موضوع انشا:۹ دی چه روزی است؟

اگر از صدا و سیما بیایند و بگویند که ۹ دی چه روزی است بطور حتم این جوابها را خاهم داد و اصلن هم از اینکه فیلممان بلوتوث شود و مایه خنده دوستان شویم ترسی نداریم، باز هم خاهیم گفت:

۹ دی به طور حتم ۲۶ دیماه است، حتمن ۲۲ بهمن است….یادم اومد…۹ دی ۱۳ آبا ن  هم هست، ۹دی تمام ایام الله کشورمان است.

در ۹ دی ما چیزهای زیادی یاد گرفتیم، ما کلن بعضی چیزها را نمی فهمیدیم ولی در این روز همه آنها را یاد گرفتیم:

در همین سایت یکی از عزیزان، که مدرک دانشگاهی سنگینی بر دوشش قرار دارد و اصلن هم تقلبی نیست، ما را متهم کرد که چون تهران نیامده اید نمی فهمید جمعیت ۲۵ تیر چقدر است، چون جمعیت ما از فلان خیابان بود تا بسان خیابان(راست میگفت بنده خدا، ما پیکانبار هم هل نداده ایم چه رسد به تهران رفتن!!)…ولی در این روز یاد گرفتیم خیابانهای تهران را، یاد گرفتیم سانت به سانت آنرا، یاد گرفتیم جمعیت چند میلیونی از کجای تهران تا کجای تهران می شود. …..

حالا دیگر کسی نمی تواند بگوید”"چون تهران نیامده اند نمی دانند طول خیابانهای تهران….”"

در ۹ دی یاد گرفتیم ساندیس را چگونه می توان تا ته قورت کشید… فهمیدیم نی آن چه کاربردهایی که ندارد: می توان آنرا بووووووق به دشمنان مملکت، می توان کرد در چشم اونهایی که طاقت دیدن پیروان حضرت آقا را ندارند

فهمیدیم که ما مردم قانعی هستیم: آنقدر قانع که با یک ساندیس و یک ساندویچ ناقابل جمعیتمان می شود چند میلیون ناقابل.

فهمیدیم با اتوبوس به راهپیمایی رفتن چه مزه بامزه ای دارد!! آن هم اتوبوس یک طبقه اما به گنجایش یک ملت

فهمیدیم که در نوع خودمان مردم ” کره شمالی ” جلبی هستیم که جلوی دوربین اَدا در می آوریم در حد تیم ملی!!

فهمیدیم در جمع خواص بودن به ریش نیست، به مال زیاد نیست، به نماینده سابق امام بودن در فلان و فلان نیست، به دست خط داشتن از امام نیست، به بصیرت است، به زیر علم علمدار بودن است

فهمیدیم نه کنار جورج سوروس نشستن افتخار است و نه دست دادن با زنان نشانه آزادی بیان

تازه این را نگفتم: فهمیدیم مردمی هستیم که برای زیاد جلوه دادن خودمان به جهانیان، درخت در دست میگیریم تا جمعیتمان زیاد شود تا دوربین ما را بگیرد و بشود پُتکی بر سر بعضی ها(عجب مردمی هستیم ما خودمان هم نمی دانستیم….)

در ۹ دی فهمیدیم مُچ بندهایمان همه یک رنگ بود، سبز نبود، قرمز نبود و صد رنگ دیگر…همه مچ بند ها سه رنگ بود:قرمز و سفید و سبز

۹ دی خیلی ها فهمیدند بازی خوردند…خیلی ها فهمیدند ۹ ماه است سر کارند … فهمیدند یک عده عاشق قدرت بازیشان داده اند..

۹ دی فهمیدیم تقلب سیخی چند! اینها برنامه ای بود برای سرکار گذاشتن عده ای دیگر!

۹ دی خیلی ها فهمیدند کروبی اصلن خاب نبوده که بیدار بشه! اصلن جدیدن شنیده ایم کروبی هنوز هم خاب است!

