آن مرد آمد

علی صابری دی ۳م, ۱۳۸۸

آن مرد آمد
آن مرد با اسب آمد
آن مرد آمد
آن مرد با عشق آمد
آن مرد با همسر
آن مرد با خواهر آمد
آن مرد با کودک، با برادر،با عشق،با عدالت،با صفا آمد
آن مرد بی مهابا ،به قصد اصلاح آمد
آن مرد آمد
آن مرد حج وانهاده،به شهر خون آمد
آن مرد مکه را رها کرده به نینوا آمد
عافیت طلب ها همه به او گفتند:
صبر کن نامه یزید آمد
آن مرد آمد
آن مرد بی قرار آمد
تا که دیدند اهل سازش نیست
طرح ها یکی یکی آمد
مرد تنها، اهل دنیا نیست
طرح کشتن ، به میان آمد
شهر بصره نه،کوفه نه،نه نه
آنجا… کربلا،نینوا،پر بلا …، به چه جور آمد

صبح روز دهم ز راه آمد
مرد با یاورانش به دشت خون آمد
مرد مردان برای جنگیدن به مصاف یزیدیان آمد
دسته گل های مرد،آماده
شیربچه های او ساده
علمش در دست مردی که
بعدها دو دستش افتاده
شیر خواری که تیر بلا
دهنش تا گلو ،جر داده
خواهرش زینب است،در این راه بچه هایش یکی یکی داده
همه یاران به خون در افتاده
مرد تنها، ز پا نیفتاده

دشمن اینک به جنگ او آمد
اولی،دومی،سومی،پیر و جوان
برادر و فرزند
بچه های برادر و خواهر…
هر کدام برای ماندن حق
جان خود را فدای او کردند

مرد، صبرش دگر به سر آمد
مرد، تنها برای بار دگر بر سر تپه ای بلند آمد
خواهرش هم به سوی او آمد
بوی عطر شهادتش آمد
آسمان هم از این همه بیداد
گریه کرد و به خشم و خون آمد
مرد در کمال تنهایی،بغض خود را شکست ؛صدا آمد:
گر که دین خدا به خون من است
چشم تاریخ نگران راه من است
گر محمد به من نظر دارد
دین او بسته ی به خون من است
پس تو شمشیر مرا دریاب

وعده حق به سوی او آمد:
ای که نفست مطهر و ناز است
راه جنت به روی تو باز است
پس درآ تو به جنت و رضوان
چون خدایت رضا و دمساز است

حال سالها گذشته،آن تک مرد
در دل نسل های بعد آمد
و چنین بچه های شهر من ،اینک
به وفاداری از آن تک مرد
همه روزه به روی تخته سیاه
اینچنین می نویسند: آمد
آن مرد آمد

هدیه به حسین بن علی “ع” که خون خود را فدای خدای خود ،آزادی و سعادت بشر کرد.
حسن قربانی

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 8.7/10 (3 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +5 (from 5 votes)
آن مرد آمد۸٫۷۱۰۳

۴ پاسخ به “آن مرد آمد”

  1. نوشته شده توسط محمد خواجه در تاریخ ۰۳ دی ۱۳۸۸ ساعت ۲:۲۰ ب.ظ

    نخستین کس که در مدح تو شعری گفت آدم بود شروع عشق و آغاز غزل شاید همان دم بود

    نخستین اتفاق تلخ‌تر از تلخ در تاریخ که پشت عرش را خم کرد یک ظهر محرّم بود

    مدینه نه که حتی مکّه دیگر جای امنی نیست تمام کربلا و کوفه غرق ابن ملجم بود

    فتاد از پا کنار رود در آن ظهر درد آلود کسی که عطر نامش آبروی آب زمزم بود

    دلش می‌خواست می‌شدآب شد از شرم،اما حیف دلش می‌خواست صد جان داشت امّا بازهم کم بود

    اگر در کربلا طوفان نمی شد کس نمی‌فهمید چرا یک عمر پشت ذوالفقار مرتضی خم بود (علیرضا قزوه)
    جناب آقای صابری با تشکر فراوان وبا امیدوآرزوی قبولی سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین برای جنابعالی.
    (ضمنا فردا هشتم محرم است و طبق روال هرساله منزل مرحوم زائر اکبر (پدر بزرگوارتان) از شور و حال خاصی برخوردار است.

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +4 (from 4 votes)
  2. نوشته شده توسط محمد رضا کهنسال در تاریخ ۰۴ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱:۱۳ ق.ظ

    همیشه وقتی نام امام حسین میاد به این شعر فکر می کنم/
    نه تنها جان خود را هدیه بر درگاه آوردم الهی هرچه دارم من به قربانگاه آوردم.
    نه تنها یک نیستان ناله دارم بهر پژمردن
    کنارش یک نیستان ناله جانکاه آوردم
    بود حجاج را در کعبه یک قربان و لیکن من
    خلیل عشقم و چندین ذبیح الله آوردم

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +3 (from 3 votes)
  3. نوشته شده توسط محمد رضا کهنسال در تاریخ ۰۴ دی ۱۳۸۸ ساعت ۸:۳۹ ق.ظ

    اصلاح می کنم: نه تنها یک گلستان لاله دارم بهر پژمردن …
    کنارش ….

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 2.0/5 (1 vote cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +1 (from 3 votes)
  4. نوشته شده توسط علی صابری در تاریخ ۰۴ دی ۱۳۸۸ ساعت ۸:۳۵ ب.ظ

    با سلام
    جناب آقای خواجه لطف فرموده اید ضمن اینکه نثر جالبی هم نوشته اید . هر مسلمان پیرو مکتب اهل بیت (ع) برای امام خود حسین ابن علی(ع) همیشه با خود زمزمه هائی دارد و با این زمزمه ها مصیبت جانکاه اهل بیت پیامبر (ص) را بخود یادآوری مینماید.
    من تعجب دارم از کسانیکه در مکتب امام حسین(ع)پرورش یافته اند و در مکتب و مذهب با همقطاران خود مشترکند ولی همت تحمل نظرات یکدیگر را بخرج نمی دهند و در حفظ وحدت یکدیگر را یاری نمی رسانند . من نمی فهمم که چطور میشود کسی که عمری برای حسین(ع) و اهل بیت او بر سینه زده است را غیر خودی نامید و یا نعوذ بالله خارجی خواند . این چیزی نیست مگر اینکه التقاط وارد عقاید ما شده باشد که از بیم آن بخدا پناه میبریم.
    از اینکه در روز هشتم بخاطر اهل بیت رسول(ص) و عباس ابن علی(ع) شما عزیزان زحمات مراسم را متحمل شدید تشکر و از درگاه احدیت برایتان اجر جزیل طلب می نمایم .
    ——————————————–
    از لطف برادر عزیز آقای عبداللهی که پیگیر نگارش سنتهای محرم در منطقه بوده و هستند تشکر می نمایم .
    ضمنا اشعار ایشان جدا تأثر برانگیز بود. آجرک الله

    UA:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    UA:F [1.8.2_1042]
    Rating: +2 (from 2 votes)