Archive for تیر, ۱۳۹۴

هووهایی برای یار مهربان!

تیر ۲۵ام, ۱۳۹۴

کوتاه و بریده؛ تمام کلام باید در حداقل سطور خوانده شود وگرنه مطلب بعدی و پست بعدی. اگر عکس باشد و چند کلمه ای شرح طنزآمیز که چه بهتر. فرصتی برای تامل و تعمق نیست. همه چیز باید مختصر و مفید باشد. این دنیای خواندنی جدیدی است که فضای شبکه های اجتماعی برای ما ساخته اند؛ در سطح، دریایی وسیع تا هرچقدر که دلت بخواهد اما عمق فقط تا قوزک پا. دیگر حوصله ای برای خواندن کتاب و روزنامه و مجله باقی نمانده. نسلی که به چکیده خوانی عادت کرده دیگر توان خواندن داستانک را هم ندارد چه برسد به هفتاد من مثنوی و چندین جلد شاهنامه. کتابخوانی در سنت شفاهی ما رونق چندان زیادی نداشته اما همان اندک جایگاه گذشته را هم دارد از دست می دهد. به همین نمایشگاه کتابی که هفته های گذشته بیست و هشتمین دوره اش را به بایگانی سپرد نگاهی بیاندازید. خبری از رونق گذشته نیست. حرف تیراژ را که دیگر اصلا نزنید. تیراژ کتاب که به شوخی می ماند درباره مطبوعات هم که با چالشی جدی روبروست، آنچنانکه آمارهای رسمی حاکی از افت بیش از پنجاه درصدی تیراژ مطبوعات در سال گذشته به نسبت سال قبل تر دارد.  نگاهی به برنامه زندگی خودتان بیاندازید، طرح زیر در مورد شما چقدر مصداق پیدا می کند.

یار مهربان چندصباحی است که دیگر بر و روی سابق را ندارد. همان اندک شیفتگانش را هم روز به روز بیشتر از دست می دهد و در رقابت با بت های افسونگر و هفتادرنگ دنیای جدید دیگر برایش توان دلربایی چندانی باقی نمانده. برایش هووهایی در زندگی مدرن مان آورده ایم که خوش رنگ و لعاب تر هستند اما عمقی ندارند ولی چه می توان کرد که عقل مردمان امروز به چشم شان است. بدانید که زبان و ادبیات ابزاری برای تفریح و سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت نیستند. ما در قالب زبان می اندیشیم، فکر می کنیم و تصمیم می گیریم. خلاقیت، ابتکار و نوآوری جز در بستر زبان غیرممکن است. و تنها چیزی که شما را بر این ابزار مهم – که نقطه تفاوت میان انسان و حیوان است- مسلط می کند خواندن کتاب و افزودن بر دایره واژگان و ساختارهای زبانی است. خواندن دیوان حافظ نه برای تفال و مرور بوستان و گلستان نه برای پاس کردن دروس و زدن تست ادبیات در کنکور سراسری است، بلکه لازمه موفقیت شما در تمام زندگی است، از کسب و کارتان گرفته تا زندگی با همسر و فرزندتان. بنابراین حداقل برای خودتان هم که شده لطفا کار را به جدایی نکشانید، اگر سرسپرده معشوق های دیگر می شوید، حداقل عدالت را رعایت کنید. گاهی اگر شده حتی از سر یادِ ایام محملی بسازید برای فراغتی و کتابی و گوشه چمنی…

پی نوشت: این مطلب در ستون هفتگی من در روزنامه همشهری تحت عنوان سواد رسانه ای ۲۲ منتشر شده است.

