Archive for اسفند, ۱۳۹۲

” “

اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲

امروز داشتم خیابان بسیج را به طرف میدان امام طی می کردم که به ترافیک شدیدی خوردم.
– چه شده؟تصادف؟ کسی که طوریش نشده؟
این را از چند جوان که به سرعت به سمت میدان امام می دویدند پرسیدم.
– نه! چن تا دزد گرفته اند، میخان شلاق شون بزنن.
اعصابم به هم ریخت. دور زدم و از فرعی ها انداختم و در رفتم. اما…
می خواستم از تحریک شدید نوشتن مطلبی در این مورد فرار کنم.اما در فاصله ی ده دقیقه ، دو سه نفر که مرا می شناختند ، تا مرا دیدند گفتند بیا عکس بگیر برای تراکمه.
با خودم می گویم عکس بگیرم و چه بگویم؟ چه حرفی را جرات می کنم در این زمینه بنویسم وقتی سرنوشت آنها که نوشته اند را می بینم؟
ناگهان خود را دیدم که در کنار انبوه مردم ایستاده ام.انبوه…فهمیدم چه بنویسم!
به این عکس- که تنها عکسی ست که من گرفته ام – نگاه کنید:

IMAG0536_1
(عکس سیاه و سفید است)
روی صحبت من با مردمی ست که در این عکس هستند: چرا به تماشا آمده اید؟شما با چه انگیزه ای در اینجا جمع شده اید؟
کسی خطایی کرده، مالی دزدیده، بر اساس قانون و شرع مقدس به شلاق در ملا عام محکوم شده، اصلا همه ی اینها درست. تو برای چه به اینجا آمده ای؟ مطمئنم که اگر می خواستند کسی را اعدام هم کنند باز می آمدی.
چرا؟
در خلوت خودت با خودت حساب و کتاب کن که چرا به دیدن اینطور صحنه هایی می روی؟
انسان بنا بر فطرت انسان بودنش ، مایل به دیدن زیبایی هاست.
تو در شلاق خوردن و از درد به خود پیچیدن و نعره های جگرخراش کشیدن چه زیبایی دیدی که رفتی و می روی و خواهی رفت.
می روی؟ برو .
آن بچه ی چند ساله را چرا با خودت می بری؟ جای این بچه در پارک است و بوستان. این بچه باید سوار بر الاکلنگ شود و شادی را فریاد کند ، نه که سوار بر شانه تو باشد ضجه ی یک انسان دیگر را تماشا کند.
اگر برای تو تماشای این صحنه ها زیباست خواهش می کنم، استدعا می کنم در زودترین زمان خودت را به یک روانپزشک نشان بده. بگو روح انسانی من مریض شده، بگو من از دیدن به خود پیچیدن و درد کشیدن یک انسان دیگر لذت می برم، در حدی که کار و بارم را رها می کنم و زیر آفتاب، بچه به بغل می ایستم و این صحنه ها تماشا می کنم. بگو آقای دکتر! دستم به دامنت! روح من منجمد شده!
عکسی می گیرم و سریع برمی گردم.
سایه ای گیر می آورم و می نشینم.
نمی توانم.
نمی توانم این نوشته را به پایان ببرم و این حرف را نزنم:
اگر بخواهند همه ی آنها که هزاران ملیارد پول ملت را دزدیدند،
همه ی آنها که هزاران فرصت رشد و توسعه را از این مملکت دزدیدند،
همه ی آنها که هزاران شغل را نیافریدند و امکان زندگی آبرومندانه را از مردم دزدیدند،
همه ی آنها که ارزش پول مملکت را دزدیدند،
همه ی آنها که امید و نشاط را از چهره ی جوان این مملکت دزدیدند ،
اگر روزی بخواهند این ها را شلاق بزنند، باید که نوح سر از قبر در آورد!به عمر ما کفاف نمی دهد .
(هرچند همان ها را هم اگر شلاق بزنند ، من به تماشا نمی روم.)
این نوشته عنوانی ندارد. من که نتوانستم عنوانی در خور برای این رویداد پیدا کنم.شما به هر نام که دل تان خواست این نوشته را صدا بزنید.

سی خودت بو (جواب شعر واعظ)

اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۲

   برو هر جای لامرد سی خودت بو                                   کُل و تُّمبایِ لامرد سی خودت بو

دلت خوش کرده ای واعظ به لامرد                                  گِل و گرذای لامرد سی خودت بو

درخت و بوته و کُور و کُنارش                                       سبد کالای لامرد سی خودت بو

ما انگور میخوریم با توت فرنگی                                    دِشو خرمای لامرد سی خودت بو

سرِ سفره نهاده سُس با سالاد                                          کاکُل مَنگای لامرد سی خودت بو

شب اندر روز زیر سانترالیم                                           تَش گرمای لامرد سی خودت بو

پُر است ثلّاجه از آب سپیدان                                         آب انبارای لامرد سی خودت بو

کُرُنگ واویذه خارک بَر سر پَنگ                                    بَرِ نخلای لامرد  سی خودت بو

بهار اویذه کلاً پَخشه مورذک                                        همه صحرای لامرد سی خودت بو

میخوسیم از سرِ چاس تا پَسینی                                      پَسین  تنگای لامرد سی خودت بو

کسی دیگر نمی خوسِه پَسِ بون                                        پَسِ بونای لامرد سی خودت بو

دِگر وافتیده رسم شَروه و بیت                                         کَل و محیای لامرد سی خودت بو

نَفَسِت می بُره شرجی و تش باد                                      اَخَل نُذبای لامرد  سی خودت بو

دگر نی  دست زَنها خوس و تلّی                                     فیس زَن های لامرد سی خودت بو

کُهِ لامرد که  دولت  واگرفته                                          کُهِ زیبای  لامرد  سی خودت بو

چَهِ گاز غیر دیذ هیچی نداره                                        همه گَنجای لامرد سی خودت

سَرِ هر متر دریا جَرّ و دعواست                                    لَبِ دریای  لامرد سی خودت بو

ما که غیر از بلا  چیزی  ندیدیم                                    بلا ، دردای  لامرد سی خودت بو

چقدر خواهان لامردی تو واعظ                                      شی و بالای لامرد سی خودت بو

