سنگ فرش هر خیابان از طلاست!!!
بهرام کشتکار مرداد ۱۲م, ۱۳۸۹
چند مدت قبل کتابی خریداری نمودم و وقتی مطالعه نمودم متوجه شدم تمام این کتاب سرشار از درس ها و پند های آموزنده است . علی رغم اینکه ما پیشوایان دینی بزرگی چون حضرت علی (ع) با کتابی مانند نهج البلاغه داریم که بسیار مطالب با ارزشتر و گرانبهاتری در آن می باشد ، لیکن نوشته های امروزی این کتاب برای من بسیار جالب بود و اکنون که مطلبی تحت عنوان یک فقر که احساس می شود در سایت دیدم بر آن شدم مروری بر نوشته های این کتاب بزنم و در پایان هم نکاتی یاد آور شوم : « کیم وو چونگ » رئیس هیئت مدیره و مؤسس تشکیلات « دیوو » در ۱۹ دسامبر ۱۹۳۶ در شهر « تا اگو » کره به دنیا آمد. او پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در سال ۱۹۶۰ موفق به اخذ دانشنامه اقتصاد از دانشگاه « یا نسی » کره گردید. پس از یک سال خدمت در شورای توسعه اقتصادی کره که یک ارگان دولتی است کار تجاری خود را در شرکت صنایع « هان سانگ » آغاز نمود و تا قبل از سال ۱۹۶۷ که خود « شرکت صنایع دیوو » را تأسیس کرد در این شرکت تا مقام مدیریت ارتقاء پیدا کرد. در حال حاضر شرکت « دیوو » از طریق بیش از ۷۰ شعبه و نمایندگی رشته های مختلف صنعتی از قبیل احداث ساختمان، کشتی سازی، تولید وسایل نقلیه، ماشین آلات سنگین و سبک، آرم ماشین، دستگاه های مخابراتی ، محصولات الکترونیکی، وسایل خانه، منسوجات در داخل و خارج از کشور فعالیت داشته و با نقاط مختلف جهان مناسبت تجاری برقرار نموده است. شرکت « دیوو » با بیش از ۹۱،۰۰۰ پرسنل دائم و فروش ۲۲ بیلیون دلار طی سال ۱۹۹۰، طبق گزارش روزنامه فورچون، مقام چهل و پنجمین شرکت صنعتی بزرگ جهان را به خود اختصاص داده است.
آقای کیم در سال ۱۹۷۸ ضمن اهداء کلیه دارایی خود « بنیاد دیوو » را تأسیس نمود. این بنیاد غیر انتفاعی بوده و تا به حال ۵ بیمارستان عمومی روستایی در کره تأسیس و اداره نموده است. ضمناً آقای کیم تا کنون جوایز بیشماری دریافت نموده و از طرف تعدادی از دانشگاههای معروف، دکترای افتخاری به ایشان اعطاء گردیده است. کتاب ” سنگفرش هر خیابان از طلاست ” ازتاریخ انتشار یعنی اوت ۱۹۸۹ تا دسامبر ۱۹۹۱ جمعاً ۰۰۰/۲۵۰/۱ نسخه فروش داشته است.
تاریخ از آن کسالنی است که آمال و هدف دارند :
در میان همه چیزهایی که جوانی به همراه دارد مهمترین آن ها آرزوهاست. مردانی که آرزو و هدف دارند فقر نمی شناسند، زیرا شخص به اندازه هدفهایش ثروتمند است. جوانی دورانی از زندگیست که حتی اگر شخص هیچ چیز نداشته باشد ولی هدف داشته باشد نیازی به رشک و غبطه خوردن ندارد. آرزوها، اهداف، آمال و امیدها قدرتهایی هستند که با آنها می توان جهان را متحول ساخت. مردمی که هدف دارند، جوامعی که دارای هدف هستند، ملت هایی که برنامه دارند سرانجام اهدافشان به واقعیت منتهی می شود. کشوری که برای رسیدن به اهدافش همه مردم را به مشارکت بگیرد قهرمان تاریخ خواهد شد. اطمینان دارم تمام کسانی که امروزه سرنوشت جهان را شکل می دهند کسانی هستند که دیروز در دوران جوانی برای زندگیشان هدف داشته اند.
آرزو اشخاص را می سازد و شخصیت او را کنترل می کند. آرزو مانند سکان کشتی جهت حرکت را مشخص می سازد. سکان یک کشتی نسبت به خود آن ممکن است خیلی کوچک باشد و دیده نشود ، اما مسیر حرکت یک کشتی عظیم را کنترل می کند.
شخصی که از اهداف و آرزوهایش از محدوده آسایش و رفاه شخصی فراتر نمی رود بسیار دردناک تر و تأثرانگیزتر از فردی است که اصلاً هدف و آرزویی ندارد.او از ارزش و اهمیت جوانی آگاهی ندارد. اگر شما هدف دارید که امبدوارم داشته باشید، با تمام قدرت آن را پرورش بدهید زیرا امید و آرزوی شما تعیین کننده مسیر زندگی شماست.
