این مردم… این دولت… این کشور!
احمد غلامی بهمن ۵م, ۱۳۸۸
سلام
راستش من خسته شدم از این فضای کسل، بی نشاط و غمگینی که دورو برم وجود داره.
فقط می خوام از ارباب نظر یه نظرخاهی کنم.
می تونید بدون تعصب سیاسی و منصفانه بگید این دولت در دوره ۵ ساله فعالیت خودش چه کارهای مفیدی برای این مردم این کشور انجام داده؟
«جوون خوتون بی خر خشه»
- سیاسی
- نظر(۱۱)
سلام اگه بخایم بگیم این دولت کارای خوب هیچی نکرده که واقعن بی انصافیه ، نمونه اش همین نهضت توسعه توسعه راه ها که درکشور راه افتاده (مسلمن نواقصی داره ولی واقعن دارن کارمیکنن) اونم با توجه به اینکه راه راه از اصلی ترین شریانهای اقتصادی کشوره
سلام آقای غلامی
با تشکر از شما . بنده در زمینه های که فکر و عقلم قد می ده اینها را می دانم
مقوله ورزش – رتبه فوتبالمون به سرعت صعود کرد /در والیبال پنجم آسیا نشدیم/در المپیک که خجالت نکشیدم/در مسابقات آسیایی از پاکستان عقب نیفتادیم /در باشگاههای آسیا فوتبال همه تیمها حذف نشدن و جزء ۳۲ تیم هم نشدن و از تیم های عربی ۵ تا گل نخوردن / فوتسال هم که سالیان سال است وضعش خوب بوده و هست /در وزنه برداری اصلا دوپینگ نکردیم ؟!!!
مقوله فرهنگ – احترام به بزرگتر بیشتر شده است/همایشهای زیادی در این زمینه در شهر ما برگزار گردیده است/
مقوله دین و مذهب . الحمدالله ایمان جوانان و نوجوانان بیشتر شده است/ مدل موهای غربی از بین رفته است/ مساجد و حسینیه ها پرشده است از جوانان پرشور که اگر غذا هم بدی دیگه می آن
در مقوله علم : کار بجایی رسیده است که ما اورانیوم غنی شده به همراه آب سنگین به روسیه می دهیم/ مقالات جعلی و تقلبی اصلا وجود نداره
مقوله های دیگر : راههای زیادی (به قول آقای صفایی نهضت راه سازی ) ایجاد شده البته اگر شرکت گاز نیامده بود راههای بیشتری ساخته می شد ( از دست این شرکت گازیها بخصوص جیم صفایی) /راه خیرگو به هنگویه افتتاح گردید / راه چاه عینی به سمت بلبلی افتتاح گردید / اتوبان لامرد به مهر اصلا ربطی به شرکت گاز نداره و اگر پالایشگاه هم نبود و آقای خاتمی افتتاح نمی کرد باز هم اتوبان درست می شد . البته از وسط مناطق مسکونی هم رد نمی شد ../البته ناگفته نماند که همه این راهها اگر راست لامرد به کوه می زد خیلی بهتر بود حالا بذار که صعب العبور باشه به مردم چه ؟!!
….و دیگر هیچ ….
سلام رضاجان
بیا مقوله نگاری!! با ذهنیت منفی رو این دفعه بذاریم کنار. راستش خودمم کمی منفی نگرم اما این دفعه می خام از زاویه ی دیگه ای بهش نگاه کنم. نیگا اینجوری :> !!
ورزش: وضعیت فوتبال ما که خیلی وقته خوب نیست. بهترین تیم تاریخ فوتبال ما(به زعم بعضی البته) سال ۲۰۰۲ تو مرله مقدماتی جام ملتهاب آسیا حذف شد. سال ۹۸ با معجزه رفتیم جام جهانی. فوتسالم که به قول خودت همیشه خوب بوده!!(سال ۲۰۰۵ قهرمان آسیا نشدیم). جوانان و نوجوانانمون هم که خوب کار می کنن. والیبال خداییش روند رو به جلوش رو داره ادامه می ده. سایر ورزشا هم که جرقه ای بودن و هستن.
فرهنگ: فرهنگ پایه گذاری ریشه ای لازم داره. همه می دونیم. ولی هیچ وقت بهش جدی عمل نکرده ایم. با همایش که مشکل حل نمی شه. حداقل این رئیس جمهور که یه سفرشو اختصاصاُ به فرهنگ پرداخت. خوب و بدش با ارباب نظر…
دین و مذهب:!!!
