Archive for the 'رسانه' Category

بازتاب سامانه ی مجلس گرافی در رسانه های کشوری

اسفند ۱ام, ۱۳۹۴

به نام خدا

سامانه مجلس گرافی که در آزمایشگاه شبکه های اجتماعی دانشگاه تهران طراحی شده، با توجه به نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری، جای خود را در رسانه ها و در بین کاندیداها تا حد خوبی باز کرده است. این سامانه کاری است از دکتر مسعود اسدپور(مدیر سایت تراکمه) با کمک دانشجویانش در آزمایشگاه که این کار پژوهشیِ دانشگاهی را بنا گذاشته اند. نرم افزار مجلس گرافی همانگونه که در مطالب قبلی سایت هم آمده، با هدف شفافیت عملکرد نمایندگان مجلس راه اندازی شده است و در ابتدای کار، عملکرد نمایندگان دوره ی نهم را طبق چند شاخص مورد ارزیابی قرار داده است.

Untitled

20160219_230624

در ایام نزدیک به تبلیغات کاندیداهای نمایندگی مجلس، این سامانه مورد استقبال رسانه ها قرار گرفته است. برای نمونه در سایت خبرگزاری فارس و تابناک به معرفی مجلس گرافی پرداخته اند.

روز چهارشنبه ی هفته ی گذشته نیز برنامه ی تلویزیونی ثریا در شبکه ی یک به معرفی این طرح و طرح های دیگر کشور با موضوع ارزیابی عملکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی، پرداخت تا به مردم در شناخت بیشتر نمایندگان و کاندیداها و انتخاب اصلح کمک نماید.

یکی از نکات خوبی که در برنامه مطرح شد این بود که با توجه به گسستی که بین دانشگاه و مسائل جامعه، صنعت و غیره وجود داره، جای خوشحالی هست که دانشگاه های ما به مسائل واقعی مملکت ورود پیدا می کنند.

وبسایت آزمایشگاه شبکه های اجتماعی دانشگاه تهران در این آدرس قرار دارد. در توضیحات این سایت آمده است:

  آزمایشگاه شبکه‌های اجتماعی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران با هدف انجام فعالیت‌های پژوهشی در زمینه‌‌های مرتبط با شبکه‌های اجتماعی کار خود را از سال ۱۳۸۷ آغاز کرده‌است. این آزمایشگاه تاکنون پژوهش‌های گسترده‌ای بر روی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی فارسی زبان مانند خبرگزاری‌ها، وبلاگ‌ها، توییتر، فیس‌بوک، گوگل پلاس، اینستاگرام، تلگرام و … انجام داده و یا در حال انجام است. این پژوهش‌ها به منظور شناخت هر چه بهتر رفتار کاربران فارسی زبان جهت کمک به بالا بردن سواد استفاده از این رسانه‌ها انجام شده‌است.

پروژه ی مجلس گرافی هم که یکی از خروجی ها و حاصل کار تیمی گروه شبکه های اجتماعی است، شروعی بر بررسی علمی و تحلیل های عمیق تر از رفتار نمایندگان مجلس در طول دوره ی نمایندگی به دور از جانب گیری سیاسی است. سایت سامانه هم در این آدرس قرار دارد. از جمله موضوعات خوب سایت، خلاصه ای از فرآیندهای مجلس است که به صورت گرافیکی و نموداری نشان داده است و برای آشنایی با وظایف یک نماینده مناسب می باشد. عملکرد تک تک نمایندگان دور نهم را هم می توانید در سایت جستجو کنید. برای مثال می توانید در اینجا نماینده را از لحاظ نظم داشتن(میزان حضور و غیاب در جلسات)، فعال بودن در طرح های مجلس(به عنوان طراح یا امضاء کننده ی طرح)، تعداد نطق پیش از دستور، تعداد سؤال از هیئت دولت و شاخصه های دیگر مورد مقایسه قرار دهید. یکی از شاخصه هایی که در سایت مجلس گرافی مشاهده نشد اما دکتر اسدپور در سایت تراکمه در مطلب عملکرد دکتر موسوی آن را به نمایش گذاشتند، مربوط می شود به تکرار و بسامد کلمات در صحبت های یک نماینده که تا حد خوبی، عمده ی فعالیت ها و دغدغه های یک نماینده در طول چهار سال را به نمایش می گذارد. در نظر بگیرید که دو نماینده ی شاخص جریان اصولگرا و اصلاح طلب با هم مقایسه شوند تا ببینیم که آنها بیشتر راجع به چه موضوعاتی صحبت می کنند.

امیدواریم که این تیم بتواند در آینده تعداد شاخصه های عملکرد نمایندگان را بیشتر کند و تحلیل های عمیقتری از هر نماینده به ما مردم برای شناخت بهتر عملکرد نماینده یمان ارائه دهد تا بتوانیم آنها را در طول دوران نمایندگی یاری نماییم و در موقع انتخابات با آگاهی بیشتر دست به انتخاب بزنیم.

ضرورت نظارت دادگستری و اداره ارشاد بر رسانه های محلی

دی ۳ام, ۱۳۹۴

با شروع ثبت نام کاندیداهای مجلس شورای اسلامی سایتها و نشریاتی که نگهداری شده بودند تا سر بزنگاه از آنها استفاده های سیاسی لازم صورت گیرد کم کم سر از لاک خود در می آورند. در این میان برخی از این سایتها که ادعای اصولگرایی و دفاع از ارزشها را با خود به یدک میکشیدند کم کم در حال نشان دادن ماهیت اصلی و دلیل خوابانیدنشان در آب نمک هستند.

یکی از سایتهای خبری که در مدت دو سه سال فعالیت توانسته بود با جذب خبرنگاران و تهیه گزارشها و اخبار متنوع از سطح منطقه به کانونی برای دریافت اخبار منطقه تبدیل شود سایت لامرود است. البته در انتخاب اسم سایت کج سلیقگی شده بود و آن هم از این اشتباه ناشی میشود که یکی از اسامی قدیمی لامرد را لامرود خوانده اند. این اسم زاییده ذهن برخی از دوستان لامردمانیایی است که -به صحیح یا غلط- میخواسته اند به زور و ضرب هم که شده نامی بامعنی به قواره نام لامرد ببرند و از هر روش ممکن برای معنی خاص بخشیدن به آن استفاده کرده اند. یکی از این اسامی که مستند تاریخی برای آن وجود ندارد و به صورتی ناگهانی شاید از سی چهل سال پیش از دهان یکی از همشهریان بیرون پریده و پس از آن مثل امامزاده هایی بی ریشه ای که یهویی در جایی پیدا میشود برایش شجره نامه تقلبی بریده شده نام لامرود است.

اگر از موضوع اسم سایت بگذریم، از نظر فعالیت شاید به نسبت باقی سایتهای شهرستان خبرنگاران فعالتری داشته و تقریبا تمام اخبار منطقه (البته اخبار مورد تایید خط فکری گردانندگان سایت) را پوشش میداده است و به همین دلیل توانسته بود قسمتی از کمبودهای رسانه ای و خبری منطقه را مرتفع سازد.

اگر چه در برخی مقاطع کم تجربگی برخی نویسندگان منجر به بروز مشکلاتی برای این سایت شد -منجمله انتشار عکس پروفایلهای اینستاگرام برخی خانمها- اما تهیه عکسها و فیلمهای حرفه ای -مثل مستند بازگشت یکی از حجاج از منا- باعث شده بود این سایت در منطقه مخاطبان خاص خود را داشته باشد.

شاید عمده دلیل این امر، حمایت و همکاری مسوولین رده یک شهرستان لامرد بوده که این سایت را خودی میدانسته اند و سعی میکرده اند اخبار خود را در این سایت منعکس کنند. حتی سایت دکتر موسوی نماینده محترم مردم لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی نیز تمام عکسهای خود را از خبرنگاران این سایت میگرفته و به نوعی این سایت را رسانه خاص خود میپنداشته است.