۹ دی ملت فهمیدند مفهموم “ما بیشماریم” آن مفهومی نیست که تا به حال شنیده اند، “ما بی شماریم” دقیقن مفهومش بلعکس است: “ما بی شماریم” یعنی کم هستیم ولی ادعا می کنیم زیادیم.

۹ دی فهمیدیم نه دل مهاجرانی برای ما سوخته نه دل شیرین!! مهاجرانی که جدیدن توهم زده و می گوید کار مملکت تمام است ولی هنوز دوسال گذشته و ما سرجایمان هستیم! اصلن سی سال است شنیده ایم کارمان تمام است ولی هنوز هستیم

ما ۹ دی خیلی چیزها فهمیدیم ولی ای کاش دشمنان این ملت هم درس می گرفتند

کاش می فهمیدند ملت ما ملت گرجستان نیست که با “رنگ نارنجی” سقوط کند

کاش می فهمیدند ملت ما ملت عراق نیست که دوروزه کشورش اشغال شود

کاش می فهمیدند اکران فیلم کودتای مخملی در مملکت ما تماشاچی ندارد هرچند سوپر استارش شیخ کروبی باشد

کاش عده ای در ایران میفهمیدند این ملت ساندیس خور، سرشان گول نمی رود

کاش خاتمی بفهمد ملت ۹ دی بخاطر تربیت یک وزیر ارشادی مثل مهاجرانی به او جایزه دادند

چرا اینجوری نگاه می کنید! آهان اسم موسوی از قلم افتاده! بابا این که عددی نیست، بی خیالش شویم تا در غم “خود بیشمار بینیش” بمیرد

بذارید با توهم ….بی خیال برویم ادامه مطلب…

کاش می فهمیدند ملت ما رهبرش رسمش حیدری است، مرامش ابالفضلی است، کلامش زینبی است و خون رگش خون حسینی است

کاش می فهمیدند ….. اصلن ولش کن اینها قرار نیست بفهمند……همین قدر که ملت ما میفهمد بس است…..نیازی نیست همه بفهمند

گر او طلبد بی سر و بی دست شویم

از بهر ولی نوکر در بست شویم

عید ۹ دی آمده ای حق طلبان

ساندیس بیاورید تا مست شویم…

درباره نویسنده

تا کنون در این سایت 36 مطلب نوشته است .

۲۸ نظر درباره مطلب “موضوع انشا:۹ دی چه روزی است؟” ارسال شده است

  • عبدالرضا عباسی - ۱۰ دی, ۱۳۹۰, ۱۶:۲۶

    آقای حسن زاده ادرس سایتی که این مقاله نوشته چیه؟ خیلی جالب بید!

  • سید احمد موسوی پور - ۱۰ دی, ۱۳۹۰, ۱۶:۴۲

    با سلام به نویسنده محترم
    از خدا جوییم توفیق ادب
    بی ادب محروم ماند از لطف رب
    بی ادب تنها نه خود را داشت بد
    بلکه آتش بر همه آفاق زد
    نویسنده محترم! اندکی متانت در کلامتان آورید..آرزوی مرگ کردن برای انسانی دیگر بسیار ناشایست و زننده است..

  • ابراهیم غفاری - ۱۰ دی, ۱۳۹۰, ۲۰:۱۵

    آقای حسن زاده وقت آزاد خوبی داره . سلیقه هم داره فکراش هم خوبه ولی یه خوره نه خیلی زیاد ،خیلی خیلی زیاد هم نه تند میره میترسم جریمه بشه از دست کروبی و موسوی و … جریمه ها هم زیاد شده حسن زاده

  • علی حسن‌زاده - ۱۰ دی, ۱۳۹۰, ۲۲:۱۳

    جناب عبدالرضا عباسی عزیز
    “سایتی که اینو نوشته”؟؟؟!!!
    بی خیال جونم!

