Archive for مرداد, ۱۳۹۳

رونمائی از نرم افزار موبایل شهر لامرد

مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳

به گزارش روابط عمومی شهرداری لامرد جهت تکریم و دسترسی سریعتر شهروندان وهمشهریان گرامی  به اخبار و اطلاعات شهرداری و شورای اسلامی شهر لامرد با تلاش واحد فناوری اطلاعات اقدام به تهیه نرم افزار موبایل شهر لامرد نموده است که این نرم افزاردر هفته دولت رونمائی و در دسترس شهروندان عزیز قرار خواهد گرفت. این نرم افزار بنام مشکلون (نرم افزار مدیریت شهرداری و کاربران لامردی)نامگذاری گردیده است.

من ضد آفتابم را فراموش کردم!

مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۳

قلمت بهانه ای شد برای قلم به دست شدن…
خاستم در یک مطلب کوتاه بر نوشته زیبای عقیل شرحی بزنم اما چه کنم که عنان از کف رفت و مطلب طولانی شد و شد یک «چیز دیگر که شاید چیز خاصی هم نباشد.»
آنگونه که از گذشته مشترکی بوده ایم، من نیز سایه درختان «سر به گردون سای» پارک لاله و دانشجو را می فهمم، گرچه نه با زنان سینه چاک پارک لاله کاری دارم و نه به تماشای ایشان ایستاده ام و نه از درد مشترکشان چیزی دانسته ام.

اما… جایتان را دیروز (جمعه ۱۷/۵/۹۳) در میدان فلسطین تهران خالی کردم. بودن با عموهای فتیله ای، عمو پورنگ و خاله های تلوزیونی صفایی دارد. آنجا چیزهایی بود که انگار تنها کودکان از آن آگاهند و من کودک شدم تا همپای آنها در دنیای کودکیشان زلال باشم.

آنجا نیازی به کرم ضد آفتاب نبود. عصر بود و خورشید کم کم راهش را به سمت باختر طی می کرد. آفتاب که نباشد نیازی به ضد آفتاب نیست، نیازی به عینک آفتابی هم نیست، کلاه هم لازم نیست… و دنیای بدون عینک و کلاه و ضد آفتاب دنیای بی ریایی است. صادق که باشی در دنیای بی آفتاب کودکان همه چیز روشن بود؛ صاف و بی ریا.

کودک که باشی نه سینه چاک می کنی و نه گیسو پریشان. حقوق معنایی ندارد جز آنکه باشی و شاد باشی و لبخندی داشته باشی و همین بس است از برای دنیای بی ریای کودکی که سهم خود را از دنیای بزرگان، صادقانه طلب می کند.

خبر بسیار است، «مجال بی رحمانه اندک و واقعه ساخت نامنتطر…»؛ برادر! راهت که از این پارک و آن پارک بچرخانی خبرها را خواهی دید و شنید. شاید این روزها مجالی برای خودنمایی سینه چاکان و کفن پوشان نیست؛ آن سوتر که نگاه کنی خواهی دید که گریبان ها در سوگی دریده شده و کفن ها به کفاره گناه سکوت این و آن به سرخی نشسته است.

کلاهم را به احترام کودکان دیروز میدان فلسطین از سر بر می دارم و به پاس بزرگیشان تعطیم می کنم.

خبرها بسیار است و گفتنی ها ناچیز؛ این روزها اشکهای بسیاری در سایه سینه های چاک و و کفن های بر تن شده، گم می شوند…

کسب دو مدال برنز حاصل تلاش کشتی گیران نونهال لامردی درمسابقات پهلوانک ها قهرمانی استان

مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۳

اسماعیل ثقفی
کشتی پهلوانک ها قهرمانی استان در روز پنجشنبه و جمعه ۱۶و۱۷ مرداد ۹۳ در سالن تختی شیراز برگزار گردید . در این مسابقات تیم سیمان لامرد با کسب دو مدال برنز ابوالفضل رزم دیده و علی زمانی و مقام چهارمی علی حسن زاده به کار خود پایان داد .در این مسابقات تیم سیمان لامرد با سرمربیگری استاد تولایی و سرپرستی عماد قائدی به مسابقات اعزام گردید . اعزای تیم سیمان لامرد را در ۳۵kg ابوالفضل رزم دیده – ۳۷kg سید حسن احمدی – ۵۳kg علی حسن زاده۵۹kg علی حسن نژاد ۶۳kg علی زمانی که همگی آنان با سابقه ای دو سه ماهه برای اولین بار در مسابقات استانی شرکت می کردند .
ثقفی رئیس هیئت کشتی لامرد ضمن ابراز خرسندی از نتایج بدست آمده از زحمات استادتولایی سرمربی و مربیان جوان شهرستان آقایان نیکمنش – خدادادی و غلامزاده و سرپرست تیم آقای عماد قائدی که باعث شدند این نتایج غیر قابل تصور رقم بخورد تشکر کرد .
همچنین شرکت سیمان لامرد که باعث شده کشتی در لامرد جان تازه ای بگیرد را قابل ستایش دانست و امیدوار است کشتی گیران لامرد نیز با کسب مقام های متعدد قدردان این لطف بزرگ باشند .

pahlavanak%20ha[1]

چهارمین بازدید معاونین وزیر صنعت از منطقه ویژه اقتصادی لامرد

مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳

پس از سفرهای سه گانه معاونان سابق و اسبق وزارت صنعت و بازدید میدانی از ظرفیتهای خیره کننده منطقه ویژه اقتصادی صنایع انرژی بر لامرد، این بار دکتر مهدی کرباسیان رییس‌ جدید هیئت عامل ایمیدرو و معاون وزیر صنعت در دولت یازدهم به شهرستان لامرد سفر کرد تا مردم شریف حوزه انتخابیه شاهد چهارمین حضور مقام عالی ایمیدرو در شهرستان طی مدت کوتاه اخیر باشند.

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر سید موسی موسوی، مهدی کرباسیان با حضور در شهرستان لامرد و بازدید از منطقه ویژه اقتصادی صنایع انرژی بر لامرد و محل احداث مجتمع آلومینیوم جنوب در گفت و گو با خبرنگار پانا با بیان اینکه ظرفیت ها و پتانسیل های بسیار مناسبی برای استقرار صنایع مختلف در کشور و به ویژه در این منطقه وجود دارد، گاز را یکی از عوامل موثر در صحنه انرژی دانست و خاطر نشان کرد: الحمدالله این نعمت به وفور در کشور یافت می شود و این برکتی است برای کشور که با سرمایه گذاری های مختلف در صنایع متفاوت، می توان اشتغال و توسعه را ایجاد نمود.

 

مدیرعامل سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) با اشاره به سیاست های کلان دولت در مقوله صنعت و معدن، سرعت در روند توسعه را از امتیازهای این سیاست ها بر شمرده و بهره برداری و راه اندازی فازهای پارس جنوبی در کمترین زمان را از اهداف دولت نام برد و ابراز داشت: با تامین شرایط مناسب برای استحصال گاز از میدان مشترک ایران و قطر و رسیدن به آمار و ارقام متناسب برداشت، سرمایه گذاری های کلانی به منظور استقرار صنایع پایین دستی اعم از پتروشیمی و دیگر صنایع زیردست صورت می گیرد.

 

کرباسیان تکمیل ظرفیت عسلویه را محور بخش دیگری از سخنان خود قرار داد و محدودیت در عوامل زیست محیطی، زمین و امکانات را از جمله عواملی دانست که نیاز جانمایی صنایع پایین دستی در دیگر مناطق را ملموس تر می کند.

 

معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت بیان کرد: منطقه ویژه اقتصادی صنایع انرژی بر لامرد از جمله نقاط اصلی است که می تواند به عنوان پشتیبان و بستر مناسب برای راه اندازی صنایع مختلف مورد استفاده قرار گیرد.

