعه ۲۳تیرماه با تجمع نزدیک به پنج هزار قرآنی شرکت کننده از مؤسسه موقوفه مکتب القران ثارلله و با حضور حضرت آیت الله زبرجد تولیت استانه مقدسه، حجه الاسلام والمسلمین دکتر محمدی معاون محترم قرآنی وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی ، سرکارخانم دکتر لاله افتخاری نماینده مردم تهران در مجلس و رئیس فراکسیون قرآن و عترت مجلس شورای اسلامی ، حجه الاسلام والمسلمین دکترمرتضی آقا تهرانی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، مهندس ذوالانوار نماینده محترم مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی، حجت الاسلام والمسلمین شریفانی مسوول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در استان، حجت الاسلام والمسلمین دکتر مکارم شیرازی، مهندس پاک فطرت شهردار محترم شیراز، جناب آقای عالیشوندی مدیر کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان فارس و دیگر مسوولین استانی و شهر شیراز برگزارشد.

حجت الاسلام والمسلمین برزگر مدیر مؤسسه موقوفه مکتب القران ثارالله در پایان مراسم ضمن تقدیر و تشکر از حضور تمام قرآنیانی که از سراسر کشور در این برنامه شرکت کرده بودند، از برگزاری این همایشها در دیگر استانهای کشور و به میزبانی دیگر شعبات مؤسسه خبرداد.

گزارش تصویری

————–

حضرت آیت الله زبرجد تولیت استانه مقدسه

——

——–

حجه الاسلام والمسلمین دکترمرتضی آقا تهرانی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس

——-

دکتر لاله افتخاری-رییس فراکسیون قران وعترت مجلس

همایش ۵۰۰۰ نفری مکتب القرآن در شیراز

تیر ۲۲ام, ۱۳۹۱

بنا بر اعلام روابط عمومی موسسه موقوفه مکتب القرآن ثارالله فارس، همایش بزرگ پنج هزار نفریِ حافظان، قاریان، مربیان، مدیران و واقفین قرآنی مؤسسه و کلیه شعب و مراکز آموزشی وابسته آن، امروز و فردا (پنج شنبه ۲۲ و جمعه ۲۳ تیرماه از ساعت ۸ صبح) با حضور مسئولین کشوری و استانی در حرم مطهر سید علاءالدین حسین در شیراز برگزار خواهد شد. سخنران این همایش حجت الاسلام حمیدمحمدی قائم مقام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد.

 

سال به سال دریغ از پارسال ….(تکمیلی همراه با عکس)

تیر ۱۴ام, ۱۳۹۱

امشب داشتم چرخی توی شهر میزدم

دلم گرفت شهر تاریک تر از روزهای عادی بود انگار که نه انگار اعیاد شعبانیه را گذراندیم یا فردا نیمه شعبان است.

حتی یک چراغانی هم در مرکز شهر ندیدم تنها در محله زیارت خیابان را چراغانی کرده بودند.

نمی دانم اگر برای این عید قرار نیست چراغانی کنیم برای چه زمانی چراغ ها را نگه داشته ایم.

خواستم خیلی چیز ها بگویم اما ….. برای انها که میدانند همین اشارت کافیست.

تکمیلی—————————————————————————————————————-

امروز صبح یکی از دوستان به شهرداری مراجعه کرد تا ببیند علت چیست؟

چون شهردار حضور نداشتند ایشان بالاخره به فردی جهت دریافت توضیحات معرفی شدند. جواب این فرد این بود که شوکه کننده بود

“چون تندی افتاب لامرد باعث خراب شدن لامپ ها میشود و هزینه بر است اسراف میشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!”

اگر این فرد آگاه نبوده حق نداشته نظر بدهد و اگر آگاه بوده که وای بر ما ……………

خودم هم سراغ شورای شهر رفتم و با آقایان عامری و نیدانی صحبت کردم ایشان در تماسی که گرفتند و دلیل را جویا شدند اینگونه عنوان کردند که چون بالابر شهرداری خراب بوده نیاز به همکاری اداره برق بوده و به دلیل مشکل بالا بر این اتفاق افتاده است.

ایشان پذیرفتند که در این زمینه کوتاهی رخ داده و از طرفی از عدم مشارک مردم در کارهای فرهنگی گله مند بودند که گله بجایی نیز هست چون مردم برای عزای محرم منتظر شورای شهر نمی مانند و خود همه کارها را انجام میدهند اما گویا فکر میکنند شادی در شادی اهل بیت انچنان مهم نیست که اینجا کم فروغ هستند.

نکته قابل تامل اینکه اداره ارشاد که معمولا چراغانی است(در تاتر لام رود یادم می آید بود)  و سازمان تبلیغات اسلامی نیز که به نوعی متولیان این موضوع میتوانند باشند حتی اقدام به چراغانی کردن ساختمان خود نکرده بودند و تنها به زدن یک نوشته اکتفا کردند.

البته من امیدوارم بود حداقل امشب تغییری در برخی نقاط شهر شاهد باشیم که متاسفانه تصاویر زیر گویای این مسئله است.

نمی دانم اما حداقل توقع من این بود که برای این کار باید اهمیت قایل میشدیم که نشدیم. اگر اهمیت موضوع برایمان روشن بود دیگر خراب بودن بالابر یا استدلالی شبیه نظر آن فرد در شهرداری مانع نمیشد.

شاید هم باید صبر کرد تا ماه قمری بچرخد و بچرخد تا به یک مناسب مهم برسد تا به برکت آن مناسبت مهم نیمه شعبان ما هم چراغانی شود.

باید قبول کنیم خیلی از ما ها جدی نگرفتیم .

البته نکته جالب چراغانی برخی مساجد و ادارات (مثل جهاد کشاورزی و بنیاد شهید) بود که کمی تلخی این بی توجهی را کم میکرد.

این عکسها همین امشب گرفته شده و دستکاری نشده لطفا تعجب نکنید.

