Archive for بهمن, ۱۳۹۲

یاران آن روزگاران: شهید ابراهیم انصاری

بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۲

نویسنده: حجت الاسلام علی اکبر مظاهری اصفهانی

نشست دی ماه 92

درسال ۱۳۵۵ با هم دوست شدیم. هر دو نوجوان بودیم. همسن بودیم. هردو مبارز بودیم. هردو شیفته امام خمینی بودیم. برای پیروزی انقلاب و وصول به اهداف آن  تلاش کردیم. زمانی را در  خارج از کشور در کنارهم  تحصیل و مبارزه کردیم.

پس از پیروزی انقلاب هردو به اروندکنار خوزستان رفتیم و کانون فرهنگی اسلامی تشکیل دادیم. زمان ازدواجمان نزدیک هم بود. زمان فرزنددارشدنمان نزدیک هم بود. تعداد فرزندانمان  یک اندازه است. دختر و پسر بودن فرزندانمان مانند هم است. اولین فرزندانمان  پسرند و نام هردو محمد است. در قم  همدرس و همبحث بودیم. در لامرد فارس با هم همکاری فرهنگی داشتیم.

وقتی مدیر ارشاد گیلان بود مهمانش می شدیم و همفکری داشتیم. او در اصفهان و قم مهمان ما می شد. به سودان و آفریقا که رفت همفکری داشتیم. از همه کتاب هایم به او هدیه می دادم. از کارهای فکری و فرهنگی هم با خبر بودیم. از آفریقا که  باز گشت  و در تهران ساکن شد  رابطه داشتیم. تا که به لبنان رفت.

از زمان نوجوانی تا چند روز قبل که ۳۷ سال می شود همراه و همدوش بودیم، اما او ناگهان سبقت گرفت و پرواز کرد و مرا جا گذاشت. خوشا حال او!

نخستین شماره شهروند لامرد منتشر شد

بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۲

خبرنامه داخلی شهرداری و شورای اسلامی شهر لامرد منتشر شد.
PDF این نشریه را از اینجا دانلود کنید…

عدالت؟ کدام عدالت؟ کدام انصاف؟

بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۲

علی اکبر سلطان زاده- مدرس دانشگاه
چندی است که در محافل سیاسی منطقه حرف از بی عدالتی و عدالت است. موضوع نحوه توزیع ۲ درصد نفت و گاز ، باز زخم کهنه لامردی و مهری سرباز کرده و باز زشتی های سیاست بازی رخ نشان داده است. اما قبل از نقد این موضوع می باید شرحی بر انواع توزیع مالی در ارتباط با نعمت خدادادی گاز و پالایشگاه موجود در منطقه داده شود.
آری منطقه ما که تا چند سال پیش به عنوان محرومترین مناطق در تمامی کشور شناخته می شد به یکباره با استخراج این منبع، رونقی تازه می گیرد و با وجود این استخراج و پالایشگاه موجود در منطقه، ۳ نوع توزیع نقدینگی به وجود آمده است.
الف: دو درصد نفت و گاز: براساس ماده ۱۳۲ قانون برنامه پنجم توسعه، دولت موظف است دو درصد از درآمد حاصل از صادرات نفت‌خام و گاز طبیعی را به‌ترتیب،یک‌سوم به استان‌های نفت‌خیز و گازخیز و دوسوم به شهرستان‌ها و مناطق کمتر توسعه‌یافته و درقالب بودجه‌های سنواتی اختصاص دهد؛ به این ترتیب بخشی از اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای استان‌ها از محل منابع ملی تأمین می‌شود. و در میان آن یک سوم، نحوه توزیع بر اساس میزان استخراج از چاه های گاز در هر منطقه می باشد.
ب: ارزش افزوده: این مورد شامل تمامی اقلام تولیدی در تمامی مناطق کشور شده و درصدی از ارزش افزوده فروش هر کالا را شامل می شود. اما از آنجا که میزان ارزش افزوده نفت و گاز رقم بالایی را به خود اختصاص داده است در نتیجه این رقم توجهات بیشتری را به خود جلب کرده است. لازم به ذکر است از آنجا که پالایشگاه پارسیان در منطقه جغرافیایی شهرستان مهر قرار دارد این رقم تنها خاص این شهرستان می باشد.
ج: عوارض آلایندگی: صنایع آلوده کننده محیط زیست در عوض این آلودگی می باید عوارضی به منظور جبران این آلودگی که در هر منطقه ایجاد می کنند ، بپردازند.
و اما عدالت. در این مورد در سه نقطه سه نوع بی عدالتی محرز است:
۱٫ پالایشگاه: در مورد پالایشگاه دو نوع بی عدالتی در حال رخ دادن است. اول در مورد آلایندگی آنکه با وجود آلوده بودن بدون شک پالایشگاه ، با بی انصافی در مقابل مراجع مربوطه خود را بدون آلایندگی اعلام کرده تا در این میان حق آشکار مردم مظلوم این منطقه را نپردازد. دوم آنکه در مورد ارزش افزوده خود ، مبلغ فروش گاز خود را به شبکه توزیع کشوری آنقدر در صورت های مالی خود پایین اعلام کرده تا بتواند تا آنجا که ممکن است از زیر بار پرداخت آن شانه خالی کند.
۲٫ لامرد: اگر در مورد توزیع ۲ درصد نفت و گاز که بالاترین رقم را در بین سه نوع توزیع به خود اختصاص داده است عدالت در پرداخت متناسب با میزان استخراج از چاه های موجود در هر منطقه وجود دارد، چرا به طور دقیق بر اساس میزان استخراج از هر چاه و بر اساس نقشه های جغرافیایی، سران هر دو شهرستان در یک جلسه جمع نشده و تکلیف این امر را روشن نکنند(علل الخصوص در مورد حوزه تابناک) و چنانچه اعلام آن مشکلات امنیتی به بار نمی آورد به عموم مردم نیز اعلام شود تا از این سردرگمی خارج شویم. چرا تنها به یک سری اطلاعات کلی که باعث تشویش اذهان عمومی می شود اکتفا کرده ایم؟
۳٫ مهر: نکته اول آنکه رجال سیاسی شهرستان مهر (و صد البته شهرستان لامرد) این مطلب را مد نظر قرار دهند که شهرستان مهر، شهر مهر نیست. در میان همان سه شکل توزیع که این شهرستان در آن سهمی دارد(البته اگر عادلانه به آن پرداخت شود) آیا سهم شهرهای موجود شهرستان متناسب با آنها عادلانه توزیع شده است؟ در اینجا با چند سوال عدالت مورد نظر را مورد بررسی قرار می دهیم:
۳٫۱: در توزیع دو درصد نفت گاز با وجود آنکه تمامی چاه های موجود در شهرستان مهر در حوزه وراوی قرار دارد، آیا به طور عادلانه این مبلغ به بخش وراوی پرداخت شده است؟ ما نمی گوییم که تمامی پول مورد نظر به این بخش می باید تعلق گیرد بلکه حداقل آن متناسب با میزان جمعیت این توزیع صورت گیرد چرا که تعریف ما از شهرستان مهر، شهرستان مهر است.
۳٫۲: در مورد ارزش افزوده نیز باز همین سوال مطرح می شود. اما سوال بزرگتری که مردم شریف بخش وراوی هیچگاه پاسخ آن را نیافتند آن است که چطور ممکن است مرز منطقه وراوی که تا فاریاب کشیده شده بود به یکبارگی این مرز را در بیخ گوش خود و چسپیده به خوزی می بیند تا پالایشگاه در حوزه وراوی قرار نگیرد؟ آری این مبحث هیچ ارتباطی با دیگر شهرستان های همجوار ندارد. اما بی عدالتی و بی مسئولیتی مسئولان برای مردم شریف وراوی بسی انکار ناپذیر است.
۳٫۳: در مورد آلایندگی آنکه با وجود اثرات فلاکت بار آن در طولانی مدت برای نسل آینده این منطقه نه تنها تلاشی برای گرفتن حق خود نکرده ایم بلکه هیچ تلاشی برای کاهش آن نیز نکرده ایم چرا که آنچنان سرگرم سهم خواهی مالی شده و از اثرات مخرب آلودگی چشم پوشی کرده ایم. در این مورد نیز هم ضعف قانونی و عدالت وجود دارد. آیا شهر ها و روستاهای غربی پالایشگاه با شهرها و روستاهای شرقی آن در این مورد باید به یک صورت پرداخت شود؟ اگر این مبلغ بابت آلودگی تزریق شده به جان مردم است آیا نباید هر آنکه بامش بیش برفش بیشتر باشد؟ بیشترین آلودگی را مردم شریف خوزی و وراوی به دلیل مجاورت با پالایشگاه دریافت می کنند اما ببینیم مردم این دو شهر چه سهمی از آن دریافت کرده اند؟
آری :« ای کسانی که ایمان آورده‌اید اموال یکدیگر را از طرق نامشروع و غلط و باطل نخورید »(۲۹ نساء).