بیانیه ی شورای تدبیر و امید شهرستان لامرد درباره ی حرکت اخیر نمایندگان فارس

تیر ۲۲ام, ۱۳۹۴

بسم الله القاصم الجبارین
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

سپاس و ستایش جباری را سزاست که در جنب جباریتش، هیچ نیرومندی اقتدار ندارد و در برابر غیرتش هیچ پناهی استوار نمی‌ماند.
بلند باد نام بلندش که خود را حق نامید و خلق را به جانشینی خود بر خاک برگزید تا آنان که وامدار جانآشفتۀ هر چه به جز مردمند، صورت ذلت بر خاک تباهی مالند و آنان که سرسپردۀ دلشیفتۀ مردمند، سیرت عزت بر افلاک شاهی برافرازند.
باری، ملت معظم و پرافتخار ایران سرافراز در کدامین صحنه جز بر حق پای افشرده‌اند که اینک نام بلندشان را دستاویز غارت و تباهی و حمایت از تیرگی و سیاهی می¬خواهند؟
اندکی بیش از دو سال نگذشته است که این داوران سلحشور و فهیم به زبان زیبندۀ انتخاب، سمت و سوی حرکت کلی را به دولتمردان خود نشان دادند و بیزاری خود را از طریق گمراهی و زشتی به زیباترین شکل متانت عیان کردند.
چه رسیده است اکنون آنانی را که در خانۀ این ملت جای کرده، از شریف‌ترین نان عرق جبین و کدّ یمین آنان روزی خورانند اما پشت به آرمان مقدسشان، حرکت تصحیحی و اعتدالی دولت منتخب را تهدید به تخدیش می‌کنند؟
آیا نمایندگان محترم فارس از آخرین گزینش بزرگ این ملت ناآگاهند یا به گونۀ شرکای خلع قدرت شدۀ خود می‌پندارند مردم فهیم این خطه را سوگندشان فریفته، دم صد رنگ خروس سکوتشان را در مقابل غارت بیت‌المال مشاهده نکرده‌اند؟
آنان بی‌شک از شادی مردم در قبال استعفایشان آگاهند که خود می‌دانند نه برای سرنوشت مردم که فقدان قریب‌الوقوع کرسی سبز این‌گونه به تلاششان واداشته است که اگر آنان را کمترین دلسوزی به حال این ملک و ملت بود، در مقابل غارتگران بیت‌المال به جز سکوت و تأیید، راهی دیگر پیشه می‌کردند.

ما مردم اعتدال‌گرای لامرد همراه با اکثریت فارسیان که اینک ناممان را دستاویز خواست‌های شخصی خود کرده‌اند، به صراحت و بارها اعلام کرده‌ایم که از دولت منتخب خود، انجام وعده‌هایش را مصرانه خواستاریم و آنگاه که استاندار مستعفی فارس نتوانست به انجام این خواسته‌ها، پای ابرام و اصرار در کفش آهنین قانون و مردم گرائی کند، لاجرم انتخاب جانشینی شجاع و همسو با خواست مردم را حق مسلم دولت دانسته، جز این را از دولت منتخب خود انتظار نداریم و در این راستا، نمایندگان فارس را به تأیید عملکرد دولت دعوت می‌کنیم تا دست کم در آخرین سال نمایندگی خود نشان دهند که حداقل ربع دورۀ نمایندگی را به پیگیری خواست مردم سپری کرده‌اند.
بی تردید، جز انتخاب مردی شجاع که سکان هدایت استان فارس را در کف باکفایت خود گیرد و تحت ارشاد مقام معظم رهبری مخصوصاً کار دو گزینش بزرگ امسال را با صیانت از آرای مردم به پایان رساند، هیچ عملکرد دیگری را شایسته نمی‌دانیم و نمایندگان فعلی استان را به حق بینی و مردم مداری توصیه می‌کنیم که این دو ویژگی برای آنان تنها نقطۀ امیدی است که بار دیگر و این بار به شایستگی لباس شایستۀ نمایندگی مردم را بر قامت پوشند که اگر جز این باشد و آنان بر همان مدار سابق گردش کنند، یقیناً در بین مردم هیچ جایگاهی نخواهند داشت.

و من الله التوفیق و علیه التکلان.

مجمع مشورتی توسعه (شورای تدبیر و امید) شهرستان لامرد

این تابستان با خنکای کتاب (معرفی ۲۰ یار مهربان)

تیر ۲۰ام, ۱۳۹۴

به نام خداوند جان و خرد…

جان و خرد؟ خرد؟ چه واژه ی تامل برانگیزی… براستی چرا از میان این همه صفت، حکیم بزرگ بر روی خرد انگشت نهاده است؟

عادت کرده ایم همیشه و همه جا غمناله سر کنیم. از سیاست خارجی گرفته تا دیر کرد یارانه. از خنجر آبدیده ی دوستان! گرفته تا مهریه و و و…اما در ورای تمام این نارضایتی های عمومی، که انگار به شکل عجیبی مسری است (مثلا کافی ست در تاکسی کسی مبتلا به ویروس غمناله باشد…)، به چه میزان به خود، مسئولیت خود و نقش خود در این بدبختی عمومی اندیشیده ایم؟ سهم ما چقدر است؟ و چه کمکی از ما برمی آید؟ آیا می توان دُن کیشوت وار، به جنگ عرف و عموم و سیاست و … رفت؟ سلاح ما چیست؟ چگونه خود را مجهز کنیم؟

شنیدیم که فردوسی می گوید خرد! شما چه فکر می کنید؟

اجازه بدهید، این بار خودآگاهانه تا درک و حس یک وضعیت با هم همراه شویم. وضعیتی که گرچه درون آن هستیم ولی گاه از لمس آن عاجزیم.