خیابان ۲۲ بهمن

۱۵ خرداد

میدان امام

 

بلوار شاهد

بلوار جهاد

خیابان بسیج

اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی

اداره تبلیغات اسلامی

عید همگی مبارک

اللهم صل علی محمد و آل محمد

موفق و موید باشید

سلام بر تویی که باید نهایت ارزوی ما باشی اما ………. (شعر)

تیر ۱۲ام, ۱۳۹۱

بسم الرب المهدی

باز بهانه ای شد که به یاد اوریم کسی منتظر ماست منتظر ماست که برگردیم . سال گذشته به مناسبت سالروز اغاز امامت امام عصر تعدادی شعر در سایت گذاشتم “سلام بر تو که نهایت ارزوی مایی”  که دقیقا همزمان شد با شروع فیلترینگ سایت .  انشالله این شعر مورد قبول قرار گیرد و دوستان ایرادات آن را به بزرگواری خود ببخشایند

بیان این شعر صحبتی عامیانه است. پیشاپیش عید همگی مبارک

آقا سلام، به قلب مهربونت

……….به اون دل غریب و بی نشونت

به اون دلی که پر زداغ و درده

……….کلی برای شیعه گریه کرده

غم میخوری برای ما روز و شب

……….جون شمارو ما رسوندیم به لب

باز دوباره نیمه شعبان رسید

……….جشن و چراغونی و شور و امید

باز دوباره یاد شما جون گرفت

……….رحمت حق اومد و بارون گرفت

روز ولادت شما رسیده

……….مهمونی بی صاحب جشن کی دیده

روز تولدت، به جای شادی

……….غصه دارم، یه غصه زیادی

وقتی میبینم که هزار و اندی

……….ساله تو غربت نشده بخندی

یعنی هزار و صد و هفتاد و هشت

……….سال، به تنهایی مطلق گذشت

جشن تولدت یه جور عذابه

……….برا دلی که از غمت کبابه

اینهمه سال غریب و تنها موندی

……….آیه امن یجیب و(رو) میخوندی

مضطر واقعی تو هستی آقا

……….که اینقدر غریبی توی دنیا

تو عاشقی و ما تو فکر بازی

……….بازی با الفاظ و زبون درازی

هی به شما نق می زنیم بیا زود

……….تا برسونی، تو به ما، نفع و سود

تو رو میخوایم برای حل مشکل

……….دوسِت(دوستت) داریم، اما نه از ته دل

تو آرزوهای ما جا نداری

……….تو جمع ما یه آشنا نداری

دغدغه امون نیست به خدا ظهورت

……….یا بشینیم لحظه ای در حضورت

میخوایم بیایی جهان و(رو) عالی کنی

……….پر از صفا ، زغصه خالی کنی

کسی به فکر دیدن شما نیست

……….تو جمع ما ، از اینجور ادما نیست

چند تا رفیق داری تو هر زمونه

……….مثل خودت غریب و بی نشونه

گیر نمیاد یه عاشق حسابی

……….زل به زنه به آسمون آبی

بگه: بحق فاطمه ،خدایا

……….دور بکن از امام ما، بلایا

خودش رو تو محضرتون ببینه

……….به یادتون بلند شه و بشینه

شرم کنه از امام مهربونش

……….نگه داره، چشم و دل و زبونش

با عملش ذکر فرج بخونه

……….همیشه چشم براهتون بمونه

ما که بدیم و راه بر تو بستیم

……….کلید زندانتونو شکستیم

وقتی یتیم اینجا گرسنه خوابه

……….آقا بدون که وضعمون خرابه

از شما پنهون که نمونده آقا

……….مال حروم هم میشه خیلی پیدا

قاطی شده تو لقمه ها کم و بیش

……….فرقی نداره گرگ و بره و میش

این روزا با ترس میخونم دعا رو

……….ذکر الهی عظم البلا رو

اخه شدم مثال اهل کوفه

……….توی دلم گناه زده شکوفه

ریشه زده به مغز استخونم

……….مال حروم رفته تو گوشت و خونم

اگه میخوای بیایی بگو بمیرم

……….از این میترسم جلو تو بگیرم

از کجا معلوم که بشم مثل حر

……….توی هزار صدف، یکیش میشه دُر

بیا کمک کن تا من آدم بشم

……….از صف دشمنانتون کم بشم

معرفت و عشق و تماشا کنم

……….این دلمو دوباره احیا کنم

یبار دیگه توبه کنم مثل حر

……….بشورم این قلبم و تو آب کر

عیدیمو از دست شما بگیرم

……….توی رکابت، آقا جون بمیرم

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پیامبرم محمد(ص)

بهمن ۲ام, ۱۳۹۰

بسم الله الرحمن الرحیم

با دلی پر از درد و غم دست به قلم می نهیم و با اشک و آه خویش درباره رسولی بزرگ مطالبی هر چند که نمی توان حق مطلب را درباره این نبی بزرگوار ادا  کرد بیان می کنیم.

در کتابهای معتبر تاریخی چه از شیعی و سنی در باب ولادت اجداد رسول اکرم (ص) وقتی می خوانیم همگان اذعان به این دارند که اجداد رسول اکرم(ص) هرکدام در موقع ولادت خویش با نشانه های همراه بوده اند،  از جمله عبدالله پدر پیامبر اکرم (ص) که حتی در موقع ولادت خویش یهودیان نیز متوجه ولادت ایشان گردیدند  حاج شیخ عباس قمی و محدث قمی چنین روایت می کنند که پیراهنی که از کرک بود و به خون یحیحی زکریا آغشته شده بود نزدیک به سیصد سال یهودیان دست به دست می کردند زیرا معتقد بودند که با تولد عبدالله این خون تازه شده و از آن می چکد و سرانجام در روز ولادت عبدالله این نشانه محقق شد و فهمیدند پدر پیامبر خاتم متولد شده است. سؤالی که اینجا مطرح می گردد اینست که آیا اهل کتاب پیامبر ما را می شناختند و چه برخوردی با پیامبر ما داشتند؟

با جستجوی در آیات قرآن می توان به نکاتی دست یافت:

“الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ وَإِنَّ فَرِیقاً مِّنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ”

کسانى که به ایشان کتاب [آسمانى] داده‏ایم همان گونه که پسران خود را مى‏شناسند او [=محمد] را مى‏شناسند و مسلما گروهى از ایشان حقیقت را نهفته مى‏دارند و خودشان [هم] مى‏دانند. سوره بقره آیه ۱۴۶

الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمُ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لَا یُؤْمِنُون

کسانى که کتاب [آسمانى] به آنان داده‏ایم همان گونه که پسران خود را مى‏شناسد او [=پیامبر] را مى‏شناسد کسانى که به خود زیان زده‏اند ایمان نمى‏آورند. سوره  انعام آیه ۲۰

“وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاهِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ”

و (به یاد آورید) هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: «ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سویشان شما هستم در حالی که تصدیقی کتاب‌هایی که قبل از من فرستاده شده (تورات) می‏آوردند، و بشارت، به رسولی که بعد از من میهمانانم و نام او احمد است!» هنگامی که او (احمد) با معجزات و دلی روشن به سراغشان آنان، آمد، گفتند:) «این سخاوتمندانه است آشکار»! (۶)

و آیه ۱۵۷ سوره اعراف  که بیان کننده این مطالب می باشد.

حداقل چیزی که می توان دست یافت، اهل کتاب پیامبر ما را مانند فرزند خویش(کاملترین نوع شناخت) می شناختند و نام او در کتب اهل کتاب احمد(ستایش شده) می باشد و او با نشانه های آمد و او را تکذیب کردند.

حال به سراغ کتاب مقدس می رویم ،کتابی که تعریف شده است و شامل عهد عتیق و عهد جدید می باشد و بعد از مرگ حضرت موسی(ع) و عیسی(ع) نوشته شده است.

