Archive for the 'معارف' Category

علی رفیعی علامرودشتی نویسنده همشهری در بستر بیماری

از سایت‌های دیگر تیر ۲۴م, ۱۳۸۹

همسر علی رفیعی نویسنده و عضو دایره‌المعارف بزرگ اسلامی که از مرداد ماه سال گذشته و به دلیل سکته مغزی در بستر بیماری به سر می‌برد از تعیین مستمری و مساعدت ماهیانه برای او توسط دفتر مقام معظم رهبری خبر داد.

میترا عسکری در گفگو با خبرنگار مهر، درباره وضعیت جسمی همسرش گفت: روز گذشته در بیمارستان لوله گاستروستومی را از معده آقای رفیعی جدا کردند و او از امروز می‌تواند از طریق دهان تغذیه کند.

وی در عین حال به نقل از پزشکان متخصص رفیعی، افزود: البته به خاطر شدت سکته مغزی سال گذشته وضعیت حرکتی و نیز تکلم او چندان رضایتبخش نیست و آنها گفته‌اند که بهبودی کامل او به کندی حاصل خواهد شد.

همسر این نویسنده با اشاره به هزینه‌های سنگین درمانی او اضافه کرد: آقای رفیعی یک روز در هفته را با دائره‌المعارف بزرگ اسلامی کار می‌کرد که حقوق کمی بیشتر از ۱۰۰ هزار تومانی او را پرداخت می‌کنند.

عسکری ادامه داد: همسرم بیشتر وقتش ( ۶ روز در هفته) را با کتابخانه آیت‌الله مرعشی قم همکاری می‌کرد اما متاسفانه بعد از کمای او مسئولان این کتابخانه ما را تنها گذاشتند و می‌گویند فقط می‌توانند ۷ ماه به او مرخصی بدهند و چون این مدت هم تمام شده و او دیگر نمی‌تواند برایشان کار کند، آنها هم نمی‌توانند حقوقی به او پرداخت کنند.

عسکری در عین حال از پیگیری‌های مداوم اسفندیاری مسئول موسوعه امام علی (ع) کتابخانه آیت‌الله مرعشی درباره وضعیت جسمی علی رفیعی تقدیر کرد.

وی با بیان اینکه از ۱۰ مرداد ۸۸ (بعد از سکته مغزی رفیعی) تاکنون بیش از ۸۰ میلون تومان صرف هزینه‌های درمانی او شده است، گفت: حقوق ۶۰۰ هزار تومانی من و اندک مبلغی که از دایره‌المعارف بزرگ اسلامی به آقای رفیعی داده می‌شد، کفاف هزینه‌های سنگین درمان را نمی‌کرد و بعد از اینکه مسئولان کتابخانه آیت‌الله مرعشی قم هم از پرداخت حقوق آقای رفیعی خودداری کردند، مجبور شدیم برای او از کار افتادگی بگیریم تا شاید بیمه بخشی از این هزینه‌ها را جبران کند.

همسر علی رفیعی در ادامه با اشاره به نگارش نامه‌ای برای مقام معظم رهبری درباره هزینه‌های درمانی وی از عیادت جمعی از مسئولان دفتر معظم له از او خبر داد و با اشاره به کمک ۳ میلیون تومانی دفتر ایشان، گفت: در همین راستا از اردیبهشت ماه امسال و تا زمانی که آقای رفیعی بتواند دوباره به کار خود برگردد، مقرری به مبلغ یک میلیون تومان برای او تعیین شده است.

میترا عسکری همچنین از موافقت صندوق حمایت از هنرمندان و نویسندگان با پرداخت وام ۱۵ میلیون تومانی به رفیعی خبر داد و با اشاره به دشوار بودن بازپرداخت اقساط ماهیانه ۴۱۷ هزار تومانی آن، از رایزنی با سیدمحمد حسینی وزیر ارشاد در این باره سخن گفت و تاکید کرد: خوشبختانه آقای حسینی دستور داد که این مبلغ به کمک بلاعوض تبدیل شود.

وی در پایان از دکتر طیبه عباسی پزشک متخصص رفیعی به جهت پیگیری‌های مستمرش در روند بهبودی وی و نیز اکبر ایرانی مدیر مرکز پژوهشی میراث مکتوب به خاطر پیگیری کارهای اداری و حقوق او و تامین بخشی از نیاز مالی رفیعی از این طریق تشکر کرد.

منبع: سایت بازتاب

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +1 (from 1 vote)

لزوم بعثتی دوباره در هزاره سوم

موسی هنرپیشه تیر ۱۷م, ۱۳۸۹

وقتی در ۶۱۰ میلادی پیامبر اکرم (ص) به پیامبری مبعوث شد , جهان و بویژه عربستان , چین , ایران , ژاپن , هند و روم در شرایط بسیار بد فرهنگی قرار داشت. در عربستان خرافات متعدد , زنده به گور کردن دختران و جنگهای قبیله ای بر سر مسایل هیچ و پوچ , در ایران ازدواج با محارم و در برخی کشورهای اروپایی رسم ساتی sati که طی آن به محض مردن شوهر , همسر او نیز بعنوان ملک طلق او به صورت زنده در کنار او سوزانده می شد, رواج داشت . اما این پیامبر بزرگ و سخت کوش با جهادی بی بدیل این جامعه را جامعه ای قرآنی کرده با هم برادر و برابر ساخت و به زن ارزش انسانی داد و برای او ارث قایل شد و ………
از آن زمان تا کنون دقیقا ۱۴۰۰ سال گذشته و باز هم مشکلات در این جهان بیشتر شده و لازم است در این عصر پیروان پیامبر اکرم (ص) دیگر بار مبعوث شوند قرآن را به دست بگیرند و به این آموزه های جاهلی خط بطلان بکشند . شاید یک معنای اینکه قرآن کریم واژه((جاهلیه الاولی )) (۱) را مطرح کرده در مفهوم خود(( جاهلیه الاخرِِی )) را در بر داشته باشد و بقول مرحوم شهید صدر در کتاب (( الجاهله فی العشرین )) جاهلیت قرن بیستم را بسیار خطرناک تر و مدرن تر از آن جاهلیت قرن هفتم بر شمرده است .
آری هنوز هم عدد ۱۳ در بسیاری از جوامع و بخصوص سازمان ملل عددی نحس است . در هواپیماهای کشورهای مختلف شماره صندلی ۱۳ وجود ندارد و در خود سازمان ملل طبقه شماره ۱۳ وجود ندارد راستی مگر این عدد شریف چه گناهی کرده است . خدای رحمت کند مرحوم شهید مطهری که سخنرانی معروفش در این موضوع تحت عنوان (( دفاع از عدد ۱۳ )) معروف و به چاپ رسیده است .
هنوز هم در کشور ایالات متحده آمریکا سیاه پوستان حق ورود به دانشگاه سفید پوستان را ندارند و هنوز تفاوت طبقاتی و نظام کاستی تا بدانجا رواج دارد که یقه سفیدها با یقه آبی ها با هم فرق می کنند باید پیامبر زمان خود بود و (( ان اکرمکم عند الله اتقاکم )) (۲) را به قلب اروپا و آمریکا ارسال کرد و توضیح داد.
در برخی از کشورها گربه ها ارث دارند اما زنان بعنوان بهترین مظاهر جمال الهی از آن بی بهره اند باید آیات ارث را برایشان فرستاد و توضیح داد . هنوز در بسیاری از جوامع اروپایی احترام به مادر و پدر جا نیفتاده و پدران به خانه سالمندان یعنی ( فقیرخانه عاطفه و محبت ) رهسپار می شود آیا نباید پیامبر وقت خود بود (( و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا )) (۳) را برای آن جامعه تشریح کرد ؟
راستی اگر پیامبر اکرم در همین جامعه ما یکبار دیگر مبعوث شود اجازه تعطیلی مراسم فاتحه در روز شنبه و چهار شنبه را می دهد مگر شنبه و چهار شنبه چه گناهی دارند ؟ اگر پیامبر اکرم (ص) در امسال مبعوث شود , آیا اولویت اول کاری او ساماندهی به ازدواج جوانان نیست ؟ آیا او به کسانی هر ساله چندین عمره و زیارات مستحبی می روند نهیب نمی زند که چرا به فکر خویشاوندان و ذوی القربای خود نیستید ؟ آیا آن بزرگوار با دیدن رباهای با سود کلان در بازار به رواج قرض الحسنه همت نمی کرد و آیات (( من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا )) (۴) را برای جامعه عملا معنا نمی کرد ؟ آیا و آیا …….
اکنون همه ما خود نقش یک پیامبر را داریم و باید مثل آن بزرگوار رسوم جاهلی را بشکنیم و به فریاد جوانان برسیم . اگر این گونه عمل کنیم هر روزمان عید مبعث و همیشه نامه عمل ما مشحون از ثواب پیامبران است . که پیامبران آمدند تا این رسوم غلط را که بار سنگینی بر دوش مردم است بردارند (( و یضع عنهم اصرهم و الاغلال اللتی کانت علیهم )) (۵) و سخن آخر اینکه هدف بعثت تلاوت و تبیین آیات قرآن برای مردم است (( هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلهم الکتاب و الحکمه )) (۶) و این کتاب حیاتبخش بدون کم و کاست در اختیار ماست تا ما هم پیامبری کنیم و معلم این کتاب باشیم بدان امید ان شاء الله تعالی
پی نوشت ها :
۱- احزاب آیه ۳۳
۲- حجرات آیه ۱۳
۳- اسراء آیه ۲۳
۴- بقره ایه ۲۴۵
۵- اعراف آیه ۱۵۷
۶- جمعه آیه ۲

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +1 (from 1 vote)

غیبت امام عصر (عج) فلسفه و الگوهای قرآنی آن

موسی هنرپیشه بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸

یکی از موضوعات مهم در بحث مهدویت غیبت آن حضرت از عیون خلق است.فلسفه این غیبت چیست؟آیا در قرآن و روایات رد پایی از غیبت معصومین وجود دارد یا نه؟ برای بررسی این موضوع لازم است بیان کنیم که:
اولاً:غیبت امام عصر(عج) از پیش از این پیش بینی شده بود:
امام صادق(ع):«للقائم غیبتان؛احدهما طویله والاخری قصیره(قائم دو غیبت دارد؛یکی بزرگ و دیگری کوتاه است.»(۱)

امام علی(ع) نیز می فرماید:«قائم ما دو غیبت خواهد داشت،یکی طولانی تر از دیگری خواهد بود.در دوران غیبت او تنها کسانی در اعتقاد به امامتش پایدارند که دارای یقینی استوار و معرفتی کامل باشند.»(۲)

فلسفه غیبت:
اگر چه پاره ای از روایات تأکید دارند که وجه حکمت غیبت ظاهر نمی شود مگر بعد از ظهور آن حضرت.همان گونه که حکمت شکستن و سوراخ کردن کشتی و یاکشتن بچه و ساختن دیوار توسط خضر معلوم نگردید مگر بعد از لحظه جدایی.(۳)

و یا اگر چه امام عصر(عج)در پاسخ نامه اسحاق بن یعقوب با واسطه یکی از نواب اربعه اش-محمد بن عثمان-در مورد علت غیبت نوشته اند:« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْیَاء إِن تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ»(۴)(۱۰۱/مائده)

اما از لابه لای همین روایات و با تفکر در آیات چند فلسفه مشخص می شود:

۱)آزمایش مردم: امتحان یکی از سنت های عام خداوند است و یکی از مواد امتحانی، غیبت و عدم حضور رهبر و ولی اوست .
یکی از ابعاد غیبت کبری بُعد آزمایشی آن است. حضرت امام حسن عسکری(ع) می فرماید:«انَّ ابنی هوالقائم مِن بعدی و هوالذی یجری مِنه سنن الانبیاءعلیهم السلام بالتعمیر والغیبة حتی تقسو قلوبٌ لطول الاَمَد.»(پس از من فرزندم قائم صاحب امر دین و امامت است و اوست که مانند پیامبران عمری درازخواهد داشت و غائب خواهد شد،در غیبت ظولانی او دلها تیره گردد.)(۵)

گاهی معلم برای مدتی از کلاس بیرون می رود تا وضع شاگردان را در غیبت او بنگرد. آری او با پیامبران مختلف شباهت هایی دارد و این پیامبران بعد ی از ابعاد او را روشن می کنند
نام پیامبر وجه شباهت با امام عصر(عج)
آدم(ع) طول عمر
نوح(ع) طول عمر
ابراهیم(ع) پنهان بودن ولادت و دوری از مردم
موسی(ع) پنهان بودن ولادت و دوری از قوم
یوسف(ع) زیبائی، جود، بودن در بین مردم و شناخته نشدن
صالح(ع) غیبت از قوم
داوود(ع) قضاوت کردن به حکم داوودی
سلیمان(ع) جهان داری و حشمت سلیمانی
ایوب(ع) برخورداری از فرج و گشایش پس از گرفتاری
یونس(ع) رجوع میان مردم پس از غیبت
عیسی(ع) نورانیت، مورد اختلاف قرار گرفتن او،طول عمر،غیبت
محمد(ص) انقلاب خونین و خروج با شمشیر و در هم کوبیدن جباران(۶)
امام موسی کاظم (ع) در مورد آزمایش مردم می فرماید:
«هنگامی که پنجمین فرزند من غایب شد، مواظب دین خود باشید؛ مبادا کسی دین شما را ضایع کند. او ناگذیر غیبتی خواهد داشت به طوری که گروهی از عقیده خویش باز می گردند. خداوند بوسیله غیبت بندگان خویش را آزمایش می کند.»(۷)
اما این آزمایش از سایر آزمایش ها سخت تر است؛به دو دلیل:
اولاً: از جهت اصل غیبت و طولانی بودن آن
ثانیاً: از جهت سختی‌ها و مصائب ناگوار

۲) حفظ جان امام (عج): زراره یکی از بزرگترین شاگردان امام صادق(ع) در جواب کسی که از علت غیبت حضرت سؤال می کند می فرماید:«به علت خوف از کشته شدن، آن حضرت غایب است. (عن زراره قال انَّ للقائم غیبةٌقبل ظهوره قلت لِمَ قال یخاف القتل.) (۸)
ممکن است این سؤال مطرح شود که بحث شهادت طلبی چه می شود؟ پاسخ آن است که حضرتش خاتم الاوصیاء است و پس از او وصایت پایان می یابد؛ لذا حفظ جان او با انبیاء و امامان سابق علیهم السلام کاملاَ فرق می کند.