بحثش خیلی مفصل، عمیق و فرهنگیه…
علم: کاری به کاذب بودن و نبودنش ندارم؛ اعتماد به نفس علمی در جامعه ما خیلی بالا رفته. وحداقل این احساس نیاز داره به وجود می آد که امیدی به غربی ها نیست. باید خودمون کاری بکنیم. درست و غلط بودنش جای بحث داره اما…
سایرک نهضت راه که…حرفی توش نیست. زیاده ربطی هم به خاتمی و سایر روسای جمهور نداره. کما اینکه قسمتیش ممکنه به شاهنشاه آریامهر!!! هم ربط پیدا کنه!
معذرت که کامنتم تولانی شد.
سلام.
آیا بهتر نیست بگیم این مردم .. این کشور؟ و اصلا دولت رو بی خیال بشیم…
در مورد عملکرد دولتها از میرحسین تا احمدی نژاد با توجه به سلایق سیاسی مختلف میشه خیلی چیزهای خوب یا بد نوشت . من فکر می کنم اگه یه مقدار بیاییم و از بالا به این کشور و روند در پیش گرفته شده و هدفی که معلوم نیست… نگاه کنیم، اونوقت شاید قصه یه مقدار غم انگیز تر و کسل کننده تر هم میشه. نه منظورم اون چیزی که شما فکر میکنید نیست!
از بعد اجرای قانون هیچ امیدی نیست! از بعد ارتقا فرهنگی، اگه صادق باشیم با خودمون می بینیم که داریم روز به روز عقبرفت می کنیم! از بعد اقتصاد… از بعد … و همه دولتها با دانستن این مشکلات و با تاکید مقام معظم رهبری در حل این مشکلات آمده اند و رفته اند و بی نتیجه..
واقعا ریشه اصلی این مشکلات، این کسالتها، این غمها، این بی نشاطیها چیست؟
شاید باید منتظر ظهور بود..
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=76777
احمد آقا سلام.نمیدونم منظورت چیه نوشتی از خودشونی؟امیدوارم اشتباه کرده باشی.در ضمن این دولت!!! همون ۴ سال قبلی با حرف و حدیث اومد حالا شما هم یک سال اضافه کردی؟من مثل شما اصلن به دولت!!! نمی پردازم که بخام به خوبیاش!!! برسم.کل نظرم شده علامت تعجب.اونم بخاطر دولت!!!
احمد عزیز انصاری!سلااااااااام.
از خودشونی فقط یه شوخی محض بود و بس. ناراحت نشو.
اما تو به دولت می پردازی؛ همین که به سیاست می پردازی؛ همین که تعجب می کنی.
فقط خاهشم اینه که این دفعه نیمه پر لیوان رو نگاه کن.
BE SUCCESS!
سلام آقای غلامی
این که “اعتماد به نفس علمی در جامعه ما خیلی بالا رفته” به نظر من اعتماد به نفس جوانهای ما بد نیست، از اول هم خوب بوده اما باید به رشد مهاجرت نخبگانمان به خارج از کشور یه نیم نگاهی کنید. من هر چه بخواهم مثبت نگاه کنم، اما نمی توانم از این افسردگی و سرخوردگی افراد تحصیلکرده جامعه و تلاش برای مهاجرت به منظور فرار از این وضعیت، بگذرم. کشوری که از نخبگان علمی خالی شود، افرادی حاکم خواهند شد که ۱۰ ملیارد تومان از پول من و شما برای تحقیقات در زمینه اثبات سرخوردگی جوانان امریکا از اوباما صرف خواهند کرد (به سخنان اخیر رییس سازمان ملی جوانان مراجعه کنید)، در حالی که جوانان کشور خود دچار آن سرخوردگی هستند که در پی اثباتش برای جوانان آمریکا هستند.
در هشت ماهه اخیر، کشور تعطیل شده است (فعلا به علل آن کاری ندارم)! اگر به دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی سری بزنیم می بینیم که عملا کاری صورت نمی گیرد. روزمرگی محض حاکم است! کشور را با تبلیغات و برنامه ۲۰:۳۰ و غلو کردن و فقط حرف زدن نمی توان اداره کرد و امیدوار نگه داشت! آیا نباید نگران بود!
آقای راستی گرامی!
اول بگم که من ابدن وکیل مدافع دولت نیستم فقط می خام مثبت به قضیه نگاه کنم.
