Archive for آبان, ۱۳۹۳

حدیث عشق (ویژه تعزیه )

آبان ۲۴ام, ۱۳۹۳

نویسنده: سیدمحمدعمرانی
به بهانه پخش برنامه برنامه تلویزیونی “حدیث عشق ” از شبکه یک سیما در ایام سوگواری حضرت سیدالشهدا (محرم ۱۴۳۶) چند نکته را جهت استحضار خوانندگان ارجمند این سایت به عرض میرسانم :

۱- “حدیث عشق” از مجموعه مستندهای تلویزیونی پیرامون تعزیه جنوب فارس است که به معرفی برخی از زوایای این هنر آیینی در روستاهای شهرستان لامرد می پردازد .گرچه تولید این مستندها از حدود ده سال پیش آغاز و بیشتر آنها از شبکه استانی پخش شده ، لیکن این برنامه یکی از جدیدترین تولیدات رسانه ای درباره تعزیه منطقه لامرد است که باساختار مستند و آیتم های متفاوت ، برای نخستین بار از شبکه ملی (شبکه یک سیما ) پخش گردید .

۲- انتخاب تصاویر تعزیه محله بنی هاشم – سبخی- در تولید این مستند به این دلیل بود که این مجلس تعزیه یکی از قدیمی ترین مجالس تعزیه شهرستان لامرد محسوب می شود و نسخه خوانهای معروفی ازاین مجلس تعزیه برخاسته اند .مرحوم سیدابوالحسن عمرانی (م۱۳۴۹خورشیدی ) نسخه خوان معروف امام و تکمیل یا ابداع کننده نوای امام خوانی ، مرحوم مشهدی فریدون صفری (نسخه خوان عمرسعد ) مرحوم زایرعبدالله ضیایی (نسخه خوان شمر) مرحوم ملاعلی زاهدی (نسخه خوان حضرت زینب ) و … به عنوان نسخه خوانهای دو نسل پیش ازاین ، از نسخه خوانهای معروف منطقه به شمار می آیند.

علاوه براین ، تولید برنامه های تلویزیونی باید پشتوانه پژوهشی داشته باشد .در این راستا دست اندرکاران تعزیه محله بنی هاشم ازبیش از ده سال پیش به تحقیقات متعددی پیرامون زوایای مختلف تعزیه پرداخته و یک مجموعه پنج جلدی مکتوب در دست نگارش و چاپ دارند .

تعزیه و تلویزیون ، تعزیه تعامل مذهب و هنر ، تعزیه ، تراژدی و سووشون و…برخی از این پژوهش های مکتوب به شمار می روند .

۳- دست اندرکاران طراحی ، نگارش و چاپ آثار مکتوب یا تهیه و تولید آثار رسانه ای (تصویری) به دور از افراط و تفریط نگری و عملکرد دیمی ، با تکیه بر زیر ساختهای فرهنگی این هنر آیینی ، به عنوان ادای یک مسئولیت فرهنگی و اعتقادی ، شیوه های متعدد و تاثیرگذاری را جهت معرفی تعزیه منطقه به کار گرفته اند .ازهمان آغاز ،یکی ازاخویان ، پایان نامه کارشناسی ارشد (هم پایان نامه عملی و هم پایان نامه نظری ) خود را به تعزیه اختصاص داد و از همان زمان بزرگان تعزیه کشور ونیز مدیران فرهنگی ورسانه ای ازجمله مدیرعامل وقت بنیادسینمایی فارابی و برنامه سازان رسانه ملی با تعزیه منطقه لامرد آشنا شدند .

۴- عوامل تولید مستند حدیث عشق عبارتند از :
محقق ، تهیه کننده و کارگردان : سیدابوالحسن عمرانی
کارشناس : مرحوم استاد صادق همایونی
مشاوران پروژه : استاددکترجلال ستاری ، استادلاله تقیان ، دکترعلی اصغرفهیمی فر، دکتر سیدمصطفی مختاباد ، دکتر سیدسعید زاهد
دستیار کارگردان : سیدمحمد عمرانی
تدوین : سیدابوالحسن عمرانی
همکاران اجرای طرح : مدیریت و اعضای ستاد مراسم عاشورا و تعزیه داری محله بنی هاشم

۵- ازمیان سایت های فعال شهرستان ، تنها سایت لامرد نوشت درباره پخش این فیلم اطلاع رسانی کرد ..
همه دوستان مؤید باشند…

16_001

IMG_1261

IMG_1628

انتقاد شدید دکتر موسوی از عدم اجرایی شدن طرح های آلومینیوم و اتان گیری

آبان ۲۲ام, ۱۳۹۳

 نماینده مردم شهرستانهای لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی ظهر امروز چهارشنبه (۲۱ آبان ماه) در نطق میان دستور خود در صحن علنی مجلس ضمن اشاره به مسائل کلان همچون ضرورت اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و پاسخ به اظهارات هتاکانه مقامات کاخ سفید، از عدم اجرایی شدن طرح احداث بزرگترین کارخانه آلومینیوم کشور در شهرستان لامرد و نیز صنعت عظیم اتان گیری در شهرستان مهر انتقاد کرد و از رئیس جمهور و وزرای مربوطه خواست شخصا به موضوع ورود پیدا کنند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر سید موسی موسوی، مشروح نطق عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی که دقایقی پیش در خانه ملت ایراد شد بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

عرایضم را در چند بند خدمت نمایندگان محترم و ملت شریف ایران بیان می دارم.

۱- اقتصاد مقاومتی تنها راه برون رفت از مشکلات اقتصادی است. حضرت آقا الزامات این امر را در عزم ملی و مدیریت جهادی دانستند و خطاب به مسئولین دولتی فرمودند افرادی را مسئول این امر بگذارید که خود به اقتصاد مقاومتی اعتقاد داشته و مومن و انقلابی باشند.

بدون تعارف قائلم که حقا اراده ی جدی در سطح مسئولین و مدیران هیچ یک از سه قوا برای اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی وجود ندارد و هنوز به این باور که حضرت آقا رسیده اند ما نرسیده ایم و لذا با گذشت ۸ ماه از سال، علی رغم پاره ای از تلاش‌ها از سوی دولت و مجلس محترم، هنوز خروجی قابل ذکری که اثر آن در اقتصاد کشور دیده شود نمی‌یابیم و همچنان موانع موجود و پابرجاست.

دیگر در گفته ها و نوشته ها نیز کمتر به مقوله مهم اقتصاد مقاومتی پرداخته می شود.

۲- در حوزه سیاست خارجی و مذاکرات هسته ای با وجود اینکه جمهوری اسلامی ایران به تمام تعهدات خود در این زمینه عمل کرده است، اما روز به روز شاهد بهانه‌گیری، عربده کشی و گستاخی بیشتر مقامات بی خرد آمریکایی هستیم.