۳) نبودن بیعت هیچ کسی در ذمه او: امام عصر(عج) فرموده اند:«ای کسانی که ایمان آورده‌اید سؤال نکنید از چیزی که چون جواب آن بر شما ظاهر گردد و شما را بد آید؛ بدرستی نبود هیچ یک از پدران من مگر اینکه واقع شده است در گردن او بیعت بیدادگری که در زمان او بوده و من به وقت خود ظهور خواهم کرد و در صورتی که بیعت هیچ کس در گردن من نباشد. (و انّی اخرجُ حین اخرج و لا بیعةَ لا حد قط فی عنقی.)(۹)

پی نویس ها ؛
۱)غیبت نعمانی،ص ۱۷۰۰ ومنتخب الاثرفصل ۲،باب۲۶ص۲۵۳-۲۵۱
۲)قندوزی،شیخ سلیمان،ج۳،باب۷۱،ینابیع المودة
۳)اکمال الدین،شیخ صدوق،باب ا۸ و منتخب الاثر،ص۲۶۶
۴) منتخب الاثر،ص۲۶۶
۵) مجلسی،علامه محمد باقر،ج۵۱،ص۲۴۴
۶)حکیمی،محمد رضا،خورشید مغرب،ص۱۷۴
۷)شیخ طوسی،الغتیة،ص۲۰۴
۸)منتخب الاثر،ص۲۶۹
۹)همان،ص۲۶۶

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 10.0/10 (3 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +1 (from 3 votes)

داوران قرآنی شیوه های داوری را فرا گرفتند

بهرام حسین زاده بهمن ۷م, ۱۳۸۸

به گزارش خبرگزاری پانا به نقل از روابط عمومی مدیریت آموزش و پرورش : به منظور آشنایی هرچه بیشتر داوران قرآنی یک دوره آموزش شیوه داوری از مسابقات قرآن دانش آموزی با حضور حجه الاسلام سید جواد موسوی و با همکاری کارشناسی قرآن و اقامه نماز و دار القرآن مدیریت آموزش و پرورش شهرستان لامرد ویژه مربیان ، معاونین پرورشی و دبیران معارف اسلامی به مدت ۲ روز در تاریخ های ۱۶ و ۱۷ دی ماه ۸۸ در کانون فرهنگی تربیتی شهید عامری برگزار شد
گفتنی است تعداد ۳۵ نفر از همکاران در این کلاسها شرکت داشتند و در پایان آزمون شفاهی از حاضرین عمل آمد.

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 7.0/10 (1 vote cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +1 (from 1 vote)

انتشار کتاب “هفت اقلیم عاشورا” اثر حجت الاسلام محمد الهیاری

مجید اسدپور آذر ۲۸م, ۱۳۸۸

7eqlims

به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم و ایام عزاداری سالار شهیدان (علیه السلام)، کتاب “هفت اقلیم عاشورا” اثر حجت السلام الهیاری از طلاب جوان لامردی در ۳۰۰۰ نسخه در قم به چاپ رسید. این کتاب که توسط انتشارات پارسایان و در ۱۶۸ صفحه برای بار اول منتشر شده است، دارای هفت فصل در عناوین زیر است:

اقلیم اول: عوامل زمینه ساز حادثه عاشورا

اقلیم دوم: فلسفه قیام اباعبدالله الحسین (علیه السلام)

اقلیم سوم: پاسخ به برخی شبهات

اقلیم چهارم: رازهای ماندگاری عاشورا

اقلیم پنجم: نقش و جایگاه زنان در نهضت عاشورا

اقلیم ششم: عاشورا و انقلاب اسلامی

اقلیم هفتم: عاشورا و انتظار

حجت الاسلام الهیاری، علاوه بر مسئولیت “دفتر طلاب جوان لامردی” در حوزه علمیه قم, معاون پژوهشی “مؤسسه موقوفه مکتب القران ثارالله فارس” (نام قبلی: مؤسسه مکتب القران ثارالله لامرد) نیز می باشند. از ایشان سه کتاب دیگر با نام های “آیه های ماندگار” (۵ جلدی)، “گلبرگ های آسمانی” و “اعتکاف، اردوی بزرگ خودسازی” در نوبت چاپ قرار دارد.

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 6.7/10 (6 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +1 (from 5 votes)

تقدّس آبروی مؤمن و مسلمان

موسی هنرپیشه مهر ۱۵م, ۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه:
این روزها در جراید و مطبوعات بازار تهمت و آبروریزی چنان داغ شده که گاهی افراد با دریدن پرده های حیا به حریم شخصی افراد وارد شده و مسائلی را به دروغ و احیاناً راست بیان می کنند.با راه اندازی سایت های مختلف اینترنتی این بازار ریزش آبروی مسلمان، جنبه جهانی یافته و شنوندگان و غیبت از مرز یک مجلس غیبت یا محله فراتر رفته و بقول خودشان به دهکده جهانی رسیده است.
آنچه که امروز در مطبوعات و رسانه های دیگر به تاراج رفته و گاه به حراج عمومی گذاشته شده، آبروی مسلمان و مؤمن است. شاید نگاهی هر چند گذرا به دیدگاه قرآنی و فرمایشات معصومین  (ع) بعنوان قرآنهای ناطق بتواند جامعه ما را تا حدودی نسبت به این مهّم حساس نموده و حجم این گناه را کاهش دهد. براستی در شرع مقدس اسلام، عِرض و آبروی مؤمن چقدر ارزش دارد؟ تقدّس آن در چه رتبه ای است؟
تقدّس آبروی مؤمن در قرآن
نگاهی به قرآن کریم بعنوان حبل الله که از آسمان به زمین نازل شده و موجب اتصال فرش به عرش گشته، نشان می دهد که آبروی مؤمن از چنان تقدّسی برخوردار است که اسلام عزیز به کسانی که این حریم را رعایت نکنند، هشدار و عذاب الیم را به آنان وعده داده است.

  1. در رسیدگی به کار ناشایست زنا حضور چهار شاهد ضروری است (نساء/۱۵ )
  2. کسانی که نتوانند چهار شاهد برای ادعای وقوع عمل خلاف عفت ارائه کنند یا تعداد شاهدان به چهار نفر نرسد، بدلیل آبروریزی از مسلمان به سه کیفر شدید جسمی، اجتماعی و معنوی محکوم می شوند.
    “والذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا بِاربَعهِ شهداءَ فاجلدوهم ثمانینَ جَلدَهَ و لاتقبّلوا لهم شهادَهً ابداً و اولئک هُمُ الفاسقون” (نور/ آیه ۴ )
    “و آنان که به زنان با عفت و مؤمنه نسبت زنا دهند و آنگاه چهار شاهد عادل نیاورند، آنان را به هشتاد تازیانه کیفر دهید و دیگر هرگز شهادت آنان را نپذیرید که مردمی فاسق و نادرستند”
    ملاحظه می شود که در این آیه شریفه حریم آبروی مردم چنان مقدس شمرده که تجاوز کنندگان به این حریم که از اقامه چهار شاهد ناتوان گشته اند، به هشتاد تازیانه بعنوان حد قذف محکوم شده و در ادامه آن به محرومیت از یک حق اجتماعی یعنی شهادت دادن و شاهد بودن برای همیشه اشاره و در آخر صراحتاً آنان را فاسق نامیده است.
  3. اگر مردی به زن خود تهمت زنا دهد و کسی جز خود او شاهد نباشد، ابتدا باید مرد چهار بار سوگند یاد کند که در ادعای خویش راستگو بوده و برای بار پنجم بگوید: لعنت خدا بر من باد اگر من دروغ بگویم. پس از این سوگند و لعان چنانچه زن ادعای شوهر را بپذیرد حکم زنای محصنه بر او جاری می شود و اگر نپذیرد به همین قرار باید چهار بارسوگند یاد کند که ادعای مرد دروغ است و بار پنجم بگوید که غضب خدا بر او باد اگر شوهرش راست بگوید .  در اینجا این زن و مرد از هم جدا شده و نوعی طلاق است. (اشاره به آیه ۵ تا ۹ سوره نور)
  4. گناهانی همچون غیبت، تهمت، سوء ظن، نمّامی و سخن چینی که در قرآن کریم تقبیح شده و نیز گناهانی همچون تجسس که ابزار اصلی آن گناهان است و در سوره های  مختلف قرآنی بدان اشاره شده و در سوره  حجرات به آن تصریح شده، همگی بیانگر تقدس بی نظیر آبروی مؤمن در نظر خدای متعال است.
  5. تأکید بر حُسن ظّن و توجیه کار مسلمان به نیکی بجای سوء تعبیر نیز نشانی بر تقدس آبروی مؤمن است. آیات افک که ماجرای تهمت منافقین به یکی از همسران پیامبر (ص) را در سوره نور بیان می کند، نشانی بارز از لزوم اشاعه فرهنگ حُسن ظن در میان مردم است.
    قرآن کریم می فرماید: ” آیا سزاوار نبود که با شنیدن چنین تهمت ها از جانب منافقان شما نسبت به خودتان حسن ظن داشتید و می گفتید: این دروغی آشکار است” چرا منافقان بر دعوی خود چهار شاهد افاقه نکردند، حال که چنین نکرده اند، آنان نزد خداوند، دروغگو هستند” (سوره نور آیات ۱۱ تا ۱۹ ) خداوند متعال پس از این ماجرا افک به همه ی مؤمنان نصیحت می کند که هرگز این موضوع در جامعه اسلامی تکرار نشود. “یعظَکَم اللهَ اَن تعودوا لِمِثلِهِ ابداً اِن کنتُم مؤمنین”

نگاهی به فرامین معصومین (ع)
نگاهی یه سخنان معصومین بزرگوار بعنوان مفسران قرآن و مسئولان تبیین این کتاب مقدس و  بررسی سیره آن بزرگواران نیز، ضرورت پاسداشت حرمت آبروی مؤمن را روشن می سازد. در نگاه معصومین بزرگوار آبروی مؤمن در اوج تقدّس واقع شده و همتراز با کعبه و حرم امن الهی تلقی شده است. “عرضُ المؤمِنِ کالکَعبهِ”
حفظ آبروی مؤمن نیز از اسباب ورود به بهشت شمرده شده است. رسول اکرم (ص) می فرماید: ” مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیه المُسلِم و حَبَت لهُ الجَنَّهَ البتَهً” هرکس آبروی برادر مسلمان خود را حفظ کند، البته بهشت بر او واجب می گردد. (بحارالانوار / ج ۷۲ / ص ۲۵۴ )
غیبت نیز بعنوان یک آبروریزی تقبیح شده است. “والغیبَهُ تناوُلُ العرض” غیبت و پشت سر گویی تجاوز به آبروی مسلمان است. در روایات معصومین بزرگوار اسباب حفظ آبرو نیز اعلام شده و انفاق مال و صیانت از آبروی مردم بعنوان وسیله حفظ آبروی مؤمن قلمداد گردیده است.
مرحوم شیخ احسان بخشی رستمی در کتاب ارزنده خویش که در ۳۰ مجلد به چاپ رسیده و بنام “آثار الصادقین” نامگذاری و بعنوان یکی از معاجم حدیثی شیعه تلقی می شود، ۵۱ حدیث به تعداد رکعات نماز واجب و مستحب در باب لزوم حفظ عِرض و آبروی مسلمین نقل کرده است. که خوانندگان فهیم را به مطالعه جلد ۱۲ و صفحات ۵۳۲ تا ۵۴۲ ارجاع می دهیم.

نتیجه گیری
حال که آبروریزی مسلمانان آنهمه عقوبت داشته و حفظ آبروی مسلمان اینهمه تقدس دارد بیاییم این کعبه مقدس آبروی مسلمان را همچون کعبه و بیت الله الحرام مقدس بدانیم.
- اگر کعبه مقدس است، پس آبروی مؤمن نیز مقدس است.
- اگر به کعبه بدون احرام وارد نمی شویم به حریم آبروی مردم بدون علم و اطلاع وارد نشویم.
- اگر کعبه حرم امن الهی است اجازه دهیم آبروی مردم هم حریم امن مردم باشد.
- و راهش آن است که آبروی مردم را همچون آبروی خویش بدانیم و حتی در هنگام کمک به فقرا جانب احتیاط و حفظ شأن و آبروی آنان را بکنیم.
                                                                                    به امید تقدس آبروی همه مؤمنین و مؤمنات

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 5.2/10 (9 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +2 (from 8 votes)

عیدتان مبارک

علی صابری شهریور ۲۸م, ۱۳۸۸

عید فطر بر همگان مبارک
عید فطر به معناى بازگشت ‏به فطرت است. در واقع مسئله خودسازى در ماه رمضان انسان را به مقامى مى‏ رساند که ‏پرده‏‌هاى جهل، هواپرستى و هر گونه موانع از سر راه ‏ برداشته مى‏شود و انسان مسلمان در این هنگام به فط‏رت ناب خود که از ‏وجودش مى‏جوشد بازمی ‌گردد.

در اسلام به طور رسمى چهار عید وجود دارد که اعیاد قربان، غدیر، جمعه( من در متن اولیه عید مبعث جایگزین کرده ام- بخاطر گرامیداشت آن در منطقه) و فطر هستند. “عید قربان” جشن ایثار و فداکارى است .”عید غدیر” جشن ولایت و امامت است. “عید جمعه” بازگشت ‏به خویشتن است که نقش اساسى در برقرارى اتحاد، یکرنگى و همدلى مسلمانان دارد و اگر “عید فطر” عید فطرت و خودسازی نباشد، عیدهاى دیگر تکمیل نخواهد شد. اگر چنین عیدى در زندگى انسان تحقق یابد همه روز، روزعید است.

عید فطر وقتى براى ما عید واقعى است که در مسیر خودسازى، پیروز شده باشیم و تحول عمیقى در ما پدیدار شده باشد. قرآن با صراحت، خداشناسى و دین را مسئله‏اى فطرى می داند که در آیه ۳۰ سوره مبارکه روم به آن اشاره می کند : “اى پیامبر! روى خود را متوجه آئین خالص ‏پروردگار کن، این فطرتى است که خداوند انسانها را بر آن آفریده، دگرگونى در آفرینش خدا نیست.”

این آیه بیان کننده آن است که دین اسلام بر اساس ‏فطرت و سرشت انسان است و دستورهاى آن هماهنگ با ذات ‏وجود انسان و اگر فطرت از دستبرد جهل، خرافات، تبلیغات غلط و تریبونهای ‏ناسالم، محفوظ باشد، همان را مى‏ خواهد که آئین اسلام آن را مى ‏خواهد.

فطرت بر دو گونه است: فطرت عقل و فطرت دل. فطرت عقل یعنى استدلال روشن عقلى که انسان بعد ازرسیدن به کمال عقل با مشاهده نظام جهان و دقت در اسرار هستى، به این حقیقت می رسد که ‏محال است این نظام معلول مبدئى فاقد عقل و شعور باشد. ولى فطرت مفهوم دیگرى ‏نیز دارد که از آن تعبیر به “فطرت دل‏” مى‏شود که تفسیر فطرى بودن دین با این ‏تعبیر، صحیح تر و مناسب ‏تر است. انسان وقتى به ‏اعماق جانش مى‏نگرد، نور حق را مى‏بیند و ندایی را با گوش دل مى‏شنود، ندایى که ‏او را به سوى مبدأ علم و قدرت بى‏ نظیر هستى دعوت مى‏کند. “عید فطر” به معناى بازگشت ‏به فطرت است.

در واقع مسئله خودسازى در ماه رمضان، انسان را به مقامى مى‏رساند که ‏پرده‏ هاى جهل، هواپرستى و هرگونه موانع ضد فطرت، از سر راه فطرت‏ برداشته مى‏شود و انسان مسلمان در این هنگام به فط‏رت ناب خود که از ذات ‏وجودش مى‏جوشد، بازمی گردد.
هرگاه انسان در پرتو برکات ماه رمضان به این درجه‏ رسید، به حقیقت مفهوم عید فطر رسیده است و آغاز ماه رمضان در واقع براى او عید است. شواهد متعددى وجود دارد که نشان ‏دهنده فطرى‏ بودن ایمان به حق است؛ مانند واقعیتهاى تاریخى که نشان مى‏دهد در میان هر ملتى ‏در هر دوره‏اى اعتقاد به خداشناسى و مذهب وجود داشته است، چنانکه شواهد باستان ‏شناسى و آثار به جا مانده از دوره‏هاى قبل از تاریخ بیان کننده این ‏واقعیت است.

