Archive for شهریور, ۱۳۹۴

مریم چشم و چراغ هنر لامرد است…(گفتگو با مریم روزمند ، هنرمندی معلول با رتبه ی ۷۶ در کنکور سراسری)

شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۴

از اولین روزهای آشنایی من با محمدرضا روزمند ، دختر کوچولو و شیرین اش را می دیدم که کنار تلوزیون می نشست و برنامه هایش را می دید. آنقدر شاداب و سرحال بود که به هیچ وجه حس ترحم به انسان دست نمی داد.هنوز خردسال بود که در یکی از نمایش هایم بازی کرد و طراوت حضورش اشک همه مان را در آورد. اشکی که شاید او هیچ وقت ندید.امروز اما آن دختر کوچولو، قد کشیده ، آنقدر بلند قامت شده که دستش به دانشگاه تهران رسیده. جایی که خیال خیلی ها هم در آن حوالی پرسه نمی زند.این گفتگویی است با مریم روزمند . هنرمند معلولی که با رتبه ی ۷۶ توانسته دانشگاه تهران و در رشته ی نوازندگی موسیقی ایرانی پذیرفته شود. مریم ثابت کرد انسان هم قد خیال ها و آرزوهایش است.

معلولیت شما دقیقا اسمش چیه مریم خانم ِ روزمند؟

من نیمه بینا هستم و مشکلم مربوط به عصب شبکیه است.اسم علمی این بیماری رو نمیدونم، فقط می دونم که بیماری نادریه.بینایی من به این صورته که وقتی که چشمم روی سلول های قوی واقع میشه من دید خوبی دارم اما وقتی روی سلول های ضعیف قرار می گیره ، بیناییم خیلی کم میشه. کنترل اینکه در چه وضعیتی قرار بگیره هم متاسفانه دست من نیست.دید من بیشتر از کناره های چشمم هست.

از کی فهمیدی با بقیه ی بچه ها فرق داری؟

تقریبا سه سال و نیمه یا چهار ساله بودم که بابا و مامانم بهم گفتند. تا قبل از اون فکر می کردم همه مثل من می بینند.البته این گفتن اونها تاثیر خاصی رو من نداشت و من به زندگی معمولی خودم ادامه دادم.

rouzmand

بریم سروقت درس خوندنت. این سه مقطع ابتدایی/راهنمایی/دبیرستان رو چه جوری درس خوندی؟

من ابتدایی رو کلا شیراز بودم و مدرسه ی شوریده ی شیرازی می رفتم که مخصوص معلولین بود.اونجا با خط بریل می خوندیم و می نوشتیم.راهنمایی به نابینایانی که معدل شون بالا بود اجازه می دادند تو مدرسه های عادی، درس بخونند. من دو سال اول راهنمایی رو هم تو شیراز درس خوندم و هر دو سال هم معدل ام شد: ۱۹٫۸۸ تو این دوسال دبیر رابط داشتم.کار دبیر رابط اینه که سوال ها رو برمی گردونه به بریل و جواب های بریل منو به خط عادی برمی گردونند تا تصحیح بشه. اما سال سوم که برگشتیم لامرد دیگ کسی که با بریل آشنا باشه نبود و کم کم این مرحله حذف شد. منم مجبور شدم همه ی درس هامو شفاهی انجام بدم.

حتی امتحاناتی مثل ریاضی و علوم رو هم شفاهی می دادید؟

آره. اینجا فقط یه منشی داشتم که سوال رو برام می خوند و من جواب رو براش می گفتم.البته خیلی مشکل برام ایجاد شد. من حتی تقسیم های اعشاری رو هم ذهنی انجام می دادم. بااین حال ریاضی نهایی رو بیست گرفتم.

و دبیرستان؟

دبیرستان زینبیه رفتم. اونجا هم همه چیز شفاهی بود و با کمک منشی . سال اول که عمومی بود، ولی سال دوم ماها مجبور بودیم بریم انسانی . اگرچه از نظر نمره ها ، نمره ی ریاضی و فیزیک ام بهتر از درس های علوم انسانی بود ، اما چون هم ریاضی هم تجربی هندسه داشت و من نمی تونستم،باید می رفتم انسانی. علاوه بر این تو ریاضی و تجربی آینده ی خوبی هم نداشتم. تو دبیرستان خیلی از معلم هام به من لطف داشتند و بی چشمداشت کمکم می کردند. مخصوصا سال سوم که خانم کاکلی که منشی ام بود ؛خانم غافری،خانم پیرایش، مدیر خوب مون خانم منصوری و معاون مدرسه امون و خانم رحیمی. همچنین مدیر پیش دانشگاهی مون خانم رضایی و معاون پرورشی شون خانم قاسمی.آقای محمد غافری .همه ی عزیزانی که تو این چند ساله برام زحمت کشیدند و تو امتحانات منشی من بودند،چشمداشت مالی نداشتند و فقط برای رضای خدا به من کمک می کردند.

rouzmand_1

می رسیم به کنکور.چی شد که سر از کنکور هنر در آوردی؟

من از بچگی دنبال موسیقی و هنر بوده ام. اولین بار کلاس دوم فلوت زدن رو یاد گرفتم. راهنمایی کلاس ضرب رفتم. و دبیرستان هم سه تارنوازی. مدتی هم در همین لامرد در کنار گروه زخمه ضرب می زدم که کلی برای روحیه ام خوب بود .اما نمی دانم چرا یک دفعه این همکاری قطع شد. خیلی افسوس خوردم.