تحلیلی بر عملکرد استاندار فارس

اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۲

رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
محمد محسنی*
• مَن إستَبَد بِرایِهِ هَلَکَ وَ مَن شاوَرَ ورالرِّجالَ شارَکها فِی عُقُولِها؛ هرکس بر فکر و رای خود استبداد ورزید هلاک شد و کسی که با دیگران مشورت کرد در فکر و عقل آنها شریک گردید.(نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱).
در حالی که ۱۴۰روز از حضور استاندار دولت تدبیر و امید در استان فارس می گذرد شاهد قضاوتهایی پیرامون حرکت کند یا تند قطار تغییرات در لایه های مختلف مدیریتی هستیم که بعضا با واقعیتهای موجود مغایرت دارد. برای بررسی دقیق تر عملکرد مدیریت کلان استان شاید باید شرح مختصری از وضعیت ۶ماهه اول سال استان روایت نماییم تا بدانیم که دولت تدبیر و امید در استان فارس در چه وضعیتی دولت را تحویل گرفته است و پس از آن روند انتخاب دکتر احمدی به عنوان استاندار دولت تدبیر و امید و در ادامه با بررسی تغییرات صورت گرفته در ۱۴۰روز گذشته و عملکرد اجرایی استاندار فارس به نتیجه گیری خواهیم پرداخت.
فصل بهار سال ۹۲ در استان فارس مانند تمام کشور در تب و تاب ثبت نام،بررسی صلاحیت و فعالیتهای کاندیداهای انتخابات شوراهای اسلامی و ریاست جمهوری گذشت. سردی فضای انتخابات با حضور و ثبت نام آیت الله هاشمی رفسنجانی در روز و لحظات آخر شکست و تبدیل به یک موج امید بخش و بمب خبری گردید ، هرچند با رد صلاحیت غیر قابل پیش بینی وی اندکی از تب و تاب ها و امیدها به تغییر روش در قوه مجریه کاست اما با گذشتن خرداد از نیمه و شکل گیری فضای جدی انتخاباتی دو دیدگاه غالب شکل گرفت: دیدگاه حفظ،تداوم وضعیت موجود و دیدگاه تغییر و امید به بازگشت قطار حرکت دولت به مسیر عقلانیت. برگزاری مناظره های سه گانه صداوسیما به شکل جدید اجازه وزن کشی سیاسی و اجتماعی به گزینه های مختلف را داد تا جایی که بررسی نتایج نظرسنجی هایی مختلف نشان از رشد آراء دکتر حسن روحانی داشت. هفته آخر و روزهای که همراه شد با تصمیم اخلاقی دکتر عارف و کناره گیری وی به سود اعتدالگرایی که برنامه های اصلاح گرایانه داشت در کنار حمایت چهره هایی چون آیت الله هاشمی و سید محمد خاتمی و کنشگری جوانان در سه روز منتهی به ۲۴خرداد منتج به این گردید که مردم در ۲۴خرداد۹۲ به تغییر با تدبیر رای دهند و با امید اعتماد خود را به یک روحانی عملی سازند.
وضعیت استان فارس در فاصله پایان بهار تا پایان تابستان دستخوش اتفاقاتی گردید که شاید در تاریخ سیاسی این استان سابقه نداشت. خبر دستگیری نزدیکان استاندار و برخی مدیران ارشد استان از شایعه تا واقعیت در جامعه پیچید ولی برخورد قاطع قوه قضائیه با تخلفات صورت گرفته و اعلام رسمی سخنگویی آن جای هیچ شک و شبه ای را باقی نگذاشت. سواستفاده برخی نمایندگان از طرحی ملی و امنیتی جهت الحاق استان فارس به دریا با برگزاری جشن الحاق و مانور رسانه ای تیم مدیریتی استان به چالشی بزرگ در تعامل با همسایه خود هرمزگان شد که تا کنون نیز آثار آن مشهود است. مطرح شدن لیستها و افراد مختلف توسط احزاب و گروها و نمایندگان مختلف بیش از یک ماه مدیریت استان را در یک سردرگمی فرو برده و به روزمرگی کشانده بود، در حالی که سقف خواسته اصولگرایان و اصلاح طلبان در انتصاب گزینه هایی خود تحقق پیدا نکرده بود یک دیپلمات اصلاح طلب که به عملگرایی شهره بود روز ۱۷مهر به عنوان سیزدهمین سکاندار ساختمان شماره یک استانداری فارس لقب گرفت.
چالش استاندار جدید با آمار و ارقام از همان روز تودیع و معارفه (۲۷مهر) آغاز شد،آنجا که استاندار سابق قبل از ترک استان به صورت اسلایدهای مختلف تلاش کرد وضعیت استان در زمینه های مختلف اقتصادی،سیاسی و اجتماعی را خلاف آنچه که مردم ، متخصصین و منتقدین اذعان داشتند نشان دهد! به گونه ای که صبر وزیر کشور نیز به سر آمد و به کنایه از رتبه سوم استان فارس در بیکاری و اوضاع بد اشتغال و پروژه های عمرانی و…. گفت و اینکه دم خروس از یک جای آمار بیرون زده است! دکتر سید محمد احمدی در اولین سخنرانی رسمی خود از وحدت گفت و نیاز استان به کار و تلاش و فاصله گرفتن از سیاسی کاری ، از پتانسیلهای فارسی های مقیم خلیج فارس و از بسترسازی برای حضور سرمایه گذاران و بازگشت آرامش به فضای مدیریتی استان و….. شاید اولین انتقاد استاندار جدید در کمتر از ۲۴ساعت از حضورش در استان اتفاق افتاد که در بازدید از نمایشگاه صنعت نفت و گاز روند تبلیغات و پرداخت اینگونه نمایشگاه ها را ضعیف ارزیابی نمود. پاسخگویی ، تدبیر در انتخاب ها و مشورت با نخبگان و پایش و پویش وضعیت شهرستانها و بخش های مختلف استان جزء اولویت های کاری مدیریت جدید قرار گرفت و تعیین وضعیت ادارات کل بلاتکلیف و دچار چالش از اولویتهای تغییرات مدیریتی بود. با نگاهی گذرا به تغییرات صورت گرفته در ۱۴۰روز گذشته در سطوح مختلف به درستی می توان دریافت که آیا شتاب تغییرات تند بوده است یا کند؟ تغییر ۱۰مشاور و ۱۷مدیر ستادی و معاون به همراه تغییر ۱۷فرماندار و ۱۱بخشدار به همراه تغییر ۱۰مدیرکل و رئیس سازمان و تنها ۱مورد ابقاء را باید در کارنامه ۴٫۵ماهه تیم جدید مدیریتی استان قرار داد. حال آنکه به دلایلی شرایط استان فارس خاص و ویژه است؛بیش ترین شهرستان (۲۹) و نمایندگان نسبتا زیاد (۱۸) با دیدگاه ها و طرز تفکرات مختلف که به توصیه وزراء دولت جهت انتصابات حتما نظر مجمع نمایندگان باید لحاظ گردد ، خود عامل تاخیر برخی تغییرات، اجتناب ناپذیر شده است!
