«بابا آب داد». بنویس پسر بابا!

علی صابری آبان ۲۳م, ۱۳۸۸

سلام – شکی نیست که کلیه دست اندرکاران نظام مقدس جمهوری اسلامی بنحوی وامدار شخص و شخصیت شهید بزرگوار مرحوم  سیدمحمدحسین بهشتی رحمت الله علیه هستند و بدرستی حضرت امام (ره) او را یک ملت برای ملت نامیدند.

با پیروزی انقلاب اسلامی واستقرار نظام، کلیه زحمات مدیریتی در ارکان و بدنه نظام بر دوش شهید بهشتی هم در تدوین تئوری ها و هم درترسیم ساختار و روشها و هم در تعلیم عملیات اجرائی کشور بود بنحوی که خود یک تنه در تثبیت و قانونمند نمودن منویات امام (ره) و اصول تفکر اسلامی و شیعی و قانون اساسی کشور در تمامی مراجع قانون گذاری و تصمیم گیری نهایت تلاش و مهارت ستودنی خود را بکار برد و موفق شد چارچوب نظام و کشور را مهندسی و پایه گذاری نماید . این شخصیت سترگ کسی بود که به همه انقلابیون و متولیان نظام یاد داد که باید چگونه مدیریت کرد و در امور اجرائی چطور در کشاکش مشکلات و بوروکراسی اداری در حل و فصل کردن مشکلات کشور و مردم عمل زده و منفعل نشد و قدرت و ریاست را خدمتی بعنوان مستخدم ملت دانست و از شر ریاست طلبی آن بر حذر بود.

او به خوبی مکتب علی (ع) را آموخته بود و بر آموخته های خود در تمامی جوامع دنیا با عمل ها و عکس العمل های معنوی و مادی آمیخته و روشهای حکومتی و حکومتداری و کنش و منش حاکمان را به تئوری تبدیل کرده و آنرا در نظام جمهوری اسلامی به متولیان عرضه نمود  بطوری که در پیاده نمودن اصول و قواعد کار عملا متولیان ارکان نظام و دولت را رهنود اجرائی و عملی ارائه داد و اگر کسی امروزه افتخار خدمتی در نظام را دارد و چیزی بلد است بنحوی وامدار معمار و مهندس نظام، شهید بهشتی است که همه چیز را با قاعده و مهندسی کار و سنجش امور با احکام اسلام و منویات امام (ره)  لحاظ می نمود . خدایش رحمت نماید که اجازه نمی داد از هر وسیله برای رسیدن به هدف استفاده کرد و می گفت اسلام دین صداقت است و نمی شود از غیر آن برای رسیدن به هدف گر چه مقدس باشد بهره گرفت . قداست را در حقیقت می دید  و سلامت را در راستی . یادم می آید که در مقابل همه دروغگویان و منافقین و بدخواهان ایشان در دفاع از ایشان ، این شعار سرلوحه شعارهای ما و بچه های انقلاب بود: درود بر سه یاور خمینی : هاشمی و دو سید حسینی . دوستان یادتان هست که همیشه در کنار عکسهای  امام عکس مشترک این سه بزرگوار در یک پوستر یا تراکت بود. و تنها تصاویری که مردم در مناسبتهای انقلاب بصورت حجیم آنرا بر سردستها داشتند ایندو تصویر(امام وسه یاورش) بود .

بهمین مناسبت خاطراتی  از شهید بهشتی عزیز که در کتاب صد دقیقه تا بهشت آمده است را ذیلا جهت بهره برداری خوانندگان عزیز  ارائه می نمایم :

طلبه جوان هر روز می‌رفت دبیرستانها درس انگلیسی می‌داد. پولش هم می‌شد مایه امرار معاش. می‌گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می‌فهمم و با شجاعت بیشتری می‌تونم نقد کنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می‌کرد.

***
از بهشتی پرسید؛ روحانی هم می‌تونه تو شورای شهر بره؟ گفت: روحانی همه جا می‌تونه بره به شرط اینکه علم اون رو داشته باشد نه اینکه تکیه‌اش به علوم حوزوی باشه.

