Archive for بهمن, ۱۳۹۱

اولین جشنواره‌ی نمایش‌های یک نفره (مونولوگ) در لامرد

بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۱

بودن، یا نبودن، سوال اینجاست:

آیا شایسته تر آنست که به تیر و تازیانه  تقدیرِ جفا پیشه تن در دهیم،

و یا تیغ برکشیده و با دریایی از مصائب بجنگیم و به آنان پایان دهیم؟

بمیریم، به خواب رویم- و دیگر هیچ؛

و در این خواب دریابیم که رنج ها و هزاران زجری که این تن خاکی می کشد، به پایان آمده.

این سر انجامی است که مشتافانه بایستی آرزومند آن بود.

مردن، به خواب رفتن، به خواب رفتن، و شاید خواب دیدن…

ها! مشکل همینجاست؛ زیرا اندیشه اینکه در این خواب مرگ

پس از رهایی از این پیکر فانی، چه رویاهایی  پدید می آید

ما را به درنگ وا می دارد. و همین مصلحت اندیشی است

 که این گونه بر عمر مصیبت می افزاید؛

وگرنه کیست که خفّت و ذلّت زمانه، ظلم ظالم،

 اهانت فخرفروشان، رنج های عشق تحقیر شده، بی شرمی منصب داران

 و دست ردّی که نا اهلان بر سینه شایستگان شکیبا می زنند، همه را تحمل کند،

در حالی که می تواند خویش را با خنجری برهنه خلاص کند؟

کیست که این بار گران را تاب آورد،

و زیر بار این زندگی زجرآور، ناله کند و خون دل خورد؟

اما هراس از آنچه پس از مرگ پیش آید،

از سرزمینی ناشناخته که از مرز آن هیچ مسافری بازنگردد،

اراده آدمی را سست نماید؛

و وا می داردمان که مصیبت های خویش را تاب آوریم،

نه اینکه به سوی آنچه بگریزیم که از آن هیچ نمی دانیم.

و این آگاهی است که ما همه را ترسو  ساخته،

و این نقش مبهم اندیشه است که رنگ ذاتی عزم ما را بی رنگ می کند؛

و از اینرو اوج جرأت و جسارت ما

از جریان ایستاده

و ما را از عمل باز می دارد.

آه دیگر خاموش، افیلیای مهربان! ای پری زیبا،
در نیایش های خویش، گناهان مرا نیز به یاد آر.

هملت – پرده ی سوم/صحنه ی سوم

اولین جشنواره ی نمایش های تک نفره(مونولوگ)

پنجشنبه-سوم اسفندماه

از ساعت ۱۴ الی۱۷

اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی

اختتامیه:ساعت ۲۱

منتظر دیدارتان هستیم.

banner

اندر حکایت دعوای مش محمود و علیجانی ویرایش دوم (افزودن ابیات به همراه فایل صوتی)

بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱

با سلام مجدد. با توصیه برخی دوستان چند بیت جدید به مطلب افزوده گردید که با ستاره در ابتدای ابیات مشخص شده است و چند بیت به دلیل برداشت های نادرست سیاسی حذف گردید و هرگونه تشابه اسمی کاملا تعمدی است. انشالله که مورد پسند واقع گردد.

شنیدم در دهاتی توی تهران ….. به سعی و همت و کار جوانان

یه شرکت با سهام کاملاعام …. بشد تاسیس، تا شیرین کند کام

برای کشت و زرع و مشکل دام …. مدیریت کند، گیرد کمی وام

که وضع مردمِ ده خوب گردد …. معیشت بهتر و مطلوب گردد

به لطفِ همدلی و کار بسیار …. نماند هیچکس بی پول و بیکار

سپس هیات مدیره گشت تشکیل …. از افراد غریب و گاه فامیل

علیجانی که نامش بود گودرز …. چو بر مردم سوادش گشت محرز

ریاست یافت بر هیات مدیره … که تصمیمات عقلانی بگیره

و کبلایی توکل, مشتی طاهر ….. به همراه زکی، حداد و نادر

در این هیات مدیره عضو عالی، …. شدند از بهر پرسش یا سوالی

مدیر عامل شد آنجا، مشتی محمود … مشاور هم رحیم آذری بود

ولیکن بین مش محمود و گودرز … کمی بود اختلاف، افتاد یک درز

در آن سالی که قحطی زد به محصول .. نماند در جیب قشر کارگر پول

به جای همدلی در کار و گفتار … به جان هم فتادند این دو بسیار

یکی میگفت: “من در راس هستم”…. سه چار تا فیلم دارم توی دستم

و مش طاهر بگفتا “من ز محمود …. سوال دارم بیا پاسخ بده زود”