تئاتر چی؟

خب چون بابام (محمدرضا روزمند) تاتری بود ، از همون بچگی – سوم دبستان – وارد تاتر هم شدم. تو تئاتر های دانش آموزی همیشه حضور داشتم.اما اولین نمایشی که بازی کردم نمایش “می بوسمت با چشمان خیس ” بود که خود شما کارگردان اون بودید. اون موقع من سوم ابتدایی بودم.

آره یادمه. سال ۸۴٫ اون نمایش اولین نمایشی بود که از لامرد به جشنواره ی استانی راه پیدا کرده بود. یادش بخیر. اونجا تو روبروی بابات بازی داشتی. تو اختتامیه هم یه جایزه ی ویژه گرفتی. یادته از دست کی جایزه گرفتی؟

آره. از دست استاد سمندریان.

خدا رحمتش کنه. کل سالن به افتخار تو ایستادند و تشویقت کردند. برگردیم به قضیه ی کنکور هنر.

من تو پیش دانشگاهی تصمیم گرفتم برای کنکور هنر بخونم. درس های پیش دانشگاهی رو در حد پاس کردن می خوندم و بیشتر وقت ام رو برای هنر میزاشتم. اینجا باید یه تشکر ویژه بکنم از همه ی کادر کانون قلمچی که تو این مدت خیلی خیلی به من لطف داشتند و همه جوره ازم حمایت کردند.مخصوصا معلم های خوبم آقایان امین عامری و آقای طاهری و خواهر محترمشون خانم زهره طاهری که مشاور من بودند و خیلی نقش مهمی در قبولی من داشتند.همچنین از مدیر محترم قلمچی جناب اقای محمود عامری تشکر ویژه می کنم.

رتبه ی کنکور تو چند بود؟

۱۳۷ منطقه سه و ۷۶ تو گرایش موسیقی.

معلولین سهمیه ی خاصی هم دارند؟

معلولین از سهمیه منطقه سه استفاده می کنند.یعنی لامرد منطقه دو است اما من منطقه سه محسوب شدم.

rouzmand_5

که البته این بیشتر به نفع معلولان تهران و شهر های بزرگه. چون اونا امکانات بیشتری دارند ولی با شما تو یه سهمیه رقابت می کنند.

درسته. من تو لامرد کمترین امکانات موسیقی رو نداشتم. من برای کلاس سه تار باید یک سال هر هفته یا هر دو هفته می رفتم تا لار. کلاس سولفژ که اصلا باید می رفتم شیراز.من بعد از اینکه رتبه ها اومد باید خودمو برای مصاحبه ی عملی آماده می کردم. تو این مصاحبه از چیزایی امتحان می گیرند که بقیه دانش آموزان ظرف یک سال تا دو سال آموزش می دیدند. من تمام این چیزها رو – مثل هفت دستگاه موسیقی – ظرف یک ماه به صورت فشرده تو شیراز رفتم کلاس.البته من گله دارم از کسانی که وظیفه اشون حمایت از دانش آموزانی مثل من بود و تقریبا هیچ کمکی نکردند.حتی الان که رتبه ی خوبی آورده ام و قبول شده ام.پارسال هم که من المپیاد ادبی شرکت کرده بودم متاسفانه بعضی از مسوولین حمایتی از من نکردند.

هزینه های کلاس هایی که می رفتید را چه کسی می داد؟

من برای قلمچی بورسیه ی بهزیستی بودم . اما کلاس های دیگر با هزینه شخصی. پدر و مادرم خیلی برای من زحمت کشیده اند. بیش از توان شان. بیش از همه ی عوامل دیگه. مثلا در دبیرستان مادرم (معصومه ی مشایخی) تمام کتاب های انسانی ام را برایم می خواند و روی نوار ضبط می کرد تا من گوش بدهم. بعدا هم که تمام کتاب های کنکور هنر را برایم خواند و ضبط کرد. پدرم که فقط برای کلاس های ضرب هفته ای یک بار مرا به اوز می برد. بعدش هم دوباره برای کلاس های سه تار به لار می رفتیم. از هزینه های گزاف کلاس ها هم که چه بگویم؟

یک بار هم که قلمچی تهران شما را دعوت کرد تهران. قضیه این دعوت چی بود؟

قلمچی مرکزی تهران از معلولین با رتبه های زیر هزار دعوت کرده بود. من هم با رتبه ی ۱۳۷ نفر دوم بودم .خود آقای کاظم قلمچی از ما تقدیر کرد.