مسئولان محترم وزارت امور خارجه تا کِی می‌خواهند جواب این یاوه گویی ها را به صراحت تمام نداده و اجازه تحقیر ملت بزرگ ایران را به دشمنان انقلاب دهند؟!

۳- بخش عمده وقت نمایندگان محترم مجلس در خصوص پیگیری مطالبات حوزه انتخابیه در وزارتخانه‌ها می گذرد. ما شنیده بودیم که در دوره های اول مجلس، با یک تلفن سیاسی که در اطراف صحن تعبیه شده بود، نمایندگان مستقیما با وزرا در تماس بودند و مشکلات مردم را پیگیری و حل می کردند. اما اکنون نمایندگان مجلس روزها و ماه ها و ساعتها پشت درب اتاق وزرا و معاونتها می مانند!

بنده در ظرف این دو سال، نحوه برخورد مسئولان با نمایندگان را بررسی و آنالیز کردم. از میان تلفن هایی که مسئولان دفاتر به نمایندگان می‌گویند “چشم، شماره بفرمایید پاسخ می دهیم” باور کنید کمتر از ۲ درصد آن به نمایندگان محترم مجلس پاسخ داده اند!

هیات رئیسه محترم

نباید بیش از این شاهد افت جایگاه نمایندگان مجلس که هدفی جز دفاع از ملت ندارند باشیم.

دو نکته در خصوص حوزه انتخابیه ام:

بالاخره پس از سالها فراز و فرود قرارداد مشارکت مدنی طرح احداث بزرگترین کارخانه آلومینیوم کشور در لامرد امضا شد، شرکای داخلی سهم خود را در دفتر اسناد رسمی واریز و ثبت کردند، موانع عدیده ی دیگر نیز مرتفع گردید.

این همه صحبت از مشکلات اقتصاد و تولید و اشتغال می شود!

همینک جهت گشایش ال سی طرح آلومینیوم، دولت محترم لازم است به جد از وزارت صنعت معدن و تجارت و وزارت دفاع بخواهد که ایمیدرو و غدیر به عنوان شرکای داخلی طرح، هرچه سریعتر سهم خود را واریز کنند تا گشایش ال سی صورت گرفته و ما شاهد اجرای عملیات احداث این صنعت بزرگ باشیم.

طرح بعدی طرح استحصال اتان در پالایشگاه پارسیان در شهرستان مهر است که کمک بزرگی جهت اشتغالزایی و بکارگیری نیروهای مستعد جویای کار منطقه می باشد. این صنعت عظیم خوراک پتروشیمی های ۵ گانه ی در حال ساخت در ۵ شهرستان استان فارس را تامین می نماید. تمامی گاز مورد نیاز به عنوان خوراک این صنعت از منطقه عملیاتی پارسیان در همین حوزه انتخابیه تامین می گردد. زمین مورد نیاز طرح آماده است. نیروگاه صد مگاواتی جهت تامین برق مورد نیاز اتان گیری کاملا آماده بهره برداری است.

اما متاسفانه در طی این چند سال چندین بار و اخیرا با قوت بیشتری به گوش می رسد که متصدیان امر در صدد هستند محل احداث صنعت اتان گیری در پالایشگاه پارسیان را به استانی دیگر منتقل کنند.

از دولت محترم بویژه شخص ریاست محترم جمهور و وزیر محترم نفت به جد خواهانم که نگذارند این اتفاق نگران کننده صورت پذیرد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سومین یادواره شهدای روستای چاهو

آبان ۲۲ام, ۱۳۹۳

‎‫به اطلاع سروران گرامی و رهروان شهدا می رساند مراسم بزرگ سومین یادواره ۱۱ شهید گلگون کفن روستای چاهو از توابع شهرستان مهر  برگزار می شود.‬
‎‫این مراسم از ۲۹ آبان تا ۲ آذر ماه به مدت ۴شب برگزار می شود.‬
‎‫مراسمی در شان و عظمت شهدا با سخنرانی سرداران و مداحان کشوری و همچنین غرفه ها و برگزاری نمایشگاه و رزمایش فرهنگی بصیرتی ستارگان زمینی برای اولین بار در شهرستان مهر و شهرستانهای همجوار.‬
‎‫

برنامه ها:‬
‎‫۲۹ آبان مراسم افتتاحیه‬
‎‫۳۰ آبان و ۱ آذر مراسم رزمایش فرهنگی بصیرتی ستارگان زمینی‬
‎‫۲ آذر مراسم اختتامیه ‬
‎‫

مراسم همراه با کلیپ تصاویر شهدای چاهو در جبهه ‬
‎‫-شروع مراسم از ۷شب ‬
‎‫–بازدید از نمایشگاهها از ساعت ۷صبح تا ۱۲شب‬
‎‫-مکان :شهرستان مهر –گلزار شهدای روستای چاهو  ‬

 

آخرین اخبار را از وبلاگ این یادواره پیگیری نمایید

همدلی از همزبونی بهتره

آبان ۲۰ام, ۱۳۹۳

احتمالا همه ما پیام هایی در فضای اجتماعی را دیده ایم که با اشاره به هزینه بالای حج یا مراسم عزاداری محرم، این کنش ها و فعالیت های مذهبی را زیر سوال می برند.
در این نوشته برآنم از دید خودم به تحلیل این پیام ها بپردازم.
با کنکاش در این گونه پیام ها می توان گفت که عامل مهم مدارا و همدلی در این گونه متن ها دیده نمی شود.
ابتدا باید به مفهوم همدلی اشاره داشته باشم، همدلی یعنی این که من فارغ از اختلاف دید با دیگری، بتوانم از دید وی به قضایا بنگرم و بر مبنای آن دید در مورد رفتارش قضاوت کنم. یعنی همدلی به معنای هم رأیی نیست!
با این تعریف می توان گفت، فردی که با بزرگنمایی هزینه های حج و احتمالا بیان نیاز مستمندان جامعه، سعی دارد حج رفتن را زیر سوال ببرد، در واقع نمی تواند با یک مومن معتقد به حج مدارا داشته باشد و با عقاید او همدلی نشان دهد یعنی این توانایی را ندارد که در هنگام قضاوت در مورد عملکرد وی، ابتدا از دریچه دید او به مسأله بنگرد.
بعید است مشکل این افراد، هزینه کم یا زیاد مراسم دهه محرم یا حج باشد، یعنی مثلا اگر به جای این که در یک شب در تهران ٢٠ میلیارد هزینه برگزاری عزاداری محرم شود( آماری که در فضای مجازی نقل می شود) ١٠ میلیون تومان هزینه شود، باز این طعنه به این رسم آیینی ادامه خواهد یافت، چون اساسا مشکل با خود این رسم هست و نه هزینه هایش. و از آنجا که کمتر مدارا و همدلی با دیگران را آموخته ایم، چه بسا می خواهیم دیگران نیز همانند ما به دنیا بنگرند و همانند ما در مورد مفاهیمی مانند نیک اندیشی قضاوت کنند یا حتی مطابق دیدگاه ما هزینه کنند! یعنی برای ما پذیرفته نیست که انسان چه مومن و چه غیر مومن این حق را دارد که مطابق نیاز، اعتقاد، سلیقه ی خود هزینه کند. مثلا اگر بحث توریسم را در نظر بگیریم همچنان که فرد حق دارد هزینه ای صرف مسافرت به پاریس و دبی و بانکوک کند، به همان اندازه حق دارد با هر انگیزه ای که دارد، برای سفر حج هزینه کند. اما نبود همدلی و احتمالا عرب ستیزی یا اسلام ستیزی باعث می شود، این حق طبیعی فرد مومن مورد طعن قرار گیرد!
نکته مهم این که در این پیام ها سعی می شود تناقضی بین عمل و اعتقاد مومنان کشف شود! بدین شکل که با پیش کشیدن بحث نیازمندان جامعه، هزینه برای محرم و حج را زائد می دانند! یعنی با همان دید یکجانبه و تمامیت خواه حتی اولویت بندی فرد مومن در هزینه کردن دارایی خود هم زیر سوال می رود!
این در حالی است اگر نگاه همدلانه وجود داشته باشد یعنی از دید فرد مومن به ماجرا نگریسته شود، احتمالا کمک به مستمندان و هزینه برای حج هیچ تناقضی ندارند. در ضمن با همین منطق ضعیف، می توان بسیاری از هزینه های زندگی امروزی را چه از جانب مومن و چه غیر مومن زیر سوال بُرد!
( عارف رفیعی)

