آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره !

علی صابری آبان ۲۸م, ۱۳۸۸

با سلام

ایرانیان خوش سخن همیشه در مواقعیکه با نوعی بی مهری مواجه شده اند ، به نوعی نارضایتی خود را ابراز داشته اند و از آنجا که همیشه مردمانی حاضر جواب بوده اند واکنش های  خود را با کنایه ای تحت عنوان امروزی  ضرب المثل نشان داده اند .

مثلا زمانی که در مراودات خود با بازار در معامله ای احتمال غش می داده اند و یا اینکه دردلیل انتخاب طرف معامله خود چه در خرید و فروش کالا و یا معامله ای دیگر که امروزه سیاست نیز متأسفانه خود نوعی معامله ماهرانه و حرفه ای شده است و بنوعی دستخوش معاملاتی تحت عنوان تعامل سازنده و یا دلائل متعدد دیگر مثل همان ربا گرفتن و یا ربا دادنی که شیئی مثل یک قوطی کبریت برای کلاه شرعی ربا گرفتن و یا دادن  قاطی قضیه می کردند و شاید هم امروزه این قوطی کبریت که در قدما رسم بود مثلا به ماشین، رأی ، کمک به ساخت مسجد و یا پروژه های عمرانی و یا انواع اشیاء و بهانه های دیگر تبدیل شده باشد، هدیه ، کارخیر و… حاضر جوابی و یا ضرب المثلی اینچنین می گفتند ((آدم خوش معامله، شریک مال مردمه ! )) البته برای این جمله تفسیرهای متعددی می توان بیان کرد. این جمله هم می تواند در رد منکری ویا احتمال وقوع آن زده شود و هم در تأیید معروفی برای تشویق معروف و یا دلیل انتخاب درست طرف معامله و شاید هم شاخصی است برای کل مراودات فیمابین اجتماع از مراودات اجتماعی در یک خانواده و  مراودات سیاسی و اصول روابط بین المللی گرفته تا تعاملات تجاری و مالی و حقوقی .

(( آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه ! )) می بینید که از آنجائیکه کسی بنحوی بقول امروزیها سوتی داده است معمولا هزینه انجام شده و یا کار انجام شده را دو وبیشتر از دو بار تکرار می نماید. ضرب المثلهای ایرانی هم در معنی لغوی و هم در مفهم ادبی طوری ترکیب کلماتی دارند و قشنگ آمیزش یافته اند که دقیقا در یک جمله کتابی را مطلب در خود نهان نموده است .

یا  (( آدم زنده، زندگی میخواد ! )) اتفاقا با توجه به نظرات متعددی که در چگونگی رسیدگی به معیشت مردم در زمانهای مختلف مطرح بوده است چه در محافل دینی و ادبی و چه در محافل سیاسی و سودجوئی و غیره کارآیی مناسبی دارد  و نیز(( آدم گدا، اینهمه ادا ؟! )) و یا ((آدم گرسنه، خواب نان سنگک می بینه ! )) .

(( آرد خودمونو بیختیم، الک مونو آویختیم ! )) می بینید که این ضرب المثل اشاره به کسانی است که ماهی خود را از آب گرفته اند و چشم بسته چه به نفع باشد و چه به ضرر را دیگر کاری ندارند و با حسابی که دو دوتا شده است ده تا ، گلیم خودرا ازآب کشیده اند حال میخواهد این کاری که انجام می دهند به ضرر دیگران باشد یا بنفع آنان  کاری ندارند –  آرد خودمونو بیختیم ، الک مونو آویختیم هر چه شود باداباد.

ویا (( آرزو بر جوانان عیب نیست ! )) – آستین نو پلو بخور ! – آسوده کسی که خر نداره ،  از کاه و جووش خبر نداره ! -  آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه ! – آش نخورده و دهن سوخته !  – آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی !  -این قافله تا به حشر لنگه !  – اومدم ثواب کنم ، کباب شدم – اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه !  – اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم !    و الی آخر.

امروز نا خودآگاه به فکر فرورفته بودم  و نگرانی داشتم که نمی دانستم از چیست . گهی گفتم نکنه کارهای روزمره ام عقب هستم که نبود گفتم کسی مرده یا زنده شده که نبود هی…. تا اینکه یافتم اینکه چند شب است که در باره طرح بزرگ تحول اقتصادی مطالعه و نظرات چپی و راستی ، کجی و مستقیم ، خودی و غیر خودی ، معمم و فکلی ، ریشو و دو تیغی و خلاصه نظرات همه کس و کسان را تماما بدون حب و بغض خوانده ام و وارسی کرده ام و دیشب با تنها نتیجه اینکه این طرح فقط طرح تحمل بزرگ اقتصادی است – پرونده مطالعات شبانه چند و چندین شبه خود را بسته ام . تا خدا چه خواهد.

قبلا مطلبی هم نوشته بودم و باز هم تأکید دارم که این طرح دارای ابعاد ، عوامل ، فاکتورها ، ساختار و بینش و روش هاو نتائج مثبت و  گونه گونی است که در نوع خود نیز بی نظیر است ولی نتیجه اینکه هیچ شرائطی برای پیاده شدن آن در اقتصاد ایران فراهم نیست و بجز فقر و تنگدستی و بالا رفتن جرم و جنایت و فاصله طبقاتی وحشتناک هیچ نتیجه ای ندارد . و می بینید که در بین مسئولان محترم دولت و نمایندگان عزیز نیز چقدر آمد و شد و طرح و بدل و تعامل و جدل و دلهره ها و … فراوان شده و فراوانتر هم می شود چرا ؟ برای اینکه همه از عواقب وخیم آن در سرنوشت ملت خبر دارند  اما در تعارف یکدیگر گیر کرده اند.               ما        امید واریم مجلسیهای محترم قولهای خود به مردمشان را بیشتر از این به فراموشی نسپارند و دولتی های عزیز هم  سخنان گهر بار رهبری معظم انقلاب اسلامی در شروع دولتین نهم و دهم را به جایگاه فراموشی نسپارند و واقعا نگذارند  آب گل آلود شود.