“ژاک دونت” می گوید: «حقیقتِ چیزها، همیشه می تواند راهی به شعور آدمیان بگشاید.» با توجه به پذیرش اصل “عدم قطعیت” بهتر است بگوییم، درک و پذیرفتن “واقعیت” ها، همیشه می تواند راهی به شعور آدمیان بگشاید. هیچ حرکت، واقعیت، رویداد یا بینشی، در خلأ ایجاد نمی شود.هر کدام از این مفاهیم ناگزیر از یک حرکت منطقی و یک گذارِ ضروری از مرحله ای به مرحله دیگر هستند.هر رویداد یا بینش جدید برای اینکه حاصلی نارس و نیم بند نداشته باشد، با پیش از خود، رابطه ای دیالیکتیک ایجاد می کند؛ در غیر این صورت، یعنی در صورتی که چیزی در غیر زمان منطقی خویش روی دهد، نمی توان از آن انتظار حاصلی داشت. “زمانِ به هنگام” تابع برخی شرایط اجتماعی،سیاسی،فکری و… است که در جوامع مختلف، متفاوت است.

با این مقدمه، گریزی می زنیم به موضوع “آگاهی” در ایران: نوعی خاص و وارداتی از آگاهی که توسط سفرهای خارجه ی جمعی از روشنفکران و ترجمه ی وسیع آثار غربی پدید آمد. روشنفکر ایرانی بدون طی مراحل “گذار” سنت ها را انکار کرد.(و نه اینکه

پشت سر گذاشت!) و رو به سوی جاذبه های دنیای جدید پیش از طی دوران غورگی، مویز شدگی را زندگی کرد.و از سوی دیگر از آنجایی که سنت و سنتی ها، این تغییرات شگرف را در این زمان کم بر نمی تابیدند، باعث طرد شدگی، از خودبیگانگی، یأس و تنهایی روشنفکر معاصر شد.

به راستی چه می توان کرد در برزخی که نه امکان پس روی تا تجربه ی برخی مراحل را به ما می دهد و نه امکان پیش روی و در واقع دورتر شدن از خویشتن ِ خویش…

چگونه می توان از قافله ی علم و تجربه ی جهانی عقب نماند؟

شاید جواب در همان کلمه ی کلید حکیم فردوسی است: “خرد”

هرچند “مطالعه” و “آگاهی” هیچ گاه جانشین تجربه نخواهد بود، اما این دو، دو بال قدرتمند یک جهش بزرگ است. آگاهی سلاحیست که با آن می توان به جنگ با “از خودبیگانگی”، یأس، پوچگرایی،روزمرگی، تنهایی و… رفت.

پس همراه با هم در این تابستان، گامی در راه آگاهی با کتاب هایی که تجربه ی اندک من آن ها را دروازه ی ورود به دنیای عظیم خرد می داند.

پ.ن

اصل بر همان ۲۰ کتابی ست که در ابتدای هر شماره معرفی می شود. آثار دوم و سوم جهت آشنایی بیشتر در صورت ایجاد علاقه معرفی می شود.(در معرفی این آثار، هیچگونه ترتیبی رعایت نشده است.)

۱- دن کیشوت/ میگل سروانتس/ ترجمه نجف دریا بندری/نشر خوارزمی (ادبیات داستانی/اسپانیا)

۲- موش ها و آدم ها/ جان اشتاین بک/ترجمه سروش حبیبی/ نشر ماهی(ادبیات داستانی/آمریکا)

در کنار این کتاب، شاهکار دیگر اشتاین بک: “خوشه های خشم” پیشنهاد می شود.

