کریم اهل بیت و تداوم سیره نبوی ائمه هدی(ع)
علی صابری شهریور ۴م, ۱۳۸۹
در پانزدهم ماه مبارک رمضان سال سوم هجرت پیامبر مکرم اسلام (ص) از دامان مطهر زهرای محمد (س) پسری متولد شد که به سخاوت و جودمردی و کمال ، به احسن خلقیات مزین و در جمال و شوکت همانندی نداشت .
علی علیه السلام با پیشنهاد فاطمه سلام الله علیها برای نامگذاری این مولود گرامی فرمودند که از پیامبر پیشی نمی گیرند و به نزد پیامبر آمدند ایشان نیز فرمودند که از خدای متعال پیشی نمی گیرند که پیام آمد و مانند پسر هارون برادر موسی(ع) ، او را حسن (ع) نامیدند و در دامان پیامبر و علی و فاطمه( صلوات الله و سلامه اجمعین ) و مکتب اسلام پرورش یافت . ایشان پس از شهادت پدر در سن ۲۷ سالگی به امامت رسیدند و برای پاک کردن جامعه مسلمین از وجود حکومت جائر یعنی معاویه قیام نمودند و از آنجا که خدعه نابکاران فراوان گردید و سپاهیان حسن مجتبی(ع) ، اردوگاه امام همام را یکی پس از دیگری ترک کرده و ایشان را تنها گذاشتند – ایشان با توجه به مصلحت امت اسلامی و اینکه در وضعیت بوجود آمده برای ایشان جنگ نتیجه ای نخواهد داشت و جلوگیری از ریختن خون مسلمین ، بنا را بر صلح و پذیرش حکومت معاویه به شرط عدم تداوم حکومت پس از ایشان توسط فرزندانش گذاشتند . این موضوع تکرار همان مطلبی بود که برای پدرشان علی مرتضی(ع) با حیله و مکر عمر و عاص و سادگی ابوموسی اشعری اتفاق افتاد و بدینوسیله حکومت جائرانه معاویه ادامه پیدا کرد تا بتواند همچنان اصحاب پیامبر(ص) و اهل بیت و شیعیان علی (ع) را یکی پس از دیگری یا از میان بردارد و یا تطمیع نماید و همینطور هم شد( اینها نتائج عدم اتفاق نظر و وحدت بین مسلمین است). معاویه در فرصتی دوباره که برایش بوجود آمد علاوه بر اینکه مفاد توافقنامه با امام حسن (ع) را زیر پا گذاشت ، سرانجام با تطمیع همسرامام خود او را نیز مسموم و در بیست و هشتم صفر سال ۴۹ یا ۵۰ هجری در ۴۷ یا ۴۸ سالگی به شهادت رساند.
با نادیده گرفته شدن شرط امام حسن(ع) در خصوص عدم تداوم حکومت ارثی توسط معاویه و به کرسی نشستن یزید خبیث بالاخره این خاندان نابکار دست به جنایت هولناک شهادت امام حسین(ع) و یاران و خاندانش زدند و آن شد که همه میدانند( پسران پیامبر خدا و علی مرتضی و زهرای اطهر سرانجام به دستان پلید پسران همان ابوسفیان خبیث به شهادت رسیدند) . علی لعنت الله علی القوم الظالمین .
اینکه معمولا گفته میشود که فلانی حسنی است و فلانی حسینی و از آن استنباط صلح طلبی و جنگ آوری میگردد را خوب است کمی در مورد آن در این مقوله ادامه دهم .
اسلام مکتب صلح و صفا و صمیمیت است و این موضوع از قرآن کریم و اخلاق و رفتار و کردار پیامبر اکرم(ص) که رحمة للعالمین لقب گرفتند بخوبی محیا است . علی (ع) و حسنین(ع) و دیگر امامان همام(ع) نیز از این موضوع در سیره خود پیروی کرده اند. اما چه شد که یکی به صلح و دیگری به کارزار و بقیه به تقیه بسنده نمودند.
همانطور که قرآن و تاریخ شهادت میدهد تمامی جنگهای زمان پیامبر(ص) از طرف کفار و مشرکین بنا نهاده میشد و پیامبر و اصحابش نیز به دفاع از مسلمین و ناموس ایشان میپرداختند و بالاخره پیامبر(ص) با تدبیر خاص خود چنان اوضاع را مدیریت کردند که توانستند مکه را که مرکز مشرکین و کفار و استکبار زمانه بود با صلح فتح کنند . و ایشان در جلوگیری از شعار مسلمین در روز فتح مکه که میگفتند روز روز انتقام است و هر کس بدنبال شکنجه گر خود برای انتقام بود ، فرمودند نه : امروز روز رحمت است بگوئید الیوم یوم الرحمة و قبلا هم حتی فرموده بودند که هر کس به خانه ابوسفیان درآید در پناه اسلام است که همه میدانند که مرکز ثقل استکبار زمانه و همه بلاهائی که بر سر مسلمین آمده بود همین ابوسفیان بود اما میتوان گفت که پیامبر(ص) بقول امروزی ها اند رحمت و صلحطلبی بودند.