ابتدا در سفر پیدایش باب هفدم آیه ۲۰  چنین می خوانیم به عبری:

ولیشمعیل شمعتیخا هینه برختی اوتو و هیفرتی اوتو و هیربصی اتو بمئد مئد  شنیم عاسار نسیئیم یولد و نتییو  لغوی غادل.(اصل عبرانی)

ای ابراهیم  دعای تو را در حق اسماعیل شنیدم اینک او را بارور گردانیده  بمقام ارجمند  خواهم رسانید، بوسیله محمد(ص) و دوازده امام از  نسل وی او را امت بزرگی خواهم نمود.

البته نام مئد مئد در تورات فعلی حذف گردیده و باتوجه به توراتهای قبل از سال ۱۸۰۰ میلادی و همچنین با استفاده از انجلیل برنابا که شبیه این مطلب در باب ۴۲ آیات ۱۳ تا ۲۰ بیانگر این موضوع می باشد و همچنین از پیامبر منقول است که فرمود انا دعوه ابی ابراهیم  من خواسته پدرم ابراهیم هستم که باآیات سفر تکوین۱:۲۶و۲۰:۱۷و۱۷:۲۱ مطابقت دارد.

ودر یوحنا آیه ۱۶ باب ۱۴ :وانابت طالبن من ببی و خین پارقلیطا بت یبل لوخون هل ابد.(اصل عبرانی)

ومن از پدر خواهم خواست و او پارقلیطای دیگری به شما خواهد داد که تا ابد با شماست.

ودر یوحنا آیه ۲۶ باب ۱۵:این ایمن داتی پارقلیطا هود انا شادرون لکسلوخون من لکسی ببی روخاد سرستوتا هو دمن لکس ببن پالت هو  بت یبل سهدوت بس دیی. .(اصل عبرانی)

و چون بیاید آن پارقلیطا که من بسوی شما خواهم فرستاد از جانب پدر ، روح راستی که از جانب پدر می آید ،او درباره من شهادت خواهد داد.

ودر یوحنا آیه ۷ باب ۱۶:الا ان سرستوتا بمرون الوخون دصپایلا فتوخون دان ارن سبب دان ان لا اذن پارقلیطا لی لکسلوخون این ان ازن بت شادر له لکسلخون.(اصل عبرانی)

لیکن من راست می گویم به شما که شما را مفید است که اگر من نروم پارقلیطا نزد شما نخواهد آمد،

اما اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد . (تا آیه ۱۵ ویژگیهای پارقلیطا بیان می کند)

کلمه پارقلیطا (سریانی)ترجمه از اصل یونانی ((پریکلیطوس)) است که به معنی بسیار ستوده و بی نهایت نامدار در لغت عرب بمعنای احمد، محمد ترجمه می شود ولی امروز به معنای تسلی دهنده معنای می کنند که جزء خیانت اربابان کلسیا برای مانع از فهماندن روح قیقت چیزی  نمی توان گفت البته در این مورد افراد که بر اثر تحقیق و تفحص به اسلام روی آوردند و قبلاً جزو کشیشان و خام خامهای کلیسا بود ه اند می توان از اظهارات آنها در مورد این کلمه جستجو کرد مثل آقای محمد رضا جدید الاسلام که کتاب ایشان اقامه الشهود فی رد الیهود می باشد که ایشان از عالمان  بزرگ یهود می باشد و زبان مادری ایشان عبری می باشد، همچنین از مرحوم محمد صادق فخر الاسلام از کشیشان کلیسا می باشد و حاج بابا قزوینی که ایشان از عالمان  بزرگ یهود می باشد و کتاب محضر الشهود فی رد الیهود نوشته اند.

آیه ۱و۲ باب ۳۳ تورات مثنی:وزئت هبراخاه اشر برخ موشه ایش ها الوهیم ات بنی اسرائیل لفنی موتو و یومر یهواه مسینی باو رارح مسعیر لامو هو فیع مهر فاران و آتاه مرببت قدش می مینو اش دات لامو. .(اصل عبرانی)

و اینست برکتی که برکت داد موسی مرد خدا به بنی اسرائیل هنگام مردنش و گفت: خدا از سینا آمد، تجلی کرد از ساعیر، درخشان گردید از کوه فاران و با هزاران هزار مقدسین ورود نمود، از دست راست او شریعت آتشین ظاهر گردید که یکی از فراز دعای سمات امیر المؤمنین “و بمجدک الذی علی طور سینافکلمت عبدک و رسولک موسی بن عمران(ع)و بطلعتک فی ساعیر و ظهورک فی جبل فاران ،بربوات المقدسین و جنودالملائکه الصافین و خشوع الملائکه المسبحین”می باشد و فاران کوه مکه معنی می شود و اشاره به ظهور پیامبر دارد.

از این دست نشانه ها که از وجود پیامبر و حتی امام زمان حکایت می کند، مواردزیادی است حتی در مورد امام زمان می توان گفت که به جرأت اعتبار کتاب مقدس از ایشان است، دلیل این موضوع آینده نگری در مورد آخر الزمان می باشد که مستر هاکس آمریکایی طبق تحقیقی که در مورد کتاب مقدس کرده کلمه پسر انسان را در این کتاب ۸۰ بار ذکر می کند که می گوید فقط ۳۰ بار آن را می توان به عیسی منصوب کرد و ۵۰ بار آن به منجی آخر الزمان مربوط می شود و برای اطلاعات بیشتر به کتاب بشارت عهدین اثر با ارزش آیت ا.. محمد صادقی که ایشان به عبری مسلط بوده، می توان رجوع کرد .

لازم به ذکر است که علمای یهود و کلیساها  از هر کوششی برای رسیدن بشر به حقیقت ناب پیامبر (ص) مانع شده اند، در کتاب خویش نام پیامبر ما را حذف کردند و اناجیلی را که نتوانستند نام پیامبر را حذف کنند و عقاید خرافی خویش مانند قاعده تثلیث و همچنین به دار آویختن عیسی (ع) و تعریف و تمجید از پولس را وارد کنند، او را بی اعتبار خواندند و متروکش کردندکه حدود بیست و پنج انجیل می باشد. یکی از این اناجیل برنابا می باشد که در این انجیل نام پیامبر در آن است و عقاید خرافی تثلیث در آن نیست و پولس را دشمن خدا می داند این انجیل به تاریخ ۷۵ میلادی بر می گردد که یک نمونه آن به زبان گرجی متعلق به ۶۵۰ سال قبل در کتابخانه مرعشی در قم می باشد.(اولین بار به فرمان پاپ گلاسیوس اول در ۱۱۷ سال قبل از بعثت پیامبر خواندن و نگهداری آن ممنوع و تا اینکه نسخه خطی آن در کتابخانه سیکستوس پنجم ربوده شد.)