بدین منوال بود اوضاع و احوال …… و سختی هم فراوان تر ز هر سال

بگفتا پیرِ ده در وضع موجود ….. ندارد جنگ و دعوای شما سود

در این قحطی که سختی هست بسیار.. و محصول کمی مانده در انبار

نباید اختلافات درونی …. نماید سخت تر وضع کنونی

بفکر کار مردم بودن امروز …. بود واجب، اگر هستید دلسوز

ولی یک گوش آنها بود چون در…. و چون دروازه بود آن گوش دیگر

چو سید مرتضی با حکم محمود .. ریاست یافت بر بخش سم و کود

به سید مرتضی اخطار کردند …. و مش محمود را احضار کردند

ولی محمود شاکی شد از این کار …. بگفتا مش رحیم سی دی رو بردار

کنم حالی به این هیات مدیره …… که اینجا کی غلامه، کی امیره

و بعدش داد پیغامی به گودرز …. که رد بنموده ای پای خود از مرز

یدونه فیلم دارم از شقایق ….. که با مرد غریبه توی قایق

نشسته یک گلِ رز توی دستش …. شده دیوانه و مدهوش و مستش

ببین این دختر همسایه اتونه ….. که خال قهوه ای داره رو گونه

بگو دست از سرم برداره طاهر …. وگرنه میزنم به سیم آخر

ولی گودرز گفتا مشتی محمود …. “بگم بگم”، نداره فایده و سود

و دعوای اساسی گشت آغاز ….. که تا از پرده بیرون افتد این راز

بگفتا مشتی طاهر:” مشتی محمود … تو میدانی که سید متهم بود

به جرم کاه ریزی توی چایی … شکایت کرده از او کربلایی

که سه تا بچه خوردن نون و چایی … پس از چند روز مردن هر سه تایی

 چرا دادی به او یک پست بالا …. بده توضیحِ این رفتار، حالا

* از آنجایی که منطق نیست در کار … بجای تو شود مسلم گرفتار

* اگرچه او مقصر نیست اما … یکی باید شود محکوم اینجا

* یقینا او در این موضوع جاری … ندارد هیچ نقش اصل کاری

* ولی چون زور ما اینک به محمود … نمی چربد، رود در چشم او دود

* شود مسلم پس از امروز بیکار … گذشتی از خطر محمود اینبار

* اگر بار دگر تکرار گردد … یقینا مشتی هم بیکار گردد

بگفتا مشتی محمود:” ای عزیزان …. یدونه فیلم می بینید الان

بود این فیلم از خانم شقایق … ببین این بی حیا گردیده عاشق

برو گودرز جای نقدِ بر ما …. برایش شوهری بنما تو پیدا

نده بر من تو اینک پند و اندرز …. نظارت کن به همسایه، تو گودرز

بگفتا پاسخش با داد و بیداد …. که دادی شان شرکت را تو بر باد

اگر وقتی که آمد حاج داوود …. به پیشم ناله ها میزد ز محمود

*بگفت از انحراف خط لوله  … به سمت باغ رستم، جنب سوله  (منظور لوله آب هست نه نفت یا گاز)

کنارم بود یک دوربین عالی …. به تو میکردم ای محمود، حالی

چه ربطی داره همسایه به بنده …. به استدلال تو خر هم بخنده

* بگفتا در جوابش جمله زیر … در اینجا منطقی دیدی بجز “گیر”

* میان این همه رفتار بی ربط … فقط رفتار من ، تنها بوَد خبط؟

* مگر اینک که مسلم گشته بیکار … به جرم کار من او دیده آزار

* کسی گفتا که وا ویلای انصاف؟ … صدایی شد بلند از دور و اطراف؟

* و یا این بحثها در سال قحطی … به سختی های مردم داره ربطی؟

* بود ربط شقایق نیز با تو … یه چیزایی شبیه ربط این دو

* نگرد اینجا، که منطق نیست در کار … که کرده نفس ما، ما را گرفتار

و بعد از آن برای حرف بی ربط ….. شد این یک جمله در تاریخ ما ثبت

“چه ربطی داشت گودرز به شقایق “… شد این ضرب المثل ورد خلایق

 