 

مدیرعامل سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران با اشاره به اجرای پروژه بزرگ مجتمع آلومینیوم جنوب در این منطقه ویژه اقتصادی اظهار داشت: طی شش ماه گذشته علاوه بر تمام تلاش های گذشته، بروکراسی بسیار پیچیده ی سیستم بانکی را پشت سر گذاشته ایم و باید این روند به پایان خود نزدیک شود که طی دیداری که با سرمایه گذار چینی داشته ام، پیش بینی می شود ظرف یک ماه آینده گشایش اعتبار این طرح عظیم انجام پذیرد.

 

وی در ادامه توضیحات خود به ایجاد یک نیروگاه ۵۰۰ مگاواتی در کنار این مجتمع اشاره کرد که ظرف امسال عملیات آن شروع خواهد شد و برق مورد نیاز مجتمع آلومینیوم جنوب را تامین خواهد نمود.

 

کرباسیان اضافه کرد: مجتمع آلومینیوم جنوب اولین واحدی است که در منطقه ویژه اقتصادی صنایع انرژی بر لامرد اجرا می شود و مزیت این منطقه دسترسی به منابع آب فراوان، انرژی ارزان و نزدیکی به آبراههای بین المللی در خلیج فارس است.

 

وی در پایان ظرفیت تولید طرح آلومینیوم جنوب در فاز نخست را ۲۷۶ هزار تن ذکر کرد و افزود: با راه اندازی این طرح فرصت اشتغال زیادی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در منطقه ایجاد خواهد شد.

IMAGE635124435156386323

نمایش کمدی “مجردها” پنج شب تماشاگران لامردی را مجذوب خود کرد! +گزارش تصویری

مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳

نمایش کمدی “مجرد ها” با ۵ شب اجرا در سالن آمفی تئاتر شهید آوینی و با استقبال پر شور علاقه مندان به هنر به پایان رسید .

به گزارش خبرنگار دهشیخ، نمایش کمدی مجرد ها کاری از قاسم صادقی و با نویسندگی محمد جواد صفایی از تاریخ ۱۳ الی۱۷ مرداد ماه در سالن آمفی تئاتر شهید آوینی اداره ارشاد لامرد به روی صحنه رفت.

این نمایش با بازی عادل صفایی، محمد پیکایی، حسین خاتمی ، زینب زارعی و الهه سلمانی به روی صحنه رفت.متن این نمایش بسیار روان و خوش ساخت بود و از قابلیت های بسیاری برخوردار بود.

محمد جواد صفایی نویسنده این اثر در رابطه با متن این نمایش به خبرنگار دهشیخ گفت: مجردها داستان مجردی های این دیار است،طعنه ای است گزنده اما در لفافه ای از خنده به مجردهای این روزها،روزهایی که برخی حرمت ها را و برخی اهمیت و شان واژه ناموس را فراموش کرده اند.

صفایی نویسنده این اثر در رابطه با داستان این نمایش بیان کرد:دختر دانشجویی قرار است میهمان یکی از همکلاسیان متاهلش شود و از قضا همان ساعت نامزد او که زنی حساس است قرار است به خانه آن ها بیاید اما خنگ بازی های دو شخصیت علی و ولی ماجرا را پیچیده و در عین حال جذاب تر می کند.

کارگردانی این کار بسیار خلاقانه بود چرا که با کمترین امکانات نمایشی و دکور و نور محدود چنین نمایش سنگینی را به روی صحنه بردند که کار تحسین برانگیزی است.

و در پایان کمدین بودن بیان کننده ی بسیاری از توانایی های یک بازیگر است چون علاوه بر سرگرم کردن مخاطب باید توانایی این را هم داشته باشد که مخاطب را به دنبال خود بکشاند و با کوچکترین و ساده ترین گفتار و حرکات مخاطب را به خنده وادار کند ، در این اجرا هم دو شخصیت علی و ولی با گفتار و لحن قابل قبول تماشاچی را به خنده در آوردند و این را می توان از خلاقیت این دو بازیگر و فرو رفتن آنها در نقش هایشان اشاره داشت.

*علیرضا حقیقی www.dehshikh.ir

56

68

115

213

412

DSC_0055

IMG_20140809_012431

هفت شورانشین روی تاوَه‌ی داغ! قسمت اول: حسین آزاد

مرداد ۱۷ام, ۱۳۹۳

یکی بود یکی نبود. الان همه منتظرید که من بگم زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچ‌کَس نبود. ولی خداوکیلی اینطور نبود. اتفاقن همه بودند. گواه اینکه ۹۰ درصد مردم شهر لامرد سال گذشته در انتخابات شورای شهر لامرد رای دادند. و هفت نفر را روانه‌ی شورای شهر کردند؛ حسین آزاد، محمد رحیمی، محمد جمالی، محمد دهقان، حسین صفایی، ابول‌الحسن کشاورز و هادی قائدی. نزدیک به یک‌سال از آن تاریخ گذشته و ما تصمیم گرفتیم بعد از یکسال دست به کار خطیری بزنیم و وعده‌های داده شده را وجب به وجب بازخوانی کنیم. بنابراین طبیعی بود تصمیم بگیریم از همان ابتدا گُل جنس را بزنیم و با خوش‌وعده‌ترین و خوش‌پوسترترین و خوش‌کَمپین‌ترین و خوش‌قیافه‌ترین آنها شروع کنیم؛ مهندس حسین آزاد.

حسین از انجا که بخش زیادی از عمر خود را روی آب سپری کرده بود ( به گواهی زندگی‌نامه) و کمتر با ساز و کارِ مناطق خشکی و سفت و سخت آشنا بود، طبیعی بود وعده‌هایش رنگین‌تر و پرپیمانه‌تر و شکیل‌تر باشد. تَشِ حسین تند بود. حتی تندتراز تشِ محمد جمالی و محمد دهقان. او که با شعار تخصص، تحول و توسعه و ساختنِ وطن (!) (می‌سازمت شهر هم نه!) قدم بر عرصه نهاد، سرانجام توانست دلِ ۶۸۷۸ شهروند لامردی را داخل کوتی ساس‌تَماته‌ی کند و رای آنها را بگیرد. در حالی که کسی نپرسید: حسین تخصص تو چیست؟. حسین که خواب دیده بود ( به گواهی پوسترهای انتخاباتی) “ما” دوباره آغاز می‌شویم و سلسله نازنازیان (بر وزن ساسانیان یا اشکانیان) بنیان می‌نهیم،اما نه تنها “ما” دوباره آغاز نشدیم بلکه وبسایت رسمی خود حسین هم اکنون روی هاست وجود ندارد و از دسترس خارج شده. در ادامه، ادامه‌ی خواب مهندس را در قالب دوبیتی انتخاباتی، مشاهده می‌کنید:
من خواب دیده‌ام که تو آغاز می‌شوی
بنیانگذار سلسله ناز می‌شوی
بر شاخه‌ی شکسته این سرو بی‌رمق
با مرغ پر شکسته هم آواز می‌شوی