به همین دلیل هم نوعی مالکیت بر این سایت -حداقل بر افکار دست اندرکاران این سایت- در جناح راست لامرد مشاهده میشود.
میزان و نوع این حمایتها در مقاطعی به گونه ای بوده که در ذهن برخی از مردم این سایت مورد حمایت تام سپاه، بسیج، امام جمعه و دفتر نماینده جا افتاده است.

اما با آغاز فعالیت کاندیداهای مجلس، کم کم استفاده های سیاسی از این سایت آغاز شده و خط دهی هایی از جانب برخی افراد موثر در جناح راست لامرد بر این سایت مشاهده میشود. نمونه بارز آن شانتاژ تبلیغاتی درباره یکی از کاندیداهایی است که اتفاقا از دل جناح راست لامرد و در کمال شگفتی از خانه رهبر معنوی این جناح برخاسته است.

از همان آغاز جنب و جوش و دورخیز سید محسن علوی فرزند دکتر سید محمود علوی وزیر اطلاعات، گاه و بیگاه مطالبی بر علیه ایشان در سایت لامرود نوشته شده که با جنجال بچگانه ای که در هنگام ثبت نام ایشان توسط برخی از خبرنگاران وابسته به این سایت ایجاد شد تکمیل گردید.

از فحوای امر برمی آید چند نفر با هدف به چالش کشیدن ایشان قصد سوال از ایشان را داشته اند که با امتناع ایشان به دلیل آغاز نشدن زمان تبلیغات روبرو شده اند. البته ایشان بیانیه ای را جهت اعلام حضور در انتخابات قرایت کرده اند که بنا به ادعای خودشان پاسخ به بیشتر سوالات را در خود داشته است. پس از این امتناع، خبری در سایت لامرود منتشر میشود و ادعا میشود همراهان ایشان با خبرنگاران برخورد فیزیکی داشته اند.

کاری به این که برخوردی وجود داشته یا نداشته و یا این که چه حرفهایی مبادله شده ندارم اما مجموع اخبار منتشر شده در سایت لامرود علیه این کاندیدا نشان میدهد برخی از افراد در این سایت منتظر بهانه برای مطلب نویسی علیه ایشان هستند و گرنه چرا سراغ دیگر کاندیداها نرفته اند! ظاهرا حضور ایشان در انتخابات باعث ایجاد ناراحتی به هر دلیل در برخی از دست اندرکاران این سایت شده و باعث شده مطالبی جانبدارانه و از سر عصبانیت و یا سوزش در این سایت منتشر شود که ماهیت فعالیتهای ارزشی و دلسوزانه دیگر دست اندرکاران این سایت زیر سوال برود.

به نظر حقیر حیف است فعالیت بی ریای برخی از خبرنگاران این سایت تحت الشعاع مطامع سیاسی عده ای خوش نشین پشت پرده قرار گیرد و گرنه سرنوشت این سایت هم مثل سایتهای بی بنیه ای همچون “نخل جنوب” محکوم به فنا خواهد شد و مانند یک دستمال کاغذی پس از یک دوره استفاده به سطل زباله پرت خواهد شد به گونه ای که دست اندرکاران آن حتی عارشان بشود اسمی از این سایت در کارنامه شان آورده شود.

****

نکته دیگری که باید در مورد این سایت و سایتهای دیگر شهرستانهای لامرد و مهر مد نظر مسوولین بخصوص فرمانداری، دادگستری، سپاه و اداره ارشاد قرار بگیرد پایبندی به قوانین رسانه ای کشور است. سایت و خبرنگاری سایت دارای تعاریف مشخصی هستند و شرط لازم برای اطلاق کلمه خبرنگار و سایت خبری ثبت نام آن سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی است. ثبت نام در ستاد ساماندهی دارای فرایندی است که باعث میشود گرداننده یا گردانندگان سایت مشخص باشند و در صورت بروز مشکل بتوان با آنها تماس گرفته و یا اگر کسی شکایتی داشت بداند از چه کسی به مجاری قانونی شکایت کند.

سایت لامرود و برخی از سایتهای دیگر شهرستان در هیچ کدام از سامانه های قدیم و جدید ستاد ثبت نشده اند و فعالیت آنها با نام سایت خبری محل اشکال است و خبرنگاران این سایتها قانونا نمیتوانند به صورت رسمی از نام خبرنگار استفاده کنند.دادگستری لامرد بعنوان نماینده قوه قضاییه و اداره ارشاد لامرد به عنوان نماینده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نباید اجازه بدهد تا زمانی که سایتی در ستاد ساماندهی ثبت نام نکرده در مراسم مختلف از عنوان خبرنگار و سایت خبری استفاده کند.

ثبت نام در ستاد ساماندهی به معنی مشخص شدن مدیرمسوول سایت و عهده دار شدن مسوولیت مطالب منتشر شده در سایت توسط یک شخص حقیقی و یا حقوقی است. چیزی که در حال حاضر نامشخص است و ظاهرا رییس اداره ارشاد لامرد هم نمیداند گردانندگان سایت لامرود چه کسی است و به همین دلیل در حال اجرای تاکتیک بزن در رو در برخی مقاطع حساس کنونی است!

نکته آخر هم این که اگر واقعا این سایت وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است دخالت آن در امور سیاسی و حمایت از کاندیدای خاص بنا به قوانین کشور و توصیه های امام راحل و مقام معظم رهبری ممنوع و غیرقانونی است.

Screen Shot 1394-10-03 at 17.05.07

Screen Shot 1394-10-03 at 17.10.37

نشریه اتحاد ملی اول مرداد ۹۴

مرداد ۳ام, ۱۳۹۴

در این شماره میخوانید:

  • افشانی استاندار فارس: فارس را میشناسم. باید تمام صحبتها و اختلافات گذشته کنار گذاشته شود.
  • شورای اسلامی شهر لامرد از همراهی تا رویارویی
  • رییس دادگستری مهر: بسیاری از دعاوی از طریق داوری و میانجیگری قابل حل است
  • معاون فرماندار لامرد: تذکر لسانی راه جلوگیری از اسیبهای اجتماعی
  • تحلیلی انتخاباتی از اصولگرایان
  • جریان سازی رسانه ای برای تخریب تیم هسته ای
  • گزارش عملکرد دفتر تعزیه پژوهی  جنوب
  • راننده ای که فقط پاهایش باقی ماند

 

نشریه را از اینجا دانلود کنید…

سرت را بالا بگیر، رفیق!

تیر ۱۹ام, ۱۳۹۴

شما صدها دوست توی شبکه اجتماعی تان دارید که مدام آنلاین هستند، آیا این به معنای آن است که دیگر هیچ وقت تنها نیستید؟ چندتایشان به معنای واقعی «رفیق» شما محسوب می شوند؟ شاید فکر کنید که دیگر دوران تنهایی سرآمده است، اما مطمئنا این دوستان تان ضمانتی برای در «جمع» بودن شما نیستند. درست است که شما هر روز با همه شان حرف می زنید اما مشکل فاصله ای است که بین نگاه کردن توی چشمانشان تا نگاه کردن به اسم شان توی مانیتور وجود دارد. شبکه های اجتماعی به ظاهر اجتماعی هستند اما متاسفانه وقتی ما کامپیوتر و موبایل مان را روشن می کنیم، درهای جامعه را به روی خودمان می بندیم. تمام این تکنولوژی ها اعتباری هستند، درحالی که درکنار هم بودن و محبت هنوز هم اصالت دارد. وقتی که از این دستگاهها کنار بکشیم گیج و سردرگمیم. این کجایش خوب است؟ ما دیگر حالا نوکر و برده تکنولوژی های ساخت خودمان شده ایم. درجاهایی پرسه می زنیم که آدمهای حریص اطلاعات می فروشند؛ دنیایی پر از خودخواهی و خودشیفتگی، جایی که ما بهترین هایمان را به اشتراک می گذاریم اما خودمان واقعا از چیزی لذت نمی بریم. ما در اصل تنها هستیم. شما اگر برای تولدت یک مهمانی بگیری همه خوشحال می شوند اما یک مهمانی که با یک گفتگوی ساده توی محیط مجازی انجام می شود، واقعا چه فایده ای دارد؟

ما در شبکه های اجتماعی توی پیام هایمان اغراق و گزافه گویی می کنیم. شروع به نوشتن می کنیم که دیگران بشنوند اما اصلا نمی دانیم که کسی می شنود یا نه. تنها بودن مشکلی ندارد اگر وقت مان را به کتاب خواندن یا نقاشی کردن بگذرانیم نه اینکه بی حاصل یکجا بنشینیم. واقعا خیلی مسخره است که وقتی در مترو تنها هستیم همگی برای تنها به نظر نرسیدن به موبایل هایمان نگاه می کنیم.

