Archive for the 'رهبری' Category

کریم اهل بیت و تداوم سیره نبوی ائمه هدی(ع)

علی صابری شهریور ۴م, ۱۳۸۹

در پانزدهم ماه مبارک رمضان سال سوم هجرت پیامبر مکرم اسلام (ص) از دامان مطهر زهرای محمد (س) پسری متولد شد که به سخاوت و جودمردی و کمال ، به احسن خلقیات مزین و در جمال و شوکت همانندی نداشت .

علی علیه السلام با پیشنهاد فاطمه سلام الله علیها برای نامگذاری این مولود گرامی فرمودند که از پیامبر پیشی نمی گیرند و به نزد پیامبر آمدند ایشان نیز فرمودند که از خدای متعال پیشی نمی گیرند که پیام آمد و مانند پسر هارون برادر موسی(ع) ، او را حسن (ع) نامیدند و در دامان پیامبر و علی و فاطمه( صلوات الله و سلامه اجمعین ) و مکتب اسلام پرورش یافت . ایشان پس از شهادت پدر در سن ۲۷ سالگی به امامت رسیدند و برای پاک کردن جامعه مسلمین از وجود حکومت جائر یعنی معاویه قیام نمودند  و از آنجا که خدعه نابکاران فراوان گردید و سپاهیان حسن مجتبی(ع) ، اردوگاه امام همام را یکی پس از دیگری ترک کرده و ایشان را تنها گذاشتند – ایشان با توجه به مصلحت امت اسلامی و اینکه در وضعیت بوجود آمده برای ایشان جنگ نتیجه ای نخواهد داشت و جلوگیری از ریختن خون مسلمین ، بنا را بر صلح و پذیرش حکومت معاویه به شرط عدم تداوم حکومت پس از ایشان توسط فرزندانش گذاشتند . این موضوع تکرار همان مطلبی بود که برای پدرشان علی مرتضی(ع) با حیله و  مکر عمر و عاص و سادگی ابوموسی اشعری  اتفاق افتاد و بدینوسیله حکومت جائرانه معاویه ادامه پیدا کرد تا بتواند همچنان اصحاب پیامبر(ص) و اهل بیت و شیعیان علی (ع) را یکی پس از دیگری یا از میان بردارد و یا تطمیع نماید و همینطور هم شد( اینها نتائج عدم اتفاق نظر و وحدت بین مسلمین است). معاویه در فرصتی دوباره که برایش بوجود آمد علاوه بر اینکه مفاد توافقنامه با امام حسن (ع) را زیر پا گذاشت ،  سرانجام با تطمیع  همسرامام خود او را نیز مسموم و در بیست و هشتم صفر سال ۴۹ یا ۵۰ هجری در ۴۷ یا ۴۸ سالگی به شهادت رساند.

با نادیده گرفته شدن شرط امام حسن(ع) در خصوص عدم تداوم حکومت ارثی توسط معاویه و به کرسی نشستن یزید خبیث  بالاخره این خاندان نابکار دست به جنایت هولناک شهادت امام حسین(ع) و یاران و خاندانش زدند و آن شد که همه میدانند( پسران پیامبر خدا و علی مرتضی و زهرای اطهر سرانجام به دستان پلید پسران همان ابوسفیان خبیث به شهادت رسیدند)  . علی لعنت الله علی القوم الظالمین .

اینکه معمولا گفته میشود که فلانی حسنی است و فلانی حسینی و از آن استنباط  صلح طلبی و جنگ آوری میگردد را خوب است کمی در مورد آن در این مقوله ادامه دهم .

اسلام مکتب صلح و صفا و صمیمیت است و این موضوع از قرآن کریم و اخلاق و رفتار و کردار پیامبر اکرم(ص) که رحمة للعالمین لقب گرفتند بخوبی محیا است . علی (ع) و حسنین(ع) و دیگر امامان همام(ع) نیز از این موضوع در سیره خود پیروی کرده اند. اما چه شد که یکی به صلح و دیگری به کارزار و بقیه به تقیه بسنده نمودند.

همانطور که قرآن و تاریخ شهادت میدهد تمامی جنگهای زمان پیامبر(ص) از طرف کفار و مشرکین بنا نهاده میشد و پیامبر و اصحابش نیز به دفاع از مسلمین و ناموس ایشان میپرداختند و بالاخره پیامبر(ص) با تدبیر خاص خود چنان اوضاع را مدیریت کردند که توانستند مکه را که مرکز مشرکین و کفار و استکبار زمانه بود با صلح فتح کنند . و ایشان  در جلوگیری از شعار مسلمین در روز فتح مکه که میگفتند روز روز انتقام است و هر کس بدنبال شکنجه گر خود برای انتقام بود ، فرمودند نه : امروز روز رحمت است بگوئید الیوم یوم الرحمة و قبلا هم حتی فرموده بودند که هر کس به خانه ابوسفیان درآید در پناه اسلام است که همه میدانند که مرکز ثقل استکبار زمانه و همه بلاهائی که بر سر مسلمین آمده بود همین ابوسفیان بود اما میتوان گفت که پیامبر(ص) بقول امروزی ها   اند   رحمت و صلحطلبی بودند.

در زمان خلافت امیرالمؤمنین(ع) نیز ایشان هیچوقت برای جنگی خروج نکرد مگر اینکه بر علیه او و مسلمین توطئه کردند و باز هم شروع کننده هیچ جنگی نبودند و اینقدر لشکر خود را در مقابل دشمن معطل میکرد که یا دشمن برگردد و یا تسلیم شود و یا او جنگ را شروع کند که همه میدانند که چقدر مسلمین در اینخصوص به ایشان قر میزدند . حتی ایشان حاضر نشد که به تلافی آب را برای تضعیف دشمن به روی او ببندد گر چه محاربین این گناه را بارها مرتکب شده بودند.  زمانیکه لشکریان علی (ع) دشمن را در مقابل خود می دیدند بر علیه آنها شعار و فحشهای رکیک می دادند که علی (ع) فریاد برمی آوردند که اینطور نگوئید و لشکریانش به طعنه به او می گفتند که اگر فحش ندهیم پس چه بگوئیم نکنه میفرمائید دعایشان کنیم . در این موقع امیر المؤمنین (ع) فرمودند اتفاقا درست میگوئید ، دعایشان کنید گفتند چه دعائی کنیمشان یا علی(ع) فرمود دعا کنید که خداوند از ریختن خون آنان و ما جلوگیری کند.

امام حسن(ع)  نیز بدنبال جنگ و خونریزی نبودند و این معاویه بود که بلافاصله پس از شهادت پدرش متعرض او و اصحابش گردید و بطوری که عرض شد ایشان نیز طبق مصلحت مسلمین قرارداد صلح را به امضاء رساندند.

