بیرون ، پشت در

بیرون ، پشت در

سلام به همه ی شما تراکمه نشینان مجازی و یا تراکمه ی مجازی نشینان
عکس هایی که این پایین می بینید مربوط به اجرای خصوصی نمایش”بیرون پشت در ” است که توسط عکاس خوب و فعال شهرمان، علی آقای حسن زاده حین اجرا گرفته شده است.نویسنده ی این نمایش ولفگانگ بورشرت است که متن پس از ترجمه، توسط میلاد اکبرنژاد بازخانی شده و به کارگردانی من ( گروه تیاتر سایه) اجراشد.این نمایش داستان سربازی آلمانی ست به نام بکمان که از جنگ دوم جهانی برگشته،اما می بیند در جامعه هیچ چیز سرجای خودش نیست.
پاره ای توضیحات
یک:به دو دلیل این نمایش به اجرای عموم نرفت:دلیل اول اینکه فرم اجرایی این نمایش مربوط به سالن کف است که متاسفانه در لامرد موجود نیست. دوم اینکه محتوای نمایش هم آنچنان همه پسند نیست.البته از نویسنده های محترم سایت،آقایان دکترغلامزاده،دکترخضری و احمد انصاری عزیز هنگام اجرای این نمایش تشریف آوردند.
دوم:تمرینات این نمایش نزدیک به شش ماه طول کشید و این مهم با همکاری صمیمانه ی اداره ی فرهنگ وارشاد از سویی و از دیگر سو با فداکاری هنرمندان محجوب و خانواده هایشان تحقق یافت.
سوم:پنجشنبه ی همین هفته هم (۳/۵/۹۰)یک اجرای دیگر از همین نمایش داریم،اگر مایل بودید بی سروصدا تشریف بیاورید.
چهارم:عوامل این نمایش
بازیگران

قاسم صادقی                                      

افشین راستی
موسااحمدیزاده
گلناز صفوی
محمدجوادصفایی
سمیه حسن نژاد
فاطمه دلنواز
محمدرضاروزمند
سجادجابرنژاد
محسن مرادی
و محمد نیک منش

یاریگران
محمدرضاصفایی
دانیال صادقی
احمد مهراوران
مهدی مهرآوران

 

 

 خودم : یعنی محمد جواد صفایی..سپیده دم اومد و وقت رفتن!

      

گلناز صفوی:استاندارد

محسن مرادی:جشنواره ها او را صدا می زنند.

موسا احمدی زاده آینده ی تیاتر لامرد بردوش امثال اوست.

فاطمه دلنواز          سمیه حسن نژاد(یادت به خیر  منگول)

قاسم صادقی و نقش به یادماندنی اش: سرجوخه بکمان..کاش پنج بازیگر مثل او در تیاتر لامرد وجود داشت.

محمد نیک منش :به آینده ی تیاتر لامرد می توان امید داشت اگر او هم وارد گود کارگردانی شود

افشین راستی: برای تماشاچیان سی چهل ساله ی لامرد، تیاتر یعنی خاطره ی بازی های او

 

 

 

درباره نویسنده

تا کنون در این سایت 119 مطلب نوشته است .

۵۲ نظر درباره مطلب “بیرون ، پشت در” ارسال شده است

  • علی ناصری - ۱ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۸:۰۵

    سلام اقا جواد

    نه خسته

    اول اینکه سالن کف چیه ؟
    دوم اینکه اگر نمایش همه پسند نیست، با توجه به اینکه شش ماه هم برای ان تمرین کرده اید لابد فقط برای شرکت در مسابقات آن را ساخته اید!

    به شاملوی بزرگ گفتند که درک اشعار شما برای عموم مردم سنگین و ثقیل است، چرا ساده تر شعر نمی گویی ؟

    ایشون هم گفتند که این جامعه است که باید خودش رو بالا بکشه و به سطح اشعار من برسونه ، نه اینکه من سطح اشعارم رو بیارم پایین!

    اگر رسالت تاتر هم همان رسالتی است که بر دوش شعر ِ امثال ِشاملو ست است، به نظرم باید نگاه را عوض کرد.