با بررسی سایت رسمی استانداری فارس شاید نکته ای عجیب توجه ها را به خود جلب نماید و آن اینکه در ۱۴۰روز گذشته استاندار فارس و مدیران همراه ۱۲سفر رسمی با تشکیل شورای اداری و در ۱۱سفر موردی به بررسی وضعیت شهرستانهای مختلف پرداخته اند. جالب است بدانیم که در این سفرها معمولا هیچ وعده ی بدون پشتوانه ای (حتی با فشار درخواست مردم) داده نشده و تعداد کلنگ های به زمین زده شده از انگشتان یک دست تجاوز نمی کند! استاندار فارس جز معدود استاندارانی لقب گرفت که پس از صد روز از استقرار خود نزدیک به ۴ساعت را با اصحاب رسانه گذراند و به پاسخگویی به افکار عمومی اختصاص داد و از فرازها و فرودهای این صد روز و چندماهه استان گفت. به عنوان یک فعال درونی و ناظر بیرونی از دوستان فعال حوزه رسانه و سیاست انتظار داشتم که در کنار حساسیت به موضوع عزل و نصبها و کنش های سیاسی احزاب و افراد سیاسی قدری نیز پیرامون مشکلات و معضلات اساسی استان در زمینه های آب ، اشتغال ، سرمایه گذاری ، عدم پیشرفت پروژه های عمرانی ، وضعیت نا امیدکننده حوزه فرهنگ به نقد و بررسی و ارائه راهکار عملی بپردازند. باید اذعان کنم که درست است در ایران سرنوشت دموکراسی با صندوق رای گره خورده است و کنشگران سیاسی حق دارند دغدغه این موضوع را داشته باشند اما جایگاه آرامش،رفاه،معیشت مردم در کجای محاسبات ما قرار گرفته است؟ آیا تلاش ها و ملاقاتهای متعدد با مردم و نمایندگان احزاب و مسئولین ملی و وزراء برای ارتقاء جایگاه اقتصادی و اجتماعی استان توسط ناظران دیده شده است؟ بدون شک اولویت اصلی دولت و علی الخصوص نماینده ارشد آن در استان جذب سرمایه گذاری خارجی،ایجاد اشتغال پایدار و توسعه متوازن جهت کاهش آمار بیکاری و افزایش سطح معیشت مردم است.
بدون شک با تغییر هر دولتی با استفاده از پتانسیل نیروی انسانی همراه خود در سطوح مختلف از همراهان خود حمایت می کنند؛در دولت اعتدال نیز این اتفاق به دلایلی با کندی اما در حال انجام است. اتفاقی که در ۸سال گذشته افتاد حذف نیروی های کارآمد و نخبه و به حاشیه رانده شدن غیر همفکران بود که اجازه ورود کوچکترین مخالف فکری به سیستم مدیریتی داده نشد،و حال در دولت جدید این خود به معضلی مبدل شده است. از یک سو با اصلاح ساختاری سیستم اداری استفاده از نیروه های فاقد سابقه و خارج از سازمان ها با مشکلاتی همراه ست و بازنشستگی های اجباری یا اختیاری صورت گرفته امکان استفاده مجدد از این سرمایه ها را با مشکلاتی رو به رو ساخته است.
در کنار همه اینها آنچه از دید افکار عمومی و شاید حتی خصوصی پنهان مانده است؛ این است که در اولین قدم با محوریت مشاور اجرایی استاندار در حوزه استاندار کمیته ای جهت شناسایی و بررسی نقاط آسیپذیر ، افراد و شرایط آنان تشکیل گردید تا تصمیمات با اجماع نصبی و کار کارشناسی اتخاذ گردد از همین رو روند تغییرات در سطح استان نسبتا مناسب بوده اما در وزارتخانه های تصمیم گیر به دلایلی این روند کند می گردد.حال آنکه چندماه از پیشنهاد برخی مدیران کل کلیدی استان که نیاز به ذکر نام نیست می گذرد و فشارهای مدیریت کلان استان هنوز به دلایلی که قبلا ذکر شد باعث صدور حکم به تغییر نشده است. شاید با بررسی آمار پیش رو که اکثر تغییرات به سوی اصلاح طلبی و اعتدالگرایی میل داشته و مابقی یا مستقلین همراه با دولت هستند یا اقلیتی شایسته و اصولگرا بتوان قضاوت کرد که مدیریت کلان استان با برنامه ای مشخص و گام به گام پا به استان نهاده و گام نخست تغییر با تدبیر و تلاش برای تغییر وضعیت اقتصادی استان است که موجب امید در دل مردم خواهد شد.
بدون شک همراهان دولت دکتر روحانی به این نکته واقف هستند که همانگونه که در هیات دولت نیز شاهد حضور افراد کارآمدی هستیم که شاید اصلا به روحانی رای نداده باشند و اصولگرا هم باشند اما حسب شایسته سالاری و اعتماد رئیس جمهور در این مناصب قرار گرفته اند،در مدیریت استانی به بزرگی و تعدد ائمه جماعت و نمایندگان مجلس که بعضا ملی فکر می کنند و منطقه ای عمل ، برخی نیز منطقه ای می اندیشند و محلی عمل می کنند! و تکثر مراکز قدرت باید با تدبیر عمل کرد که خدای ناکرده امیدهای مردم ناامید نگردد. البته این خود نافی تذکر یاران منتقد دولت به نماینده دولت نیست و حتما باید مدیران ما خود را آماده شنیدن نقدهای منصفانه و کارشناسانه اهل رسانه و فن نمایند. به عقیده نگارنده تحویل گرفتن استان فارس با وضعیت گذشته و پیش رو از خود گذشتگی لازم داشت که دکتراحمدی انجام داده است هرچند ممکن است به قهرمان یا قربانی دوران گذار از وضعیت پرتنش سیاسی و اسفناک اقتصادی مدیریت های اصولگرایانه پیش از خود تبدیل شود؟ باید به انتظار نشست و دست از مطالبه گری واقع بینانه برنداشت چرا که مردم خود بهترین قضاوت کنندگان عملکرد نمایندگان و منصوبان و حاکمان خود هستند.
*روزنامه نگار و فعال حوزه رسانه