۳- در انتظار گودو/ ساموئل بکت/ علی اکبر علیزاد/ نشر بیدگل (ادبیات نمایشی/ انگلیس)

۴- مثنوی معنوی/ مولانا جلال الدین بلخی/ شرح کریم زمانی/ نشر اطلاعات (ادبیات عرفانی/ ایران)

۵- ابله / فئودور داستایوفسکی/ ترجمه سروش حبیبی/ نشر چشمه (ادبیات داستانی/ روسیه)

۶- آنتوان چخوف/ مجموعه داستان های کوتاه/ ترجمه سروژ استپانیان/ نشر توس (ادبیات داستانی/ روسیه)

۷- بوستان و گلستان سعدی/ مصلح الدین سعدی شیرازی/ توضیحات دکتر غلامحسین یوسفی/ نشر خوارزمی (ادبیات تعلیمی/ایران)

۸- در باب حکمت زندگی/آرتور شوپنهاور/ترجمه محمد مبشری/ نشر نیلوفر (فلسفه/آلمان)

در همین راستا کتاب: درمان شوپنهاور اثر اروین یالوم/ ترجمه سپیده حبیب/ نشر کاروان (داستانی/ روانشناختی/ فلسفی) پیشنهاد می شود.

۹- فراسوی نیک وبد/ فردریش ویلهلم نیچه/ترجمه داریوش آشوری/ نشر خوارزمی (فلسفه/آلمان)

بی شک اگر بخواهید نیچه خوانی کنید، جامعترین اثر و مهمترین آن «اراده ی قدرت» است، اما برای کسی که قصد غور و ادامه ندارد، فراسوی نیک و بد کتابی راه گشاست. و پس از آن کتیبه ی اعجازگونه نیچه: “چنین گفت زرتشت”

در همین راستا کتاب جذاب: وقتی نیچه گریست اثر اروین یالوم/ترجمه سپیده ی حبیب/ نشرکاروان (ادبیات داستانی/ روانشناختی/ فلسفی/آمریکا) نیز پیشنهاد می شود.

۱۰- بوف کور/ صادق هدایت/ انتشارات صادق هدایت (ادبیات داستانی/ایران)

از این نویسنده دو مجموعه داستان: سگ ولگرد و سه قطره خون نیز پیشنهاد می شود.

۱۱- قلعه حیوانات/ جورج اورول/ ترجمه صالح حسینی و معصومه نبی زاده/ نشر دوستان (ادبیات داستانی/ انگلیس)

۱۲- تهوع/ ژان پل سارتر/ترجمه امیر جلال الدین اعلم/ نشر نیلوفر (ادبیات داستانی/ اگزیستانسیالیستی/فرانسه)

اگر به فلسفه اگزیستانسیالیسم علاقمندید سایر آثار سارتر، همچون: هستی و نیستی، کلمات، بودلر و … نیز پیشنهاد می شود.

۱۳- شازده کوچولو/ آنتوان دو سنت اگزوپری/ ترجمه احمد شاملو/ نشر نگاه (ادبیات کودک و نوجوان/فرانسه)

۱۴- مادام بوواری/ گوستاو فلوبر/ ترجمه مهدی سحابی/ نشر مرکز (ادبیات داستانی/ فرانسه)

۱۵- اتاقی از آن خود/ ویرجینیا وولف/ ترجمه صفورا نور بخش/ نیلوفر (داستانی/ فمینیستی/انگلیس)

۱۶- جنس دوم/ سیمون دوبوار/ ترجمه قاسم صنعوی/ نشر توس (اگزیستانسیالیستی/ فمینیستی/فرانسه)

۱۷- مسخ/ فرانتس کافکا/ ترجمه صادق هدایت(نشر جامه داران)/ ترجمه فرزانه طاهری(نشر نیلوفر) (ادبیات داستانی/نیهیلیستی/ آلمان)

از کافکا کتاب های: محاکمه، قصر و مجموعه داستان های کوتاه نیز پیشنهاد می شود.

۱۸- بیگانه/ آلبر کامو/ ترجمه امیر جلال الدین اعلم/ نشر نیلوفر (ادبیات داستانی/اگزیستانسیالیستی/ فرانسه)

از این نویسنده کتاب های: طاعون و سقوط و نمایشنامه: گالیگولا پیشنهاد می شود.

۱۹- صد سال تنهایی/ گابریل گارسیا مارکز/ ترجمه بهمن فرزانه/ نشر امیرکبیر (ادبیات داستانی/ آمریکای لاتین)

از این نویسنده کتاب های: خاطرات روسپیان سودازده ی من، عشق سالهای وبا و پاییز پدر سالار نیز پیشنهاد می شود.