15
index copy

برنامه‌ها و ایده‌های حسین آزاد ظاهرا متنوع‌ترین و گسترده‌ترین برنامه‌ای‌ست که در ادوار گذشته از سوی یک کاندیدا ارائه شده. چهارده مورد آن لیست‌وار و در پایان همین نوشته به رشته تحریر درآمده. از آنجا که گروه انتخاباتی حسین آزاد از میان سایرین نامزدها فعال‌ترین‌شان در فضای مجازی بوده، از کمپین او لاشه و پوکه‌ی بیشتری در فضای مجازی باقی مانده تا دیگر اعضای شورا. ما هم تلاش کردیم بقایای کمپین را به نحو احسن جمع‌آوری کرده و یکجا خدمت خوانندگان ارائه کنیم. از آن تاریخ تقریبا یکسال گذشته.
اما وظیفه شهروندان بعد از یکسال چیست؟ شهروندان عزیز یک راه دارند؛ آنها می‌باید برنامه‌ها و وعده‌ها را در یک دست و محدوده شهر را در دست دیگر خود قرار دهند و آنها را با هم مقایسه و معاینه کنند، ببینند نتیجه چه می‌شود. مهندس آزاد هم سه راه دارند. راه اول اینکه بعد از یکسال گزارشی دهند که هر کدام از برنامه‌های چهارده گانه‌ی ایشان تا چه مرحله‌ای پیش رفته و ما الان کجای کاریم؟ مثلا چنددرصدِ راه‌های ارتباطی بین محلات تحت پوشش وسائط حمل و نقل عمومی قرار گرفته(!) و چند دستگاه اتوبوسِ شهری و نیمه‌شهری هم اکنون مسافران را بین محلات جابجا می‌کنند(مورد ۷) و یا اینکه مثلا اگر کمین بزنیم و یک شهروند را بصورت تصادفی از بازار بیست‌ودو بهمن بگیریم و ببریم دفتر شورا، ایشان می‌تواند بگوید که بنده فرهنگ شهرنشینی این بنده‌خدا را بیست و پنج درصد ارتقا داده‌‌ام! (مورد ۱۱) و الخ… راه دوم اینکه مهندس بالکل وجود همچین برنامه هایی را از بیخ و بن منکر شوند و خیلی راحت بگویند این برنامه ها مال من نیست چرا که زندگی نامه‌ و برنامه‌ها از کلوب هوادارن و وبلاگ حامیان جمع آوری شده. بالاخره هوادار ممکن است یکی چیزی از خودش در بیاورد که به عقل خول هم نرسد. و اما راه سوم… راه سوم اینکه ایشان با آرامش و وقار از کنار موضوع عبور کنند. اتفاقن مورد داشتیم همین کار رو کرده خیلی هم موفق بوده. والّا…

برنامه‌ها و ایده‌های مهندس حسین آزاد در کوران انتخابات:

۱-مدیریت و توسعه پایدار شهری
۲-ارائه الگوی آینده توسعه شهری
۳-طراحی و ایجاد زیر ساخت ها در زمینه عمران شهری
۴-توزیع عادلانه امکانات بین محله ها و تمکز زدائی
۵-پر نمودن فضای خالی بین محله ها و تغییرات بافت شهری
۶-ایجاد فضای سبز مناسب و مجموعه پارک تفریحی با امکانات کامل
۷-ارتقاء فرهنگ شهر نشینی
۸-نوسازی بافت فرسوده شهری
۹-ژئوتکنیک و توسعه پایدار مقاوم سازی ساختارهای شهری
۱۰-آموزش و آگاهی بخشی مدیران و برنامه ریزان مختلف در خصوص استفاده از آخرین تکنولوژی ها و ساخت و ساز جهانی
۱۱-راه اندازی وسائط عمومی مسافری بین محله های حوزه شهری
۱۲-استفاده از شبکه های اجتماعی در زمینه حل معضلات اجتماعی بویژه اعتیاد . طلاق . تصادفات جاده ای
۱۳-جذب مشارکت و سرمایه گذاری شهروندان در اداره امور شهری
۱۴-راه اندازی طرح یاوران شورا جهت همکاری و مشاوره در زمینه فعالیت های شهری

در قسمت بعد تلاش می‌کنیم دو کاندیدای دیگر، دو یارِ غار را بطور هم‌زمان زیر ذره‌بین ببریم.

پارک‌های محله‌ای میزبان علاقه‌مندانِ آسمانِ شب؛ گزارش شب اول: پارکِ کوثر

مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۳

جمعه‌شبِ دهم مرداد و در هوایی کاملا گرم و شرجی پارک محله‌ای کوثر واقع در محله زیارت ( یا خندق یا چاهنو) میزبان علاقه‌مندانِ آسمان شب می‌شود. اتفاقی که قرار است در طول تابستان و در همه‌ی پارک‌های محله‌ای از چاه‌حاج‌ابول تا چاه قائد تکرار شود. هفته‌‌ای یک پارک. هدف؛ رفتن میان شهروندان و ترویج نجوم و آشنا کردنِ عموم با طبیعت فراموش شده؛ آسمان.
در حدود ساعت ۹ شب بچه‌های انجمن طبق قرار قبلی خود را به پارک می‌رسانند. از قبل تقسیم وظایف شده.هر کدام گوشه‌ای از کار را به عهده می‌گیرند. تلوسکوپ‌ها علم می‌شوند. با هماهنگی قبلی بخشی از روشنایی محل رصد قطع می‌شود و پارک در خاموشی فرو می‌رود. به مرور جمعیتِ افراد کنجکاو اطراف بچه‌های انجمن حلقه می‌زنند. عروس آسمان-ماه- و ارباب حلقه‌ها-زحل- در آسمان خودنمایی می‌کنند؛ آنهم در شبی که ماه در یکی از زیباترین فازهای ماهیانه خود قرار دارد. شبِ پنجم. حلقه‌‌های زحل اما یک استثناست. جذاب و دلربا. بویژه آنکه از از پشت تلسکوپ هشت اینچی دیده شود. بچه‌های انجمن که سالهاست در این زمینه کار می‌کنند، با صبر و حوصله به پرسشِ پرسشگران پاسخ می‌دهند و با زبانی ساده به بازدید‌کنندگان اصول نقشه‌خوانی آسمان یاد می‌دهند. آنها را با صورت‌های فلکی شاخصِ پهنه‌ی آسمان و ستارگان بنام آشنا می‌کنند. کار با تلسکوپ و نحوه‌ی کار آن بخشی دیگر ازآموزش است… شب از نیمه گذشته و پارک کوثر بارها در این فاصله از شهروندان کنجکاو و مشتاق پر و خالی شده. کسی خسته به نظر نمی‌رسد. شوق حضور جوانان و نوجوانان و میانسالان و زنان و دخترانِ علاقه‌مند و تشنه‌ی یادگیری در برنامه ترویجی انجمن نجوم شهرِ لامرد مجالی به خستگی نمی‌دهد. لذت فعالیت گروهی وقتی کار به بار می‌نشیند شیرینی‌‌اش دوچندان است. شب از نیمه گذشته و وقت ان رسیده که بچه‌ها نفسی چاق کنند و ابزار و وسایل رصد را جمع کرده و خود را برای برنامه بعدی آماده کنند. پارکی دیگر در محله ای دیگر. بدین ترتیب یکی از برنامه‌های عمومی انجمن در شبی دلپذیر به پایان می‌رسد. لبخند رضایت بر لب بچه‌ها می‌نشیند. دَه سال است با جان و دل و پشتکار و ایثار در کنار یکدیگر کار می‌کنند. برای شهر… برای شهروندان… برای دلِ خود…و اینچنین جشن تولد ده سالگی انجمن هر چه پرباتر و زیباتر به پایان می‌رسد.

اعضای انجمن حاضر در برنامه ترویجی انجمن:

آقایان و خانم‌ها
عباس شکیب: دبیر انجمن
راضیه دگلی
حسین غلامزاده
علی رفیعی
حدیث غفاری
منصور صابری
فاطمه شکیب
شیخ احمد اسماعیلی
علی حسن زاده

ابزار اپتیکی مورد استفاده در رصد:

۱- تلسکوپ ۴٫۷ اینچی بازتابی با مقر قطبی-استوایی

۲- تلسکوپ ۸ اینچ دابسونی با مقر سمتی-ارتفاعی

. تصویر زیر که توسط علی حسن‌زاده رییس انجمن عکس لامرد برداشته شده، بخشی از حضور شهروندان در پارک کوثر را به تصویر می‌کشد.
1

همچنین در ادامه دو عکس نجومی زیبا از علی حسن‌زاده عکاس خلاق لامردی دیده می‌شود که اولی در مجله معتبر نجوم چاپ شده و دومی سال قبل و در جشنواره بین‌المللی خیام پذیرفته شده است.