فایل صوتی حکایت دعوای مش محمود و علی جانی

با عرض پوزش بخاطر کیفیت فایل صوتی

پایگاه انتقال خون لامرد همچنان خاک می‌خورد

بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱

به گزارش خبرگزاری فارس از لامرد، با گذشت یک سال از افتتاح رسمی پایگاه انتقال خون شهرستان لامرد در دهه فجر سال گذشته این پایگاه همچنان به علت مشکلاتی فعال نبوده و کار خون‌گیری در آن انجام نمی‌شود.‌

بسته بودن و یا تعطیلی این مرکز که ﺑﺎ اﻋﺘﺒﺎری ﺑﺎﻟﻎ ﺑﺮ ۱۰۰ ﻣﯿﻠﯿﻮن ﺗﻮﻣﺎن ﺗﻮﺳﻂ ﺧﯿﺮاﻧﺪیش ﺣﺎج اﺣﻤﺪ ﻧﺠﺎر ﻗﻄﺮی در زمینیﺑﻪ ﻣﺴﺎﺣﺖ ۱۰ ھﺰار ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻊ و زیرﺑﻨﺎی ۸۰۰ ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻊ در دو طﺒﻘﻪ اداری و مسکونی ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه، گلایه شهروندان و خیراندیشان از بی‌توجهی مقامات استانی را در پی داشته است.

علیرضا توسلی مدیرکل انتقال خون فارس در زمان برگزاری مراسم افتتاح این پروژه ابراز داشت: در بعضی از شهرﺳﺘﺎن‌ھﺎی جنوبی ﻓﺎرس از جمله ﻻﻣﺮد و مهر، پایگاه اﻧﺘﻘﺎل ﺧﻮن وﺟﻮد ﻧﺪارد و این ﺷهرھﺎ ﺗﺎ مرکز اﺳﺘﺎن ﻓﺎرس ﻧﯿﺰ ﻓﺎﺻﻠﻪ بسیاری دارﻧﺪ و ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻧﯿﺎز ﺧﻮﻧی ﺑﯿﻤﺎرﺳﺘﺎن‌ھﺎی ﻣﻨﻄﻘﻪ و ﺑﯿﻤﺎران ﺧﺎص و دیاﻟﯿﺰی، این پایگاه می‌تواند ﺗﺄﻣﯿﻦ کننده ﻧﯿﺎزھﺎی خونی آنان ﺑﺎﺷﺪ. بلاتکلیفی این پروژه نگرانی سایر خیراندیشان را نیز به همراه داشته و آنچه مسلم است خیراندیش به تعهدات خود عمل کرده و ساختمانی با هزینه ۱۰۰ میلیون تومانی احداث می‌کند اما پس از گذشت یک سال از افتتاح خود همچنان خاک می‌خورد.

سئوال این است که چرا پروژه‌ای که هنوز به طور کامل تجهیز نشده و یا نمی‌تواند خدمات‌رسانی کند، با عجله افتتاح و با رفتن مدیرعامل از شهرستان درهای این پروژه نیز بسته می‌شود. آیا چنین اقداماتی باعث دلسردی، یاس و بی‌انگیزه شدن خیراندیشان نمی‌شود.

خون‌گیری به صورت موردی و در ایام و مناسبت‌های ویژه‌ای توسط اکیپ اعزامی از شهرستان همجوار لارستان در درمانگاه ابوفاضل شهر لامرد انجام می‌شود که به علت بعد مسافت و نبود امکانات و تجهیزات نگهداری خون، فقط در ساعات محدودی کار خون‌گیری این کار صورت می‌گیرد و گاهی‌ خون‌های گرفته شده به هدر می‌رود.

