Archive for تیر, ۱۳۹۲

چگونه یک اداره را اداره‌کُل کنیم؟!… همراه با مثال و آموزش عَملی

تیر ۳۰ام, ۱۳۹۲

با توجه به استدلالات ارائه شده توسط نویسنده‌ای ناشناس در وبسایت “صحبت نو” در خصوص ارتقا هواشناسی لار به اداره کل، ما هم در ادامه و راستای همان استدلالات، ضمن ارائه توضیحاتی منطقی، پیشنهادات جدیدی ارائه می‌دهیم که با ان می‌شود چندتا اداره کل دیگر هم برای شهرستان لار دست‌وپا کرد، اما قبل از آن و به عنوان سَمپِل و مُشت نمونه‌‌ی خروار، سه تا از یازده استدلال ارائه شده توسط نویسنده لاری جهت ارتقای هواشناسی لارستان به اداره کل را به دقت زیر ذره‌بین می‌بریم. جملات درون گیومه طبیعی است که استدلالات دوستِ لاری‌مان باشد.

-“میزان بالای بلایای طبیعی در لار . زلزله .سیل . تگرگ .صاعقه . خشکسالی اختلاف زیاد بین حداقل و حداکثر دما و … لزوم تاسیس اداره کل را کاملا ملموس کرده است”.

توضیحات ما: والا با وجود این همه بلایای طبیعی و آسمانی نه تنها وجود اداره کل هواشناسی بلکه وجود هیچ اداره کلی در شهر لار توجیه اقتصادی و فنی ندارد. پایتخت ایران بدلیل احتمال وقوع تنها یکی از بلایای فوق‌الذکر قرار است جابجا شود. حالا چطور شهری با این همه ریسک و خطر (عموما جانی) می‌خواهد مرکز استان باشد؟ یعنی از زلزله جان سالم بدر ببری با سیل می‌میری. از سیل فرار کنی صاعقه می‌زَنَدِت. شانس بیاری صاعقه بِهِت نخوره، در دوره خشک‌سالی تَلَف می‌شی. والّا… دروغ می‌گَم؟

-“وجود پدیده های خاص جوی در منطقه لارستان مانند باد ( باد چل پسین – باد خرمن پاکن – تش باد)رطویت (شرجی ) جهت حرکت خورشید به دلیل صافی هوا در لار انجام دیده بانی هوا در لارستان روان تر و دقیق تر می باشد . وجود برکه و بادگیر در منطقه شاهد این مدعا ست”

توضیحات ما: جهت حرکت خورشید؟ یعنی مثلا خورشید در لارستان از غرب طلوع کرده، به وسط آسمان که رسید یِه هیلیکوپتری می‌زند، یِه آفتاب بالانس، و نهایتا در شرق غروب می‌کند؟!. نکته دوم اینکه اگر قرار است بخاطر “تش باد”، هواشناسی لار، اداره کل شود، بنظر ما تنها به همین یک دلیل منطقی، کُلِ سازمان هواشناسی کشوری باید به “ایراهستان بزرگ” بوکسِل شده و جایی در همین بیخه‌جات خودمان دِپُو شود.

دیالوگ تلفنی:
پسر: خوشکِلَم آخر هفته کجایی؟. بریم بیرون هوایی عوض کنیم؟
دختر: نه عزیزم… نمی‌تونم بیام… ادراه کلِ هواشناسی لار اعلام کرده آخر هفته هوا تَش بادیه…

پایان دیالوگ.

-” حوزه دیگر فعالیت هواشناسی دادن اطلاعات و مشاوره به بخش راه و ترابری و رانندگان جاده ای می باشد . با توجه به اینکه لار در مسیر جاده اصلی بندرعباس به شیراز قرار دارد و با احتساب بار سنگین حمل و نقل این منطقه حساسیت بیشتر هواشناسی در این منطقه احساس می شود.”

توضیحات ما: حساسیت بیشتر هواشناسی در مسیر بندر‌عباس-لار- شیراز؟! مثلا مسیر ذکر شده دَه ماه از سال، پوشیده از برف، تگرگ و یخچال‌های طبیعی‌ست طوری که خطر سقوط بَهمن و یَخچال جان و مال رانندگان را هر لحظه تهدید می‌کند؟. آیا تردد در مسیر ذکر شده بویژه قسمت بندرعباس-لار تنها با زنجیرچرخ میسراست؟ با تشکر
—————————————————-

با توجه به استدلالات ارئه شده، ما هم در دقایق پیشِ رو زور می‌زنیم چندتا اداره‌کل دیگر برای لارستانِ بزرگ جفت‌وجور کنیم.

– با عنایت به اینکه خروس لاری آوازه کشوری دارد و با توجه به مشخصات منحصر بفرد ظاهری ان- بدن بلند و کشیده، سینه پهن و عمیق و پرگوشت، گوشت سینه سفت و پر، پشت پهن و دارای شیب از جلو به عقب، روحیه جنگندگی- لذا ارتقای ادارات دامپزشکی و ورزش لار به اداره کل، منطقی و طبیعی به نظر می‌رسد. هیکلِ ورزشکاری خروسهای لاری به عنوان الگویی برای همه‌ی خروسهای جنوب فارس، تاییدی بر این مدعاست.

– بر هیچ کس پوشیده نیست که حلوای مسقطی لاری خیلی خوشمزه است. لذا از همین رهگذر به نظر می‌رسد با ارتقای اداره پُست لار به اداره کل، شهروندان ساکن جنوب فارس می توانند براحتی و بدون هیج مزاحمتی بسته‌های حلوایی (لابد شیرینی استان شدن لار) را برای هم پُست کنند. و چون قبلا هم راه‌وترابری لارستان به اداره کل ارتقا یافته و حمل مرسولات پُستی هم نیاز به راه و ترابری دارد، لذا این دو اداره اگر همزمان اداره کُل باشند، ارتباط دو سازمان در یک سطح موثر تر می باشد. (خداییش استدلال رو حال کردید… یَنی مُلّاصدرا بِگُرخَد)

با همین روشِ استقرای ریاضی و چندتا تَقّه اضافه، اداره گذرنامه، آموزش‌پرورش، و اداره کارِ لار هم می‌تواند در آینده‌ای نزدیک اداره کل شوند. والّا..

پی‌نوشت: بنظرم سخترین بخش کار، گرفتنِ اولین اداره‌کل است. بقیه‌ش مِثِ ایکه شِر میوَره؟ هَیطو دُمِش میره…

اعتراض مردم جنوب فارس به یک مصوبه کارشناسی نشده

تیر ۲۹ام, ۱۳۹۲

تعداد امضاهای جمع آوری شده تا ساعت ۲۰:۱۵ از شهرهای مختلف جنوب فارس ۷۲۶ امضا

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای مهندس صادق عابدین

استاندار محترم و فرهیخته استان فارس

سلام علیکم

احتراما در پی دریافت اخباری مبنی بر درخواست استقرار ادارات کل جهاد کشاورزی و صنعت، معدن و تجارت جنوب فارس در لار از سوی نماینده‌ی محترم این شهرستان در مجلس شورای اسلامی و موافقت و ابلاغ ریاست جمهوری جهت اجرایی شدن این مصوبه، امضا کنندگان این نامه نکات مهمی را به شرح ذیل به استحضار می‌رسانند:

۱-    سوء مدیریت شهرستان لارستان به دلیل انحصار طلبی مسئولین آن در انباشت امکانات و بودجه در مرکز لار مسبوق به سابقه است و نسل‌های مختلف مردم شهرستانهای اطراف همچون گراش، لامرد و مهر که تا چند سال پیش جزیی از این شهرستان بوده‌اند، این خاطره را فراموش نخواهند کرد. متاسفانه مسئولین سابق این شهرستان به دلایل مذکور از اختصاص ابتدایی‌ترین امکانات رفاهی، اقتصادی و اجتماعی به این شهرستان‌ها خودداری کرده و از دیرباز در هر گونه برنامه‌ای برای توسعه این مناطق کارشکنی می‌کرده‌اند. نمونه بارزی از نوع نگاه و نگرش مسئولین شهرستان لار نسبت به شهرستان‌های همجوار، در موضع‌گیری اخیر مسئولین و مطبوعات شهرستان لار و اعتراض شدید و به دور از منطق این رسانه‌ها در مقابل راه اندازی نمایندگی خبرگزاری جنوب فارس در شهرستان لامرد هویدا شده است.

دلیل واضح دیگر بر این مدعا، پیشرفت‌های چشم گیری است که برخی از این شهرستانها بلافاصله پس از استقلال از لار و ارتقاء به شهرستان، در حوزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، تجاری، عمرانی، رفاهی و آموزشی خود شاهد بوده‌اند. این موضوع بر کسی پوشیده نیست و به سهولت قابل ردیابی و کنکاش است.

از این رو بازگشت به آن دوران به هیچ قیمتی برای مردم این مناطق قابل قبول نمی‌باشد. جهت آزمون این نظر کافی است از مردم شهرهای نزدیک لارستان –که تجربه تعامل بیشتری با این شهرستان دارند همانند گراش و خنج- با نمونه گیری تصادفی نظرخواهی بفرمایید تا ببینید چند درصد مردم به این امر تن خواهند داد.

۲-    ویژگیهای فرهنگی، آداب و سنن و حتی زبان شهرستانهای جنوب فارس از جهرم و داراب و زرین دشت گرفته تا گراش، خنج، قیرو کارزین و فراشبند و … سنخیت و اشتراک بسیار ناچیزی با لار دارد اما اشتراکات فرهنگی مردم این شهرستان‌ها با مرکز استان، یعنی شیراز، در حد بسیار بالایی است. شواهد تاریخی نیز نشان می‌دهد اکثر مردم این مناطق از شیراز یا شهرهای نزدیک آن به این مناطق کوچ کرده‌اند و حتی گویش مردم این مناطق نیز با گویش سنتی شیراز اشتراکات فراوانی دارد.

۳-    سرمایه گذاری اقتصادی مردم این شهرستان‌ها در شیراز و پیوند اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و اقتصادی با این شهر، در کنار رفع نیازمندی‌های پزشکی و درمانی باعث جهت گیری تمام ارتباطات و نیازهای مردم این شهرستانها به سمت شیراز شده است به گونه‌ای که بسیاری از ساکنین این شهرستانها، شیراز را خانه دوم خود دانسته و حداقل چند ماه از سال را در شیراز می‌گذرانند. راه‌های مواصلاتی زمینی و هوایی این شهرستان‌ها با شیراز به مراتب، چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی بالاتر است و رفت و آمد در آنها پر رونق‌تر از مسیرهای دیگر می‌باشد. از این رو تغییر این مسیرها هزینه گزافی را بر دولت و بیشتر از آن بر ملت تحمیل خواهد کرد.

۴-    شهرستان لارستان در کشاورزی و دامداری استان هیچ ظرفیتی برای عرض اندام ندارد. تولیدات کشاورزی این شهرستان که زیر ۲ درصد از تولیدات استانی را در بر می‌گیرد در مقابل ظرفیت‌های بالفعل و بالقوه کشاورزی و دامداری شهرستانهای جهرم، داراب، زرین دشت، قیر و کارزین، فیروزآباد و فراشبند و داشتن سدهای متعدد عددی محسوب نمی‌شود. جای تعجب است که مسئولین تصمیم گیرنده در این مورد بر اساس چه محاسبه‌ای زمام مدیریت کشاورزی مناطق جنوبی فارس را به شهرستانی واگذار می‌کنند که هیچ گونه تجربه‌ عملی در مدیریت کشاورزی در سطح وسیع ندارد؟

۵-    شهرستان لارستان در بعد صنعتی نیز هیچ حرفی برای گفتن ندارد. بزرگترین مجموعه صنعتی لار در یک کارخانه‌ی سیمان روزانه ۷۰۰ تن خلاصه می‌شود در حالی که شهرستان فیروزآباد دارای کارخانه‌ی سیمانی با تولید ۳ هزار تن در روز می‌باشد و شهرستان لامرد نیز با دارا بودن کارخانه سیمان ۴ هزار تنی، زیر ساخت‌های لازم برای تولید ۱۰ میلیون تن سیمان، ۱۰ میلیون تن فولاد و ۱٫۲ میلیون تن آلومنیوم در سال را نیز دارا می‌باشد. در بعد صنایع نفت و گاز نیز شهرستان مهر با دارا بودن پالایشگاه عظیم گازی، شهرستانهای فراشبند و فیروزاباد با دارا بودن طرحهای عظیم حوزه نفت و گاز و شهرستان لامرد با دارا بودن طرح عظیم صنایع انرژی‌بر دارای ظرفیتهای بالقوه و بالفعل صنعتی به مراتب بالاتری از شهرستان لارستان می‌باشند. آیا عقل سلیم می‌پذیرد مدیریت این همه صنایع در جایی دور از این مناطق در نقطه‌ای انجام شود که هیچ گونه دانش و پتانسیلی در مدیریت این مجموعه‌های عظیم ندارد؟

۶-    شهرستان لارستان در بعد معدنی نیز قابلیت ابراز وجود ندارد. معادن عظیم دولومیت شهرستان لامرد – که حدود ۳۰ کارخانه برای تولید و بهره برداری از آن در سند چشم انداز ۲۰ ساله‌ی کشور پیش بینی شده-، ذخایر عظیم گازی حوزه‌های گازی تابناک، شانول، هما و وراوی در شهرستانهای مهر و لامرد -که ۱۷٫۵ درصد کل ذخایر گازی کشور را در بر می‌گیرد- و چاه‌های نفت این دو شهرستان در کنار معادنی که در شهرستانهای دیگر جنوب فارس وجود دارد سهم شهرستان لار را از این منابع خدادادی تحت الشعاع کامل قرار می‌دهد.

۷-    شهرستان لار از نظر اقتصادی نیز قطبی محسوب نمی‌شود. با توجه به وجود ذخایر عظیم نفت و گاز در شهرستانهای لامرد و مهر و نقش آن ذخائر در سرمایه گذاری اقتصادی بخشهای دولتی و خصوصی در صنایع نفت و گاز این دو شهرستان، نقش اقتصادی پالایشگاه گاز پارسیان و همجواری و مراودات اقتصادی دو شهرستان مهر و لامرد با منطقه‌ی ویژه‌ی اقتصادی پارس جنوبی به عنوان بزرگترین قطب اقتصادی کشور، نقش صنایع بالادستی و پایین دستی مورد نیاز منطقه پارس جنوبی در شکوفایی اقتصادی دو شهرستان مذکور قابل کتمان نیست.

به علاوه بازارچه مرزی منطقه تجاری دهشیخ در شهرستان لامرد در کنار مناطق تجاری دیگر، مرکز ثقل خرید و فروش و تجارت کالا و خدمات چند صد هزار نفر از جمله شهرستانهای مهر، عسلویه، پارسیان، خنج و بخش بیرم و حتی شهرستانهای گراش و لار و مرکز استان می‌باشد. این ظرفیت به دلیل فراهم سازی زیرساخت‌های لازم از جمله بازار مطمئن و راه های مناسب و ساختار تشکیلاتی و اداری و ارتباط منطقی و مناسب با مرکز استان فارس بوجود آمده است. در حالی که شهرستان لار نه تنها دارای چنین ظرفیتی نیست بلکه حتی خود نیز از مهیا نبودن زیرساخت‌ها برای وضعیت کنونی‌اش رنج می برد چه رسد که بخواهد اقتصاد و تجارت چندین شهرستان که روی غلتک توسعه افتاده‌اند را مدیریت نماید.

۸-    از نظر ژئوپولیتیکی نیز شهرستان لار صاحب مزیتی نیست. در مقابل شهرستان‌هایی همچون لامرد و مهر (معروف به منطقه بیخه‌جات) به دلیل محصور بودن در میان دو رشته کوه محافظ، قرار گرفتن در موقعیت پس‌کرانه‌ای و نزدیکی به آبهای بین المللی خلیج فارس، از دیرباز نقش سنگربان کشور در دفاع از تهاجم بیگانگان و حفاظت از خلیج همیشه فارس را به عهده داشته‌اند. حماسه شهدایی چون خواجه معین الدین فالی در دفاع از کشور در مقابل استعمارگران پرتغالی و حماسه جنگاوران بیخه‌ای در کنار رییس علی دلواری در دفاع از کشور در مقابل استعمارگران انگلیسی نمونه‌هایی معدود از این سنگربانی هستند.

بر اساس موارد فوق الذکر از جنابعالی بعنوان فرد اول سیاسی استان انتظار می‌رود به مسئولین شهرستان لارستان متذکر شوید این شهرستان می‌بایست با تکیه بر نیروهای تحصیل کرده بومی، تکانی در خود ایجاد کرده و از شانه‌های دیگران برای بالا رفتن استفاده ننماید. انتظار می‌رود مدیران و سیاست گذاران شهرستان لارستان، به جای ایجاد مانع در مقابل شهرستان‌های دیگر و انحصار طلبی، از امکانات و ظرفیت های بومی خود برای توسعه بهره بگیرند و برای کل شهرستانهای جنوب فارس تصمیم گیری ننمایند.

توصیه بفرمایید مسئولین این شهرستان باید موضع انفعالی را به کناری نهاده و به تشویق سرمایه گذاران در ظرفیتهای بومی خود پرداخته و ابتدا زیرساخت‌ها و امکانات لازم را برای استقرار صنایع متناسب با ظرفیتهای بالقوه‌‌اش فراهم سازد تا این زیرساختها نردبان ترقی لارستان را فراهم سازند و بیهوده، دراز کشیده در کنج عافیت به انتظار سپرده شدن سکان مدیریت شهرستانهای جنوب فارس ننشیند.

به عنوان دلسوزان نظام با توجه به سابقه تاریخی اختلافات لارستان با دیگر شهرستانهای جنوب فارس، نگرانی خود را از بروز تبعات اجتماعی شدید‌ این الحاق کارشناسی نشده و غیر ضروری اعلام میداریم و تذکر می‌دهیم در این برهه از زمان، کشور  به امنیت داخلی و آرامش اجتماعی بیشتری در مقابل تهاجم خارجی نیازمند است.

لذا امضا کنندگان ذیل به نمایندگی از طرف جمع کثیری از قشرهای مختلف مردم فهیم شهرستانهای جنوب فارس مراتب اعتراض خود را به این مصوبه اعلام کرده و از آن مقام عالی خواستار اقدام عاجل در اعاده‌ی حقوق مردم ولایت‌مدار و انقلابی و فهیم شهرستانهای جنوب فارس می‌باشند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

جمعی از مردم خطه جنوب فارس

۲۹ تیرماه ۱۳۹۲

—————————

نحوه مشارکت در جمع آوری امضا برای این طومار:

  • لطفا لیست خود و یا دوستانی که تمایل به امضای این طومار دارند را به ادرس زیر ایمیل نمایید:

jonoobfars@yahoo.com

  • توجه بفرمایید که نامها همراه با شهرستان محل سکونت و ترجیحا شغل و تحصیلات امضا کنندگان باشد.
  • لطفا این نامه را به اطلاع همه مردم شهرستانهای گراش، خنج، داراب، زرین دشت، فراشبند، لامرد، مهر، قیر و کارزین و فیروز آباد برسانید.
  • جهت تسریع در امر، این طومار را از طریق پیامک و یا whatsapp و برنامه های دیگر روی تلفنهای همراه پخش نمایید.
  • همچنین شما میتوانید این متن را در سایتها و انجمنهای اینترنتی شهرستانهای جنوب فارس اطلاع رسانی کنید.
  • سعی کنید برای تسریع در آماده سازی اسامی، از ارسال اسم یک نفر تنها خودداری نموده و لیستی از اسامی را به ایمیل فوق ارسال نمایید.
  • کسانی که زحمت ارسال این متن به گروههای موبایلی یا اینترنتی را متقبل میشوند لطفا زحمت جمع آوری اسامی و ارسال آن به ایمیل فوق را نیز متبقل شوند.

 

 

بشتابید … بشتابید ؛ غفلت موجب پشیمانی است

تیر ۲۸ام, ۱۳۹۲

آهای همشهریهای خسته از دود و دم پایتخت

آهای همولایتی های دلزده از شلوغی و گرما

• اگر دلتان می خواهد سه روز آخر هفته دست عهد(!) و عیال را بیگیرید و افطاری وَلمی را مفت و مجان به بدن بزنید ..

• اکر مایلید حلیمی بخورید که مدیر مسوول روزنامه های «اینوری» برایتان پخته باشد با یک وجب روخن خوش روِش..

• اگر عشقتان کشیده وسط لقمه های خرما و پنیر آخرین تحولات جهان عرب و سوریه را بصورت live و پخش زنده از زبان کارشناس کاردرستش بشنوید و همچنان از اینکه لشکر چهارم ارتش بُشار توی آب نمک خوابیده است خوشحال شوید (و بین خودمان باشد اگر تا آخرهای شب که حاجی کُمش گرم شد طاقت بیاورید و بمانید مدیای خیلی بختری از دنیای عرب (!) می توانید توی گوشی ایشان ببینید و بشنوید ! )

• اگر حال می کنید استاندار خوش قد و بالای فارس ( البته استاندار آینده ی فارس!) هوایتان را داشته باشد که چیزی کم و کسر نداشته باشید و حواسش باشد که بهتان بد نگذرد..

• اگر طلبه اید روحانی اُس و قُس دار و خوشتیپی برایتان منبر( که چه عرض کنم) صندلی(!) برود و شما مجاز باشید هر وخت که دلتان خواست ـ با حفظ موارین شرعی البته ـ به حاج آقا آن لاین تیکه بیاندازید …

• اگر ناراحت نمی شوید حین خوردن شربت تانج اصل آمده از آنور آب، آرتین و دینا روی پایتان بندری بجخند …

• اگر مایلید بی حضور موثر «دیگران» ( همان THE OTHERS)کول به کولِ نماینده ی شهرتان بنشینید و فارغ از قیل و قال سیاست عین دو تا «خالو» با هم گپِ خومونی بزنید..
• اگر دلتان می خواهد پکیجی از دیدنیها و شنیدنی ها و خوردنی ها را یکجا و با هم داشته باشید..
و..
در یک کلام

• اگر می خواهید لذت شبهای ماه رمضان ولایت را در دل پایتخت تجربه کنید ، کافی است سه روز آخر هفته به محفل ساده و صمیمی ما سری بزنید ؛ به این نشانی :

« تهران ، تقاطع شریعتی و صدر ، خیابان خاقانی ؛ خیابان دامپزشکی (تا ته اش) ، همان تنها کوچه بازمانده از خشم بولدوزرهای شهرداری ، پلاک ۴٫ نشان به آن نشان که چراغش همیشه روشن است .)