سری به نیزه بلند است

آبان ۱۹ام, ۱۳۹۳

محرم امسال فرصتی دست داد تا  درس و دانشگاه را به کناری بگذاریم و پای درسی بهتر در دانشگاهی دیگر بنشینیم. طبق معمول باید حداقل یک هفته تعطیلی پشت سر هم جفت و جور شود تا ارزش کوبیدن و رانندگی از تهران تا لامرد را داشته باشد. دو روز برای رفت دو روز هم برای برگشت . میماند سه روز دیگر  از یک هفته تعطیلی.

راستش را بخواهید دانشجویان هم بدشان نمی آمد ما کلاسهای شنبه و یکشنبه را تعطیل کنیم و به شهرستانیها فرصت دیدار وسط ترم از خانواده بدهیم، علی الخصوص اگر مثل ما، بعد از این همه سال زندگی در تهران، به رسم و رسوم عزاداری تهرانیها خو نکرده باشند و دلشان برای یک سینه زنی دوره و تعزیه  گرم  لک زده باشد -و البته دروغ گفته ام اگر قیمه نذری را هم به این لیست اضافه نکنم-.

در این چند روز هشت تا ده محرم  تا آنجا که وقت اجازه میداد به چند حسینیه و تعزیه سر زدیم و در روز تاسوعا هم طبق سنت هر ساله شاهد برگزاری مراسم در میدان امام بودیم.  حین مشاهده مراسم محرم در محله های مختلف، چند نکته به ذهنم خطور کرد که اشاره به آن خالی از لطف نخواهد بود.

مواردی که در اینجا ذکر میکنم مشاهداتی است که شاید از نظر کسی که ساکن لامرد است پیش پا افتاده باشد اما از نظر من که هر سال فقط یکی دو بار در لامرد حضور فیزیکی دارم قابل توجه بوده است.

در بخش اول، مطالبی درباره تعزیه ها خواهم گفت و سپس در مطلبی جداگانه در مورد مراسم عزاداری در حسینیه ها صحبت خواهم کرد:

