Archive for فروردین, ۱۳۹۳

close-up:نمای نزدیک از یک زن

فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۳

مجموعه نوشته هایی را که با عنوان عمومی (CLOSE UP : نمای نزدیک) خدمت تان ارایه خواهم کرد، دستچین خاطرات من است در برخورد با مردم شهرم .این برخورد ها در هرجای این شهر ممکن است برای من اتفاق افتاده باشد: کوچه و بازار،اداره ها،پارک ها و… این خاطرات هر کدام متضمن نکته ای اند و هدف از این خاطره گویی هم بررسی همین نکته ها ودر نتیجه شناخت بهتر شهرمان است. شهرمان : شهری که ما آن را ساخته ایم.

صبح- خیابان بسیج- باجه ی خود پرداز بانک ملی
توی صف ایستاده ام تا نوبتم شود و کارت به کارت کنم.همینطور با خودم درگیرم که اگر سرعت اینترنت موبایل ها بالا بود چقدر کارها راحت تر می شد ، چقدر جابجایی آدم ها کم تر می شد.یادم آمد که در فیلمی ، طرف تو آمریکا همینطور که با موبایلش فیلم برداری می کرد، مستقیم هم بارگذاری (Upload) می کرد روی YouTube!! همینطور غرق خیالاتم بودم دیدم مادری میانسال و تکیدهبا دخترکش وارد اتاقک خودپرداز ها شدند.کاغذی دست مادر بود و از یکی از حاضرین می پرسید که چطور از کارتش به این حساب پول بریزد؟اون بنده خدا هم به اشتباه بهش گفت که باید حتما شماره کارت را داشته باشد. من برای زن میانسال توضیح دادم که به شماره حساب هم می شود پول ریخت. او هم با لحنی ملتمسانه از من خواست که از کارتش پولی به حساب مردش که در زندان است بریزد.همه ی آدم های آن اتاقک خود پرداز ساکت شدند.در حدی که نیاز ندیدم از بقیه اجازه بگیرم. رفتم پشت دستگاه و رمز را از آن زن پرسیدم.
– دی کا رفتی؟ بیو رمز کارت ش بوگو نه!
دخترک هم با معجونی از معصومیت و شرم ناشی از حضور در میان انبوه مرد ها گفت: ۲۴۲۵
رمز را وارد کردم و بعد هم شماره حساب را. زن داشت گله می کرد که مردش زندان است ، می خورد و می خوابد و او مجبور است کار کند، از این و آن پول قرض کند وبرایش بفرستد.معلوم بود درد دل می کند نه گدایی.کارت خارج شد،انگار اشتباهی پیش آمده بود.دوباره کارت را وارد کردم: رمز چند بود؟
دخترک این بار با لبخندی گفت:۲۴۲۵
باز هم نشد.شماره حساب نبود، شماره کارت بود. دوباره کارت را گرفتم و :رمز کارت چی بود دختر؟
این بار خنده اش گرفته بود که چطور مرد به این گندگی نمی تواند این عدد ساده را حفظ کند.روزی او هم بزرگ خواهد شد و خواهد فهمید که گاهی برای خنداندن یک کودک لازم است خودت را به نفهمی بزنی. به او گفتم عجب دختر باهوشی هستی!
زن حالا داشت با موبایلش با دخترش حرف می زد.از حرف هایش معلوم بود دامادش دخترش را کتک زده، دخترش هم آمده خانه ی برادرش.زن داشت به او می گفت که تا پدرت از زندان آزاد نشده همانجا بمان تا پدرت بیاید و تکلیف او را بادامادشان مشخص کند.
بگذریم.
من که تا لحظاتی پیش حسرت سرعت اینترنت موبایل ینگه دنیا را می خوردم با دیدن این زن که در مقام زن با چنان مشکلی دست و پنجه نرم می کند، در مقام مادر هم با چنین مشکلاتی! غم و غصه ام فراموش کردم.
فردا میلاد حضرت فاطمه است : هفته ی زن و روز مادر.
ما وقتی نام زن/مادر را می شنویم غالبا به یاد زن/مادر خود می افتیم.اما آن زن در آن اتاقک من را با نوع دیگری از زن/مادر آشنا کرد.نوعی از زن که زجر می کشد و نوعی از مادر که به پای فرزندانش می سوزد.این یک تشبیه شاعرانه نیست.شما هم اگر چهره ی خموده ی آن زن را می دید کلماتی جز این در ذهن تان نقش نمی بست.
درد ها در این دنیا فراوان است و متنوع ! یکی تمام غصه اش این است که چرا نمی تواند هم زمان که فیلم برداری می کند ،Upload هم بکند! یکی هم غصه اش دختر کتک خورده و شوهر زندانی اش است!
مادر ها همه مادرند و عزیز ، اما امثال آن زن چیزی بیش از یک مادر هستند.
ای کاش روز او هم مبارک شود و لب خند با لب های پژمرده اش آشتی کند.ای کاش…
نتیجه گیری ادبی:از مرگ نمی ترسم/من فقط نگرانم در شلوغی آن دنیا/مادرم را پیدا نکنم.
نتیجه گیری شکیبایی: مادر من! مادر من!/تو یاری و یاور من!//مادر چه مهربونه/درد منو می دونه.
نتیجه گیری سینمایی:میم مثل مادر مرد از بس که جان ندارد!
نتیجه گیری سیاسی: این نوشته هیچ نتیجه گیری سیاسی ندارد و … به روح کسی که در این مکان آشغال بریزد!!

پایان سالها دوری ۲ یار انقلابی

فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۳

نویسنده: یوسف اسدی

۳۵ سال پیش بود که بوی بهار آزادی ، استقلال ، جمهوری اسلامی فضای ایران بویژه شهرستان لامرد و مهر عطر آگین کرده بود. چه زیبا بود عشق و محبت و برادری که از سرزمین دلها می رویید و سایه شوم بد اخلاقیها رخت می بست. حتی افراد مسلحی که سالها در کوهها سایه یکدیگر را با تیر نشانه می گرفتند. همه کدورتها و خاطرات تلخ و سنگین گذشته را فراموش و بر سر سفره انقلاب جمع شده اند. محبت , عشق ، انسانیت و … در میان هم تقسیم می نمودند. از همه شعارها و واژه های انقلابی ، واژه جمهوری اسلامی با مردم منطقه مأنوس تر بود زیرا سالها روحانیون قدر و صاحب نظر در منطقه به این امر مهم پرداخته بودند. دو یار انقلابی که رهبریت هدایت انقلاب در منطقه را به عهده داشتند ، مردم را با انقلاب و هویت آن آشنا می کردند اما ناگهان بانگی برآمد و خواجه…. چند سالی با واژه های خوب ذکر شده، مردم منطقه روزها سپری می کردند. کم کم که انتحابات و حضور این دو عزیز در انتخابات بر سر زبانها افتاد، رفاقت جایش را به رقابت داد. مجدداً بد اخلاقیها از دری دیگر وارد و اخلاق از دری دیگر خارج شد و جناح بندی های قومی و قبیله ای با بد اخلاقی کلید خورد و چه نیروهای اهل خرد و اندیشه که عاقبت ، خطر ظهور این دو جریان را هشدار     می دادند تحت عنوان واژه های نامأنوس مانند دگر اندیش قربانی شدند. اینها فقط متهم بودند. اما نمی توان خدمات ارزنده ی این دو عزیز به دو شهرستان را نادیده گرفت که جای تقدیر و تشکر فراوانی دارد. اما فاصله گرفتن این دو بزرگوار لطمات جبران ناپذیر بر منطقه هم وارد کرد که از کنار آن نمی توان به سادگی گذشت. اگر پتانسیل این دو بزرگوار و مردم خوب و فهیم این دو منطقه و نیروهای مخلص و پاک ، در یک مسیر به کار گرفته می شد و در جهت خنثی کردن یکدیگر حرکت نمی کردند ، ما شاهد شکوفایی بهتر و رشد مکارم اخلاقی بیشتر بودیم . دوستان طرفدار این دو آنقدر حلقه مدیریتی را تنگ نمودند که به پذیرش افرادی که به نوع نگاه مدیریتی آنها منتقد بودند دست رد می زدند با واژه های تلخ دگر اندیشی آنها را ذبح شخصیتی می کردند.
اما قضا و قدر و مشیت الهی خیلی سریع در آینه زمان همه پشت پرد ه ها ی افکارها را نمایان ساخت. آیا خود درس عبرتی نمی باشد؟ آخرین انتخابات مجلس مگر مشاهده نشد که چگونه لیدر  اصول گرا در منطقه درپایان همه مسئولیت ها که از این جریان به ارث برده بود با خروج از این جریان همه رفتاری خود و دوستان را به نقد کشید. آن جناح دیگر که سالها در جهت مخالف آنها حرکت می کردند آن را به گرمی در آغوش گرفتند باز هم مشیت الهی در جایی دیگر نمایان شد که آن دو برادر عزیز و بزرگوار پس از سالها جدایی بر سر یک سفره جمع کرد هر چند که در محافل عمومی مطرح بود که آنها در فضای خارج ار شهرستان به گرمی در آغوش می گیرند و می بوسند اما ما در خم یک کوچه بودیم. حال که این مشیت الهی دوباره نمایان شده و آنها را در یک مسیر قرار داده سؤالات زیادی برای عام و خاص وجود دارد که باید پاسخ داده شود که به آن پرداخته می شود.