رونمایی از کتاب «کنکاشی در تحولات سوریه» نوشته روح الله قاسمیان

تیر ۲۷ام, ۱۳۹۲

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، روح الله قاسمیان نویسنده کتاب «کنکاشی در تحولات سوریه» در مراسم رونمایی از کتاب خود که امروز سه شنبه با حضور عدنان محمود سفیر سوریه در ایران و مدیر عامل خبرگزاری فارس در این خبرگزاری رونمایی شد، طی سخنانی هدف از نگارش کتاب را چنین توصیف کرد: ایده اولیه آن دو سال پیش با سفر به سوریه کلید خورد، آشنایی جامعه مخاطب با تحولات سوریه و پی بردن به ماهیت آنچه در سوریه می‌گذرد، بود شناخت واقعی از تحولات سوریه.

وی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری که فرمودند، «آنچه در سوریه می‌گذرد با تحولات دیگر کشورها متفاوت است» گفت: بر همین اساس تلاش کردم تا اولا نسبت به تنویر افکار عمومی از تحولات سوریه اقدام کنم، ثانیاً ماهیت واقعی و چهره بازیگران اصلی تحولات سوریه را افشا کنیم، ثالثاً به این سوال پاسخ دهم که چرا ایران باید به سوریه کمک کند.

این کارشناس مسائل خاورمیانه افزود: از آنجا که بعد از شروع بحران در سوریه بسیاری از کمپانی‌های رسانه‌ای غربی موفق شدند از حوادث سوریه تصویر سازی کنند و بسیاری از نا‌واقعیت‌ها را واقعیت جلوه دهند، انتشار این کتاب را در دستور کار قرار دادم و سعی کردم در جهت افشای ماهیت واقعی جنگ در سوریه گام بردارم.

قاسمیان این کتاب را در پاسخ به این پرسش خواند که آیا حوادث سوریه در امتداد خیزش‌های عربی در شمال آفریقا و خاورمیانه تعریف می‌شود یا خیر، به عبارتی دیگر آیا تحولات سوریه با حوادث مصر و تونس و لیبی ماهیت یکسانی دارد؟، ادامه داد: البته سئوالات دیگری نیز پاسخ داده شد، از جمله اینکه ریشه‌های بحران سوریه چیست، عمده بازیگران، طیف‌های عقیدتی و سیاسی تحولات سوریه در سه سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی کدامند، خواسته‌ها و مطالبات آنها چیست، تحولات سوریه چه پیامدهایی برای دیگر کشورهای منطقه دارد و در نهایت چه آینده‌ای در انتظار سوریه است.

وی ابراز امیدواری کرد که این کتاب که حاصل مشاهدات عینی تحولات میدانی وی است، بتواند منبعی برای شناخت تحولات سوریه و تغذیه منابع رسانه‌ای، تحقیقاتی و آگاهی افکار عمومی واقع شود.

لینک خبر در سایت فارس نیوز

تلاش رییس دولت برای ماندن در پاستور+ چند پیشنهاد ساده برای “ترکِ” آسان نهاد ریاست جمهوری

تیر ۲۶ام, ۱۳۹۲

اخیرا سندی در فضای رسانه‌ای منتشر شده که خلاصه‌ش می‌شود این: احمدی نژاد به فضل الهی قصد ترکِ پاستور را ندارد و طبق اسناد منتشر شده، رجعت ایشان خیلی زودتر از آن چیزی که ما فکر می‌کردیم اتفاق افتاده.

با توجه به اینکه ما احساس می‌کنیم “ترکِ” پاستور برای دکتر خیلی سخت است، در ادامه تلاش می‌کنیم باارائه چند پیشنهاد ساده، کمک کنیم که ایشان خیلی راحت و روان و با تحمل کمترین آسیب اجتماعی و جسمانی به آغوش گرم خانواده برگردند. البته خود ایشان هم باید فعل “خواستن” را که در آن فول‌پورفوسوری دارند، صرف کنند و کمال همکاری با ما داشته باشند.

– بنظرم در مراحل اولیه باید تلاش کرد با گفتگو، ایشان را حالا شده نفیا، شده اثباتا اقناع کرد که دوره ریاست‌جمهوری در ایران هشت سال است و هشت سال ایشان حالا به هر نحو تمام شده. (ممکن است در اینجا دکتر بگه “من از شما یه سوال می‌پرسم؛ آیاواقعا شما فکر می‌کنید دوره ریاست‌جمهوری در ایران هشت‌ساله؟” که شمادر مواجهه با این سوال نباید دست‌و‌پاتون‌و شُل بِشِه). در طول گفتگو به عنوان سَمپِل با طرح سوالهای منطقی مثل “دکتر خسته نیستی بری یه دوری بزنی؟” می‌توان ایشان را از چند جهت به چالش کشید و سر دوراهی “بودن” یا “نبودن” قرار داد. در ادامه می‌شود به کمک جملات فلسفی مثل “دنیا محل گذر است، به خودِت رحم نمی‌کنی به ما رحم کن” یا اینکه “هاشمی و خاتمی هم یه روزی رییس‌جمهور بودند الان دیگه نیستند” یا مثلا ” تو حالا برو ولی مطمئنا یه روز برمی‌گردی” به ایشان کمک کرد که راحت‌تر دل بکند و برود پی زندگیش.

-اگر گفتگو جواب نداد که پیشبینی ما نیز همین است، اجازه بدهیم ترکِ نهاد ریاست‌جمهوری برای ایشان تدریجی و پله‌کانی اتفاق بیفتد. مثلا اوایل سه روزی یکبار بیایند نهاد، با ماشین دوری در مجموعه‌ بزنند، دَستی برای خدمه تکان بدهند و بعد از ناهار هم برگردند خانه. بعد از یک مدت بشود هفته‌ای یکبار بی ناهار. به همین ترتیب ماهی یکبار و در نهایت سالی یک‌بار تا اینکه کلا ارتباط قطع شود. حتی می‌شود هماهنگی کرد هر شش ماه یکبار، بعد سالی یک‌بار و… پشت میز کار حسن روحانی بنشیند و تا پاسی از شب با مردم (همون مرتضی حیدری خودمون) گفتگو کند. همزمان با “ترک” تدریجی، به موازات آن توصیه می‌شود همیشه نیم‌کیلو تخمه و پسته تو جیبشون باشه. هر وقت دکتر هوس پاستور کرد، تخمه بشکنه.

– با عبور از فازهای نرم‌افزای طبیعی‌ست که پیشنهادات لحظه به لحظه و مرحله به مرحله سخت‌افزاری‌تر، بومی‌تر و ملموس‌تر شود. از اینجا به بعد عموما پروسه “ترک” با داد و فریاد و سرو صدای زیاد همراه است. کَی مَنو باز می‌کنید؟… یک ساعت دیگه؟… دو ساعت دیگه؟… امروز بعد از ظهر؟… حوالی ۹ شب؟. پیشنهاد می‌شود که به سوالهای ایشان ابدا پاسخی داده نشود. با شناختی که ما از سوابق بدنی دکتر داریم، پیش‌بینی کارشناسان ما این است که دکتر از روز یازدهم به‌بعد تشنج کند(!). لذا بر همگان واجب است ضمن حفظ خونسردی، اجازه دهند کارشناسان با خشونت تمام کار خودشان را بکنند. با تشکر.

تاثیر اقتصاد بر فرهنگ و شاید…..

تیر ۲۶ام, ۱۳۹۲

تاثیر اقتصاد بر فرهنگ و شاید…
نامه‌ا ی که می‌خوانید اسپرینگ رایس، وزیر مختار انگلیس در عهد سلطنت مظفرالدین شاه قاجار در مورخ ۲۷ ژوئن ۱۸۹۹ خطاب به ویلیز (منشی مخصوص وزیر خارجه وقت بریتانیا و از دوستان بسیار نزدیک رایس) نوشته است.با هم قسمتی از آن را میخوانیم:

۱″ایران بی‌تردید یکی از عجیب‌ترین کشورهایی است که در طی ماموریت‌های سیاسی‌ام دیده‌ام. از تاریخ ورودم به تهران تاکنون دزدها دوبار به ساختمان شهری سفارت ما دستبرد زده‌اند. گارد محافظ سفارت از افرادی ژنده‌پوش تشکیل شده است که همه‌شان شلوارهای وصله‌دار پوشیده‌اند و چون دولت حقوقشان را نپرداخته از میوه‌های باغچه آشپزخانه لیدی دیورند اعاشه می‌کنند. اینها شب‌ها تفنگ‌های خود را پشت پنجره اتاق‌های ما قرار می‌دهند تا تصور کنیم که همه‌شان بیدارند و از ما حراست می‌کنند. فقط ما نیستیم که دچار حمله دزدان شده‌ایم. بانک استقراضی روس را هم زده و تمام پول‌های نقدش را برده‌اند؛ اما دزد را گرفتند و به سزای عمل خلافی که مرتکب شده بود همان طور زنده به گورش کردند.
در بوشهر بیماری طاعون بروز کرده است. دولت بیشتر از این لحاظ که نمی‌خواهد بار هزینه دفع این بیماری را بر دوش بگیرد به راه حلی عجیب و بی‌سابقه متشبث شده به این معنی که پیدایش طاعون را در بندر بوشهر از بیخ و بن تکذیب کرده است!
از کسانی که سال‌ها در این کشور به سر برده‌اند می‌شنوم که اوضاع ایران روز به روز بدتر می‌شود و اگر وام‌دهنده‌ای پیدا نشود که به رجال این مملکت اطمینان کند و پول لازم را در اختیارشان بگذارد آن وقت به طور حتم باید منتظر اشکالات و پیامدهای ناگوار بود………….”..

عزیزان توجه فرمایید شاید در وحله اول از نظر شما یک نامه ساده از وضعیت آن روزگار کشور ما باشد.اما اگرموشکافی کنیم از دل آن یک سری خرده فرهنگهای گریه آور بیرون میاید.
۱-دزدی و دستبرد
۲-گاردی ژنده پوش
۳-شلوارهای وصله دار
۴-اعاشه با میوه های آشپزخانه سفرت به علت عدم پرداخت حقوق.
۵-تظاهر به نگهبانی و زیر کار دررفتن
۶-دزدی از بانک
۷-زنده به گورکردن مجرم به علت هرج ومرج و بی قانونی
۸-شیوع بیماری طاعون و نداشتن هزینه برای ازبین بردن آن
۹-راه حل دروغ و عجیب دولت در جهت انکار وجود بیماری در بوشهر
۱۰- خرید رجل سیاسی کشور بوسیله وام
و……..علی هذا تا دلت بخواد.
یک اقتصاد بیمار فرهنگ را هم بیمار میکند.و شاید فرهنگ بیمار ما بوده است که این چنین به سر ما در آورده.
میخاهید بیشتر گیج شویم عنوان کنم شاید مدیریت غلط آن زمان بوده که این چنین شده و شاید فرهنگ ضعیف ما بوده که مدیران ضعیف داشته ایم که اقتصاد بیمار را شکل داده و شاید فرهنگ سیاسی نداشته ایم که سیاستمدار خوب انتخاب کنیم تا رجل سیاسی مان خیانت نکنند وشاید……همین جور ادامه بدم چی میشه ؟
به نظر شما آیندگان در مورد شرایط حال ما چه خواهند نوشت؟

۱-منبع: روزنامه دنیای اقتصاد – شماره ۲۹۴۴تاریخ ۲۷/۳/۱۳۹۲ ترجمه: دکتر جواد شیخ‌الاسلامی

اتحاد…اتحاد… رمز استقلال!

تیر ۲۴ام, ۱۳۹۲

یکم- ایام دانشجویی که با اتوبوس بین شیراز و لامرد تردد می کردم ،با غالب راننده ها آشنا شده بودم.این آشنایی باعث می شد به جای اینکه روی صندلی خودم بنشینم بروم جلو و با آنها گپی بزنم تا این مسیر پر پیچ و خم تحملش آسان تر شود.آن موقع ها فقط دو شرکت اتوبوس رانی هجرت النبی و توحید فعال بودند و غالبن هم برای جذب مشتری بین آنها رقابتی بود(مخصوصن دفاتر آنها در شیراز). ما هم که با راننده های شرکت توحید بچه محل بودیم، مشتری ثابت آنها بودیم. در یکی از این سفر ها ،راننده به نکته ی جالبی اشاره کرد. می گفت گاهی ما اتوبوس های یک شرکت برای سرگرمی !! توی جاده باهم مسابقه می گذاریم. بعضی وقت ها هم پیش می آید که اتوبوس شرکت رقیب (هجرت النبی)توی جاده است، ما اتوبوس ها این شرکت با هم همکاری می کنیم تا از او سبقت بگیریم.اما قضیه وقتی جالب می شود که اتوبوس خط لار توی جاده باشد و بخاهد با ما کل کل کند. آن موقع است که اتوبوس های هر دو شرکت دست به دست هم می دهند تا حال اتوبوس لاری را بگیریم! بس که این لاری ها ما را اذیت کرده اند!این حرف اش من را به یاد گفته های یکی از اقواممان انداخت که آن موقع راننده ی جهاد سازندگی بود.می گفت وقتی برای گرفتن سهمیه لاستیک می رویم لار، مسوول انبار تمام لاستیک های انبار را جابجا می کند بلکه خراب ترین لاستیک را پیدا کند و بدهد تحویل لامرد!!
دوم- چند روز پیش عکسی از سایت صحبت نو در گروه های واتس اپی دست به دست می شد که تیتر زده بود: خبری در راه است. این تیتر اولین چیزی که ذهن یک لامردی متبادر می کند خبر استان شدن لار است. شاید عمر این شایعه به خیلی پیش از این برگردد و اصلن بیایید با کمال بدبینی به قضیه نگاه کنیم و بگوییم از همان سال ۶۸ که با پی گیری های فراوان نماینده ی وقت جناب اقای سیدمحمودعلوی شهرستان لامرد تشکیل شد و لامرد از زیر نظر لار خارج شد، از همان موقع لاری ها پیگیر استان شدن بوده اند.
شاید یک ناظر بیرونی، اینها را به پای بدبینی و فوبیای لارهراسی ما لامردی ها بگذارد. اما به این چند نکته دقت کنید:
۱- هم اکنون اداره ی گاز لامرد،اداره ی راه و شهرسازی ، پلیس راه لامرد ، چند بانک مستقر در لامرد(مثلن بانک تجارت) زیر نظر مرکز استان اداره نمی شوند ، بلکه زیر نظر شهرستان لار اداره می شود!! چیزی که به صراحت در قانون منع شده است که شهرستانی در امور شهرستان دیگر مداخله کند.
محض اطلاع ما هم اکنون کارشناس حقوقی در اداره ی راه و شهرسازی نداریم. علیرغم اینکه این سمت تعریف شده ، نفری هم برای آن جذب شده که در لار مستقر است. این در حالی ست که شهرستان نوپای همسایه مان -مهر – دارای کارشناسی مستقل است.
۲- طی همین روزها اداره ی جهاد کشاورزی و اداره صنعت و معدن و تجارت لار به اداره کل ارتقا یافته اند و عنقریب است که این ادارات ما نیز بروند زیر نظر لار. حالا شما فکرش را بکنید که یک اداره در لار بخاهد متولی منطقه ی ویژه استقرار صنایع انرژی بر و صنایع آلومنیوم و کارخانه دولومیت و کارخانه سیمان و بازار و اصناف لامرد شود؟
اگر خودمان را به خوشبینی هم بزنیم که لار دیگر آن لار سال ۶۸ نیست و دوستی و گل و بلبل و… آیا واقعن ساختار نحیف یک اداره در لار می تواند مدیریت استقرار این همه صنایع را بر عهده گیرد و پیگیر کمبودهای ما شود و با دلسوزی مشکلات مان را حل کند؟ آیا باید متوقع باشم لاری ها پی گیر استقرار و توسعه ی صنایع لامرد باشند در حالی که می بینم همین چند روز پیش افتتاح یک دفتر کوچک خبرگزاری فارس را در لامرد بر نتافته اند و در سایت هایشان به شدت به آن تاخته اند و تحریم کرده اند و …؟ کسانی که یک دفتر کوچک را نتواند برای لامرد ببینند چطور فردا می توانند افتتاح کارخانه ی عظیم آلومنیوم را در لامرد ببینند ؟ با راه افتادن کارخانه ی معادن دولومیت ما چطور کنار خاهند آمد؟ آیا توقع دارید توسعه ی کارخانه ی سیمان مان بتوانند بپذیرند؟ چه رسد که برای راه اندازی این صنایع تلاش و پی گیری شبانه روزی کنند؟باور کنید برای لاری ها حکایت همان ضرب المثل است که دیگی که برای آنها نجوشد…

۳- سوم- به گمانم وقت آن است که به تبعیت از شوفرهای خط لامرد – شیراز اختلافات را کنار بگذاریم و دست در دست هم بنهیم و مانع سبقت غیر مجاز دیگر اتوبوس ها شویم.شاید آنهایی که توانسته اند از معاون اول رییس جمهور فعلی مجوز ارتقای این دو اداره را بگیرند،منتظر هستند ببینند مردم و مسوولین لامردی چه واکنشی از خود نشان می دهند؟ اگر ما را در خواب خرگوشی دیدند عجیب نیست اگر فردا خورشید از مشرق استان لارستان بر شهر ما بتابد.
از دیگر سو این دولت هم در انجام فوری-فوتی حرکات محیر العقول ید طولایی دارد(قضیه ی اعلان مرز روستای خسرو شیرین در شمال فارس که منجر به آشوب و کشته شدن پنج نفر گردید را که فراموش نکرده اید؟). با توجه به نزدیکی نماینده ی اسبق شهرمان: دکتر سید محمود علوی به رییس جمهور منتخب-آقای دکتر روحانی- حدس بنده این است که لاری ها می دانند که استان شدن شان می بایست ظرف همین روزهای آخر دولت فعلی اتفاق بافتد. این یعنی اعلان وضعیت قرمز برای همه: مردم و مسوولین.
از امام جمعه ی محترم شهرستان ، نماینده ی محترم مردم در مجلس و نیز از فرماندار محترم شهرستان می خاهم که به نیابت از مردم و از راه های قانونی اقدامات لازم را انجام دهند و پیامی روشن و واضح به مسوولین کشوری برسانند که لامرد و لامردی به هیچ قیمت حاضر نیست عقب گردی ۲۴ ساله بکند و برگردد به سال ۶۸٫ باشد که همه ی لامرد و مهر یک ” نه ” واحد شویم و جلوی رخ داد این حادثه را بگیریم.
بعد از تحریر : راستش هر چه فکرش را می کنم می بینم گویش لامردی به خالوهای بوشهری نزدیک تر است تا به اچم های لاری!

شماره نه شهرداری را چه کسی می پوشد؟

تیر ۲۴ام, ۱۳۹۲

نویسنده: صالح صادقی

در ابتدا خدمت تان عرض می کنم این مطلب، اولین تجربه نویسندگی من می باشد . پس لطفا نقص ها و کمبودهای آنرا بر من ببخشید.انشاا… که در آینده باز هم فرصتی پیش آید تا بتوانم نوشته هایم را در معرض خوانش شما خوانندگان سختگیر سایت تراکمه قرار دهم.
انتخابات شوراهای شهر به پایان رسید و اکنون بسیاری از مردم منتظر اولین اقدام و انتخاب شورای جدید – که به جرات می توان گفت مهمترین عرصه برای شناسایی سلیقه و سطح کار مجموعه شورای جدیداست- می باشند: انتخاب شهردار. در این مطلب نمی خواهم به بیان دلایل اهمیت این موضوع و یا حتی به بررسی شرایط انتخاب شهردار بپردازم که این موضوع توسط سایر دوستان در مطالب گذشته بیان گردیده است. بلکه لازم دیدم با ارائه گزارشی از روند تکاملی و اقدامات شهرداری لامرد از بدو تاسیس تا کنون، شمعی هر چند کوچک در مسیر انتخاب شهردار، برای شورای جدید روشن کنم، به امید آنکه گوشه ای از دین خود در برابر شهرم را ادا کرده باشم.
نکته ای را هم به شهردار آینده گوشزد می کنم: در همه مطالب از شهرداران گذشته آنها از کارهایی گفتند که میخواستند انجام دهند اما زمان به انها اجازه نداد و امروزه با حسرت به آن مینگرند. زمان خدمتگزاری کوتاه است پس تمام توان و همت خود را بگذارید تا در چهار سال آینده برنامه ناتمام نداشته باشید.
مطالب ارائه شده برگرفته از گفتگوهای دوستانه خود با شهرداران گذشته و حال شهرمان و نیز با استفاده از کتاب :”لامرد دیروز، امروز و فردا” تالیف آقای حبیب صفری می باشد که در اینجا لازم میدانم مراتب تشکر خود از ایشان به پاس همکاری ها و راهنمایی هایشان اعلام نمایم.
شهرداری لامرد در تاریخ ۲۸/۱۰/۱۳۶۲ براساس مصوبه هیات دولت تاسیس شد و با توجه به الزامات قانونی برای شهرشدن که حداقل جمعیت ده هزارنفر بود،کارشناسان وزارت کشور محدوده ای بطول ۱۲ کیلومتر(از شرق به چاه قایدی و از غرب به محله محمد شریفی) با مساحت کلی۵/۱۷ کیلومترمربع را بعنوان حریم شهر لامرد تعیین نمودند. در آن زمان جمعیت لامرد ۱۰۸۱۰ نفر و تعداد محلات آن ۳۶ روستا و محله بوده است.

اسامی شهرداران لامرد از بدو تاسیس تا کنون به همراه اطلاعات مفید دیگری در مورد آنها در جدول زیر ارائه شده است:
ردیف- نام شهردار-  مدرک تحصیلی- محل صدورشناسنامه- مدت خدمت در شهرداری
۱ – محمود راستی – دیپلم – لارستان – ۶ ماه
۲- مسعود انصاری – دیپلم – لامرد – ۹ سال و ۲ماه
۳- غلامعباس عباسی نیا – لیسانس – آبادان – ۵ سال و ۴ماه
۴- حبیب صفری – فوق دیپلم – لامرد – ۱۰ ماه
۵-  یزدانبحش رحیم پور – لیسانس – کازرون – ۱ سال و ۷ ماه
۶- علی قسمی – فوق لیسانس – لامرد – ۲ سال
۷- مسعود حافظی – فوق لیسانس – کازرون – ۳ سال و ۱۰ ماه
۸- احمد خشنو – فوق لیسانس – لامرد – نیمه ۸۶ تا کنون

در این بین آقای احمد خشنو با ۳۸ سال سن در زمان انتخاب به عنوان شهردار، جوانترین و آقای یزدانبخش رحیم پور با ۶۰ سال سن، مسن ترین شهردار لامرد بوده است.