بازگشت به ده

بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۲

بعدِ سی سال نمی فهمُم بَرِچه
ای دِلُم کِرذ هَوَسِ مرذُمِ دِه

بعد عمری که واگشتُم به دهات
ندیذُم خونَه ی گِلی تو این وِلات

نه خَجَه بید، نه خَشار بید، نه بُچُک
نه خروس بید، نه ری خاگ مرغِ کُرُک

نه خری بید، نه بُزی بید، نه پازَن
نه سُپی بید، نه چاکون بید، نه جَوَن

نه گَله‌ی بید، نه سگی بید، نه وَکی
زرد بید بَون و دونِشت و گَتَکی

ندیذم طاخِسّون وچِکرِکِ چَه
کلاتین بید تونُلِ گَرذِ گاچَه

دهِ ما سقفِ گِلی هیچ نذاشت
کیچه‌ی تنگِ پرِ پیچ نذاشت

از کذیما که نذاشت نقش و نما
نمیمَد از تو فَذا هیچی صدا

دهِ ماه بی گِز و سِردون بیذه ویذ
برجِ قلعه‌ی گوری ویرون بیذه ویذ

نمی کرذِن توره‌ها، چاخ و چیلیخ
نَمیمد صدای ماخ و واخ و ویخ

نَمیمد از کُتِ مُرغا کیخ وکاخ
نَمیمد صدای نِهره شی سه‌پاخ

در و دیوارهمه بید سنگ و سیمان
خونه ها بلند تا زیر آسمان

جایِ داس و بَنَه و هوسین و بُخ
جایِ لَشت و گاخور و بندایِ مُخ

جایِ مال و کُته و خَسِّ خَرون
جای حوض و چَه و طاخِ مَشکلون

جایِ باشت و بوُذَن و تار و تِرِه
جای دوشتِ سَلّاوَه با گِلِ لِه

جایِ خَرس و بَرنی و آرد و کیلی
به جای خونَه‌ی نشین با منزلی

به جای ورتَخ و طاقچه و کَلَه
به جای پِلّه و بُرج و بَذَنه

سرِ در بید دو سه نوع کاشی و سنگ
دلِ دیوار آجرای رنگ وارنگ

کفِ صبحانه خوری، جای دُکُونی
موزاییک بید جایِ لَشت و شاخونی

ایزوگام بید همه جا پَهنه‌یِ بون
مو ندیدُم گِل اَ بون و شَل اَ بون

هر خونه‌ی طَبَق طَبَق، جِذا جِذا
مَعجومه‌ی دیش، پَسِ بون، ری اَ هوا

کفِ کیچه‌ی گِلیمون، گار آویذه
جایِ سِرذون، گُل و بلوار آویذه

ندیدیم مَیلاک و کَروه با دَلو
مَشکا بی اَو، همه بیذن تَکَلو

کُلِ در ویساذه ویذن ماشینا
نمی رفِتن سر برکه پَسینا

نمی کرد هیچکسی، هاسَک و جورین
پایِ ماهواره بیذِن صُح تا پسین

دیگه نی کاغذ گیرون، لک بُبُرون
ری گوشون، حنا بَرون، کاوین بُرون

عیش میکرذن بدونِ شَروه و بیت
نمی رختن سرِ دُوما چاکلیت

نمی خوندن سرِ بیگ صّلِ علی
می زدن ارگ، جای ساز و کَرَنا

نمی بسّن پِش و حجله سرِ دَر
نمی کُشتن پایِ بیگ، اِشکالِ نَر

اسم دختر می گذارن آزیتا
ملیکا و پارمیدا و آرمیتا

دیگه نی تویِ کیچه‌ها خیز و خروش
سر صذای دخترایِ مشک اَ دوش

دیگه پیدا نمی وُو چَکِّ صافی
بِکُنند رُخ زنی و تَلّی بافی

لهجه‌هاشون که واویذه تهرونی
جارِ دیشون می‌زنن مامان جونی

بَرِشون نی پاچه وگنجه فَراخ
چُلّاب و کُلخچه و خُرّ و دَراخ

شلوارِ گُمپی اَ پاش نی زَنَکو
می پوشه مانتو اُ شلوار فاتَکو

می‌خورن چلو کبابِ زعفرون
میذارن همبر و کالباس تَهِ نون

دیگه ول واوی تراکمه‌ی عُلیا
واویذن صاحبِ خونه کولیا

خلیفو اَ رسم دنیا پا زده
رفته دخترِ کَلونتر اِسّذه

کد خدای دِه شده چیپونکو
گَپ تَر ما واویذه خُرچینکو

حبیبو که بچّه‌ی دِه دوُمَنن
به او سرهنگی داذه‌ان گفته کَمِن

غلومعباس مِل پَنگِ بَگَشی
سَر کول گُبّه نهاذه سَر اَ شی

عبدو زارسین حاجیا داره دکون
تو شیراز داره هف هش آپارتمون

یِه نفراومده از ده مظفر
کارخونه ی سیمان زده تُو لیتِ بَر

بازیار وِل داده مُخها و کَپَر
همه کاره مون شده مَشتی صفر

دیگه نی احمد و محمود و علی
سه نفر شورا شده اَ هیکلی

زنگنه‌ی اوّل شورا واویذه
سَناسیری شهردار ما واویذه

اسم ده تُرش نهاذن گُل سرخ
وانشوندَن کَپِ رَه فَصیل و مُخ

تاجر شهر واویذه کوش دِره‌ای
دی تو دی زده تو ده ، عینِ دبی

موذیری ویلا خریده شهر رشت
واویذه کُرُنگ ، خَرک بر سَرِ لَشت

دهِ ما چولِ چولِ چول آویذه
همه جا حرف حساب پول آویذه

بیخه‌ای مغازه داره رِس به رِس
بِچه‌اش هم سوار بنز مرسدس

امروزه کولی سوارن کَمِری
کَنیزک بَر میکنه جومَه‌ی زَری

جومه ی اُفتینی نی بَرِ زَنَک
خوراک ما واویذه چیپس و پُفک

دَی بَچَه تا نصف شو چَت میکنه
شیگرش به پایِ مَختک میکنه

میره هر هفته جکوزی خاورو
کفش تن‌تاک میکنه پا، زیورو

پیتزا مخصوص می‌خوره شَهرو شِشین
می شینه دلّ اَ تُمی پشتِ ماشین

دی غلوم تخت داره با میز توالیت
می خوره کاپوچینو با چاکلیت

اَ خِرِش دو تا گوشی داره سَکو
می کشه تنباکِ بِن ملوک حَکو

مریمو کیف میزنه شی بغلش
رنگِ های‌لایت میکنه بُشک و پَلش

میره بانک در میذه نوتِ چَپَنه
مینه هات داگ لایِ نون، جای حَشَنه

دوستاش اینترنتی دعوت میکنه
با گوشیش واتس آپ و وی‌چَت میکنه

زنکو نیّا یادش مشک اَ کولَه‌اش
می چُکید تُک تُکِ اَو مشک اَ دَرَش

نی یادش چطو رُکو علف می‌چید
رَه گاگَل، سِرگین و پِشکِل وامی‌چید

دخترو نی‌کُنه جارو دَرَ بون
نمی نِه دَس به گَچین و چُوخَرون

نمی وُو پا، بکنه عصری خمیر
تَحسُمِ دَی وازنه نون اَ تنیر

نَی خوره دُنگو برشته زیرِ گِز
شو میره پارک میخوره چیپسِ چاکلز

کلکو نَی‌کُنه هیچ کسی چارَه‌اش
نی یادش سیکِ پاچَه‌ی شِرَّ و پاره‌اش

دیگه نی توپای لَتو لرذِ چَکی
اَ پا شون نی بَچَه‌ها پاچَه‌ی خَطی

تویِ ده حتی حالا، مردِ گذا
شلوارِ پَکّو زده نی‌کُنه پا

نمی کِرذن دیگه کارشَل ای چیا
فخیرای محل بیذِن خلیجیا

نمی فهمیذِنِ که مو بَچَه‌ی کی‌اُم
ارزشی نداشت بُگُم کویتی‌ام

هر بِدِس زمینِ دِه، هزار هزار
کوچیک و گَپ همه‌شون سرمایه‌دار

دل غافل مو می‌گفتم که وارُم
سی خودم عجب بر و بیا دارم

هَی می‌گفتُم پس اَ عمری تو کویت
بوازمُ دِرَه‌ی دِه‌ها گشت و تَرَیت

ای دلم میخاس که چاس تو مُطبَخی
سَرِ تَش بو آهو بَرّه‌ی سَبَخی

ای دلم میخاس گِذَر بو توُ دیخَل
تو تنیر بوُ کتخِ کهره چِکَل

هَی می‌گفتم که بُرُم تی ره گاگَل
واجُورم گَهذُم دِه خِهر و هَکَل

لب اَو، شی دلِ کُچّه شَفَکی
بزنُم گَلّه‌ای کوگِ لَچَکی

ای دلم میخاس دلِ تخته‌یِ کُوه
بزنم بُنجه بَرِ دختَرَکُو

بچینُم بُنه‌ی تُرُشَّه زیر سنگ
بُخورم دمبّاز گشخا، سَرِ پنگ

بشینیم دورِ تشِ گرمِ کُمُوس
والَوُم پا بغلِ خُلگِ چُلُوس

دَ میگفتم بخورم تلیتِ دَو
یاد بَچّگی بُرُم دِنگَله گُتَو

دلِ بَندا بِشَوُم گُرزی سوار
بکنم خالی دل از غصّه و بار

دل نها واویذم و گیج و دوَنگ
ده ما واویذه ویذ عینِ فرنگ

هی می‌گفتم با خودم وقتی وارُم
بزنُم کُه لَشِ اشکال بیارم

ای دلم میخاس شی کُورای لاوَرو
ببازیم مُوچو و کُشتیر کَمرو

ای دلم میخاس بُرُم سیلِ گَنُم
وسطِ ترپّه‌ها دور بزنُم

بشنوُم صدایِ خنده، تِرّه‌ها
صٌحِ گَه ، خُجُمّ خُجُمِّ نهره‌ها

ای دلم میخاس تابستون شُو ماه
بیشینیم دَر ، وسطِ چَکِ فذا

بریزن دور و بَرُم خار خَجوما
بشنوُم صدایِ ویخ توره‌ها

ای دلم میخاس شووا پَس بونا
بشُمارم اِسارَه‌ی آسمونا

ای دلم میخاس سرو با گِویزَه
واخورم اَو خُنُک از لب کیزَه

ای دلم میخاس که مارگیر بو اُ قند
پَهلی کولیا بُرُم شی کور بلند

ای دلم میخاس بُرُم پهلی خَذو
بخَرم سَرپوش و تش گردون از او

ای دلم میخاس چیپون بو اُ خَرِش
ببینم برّه و کهره بغِلش

دلِ غافل که چشُم هیچکه ندیذ
ندیدُم مخسّون و فصل پاییز

کُلِ دَر نی رِی پوشَن پیرزنی
نمی هَرّیذ دیگه دَرمون حسنی

ندیدم نوذینِ پشتِ مُل سیُو
ندیدم حّدِاقلّ اُسُّو گِنو

وومَذُم محل که واز واوُو دلم
بشینَم کُنجِ خونَه‌ی خِشت و گِلم

آه و افسوس که دلم واز نواویذ
حتی جایِ خونمون پیدا نویذ

از دهات وامونده بید فقط کَلاخ
رِی اَ مو واکرذه ویذ کَپِش فَراخ

رَد آویذ بُنجیرکِ اَشی مَشی
وانهاذ بیخ دلم خُلگ تَشی

واعظا جلدی بلیت بگیر بَرُم
بِختَرن همین حالا بُرُم وارُم

احمد واعظ زاده ایراهستانی

آذر ماه ۱۳۹۲

——————–
خَجَه : هیزم
بوذَن : باد بزن
جورین : درو
پَکّو : وصله
خشار : بوته
خَجَه: هیزم
تِرِه : طناب طویله
دوُما : داماد
بِدِس : وجب
بُچُک : ریشه
دُنشت : اسپند
کرنا : نوعی ساز بادی
ببازم تِرِیت : جست و خیز کنم
کُرُک : مرغ کرچ
سلاوه : بالای دیوار
چَک : زمین صاف و هموار
کُچّه : کمینگاه
پازن : گوسفند نَر
خَرس و بَرنی : ظرف مخصوص خرما
خُر و دراخ : تزیین روی کلاه و لباس
جَوَن : هاوَن
باشت : سکّو
بَگَشی : نوعی درخت خرما
وارُم : برگردم
فَذا : حیاط
وَرتَخ : تیر بالای درب خانه
لیت : بیابان ، دشت
موچ : تُرنه، نوعی بازی محلی
توره : شغال
کَلَه : سوراخ
بازیار: باغبان نخلستان
گَنُم : گندم
هوسین :پنجه
بَذَنه : بدنه اطراف بام خانه
موذیری : مدیریت
ترپّه : نوعی سبزی صحرایی
بُخ : وسیله روی چارپا برای حمل بار
دکونی : سکّوی دم در
کُرُنگ : خارک و خرمای خشک شده
سه پاخ : سه پایه مخصوص مشک
معجومه : مجمعه، سینی بزرگ
حکو : حکیمه
خار خَجوم : حشرات
بَنَه : توری مخصوص حمل کاه
گار : قیر
حَشَنه : ماهی ساردین
کیزه : کوزه
کُته : لانه ی مرغ
کَروَه : کوزه
ره گاگَل: راه مال رو
چِکرک : چرخ چاه
دلو : ظرف مخصوص آب
تَکَلو : خشک و مچاله
تَحسُم : کمک
نَی خوره : نمی خوره
واز واوُو : باز بشود
دَرَبون : حیاط خانه
دنگله گوتو : الا کلنگ
چلوس : هیزم سوخته

افزایش سهم آب حوزه انتخابیه از طرح محرم

بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲

با تلاشها و پیگیری های مستمر نماینده مردم شریف شهرستانهای لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی، سهم حوزه انتخابیه از طرح آب رسانی محرم افزایش یافت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر سید موسی موسوی، عضو هیئت رئیسه کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی که از نخستین روزهای حضور در خانه ملت به طور مستمر پیگیر افزایش سهم تخصیص آب حوزه انتخابیه از سد کوثر بود، ضمن اعلام این خبر اظهار داشت: این موضوع از مهمترین مطالبات ما به شمار می رفت و در نخستین نطق خود در صحن علنی مجلس شورای اسلامی به آن اشاره کرده و در نطق های بعدی نیز مجددا بر انجام این مهم تاکید گشت.

وی افزود: طرح آب رسانی خلیج فارس (محرم) که از سد کوثر واقع در مرز شهرهای بهبهان و گچساران آغاز شده و پس از تامین آب استانهای کهکلویه و بویراحمد، هرمزگان، خوزستان و بوشهر به جنوب فارس منتهی می گردد، می بایست ۴۰۰ لیتر بر ثانیه به شهرستانهای لامرد و مهر آب تخصیص دهد، اما متاسفانه بدلیل برداشت بی رویه سایر شهرهایی که در مسیر خط انتقال ۸۰۰ کیلومتری این طرح تا حوزه انتخابیه قرار گرفته اند، آب دریافتی شهرستانهای لامرد و مهر به حدود ۶۰ لیتر بر ثانیه تقلیل یافته بود. لذا به سبب اهمیت موضوع چندین بار در قالب تذکرات شفاهی و کتبی نیز به این مهم اشاره شد.