۱-    چه وجه مشترکی این دو عزیز بر سر یک سفره کشاند؟

۲-    تکلیف آنهایی که در گذشته آن دو را نقد می کردند و قربانی شدند یا به اصطلاح امروز ستاره دار شدند چیست؟

۳- آیا پتانسیل این دو برادر محترم و نیروهای مخلص و پاک منطقه در یک جهت قرار خواهد گرفت یا باز هم ظهور تسویه حسابهای سیاسی جدید شاهد خواهیم بود؟

۵-    آیا صداقت ، محبت ، برادری و … دوباره به شهرستان باز می گردد؟

۶-    آیا وقت آن نرسیده حال بر سر سفره جدید عهدنامه اخوت که همچون اصفهانی ها عمل شود که شعاری دارند ( در مسایل سیاست خارجی با نظام اما در مسایل داخلی فقط به اصفهان می اندیشند) ما هم اینگونه بیندیشیم.

ما با این پیچ تاریخی برای منطقه به فال نیک می گیریم.

به امید رسیدن به این آرزو

  یوسف اسدی

محمود،محمد،احمد،حمید و دیگران!

فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۳

از فردای ۲۴ خرداد که اصولگرایان ، انتخابات ریاست جمهوری را به عملکرد هشت ساله ی دولت محمود واگذار کردند، مردمک دید ه ها در کاسه ی چشم به این سو و آن سو می چرخید تا تغییرات را ببینند. تا زمانی که دکتر روحانی کابینه اش را معرفی نکرده بود،اصولگرایانی چون حسین شریعتمداری هنوز از شیخ حسن که سابقه ی عضویت در جامعه ی روحانیت مبارز را دارد ، ناامید نبودند . با توجه به حمایت نصف و نیمه ی اصلاح طلبان از دکتر روحانی ، شریعتمداری در روزنامه اش به طنز نوشت که اصلاح طلب ها ماشینی را از سقف شسته اند و حالا که به پلاک رسیده اند می بینند که این پلاک ماشین آنها نیست!(یعنی که حسن روحانی یک اصولگراست و اصلاح طلب ها به اشتباه برروی یک اصولگرا اجماع کرده اند!)
اما با درآمدن لیست نامزدهای وزارت و چینش وزرا، اینبار دیگر باورشان شد که آنها بازی را باخته اند و طعم تلخ شکست را باید حداقل برای چهارسال مزمزه کنند.
اصولگرایان لامردی که ضریب تطابق پذیری سیاسی (Parcham)آنها بسیار بالاست! ، با انتخاب دکتر علوی به عنوان وزیر ، روحی دوباره در کالبدشان دمیده شد . تا جایی که برخورد سرد شان با سید محمود را در ۱۴خرداد نود و دو را فراموش کردند.
اما انتخاب دکتر احمدی به عنوان استاندار ، تلنگری دیگر بر پیکر اصولگرایان لامرد وارد کرد تا باور کنند که انتخاب عبدالرحمن فضلی اصولگرا به عنوان وزیر کشور ، فقط یک بده بستان سیاسی بین روحانی و لاریجانی بوده تا امثال ظریف و زنگنه رای اعتماد بگیرند.با آمدن دکتر احمدی که در سال های دور به عنوان نامزد انتخابات مجلس چهارم ، مشمول رافت اصولگرایان لامردی شده بود(بستن در مسجد و ممانعت از سخنرانی ایشان و …) انتظار اصلاح طلبان لامردی بر این بود که هرچه زودتر سرهنگ صفری از عمارت سبز فرمانداری پایین بیاید و یک اصلاح طلب بر کرسی فرمانداری نزول اجلاس کند.محمود صفری که همه گمان می کردند فرمانداری موقت است برای برگزاری انتخابات مجلس سال ۹۰، با آنکه در مهر ۹۲ بازنشست شد اما با تمدید حکمش، می تواند تا مهر امسال نیز به خدمت خود ادامه دهد.
اما چشم اصلاح طلبان تندرو و کند رو و میانه رو بر در استانداری خشک شد و شاهد وصال رخ ننمود تا جاییکه صدای ائتلاف های اصلاح طلبی فارس در آمد که این همه دست دست کردن در تعویض یک فرماندار برای چه؟
تحلیل ها متفاوت است.
بعضی ها می گویند با توجه به حضور دکتر علوی در مسند وزارت و نیز با توجه به حضور دو نماینده ی اصولگرای لامردی در مجلس(دکتر موسوی+دکتر قادری) استاندار مجبور است در مورد ایجاد تغییرات در لامرد دست به عصا حرکت کند.صحبت از یک تفاهم پنهان سیاسی میان این دو گروه است که …بله!(لامردی اش می شود: نه چی ا ما، نه چی ا شما!)
عده ای دیگر نیز علت را در عدم توافق اصلاح طلبان لامرد و مهر بر سر یک گزینه ی “همه پسند” می دانند.
شنیده ها حاکی از آن است که اصلاح طلبان مهر به دنبال گزینه های چون قاسمپور هستند. حمید قاسمپور که فوق لیسانس علوم سیاسی است سابقه ی بخشداری مرکزی لامرد و نیز معاونت فرمانداری را در دوره ی محمد راستی تجربه کرده است. ظاهرا پشتیبان ایشان هم حاج محمد راستی است که اگر سال دیگر نام او را به عنوان کاندیدای مجلس دهم هم شنیدید نباید که تعجب کرد!
چپی های مهر ظاهرا نظری به گزینه های غیر بومی نیز دارند. مدتی نام فرماندار فعلی فسا نیز در همین راستا شنیده می شد که ظاهرا تکذیب شده است.
از طرفی دیگر اصلاح طلبان لامرد هم به گزینه ی واحدی نرسیده اند.طیفی از آنها به دنبال احمد فرهمند و دکتر مقیمی هستند.احمد فرهمند که لیسانس الهیات دارد ،از فعال ترین اصلاح طلبان در فضای مجازی ست(مدیریت سایت لامرد نوشت و گروه های واتساپی). او سابقه ی ریاست بر هلال احمر لامرد و نیز بخشداری علامرودشت را در پرونده ی خود دارد.
دکتر قاسم مقیمی نیز علاوه بر فعالیت های سیاسی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز، سابقه ی معاونت درمان شبکه بهداشت لامرد را با خود یدک می کشد. او به همراه احمد فرهمند از نامزدهای رد صلاحیت شده ی انتخابات اخیر شورای شهر لامرد می باشند.
ظاهرا طیفی دیگر نیز به دنبال سید علی احمدی (رییس اداره برق و سپس معاون و سرپرست فرمانداری در دوره ی اصلاحات )، محمد صفری (از فعالین موثر سیاسی لامرد که معاونت آموزش و پرورش لامرد بخشی از سوابق اوست)،یوسف صادقی(رییس پیشین فرودگاه لامرد) هستند.
این ها و کمی بیشتر، نام هایی هستند که از این ور و آن ور به گوش می رسد و تا کنون دود سفید از اردوگاه اصلاح طلبان بلند نشده است.
اما برخلاف اصلاح طلب ها، از اردوگاه اصولگرایی فقط نام به گوش می رسد: محمد علی نژاد.این نامی ست که دکترموسوی و شاید دکتر قادری به آهستگی زیر گوش استاندار زمزمه کرده اند.گوش چپ یا راست؟ من نمی دانم.
علی نژاد که خود نیروی باسابقه ی وزارت کشوراست ، دانش آموخته ی دانشگاه شیراز است (رتبه ی کنکور او ۵۶ و در زیرگروه خود ۸ بوده است!). او از سال ۱۳۷۲ با مدرک لیسانس مدیریت صنعتی جذب فرمانداری شده و پیشتر تا معاونت فرمانداری محمد جعفری هم بالا رفته بود و هم اکنون با مدرک فوق لیسانس مدیریت به عنوان کارشناس برنامه ریزی واحد عمرانی در فرمانداری مشغول به کار است.برنامه ریزی و راه اندازی پروژه های چون: شهرک های صنعتی لامرد،صنایع انرژی بر،بزرگراه لامرد-پارسیان، دانشگاه دولتی لامرد و…بخشی از سوابق اوست. موافقانش او را مغز متفکر فرمانداری لامرد می نامند اما مخالفانش از او به نام “مهندس انتخابات!!” یاد می کنند.
هرچند درروزهای اخیر احتمال فرماندارشدن او کاهش یافته اما در این ملک ،از آستین سیاست هر شعبده ای ممکن است که بیرون بجهد.
اگر چه شایعاتی از این ور و آن ور به گوش می رسد که اردی بهشت ، خزان فرمانداری سرهنگ است اما اگر دیدید تفاهم های سیاسی منتهی به بقای سرهنگ شد اصلا تعجب نکنید: اینجا ایران است و تحفه تر آنکه اینجا لامرد است!!
باز هم تکرار می کنم که همه ی آنچه خواندید ، شنیده های من از منابع متفاوتم بود و راستی و کژی آن بر من معلوم نیست.