نکات مفید عمومی :
۱- اولین شهرداری لامرد در مغازه ای در محله تراکمه علیا دایر گردید.
۲- اولین بودجه سالیانه شهرداری در سال ۱۳۶۳ و برابر ده میلیون ریال بوده است.
۳- اولین شهرداری لامرد با دو نفر کارمند (مرحوم یحیی صداقت و آقای اسماعیل کریمیِ بازنشسته) شروع بکار کرد.
از اولین شهردار لامرد اطلاعات در دست نمی باشد و با پیگیری که انجام شده هیچ کسی شماره ای از آقای محمود راستی بعنوان اولین شهرداری لامرد نداشت.

مهمترین نکات دوران شهرداری آقای انصاری:
ورود لامرد به بحث شهرشدن ، با نقشه برداری شهر لامرد و جانمایی میدان امام، خیابان ۲۲ بهمن، خیابان ۱۵ خرداد و محوطه باز جلوی نیروی انتظامی ، توسط کارشناسان استانداری فارس ، صورت گرفت.
۱- اولین لبه گذاری شهر در خیابان ۲۲ بهمن و اولین آسفالت گرم در خیابان ۲۲بهمن توسط کارگران تبریزی اجرا گردید( شاید آقای انصاری فکرش هم نمی کرد که بعد از ۳۰ سال هنوز نحوه پخش آسفالت مثل سال ۶۳ باشد!!) . آن روز ها آسفالت مقوله ای مدرن بود و مردم گروه گروه برای دیدن آسفالت به خیابان ۲۲ بهمن می امدند .
۲- مذاکرات برای عقب نشینی منازل مسکونی و افزایش عرض معبر ۶ متری خیابان ۱۵ خرداد ، و با یک پروسه زمانی ۲ ساله به درازا کشید. البته در مورد یکی از منازل این مذاکرات ۵سال به درازا کشید.!!!!
۳- لبه گذاری خیابانهای شاهد، معلم و جهاد در این دوره شروع شد.
۴- مهمترین چالش که وجود داشت مشکل اخذ پروانه توسط شهروندان که با جلسات متعدد با افراد محلی این موضوع حل شد
۵- دومین گام برای شهریت بخشیدن به شهر لامرد ، با اجاره گرفتن ۲روزه هواپیما و تهیه عکس هوایی برای آماده کردن طرح هادی شهر و شروع فرهنگ سازی برای اخذ پروانه ساخت ، رخ داد.
۶- ساختمان فعلی شهرداری طی این دوران ۹ ساله اجرا شد.
۷- خریداری اکثر ماشین آلات شهرداری با کمک خیراندیشان از دست آوردهای این دوره می باشد.
۸- نقش بستن لبخند بر لبان مردم، داشتن شهری زیبا و مردمی شاد از آرزوهای آقای انصاری بوده است.
۹-خیلی ها معتقدند که زحمتکش ترین شهردار لامرد ایشان می باشد و جالب است که هم میهمانان و کارشناسان استاندار برای ماندن در لامرد در خانه ایشان و آقای صفری و آقای منصوری اقامت داشته اند خانه این سه نفر نقش هتل و مهمانسراهای امروزی داشتند.

در کنار این خدمات مثبت، جانمایی میدان امام و مشکلات بعدی ناشی از این انتخاب که هنوز هم گریبانگیر شهرمان است.از غالب مردم این حرف را شنیده ام که آقای انصاری خیابان بسیج را به جای آنکه از کنار بانک صادرات فعلی عبور دهد ، به سمت مخابرات کشاند تا منازل و مغازه های خودشان ارزشمند شود. این سوال را بی پروا از ایشان پرسیدم . ایشان هم انگار که هزاران بار به این سوال جواب داده باشد با لب خندی گفت: بله، این شایعه را خودم هم شنیده ام. اما واقعیت این است که من خودم مصر به عبور خیابان از کنار بانک صادرات بودم . منتها نکته ای که غالب مردم نمی دانند این است که امتداد این خیابان از مسجد شاکری ها می گذشت. تلاش های ما برای گرفتن مجوز تخریب به سرانجام نرسید و امام جمعه ی محترم شهرستان مجوز تخریب مسجد را ندادند و ما بالاجبار خیابان را جابجا کردیم.

ایشان هم اکنون بازنشسته بوده و بصورت افتخاری در دفتر امام جمعه مشغولند.

دوران شهرداری آقای عباسی نیا :
با تماس های مکرر با ایشان بالاخره توانستم چند کلام با ایشان صحبت کنیم :
موفق ترین کارشان را ساخت بلوار جمهوری، احداث بلوار بیمارستان و آسفالت بلوار ولی عصر می دانند.
به عقیده یکی از نیروهای باسابقه شهرداری، عدم آشنایی ایشان با کارهای شهرداری، باعث ایجاد بدهی برای شهرداری گردید.
ایشان از کارهای نیمه تمام صحبتی نکردند.
شغل فعلی ایشان : ریاست موسسه قرض الحسنه در شیراز

حبیب صفری: آقای همیشه معاون! ایشان علاوه بر یک دوره شهرداری ، معاون ۵ نفر از شهرداران لامرد بوده اند.
موفق ترین کارها:
۱-ارتباط دو سویه شهروندان با شهرداری و شهرداری با مردم
۲-احداث اولین پارک لامرداحداث پارک لاله (پارک سورغال) ظرف مدت ۵۰ روز و با اعتبار ۸۰ میلیون ریال.
-در آن زمان شهرداری برای جذب میهمانان نوروزی، اقدام به واگذاری یک جفت لاستیک خودرو به مسافرین می کرده است.
– بودجه ۹۶ میلیون تومانی شهرداری کمتر از میزان بدهی های شهرداری بوده است!
– کارهای نیمه تمام : تهیه طرح تفصیل شهر
– شغل فعلی: مدیر شرکت اسکان بنای ایرانیان

شهردار پنجم :شهرداری یزدانبخش رحیم پور:
شهرداری اهل شعر و ادب
وقتی از آقای رحیم پور خواسته ام در مورد دوران شهرداری و موفق ترین کارهایشان بگویند شروع صحبتهایشان با این شعر بود:
” آتش زهد وریا خرمن دین خواهد سوخت – حافظ این خرقه پشمین بینداز و برو”
۱- بزرگترین کارم ارادت به مردم بوده و تلاش کردم اگر خادم نباشم خائن هم نباشم.
۲- یادمان شهدا در میدان دهنو درخدمت به شهداکاری انجام دادم که همیشه باعث افتخار من بوده است.
کارهای نیمه تمام :وضعیت سیاسی آن دوران طوری بود که نمی توانستم با جماعتی که بودند، کارها را پیش ببرم و خیلی از آرزوهای من تحقق پیدا نکرد. در پیگیری های که با مهندس حاج خلیل رضائیان معاون فنی استانداری داشتم در خصوص فلکه امام که من مصر بودم یا نام امام از روی فلکه برداشته شود یا فلکه در خور نام امام باشد.

قطعه شعری تقدیم به مردم خوب لامرد

“مردم لامرد
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطله بود”

– جناب رحیم پور که در صحبت هایشان تاکید داشتند سلامشان را به مردم لامرد برسانیم و در زمان شهردار شدن بازنشسته بوده اند و همیشه جواب ارباب رجوع را با شعر می داده اند.
– نکات حاشیه ای: یکی از کسانی که همیشه با ایشان بحث داشت حاجی اسد منصوری بود هر روز صبح یکی از کارهای معاون (صفری) آشتی دادن شهردار و دفتر فنی شهرداری بود به گفته آقای منصوری ایشان مثل فامیلشون رحیم بودند و برخوردشون با مردم مهربانانه بود.
– ارتباط مطلوب با مردم از ویژگی های ایشان می باشد.
– در زمان ایشان تشکیلات اداری شهر سازماندهی گردید.
– شغل فعلی : وکیل پایه یک دادگستری

شهردار ششم :اقای علی قسمی
مهمترین اقدامات: احداث بوستان ملت(پارک نقت خودمان)، ،سرمایه گذاری مشارکتی در اجرای بازار روز مرکزی لامرد، همکاری صمیمانه در راه اندازی نمایندگی نظام مهندسی ساختمان شهرستان در سال ۱۳۸۱، جذب سرمایه گذار و احداث هتل، واگذاری ۱۵۰۰۰ مترمربع زمین به مکتب القران ثاراله، تدوین برنامه ۵ساله عمران شهری شهرداری، تصویب و اجرایی شدن طرح جامع شهر.
کارهای نیمه تمام:
۱- سامان دهی پارک لاله به عنوان بزرگترین بوستان شهر
۲- تملک املاک واقع در باند شمالی بلوار غدیر حد فاصل محلات چاه نو علیا و چاه علی
۳- ساخت سالن اجتماعات در شهرداری

شغل فعلی :ریاست شورای شهر لامرد

هفتمین شهردار :آقای حافظی
دوران ایشان به عقیده بسیاری از کارمندان شهرداری و مردم ، دوران طلایی مدیریت در شهرداری لامرد بود. قدرت نفوذ و قاطعیت در مدیریت، از ویژگی های شخصیتی ایشان می باشد.
از دیگر عملکردهای بنیادین ایشان توسعه کمربندی شهر، راه اندازی شهربازی، توسعه پارک نفت و ایجاد محل درآمد برای شهرداری (کارگاه تولید قطعات بتنی) و تابلوهای مسیریابی در شهر می باشد.
موفق ترین کار : تسریع در خدمات رسانی به مردم و رفع تبعیض در شهرداری بود. مردم وقتی وارد شهرداری میشدند دیگر فکر نمی کردند که تفاوت با ایشان و دیگران وجود دارد. همه مردم از فقیر و غنی از جناح راستی و چپی با یک دید نگاه میشد.

کارهای نیمه تمام : یکپارچه نمودن شهر کاری بود که در دوران ایشان شروع شده ولی نتوانستند به سرعتی که مد نظرشان بود انجام دهند. طرح تفصیلی شهر که در دوران ایشان داشت به نتایج خوبی میرسید ولی به پایان نرسید.
درکنار این نکات مثبت، دست اندازهای آسفالتی خیابانها ، المان میدان دانشجو و نیز میدان روز کهوردان جزو موارد ابهام برانگیز دوره ایشان می باشد.

و اما دوران شهرداری احمد خشنو: شهردار هشتم
ایشان که بعد از آقای حافظی از طرف شورای شهر فعلی به عنوان هشتمین شهردار لامرد انتخاب گردید، انتخاب ایشان با بحث ها زیادی همراه بود و اما شروع کار ایشان:
در چند سال اول کارشان، دوران پر بودن صندوق به واسطه درامدهای ناشی از نفت و … را تجربه نمودند و به همین دلیل دستشان برای راه انداختن پروژه های جدید و پرداخت بدهی های شهرداری باز بود.
در این بین گسترش فضای سبز شهر، گسترش پارک های محله ای، افزایش مقداری کوچه های آسفالت شده از نظر کمیت ، احداث ترمینال جدید، طرح ساماندهی میادین شهر و … نمونه هایی از فعالیت های زیاد ایشان در دوره اخیر می باشد. شاید مهمترین نقطه مثبت دوران ایشان، جذب سرمایه گذاربخش خصوصی برای راه اندازی پروژه الماس جنوب و پروژه ۶۱۲ واحد البرز باشد.
کار نیمه تمام : جاده کمربندی شهر لامرد که در طرح تفصیلی شهر هم آمده است و نبود درآمد پایدار برای شهرداری که ایشان تاکید داشتند شهردار بعد و شورای آینده فکری اساسی برای در آمد پایدار برای شهرداری داشته باشند.
درکنار حجم زیاد فعالیت ها، وجود انتقاداتی به عملکرد ایشان بواسطه کارشناسی نبودن طرح ها، وجود احساس تبعیض در برخورد با ارباب رجوع و… بعنوان فاکتورهای منفی دوره مدیریت ایشان نام برده می شود.

در پایان ضمن تشکر مجدد از آقایان حبیب صفری و مسعود انصاری، توجه شمارا به دیدن چند عکس جلب می کنم.
با احترام: صالح صادقی
(در تهیه ی این نوشته از راهنمایی های مهندسان عزیز امیر و محمد جواد صفایی بهره ی فراوان برده ام که همینجا از آنها تشکر می کنم)

img111_03
لامرد، روزهای دور. جناب شهردار انصاری ناظر بر روسازی خیابان ها

5555_09
همچنین ناظر بر اجرای پل

5555_11

تشخیص اینکه این کجای لامرده با شما…

888_01

بلوار غدیر سال ۸۲- سمت چاه حاج ابول

888_06

تعریض پل در بلوار مطهری

img111_08

حبیب صفری جوان : شهردار شهر جوان لامرد
img111_06

ترمیم آسفالت خیابان بسیج-سال ۸۵

IMG_03

میدان شهدا یادگار شهردار شاعرمسلک شهر لامرد: رحیم پور

5555_06

به دست خود درختی نشاند و رفت…

img111_10

افتتاح طرح مسجد کنار پارک شهر- در مورد معماری این شهر و رعایت نشدن scale آن بحث فراوان است.

5555_04

علی قسمی جوان: شهردار آن روزها به همراه اسد منصوری که به عنوان بنا وارد شهرداری شد و تا مسوول دفتر فنی ارتقا یافت.

IMG_01

افتتاح بازار روز کهوردان – یکی از طرح هایی که عدم نیاز سنجی مناسب برای پروژه باعث بلااستفاده ماندن این مکان شده است.

img111_01

افتتاح شهر بازی

IMG_06

شهردار هشتم: احمد خشنو

تاسیس ۶ رشته تحصیلی جدید در دانشگاه های لامرد

تیر ۲۳ام, ۱۳۹۲

نماینده مردم شهرستانهای لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی با دکتر سید ابوالفضل حسنی مدیرکل دفتر گسترش وزارت علوم و دبیر شورای گسترش آموزش عالی دیدار و گفتگو کرد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر سید موسی موسوی، در این دیدار که دکتر تیزرو رئیس مرکز آموزش عالی دولتی لامرد و دکتر هاشمی معاون آموزشی دانشگاه آزاد لامرد نیز نماینده مردم را همراهی می کردند، عضو هیئت رئیسه کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی با اشاره به چشم انداز آتی منطقه اظهار داشت: ظرفیتهای عظیمی که در آینده در حوزه های مختلف نفت، گاز، سیمان، آلومینیوم، فولاد، معادن دولومیت و … در سطح حوزه انتخابیه ایجاد خواهد گشت سبب شده است هم اکنون شهرستانهای مهر و لامرد به عنوان قطب صنعتی فارس در چشم انداز آینده به شمار روند.

نماینده مردم در خانه ملت در همین خصوص بر ضرورت رشد شاخص های علمی، آموزشی و فرهنگی همزمان با توسعه صنعتی منطقه تاکید کرد و اظهار داشت: افزایش رشته های تحصیلی در دانشگاه ها علی الخصوص رشته های مرتبط با حوزه های مذکور یکی از ضروریات در این عرصه است که لزوم توجه بیشتر شورای گسترش آموزش عالی به عنوان بالاترین مرجع تصمیم گیری در خصوص گسترش رشته های دانشگاهی را می طلبد.

در ادامه این نشست دکتر سید ابوالفضل حسنی مدیر کل دفتر گسترش و برنامه ریزی آموزش عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ضمن اظهار خرسندی از این دیدار و ارائه توضیحاتی در خصوص چگونگی افزایش رشته های تحصیلی، نهایتا موافقت خود را با راه اندازی۶ رشته تحصیلی جدید در دانشگاه های لامرد اعلام کرد.

اضافه می گردد افزایش رشته های تحصیلی در دانشگاه های کشور مقوله ای پیچیده و وقت گیر است که معمولا با سخت گیری های ویژه شورای گسترش آموزش عالی مواجه می گردد. شایان ذکر است بر پایه توافقات به عمل آمده در این نشست مقرر گشت ۴ رشته کارشناسی ارشد مهندسی شیمی (گرایش مهندسی فرآیند)، کارشناسی مهندسی مکانیک (گرایش تبدیل انرژی)، کارشناسی ارشد شناخت اندیشه های امام خمینی و همچنین کاردانی ایمنی در دانشگاه آزاد لامرد و نیز ۲ رشته کارشناسی مهندسی شیمی و کارشناسی مدیریت صنعتی در مرکز آموزش عالی دولتی لامرد تاسیس گردد.

چاسهای تاوسوون – ستونهای زندگی

تیر ۲۲ام, ۱۳۹۲

چهار روز است که به مکتب خانه می آیم . ” ملاکتبی” روستای ما ملای خیلی خوبی است . سالهاست که ساکنین روستاهای مجاور برای فراگیری قرآن و جوهری (چاوشی) پیش ملّای ما می آیند . ملّا کمی ترشرو و تند مزاج است اما ته قلبش صاف و پاک است . به قرآن احترام زیادی می گذارد . بعد از چهار روز توانستم ” عَمّ جزء ” را تمام کنم . از فردا شروعی تازه در قرآن خواندن من می باشد. قرار است از فردا سوره بقره را شروع کنم . برای پوشش قرآنم مادر پارچه زیبای سبز رنگی درست کرده است ، بندهایش را می بندم . همه ی بچه ها قرآنها را می پیچند و از حسینیه بیرون می رویم . از در کوچک شمالی حیاط وارد می شوم . کنار بالُووَه بزها و میشهایمان که تازه از صحرا برگشته اند در حال نوشیدن آب هستند . از گودی بالای دنده هایشان پیداست که خیلی تشنه هستند .

تابستانهای سخت بیخه جات و ایراهستان فقط برای جانوران مقاومی چون بُز و میش مناسب می باشد .  قرآن را روی ” رف ” داخل مَنزلی می گذارم . دست و صورتم را می شویم و به سمت  “‌مشکلون ” وسط ” فازا ” می روم . “پیاله ی ورشویی” را پر از آب می کنم و می نوشم .

چند تن از دوستان لیلا  در حال “‌کُتُربازین” در دروازه ی کَوشی  هستند به آنها نزدیک می شوم سلامشان می کنم و کناری رو گلیمی می نشینم .  نوبت بازی به لیلای ما رسیده ، بد جور در مرحله ی ” کپرو ” گیر کرده ،هر کاری می کند نمی تواند این مرحله را رد کند . زهره دختر “حاج عبدل ” همسایه باپیرو از همه دخترها کوچکتر است . تازه به مرحله ی ” هُشْ تَرَپَّک” رسیده است . مادرم می گوید این زُهْرَو خیلی ” سی هِر ” است . با اینکه ریزه میزه است ولی دختر فرز و زرنگی است .

“بنجیرها” در کنار ” تیرهای موهو” دروازه لانه کرده اند . هر از گاهی صدای جوجه هایشان نگاه مرا به سمت خود می کشاند . حس شیطنتم گل می کند . “خرک “در را می کشم و از پشت درب چوبی حیاط بالا می روم و دست در لانه یکی از آنها می کنم . دستم تا مچ فرو رفته ناگهان گرمی خاصی را زیر دستم حس می کنم . آری جوجه گنجشکها پر در‌آورده اند . فاطی صدا می زند که برایش ” بچه بنجیر ” بگیرم . یکی از آنها را می گیرم . از قیافه و پرهایش پیداست دو سه روز دیگر ” فرو” می شود . جوجه گنجشک را به دست فاطی می دهم ، ناگهان یکی از ” پازن ها ” با شاخ به جان بزهای بیچاره می افتد . سریع به دادشان می رسم آب خورده اند و سیرند . آنها را ” خس ” می کنم که …

صوت گوشخراش اگزوز پاره شده موتورسیلکت یاماهای پدر در کوچه طنین انداز می شود . نگاهی به بیرون می اندازم . دود سنگین و گرد و خاک عجیبی کوچه را فرا گرفته است .  پس از چند لحظه پدر و مادر با ” چَنْبیله ای ” پر برمی گردند . حسن نیز روی باک موتور نشسته و ” چِیل خَنْدی ” به من می زند . یک گونی وسط پدر و مادر است که سریع ” تَهْسُم “‌ مادر می کنم و گونی را پایین می گذارم . بوی تازه “کاکُل مَنگو” مشامم را می نوازد . جلدی می روم  “کَروَه ای ” را که با گونی اندود کرده ایم همراه با پیاله ی ورشویی می آورم . اول حسن آب می خورد  پدر و مادر هم سیراب می شوند . ” فانیله ی ” حسن بعد از خوردن آب کاملا خیس شده است . “دی انشاالله آب از دست ساقی کوثر واخوری ” این خطابه ای است از مادر در جواب به من .

مَسیله ی خلیفه ها خیلی کاکل منگو دارد . چند روز دیگر ماه رمضان است . دیگه دل نداریم بریم برای همین برای کل ماه رمضون رفته ایم کاکل منگو چیده ایم . راستی احمد جان پس فردا جمعه است . یادم بنداز که … ناگهان صدایی مرا به سمت خود کشاند . نگاهی به حسن انداختم دیدم دو تا جوجه ی” چیخو” از زیر پیراهنش بیرون آورد . حرکت جوجه ها باعث ” خرماچو شدن ” حسن شده بود . فاطی نیز پرید و جوجه گنجشکش را به رخ حسن کشید .

ما دو تا ” کته ی مرغی ” داشتیم یکی از آنها را سریع آوردیم و جوجه ها را در آن گذاشتیم . ظرفی آب و مقداری دانه هم برای جوجه ها کنار گذاشتیم تا تشنه و گرسنه نمانند .

لیلا هم به اتفاق مادر و سایر دختران بازیشان تمام شده بود . ” دی با و باپیر “‌امروز مهمان ما هستند . مادر سریع بلند می شود لیلا هم بدنبالش می رود . ناهار امروز “تلیت دو ” می باشد . پدر و مادر همراه خود مقدار ” کاکل خومونی ” نیز آورده اند . لیلا کاکلها را تمیز می کند . مادر هم کیسه دوغی آویخته  شده به ” تَوَتْ های گشخا” را بر می دارد . ناگهان متوجه می شود نصف دوغها نیست . صدا می زند دوغها چه شده . فاطی صدا می زند ” دی کار این حسنن ” حسن هنوز بچه است تازه پنج سالش شده مادر کمی عصبانی می شود ولی سریع سرد می شود . خوب شد که دو کیسه دوغ داشتیم . پدر ناگهان صدا می زند ” دی احمد ” غصه نخور مهمان روزی اش همراهش است . حسن همیشه عادت داشت که کیسه دوغی مادر را میک بزند . این عادت حسن باعث شده بود که یکبار هم ” گنجی کمرو ” زیر چشمش را نیش بزند ولی باز ترک عادت موجب مرض است .