تشکیل انجمن ادبی “روشنا”

اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۲

وقتی کلام لطیف و لطف سخن گم می شود در های و هوی دغدغه هایی که نباید اینقدر گلوگیرباشند باید هم در این شهر شعر سرایان بگریزند از شاعر خطاب شدن و دردا که سخت است یافتن کسانی که دردی به نام شعر ول کنشان نباشد.
“انجمن شعر و ادب ” اداره ارشاد اسلامی لامرد ، “آینه” و به تازگی “روشنا” بهانه هایی بوده و هستند برای شعر خواندن و شنیدن.بهانه های اینچنینی  غنیمتی  است بزرگ که آسان و بی زحمت به چنگ جماعت اهل دل نمی آیند.
روشنا با ۱۲ نام شروع شده و می کوشد “بهانه های ساده خوشبختی” زیادی برای خود و دیگران بتراشد! ۱۲ اتفاق خوب و همزمان در هجدهم هر ماه به بهترین شعرهای هر ماه منطقه تریبون و گوش شنوایی هدیه خواهند داد.ما کوشیده ایم چون فلسفه شکل گیریمان مردم نهاد بمانیم ولی دستهای  یاریگر مردمی و دولتی را به گرمی می فشاریم.
خبرهای بعدی در راهند. خبرهایی خوب.

سی خومون بو…!

اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۲

 بِهِل جا جای لامِرد سی خومون بو                      گل وگردایِ لامِرد سی خومون بو

زمین و کیچه های دل بگیر و                           خَس وبندایِ لامرد سی خومون بو

بِهِل خوب و بدش حتیّ  تاوِستون                        تشِ گرمایِ لامرد سی خومون بو

درخت و بُتَه و بون و علفزار                         کاکُل منگایِ لامرد سی خومون بو

ما هَم جنسیم با شَرجی و تَش باد                      اَخَل نُذبایِ لامرد سی خومون بو

بهار سُوزمون اِنگار  بِهشتن                            گُلِ صحرای لامرد سی خومون بو

گاخور، گَشخا ، خِنَیزیّ و مُصلّی                       بَرِ نخلای لامرد سی خومون بو

دلِ ما مهربونن  عینِ  خرما                             دِشو  خرمای لامرد سی خومون بو

به جز ما کس نداند  قدر برکه                         خُنک آبای لامرد سی خومون بو

بیخِ مِهران، از کَوش تا شمالش                         شَطِ زیبای لامرد سی خومون بو

پَرِ سادول و اوج اقتدارش                           کُهِ بُرنایِ لامرد  سی خومون بو

بیا احیا نمائیم بُرج  سورغال                        چَهِ دولایِ لامرد سی خومون بو

ما داریم شاعری بهتر زِ فایز                          بیا محیایِ لامرد  سی خومون بو

بیا رسم قشنگ شروه خونی                         پَس بونای لامرد سی خومون بو

بیا نقش ونگار خوس و تَلّی                           دسِ زنهای لامرد سی خومون بو

بیا آثار فرهنگ و تمدّن                                دلِ تنگایِ لامرد سی خومون بو

ما که در شادی و غمها شریکیم                      غم و دردای لامرد سی خومون بو

کشیدیم ما مصیبتها زِ دوران                         مصیبتهای لامرد سی خومون بو

همینجا مخزن  گنج زمینن                            بهل گنجای لامرد سی خومون بو

زِ ایراه و زِ بیخه  تا تراکمه                          همه دنیای لامرد سی خومون بو

پُر از عشقیم عین سادگیمون                         دلِ رعنای لامرد سی خومون بو

بِهل تا کور آوو چشم حسودش                       لب دریای لامرد سی خومون بو

بیا واعظ در این خاک پُر از عشق                بلند بالای لامرد  سی خومون بو

                                        احمد واعظ زاده

واژه های محلی :

خَس وبند : بند های خاکی دور درختان

کلُ و تمب : ناهمواری ، پستی وبلندی

اَخَل: طوفان

نُذبا = نُدبا: مِه گرفتگی

بَرِ نخل: ثمره ی نخل ، خرما

مهربانی خرما: گویند که خوردن خرما قلب را مهربان می کند. بخصوص برای زنان حامله توصیه شده تا فرزندانی مهربان و خوش قلب به دنیا آورند.

دِشو: شیره ی خرما

بیخ مهران: رودخانه ی مهران که از اسیر گله دار شروع شده  و از وسط لامرد گذشته ودر بندر خمیر به دریا می ریزد.

پَرِ سادول: قلّه ی سادول

کُه: کوه

چَه دولا: چاه دولآب در قلعه ی گبری سیورغال لامرد.

محیا: شاعر شروه سرای لامردی که در کال مدفون است در دوره صفوی می زیسته و فایز بسیاری از دو بیتی های خود را از محیا گرفته است.

خوس وتلّی: نوعی صنایع دستی مخصوص مناطق جنوبی فارس و هرمزگان.

تَنگ: تنگه های وسط کوه که اکثراً چشمه و در خت دارند و آثار زیادی بخصوص از تمدن آبی و سد سازی مربوط به دوره گبر در آنجا دیده میشود.

ایراه: ساحل دریا ، نام قدیمی سواحل فارس، یک واژه اصیل فارسی است.

بیخ: زمین های گودی میان دو کوه که آب های سرازیر شده از دو طرف در آن محل جاری می شود و به آبادیهای قرار گرفته در میان دو کوه بیخه می گویند.