مثبتش این میشه که:
سیر سرخوردگی افراد تحصیلکرده تو ادوار تاریخی ما همیشه وجودداشته، دلایل روشنی هم داره. امروزه هم چون تعداد تحصیلکرده های ما روند تصاعدی داره بنابراین میزان سرخوردگی(با تعاریف پزشکی) بالاتر رفته.و متعاقبش مهاجرت…
ما الان تو غرب متخصصای مختلف ایرانی رو داریم که نمونش تو ایران نیست. اینا محصول مهاجرت یا فرار چه زمانی هستند؟…البته این اصلن خوب نیست اما واقعیته.
سوءمدیریت، هزینه های بیهوده و… مورد انتقاد همه است ومسالهایست ریشه دار و فرهنگی.علی آقای قادری بحث مفصلی تو این زمینه داشتند.
اما دانشگاهها و مراکز علمی تعطیل نیستند.آره!فضای سیاسی شاید بی نشاط شده باشه اما هستند بسیار بسیار دانشمندان و دانش پژوهانی که بی توجه به اتفاقات سیاسی کار خودشونو می کنند. قطعا خودتونم خیلی اینجور افرادو میشناسین. اتفاقا خیلی هم امیدوارانه کار می کنن.
مهاجرت به غرب همیشه بوده و تنها محصول این دولت نیست. بحث من رو حجم مهاجرت هست. در دوره های قبل به نظر میرسد عمدتا افراد با تخصص بسیار بالا که برخی از آنها به دلیل نداشتن امکانات کافی در کشور به خارج مهاجرت میکردند. اما انچه من امروز میبینم که حتی افراد با تخصص متوسط هم به فکر خروج از کشورند. همیشه هم افراد با انگیزه بودند، اما الان راستش من بسیار کم می بینم. شاید مشکل از من است!! بسیار خوش شانسید که افراد دوربر شما از “بسیار بسیار دانشمندان و دانش پژوهانی” هستند که” بی توجه به اتفاقات سیاسی کار خودشونو می کنند و اتفاقا خیلی هم امیدوارانه کار می کنن”. قدر فضای اطراف خود را بیش از پیش بدانید که در این زمانه غنیمتی است!
احمد جان
ببخشید چرا قبول نمی کنی؟حرف آقای راستی کاملن صحیحه.الان تو فضای دانشگاهی یا لامردی؟من از هر دانشگاهی پرسیدم همون جواب آقا مهدی رو میده.حتا خود منم سرخورده شدم و دنبال اینم که برم.ربطی هم به امکانات و … نداره.فقط فضای سیاسی عاملشه.اون دانش پژوهانی که شما فرمودین دارن کار خودشون میکنن هم باید ازشون پرسید که قبل ازاین آیا تو سرنوشتشون دخالت میکردن یا نه؟
در ضمن چطوری باید به نیمه پر یه لیوان “مجازی” نگاه کنم؟این لیوان شما برای من حقیقی نیست.آقای دکتر غلامی نسخه ای که پیچیدی مال درد من نیست.
آقای راستی!
منم رو حجم مهاجرت (هرچند آماری ندارم ولی از کلن از دیدگاه خودم) کمابیش با نظر شما موافقم. به دلایل مختلفم این اتفاق افتاده. یکیش هم همین فضای کسل، غمگین و دلسرد کننده ی سیاسیه. در این تردیدی ندارم. اما اینکه عامل ایجاد این فضا صرفن این دولت باشه کمی بی انصافیه. انگیزه مساله ای درونیه که مطمئنن با عوامل یرونی ارتباط داره. من فکر می کنم امروز باید به فکر تقویت این انگیزه های درونی بود. اینطور نیست آقا مهدی؟
اون پژوهشگرا هستند. شاید به قول شما فقط دوربر منند. شاید! اما من می تونم تعداد قابل توجهی دانشمند امیدوار از دورو برم معرفی کنم که بی سر و صدا به فکر پیشبرد علمشونن.
احمدجان!
من یه اصل کلی تو زندگیم دارم و اون این که این مملکت مال منه. فی الواقع من مال این مملکتم. خوب یا بد. اگه خوبه ادامه بدم و اگه بده تلاش کنم به سمت بهبود. عزیز! من الان مُهرم اما به تناسب شغلم تو فضای دانشگاهی هستم. و دانشجویان تازه فارغ التحصیل علوم پزشکی هم پیش ما مشغولند.
احمد جان لیوان هست. چه بخای چه نخای. چه با دموکراسی چه با…(کاری ندارم). اما هست.
جور دیگر باید دید…