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 8.0/10 (2 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +1 (from 1 vote)

ارتباط با خدا وظیفه ی همه موجودات

موسی هنرپیشه شهریور ۲۲م, ۱۳۸۸

۱۹رمضان ۱۴۳۰

« ارتباط با خدا وظیفه همه موجودات »

مقدمه

انسان برای کامیاب شدن و رسیدن به مقام قرب « فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ »(۱)

راه دشوار و البته پیمودنی و قابل حصول را در پیش دارد به نظر می رسد تمام وظایف او را می توان در سه فصل مجزا و البته کاملاً مرتبط با هم بیان نمود. او باید با سه چیز ارتباط داشته و حقّ آن را ادا نماید

ارتباط با خدا

ارتباط با خود

ارتباط با ناس و مردم

در فرهنگ نورانی قرآن هم ، حق سه گونه « حقّ الله ، حقّ النفس و حقّ الناس » و ارتباط نیز به همین گونه و حتی ظلم نیز به « ظلم به خدا ، ظلم به نفس و ظلم به ناس » تقسیم می شود

امّا مهمترین این ارتباط ، حقوق و نیز بدترین ظلم به ذات اقدس الله باز می گردد مقاله حاظر کوششی است تا به این موضوع مهم پرداخته شود.

ارتباط تکوینی با خدا

در نظام تکوین خلقت، همه ی موجودات مسیر « به سوی اویی » یا به تفسیر قرآن « …وَإِلَى اللّهِ الْمَصِیرُ »( ۲ ) راطی می کنند از جمادات ، نباتات ، حیوانات ، اجّنه ، ملائک و بالاخره اشرف همه آنان « انسان » این مسیر « طوعاً و کرهاً » طی می کنند. « أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ » ( ۳ ) و حتی تسبیح و نماز نیز وظیفه تکوینی تمام موجودات است چنانچه قرآن کریم می فرماید « تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا» ( ۴ )هفت آسمان و زمین و هر چه در آن هاست همه به ستایش و تنزیه خدا مشغولند و موجودی در عالَم نیست جز آن که ذکرش تسبیح و ستایش اوست و لی شما تسبیح آنها را فهم نمی کنید همانا او بسیار بردبار و آمرزنده است

حتی نماز این موجودات مورد عنایت این کتاب حیات بخش است « أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ » ( ۵ ) آیا ندیدی هر کس که در آسمان ها و زمین است و حتی مرغ هایی که  در هوا پر گشایند همه به تسبیح و سنای خدا مشغولند؟ و همه ی آن ها صلوة و تسبیح خود را می دانند و خدا به هر چه کنید آگاه است.
از باب نمونه به همراهی کوه ها و پرندگان با تسبیح داود (ع) اشاره می کند « … وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ یُسَبِّحْنَ وَالطَّیْرَ وَکُنَّا فَاعِلِینَ » ( ۶)
و در سوره « ص » به صراحت به همراهی کوه ها و پرندگان اشاره می کند « إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَالْإِشْرَاقِ وَالطَّیْرَ مَحْشُورَةً کُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ» ( ۷)
گرچه عموم مردم تسبیح این موجودات را نمی دانند ولی خواص به اذن الهی این تسبیح و ذکر آن ها را می دانند چنانچه برخی از نویسندگان اهل سنت منطق الطیر را که به تعبیر قرآن « مربوط به سلیمان » است که او گفت « … وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ…» ( ۸ ) برای اهل بیت مسلم دانستند صاحب کتاب عرائس المجالس از امام صادق (ع) از پدرش امام باقر(ع) از جدش امام سجاد (ع) نقل می کند که « فرمود : هر گاه کرکس فریاد می زند می گوید : ای فرزند آدم هرچه می خواهی زندگی کن که عاقبتت مرگ است و چون عقاب بانگ می زند که انس در دوری از مردم است و هرگاه چکاوک فریاد می زند می گوید : خدایا دشمنان پیامبر (ص) را لعنت کن »( ۹)
برای اطلاع از این مُهم می توان به منابع زیر مراجعه کرد
البرهان فی تفسیرالقرآن به قلم سید هاشم بحرانی ج ۳ ص ۲۰۱ به بعد و نیز اصول کافی نوشته محمد بن یعقوب کلینی ج۱ ص ۳۷۷ و نیز همه ی تفاسیر ذیل آیات ۱۵ و ۱۶ سوره مبارکه نمل

فایده ی این بحث آن است که بدانیم وقتی همه خلقت این گونه به راز و نیاز تکوینی با خدا مشغول است چگونه انسان به عنوان اشرف مخلوفات استکبار ورزیده و همسو با قاطبه ی خلقت نمی شود و این بسی جای شگفتی است.
چنانچه سعدی شاعر خوش سخن شیرازی می گوید
دوش مرغی به صبح می نالید عقل و صبرم ببرد و طاقت هـوش
یکی از دوستان مخلــــص را مـــگر آواز من رسید بـه گـــوش
گفت باور نداشتم که تــــورا بانـــــگ مرغـــی کند مدهــوش
گفتم این شرط آدمیت نیست مرغ به تسبیح گوی و من خاموش(۱۰)

ارتباط تشریعی با خداوند

اکنون که معلوم شد کلّ هستی عابد خدایند، می گوییم جن و انس علاوه بر حالت تکوینی به عنایت به عقل و اختیار به عنوان دو موهبت الهی که در اختیار اوست ، تشریعاً نیز مأموریت دارد که به عبادت بپردازد زیرا یکی از اهداف والای آفرینش « عبادت » است. « وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ »( ۱۱ )
و جن و انس را نیافریدم مگر اینکه مرا به یکتایی پرستش کنند
البته نباید مفهوم عام عبادت که از نماز تا کار و جهاد در راه خدا و حتی بوسیدن فرزند خویش را در بر می گیرد غافل شد.

توانمندی های انسان برای این ارتباط

حکمت خداوند اقتضا می کند که اگر هدفی را برای موجودی مقرر می دارد، توانمندی و قابلیت هایی را به او بدهد تا به اوج این هدف برسد و خدای حکیم نیز چنین کرده است. او علاوه بر عقل و اختیار موهبت های دیگری نیز برای رهچویی این راه به انسان بخشیده است
اولاً : در عالم ذر یا الست روح او را برای این مهم آماده ساخته و با او میثاق بسته و ربوبیت خویش را به او عرضه و « قالوا بَلی » از او شنیده است.
« وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ»( ۱۲ )
و به یاد آور هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آن ها را برگرفت و آن ها را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم همه گفتند : بلی ما شهادت می دهیم که دیگر در روز قیامت نگویید ما از این واقعه غافل بودیم.
البته در قرائن قرآنی این میثاق و عهد در ارتباط با نبوت اخذ شده و نیز با عنایت به پیوستگی امامت با نبوت این میثاق به کمال رسیده و از همه ی ارواح پیمان توحید ، نبوت ، امامت ، عدل و معاد گرفته شده است و این همان اصول سه گانه اهل سنت و پنج گانه شیعه است. کیفیت این میثاق نه در بضاعت نویسنده است و نه در اینجا محل بحث از آن.
ثانیاً : فطرت همه انسان ها را موافق آموزه های دینی قرار داده و در یک کلام دین را فطری قرار داده و بنابراین ، ارتباط با خدا و بی نهایت پیش و بیش از آن که یک آموزه پیامبران باشد، ندای درون فطرت است
« فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»( ۱۳ )
ممکن است این فطرت پاک با زنگار هوس آلوده گردد، اما در قرآن شواهدی وجود دارد که اگر این فطرت خداجو بیدار شود همان اقرار قیامت و عالم ذر را به زبان خواهد آورد و خالصانه به او روی خواهد آورد.
« فَإِذَا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِکُونَ»( ۱۴ )
چون به کشتی نشینند ( و به امواج خطر افتند ) تنها خدا را به اخلاص کامل در دین می خوانند و چون از دریا به ساحل نجاتشان رساند باز به خدای یکتا مشرک می شوند.
اگر چه این ایمان با اخلاص است اما افسوس که دیر پایی آن بسیار کم است لیکن اگر از همین مشرکین بپرسی که چه کسی آسمان ها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را رام کرده حتماً خواهند گفت خدای یکتا. البته ممکن است هوسها او را در ربوبیت دچار چندگانگی کند اما با عقل و فطرت نمی تواند بپذیرد که آسمان و زمین را بت آفریده باشد.
« وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى یُؤْفَکُونَ »( ۱۵ )
تکرار هفت باری این آیه با اندک تغییرات در آیات ۶۳ عنکبوت ، ۲۵ لقمان ، ۳۸ زمر ، ۹ زخرف ، ۸۷ زخرف و ۶۵ توبه نشان از اهمیت این آموزه دارد، حتی در قراین قرآنی پرستش بت ها توسط مشرکان به منظور تقرب و شفاعت ذات اقدس اله است.
« وَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ یَعْلَمُ فِی السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِی الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِکُونَ » ( ۱۶ )
و غیر خدا را پرستش می کنند همان چیزهایی که به آن ها ضرر و نفعی نمی رسانند و می گویند این ها شفیع ما نزد خدا هستند.
ثالثاً : توانمندی دیگر وجود نعمات بی شماری است که از طرف خدا به سوی انسان سرازیر است و فطرت تشکر می بایست حداقل به همین دلیل انسان را وا دارد تا جبهه سپاس به درگاه ربوبیش بساید. همان نعماتی که قابل شمارش نیستند.

وظایف ما در برابر پروردگار

وظیفه ی ما در این عالم در برابر پروردگار در آن است که بدانیم مؤثری غیر از او نیست و او به تمام چیزها قادر است او را به نام های نیکویش بخواهیم.

« وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمَآئِهِ سَیُجْزَوْنَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ »( ۱۷)
به او شرک نورزیم که شرک خود ظلم بزرگی است.
« وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ » ( ۱۸ )
لقمان گفت : ای فرزندم به خدا شرک نورز همانا شرک ستم بزرگی است.و بدانیم اگر دعاهایمان نباشد ارزشی نداریم چنانچه خدای متعال می فرماید:
« قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ فَقَدْ کَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَکُونُ لِزَامًا »( ۱۹)
پس ارزش همه انسان ها نزد خدا به میزان دعای آن هاست.
پیش مقدمه این ارتباط آن است که بدانیم اگر دعایمان واقعی باشد حتماً به اجابت می رسد.
« وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ » (۲۰)
و بدانیم که اوست که دعای مضطر را اجابت می کند.
« أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَکَّرُونَ »( ۲۱ )
و بدانیم اولین را ارتباط « نماز » است.
« إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی »( ۲۲ )
و حق مهم دیگر مهم خدا آن است که او را معصیت نکنیم زیرا نعمت داده است و معصیت ما را هم می بیند و عالم محضر اوست در محضر او نباید معصیت کرد.

پی نوشت

۱ – قمر/ ۵۵
۲ – آل عمران / ۲۸
۳- آل عمران ۸۳
۴- الاسراء / ۴۴
۵ – النور/ ۴۱
۶ – انبیاء / ۷۹
۷- ص / ۱۹و۱۸
۸- النمل / ۱۶
۹ – ثعلبی نیشابوری / قصص الانبیاء / المسمی بعراسئس المجالس ص۲۶۲
۱۰ – سعدی شیرازی
۱۱ – الذاریات / ۵۶
۱۲- الاعراف / ۱۷۲
۱۳ – الروم / ۳۰
۱۴ – عنکبوت / ۶۵
۱۵- عنکبوت / ۶۱
۱۶- یونس / ۱۸
۱۷- اعراف / ۱۸۰
۱۸- لقمان / ۱۳
۱۹- فرقان / ۷۷
۲۰- غافر / ۶۰
۲۱- النمل / ۶۲
۲۲- طه / ۱۴

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 5.8/10 (5 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +1 (from 1 vote)

رمضان ماه روزخاری و شب‌خوری!

مسعود اسدپور شهریور ۱۱م, ۱۳۸۸

یک روز قبل از شروع ماه رمضان سری زدیم به فروش‌گاه شهروند؛ نه به دلیل شروع ماه رمضان بلکه به قرار مالوف هر دو هفته یک بار. غلغله بود و مانند خیابان‌های وسط شهر پرترافیک. همه چیز تمام شده بود. گوشت اگر گِنجی، میوه اگر پتّه‌ای، لبنیات اگر تُکّه‌ای. چند تکه خرت و پرت برداشتیم و به صف پرداخت ایستادیم. دیدیم نیم ساعت هم بایستیم نوبت به ما نمی‌رسد.
گفتیم ولش کن می‌رویم جای دیگری…

رفتیم میدان تره‌بار. جای نگه داشتن ماشین نبود. بعد از نیم ساعت ایست کامل در ترافیک، گوشه‌ای توقف کردیم. برای این‌که جریمه نشویم به اتفاق کوچولوی شیطان در ماشین ماندم. همسرم برای خرید به سمت مغازه‌ها رفت. بعد از نیم ساعت دست خالی برگشت. همه چیز تمام شده بود، میوه اگر یک هلوی گندیده، سبزی اگر پوست پیازی، لبنیات اگر قطره‌ی شیری.
گفتیم ولش کن می‌رویم جای دیگری…

رفتیم قنادی کمی زولبیا بامیه بخریم. دیدیم صف ماشین‌های منتظر پارک سه کیلومتر. صف مردم منتظر خرید ۱۰۰ متر. همه چیز تمام شده بود، زولبیا اگر مُشتی، بامیه اگر دانه‌ای، کیک اگر پِنجی.
گفتیم ولش کن می‌رویم جای دیگری…

رفتیم نانوایی نان بگیریم؛ دیدیم مردم از ترس این‌که سحر از گرسنگی بمیرند هجوم آورده‌اند به نانوایی. صف نانوایی ۵۰ متر، سرعت حرکت صف یک متر بر ساعت.
گفتیم ولش کن برگردیم خانه…

با خود می‌اندیشیدم قرار است ماه رمضان ماه روزه‌داری باشد. قرار است ما بچشیم آن‌چه مردم گرسنه می‌کشند. گویی برعکس شده. آن‌قدر که حتا کتاب‌فروشی دم در خانه‌ی ما هم اطلاعیه زده: “حلیم بوقلمون، آش رشته“. آن‌قدر که حتا آژانس تاکسی تلفنی هم در این وانفسا زولبیا بامیه می‌فروشد.

باور کنید درآمد همین یک‌ماه مغازه‌های زولبیا بامیه و آش و هلیم فروشی از درآمد یکسالشان فراتر می‌رود. این همه مواد غذایی به کجا می‌رود؟ حتمن مشتری دارد و گرنه تا مردم نخورند که این مغازه‌ها گرّ و گرّ تولید نمی‌کنند. این ماه واقعن برای همه “مبارک” است (هرکس به یک گونه).

نزدیک افطار که می‌شود همه قاشق به دست منتظر تپانچه‌ی استارت، اذان مغرب، می‌شویم. از نان و پنیر و چای شروع می‌کنیم؛ این به جای صبحانه‌ای که صبح نخورده‌ایم. به زولبیا بامیه ناخنکی می‌زنیم؛ این به جای چاشتی که نخورده‌ایم. در گوشه‌ای از شکممان جایی برای کمی هلیم، آش رشته و فرنی (کَستَر) رزرو شده است؛ آن‌هم جای عصرانه‌ای که نخورده‌ایم. بعد از آن تازه نوبت شام می‌شود؛ می‌تپانیم به شکممان، جای ناهاری که نخورده‌ایم. کمی هم میوه و آجیل و غیره تا بشود نیمه شب.

میخابیم و چهار صبح دوباره ماراتن بخوربخور آغاز می‌شود؛ تا زمانی که گوینده‌ی تلویزیون بگوید تا اذان صبح یک دقیقه وقت باقی است. هول هولکی با کمک یک لیوان آب، باقیمانده‌ی غذایی که در دهان داریم و یا در حال گذر از حلقوممان است را به زور به پایین می‌فرستیم و نمازی به زور میخانیم (چه دیگر رمقی برایمان باقی نمانده) و حالا بخاب تا لنگ ظهر.