انگشت مزن بر لب کم حوصله‌ی من ـــــــ بگذار که سربسته بماند گله‌ی من

فروردین ۱۸ام, ۱۳۹۳

آنچه در پروژه‌های بزرگ و بعضا کوچک شهر لامرد در این سالها متداول بوده آنکه شهرداری برای حمایت از سرمایه‌گذار، با تنظیم صورتجلسه، قسمتی از مطالبات و عوارض خود را به صورت غیرنقدی از محل پروژه دریافت می‌کرده و با این توافق پروژه عملا عنوان “مشارکتی” پیدا می‌کرده است. و شهرداری با این بهانه که پروژه مشارکتی است، نظارت ساختمانی کل مجموعه را خود به عهده میگرفته است و بر خلاف نص صریح قانون از ناظرین صاحب صلاحیت سازمان نظام مهندسی استفاده نمی‌نموده است؛ هر چند در مورد پروژه ای مانند الماس جنوب سهم مشارکت شهرداری دو و نیم(۵/۲) و سهم سرمایه‌گذار نود و هفت و نیم(۵/۹۷) درصد باشد. یعنی هر سرمایه‌گذار با شریک کردن شهرداری در پروژه‌ی خود با سهمی ناچیز حتی در حد دهم و صدم درصد به راحتی می‌تواند از این معافیت غیرقانونی برخوردار شود.(البته باید اشاره نمود این صفت رحمانیت و رحیمیت شهرداری شامل حال هر ارباب رجوعی نخواهد شد.)
در پروژه‌های خیراندیش ساز نیز وضع به همین منوال است. چون شهرداری در پروژه‌های فرهنگی و مذهبی شهر خود را سهیم می‌داند، برای مراعات حال خیراندیش و کم کردن هزینه‌های او، نظارت پروژه را خود به عهده می‌گیرد. حال اینکه این نظارت به صورت موثر اتفاق می‌افتد یا اصلا نظارتی اتفاق میافتد یا خیر، خود مقوله‌ی دیگری است و قابل بررسی!
همچنین در پروژه‌هایی که ساختمان قدیمی در خط تعریض خیابان قرار میگیرد نیز شهرداری علاوه بر اعطای امتیازات متعدد باز برای جلب رضایت مالک مشاهده شده است که اجازه داده ساختمان تجاری که از حساسیت بالایی نیز برخوردار است بدون حضور ناظر ذیصلاح احداث شود.
آنچه روایت شد ماجرایی است که در مدیریت شهری گذشته‌ی لامرد رخ داده و بر کسی نیز پوشیده نیست. از طرفی همگی می‌دانیم طبیعت تغییر و تحول در مدیریت شهری تغییر در نگرشها، روشها و شیوه‌هاست. طبعا از کسانی که عملکرد مدیریت شهری سابق را مورد انتقاد قرار می‌دهند و با طرح ایده‌های نو دیگرگونه در رقابت انتخابات گوی سبقت را از حریف می‌ربایند، انتظار مضاعف است و بیشتر توقع می‌رود.
در این قسمت لازم است به استحضار شهروندان محترم رسانده شود در مدیریت فعلی شهر لامرد در پاره‌ای موارد از جمله موردی که اشاره شد درب همچنان بر همان پاشنه‌ی قبلی می‌چرخد. و فرصت ۴ ماهه‌ی شهردار برای اشراف بر موضوعات، درک حساسیت‌ها و تغییر در نگرش‌های موجود نیز فرصت کمی نبوده است که دلیل موجه ما برای بردباری و صبر و متانت بیشتر باشد.

دوستان و خوانندگان سایت تراکمه مکاتبات شورا با شهرداری در این ارتباط را در فایل پیوست ملاحظه فرمایند.

پیش از قرائت نامه‌ها برای آنکه برداشتی نادرست از موضوع مطرح شده صورت نپذیرد و منظور اصلی نویسنده بهتر درک شود ذکر نکاتی را واجب میدانم.
ـ عدم حضور ناظر ذیصلاح در پروژه‌هایی که اشاره میشود دلیل کم فروشی مجریان و کارفرمایان نیست. ولی حق دهید در برهه‌ای که شتر با بار مفقودالاثر میشود و قانون به مثابه‌ی فنر خم، باید از عاقبت کار نگران بود. خریدارانی که به زور وام و به صد محنت صاحب مسکن می‌شوند حق دارند از ساخت و ساز ایمن و مطابق با اصول واحد مسکونی و تجاری خریداری شده مطمئن شوند که در قانون ساز و کار این اعتماد و اطمینان مشخص شده است.
ـ در شرایطی که قانون، جوان فاقد شغل و درآمد و حتی مهندس ساختمان را ملزم میکند برای ساختمان مسکونی‌اش ناظر ذیصلاح تعیین کند و هزینه‌های مربوطه را بپردازد و شهرداری بدون هیچ چشمپوشی عین قانون را اعمال میکند، اغماض و ارفاق در پروژه‌های عمومی و مهم بی‌معنی است و قانون‌شکنی صریح و آشکار محسوب می‌شود.
ـ طبعا اشاره به این ایرادات چیزی از توانمندی‌های نسبی مدیریت فعلی شهر لامرد، نمی‌کاهد.
ـ رقیبان و بدخواهان به این انتقاد دوستانه گمان بد نبرند و آتش بیار معرکه نشوند.
ـ دوستان و همکاران نیز از این درد دل دوستانه برآشفته نشوند و عنان از کف ندهند.
ـ چنانچه با ذکر این مسئله، پیگیری موضوع به مطالبه‌ی عمومی نیز نیانجامد همین که این دغدغه در تاریخچه این سایت ثبت میشود نیز تا حدودی تسکین بخش و رافع مسئولیت است.

————————————
پی‌نوشت: “قانون به مثابه‌ی فنر” عنوان اصطلاحی است که در جلساتی که در سطح مدیریت ارشد شهرستان در این مدت حضور داشته‌ام بسیار شنیده‌ام. یعنی با فنر فرض کردن قانون و توجه به انعطاف‌پذیر بودن آن میتوان بر موانع قانونی فائق آمد و امور را بهتر به پیش برد.

ابراهیم غلامزاده : با همت ،تجربه و تلاش کارکنان ،در بازار داخلی و خارجی سیمان لامرد تبدیل به یک برند موفق شده است.

فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۳

ابراهیم غلامزاده مدیر عامل و عضو هیات مدیره شرکت سیمان لامرد پروسه شکل گیری این مجموعه تولیدی را از ابتدا تا کنون به صورت تفضیلی بیان نمود. وی در این خصوص عنوان داشت:سیمان لامرد دو دوره ی مدیریتی را سپری نموده است، یکی قبل از شهریور و دیگری بعد از شهریورماه ۱۳۹۰ که در زیر برای آشنایی کامل خوانندگان شرایط این دو دوره بیان می شود.در سال ۱۳۸۲ به دعوت مسئولین وقت استان فارس جلساتی به محوریت آقای حاج اسماعیل قادری تشکیل می گردد تا عده ای از سرمایه گذاران که در کشورهای حوزه ی خایج فارس زندگی می کردند را به سرمایه گذاری در استان فارس ترغیب نمایند.به علت تعلق خاطری که جناب آقای قادری به لامرد داشته اند این منطقه را برای سرمایه گذاری انتخاب و بر آن اصرار می نمایند و این در حالی بود که تقریبا هیچ زیر ساختی در زمینه برق و راه و آب و گاز در لامرد وجود نداشته و توصیه اکثر کارشناسان و متخصصان و مدیران سیاسی استان به سرمایه گذاری در نقاط دیگری بود.اصرار از سرمایه گذاران جهت ساخت کارخانه سیمان لامرد در شهرستان لامرد نتیجه رسید و کلنگ آن در سال ۱۳۸۳ توسط استاندار وقت جناب آقای دکتر انصاری لاری به زمین زده شد و ایشان جهت حل مشکلات زیر ساختی کارخانه کارگروهی تشکیل داده و به صورت ویژه جهت حل مشکل برق که هزینه بالایی بر پروژه تحمیل می کرد،طرح ساخت پست ۴۰۰ کیلو وات لامرد در نزدیکی کارخانه را تصویب و اجرا نموده اند. میشود گفت وجود این پست که بعدها مشکل خیلی از صنایع دیگر را حل خواهد نمود مدیون وجود کارخانه سیمان لامرد می باشد.همچنین قول همکاری جهت ایجاد سایر زیر ساختهایی همچون ایجاد راه،آوردن انشعابات گاز و آب نیز داده شد تا سرمایه گذاران جهت مشارکت بیشتر ترغیب شوند.اولین مدیر عامل شرکت سیمان لامرد آقای حاج اسماعیل قادری بوده اند که در سال ابتدائی کار به همراه آقای منوچهر باقری مدیر عامل شرکت توسعه سرمایه گذاری فارس کارهای مطالعات مقدماتی ،مکان یابی ،تملک زمین ،مطالعات معدن ،انتخاب تکنولوژی و ماشین آلات را به کمک و مشاوره شرکت خدمات مهندسی فارس خوزستان((CES انجام داده اند.در واقع با هدایت آنها شرکت ((CES که جز بهترین و بزرگترین شرکت های فنی مهندسی بود تکنولوژی اروپایی را انتخاب نموده است و بعدا هر دو نفر ازچرخه مدیریتی خارج شدند.در مراحل اولیه کار قرارداد ساخت کارخانه ۳۳۰۰ تنی به ارزش ۵۸ میلیارد تومان منعقد می نمایند که پس از چندی تصمیم گرفته می شود ظرفیت را به حداقل ۳۸۰۰ تن در روز تغییر دهند که قرارداد جدید به مبلغ ۶۸ میایارد تومان منعقد می شود.کار نظارت بر پیمانکار نیز به مبلغ حدود ۲ میلیارد تومان به شرکتی با مدیریت یکی از بازنشسته های جهاد کشاورزی داده شده است که فاقد سابقه کار مرتبط با صنعت بوده و نتوانسته بخوبی نظارت نماید که بعدها علیرغم دریافت بیشتر مبلغ قراردادش ،خلع ید شده و در حال حاضر نیز در دادگستری علیه شرکت جهت گرفتن مابقی مبلغ دادخواست داده است.فرارداد ساخت کارخانه بصورت کلید تحویل ( Turn Key) دارای ۲ بخش ریالی و ارزی بوده که بخش ارزی آن ۳۰ میلیون یورو و بخش ریالی آن ۶۸میلیارد تومان بوده که شروع آن تا بهمن ۱۳۸۳ بوده که طبق قرارداد باید در بهمن ۱۳۸۶ کار را به پایان می رسانده و تولید شروع می شده است که متاسفانه چنین نشده است.در پایان بهمن ۱۳۸۶ در حالی پیشرفت فیزیکی کارخانه ۴۹ درصد بیشتر نبوده که با توجه به این پیشرفت باید ۳۳ میلیاردو۹۷۹ میلیون پرداخت می شده اما به عللی که بر ما پوشیده است در این تاریخ مبلغ ۵۸ میلیاردم۴۰۰ میلیون تومان پرداخت شده است.علیرغم این موضوع،در مهرماه ۱۳۸۷ الحاقیه ای به قرارداد اولیه زده شده ئ مبلغ ۶۸۰ میلیارد را مشروط بر اینکه ظرف یک سال کار به پایان برسانند، به ۱۰۱ میلیارد تومان افزایش داده اند. در الحاقیه صراحتا قید شده است اگر ظرف یک سال یعنی تا تارخ ۰۱/۰۸/۱۳۸۸ کار به پایان نرسد مبلغ افزایش یافتع (۳۳میلیارد و۳۰۰ میلیون)به پیمانکار تعلق نخواهد گرفت وپیمانکار باید با همان مبلغ اصلی قرارداد کار را به پایان برساند.در تاریخ ۲۵/۰۸/۱۳۸۸ که مدت الحاقیه به پایان رسیده است پیشرفت فیزیکی پروژه ۷۵ درصد بوده و متاسفانه نه تنها پیمانکار خلع ید نشده بلکه مبلغی بالغ بر ۱۳ میلیارد و۳۰۰ میلیون تومان نیز اضافه تر از الحاقیه و مبلغ تعدیل شده است.تا این تارخ مبلغ ۹۱ میلیاردو۶۰۰ میلیون تومان پرداخت شده است.مجددا علیرغم این موضوع بدون قرارداد مبالغی در حدود ۱۰ میلیارد تومان به پیمانکار پرداخت شده است که در آن مقطع پرداختها بدون در نظر گرفتن پیشرفت فیزیکی و بی حساب و کتاب بوده و نهایتا در مرداد ۱۳۹۰ پروژه در حالت نیمه کار رها شده و پیمانکاران جزء کار را ترک کرده بودند و از طرف دیگر مبلغ کامل الحاقیه قرارداد نیز پرداخت گردیده بود. در صورتی که مفاد قرارداد باید رعایت می شد و مبلغ تعدیل و عدم پیشرفت نیز پرداخت نمی گردید.در سال های ۸۴ تا ۸۹ تسهیلاتی بدین شرح به شرکت سیمان پرداخت گردیده بود:۱-بانک سپه ۶۷ میلیارد تومان بصورت ریالی و ۲۲میلیون و پانصد هزار یورو بصورت ارزی و ۵ میلیارد تومان سرمایه در گردش با سود ۱۶ درصد۲-مبلغ ۴میلیارد و پانصد میلیون تومان بانک اقتصاد نوین با سود ۲۷ درصد۳-مبلغ ۱۵ میلیارد تومان با سود ۳۵ درصد از مدرسه مالی اعتباری مهر۴-مبلغ ۱میلیارد و پانصد میلیون تومان از بانک تجارت و با سود ۱۸ درصدجمعا مبلغ تسهیلات دریافتی این کارخانه ۹۳ میلیارد تومان بصورت ریالی و ۲۲میلیون و پانصد هزار یورو برابر ۲۰ میلیارد تومان(ارزش یورو در زمان اخذ تسهیلات ۹۰۰ تومان بوده) بوده است.البته ارزش یورو در سال ۱۳۸۵ تا کنون ۴۰۰درصد رشد داشته است .از این مبلغ تسهیلات دریافتی که تماما در زمان مدیریت سابق بوده در دوران مدیریت جدید شرکت و تا کنون ۵۳ میلیارد و ۷۷۰ میلیون تومان باز پرداخت گردیده است.تسهیلات بانکهای اقتصاد نوین و تجارت و صادرات تسویه گردیده است. در خصوص تسهیلات ۱۵ میلیارد تومانی موسسه مالی اعتباری مهر با سود ۳۵ درصد که با جریمه متعلقه به آن ۴۱ درصد سود محاسبه شده است نیز تا کنون ۲۵ میلیارد و ۶۹۶ میلیون تومان پرداخت گردیده و موسسه مالی اعتباری مهر ادعای ۱۰ میلیارد دارد که در خصوص نحوه محاسبه سود با آنها اختلاف وجود دارد و چنانچه جرائم تاخیر بخشیده شود و برای سود و جرائم نیز سود مجدد محاسبه نکنند مبلغ بدهی به حدود ۵ میلیارد تومان خواهد رسید که انشاالله پرداخت خواهد شد . در خصوص تسهیلات بانک سپه در سال ۱۳۹۲ که اولین سال بازپرداخت اقساط است باید ماهیانه ۲ میلیارد و پانصد میلیون تومان پرداخت و جمعا برای یکسال ۳۰ میلیارد تومان پرداخت می شده که تاکنون ۱۶ میلیارد و ۷۰۹ میلیون تومان پرداخت است . مابقی نیز حسب توافق با بانک تا پایان اردیبهشت پرداخت خواهد شد .