یکی از کتابهای جالب که متروک شده است وحی کودک یا نبوت هیلد می باشد که فقط یک قسمت آن اولین بار در کتاب اقامه الشهود فی رد الیهود توسط محمد رضا جدید السلام و بعداً توسط آیت ا… محمد صادقی در کتاب بشارت عهدین آورده شده است که کودکی بنام لحمان حطوفا ۷۵ سال قبل از بعثت پیامبر بدنیا می آید و در سن دوازده سالگی به زبان می آید و بر طبق حروف ابجد پیشگوهایی دارد که در این کتاب حدود ۲۳ حرف است که هر کدام یک پیشگویی است مثلاً در مورد بعثت پیامبر، بشارت ظهور امام زمان ،مصائب کربلا،حادثه کربلا که ما در اینجا عبارتهایی در مورد حادثه کربلا بیان می کنیم:

قفیصا متعرفا عل یدسا دسفاد سافاه کصورفاه بت روفاه نتیباه لحوباه.(اصل عبرانی)

سر از قفا با خنجر بریده شود – دو دست قطع گردد – در کنار شط فرات واقع شود – تغییراتی در زمین و آسمان پدید آید.

صببوعا نصبیعا لسرفا و نفرعا و میودعا بدیها بشوعاتشتعشعا. .(اصل عبرانی)

خیمه های رنگینی که جای نشستن فرزند زادگانست سوخته شود و آشکار شوند خویشان معروف که به ناز پرورده شده بودند و شایع گردد و با لب تشنه کشته شود.

و اما قسمت دوم سؤال ،که چه برخوردی اهل کتاب با پیامبر داشتند؟

وقتی آمد با نشانهای روشن او را تکذیب کردند که از آیات قرآن بوضوح مشخص است و در کتابهای معتبر تاریخی چه شیعه و سنی می توان به نکاتی دست یافت .

بیشترین آزار و اذیت از یهودیان و منافقانی که با یهود هم پیمان شده بودند، در صورت  که پیامبر ما همواره آنها را به صلح دعوت کرده و به آنها اجازه زندگی همراه با امنیت و آرامش در سایه حکومت اسلامی  را می دهد ولی آنها از پیمان شکنی و مقابله با سپاه اسلام دریغی نمی کنند(خیبر و خندق و …) در حادثه مباهله نصارا مقابل پیامبر و بهترین نزدیکانش می ایستند و هم چنین طبق روایاتی یهود در قتل پیامبر شرکت دارند و بعد از پیامبر نیز که فرصت بهتری پیدا می کنند به اسلام ضربه می زنند، ما در اینجا چند شخصیتی که اصل و نسب یهودی زاده اند را نام می بریم که در تاریخ اسلام نقش دارند و شما خود قضاوت کنید. این اشخاص: قنفذ،مروان حکم و فرزندانش و ابوسفیان و فرزندانش، مغیره بن شعبه، ابن ملجم، سندی بن شاهک یهودی و….

و اما تا به حال هم یهود و اهل کتاب به جای اینکه  حقیقت اسلام را بپذیرند با اسلام به خصومت نشسته اند که از این جمله می توان به مذاهب از خودساختگی وهابیت و بهائیت نام برد و بهره برداری از قضیه آخرالزمان با استفاده از رساناها و فضاهای مجازی و ساختن شخصیتهای نجات بخش برای بشر .

ما در دو، سه سال اخیر مشاهده می کنیم که حمله به پیامبر اسلام(ص) را آغاز کرده اند و حتی پاپ هم وارد این بازی می شود برای این که اسلام را خشونت جلوه دهند(اسلام هراسی) از هیچ کوششی کوتاهی نمی کنند.

ودر آخر امیدواریم که همه برای جستجوی حقیقت قدمی بردارند زیرا حقیقت نوری است که هیچگاه خاموش نمی شود و هزاران هزار دلیل و منطق برای رسیدن به حقیقت وجود دارد که هیچ گاه و هیچ کسی نمی توان آن را خاموش کرد.

والسلام

سجاد نعیمی

نگاهی به مجلس تعزیه روز هشتم محرم علامرودشت *

آذر ۱۲ام, ۱۳۹۰

مجلس تعزیه روز هشتم ، نگین انگشتری تعزیه علامرودشت است. راز تلالو این نگین را هم باید در اشعار زیبای نسخه ها ، هم در صدا و اجرای دلنشین نسخه خوانان و از همه مهتر ، باید در شکوه بالای حماسه ی قمر بنی هاشم (ع) در عاشورای سال شصت و یک هجری قمری دید.
دیوان حماسه های پی در پی عباس( ع) در روز عاشورا حتی اگر با بدترین بیان و زبان هم خوانده شود جای شنیدن دارد . چه رسد به اینکه این حماسه در نظم زیبای مرحوم راغب فالی و با جامه ی دیبای تعزیه خوانان علامرودشت که عمرشان را بر سر ارادت به علی (ع)و خاندانش گذاشته اند به تصویر کشیده شود.
مجلس روز هشتم از همان آغاز از بیقراری عباس (ع) برای شهادت در راه برادر غریبش میگوید:

 

« کنی به خصم، تو تاکی نظاره ای عباس؟/ گذشته آه حسین از شراره ای عباس
نشسته ای تو و اکبر ، گل ریاض حسین/ شود ز تیغ ستم پاره پاره ای عباس
نشسته ای تو و از تشنگی نماید غش /علی اصغرش آن شیر خواره ای عباس
تاملت ز چه باشد که قاسم داماد /شود شهید و کنی تو نظاره ای عباس…»

اما این پایان بیقراری عباس (ع) نیست . مجلس روز هشتم تا پایان نیز هنوز از بیقراری عباس (ع) میگوید:

« عباس (ع): یک وصیت با تو دارم چو زمان مردن است
حسین (ع) : هر چه خواهی گو برادر جان که وقت گفتن است
عباس (ع) : اولا دارم توقع سازیم آقا حلال
حسین (ع): باد راضی جان من از تو خدای لایزال
عباس(ع): بعد مردن نعش من آقا مبر در خیمه گاه
حسین (ع): جان من نعشت چرا بگذارم اینجا آه آه
عباس(ع) : زانکه در نزد سکینه شرمسارم ، شرمسار
حسین(ع): شرمساری از چو رو باشد بگو ای دلفگار
عباس (ع): وعده دادم آب آرم بهر آن خونین جگر
حسین (ع): من به قربان وفایت ای ضیاء چشم تر
عباس (ع): جان آقا گشت جان نوکرت قربان تو
حسین (ع): کاش میشد جان من این دم بلا گردان تو…»

 

صحبت کردن از همه ابعاد تعزیه روز هشتم مجالی فراتر از این مقاله میطلبد . اما آنچه در این میان میتوان گفت این است که این مجلس از جهات گوناگون تجلی یک اثر عالی هنر ی مذهبی در علامرودشت است . در این مجلس هر چیزی که برای خلق یک درام مذهبی لازم باشد وجود دارد: حماسه وخون و دلیری و وفا و عشق و معرفت و ایثار و همه چیز ….
مخاطب تعزیه روز هشتم به همت داستان پردازی خالق نسخه ها ابتدا تنهایی و بی کسی حسین را میبیند و با شنیدن صدای سم اسبان لشکریان سپاه عمر بن سعد و فریاد « هل من مبارز…؟» آنها عباس (ع) را مشاهده میکند که علم از بیقراری در دستانش میلرزد و در ادامه صدای « العطش ای مالک روز جزا…» ی طفلان تشنه حسین (ع) را میشنود و دوباره علمی که از بیقراری در دستان عباس (ع) میلرزد. ادامه تراژدی این مجلس تعزیه ، به تصویر کشیدن عباس (ع) است که بر اسب نسشسته تا آبی بیاورد تا کمی از صداهایی که گوش حسین را می آزارد کم شود و اینبار علم در دست حسین (ع) است که میلرزد و خطاب به عباس (ع) میگوید : « گر نباشی علم نمی خواهم…» .