خاب‌آلود و بی‌حال برمیخیزیم، کمی کارهای روزمره را با اکراه و بدون انرژی انجام می‌دهیم و خاب‌آلود می‌خزیم به رختخاب و می‌رویم به چرت عصرانه. نزدیک اذان بیدار می‌شویم و به انتظار اذان، قاشق! به دست می‌گیریم.

می‌گویم: بهتر نیست بگوییم رمضان ماه روز “خاری” و شب “خوری” است؟ روزها خاریم که کی شب بشود؛ شب هم دهانمان به چَرا!

چقدر ادبی شد :)

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 6.0/10 (2 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

چگونه گوشت خود را با قرآن عجین کنیم؟!

مسعود اسدپور شهریور ۷م, ۱۳۸۸

گزارش از ایرنا… تفسیر از شما:

توزیع گوشت قرمز با قیمت هرکیلو ۵هزارتومان در نمایشگاه قران 

پس از تجربه خوب وزارت نیرو در هفدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم، وزارت بازرگانی نیز این محل را برای توزیع گوشت قرمز(سردست گوساله) به قیمت دولتی کیلویی پنج هزار تومان انتخاب کرد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، دوازدهمین روز از هفدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم درحالی سپری شد که مراجعه کنندگان پس از بازدید از بخش‌های مختلف، گوشت قرمز – سردست گوساله بسته بندی شده – را از غرفه های تازه تاسیس وزارت بازرگانی خرید می کردند. اگر چه عرضه گوشت با صف روبه رو بود اما مردم راضی بودند و از این اقدام مسوولان استقبال و به نوعی تشکر هم می شد.

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 2.0/10 (1 vote cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

رمضان ماه روزه خواری!

محمد نعیمی شهریور ۳م, ۱۳۸۸

چند سالی است که در ماه رمضان حال و هوای بعضی شهر ها خیلی بوی رمضان نمی دهد. افراد زیادی می بینیم که سیگار می کشند آدامس می خورند. دیروز یک نفر دیدم که داشت چای می خورد. آیا احترام به حقوق دیگران اینقدر سخت است؟ به دو مطلب واقعی زیر توجه کنید

۱- چند سال پیش در یکی از هتلهای تهران(فکر کنم آزادی یا استقلال) در سالن غذا خوری می بینند یک مرد چینی با روسری همراه زنش نشسته. میرن پیشش و میگن لازم نیست شما روسری بپوشی ولی اون در جواب میگه مشکلی نیست من به قوانین و رسوم شما احترام می گذارم و در نهایت با چه بدبختی حالیش میکنن تا روسریش رو در بیاره

۲- حدود ۱۰ سال پیش در لبنان (الان رو نمی دونم) تو ماه رمضان اتفاق جالبی رخ می داد. مردم مسیحی لبنان به احترام مسلمونا در خیابان ها غذا نمی خوردند(در لبنان روزه خواری جرم نیست) و حتی در مناطق مسیحی نشین هم این مسئله رعایت میشد.

جالبه که می بینیم بعضی از مردم کشورهای دیگر و ادیان دیگر به قوانین اخلاقی دین و کشور ما متعهدند اما مردم ما … .

نمی دانم آیا باید دنبال قوانین بازدارند باشیم یا کار فرهنگی ولی به نظرم حیف حال هوای این ماه که داره کمکم کمرنگ میشه. خدا رو شکر اگه لامرد خیلی چیزها رو نداره ولی ماه رمضونش هنوز ماه روزه داریه .

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 6.0/10 (1 vote cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +1 (from 1 vote)

ربنای جاودانی

مسعود اسدپور شهریور ۳م, ۱۳۸۸

ما ایرانی‌ها مغرب را از اذان موذن‌زاده می‌شناسیم و رمضان را از ربنای شجریان. اصلن تا این دو نباشند حس و حال روحانی لازم را پیدا نمی‌کنی.

چند روز قبل از ماه رمضان، صدا و سیما خبر از تولید چند ربّنای جدید داد. دلیلش هم بد و بیراهی بود که استاد شجریان چند بار قبل و یک‌بار هم بعد از بهبوهه‌ی اعتراضات، نثار صدا و سیما کرده بود و از پخش صدای وی بدون اجازه‌‌اش گله کرده بود و تنها پخش ربّنا را برای صدا و سیما مجاز دانسته بود.

صدا و سیما هم برای تلافی این حمله‌ی شجریان، قصد داشت عطای صدای وی را به لقایش ببخشد و روی شجریان به طور کلی خط بکشد. به همین دلیل در اولین روز ماه رمضان از دعاهای دیگری استفاده کرد (اگر گزاف نگویم) آبکی که طعم روز اول رمضان را به زبانمان زهر کرد.

اما گویا اعتراضات مردمی در همان روز اول آن‌قدر بالا بود که صدا و سیما عقب نشینی کرد و روز دوم را به اجبار با ربنای شجریان افطار نمود. این هم به قول اسماعیل از اثرات حس نوستالوژیک هم‌میهنان ما است.

البته ما نیز خود جدای از آن نیستیم. سالیان پیش سفره‌ی افطار رمضان ما در دیار کفر، سوییس، همین ربنا را کم داشت. یکی دو روز اول را غریبانه به اتفاق همسرم افطار کردیم و در حال و هوای غربت روزه گرفتیم. ناگهان به نظرمان رسید شاید بشود ربنا را از اینترنت دانلود کرد. آن‌جا بود که دیدیم این حس غریب تنها برای ما اتفاق نیفتاده و چندان هم غریب نیست. سایت‌های زیادی پیدا کردیم که همه همین را در دیار غربت حس کرده بودند و از میان آنان چندی نیز فایل ربنا را برای سهولت دیگران به اشتراک گذاشته بودند. دانلود کردیم. با شنیدن آن بغض گلویمان را حسابی گرفت و به گریه افتادیم. (به قول اسماعیل) یادش به خیر…

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

رمضان ماه نزول و فهم قرآن

موسی هنرپیشه مرداد ۳۱م, ۱۳۸۸

باسمه تعالی
بدون شک یکی از ویژگی های مهم ماه رمضان ، نزول قرآن در این ماه عزیز است ‍(( شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن )) (۱) هرچند ماه رمضان ویژگی های دیگری نیز دارد که آن را برای تمام خداگرایان از هر آئین و مذهبی مهم ساخته است. برخی از این ویژگی ها عبارتند از : ۱- نزول تورات ۲- نزول انجیل ۳- نزول صحف و زبور ۴- شب قدر ۵- رفعت عیسی (ع) به آسمان ۶- شهادت امام علی (ع) اما مهمترین مناسبت که جامع و شامل تمام مناسبت های دیگر است، نزول قرآن در این ماه است. به شهادت آیات اولین سوره مبارکه مزمّل (( شب )) وقت اختصاصی  تلاوت قرآن است (( قم اللیل الاقلیلا” اوزد علیه و رتّل القرآن ترتیلا” )) (۲) اگر چه جهت تلاوت این مصحف شریف صرف نظر از زمان انجام آن مهم است و قطعا” ثواب ها و آثار دنیوی و اخروی دارد و شایسته است این بخش از قرآن جدی گرفته شود، اما ظاهرا” هدف شارع مقدس از قرار دادن این ماه بعنوان ((بهار قرآن )) چیزی فراتر از تلاوت به تنهایی است. زیرا قرآن برای فهم و تدبر نازل شده ((‌کتاب انزلناه  الیک  مبارک لیـدبروا آیاته )) (۳) و آنچه که پشت استعمارگران را شکسته تلاوت قرآن نیست که فهم و درک آن است. و شاید یکی از دلایل سلطه قدرتها بر بلاد مسلمانان علیرغم وجود قرآن در میان آنان و تلاوت این مصحف شریف، عدم تدبر و تعمق در این کتاب حیاتب خش و بی نظیر است و گر نه در اکثر این ۵۴ کشور مسلمان بحث تلاوت قرآن جدّی گرفته شده و مسابقاتی برای آن در سطح بین المللی برگزار شده است.

متأسفانه همین نگاه ابزاری به قرآن باعث شده که مسلمین از این کتاب شریف تنها برای استخاره، تلاوت بر سر قبور،‌ مهریه زنان، ‌عبــــــور مسافر از زیر آن و امثال آن ها استفاده نمایند و در طراحی نظریه های قرآنی و مهمتر از آن عمل به آموزه های آن از غیر مسلمانان نیز عقب افتاده اند. چنانچه مولا علی (ع) بعنوان قرآن ناطق در آخرین کلام خود یعنی وصیت سیاسی و الهی خویش در این مورد داد سخن می دهد. (( الله  الله  فی القرآن لایسبقکم بالعمل به غیرکم )) ‌خدا را خدا را در مورد قرآن ! مبادا دیگران در عمل به آن از شما سبقت بگیرند خدایشان رحمت کند قدیمی ها که سنت قرآن خوانی در شب های ماه رمضان را بعنوان یک فرهنگ دیرپا بنیان نهادند و چه خوب تا به امروز از آن پاسداری کرده اند. اما وقت آن است که ما هم سنتی دیرپا بنا نهیم و ترجمه را به حسینیه های خود وارد کنیم که بنا به فرمایش پیامبر(ص) (( هرکس سنت حسنه ای را بنیان نهد در اجر کسانی که تا روز قیامت به آن عمل می نمایند، سهیم است ))‌ لذا پیشنهادات زیر به همین منظور ارائه می گردد:

  1. در هر حسینیه یک قرآن یک صحفه قرآن و صفحه ای دیگر ترجمه داشته باشیم. پیشنهاد حقیر از میان ۱۸ ترجمه موجود، ترجمه شیوای آیت الله العظمی مکارم شیرازی حفظه الله است.

  2. پس از یک صفحه تلاوت، ترجمه این صفحه با صدایی خوش خوانده شود.

  3. مدت قرآن خوانی به حداکثر ۵/۱ ساعت کاهش یابد و بعد از آن فرصت برای هم اندیشی یا حرفهای یومیه مردم باقی باشد.

  4. تمام کسانی که در جلسه قرآن شرکت می کنند یک رحل و یک قرآن داشته و مطابق تلاوت قاری به آن گوش دهند.

  5. در صورت اجرای دقیق این طرح، انتظار می رود دانشجویان و اساتید حوزه و دانشگاه در تمام نظریات خود از این کتاب شریف استفاده نمایند و آموزه های این کتاب حیاتبخش در طراحی معماری نیز مورد توجه قرار گیرد.

 ان شاء الله امید است با فهم قرآن مقدمه عمل به آن فراهم شود.
———————-
۱- بقره / ۱۸۵
۲- مزمّل / ۴- ۲
۳- ص / ۲۹

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

محبت اساس دین الهی

موسی هنرپیشه مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸

باسمه تعالی

محبت در دین خدا یکی از اساسی ترین خصلت های اخلاقی است. واژه محبت و مشتقات آن در قرآن کریم ۹۵ بار تکرار شده (۱)، نگاهی به فهرست این آیات می تواند نمایی از اهمیت این خصلت اخلاقی را روشن نماید. همه ما دوست داریم که از دوستان خدا باشیم و خدا نیز ما را دوست داشته باشد لذا لازم است به فهرست آیاتی که ” اِن الله یحبُ ….. ” و نیز آیاتی که با ” اِن الله لا یحبُ ….. ” آغاز یا به اتمام می رسد، توجه کنیم تا ملاک های دوستی را دریابیم.

حتی اطاعت را نتیجه محبت دانسته و به صراحت می فرماید ” قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله ” (۲) بویژه در سؤالی که از پیشوای بحق ناطق امام صادق (ع) پرسیده اند که ما شما را دوست داریم و دشمنانتان را دشمن می داریم آیا دین ما دین درستی است؟ حضرتش در پاسخ به صراحت فرموده اند ” هل الدینُ الا الحب و البغض ” آیا دین به جز حب و بغض است. با این توصیف تمام دین در همین حب و بغض خلاصه می شود. اگر تمام دین را در اصول و فروع دین خلاصه کنیم باید بتوانیم خمیر مایه اصول پنج گانه وفروع دین را بر همین مبنا تفسیر نمائیم.

الف) اصول دین و آمیخته بودن با عنصرمحبت :

۱ – توحید: یگانه پرستی عشق به معبود و معشوق است. وقتی ابراهیم خلیل که مطابق لقب قرآنی اش “دوست خدا ” با چند برهان ماه پرستی ِ، خورشید پرستی ، بت پرستیِ و ستاره پرستی را رد می کند و افول و غروب را که در همه اینها مشترک است ، را دلیل رد اینها به عنوان معبود نقل می کندِ، به صراحت می فرماید: “انّی لا احب الّآفلین ” (۳) یا در توصیف مؤمنان می فرماید “والذین آمنوا اَشَدُ حبّاً لله”

۲ – نبوت: دوست داشتن پیامبران خداست زیرا پیامبران دوست خدا بوده اند و ابراهیم دوست خدا بوده است “وَ اَتَّخَذَاللهُ ابراهیم خلیلاً” (۵)

۳ – معاد: و معاد دوست داشتن سرنوشت خویش و ملاقات با خدا و اهل بیت پاکش بعنوان سمبل تمام زیبایی هاست “واتقوالله واعلموا انکم ملاقوه و بشرالمؤمنین” (۶ )

۴ – عدل: عدل دوست داشتن یک ارزش والای الهی است بهشت نیز ملاقات با عادلان و خدای عادل است. در این دنیا نیز عدالت به حدی شیرین است که جرج جرداق مسیحی که در کتاب معروفش ” صوت العداله الانسانیه” در معرفی شخصیت والای امام علی (ع) می نویسد “قتل علیٌ فی المحراب لشدهِ عَدلِه”

۵ – امامت: امامت دوست داشتن جانشینی نبوت است زیرا امامت میراث پیامبر است و مایه پاسداشت اجر و رسالت است. اجر رسالت پیامبر تنها مودت است.
“قل لا اسئلکم علیه اجراً الّا المودَهَ فی القربی” (۷۱ ) بگو من از شما پاداشی نمی خواهم جز موده و دوستی با خویشاوندانم

فروع دین و آمیخته بودن با محبت

۱ – نماز: نماز عشق به خداست، قره العین رسول خدا، اولین وصیت ولی الله و اولین نشانه حکومت صالحان است . اگر عشق را از نماز بگیریم، اگر رابطه عارفانه و عاشقانه از این نیاز به بی نیاز بگیریم عبادت مخ و مغز خود را از دست می دهد. لذا در توصیف منافقین می فرماید که وقتی به نماز می ایستید عنصر عشق را نادیده گرفته و با کسالت و ریاکاری به نماز می ایستند “و اذا اقاموالصلوه قاموا کسالی” (۸)

۲ – روزه  روزه دوست داشتن خداو احکام اوست و نیز دوست داشتن سرنوشت مستضعفین است

۳ – حج و حج دوست داشتن خداست و بیت الله الحرام است همان اولین خانه ای است که در عاالم بنا شده، همان یادگار از آدم تا خاتم همان عشق ابراهیم و اسماعیل در برپایی ستونهای این خانه به هنگام تجدید بناست. اگر عشق را از این حج بگیریم هرگز این سفر لذتی ندارد به گرد یک خانه گشتی یا هفت بار میان دو کوه سعی کردن بدون عشق معنی ندارد، باید قلب ابتدا حرم خا نه شود “القلب حرم الله” آنگاه طواف بگرد این خانه معنا پیدا می کند.  “ولیطوفوا بالبیت العتیق” (۹)

۴ – جهاد : جهاد عشق به خداست و دین او زیرا خدا مجاهدان را دوست دارد “اِن الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفأ کانهم بنیان مرصوص” (۱۰ )  جهاد درب بهشت است دربی اختصاصی برای ورود به بهشت اختصاصی .