اما در این میان سهراب ابراهیمی سرپرست پایگاه انتقال خون شهرستان لامرد در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در این شهرستان که در ۱۰ مهر ماه سال جاری صورت گرفت و به تازگی در آن روزها به عنوان سرپرست جدید پایگاه انتقال خون معرفی شده بود ابراز داشت: در حال حاضر بالغ بر ۳۰ میلیون تومان خرید تجهیزات اولیه و مورد نیاز این پایگاه انتقال خون صورت گرفته است. وی ادامه داد: در نیمه دوم آبان ماه سال جاری مردم شهرستان لامرد می‌توانند با حضور در پایگاه انتقال خون اقدام به اهدای خون کنند.

سرپرست پایگاه انتقال خون لامرد از انجام اقدامات و پیگیری‌های لازم به منظور راه‌اندازی سریع پایگاه انتقال خون لامرد نیز در این گفت‌وگو خبر داد و اضافه کرد: اقدامات قابل توجهی برای راه‌اندازی سریع پایگاه انتقال خون و شروع فعالیت از نیمه دوم آبان ماه در حال انجام است. ابراهیمی تصریح کرد: مشکل فنی پله‌های ورودی پایگاه انتقال خون لامرد تا آخر هفته برطرف می‌شود. اما در پاسخ به سخنان سرپرست پایگاه انتقال خون می‌توان گفت که مردم این شهرستان تاکنون نه شاهد راه‌اندازی پایگاه انتقال خون در نیمه دوم آبان ماه سال جاری بودند و نه برطرف کردن مشکل فنی پله‌های ورودی پایگاه انتقال خون لامرد را مشاهده کرده‌اند.

منبع خبر: سایت فارس نیوز

فرستنده: محسن نیدانی

معرفی شخصیت :ها مرحوم آیت الله سید عباس مُهری (ره)

بهمن ۲۶ام, ۱۳۹۱

مرحوم سید عباس مهری در سال ۱۲۹۴ خورشیدی ( ۱۳۳۳ هجری قمری ) در شهرستان مهر در خانواده ای مذهبی  و روحانی چشم به جهان گشود . او دروس مقدماتی  را در همان آبادی مُهر گذراند سپس برای ادامه تحصیل به نجف اشرف رفت  او پس از گذراندن دروس مختلف در حوزه به در خواست و اصرار شیعیان و بخصوص مردم بیخه ای مقیم کویت عازم کشور کویت شد . حسینیه و مسجد در آن کشور  ساخت . و با سخنرانیهای خود مردم را با مسائل سیاسی و دینی  آشنا کرد. طولی نکشید که بین مردم کویت بسیار محبوب شد. بسیاری از جوانان که برای کار در کشور کویت بودند جذب او شدند ، با آغاز نهضت امام خمینی (ره) او طرفدار امام شد . و خدمات ارزنده ای برای برای پیشبرد نهضت امام خمینی انجام داد . او نماینده ی امام در کویت شد و با پخش اعلامیه، پیام و سخنرانی های امام به فعالیت خود ادامه داد حضرت امام خمینی هنگام تبعید به کویت قرار بود در منزل آیت الله مُهری اقامت کتد که با ممانعت دولت کویت مواجه گردید . با پیروزی انقلاب اسلامی و ترس دشمنان از انقلاب ، آیت الله مُهری از کویت به ایران تبعید شد . آیت الله مهری در ایران نیز خدمات ارزنده ای  انجام داد و از او تالیفاتی نیز به جا مانده است.

این عالم بزرگوار سر انجام در ۲۶ بهمن ماه ۱۳۶۶ به رحمت ایزدی پیوست و حرم مطهر حضرت معصومه (س) در قم مدفون است .

——————-

 در مورد ایشان در سایت حوزه چنین نوشته شده است:

ولادت: دوران کودکی

آیت الله مهری در سال ۱۳۳۳ هجری قمری در شهر «مهر» واقع در جنوب استان فارس، در خانواده ای روحانی از سلاله رسول الله(ص) قدم به عرصه وجود گذاشت. او را عباس نامیدند.

