Archive for مرداد, ۱۳۹۲

۲۰۰+۹۰:یک برنامه ی تلوزیونی!

مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲

سرانجام کار بررسی وزرای پیشنهادی دکتر روحانی به مجلس پایان گرفت و به جز سه وزیر پیشنهادی، مابقی راهی وزارت خانه هاشان شدند.یکی از اتفاقات تازه ای که در این ایام رخ نمود پخش زنده ی فضای مجلس و نقد و بررسی ها توسط نمایندگان از تلوزیون بود. راستش را بخاهید من یکی دوتا از بازی های تیم ملی والیبال از دستم در رفت اما این جلسات تو بگو ثانیه! بگو میلی ثانیه!(یادت بخیر میلی مفرد!!)چشم هامان را فررر کرده و گوش هامان فچچچ ،گل میخ وار پای تلوزیون نشستیم.
اما آنچه باعث نوشتن این نوشته شد، رویت صحنه هایی بود که علاوه بر چشم و گوش ، دهان مان هم قد چاه جَــفـَـری باز می شد! این که روز های بعد هی کیفیت صحبت ها و تذکرات بهتر شد این ایده را به ذهن من انداخت که اگر برنامه ای مثل نود بود که سکنات نماینده ها را رصد می کرد قطعا اکنون به دلیل آگاهی از زیر ذره بین مردم بودن ، کیفیت نماینده های ماهم مثل کیفیت داوری های ما بهتر شده بود.
حالا باهم تصور می کنیم برنامه ی ۹۰+۲۰۰ را که رفتار این چهار روز ۲۹۰نماینده ی محترم مجلس را با حضور یک کارشناس(مثلا یکی از نماینده های باسابقه ی ادوار قبل) بررسی می کند:
مجری: با سلام خدمت شما بیننده های محترم. با یکی دیگه از سری برنامه های ۹۰+۲۰۰ در خدمتتون هستیم. همونطور که می دونید هفته ی داغی رو این هفته در مجلس داشتیم. بررسی وزرای معرفی شده. در خدمت کارشناس محترم برنامه هم هستیم.
کارشناس: بنده هم خدمت شما و تمام بینندگان عزیز سلام عرض می کنم.
مجری: خب میریم که تصاویری منتخب دوستان خبرنگارمون رو با هم ببینیم تا در مورد بعضی صحنه ها که یک سری حرف و حدیث تو مجامع سیاسی پیجیده صحبت کنیم.خب دوستان عکاس ما لطف کردن یه سری عکس رو فرستادن …ببینید تو این عکس مشخصه آقای وزیر پیشنهادی دارن صحبت می کنند ولی چهار نفر دور رییس مجلس هستند،اعضای هیات رییسه هم دارن با هم خوش و بش می کنن. یازده نفر هم دور رییس جمهورن ، اگه همکاران من …بله تو این عکس پیداست که تقریبا نماینده ها هر هفت هشت نفر یه تیم شدن و دارن باهم گپ می زنن.الان سوال من اینه که آقای وزیر پیشنهادی دقیقا داره واسه کی صحبت می کنه؟
کارشناس: مشخصه دارن واسه مردم شریف ایران صحبت می کنند…البته این مال روز اول و دومه ، روزهای بعد بهتر شد.
مجری: بچه های ما شمردن آقای رییس مجلس تقریبا ۸۳ بار با اون صدای مخملی شون گفتند آقایون نماینده ها لطفا سرجای خودشون بشینند. یعنی تقریبا هر ۲۲ دقیقه یک بار. بچه های ما این آمار رو با مجالس دیگه دنیا مقایسه کردند که …من اینجا یه آمار دارم…بله … مجلس سنا هر شش سال یه بار گفته شده، پارلمان انگلیس هر یازده سال، تو مجالس اطریش و سوییس هنوز گفته نشده…تو این آمار معلومه که حتا کلاس سوم ابتدایی مدرسه شهید صفایی کهوردان هم سی ثانیه زمانش بیشتر از مجلسه.
کارشناس: البته این یه قیاس مع الفارقه. خب ما به لحاظ فرهنگی خیلی با کشورهای غربی تفاوت داریم.ما احوالپرسی هامون ربه ساعته اونا به هم کار نداشته باشن سلامم به هم نمی کنن.
مجری: نه به اون تلاششون برای رسیدن به صندلی مجلس نه به این که رو صندلی هاشون بند نمی شن.آها اینجا رییس مجلس به یکی میگه بشین رو صندلی خودت! این دیگه خیلی نوبره.
کارشناس: این نشون میده صندلی و قدرت واسه نماینده های ما خیلی کم اهمیته.
مجری: البته این که هرکی بشینه رو صندلی خودش اسمش نظمه.
کارشناس: شما هم اینقد خطه به مشماش نزار .
مجری: مته به خشخاش البته!
کارشناس: تو نزار..حالا خطه یا مته!
مجری: این قضیه ی روبوسی بعد از سخنرانی با وزرا چیه شما که در جریان هستید. می رن اون بالا. کرده و نکرده ی همدیگه رو آویزون می کنن رو بند رخت . بعد پایین…آهان تو این عکس پیداست. اوه اوه چه جمعیتی!
کارشناس: خب اینا یه حرکاتیه برای تاثیر روانی روی مخالف ها و از طرفی هم برگردوندن آرای ممتنع به موافق.
مجری: آهان این بحث ممتنع خوب شد بهش اشاره کردید. رای ممتنع از دو نظر محل تو مجامع علمی سوال برانگیز شده: اول اینکه یه نماینده کلی کار میکنه، تبلیغ می کنه، خرج میکنه که بره مجلس، اونجا یه حقوقی میگیره ، یه تسهیلاتی استفاده میکنه، صد نفر موافق، صدتا مخالف ، خود وزیرپیشنهادی صحبت میکنن .بعد از این همه بگیر و ببند ایشون رایش میشه ممتنع!!خب اگه یه گلدون هم جای ایشون می زاشتن تو مجلس هم که همین می شد.
کارشناس: به هر حال این حقیه که نماینده داره و قانونگذار دیده.
مجری: بله…جواب کهه خرد کنی بود!حالا این به کنار، از اونجایی که که وزیرپیشنهادی باید نصف به علاوه ی یک کل آرای ریخته شده رو کسب کنه، عملا ممتنع و مخالف یک معنی رو میده و فرقی باهم ندارن.همین وزیری که با این سیستم رای نیاورد آرای موافقش بیشتر از مخالفشه. به لحاظ جبری ممتنع و مخالف یک معنی رو میده و فرقی باهم ندارن.
کارشناس: به لحاظ جبری بله اما به لحاظ ماهوی فرق دارن.ما که به جبر اعتقادی نداریم .البته واضحه که ما مکلف به تکلیفیم نه نتیجه!
مجری: اجازه بدید من یه چند ثانیه سکوت کنم بلکه بتونم جوابتونو هضم کنم./سکوت+سه لیوان آب/ نه! پایین نمیره.پس من چند تا سوال کوتاه می پرسم چون وقت کمه: این آقایی که هی میگه احسنت…این نماینده ی جاییه یا یه شخص خاصی رو گذاشتین واسه اینکار؟ مثلا کارشناس احسنت. یا کارشناس ارشد. جالبه که هم واسه مخالف احسنت میگه هم موافق…بچه های ما با نرم افزار تحلیل کردن همش صدای یک نفره.
کارشناس: نه این حرکات خودجوشه. یکی از برادران هست هروقت احساس تکلیف می کنه اینجوری تکلیفشو ادا می کنه.
مجری: احسنت…احسنت…بعد این خانمایی که تو مجلس بودن و تمام این سی و چند ساعت فقط چادرشونو با یه دست محکم گرفته بودن و گوش می دادن ، اینا از اقوام وزرا و وکلا بودن یا نماینده بودن؟ چون این چند روز تنها عملی که ازشون ساطع می شد همین چادر گرفتن بود و زل زدن به دوربین!نه مخالفتی نه موافقتی!
کارشناس: نه …اینها هم نماینده بودن و اتفاقا انسانهای بسیار شریف و باسوادی هستند. خب به نظر حقیر در جایی که مردهست نیازی نیست زن ها صحبت کنند.
مجری:/مکث + سکته+ پنج لیوان آب/ بله…این بزرگواران حق رای هم دارن؟
کارشناس : بله
مجری: ممکنه همون آرای ممتنع مال اینها باشه.
کارشناس: بنده علم لدنی ندارم.
مجری: آهان اینجا یه صحنه هست رییس مجلس میگه نرید بیرون جلسه بزارید ، ما خودمون “جا” داریم همینجا، پذیرایی هم می کنیم.منظور ایشون چیه از جا؟
کارشناس: جا یعنی اتاق…یعنی یک سری اتاق هست که نماینده ها می رن اونجا مذاکره می کنند.شما هم اگه جا و مکان خواستید بگید هماهنگی کنیم.
مجری: نه قربان شما، ما زیاد جا به جا نمی شیم.یکی از دوستانمون در باشگاه خبرنگاران دوتا فیلم فرستاده از یه نماینده ، ایشون تو این صحنه به یکی از وزرای تازه کار میگه چرا باوجود این همه آدم مجرب شما نامزد شدید، بعد تو یه صحنه ی دیگه مشت می کوبه رو میز و به یه وزیر دیگه می گه شما که چند بار وزیر شدی چرا دوباره اومدی؟ ایشون چند چندن با خودشون؟
کارشناس:میشه یه بار دیگه صحنه آهسته رو پخش کنید؟/دوباره پخش می شود/ نه مشت نمی زنه…میز به دستشون خورد نه دستشون به میز…این حرکت طبیعی دستشونه. از این زاویه تشخیص من اینه. البته آقای رییس هم از بالا اشراف دارن …نه مشت نمی زنه.
مجری:/خاموشی آتشکده + قطع نخاع+ هشت لیوان آب/ اشکال نداره من سرم رو بکوبم به این میز؟ خیلی خب. سوال آخر، این چه سیستم رای گیری و رای شمردنیه آخه تو سال ۲۰۱۳؟ یه صف بلند بالای ۲۹۰ نفره بعد هم اینجوری چارتا چارتا نشستن شمارش رای انگار که دارن منچ بازی میکنن. خب جلوی همه ی نماینده ها مونیتور هست.عکس وزرای پیشنهادی بیاد سه تا آپشن باشه ، نماینده هم کلیک کنه و رایش رو بده.آخه این چه وضعشه! تمام دنیا دارن ما رو می بینن.
کارشناس: هم بحث امنیتشه هم ممکنه نماینده ای با رایانه و آپشن و کلیک اشنا نباشه.
مجری:به نظرتون همچین نماینده هایی هم داریم؟
کارشناس: بنده علم لدنی ندارم.
مجری: مجموع آرا برای بعضی ها ۲۸۴ بود ، بعضی ها کمتر. قضیه چیه؟یعنی طرف رفته تو صف ولی رای نداده؟
کارشناس: بازم خطه گذاشتی به مشماش؟

اثبات غیر کارشناسی بودن مصوبه ادارات کل لار (+سند)

مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۲

چندی است که خبر ایجاد ادارات کل جهاد کشاورزی و صنعت، معدن، تجارت جنوب فارس به مرکزیت شهرستان لار جنجالی را در محافل سیاسی- رسانه ای به راه انداخته است. این موضوع پس از اعلام رد مصوبه مذکور توسط هیئت تطبیق مصوبات دولت با قوانین، وارد فاز جدیدی گشت و بیش از پیش نگاه ها را به خود معطوف داشت.

هرچند اغلب سیاسیون و اصحاب رسانه شهرستان های مهر و لامرد ترجیح دادند در قبال اتهامات و توهین های مکرر مسئولین محترم لارستان طی روزهای گذشته سعه صدر نشان داده، در مقابل توهینهای مکرر سایتهای لاری سکوت پیشه کنند و در کامنتهای سایتهای لامردی و مهری با استدلال و منطق با دوستان لاری به مباحثه و مناظره بپردازند ، اما انتشار اسناد و مدارکی که مرتفع کننده ابهامات موجود برای دوستان لاری است و پاسخ مستدل به اتهامات غیرمنصفانه برخی از ایشان، حداقل برای گواهی تاریخ لازم به نظر می رسد.

در این مجال سعی گشته به گوشه ای از این اتهامات پاسخ داده شود و مابقی آن نیز به فرصتی دیگر موکول گردد. پیش از شروع پاسخ ضروری است بار دیگر مواضع خود را در قبال این مصوبه یادآور شویم تا مجددا به سیبل دشنام ها و توهین های برادران محترم لاری تبدیل نگردیم! به نظر می رسد بهترین و شفاف ترین موضع در مصاحبه نماینده محترم لامرد و مهر بیان شده است. دکتر موسوی در این زمینه گفته اند:

ما خواهان رونق و توسعه تمامی مناطق استان از جمله شهرستان لار هستیم، اما تنش های اجتماعی-سیاسی اخیر از آنجا نشات گرفت که شهرستان لار می خواست از دوش دیگر شهرستانها بالا رود و به همین دلیل تقاضای خود را با عنوان ادارات کل جنوب فارس مطرح ساخت

ایشان در همین مصاحبه تصریح کرده است:

این اعتراضات نه بر مبنای تعصبات منطقه ای، بلکه از آن جهت انجام گرفت که این تصمیم کاملا غیرمنطقی، نسنجیده و غیرکارشناسی شده بود

و مجددا تاکید کرده اند:

بار دیگر یادآور می شوم اعتراضات علما، نمایندگان مجلس، نخبگان، دانشگاهیان، کشاورزان، صنعتگران و اقشار مختلف مردم به این تصمیم به سبب غیرکارشناسی بودن مصوبه مذکور و لحاظ نکردن اصول علمی انجام گرفت و تقلیل این اعتراضات به دعواهای منطقه ای و تعصبات شهرستانی جفا در حق مردم فرهیخته فارس است“.

پس از این مقدمه ضروری، در ذیل تنها به برخی اتهامات و توهین های برادران عزیز لاری پاسخ داده می شود:

۱- سایتهای خبری لار در خصوص خطبه های امام جمعه محترم لار اینگونه نوشته اند:

ایشان همچنین در خطبه های دوم نماز جمعه به ابلاغ مصوبه دو اداره کل جنوب فارس به مرکزیت لارستان از سوی دولت محترم جمهوری اسلامی شدند و با ذکر این نکته که مسئله در حال پیگیری است و هم مردم و هم مسئولان انتظار دارند که این مصوبه هر چه زودتر مراحل اجرایی اش آغاز شود. خطیب جمعه لارستان همچنین گفت: حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری بارها به این نکته اشاره نموده اند که وجود امام جمعه و روحانیت در منطقه می بایست باعث وحدت باشد… این بخش از سخنان دکتر نوربخش ناظر به سخنانی است که در هفته اخیر به نقل از امامان جمعه لامرد و گراش علیه لارستان و مصوبه قانونی دولت مطرح شده بود. دکتر نوربخش در ادامه صحبت های خود با انتقاد شدید از کسانی که در صدد بر هم زدن وحدت و آرامش منطقه هستند بیان داشت: ما از مسئولین نظام جمهوری اسلامی و دفتر مقام معظم رهبری می خواهیم به عاملانی که باعث تفرقه در منطقه می شوند تذکر داده شده و برخورد لازم صورت پذیرد .
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به جایگاه منصب امام جمعه اظهار داشت: نماز جمعه بسیار با اهمیت است و مردم وحدت و همدلی را از منصب نماز جمعه انتظار دارند و از امامان جمعه لامرد و گراش می خواهم با بصیرت و آگاهی که دارند مردم را به وحدت دعوت کنند و به بعضی از اختلافات که فتنه گران از آن استفاده می کنند دامن نزده و نگذارند سوء استفاده ای صورت پذیرد.

این سخنان در حالی مطرح شده است که تاکنون امام جمعه محترم لامرد هیچ سخنی را در این رابطه (نه در اعتراض به این مصوبه و نه در تحسین رد مصوبه) نه تنها در خطبه های نماز جمعه بلکه در هیچ تریبون و جلسه ای نداشته است و اصولا مشخص نیست بر چه مبنایی این ادعا مطرح شده است! از برادران عزیز لاری انتظار داریم مستندی ارائه دهند که نشان دهد حجت الاسلام شهیدی اظهارنظری در خصوص این مصوبه داشته اند (ولو به صورت غیرمستقیم).

نکته دیگر این که امام جمعه محترم لار به گونه ای در نکوهش رد این مصوبه غیرکارشناسی سخن رانده اند که گویی تمامی اعضای هیئت محترم تطبیق و دیگر دست اندرکاران این اقدام از اساس گناه کبیره مرتکب شده اند! آیا سخنان ایشان موجب تشدید اختلافات منطقه ای نیست؟ کدام سخن شایسته تذکر دفتر مقام معظم رهبری است؟!

جالب آنجاست که امام جمعه محترم لامرد علی رغم بومی بودن و با وجود این که توسط مردم تحت فشار بوده اند تا در این خصوص اظهار نظر کنند، سکوت اختیار کرده اند، اما امام جمعه محترم لار که غیربومی می باشند وارد دعواهای منطقه ای شده و دیگران را متهم به وحدت شکنی و فراهم کردن زمینه برای فتنه گران نموده اند؟!

۲- دکتر موسوی در انتهای مصاحبه خود گفته است:

هرچند مغایرت قانونی این مصوبه توسط هیأت بررسی و تطبیق مصوّبات دولت با قوانین احراز گشت، اما آنقدر مصوبه مذکور دارای اشکالات اساسی بود که کارشناسان ارشد هر دو وزارتخانه جهاد کشاورزی و صنعت، معدن و تجارت همگی از این تصمیم متعجب گشته و بر غیرکارشناسی بودن آن تاکید می کردند و لذا حتی اگر در هیأت تطبیق هم این مصوبه تایید می گشت، به احتمال فراوان هیات محترم دولت راسا اقدام به اصلاح تصمیم خود می نمود

این جمله دست آویزی برای حمله به مسئولین شهرستان لامرد توسط سایت های خبری لار شده است! این سایت ها به تصور این که این اظهارنظر از پایه بی اساس است، به اندرزهای اخلاقی متوسل شده و به دکتر موسوی توصیه کرده اند در ماه مبارک رمضان راستگویی پیشه کند! در پاسخ به این دوستان لاری و در اثبات ادعای دکتر موسوی به انتشار دو نامه وزیران جهاد کشاورزی و صنعت، معدن و تجارت بسنده می کنیم:

sanat

jihad

این دو نامه، قاطعانه، غیرکارشناسی بودن این اقدام را تایید کرده و اشاره می کند که در جلسات کارشناسی، نمایندگان این وزارتخانه رسما نظر منفی خود را اعلام کرده بودند.

در نامه فوق جملاتی به چشم می خورد که گویای همه چیز است. مثلا عبارت “ضمن مدنظر قرار دادن عدم هماهنگی و کسب نظر وزارت متبوع” به خوبی روشن می کند نه تنها این مصوبه به پیشنهاد وزارتخانه نبوده، بلکه اصلا وزارت صنعت در جریان آن نبوده است!

همین جا ذکر این نکته ضروری است که وقتی وزرای محترم در صدد مکاتبه با مقام مافوق خود هستند، طبعا ملاحظات زیادی خواهند داشت و لذا همین که این دو وزیر محترم حاضر شده اند طی نامه رسمی تقاضای توقف مصوبه هیئت دولت و بازنگری در این تصمیم را اعلام کنند، نشان می دهد چقدر این مصوبه غیرکارشناسی بوده است!

اطلاعات دقیق و حرفهای ناگفته فراوانی در خصوص پشت پرده این مصوبه نسنجیده و غیرکارشناسی شده وجود دارد که به خوبی نشان می دهد به سبب نفوذ برخی افراد در بدنه دستگاه های دولتی از جمله وزارت کشور، این تصمیم بدون طی روال اداری معمول گرفته شده و هدف نهایی نیز زمینه سازی ارتقاء احتمالی شهرستان لار بوده است!

حال باید این سوال پرسیده شود: کدامیک باید توصیه به رعایت تقوا و راستگویی شوند: نماینده لامرد یا سایت های لار؟!

۳- همانطور که در مقدمه فوق بیان شد، دکتر موسوی در مصاحبه خود دو بار مصرانه بر این موضوع تاکید کرده است که دلایل این مخالفت نه تعصبات منطقه ای، بلکه غیرکارشناسی بودن این مصوبه است، اما باز هم دوستان لاری سعی وافری دارند که این مخالفت را به دعواهای دو شهرستان تنزل دهند.

جالب این است که این دوستان از خود نمی پرسند: گیرم که دکتر موسوی تعصب شهرستانهای خودش را داشته است، آیا کارشناسان مختلف استان و کشور و همچنین وزرای محترم هم تعصب لامردی و مهری داشته اند که مخالفت خود را با این مصوبه اعلام کرده اند؟! اصلا جدای از بدنه دولت، آیا اعضای هیئت محترم تطبیق مصوبات دولت با قوانین هم تعصب لامردی و مهری داشته اند؟!

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که این هیئت ۲۳ عضو دارد که از جناح های مختلف کشور در آن حضور دارند، از آقای خباز (نماینده اصلاح طلب مجلس ششم) و آقای اصغرزاده (همان کسی که در تلویزیون مناظره معروف با حسین شریعتمداری را انجام داد) گرفته تا اعضای اصولگرا و حتی اعضایی که جناحی ندارند و سرشان تنها به کار حقوقی خود گرم است.

بر فرض که نماینده لامرد و سایر نمایندگان فارس و کارشناسان ارشد کشاورزی و صنعت و وزرای دو وزارتخانه همگی تعصب به خرج داده اند، هیئت تطبیقی که از ترکیب چنین افرادی متشکل گشته و مجبور است برای رد مصوبات دولت به مرّ قوانین استناد کند، در پی چه سودی در تصمیم حقوقی خود تعصبات شهرستانی را دخیل کرده است؟!

راستش را بخواهید با انداختن نیم نگاهی به نظرات ذیل خبر رد این مصوبه در سایتهای مختلف شهرستان های لار، لامرد، مهر و گراش میتوان به وضوح با چشم غیر مسلح! مشاهده کرد چه گروهی تعصب منطقه ای دارد.
از دکتر موسوی شنیده ایم ذیل مصاحبه ایشان در سایت شخصی شان کامنتهایی نظیر “مرگ بر ضد ادارات کل” و “لعنت الله علیه جناب دکتر موسوی” و “ای بی چشم و رو ها تا دیروز زیر نظر لار بودین حالا دو روزه شدین شهرستان دارین واق واق می کنین” و موارد متعدد دیگری نگاشته شده بود که نماینده محترم لامرد و مهر قادر به انتشار بسیاری از آنها نبوده است. برخی کامنتهای دوستان لاری در سایت تراکمه نیز بخصوص در ابتدای انتشار خبر ملغا شدن مصوبه ادارات با چنین لحنی نگاشته می شد. اما پس از آن که نویسندگان سایت تراکمه با سعه صدر با ایشان گفتگو کردند لحن برخی از کامنتها نیز تغییر کرد. این گونه نظرات تند و عامیانه به خوبی گویای عمق تعصب برخی از دوستان لاری از یک سو و اعتقاد به آزادی بیان و تحمل مخالف توسط دوستان لامردی و مهری است.

جالب آن جاست که این دوستان در سایتهای خود به هیچ وجه کامنتهایی که در مخالفت با این مصوبه باشد -حتی اگر کاملا محترمانه و معقول نوشته شده باشد- را منتشر نکردند با وجود این که ادعای خیرخواهی برای مردم لامرد و مهر داشتند.

شاید گفته شود درج کامنتهای متعصبانه توسط عوام انجام گرفته و نظر فرهیختگان لار این گونه نیست. اما کافی است عکس العمل های عجیب و غریب پایگاه های خبری لارستان -به عنوان اصحاب رسانه و قشر روشنفکر این شهرستان- در مواجهه با خبر استقرار دفتر خبرگزاری فارس در لامرد را مشاهده کنید. به این امر مواضع ایشان در خصوص پیشنهاد دکتر علوی برای وزارت اطلاعات را نیز اضافه کنید تا مشخص شود این تعصبات کورکورانه گریبان گیر بسیاری از تحصیل کردگان لاری نیز شده است.

متاسفانه این تعصب در بین برخی از خواص و مسئولین این شهرستان هم کاملا نمایان است؛ هرچند به شیوه ای رسمی تر و قدری غیرمستقیم! به عنوان نمونه کافی است به فحوای این نامه و همچنین به جمله “که خود زمانی جزء لارستان بوده اند” در این مکاتبه رسمی توجه فرمایید.

لازم است مجددا بپرسیم دوستان لاری تعصب شهرستانی دارند یا مردم لامرد و مهر؟!

۴- این اتفاق را بایستی نمونه ای از گل لاری ها به دروازه خود دانست. حقیقت آن است که اقدام لاریها در شلوغ کاری پیرامون این مصوبه تعجب تمامی مسئولان استان و حتی کشور را برانگیخته و بسیاری از مسئولان را در مقابل آنان قرار داده است؛ تا آنجا که این اقدام و عکس العمل های ناصواب آنان در این چند روزه سبب شده هرگونه ارتقاء احتمالی لار در آینده نیز با دیده شک و تردید همراه شود!

سخنرانی “ظریف”؛ صدای متفاوت علوم انسانی

مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲

چند روزی که گذشت، مردم ایران شاهد برگزاری جلسه ی رای اعتماد به وزرای پیشنهادی دکتر حسن روحانی بودند. برای اولین بار این جلسات به شکل زنده از تلویزیون پخش شد. اینکه چرا تلویزیون مبادرت به پخش زنده کرد، تحلیل دیگری نیاز دارد! اینکه چه تحولاتی در عرصه ی ارتباطات رخ داده که صدا و سیما را وادار کرده است عریانی بیشتری به خرج دهد! بماند!

  حاصل امراین شد که مجلس را بهتر شناختیم. دریافتیم که سطح تحلیل ها چگونه اند. رعایت نظم را دیدیم. موضع گیری را دیدیم و … اما اتفاقی در این جلسات افتاد که سعی می کنم آن را بازگو کنم.

               ***

نمی دانم کدامین سال مدیریت آقای محمود احمدی نژاد بود! یکی از رفتارهای مثبت سیاسی ایشان، سفرهایی بود که به گوشه و کنار ایران  می کرد؛ در یکی از سفرهای استانی، او را از تلویزیون می دیدم در جمع روستایی از دامنه ی زاگرس سر افزاز –استان کهگیلویه و بویر احمد یا لرستان-  که در حال سخنرانی با بلندگوی دستی بود. از زوال نظم جهانی می گفت و از نابود شدن سرمایه داری! از لیبرالیسم می گفت و باز به همان روش خودشان، “تیکه هایی” حواله آنها می کرد. دهانم باز مانده بود! آن مردم هنوز راه روستایی مناسب نداشتند! وسط حرف های محمود احمدی نژاد صدای سوت و کف بلند می شد! شاید هنوز احمدی نژاد آن ده را ترک نکرده، نظم جهان تغییر می کرد…

              ***

عصر روز سه شنبه هفته گذشته در مجلس، محمد جواد ظریف – وزیر پیشنهادی امور خارجه – برای دفاع از خود در جایگاه حاضر شد. ظریف با قدرت سخن وری خوب، استفاده از مفاهیم مناسب علم سیاست، قاطعیت و اعتماد به نقس بالا که برگرفته از علوم انسانی بود چنان دفاع کرد که نمایندگان بی قرار مجلس که قبل از آن مدام در صحن راه می رفتند، بر صندلی های خود خشک نشستند! ظریف گفت: « تندروی نشانه ی ضعف و ترس است … ما با ایجاد فرصت و کاهش تهدید، دایره دوستان را در منطقه و جهان گسترش می‌دهیم و با باور به توان خود آمادگی داریم که دیگر کنش‌گران صحنه سیاست خارجی را به روابط عادلانه و مبتنی بر همکاری متقابل با ایران وادار کنیم». … او ادامه داد که همه ی عمر خود را در امر مطالعه و تحقیق در سیاست خارجی به سر کرده و می داند کسب جایگاه مناسب شان ملت ایران در جهان کنونی سخت است اما تمام تلاش خود را می کند و امیدوار به یاری خداوند است. …

              ***

 « من به آقای اوباما گفتم که آقای اوباما ! بیایید مرد و مردانه مسائل جهان را بریزیم روی میز و آنها را حل کنیم » این جمله احمدی نژاد را بگذارید کنار تحلیل “ظریف” از فضای سیاست و اینکه باید در تعامل و گفتگو دیگری را وادار کنیم  به ما امتیاز دهد! ظریف با استفاده از مباحث علوم انسانی یادآوری می کند که تعامل و دیالوگ یک “فرآیند” است که در آن جریانهایی وجود دارند و هر لحظه نقطه هایی برای کنترل و دستیابی به اهداف پیدا خواهد شد. دیالوگ هدف نیست بلکه یک سبک زندگی سیاسی است. دیالوگ مربوط به جهانی است که قرار نیست مساله های آن یک باره حل شود! اصلا نباید حل شود!

احمدی نژاد شوخی نمی کرد! نگاه مهندسی به او می گفت: جهان مانند یک سیستم مکانیکی مشکلات مشخصی دارد که با بستن یک میل گرد و یا عوض کردن یک پیچ مشکلاتش حل می شود!