حماسه های روز هشتم تمام شدنی نیستند وقتی داستان این مجلس تعزیه به آنجا میرسد که عباس(ع) همچون شیر غران با بازی هنرمندانه نسخه خوان نسخه عباس(ع) صف چند لایه سپاه شمر را میشکافد و خود را به فرات رسانده و دست در آب بی وفای فرات میزند و کف دست خود را پر کرده تا جلوی دهان خود می آورد وآن جمله از نسخه اش را میخواند که با خواندش همه همراه او در دل میخوانند حتی آن که در دستش نسخه شمر را دارد که : « ای آب فرات خاک عالم به سرت / از بهر حسین چرا نسوزد جگرت ….»
زیبایی های این مجلس تعزیه با به تصویر کشیدن لحظات پایانی عمر عباس (ع) در روز عاشورا خاتمه نمی یابد. قسمتی از این مجلس شرح حوادث عصر تاسوعای سال شصت و یک هجری است وقتی شمر باید برای عباس امان نامه می آورد
سراینده خوش ذوق نسخه ها ی مجلس شهادت حضرت عباس (ع) خوب میدانسته در این صحنه چه اشعاری در نسخه شمر بنویسد تا مخاطب تعزیه بداند که امان نامه شمر ، ترفندی زیرکانه و حیله ای روباه صفتانه بیشتر نبوده وقتی که نسخه خوان شمر با هنرمندی بی نظیری میگوید:

« عباس ای که داده خدا بر توسروری /حرفی نباشد آنکه شجاع و دلاوری
با این همه شجاعت و با این همه شکوه / باشد قبیح بر تو که سقای لشکری …..»

در ادامه پاسخی که در نسخه عباس (ع) نوشته شده ، انگار همان پاسخی است که سقای حسین (ع) در روز نهم محرم سال ۶۱ به شمر داده است :

« ای که از روز ازل تا به ابد ملعونی /این سخنها ز چه گویی تو مگر مجنونی؟
گویی ام دست ز دامان حسین کن کوتاه/ تا چه حد بی خبری ای سگ دون گمراه
هستم از روز ازل بنده فرمان حسین/ کمترین عبد وی و چاکر دربان حسین…»

 

شرح زیبایی این مجلس پایانی ندارد وقتی بعد نوبت افتادن دست های عباس (ع) به نوبت است و خلق صحنه هایی که انگار دارد برای اولین بار اتفاق میافتد و عباس وقتی میگوید:« افتاد دست راست خدایا ز پیکرم / بر دامن حسین برسان دست دیگرم » آنقدر صحنه ها به واقعیت میزند که گویا انتظار داریم چنین اتفاق بیفتد. اما داستان که جلو تر میرود با افتادن دست چپ سقا و ریختن مشک آب روی زمین و … بعد دیدن سر برادر روی زانوی برادر، باور میکنیم بی علمداری حسین (ع) را و همراه او آخرین جملات نسخه مجلس شهادت ابوالفضل (ع) را میخوانیم :

« ای علمدار حسین آه برادر عباس کشته تیغ و سنین آه برادر عباس
محرم زینب و کلثوم چرا خاموشی ای غزال حرمین آه برادر عباس
تو شهیدی به عزای تو کمر بشکسته خسرو بدر و حنین آه برادر عباس…»

 

تعزیه خوانان نسخه حضرت عباس (ع):
۱٫ مرحوم زائر مهر علی فرزند ملا حسین علامرودشتی
۲٫ مرحوم زائر عبدالرضا فرزند ملا محمد علی علامرودشتی
۳٫ مرحوم سید احمد فرزند سید محمد علامرودشتی
۴٫ مرحوم زائر غلامحسین فرزند زائر غلامعلی علامرودشتی
۵٫ مرحوم حاج عباس اکبری فرزند زائر علی علامرودشتی
۶٫ زائر غلامعلی فرزند زائر غلامحسین علامرودشتی
۷٫ زائر علی مهراوران فرزند محمد رفیع علامرودشتی

 

*قسمتی از یک مقاله بلند در مورد تعزیه علامرودشت

صندلی داغ: گفتگو با حجت الاسلام بدیعی (مرکز اسلامی منچستر)

شهریور ۲۰ام, ۱۳۹۰

 

همان‌طور که در مطلب هفته قبل مشاهده کردید؛ دوستان مختلفی سوالاتشان را ارسال کردند تا از حجت الاسلام بدیعی مسئول «مرکز اسلامی منچستر» پرسیده شود. متن کنونی، جوابهای ایشان به سوالات تراکمه و دوستان است که در ۴ بخش تقدیم میشود:

۱- درگیریها در انگلیس

۲- انتخابات در لامردومهر

۳- دین و مسلمانان در غرب

۴- مرکز اسلامی منچستر و آقای بدیعی

——–

۱- درگیریها در انگلیس

نظر شما در مورد تحولات اخیر در انگلستان چیست؟ آیا متأثر از تحولات خاورمیانه است یا نتیجه مشکلات اقتصادی؟

بسم الله الرحمن الرحیم. من آدم سیاسی نیستم و در اینجا هم مسئولیت سیاسی ندارم. ولی به عنوان کسی که در این جامعه زندگی میکنه فکر میکنم ریشه اعتراضات اخیر اجتماعی و اقتصادی بود. شکاف طبقاتی، بحران اقتصادی و بیکاری عامل اصلی است. مثلا در این اعتراضات سیاه‌پوستان آغازکننده بودند و احساس تبعیض نژادی در این کشور دارند. کاری که کردند خرابکاری و آشوب و غارت و دزدی بود؛ یعنی بخشی از این جامعه مشکلات اقتصادی دارد.