هنوز دوازده سال از عمر مبارکش نگذشته بود که سایه پر مهر پدر از او گرفته شد و برای همیشه از دیدار پدر محروم گردید. پس از آن تحت تکفل برادر ارجمندش سید هاشم مهری قرار گرفت. او به راستی چون پدری مهربان و دلسوز به تعلیم و تربیت او پرداخت و با اینکه سالهای سخت تنگدستی را می گذراندند از همین رو بود که ایشان همیشه از برادرش به خیر و خوبی یاد می کرد و می گفت: « من نمی توانم آن همه محبت و مهربانی را پاسخگو باشم.» (۱)

نوشی از جام نور

ایشان پس از گذراندن دوره مقدمات در زادگاهش مهر برای تحصیل علوم و معارف دینی و استفاده از انوار قدسی بارگاه ملکوتی جد بزرگوارش راهی نجف اشرف گردید. خود می گوید: «به قدری درسهایم فشرده بود که بعضی از روزها سه درس می گرفتم و دو درس می دادم و سه درس را نیز به مباحثه می گذراندم، غذایم معمولا نان و ماست و هندوانه بود.» (۲)

وی با آنکه مدت زیادی نتوانست در نجف اشرف بماند و به درخواست جمعی از مؤمنان برای امر تبلیغ به کویت عزیمت کرد منتهی در همین مدت کم توانست با جدیت تمام مدارج علمی را پشت سر بگذارد و از محضر اساتید بزرگواری همچون آیت الله سید محمود شاهرودی(ره)، آیت الله سید محمدباقر محلاتی(ره) و آیت الله سید محمدتقی بحرالعلوم(ره) بهره کافی ببرد. (۳)

هجرت به کویت

در نجف اشرف، پس از چند سال درس و بحث فشرده، مردم مسلمان کویت با اصرار و تقاضای فراوان از برخی عالمان آن زمان، از ایشان می خواهند که برای راهنمایی وارث آنها به کویت بروند. (۴) خود در این باره می گوید: وقتی به کویت آمدم، مردم حتی نمی توانستند درست وضو یا تیمم بگیرند و از مسائل شرعی خود بی خبر بودند. (۵) استاد عالیقدر حضرت آیت الله وحید خراسانی که بهترین گواه بر زحمات و فعالیتهای آقای مهری می باشد چنین تعبیر آورده اند: «مرحوم آقای مهری احیای موات کردند.» (۶)

فعالیتهای علمی اجتماعی در کویت

آن بزرگوار افزون بر انجام تکلیف نسبت به اسلام و مسلمین که به بهترین وجه ادا می شد به تدریس علوم دینی می پرداخت و از همه اقشار مردم می خواست که اوقات فراعت را به درس و بحث بپردازند و عمر خود را بیهوده صرف نکنند و خود مجالس درس را اداره می کرد. همه شب پس از اداء نماز جماعت در مسجد شعبان – که اکنون به صورت بارزترین پایگاه انقلاب اسلامی در کویت درآمده است – به منبر می رفت و پس از گفتن چند مساله به موعظه می پرداخت و مشکلات اجتماعی مردم را گوشزد می نمود و هر چند برای مردم آن زمان، باورکردنی نبود که فردی روحانی پیرامون مسائل سیاسی با مردم سخن گوید، او از گفتن آنها باکی نداشت و اوضاع جهان اسلام را تا آنجا که برایش ممکن بود بیان می کرد و مردم را از عطر استعمار و استعمارزدگی برحذر می داشت. (۷)

مبارزات سیاسی

آنچه بیشتر از هر خصوصیت دیگر، آیت الله مهری را ممتاز کرده بود، روحیه ظلم ستیزی و مبارزه همیشگی او بر ضد ستم در شکلهای گوناگون بود. در این باره می فرمود: «هنوز بالغ نبودم و عمرم از سیزده سال تجاوز نکرده بود ولی سبت به شاه احساس دیگری – جدای از مردم آن زمان – داشتم. من او را ظالم و غاصب حق می دانستم و از اینکه برخی از روحانیون از او تجلیل می کردند سخت منزجر می شدم.

من معتقد بودم باید قدرت در دست مرجع تقلید باشد و اگر کسی را او تعیین کند واجب الاطاعه است و الا فلا (۸)

ناگفته نماند که همواره ظلم ستیزی وی مشکلات زیادی برایش به وجود می آورد. خود در این باره طی مصاحبه ای می گوید: «بنده قبل از اینکه به نجف بروم و سپس در کویت اقامت گزینم، در ایران حبس رفتم، شکنجه شدم، پای برهنه مرا در پشت اسبها دواندند و برادرم نیز در این مصائب با من شریک بود. ما هرگز ساکت نبوده ایم و فکر کردیم وقتی به کویت می رویم، آقایان مراجع پشتیبان ما خواهند بود و با حمایت آنان بنده می توانم علیه ظلم مبارزه کنم. ولی هیچ کس در آن زمان حاضر نشد علیه ظلم حرفی بزند تا اینکه آقای خمینی، این بزرگوار سر بلند کرد و از ابتدایی که امام شروع به مبارزه علیه ظلم نمود امیدی خاص در من حاصل شد، زیرا یک راهنما و پیشوا پیدا شده بود، پس می توانستیم به احکام و نظریات این بزرگوار عمل کنیم.» (۹)