در همین گیر و دار ” باپیر و دی با ” چونان لیلی و مجنون با هم می آیند . دی با سالهاست که قدرت شنوایش کاهش یافته  و باپیر نیز بینایی مساعدی ندارد و از عینک ” بُنِ اِسْکانی ” استفاده می کند . همه ی ما با احترام با آنها رفتار می کنیم . سینه هایشان مالامال از خاطرات شیرین و تلخی که روزگار برایشان به یادگار گذاشته . از کار در شرکت نفت آبادان گرفته تا فورمنی در ابوظبی . مادر بزرگ نیز از چگونگی گلیم بافی و هنرهای دستیش برایمان زیاد تعریف می کند . نشستن پای صحبتشان خیلی شیرین است .

هر دو را به منزلی راهنمایی می کنم . اما قبول نمی کنند ، می گویند توی دروازه خُنُک تر است !! . مادر قلیان تازه چاق کرده را می آورد . دودش را می گیرد و به باپیر می دهد .

فاطمه و حسن روی پاهایشان می نشیند . حسن از ” دی با ” می خواهد برایش شعر بخواند . دی با گوشش نمی شنود ، با صدای بلند می گوید و متوجه می شود و شروع می کند …

حسینعلی دویدن

سوار اسب لیتن

نه خر داره نه خوره

می ره به جنگ تُورَه

توره می گو مو مَردُم

شمشیر اَ قد می بندُم

حسینعلی می دیدُم

حسینعلی می کشتُم

تو مَعْجُموش می ششتم
تو پاتیلَکوش می پختم
لَرزِ چکوش می خوردم

سینه ی “دی با ” سرشار از قصه ها ، خاطرات و اشعار زیادی است . هنوز لالایی هایش در گوشم مانده است .

… پدر یک سطل رطب نیز می چیند . مادر و لیلا نیز کاکلها را تمیز می کنند . با آفتابه دروازه و جلویش را آب پاشی می کنم . یکی از لنگه های در چوبی حیاط را می بندم . لیلا گلیمها را مرتب می اندازد . بوی عطری دلنشین پس از آب پاشی ، از زمین بر می خیزد . سفره ی را پهن می کنیم . مادر کاسه ها ، کاکلها ، پیازها و پیله های دوغی را وسط سفره می گذارد . نانهای تنوری مادر خیلی خوشمزه است. به قول خودش خیلی پشت دارد “. پس از اینکه دوغ ها را درون کاسه ها می ریزم مادر کیسه ها را کنار می گذارد . از کشک برجای مانده بر دیواره پیله های دوغی “هاماین” درست می کنیم . 

در هنگام تلیت کردن ، نیم نگاهی به لرزش دستان باپیر می کنم . دنیایی از سختی و تجربه را از لابلای انگشتان باپیر و دی با می توان دید . آخر ناهار هستیم که صدای تَک تَک مکینه ی پلاکِسّان عامو غلام باز هم بلند می شود . 

… نیم ساعت بعد در حالیکه همه نمازشان را خوانده اند ، زیر کولر آبی دراز کشیده و می خوابند .

همه به خواب شیرینی فرو رفته اند . به صورت چروک خورده دی با و باپیر نگاهی می اندازم . تیرهای سقف خانه را یکی یکی می شمارم . من امروز خوابم نمی برد ، یاد پدر ، یاد باپیر ، یاد دی با و …  نگاهم در امتداد تیرهای چوب سفیدهای ” رشمیز زده ی ” سقف محو می شود …

 واژه شناسی :

بالُووَه = balovah= روشویی یا ظرفشویی وسط حیاط

‌مشکلون =mashkaloon= اتاقکی برای نگهداری مشک آب که معمولا جای خنکی درست می شد.

فازا = fazaa= حیاط

کتُربازین = kotor bazin = یه قل دوقل

دروازه ی کَوشی = darvazayeh kawshi = درب جنوبی حیاط

کپرو = kaparoo = یک مرحله از یه قل دوقل که دست به شکل کپر نگهداشته می شد

هُشْ تَرَپَّک = hosh tarapak= این نیز مرحله ای از یه قل دو قل است

سی هِر = si her = زیرک 

بنجیرها = bonjir = گنجشکها

تیرهای موهو = tir-e-mohaw = تنه درخت نخل ، با چهارتکه کردن تنه درختان نخل از آنها بعنوان چوب سقف استفاده می کردند

خرک =kharak = چوبی مخصوص و کوچک که برای بستن دربهای چوبی استفاده می شد(‌این دربها در جلو لنگر و در پشت خرک داشتند )

 فِرّو =ferro = آولین روز به پرواز درآمدن جوجه های پرندگان

پازن ها = pazan = بز نر

خَس =khas = طویله

چَنْبیله ای = chanbile= زنبیل پلاستیکی مخصوص

چِیل خَنْدی = chilkhand= لبخند

تَهْسُم = tahsom= کمک

کاکُل مَنگو =kakol mangoo = منگگ : نوعی سبزی محلی  وحشی که در تابستان که همراه ماست ، دوغ و یا کشک حیوانی تناول می گردد .

کَروَه ای =karveh= کوزه مخصوص نگهداری آب

فانیله ی = fanilah= زیرپوش

چیخو = chikho = چکاوک

 کُتَه = kotah= اتاقکی مخصوص و فلزی که معمولا با حلبی ساخته می شد و محل نگهداری مرغ ها بود

دی با و باپیر = dayba bapir = مادر بزرگ پدری و پدربزرگ پدری( تا چند سال پیش هم در لامرد گفته می شد . طوری که به راحتی فامیلهای مادری و پدری قابل تفکیک بودند ولی الان دیگه قابل تفکیک نیستند !!! )

تلیت دو =talit daw = تلیت ( ترید) دوغ

تَوَتْ های گشخا =tavathayeh gashkha = پایه های شاخه های بریده شده نخل بر تنه درخت 

گُنْجی کَمَرُو = gonj kamaroo= زنبور قرمز(خرمایی)

بُنِ اِسْکانی =bone eskani  = ته استکانی

فورمنی =forman= سرکارگر

توره =toorah= شغال

رُشْمیز = roshmiz= موریانه

 

نوشته های مرتبط :

چاسهای تاوسوون – میهمان نوازی

چاسهای تاوسوون – شکار بلبل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام منطقه ی لامرد در دوره ی ساسانی و قبل از آن

تیر ۱۹ام, ۱۳۹۲

لامرد نامی است جدید که مشهور شدن آن از دوره ی پهلوی به بعد می باشد. پیش از آن، این منطقه به نام تراکمه معروف بوده که این نام نیز قدمتی بیش از پانصد سال ندارد. اسم تراکمه مربوط به قرن دهم هجری قمری است، زمانی که طایفه ی تراکمه در کنار کوه سادول ساکن شده بودند. آن ها آبادی کوچکی را بنا کردند و نام طایفه و ایل خود را برای آن جا انتخاب نمودند. ما به دنبال این هستیم که بدانیم در دوره ای که گبریان در این منطقه زندگی می کرده اند یعنی دوره ی ساسانی و حتی قبل ازآن، نام این جا چه بوده است؟ پیدا کردن  نام قدیم  منطقه در دوره های مختلف به خاطر زیاد نبودن منابع و متون قدیمی، سخت می باشد.

آن چه مسلّم می باشد این است که در دوره ی ساسانی، این منطقه آباد بوده چرا که آثار گبریان در کوه ها و دشت های لامرد، هنوز مشهود و باقی  است. حتی در مناطق اسیر، گله دار، خَشت و اشکنان، آثاری مربوط به قبل از ساسانیان نیز مشاهده می شود که به نظر می رسد این مناطق، حکومت سواحل خلیج فارس را نیز در دست داشته اند. ما آثار و نوشته های این دوره ها را مطالعه نمودیم. با بررسی سفرنامه ی نثارخوس که مأمور اسکندر بوده و گزارشی از مناطق ساحلی تهیه کرده است، نتوانستیم به نتیجه ای برسیم.

منبع دیگر ما، کارنامه ی اردشیر بابکان است که از حمله ی اردشیر اول به مناطق ساحلی نیز درآن سخن به میان آمده است. اردشیر خود در شهر گور اقامت داشته است. در منابع آمده که او به رقیب خود در روستای خوجران، در منطقه ی الار و در سواحل اردشیرخُره حمله نموده است. به نظر می رسد بعد ها نام خوجران به کُران (منطقه ی اسیر امروز) و نام الار به علامرودشت تغییر یافته باشد.

اردشیر در زمان خود، بندر سیراف را می سازد. در آن دوره سیراف اهمیت پیدا می کند به گونه ای که مناطق ساحلی نزدیک به آن و حتی لامرد و مهر امروزی هم جزو آن محسوب می شده اند. مورّخان و جغرافی دانان عربی که به سیراف سفر کرده اند از اسامی ایراهستان و کُران نیز نام می برند. این اسامی تا اوایل دوره ی اسلامی هم وجود داشته است. بیشتر مورخان و جغرافی دانان، نام منطقه ی لامرد و مهر امروزی را ایراهِستان و کُران نامیده اند.

در زمان حمله ی اعراب مسلمان به ایران، آنان در جنوب از طریق بحرین وارد خاک فارس شده و مناطق زیادی را به تصرف خود در می آورند. آن طور که از بررسی ها بر می آید مناطق کران و کاریان را به خاطر وجود قلعه های محکم، نمی توانند تصرف کنند و مردم این مناطق تا قرن سوم هجری قمری در دین خود که زردشتی بوده است، باقی مانده اند.

از قرن سوم هجری به بعد طوایف عرب آل ابی زهیر و جویم ابی احمد به این منطقه آمده اند و از آن به بعد این مناطق نام سیف به خود می گیرند. نام مُهر، لامرد و جَم امروزی به سیف ابی زهیر معروف می شود. در آن زمان نام های ایراهستان، کران، نایبند و سیراف هم مشهور بوده اند.

در قرون سوم و چهارم هجری قمری، سید عفیف الدین موسی از طرف بندر کنگ (لنگه) برای تبلیغ دین اسلام وارد منطقه ی گبر نشین کران و کاریان می شود. نیرو های سید تمام قلعه های گبریان در سراسر منطقه از برازجان گرفته تا لنگه (یعنی ایراهستان پایین) و مناطق علامرودشت، خنج، جویم و کاریان (یعنی ایراهستان بالا) را فتح می کنند. از عفیف الدین موسی معروف به شاه زندو بیرمی تذکره ای دست نویس به خط سید علی اکبر بیرمی باقی مانده که در آن درباره ی فتح قلعه های گبریان توسط نیرو های او، توضیح داده شده است. این تنها منبعی می باشد که ما می توانیم با بررسی دقیق آن، به نام قدیم منطقه دست پیدا کنیم.

تذکره ی شاه زندو از چند قسمت تشکیل شده است که هر قسمت به یکی از فرماندهان شاه زندو و نحوه ی تسخیر قلعه توسط وی می پردازد. ما در این مقاله به آن قسمت از تذکره که مربوط به فتح قلعه های واقع در محدوه ی بیخه جات است، توجه می کنیم و مورد بررسی قرار می دهیم.

شاه زندو سه فرمانده ی خود را به این مناطق اعزام می کند. امیر خوشنام زندوی مأمور تسخیر قلعه ی کران و بُرکان در سمت غربی بیخه جات (اسیر-جم)، شیخ  حسن انصاری مأمور تسخیر قلاع واقع در خَشت و سوداب گرد (اشکنان) در قسمت شرقی بیخه جات و امیر جعفر و فرزندش حسن، مأمور تسخیر قلاع سروردان و فوم در منطقه ی مرکزی بیخه جات (لامرد) می شوند.

کران و برکان به مناطق اسیر، گله دار، فال و مهر امروزی اطلاق می شده است که نام کران هنوز باقی مانده است و برکان به فال گفته می شده است. جدره و گرازدان هم که در این تذکره از آن ها اسم برده شده است، همان مهر امروزی می باشد. این منطقه در دوره ی صفوی با ورود سادات به آن، نام مُهر به خود می گیرد.

لازم به ذکر است که در دوره ی شاه عباس صفوی، مناطق مهر، فال، گله دار و اسیر کنونی با ورود طایفه ی لُر گلّه دار نام گله دار به خود می گیرد و در آن دوره به این نام معروف بوده است. نام منطقه ی خَشت نیز هنوز باقی مانده است.

نام سوداب گرد به اشکنان امروزی اطلاق می شده است که در آن وقت توسط شیخ حسن انصاری فتح می شود. برای ما محدوده ی فعالیّت امیر جعفر و حسن زندوی چندان مشخص نیست. در تذکره آمده است که «… سپس امیر جعفر (ع) عموی شاه زندو (ع) به روستاهای فوم، سروردان، سل، سمنه و برکان اعزام شد و سپس جبرئیل بن زندو با سپاهی او را همراهی کرد» بعد درگیری را شرح می دهد و ادامه می دهد تا جایی که نبرد میان مسروق بن سیف و حسن، پسر شاه زندو به شهادت فرزند شاه پایان می پذیرد. سپس ابراهیم، پسر شاه زندو نیز در نبردی دیگر به شهادت می رسد.

این نبرد ها ادامه پیدا می کند تا این که سپاهیان شاه زندو به رهبری امیر جعفر پیروز می شوند و قلعه های برکان، سروردان، سل و سمنه را به تسخیر خود در می آورند. در ادامه ی تذکره آمده است که امیر جعفر، امیر حسن بن زندو (ع) و ابراهیم بن زندو (ع) را در روستای سروردان دفن می نماید. اگر ما بتوانیم قبر امیر حسن و امیر ابراهیم را بیابیم، با توجه به این که قائدتاً آن ها نیز مشابه دیگر فرزندان شاه زندو دارای بقعه و بارگاه بوده اند، می توانیم مناطق قدیمی سل، فوم، سروردان و برکان را هم پیدا کنیم.

همان طور که پیش از این اشاره شد، برکان در نزدیکی فال امروزی قرار داشته است. فوم نیز همان فومستان معروف در پشت کوه لامرد و نزدیک به ساحل است. آن چه که به نظر می رسد محل سروردان باشد، همان تنگ سِریدون است که در کنار فومستان می باشد. این تنگ در قدیم دارای آب و چشمه بوده و موقعیت آن، چسبیده به کوه پُدنو در منطقه ی مرکزی لامرد است. با توجه به این که بقعه و قبری معروف به شاه حسن در کنار تنگ و درّه ی گبر نشین پدنو قرار دارد و بعضی از معتمدان محلی هم تاریخ شهادت شاه حسن که روی سنگ قبر وی نوشته شده بوده را ۴۳۲ ذکر می کنند و این با زمان حمله ی نیرو های شاه زندو به منطقه، مطابقت دارد، حدس ما بر اینست که نام این منطقه در دوره ی ساسانی و قرون اولیّه ی اسلامی یکی از سه نام سل، سمنه و سروردان بوده باشد.

 

احمد واعظ زاده

گرفته شده از کتاب در دست تألیف سیری در تاریخ و فرهنگ بیخه جات و کران (لامرد و مهر)

گپ و گفتی با عالیجناب شعر لامرد: خلیل ذکاوت

تیر ۱۹ام, ۱۳۹۲

خبرگزاری فارس – گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ خلیل ذکاوت، از شاعران خوبی است که امروز در «لامرد فارس» سکنی گزیده است. شنیدن صحبت‌های شاعری که ده سال است برای چاپ اشعارش عجله ندارد، خالی از لطف نیست. مصاحبه فارس با این شاعر انقلاب را بخوانید؛

_ فارس: جناب آقای ذکاوت! متولد چه سالی هستید؟

۱/۹/۱۳۵۰

_ فارس: در کجا به دنیا آمدید؟ راجع به محل تولدتان کمی توضیح دهید.

شهرستان «لامرد» در جنوبی‌ترین نقطه «استان فارس» قرار دارد و دارای آب و هوایی گرم و بیابانی است؛ زمستان هایی سرد و خشک و تابستان هایی گرم و خشک.

* آب و هوای فرهنگی «لامرد» زیاد تعریفی ندارد

_ فارس: آب و هوای فرهنگی شهرستان «لامرد» چگونه است؟

آب و هوای فرهنگی «لامرد» زیاد تعریفی ندارد. البته بیشتر شهرستان‌ها این گونه هستند ولی شهرستان‌هایی که دور افتاده‌تر هستند شرایط نامناسب‌تری نسبت به بقیه شهرستان ها دارند.

_ فارس: در این شرایط فرهنگی «لامرد» شما به عنوان یک شاعر -که کم کم دارید پیشکسوت هم می‌شوید- چه فعالیت‌هایی می‌کنید؟ بالاخره شما می‌توانید در این فضا اثر‌گذار باشید و اگر شهرستان «لامرد» شرایط فرهنگی خوبی ندارد، شاید شما هم به نوبه خودتان مقصر باشید.

بله، بنده خودم را معاف نمی‌کنم و نمی‌گویم که مقصر نیستم، منتهی می‌دانید که در بخش فرهنگ، مسئولین فرهنگی بیشتر باید پیشقدم شوند، ولی متاسفانه در شهرستان‌ها مدیریت فرهنگی ضعیف است، بنده در مراکز استان‌ها و تهران نبوده‌ام ولی به شهرستان‌ها که می‌رسیم می‌بینیم اداره‌های فرهنگی که کارهای فرهنگی انجام می‌دهند دارای مدیریت فرهنگی قوی نیستند! مشکل اصلی در مدیریت فرهنگی این است که متاسفانه مسوولان و مدیران حوزه فرهنگ، درک و دریافتی درست و دقیق از مسائل و مباخث و به تبع آن معضلات و مشکلات فرهنگی ندارند؛ فهم فرهنگی لازم را ندارند. نگاه آنها به مقوله فرهنگ بیشتر روبنایی و سطحی است، برای همین هم هست که می بینیم خیلی وقت ها خود را درگیر مسائلی می کنند که نسبت چندانی با امور فرهنگی ندارد، یا این که فقط در حوزه فرهنگ عمومی است. اعتقادم بر این است که کسی که در راس یک دستگاه فرهنگی و هنری قرار می گیرد، باید ذاتا آدمی فرهنگی باشد، یعنی فرهنگ و هنر با روح و جان او عجین شده باشد؛ حالا نه این که حتما شاعر یا نویسنده یا فیلمساز باشد، نه، بلکه شناختی عمیق – هم قلبی و هم عقلی – از مقوله پیچیده ی فرهنگ و هنر داشته باشد و باورهای فرهنگی و هنری در او نهادینه شده باشد.

_ فارس: جناب ذکاوت! شعر از چه زمانی به سراغ شما آمد؟

بنده از ۱۶_۱۷ سالگی سرودن شعر را شروع کردم؛ آن موقع هم در «شیراز» بودم، یعنی در حدود سال‌های ۶۶_۶۷ و در دبیرستان درس می‌خواندم.

_ فارس: در مقطع دبیرستان در چه رشته‌ای تحصیل می‌کردید؟

رشته علوم تجربی.

_ فارس: چرا ادبیات نخواندید؟

باور کنید اشتباه کردم! البته بعد از اینکه دیپلم گرفتم، دوره کارشناسی را در رشته «ادبیات» تحصیل کردم.

_ فارس: در دوره‌های ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان در زمینه شعر و ادبیات چه کسانی روی شما تاثیر‌گذار بودند؟

آن زمان به مقاله خوانی و مقاله ‌نوشتن و کلا هرچه که به ادبیات مربوط بود علاقه داشتم. تا دوران راهنمایی در شهرستان «لامرد» بودم و افراد تاثیر‌گذاری در زمینه شعر وجود نداشتند، منتهی برای گذراندن دوره دبیرستان که به «شیراز» رفتم یک معلم ادبیات به نام آقای «ابراهیمی» داشتیم (که ان‌شاءالله هر کجا هست سالم و موفق باشد) ایشان در کار من خیلی اثر‌گذار بودند، به غیر از ایشان یک معلم شیمی – آقای معروف خانی – هم داشتیم که علاقه زیادی به شعر داشتند و بنده را خیلی تشویق می‌کردند و در کلاس شیمی به من وقت می داد که مثلا شعرهایم را بخوانم.

* «سوره» به دستم نمی‌رسید

_ فارس: آن سالها که شما به شعر علاقمند شدید تقریبا سالهایی است که «نشریه سوره» چاپ می‌شد و افرادی مانند «قیصر امین‌پور، سلمان هراتی، سید‌حسن حسینی» و افرادی این چنینی جایگاهی پیدا کرده بودند، آیا در آن سالها «نشریه سوره» به دست شما می‌رسید و کارهای این افرادی که نام بردم را مطالعه می‌کردید؟

بنده با وجود اینکه در «شیراز» و مرکز استان بودم ولی نشریه «سوره» به دستم نمی‌رسید، منتهی مرحوم «قیصر امین‌پور» را می‌شناختم و شعرها و کارهایش را می خواندم ولی نشریه «سوره» را مطالعه نمی‌کردم. آن موقع روزنامه «خبر جنوب» بود که هنوز هم هست و یک صفحه مختص شعر دارد و بنده با آن روزنامه کار می‌کردم ولی نشریه «سوره» متاسفانه به دستم نمی‌رسید.

_ فارس: شما در چه سالی وارد دانشگاه شدید؟

بعد از اینکه در «شیراز» دیپلم گرفتم به سربازی رفتم، زیرا در دانشگاه دولتی پذیرفته نشدم و در دانشگاه آزاد «مهندسی کشاورزی» قبول شدم که نرفتم. بعد از سربازی به شهرستان «لامرد» برگشتم و چند سالی در اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان «لامرد» بودم و در همان سالها در دانشگاه پیام نور «لامرد» در رشته «ادبیات» به تحصیل پرداختم و لیسانس گرفتم.

_ فارس: سالهای تحصیل در دانشگاه، گعده یا کانون ادبی راه‌اندازی نکردید؟

آن زمانی که به شهرستان «لامرد» برگشتم عرض کردم به صورت پاره‌وقت مشغول کار در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی «لامرد» شدم، به غیر از آن در یک روزنامه که آن موقع هفته‌نامه بود به نام «سبحان» که یک نشریه محلی بود نیز مشغول به کار شدم، زیرا این نوع کارها با روحیات و علاقه من سازگار بود آن زمان که در اداره ارشاد «لامرد» مشغول به کار بودم یک انجمن ادبی هم به راه انداختیم که فعال هم بود، آن انجمن هم کلاس‌های شعر داشت و هم ما در مراسم‌های مختلف از بقیه شاعران شهرستان‌ها و استان‌های دیگر دعوت می‌کردیم که به «لامرد» می‌آمدند و شعر می‌خواندند.

سال ۸۰ من با ارشاد قطع همکاری کردم و بیرون آمدم و در یک دفتر اسناد رسمی مشغول به کار شدم و بعد از امتحان دادن دفتریار شدم و الان نزدیک به دوازده سال است که در یک دفتر اسناد رسمی دفتریار هستم، به همین دلیل ارتباطم با ارشاد خیلی کمرنگ شده است و در جریان کارهای آنها هم نیستم و نمی‌دانم آن انجمنی که ما راه‌اندازی کرده بودیم آیا الان هست یا نیست؟

_فارس: پس الان هم «لامرد» تشریف دارید؟

بله.