              ***

از زمان تماس جامعه ی ایرانی با مدرنیته و شروع تجدد در ایران، در محافل، کتب و رسانه های مختلف؛ مشکلات و تحلیل جامعه و انسان با استفاده از نگاههای مهندسی و پزشکی صورت گرفته است. یک تحلیل محتوا به ما می گوید بیشتر ترم هایی که در نوشته های حوزه های علوم انسانی در ایران انجام شده ، برگرفته از اصطلاحات مهندسی یا پزشکی است! بیشترین صدمه ای که حوزه های معرفت شناسی و اجرایی در سیاست، جامعه شناسی، شهرسازی، مدیریت و حتا روانشناسی ( که مابین علوم تجربی و انسانی است) به خود دیده، از علوم پزشکی و مهندسی بوده است! از دیوار بالا رفتن ها، شلوغ کردن و تظاهرات، میتینگ های رادیکال در امور سیاسی؛ تبدیل شهرها به اجتماعی از میل گردها و حذف انسان از مسکن، معماری و طراحی فضای شهری در شهرسازی؛ ساده سازی بیش از حد و تشبیه ساختار های اجتماعی به وضعیت های مکانیکال در جامعه شناسی؛ ورود آمپول و قرص و حذف و جلوگیری از مهم ترین بخش درمان بیماریهای روانی یعنی روان درمانی به عبارتی حذف شناخت، هیجان، انگیزش، رشد و معنویت در روانشناسی بالینی… همه ی این مداخلات از یک اصل ثابت سرچشمه گرفته اند: تغییر ناگهانی! خیابان را عریض کن ترافیک حل می شود! آن جلسه را تعطیل کن تنش سیاسی کم می شود! به آن معتاد متادون بدهید، ترک می کند! فعلا که مساله ها هنوز حل نشده اند! ترافیک سر جایش است، تنش و ناهنجاریهای سیاسی و نارسایی ساختارهای اجتماعی زنده هستند و معتادان و پرخاشگران همچنان در خیابانها  می چرخند! و هزاران نمونه های این چنینی …

 دخالت های عینی و نابجای مهندسان و پزشکان در زندگی فردی و جمعی ما نتایج دهشتناکی را به بار آورده، می آورد و خواهد آورد!

در این کشور، کماکان پزشکان علامه دهر هستند و مهندسان می توانند با محاسبات خود همه چیز را تغییر دهند! موضوعی که در جهان خیلی وقت است کهنه شده است.

سخنرانی ظریف، صدای متفاوت علوم انسانی در ایران بود! وقتی که مهندسان و پزشکان ساکت شدند!

           ***

چرا اینگونه شده است؟! این را در مطلبی دیگر جواب خواهم داد!

از چاهشور هم می توان به پاستور رسید!

مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲

خردادماه سال ۷۸ بود. چند جلد کتاب زیر بغل، با یک شلوار گشاد راه راه و یک جفت دمپایی انگشتی به پا، نوشته ام را برداشتم و از کتابخانه اداره فرهنگ و ارشاد خودم را به دفتر نشریه سبحان در طبقه دوم یکی از ساختمان های خیابان ۲۲ بهمن رساندم. «سه، دو، یک» این عنوان نوشته ای انتقاد آمیز بود بر نطق پیش از دستور سید محمود علوی نماینده شهرمان در مجلس شورای اسلامی. مرحوم حیاتی خودش توی دفتر نشسته بود. به مطلب من از زیر همان عینک بند دارش نگاهی انداخت و بعد با ذکر سوابق و تجربیات «سیدمحمود» خواست که میزان اعتماد به نفس من را در پافشاری بر نوشته ام، بسنجد. گفت که ایشان هم تحصیلات فقهی دارند و هم دارای دکترای حقوق هستند. در محفل بزرگی چون مجلس، هرچه گفته اند هم مبنای فقهی آن را سنجیده اند و هم مبنای حقوقی اش را. من هم گفتم به هر حال این چیزهایی است که به عقل یک دانش آموز کلاس سوم دبیرستانی رسیده. درست یا غلط اش را اجازه بدهید دیگران قضاوت کنند. بحث بر سر اسلامیت و جمهوریت نظام بود که آیا همسنگ هستند یا نه؟ سیدمحمودعلوی در نطق پیش از دستور مجلس براساس اندیشه های امام(ره) عنوان کرده بود که مقصود اصلی امام(ره) تاسیس حکومت اسلامی بوده و ایشان تنها در سال های پایانی نهضت شکل و لباس جمهوریت را برای حکومت اسلامی مناسب تشخیص داده اند، بنابراین در اندیشه ایشان شکل نظام یعنی جمهوریت با هویت نظام یعنی اسلامیت همسنگ نیست. من هم با استناد به برخی گفته های شهید مطهری و تاملاتی در واژه جمهوریت انتقاداتی را به این موضوع وارد کرده بودم. من اصرار کردم که این نظر من است و ممکن است اشتباه هم باشد. مرحوم حیاتی پذیرفت که نوشته من را بچاپاند. چندروزی بعد در شماره ۱۰۴ دوهفته نامه سبحان مورخ ۳۱ خرداد ۷۸مطلب انتقادی من با همان تیتر«سه، دو، یک» بی کم و کاست چاپ شد. تنها چیزی که به مطلب اضافه شده بود، ذکر تحصیلات من در کنار نامم در پایان نوشته بود تا نشان داده شود این نقد یک دانش آموز کلاس سوم دبیرستان است به نماینده ای که هم فقیه است و هم حقوق دان!

یک ماه بعد صفحه آخر شماره ۱۰۷ سبحان مزین شد به یک تیتری بزرگ با فونت ۴۸ و این عنوان:«جوابیه حجه الاسلام دکترعلوی به اسماعیل رمضانی»nnnnn 001نماینده شهرمان برای مطلب انتقادی من ۱۷ صفحه جوابیه دست نویس برای نشریه سبحان فرستاده بود با دستخط خودش. نشریه هم چون جای کافی برای چاپ همه آن را نداشت مجبور شده بود بخش هایی از آن را چاپ کند اما این حق را هم برای من قایل شده بود که بتوانم همه آن جوابیه دستنویس را داشته باشم. برای باری دیگر به همان طبقه دوم ساختمان بازار ۲۲ بهمن رفتم و یک کپی از جوابیه مذکور را از دستان مبارک خلیل ذکاوت گرفتم! و هم اکنون هنوز هم جز یادگاری های من از آن دوران پرتلاطم باقی مانده است.

ابراز خرسندی ایشان از اینکه «عزیز نوجوانی» قلم به دست گرفته و اندیشه ها را به نقد کشیده، در کنار پاسخ های مبسوطی که به پرسش ها و ابهامات من داده شده بود، قدری بر شجاعت و اعتماد به نفس من افزود تا حتی یک بار (ماهها بعد در انتخابات مجلس ششم) در یکی از تجمعات انتخاباتی ایشان در مسجد امام صادق(ع) هم پشت تریبون بروم و این بار قبل از ایشان نطقی کنم پیش از دستور، که گلایه ای بود بر برخی رفتارهای انتخاباتی و رقابت هایی که آتش به جان رفاقت ها انداخته.

از قضای روزگار در آن انتخابات کذایی، وقت برنده شدن رقیب بود. رقیبی که تعاملات بعدی من با او در کسوت نمایندگی شهرمان در تهران نشان داد که تنها به یمن شرایط زمانه و حمایت های خارج از منطقه ای توانسته بر این جایگاه بنشیند وگرنه شخصا چند سر و چند گردن با نماینده قبلی و رقیب خود فاصله دارد.اگر چه که تعامل ما با بزرگ آن قوم نزدیک، هم نشان داد که ایشان(عبدالواحد موسوی) خلاف آنچه پنداشته می شود مردی اهل فرهنگ و مداراست، البته با تعلقات گروهی و شخصی خاص خویش.

  دوران دانشجویی من در تهران مصادف بود با شروع یک فصل دیگر از مسئولیت های مردی که سال ها به نمایندگی مجلس خو کرده بود. دورانی که خارج از محدوده اجرا و قانون بود اما گوشه گیری هم نبود.«سیدمحمود» را آن اوایل گاهی در سانس اختصاصی استخر لامردی ها در تهران می دیدیم، گاهی در جلسات ایام فاطمیه که در خانه اش برگزار می کرد و بعد از آن هم که گاه و بیگاه در جلسات هیات لامردی های مقیم. هر بار هم که چشم ما به هم می افتاد خاطره آن مباحثه مکتوب زنده می شد. آخرین بار توی فرهنگسرای بهمن درست هنگام اجرای رقص سه پا توی تئاتر جواد صفایی وارد سالن فرهنگسرا شد و بعد هم با ما توی لابی سالن کلی راجع به سختی های دوران نمایندگی اش و وضعیت سال های دور منطقه و خاطرات ایام قدیم صحبت کرد. کمی قبل تر هم اردیبهشت امسال توی هیات، یک «کچله» به مسعود اسدپور(البته به نیابت از خانم اش به مناسبت روز معلم) هدیه داد و البته کمی قبل ترتر درست در روزی که شاید می بایست شاهد ریختن آرای مردم شهر تهران برای رسیدن به نمایندگی دوباره مجلس می بود، او را در قامت مردی تکیده و محزون دیدیم که در مسجد انتهای خیابان پیروزی به سوگ نوه سه ساله اش نشسته بود.

حالا از آن مباحثه مکتوب و دیدارهای گاه و بیگاه سال های دوری گذشته است. اکنون، نه من آن «عزیز نوجوان» هستم و نه ایشان نماینده مجلس شهر ما. مرحوم حیاتی یک بار بعد از عدم راهیابی «سیدمحمود» به مجلس در آن انتخابات کذایی یاد تیتر همان مطلب انتقاد آمیز من افتاد و با کنایه به من گفت:«بالاخره کار خودت کردی!» گفتم چه کاری؟ گفت « سه، دو،یک یعنی عقبگرد، یعنی شکست» گفتم این نظر شماست ولی به نظر من «سه، دو، یک» یعنی شروع، یعنی آغاز یک مسابقه، یعنی اکشن، یعنی شروع یک سکانس تازه. چرا فکر می کنید کسی که هم فقیه است و هم حقوق دان، باید همیشه سقف اش فقط نمایندگی مجلس باشد؟ چرا این پیاده نباید یک گام به جلو، یک گام به سمت وزیرشدن بردارد ولو اینکه پیاده رقیب جایش را بگیرد. کمی قانع شد ولی حالا نیست که همان پیاده مجلس نشین را ببیند که وزیر شده و کامل تر قانع شود.

سید محمود علوی فی الذات سخنوری تواناست. گوشی شنوا و زبانی قانع کننده دارد. چون انسان است پس نمی تواند بی عیب و نقص باشد اما برخلاف آنچه اختلافات منطقه ای بدان دامن زده مردی اخلاق مدار و پاکدست است. از این همه سال های نمایندگی و معاونت و مدیریت چیزی که قابل اندوختن باشد نیاندوخته. او گرچه به قول رییس مجلس ممکن است خیلی بوسیدنی نباشد، اما کسی را هم از خود دور نمی کند. او حالا سومین وزیر از منطقه ما و نخستین وزیر از منطقه تراکمه نشین است. مردی که از«کلاتین» های تراکمه به یک وزارت کلیدی در دولت یازدهم رسیده است. مردان دیگری هم قبل او و از همین منطقه و از همین راه باز هم به وزارتخانه هایی کلیدی رسیده بودند، رستم قاسمی به «نفت» رسید و عبدالواحد موسوی به«کشور». آنها برای رسیدن به کشور و نفت و اطلاعات، سرمایه ای و امکاناتی جز همت و پشتکار خویش نداشتند؛ به جای کوبیدن بر طبل اختلافات قدیمی،این پیامی است که این روزها باید در مخیله هر جوان لامرد و مهری بپیچد: از گردنه سنگلاخی چاهشور هم می توان به خیابان پاستور رسید!

دکتر سید محمود علوی وزیر اطلاعات شد

مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲

پس از جلسات فشرده و طولانی چهار روزه مجلس شورای اسلامی و پس از استماع سخنان موافقین و مخالفین وزرای پیشنهادی دکتر روحانی، امروز عصر ساعت ۲۱:۳۰ رای گیری از نمایندگان به پایان رسید و دکتر سید محمود علوی توانست با کسب ۲۲۷ رای موافق از میان ۲۸۴ رای نمایندگان حاضر در مجلس توانست رای اعتماد نمایندگان مجلس شورای اسلامی را کسب نماید.

دکتر حاج سید محمود علوی در چهارم اردیبهشت ۱۳۳۳ ، در خانواده ای روحانی در لامرد فارس ولادت یافت . در سن دو سالگی با خانواده به نجف اشرف ( محل تحصیل پدر ) عزیمت و تحصیلات ابتدایی و سالهای اول متوسطه را در دبستان و دبیرستان علوی ایرانیان در نجف گذراند . پدر ایشان ایه الله اقای حاج سید رضا علوی از علمای وارسته و فقیهی زاهد و پرهیزگار می باشد .

دکتر علوی در حوزه و دانشگاه تحصیل و تدریس نموده است و بعنوان یکی از چهره های علمی شاخص و شناخته شده در حوزه و دانشگاه تاکنون شاگردان بسیاری را در هر دو زمینه تربیت کرده است .
وی در سال ۱۳۴۹ به کسوت روحانیت در آمده ، تحصیلات حوزوی خود را ابتدا در نجف و سپس در آبادان و حوزه علمیه قم و تهران پی گرفته است . استعداد زیاد و جدیت فراوان ایشان ، باعث شد که از همان زمان در زمره طلاب موفق و مورد توجه و علاقه بزرگان حوزه قرارگیرد . دوره سطح را نزد اساتید مطرح حوزه ی علمیه قم از قبیل : حضرات آیات اعتمادی ، محقق داماد ، حسینی کاشانی ، باکوئی ، والد معظم خود و مرحوم ستوده گذرانده و درس خارج را از محضر حضرات آیات مقام معظم رهبری ، فاضل لنکرانی ، مکارم شیرازی ، موسوی اردبیلی ، محمد یزدی و هاشمی شاهرودی بهره برده است .

وی همزمان با تحصیل ، به تدریس دروس حوزه اشتغال داشته و کتابهای سطح حوزه را یکی پس از دیگری کرده و هم اکنون به تدریس سطوح عالی حوزه ( رسائل و مکاسب ) در حوزه علمیه اشتغال دارد .

همزمان با تحصیلات حوزوی ، به تحصیلات دانشگاهی پرداخته ، دوره کارشناسی را در مدرسه عالی تربیتی و قضایی قم (دانشگاه فعلی قم) در رشته علوم تربیتی با احراز رتبه اول گذرانده ، کارشناسی ارشد را در دانشگاه فردوسی مشهد در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی با کسب رتبه اول و با معدل ۱۸٫۹۶ طی نموده و مقطع دکتری را در همان رشته در دانشگاه فردوسی مشهد با کسب رتبه عالی به پایان رسانده است .

پس از پایان تحصیلات دانشگاهی به عضویت هیئت علمی دانشکده صدا و سیما در آمده و همزمان در مراکز دانشگاهی دیگر نظیر : پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی ، دانشکده الهیات دانشگاه تهران ، دانشگاه امام صادق ، دانشگاه مذاهب اسلامی ،  دانشگاه آزاد و دانشکده علوم حدیث به تدریس پرداخته است ، و طی چند سال به عنوان استاد نمونه و ممتاز دانشکده صدا و سیما شناخته شده است .

روحیه انقلابی و شور و شوق انجام خدمت صادقانه که از خصوصیات بارز دکتر علوی بوده ، ایشان را بر آن داشته است که همواره در کنار اشتغالات حوزوی و دانشگاهی ، فعالیت ها و مسئولیت های مختلفی را در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی داشته باشد که به گزیده ای از آنها اشاره می شود.

پیش از انقلاب :

  • تأسیس انجمن اسلامی جوانان آبادان (۱۳۵۰)
  • تأسیس کانون اسلامی جوانان قم(۱۳۵۲)
  • تأسیس چندین کتابخانه در مناطق مختلف استان فارس (۱۳۵۴-۱۳۵۷)
  • فعالیت های فرهنگی تربیتی و تبلیغی در رابطه با نسل جوان در نقاط مختلف استان فارس
  • برپایی و هدایت تظاهرات علیه رژیم پهلوی در قم و مناطق جنوب فارس (لار،گراش، لامرد، …)
  • رهبری یک گروه چریکی شبه نظامی در قم در سال ۱۳۵۷

پس از انقلاب :

  • نماینده ستاد مرکزی انقلاب اسلامی در جنوب فارس در سال ۱۳۵۸-۱۳۵۷
  • نماینده دفتر امام خمینی (ره) در لامرد در سال ۱۳۵۹- ۱۳۵۸
  • نماینده دوره های اول – دوم – چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی ( جهت گیری در جهت محرومیت زدایی از مناطق محروم کشور در مباحث قانون گذاری و اقدام عملی در امر سازندگی از ویژگی بارز دوران نمایندگی دکتر علوی در مجلس شورای اسلامی می باشد.)
  • مخبر و سخنگوی کمسیون شورا ها و امور داخلی ، کمسیون خاص وظیفه عمومی ، کمسیون خاص وظایف و اختیارات ریاست جمهوری در دوره های اول و دوم مجلس شورای اسلامی
  • نایب رئیس کمسیون شورا ها و امور داخلی مجلس شورای اسلامی (دوره چهارم)
  • نایب رئیس کمسیون های سیاست خارجی و آیین نامه داخلی  مجلس شورای اسلامی (دوره پنجم)
  • رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و کویت ( دوره های چهارم و پنجم )
  • رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و مراکش (دوره پنجم )
  • معاونت نظارت و بازرسی و معاونت روابط عمومی و تبلیغات سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو های مسلح در سال های ۶۸ تا ۷۰
  • از سال ۱۳۷۹ تا سال ۱۳۸۸ با حکم مقام معظم رهبری به عنوان رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش
  • نماینده مردم استان تهران در مجلس خبرگان رهبری با کسب بیش از دو ملیون رأی مردم استان تهران

فعالیت های گسترده فرهنگی و ورزشی ، حسن خلق ، مهربانی و خوشرفتاری، دلسوزی و گره گشایی از مشکلات دیگران در حد توان ، تدبیر خردورزانه در تصمیمات مدیریتی ، تلاش خستگی نا پذیر و توفیق در پیشبرد کارها ، ارتباط مستمر با نسل جوان و همگامی با ورزشکاران و هنرمندان از ویژگی های زبانزد دکتر علوی می باشد ، به گفته وی یکی از زیبا ترین لحظاتش، برپایی نماز جماعت و قرائت زیارت عاشورا همراه با ورزشکاران کوهنورد ارتش بر فراز قله دماوند (بلند ترین قله ایران) بوده است.

نقش مؤثر در بسیج نیرو ها از شهرستان لامرد و لار و حضور پیاپی در جبهه و بازدید از رزمندگان در خطوط مقدم در دوران تصدی نمایندگی دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی از دیگر موارد قابل ذکر در مورد ایشان می باشد.

نکته بارز در مورد ایشان دنیا دیدگی و آشنایی با آداب و رسوم دیگر کشور های جهان است در این راستا سفر های متعدد و بعضا رسمی که اکثرا با هزینه شخصی انجام شده به ۳۰ کشور داشته است که عبارتند از عراق، عربستان سعودی ، کویت، امارات ، عمان، ترکیه ، لبنان ، سوریه، اردن ، آذربایجان ، گرجستان ، اکراین ، قرقیزستان، ترکمنستان، قزاقستان، آلمان ، سوئد ، دانمارک، فرانسه ، مراکش ، کلمبیا، هند ، تایلند، سنگاپور ، مالزی ، اندونزی ، چین، کره جنوبی، بحرین و پاکستان.

آشنایی کامل ایشان با دو زبان بین المللی عربی و انگلیسی در کنار تسلط کامل ایشان بر خطابه فارسی و نویسندگی از دیگر مشخصات قابل ذکر ایشان می باشد.

اضافه بر حضور فعال در جلسات مجلس خبرگان و کمیسیون های تخصصی آن ، دکتر علوی نمایندگی مجلس خبرگان رهبری را به فرصتی برای خدمت به مردم به ویژه افراد مستضعف و بی بضاعت تبدیل نموده ، و تا کنون گره از مشکل افراد زیادی به دست وی، گشوده شده است.

نگاهی به فعالیت های مؤسسه خیریه بعثت النبی لامرد

مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۲

a

نگاهی به فعالیت های مؤسسه خیریه بعثت النبی لامرد

( تحت نظارت بهزیستی استان فارس )

  

وقتی خداوند برای بنده اش خیری بخواهد حاجت های مردم را در دست او قرار می دهد.

نبی اکرم اسلام حضرت محمد(ص)

آدرس:

استان فارس – شهرستان لامرد – ابتدای بلوار شاهد – روبروی بانک مسکن

تلفن: ۰۷۸۲۵۲۲۱۹۳۷

http://besatonnabi.blogfa.com

besatonnabi@gmail.com

نیاز و حاجات مردم که به شما عرضه می شود رحمت خداست، از رحمت خدا خسته نشوید.

« حضرت امام خیمنی (ره) »

مؤسسه خیریه بعث النبی لامرد با شماره ثبت ۳۸در سال ۱۳۸۸ و همزمان با روز مبارک بعثت رسول مکرم و گرامی اسلام، پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد (ص) با پیشنهاد تنی چند از خیر اندیشان و نیک اندیشان  و با هدف کمک رسانی به بیماران بی بضاعت و نیازمند که قادر به تأمین هزینه های درمانی خود نمی باشند، دانش آموزان و دانشجویان نیازمند ( خصوصاً در زمینه پرداخت شهریه و هزینه های تحصیلی )، تأمین جهیزیه زوج های جوان بی بضاعت جهت ترویج سنت حسنه ازدواج و همچنین رفع مشکلات بیمارستان حضرت ولیعصر (عج) جهت انجام خدمات رسانی بهتر به مردم، فعالیت خود را آغاز نمود. با همت بلند اعضاء خیراندیش و نیکوکار مؤسسه، گام های ارزشمند و مؤثری در راستای تحقق اهداف خود برداشته و قریب به پانصد میلیون تومان اهدایی خیرین را جذب و هزینه کرده است. در اینجا ضمن تشکر و قدردانی از  این عزیزان از سایر بزرگواران در جهت پیوستن به این جمع خداجوی دعوت به عمل می آید. اقدامات انجام شده بدین شرح اعلام می گردد. باشد که انشاا… مرضی درگاه خداوند متعال قرار گیرد:

  •  بخش بهداشت و درمان:

۱- کمک به ۵۰۱ نفر از بیماران نیازمند از ابتدای تأسیس موسسه تا کنون به مبلغ چهل و سه میلیون وپانصد هزار تومان (۰۰۰/۵۰۰/۴۳)

۲- خرید تجهیزات بیمارستانی شامل لباسشویی، خشک کن، ملحفه، دستگاه لاپراسکویی عمل جراحی، نصب درب اتوماتیک ورودی بیمارستان و تعمیرات و بازسازی منازل سازمانی ( پانسیون های پزشکان ) و لوازم مستعمل با هزینه ای معادل نود میلیون تومان (۰۰۰/۰۰۰/۹۰).

۳- باز سازی اساسی بخش زایشگاه بیمارستان حضرت ولیعصر (عج) و خرید لوازم سرمایشی با هزینه یکصد میلیون تومان (۰۰۰/۰۰۰/۱۰۰).

۴- احداث استراحتگاه همراه بیمار با زیربنای ۱۵۴ متر مربع در بیمارستان حضرت ولیعصر(عج) به منظور حل مشکلات اقامتی همراهان بیمار و خرید تجهیزات لازم با صرف هزینه ای معادل شصت میلیون تومان (۰۰۰/۰۰۰/۶۰).

۵- تأمین بخشی از هزینه های اولیه جراح محترم مغز و اعصاب به مبلغ چهارده میلیون تومان  (۰۰۰/۰۰۰/۱۴) ( با این اقدام خداپسندانه باعث اختصاص ردیف سازمانی جراح مغز و اعصاب به بیمارستان حضرت ولیعصر (عج) گردید ).

۶- سرمایه گذاری جهت ساخت دانشکده پرستاری توسط یکی از اعضای محترم مؤسسه به مبلغ یک میلیارد تومان (۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۱) ( مراسم کلنگ زنی آن در تاریخ ۱۴/۱۲/۱۳۹۱ با حضور ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی شیراز، امام جمعه محترم لامرد، نماینده محترم مردم شهرستان های لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی، اعضای مؤسسه و دیگر مسئولین برگزارشد. (ضمناً معادل همین مبلغ نیز از سوی دانشگاه علوم پزشکی برای احداث دانشکده پرستاری هزینه خواهد شد).

۷- کمک ماهیانه به بیماران نیازمند و بی بضاعت به مبلغ یک میلیون تومان (۰۰۰/۰۰۰/۱).

  • بخش آموزشی:

۱-پرداخت شهریه تحصیلی دانشجویان و دانش آموزان بی بضاعت و مستمند به مبلغ یازده میلیون تومان (۰۰۰/۰۰۰/۱۱) با همکاری کمیته امداد امام خمینی(ره) و اداره بهزیستی.

۲- تحت پوشش قرار دادن تعداد ۳۳ نفر دانش آموز بی بضاعت و مستمند با اختصاص مبلغ یک میلیون و سیصد و هفتاد و پنج هزار تومان (۰۰۰/۳۷۵/۱) بصورت ماهیانه و واریز به حساب آنان

  •  بخش ازدواج و تأمین جهیزیه زوج های جوان :

تأمین جهیزیه ۹۶ زوج جوان مستمند و بی بضاعت طی سال های ۸۸ تا ۹۲ با صرف هزینه ای معادل یکصد و سی و شش میلیون تومان (۰۰۰/۰۰۰/۱۳۶) با همکاری کمیته امداد امام خیمنی (ره) و اداره بهزیستی

  • سایر فعالیت ها:

۱- شناسایی و تحت پوشش قرار دادن تعدادی از سادات نیازمند منطقه و اختصاص ماهیانه یک میلیون و پانصدهزارتومان ( ۰۰۰/۵۰۰/۱).

- تأمین و تهیه مواد غذایی و توزیع بین افراد نیازمند و فقیر در ماه مبارک رمضان با صرف هزینه ای بالغ بر پنج میلیون تومان (۰۰۰/۰۰۰/۵).

۳- دعوت از خیرین و نیکوکاران بمنظور عضویت در موسسه و فعالیت در اهداف تعریف شده.

۴- طرح شناسایی ایتام زیر ۱۸ سال با همکاری کمیته امداد امام خمینی (ره) ، اداره بهزیستی و شوراهای محترم.

۵- برگزاری جلسات ماهیانه با هیئت امناء و گزارش روند فعالیت ها (تأمین درآمد و هزینه ها).

آنچه امروز شما دارید، یک روز به دیگری سپرده می شود، پس امروز به دست خویش عطا کنید، باشد که شهد گوارای سخاوت نصیب شما گردد.بسیارند انسانهای وارسته ای که وجود پر برکت خویش را با نیکی و نیکوکاری عجین کرده اند و لحظه ای از کمک رسانی و خیر خواهی در حق دیگران فرو گذار نیستند.

آنها بدون کمترین چشم داشتی و به نام احسان و سخاوت، نیاز نیازمندان را به حد وسع خود برطرف می نمایند که این کار برای آنها صفتی نیکو است و مطمئناً بازگشتی نیکوتر را به دنبال خواهد داشت.

می توان ذره بود، اما خاکستر نبود

                می توان آسمان را دید از خاک تا افلاک رفت

وقتی عاشق خدا باشید به مخلوقاتش نیز عشق می ورزید. تجربه عاشقی خداوند شیرین است، شیرین تر از عسل و این عسل به کامتان عسل ای خیر اندیشان و نیک اندیشان عزیز.

شماره حسابها موسسه خیریه بعثت النبی(ص)

بانک انصار ۲۵۲۵-۸۰۴-۳۸۲۰۹۲۰-۱:

انصار کارت: ۶۲۷۳۸۱۱۰۲۹۰۳۹۲۰۰

بانک انصار(ویژه ایتام) ۲۵۲۵-۸۰۴-۴۰۶۳۶۳۴-۱:

انصار کارت(ویژه ایتام):۶۲۷۳۸۱۱۰۲۸۹۹۶۳۱۹

انصار شبا : R330630252580403820920001

شماره حساب (سیبا): ۰۱۰۶۵۴۳۷۱۰۰۰۴

شماره کارت سیبا: ۶۰۳۷۹۹۱۱۳۵۲۶۲۴۶۱

بانک ملت (حساب جام):۳۱۶۱۲۱۱۰۶۱

بانک صادرات(سپهر):۰۱۰۳۲۴۱۱۴۰۰۰۹

 

برگزاری مراسم روز خبرنگار در لامرد

مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۲

 

به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان لامرد و فرمانداری ، مراسم تجلیل از خبرنگاران و اهالی رسانه برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ، در این مراسم که با حضور جمعی از مدیران و مسئولین و روابط عمومی ادارات ، خبرنگاران ، روزنامه نگاران نشریات محلی ، مدیران سایت های محلی در سالن شهید جنگ آور برگزار شد ، محمد هنرپیشه رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در سخنانی با تبریک عید سعید فطر و همچنین روز خبرنگار به اصحاب رسانه ، خبرنگاری را حرفه ایی سخت و ملال آور نام برد و اظهار داشت : تجلیل از این قشر ، وظیفه همگانی است و روز خبرنگار ، فرصت مغتنمی است تا از زحمات و تلاش های خبرنگاران و اهالی رسانه قدردانی شود.
وی خطاب به حاضرین ادامه داد : در انعکاس اخبار و تهیه گزارش ها ، باید از سیاه نمایی پرهیز شود ، بیان حقایق و نواقص و نقاط ضعف با ادبیات مناسب ، هیچ جای اشکالی ندارد و نباید با منعکس کردن نکات منفی به صورت نامناسب ، آب به آسیاب دشمن بریزیم.
هنرپیشه تاکید نمود : عرصه خبر اگر با دروغ و تهمت آلوده شود آثار مخربی به همراه خواهد داشت که تاثیرات آن تا سالها باقی می ماند چون دروغ و تهمت وقتی به شکل تصویر و یا نوشته منتشر می شود تا مدتها ماندگار می گردد و به همین دلیل آثار نامطلوب آن بیشتر از گفتار دروغ، جامعه را به تباهی می کشاند.
وی یکی از وظایف روزنامه نگاران و خبرنگاران را اطلاع رسانی راجع به فعالیت های نظام دانست و گفت:کارهای مناسبی در سطح شهرستان انجام می شود که مردم از آنها بی اطلاع هستند و بازتاب این خدمات، مردم را امیدوار می کند.
وی ادامه داد: بیان مشکلات و چالش ها نیز وظیفه دست اندرکاران عرصه خبر است که نباید به سیاه نمایی منجر شود.
هنرپیشه در انتهای سخنان خود به برگزاری دوره های آموزشی عمومی و تخصصی ویژه خبرنگاران اشاره داشت و ابراز کرد : خبرنگاران با تکمیل مدارک مورد نیاز ، می توانند از بیمه تکمیلی برخوردار شوند.
در ادامه این مراسم صفری فرماندار لامرد به ایراد سخن پرداخت و با تبریک این روز به خبرنگاران و تمام کسانی که در این عرصه فعالیت می کنند ، اظهار کرد : هفدهم مردادماه تنها بهانه ای است برای بزرگداشت اهالی بسیار زحمت کش رسانه و مطبوعات که به نام یکی از شهیدان اهل قلم، محمود صارمی رقم خورده است.
وی در ادامه با تاکید بر اهمیت روز خبرنگار افزود: مشارکت، هم فکری و مشورت در این امر بر شکوه مراسم می افزاید و امسال نیز چون سال های گذشته نهادها و دستگاه های دولتی برای بزرگداشت این روز همکاری داشته اند.
صفری خاطرنشان کرد:خبرنگاران همیشه و در همه عرصه ها برای نشان دادن دستاودهای ملت و دولت در هر شرایطی حاضر بوده اند به ویژه که عملکرد هشت ساله دولت گذشته را به خوبی نشان داده اند.
فرماندار لامرد تصریح کرد: در دنیای کنونی با وجود تکنولوژی های ارتباطی پیشرفته و متعدد در امر دست یابی سریع به اطلاعات و منابع مختلف، کسب اطلاعات موثق و قابل اطمینان در مورد وضعیت فرهنگی، سیاسى، اجتماعى و امنیتى بشر بسیار دشوار و در عین حال بسیار ضرورى و حیاتى است.
در بخش دیگری از این مراسم ، چند تن از خبرنگاران به بیان دیدگاه ها و چالش ها ئ مشکلات حوزه خود پرداختند.
پایان بخش مراسم نیز تجلیل از ۲۶ خبرنگار بود که هدایایی به رسم یادبود به آن ها اهدا شد.
55928740705577039448

 

19049889248642840803

 

75947518865349867536

09840400111671035589

12262103465291890504

وزارت علوی : «اِشکله جونُم» یا «دی بلال» ؟!

مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۲

این روزها برای مردمانی که به حکم مندرجات شناسنامه یا محل سکونتشان ـ به قول صالح علا ـ زلفی با لامرد گره زده اند پیگیری اخبار وزیر پیشنهادی اطلاعات لطف دیگری دارد .آخر او غریبه نیست ؛ کسی است که سالها هم گلَیم و هم صحبتشان بوده و هر کدام ـ در هر مقام و جایگاهی ـ حتی اگر به حافظه ی نه چندان بلند مدتشان هم که رجوع کنند به یاد می آورند موقعیت هایی که صرف نظر از کم و کیفش با حاج آقا «برخورد از نوع نزدیک»داشته اند. حالا می خواهد التماس دعای مکتوبی بوده باشد یا گعده ای خودمانی و پر از مزاح .
سامعه ای قویتر اما از میان این شعف دو تعجب و پرسش را خواهد شنید : علوی برای وزارت؟ آنهم اطلاعات؟!

برای پاسخ باید زمان را لااقل بیست و پنج سالی به عقب برگرداند :

جوانک آستین های پیراهن کهنه اش را بالا می زند؛ با لذت و شوق قوطی رنگ فشاری را چند باری تکان می دهد ، از سرِ نَوشِ دیوار شروع می کند به نوشتن متنی که حالا بعدِ چند ده بار تکرار سرتاسرش را از بَر شده است . کارش که تمام می شود قوطی خالی شده از رنگ را پاره می کند ، هِلِ هفت رنگ توی قوطی را در می آورد ، زیر نور کم سوی ماه نگاهی ار سر تحسین به آن می اندازد و خوشحال ار دشت آن شبش راهی خانه می شود. جوان حالا بعد از گذر سالها عاقله مردی شده که بعید است به هر قیمتی دستهایش را رنگی کند ؛ اما دیوار نوشته اگرچه کهنه و کمسو ولی هنوز سرجای خود باقی مانده است :

« اگر ما در مجلس هفت یا هشت دوست داشته باشیم یکی از آنها سید محمود علوی است.»
                                                                    هاشمی رفسنجانی

به غیر از جمله ی بالا جایی دیده یا شنیده نشده که هاشمی رفسنجانی باقی دوستان مجلسی اش را به صراحت نام برده باشد اما به احتمال زیاد یکی از آن «هفت هشت نفر» شیخ حسن روحانی بوده است . اینجاست که وقتی نام این شیخ دیپلومات ار صندوقهای رأی ریاست جمهوری بیرون آمد قابل پیش بینی بود که یکی از حواریونش در چهار سال پیشرو (شاید هم هشت سال ؛ کسی چه می داند؟) هم کرسی و همسایه اش سید محمود علوی باشد .
غافلگیرکننده اما آنجا بود که شیخ در لیست وزرای انتخابی که در روز تحلیف به علی لاریجانی تحویل داد نام سید محمود را تاپ تن فهرست نوشته بود و اینچنین رفیق را نه به گلستان معاونتهای با حاشیه ی امن و عافیت که به گرمابه ی قضاوت مجلس فرستاد.آنهم چه وزارتخانه ای : اطلاعات.
انگار غافل یا ناغافل از یاد رفته بود در کمتر از دو سال پیش ، دیگر رکن قوه مقننه (شورای نگهبان) کارت قرمز «عدم احراز صلاحیت» را به علوی نشان داده است تا آرزوی هَت تریک لامردیهای مجلس ـ آنهم از سه شهر مختلف ـ به دل همشهریها باقی بماند.
اگر به انتخاب نگارنده بود با چشم انداری به توان و «سبک زندگی » سید ردای «کشور» را بر قامت وزرات حاج آقا معقول تر مناسب تر می دانست. به چند دلیل :

نخست )
آنهایی که با علوی حشر و نشر داشته اند ( خواه موکلش بوده اند با مرئوس ) بارزترین ویژگی وی را در کنار هوش بالای اجتماعی ، زیِ مردمی ـ یا به اصطلاح فرنگ رفته ها ـ «پاپیولر بودن » توصیف می کنند. کسی به خاطر نمی آورد علوی در هر مقام و موقعیتی که بوده از مردم فاصله گرفته باشد. او حتی در ستادی ترین پُست ها محل مراجعه مردم و گره گشای مشکلات آنان بوده است . خلاصه اینکه زندگی اجتماعی و سیاسی علوی همواره بر مدار جمع چرخیده است. پر واضح است این خصوصیت با فرهنگ حاکم بر نهاد های امنیتی و ماهیت آن در تناقض کامل است. جمع منطقی دو ضد ـ به تعبیر مولانا ـ این خواهد بود که «سرمایه جمعی» که علوی به مرارت و در مرور سالها اندک اندک اندوخته است ـ و پشتوانه و تضمین کننده ی «رأی میلیونی» وی در هر انتخاباتی می تواند باشد ـ در هجوم سالهای وزرات تهی خواهد شد. هراسی که این روزها حلقه ی دوستان و مریدان سید به عنوان معضلی بزرگ بارها از ذهن به زبان جاری کرده اند . نشان به آن نشان که لامردیهای مقیم پایتخت ، ماه رمضان امسال در جمع خود یک غایب بزرگ داشتند : مردی که سابق بر این حتی شده ساعت های انتهایی شب و برای چند دقیقه حضورش را به جمع نشان می داد .

دوم)
اگر چه حجه الاسلام علوی ۲۸ ساله آن زمان که با راه یافتن به دور اول مجلس شورا قدم در وادی سیاست نهاد با آیت الله دکتر سید محمود علوی امروز علاوه بر خطوط جبین و سپیدی محاسن قدر کوله باری سی ساله از علم و تجربه تفاوت دارد ، اما هیچگاه در سیاهه ی پر و پیمان مصادر تحت تصدی جایی برا ی مناصب قضایی و امنیتی نیافته است؛ حال آنکه اسلاف وی مهمترین خصوصیتشان همین بوده که علوی از آن محروم است . بماند اینکه زیست سیاسی شفاف و به دور از حاشیه این دولتمرد کمتر جذابیتی برای گروه های مختلف از رسانه ها تا غیره دارد.

به هر تقدیر صرف نظر از اینکه «جومَه ی َویلِ چاپی» بر قامت حاج آقا چقدر قشنگ باشد ، برای مردمان تراکمه به احتمال زیاد تا هشت سال دیگر سرِ خیابون بندر «دلپسند تر» خواهد بود.

درباره گذشته

مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲

از نگاه یک بیننده عادی – جدی به فیلم گذشته می پردازم. خوشبختانه سعی کرده ام قبل از دیدن فیلم هیچ نقدی را نخوانم تا هنگام دیدن فیلم پیش زمینه ای در ذهن نداشته باشم (هر چند همین الان هم وسوسه چنین کاری را دارم). در اینجا نظر خودم را خواهم گفت و اگر خواننده ای نظر دیگری داشت می تواند همین جا بر این نوشته حاشیه بزند.

قبلا نظرم را پیرامون اصغر فرهادی، استعداد و توانایی اش و همچنین فیلم جدایی در تراکمه نوشته ام. برای کشف این ویژگی ها نیازی به تخصص در حوزه فیلم نیست. فیلم جدایی نادر از سیمین در میان فیلم های مطرح آن سال واقعا حرف برای گفتن داشت. در این فیلم بیننده به مرور به کشف هایی تکان دهنده می رسید که لذت بخش هم بود. به خاطر دارم که آن سال برزیل هم یک فیلم در اسکار داشت ولی یک دوست برزیلی که فیلم جدایی را دیده بود با هیجان از فیلم فرهادی دفاع می کرد. فرهادی امضای خودش را دارد همانطور که دیگران مطرح اینطور اند.
بگذارید به فیلم گذشته بپردازم:

۱- فیلم در مورد مثلث عشقی احمد – مارین – سمیر است. احمد برای کارهای حقوقی طلاق همسر سابقش (مارین) از تهران به جایی در حومه پاریس می رود و در آنجا متوجه حضور مردی جدید (سمیر) در کنار مارین می شود که قرار است شوهر آینده او باشد. اینجاست که سبک فرهادی آغاز می شود و یک موضوع ساده تبدیل به درامی پیچیده می شود. احمد، مارین، سمیر، زن سابق سمیر، دختر مارین از همسر اولش، کارگر سمیر و دیگران هر کدام داستان خودشان را خواهند داشت. برای تکمیل پازل باید صبر کنیم که هر نفر داستان خودش را تعریف کند (در واقع لو بدهد).

۲- یک بار از تلویزیون شنیدم که فرهادی فیلمی فرانسوی ساخته است. به نظر من او فیلمی کاملا ایرانی ساخته است. در واقع فرهادی فیلم خودش را ساخته که به نظر من یک فیلم ایرانی با مختصات کاملا ایرانی است. فقط به جای تهران، حومه پاریس را انتخاب کرده و بازیگرانی خارجی.

۳- بگذارید همین جا ضربه را وارد کنم. فرهادی را دیگر می شناسیم. از این کارگردان می خواهیم که یک فیلم در مورد ایران و یک فیلم هم در مورد دنیای غرب بسازد و روابط انسانی هر دو جا را زیر ذره بین خودش ببرد. به نظر شما چه خواهد ساخت؟ مشکل عمیق فرهنگی ما چیست؟ مساله روز غرب چیست؟ مشکل ما دروغ است. مشکل غرب خانواده است. فرهادی ابتدا در جدایی به دروغگویی ایرانی ها تاخته که خوب هم تاخته، بعد رفته است به غرب و یک کپی از فیلم جدایی را هم در مورد مشکل خانواده و فرزندانی که در بین چند ضلعی های عشقی سرگردان اند ساخته است. نمونه کار قبلی با رنگ و لعاب بهتر. حتی به نظر من بازی بازیگران هم چندان تغییری نکرده است.

۴- آیا فرهادی کار بدی کرده با ساخت یک درام سینمایی نظام خانواده غربی را به چالش کشیده؟ برای من نه! اتفاقا دلم هم خنک شد! صحبت من درباره فیلم است. فرهادی خودش را تکرار کرده هر چند موضوع و مضمون به نظر من بسیار جالب بود.

۵- اصغر فرهادی دیگر لو رفته است. اگر در فیلم جدیدش بخواهد با همین شیوه کار کند احتمالا با فیلم کسل کننده ای روبرو خواهیم شد. امیدوارم به سرنوشت آدم هایی مثل کیمیایی و مهرجویی مبتلا نشود.

با این همه:

۶- بازی مارین (بره‌نیس بژو) واقعا تاثیر گذار بود.

۷- من از دیدن فیلم و دقت عجیب فرهادی در جزییات و بررسی روان و شخصیت انسان ها، لذت بردم! توصیه می کنم فیلم را از سینما ببینید و نه از نسخه قاچاق!

نایب رییس کمیسیون امنیت ملی: علوی مرتبط ترین وزیر در حوزه اطلاعات است

مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲

سید احمد رضا دستغیب نایب رئیس عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در مورد میزان رأی آوری و مطلوبیت گزینه های اطلاعات، دفاع، خارجه و کشور در میان نماینده ها گفت: به نظر می رسد که آقایان دهقان،علوی، رحمانی فضلی و ظریف وضعیت رأی خوبی را در مجلس خواهند داشت.

به گزارش خانه ملت؛ سید احمد رضا دستغیب در خصوص دغدغه بعضی از نمایندگان مبنی بر اینکه آقای علوی در حوزه وزارت اطلاعات کار نکرده است و این باعث می‌شود که در رأی اعتماد مجلس تاثیرگذار باشد، گفت: هیچکدام از وزرای پیشین اطلاعات قبلا در وزرات اطلاعات نبوده اند. آقایان ری شهری و محسنی اژه ای قضایی بودند. آقای مصلحی هم درنهاد نمایندگی سپاه حضور داشتند و حتی آقایان دری و یونسی هم از وزارت اطلاعات نبودند. بنابراین من فکر می کنم اتفاقا آقای علوی مرتبط ترین فرد بین وزرای پیشین با وزرات اطلاعات است یعنی مجموعه فعالیت هایی که داشته ارتباط بیشتری با وزارت اطلاعات دارد.

وی افزود: لااقل ایشان چند دوره عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بوده و قانون وزرات اطلاعات در زمان ایشان و در کمیسیونی که ایشان بوده تصویب شده است تمام این ها جزو امتیازات است و طی سال های گذشته هم در مجموعه سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی هم تجربیات خوبی را کسب کرده اند و پشتوانه خوبی می تواند باشد.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شوری اسلامی در خصوص کابینه پیشنهادی دکترروحانی با اشاره به گزینه پیشنهادی وزارت امور خارجه گفت: دررابطه با حوزه خارجی آقای ظریف وزیر پیشنهادی وزارت امور خارجه مردی توانمند و دارای سوابق ارزشمند در حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی است و اولین وزیرامور خارجه ای خواهد بود که از ابتدا با تخصص مرتبط روابط بین الملل را شروع کرده و جایگاه ها و پست های مختلف دیپلماسی از پایین ترین سطح را تجربه کرده است و تسلط و آشنایی فوق العاده ای با زبان های خارجی دارد.

به گزارش خبرآنلاین، نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: من فکر می کنم آقای ظریف برای پیشبرد اهداف دکتر روحانی و وعده های که در زمینه سیاست خارجی دادند گزینه مناسبی است. درارتباط با وزارت دفاع و اطلاعات هم به هرحال افراد شاخص و مورد وثوقی معرفی شده اند که دارای تجربه طولانی دراین زمینه هستند و می توان گفت که در کل کابینه آقای دکتر روحانی برخلاف نظراتی که ممکن است در مورد بعضی از افراد کابینه وجود داشته باشد کابینه مثبت و خوبی در آینده خواهد شد.

 

منبع خبر: سایت الف

نشریه اتحاد ملی ۱۷ مرداد

مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲

در این شماره میخوانیم:

  1. بازگشت ژنرالها برای مدیریت کشور
  2. سید محمود علوی وزیر پیشنهادی اطلاعات
  3. دومین فرمانداری ویژه فارس به جهرم رسید
  4. استقرار بیمه دولتی لامرد به صورت شعب مستقل
  5. کلنگ پروژه ۳ هزار میلیارد تومانی در شهرستان مهر
  6. تجلیل از خبرنگاران و اهالی رسانه
  7. اعتراض مردم علامرودشت  به ابطال انتخابات شورای شهر
  8. شاه قلی ها هرگز نمیبخشند
  9. مقایسه نخستین احکام تنفیذ رای روسای جمهور
  10. مصاحبه وزیر پیشنهادی اطلاعات با روزنامه خورشید
  11. سروده خلیل ذکاوت در محضر رهبر معظم انقلاب
  12. آیت الله سید علی اکبر فال اسیری
  13. استودانهای خوزی
  14. خیابان ساخلی یا محل دفن زباله
  15. لباس روحانیت قداست ندارد؟!
  16. آرایش غلیظ محصول جدید ماهواره
  17. پوشش گیاهی جنوب (کنار)
  18. کودکان را پیاده به مدرسه بفرستید
  19. سبزی پرگ یا پرگو
  20. مراسم عروسی در لامرد (روستای خلیفه ها)
  21. گیاهان دارویی منطقه: گل چای
  22. خداحافظی ۱۴۲۰۰۰ پدر شهید با مردم
  23. روز ۲۶ مرداد  سالروز بازگشت آزادگان سرافراز

 

دانلود صفحات نشریه:

برنامه های سید محمود علوی برای وزارت اطلاعات

مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲

متن کامل برنامه‌های حجت‌الاسلام علوی وزیر پیشنهادی وزارت اطلاعات در دولت یازدهم توسط خبرگزاری تسنیم منتشر شد.

به گزارش تسنیم، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمود علوی روز یک‌شنبه این هفته از سوی حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی رئیس جمهور به‌عنوان وزیر پیشنهادی اطلاعات در کابینه یازدهم معرفی شد.

متن کامل برنامه‌های ارائه‌شده حجت‌الاسلام علوی به مجلس شورای اسلامی که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفت، به‌شرح زیر است:

الف) مأموریت‌های ذاتی و قانونی وزارت اطلاعات
۱٫ کسب و جمع‌آوری اخبار و تولید، تجزیه، تحلیل و طبقه‌بندی اطلاعات مورد نیاز در ابعاد داخلی و خارجی.
۲٫ کشف توطئه‌ها و فعالیت‌های براندازی، جاسوسی، خرابکاری و اغتشاش علیه استقلال و امنیت و تمامیت ارضی کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران.
۳٫ حراست اخبار، اطلاعات، اسناد، مدارک، تأسیسات و پرسنل وزارتخانه.
۴٫ آموزش و کمکهای لازم به ارگان‌ها و نهادها جهت حفاظت از مدارک، اسناد و اشیای مهم.
۵٫ ارائه خدمات اطلاعاتی ضروری به سازمان‌ها و ارگان‌ها و آگاه ساختن به‌موقع آنها نسبت به توطئه‌ها.
۶٫ همکاری و تبادل اطلاعات و تجارب اطلاعاتی با کشورهایی که حائز صلاحیت لازم باشند.

ب) اهم رویکردها و سیاست‌های وزارت اطلاعات
۱٫ حفظ استقلال و بی‌طرفی وزارت نسبت به جریانات سیاسی کشور.
۲٫ قانون‌مداری کامل و رعایت حقوق قانونی، شرعی و اخلاقی آحاد جامعه و حمایت از حقوق شهروندی و آزادی‌های قانونی.
۳٫ مسئولیت‌پذیری و پاسخگو بودن نسبت به مراجع ذی‌صلاح، نهادهای نظارتی و مردم.
۴٫ اعتمادسازی عمومی و افزایش منزلت اجتماعی وزارت و کارگزاران اطلاعاتی.
۵٫ همکاری و تبادل اطلاعاتی با کشورها به‌خصوص کشورهای منطقه و همسایه.
۶٫ احیای نقش وزارت در جامعه اطلاعاتی کشور (فعال کردن شورای هماهنگی اطلاعات)، همکاری و تعامل قانونی و جلوگیری از موازی‌کاری.
۷٫ تمرکز بر انجام مأموریت‌های ذاتی و قانونی و پرهیز از ورود به مأموریت‌های غیرذاتی و مغایر با شأن و جایگاه دستگاه اطلاعاتی.
۸٫ تقدم اصل پیشگیری بر اقدام و مقابله.
۹٫ نگاه کلان و راهبردی و نرم‌افزاری به موضوعات و پدیده‌های اطلاعاتی.
۱۰٫ ارتقای کارآمدی و توانمندسازی نیروی انسانی و سازمانی وزارت و توجه به شایسته‌سالاری در واگذاری جایگاه‌های مدیریتی.
۱۱٫ بازبینی در رویّه بازنشستگی نیروهای مجرب و متخصص و اعاده کارشناسان و مدیران توانمندی که به هر دلیل بازنشسته شده‌اند.
۱۲٫ پالایش جامع و دقیق پرونده سازی‌های شکل گرفته در چند سال اخیر.
۱۳٫ تقدم امنیت نرم بر امنیت سخت

ج) برنامه‌های وزیر
همان‌گونه که در قانون وزارت و سایر قوانین ذکر گردیده هدف از تأسیس وزارت اطلاعات، ایجاد و گسترش امنیت پایدار داخلی با استفاده از همه ظرفیت‌های درون و برون‌سیستمی است. توسعه امنیت و احساس امنیت در عرصه‌های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی … با نگاه داخلی و توسعه امنیت در جهت بسط و گسترش منافع ملی با نگاه برون‌مرزی … از وظایف ذاتی این نهاد حاکمیتی است.

با توسعه چتر امنیتی به‌مفهوم واقعی در داخل و خارج از کشور، صنوف مختلف و صاحبان سرمایه و آحاد مردم و حتی رقبای خارجی در پناه چنین فضایی برای سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی آماده می‌شوند و با پیشگیری از فرار مغزها و استفاده بهینه از توانمندی‌های نخبگان سیاسی  و اقتصادی و ایجاد فضای توأم با تبادل اطلاعات و تعامل با کشورهای همسایه که دارای منافع مشترک هستیم، زمینه‌های لازم برای توسعه پایدار ملی که بنیان آن بر امنیت داخلی و خارجی نهاده شده فراهم می‌شود. با این توصیف و به‌منظور تحقق این هدف برنامه کوتاه‌مدت اجرایی وزیر که مبتنی بر قانون و رویکرد و سیاست‌های دولت تدبیر و امید می‌باشد تهیه و ارائه می‌گردد:

الف) در حوزه امنیت داخلی:
۱-۱) ایجاد تعامل با نخبگان، دانشگاهیان، احزاب، رسانه‌های جمعی و گروه‌های قانونی و پرهیز از ایجاد فضای امنیتی.
۲-۱) بازگشت وزارت به چارچوب‌های وظایف ذاتی و قانونی، براساس اصول قانون اساسی و قانون تأسیس وزارت.
۳-۱) حمایت از فضای نقد و انتقاد و تفکیک حوزه نقادی در مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و…. با فضای امنیتی.
۴-۱) رعایت حقوق شهروندی، حقوق قومیت‌ها، مذاهب، در چارچوب قوانین موجود و پرهیز از اتخاذ رویکردهای امنیتی.
۵-۱) استفاده از ظرفیت و توانمندی‌های قومیت‌ها در راستای تأمین امنیت پایدار.
۶-۱) تعامل مثبت با دستگاه‌های نظارتی و نهادهای اطلاعاتی به‌منظور تعمیق امنیت ملی و پاسخگو بودن.
۷-۱) اصلاح قوانین و مقررات مربوط به تعیین و تأیید صلاحیت‌ها با هدف تأمین حقوق شهروندی و اشتغال آحاد مردم.
۸-۱) تقویت و فعال‌سازی روابط عمومی وزارت به‌منظور اطلاع‌رسانی و گسترش ارتباطات با مردم و رسانه‌های جمعی در راستای افزایش اعتماد عمومی به وزارت.
۹-۱) تقدم رویکرد نرم‌افزاری و پیشگیرانه بر رویکرد سخت‌افزاری در تأمین امنیت ملی.

ب) در حوزه امنیت خارجی
۱-۲) تبادل اطلاعات و تعامل سازنده با سرویس‌های اطلاعاتی کشورها به‌خصوص کشورهای منطقه و همسایه.
۲-۲) تغییر رویکردها در حوزه خارجی به‌منظور جلب اعتماد بین‌المللی نخبگان سیاسی و اقتصادی و ایرانیان خارج از کشور.
۳-۲) تلاش در جهت بازسازی چهره سیاسی کشور در ارتباط با مسائل مربوط به حقوق بشر.
۴-۲) همکاری سازنده با سرویس‌های اطلاعاتی منطقه در راستای مقابله با جرائم سازمان‌یافته به‌خصوص تروریسم بین‌المللی.
۵-۲) هماهنگی و تعامل سازنده با نهادهای اطلاعات داخلی به‌منظور ایجاد وحدت رویّه در فعالیت‌ها و اقدامات برون‌مرزی.

د) ساختار درون سازمانی و مأموریت‌های حرفه‌ای
۱-۳) تقویت انسجام درون‌سازمانی.
۲-۳) رعایت اصل شایسته‌سالاری و کارآمدی در به‌کارگیری نیروها و مدیران.
۳-۳) بازنگری در رویه نظام بازنشستگی وزارت و استفاده از تجارب انباشته شده.
۴-۳) افزایش دانش اطلاعاتی کارکنان و توانمندسازی حرفهای آنان.

اللّهم وفّقنا لما تحبّ و ترضی

خبری بسیار مهم: کلنگ پروژه ۳ هزار میلیارد تومانی در شهرستان مهر

مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۲

نماینده مردم شهرستان‌های لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: کلنگ تاسیسات اتان‌گیری پالایشگاه پارسیان عصر امروز به دست مهندس قاسمی وزیر نفت به زمین می‌خورد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر سید موسی موسوی، عضو هیئت رئیسه کمیسیون انرژی مجلس که پیش از این اعلام کرده بود بزودی تاسیسات اتان‌گیری پالایشگاه پارسیان راه‌اندازی می‌شود، از مراسم عصر امروز با حضور وزیر نفت، مدیرعامل گاز کشور، جمعی از مسئولین عالی رتبه صنایع نفت و گاز و همچنین تعدادی از نمایندگان استان فارس در مجلس شورای اسلامی خبر داد.

نماینده مردم شهرستان‌های لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی در خصوص جزئیات این پروژه اظهار گفت: اجرای پروژه بازیافت اتان که بیش از یک سال است درگیر فراهم کردن مقدمات آن هستیم، هزینه ای بالغ بر ۱ میلیارد دلار خواهد داشت و در پالایشگاه پارسیان در مساحتی ۵۰ هکتاری اجرا خواهد گشت.

نایب رئیس کمیته نفت، گاز و پتروشیمی مجلس مدت زمان اجرای این پروژه را قریب به ۳۰ ماه دانست و افزود: جدای از کاهش نرخ بیکاری، تاسیسات اتان زدایی درآمد سالیانه ای بالغ بر ۱ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار خواهد داشت.

عضو مجمع نمایندگان فارس راه اندازی تاسیسات اتان زدایی پالایشگاه پارسیان را مقدمه اجرای پتروشیمی های راکد مانده در استان دانست و افزود: تاسیسات اتان گیری سبب می گردد اتانی که هم اکنون در پالایشگاه های کشور به راحتی می سوزد و هیچ استفاده ای از آن نمی گردد، استحصال گشته و خوراک چندین پتروشیمی از ناحیه همین گاز بسیار ذی قیمت فراهم گردد.

گفتنی است پیش از این نماینده لامرد و مهر در گفتگو با خبرگزاری فارس از پیگیری های فراوان به منظور اجرای این طرح از محل منابع شرکت ملی گاز ایران خبر داده و افزوده بود: شرکت سپهر انرژی به عنوان مجری این طرح قرار بود با مساعدت بانک صادرات این پروژه را انجام دهد که به سبب برخی مشکلات هیچ اقدام عملی در این زمینه مشاهده نشد و از هنگامی که برای ما مشخص گشت این شرکت درصدد اجرای پروژه نیست و زمان در حال از دست رفتن است، تلاش بسیاری داشتیم تا بتوانیم بانک عامل را خلع ید کرده و شرکت ملی گاز ایران را متقاعد کنیم تا خود اقدام به اجرای این پروژه مهم کند.

قصه مردی که دل نداشت!

مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۲

… یک صدای بیب، … یک پیامک «… تنها می خواستم بگویم دوستت دارم…» و او عاشق شد به این پیغام.
داستان عشق یکی داستان مهجوری دیگری است که از ازل عاشق بوده است. او تمام راههایی که به احساس ختم می شد را طی کرد بود برای رسیدن به عشقی که خود را سزاوار آن می دانست. او همواره داستان پسرکی را به طنز می گفت که جرات رفتن سر کوچه برای خریدن ماست را ندارد و همواره به خود می بالید که حتی بعد از رهایی ۱۵ ساله از حبس همچنان چشمانی منتظر بر راه اویند و او اکنون نیک می داند که این خیال بد خیال خامی بود.
به زودی رسید برای او روزی که حتی عده مرگ هم برای او نگه نداشت کسی که او حاضر بوده به بهای دوست داشتنش بمیرد. دیگر عشقش عاشق شده بود به یک پیغام و او در جدال برای رفتن یا ماندن. او هنوز عاشق بود… یک عاشق تنها … یک عاشق اسطوره ای. او هنوز عاشق بود زمانی که از دیدن خلسه ای عاشقانه در نمیه شبی آرام سر به بیابان گذاشت. گرچه به گزاف او خود را فرهاد می دانست اما دشواری روزگارش کم از کوه کندن نبود.
آخرین بار پشت یک پنجره قدی دیدمش، با نگاهی خیره به بیرون. هیچگاه ندانستم به کجا می نگرد و به چه می اندیشد. شاید داستان عمر گذشته اش را مرور می کرد؛ دورانی که برای هر کسی می توانست عذاب آور باشد اما او همچنان به نیکی به آن می اندیشد. روزگاری توام با آرامش یک عشق ابدی؛ چیزی که دیگر نداشت و تنها حسرتش برای او مانده بود. بارها با خود می اندیشیدم که او چشم انتظار کیست؟ برای چون اویی دنیا روی خوشش را بسیار نشان می داد؛ دنیایی پر از خوبان و خوبرویانی که تنها به یک لبخند امید داشتند و من باز هیچگاه ندانستم او در انتظار کیست که چنین نگاه های پر معنایی را نادیده می گیرد.
داستان او داستان عاشقی بود که عشقش نه نمادی داشت و نه نمودی بلکه خود عین وجود بود؛ وجودی که برای ابراز خود نیازی به واژه های عاشقانه نداشت. برای بیان عشق او «دوستت دارم» کم بود و او تنها به این جرم که در پی واژه ای برای بیان احساسش بود، عشقش را از دست داد … و او تمام آن وجود ناتمام را راهی کرد با بدرقه بهترین آرزوهایش…
مدتهاست که دیگر خنده او را ندیده ام؛ گرچه لبانش می خندد اما در عمق نگاهش غمی ناگفتنی را می بینم، غم تنهایی همراه با قصه اشکها و لبخندها. برای من او تجلی یک عشق اسطوره ای است و برای دیگران یک موجود شیرین عقل. او وابسته یک احساس است، احساسی که به سادگی رهایش کرد. او دیگر نمی خندد مثل مردی که برای خنده دل نداشت، که او پاره ای را دلش را جایی جا گذاشته است.