این یک اصل است: وقتی بیدار می شوی باید مراقب باشی که از زمانت خوب استفاده کنی. پس وقتی که پیش مردم هستی و احساس تنهایی می کنی، دستت را عقب بکش، بی خیال نوشتنت شو. حتما نباید به لیست تماس هایت زل بزنی. فقط با یکی دیگر حرف بزن و اجتماعی باش. بدانید که سبک زندگی ارتباطی جدید دارد ما را منزوی می کند. اگر چه به واسطه این تکنولوژی ها آدم های دور به هم نزدیک می شوند اما در سوی دیگر ماجرا هم آدم های نزدیک از همدیگر دور می شوند. متاسفانه دیگرمجذوب همدیگر نمی شویم. وقتی توی چشم های همدیگر نگاه می کنیم بی عاطفه هستیم. بچه های دوروبرمان از وقت تولد مثل ربات ها شتاب زده هستند و فکر می کنند این طبیعی است. توی این دنیا مطمئنا بهترین پدر دنیا می شوید اگر بچه تان را بدون داشتن یک تبلت خوشحال کنید. پس لطفا سرتان را بالا بگیرید و تلفن تان را کنار بگذارید، از زندگی بدون اینترنت لذت ببرید. به جای لایک زدن به مردم عشق بورزید. به جای دوستی در شبکه های اجتماعی به دنبال رفاقت در دنیای واقعی تان باشید. بی خیال احتیاج به دیده شدن و مورد تمجید قرار گرفتن شوید. بروید تو دنیای واقعی. سرتان را بالا بگیرید و واقعی زندگی کنید. وقت ما در این دنیا بسیار محدود است.

پی نوشت: این یادداشت تحت عنوان سواد رسانه ای ۲۴ در ستون هفتگی روزنامه همشهری در روز چهارشنبه منتشر شده است.

نشریه اتحاد ملی ۱۵ تیرماه ۹۴

تیر ۱۸ام, ۱۳۹۴

در این شماره میخوانید:

  • دادستان عمومی و انقلاب لامرد معرفی شد
  • واکنش فرماندار لامرد به تخریب دیوار توسط شهرداری
  • روزی که بنا بود کار نظام تمام شود
  • استاندار فارس چه زمانی استعفا داد؟!
  • بازگشت نیدانی به ساختمان سرخ شورا
  • عالم و مجتهد لامردی به ملکوت اعلا پیوست
  • قدیمی ترین عضو کمیته پاسداران انقلاب
  • درگیری تماشاگران مسابقات فوتسال جام رمضان لامرد

نسخه الکترونیکی نشریه را از اینجا دانلود کنید…

مذاکرات هسته ای، ریحانه جباری و آزاده نامداری

فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۴

‎از قدیم گفته اند «شرط عقل است صبر تیرانداز/ که چو رفت از کمان نیاید باز» حالا اگر جای کمان، رسانه بگذارید از همین شعر معروف سعدی برای روزگار امروز می شود نکته های فراوانی استنباط کرد. به راستی ما چگونه می توانیم از کارکردها و نقش رسانه ها در جهت رسیدن به مقصود خود استفاده کنیم و نه عکس آن؟ به این چند نمونه نگاهی بیاندازید.

  1. مذاکرات هسته ای: یک نمونه منحصر به فرد از نظارت رسانه ای. همه طرف های درگیر به خوبی آگاه بودند که جای مذاکره دور میز است نه توی صفحات رسانه ها. بنابراین از افشای هرگونه اطلاعاتی که به مذاکرات ضربه وارد می کرد خودداری می کردند. در مذاکرات لوزان بیش از ۵۰۰ رسانه از سراسر جهان همگی هتل محل مذاکرات را محاصره کرده بودند. ایجاد «سکوت خبری» در میان این همه خبرنگار ورزیده فقط نشان از یک چیز داشت: رسیدن به یک فهم مشترک از استفاده هدفمند از کارکردهای رسانه ها.
  2. ریحانه جباری: یک نمونه کاملا روشن برای اثبات نقش مخرب رسانه ها در ایجاد فشار رسانه ای. یک موضوع شخصی که می توانست به راحتی با پادرمیانی و ریش سفیدی گری آدم های درگیر و نهادهای قانونی شاید ختم به خیر شود با حضور رسانه ها و کمپین سازی های بیهوده و فشارهای خارجی خانواده مقتول را واداشت که نه شاید به خاطر قتل نفس پدرشان که به خاطر ریختن آبرو و حیثیت خانوادگی شان در رسانه ها به بخشش رضایت ندهند.
  3. دعوای آزاده نامداری و فرزاد حسنی: یک نمونه منحصر به فرد برای اثبات بیسوادی رسانه ای آدم های معروف. رسانه جای دعوای خانوادگی و ایجاد قضاوت برای گناهکاری و یا بیگناهی خویشتن در معرض عموم نیست. مهم نیست که در این ماجرای کودکانه حق با چه کسی است، مهم این است که هیچ کدام از طرفین آگاه نیستند که چه بازی خطرناکی را با زندگی خویش در معرض دید همگان ادامه می دهند. سپردن زمام عقل به دست احساسات آتشین و عدم درک کافی از کارکرد رسانه ها و عدم برگشت پذیری خطا در یک فرایند رسانه ای، کار رابه جایی رسانده که باخت نتیجه قطعی برای همه طرفین ماجرا باشد. یک بار قبلا در همین ستون هشدار داده بودیم که آیا آدم معروف ها حواس شان هست که چطور باید از رسانه های شخصی شان استفاده کنند؟ این ماجرا یک بار دیگر اثبات کرد که بسیاری از آنها از رسانه بزرگی که در اختیار دارند درک و فهم مناسبی ندارند.

اگر بخواهیم به زبان علم شیمی سخن بگوییم، رسانه قرار نیست «حلال» مشکلات باشد، بلکه در غالب اوقات در نقش یک «کاتالیزور» فرایندهای ارتباطی را سرعت می بخشد. باید بفهمیم که در چه موقعیت و زمانی همه گیری ارتباط می تواند در مجموع به نفع هدف و مقصود ما باشد، باید بفهمیم که چه زمانی و چه نوع تیری باید انداخت، در غیر این صورت رسانه همان تیغ تیزی خواهد بود که در دستان یک زنگی مست افتاده باشد.

 

پی نوشت: این مطلب در ستون سواد رسانه، ستون هفتگی نویسنده در روزنامه همشهری منتشر شده است.

قابل توجه علاقه مندان “رسانه”!

اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۳

سلام دوستان!