_ فارس: چه چیزی در شهرستان «لامرد» بوده است که باعث شده است شما در «لامرد» بمانید؟

نمی‌دانم چه بگویم، شاید به خاطر کارم بوده است و یا علی‌رغم همه مشکلاتی که وجود داشته است گیرایی خاک اینجا بوده است، نمی‌دانم. بعد هم ازدواج کردم و همسرم هم در این شهرستان کارمند بودند و این مسائل همه دست به دست هم دادند و باعث شدند که ما نتوانیم از این شهرستان خارج شویم.

_ فارس: شهرستان «لامرد» شاعران دیگری هم دارد که مطرح باشند؟

بله، شاعرانی هستند که شعر می‌گویند، منتهی با آن مقیاس و معیارهایی که مدنظر شما هست نه، یعنی شاعرانی که در سطح استان مطرح باشند نیستند.

_فارس: خود شما از چه کسانی در حوزه شعر تاثیر پذیرفتید؟

از همان ابتدا که شعر سرودن را شروع کردم از شاعرانی که به شاعران انقلاب معروف بودند تاثیر گرفتم. البته بحث تاثیرپذیری صرف را اگر نگاه نکنیم، آثار مرحوم قیصر امین پور را بسیار پیگیر بودم و می خواندم. مرحوم قیصر نمونه هایی از شعرهایم را که در روزنامه خبر جنوب چاپ شده بود، بدون این که خودم اطلاع داشته باشم، برای بانو سیمین دانشور خوانده بود و بعد هم خانم دانشور درخصوص آن دو بیتی ها تعریفی کرده بودند که سخنان ایشان در روزنامه جامعه و بعد هم پشت جلد کتاب اولم چاپ شد. احمد عزیزی و قزوه را همان سال ها می شناختم و شعرهاشان را می خواندم. غزل های مرحوم استاد منزوی را بسیار می خواندم و علاقه داشتم. همچنین غزل ها و ترانه های استاد بهمنی را. دیگر این که با «آقای کافی» از شاعران «شیراز» ارتباط داشتم.

 

zekavat2

 

_ فارس: با آقای دکتر کافی در حوزه ادبیات ارتباط نزدیک داشتید؟

بله، خوشبختانه دوره سربازی را در پادگان «بعثت» شیراز گذراندم، «آقای دکتر کافی» آن موقع جزء نیروهای سپاه بود و در بخش عقیدتی و نمایندگی ولی فقیه آن پادگان مشغول بودند و بنده از همان جا با ایشان ارتباط گرفتم و الان نزدیک ۱۶ سال است که دوستی و ارتباط بنده با ایشان ادامه دارد و بیشتر هم با ایشان تماس می‌گیرم.

* ارتباط با دکتر کافی

_ فارس: یعنی آقای ذکاوت! جناب «دکتر کافی» در آنجا کار شعر می‌کرد و افراد را به شعر علاقمند می‌کرد؟

«آقای کافی» احساس می‌کنم در آن پادگان به دلیل اینکه محیط نظامی بود فرصت و موقعیت کافی نداشت که با بچه ها کار کند ولی در بیرون پادگان، انجمن شاعران انقلاب بود که متاسفانه بنده امکان این را نداشتم که در انجمن شرکت کنم، ولی در پادگان با«آقای کافی» ارتباط داشتم و ایشان می‌دانست که بنده شعر می‌گویم و من هم به هر حال ایشان را می‌شناختم، ولی نه، اینکه ایشان در آن پادگان به صورت گسترده با بچه‌ها شعر کار کنند این طور نبود.

_ فارس: پس می‌شود گفت آن قدر شعر انقلاب ظرفیت دارد که در پادگان ها هم می‌شود افراد را جذب کرد؟

بله، دقیقا همین طور است.

_ فارس: اولین مجموعه‌ای که چاپ کردید چه نام داشت؟

اولین مجموعه «فصل شروع کبوتر» نام داشت که در سال ۷۸ توسط «انتشارات راهگشا» منتشر شد.

_ فارس: این مجموعه بیشتر باید در فضای «دفاع مقدس و شعر جنگ» باشد، درست است؟

بله، کلا در حوزه دفاع مقدس و آئینی است.

_ فارس: دومین کتاب را در چه سالی چاپ کردید؟

کتاب‌هایی بود که آقای «شجاعی» چاپ کردند.

_ فارس: «گزیده ادبیات معاصر»؟

بله، یکی از آن گزینه‌ها هم کتاب ما بود، گزینه ۶۴_۶۵ که شماره آن دقیقا خاطرم نیست.

_ فارس: گزینه ۶۷٫

بله، ۶۷، که این هم یک کتاب بود، کتاب سوم هم که یک مجموعه غزل هست با مقدمه «استاد بهمنی» که در سال ۸۲ توسط انتشارات «نیم‌نگاه» چاپ شد.

_ فارس: با «استاد بهمنی» چگونه ارتباط گرفتید؟ ایشان کارهای شما را خوانده بودند؟

آقای «بهمنی» ظاهرا کارهای بنده را خوانده بودند، بنده تلفنی از ایشان خواستم مقدمه‌ای برای کتاب بنویسند و ایشان هم قبول کردند، بعد من هم نمونه شعرها را برای ایشان فرستادم و هم لطف کردند و این مقدمه را نوشتند که جالب و جذاب است. بعد از اینکه این کتاب چاپ شد ارتباط بنده با آقای «بهمنی» بیشتر شد.

_ فارس: بعد از سال ۸۱_۸۲ کتاب دیگری چاپ نکردید؟

نه، دیگر کتاب چاپ نکردم.

* خیلی عجله ندارم که کارهایم را چاپ کنم

_ فارس: الان مجموعه‌ای در دست چاپ دارید؟ چون که در فضای مجازی جستجو می‌کردم فعال هستید.

بله، شعر آماده دارم، منتهی وسواس دارم و دیگر خیلی عجله ندارم که کارهایم را چاپ کنم، یکی، دوباره هم آقای «میلاد عرفان‌پور» به بنده گفتند که کارهایتان را بدهید تا توسط «انتشارات شهرستان ادب» چاپ کنیم، به او پاسخ دادم که حالا ببینیم چه می‌شود، برای چاپ کتاب بعدی عجله ندارم.

_ فارس: در حوزه «نقد» هم فعال هستید؟

در حوزه نقد به آن صورت نه، البته یک چیزهایی می‌نویسم که نمی‌شود اسم آن را «نقد» گذاشت، که البته اگر «نقد» باشد «نقد ذوقی» هست و خیلی فنی هم نیست.

_ فارس: بیشتر به چه قالب شعری علاقمندید؟

بیشتر به «غزل» علاقمند هستم البته «قصیده و مثنوی» هم هست، یعنی «مثنوی و غزل» بوده است حالا «قصیده» هم اضافه شده، ولی خب اگر بخواهم یک قالب را نام ببرم از همان ابتدا تا به حال «غزل» هست.

* شعر انقلاب جایگاه خاصی در دروس دانشگاهی ندارد

_ فارس: آقای ذکاوت! به نظر شما آیا تا به حال سهم «ادبیات انقلاب» در دانشگاه‌ها ادا شده است یا خیر؟

این بحث یک بحث پردامنه ای است، تا آنجایی که بنده در دانشگاه پیام نور دیدم، نه، نه تنها «ادبیات انقلاب» حتی «ادبیات معاصر» هم جایگاه چندانی ندارد، ما که در رشته «ادبیات» لیسانس گرفتیم فکر می‌کنم که تا «اخوان و شاملو» بیشتر نبود، و یا آن پنج شاعر معروف معاصر «نیما و اخوان و سهراب و شاملو و فروغ» و دیگر بعد از آن نه، نه تنها به اصطلاح شعر و داستان و رمان انقلاب، حتی ادبیات معاصر در دانشگاه نداشتیم، دانشگاه پیام نور سیستمش این جوری بود، حالا نمی‌دانم که بقیه دانشگاه‌ها چگونه هستند. البته شنیده ام که در مقطع فوق لیسانس به بالا در بعضی از دانشگاه‌ها با تلاش بعضی از اساتید گرایش‌هایی مانند «ادبیات مقاومت و انقلاب و ادبیات کودک و نوجوان و … گذاشته‌اند، ولی در دانشگاه‌ها نمی‌توان گفت که بله مثلا شعر انقلاب این جایگاه را در دروس دانشگاهی دارد، نه یک چنین چیزی اصلا نیست!

_ فارس: آن کرختی و سستی که شما از آن صحبت کردید و گفتید در حوزه فرهنگ در بعضی از شهرستان‌ها هست، چگونه باید آن نفس مسیحایی به روح آن شهرستان ها دمیده شود وب ه نظر شما چه باید کرد و شما چه نسخه‌ای را برای این مقوله تجویز می‌کنید؟

در ابتدا عرض کردم، این جریان یک جریان دوطرفه است، یک بخشی از آن مربوط به فعالان فرهنگی است و یک بخش دیگر آن به کسانی بستگی دارد که این کارها را مدیریت می‌کنند، نمی‌شود گفت که بنده مثلا در این شهرستان به صورت خودجوش بلند شوم و انجمن ادبی راه بیندازم و شاعران را جمع کنم، بالاخره باید یک جایی باشد که این افراد را جذب کند و مدیریت کند به نظر من بخش مدیریت ضعیف است و آنجور که باید مدیریت کنند، مدیریت نمی‌شود. شاعران هم که می دانیم یک علو طبع و غنای شخصیتی دارند که حتی اگر به نان شبشان هم محتاج باشند، به آسانی تسلیم تصمیم گیری های ساده و سبک و سطحی مدیران فرهنگی نمی شوند. بنابراین یک مدیر فرهنگی باید آدمی خودساخته و دارای یک جاذبه معنوی قوی باشد تا از طرف مخاطبان اصلی خودش که هنرمندان و فعالان فرهنگی و فکری هستند، پذیرفته شود وگرنه مشکلات و مسائل فرهنگی با نگاه بخشنامه ای و اداری حل و فصل نخواهد شد. بسیاری از مدیران فرهنگی ما اتفاقا انسان هایی معتقد و متعهد و متدینی هم هستند، اما متخصص نیستند. دغدغه دارند، دلسوزی دارند، در پی درمان دردهای فرهنگی هم هستند، اما دردها را درست نمی شناسند.

* در لامرد این قدر که به تئاتر و نقاشی توجه می‌شود به «شعر» توجه نمی‌شود

_ فارس: ارتباط خود شما با بقیه شاعران چگونه است، گفتید که ارتباط چندانی ندارید؟

ببینید وقتی که مدیریت ضعیف است، یک نوع دلسردی هم پیش می‌آید، البته بنده نمی‌خواهم خودم را معاف کنم و بگویم مقصر نیستم ولی فکر می‌کنم که سهم عظیمی از آن به مدیریت فرهنگی برمی‌گردد زیرا حداقل اگر یک عده‌ای شاعر می‌خواهند دور هم جمع شوند بالاخره یک چای و شیرینی می‌خواهد که تهیه شود یا حداثل یک مکان و امکاناتی می‌خواهند که دور هم جمع شوند ولی متاسفانه از همین حداقل‌ها هم دریغ می‌شود وخیلی هم برای مدیران فرهنگی مهم نیست و در «لامرد» الان به گونه‌ای شده که این قدر که به «تئاتر و نقاشی» توجه می‌شود به «شعر» توجه نمی‌شود که البته در سال‌های اخیر اینگونه شده است و در سالهای قبل این طور نبود، در آن سالهایی که بنده در اداره ارشاد «لامرد» بودم مدیریت فرهنگی خیلی بهتر بود، حالا نمی‌خواهم بگویم چون بنده بودم اینگونه بوده است ولی فعالیت‌های فرهنگی و ادبی بیشتری صورت می‌گرفت و از شاعران سراسر کشور جهت شعرخوانی دعوت به عمل می‌آمد به عنوان مثال خاطرم هست در آن سالها «مرحوم آغاسی» را جهت شعرخوانی به «لامرد» دعوت کردیم و ایشان هم آمدند.

_ فارس: یعنی آن سالها در حوزه شعر، سالهای پرشور و ذوقی در «لامرد» بود؟

وضعیت پرشوری بود ولی متاسفانه در چند سال اخیر به قول شما دچار یک کرختی و سستی شده است، زیرا وضعیت ادبی در شهرستان «لامرد» خیلی پررنگ بود، وقتی به عقب بر می‌گردم و نگاه می‌کنم می‌بینم که سستی به مدیریت فرهنگی برمی‌گردد.

_ فارس: آن سال‌هایی که در اداره ارشاد «لامرد» بودید و شاعران را دعوت می‌کردید برایمان بگویید. «آغاسی» را فرمودید که دعوت کردید، کدام شاعران را دعوت می‌کردید؟

«آغاسی» که یک دعوت ویژه بود، قبل از دعوت و بعد از دعوت «آغاسی» هم شب شعرهایی داشتیم که از شاعران استان دعوت می‌کردیم، شاعرانی مانند؛ دکتر کافی، خانم نجاتی، مجتبی صادقی و … به «لامرد» آمدند.

_ فارس: یعنی شما هر ماه در «لامرد» شب شعر داشتید؟

نمی شود گفت هر ماه، ولی در مراسم‌ها و مناسبت‌های مذهبی که بود سعی می‌کردیم که یک شب شعر داشته باشیم، خاطرم هست یک یادمان شعر دفاع مقدس یادمان شهدای کل شهرستان بود که آقای سبزواری و آقای اسرافیلی تشریف آوردند که مراسم خیلی خوب و جالب و جذابی شد ولی الان متاسفانه این مراسم‌ها در سطح شهرستان برگزار نمی‌شود و چند سالی است که فعالیت‌ها در این حوزه در «لامرد» خیلی کمرنگ شده است.

_ فارس: بنده چند نفر از دوستان شاعرا را نام می‌برم، شما چند کلمه یا چند جمله را راجع به این دوستان بگویید.

«علیرضا قزوه»؟

شاعر اعتراض و شاعری که روی عقاید درست و دقیق خودش همیشه پابرجاست.

فارس: «غلامرضا کافی»؟

شاعر مطرح دفاع مقدس

فارس: خانم «پروانه نجاتی»

شاعر شهیدان

فارس: «سید‌محمد امین جعفری»

بنده نام او را «امین‌الشعراء» گذاشتم زیرا در استان‌ فارس هر شاعری که مورد یا کاری دارد به «امین» مراجعه می‌کند و ایشان مانند آچار فرانسه هستند و مشکل او را حل می‌کنند که این جنبه شخصیتی ایشان است، از نظر شعر هم ایشان نیازی به تعریف من ندارند شعر آقای «جعفری» که شعر «سپید» کار می‌کنند بسیار برجسته است.

فارس: «میلاد عرفان‌پور»

شاعری که در جوانی یک راه ۳۰_۴۰ ساله را طی کرده است.

فارس: «هادی فردوسی»

شاعر رباعی‌های بسیار نغز و پرمغز

فارس: «هاشم کرونی»

شاعر خیلی دوست داشتنی

فارس: «مجتبی صادقی»

شاعر غزل‌های پست مدرن در استان فارس.

فارس: «محمد مهدی سیار»

شاعری بسیار توانمند، با پشتکار و در عین حال تحصیل‌کرده و بسیار فهیم.

فارس: در پایان اگر نکته‌ای باقی مانده بفرمایید؟

نه، در پایان از شما تشکر می‌کنم که یادی از ما کردی، بنده مصاحبه‌های شما را در «فارس» می‌خوانم که خیلی جالب بود.

فارس: مصاحبه‌هایی را که خوانده‌اید، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مصاحبه‌ها کلا روی هم رفته خوب هستند زیرا هم در رابطه با مسائل شخصی افراد و هم در رابطه با مسائل فرهنگی است و خیلی جالب است.

فارس: بهترین مصاحبه‌ای که تا به حال خوانده‌اید کدام مصاحبه بوده است؟

یکی مصاحبه با «دکتر کافی» بود که سوال های خوبی از ایشان شده بود و ایشان هم پاسخ‌های بسیار خوبی داده بودند و یکی هم مصاحبه با آقای «ایوب پرندآور».

فارس: مصاحبه آقای «پرند آور» چه نکته توجه شما را به خودش جلب کرده بود؟

آقای «پرندآور» شاعر مخلصی هستند و بنده اخلاص ایشان را خیلی دوست دارم و آدم صادق و عاشقی هستند.

فارس: در مصاحبه با آقای «پرند آور» و حتی مصاحبه با شما ما سعی کردیم که به فضای فرهنگی شهرستان‌ها توجه کنیم. به نظر شما این توجه چه تاثیری در جریان شعر معاصر دارد؟

بالاخره شعر معاصر برآیند فعالیت شاعران شهرستان‌ها هست و حتی شاعران تهران نشین هم ۹۰ درصد آنها شهرستانی هستند و نمی‌شود گفت که این توجه به فضای فرهنگی شهرستان‌ها نمی‌تواند تاثیر‌گذار باشد، وقتی که بنده نباشم، آقای «پرند‌آور» فعال نباشد، آقای «کافی» نباشد یا مثلا آقای «انصاری نژاد» و دیگران نباشند پس این شعر انقلاب چگونه می‌تواند وجود خارجی داشته باشد.

دو هفته نامه اتحاد ملی لامرد و مهر شماره ۱ (۱۸ تیر ۹۲)

تیر ۱۸ام, ۱۳۹۲

از این به بعد دو هفته نامه ققنوس شرق را تحت نام و لوگوی جدید اتحاد ملی مطالعه بفرمایید.

در شماره اول این دو هفته نامه میخوانید:

دو شخصیت روحانی از جنوب با روحانی به پاستور میروند.
سوابق حجه الاسلام علوی
سوابق حجه الاسلام موسوی لاری
نام منطقه لامرد در دوره ساسانیان و قبل از آن
معرفی روستای نرمان
نکاتی در مورد منتخبین شورای شهر
ترخیص ۴ توربین از گمرک عسلویه و انتقال آن به پالایشگاه پارسیان
راه اندازی دفتر جدید خبرگزاری فارس در جنوب فارس
اهدای ۶۰ میلیون تومان به بیمارستان ولیعصر لامرد توسط زوج خیراندیش
افتتاح مجتمع فرهنگی فاطمه زهرا (س)
حادثه در عروسی و زخمی شدن ۲۰ نفر از مهمانان
مراسم استقبال از درب گلدسته های حرم امام حسین (ع)
معرفی چهره ها: دکتر محمود مهر آوران
اولین نشست منتخبین شورای شهر با امام جمعه لامرد

 

دانلود پی دی اف دوهفته نامه:

صفحه اول …

صفحات ۲ تا ۷ …

صفحه آخر …

 

انتقاد، تهدید یا فرصت

تیر ۱۷ام, ۱۳۹۲

چند مدت پیش یکی از دوستان در مطبی به عنوان راستی از MRI چه خبر سعی کرده بود ، نقدی بر ام آر ای در آینده بیمارستان لامرد داشته باشد. وارد این بحث که آیا دغدغه این دوست در قبال این دستگاه و بیمارستان، نقد و دلایل ذکر شده ایشان صحیح یا اشتباه است یا حق با این دوست عزیز است نمی شوم . اما موضوعی من را نگران می کند و تاسف می خورم از نحوه برداشت نقدشوندگان از این مطلب که فکر کردم نگاشتن مطلبی در این باب حداقل تلنگری به نقد شوندگان خواهد بود جهت تصحیح روند نقدپذیری آنها.

اساسا نقد یک روش بررسی آگاهانه و مدبرانه است که حاصل آن سازندگی ، تعامل و پیشرفت بیشتر است، نه ایجاد تنش های مخرب. یکی از بزرگترین آسیب های اجتماعی کشور های توسعه نیافته، کمبود فرهنگ نقدهای سازنده و فرهنگ انتقاد پذیری است. بنا بر این آنچه که بیش از هر چیز دیگری می تواند جامعه را به سوی ترقی و پیشرفت سریعتر هدایت کند گسترش فرهنگ انتقاد و نقد پذیری است.

مسئولین باید همیشه آماده انتقاد پذیری باشند . رفتار و کردار و اعمال و تصمیمات ما هیچ وقت نمی توانند کامل و بدون نقص باشند . همیشه راهی برای تکامل خودمان و اعمالمان هست . از طرفی نباید از تمام مردم انتظار داشت همه اعمال ما را بپسندند. بگذاریم دیگران هم نظرخود را بیان کنند و در ابراز آن احساس امنیت کامل داشته باشند، اگر می خواهیم پیشرفتی داشته باشیم .

متاسفانه بعضی از مسئولین ما با نقد میانه خوب ندارند و فکر می کنند هدف از نقد تخریب است در حالی که تخریب و تهمت هیچ وقت در نقد نمی گنجد. من از خواندن صحبت های این دوست عزیز به هیچ تهمت و تخریبی نرسیدم . اما بعد از انشتار این در سایت مسئولین به جای پاسخگویی در تکاپوی یافتن نویسنده این مطلب می باشند تا با روش خود با او تسویه حساب کنند! چرا نباید منتقد احساس امنیت کند و بدون دغدغه نقد منصفانه خود را بگوید و نقد شونده هم اگر اعتقاد راسخ به تصمیمات اتخاذ شده خود دارد ، بدون هیچ واهمه از تصمیم خود دفاع نماید. جمع حاضر نیز خود منصفانه قضاوت می کنند . مطمئناً همه جهت پیشرفت خود و جامعه تلاش می کنند. هیچ شکی نیست که مسئولین امر درمان هم تا حد توان تلاش خود جهت رفع مشکلات را می کنند.

هر مسئولی راهی را جهت رسیدن به هدف خود دنبال می کند اما گاه جهت رسیدن به هدف راه ساده تر و کم هزینه تر هم هست، که عقل حکم می کند از آن راه به مقصد رسید و بیراهه رفتن اشتباه است. اگر دوستی سعی می کند راه ساده تر و کم هزینه تر جهت رفع مشکلات را نشان دهد، بگذارید بدون ترس و واهمه حرفش را بزند . چرا او باید با نام مستعار بنویسد به دلیل ایجاد چنین شرایطی توسط مسئولین و نبود فضای سالم انتقاد. مطمئنا اگر در بیمارستان و یا هر اداره ای چنین فضای جهت نقد مهیا باشد قطعا همانجا این بحث ها به صورت مفید دنبال خواهد شد و قطعا نتایج مثبتی خواهد داشت ، سرانجام یا نقد کننده قانع خواهد شد یا نقد شونده و موضوع به سطح شهرستان کشیده نخواهد شد که با مطرح شدن آن در یک سایت عده از دوستان با مطرح کردن این مسئله که این مطلب باعث تشویش اذهان عمومی شده است ، سعی می کنند نویسنده را تنبیه کنند.

