Archive for شهریور, ۱۳۹۳

خاطره یک روز کاری در قدیم

شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۳

کَذیم بی کسب و کارُم بُنجَه کندن

می آوردم بَرِ مردم خَجه بَن

 

چه تو سرما چه تاوِسّونِ گرما

تَبَر تیشه به دستم جون بَن ها

 

تاوِسّون پیش اَ شومی، رُو می کرذم

دل شُو تی سَرِِ کُه خُو می کرذم

 

هَبَیس یک در میون تو تنگ پُدنو

کارم بی بُنجه کندن قُله ی کُو

 

شفق پا می شدم با داس و تیشه

می کَندُم تُنگه ی بَن ها ز ریشه

 

با پولش جا و جرُّ و زن گرفتم

نسایی دخترِ مَح سَن گرفتم

 

نری داشتم، الاغی گوش به فرمون

می کِرذ بارُم جاکَن زومَسّه حیوون

 

ما وینِ کوه و دِه در رفت و اومد

همینطو خرجیِ ما در میومد

 

یه سالی فصل گرما بید و خارَک

دهانِ روزه در ماهِ مبارک

 

پاویذُم بعد اَ خُو پیشِن پَسینی

واکرذم جلدَکی گِرذ فَرش مینی

 

وابَستُم ری خَرُم بارتنگ و پالون

نوار و آب و تیشه در کِرِ اوُن

 

نهاذُم چُهرِ خر بار و اَثاثم

یه فرش و دسمالِ نونی و داسُم

 

واکرذم سفت، لَنگوتَه ی سرم را

در آوُرذُم اَ تویِ خَسّ خَرُم را

 

سوار خر زدم از خونه بیرون

بَرِ آورذنِ یک لقمه ی نون

 

زنم، گفتم که اسم او نساء بید

زرنگ و با حیا و باوفا بید

 

همیشه مکنای مشکی سرش بید

جومه ی چَپّه سِوِندی در بَرِش بید

 

نساء بید یک زن خوب و نمونه

کمک کار مو بید تو خرجِ خونه

 

همیشه در کنارم، وَر دَسُم بید

به وقت ناخوشیها مَردَسُم بید

 

نساء با تَحسُمِ دِی سَید سلیمون

کَمِ کیچه میکرذ هر رو پسین نون

 

می کرذ تَش تو تنیر با سِرگین و خار

یه حَصین نون می پخت از بهرِ افطار

 

نساء تام دید، با دستِ خمیری

برام آورد کیلی گرمه ی تنیری

 

نهاد چند تا خرک پُخته تو دستم

مو اون ها را پَرِ لنگوته بستم

 

بِزد لبخندی و دستش هوا کرد

پِس و پِس شی لبی سی مو دعا کرد

 

دلم نِیمَذ ولِ چهشاش کنم مو

چطوری ترکِ شوخی هاش کنم مو

 

نساء واگشت و وارفت جنبِ زنها

مو هم رفتم حَلِ کُه تَک و تنها

 

کشیدم اوسارِ خر، جهل بیذُم

مِلِ تمباک چَه کور تَهل بیذُم

 

با کینِ پا زدم بر سینه ی خر

خرُم جسّی برید، بالا آورد سَر

 

خرم تا دید که مو داذُم هُلنگش

مو واسد با دو پایِ تیز چنگش

 

یهو داد زاره ای در بسّه بیذه

دُمش بالا گرفت و رفت سیذه

 

نرِ خاکستری رنگم جَلَب بید

ولی راهِ سَرِ کُه خوب بَلَد بید

 

تا هُوش گفتم یهو گوشش واکرذ زیچ

گذشت از کوچه هایِ پیچ در پیچ

 

سر کیچه سینَم واویذ دو دختر

می برذن سوی مسجد چای و کَستر

 

یکی پُرگ و سُرو میبرد مسجد

یکی کشک و یکی خرما و کُنجد

 

گروهی در کنار برکه بیذن

یه عده زیر گز رُخ می کشیذن

 

حاجی مختار سینَم واویذ شتابون

می رفت تا که اذان گوید پَسِ بون

 

عجب حال و هوایی داشت این ماه

مو امّا در پَیِ کارم دمِ راه

 

مو و چارپا ملِ دو یار و یاور

کمی قبل اذان از ده شدیم دَر

 

به چشم بر هم زدن از ده گذشتیم

گل و گَرذی به پا کردیم و رفتیم

 

به پشت سر نهادیم راه  لَرذو

واویذ زردِ خَزالی نورِ اَفتو

 

رسیدیم سنگلاخِ کوهپایه

واچیذ کم کم شعاع نور و سایه

 

میراشکالی شِی اومد اون حوالی

به کولش بید لَشِ گوشت شِکالی

 

رهش کج کرد و اوُمذ در جُوارم

سلامی کرذ و تا کرذ از کنارم

 

سَرِ اَفتو بِهی کوگ و کبوتر

به سویِ لانه یِ خود میزدِن پَر

 

چو افتو رفت و ظلمت هر کجا گشت

صدای توره ها پُر کرد در و دشت

 

چو رفتم سر پایینی تویِ خرّه

واذاشت امواجِ تش باد و باذِرّه

 

دَرَه بید ساکت و آرام و بی نور

دل تخته سیاهی، ظلمت و کور

 

چو رفتم در گِری گوری میانی

دلِ کُه وانشست صوتِ اذانی

 

ز خَر شی اومدم فوری و جنگی

تره کرذُم خرَم بر پاره سنگی

 

واکرذم پوشَنُم لَرد چَکی پهن

واخورذم چند گُلُپ اَو از لبِ خهن

 

گرفتم از لب اَو دس نمازی

بکرذُم با خدا راز و نیازی

 

کنار جا نمازم پَرپَروکی

واخورد مانند مو کلّه بروکی

 

واکندُم آب و دسمال از جُل و بار

با خرما و سفیدی کرذم افطار

 

کیلی خرما  دمِ دندون گرفتم

واخوردم اَو دوباره جون گرفتم

 

کمی بعد از نماز و استراحت

پاویذم رونه بیذم چند ساعت

 

دل تخته تماما سر بالایی

به غیر از ماه نبیذ نور بَرایی

 

به دس اَوسار ، تبر تیشه سَر کول

زدم بر تخته یِ پُر پیچ سادول

 

پسِ قلّه هوا  خور و تاریک بی

مسیر مو دراز و ره باریک بی

 

مو امّا چابک و ورزیده بیدم

مثال یوز پلنگ خیز می بریدم

 

بَلَد بیدُم رهِ کُه چون کف دَس

نمی گشتم دلِ کُه خَسّه و لَس

 

ولی هنگام ره رفتن همیشه

می کرذم خَم خوذُم بر چوبِ تیشه

 

خلاصه پا و پاکو تا بار انداز

که کرذُم خُور قرص مَهتُوِ ناز

 

از اینجا خُم پیِ سر ، خر به تی بَر

برفتم تا رسیدم بر سر پَر

 

سر پَر تا سرِ برکه گُلاخور

بَن و باذُم بید و انجیر و یک لور

 

جلوتر در کنارِ برجِ گاهی

رهِ سادول می خورد بر یک دو راهی

 

یه ره می رفت به کهری سویِ لاوَر

یه  ره هم سیدَه می رفتی به بندر

 

یه جنبت بید، اِشکفتی و خَسّی

کپرهای عرب های گا بَسّی

 

او وَل تر بید یوردِ اسپری خان

سه چار تا سگ بیذن اونجا نگهبان

 

مو سویِ لاور کهری پیچیدم

میونِ پاره ها رفتم، رسیدم

 

نمود پهن خرمنش ماه منوّر

دل کُه روشن آویذ تا سَرِ پَر

 

مو کردم جا کنار برکه یِ اَوو

برای استراحت با کمی خَوو

 

کِرِ برکه به زیر چرخ گردون

مو بیذُم با یکی زومسّه حیوون

 

خرم بستم بدون جُل، بی بارِش

وارِختم یک کمی اَو روی یالش

 

در آوردم جوتیهام از کفِ پام

پوشَن را پهن کرذم در سَرِ جام

 

نهاذُم کلّه ام روی دُکُونی

زدم چُرتی واخُرذُم خَسّه خونی

 

خرم گل برذه ای کرذ و دِروشید

کنارم گوشه ای تَپ  زد اُ خوسید

 

زِ سرمایِ سرکوهی تاسیدم

کمی قبل اذانِ صُح  پاویذم

 

اَ لای بار دسمالم آوردم

سحر خوردم اُ سیری اَو واخُوردم

 

چو شد بُنگِ اذان خوندُم صلاتم

واکرذم جمع و جور بار و بساطم

 

واکرذُم گِرد فرش و مُتَکایم

کشیدم پاشنه ی پوذالَ پایُم

 

چو پیدا شد کمی نور سپیده

کشیدم اَو زدُم بر چشم و دیده

 

مو قبل از گرمی و امواج اَفتو

به دنبال خَجه کرذُم تک  و دو

 

خزیدُم و جخیدم و پریدُم

بکندُم و بریدم و کشیدم

 

مثال بازرنگو میدویدم

تبر بر  گردن بَن میکشیدم

 

نمیکرذم اَ هَم کوچیک و گنده

کاپون کرذم ری هم تُنگه و کنده

 

چو شد کارم تموم و بار بستُم

دلِ راحت سَرِ سنگی نشستم

 

زدم بر صورتم آبی دوباره

کمی دور و برم کردم نظاره

 

هَنی بیذ در سر که خَپِه و هوگ

کنار مو رَد آویذ رَمّه ای کوگ

 

ماوین سبزه و برگ و بَن و گُل

میخوندن دایما بنجیر و بلبل

 

صدای بُک بُکِ اَشکال و پازن

فضا پُر بیذ از عطر آویشَن

 

صدای کر کر کوگان دل مست

دل سنگ ، سینه یِ لُفهای پُر دست

 

صدایِ چَهره ریسکِ خوش خط و خال

اووَلتر جَسّ و جسِّ کهره اِشکال

 

کنار بُنگر از آب لبریز

کِز و سربَردَه و بَنگو و بَبریز

 

صدای ِ وِز وزِ مورذک با پرتوک

خُنک نرمه آهارِ لایِ اَهلوک

 

عجب جایی است این بالا بلندی

نه شَرّ و شُر، نه زندانی نه بَندی

 

چرنده و پرنده با دلی سیر

خبر نی از غُل و زنجیر و شمشیر

 

همه پی جور یک آب و غذایی

همه دارند، یک لانه یه جایی

 

همه قانع  به چند تا حبّه دانه

همه راضی به یک جا آشیانه

 

از این نوع  زندگانی حال کردم

به حسرت ترکِ آن لحمال کردم

 

یه دَهنه سی دِل خُم شَروه خوندم

اَ دستِ پخشه مورذک خُم کروندم

 

دیگه نی ویذ که بیش از این بگرذُم

تا بی گه وانویذه باد واگرذم

 

نهاذُم چُهرِ خر بار و بَرُم را

وابستُم بندِ بار تنگِ خرُم را

 

کوموس و بُنجه ها را کوپه کرذم

به پُشتم با نواری کوله کردم

 

دهان روزه لُنگُم خیس کرذم

بگفتم یا علی و خیز کرذم

 

خرم افتاد جلو مو پَی سر او

واگشتیم از رهِ خینه و پُدنُو

 

