خاطره و نقطه عطفی در جنگ تحمیلی
علی صابری شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸
سلام — به بهانه فرارسیدن هفته دفاع مقدس ملت سلحشور ایران اسلامی :
از مرداد ماه سال ۱۳۶۰ برنامه ریزی عملیات بزرگ حضرت
ثامن الایمه (ع) صورت می گرفت که در مرحله ای از کار لازم
بود جهت استقرار ادوات و تجهیزات در منطقه آبادان نظر دشمن
را از این منطقه معطوف به مکان دیگری میکردیم . مأموریت
این مهم را من به عهده گرفتم . در آن موقع هنوز تشکیلات یگانهای رزم بصورت گردان و تیپ و لشکر سازماندهی نشده بود و عموما بصورت گروهان های چابک وسبک بودند و همیشه برای جنگ های پارتیزانی و چریکی آمادگی داشتند .
۲ گروهان چابک را انتخاب کردم ( ازمیان نیروهای اعزامی مستقر در مقری در دانشگاه جندی شاپور واقع درضلع غربی دانشگاه در شهر اهواز)
این دو گروهان یکی از بچه های اعزامی از منطقه فسا و دیگری از نیروهای اعزامی منطقه ممسنی که از سلحشوران لر بودند که این عزیزان قادر بودند با کلاش و از فاصله ۵۰ متری نخ سیگار را مورد هدف قرار دهند .
منطقه عملیات را غرب کرخه کور در منطقه عملیاتی شمال شوش دانیال برای عملیات انحرافی و تحلیل قوای ارتش عراق و کشاندن نیروهای عراقی مستقر در منطقه آبادان و خرمشهر انتخاب کرده بودیم و این منطقه نیز به واسطه اهمیت سوق الجیشی بودن آن برای دشمن بسیار حساس بود و احتمال اینکه از اصل موضوع بویی ببرد بسیار کم بود و بهمین جهت موفقیت ما نزدیک به یقین بود .
به شوش که رسیدیم یک هماهنگی کوتاهی با فرمانده وقت سپاه شوش برادر مرتضی صفار انجام دادیم و محوری حساس و مهم و طولانی را برای پیاده کردن نقشه خود و انحراف دشمن از منطقه عملیاتی منطقه عمومی آبادان و فراهم شدن زمینه آزادی جزیره آبادان تحویل گرفتیم و نیروهای خود را مستقر کردیم و جالب بود که از همان شب اول حضور در منطقه سلسله عملیات های خود را در منطقه فرماندهی و آغاز کردیم . این عملیات ها را از پنجم شهریور سال ۱۳۶۰ شروع کردیم و با سنگین کردن حجم عملیات و حجومی کردن آن نظر فرماندهان عراقی را تقریبا بکل از سرزمین های دیگر مرزی وجنگی منحرف وبعضا نیروهای اول سازمان های رزم ارتش عراق را به منطقه کشاندیم . عملیاتهای ما در محور شمالی کرخه کور همچنان ادامه داشت وضمن فتوحات پی در پی – آزادی منطقه عمومی در شمال کرخه کور و خارج کردن منطقه شوش از تیررس دشمن را نیز در بر داشت تا اینکه در شب سوم مهر ماه که اینجانب با نیروهای خود به قلب دشمن نفوذ کرده بودیم برای برگشتن به مقر خود زمان لازم را از شب در اختیار نداشتیم لاجرم اینجانب در منطقه نفوذ و متعلق به دشمن گیر کردم و هوا رو به روشنی نهاد که مجبور شدم در حفره ای پنهان شوم و در وضعیت خاصی از زندگی جنگی خود قرار گیرم . تمام روز را در حالت خوف و رجاء بسر بردم بدون آب و علف و حرکت و جنب و جوش و سرفه و… تا اینکه هنگامه فرج با پیدایش تاریکی شب بعد فرا رسید . حال هم مشکل و خطر خروج از منطقه دشمن وجود داشت و هم خطر ورود به مرز خودی(ایران) خیلی سخت و آزرده بود آنهم برای تنی رنجور و زخمی و تشنه و گرسنه – ولی همیشه وعده الهی بلا شک محقق میشود . بحمدلله عملیات ثامن الایمه نیز به موقع و با موفقیت در پنجم مهر ماه انجام شد . من در این منطقه سه مرتبه مجروح شدم وناچارا در ۲۰ مهر ماه از منطقه تخلیه و پس از طی بیمارستانهای مختلف در شوش و اندیمشک و دزفول و نقاهتگاه فرودگاه مهر آباد تهران بالاخره در بیمارستان نجمیه تهران بستری شدم . خوشا آن دوران که گرم جنگ بودیم . والسلام علی عباد الله الصالحین
- دفاع مقدس
- نظر(۶)
سردار جان سلام
از خواندن خاطره شما لذت بردم. شما در ذهن خود سرمایه از جنگ دارید که ما از آن نعمت بی بهره ایم.