پایان سال است و هر کسی توی فکر خرید و سفر و گذران اوقات فراغت. شاید خیلی زمان مناسبی نباشد اما چاره ای نیست. گذار ما در این وقت سال بیشتر به ولایت می افتد. بنا بر قولی که به بچه های انجمن خبرنگاران و عکاسان داده بودم، قرار است در یک کارگاه آموزشی نیم روزه بنشینیم و کمی راجع به برخی مباحث مربوط به حوزه رسانه گپ بزنیم و تبادل نظر کنیم.

این کارگاه دو بخش دارد. اولین بخش آن کاملا عمومی است و در حوزه آموزش “سواد رسانه ای“. مباحث آن تقریبا به درد همه می خورد. تکنیک هایی که اگر یاد بگیریم هم در تحلیل پیام های رسانه ها کمک مان می کند و هم  شناخت ما را از سازوکارهای رسانه ای محیط مان افزایش می دهد. بخش دوم آن اما کمی تخصصی تر است. بر حسب اعلام نیازی که بچه های انجمن خبرنگاران داده اند، در این بخش راجع به انواع و تکنیک های انجام “مصاحبه خبری” صحبت می کنیم.

این کارگاه نیم روزه، ۸ الی ۱۲ روز پنج شنبه ۲۸ اسفند در محل سالن آمفی تئاتر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می شود و حضور در آن برای عموم علاقه مندان آزاد است.

شما اضافه بار دارید

اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۳

می روید مغازه میوه فروشی، چهار کیلو میوه می خرید. همین دو تا کیسه پلاستیک میوه را تا به خانه می رسانید جانتان در می آید! فرض کنید روزانه و همیشه همین مقدار بار را بخواهید هرجایی با خود حمل کنید؛ توی خانه، سر کار، توی دانشگاه، پارک و… چه بلایی سرتان می آید؟ واضح است که اصلا منطقی نیست چنین بار اضافه ای را همیشه با خود همه جا حمل کنیم. اگر چنین منطقی را قبول داشته باشید، باید بدانید که همین منطق درباره «بار»های دیگر هم مصداق پیدا می کند.

«بار»ها همیشه مثل دوتا پلاستیک میوه و یک گونی برنج محسوس نیستند، نه به خاطر اینکه وزنی ندارند بلکه به خاطر اینکه گاهی آنقدر سنگین هستند که آنها را حس نمی کنیم! به قول حضرت حافظ باری که آسمان نتوانست کشید، قرعه فال آن را بر دوش آدمی انداخت. وضعیت «اطلاعات» هم به همین گونه است. ما روزانه خودمان را در معرض انواع و اقسام اطلاعات قرار می دهیم که گاهی اصلا به آنها نیازی نداریم. توی دهها گروه وایبری هستیم که باید روزانه مطالب همه را بخوانیم، به شبکه های اجتماعی مدام سر می زنیم، فیلم می بینیم، روزنامه و مجله می خوانیم، برنامه های تلویزیونی تماشا می کنیم، توی ماشین موسیقی گوش می دهیم، گاهی کتاب می خوانیم و به عبارتی حجم عظیمی از اطلاعات را توی ذهن مان می ریزیم و بار اضافه ایجاد می کنیم. از همین رو در شرایط کنونی که رسانه ها و پیام های رسانه ای ما را از همه طرف محاصره کرده اند، «اضافه بار اطلاعاتی» خطری است که همه ما را تهدید می کند. یک بار در طول یک روز ببینید از میان همه اطلاعاتی که در معرض آنها قرار می گیرید کدام شان واقعا برای شما مفید است؟ آیا لازم هست حتما فلان فیلم را ببینید، به فلان سایت خبری سر بزنید و یا مدام شبکه اجتماعی تان را کنترل کنید؟

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که مجبور شده باشید برای بار اضافه تان در هواپیما پول بیشتری پرداخت کنید. اضافه بار اطلاعاتی هم برای ما هزینه هایی دارد. مهم ترین هزینه اش هم این است که قدرت درست تحلیل کردن اطلاعات را از ما می گیرد. بمباران اطلاعاتی یکی از تکنیک های قدیمی رسانه ها برای اقناع مخاطب است. راجع به یک موضوع آنقدر اطلاعات روی سرتان می ریزند که شما گیج می شوید و قدرت تحلیل تان را از دست می دهید. یا قوه فهم شما دیگر حوصله پردازش این حجم از اطلاعات را ندارد بنابراین به راحتی دست های خود را به علامت اقناع بالا می برید.

یکی از دعاهای معروف در دین ما این است که «خدایا به من علم مفید بده» علم مفید یعنی چه؟ آیا همه اطلاعاتی که خود را در معرض آنها قرار می دهیم برای ما مفید هستند؟

نشریه اتحاد ملی ۱۵ بهمن ماه ۹۳

بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۳

در این شماره می خوانید:
  • من آمده ام تا بزرگواری شما را حفظ کنم
  • استاندار فارس: نیروی انتظامی فارس از نظر استاندارد نیروی کافی ندارد
  • افتتاح همزمان ۵۸ پروژه آموزشی در فارس
  • تقدیر از ایثارگران تقدیر از اندیشه و ارزش های نهفته در دل آن ها است
  • تجلیل از دانش آموزان برتر آموزشی

اگر کاسیاس نیستید، لااقل عابدزاده باشید!

دی ۱۴ام, ۱۳۹۳

مطلب آمده که «افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.» بعد زیر آن نوشته: «از سخنان کوروش کبیر». طنز تاریخ اینجاست که از این شخصیت تاریخی بزرگ تنها چیزی که به ما رسیده استوانه ای است از جنس خاک رس با ۴۵ سطر نوشته به زبان بابلی. آنوقت به اندازه یک کتاب از حرف ها و سخنان او در گوشی های ما و سایت های اینترنتی مطلب دست به دست می چرخد. یعنی شما که با فشار یک انگشت همین مطلب رسیده را به دهها و صدها نفر دیگر باز می فرستید، یک لحظه به فکرتان خطور نکرده که آیا آن چیزی که از سوی شما بازنشر می شود چقدر با بدیهی ترین واقعیت های تاریخی تطابق دارد؟

دوباره مطلب آمده که عرب ها برای اینکه ایرانیان را تحقیر کنند، چنین و چنان کرده اند. مثلا فارسی را به پارسی و قوم فارس را به قوم پارس تغییر داده اند که شبیه پارس کردن سگ باشد. عجبا! یعنی آن کسی که این مطلب را فرستاده یک لحظه با خود فکر نکرده که عرب ها اصلا حرف «پ» ندارند؟!

این مثال ها را برای این زدم که بدانید تشخیص بعضی از این پیام های دروغ و شایعات مسری، گاهی اوقات تا چه اندازه ساده است. اما چرا تا این اندازه خود را کودکانه بازیچه دست افرادی قرار می دهیم که سازنده و منتشر کننده این پیام ها در دنیای رسانه های جدید هستند؟ از نظر من یکی از دلایل آن این است که جایگاه خود را دست کم گرفته ایم. ما در عالم رسانه های کلاسیک یک اصطلاح داریم به نام «دروازه بانی خبر». معنایش هم این است که خبرنگاران و کارگزاران رسانه ای مثل یک دروازه بان عمل می کنند، یعنی از میان هزاران هزار رویداد جاری برحسب سیاست ها، ملاک ها و معیارهای خود تنها تعداد معدودی را گزینش کرده و به دست مخاطبان رسانه ها می رسانند.

این فرایند پیچیده در عصر رسانه های اجتماعی به همه افراد دخیل در انتشار پیام های رسانه ای تسری پیدا کرده است. به عبارتی حتی شمایی که یک پیام را از این گروه وایبری به گروه دیگر منتقل می کنید هم یک دروازه بان هستید و دارید در فرایند انتشار پیام های رسانه ای یک نقش مهم را بازی می کنید، درحالی که ممکن است آن را یک کار سرگرم کننده برای خود بپندارید. وقتی شما به نقش خود آگاه نباشید همین می شود که گاهی شایعات سهمگین عده زیادی را به خاک سیاه می نشانند و حتی برای یک کشور مشکل امنیتی درست می کنند. همین می شود که یک بازیگر کهنه کار صدها بار می میرد و زنده می شود و یک ویدئوی ساده از رییس جمهور کشور چین در شب یلدا همه ما را به تمسخر می گیرد.