اعزام تیم ژیمناستیک شهرستان لامرد به مسابقات استانی

اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۲

مسابقات ژیمناستیک استان فارس به مناسبت گرامیداشت دهه مبارک فجر در سه رده پیش سطح پسران (زیر ۸ سال) در تاریخ ۱۸ بهمن ۹۲، سطح بندی پسران (۸ سال به بالا) در تاریخ ۲۵ بهمن ۹۲ و سطح بندی دختران (۷ سال به بالا) در تاریخ ۲ اسفند ۹۲ در شیراز در تالار ژیمناستیک استاد اعظمی با حضور پرشور خانواده ها برگزار شد که تیم ژیمناستیک شهرستان لامرد نیز برای دومین بار در این مسابقات شرکت کرد.

حدود دو سال است که ژیمناستیک در لامرد راه اندازی شده که با وجود نوپا بودن این رشته، ژیمناست های شهرستان کارنامه قابل قبولی ارائه دادند. در مجموع تعداد ۳۴ ژیمناست به همراه ۶ نفر مربی و سرپرست از طرف هیات ژیمناستیک شهرستان به این مسابقات اعزام شدند که تجربی بسیار خوبی برای ژیمناست های این شهرستان بود.
در پایان اسماعیل غافری رئیس هیئت ژیمناستیک شهرستان لامرد از مهندس نوروزی مدیر محترم پالایشگاه پارسیان، مهندس هوشیار مدیریت محترم جهاد کشاورزی شهرستان لامرد، مهندس رحیمی ریاست محترم شورای شهر، جناب آقای صفری مدیریت محترم اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد، جناب آقای رحمانی معاونت محترم فرمانداری شهرستان لامرد، خانواده فهیم و ورزشکار شهید شیرازی ، خانم فاطمی و جناب آقای ثقفی مدیر محترم باشگاه فرهنکی ورزشی تلاش لامرد که در اعزام و اسکان و هزینه های این مسابقات همکاری کردند تشکر و قدر دانی می نماید .
 
مربی و سرپرستان این تیم :  محسن اسدپور – محمد جواد عباسی – راضیه هاشمی زاده – منصوره هاشمی زاده 

کارگردان و نویسنده لامردی: تئاتر به عنوان یک رسانه، از طرف مخاطب و هنرمند نیاز به شناخت دارد.

اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۲

غفوررحیمی-روزنامه طلوع
نمایش کمدی « سیاه … سفید … هفت رنگ » به نویسندگی و کارگردانی عباس پرانداخته از ۱۴ الی ۲۰ اسفندماه در سالن آمفی تئاتر شهید آوینی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر لامرد به روی صحنه می رود.به همین بهانه به سراغ ایشان رفتیم تا گپی با ایشان بزنیم و بیشتر با وی آشنا شویم .
عباس پرانداخته که اصالتا علامرودشتی ست، فارغ التحصیل رشته ی کارگردانی نمایش از دانشگاه آزاد شیراز است. وی پیش از این ساکن تهران بوده و در سریال “هدیه های اسمانی” که از شبکه آموزش پخش شده به عنوان دستیار کارگردان حضور داشته است. همچنین در سریال “دسترنج” (محصول شبکه ی بوشهر) به عنوان بازیگر و دستیار کارگردان حضور داشته است. در تله فیلم “گنجینه پنهان ” که از شبکه یک پخش شده نیز عباس پرانداخته به عنوان دستیار کارگردان حضور داشته است.در زمینه ی تیاتر ، ایشان نمایش “مناجات ” نوشته فرناندو آرابال را به عنوان پایان نامه اش کارگردانی کرده است. همچنین در نمایش “عاقبت قلم فرسایی” به عنوان بازیگر حضور داشته اند. به تازگی نیز برای نوشتن فیلم نامه ی “شرایط” برنده ی دیپلم افتخار وتندیس جشنواره ی فیلم هیلاج شده است.
در آخرین نمایش ایشان، نمایش “سیاه..سفید..هفت رنگ” که همین روزها در لامرد برروی صحنه می رود ، این بازی گران هنرنمایی می کنند: آقایان مصطفی مجرد ، عادل صفایی ، محمد پیکانی ، محمدرضا صفایی ، حامد فروزان ، مصطفی اکبری ، عماد راستی و سرکار خانم زهرا رحمانی به ایفای نقش خواهند پرداخت.