حضرت سید الشهداء علیه السلام نیز برای جنگ و جدل به سمت کوفه نرفتند بلکه به ۲ علت یکی قصدی که یزید خبیث برای توطئه ترور او چیده بود و دیگری هم دعوتهای رسمی مردم کوفه که با توجه به اخبار رسیده از سفرای پیش اعزامی ، مردم کوفه بر دعوت خود همچنان  تأکید داشتند اما کو – تا بوده این مردم ناشکر با تطمیع و تهدید و عدم اتحاد بین خود متأسفانه از تعهد و دعوت خود برگشته اند . امام حسین(ع) و خانواده و اصحابش به سمت کوفه در حرکت بودند که لشکری ۱۰۰۰ نفری به فرماندهی حرابن یزید ریاحی سر راه بر او گرفتند . از همینجا که امام حسین(ع) متوجه موضوع شدند هیچ آثاری را که ما را متوجه مقابله و بوئی از جنگ و یا حتی  مقاومت داشته باشد از خود بجای نگذاشته اند(در این منزل) . بلافاصله امام فرمودند که ما بر میگردیم اما حر اجازه نداد و میگفت مأمورم و معذور .       در نهایت قرار شد امام(ع) به سمت سومی حرکت کنند که در این مسیر به کربلا رسیدند و مجددا مواجه با لشکر بزرگتری از ابن زیاد ملعون و توقف اجباری در نینوا .

همانطور که همه از تاریخ میدانیم حضرت امام حسین(ع) تمام تلاش خود را برای عدم درگیری و جنگ بکار بردند ولی کارساز نشد و حتی زمانیکه بدنبال نامه ابن سعد ، ابن زیاد داشت کوتاه میآمد شمر لعین دخالت کرد و نگذاشت و نهایتا آن شد که تاریخ شاهد آن است.

در تداوم جانشینی پیامبر(ص) ، بقیه ائمه نیز به تقیه و مصلحت و حتی الامکان حفظ صلح و صفای مسلمین و انجام کار فرهنگی و تربیتی و ارشاد و گسترش فرهنگ و اصول و قواعد دین و مذهب در جهان و حفظ مصالح مسلمین که اعظم واجبات است پرداخته اند و همیشه نیز در  کمین و توطئه منافقین و مشرکین و کافرین گرفتار بوده و سرانجام نیز  به شهادت رسیده اند .  در ایران ما نیز که انقلاب اسلامی قصد حکومت شیعی کرد و پیام صلح و آرامش را به جهان مخابره نمود، دیدید که  بر او  جنگی بس عظیم تحمیل کردند و اکنون نیز همچنان در خطر تداوم این نقشه و خطر هولناک قرار دارد که میطلبد مسئولین معزز و والیان امور تمامی تلاش خود را برای جلوگیری از این خطر بزرگ بکار برند و خوب است  تدبیر صحیح و عالمانه و عاقلانه در زمان تسلط اتخاذ شود و الا اگر خدای نخواسته کوچکترین تضعیفی و یا ضعفی به میان آید ، دشمن مکار و مستکبر دیگر به کم قانع نمی شود و باز هم باید تلاش کرد که بتوان دهان دشمن را گل گرفت . انشاءالله

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +1 (from 1 vote)

۲۲ بهمن ( یوم الله الاکبر )

علی صابری بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸

به نقل از وبلاگ «کاکوباتوام»

* امام خمینی در بدو ورود به میهن اسلامی و گوشه ای از سخنان گهربار ایشان در بهشت زهرا(س):

بسم الله الرحمن الرحیم   ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزی ها حاصل شد که البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده. من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود که نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارک و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید. من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می کنم و در غم آنها شریک هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می کنم. من به جوان هائی که پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می کنم…

من دولت تعیین می کنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می کنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم، من به واسطه اینکه ملت مرا قبول دارد (تکبیر حضار) این آقا که خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریکا از این پشتیبانی کرده و فرستاده به ارتش دستور داده که از او پشتیبانی بکنید، انگلیس هم از این پشتیبانی کرده و گفته است که باید از این پشتیبانی بکنید.