  • محسن مرادی - ۱۰ دی, ۱۳۹۰, ۲۲:۴۱

    سلام علی آقا
    چه عجب قلمت دوباره تو سایت جفتک زد،فکر می کردیم با عکس و بشکن میای نگفته بودی تو کار چیزای دیگه هستی
    ولی ایول جالب بود
    یعنی فضاسازی جالبی داشت،روایتی که به راحتی باور میشه

  • عبدالرضا عباسی - ۱۰ دی, ۱۳۹۰, ۲۳:۲۱

    علی آقا چرا ناراحت شدی برات سخته ادرس یه سایت سیاسی خوب بدی ؟ گفتم که زیباست.پس چی باید بگم راستی علی آقا مدرک تحصیلیت چیه؟ اگه وبلاگ هنری داری هم زحمتش بکش .موفق باشی.

  • هادی حمیدی - ۱۰ دی, ۱۳۹۰, ۲۳:۳۷

    نمیدونستم مطلب برای ارسال در سایت رو به چه ایمیلی بفرستم تو نظرات نوشتم یا علی
    …………………………

    هادی حمیدی: نه دی نه دی بود و بس
    ………………………..

    نهم دی ماه یک هزار و سی صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فکری و شخصیتی نظام اسلامی بود.

    نه دی، عرق شرم امت را در طول تاریخ به خاطر بی بصیرتی در ماجرای ثقیفه پاک کرد.

    نه دی، درد کوته بینی حکمیت را تا حدودی التیام داد و بر آن مرهمی شد.

    نه دی، سوزش خیانت جمل و نهروان را کمی خنک کرد و از تکرار غربت ۲۵ ساله جلوگیری کرد.

    نه دی، فرق کوفه و تهران، عراق و ایران را نشان داد و آب بسته را به جوب بازگرداند.

    نه دی، ایران، بدون خواست سفیر حسین، بیعت مجدد کرد و بر سر بیعتش ماند.

    نه دی، ندای هل من ناصر بلند نشد ولی فریاد لبیک یا حسین تا آسمان به گوش همه رسید.

    نه دی، شش ماهه، سه ساله، جوان، پیر، زن، مرد، ویلچری، شیمیایی و … داشت.

    نه دی، نه دی زمستان بود ولی درخت انقلاب در آن سرمای زمستان گل داده بود.

    نه دی، در ایران بود ولی پایه های کاخ سفید در مکان و کاخ سبز معاویه در زمان را لرزاند.

    نه دی، قیام مختار نبود، ولی اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن کرنش می کرد.

    نه دی، مانور اعلام آمادگی یاران آخر الزمان مهدی (عج) بود.

    نه دی، شروع حرکت و یک فرهنگ بود یعنی «عزت خواهی»

    نه دی، یک روز بود ولی خیرٌ مِن الفِ شَهر بود.

    نه دی، مبیّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنه ای کوثر است، دشمن او ابتر است.

    نه دی، عاشورا بود و ایران کربلا.

    نه دی، ثمره ی خون شهید آیت ها، مطهری ها، بهشتی ها، باکری ها، همت ها و … بود.

    نه دی، تاریخ نبود، بلکه خود تاریخ ساز بود.

    نه دی، روز بخشش فریب خوردگان و روز غضب بر فتنه گران توسط امت بود.

    نه دی، آموخت که نیازی نیست همیشه ولیّ در بین باشد بلکه کافی است ولیّ در دل باشد.

    نه دی، غدیر خم بود در کویر قم و سراسر ایران.

    نه دی، نور بصیرت الهی بود در دلهای امت.

    هرچه خواستم بگویم که نه دی چیست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط می توانم که بگویم نه دی، نه دی بود و بس.

  • حسین منصوری - ۱۰ دی, ۱۳۹۰, ۲۳:۵۸

    علی جون چرا اینقدر بی خیال همه چی میشی . یه وقت بی خیال . . . تو انتخابات نشی که ….