۵ و ۶- امر به معروف و نهی از منکر : این دو فریضه الهی دوست داشتن سرنوشت هم دینان و برادران دینی است. دوست داشتن سرنوشت کشتی طوفان زده ای که سوراخ شدن این کشتی به صلاح هیچکس نیست و قرآن کریم در توصیف آمران به معروف و ناهیان از منکر می فرماید که اینان پس از آنهمه دلسوزی با لحنی گلایه آمیز به مردمشان می فرمودند: “وَ نصحتُ لکم و لکن لا تُحبون الناصحین” (۱۱ )

۷ و ۸ – خمس و زکات: خمس و زکات بعنوان دو واجب اقتصادی بر مبنای محبت به امام و ذوی القربای پیامبر و دوستی با عیال خدا یعنی مستضعفین است حتی در هنگام انفاق لازم است که آنچه را دوست داریم انفاق کنیم تا به نیکی برسیم .  “من تنالوا البرّ حتی تنفقوا ما تحبون” (۱۲)

۹ و ۱۰ : تولّی و تبرّی : تولّی دوست داشتن دوستان خداست و تبری دشمن داشتن دشمنان خداست . قرآن در ملاک دوستی و دشمنی و ارتباط ، ملاک محبت را برجسته کرده و می فرماید:
“و لاتجدن اشد الناس عداوهً للذین آمنوا الیهود و الذین اشرکوا و لتجدن اقربهم موده للذین آمنوا الذین قالوا انا لضالین”.(۱۳ )  و می یابی دشمن ترین مردم نسبت به مومنان ، یهود و مشرکان و نیز می یابی نزدیکتر ایشان از محبت به مومنا ن اهل و پیروان مسیح و بدین ترتیب بطور خلاصه تمام دین در یک کلمه خلاصه می شود و آن حبّ است .

————————————————————————–

(۱) محمد فؤاد عبدالباقی / المعجم المفهرس الالفاض القرآن کریم صفحات ۱۹۳ – ۱۹۱
(۲) آل عمران، ۳۱
(۳) انعام ، ۷۶
(۴) – بقره، ۱۶۵
(۵) – نساء، ۱۲۵
(۶) – بقره، ۲۲۳(۷) شوری، ۲۳
(۸) نساء، ۱۴۲
(۹) حج، ۲۹
(۱۰) صف، ۲
(۱۱) اعراف، ۷۹
(۱۲) آل عمران، ۹۲
(۱۳) مائده، ۸۲

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

خواندن، فهم و عمل به قرآن

محمد نعیمی مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸

به نام خدا ماه نزول قران فردا یا پس فردا آغاز می شود لذا تصمیم گرفتم با نوشتن ترجمه تعدادی از آیات گامی در جهت خواندن مفهومی قران برداشته باشم(انشالله) بیشتر سعی می کنم آیاتی که دارای پیامهای اخلاقی یا رفتاری هستند را بیان کنم البته تا حدی که خودم می فهمم.

 ترجمه آیات از چهار ترجمه مکارم-الهه قمشه ای-فولادوند و انصاریان انتخاب شده است و ترجمه برخی آیات همراه با توضیحات می باشد. امیدوارم دوستان با نظرات خود یا نوشتن آیات دیگری، در این مسیر مرا یاری دهند تا انشالله در زمره کسانی که مخاطب آیه ۳۰ سوره فرقان هستند نباشیم. “و قال الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا” ترجمه: “و –در آن روز- پیامبر می گوید: بارلها همانا امت من این قرآن را رها کردند.” و انشالله در این ماه بعد از مرحله فهم به عمل به قرآن بیشتر توجه کنیم امروز به آیاتی درباره مومنان وصفاتی که باید به دنبال کسب آن باشیم می پردازم: والسلام علی من التبع الهدی

سوره مومنون:

  1.  به راستى که مؤمنان رستگار شدند،
  2. آنان که در نماز خود خاضع و خاشعند.
  3. و آنان که از [هر گفتار و کردارِ] بیهوده و بى‏فایده روى‏گردانند،
  4. و آنان که زکات مى‏پردازند،
  5. و کسانى که پاکدامنند،
  6.   مگر در [کام جویى از] همسران یا کنیزانشان، که آنان [در این زمینه‏] مورد سرزنش نیستند.
  7.  و کسانى که غیر از این طریق را طلب کنند، تجاوزگرند! 
  8. و آنان که به امانتها و عهد و پیمان خود کاملا وفا مى‏کنند.
  9.  و آنان که بر نمازهایشان مواظبت مى‏نمایند،

سوره معارج:

۱۹ به یقین انسان حریص و کم‏طاقت آفریده شده است، 

۲۰  هنگامى که بدى به او رسد بیتابى مى‏کند، 

۲۱   و هنگامى که خوبى به او رسد مانع دیگران مى‏شود (و بخل مى‏ورزد)

۲۲   غیر از نمازگزاران: 

۲۳   آنان که همواره بر نمازشان مداوم و پایدارند، 

۲۴  و همانان که در اموالشان حقّى معلوم است،

 ۲۵  براى سائل و محروم. 

۲۶  و آنها که به روز جزا ایمان دارند، 

۲۷    و آنان که از عذاب پروردگارشان بیمناکند، 

۲۸    زیرا که از عذاب پروردگارشان ایمنى نیست،

۲۹   و آنان که دامنشان را [از آلوده شدن به شهوات حرام‏] حفظ مى‏کنند، 

۳۰   مگر در کام‏جویى از همسران و کنیزانشان که آنان در این زمینه مورد سرزنش نیستند. 

۳۱     و هر کس جز اینها را طلب کند، متجاوز است!

۳۲    و آنان که امانت و عهد و پیمانشان را رعایت کنند.

۳۳   و آنان که بر اداى گواهى‏هاى خود پاى‏بند و متعهداند، 

۳۴    و آنها که بر نماز مواظبت دارند، 

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

یک محاسبه‌‌ی ساده در عصر فضا

مسعود اسدپور مرداد ۲۹م, ۱۳۸۸

ماه رمضان تا دو سه روز دیگر آغاز می‌شود. هنوز معلوم نیست که روز آغازین این ماه مبارک شنبه است یا روز دیگری! این مساله‌ای است که همیشه در آغاز رمضان ذهن مرا مشغول به خود می‌کند. واقعن چرا اکثر کشورهای مسلمان دنیا ماه رمضان را با هم شروع می‌کنند ولی در کشور ما حتا تا غروب اولین روز و طلوع ماه روز اول، هنوز از آغاز آن مطمئن نیستیم. این مساله یک بار دیگر برای تعیین روز پایانی ماه رمضان نیز تکرار می‌شود.

واقعن ما کشورهای مسلمان این اختلاف سلیقه‌ی(؟) به ظاهر ساده را هم نمی‌توانیم بین خودمان حل و فصل کنیم؟ آیا این مساله از این ناشی نمی‌شود که ایران و عربستان و مصر هر کدام خود را رهبر جهان اسلام می‌دانند؟ و توافق بر سر این مساله را کسر شان خود می‌شمرند؟ اگر توافق بر سر این مساله میان کشورهای مسلمان تا به این حد مشکل است پس بهتر است توافق بر سر راه حل مساله فلسطین به رویاها سپرده شود.

در عصری که حرکت یک ماهواره تا هزاران سال آینده با خطای کمتر از چند سانتی‌متر محاسبه می‌شود و حرکت خورشید و سیارات و منظومه‌های مختلف آن‌قدر دقیق مدلسازی و محاسبه و قابل پیش‌بینی شده است که گاه می‌شنویم در فلان ساعت فلان ستاره‌ی دنباله‌دار از فلان فاصله از کنار زمین رد می‌شود و این امر تا چندین میلیارد! سال دیگر تکرار نمی‌شود.

دانشمندان اخترشناس، اکنون روی‌دادهایی چون کسوف و خسوف را مثل آب خوردن تا کسری ناچیز از ثانیه محاسبه می‌کنند و برای هر منطقه از دنیا می‌دانند چند درصد از قرص خورشید یا ماه تاریک می‌شود و هر قسمت از مردم روی زمین چگونه آن پدیده را با چشم غیر مسلح مشاهده می‌کنند. آن وقت ما هنوز بر این مساله گیریم که اول ماه رمضان در کدام روز قرار می‌گیرد.

گیریم که قانون اسلام این باشد که ماه باید با چشم غیر مسلح دیده شود. آیا نمی‌شود استانداردی علمی تعیین کرد که از روی آن بتوان گفت اوّلن قدرت دید چشم غیر مسلح چقدر است و ثانیَن این چشمی که غیر مسلح نامیده می‌شود چه میزان نور از ماه را از روی زمین ببیند تا بگوییم ماه طلوع کرده است. آیا حل این مساله نیازی به فناوری پیچیده دارد؟ به نظر نمی‌رسد مساله‌، مساله‌ی پیچیدگی محاسباتی باشد. باید به دنبال دلایل دیگر بگردیم.

ببینید همین مساله‌ی به ظاهر ساده چقدر برنامه‌ریزی‌های مردم و دولت را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و به بی‌نظمی می‌کشاند:

تقویم‌ها از اول هر سال چاپ شده و بر اساس محاسبات دقیق فیزیک‌دانان، معادل بودن روزهای تقویم قمری و شمسی و میلادی تعیین می‌گردد. در تمام کشورهای دنیا این تقویم به رسمیت شناخته شده و برای برنامه‌ریزی‌های اقتصادی و سیاسی مورد استناد قرار می‌گیرد.

از نظر حقوقی نیز این تقویم‌ها مبنای محاسبات و دعاوی حقوقی قرار می‌گیرد. به عنوان مثال تخلیه و بارگیری کشتی‌ها طبق قراردادهای بین‌المللی بر مبنای روز‌های کاری (روزهای هفته منهای روزهای تعطیل رسمی) محاسبه می‌شود. مثلن اگر مدت زمان تخلیه یک کشتی سی روز کاری است، کاملن مشخص است که این کشتی باید تا فلان روز و فلان ساعت تخلیه شده باشد تا فلان شرکت دیگر بارگیری بار خود را  در این کشتی آغاز کند.

اگر حتا یک روز این برنامه جابه‌جا شود، نه تنها بارگیری آن کشتی در آن بندر دچار مشکل می‌شود، بل‌که مابقی مسیرهایی را که این کشتی باید طی کند به صورت آبشاری تحت‌الشعاع خود قرار داده و هر کدام را یک روز به تاخیر می‌اندازد. هر روز دیرکرد در هر برنامه برای یک کشتی معادل ۱۱۰۰۰ دلار دموراژ (جریمه‌ی دیرکرد) است. ببینید همین مساله‌ی ساده باعث درگیری حقوقی چند شرکت با یکدیگر می‌شود و چقدر سرمایه و انرژی تلف می‌شود.

اگر برنامه‌ی تعطیلی کشورها مشخص و ثابت نباشد، هیچ بندر دنیا نمی‌تواند برای استفاده از اسکله‌اش برنامه‌ریزی کند. البته قضیه‌ی حوادث طبیعی و جنگ‌ها و اعتصاب‌ها برای خودش قانون مشخصی دارد اما جابجایی روز تعطیل برای کشورهای دنیا غریب است و غیرقابل قبول.

حال اثر همین جابجایی روز تعطیل را بر برنامه‌ی زندگی مردم ببینید:

در خیلی از کشورهای دنیا، کارمندان، به‌خصوص کارمندان شرکت‌های خصوصی از اول سال (درست شنیدید از اول! سال) برنامه‌ی مسافرت‌های سال کارمندانشان را فیکس می‌کنند و بر اساس آن برنامه‌ریزی می‌کنند تا شرکت در زمان خاصی با کمبود کارمند مواجه نشود. بر همین اساس است که شما در صورت تمایل به مسافرت راه دور، می‌توانید از حدود یک سال قبل، بلیط هواپیما یا قطار خود را با قیمت بسیار پایین خریده و برای کل مسافرت خود برنامه‌ریزی کنید.

اما آیا در ایران می‌توانید برای یک سال نه یک‌ماه آینده‌ی خودتان به صورتی دقیق برنامه‌ریزی کنید؟ حتا ایران ایر هم که با خارجی‌ها در تماس است و باید برنامه‌ی هواپیماهایش منظم باشد لیست پروازش را برای حداکثر یک ماه بعد باز می‌کند. قوانین هر روز و هر ساعت عوض می‌شود و بخش‌نامه پشت بخش‌نامه تصویب می‌شود. شما حتا قادر نیستید برای فردایتان برنامه بریزید.

مثلن بار و بندیلتان را جمع کرده‌اید که به مسافرت بروید در مسیر به یک‌باره متوجه می‌شوید فلان بزرگراه بدون اطلاع قبلی تا اطلاع ثانوی تعطیل یا یک‌طرفه شده است (این “تا اطلاع ثانوی” هم برای خودش حکایتی است؛ از جمله کلماتی است که نشان از بی‌برنامگی مطلق دارد و بیشتر در ایران کاربرد دارد. چون در دنیا معنی ندارد که شما کاری مثل تعمیر یک بزرگراه را شروع کنید و ندانید کی تمام می‌شود)

حتا اگر اهل برنامه و برنامه‌ریزی باشید این‌قدر بی‌برنامگی در اطراف شما اتفاق می‌افتد و کار شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد که عملن برنامه‌ریزی شما دردی را دوا نمی‌کند. کدام‌یک از ما می‌تواند روی برنامه‌ی حرکت وسایل نقلیه حساب کند؟ کدام یک از ما می‌تواند روی قرار دوستان خود حساب باز کند؟ کدام یک از جلسات رسمی ما سر وقت تعیین شده تشکیل می‌شود؟

برای همین است که زندگی‌مان فاقد برنامه است و به برنامه‌ریزی عادت نمی‌کنیم. حتا دولت ما نیز برنامه‌ریزی ندارد چه رسد به ما. زندگی ما شده هر چه پیش آید خوش آید. شده فرصت طلبی؛ یعنی این‌که برنامه‌ریزی را ول کن، هر فرصتی پیش آمد آن را بچسب چون ممکن است دوباره تکرار نشود.

یکی از دوستان (اصفهانی) می‌گفت پدرم نصیحت کرده اگر از جایی رد می‌شدی و دیدی دارند روغن مفتی می‌دهند نگو بروم خانه تا ظرف بردارم. کاپشنت را در بیاور و بگو داخل کاپشنم بریز! چون ممکن است تا بروی خانه و برگردی، روغنی در کار نباشد.

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

شهر رمضان الذی انزلت فیه القرآن

علی صابری مرداد ۲۵م, ۱۳۸۸

امام صادق (علیه السلام) فرمود:
هر کس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به روزه ماه رمضان وصل کند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برایش محسوب مى‏کند.
ماه رمضان نهمین ماه از ماه‌های قمری و بهترین ماه سال است. واژه‌ی رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگ‌ریزه است. می‌گویند چون به هنگام نام‌گذاری ماه‌های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.