مصاحبه وزیر پیشنهادی اطلاعات با روزنامه خورشید

مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲

سید محمود علوی، وزیر پیشنهادی اطلاعات برای دولت یازدهم در گفتگو با روزنامه خورشید نظرات خود را درباره مسایل مهم کشور از جمله فضای سیاسی و امنیتی و نیز فعالیت احزاب و سیاست های دولت اعتدال گرای حسن روحانی تشریح کرد.

سید محمود علوی در این گفتگو با اشاره به فضای حاکم بر کشور، تاکید کرد که باید از فضای امنیتی عبور کرد ؛ فضایی که از نظر وزیر پیشنهادی اطلاعات افراد برای اظهار نظر راحت نیستند.

سید محمود علوی عضو مجلس خبرگان رهبری که پیشتر رییس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران بوده است، به عنوان یکی از ۱۸ وزیر برای تصدی وزارت اطلاعات کابینه دولت یازدهم برای رای اعتماد مجلس شورای اسلامی معرفی شده است.

مشروح گفتگوی روزنامه خورشید با علوی در پی می آید:

شما به ‌عنوان شخصیت سیاسی- مذهبی نزدیک به دکتر روحانی، پیام اصلی انتخاب مردم در ۲۴ خرداد را چه می‌دانید؟
مردم ایران همیشه حماسه‌آفرین بوده‌اند و موجب تعجب جهانیان شده‌اند. به‌نظر من اصل حضور مردم چیز تازه‌ای نبوده و مسبوق به سابقه بوده است. آنچه در این حضور و در این حماسه‌ متفاوت از گذشته است، عبارت است از رویکرد مردم. رویکرد مردم حاوی پیام مهمی است. در انتخابات اخیر پیامی که از حماسه حضور مردم مخابره شد این بود که مردم از تندروی‌ها رویگردان شده‌اند. البته این تندوری ممکن است شامل تندروی اصلاح‌طلبانه یا تندروی اصولگرایانه باشد.

متأسفانه یک جریان سیاسی خاص به گونه‌ای عمل می‌کند که انگار پیروز مطلق صحنه انتخابات است، در حالی که من بارها گفته ام که در این انتخابات اصولگراها پیروز شدند اما نه به تنهایی. در عین حال اصلاح‌طلب‌ها نیز پیروز شدند اما نه به صورت مطلق و مستقل. در یک کلمه باید گفت که ملت ایران پیروز مطلق انتخابات بود. درست است که جامعه‌ ما زخم برداشته است اما دکتر روحانی آمده که بر زخم‌ها مرهم بگذارد نه اینکه بر زخم‌ها نمک بریزد یا زخم‌های کهنه را بشکافد.

من همیشه به اصلاح‌طلبان گفته‌ام نباید طوری وانمود کنند که انگار ۸ سال از جانب اصولگراها متحمل فشار شده‌اند. چرا که اصولگرایان هم می‌توانند مدعی شوند که در دوران اصلاحات ۸ سال فشار را از جانب آنان متحمل شده‌اند. اما واقعیت این است که مستقل‌ها ۱۶ سال تحت فشار تندروهای دو طرف بوده‌اند. در دوره ششم مجلس شورای اسلامی تندروی اصلاح‌طلبان دکتر روحانی را از رفتن به مجلس ششم بازداشت و در مجلس هفتم و هشتم تندروی‌های اصولگرایانه از درج نام دکتر روحانی در فهرست اصولگرایان جلوگیری کرد.

بنابراین هر دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا با عناصر مستقل به یک شیوه رفتار کرده‌اند. هر دو جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب باید اشتباهات خود را رصد کنند و در جهت پیشگیری از تکرار آن عزم جدی به کار گیرند. البته هیچ کدام را نباید به خاطر اشتباهاتی که داشته‌اند به حاشیه راند. به نظر من عناصر اصلاح‌طلب، اصولگرا و مستقل همه فرزندان انقلاب هستند و باید در صحنه حضور داشته باشند. واقعیت این است که اگر یک جریان بخواهد یک جریان دیگر را به جرم اینکه اشتباهاتی از او سرزده به حاشیه براند، آن موقع هر دو جریان باید به حاشیه بروند چون هر دوی آنها اشتباه دارند.

اما راه صحیحی که مردم انتخاب کردند این است که همه جریانات در صحنه سیاسی کشور حضور داشته باشند. همین مردم، دکتر روحانی را شخصیتی می‌دانند که هیچ‌کسی را به حاشیه نمی‌راند و همه نیروهای معقول و کارآمد و فرهیخته را با هر گرایش جناحی به کار می‌گیرد و وارد صحنه می‌کند تا بتوانند به کشور خدمت کنند. مردم در انتخابات نشان دادند که به حاشیه رفتن بخشی از نیروهای کارآمد را نمی‌پسندند. من معتقدم پیامی که مردم در این حماسه اخیرشان مخابره کردند این است که دوست دارند دست همه نیروهای نظام و انقلاب و کشور در دست همدیگر باشد و در عرصه اجرا و کار با همدیگر در کشور کار را به جلو ببرند. در عرصه اجرا هم باید گرایش‌های سیاسی را کنار گذاشت و آنچه منافع جامعه و مصالح ملت اقتضا می‌کند را به مرحله اجرا در آورد نه آنچه منافع خاص یک جناح یا جریان اقتضا می‌کند.

گاهی من تعبیر می‌کردم که گویا اعتدال جوهره ذاتی آقای روحانی است و هیچ عاملی نمی‌تواند ایشان را از مشی اعتدالی‌اش جدا کند. به نظرم همه جریانات و گروه‌های سیاسی باید پیام حماسه انتخابات ۹۲ مردم را درک و واقعا از تندروی خودداری ‌کنند و در مسیر اعتدال، عقل و تدبیر به‌کار گیرند. ما آثار نشاط و شادمانی را به دنبال حماسه در چهره مردم شاهد هستیم. امیدوارم مردم ببینند که فرزندانشان اصولگرا، اصلاح‌طلب و مستقل‌شان، دست در دست هم در خدمت ایران اسلامی هستند.

شما جایگاه تحزب را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا در دولت روحانی تحزب پیشرفتی خواهد داشت؟
من معتقدم که ما در زمینه تحزب کشور بی‌تجربه‌ای نیستیم. ما بیش از ۱۰۰سال در زمینه تحزب تجربه داریم. قبل از شکل‌گیری مشروطه احزاب سیاسی کم و بیش در کشور ما شکل گرفتند و برای خود روزنامه دست و پا کردند. مثل نشریه قانون میرزا ملکم خان و نشریات دیگر که بعدها از عوامل بسترساز جنبش مشروطیت شدند. مشروطیت در سال ۱۲۸۶ به پیروزی رسید و احزاب سیاسی حداقل ۱۵ تا ۱۶ سال قبل از مشروطیت شکل گرفتند. یعنی ما یک تاریخ ۱۲۰ساله در زمینه احزاب سیاسی داریم. کتابی به نام احزاب سیاسی از ملک‌الشعرای بهار وجود دارد که ۲۰ جلد است. ملک‌الشعرا خیلی زیبا فعالیت احزاب سیاسی آن موقع را بررسی کرده است.

از اوایل دهه ۱۳۲۰ که خفقان دیکتاتوری رضاخانی پایان پیدا می‌کند تا سال ۱۳۳۲ که کودتای ۲۸ مرداد به فضای باز سیاسی پایان می‌دهد مقطع مهمی از تاریخ تحزب در کشور است.

مقطع مهم دیگر نیز اواخر دهه ۳۰ یعنی سال‌های ۱۳۳۸ و ۱۳۳۹ است که فضای باز سیاسی مجددا ایجاد شد و جبهه ملی شکل گرفت. پس از آن هم احزابی وجود داشته‌اند که وابسته به رژیم بوده‌اند اما به هرحال کار حزبی می‌کردند و آن هم خودش یک تجربه حزبی محسوب می‌شود. ما با ۱۲۰ سال تجربه فعالیت حزبی نمی‌توانیم بگوییم که جوان و بی تجربه هستیم. باید مسئله ناپایی و ناپایداری احزاب در ایران را در یکسری عوامل دیگر جست‌وجو کنیم. یکی از این عوامل این است که احزاب در ایران مولود قدرت هستند، نه مولد قدرت. در حالی که طبیعت حزب این است که باید مولد قدرت باشد و نمایندگان مجلس بتوانند فقط از طریق حزب وارد مجلس شوند. اما شاهدیم نمایندگان ما وقتی وارد مجلس می‌شوند تازه حزب درست می‌کنند.

بحث تحلیل رفتار تشکل‌ها و احزاب در ایران بحثی کارشناسی است که فرصت لازم را می‌طلبد و من تنها به گوشه‌ای از آن اشاره کردم. البته نمی‌خواهم بگویم که احزاب هیچ‌گاه خدمات و نقش مؤثری نداشته‌اند. منتها بحث ما این است که چرا ما تاریخ موفقی در زمینه احزاب نداشته‌ایم؟ من معتقدم که دولت‌ها نمی‌توانند عامل پایداری احزاب باشند، بلکه این رفتار نخبگان جامعه است که تحزب را در کشور پخته، منسجم‌ و پایدار می‌کند.

شما به احزاب دولت ساخته و وابسته به دولت و ناپایداری‌شان اشاره کردید. اما واقعیت این است که اگر احزاب وابستگی به قدرت و نهاد‌های حاکمیتی نداشته باشند با موانع اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی مواجه می‌شوند. راه حل چیست؟
من تا حدی قبول دارم که فضای امنیتی در حال حاضر وجود دارد و افراد برای صحبت کردن راحت نیستند. اما مطمئنم که این وضعیت تغییر می‌کند و معتقدم از جمله تغییراتی که باید در کشور به‌وجود بیاید این است که بیشتر از امنیت، برای فرهنگ ارزش و اصالت قائل شویم. من قبول ندارم که احزاب حتما باید وابسته به قدرت باشند. مثالش همین جمعیت ایثارگران است. خب این جمعیت زمانی که تاسیس شد نه وزن سیاسی داشت و نه از پشتوانه قدرت برخوردار بود. این جمعیت اما هم اکنون تعدادی از کرسی‌های مجلس را در اختیار دارد و در معادلات سیاسی نقش آفرین است. به نظرم همین نمونه ثابت می‌کند که احزاب می‌توانند مولد قدرت باشند.

به نظر شما دولت آینده قصد دارد به احزابی که مولد قدرت هستند بها بدهد؟
هر دولتی که بخواهد بر مبنای عقلانیت حرکت کند مسئله تحزب را مورد توجه قرار خواهد داد. امکان ندارد که ما بخشی از الزامات دموکراسی مانند انتخابات و پارلمان را بپذیریم اما راهکارهایی که آن را در مسیر و در چارچوب معقول قرار می‌دهد کنار بگذاریم. ما با داشتن شورای نگهبان تا حد زیادی از عوارض موجی شدن انتخابات مصون هستیم، به این خاطر که رجال سیاسی مورد تأیید شورای نگهبان، نوعا دارای قابلیت‌های لازم برای اداره کشور هستند.

البته نمی‌گویم که شورای نگهبان اگر کسی را تأیید نکرد‌ آن فرد دارای قابلیت مدیریت کشور نیست. مثلا شورای نگهبان در این انتخابات حضرت آیت‌ا…‌هاشمی رفسنجانی را رد صلاحیت کرد که صلاحیتش از همه کاندیداهای محترم برای اداره کشور بالاتر بود. عامه مردم هم قبول دارند که آیت‌ا…‌هاشمی رفسنجانی قابلیت‌شان بیشتر از تمام عزیزانی است که مورد تأیید واقع شدند. ولی اینکه یک نهاد حکومتی به نام شورای نگهبان بیاید و نقش احزاب را ایفا کند کفایت نمی‌کند. احزاب باید بیایند افراد مختلف و سوابق مدیریتی آنها را پالایش کنند. چرا در انتخابات ریاست‌جمهوری با آن قیود و مشخصاتی که در قانون اساسی تصریح شده است می‌بینیم که ۱۲۰۰ نفر ثبت‌نام می‌کنند؟ افرادی که حتی کلمه رئیس‌جمهور را نمی‌توانند ادا کنند!

آیا ممکن است که دولت اعتدال به اقدامات حذفی روی بیاورد؟ مثلا تصمیم بگیرد که فعالیت احزاب افراطی را کور کند؟
من دکتر روحانی را به خوبی می‌شناسم، ایشان درصدد حذف و طرد هیچ شخص و جریانی نیست. مگر اینکه افراد و گروه‌ها مشی اعتدالی را نپذیرند که در این صورت خود به خود در حاشیه قرار می‌گیرند. روحانی هیچ‌کسی را به حاشیه نمی‌راند مگر اینکه افراد با تندروی زمینه انزوای خودشان را فراهم کنند. آقای روحانی از همان دوره اول مجلس شورای اسلامی افرادی را که احساس می‌کرد ذهنشان خوب کار می‌کند و اهل اعتدال هستند، دور هم جمع می‌کرد و اسم حلقه اطرافیانش را نیز حلقه عقلا گذاشته بود.

آقای روحانی قول دادند که انجمن‌های صنفی مانند انجمن صنفی روزنامه نگاران راه‌اندازی شود (تعبیر ایشان این بود که همه انجمن‌ها و تشکل‌ها باید بتوانند فعالیت کنند). آیا این موضوع به احزاب تعطیل شده مانند حزب جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی هم تعمیم پیدا می‌کند؟
نمی‌توانم به صورت مصداقی نظر بدهم ولی رویکرد کلی ایشان را می‌دانم. دکتر روحانی از تدابیر انقباضی در اداره امور کشور و جامعه استقبال نمی‌کند و معتقد است که باید فضا را باز بگذاریم و به گونه‌ای عمل کنیم که خود افراد چارچوب‌ها را رعایت کنند. یعنی فضای جامعه به گونه‌ای باشد که افراد احساس کنند که اگر چارچوب‌ها را رعایت نکنند نیاز نیست قدرت حاکم و حاکمیت آنها را به حاشیه براند بلکه افکار عمومی آنها را به حاشیه می‌راند. یعنی ما باید اعتدال و عقلانیت را در جامعه نهادینه کنیم.

اصولگرایان پس از انتخابات کوشیدند عدم موفقیت‌شان را به گردن دولت بیندازند یا علت شکست را عدم اجماع عنوان کنند. از طرف دیگر اصلاح‌طلب‌ها در اظهارات‌شان عنوان می‌کنند که نقش اصلی و کلیدی را در موفقیت روحانی در انتخابات اخیر داشتند. دیدگاه تان در باره این دو گزاره چیست؟
من اصل این موضوع را که اصولگرایان موفق نبودند یا به دلیل تفرقه شکست خوردند، نمی‌پسندم. اگر حتی ۴ کاندیدای اصولگرا به اضافه مهندس غرضی با هم متحد می‌شدند، باز هم روحانی پیروز انتخابات بود. مطمئنا اگر هم فرضا دکتر ولایتی از انتخابات کنار می‌رفت، خیلی از کسانی که به ایشان رأی دادند به دکتر روحانی رأی می‌دادند. بنابراین من معتقدم که اگر اصولگراها روی یک نفر تمرکز می‌کردند نتیجه انتخابات تغییر نمی‌کرد، فقط درصد آرای دکتر روحانی افزایش می‌یافت. موفقیت دکتر روحانی در انتخابات به معنی شکست اصولگراها نیست به خاطر اینکه بخش قابل‌توجهی از اصولگراها در ستاد دکتر روحانی فعالیت داشتند. دکتر روحانی ستاد مردمی‌اش عمدتا از نیروهای اصولگرا تشکیل شده بود.

ولی جریانات اصولگرا از کاندیداهای دیگری حمایت کرده بودند…
از نظر من اصولگرایان و اصلاح‌طلبان هرکدام به دو دسته سازمانی و گفتمانی تقسیم می‌شوند. اصولگرایان و اصلاح‌طلبان گفتمانی و از لحظه اول مبارزات انتخاباتی با دکتر روحانی همراهی داشتند. البته بعضی از تشکل‌های اصولگرا و مستقل نیز با دکتر روحانی همراهی داشتند مانند تشکل‌ اصولگرای حزب وفاق ملی. مجموعه‌ای مانند حزب مردمسالاری و بعضی دیگر از تشکل‌های اصلاح‌طلب نیز به دکتر روحانی پیوستند. این به این معنی است که جمع زیادی از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان سازمانی نیز از روحانی حمایت کردند. موفقیت دکتر روحانی موفقیت یک جریان خاص نیست، بلکه به معنای پیروزی همه جریان‌های معتدل سیاسی است.

در دوران آقای خاتمی دیدیم کسانی که به روی کار آمدن ایشان کمک کردند، تئوری عبور از خاتمی را مطرح کردند. در سال‌های اخیر هم که یاران و همراهان احمدی‌نژاد از او عبور کردند. آیا فکر می‌کنید روزی حامیان آقای روحانی از او جدا خواهند شد؟
اگر مجموعه یاران دکتر روحانی از یک جریان شکل می‌گرفت حرف شما صحیح بود. ببینید یاران آقای خاتمی منحصرا اصلاح‌طلبان بودند، اطرافیان آقای احمدی‌نژاد هم اصولگرا بودند. در هر دو دوره بروز برخی از تندروی‌ها موجب شد که اطرافیان رؤسای جمهور سابق به فکر عبور از آنان بیفتند. من معتقدم که دکتر روحانی کشتی اعتدال را مدیریت خواهد کرد و زمینه‌ای برای تندروی پدید نمی‌آید. پروژه‌های عبور از رؤسای جمهور، ثمره تندروی است. من معتقدم چنین اتفاقی برای آقای روحانی پیش نمی‌آید.

واقعا فکر می‌کنید افراطیون اصلاح‌طلب پروژه عبور از روحانی را کلید نمی‌زنند؟
فکر نمی‌کنم، به خاطر اینکه اصلاح‌طلبان اشتباهات دوران حاکمیت‌شان را به یاد دارند و بعید است که دوباره به رفتارهای افراطی روی بیاورند. اصولگرایان هم اشتباهات‌شان در ۸ سال گذشته را پذیرفته‌اند. معتقدم همه جریانات پذیرفته‌اند که افراط و تفریط به ضرر خودشان است.

شما فکر می‌کنید که ملی مذهبی‌ها و افرادی نظیر یزدی، صباغیان، همایون‌فر و انتظام در مجموعه دکتر روحانی جا دارند یا خیر؟
مگر اینها در دوران انتخابات حضور داشته‌اند که حالا در کنار دکتر روحانی قرار بگیرند؟ اینها در دوران اصلاحات مدعی بودند اما فکر نمی‌کنم خودشان هم در حال حاضر ادعایی داشته باشند.

مشی اعتدال یعنی یک حرکت پاندولی در یک دامنه محدود که خیلی‌ها تلاش خواهند کرد دامنه این حرکت پاندولی را افزایش و حرکت آن را تندتر کنند. شما فکر می‌کنید که این حرکت پاندولی شتاب نخواهد گرفت؟
من معتقدم که اگر افرادی دچار تندروی یا کند روی شوند دکتر روحانی توان مهارشان را دارد. روحانی می‌تواند به سرعت کندروها افزوده یا از شتاب تندروها بکاهد.

شما اعتدال را در روابط خارجی دکتر روحانی چگونه می‌بینید؟
اعتدال در عرصه سیاست خارجی بسیار مفید است. ما از اول انقلاب اعلام کرده‌ایم که با همه دنیا رابطه برقرار می‌کنیم الا رژیم صهیونیستی. حتی آمریکا هم اگر از موضع احترام متقابل جلو بیاید و بخواهد با ما رابطه برقرار کند، ما می‌پذیریم.

نسبت این دیدگاه شما با فرمایش رهبری که تاکید کردند هرکسی بخواهد با آمریکا مذاکره کند، باید خطوط قرمز نظام را در نظر بگیرد، چیست؟
نه رهبر معظم انقلاب و نه حضرت امام(ره) هرگز نفرمودند که ما هرگز با آمریکا رابطه برقرار نمی‌کنیم. تازمانی که منطق و گفتمان آمریکا رابطه گرگ و میش است، مذاکره معنایی ندارد اما آمریکا اگر از در احترام متقابل وارد شود، ازسر‌گیری روابط قابل بررسی است. ممکن است که مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس از شعارهای مردم حذف شود؟ بستگی به رفتار خود این کشورها دارد. مردم ما آدم‌های بدزبانی نیستند که به سایر کشورها بددهنی کنند. در صورتی که آنها به اراده، موجودیت و حقوق ملت ایران احترام بگذارند طبیعی است که شعاری علیه آنان سر داده نمی‌شود. در روابط خصمانه نقل و نبات خیرات نمی‌کنند.

درخصوص شخصیت آیت‌ا…‌هاشمی رفسنجانی و نقش ایشان در اداره کشور و حضور دوباره ایشان در نماز جمعه چه نظری دارید؟
آقای ‌هاشمی فقط یک سیاستمدار نیست، او معمار یک تفکر سیاسی- مذهبی است. آقای‌هاشمی همیشه به تکلیف می‌اندیشد. اگر شرایط به او اجازه انجام تکلیف را دهد او از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد. اگر هم تکلیف از روی دوشش برداشته شود اعتراض نمی‌کند.

حضور ‌هاشمی در نماز جمعه مایه برکت است. امروز مردم جایگاه ‌‌هاشمی را نسبت به گذشته بهتر درک می‌کنند و تا آنجایی که من می‌دانم مانعی هم بر سر راه ایشان در نماز جمعه نباید باشد. ما امیدواریم که بار دیگر جامعه از جوشش چشمه پرفیض ایشان بهره‌مند شود.

منبع: روزنامه خورشید و سایت فرارو

شاه قلی ها هرگز نمی بخشند!

مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲

سالها پیش، حوالی سالهای ۶۳-۶۴، زمان جنگ و کوپن و صف بنزین، در روزهای مانور و چتر منور و ترکش بازوکا -که فقط آن روز دیده ها درک میکنند چقدر لذتبخش بود وقتی از میان خاک و خل میدان مانور، میدان نبرد رزمندگان لَچَک (سربند) به پیشانی با دشمن فرضی، تکه ای ترکش بازوکا و یا آر پی جی به غنیمت برداری و یا از روی دستان به آسمان رفته جمعیت تعقیب کننده ی منورهای روشن، چتر سفیدش را بقاپی- زمانی که مردم خسته از جنگ بحث روزانه شان بر سر این بود که با عراق صلح کنیم یا نه، مَثَلی میان لامردیها رایج شده بود که هر وقت بیاد آن می افتم ناخودآگاه لبخندی بر لبانم شکل میگیرد.

آن زمان که دانش آموز دبستانی ای بیش نبودم معنی آن مَثَل را خوب درک نمیکردم. فقط معنی تحت اللفظی اش را میفهمیدم و برایم چندان جذابیتی نداشت. راسیتش تا حدی برایم عجیب بود که بزرگترها از آن خوششان می آمد و هی آن را تکرار میکردند. اما به مرور زمان دیدم شاهکاری است در نوع خودش.

مَثَل، خیلی مثل پیچیده ای نبود: هر وقت میخواستند بگوید فلان شخص که نه سر پیاز است و نه ته پیاز، خیلی ادعایش میشود و در کارهای مهم فضولی میکند میگفتند: ‪”‬راستی شنیدی مجلس تصویب کرده ایران وعراق صلح کنند ولی فلانی قبول نکرده؟!‪”‬ و این فلانی مانند مجهول x در هر دِهی مقدار معادلی داشت.

چند روز پیش عجیب به یاد این مثل افتاده بودم. این روزها که دیگر نه از آن جنگ خانمانسوز خبری هست و نه از آن فلانی های فضول. خیلی از آن فلانی ها اکنون پدربزرگهای بازنشسته ای شده اند که در سکوت کامل در حال نوه داری هستند و دیگر حتی بچه هایشان به آنها اجازه دخالت در آداب شستن کهنه بچه را هم نمیدهند چه برسد به دخالت در امورات کشوری و لشکری .

* * *

ماه ها قبل از کاندیداتوری دکتر روحانی، دکتر علوی و تیم ستاد تبلیغاتی ایشان -که در انتخابات مجلس خبرگان توانسته بود رای بی سابقه دو میلیونی برای ایشان از استان تهران جمع آوری کند و صد البته روابط عمومی قوی خود ایشان و مردم داری شان در این میزان رای تاثیر بسزایی داشت- با تمام قدرت پشت سر دکتر روحانی قرار گرفتند و در جلسه ای حمایت خود را از کاندیداتوری ایشان اعلام کرده و ایشان را تشویق به شرکت در انتخابات نمودند.

دلیل انتخاب دکتر روحانی هم چیزی نبود جز منش اعتدال گرایانه ایشان و رفتار خردورزانه ایشان در طول سالها تصدی پستهای مهم. این را تمام اعضای ستاد دکتر علوی با هم متفق القول بودند که انتخاب ایشان از میان تمام کاندیداهایی که آن روزها اسمشان بر سر زبانها بود مثل لاریجانی و حداد و رضایی و قالیباف و … انتخابی مبتنی بر عقلانیت و دور از افراط و تفریط بود و البته در این قضاوت، هوشمندی دکتر علوی در کشانیدن ذهن مستمع به گزینه مورد نظرش نیز کم تاثیر نبود.

باری هر چه نیروهای ستادی ایشان در تهران قدر حسابگری و بصیرت ایشان را دانستند و گوش به توصیه ایشان متفق القول پشت سر دکتر روحانی قرار گرفتند برخی نیروهای ستادی قدیم ایشان در لامرد که دست پرورده خود ایشان و مقلد سیاسی شان بودند توصیه های ایشان را نادیده گرفته و برخی حتی از دست وی دلخور شدند که چرا از کاندیدای مورد نظر اوشان حمایت نکرده است. مقلدینی که حالا برای مرجع سیاسی خود دستور العمل تجویز میکردند!

‫* * *‬

مراسم افطاری دو سه سال پیش مجمع فارسیهای مقیم مرکز دو میهمان ویژه داشت. این دو میهمان ویژه که در جمع فارسیها ظاهر شدند شخصی از میان جمعیت میهمانان حاضر، نکته ظریفی برای طیب خاطر جمع کنار دستی اش گفت که شاید آن زمان معنی اش کمتر قابل درک بود: ‪”‬ببینید احمدی نژاد چه کرده که سید عبدالواحد موسوی با سید محمود علوی بر سر یک سفره نشسته اند؟!‪”‬

شاید معنی آن جمله آن زمان در هاله ای از تردید بود اما اکنون میتوان به یقین گفت سفره اتحادی که معتدلین اصولگرایی و اصلاح طلبی بر سر آن نشسته اند بدست نمی آمد مگر به مدد هزینه گزاف هشت سال ریاست جمهوری احمدی نژاد!

باری ریاست جمهوری دکتر روحانی در سایه شعار تدبیر و امید و با پشتوانه همان اتحادی بدست آمد که از ترس نابود شدن کشور در گرداب بی تدبیری تلاش میکرد امیدی دوباره به بدنه بی رمق کشور تزریق نماید و بار دیگر دولت را به مدار عقلانیت که بدیهی ترین لازمه دولت مداری است برگرداند.

در این میان البته برای مردم منطقه لامرد و مهر فرصتی استثنایی بدست آمد. مردم لامرد و مهر که در دوره اصلاحات، سید عبدالواحد را در ردای یکی از کلیدی ترین وزارتها یعنی وزارت کشور دیده بودند و پس از آن هم در دوره اصولگرایان سردار قاسمی را در ردای یکی دیگر از کلیدی ترین وزارتها یعنی وزارت نفت-هر چند که سردار قاسمی به بوشهریها بیشتر روی خوش نشان داد تا همشهریانش و از کمتر پتانسیلی اگر نگوییم هیچ، برای کمک به مردم منطقه استفاده نکرد-، حالا دیگر انتظارشان دو برابر شده بود و انتظار کسب دو وزارتخانه را از دولت اعتدال داشتند.

تلاشهای دو سید علوی و موسوی در حمایت از یکدیگر منجر به قرار گرفتن قطعی سید علوی در کابینه شد در ردای یکی از وزارتهای فرهنگ و ارشاد، وزارت کشور و یا وزارت اطلاعات. آن هم در حالی که لیست کاندیداهای احتمالی منتشره از طرف برخی سایتهای تندرو اصلاح طلب نام و نشانی از سید علوی را در خود نداشت. در نهایت آخرین گزینه دلخواه سید محمود مورد اقبال بیشتر رییس جمهوری منتخب که حالا انتظار داشت فردی مورد اطمینان کامل آن علم را بر دوش بگیرد واقع گردید.

ثابت شدن اسم سید محمود در لیستهای مختلف بعنوان کاندیدای احتمالی وزارت اطلاعات همان و فعال شدن گروهی از اصلاح طلبان لامرد و مهر به مخالفت با ایشان، هم نوا با گروه های مختلف لاری که حضور وی را تهدیدی برای خود به شمار می آوردند، همان. جالب این بود که هر سه عده یعنی گروهی از اصلاح طلبان لامرد و مهر و گروه های مختلفی از لار، مرجع تقلید سیاسی شان سید عبدالواحد بود که برخلاف انتظار مقلدین، تا لحظات آخر، تلاشهای گسترده و رایزنی های عدیده ای نمود تا به دور از کدورتهای قدیمی آن چه برای کشور در درجه اول و سپس برای منطقه در درجه دوم حایز اهمیت بالایی است اتفاق بیفتد و سید علوی در ترکیب کابینه قرار بگیرد- که امروز افتاد-.