نماینده مردم شهرستانهای لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی ضمن بیان آنکه در طول خط محرم ۴۰ انشعاب بزرگ و ۴ ایستگاه پمپاژ عظیم وجود دارد افزود: نشست ها و مکاتبات متعددی با وزیر محترم نیرو و سایر مسئولین در دولت دهم داشتیم و با همکاری این وزارتخانه شهرهایی که بیش از مقدار تصویب شده آب برداشت می کردند مشخص شدند.

عضو مجمع نمایندگان فارس تصریح کرد: با همکاری صمیمانه مسئولین جدید وزارت نیرو علی الخصوص مهندس جانباز مدیرعامل محترم شرکت آب و فاضلاب کشور که همین جا لازم است از تلاشهای ایشان تقدیر کنم، پیگیری این موضوع در دولت یازدهم نیز ادامه یافت و بحمدالله سهم شهرستانهای لامرد و مهر از طرح آب رسانی محرم هم اکنون از حدود ۶۰ لیتر بر ثانیه به بیش از ۲۰۰ لیتر بر ثانیه افزایش یافته است.

دبیر اول و عضو هیئت رئیسه کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی افزود: شهرهای اشکنان، اهل، لامرد، مهر و پالایشگاه پارسیان و همچنین ۵۳ روستا که در مسیر خط آب رسانی خلیج فارس واقع شده اند از این طرح تغذیه می شوند که متاسفانه به علت افت فشار آب طی سالیان اخیر، در بسیاری اوقات با مشکل جدی مواجه بوده و امکان آب رسانی از این طرح میسر نبود، اما با اتفاق اخیر بحمدالله وضعیت بهبود یافته و حتی شهر مهر که در انتهای خط قرار گرفته است نیز اکنون با مشکلی مواجه نیست و هم اکنون کلیه پمپ های چاه های آب این شهر خاموش بوده و آب مورد نیاز خود را از طرح آب رسانی خلیج فارس تامین می کند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به جلسه چندی پیش با مدیرعامل آب و فاضلاب کشور، از سفر قریب الوقوع مهندس جانباز به حوزه انتخابیه خبر داد و اظهار داشت: بحران آب در شهر وراوی مسئله ای جدی به شمار می رود که پس از بررسی های فراوان تصمیم گرفتیم این شهر را نیز به طرح آب رسانی محرم متصل نماییم.

وی افزود: به همین منظور مجوزهای لازم از وزارت نیرو اخذ گشت و سال گذشته بدنبال دعوتی که از مهندس بنکداری معاون برنامه ریزی شرکت آب و فاضلاب کشور داشتیم، ایشان به شهرستانهای لامرد و مهر سفر کردند و طرح احداث خط انتقال آب به شهر وراوی به طول ۸ کیلومتر کلنگ زنی شد.

این نماینده مجلس اظهار داشت: هم اکنون این پروژه پیشرفت مناسبی دارد و امیدواریم با مساعدت مدیرعامل محترم آب و فاضلاب کشور، ۳ کیلومتر باقیمانده از خط انتقال نیز تامین اعتبار شود و مردم محروم و شریف شهر وراوی که به جد با بحران آب دست و پنجه نرم می کنند نیز بتوانند از این نعمت استفاده بهینه برند.

وی در پایان ضمن اشاره به آنکه مطالبه جدی ما از مسئولین وزارت نیرو افزایش سهم حوزه انتخابیه تا سقف ۴۰۰ لیتر بر ثانیه می باشد، خاطرنشان ساخت: نگرانی هایی در خصوص کاهش مجدد سهم شهرستانهای لامرد و مهر از طرح آب رسانی محرم با آغاز فصل گرما وجود دارد که امیدواریم با مساعدت مهندس جانباز شاهد این اتفاق نباشیم.

تیم فوتسال بانوان سیمان لامرد حریفان خود را گلباران کرد

بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۲

تیم فوتسال بانوان سیمان لامرد با شرکت در مسابقات لیگ دسته سه ایران به مصاف حریفان خود رفت . 

این مسابقات با حضور ۱۴ تیم در چهار گروه به میزبانی استان تهران برگزار می گردد  که سیمان لامرد با تیم های ” زابل ، هایلی تهران و غرب تهران ” همگروه می باشد که در دیدار اول تیم قدرتمند سیمان لامرد با درخشش سیده زهرا احمدی زاده بازیکن ملی پوش خود توانست تیم زابل را با نتیجه ۶ بر صفر شکست دهد . در دیدار دوم این مسابقات نیز سیمان لامرد با ارائه یک بازی حساب شده با نتیجه ۴ بر ۲ تیم هایلی تهران را با شکست بدرقه نمود و با ۶ امتیاز در صدر گروه خود قرار گرفت .

سیده زهرا احمدی زاده  بازیکن موثر تیم سیمان لامرد سطح کیفی و کمی این مسابقات را خوب دانست و اظهار داشت با توجه به تمریناتی که انجام داده ایم امیدواریم با تلاش مربیان و بازیکنان خوب تیم  به مسابقات لیگ دسته ۲ ایران صعود نمائیم . 

حسین غلامزاده مدیر عامل باشگاه فرهنگی ورزشی سیمان لامرد نیز بیان داشت : 

 بازیکنان سیمان لامرد چندین مرحله اردو ، تمرینات بسیار خوبی را پشت سر گذاشته اند و با آمادگی مناسبی به این مسابقات ورود کرده اند و این تیم با باور و اعتقاد بالایی در این دوره حضور پیدا خواهد کرد . تیم سیمان با حضور بازیکنان شایسته خود توان گذر از این مرحله را خواهد داشت و امیدواریم بازیکنان دقت لازم را داشته و از نظر فنی هم افت نداشته باشند و با شناختی که از مربیان و بازیکنان تیم داریم آنها میتوانند افتخار آفرینی کنند . 

وی در پایان گفت : با دعا و حمایت همه شاهد درخشش بانوان خوب ورزشکار سیمان باشیم  .

 

 

مرثیه ای برای دو غول بزرگ که چراغ جادویشان را گم کرده اند: مسعود و داریوش!

بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۲

سی و دومین جشنواره ی فیلم فجر به پایان رسید و سیمرغ ها بر شانه های هنرمندان برگزیده آرام گرفتند.امسال حضور بزرگانی چون مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی و در پله ای پایین تر: کیومرث پور احمد،ابراهیم حاتمی کیا و احمد رضا درویش کیفیت جشنواره را بالا برده بود.
دیشب اسامی برگزیدگان اعلام شد و همانگونه که انتظار می رفت نامی از اساتید بزرگ :مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی نه در میان منتخبین که حتی در میان نامزدها هم نبود.
راستش دلم گرفت.دلم برای غول های دیروز سوخت .غول هایی که راه برگشت به چراغ جادو یشان را گم کرده اند!
کاش مسعود کیمیایی بعد از سلطان(۱۳۷۵) فیلمی نساخته بود.کاش فیلم های آشفته ای مثل “اعتراض”،”سربازان جمعه”،”رییس”،”حکم”،”محاکمه در خیابان” و…نام مسعود کیمیایی را یدک نمی کشیدند.
کاش نام بلند داریوش مهرجویی پای فیلم هایی مثل “نارنجی پوش” و “چه خوبه که برگشتی ” و اشباح نبود!
نسازید !
شما را به جان عزیز ترین های تان فیلم نسازید!
مثل ناصر تقوایی بزرگ یا بهرام بیضایی کبیر که همینطوری نمی سازند.
به یاد حرف ترانه سرای هم استانی مان می افتم،اردلان سرفراز: خونه ام رو کوچیک کردم تا خودم رو کوچیک نکنم.
مسعود عزیز!
بگذار ما تو را با “قیصر” و “گوزن ها” و “داش آکل” و “سرب” و “تیغ و ابریشم” و “دندان مار” به یاد بیاوریم. تو چهل و چهار سال پیش “قیصر” را ساخته ای که ما هنوز بریده هایی از این فیلم را در WHATSAPP دست به دست کنیم و لذت ببریم.
قیصر:نه خان دایی ! تو آدمو مایوس می کنی! اگه روزگاریه که قراره هرکی پیر میشه دلش هم کوچیک بشه ، خدایا منو پیر نکن که اصلا حوصله اشو ندارم! ….احترامت واجبه خان دایی اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد. کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من براش یه خروار رو کنم؟
من دلم قیصر می خواد که پاشنه اشو ور بکشه انتقام داش فرمونو از آق منگل ها بگیره!
من دلم میخاد ترک موتور رضا موتوری بشینم و کل شهر رو بچرخم.
من عاشق لانگ شات های سرب هستم استاد کیمیایی!
من میخام با نارنجک سلطان منفجر بشم!
می دانید چرا قیصر خوب دیده شد استاد؟ چون برآیند آمال و خواست های مردم دوره ی خودش بود. مردم فریاد های نکشیده شان را از حنجره ی قیصر می شنیدند. اما آدم های امروز تو دردشان، درد مردم امروز این مردم نیست استاد. آدم هایت کاریکاتورند و اگر ناراحت نمی شوی خودت هم شده ای کاریکاتور مسعود کیمیایی.
استاد مهرجویی!
فیلسوف سینمای ما !
خالق “هامون ” و اون فضای غریبش !
من دلم واسه حمید هامون تنگ شده.
دلم میخاد باهاش داد بزنم: این زن سهم منه! حق منه!عشق منه!طلاقش نمی دم!
یا رو به مهشید بگم:تو واقعا دوست داری من اونی باشم که تو میخای من باشم؟ اگه من اونی باشم که توی میخای باشم، دیگه من ، من نیست.یعنی من خودم نیستم.
حالا نه “هامون” و ” اجاره نشین ها” که عمیق ترین کمدی سینمای ایران است ، بیا و لااقل در حد “پری” و “لیلا” و همین” میهمان مامان” بساز!
اگرنه که نسازید و برگردید به چراغ جادوی تان،غول های دوست داشتنی ما!
بروید و جا باز کنید برای عبدالرضا کاهانی و رضا درمیشیان و پرویز شهبازی و این نرگس آبیار. جا باز کنید.
رنجنامه ام را با دیالوگ ماندگار رضا کیانیان در فیلم ستودنی ” آژانس شیشه ای” به پایان می برم.
سلحشور(کیانیان): دوره ات گذشته مربی! اینه که برات سخته!

index

index2

در این عکس چند غول دیگر را می توانید تشخیص دهید؟
داریوش مهرجویی،بهرام بیضایی،مسعود کیمیایی،علی حاتمی

افتخار آفرینی جودوکاران سیمان لامرد در مسابقات قهرمانی جنوب کشور

بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲

جودوکاران جوان سیمان لامرد در مسابقات قهرمانی جنوب کشور ( جام خلیج فارس ) در استان هرمزگان خوش درخشیدند . 

در این مسابقات که با حضور استان های فارس ، هرمزگان ، کرمان و سیستان و بلوچستان برگزار گردید تیم سیمان لامرد موفق شد با هشت شرکت کننده و کسب دو مدال طلا ، یک نقره و یک برنز به کار خود خاتمه دهد .

در رده ی نونهالان و در وزن ۳۲ کیلو گرم  امیر حسین هاشمی مدال طلا کسب نمود ، وزن ۶۰ کیلو گرم رده نوجوانان محمد مهدی رحیمی صاحب گردن آویز طلا شد و در همین وزن مسعود رسولی نیز صاحب مدال نقره گردید ، در وزن ۶۶ کیلو گرم نوجوانان نیز علی رضا صداقت خواه به مقام سوم رسید .

در پایان مسابقات سرهنگ کشاورز رئیس هیئت جودو استان هرمزگان با اهدا لوح سپاس از جناب آقای ابراهیم غلامزاده مدیریت محترم کارخانجات سیمان و آقای حسین غلامزاده مدیر عامل باشگاه فرهنگی ورزشی سیمان لامرد تقدیر نمود .

این تیم با مربیگری استاد یعقوب هاشمپور و سرپرستی محمد صادقی به این مسابقات اعزام گردید . 

بسم‌الله، شوم… (شب آخر-بخش سوم- میزبانی اِلهام)

بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲

جلسه مشورتی ابول، الهام، دی‌منصور و یوسف پیرامون بحران بوجود آمده در تهران، قهر مُندنی و جدایی قریب‌الوقوع او از برنامه و آنهم در شب آخر مسابقات، در آشپزخانه تشکیل می‌شود. همه فکرهای خود را روی هم می‌ریزند که چه کنند و چطور مندنی را به ماندن و ادامه مسابقه ترغیب کنند. مندنی که دقایقی‌ست سامسونیت خود را شی چِل زده و از آپارتمان خارج شده، در حیاط راه میرود و با موبایل سر و کله میزند و شماره می‌گیرد.