در خصوص تسهیلات ارزی نیز مبلغ ۳میلیون یورو بدهی وجود دارد که حسب نرخ زمان دریافت از قرار هر یورو ۹۰۰تومان و یا نرخ مرجع هر یورو ۱۵۰۰ تومان ، جمع بدهی بابت آن کمتر از ۵ میلیارد تومان می باشد که بعلت اختلاف در نحوه محاسبه نرخ باز پرداخت آن تا کنون بازپرداخت نشده است .مجموع بدهی معوق این شرکت به بانک سپه ۱۸۰ میلیارد ریال است که متاسفانه بعضا افرادی آنرا بصورت ۱۸۰ میلیارد تومان اعلام مینمایند .آورده سهامداران در شرکت سیمان لامرد ۴۵ میلیارد تومان می باشد که در اداره ثبت شیراز بعنوان سرمایه ثبتی به ثبت رسیده است .تاکنون هیچ سودی بین سهامداران تقسیم نشده و تمام در آمد کارخانه صرف پرداخت اقساط گردیده است .در زمان جذب سرمایه گذار ، به آنها قول داده شده است که اگر سهامدار ۲۰ درصد آورده داشته باشد ، ۸۰ درصد تسهیلات ارزان قیمت پرداخت شود که در عمل از مجموع سرمایه گذاری صورت گرفته ۳۰ درصد آورده سهامدار و ۴۸ درصد تسهیلات ارزان با سود ۱۶ درصد و باز پرداخت ۶ ساله و ۲۲درصد تسهیلات گران قیمت با سودهای ۲۷ تا ۳۵ درصد بوده است . در پایان مرداد ماه ۱۳۹۰ و شروع مدیریت جدید ، کارخانه با تاخیر قراردادی ۴۲ ماهه مواجه بود.چنانچه کارخانه در وقت راه اندازی می گردید و تولید را شروع می نمود قطعا سود دوران مشارکت خیلی کمی به عهده شرکت گذاشته می شد و در نتیجه ی تولید در آن سالها ، زودتر بدهی های بانکی بازپرداخت می شد و باعث انباشت بدهی روی همدیگر نمی گردید و سهامداران نیز سود برده و جهت کارهای بزرگتر تشویق می گردیدند.اما متاسفانه تاخیر ۴۲ ماهی ضربه بزرگی به این صنعت وارد آورده بود و ازطرفی دیگر تسهیلات بانک های خصوصی با سود وحشتناک خود تهدید بزرگی برای این صنعت بود . در آن موقع شرایط شرکت به شکلی بود که تمام تسهیلات سررسید شده و بانکهای اقتصاد نوین و تجارت سهامداران و هیئت مدیره را ممنوع الخروج نموده بودند و موسسه مالی اعتباری مهر در خصوص طلب معوق خود اجرائیه صادر نموده بود . در کنار همه این ها بدهی به سازمان تامین اجتماعی و اداره امور مالیاتی نیز مشکل ساز شده بود.تعهد سیمان لامرد جهت ساخت دو عدد بی (فیدر) از پست ۴۰۰ انجام نشده بود و این بی ها حدود ۲ میلیارد تومان پول نیاز داشت. در صورتیکه تا تابستان ۹۱ اینها آماده نمیشد برق کارخانه کامل قطع میشد. از طرف دیگر پیمانکاران جزء کار را ترک و پیمانکار اصلی کارخانه که بیش از قرارداد پول دریافت نموده بود ادعای ۲۰ میلیارد تومان ضرر و زیان داشت .در آن موقع طی گزارشی با تشریح وضعیت بد شرکت خواستار پرداخت ۱۰میلیارد تومان دیگر توسط سهامداران و یا مجوز فروش سهام و افزایش سرمایه معادل همین مبلغ شده بودند.پس از مخالفت اکثریت سهامداران با این موضوع و تمایل آنها به اینکه پس از ۷ سال به صورت مستقیم وارد بحث شوند وعلت تاخیر را ریشه یابی کنند، به یکباره هر دو معاون و اکثر مدیران فنی و اداری و اصلی شرکت به نشانه اعتراض نسبت به دخالت سهامداران در امور شرکت استعفا دادند و حتی تعدادی از آنها با سهامداران اصلی تماس گرفته و تهدیداتی نیز داشتند.پس از استعفا و پذیرش آن تعداد زیادی چک در وجه آنها صادر شد و مدیر عامل شرکت نیز به آنها پیوسته و استعفا نموده کار راترک نمودند.چک های مذبور چندی بعد به بانک ارائه و فرم زدندودر مجموع شرایط مبهم و نادرستی بر شرکت حاکم گردیده بود.در سال ۱۳۸۹ در پی تحلیل اشتباه و به تصور اینکه کارخانه به زودی راه اندازی میشود تعداد زیادی کارمند و کارگر استخدام کرده بودندکه این افراد تا مدتها در کارخانه بیکار بوده و شرکت مجبور بود مبلغ زیادی را صرف حقوق و هزینه سرویس وغذای آنها بنماید بدون اینکه کارآئی داشته باشند . شرایط به طوری بود که در گرمای تابستان لامرد پول خرید یخ نیز وجود نداشت .در این شرایط سخت لامرد فرماندار و نماینده نداشت که شرکت بتواند همچون گذشته از آنها کمک بگیرد .در این شرایط جناب آقای دکترقادری نماینده استان فارس در مجلس شورای اسلامی به کمک آمدندو کمک بسیاری نمودند تا این صنعت زمین نخورد وبر مشکلات فائق آید.در کنار مشاوره ها و راهنماییهای دیگر ، تلاش های ایشان جهت گازدار شدن کارخانه و گرفتن مجوز سوخت بصورت اعتباری ، دو کار مهم و بزرگی بود که ایشان برای این کارخانه انجام دادند که باید در تاریخ و سابقه این صنعت ماندگار باشد.پس از شروع دوره مدیریتی جدید و در بدو امر سعی گردید خلا مدیریتی در شرکت حل شود و پس از آن وضعیت مدیران میانی مشخص شد و افراد با تجربه ای همچون حاج اسماعیل قادری که علیرغم موسس کارخانه بودن ، سالها از مدیریت شرکت کنار گذاشته شده بود را مجددا به هیات مدیره برگردانده و با انجام کار کارشناسی مشکل اصلی را یافته و به سمت حل آن حرکت شد.مشکل اصلی این مجموعه اشتباه در صرف هزینه در بخش های بوده که اولویت اول نبوده و ضرورت نداشت وکارخانه را به سمت تولید سیمان نمی برد.حسب اعتقاد اکثر کارشناسان باید ابتدا آسیاب سیمان راه اندازی میگردید نه کلینکر ، زیرا کلینکر ارزش افزوده آنچنانی ندارد و تولید کلینکر با مازوت در آن موقع هر تن ۴۲ هزار تومان هزینه داشت ولی قیمتش ۳۶ هزار تومان بود .می شد با راه اندازی آسیاب سیمان با هزینه ای به مراتب کمتر از دپارتمانهای دیگر و با تهیه کلینکر از سایر کارخانه ها برای این مجموعه کسب درآمد نمود و از محل در آمد کسب شده ، بخشهای باقی مانده کارخانه و ساختمانه را تکمیل کرد . در نزدیکی کارخانه سیمان لامرد ، کارخانه سیمان ساروج کنگان است که روزانه ۶ هزار تن کلینکر تولید می کند و آسیاب برای تولید این مقدار سیمان ندارد و ۴ هزار تن کلینکر مازادش را به قیمت نازلی می فروخت و حتی در آن مقطع مشکل فروش کلینکر داشتند . متاسفانه در آن زمان به جای راه اندازی آسیاب سیمان بخشی از ساختمانهای اداری ، نگهبانی و محوطه و دپارتمانهای پخت و مواد ساخته گردیده که به اعتقاد همه کارشناسان اشتباه بود . البته بعدها خودشان هم صراحتا اعلام نمودند به علت نداشتن تجربه در صنعت سیمان این اشتباه را کرده و اگر جای دیگری مدیر شوند و بخواهند کارخانه بسازند اول آسیاب سیمان را راه اندازی می کنند نه کوره.با شناسایی این مشکل بزرگ در مجموعه سعی در حل آن گردید که با توجه به تخصص اصلی ام در امور حقوقی و قراردادها بعنوان وکیل پایه یک ، در بدو امر قرارداد با پیمانکار ومکاتبات و سوابق کار را در یک کار فشرده بررسی و مذاکره با پیمانکار موجود و پیمانکاران دیگر را برای نحوه ادامه کار شروع گردید.