  • محمد جواد صفایی - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۰:۰۵

    علی جان سلام
    ۹ دی شما مبارک
    رمان”۱۹۸۴″ رو خوندی؟مال جورج اوروله.گیر بیار بخون.گیرت نیومد “قلعه ی حیوانات” رو هم بخونی بد نیست.تو نوشتن کمکت می کنه.از جیمزجویس هم بخون ، برای سیال ذهن نویسی عالیه.
    کلن خوندن رمان باعث میشه ذهن آدم نسبت به مسایل جاری دور و برش یه ZoomBack بکنه و اسیر جریانات روزمره نشه.
    به حسن زاده ی بزرگ سلام برسون .

  • فاضل حسن زاده - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۰:۴۴

    علی آقا احسنت.فقط یه کم آرومتر این اصلاح طلبا… کاپشنتو…..

  • محمد محمدی - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۰:۵۱

    آفت جاده های یکطرفه سرعت زیاد است. علی اقا! مواظب باش تصادف نکنی!

  • محمد قاسمی - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۶:۱۳

    علی جان سلام
    مطلبت را ساعت ۵صبح قبل نماز خواندم آنچنان مستم کرد که از نماز اول وقت غافل شدم
    تازه هنوز ساندیس هم نخورده بودم…
    علی آقا داداش نمرت بیست
    امیدوارم این این جور دست مطلب ها هنوز ادامه داشته باشد
    امیدوارم یک قدیانی دیگری در ابنجا متبلور شد.
    من خودم آرزویی دارم و این آروزی خودم رو برای تو هم آروز می کنم

    امیدوارم روزی چفیه “حضرت ماه” را روی شانه ات ببینم در یوم الله ۹ دی…

    ما هستیم، پس رای می دهیم، نه اینکه چون رای می دهیم، پس هستیم. ما هستیم، پس علاوه بر رای، راهپیمایی می کنیم و گره فتنه را با دست قدرت خدا باز می کنیم. یوم الله ۹ دی بهترین روز بود برای اثبات اینکه در انتخابات ۲۲ خرداد، اصلا و ابدا تقلب نشده. اگر چه گفته اند؛ «البینه علی المدعی»، اما به جای سران کفر و فتنه و نفاق، این ملت ما بود که برای اثبات سلامت انتخابات ۲۲ خرداد، مدرکی حی و زنده از جنس یوم الله ۹ دی ارائه کرد. حالیا! چهارشنبه، گویی آرا از دل صندوق ها بیرون آمده بودند. فریاد می زدند و شعار می دادند. در جمهوری اسلامی، دل رای، در کنج صندوق نمی گیرد. رای نمی میرد. راهپیمایی می کند. نمی پوسد. پوست می اندازد و جوان می شود. حالا دختربچه هایی که ۲۲ بهمن اولین سال های جنگ، روی دوش پدران شان، بلندقدترین آدمیان راهپیمایی شده بودند، با تصویری از عکس پدر، بالای دست، در تلاقی نسل ها، آمده بودند تلافی! نه رای ما درون صندوق می میرد و نه خون نیاکان ما درون خاک. گفت: «ای روح خدا! مبارکت باد/ ۳۰ سال جوان شد انقلابت». آقای دشمن! رای ما، راه ما، صندوق انتخابات ما، راهپیمایی ما، یوم الله ۹ دی ما، زنده است؛ حرفی هست؟! آقای دشمن! خون شهدای ما در رگ ملت ما زنده است؛ حرفی هست؟! آقای دشمن! ما اصلا حیف مان می آید که مردمسالاری نظام جمهوری اسلامی را با دموکراسی دروغین غرب، قیاس کنیم؛ حرفی هست؟! آری! بگذار سوار اسب سفید خاطرات شویم و بخوانیم؛ «چهارشنبه، اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی، راننده‌اش می‌گفت؛ ۲۲ بهمن، نوشابه و ساندویچ هم می‌دهند. ما ۲۲ بهمن هم می‌آییم. برای چنین ملتی که جانش بر کف است، جان باید داد. جمهوری اسلامی به مردمش می‌رسد؛ حرفی هست؟! ما با رهبرمان آنقدر «نداریم» که هر وقت اراده کنیم، چفیه‌اش را می‌گیریم؛ حرفی هست؟! آنقدر دوستش داریم که با یک اشاره‌اش نشانی خیابان انقلاب را می‌گیریم و می‌آییم، ساندیس هم می‌خوریم؛ حرفی هست؟! سران غرب به فکر مردمان خود باشند که اول سال نو از سرما یخ نزنند. ما اینجا رابطه‌مان با رهبرمان گرم گرم است».
    مطلب از حسین قدیانی