از پرانداخته به عنوان اولین سوال پرسیدیم که چرا این متن را انتخاب نموده و موضوع آن چیست ؟ وی در این خصوص اظهار داشت : اولین دلیل انتخاب این متن ، این بوده که اون را خودم نوشتم و دوست داشتم متنی را که خودم نویسنده اون بودم ، کار کنم ، دلیل بعد علاقه ای است که به نمایش ایرانی دارم .
وی در خصوص متن نیز اظهار داشت : این نمایشنامه در ابتدا یک متن سیاه بازی بود که با توجه به بازنویسی هایی که بر روی متن انجام دادم ، دیگر یک متن سیاه بازی صرف نیست اما هنوز نشانه هایی از یک نمایش ایرانی را به همراه خود دارد.
کارگردان این نمایش در خصوص داستان آن نیز ابراز داشت : « طلخک » دربار قصد دارد رازی را به شاه بگوید ، اما مرگ ناگهانی اش مجال این کار را به او نمی دهد ، روح طلخک به سراغ پسرش می رود تا او را از رازی آگاه سازد و به کاخ شاه بفرستد…
وی در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص نمایش های سنتی خاطر نشان کرد : نمایش یک هنر زنده و پویا است و هر محدودیتی را با خلاقیت و پشتکار پشت سر می گذارد. امروزه متاسفانه نمایش سنتی هم از سوی مسئولین و هم هنرمندان به گوشه ایی رانده شده است و جزء عده محدودی آدم های دلسوز ، کسی دیگر نمایش سنتی کار نمی کند.
از این هنرمند پرسیدیم چگونه می توان مردم را به تئاتر علاقه مند کرد و این هنر مخاطب های بیشتری را به خود ببیند که وی در این باره گفت : تئاتر بدون مخاطب معنی ندارد . برای بدست آوردن مخاطب ، اول باید سالن خوب داشته باشیم ، سالن باید امکانات خوب و کافی داشته باشد . کیفیت نمایش ها و اجراها باید بالا برود. تبلیغات و آگاهی دادن به مردم از طریق تئاتر باید صورت گیرد . مردم باید به وجود تئاتر احساس نیاز کنند و جزء سبد مصرفی خانواده به شمار آورند اما متاسفانه تئاتر در هجوم عوامل متعدد مجالی برای نفس کشیدن ندارد.
ببینید ، ما در عصری زندگی می کنیم که عصر شتاب است .عصر حاضر به گونه ای شده است که فرد به علت مشغله کاری و نداشتن وقت با یک تماس تلفنی به رستوران غذا سفارش می دهد و ظرف مدت ده دقیقه غذا جلوی دَر ِ منزلش است ، خیلی از مطالعات درسی و غیر درسی در پارک ها و سطح جامعه صورت می گیرد ، موسیقی گوش دادن های ما از تامل خارج شده است ، به خاطر اینکه زمان در حال گذر است ، از طرفی کار هنر نقد است ، وقتی می گوییم هنرمند باید ناهنجاری ها را ببیند و در جهت اصلاحش آن را نقد کند ، نباید نمایشی به روی صحنه ببریم که از زبان مخاطب دور باشد ، به تعبیر دیگر نباید از زمان عقب بیافتیم ، فرض کنید آدمی که اینقدر مشغله کاری و کمبود وقت دارد بیاید نمایشی ببیند بی کیفیت ، طولانی ، کسل کننده و حرفی که زده شده از زبان خودش دور ، باشد ! جواب واضح است ، مخاطب از سالن می رود بیرون ، دیگر برای دیدن تئاتر مراجعه نمی کند .
پرانداخته در خصوص معیارهایی که یک کارگردان برای به نمایش درآوردن متنی باید آن را مد نظر خود قرار دهد ، اشاره کرد : شناخت متن باید به عنوان اولین نکته مد نظر قرار گیرد . شناخت مخاطب و اینکه برای چه مخاطبی کار می کند نیز باید مد نظر قرار دهد و از همه مهمتر هدف کارگردان چیست و می خواهد با اجرای نمایش اش چه چیزی را بگوید.
از این هنرمند در خصوص نگاهش به تئاتر لامرد پرسیدیم که ابراز کرد : نگاه من به تئاتر شهرستان یک نگاه کلی است نه فردی ، نباید در شهرستان شرق و غرب و مرکز را تقسیم بندی نمود ! برای من موفقیت تئاتر شهرستان مهم است نه فقط موفقیت خودم ، ممکن است من با یک کارگردانی اختلاف فکری داشته باشم ولی اگر آن شخص برای تئاتر شهرستان موفقیت کسب کند و یا در اجرای عموم موفق باشد تحسینش می کنم و مایه خوشحالی من است ، ما باید فردیت خودمان را فدای کلیّتی بکنیم که از همه مهمتر است . اینقدر …” من…من…من…” گفتن ها هیچ سودی به حال تئاتر شهرستان نداشته و نخواهد داشت .
تئاتر شهرستان روند روبه رشدی دارد و افراد با استعدادی در حال فعالیت هستند تا نمایش ها را به روی صحنه ببرند و در این مسیر نباید از تلاش های محمد جواد صفایی رئیس انجمن نمایش و بچه های انجمن و همچنین مجموعه کارکنان اداره فرهنگ و ارشاد چشم پوشی کرد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد : تئاتر به عنوان یک رسانه خاص ، یک هنر خاص ، زنده و پویا از طرف مخاطب و هنرمند نیاز به شناخت دارد. تئاتر بدون مخاطب معنی ندارد و وجود نخواهد داشت پس باید مخاطب را آماده کرد و تئاتر را از طریق تبلیغات و انجام کارهای با کیفیت به او معرفی نمود .
به نظر من تئاتر لامرد باید به سمتی برود که هیئت بازبین هر کاری را به هر قیمتی تائید نکند و جلوی کارهای با کیفیت پایین گرفته شود تا در هنرمند انگیزه خوب کارکردن ایجاد شود.
این هنرمند در پایان گفتگوی خود اظهار نمود: اگر تلاش و همراهی و همدلی دوستان عزیزی همچون جناب آقای محمد هنرپیشه ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان و پرسنل زحمتکش و دلسوز این اداره ، مهندس جواد صفایی رئیس انجمن هنرهای نمایشی شهرستان ، محمود صفری ، مهدی شیخی ، بازیگران و عوامل نمایش و هیئت بازبینی نبود ، مطمئناً این نمایش به روی صحنه نمی رفت که برخود فرض می دانم از تمام این عزیزان تشکر و قدردانی نمایم.

IMG-20140302-WA0020

اساسیِ اساسی

اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۲

یکم:

تدبیر= اندیشه کردن، پایان کار نگریستن، برای انجام امری فکر و دقت به کار بردن و توجه کردن

امید= آرزوی روی دادن امری همراه با انتظار تحقق آن

اعتدال= میانه قرار گرفتن در کمیت و کیفیت

دولت اعتدال گرای دکتر روحانی با شعار تدبیر و امید به روی کار آمد و پس ار انتخاب وزرا  و استانداران و فرمانداران برخی شهرستانها کار خود را به پیش بردند. شاید مهمترین فعالیت این دولت برگردد به مذاکرات ژنو که با به کار بردن تدبیر، امید را به ملت هدیه دادند.

دوم:

کاروان تغییرات در دولت اعتدال همانند دولتهای قبل و با همان سرعت به پیش رفت. در برخی استانها با سرعت زیاد و در برخی استانها مثل فارس به کندی. با مشخص شدن استاندار فارس تصورات بر این بود که تغییرات به زودی اعمال می شود و کاروان تدبیر و امید به شهرستان لامرد نیز خواهد رسید .اما تاکنون این رخداد روی نداده است که می توان از آن چند نتیجه گرفت:

الف) نیروهای فعلی جز همان کاروان تدبیر و امید هستند، هرچند تا قبل از دولت یازدهم در کاروان کنار گذاشته شده توسط مردم یعنی دولت عدالت محور بوده اند. حال سوال این است که اگر جز کاروان تدبیر و امید هستند پس باید امید را به جامعه القا کنند و اگر جز کاروان دوم که باید به حرف مردم گوش کنند.