آنچه از ظاهر امر پیدا است آتش بس اصلاح طلبان و اصولگرایان منطقه تصویب شده است اما زمزمه هایی به گوش میرسد که آن x ها قبول نمی کنند.

اکنون ما مانده ایم و شاهانی که بخشش خود را علنی فریاد زدند. مانده اند شاه قلی ها و انتظار ما برای بخشش آنها که ظاهرا بیهوده است!

تثبیت نام حجه الاسلام علوی برای وزارت اطلاعات

مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۲

به گزارش خبرگزاری تسنیم، لیست وزرای کابینه جدید برای ارایه به مجلس در روز تحلیف (امروز ۱۳ مرداد ماه – ساعت ۱۶) نهایی شده که در آن نام سید محمود علوی به عنوان وزیر پیشنهادی اطلاعات دیده می شود.

در این خبر آمده است که در دو لیست مجزا، اعضا کابینه پیشنهادی و هیات همراه برای حضور در مراسم تحلیف حجت‌الاسلام حسن روحانی به مجلس معرفی شده اند.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمود علوی که به اذعان بسیاری از صاحبنظران در شمار هوشمند ترین مردان حال حاضر سیاست کشور به شمار می روند در صورت تایید نهایی و نشستن بر کرسی این وزارتخانه می بایست این توفیق الهی را غنیمت شمرده و در راستای شعار اعتدال دولت جدید، قدری از سنگینی فضای امنیتی کشور در مواجهه با افراد منتسب به دیگر طیف های فکری  بکاهد تا زمینه حضور همه سلایق در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی فراهم آید.

این انتصاب در صورت تحقق می تواند  فرصتی تاریخی برای خاتمه دادن به منازعات و مناقشات سی و چند ساله میان سیاسیون منطقه باشد. صد البته این امر یک شبه امکان پذیر نخواهد بود ولی در صورت مرزبندی ایشان با تندروهای منطقه، اعم از چپ و راست، و ایستادن در مقابل خواسته های زیاده خواهانه آنان از یک سو، و میدان دادن به فعالان معتدل هر دو جناح از سوی دیگر، میسر خواهد شد.

به جاست که همه متنفذین و سیاسیون تاثیرگذار منطقه، این فرصت بزرگ را غنیمت شمرده و با همدلی از آن در جهت توسعه منطقه استفاده نمایند.

 

ده درصد از پذیرفته شدگان آزمون استخدامی شرکت گاز، بومی لامرد و مهر هستند

مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۲

با اعلام نتایج آزمون استخدامی مورخ ۹۱/۱۲/۱۷ شرکت ملی گاز ایران، تعداد بومیان شهرستان های لامرد و مهر که در این آزمون پذیرفته شده اند تا حدودی مشخص گشت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر سید موسی موسوی، مردم فرهیخته شهرستان های مهر و لامرد که با پیگیریهای دکتر موسوی در این آزمون برای نخستین بار از امتیاز بومی بودن برخوردار گشتند،  قریب به ۱۰ درصد از کل آمار پذیرفته شدگان را به خود اختصاص داده اند و بدین ترتیب ۵۴ نفر از همشهریان عزیز به استخدام شرکت ملی گاز ایران درآمده اند.

از این تعداد ۲۱ نفر در مقطع کاردانی، ۲۶ نفر در مقطع کارشناسی و ۷ نفر در مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شده و همچنین ۱۲ نفر در لیست ذخیره قرار گرفته اند.

شایان ذکر است از آنجا که شناسایی این ۵۴ نفر با استفاده از محل سکونت فعلی آنها استخراج گشته است (کسانی که محل سکونت آنها هم اکنون شهرستان های مهر و لامرد است)، این تعداد حداقلِ پذیرفته شدگان بومی را نشان می دهد؛ چراکه در این بین تعدادی از همشهریان که با استفاده از امتیاز بومی در این آزمون پذیرفته شده اند (محل صدور شناسنامه و یا محل اخذ دیپلم آنها شهرستان های مهر و لامرد بوده است) و امکان دارد هم اکنون در شیراز یا سایر نقاط کشور مشغول به زندگی باشند هنوز مورد شناسایی واقع نشده و لذا در آمار فوق محسوب نگردیده اند.

همچنین طبق آخرین اطلاعات اخذ شده از معاونت توسعه انسانی وزارت نفت، کل لامردیها و مهری هایی که توانسته اند از ابتدای انقلاب تاکنون به استخدام صنعت عظیم نفت و گاز و پتروشیمی در اقصی نقاط کشور (کلیه استانها) درآیند، تاکنون تنها چیزی قریب به ۱۲۰ نفر بوده اند که تعداد قابل توجهی از آنان نیز از آنجا که سالها پیش استخدام گشته اند، دارای مدارک دیپلم و زیر دیپلم بوده و لذا عمدتا در رده های پایین مدیریتی مشغول به کار می باشند، اما اکنون به یُمن بهره گیری از امتیاز بومی بودن، تنها در یک منطقه (پارس جنوبی) و فقط در آزمون استخدامی شرکت ملی گاز و همچنین تنها در یک سال، ۵۴ نفر از همشهریان عزیز توانسته اند ردیف های استخدامی وزارت نفت را به خود اختصاص دهند.

این نکته نیز اضافه می گردد که بومی شدن نیروها به استخدام های رسمی منحصر نگشته و با پیگیری های بعدی نائب رئیس کمیته نفت، گاز و پتروشیمی مجلس شورای اسلامی، مقرر گشته است در کلیه سطوح از جمله بکارگیری نیروهای ارکان ثالث و … نیز اهالی شریف شهرستان های مهر و لامرد دارای سهمیه بومی باشند.

اهمیت موضوع بومی شدن نیروها نه تنها در کاهش نرخ بیکاری، بلکه فی الواقع در آن است که با توجه به ظرفیت های عظیم حوزه انتخابیه و توسعه بیش از پیش فعالیتهای مرتبط با وزارت نفت در شهرستانهای مهر و لامرد، تربیت متخصصان بومی از ضرورت های انکارناپذیر بوده و این افراد در آینده نزدیک می توانند با بهره گیری از تجربیات ارزنده خود، کمک شایانی به بالفعل کردن ظرفیت های این دو شهرستان داشته باشند.

لباس روحانیت قداست ندارد؟؟!!

مرداد ۱۱ام, ۱۳۹۲

در طول تاریخ همواره لباس روحانیت نمادی از دین اسلام بوده و پوشاننده آن را حامل و بازگوکننده سخنان ائمه و قرآن معرفی کرده است. بگذریم از اندک افرادی که از این لباس سوء استفاده کرده و می کنند، اما کماکان این لباس از شان و جایگاه ویژه‌ای در اذهان عمومی مردم برخوردار است.

صدا و سیمای جمهوری مثلا اسلامی ایران در ادامه ترویج بی‌بند و باریهای اخلاقی‌اش که از فهوای فیلمهای پرطرفدار امروز و ظاهر بازیگرانش برداشت می‌شود، مجددا دست به اقدامی می‌زند تا باز هم قطار توهین به روحانیت و لباسی که بزرگان ما می‌گویند احترام به آن به واسطه احترام به پیامبر و اهل بیت(علیهم‌السلام) است، از حرکت نایستد و روز به روز با چنین صحنه‌هایی شخصیت روحانیت را در اذهان مردم به خصوص نوجوانان و جوانان ما کوچک و کوچک‌تر کنند. تا جایی که رفتار یک روحانی را به نحوی به تصویر می‌کشند که اذهان عمومی تصور کنند که روحانی یعنی فردی به دور از اجتماع و از جهان چهارم.

از اداها و حرفهای رکیک پرویز پرستویی در فیلم توهین‌آمیز مارمولک گرفته تا نمایش برخوردهای نادر برخی از طلاب افراطی در فیلمهایی که حتی در مجموع، پیام خوبی دارند. از خواندن شبانه جوشن کبیر (آن هم سه مرتبه) تا باربری با وانت بار به عنوان شغل دوم. از عمامه‌های نامرتب و شخصیت‌های شلخته نمایش داده شده از روحانیون گرفته تا سخن گفتن به سبک یک بازاری عربده کش و …

اما همه اینها دور از واقعیتهای موجود در حوزه‌های علمیه است. فضای تحصیلی و زندگی در حجره و حوزه‌های علمیه زیبایی‌هایی دارد که متاسفانه هنوز کارگردانی نتوانسته به خوبی آن را به تصویر بکشد. از نوع رفتارهای زیبا و دوست‌داشتنی طلاب با یکدیگر تا سرگرمی‌ها و شیطنت‌ها و مجالس دورهم نشینی و حتی نوع درس خواندن و احترام به استاد و … اما در عوض روز به روز شاهد صحنه‌های در این قاب شیشه‌ای هستیم که باید به حال مسئولین و کارگردانان امروز ماتم بگیریم.

یکی از مواردی که به عنوان رعایت ذی طلبگی همواره از طرف بزرگان حوزه به طلاب جوان سفارش می‌شود، پرهیز از رفتاری است که جایگاه و وجهه روحانیت را در اذهان مردم خدشه‌دار می‌کند؛ به همین دلیل است که شما تقریبا به ندرت مشاهده می‌کنید که یک روحانی بر موتور سوار شود و در حین رانندگی حرفهایی بزند که حتی یک غیرروحانی هم از آن اباهه دارد. (البته ممکن است برخی از رفتارها در برخی از فضاها متفاوت باشد. مثلا سوار شدن یک روحانی بر موتورسیکلت در شهر قم امری عادی است.)

به چه حقی هر کارگردان و بازیگری به خود اجازه می‌دهد، هر گونه که ذوق او بخواهد با پوشیدن لباس روحانیت رفتاری از خود نشان دهد که به مردم تلقین کند که روحانی یعنی کسی که وقتی می‌خواهد وضو بگیرد، گوشه قبایش را در جیبش می‌گذارد و وقتی می‌خواهد بنشیند آن‌گونه می‌نشیند و حتما باید لحن یک روحانی آنقدر متفاوت از دیگران باشد که انگار در این دنیا و اجتماع زندگی نمی‌کند و وقتی می‌خواهد بر موتور سیکلت سوار شود عمامه‌اش را به کناری گذاشته و فقط با عبا سوار بر موتور سیکلت شود و با هر لحن و صدا و دیالوگی که اراده کند سخن براند؟

به چه حقی هر بازیگری فارغ از رفتارهای اجتماعی و روزمره‌اش و نقش‌هایی که در فیلمهای گذشته‌اش بازی کرده، می‌تواند لباس روحانیت بر تن کند و با ذوق خودش زندگی روحانیون را به تصویر بکشد؟؟!!

فیلم طنز اجتماعی‌ای که در این شبهای ماه مبارک رمضان از شبکه یک سیما با نام دودکش پخش می‌شود و تماشاگران بسیاری را هم به خود جلب کرده‌است، در کنار ترویج برخی از کلمات و گویش‌های جدیدی که باید مدتها آن را بر سر زبانهای جوانانمان تحمل کنیم در قسمت اخیر خود اقدام به پخش صحنه‌ی توهین آمیز رفتار یک بازیگر در نقش روحانی می‌کند که واقعا قابل گذشت نیست.

مسئولین محترم فرهنگی کشور نباید در مواجهه با چنین صحنه‌هایی کوتاه بیایند و سکوت کنند. صدا و سیمای ما به جای ارائه تصاویر واقعی (واقعیت زمانی واقعی است که جزء نوادر نباشد و عمومیت داشته باشد) و کمک به افزایش شان و جایگاه روحانیت، اقدام به پخش صحنه‌هایی می‌کند که موجب تمسخر روحانی شده و اینگونه به بیننده تلقین می‌کند که روحانی یعنی فردی از جهان چهارم؛ روحانی یعنی فردی به دور از اجتماع و مسائل روز؛ روحانی یعنی فردی به دور از تکنولوژی و بی‌خبر از شبکه‌های ارتباطی؛ …

دلمان پر است از نقدهای واردی که می‌توان بر تصاویر پخش شده از صدا و سیما و حضور بازیگرانی که آمر به منکر هستند به قلم کشید، اما هر کدام مقالی مستقل می‌خواهد که حوصله خواننده را به سر نبرد.

انشاء الله اگر فرصتی پیش آید و حس و حالی دیگر …

در پایان به نوبه خود تصاویر پخش شده در تاریخ ۹۱/۵/۱۰ از شبکه یک سیما و فیلم دودکش و نمایش تصاویری از رفتار غیرقابل قبول بازیگری در نقش روحانی را محکوم کرده و از مسئولین و دست‌اندرکاران این فیلم انتظار عذرخواهی و توضیح دارم.

اعتراض مردم علامرودشت به ابطال انتخابات شورای شهر

مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۲

امام جمعه علامرودشت در جمع معترضین به ابطال انتخابات شورای شهر : چرا ما باید اینگونه فکر کنیم که اگر ما باشیم همه چیز درست است و اگر نباشیم همه چیز غلط است؟
شامگاه سه شنبه جمع کثیری از مردم علامرودشت در اعتراض به عدم تایید انتخابات شورای این شهر جلوی دفتر امام جمعه علامرودشت تجمع کردند.

در این تجمع که یکی از بی سابقه ترین تجمعات سیاسی دهه اخیر علامرودشت بود گروههای مختلفی از مردم علامرودشت با حضور در محل سکونت امام جمعه این شهر به آنچه که آن را ابطال غیر قانونی انتخابات شورای شهر میدانستند اعتراض کردند

در این تجمع که در کمال آرامش برگزار شد و تبدیل به جوی دوستانه برای گفت شنود مردم و امام جمعه علامرودشت گردید . ابتدا حسن عبدالهی منتخب اول انتخابات شورای شهر امسال ضمن عرض تسلیت ایام شهادت امام علی (ع) و تشکر از حضور گسترده مردم در انتخابات های خرداد ماه و گزارشی کوتاه از روند انتخابات و علت حضور مردم در این مکان از امام جمعه شهر علامرودشت تقاضا کردند برای شنیدن درد ودلها و اعتراض مردم به جمع آنها بپیوندد.

دومین سخنران این مراسم ابراهیم علی پور یکی از کاندیداهای این دوره انتخابات شورای شهر بود که در طی سخنانی به نتیجه این انتخابات اعتراض کردند.

سومین سخنران این تجمع مصطفی اسدی عضو شورای کنونی بود که او نیز ضمن بیان اهمیت وجود شورا برای یک شهر و مشکلاتی که نبود شورا در علامرودشت برای چهار سال به وجود می آورد اعتراض خود را به اقدامات صورت گرفته برای جلوگیری از برگزاری انتخابات و تلاش برای ابطال آن به گوش حضار رساند.

نقطه مشترک سخنان این سه سخنران تقدیر و تشکر از امام جمعه علامرودشت و فرماندار لامرد بخاطر تلاششان در برگزاری انتخابات بود
پس از پایان سخنان سومین سخنران این مراسم ایشان از امام جمعه علامرودشت تقاضا کردند که به ارائه سخنان و دیدگاههای خود در این رابطه بپردازند.

حجت الاسلا م باقری نیا در سخنانی صریح که مورد توجه همه ی حضار قرار گرفت به تشریح نقطه نظرات و اقدامات خود در این مورد پرداخت که اهم سخنان وی در زیر می آید:

– درست است که کاری که شما برای تحقق آن اینجا جمع شده اید مهم است اما مهم تر از آن ماه رمضان و قدر شناختن این روزهاست

– ما قانون را زیر سوال نمیبریم این را از همین اول داشته باشید

ما در کنار اعتراض به حق خود باید تابع قانون باشیم همان ولی فقیهی که از ما خواست بیایبد حماسه سیاسی خلق کنید و شما دعوت ایشان را لبیک گفتید به امر همان ولی فقیه من خواسته ام از شما این است که قانونی ماجرا را دنبال کنید
– حساسیت های افراطی نشان دادن درست نیست و بنده از همین جا اعلام میکنم با اینگونه کارها مخالفم و همراه چنین برنامه هایی نیستم

– اگر گروهی در اینجا در کار خود نسبت به انتخابات ایراد دارند مشکل از نظام و اصل انتخابات نیست

– اصولگرایی این نیست که میگویید منافع خود را به منافع جمع ترجیح دهیم

– من خبر استعفای دسته جمعی را در لار شنیدم و بسیار ناراحت شدم

– جا دارد من یکبار دیگر از برادر عزیزمان اقای سید اسدالله هاشمی تشکر کنم که با حضور خود موجب برگزاری مجدد انتخابات شدند

– من اگر وارد این قضیه شدم حسب وظیفه و به امر مقام معظم رهبری و آنجایی که خطر عدم برگزاری انتخابات بود وارد شدم

– ما از آقایان خواستیم برگردند اما برنگشتند . با سه تای آنها تلفنی صحبت کردم و یکی از آنها خودش با من تماس گرفت اما فایده ای نداشت!

– من خدمت جناب بخشدار هم زنگ زدم و ایشان هم گفتند هرچه ما نیز از دوستان میخواهیم استعفای خود را پس بگیرند فایده ای ندارد

– چرا ما باید فکر کنیم اگر ما باشیم همه چیز درست است و اگر نباشیم همه چیز غلط است؟

– جای تاسف دارد بازرسی که از تهران از طرف هیات نظارت تشریف آوردند جا داشت دامنه تحقیقاتش یک مقدار گسترده تر میکردند یا لااقل مردم را قانع میکردند

– امیدوارم مسوولین امر توجه کنند و این حضور مردم خراب نشود

– ما داریم چوب بدرفتاری خود را میخوریم . چرا بزرگان طوایف کاری نمیکنند ؟ تا کی ؟
از سر بی صاحبی خیلی از کارهایی که باید انجام شود در این شهر انجام نمیشود

– دغدغه کنونی شما هم مهم است اما بیاید از این فرصت استفاده کنید و با این حضور بزرگ فکر مسائل بزرگتر باشید

– من خیلی ناراحتم . این مساله آنقدر بزرگ بود که باید دخالت میکردم. پشت سر من خیلی حرفها زدند. من را متهم به اصلاح طلبی کردند در حالی که در کل منطقه از من اصولگرا تر وجود ندارد. با این وجود من از حق شخصی خود میگذرم

– در پایان امیدوارم کسی حرفهای من را بد نفهمد و نگویند من دنبال دامن زدن به اختلاف یا چیز دیگر بوده ام

– انشالله در فرصتی دیگر و در نماز جمعه این هفته حرفهای دیگری در این رابطه خواهم زد

در پایان امام جمعه علامرودشت قول داد مطالبه به حق معترضین را از طریق مراجع قانونی کماکان پیگیری کند و مردم نیز ضمن تایید و تحسین مواضع و حرفهای امام جمعه خود خواهان پیگیری جدی ایشان برای حصول به نتیجه شدند.

یک روز عادی ماه رمضان

مرداد ۸ام, ۱۳۹۲

هوا گرم بود و از آسمان آتش می بارید. هیچ چیز برایم با ارزش تر از یک سایه و آب خنک نبود. چشم انتظار غروب بودم. تا کی مؤذن اذان بگوید و با ولع چند لیوان آب سر بکشم. هر کاری کردم ظهر خوابم نبرد. مادر بزرگم گوشه ای نشسته بود. مَشک مَشک عرق از چِنگ صورتش سرازیر بود. مکنایش را در تار آب خیس کرد و روی سرش انداخت تا خنک شود.

پدرم دِلَّتَمی داخل دروازه، روبروی در، خوابیده بود و با بادبزن چوبی خودش را باد می زد. مرغ ها زیر مشکلون، دهان باز کرده، هناسک هناسک نفس می زدند و به قول مادرم مات مات می کردند. کوچه ها از گرما خلوت بودند و کولی ها زیر درخت گز همسایه، آرام و خاموش روزگار سپری می کردند.

عمری گذشت تا ساعت ۵ عصر شد و کمی از گرمی هوا کاسته شد. کم کم زن های روزه دار مشغول آماده کردن افطاری شدند. ساعت حدود هفت عصر بود که دی احمد آتشی از خَشار و سرگین در تنور روشن کرد. زن های محل یکی یکی با حصین پر از خمیر، پای تنیر حاضر شدند و کمک همدیگر نان ساده، نان کنجدی و نان سرو روغنی پختند. بوی نان همه جا پیچیده بود. دی علی دیخلی پر از گوشت و سیب زمینی و گرجه آماده کرده بود تا درون تنور بگذارد.

مادرم در مُطبخیِ خِشت و گلی، برنج و رشتکو و کَتِخ ماهی درست می کرد. او از قبل نشاسته با کَستَر آماده کرده و در کاسه کُنگِره ای ریخته بود تا خنک شود. مقداری رطب و سفیدی هم برای افطار در معجومه گذاشته بود. دقایقی بعد گوسفندان از صحرا برگشتند. مادرم و خواهرم آب جلو بز ها گذاشتند و سپس بزها را تِرِه زدند.

نیم ساعتی قبل از اذان پدرم صدایم کرد تا به مسجد محل برویم. همراه پدرم راه افتادم. از سر سِردون ها و کیچه های خشت و گلی گذشتیم تا دم در مسجد رسیدیم. مردم همه به سمت مسجد در حرکت بودند. حاج مختار با لباس و چفیه ی عربی از پلّه ها بالا رفت تا اذان بگوید.

هرکس برای افطاری روزه داران و نمازگزاران، غذایی با خود آورده بود. خاور (حلوا)، حاجی مَحذ اکبر (خرما سفیدی)، عیسی مشی آخوند (چای و شیر)، حسن مَحسَن (هندوانه)، ابول زار علی (شربت بِنتو)، عبدالله حیدر (نَخود)، حاج حمزه (نون گرم با سُرو و پُرگ)، حاجی رمضون (ماس و کاکُل مَنگو)، محذ ابول (دُمباز و رطب)، زار احمد (حلیم و رُبّ خرما)، حاج غلوم زار محذ (نشا و کستر).

حاجی مختار الله اکبر گفت و اذان را به سبک خودش خواند. حاج آقا جلو ایستاد و همه پشت سرش نماز مغرب خواندیم. بعد از نماز مغرب، همه به سوی آب و افطاریهایی که در گوشه ی مسجد و کنار دیوار گذاشته شده بود، حمله ور شدیم. دو سه نفر غریبه هم بودند که به آنها تعارف کردیم. صفایی داشت آن افطاری.

بعد از خواندن نماز عشاء همراه پدرم به خانه برگشتیم. مادرم سفره ی شام را مانند همه ی همسایه ها پشت بام پهن کرده بود: کتخ ماین، برنج و رشته کو، رُبِ خرما، نون تنیری. حِرِفتی خوردیم. پدرم بعد از خوردن شام یک جومی پر از آب سر کشید و آرام به لحافِ گُروک شده، روی گلیم مینی تکیه داد. نگاهی معنی دار به آسمان پر از ستاره انداخت و خدا را شکر کرد.
ساعتی بعد از شام، مردم روستا برای مراسم قرآن خوانی به طرف حسینیه ی حاج سید یحیی حرکت کردند. ما نیز با پدر و مادر و بقیه خانواده به حسینیه رفتیم.

دو چراغ بَمپی صحن حسینیه را روشن کرده بودند. حاجی مَحذحاجی، خادم حسینیه، فرش ها را مستطیلی در حیاط پهن کرده بود و دو قرآن روی رحل و وسط فرش ها گذاشته بود. در گوشه دیگر حسینیه، منقلی بزرگ، پر از آتش بود و کتری بزرگی روی آن غل غل میکرد. در گوشه ای دیگر، حوضچه ای پر از آب بود و کنار آن رس به رس قلیون و سر قلیون، به صف شده بود. مَش حسن قلیانی چاق کرد و کنار حاج مصطفی نشست.

حسنِ آخوند پشت رحل قرآن نشست و شروع کرد به قرآن خواندن. حاج سلیمون هم نشست پشت رحل بغلی. عباس علی عباس، حسین مراد، عباس زار اولا، مَش عَلکَریم، محذ ابول، مش عبدُل، مش حسن، حاج قاسم حاجی ملّا و … به دیوار شمالی تکیه داده بودند. حاج سید اسماعیل، حاج شعبون، حاجی صفری، سیذ عباس، کفش های تخت سوز خود را روی دیوار کاهگِلی کوشی گذاشته بودند و قرآن گوش می کردند.

به نوبت یکی یکی قرآن خواندند. بعد از اتمام قرآن، ملّا اسماعیل دعای افتتاح را از حفظ و با صدایی دلنشین خواند. حاجی با شربت و بیسکویت و خرک از مردم پذیرایی کرد. بعد از اتمام حسینیه، همه به خانه برگشتیم و خوابیدیم تا سحر که با مناجات ملّا از خواب بیدار شدیم:

ای پادشاه بنده نواز ای اله ما
کن لطف خویش شامل حال تباه ما

ما مستحق دوزخیم و از کرده های خویش
یا رب به حق خویش ببخشا گناه ما

ترسم به روز حشر ز بسیاری گناه
نزد تو هیچکس نشود دادخواه ما

و سحری خوردیم تا نماز صبح

و آغاز روزی دیگر مثل روزهای دیگر ماه رمضان…

تحلیل روانشناختی-جامعه شناختیِ چندپارگی در منطقه ی جنوب فارس

مرداد ۸ام, ۱۳۹۲

توضیح برای احترام به انتخاب و وقت خواننده:
این مطلب، حاوی ۱۶۱۲ کلمه است و خواندن آن، تقریباً بین ۶ تا ۸ دقیقه از وقت شما را می گیرد. در همین مدت می توانید مطلب دیگری بخوانید.

مقدمه:
روزی به هنگام تماشای مجموعه ی تلویزیونی جومونگ، از زبان شخصیت اول فیلم، جمله ای شنیدم که نگاه مرا به شکلی اساسی دگرگون ساخت. در سکانسی از این فیلم، جومونگ، به یارانش گفت که: “یک کشور، نه در روی زمین که در قلبهای مردمانش ساخته می شود”. مدتها به این حرف، اندیشیده ام و اکنون باور دارم که این گفته را می توان، بیانی خردمندانه از آن چیزی دانست که امروزه، پاسخ بسیاری از پرسشهای ما درباره ی روابط متقابل فرد و جامعه، و خرده جوامع با جامعه ی بزرگتر است. بر حسب اتفاق، ممکن است که هر کدامِ ما با این پرسش روبرو شده باشیم که چرا برخی افراد، از جامعه ی خود می بُرند یا گروههایی (منطقه ای، زبانی یا مذهبی) هستند که دل در گرو جدا شدن از جامعه ی غالب دارند و یا چه می شود که عضو یا اعضایی از یک گروه، راهِ برون شدن از آن جمع را می جویند؟
در این نوشته می کوشم تا بدون وارد شدن به مباحث خشک تئوریک به شما بگویم که این “نیروی گریز از پیوند” چیست و چرا مردمانی که می توانند و باید که به دلایل متعدد، با هم پیوسته باشند، چنین از یکدیگر روگردان و منزجرند. پاسخ این پرسش، از دلِ “مبحث پیوند اجتماعی”، بیرون می آید که می توان آن را به عنوان “احساسِ تعلق اعضای یک مجموعه به هم”، تعریف کرد که چهار بُعد را در بر می گیرد: الف) اهمیت دادن به دیگران در جامعه و به نظرات و انتظارات آنها؛ ب) احساس وجود قواعد عادلانه در جامعه و رعایت آنها ؛ ج) مشارکت در فعالیتهای اجتماعی ؛ و د) ارزش نهادن به هدفهای جمعی. این ابعاد با یکدیگر پیوند درونی دارند و بر هم اثر می گذارند.
منطقه ی ما-لار و لامرد- در این سالها و پیش از آن، شاهد جداییها و مرزبندیهای تازه ای بوده است که به نظر من، لزومی نداشت یا دستکم به این شدت و حدّت، نیازی نبود. جدا شدن بخش لامرد از شهرستان لارستان و تشکیل شهرستانی مجزا، و متعاقب آن، جدا شدن بیرم از لامرد، جدا شدن مُهر از لامرد، جدا شدن گراش از لار، و “جدایی های عاطفیِ” دیگری که چون زخمی ناسور، همچنان بر پیکره ی این دیار، برجا مانده است. اما چرا چنین وقایعی رخ دادند؟

بحث:
در تحلیل این جدایی ها، باور دارم که اگر به اتفاقات و تاریخ منطقه نگاه کنیم در می یابیم که قالب عمده در مناسبات اجتماعی و سیاسی منطقه ی ما، دستکم مواردی از چهار مؤلّفه ی بالا را در خود ندارد. به عبارت دیگر، گروههای سیاسیِ غالب در منطقه و نیز بازوهای اداری- اجرایی شان که خط سیر جامعه را تعیین می کرده اند، هیچکدام از مؤلفه های مورد نیاز در به وجود آمدنِ پیوند اجتماعی در سطح کلان را رعایت نکرده اند.
نخستین عنصرِ ضروری برای داشتن یک جامعه ی پیوسته، احترام به دیگر گروههای اجتماعی و توجه به خواسته ها و نیازهایی از ایشان است که طبیعتاً یک جامعه برای برآورده ساختن آنها به وجود آمده است. نیازهای فیزیولوژیک-آب و غذا- و در یک کلام، زندگی، و نیازهای دیگری چون امنیت و احترام و نیز پیشرفت، همواره از دغدغه های محوری یک انسان است. اما یک جامعه ی تکصدایی، چنان به این مقوله ها بی اعتناست که ممکن است به بهانه هایی ساده – مثلاً رأی دادن یا ندادن به فلان شخص یا داشتن زبان یا مذهبی دیگر- برخی از گروهها یا افراد را حتّی از حق طبیعی زندگی کردن، محروم کند و به قول معروف، از نان خوردن بیاندازد. کما اینکه بوده که در همین لامرد خودمان، برخی افراد، تنها به جرم رأی دادن یا ندادن به یک شخص، یا داشتن یک نظر خاص، از برخی مشاغل، مدارس و ادارات اخراج شده اند یا آنها را از داشتن شغل، محروم کرده اند. ممکن است چنین برخوردهایی را لاری ها نسبت به لامردی ها یا گراشی ها، و یا لامردی ها نسبت به مهری ها، اشکنانی ها، علامرودشتی ها؛ و یا مهری ها نسبت به گله داری ها و اسیری ها نشان بدهند.
وقتی چنین شود، فرد یا گروهی که مورد تبعیض یا بی اعتنایی واقع گردیده، دیگر به جامعه ی بزرگتر، دلبستگی نخواهد داشت. در اینچنین جامعه ی از هم گسیخته ای، هیچ هدفِ جمعی و هیچ اجماعِ کلّی بر روی هدفها به وجود نخواهد آمد زیرا گروهی معدود، با قبضه کردن همه ی زمینه ها، فرصت حضور همه ی گروهها در فرایند تولید اجتماعی را سلب می کنند و آنها را به حاشیه می رانند و بدین ترتیب، گروههای به حاشیه رانده شده، خود را بخشی از بازی نمی دانند یا حتی ممکن است بازیِ موجود را علیه خود، ارزیابی کنند و به همین خاطر، هیچ تعهّدی به جامعه و اهداف آن، و بالتّبع، مشارکت در زمینه های مختلف اجتماعی، احساس نمی کنند. اگر به شکلی منصفانه، رفتار گروههای سیاسی لاری و لامردی را از نظر بگذرانیم، جز تلاش بی وقفه برای جدا کردن بخشی از جامعه- به بهانه های مختلف- از بدنه ی آن، چیز دیگری دیده نمی شود. هرچند معتقدم که این رفتارها از سرِ ناآگاهی بوده است؛ ولی حقیقت دارد که ما هنوز به دردی مبتلاییم که از همین بلا گریبانمان را گرفته است.
اما وجه برجسته ی دیگر که بسی مهم است احساس بی عدالتی و تبعیض در میان اعضای یک جمع است که ریشه های پیوند گروهی را می خشکاند؛ و شوربختانه، این، چیزی بوده است که ما به کرّات، شاهد آن بوده ایم. خاصه بخشی ها و ارجحیت دادن یک فرد بر افراد دیگر، یا گروهی به گروه دیگر، یا شهری بر شهر دیگر، آتش به خرمن یک جمع می زند و آن را از درون، تهی می کند. در این باره نیز پای استدلال گروههای سیاسی حاکم، چوبین است و هیچ توجیهی درباره ی شدّت و چرایی تبعیضی که اعمال کرده اند و بر آن دامن زده اند، ندارند. بی تردید، ترجیح لار به لامرد یا لامرد به مُهر یا مهر به آن روستای محروم، زمینه ساز ترویج حسِّ تبعیض و گسیختگی اجتماعی بوده است و مسئولیت مستقیم آن، متوجه همانهایی است که چه در گذشته و چه در اکنون، فریاد برتری طلبی سر می دهند.
با این اوصافی که رفت، طبیعی است که گروههایی-شما بخوانید مناطقی- بخواهند رخت خود، از این ورطه بیرون کشند و دل به استقلال و جدایی، خوش کنند. آخر چگونه می توان به جامعه ای دل بست که در آن، نه احترامی دارید؛ نه به خواسته هایتان توجه می شود؛ نه حرفتان شنیده می شود؛ نه عدالتی وجود دارد؛ و نه شما را به عنوان بخشی از آن جامعه به حساب می آورند؟ بدین ترتیب، طبیعی است که آن فرد یا گروه (منطقه) به دنبال کسب “هویتی نو”، تلاش کند به هر صورتی که باشد از آن مجموعه، جدا شود.