درست است عده ای از خوانندگان به دلیل اطلاع نداشتن کامل از حوزه درمان قادر به قضاوت نیستند و شاید در مرحله اول رای را به نقد کننده دهند . اما حالا که شرایط نقد در محیط درمان به واسطه تصمیمات اتخاذ شده سخت شده است و این موضوعات به سطح شهر کشیده می شود و به عقیده دوستان خرید ام آر آی که یک کار بزرگ است و یک افتخار برای شهرستان و کسانی که در راستای تامین آن تلاش می کنند هست با نوشتن مطلب این نویسنده از ارزش و زحمات دوستان کاسته شده است. اگر شما هم معتقدید که نویسنده اشتباه می کند و اولویت با ام آر آی است و شما مدعی اشراف بیشتر بر موضوع هستید، خب چه اشکالی دارد شما که به تصمیم خود ایمان دارید دلایل خود را بازگو کنید تا مردم هم خود قضاوت کنند.

بسیار اتفاق می افتد که درتصمیمات خود اشتباهاتی مرتکب می شویم. عاقلانه ترین کار این است که به جای حمله به منتقد، اشتباهاتمان را اصلاح کنیم و اگر کارمان خوب و پسندیده است با برخورد منطقی و توضیحات روشن نظر منتقدین را تغییر دهیم. برای یک منتقد کم اطلاع ، یک راهنمایی صادقانه و یک آموزش آگاهانه می تواند بهترین راهکار باشد . او را با برخوردهای تند از خود و جامعه طرد نکنیم . همه به هم کمک کنیم تا افراد منتقد رشد کنند چون همین افراد منتقد هستند که باعث رشد شهرستان می شوند. اگر قرار باشد همه با نظر ما موافق باشند و انتقاد ننمایند پس چگونه به اشتباهات خود پی ببریم. سرکوب منتقد فقط باعث زیرزمینی شدن انتقادات وعدم شفافیت ودامن زدن به شایعه در سطح شهر خواهد شد.

اگر یک تصمیم یا عمل یک مسئول توسط افراد مجرب بررسی وبه نقد کشیده شود ،مسئول زیرک می تواند قبل از عمیق شدن عیوب آن واحیانا” تبدیل شدن به یک معضل وبحران با استقبال از نقد صاحب نظران منتقد، دلایل آنها را جویا شده و در صورت وارد دانستن انتقادات در برنامه ی خود تجدید نظر کند. یا چنانچه نقد ناشی از عدم توجیه منتقدین از جزییات برنامه باشد، آنها را از جوانب آن مطلع کرده وحتی در جهت اجرای برنامه با خود همراه کند.

چنان که ملاحظه میشود پذیرش انتقاد و انتقادپذیری برای مسئولین نه تنها یک تهدید نیست، بلکه یک نعمت ارزشمند است وصاحب هر عقل سلیم از آن استقبال خواهد کرد. مگر آنکه کسی خود را عقل کل دانسته ومدعی مطلق بودن عملکرد خود باشد که در این صورت خود وجامعه اش باید منتظر یک بحران باشند.

من شک ندارم که هدف این نویسنده اصلاح است و فکر می کنم در حق ایشان اجحاف می شود اگر مسئولین فکر کنند که فقط این یک نفر منتقد است. درحالی که از این دست افراد در سطوح مختلف دستگاه بهداشت و درمان کم نیستند اما هر یک به دلایلی سکوت می کنند و سکوت را به دردسر ترجیح می دهند.

من این مطلب را نگارش کردم تا کمکی به این دوست عزیز و تلنگری به مسئولین جهت مهیا کردن فضای انتقاد در سطح شهرستان باشد. ما هم به نوبه خود می نویسیم به امید پیشرفت سلامت شهرستان و شاید هم مسئولین راه انتقاد را باز بگذارند تا در یک فضای دوستانه و بدون دغدغه بتوانیم از یکدیگر انتقاد کنیم . مطمئنا هدف همه تلاش جهت پیشرفت است چه از مسئولین و چه از منتقدین پس در فضای دوستانه است که می توان به حل مشکلات فکر کرد .

نویسنده: زیتون

 

— اضافه شده توسط مدیر سایت: بدلیل ترجیح نویسنده مطلب بر گمنام ماندن به دلیل مشکلاتی که برای منتقدین به عملکرد بیمارستان ایجاد شده، نام نویسنده این مطلب به صورت مستعار درج شده است. از این که چنین جوی بر علیه منتقدین وضعیت سلامت شهرستان ایجاد شده متاسفیم و مطمینا این موضوع را به دکتر موسوی نماینده محترم مجلس منعکس خاهیم نمود–

رصد هلال ماه مبارک رمضان

تیر ۱۷ام, ۱۳۹۲

کمیته استهلال شهرستان لامرد در نظر دارد به سنت هر ساله خود اقدام به برگزاری رصد هلال ماه مبارک رمضان نماید.

این رصد که در تاریخ سه شنبه هیجدهم تیرماه ۱۳۹۱ صورت می گیرد به دو صورت رویت هلال روزگاهی و رویت هنگاه غروب با چشم غیرمسلح و چشم مسلح صورت خواهد گرفت.

با توجه به حساسیت اعضا گروه به لزوم انتخاب مکانی حائز استانداردهای رصدگاهی مورد نیاز ، ارتفاعات کوه های مشرف بر وراوی با طول ۵۳ درجه و ۰۶ دقیقه و عرض ۲۷ درجه و ۳۲ دقیقه در ارتفاع ۱۶۵۰انتخاب گردیده است.

اعضا گروه استهلال شهرستان لامرد مجهز به تجهیزات ذیل می باشند:

۱- تلسکوپ ۴/۷ اینچ، تال ۱۲۰ روسی، با مقرّ استوایی با سه قطعه لنز چشمی: ۱۰ و ۲۵ میلیمتر و یک عدد لنز بارلو

۲- تلسکوپ ۸ اینچ، گوانشنگ ۱۲۰۰ تایوانی مدل دابسونی، با مقرّ سمتی- ارتفاعی، با دو قطعه لنز چشمی: ۳۰ و ۹ میلیمتر

۳- دوربین دو چشمی ۵۰*۷، به همراه کوتینگ نیکل – بُرُم

۴- قطب نما

۵- GPS

و سایر تجهیزاتی که مورد نیاز یک گروه رصدی می باشد خواهند بود.

اعضا گروه:

۱- عباس شکیب

۲- سید احمد حسینی

۳- حسین غلام زاده

۴- علی رفیعی

۵- راضیه دگلی

بدینوسیله از تمامی علاقه مندان به رویت هلال ماه مبارک رمضان در شهرستان های لامرد و مهر دعوت می گردد با توصیه ها و مشخصاتی از هلال ماه که در ادامه می آید اقدام به رویت هلال نمایند.

مشخصات هلال:

زمان رصد هلال ماه مبارک رمضان سال ۱۴۳۴ در غروب روز سه شنبه ۱۸ تیرماه می باشد. این هلال در لحظه غروب خورشید درافق لامرد (عرض ۲۷ درجه و ۳۲ دقیقه و طول ۵۳ درجه و ۰۶ دقیقه) حدود ۳۶ دقیقه مکث، ۷٫۵ درجه ارتفاع، ۱۵٫۸ درجه اختلاف سمت با خورشید دارد. به علت قرار گرفتن این هلال در اوج (۴۰۴ هزار کیلومتر) و منفی بودن عرض دایره البروجی (۴٫۹- درجه)، شرایط رصدی آن برای کشورمان سخت خواهد بود.

توصیه های رصدی:

با توجه به اهمیت بسیار زیاد رویت این هلال، مواردی را جهت علاقه مندان به رصد هلال این ماه در ادامه آورده شده است:
–   استفاده از سیاره زهره برای دیدن هلال از ساعت ۱۴ تا غروب هلال با دوربین و تلسکوپ های مدرج
–   انتخاب مکانی مانند مناطق کوهستانی با  ارتفاع زیاد برای داشتن افقی تمیز و بدون غبار
–  پیدا کردن مکانی که با داشتن یک کوه دوردست، امکان غروب کردن زودهنگام خورشید فراهم شده در حالیکه به علت اختلاف سمت زیاد هلال، ماه در افق صفر غروب کند.

در صورت علاقه به داشتن داده های رصدی بیشتر برای افق لامرد و مهر در کامنت ها بیان نمایید تا با شرح بیشتری ذکر گردد.

 

امان از قاچاق*

تیر ۱۴ام, ۱۳۹۲

به نام خدا

دهشیخ نام روستایی است در شهرستان لامرد که جزو دهستان سیگار از بخش مرکزی، محسوب می شود.[۱] جمعیت این روستا در سال ۱۳۳۵ بر اساس سرشماریِ اداره ی آمار عمومی، ۱۹۵ نفر بوده که از این تعداد ۱۰۰ نفر مرد و ۹۵ نفر زن بوده است.[۲] در سال ۱۳۹۰ جمعیت آن به ۱۲۸۱ نفر رسیده است که متعلق به ۳۱۶ خانوار می باشد.[۳]

در دهشیخ پنج مکان متبرکه وجود دارد که به لحاظ تعداد، نسبت به نقاط دیگر شهرستان چشمگیر است. این پنج تن از بزرگان منطقه، پیر بانو، پیر علی، پیر نوشاد، پیر همسایه و ملک حسن هستند که مقبره های آن ها، حاکی از وجهه ی تاریخی و فرهنگی این روستاست. شاید سبب نامگذاری آن به دهشیخ به شخصیتی چون شیخ صالح برگردد که آرامگاه وی در روستای چاهشیخ و در همسایگی این روستا قرار دارد.[۴]

مصطفی بصیری بسیجی شهیدی است که بایستی به عنوان زینت محله نشان داده شود. مصطفی فرزند حاجی محمد بصیری که در همان سن کم، شوق رفتن به جبهه داشت و در عملیات کربلای ۵ و به تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۲۵ در سن ۱۶ سالگی به درجه ی شهادت نائل گشت و پیرزن محله دانست که مصطفای محمد رجب هم شایستگی شهادت را دارد.[۵]

دهشیخ در زمینه ی ورزشی از تیم فوتبالی قدیمی برخوردار است که ستاره ی جنوب نام دارد و در سال های اخیر نیز حتی به لیگ برتر استان فارس راه یافته است.

طبق اطلاعاتِ شبکه ی بهداشت و درمانِ شهرستان، خانه ی بهداشت دهشیخ با اعتبارات دولتی و مردمی در سال ۱۳۷۴ به بهره برداری رسیده است.

در زمینه ی علمی هم از چهره­های ممتازی برخوردار است که با رشته ی سخت یا مقطع تحصیلی بالا هم چون پزشکی و ریاضی مشغول به فعالیت هستند.

و اما.

و اما امروزه حال این روستا چندان خوب نیست، خبر هایی که این چند وقته از آن بلند می شود، ناپسند و دور از شأنِ مردمِ آن است. این مسئله که شروع آن توسط عده ای از اشتغال ناسالم با قاچاق کالاهای خارجی و قاچاق فروشی بوده است به معضلات دیگر از قبیل بی احتیاطی با جان مردم در حمل و نقل کالای قاچاق[۶]، درگیری با نیروهای انتظامی، قاچاق سوخت، درگیری و قتل[۷] و موارد دیگر منجر شده است که سبب شده چهره ی مثبت آن، تحت الشعاعِ اعمال خلاف قرار گیرد.

در واقع بعضی افرادی که به این کار ناسالم روی آورده اند هم به خویشتن و هم به مردم ظلم می کنند. اگر چه پول بادآورده ای را برای خود به چنگ می آورند اما جز فساد برای مردم اثری ندارند.

با بررسی این آسیب ها، می توان به عوامل مختلفی برای بروز آن ها دست یافت اما به نظر می رسد ریشه ی اصلی همه ی این مشکلات در کم رنگ شدنِ کسبِ نان حلال باشد. همان طور که می دانیم قاچاق امری ممنوع و خلاف قانون است و طبق بیانات رهبر انقلاب، حرام قطعی می باشد.[۸] وقتی لقمه و نان آدمی حرام شود، گوشت بدنش از حرام می روید. امام حسین (ع) در صحنه ی قیام جاویدان و پر عظمت عاشورا، خطاب به لشکریان دشمن می فرمایند«… همه ی شما عصیان و سرکشی نموده و با دستور من مخالفت می کنید که به گفتارم گوش فرا نمی دهید. آری، در اثر هدایای حرامی که به دست شما رسیده و در اثر غذا های حرام و لقمه های غیر مشروعی که شکم های شما از آن انباشته شده، خدا این چنین بر دل های شما مهر زده است، وای بر شما! آیا ساکت نمی شوید؟».[۹] این سخن اهمیت نان حلال را برای ما مسلمانان بیش از پیش روشن می کند. مایی که همیشه در ماه محرّم عزادار آن امام هستیم و برای او نذر می کنیم ولیکن در عمل … .

 به جاست مردم متدین و مسلمان این دیار خود برای محله یشان دلسوزی به خرج دهند و آگاهی، هوشیاری و مجاهدت خود را به بهترین شکل نشان دهند تا این موارد ادامه پیدا نکند و کم رنگ و کم رنگ تر شود در غیر این صورت سرنوشت ناخوشایندی در پیش روی مردم آن خواهد بود که دامنگیر مردم شهرستان نیز خواهد شد. اگر ما خود برای پیشرفت و تعالی این منطقه به سمت ارزش های معنوی، گام برداریم، حتماً موفق خواهیم بود. إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ. در حقیقت خدا حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند و چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد هیچ برگشتی برای آن نیست و غیر از او حمایت گری برای آنان نخواهد بود.[۱۰]

چه اشکال دارد ما به شغل های سالم و به قول خودمان پر از تَکِ دُو (دوندگی) بپردازیم. در همین مکان و مکان های اطراف، مراکزی اقتصادی فعالیت دارند که علاوه بر رونق آنجا، به پیشرفت شهرستان نیز کمک های مؤثری نموده اند. تا پایان دی ماه سال ۱۳۹۱، سه مرغداری از نوع گوشتی با ظرفیت ۳۰,۰۰۰ قطعه، در دهشیخ فعال بوده است.[۱۱] مرکز صنعتیِ میل لنگ تراشی جنوب که از صنایع قدیمی شهرستان به حساب می آید و کارخانه ی تولید اکسیژن جنوب، هر دو در چاهشیخ قرار دارند.[۱۲] همه ی این نمونه ها، حکایت از زحمت و فکر اشخاصی دارد که با پشت سر گذاشتن سختی های کار، راه بر آن ها هموار می شود و می توانند به خود، خانواده و مردم سود برسانند و خدمت کنند.

—————–

*عنوان ابتدایی مقاله، امان از دهشیخ بود که به پیشنهاد نظر دهندگان، تصحیح شد. لازم به ذکر است که عبارات آبی رنگ در نوشته بعد از تغییر عنوان، اضافه شده است.

 

پی نوشت:

۱- طبق تقسیمات کشوری سال ۹۰

۲- مأخذ: مرکز آمار ایران

۳- این آمار مربوط به سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ مرکز آمار ایران است.

۴- مأخذ: اداره ی اوقاف و امور خیریه ی شهرستان لامرد

۵-مأخذ: آرشیو بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان لامرد

۶-برای مثال، کشته شدن یک جوان در تصادف با ماشین قاچاقچی ها در پیچ جاده ی کندر عبدالرضا

۷-کشته شدن یک مرد در پمپ گاز لامرد و قتل یک زن جوان توسط شوهرش نمونه هایی از این معضل هستند.

۸-بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار گروه کثیری از اصناف-۱۳۸۰/۰۴/۱۰

۹-وَکُلُّکُمْ عاصٍ لاَمْرِى غَیْرُ مُسْتَمِعٍ لِقَوْلى قَدِ انْخَزَلَتْ عَطِیّاتُکُمْ مِنَ الْحَرامِ وَمُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرام فَطَبعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِکُمْ وَیْلَکُمْ اَلا تَنْصِتُونَ اَلا تَسْمَعُونَ؟ (سخنان حسین بن علی (ع) از مدینه تا کربلا، محمد صادق نجمی، صفحه ی ۱۱۰)

۱۰-سوره ی رعد، آیه ی ۱۱

۱۱-با مسئولیت حبیب حیاتی، سلیمان کاظم زاده و بهرام زارعی-مأخذ: مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان لامرد

۱۲-مسئول این دو مرکز، حاج خلیفه ی خضری می باشد.

تور چهار روزه آفریقای جنوبی

تیر ۱۲ام, ۱۳۹۲

توضیحات: شرکت خدمات مسافرتی “محمود تور” با مدیریتی جهانی و با هدف تسهیل سفر جهت هموطنان عزیز، با نزدیک به هشت سال تجربه در امر جهان‌گردی همراه با کادری “مجرب” و “بهاری” در تمامی شرایط سعی خود را کرده تا با ایجاد تورهای مجانی همراه با ارزِ توجیبی، رزرو هتل‌های شش ستاره به بالا، همکاری با سفارت‌خانه‌ها جهت آسان نمودن اخذ ویزا، همیشه بر این تلاش بوده که مسافرین این شرکت در تمامی مسیرها از اهمیت بالاتری نسبت به بقیه‌ی مسافران برخوردار باشند، چون این آژانس همیشه بر این اعتقاد بوده که مشتری‌مداری بالاترین تبلیغات برای این مجموعه می‌باشد.

و اکنون با ما باشید: “محمود تور”

تور رایگان ۴ روزه به آفریقای جنوبی

Arathusa_30

تاریخ حرکت: یک ساعت پس از درگذشت نلسون ماندلا.
تاریخ برگشت: یک روز پس از مراسم ختمِ سوم نلسون ماندلا.

” ماندلا مچّکریم”

مدارک:

۱- گواهی خویشاوندی نسبی، سببی، شیری (شیر مادر و شیر خشک) با یکی از اعضای هئیت دولت. توجه توجه: خویشاوندان نسبی، سببی و شیری احمدی‌نژاد، مشایی و بقایی در اولویت سفر قرار دارند.
۲- دو قطعه عکس رنگی با پس زمینه مناظر بهاری.
۳- اصل یا کوپی پاسپورت. برای افرادی که پاسپورت ندارند ارائه حداقل یک کارت شناسایی الزامی است.
۴- پکیجها برای گروه بالای صدوپنجاه نفر محاسبه شده، در صورت به حد نصاب نرسیدن، همسایه‌های دیوار به دیوار مشایی، بقایی و رحیمی می‌توانند با ارائه استشهاد محلی معتبر در این تور حضور یابند.
۵- در صورت جا ندادن هتلهای ۷ ستاره، هتلهای ۸ ستاره به بالا کانفرم خواهد شد. مسافران در این خصوص حق هیچ‌گونه ندارند.

۶- در صورت عدم درگذشت ماندلا طی یک‌ماه آینده، تور آفریقا با یک‌ تور داخلی (که جزئییات آن بعدا اعلام می‌شود) جایگزین خواهد شد!.

و اکنون “محمود تور” با افتخار جزئییات پکیج را اعلام می‌کند:

روز اول: استقبال در فرودگاه ژوهانسبورگ توسط مقامات محلی. تحویل اتاق و استراحت. بعد از صبحانه یک گشت کامل در محوطه اطراف هتل جهت عکاسی، خرید در بازارچه‌های محلی با ارز مرجع و نشان دادن دو انگشت به علامت پیروزی به مغازه‌داران.

روز دوم: صبحانه. شرکت در مراسم تشییع و تدفین نلسون ماندلا همراه با عرض تسلیت و بغل کردن خویشاوندان درجه یک، درجه دو و سه ماندلا. پیدا کردن مورالس، اورتگا و مادورو از میان جمعیت مشایعت‌کنندگان و ضایع‌کردن و خندیدن دست جمعی به اوباما و سران هشت کشور صنعتی. شرکت در مراسم سخنرنانی محمود احمدی‌نژاد با موضوع “آپارتایدِ بهاری و نظم نوین جهانی”. بعد از سخنرانی گشت کامل در شهر ژوهانسبورگ و دیدن این شهر از بالای ساختمان کارلتون. گشت اجباری استخراج معدن طلا و نشان دادن علامت دو انگشت به کارگران معدن. بلیط ورودی به عهده تور می‌باشد.

روز سوم: بعد از صبحانه حرکت به سمت پارک جنگلی در استان لیمپوپو حدود ۴ ساعت و نیم که به داشتن برکه، کوه و حیوانات معروف است. ناهار و شام در جنگل و یک ساعت گشت سافاری جهت دیدن حیوانات جنگلی. شرکت در مراسم سخنرانی رییس دولت در جمع کارکنان پارک جنگلی “لیمپوپو” در خصوص تحریم‌های ظالمانه غرب علیه ایران. بعد از شام حرکت دستِ‌جمعی به سمت ژوهانسبورگ و استحراحت تا فردا.

روز چهارم: تحویل اتاق. صبحانه. نشان دادن دو انگشت به کارکنان هتل به نشانه پیروزی و حرکت به سمت فرودگاه و پرواز به سمت کیپ‌ تاون. بازدید از دماغه‌ی “امید نیک” و تماشای ساحل “بولدرز” و منطقه‌ی پنگوئن‌ها و فوک‌های دریایی. شرکت در سخنرانی مشایی در جمع پنگوئنها و فوک‌های دریایی با موضوع ” بهار پنگوئنی و پنگوئن بهاری”. نشان دادن دو انگشت به پنگوئن‌ها به علامت پیروزی. نهار و شام در ساحل. شب هنگام عزیمت به فرودگاه و پرواز به سوی ایران.

روز پنجم: حضور در جمع مستقبلین در فرودگاه مهراباد همراه با شعارهای زیر.

” مشایی زنده باد ، ماندلا پاینده باد”
“احمدی ساده‌زیست، ریشه کن آپارتیت”
“ماندلا یادت باشه، احمدی باید باشه”

تقدیر از شرکت سیمان لامرد به عنوان واحد نمونه صنایع معدنی (اصلاح شده)

تیر ۱۲ام, ۱۳۹۲

شرکت کارخانجات سیمان لامرد تنها واحد تولید کننده سیمان در سطح کشور که واجد عنوان واحد نمونه صنعتی کشور شد و در روز ملی صنعت و معدن از آن تقدیر گردید.

به گزارش خبرنگار ما در همایش روز ملی صنعت و معدن که در سالن اجلاس سران در تهران برگزار شد، آقای ابراهیم غلامزاده مدیر عامل شرکت کارخانجات سیمان لامرد تندیس و لوح برگزیده این واحد تولیدی را از معاون اول رییس جمهور و وزیر صنعت،معدن و تجارت دریافت کرد.