در آن موقع پیمانکار ادعا می کرد که اولا باید وضعیت ادعای ۲۰ میلیارد تومان ضرر و زیان وارده مشخص شود و شرکت سیمان لامرد آن را به صورت مکتوب بپذیرد که پس از تولید سیمان بپردازند و اظهار می داشتند مدیریت قبل این مبلغ زیان آنها را پذیرفته که البته مدیریت جدید آن را هیچ وقت نپذیرفت .علاوه بر این ادعا داشتند برای بازگشت پیمانکاران دست دوم باید بدواً ۷ میلیارد تومان بابت طلب آن ها پرداخت شود تا به کارگاه و محل کارخانه بازگردند و سپس مبلغ ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلون تومان دیگرنیز برای کارهای باقیمانده پرداخت شود تا ظرف مدت یک سال کار را به پایان برسانند.اما با استفاده از ابزارهای حقوقی و شرایط قراردادی نه تنها این شرایط پذیرفته نشد، بلکه اخطار رسمی اولیه جهت خلع ید پیمانکار وفق مفاد قرارداد صادر شد که در پی آن پیمانکار شرایط جدید را پذیرفته و نهایتاً تفاهم نامه ای امضاء شد که ظرف سه ماه و با مبلغ یک میلیارد و پانصد میلیون تومان دپارتمان مربوط به آسیابهای سیمان و سیلوها و بارگیرخانه راه اندازی گردد کا با توجه به آن در بهمن ماه ۱۳۹۰ آسیاب های سیمان راه اندازی گردید و در یک کار استثنایی و ممنحصر بفرد ، کاری که یک سال برای آن زمان پیش بینی شده بود با همکاری نیروهای کارفرما و پیمانکار و کار در جبهه های موازی ظرف سه ماه انجام شد، که بیان ریز جزئیات تلاشهای طرفین ، در این مطلب نمی گنجد این جزء اولین افتخارات مدیریت جدید بود که کاری که زمین مانده و پیمانکاران مختلف حاضر به اتمامش نبودند را در زمانی به مراتب کمتر از پیش بینی و با صرف هزینه ای اندک به پایان برسانند. البته هنوز کار وفق مفاد قرارداد در حالت ۹۵ درصد است و ۵ درصد از کارها همچون بخشی از محوطه و ساختمانها انجام نشده است و رسما به پیمانکار ابلاغ شده است که مبلغ ۳۳ میلیارد تومان تعدیل شامل آنها نمی شود و علاوه بر آن باید جریمه تأخیر در پروژه بپردازندو مبلغ ۹ میلیارد تومان از سفته ها و اسناد آنها واخواست شده که پرونده ای در شعبه دوم دادگاه حقوقی شیراز با وکالت مدیرعامل شرکت در حال رسیدگی است و امیدواریم بشود بخشی از خسارات وارده به این مجموعه را از شرکت خدمان مهندسی فارس و خوزستان اخذ کرد.یکی از کارهای بسیار بد و زشتی که در این مجموعه اتفاق افتاده است در سال ۱۳۸۹ افتتاح دروغین و غیر واقعی کارخانه در شرایطی که آماده نبوده میباشد که بخش زیادی از مشکلات مالی امروز شرکت از آن نشأت میگیرد. زیرا همزمان با افتتاح متأسفانه پروانه بهره برداری اخذ شده است و بانکها تاریخ شروع بازپرداخت خود را تاریخ اخد پروانه بهره برداری می دانند که به علت عدم امکان بازپرداخت این مبلغ در سالهای ۹۰ و ۹۱ سود و جریمه ای حدود ۱۰ میلیارد تومان به این کارخانه تعلق گرفته است. همچنین با توجه به اینکه کارخانه در منطقه محروم بوده چنانچه در سالهای بعد از ۹۰ که شروع برنامه پنجساله پنجم میباشد پروانه بهره برداری اخذ می شد معافیت مالیاتی ۲۰ ساله داشت. اما سال ۸۹که سال آخر برنامه پنجساله چهارم است معافیت ۱۰ ساله داشته که البته دو سال از این معافیت نیز بدون اینکه تولیدی داشته باشیم از دست داده ایم که البته پیگیری جهت اصلاح این وضعیت و ابطال پروانه بهره برداری ادامه دارد.نهایتاً پس از اتصال به شبکه گاز سراسری و سپری کردن دوران پیش راه اندازی و راه اندازی و تولید آزمایشی در شهریور ۱۳۹۱ کارخانه به دست جناب آقای صادق عابدین استاندار وقت به بهره برداری رسمی رسید.خوشبختانه در سال ۱۳۹۱ علیرغم اینکه کارخانه سال اول تولید را داشت و چندین ماه از سال با مشکل سوخت و گاز مواجه بود، موفق گردید ۸۵۷ هزار تن تولید نماید و در سال ۱۳۹۲ بحمداله تولید یک میلیون و دویست و سه هزار تن داشته ایم که این تولید بیشتر از برنامه و ظرفیت اسمی است. ظرفیت اسمی کارخانه روزانه ۳۸۰۰ تن است تا ۴۴۰۰ تن در روز نیز تولید نموده ایم. به همین علت در سال ۱۳۹۲ عنوان بالاترین راندمان کلینکر کشور را از آن خود نموده ایم. علاوه بر آن بعنوان تنها واحد سیمانی نمونه کشور در سال ۱۳۹۲ انتخاب و در روز صنعت و معدن از دست معاون اول رییس جمهور تندیس دریافت نمود.همچنین اخیراً نیز در جشنواره تولید ملی بعنوان واحد برتر و کارآمد انتخاب گردیده است.در سال ۱۳۹۲ تاکنون قریب به ۵۰۰ هزار تن صادرات سیمان لامرد بوده که این میزان بیشتر از صادرات تمامی ۹ کارخانه سیمان استانهای فارس و کهگیلویه و بویراحمد و هرمزگان میباشد. همچنین در ماههای آذر و دی رتبه سومین صادر کننده کشور را داشته ایم و اگر مشکلات حمل و نقل و اسکله پارس جنوبی که از صادرات ممانعت نمود، نبود صادرات سیمان لامرد از ۷۰۰ هزار تن می گذشت و الان رکورد صادرات شکسته بود. در سال ۱۳۹۲ جمعا ۴۲ درصد تولیدات این کارخانه صادر شده است و ۵۸ درصد در بازارهای داخلی مصرف شده است.در این مجموعه حداقل ۵۵۰ نفر شغل مستقیم و بالاتر از۲۰۰۰ نفر شغل غیر مستقیم ایجاد شده است . تاکنون مبلغ ۲۰ میلیارد و ۳۶۰ میلیون تومان حقوق در این مجموعه پرداخت شده است . ۳ میلیارد و ۶۳۶ میلیون تومان حق بیمه به تأمین اجتماعی پرداخت شده است . تاکنون ۶ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان مالیات تکلیفی و ارزش افزوده به دولت پرداخت شده است. مبلغ ۱۱ میلیارد و ۶۷۰ میلیون توما ن به اداره گاز و ۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان به اداره برق و ۴ میلیارد و ۱۷۹ میلیون تومان بابت سوخت مازوت پرداخت شده است. مبلغ ۹ میلیارد و ۹۵۰ میلیون تومان کامیون خریداری شده و ۱۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان قطعات مصرفی و سرمایه ای خریداری شده که بخش زیادی از آن در انبار میباشد. درپایان سال۱۳۹۲ حدود ۲۷۰ هزار تن کلینکردرکارخانه موجود است که قیمت هر تن آن ۳۳ دلار و ارزش آن حداقل ۲۵ میلیارد تومان میباشد که خیلی بیشتر از مبلغ اقساط معوق میباشد.طبیعی است هرصنعتی در سالهای شروع بکارش مشکل داشته باشد و سیمان لامرد از این قاعده استثنا نبوده است.امابحمد اله به لطف خداوندو تلاش خداوند و تلاش و کوشش پرسنل خدوم سیمان لامردو به همت تجربه و تلاش کارکنان سیمان لامرد، این صنعت بزرگ توانسته است مشکلات مالی را تا حد زیادی برطرف نموده، بازار داخلی و خارجی خوبی برای شرکت ایجاد نموده، سیمان لامرد را در عراق و تاجیکستان و کویت و عربستان و امارات تبدیل به یک برند موفق نموده و بخش زیادی از مشکلات حمل ونقل را مرتفع نماید.در سال ۱۳۹۳ سیمان لامرد با پشت سر گذاشتن موانع و مشکلاتی که در سالهای قبل داشت با مشکل کمتری مواجه است وانشااله به سمت توسعه همه جانبه چه در بخش افزایش ظرفیت و خط دوم تولید و چه در توسعه کیفی و رفاهی منابع انسانی و چه در بخشهای محیط زیست و فضای سبز و فعالیتهای ورزشی و فرهنگی پیش خواهد رفت.