    راستی برای سلامتی ۴۰ میلیون رای دهنده صلوات

  • علی اسدی - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۸:۴۴

    درود بر علی حسن زاده عزیز :
    از این شور و شوق وصف ناپذیرت برای نوشتن انشا خوشم اومد …
    اما چند نکته در مورد انشای تند و تیزت دوست نازنین :
    ۱- “در ۹ دی فهمیدیم مُچ بندهایمان همه یک رنگ بود، سبز نبود، قرمز نبود و صد رنگ دیگر…همه مچ بند ها سه رنگ بود:قرمز و سفید و سبز” …
    رنگ پرچم مقدس ایران رو از بالا به پایین می خونن ، سبز و سفید و قرمز ، نگران نباش انشا خراب نمیشه با به کار بردن رنگ سبز در کلمه اول
    ۲- “کاش می فهمیدند ملت ما ملت گرجستان نیست که با “رنگ نارنجی” سقوط کند” …
    علی جان دلبندم !!! اون انقلاب اوکراین بود که رنگ نارنجی داشت ، انقلاب گرجستان قرمز بود و معروف به انقلاب گل رز
    ۳- “آهان اسم موسوی از قلم افتاده! بابا این که عددی نیست، بی خیالش شویم تا در غم “خود بیشمار بینیش” بمیرد”
    فکر نمی کردم اینقدر راحت باشی در رضایت به مرگ یک انسان
    برات آرزوی موفقیت دارم علی جان

  • علیرضا تاجیکی - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۹:۱۵

    سلام علی جان
    خیلی وقت بود چیزی ننوشته بودی خبرمی دادی گاوی گوسفندی شتری چیزی قربونی کنیم پدر جون چند ماهه برو بشین درست رو بخون میوفتی یا موفق باشی

  • عبدالصمد صفری - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۱۰:۲۲

    علی اقا دمت گرم

    من در ۸۰درصد راهپیمایی های مناسبتی (روز قدس، ۲۲بهمن و…)شرکت داشته ام ، روزی به باشکوهی ۹دی در لامرد ندیدم،جمعیت از میدان امام تا میدان شهدا به هم وصل بود (تصاویرش موجوده، البته تو تصاویر به دنبال کیک وساندیس نگردین)

    همه امده بودند که بگویند:خامنه ای خمینی دیگر است

    ۹دی اخرین تیری بود برپیکر فتنه گران

    خدایا از عمر ما بکاه ،برعمر با عزت رهبرمان بیافزا

    محمدجوادصفایی: خدایا جون من! همین یه دعای صمد رو برآورده کن! این تن بمیره!

  • علی ناصری - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۱۳:۲۳

    سلام علی‌جان

    جدا خسته نباشید و خدا قوت!

    علی‌جان، این درست که شما با نوشتن از این‌دست به اصطلاح انشاها خود را تمام و کمال ارضا می‌نمایید و کامتان را با کامجویی‌های بی‌قاعده از واژه‌های معصوم و بی‌گناه شیرین می‌سازید، ولی در هرحال هر چیزی آدابی دارد، رسم و رسومی دارد، حتی همین کاری را که شما با دستورِ خطِ فارسی می‌کنید هم راه و رسم خودش را دارد. بی‌انصافی‌ست که شما به عنوان یک طرفِ ماجرا از نتیجه‌ی اجرایتان کاملا راضی و کیفور باشید، در حالی که پیکرِ پاره-پاره و آش‌ولاش طرفِ دیگر ماجرا (زبان و ادب فارسی) بر دوشِ ادب‌دوستان و زبان‌دوستان به مقصدِ گورستان تشییع می‌شود.ِ

