علی ای همای رحمت

علی صابری آذر ۱۱م, ۱۳۸۸


علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را    که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین    به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند       چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ    به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن     که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من   چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب    که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان   چو علی که میتواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت   متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت     که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت    چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان    که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم     که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا ر
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی   به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»
ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب    غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

مرحوم شهریار در اشعار فوق بدرستی مقام و منزلت حضرت علی (ع) را  به ترسیم و هم به نوعی به تصویر کشیده اند . چرا که بیت بیت اشعار ایشان جلوه هائی از عظمت انحصاری او و تاریخ اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است که نیازی به توضیح ندارد.

از آنجا که ما ادعای شیعه علی (ع) داریم و این به مثابه آن است که اگر بخواهیم این ادعا را بدرستی پاس بداریم باید پای خود را درست جای پای علی بگذاریم  و همانطور که پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) در قسمتی از خطبه غدیر فرموده اند:

هان مردمان! از علی رو برنتابید. و از امامتش نگریزید. و از سرپرستی اش رو برنگردانید. او [شما را] به درستی و راستی خوانده و [خود نیز] بدان عمل نماید. او نادرستی را نابود کند و از آن بازدارد. در راه خدا نکوهش ، نکوهش گران او را از کار باز ندارد. او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و کسی در ایمان، به او سبقت نجسته. و همو جان خود را فدای رسول الله نموده و با او همراه بوده است تنها اوست که همراه رسول خدا عبادت خداوند می کرد و جز او کسی چنین نبود.

مطلب برای ما حجت می شود و انحراف از آن جایز نیست . در بیتی شهریار فرموده اند:

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من                  چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

وبدرستی علی (ع) تا این حد مواظب حقوق اجتماعی مردم بوده اند حتی اگر این مردم قاتل امیر المؤمنین و خلیفه مسلمین و جانشین بی واسطه پیامبر اسلام باشد !

بررسی این سفارش امیرالمؤمنین نشان می دهد که دین مبین اسلام برای زندگی شرافتمندانه بر اساس احترام کامل به حقوق اجتماعی و سیاسی امت و جامعه اسلامی از طرف خداوند جل و علی آمده است.

چارچوبی که همه اقشار در آن دارای امنیت و برخوردار از حق زندگی شرافتمندانه اند و جامعه ای که بر اساس دین مبین برپا می شود باید در آن حقوق امت کاملا رعایت شود حتی اگر عضوی از آن بزرگترین گناه تاریخ بشریت را انجام داده باشد ! برای همین موضوع هست که حفظ اسلام از حفظ جان امام زمان(عج) واجبتر و مهمتر است زیرا اسلام ظرفی است که همه دیگران و دیگر چیزها مظروف و جزئی از تشکیلات آنند.

چه می شود که پس از اتمام دوره خلافت امیرالمؤمنین (ع) آنچه از تاریخ سراغ داریم جای ظرف و مظروف عوض می شود و امثال این سفارش امیرالمؤمنین(ع) که در واقع سخن پیامبر(ص) و خداوند باری تعالی است وجزئی از مکتب اسلام است وجان و محتوای اسلام است به ورطه فراموشی سپرده می شود.

در طول تاریخ آنچه که بعد از شهادت علی(ع) سراغ داریم این بوده است که از نام و شمشیر اسلام برای استحکام حکومت اشخاص ، خاندان ، عشیره و قبیله استفاده شده است و بجز قیام های متفرقه ای که عمدتا ناموفق هم بوده است هیچ کدام برای حفظ اصل مکتب اسلام و یا همان اسلام ناب محمدی(ص) که امام امت فرمودند وبرپائی قسط و عدل نبوده است و بعضا از اعتقادات امت ها برای حکومت قشر خاصی سوء استفاده و سوء بهره برداری شده است و بهمین دلیل نیز ائمه هدی (ع) در مراجعات پیروان خود همیشه با این سؤال مواجه بوده اند که چرا قیام نمی کنید و حکومت اسلامی تشکیل نمی دهید؟ و ایشان نیز پس از تأملی می فرموده اند مگر چند شیعه واقعی که بگوئیم در تنور آتش وارد شود داریم که واقعا بدون تأمل هم وارد شود ! این مثال نه این است که فرد فقط دارای خاصیت جان فشانی باشد کافی است خیر – فرد باید علاوه بر جانفشانی توان جاری سازی احکام اسلام و حقوق مسلمین را نیز دارا باشد و تعدادآنها نیز  به اندازه نیاز جامعه اسلامی باشد . با توجه به عدم وجود علت کافی برای برپائی حکومت اسلامی، معمولا ائمه(ع) به نشر فرهنگ و حقوق اسلامی و تربیت دانش پژوهان جهت آماده سازی زمینه قیام و برپائی حکومت اسلامی ، پرداخته اند که بعضا دارای فرصتهای محدودی هم بوده اند.