** انقلاب اسلامی و ۲۲ بهمن

در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، تاریخ نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) به نقطه عطف خود رسید. در این روز سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهی ۲۵۰۰ ساله و ظلم و استبداد بیش از ۵۰ ساله رژیم پهلوی در ایران، ریشه کن شد و به خواست الهی حکومت جمهوری اسلامی تأسیس شد. نهضت اسلامی ایران در سال ۱۳۴۱ با اعتراض شدید حضرت امام خمینی و روحانیت پیشرو به لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و آنچه که محمدرضا شاه آن را انقلاب سفید شاه و ملت می‌خواند شروع شد. در این لایحه، قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف و به جای سوگند به قرآن، سوگند به کتاب آسمانی آورده شد و به زنان نیز حق رأی داده شد. پس از آن محمدرضا پهلوی، لوایح ششگانه‌ای را طرح و در یک رفراندوم نمایشی به تصویب رساند. امام خمینی و مراجع قم نوروز سال ۱۳۴۲ را عزای عمومی اعلام کردند. در دوم فروردین ۱۳۴۲ مجلسی که به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع) تشکیل شده بود با حمله مزدوران ساواک رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه قم به خاک و خون کشیده شد و عده‌ای از طلاب شهید و مجروح شدند. حادثه مدرسه فیضیه قم، روحانیت و مردم را مصمم‌تر نمود و حضرت امام در سخنرانی تاریخی خود در عاشورای همان سال به شاه و آمریکا و اسرائیل حمله شدیدی کردند. به دنبال این سخنرانی مهم و تاریخی، عوامل رژیم، حضرت امام را در شب ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ دستگیر و به تهران منتقل کردند. با اعلام این خبر در شهرهای مختلف، تظاهرات عظیمی بر پا شد و رژیم پهلوی دستور سرکوب این قیام را داد. در قیام تاریخی پانزده خرداد ۱۳۴۲ که نقطه عطفی در ابتدای نهضت اسلامی بود، هزاران نفر از مردم شهرهای مختلف به شهادت رسیده و یا مجروح شدند. حضرت امام در ۱۸ فروردین ۱۳۴۳ آزاد شدند و از همان ابتدای آزادی به سخنرانی و مبارزه علیه رژیم ادامه دادند. ایشان که از ابتدای جوانی شعار قرآن ” قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی ” را سرلوحه کار خویش قرار داده و تنها راه اصلاح در جهان را قیام لله می‌دانستند، در تاریخ ۴ آبان ۱۳۴۳ در واکنش به تصویب لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی در ایران (کاپیتولاسیون) طی یک سخنرانی سرنوشت ساز در مسجد اعظم قم به افشاگری شدید اللحنی علیه رژیم پرداخته و کاپیتولاسیون را عامل بردگی ایرانیان و ناقص استقلال کشور و مایه ننگ رژیم پهلوی دانستند. رژیم سفاک پهلوی که از روشنگری های رهبری نهضت به تنگ آمده بود چاره را در تبعید ایشان دانست و بدینگونه حضرت امام را در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ به ترکیه تبعید کردند. در ۱۳ مهر ۱۳۴۴ امام، به همراه فرزندشان آیت‌الله سیدمصطفی خمینی به نجف منتقل شدند. حضرت امام از بهمن ماه ۱۳۴۸، درس ولایت فقیه خود را که در حقیقت پایه‌های تئوریک حکومت اسلامی بود، آغاز کردند. سلسله مباحث ولایت فقیه به شکل کتابی مدون در ایران و کشورهای عربی انتشار یافت. همچنین حضرت امام به مناسبت های مختلف از جمله در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، به روشنگری خود علیه رژیم پهلوی ادامه می‌دادند. در سال‌های اولیه دهه ۱۳۵۰، درآمد حاصل از نفت بیکباره افزایش یافت و شاه که در غرور و نخوت، غرق شده بود، برنامه خود با عنوان رسیدن به تمدن بزرگ را اعلام کرد. همچنین او در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۵۳ حزب رستاخیز را به عنوان تنها حزب فراگیر اعلام کرد و خودکامگی و استبداد خویش را بیش از پیش نمایان ساخت. از آغاز سال ۱۳۵۵ شمسی تاریخ رسمی کشور از از هجری شمسی به شاهنشاهی تغییر و در این زمان در آمریکا کاندیدای حزب دموکرات به ریاست جمهوری آمریکا رسید و با اعلام سیاست حقوق بشر خود، محمدرضاشاه، ناگزیر برای جلب رضایت بیش از پیش او فضای باز سیاسی را اعلام کرد. انقلاب اسلامی با شهادت مشکوک آیت‌الله سیدمصطفی خمینی در نجف اشرف توسط عوامل رژیم، وارد مرحله تازه‌ای شد و امواج خروشانی در بین مردم به پا کرد. امام خمینی این حادثه را از الطاف خفیه الهی دانستند. روز ۱۷ دی ۱۳۵۶، در روزنامه اطلاعات مقاله اهانت آمیزی تحت عنوان “ایران و استعمار سرخ و سیاه” با امضای مستعار “احمد رشیدی مطلق” و در حقیقت با دستور شاه و دربار علیه امام خمینی به چاپ رسید. مراجع، مردم و طلاب قم در اعتراض به این مقاله اهانت آمیز، قیامی تاریخی را در ۱۹ دی ۱۳۵۶ به ثبت رساندند که این قیام توسط عوامل رژیم پهلوی به خاک و خون کشیده شد. مراجع تقلید خواستار برگزاری مراسم چهلم شهدای قم، در سراسر کشور شدند و در اکثر نقاط ایران مراسمی برگزار شد؛ اما اینبار نوبت مردم رشید تبریز بود تا در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ قیام آنها به خاک و خون کشیده و حماسه ای دیگر در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شود. نوروز سال ۱۳۵۷ عزای عمومی اعلام شد و مردم، مراسم چهلم شهدای تبریز را در شهرهای مختلف برگزار کردند که قیام مردم یزد با سرکوب شدید رژیم پهلوی، برگ ننگین دیگری در تاریخ رژیم پهلوی ثبت نمود. در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ سینما رکس آبادان توسط عوامل ساواک به آتش کشیده شد و مردم بیگناه جان سپردند. جمشید آموزگار که در سال ۱۳۵۶ به جای امیرعباس هویدا بر مصدر نخست وزیر تکیه زده بود با گسترش امواج انقلاب اسلامی مجبور به استعفا شد و جعفر شریف امامی، که با شعار دولت آشتی ملی سعی در فریب افکار عمومی داشت به نخست وزیری رسید. او تاریخ شاهنشاهی را لغو و قمارخانه‌ها را تعطیل و مطبوعات را آزاد و حزب رستاخیز را منحل کرد؛ اما هشیاری رهبری انقلاب و مردم مسلمان نقشه رژیم را نقش بر آب کرد. روز ۱۳ شهریور ۱۳۵۷ نماز عید فطر در قیطریه تهران به امامت آیت الله مفتح به نحو بی نظیری برگزار شد و با تظاهرات مردم در روز ۱۶ شهریور، اعلام حکومت نظامی شد. روز جمعه ۱۷ شهریور، مردم، بیخبر از حکومت نظامی به خیابان‌ها ریخته و ارتش شاه در میدان ژاله (شهدا) به روی مردم بی دفاع آتش گشود و خیابان‌های اطراف را غرق در خون مردم بیگناه نمود. هفده شهریور ۱۳۵۷ بدین شکل در تاریخ انقلاب به جمعه سیاه معروف گردید. با آغاز سال تحصیلی، دانشجویان و دانش‌آموزان حضور مؤثرتری یافتند. امام در ۱۳ مهر ۱۳۵۷ عازم فرانسه شدند و از آنجا سکان کشتی مردم را در امواج خروشان انقلاب اسلامی هدایت نمودند. دهکده نوفل لوشاتو در حوالی پاریس مبدل به کانون خبرساز جهان گردید و مردم و خبرنگاران از همه نقاط دنیا برای مصاحبه با حضرت امام به آنجا سرازیر شدند. در آبان ماه اعتصابات کارکنان شرکت نفت، مخابرات، بانک ملی، سازمان آب، رادیو و تلویزیون و … بر دامنه مبارزات افزود. در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ تظاهرات دانش‌آموزان و دانشجویان مقابل دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد. ۱۴ آبان ارتشبد غلامرضا ازهاری مأمور تشکیل کابینه شد. تظاهرات تاسوعا و عاشورا، عملا به صورت همه پرسی بر ضد رژیم شاهنشاهی درآمد و مردم در شعارهایشان خواستار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی شدند. رژیم شاه آخرین نقسها را می‌کشید و آخرین تیر ترکش شاه و اربابان غربیش نخست وزیری شاپور بختیار از اعضای قدیمی جبهه ملی بود که با شعار سوسیال دموکراسی آمده و خود را مرغ توفان می‌دانست. تمهید دیگر شاه برای حفظ تخت و تاج خود تشکیل شورای سلطنت بود و در ۲۶ دی ۱۳۵۷، محمدرضا شاه پهلوی ناچار به خروج از ایران شد. امام که دولت بختیار را غیر قانونی اعلام کردند و شورای انقلاب را تشکیل داده بودند با فرار محمدرضا شاه از ایران، آماده عزیمت به میهن اسلامی شدند. بختیار فرودگاه ها را بست و پرواز امام یک هفته به تأخیر افتاد اما سرانجام روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ حضرت امام پس از ۱۵ سال تبعید به ایران بازگشتند. ورود امام به میهن را میلیون ها نفر از تهران و سایر نقاط کشور استقبال کردند. امام خمینی پس از ورود به تهران، ضمن حضور بر مزار هزاران شهید انقلاب اسلامی، در سخنرانی خود در بهشت زهرا، دولت بختیار را غیرقانونی اعلام نموده و فرمودند که بزودی به پشتوانه رأی ملت و حق شرعی خود، دولت تعیین می‌کنند. امام سپس در مدرسه علوی و رفاه مستقر شدند و در ۱۶ بهمن، مهندس بازرگان را به نخست وزیر دولت موقت منصوب نمودند. در رور ۱۹ بهمن پرسنل نیروی هوایی ارتش به محضر امام رسیدند و با ایشان بیعت نمودند. شب ۲۱ بهمن، در نیروی هوایی تهران، درگیری مسلحانه بین عده‌ای از افراد این نیرو و گارد شاهنشاهی پیش آمد که با دخالت مردم، درب پادگان ها به روی مردم باز شد و سلاح هایی به دست مردم افتاد. سران ارتش دست اندر کار کودتا شدند و در روز ۲۱ بهمن از ساعت چهار بعدازظهر اعلام حکومت نظامی شد. امام اعلام کردند که مردم به حکومت نظامی اعتنا نکنند. مردم در روز۲۲ بهمن به مراکز دولتی، نظامی، انتظامی و رادیو و تلویزیون یورش برده و آنها را فتح کردند. با فرار بختیار از ایران و اعلام بیطرفی ارتش در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، انقلاب اسلامی ایران پس از سالها مجاهدت، ایثار، فداکاری و مقاومت در راه رضای الهی با رهبری بی نظیر حضرت امام خمینی و به همت مردم سرافراز ایران به پیروزی نهایی رسید.