نتیجه گیری:
بی تردید برای به ثمر نشستن فرایند پیشگیری و درمانِ هر مشکل، انجام آسیب شناسیِ آن پدیده، ضروری است و بینشی ارزشمند برای حل آن، در اختیار می گذارد.
اکنون روشن است که ما در جامعه ای زیسته ایم که گروههای متعارض، یکدیگر را به مثابه انسان ننگریسته اند، و زمینه ی مشارکت همه ی آحاد برای ساختن جامعه، با تبعیض و بی عدالتی از میان رفته است؛ و به همین دلیل، هیچ وحدت رویه، و هدفهای مورد اجماع و همگرایی در این جامعه وجود ندارد. این راهی است که ما رفته ایم و مع الاسف، پس از سالها افراد بسیاری از دکتر و استاد دانشگاه گرفته تا سیاسی کاران و مردم عادی، دوباره و بدون توجه به عواقب آن، همچنان بر رفتن در آن، پای می فشارند. ما “جامعه ای به هم پیوسته” را برنساخته ایم و به همین دلیل، با نفرت و تردید نسبت به یکدیگر، زندگی می کنیم. ولی اکنون، زمانِ”توقّف” و “ارزیابی” است تا دریابیم چه داده ایم و چه به دست آورده ایم. متأسفانه از آنچه گفته شد و هر کدام ما به عینه می بینیم باید نتیجه گرفت که ما چیزی به دست نیاورده ایم که مایه ی مباهات، و اسباب زندگی سازی باشد. هر آنچه دریافته ایم، زندگی سوزی و جدایی و نفرت بوده است.
امّا امروز، نسل جوان و روشنفکر جوامع ما وظیفه ی اخلاقی-انسانی و اجتماعی دارند که برای ترمیم این زخمها بکوشند و برای پیشگیری از رخ دادن دوباره ی این اتفاقات تلخ، جدیّت به خرج دهند. ما – لار و لامرد و مُهر و گراش و خنج و اوز و فال و گله دار و اسیر و اشکنان و وراوی، و کلاً جنوب فارس- از پتانسیل بسیار بالایی برای ایجاد منطقه ای پیشرفته، توسعه یافته و مرفّه برخورداریم؛ اما هیچکس نمی تواند بدون توجه به مؤلّفه های پیوند اجتماعی- یعنی بدون احترام گذاشتن به دیگران، بدون رعایت عدالت و انصاف، بدون توجه به نیازها و خواسته ها و انتظارات دیگران، و بدون فراهم کردن فرصت حضور همه ی افراد و گروهها در متن جامعه- رؤیای “لارستان بزرگ” یا “استان فارس جنوبی” یا حتّی یک “اداره کل” را بپروراند؛ چرا که یک ملت، در قلبهای مردمانش ساخته می شود. به عبارت دیگر، وقتی این همه سوءظن و نفرت و تردید بین ما سایه انداخته است، ساختن اجباری یک جامعه (مثلاً شهرستان یا استان و حتّی همان اداره کل) و ایجاد مرزها و خطوط بر روی نقشه یا ثبت در اسناد رسمی، چه دردی از ما دوا می کند؟ آیا چنین مجموعه ای، جز محدوده ای مستعد انفجار، و مستعد نفرتِ بیشتر، چیزی دیگر خواهد بود؟ اگر این آرزو را داریم که جنوب، -با هر عنوانی- زیر یک چتر، جمع آید بر ماست که “پیش از آن”، دیوارهای جدایی را از طریق مراوده ی بیشتر با هم برداریم، بیش از اینها پای حرف همدیگر بنشینیم و مهمتر از آن، رفتارهای گذشتگانمان و نیز خودمان را بی هیچ اغماضی، تحلیل کنیم و جنبه های نادرست آن را از مجموعه ی رفتارهای کنونی مان دور اندازیم تا بتوانیم از این “درون نگری”، برای ساختن جامعه ای به هم پیوسته، و در نتیجه، فردایی دلپذیرتر و منطقه ای آبادتر بهره بگیریم؛ چرا که فردای بهتر، حقّ ما و منطقه ای پیشرفته، شایسته ی ماست.

دو نکته فرهنگی و اقتصادی در نقد شهرداری

مرداد ۷ام, ۱۳۹۲

نویسنده: مهدی واعظ زاده

با سلام و عرض ادب و احترام

بدین وسیله از کلیه کارگران و کارمندان محترم شهرداری لامرد از بدو تاسیس تا کنون و شورای محترم شهر  در سه دوره ای که زحمات قابل توجهی کشیده و باعث رفع مشکلات و توسعه این شهر نوپا شدند، به جد تقدیر و تشکر می گردد.

حال با توجه به تلاش های وافر و دلسوزانه این عزیزان، هنوز مردم از بی عدالتی ها و کمبود خدمات می نالند و به مدیران شهری نیز کم اعتماد شده اند. به راستی چرا این گونه است؟ چرا با این همه تلاش برای امنیت و آسایش مردم توسط مدیران عزیز و پیشرفتهای صورت گرفته، هنوز حس بی اعتمادی در شهر وجود دارد. علت چیست ؟ و خیلی از این گونه چراها.

در این رابطه، دو نقد فرهنگی و اقتصادی  به این عزیزان وارد دانستم که برخود لازم دیدم همراه با راه کارها ی مناسب بیان نمایم:

 ۱- ترغیب وتشویق مردم

شهرداری یک نهاد مردمی است که اکثر بودجه خود را از همین مردم تهیه می کند. پس بهتر است تا آنجا که می توانیم فرهنگ کمک مردم به شهر از طریق عوارض و غیره را درونی نمائیم تا جایی که خود مردم به موقع به کمک شهرداری بیایند.

ما باید فرهنگ “هر اندازه پول پرداخت کنیم به همان اندازه خدمات دریافت می کنیم” را نهادینه نمائیم. شهر نو پای ما که نیاز به بسیاری از خدمات، کارها،  تلاش ها و ایده های جدید دارد،  نیاز فراوانی هم به اقتصاد قوی و درآمد بالا دارد.

با این رویکرد، ما نباید بر روی تخفیف به شهروندان، تکیه و آن را به یک امر رایج تبدیل کنیم -که متاسفانه الان ابن فرهنگ حاکم شده است-. ما باید خدمات قابل لمس برای مردم ارایه دهیم تا خود مردم فهیم شهر به ما اعتماد و به موقع با پرداخت حقوق قانونی خود به شهرداری کمک کنند. تقاضا دارم  شهرداری، فقط تخفیف های یک سال مانند ۹۱ را به مردم گزارش دهد و بگوید با این پول تخفیف چه کارهایی میتوانستیم ارایه دهیم.

۲ –کاهش مراجعه حضوری مردم به شهرداری

یکی از فرهنگ های غلط این چند ساله مراجعات غیر ضروری به شهرداری و شورا  است که باعث شده ضرر و زیان زیادی به شهر وارد آید و وقت بسیاری از این عزیزان -که می بایست صرف برنامه ریزی، اجرای پروژه ها و … شود- را  گرفته و باعث ناراحتی ها و دلخوری ها و نیز باعث بالا رفتن توقعات غیر قانونی عده ای گردد.

در این زمینه هم پیشنهاد می شود یک سیستم الکترونیکی قوی توسط نخبه های شهر طراحی و مردم عزیز با مراجعه به دفاتر خدمات اداری در سطح شهر و یا از طریق اینترنت بیشتر کارهای خود را انجام دهند و از هر گونه مراجعه حضوری امتناع ورزند. این خود هم برای مردم و هم برای شهرداری و شورای محترم شهراتلاف وقت ایجاد نکرده و هر کدام نیز به وظایف محوله در زمان خود خواهند رسید و قانون که به نفع هر دو طرف هم هست اجرا خواهد شد.

در انتخاب شهردار آینده به شورای شهر کمک کنید

مرداد ۵ام, ۱۳۹۲

‎باسمه تعالی

‎با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات

 

با توجه به اهمیت وافرانتخاب شهردار شایسته جهت رشد و تعالی همه‌جانبه‌ی شهر، شورای منتخب چهارم مصمم است برای رسیدن به گزینه‌ی نهایی و انتخاب شهردار اصلح، پیشنهادات مردمی را مدنظر و ملاک عمل قرار داده و از این طریق اقدام به شناسایی افراد توانمند و لایقی نماید که ممکن است مسوولین امر به هر دلیل متوجه حضور آنان نباشند.

 

لذا استدعا دارد شهروندان محترم با عنایت به اشرافی که به اهمیت موضوع انتخاب شهردار و ملاک و معیارهای لازم دارند، با درنظر گرفتن رضایت الهی و صداقت کامل مشخصات فرد یا افراد واجد شرایط و مدنظر خود را حداکثر تا تاریخ ۱۰ مرداد

 

  1. ‎از طریق شماره تماس ۰۹۳۹۸۴۸۷۲۰۰  پیامک نمایند یا
  2. فایل پیوست را دانلود و تکمیل نموده به آدرس rahimi_mo2003@yahoo.com عودت دهند (تذکر: حرف بین m و ۲ حرف o میباشد نه صفر)

تا بدین وسیله پیشنهادات مردمی که به حق عصاره‌ی خواست ملت است، رهنمون شورای منتخب در این امر سرنوشت‌ساز گردد.

 

***

 

فایل پیوست جهت پیشنهاد شهردار را از اینجا دانلود کنید. این فایل باید پر شده و به ایمیل فوق فرستاده شود.

 

 

 

vote4mayor

دو هفته نامه اتحاد ملی ۵ مرداد ماه

مرداد ۵ام, ۱۳۹۲

در این شمار میخوانیم:

افزایش سهم مهر و لامرد از اعتبارات دو درصد نفت و گاز
با همه تلاشهای صورت گرفته، هنوز مردم از بی عدالتی ها و کمبود حدمات مینالند
برای رسیدن به چایگاه واقعی ورزش شهرستان مهر از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد
امروز نباید از کنار این فرضتی که مردم در اختیار ما گذاشته اند بی تفاوت بگذریم.
افزایش ۷۰۰ درصدی آبونمان تلفن
همه باید کمک کنند تا کشور به توسعه و پیشرفت برسد
آیا علما همدیگر را با ترازوی سیاست وزن میکنند؟
فرهنگ رمضان در روستای ما (کمالی علامرودشت)
اعتیاد به گوشی همراه عامل جدید اضطراب و تنش در جامعه
وای از مرک و وای از پس مرگ
غذای محلی در روستای میرملکی
مخدون کمربند سبز فارس را دریابید
بچه های جبهه شما دیگر چرا
باید امشب بسوزی
حسین کشتکار( دفاع خشن و خوش اخلاق! فوتبال لامرد)

صفحه اول

صفحه ۲ تا ۷

صفحه آخر

 

 

شعر خوانی خلیل ذکاوت در محضر رهبر معظم انقلاب (+ شعر+فایل صوتی)

مرداد ۳ام, ۱۳۹۲

شعر، هنر اول ایران زمین است. زبان شعر، زبانی پرکاربرد در تقویت اقناع، شفقت و مهربانی، معنویت، پذیرش شکستها و ارائه ی آرزوهای بشری است.

ما ایرانیان، وقت دلتنگی به شعر پناه می بریم، کمتر کسی است که در گذرگاهها و لحظه های سخت و گاهی شکننده زندگی اش بیتی را زمزمه نکند و یا با شعری آرامش نیابد. در شادی و در غصه ی ما، شعر فارسی، میهمان همیشگی ماست.

رهبری کشور ما – حضرت آیت الله خامنه ای –  از قبل از انقلاب تا کنون شعر فارسی را دنبال کرده اند و نسبت به تقویت زبان و ادب فارسی تاکید فراوان دارند. ایشان به قول موافقان و مخالفان در شعر و نقد آن دستی دارند. جزء معدود مقام های سیاسی که  شاعران را همیشه دور هم جمع کرده اند و نشان داده اند که اولین هنر این سرزمین نقش مهمی در هویت بخشی و زندگی ما دارد.

جلسات شعر خوانی ماه مبارک رمضان در محضر مقام معظم رهبری با حضور شاعرانی که از طیف های فکری مختلفی هم هستند، نشان از دغدغه ی بزرگ ترین مقام حکومتی کشور درباره ادبیات فارسی دارد . امسال نیز در شب میلاد امام حسن مجتبی (ع) ، مقام معظم رهبری در فضایی کاملا صمیمی فرصتی را به شاعران داده اند تا بیایند؛ شعری بخوانند، دلتنگی های خود را بگویند، همدیگر را ببینند و دلگرم تر به خانه بازگردند.

   به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبر معظم انقلاب؛  حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار با اشاره به حرکت مستمر و رو به جلو و پیشرفت های قابل توجه در شعر کشور خاطرنشان کردند: شعر یکی از برجسته ترین هنرهاست و هنرمندان شاعر مسئولیت سنگینی در قبال مسائل اصلی کشور و حرکت عظیم تاریخی و الهام بخش انقلاب اسلامی دارند که باید این هنر بسیار فاخر و کهنه نشدنی را در خدمت انجام این مسئولیتهای بزرگ قرار دهند.

  حضرت آیت الله خامنه ای، “احساسات بشری”، “دلتنگی ها” و “اندیشه و حکمت” شاعر را سه فصل تشکیل دهنده شعر خواندند و افزودند: بیان احساسات شاعرانه و عاشقانه و همچنین بیان دلتنگی ها از آنچه در زندگی جاری وجود دارد، دو بخش از شعر است که به رسمیت شناخته می شود اما نباید با افراط در این دو بخش، حکمت و اندیشه نادیده گرفته شود.

***

باخبر شدیم که شاعر و غزل سرای شهرمان،  برای ششمین بار در این فضای صمیمی و ادبی حضور داشته و برای سومین بار فرصت یافته اند که شعر خود را در محضر رهبری قرائت نمایند.

با عالیجناب شعر لامرد و غزل جنوب، تماسی گرفتیم و خواستیم که سروده ای که خوانده اند را جهت انتشار در تراکمه در اختیارمان قرار دهند که ایشان کوتاهی نکردند. ضمن انتشار این شعر، برای خلیل ذکاوت آرزوی موفقیت بیشتری را داریم.

                      … خودم

گم شدم بس که زدم پرسه به پستوی خودم

چه کنم تا بروم  یک قدم آن سوی خودم؟

گوشه گوشه همه جا گشتم و گشتم؛ گویا

خلوتی گمشده ام پشت ِ هیاهوی ِ خودم

چند هفته است که از چارطرف بابت یک

_ پنجره ، در به در ِ کوچه ی نُه توی خودم

شرمسارم؛ همه ی عمر به جای پرده

گرده برداشتم، ای آینه، از روی خودم

همه را یک سره سنجیدم و یک بار نشد

که خودم را بکشم پای ترازوی خودم

قهرمان بازی ام آخر به سرآمد،  اما

باز با بُرد خیالی سر ِ سکوی ِ خودم 

دائما دعوی ِ دریادلی ام داغ و … دریغ

یخ زدم، قطره پس ِ قطره، ته جوی ِ خودم

خواستم ناز و نیازی بکنم وقت نماز

خود گرفتار شدم در خم ابروی خودم!

کفش عقل از پی ات از پای درآمد ای عشق!

من ِ دیوانه ولی گرم تکاپوی خودم

آرش دیگری از من تو بسازی، ورنه

من خودم باخبر از سستی بازوی خودم

این همه شانه مینداز به بالا! پس از این

می گذارم سر خود را سر ِ زانوی خودم!

هرچه از دوست رسد نیکوی نیکوست، بیا

بنشین، دشنه ی غربت زده! پهلوی خودم!

تو ببخشای، اگر مستم و مغرور، ای صبح

شمعم و سرخوشم از نم نم سوسوی خودم،

شعله ام پر بگشاید، که برآید، شاید

باطل السحر ِ خودم از پس ِ جادوی خودم

من به چشم همگان قیمتی ام، غیر از خود

شیشه ی عطرم و خود بی خبر از بوی خودم!

به غزلمثنوی موی تو سوگند، امروز

منم و شعر سپید خودم این موی ِ خودم – !

نوش ها هست به نیش قلمم، اما حیف

نچشیدم خودم از شربت کندوی خودم

دانلود فایل صوتی

فوری! اعلام مغایرت قانون استقرار ادارات کل جنوب در لار

مرداد ۳ام, ۱۳۹۲

نماینده شهرستانهای لامرد و مهر از مغایرت قانونی مصوبه هیئت دولت در خصوص استقرار اداره کل جهاد کشاورزی جنوب فارس و اداره کل صنعت، معدن و تجارت جنوب فارس به مرکزیت شهرستان لار خبر داد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر سید موسی موسوی، عضو هیئت رئیسه کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی ضمن اعلام این خبر اظهار داشت: استقرار ادارات کل جهاد کشاورزی و صنعت، معدن، تجارت جنوب فارس به هیچ وجه کارشناسی شده نبود و به همین سبب از همان ابتدا با اعتراضات ائمه محترم جمعه و جماعات، نمایندگان مجلس، مدیران و کارشناسان مجموعه های ذیربط و همچنین توده های مردمی مواجه گشت.

دکتر موسوی تاکید کرد: این اعتراضات نه بر مبنای تعصبات منطقه ای، بلکه از آن جهت انجام گرفت که این تصمیم کاملا غیرمنطقی، نسنجیده و غیرکارشناسی شده بود.

نائب رئیس کمیته نفت، گاز و پتروشیمی مجلس به ذکر مثال هایی در این زمینه پرداخت و تصریح کرد: به عنوان نمونه شهرستان لار که از کم بارش ترین شهرستانهای فارس به شمار می رود، تنها ۲ درصد از تولیدات کشاورزی استان را تامین می نماید و جمعیت دامی آن نیز تنها معادل ۱/۶ درصد از دام استان است؛ این در حالی است که دیگر شهرستانهای جنوبی فارس هم اکنون بین ۱۸ تا ۲۵ درصد از توان تولید و صنعت استان را به خود معطوف داشته اند و برخی شهرستانهای دیگر حتی در مقیاس منطقه ای به مراتب از شهرستان لار توانمندتر هستند و لذا اگر هم قرار بر ارتقاء ادارات صنعت و کشاورزی باشد، قطعا دیگر شهرستانها از ظرفیت بیشتری بدین منظور برخوردار می باشند.

عضو مجمع نمایندگان فارس تاکید کرد: بار دیگر یادآور می شوم اعتراضات علما، نمایندگان مجلس، نخبگان، دانشگاهیان، کشاورزان، صنعتگران و اقشار مختلف مردم به این تصمیم به سبب غیرکارشناسی بودن مصوبه مذکور و لحاظ نکردن اصول علمی انجام گرفت و تقلیل این اعتراضات به دعواهای منطقه ای و تعصبات شهرستانی جفا در حق مردم فرهیخته فارس است.

این مسئول اضافه کرد: ما خواهان رونق و توسعه تمامی مناطق استان از جمله شهرستان لار هستیم، اما تنش های اجتماعی-سیاسی اخیر از آنجا نشات گرفت که شهرستان لار می خواست از دوش دیگر شهرستانها بالا رود و به همین دلیل تقاضای خود را با عنوان ادارات کل جنوب فارس مطرح ساخت و قصد داشت از این طریق زمینه های ارتقاء سیاسی خود را فراهم سازد که این اقدام نسنجیده سبب گشت موج اعتراضات در سراسر شهرستانهای جنوبی فراگیر شود و جا دارد همینجا از گروه های مختلف مردمی که در سطح شهرستان های مهر و لامرد با درک عمیق از این تصمیم غیراصولی، اعتراضات خود را به شکل های مختلف حقیقی و مجازی ابراز کردند تشکر کنم و امیدوارم وحدت، همدلی و انسجامی که هم اکنون در سطح کلیه مناطق دو شهرستان شاهد آن هستیم، روز به روز افزایش یابد.

دکتر موسوی در پایان یادآور شد: هرچند مغایرت قانونی این مصوبه توسط هیأت بررسی و تطبیق مصوّبات دولت با قوانین احراز گشت، اما آنقدر مصوبه مذکور دارای اشکالات اساسی بود که کارشناسان ارشد هر دو وزارتخانه جهاد کشاورزی و صنعت، معدن و تجارت همگی از این تصمیم متعجب گشته و بر غیرکارشناسی بودن آن تاکید می کردند و لذا حتی اگر در هیأت تطبیق هم این مصوبه تایید می گشت، به احتمال فراوان هیات محترم دولت راسا اقدام به اصلاح تصمیم خود می نمود.

امضا کنندگان طومار اعتراض مردم جنوب فارس به مصوبه کارشناسی نشده دولت

مرداد ۲ام, ۱۳۹۲

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای مهندس صادق عابدین

استاندار محترم و فرهیخته استان فارس

سلام علیکم

احتراما در پی دریافت اخباری مبنی بر درخواست استقرار ادارات کل جهاد کشاورزی و صنعت، معدن و تجارت جنوب فارس در لار از سوی نماینده‌ی محترم این شهرستان در مجلس شورای اسلامی و موافقت و ابلاغ ریاست جمهوری جهت اجرایی شدن این مصوبه، امضا کنندگان این نامه نکات مهمی را به شرح ذیل به استحضار می‌رسانند:

۱-    سوء مدیریت شهرستان لارستان به دلیل انحصار طلبی مسئولین آن در انباشت امکانات و بودجه در مرکز لار مسبوق به سابقه است و نسل‌های مختلف مردم شهرستانهای اطراف همچون گراش، لامرد و مهر که تا چند سال پیش جزیی از این شهرستان بوده‌اند، این خاطره را فراموش نخواهند کرد. متاسفانه مسئولین سابق این شهرستان به دلایل مذکور از اختصاص ابتدایی‌ترین امکانات رفاهی، اقتصادی و اجتماعی به این شهرستان‌ها خودداری کرده و از دیرباز در هر گونه برنامه‌ای برای توسعه این مناطق کارشکنی می‌کرده‌اند. نمونه بارزی از نوع نگاه و نگرش مسئولین شهرستان لار نسبت به شهرستان‌های همجوار، در موضع‌گیری اخیر مسئولین و مطبوعات شهرستان لار و اعتراض شدید و به دور از منطق این رسانه‌ها در مقابل راه اندازی نمایندگی خبرگزاری جنوب فارس در شهرستان لامرد هویدا شده است.

دلیل واضح دیگر بر این مدعا، پیشرفت‌های چشم گیری است که برخی از این شهرستانها بلافاصله پس از استقلال از لار و ارتقاء به شهرستان، در حوزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، تجاری، عمرانی، رفاهی و آموزشی خود شاهد بوده‌اند. این موضوع بر کسی پوشیده نیست و به سهولت قابل ردیابی و کنکاش است.

از این رو بازگشت به آن دوران به هیچ قیمتی برای مردم این مناطق قابل قبول نمی‌باشد. جهت آزمون این نظر کافی است از مردم شهرهای نزدیک لارستان –که تجربه تعامل بیشتری با این شهرستان دارند همانند گراش و خنج- با نمونه گیری تصادفی نظرخواهی بفرمایید تا ببینید چند درصد مردم به این امر تن خواهند داد.

۲-    ویژگیهای فرهنگی، آداب و سنن و حتی زبان شهرستانهای جنوب فارس از جهرم و داراب و زرین دشت گرفته تا گراش، خنج، قیرو کارزین و فراشبند و … سنخیت و اشتراک بسیار ناچیزی با لار دارد اما اشتراکات فرهنگی مردم این شهرستان‌ها با مرکز استان، یعنی شیراز، در حد بسیار بالایی است. شواهد تاریخی نیز نشان می‌دهد اکثر مردم این مناطق از شیراز یا شهرهای نزدیک آن به این مناطق کوچ کرده‌اند و حتی گویش مردم این مناطق نیز با گویش سنتی شیراز اشتراکات فراوانی دارد.

۳-    سرمایه گذاری اقتصادی مردم این شهرستان‌ها در شیراز و پیوند اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و اقتصادی با این شهر، در کنار رفع نیازمندی‌های پزشکی و درمانی باعث جهت گیری تمام ارتباطات و نیازهای مردم این شهرستانها به سمت شیراز شده است به گونه‌ای که بسیاری از ساکنین این شهرستانها، شیراز را خانه دوم خود دانسته و حداقل چند ماه از سال را در شیراز می‌گذرانند. راه‌های مواصلاتی زمینی و هوایی این شهرستان‌ها با شیراز به مراتب، چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی بالاتر است و رفت و آمد در آنها پر رونق‌تر از مسیرهای دیگر می‌باشد. از این رو تغییر این مسیرها هزینه گزافی را بر دولت و بیشتر از آن بر ملت تحمیل خواهد کرد.

۴-    شهرستان لارستان در کشاورزی و دامداری استان هیچ ظرفیتی برای عرض اندام ندارد. تولیدات کشاورزی این شهرستان که زیر ۲ درصد از تولیدات استانی را در بر می‌گیرد در مقابل ظرفیت‌های بالفعل و بالقوه کشاورزی و دامداری شهرستانهای جهرم، داراب، زرین دشت، قیر و کارزین، فیروزآباد و فراشبند و داشتن سدهای متعدد عددی محسوب نمی‌شود. جای تعجب است که مسئولین تصمیم گیرنده در این مورد بر اساس چه محاسبه‌ای زمام مدیریت کشاورزی مناطق جنوبی فارس را به شهرستانی واگذار می‌کنند که هیچ گونه تجربه‌ عملی در مدیریت کشاورزی در سطح وسیع ندارد؟

۵-    شهرستان لارستان در بعد صنعتی نیز هیچ حرفی برای گفتن ندارد. بزرگترین مجموعه صنعتی لار در یک کارخانه‌ی سیمان روزانه ۷۰۰ تن خلاصه می‌شود در حالی که شهرستان فیروزآباد دارای کارخانه‌ی سیمانی با تولید ۳ هزار تن در روز می‌باشد و شهرستان لامرد نیز با دارا بودن کارخانه سیمان ۴ هزار تنی، زیر ساخت‌های لازم برای تولید ۱۰ میلیون تن سیمان، ۱۰ میلیون تن فولاد و ۱٫۲ میلیون تن آلومنیوم در سال را نیز دارا می‌باشد. در بعد صنایع نفت و گاز نیز شهرستان مهر با دارا بودن پالایشگاه عظیم گازی، شهرستانهای فراشبند و فیروزاباد با دارا بودن طرحهای عظیم حوزه نفت و گاز و شهرستان لامرد با دارا بودن طرح عظیم صنایع انرژی‌بر دارای ظرفیتهای بالقوه و بالفعل صنعتی به مراتب بالاتری از شهرستان لارستان می‌باشند. آیا عقل سلیم می‌پذیرد مدیریت این همه صنایع در جایی دور از این مناطق در نقطه‌ای انجام شود که هیچ گونه دانش و پتانسیلی در مدیریت این مجموعه‌های عظیم ندارد؟

۶-    شهرستان لارستان در بعد معدنی نیز قابلیت ابراز وجود ندارد. معادن عظیم دولومیت شهرستان لامرد – که حدود ۳۰ کارخانه برای تولید و بهره برداری از آن در سند چشم انداز ۲۰ ساله‌ی کشور پیش بینی شده-، ذخایر عظیم گازی حوزه‌های گازی تابناک، شانول، هما و وراوی در شهرستانهای مهر و لامرد -که ۱۷٫۵ درصد کل ذخایر گازی کشور را در بر می‌گیرد- و چاه‌های نفت این دو شهرستان در کنار معادنی که در شهرستانهای دیگر جنوب فارس وجود دارد سهم شهرستان لار را از این منابع خدادادی تحت الشعاع کامل قرار می‌دهد.