امام خمینی در برپائی جمهوری اسلامی فرمودند که این تنها نسیمی از مکتب پربار اسلام است و تلاشهایی که در آینده برای رفاه مسلمین صورت خواهد گرفت کم کم مردم از برکات بیشتری برخوردار خواهند شد. امروز باید این موضوع را به گفتمان و چالش بکشیم که پس از ۳۰ سال حاکمیت پربرکت جمهوری اسلامی در ایجاد وضعیت مطلوب برای جامعه اسلامی ایران چقدر موفق بوده است و سهم ما در آن چقدر بوده و آیا در گذاشتن پای خود بر جای پای علی (ع) چقدر تلاش و کوشش کرده و آیا موفقیتی داشته ایم یا نه . یا نتائج اعمال ما و متولیان امور کشور و نظام و دولت موجبات رفاه بیشتر مردم را فراهم نموده است یا در ایجاد وضع معیشتی مردم چقدر تدبیر بخرج داده ایم و در چه موقعیتی از تثبیت بیشتر اسلام و احکام نورانی آن در کشور، منطقه و جهان هستیم .

وآیا ما چطور شامل این گفته پیامبر در قسمتی دیگر از خطبه غدیریه می شویم که فرمودند :

هان مردمان! علی را برتر دانید؛ که او برترین مردمان از مرد و زن پس از من است؛ تا آن هنگام که آفریدگان پایدارند و روزی شان فرود آید.

دور دورباد از درگاه مهر خداوند و خشم خشم باد بر آن که این گفته را نپذیرد و با من سازگار نباشد!

*اقتدایمان به مولایمان چقدر بوده است و چقد مقام ولایت را گرامی داشته ایم ؟! و ادامه دادند:

هان مردمان! در قرآن اندیشه کنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محکماتش نظر کنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند که باطن ها و تفسیر آن را آشکار نمی کند مگر همین که دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می دارم که: هر آن که من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من که سرپرستی و ولایت او حکمی است از سوی خدا که بر من فرستاده شده است.

هان مردمان! همانا علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ کوچک ترند و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ تر. هر یک از این دو از دیگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.

هان! بدانید که آنان امانتداران خداوند در میان آفریدگان و حاکمان او در زمین اویند.

هشدار که من وظیفه ی خود را ادا کردم. هشدار که من آن چه بر عهده ام بود ابلاغ کردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانید که این سخن خدا بود و من از سوی او سخن گفتم. هشدار که هرگز به جز این برادرم کسی نباید امیرالمؤمنین خوانده شود. هشدار که پس از من امارت مؤمنان برای کسی جز او روا نباشد.

والسلام علی عبادالله الصالحین

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 9.5/10 (2 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +2 (from 4 votes)
علی ای همای رحمت۹٫۵۱۰۲

یک پاسخ به “علی ای همای رحمت”

  1. نوشته شده توسط دارالمیزان در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۶:۰۱ ب.ظ

    اما ما نتوانستیم جا پای حضرت علی (ع) پا بگذاریم و دیدید که شد آنچه نباید میشد و اولین و بزرگترین حکومت شیعی در تاریخ اسلام به چالشی کشیده شد که گریز از آن بسیار مشکل و شاید نشدنی است .

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 3.7/5 (3 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +2 (from 2 votes)