تراکمه یا عسلویه؟

فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۳

images
تیتراژ: بعد از اسم فیلم، اسامی بازیگران با معرفی «جعفر خان» پخش می شود. (توجه: این اسم ساختگی است، پس لطفا به ذهن خود فشار نیاورید.) در انتها نیز جمله “بر اساس داستان واقعی” به صورت شکه ای همراه با تکان صفحه نمایش (به شیوه ی فیلم های جنایی) نمایش داده می شود.

شب، داخلی، سر کوه لامرد: در هوای مطبوع بهاری اول عید نوروز، دکتر موسوی نماینده ی مردم “شریف” لامرد و مهر در مورد صنایع انرژی بر، ایجاد یک پتروشیمی دیگر، کارخانه آلومینیوم، هزارها میلیارد تومان ردیف بودجه (هرچند، بعد از اختلاس “برادران عزیز خلافکار”، دیگه کسی با این ارقام دهنش باز نمی مونه!) و … سخنوری می کنند. دعوت شدگان خارج از منطقه نشین نیز با کف و صلوات (نه سوت) به وجد آمدگی خود از این همه کارخانه و صنعت و پول و … را ابراز می کنند. دوربین روی قیافه ی تا بنا گوش بشاش «جعفر خان» زوم می کند.

۲ روز بعد، بعد از ظهر، خارجی، مسیر عسلویه به بندر سیراف: ماشین در حال حرکت در اتوبان عسلویه به سمت بندر سیراف است. در سمت راست تپه ای از گوگرد (؟) و در چپ و راست اتوبان، مشعل های روشن گاز دیده می شوند. جعفر خان هم سرنشین جلوی ماشین است.

جعفر خان با قیافه ای در هم: اوه اوه، داداش شیشه ی ماشینت بکش بالا که خفه شدیم از بوی گاز، اینجا که بوش بدتر از آب بازن که!

سرنشین دیگر: کاکا جان، الان که بدک نی، بعضی وقتا ایکد آلودگی اینجا زیادن که مو بلافاصله سردرد میگیرم باید حتما قرص بخورم و چایی

راننده: ها کاکام، عسلویه دیگه خیلی وقتن که جای زندگی نی، اغلب مردمش که از همون اول رفتن جای دیگه، شده پر کارگر و مهندس. بخاطر همین آلودگی شنیدم سازمان، چنن اسمش، گرفتن خون (سرنشین دیگر: انتقال خون)، ها دیگه خون ساکنین اینجا رو نمیگیره از بس آلودگی داره.

۳۰ دقیقه بعد، بندر سیراف، خارجی، ساحل خلیج فارس: مسافران نوروزی در جای جای ساحل نشسته اند. یک موتوری عبور می کند در حالی که سرنشین عقب آن در حال نواختن نوای خوش نی انبان است! چند گدا که به ظاهر پاکستانی می آیند در حال گدایی از مسافران هستند.

جعفر خان: عجب آبی، محشره! حیف که ساحلش یه ذره سنگلاخه وگرنه میومدم باهاتون شنا. (چند ثانیه بعد) اه اه، این بوی چیه؟ نکنه پکنیکتون رو محکم نبستین داره بوی گاز ازش میاد.

کبری خانم (این اسم هم ساختگی است!): نه جعفر آقا، مال پکنیک نیسه، اینم گازای عسلوین.

جعفر خان: بوش خیلیه، احساس می کنم داره کم کم سرم درد میگیره. لطف می کنین یه لیوان چایی به من بدین؟

کبری خانم، در حالی که لیوان چایی را به جعفر خان می دهد: بفرمایید جعفر آقا، یه نیم ساعت صبر کنید بعذش میریم گاوندی، بر ماین، ا ای بو گندا راحت وایوین.

تیتراژ پایانی: در حالی که جعفر خان و کبری خانم دست در دست هم (البته پر واضح است که خطبه محرمیت قبلا خوانده شده است) در افق دود گرفته ی ساحل خلیج فارس در عسلویه محو می شوند، و اسامی همکاران در امپکس، نودال، تدارکات، سایر بازیگران، و تشکر از مردم شریف لامرد و مهر در صفحه ی نمایش یکی پس از دیگری ظاهر می شوند.

——————–

کسی از مردم منطقه ما نیست که اوضاع عسلویه را نداند و لمس نکرده باشد؛ همه میدانند به واسطه آلودگی های ایجاد شده توسط صنایع نفتی و گازی دیگر چیزی از عسلویه، مردم عسلویه و فرهنگ عسلویه نمانده است. عسلویه دیگر جایی برای زندگی نبوده بنابراین اغلب مردم آنجا به جاههای دیگر کوچ کرده (یا وادار به کوچ شده اند)، و به واسطه هجوم کارگران از نقاط مختلف ایران و خارج از ایران، دیگر چیزی از فرهنگ و تاریخ منطقه باقی نمانده است. سوال اساسی این است که چرا هیچ کس نگران این نیست که – با این همه کارخانجات سیمان، آلومینیوم، و انرژی بر که در منطقه ایجاد شده یا قرار است ایجاد شود – لامرد و مهر به عسلویه ای دیگر تبدیل خواهند شد؟! چرا هیچ کس نگران نیست که دیگر چیزی از «تراکمه»، فرهنگ و تاریخ آن نخواهد ماند؟

شاید دلایل زیر روشن کننده ی این بی توجهی جمعی باشد:

  1. شاید چون اغلب تصمیم گیران منطقه خود و خانواده ی خود در خارج از لامرد (شیراز، تهران، قم، …) زندگی می کنند و منطقه در واقع محل «تجارت» و کسب و کار آنهاست؛ بنابراین هر چه رونق کسب و کار منطقه بهتر شود، به سود سرمایه ی آنهاست! بر اساس شنیده ها هر چند، دکتر موسوی در جلسه ای به این موضوع آلودگی های ناشی از این صنایع اشاره کرده اند، اما انتظار «عمل» در این راستا به نظر نمی رسد چیز زیادی باشد! دکتر موسوی خود پزشک انتقاد پذیری هستند، و انتظار می رود «سلامت» جسمی و روانی مردم در تصمیم گیری های ایشان و بقیه دوستان مسوول در اولویت اول باشد.
  2. دغدغه مردم از بیکاری جوانان باعث شده که راضی به آوردن صنایع گوناگون حالا به هر هزینه ای باشند! به نظر نمی رسد برای حل مشکل بیکاری جوانان فقط منطقه نیاز به این حجم صنایع انرژی بر (با این مساحت عظیم) باشد، هر چند در گفتار مسوولان دغدغه ی کشیدن بار اقتصادی کل استان فارس توسط منطقه را می پرورانند!
  3. مردم منطقه شاید به این فکر می کنند که با رونق اقتصادی اینجا، دارایی و زمین های آنها با ارزش شده، پس می توانند با فروش آنها زندگی راحتی در شهر دیگری مانند شیراز (با هوای خوش) برای خود ایجاد کنند، حتی اگر چیزی از فرهنگ و تاریخ خودشان نماند! شاید بتوان گفت که مردم بدون تاریخ و گذشته، مردم بی ریشه ای خواهند بود که چیزی برای افتخار کردن نخواهند داشت. به علاوه شاید تصمیم به مهاجرت به شهری دیگر برای یک جوان امر آسانی تلقی شود، ولی چنین تصمیمی برای پدران و مادران و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها امری سخت و شاید غیر ممکن باشد. هزینه های درمانی، روانی، و … ناشی از این گسستگی از اصل و نسب برای حتی هما جوان ها (که از پدر و مادر خود مراقبت هم می کنند) شاید حتی بیشتر از سود حاصل از فروش دارایی موجود آنها باشد.

خلاصه اینکه، باید بدانیم چه می خواهیم و بر اساس آن با چشم باز برای آینده برنامه ریزی کنیم؛ آیا می خواهیم لامرد و مهر ما «عسلویه ای دیگری» شود که دیگر جای زندگی نیست و چیزی از فرهنگ آن نمانده؟ یا اینکه می خواهیم «تراکمه» بماند با همان کمبود های اقتصادی؟ و شاید گزینه ی بهتر اینکه تاریخ و فرهنگ «تراکمه» را نگهداریم، و در حد نیاز و کنترل شده تعدادی کم و معدود صنعت بیاوریم که اینجا هم «عسلویه» نشود و هم منافع اقتصادی منطقه (و فقط منطقه) تامین شود؟ به نظر می رسد این حد وسط گزینه مطلوب خواهد بود؛«تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.»

 

آگهی استخدام شرکت پتروشیمی شیراز (فرصت ثبت نام حداکثر تا ۲۰ فروردین)

فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۳

شرکت پتروشیمی شیراز از بین فارغ التحصیلان دانشگاهها در مقاطع کاردانی و کارشناسی (بومی استان فارس) از طریق برگزاری آزمون کتبی و مصاحبه فنی – تخصصی استخدام می نماید. برای آگاهی از شرایط و رشته های مورد نیاز روی لینک زیر کلیک نمایید:

http://sess.shirazu.ac.ir/Petro/Agahi_No1.pdf

و برای ثبت نام از لینک زیر استفاده نمایید:

http://sess.shirazu.ac.ir/sess/script/Jformlogin.aspx

 

اخبار شهرداری

فروردین ۳ام, ۱۳۹۳

حضور شهردار و شورای اسلامی شهر لامرد در بیمارستان ولیعصر ( عج ) بمناسبت روز پرستار 

حضور شهردار و شورای اسلامی شهر لامرد در بیمارستان ولیعصر ( عج )  بمناسبت روز پرستار

همزمان با سالروز میلاد حضرت زینب و روز پرستار<>شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر لامرد از بیمارستان ولی عصر (عج) بازدید کردند.