گفت: صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر کاری رو نمی‌ده.

***
صبح بود، یه اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خونه بهشتی. یه نگاهی و براندازی کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، یکی گفته بود خونه بهشتی کاخه. یکی دیگه گفته بودند هشت طبقه است. راننده بهشتی‌شناس بود. همه رو آورده بود دم خونه گفته بود حالا ببینید و قضاوت کنید.

***
بنی‌صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بنی‌صدر تخلفی نکرده باید زود آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می‌کنم. بهشتی می‌گفت: هر یک ثانیه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه.

***
به جمع رو کرد و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست‌وزیری می‌خوره. حیف که التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود.

تو بدترین حالت هم، انگشت می‌گذاشت روی نکات مثبت.

***
الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه!

بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌کنه نه دروغ!

***
بهشتی اسم جوان رو داده بود برای شورای صدا و سیما. گفته بودند ولی این مخالف شماست، کلی علیه شما دنبال سند بوده! گفت: او جویاست و کنجکاو. چه اشکالی دارد که سندی پیدا کند و مردم رو آگاه کند.

***
همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند که بهشتی رو بیاره. اومده بود که آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش.

اخم باهنر رو که دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم.
***
به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساک خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.»

قاضی رو توبیخ کرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات…

***
مترجم ترجمه کرد؛ «هیأت کوبایی می‌خواهند با شما عکس یادگاری بگیرند». همه ایستاده بودند تو کادر جز مترجم! پرسید مگه شما نمی‌آیی؟ گفت: همه می‌دونند من توده‌ایم، برای شما بد می‌شود. خندید؛ باید شما هم باشید، دقیقاً کنار من! کادر کامل شد.

***
گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.

***
رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت…

***
با بی‌ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یک مسلمان اینطور حرف بزنی.

هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: شریعتی که جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.

***
اومده بودند در خانه بهشتی که یک مقام سیاسی خارجی می‌خواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیکته بگویم. جمعه‌ام متعلق به خانواده است.

نرفته بود. «بابا آب داد». بنویس پسر بابا!

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 9.3/10 (4 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +6 (from 6 votes)
«بابا آب داد». بنویس پسر بابا!۹٫۳۱۰۴

۱۸ پاسخ به “«بابا آب داد». بنویس پسر بابا!”

  1. نوشته شده توسط الهیاری در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱:۱۷ ب.ظ

    باسلام
    اموزنده وجالب بود .امیدواریم سیاسیون جنگ های زرگری رو تموم کنند واز شخصیت هایی مانند شهید
    بهشتی درس بگیرند

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +5 (from 5 votes)
  2. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۴:۰۶ ب.ظ

    سلام
    حال اون پسری که شهید بهشتی بهش دیکته می‌گفت چطوره؟
    این بابا به بچه‌اش آب داد. بعضی‌ها به آقازاده‌هاشون فقط نان می‌دن.

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 5.0/5 (2 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +3 (from 3 votes)
  3. نوشته شده توسط باپیرو در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۴:۳۵ ب.ظ

    دمتون گرم جناب صابری. بسیار جالب و بجا بود. جامعه‌ی بحران زده‌ی امروز ایران محتاج رفتار و منش بهشتی‌هاست. ولی متاسفانه بعد از ۳۰ سال به اینجا رسیده‌ایم. افسوس…

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 5.0/5 (2 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +3 (from 3 votes)
  4. نوشته شده توسط ایرانی در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۸:۵۵ ب.ظ

    بهشتی روحانی ای بود که دستاوردهای فرهنگ غرب را واقعا از نزدیک لمس کرده بود. او روحانی ای نبود که از توی یک حجره جهان بینی کند بلکه جهان را واقعا دیده بود

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  5. نوشته شده توسط محمد رضا در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۳۹ ب.ظ

    پسر بابا : پدر دیدی چه کردند؟
    پدرجان بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم، چون نمی گذارند صدایم شنیده شود.
    پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.

    تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
    بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
    از مرده ات هنوز پرهیز می کنند
    ……
    خاکستر تو را
    باد سحرگان
    هرجا که برد
    مردی زخاک رویید

    بخشی ازنامه دکترعلیرضابهشتی به پدرشهیدش دکتربهشتی ، هفتم تیرماه ۱۳۸۸

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  6. نوشته شده توسط بدیعی در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۲:۵۷ ق.ظ

    مطلب زیبا وقابل استفاده ای بود.نگذاریم همسنگران بهشتی را با چوب تهمت ازدایره انقلاب بیرون کنند.

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  7. نوشته شده توسط جواد صفایی در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۶:۵۳ ق.ظ

    درود فراوان بر آقای صابری عزیز
    آقای رفسنجانی به شهید بهشتی گفت با این تهمت ها چه می کنی؟ گفت: این آسیاب به نوبت است نوبت توهم می شود…
    حرفی جز همان که پیشنر گفتم ندارم:آن آزاد راه را به خیابان…خیابان را به کوچه..و کوچه را نیزکه اخیرن به معبری تنگ وتاریک تبدیل کردند معماران بزرگراه! تاریخ عجیب تکرار شدنی ست.

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  8. نوشته شده توسط عقیل شبانی‌نژاد در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۷:۴۵ ق.ظ

    حلال زادهای بود .
    چه نیکو درسش را پس داد آن پسری که بابا الفبای زندگی یادش داد . راستی هنوز زندان است یا آزاد شده ؟ شما خبری ندارید ؟

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  9. نوشته شده توسط ...:::محسن:::... در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۸:۴۳ ق.ظ

    ای ول آقای صابری . جالب بود . من تا حالا این چیزارو نمی فهمیدم دستت درد نکنه .
    تو ایم مملکت ، اینجور بهشتی ها به ندرت پیدا میشن

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  10. نوشته شده توسط صابری در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۹ ق.ظ

    شهداء شمع محفل بشریتند :
    شهدا ستارگانی در کهکشان هستند که با تمسک به آنها راه را می توان یافت .
    شهدا فرشتگانی بودند که در فرش زیستند که فرشیان را هادی و راهنما باشند .
    ———————————————–
    )) شهادت هنر مردان خداست – امام خمینی ره))
    شهید بهشتی : ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت
    ———————————————–
    قلم برخیز سر در پیش گیریم
    بیا از فرط این خجلت بمیریم
    چه مردانی از این وادی گذشتند
    شبی رفتند و دیگر بر نگشتند
    چه مردانی ! قلم یادآوری کن
    میان ما و ایشان داوری کن
    کجا مانند ایشان می توان یافت
    کجا مردی پریشان می توان یافت
    همه در بند آب و نان اسیریم
    حقیر اندر حقیر اندر حقیریم
    شهیدان فکر آب و نان نکردند
    خدای خویش را پنهان نکردند
    در هفت آسمان را باز کردند
    در آن سوی زمان پرواز کردند
    = حریم عشق را درگه بسی بالا تر از عقل است – درگه عشق .
    و اما :
    شهیدان نیزبه قدرت پشت کردند
    در رحمت ز روی خود گشودند
    شهیدان زبی انصافیها رهیدند
    چه تهمتها که بر خود چشیدند
    ولی گاهی تقابل بر مثل نکردند
    بناگه خود را به وجه الله دیدند
    کنون بر مسند آنان نشستیم
    و زآن ست بر بام قدرت پا نهادیم
    ندانسته بانگ ان الحق بر طبل کوفتیم
    صدای دین هم بدان آویز کردیم
    چه حاجتها پس آن بر گرفتیم
    ولی افسوس از آنان دور و دورتر
    کماکم عشق آنان را زدل گرفتیم
    تصاویرشان را نیز ز محفلها زدودیم
    همان روزی که آنان ز سر درها،
    گرفتند عکس رهبر بر فرش کوفتند
    چه تفریط ها در کار، جسارتها نمودند
    شدست امروزنتیجه، این بخت بر افراط
    نه آن تفریط برآنان خوش آمد
    نه این افراط بر آنان خوش آید
    ره خیر امت بر صراط است
    ره اوسط ره با ثبات است .