از طرفی اهرمهای امنیت اجتماعی در این کشور و کشورهای دیگر اروپایی وجود ندارد. دین, قانون و خانواده سه اهرم امنیت اجتماعی در هر جامعه ای است در این جامعه دین و انذارهای دینی و یا همان وجدان دینی مُرده است یعنی مردم اگر کار بدی کنند یا غارت کنند ترس از عقاب اخروی ندارند از طرفی برابر قوانین این کشور خانواده نمی‌تواند نوجوان و جوانی که به سن ۱۶ سالگی رسیده را امر و نهی کند. به گفته انگلیسی ها «تینیجرها کینگ هستند». تنها عامل بازدارنده امنیتی قانون است که آنهم از بین میرود چون اساس یک اعتراض و آشوب عدم رضایت از قوانین است

ازطرفی دیگر, بخشهایی از این جامعه از وضعیت اقتصادی مهاجرین ناخرسندند چون بخش زیادی از فرصتهای شغلی توسط مهاجرین اشغال شده همان هایی که روزی کشورهای آنان مستعمره دولت انگلیس بوده و با نگاه ترحم آنها را پذیرفته اند اما امروز آنها از وضعیت اقتصادی خیلی بهتری برخوردارند.

می توان گفت که بخشی از اعتراضات متوجه مهاجرین بود بعنوان مثال از ۵ نفری که در جریان آشوبها کشته شدند همه آسیایی بودند و توسط معترضین به قتل رسیدند نه پلیس. این یک پیام دارد. در اعتراضات یا انقلاب های خاورمیانه کسی دست به غارت نزد و شعارها هم کاملا متفاوت بود لذا جنس اتفاق های انگلیس با آنچه در مصر و تونس اتفاق افتاده متفاوت است.

از انگلیسیها و اخلاق و رفتارشان چه چیزهایی آموخته اید؟

نظم, تحمل و حوصله، خوش رویی، احترام زیاد به قانون، پرتلاش بودن، قناعت، صداقت (به حرفهایی که می زنند میشود کاملا اعتماد کرد). ما به این گونه رفتارها اخلاق انسانی می گوییم. چون اخلاق اسلامی یک پله بالاتر است ولی گاهی بعضی افراد حداقل های اخلاق انسانی را رعایت نمی کنند چه رسد به اخلاق اسلامی یعنی همان چیزی که هدف بعثت نبی گرامی اسلام (صلوات الله علیه و آله) بود.

——–

۲- انتخابات در لامرد و مهر و نامزدهای مجلس

نظر شما در مورد انتخابات مجلس در لامرد و مهر چیه؟ مهمترین نیازها و مشکلات منطقه را در چه میبینید؟

عرض کردم که استعداد سیاسی من خوب نیست! ولی بنده محور توسعه را دین و فرهنگ میدانم و برای این حرفم هم ادله محکم عقلی و نقلی دارم. چند وقت قبل هم در همین وبسایت تراکمه مطالبی را در خصوص همین مطلب در یک مقاله تقدیم کردم. اصولی هم اگر فکر کنیم می بینیم که انقلاب ما برای پل و جاده و پالایشگاه نبود. مردم فرزندانشان را در دفاع از دین تقدیم کردند. لذا آنچه اصل بوده به فرع تبدیل شده و آنچه فرع بوده اصل شده. بگفته طلبه ها «ماقصد لم یقع و ماوقع لم یقصد» در لامرد هم قضیه از همین قرار است.

تبدیل منطقه به یک قطب صنعتی را خلاف دوراندیشی میدانم. متاسفانه بعضیها اول کاری انجام میدهند بعد فکر میکنند که اینکار خوب بود یا نه؟ مهندسی توسعه شهرستان نیاز به کارشناسی عمیق تری دارد. دورنمای توسعه فعلی منطقه، تبدیل شدن شهرستان به یک شهرستان مولتی کالچرال (Multi Cultural) یا همان «هفتادملت» است. که محملی برای انواع بزهکاریها و مجرمان خواهد بود. فرهنگ و سنت ما از بین خواهد رفت.

ببینید اگر آنطور که مرحوم حیاتی (در جلسه ای در میان طلاب قم) گفتند؛ به شرط اجرای پروژهای صنعتی- جمعیت شهرستان به ۵۰۰ هزارنفر خواهد رسید. اگر نیم این جمعیت یا حتی یک سوم آن هم به واقعیت بپیوندد معنایش حل شدن جمعیت و فرهنگ و سنت بومی ما در این فضای جدید است. آیا این توسعه است یا تخریب فرهنگ و سنت؟ با این توصیف به کسی نیاز داریم که شعارهایی غیر از توسعه صنعتی بدهد یا اینکه توسعه صنعتی هدف اصلی و محور برنامه هایش نباشد. چون از صنعتی شدن شهرستان تنها سه الی چهار درصد مردم سود می برند و بقیه باید تاوان آن را پرداخت نمایند.

نظر شما در مورد این نامها و موضوعات چیست؟ برای هر کدام یک جمله بگوئید:

ملکه انگلیس: لوک خوش شانس!

منچستر یونایتد: بقول جوان ها  اژده‌های قرمز

مهدی هاشمی: نمیشناسمش!

قاسم رفیعی: -

مرحوم محمد علی حیاتی: خدمتگزار دلسوز

کارخانه سیمان لامرد: تلخ و شیرین

سایت تراکمه دات کام:خط سوم

در مورد نامزدهای مجلس در لامرد و مهر تا الان (به ترتیب حروف الفبا):

       حجت الاسلام اجرائی (از نامزدهای «جبهه اسلامی اتحاد و تحول»): فاضل و سخت کوش

      حجت الاسلام برزگر (از نامزدهای «جبهه اسلامی اتحاد و تحول»): عاشق و خادم قرآن

      حاج درویش زارعی (نامزد جریان «اصولگرایان منتقد»): محافظه کار و متدین

      دکتر سید موسی موسوی (نامزد «اصولگرایان محافظه‌کار»): پزشک متخصص

 

با وجود اینکه به حضور شما در بحث فرهنگ و … در لامرد ضروری است؛ چرا در لامرد حضور پیدا نمیکنید؟

الحمدلله دوستان خوب و دلسوزی در لامرد مشغول امور دینی و فرهنگی هستند و بنده هم با موسسه مکتب القرآن ثارالله همکاری دارم. فکر می کنم اگر همین نیروهای موجود را پشتیبانی کنند و در گیرودار مسایل سیاسی چوب لای چرخشان نگذارندکفایت میکند

——–

۳- دین و مسلمانها در غرب

در این مدت ۳ سالی که بین مردم انگلیس زندگی کرده اید؛ وضعیت اسلام و مسلمانها در غرب چگونه است؟

موضوع اسلام و مسلمانان در انگلستان یا اروپا بحث مهم و مفصلی است اما همینقدر عرض کنم که رشد اسلام در اروپا بیش از آن چیزی است که ما فکر می کنیم. بنا بر برخی گزارشها که از طریق اینترنت هم قابل دسترس است؛ هم اکنون در اروپا ۵۲ میلیون مسلمان زندگی میکنند.