  1. اگر بخواهم از مراسم تعزیه و تفاوت آن نسبت به سالهای قبل بگویم باید حضور بیشتر مردم را نسبت به سالهای قبل گوشزد نمایم. تلاش بی دریغ اداره فرهنگ و ارشاد با همکاری موسسه ابوفاضل در برگزاری سوگواره های تعزیه و تلاش گروه های مختلف تعزیه برای بهتر کردن کیفیت ارایه در این استقبال نقش زیادی داشته است.
  2. امسال مراسم تعزیه پذیرای میهمانان زیادی از عکاسان شهرهای مختلف و حتی یکی دو کشور خارجی بود که به ابتکار انجمن عکاسی شهرستان و اداره فرهنگ و ارشاد در قالب یک مسابقه ملی به این مراسم دعوت شده بودند. به دلیل این که گزارش مبسوطی از این مسابقه ملی را -انشاالله- تا چند روز دیگر خدمت شما ارایه خواهیم کرد در این مطلب بیش از این راجع به آن صحبت نخواهم کرد .
  3. ‫-‬چیزی که در اکثر تعزیه ها به چشم میخورد، دایمی شدن محل اجرای تعزیه ها بود. محل نشستن تماشاچیان نظم بیشتری پیدا کرده بود و برخی سعی کرده بودند با درست کردن سکوهایی در جاهایی مشخص، هم دید بهتری برای تماشاچیان فراهم کرده و هم از نشستن تماشاچیان در هر نقطه دلخواه که مخل نظم تعزیه و باعث پراکندگی حواس میشد خودداری نمایند.
    البته هنوز مشکل اصلی که سایه بان محل نشستن بود در هیچ کدام از تعزیه ها حل نشده بود کما این که در یکی از روزها به دلیل بارندگی مراسم تعزیه در برخی نقاط با تاخیر چند دقیقه ای مواجه شد. این مشکل در سالهای اینده که محرم به تابستان نزدیکتر میشود جدی تر خواهد شد.
  4. -معمولا افرادی با لباسهای مخصوص -و البته چوبی در دست!- مسوول برقراری نظم و انضباط در تماشاچیان بودند.  تعدادی نیز با مشکهایی پر از آب مسوول آب دادن به تماشاچیان بودند که ابتکاری جالب در نوع خود به شمار می آمد.
  5. ‫-‬از چند سال پیش با تلاش گروه تعزیه باپیر (شاید گروه های دیگر هم این کار را کرده باشند و من اطلاع نداشته باشم)، نسخه های برخی تعزیه های شهرستان کامپیوتری شده بود. فونت خوانا و اطلاعاتی که به این نسخه ها اضافه شده بود باعث شده بود نیاز به هماهنگ کننده یا همان نسخه گردان کمتر احساس شده و اشتباهات کمتری در اجرای تعزیه اتفاق بیفتد.
  6. ‫-‬جلوه های بصری تعزیه ها پیشرفت زیادی کرده بود: لباسهای مناسب تر، سوارکاران ورزیده تر، تجهیزات رزم واقعی تر،  دکورهای بهتر برای خیمه ها، محیط طبیعی تر مثل نخلستان و نهر آب، تعزیه ها را به سمت نمایش حرفه ای تر نزدیک کرده است.
    اما در تمام این المان ها، نوعی ناپختگی و آماتوری بودن به چشم میخورد. جای خالی طراحان و معمارانی که هم شناخت از وقایع کربلا داشته باشند و هم به آداب و سنن منطقه واقف باشند -مثل مهندس رحیمی و حسین حق شناس-  در این قسمت به چشم میخورد.
    با توجه به وسعت زمینهایی که در اختیار گروه های تعزیه قرار دارد شاید بتوان صحنه نبرد را یک بار برای همیشه در ابعاد واقعی و یا کوچک شده  اما با مقیاس صحیح پیاده کرد.
  7. ‫-‬گروه های مختلف سعی در استفاده از آخرین فناوری برای صدابرداری بیسیم و پخش آن برای تماشاچیان که حالا میتوانند از فاصله دورتری به تماشا بنشینند داشتند. اما هنوز در برخی موارد بخصوص تعزیه قلعه ملا بُرد میکروفونهای بیسیم  کم بود و کیفیت پخش صدا نیز چندان جالب نبود. به نظر میرسد بکارگیری یک صدابردار حتی آماتور، مکان یابی بهتر ایستگاه مرکزی و یافتن نقاط کور و آموزش تعزیه خوانها در ارتقای این کیفیت نقش زیادی داشته باشد.
  8. ‫-‬ویژگی بارز دیالوگ تعزیه های لامرد و مهر در نظم آنها است. برخلاف بسیاری از شهرهای دیگر، تمام دیالوگهای تعزیه های لامرد و مهر به صورت شعر تنظیم شده و از این نظر شاید در میان تمام شهرها بی همتاست.  متاسفانه درک این اشعار به دلیل عدم تبحر نسخه خوانها در قرایت اشعار کاری دشوار است. البته برای من که به این اشعار عادت کرده ام و چندین بار نسخه های قدیمی را رونویسی کرده ام این مساله سخت نبود. منظور من درک این اشعار برای غیر همشهریان و یا کسانی است که عادت کمتری به شنیدن این اشعار دارند.
    یکی از دلایل این امر لهجه محلی نسخه خوانها در ادای کلمات است. اما دلیل عمده این مشکل، طرز خواندن نسخه های سپاه یزید است که با داد زدن نسخه خوان همراه است.
    در زمانهای قدیم که بلندگو و میکروفونی در کار نبود، این مشکل کمتر به چشم میخورد و داد زدن نسخه خوان حتی به شنیدن بهتر کمک هم میکرد. اما الان، به دلیل نزدیکی میکروفون به دهان گوینده، داد زدن وی باعث تبدیل صدای او به صورتی گوشخراش و غیرقابل فهم میشد.  برخی از نسخه خوانها که تبحر بیشتری داشتند با پایین آوردن تن صدا و ادای شمرده کلمات این مشکل را کمتر میکردند.
  9. یکی از رسمهایی که باقی ماندنش برای من جای تعجب داشت “تُفته گرفتن” از کسانی بود که در نقش امام نسخه خوانی میکردند. با این همه آموزشهایی که برای رعایت بهداشت فردی به مردم داده میشود هنوز که هنوز است عده ای بر این اعتقاد باقی مانده اند که آب دهان این نسخه خوانان متبرک است و باعث شفا میشود! گیرم که برخی از مردم این را ندانند، آیا خود نسخه خوانان نباید برای مریض نکردن مردم از این کار حذر کنند؟!
  10. هنوز که هنوز است برخی از تحریفهایی که باید سالها پیش از تعزیه ها رخت برمی بست به دلیل استقبال تماشاچیان از تعزیه ها حذف نشده اند. صحنه هایی که شاید برخی از انها کارکردی جز خنداندن تماشاچی نداشته باشند -مثل حمله شیر به سلطان قیس-. در هر صورت حذف این تحریفها نیازمند عزم جدی بانیان تعزیه ها و کمک کارشناسان مذهبی است.
    دلیل عمده حذف نشدن این صحنه ها ترس بانیان از عدم استقبال تماشاچیان از آن تعزیه است. اما به نظر من پیشرفت جلوه های بصری تعزیه ها در این چند سال به حدی بوده که جذابیت آن برای تماشاچیان با حذف چنین صحنه هایی دستخوش تغییر چندانی نخواهد شد. بعنوان شاهد چنین مدعایی تعزیه روز عاشورا را که در کره موچی تماشا کردم مثال میزنم. برای من گریه کردن و بغض کردن به ندرت پیش می آید. اما وقایع روز عاشورا در سه چهار صحنه به قدری شبیه به واقعیت بازسازی شده بود که بغض گلویم را فشرد و اشکم را جاری کرد:

    • حمله لشکر پر تعداد برای آتش زدن خیمه ها
    • شهادت کودک خردسال در دامان امام حسین
    • شیون زینب (س) پس از شهادت امام (ع) روی تل زینبیه (البته با صدای سوزناک سید جلیل احمدی): سری به نیزه بلند است در برابر زینب …

 

IMG-20141106-WA0009

پانزدهم هر ماه…یک فکر پاک … یک شهر پاک!

آبان ۱۷ام, ۱۳۹۳

بسمه تعالی
با سلام و تسلیت شهادت سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران ارجمند ایشان، به استحضار می رساند که بر اساس برنامه ریزی ها و توافق های به عمل آمده توسط شهرداری لامرد و انجمن رویش سبز جنوب، مقرر شده است که ۱۵هر ماه به عنوان «روز شهر پاک در لامرد»، نامگذاری شود و گروههای مختلف مردم و مسئولان برای فرهنگ سازی، مبادرت به پاکسازی خیابانها نمایند.
از آنجا که کنشگران و افراد تأثیر گذار در جامعه، نقش بسیار حساس و ارزشمندی در فرهنگ سازی و نهادینه ساختن ارزشهای اجتماعی و زیست محیطی دارند از شما فرهیختگان گرامی برای شرکت در این همایش، دعوت به عمل می آید.
فردا ۱۵ آبان ماه ۹۳
میدان امام خمینی ره
ساعت ۱۰صبح
شهرداری لامرد- انجمن رویش سبز جنوب