    UA:F [1.8.2_1042]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    UA:F [1.8.2_1042]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  11. نوشته شده توسط غریبی در وطن در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۴۶ ب.ظ

    رندان تشنه لب را ابی نمی دهد کس
    گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
    .
    .
    .

    چوب الف بر سر ما
    خصوصن اگه با اب هم باشه

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  12. نوشته شده توسط مستر در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۹:۱۵ ب.ظ

    با ذکر منبع بود جالبتر بود

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 1.0/5 (1 vote cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  13. نوشته شده توسط صابری در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۹:۴۶ ق.ظ

    جناب مستر با سلام
    ۱ – اصل نوشته توسط اینجانب می باشد و چند جمله خاطرات از شهید بهشتی نیز همانطور که در متن آمده است از منبع کتاب صد دقیقه تا بهشت ذکر گردیده است .
    ۲ – در اظهار نظری نیز که به نام صابری ذکر شده است قطعه شعر اول همانطور که در ذیل آن ذکر شده است از منبع درگه عشق میباشد و شعر دوم (از و اما:) از اینجانب است که حاشیه ای بر درگه عشق زده ام.
    برادر جان (چون مستر مذکر است) خوب است متن را بدقت مطالعه فرمائید و رهنمود ارائه دهید تا شاید درخور حاشیه ای و بهانه ای برای بیدار شدن ذوق ما باشد. باتشکر
    ***
    *********از دوستان و کاربران عزیزو بسیار محترمی که اظهار لطف از بزرگمنشی خود نموده اند نیز کمال تشکر را دارم .
    * و همیشه یادمان باشد که انقلاب فرخنده و پر بار و برکت اسلامییمان بسی موجبات رشد و پیشرفت و بالندگی در حوزه های عمران و آبادی ، فرهنگ و آموزش و تغییرات وسیع در سطوح زندگی مردم چه در منطقه و چه در کشور بوده است و در سطح بین المللی نیز توانسته بعنوان یک قدرت قابل توجه و مهم و تأثیرگذار مورد پذیرش جهانیان قرار گیرد. و مسلم است که این وجهه روئیده شده از خون شهدای گرانقدر و ایثارگری ایثارگران و خانواده معزز آنان و تدابیر امام ، رهبری ، تفکر اسلامی و شیعی بوده است و این است که برای ما تک تک و بطور جمع تکلیف ایجاد می نماید که هوشیار باشیم که آنچه بدست آورده ایم خیلی گرانسنگ و گرانقدر وپرارزش است و می بایست از آن پاسداری و حراست کنیم و با روشنگری در کلیه زمینه ها نگذاریم این درخت تنومند دچار آسیب و گزند شود چه از طرف خودی ها و چه ناخودی .بله تفسیر از خودی و غیر آن بسیار است وبرداشت از آن گونه گون که می توان با بصیرت سره را از ناسره تشخیص داد و چه بسا کسان و تشکیلات هائی هستند که حامیی در پوسته اند ولی از مغز برای انقلاب سترگ اسلامی خوره ای بیش نیستند .
    همانطور که عمدتا وجه ی ارشادی مکتب اسلام را که بسیار ساده تر است بیشتر بکار می بریم و علاقه مندیم ولی از کار فرهنگی و فرهنگ سازی بخاطر زحمات شاق آن دوریم که نتیجه همین می شود که امروزه شما و نسلی را و کثرتی را ناراحت کرده بطوری که این ناراحتیها موجب شده که بعضا بر اصل مطلب که مورد علاقه بی چون و چرای همه است نیز علیرغم میل باطنی خورده بگیریم .
    احتمالا برای بالندگی بیشتر انقلاب و قدر شناسی از این نعمت بزرگ الهی ، این تکه از تاریخ کشور و انقلاب نیز بایست تجربه و طی می کردیم که در کشاکش انقلاب مجربتر شویم . جا دارد که این موضوع را طی مقاله ای مستقل مورد تحریر و کنکاش قرار دهیم حالا اول شما عزیزان و اگر غفلت کردید ، بنده به آن خواهم پرداخت . انشاءالله