جوان بی هدف جوان نیست. آرزو برای جوانان بسیار با اهمیت و ضروری است. تاریخ متعلق به کسانی است که در زندگی امیدهای بزرگ دارند.
شما به فلسفۀ زندگی زندگی نیاز دارید :
واقعاً خطری بالاتر از این در جهان وجود ندارد که ما به جای صفت پسندیده خوش بینی، بدبینی یعنی متضاد آن را انتخاب کنبم. تصور می کنم تا اندازه ای بتوان تجارت را یک جنگ خونین پنداشت. هر اندازه یک امر تجاری بزرگتر باشد، دامنۀ جنگ وسیعتر بوده وباید بهای بیشتری در ازای آن پرداخت. در این فرآیند اگر تاجر مأیوس و دچار بدبینی شود لحظۀ پایان رشد و پیشرفت او فرا رسیده است.
مهارت و دانش مدیریت لازمۀ هر فعالیت اقتصادی جدید است کسانی که دلشوره پیدا کنند که « ممکن است به نتیجه نرسیم » یا « اگر موفق نشویم چه خاکی بر سرمان بریزیم » صلاحیت ندارند که یک تاجر واقعی همان را به صورت جرقه ای می بیند که می تواند آتشی را بیافروزد. دنیای تجارت آنگونه نیست که اگر یک را با یک جمع کنی دو به دست بیاوری ، ممکن است در جایی یک تبدیل به ده شود یا ده تبدیل به پنجاه گردد.
نیاز ااسی برای تبدیل « ممکن ها » به واقعیت ها چیزی است که باید همگام با آن ایجاد شود و آن فداکاری و از خودگذشتگی است. ظاهر و باطن شما باید با هم همساز باشند، هدفهایتان باید به بلندای قامتتان و صبر و بردباریتان به وسعت تمام وجودتان باشد. برای اینکه درون و بیرونتان یکسان، پرشکوه و متعالی شود باید برای خود فلسفه زندگی داشته باشید، اغلب مردم وقتی کلمه ی « فلسفه » به گوششان می خورد فکر می کنند فلسفه چیزی خارج از دسترس و بسیار مشکل و پیچیده است. این مهم نیست که شما چکاره هستید، فقط خود را در مسیر اصلی زندگی قرار دهید، و به خاطر منافع جامعه در آن غوطه ور شوید. همین کافی است.
جوانی همان آمال و آرزوهاست. جوانی مرحلۀ تحقق پذیری ممکن هاست، ادا قبل از آنکه تحت جاذبیت ممکن ها قرار بگیرد وجود یک بینش فلسفی برای روند حرکت زندگیتان بسیار ضروری و با اهمیت است.
امروزه یک روند فکری آشفته ای در افراد به وجود آمده که فقط طالب سودها و درآمدهای سهل الوصول هستند. شاید به خاطر همین است که مردم با به دست آوردهای اندک، قانع و خشنود می شوند. همواره به دنبال آسایش کوتاه مدت و زودگذر هستند. به جای اینکه جسارت و شهامت مبارزه با مشکلات را در خود پرورش داده تا در دراز مدت و در سطوح بالاتر کسب موفقیت نمایند و مسیری را انتخاب کنند که دربردارنده فلسفه زندگی باشد، به کارهایی قانع می شوند که فقط منافع کوتاه مدت را تأمین می کند.
برخلاف این نظر امروز انگیزۀ اصلی کارکنان برای اشتغال در شرکت دیوو امنیت شغلی این شرکت است، جاذبۀ شغلی که بعضی از شرکتها در افراد به وجود می آورند از مزایای بیشتری که سایرین می دهند بیشتر است.
تاریخ از آن کسانی است که آمال و هدف دارند
شما به فلسفه زندگی نیاز دارید
تصمیم گیری
وقتی یک کار تجاری می خواهد انجام بشود شما با تصمیم گیری های مختلفی روبرو می شوید . بعضی اوقات این تصمیمات خیلی ساده هستند، و بعضی اوقات هم یک تصمیم می تواند تمام آینده شرکت را تحت الشعاع قرار بدهد.
مهم نیست که موضوع چه باشد، این وظایف مدیران سطح بالای اجرایی است که تصمیم نهایی را بگیرند. طی سالیان دراز، من با همکاران بیشماری کار کرده ام، ولی تنهاترین لحظات زندگیم، زمانیست که می خواهم تصمیم گیری کنم، البته دوستان و همکاران و حتی کارکنان عادی همیشه کمک ها و انواع اطلاعات لازم را در اختیارم قرار داده اند. اما به دلیل داشتن مسئولیت اصلی، آنها نمی توانند تصمیم نهایی را برای من بگیرند. همچنانکه من نمی توانم دیگران را مسئول تصمیمات خود بدانم.
تصمیم گیری تنها در مسائل تجاری حائز اهمیت نیست، بلکه در تمام مراحل زندگی از اهمیت ویژه ای برخوردار استو زندگی هم شامل یکسری تصمیمات می شود. یک تصمیم غلط می تواند زندگی انسان را به نابودی بکشاند. گاهی اوقات من فکر می کنم ما برای این زنده ایم که قادر باشیم در فرصت مناسب یکسری تصمیم صحیح بگیریم که نهایتاً به موفقیت منجر شود. برای موفق شدن، شما تا حد ممکن باید از انتخابهای قابل دسترس مختلف و متنوع برخوردار باشید. هر چه انتخاب محدودتر باشد به همان اندازه فرصت تصمیم گیری نیز محدودتر می گردد.