اوباما در یکی از سخنرانیهایش اعلام کرد که در آمریکا ۱۲۰۰ مسجد وجود دارد که البته مهاجرت مسلمانان در سالهای اخیر به کشورهای اروپایی و امریکا به رشد جمعیت مسلمانان شتاب داده است

اخیرا بی بی سی گزارش داد که سالانه صد هزار نفر مسلمان می شوند این عدد خیلی معنی دار است. در برخی از شهر های انگلستان مثل منچستر و لستر و.. برخی از اعضای شورای شهر، مسلمان یا شیعه هستند مثلا در مراسم سالروز رحلت امام بنده از عضو شورای شهر لستر دعوت کردم تا درباره زندگی امام (درود خدا بر او) صحبت کند این آقا طلبه جوانی است که در مدرسه حجتیه قم درس خوانده (و اغلب مقلد رهبر معظم انقلاب هستند) اینقدر عاشقانه درباره خصوصیات امام صحبت کرد که اشک همه را درآورد.

بنده شنیده ام جوامع اروپایی و آمریکا جوامع دینی هستند و پایبند هستند و در کل نتیجه ای که از این چند دهه اخیر گرفته اند این است که بی بند و باری باعث برهم زدن آرامش خانواده ها و جامعه است؛ آیا واقعا چنین است؟

جامعه امریکا جامعه دینی است و کلیسا خیلی فعال است. طبق آمارها در سال ۲۰۰۹ که بحران اقتصادی وجود داشت؛ مردم امریکا ۹۵۰ میلیارد دلار به کلیسا و خیریه ها کمک کرده اند. یعنی جامعه آنها تقریبا دینی است. اما انگلستان و فرانسه … این گونه نیست؛ بازار کلیسا خیلی کساد است. تنها کلیسای اونجلیک کمی فعال است؛ آنهم بیشتر پیرمردها و پیرزن های سیاه پوست هستند. من بعضی وقتها بخاطر هواخوری! به کلیسا می روم.

روابط شیعیان و سنی ها در کشورهای اروپایی چگونه است؟

مساجد مشترک ندارند حداقل در اگلستان. طیف روشنفکر اهل سنت رابطه خوبی با شیعیان دارند اما وهابی ها و سلفی ها کوه کینه و عناد هستند چه اسیا باشند چه اروپا خصوصا وقتی فعالیت شبکه های تلوزیونی شیعه را می بینند که مباحث علمی و جدلی مطرح می کنند و مشت شان را باز می کنند یا گسترش تشیع را می بینند در عالم. البته توطئه ها هم در این زمینه اختلاف خیلی جدی است.

آیا برنامه رسانه ای و سیاستهای غرب مبنی بر منفی جلوه دادن چهره جوامع اسلامی و مسلمانان است؟

بحث اسلام هراسی سالهاست که توسط دشمنان اسلام و استعمارگران به اشکال مختلف دنبال می شود. حتی قضیه حادثه ۱۱ سپتامبر هم از همین زاویه قابل تحلیل است. دلیلش هم افزایش اسلام گرایی است. و اساسا نفوذ اسلام در غرب را مضر منافع خود می دانند. می گویند تا ۲۵ سال آینده ترکیب جمعیتی در اروپا به سود مسلمانان تغییر می‌کند. و جمعیت مسلمانان به  بیش از ۱۰۴ میلیون خواهد رسید. در یک برنامه انگلیسی دیدم که می گفت اگر رشد مسلمانان ادامه یابد ۲۵ سال دیگر فرانسه می شود «جمهوری اسلامی فرانسه»! طبیعی است در این صورت مسلمانان به همان اندازه در اداره کشور هم سهم خواهی می کنندو مسائلی از این دست باعث ارائه دادن چهره ای خشن و عبوس از اسلام توسط صهیونیست ها شده.

اینکه گفته می شود تبلیغات علیه جمهوری اسلامی آنقدر زیاد است که مردم آنجا در ذهنشان از ایران یک چهره خشن و بی منطق ساختند؛ درسته؟

بله غربیها از ایران و اسلام آن هم از نوع انقلابیش دل خوشی ندارند چون منافع آنها را تهدید می کند ولی با گسترش شبکه های عربی فارسی و انگلیسی زبان توسط ایران عرصه بر یکه تازی آنها تنگ شده. اساسا در دنیای امروز که همه به اینترنت دسترسی دارند کمتر می شود دروغ داد. ج ا. ایران در میان ملتها طرفداران زیادی دارد لذا فکر می کنم در سالهای اخیر وضعیت بهتر شده. خصوصا وقتی ملتهای مسلمان از پیشرفت های ایران مطلع می شوند احساس غرور می کنند.

انگلیسیها مسلمان ترند یا ما؟!

در اینکه ما مسلمانیم و اکثریت جامعه انگلستان غیر مسلمان شکی نیست! ولی جامعه انگلستان بصورت کلی رفتار و صفات بافرهنگی دارد که در برخی موارد همان فرهنگی است که باید در جوامع اسلامی دیده شود. مثلا در جامعه انگلستان البته مردم نه دولت کمتر تهمت زده می شود دروغ غیبت و برخی از این صفات در میان اینها کمتر است…

از مرحوم  اسدآبادی نقل شده: «در غرب رفتم اسلام دیدم ولی مسلمان ندیدم و در شرق آمدم مسلمان دیدم ولی اسلام ندیدم» نظر شما چیست؟

بله من هم شنیده ام. یعنی دستورات اجتماعی اسلام در جوامع مسلمان-عمدتا شرقی-  کمتر رعایت میشود و ما از اسلام نماز و روزه و حجش ر ا یاد گرفته ایم در حالیکه جاذبه اسلام به همان اخلاق است کسی به خاطر نماز پیامبر مسلمان نشد یا اینکه مثلا از روزه پیامبر خوشش بیاید و مسلمان شود تا روزه بگیرد. نه بلکه اخلاق صداقت، امانت داری، خوش رویی … پیامبر بود که گروه گروه مسلمان شدند البته انگلیسیها صفات بد زیاد دارند اما آنچه برای ما جاذبه دارد در برخورد با افراد در دانشگاه یا محیط های دیگر همین صفاتی است که ذکر کردم..

——-

 

۴- مرکز اسلامی منچستر و حجت الاسلام بدیعی

عمده فعالیتهای شما در مرکز اسلامی منچستر؟

مرکز اسلامی منچستر (سایت جدید مرکز که در حال راه اندازی است: manchsteric.uk) حدود ۲۵ سال قبل با هدف ترویج و تبلیغ اسلام و برگزاری برنامه های دینی تأسیس گردیده و از سه بخش فارسی، عربی و انگلیسی برخوردار است. فعالیتهای مرکز در دو بخش است:

الف) برنامه های معمولی و روتین مثل نماز جماعت، دعای کمیل و سخنرانی در شبهای جمعه، دعای ندبه در صبح جمعه، کلاسهای آموزشی قرآن در روزهای شنبه، و برنامه های تولد و شهادت معصومان (علیهم السلام)

ب) برنامه های ویژه؛ شامل برگزاری کنفرانس ها و سمینارهای علمی و بین الادیانی. مثل سمینار سالانه امام خمینی و معنویت اجتماعی، سمینار سالانه آخرین منجی، سمینار سالانه مریم و فاطمه در اسلام و مسیحیت و… که همه این برنامه ها به زبان انگلیسی برای مخاطبان متفاوت برگزار می گردد.