درخواست از علما برای قیام علیه طاغوت

در آغاز نهضت تلگراف شدید لحنی به مراجع وقت در نجف اشرف و قم مخابره کرد و آنان را به قیام دعوت نمود. در آن تلگراف چنین آمده است: «مصیبتهایی که این روزها بر سر مسلمین در ایران فرود می آید دل هر آزاده ای را آزرده ساخته است و سکوت شما در برابر این فجایع، بر این درد افزوده است. ما منتظر اقدام سریع شما برای تسکین دردها و جلب رضایت حضرت ولی عصر – عجل الله فرجه – می باشیم.»

سه نفر از مراجع وقت نجف آیت الله حکیم(ره)، آیت الله شاهرودی(ره) و آیت الله خوئی(ره) پاسخهایی دادند و ایشان دستور داد همان پاسخها را تکثیر و در دسترس عموم مردم قرار دادند و به همین پاسخ برای تایید نهضت اکتفا کرد و می فرمود: «ما در حد توانمان به قیام دست زدیم، ما مردم را هدایت می کردیم تا کمک به ظلم و جور نکنند و با اشخاصی که علیه دین اسلام قدم برمی داشتند، همقدم نشوند. در آن زمان حضرت امام به همه نماینده هایشان دستور داده بودند که به این گونه مسائل توجه گردد و بنده یکی از نمایندگان ایشان بودم که به این امر عمل نمودم. حتی از دیگران نیز درخواست و دعوت کردم تا هم زبان با ما، در دیگر بلاد اسلامی، جلو ظلم ظالمین بگیرند و در این خصوص بعضی از آقایان متاسفانه با بنده همزبان نشدند و بعضی ها نیز بنده را سرزنش و توبیخ می نمودند که چرا علیه حکومت شاه بپا خاسته ام. و بنده تمام جوانب را تحمل نمودم و به اعمال و رفتار آن آقایان نیز اعتنا نکردیم و مطالبمان را هر چه بود بر زبان آوردیم …»

کانون اندیشه ها

منزل آیت الله مهری در دوران نهضت همواره کانون اندیشه های انقلابیون و مبارزان مسلمان بویژه روحانیون بود و در آنجا جلسات زیادی پیرامون شیوه های مبارزه از سوی مبارزانی همچون شهید آیت الله سعیدی، آیت الله خزعلی و شهید حجت الاسلام محمد منتظری و سایر عزیزان پیرو خط امام از ابتدا شروع نهضت تا پیروزی انقلاب برپا می شد و برای پیشبرد نهضت در داخل و خارج کشور، تبادل نظر صورت می گرفت و آن بزرگوار واسطه ای بین حضرت امام در نجف اشرف و پیروان و ادامه دهندگان راهشان در ایران، اروپا، آمریکا و سایر کشورها بود.

او در این راه نه تنها از مال دنیا و جان خود و فرزندانش مایه می گذاشت که از عزت و آبروی خویش نیز می گذشت و در راه مرادش از هیچ کوششی فروگذاری نمی کرد به گونه ای که منزل ایشان خانه دوم امام شده بود و انقلابیون به طور دائم از آن خانه به نشر انقلاب اسلامی و فرامین امام می پرداختند. به طور مثال همه کتابهای امام و اعلامیه ها و فتاوی ایشان در کویت با همت و نظارت مستقیم ایشان چاپ و نشر و به طور رایگان در اختیار مردم مسلمان مخصوصا ملت ایران قرار می گرفت. (۱۰)

یک خاطره

آن روز یکی از مراجع می خواست به کویت بیاید تا از آنجا به مکه مشرف شود. چون در اتاق پذیرایی آقا فقط عکس حضرت امام بود، به او عرض کردیم یا موقتا این عکس را برداریم یا اجازه دهید چند روزی عکس آن آقا را نیز در اینجا نصب کنیم! ایشان با ناراحتی پاسخ داد: «مگر من عکس پرست هستم یا با عکس می خواهم خودشیرینی کنم؟ عکس امام برای من یک شعار است من با نصب کردن این عکس، راه و روش خود را به مردم نشان می دهم و می خواهم از راه امام تبلیغ کنم و گرنه خوب بود عکس دهها مرجع تقلید، که طی چندین سال همه با من ارتباط داشتند و بدون درخواست من، مرا نماینده خویش در کویت قرار داده بودند، بر در و دیوار بیرونی من نصب باشد!