۷-    شهرستان لار از نظر اقتصادی نیز قطبی محسوب نمی‌شود. با توجه به وجود ذخایر عظیم نفت و گاز در شهرستانهای لامرد و مهر و نقش آن ذخائر در سرمایه گذاری اقتصادی بخشهای دولتی و خصوصی در صنایع نفت و گاز این دو شهرستان، نقش اقتصادی پالایشگاه گاز پارسیان و همجواری و مراودات اقتصادی دو شهرستان مهر و لامرد با منطقه‌ی ویژه‌ی اقتصادی پارس جنوبی به عنوان بزرگترین قطب اقتصادی کشور، نقش صنایع بالادستی و پایین دستی مورد نیاز منطقه پارس جنوبی در شکوفایی اقتصادی دو شهرستان مذکور قابل کتمان نیست.

به علاوه بازارچه مرزی منطقه تجاری دهشیخ در شهرستان لامرد در کنار مناطق تجاری دیگر، مرکز ثقل خرید و فروش و تجارت کالا و خدمات چند صد هزار نفر از جمله شهرستانهای مهر، عسلویه، پارسیان، خنج و بخش بیرم و حتی شهرستانهای گراش و لار و مرکز استان می‌باشد. این ظرفیت به دلیل فراهم سازی زیرساخت‌های لازم از جمله بازار مطمئن و راه های مناسب و ساختار تشکیلاتی و اداری و ارتباط منطقی و مناسب با مرکز استان فارس بوجود آمده است. در حالی که شهرستان لار نه تنها دارای چنین ظرفیتی نیست بلکه حتی خود نیز از مهیا نبودن زیرساخت‌ها برای وضعیت کنونی‌اش رنج می برد چه رسد که بخواهد اقتصاد و تجارت چندین شهرستان که روی غلتک توسعه افتاده‌اند را مدیریت نماید.

۸-    از نظر ژئوپولیتیکی نیز شهرستان لار صاحب مزیتی نیست. در مقابل شهرستان‌هایی همچون لامرد و مهر (معروف به منطقه بیخه‌جات) به دلیل محصور بودن در میان دو رشته کوه محافظ، قرار گرفتن در موقعیت پس‌کرانه‌ای و نزدیکی به آبهای بین المللی خلیج فارس، از دیرباز نقش سنگربان کشور در دفاع از تهاجم بیگانگان و حفاظت از خلیج همیشه فارس را به عهده داشته‌اند. حماسه شهدایی چون خواجه معین الدین فالی در دفاع از کشور در مقابل استعمارگران پرتغالی و حماسه جنگاوران بیخه‌ای در کنار رییس علی دلواری در دفاع از کشور در مقابل استعمارگران انگلیسی نمونه‌هایی معدود از این سنگربانی هستند.

بر اساس موارد فوق الذکر از جنابعالی بعنوان فرد اول سیاسی استان انتظار می‌رود به مسئولین شهرستان لارستان متذکر شوید این شهرستان می‌بایست با تکیه بر نیروهای تحصیل کرده بومی، تکانی در خود ایجاد کرده و از شانه‌های دیگران برای بالا رفتن استفاده ننماید. انتظار می‌رود مدیران و سیاست گذاران شهرستان لارستان، به جای ایجاد مانع در مقابل شهرستان‌های دیگر و انحصار طلبی، از امکانات و ظرفیت های بومی خود برای توسعه بهره بگیرند و برای کل شهرستانهای جنوب فارس تصمیم گیری ننمایند.

توصیه بفرمایید مسئولین این شهرستان باید موضع انفعالی را به کناری نهاده و به تشویق سرمایه گذاران در ظرفیتهای بومی خود پرداخته و ابتدا زیرساخت‌ها و امکانات لازم را برای استقرار صنایع متناسب با ظرفیتهای بالقوه‌‌اش فراهم سازد تا این زیرساختها نردبان ترقی لارستان را فراهم سازند و بیهوده، دراز کشیده در کنج عافیت به انتظار سپرده شدن سکان مدیریت شهرستانهای جنوب فارس ننشیند.

به عنوان دلسوزان نظام با توجه به سابقه تاریخی اختلافات لارستان با دیگر شهرستانهای جنوب فارس، نگرانی خود را از بروز تبعات اجتماعی شدید‌ این الحاق کارشناسی نشده و غیر ضروری اعلام میداریم و تذکر می‌دهیم در این برهه از زمان، کشور  به امنیت داخلی و آرامش اجتماعی بیشتری در مقابل تهاجم خارجی نیازمند است.

لذا امضا کنندگان ذیل به نمایندگی از طرف جمع کثیری از قشرهای مختلف مردم فهیم شهرستانهای جنوب فارس مراتب اعتراض خود را به این مصوبه اعلام کرده و از آن مقام عالی خواستار اقدام عاجل در اعاده‌ی حقوق مردم ولایت‌مدار و انقلابی و فهیم شهرستانهای جنوب فارس می‌باشند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

جمعی از مردم خطه جنوب فارس

۲۹ تیرماه

لیست امضا کنندگان به ترتیب رسته شغلی به قرار زیر میباشد (لازم به ذکر است که بیش از ۲۰۰ امضا به دلیل ناخوانا بودن و یا کامل نبودن نام خانوادگی به این لیست اضافه نشده است. از این میان حدود ۱۲۰ امضا متعلق به بازاریان و اصناف بوده که نامشان از امضا و مهر آنها قابل استخراج نبوده است. بقیه اسامی حذف شده هم متعلق به کسانی بوده که با پیامک، ایمیل و یا به صورت اینترنتی طومار را امضا کرده اند اما امضایشان ناقص بوده است. در همین جا از ایشان پوزش میطلبیم).
‬‬‬‬‬