*** در شهر و دیار ما نیز در روز ۲۳ بهمن ماه ۱۳۵۷ جشن با شکوهی در محوطه جلو کتابخانه امام خمینی لامرد برگزار شد و امت سلحشور و انقلابی منطقه در آن شرکت با شکوهی داشتند و پیروزی انقلاب را به یکدیگر تبریک گفتند .

کتابخانه پر برکت امام خمینی لامرد در آبانماه ۱۳۵۷ با همکاری و کمکهای بی بدیل دوستان انقلابی منطقه پایه گذاری و کم کم آماده و با مدیریت اینجانب کار خود را در ماه بعد شروع کرد . با توکل به خداوند و استعانت ائمه معصومین (ع) و کمک های بی بدیل کلیه عزیزان و خیرینی که در گوشه و کنار میهن اسلامی شغل و کسبی داشتند کتابهای مذهبی ، انقلابی ، سیاسی و اجتماعی مورد نیاز کتابخانه  تهیه گردید که در تکمیل کتابخانه ، نقش این عزیزان شایسته و قابل تقدیر بود . اینجانب و دیگر انقلابیون منطقه نیز در هدیه کتابهای مؤثر و انقلابی و مورد تأیید از کتابخانه های شخصی خود به کتابخانه امام خمینی اقدام کردیم که در پر محتوی شدن کتابخانه از حیث تأثیر گذاری بر افکار نوجوانان و جوانان منطقه و ایجاد شور انقلابی نقش بسزایی داشت.

این کتابخانه محل رفت و آمد انقلابیون و مردم شریف منطقه و محل ثقل مبارزات امت مسلمان و تصمیمات انقلابی ایشان در منطقه شد .

در تاریخ ۱۱ بهمن ماه برای استقبال از امام خمینی(ره)با سپردن مدیریت کتابخانه به اخوی که نوجوانی ۱۳ ساله و با معلومات انقلابی و علمی بود ، عازم شیراز جهت عزیمت شبانه از شیراز بسوی تهران شدیم که بتوانیم صبح ۱۲ بهمن در تهران باشیم که متأسفانه خرابی راه و گردنه و معطلی تا شب مانع ادامه راه و موجب برگشتمان به محل گردید که خیریتی در آن بود . همان شبانه ترتیبات جشنی را برای گرامی داشت ۱۲ بهمن و ورود امام در جلو کتابخانه امام خمینی دادیم و بلافاصله بعد از نماز صبح روز ۱۲ بهمن تبلیغات سراسری در منطقه جهت اطلاع و دعوت از مردم برای شرکت در جشن ۱۲ بهمن آغاز شد که بحمدلله جمعیت کثیری در جلو کتابخانه گرد هم آمدند و چه روزی خوبی بود که همه بهم تبریک میگفتند و روبوسی میکردند و اخوتی بی بدیل بین مردم برقرار شد. در این جشن از نیروهای دولتی شاه نیز دعوت بعمل آمد که فرمانده وقت گروهان سروان قاسمی و ژاندارم ها نیز در این جشن شرکت کردند. خوب است که اینرا هم بگویم که در زمان جنگ تحمیلی در یک عملیات در منطقه عمومی آبادان و دارخوئین نیاز شد که ژاندارمری را نیز با خود هماهنگ نمائیم و فرماندهی ژاندارمری در این منطقه(دارخوئین) بعهده مرکز فرماندهی فتح ۲ بود که با مراجعه اینجانب به این مرکز با کمال تعجب دیدم که فرمانده این مرکز همین آقای سروان قاسمی بود که درجه اش شده بود سرگرد و چه خوب بود که هماهنگی بسیار خوبی در عملیات بین ما حاکم شد و ما خاطرات لامرد و کتابخانه امام خمینی و انقلاب را با هم مرور کردیم و از مسائل پشت پرده در منطقه و جاسوسی های خیلی ها نیز با خبر شدیم که از آنجا که حفظ اسرار پشت پرده لامرد در همان زمان ضروری است که شاید با افشاء آن خدای نخواسته به انقلابیون یا خانواده هائی در زمان های بعد و امروز لطمه ای وارد نماید – همچنان در سینه اینجانب محفوظ مانده است علیرغم تمام نابخردیهائی که از بعضی ها سر زد و یا می زند و انشاءالله محفوظ خواهد ماند. این سروان قاسمی بعدا به درجه سرهنگی رسید و پس از آن بازنشسته شد .

علی ایحال این کتابخانه نقش بسزا و قابل تقدیری در ایجاد شور انقلابی و مودت در مردم و تصمیمات و برنامه های انقلاب در منقطه و روشنگری برای نوجوانان و جوانان داشت و مناسب بود که در اینجا بنده نامی از آن ذکر نمایم .