10

مشخصات عکس: کهکشان راه شیری
مکان تصویربرداری: کَنگان
سی ثانیه نوردهی
ایزو ۱۶۰۰
لنز ۱۲ میلی متر سامیانگ
اف ۲٫۸
4

مشخصات عکس: رد حرکت ستارگان حول محور قطبی
محل تصویر برداری: دره تندیس‌های قشم
ایزو ۱۶۰۰
اف ۴
صدوهشتاد شات سی ثانیه
لنز ۱۴-۲۴ میلی متر نیکون

پی‌نوشت: انجمن نجوم شهر لامرد در راستای ترویج نجوم و معرفی آسمانِ شب، آمادگی خود جهت اجرای برنامه‌های رصدی در سراسر شهرستان‌های لامرد و مهر اعلام می‌دارد. علاقه‌مندان می‌توانند جهت تعیین وقت برنامه و ایجاد هماهنگی، درخواست خود را به این ایمیل بفرستند: shakib525@gmail.com یا اینکه به دفتر انجمن واقع در بخشداری سابق شهر لامرد-جنب مسجد امام صادق (ع) مراجعه نمایند تا نسبت به تعیین وقت و ایجاد هماهنگی، تمهیدات مقتضی توسط انجمن صورت گیرد.

بگفتا نیک مردی کن نه چندان…

مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۳

سالها پیش زمانی که دانشجوی دوره لیسانس بودم با هر تعطیلاتی که پیش می آمد دلتنگ دیار می شدم و سریع بلیط صبح دوشنبه پرواز تهران-لامرد (که آن زمان برقرار بود) را میگرفتم و تا ظهر لامرد بودم. معمولا هم از بدو رسیدن تا همان روز برگشت که ظهر دلگیر جمعه بود به تک تک اقوام یا دوستان سر میزدم حالا بسته به مورد هر کدام یک ساعت تا چند ساعت.

یکی از دفعات بازدید مصادف شد با یک کار وقت گیر در ادارات لامرد که سبب شد دیدار کامل دوستان و فامیل میسر نشود. وقتی برگشتم تهران سیل گله گذاریها و شکایات به سمت مادرم و از مادر به صورت تلفنی به سمت من روانه شد. با این مضامین که مسعود هنوز مهندس نشده ما را تحویل نمیگیرد، نکند از ما دلخور است که این دفعه به ما سر نزده و قس علی هذا.

زمان گذشت تا خواهرم نیز دانشجو شد. خواهرم که دانشجوی شیراز بود زیاد اهل سر زدن به تک تک فامیل نبود. برای من جای تعجب بود که چرا هیچ کس از او گله ای نمی کند. بارها برای تعطیلات به لامرد برگشته بود و شاید بغیر از دو سه خانواده از فامیل به کسی دیگر سر نزده بود اما هیچ کس شکایتی از این سر نزدن نداشت.

یک روز به یکی از بزرگان فامیل گفتم اگر فقط یک بار به شما سر نزنم از من گله میکنید اما از خواهرم که هیچ وقت به شما سر نمیزند هیچ ناراحتی و شکایتی ندارید. چه دلیلی دارد؟ مظلوم تر از من گیر نمی آورید؟

پاسخ قابل تاملی داد: از او انتظاری نداریم اما از تو انتظار داریم!

*‫*******************‬

آزمایش جالبی برای نشان دادن خطای حس لامسه انسان وجود دارد که با سه ظرف آب خیلی سرد و خیلی گرم و آب با دمای عادی قابل انجام است. ظرف آب با دمای عادیِ بدن هیچ حس گرم یا سرد بودن به شما نخواهد داد.

اما اگر دست خود را مدتی در آب خیلی سرد نزدیک به صفر بگذارید به گونه ای که دست شما به دمای سرد آن عادت کند و پس از آن دست خود را در آب با دمای عادی بگذارید احساس میکنید دستتان را در آب جوش گذاشته اید.

بالعکس اگر دستتان را در آب خیلی گرم بگذارید و سپس آن را درون آب با دمای عادی قرار دهید احساس خواهید کرد دستتان در آب سرد گذاشته شده.

چرا این خطا پیش می آید؟
خیلی از حسگرهای بدن حسگرهای مطلق نیستند که برای اندازه گیری یک کمیت عدد دقیق بدهند. مثلا بگویند دمای آب ۷۰ درجه است.

حسگرها اکثرا مقایسه ای هستند . یک خط پایه (baseline) وجود دارد که مقدار اندازه گیری شده با آن خط پایه مقایسه میشود و بسته به فاصله کمیت مورد اندازه گیری تا آن خط پایه، درکی از بزرگی یا کوچکی آن کمیت برای انسان فراهم میشود.

مثلا در مورد دما، خط پایه همان دمای بدن است. هر چیزی که از این خط پایه دمای بالاتری داشته باشد برای انسان احساس گرمی و هر چه از این خط پایه پایین تر باشد برای انسان احساس سردی ایجاد خواهد کرد. بسته به این که فاصله تا این خط پایه چقدر باشد درک انسان از گرمی یا سردی آن شی با یقین بیشتری همراه خواهد بود.

حالا نکته اینجا است: گذاشتن دست در آب سرد یا گرم باعث میشود این خط پایه جابجا شود. وقتی دستتان را در آب سرد میگذارید خط پایه دمایی پایین تر می آید، درست در سطح دمای همان آب سرد. در مرحله بعد وقتی مقایسه دما با این خط پایه انجام پذیرد، آب با دمای عادی به نظر انسان گرم می آید.

شاید در این مورد بتوان گفت: انتظار بدن از گرمی و سردی اشیا جابجا میشود!

‫****************‬

مثالهای زیادی مشابه موارد فوق وجود دارد که زندگی ما را تحت الشعاع قرار میدهد و رفتار ما را با اطرافیانمان تنظیم میکند:

  • از آدم همیشه بداخلاق اگر محبت کمی ببینیم برایمان خیلی خوشایند است اما از یک آدم همیشه خوش اخلاق اگر محبت کمی ببینیم برایمان ناخوشایند و غیرقابل باور است.
  • ‫بازیهای جام جهانی فوتبال و لیگ جهانی والیبال و قضاوت مردم ما در مورد نتایج تیم های ملی ایران هم نمونه ای از این خطای حسگری است!  تیم فوتبال در بازی با ارژانتین  که همه انتظار شکست سنگین و‌ ابرو ریزی در جام جهانی را داشتند ‪ تا دقایق آخر پا به پای تیم آرژانتین پیش رفت. تیم والیبال اما تا مرحله نیمه نهایی فوق العاده ظاهر شد. اما در مرحله نیمه نهایی انتظار بالایی را که با بازیهای خوب خود در مردم ایجاد کرده بود برآورده نکرد.  دلیل خوشحالی مردم با وجود باخت تیم فوتبال و ناراحتی مردم با وجود چهارم شدن تیم والیبال همین انتظار است!
  • برای گروه های سیاسی، راضی کردن منتقدین همیشه ناراضی اهمیت بالاتری دارد تا راضی کردن طرفداران همیشه موافق! برای آزمون خودتان هم که شده ببینید خانواده هایی که همیشه بی چون و چرا موافق و همراه یک طیف خاص چپ یا راست لامرد بوده اند چقدر در زمان انتخابات مورد توجه کاندیداها قرار میگیرند و آنهایی که در برخی مواقع سر ناسازگاری داشته اند چقدر احترام میشوند !