بدانید و آگاه باشید که شما هم یک دروازه بان هستید. پس نگذارید هر توپی از شما رد شود. برای خودتان ملاک و معیار داشته باشید. بدون راستی آزمایی اجازه ندهید هر متنی از دروازه شما در زمین های بازی دیگر پخش شود. درستی هر پیامی را بسنجید، درباره تاثیرات بازنشر آن بیاندیشید و در صورتی که با سنجش همه زوایای پیام آن را برای سایر دوستان خود مناسب دیدید نسبت به بازارسال و یابازنشر آن اقدام کنید. در غیر این صورت پس از مدتی شما در نزد دیگران به دروازه بانی نالایق تبدیل خواهید شد و یا بی آنکه بدانید ممکن است به خودتان گل بزنید!

به خاطر وجهه خودتان هم که شده، اگر بوفون، کاسیاس و یا مانویل نویر نیستید، لااقل سعی کنید احمدرضا عابدزاده باشید!

نشریه اتحاد ملی اول آذر ۹۳

آذر ۴ام, ۱۳۹۳

در این شماره میخوانید:

فرماندار لامرد: دستگاه های اداری در خدمت رسانی به روستاهای الحاق یافته آماده باشند
بسیج مکتب شاهدان گمنام
انتقاد شدید دکتر موسوی در صحن علنی مجلس از عدم اجرایی شدن طرحهای آلومینویم و اتان گیری
اففتاح مرکز تخصصی مشاوره و خدمات روانشناختی مهر
واکنش به وقت نشناسی و ترک جلسه توسط معاون فرماندار لامرد
پخت یک تن آش نذری
بازگشت بانوی پرافتخار لامردی از مسابقات اسیایی فوتبال

فایل پی دی اف نشریه را از اینجا دانلود کنید

به مناسبت ورود به باشگاهِ یک‌میلیونی‌ها

بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۱

به پیشنهاد دوستان قرار می‌شود به مناسبت یک‌میلیونی شدن تعداد بازدید‌ها از سایت "تراکمه" چیزکی بنویسم. برای دقایقی تلاش می‌کنم ضمن قطع ارتباط با دنیای بیرون مقداری روی موضوع تمرکز کنم. چه بنویسم. از کجا شروع کنم و چطور توی دلِ نوشته بروم و چطور از آن خارج شوم که کلیت نوشته متناسب با این مناسبت میمون باشد تا بدین‌وسیله هم دَینِ خود را به "تراکمه" ادا کرده باشم، هم اینکه در کنار یک‌دیگر و با هم‌دیگر این اتفاق خجسته را جشن گرفته باشیم. برای اینکه مراسم باشکوهی تدارک دیده باشیم که به همه هم خوش بگذرد، تصمیم گرفتیم مناسبتِ یک‌میلیونی‌شدن "تراکمه" را با چند مناسبتِ شیرینِ دیگر که در همین ایام در ایران عزیز و سایر نقاط جهان اتفاق افتاده یا در حال وقوع است، گره بزنیم و این تقارن فرخنده را به فال نیک بگیریم وامیدوار باشیم سالها بعد که نسلهای آینده "تراکمه" بایگانی سایت را ورق می‌زنند به این نوشته که رسیدند ناخوداگاه فریاد بزنند که: "اوووففف. چه عشق‌و‌حالی کردند اینا دیگه". در ادامه تلاش کرده‌ایم از میان دَه‌ها خبر خوب و خوش چندتا از تُپُل‌مُپُلاش را سَوا کرده و ارائه کنیم.

رویداد اول را از حوزه‌ی علم و فناوری انتخاب کردیم که در میان مخاطبان شخصیتی علمی جلوه کنیم. در ایامی که می‌رویم به باشگاه یک‌میلیونی‌ها وارد شویم خبر ارسالِ یک قلاده (راس؟ دستگاه؟… والله اگر بدانیم) میمون توسط سازمان هوا و فضا درخروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت و کام ملت را برای چندمین بار در این چند سال اخیر شیرین کرد. ضمن تبریک به همه خوانندگان در ادامه تلاش می‌کنیم همزمانی این دو مناسبت را تصادفی تلقی نکنیم و با طرح دو سوال پیچیده ارتباط منطقی این دو رویداد را از طریق علمی اثبات کنیم. سوال اول: آیا ارسال میمون به فضا نمی‌توانست چند ماه پیش‌تر اتفاق بیفتد که تعداد بازدید‌های سایت تنها پانصدهزارتا بود؟. سوال دوم: آیا این تقارن زمانی نمی‌توانست چند ماه بعدتر اتفاق بیفتد که تعداد بازدیدهای سایت به یک‌میلیون‌و‌پانصد هزار می‌رسد؟. با آرزوی اینکه برهان ارائه شده که در قالب دو سوال طراحی شده بود، قانع کننده بوده باشد، شما را به دیدن تصاویری از این حیوان زبان‌بسته که دقایقی پیش و پس از اعزام به فضا گرفته شده دعوت می‌کنیم:

agah (7 of 13)

همانطور که از تصویر بالا کاملا گویاست، آرامش و اعتمادِ بنفس در چهره‌ی حیوان موج می‌زند که نشان از عزم بالا و آمادگی ایشان جهت انجام این ماموریت دارد. ضمن آروزی سلامتی و طول عمر برای این عزیز، ای‌کاش ما هم اندکی از این حیوان یاد بگیریم و با آرامش خاطر و طمانینه در برابر مشکلات، موانع، کمبودها و آزمایشات متنوع و چندوجهی بشری( دوستان از بیرون اشاره می‌کنند بویژه در مسائل اقتصادی) صبور و مقاوم باشیم و به مسئولان اعتماد کنیم تا برنامه‌ها به نتیجه برسد و گل لبخند بر لبانِ همه بنشیند. در ادامه تصویر میمون بازیابی شده که با گلِ لبخند همراه شده، می‌بینیم.

borna ghasemi-11-49

رویداد دوم را به حوزه خانوداه اختصاص داده‌ایم که به اهمیت نهاد خانواده در اجتماع تاکید کرده باشیم. فرزند چهارم بشار اسد در راه است. آنطور که خبرگزاری فارس گزارش کرده "همسر اسد از ماه ژوئن باردار شده و در ماه نوامبر پنج ماهه باردار بوده" در نتیجه با محاسباتِ پیچیده‌ای که ما انجام دادیم به نظر می‌رسد همسر اسد هم‌اکنون باید هفت ماهه یا هشت ماهه باردار باشد. با کمک گرفتن از اطلاعات ارائه شده و استفاده همزمان از استقرای ریاضی نتیجه می‌گیریم همسر اسد در ماه فوریه یا مارچ فارغ خواهد شد. حال چه کنیم؟ از یک‌طرف زمان تخمک‌گذاری پنج ماه قبل بوده و از طرف دیگر زمان فراغت از بارداری هم دو ماه دیگر خواهد بود که هیچکدام با واقعه‌ی یک‌میلیونی شدن ما تقارن ندارد. ایا ما در انتخاب موضوع عجله کرده‌ایم؟ آیا ما از عهده‌ی این چَلِنج بر خواهیم آمد؟ آیا ما قادر خواهیم بود با استفاده از توانمندی‌های بومی بحران موجود را مدیریت کنیم؟ آیا جبر تاریخ همسر بشار اسد را وادار خواهد کرد فرزند خود را هفت‌ماهه متولد کند یا نه، بجای ان جبر تاریخ به سمت ما متمایل شود و کاری کند که اگر قرار بود بر اساس پیش‌بینی‌ها فردا یک‌میلیونی شویم، دو ماه دیگر این اتفاق بیفتد. کما اینکه قبلا هم جبر تاریخ شامل حال ما شده و جبریون در چندین نوبت دستی به سر و گوش "تراکمه" کشیده‌اند.