این انتخاب بهانه ای برای مصاحبه با آقای ابراهیم غلامزاده مدیر عامل جوان، موفق و خوش فکر شرکت کارخانجات سیمان لامرد شد تا وی وضعیت فعلی کارخانه سیمان لامرد، میزان تولید و صادرات و همچنین دلایل انتخاب این کارخانه را به عنوان واحد نمونه ملی صنعتی شرح داده و در کنار آن معضلاتی که گریبان صنعت کشور و استان را گرفته بازگو کند.

صادرات ده ها هزار تنی سیمان از کارخانه سیمان لامرد به کشورهای خارجی

مدیر عامل شرکت کارخانجات سیمان لامرد در این گفتگو به تولید ۸۵۰ هزار تن کلینکر و ۷۴۵ هزار تن سیمان در سال ۹۱ در کارخانه سیمان لامرد اشاره کرد و افزود: این تولید در حالتی بود که ما از تیر ماه ۹۱ به شبکه سراسری گاز وصل شده بودیم و مشکلات ناشی از تحریم و سرمای زمستان باعث شد چندین ماه سوخت گاز نداشته باشیم و سوخت مایع نیز مشکلاتی برای این واحد ایجاد کرده بود. ایشان همچنین اعلام نمود در سه ماهه نخست امسال نیز ۳۵۰ هزار تن کلینکر و ۲۰۸ هزار تن سیمان تولید شد که ۲۰ درصد بیشتر از ظرفیت اسمی این کارخانه می باشد.

به گفته آقای ابراهیم غلامزاده در سال گذشته ۶۰ هزار تن از سیمان تولیدی در کارخانه سیمان لامرد به کشورهای عراق، امارات و تاجیکستان صادر شد که از این میزان ۵۵ هزار تن آن در پاکت به صورت بسته بندی و مابقی آن به صورت فله صادر شده است همچنین در سه ماهه اول سال جاری ۴۲ هزار و ۱۸۰ تن سیمان از شرکت سیمان لامرد به خارج از کشور صادر شد که ۲۳ هزار و ۷۹۰ تن آن در پاکت سیمان و مابقی به صورت فله صادر شده است.

وی با بیان اینکه مقدمات صادرات سیمان به قطر چندی است آغاز شده، از آغاز صادرات سیمان به کشور عمان در آینده نزدیک خبر داد و اظهار امیدواری کرد این مهم منجر به افزایش ارزآوری برای کشور شود.

آقای غلامزاده با بیان اینکه ارزآوری این شرکت یکی از شاخص هایی بود که منجر به انتخاب “سیمان لامرد” به عنوان واحد صنعتی نمونه کشور شد ادامه داد: در کنار این شاخص میزان تولید از نظر کمیت، تنوع و کیفیت بسیار بالای آن که خیلی زود آوازه جهانی یافته، اخذ استانداردهای داخلی ایران و بین المللی، هزینه برای آموزش و توسعه منابع انسانی از دیگر شاخصه هایی بود که باعث گردید سیمان لامرد تنها پس از یک سال از آغاز فعالیتش عنوان واحد نمونه صنعتی کشور را به دست آورده تنها واحد تولید سیمان در سطح ایران است که در سال ۹۲ به این موفقیت دست پیدا کرده است.

حمل و نقل و کمبود سرمایه در گردش گریبان کارخانجات سیمان را گرفته است

مدیر عامل شرکت کارخانجات سیمان لامرد با بیان این که این شرکت ظرفیت تبدیل بیش از ۵ هزار تن کلینکر به سیمان در روز را دارد اضافه کرد: با این وجود در کارخانه سیمان لامرد روزانه بین ۴۱۰۰ تا ۴۴۵۰ تن کلینکر تولید می شود و بیش از ۴۰۰ هزار تن کلینکر نیز در محوطه کارخانه ریخته شده است که دلیل عدم استفاده از این ظرفیت ها مشکل حمل و نقلی است که گریبان واحدهای تولیدی سیمان را در کشور و فارس گرفته است.

آقای غلامزاده در توضیح بیشتر گفت: هر چند بخش حمل و نقل استان در این سال ها رشد زیادی داشته اما صنعت بیش از آن رشد کرده و همچنان صنعت به گسترش ناوگان حمل و نقل نیاز شدید دارد و باید مسئولین حمایت کنند و با تزریق نقدینگی و اختصاص تسهیلات ارزان قیمت افراد را تشویق به سرمایه گذاری در امر حمل و نقل نمایند تا استان از این نظر جهش بزرگ تری داشته باشد.

متاسفانه مشکلات حمل و نقل باعث شده تا کارخانه عظیمی مثل کارخانه سیمان لامرد مجبور به توقف توزیع سیمان در تعدادی از شهرها همچون شیراز شود و تنها بتواند سیمان مورد تقاضای شهرهای همجوار خود را به سختی تامین نماید.

وی با بیان اینکه برای حمل سیمان صادراتی هم مجبور به خرید کامیون شده ایم و برنامه خرید ۵۰ کامیون را داریم که در مرحله اول تعداد ۲۰ دستگاه کامیون با اعتبار ۷ میلیارد تومانی خریداری نموده که به زودی به ناوگان این کارخانه اضافه می شود، ادامه داد: تخصیص این میزان اعتبار باعث خروج ۷ میلیارد تومان نقدینگی از چرخه مالی شرکت سیمان لامرد شده است که این امر مشکلات زیادی را برای تامین هزینه های جاری شرکت همچون آب، برق و گاز و یا اقساط بانکی شرکت پدید آورده است.

وی با انتقاد از ضعف سیستم های حمل و نقل در کشور گفت: با وجود بالا بردن هزینه ها، مجبور به خرید ۳۰ دستگاه کامیون دیگر هستیم تا بتوانیم تولیدات خود را به کشورهای هدف صادر و در سطح بازار کشور توزیع کنیم.

آقای غلامزاده ادامه داد: تا چند روز دیگر کشتی ۲۰ هزار تنی در اسکله پارس در عسلویه پهلو می گیرد که باید روزانه ۲ هزار تن سیمان تولیدی کارخانه سیمان لامرد طی ۱۰ روز به اسکله پارس از طریق خطوط جاده ای منتقل و در کشتی مذکور برای صدور به عراق بارگیری شود؛ ضمن آنکه قرارداد برای بارگیری دو کشتی ۲۰ هزار تنی دیگر نیز منعقد شده است.

آقای غلامزاده که از معضل حمل و نقل به عنوان بزرگ ترین مشکل کارخانجات سیمان یاد می کند، پیشنهاد داد: دولت از محل اعتبارات صندوق توسعه ملی اقدام به پرداخت تسهیلات برای خرید کامیون و کشنده کند تا واحد های تولیدی مجبور به استفاده از منابع داخلی کارخانجات برای خرید تجهیزات حمل و نقل نشوند. وی معضل سرمایه در گردش واحدهای تولیدی را یکی دیگر از معضلات بزرگ اعلام کرد که بر سر راه توسعه صنایع وجود دارد.

تقاضای سرمایه در گردش ماه هاست روی میز بانک ها مانده است

وی گفت: از اواخر خرداد ماه سال گذشته که کارخانه سیمان لامرد فعالیت خود را به صورت جدی آغاز کرده حتی یک ریال سرمایه در گردش به این کارخانه تعلق نگرفته و حتی مصوبه دی ماه سال گذشته وزارت صنعت، معدن و تجارت مبنی بر پرداخت ۴ میلیارد تومان سرمایه در گردش به این واحد صنعتی عملیاتی نشده است.

آقای غلامزاده اظهار داشت: متاسفانه وضعیت به گونه ای است که نامه وزیر و یا معاون وزیر با سلیقه شخصی کارمند یک بانک به بایگانی سپرده می شود و هیچ گاه رنگ اجرا به خود نمی گیرد.

وی در پاسخ به این سوال که چرا این معضل را از طریق سازمانهای مرتبط پیگیری نمی کنید؟ گفت: چندین بار پیگیر پرداخت این ۴ میلیارد تومان سرمایه در گردش از طریق ادارات مختلف بودم. اما پیگیری ها به جایی نرسید و دیگر از نتیجه بخش بودن همکاری ادارات دولتی نا امید شده ایم، البته از حق نگذریم استاندار فارس بیش از همه مدیران برای بخش صنعت وقت گذاشته اند و حتی تلفنی هم با بانک عامل پرداخت تسهیلات صحبت می کنند اما متاسفانه بانک ها پای عمل که می رسد ساز دیگری می زنند. این ۴ میلیارد اعتبار با پیگیری مهندس صفری رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت فارس اختصاص یافت اما بانک صنعت و معدن طبق معمول با یک جمله که اعتبار نداریم همه پیگیری ها و تلاش ها را خنثی نمود.

وی با پیش بینی تولید بالغ بر یک میلیون و ۲۰۰ هزار تن کلینکر در کارخانه سیمان لامرد تا پایان امسال گفت: امیدوارم مشکلات پیش روی واحدهای صنعتی حل شود واین واحدها بتوانند ضمن اجرای طرح های توسعه ای به توسعه بازارهای خود در کشورهای مختلف بپردازند.

چندین و چند نشان استاندارد بین المللی که کارخانه سیمان لامرد موفق به دریافت آن شده است

آقای غلامزاده کیفیت بالا و نرخ پایین تولید سیمان در ایران را از مزیت های مهم رقابتی این محصول با تولیدات مشابه در سطح دنیا برشمرد و گفت: کارخانه سیمان لامرد در فعالیت یک ساله خود به موفقیت هایی دست پیدا کرد که کارخانجات دیگر سیمان پس از چندین سال فعالیت به آن دست پیدا می کنند، این کارخانه در همین مدت اندک علامت استاندارد را برای محصولات تولیدی اش شامل سیمان تیپ ۴۲۵-۱، تیپ ۵۲۵-۱، سیمان تیپ ۲ و سیمان تیپ ۵ دریافت کرد و علاوه بر آن موفق به دریافت سه نشان استاندارد بین المللی شامل ISO 9001، ISO 14001 و OHSAS 18001 شد و نشان استاندارد CE اروپا را به عنوان یکی از معدود کارخانجات سیمان دارای این نشان دریافت کرد. همچنین این کارخانه نشان استاندارد SGS برای صادرات سیمان به کشورهای حوزه خلیج فارس،آفریقا و اروپا دریافت کرده و نشان استاندارد GOST روسیه را نیز اخذ کرده است.

مدیر عامل شرکت کارخانجات سیمان لامرد همچنین به اخذ نشان استاندارد ملی تاجیکستان و نیز نشان استاندارد BV برای صادرات سیمان به عراق اشاره کرد و گفت: این نشان های استاندارد باعث شده تولیدات کارخانه سیمان لامرد تولیدات پر مشتری چه در ایران و چه در کشورهای خارجی باشد و قطعا با حل مشکلات حمل و نقل به عنوان بزرگترین مشکل کارخانجات سیمان و همچنین تأمین بخشی از سرمایه در گردش این واحد تولیدی می توان گام موثری را برای افزایش صادرات غیر نفتی برداشت.

آقای غلامزاده در پایان از همه سهامداران و سرمایه گذارانی که در منطقه محروم لامرد مبادرت به سرمایه گذاری کرده اند علی الخصوص جناب آقایان حاج علی صراف، دکتر هاشمی بزرگترین سهامداران این کارخانه و آقایان حاج علیمراد عبداللهی، حاج اسماعیل قادری، حاج عبدالرضا غافری، حاج عبدالله سادون، حاج جاسم و فاضل السقای و آقای حبیب علی، تقدیر و تشکر نمود. ایشان همچنین این موفقیت را به تمام سهامدارن، مدیران، کارکنان، کارشناسان و کارگران سیمان لامرد که در این موفقیت نقش داشته اند تبریک گفت.

——–

متن قدیم این نوشته:

 

در مراسم گرامیداشت روز ملی صنعت و معدن از پیشکسوتان و واحدهای نمونه صنعتی و معدنی سال ۹۲ تقدیر شد. اسامی واحدها و پیشکسوتان نمونه صنعتی و معدنی سال ۹۲ که در مراسم گرامیداشت روز ملی صنعت و معدن از آنها تقدیر شد به شرح زیر است:

 

بهره‌بردار معادن روباز نمونه 
سنگ آهن نیاسر

واحدهای نمونه صنایع غیرفلزی 
شرکت گلناز

واحد نمونه صنایع فلزی، برق و الکترونیک 
سام الکترونیک

پیشکسوت ساماندهی تشکلهای صنعتی و معدنی 
هادی غنیمی فرد

مکتشفین نمونه                              
-۱شرکت مهر اصل
-۲شرکت توسعه معدنی سرب و روی خان آباد پارس

واحدهای صنایع معدنی نمونه 
-۱سیمان لامرد
-۲بام گام عالی
-۳گروه صنعتی پارلو
-۴ذوب آهن البرز غرب
-۵مجتمع کارخانجات تولیدی توس
-۶گچ مشهد
-۷ایران آرامکو
-۸شمش روی میهن
-۹گروه صنایع کابل سازی افق البرز

واحدهای نمونه صنایع غیرفلزی 
-۱شیمیایی سامد
-۲یزد پلیکا
-۳پتروشیمی کرمانشاه
-۴کلران
-۵رامک
-۶مروارید صید
-۷هنکل پاکوش
-۸داملران رازک
-۹آرتا پلاست

واحدهای نمونه صنایع نساجی و پوشاک 
-۱ پویا نخ
-۲ بافتینه
-۳ چرم مشهد
-۴ فرش شیخ صفی
-۵ نوین بافان پرنگ

واحدهای نمونه صنایع فلزی، برق و الکترونیک 
-۱ پارس مشعل
-۲ شیرهای ساختمانی و صنعتی
-۳ انتخاب
-۴ ارتباط همراه گویا اروند
-۵ باند و گاز افرند
-۶ مهسان الکتریک

واحدهای نمونه صنایع ماشین سازی و نیرومحرکه
-۱ صنایع جک سازی گردون
-۲ آروم صنعت سامان
-۳ آریا کیان سپهر
-۴ توسعه صنایع ریلی ایرانیان (ایریکو)
-۵ بولر
-۶ مرآت پولاد

مدیران عامل شهرکهای صنعتی برتر 
-۱ مدیر عامل شرکت شهرکهای صنعتی آذربایجان شرقی
-۲ مدیر عامل شرکت شهرکهای صنعتی سمنان
-۳ مدیر عامل شرکت شهرکهای صنعتی گلستان
-۴ مدیر عامل شرکت شهرکهای صنعتی قم

پیشکسوت صنایع غیرفلزی 
عالی صالحی اعلاء

پیشکسوت صنایع نساجی و پوشاک 
محمد مروج حسینی

پیشکسوت صنایع فلزی، برق و الکترونیک 
علی اصغر برزگر اکرامی

پیشکسوتان صنایع ماشین سازی و نیرومحرکه 
بهروز فردوس

سه نفر پیشکسوتان معدن و صنایع معدنی 
-۱ فیروز علی نیا
-۲محمدرضا فراشباشی
-۳ علی کلاهدوز اصفهانی

مراکز تحقیق و توسعه (R&D) صنعتی و معدنی نمونه 
-۱شرکت بنیان بتن
-۲گروه صنعتی انتخاب
-۳شرکت خالص سازان روی زنجان
-۴شرکت پایا کلاج

واحدهای فنی مهندسی نمونه
-۱پویندگان بهبود کیفیت
-۲نشت آب توس
-۳مهندسی مشاور نیروی خراسان

طرحهای صنعتی و معدنی نمونه 
-۱ فولاد آلیاژی ایران
-۲ کشتارگاه درخشان سرباز

بهره‌برداران معادن زیرزمینی نمونه 
-۱ کلاریز شرقی – زغالسنگ
-۲ آق دربند میانکوهی – زغالسنگ

بهره‌برداران معادن روباز نمونه
-۱ سنگ آهن چادرملو
-۲ سنگ آهن آسمالون
-۳ کوه سفید فنجان بوانات
-۴ مس سونگون
-۵ کائولن رخ سفید
-۶ طلای آق دره

پژوهشگران پیشکسوت 
-۱مرکز پژوهش متالوژی ایران
-۲گروه تحقیقات و صنایع شیمیایی

 

منبع: سایت کارخانه سیمان لامرد

یک پیشنهاد

تیر ۱۱ام, ۱۳۹۲

خرداد با همه شیرینی هایش تمام شد و رفت . پس از خانه تکانی شوراهای شهر لامرد و ورود افرادی متفاوت تر و جوان تر و همچنین متخصص تر از بزرگواران گذشته  (‌با توجه به مدارک تحصیلی و سوابق شغلی )   وارد تیرماه گرم شدیم .

حال که عزیزان و بزرگوارانی از نقاط مختلف شهر و از طیفهای مختلف علمی و فکری وارد گود شده اند  یک پیشنهاد برای مسئولین و اعضای شورای شهر لامرد دارم تا بتوانند بعنوان شهر پیشرو کشور عزیزمان ایران پیش قراول چنین تصمیمی باشند .

تعریف نظام مشارکت

نظام مشارکت کارکنان و پیشنهادها سالهاست که در کشورهای مختلف و بزرگ دنیا در حال انجام است . این سیستم در شهرداریها ،‌نهادهای علمی و مؤسسات خصوصی نیز نتایج مطلوبی داشته است . با توجه به اینکه اینجانب بصورت مستقیم به مدت دوسال با نظام پیشنهادها همکاری داشته ام به صورت خلاصه مفهوم ، اهداف و چگونگی ارائه پیشنهاد را برای شما قید می نمایم .

حس مشارکت و تفاهم یک واقعیت  تاریخی است که ریشه در مدیریت امور عمومی و اندیشه های مذهبی دارد. به عنوان مثال، مشارکت بر اساس ادیان مختلف و علی الخصوص اسلام  تحت عنوان «شورا» مورد توجه قرار گرفته است. قرآن کریم به طور صریح مدیران را موظف می نماید در اموری که نیاز به تحقیق و جستجو دارند بر مبنای مشورت به تصمیم گیری بپردازند. نظام مدیریت مشارکتی یکی از معدود نظام های مدیریتی پویایی است که نقش مهمی در توسعه منابع انسانی  هر سازمان می تواند ایجاد کند .

نظام پیشنهادهای شهری  یک ابزار اجرایی مدیریت مشارکتی، نظام همکاری فکری و عملی کلیه شهروندان  یک شهر یا اقلیم را شامل می شود . در این نظام کلیه ساکنین درباره روشهای حل مسائل و ارتقاء بهره وری فعالانه اندیشه کرده و حاصل آنرا در قالب طرحها و پیشنهادها به سازمان ارائه می کنند و بدین طریق، یک نظام همفکری و هم اندیشی برای رسیدن به اهداف سازمان بوجود می آید.

اهداف

ایجاد محیط و فضای مناسب و فرصت برای مشارکت فکری و اندیشه ای شهروندان در امور جاری یک شهر به صورت داوطلبانه و برخوردار کردن آنان از نتایج مادی و معنوی از اهم اهدافی است که در این سیستم دنبال می‌شود. هدف اصلی نظام مدیریت مشارکتی، ارتقای کیفی یک شهر با استفاده از هوش، استعداد و خلاقیت شهروندان در راستای اهداف شهرداری است. با همفکری و همدلی بیشتر و استفاده از امکانات موجود می‌توان بهره‌وری و در نهایت برونداد هر سازمان را ارتقا داد.

از سوی دیگر بهره‌گیری از این نظام مدیریت صرفه‌جویی‌های کلان اقتصادی دربر دارد که می‌تواند بخشی از آن صرف توسعه نیروی انسانی و گسترش مشارکت آن در مدیریت سازمان گردد.

برفرض مثال شما در شهر لامرد در حین عبور از یک خیابان متوجه یک معضل یا کاستی می شوید .  در ذهن خود یک پیشنهاد سازنده ای برای رفع این معضل دارید . می توانید پیشنهاد خود را به دبیرخانه نظام پیشنهادهای شورای شهر یا شهرداری  ارائه دهید . این پیشنهادها می تواند در قالب مراجعات حضوری ، مراجعه به پایگاه اینترنتی و یا ارسال پیامک باشد . البته در شهرهای بزرگ و پیشرفته ای نظیر موناکوی فرانسه به محض اینکه شما پیشنهاد دادید یک خودکار یا دفترچه یا هرچیز دیگری به شما جایزه می دهند .!!!  شاید در ابتدا برای شما این سئوال پیش آید که این که خود هزینه هایی را بدنبال دارد . شاید این هزینه ها را در پی داشته باشد ولی در عوض در مقابل رفع اشکالات از شهر و نجات جان چند نفر ارزشی بسیار کم داشته باشد .

در پایان امیدواریم با حضور متخصصین حضور یافته در شورای شهر لامرد کاستی ها و تنگناها شهری موجود با پیشنهادات سازنده همه شما شهروندان مرتفع گردد .

 

درس شیرین انتخابات!