    در ادامه خودم و شما را به رعایت تقوای الهی و رعایت آداب نگارش و دستور خط فارسی دعوت میکنم. آداب نوشتن را هم میتوانید از این لینک دانلود کنید که توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی تهیه شده است. http://www.persianacademy.ir/fa/das.aspx

    با تشکر

  • مسعود اسدپور - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۱۴:۲۲

    گر تو قرآن بدین نمط خوانی
    ببری رونق از مسلمانی

  • عبدالصمد صفری - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۱۴:۵۷

    آمین یا رب العالمین

    جواد،میخی یک رای از اراء دکتر موسی کم بشه؟خیلی …

  • محمد جواد صفایی - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۱۷:۱۲

    خیالت راحت صمد ! رای اضافه نشه، کم نمیشه!(البته ایشالا سالم باشی صمد جان)

  • علی حسن‌زاده - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۲۱:۱۴

    اول:
    مخلص همه کسایی که خوششون اومد و خوششون نیومد هستم
    دوم:
    اوناییکه خوششون اومد که هیچ
    اما اوناییکه ناراحت شدن:
    شما از این مقاله و ادب بکار رفته توی اون ناراحت نیستید، ناراحتی شما مال خود ۹ دیه
    همون موقع که سیل جمعیتمث یه آب سر روی پیکر شکست خورده جنبش سبز بود
    نگران نباشید! ما بخشیدیم اونهایی که دل رهبرمون رو خون کردند….بخشیدیم اونهاییکه ۸ ماه کشور رو ملتهب کردن….نگران نباشید خاک مرده سرده….زود یادتون میره مردم این مملکت چقدر زود مراسم خاک سپاری جنبش سبز رو برگزار کردن ….
    ————
    جواتی جدیدن پای کامنتها کامنت میذاری؟! به سبک ادمین ها!!
    میگم چرا اینقدر مغزت چپکی میره! پس بخاطر خوندن این رمانهاست…خدا به راه راست…نه ولش کن حیف راه راست … تو همون وری باشه بهرتره!!(صرفن جهت شوخی)
    ————
    علیرضا جان فارغ التحصیل شدم نگران نباش….
    ———–
    علی آقای اسدی! دمت گرم! ممنون که یادآوری کردی….ولی نمی دونم چرا یه مدته بند کردی به ما…اون از ف ب و این از… بی خیال … رفیقمی!
    ———
    مسعود جان عزیز!
    برا شما چیزی ندارم … توی همون خیابون بزرگه بودی که جمعیتش خیلی!! بود…کاریش نمیشه کرد
    ——–
    دوستانی که مخالف بودن:
    عزیزان یه سوال میکنم…چرا شما فکر می کنید فقط فکر خودتون درسته؟!…جالبتر اینکه به ما میگید خود رای!!…خود کامه!!…دیکتاتور!!…عجب روزگار عجیبیه!!…ولی خودتون…(اگه حسین منصوری ناراحت نمیشه)بی خیال..

  • مسعود اسدپور - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۲۱:۵۰

    علی جان (حسن زاده)

    من در هیچ کدام از آن تظاهراتها (نه آن تظاهرات مدنظر شما و نه ۹ دی) شرکت نکردم و از عکسهای منتشر شده به کثرت شرکت کنندگان رسیده ام. شرکت نکردن در آنها هم به دلیل عدم تشخیص حقیقت ماجرا بوده است (ما مثل شما بابصیرت نیستیم). اما معتقدم هر کسی در چارچوب قوانین حق برپایی تظاهرات را دارد.

    علی جان به احترام فضای بازی که در سایت وجود دارد (که شما میتوانید بر علیه مدیر آن سایت هم هر چه دلتان میخاهد بنویسید) در اثبات این که مردم ایران قادرند در یک فضای دموکراتیک به تضارب آرا بپردازند کمک کنید.