ب) این دوستان عدالت محور آنقدر خوب هستند که کاروان تدبیر و امید حاضر نیست آنها را از دست بدهد(که بنده خود در چندین مورد همیشه از این عزیزان حمایت خواهم کرد) و روزی به مردم خواهند گفت که چرا این دوستان را نگه داشته اند و به تغییرات روی نیاورده است- امیدواریم

ج) شاید کسانی مانع از حضور این کاروان در شهرستان هستند. در واقع مخالفت خود با رای مردم را نشان می دهند چرا که مردم خود خواسته اند که دولت تغییر کند.

د) شاید دولت اعتدالگرا هیچ تدبیر و امیدی در مورد شهرستان لامرد ندارد و یا شاید ساربانی برای این کاروان پیدا نمی کند و یا شاید حکایت جنگ بر سر قدرت صحت دارد.

سوم:

بر خلاف شهرستان لامرد، شهرستان مهر دست به تغییرات اساسی زده است. این اساسی واقعا اساسی ست!!!!!!!

تا آنجایی که کلاغ ها خبر آورده اند به برخی شوراها اعلام شده  که دهیارتان را ما مشخص می کنیم نه خود شما که این خود همان مخالفت با رای مردم است. تازه کارهای اساسی تری هم انجام گرفته، مثلا گفته اند ما اصلاح طلب هستیم و فلانی چون از جناح ما نیست(این در حالی است که دکتر روحانی با شعار اعتدال و من سرهنگ نیستم بلکه حقوق دان هستم وارد شده است) پس حق ندارد در روستا(روستای نورآباد) آرد توزیع کند و باید یکی از جناح ما باشد یعنی اصلاح طلبی که اکنون پشت میز نشسته است که اگر او را اصلاح طلب بدانیم. چرا که به نظر من این توهین به اصلاح طلبی است و ایشان فقط به قصد خراب کردن اصلاح طلبان در چشم مردم این کار کرده است . دوستان اصلاح طلب باید جلو این کار را بگیرند.اما اینجا نیز اکثریت مردم از مسئول توزیع آرد (که از منتخبین مردم در انتخابات شوراهای اخیر نیز می باشد) در این چند سال حمایت کرده اند که باز با نظر مردم مخالفت شده است.

چهارم:

یاد پادگانهای آموزشی به خیر که فرمانده بسیار خوبی داشتیم اما سرگروهبان بسیار بدی!!!

اتحاد ملی ۸ اسفند ۹۲

اسفند ۸ام, ۱۳۹۲

اتحاد ملی ۸ اسفند  را ۹۲ ازاینجا دانلود کنید….

قهرمانی تیم فوتسال بانوان سیمان لامرد در لیگ دسته ۳ ایران و صعود به لیگ ۲

اسفند ۵ام, ۱۳۹۲

تیم فوتسال بانوان سیمان لامرد با قهرمانی در مسابقات لیگ دسته ۳ ایران توانست با اقتدار به لیگ دسته ۲ ایران صعود نماید . 

سیمان لامرد در این دوره از مسابقات در مرحله گروهی با تیم های ( زابل ، هایلی تهران و جنوب غرب تهران ) همگروه بود که با سه برد پیاپی به عنوان سرگروه به مرحله بعد این مسابقات صعود کرد . مسابقات لیگ  در مرحله دوم نیز به صورت گروهی برگزار گردید که سیمان لامرد با تیم های لنگرود گیلان ، همدان و شیروان مشهد هم گروه شد که با دو پیروزی مقابل تیم های همدان و شیروان مشهد و شکست در مقابل لنگرود گیلان به مرحله نهایی صعود کرد تا در دور یک دوم نهایی رودروی تیم کوهدشت لرستان قرار بگیرد ، بازیکنان سیمان این دیدار را با نتیجه پر گل ۶ بر ۱ به سود خود خاتمه دادند تا در فینال مسابقات رودروی تیم لنگرود گیلان قرار بگیرند . لنگرود گیلان تنها تیمی بود که توانست در دور مقدماتی تیم سیمان لامرد را با شکست بدرقه کند اما بازیکنان با تعصب سیمان لامرد این دیدار را در ضربات پنالتی با نتیجه ۱۰ بر ۹ به سود خود خاتمه دادند تا با کسب مقام قهرمانی این دوره از مسابقات جواز حضور در لیگ دسته ۲ ایران را کسب نمایند .

ضمنا خانم پرستو کهن از تیم سیمان لامرد توانست خانم گل این دوره از مسابقات لقب بگیرد و تیم سیمان لامرد دارای بهترین خط دفاع و حمله این دوره از ماسبقات را به خود اختصاص داد .

خانم امیری مربی و مسئول کمیته فوتسال سیمان لامرد از بالا بودن سطح کیفی این مسابقات خبر داد و بیان داشت : بازیکنان ملی پوش زیادی در این دوره از مسابقات در تیم های مختلف حضور داشتند که همه بر این باور بودند که این مسابقات در سطح بسیار بالایی قرار داشت . 

 