سلام برادر نعیمی
از نظرتان متشکرم – ما منتظریم که امثال شما عزیزان که از خانواده معزز شهدا نیز هستید در علم و دانش پیشرفت مورد قبولی داشته باشید تا بتوانید کشور را رونق بخشید و از مشکلات رها کنید و به اقتصاد و معیشت مردم رسیدگی و بر بازار و اقتصاد جهانی نیز چنگ اندازید و با این روش نیز در دنیا اعمال نظر کنیم – صهیونیستهای ملعون را ببین چطور بر مراکز استراتژیک دنیا چنگ انداخته اند و ما را ببین که چطور منابع خود را هدر میدهیم و اهداف استراتژیک انقلاب را بدست فراموشی سپرده ایم و به روزمرگی دل خوش کرده ایم.
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد
سلام
یه سوال کوچولو
چرا کامنت من حذف شد؟!!!!
کامنت شما حذف نشده. شاید اصلن نفرستاده اید. ارتباط اینترنتی خود را چک کنید
یادروز نهضت دفاع مقدس را به همه ی دلاورمردان ایران زمین تبریک می گویم
این جمله کلیشه ای ترین جمله ایه که میشه به عزیزترین ایرانیان مرده و زنده گفت
شاید برای هم نسلای من که از جنگ، فقط عنوان پرطمطراق دفاع مقدس و فیلمای تاریخ گذشته کپی ناقص برداری شده جنگ جهانی اول رو دیدن و دعوای فلان مسـئول و فلان فرمانده جنگو دیدن این تبریک لطفی نداشته باشه. امّا وقتی یادم میاد اگه شهیدای جنگ نبودن شاید وضعمون از امروز عراق و افغانستانم بدتر میشد (خداییش آمریکایی ها صد شرف دارن به اون اعرابِ…).
دوست دارم بی غل و غش ترین افتخاراتم رو نثار اونایی کنم که در راه دین و کشورشون جان دادند و تن!
میخوام بهشون این پیام برسه که جوونای پرشور این نسل هنوز عشق به دین و عشق به وطن یادشون نرفته
!!!! اصلاً شد یه سوژه واسه حاتمی کیا !!!
راستی من از همه خواهش میکنم فیلم «سرزمین مادری» مرحوم ملاقلی پور رو ببینن
سلام احمد جان
مسلما شما عزیزان نه تنها یادتان نرفته و نخواهد رفت بلکه شما فرزندان و یا نوه های همان عزیزانی هستید که تا پای جان وحتی بیش از آن ایستادند و هنوز هم می ایستند اما اینبار با استوار قامتانی امثال تو و استوارتر .
نگاه نکن که امروزه کسانیکه هیچ نقشی در مبارزات قبل از پیروزی انقلاب و پس از آن و در جنگ تحمیلی و در تاریخ انقلاب نداشتند و درد واقعی این ملت را درک نکرده اند بر اریکه ای تکیه زده اند و دیگران هم فکر میکنند اینان نیز از تبار همانان هستند – نه به خدا احمد جان . ایشان و امثال ایشان مثل کف روی آبند و چهره واقعی خود را نشان خواهند داد ولی هنوز فرصت آزمایش الهی نرسیده که سره از ناسره مشخص شود .