  • حسین منصوری - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۲۲:۵۴

    سلام بر علی بی خیال – بابا شما خودنون صاحب اختیار تمام بی خیالی ها هستیدما چیکاره باشیم دور دور خودتونه- تا آخر انتخابات مجازی بی خیال همه چی بشی مگر …

  • محسن شمسی - ۱۱ دی, ۱۳۹۰, ۲۳:۵۶

    غبار فتنه فضا را مه آلود کرده بود، خواص اهل کوفه بودند و علی باز تنها مانده بود. محرم قلب های ما را بی قرار می کرد، انگار حسین دریافته بود تنها او می تواند ما را از خواب بیدار کند. آن روزها نگاه حزب الله تنها به لسان آقا بود اما آقا در میان سکوت خواص نمی توانست مظلومیتش را فریاد بزند، حالا نوبت قلب ها بود تا به عرصه بیاید و چشم فتنه را کور کند، حسین تشنه اشک های ما شده بود و ما باید حسین را سیراب می کردیم، سرخی خون حسین ما را به خروش آورده بود، کابوس بی آقا شدن ما را سخت نگران کرده بود، تیر حرمله منتظر فرمان یزید بود و این یعنی انقلاب خمینی بار دیگر علی اصغر می خواهد و ما همان علی اصغرها بودیم. ما بی سر به دیدار خدا رفتن را آرزوی خود می دانیم اما بی سرور بودن را ننگ خود می دانیم.
    من دیده بودم رگ های بریده حسین را در کربلا، من صدای سوت و کف حرامیان یزیدی را شنیده بودم در نینوا و البته من جانبازان راه پیامبر را و ساکتین صفین را دیده بودم که امروز ایستاده اند در مقابل حسین و این یعنی بصیرت لازمه جنگیدن بود در این غبار ناتمام.
    و اما عاشورا، روز خون روز پیروزی خون خدا روز بیداری قلب ها و روز نادانی ذهن ها، روز پیروزی خون بر شمشیر. عاشورا روز کمال شیعه بود، شیعه بی کربلا ناقص می ماند می لنگید و این یعنی حسین باید خون بدهد، یعنی حسین باید در شیپور جنگ بدمد. نفاق نا اهلان انسان نما در عاشورا برایمان نمایان شده بود و سرخی خون حسین ما را به تب و تاب انداخته بود، آرام نشستن رام نشستن آن روز خیلی سخت می نمود، موسوی حرامیان عاشورا را مردان خدا جو نامیده بود، همان هایی که در روز قدس در ماه خدا حرمت خدا را هم شکسته بودند، همان ها که در روز شانزده آذر عکس امام عزیزمان را پاره کرده بودند و همان حرامیانی که خیمه های حسین را به آتش کشیده بودند.
    و ما آمدیم حزب الله آمد، غبار فتنه را شست و رفت، مثل همیشه امت وظیفه اش را خوب فهمیده بود، من فوج فوج مردمانی را میدیدم که آمریکا که خاتمی و موسوی و کروبی از آنها می ترسیدند، آنها ساندیس خورهای حرفه ای نبودند اما ساندیس حلال جمهوری اسلامی را به پول های کثیف آمریکایی ترجیح می دادند، تازه خیلی هاشان آن روز را روزه بودند، برای سلامتی آقا نذر کرده بودند، با قلب های شکسته شان آمده بودند تا بشکنند نفاق منافقین را.
    نه دی آستانه صبر شیعه ایرانی بود، نه دی روز بی انحراف همه جریان های انحرافی بود، نه دی ایستگاه به هم رسیدن امام و امت بود، همان که مولایمان آن را بزنگاه تاریخی ملت خواند. ما آن روز فریاد زدیم دست خدا برای همیشه بر سر ماست و حالا خامنه ای مثل دیروز خمینی رهبر ماست.

    “تقدیم به آنان که در راه خدا پایدار ماندند.”