    عکسها هم خیلی زیبا بودند رفیق

  • علی قادری - ۱ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۸:۱۴

    سلام جواد
    خسته نباشید شما و همه بچه های تیاتری. ببینم پیر شدی یا پیرت واکرزن؟

  • افشین - ۱ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۸:۱۶

    سلام
    یه تشکرو یه خسته نباشید به محمد جواد جان صفایی
    خسته نباشید از بابت تمام تلاش و همت و دلسوزی و تحمل شما در این شش ماه بخاطر آماده سازی این نمایش برای جشنواره تیاتر استانی الحق و انصاف به شخصه شاهد تمام زحماتت بودم
    ولی فریادهای سرتمرین، چشم غره ها، بد اخلاقی ها، خوش اخلاقی ها، و درس هایی که از تو آموختم هرگز از یاد نمی برم. شاد باشی و پیروز و تیاتری.

  • ghoghnus - ۱ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۸:۱۶

    معرفی رو خوب اومدید

  • محمد جواد صفایی - ۱ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۸:۳۵

    علی آقای ناصری
    سلام بچه محل
    سالن کف یه نوع سالنه که توش بازیگرها تو کف سالن اجرا می کنند و تما شاگرها اطراف اونها و در جایی بالاتر نشسته اند.
    شاملوی بزرگ درست میگن و به همین دلیل هم شما به دلیل اولی بیشتر وزن بده
    دستمون به گوشت نمیرسه میگیم کارمون سنگینه!!!

  • محمد جواد صفایی - ۱ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۸:۳۹

    دایی علی سلام
    پیرم واکردن!جگرم خین واکردن!
    خبر ته کا که چی م نوامنده با!
    ایییییییییی چه کارین !

  • سرکش - ۱ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۹:۳۴

    افتخار این رو داشتیم که عدل وسط اجراتون از رو سن رد شیم!انصافاً کار سختی بود…

    برای شما و تیاتر لامرد آرزوی پیشرفت می کنم!

  • احمد انصاری - ۱ شهریور, ۱۳۹۰, ۲۰:۱۵

    جواد عزیز
    تصویر مرگ کنار بکمان مستاصل و بازی ماندگار افشین و مهم‌تر از همه، سرهنگ دوست‌داشتنی از یادمان نمی‌رود.
    دست علی حسن‌زاده درد نکنه.
    از این‌که ما رو قابل دونستید سپاسگزارم. خدا کنه سپیده دم تیاترت نیاد جواد!

  • مسلم زارعی - ۱ شهریور, ۱۳۹۰, ۲۰:۱۷

    سلام، برای همه آرزوی موفقیت دارم… اگه زمان اجرا تابستون بوده واقعا سخت گذشته …

  • عباس غلام‌زاده - ۱ شهریور, ۱۳۹۰, ۲۰:۲۳

    ضمن عرض خسته نباشی
    برای شما و همه هنرمندان زحمت کش لامرد آرزوی موفقیت دارم

  • هادی اکبری - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۰:۴۶

    سلام بر جواد عزیز…امیدوارم احوالات بر وفق مراد باشد…خواهیم آمد و سخت مشتاقم تا آخرین دستپخت شما را ببینیم و بخوریم….بی شک خوشمزه و فراتر از….بدرود تا روز دیگر

  • مهدی اسدپور - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۱:۵۷

    با سلام و خسته نباشید به آقا جواد و اعضای گروه
    موفق باشید. خاطره ی شیرین تیاترهای لامرد (با حضور آقا افشین و بقیه دوستان)
    هنوز توی ذهن ما “پیرمردا” هست ;)

  • محمود حق شناس - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۴:۳۰

    سلام پهلوون -خدایی همیکه با نیمجه خلاقیت واسنعدادتون به جامعه هنری انرزی تزریق میکنید یه دنیا ارزش داره قدر شما کسی نمیدونه ولی شما قدر این بجه های بااسنعداد روبدون .ماکه لایق نیستیم ولی متولیان فرهنگی باید دست شما رو ببوسند تو فضای آشفنه جوونا رو به میدون آوردن هنر میخاذد که الحمدالله شما وجمع پهلوونا دارید . علی یارتون

  • امیرصفایی - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۱:۰۲

    خسته نباسی داداشی
    هرچند زیاد اهل تیاتر اومدن نیستم ولی هر بار که میام از ابهت و کارایی اون در بیان وانتقال مسایل شگفت زده میشم
    این تیاتر آخری که واقعن منو ترسوند : بری جنگ تا از ناموس کشور دفاع کنی وقتی برگردی ناموس خودت رو از دست داده باشی !!
    امیدوارم موفق تر باشی