هدفم از گفتن این موارد چیست؟ از قول سعدی علیه الرحمه همه شنیده ایم:

درشتی و نرمی به هم در به است
چو فاصد که جراح و مرهم نه است
درشتی نگیرد خردمند پیش
نه سستی که ناقص کند قدر خویش
نه مر خویشتن را فزونی نهد
نه یکباره تن در مذلّت دهد

شبانی با پدر گفت ای خردمند
مرا تعلیم ده پیرانه یک پند
بگفتا نیک مردی کن نه چندان
که گردد چیره گرگ تیز دندان

درشتی و نرم همیشه باید در کنار هم باشند و گرنه قدرت مقایسه و حسگری از بین میرود. ماهی زمانی قدر اب را میداند که از آب بیرون می افتد. قدر دوست خوب را زمانی میدانید که مدتی با هم قهر و از دوستی او محروم شوید. قدر اخلاق خوب همسرتان را زمانی میفهمید که با هم دعوا کنید! تا آدمهای خوب و بد در کنار هم نباشند قدر آدمهای خوب درک نخواهد شد.

برای این که چنین خطایی در حواس و رفتار ما پیش نیاید باید چکار کرد؟ همان کاری که در آزمایش آب انجام میدهیم:

حسگرمان را مدتی در محیط آزاد بگذاریم تا خط پایه آن به سطح عادی محیط برگردد!

لطفاً ضد آفتابتان را جا نگذارید !

مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۳

  من سَوَخهای لامرد را با هیچ خاک دیگری عوض نمی کنم (حتی المقدور). ولی دست بر قضا سالهای جوانی ام را در «قلب» پایتخت گذرانده ام و لاجرم هم روزهای ملتهب و هم آرامَش را به چشم دیده ام . اوقاتی که پیاده ام محض تنوع و برای اجتناب از آلودگی و ازدحام هم که شده، مسیرم را طوری  انتخاب می کنم که از پارک لاله یا دانشجو عبورکنم.

  گوشه و کنار این دو پارک اغلب محل سنتی تجمع و میتینگ جماعت  فمینیست بوده است؛ بارها در مسیر عبور دیده ام بانوان خشمگین گریبان چاکی که با حرارت هر چه تمام از حقوق برابرِ زنان دفاع می کنند و از شما چه پنهان گاه که به اشتباه ( لابد به دلیل شکل ظاهر) من را عضوی از «بچه های بالا!» تصور کرده اند، به کنجی کشانده و از لزوم حفظ کرامت انسانی و حرمت زن و توجه ویژه به جایگاه رفیعش در اعتلای انسانیت سخنها گفته اند و گفته اند که باکی ندارند در راه حفظ حرمت «زن» حتی جانشان را فدا کنند ؛ حرف هایی که در زیر خنکای درختان بلند پارک و از لسان گویندگان مرتب و منظمش  قابل تحمل و تأمل بوده اند.

                                                       ***

  معمول است ارتشهای جهان ایدئولوژی و اهدافی که می خواهند به سربازانشان آموزش دهند را با شعارهایی روی البسه ی نظامی شان حک کنند . گاه هم نظامی ها جملات مقبول و مورد هدفشان را لباس کرده و به تن می کنند . نمونه ، شعارهای « راه قدس از کربلا می گذرد » و «ورود تیر و ترکش ممنوع» که در عکس های زمان جنگ رزمندگان ایرانی زیاد به چشم دیده ایم .  israili-soldier

  عکسی که پیش رو می بینید یونیرم یک نظامی اسراییلی است . مختصر و مفید و با گرافیک استانداردی حرفش را زده است . بدون شرح !  که اگر هم شرح داشت قلم از نوشتنش شرم داشت .

                                                       ***

این روزها کماکان سعی می کنم برای پرهیز از شلوغی و ازدحام آدمها مسیر عبورم را از پارکهای دانشجو و لاله انتخاب کنم . درختها و نیمکتها سرجایشان هستند . چیزی که تغییر یافته اما غیبت بانوان سینه چاک خشمگینی است که برای حرمت و کرامت زن و اعتلای حقوق انسانیش  حاضر بودند جانشان را فدا کنند.

 خبری شده است؟!

چیزهایی در مورد چیزی که معلوم هم نیست چیز خاصی باشد!

مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳

چند وقتی بود مردم لامرد “چیزی” را روی آب شناور می دیدند. بیشتر هم جوان ها و مسوولین متوجه حضور این “چیز” شده بودند. دست ها سایه بان چشم ها شد . کم کم همهمه ای بین مردم افتاد که این “چیز” شناور بر آب چیست. بعضی ها خطر کردند و به آب زدند تا آن چیز را از نزدیک ببینند و اگر شد لمسش کنند.کم کم مشخص شد نام این چیز شناور “تراکمه” است.
مدتی جوان ها و مسوولین بر گرد تراکمه چرخیدند . برخی آن را لمس کردند. برخی به آن آویزان شدند . برخی هم جسارت به خرج دادند و بر این جسم شناور سوار شدند و با آن در لامرد چرخی زدند.
بعد از مدتی همه ی آنها “فهمیدند” که این جسم شناور چیست . اما همانند قصه ی “فیل در تاریکی ” مولانا ، هر کس به فراخور حال خودش ، به “فهم” خاصی از آن “چیز” رسید واز آن با تعبیری متفاوت یاد کرد.
بعضی گفتند این جسم شناور یک ناو جنگی ست که با آن می بایست مواضع و عملکرد مسوولین لامرد را مورد هدف قرار داد. اینها به محض استقرار ، توپخانه ها را مسلح کرده و شروع به شلیک کردند. در سال های ابتدایی ، بیشتر از موشک های دوربرد استفاده می کردند و مواضع حکام تهران نشین را مورد هدف قرار می دادند.کم کم سر توپ ها پایین آمد و اهداف نزدیک تر مورد اصابت قرار گرفت. در این میان بیشترین گلوله ها و راکت ها ، نصیب شورای شهر و شهرداری شد تا جاییکه در سال ۹۲ ویرانه ای از شورا باقی ماند و شورا نشین ها مجبور به ترک سنگر شدند.تک تیراندازهای تراکمه البته در این میان گاهی شکارهای بزرگتری هم می زدند ، از نماینده و فرمانداری بگیر تا حاجی قاسم و شورای فرهنگی.
بعضی دیگر گفتند این یک کشتی تفریحی است.روزانه دقایقی را بر آن سوار می شدند، هر جا بحث داغ تر بود سرکی می کشیدند.
در این میان گاهگاهی ” شی چادری” نظری هم می دادند و در واقع همه ی حرف هایی را که روی خشکی نمی توانستند بر زبان آورند، سوار بر تراکمه مطرح می کردند.بعضی ها هم پشت دکل قایم می شدند و از آنجا سنگ هایی پرت می کردند و سپس سریع می پریدند روی عرشه که: کی بود؟چی بود؟ و با این بازی مفرح خود را سرگرم می کردند!
بعضی دیگر می گفتند این یک تخته پاره ای بر روی آب است و اصلا به آن توجه نباید کرد.آنها به جوان ها هشدار می دادند که جواب سنگ پرانی ها را ندهند چرا که این زورق بی دفاع در اولین گرداب خود به خود غرق خواهد شد.از شما چه پنهان چندین بار هم توانستند سر تراکمه را زیر آب کنند اما..اما امان از تن بی عار و آدم بیکار!
بعضی دیگر می گفتند این یک ناوچه ی آموزشی ست و باید از این طریق سطح علمی – فرهنگی جامعه را ارتقا داد. آنها در هر بندری که رسیدند کلاسی تشکیل دادند. اما هر بار با شورش آن دسته از مسافران که باورشان این بود که اینجا یک کشتی تفریحی ست ، کلاس را به هم می ریخت و بحث ها نیمه تمام می ماند. معلم ها هم طاقت شان طاق شد و از کشتی پیاده شدند.
بعضی دیگر می گفتند این یک موهو(تنه ی نخل: Mohow) است که بر آب شناور است. بنا براین بر آن سوار شدند و تمام خاطرات دیروز و پریروز لامرد را مرور کردند.از اصطلاحات و مثل های محلی گرفته تا آدم های قدیمی، تیر و طایفه ها، زمین ها، لباس ها، مراسم های جشن و یا عزا و قصه های بومی.
بعضی دیگر می گفتند این یک زیردریایی است و فقط به درد زیرآبی رفتن می خورد. این دوستان هم با شانتاژ کردن کردن بعضی از ملوان ها، جهت حرکت تراکمه را به سمت و سوهای خاصی می بردند و در نهایت پس از گشت و گزار های فراوان و سنجیدن مواضع ، ناگهان جای خاصی از آب بیرون می آمدند.
بعضی دیگر می گفتند این یک جت اسکی است: وسیله ای شخصی و تفریحی. اینها به حدی به باور خود مطمین بودند که گاهگاهی پیام هایی به “کاپیتان مسعود” می دادند و خط و خطوطی را برای تراکمه مشخص می کردند.
به هر حال ، روایت ها متفاوت است و آنچه شنیدید بخشی از روایاتی بود که من شنیده ام. اینکه تراکمه واقعا چیست و کاربرد آن چگونه است، احتمالا به تعداد مخاطبین تراکمه جواب متفاوت وجود دارد.