آشپزخانه- جلسه مشورتی

الهام: «اگه میدونستم اینجوری میخواد بشه اصلا پام توی این برنامه نمیذاشتم. خیلی بد شد. حالا نازنین بیاد من چی بهش بگم. آبروم رفت بخدا. چقدر برنامه ریزی کرده بودم.»

یوسف: « نَوو شَکلِ پیرمرذ که پا کشیذ اَ تو هَمَی‌چی… دَیش اِش ناوُرذَه‌ویذ… اَ یَه دَیکَه‌ی هَمَی‌چی اَ توهَم فوس‌آ کِرذ. حالا هم دختر خالو! بنظر مو تو برو در حموم اَ پس لنگر بُکن تا رفیکِت نتونه در بیا… تا ما یَه راه و چاهی پیذا بکنیم.»

ابول (که در این لحظات گوشه سبیلش را می‌جود): کَپَ در نم کَشِت بِنه آقا یوسِف با ایی راه و چاهِت… (رو به الهام میکند) ببخشید الهام خانم… مو یه کمی فشار ریمِن… مسولیت برنامه ری کولومِن…. بخشیذَن با خوتونِن… (رو به یوسف می‌کند)… حالا اومذِم تا یَک ماه دیگه هم ایی مسئله حل نشد! دختر مرذم یَک ماه پَسِ در حموم  بوخوسه»

دی‌منصور:« راس میگو دَی… حمومی پر بُخمه دلش بگیره دخترَکو… خفه واووو… اوسا کی مِثِ مانِن… هَنی یکسال نی یه زنی مال دِهِ ما ا تو حموم دِلِش گرفت زومَسه خفه بیذ… اُ مَثَلِ مرذُم که ذَیفو شیگَرِش اِش نیخاسه …»

الهام:« شما بحث چی میکنید… من دارم اینجا از ناراحتی و استرس می‌میرم. تو رو خدا شما برید باهاش حرف بزنید. برید تا زنگ نزده اینور و اونور…»

ابول: « کار کارِ خوذُمِن… الهام… تو برو دُمِ کارات… کارِت اَ ایی کارا نَوو… دیمنصور اُ یوسُف… شما هم بریت سر جاتون بشینیت… اینجا تجمع نکنید… مو خوذُم میفهمُم چه بکنم.»

ابول راهی حیاط میشود… مندنی را میبیند که سِگاری تش زده و طول حیاط را می‌پیماید… در خلوت و سکوت حیاط، صدای اپراتورِ موبایل مندنی را می‌شنود… ” دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است”…. ابول با شنیدن صدای اپراتور دلگرم می‌شود… خود را به دو قدمی مندنی میرساند… ” هااا… ویسیذَه‌ی… یَه نخی هامو سیگارای گَنّدوت بذه تا بکشیم… ( سیگار را از مندنی میگیرد و تش میزند)

ابول:« حالا مو یَه چی تَ میگُم… دلِت خاس وَیس… دِلت نخواس، برو… رَه واز جاده هم دَراذ… یاذِت میا تو طیاره چه تَ گفتم؟… یاذت میا گفتم یه مساله ایی هِسّه که که اگه حالا تونَه بُگُم خین رو میگیره، یاذِت میا یا نمی‌آ؟»

مندنی (که در این ثانیه ها هر گوشی سه گوش واکِرذه): «بله…یاذمن ..مَثَلن که چه حالا؟»

ابول: «حالا تَ بُگُم چه مسئلهَ‌ی بیذه  که هِیجا مِثِ شتر ری کاسه زانی جُک بزنی… تو میفهمیذه‌ی که تا اینجای برنامه نفر اولی؟ امتیازِت بیش اَ هَمَن…  تو میفهمیذُه‌ی که جایزه برنامه تغییر کِرذه، وایویذه دَه میلیون تومَن پول نقد… توی میفهمیذه‌ی که هَمی حالا  دَه میلیون نوتِ پنجاهی تو کیفِ مونِن اُ اِمشو گیر نفر اول میا… حالا برو… هر جا دلت خاس برو… ایی تو ایی هم کیچَه…»

مُندنی ( که شی زانی شُل کِرذه):«بخیالِت بَچَه  گیر آوُرذَی؟ … میخَی گولِ مُو بذنی که وایام»

ابول: « میلِ خوتِن خالو…میخی بری برو… مونِعِت نَیوُم… یوسُف خو نمُرذِه… وَیسیذه عینِ شیر سَوَخی.»

مُندنی:« حالا تو میگی مو چه بُکُنم خالو… ایطو که مو درُ دَرتا اَ چِشِ هم زدم خو نیتونُم با هی دو کَلَمه وایام… فرذا هَی دَماخ دیخَلی  یوسُف مَ مسخره میکنه»

ابول: «او دیگه با مو… مو خوذُم بلذُم چطو گل اَ ری گی واکنم… برو داخل… پاک و پاکیذَه… بوگو ما اُذم جوشی هِسّم… قرص اعصابُم دیر زود آووو دیگَه سرُم میا… یَه عذر خواهی کوچیکی هم اَ دخترکو بُکُن…خلاص… هَی دو کَلَمه دَه میلیون تومَن می‌اَرذِه… برو… فکط جَلی تا هامو دوسِش اَ تو حموم در نومذه»

ابول و مندنی هم پشت سر او با سامسونت وارد اپارتمان می‌شوند. ابول فریاد میزند ” عوامل فنی آماذَه باشِن… دوربینا روشن بُکنید… الهام خانم شما هم پیش خوراکِت آماذه بکن تا ما بی‌یَیم سُکانسِ آشپزخونه بگیریم…”… الهام خود را به ابول و مندنی میرساند… دی‌منصور و یوسف هم از سر جای خود بلند می‌شوند و به انها ملحق می‌شوند…

دی‌منصور: «ای شاد بییی خالو مندنی»

یوسف: « سامسونَیتِت بذه مو خالو جانی… یَنی کذ کُهِ دومَنی خاطرِت میخام!»

مُندنی: « بخشیذَن با خوتونِن که مو اعصاب دُرُسی نذارُم… یه دَعفا یَه چی سَرُم میا… ولی به جانِ هَمی یوسُف( دستی هم پس کول یوسف  می‌زند) هیچی تو دِلُم نی… اگَه بوگو سَرِ سیذَنی»

الهام: «آقا مُندنی ما هم واستون احترام قائل هستیم… ماهم دوسِتتون داریم… شما هم مثل پدر خودم هستید… حالا چرا دَم در وایسادیت… بفرمایید بشینید… یوسف جان… دی‌منصور شما هم بفرمایید»

ابول:« الهام جان تو هم برو تو آشپزخونه که مو حالا میام مصاحبه قبلِ پیش‌غذت تَ بگیرُم»

دقایقی بعد- آشپزخانه

ابول: «الهام خانم… راجع به پش خوراکِت بوگو که چه درست کِردی… چه خاصیتی داره… اصلِ پیش خوراک کجایی هست؟»

الهام: « من واسه پیش غذا  سوپ اسپاگتی درست کردم. یه پیش غذای ایتالیاییه… گوشت، پیاز، فلفل سبز، کرفس، هویج و سیر رو داخل یک قابلمه بزرگ و روی حرارت متوسط می‌پزیم تا سبزیجات نرم بشه و گوشت گوساله هم تغییر رنگ بده. بعد مواد داخل قابلمه رو مرتب به هم می‌زنیم، بعدش هم چربی‌های اضافه‌ش رو میگیریم.»

ابول: «اصلِ کار هامو روخَنِ ریشِن… نگیر… نگیر که خَسَر الدنیا و االاخَرَه میوی»

الهام: « بعد از اون سُس اسپاگتی، شکر، ادویه ایتالیایی، پودر فلفل و فلفل قرمز اضاف می‌کنیم. بعد که آب قابلمه جوش اومد اسپاگتی رو اضافه می‌کنیم و اجازه میدیم تا چند دقیقه بصورت ملایم بجوشه… اسپاگتی که نرم شد؛ مثلِ الان که پیش غذای من اماده‌ست، داخل کاسه سوپ خوری میریزیم و سرو می‌کنیم.»

ابول: « ایی چی که من دارم می‌وینُیم خو هامو سوپ ماکارونی خومونِن، دختر خالو… ماکارونی دیگه نیخواس ایی هَمَه دَسِ گوتی ریش بینی… تو میفهمیذَه‌ی سَرِ هَی اسم اسپاگیتی هر سه تا خواسَن اَ تو فرودگاه عسلو واگَرذِن لامِرذ… مو سینه‌شون واذَذَم»

الهام: « پیش غذای من آماده‌ست… من میرم که از مهمونام پذیرایی کنم»

دقایقی بعد- سر میز

الهام: « بفرمایید… این هم سوپ اسپاگیتی… حتما خوشتون میاد»

ابول: « بوخورید… بخوبرید  اُ دس ا دل دیوارا واکشید که اِمشو شُو آخِرِن»

یوسف (اولین قاشق را فورچِشّت مزه میکند): « به به… مو ایطو اُسپاگوتی تا حالا نخورذویذم… واقعا دَسِّت درد نکنه… یه کاکُل و تُرُشَه‌ی هم بیذ همراش میخورذیم دیگه نَکِرذِه روذِگار بیذ… خالو مُندنی شَ سخت آوه… تو فکر در بیو… دنیا دو روذِن… لَگَت اَ زمین بَذَن اُ کیف بُکُن»

مندنی: « مو وَختی گَطَر بیذم رَستوران که میرفتیم فقط بَچَه شیخا میتونسِن ایی خوراک سفارش بِذِن… خیلی گیرون کیمَتِن»

الهام: « نوش جونتون … خدا رو شکر که دوست دارید.  دی‌منصور چطوره؟ دوست نداری؟»

دی‌منصور: « نه دَی…خیلی هم خوبِن دَی… اَ صُح تا حالا اَ تو مُدبَخی دووَرذِت اَ هم نگرفته… دوس نذاشتَه‌اُم؟!… مو هم مِثِ هَمَه… فَکَط ایی ماکارونی‌آ دُمِ دَس نمی‌آن دَی… هَمَه مَ میگورذِن»

ابول: « دی‌منصور!… تی ماکارونی واجور… تیش که واجُختی بِنه تو کَپِت، یَه میکیش بذن… دیگَه مِثِ بیریذَه میا دُم دَسِت. نِگه یوسف بُکن چِطو جیرین کِرذِه»

مندنی: « ماشالله یوسُف چه چَلگ‌ بینی سینه‌ش چه پنیر… فَرکی بَرِش نذاره… گَوَری‌ش هَمَی‌چی تو هَم می‌هَرِه»

الهام:« یوسِف!… اگه دوست دارید باز هم هست… براتون میارم».

ابول: « بَسِشِن که هَیذَه میکُنه… ایی خو نَه تو کارِش نی»

الهام: «خُب اگه دیگه میل ندارید بریم سراغ فان برنامه…من از نازنین خواهش کردم براتون گیتار بزنه و باهاش بخونه… هم نوازنده خوبیه… هم صدای فوق‌العاده‌ای داره… یه بار هم توی برنامه صداهای غایب آکادمی موسیقی گوگوش شرکت کرد که دوم شد.»

ابول:« اَلوَته ما آلت ِموسیکی هم نمیتونیم پخش بکنیم… اگه بوتونیم پس گُلی …پس گلدونی چی کامِش بکنیم»

الهام نازنین را صدا می‌کند. نازنین با تاپ و شلوارک و یک کلاه کابویی بر روی سر و موی فرفری آویزان از کنار کلاه با گیتاری در دست وارد می‌شود… الهام برایش دست میزند و یوسف و مندنی که کَهپا وازا کرده اند و بِنگ نازنین واویذه اند به تبع الهام برای نازنین می‌زنند. دی‌منصور اما عبای خود رو دَمبُچ می‌کند و سری چرخ میدهد و زیر لب نچ نچ می‌کند ” تو دیذی ما سَرون پیری اَ تو معصیت ور آویذیم… نه اَوُلوو بو نه اسمِ سر رفتَش که ما کشوند اَ ایی سَرذَمین.»

ابول (زیر لب): ای باوام روذ… ایطو که ایی اومذه نه خوش میتونیم نشون بیذیم نه گیتارش.  صذاش هم  بخواسویم پخش بکونیم، در اَگَرِن… یه عده میگن میووو یه عده میگن نمیووو

نازنین: «خیلی خوش اومدید…. خوشحالم که الهام جان افتخار دادن به من که واستون برنامه اجرا کنم. امیدوارم که خوشتون بیاد»

نازنین روی یکی از مبل ها می‌نشیند و اجرا را شروع می‌کند. پا را روی پا می‌اندازد. ثانیه‌هایی بعد  صدای گیتار در فضا می‌پیچد و بعد از چند دقیقه نواختن، نازنین ترانه‌ای را با صدای زیبایش اجرا میکند.

“سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سُرخ خورشید دراومد و شب شد گریزون

کوه‌ها لاله‌زارن – لاله‌ها بیدارن
تو کوه‌ها دارن گل گل گل جنگل و میکارن

توی کوهستون دلش بیداره – تفنگ و گل و گندم داره میاره….

……”

 اجرا تمام میشود. یوسف از خود بیخود شده، از جای خود برمیخیزد و  شَهپَ َشَهَپ کف می‌زند.

یوسف : «احسنت… احسنت… خیلی خیلی خوب بود. احسنت… لذت بردُم… شما چند سالِنِ آهنگ می‌زنید.»

دی‌منصور، ابول، مندنی، الهام همگی با چشمان گرد شده به یوسف نگاه می‌کنند که چطور صحنه را بدست گرفته.

نازنین: «من از بچگی دارم کار می‌کنم… البته بیشتر برای دل خودم»

یوسف: « اَلوَتَه ایی ترانه‌ت بر دلِ هَمَه‌ی ما خوب بیذ…. زِمسّون که میرسه دیگه طرف ما گاو و گوساله و آدم به چشم همیدگه می‌خورند.  کوه سوذ… صحرا سوذ… آسمون سوذ…  دیگه کوه اُ  صحرا جای سوزن اِنداختن نیست… همینطور ادَم به هم وَصلِن… سبزیجات محلی که هر چه بِگوییی!… واقعا ترانه‌ت به دل ما نشست…. احسنت»

نازنین: «این ترانه‌ایه که به دل همه می‌شینه.»

ابول: «بنازُم یوسُف که دَسی در آوردی… ری سفیدمون کِرذی. دوتای ای‌یَکی که هیچ… نه هَبَّه میگُن نه بَبَه»

یوسف: «اونچاش که صحبت کوهِسون و تفنگ میکنه حتمُمِن که ری طبع دایی مُندنی هم افتاده»

الهام: « البته یوسف جان! خوبی این شعر به اینه که هر کسی به یه شکلی باهاش ارتباط برقرار میکنه… مثلا واسه نازنین یه مفهومی داره واسه شما یه معنای دیگه داره…  اقا یوسف بنظرم شاعر اینجا خوشحاله که زمستون سرد داره تموم میشه و بهار داره میاد.»

یوسف: «اگه ایطورن بنظر مو شاعر باید بوگو سر اومد تاوِسّون…تاوسونِن که صورت جِلت مِندازه… تاوسونن ‌که گای دی‍‌‌‌منصور باید تو کیچا کارتون بخوره … تاوسونِن که بُخمه ا آسمون شی میا… تاوسونِن که تش‌باذ فوکَه میذه… آذَمِن که وایوو عین توره تش‌باذو …تاوسونِن که  بُذ تاسَه میاره… کَهرَه تاسَه میاره… گا تاسَه میاره… درست میگُم الهام جان؟»

نازنین: «الهام؛ اقا یوسف چی می‌گند؟ برداشتشون از شعر چیه؟»

الهام:«یه خورده  بحث یوسف جان مفصله… بعدا برات کامل توضیح میدَم که چی گفتند»

یوسف: «الهام جان! من خودُم براش توضیح بدُم؟»

مُندنی: «بله یوسُف … خوذِت شَ وَیس که کار، کارِ خوتِن»

دی‌منصور(یواشکی به یوسف): « یوسف خواهش تَ دارُم دنبالَش کوتا بکن تا ایی دخترِ دُم لوکو هم پاوو بره»

مندنی: « نازنین خانم! ایی آقا یوسفِ ما خیلی صدا خوبی داره… مو صداش شنیدم… خیلی سوز داره… وقتی میخونه سنگ دو کَپَّه میشه… حالا هم به نظرُم شما یه آهنگی بزنید تا آقا یوسف هم همراش بخونه»

نازنین: «خیلی فان خوبیه … ایده جالبیه… اتفاقا بهتر هم میشه… چون اینطوری تلوزیون هم میتونه اقا یوسف رو پخش کنه… ولی یوسف باید اول ترانه رو بخونند که من ریتم و ملودی رو باهاش بگیرم که بتونیم هماهنگ بشیم»

یوسف یَه نَگهی به دی‌منصور می‌اندازد، یه نگهی به الهام … به جز مندنی، نگاه دوتای دیگر نگران است. بویژه الهام که احساس می‌کند برنامه دارد از دست‌ش خارج می‌شود.

مندنی: « یوسف! “اَی ماشالله سَی‌مَلُک بوخون”»

یوسف: « نه… نه… او چیای خُنُک خُنُکی توشِن… او جاش اینجا نی…  حلا خوذُم یَه چی شوخی میخونُم»

یوسف: «نازنین جان آماذه‌ی؟»

نازنین: «بریم»

یوسف کَچِ خود را سرذ وامی‌کند:

آی چُکَلَیتی چَکَلیت مو چطوری رَه بُرم

دمپای کویتی نذارُم مو چطوری رَه بُرُم

آی چُکلیتی چُکلیت چُکلیتی رَه بُرُم

شیگَر کویتی نذارُم مو چطوری رَه برُم

مُندنی در میانه هنرنمایی یوسف، لبخند موزیانه‌ای  پَهنه‌کَشِ صورت‌ش را می‌گیرد. اَ ایی گوش تا او گوش. الهام سرش را پایین انداخته و با گوشه روسری‌اش بازی می‌کند. او ناگهان از سر جای خود بلند می‌شود و با عذر خواهی صحنه را ترک می‌کند: ” ببخشید من برم تو آشپزخونه مین کورس رو اماده کنم.»

ابول: « برو… برو که هر چی چِشِت نوینه بِختَرِتِن.»

نازنین: « اوکی یوسف جان… من تقریبا ریتم و ملودی رو گرفتم فقط با متن ترانه نتونستم ارتباط برقرار کنم… می‌خوام با ترانه حس بگیرم. میشه توضیح بدید که ترانه چی میگه دقیقا؟  بعدش یه دور دیگه باهم اجرا می‌کنیم. اوکی؟

ابول: « شجریان هم مرغِ سحر نخونده که میخی همراش حس بیگری»

یوسف: «اوکَی!… ایی چُکَلیت چُکلیت هامو شکلاتِن.»

نازنین: «راس میگی!… آره چاکلیت میشه شکلات… چرا من دقت نکردم به این؟ خُب دیگه؟»

یوسف: «ایی داره میگو ” آی شکلات آی شکلات من چطوری رَه بِرم.  گمون دارُم یه زنی‌اِن که یه شکلاتی گذاشته جلوش و داره باش درد دل میکنه… بعدش میگو دمپای کویتی ندارَم من چطوری رَه برم… ایکه ترجمه‌ش روشِن… دیگه ادامه میذه میگو آی شکلات… آی شکلات… شکلاتی رَه بِرَم… یعنی از شکلات سوال میگیره که مو هم میخوام مثل تو رَه بِرَم. اجازه میدی؟ … بعد دوباره یادش میا که ای وای که شوهر کویتی هم نذاره… دیگه همرای شکلات ناله میکنه که شوهر کویتی هم ندارَم من چطوری رَه برم… پیشتَرها تو منطقه ما هر زنی شوهر کویتی داشت فیس  روی زنهای دیگه می‌کِرِد… برای هَمی میگو مو چطوری تو دِه رَه بِرَم»

ابول:« یوسُف چنون باذ اَ تو کَلَه‌ی دَماخ انداخته کسی نفهمه الهی قُمشه‌ای‌اِن داره شعرحافظ تفسیر میکنه»

نازنین:« خُب اخرش چه میشه؟»

ابول:« ایی سرُ و بُنِش همی‌اِن عزیزُم… دیگه میگو عبا نذارُم… دیگه میگو اَلّاه نذارُم… دیگه میگو ماکسی ندارُم. نازی جان شما بنطرُم اجراتون بکنید تا ایی اقا یوسف ما هم هرچه زودتر تخم خودش بذاره که خیلی دیر شده»

   ادامه و بخش پایانی داستان را در قسمت بعد بخوانید.

——————————————————————————————

بسم الله،شوم… (شب آخر-بخش دوم-میزبانی اِلهام)

بسم الله،شوم… (شب اخر-بخش اول-میزبانی اِلهام)

بسم الله،شوم… (شب سوم-بخش پایانی-خانه مندنی)

بسم الله،شوم… (شب سوم-بخش دوم-خانه مندنی)

بسم الله،شوم… (شب سوم-بخش اول-خانه مندنی)

بسم‌الله، شوم… (شب دوم-بخش پایانی-خانه‌ی یوسف)

بسم‌الله، شوم… ( شب دوم-بخش دوم-خانه‌ی یوسف)

بسم‌الله، شوم… ( شب دوم- بخش اول- خانه‌ی یوسف)

بسم الله، شوم… ( شب اول-بخش پایانی-خانه‌ی دی‌منصور)

بسم الله ، شوم … (شب اول – بخش اول-خانه‌ی دی‌منصور)

بسم الله، شوم … (شام) – قسمت هیچُم

 

سهم جوانان متخصص لامرد و مهر در مدیریت کلان

بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲

نویسنده: سینا احمدی

اینکه در آخرین نقطه فارس ،  جوانانی سخت کوش با همه محرومیتها و محدودیتها و با استعدادهای درخشان از ابتدای انقلاب در هر جای این مملکت  مشغول به خدمت شدن ، با پاکی و اخلاص و هوش سرشارشان موفق بودند  بر هیچ کس پوشیده نیست .

اما متاسفانه در کشور ما به علت وجود روابط که غالباً مهمتر از ضوابط است ، پیشرفت در سیستم مدیریتی نیاز مند پشتوانه است . پشتوانه ای که وظیفه بزرگان این منطقه است تا با همدلی و وحدت اینده روشنی را برای منطقه ای که با تلاش همین عزیزان  امروز نماد محرومیت زدایی  نظام جمهوری اسلامی است بوجود اورند .

اگر در سیستم مدیریتی فارس کمی تحقیق کنیم حلقه های از طیفهای مختلف را می بیند.  مثل حلقه شمال فارس که شامل اقلید ، بوانات و …..    و یا حلقه لرها که بیشتر از قسمتهای سپیدان و نوراباد و گاه گچساران تشکیل شده اند  و  …..

این حلقه ها با جلسات منسجم و حمایت از یکدیگر ، حتی با نداشتن نیروهای متخصص  سیستم مدیریتی فارس را در دست گرفته اند و تا انجا که بتوانند برای بقای خود اجازه ورود نیروهای مستعد از سایر نقاط را به این حلقه مدیریتی را نمی دهند

 

حال در این مقطع از زمان  با وجود مربعی از دکتر علوی وزیر اطلاعات ، دکتر موسوی نماینده لامرد و مهر ، دکتر احمدی استاندار فارس ، دکتر قادری نماینده شیراز و افراد دیگر که نقش مدیریت در سایه را در کلان استان و کشور دارند ، سهم ما  از مدیریتهای استان و کلان کشور با اینهمه نیروی مستعد کجاست .

ایا برای مثال نمی شد اقای دکتر شکیب را با سابقه شورای شهر تهران به عنوان استاندار استان دیگری مطرح کرد . تا  در کنار ایشان  به دور از  تنشهای مدیریتی فارس مدیرانی را برای اینده پرورش می دادیم .

ایا نمی شد آقای …..   را به عنوان    …..   مطرح کرد ؟

شاید اگر به نیروهای خود در گذشته بها داده بودیم هم اکنون مدیران منطق گازی از منطقه خودمان بودند و امروز نیاز نبود کارگر ساده هم از تبریز و شمال برای نگهبانی و …  حوزه های گازی وارد کنیم .

در نهایت  روی سخن با شما عزیزانی است که امروز مدیران بالایی مملک از منطقه لامرد مهر هستید

بیاید فارغ از گرایشات سیاسی ، با همان شعار اعتدال دکتر روحانی ، در کنار هم  پله پیشرفت جوانان مستعدی شوید که اینده پله پیشرفت نسل بعدی خواهند شد

 

تا به امروز استعدادهای زیادی از قَبَلِ این عدم انسجام پایمال شده اند ، بیاید از امروز در کنار هم اینده منطقه و جوانانمان را تضمین کنیم

مدیر کارخانه ی سیمان لامرد : بر سر راه صادرات سیمان لامرد ضرورت الحاق فارس به دریا را دو چندان کرده است

بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۲

کارخانه سیمان لامرد که موفق به صدور بیش از ۴۰۰ هزار تن کلینکر به کشورهای عربستان، عراق و امارات در سه ماه گذشته شده ، به علت ممانعت اسکله پارس جنوبی با مشکل ادامه صادرات مواجه گردیده است.
ابراهیم غلامزاده در گفتگو با خبرنگاران در این باره اظهار داشت: در حال حاضرحدود ۲۰ روز است ورودکلینکر این کارخانه به علت ممانعت مسئولین منطقه ویژه عسلویه به اسکله پارس ممنوع شده است و به دلیل واقع بودن منطقه ویژه عسلویه در استان بوشهر امکان دسترسی به مسئولین آن استان جهت پیگیری حل موضوع امکانپذیر نشده است.

وی اظهار داشت: از طرف دیگر علاوه بر ۴۰۰ هزار تن کلینکر صادر شده قرارداد صادرات ۲۵۰ هزار تن دیگرنیزمنعقدگشته که برای اجرایی نمودن آن با مشکل مواجهیم ودر صورت حل مشکل اجازه استفاده از اسکله برای صادرات کلینکر ، سیمان لامرد تا پایان سال رکورد صادرات کلینکر را خواهد شکست .

وی اظهار امیدواری نمود مسئولین کمک کنند تا این مشکل حل شده واین مسئله محقق شود.

غلامزاده با اشاره به سخنان چندی پیش یکی از نمایندگان شیراز و همچنین مخالفین الحاق استان فارس به دریا مبنی براینکه شرایط موجود مانعی برای سرمایه گذاران استان فارس در سواحل خلیج فارس نیست اظهار داشت: به عنوان تولید کننده و صادرکننده و فعال اقتصادی و صنعتی که در سال جاری سه عنوان واحد نمونه صنعتی کشور ، بالاترین راندمان تولید کلینکر کشور و صادر کننده نمونه استان را کسب نموده، اعلام می نمایم مشکلات سر راه صادرات سیمان لامرد نمونه کوچکی است که ضرورت الحاق استان فارس به دریا را بیش از پیش نشان می دهد ومادامی که استان فارس به دریا راه نداشته باشد و تشکیلات اداره بندر واسکله دراستان فارس شکل نگیرد نمیتوان به توسعه صنعتی استان امیدوار بود.

0 (4)

این فعال اقتصادی و صنعتی افزود: استان فارس برای توسعه نیازمند صنعت است و رشدوتوفیق صنعت درگرو فروش و صادرت و بازار داخلی و خارجی مناسب است ، درجهت توسعه صادرات حمل و نقل نقشی استراتژیک و بی بدیل به عهده دارد واز بهترین وباصرفه ترین روشهای حمل و نقل استفاده از مسیر دریایی است که داشتن بندر و امکانات بندری این امر راتسهیل می کند و بدون داشتن اینها امکان توسعه صنعتی و حضور در میادین اقتصادی بین المللی برای استان فارس سخت است.

مدیرعامل سیمان لامرد خاطرنشان کرد:شایسته نیست استان پهناور فارس در فاصله ۳۰ کیلومتری دریا باشد امابه دلیل نداشتن ساحل و اسکله و امکانات حمل دریایی، صنعتگران و تولیدکنندگانش درگیر مشکلات ناشی از آن باشند، مشکلات و موانعی که نمونه عینی آن در مشکل اخیر سیمان لامرد نمایان شده ونیاز به اسکله وساحل را ضروری می نمایاند.

رئیس هیات مدیره شرکت توسعه سرمایه گذاری فارس گفت: اگر استان فارس دسترسی به دریا و اسکله داشت قطعا وضع اینگونه نبود و ما میتوانستیم از طریق مسئولین استانی مشکل صادرات بزرگترین کارخانه سیمان فارس را حل کنیم به همین علت تسریع در اجرایی شدن مصوبه الحاق فارس به دریا را خواستار شد.

وی دربخش دیگری ازسخنان خود لزوم پرداختن به برنامه های اعلامی استاندار محترم دولت تدبیر و امید را خاطر نشان کردو اظهار داشت: اجرای برنامه توسعه صنعتی استان نیازمند برنامه و تلاش است. غلامزاده بابیان اینکه فولاد و سیمان دو صنعت بزرگ و مادر کشور محسوب میشود گفت ما در زمینه فولاد عقب هستیم ولی خوشبختانه شاهد وجود ۸ کارخانه سیمان در فارس با ظرفیت تولید حداقل ۵ میلیون تن سیمان درسال هستیم که قابل افزایش نیز می باشد و از این میزان تولید باید ۲ میلیون تن آن به خارج از کشور ویا سایر استانهای داخلی فرستاده شود که در این زمینه میتواند ظرفیت خوبی را برای استان ایجاد کند.

مدیرعامل سیمان لامرد ادامه داد: این توسعه صنعتی استان فارس تاکید موکد اکثر استانداران فارس بوده، اما چگونگی تحقق این امر مهم است. وطبیعی است که به عمل کاربرآید، و درعمل نیز توسعه صنعت منوط به سرمایه گذاری است وبا توجه به اینکه دولت به دنبال سرمایه گذاری بخش خصوصی است و درواقع عملا پولی جهت سرمایه گذاری ندارد و بهمین دلیل در بودجه سال ۹۲ نیز فقط برای پروژهای عمرانی و ملی که پیشرفت ۸۰ درصد به بالا داشته اند بودجه بودجه اندکی پیش بینی شده و قانون سیاستهای اصل ۴۴ نیز ورود دولت به بحث سرمایه گذاری و ایجاد بنگاههای دولتی را منع کرده لذا تنها راه برای توسعه صنعت استان مشارکت بخش خصوصی است.

غلامزاده گفت:همگان می دانند در استان فارس سرمایه گذار کم نیست ولی اغلب در خارج از استان فارس کار می کنندومیدانیم که در کشورهای حوزه خلیج فارس میلیاردها دلار سرمایه متعلق به مردم جنوب استان فارس موجوداست که از قضا شخص استاندار محترم نیز با اکثر آنها آشناست وبه لحاظ سوابق خانوادگی و مدیریتی اشان مورد اعتماد آنهاست و وجود این شرایط یک مزیت برای استان فارس است.

وی افزود: اما مسئله مهم وجود برنامه عملیاتی برای جذب سرمایه است وبا اینکه در سخنرانیها درد صنعت بیان و گلایه شود مشکل صنعت حل نخواهدشد.

غلامزاده با بیان اینکه مدیرارشد استان هرچندهم توانمندباشد به تنهایی نمیتواند همه مسایل را به دوش بکشد و عنوان کرد: روز اول شروع به کار جناب آقای دکتر احمدی به محض اینکه مطلع شدند سرمایه گذاری کویتی درشیراز به سرمیبرد برنامه دیدار را فراهم نمودند که اتفاقا بسیار هم تاثیرگذار بود اما در سطوح پایین تر گاها به در بسته مدیران برمیخوریم و این مشکل عمده اکثرسرمایه گذاران محسوب میشود در حالی که استان نیاز به مدیرانی دارد که درب اطاقشان بروی سرمایه گذار و تولید کننده و صنعتگر باز باشد.

غلامزاده ادامه داد:کدام صادرکننده فارس در طول ۱۰ ماه قریب به ۵۰۰ هزار تن صادر کرده است؟ آمارهای صادرات سیمان لامرددر گمرک فارس است و به همه جا هم اعلام میشود اما متاسفانه تا بحال دیده نشده یکنفر مسئول از بخش دولتی چه در سطح استان و چه شهرستان، بیاید بگوید شما چه می کنید و ظرفیتها را ببیند و بشناسد و احیانا جهت حل مشکلات کمک کند.

مدیر عامل سیمان لامرداظهار امیدواری کرد با تدبیر مدیران ارشد استان در فضای اداری کشور واستان تحرک و پویایی حاکم شده و مشکل بیکاری کشور و استان فارس که آمار بالای بیکاری دارد با گسترش صنعت و تولید حل شود.

مدیر عامل وعضوهیات مدیره سیمان لامردمحور دیگر گفتگوی خودباخبرنگاران رابه مشکلات موجود در شهرستان لامرد اختصاص داد وعنوان کرد: متاسفانه مدتهاست فضای رکود بر شهرستان لامرد حاکم است که کار برای صنعت و تولید مشکل می نماید .

zz (2)

وی با اشاره به عکسهای منتشر شده درخصوص وضعیت راه و جاده یکی از مسیرهای اصلی لامرد در که از قضا مسیر عبور کامیونهای حمل سیمان نیز هست بااظهار تاسف گفت: به غیر از نداشتن جاده و آسفالت مناسب ، کیلومترها جاده نیز زیر سازی شده که به امان خدا رها شده است و چهره بدی ازشهرستان ترسیم شده و کسی هم پیگیر موضوع جهت حل آن نیست و یا اگر هست پیگیری موثر صورت نمیگیرد، مسایلی ازاین دست که از قضا بسیار زیاد نیز می باشد، لزوم تغییر سریع تر فضای موجود وحاکم در این شهرستان راآشکارمیکند. وی دربیان بخش دیگری ازمشکلات موجودافزودما به عنوان فعال بخش خصوصی و بزرگترین کارخانه سیمان استان که در این منطقه محروم واقع شده و ۵۵۰ نفر شغل مستقیم و بیش از ۱۰۰۰ نفر شغل غیر مستقیم ایجاد کرده ایم و انشاالله سال آینده استارت ایجاد خط دوم تولید را که قطعا اشتغال و رونقی به همین میزان خواهد داشت، دربرنامه داریم و از این وضعیت آسیب جدی می بینیم.

www.matboatfars.com - 547d3de27bea4ae9

غلامزاده اظهار داشت: مدیران ارشد این شهرستان در طول این چند سال مصاحبه و سخنرانیهای متعددی در مورد کارهای اقتصادی و صنعتی لامرد داشته اند اما نشده که حتی یکبار نامی از بزرگترین کارخانه سیمان استان که در این شهرستان واقع شده است بعنوان یک مجموعه صنعتی موفق بیاورند ویا حمایت عملی نشان دهند درحالی که در صحبتهایشان از فولاد و آلمینیوم و کارخانه هایی که سالهاست فقط در حد جواز تاسیس روی کاغذ مانده بطور مفصل حرف میزنند، از بیان نام کارخانه سیمان دریغ می ورزند.

او افزود: در سال ۹۲ سیمان لامرد سه عنوان بزرگ در سطح ملی و استانی به دست آورده است ولی مدیریت ارشد و مجموعه مدیریتی لامرد آنجا حتی از بیان یک تبریک ساده به کارگران و مهندسان زحمتکش این مجموعه دریغ کرده اند.

وی بیان کرد:جا دارد سیمان لامرد بعنوان مجموعه ای که حداقل ۵۵۰ نفر کارمند و کارگر و مهندس و متخصص دارد و در ورزش و مسایل فرهنگی و مذهبی شهرستان حتی همپای دولت کار کرده در شورای اداری این شهرستان در کنار اداراتی که تنها یک کارمند دارند و در کنار مدیران بانکهای خصوصی که بدون کمترین تاثیری در جلسه می نشینند حضور داشته و جهت حل مشکلات مجموعه های صنعتی و پیشرفت این شهرستان طرح و نظر دهد و در صورت لزوم مشارکت کند و یا از این بالاتر حداقل سالی چند بار شورای اداری جهت بررسی مشکلات این صنعت در کارخانه تشکیل شود، کاری که در خیلی شهرستانهامی شود اما تاکنون نه تنها این موضوع امکانپذیر نشده بلکه فرماندار یا مدیران این شهرستان در سه سال گذشته بغیر از همراهی استاندار درمراسم افتتاحیه، تاکنون جهت اطلاع از وضعیت تولید بازدیدی از کارخانه نداشته اند آنهم درحالی که سال گذشته که بفرموده مقام معظم رهبری سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه نامیده شده بود و همه باید در اجرای منویات معظم له تلاش میکردند ، سپری شده و الآن هم در آخر سال حماسه اقتصادی هستیم.

غلامزاده تصریح کرد: فکر میکنید سرمایه دار وسرمایه گذار حاضر است با این شرایط سرمایه گذاری کند؟ آیا سرمایه گذاران دیگر این مسایل و برخوردهای سیاسی که با این مجموعه های صنعتی و تولیدی میشود را ندیده و نمی شنوند؟ وی افزود قطعا سرمایه گذار حاضر نیست درچنین فضایی کارکند و مدیریت ارشد استان باید جهت تغییر این فضا تلاش کند. تحقق برنامه های دولت با این مدیران بلاشک محال خواهد بود.

این فعال اقتصادی اضافه کرد: سرمایه گذاران زیادی هستند که از وضعیتی که برشهرستان لامرد حاکم است گلایه مندند و علی رغم اینکه توان و سرمایه کار دارند بیان میکنند در این شرایط حاضر بکار نیستند وعنوان میکنند اگر مسئولین شهرستان در شعارهایشان صادق هستند بیایند و مشکلات کارخانه سیمان وسایر تولیدکنندگان و سرمایه گذاران را پیگیری و حل کنند. وقتی به صنعت موجود وفعال شهرستان بی توجهی میشود چگونه متوقعند سرمایه گذاران دیگر راغب به سرمایه گذاری وکار باشند؟ غلامزاده ادامه داد فرماندارشهرستان لامرد از یک مجموعه نظامی به وزارت کشور مامور شده ومدتهاست منتظر پایان ماموریت یا بازنشستگی خویش است و مردم و فعالین صعتی و اقتصادی این شهرستان در بلاتکلیفی هستند واین درست نیست آهنگ تغیبری که در کشور وزیدن گرفته به لامرد نرسد و یا دیر برسد.

وی اذعان داشت: شهرستان لامردبعلت واقع شدن در کنار عسلویه ومنطقه ویژه پارس جنوبی شرایط خاصی داردکه اگر درست مدیریت شود میتوان از این مزیت درجهت توسعه صنعتی استان استفاده کرد. رئیس هیات مدیره شرکت توسعه سرمایه گذاری فارس با بیان اینکه در حال حاضر نزدیک به ۲۰ درصد گاز کشور از چاههای گاز شهرستان لامرد تامین میشود گفتند اگر جناب استاندار میخواهد استان را متحول کند باید صنایع پایین دستی عسلویه را به منطقه ویژه صنایع انرژی بر لامرد بکشاند و از این طریق تحرک اقتصادی ایجاد و برای استان کسب درآمد کند و بازهم انجام این کار منوط به بکارگیری مدیرانی خلاق و توانمند و تحصیلکرده در این شهرستان مهم است.

0 (3)

مدیرعامل سیمان لامردبابیان اینکه مشکلات فراوانی رابه علت عدم همکاری در این شهرستان متحمل هستیم گفت:قریب به دو سال است نامه نگاری های زیادی داسته ایم که زمینی را برای ساخت یک مجتمع تفریحی ورزشی اختصاص دهند ولی تا کنون به رغم پیگیری مکرر پاسخی نگرفته ایم.

وی ادامه داد: درصحبتها ونشستها ونامه نگاری های زیاد تاکیدکردیم که جنوب فارس منطقه ای محروم و غیر صنعتی است و نیروی کار صنعتی ندارد وبا وجود نیروی بیکار فراوان، برای تامین نیروی فنی وماهر مشکل داریم و برای حل مشکل خود در دراز مدت و حل مشکل سایر صنایعی که در آینده ایجاد خواهد شد و برای بالابردن کیفیت کار نیروی انسانی قصد تاسیس دانشگاه علمی کاربردی داریم تا افراد را رایگان آموزش دهیم امابازهم هیچ جوابی نگرفتیم . عنوان کردیم که در نزدیکی کارخانه یکی از بهترین چشمه های آب گرم کشور وجود دارد که خواص درمانی داردکه از خیلی نقاط برای درمان می آیند و از حوضجه کثیف و غیر بهداشتی آنجا که محیط زنانه مردانه اش هم جدا نیست استفاده می کنند وما آمادگی و قصد ساماندهی آنجارا داریم تا بعنوان یک مرکز گردشگری مطرح و مردم از آن بشکل مفید و بهداشتی استفاده کنند. اما بازهم جوابی داده نشد.

مدیرعامل سیمان لامرد گفت:دربحث تامین آب برای کارخانه که خیلی مشکل داریم و دو چاه از سه چاهی که آب ما را تامین می کند خشکیده و مردم روستاهای اطراف هم به همین علت مشکل دارند ، ۳ سال قبل اعلام نمودند هزینه مطالعه و تهیه طرح را شما بدهید هزینه اجرایش می دهند اما خبری نشد و بی نتیجه مانده وحتی امسال که بودجه خوبی از۲ درصد نفت وگاز به لامرد اختصاص یافته بود اعلام آمادگی کردیم ۵۰ درصد هزینه اجرای آنرا باز خودمان بصورت خودیاری می دهیم که علیرغم آن و تلاش و تاکید اداره منابع طبیعی و آبخیزداری بازهم نتیجه ای حاصل نشد و اعتبار آبخیزداری برای جای دیگری که بنظرما ضرورت نداشت اختصاص دادند و کارخانه سیمان و مردم روستاهای اطراف آن بی بهره ماندند. .

او ادامه داد:در محیطهای کوچک کار بزرگ خیلی سخت میشود و توقعاتی است که اگر حل نشود با لجاجتشان مواجه میشوی و به مشکل میخوری. دولت مدیرانی را میخواهد که چنین نباشد و در قبال چنین خواسته هایی از صنایع حمایت کنند. گاها شخصی را برای استخدام معرفی می کنند اگر بکارگیری نشود ناراحت میشوند و کارت را راه نمی اندازند از طرفی جا برای بکارگیری وجود ندارد و اینها واقعا درد صنعت است که تا حل نشود نمیتوان به توسعه فکر کرد. گاها دخالتها آنچنان زیاد میشود که کار مشکل میشود .

وی خاطر نشان کرد:بیاد دارم که در مقطعی به خاطر عدم تمدید قرارداد اجاره یک مینی بوس که به علت بی نظمی در کار وتاخیر در جابجایی پرسنل، توسط واحد حمل ونقل کارخانه انحام شده بود، معترض بودند وگلایه داشتند که چرا اینگونه مسایل را با فرمانداری هماهنگ نمی کنید. توقع دارند بخش خصوصی مانند یک اداره زیر سیطره آنها مجموعه اش را اداره کند.

او گفت: آیا واقعا صنعت با اینگونه دخالتها و کارشکنیهائی بجایی می رسد؟ چقدر از توان و انرژی ما باید بجای تمرکز به امورات تولید ، صرف حل این موارد شود؟

وی اظهار کرد:شعار و برنامه این دولت ، تدبیر و امید است و لامرد فرمانداری باتدبیرمیخواهد. همگی در بحث الحاق استان فارس به دریا دیدیم در یک حرکت نسنجیده وخالی ازتدبیربه صرف اینکه درپایان دوره کارشان مدعی انجام کار بزرگی باشند با برگزاری جشن الحاق فارس به دریا هرمزگانیهای عزیز را حساس و تحریک کردند تا کاری که بدون تنش به نتیجه رسیده بود را اینگونه حساس کنند و کار به تنش و اعتراض برسد.

وی همچنین اعلام نمود: شرایط کارخانه سیمان لامرد برای ایجاد خط دوم تولید مهیااست و با پرداخت بخش عمده ای از تسهیلات امیدواریم سال آینده کار آغازشود حال در این فضای رکود و سرد و بدون همکاری و گاها کارشکنی چگونه میتوانیم به کار امیدوار باشیم؟ واگرحرفی هم بزنیم از آن تلقی سیاسی می شوددر حالی که همه اینها تنها بیان بخش کوچکی از مشکلات هستند که درقالب درد دل مطرح شد تا بلکه برای مشکلات ومعضلات موجود و فراروی تدبیری بیاندیشید.

در ادامه مدیرعامل سیمان لامرد افزود: درزمینه مشکل راه کارخانه سال گذشته طی یک توافق با اداره کل راه وترابری لارستان قرار شد که به جای آسفالت مسیر ازبتون (RCCP) استفاده کنیم و قرارشد که مسیری ۱٫۵ کیلومتری درشهر لامرد هم به عنوان پایلوت با این سیستم اجرا کنیم که تامین سیمان آنهم به صورت رایگان، سیمان لامرد به عهده گرفت که متاسفانه پس ازتحویل سیمان مذکور دیگر هیچ اقدامی صورت نگرفت و مدیرکل راه و شهرسازی لارستان پاسخگوی ما هم نشد و سیمان اهدایی واختصاص یافته جهت مسیر پایلوت، درشهرستان دیگری هزینه ساخت یک پل شد. آیا اینکار اخلاقی و درست است؟

غلامزاده عنوان کرد:مانده ایم برای بیان این مسائل و موارد متعددی که در این مقوله نمی گنجد به چه کسی مراجعه کنیم ، برای بیان این مشکلات که نباید وقت استاندار را گرفت و باید در سطوح پایین و شهرستان حل شود اما متاسفانه شرایط شهرستان برای پذیرش کار مهیا نیست.
اسکله پارس جنوبی موجب اخلال در صادرات کارخانه سیمان لامرد گشته است

بازیکنان سیمان لامرد صعود به لیگ برتر والیبال بانوان را جشن گرفتند

بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲

در دور نهایی رقابت های لیگ دسته اول والیبال بانوان باشگاه های کشور که سه شنبه شب در سالن ورزشی بعثت قزوین پیگیری شد، بازیکنان تیم سیمان لامرد با پیروزی ۳ بر یک مقابل هیات والیبال قزوین جشن صعود به لیگ برتر را برپا نمودند . 

در ادامه مسابقات والیبال لیگ دسته یک کشور تیم سیمان لامرد که در دور نهایی به مصاف تیم هیئت والیبال قزوین میرفت توانست با اقتدار این تیم را در خانه خود با نتیجه ۳ بر ۱ شکست دهد و به عنوان یکی از سهمیه های لیگ دسته یک به لیگ برتر ایران صعود نماید . در روز پایانی مسابقات نیز تیم سیمان لامرد برای سومین بار به مصاف نفت امیدیه خوزستان که با برتری مقابل شهرداری ارومیه به فینال مسابقات راه یافته بود رفت که در پایان یک دیدار نفس گیر این بازی را با نتیجه ۳ بر۲ واگذار نمود تا با کسب مقام دوم این مسابقات صعود خود را به مسابقات لیگ برتر جشن بگیرد .

مربیان تیم سیمان لامرد خانم زهرا اکبر زاده و رحیمه شهابی بودند که در کنار بازیکنان جوان و شایسته خود ( زهره شهابی، فاطمه محمودی ، مریم دهدشتی ، نسرین صفری ، سمیرا حسینی، الهه غلامپور ، زهرا نیکان ، ساناز حاجی زاده، مریم طاهری، ملیکا حقیقی رجا،معصومه موسویان، مهناز فخاری و هنگامه منتظر لطف ) و سرپرست زحمت کش تیم خانم رحیمه زمانی به این افتخار دست پیدا نمودند . 

 

گزارشی غیر رسمی از جلسه ای کاملا رسمی(گزارشی از اولین نشست مطبوعاتی شهردار لامرد)

بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲

اولین نشست مطبوعاتی شهردار محترم لامرد جناب آقای حسین شبانی نژاد ،پس از گذشت پنجاه و هشت روز از آغاز به کار و نزول اجلاس ایشان در دفتر شهردار برگزار شد. در این جلسه روزنامه نگاران ، خبرگزاران و وب نگارهایی از لامرد و مهر و البته منطقه ی پارس جنوبی حضور داشتند: روزنامه های سبحان،طلوع،نیم نگاه،اتحاد ملی،هفته نامه های پیام عسلویه،پیغام بوشهر،خلیج فارس خبرگزاری های فارس،ایلنا،ایسنا ، وب سایت های تراکمه، لامرد سیتی ،لامرود و شعله نیوز.
در این جلسه ابتدا شهردار محترم گزارشی از عملکرد ۵۸ روزه ی خود ارایه کردند و در پایان نیز هرکدام از حاضرین سوالاتی را طرح کردند که جناب آقای شبانی نژاد پاسخ دادند.
گزارش کامل این جلسه را در روزنامه ها و خبر گزاری های یاد شده می توانید بخوانید. من چون ذاتا خبرنگار نیستم و نمی توانم چیزی را عینا نقل کنم (احتمالا به تیاتر کار کردن و نمایشنامه نویسی من ربط دارد) فقط نکاتی را که برایم جالب بود برای تان بازگو می کنم:
*جلسه تقریبا سر ساعت شروع شد و برای من که سابقه ی شرکت در این جلسات رسمی را داشتم، وقت شناسی جناب شهردار و تیم روابط عمومی شان قابل تقدیر بود.
*در ابتدا شهردار از میل به “خوشنامی” شان گفت و اینکه مردم نشان داده اند با هیچ کس پیمان برادری نبسته اند. راه این خوشنامی را هم در خدمت بی منت به مردم دانست و اینکه در مقابل خدماتمان توقعی از مردم نداشته باشیم.ایشان افزود که مردم نشان داده اند که لجوج نیستند، بلکه رفتار برخی مسولین است که لج مردم را در می آورد. در کل هرچه ما فتیله ی کارهای سیاسی را پایین تر بکشیم به نفع شهر و شهروندان است.
*در ادامه از تقاضاهای غیر قانونی برخی از مردم از ایشان گفتند. ایشان علت این امر را غالبا عدم اگاهی مردم از قانون دانسته و وظیفه خود را اینگونه بیان کرد: باید با مهربانی و زبانی بی کنایه مردم را متوجه خطایشان کرد.
*در ادامه اساسی ترین اقدامات شان در این ۵۸ روز را در چهار عنوان اصلی خلاصه کردند:
یک)برای ارایه بهتر خدمات به شهروندان، روزهای دوشنبه و چهارشنبه کلیه ی پرسنل شهرداری از ساعت ۱۵ الی ۱۸ نیز در شهرداری حضور دارند و خدمات ارایه می دهند. همچنین خودم نیز در این ساعات در شهرداری هستم وجلسات مشاوره با سرمایه گذاران را در اتاقم برگزار می کنم .
دو)فاز مطالعاتی جاده ی کمربندی شهر لامرد ( به عرض ۶۵ متر و طول بیش از هفده کیلومتر )که از میدان خلیج فارس آغاز شده و به اتوبان در حال احداث لامرد-پارسیان(گاوبندی) ختم می شود، شروع شده است. وی علت این امر را تردد روزانه بیش از ۴۰۰ بونکر سیمان به علاوه ی ماشین های قاچاق از معابر اصلی شهر دانست که علاوه بر خطرات جانی باعث استهلاک زود هنگام آسفالت ها می شوند.
سه) وی ضمن عذرخواهی از شهروندان بابت کیفیت بد آسفالت معابر از واگذاری پنج بلوار غدیر،جمهوری،سپاه،معلم و شهید مطهری به علاوه ی میدان دانشجو به سه پیمانکار مختلف خبر داد. وی علت این امر را ایجاد فضای رقابت کیفی بین این پیمانکاران دانست.وی در ادامه افزود از انجا که هزینه ی این آسفالت از جیب مردم است ما موظفیم کار هایمان را به صورت کارشناسی شده و علمی انجام دهیم. همچنین با توجه به اهمیت کیفیت اجرایی آسفالت خیابان ها، برای نیروهای واحد فنی حکم ناظر مقیم زده ایم که به صورت دایم بالای سر پروژه ها باشند. همچنین از انجا که سه نفر از اعضای محترم شورای شهر کارشناس فنی هستند(آقایان مهندس رحیمی ، آزاد و قائدی)، ایشان نیز با نظارت خود ما را در اجرای هر چه بهتر پروژه ها ما را یاری می کنند.
چهار)فاز اول ساماندهی میوه فروش های بی پروانه کسب و سیار شروع شده است.در فاز اول مکان های این میوه فروش ها مشخص شده است: میدان خلیج فارس،قلعه ی ملا و میوه فروشی کنار دادگستری که این آخری با توجه به اینکه در ورودی شهر است ، حساسیت زیادی بر روی آن بود. اگرچه پیش از این نیزاقداماتی شده بود ،اما به علت تنش های ایجاد شده غالبا این اقدامات به سرانجام نرسیده بود . اما من خودم این کسبه ی محترم را به اتاقم دعوت کردم، از اهمیت شغل آنها گفتم که وجود شما برای تعادل بازار الزامیست.دلایلم را برای ساماندهی گفتم. این عزیزان نیز پذیرفتند و همین امروز صبح خود من ساعت پنج و نیم برای انتقال میوه فروشان کنار دادگستری راهی شدم و این کار بی هیچ تنشی انجام پذیرفت. البته این فاز اول است و در فاز دوم این میوه فروشان را غرفه بندی می کنیم و شماره دار می کنیم تا شهروندان بدانند دقیقا از چه کسی خرید کرده اند.
بخشی از پرسش ها و پاسخ ها
*در زمینه ی فرهنگی ما از آقای دکتر خضری ]همین آقای دکتر حسن خضری خودمان [به عنوان مشاور فرهنگی و اجتماعی استفاده می کنیم.همچنین به اتفاق ایشان نشریه ی شهروند را با موضوع مسایل حقوق شهروندی،گزارش فعالیت های شهرداری،آشنایی با قوانین و مقررات شهری، بررسی ناهنجاری های اجتماعی مثل طلاق،اعتیاد و…راه اندازی کرده ایم که انشاا… اولین شماره ی آن در ایام دهه فجر بیرون خواهد آمد.علاوه بر این با مدیریت محترم آموزش و پرورش هماهنگی هایی شده است و از مهر ماه آینده در مدارس به دانش آموزان حقوق شهروندی تدریس خواهد شد.
همچنین برنامه ای به نام” روز تراکمه” را در نظر گرفته ایم که در این زمینه از طریق سایت شهرداری و نیز سایت تراکمه از متخصصین ،فرهنگیان و دیگر شهروندان محترم نظر خواهی شده است و پرینت این نظرات برای من می آید.
*در زمینه ی روان سازی ترافیک شهری مطالعاتی شروع شده است .در این زمینه مطالعاتی مثل دیوارچینی رود خشک پدنو حدفاصل پل شورا تا پل پدنو، سرپوشیده کردن همین قسمت و استفاده از روی آن برای فعالیت هایی مثل پیست دوچرخه سواری یا…و زیر آن به عنوان پارکینگ ، مطالعاتی شروع شده وبا سرمایه گذارانی نیز صحبت شده است.
* در زمینه ی آب گرفتگی معابر نیز متاسفانه در زمان احداث معابر بحث های هیدرولوژیکی و هیدرولیکی در نظر گرفته نشده بود که ما بودجه ای را برای مطالعه در این امر در نظر گرفته ایم و اقداماتی شروع شده است.
*در زمینه ی قضیه ی الماس جنوب که در سطح رسانه های مجازی بسیار سر و صدا کرد ، هنوز ورود پیدا نکرده ایم. اما بنای آن داریم که با رعایت قانون ، اعتماد سرمایه گذاران را برای سرمایه گذاری در شهر جلب کنیم.
* قصد داریم برای عبور و مرور بهتر ، در صورت تامین بودجه ورودی و خروجی فرودگاه نیز میدانی احداث کنیم .
*قضیه ی ساماندهی نیروهای کارگری سر چهارراه را نیز در دستور کار داریم.

IMG_1165-20140131-233748

IMG_1193-20140131-233553

IMG_1141-20140131-233914

IMG_1151-20140131-233848

IMG_1164-20140131-233811

IMG_1174-20140131-233658

IMG-20140201-WA0006
(اینم عکسی از خودم…با تشکر از هادی شکیب عزیز)

صعود ده پله ای تنیس روی میز لامرد در رنکینگ استان فارس

بهمن ۹ام, ۱۳۹۲

به گزارش هیئت تنیس روی میز استان فارس در اعلام رنکینگ هیئت های برتر استان فارس شهرستان لامرد با مربیگری هادی موغلی و هادی دلگشا پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته اند . 

هیئت تنیس روی میز لامرد که از ابتدای سال جاری با حمایت کارخانه جات سیمان در مسابقات شرکت میکند توانسته با صعود ده پله ای خود از رده ی ۱۴ رنکینگ استان به رده ی ۴ این رتبه بندی در بخش آقایاان صعود نماید ، از آنجایی که تیم تنیس روی میز بانوان لامرد به تازگی شروع به فعالیت کرده است در مجموع دو گروه تیم لامرد در رتبه ۹ رنکینگ استان قرار دارد . 

به گفته هادی دلگشا مسئول باشگاه تنیس روی میز سیمان لامرد این پیشرفت حاصل حمایت های اخیر مدیریت باشگاه سیمان لامرد جناب آقای حسین غلامزاده میباشد که با تمرینات و فعالیت های پیش رو امیدواریم در ماه های اخیر جایگاهی بهتر از جایگاه چهارم را کسب نمائیم . 

اتحاد ملی ۸ بهمن ماه

انتخاب بهترین روز پیشنهادی بعنوان روز تراکمه (لامرد) توسط شهروندان

بهمن ۷ام, ۱۳۹۲

انتخاب بهترین  روز پیشنهادی بعنوان  روز تراکمه (لامرد) توسط شهروندان

شهرداری لامرد قصد دارد روزی را به نام  تراکمه (لامرد) در تقویم شهر بگنجاند و مراسمی در این روز برگزار نماید .

به گزارش روابط عمومی شهرداری لامرد ، شهرداری قصد دارد روزی را به نام  تراکمه (لامرد) در تقویم شهر بگنجاند و مراسمی در این روز برگزار نماید . قرار دادن روزی به‌نام تراکمه در تقویم شهر فرصتی مغتنمی است تا با مرور سابقه درخشان علمی ، فرهنگی و هنری و سیاسی ضمن تجلیل و تکریم از مفاخر فرهنگی و صاحبان اندیشه در تراکمه (لامرد)، چراغ ذوق و ادب را برای آیندگان نیز روشن کنیم و بایادآوری تلاشهایی که درعرصه های مختلف این دیار انجام شده پشتوانه ای برای حرکت فرهنگی آیندگان فراهم کنیم

روز تراکمه همچنین فرصتی است که می‌توان با بهره‌گیری از آن توانمندیهای توسعه در تراکمه (لامرد) را مرور کرد و نقاط قوت و ضعف آن را شناسایی نمودتقویت وجوه برجسته در فرهنگ تراکمه نشینان و گوشزد کردن موقعیت استثنایی شهر لامرد ، اقتصاد و تعاملات اجتماعی این شهر را امکان پذیر است، این رویکردی مثبت و فرخنده در روز تراکمه است و موجب بالندگی فرهنگ ، اقتصاد و تعاملات اجتماعی شهرمان خواهد شد

 لذا از اساتید ، دانشجویان ، نخبگان ، فرهیختگان و صاحب اندیشه تقاضا می شود روز پیشنهادی خود را جهت این روز اعلام نمایند . به سه نفر که بهترین پیشنهاد و توجیه برای روز انتخابی خود داشته باشند به قید قرعه جوایزی در اولین مراسم اهداء خواهد شد . سعی نماییم برای روز انتخابی خود دلیل و توضیح کاملی ارائه گردد . در ضمن افرادی که تمایل داشته باشند نظرات و پیشنهادات خود را در این خصوص بصورت حضوری اعلام نمایند می توانند همه روزه به واحد روابط عمومی شهرداری لامرد مراجعه نمایند .

مهلت ارسال یا اعلام نظرات تا پایان بهمن ماه ۹۲ می باشد .