در زمان خلافت امیرالمؤمنین(ع) نیز ایشان هیچوقت برای جنگی خروج نکرد مگر اینکه بر علیه او و مسلمین توطئه کردند و باز هم شروع کننده هیچ جنگی نبودند و اینقدر لشکر خود را در مقابل دشمن معطل میکرد که یا دشمن برگردد و یا تسلیم شود و یا او جنگ را شروع کند که همه میدانند که چقدر مسلمین در اینخصوص به ایشان قر میزدند . حتی ایشان حاضر نشد که به تلافی آب را برای تضعیف دشمن به روی او ببندد گر چه محاربین این گناه را بارها مرتکب شده بودند. زمانیکه لشکریان علی (ع) دشمن را در مقابل خود می دیدند بر علیه آنها شعار و فحشهای رکیک می دادند که علی (ع) فریاد برمی آوردند که اینطور نگوئید و لشکریانش به طعنه به او می گفتند که اگر فحش ندهیم پس چه بگوئیم نکنه میفرمائید دعایشان کنیم . در این موقع امیر المؤمنین (ع) فرمودند اتفاقا درست میگوئید ، دعایشان کنید گفتند چه دعائی کنیمشان یا علی(ع) فرمود دعا کنید که خداوند از ریختن خون آنان و ما جلوگیری کند.
امام حسن(ع) نیز بدنبال جنگ و خونریزی نبودند و این معاویه بود که بلافاصله پس از شهادت پدرش متعرض او و اصحابش گردید و بطوری که عرض شد ایشان نیز طبق مصلحت مسلمین قرارداد صلح را به امضاء رساندند.
حضرت سید الشهداء علیه السلام نیز برای جنگ و جدل به سمت کوفه نرفتند بلکه به ۲ علت یکی قصدی که یزید خبیث برای توطئه ترور او چیده بود و دیگری هم دعوتهای رسمی مردم کوفه که با توجه به اخبار رسیده از سفرای پیش اعزامی ، مردم کوفه بر دعوت خود همچنان تأکید داشتند اما کو – تا بوده این مردم ناشکر با تطمیع و تهدید و عدم اتحاد بین خود متأسفانه از تعهد و دعوت خود برگشته اند . امام حسین(ع) و خانواده و اصحابش به سمت کوفه در حرکت بودند که لشکری ۱۰۰۰ نفری به فرماندهی حرابن یزید ریاحی سر راه بر او گرفتند . از همینجا که امام حسین(ع) متوجه موضوع شدند هیچ آثاری را که ما را متوجه مقابله و بوئی از جنگ و یا حتی مقاومت داشته باشد از خود بجای نگذاشته اند(در این منزل) . بلافاصله امام فرمودند که ما بر میگردیم اما حر اجازه نداد و میگفت مأمورم و معذور . در نهایت قرار شد امام(ع) به سمت سومی حرکت کنند که در این مسیر به کربلا رسیدند و مجددا مواجه با لشکر بزرگتری از ابن زیاد ملعون و توقف اجباری در نینوا .
همانطور که همه از تاریخ میدانیم حضرت امام حسین(ع) تمام تلاش خود را برای عدم درگیری و جنگ بکار بردند ولی کارساز نشد و حتی زمانیکه بدنبال نامه ابن سعد ، ابن زیاد داشت کوتاه میآمد شمر لعین دخالت کرد و نگذاشت و نهایتا آن شد که تاریخ شاهد آن است.
در تداوم جانشینی پیامبر(ص) ، بقیه ائمه نیز به تقیه و مصلحت و حتی الامکان حفظ صلح و صفای مسلمین و انجام کار فرهنگی و تربیتی و ارشاد و گسترش فرهنگ و اصول و قواعد دین و مذهب در جهان و حفظ مصالح مسلمین که اعظم واجبات است پرداخته اند و همیشه نیز در کمین و توطئه منافقین و مشرکین و کافرین گرفتار بوده و سرانجام نیز به شهادت رسیده اند . در ایران ما نیز که انقلاب اسلامی قصد حکومت شیعی کرد و پیام صلح و آرامش را به جهان مخابره نمود، دیدید که بر او جنگی بس عظیم تحمیل کردند و اکنون نیز همچنان در خطر تداوم این نقشه و خطر هولناک قرار دارد که میطلبد مسئولین معزز و والیان امور تمامی تلاش خود را برای جلوگیری از این خطر بزرگ بکار برند و خوب است تدبیر صحیح و عالمانه و عاقلانه در زمان تسلط اتخاذ شود و الا اگر خدای نخواسته کوچکترین تضعیفی و یا ضعفی به میان آید ، دشمن مکار و مستکبر دیگر به کم قانع نمی شود و باز هم باید تلاش کرد که بتوان دهان دشمن را گل گرفت . انشاءالله
- رهبری , سیاسی , فرهنگی
- Comments(3)