گزارش رویت هلال ماه شوال سال ۱۴۳۵ هجری قمری

مرداد ۷ام, ۱۳۹۳

گزارش رویت  هلال ماه شوال سال ۱۴۳۵ هجری قمری (دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۳)

اعضا انجمن نجوم آماتوری شهر لامرد (آناشل) موفق به رویت هلال ماه شوال ۱۴۳۵ ه.ق مصادف با دوشنبه ۶ مردادماه ۱۳۹۳ ه.ش شدند. این گروه متشکل از آقایان عباس شکیب، حسین غلام زاده، احمد انصاری، کاظم غلامی ،علی رفیعی، محمد احمدی زاده، حسین عباسزاده ، و خانم ها راضیه دگلی و زهرا غفاری در روز دوشنبه ۶ مرداد در ارتفاع ۹۸۰ متری شمال شرق لامرد موفق به رویت هلال شامگاهی ماه شوال با چشم مسلح شدند که اطلاعات لحظه رصد آن به شرح ذیل می باشد:

شماره ماهگرد نجومی

۱۱۳۳

شماره ماهگرد اسلامی

۱۷۲۱۸

روز ژولینی

۲۴۵۶۸۶۷/۱۵۴۲۰

ابزار گروه

تلسکوپ ۷/۴ اینچی بازتابی با مقر قطبی استوایی

تلسکوپ ۸ اینچ دابسونی با مقر سمتی ارتفاعی

دوربین دو چشمی ۸۰*۲۰

دوربین دو چشمی ۳۵*۷

دوربین دو چشمی ۹۰*۶۰

سن ماه در لحظه رصد

۴۰ ساعت و ۱۰ دقیقه

زمان مقارنه ماه و خورشید

ساعت ۳ روز یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳

بهترین زمان رویت

ساعت ۲۰

لحظه غروب خورشید

ساعت ۱۹:۴۰

لحظه غروب ماه

ساعت ۲۰:۲۴

ارتفاع ماه نسبت به خورشید در لحظه رصد

سمت ماه نسبت به خورشید در لحظه رصد

۸ درجه

۱۵ درجه

رنگ هلال

شیری

فاصله ماه در لحظه غروب خورشید

۴۰۶۴۵۶ کیلومتر

زمان رویت

۱۹:۱۰

ابزار رویت

تلسکوپ ۷/۴ اینچی بازتابی با مقر قطبی استوایی

رویت کنندگان

محمد احمدی زاده ، راضیه دگلی و زهرا غفاری

محل رصد

ارتفاع ۹۸۰ متری شمال شرق لامرد

 

دید افقی(تقریبی)

۷ کیلومتر

خط افق

منفی یک درجه

طول جغرافیایی محل رصد

عرض جغرافیایی محل رصد

۳۲/۵۳ N

۴۳/۲۷ E

وضعیت جوی محل رصد

غبار محلی به ارتفاع تقریبی ۵ درجه

مشخصات دوربین عکاسی

CANON 6D

لنز ۳۰۰ میلیمتر

نرم افزار مورد استفاده

Accurate Times 5.3

‘گزارشگر

احمد انصاری

 از تلسکوپ بازتابی ۷/۴ اینچی به صورت سمتی ارتفاعی و با قرار دادن خورشید در مبدا استفاده شد. برای این کار ، پیچ سمت راست را بین ۱۴ و ۱۶ و پیچ ارتفاع را بین ۵/۷ تا ۱۰ درجه تنظیم گردید.

لازم به ذکر است در این رصد حجت الاسلام اسماعیلی به عنوان روحانی و علی حسن زاده به عنوان عکاس گروه را همراهی می نمودند. همچنین دو تن از برادران اهل سنت گله دار فارس، جناب آقایان حسینی و کاردوست (نماینده مدرسه دینی گله دار فارس) نیز در کنار گروه برای رویت هلال تلاش نمودند. بر خود لازم می دانیم از تمامی ارگان هایی که در این رصد به ما کمک نمودند، به طور دفتر امام جمعه محترم ، تشکر و قدردانی نماییم.

در ادامه تصاویری از این رصد:

IMG_9502 IMG_9503 IMG_9500 IMG_9499عکاس: علی حسن زاده

شوق دولتمردان به صنعتی کردن منطقه و دلواپسی ها

مرداد ۶ام, ۱۳۹۳

نویسنده: دکتر سید محمود ابراهیمی ، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی

env1

مقدمه:

مقابل با دولت سطحی نگر احمدی نژاد که هیچ ارزشی برای نظرات کارشناسان و خرد جمعی در تصمیم گیریها قائل نبود و با اقدامات نسنجیده و حرکات قهقرایی خود باعث عقب افتادگی همه جانبه کشور بخصوص از بعد اقتصادی گردید، حضور پرشور مردم بهمراه تدبیر بزرگان جریان اصلاحات سبب شد تا آفتاب اعتدال، عقلانیت و تدبیر بار دیگر بر پهنه این سرزمین بتابد.

در پی تغییرات از دولت سرهنگها به دولت حقوق دانها و برخلاف روند معمول گذشته، شهرستان لامرد در کل کشور تنها منطقه ایست که به تبع بده و بستانهای سیاسی بعنوان وارث دولت سرهنگها جاودان و از گزند تغییرات مدیریتی مصون ماند و در شهرستان مهر نیز فردی اصلاح طلب بومی و با تجربه، ناخدای کشتی دولت اعتدال ، تدبیر و امید گردید.

اما نگرانی اینجاست که جریان اعتدال و تدبیر نیز بدون استعدادیابی منطقه و بدون توجه به محیط پیرامون ، دکترین و شیوه توسعه منطقه را غیر منطبق با شرایط جغرافیایی و محدودیتهای منابع طبیعی و بدون عواقب جانبی و زیست محیطی آن ترسیم کرده است. متاسفانه شاهد آن هستیم که طبق روال غلط گذشته، شوق به توسعه شهرکهای صنعتی  و گسترش صنایع جانبی مربوط به نفت، گاز و پتروشیمی و صنایع پایین دستی این بار در شهرستان مهر طنین انداز شده است. این خط مشی که در آن استعداد منطقه ای به هیچ وجه لحاظ نشده است بیشتر در راستای سیاستهای پوپولیستی دولت گذشته قابل تفسیر است و به مثابه توفانی خواهد بود که کشتی تدبیر را نا امیدانه و بی هدف به سوی ترکستان[۱] سوق خواهد داد که عواقب سوء آن نیز متوجه سلامت مردم و محیط زیست خواهد شد.