  • مهدی راستی - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۱:۱۱

    جواد جان و بقیه دوستان خداقوت!
    فعالیت شما کار عشق و دل است و چقدر هم گرانبهاست! آن هم در روزگاری که “پول” انرژی انجام هر فعالیتی است.کارهای “عشقی” گمشده خیلی از ماهاست! قدرش را بدانید!
    …………..
    دایی محمود حقشناس این “نیمجه خلاقیت واسنعدادتون” کمی تو ذوق میزند!!!:))

  • حمید اسدپور - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۳:۵۵

    سلام جوادی

    خسته نباشید منو بچه های کشتی هم پذیرا باشید امیدواریم همیشه پرتوان و خستگی ناپذیر تو این مسیر قدم بردارید … راستی هر چند وقتی نمونده و فردا ۵ شنبه هستش بگو ببینم ساعت چند شروع میشه ؟ تا من مثل بختک بیفتیم تو سالن ارشاد … جمع تراکمه ای های مقیم جمع میشه هاااا جالبه

  • محمد جواد صفایی - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۳:۵۸

    ممنون هادی جان ان شا.. ببینیمت و ببینیمون
    ممنون اسد پور جوان
    محمود حق شناس عزیز
    من به شخصه جز همکاری چیزی از ارشاد ندیده ام.هرچند بهتر از این هم می تواند باشد اما مشکلات تیاتر ما در گرو همکاری سایر ارگان های ظاهرن بی ربط است مثل:فرمانداری،شورای شهر،شهرداری،دانشگاهها،بنیادشهید و..

  • محمود حق شناس - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۴:۴۲

    مهدی چان /همین نیمجه استعداد یه موقع میخوره ته دیگ یا پاتیل که بعضی ها روش حساس میشن.که نگیم …تو تابستون هم نمیشه هندونه گذاشت زیر بغل چون عرق میکنه میافته .والا این استعدادها اینقذر عالی اند که تو پاتیل جاشون تنگه باید ارشاد یه فکر تازه ای براشون بکنه که اونهم از ارشادیون بعیده …به هر حال اینا سرمایه های بالفوه ای هستند که در هر منطقه ای باعث افتخار وعزتند باید قدرشون دونست .انشاءالله

  • اسماعیل ثقفی - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۴:۴۳

    سلام و خسته نباشید به همه دوستان تیاتری . راستی در به این قدیمی و قشنگی رو از کجا گیر آوردید .

  • محمد نیک منش - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۵:۰۱

    دوستان عزیز تراکمه ای سلام.
    ممنون از محبت های شما عزیزان. انشالله پنج شنبه شب ساعت ۳۰/۹ در سالن امفی تاتر اداره ارشاد منتظر شماها هستیم.
    جناب اقای هادی اکبری عزیز زودتر از اینها منتظر شما بودیو و هستیم.
    حمید اسدپور عزیز جای شما و بچه های کشتی اون جلو جلوها محفوظه
    محمود حق شناس عزیز حتما ببینیمت.

  • خلیل بیجی - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۷:۳۵

    باز هم این جواد صفایی یه چیزی نوشت وبازار قربون صدقه هم رفتن وتعارف برای هم تکه کردن شروع شد

    بابا یه تیاتری برگزار شده وچار نفر هم توش بازی کردن ،اینقدر نمیخاد هندونه زیر بغلشون بزارین!!

  • احمد - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۸:۰۹

    راستی این بازیگران با ارزش و گران قیمت را از کجا گیر آوردید ؟ به ما هم آدرس بدهید !

  • احمد - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۸:۱۴

    جواد آقای صفایی که خیلی با صفایی ! لااقل از هر کدام از بازیگران یک عکس می فرستادید .

  • زهرا - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۲۱:۵۵

    سلام داداشی^^
    من به دعوت داداش افشین اومدم… کارگردان آینده ی تیاتر ♥
    ممنون بابت تصاویر با این که نمایش رو ندیدم ولی میدونم که عالی بوده چون پشتش زحمت بوده… لطفن اگه براتون مقدور بود عکسهای بیشتری بذارین تا اوناییکه مثل من دستشون به تماشای تیاتر کوتاهه ببینن.
    تشکر

  • سلیمان رفیعی - ۲ شهریور, ۱۳۹۰, ۲۲:۰۴

    سلام
    ممنون از آقای نیکمنش که اطلاع رسانی کردند …
    ای کاش در این سایت یا جای دیگری در مورد زمان برگزاری برنامه های هنری شهرستان اعم از کنسرت موسیقی و تیاتر رو اطلاع رسانی میکردند تا هم علاقه مندان بتونن استفاده کنن و هم هنرمندان عزیز کارهای هنری بیشتری رو با انگیزه بیشتر ارائه دهند…
    حتما اینکارو بکنین…. خیلی خوب میشه…

