راز خاک
اسفندیار حیدری شهریور ۱۱م, ۱۳۸۹
مدتهاست که دیگر بچه های ما بوی خاک را احساس نمی کنند.
آرزوی بوییدن خاک،حتی بر دلهای ما آدم بزرگ ها نیز مانده است.
یادم می آید کودکی هایم که در روستا و در میان خانه های گلی زندگی می کردیم.هنگام عصر که می شد مادرم اطراف خانه را آب پاشی می کرد و همه جا را بوی گل پر می کرد.بویی که هیچ عطری نمی تونه قدرت شامه نوازی اون رو داشته باشه.
روزهایی که بارون می اومد،فضا پر از بوی گل می شد و چقدر احساس نزدیکی به زمین می کردیم.
یادش به خیر،وقتی مدرسه می رفتیم هنگامی تعطیلی کلاس ها تا دل سیری توی خاک و گل بازی نمی کردیم به خونه نمی رفتیم.
خیلی از خلاقیت های ما توی همین خاک و خل ها وجود گرفت.
امروز اما بچه های ما بوی خاک رو از یاد بردند.زندگی در میان خانه ها و آپارتمان های سیمانی و آهنی،نه تنها بوی خاک رو از یاد اونها برده،که حتی احساس ها و عواطف اونها رو کمرنگ کرده.
خاک،سرَ عجیبی است.آخه ما آدمها را می گن که از خاک ساخته شدیم.هرچیزی هم که از اصل خودش دور بشه،بازهم به دنبال وصله.
بچه های ما اما،اصل را از یاد برده اند…وصل را که دیگر هیچ!
خاک،روح زندگی است.زمین،عشق است.من گاهی اوقات کوچه خاکی کنار خانه ام را (که به لطف شهرداری محترم هنوز آسفالت نشده)به یاد قدیمها آب پاشی می کنم و بوی برخاسته از اون رو با تمام قدرت تنفس می کنم،تا یادم نرود که من هم روزی مثل این خاک،ساده و بی آلایش بوده ام.خاکی که می شود گفت همه هستی آدمیان از آن وجود یافته است.
این روزها بعضی از مادرها می گویند نمی گذاریم بچه های مان به خاک باغچه دست بزنند یا توی کوچه های خاکی بازی کنند،ویروس می گیرند!!..به خدا بچه ها بی خاک ،بیشتر ویروس می گیرند…بچه های پاستوریزه،که هنوز رنگ خاک را ندیده اند،همیشه بیمارند.
خاک منبع خلاقیت است.حتی علم نیز تایید کننده این موضوع است.
خاک محلی برای تخلیه هیجانی است.بازی با گل می تواند به کنترل هیجانات بچه ها کمک کند.
بچه ای که در خاک بازی می کند،بزرگ که شد مغرور نمی شود،قلدری نمی کند،احساس انسانی اش را فراموش نمی کند.خدایش را از یاد نمی برد.
من همیشه دعا می کنم که کاش بارانی ببارد و خروارها خاک بر سر این زندگی مدرن بریزد،شاید ما کمی به خود آییم و به اصل خود بازگردیم.
خاک…
خاک را فراموش نکنیم…
سعی نکنیم که فقط هنگام مرگ عزیزان مان کندن گور آنها را ببینیم و مشتی از آن خاک را بر تابوت شان بپاشیم…به هر بهانه ای به در و دشت بزنیم و همراه با بچه های مان(این فرشته های آسمانی)دلی از عزا درآوریم و با خاک و در خاک بازی کنیم…البته من قول می دهم که هیچ کس مریض نشه!اون بچه های پاستوریزه هم اگه چیزی شون شد،مسئولیتش با من!