<> صبح جمعه ۱۶ اسفند ماه همزمان با سالوز میلاد با سعادت حضرت زینب (س) و روز پرستار ، شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر لامرد از بیمارستان ولی عصر(عج) این شهر بازدید کردند.

<>در این دیدار شهردار و اعضای شورا از قسمت های مختلف بیمارستان بازدید و از بیماران بستری در این بیمارستان عیادت کردند.

<>هم چنین شهردار و اعضای شورای شهر لامرد بمناسبت روز پرستار از سفیدپوشان زحمت کش بیمارستان ولی عصر (عج) با اهدای تقدیرنامه و شاخه گل تقدیر کردند.

<>در حاشیه این بازدید ، شهردار و اعضای شورا با حضور در اتاق بستری کودک ۱۰ ساله پای صحبت های این کودک بستری شده نشستند که در پایان نیز شهردار لامرد کارت هدیه یی به این کودک اهدا کرد.

pavastar_555

pavastar3_558

pavastar4_559

pavastar6_561

نشست صمیمی شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر لامرد با دکتر موسوی نماینده مردم شهرستانهای لامرد و مهر

نشست صمیمی شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر لامرد با دکتر موسوی نماینده مردم شهرستانهای لامرد و مهر

به گزارش روابط عمومی شهرداری لامرد این نشست که به دعوت شورای اسلامی شهر از نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی صورت گرفته بود در فضایی کاملا صمیمی در ساختمان قرمز رنگ شورای اسلامی شهر لامرد برگزار گردید. در ابتدای این دیدار که با تلاوت آیات نورانی قرآن مجید توسط آقای صفایی از اعضای شورا قرائت و آغاز گردید. سپس مهندس رحیمی رئیس شورای اسلامی شهر با عرض خیر مقدم خدمت جناب آقای دکتر موسوی و همراهان افزودند: انشاالله که این حضور نماینده مردم در این ساختمان و در کنار شورای چهارم منشا خیر و برکت برای شهروندان محترم شهر باشد. رئیس شورای اسلامی شهر لامرد در ادامه با عرض خسته نباشید بابت حمایت و پیگیری کارهای صورت گرفته خدمت نماینده محترم خواستار تلاش مجدد جهت وصول مطالبات شهرداری از محل عوارض ارزش افزوده و آلایندگی پالایشگاه پارسیان و منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس (عسلویه) شدند. مهندس رحیمی در ادامه با بیان کمبودها و نیازهای شهرداری لامرد پیشنهادات خودر ا خدمت نماینده مردم شهرستانهای لامرد و مهر مطرح نمودند.

در ادامه این نشست آقای شبانی نژاد شهردار لامرد نیز با عرض خیر مقدم و تقدیر و تشکر از دکتر موسوی بابت این نشست توضیحاتی در خصوص وضعیت موجود شهر و نیازهای شهرداری لامرد پرداختند. وی اضافه کرد اگر خواسته باشیم در شهر لامرد کارهای بزرگ انجام دهیم نیازمند حمایت همه مسئولین بویژه نماینده محترم میباشیم.

 

در ادامه این نشست نوبت به سخنان دکتر موسوی رسید ، وی نیز با تقدیر و تشکر از دوستان اعضای شورا ی شهر و عرض خسته نباشید خدمت شهردار و دیگر همکارانشان در شهرداری جهت ساماندهی خیابانهای شهر خواستار جلسات بیشتر بین اعضای شورا و شهردار با نماینده شدند. در ادامه این جلسه دکتر موسوی با ارائه گزارشی از کارهای صورت گرفته خواستار رونق بخشیدن به شهر شدند که از شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر این مهم را درخواست نمودند. وی افزود من با تمام وجود مشکلات شهرداری و شورا را از شهرستان تا تهران با جدیت دنبال خواهم کرد و شما نیز افق آینده شهر را مشخص کنید. در پایان نیز هر کدام از اعضای شورا به بیان دیدگاه و نقطه نظرات خود پرداختند .

nemayandeh_567

nemayandeh3_569

nemayandeh4_570

nemayandeh6_572

nemayandeh7_573

nemayandeh9_575

تجلیل شهردار لامرد از دانش آموزان مدرسه استعدادهای درخشان شهید دستغیب (دوره اول )

در این مراسم شهردار لامردکه بمناسبت نگارش انشای دانش آموزان آن آموزشگاه با موضوع ((اگر به جای شهردار شهر خود بودید چکار می کردید)) با حضور در نمازخانه و در بین دانش آموزان به ایراد سخن پرداختند. وی با تقدیر و تشکر از مدیران و معلمان آن آموزشگاه جهت ارتقاء فرهنگ شهری و معرفی خدمات شهرداری بین دانش آموزان افزود انتظار من این است که شما دانش آموزان مستعد و با اخلاق در خدمات شهری به شهرداری کمک کنید.

میزان آگاهی مردم برای شهردار شهرمهم می باشد. شهر و کوچه و خیابان مثل خانه و محل زندگی خودمان می باشد و در حفظ و نگهداری از آن نیز باید مثل خانه خود از آن نگهداری کنیم.

فعالیتهای جدید شهرداری که توسط نیروهای خدوم و زحمتکش شهرداری شاهد آن هستید جهت رفاه حال شما و شهروندان شهر انجام می گیرد. و باید دست در دست هم دهیم و به شهر کمک کنیم و اگر مردم خودشان نخواهند تغییراتی ایجاد نخواهد شد.

شما دانش آموزان ایده و نظرات خود را برای شهرداری ارسال نمائید چون آینده این شهر در دستان شما می باشد. در پایان این مراسم شهردار لامرد با اهداء جوایزی از دانش آموزان برتر در نگارش موضوع انشا از دانش آموزان تقدیر و تشکر کردند.

danshamooz_581

danshamooz2_582

danshamooz4_584

danshamooz5_585

دفاع شهردار لامرد در شورای اداری شهرستان با حضور استاندار محترم فارس از حق مردم شهرستان

فروردین ۳ام, ۱۳۹۳

دفاع شهردار لامرد در شورای اداری شهرستان با حضور استاندار محترم فارس از حق مردم شهرستان

به گزارش روابط عمومی شهرداری لامرد جلسه شورای اداری شهرستان که در تاریخ ۲۳/۱۲/۹۲ و در ساعات ابتدایی جمعه شب در محل فرمانداری لامرد با حضور دکتر احمدی استاندار فارس، معاونین، روسای ستادی و جمعی از مدیران کل ادارات استان برگزار گردید. استاندار فارس با بیان اینکه شناخت ظرفیت‌های مهم کشور در دستور کار دولت قرار گرفته است گفت: مدیران کل در سطح استان فارس میزهای خود را به سمت شهرستان‌های این استان حرکت دهند.دکتر احمدی با اعلام اینکه برخی از شهرستان‌های استان فارس حتی یک واحد صنعتی نیز ندارد، ادامه داد: باید توسعه همه‌جانبه و پایدار در سطح استان محقق شود.وی اضافه کرد: با توجه به آینده بسیار روشن لامرد و مهر این دو شهرستان می‌توانند کریدور توسعه فارس شوند چراکه این استان دارای ظرفیت‌های بالایی است.این مسئول با اشاره به اینکه هیچ راهی جز صنعتی شدن لامرد وجود ندارد و سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال امری مقدس است، خاطرنشان کرد: دست هر سرمایه‌گذاری که بخواهد در امر تولید سرمایه‌گذاری کند را می‌بوسیم.استاندار فارس تصریح کرد: مردم نیز باید سرمایه‌های سرگردان خود را به سمت تولید سوق دهند.در ادامه جلسه شورای اداری آقای شبانی نژاد شهردار لامرد با دفاع از حق مردم شهرستان لامرد تقاضای پیگیری وصول مطالبات ارزش افزوده و آلایندگی پارس جنوبی و پالایشگاه پارسیان از استاندار فارس شد. استاندار فارس در ابتدای سفر خود به شهرستان لامرد با حضور در گلزار شهدای مرکزی این شهر با شهدای انقلاب اسلامی تجدیدپیمان کرد.

Showrai_Edari3_588

Showrai_Edari9_590

Showrai_Edari18_598