تیر ۶ام, ۱۳۹۲

هندسه و آمار و ریاضیات همیشه و همه حال جز دروس شیرین (!) دوران مدرسه بوده است. از آنجا که این انتخابات هم گویا انتخابات شیرینی از کار درآمده، بهتر دیدیم تا از نگاه آمار و ریاضیات کمی هندسه انتخابات در کشور را بررسی کنیم و ببینیم که چه درس های شیرینی برای ما داشته است.
۱- آمار صندوق ها در کل کشور نشان می دهد که ۵۲٫۴۳ درصد آرا صحیح متعلق به حسن روحانی بوده است. چهار نامزد اصولگرا در سوی دیگر این کارزار باهم ۴۶٫۳ درصد آرای صحیح را کسب کرده اند. این نشان دهنده آن است که در دور دوم هم بخت با روحانی بود. رای ناشی از کناره گیری عارف مخصوصا در یزد فقط کمک کرد تا حسن روحانی در همان دور اول برنده شود. با این حال اختلاف درصد آرا چندان هم زیاد نیست. اگر در انتخاباتی دیگر شرایطی معکوس پیش بیاید، ممکن است نامزد واحد اصولگرایان بتواند با همین اختلاف از جبهه مخالف پیشی بگیرد. به نظر من این بدان معناست که کارزارهای سیاسی انتخابات ریاست جمهوری در طی ۱۶ سال اخیر توانسته هم اکنون به یک الگوی دو قطبی با قدرت نسبتا برابر برسد. یک طرف اصولگرا، راست، محافظه کار و یا هر عنوان دیگری و در سوی مقابل اصلاح طلب، چپ و یا هر عنوان دیگری. درست مثل خیلی از انتخابات های آزاد دنیا در این الگوی دو قطبی شما باید واضح و شفاف معین کنید که کدام طرفی هستید. باید جایگاه و پایگاه و مخاطب تان معلوم باشد و علاوه براین برای برنده شدن باید یک نامزد واحد داشته باشید. مثل محسن رضایی نمی توانید بگویید که من نه این طرفی هستم و نه آن طرفی. جایگاه و پایگاه و عقاید و سلایق تان معلوم باشد بعد هم سنگین ترین انتقادات و هجمه ها را به دولت و رییس حمهوری وارد کنید که نزد مردم در جبهه شما طبقه بندی می شود. از طرفی دیگر مثل محمد باقرقالیباف هم نمی توانید سعی کنید تا به هر دو طرف چشم داشته باشید. گاهی به نامزد هم جبهه انتقادی وارد کنید و گاهی هم به نامزد جبهه مخالف کنایه بزنید و در عین حال هم برعکس آن عمل کنید. باید مثل حسن روحانی باشید که حتی اگر اعلام استقلال هم می کند اما انتقاداتش متوجه جبهه رقیب است،برخلاف نامزد همسویش حرفی نمی زند، یک نامزد معلوم السابقه در جبهه همسو به خاطرش کناره می گیرد و رهبران فکری جبهه همسو هم بطور کامل از او حمایت می کنند. پیام ها برای مردم کاملا واضح و روشن است. از این به بعد یا باید اصولگرا بود یا اصلاح طلب. مثال خارجی اش می شود اینکه یا باید جمهوری خواه بود یا دموکرات. نمی شود هم این بود و هم آن و یا نه این بود و نه آن. یک فرد تازه وارد مثل سعید جلیلی اگر که موی دماغ السابقونی چون قالیباف، رضایی و ولایتی می شود فقط به این خاطر است که برخلاف این سه بزرگوار، تکلیف و پایگاه و مخاطبش معلوم بود. این ساخت سیاسی دو قطبی در انتخابات ریاست جمهوری در این دوره از انتخابات خود را تثبیت کرد. قابل توجه نامزدهای محترم ادوار آینده ریاست جمهوری!
۲- بیشترین درصد آرا نامزد پیروز برحسب تقسیم بندی استانی کشور متعلق به کدام استان ها بوده است؟ این استان ها: سیستان و بلوچستان (۷۳٫۳۰ درصد) کردستان (۷۰٫۸۵ درصد) و آذربایجان غربی(۶۷٫۰۹درصد) این سه استان سه ویژگی مشترک دارند. اول اینکه جز استان های مرزی کشور هستند. دوم اینکه پایگاه اصلی سه قومیت مهم کشور به شمار می روند: بلوچ، کرد و ترک. سوم اینکه پاره ای از هویت قومی آنها در کشور مجاور قرار دارد و فعال است: بلوچ ها در پاکستان، کردها در کردستان و ترک ها در ترکیه. این اتفاق چه پیامی می تواند داشته باشد؟ تفسیرها گوناگون است. نظر من این است که آنها بیشتر از مردمان سایر استان های کشور از وضعیت موجود ناراضی بوده اند و خواستار تغییر. انحراف آنها از معیار کشوری انتخابات نشان دهنده شکاف بین آنها با سایر هموطنانشان است. قابل توجه مسئولان آینده اداره کشور!
۳- هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری در استان ها از حسن روحانی بیشتر رای نیاورده اند مگر چهارمین نفر انتخابات جناب محسن رضایی. نفر چهارم در سه استان همجوار و همسایه یعنی خوزستان(رضایی ۴۶٫۵۹ درصد/ روحانی ۳۴٫۱۵درصد)، کهکلویه و بویراحمد(رضایی۴۳٫۹۷درصد/روحانی۳۹٫۱۲درصد) و چهارمحال بختیاری(رضایی۴۴٫۴۹درصد/روحانی۳۲٫۸۵درصد) از نفر اول بیشتر رای آورده. این درحالی است که نفر دوم یعنی محمدباقرقالیباف در هیچ استانی حتی استان محل تولد خود(خراسان رضوی) و حتی استان محل کار خود(تهران) از نفر اول پیشی نگرفته است. نکته قابل توجه اینجاست که در تقسیمات شهری، شهرستانی که بیشترین درصد آرا به یک نامزد را داشته شهر کوهرنگ در چهارمحال بختیاری بوده که ۹۴٫۸۴ درصد مردم آن به محسن رضایی رای داده اند. شهرستان های حوالی آن مثل اندیکا، لالی و ایذه هم بالای ۹۰ درصد به محسن رضایی رای داده اند.این درحالی است که نامزد پیروز انتخابات بیشترین درصد آرا را در شهرستان زابلی در سیستان و بلوچستان با ۸۶٫۲۶ درصد کسب کرده است. محسن رضایی در استان های لرستان و ایلام هم نفر دوم انتخابات بوده است. همه این موارد با هم تاکید دوباره ای است بر نقش قومیت ها و تعصبات قومی. لرها انتخاب اولشان محسن رضایی بوده، کسی که اصالتا خوزستانی است و بارها بر لر بودنش تاکید و به آن افتخار کرده است. این موضوع البته پیام دیگری هم می تواند داشته باشد.تمرکز بر قومیتی خاص درصد آرا را در یک نقطه کشور متمرکز می کند و باعث می شود تا با توجه به تنوع قومیتی در کشور ما پیروز انتخابات کسی باشد که ذاتا متعلق به قومیت خاصی نباشد. قابل توجه جناب آقای محسن رضایی!
۴- رفتار شهرهای بزرگ هم درباره نامزد پیروز انتخابات و رقیبش کمی نامتوازن است. نکته اول اینکه در میان شهرهای بزرگ و پرجمعیت کشورما(تهران، اصفهان،مشهد، تبریز، شیراز و اهواز) تنها شهر شیراز با ۵۹٫۷۷ درصد رای از معیار کشوری روحانی بیشتر به او رای داده است. بقیه همگی زیر درصد معیار کشوری به روحانی رای داده اند. در میان استان های با میزان رای بالای دو میلیون نفر هم قضیه به همین ترتیب است. استان های تهران، اصفهان و خراسان رضوی بین ۴۳تا۴۸درصد به حسن روحانی رای داده اند و فقط این استان فارس است که با ۵۸٫۲۱ درصد رفتاری متفاوت داشته است. نکته دوم بر می گردد به دو شهر تهران و مشهد و یا استان های متناظرشان که کاملا برعکس تصورات درباره دو نامزد رقیب یعنی محمدباقر قالیباف و حسن روحانی رفتار کرده اند. قالیباف در شهری که هشت سال برای آن زحمت کشید و پروژه های بسیار افتتاح کرد، تنها کمی بیشتر از نصف آرا رقیب خود(روحانی ۴۸٫۸درصد/ قالیباف ۲۶٫۳۵درصد) رای آورد. این قضیه درباره مشهد، محل تولد او هم صدق می کند. رقیب ۵درصد هم بیشتر از او رای آورده.( روحانی ۳۸٫۰۷درصد/ قالیباف ۳۳٫۷۸درصد) قابل توجه جناب آقای قالیباف!
۵- سعید جلیلی در شهر مذهبی قم که پایگاهی برای اصولگرایان محسوب می شود بیشتر از همه نامزدهای اصولگرایی رای آورده است حتی بیشتر از نامزدی که اغلب نهادهای رسمی اصولگرا از او پشتیبانی کرده اند(جلیلی ۲۳٫۲۶درصد / ولایتی ۱۳٫۱۲درصد). (گرچه که رای ۳۸٫۷۰درصد مردم این شهر به حسن روحانی هم به خودی خود پیام های بسیاری دربردارد) علاوه براین بیشتر آرا او در شهرهای به نسبت محروم تر بوده است. شهرهایی مثل بشاگرد، قلعه گنج و میناب به او حتی از حسن روحانی هم بیشتر رای داده اند( بشاگرد ۴۳٫۳۵درصد جلیلی/ ۱۰٫۵۳درصد روحانی) عمده اینگونه شهرها محل اصلی برگزاری اردوهای جهادی است و نیروهای جوان تر جبهه اصولگرایی در آنجا فعالیت بیشتری دارند. این درحالی است که شهرهای مجاور این شهرها در استان های کرمان و سیستان و بلوچستان همگی جز شهرهای محروم هستند اما با درصد آرا زیاد به حسن روحانی رای داده اند. من فکر می کنم اقشار جوان تر این جبهه بیشتر از سایر شخصیت های سیاسی اصولگرا الان دلشان با سعید جلیلی باشد. بنابراین با توجه به باخت های پی درپی بسیاری از شخصیت های اصولگرا در انتخابات های ریاست جمهوری ادوار مختلف، در دوره های بعدی از سعید جلیلی بیشتر خواهیم شنید. احتمالا او با کمی تسلط بیشتر در گفتار، پرهیز از شعارهای نامفهوم و برنامه ریزی بهتر درصورت مساعد بودن شرایط اجتماعی شانس آن را دارد که در یکی از ادوار آینده ریاست جمهوری بخت بیشتری برای پیروزی داشته باشد. قابل توجه مخالفان آقای جلیلی!
۶- در لامرد حسن روحانی ۵۵٫۹۳ درصد آرا را به خودش اختصاص داده، این درحالی است که در شهر همجوار و دارای حوزه انتخابیه یکسان در مجلس، یعنی مهر ۶۶٫۶۴ درصد مردم به روحانی رای داده اند. با این حال ترتیب نفرات بعدی در هر دو شهرستان کاملا متفاوت از معیار کشوری است. در هردو شهرستان سعید جلیلی رده دوم را به خود اختصاص داده با این تفاوت اساسی که در لامرد جلیلی با کسب ۱۶٫۳۹ درصد آرا بسیار بیشتر از معیار کشوری خود رای کسب کرده و در مهر با کسب ۹٫۱۶ درصد آرا حدود دو نیم درصد کمتر از حد معیار کشوری خود رای آورده است. این موضوع نشان دهنده کثرت بیشتر آرا بدنه اصلاح طلبی در شهرستان مهر، حجم بیشتر جریان اصولگرایی در لامرد به نسبت مهر و نیز جوانگرا تر بودن آن است. نکته دیگر جایگاه بالاتر ولایتی در درصد آرای اصولگرایی(سوم در لامرد) به نسبت قالیباف است. محمد باقر قالیباف در هر دو شهرستان پنجم است و همین نشان می دهد طیف سنتی اصولگرایی در هر دو شهرستان همچنان ریشه دارد. تفکیک آرا در بخش های مختلف شهرستان لامرد اما چیز دیگری را هم نشان می دهد. قالیباف در بخش اشکنان ۵٫۶ درصد آرا و در علامرودشت ۶٫۷ درصد آرا را کسب کرده این درحالی است که در بخش مرکزی بیش از ۱۰ درصد آرا را بدست آورده و بعد از جلیلی سوم است. درصد آرا روحانی نیز در بخش مرکزی لامرد ۵۶ درصد است، در حالی که روحانی در بخش اشکنان آرا بیشتری (۶۰درصد) به دست آورده و در علامرودشت آرا کمتری(۴۹درصد). درصد آرا محمدغرضی هم در بخش علامرودشت به ترتیب بیشتر از اشکنان و بخش مرکزی است. ایشان در مجموع ۰٫۸۸ درصد آرا را در شهرستان لامرد از آن خود کرده اند که ۰٫۳۶ درصد از معیار کشوری آن پایین تر است. حالا شما خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل.

پی نوشت۱: کلیه آمار بر مبنای آمار اعلام شده وزارت کشور و درصدها بر مبنای آرا صحیح است نه آرا ماخوذه.

پی نوشت۲: اگر علاقه مند به خواندن تحلیل های انتخاباتی هستید می توانید این مطلب را هم بخوانید: ” چرا قالیباف رییس جمهور نشد!”  در www.esmail.ir

آیت الله علوی فردی شایسته برای تصدی وزارت کشور است

تیر ۵ام, ۱۳۹۲

حجت الاسلام و المسلمین مرتضی مداح روز چهارشنبه در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار سیاسی ایرنا با اشاره به گمانه زنی های مطرح شده درباره کابینه دکتر حسن روحانی رییس جمهوری منتخب ملت ایران افزود: همانطور که روابط عمومی ستاد دکتر روحانی اعلام کرد این گمانه زنی ها هیچ ارتباطی با شخص رییس جمهوری منتخب ندارد.
وی اظهار داشت: پس از انتخاب دکتر روحانی در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری، وی تاکنون مشغول دیدارهای مختلف بوده و فرصتی نبوده تا روی مصادیق برای کابینه دولت آینده کار شود.
رییس کمیته روحانیون ستاد انتخاباتی رییس جمهوری منتخب گفت: هنوز فرصت زیادی برای معرفی اعضای کابینه وجود دارد و هرچه زمان بیشتری بگذرد گزینه های بهتر و توانمندتری انتخاب خواهند شد و در این زمینه نباید عجله کرد.
مداح در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا دکتر روحانی برای تعیین اعضای کابینه خود، تیم خاصی را تشکیل داده است؟ خاطرنشان کرد: کسانی که قبلا با رییس جمهوری منتخب همکاری و از وی حمایت کردند، هر کدام شاید مورد مشورت قرار بگیرند یا شخص دکتر روحانی با برخی از افراد در آینده مشورت کند.
وی ادامه داد: آقای روحانی بنا دارد در بسیاری از موضوعات با مردم مشورت کند و برای گروه ها و احزاب هم جایگاه خاصی در نظر دارد.

*** افرادی برای کابینه انتخاب می شوند که با سیاست اعتدال هماهنگ باشند
رییس کمیته روحانیون ستاد انتخاباتی روحانی گفت: مهمترین محور رییس جمهوری منتخب ملت ایران برای انتخاب اعضای کابینه بحث اعتدال است و افرادی انتخاب خواهند شد که با سیاست اعتدال هماهنگ باشند.
وی با تاکید بر اینکه آقای روحانی در تمام امور از مردم مشورت خواهد گرفت، افزود: قطعا همه مردم این حق را دارند که نظرات خود را به صورت کتبی به دست رییس جمهوری برسانند.
مداح در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه اصولگرایان قائل به اصولگرایی آقای روحانی و اصلاح طلبان نیز قائل به اصلاح طلب بودن وی هستند، برخورد رییس جمهوری منتخب در این زمینه چیست؟ گفت: گمان می کنم پدیده مبارکی باشد و باید به این ضرب المثل توجه داشته باشیم که «شکست یتیم است و پیروزی هزار پدر دارد»؛ هر یک از کاندیداها که شکست خوردند هیچ کس حاضر نیست شکست آنها را بپذیرد و همه شکست را به دیگری حواله می کنند.
وی با بیان اینکه مردان خدا این طور هستند که شکست ها را قبول می کنند اما پیروزی ها را به دیگران نسبت می دهند، اظهار داشت: حضرت امام(ره) در فتح خرمشهر فرمودند خدا خرمشهر را آزاد کرد ولی در قضیه قطعنامه فرمودند که انگشت اشاره به سوی هیچ کس نرود همه تقصیرها را خودم به عهده می گیرم.
مداح ادامه داد: در زمان پیروزی یکی از نامزدها مبارک است که همه بیایند و اعلام همکاری و همدلی قلبی کنند و انشاء الله که برکاتش را در وحدت بیشتر نیروهای انقلاب که همه فرزند انقلاب هستند و برای آن زحمت کشیده اند، ببینیم.

*** آقای روحانی مجلس را خوب می شناسد
مشاور و عضو ستاد انتخاباتی رییس جمهوری منتخب ملت ایران همچنین در خصوص توصیه برخی نمایندگان به دکتر روحانی برای انتخاب وزرا و تعیین رابطی بین مجلس و رییس جمهوری منتخب ملت ایران برای گرفتن رای اعتماد، گفت: از آنجا که بیشترین حضور دکتر روحانی در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در مجلس شورای اسلامی بوده است فکر نمی کنم که نیازی به رابط وجود داشته باشد.
مداح افزود: آقای روحانی مجلس را خوب می شناسد و گزینه هایی را برای کابینه خود انتخاب خواهد کرد که از نظر اکثریت نمایندگان مجلس مقبولیت داشته باشند و اگر جایی هم ناشناخته باشند، قطعا در روز معرفی، وی می تواند در معرفی وزیر مورد نظر، اعتماد مجلس را جلب کند.

*** آقای روحانی ارتباط خوبی با حوزه های علمیه خواهد داشت
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه رییس جمهوری منتخب نگاهشان به حوزه های علمیه چگونه خواهد بود؟ اظهار داشت: نگاه آقای روحانی از آنجا که فرزند حوزه علمیه است و در نوجوانی وارد حوزه علمیه شد و این مجموعه را به خوبی می شناسد، بی تردید نگاه کمک معنوی گرفتن از حوزه های علمیه است.
حجت الاسلام مداح ادامه داد: قطعا حوزه های علمیه از اینکه عزیزی انتخاب شده که روحانی است، خوشحال هستند و حتی کسانی هم که به دکتر روحانی رای نداده اند با وی همکاری خواهند کرد.
عضو ستاد انتخاباتی رییس جمهوری منتخب ملت ایران تاکید کرد: دکتر روحانی در زمان ریاست جمهوری اش ارتباطی خوبی با حوزه های علمیه خواهد داشت.
مداح افزود: ارتباط رییس جمهوری منتخب با حوزه های علمیه از هم اکنون آغاز شده و گروه هایی برای ارتباط مداوم با حوزه های علمیه تعیین شده اند و خود وی نیز بنا دارد در فرصت های مناسب در جمع حوزویان به خصوص حوزه علمیه قم حاضر شود و بسیاری از مسایل را با آنها در میان بگذارد.

*** خدا برای زن مقامی والاتر از مقام اجرا قرار داده است
وی درباره وضعیت حضور زنان در دولت یازدهم گفت: آقای روحانی در صحبت های انتخاباتی خود در این زمینه صحبت و بحث عدم تبعیض بین جنسیت را مطرح کرده است ولی اجازه دهید افراد دیگری به این سوال پاسخ دهند.
حجت الاسلام مداح خاطرنشان کرد: خدا برای زن مقامی والاتر از مقام اجرا قرار داده و انشاالله خانمها هم در همان مقام معنوی که خداوند برای آن ها قرار داده است به وظیفه اصلی شان عمل کنند.
وی ادامه داد: مقام اجرا، مقام سختی است و انشاالله زنان، مجریان قوی را در مقام مادر و همسر بپرورانند و این کار برای آن ها بیشتر است و این نگاه دینی ماست.

 

*** آیت الله علوی فردی شایسته برای تصدی وزارت کشور است

مشاور و عضو ستاد انتخاباتی رییس جمهوری منتخب ملت ایران در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه برخی شنیده ها حاکی از این است که آیت الله سید محمود علوی وزیر کشور دولت آینده خواهد بود. آیا این موضوع صحت دارد؟ گفت: آیت الله علوی فردی شایسته برای این مسوولیت است اما اینکه برای این مسوولیت انتخاب شود یا خیر نمی دانم.
حجت الاسلام مداح افزود: آیت الله سید محمود علوی، هم عضو مجلس خبرگان رهبری و هم سابقه نمایندگی مجلس شورای اسلامی و کارهای اجرایی و فرهنگی را دارد و ائمه جمعه نیز روی وی شناخت کامل دارند.

 

منبع خبر: ایرنا…

شورای اسلامی شهر

تیر ۲ام, ۱۳۹۲

سلام بر همه دوستان و همشهری های عزیز
با اتمام دوره انتخابات شورای اسلامی شهر و مشخص شدن منتخبین جدید مردم برای مدیریت شهر لامرد طی چهارسال آینده، کم کم باید شور و هیجانات،انتقادات و درگیری ها و سایر مسایل مربوط به دوره انتخابات و تبلیغات را کنار گذاشته و به فکر یاری رساندن به اعضای جدید شورای شهرمان باشیم. قبل از ورود به بحث اصلی مطلب، توجه به دو نکته در مورد ترکیب منتخبین جدید بسیار امیدوارکننده و جای خوشحالی دارد: ۱- ترکیب اعضای جدید شامل نمایندگانی از قشرهای فرهنگی، مهندسی و اقتصادی اجرایی می باشد و برخلاف دوره های گذشته در انحصار عزیزان فرهنگی نمی باشد و بالطبع زمینه ارتباط ، تعامل و میدان دهی به تفکرهای مختلف فراهم گردیده است. ۲-اکثر دوستان جدید دارای سابقه مدیریتی اجرایی یا دولتی می باشند و بنابراین امید داریم که با تدبیر و هماهنگی بتوانند گام های مثبتی ، با رعایت موازین قانونی ، در جهت توسعه متوازن شهرمان بردارند. واما بعد:
به نظر من اعضای جدید شورای اسلامی شهرمان در ابتدای امر با دو مساله مهم مواجه می باشد:
۱-ترکیب شورای جدید کاملاً جدید بوده و بنابراین برای تسلط بر امور شهر، روال اداری، روابط کاری، طریقه پیگیری مسایل و … نیازمند گذشت زمان و همت فراوان می باشند. البته در این بین همکاری اعضای سابق شورا و انتقال تجربیات آنها به مجموعه جدید به عنوان نقطه امیدی برای کوتاه تر شدن این پروسه زمانی می باشد.
۲- شورای جدید میراث دار اقدامات مثبت(توسعه فضای سبز، جذب سرمایه گذار و…) ، ناقص (پارک های محله ای و …)،مغفول مانده (امورفرهنگی، ترافیک خیابانها و…) و بعضا اشتباه (فروش فضای سبز، محل ترمینال شهر و…) مجموعه شورای شهر سابق و شهرداری می باشد.{ توجه: این تقسیم بندی و نمونه ها نظر شخصی من می باشد.}
بر این اساس اولویت بندی امور ، شناسایی و توجه به نیازهای اصلی شهر نیازمند مدیریت قوی و هماهنگی اعضای جدید شورای شهر از یکطرف و همکاری آحاد مردم از طرف دیگر با این مجموعه می باشد. به عقیده من مهمترین راهکار شورای جدید در تحقق این امر، انتخاب شهردار قوی و باز گرداندن اموراجرایی جاری شهر به مجرای اصلی آن یعنی شهرداری می باشد. این کار موجب فراهم شدن امکان مدیریت کلان و برنامه ریزی جامع شهر توسط شورا می گردد. برای انتخاب شهردار جدید و استفاده از فرصت طلایی موجود (تا زمان تحویل گرفتن امور از شورای قبل) لازم است اعضای منتخب دوره چهارم شورا ضمن تعامل مناسب و گسترده با متخصصین امور شهری ، استفاده از تجربیات و نظرات شورا و شهرداران سابق و بطور ویژه استفاده از نظریات عزیزانی چون دکترقادری ، دکترشکیب و دیگر دوستان خارج از شهر لامرد که ضمن داشتن سابقه مناسب، دارای تجربه کار در شورای شهر و انتخاب شهردار می باشند، به شناسایی ویژگی ها و خصوصیات لازم برای یک شهردار مناسب در مرحله اول و در گام بعد شناسایی افراد ذی صلاح برای این کار بپردازند.
به امید رشد بیشتر و بهتر شهر مان لامرد