کارهایى که در شب هاى ماه رمضان باید به جا آورد:

  • اول: افطار که مستحب است بعد از نماز صورت گیرد.
  • دوم: با چیز پاکیزه و حلال و به دور از شبهات افطار نماید. و بهتر آن است که با خرماى حلال افطار کند تا ثواب نمازش چهارصد برابر گردد.
  • سوم: هنگام افطار دعاهاى وارده در این باره را بخواند از جمله آن‌که بگوید: “اللهم لک صمت و على رزقک افطرت و علیک توکلت (خدایا براى تو روزه گرفتم و با روزى تو افطار مى کنم و بر تو توکل دارم)” تا خدا ثواب هر کسى را که در این روز روزه داشته است، به او عطا کند، و اگر دعاى اللهم رب النور العظیم را که سید و کفعمى روایت کرده اند بخواند، فضیلت بسیار یابد.
  • چهارم: هنگام لقمه اول بگوید : “بسم الله الرحمن الرحیم؛ یا واسع المغفرة اغفر لى ( به نام خداوند بخشاینده مهربان؛ اى که آمرزش به او گسترده است، بیامرز مرا)”. تا خدا او را بیامرزد. در خبر است که در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان، خدا هزار هزار کس را از آتش جهنم آزاد مى کند؛ پس از حق تعالى بخواه که تو را یکى از آن ها قرار دهد.
  • پنجم: در وقت افطار سوره قدر بخواند.
  • ششم: در وقت افطار صدقه بدهد و سپس روزه داران را افطار دهد؛ اگر چه به چند دانه خرما یا شربتى آب باشد
  • هفتم: در هر شب خواندن هزار مرتبه انا انزلناه آمده است.
  • هشتم: اگر ممکن باشد در هر شب صد مرتبه حم دخان را بخواند.
  • نهم: در هر شب از ماه رمضان دعاى افتتاح بخواند.
  • دهم: در خبر آمده که هر کس در هر شب از ماه رمضان سوره انا فتحنا را در نماز مستحبى بخواند آن سال حفاظت مى گردد و از اعمالى که مستحب است در شب هاى ماه رمضان به جا آورده شود، خواندن هزار رکعت نماز در سرتاسر این ماه است.
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: +1 (from 1 vote)

دینی با عمق یک سانتی متر

محمد نعیمی مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸

تا ماه رمضان جند روزی باقی نمانده. ماهی که خداوند کمیت ثواب ها را در آن افزایش داده شاید بندگانش به دنبال کیفیت بندگی خود بروند. اما بنده ای که به شمارش تعداد ثواب های یک کار عادت کرده و در واقع معامله گری می کند چیزی بیشتر از ظاهر دین نصیبش نخواهد شد. مانند کودکی که حاضر است یک اسکناس هزار تومانی را با دو اسکناس صد تومانی عوض نماید چون از باطن آن خبر ندارد.
چه بسیارند افرادی که در ماه رمضان قرآن را ختم می کنند اما ترجمه آیات را نمی خوانند چون جایی نشنیده اند که برای خواندن ترجمه آیات ثوابی وجود دارد و از قران تنها به ظاهر آن اکتفا می کنند و شاید این بدترین تحقیر در حق کتاب خدا باشد. البته کلام خدا برکاتی دارد اما بهره از قرآن در همین حد کافی است. به عنوان مثال در یک مهمانی که میزبان سفره ای از بهترین طعام تدارک دیده فرض کنید میهمانی به خوردن نان خالی اکتفا کند آیا این کار توهین به صاحب خانه نیست. آیا شان قرآن به عنوان یک معجزه فقط در خواندن آیات آن است. آیا قرآن فقط برای گوشهای ما نازل شده یا برای عقل و دل ما؟
آیا نباید مفهومی به نام مطالعه قرآن در بین مردم رواج پیدا کند. البته نمی خواهم ارزش قرائت نمودن قرآن را زیر سوال ببرم اما این کار به تنهایی ناقص است و کسی را به سعادت نمی رساند.
 مگر اهل نهروان حافظ قرآن نبودند. مگر بعضی ها در صفین باطن قرآن را فدای ظاهر قرآن نکردند. فاجعه زمانی خود را نشان می دهد که خبردار می شوی قرآن آموزان در امتحان مکتب القرآن یک جایی تقلب می کنند یا مربی به قرآن آموزان می گوید جلوی بازرس دروغ بگویند که فلان قسمت را هم به ما یاد داده اند. این کار مانند آن است که برای رفتن به مکه پول بدزدیم.
 یا چه تلخ است زمانی که می بینید در شبهای قدر بیشتر زبان ما مشغول است تا عقل و دل ما. فرق انسانی که نمی داند چه می گوید با ضبط صوت چیست؟  هر سال از خدا طلب بخشش گناهان می کنیم اما به این فکر نمی کنیم که چه باید کرد تا دوباره گناه نکرد. در دعای جوشن کبیر خدا را با هزار صفت می خوانیم درحالی که معنای واقعی خیلی از آنها نمی دانیم و در عمل به آنها اعتقاد نشان نمی دهیم اگر معنای صفاتی که برای خدا ذکر می کردیم را می دانستیم هرگز سراغ گناه نمی رفتیم. آیا در کنار این همه شوری که در ما وجود دارد نیازی به شعور نیست؟  
بیایید خودمان را تست کنیم؟ “ویل لکل همزه لمزه”  این آیه را همه ما حفظ هستیم اما چند نفر از ما معنی آن را می دانیم. چند نفر به آن عمل می کنیم.
بیایید این ماه رمضانی به این فکر نکنیم که چند آیه خوانده ایم به این فکر کنیم که چه می خوانیم و چگونه می توانیم عمل کنیم تا شاید از مخاطبان آیه ۳۰ سوره فرقان نباشیم.
“و قال  الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا”
ترجمه:  “و –در آن روز- پیامبر می گوید: بارلها همانا امت من این قرآن را رها کردند.”
لطفا نظر دهید و بگویید به نظر شما چه کسانی بر اینگونه رفتارهای مردم تاثیر گذارند و چه باید کرد؟ چون اینگونه ظاهر بینی از دین در بسیاری از نقاط آن وجود دارد که خطر آن بیشتر از بی دینی است .

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

ما شیعه هستیم اما …

محمد نعیمی مرداد ۱۵م, ۱۳۸۸

با توجه به کلام امام حسین در روز عاشورا که خطاب کرد یا شیعه آل ابی سفیان می توان نتیجه گرفت که شیعه(به معنای پیرو) حداقل دارای دو گروه است. به عقیده شما ما در کدام گروه قرار داریم. فردا سال روز تولد منجی عالم بشریت است. بسیاری از ما برای ظهور ایشان دعا می کنیم در حالی که او را درست نمی شناسیم. شاید مانند مردم کوفه در مقابل امام خود بایستیم و تازه آنگاه از زبان امام بشنویم یا شیعه آل ابی سفیان (شیطان- نفس).
به عقیده شما رفتار ما به کدام طرف نزدیک تر است؟ آیا امام علی(ع) اهل اسراف، دروغ، مال حرام و ظلم به دیگران بود؟ آیا امام علی(ع) برای مصلحت خود ۲۰ سال سکوت کرد؟ ما تنها در مصلحت اندیشی خود را پیرو امام علی(ع) می دانیم آن هم نه مصلحت دین خدا بلکه مصلحت خود. در ضمن امام علی(ع) برای مصلحت دین خدا هر کاری را نمی کرد وگرنه به نظر می رسد که مصلحت دین در این بود که عمروعاص عریان را هلاک کند. اما در جامعه امروز مثل نقل ونبات دروغ می گوییم، به نام سود ربا می گیریم، رشوه دادن و گرفتن امری عادی شده، اگر فرزند مسوولی بیکار باشد خودمان او را مسخره می کنیم که اگر عرضه داشت پسرش را سر کار می برد، بیت المال شده بیت العشق و الحال که یا می خورند یا با ندانم کاری حیف و میل می کنند (مثلا در دوران شهردار قبل لامرد پارک دهنو ساخته و در زمان شهردار فعلی تخریب شد و کسی نپرسید که پاسخگوی پول حیف و میل شده در این مسئله کیست؟). هرکدام ازما به نحوی دزدی می کنیم. دزدی فقط از دیوار مردم بالا رفتن نیست فردی که لیاقت یک پست را ندارد اگر بر منسب امور بماند دزد است. من معلم اگر بدون مطالعه سر کلاس بروم دزدم و… پس با این اوصاف در جایی که تعهد کاری وجود ندارد حرام خواری نیاز به اثبات نخواهد داشت. وقتی درون شکم هایمان پر از حرام گشت دگر کلام حق در ما نفوذ نخواهد کرد(امام حسین در روز عاشورا فرمود: آنقدر درونتان از حرام پر شده است که کلام من در شما اثر نمی کند) ولله قسم امروز امام علی(ع) مظلوم تر از همیشه است چون امثال منی خود را پیرو او می دانم. آیا سفره ها و زندگی مسولین ما به سفره های معاویه می ماند یا امام علی(ع)؟ البته باید بگویم نباید انگشت اتهام را به سمت افراد خاصی برد همه ما مقصریم. شاید اگر من و شما هم پست و مقامی میداشتیم همینگونه بودیم چون پس از انقلاب مسوولین ابتدا از بدنه همین جامعه انتخاب شدند. بسیاری از دزدان امروز بیت المال روزی از قشر ستم دیده بودند. امان از حب دنیا و قدرت .”داستانی است که می گوید در هنگام ظهور نبی اکرم(ص) شیاطین به سراغ ابلیس رفته و گفتند مردم به پیامبری ایمان آورده اند وما دیگر نمی توانیم مردم را گمراه کنیم ابلیس پرسید آیا این در دل این مردم هنوز حب دنیا وجود دارد و آنها گفتند بلی و ابلیس گفت نگران نباشید”. انحراف ما از اسلام و آرمانهای انقلاب آنقدر آهسته و تدریجی رخ داد که نفهمیدیم الان در مقابل آنها ایستاده ایم و اکنون فکر میکنیم این آن انقلابی است که بخاطرش شهید دادیم. در ابتدای انقلاب مردم خود را فدای آرمانها می کردند ولی امروز ما آرمانها را فدای افراد می کنیم که مثلا فلان خطا کار اگر محکوم شود آبروی نظام می ریزد. این نگرش از درون شهرستان کوچکی چون لامرد رواج دارد تا درون مملکت در حالی که تاریخ شهادت می دهد که امام علی(ع) در دادگاه با فرد یهودی به دلیل نداشتن مدرک محکوم شد. به نظر شما چنین اتفاقی در چند درصد از دادگاههای ما رخ می دهد.
خلاصه کلام قبل از آنکه پای دعوت نامه ظهور امام زمان(عج) را امضا کنیم ببینیم در کدام صف قرار داریم.
مدعی انتظار هست فراوان، ولی
در دل رفتارشان نیست نشان از علی
شیعه عصر ظهور گر که بود اینچنین
بر سر نی میرود باز سر دیگری
میلاد مهدی موعود(عج) برجهانیان مبارک باد

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

یا امام حسین

مرتضی اسدپور مرداد ۳م, ۱۳۸۸

به نام خدا

با عرض سلام و عرض تبریک به مناسبت تولد امام حسین (ع). به خاطر این عید، فایل سخنرانی امام جماعت مسجد خودمان را در اینجا گذاشته ایم. در این سخنرانی چند نکته مشخص شد که به تعدادی از آن ها اشاره می کنیم:

  • کاری که از اعتکاف در مسجد پیامبر بالاتره چیه.

  • اگر برادر بزرگترمون به یه فقیر مقداری کمک کرد ما به اون فقیر بیشتر کمک کنیم یا کمتر یا مساوی یا اینکه اصلاً کمک نکنیم. 

  • مشخص شد که کدام مرد محله (شهرک ولی عصر) بعد از رفتن به خونه، با دیدن زنش، تمام غم های دنیا یادش میاد(!).

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

وظیفه ی ما در مقابل کار پیامبر، انجام واجبات و ترک محرمات است.

مرتضی اسدپور تیر ۳۰م, ۱۳۸۸

هو الحی القیوم
بارالها نشود لال به هنگام ممات     هر زبانی که فرستد به محمد صلواتعید مبعث مبارک باد.

خدمت دوستان ارزش مند عرض سلام داریم و عید مبعث رو تبریک می گیم. دو روز پیش، مغربی رفتیم مسجد (شهرک ولی عصر). مسجد شهرک با این که تحت پوشش کمیته ی امداده(به شوخی)، لیکن مسجد با صفایی است و معمولاً عیدها، نسبت به روزهای دیگه پرجمعیت تر میشه. مدت زمان زیادیه که در اون، نماز جماعت، هم ظهرها و هم مغرب ها برقراره (قابل توجه همه ی اهالی محله). امام جماعت مسجد، حاج آقا موسوی است که طلبه ای دارای فضل و اراده می باشد. با اراده از این جهت که به نظرم از تهران به  لامرد آمده و چند وقتیست که در این جا زندگی می کند.
اول سه گانه ای و دوم چهارگانه ای گزاردیم، بعد به صحبت های ایشون گوش دادیم. قسمت هایی از سخنان حاج آقا را به مناسبت عید مبعث، به مضمون نقل می کنم:
- ما امروز در جاهلیت مدرن قرار داریم.
- اگر تمام انسان های زمین کافر شوند هیچ ذره ای به خدا ضرر وارد نمی شود.
- یه عالم بزرگواری نقل می کرد که من به عظمت خدا و وجود خدا از یه جریانی پی بردم. یک دانشمندی دو تا موش، یه موش نر و یه موش ماده، در جای کاملاً تاریکی قرار داده بود و دو تا عقرب نر و ماده هم به همین شکل، در اتاق کاملاً تاریکی قرار داده بود، بعد دیده بود از این دو موش، یه موش متولد شده بود و از اون دو تا عقرب هم، یه عقرب متولد شده بود. بچه موش و بچه عقرب، اصلاً هیچ جا رو ندیدند و در تاریکی محض به سر می برند. موش و عقرب سه روزه رو گذاشته بود تو شیشه که دورش پارچه پیچیده بود، آوُرده بود توی روشنایی. پارچه ی دور شیشه رو ورداشته بود، دیده بود که موش یه طرف هست و عقرب هم یه طرف دیگه. این ها سابقه نداره که همدیگر را بشناسند، کی به این ها یاد داده که از هم بترسند. بعد در عرض دو سه ثانیه موش پرید بند آخر دُم عقرب رو کند. از کجا می دونه این موش که دم این عقربه خطرناکه، اون هم نه همه ی دم بلکه بند آخر دم.
- میگیم حاج آقا قربون امام حسین بریم، خب آقا کجا، باید در عملکردمون معلوم باشه.
- یه صلوات بلند ختم کنید.
- خدا کاری که انسان نتونه انجام بده واجب نمی کنه.
- پیامبر (ص) فرمود به خدا قسم، شفاعت ما (من و اهل بیتم)، به کسی که نماز را سبک بشمرد نمی رسد.
- یکی از رفقای ما حاج آقا شهبازیان، (شاید بعضی از شما هم بشناسیدشون) میگه هر جا موقع نماز می شد وایمیستادم نماز می خوندم. توی چهار راه بودم می رفتم یه گوشه نماز می خوندم، بعضی از مردمی که رد می شدند مسخره می کردند، برو خونه تون نماز بخون، من مقیدم نمازمو اول وقت بخونم… مگه امام حسین رو در روز عاشورا مسخره نمی کردند. سی هزار نفر، هلهله می کردند و دست می زدند.
- به بَه بَه و چَه چَه مردم دین دار نشیم.
- وظیفه ی ما در مقابل کار پیامبر، انجام واجبات و ترک محرمات است.
- خدا رحمت کنه آیت الله بهجت، می فرمودند تمام بدبختی های ما بر می گرده به نماز، نمازمون نماز نیست. اگر نماز، نماز باشه «اَلصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر»(۱). نماز، ما رو درست می کنه. خدا که راستگووِه، حتماً نماز ما صحیح نیست که ما رو درست نمی کنه.