سالروز پیروزی انقلاب اسلامی بر همگان تبریک عرض مینمایم و عزیزان من یادمان نرود که مودت و همدلی و وحدت و یکپارچگی در مردم موجب پیروزی انقلاب شد و امروز نیز رمز پایداری و عزت در همین است . باید گذشت داشته باشیم و در حفظ و اعتلای انقلاب اسلامی از اختلافات خود بگذریم و با چنگ زدن به ریسمان الهی و امتداد آن در رسالت و امامت و جانشینی خاص و عام حضرت صاحب الزمان(عج)و خاصادر امروز به حبل الله المتین متوسل و وحدت را رقم زنیم و وحدت همیشگی خود را روز بروز با همت های خود تقویت کنیم . انشاء الله تعالی 

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 5.5/10 (2 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +1 (from 3 votes)

«بابا آب داد». بنویس پسر بابا!

علی صابری آبان ۲۳م, ۱۳۸۸

سلام – شکی نیست که کلیه دست اندرکاران نظام مقدس جمهوری اسلامی بنحوی وامدار شخص و شخصیت شهید بزرگوار مرحوم  سیدمحمدحسین بهشتی رحمت الله علیه هستند و بدرستی حضرت امام (ره) او را یک ملت برای ملت نامیدند.

با پیروزی انقلاب اسلامی واستقرار نظام، کلیه زحمات مدیریتی در ارکان و بدنه نظام بر دوش شهید بهشتی هم در تدوین تئوری ها و هم درترسیم ساختار و روشها و هم در تعلیم عملیات اجرائی کشور بود بنحوی که خود یک تنه در تثبیت و قانونمند نمودن منویات امام (ره) و اصول تفکر اسلامی و شیعی و قانون اساسی کشور در تمامی مراجع قانون گذاری و تصمیم گیری نهایت تلاش و مهارت ستودنی خود را بکار برد و موفق شد چارچوب نظام و کشور را مهندسی و پایه گذاری نماید . این شخصیت سترگ کسی بود که به همه انقلابیون و متولیان نظام یاد داد که باید چگونه مدیریت کرد و در امور اجرائی چطور در کشاکش مشکلات و بوروکراسی اداری در حل و فصل کردن مشکلات کشور و مردم عمل زده و منفعل نشد و قدرت و ریاست را خدمتی بعنوان مستخدم ملت دانست و از شر ریاست طلبی آن بر حذر بود.

او به خوبی مکتب علی (ع) را آموخته بود و بر آموخته های خود در تمامی جوامع دنیا با عمل ها و عکس العمل های معنوی و مادی آمیخته و روشهای حکومتی و حکومتداری و کنش و منش حاکمان را به تئوری تبدیل کرده و آنرا در نظام جمهوری اسلامی به متولیان عرضه نمود  بطوری که در پیاده نمودن اصول و قواعد کار عملا متولیان ارکان نظام و دولت را رهنود اجرائی و عملی ارائه داد و اگر کسی امروزه افتخار خدمتی در نظام را دارد و چیزی بلد است بنحوی وامدار معمار و مهندس نظام، شهید بهشتی است که همه چیز را با قاعده و مهندسی کار و سنجش امور با احکام اسلام و منویات امام (ره)  لحاظ می نمود . خدایش رحمت نماید که اجازه نمی داد از هر وسیله برای رسیدن به هدف استفاده کرد و می گفت اسلام دین صداقت است و نمی شود از غیر آن برای رسیدن به هدف گر چه مقدس باشد بهره گرفت . قداست را در حقیقت می دید  و سلامت را در راستی . یادم می آید که در مقابل همه دروغگویان و منافقین و بدخواهان ایشان در دفاع از ایشان ، این شعار سرلوحه شعارهای ما و بچه های انقلاب بود: درود بر سه یاور خمینی : هاشمی و دو سید حسینی . دوستان یادتان هست که همیشه در کنار عکسهای  امام عکس مشترک این سه بزرگوار در یک پوستر یا تراکت بود. و تنها تصاویری که مردم در مناسبتهای انقلاب بصورت حجیم آنرا بر سردستها داشتند ایندو تصویر(امام وسه یاورش) بود .

بهمین مناسبت خاطراتی  از شهید بهشتی عزیز که در کتاب صد دقیقه تا بهشت آمده است را ذیلا جهت بهره برداری خوانندگان عزیز  ارائه می نمایم :

طلبه جوان هر روز می‌رفت دبیرستانها درس انگلیسی می‌داد. پولش هم می‌شد مایه امرار معاش. می‌گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می‌فهمم و با شجاعت بیشتری می‌تونم نقد کنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می‌کرد.

***
از بهشتی پرسید؛ روحانی هم می‌تونه تو شورای شهر بره؟ گفت: روحانی همه جا می‌تونه بره به شرط اینکه علم اون رو داشته باشد نه اینکه تکیه‌اش به علوم حوزوی باشه.

گفت: صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر کاری رو نمی‌ده.

***
صبح بود، یه اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خونه بهشتی. یه نگاهی و براندازی کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، یکی گفته بود خونه بهشتی کاخه. یکی دیگه گفته بودند هشت طبقه است. راننده بهشتی‌شناس بود. همه رو آورده بود دم خونه گفته بود حالا ببینید و قضاوت کنید.

***
بنی‌صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بنی‌صدر تخلفی نکرده باید زود آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می‌کنم. بهشتی می‌گفت: هر یک ثانیه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه.

***
به جمع رو کرد و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست‌وزیری می‌خوره. حیف که التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود.

تو بدترین حالت هم، انگشت می‌گذاشت روی نکات مثبت.

***
الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه!

بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌کنه نه دروغ!

***
بهشتی اسم جوان رو داده بود برای شورای صدا و سیما. گفته بودند ولی این مخالف شماست، کلی علیه شما دنبال سند بوده! گفت: او جویاست و کنجکاو. چه اشکالی دارد که سندی پیدا کند و مردم رو آگاه کند.

***
همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند که بهشتی رو بیاره. اومده بود که آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش.

اخم باهنر رو که دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم.
***
به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساک خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.»

قاضی رو توبیخ کرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات…

***
مترجم ترجمه کرد؛ «هیأت کوبایی می‌خواهند با شما عکس یادگاری بگیرند». همه ایستاده بودند تو کادر جز مترجم! پرسید مگه شما نمی‌آیی؟ گفت: همه می‌دونند من توده‌ایم، برای شما بد می‌شود. خندید؛ باید شما هم باشید، دقیقاً کنار من! کادر کامل شد.

***
گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.

***
رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت…

***
با بی‌ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یک مسلمان اینطور حرف بزنی.

هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: شریعتی که جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.

***
اومده بودند در خانه بهشتی که یک مقام سیاسی خارجی می‌خواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیکته بگویم. جمعه‌ام متعلق به خانواده است.

نرفته بود. «بابا آب داد». بنویس پسر بابا!