با انتشار همین متن در گروه های واتساپی توسط دوست عزیزم جناب دکتر حسن خضری( مشاور فرهنگی – اجتماعی شهرداری لامرد) بر آن شدم تا هر طور شده در این حرکت مدنی شرکت کنم. از حسن اتفاق دکتر مهدی راستی عزیز هم در لامرد حضور داشتند و با پیامی برنامه را هماهنگ کرد تا با هم در این برنامه حضور داشته باشیم.
با کمی چشم پوشی می توان گفت برنامه سروقت شروع شد. به غیر از شهردار محترم که متولی این برنامه بود ،از اعضای شورا هم آقایان دهقان ، قائدی ، آزاد ، جمالی و کشاورز حضور داشتند. از روسای ادارات هم آقایان راستیار ( اداره ی راه و شهرسازی ) کرامت فرد (شبکه بهداشت)کیوان شکوه (حفاظت محیط زیست)عباسی (منابع طبیعی) و یوسف ندرتی (اداره هواشناسی) را نیز من در میان شرکت کنندگان دیدم.
بدون صحبت خاصی همه ی ما بیست الی سی نفر از میدان امام به سمت خیابان ۱۵ خرداد و سپس ۲۲ بهمن راه افتادیم و تا جایی که می شد از جوی آب و پیاده روها آشغال جمع کردیم. به همه ی ما دستکش و کیسه های نایلونی در رنگ های متفاوتی دادند تا کاغذ وپلاستیک و شیشه را از هم تفکیک کنیم. در پایان هم در انتهای خیابان ۲۲ بهمن آشغال ها را روی هم انبار کردیم و با سخنرانی آقای دهقان – رییس محترم شورا – و محمود احمدی – از اعضای هسته ی مرکزی انجمن رویش سبز جنوب- برنامه به پایان رسید.این برنامه قرار است ۱۵ هر ماه تکرار شود تا هر ماه لااقل یک بار به مردم تذکر داده شود که شهر ما بی زباله ،شهر بهتری خواهد بود.
به امید موفقیت این حرکت و حرکت از “شهر نشین” بودن به سمت “شهروند” بودن.
همه مان باید که تلاش کنیم تا شهروندان خوبی باشیم.

نکات جنبی :
۱- یه کارای ساده ای هست که باعث می شود کیفیت کار بهتر بشه. مثلا استفاده از چندین تابلو کوچک دستی با شعارهای مرتبط، یا استفاده از یک روپوش(Cover) سبز رنگ، استفاده از یک بلند گوی دستی برای صحبت های ابتدایی و یا در حین مسیر و یا گپ پایانی،کشوندن این حرکت به محلات
۲- به نظرم خوبه که در ماه های بعد با یه مهد یا مدرسه هماهنگ بشه که اونا هم حضور داشته باشن. لااقل نسل بعدی فرق سطل زباله و جوی آب رو بفهمه.

۳- اغلب مردمی که تماشاگر ما بودند حرف های مثبت و دلگرم کننده ای به ما می زدند ، اما در چند مورد هم عابران یا مغازه داران متلک هایی می پراندند که نشان از عقب افتادگی فرهنگی بود. مثلا یکی به من که در انتهای گروه به اتفاق دوستان داشتم فیلتر های سیگار را جمع می کردم گفت: برو جلو، اون جلو دارن عکس می گیرن.یعنی که همه ی این کار ها خودنمایی ست و در قامت ذهن ایشان نمی گنجد ممکن است یک عده جوان که اغلب هم درس خوانده هستند دور هم جمع شوند تا یک کار مدنی انجام دهند، به دور از هیاهوی اهالی زر و زور و تزویر!! ( یه آن احساس خود دکتر شریعتی بینی بهم دست داد !!) آشغال هایی که تو جوبه رو میشه جمع کرد، آشغال هایی که تو فکر ها هست رو چکار کنیم؟
۴- اینقدر که از این ظرفای یه بار مصرف توی جوی آب بود ، به یکی از دوستان گفتم سال دیگه به این نذری خورها بگید درسته که این سوپورهای زحمتکش شهرداری لباسشون نارنجیه ولی از لشکریان عمر سعد نیستند که تو اینطور شهر رو کثیف میکنی.خب کاسه رو بزار جلو ماشینت ، رفتی خونه بریز تو سطل آشغال.
۵- تو خیابون ۲۲ بهمن دیدم رییس محترم شورا کنار دو تا پاساژ نیمه تمام واعظ زاده ها وایساده و داره بازم ضرب و جمع می کنه.گفتم دیگه چیه رییس؟ گفت فقط همین دو پاساژ بیش از صد دهنه مغازه داره!! دیدم راست هم میگه، خب چه خبره؟ تازه ما یه غولی مثل دهشیخ هم کنارمونه که تو عیدا مشخص میشه از خود لامرد مشهور تره. البته یکی نیست بگه برادر دهقان ! الماس که نیمه کاره اس و رو به پایانه. راس میگی برو جلو بشول رو بگیر.
۶- لامپ ها را می شود یک روزه نصب کرد ، جاده ها را می شود یک ماهه اصلاح کرد، بزرگراه ها یک ساله. اما اصلاح کوچکترین رفتار در کوچک ترین شهر سال های سال به درازا خواهد کشید. راهی نداریم جز استمرا ر و استمرار و بازهم استمرار یک حرکت تا همین کار های ساده به عادت و درنهایت رفتار تبدیل بشه.

IMG-20141106-WA0019

IMG-20141106-WA0018

IMG-20141106-WA0013

2 (Copy)

IMG_8058---Copy%20(Copy)

556d (2)

5%20(Copy)

8 (Copy)

9 (Copy)

15 (Copy)

17 (Copy)

استثناهای جنایتکار

آبان ۹ام, ۱۳۹۳

**تعداد کلمات:۹۷۱ کلمه؛ حداکثر زمان تقریبی برای مطالعه:۵دقیقه**

۱) برخورداری از منش اخلاقی، یکی از وجوه برجسته ی رشد انسان و نشان نمایانی از تحول شخصیتیِ بهنجار به حساب آورده می شود. اخلاق، بر پایه ی عشق، بنا نهاده شده است و بر همین پایه، می توان گفت که مطلقاً هیچ شخصیت اخلاقی را نمی توان یافت که بی عشق توانسته باشد به چنین جایگاه والایی در رشد شخصیتی دست یابد. اما تار و پود این عشق و منش اخلاقی چیست و جامعه ی ما تا چه اندازه توانسته است که چنین ظرفیتی را در خود به وجود آورد. عشق از نظر روانشناس بزرگ، “رولو مَی”، عبارت است از “شادمانی از حضور دیگری و ارزش و رشد او را چون ارزش و رشد خودمان محترم انگاشتن”. چنین کیفیتی از نظر من، معادل اخلاقی بودن است.

۲) جوک سازی و آب پاشی با سرنگ به دختران بعد از اسیدپاشی اصفهان، و جوکهای بعد از سقوط هواپیمای ایران ۱۴۰، مسخره کردن دختران و قومیت ها در شبکه¬های اجتماعی، و مواردی از این دست، نشان از بروز اختلالی جدی در ساختار فرهنگ ما دارد. خندیدن به درد دیگران و تمسخر تفاوتها، کاستی غیرقابل اغماضی است که در این نوشته می کوشم دلایل آن را بررسی کنم و برشمارم. از اسیدپاشی و جنایتها و بزهکاری های دیگرِ آدمیان و فجایع حیوان صفتان داعش می گذرم چرا که سبعیت و اختلال روانی چنان در این رفتارها برجسته است که نیازی به تشریح بیشتر ندارد. به رفتارهایی می پردازم که من و تو انجامشان می دهیم.