شرایط جغرافیای منطقه و پدیده وارونگی هوا:

دکترین توسعه برای هر منطقه باید بر اساس قابلیت های خدادای و  ظرفیتهای موجود آن باشد.  منطقه در شرایط کنونی علیرغم وجود منابع طبیعی تخریب شده با پوشش گیاهی بسیار ضعیف و محدودیت آبهای زیر زمینی از لحاظ موقعیت جغرافیایی بین دو رشته کوه موازی و بلند محصور و حبس گردیده است که با کوچکترین اشتباه مستعد ایجاد پدیده وارونگی هواست. حال آنانی که دم از صنعتی کردن منطقه می زنند زحمتی به خرج داده و نگاهی به محیط پیرامون خود بیندازند و سپس پدیده وارونگی هوا را از منابع علمی دنبال کنند تا بدانند که ناخواسته یا غیر آگاهانه در مسیری گام نهاده اند که عواقب آن برای سلامت مردم و منابع طبیعی منطقه فاجعه بار است.

چرا که اراضی شهرستانهای مهر و لامرد بصورت دشتی هموار است که به نوعی در محاصره کوه های اطراف هستند و پدیده وارونگی هوا از مهم ترین بحران های مناطقی با این ویژگی های موقعیتی و جغرافیایی است.

وارونگی هوا موجب تجمع مواد آلاینده در نزدیکی سطح زمین و تشدید آلودگی هوای منطقه میشود. از طرفی وجود کوه های مرتفع در حرکت و سرعت بادها تاثیر منفی گذاشته و باعث سکون میشود که این پدیده به مرور زمان خفگی منطقه و نابودی محیط زیست در پی خواهد داشت.

پدیده وارونگی هوا مهمترین و خطرناکترین فاکتور جوی در آلودگی هوای یک ناحیه می باشد. زیرا درحالت عادی که درجه حرارت جوی مجاور زمین برحسب ارتفاع کاهش می یابد، وجود حرارت بیشتر و هوای سبکتر در ارتفاع پایین و حرارت کمتر و هوای سنگین تر در طبقات بالا باعث می شود که هوای سبک از طبقات پایین به طرف بالا صعود کرده، عوامل آلوده کننده را با خود به طبقات فوقانی ببرد. به این طریق عوامل آلوده کننده در فضا پراکنده شده و یک تهویه طبیعی انجام می پذیرد. ولی وقوع پدیده وارونگی هوا باعث پایداری هوا شده و موجب می شود توده هوا همراه با تمام ناخالصی ها و عوامل آلوده کننده آن در زیر سطح وارونگی هوا محبوس شود. در چنین شرایطی میزان اکسیژن هوا به علت مصرف تدریجی آن کاهش و میزان آلوده کننده های هوا به علت تولید تدریجی آنها افزایش می یابد. به این ترتیب هوای منطقه به شدت آلوده می شود.  این وضعیت تا زمانی که وارونگی دما محو نشود، ادامه می یابد و اگر مدت وقوع آن با ارتفاع کم، طولانی شد و با بالا رفتن میزان رطوبت نسبی هوا، به حد اشباع برسد، پدیده خطرناکی با نام ” ابر مسموم ” پدیدار خواهد شد  (عکسهای زیر به وضوح واقعه فاجعه بار وارونگی هوا را به تصویر می کشد)!

env3

 

env2

پیشنهادات :

امید وارم که اندک توضیحات بالا مستند به مطالب استخراج شده از برخی منابع علمی، آگاهی دهنده باشد تا دولتمردان منطقه از تصمیم غیر کارشناسانه خود که همان شوق سوق به صنعتی کردن منطقه است صرفنظر کنند و عمده کوششها را به تقویت فاکتورهای مهم از جمله تقویت آبهای زیر زمینی، سروسامان دادن به وضعیت کشاورزی منطقه ،  احیاء محیط زیست و گسترش کمربند سبز منطقه که زیربنایی توسعه و سلامت است متمرکز کنند.  از آنجایی که در شرایط کنونی نیز منطقه تحت تاثیر آلاینده های حاصله از عسلویه قرار دارد بهتر است که توسعه کمر بند سبز منطقه از جمله نخلستان مخدون[۱] ، تقویت کوهپایه های اراضی ملی با گیاهان بوته ای یا درختچه های مختص مناطق گرم و خشک، تقویت نخلستانهای تنگ مهر و تنگ توکلی و تنگ هورو …. مورد توجه ویژه قرار گیرد. همچنین مهار آبهای روان منطقه چک چک واقع در بخش اسیر و استفاده از آب آن جهت توسعه فضای سبز پیرامون و ایجاد تفرجگاه منطقه ای با صرف هزینه کم قابلیت اجرایی دارد.

در پایان بر این باورم که  توسعه کمر بند سبز منطقه میسر نیست مگر اینکه فرهنگ مهرورزی با طبیعت را به جامعه تلقیح کنیم و با یکسری کارهای عمرانی نظیر گسترش و لایروبی گورابها در منطقه، بستن دره ها جهت تجمیع آب های جاری – فصلی و ایجاد سدهای پله ای ( طبق شکل شماتیک آمده ) در کف رودخانه های فصلی که به وفور در منطقه یافت می شود در پی گسترش آبهای سطحی و تقویت آبهای زیر زمینی بر آئیم. کوشش و فرهنگ سازی جهاد کشاورزی به تغییر الگوی کشت منطقه و همچنین اقدام سازنده اداره آب شهرستان به تطبیق اراضی تحت کشت با میزان مجاز آبدهی کشاورزان و تسریع در نصب کنتور بسیار کمک کننده خواهد بود/ انشاء الله

env4

 