۲۰- کوری/ ژوزه ساراماگو/ ترجمه اسداله امرایی/ نشر مروارید (ادبیات داستانی/ پرتغال)

زندگی کنیم. کمی جدی تر. وجود داشته باشیم با درک و خردی زلال هچون تلالو خورشید بر دامنه اشیاء… و از یاد نبریم زندگی، غوطه ور شدن در “لحظه” است. لحظه ای که می توان دیگرگونه تر شیره ی جانش را مکید. و دری گشود تا رهایی ازجهل و عادت به: دانش، خرد، آگاه زیستی و مهر ورزی.

روز و روزگارتان آرام.

در پناه دانایی…

سرت را بالا بگیر، رفیق!

تیر ۱۹ام, ۱۳۹۴

شما صدها دوست توی شبکه اجتماعی تان دارید که مدام آنلاین هستند، آیا این به معنای آن است که دیگر هیچ وقت تنها نیستید؟ چندتایشان به معنای واقعی «رفیق» شما محسوب می شوند؟ شاید فکر کنید که دیگر دوران تنهایی سرآمده است، اما مطمئنا این دوستان تان ضمانتی برای در «جمع» بودن شما نیستند. درست است که شما هر روز با همه شان حرف می زنید اما مشکل فاصله ای است که بین نگاه کردن توی چشمانشان تا نگاه کردن به اسم شان توی مانیتور وجود دارد. شبکه های اجتماعی به ظاهر اجتماعی هستند اما متاسفانه وقتی ما کامپیوتر و موبایل مان را روشن می کنیم، درهای جامعه را به روی خودمان می بندیم. تمام این تکنولوژی ها اعتباری هستند، درحالی که درکنار هم بودن و محبت هنوز هم اصالت دارد. وقتی که از این دستگاهها کنار بکشیم گیج و سردرگمیم. این کجایش خوب است؟ ما دیگر حالا نوکر و برده تکنولوژی های ساخت خودمان شده ایم. درجاهایی پرسه می زنیم که آدمهای حریص اطلاعات می فروشند؛ دنیایی پر از خودخواهی و خودشیفتگی، جایی که ما بهترین هایمان را به اشتراک می گذاریم اما خودمان واقعا از چیزی لذت نمی بریم. ما در اصل تنها هستیم. شما اگر برای تولدت یک مهمانی بگیری همه خوشحال می شوند اما یک مهمانی که با یک گفتگوی ساده توی محیط مجازی انجام می شود، واقعا چه فایده ای دارد؟

ما در شبکه های اجتماعی توی پیام هایمان اغراق و گزافه گویی می کنیم. شروع به نوشتن می کنیم که دیگران بشنوند اما اصلا نمی دانیم که کسی می شنود یا نه. تنها بودن مشکلی ندارد اگر وقت مان را به کتاب خواندن یا نقاشی کردن بگذرانیم نه اینکه بی حاصل یکجا بنشینیم. واقعا خیلی مسخره است که وقتی در مترو تنها هستیم همگی برای تنها به نظر نرسیدن به موبایل هایمان نگاه می کنیم.

این یک اصل است: وقتی بیدار می شوی باید مراقب باشی که از زمانت خوب استفاده کنی. پس وقتی که پیش مردم هستی و احساس تنهایی می کنی، دستت را عقب بکش، بی خیال نوشتنت شو. حتما نباید به لیست تماس هایت زل بزنی. فقط با یکی دیگر حرف بزن و اجتماعی باش. بدانید که سبک زندگی ارتباطی جدید دارد ما را منزوی می کند. اگر چه به واسطه این تکنولوژی ها آدم های دور به هم نزدیک می شوند اما در سوی دیگر ماجرا هم آدم های نزدیک از همدیگر دور می شوند. متاسفانه دیگرمجذوب همدیگر نمی شویم. وقتی توی چشم های همدیگر نگاه می کنیم بی عاطفه هستیم. بچه های دوروبرمان از وقت تولد مثل ربات ها شتاب زده هستند و فکر می کنند این طبیعی است. توی این دنیا مطمئنا بهترین پدر دنیا می شوید اگر بچه تان را بدون داشتن یک تبلت خوشحال کنید. پس لطفا سرتان را بالا بگیرید و تلفن تان را کنار بگذارید، از زندگی بدون اینترنت لذت ببرید. به جای لایک زدن به مردم عشق بورزید. به جای دوستی در شبکه های اجتماعی به دنبال رفاقت در دنیای واقعی تان باشید. بی خیال احتیاج به دیده شدن و مورد تمجید قرار گرفتن شوید. بروید تو دنیای واقعی. سرتان را بالا بگیرید و واقعی زندگی کنید. وقت ما در این دنیا بسیار محدود است.