  • علی حسن‌زاده - ۱۲ دی, ۱۳۹۰, ۱۰:۱۴

    مسعود جان من منظوری نداشتم یه شعر نوشتی جوابت دادم
    ولی اگه بد نوشتم معذرت میخام ببخشید

  • مسعود اسدپور - ۱۲ دی, ۱۳۹۰, ۱۱:۳۲

    علی جان (حسن زاده)

    منظور من ادبیات شما در نوشته “موضوع انشا…” است که دافعه زیادی دارد و جاذبه کم. استفاده از این گونه ادبیات در فضای کنونی انتخابات باعث بکار بردن الفاظی میشود که روی دیگر بحثها هم تاثیر میگذارد.

  • زرتشت صفری - ۱۵ دی, ۱۳۹۰, ۴:۱۶

    علی جان, همکلاسی قدیمی ام. امیدوارم بمیری !

    چیه, ناراحت شدی ؟ دوست نداری کسی برات آرزوی مرگ کنه ؟ خیلی سخته آره ؟ ما هیچوقت از این کارها نمیکنیم. اینو گفتم که بدونی چی نوشتی و بهش فکر کنی.
    ضمنن من نمیدونم کسی که عددی نیست, چرا براش آرزوی مرگ میکنید ؟
    من که با خوندن این مطلب, همانند لقمان حکیم, از شما ادب یاد گرفتم. ممنونم از این بابت.
    و مدیری سایتی که اجازه ی انتشار این اینگونه مطالب را میدهد, بی شک یا خیلی دموکرات شده و یا خیلی……
    دیدم یک نفر برای یعقوب قادری (که مطلبش فقط تبلیغ بود) کامنتی جالبی گذاشته بود که تائید نشده بود. من نمیدونم آیا اون اینقدر بدتر از این مطلب آقای حسن زاده بود ؟

    ولی خودمون علی جان, رکورد گرفتن منفی رو زدی. تبریک میگم بهت. بالاخره شما هم رکورد دار شدید یه جا :)

  • صفری صادق - ۱۷ دی, ۱۳۹۰, ۱۷:۰۱

    سلام علی جان
    ممنون از متن اکثرا زیبایت
    علی جان بهتره یه کم آرومتر حرکت کن کسی نمیتونه بهت برسه
    اینجا همه دوستان همدیگه هستند ولی با تفکرات متفاوت
    شاید نخان واقعیات رو بفهمند بزار سرشون زیر برف باشه
    اونا درست میگن بابا ۹دی جمعیتی نبود همه اش فوتوشاپ بود
    شاید یه عده ای مجبور هستند واقعیات رو قبول نکنند(شاید منافعشان در خطر باشد)
    شاید از همین راه دارن نون میخورن
    علی جان شما میدونی نون مردم رو بریدن چقدر گناهه!!!؟؟؟؟
    علی جان شاید اونا راست میگن ببین تو غرب(انگلیس و ….متحدان) همه زندگی خوبی دارن
    این همه کشور ها رو به جون هم میندازن و چپاول میکنن به مردمشون هم میدن و همه خلاصه سیر هستند
    میبینی چقدر به حمایت از دولتشون میریزن تو خیابون
    ببین چقدر شبکه ای مفید برا مردم ایران ساختن
    ببین چقدر دوستمون دارن
    شما واقعا راه را داریم اشتباه میریم و نمیفهمیم
    راستی بیداری یعنی چه؟؟؟؟
    مردم همه جا دارن بیدار میشن تازه یه عده ای داره خوابشون میگیره
    بابا ۹ دی گوش همه رو کر کرده ولی شما هنوز خوابین

  • صفری صادق - ۱۷ دی, ۱۳۹۰, ۱۷:۰۶

    ضمنا علی جان
    من با شناختی که از آقای اسدپور دارم ایشون اینجوری نیست
    با شناخت کامل در مورد همدیگه صحبت کنیم تا مشکلی پیش نیاد
    دوستان هم سعی کنن به همدیگه توهین نکنن و با بحث هایی رو داشته باشن که حقیقت داره
    ، نه تفکر خودمون

تمام حقوق این سایت برای © 2014 com . تراکمه. محفوظ است.