در پایان مراسم، شیرینی پخش شد که مقداری از اونا رو خود خانم ها درست کرده بودند. با اجازه تون، در موقع شیرینی ورداشتن، وقارمون رو از دست دادیم(خودمو میگم). این مراسم حاشیه هایی نیز در پی داشت. بعضی از خانم ها در آن سوی پرده و بعضی از بچه های کوچیک سر و صدا می کردند، با توجه به این که تذکرات نتیجه ی کمی داشت، خطیب گفتند که پرده رو کنار بزنید (البته قبلش یا الله گفته بشه).

در حین نوشتن این مطلب، خطایی مرتکب شدم که نشون از سبک شمردن نماز داشت (به نماز اول جماعت نرسیدم!). به خویشتنمان نهیبی زدیم تا زین پس، ۵ دقیقه پیش از اذان،  مهیای حضور در سجده گاه شویم.

در این نوشتار از عید مبعث اسم بردیم اما خیلی از پیامبر صحبت نکردیم. یه بنده ی خدایی که تازه از حج عمره برگشته بود می گفت از خونه ی پیامبر تا غار حرا خیلی راهه که با اتوبوس تردد می کنند، اونوقت حضرت خدیجه چقدر به پیامبر علاقه داشته که این مسیر رو هر روز پای پیاده میومده و برای او غذا می آوُرده.

————————–
۱- آیه ی ۴۵ سوره ی عنکبوت: «نماز از کار زشت و ناپسند باز می دارد.»

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

خطبه حضرت علیّ ابن ابیطالب(ع) معروف به خطبه بدون نقطه

مرتضی اسدپور تیر ۱۵م, ۱۳۸۸

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.

الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.

سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.

الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.

عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.

وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.

أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.

صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.

أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.

اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا  الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.

هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.

اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.

عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.

وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.

یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.

شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.

معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.

کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.

بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.

خداوند این امّت را  به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.

درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.

او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).

از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (:و تشویش دلها) و روی کردِ درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاست – بشناسید.

——————————
برگرفته از کتاب دو شاهکار علوی(محمد احسانی فر لنگرودی)

منابع:
۱- نهج السّعادة، به نقل از کتاب «مجموعة ادبیة» تألیف محی الدّین محمد بن عبد القاهر بن الموصلی الشهروزی

کتاب ناقل بخش آغازین خطبه:
۱- مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب)
۲- الصراط المستقیم
۳- نهج الایمان (زین الدّین علی بن یوسف بن جبر)
۴- بحار الانوار
۵- منهاج البراعة

منبع نوشته…

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

۱۳ رجب و لزوم وحدت شیعیان علی (ع)

علی صابری تیر ۱۴م, ۱۳۸۸

از روزی که پیامبر رحمت (ص) دین حنیف اسلام را ابلاغ نمود و بر آن پیرو طلبید، علی ۱۰ ساله(ع) تنها فردی بود که بدون چون و چرا دستان خود را بالا برد و رسالت و ولایت پیامبر(ص) را یکجا پذیرفت. جامعه سرگردان شبه جزیره و جنگ و خونریزی قبائل و مخدوش بودن روابط حاکم  بر جوامع جهانی وفساد مستکبرین  چنان تشنه وجود مبارکی را برای هدایت و رهبری کرده بود که علی عالم دانا ومدبررا برآن داشت که در این مقوله پرارزش، روزنه ای برای شک و تردید و ابهام و دودلی باقی نگذارد. همین اقدام علی بود که بعدها موجبات زمینه ای شد که ما او را امیرالمؤمنین(ع) لقب دادیم  و خود را شیعه او نامیدیم و براین‌که پای برجای پای مانده او می‌گذاریم افتخارکرده و می‌کنیم.

اما بخاطر همین افتخار، شیعیان چه مصائبی را پس از آن بدان مبتلا شدند که در سرلوحه آن مصائب بزرگ خاندان نبوت(ع) وعلوییون و به دنباله آن چه عذابها وغربت‌هایی که شیعیان متحمل شدند تا به روزی که مردی پاک و نجیب از همان سلاله، پرچم شیعه را بلند کرد و ما قنداقی‌ها آن را بر سر دست برافراشتیم و بی هیچ واهمه‌ای آن‌را استقرار دادیم و تازه شیعه در گیتی جان گرفت و مستضعفین نیز فریادرسی برای خود پیدا کردند. برای حفاظت و حضانت از این طفل، پاسداران انقلاب و بسیجیان سلحشور قد برافراشتند و بر پاسداری از مکتب علی(ع) و مذهب جعفری(ع) سرخود را بر طبق اخلاص گذاشتند و…

حال پس از طی دورانی، فضا مخدوش شد و در آب گل‌آلود هر کسی تلاش کرد از این رهگذر ماهی خود را از آب بگیرد-در زمانی کوتاه تراکُمی در امور به وجود آمد که همه را سرگردان خود کرد. این‌جا ما باید چه می‌کردیم؟ آیا هر صدایی مستقل از کل نظام باید پرچمی بلند می‌کرد و صدای حق‌خواهی خود و قوم خود را از آن متبلور می‌ساخت و دیگری و دیگران هم همین‌طور و هم‌چنین آیا بایسته بود که ما بدون هیچ تدبیر وعقلانیتی سراسیمه بر آن می‌تاختیم؟

نه والله!  که مصلحت قوم علی(ع) و تبار او هیچ‌کدام را نمی پسندد-آنچه مورد پسند است حفظ دست‌آوردهای مکتب علی(ع) و ضرورت جمع شدن ما زیر تک بیرق او بود و هست. فلذا شایسته بزرگان وامت، بالا بردن هرچه بیشتر ارتفاع این علم علوی در جهان و پس گرفتن بهانه‌ها تحت هر شرائطی است و خواهد بود. شأن سپاهی و بسیجی هم که در قاموس او ذکر شده همین است: گردآوری همه در زیر یک بیرق با زبان و روش هدایت‌گونه‌ی علی(ع). نکند خدای نخواسته کسی خواهد حتی فکر این را در سر بپروراند که وجود مبارک سپاهی و بسیجی چیزی غیر از این است که آن روز شروع گرفتاری و افتادن به منجلاب قبلی و خدای ناخواسته سرشکستگی  و مظلومیت دوباره شیعه و شیعیان در جهان خواهد بود.

چه بایدکرد؟ همان‌طور که عرض شد اتفاقاتی که درزمانی کوتاه رخ داد که پس از حماسه‌ای عظیم بود، همه را غافلگیر کرد و شاید کسی نتوانست درستی اقدام خود را تشخیص دهد که در این جریان عزیزان ما در بسیج  و سپاه بودند که لطمه‌ی جدی دیدند و امت سلحشور نیز بعضا نقش این عزیزان را با غباری از تردید به دیده خود انگاشتند.

همه باید به این مشکل پی ببریم که در زمانی که وضعیت مغلوبه می‌شود و تکلیف نامشخص مسلما یک‌سری کارها و اقداماتی رخ مینمایاندکه نباید آن را به حساب  جریان پاسداری و بسیجی گذاشت بلکه در این رهگذر مظلومیتی است که برای این عزیزان تکرارمی‌شود. این همان چیزی است که می‌گوئیم: “که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها!

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هردم       -        جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

به می سجاده رنگین کن گرت پیرمغان گوید        -      که سالک بی‌خبر نبود زراه و رسم منزل‌ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل        -         کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها”

وظیفه است که همه، برادرانه یکدیکر را در آغوش داشته باشند و حب علی(ع) و شیعیان او را نثار خود کنند و از تشتت و تفرقه پرهیز نمایند.

۱۳ رجب المرجب سالروز ولادت مولاعلی علیه السلام برهمگان مبارک .

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

آیا قریش از این که پیامبر اسلام (ص) مردم را به خدای یگانه می خواند می ترسیدند؟

مرتضی اسدپور خرداد ۱۹م, ۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم

ketab-ali-az-zabane-ali.JPG

بخش ۳ از کتاب “علی از زبان علی یا زندگانی امیر مؤمنان علی علیه السلام” نوشته ی دکتر سید جعفر شهیدی
کسانى که با تاریخ اسلام آشنایند مى‏دانند،در روزگارى که از آن سخن مى‏گوییم،در مکه نه قانونى بود که امنیت اجتماعى را نگهبان باشد،و نه دینى که مردم را از کار زشت باز دارد.قبیله‏ها به آئین سنتى خود زندگى مى‏کردند،و آنان که در مکه مى‏زیستند با یکدیگر پیمان‏هایى داشتند.از جمله آنکه هیچ قبیله‏اى با قبیله دیگر درنیفتد.و آنجا که لازم است،باید از یکدیگر حمایت کنند.با گرویدن تدریجى مردم مکه به مسلمانى،پایدارى این پیمانها مشکل گشت و قریش خطر را نزدیک دید.

جوانانى از خاندان‏هاى گوناگون مسلمان مى‏شدند،در حالیکه پدرانشان بر شرک بودند،زنى از تیره‏اى مسلمان مى‏شد،شوى او که از تیره دیگر بود در کفر به سر مى‏برد.برادرى در کنار پیغمبر ایستاده بود و برادرش با پیغمبر دشمنى مى‏کرد.نتیجه آنکه پیوندها هر روز سست‏تر مى‏گردید و بر نگرانى سران قبیله‏ها مى‏افزود.

هر چه مسلمانى در خاندان‏ها پیشتر مى‏رفت،این شکاف فراخى بیشترى مى‏یافت.قریش که پیرامون مکه مى‏زیست و قصى(پسر کلاب جد آنان)ایشان را به درون شهر مکه آورد بازرگانى مکه را در اختیار گرفته بود.کاروان آنان سالى دو بار به جنوب و شمال عربستان مى‏رفت و سود سرشارى نصیبشان مى‏گشت.معروف است که پول جاى امن مى‏خواهد،اما مکه اندک اندک امنیت خود را از دست مى‏داد.هر چه مى‏گذشت‏ثروتمندان بر زوال ثروت خویش بیشتر مى‏ترسیدند.چنانکه در دیگر کتابها نوشته‏ام قریش از اینکه محمد(ص)مردم را به خداى یگانه مى‏خواند بیمى نداشت،چرا که بتان را از روى اعتقاد ارزشى نمى‏نهاد.اما در میان آنچه پیغمبر از زبان وحى بر مردم مى‏خواند آیه‏هایى بود که از آن مى‏ترسیدند،و آن را براى ثروت خود تهدیدى مى‏دیدند؛سفارش یتیمان،سخت نگرفتن بر بردگان،پرهیز از اندوختن مال و رعایت حال عیال.ناچار براى زدودن این خطر بتان را وسیلت ساختند،و بگوش مردم درانداختند که محمد(ص)خدایان را دشنام مى‏دهد .بدین رو هر روز بر نو مسلمانان سخت گرفتند و بر سخت‏گیرى افزودند.رسول خدا به مسلمانان رخصت رفتن به حبشه را داد.سران قریش تنى چند را نزد پادشاه حبشه فرستادند و از او خواستند آنان را به این فرستادگان بسپارد.اما جعفر پسر ابوطالب در مجلس پادشاه وى را از دعوت محمد(ص)آگاه ساخت و او پس از شنیدن آیه‏هائى از قرآن،اسلام را ستود و توطئه قریش به نتیجه نرسید و مهاجران همچنان نزد نجاشى ماندند.در بندان بنى هاشم در شعب ابوطالب هم سودى نداشت.دشوارتر آنکه یثرب پذیره مسلمانى شد.روبرو شدن با این پیش آمد براى مردم مکه آسان نبود.اکنون جنوبیان مى‏خواهند سرورى را از شمالیان بگیرند و مشتى کشاورز و دسته‏اى خداوندان شتران آبکش بر قریش ریاست کند.چنین کارى پذیرفتنى نیست.چه باید کرد؟تا محمد کشته نشود این شعله خاموش نخواهد شد.اما اگر او را بکشند بنى‏هاشم خون‏خواه اویند و هر خانواده از آنها با خانواده‏هایى پیوند دارد،درگیرى میان قریش پدید مى‏آید و آرامش به هم مى‏خورد.راهى دیگر باید جست.یک دو تن نمى‏توانند این گره را بگشایند،باید در این باره به مشورت پرداخت.سران خانواده‏ها در(دار الندوه)که مجلس شوراى آنان بود گرد آمدند .پس از گفتگوى بسیار که تفصیل آن در کتاب‏هاى سیره از جمله سیره ابن هشام (۱) آمده است،همگان بر این اقدام یک سخن شدند که از هر قبیله جوانى چابک بگزینند و هر یک از آنان‏شمشیرى برنده در دست گیرد،شب هنگام بر محمد درآیند و به یکبار شمشیر خود بر او زنند تا تنى خاص کشنده او نباشد.چون چنین کنند بنى‏هاشم نمى‏توانند با همه قبیله‏ها درافتند،ناچار به خون‏بها گردن مى‏نهند.

جبرئیل رسول خدا را آگهى داد که باید این شب در بستر خود نخوابى.رسول خدا على را گفت :ـ«در جاى من بخواب و به تو آسیبى نخواهد رسید.»

على پرسید:

ـ«اگر من جاى تو بخوابم تو در امان خواهى ماند.»

گفت:«بلى.»

على لبخندى بر لب آورد و سجده گذارد.آیه و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضاة الله (۲) درباره على در این حادثه نازل شد.میبدى نویسد:«و گفته‏اند که این آیت در شأن امیر المؤمنین على بن ابى طالب آمد.آنگه که مصطفى هجرت کرد و على را بر جاى خواب خود مى‏خوابانید» (۳) اما بیشتر مفسران سنى نزول آیه را درباره دیگران نوشته‏اند.

ابن هشام نوشته است:«رسول خدا(ص)بیرون آمد و مشتى خاک برداشت و بر سر آن گروه پاشید و آیه‏هاى نخست تا نه سوره یس را خواند و آنان از بیرون رفتن وى آگاه نشدند.على(ع)در مکه ماند تا امانت مردمان را که نزد پیغمبر نهاده بودند به خداوندان آن برگرداند،چرا که هر کس را امانتى بود و خواستى ضایع نشود نزد او مى‏نهاد.» (۴)

رسول خدا(ص)اندکى پس از آنکه به مدینه رسید ابو واقد لیثى را با نامه‏اى به مکه فرستاد و از على خواست به یثرب آید.

على با فاطمه دختر پیغمبر و فاطمه مادر خود و فاطمه دختر زبیر بن عبد المطلب که‏مورخان از آنان به فواطم تعبیر مى‏کنند،روانه مکه شد.در میان راه گروهى از مشرکان مکه راه را بر او گرفتند.على(ع)با آنان درافتاد و یکى از آنان را که جناح مولاى حرب بن امیه بود از پا درآورد و مانده آنان پراکنده شدند و على با همراهان سالم به یثرب درآمد.