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  14. نوشته شده توسط گل یه جمالت در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۸ ق.ظ

    آقای صابری واقعا دمت گرم .
    دوست عزیز آقای اسدپور می خوای بدونی به آقازاده شهید بهشتی چی دادند . به جرم زدن حرف حق آب خنک دادند . می خوای بدونی کی داد؟ همونایی که سال های ۵۷ تا ۶۰ به باباش تو سخنرانی هاشون هزاران اتهام بستند و چه توهین ها که نکردند.خدا بیامرزه شهید بهشتی

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  15. نوشته شده توسط مرحوم فردوسی در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۹:۰۹ ق.ظ

    به یزدان که گر ما خرد داشتیم …..
    در این خاک زرخیز ایران زمین نبودند جز مردمی پاک دین
    همه دینشان مردی و داد بود – وز آن کشور آزاد و آباد بود
    چو مهر و وفا بود خود کیششان – گنه بود آزار کس پیششان
    همه بنده ناب یزدان پاک – همه دل پر از مهر این آب و خاک
    پدر در پدر آریایی نژاد – ز پشت فریدون نیکو نهاد
    بزرگی به مردی و فرهنگ بود – گدایی در این بوم و بر ننگ بود
    کجا رفت آن دانش و هوش ما – که شد مهر میهن فراموش ما
    که انداخت آتش در این بوستان – کز آن سوخت جان و دل دوستان
    چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟ – خرد را فکندیم این سان زکار
    نبود این چنین کشور و دین ما – کجا رفت آیین دیرین ما؟
    به یزدان که این کشور آباد بود – همه جای مردان آزاد بود
    در این کشور آزادگی ارز داشت – کشاورز خود خانه و مرز داشت
    گرانمایه بود آنکه بودی دبیر – گرامی بد آنکس که بودی دلیر
    نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت- نه بیگانه جایی در این خانه داشت
    از آنروز دشمن بما چیره گشت – که ما را روان و خرد تیره گشت
    از آنروز این خانه ویرانه شد – که نان آورش مرد بیگانه شد
    چو ناکس به ده کدخدایی کند – کشاورز باید گدایی کند
    به یزدان که گر ما خرد داشتیم – کجا این سر انجام بد داشتیم
    بسوزد در آتش گرت جان و تن – به از زندگی کردن و زیستن
    اگر مایه زندگی بندگی است – دو صد بار مردن به از زندگی است
    بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم – برون سر از این بار ننگ آوریم

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: +3 (from 3 votes)
  16. نوشته شده توسط مرحوم فردوسی در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۹:۱۲ ق.ظ

    این شعر بالا رابخونید دیگه دعوا سر هیچ و پوچ نکنید.

    خانه از پایبست ویران است خواجه درفکرنقش ایوان است

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  17. نوشته شده توسط صادقی در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۶:۳۵ ب.ظ

    آآقای فردوسی راست گفته(اون فردوسی) مشکل ما اینه که هیچکی فکر ایران نیست ملی گرایی شاید بدیهای داشته باشه ولی بهتر از بیگانه پرستیه

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  18. نوشته شده توسط تنیر خرون در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۶:۴۳ ب.ظ

    جناب گل یه جمالت
    آقای بهشتی چند روز اب خنک خورد ولی سریع آزاد شد سعید شریعتی (بچه اسمش رو نبر) پس از ۱۰۰ روز بازداشت انفرادی با قد ضمانت آزاد شد احتمالا چند روزی هم بچه مطهری رو بفرستند زندان که قشنگ ثابت بشه هر انقلابی بچه های خودش رو میبلعه

    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    UN:F [1.8.2_1042]
    Rating: 0 (from 0 votes)