13910321000097_PhotoA

رویداد سوم و آخر را مجددا از حوزه‌ی علم و فناوری انتخاب کردیم که در انظار عمومی با کلاس جلوه کنیم. وانت سایپا ۱۵۱ قابلیت تجهیز به استانداردهای یورو۵ را داراست. لذا آن سخن حکیمانه که “مرگ حق است، پراید تنها وسیله‌است”، فعلا منتفی‌ست. در جزییات خبر عنوان شده وانت سایپا خودروبی است که عمدتاً برای کاربری های سبک وشهری طراحی شده است، لذا ضمن تبریک به همه عزیزان اکیدا توصیه می‌شود از این وانت در کاربری‌های نیمه‌سنگین، سنگین و برون شهری استفاده نشود. “چنگیزی” مدیر مهندسی خودرو مرکز تحقیقات و نوآوری سایپا همزمان باایام یک‌میلیونی شدن “تراکمه” با بیان اینکه این مدل خودرو تجاری تا کنون در بازار وجود نداشته است افرود: این خوردو برای کاربری های خاص تدارک دیده شده است و بزودی بازار خود را پیدا خواهد کردو طبیعتاً ورود این محصول به بازار باعث افزایش حق انتخاب مشتریان خواهد شد. بنظر ما اظهارات اقای چنگیزی به تنهایی این قابلیت را دارد که کام خوانندگان را شیرین کند، بنابراین در دقایق باقی‌مانده بجای توضیحات اضافی تلاش می‌شود تصاویری از نماهای مختلف از این خودروی جدید، یونیک و کاملا بومی که بنظر می‌رسد با بهره‌گیری از دکترین مهندسی معکوس طراحی شده، ارائه شود.

vanet
تصویر خودروی جدید از نمای جلو

nimrokh

تصویر خودروی جدید از نمای نیمرخ

aghab

تصویر خودروی جدید از نمای عقب.

در پایان نوشته تلاش می‌کنیم یک دقیقه سکوت کرده و در افق محو شویم.

بیاااااا…سلامت باشید!

مهر ۱۷ام, ۱۳۹۱

مثلن روز خبرنگار بود و به همین مناسبت در سالن همایش فرمانداری جلسه ای برگذار شده بود که از روزنامه نگارها و سایت های فعال تشکر کنند . این که میگم مثلن، به این خاطره که روز خبرنگار هفده مرداده ولی به دلیل همزمانی با شب های قدر، این جلسه در تاریخ بیست و سوم مرداد برگزار شد.از اونجایی که دکتر اسدپور تهران بود،تفویض اختیار کردند و این حقیر سراپا تقصیر به عنوان نماینده ی سایت تراکمه رفتم جلسه.

ما سایت نویس ها کنار هم نشستیم: سمت راستم عبدا… فضلی عزیز بود که مدیر سایت علامرودشتی ها بود، سمت چپ من هم احمد آقای فرهمند بود که مدیر سایت لامرد نوشته . بعدش علی حسن زاده بود و کنارش هم صادق صفری.با حساب کتاب ما علی حسن زاده از طرف سایت نخل جنوب بود ولی صادق صفری چی؟ گفتیم صبر کنیم موقع معرفی کردن ، قضیه معلوم میشه.

معرفی ها شروع شد نوبت به علی حسن زاده رسید. حساب کتاب ما دود هوا شد وقتی ایشون خودشو عکاس خبرنگاری مهر معرفی کرد. عجب تریکی زدن ناقلا ها! صادق از طرف سایت اومده و علی هم به عنوان عکاس که دو سهمیه واسه افطار بزنن تو رگ! کم گندها!! داشتم پیش خودم به این کلک شون می خندیدم که دیدم صادق صفری هم خودشو عکاس یه خبرگزاری دیگه معرفی کرد. پس کی نماینده ی نخل جنوبه ؟ دستی از غیب یک ” بیا ” یی به من نشان داد که: بشین تا مدیر سایت نخل جنوب بیاد! (البته خارجی ها به این علامت میگن موفق باشید ! ما هم میگیم سلامت باشید! بیا! ) با خودم گفتم حداقل یک نماینده؟ و ” بیا” ی دوم محکم تر از غیب رسید: بیااااااااااا!
(لطیفه ای مرتبط: به طرف گفتن همسایه تون مرده ، برو به پسرش خبر بده. طرف رفت در زد و به پسر همسایه شون گفت : بابات کجاست؟ گفت : رفته بیرون، شب میاد. طرف گفت : بشین تا بیاد!) خلاصه ما هم نشستیم تا بیاد! تا آخر جلسه هم کسی این سایت را اَ تن نگرفت که نگرفت!

چند وقت بعد یه روز رفتم اداره ارشاد دیدم یه بنده خدایی داره یه فرم پر میکنه به اسم : “اسامی و مشخصات سایت های فعال شهرستان لامرد ” و تو اون اسم مدیر سایت ها و شماره ی همراه هاشون رو می نویسه. شماره ی دکتر اسدپور رو بهش دادم . سر قضیه ی “بیا و بیااااا” هایی که تو اون جلسه نصیبم شده بود، فضولیم حسابی گل کرد (شهری ها بهش میگن : حس کنجکاوی!!) . میخاستم بدونم بالاخره کی این سایت رو تن می گیره. کارش که تموم شد ، یواشکی نگاهی انداختم ببینم روبروی سایت نخل جنوب ، اسم مدیر مسوول رو کی نوشته: خالی بود! البته خالی خالی که نه !! در واقع نوشته بود : بیااا! من هم با خودم گفتم: سلامت باشید!

چند روز پیش یکی زنگ زد که یه مطلب خلافی تو سایت نخل جنوب نوشته شده می خام از مدیر مسوولش شکایت کنم. تو میدونی مدیر مسوولش کیه؟ و این بار نوبت من بود که با هر ده انگشتم بگم: بیییییااااااااااااا!

(از شوخی که بگذریم واقعن چرا مدیر مسوول این سایت مشخص نیست؟ البته مشخص که هست، ولی چرا همونطور که مخاطب های سایت های دیگه می دونن با کی طرفن؟ نویسنده ی مطالبی که میخونن کیه؟ مدیر سایتی که می بینن کیه؟ چرا در مورد این سایت به این وضوح اعلام نمیشه؟ سایتی که چنان به مرکز قدرت نزدیکه که حتا به عکس های شخصی نماینده محترممون دسترسی داره (یه عکس از جناب دکتر موسوی بود با آقای دکتر لاریجانی ، که ظاهرن با موبایل خود دکتر هم گرفته شده بود) این سایت چه نیازی به این مخفی کاری ها داره ؟ چی؟ … سلامت باشید!)

گذار از تلویزیون؟!

مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱

(نگاهی بسیار کوتاه به عملکرد صدا و سیما در زلزله‌ی آذربایجان شرقی)

۱)

 پیدایش “نظریه‌های شناختی” در روانشناسی، دیدگاههای جدیدی را در علوم ارتباطات ، به ویژه در تبیین “اثرهای ارتباط جمعی” شکل داد. تبیینِ اثرِ ارتباطات به شکل “نظریه گلوله”، متاثر از اصول رفتارگراییِ افراطی است که معتقد است رفتار حیوانات و انسان به وسیله‌ی تعمیم و تداعی،  الگو برداری و تقویت ؛ شکل می‌گیرد. نظریه‌ی گلوله معتقد است که ”  پیام‌های ارتباط جمعی بر همه‌ی مخاطبان که در معرض آنها قرار می‌گیرند اثرهای قوی و تقریبا یکسانی دارند … (سورین، تانکارد).