شما الان با این افتخاری که آفریدید الان الگوی خیلی از معلولین منطقه هستید.متوجه این جایگاه خودتان هم هستید؟

من تا به حال به این قضیه فکر نکرده ام. البته معلولین خودشون دارای انگیزه ی قوی هستند. من میخام به دانش آموزای سالم بگم که اینقدر محدود فکر نکنند و دنیاشونو محدود به لامرد نکنند. من از بچه های سالم میخام که با داشتن این همه امکانات اینقدر ساده از کنار آرزوهاشون نگذرند.بیشتر دخترها که اصلا انتهای آرزوی شان ازدواج است. خیلی که بلند پرواز باشند می روند دنبال تربیت معلم. شیراز وضعیت اینطور نبود. من کلاس دوم راهنمایی معدل ام ۱۹٫۸۸ بود ولی رتبه ی سیزدهم کلاس بودم. آنجا انگیزه ی دخترها خیلی بیشتر بود. ولی من اینجا در مدرسه ی زینبیه تا سال سوم رتبه اول کلاس بوده ام!

(عکس ها: سید سجاد احمدی زاده)

rouzmand_7

rouzmand_9

rouzmand_10

rouzmand_8

مجموعه آفتاب و شبکه های برون مرزی

شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۴

پس ازچندی که این مثنوی تاخیرشد ، درروزهای پایانی برج سنبله ونیمه اول سال ۹۴برآن شدیم تا گزارشی از فعالیتهای فرهنگی رسانه ای درحوزه تعزیه پژوهی ودیگرفعالیتها در عرصه دین ورسانه ..که در سطح ملی وبین المللی درماههای گذشته شکل گرفته ، به استحضارمخاطبان فرهیخته تراکمه ای برسانیم .- هرچند این گزارشها درمرحله اول در مطبوعات و خبرگزاریها ی سطح کشوردرج گردیده …-

***یک :

مجموعه رسانه ای آفتاب حاوی فیلم های مستند به زبان های فارسی و انگلیسی ، گسترده ترین و فراگیرترین برنامه رسانه ای معرفی حضرت شاهچراغ و حرم مطهرآن امامزاده جلیل القدر دردهه کرامت سال جاری بود. این مجموعه ، مشتمل برفیلم های مستند The sun,s shrine به زبان انگلیسی و «سرای آفتاب » ، «ثنای آفتاب » ، «درپرتوآفتاب » به زبان فارسی بوده که ازشبکه های برون مرزی و سراسری برروی آنتن رفت. برخی از شبکه های استانی همانند فارس ، اشراق ، دنا و …نیزبه پخش برخی از برنامه های یادشده پرداختند .این مجموعه ، اولین فیلمهای مستند معرفی حضرت شاه چراغ و حرم مطهر آن حضرت می باشد، که در سالهای اخیر (آغازین سالهای دهه نود خورشیدی )تولید و ساخته شده است.

The sun,s shrin ازبخش انگلیسی شبکه سحرپخش شد .این برنامه ضمن معرفی اجمالی حضرت شاهچراغ ، به بررسی تاریخچه ساخت و تعمیرات حرم مطهرونیزنمادهای هنر اسلامی در بارگاه سیدالسادات الاعاظم ، برای مخاطبان انگلیسی زبان، درقاره های اروپا و آمریکا پرداخت.(برنامه یادشده دردونوبت پخش شد )

مستند «سرای آفتاب »نیزبا هدف شناساندن ویژگیهای معماری حرم مطهر به هموطنان ، ازشبکه یک سیما برروی آنتن رفت .

جدیدترین قسمت این مجموعه ، مستند «ثنای آفتاب » می باشد که در طول تابستان سال جاری تهیه و تولید گردید .ثنای آفتاب به بررسی سروده های ادیبان وشاعران معروف کشور درنیم قرن اخیر در منقبت حضرت شاه چراغ پرداخته است .دراین برنامه و باحضور شاعران و ادیبان سرشناس و پیشکسوت کشورازجمله دکتررستگارفسایی (اسطوره شناس معاصر، چهره ماندگارادبیات ایران و استاد دانشگاه توسان آریزونای آمریکا) ، استاداحدده بزرگی (شاعرپیشکسوت آیینی ) و استادغفورزاده خراسانی (شفق) ، به تبیین پیامدهای منقبت سرایی برای بزرگان دین و قرائت سروده های شاعران یادشده درمنقبت حضرت شاهچراغ پرداخته شد .قسمت اول این مستند نیزدردونوبت از شبکه یک سیما پخش شد .

تهیه کننده و کارگردان این مجموعه برضرورت گسترش معرفی حضرت شاهچراغ به وسیله ابزار نوین ارتباطی تاکید دارد.درهمین راستا قسمت دوم ثنای آفتاب در دست ساخت می باشد .