پی نوشت: این یادداشت تحت عنوان سواد رسانه ای ۲۴ در ستون هفتگی روزنامه همشهری در روز چهارشنبه منتشر شده است.

نشریه اتحاد ملی ۱۵ تیرماه ۹۴

تیر ۱۸ام, ۱۳۹۴

در این شماره میخوانید:

  • دادستان عمومی و انقلاب لامرد معرفی شد
  • واکنش فرماندار لامرد به تخریب دیوار توسط شهرداری
  • روزی که بنا بود کار نظام تمام شود
  • استاندار فارس چه زمانی استعفا داد؟!
  • بازگشت نیدانی به ساختمان سرخ شورا
  • عالم و مجتهد لامردی به ملکوت اعلا پیوست
  • قدیمی ترین عضو کمیته پاسداران انقلاب
  • درگیری تماشاگران مسابقات فوتسال جام رمضان لامرد

نسخه الکترونیکی نشریه را از اینجا دانلود کنید…

بیانیه کمیته داوران فوتبال شهرستان لامرد پیرامون درج یک گزارش

تیر ۱۷ام, ۱۳۹۴

بسمه تعالی
بیانیه کمیته داوران فوتبال شهرستان لامرد
با سلام و قبولی طاعات و عبادات ورزشکاران و مردم فهیم شهر لامرد
جام فوتسال رمضان هر ساله در شهر لامرد و با استقبال بازیکنان و تماشاگران بزرگزار می شود. خوشبختانه امسال هم با لطف دوستان فوتبالی و مسولین محترم بدون هیچگونه چشم داشت مالی و بدلیل استقبال تیم های زیاد و استفاده ی جوانان از شب های پرفیض قدر سه شب زودتر از ماه مبارک رمضان شروع شده است، این بازی ها با شور و هیجان و استقبال گرم تماشاگران همراه بوده که همواره در بیشتر بازی ها ۸۰ درصد سالن مملو از تماشگران بوده و حتی در بعضی بازی ها ظرفیت سالن تکمیل می شد . به طوریکه جای سوزن انداختن نبود و تماشگران مجبور بودند ایستاده پشت دروازه ها بازی را تماشا کنند. اما متاسفانه یک در یکی از بازی ها به دلیل هجوم تماشاگرنماها به درون زمین ، بازی ناتمام ماند. پس از این اتفاق سایت لامرد سیتی شروع به سیاه نمایی کرد و با درج مطلبی در سایت خود، داوران را عامل اغتشاش قلمداد کرده است.

جا دارد اینجا ما چند سوال از مدیر محترم این سایت داشته باشیم.

آیا شما فوتبالی هستی؟
آیا شما آن صحنه هایی که به زعمتان خطا بوده است را تحلیل کرده اید و از کارشناس داوری و کارشناس فوتبالی نظر خواسته اید؟
ای کاش حداقل نظر رئیس محترم کمیته فوتسال استان فارس آقای خدیر را که در جایگاه ویژه نظاره گر بازی بودند جویا می شدید و بعد انگشت اتهام به سوی داوران، قشر مظلوم و بی ادعای فوتبال نشانه می رفتید.
اگر در آن شب در سالن بوده می بودید حتما می شنیدید که تماشاگرنماها از دقیقه یک تا دقیقه آخر به داوران و بازیکنان فحاشی کردند، آیا دقیقه یک هم داوران مقصر بودند؟

مدیر محترم سایت لامرد سیتی
شما به عنوان یک رسانه وظیفه دارید در جامعه عدل و عدالت را جلوه دهید و واقعیت ها را بیان کنید . نه اینکه با درج مطالب کذب و کارشناسی نشده ، اذهان عمومی را مخدوش کرده و یک قشر بی ادعا را به عاملیت اغتشاش محکوم کنید.

ای کاش کمی هم به معرفی داورانی می پرداختید که با کمترین هزینه ها و در غیاب نیروی انتظامی در سالن ، با تصمیمات صحیح خود سالن را کنترل می کنند.
ای کاش جلوه های زیبا ، جذاب و شور وعلاقه جوانان را به تصویر می کشیدید، نه بی ارزش کردن تلاش مسولین را.