۳) ابعاد و مؤلفه های اساسی برای ایجاد یک منش اخلاقی که مبتنی بر عشق باشد را می توان به چندین مورد، محدود ساخت: همدلی، وجدان، مهربانی، خویشتن داری، انصاف، بردباری، و احترام. برای روشن شدن بحث، می کوشم تا تعریفی ساده از این مؤلفه ها ارائه دهم تا بعد بتوانم به نتیجه گیری مناسب، دست یابم.
“همدلی” اساس مسلّم منش اخلاقی و عبارت است از توانایی همدردی و درک نگرانی های دیگران و نگریستن از زاویه ی نگاه آنها به دنیا. همدلی همان چیزی است که انسان را به سوی شکیبایی، دلسوزی، درک نیازهای دیگران، و مراقبت از کسانی که آسیب دیده اند یا دچار مشکل شده اند، سوق می دهد.
وجدان خلل ناپذیر، آن ندای درونی است که به ما کمک می کند تا درست را از غلط، بازشناسیم و اساس درستکاری و زندگی اخلاقی را بنیان می نهد تا در هنگام انحراف از مسیر درست، ما را دستگیر باشد.
خویشتن داری یعنی عمل نکردن بر اساس تفکر تکانشی؛ و فضیلتی است که با داشتن آن می توانیم از آنچه که باعث رضایت زورگذر و افراط و لذتجویی است، برکنار بمانیم.
احترام، فضیلت دیگری است و به معنای توجه نشان دادن به ارزش افراد یا اشیاء است و باعث می شود تا با دیگران، با ملاحظه رفتار کنیم و برای زندگی آنها ارزش قائل شویم.
مهربانی، توجه نشان دادن به رفاه و احساسات دیگران است. مهربانی، خصلتی است که برای اطمینان یافتن از این که دنیای ما صلح آمیزتر و با ملاحظه تر خواهد بود، بسیار، مورد نیاز است.
بردباری، فضیلت اخلاقی برجسته ای است که به ما کمک می کند تا صرف نظر از تفاوتهای میان انسانها- از حیث نژاد، مذهب، جنسیت، ظاهر، فرهنگ، باورها و توانایی- به آنها احترام بگذاریم.
و در نهایت، انصاف، همان چیزی است که باعث می شود تا ما با دیگران، به شیوه ای درست، بی طرفانه، و عادلانه رفتار کنیم.

۴) وقتی به دلایل آن رفتارها و جوک سازی ها فکر می کنم به این پاسخ می رسم که ابعاد هفتگانه ی تشکیل دهنده ی منش اخلاقی، در جامعه ی ما آموزش داده نمی شوند؛ و اگر با اغماض بتوان پذیرفت که به طریقی، آموزش داده می شوند باید صادقانه اعتراف کرد که چنان با استثناهای متعدد، درآمیخته است که مجالی برای رشد درست و بقاعده ی یک منش اخلاقی بهنجار را فراهم نمی کند. اگر شخصی، مذهبش، نَسَبش، زبانش، نژادش، مرامش، و یا نگرش سیاسی اش، شبیه ما بود با او مهربانیم و منصف و بردبار و احترام گذار و همدل. اما اگر او با ما دیگر بود، همه ی آن مهربانی ها و مدارا و همدلی و انصاف و احترام و خویشتنداری ها از میان می رود. این چنین رفتارهایی را به کرات دیده ایم و به شدت به انجام آنها توصیه شده ایم. همین استثناگذاری هاست که زمینه را برای هرگونه رفتار غیراخلاقی بعدی، فراهم می کنند و به همین دلیل، به آنها عنوان “استثناهای جنایتکار” را داده ام. آیاانسانی می تواند انسان دیگری را از هستی ساقط کند؟ آزادی اش را بگیرد؟ زن و فرزندانش را حراج کند؟ یا از رنج دیگران، جوک بسازد و بخندد؟ با تأسف باید گفت که می توان چنین کند. می تواند چنین کند وقتی که وجدان، همدلی، خویشتنداری، مهربانی، انصاف، بردباری، و احترام در نزداو (و ما) چنان در دایره های تنگ “خودمحوری” و “خودی دوستی” گرفتار آمده باشد و چنان در استفاده از آن ابعاد انسانی والا، خسّت به خرج دهیم که تنها اندکی از نزدیکان و همانندهای ما از آن برخوردار شوند. وقتی که الگوهای اثرگذار اجتماعیِ ملهم از این ابعاد عاشقانه، نایاب و یا کمیاب باشند و ذهن ما چنان در چنبره ی تقسیم بندی های نژادی و مذهبی و قومی-زبانی، گرفتار آمده باشد که برای مهربانی و همدلی و خویشتنداری و وجدان و انصاف . احترام، حد و مرز بگذاریم، هرگونه امیدواری برای ایجاد یک جامعه ی اخلاقی، کمرنگ می شود. آنگاه باید جنایتکاران داعش و اسیدپاشان اصفهان را دید و آدمیانی مثل من و تو که با رنج دیگران شادند. آنجا،بی شک عشق مُرده است. برای زنده شدن عشق، باید کودکان را دریافت و آنها را پرورش داد اما پیش از آن، باید که ما از تاریکی خودمحوری به در آییم.

۵) کتابِ رسالتِ ما محبت است و زیبایی‌ست
تا بلبل‌های بوسه
بر شاخِ ارغوان بسرایند.
شوربختان را نیک‌فرجام
بردگان را آزاد و
نومیدان را امیدوار خواسته‌ایم
تا تبارِ یزدانیِ انسان
سلطنتِ جاویدانش را
بر قلمروِ خاک
بازیابد.
کتابِ رسالتِ ما محبت است و زیبایی‌ست
تا زِهدانِ خاک
از تخمه‌ی کین
بار نبندد.

احمد شاملو

سفر به کال

آبان ۷ام, ۱۳۹۳

در بعد از ظهر عید غدیر امسال به همراه سید مهدی احمدی زاده، معاون محترم فرماندار لامرد، محمود حق شناس سردبیر نشریه ی اتحاد ملی شهرستان های لامرد و مهر و رضا واعظ زاده برای زیارت قبر محیا (*)، شاعر شروه سرای جنوب، به طرف کال راهی شدیم.

کال شرقی ترین نقطه ی لامرد است و در مرز لامرد و بستک قرار دارد. از این آبادی قدیمی علما و عرفای زیادی برخاسته اند که از جمله ی آن ها سید کامل پیر است. آرامگاه او محل زیارت علاقه مندان است. ما بعد از حدود یک ساعت از شروع حرکت به آنجا رسیدیم و مورد استقبال قرار گرفتیم. یکی از اهالی آنجا به نام سید محمد یوسف که از سادات قتّالی کال است به استقبال ما آمد و راهنماییمان کرد.