عوامل تولید این برنامه ها عبارتند از:

  • نویسنده ، تهیه کننده و کارگردان :سیدابوالحسن عمرانی
  • دستیارکارگردان : سیدمحمدعمرانی
  • گوینده متن (مستندانگلیسی ): دکترلیلااکبرپور
  • گوینده متن (سرای آفتاب و درپرتوآفتاب ): فرهادکریم پور
  • تصویربرداران : ساسان جرموزی ، میلادپناهی
  • کرین : حسام حق نگهدار
  • ریل و تراولینگ: صمدفرهنگ
  • تدوین : سعیداحمدی پناه ، میلادپناهی
  • هماهنگی:بهنام جعفری راد، مجتبی ناظم زادگان
  • اموررایانه : علی محمدحسینی
  • تدارکات :علی دهقانی
  • آوازتیتراژ (ثنای آفتاب ): استادمحمدعلی کریم خانی
  • تصویروتدوین (ثنای آفتاب) :سیدابوالحسن عمرانی

…قاعده موران است
ران ملخی نزدسلیمان بردن

تَشُم بَرا واکرذی

شهریور ۲۰ام, ۱۳۹۴

وقتی نشستی شی سَرُم
گفتی اَ تودل می بَرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی واداذی خبرُم
مَ گفتی سی تو پَکَرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی مَ گفتی فاشَکی
عشق تو از جون می خرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی مَ گفتی غیرَ تو
هیش کَه نَمیا نظرم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)
وقتی دلت رفت تو دِلُم
کرذی اَ تَه دل باوَرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی که عین پَرپَروک
واخورذی ذُر دور و بَرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی که وِل کرذی هَمَه
تاک واویذی همسفرم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی تا کرذی اَ کیچَه
مَکنا واکَندی تی وَرَم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی واگَرذُندی سَرِت
بُرمَکی انداختی بَرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی مَ گفتی نَه (نگاه) بُکُن
به کشت زُلفای شِکَرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی که دیگَرو صُحِ گَه
مَ گفتی مو پُشتِ درُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی اَ دِه دَر واویذیم
مَ گفتی رُوکن ای وَرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی تو لِیتِ مَسیله
لَم داذی سایه ی کَپرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی که سرگین واچیذی
گفتی بِنِه پیپ ری سَرُم
تَ(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

پیشِندی، اَفتو غروبی
وقتی خاسی اِت واوَرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی پا ناذی ری دَسُم
جَس بُریدی چُهرِ خَرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی رسیدیم هَذِ دِه
میکرذی دقت نوارُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی خاسم دیر تَ واوُم
شِر داذی شالِ کَمَرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی نرفتی تو فِذا
می گفتی بی تو، تو نَرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی نشسی کُلِ دَر
ذُل زدی تو چشمِ تَرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی که با شرم و حیا
مَ گفتی وای وِی شیگرم؟
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی پاویذی اَ گریخ
مَ گفتی با خوت، ببرُم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

وقتی واویذی دِل نها
جار زدی واعظ جیگرم
(تَشُم بَرا واکرذی، تو دل مو جا واکِرذی)

احمد واعظ زاده

——————————-

تَشُم بَرا واکرذی : آتش درونم را شعله وَر کرذی
واخوردی ذُر: چرخیدی
کِشت : پیچ و تابن
نَه بکن : نگاه کن
لیت: بیابان
پیپ : ظرف حلبی بزرگ
زلف شکر: مو بور
واگرذوندی: رو برگرداندی
پا ناذی: پا گذاشتی
روکن: راه برو
پیشند: بی گاه روز
اِت واوَرُم: تو را بر گردانم
نوارم : بر نگردم
شِر دادی: پاره کردی
دلنها: نا امید
شیگر: شوهر
گریخ : گریه
ای ورُم: این طرفم

نشریه اتحاد ملی ۱۵ شهریور ۹۴

شهریور ۲۰ام, ۱۳۹۴

در این شماره میخوانید:

  • فرماندار لامرد و مهر در هفته دولت چه گفتند.
  • بهرام طاهری: توافق هسته ای پیش زمینه ها  و پیامدها
  • صفایی سومین رییس شورای شهر چهارم شد
  • مدیر کل امنیتی استانداری: لزوم ایجاد اتحاد و همدلی بیشتر در لامرد
  • مضاحبه اختصاصی با رییس اداره کار و امور اجتماعی شهرستان مهر
  • چرا رای مردم به روحانی بدرستی تفسیر نشد؟

از اینجا دانلود کنید

چرا رای مردم لامرد به روحانی به درستی تفسیر نشد؟

شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۴

مردم شریف شهرستان لامرد نیز همگام با سایر مردم کشور عزیزمان در بیست و چهارم خرداد با رأی قاطع خودبه روحانی ، تغییر را صدا زدند ، اما با گذشت بیش از دوسال از عمر این دولت ، فضای شهرستان رنگ تغییر و امید به خود نگرفت!!!
هنگامی که به انتخاب یک سال گذشته استاندار اسبق فارس در خصوص معرفی فرماندار لامرد فکر می کنم ، این سؤال ذهنم را سخت به خود مشغول می کند که اگر بنا بر چنین تغییری بود ، پس چرا مردم در این شهرستان جناب روحانی را به عنوان بهترین گزینه جهت ریاست جمهوری برگزیدند ؟ مگر نه اینکه مردم با تأیید شعارهای ایشان با هوشیاری به وی رأی معنا داری دادند، تغییر فضای مدیریتی یکی از خواست رأی دهندگان بود اما چرا این اتفاق مبارک در سراسر کشور و سایر شهرستان های فارس افتاد ولی در لامرد خیر؟!!!!!!

جواب این سؤال را باید مسؤلین محترم استانداری فارس بدهند. وقتی به فرمایش امام راحل عظیم الشأن می نگریم که ( میزان رأی ملت است) احساس می کنم توجه به این فرمایش گرانقدر بر همگان از جمله دولتمردان واجب است . ادای حق رأی دهندگان و توجه به خواست منطقی و معقول مردم وظیفه فرض شده است ، چون رأی مردم در حکم حق الناس است ، مردم حق دارند نسبت به آنچه اتفاق می افتد اظهار نظر کنند .
اینکه چرا استانداری فارس در گذشته جهت تغییر فرماندار لامرد به سراغ گزینه ای با وابستگی آشکار به جناح راست رفت ، جای تأمل دارد .
به دلایلی که عرض خواهم کرد من نیز مانند همه رأی دهندگان به جناب دکتر روحانی در لامرد نسبت به این انتصاب اعتراض دارم.
١_با توجه به رأی بالای مردم شهرستان به دولت تدبیر و امید ، تغییر باید همسو با خواست عموم مردم و برنامه ها وشعارهای این دولت انجام شود ، زیرا لامرد نیز جزئی از کشور است و بالطبع تغییرات مدیریتی درآن تابع شرایط زمان است . نمیتوان در فضای جدید حضور داشت اما مسؤلین شهرستان همگی از منصوبین دولت گذشته باشند.

٢_اگر بناست لامرد این چهارسال دولت تدبیر دست نخورده و بدون تغییردر مدیریت اجرایی باقی بماند که این فرض منطقی نمی باشد، چرا دولت از فردی بازنشسته که سابقه ای در مدیریت وزارت کشور نیز نداشته ،بهره برده ؟بهتر است اکنون که مأموریت یک ساله فرماندار محترم به پایان رسیده ضمن تشکر از ایشان نسبت به معرفی فرمانداری که از تجربه کافی مدیریت برخوردار است و ترجیحااز شاغلین وزارت کشور باشد استفاده نماید ، زیرا بنای این دولت بر آزمون و خطا نیست.

٣_ یکسال از حضور فرماندار محترم می گذردو شاهد هیچ تغییری در مدیریت اجرایی شهرستان نبوده ایم ، معنای آن یعنی تأیید روند کار دولت گذشته ومدیران آن در شهرستان ، که مورد تأیید و خواست رأی دهندگان در لامرد نیست.
اگر به تغییرات ایجاد شده در شهرستان همجوار (مهر) بنگریم می بینیم این تغییرات آثار و برکات فراوانی جهت مردم در حوزه های عمرانی ، اقتصادی و فرهنگی به همراه داشته و بدنبال آن موجب رضایت مردم گردیده است .
تغییر مسؤلان در لامرد نیز میتواند خستگی دوران طولانی مدیریت را از تن عزیزان مسؤل بیرون کرده و باعث رونق فضای سازندگی و شکوفایی شهرستان را فراهم آورد.

۴_امسال که بناست دو انتخابات مهم مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری در آن برگزار گردد، با توجه به حساسیت های موجود در دو شهرستان لامرد و مهر ،شایسته است فردی مجرب، بدون وابستگی جناحی در منطقه مسؤلیت اجرای انتخابات را عهده دارگردد .
جهت اجرای عادلانه وبدون حاشیه انتخابات در حوزه انتخابیه لامرد ومهر گزینش فرمانداری که در وی شائبه طرفداری از هیچکدام از کاندیداهاوجود نداشته باشد و تنها با تکیه برقانون انتخاباتی در خور شأن نظام و مردم برگزار نماید ضروری است
تا نتیجه آن وحدت و همدلی را بین مردم تقویت نماید .

در پایان نوشتار ضمن آرزوی موفقیت جهت استاندار محترم فارس ، از ایشان استدعا می شود که رأی مردم لامرد به دولت تدبیر و امید مانند رأی سایرمردم شهرستان های فارس تفسیر نماید و با استعانت از خدواند بزرگ بدون تأثیر پذیری از افراد صاحب موقعیت که بیش از سه دهه مانع تغییرات مورد نیاز در این شهرستان شده اند نسبت به معرفی فرمانداری همسو با برنامه ها و برابر معیارها و شاخص هایی که دولت تعیین نموده اقدام نماید .

سید عباس علوی
شهریور ٩۴

حسین صفایی سومین رییس شورای چهارم شد…لاکپشت ها باز خرگوش ها را پشت سر گذاشتند!

شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۴

سومین انتخابات هیات رییسه ی شورای اسلامی شهر لامرد در تاریخ دوازدهم شهریور ماه برگزار گردید و حسین صفایی اصولگرا با کسب چهار رای از هفت رای به عنوان سومین رییس شورای اسلامی شهر لامرد انتخاب شد. رقیب او محمد جمالی اصلاح طلب بود که با یک رای کمتر کرسی را به صفایی واگذار کرد. در همین رای گیری مهندس هادی قائدی هم – که مشی سیاسی اش به طیف اصولگرای سنتی لامرد نزدیک تر است- به عنوان نایب رییس شورا انتخاب گردید.

در این باب به اختصار به چند نکته می توان اشاره کرد:

یکم) مطابق مقررات ، این جلسه می بایست در تاریخ یازدهم و در پایان دوره ی یک ساله برگزار می گردید. علیرغم مکاتبات انجام شده از طرف شورا با فرمانداری و اعلام زمان برگزاری جلسه ، یکی دو ساعت قبل از جلسه رییس سابق شورا – محمد دهقان – به دلیل عدم حضور دو تن از اعضا جلسه را لغو می کند. اما فرماندار –ضمن اطلاع از لغو جلسه – به همراه هیاتی در محل شورا حاضر می شوند. این حرکت فرماندار به تنش های موجود بین شورا و فرمانداری دامن می زند تا جاییکه رییس شورا در آخرین روز کاری اش نامه ای به استانداری می زند و از این حرکت فرماندار شکایت به استاندار می برد. ظاهرا استدلال فرمانداری این بوده که جلسه می بایست در موعد مقرر برگزار می گردیده و نهایتا عدم حضور اعضا صورتجلسه می گردیده ، نه اینکه اصلا جلسه برگزار نگردد.

دوم) در دوره ای که بیش از پنجاه درصد مردم لامرد در انتخابات ریاست جمهوری به کاندیدایی غیر از کاندیدای مورد نظر راست سنتی لامرد رای دادند ، همچنین در دوره ای که مردم لامرد در انتخابات شورا به هیچکدام از اعضای شورای پیشین به شورای رای ندادند و رییس پیشین شورا – که نماینده ی تمام قد طیف راست سنتی بود – را به رتبه ی شانزدهم تبعید کردند، در چنین شرایطی اولین رییس شورای چهارم می شود محمد رحیمی که افکار و آرایش به جبهه ی پایداری نزدیک است!
سال دوم هم ردای ریاست بر تن محمدی دیگر دوخته شد: محمد دهقان. او که قول خودش در مصاحبه اش با همین سایت ، در انتخابات های ریاست جمهوری نظرش به اصلاح طلبان نزدیک است و در انتخابات های مجلس به اصولگرایان!
سال سوم هم ردای شورا بر دوش حسین صفایی افتاده است. اگرچه ایشان نیز مانند محمد رحیمی در لامرد چهره ای سیاسی محسوب نمی شود اما به هر حال او هم در سال ۹۲ به دکتر جلیلی رای داده است.
این صغرا ها را کنار این کبرا ها چیدم تا بگویم مردم به اصلاح طلبان اعتماد کردند اما خود اطلاح طلبان به هم نه!
دریغ که پاسخ اعتماد مردم این نبود!
دریغ که اصلاح طلبان لامرد کاری بر سر جریان اصلاح طلبی در آوردند که هیچ اصولگرایی قادر به انجامش نبود!

سوم) شورای چهارم شورای عجایب است :
تنها شورایی که رییس هایش “یک سال مصرف” بودند!
تنها شورایی که عضو اخراجی داشت!
تنها شورایی که بعد از دو سال شهردار خودش را در آستانه ی استیضاح قرار داده!
تنها شورایی که مکاتبات داخلی اش را هم به سایت ها کشاند!
تنها شورایی که اعضایش علیه هم به دادگاه شکایت برده اند!
شاید در آینده ی نزدیک این شگفت انگیزی ها با استعفای مهندس آزاد از شورا و انتخاب ایشان به عنوان شهردار هم تکمیل شود!
اندک اندک جمع “مستان ” می رسد!

چهارم: لاکپشت ها حق داشتند که مسابقه را از خرگوش ها ببرند!
چرا که خرگوش ها به خود غره شدند!
خرگوش ها به هم اعتماد نداشتند!
خرگوش ها چشم دیدن موفقیت های همدیگر را نداشتند!
خرگوش ها ” چی چش نیده بازی ” در آوردند!
خرگوش ها کار گروهی بلد نبودند!
خرگوش ها یک نقشه ی راه واحد نداشتند!
خرگوش ها هر کدام در پی اثبات خود بودند!
خرگوش ها هویج هایشان را از حتی از یکدیگر پنهان می کردند!
خرگوش ها اهل عبرت نبودند!

پیروزی از آن لاکپشت هاست.
آنها که در دست هم ، گوش به فرمان لاکپشت بزرگ ، آهسته و پیوسته می روند. می روند و می رسند.

حرف آخر : تجربه ی شورا نشان داد جریان اصلاح طلبی در لامرد مانند یک ماشین ۲۰۶ است که ده نفر سوار آن شده اند و همه هم میخواهند فرمان را در دست بگیرند. اما اصولگرا ها انگار که سوار اتوبوسی هستند که هرکس مسوول کاری ست: یکی فرمان در دستش است،یکی ترمز ، یکی حواسش به باک است ، یکی لاستیک را بررسی می کند.
دریغ که ۲۰۶ تیزرو ی ما در اولین پیچ گردنه راهی ” دوروک ” شد! دریغ!

جلوگیری از سرطان با تغییر در سبک زندگی

شهریور ۹ام, ۱۳۹۴

(علی نیدانی، دانشجوی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شیراز)

بیشتراز۱۰میلیون نفردرجهان انتظار می رودکه مبتلابه سرطان باشند،۵ تا ۱۰ درصدازسرطانها منشا ژنتیکی دارند،وباقیمانده آنها یعنی حدود۹۰ تا ۹۵ درصد ازآنهابا منشا محیطی و سبک زندگی هستند.

فاکتورهای سبک زندگی شامل : دودسیگار،رژیم غذایی، الکل ،قرارگرفتن درمعرض نورخورشید،آلودگیهای محیطی،عفونت،استرس،چاقی و عدم فعالیت فیزیکی هستند؛بنابراین برای جلوگیری از سرطان نیاز به توقف مصرف سیگاروتنباکو، افزایش مصرف میوه و سبزیجات،مصرف نکردن الکل،محدودکردن کالری دریافتی،ورزش کردن،اجتناب از برخورد مستقیم با نورآفتاب از طریق مصرف کرم های ضدآفتاب،کم کردن مصرف گوشت،استفاده از غلات کامل مانند (نان سبوس دار و برنج سبوس دار)، استفاده از واکسیناسیون وcheckupمنظم داریم.

تنباکو
تنباکو حداقل حاوی۵۰ماده سرطان زا می باشد. مصرف تنباکو خطر پیشرفت حداقل۱۴نوع سرطان را افزایش می دهدوعلاوه براین،عامل۲۵-۳۰درصدمرگهای ناشی ازسرطان و%۸۷مرگ های ناشی از سرطان ریه می باشد.
درسالهای۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹،۲۷۶مورد سرطان مثانه جدید در شیراز گزارش شده است که۱۷۹نفر از آنها مرد و۳۷نفر زن بودند که ازبین آنها۱۰۹نفرتنباکوو۴۴نفرتریاک مصرف می کردند.

آفت کش ها

بیش از یک دهه است،چندین هزار آفت کش برای مصرف در کشاورزی فروخته می شود که خیلی از انها به عنوان موادی که امکان دارد یا احتمال دارد سرطان زا باشند درجه بندی می شوند . اغلب آنها دارای ساختار مولکولی هستند که می توانند به عنوان راه انداز برای شروع سیکل سرطانی شدن نقش ایفا کنند،در بعضی مواقع خود مولکول باعث ایجاد سرطان می شوند و دربعضی مواقع باعث سرکوب سیستم ایمنی می شوند.
مطالعات اپیدمیولوژیکی برروی کودکان نشان می دهد که عرضه آفتکشها چه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ازطریق والدین به فرزندان در ایجاد سرطان های لوکومیا(نوعی سرطان خون ) ،تومورهای مغزی و سرطان دستگاه تولیدمثلی نقش دارند علاوه بر این آفت کشها در ایجاد سرطان پروستات،سینه و سارکوما دربالغین نقش دارند.
آفت کشها همچنین می توانند برای مدت طولانی درمحیط،آب و غذا باقی بمانند.آنها می توانند از طریق دستگاه گوارش و دستگاه تنفسی وارد بدن شوند و دربافت چربی مانند چربی موجود در بافت پستان،جفت و همچنین شیر مادر تجمع یابند و از این طریق در دوران جنینی و بعد از تولد به بدن نوزاد وارد شود. درطول چندسال اخیر اختلالات دستگاه تولید مثل مردان شامل سرطان بیضه،عدم تشکیل بیضه،نهان بیضگی و کم بودن مایع منی افزایش یافته است که میتواند به علت مصرف بی رویه آفتکشها باشد.
علاوه بر آفتکشها،dioxine های حاصل از سوزاندن پلاستیکها(pvc)و حشره کش ها در ایجاد سرطانهای لنفوما،لوکومیا(انواعی ازسرطان خون)،سرطان رکتوم و مقعد و مثانه نقش دارند.

جلوگیری از سرطان

۱- چای
طبق مطالعات انجام شده مصرف چای خطر ابتلا به سرطان دستگاه گوارش از قبیل سرطان مری ومعده را کاهش می دهد و باافزایش مصرف آن احتمال ایجاد سرطان کاهش می یابد اما باید توجه داشت مصرف آب،غذا و چای داغ به علت از بین بردن اپیتلیوم دستگاه گوارش باعث افزایش احتمال ایجاد سرطان می شود.

۲- لبنیات

مصرف لبنیات کم چرب،کلسیم و ویتامین D باعث کاهش خطر ابتلا به سرطان قبل از یایسگی می شود،البته مصرف لبنیات و شیر پرچرب خطر ابتلا به سرطان را افزایش می دهد.

۳-غذاهای سبوسدار

مصرف SOYFOOD ها باعث کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه،کولون و پروستات می شود. SOYFOOD ها یک منبع غنی از ایزوفلاوین است که به عنوان یک آنتی استروژن از بروز سرطان جلوگیری می کند

۴- چربی

اسید چرب اشباع ، اسیدچرب ترانس،شکرهای فراوری شده (مانندشکرمصرفی) به علت تولید رادیکال آزاد در ایجاد انواع مختلفی از سرطان نقش دارد.

۵- ظروف پلاستیکی

bisphenolکه یک ترکیب در ظروف پلاستیکی می باشد می تواند وارد موادغذایی درون آن شود وخطر ابتلا به سرطان های پروستات و مثانه را افزایش می دهد .

۶- موادغذایی

مطالعات متعددی نشان می دهد رژیم های غذایی حاوی میوه و سبزی،چای،ادویه جات،حبوبات،غلات و مغزها نقش بسیار موثری درجلوگیری از انواع مختلف از سرطان هارا دارند.

۷- وسایل الکتریکی

در یک تحقیق نشان داده شده که مصرف طولانی مدت از تلفن همراه به مدت ده سال یا بیشترخطر ابتلا به تومورهای مغزی را افزایش می دهد.

از دیگر عوامل سرطانزا،خطوط انتقال برق با ولتاژبالا،قطارهای برقی وانواع وسایل الکتریکی می باشد.

Refrences:
۱)Myung-Hee Shin, Michelle D. Holmes, Susan E. Hankinson, Kana Wu, Graham A. Colditz, Walter C. Willett, Intake of Dairy Products, Calcium, and Vitamin D and Risk of Breast Cancer,2002
۲)Department of Oncology, Gastroenterology, Endocrinology and Metabolism, St George’s Hospital Medical School, London SW17 0RE, UK, K W Colston and C Mørk Hansen, Mechanisms implicated in the growth regulatory effects of vitamin D in breast cancer,2001
۳) Department of Surgical Oncology, Koswell Park Cancer Institute, Buffalo, New York 14263 ¡i’.l.¡;Laboratory of Nutrition Research, AMC Cancer Research Center, Denver, Colorado 80214 ¡M.S., H. J. T.]; and Nutrition Department, Kraft General Foods. Inc.. Glenview, Illinois 60025 [J. A. S./, Conjugated Linoleic Acid Suppresses Mammary Carcinogenesis and Proliferative Activity of the Mammary Gland in the Rat1,1994
۴) Mark J. Messina , Victoria Persky , Kenneth D. R. Setchell &
Stephen Barnes , Soy intake and cancer risk: A review of the in vitro and in vivo data,1994
۵) R.Wong,C.M.SagarandS.M.Sagar, Integration of Chinese medicine into supportive cancer care: A modern role for an ancient tradition,2001
۶) Sarah Nechuta, Xiao-Ou Shu, Hong-Lan Li, Gong Yang, Bu-Tian Ji, Yong-Bing Xiang, Hui Cai, Wong-Ho Chow, Yu-Tang Gao, and Wei Zheng, Prospective cohort study of tea consumption and risk of digestive system cancers: results from the Shanghai Women’s Health Study,2012
۷) P. Irigaray , J.A. Newby , R. Clapp , L. Hardell , V. Howard , L. Montagnier , S. Epstein , D. Belpomme, Lifestyle-related factors and environmental agents causing cancer: An overview,2007
۸) Preetha Anand,Ajaikumar B. Kunnumakara,Chitra Sundaram,1Kuzhuvelil B. Harikumar,Sheeja T. Tharakan,1Oiki S. Lai,Bokyung Sung,and Bharat B. Aggarwal, Cancer is a Preventable Disease that Requires Major Lifestyle Changes,2008