قدم بعدی این است که قدرت درونی خود را تقویت و عزم خود را جزم کنید تا بتوانید یک تصمیم صحیح اتخاذ کنید. در اثر مطالعه باید قدرت تصمیم گیری خود را تقویت کنید، و این دلیل اصلی تحصیل علم است. تصمیم گیری بین غلط و صحیح، سره از ناسره، حق از باطل، خوب از بد، مفید از مضر و توانایی هایی که بتوان چنین تصمیماتی را به نحو مطلوب اتخاذ کرد فقط از طریق تحصیل علم امکان پذیر است. شما ممکن است فرصتهای مختلفی را بدست آورید، اما یک تصمیم غلط می تواند همه این فرصت ها را نابود کند. هیچکس نمی تواند برای شما تصمیم بگیرد، این خود شما هستید که باید برای خودتان تصمیم بگیرید.
من امیدوارم شما همیشه عده زیادی راهنما و مشاور داشته باشید تا بتوانند در جریان تصمیم گیری ها به شما کمک کنند. شما برای یافتن مشاورین خود نیاز ندارید که راه دوری بروید. راهنماها و مشاورین شما باید همان کسانی باشند که شریک زندگی شما هستند. آنهاییکه به شما عشق می ورزند و نگران سرنوشت شما هستند. پدر و مادر شما، معلمین، اقوام، دوستان، همکلاسان سالهای بالاتر، اینها همه می توانند مشاورین شما باشند. اگر شما دلتان را برای آنهاییکه از همه به شما نزدیکترند باز کنید و با آنها حرف بزنید شما به آنچهد برای یک تصمیم گیری صحیح نیازمند هستید خواهید رسید.
گامی فراتر از عارضه انجام کار در حد رفع تکلیف
مهم نیست که من چه کاری را انجام می دهم، هر چه باشد دوست دارم آنرا به نحو احسن و تا انتها انجام دهم. این کلید رمز موفقیت است. من سعی کرده ام که این اصل را به پرسنل خودمان القا و تفهیم کنم که نه فقط برای تولید کالا بلکه تا انتهای کار دقت، ممارست و پیگیری کنند. این روش در « شرکت دیوو » بصورت یک سنت و فرهنگ گرانبها متجلی شده است.
بنابراین من از جوانان امروز انتظار دارم که همیشه خلاقیت نشان دهند، نه اینکه دنباله رو سیل جمعیت شده و مطالعاتشان را در حد « رفع نیاز » متوقف کنند.
راه صحیحی برای خود انتخاب کنید، تواناییهای خود را بیابید، استعدادهای پنهان خود را کشف کنید، و همه آنها را تقدیم سازندگی جامعه تان کنید. فقط در سایه سختیها و مشقات و تلاشهای امروز ماست که فردایی نورانی پیش رو خواهیم داشت. اگر شما تحصیل می کنید یا به هر نحو زندگی می کنید. سعی و تلاش خود را در حد رفع نیاز متوقف نکنید.
امروزه در کشور ما و حتی منطقه خودمان بسیار شاهد این امر می باشیم که در آزمون های استخدامی ، خیلی از افراد که قبلاً استخدام شده اند و در جایی دیگر مشغول به کار می باشند مجدداً شرکت نموده و حجم زیادی از افراد جویای کار را به خود اختصاص داده اند . جای بسی سوال می باشد که علت این کار چیست ؟ شخصی که چند سال قبل در آزمونی شرکت نموده و اکنون در سازمان خود دارای سابقه نیز می باشد مجدداً به فکر استخدام افتاده و گذشته از اینکه جدایی وی برای سازمان خود که هزینه های استخدام و آموزش وی را پرداخت نموده زیانبار می باشد ، کاری
نا معقولانه و غیر منصفانه می باشد .
من شاهد بوده ام فردی با مدرک دیپلم در بانک استخدام شده و در کنار کار خود از دانشگاه های موجود در منطقه مدرک لیسانس اخذ نموده و حال با مدرک جدید خود مجدداً به صف افراد جویای کار پیوسته و ۰۰۰
مشکل این اقدام ها چه از سوی سازمان های مربوطه باشد که به علت نداشتن پارادایم های منابع انسانی به روز باعث بروز اینگونه مشکلات در جامعه شده اند و یا خود این گونه افراد ، جای سوال باقی است و می بایست فکر اساسی برای آن نمود .
بلاخره در کشور هر کسی باید به شغلی مشغول شود ، چرخه اقتصاد به حرکت در آورد . هر شغلی برای خود مقدس است و برای پیشرفت کشور لازم و ضروری .بلکه پشتکار و تلاش افراد است که آینده را می سازد . از این شاخه به آن شاخه پریدن صحیح نمی باشد و همان گونه که ذکر شد سنگ فرش هر خیابانی از طلاست !!!