نام نام خانوادگی شغل‫ یا تحصیلات‬
۱ حمزه زائر آرایشگاه
۲ علی تقوی آرایشگاه علی
۳ رمضان کمانکش آرایشی
۴ محمد غلامزاده آژانس تلفنی شهر
۵ سید عبدالنبی احمدی زاده آهن فروشی
۶ علی خسروی آهن فروشی
۷ مزیری ابزار
۸ حسن زمانی ابزار الات
۹ محسن حق‌گو اپراتور ایستگاه ۴۰۰ لامرد
۱۰ محمدی اتومبیل جمهوری
۱۱ سیروان آریایی استاد کار
۱۲ شیخی الکترو ابراهیم
۱۳ بهرام صفری الکترو نیرو
۱۴ سید احمد حسینی الومنیوم تک تاز
۱۵ وحید سلیمانی الومینوم سازی
۱۶ میلاد سالارنیا اوراقی
۱۷ کریمی ایران موبایل
۱۸ دهدار ایمن ابزار لامرد
۱۹ لیلا شاهینی بازاریابی
۲۰ عبدالرضا کشتکار بازنشسته آموزش وپرورش
۲۱ احمد محمدی بازنشسته آموزش وپرورش
۲۲ عبدالحسین درخشنده زاده بازنشسته دولتی
۲۳ علی رضایی باشگاه بدنسازی المپیک
۲۴ محسن صفری باطری
۲۵ جابر انصاری باغدار
۲۶ محمد غلامی بانک صادرات لامرد
۲۷ رضا قائدی پور بانک طلا و جواهر
۲۸ محمد میر برق اتومبیل
۲۹ علی اسدپور برق صنعتی
۳۰ محمود خ بنیاد شهید
۳۱ ناصر هاشم پور بوتیک ارش
۳۲ رحمانی بیمه پاسارگاد
۳۳ مهدی صفری پارچه سرای اطلس
۳۴ ابراهیمی پارچه سرای پاتریس
۳۵ سعید بدیعی پارچه فروشی
۳۶ محمد حسن زاده پارچه فروشی
۳۷ علی حسن زاده پاسدار بازنشسته
۳۸ علی حق شناس پاسدار بازنشسته
۳۹ احمد قادری پاسدار بازنشسته
۴۰ علی محمدی پاسدار بازنشسته
۴۱ فهیمی پتو وروتختی
۴۲ علی قاسمی پخش انگشت نما
۴۳ حسین زاده پخش مواد غذایی
۴۴ ابراهیم عباسی پخش مواد غذایی
۴۵ پخش مواد غذایی ندای جنوب
۴۶ موسی پولادوش پرده سرا
۴۷ مهرداد علینژاد پرده سرای سعید
۴۸ جمیله انصاری پرستار
۴۹ امیر زاهدی پرستار
۵۰ لیلا دلاویز پرستار بیمارستان ولی عصر لامرد
۵۱ جعفر گردون پرسنل اورژانس ۱۱۵
۵۲ اسفندیاری پروئین شهر
۵۳ حمزه اورن پلاستیک
۵۴ محمد محمد زاده پلاستیکی لامرد پلاسکو
۵۵ محمد مزارعی پنچرگیری
۵۶ احمدی پوشاک
۵۷ حسین جعفری پوشاک
۵۸ ابراهیم خضری پوشاک
۵۹ صدیقه دلاور پوشاک
۶۰ محمد شفیعی پوشاک
۶۱ اسماعیل محسنی پوشاک
۶۲ خدیجه مهیمنی پوشاک
۶۳ صفر هاشم پور پوشاک
۶۴ حیاتی پوشاک ابو سعید
۶۵ داوود دلگشا پوشاک اراد
۶۶ صدیقه دلوار پوشاک الهه
۶۷ شکیب پوشاک تایلند
۶۸ سیدمصطفی احمدی زاده پوشاک تونیک ۲۰۰۰
۶۹ زهرا مرجانه پوشاک جهان کودک
۷۰ محمودی پوشاک ساناز
۷۱ پوشاک سرای خانواده
۷۲ خدیجه مهینی پوشاک سوگند
۷۳ صابری پوشاک صابری
۷۴ پوشاک طوبی
۷۵ فاطمی پوشاک فاطمی
۷۶ شعبانی پوشاک لبخند کودک
۷۷ میثم منصوری پوشاک میثم
۷۸ نعیمی پوشاک نعیمی
۷۹ محمود زال پوشاک یاسین
۸۰ علی دیانت پیرایش مردانه پردیس
۸۱ علی کشاورز پیشتاز موتور
۸۲ حاج حسن خواجه پیمانکار
۸۳ عباس زمانی پیمانکاری زمانی
۸۴ احمد صفرپور تابلو ساز
۸۵ شهرام اگاه تاکسی تلفنی
۸۶ احمد خسروی تاکسی تلفنی
۸۷ اسماعیل شریفی تالار
۸۸ تراشکاری لامرد تراش
۸۹ اکبر اسدیان تزئینات اتومبیل
۹۰ اشکنانی تزئینات اتومبیل اشکنانی
۹۱ چاهشوری تزئینات اتومبیل لوکس
۹۲ علی خرمی تعمیر گاه و لوازم یدکی
۹۳ تعمیر لوازم برق ادیسون
۹۴ مصطفی رحمانی تعمیر موتور
۹۵ رحمانی تعمیرگاه لوازم برق
۹۶ حسین رئیسی تعمیرگاه موتور سیکلت
۹۷ منصور محمدی تعیر ماشین الات کشاورزی
۹۸ حمزه رحمانی تعیر موتور سیکات
۹۹ عباس رئیسی تکنسین برق تأسیسات بیمارستان ولی عصر(عج)لامرد
۱۰۰ غلامی تولیدی تیرچه
۱۰۱ کهنسال تولیدی روبالشی کهنسال
۱۰۲ همت نیکمنش تولیدی صنعت کار
۱۰۳ حاج شعبان سجادی جانباز
۱۰۴ ‎هادی منصوری جانباز
۱۰۵ خلیل باقری‫ جانباز و فرهنگی بازنشسته
۱۰۶ محمد فرازمند جلوبندی و میزان فرمان
۱۰۷ ابراهیم برزگر جواهری خلیج فارس
۱۰۸ محمد صادقی جوشکاری
۱۰۹ حسین خضری جهاد کشاورزی
۱۱۰ اسماعیل جهانبانی جهان ابزار
۱۱۱ احمد فرهمند چاپخانه
۱۱۲ سید محمد عباسی خبرنگار
۱۱۳ خدمات چاپ کوثر
۱۱۴ مصطفی صفری خدمات نلفن
۱۱۵ ابوطالب امینی خرازی
۱۱۶ اسحاق حسن زاده خرازی
۱۱۷ عبدالرضا حیاتی خرازی
۱۱۸ عبداله پور خرازی
۱۱۹ غلامی خرازی احمد
۱۲۰ شبانی نژاد خرازی امیر
۱۲۱ محمد حیاتی خرازی پرستو
۱۲۲ هادی خرازی ستایش
۱۲۳ حاج حمزه صداقت خرازی صداقت
۱۲۴ حاج علی صداقت خرازی صداقت
۱۲۵ باقری خشکبار جام جم
۱۲۶ حسن زاده خشک شویی برف
۱۲۷ امیری خواروبارفروشی
۱۲۸ رباب احمدزاده خیاطی
۱۲۹ کبری زائری خیاطی
۱۳۰ داود صداقت خیاطی
۱۳۱ محمد عباسی خیاطی
۱۳۲ حکیمه کمالی خیاطی
۱۳۳ زهرا مرجانه خیاطی
۱۳۴ صدیقه منصوری خیاطی
۱۳۵ مرادی خیاطی اختر
۱۳۶ حکیمه کمالی خیاطی بهاره
۱۳۷ شهناز فاطمی خیاطی چین چیلا
۱۳۸ خیاطی غدیر
۱۳۹ داربست فلزی کهنسال
۱۴۰ سلمان غضنفرى دامدار
۱۴۱ کوروش کریمی دانش آموز
۱۴۲ احمد آزاد دانشجو
۱۴۳ محمد ابراهیمی دانشجو
۱۴۴ صادق اسدپور دانشجو
۱۴۵ رضا بینا دانشجو
۱۴۶ عبدالرضا توانا دانشجو
۱۴۷ سعید حسن زاده دانشجو
۱۴۸ سعیده حسن زاده دانشجو
۱۴۹ ‎امیر‫ خسروی دانشجو
۱۵۰ ‎محمود‫ خسروی دانشجو
۱۵۱ راحیل رضایی دانشجو
۱۵۲ مریم رضایی دانشجو
۱۵۳ یاسر رضایی دانشجو
۱۵۴ احسان صفری دانشجو
۱۵۵ علی صفری دانشجو
۱۵۶ علیرضا علیزاده دانشجو
۱۵۷ مریم واعظ زاده دانشجو
۱۵۸ نسرین حق شناس دانشجوی بازرگانی
۱۵۹ آرمین توانا دانشجوی حسابداری
۱۶۰ محمد پژدم دانشجوی دکترا
۱۶۱ مریم سینازاده دانشجوی دکترا
۱۶۲ عباس الهیاری دانشجوی دکترای حسابداری و هیئت علمی دانشگاه
۱۶۳ امین رییسی دانشجوی دکترای فیزیک دریا
۱۶۴ مهدی اسدپور دانشجوی دکترای کامپیوتر و فرزند شهید
۱۶۵ محمد جوادی دانشجوی علوم سیاسی
۱۶۶ رضا آزاد دانشجوی فوق لیسانس
۱۶۷ محمدرضا پورکاشانی دانشجوی فوق لیسانس
۱۶۸ حسین‫ شکوهی دانشجوی فوق لیسانس
۱۶۹ قاسم شیخی دانشجوی فوق لیسانس و فرهنگی
۱۷۰ محسن اسدپور دانشجوی کامپیوتر
۱۷۱ میثم درخشنده دانشجوی لیسانسی
۱۷۲ بهناز زارعی دانشجوی مدیریت بازرگانی
۱۷۳ حقیقت دخانیات شهر
۱۷۴ مهدی راستی دکترای برق و هیات علمی دانشگاه امیرکبیر
۱۷۵ موسی رستگار دکترای جغرافیای شهری‫
۱۷۶ نوروز کارگری دکترای حقوق
۱۷۷ لیلا اسدپور دکترای داروسازی و فرزند شهید
۱۷۸ احمد غلامی دکترای داروسازی و فرزند شهید
۱۷۹ ‎روح اله قاسمیان‫ دکترای روابط بین الملل
۱۸۰ ‎ هدایت تقی زاده دکترای زبان عربی و عضو هیئت علمی دانشگاه‫
۱۸۱ عبدالحمید انصاری دکترای زمین شناسی و عضو هیات علمی دانشگاه
۱۸۲ ‎ ولی الله‫ نوبخت دکترای شیمی و عضو هیئت علمی دانشگاه‫
۱۸۳ قاسم زائری دکترای علوم اجتماعی و هیات علمی دانشگاه تهران
۱۸۴ یعقوب نعیمی دکترای فیزیک و عضو هیات علمی دانشگاه
۱۸۵ عباس غلامزاده دکترای فیزیک و عضو هیات علمی دانشگاه هرمزگان
۱۸۶ مسعود اسدپور دکترای کامپیوتر، عضو هیات علمی دانشگاه تهران
۱۸۷ خلیل حاجی پور دکترای معماری و شهرسازی و رییس دانشکده هنر دانشگاه شیراز
۱۸۸ دکوارسیون ساختمان
۱۹۰ محمود کرمی دنیای تحریر کرمی
۱۹۱ صفایی دنیای کودک سنا
۱۹۲ علینژاد دنیای مرکزی امین
۱۹۳ محمد محمدی دنیای موبایل
۱۹۴ محممد محمدی دنیای موبایل
۱۹۵ حسین عبدالهی دوربین
۱۹۶ دوزندگی اتومبیل پرشیا
۱۹۷ فرامنده دهکده لی
۱۹۸ محمد وراوی پور دیپلم
۱۹۹ جواد نیرومند رایانه
۲۰۰ نیکمنش رایانه
۲۰۱ علی عباس زاده رنگ فروشی
۲۰۲ سیدجواد موسوی روحانی
۲۰۳ عدنان نکوکار روسری
۲۰۴ محمود عاشوری روغن فروشی
۲۰۵ عبدالصمد خسروی رییس بانک
۲۰۶ علی اسایش ساعت فروشی
۲۰۷ اسایش ساعت فروشی
۲۰۸ قاسم رضایی ساندویچ فروشی
۲۰۹ پالار ساندویچی
۲۱۰ محمدی سردخانه
۲۱۱ سمساری عدالت
۲۱۲ بابک یوسفی سنگ تراشی
۲۱۳ مجتبی قادری سیسمونی
۲۱۴ ناهید دریافلک سیسمونی نی نی مد
۲۱۵ ابراهیم علیزاده سیم پیچی
۲۱۶ همتی شبکه بهداشت درمان
۲۱۷ حسین عباسی شرکت حمل و نقل
۲۱۸ عبدالحمید وثوق شرکت حمل و نقل
۲۱۹ شرکت خدمات کامپیوتری نوید
۲۲۰ مهدى قادرى شرکت سیمان لامرد
۲۲۱ ملکی شرکت ابتکار برق تراکمه
۲۲۲ محمدنیا شرکت بیمه نوین
۲۲۳ علی کوثری نیا شرکت پایندان
۲۲۴ انصاری شرکت تعاونی بازرگانی انصار تجارت
۲۲۵ حسن آرایش شغل آزاد
۲۲۶ منصور ابراهیمی شغل آزاد
۲۲۷ عباس اسدپور شغل آزاد
۲۲۸ مصطفی اسدپور شغل آزاد
۲۲۹ بهمنیار اقایی شغل آزاد
۲۳۰ احمد بردیده شغل آزاد
۲۳۱ حامد ثقفی شغل آزاد
۲۳۲ احمد جعفری شغل آزاد
۲۳۳ ‎محمود جعفری شغل آزاد
۲۳۴ ‎حمید جنگجو شغل آزاد
۲۳۵ ‎مجید جنگجو شغل آزاد
۲۳۶ حاج حسین حاجی زاده شغل آزاد
۲۳۷ ‎محمد حاجی زاده شغل آزاد
۲۳۸ حسین حسن زاده شغل آزاد
۲۳۹ عبدالحسین حسن زاده شغل آزاد
۲۴۰ مجتبی حسن زاده شغل آزاد
۲۴۱ احمد حسینی شغل آزاد
۲۴۲ اسماعیل حسینی شغل آزاد
۲۴۳ ‎اکبر حسینی شغل آزاد
۲۴۴ حمزه حسینی شغل آزاد
۲۴۵ ‎عبدالحسین حسینی شغل آزاد
۲۴۶ علی حمزوی شغل آزاد
۲۴۷ احسان درخشنده شغل آزاد
۲۴۸ محمد درخشنده شغل آزاد
۲۴۹ میثم رفیعی شغل آزاد
۲۵۰ ‎ابراهیم رییسی شغل آزاد
۲۵۱ ‎محمود سجادی شغل آزاد
۲۵۲ عبداللله سلمانی شغل آزاد
۲۵۳ ‎احمد شریفی شغل آزاد
۲۵۴ عمران صابری شغل آزاد
۲۵۵ فاضل صفایی شغل آزاد
۲۵۶ جواد عباسی شغل آزاد
۲۵۷ مجتبی عباسی شغل آزاد
۲۵۸ عبدالرضا عبدالهی شغل آزاد
۲۵۹ کهزاد عبدالهی شغل آزاد
۲۶۰ مجید غافری شغل آزاد
۲۶۱ هادى غفارى شغل آزاد
۲۶۲ عبدالرضا فرامرزی شغل آزاد
۲۶۳ عمران گوشه نشین شغل آزاد
۲۶۴ عباس محمدی شغل آزاد
۲۶۵ ناصر محمدی شغل آزاد
۲۶۶ ‎عبدالرضا مختاری شغل آزاد
۲۶۷ ‎عبدالرضا مژده ده شغل آزاد
۲۶۸ ‎احمد مستان نواز شغل آزاد
۲۶۹ ‎علی مظفری شغل آزاد
۲۷۰ مهدی مظفری شغل آزاد
۲۷۱ ‎فاضل منصوری شغل آزاد
۲۷۲ سیدهاشم نسیمی شغل آزاد
۲۷۳ عبدالرسول نیکمنش شغل آزاد
۲۷۴ حسین واعظ زاده شغل آزاد
۲۷۵ حمزه واعظ زاده شغل آزاد
۲۷۶ رستمی شغل آزاد
۲۷۷ یونس خوشرو شغل ازاد
۲۷۸ محمد رسمی شغل ازاد
۲۷۹ جواد صفری شغل ازاد
۲۸۰ امیر طاهری شغل ازاد
۲۸۱ شورای اسلامی دهشیخ
۲۸۲ زارعی شیرینی سرای گل سرخ
۲۸۳ حسین زاده شیشه و اینه حسین زاده
۲۸۴ صادق احمدی زاده صافکاری
۲۸۵ عبدالرضا عامری صافکاری
۲۸۶ محمد نسیم افزا صافکاری
۲۸۷ مرتضی قنبری صافکاری
۲۸۸ علی نسیم افزا صافکاری
۲۸۹ حبب عباسی صافکاری نوید
۲۹۰ محمدی صافکاری الغدیر
۲۹۱ عبدالرضا حیدری صرافی
۲۹۲ زائری طلا
۲۹۳ مجید صفری طلا
۲۹۴ عبدالرضا منصوری طلا
۲۹۵ حمیدزمانی طلا سازی
۲۹۶ علی صفری طلا فروشی
۲۹۷ منصوری طلا فروشی
۲۹۸ حبیب شعبانی طلبه
۲۹۹ عبدالله بشیر عطاری
۳۰۰ محمد بشیری عطاری
۳۰۱ محمد صفری عطاری
۳۰۲ مظفری عطاری
۳۰۳ علی رضا مظفری عطاری حکیم
۳۰۴ وحید صفرپور عطر
۳۰۵ صالح حمیدی عکاسی
۳۰۶ نرگش حیاتی عکاسی
۳۰۷ اسماعیل محسنی نژاد عکاسی
۳۰۸ عکاسی پریا
۳۰۹ عبدالرضا زائری عمده فروشی مواد غذایی
۳۱۰ عینک زایس
۳۱۱ مهدی آقایی فرزند شهید
۳۱۲ حبیب ملک نژاد فروش ظروف یکبار مصرف
۳۱۳ صفایی فروش فرش و موکت
۳۱۴ ایوب دلاور فروشگاه
۳۱۵ صابری فروشگاه ابزار مدرن
۳۱۶ زمانی فروشگاه اتومبیل زمانی
۳۱۷ احمدی فروشگاه اجناس خارجی فدک
۳۱۸ موسوی فروشگاه تجارت
۳۱۹ پیروزی فروشگاه تراش فلزلت
۳۲۰ قاسم رضایی فروشگاه حمید
۳۲۱ خسروی فروشگاه خسروی
۳۲۲ فروشگاه خلیج فارس
۳۲۳ غیاثی فروشگاه دوچرخه
۳۲۴ منصوری فروشگاه رنگ ناسیونال
۳۲۵ انصاری فروشگاه روغن موتور
۳۲۶ بهزادی فروشگاه زیتون
۳۲۷ شریفی فروشگاه ساعت امیر
۳۲۸ فروشگاه سفیر
۳۲۹ ناصر رضایی فروشگاه عرشیا
۳۳۰ رئیسیان فروشگاه لوازم اب و برق رئیسیان
۳۳۱ احمد عباسی فروشگاه لوازم خانگی عباسی
۳۳۲ منصوری فروشگاه لوازم کشاورزی خانه کشاورز
۳۳۳ رحمانی فروشگاه مواد غذایی
۳۳۴ فروشگاه مواد غذایی خانواده
۳۳۵ علیپور فروشگاه مواد غذایی مهدی
۳۳۶ کشتکار فروشگاه مواد غذایی مهدی
۳۳۷ ارشدی فروشگاه مواد غلایی دوست من سلام
۳۳۸ غلامی فروشگاه و تعمیرگاه لوازم خانگی
۳۳۹ زاهدی فروشگاه والفجر زاهدی
۳۴۰ قدرتی فروشگاه ورزش و مردم
۳۴۱ احمد ابراهیمی فرهنگی
۳۴۲ سیدمحمد احمدی زاده فرهنگی
۳۴۳ علی بشیر فرهنگی
۳۴۴ محمد پیرایش فرهنگی
۳۴۵ ابراهیم حیاتی فرهنگی
۳۴۶ جواد رستگار فرهنگی
۳۴۷ مصطفی رفیعی فرهنگی
۳۴۸ حسین شبانی نژاد فرهنگی
۳۴۹ یوسف شهیدی فرهنگی
۳۵۰ علی صفایی فرهنگی
۳۵۱ حسین عباسی فرهنگی
۳۵۲ سیداحمد عباسی فرهنگی
۳۵۳ سیدعلی عباسی فرهنگی
۳۵۴ احمد علیپور فرهنگی
۳۵۵ راضیه غفاری فرهنگی
۳۵۶ عبدالله فضلی فرهنگی
۳۵۷ بهرام قائدی فرهنگی
۳۵۸ محمود قادری فرهنگی
۳۵۹ دیانت قاسم فرهنگی
۳۶۰ عباس منصوری فرهنگی
۳۶۱ ظهیر نیکنام فرهنگی
۳۶۲ علی پاکدل فرهنگی
۳۶۳ اسماعیل کوهی فرهنگی – معلم زبان
۳۶۴ عبدالرضا حسن زاده فرهنگی
۳۶۵ حبیب الله عباس زاده فرهنگی بازنشسته
۳۶۶ محمود انصاری فرهنگی بازنشسته
۳۶۷ ‎منصور جنگجو فرهنگی بازنشسته
۳۶۸ محمود صابری فرهنگی بازنشسته
۳۶۹ مسعود صفایی فرهنگی بازنشسته
۳۷۰ سید علی هاشمی زاده فرهنگی بازنشسته
۳۷۱ محمود هوشیار فرهنگی بازنشسته
۳۷۲ سید علی هاشمی فرهنگی بازنشسته
۳۷۳ صغری اسدپور فرهنگی و فرزند شهید
۳۷۴ محمد صفری فرهنگی و مدیر مدرسه
۳۷۵ سلمان قاسمیان فوجی فیلم
۳۷۶ صدیقه حسن زاده فوق دیپلم
۳۷۷ علی رحمانی فوق دیپلم
۳۷۸ محمد صمدی فوق دیپلم
۳۷۹ علی کاظم زاده فوق دیپلم
۳۸۰ ناصر رضایی فوق دیپلم برق
۳۸۱ مهدی امیری فوق دیپلم پتروشیمی
۳۸۲ علی حسن زاده فوق دیپلم کامپیوتر، آتش نشان
۳۸۳ جابر فرشاد فوق دیپلم کامپیوتر
۳۸۴ عبدالحسین علینژاد فوق دیپلم مدیریت
۳۸۵ ‎ مهدی‫ شکوهی فوق لیسانس
۳۸۶ ‎حسن‫ شکوهی فوق لیسانس
۳۸۷ مسلم زمانی فوق لیسانس اقتصاد و مدرس دانشگاه
۳۸۸ علی اکبر صفری فوق لیسانس ایمنی صنعتی
۳۸۹ غلام درخشنده فوق لیسانس برق و مدرس دانشگاه
۳۹۰ علیرضا مظفری فوق لیسانس برق و مدرس دانشگاه
۳۹۱ ‎ ابراهیم‫ رستگار‫ فوق لیسانس جغرافی‫
۳۹۲ علی شیخی فوق لیسانس حسابداری و هیئت علمی دانشگاه
۳۹۳ درویش زارعی فوق لیسانس حقوق و هیات علمی دانشگاه
۳۹۴ ‎ محمد زمان‫ راستگو‫ فوق لیسانس روابط بین الملل
۳۹۵ سید مجتبی باقری‫ فوق لیسانس روانشناسی
۳۹۶ فهیمه منصوری فوق لیسانس زبان انگلیسی
۳۹۷ محمود صابری فوق لیسانس ژئوتکنیک
۳۹۸ علی ناصری فوق لیسانس ژئوفیزیک
۳۹۹ اعظم ناصری فوق لیسانس شیمی
۴۰۰ اسماعیل رمضانی فوق لیسانس علوم ارتباطات
۴۰۱ ‎ نجیم مرادی‫ فوق لیسانس علوم سیاسی‫
۴۰۲ موسی هنرپیشه فوق لیسانس علوم قرانی و هیات علمی دانشگاه
۴۰۳ علی محسنی فوق لیسانس عمران- سازه های دریایی
۴۰۴ حسین حاجی پور فرد فوق لیسانس فناوری اطلاعات
۴۰۵ ‎ روح اله رحمانی‫ فوق لیسانس فیزیک
۴۰۶ ‎سید عباس‫ هاشمی زاده‫ فوق لیسانس کامپیوتر‫
۴۰۷ ابوذر برزگر فوق لیسانس کامپیوتر و هیئت علمی دانشگاه
۴۰۸ محمد نعیمی فوق لیسانس کامپیوتر و هیات علمی دانشگاه
۴۰۹ محمد علینژاد فوق لیسانس مدیریت
۴۱۰ علی قادری فوق لیسانس مدیریت شهری
۴۱۱ سیدمحمد موسوی فوق لیسانس مدیریت و معاون مالی دانشگاه
۴۱۲ مجید بهمنی فوق لیسانس مشاوره خانواده و کارمند دانشگاه
۴۱۳ مسعود ناصری فوق لیسانس معماری
۴۱۴ محمد رحیمی فوق لیسانس معماری و مدیریت شهری و فرزند شهید
۴۱۵ ایوب زمانی فوق لیسانس مهندسی نفت و کارمند شرکت ملی نفت
۴۱۶ ‎محمود‫ پولاد ده فوق لیسانس و کارمند
۴۱۷ ‎علی‫ شبانی فوق لیسانس و کارمند
۴۱۸ صفر رضایی قاب و پوستر
۴۱۹ جابر بهادر قصر موبایل
۴۲۰ منصوری قصرطلا
۴۲۱ نکوکار قنادی
۴۲۲ حمید اسدپور قهرمان کشتی و کارمند بانک
۴۲۳ محمود اسدپور قهرمان کونگ فو
۴۲۴ علی باقری کاردانی
۴۲۵ حامد ضیایی کاردانی
۴۲۶ مصطفی نسیم‌آور کاردانی مکانیک و کارمند پالایشگاه
۴۲۷ مروه شکوهی کارشناس اتاق عمل
۴۲۸ علی زمانی کارشناس ایمنی صنعتی
۴۲۹ عبدالرضا آهار کارشناس فنی صنایع انرژی‌بر
۴۳۱ یعقوب مروج کارگر پیمانکار اداره برق
۴۳۲ اکبر کشتکار کارگردان
۴۳۳ محمد آزاد کارمند
۴۳۴ محمود ابراهیمی کارمند
۴۳۵ محمد ازاد کارمند
۴۳۶ حسین اسلامی نسب کارمند
۴۳۷ حمید باقری کارمند
۴۳۸ علی باقری کارمند
۴۳۹ علی بدیعی کارمند
۴۴۰ احسان جعفرى کارمند
۴۴۱ ماشااله جعفری مقدم کارمند
۴۴۲ جهانبانی کارمند
۴۴۳ عبدالله حسینی کارمند
۴۴۴ فاضل حیاتی کارمند
۴۴۵ اسحق خضری کارمند
۴۴۶ خضری کارمند
۴۴۷ محمد خلیلی کارمند
۴۴۸ عباس صفری کارمند
۴۴۹ عبدالحسین عامری کارمند
۴۵۰ کاظم عباسی کارمند
۴۵۱ سید احمد علوی کارمند
۴۵۲ اصغر ملکی کارمند
۴۵۳ منصور باقری کارمند
۴۵۴ قاسم آزاد کارمند آتش نشانی
۴۵۵ مسعود تقی زاده کارمند آموزش و پرورش
۴۵۶ عبدالرضا واعظ زاده کارمند اداره اصناف و داور فوتبال
۴۵۷ حمزه اسدپور کارمند اداره برق
۴۵۸ علی شمسی کارمند اداره برق
۴۵۹ محسن عباسی کارمند اداره برق
۴۶۰ صادق نظافت کارمند اداره گاز
۴۶۱ حجه الله زارعی کارمند بازنشسته
۴۶۲ عطاء الله زارعی کارمند بازنشسته
۴۶۳ احمد کریمی کارمند بازنشسته
۴۶۴ اسماعیل کریمی کارمند بازنشسته
۴۶۵ خداکرم زارعی کارمند بازنشسته برق
۴۶۶ محمد منصوری کارمند بهداشت درمان
۴۶۷ زینب غفاری کارمند بیمارستان
۴۶۸ مصطفی کریمی کارمند بیمارستان
۴۶۹ امینی کارمند بیمارستان لامرد
۴۷۰ احمد اسدپور کارمند پالایشگاه
۴۷۱ مهدی بهمنی کارمند پتروشیمی
۴۷۲ عباس تقی زاده کارمند پتروشیمی
۴۷۳ ابراهیم جنگجو کارمند پتروشیمی
۴۷۴ اکبر حسینی کارمند پتروشیمی
۴۷۵ مصطفی حسینی کارمند پتروشیمی
۴۷۶ عبدالرضا شیرپور کارمند پتروشیمی
۴۷۷ حمید علی پور کارمند پتروشیمی
۴۷۸ سلیمان محسنی کارمند پتروشیمی
۴۷۹ سید جعفر موسوی کارمند پتروشیمی
۴۸۰ سید حبیب موسوی کارمند پتروشیمی
۴۸۱ هادی حیدری کارمند حراست بیمارستان
۴۸۲ قاسمی کارمند شبکه بهداشت ودرمان
۴۸۳ محمد زمانی کارمند شرکت گاز
۴۸۴ یحیی علی پور کارمند شرکت گاز
۴۸۵ مجید غضنفری کارمند شرکت گاز
۴۸۶ منصور غضنفری کارمند شرکت گاز
۴۸۷ محمد نظافت کارمند شرکت گاز
۴۸۸ اسحاق ثقفی کارمند شرکت گاز
۴۸۹ مهدى قدیمى کارمند شهردارى
۴۹۰ عبدالنبی صفری کارمند کارخانه الیاف
۴۹۱ قاسم صفایی کارمند وزارت نفت
۴۹۲ صادق شکیب کارمند هتل
۴۹۳ قاسم سیار کاشی و سرامیک
۴۹۴ محمود صدیق کاشی و سرامیک
۴۹۵ سید حمزه هاشمی زاده کاشی و سرامیک
۴۹۶ محمد صداقت کالای برق
۴۹۷ خسرو دهقان کشاورز
۴۹۸ جابر محمدی کشاورز
۴۹۹ محمد زایری کشاورز و دامدار
۵۰۰ قاسم منصوری کیف و کفش
۵۰۱ سعید عالیزاده کارخانه فراشهد
۵۰۲ محدثه حیاتی کاردان حسابداری
۵۰۳ سیده زهرا موسوی کاردانی حسابداری
۵۰۴ امیر مصدق کارمند پارس جنوبی
۵۰۵ سلمان شعبان کارمند نفت و گاز
۵۰۶ حسن زاده کافه خندق
۵۰۷ کانون اگهی و تبلیغات رهاورد
۵۰۸ عباسی کرانه جنوب
۵۰۹ سید عیسی علوی کفش فروشی
۵۱۰ حسن زاده کلینیک ساختمانی
۵۱۱ محمد ملکی کیف و کفش کوهستان
۵۱۲ خانم رستمی کیف وکفش
۵۱۳ محمدی کیف وکفش جنوب
۵۱۴ خلیل فرهمند گروه موسیقی آریا
۵۱۵ موسی علینژاد گل سرا
۵۱۶ عباس صفایی گل فروشی
۵۱۷ رسول رضایی گل فروشی رضا
۵۱۸ لابراتوار شایان
۵۱۹ اسماعیل پنبه زن لحاف دوزی
۵۲۰ مجید فهیمی لوازم خانگی فهیمی
۵۲۱ جهانبانی لوازم اب وبرق جهانبانی
۵۲۲ کرمی لوازم التحریر
۵۲۳ یونس زمانی لوازم برق
۵۲۴ علوی لوازم بهداشتی
۵۲۵ مصطفی قائدی لوازم بهداشتی
۵۲۶ هادی قائدی لوازم پروئینی و بهداشتی
۵۲۷ زارعی لوازم خانگی
۵۲۸ علی شمسی نیا لوازم خانگی
۵۲۹ زاهدی لوازم خانگی و کادویی زاهدی
۵۳۰ علی کشاورز لوازم موتور سیکلت
۵۳۱ هاشمی لوازم یدکی موتور
۵۳۲ حاج علی محمدی لوازم یدکی اتومبیل
۵۳۳ محمدی لوازم یدکی اتومبیل
۵۳۴ خدادادی لوازم یدکی موتور سیکلت
۵۳۵ محمد حیاتی لوستر
۵۳۶ مهدی قائدی لوستر شب نما
۵۳۷ های قائدی لوستر شب نما
۵۳۸ یوسف محمودی لوکس فروشی احسان
۵۳۹ عباس حسن زاده لیسانس
۵۴۰ نواب خذیراوی لیسانس
۵۴۱ میثم سالارنیا لیسانس
۵۴۲ جمال عبداله زاده لیسانس
۵۴۳ محمود قائدی فرد لیسانس
۵۴۴ صادق منصوری لیسانس
۵۴۵ جواد پولاددل لیسانس
۵۴۶ ‎علی‫ شکوهی لیسانس
۵۴۷ صابر حاجی زاده لیسانس ادبیات
۵۴۸ احمد حق شناس لیسانس ادبیات
۵۴۹ محمود حق شناس لیسانس امور تربیتی
۵۵۰ مصیب نعیمی کارشناس امور خاورمیانه
۵۵۱ عباس صفری لیسانس ایمنی و کارمند پالایشگاه
۵۵۲ سید عبدالوهاب هاشمی لیسانس بازنشسته
۵۵۳ احمد واعظ زاده لیسانس تاریخ، فرهنگی و جانباز
۵۵۴ حسن حیدری لیسانس جغرافیا
۵۵۵ حسن ذکاوت لیسانس جغرافیا و برنامه ریزی شهری
۵۵۶ ابوالحسن عباسی لیسانس حرفه و فن و فرهنگی
۵۵۷ عباس اللهیاری لیسانس حسابداری
۵۵۸ محسن شیخی لیسانس حسابداری
۵۵۹ عادل صفایی لیسانس حسابداری
۵۶۰ محمد عابدی لیسانس حسابداری
۵۶۱ زینب ناصری لیسانس حسابداری
۵۶۲ محسن واعظ زاده لیسانس حسابداری
۵۶۳ مهدی واعظ زاده لیسانس حسابداری
۵۶۴ صدیقه محمدی لیسانس حقوق
۵۶۵ سهیلا اسدپور لیسانس حقوق و فرزند شهید
۵۶۶ ‎حسین مظفری لیسانس حقوق و فرهنگی بازنشسته
۵۶۷ ایوب عباسی لیسانس حقوق و کارمند اداره جهاد
۵۶۸ میثم عباسی لیسانس حقوق و وکیل دادگستری
۵۶۹ صغری غافری لیسانس روانشناسی
۵۷۰ محمدعلی صابری لیسانس روانشناسی و فرهنگی
۵۷۱ محمود حیاتی لیسانس ریاضی
۵۷۲ محمد رحیمی لیسانس زبان و فرزند شهید
۵۷۳ منصور صابری لیسانس سیستمهای نظارتی و حفاظتی
۵۷۴ علی صابری لیسانس شهرسازی و رییس اداره ثبت
۵۷۵ محمدرضا مظفری لیسانس شیمی تجزیه
۵۷۶ مهدی عامری لیسانس شیمی فیزیک و کارمند دانشگاه
۵۷۷ هادی سنایی لیسانس شیمی و فرهنگی
۵۷۸ عبدالرضا شعبانی لیسانس علوم اجتماعی
۵۷۹ نعمت نیکمنش لیسانس علوم اجتماعی، نمایندگی بیمه
۵۸۰ سینا امید لیسانس علوم سیاسی
۵۸۱ احسان شناور لیسانس فیزیک و کارمند شرکت ملی گاز ایران
۵۸۲ سید حسین علوی لیسانس کامپیوتر و کارمند دانشگاه
۵۸۳ ‎ امیرعلی باقری‫ لیسانس مدیریت
۵۸۴ ‎ جواد‫ تقی زاده‫ لیسانس مدیریت
۵۸۵ عباس توانا لیسانس مدیریت
۵۸۶ زهره حاجی پور لیسانس مدیریت
۵۸۷ ‎ مسعود‫ گوشه نشین‫ لیسانس مدیریت
۵۸۸ محمد حسین محمدی لیسانس مدیریت
۵۸۹ مجید واعظ زاده لیسانس مدیریت
۵۹۰ محمد دهقان لیسانس مدیریت بازرگانی
۵۹۱ ‎محمد خواجه لیسانس مدیریت بازرگانی و کارمند پتروشیمی
۵۹۲ جعفر اللهیاری لیسانس مدیریت و حسابدار شرکت
۵۹۳ ابوذر اسدی لیسانس مدیریت و کارمند دانشگاه
۵۹۴ سیدذبیح‌الله هاشمی لیسانس مدیریت و کارمند شرکت عمرانی
۵۹۵ حسین ناصری لیسانس معماری
۵۹۶ احسان شیخی لیسانس مکانیک و کارمند پالایشگاه
۵۹۷ احمد عباسی لیسانس مکانیک و مدرس دانشگاه
۵۹۸ ابراهیم شبانپور لیسانس مهندسی الکترونیک
۵۹۹ عبدالله آزاد لیسانس مهندسی الکترونیک و فوق لیانس مدیریت
۶۰۰ بهرام کشتکار لیسانس مهندسی برق
۶۰۱ اسماعیل نمازی لیسانس مهندسی برق
۶۰۲ محمد حسین رنجبر لیسانس مهندسی برق نیروگاه متمرکز پارس جنوبی
۶۰۳ غلامرضا نعیمی لیسانس مهندسی برق و برادر شهید
۶۰۴ محسن صفری لیسانس مهندسی برق و کارمند ایران خودرو
۶۰۵ محمد امین خضری لیسانس مهندسی برق و کارمند برق منطقه ای فارس
۶۰۶ مجید اسدپور لیسانس مهندسی صنایع، دانشجوی فوق لیسانس فلسفه علم
۶۰۷ مهدی انصاری لیسانس مهندسی عمران
۶۰۸ محمد حسین تقی زاده لیسانس مهندسی عمران
۶۰۹ عادل حسنی لیسانس مهندسی عمران
۶۱۰ عبدالرسول حیاتی لیسانس مهندسی عمران
۶۱۱ علی خواجه لیسانس مهندسی عمران
۶۱۲ امیر صفایی لیسانس مهندسی عمران
۶۱۳ فاضل صفایی لیسانس مهندسی عمران
۶۱۴ محمد رضا صفایی لیسانس مهندسی عمران
۶۱۵ محمود عابدی لیسانس مهندسی عمران
۶۱۶ مهدی عابدی لیسانس مهندسی عمران
۶۱۷ مهدی کشتکار لیسانس مهندسی عمران
۶۱۸ مجتبی محسنی لیسانس مهندسی عمران
۶۱۹ صادق محسنی لیسانس مهندسی عمران سازه
۶۲۰ امین اسدپور لیسانس مهندسی کامپیوتر
۶۲۱ ‎ وحید دست افشان‫ لیسانس مهندسی کامپیوتر
۶۲۲ خسرو دهقان لیسانس مهندسی کامپیوتر
۶۲۳ حسین رییسی لیسانس مهندسی کامپیوتر
۶۲۴ عبدالرضا عبداللهی لیسانس مهندسی کامپیوتر
۶۲۵ محمد قادری لیسانس مهندسی کامپیوتر
۶۲۶ عباس محسنی لیسانس مهندسی کامپیوتر
۶۲۷ ‎ محمود میرزائی لیسانس مهندسی کامپیوتر‫
۶۲۸ مرتضی اسدپور لیسانس مهندسی کامپیوتر و فرزند شهید
۶۲۹ طیبه زارعی لیسانس مهندسی معماری
۶۳۰ محسن محسنی لیسانس مهندسی معماری
۶۳۱ جواد صفایی لیسانس مهندسی مکانیک
۶۳۲ ‎ جواد گوشه نشین‫ لیسانس مهندسی نفت و گاز‫
۶۳۳ ‎ مصطفی‫ مصطفوی‫ لیسانس مهندسی نفت و گاز‫
۶۳۴ عبدالرضا محمدی ماشین الات کشاورزی
۶۳۵ الهه زارعی مامایی
۶۳۶ خسروی مانتو سرا
۶۳۷ حیاتس مجتمع تجاری رضا
۶۳۸ علی قادری مجری گاز
۶۳۹ محمد محمدی مجمع تجاری مرجان
۶۴۰ محصولات ایساکو مجیدعباسی
۶۴۱ محمدرضا صفایی محصل
۶۴۲ مهدی منصوری محصل
۶۴۳ اصغر اراد مدرس دانشگاه
۶۴۴ محمد حسن زاده مدرس دانشگاه
۶۴۵ سیدعلی هاشمی زاده مدرس دانشگاه
۶۴۶ على حسن پور مدرس و معاون حوزه علمیه
۶۴۷ میثم رفیعی مدیر آموزشگاه دانش کامپیوتر
۶۴۸ داود حیاتی مدیر پتروشیمی
۶۴۹ جمشید غضنفری مدیر سایت
۶۵۰ خلیل بهادر مدیر عامل شرکت آریا برج لامرد
۶۵۱ حسن کاظم‌زاده مدیر عامل کارخانه الیاف و رشته کامپیوتر
۶۵۲ محمد پیشاهنگ مدیر فرهنگیستان نمونه دولتی امام صادق(ع)
۶۵۳ عبدالصمد صفری مدیر هتل قصر امیریه لامرد
۶۵۴ صغری علی نژاد مدیرعامل اتحادیه تعاونی فرش دستباف
۶۵۵ علی نیکرو مدیرعامل شرکت
۶۵۶ یعقوب هاشم پور مربی و رئیس هیئت تکواندو شهرستان لامرد
۶۵۷ مهدی راستی مرغ فروشی
۶۵۸ حسن نعیمی مرغ فروشی
۶۵۹ ابراهیم علینژاد مرکز پخش و نصب ایزوگام
۶۶۰ مرکز تجاری جنوب
۶۶۱ عباس فلسفی مرکز تجاری سمند
۶۶۲ مرکز تجاری عمران
۶۶۳ احمد زاهدی مرکز تخفیف ستاره پارسیان
۶۶۴ زاهدی مرکز تخفیف ستاره خلیج
۶۶۵ ابراهیم کشاورز مرکز خرید پردیس
۶۶۶ اسیری مرکز و نمایندگی فروش کار صنعتی
۶۶۷ احمدی مرکزی
۶۶۸ ‎عبدالحسین مژده ده مسئول بنگاه مسافربری
۶۶۹ محمود شریفی زاده مشاور املاک
۶۷۰ صابری زاده مشاور املاک
۶۷۱ داریوش جمالی مشاور املاک تخت جمشید
۶۷۲ نمازی مشاور املاک نمازی
۶۷۳ خسروی مصالح ساختمانی خسروی
۶۷۴ روئین مصالح ساختمانی غدیر
۶۷۵ مجید اژدری مواد غذایی
۶۷۶ اسلامی نسب مواد غذایی
۶۷۷ هادی پایان مواد غذایی
۶۷۸ پولادوش مواد غذایی
۶۷۹ جعفری مواد غذایی
۶۸۰ حاجی زاده مواد غذایی
۶۸۱ حاتم زائری مواد غذایی
۶۸۲ حمزه صابری مواد غذایی
۶۸۳ عبدالحسین علیزاده مواد غذایی
۶۸۴ علی قائدی فرد مواد غذایی
۶۸۵ محمود قنبری مواد غذایی
۶۸۶ دهشیخی مواد غذایی برادران دهشیخی
۶۸۷ مواد غذایی صورتی
۶۸۸ محمد پاکدل مواد غذایی کاکتوس
۶۸۹ اراسته مواد غذایی گلستان
۶۹۰ حسین عابدی موادغذایی
۶۹۱ صادق امینی موبایل
۶۹۲ سجادی موبایل
۶۹۳ رامین منصوری موبایل
۶۹۴ سلمان طاهری موبایل
۶۹۵ مرتضی امینی موبایل فروشی
۶۹۶ جعفر علینژاد موبایل فروشی
۶۹۷ قائدی میوه فروشی چهار فصل
۶۹۸ فرخی میوه و تره بار ترد
۶۹۹ علی حسن پور ناوی نیروی دریایی
۷۰۰ اکبر امیری نمایشگاه اتومبیل
۷۰۱ مهدی حاجی زاده نمایشگاه اتومبیل
۷۰۲ محمدی نمایشگاه اتومبیل
۷۰۳ مصطفی مزارعی نمایشگاه اتومبیل
۷۰۴ رحیمیان نمایشگاه اتومبیل زمانی
۷۰۵ احمد خسروی نمایشگاه وفروشکاه موتورسیکلت
۷۰۶ عقیل علی نژاد نمایندگی ایزوگام صبا بام شرق
۷۰۷ تقی زاده نمایندگی کولر های اجنرال
۷۰۸ عبدالرضا افکاری نوشت افزار
۷۰۹ حمید نعیمی نوشت افزار
۷۱۰ بهمن نژاد نوشت افزار بعثت
۷۱۱ جنگاور نوشت افزار بعثت
۷۱۲ سید سجاد هاشمی نوین گرافیک
۷۱۳ ابراهیمی نیا سرما
۷۱۴ عقیل شبانی نژاد وکیل پایه یک دادگستری
۷۱۵ ابراهیم غلامزاده وکیل پایه یک دادگستری و مدیر عامل کارخانه سیمان لامرد
۷۱۶ سکینه واعظ زاده همسر شهید
۷۱۷ ابراهیمی یخچال سازی اورست
۷۱۸ صالح ابراهیمی
۷۱۹ محمد ابراهیمی
۷۲۰ محمد ابراهیمی
۷۲۱ حاجی اذرپیکان
۷۲۲ حمید اسماعیلی نسب
۷۲۳ محمد المناوی التراکمه ای
۷۲۴ حاج احمد امیری
۷۲۵ سمانه امیری
۷۲۶ محمد انواری
۷۲۷ میثم اوزی
۷۲۸ سعید ایرانی
۷۲۹ علی باقرزاده
۷۳۰ محمد علی بذرکار
۷۳۱ حسن بشیری
۷۳۲ بهمن نژاد
۷۳۳ خالد بهمنی
۷۳۴ کامپیوتر پارسیان
۷۳۵ ناصر پنهان
۷۳۶ محمدرضا تراکمی
۷۳۷ محمدرضا توانگری
۷۳۸ محمد ثقفی
۷۳۹ حسین چمنی
۷۴۰ عباس حاجی زاده
۷۴۱ علی حسین زاده
۷۴۲ سیدجعفر حسین نژاد
۷۴۳ احمد حسینی
۷۴۴ ناصر حسینی نژاد
۷۴۵ رباب حیاتی
۷۴۶ مصطفی حیدری
۷۴۷ حیدری
۷۴۸ حمید خضری
۷۴۹ حسین دریافلک
۷۵۰ دریافلک
۷۵۱ حبیب الله دهقان
۷۵۲ صادق راستی
۷۵۳ مهدی راستی
۷۵۴ محمدرضا راسخی
۷۵۵ مصطفی رجبی
۷۵۶ ابراهیم رحمانی
۷۵۷ محمد رحمانیان
۷۵۸ بهرام رضایی
۷۵۹ صادق رضایی
۷۶۰ غلامرضا رنجبر
۷۶۱ حامد روئین تن
۷۶۲ حمزه زائری
۷۶۳ عبدالرضا زارعی
۷۶۴ احمد زاهدی
۷۶۵ محمدرضا زمانی
۷۶۶ سهیلی
۷۶۷ مهدی شاهینی
۷۶۸ حاج خسرو شکوهی
۷۶۹ رضا شمسی
۷۷۰ رضا شمسی نیا
۷۷۱ مسعود شیری
۷۷۲ صادقی
۷۷۳ صادقی
۷۷۴ ایوب صداقت
۷۷۵ محمد صفایی
۷۷۶ سید محمد صمدانی
۷۷۷ مریم ط
۷۷۸ حمید عابدی
۷۷۹ اسماعیل عباسی
۷۸۰ مهدی عبدالهی
۷۸۱ زهرا عدالتی
۷۸۲ محمدرضا عظیمی نیا
۷۸۳ محمود علوی
۷۸۴ مصطفی علی پور
۷۸۵ یونس علی پور
۷۸۶ عبدالرضا غضنفری
۷۸۷ امیرارسلان غفاری
۷۸۸ مهدی قاسمی
۷۸۹ محمد جواد قاسمی زاده
۷۹۰ ایوب قاعدی
۷۹۱ حامد کریمی
۷۹۲ منصور کمانکش
۷۹۳ حمیدرضا گلدوست
۷۹۴ مباشری
۷۹۵ اسماعیل محسنی
۷۹۶ علی محمدی
۷۹۷ مهدی محمدی
۷۹۸ علیرضا محمودی
۷۹۹ احمد رضا ملکی
۸۰۰ وهب ملکی
۸۰۱ میثم منصوری
۸۰۲ سید محمود موسوی
۸۰۳ سید حسین موسوی نژاد
۸۰۴ فرشاد مومنی
۸۰۵ وحید نجفی
۸۰۶ حسن نکوئیان
۸۰۷ عدنان نیکوکار
۸۰۸ سلمان هاشم پور

گزینه های پیشنهادی شهرداری لامرد!

مرداد ۲ام, ۱۳۹۲

علاوه بر آن مورد تمامیت خواهی لاری ها که امیدواریم به زودی و به خیر و خوشی منتفی شود، شاید موضوعی که در محافل خانوادگی و دوستانه این روزهای شهرمان، لامرد بحث های شیرین و سرگرم کننده ای به همراه دارد، پیشنهاد فردی مناسب برای تصدی شهرداری آینده لامرد است. از من نشنیده بگیرد اما شنیده ها حکایت از این دارد که شورای نو بدنبال استفاده از مدلی بی نظیر و مردمی در انتخاب شهردار جدید هستند، که تشریح این مدل اگر نهائی شده و قرار است استفاده شود را به عهده خود اعضاء محترم شورا می گذاریم. اما فارغ از نوع انتخاب شهردار، بالاخره شورائی ها می بایست از فهرستی از گزینه های پیشنهادی و بر اساس ملاک ها و معیارهای مورد نظر و مورد توافق به انتخاب مناسبترین گزینه بپردازند. از سوی دیگر فهرست گزینه های پیشنهادی هفت نفر طبعا محدود است و نمی تواند نماینده کامل همه سلیقه ها باشد(در صورت انتخاب شهردار پشت در های بسته؛ همانند شوراهای قبل). اما من و شمای شهروند هم حق داریم و وظیفه خود می دانیم گزینه های مناسب از نظر خود را به شورا پیشنهاد دهیم و این گزینه های پیشنهادی ما خواه از طریق آن مدل مردمی بخواهد مورد بررسی قرار گیرد و خواه اینکه صرفا نام و معرفی کوتاهی از گزینه ها باشد که با مرور سایت تراکمه، اندکی ذهن اعضاء محترم شورا را به خود مشغول دارد و یا شاید به آنها هم فکر کنند. و البته شاید برخی از این گزینه ها، گزینه های خود اعضاء شورا هم باشند.
در اینجا از دوستان و همشهریان عزیز و مخاطبان محترم سایت تراکمه خواهشمند است گزینه های پیشنهادی خود را با معرفی کوتاهی از آنها در قسمت کامنت ها ارائه بفرمایند.
و اما گزینه های پیشنهادی من به عنوان یکی از اعضاء سایت تراکمه:
مسعود حافظی
همه وی را یکی از سختکوش ترین و قاطع ترین مدیران شهری لامرد می دانند. تعامل بسیار قوی وی با مردم و گروه ها از خصیصه های بارز ایشان است. مدیریت را به خوبی می فهمد و چگونگی چینش نیروها و تخصص ها و استفاده از آنها را به خوبی می داند (موردی که فقدانش به شدت احساس می شود). حافظی دارای تحصیلات کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی(؟) است. در زمان ایشان شهرداری به موفقیت های زیادی دست پیدا کرد که در مطلب آقای صادقی به آنها اشاره شده است. البته ایشان در حال حاضر در یکی از پست های استانی(در آموزش و پرورش فارس) در حال خدمت هستند…
محمد انصاری
یکی از نیروهای متخصص فنی و با تجربه در شهرداری های لامرد و کلانشهر شیراز است. به عنوان یکی از شهرداران مناطق شهر شیراز (منطقه هفت) دارای تجربه مدیریتی مناسبی می باشد. از خصوصیات ویژه ایشان نیز می توان به مردمداری و قانونمداری اشاره کرد. مدرک تحصیلی انصاری مهندسی عمران و در مقطع کارشناسی است. در زمان تصدی وی در شهرداری منطقه هفت شیراز بازتابهای مثبتی از سختکوشی و مردمداری ایشان به گوش می رسید.
علی محسنی
به عنوان یکی از جوان های متخصص و با وجدان کاری بالا در سطح شهر، شناخته شده است. علاوه بر اینها بسیار مردم دار و خوش برخورد است. در مدت کوتاهی که در شهرداری لامرد حضور داشت در حوزه فنی منشا تحولاتی در آن حوزه خصوصا سیستم صدور پروانه شد. محسنی دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی عمران است.
محدود شدن گزینه های پیشنهادی اینجانب به این سه عزیز با توجه به عدم شناخت دقیق من از گزینه های دیگر، مشغولیت خیلی از آنها در پست های عموما دولتی، سکونت در شهرها و استانهای دیگر و عدم امکان بازگشت به لامرد برای آنها و مواردی از این قبیل می باشد.