چنانکه مى‏دانیم رسول خدا(ص)پس از پیمان سوم که در عقبه با نمایندگان یثرب بست بدان شهر رفت و مسلمانان هم رو بدانجا نهادند.مهاجرانى که از مکه به یثرب رفتند از مردم شمال عربستان و از تیره عدنانى بودند و مردم یثرب از جنوب و از قحطانیان.و این دو تیره از دیر زمان با یکدیگر هم چشمى داشتند و هر یک دیگرى را تحقیر مى‏کرد.خود را عرب اصیل و تیره دیگر را عرب پیوسته مى‏خواند.اکنون که همگان مسلمانى پذیرفته‏اند باید با هم یکدل شوند و کدورتى را که از یکدیگر دارند از دل بزدایند.رسول خدا(ص)هر یک از مهاجران را با مردى از انصار برادر ساخت و على بن ابى طالب(ع)را برادر خود خواند.ابن هشام نوشته است:«رسول الله سید پیغمبران و امام پرهیزگاران و فرستاده پروردگار عالمیان بود.از بندگان خدا همانندى نداشت و على بن ابى طالب برادر او بود.» (۵)

 پى‏نوشتها:

۱٫ج ۲،ص ۹۲ به بعد.
۲٫بقره: .۲۰۷
۳٫کشف الاسرار،ج ۱،ص .۵۵۴
۴٫سیره ابن هشام،ج ۲،ص .۹۸
۵٫سیره ابن هشام،ج ۲،ص .۱۲۴

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

معرفی معلمان نمونه شهرستان مهر

مرتضی اسدپور اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۸

به مناسبت گرامیداشت هفته معلم، معلمان نمونه شهرستان مهر معرفی شدند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فارس نما، در مراسم معرفی معلمان نمونه شهرستان مهر گیاهی مدیر آموزش و پرورش شهرستان مهر طی سخنانی ضمن تبریک هفته علم به معلمین عزیز به بیان عملکرد این مدیریت در امر آموزش و پرورش و ساخت و سازهای فضاهای آموزش و پرورش پرداخت.
 
سپس گروه سرود مدارس شهرستان مهر به اجرای سرود معلم پرداختند.
 
آنگاه دو نفر از معلمین به اجرای دکلمه و مقاله پرداختند.
 
در ادامه روزیطلب رئیس سازمان آموزش و پرورش استان فارس نیز طی سخنانی ضمن تبریک هفته بزرگداشت مقام معلم به بیان نقش معلم از دیدگاه قرآن و نیاز جامعه به جایگاه مطالبی بیان نمود.
 
در پایان مراسم به هفت نفر از معلمین نمونه مدیریت آموزش و پرورش شهرستان مهر از بخشهای مرکزی و وراوی لوح سپاس به همراه جوائزی اهداء شد.
 
معلمین نمونه شهرستان مهر سیف الله فرضی، ابراهیم فریدون نژاد، احمد مقیمی، محمد رزم آراء، مجید زحمتکش، غلامحسین دلاویز و علی غلامزاده بودند.
 
گفتنی است، این مراسم مراسم با حضور روزیطلب رئیس سازمان آموزش و پرورش استان فارس، صادقی فرماندار شهرستان مهر، بخشداران تابعه، گیاهی مدیر آموزش و پرورش شهرستان مهر، جمعی از مسئولین، کریمی مسئول آموزش و پرورش بخش وراوی و کلیه آموزگاران مقاطع ابتدایی، راهنمایی، متوسطه و پیش دانشگاهی بخشهای مرکزی و وراوی در محل سالن ورزشی نشاط مدیریت آموزش و پرورش شهرستان مهر برگزار شد.
 
خبرنگار: قاسم حاجی پور
تاریخ خبر: ۱۷/۰۲/۱۳۸۸

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 6.0/10 (1 vote cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 2 votes)

برپایی نمایشگاه یاس کمبود در محله بیت العباس لامرد

مرتضی اسدپور اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۸

نمایشگاه یاس کمبود در محله بیت العباس شهرستان لامرد برپا شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فارس نما، به مناسبت گرامیداشت ایام سوگواری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) یازدهمین سوگواره فدک الزهراء (س) همراه با نمایشگاه یاس کبود شامل گودی قتل گاه، تل زینبیه، خانه حضرت زهرا (س)، درب سوخته منزل حضرت زهرا (س)، چاه آب نخلستان کوفه، غرفه انتظار و نمایشگاه کتاب با موضوعات اهل بیت و سوگواره در محل موسسه خیریه فرهنگی درمانی ابو فاضل محله بیت العباس شهرستان لامرد تا بیست و پنجم صبح و عصر برای بازدید عموم دایر است.
 
خبرنگار: قاسم حاجی پور
تاریخ خبر: ۱۷/۰۲/۱۳۸۸

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

برگزاری مسابقه سراسری زمزمه عشق در گله دار

مرتضی اسدپور اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۸

مسابقه سراسری زمزمه عشق به منظور گرامیداشت هفته بزرگداشت مقام معلم در منطقه گله دار برگزار می شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فارس نما و به نقل از روابط عمومی اداره آموزش و پرورش گله دار، اداره آموزش و پرورش منطقه گله دار مسابقه سراسری زمزمه عشق به منظور گرامیداشت یاد و خاطره قافله سالار معلمان شهید، فیلسوف فرزانه آیت اله مرتضی مطهری (ره) ویژه فرهنگیان و دانش آموزان سراسر کشور برگزار می نماید.
 
دانش آموزان و فرهنگیان جهت شرکت در مسابقه می توانند ضمن درج مشخصات کامل تا بیست و دوم اردیبهشت ماه به آدرس پست الکترونیکی Rog@Farsedu.ir , یا به صورت پیام کوتاه به شماره تلفن ۰۹۱۷۳۸۱۲۶۱۹ ارسال نمایند.
 
گفتنی است، از طرف اداره آموزش و پرورش به برندگان مسابقه جوایز و هدایایی تعلق می گیرد.
 
شایان ذکر است، اسامی برندگان در سوم خردادماه همزمان باسالروز فتح خرمشهردر وبلاگ http://rog.blogfa.com درج خواهد شد.
 
سوالات این مسابقه به شرح ذیل می باشد.
 
۱- امام خمینی (ره) در مورد آثار شهید مطهری چه فرمودند؟
الف) بدون اشتباه است ب) بدون استثناء مفید و قابل استفاده است ج) در خور فهم همگان

۲- این سخن از کیست؟ (( من ستایشگر معلمی هستم که به من اندیشیدن بیاموزد، نه اندیشه ها را))
الف) استاد جعفر سبحانی ب) استاد مطهری ج) استاد محمد تقی جعفری

۳- سال شهادت شهید مطهری کدام گزینه می باشد.
الف) اردیبهشت ۵۸ ب) اردیبهشت ۵۹ ج) اردیبهشت ۶۰

۴- معلمی حرفه و شغل نیست، عشق است، از سخن کدام شخصیت می باشد؟
الف) مقام معظم رهبری ب) شهید مطهری ج) شهید رجایی

۵- نام بیمارستانی که شهیدمطهری قبل ازشهادت به آن انتقال یافت؟
الف) بیمارستان خاتم ب) بیمارستان طرفه ج) بیمارستان بعثت
 
خبرنگار: مصطفی عباسی
تاریخ خبر: ۱۴/۰۲/۱۳۸۸

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

برگزاری کارگاه آموزش قرآن و مهارتهای زندگی در لامرد

مرتضی اسدپور دی ۲۹م, ۱۳۸۷

 تاریخ خبر: ۲۸/۱۰/۱۳۸۷

کارگاه آموزش قرآن و مهارتهای زندگی در شهرستان لامرد برگزار شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فارس نما، کارگاه آموزش قرآن و مهارتهای زندگی با حضور بیش از هفتصد نفر از قرآن پژوهان خواهر و برادر از شهرستانهای لامرد، وراوی، اشکنان و علاء مرودشت در محل حسینیۀ ابو فاضل محلۀ بیت العباس شهرستان لامرد با حضور استاد دکتر بیستونی رئیس موسسات قرآنی تفسیر جوان تهران برگزار شد.

این جلسه که بیش از چهار ساعت ادامه داشت دکتر بیستونی به دو روش انس با قرآن و تفسیر موضوعی قرآن مطالبی بیان نمود.

در ادامه قرآن پژوهان به صورت گروهی با استفاده از کتابهای تفسیر نوجوان، جوان و منابع لغت شناسی و فهرست وارۀ موضوعی قرآن یکی از موضوعات قرآنی را به انتخاب خود تحقیق نمودند که تحقیق آنها پس از بررسی مورد ارزشیابی قرار گرفته و به آنان گواهی پایان دورۀ آموزشی قرآن و مهارتهای زندگی اعطا می شود.

در حاشیۀ برگزاری این کارگاه نمایشگاهی از کتابهای قرآنی تفسیر جوان صد اثر شامل روزنامه و سی دی های قرآنی، کتابهای گرافیکی، تفسیر کودک و کتابهای آموزشی تحقیق قرآنی به معرض نمایش گذاشته شد.

گفتنی است، این کارگاه با همت موسسۀ خیریۀ ابو فاضل بیت العباس شهرستان لامرد برگزار شد.
 
خبرنگار: قاسم حاجی پور

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

چهار حادثۀ مهم شب عاشورا

مرتضی اسدپور دی ۲۲م, ۱۳۸۷

۱٫ در شب عاشورا به “محمد بن بشیر حضرمی” یکی از یاران امام حسین علیه‏السلام خبر دادند که فرزندت در سرحدّ ری اسیر شده است. او در پاسخ گفت: ثواب این مصیبت او و خود را از خدای متعال آرزو می‏کنم و دوست ندارم فرزندم اسیر باشد و من زنده بمانم. امام حسین علیه‏السلام چون سخن او را شنید فرمود: خدا تو را بیامرزد، من بیعت خود را از تو برداشتم، برو و در آزاد کردن فرزندت بکوش.
محمد بن بشیر گفت: در حالی که زنده هستم، طعمۀ درندگان شوم اگر چنین کنم و از تو جدا شوم.
امام علیه‏السلام پنج جامه به او داد که هزار دینار ارزش داشت و فرمود: پس این لباسها را به فرزندت که همراه توست بسپار تا در آزادی برادرش مصرف کند.(۱)
 
۲٫ امام حسین علیه‏السلام در سخنرانی شب عاشورا خبر از شهادت یاران خود داد و آنان را به پاداش الهی بشارت داد. در این مجلس “قاسم بن الحسن” به امام علیه‏السلام عرض کرد: آیا من نیز به شهادت خواهم رسید؟ امام با عطوفت و مهربانی فرمود: فرزندم! مرگ در نزد تو چگونه است؟ عرض کرد: ای عمو! مرگ در کام من از عسل شیرین‏تر است. امام علیه‏السلام فرمودند: آری تو نیز به شهادت خواهی رسید بعد از آنکه به رنج سختی مبتلا شوی، و همچنین پسرم عبداللّه‏ (کودک شیرخوار) به شهادت خواهد رسید.
قاسم گفت: مگر لشکر دشمن به خیمه‏ها هم حمله می‏کنند؟ امام علیه‏السلام به ماجرای شهادت عبداللّه‏ اشاره نمودند که قاسم بن الحسن تاب نیاورد و زارزار گریست و همه بانگ شیون و زاری سر دادند.(۲)
 
۳٫ امام علیه‏السلام در شب عاشورا دستور دادند برای حفظ حرم و خیام، خندقی را پشت خیمه‏ها حفر کنند. حضرت دستور داد به محض حمله دشمن چوبها و خار و خاشاکی که در خندق بود را آتش بزنند تا ارتباط دشمن از پشت سر قطع شود و این تدبیر امام علیه‏السلام بسیار سودمند بود.(۳)
 
۴٫ مرحوم شیخ صدوق در کتاب ارزشمند “امالی” نوشته است: شب عاشورا حضرت علی‏اکبر علیه‏السلام و ۳۰ نفر از اصحاب به دستور امام علیه‏السلام از شریعۀ فرات آب آوردند. امام علیه‏السلام به یاران خود فرمود: برخیزید، غسل کنید و وضو بگیرید که این آخرین توشۀ شماست.(۴)

————-

۱٫ الملهوف، ص۳۹٫
۲٫ نفس المهموم، ص۲۳۰٫
۳٫ الامام الحسین و اصحابه، ص۲۵۷٫
۴٫ امالی شیخ صدوق، مجلس۳۰٫

منبع مطلب، سایت شهید آوینی می باشد که این سایت نیز این مطلب را از نشریۀ مبلغان (شمارۀ ۵۱) گرفته است.

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

روز شمار رویدادهای دهۀ اول محرم (۸)

مرتضی اسدپور دی ۱۶م, ۱۳۸۷

روز نهم
۱٫ در روز نهم محرم (تاسوعای حسینی) شمر بن ذی الجوشن با نامه‏ای که از عبیداللّه‏ داشت از “نُخیله” ـ که لشکرگاه و پادگان کوفه بود ـ با شتاب بیرون آمد و پیش از ظهر روز پنجشنبه نهم محرم وارد کربلا شد و نامۀ عبیداللّه‏ را برای عمر بن سعد قرائت کرد.
ابن سعد به شمر گفت: وای بر تو! خدا خانه ات را خراب کند، چه پیام زشت و ننگینی برای من آورده‏ای. به خدا قسم! تو عبیداللّه‏ را از قبول آنچه من برای او نوشته بودم بازداشتی و کار را خراب کردی… .(۱)
 
۲٫ شمر که با قصد جنگ وارد کربلا شده بود، از عبیداللّه‏ بن زیاد امان نامه‏ای برای خواهرزادگان خود و از جمله حضرت عباس علیه‏السلام گرفته بود که در این روز امان نامه را بر آن حضرت عرضه کرد و ایشان نپذیرفت.
شمر نزدیک خیام امام حسین علیه‏السلام آمد و عباس، عبداللّه‏، جعفر و عثمان (فرزندان امام علی علیه‏السلام که مادرشان ام‏البنین علیها‏السلام بود) را طلبید. آنها بیرون آمدند، شمر گفت: از عبیداللّه‏ برایتان امان گرفته‏ام. آنها همگی گفتند: خدا تو را و امان تو را لعنت کند، ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد؟!(۲)
 
۳٫ در این روز اعلان جنگ شد که حضرت عباس علیه‏السلام امام علیه‏السلام را باخبر کرد. امام حسین علیه‏السلام فرمود: ای عباس! جانم فدای تو باد، بر اسب خود سوار شو و از آنان بپرس که چه قصدی دارند؟
حضرت عباس علیه‏السلام رفت و خبر آورد که اینان می‏گویند: یا حکم امیر را بپذیرید یا آمادۀ جنگ شوید.
امام حسین علیه‏السلام به عباس فرمودند: اگر می‏توانی آنها را متقاعد کن که جنگ را تا فردا به تأخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال می‏داند که من بخاطر او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم.(۳)
حضرت عباس علیه‏السلام نزد سپاهیان دشمن بازگشت و از آنان مهلت خواست. عمر بن سعد در موافقت با این درخواست تردید داشت، سرانجام از لشکریان خود پرسید که چه باید کرد؟ “عمرو بن حجاج” گفت: سبحان اللّه‏! اگر اهل دیلم و کفار از تو چنین تقاضایی می‏کردند سزاوار بود که با آنها موافقت کنی.
عاقبت فرستادۀ عمر بن سعد نزد عباس علیه‏السلام آمد و گفت: ما به شما تا فردا مهلت می‏دهیم، اگر تسلیم شدید شما را به عبیداللّه‏ می‏سپاریم وگرنه دست از شما برنخواهیم داشت.(۴)

——–

۱٫ ارشاد، شیخ مفید، ج۲، ص۸۹٫
۲٫ انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۴٫
۳٫ الملهوف، ص۳۸٫
۴٫ ارشاد، شیخ مفید، ج۲، ص۹۱٫

 منبع مطلب، سایت شهید آوینی می باشد که این سایت نیز این مطلب را از نشریۀ مبلغان (شمارۀ ۵۱) گرفته است.

VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.2_1042]
Rating: 0 (from 0 votes)

Next »