از اصل مطلب دور شدم – خلاصه از حالت نگرانی  با اینترنت خود را مشغول کردم و بالاخره آرامش و رفع تشدید نگرانی  را در گفتارها و ضرب المثل های بی غل و غش ایرانی  یافتم.

اینک ضرب المثلهای حرف آ  و الف را ذیلا می آورم تا اگر فرصتی بود و حوصله ای یکی یکی حروف دیگر را نیز به چالش و تحریر بکشانم . البته شما عزیزان هم می توانید ادامه این بحث را در حروف دیگر و یا همین حرف تداوم بخشید . انشاءالله

 

حرف « آ »

 

آب از دستش نمیچکه !

آب از سر چشمه گله !

آب از آب تکان نمیخوره !

آب از سرش گذشته !

آب پاکی روی دستش ریخت !

آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم !

آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره !

آب زیر پوستش افتاده !

آب که یه جا بمونه، میگنده .

آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری !

آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه چه صد نی !

آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه !

آب نمی بینه و گرنه شناگر قابلیه !

آبی از او گرم نمیشه !

آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد !

آخر شاه منشی، کاه کشی است !

آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه !

آدم بد حساب، دوبار میده !

آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره !

آدم خوش معامله، شریک مال مردمه !

آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه !

آدم زنده، زندگی میخواد !

آدم گدا، اینهمه ادا ؟!

آدم گرسنه، خواب نان سنگک می بینه !

آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه !

آرد خودمونو بیختیم، الک مونو آویختیم !

آرزو بر جوانان عیب نیست !

آستین نو پلو بخور !

آسوده کسی که خر نداره — از کاه و جوش خبر نداره !

آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه !

آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی نمک !

آش نخورده و دهن سوخته !

آفتابه خرج لحیمه !

آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی !

آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه !

آمدم ثواب کنم، کباب شدم !

آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد !

آنانکه غنی ترند، محتاج ترند !

آنچه دلم خواست نه آن شد — آنچه خدا خواست همان شد .

آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه ؟!

آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه !

آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه !

آنقدر مار خورده تا افعی شده !

آن ممه را لولو برد !

آنوقت که جیک جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود ؟

آواز دهل شنیده از دور خوشه !

 

 

 

حرف « الف »

 

 اجاره نشین خوش نشینه !

ارزان خری، انبان خری !

از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم !

از اونجا مونده، از اینجا رونده !

از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره !

از این امامزاده کسی معجز نمی بینه !

از این دم بریده هر چی بگی بر میاد !

از این ستون بآن ستون فرجه !

از بی کفنی زنده ایم !

از دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !

از تنگی چشم پیل معلومم شد — آنانکه غنی ترند محتاج ترند !

از تو حرکت، از خدا برکت .

از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !

از خر افتاده، خرما پیدا کرده !

از خرس موئی، غنیمته !

از خر میپرسی چهارشنبه کیه ؟!

از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بده !

از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی !

از دور دل و میبره، از جلو زهره رو !

از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه !

از شما عباسی، از ما رقاصی !

از کوزه همان برون تراود که در اوست !  (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند ))

از کیسه خلیفه می بخشه !

از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند !

از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد !

از ماست که بر ماست !

از مال پس است و از جان عاصی !

از مردی تا نامردی یک قدم است !

از من بدر، به جوال کاه !

اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم !

از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن !

از هر چه بدم اومد، سرم اومد !

از هول هلیم افتاد توی دیگ !

از یک گل بهار نمیشه !

از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه !

اسباب خونه به صاحبخونه میره !

اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمیشمرند !

اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور !

اسب دونده جو خود را زیاد میکنه !

اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده !

اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند !

استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار ؟!

اصل کار برو روست، کچلی زیر موست !

اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد !

اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن !

اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره !

اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وختی !

اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد !

اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید !

اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم !

اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز !

اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد !

اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود !

اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله !

اگر دانی که نان دادن ثواب است — تو خود میخور که بغدادت خرابست !

اگه دعای بچه ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی موند !

اگه زاغی کنی، روقی کنی، میخورمت !

اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی !

اگه علی ساربونه، میدونه شترو کجا بخوابونه !

اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد .

اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره !

اگه لر ببازار نره بازار میگنده !

اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشکن !

اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه !

اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می کشه !

اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم !

اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد !

اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یکساعته شوهر میده !

اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر !

امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری !

امان ازدوغ لیلی ، ماستش کم بود آبش خیلی !

انگور خوب، نصیب شغال میشه !

اوسا علم ! این یکی رو بکش قلم !

اولاد، بادام است اولاد اولاد، م%keywords=

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 9.5/10 (4 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +4 (from 4 votes)
آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره !۹٫۵۱۰۴

Comments are closed.