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 9.3/10 (4 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +6 (from 6 votes)

عوام و خواص

مرتضی اسدپور شهریور ۲۴م, ۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
مقام معظم رهبری در سال ۷۵، در جمع فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول الله، سخنرانی مهمی داشتند که مطلب زیر از آن سخنرانی استخراج شده است.  حقیقتاً به خاطر سنگین بودن مطالب، همه ی آن را در یک نوشته نگذاشتم ولی در مطلب آتی قسمت ضروری دیگری به علاوه ی پی دی اف کل سخنان را خواهم گذاشت. لازم به ذکر است که این سخنرانی از نرم افزار “به سوی نور” استخراج شده است.

«ببینید عزیزان من‚ به جماعت بشری که نگاه کنید‚ در هر جامعه یی‚ در هر شهری‚ در هر کشوری‚ مردم با یک دید با یک برش‚ به دو قسم تقسیم می شوند. یک قسم کسانی که از روی فکر و فهمیدگی و آگاهی و تصمیم گیری کار می کنند‚ یک راهی را می شناسند و دنبال آن راه حرکت می کنند – خوب و بدش را کار نداریم – یک قسم اینها هستند‚ اسم اینها را خواص بگذاریم. یک قسم هم کسانی هستند که نه‚ دنبال این نیستند که ببینند چه راهی درست است‚ چه حرکتی صحیح است‚ بفهمند‚ بسنجند‚ تحلیل کنند‚ درک کنند. می بینند که جو این طوری است‚ دنبال آن جو حرکت می کنند. اسم این را بگذاریم عوام. پس جامعه را می شود به خواص و عوام تقسیم کرد. حالا دقت کنید: من نکته ای را درباره این خواص و عوام بگویم که اشتباه نشود.

خواص چه کسانی هستند آیا یک قشر خاصی هستند نه‚ در بین اینهایی که ما می گوییم خواص ‚ آدمهای با سواد هم هست‚ آدمهای بی سواد هم هست. گاهی کسی بی سواد است‚ اما جزو خواص است‚ می فهمد که چه کار می کند. از روی تصمیم گیری و تشخیص عمل می کند ولو درس نخوانده و مدرسه نرفته است‚ مدرک ندارد‚ لباس روحانی ندارد‚ اما می فهمد که قضیه چیست.

 در دوران انقلاب – یعنی پیش از پیروزی قلاب – من در ایرانشهر تبعید بودم. از یک شهری از نزدیکیهای ما‚ چند نفر بودند که یکی از آنان راننده بود. آدمهای اهل فرهنگ و معرفت نبودند. به حسب ظاهر به اینها عامی می گفتند‚ اما جزو خواص بودند. اینها مرتب در ایرانشهر‚ دیدن ما می آمدند و قضیه مذاکرات خودشان را با روحانی شهرشان می گفتند. آن روحانی شهر هم آدم خوبی بود‚ منتهی عوام بود! ملاحظه می کنید‚ راننده کمپرسی جزو خواص بود‚ آن روحانی محترم پیشنماز‚ جزو عوام بود. مثلا آن روحانی می گفت: چرا وقتی که اسم پیغمبر می آید‚ یک صلوات می فرستید‚ اسم این آقا که می آید‚ سه صلوات می فرستید نمی فهمید! آن راننده به او جواب می داد‚ می گفت: آن روزی که دیگر مبارزه یی نداشته باشیم‚ اسلام بر همه جا فایق بشود‚ انقلاب پیروز بشود‚ ما همان سه صلوات را هم نمی فرستیم‚ یک صلوات را هم نمی فرستیم. امروز این سه صلوات‚ مبارزه است. او (راننده) می فهمید ولی او (روحانی) نمی فهمید! توجه کنید.

footerbg

عکس از سایت khamenei.ir

این مثال را زدم برای این که بدانید خواص که می گوییم‚ معنای آن یک لباس خاص نیست. ممکن است مرد باشد‚ ممکن است زن باشد‚ ممکن است تحصیل کرده باشد‚ ممکن است تحصیل نکرده باشد‚ ممکن است ثروتمند باشد‚ ممکن است فقی باشد‚ ممکن است یک انسانی در دستگاههای دولتی باشد‚ ممکن است جزو مخالفین دستگاههای دولتی طاغوت باشد. خواص که می گوییم – از خوب و بد آن – البته خواص را باز هم تقسیم خواهیم کرد . خواص یعنی کسانی که وقتی عملی انجام می دهند‚ موضع گیری می کنند‚ راهی را انتخاب می کنند‚ از روی فکر و تحلیل است. می فهمند و تصمیم می گیرند و عمل می کنند‚ اینها خواصند. نقطه مقابلش هم عوام است. عوام یعنی کسانی که وقتی جو به یک سمتی می رود‚ اینها هم می روند‚ تحلیلی ندارند. یک وقت مردم می گویند زنده باد‚ این هم نگاه می کند می گوید زنده باد. یک وقتی مردم می گویند مرده باد‚ او هم نگاه می کند می گوید مرده باد. یک وقت جو این گونه است‚ این جا می آید‚ یک وقت جو آن طور است‚ آن جا می آید .

فرض بفرمایید یک وقت حضرت مسلم وارد کوفه می شود‚ می گویند پسر عموی امام حسین آمد‚ خاندان بنی هاشم آمدند‚ ببینید اینها می خواهند قیام کنند‚ می خواهند خروج کنند‚ تحریک می شود‚ می رود دور و بر حضرت مسلم‚ هجده هزار بیعت کننده با حضرت مسلم می شوند. بعد از پنج‚ شش ساعت‚ رؤسای قبایل داخل کوفه می آیند و به مردم می گویند: آقا چه کار می کنید! با چه کسی می جنگید از چه کسی دفاع می کنید پدرتان را در می آورند‚ اینها اول به خانه هاشان می روند‚ بعدا که سربازهای ابن زیاد دور خانه طوعه را می گیرند که مسلم را دستگیر کنند‚ همین افراد می آیند و باز علیه مسلم بنا می کنند جنگیدن! این عوام است‚ از روی فکری نیست‚ از روی یک تشخیصی نیست‚ از روی یک تحلیل درستی نیست. هر طور که جو بود‚ حرکت می کنند.»