مقابل این نگاهِ افراطی و پذیرش سلطه برای رسانه‌ها، دیدگاههایی در روانشناسی و ارتباطات وجود دارد که پیام‌های ارتباطی به تنهایی نمی‌توانند تغییری را در نگرش مخاطب ایجاد نمایند؛ بلکه میانجی‌هایی شناختی وجود دارد که “انگیزش” و “انتخاب” را جهت می‌دهند. در این تعریف، رسانه‌ها بیشتر به تقویت نگرش‌ها کمک می‌کنند تا تغییر نگرش‌ها.

مسئله‌ی محوری در بیشتر نظریه‌هایِ اثربخشیِ ارتباطات جمعی، میزان “فعال” یا “منفعل” بودن مخاطب است.  این دغدغه به نظرم ریشه در عمق  “روانشناسی رشد” دارد. دو نوع نگاه به انسان در رشد وجود دارد: نگاه لوح ذهن که از لاک شروع می‌شود و نگاه “رسش” به انسان که از نظریات روسو شروع می‌شود. هر چند نظریات شناختی ادامه‌ی نظریات رفتارگرایی و در اصل، مکتبی تجربی هستند و از آراء “لاک” سرچشمه می‌گیرند منتها اصلی به عنوان “انسان” و “آزادی” او که در شناخت‌گراها مطمح نظر است به شکل غیر مستقیم،  وامدار نظریات “روسو” است که می‌گفت انسان‌ها در آغاز “وحشی‌های بزرگواری” هستند و بعد از آن “نیچه” به آن اضافه‌ کرد دوره‌ی مدرن تربیت کننده‌ی “انسانِ گله صفت” است.

نوع نگاه جدید به رسانه‌‌ها، نشان از برداشتی فرامدرن از ارتباطات دارد. “گی تاچمن” جامعه‌شناس ارتباطات درباره‌ی نسبت واقعیت و اخبار رسانه‌ها می‌گوید ” خبر،  ساختنِ اجتماعیِ واقعیت است” (سورین، تانکارد) به عبارتی، اخبار تنها برداشتی از واقعیت نیستند بلکه دقیقا خودشان “تولیدِ واقعیت” می‌کنند. خیلی ساده در نظریات “گفتمانی” بحث بر سر این است که واقعیات به وسیله‌ی ابزارهای گفتمانی و بافت آن به وجود می‌آیند. سخن بر سر برداشت‌های متفاوت و تفاوتِ افق‌های نگاهی و فرهنگی نیست بلکه فراتر از آن، تاکید بر تولیدِ اعیانی است که انسان‌‌ها با آن سر و کار دارند و نسبت به آن کنش اجتماعی دارند و ساده‌انگارانه می‌اندیشند که با موضوعی عینیِ ذاتی روبه رو هستند….

   “برجسته‌سازی” یکی از زیباترین مباحث عرصه‌ی روانشاسی ارتباطات است. برجسته‌سازی توضیح می‌دهد که رسانه‌های گروهی سعی می‌کنند اولویت بندی واقعیت را تغییر دهند و در نتیجه بردغدغه‌های فکری و دلمشغولی‌هایِ مردم اثر بگذارند. برجسته سازی نحوه‌ی تغییر دادن نظامِ شناختی مخاطبان را به وسیله‌ی رسانه‌ ها مطرح می‌کند. مثلا ترتیب و اولویتِ پخش عناوین خبری  و بالا و پایین کردن آن در ارائه‌ی آن، یکی از روش‌های معمول است. اینکه چه خبری فقط زیر نویس شود، ‌چه خبری فقط “خوانده شود” و کدام خبر با تصویر همراه باشد و گامی جلوتر کدام محور خبری وارد عرصه‌ی تفسیر و گسترش گردد و به اوج هرم ِ اخبار انتقال یابد. ….برجسته سازی در تنظیمِ مجدد افکار عمومی مهم هستند.(بنت، انتمن)

۲)

وضعیت ارتباطات در خصوصا چند سال اخیر به شدت دگرگون شده‌ است.  بررسی این موضوع، کار و توان من نیست و حق ورود ندارم ، و لی به عنوان یک حدس ِ قوی می‌توان گفت که تعریف رسانه به عنوان یک نهاد و سازمان که از تاریخ، ‌مدیریت و سیستمی کنترلی برخوردار  است و پیامی را برای توده ‌ی مردم پخش می‌کند و این پیام هم قبلا باید از “دروازه‌هایی” عبور کند و به مخاطب برسد، دیگر جواب نمی‌دهد. پیدایش شبکه‌های اجتماعی ( اینکه شبکه‌های اجتماعی” رسانه” تلقی شوند مد نظرم نیست یعنی سوادم نمی‌رسد) شیوه‌ی ارتباطات و پخش خبر را به دنیایی کشانده است. مهمترین نتیجه‌ی گسترش شبکه‌های اجتماعی، اصل “فعال” بودن و ” بازخورد سریع” در ارتباط مجازی است. هر فردی به شکل کاملا خودمختار می‌تواند با عضویت در این شبکه‌ها به تولید خبر و واقعیت بپردازد و در صورتی که از هم‌افزایی دیگران برخوردار باشد، ‌نتیجه‌ی کنشِ ارتباطیِ خود را در جهان عینی ببیند.

     در تحولات شمال آفریقا نقش شبکه‌های اجتماعی مجازی قابل توجه بود.

  ۳)

 دو زلزلهٔ نسبتا شدیدی در روز شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ مناطقی از استان آذربایجان شرقی را لرزاند .زمین‌لرزه‌ای با بزرگای گشتاوری ۶٫۴ در ساعت ۱۶:۵۳ به وقت محلی در ۱۷ کیلومتری اهر و زمین‌لرزه‌ای با بزرگای گشتاوری ۶٫۳ در ساعت ۱۷:۰۴ به وقت محلی در ۱۰ کیلومتری ورزقانمؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران و سازمان زمین‌شناسی آمریکا، کانون هر دو زمین‌لرزه را در عمق حدود ده کیلومتری زمین ذکر کرده‌است. زلزله، در آذربایجان غربی ، گیلان، زنجان و اردبیل نیز احساس شده‌است. (۱)

  شباهت شدت و عمق زلزله به زلزله‌ی بم، ما  ایرانیان را می‌ترساند! اما خدا را شکر ساعت رخداد حادثه نزدیک غروب و افطار بوده و هموطنان آذری ما توانستند از سازه‌های نا امن بیرون بیایند.

سایت عصر ایران به نقل از پدر علم زلزله شناسی نوشت که :  زلزله ۶ ریشتری در دنیا ۶ زخمی به جا می‌گذارد نه آنکه ۳۰۰ نفر کشته و هزاران نفر زخمی شود. (۲)

  مشکل مقاومت ساز‌ه های کشور ما در برابر یکی از پر تکرارترین پدیده‌‌های طبیعی، بحثی پر گره و کسالت آور شده و باید مهندسان عمران و برنامه‌ریزان شهری و منطقه‌ای درباره‌ی آن بنویسند.

تعداد ۳۰۶ نفر از هموطنان عزیز ما در آذربایجان شرقی – اهر و ورزقان- جان خود را از دست دادند و بیش از ۵۰۰۰ نفر زخمی شدند. زلزله، زندگی نزدیک به ۱۵۰ هزار نفر را از روی آرامش به روی تنش و درد برگردانده است. ( تازه ترین آمار تعداد کشته شدگان را کمتر اعلام کرده‌اند.)