  • مهسا - ۳ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۰:۲۱

    سلام آقا جواد
    واقا خسته نباشی.من کارتون ندیدم ولی خیلی تعریفش شنیدم.
    دارم حسرتش میخورم کاش دیده بودم.من خیلی دوست دارم وارد تیاتر بشم اما نمیدونم چیکار کنم؟
    یعنی آشنایی ندارم که بخواد منو معرفی کنه.از نظرشما من چیکار کنم؟؟میشه لطفا راهنماییم کنید؟
    متشکرم

  • محمد جواد صفایی - ۳ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۰:۳۰

    مهندس امیر
    برداشت عمیقت از این نمایش نشون میده که اونقدا هم که وانمود میکنی با دنیای هنر غریبه نیستی
    به قول شاعر : بیا به این ور پل!!

  • محمد جواد صفایی - ۳ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۰:۳۴

    دکتر مهدی عزیز
    پول … عشق … روزگار غریبی ست نازنین!
    (محمودخان هم به ما لطف داره،ملالی نیست … البته جز دوری شما)

  • محمد جواد صفایی - ۳ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۰:۳۶

    زهرا خانم(داداشی؟!!)
    افشین کارگردان دیروز بوده، بازیگر امروز ، سر و سرور همیشه ی ما!

  • محمد جواد صفایی - ۳ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۰:۳۹

    ممنون از : اسماعیل ثقفی،احمد،خلیل بیجی
    مهسا خانم
    راه درست ورود به تیاتر از طریق اداره ی ارشاده. با اونجا تماس بگیرید تا اگه کلاسی هست یا گروهی در حال تمرینه معرفی تون کنند.

  • محمد جمالی - ۳ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۳:۳۸

    جواد صفایی عزیز خسته نباشید .
    با دیدن این عکس ها منو به حدود سی سال قبل بردید یادش بخیر اولین نمایشی بود که در لامرد اجرا شد اون هم با ابتدایی ترین امکانات و وسایل . محل اجرا هم مدرسه علمیه قدیم واقع در تلخندق بالاتر از منازل مسکونی آقایان شهابی بود .اسم نمایش (تاتر) کارگران زحمتکش بود که مرحوم حیاتی کارگردانی می کردند . از همین جا ضمن عرض خسته نباشید به شما سفیران حوزه فرهنگ شهرستان بر خود لازم و واجب دیدم که یادی کنم از هنرمندان سفر کرده شهید عامری , مرحوم حیاتی و عبدالله کریمی نژاد.

  • محمود حق شناس - ۳ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۶:۲۶

    سلام محمد جمالی . بقول دائی جمالی بزرگ .دیگه مخت همراهیت نمی کنه .اون تیاتری که گفتی اسمش زحمتکشان بود یه کارگردانی آقای حاج حسین مداحی که بنده و شهید عامری ومنصور قاسمی -احمد نیکرو اسماعیل زمانی بازی میکردیم ..البته نقش دی عزیز و اکبر همشهریتون تو فیلم کوتاه فضیلت بسم الله حاج واعظ فراموشت نشه که جنایعالی هم دست اندر کار بودی .یاد همشون بخیر ممد.

  • حکیمه واعظزاده - ۳ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۶:۴۰

    مرسی خیلی جالب بود……..سخت در انتظار ادامه ی داستان هستیم

  • عبدالصمد صفری - ۳ شهریور, ۱۳۹۰, ۲۲:۰۰

    اقا جواد سلام

    یکی از خصو.صیات هنرمندان نظم کاریه
    شما ودوستانتون اعلام کردند ساعت ۳۰:۹دقیقه برنامه تیاترتون شروع میشه ولی الان که ساعت ۱۰هست هنوز شروع نشده-خفه شدیم تو گرما