مسیر خِرّه ای در تنگِ خینه

بکندُم از تنه ی یک بَن بِذینه

 

تن خسته و گرمایِ خرک رنگ

برفتم تا مخسّون دم تنگ

 

لب تشنه رسیدم چاهِ دُولاب

مَلَح کردم کمی در بُنگُرِ آب

 

پاویذم رونه بیذم از دوباره

خرم از خستگی می داد ذاره

 

بهش گفتم  مَده  مُنگه و لُنده

تحمّل کن کمی راهِ وامونده

 

مسیر کُه تا ده بید راهِ راسی

رسیدم تا تراکمه قبلَ چاسی

 

کَپ کیچه ولِ آبادم اومد

دو بیتی های واعظ یادم اومد

 

نسایی آی نسایی آی نسایی

مِلِ ماهِ چهارده دلربایی

 

نسایِ منتظر تا کِرد ،خورُم

ملِ پروانه اومذ گشت دورم

 

با کنگِ باز اوُمد پیشبازم

کمک کرد کوله بارُم وانهاذُم

 

واسَد از مو تبر تیشه با پیله

کمی پاک کِرد اَ لبهام خویله

 

خرم برد داخل و بارِش شِی آورد

بَرُِم بوذن تو اَو زد، پُشتی آوُرد

 

نمودم استراحت ظهر گرما

به امید خدا تا عصر فردا

 

همی بی کار ما ای زن با شیگر

همین منوال تا یک روز دیگر

 

احمد واعظ زاده – تابستان ۱۳۹۳ – چابکسر

 

تلاش دکتر موسوی جهت جلب مشارکت یکی از شرکت‌های بزرگ اقتصادی

شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۳

نماینده مردم شهرستانهای لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی با مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی (شستا) دیدار و گفتگو کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر سید موسی موسوی، در ابتدای این نشست که در محل دفتر دکتر فیاض بخش برگزار شد، عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی به تشریح پتانسیل های مختلف شهرستانهای لامرد و مهر پرداخت و خواستار مشارکت شستا در اجرای پروژه های پیش بینی شده در این منطقه شد.

دکتر موسوی که پیش از این با وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی دیدار کرده و پیرو تماس تلفنی مقام عالی وزارت با دکتر فیاض بخش در این نشست حاضر شده بود تصریح کرد: شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی با توجه به شرکت های ۷ گانه تخصصی زیرمجموعه خود، می تواند در حوزه های مختلف صنعتی، معدنی، خدماتی و تولیدی حوزه انتخابیه ورود کرده و با مشارکت در اجرای این پروژه ها، ضمن برخورداری از مزایای اقتصادی آن، گامی مهم در راستای رونق و توسعه شهرستانهای لامرد و مهر بردارد.

مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی نیز ضمن ابراز خرسندی از این گفتگوی کارشناسی خاطرنشان ساخت: در نشست هایی که با مسئولان استانهای مختلف در اقصی نقاط کشور داریم، اغلب به کلی گویی بسنده می کنند و فقط بر این موضوع اصرار دارند که شستا در منطقه آنها اقدام به سرمایه گذاری کند. این در حالی است که شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی یک بنگاه اقتصادی است و طبیعتا در جایی اقدام به سرمایه گذاری خواهد کرد که بازگشت سود و سرمایه آن دارای توجیه فنی و اقتصادی باشد.

دکتر فیاض بخش تاکید کرد: با توجه به اطلاعات فنی، جامع و بسیار خوبی که از ظرفیتهای بالای جنوب استان فارس در این نشست طرح شد، می بایست اذعان کرد که این گفتگو از معدود جلسات کارشناسی بود که بین شستا با مدیران سیاسی مناطق مختلف برگزار می شود و با این اوصاف ضروری است هلدینگ های تخصصی زیرمجموعه شستا گزارش مبسوطی از طرح های مختلف پیش رو تهیه کرده و زمینه سرمایه گذاری شستا در این پروژه ها را فراهم نمایند.

شایان ذکر است موضوع فعالیت شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی که به اختصار شستا نامیده می شود، سرمایه­ گذاری و مشارکت در فعالیتهای اقتصادی و بازرگانی اعم از فعالیت تولیدی، بازرگانی، خدماتی و تشکیل انواع شرکتها در جهت نیل به اهداف شستا میباشد.

شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی هم اکنون دارای ۷ هلدینگ تخصصی با نام های: شرکت سرمایه گذاری نفت و گاز و پتروشیمی تأمین، شرکت سرمایه گذاری سیمان تأمین، شرکت سرمایه گذاری دارویی تأمین، شرکت سرمایه گذاری صدر تأمین (کاشی و سرامیک و مواد کانی و فراورده های نسوز)، شرکت سرمایه گذاری صنایع عمومی تأمین، شرکت سرمایه گذاری عمران و حمل و نقل تامین و نیز شرکت سرمایه گذاری صبا تأمین می باشد که هرکدام از آنها نیز در زیرمجموعه خود دارای چندین شرکت مستقل می باشند.

شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی در حال حاضر با بیش از دو دهه فعالیت مستمر، به یکی از شرکت‌های بزرگ اقتصادی در سطح خاورمیانه تبدیل شده است.

به عنوان نمونه تنها یکی از هلدینگ های تخصصی زیرمجموعه شستا که در حوزه های مرتبط با نفت، گاز و پتروشیمی مشغول به فعالیت می باشد، در تمامی پروژه های ذیل دارای سهام است: پالایشگاه بزرگ ستاره خلیج فارس، شرکت نفت ایرانول، شرکت نفت پاسارگاد، شرکت پرسی ایران گاز، شرکت پالایش نفت آناهیتا‌، شرکت پالایش نفت اصفهان،‌ شرکت نفت نیک قشم،‌ شرکت حفاری شمال، شرکت توسعه نفت و گاز آریا، گروه صنعتی بارز،‌ ایران یاسا، لاستیک یزد، پتروسینا،‌ نیرو کلر،‌ پتروشیمی فن آوران، پتروشیمی امیرکبیر، پتروشیمی خراسان، پتروشیمی آبادان، پتروشیمی غدیر، پتروشیمی مارون، پتروشیمی جم، پتروشیمی نوری، پتروشیمی خارگ، پتروشیمی شازند، پتروشیمی مرجان، پتروشیمی مروارید، پتروشیمی شیراز،‌ پتروشیمی تبریز، پتروشیمی باختر،‌ پتروشیمی ایلام،‌ پتروشیمی فارابی و …

همچنین شستا در بانک رفاه، بانک ملت، بانک تجارت، بانک کارآفرین و همچنین بیمه هایی نظیر دانا، البرز، میهن و ملت دارای سهام است.

پروژه اپراتور سوم تلفن همراه (رایتل)، صنایع مس باهنر، صنایع مس ایران، فولاد خوزستان، فولاد مبارکه اصفهان، ده ها کارخانه سیمان، دهها شرکت مرتبط با عرصه داروسازی، قطارهای مسافری رجاء، کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران، آلومینیوم دورال و دهها شرکت و کارخانه تولیدی دیگر نیز از مهمترین موارد دیگری هستند که شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی در آنها دارای سهام می باشد.

گفتنی است از آنجا که اجرای بسیاری از طرح های پیش بینی شده در شهرستانهای لامرد و مهر از محل اعتبارات دولتی امکان پذیر نبوده و نیازمند سرمایه گذاری بخش های تعاونی و خصوصی است، نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی بخش عمده ای از وقت خود را طی ماه های اخیر صرف دیدار با مسئولین بانکها و شرکتهای مختلف و ترغیب آنان به حضور در عرصه های مختلف سرمایه گذاری حوزه انتخابیه کرده است.

معاون استاندار فارس: باید برای شهرستان لامرد اسپند دود کرد

شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۳

آیین تودیع محمود صفری و عباس رحمانی فرماندار و معاون فرماندار پیشین و معارفه عبدالرضا منصوری و سید مهدی احمدی‌زاده بعنوان فرماندار و معاون فرماندار جدید لامرد، در سالن اجتماعات معلم این شهر برگزار شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر سید موسی موسوی، در این مراسم که با حضور کمال فیروزآبادی معاون سیاسی امنیتی استاندار فارس، امام‌جمعه لامرد، نماینده مردم شهرستان‌های لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی و برخی مدیران کل استانداری فارس، مسئولان محلی و اقشار مختلف مردم لامرد برگزار گشت، معاون سیاسی امنیتی استاندار فارس با بیان اینکه انصافا باید برای شهرستان لامرد اسفند دود کرد گفت: فرماندار جدید لامرد در عرصه های مختلف دولتی و بخش خصوصی دارای تجارب گرانبهایی است.

کمال فیروزآبادی در آیین تودیع و معارفه فرمانداران قدیم و جدید لامرد با اشاره به پیشرفتهای گسترده و آینده درخشان این شهرستان اظهار داشت: انصافا باید برای این شهرستان اسفند دود کرد؛ چراکه به صورت تیمی و با انسجام بالایی کارها را دنبال می کنند و توفیقات بسیار خوبی هم داشته اند.

وی با اشاره به موضوع مصوبه اتصال استان فارس از طریق شهرستان لامرد به دریا اظهار داشت: در موضوع تقسیمات کشوری هرگز به منافع اشخاص و موضوعات محلی و شهرستانی توجه نمی شود، بلکه همواره منافع ملی و مصالح عمومی در نظر گرفته می شود.

معاون سیاسی امنیتی استانداری فارس افزود: مصوبه شورای عالی امنیت ملی و هیئت محترم دولت در خصوص الحاق فارس به دریا که با همت و تلاش های ویژه نماینده مردم شهرستانهای لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی به ثمر نشست، موضوعی کاملا ملی است که منافع نظام را در ابعاد کلان امنیت ملی تامین می کند.

این مقام مسئول خاطرنشان کرد: لازم است در شهرستان لامرد نقشه راه و طرح جامع نوینی نگاشته شود تا با در نظر گرفتن اهداف شورای عالی امنیت ملی، زمینه های تحقق این اهداف فراهم شده و با برنامه ریزی مناسب در این راستا حرکت کرد.

معاون استاندار فارس با اشاره به ظرفیتهای نیروی انسانی این منطقه و حضور چندین وزیر در دولتهای مختلف گفت:‌ این حوزه انتخابیه همواره در سطوح عالی دولت دارای نماینده بوده است و ضروری است که با حفظ اتحاد و همدلی و با مدیریت جهادی، روند توسعه را سرعت بخشید.

فیروزآبادی ضمن تقدیر و تشکر صمیمانه از زحمات محمود صفری در طول دوران تصدی مسئولیت فرمانداری لامرد، گریزی نیز به فرماندار جدید لامرد زد و در خصوص عبدالرضا منصوری تصریح کرد: ایشان از تجارب بسیار خوبی در داخل و خارج از کشور برخوردار هستند و از آنجا که علاوه بر مسئولیتهای مختلف در مناصب حکومتی و دولتی، در عرصه های اقتصادی و بازرگانی بخش خصوصی نیز فعالیتهای چشمگیری داشته اند، امید است از این تجارب گرانبها به نحو مطلوبی استفاده شده و سرمایه های قابل توجه لامردی های مقیم کشورهای حوزه خلیج فارس در طرح های مختلف پیش بینی شده در سطح شهرستان به کار گرفته شود.

نماینده مردم شهرستانهای لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی نیز در این آیین طی سخنانی اظهار داشت: لامرد در نگاه نظام جمهوری اسلامی ایران نقطه ای بسیار حساس است که همواره و از سالها پیش از انقلاب مطمع دشمنان بوده و این موضوع ضرورت هوشمندی مسئولین به منظور جلوگیری از رخنه دشمنان را دوچندان می کند.

وی تاکید کرد: نگاه نظام بر روی منطقه لامرد نگاه ویژه ای است که آن را از سایر مناطق متمایز می کند؛ بگونه ای که در نگاه مجموعه نظام، منطقه ما خطه ای است که می بایست وزن جنوب را به دوش بکشد.

سید موسی موسوی ضمن تقدیر از خدمات خالصانه محمود صفری فرماندار سابق لامرد ابراز داشت: فرماندار جدید لامرد دارای مسئولیت مهمی در کشور امارات بود و علی رغم آنکه در آسایش و رفاه به سر می بردند و هیچ نیازی نیز به این مناصب نداشتند، در واقع ایثار کردند و به منظور خدمت به مردم شریف شهرستان لامرد، این مسئولیت را پذیرفتند.

این نماینده مجلس که پیش از نمایندگی پزشک جراح بوده است با بیان آنکه چیزی را بالاتر از خدمت بی مزد به مردم نمیدانم تصریح کرد: من نیز از هر چه داشتم گذشتم، اما در مقابل آنچه که باید بدست می آوردم را کسب نمودم که همانا نوکری شما مردم شریف است.

نماینده نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در پایان سخنان خود خاطرنشان ساخت: امیدوارم روند توسعه و پیشرفت شهرستان با اتحاد و همدلی کلیه سلایق و گروه های فکری، سرعت بیشتری به خود گیرد.

عبدالرضا منصوری، فرماندار جدید لامرد نیز در مراسم معارفه خود با بیان آنکه باید قطار پیشرفت لامرد سرعت و شتاب بیشتری به خود بگیرد، اظهار داشت: با توکل به خداوند متعال آمده ام که خدمت کنم و قصدم جز خدمت چیز دیگری نیست.

وی با بیان اینکه در این شهر هچ منفعتی ندارم افزود: با قاطعیت تمام خدمت خواهم نمود و از تمام ظرفیت های بسیار بالایی که در استان و پس از آن در کشور وجود دارد به منظور پیشرفت روز به روز شهرستان لامرد استفاده خواهم کرد.
فرماندار جدید لامرد با اشاره به اینکه دستم را به سوی همه مردم دراز خواهم کرد گفت: فرمانداری خانه مردم است و درب فرمانداری به روی همه افکار و سلایق باز است.

منصوری خاطرنشان کرد: کارهای بسیار بزرگی در سطح این شهرستان شروع شده است و کارهای بزرگ دیگری نیز پیش رو می باشد که همه مسئولان ادارات و نهادهای دولتی در راستای سیاست های دولت تدبیر و امید می بایست قدم بردارند و ما موظف به حمایت از سیاست های دولت تدبیر و امید می باشیم.
فرماندار جدید لامرد تصریح کرد: باید قطار پیشرفت لامرد سرعت و شتاب بیشتری به خود بگیرد و شبانه روز به مردم خدمت کرد.

شایان ذکر است در ابتدای این آیین محمود صفری فرماندار پیشین لامرد طی سخنانی به ارائه گزارش عملکرد سه‌ساله خود در حوزه های مختلف پرداخت. همچنین سخنرانی حجت الاسلام شهیدی امام جمعه شهرستان لامرد و سید احمد احمدی زاده مدیرکل امنیتی استانداری فارس نیز از دیگر قسمت های این مراسم بود.

راه اندازی سایت ورزشی تراکمه ( لامرد)

شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۳

در راستای اطلاع رسانی در موضوعات مختلف از طریق سایت تراکمه و بالا رفتن سطح فرهنگ و اطلاعات عمومی شهروندان، بر آن شدیم سایتی در پیرو سایت تراکمه و فقط در موضوع ورزش راه اندازی کنیم تا با اخبار ورزشی شهرستان و تحلیل و نظرسنجی در آن مورد، گامی به سمت پیشرفت ورزش شهرستان برداشته باشیم.
پس از بارگذاری سایت در روز میلاد امام رضا(ع)، بر اساس جامعه آماری خودمان که متاسفانه ناقص بود، با جمعی از اهالی ورزش و مسوولین محترم هیات های ورزشی تماس حاصل شد و به جمعی هم پیامک زده شد تا اخبار ورزشی مورد علاقه خود را جهت نشر آن به این سایت انتقال دهند؛ با این وجود تعدادی از دوستان با سابقه ورزشی روشن نیز از قلم افتاد که از همین طریق از کلیه آنها پوزش طلبیده و منتظر معرفی خود و ارائه مطالب خبری یا تحلیلی آنها هستیم.
در این راستا، دوستان ورزشکار زیادی با حسن نیت نسبت به راه اندازی سایت و ایده های نو خود، ما را یاری کردند که از همگی آنها سپاس گذاریم.

آدرس سایت : http://terakmehvarzesh.ir

دعوتنامه و قوانین سایت : http://terakmehvarzesh.ir/?page_id=637

تماس با ما : http://terakmehvarzesh.ir/?page_id=602

مدیریت سایت تراکمه ورزشی

حال ما خوب است…اما تو باور مکن!(گزارشی تصویری از مراسم تودیع و معارفه فرمانداران قدیم و جدید)

شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۳

بالاخره یک سال بعد از استقرار دولت تدبیر و امید،نسیم اعتدال به مشام شهر لامرد هم رسید و طی مراسمی امروز بیست و چهار شهریور ماه ، محمود صفری اصولگرا تودیع و عبدالرضا منصوری اصولگرا معارفه شد.
اینکه در این یکسال چه آدم ها که مسیر لامرد-شیراز-تهران را گز نکردند،
چه آدم ها که در یک نشست دوستانه نام آنها قطعی شد و بعد در یک نشست دوستانه تر نامشان خط خورد،
چه آدم ها که مرام و مردانگی ،رفاقت ، حرمت نان ونمک ، اخلاق، صلاح منطقه و…را شرمنده ی رفتار و گفتار خود کردند،
همه ی اینها بماند برای گپ شو و گفتگوهای واتساپی.

بعد از یک سال تلاطم جریان های : وزیر ، نماینده ها، استاندار، اصول گرایان لامرد،اصلاح طلبان لامرد ، اصلاح طلبان مهر این جریان های پر فشار در نقطه ای دوقطبی به نام منصوری-احمدی زاده به تعادل رسید تا مثل دولت لبنان که رییس جمهورش باید مسیحی باشد و نخست وزیرش باید که مسلمان ، لامرد نیز در حالت کج دار و مریز ، سینه خیز به سمت انتخابات نمایندگی مجلس سال بعد حرکت کند. قطعا بسته به خروجی انتخابات سال آینده ، ممکن است نقطه ی تعادل جدیدی تعریف شده و یا شرایط در همین نقطه بماند.
طی مراسمی با حضور ائمه جمعه ی شهرستان،نمایندگان استاندار: فیروزآبادی/هاشمی / احمدی زاده ،جمعی از سیاسیون شهرستان و بزرگان محلات متفاوت ، سرهنگ محمود صفری جای خود را به مهندس حاج عبدالرضا منصوری داد و عباس رحمانی نیز جایش را به سید مهدی احمدی زاده. (شنیده ها حاکی از آن است که معرفی هم زمان فرماندار و معاون هم ظاهرا بخشی از این جریان بگیر و بکش ها بوده است. معرفی هم زمان مطلوب اصولگرایان لامرد نبوده است، اما اصلاح طلب ها کوتاه نیامده اند).
زمان باید بگذرد تا مشخص شود استاندار اصلاح طلب چه مسیرهایی را برای فرماندار اصولگرایش ریل گذاری کرده است.
زمان باید بگذرد تا مشخص شود عبدالرضا منصوری اصولگرایی که سال ها پیش لامرد را به مقصد شیراز ترک کرد (و بعد از آنجا راهی دوبی و زیمباوه شد) ، از آن منصوری لامرد دیده تا این منصوری دنیا دیده چقدر تفاوت ایجاد شده؟
زمان باید بگذرد تا مشخص شود انتخاب سید مهدی احمدی زاده با این سوابق اجرایی معدود در کنار مهندس عبدالرضا منصوری فارغ التحصیل دانشگاه تهران با آن سوابق اجرایی(رییس اداره، معاونت های متفاوت اداره کل، مدیرعامل چندین شرکت معظم در خارج از کشور ) آیا این انتخاب مناسبی بوده یا نه؟
زمان باید بگذرد تا مشخص شود عبدالرضا منصوری ِ داور فوتبال ، آیا جانب انصاف را در دادن کارت و گرفتن آفساید در بازی اصولگرایی- اصلاحطلبی رعایت خواهد کرد یا نه؟
و در پایان
زمان باید بگذرد تا مشخص شود آیا عصبانیت اصلاح طلبان لامردی از این انتخاب ، باعث خواهد شد که آنها برای دولت روحانی ژست اپوزیسیون را به خود بگیرند ؟آیا آنها این انتخاب را به پای اصلاح طلبان مهری خواهند نوشت ؟ آیا در انتخابات پیش روی مجلس شاهد انشقاق اصلاح طلب های مهر/لامرد خواهیم بود؟
بحث خیلی جدی و عبوس شد، بیایید پایین چن تا عکس ببینیم.

DSC05188

خب ، همونجور که میگن مادر رو ببین، دختر رو بشناس! من هم اعتقاد دارم : مجری رو ببین ، سمت و سوی جلسه رو در یاب! یعنی کی میره پشت این تریبون؟

_DSC0350

بهله… من که گرفتم چی شد ولی چیزی نمی گم. خب حاج مصطفا کوردونیه ، فرموندار هم که کوردونیه ،من هم که به قول عین الله تا بن دندان کوردونی! چرا یه چیزی بنویسم که دل شما خنک بشه؟

_DSC0030

سمت چپ جناب منصوری، سمت راست جناب احمدی زاده.یعنی سمت چپیه راستیه…سمت راستیه چپیه.والا اگه من فهمیدم چی گفتم!!

_DSC0422

فرماندار سابق رفت بالا و گفت که وقتی به عنوان فرماندار پامو گذاشتم تو لامرد زلزله ای به پاشد! نه از اون لحاظ ! منظورم زمین لرزه است! یادتونه که شبای زلزله خاااار بیدیم تو کیچه و چادر!
بعدش هم یادی کرد از استاد جعفری (با علامه جعفری اشتباه گرفته نشود، منظور محمد جعفریه) که در جلسه حضور نداشتند و مکه مشرف شده اند. ولی یادش رفت از دکتر موسوی که اون پایین جلوش نشسته بود اسمی بیاره، اینکه خوبه. رفت پایین و دوباره برگشت بالا که : راستی از استاندار محترم هم متشکرم!! کلا حال ما خوب است ، اما تو باور مکن.

_DSC0025

دکتر : دستت درد نکنه محمود! به این زودی فراموشمون کردی!
سرهنگ: چشمام پر اشک بود ، ندیدمت دکتر!

_DSC0101

مدیون منید اگه فکر کنید هدفم از این عکس او سکوییه که دکتر رفته روش وایساده!!(دکترجان خودتون سر شوخی رو باز کردید! دکتر وقتی رفت پشت تریبون گفت : کسی فکر نکنه من مشکل قد دارما!) مصطفا نیدانی در معرفی آقای دکتر گفت : قهرمان ماراتن یک ساله ی انتخاب فرماندار! من اصلاح طلب های عزیز رو با سوزش این جمله تنها می زارم.

_DSC0156

در معرفی آقای دکتر فیروزآبادی هم باز حاج مصطفا غزل گفت و دری سفت که: آخرین باز مانده ی دولت احمدی نژاد!
خود آقای دکتر هم جمله ی سنگینی فرمودند: بزرگترین سرمایه ای که ما داخل لامرد داریم، سرمایه گزاران لامردی هستند که مقیم خارج کشورند!! جمله ی سنگینی بود خداییش. من یه قلپ آب بخورم.

_DSC0134

این هم زبان حال جناب هنرپیشه، رییس زحمت کش اداره ی ارشاد:
خب! مدیر کل ارشاد که چپی شد! فرماندار هم که راستی شد! تکلیف ما چی میشه حالا؟ موندنی ام؟ نموندنی ام؟خدا از سر تقصیراتت بگذره روحانی که مملکتو پا در هوا نگه داشتی!!

_DSC0504

تو لامرد بعضی ها جلوی چشم مردمند، بعضی ها هم پشت پرده کار می کنند. بنازم به این حاج مصطفا که به چندین هنر آراسته است! میدونستید بچه ی کجاست؟ خودم بهتون گفتم لابد!

_DSC0002

بدون شرح!

_DSC02301

اعتدال یعنی این : دوستی من ِ اصلاح طلب با علی اقای اصولگرا

عکس ها : دوست خوبم سید سجاد احمدی زاده

پاسخ آقای محمد جمالی از اعضای محترم شورای شهر

شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۳

با عرض سلام خدمت همه عزیزان تراکمه
قبل از هر چیز از همه دوستان عذر خواهی می کنم که دیر جوابیه را فرستادم . در این خصوص بخشی بنده و بخش دیگر همه اخلال ایجاد شده در سایت تراکمه موجب این تاخیر گردیده که هم از طرف خود و هم از طرف مدیر محترم سایت از همه شما عزیزان عذر خواهی مجدد می نمایم
قبل از هر چیز جا دارد از زحمات همه شهرداران گذشته از برادر عزیز حاج محمود راستی تا دوست عزیزمان آقای خشنو و همه چنین اعضا محترم شورا در ادوار گذشته و پرسنل شهرداری بابت زحماتی که برای پیشرفت و آبادانی شهر کشیده اند صمیمانه سپاسگزاری نمایم .
این نکته هم لازم است بیان نمایم که بنده قصد تخریب هیچ شخصیتی نداشته و ندارم اگر چنانچه مطلبی ارایه می شود فقط جهت روشن شدن موضوع می باشد .
در ۱۲ شهریور سال گذشته که اینجانب به اتفاق شش همکار دیگرمان شورا را از شورای عزیز دوره سوم تحویل گرفتیم حدود ۵ ماه و ۱۲ روز از سال ۹۲ سپری شده بود یعنی سال هنوز به نصف نرسیده بوده .
بودجه شهرداری در سال ۹۲ برابرسه میلیارد و هفتصد میلیون تومان بوده است که بر اساس اسناد موجود در پنج ماه اول سال ۲ میلیارد از درآمدها وصول و هزینه شده و مازاد بر آن نیز حدود یک میلیارد و ششصد میلیون تومان هزینه شده بوده که به عنوان بدهی شهرداری به پیمانکاران و سایر اشخاص حقیقی یا حقوقی به این شورا و شهرداری منتقل گردیده است ..
در یک حساب سر انگشتی می توان چنین ادعا نمود که بودجه یک ساله شهرداری در بخش هزینه ها در ۵ ماهه اول سال محقق شده است .
شهرداری برابر بودجه فقط توان جذب یک میلیارد و ششصد میلیون تومان در آمد در ۷ ماه منتهی به پایان سال را داشته است .
با توجه به اینکه شهرداری هر ماه نزدیک به ۲۰۰ میلیون تومان حقوق پرداخت می نماید لذا در ۷ ماه باقی مانده سال جمع هزینه حقوق پرسنل شهرداری مبلغی در حدود یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان می شود که با جمع نمودن با بدهی یک میلیارد و ششصد میلیونی خود رقمی نزدیک به سه میلیارد تومان می شود .
حال اگر شهرداری در هفت ماه باقی مانده سال ۹۲ هیچ گونه فعالیت عمرانی انجام نمی داد و فقط بر اساس بودجه سال ۹۲ اقدام وصول درآمد و هزینه نمودن آن می کرد عملا شهرداری با کسری بودجه ای برابر یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان روبرو می شد .
ولی خدا را شکر شهرداری و شورا با همکاری پرسنل خدوم شهرداری و برنامه ریزی منظم موفق شدند ضمن اینکه حقوق پرسنل را کامل پرداخت نمایند، بخشی از بدهی شهرداری نیز پرداخت شود و در کنار اینها اسفالت بخشی از بلوار معلم، شهید مطهری و غدیر نیز ترمیم گردد.
در خصوص برنامه هایی که اینجانب در ایام انتخابات مطرح نموده ام قبل از هر چیز باید اذعان نمایم چون خارج از گود بودیم و بر امور اجرایی تسلط کامل نداشتیم و هم چنین بدلیل محدودیت بودجه و امکانات عملا امکان تحقق آنها وجود نداشته که همین جا از همه عزیزان و شهروندان محترم پوزش می طلبم .
در شورا کمیسیونهای تخصصی که شامل کمیسیون های عمرانی ، بودجه، فرهنگی و اجتماعی فعال می باشد .
آقای صفایی مسوول کمیسیون فرهنگی اجتماعی می باشند و در این زمینه فعالیت های مختلفی از جمله برگزاری نشست های مختلف با دعوت از کارشناسان امور فرهنگی از جمله دکتر سرلک دریک سال گذشته برکزار شده است و هم چنین به مناسبتهای مختلف خصوصا جشن نیمه شعبان با همکاری اداره ارشاد اقدام به برگزاری مراسم نموده است.
کمیسیون عمران و بودجه رییس آن آقای دهقان بوده اند که در زمینه جذب و هدایت سرمایه گذاران ، ایجاد طرحهای درآمد زا برای شهرداری و نظارت بر طرحهای عمرانی شهرداری جلسات مختلفی با اعضا و سرمایه گذاران تشکیل داده است که خروجی آن ورود سرمایه گذارانی نظیر آقایان بشول ، شیردل ، نوبخت و … می باشند و در زمینه منابع درآمد زا برای شهرداری نیز اخذ مجوز سنگ شکن، کارخانه آسفالت و قطعات بتونی می باشد.
در زیر فهرست وار اقدامات انجام شده در این یکسال بیان می نمایم
۱- بنده از روزی که وارد شورای شدم بجد دنبال ایجاد منابع درآمد زا برای شهرداری بوده ام که خدا را شکر در
زمینه اخذ مجوز کارخانه آسفالت ،‌سنگ شکن و قطعات بتونی موفق شده ایم .
۲- نظارت مستمر و قوی بر اجرای طرحهای عمرانی در شهر خصوصا اسفالت بلوارها و معابر که همه عزیزان شاهد هستند برای اولین بار این گونه آسفالت بلوارها ترمیم می گردند .
۳- در نظر گرفتن زمان صفر برای پروژه ها می باشد که نمونه آن بلوار پاسداران بوده که قبل از زمان پیش بینی شده پروژه به اتمام رسید
۴- شهرداری لامرد داری سه مینی بوس برای جابجایی شهروندان عزیز بوده که یکی از آنها از رده خارج شده است و حال دارای دو دستگاه مینی بوس می باشد که یکی از آنها در قسمت غرب شهر و دیگری در قسمت شرق شهر اقدام به جابجایی شهروندان برابر زمان بندی انجام شده توسط واحد تاکسیرانی شهرداری می نمایند . با فروش یک دستگاه مینی بوس از رده خارج قصد جایگزینی مینی بوس نو و اضافه نمودن یه سیستم حمل و نقل درون شهری دارد. در خصوص به روز کردن تاکسی ها نیز اخیرا اطلاع رسانی شده که تاکسی های فرسوده با نو تعویض شوند
۵- الحمدالله شورا و شهرداری تا کنون دور از مسایل سیاسی و جناح بندی با فرمانداری ، امام جمعه محترم و نماینده محترم مردم در مجلس و همه ادارات خصوصا ادارات خدمات رسانی شهری تعامل بسیار خوب و سازنده ای داشته است . که همین جا فرصت را مغتنم شمرده و از همکاری این عزیزان کمال سپاسگزاری را دارم .
۶- تاکنون نشستهای مختلفی با لامردیهای مقیم تهران برگزار شده خصوصا با سرور گرامیمان دکتر علوی که الحمدالله نتایج خوبی از جمله موافقت وزارت راه و شهرسازی با احداث کمربندی لامرد و دستور پرداخت ارزش افزوده چاههای گازی توسط دکتر طیب نیا نتیجه این نشستها بوده است.
۷- از انجایی که طرح تفصیلی لامرد در گذشته طراحی و مصوب شده و با پیشرفتهای کنونی شهرستان هماهنگ نیست برنامه ریزی جهت اصلاح آن صورت گرفته .
در پایان بازهم بخاطر کاستی ها از همه شهروندان عزیز پوزش می طلبم .

آقا من طاقت شنیدنش رو دارم. یکی راستش رو به من بگه!!!

شهریور ۱۹ام, ۱۳۹۳

نویسنده: عین الله باقر زاده
آقایون ! خانوما! اگه طوری شده بهم بگید. من طاقت شنیدنش رو دارم. من از شکست ترسی ندارم. محکم تر از این حرفا هستم. من هر نوع شکستی رو که به ذهنتون برسه تجربه کردم: عشقی،عاطفی ، ورزشی، سیاسی، هنری،اقتصادی، هرچی.
اصلا اینقدی که من تو زندگیم شکست خوردم ، پرسپولیس تو لیگ برتر نخورده ! بهم بگید خب!

چیزی شده؟
میخواستین به روم نیارید؟
می ترسیدید خودکشی کنم؟
بگید دیگه!
یکی به من بگه تو انتخابات ریاست جمهوری پارسال کی برنده شد؟ روحانی یا جلیلی؟
بابا یک سال گذشته! حالا دیگه می تونید واقعیت رو بهم بگید.
ولی من با همه ی ” گناوهلیم” خودم فهمیدم یه کاسه ای زیر نیم کاسه است. منو دستکم گرفتید؟
میدونید از کجا فهمیدم؟ خیلی ساده بود:
اولش وقتی مشکوک شدم که جشن پیروزی روحانی رو نزاشتن تو شهر ، گفتن برید بیرون از شهر.
بعدش هم که نماینده ی دولت تغییر نکرد.
حتی معاونش هم عوض نشد.
رییس دفترش ؟ اون هم نه!
آبدارچیش ؟ ایشون هم نه!
سرباز دم فرمانداری؟ اون چرا.از حق نگذریم ، سربازه عوض شد. یه پسره ی لیسانس بود . عوض شد. یعنی خدمتش تموم شد،رفت .
روسای ادارات هم که همه سرجای خودشون.
البته دروغ چرا؟ یه آدم معتدلی مثل هوشیار از جهاد کشاورزی رفت و یه اصولگرای خفنی مثل همتی اومد.
قضیه وقتی جالب تر شد که شورای شهر با چهارتا مدعی اصلاح طلبی ، محمد رحیمی شد رییس اش.
حالا هم که خبرش اومده که سرهنگ صفری اصولگرا داره از فرمونداری میره و عبدالرضا منصوری تا بن دندان اصولگرا میاد به جای اون.
والا راس و دروغ خبر با خودشون ولی حدس میزنم شاعر همچین صحنه هایی رو دیده که فرموده : گل بود به سبزه نیز آراسته شد!
نمی دونم فیلم “نمایش ترومن(Truman show) ” رو دیدین یا نه؟ یکی هست به اسم ترومن که تمام دنیا فیلمش کردن و دارن واکنش هاشو تماشا می کنن. من که تو این یه سال حس ترومن رو دارم.
به هر حال با تحلیل فعل و انفعالات سیاسی یک سال اخیر لامرد ، به نظر من یکی از اتفاقات زیر رخ داده:
۱- یا بیست و چهار خرداد جلیلی برنده شده.
۲- یا بیست و چهار خرداد روحانی برنده نشده.
۳- یا خرداد کلا بیست و سه روزه.
۴- یا لامرد جزو ایران نیست.
۵- یا همتی و منصوری و جعفری و موسوی و درویش و … اصلاح طلب اند.
۶- یا پار سال اصلا انتخاباتی برگزار نشده.
۷- یا خدا با ما لامردی ها شوخی داره.
۸- یا ما مجنونیم و خونه خرابی عالمی داره!
۹- شایدهم لامرد جزو ایران نیست(این گزینه رو عمدا دوبار نوشتم. چون حدس قوی ترم همین گزینه است).

خلاصه ثواب داره.
یکی به ما ۵۷ درصد لامردی که به روحانی رای دادیم بگه دقیقا چه خبره؟
بگید.
ما طاقت شنیدنش رو داریم.

هفت شورانشین روی تاوَه‌ی داغ! قسمت سوم: محمد دهقان

شهریور ۸ام, ۱۳۹۳

محمد دهقان از اهالی دِه تُرُش- و عضو شورای چهارم شهر لامرد و رییس فعلی شورا (بعد از محمد رحیمی) سومین منتخبی‌ست که روی تاوَه می‌رود. او سومین عضو ائتلاف سه نفره است که از طرف نگارنده برای او درخواست ویدئو چِک شده. اقتصاد خوانده و ریاست اداره بازرگانی و معاونت مالی-اداری آموزش و پرورش لامرد را می‌توان مهمترین بخش از فعالیت حرفه‌ای ایشان در سال‌های گذشته نام برد. او مانند محمد جمالی خود را استاد دانشگا‌های آزاد اسلامی و پیام‌نور و علمی کاربردی معرفی می‌کند. دو رفیق. دو رقیب؛ خیلی دور خیلی نزدیک. یکی از کوشک ودیگری از دِه‌ تُرُش!. معلوم نیست کدام محمد در تعقیب دیگری‌ست؛ مهم نیست. آنچه مهم است این دو یکبار دیگر و در وعده‌گاه شورا به هم رسیدند و یکدیگر را در آغوش گرفتند. در زد و خوردِ معرفی شهردار که آوازه‌ی آن به گوش اهل قبور هم رسید، دو محمد نهایتا جومه‌ی شهردار بَر نامزدِ خود کردند، حسین شبانی‌نژاد.

محمد دهقان که خود را متخصص در ” زمینه‌ی توسعه” و ” برنامه ‌ریزی اقتصادی و تجارت بین‌الملل” می‌داند با شعار پر برق و لعاب و دَهَن پر کن ” توسعه اقتصادی”، ” ایجاد وفاق و همدلی” و ” افزایش رفاه اجتماعی” به صحنه‌ی شلوغ و پر دَمپ‌ودُمپ انتخابات ورود کرد. نگارنده که خود نمی‌دانست “توسعه اقتصادی” نَمَنَه، تصمیم گرفت جهت کالبدشکافیِ شعار به آغوش اینترنت پناه برد. “توسعه اقتصادی” اگر جناب دهقان در تز فوق لیسانس خود برای آن تعریف جدیدی ارائه نکرده باشند، عبارت است از “رشد همراه با افزایش ظرفیت‌های تولیدی اعم از ظرفیت‌های فیزیکی، انسانی و اجتماعی. در توسعه اقتصادی, رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما در کنار آن, نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد, نگرش‌ها تغییر خواهد کرد, توان بهره‌برداری از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش یافته, و هر روز نوآوری جدیدی انجام خواهد شد”. (دانش‌نامه رشد). با توجه به تعریفی که از توسعه اقتصادی ارائه شد، دو حالت می‌توان در نظر گرفت. ترجیح نویسنده آن است که به حالت اول که خیلی هم محتمل‌تر است ورود نکند و تنها حالت دوم را در نظر بگیرد؛ به دلیل هم‌زمانی انتخابات شورا و ریاست‌جمهوری و فشار کاری چاپ‌خانه‌ها و فوتوشاپ‌کارها، ممکن است اشتباهی لُپی در محل رُخ داده باشد و کاندیدا هم که خرجی کرده و پولی داده، احتملا پیش خود گفته “حالا اتفاقی‌اِن که افتاذه، خیرِن انشالله.”
تعریف آکادمیک “رفاه اجتماعی” هم دستِ کمی از “توسعه اقتصادی” ندارد. دست به هرمنوتیک آن برده شود خواننده و مخاطب هست که اَ توهَم هم شِر بخورد.

و اما چند سوال:

آیا محمد دهقان شعارها را با دقت و وسواس اتخاب کرده؟ ایا او از پَسِ شعارهای اتخاباتی‌ش بر خواهد آمد؟ آیا او خواهد توانست گرز هفتاد مَنی را از زمین بلند کند؟ یا خودش هم با گرز به زمین خواهد خورد؟ آیا در یکسال گذشته مقدمات “توسعه اقتصادی” فراهم شده؟ آیا ظرفیت‌های تولیدی اعم از فیزیکی، انسانی و اجتماعی به جنب و جوش درآمده؟ ایا شهروندان تحرک اقتصادی را احساس می‌کنند؟ آیا شهر برای یک جَسِّ بزرگ آماده شده؟ ایا در سه سال باقی مانده شهروندان هر روز شاهد یک نوآوری از سوی محمد دهقان و تیم ایشان خواهند بود؟. ایا مردم چاه‌حاج‌ابول، خندق، کوردون، قلعه‌ی ملا و چاه قائد در پایان چهار سال و در سایه برنامه‌های محمد دهقان طعم شیرین “رفاه اجتماعی” را خواهند چشید و زیر سایه آن خواهند خوسید؟آیا بدهی دومیلیاردی شهرداری -که تَش اَ توش بگیره- در نهایت مانع تحقق شعارهای محمد دهقان خواهد شد!؟ آیا این سوال اخر نگارنده لایک ندارد؟

d4

رییس فعلی شورا، سال گذشته و در بروشور تبلیغاتی خودتلاش کرده با شعار “فردایی بهتر برای زنان” و با اشاره به جایگاه “زن” در توسعه یافتگی یک کشور نیم نگاهی هم به سبد آرا بانوان لامردی داشته باشد و رای انان را از بُنِ بُچُک مال خود کند. او از تلاش در جهت ایجاد فضای لازم جهت ورود زنان به حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی گفته. از دست نگارنده چه کاری بر می‌آید؟ نگارنده تنها می‌تواند به سبک گوینده‌ی تیزر برنامه گفتگوی خبری شبکه دوم روبروی دوربین بایستد و تو دَماخی طرح سوال کند؛ پرداختن به موضوع زنان در برنامه تبلیغاتی محمد دهقان نشانه‌ی چیست؟ جزییات طرح “ایجاد فضای لازم جهت ورود زنان به حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کدامند؟ حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تعریف شده برای یانوان شامل کدام حوزه‌ها می‌شود؟ در طول یکسال گذشته فارغ از بدیهی دو میلیاردی شهرداری، محمد دهقان برای فعال کردن زنان لامردی چه اقداماتی انجام داده؟

d7
رییس سابق اداره بازرگانی در برنامه‌های خود وعده‌ی تشکیل شورایی مقتدر، موثر و کارآمد با رویکرد برقراری حاکمیت قانون می‌دهد. از شفاف‌سازی روابط اقتصادی در شهرداری و شورای اسلامی به منظور ریشه‌کن کردن مفاسد اقتصادی با هدف ارتقا اعتماد عمومی می‌گوید. ایجاد شرایط لازم برای سرمایه‌گذاریها و فراهم کردن منابع درآمدی با هدف ایجاد اشتغال برای شهروندان بخشی دیگر از وعده‌های اوست. اما؛ اما یک وعده‌ی محمد دهقان است که اگر در طول چهارسال به سرانجام خوشی برسد و او تنها همین یک وعده‌ی خود را عملی کند نگارنده از طرف همه شهروندان تضمین کتبی می‌دهد که الباقی برنامه‌ها و شعارهایش بر او ببخشد؛ “تلاش برای احداث حداقل دو پارک صنوف آلاینده خارج از بافت جمعیتی برای انتقال صنوفی که ایجاد آلودگی صوتی و محیطی می‌کنند”. محمد دهقان از طرف نگارنده وکیل است که ذهن خود را بیشتر از این درگیر “توسعه اقتصادی و افزایش رفاه اجتماعی” نکند و همه را لُکّه‌ی رها کند برای دولت که هم هیئت دولت در این چهارسال بیکار نباشد هم اینکه ایشان در ارامش بچسبد به همین یک وعده و فارخ.
حال که با همت و سخاوت نویسنده سنگ گوتی از سر راه محمد دهقان برداشته شد، دلیلی می‌شود از محمد دهقان سوال نشود که در یکسال گذشته چه تلاشی برای انتقال صنوف آلاینده سامان داده؟

اهداف و برنامه‌های محمد دهقان:

۱- تلاش جهت تشکیل شورایی مقتدر، موثر و کارآمد، با رویکرد برقراری حاکمیت قانون.

۲-تلاش برای شفاف‌سازی روابط اقتصادی موجود در شهرداری و شورای اسلامی شهر به منظور ریشه‌کنی مفاسد اقتصادی با هدف ارتقاء اعتماد عمومی.

۳-ایجاد شرایط لازم برای مشارکت شهروندان و شهرداری در سرمایه‌گذاریهای اقتصادی در راستای فراهم شدن منابع درامدی جدیدی برای شهرداری و از سوی دیگر ایجاد درامد و اشتغال برای شهروندان.

۴-تلاش برای احداث حداقل ۲ پارک صنوف الاینده خارج از بافت جمعیتی برای انتقال صنوفی که ایجاد الودگی صوتی و محیطی می‌کنند.

۵-همراهی و رضایت اصناف در راستای اسایش و رفاه عمومی.

۶- ایجاد فضای لازم جهت ورود زنان به حوزه‎های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مطابق با شان و منزلت زن.

مسئولیت اجتماعی شرکت های خصوصی لامرد

شهریور ۸ام, ۱۳۹۳

شرکت های تولیدی خصوصی و سایت های تولیدی آنها هم مانند هر چیز دیگری، وجودشان برای جامعه دارای اثراتی است. خارجی ها در این زمینه از اتفاق یا اتفاقاتی بنام externality نام می برند که من در یکی از کتاب هایم آن را اثرات برونی ترجمه کرده ام. این اثرات برونی(در اینجا برای صنایع و کارخانه ها) یا می توانند مثبت باشند، مانند اشتغال، رشد اقتصادی، تنوع کالا و خدمات و… یا می توانند منفی باشند مانند ترافیک، انواع آلودگیهای صوتی، هوا، محیط زیست و… . حکومت های محلی با استفاده از سیاستهایی سعی در به حداقل رساندن اثرات برونی منفی و بیشینه کردن اثرات برونی مثبت صنایع خود دارند. با قبول این اصل، صنایع و کارخانجات و شرکت های خصوصی، در قالب سیاست هایی مجبور به پرداخت هزینه های اجتماعی(علاوه بر هزینه های فردی تولید) خود به شکل عوارض یا مالیات ها هستند و سود خود را با محاسبه و کسر این هزینه ها از درآمدهای خود حساب می کنند. فراتر از اجبارهای قانونی، برخی از شرکت های خصوصی، یک اصل اخلاقی و اجتماعی دیگری را سرلوحه کار و فعالیت های خود قرار داده و نقش اجتماعی و داوطلبانه فعالی در محیط اجتماعی خود در اموری مانند محرومیت زدایی، رشد و توسعه آموزش و پرورش، احیا و پایداری محیط زیست و امور عام المنفعه ایفا می کنند. از این امر در متون مدیریت به ((مسئولیت اجتماعی)) این شرکت ها تعبیر می شود. اصولا مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکت ها در حوزه مفاهیم اخلاق کسب و کار مطرح است و به نقشی که شرکت ها درحوزه اجتماعی برعهده دارند.

برای مثال، شرکت های بزرگ و جهانی ای همچون والت دیزنی و گوگل، به محیطی که در آن فعالیت می کنند اهمیت می دهند و بخشی از سود خود را به برنامه های شهروندی و جهانی و کمک های مختلف به مناطق محروم جهان اختصاص می دهند. مثال محلی دیگر هم همین تجربه گردشگری روستایی عباس برزگر است که با بورسیه کردن ۱۰۰ نفر از جوان های عشایر منطقه بوانات برای تحصیل و یادگیری زبان، علاوه بر گسترش کار خود، توسعه منطقه خود را نیز هدف قرار داده است.
موسسه رپیوتیشن (Reputation Institute) (به معنی وجهه) که یک موسسه خصوصی در نیویورک است، صد شرکت برتر از نظر رعایت مولفه¬های مسئولیت اجتماعی در سال ۲۰۱۳ را اینگونه معرفی کرده است:
http://www.payeshpress.ir/News/1464.html
در منطقه خودمان، لامرد، که بعنوان یک منطقه صنعتی شناخته شده و صنایع متعددی ایجاد گردیده و یا قرار است ایجاد شوند نیز این مورد به خوبی موضوعیت دارد. نسل حاضر تولیدی در منطقه وارث آن خلیج رو هایی هستند که بخشی از درآمد خود را به امور عام المنفعه ای همچون ساخت آب انبار، مسجد و حسینیه، مدرسه و دانشگاه اختصاص می دادند و منطقه را از این لحاظ در استان و حتی کشور، مثال زدنی کرده بودند. هم اینک نیز جسته و گریخته حمایت هایی از انجمن ها، گروه های ورزشی وفرهنگی متولی دار و یا غیر دولتی از سوی برخی کارخانجات و تولیدی ها به عمل می آید و یا وجوهی به آبادی شهر از طریق آنها اختصاص می یابد. این اتفاقات خوب، نیاز به این است که ترویج و تقویت شده، به نظم درآمده و متناسب با سود اکتسابی و یا دوره ای توسط صاحبان این شرکت های خصوصی با اخلاق در آید. حتی می تواند رقابتی در منطقه در حوزه مسئولیت های اجتماعی بوجود آمده و شرکت های برتر بصورت سالانه شناسایی و تقدیر شوند. حاصل این کار، می تواند محیط مطلوب تری برای پذیرش صنایع بیشتر و مطلوب تر از طرف شهروندان باشد.
تراکمه نیز به استعداد متخصصان و کارشناسانی که با آنها در ارتباط است، آمادگی این را دارد تا علاوه بر مشاوره رایگان در زمینه تدوین برنامه مسئولیت های اجتماعی شرکت های خصوصی منطقه و انعکاس فعالیت هاو ابتکارات آنها در این مورد، در راستای رسالت توسعه منطقه، با این عزیزان همکاری کند.
پی نوشت: فارغ از اینکه در برخی از متون و نظریات مدیریتی، مسئولیت اجتماعی را فراتر از یک تعهد اخلاقی، بعنوان یک وظیفه و تکلیف خصوصی ها تلقی می کنند، در اینجا فرض را بر تعهد اخلاقی شرکت های خصوصی می گذاریم و بر این اساس از دوستان تراکمه ای انتظار می رود تا واکنشی اخلاقی به موضوع داشته باشند. ما اینجا قصد محکوم کردن و اجازه تهمت زدن به کسی نداریم. تخلفات مربوط به اثرات برونی منفی کارخانجات و تولیدی ها و قصور در پرداخت هزینه های اجتماعی آنها به مسوولین نظارتی و مالیاتی مربوط می شود و موضوع این نوشته نیست. پیشنهاد دوستانه و خیرخواهانه برای ایفای نقش فعالتر به شرکت های خصوصی در مسئولیت های اجتماعی، هدف این نوشته است.
((آدمها به این دلیل خودخواه نیستند که به دنبال منافع خودشان باشند، بلکه با نادیده گرفتن همسایه‌هایشان خودخواه نام می‌گیرند.)) ریچارد واتلی

رستگاری در بلگراد….رستگار قهرمان جهان شد+ گزارش تکمیلی+ عکس

شهریور ۴ام, ۱۳۹۳

حضورکشتی گیر پرافتخار لامرد در میدان جهانی
نویسنده: اسماعیل ثقفی

عبدالرضا رستگار که از مفاخر شهرمان به حساب می آید پس از افتخار آفرینی های متعدد در میادین ملی و بین المللی اینبار آماده افتخار آفرینی دیگری برای این مرزوبوم است. کشتی گیر عنوان دار لامردی که در ماه گذشته موفق شده بود جواز حضور در مسابقات قهرمانی جهان پیشکسوتان صربستان را بدست آورد این هفته به روی تشک میرود. رستگار که ۲۰ سال سابقه کشتی دارد و موفق به مدالهای نقره ارتشهای جهان در سال ۲۰۰۴ لهستان، مدال برنز ۲۰۰۳رومانی، مدال برنز جام مدوید ۲۰۰۲ و نقره جام زیلکوفسکی ۲۰۰۵شده است این بار می کوشد تا مدال دیگری به کارنامه افتخارات خود اضافه کند.
این مسابقات از چهارم شهریور به مدت پنج روز در دو رشته فرنگی و آزاد و در سه رده سنی برگذار میشود که افتخار استان و لامرد در وزن ۵۸kg و در رده سنی A برای ایران اسلامی برروی تشک میرود. امید است مردم ورزش دوست لامرد برای فرزند دوست داشتنی شهرستان دعای خیر کنند تا با افتخار آفرینی موجب شادی میلیونها ایرانی و مخصوصا لامردی ها شود
عید اهالی کشتی ایران و لامرد با مدال طلای رستگار تکمیل شد…
عبدالرضا رستگار که در سالهای نه چندان دور با درخشش در میادین ملی و بین المللی باعث سرافرازی ورزش لامرد شده بود،اینبار در روز ولادت کریمه اهل بیت با شایستگی توانست لوح زرینی برای کشتی ایران و لامرد به ثبت برساند.
دلاورمرد سیمان لامرد که تمرینات منسجم و سختی را زیر نظر مربیانش پشت سر گذاشته بود،آمده بود تا ماحصل این تمرینات را بگیرد که خداروشکر اینچنین شد،.وقهرمان پیشکسوتان جهان در دور اول کشتی گیری از ژاپن را شکست داد تا در دور دوم به مصاف ترکیه برود و در یک کشتی زیبا این حریف را نیز شکست دهد تا خود را در جمع ۸کشتی گیر برتر جهان ببیند دلاور لامرد که راه افتاده بود حریف کوبایی را نیز به زانو در اورد و برای رسیدن به فینال کشتی گیری از روسیه را سد راه خود ببیند،اما عبدالرضا رستگار با همان روحیه شکست ناپذیر بر روی تشک حاضر شد و با رشادت به پیروزی دست یافت تا خود را در فینال مقابل جانسون آمریکایی ببیند که در این دیدار نیز با یک کشتی تماشایی و در پایان نتیجه۷-۰موفق به پیروزی شد تا علاوه بر دستیابی به مدال خوشرنگ طلا بعنوان فنی ترین کشتی گیر جهان نیز شناخته شود و موجب شادی اهالی ورزش و اللخصوص کشتی شود، قهرمان جهان دراین باره گفت،در کلکسیون افتخارات ورزشی شهرم جای این مدال خالی بود که از مدتها قبل قول ان را به پیر کشتی لامرد استاد تولایی داده بودم،و خوشحالم که توانسته ام یکبار دیگر در این روز عزیز موجب شادی همشهریان شهرم شده باشم،افتخار شهر لامرد گفت،جا دارد که از زحمات مسئولین و مربیانم تقدیر و تشکر ویژه ی کنم.

IMG-20140827-WA0001

IMG-20140829-WA0014
IMG-20140829-WA0013

مسئولین همیشه در صحنه ی لامرد!!!

شهریور ۴ام, ۱۳۹۳

/نویسنده: ب.س

من یک شهروند لامردی هستم،در شهری زندگی می کنم که همیشه درجه گرمای هوایش در رسانه های مختلف را به رخ بقیه می کشد،آخر مگر گرمای هوا هم پز دادن دارد؟ اشکالی ندارد گرمایش را میگذاریم به حساب برنزه شدنمان و کلاس می ذاریم که ما مفتی مفتی داریم برنزه می شویم و بقیه باید پول بدهند بروند استخر رو باز برنز شوند!

به همت شما مسئولین محترم تفریحی و سرگرمی ای که در شهر نداریم، جز چند مورد که جشنی باشد و تئاتری طنزی و جام فوتبالی!

ما هیچ چیز نمی خواهیم؛ نه پُستی نه مقامی؛ فقط می خواهیم همانظور که در حال و هوای انتخابات ما رو با وعده های دندان گیرتان به پای صندوق می کشید، اینجا هم وقتی مراسم اینجوری هست صندلی ها جلوی مراسم خالی نباشد و حداقل در کنار همان مردمی باشید که با رای های میلیونی شما را از فرش به عرش رساندند!

من از حقوق شهروندیم می گذرم آخر چند ماه دیگر دارم می روم آنطرف آب! ولی تو رو خدا حداقل به فکر بقیه همشهریانم باشید، چند کلامی می خواهم با برخی مسئولین حرف خودمانی بزنم، با برخی ها که وعده های دیروزشان شده جُک های امروز! لطفا به هیچکس بر نخورد، آن برخی ها خودشان می دانند چه کسی را می گویم!

من می دانم هر چه بگویم نمی توانم به قدرت شما پشت میزی های غلبه کنم، ولی حداقلش این است که از حق بقیه همشهریانم دفاع کردم و آن ها را در پشت سرم دارم نه به عنوان نیروی نخود سیاه بلکه نیروی خودجوش!

ببخشید شرمنده که باید از زیر کولر پاشید، عینک دودی ریبون به چشم بزنید بیاید تو جمع مردم و در کنارشون باشید.

من پوزش می خواهم که آن جایی که شماها تشریف نیاوردید؛ منافعی برای شما وجود نداشت، زرق و برقی نبود که چشمتان آن را بگیرد!

از ته قلبم یک عذر خواهی به شما مسئولین بدهکارم که چرا یک گروه موسیقی در جشن… نخواستند آهنگی که میلیون ها برای آن خرج کرده اند به نامتان بزنند و شما به نشانه اعتراض در جشن حضور نداشتید!

ببخشید که در جام فوتسال رمضان بیش از ۱۰۰۰ نفر به سالن آمدند و جای سوزن انداختن نبود ولی اون بالا صندلی هایی خالی بود که به نام شما مسئولین رزرو شده بود!َ شاید شماها نگران این بودید که با شورت ورزشی عکس ندارید!

نمی دانم دغدغه و دلواپسی شما چیست؟ چرا شرم می کنید؟ بگویید با کی مشکل دارید؟ با جوانان؟ با ورزش؟ با هنر؟ با مردم؟ به ما بگویید ما درکتان میکنیم ترکتان نمی کنیم؛ ما پشتتان هستیم!

ما را عفو کنید، که بازیچه بودیم و مفت و مجانی سواری دادیم! شاید سواری دادنمان مثل پژو راحت، آسوده و بی خطر نبوده ولی تمام توانمان را به خرج دادیم که کمر خم نکنیم در برابر بار سنگین شما اما افسوس شما جزو دسته سنگین وزن بودید!

شرمنده که در مراسم تشییع شهید چاهورزی که در منطقه اروند به شهادت رسید همه مسئولین شهرستان های همجوار بودند و شماها نبودید! آخه شاید یادتان رفته چاهورز جز توابع لامرد هست!

نکند من دارم زود قضاوت می کنم!شاید شما اینقدر مشغله فکری دارید که حتی فرصت سر خاراندن ندارید! حق دارید آمار ساعات مفید کاری ایران با کارهای سخت و طاقت فرسای شما روزی تقریبا ۴۵ دقیقه شده است….

هنوز شعارهایتان بیخ گوش ماست؛ فردا برای نشستن به کرسی سیاست و تکیه زدن بر منصب قدرت جلوی چشم همین مردم پشت تریبون قرار می گیرید و باز هم با شعارهایتان آن ها را خام می کنید ولی بدانید مردم دیگر خام حرفهایتان نمی شوند!!!

خام نمی شویم زیرا ما دیگر خام خوار شده ایم و خیلی وقته که همه چی رو خام قورت می دهیم…

جوابیه جناب آقای حسین آزاد (عضو محترم شورای اسلامی شهر لامرد)

شهریور ۳ام, ۱۳۹۳

توضیح مدیر سایت : پس از انتشار سلسله یادداشتهای جناب آقای ناصری در نقد و بررسی برنامه های اعلامی  اعضاء محترم شورای اسلامی شهر لامرد ، جوابیه ای که در پیش رو دارید در واپسین ساعات  دیروز ( ۲/۶/۹۳) به دستمان رسید . ضمن تشکر از جناب آقای مهندس حسین آزاد  ، جوابیه ی ایشان عیناً و بدون هیچ تغییری مطابق مقررات منتشر می گردد:

صبحدم مرغ چمن باگل نوخاسته گفت / نازکم کن که دراین باغ بسی چون توشکفت
گل بخندیدکه ازراست نرنجیم ولی /هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

سلام وعرض ادب خدمت تک تک دوستانی که پس ازگذشت زمانی ازشورای چهارم تلنگری زدندوکم وکاستی هارایادآوری نمودندتاشایدبتوان بااستفاده ازخردجمعی شهرودیارخویش رارونق وپیشرفت بخشید. ازاینکه چندصباحی درمسافرت بودم وامکان پاسخگویی فراهم نگشت ازشماپوزش می طلبم . امادرموردمقاله جناب آقای ناصری وکامنت هایی که درذیل نوشتارایشان توسط برخی ازدوستان مرقوم شده به نکاتی چنداشاره می نمایم:

۱- برخی ازکامنت هاحاصل عقده گشایی وغرض ورزی عده ای انگشت شماراست که هرگاه تغییراتی اساسی درسطح کلان مملکت واخیرادرسطح لامردرخ می دهداین عده باراه اندازی سیستم پیامکی وسایتی ونیزفعال شدن درسایتهای دیگربه تخریب وبه قول معروف چوب لای چرخ منتخبین گذاشتن روی می آورندکه خواهشمنداست مدیرمحترم سایت نویسنده فهیم ودست اندرکاران سایت تراکمه ازاین افرادتبری جویندواینجانب راازپاسخ به نوشتاراین عده معاف دارندتااصل موضوع به حاشیه رانده نشود.
۲- درخواستهای مردم عزیزلامردازاینجانب عمدتااستخدام درکارخانه سیمان ویاکمکهای خیریه سیمان البته درجهت عام المنفعه نظیرساخت حسینیه مسجد جایگاه تعزیه مدرسه وغیره بوده که علی رغم آنکه اینجانب دراین خصوص درزمان انتخابات وعده ای به کسی نداده ام توانسته ام بادرخواست ازمدیرعامل محترم درحداختیارات موجودمساعدتهایی نمایم.
۳- شورای شهرلامرد در ادوار گذشته و ازبدوتاسیس شورای یک اقلیت ۲۰۰نفری بوده که هم اینک نیزاین روال ادامه دارد.بامراجعه به دفترشوراورصداین افرادمی توان به صحت این مدعاپی برد. من درمقاله ای که درنشریات شهروندواتحادملی به چاپ رسیدبه این موضوع اشاراتی داشتم که بایدسفارشات تلفنی به اعضاء شوراومراجعه حضوری درب خانه هاجهت گرفتن امتیازات شخصی به احترام عموم منسوخ گردد.
۴- پیشنهادی قبلا درجلسات مختلف مطرح نموده ام واینک نیزمی گویم که جلسه ای جهت پاسخگویی به سوالات شهروندان محترم باحضوراعضای شورای شهر،شهردار،فرماندارمحترم وروسای ادارات کلیدی شهرستان درسالن معلم برگزارشودوهمشهریان عزیزدرخصوص بودجه اختصاص یافته به شهرستان درسال گذشته ومحل هزینه آن توسط نهادهای زیربط آگاهی یابند.
۵- بیشتروقت شورادرطول کمترازیکسال اخیربه رسیدگی به پرونده های جامانده ونیمه کاره ازاعضاء سلف شورااختصاص یافته که این خودچالشی جدی برای شورای چهارم می باشد. همچنین بدهی نزدیک به دومیلیاردی شهرداری که اکثراجهت آسفالت انتخاباتی نامرغوبی بودکه دربرخی محلات شهرریخته شدمعضلی برای تحقق برنامه های این شوراست.شایداگراین شهردرگذشته دارای شهرداری نبودوکارازصفرشروع می شدبه مراتب آسانترمی نمود.

دیرفهمیدیم پس دیواربالارفته بود                         باهمان خشت نخستین تاثریارفته بود
دیرفهمیدیم ومعماران مرموزازقدیم                      چیده بودندآنچه برپیشانی مارفته بود
من نمیدانم چه چیزی پایبندم کرده است                 کوه اگرپاداشت تاحالاازاینجارفته بود

۶-درزمینه سرمایه گزاری وتامین درآمدبرای شهرداری پیگیریهای لازم جهت احداث کارخانه آسفالت وسنگ شکن شهرداری انجام شده وبزودی عملیات اجرایی آن آغازخواهدشد.
۷-جاده کمربندی شهربعنوان یکی ازبزرگترین پروژه های شهری درهفته دولت کلنگ زنی خواهدشد
۸-ازایجادپارکهای محله ای جلوگیری وبرنامه ریزی جهت احداث یک پارک بزرگ تفریحی باامکانات موجوددردستورکارقرارگرفته است.شایان ذکراست کلنگ نمایشی وانتخاباتی این پارک توسط وزیرمحترم سابق نفت زده شدولی تاکنون توسط متولیان امروکسانی که پای آن وزیرمحترم درایام گرمی تنورانتخابات به لامردکشاندندهیچ پیگیری جهت اختصاص بودجه لازم نگرفته است.
۹-ضمن احترام به جناب آقای دکتراسدپوروتشکراززحماتی که درخصوص این سایت متحمل می شوندبایدعرض نمایم که تکیه سایت تراکمه برنخبگان است وبه دلیل عدم حضورمدیرمحترم سایت ودست اندرکاران درمیان عامه مردم چهره شهروانتقادات وارده رادرسایت هاوگروههای نرم افزاری جستجومی کننددرحالی که اینجانب فکرمی کنم عامه مردم ازنوع نگاه شورای چهارم به آنان وحفظ کرامت ارباب رجوع وتغییردرعملکردپرسنل محترم شهرداری درراه اندازی کارآنان راضی هستند.
۱۰-درموردبتن های RCCP بجای آسفالت بنده بیشترین تحقیقات وتلاشم رادراین مدت به کاربسته ام درکنفرانس های تهران شرکت نموده ام باپیمانکاران مختلف واردبحث شده ام وبایک پیمانکارنهایی به نتیجه نهایی رسیده ام که درصورت مساعدت مدیرعامل محترم کارخانه سیمان این امربزودی اجرایی خواهدشد.
باری سوارگرده مردم نکرده ایم خودرابه نعمتی گذراگم نکرده ایم

گردرتنوردست تهی پیش برده ایم                   یک جوطمع به حرمت گندم نکرده ایم
جنگل گواه باش اگرخانه سردبود                    یک شاخه ازدرخت توهیزم نکرده ایم

پیروزوسربلندباشید
برادرشماحسین آزاد

هفت شورانشین روی تاوه‌ی داغ! قسمت دوم: محمد جمالی

شهریور ۱ام, ۱۳۹۳

قبل از آنکه پاچه‌ها را بالا بزنیم و منتیل شی برنامه‌ها و وعده های انتخاباتی محمد جمالی واکنیم ذکر چند نکته ضروری به نظر می‌رسد. نخست اینکه هدف نویسنده از نوشتن مجموعه‌ی “تاوه‌نشین‌ها” تلنگری‌ست به منتخبین مردم که یکسال گذشت. سه سال باقی‌مانده نیز به همین سرعت خواهد گذشت. دوم اینکه تصمیم شخصی نویسنده این بود هفته‌ای یک منتخب روی تاوه بنشیند. نگارنده اعتراف می‌کند که نمی‌دانست دست‌ یابی به بروشورها و تراکت‌ها و پوسترهای انتخاباتی بعد از یکسال چه کار سنگین و زمان‌بری‌ست. اما هم اکنون و بعد از دو هفته تلاش در حال حاضر نگارنده می‌تواند با افتخار اعلام کند که تیمی از افراد کارکشته و صاحب‌سبک مشغول جمع‌آوری انواع و اقسام داده‌هاست که شکر خدا با تلاش این سربازان گمنام هم اکنون وفور نعمت غوغا می‌کند. نکته آخر اینکه نوشته قبل موردانتقاد واقع شد. خوانندگان اعتقاد داشتند حسین آزاد “تاوه‌ای” ندید. تا چِش کار می‌کرد همه “کیلی‌واذَن” بود؛ هر چند نگارنده اعتقاد دارد حرارت تنیر را اهالی ساختمان قرمز رنگ متمایل به قهوه‌ای احساس می‌کنند و خواهند کرد.

و اما بعد…

محمد جمالی متولد سال ۱۳۴۹ شهر لامرد دارای مدرک فوق لیسانس رشته مدیریت بازرگانی-گرایش مالی- خود را متخصص در زمینه مسائل مالی وبرنامه‌ریزی بودجه و استاد دانشگا‌ههای آزاد، پیام‌نور و علمی کاربردی در شهر لامرد معرفی می‌کند. ایشان دومین بار‌ بود که بخت خود را برای سوار شدن بر قطار شورا امتحان می‌کرد. محمد یکبار دیگر و در دوره سوم انتخابات شورای شهر تلاش کرده بود بر روی قطار شورا بپرد اما او در حالی که خود را به ایستگاه رسانده بود درآخرین دقایق از قطار جا ماند. عضو علی البدل شورای سوم بعد از تحمل چهار سال رنج علی البدلی و شاید بعد ان واقعه بود که تصمیم گرفت اگر به شورای چهارم راه یافت “برگزاری علنی جلسات شورا و دعوت از اعضا علی البدل برای حضور در کلیه جلسات شورا” در دستور کار خود قرار داده و ان را به عنوان بخشی از برنامه‌های تبلیغی خود مطرح کند. از میان ۲۵ برنامه‌ و وعده انتخاباتی محمد جمالی در سال گذشته این یکی شاید کم‌خرج‌ترین و راحت‌ترین وعده‌ای بود که می‌توانست برای دلخوشی در یک سال گذشته به بار بنشیند. کارشناسان مالی و بانکی هزینه‌ی عملیاتی شدن همین یک وعده محمد جمالی را دو اِسکان چای اضافه و در بدترین تخمین چهار گُلِ قند برآورد کرده‌اند.

1IMG-20130615-WA0003
محمد جمالی با شعار “مدیریت کارآمد، فردایی بهتر” و با مطلع “با هم فردا را با جوانان آغاز می‌کنیم” در قالب ائتلافی نانوشته با محمد دهقان و حسین آزاد، دو منتخب دیگر مردم وارد کارزار انتخاباتی شد. محمد که از شورای سوم زخمی بود اینبار توانست رای اعتماد اکثریت شهروندان را پشت قباله خود کند و بعد از چهار سال درد دوری به کامِ دل برسد. نگارنده تا قبل از اینکه بروشور تبلیغاتی محمد جمالی بدستش برسد گمان می‌برد حسین آزاد در دادن وعده‌های گسترده انتخاباتی یک مقدار زیاده‌روی کرده، نگو که در بی‌خبری نویسنده محمد جمالی چه گولوشونی به پا کرده. با درجه اطمینان بالایی میتوان گفت اگر تنها ۱۰ درصد وعده‌های ایشان در یک سال گذشته عملیاتی شده باشد اکنون و بعد از ۵۰-۶۰ سال روند مهاجرت از لامرد به کلان‌شهرها علی القاعده باید متوقف و مسیر معکوس در پیش گرفته باشد.

برنامه‌های انتخاباتی محمد جمالی دایره‌ای وسیعی از وعده‌ها را در بر می‌گیرد؛ هیچ قشری و صنفی در شهر لامرد نمی‌تواند ادعا کند که در برنامه‌های ایشان دیده نشده یا خدای ناکرده بی‌نصیب مانده. الحمدالله همه هستند. صغیر و کبیر. زن و مرد. از وعده احداث مجموعه‌ی ورزشی اختصاصی بانوان بگیر بیو تا تهیه و تدوین برنامه و سند چشم انداز بیست ساله برای شهر با همکاری متخصصان و مشاوران اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی، عمرانی، اجتماعی و شهرسازی. از تجدید نظر در طرح تفصیلی شهر شروع کن برو تا برسی به گسترش روحیه طروات و شادابی در اجتماع از طریق فراهم نمودن زیر ساخت‌های فرهنگی، هنری و ورزشی. از انتخاب شهردار با اولویت تخصص استارت بزن بیو تا مرتفع نمودن مسائل و مشکلات آتی شهر با درس گرفتن از چالشهای کلان شهری مثل شیراز. از اصلاح سیستم حمل و نقل درون شهری شَ بَکَش دِلِ بَخَلَه‌ی برو تا برسی به تشکیل کمسیون‌های تخصصی و استفاده از مشاوران مجرب در زمینه‌ی امور فرهنگی، عمرانی، اقتصادی، اجتماعی و شهر سازی ( احتملا آقای جمالی کلمه کم آوُردِه و الا تهش اصولا نباید با “شهرسازی” بسته می‌شد).

در ادامه تلاش می‌شود چند پرسش چالشی مطرح شود:

۱-آقای جمالی بعد از یکسال می‌توانند کمسیون‌های تخصصی وعده داده شده را معرفی کنند که کدام‌یک هستند؟ جلسات آنها چندوقت به چندوقت تشکیل می‌شود و اعضای کمسیون های فرهنگی، عمرانی، اقتصادی و اجتماعی و شهرسازی ان چه کسانی هستند؟ تا کنون خروچی کمسیون‌ها چه بوده؟ با ذکر مثال.

۲- اصلاح سیستم حمل و نقل شهری تا کجا پیش رفته؟ در این مدت کجای سیستم اصلاح شده؟ آیا ما واقعا سیستم حمل و نقل شهری داریم؟ اگر نداریم پس چه چیزی در این مدت اصلاح شده؟ اگر داریم کجاست؟

۳- در برنامه ها اشاره شده قصد دارید با ایجاد منابع درآمد زا برای شهرداری، کاری کنید که سیستم چشمش به دنبال عوارض نباشد و از پول حاصل از ان بی‌نیاز شود. احتملا چیزی شبیه اقتصاد بدون نفت. می‌شود از شما خواهش کرد یکی از همین منابع درامدزا را علی الحساب به شهردار معرفی کنید تا با آن کیچه‌های چاه حاج‌ابول را آسفالت کند؟ آسفالت هم نه. نَگذَن یک ترکتول ریخ بریزند تا زمانی که انشالله با بهره گیری از ایده‌های اقتصادی شما سالهای فراوانی از راه برسند.

۴- سوال آخر اینکه اگر فرض کنیم از سورغال پیاده به سمت سَرکُه حرکت کنیم و قلّه را برکَه حاجی در نظر بگیریم، در مقام مقایسه و در طول یکسال گذشته و در حرکت به سمت قله‌ها به کجا رسیده‌ایم؟ در ابتدای راه و در پارک سورغال داریم بار و بندیل سفر می‌بندیم؟ کَپِ تنگ رسیده‌ایم و داریم برای ادامه مسیر نقشه می‌کشیم؟ گُروَه رُو را رد کرده‌ایم؟ هم اکنون در محل سَر اُفتیذَه داریم به مسیر رفته نگاه می‌کنیم؟ در بُنگُرِ خینَه داریم غروپَک وایخوریم یا وایذیم؟ اَ بیلِ سیو زده‌ایم؟ تخته‌ی سادول را داریم سکلان سکلان بالا می‌رویم؟ یا اینکه به همت شما عزیزان در انتهای مسیر، برکَه حاجی را فتح کرده‌ایم؟

در ادامه بیست و پنج برنامه و وعده‌ی محمد جمالی را با هم مرور می‌کنیم.

برنامه‌ها و وعده‌ها:

۱- بهره‌گیری از توان نخبگان و دانشگاهیان در اداره بهینه شهر.
۲-پیگیری اجرای طرح‌های عمرانی، فرهنگی و…
۳-اعتقاد راسخ به شایسته‌سالاری در ساختار مدیریت شهری، خصوصا انتصاب شهرداری قوی، مدیر و برنامه‌ریز با در نظر گرفتن اولویت تخصص.
۴-ارتباط قوی و مستمر با مدیران حوزه انتخابیه و رده‌های بالاتر.
۵-استفاده بهینه و موثر از توانایی های مستقر در استان و تهران به منظور همکاری در جهت پیشبرد برنامه‌های عمرانی، فرهنگی و … شهر.
۶-حمایت از فرهنگ، هنر و ورزش و گسترش روحیه طراوت و شادابی در اجتماع از طریق فراهم نمودن زیرساخت‌های فرهنگی، هنری و ورزشی.
۷-تشویق و حمایت از هنرمندان، ورزشکاران، مدال آوران و نخبگان علمی
۸-تجدید نظر در طرح تفصیلی شهر.
۹-تهیه و تدوین سند چشم انداز بیست ساله برای شهر با همکاری متخصصان و مشاوران اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی، عمرانی، اجتماعی و شهرسازی.
۱۰- مرتفع نمودن مسائل و مشکلات آتی شهر با درس گرفتن از مشکلات و چالشهای فعلی کلان شهرها خصوصا شیراز.
۱۱- اولویت بندی پروژه ها و در نظر گرفتن زمان صفر برای پروژه ها.
۱۲-بستن بودجه عادلانه با در نظر گرفتن کل شهر.
۱۳- بازنگری و اصلاح در نحوه محاسبه عوارض و عادلانه نمودن آنها از طریق منطقه بندی نمودن شهر.
۱۴- پر کردن نقاط خالی شهر و اتصال محلات به یکدیگر از طریق تفکیک اراضی بین محلات.
۱۵-اصلاح سیستم حمل و نقل درون شهری
۱۶-زیبا سازی شهر از طریق افزایش سرانه فضای سبز
۱۷-تشکیل کمسیون های تخصصی و استفاده از مشاوران و متخصصان مجرب در زمینه امور فرهنگی، عمرانی، اقتصادی، اجتماعی و شهرسازی
۱۸- توجه ویژه به گسترش ورزش در ابعاد مختلف خصوصا ورزش بانوان
۱۹- برگزاری علنی جلسات شورا و دعوت از اعضا علی البدل برای حضور در کلیه جلسات شورا
۲۰- جذب و حمایت از سرمایه گذاران جهت سرمایه گذاری در نقاط مختلف شهر
۲۱- ایجاد منابع درآمد زا برای شهرداری به منظور عدم اتکا محض به درآمد حاصل از اخذ عوارض
۲۲- ایجاد وحدت و همدلی جهت پیشرفت شهر.
۲۳-تشکیل جلسات پرسش و پاسخ با شهروندان بصورت هر شش ماه یکبار.
۲۴- تلاش به منظور احداث مجموعه ورزشی اختصاصی بانوان از طریق همکاری با نهاد‌ها، بنگاه‌ها و صنایع موجود در منطقه
۲۵-آسفالت خیابان، کوچه و معابر بر اساس اصول فنی و استانداردها.