DSC00484

برای رسیدن به ارامگاه محیا باید ابتدا از درب اصلی مسجد بزرگ و تازه ساز کال که مناره و گنبد آن معماری زیبایی دارد وارد شوید.

IMG-20141014-WA0012

سپس از مسجد قدیمی و تاریخی کال که مابین مسجد و ارامگاه پیر کامل و محیا است عبور کنید:

DSC00509تا به آرامگاه سید کامل پیر که در پشت این مسجد قرار دارد برسید.

DSC00511

پشت نرده های سمت چپ آرامگاه پیر کامل، زیر درخت کنار سرسبز، قبرستانی به چشم میخورد که محل دفن محیا است.

mahyaهمان گونه که در عکس فوق مشخص است متأسفانه در محل دفن محیا چیزی به جز تلّی خاک و دو سنگ برآمده از زیر خاک چیز دیگری مشاهده نمی شود.

مسئولین امر برای حفظ سنگ قبر قدیمی محیا از سرقت آن را داخل آرامگاه سید پیر کامل گذاشته اند.

خود آرامگاه بسیار قدیمی است و گویا مربوط به دوره ی صفویه می باشد. سید محمد یوسف کلیددار آرامگاه، درب را برای ما باز کرد.

pirekamel

بر روی قبر سید کامل پیر، پارچه ی سبزی کشیده شده بود که از آن کُولُخ هایی آویزان بود.

DSC00492

در گوشه ی آرامگاه سید پیر، سنگ قبر صندوقچه ای شکل متعلق به محیا گذاشته شده است.

DSC00495

سید محمد یوسف از محیا برایمان گفت و چند بیتی از شعرهای وی را که در ذهن داشت، قرائت کرد:

چه خوش باشد هوای بُنگِر بیخ               کباب پازنان باشد سرِ سیخ

شکار افکنده محیا با رفیقان           به سِت اربعین و اَلف تاریخ

***

منم محیا که از نسل علیّم             غلام خاص قتّال ولیّم

ز حشر و نشر محیا گشته فارغ               که شیخ آستان کاملیّم

شعرهای محیا ساده و تاثیر برانگیز است. در نشستی با چند تن از اهالی روستا پیشنهاد شد مراسم شب شعری در خور نام محیا با کمک اهالی در این مکان برگزار شود. آقای احمدی زاده معاون فرماندار هم قول همکاری دادند. همچنین قول دادند تابلوهایی در مرکز شهر به نام محیا نصب شود و حداقل خیابانی به نام ایشان نامگذاری شده و همچنین در آینده ای نزدیک قبر محیا بازسازی گردد.

 

شب عید و من و محیای کالی                      به ری تش گوشت اشکال ذغالی

به دورم ایل مح یوسف با اورنگ                  همه بیدند ولی جای تو خالی

 

سفر خوب و خوشی بود. جای همه دوستان در این سفر خالی بود.

این هم عکس هایی از این سفر:

IMG-20141014-WA0008مقبره ی سید پیر کامل

 

 

DSC00501علمی که در آرامگاه گذاشته شده بود.

 

 

IMG-20141014-WA0015ورودی شبستان مسجد قدیمی کال

 

 

DSC00503شبستان مسجد قدیمی کال-واقع در زیرزمین

 

 

DSC00505مسجد جدید کال در نزدیکی قبر محیا

 

IMG-20141014-WA0003

نسخه ای قدیمی از سید ابراهیمِ سید خلیل که سید محمد یوسف در حال قرائت آنست.

 

 

———————————————————

 

(*) سید محی الدین محیای کالی شاعر و عارف قرن یازدهم هجری قمری، شاعر شناخته شده و معروف جنوب ایران و سواحل خلیج فارس است. آوازه ی او از بوشهر تا بندر عباس و کشورهای عربی حوزه ی جنوبی خلیج فارس است. شروه هایش دلنشین و زبانش همان فارسی بیخه ای هست. او در شعرهایش خود را معرفی کرده و نشان داده علاقه ی زیادی به حضرت محمد (ص) و ائمه (علیهم السلام) دارد. وی به تمامی سواحل خلیج فارس مسافرت کرده و همچنین میراشکالی ماهر بوده است. بعضی او را از خود دانسته و حتی او را محیای بردخونی یا پنگرویی نامیده اند. مسجدی به نام محیا در پنگرو و همچنین غاری به نام او در کوه های لاور خشت وجود دارد. محیا عمری طولانی کرده است و گویا در دوره ی شاه عباس صفوی نیز زندگی می کرده است. از وی دیوان شعری باقی مانده است که توسط آقای احمد حبیبی به چاپ رسیده است.

بسی آید بهار و من نباشم                    بروید لاله زار و من نباشم

رفیقان و شفیقان بعد محیا                   بیایند در گذار و من نباشم

***

شه دلدل سوار آمد خوش آمد          علی با ذوالفقار آمد خوش آمد

برای خاطر مولای محیا                              امام هشت و چار آمد خوش آمد

***

اگر پیرم هنوز پیر بکارم                     نه مثل جاهل نوبسته بارم

تن محیا چو خرمای خِنَیزی                   اگر کهنه شود دوشاب دارم

***

هوای دلبر دلبندم آمد                        به بیخ کال بالابندم آمد

دم تنگ چَخو بستند به محیا                  غزالان از کلِ پسبندم آمد

 

 