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +2 (from 2 votes)

پیام رهبر معظم انقلاب دربارۀ مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه

مرتضی اسدپور دی ۹م, ۱۳۸۷

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعونغزه
جنایت هولناک رژیم صهیونیستی در غزه و قتل‌عام صدها مرد و زن و کودک مظلوم، بار دیگر چهره‌ی خونخوار گرگهای صهیونیست را از پشت پرده‌ی تزویرِ سالهای اخیر بیرون آورد و خطر حضور این کافر حربی را در قلب سرزمینهای اُمت اسلام، به غافلان و مسامحه‌کاران گوشزد کرد. مصیبت این حادثه‌ی هولناک برای هر مسلمان بلکه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطه‌ی جهان بسی گران و کوبنده است، ولی مصیبت بزرگتر سکوت تشویق‌آمیز برخی دولتهای عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصیبتی از این بالاتر که دولتهای مسلمان که باید در برابر رژیم غاصب و کافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت میکردند، رفتاری پیشه کنند که مقامات جنایتکار صهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعه‌آفرینیِ بزرگ معرفی کنند؟
سران این کشورها چه جوابی در برابر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود که یقیناً عزادار این فاجعه‌اند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر کشورهای اسلامی از این کشتار، پس از آن محاصره‌ی طولانی غذائی و داروئی لبالب از خون است.
دولت جنایتکار بوش در واپسین روزهای حکمرانی ننگین خود با همدستی در این جنایت بزرگ، رژیم آمریکا را بیش از پیش روسیاه کرد و پرونده‌ی جرائم خود را به عنوان جنایتکار جنگی قطورتر ساخت. دولتهای اروپائی با بی‌تفاوتی و شاید همراهی خود در این فاجعه‌ی بزرگ،‌ یکبار دیگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت کردند و شرکت خود در جبهه‌ی ضدیت با اسلام و مسلمین را نشان دادند. اکنون سئوال من از علماء و روحانیون جهان عرب و رؤسای ازهر مصر این است که آیا هنگام آن نرسیده است که برای اسلام و مسلمین احساس خطر کنید؟ آیا هنگام آن نرسیده است که به واجب نهی از منکر و کلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل کنید؟
آیا عرصه‌ی دیگری عریان‌تر از آنچه در غزه و فلسطین در جریان است در همدستی کُفار حربی با منافقان امّت برای سرکوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تکلیف کنید؟
سئوال من از رسانه‌ها و روشنفکران جهان اسلام و بویژه جهان عرب آن است که تا چه هنگام به مسئولیت رسانه‌ئی و روشنفکری خود بی‌تفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمانهای حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممکن است رسوا شوند؟
همه‌ی مجاهدان فلسطین و همه‌ی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممکن موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بی‌دفاع غزه‌اند و هر کس در این دفاع‌ مشروع و مقدس کشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت که در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ محشور شود.
سازمان کنفرانس اسلامی باید در این شرائط حساس به وظیفه‌ی تاریخی خود عمل کند و جبهه‌ی یکپارچه‌ئی به دور از ملاحظه‌کاری و انفعال، در برابر رژیم صهیونیستی تشکیل دهد. باید رژیم صهیونیستی به وسیله‌ی دولتهای مسلمان مجازات شود. سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصره‌ی طولانی مدّت، شخصاً محاکمه و مجازات شوند.
ملّتهای مسلمان میتوانند با عزّم راسخ خود این مطالبات را تحقّق بخشند و وظیفه‌ی سیاستمداران و علما و روشنفکران در این بُرهه بسی سنگین‌تر از دیگران است.
اینجانب به مناسبت فاجعه‌ی غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام میکنم و مسئولان کشور را به ادای وظائف خود در این حادثه‌ی غم‌انگیز فرا میخوانم.
وَ سَیعلَمُ ‌الذین ظَلَموا اَیّ مُنقلبٍ یَنقلبون.
سیّدعلی‌ خامنه‌ای
۸/دی/۱۳۸۷
۲۹/ذی‌الحجة‌الحرام/۱۴۲۹
منبع: www.leader.ir

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

رهبر انقلاب: همه تسلیم قانون باشند

مسعود اسدپور اسفند ۴م, ۱۳۸۶

رهبر انقلاب: همه تسلیم قانون باشند

 

 

 

رهبر انقلاب اسلامی ایستادگی و حرکت مستمر رو به جلوی ملت ایران در ۲۸ سال گذشته را عامل عزت نظام اسلامی دانستند و با اشاره به راهپیمایی ۲۲ بهمن به عنوان عرصه پرشور حضور مردمی در مقابل نگاه‌های جهانی، تصریح کردند: راهپیمایی روز ۲۲ بهمن مظهر اقتدار، اراده و عزم ملی است.

به گزارش ایسنا، آیت‌الله خامنه‌ای روز جمعه در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی که در سالروز بیعت تاریخی کارکنان نیروی هوایی ارتش با امام خمینی(ره) در ۱۹ بهمن سال ۵۷، برگزار شد، درباره اهمیت راهپیمایی روز ۲۲ بهمن تاکید کردند: مراسم سالگرد انقلاب در ایران برخلاف اکثر کشورها، یک مراسم کاملا مردمی است که مردم در هر شرایطی در صحنه حاضر می‌شوند و امسال نیز مردم ایران با حضور گسترده و حتی پرشورتر از سال‌های گذشته، عزم و اراده و دلبستگی خود به انقلاب اسلامی را به رخ جهانیان خواهند کشید.

آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: در روز ۲۲ بهمن، آن‌هایی که باید متوجه شوند ملت ایران از لحاظ عزم و اراده و دلبستگی به انقلاب در چه روحیه و وضعیتی قرار دارند، متوجه خواهند شد و به همین علت حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن بسیار مهم است. آیت‌الله خامنه‌ای از تفکر صحیح، هوشمندانه و همراه با ایمان شورانگیز و شجاعت در اقدام به عنوان عناصر اصلی عزت بخش ملت ایران در طول دوران انقلاب اسلامی یاد و خاطرنشان کردند: انقلاب اسلامی عزت را جایگزین تحقیر بیگانگان، استقلال را جایگزین وابستگی تلخ و ذلت‌بار دوران طاغوت، و ایستادگی و اقتدار را جایگزین تسلیم محض در مقابل بیگانگان کرد .

ایشان با اشاره به شکل‌گیری هویت جدید برای کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی افزودند: انقلاب اسلامی با ساقط کردن حکومت مطلقه موروثی و بی‌منطق سلطنت، بنای یک حکومت مردم سالاری و مبتنی بر ارزش‌های انسانی را پایه گذاری کرد و با استقرار نظام اسلامی، ملت ایران راه پیشرفت خود را یافت. رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر این‌که ” ملت ایران هزینه‌های رسیدن به پیشرفت و اوج را نیز پرداخت کرده است” تصریح کردند: امروز به برکت انقلاب اسلامی، ملت ایران ملتی عزیز و الهام‌بخش است و نظام جمهوری اسلامی نیز نظامی مقتدر است که همه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای چاره‌ای جز اعتراف به عظمت آن ندارند. آیت الله خامنه‌ای با اشاره به اراده مصمم ملت ایران برای ادامه راه پیشرفت تاکید کردند: برآیند تحرکات گوناگون و مسوولیت‌های مختلف در دوره‌های ۲۸ سال گذشته، حرکتی منظم رو به جلو برای ملت ایران بوده است که با وجود همه تلاش‌های دشمن، این حرکت متوقف نشد و در آینده نیز متوقف نخواهد شد.