  • حسین منصوری - ۴ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۳:۵۲

    سلام بر مهندس یکه تاز در تاتر شهرستان . انصافا باید از شما تقدیر کرد بخاطر این همه فعالیت و تلاش اونم در این برهه از زمان که خیلی ها از زیر بار خیلی کارا شونه خالی کردند اما شما همچنان با قدرت به کارتون ادامه می دید . من هر زمان که اسم تاتر به گوشم می خوره یاد شما و همین برو بچه های گروههتون می افتم. باور کنید اگه شما و همین بچه ها نبودید اثری از هنر در لامرد باقی نمی ماند متاسفانه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لامرد بسیار ضعیف عمل می کند و سال می گذره نه خبری از همایش نه خبری از مراسمات و نه خبری از هنر و بهتره بگم اصلا هیچ خبری دورو برش نیست من که تا الان سر از کار و عملکرد اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در نیاوردم . امیدوارم تغیر و تحولات اساسی در مدیریت فرهنگی شهرستان اتفاق بیفته . کار شما امروز مثل کاری هست که تعدادی انگشت شمار در عرصه ورزش و بخصوص فوتبال شهرستان داره رخ میده که فقط یه تیم اونم از با هزینه های شخصیش داره فعالیت می کنه . خدا قوت

  • محمد صفری تلخندقی - ۴ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۵:۱۹

    سلام بر مرد اول تئاتر کلاسیک لامرد در دو دهه اخیر
    استاد خودم آقا جواد صفایی بزرگوار
    صحنه تئاتر صفحه ای چند بعدی از روزگاراست که هرکسی از زاویه ای که آن را می بیند در باره آن نظر میدهدو یا آن رامی فهمد کاش امثال پسر دایی گل خودم آقا صمدها گه گاهی قدم رنجه می نمودند وسری به پشت صحنه وایام تمرینات تئاتر می زدند تا بدانند یک گروه تئاتر اعم از کارگردان ، بازیگران و سایر عوامل چه زحمتها را متحمل می شوند تا من وشمای تماشاچی لحضاتی سرگرم وبهره مند شویم . پس بیائیم منصفانه این زحمات را ارج نهیم .البته به قول شاعر :قدر زر زرگر بداند قدر گوهر گوهری .جواد عزیز دلم برای روزهای با هم بودن روی صحنه یک ذره شده پس بیا وکشتی ما را در شط شراب انداز و ما را یک بار دیگر در کارهای خود در کنار استاد طنز آقا افشین گل ،محمد نیکمنش عزیز و رضا حق شناس خودمون ،به عنوان بازیگر پذیرا باش. بی صبرانه منتظر پیشنهاد شما هستم. کار اخیر را دیدم بسی حال کردم .ممنون ،پاینده باشی.

  • محمد صفری تلخندقی - ۴ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۵:۲۵

    آقا صمد گل سلام و عرض ادب
    خدایی بیا یک بار هم که شده نق نزن وضمن انتقاد تمجید هم چاشنی کن .سپاس

  • محمد صفری تلخندقی - ۴ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۵:۲۹

    محمود حق شناس همکا ر بزرگوار: هستی فضیلت بسم اله دیگه ای بسازیم. هستی بگو یا علی. ممنون

  • محمود حق شناس - ۴ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۶:۳۰

    ممد بیا وسط ما هستیم . حاجی هم هست . تو هزینه ها ش هم مشکلی نیست بگو یا علی …

  • محمد نیک منش - ۴ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۶:۵۳

    سلام محمد اقای عزیز صفری
    محمد جان ما که هرچه داریم از تلاشهای شما و دیگر عزیزان مثل مهندس صفری عزیز در سالهای نه چندان دوره. خداییش ما هم دلمون واسه اون زمانها که با هم کار میکردیم تنگ شده اساسی.

  • زهرا - ۴ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۶:۵۷

    سلام ^^ دیگه باید ببخشید منو زود خودمونی شدم و بهتون گفتم داداشی نمیخواستم ناراحتتون کنم!
    اما گارکردان آینده ی تیاتر رو با خودم بودم والا داداش افشین که خودشون یه پا کارگردانن.

  • مجتبی حسینی قیری - ۴ شهریور, ۱۳۹۰, ۲۰:۱۱

    به همت دوست باوفام افشین عکساتونو دیدم حال کردم وخاطرات رویش برام زنده شد دوستون دارم موفق ومویدباشین

  • محمد محسنی - ۴ شهریور, ۱۳۹۰, ۲۰:۳۳

    بابا دمت گرم
    مطلبت روز اول شهریور گذاشتی تاریخ تیاتر هم که ۳مرداد ۹۰حالا من چیکار کنم؟

  • محمد جمالی - ۵ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۲:۵۰

    محمود آقای حق شناس
    راست میگی مگه تو این دنیای وانفسا دیگه حواسی برای آدم میمونه . اخه اونوقت که اون تیاتر اجرا شد من کلاس سوم یا چهارم دبستان بودم ولی بدلیل علاقه با عده ای از برو بچه های کوشک پیاده و با هزار ترس و لرز از کنار قبرستان شاه حسن گذشتیم و خودمون به اونجا رسندیم . محمودجان دی عزیز دیگه پیر شده و اکبر تو خونه افتاده اگه میشه به بهانه عید فطر هم که شده یه سری به اونها هم بزن .