۴)

صدا و سیما به عنوان رسانه‌ای فراگیر که از درآمد ملی و مالیات مردم تغذیه می‌کند به شکلی بسیار عجیب و غیر حرفه‌ای تا نزدیک به حداقل  یک روز بعد از زلزله از انعکاس این حادثه نه تنها در حالت “خبر فوری” بلکه به شکل خبر دست چندم تصویری نیز پرهیز کرد. تنها هنر تلویزیون پخش  چند دقیقه به چند دقیقه‌ی خبری به شکل زیرنویس در شبکه‌ی خبر (‌IRINN) بود که آنهم لابه لای اخبار سقوط اقتصادی در اروپا و … گم بود.  گویا شبکه‌ی ۳ به شکل تاسف باری، شب بعد از حادثه اقدام به پخش برنامه‌ی طنز “خنده‌ بازار” کرده (به نظر می‌آید در این امر عمدی در کار نبوده و سهل انگاری شده است.) و بقیه شبکه‌ها هم دنباله‌ی همان سریال‌های نازل خود را گرفتند! … این نوع برخورد با این حادثه باعث ناراحتی آسیب دیدگان شد. رهبر انقلاب در پیامی از مسئولان خواست رسیدگی مناسب نمایند. حتا نمایندگان مجلس و رئیس محترم مجلس شورای اسلامی نسبت به آن واکنش نشان دادند و اعتراض کردند. بعد از اینکه همه‌ی کشته‌ها از آوار بیرون آمده و دیگر گَردِ ریزش آوارها  هم خوابیده‌، بعد از اینکه اژدهای زمین کار خود را کرده و رفته جای دیگر! ،‌بعد از اینکه همه جهان فهمید که در ایران زلزله آمده و بخشی از هموطنان روزه‌ دار به کام مرگ فرو رفته‌اند … از حدود ۱۰ ساعت پیش صدا و سیما خبر دار شده و مجدانه به دنبال این است که نوشدارو را برساند!! برنامه‌ی خردسالان و کودکان هم گزارش مستقیم از …!

صدا و سیما سعی کرد کنترل خود را بر عرصه‌ی خبر رسانی نشان دهد ولی احتمالا نتوانست.

۴)

چند سؤال:

چگونه بدون حضور تلویزیون سراسری مردم کشور عزیزمان و جهان از زلزله و ‌آلام مردم مبتلا به آن، باخبر شدند؟

چگونه آنها مقابل سازمان‌های انتقال خون برای اهدا‌ء خون خود به زخمی‌ها صف کشیدند؟

چگونه این‌همه تصویر و لوگو در اینترنت برای دلداری از آسیب دیدگان تهیه و پخش شد؟

چگونه آخرین اخبار تحلیل در سایت‌ها بود ولی در تلویزیون نبود؟

چرا صدا و سیما نتوانست سیطره‌ی خبری خود را حفظ کند؟

جواب مشخص است: عصر سلطه‌ی رسانه‌های بزرگ تمام شده است! امروز وزارت امورخارجه بسیاری از کشورهای جهان پیامهای خود و صحبت خود با مردم را در شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌های خبری خود قرار می‌دهند! قهرمانان المپیک در آنجا پیام می‌گذارند و مراتب قدردانی خود را از مردمشان اعلام می‌کنند … امروز دیگر تلویزیون‌های بین‌المللی هم آن هیبت و نفوذ خود را ندارند (فکر میکنم البته! یعنی آمار و تحقیق علمی در دست ندارم!) اینگونه نیست؟

به نظر می‌رسد مدیران صدا و سیما با همه‌ی هوشمندی که دارند در چنبره‌ی نگاه گلوله‌ای و کاشتی به رسانه، گرفتار شده‌اند. گویا آنها فکر می‌کنند که هنوز “برجسته‌سازی” آنها در خبر و گزارش می‌تواند نظام شناختی مخاطب را کنترل و دستکاری نماید!

و یا اینکه مدیران صدا و سیما از شناخت کامل تغییرات عمیق در روانشناسی و ارتباطات مدرن بی خبر هستند و شاید هم خود را به بی خبری … .

۵)

در زمانی که هر کشوری تلاش می‌کند با دیپلماسیِ رسانه‌ای،  به شکل مدرن به ذهن مخاطبان کشورهای دیگر و رقیب نفوذ کند و افکار عمومی را به نفع خود شکل بندی کند،  ‌در زمانی که مقام‌های کشور همسایه‌ی ما هر کاری می‌کنند که اتحاد سرزمینی ما را خدشه‌دار کنند و …، احتمالا عملکرد صدا و سیما غیر منطقی و مخالفِ سیاست‌های استراتژیک کشور و غیر قابل دفاع خواهد بود.(این حکم من هم قابل بررسی است، فقط یک نظر است!)

اگر این پروسه ادامه پیدا کند، بدون شک شبکه‌های اجتماعی و ماهواره‌ها عرصه‌ی خبر رسانی و همچنین “واقعیت سازی” را به طور کامل از چنگال تلویزیون رسمی کشور به در خواهند آورد، ‌هر چند همین همین الان هم زورِ آنها خیلی زیاد شده است.

۶) مصیبت وارده به ایرانیانِ آذری را، به آنها و همه‌ی مردم ایران تسلیت می‌گوییم و از خداوند منان می‌خواهیم صبر و استقامت را دوای زخم و دردِ آسیب‌دیدگان قرار دهد. دعا می‌کنیم خداوند سرزمین ما را از همه‌ی بلایا حفظ نماید.

——————————————————————–

نکته اول: در بین نویسندگان سایت، تا جایی که می‌دانم، دوست عزیز آقای اسماعیل رمضانی متخصص ارتباطات و رسانه‌ها هستند،‌ پیشاپیش از محضر ایشان(اگر این نوشته را خواندند) و باقی دوستان اهل رسانه به علت ورود به حوزه‌ی انها عذرخواهی می‌کنم. تلاش کردم از منظر علاقه‌ی خودم – روانشناسی- به این موضوع بپردازم و از ورود به مباحث تخصصی ارتباطات پرهیز کنم. دلیل اینکه برای نوشتن دست به کار شدم هم این بود که؛ دستی،  دست به کار نشد!

نکته دوم: رسانه‌های کشورهای خارجی هم در اخبار خود از تکنیک‌های ارتباطات استفاده می‌کنند، بنابراین انتظار اینکه از آنها، واقعیت ِاصیل را دریافت کنید، انتظاری اشتباه است. یعنی اصلا بی خیال واقعیت شوید این روزها! حالا از هر رسانه‌ای!

نکته سوم: منظور از تلویزیون در “گذار از تلویزیون”، رسانه‌ی تلویزیون به طور کلی است نه تلویزیون ایران. (ببینید، فوبیک شدیم و رفت! هر چیزی رو باید توضیح واضحات بدیم!)

در صورت درک نادرست از مفاهیم ارتباطات از دوستان طلب بخشش دارم. ممنون

 ————————

منبع:

- ۱) http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%84%D8%B1%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%B4%D8%B1%D9%82%DB%8C_(%DB%B1%DB%B3%DB%B9%DB%B1)

۲) http://www.asriran.com/fa/news/227270

- والاس مارتین، نظریه‌های روایت،‌ ترجمه‌ی محمد شهبا، انتشارات هرمس

- ورنر سورین و جیمز تانکارد،‌ نظریه‌های ارتباطات، ترجمه علیرضا دهقان، انتشارات دانشگاه تهران

- لنس بنت و رابرت ام. انتمن، سیاست رسانه‌ای شده، ترجمه مسعود آریایی‌نیا، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی

- مهرداد، نظریه‌های ارتباطات، دانشگاه آزاد اسلامی

http://fararu.com/fa/news/122329

http://fararu.com/fa/news/122386

http://www.tabnak.ir/fa/news/265486

http://www.tabnak.ir/fa/news/265427

http://www.farheekhtegan.ir/content/view/47028/31/

http://www.khabaronline.ir/detail/235907/society/events

http://www.tabnak.ir/fa/news/265222