هم چنین مرکز از کتابخانه بزرگی به نام «کتابخانه امیر المومنین (علیه السلام)» و «کتابفروشی (بوک شاپ) الزهرا (علیهاسلام)» برخوردار است که به احتمال زیاد، بزرگترین کتابفروشی کتب شیعه در بریتانیا است.

بخش تازه مسلمانان ها، بخش خانواده (ازدواج و طلاق)، هیات محبان الزهرا و محبان المهدی (علیه السلام) از دیگر بخشهای مرکز هستند.

با توجه به سن و سال خودم تلاش کرده ام از جوانان بیشتر استفاده کنم هم در اجرای برنامه ها و هم در برنامه ریزی مثلا شورایی بنام «شورای برنامه ریزی» تاسیس شده که تمام برنامه ها در این شورا تصویب و سپس اجرا میشود اعضای این شورا اکثرا جوانان هستند.

اخبار مربوط به همایش «انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی» یا کنفرانس «امام خمینی و معنویت اجتمایی» یا اخیرا خبر مربوط به حضور عضو پارلمان انگلستان اقای جرال کفلمن و همچنین حضور شهردار منچستر در مراسم اختتامییه مسابقات قرآن در مرکز اسلامی توسط سایت های خبری ایران مانند تابناک و …  منتشر شد.

نام تعدادی از تازه‌مسلمانهای معروف منچستر را بفرمائید؟

تا آنجا که به خاطر دارم آقای پروفسور لئونید پوپوو استاد زمین شناسی که نام علی را برای خود انتخاب کردند و یک دختر زرنگ اصفهانی! را به عقدش درآوردم و آقای فیلیپ سندروس (Philippe Senderos) بازیکن سابق تیم آرسنال و بازیکن فعلی تیم فولهام لندن که ایشان هم یک دختر سیده تهرانی را برایش عقد کردیم و اتفاقا به احکام دینی بسیار پایبند است. یا اقای الکساندر اونجو (دکترای تاریخ).

 اکثر تازه مسلمانها افرادتحصیل‌کرده هستند. اخیرا هم دو مورد دانش آموز کالج داشتیم که مسلمان شدند.

برای شناساندن ایران، ایرانی و هویت اسلامی مردم ایران چه اقداماتی انجام داده اید؟

مباحث مربوط به ایران و فرهنگ ایرانی از وظائف رایزنی فرهنگی است وظیفه ما تبلیغ اسلام و مکتب اهل بیت است هرچند ما گهگاهی نمایشگاه هایی در این زمینه هم برگزار می کنیم مثلا دو سال قبل هفته فرهنگی ایران با هدف شناساندن ایران برگزار کردیم اما چون این مرکز مورد استفاده همه مسلمانان است؛ سعی می کنیم روی مسائل ایران کمتر تمرکز کنیم.

 با چه لباسی بیرون میروید؟

معمولا با کت و شلوار هستم تنها در کنفرانسها و یا دربرنامه های دینی با لباس روحانیت هستم.

شما به زبان انگلیسی روضه میخوانید یا فارسی یا عربی؟

بستگی به مخاطبین دارد؛ تا چه مجلسی باشه!

نمازجمعه هم برگزار میشود؟

در منچستر سه نماز جمعه شیعه در سه منطقه مختلف برگزار میگردد که استقبال شیعیان نسبت به جمعیتی که دارند در هر سه مسجد بسیار پرشور است.

رشته تحصیلی شما و شرایط پذیرش در این رشته؟

بنده دانشجوی دکتری حقوق تجارت بین الملل هستم و تمرکزم روی کنوانسیون فروش کالای وین است. هر دانشگاهی فاکتورهای متفاوتی جهت پذیرش داره بهتر است که به وب سایت دانشگاه‌های مختلف مراجعه کنید.

با شرایطی که آنجا هست؛ آیا حاضرید فرزند شما در مدارس ایران درس بخواند؟

قطعا حاضرم. ماموریت بنده محدود است ضمن این که سطح مدارس ایران بسیار مناسب است. تنها کمی روش تدریس متفاوت است.

حرف آخر؟

در پایان لازم می دانم از وب سایت تراکمه و به‌ویژه از دوست عزیزم آقای دکتر اسدپور که با وسعت نظر به طرح مسایل و مشکلات می پردازند و به جوانان عزیز فرصت طرح و ارائه نقطه نظرات خود در مسایل گوناگون را می دهند؛ تشکر کنم.

 

فرازهایی از نامه امام علی به امام حسن

مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۰

چون برادرت از تو جدا گردد، تو پیوند دوستی برقرار کن، اگر روی برگرداند تومهربانی کن ، وچون بخل ورزد تو بخشنده باش ، هنگامی که دوری می گزیند تو نزدیک شو و چون سخت میگیرد تو آسان گیر ، و به هنگام گناهش عذر او را بپذیر چنان که گویا بنده او میباشی و او صاحب نعمت تو می باشد. مبادا دستورات یاد شده را با غیر دوستانت انجام دهی یا با انسان هایی که سزاوار آن نیستند بجا آری،

دشمن دوست خود را دوست مگیر تا با دوست دشمنی نکنی ، در پند دادن دوست بکوش ، خوب باشد یا بد و خشم خود را فرو خور که من جرعه ای شیرین تر از آن ننوشیدم و پایانی گواراتر از آن ندیده ام. با آن کس که با تو درشتی کرده نرم باش که امید است به زودی در برابر تو نرم شود. با دشمن خود با بخشش رفتار کن ، زیرا سرانجام شیرین دو پیروزی است (انتقام گرفتن یا بخشیدن) اگر خواستی از برادرت جدا شوی جایی برای دوستی باقی بگذار تا اگر روزی خواست به سوی تو باز گردد بتواند.

به کسی که به تو علاقه ای ندارد دل مبند ، مبادا برادرت برای قطع پیوند دوستی ، دلیلی محکم تر از برقرای پیوند با تو داشته باشد و یا در بدی کردن بهانه ای قوی تر از نیکی کردن تو بیاورد.
خویشاوندانت را گرامی بدار که آنها پر وبال تو می باشند، که با آن پرواز میکنی و ریشه تو هستند که به آنها بازمیگردی و دست نیرومند تو می باشند که با آن حمله میکنی، دین و دنیای تو را بخدا می سپارم و بهترین خواسته الهی را در آینده و هم اکنون ، در دنیا و آخرت ، برای تو میخواهم .

با درود

Next »