پاسخی به گردانندگان مراسم روز اول محرم الماس جنوب

آبان ۶ام, ۱۳۹۳

نویسنده : محمد دهقان
وقتی آمار واحدهای صنفی کشور را با دیگر نقاط کشور مقایسه می کنم سرم سوت می کشد. در حالیکه سرانه واحدهای صنفی در کشورهای پیشرفته دنیا مثلا آمریکا به ازای هر ۲۰۰ نفر و در اروپا به ازای هر ۱۵۰ نفر و در ژاپن به ازای هر ۱۲۰ نفر یک واحد صنفی است، در کشور ما به ازای هر ۳۵ نفر یک واحد صنفی است و نگران کننده تر از این در شهر لامرد این رقم پایین تر از ۲۰ نفر است که به هیچ وجه علمی، اقتصادی و منطقی نیست و با معیارهای بین المللی مطابقت ندارد.”
جملات فوق بخشی از صحبت های اینجانب است در شورای اداری شهرستان ، زمانی که مسئولیت اداره بازرگانی را بر عهده داشتم (صحت و سقم آن را می توانید از نیروهای فرمانداری جویا شوید). در همین راستا می خواهم امروز نیز مطالبی را بصورت مکتوب در سایت تراکمه در معرض دید همگان بگذارم که فردا و فرداها نگویید چرا نگفتید.
این روزها ” تابه” که نه “کوره” الماس جنوب داغ داغ است و با یک سوت این بچه مایه دار قشمی در روز اول محرم عده ای دور او جمع شدند و به جای حمایت از مردم ، پشت سر او قرار گرفتند تا در مقابل نمایندگان منتخب دوره چهارم صف بکشد.
اینان به جای توصیه به او برای رفع نواقصات فنی پروژه که در آینده خطرات جانی برای مردم نداشته باشد ، چشم بسته از او حمایت می کنند. کسی نیست از ایشان بپرسد اگر این پروژه بصورت مشارکتی با شهرداری است پس جایگاه نمایندگان شورای شهر و شهرداری و مخصوصا نظام مهندسی که سالهاست بر طبل توقف پروژه بخاطر نواقصات عمده فنی می کوبد کجاست؟به راستی گردانندگان جلسه روز اول محرم چه جایگاهی در بین مردم فهیم شهر لامرد دارند؟
حال بببینیم این قبری که سر آن شیون می کنند اصلا مرده ای در آن موجود است؟
به نظر اینجانب به عنوان کسی که دستی بر آتش داشته و حدود ۸ سال ریاست اداره بازرگانی و اصناف شهرستان لامرد را برعهده داشته ام به دلایل زیر این پروژه از نظر اقتصادی توجیه نداشته و برای خریداران و مردم شهر لامرد به سوددهی نخواهد رسید:
الف) اگر واحدهای صنفی را به دو دسته تولیدی و توزیعی تقسیم نماییم ، متاسفانه بیشترین آمار واحدهای صنفی در شهر لامرد واحدهای توزیعی هستند که اشتغال و ارزش افزوده کمتری نسبت به واحدهای تولیدی دارند. متاسفانه پروژه الماس جنوب صرفا برای واحدهای صنفی توزیعی طراحی شده و امکان استقرار واحدهای صنفی تولیدی در آن نیست و از سوی دیگرشهر لامرد دارای بیش از ۲۰ مجتمع تجاری فعال و یا در حال ساخت می باشد که آنها نیز صرفا جهت استقرار صنوف توزیعی طراحی شده اند که خیابان ۲۲ بهمن با استقرار بیشترین مجتمع های تجاری رکورد دار واحدهای صنفی است و اگر دو مجتمع تجاری جهانبانی و ملکی(واعظ زاده) با ۱۵۰ واحد تجاری که در مراحل پایانی آن است راه اندازی شوند، همین خیابان به تنهایی می تواند جوابگوی کل شهر باشد.
ب) شهر لامرد با داشتن خیابانها و بلوارهای عریض که از شرق تا غرب شهر کشیده شده ، هر روز نیز شاهد ساخت و ساز واحدهای تجاری توسط مردم در اراضی ملکی واقع در محدوده محلات است و شهرداری و شورای شهر نیز نمی‌تواند مردم را به ساخت نوع خاصی از واحدهای تجاری اجبار نماید.
با توجه به دلایل فوق آیا در شهری که بطور مثال تقاضای روزانه پیراهن و شلوار مردانه آن کمتر از ۱۰۰ است و برای مرتفع کردن آن ۱۰ مغازه یا واحد تجاری کفایت می کند ، وجود فروشگاههای بیشتر در این صنف فقط موجب بوجودآمدن بیکاری پنهان و به تبع آن نارضایتی فروشندگان بدلیل عدم مشتری و ورشکستی و بیچارگی و بوجودآمدن ده ها مشکل اجتماعی نمی شود؟
ای کاش به جای هدایت سرمایه مردم به سمت مجتمع هایی نظیر الماس جنوب و ساخت حجره های کوچک در چنین پروژه هایی ،آنها را تشویق و ترغیب می کردیم که به سمت ساخت فروشگاه های بزرگ(فروشگاههای بزرگ به فروشگاهی اتلاق میگردد که بیش از ۲۵۰ مترمربع وسعت داشته باشد) تشویق می کردیم که آنهم به دلیل همجواری با منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی و نگاهی که دولت طبق طرح آمایش سرزمین به مناطق جنوبی استان فارس علی الخصوص لامرد دارد چنین فروشگاهی می توانست جوابگوی تقاضاهای شرکت های بزرگ مستقر در این مناطق باشد که متاسفانه جای خالی چنین فروشگاها در شهر لامرد احساس می شود.
حال تصور نمایید طبق دفترچه تبلیغاتی الماس جنوب این پروژه ها علاوه بر رستورانها و فست فودها و هاپیر مارکت آن دارای ۴۰۰ واحد تجاری است که چنانچه روزانه هرکدام از این واحدها صرفا برای هم پوشانی نمودن هزینه های خود نیاز به داشتن ۱۰ مشتری داشته باشند می شود ۴۰۰۰ مشتری، حال در شهر ۲۵ هزار نفری که حدود ۶۰۰۰ خانوار در آن مستقر هستند آیا احداث مجتمع تجاری الماس می تواند دارای توجیه اقتصادی و تجاری باشد؟
آیا وقت آن نرسیده که به جای حمایت های بی چون و چرا از یک بساز و بفروش که پس از فروش واحدهای تجاری خود و بدست آوردن سودهای نامتعارف که در مطلب قبلی خود به خروج ۷۰ میلیارد تومان سرمایه مردم به آن اشاره ای داشته ام از این شهرستان خواهد رفت به فکر حمایت از مردم و خریداران و جلوگیری از خسران و ضرر آنها باشیم؟
در پایان نکاتی هرچند کوتاه خدمت مردم فهیم شهر لامرد اعلام می کنم :
۱ـ تاکنون هیچ گونه طرحی از سوی جناب پاکروان که قابلیت اجرایی داشته باشد ، در یکسالی که از استقرار شورای چهارم می گذرد به شهرداری و شورای شهر ارائه نگردیده و پارک آبی و غیره خواب هایی است که هنوز برای ما تعبیر نشده است.
۲ـ جناب پاکروان دارای ۴ فقره چک تاریخ گذشته (مربوط به سال ۹۲) در شهرداری می باشد که بدلیل عدم موجودی در حساب بانکی از طریق مجاری قانونی توسط شهرداری در حال پیگیری است.
۳ـ سهم آموزش و پرورش پروژه الماس جنوب طبق محاسبه سال ۹۱ مبلغ ۶۴ میلیون تومان می باشد که تاکنون پرداخت نگردیده و در آخرین جلسه شورای آموزش و پرورش که در مهرماه ۹۳ به ریاست فرماندار محترم برگزار گردید یکی از تقاضاهای اصلی ریاست محترم آموزش و پرورش از اعضا شورا این بود و تصمیم بر این شد که در اولین فرصت آموزش و پرورش طی مکاتبه ای به شهرداری و شورای اسلامی اعلام نماید تا روند قانونی آن پیگیری شود.