ایشان لحن ستایش مراکز قدرت جهانی از ملت ایران را نتیجه ایستادگی و عزم و اراده برای ادامه مسیر پیشرفت ارزیابی و خاطرنشان کردند: البته برخی مراکز تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دنیا به صورت خصمانه، کینه‌توزانه و همراه با حسادت و برخی هم با خرسندی لحن ستایش خود را بیان می‌کنند اما در مقابل، ملت‌های مسلمان و حتی برخی ملت‌های غیرمسلمان، همه با شیفتگی تمام از ایستادگی ملت ایران تجلیل می‌کنند.

آیت‌الله خامنه‌ای انتخابات را یکی از عرصه‌های حساس و تعیین کننده دانستند و در تبیین اهمیت آن افزودند: بررسی هر دوره از انتخابات در مقاطع مختلف نشان می‌دهد، تلاش تبلیغات خصمانه استکبار جهانی بر کاهش حضور و انگیزه مردم برای انتخابات متمرکز بوده است که همواره هم به نتیجه نرسیده‌اند و این مساله نشان دهنده اهمیت انتخابات است. ایشان با اشاره به درماندگی دشمنان در مقابل مردمسالاری ملت ایران خاطرنشان کردند: کسانی که به بهانه دموکراسی و دفاع از نظام های مردمی، کشور گشایی، فاجعه‌آفرینی و کشتار می‌کنند و حتی از رژیم های کودتایی و موروثی نیز حمایت می‌کنند ناچارند در مقابل مردم سالاری ملت ایران دم از نبود آزادی در انتخابات، یا نبود انگیزه مردم برای شرکت در انتخابات بزنند و یا برای تعطیلی انتخابات تلاش کنند که در برهه‌ای نیز به وسیله برخی عناصر فریب خورده این تلاش را کردند ولی به اهداف خود نرسیدند.

رهبر انقلاب اسلامی شرکت در انتخابات را فریضه و وظیفه‌ای ملی برشمردند و تاکید کردند: این وظیفه با روی کار بودن دولت‌های گوناگون و یا جریان‌های سیاسی مختلف تغییر نمی‌کند و همه باید خود را موظف به شرکت در انتخابات بدانند و در این مسیر نیز بهانه جویی نکنند. آیت‌الله خامنه‌ای انتخابات در نظام اسلامی را در مقایسه با سایر کشور جزو سالم‌ترین انتخابات ارزیابی کردند و افزودند: من به دست‌اندرکاران انتخابات توصیه کرده‌ام که باید قانون به شدت رعایت شود و همه نیز باید الزامات قانونی را بپذیرند و تسلیم قانون باشند، زیرا قانون حد و فاصل حق و باطل است و قانون را نباید دور زد.

ایشان در همین خصوص خاطرنشان کردند: باید مراقب بود به کسی ظلم نشود و در مقابل حق مردم نیز تضییع نشود و با لحاظ قانون باید رعایت کرد که افراد ناصالح معرفی نشوند و انسان‌های صالح هم از حقوق خود محروم نشوند.

رهبر انقلاب اسلامی مساله اصلی در انتخابات را حضور مردم دانستند و تاکید کردند: کسانی که به نحوی دست‌اندرکار انتخابات اعم از سیاستگذاری، اجرا و موارد دیگر هستند، باید با توجه به اهمیت حضور مردم، وظیفه خود را انجام دهند.

آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود ضمن تبریک نوزدهم بهمن به کارکنان نیروی هوایی ارتش و ملت ایران، حرکت تاریخی جمعی از کارکنان نیروی هوایی ارتش در نوزدهم بهمن سال ۵۷ را نقطه عطف و حرکتی شجاعانه، هوشمندانه، به هنگام و برخاسته از ایمان توصیف کردند و افزودند: این حرکت در واقع برآیندی از مجموعه احساسات و ذهنیات نیروی هوایی ارتش در آن زمان بود.

فرمانده کل قوا با اشاره به هویت جدید و اقتدار و عزت ارتش بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به سربلندی نیروی هوایی در آزمون دفاع مقدس و کارهای بزرگ این نیرو بعد از دوران دفاع مقدس اشاره و خاطرنشان کردند: نیروی هوایی باید مسیر پیشرفت خود را با شتابی مضاعف ادامه دهد و در این مسیر همچون گذشته علاوه بر اتکاء به ابزارهای مادی، در جهت تقویت بیش از پیش ایمان و اراده گام بردارد.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به مساله فلسطین و محاصره و کشتار مردم غزه، آن را نتیجه سیاست خاورمیانه‌ای غلط امریکا و کنفرانس ننگین پاییزی دانستند و تاکید کردند: دولت‌های اسلامی باید محاصره غزه را بشکنند و دولت و ملت مصر در این خصوص وظیفه بزرگی دارند و همه ملت‌های مسلمان باید به دولت و ملت مصر برای انجام این وظیفه کمک کنند.

آیت‌الله خامنه‌ای تصریح کردند: در شرایطی که مردم غزه در آتش و خون هستند و این فاجعه‌آفرینی نتیجه سفر رییس جمهور امریکا به منطقه است، ‌مذاکره کشورهای منطقه با امریکا و رژیم غاصب صهیونیستی هیچ فایده‌ای ندارد.

ایشان افزودند: دولت‌های عربی باید مراقب باشند تا از آن‌ها یا عناصر دیگری از فلسطینی‌ها برضد مردم غزه استفاده نشود زیرا ننگ این مساله تا ابد بر پیشانی آن‌ها خواهد ماند.

رهبر انقلاب اسلامی تنها راه نجات ملت فلسطین را مقاومت و ایستادگی دانستند و افزودند: ایستادگی مردم فلسطین و غزه در مقابل فشار عظیم اقتصادی و تهاجم و کشتار تحسین‌برانگیز است و مردم فلسطین باید مراقب توطئه دشمنان برای ایجاد جدایی میان ملت و دولت منتخب فلسطین نیز باشند.

در این دیدار امیرسرتیپ میقانی فرمانده نیروی هوایی ارتش در سخنانی با اشاره به بیعت تاریخی کارکنان نیروی هوایی با امام خمینی (ره) در سال ۵۷، تاکید کرد: کارکنان این نیرو امروز نیز ضمن تجدید بیعت با فرماندهی کل قوا، با تمام توان آماده دفاع از منافع ملی و مرزهای آسمانی میهن اسلامی است.

منبع خبر: سایت تابناک

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +1 (from 1 vote)