  • سید موسی احمدی زاده - ۵ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۳:۴۳

    سلام عرض میکنم خدمت همه ی بروبچ تیاتری-از آقای صفایی ممنون

  • محمد جواد صفایی - ۵ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۴:۱۵

    حسین منصوری عزیز
    ممنون از لطف نظرتان
    آنچه شما می بینید و یا می شنوید یک سرش بچه های زحمت کش تیاترن و یک سرش هم اداره ی ارشاد.اگر هر کدام ازاین دو بال لنگ بزند پروازی در کار نیست!

  • محمد جواد صفایی - ۵ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۴:۲۲

    محمدصفری جان
    ما را شرمنده ی محبتت نکن
    یاد آدم های آن دوره بخیر! عجب جمعی بودیم،من کیفیت هنری آن روزهامان را ضعیف می دانم اما یکرنگی آن روزها تکرار شدنی نیست. الان بچه های یک گروه تیاتر هم پشت سر هم حرف می زنندو این مثل خوره دارد جسم تیاتر مان را تهدید می کند.
    عوض شده اند آدم ها و زجری می کشد کسی که هنوز عوض نشده
    (پسر دایی شما که دیگر صمدآقای سایت است،کسی از صمد گله ای ندارد. من فقط از او بابت آمدنش تشکر می کنم. )

  • محمد جواد صفایی - ۵ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۴:۲۳

    مجتبا جان سلام
    خب هماهنگ می کردی با داش جواد میومدی پسر! دلمون تنگه برات گربه ی دوست داشتنی!!

  • حسین منصوری - ۵ شهریور, ۱۳۹۰, ۲۲:۱۲

    سلام خدمت آقا جواد – من منظورم بچه های ارشاد بعنوان شخصیت های حقیقی نیست بله انصافا در حد وسع خودشون زحمت می کشند منظور بنده اداره ارشاد بعنوان نهادی حقوقی و متولی امر فرهنگ شهرستان هست . این که یک سالن در اختیار شما قرار دهند نباید به آن قانع شد بلکه خود شما دیده اید در شهرهای دیگر چقدر ارشاد فعال هست اما کمرنگ ترین اداره لامرد اداره ارشاد هست اونم در برهه ای از زمان که نیاز مبرم به حضور ارشاد در صحنه می باشد .

  • قاسم صادقی - ۵ شهریور, ۱۳۹۰, ۲۳:۵۶

    دوستان همه نابند. طلا سیری چند؟ درد باد از همه شان دور. بلا سیری چند؟ بی گل روی عزیزان نفسم میگیرد. بی حضور رفقا صلح و صفا سیری چند؟
    سلام دوستان عزیز
    جوادی عزیز مرسی از این همه مبالغه. ما که همه دست پرورده خود شماهستیم داداش.
    ما اهل دلیم اشاره را می فهمیم
    امیر صفایی عزیز نظرت منو به شناخت بیشتری از شخصیت بکمان رسوند. مرسی
    شاد باشید و همیشه سبز

  • حمید اسدپور - ۶ شهریور, ۱۳۹۰, ۱۶:۲۹

    اینجا چه عاشقانه همدیگرو تحویل میگیرن … رومئو منو بگیر :)

    این جواد و امیر هم انگار همدیگه رو ۴۰ ساله ندیدن هر شو خونه ی باتون افتادی شی بچ هم چکدر بر هم ناز میکنید و مثل معلم آی هنرستان که همشون تا میرسن به هم استاد استادی واینن شما هم مهندس مهندسی وانازیت … فاضل کی مهندس وایوو ؟/

  • قاسم صادقی - ۷ شهریور, ۱۳۹۰, ۹:۰۵

    سلام حمیدجان.ایجا‏(توبجه های تیاتری‏)بازاررفاقت رونق کرفته بد.خبری از احساسات وعشقولنک بازی هم نیست رمئوسیری جند.

تمام حقوق این سایت برای © 2014 com . تراکمه. محفوظ است.