برادران شورا و شهر داری: حاسبوا قبل ان تحاسبوا

اسفند ۵ام, ۱۳۹۲

اول:
نمی دانم آیا شما در دوران دانش اموزی تان تنبیه شده اید یا نه؟من که در طول دوران تحصیل سه بار تنبیه شده ام،در هر مقطع یک بار! در مقطع راهنمایی(ظاهرا این روزها این مقطع را متوسطه ی اول می نامند) از دست یکی از معلمانم چندین سیلی خوردم.بند اول این نوشته درباره ی آن سیلی ها ست و تفاوت سیلی اول با سیلی پنجم.
سیلی اول خیلی درد داشت، چرا که قبل از همه چیز غرورم را شکست. ناسلامتی من رتبه دوم کلاس بودم! از هجده درسی که در کارنامه های آن موقع بود ، نمره ی یازده درس من بیست بود!سیلی اول دردناک بود چرا که همه ی اینها را به باد داد!سیلی های بعد فقط درد جسمی داشت و چند سیلی آخر دیگر هیچ حسی نداشتم. چرا؟ چون بدنم “بی تفاوت” شده بود.
دوم:
چند ماهی ست که در روزنامه ها و سایت ها دایم حرف از اختلاس ها و واگذاری های غیر قانونی دولت قبلی ست. ارقام هم آنقدر بزرگ است که مجبورند بعضی هایشان را با بودجه ی دولت مقایسه کنند تا آدم متوجه ابعاد این عدد شود. طوری شده که دیگر اختلاس سه هزار ملیاردی هم از رنگ و لعاب افتاده است.اختلاس ها هم به صورت عادلانه (!!) در همه ی نهاد ها و موسسات پخش شده: از بانک ها بگیر تا بنیاد شهید. از تهران بگیر تا جزیره ی قشم.
اینکه این فسادها به بخشی از سیستم تبدیل شده است یا نه؟اینکه ریشه ی این فساد ها در ضعیف عمل کردن چه نهاد ها و سازمان هایی ست؟ اینکه این همه فساد دادگاهش کجاست؟ متهمش کیست؟ اینکه چرا سیستم های یکدست مستعد ایجاد فضای فساد پرورند؟ و … هیچ کدام از این ها، دغدغه ی این نوشتار نیست. من تنها میخواهم یک سوال ساده بپرسم و یک وظیفه ی مهم برای خودم بتراشم.
سوال ساده ی من این است: چرا وقتی خبر یک اختلاس در جامعه می پیچد، دیگر جامعه به خروش نمی آید؟ چرا در هر جمع و نشستی سخن از آن اختلاس و فساد نیست؟ مگر این پول ها مال همین مردم نیست؟ پس چرا فریادی نمی زنند؟ چرا مطالبه گر نمی شوند؟ چرا این توقع در جامعه به وجود نمی آید که مسوولان سریعا :
هم عوامل پدید آمدن این فساد رابررسی کرده و اطلاع رسانی کنند.
هم راهکار های جلوگیری از تکرار این فاجعه ی هولناک را بیان کنند.
هم با مجرمان به سرعت قاطعانه برخورد کنند.
و هم از مردم، از ولی نعمتان شان، از صاحبان اصلی این خاک و ملک عذرخواهی کنند.
چرا این اتفاقات نمی افتد؟
می دانم در خلوتی که این نوشته را می خوانید با خود می گویید که نویسنده ی این مطلب انگار شهروند این مملکت نیست. نخیر! بنده ساکن همین خاکم . اما دوست دارم آرمان هایم را فراموش نکنم.چرا که انسان هایی که آرمان هایشان را فراموش کرده اند ، انسان هایی هستند که می توان به راحتی بر انها مسلط شد و هر آن ستم که خواهی را بر آنان روا داشت.
وظیفه ی من به عنوان یک نویسنده ی کوچک در یک سایت کوچک متعلق به شهری کوچک این است که دایم این آرمان های بزرگ را در گوش مخاطبینم زمزمه کنم تا مبادا فراموش مان شود که ما استحقاق مان خیلی بیش از این ها است.استحقاق ما یک زندگی به مراتب بهتر از زندگی این روزهاست و این چیزیست که اگر فراموش شود باعث خوشحالی همان هاییست که بر ما ظلم می کنند، پول هایمان را می دزدند،استعداد ها را آواره می کنند،سرمایه های مملکت را نابود می کنند و نسلی را نا امید می کنند.
وظیفه ی مطبوعات به عنوان رکن چهارم دمکراسی این است که کاری کند که هر سیلی اختلاس و فساد و بد اخلاقی و سو مدیریت، دردش به اندازه ی درد همان سیلی اول باشد. نباید گذاشت بدنه ی جامعه به وضعی بیافتد که مثل سیلی پنجم به فساد و تباهی سرمایه هایش “بی تفاوت” باشد.

اگر رویاهامان را فراموش کنیم به تداوم همین شرایط کمک کرده ایم و چه بسا که شریک آنها محسوب شویم در بارگاه عدل الهی.
سوم:
از گوشه و کنار شهرداری لامرد شنیدم که اعضای شورای چهارم مصوب کرده اند که یک حسابرس از مرکز استان در شورا مستقر شود و عملکرد مالی شورا و شهرداری سابق را بررسی کند که اگر خدای نکرده قانون گریزی رخ داده یا اموال مردم حیف و میل شده یا با سو مدیریتی لطمه ای سرمایه های عمومی وارد آمده مشخص شود . حتی مقرر شده در صورت محرز شدن هرگونه تخلف ، موضوع از طریق مراجع قضایی پیگیری شود.این بررسی به ویژه اختصاص خواهدداشت به عملکرد شورا و شهرداری سابق در زمان تبلیغات شوراها و نیز عملکرد آنها وقتی مشخص شده است که مردم به انها اعتماد نکرده اند و تعهدات سنگین مالی که برای شورای بعد به جا گذاشته اند.
برای اطلاع دقیق تر پنجشنبه ی هفته ی پیش در حاشیه ی مراسم ختم مادر بزرگ جناب مهندس رحیمی-رییس محترم شورای اسلامی شهر لامرد- صحت مطلب را از ایشان پرسیدم . ایشان ضمن تایید این مطلب از کارشکنی هایی گفتند که از همه طرف انجام شد تا این مساله مصوب نشود.خدمت ایشان عرض کردم که این کار بیش از آنکه بررسی صحت عملکرد پیشینیان باشد، تذکری ست به اعضای شورای فعلی و نیزشهردار محترم تا بدانند که روزی که از اینجا بروند عملکرد آنها نیز در بوته ی نقد قرار خواهد گرفت.اعضای محترم شورا (که با تک تک شان احساس دوستی دارم ، اما با جمع هفت نفره شان نه) باید بدانند که دیواره ی شورا از شیشه است وعملکرد آنها در دیدرس همه ی مردم. دیر نیست روزی که تشت عملکرد انها نیز از بام عدالت بر زمین افتد و صدایش در تمام سایت ها بپیچد.اینها را نوشتم تا بگویم :بررسی عملکرد پیشینیان ، یک خواسته ی عمومی ست.نباید بگذاریم شهر پر شود از شایعات گوناگون. آنقدر که عموم مردم نسبت به عملکرد مسوولان شهر “بی تفاوت ” شوند.اما دوستان شورا و شهرداری فراموش نکنند که شما می روید، اما عموم مردم می مانند.پس به گونه ای عمل کنید که رسول خدا فرمود:حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا .