Archive for آذر, ۱۳۹۲

نمایش مذهبی ” حر ” در لامرد به روی صحنه می رود+ عکس

آذر ۲۶ام, ۱۳۹۲

تئاتر مذهبی باید به عنوان یک پدیده‌ی فرهنگی تأثیرگذار، قالبی مناسب و امروزی برای ترویج اندیشه‌ی دینی اسلام باشد که با وجود چنین هدفی نباید دو ویژگی هنر را فراموش کرد: تأثیرگذاری و تکثیر. در واقع با زبان هنر هم می‌توان تأثیر گذاشت و هم می‌توان تکثیر شد؛ بدین معنی که یک ایده به تعداد زیادی از افراد انتقال پیدا کند و روی آن‌ها تأثیرگذار باشد. پس ما می‌توانیم تئاتری داشته باشیم که ضمن داشتن محتوا و ایده‌ای بر اساس الگو‌های اسلامی و ایرانی، تأثیرگذار نیز باشد و بتواند مخاطب امروز را متوجه خود کند.
از میان تمام اتفاقاتی که از حادثه عاشورا نقل شده است ماجرای « حر » به نظر من زیباترین است ، ماجرایی ادامه دار و جاری در زندگی همه ما ، به آن وقت که دیگر قانون نسبی بودن مفاهیم کار نمی کند. به آن وقت که تو یا باید در روشنایی قرار بگیری و یا در تیرگی . به آن وقت که باید منافع زیستی ات را در نظر داشته باشی ، یا حق را . حق را حتی به بهای درکف نهادن جانت. داستان « حر » تمامی شدنی نیست ، به شکل های گوناگون جلوه گری می کند و حضور دارد در زندگی همه ما. جایی که باید انتخاب کرد

 

 

3-20131219-003445

4-20131219-003519

6-20131219-003607

7-20131219-003644

9-20131219-003755

عکس ها: علی حسن زاده

همایش هم اندیشی شهرداران جنوب استان فارس در لامرد برگزار شد

آذر ۲۵ام, ۱۳۹۲

همایش هم اندیشی شهرداران جنوب استان فارس در لامرد برگزار شد

شهرداری لامرد بعنوان دبیر خانه مجمع سازمان همیاری شهرداری های جنوب استان فارس انتخاب شد

به منظور بحث و بررسی در خصوص مشکلات ،چالشها و همچنین پتانسلهای موجود در شهرهای جنوبی فارس، همایش هم اندیشی شهرداران جنوب فارس به میزبانی شهرداری لامرد در سالن اجتماعات فرمانداری برگزار گردید. این همایش که به منظور دستیابی به راهکارهای عملی در جهت رفع مشکلات شهرداریها اتخاذ شده بود با حضور اربابی مدیر عامل سازمان همیاریهای شهرداری های فارس ترتیب یافت. در ابتدای این جلسه شبانی نژاد شهردار لامرد گفت: شهرداری ها با دردهای مشترکی روبرو هستند و شاه بیت مشکلات همه شهرداری ها وضعیت مالی و درآمد آنهاست که برگزاری همایش با حضور سازمان توانمندی مثل سازمان همیاری شهرداری های فارس بارقه ی امیدی است در جهت کم کردن مشکلات موجود که همانا خدمت رسانی بهتر و مطلوبتر به شهروندان است. حسین شبانی نژاد شهرستان لامرد را یک شهرستان دارای پتانسیلهای بسیار بالا در ابعاد مختلف ذکر کرد و گفت: شهرستان لامرد یک شهرستان در آستانه تحول در بخش صنعت قرار گرفته و حدود بیش از ۷۲ حلقه چاه در این منطقه واقع شده، ولی متاسفانه مزایایی که نصیب شهرداریها می شود بسیار کم است و در بحث آلایندگی و ارزش افزوده به تهران متمرکز می شود و مردم ما کمتر از عواید و درآمد آن بهره مند می شوند که می بایست راهکارهای اصولی بیاندیشیم تا مردمی که مشکلات آلایندگی را تحمل می کنند از مزایای صنعتی شدن هم برخوردار شوند.

شبانی نژاد که در جمع شهرداران جنوب فارس سخن می گفت ، لامرد را مستعد سرمایه گذاری دانست و افزود: منطقه ویژه صنایع انرژی بر لامرد بستر مناسبی جهت سرمایه گذاران است . وضعیت راهها و دسترسی دریا پتانسیلی است که برای صادرات و واردات و جهت کارخانجات تولیدی یک نقطه قوت است و انگیزه را جهت سرمایه گذاری بالا می برد. وی از آمادگی مردم و مسئولین شهری لامرد و استقبال از هرگونه سرمایه گذاری اعلام کرد. وی برپایی اینگونه همایشها را در وضعیت فعلی شهرداری ها در جهت کم کردن مشکلات آنان مفید ارزیابی نمود.

در ادامه اربابی مدیر عامل سازمان همیاری شهرداری های فارس با اشاره به درآمد شهرداری ها که بر پایه عوارض و مالیات بر ارزش افزوده بنا نهاده شده  به شاخصهای یک شهرداری قوی اشاره کرد و گفت:  شاخص اول درآمد است که شهرداری بدون درآمد چرخاندن شهر بسیار مشکل است، نکته دوم علم و دانایی شهرداری هاست که داشتن نیروهای توانمند در زمینه عمرانی و .. را می طلبد و نکته سوم قدرت اجرایی شهرداری هاست که آن هم به درآمد شهرداری نسبت مستقیم دارد. وی هدف اصلی سازمان همیاری شهرداری ها را کمک به شهرداری ها ذکر کرد و افزود: سازمان همیاری ماهیتا متعلق به وزارت کشور است که ۱۰۰ شهرداری شکل گرفته ۸۴ شهرداری عضو شورای سازمان همیاری شهرداری هاست. وی گفت: رویکردی که سازمان در این سالها طی کرده رویکردی دوجانبه است از یک سمت به سمت استانداری و از سویی دیگر به سمت شهرداری هاست. اربابی در ادامه بیان داشت: رویکردمان تعامل و همکاری با شهرداری هاست که در یک رویکرد تعاملی توانستیم دربخشهای مختلف کمک کنیم و شاخصها را در بخش خودشان ارتقاء دهیم . وی در ادامه از خدمات علمی و حقوقی و طراحی جهت شهرداری ها خبر داد و گفت: همه خدمات به شهرداری ها پایین تر از نصف قیمت  محاسبه خواهد شد. وی در ادامه از ارائه ایده تشکیل صندوق ذخیره کارکنان شهرداری به هیات مدیره خبر داد و گفت: این صندوق مقتبس شده از صندوق ذخیره فرهنگیان است که کار بسیار مفیدی جهت رفاه کارکنان است. اربابی در پایان شهرداری لامرد را به عنوان دبیرخانه مجمع سازمان همیاری شهرداری های استان فارس انتخاب نمود.

در ادامه شهرداران اهل، اشکنان، علامرودشت، اوز، لطیفی و لار به ارائه دیدگاهها و نکته نظرات خود پرداختند. در پایان آقایان رحیمی رئیس شورای اسلامی شهر لامرد و جمالی، دهقان، صفایی، کشاورز از اعضای شورای اسلامی شهر لامرد در خصوص ظرفیتهای شهر لامرد در ابعاد مختلف به ارائه نظر پرداختند.

عینک رئیس شورا (نقدی بر اولویت های برنامه ای رئیس شورای اسلامی شهر لامرد)

آذر ۱۹ام, ۱۳۹۲

معارفه شهردار لامرد، پایانی بود رسمی بر حرف و حدیث های گاها ناخوشایندی که از گوشه و کنار در خصوص اختلافات میان اعضای شورای شهر(که وجودش طبیعی است) به گوش می رسید. نیز شروع مرحله ای جدید است برای کار، که شورا مصوبه کند و شهرداری اجرا، شورا بر اجرا نظارت کند و در همین چارچوب محدود قانونی فعلی، شهر و شهرداری اداره شوند.
محورهای بیان شده توسط مهندس رحیمی، رئیس محترم شورای اسلامی شهر لامرد در خصوص اداره شهر و شهرداری لامرد در سایت تراکمه(http://terakmeh.com/?p=18937) سوالات و نکاتی را به ذهن من متبادر کرد که مهمترین آنها این است که اگر چه در لابلای این محورها به موضوعات اجتماعی و انسانی شهر توجه شده است، اما چرا به عنوان چارچوب دید و یا حتی یک محور به
آن پرداخته نشده است. اینکه ایشان، در سایه ی محورهائی همچون، ارتقاء سیما و منظر شهری، شهرداری الکترونیک، بهبود کیفیت ساخت و سازهای شهری، توسعه فضای سبز، منابع پایدار شهرداری، سرمایه گذاری در شهر، بازمهندسی فرایندگردش کار در شهرداری، ساماندهی ترافیک شهر و تعامل و ارتباط با سایر ادارات و آموزش کارکنان شهرداری به مواردی همچون تفریحات و اوقات فراغت، اشتغال هم اشاره می کنند و در انتها از احیای فرهنگ بومی و ایجاد انسجام اجتماعی نام می برند، به نظر می رسد نمی تواند نسخه قابل قبولی برای شهر نوپائی باشد که گرفتار معضلات اجتماعی متعدد و پیدا و پنهانی است که گزارش ها و اخبار آنها را بیش از پبیش می شنویم( بیکاری، قاچاق سوخت، طلاق، مواد مخدر و اعتیاد و…) و بدین لحاظ، ضروری است تا چارچوب دید یک قانونگذار و مدیر شهری از این بافت باشد و در شهروند این احساس را بوجود نیاورد که مثلا یک متخصص علوم شهری اولویت و محوریت کاری خود را به مسائل کالبدی و مهندسی( و نه اجتماعی و انسانی) شهر داده است.
اینکه امروز، شهردار تهران فراتر از پیشرفت های کالبدی و حجمی که شهرداری تهران در این چندسال داشته و برای سایر کلانشهرهای ایران مثال زدنی است، از محوریت اجتماع و انسان در رویکرد جدید و برنامه ریزی های آتی شهرداری تهران می گوید و اینکه شهرداری تهران می بایست از یک نهاد صرفا خدماتی به نهادی اجتماعی تحول یابد، سوزنی ای است که به شهرداری می زد تا معضلات اجتماعی فزون یافته این چند سال را مورد توجه قرار دهد، که در پس این پل ها و اتوبان های دو طبقه و حتی فرهنگ سراها و سراهای محله، هنوز کارتن خواب های زیادی وجود دارند و بیشتر هم شده اند، کودکان کار هنوز در خیابانها هستند، حیاط ها و نشاط کوچه ای و خیابانی از بین رفته و بافت های محله ای ازهم پاشیده اند و هزاران معضل مغفول مانده در دیدهای کالبد نگر و تحسین کننده ساختمان ها مستتر شده و کسی جرات پرداختن ریشه ای به آنها را به خود نداده است.
و اما در خصوص محور های کاری ارائه شده از سوی رئیس محترم شورای اسلامی شهر لامرد، این نکات قابل ذکر است:
محور اول کاری ایشان، ارتقاء سیما و منظر شهری لامرد بیان شده است. و اینکه شهر لامرد باید زیبا و خوش منظر باشد. این یکی از محور های اساسی در مدیریت شهری می تواند باشد، اما آیا اولویت دارترین هم هست؟ به نظر می رسد که یک معمار و یا یک کالبد نگر و طراح کالبدی یک محله می تواند این محور را در اولویت کاری خود قرار دهد و نه یک مدیر شهر. اگرچه گفته می شود محیط زیبا و منظم، انسان را به انجام رفتارهای زیبا و منظم دعوت می کند، اما این رابطه، متقابل و متعامل است و انسان (شهروند) نیز باید از استعداد و تربیت انجام رفتارهای زیبا و منظم نیز برخوردار باشد. با توجه به اهمیت محوری انسان (و نه اشیاء) در اجتماع(شهر)، بهتر است اولویت به تربیت فکری و رفتاری شهروندان داده شود. شهروند زیبا فکر، خواستار زندگی در محیط زیباست و محیط های زیبائی(از همه ابعاد) را خلق می کند.
محور دوم، تبدیل شهرداری لامرد به یک شهرداری الکترونیک را هدف قرار داده است.
شهر الکترونیک معمولا در واکنش به معضلاتی همچون تراکم ترافیک، آلودگی هوای ناشی از تردد زیاد خودروها، ازدحام جمعیت در مراکز و ادارات محدود خدمت رسان و مانند اینها ارائه می شوند و علاوه بر این، هزینه های مطالعه، استقرار و اداره آن نیز گاها به عنوان یکی از معضلات مطرح بوده و تا عدم توجیح طرح در برخی از شهرهای عمدتا کوچک پیش می رود.
سوال این است که آیا شهر لامرد دچار این معضلات ذکر شده است؟ شهرداری الکترونیک، چه اولویتی برای شهر لامرد دارد؟
وقتی می توان کل طول شهرلامرد را با یک موتور سیکلت و یا خودرو شخصی با ۱۰ دقیقه طی کرد و رسیدن به شهرداری نیازمند به زمانی حداکثر تا همین مدت است و حتی گاها این طی مسیر به عنوان یک تفریح نیز در نظر گرفته می شود آیا ایجاد شهر الکترونیک لازم است؟
شورای شهر یکی از تجلی گاه های تعامل و ارتباط مردم با مسئولین محلی به انواع مختلف است. در شهر کوچکی چون لامرد تعاملات مردمی با مسئولین نمی تواند آنقدر زیاد شود که برای مسئولین دردسر ساز و وقت گیر باشد و آنها را از کارهایشان باز دارد. اینکه یک سامانه یا سیستم یا یک فضای مجازی واسطه تعاملات مردم با منتخبان خود شود این تعاملات را کمرنگ می کند. ضمن اینکه برنامه ریزی که یکی از وظائف اصلی یک مدیر شهری(از طریق شهرداری ) است، نیازمند تعامل با مردم دارد (face time یا زمان رودر روئی و ارتباطات چهره به چهره مردم با مسئولین )، چرا که باید بر حقایق مستقیم بنا گذارده شود و نه بر حقایق محدود، کانالیزه شده و با محدودیت هائی که یک واسطه مجازی خلق می کند.
علاوه بر اینها، با توجه به این حقیقت که در برخی از محله های شهر ما عملا بافت قدیم و جدید به شکل نمایانی از یکدیگر تفکیک شده اند(http://lamrood.ir/news/show/223/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B4%D9%87%D8%B1–%D8%B9%DA%A9%D8%B3) و اینکه در بافت های قدیمی به علت کم کیفیت و ارزان بودن خانه ها، اجتماعی از کم درآمدها، فقرا و مهاجران روستاهای اطراف بوجود آمده است و طبعا این کم درآمدها از کسانی اند که اضافه بر رفع نیازهای ضروری خود از درآمدی برای استفاده از تکنولوژی های روز و فضای مجازی برخوردار نیستند، پس بخش قابل توجهی از جمعیت شهری و برخی از محلات، از این امکان ارتباط مجازی و شهر الکترونیک شما بی بهره می مانند. و این خود تفکیک دیگری را علاوه بر تفکیک بافتی و درآمدی ) موجب می گردد. این محدودیت در تعاملات ساکنان بافتهای فرسوده با شهرداری و ادارات دیگر در جهت بهبود شرایط مسکن و محله و استفاده از تسهیلات بهسازی و نوسازی بواسطه عدم توانائی در استفاده از ابزار ارتباطی مجازی را هم می بایست مورد توجه قرار داد.
محور های سوم تا دهم، نیز در مدیریت شهری لامرد نقشی اساسی داشته و ضروری هستند اما به نظر می رسد مواردی هنوز مغفول مانده و می بایست به آنها توجه شود و در این محورها گنجانده شود:
• برنامه و برنامه ریزی در این محورها جایگاهی ندارند و مورد تاکید قرار نگرفته اند. اینکه شهر لامرد در افق بیست سال آینده خود چه چشم اندازی دارد و در راستای رسیدن به آنها چه برنامه هائی لازم است تدوین و اجرا شوند یکی از محورهای اساسی است که می بایست مورد توجه مدیران شهری امروز لامرد قرار گیرد.
• به ارتباطات و تعاملات و همکاری های قانونی و حقوقی شورای شهر با سایر شوراهای محلی، استانی و ملی به شکل پیگیری موارد حقوقی، محیط زیست، پیشنهاد اصلاح قوانین، پیشنهادهای توسعه ای، جذب منابع و … نیز می باید همپای ارتباطات با ادارات در محور نهم توجه شود.
• انسان و شهروند محوری در تمامی محورها باید به عنوان یک اصل قرار گیرد.
• به مشارکت شهروندان کم توجهی شده است و اینکه تقویت مشارکت شهروندان در شهر باید به عنوان یک محور شناخته شده و ابعاد متناسب با آن ترسیم گردند.
• به هویت شهری لامرد به عنوان یک اصل اساسی دیگر باید پرداخته شود. اینکه خیلی از حجم های طراحی و احداث شده، نمادها، نماها، رنگ ها، اسامی، رفتارهای تحمیل شده و برنامه ریزی شده در شهر لامرد با استقبال سرد شهروندان مواجه شده و انتقادات زیادی را به همراه داشته، بخاطر همان بی توجهی به هویت شهروندان لامردی است.
• در کنار ارتقاء آموزش حرفه ای کارکنان شهرداری، در محور دهم می بایست به کشف و پرورش توانائی های مدیریتی و اجرائی جوانان مستعد و تحصیلکرده و متخصص در مدیریت شهری توجه داشت و این از سرمایه گذاری هائی است که استقبال شهروندان را به همراه دارد.
• بی تفاوتی و بی توجهی شوراهای و مدیران قبلی شهری به بهبود شرایط و زیرساخت های برخی محله های قدیمی، آنها را به بافت هائی فرسوده تبدیل کرده است. خانوارهای پردرآمد و با تحصیلات بالاتر، در واکنش به این بی تفاوتی ها از این محلات جابجا شده و جای خود را به مهاجران روستائی اطراف و کم درآمد و فقیر داده اند. توجه به احیاء کننده های محله ای(تقویت زیرساختهای محله ای و افزایش دسترسی به خدمات عمومی شهری)، شرایط بهتری برای زندگی و ماندن خانوارهای پردرآمد و تحصیلکرده فراهم آورده، آنها محله های اصیل خود را بازسازی می کنند. توجه به احیاء محله ها می بایست یکی از محورهای اساسی کاری شورای شهر باشد.
• الزام به شهرداری در مطالعه شهر از ابعاد مختلف، ارتباط شورا و شهرداری با مراجع علمی و دانشگاهی و استفاده از ایده ها و مشاوره های موجود متخصصان نیز از اولویت های شورا و شهرداری باید باشد.
در پایان، امیدوارم دوست خوبم جناب آقای مهندس رحیمی، در بازنگری و اصلاح و تقویت اولویت ها و محورهای کاری خود و شورا، این موارد را نیز لحاظ کنند.

راه کارهای مقابله با برق گرفتگی (به بهانه مرگ فاطمه ۶ساله در اثر برق گرفتگی)

آذر ۱۷ام, ۱۳۹۲

ساعت تقریبا” ۹ شب ششم محرم است که تلفن همراهم به صدا در می آید در پشت خط صدای لرزان یکی از اقوام است که می گوید فاطمه را بیهوش به بیمارستان بردند سریع خودت را برسان، به بیمارستان که می رسم دکتر می گوید متاسفانه تمام کرده و هیچ اثر ظاهری که علت مرگ را نشان دهد بر روی بدن وجود ندارد . از چگونگی حادثه که می پرسم می گویند فاطمه درحیاط حسینیه به دور پایه آهنی روشنایی می چرخیده و مشغول بازی بوده است که یک مرتبه به زمین افتاده و بیهوش می شود . به محل حسینیه واقع در روستای کندرشیخ مراجعه می کنم ولتمتر ولتاژ ۲۲۰ ولتی را بین پایه و زمین نشان می دهد و این یعنی اینکه سیم فاز به بدنه پایه اتصالی شده و فاطمه دچار برق گرفتگی شده است .
امروزه در کشورمان هزاران نفر در سال در اثر پدیده برق گرفتگی دچار مرگ شده و یا ضایعات جسمانی متفاوتی در آنها بوجود می آید که ادامه روند زندگیشان را مختل می نماید .فاطمه ۶ ساله نیز یکی از این گروه افراد بودند که مرگ ایشان باعث شد مقاله پیش رو را جهت تلنگری به همشهریان عزیز در راستای رعایت و اجرای قوانین نظام مهندسی ساختمان تنظیم نمایم .
اگر چه با پیشرفت تکنولوژی و ره‌آوردهای علمی بشر ، انرژی الکتریکی به علت راحتی در انتقال و تبدیل به سایر انرژی ها به عنوان یک انرژی پاک و برتر جای خود را ثبت کرده است. لیکن به دلایل مختلف ،سوانح و ضایعاتی ناشی از برق گرفتگی رخ می دهد که موجب از دست دادن جان انسانها و حیوانات می گردد. بعلاوه خسارتهای مالی زیادی نیز در اثر آتش سوزی ناشی از برق تا کنون به ثبت رسیده است .
بخاطر اقتصادی بودن تولید انرژی الکتریکی و مساعد بودن آن برای محیط زیست استفاده از این انرژی تا هزاران سال آینده نیز برقرار خواهد بود ولی اثرات فیزیکی این انرژی بر روی بدن انسان و هر جانور زنده هرگز تغیر نخواهد کرد و لذا لزوم رعایت قوانین مربوطه چه در زمینه طراحی وچه در زمینه اجرای تاسیسات برقی و همچنین تولید و استفاده از تجهیزات الکتریکی استاندارد را بیش از پیش نمایان می سازد.
با بررسی گزارش پزشکی قانونی کشور میانگین مرگ و میرثبت شده ناشی از برق گرفتگی در ۱۰ سال گذشته مطابق جدول ذیل برابر ۶۰۲ نفر می باشد که در سال های آخر این میزان بالغ بر ۷۰۰ نفر در سال رسیده است این آمار ثبت شده است در حالی که آمار واقعی مطمئنا” بیشتر خواهد بود.
سال ۸۰ ۸۱ ۸۲ ۸۳ ۸۴ ۸۵ ۸۶ ۸۷ ۸۸ ۸۹ ۹۰
مرگ و میر ۴۲۳ ۴۲۷ ۴۷۴ ۵۵۴ ۵۸۹ ۶۷۵ ۶۵۱ ۶۵۰ ۷۰۵ ۷۵۰ ۷۲۷

اگر این میزان را با میانگین مرگ و میر سالیانه ناشی از زلزله مقایسه کنیم به آمار تکان دهنده ای بر می‌خوریم . زلزله های بیشتر از ۵ ریشتر از سال ۱۲۸۷ تا سال ۱۳۹۰ جان ۱۱۲۰۷۴ نفر از هموطنان را گرفته است یعنی سالیانه ۱۰۶۷ نفر، با مقایسه این دو آمار مشخص می گردد که میزان جان باختگان ثبت شده ناشی از برق گرفتگی طی سالیان اخیر نزدیک به ۷۰% میانگین جانباختگان ناشی از زلزله در ۱۰۰ سال اخیر بوده است . آمار مرگ میر ناشی از برق گرفتگی استان فارس (جدول ذیل) هم به نسبت جمعیتش تقریبا” همین ارقام را نشان می‌دهد.
آمار مرگ میر ثبت شده در اثر برق گرفتگی در هفت ماهه اول سال ۹۱ در استان فارس

زلزله ۹/۴ ریشتری در سال ۹۰ در لامرد که مردم را به وحشت انداخت باعث اهتمام بیشتر همشهریان به مقوله ساخت و ساز شد اما این فقط در مورد اسکلت ساختمان رخ داده و در مورد تاسیسات ساختمان و به ویژه تاسیسان برقی نواقص زیادی مشاهده می‌گردد .
عمده ساختمان‌های ساخته شده در شهرستان های لامرد و مهر از نوع اسکلت بنایی در یک یا دو طبقه بوده و الزامی در داشتن نقشه های تاسیسات و مهندس ناظر تاسیسات وجود ندارد به همین دلیل در بیشتر این ساختمان ها تاسیسات برقی دارای مشکلات اساسی در زمینه ایمنی نفرات در مقابل برق گرفتگی است .
اگرچه دفتر نمایندگی نظام مهندسی ساختمان شهرستانهای لامرد و مهر در راستای وظایف خود کلاسهای متعدد آموزشی جهت مجریان و سایر دست اندرکاران برگزار نموده و پیگیریهای لازم با شرکتهای برق منطقه‌ای جهت مشروط کردن واگذاری کنتور برق به اجرای اصولی تاسیسات برق را داشته است اما هنوز تا رسیدن به حالت مطلوب فاصله زیادی است که همت و همراهی تک تک مالکان و مجریان ساختمانها و سازمانهای مربوطه را می طلبد.
اگر ساختمان های خود را مقاوم می‌سازیم تا در صورت بروز زلزله بتوان جان خود و خانواده را سالم نگه داریم این خطر در مورد برق گرفتگی همیشه در کمین ماست . روزانه چند بار به سراغ یخچال خانه می‌رویم و یا چند بار کولر و ماشین لباس شویی و سایر تجهیزات الکتریکی را لمس می کنیم . هر بار دست زدن به این وسایل به منزله بروز یک زلزله جانی می تواند باشد . از کجا مطمئن هستیم که بدنه یخچال یا آبسرد کن ما برقدار نخواهد بود ؟ برای کسب این اطمینان ابتدا به چگونگی و عوامل برق گرفتگی پرداخته و سپس راه حل های جلوگیری از آن ارائه خواهد شد .
الف – عوامل برق گرفتگی :
عوامل مختلفی نظیر اختلاف پتانسیل الکتریکی ، فرکانس، نوع جریان ، مقاومت بدن ، مدت زمان عبور جریان از بدن ، مسیر عبور جریان از بدن در برق‌گرفتگی یک فرد اثر دارد که به دلیل تخصصی بودن تنها به چند مورد بصورت ساده اشاره می شود.
۱- اختلاف پتانسیل الکتریکی :
ولتاژ یا اختلاف پتانسیل الکتریکی یا فشار برق بین دو نقطه، نیروی الکتریکی است که جریان الکتریکی را بین آن دو نقطه برقرار می‌سازد. به عبارت دیگر ولتاژ برابر با مقدار کار لازم برای جابه‌جا کردن واحد بار الکتریکی از نقطه‌ای به نقطهٔ دیگر است . اختلاف پتانسیل الکتریکی برق شهر ۲۲۰ ولت و اختلاف پتانسیل باطری خودروی ما ۱۲ ولت است ، هر چه ولتاژ بیشتر باشد جریان عبوری از بدن ما بیشتر خواهد شد .
ولتاژی که می تواند جریان عبوری خطرناکی در بدن ایجاد کند را معمولا” ۷۰ ولت تعریف می کنند اما در عمل مشاهده شده که ولتاژ ۶۵ ولت که در دستگاههای جوشکاری بکار می‌رود در مواردی برق گرفتگی همراه با مرگ را نیز دربر داشته است. در سیستمهای فشار قوی که ولتاژ به هزاران ولت می رسد ، هوای اطراف سیمها نیز یونیزه شده وتبدیل به هادی برق می شود. لذا نزدیک شدن به سیمهای فشار قوی بسیار خطرناک می‌باشدچون از فاصله چند سانتیمتری از طریق هوای یونیزه و بدون تماس با سیمها دچار برق گرفتگی می‌شویم و بدلیل ولتاژ بالا، جریان خیلی زیادی از بدن عبور کرده و سوختگیهای شدیدی بوجود می‌آرود، قلب و ریه ها از کار افتاده و بلافاصله انسان را می‌کشد.
۲- مقاومت الکتریکی بدن:
در مباحث برق وقتی می‌گوییم جریان الکتریکی یعنی حرکت الکترون ها دریک مسیر و اگر چیزی یا ماده‌ای بتواند در برابر عبور این الکترونها ممانعت کند به آن مقاومت الکتریکی می گوییم .
اگر بخواهیم مثالی بزنیم بهتر است بگوییم تماشاچیان داخل یک ورزشگاه مثل الکترونهای داخلی یک باطری هستند ، وقتی تماشاچیان بخواهند از ورزشگاه خارج شوند مجبورند از درها بگذرند و به دلیل کوچک بودن درها حرکت آنها کند می شود در اینجا می‌گوییم درهای ورزشگاه در برابر عبور تماشاچیان مقاومت می‌کنند و سرعت انها را در خارج شدن کاهش می‌دهند درست همین اتفاق در مدار الکتریکی می افتد که در اینجا بدن در برابر عبور الکترونها مقاومت می‌کند طبیعی است که هر چه این مقاومت مقدار بیشتری داشته باشد جریان کمتری از بدن عبور خواهد کرد .
مقاومت الکتریکی بدن انسان ثابت نیست و در حالت طبیعی تقریبا بین ۱۳۰۰ تا ۴۶۰۰ اهم و در اثر عوامل فردی و شرایط محیط کار ممکن است به نسبت ۱ تا ۱۰۰ برابر تغییر نماید، مهمترین عواملی که در تغیر این مقاومت مؤثراست عبارتند از:
۲-۱- حالت روحی فرد:
خستگی، گرسنگی، تشنگی، بی خوابی، عصبانیت، خنده، غم و بیماری از عواملی است که می تواند مقاومت بدن را تا حدودی تغییر دهد .
۲-۲-سطح تماس و فشار تماس:
هر چه سطح و فشار تماس بیشتر باشد مقاومت بدن کمتر می گردد، البته عوامل دیگری غیر از آنچه ذکر شده وجود دارد که می تواند مقاومت بدن را کمتر کند، از جمله وقتی که بدن مرطوب و عرق کرده است مقاومت آن تا حد زیادی کم می شود که در این صورت خطر برق گرفتگی را چندین برابر افزایش می دهد.
بیشترین مقاومت بدن در قسمت پوست است، بطوریکه مقاومت پوست های خشک و سالم گاهی حتی تا چند صد هزار اُهم نیز می رسد، از آنجائیکه جریان برق برای عبور از بدن ناچار است از پوست داخل و خارج شود هر گونه اقدامی که در جهت بالا بردن مقاومت محل ورود و خروج جریان صورت گیرد خطر برق گرفتگی را کاهش می دهد.
دستکش و کفش برای کسی که با تأسیسات برقی سر و کار دارد بسیار حائز اهمیت است بعلت اینکه دستکش و کفش باعث افزایش مقاومت در برابر عبور جریان می گردد.
۳- مسیر ،مقدار و مدت زمان عبور جریان:
با قرار گرفتن بدن در مسیر جریان برق بخشی ازجریان از قلب و سیستم تنفس و یا مغز عبور کرده و سیستم عصبی را مختل می کند. عبور جریان از قلب باعث اضافه شدن ضربان قلب و در جریانهای بیشتر موجب لرزش بطنی و در نهایت از کار افتادن قلب و ایجاد شوک می‌نماید. عبور جریان از سیستم تنفس ایجاد انقباض شدید در ریه‌ها نموده و مانع از ادامه تنفس می شود و خفگی به همراه خواهد داشت.
هر قدر زمان عبور جریان در بدن بیشتر باشد خطر و عوارض آن بیشتر خواهد بود، به همین جهت سرعت عمل در قطع جریان و جدا کردن اتصال از بدن شخص برق گرفته ، نقش حیاتی در نجات او دارد. در نخستین لحظات عبور جریان از بدن مقاومت پوست بدن زیاد است، ولی با عبور جریان گرما ایجاد شده و در طبقه شاخکی پوست که قسمت عمده مقاومت پوست را دارا می‌باشد سوراخهای متعددی ایجاد گردیده مقاومت پوست را سریعا کاهش می‌دهد. در نتیجه جریان گسترش یافته و عوارض متعدد بعدی را به بار خواهد آورد .
عاملی که در برق گرفتگی مؤثر است مقدار جریانی است که از بدن عبور می‌کند. مقدار جریانی که برای بدن خطرناک است، در حدود ۲۰ میلی آمپر می‌باشد و در مقایسه با جریانی که انسان درمنزل (در حدود ۱۵ الی ۲۵ آمپر) و یا در کارهای صنعتی معمولی با آن سر و کار دارد بسیار ناچیز می‌باشد و این مسئله خطر بزرگی برای انسان محسوب می‌شود.
عبور جریان از هر مسیری باشد ، درصدی از آن به شرح ذیل از قلب عبور می کند

– دست – دست ۳/۳ درصد
– دست چپ -پاها ۷/۶ درصد
– دست راست -پاها ۵/۶ درصد
– پا – پا ۴/۰ درصد
ب – راه های جلوگیری از برق گرفتگی :
از مهمترین راه های جلوگیری از برق گرفتگی در منازل و سایر ساختمانها می توان به اجرای سیستم حفاظتی زمین به همراه کلید جریان باقی‌مانده (RCD) در زیر کنتور برق ورودی به ساختمان اشاره کرد که به اختصار در مورد عملکرد هر کدام اشاره خواهد شد .
۱- سیستم حفاظتی زمین:
اجرای سیستم حفاظتی زمین از اصول اولیه و اساسی و غیر قابل چشم پوشی در یک سیستم الکتریکی می باشد به این معنی که با حفر چاه و کوبیدن میله در آن و ارتباط دادن این میله به وسیله سیم زمین به بدنه تمامی تجهیزات الکتریکی ، فرد را از خطر برق گرفتگی در زمانی که بدنه دستگاه برقدار شده محافظت می کنیم . این اتصال علاوه بر تجهیزات برقی به لوله های گاز ، آب و تیر آهنهای استفاده شده در اسکلت ساختمان نیز جهت کارآیی بهتر متصل می شود . جهت ملموس شدن می توان اینکار را به یک جوی آب تشبیه کرد که انتهای جوی به دو شاخه تقسیم می شود ، یک شاخه آن با شیب تند به پایین می رود و شاخه دیگر باشیب زباد به بالا می رود به نظر شما جریان آب در این دو مسیر چگونه تقسیم می شود ؟ به طور یقین تمام یا بخش عمده آب جوی به قسمت سر پایینی سرازیز می گردد . در سیستم حفاظتی زمین ، جوی آب معادل بدنه دستگاهی که در آن اتصال بدنه رخ داده است و مسیر شیب سر بالایی معادل بدن فرد و شیب سر پایینی نیز مسیر چاه ارت می باشد که تمامی جریان وارد آن شده و جریانی از بدن فرد عبور نمی کند .
شکل ذیل یک سیستم برق رسانی با حفاظت زمین را نشان می دهد:

۲- فیوز محافظ جان (RCD) :
کلید جریان باقی مانده یا به اصطلاح کلید محافظ جان یک نوع فیوز خاصی است که در صورتیکه اختلاف جریان سیم فاز و نول بیشتر از مقدار حساسیت کلید باشد جریان را قطع می کند، این کلید با دو نوع حساسیت ساخته ۳۰ میلی آمپری جهت منازل مسکونی و حساسیت ۳۰۰ میلی آمپری جهت مراکز صنعتی ساخته می شود .
درصورتیکه سیستم حفاظتی زمین به درستی اجرا شده و این کلید نیز نصب شده باشد به محض اینکه بدنه دستگاهی برقدار شود جریان خطا به سمت زمین جاری شده و کلید محافظ جان قبل از اینکه منجر به برق گرفتگی شود سریعا” مدار را قطع میکند.
کلید محافظ جان به صورت سه فاز و تک فاز موجود است و در مسیر فاز و نول بعد از کنتور و قبل از فیوزها قرار می گیرد. به عبارت دیگر فاز و نول داخل این کلید شده و به صورت سری در مسیر ورودی برق قرار می گیرد . شکل ذیل مدار اجرایی وچگونگی حفاظت را نشان می دهد:

در انتها مجددا” متذکر می شوم بخاطر جلوگیری از سوانح برق گرفتگی و حفظ جان انسان فقط یک راه وجود دارد، متصل نمودن کّلیه فلزات در ساختمان و اماکن عمومی به سیستم حفاظتی زمین . پیاده و اجرای این کار احتیاج به هزینه قابل توجهی ندارد و با مخارج بسیار کم قابل اجراست .اجرای آن فقط به دانستن و خواستن شما بستگی دارد.
امید است دوستانی که این متن را مطالعه می کنند علاوه بر اطلاع رسانی به سایر همشهریان سریعا” به کمک یک نفر متخصص برق به بررسی نواقص تاسیسات برقی منزل و سایر مراکز عمومی تحت کنترل خود پرداخته و اصلاحات لازم را بعمل آورند. فردا ممکن است دیر شده باشد . دراین راستا دفتر نمایندگی نظام مهندسی شهرستانهای لامرد و مهر آمادگی خود را جهت ارائه راهنمایی ومشاوره به همشهریان عزیز اعلام می‌نماید .
منابع:
– فصلنامه گزارش شماره ۷۴-۷۵ نظام مهندسی ساختمان استان فارس
– سایت پزشک قانونی کشور

غلام درخشنده کارشناس ارشد برق – قدرت
عضو هیئت رئیسه نمایندگی سازمان نظام مهندسی ساختمان شهرستانهای لامرد و مهر
آدرس دفتر نمایندگی: لامرد – بلوارشاهد –روبه روی مدرسه صدیقه طاهره – ساختمان سهرابی
تلفن دفتر نمایندگی : ۰۷۸۲۵۲۲۰۰۵۰

گاهنامه

آذر ۱۷ام, ۱۳۹۲

با سلام خدمت همه ی مخاطبان محترم سایت تراکمه
احتراما ، به اطلاع کلیه نخبگان ، دانشجویان ، فارغ التحصیلان ، شهروندان و صاحب نظران ارجمند می رساند که شهرداری لامرد در نظر دارد که جهت تنویر افکار عمومی اقدام به نشر گاهنامه شهروند نماید لذا از صاحب نظران گرامی تقاضای پیشنهاد جهت هر چه بهتر و پر بارترنمودن نشریه می نمایید .
۱- محتوای این نشریه چه مطالبی باشد ؟

۲- فاصله زمانی انتشار نشریه چه مدت باشد ؟

۳- نحوه توزیع نشریه در بین شهروندان چگونه باشد ؟

۴- مطالب نشریه باید در چه سطحی باشد ؟

مدت زمان پذیرش پیشنهادات : به مدت ۱۰ روز
از تاریخ ۱۷/۰۹/۹۲ لغایت ۲۷/۰۹/۹۲

تمنای مدارا: نامه ای به همه

آذر ۱۴ام, ۱۳۹۲

جناب آقای حاج شیخ مهدی دانشمند

آنچه سبب شد بنویسم، دیدن فیلمی از شما بود که مرا در شگفتی و تأسّف فرو برد. در این تصاویر از سوی شما، شرم آورترین و موهن ترین نسبتها به سنیّان و بزرگان مورد احترام آنها داده می شود و با عناوین “حرامزاده” و “ولد الزنا” خطاب می شوند.

تا مدتها در شوک شنیدن حرفهایتان بودم. برایم باورکردنی نبود که انسانی، حاضر شود در مکانی که دستکم برای خودش مقدس است، چنین ناموزون، سخن بگوید. دینی که عالمش، چنین بی مهابا بر آبرو و حیثیت دیگران بتازد و بی ملاحظه ی جایگاه عالم عامل -که گفتارش باید سرشار از شرافت و عظمت ادراک کلام نور باشد- سخن بگوید، شگفت نیست که گفتار سراسر نور و اخلاق رسولش (ص)، در کنج فراموش خانه ها بماند و قرآنش برای مردگان، خوانده شود. و بسا حیرت، که خود را “روضه خوان سید الشهداء” می خوانید و در جایی که باید از فلسفه ی رفتار آن بزرگوار و از شرف و آزادگی برآمده از انقلاب انسان سازش بگویید، دین باوری را به محاق رفتارهای نسنجیده ی خود می برید. و خودپسندی تا بدانجا، که کسی را سزاوار نمی دانید که “آخوند شیعه” را انتقاد کند. مگر آخوند شیعه از مولایش على(ع) افضل تر است که نمی شود به مختصر کلامی از او بازخواست کرد؟ هم او که گفت: “و امّا حقی که من بر شما دارم این است که…در نهان و آشکار مرا نصیحت کنید” (خطبه ی۲۱۶). و شما که انتقاد مشفقانه ی دیگران از خود را دشنام خوانده و در تقبیح آن، چنان برآشفته می شوید که دامن از دست می دهید و خشک و تر را می سوزانید، چگونه است که دشنامگویی به دیگران را عملی ناپسند و غیرانسانی نمیدانید، بلکه آن را ستایش می کنید و پا منبری هایتان را به انجام آن، توصیه و حتى وادار نیز می نمایید. مگر گفتار فاخر حضرتش را نخوانده اید که خطاب به یارانش که به لشکر معاویه، دشنام داده بودند، فرمود: “خوش نداشته ام و روا ندارم که شما نفرین کننده و دشنام دهنده باشید، فحش بدهید و بیزاری بجویید” (خطبه ی۲۰۶). شما که خرقه ی دین به تن دارید برای من بگویید تا بدانم که سیره و مرام اسلام چیست که آن را “دین رحمت” خوانده اند؟ و آیا نباید رفتار آنان که جامه ی دین به تن دارند، نشانی روشن از راه و روشی باشد که مروّج آن اند؟

پس، جناب شیخ، بفرمایید که کجا رفته است:
قولوا للنّاس حسنا:با مردم، به نیکویی سخن کنید(بقره:۸۳)

و لا تستوی الحسنه و لاالسیئه ادفع بالتی هی احسن فاذاالذی بینک و بینه عداوه کأنّه ولی حمیم و ما یلاقاها الا الذین صبرواو ما یلاقاها الّا ذو حظ عظیم(فصلّت، ۳۴و ۳۵).

و عبادالرحمن الذین یمشون على الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما: بندگان رحمان، کسانی اند که روی زمین با آرامش و فروتنی راه میروند و هنگامی که نادانان آنها را خطاب قرار میدهند در پاسخشان، سخنانی مسالمت آمیز میگوین (فرقان:۶۳).

فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی، با او [فرعون] به نرمی سخن بگویید باشد که پند گیرد یا دل نرم شود (طه:۴۴)

فاعف عنهم واستغفر لهم، پس، آنها را ببخش و برایشان آمرزش بخواه (آل عمران:۱۵۴)

والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین (آل عمران:۱۳۴)

انک لعلی خلق عظیم، بدرستی که بسیار نیکوخلق هستی.(قلم:۴)

ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک. و هر آینه اگر تندخو بودی مردم از دورت پراکنده میشدند (آل عمران:۱۵۹)

و کجا رفته است سیره ی عملی علی(ع) که فرمود:
“آنکس که شنیدن سخن حق بر او گران آید، عمل بدان را دشوارتر خواهد یافت”(خطبه ی۲۱۶ ).

“فرزندم، برای دیگران، دوست داشته باش آنچه را برای خویشتن دوست داری، و برای دیگران، چیزی را خوش ندار که برای خود، خوش نداری” (نامه به امام حسن ع).

“در مردمی که نصیحت کنندگان را دوست نمی دارند خیری نیست” (غررالحکم، ج۲، ص. ۲۶۷).

و به مالک اشتر گفت که: “نه تنها بر مسلمانان که با نامسلمان نیز مهربانانه رفتار کند: قلب خود را از رحمت بر مردم، دوستی با آنان، و مهربانی کردن به همگان، لبریز ساز”(نامه ی ۵۳)
“مبادا اخلاق نیک را درهم شکنید و به اخلاق بد، مبدّل سازید” (خطبه ی ۱۷۶).
“دشمنت را از سر اعتدال، دشمن بدار” (حکمت ۲۶۸).

و کجا رفت سیره ی عملی دیگر پیشوایانی که از شدت تعلق و عشق بدان بزرگواران، سینه می دریا و صورت می خراشید؟ و می دانم که شوربختانه در قاموس شما برای هر چیزی، استثنائی هست که می توانید با آن، هر عمل غیراخلاقی را توجیه کنید.

مثلا وهن مقدسات دیگران بد که نیست، پاداش الهی هم دارد!! [و اصولا برای شما، مقدسات غیرمسلمانان ودیگران، جمع نقیضین است !!] و این، سنّت شریعت پرستان است که جز اندکی از خرمن معرفت، برنگرفته اند. و بسیاری از شریعت پرستان، مصداق فرمایش مولایند که برای به اصطلاح-اصلاح دیگران، خود را به تباهی می اندازند و نمی دانند که خودشناسی و خودسازی، بالاترین جهاد است: “به خدا سوگند، اصلاح شما را به بهای افساد و تباه ساختن خود، جایز نمی بینم(خطبه ی۶۹).

دیدن چنین رفتارهایی، برای من که روانشناسی خوانده ام، پیامی است که بن مایه های روانی آن رفتارها را برجسته می سازد: نگاه تک بعدی، خودبرتربینی، تمایلات سرکوب شده ی قدرت پرستی، و تمنّای عمیق تأیید طلبی در لوای خوبی، فقدان همدلی، و روشن تر و ناخوشایندتر از همه، این است که انجام چنین رفتارهایی نشان از آن دارد که دین برگرفته شده، نه از راه “انتخاب”، که از راه “تجویز”، به دست آمده است و “باور تجویزی”، فاجعه ای به تمام معناست: چیزی جز تعصب و روزکوری نیست، و اگر این باور تجویزی، در شمایل مجاهدت درآید چونان شمشیری است به دست زنگی مست. ولی آزادگی، حاصل گذشتن از شاهراه گزینش و گذراندن شیوه ها و سبکهای گوناگون زندگی و اندیشه است:
ماییم که گه نهان و گه پیداییم
گه مؤمن و گه یهود و گه ترساییم
تا این دل ما قالب هر دل گردد
هر روز، بصورتی برون می آییم (مولانا).

وقتی از شرایط تربیتی خود با افتخار، سخن می راندید برایم یقین شد که در فضایی تنفّس کرده اید که تعصب، اکسیژن آن، و تمایز انسانها به ما و آنها، سیاق آن بوده است، و مشاهده ی چنین رفتارهایی از منظر روانشناختی، امر غریبی نیست چرا که انجام اینگونه اعمال، نشان از آن دارد که هویت عامل به آن، در نفی و انکار دیگران، تحوّل یافته و تثبیت شده است و هرگونه پذیرش دیگران، و یا تصوّر حضورشان، چنان هویت دگم آنها را در معرض تهدید قرار می دهد که به چنین رفتارهایی ناگزیرشان می سازد. و اینها همه نشان از آن دارد که بی هیچ شکّی، کتابی در باب دین زرتشت، بودا، یا تورات و انجیل و کتاب های مذاهب شرقی چون هندو و تائو، و ذن یا عرفان سرخپوستی را نخوانده اند و دریغا بر آنها که بی گذشتن از این باغ فراخ و فرح افزای اندیشه های گونه گون، به منظری درآمده اند و بر آن، پای می فشرند که حتى بنیادهای مسلّم و اولیه ی آن را که بر سهلگیری و رعایت حرمت دیگران قرار دارد، نادیده میگیرند [لا اکراه فی الدین، قد تبیّن الرشد من الغی(بقره: ۲۵۵);

لکم دینکم و لی دین(اکافرون: ۶);

فذکر انما انت مذکر لست علیهم بمسیطر(غاشیه: ۲۱تا۲۳).

و عشق، ترنّمی است که از این هوا، بسا دور است. و عشق، در آغوش کشیدن تک تک انسانها با هر مسلک و مرام و عقیده است; و نه سیاه و سفید و سرخ و زرد را که همانند ما می اندیشند عزیز بداریم!

فرموده اید که افتخار شما شیعه کردن۱۳ ، ۱۴نفر سنّی است، اما برادرانه و مشفقانه به شما میگویم که هزاران هزار را که می توانستند با وجود همه ی تفاوتها و تضادها، شادمانه و سازوارانه در کنار هم زندگی کنند، به ورطه ی افسردگی برآمده از تعصب، کوته فکری غیر قابل باور، و بیماری هراس آور انکار و امحاء دیگران، انداخته اید و جهانی که می توانست حتی در خسران بی دینی، شاد و سزاوار بزید را در دهشت و اضطرار افکنده اید.

به باور من، میان آنها که به نام الله و یهوه و پدر آسمانی، و ایدئولوژی های رنگارنگ، بی گناهان را به مسخگاه باورهای متحجرشان می برند، و بر مسلخ تعصب، ذبحشان می کنند، اندک تفاوتی وجود ندارد و همه تکرار مکرّر پلشتی تعصب اند. و دردا ! که دین، همواره در طول تاریخ، چهره ی مهربان خود را در شرار چنین رفتارهایی قربان یافته است. و بدا! باد تعصب و نفرتی که می کارید، توفانی خواهد شد که بنیاد بلند اخلاق و کرامت انسانی را فروخواهد ریخت و جان پاک انسانها را را فدای “توهّم مجاهدت” و ایمانشان را “سرمایه ی بی بازگشت سودای بهشت تاجران دین” خواهد کرد. و چه خوش گفته اند که: “اگر می خواهید حقیقتی را خراب کنید، خوب به آن حمله نکنید، بد از آن، دفاع کنید”.و دردمندانه باید بگویم که شما و بسیاری دیگر، چنان در این فقره، استادانه عمل کرده اید که می رود آنگونه شود که نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان.

اما دریغا، دنیایی که می توانست بیش از اینها بر مدار انسانیت بگردد، بر مدار خرافه و جهل و کشتار است، چنان که نفیر ناموزونش همچنان از عراق و یمن و افغانستان و سوریه بلند.

بادا که معنای دیگرگونه بودن را دریابید، آن را با همه ی وجود احساسش کنید، و بر پایان دادن به خوار شمردن آنها که تنها گناهشان، متفاوت بودن با شماست، با عشق و بشریت، همداستان شوید. بگذارید دیگران، آنگونه که می خواهند و نه آنچنان که شما می پسندید، بزیند و باور کنید که خداوند حتى در توصیف اسلام، آزادی را برای یافتنش مقرر کرده است [إِﻧَّﺎ ﻫَﺪَﯾْﻨَﺎﻩُ اﻟﺴَّﺒِﯿﻞ إِﻣَّﺎ ﺷَﺎﻛِﺮًا وَإِﻣَّﺎ ُﻛَﻔُﻮرًا (الانسان:۳) لا اکراه فی الدین (بقره: ۲۵۶)] و عقوبت و پاداش هرکس را بر عهده ی خود نهاده است (ﻓَﯿُﻌَﺬِّﺑُﻪُ اﻟﻠَّﻪُ اﻟْﻌَﺬَاب َّاﻷَْﻛْﺒَﺮَ * إِنَّ إِﻟَﯿْﻨَﺎ إِﯾَﺎﺑَﻬُﻢْ * ﺛُﻢَّ إِن ﻋَﻠَﯿْﻨَﺎ ﺣِﺴَﺎﺑَﻬُﻢ، غاشیه، ۲۵و۲۶ ).

از دهلیزهای تنگ اندیشه های متعصبانه به در آیید،در پهنای بیکران آسمان آزادگی بال بگیرید و ایمان بیاورید که این رفتارها بیش از آن که مؤمنی به مؤمنان بیفزاید، چهره ی تابناک دین را ملکوک و دین داری را مطرود خواهد کرد. باور دارم که دیدن چنین رفتارهای ناخوشایند، از شما و دیگرانی چون شما که داعیه ی دین دارند، دلیل اساسی دین گریزی عده ای و نفهمیدن پیام انسان ساز دین، توسط عده ای دیگر است.

و بدانید که والاترین باورها اگر بی اختیار و انتخاب، برگرفته شود، پشیزی ارزشمند نیست، چرا که باور ها، رهیافتهای برای تعالی هستند که در هوای ادراک و فهم، می بالند. اما باورمند نابخرد، از آنجا که بی اندیشیدن و دانستن، به اندیشه ها می آویزد، نخستین و خطرناکترین دشمن باور خویش و ویران کننده ی دنیای خود و دیگران است. و امروز، اسلام، بسا بیش از هزار و اندی سال پیش، دردمند رفتارهایی است که مسلمان ناآگاه، بنام دین، روا می دارد (قطع ظهری اثنان: عالم متهتک و جاهل متنسک).

برایم دریافت باور “یکسان سازی” و انکار تفاوتها چنان دشوار است که هیچ مستندی نمی تواند مرا با آن، آشتی دهد. برایم پذیرش این رأی، بسی دور از ذهن است که خداوند شادمان از این همه تفاوت، که دیگر بار و دیگر بار، گوناگونی می آفریند، چرا چنان که شما میگویید و می کنید، بر از میان بردن زیبایی ها و تفاوت ها فرمان می راند. برای من، وجود تفاوتها، احترام به کرامت انسانها -با هر مسلک و مرام و نژاد- و آزادی در یافتن راه و روش، نخستین و مقدس ترین قانون خداوند است; به آن، پای می فشرم و بر آن، حرمت می گذارم و چهره ی تابناک دیگران را با تبسّم شادمانه ی عشق، پاسخ می دهم و باور دارم که این اندیشه، بر تاریک باوری، پیروز خواهد شد. زیرا که با همه ی وجود، به گفتار فاخر شهید راه تساهل -گاندی بزرگ- باور دارم که: ” اگر می خواهیم روزی شاهد نفوذ روح حقیقت در تمامی جهان شویم، باید به جایی برسیم که کم اهمیت ترین موجود جهان خلقت را به اندازه ی خود، دوست بداریم و برای رسیدن به چنین جایگاهی، نباید از هیچ یک از ابعاد زندگی، بگریزیم”.
بیش از این، اطاله ی کلام نمی کنم; ولی دوست دارم که گفتارم را با هشداری پرمغز، از “ایوان کلیما” به پایان برسانم که در کتاب “روح پراگ” می گوید:
“در یک کلام، آنها که قربانی یک نوع خاص ار تعصب هستند، اکثرا تسلیم تعصبی از نوع دیگر می شوند … بنابراین، به این نتیجه رسیده ام که هر تعصبی از هر نوع، پیش شرط روانی یا پیش درامد خشونت و وحشت است … به این نتیجه رسیده ام که هیچ اندیشه ای در دنیا آنقدر ارزشمند نیست که تلاشی تعصب آمیز برای به کرسی نشاندن آن اندیشه را توجیه کند. پس، تنها امید نجات در این دوران، تسامح و تساهل است”.

حسن خضری
۸ آذر ۱۳۹۲

شهردار ” اعتدال” نزول اجلاس فرمودند!(گزارشی تصویری از مراسم تودیع و معارفه ی شهرداران سابق و فعلی لامرد+ دو عکس اصلاح شده!)

آذر ۱۱ام, ۱۳۹۲

پس از کش و قوس های فراوان- چه در مرحله ی انتخاب و چه در مرحله ی تایید حکم از سوی استانداری- بالاخره امروز یازدهم آذرماه در سالن معلم، شهردار جدید لامرد معارفه شد: جناب آقای حسین شبانی نژاد.
ایشان که فوق لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه اصفهان ست، در سال های دور مسوول آموزش متوسطه ی اداره ی آموزش و پرورش لامرد بوده اند.سپس راهی شهر زرقان شد تا به عنوان معاون آموزشی کسب تجربه کند.هم اکنون نیز به عنوان رییس مرکز فنی حرفه ای شهرستان لامرد و نیز رییس دانشگاه علمی کاربردی شهرستان لامرد مشغول است.در همین پست ریاست مرکز فنی حرفه ای بود که توانست عنوان مدیر نمونه کشوری سال ۸۸ را کسب کند.
در جلسه ی تودیع شهردار سابق-آقای خشنو- و معارفه ی آقای شبانی نژاد،خیلی ها بودند: از شهردار و اعضای شورای شهر سابق گرفته تا امام جمعه محترم و فرماندار و روسای ادارات و گروه زیادی از معتمدین محلات و صد البته اعضای شورای چهارم.
ما هم به قدر وسع گزارشی تصویری تهیه کردیم پیشکش حضورتان.این گزارش متناسب با ذائقه ی مخاطبین محترم سایت تراکمه تهیه شده است. وقتی داشتم عکس می گرفتم یکی از مسوولین به شوخی گفت : خدا می دونه از تو این عکسا چی میخاد در بیاد! راست هم می گفت البته!
DSC05026
در شروع برنامه این روحانی معمم آسید جواد موسوی قرآن تلاوت کردند. بسیار بسیار زیبا و صد البته تاثیر گذار می خوندند. من که عربیم بد نیست خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. انگار که همون لحظه داشت این آیات نازل می شد. آیات انتخابیش هم آخه فوق العاده بود:ربنا اننا سمعنا منادی ان ینادی للایمان ان آمنوا بربکم فامنا…ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا(آیات پایانی سوره ی مبارکه آل عمران اگه اشتباه نکرده باشم)آقا یه چیزی بود! به قول خودشون: طیب ا…انفسکم. به قول خودمون : دمت گرم!

DSC05033

حضار و مسوولین (نمی دونم چرا هر وقت یه سرهنگ محترم می بینم یکی در گوشم میگه: من سرهنگ نیستم، من مهندسم!! خدا بگم چکار کنه این شیخ حسن رو!!)

DSC05031

مسوولین و حضار…این طرف

DSC05034
آقا اتحاد و همدلی دیگه از این بیشتر! چهار عضو شورای سابق و شهردار سابق در کنار اعضای شورای جدید.دوستی…محبت…گل..بلبل..فقط من نمی تونم اینو نگم: دم شورا قبلی ها گرم…هنوز باهم…هنوز کنارهم(البته طبق همون فرمول ۱+۴ خودشون). حالا شورا جدیدا : سه تاشون اینجا.سه تا شون اونور. یکی هم هرچی گشتم یافت می نشد که نشد.جون عمو شدین(۱+۳+۳)؟این تن بمیره…آره؟

DSC05035

ادامه ی همون عکس بالا…صلح …صفا…لاو …این مهندس هادی خیلی خوش مسلن. بعضی ها میگن همون احمد حق شناسن منتها تحت ویندوز! بعضی ها چیا که نمی گن!

DSC05037

این بزرگواران هم به عنوان معتمدین محلات دعوت شده بودند

DSC05036

بله…

DSC05038

هنوزم بله!

DSC05039

با نظم و ترتیب …یکجا نشسته! دو تا از شورایی ها هم اینجان. تا اینجا میشن پنج تا.

DSC05040
اینم جناب آقای شهردار.آقای شبانی نژاد! کلا پشت سرتو بپا! کم نیستند عالیجنابان خاکستری تو شهرداری!نگی نگفتی!البته هوای بچه محل ما رو داشته باش!کارش درسته.
DSC05043
فرماندار محترم هم از شورا و شهردار سابق تشکر کرد. تابلوی کناری رو داری: لامرد،دروازه ی خلیج فارس! ای جااااانم!

DSC05055
امام جمعه ی محترم هم از همه خواست تا اگر انتقادی می کنند با زبان خوش باشد، آبروی کسی را نبرند. احسنت!

DSC05046

آقا این مهندس رحیمی چقدر خاکی و بی ریاست.وسط برنامه یکی از مهمان های استانداری اومدند، یه صندلی کم اومد. سریع بلند شد و جاش رو داد به محمد دهقان. آقای رییس شورا ! آقای دو فوق لیسانسه! آقای فرزند شهید! به مولا کارت خیلی درسته! به همین سوی چراغ!

DSC05048
آقای شهردار! با رفقای ما میپری ! عوارض داره ها!

DSC05050

شباهت این شش نفر چیه به نطرتون؟ یه کم دقت کنید! بله درسته…همشون کت و شلوارین. البته نظر شما هم محترمه!

DSC05049

آقا! مسوولین این شهر چقدر مردمین.تو همین عکس پنج تا رییس هستند.

DSC05058

اینم یکی دیگه از اعضای شورا. تا اینجا شد شش تا. پس محمد جمالی کو؟

DSC05051

دیروز…امروز …و شاید فردا. توضیح بیشتر نمی دم.

DSC05056

متن پیامک مهندس رحیمی به شهردار: ایطو که ای ملت نشستند چاس هم ری دلمونن. اگه پول مول ا خوت سراغ داری که هیچ وگرنه سریع برنامه رو جمع کن !

DSC05067

هی آدم هم عالیجناب خاکستری فرماندارین ولی کارش خیلی درستن!

DSC05061

خشنو رفت…البته پشت تریبون!

DSC05063

محمد از چها پایه میز ریاست گفت که بر خون شهداست. از فرهنگ و معماری گفت و از فقدان المانهای بومی. از گم شدن مساجد در جانمایی شهری.تا اینجا از انتخابمان راضی هستیم محمد. دست خدا به همراهتون.
DSC05078

شهردار محترم هم از تعهدش به مردم گفت و اینکه خدمت به مردم هدف نیست، مسیر است.

DSC05084

یافتم…یافتم…اینم نفر هفتم شورا!استاد محمد جمالی!

DSC05093

راست : خشنو
چپ : خشنود

DSCN0298

اینم یک لانگ شات از مسوولین شهری دیروز و امروز
(عکس: روزنامه ی طلوع)

DSC05100

اینم خبرنگار ویژه ی تراکمه که از شهردار محترم قول یک مصاحبه رو گرفته.البته نه به این زودی ها.

DSCN0304
میم مثل محبت
میم مثل مهر
میم مثل مادر
(عکس: روزنامه ی طلوع)

آیا می توانیم یک مدیر باشیم؟

آذر ۸ام, ۱۳۹۲

این روزها معمولاً در هر محفلی که گروهی گرد هم جمع می‌شوند صحبت از انتخاب مدیران پیش می‌آید از دانش آموزان گرفته تا بازاریان و اداری ها و  جلسات بعد از ظهر خانم ها در کوچه ها که نشان از تاثیر گذاری این انتخاب بر روی همه اقشار جامعه می باشد ، البته این تغییرات مدیریتی (اشاره این مطلب به انتخاب در حوزه شهرستان می باشد) هم بعد از انتخابات ریاست جمهوری و شوراها کاملاً طبیعی است و این انتظار می‌رود که به صورت سلسله مراتبی از بالا به پایین شاهد انتخاباتی جدید و تغییراتی در بدنه‌ی سیستم و نظام باشیم. دولت جدید با وزرای جدید و به همین ترتیب استانداران، فرمانداران، بخشداران و روسای ادارات جدید و…

اما نکته‌ی مهم در این است که ملاک و شاخص این انتخابات چیست؟ انتخاب کنندگان چه شاخص‌هایی را باید مد نظر قرار دهند تا بتوانند یک انتخاب صحیح و اصولی داشته باشند؟

مسلماً با توجه به این که این اشخاص برای مدتی انتخاب می‌شوند و در این مدت تصمیماتی، آن هم در سطح کلان و مدیریتی شهرستان اتخاذ می‌کنند و هر تصمیمی در کوتاه و درازمدت تبعات و آثاری در جامعه و زندگی مردم دارد، بنابراین بسیار مهم است اشخاص منتخب جزء کسانی باشند که توانایی اخذ تصمیمات منطقی، عقلایی با کمترین میزان خطا را داشته باشند.

اما این ملاک‌ها و شاخص‌ها چیستند؟

ممکن است موارد بسیاری در انتخاب اصولی یک مدیر دخیل باشند، اما به طور کلی به ۴ مورد از مهمترین آنان اشاره می‌شود:

۱-    تخصص: یکی از مهم‌ترین مسائلی که در انتخاب مدیران باید در نظر گرفته شود میزان تخصص و ارتباط این تخصص با مسئولیت مورد نظر می‌باشد. داشتن تخصص و مرتبط بودن آن با مسئولیت مورد نظر بسیار مهم است به طوری که اگر این مهم در نظر گرفته نشود ممکن است از این انتخاب نتیجه‌ی معکوس بدست آید و آن تغییر در کل به ضرر سیستم باشد. برای مثال ممکن است یک نفر در آموزش و پرورش مدیری خوب باشد اما دلیل نمی شود که در اداره ای مثل جهادکشاورزی هم مدیری خوب باشد و بهتر است در همان اداره قبلی خود بماند و بخشی از آن اداره را مدیریت کند تا بتواند مجموعه اصلی خود را موفقتر نماید.

 ۲- تجربه: این مقوله نیز به منزله‌ی مکملی قوی برای تخصص محسوب می‌شود. یک فرد متخصص را زمانی می‌توان کامل دانست که در کنار تخصص خود کوله‌باری از تجربه را داشته باشد. چنین شخصی می‌تواند در تصمیم‌گیری‌ها و اجرا در موقعیت‌های متفاوت بیشترین راندمان و بازدهی را داشته باشد.چنین نباشد که مثلا یک معلم که سابقه هیچگونه مدیریتی حتی در سطح یک مدرسه ابتدایی ندارد یک شبه شود یک مدیر.

۳- دیدگاه سیاسی: یکی دیگر از شاخص‌ها برای انتخاب مدیران دیدگاه و نوع تفکر سیاسی و جناحی آنان است. در دنیای امروز معمولاً احزاب و جناح‌های سیاسی حرف اول را می‌زنند و معمولاً پس از موفقیت نماینده‌ی یک حزب یا گروه در انتخابات عمومی، مخصوصاً اگر برنده‌ی جدید انتخابات شخصی از جناح مخالف باشد، به سرعت خانه تکانی مدیریتی آغاز شده و مدیرانی از حزب جدید جایگزین مدیران قبلی می‌شوند، هرچند با این رویه مخالفم اما این خود روش مناسبی برای برکنار کردن افرادی می باشد که نه به دلیل داشتن تخصص و تجربه  بلکه بخاطر بازی با کلمات و انداختن همان رای سیاسی (تقابل دو رویه بد)بر مسند مدیریت مجموعه ای تکیه زده اند.

۴- تعهد: از موارد بسیار مهم در انتخاب، موضوع تعهد و پایبندی به اصول است. تعهد از چنان اهمیتی برخوردار است که به جرات می‌توان گفت پایه و زیر بنای موارد قبلی یعنی تخصص و تجربه و نگاه سیاسی است. یعنی اگر کسی بالاترین تخصص‌ها و تجربیات و بهترین دید سیاسی را داشته باشد، بدون تعهد و پایبندی به اصول از کمترین جایگاهی برخوردار است. تعهد بر خلاف موارد قبلی که مربوط به امور مادی و زمینی و اکتسابی هستند، از جنس معنویت و یکی از خصائل ذاتی انسانهاست. تعهد موجب نظم، عدالت، تعادل، تعامل، صداقت و بسیاری از محسنات معنوی دیگر می‌شود. وجود یک مدیر متعهد و از بدنه همان سازمان و آشنا به تمامی قوانین سازمان قطعا خیلی خیلی بهتر است و باعث پیشرفت می شود.وقتی مدیر از همان مجموعه باشد به این فکر می کند که باید در مجموعه خود پیشرفت نماید و نسبت به افرادی که به طور دائم با آن مجموعه ارتباط دارند  متعهد هست و اگر مدیری از سازمانی دیگر منتقل شود دیدگاهی که برایش به وجود می آورد این است که نهایتاً تا چند سال دیگر از این مجموعه خواهد رفت و دیگر تعهدی ندارد.

با توجه به موارد مذکور به راحتی می‌توان مشخص کرد که اولویت موارد فوق شامل :  ۱- تعهد ۲- تخصص ۳- تجربه ۴- دیدگاه سیاسی است.

به امید انتخاب مدیرانی خوب برای دیارمان

 

بیا لامرد

آذر ۶ام, ۱۳۹۲

(تقدیم به مردم بیخه جات، مدافعان همیشگی خلیج فارس)

بیا لامرد، ببین دریا کِنارش
ببین سادولِ دایم استوارش

خلیج فارس، هرمزگان و بوشهر
بُوَد در مرز ایران، همجوارش

نگین ساحل بخشنده ی فارس
دلیران نگهبانِ دیارش

بیا لامرد، این شهر شهیدان
ببین گل های سرخِ لاله زارش

فروزان شعله ی ایمان و تقوی
درون قلب دارا و ندارش

بیا با هم بریم تا کال و پسبند
بریم تا بیخِ چَهوَرز و الارش (علامرودشت)

بگو از سدّ کوهِ آب ماهی
جنوبِ اشکنانِ نامدارش

نظر کن لحظه ای در چاروَدارش
ببین شور و نشاط کُشکُنارش

قدم نِه رویِ این خاکِ گُهرخیز
نظر کن گنج های بی شمارش

بیا بنگر چگونه رَبِّ رحمان
نموده تا ابد امّیدوارش

بزن دوری به چار اطراف این شهر
ببین بازار خوش نقش و نگارش

ببین شال و کُلینِ تَلَّی بافِ
زنان سر به زیر و با وقارش

بنه پا هموطن در ساحل آن
ببین دریای گرم و بی قرارش

زمستان می شود اینجا گلستان
تماشایی بُوَد فصل بهارش

خوشِن در فصل گرمایِ خَرَک رنگ
نشستن سایه ی کور و کُنارش

خوشن یک لَپ بنوشی چاسِ گرما
زِ آب برکه های خوشگوارش

بیا بنشین دمی پهلوی واعظ
بخوان یک شروه با صوتِ هَزارش

احمد واعظ زاده
پاییز ۹۲

آگهی استخدام سوپروایزر HSE

آذر ۵ام, ۱۳۹۲

شرکت “سی ان پی سی اینترنشنال” (شرکت ملی نفت چین) جهت اجرای پروژه میدان نفتی آزادگان شمالی واقع در ۱۰۰ کیلومتری غرب شهر اهواز، نیاز به دو نفر سوپروازر HSE  با شرایط زیر دارد، متقاضیان می توانند رزومه خود را حداکثر تا تاریخ   ۱۲/۰۹/۹۲ به زبان انگلیسی به ایمیل اینجانب ارسال فرمایند. a.safari@cnpcnaz.com

شرایط لازم:

۱- داری تجربه کاری حداقل ۵ سال در پروژه های نفت، گاز و پتروشیمی

۲- مسلط به صحبت کردن و نوشتن زبان انگلیسی

۳- دارای مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد در رشته های مهندسی HSE، مهندسی بهداشت حرفه ای، مهندسی ایمنی صنعتی یا مهندسی محیط زیست

لازم به ذکر است افرادی که مسلط به زبان انگلیسی نمی باشند از ارسال رزومه خودداری فرمایند.

 

روزگار سپری شده شیخ ابراهیم!

آذر ۴ام, ۱۳۹۲

سفیدی ریش ها بر صورتی آفتاب سوخته بیشتر به چشم می آید، عمامه سفید هم همین طور. «شیخ ابراهیم» غیر از ده سالی که در مناطق خوش آب و هوای گیلان مدیرکلی می کرد باقی عمر را از بدو تولد تا همین روزهای گذشته اغلب در گرمای خشک و سوزان سپری کرده بود از گرمای به قول جنوبی ها «خارک رنگ» در لامرد و بندرعباس تا هوای عطش ناک بیابان های سودان. عمامه ای سفید و ریش هایی سفیدتر بر چهره گرمادیده شیخ ابراهیم حکایت غریبی از زندگی پرتلاطم در مناطقی متضاد از لامرد و بندرعباس تا تهران و گیلان و سودان بود که بالاخره در بیروت به پایان رسید.

ماه رمضان امسال پیش از عزیمت به ماموریت جدید، اغلب روزه های ما در روزهای کشدار مردادماه تهران با او به پایان می رسید. پیش نماز ما بود در هیئت- خانه ای  که دوستان گرمادیده او در روزهای آخر هفته گردهم می آمدند. پس از دعا و قرآن خوانی برای ما موعظه ای هم می کرد در جایی که نه منبری چوبی داشت و نه پامنبری سنتی. بیشتر گعده ای بود تا همه بگوییم و همه بشنویم. خاطرات او از سودان همیشه نقل این محفل خودمانی بود. گاهی وقت ها حرف هایی می زد که باورش برای ما سخت بود. شیخ ابراهیم از روزهای سخت و سوزان سودان تجربه هایی اندوخته بود که حالا بیشتر به درد آخرتش می خورد. روایت تاریخ کربلا در میان قبایلی که در قرن بیست و یکم هنوز نمی دانستند امام حسین(ع) به شهادت رسیده است همیشه از جمله افتخارات او به حساب می آمد. وقتی در میان آنها می نشست و خیلی ساده فقط حوادث کربلا را تشریح می کرد بدون آنکه روضه ای بخواند و مرثیه ای بسراید و بزند به صحرای کربلا، همه به گریه و زاری می افتادند. و ما همیشه فکر می کردیم که او چطور به این سوال آنها پاسخ می داده که: «واقعا امام حسین شهید شده؟ کجا؟ کی؟ چرا؟» منبرهای شیخ ابراهیم در بیابان های سودان آنچنان به رونق افتاد که دیگر او را یارای پاسخ به این همه جمعیت مشتاق و کنجکاو نبود. به ناچار تعدادی از جوانان خوش سخن آنجا را تربیت می کند تا آنها در میان قبایل بروند و بدون آنکه اختلافی بیاندازند از پیامبر و اهل بیت او بگویند. می گفت با این جوانان شرط می کرده که اگر می خواهند به این کار ادامه دهند باید از بدگویی راجع به خلفا و صحابه اهل سنت پرهیز کنند و این درحالی بود که برخی از آنان پس از شنیدن واقعیت های کربلا چون نمی توانستند این شرط او را برآورده سازند راهی دیگر در پیش می گرفتند. شیعیان سودان در آن پنج سال و نیمی که شیخ ابراهیم در میان آنها بود برای تحمل گرمای سوزان و عطشناک بیابان به عشق شهیدان تشنه کربلا طاقت بیشتری یافته بودند.

حالا زندگی شیخ ابراهیم انصاری در سفارت ایران در لبنان به شهادت ختم شده. باور این خبر برای دوستان او همانند شنیدن برخی خاطراتش در سودان کمی سخت است. ماه ماه محرم است و حتی اگر تن پاره پاره او در لبنان اندوخته ای برای آخرتش نباشد مسلمانان شیعه شده سودان گواه خوبی خواهند بود برای روز جزا. خدایا این قربانی قلیل را هم بپذیر!