دغدغه های شهروندی

مرداد ۳ام, ۱۳۹۳

نویسنده:الف.میم

پیرامون حوادثی که اخیرا در شورای شهر مان اتفاق افتاده، باید گفت که دوران خدمتگزاری در نظام مقدسی که مبتنی بر ارزشهای والای الهی برآمده از خون هزاران شهید گلگون کفن و جانفشانی جانبازان، آزادگان، ایثارگران و مجاهدان خستگی ناپذیر و سرافراز آن است فرصت های مغتنمی را در اختیار افراد قرار می دهد که یکی از این فرصت ها ورود به عرصه هایی همچون شوراهای اسلامی شهر و روستا است. تعهد، تخصص، عدالت طلبی، کارآمدی، تلاش در جهت رفع مشکلات مردم و ایستادگی در مقابل فساد و رانت خواری از بارزترین ویژگی های افرادی است که وارد چنین عرصه هایی می شوند. نقش شوراهای اسلامی در اداره ی جامعه بر شهروندان پوشیده نیست و ورود چنیین افرادی با این خصوصیات جهت ترقی و پیشرفت همه جانبه در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، عمرانی و ارائه ی خدمت صادقانه و بی منت به ولی نعمتان انقلاب می تواند نقش بسزا و با اهمیتی داشته باشد.
زمان زیادی از انتخابات خرداد ۹۲ نگذشته است؛ انگار همین دیروز بود که کاندیداهای محترم آن روز و اعضای محترم شورای امروز برای جلب نظر مردم و جذب آراء آنان چه وعده های امیدبخشی می دادند. فضای شهرمان رنگ و بوی خاصی به خود گرفته بود. همه جا صحبت از تغییر در شیوه ی میریتی همراه با تعامل با همه گروهها بود، صحبت از تعهد، تخصص و داشتن تیم مشاوره ای قوی بود، صحبت از مبارزه با فساد و رانت خواری، صحبت از شفافیت و مردم داری بود و دهها قول و وعده ی دیگر.
احترام، شأن و جایگاه همه ی اعضای محترم شورای اسلامی شهرمان به جای خود محفوظ، اما در میان آنان شخصیتی علمی، فرهیخته و برخاسته از دانشگاه که همگان( موافق و مخالف ) به ایمان، صداقت، پاک دستی، تعهد، تخصص و کارآمدی ایشان اذعان دارند، بدون وابستگی به جناح یا شخصی خاص، با رأی پاک و بی خدشه ی مردم مؤمن، ولایتمدار، آگاه و بصیر شهر لامِرد وارد شورا گردیده و با رأی همکارانش به ریاست شورا برگزیده شد. جناب آقای مهندس محمد رحیمی فرزند شهید بزرگوار حاج عبدالحسین رحیمی تنها عضو شورا از بدو تأسیس شورای اسلامی شهر لامرد تا کنون است که تخصصش در ارتباط با شهر و شهرسازی است. وی دارای دو مدرک کارشناسی ارشد در رشته های مهندسی شهرسازی و معماری از دانشگاه شهید بهشتی تهران و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد می باشند. توقع و انتظار عموم شهروندان محترم این بوده و هست که جهت ترقی، توسعه و پیشرفت شهرمان بر مبنای اصول علمی و رفع مشکلات همه ی مردم، بی توجه به حب و بغض های بعضاً نابجا از نظریات و طرح های ایشان استفاده بهینه شود. اما مع الأسف شنیده ها حاکی از عدم تعامل بین اعضا و ریاست محترم شورای اسلامی شهر منجر به بروز شایعه ی استعفای رئیس شورا شده است. اینجا این سؤال جدی مطرح می گردد که چگونه پس از مدتی اندک تعامل جای خود را به تقابل داده است. آقای مهندس رحیمی با توجه به گفتمانی که در تبلیغات انتخاباتی خود مبنی بر مدیریت عالمانه و کارآمد شهری داشته اینک تصمیم به جدایی از شورا گرفته و این ابهام در اذهان بسیاری از شهروندان محترم ایجاد کرده که مگر چه فضایی در شورا برای ایشان به وجود آمده که مصمم به اتخاذ چنین تصمیمی شده است؟ آیا ادامه این روند می تواند به نفع توسعه و آبادانی شهرمان باشد؟ آیا دیگر این عرصه مهم و جدی می تواند جایگاه مناسبی جهت عملکرد مطلوب و مناسب نیروهای متعهد، متخصص و کارآمدی همچون مهندس رحیمی ها باشد؟ آیا این معنای فراجناحی عمل کردن، شفافیت با مردم، اهمیت داشتن تعهد و تخصص، انعطاف پذیری و ……است که گفتمان غالب سال گذشته ی کاندیداهای محترم بود؟
امید آن داریم که همه ی اعضای محترم شورای اسلامی شهر لامرد بدون در نظر گرفتن اختلاف سلایق، ضمن توجه به مشکلات مردم، برای گره گشایی از آنان تلاش مضاعف نموده و جهت توفیق هر چه بیشتر در ارائه ی خدمت صادقانه و بی منت به موکلین محترمشان، انسجام، وحدت، همدلی و همکاری میان خود را تقویت کنند.
توفیقات روزافزون همه ی عزیزان را از خداوند بزرگ مسئلت داریم.

showra-150x150

حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند!

مرداد ۱ام, ۱۳۹۳

روزهای زیادی از آخرین باری که در سایت مطلب نوشته بودم میگذرد. البته نه این که از سایت فاصله گرفته باشم. به هر حال کارهای پشت صحنه نگهداری سایت گاهی وقتها زمان زیادی نیاز دارد بخصوص زمانی که مشکلی برای سایت پیش می آید. این رخوت را ۵۰ درصد به حساب مسایل شخصی و تنبلی بنده بگذارید، ۳۰ درصد بخاطر شرایط کشور که دل و دماغ نوشتن را از ما گرفته بود و ۲۰ درصد دیگر را به حساب نرم افزارهای رسانه اجتماعی روی موبایل مثل واتزاپ و وایبر که ارتباط مستقیم را تسهیل کرده است. اگر قرار باشد مطلبی که در سایت نوشته میشود دست به دست روی واتزاپ بچرخد و به دست ملت برسد انتشار آن روی سایت مزیت چندانی ندارد الا کامنتهایی که به صورت علنی در سایت گذاشته میشود.

در این مدت، بار نوشتن مطلب را بیشتر جواد (صفایی) بر دوش کشیده است و البته نویسندگان دیگر مثل حاج احمد و اعظ هم هر از گاهی مطلب نوشته اند. اما نویسندگان دیگر سایت هنوز از انتخابات شورا و پس از آن ریاست جمهوری فعالیت چندانی نداشته اند. شاید منتظرند انقلابی در کشور صورت گیرد و چند سال خرابکاری که در کشور صورت گرفته کمی اصلاح شود تا باز دل و دماغ نوشتن پیدا کنند.

نوشتن هم مثل ورزش کردن و خیلی کارهای دیگر لَختی دارد. این طور نیست که هر وقت تصمیم به نوشتن گرفتی بتوانی خوب بنویسی؛ یک دوره تمرینی لازم دارد تا دوباره قلمت برگردد به مسیر قبلی. در نتیجه اگر این نوشته بی رمق و زرد است بر من خرده نگیرید.

در این مدت انتقاداتی به بی رونقی سایت در جاهای مختلف به من و دوستان دیگر منعکس شده که همگی بجا و درست هستند اما دلیل آن با گاه برداشتهای اشتباه همراه است. یکی از انتقاداتی که مطرح میشود این است که قبلا به اعضای شورا و مشکلات شهری بیشتر انتقاد میشد اما پس از عوض شدن اعضای شورا و شهردار انتقاد کمی صورت گرفته و شما مشکلات گروه جدید را نادیده میگیرید. راستش را بخواهید همان گونه که در زمان انتخابات های مختلف گفته شد ما عقد اخوت با هیچ کس امضا نکرده ایم که همیشه برای یک عده خاص منتقد باشیم و برای عده ای دیگر طرفدار پر و پا قرص. اگر انتقاد کمی صورت گرفته به خاطر این است که کل سایت رونق کمی داشته و به تبع آن فتیله همه قسمتهای سایت پایین کشیده شده است.

دلیلش هر چه باشد واقعیت این است که رونق سایت کاهش پیدا کرده و انگیزه نویسندگان برای نوشتن کم شده است. فرصت تعطیلات تابستان فرصت مناسبی است برای خروج سایت از رکود. نویسندگانی که دانشجو هستند و یا به کار معلمی اشتغال دارند گرفتاریهای تحصیلی شان کم شده و گرمای تابستان هم امکان خروج از منزل را کاهش داده است . قاعدتا انتظار هفته ای یک مطلب نوشتن از این دوستان انتظار زیادی نباشد.

حداقل بخاطر عرقی که به منطقه دارید بنویسید.

یا علی!

“شبهای شعر روشنا “

مرداد ۱ام, ۱۳۹۳

“شبهای شعر روشنا “جلسات شعرخوانی منظمی است که ۱۸ هر ماه در لامرد به همت “انجمن  شعر روشنا” و یاری دوستان این انجمن مردم نهاد برگزار می شود. “کمیته  شعر کلاسیک و نو”  پس از دریافت اشعار ، مشخصات شاعران منتخب شامل خلاصه ای  از سوابق ، سال تولد، نوع شعر و مدرک نحصیلی را به ” کمیته اجرایی” معرفی می کنند تا  هنگام خوانش هر شاعر به شکل اسلاید ارایه شود.

چهارشنبه اول هر ماه تعدادی از اشعار خوانده شده در شب شعر قبلی با حضور شاعر  و دوستانی که در نقد  دستی دارند در “کارگاه نقد شعر” تحلیل و بررسی می شود .

آنچه برگزار شده توان و بضاعت ما و دوستانمان بوده هدف رشد شعر در سایه  جمع و جوی شعری است و نام افراد و  زمانهای یرگزاری در این میان ، قراردادی،  قابل تغییر و بهانه ای بیش نیستند. در  زمینه شعر ، نقد و کمک به اجرای برنامه های شعری منتظر دستهای یاریگر دوستان می مانیم.

وبلاگ  انجمن ، گزارش و جزییات مصور فعالیت این انجمن

http://www.roushana-ngo.blogfa.com/