آئینه
علی صابری آبان ۲م, ۱۳۸۸
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود«دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنیم.»
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است.
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مىشد هیجان هم بالا مىرفت. همه پیش خود فکر مىکردند: «این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»
ادامه : http://www.alisaberi.blogfa.com/post-41.aspx
باسلام به آقای صابری
به نظرم جهت معرفی وبلاگتان به دوستان بهتراست درقسمت پیوندهای سایت به آن لینک دهید ، نه اینکه بخشی ازمطالب خودتان را درصفحه اصلی سایت تراکمه قراردهید وخواننده راجهت خواندن ادامه مطالب به وبلاگتان ارجاع دهید.صدالبته تانظرمدیران سایت تراکمه چه باشد!!.به هرحال این رانتی است که خود دراختیار نویسندگان سایت قرارداده اند .(مستحضریدکه فقط نویسندگان فهرست شده درصفحه اصلی سایت حق انتشارموضوع درصفحه اصلی سایت تراکمه رادارند واین دسترسی برای تمام کاربران وجودندارد.)
منبع :
http://nahabmu.ir/article.aspx?gidview=4514
سلام آقای صابری
خسته نباشید
والا من که خیلی خوشم اومد
خیلی جالب وآموزنده بود
منم با محمد رضا موافقم .این سایتجهت معرفی کردن وبلاگ نیست .از یه راه دیگه هم میتونید وارد بشین.
واسه چی شما انقدر منفی باف هستین؟
چرا همتون گیر دادین به وبلاگ آقای صابری
همیشه نیمه پرلیوان رو ببینین