والسلام علی من التبع الهدی

کمیته داوران فوتبال شهرستان لامرد

لینک مطلب در سایت تراکمه ورزشی

نشریه اتحاد ملی اول تیرماه ۱۳۹۴

تیر ۲ام, ۱۳۹۴

در این شماره میخوانید:

  • آمدی اما با دستانی بسته
  • یار دبستانی حیاتی که بود؟
  • استاندار فارس استعفا نمیدهد
  • فرماندار لامرد: مبارزه با مواد مخدر امری همگانی است
  • فرماندار مهر: صادرات ۸۰۰ میلیون دلاری شهرستان در آمار دیده نمیشود
  • رییس آموزش و پرورش: فرهنگیان اقشار زحمت کش و پرتلاشی هستند که نقش تاثیر آن در جامعه انکارناپذیر است
  • رییس اداره فرهنگ و ارشاد: جشن عبادت و بندگی در لامرد برگزار خواهد شد
  • حسینی نه، سید رضی آری
  • آغاز شناسایی کاندیداهای اصلاح طلب در استانها

لینک دانلود نشریه…

پارکینگ در اعصاب مردم!

تیر ۲ام, ۱۳۹۴

ما می خواهیم اگر کسی در خانواده ای مریض شد ، بیش از مریض داری ، رنج دیگری نداشته باشد.
امام خامنه ای

جمله ای بسیار زیبا و دلنشین که عمل به آن می توانست باعث تسلای دل مردم شود.
پارکینگ بیمارستان لامرد که همیشه به صورت رایگان در اختیار بیماران و همراهان آنان بوده است چند وقتی است که از مردم حق پارکینگ می گیرد که این امر باعث ایجاد نارضایتی در بین مراجعه کنندگان شده است . این در حالی است که شنیده ها حکایت از آن دارد که فرماندار شهرستان در اولین جلسه ستاد سلامت در سال ۹۴ دستور حذف حق پارکینگ را صادر کرده است. با این حال تاکنون این دستور فرماندار عملی نشده و این مساله هنوز که هنوز است باعث نارضایتی مردم خون گرم و مراجعه کنندگان عزیز شده است .
در اینجا دو نمونه از صدها مورد پیش آمده برای شهروندان را که برای نگارنده اتفاق افتاده به اختصار عرض می کنم :
ماجرای اول :
حدود یک ماه پیش ساعت ۲ نصف شب در حالی که از درد کلیه به خود میپیچیدم به بیمارستان مراجعه کردم که بعد از معاینه و انجام مراقبتهای لازم که حدود ۴۰ دقیقه به طول انجامید ساعت یه ربع به ۳ نصف شب بود که قصد خارج شدن از بیمارستان را داشتیم . مسئول پارکینگ از ما درخواست پرداخت حق پارکینگ کرد .(برایم جالب بود توی اون زمان که بیمارستان خلوت بود و کسی هم نبود بباید حق پارکینگ پرداخت کرد)
ماجرای دوم :
۳۰ خرداد بود که برای گرفتن نوبت متخصص به بیمارستان مراجعه کردم و به مسئول پارکینگ گفتم که ۵ دقیقه بیشتر کار ندارم . بعد از انجام کارم ( که نشد ) زمان خروج از بیمارستان مسئول پارکینگ از ما مطالبه حق پارکینگ کرد . من گفتم که خود شما گفتید برای ۵ دقیقه اشکالی ندارد که در جواب من گفت : طبق ساعت من، شما ۷ دقیقه در پارکینگ بوده اید و باید حق پارکینگ بدهید و ناچار حق پارکینگ را دادم .
حال چند سوال :
۱ ـ آیا کسی که نیمه شب با درد زیاد به بیمارستان مراجعه می کند (و بیمارستان هم شلوغ نیست) باید حق پارکینگ بپرداخت کند ؟
۲ ـ آیا برای ۲ دقیقه اضافه تر توقف کردن در پارکینگ اینقدر سخت گیری در پرداخت حق پارکینگ لازم است ؟ ( چه زیباست عدالت )
۳ ـ آیا دستور بالاترین مقام اجرایی شهرستان (فرماندار) در جلسه ستاد سلامت یک دستور … بوده که آقایان به آن جواب مثب نداده اند ؟