مرید و مراد

همان گونه که مهری امام را خوب درک کرده و به او عشق می ورزید امام نیز در مقابل به او محبت و علاقه خاصی داشت.

وقتی که امام از عراق به طرف کویت هجرت کرد و با همراهان قصد منزل ایشان را داشت. خفاشان زمان به محض شناخت امام وحشت زده از ورود امام به کویت ممانعت کردند. آقای مهری می خواست با رئیس آنها صحبت کند تا شاید در قلب سخت آنها اثر کند، امام فرمود: «ابدا! حیف نیست وجه خود را پیش این ناکس بفروشی؟! ما برمی گردیم، ما با خدا هستیم.» (۱۲)

امام که ناراحتی آقای مهری را می دانست بعد از برگشت به عراق و هجرت به فرانسه به محض رسیدن به آقای فردوسی پور امر کرده بود که: «به فلانی یک تلفن بکنید که او خیلی ناراحت است.» ایشان هم امتثال امر کرده و برای رفع ناراحتی ایشان به کویت تلفن زده بودند. آری امام نیز مرید خود را خوب شناخته بود.

انتصاب به امامت جمعه

پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و به بار نشستن آرزوی دیرینه امام و یاران باوفایش برای ارتقای رشد فکری جامعه اسلامی و بیداری هر چه بیشتر مسلمانان جهان و صدور انقلاب و جامه عمل پوشاندن به یکی از آرزوهای شیعیان کویت یعنی برپایی نماز دشمن شکن عبادی، سیاسی جمعه حضرت امام(رض) حضرت آیت الله مهری را طی حکمی در مورخه ۲/۷/۵۸ به امامت جمعه در کشور کویت منصوب کردند. (۱۴) ولکن با تبعید ایشان از طرف حکام کویت همراه با تمامی اعضای خانواده به ایران اسلامی نماز جمعه در این کشور برگزار نگردید.

مبارزه بزرگ

یکی از روزهای بیماری، سائلی وارد شد، ما اعتنایی چندان نکردیم ولی او با آن حال بد، از جا برخاست و مانند دیگران به او احترام کرد. پس از رفتن با ناراحتی به او عرض کردم: «شما با این کار خودتان را اذیت می کنید. تازه او کسی نبود که این قدر برایش احترام قائل شوید!»با نگرانی به من پاسخ داد: «تو از کجا علم داری که مقام من نزد خدا، از او بالاتر باشد؟! »

برخی از ویژگیهای اخلاقی

همیشه با وضو بود و به مستحبات با دقت عمل می کرد و از مکروهات مانند حرامها گریزان بود. نماز را با طمانینه کامل و مستحبات و تعقیبات انجام می داد و مقید بود که هرگز نوافل را ترک نکند. دو ساعت قبل از طلوع فجر از خواب بیدار و مشغول نماز شب و تهجد و دعا خواندن و استغفار می شد، وهیچ گاه نماز شبش ترک نمی شد. شبها قبل از خواب، درست در همان لحظه ای که همه اهل منزل به خواب رفته بودند، زیر آسمان می رفت و دستها را به آسمان بلند می کرد و با گریه و زاری استغفار می نمود.

– هرگز سؤال کننده را محروم نمی کرد، حتی اگر به مقداری غذا یا لباس باشد. اگر روزی لباس نو یا عمامه نویی می پوشید و کسی از آن لباس تعریف می کرد فوری آن را به او می بخشید و خودش به لباس کهنه اکتفا می کرد. گاهی که همسرشان به ایشان اعتراض می کرد که چرا نمی توانی لباس نو را لااقل برای چند ماه نگاه داری، با لبخند می گفت: «مگر آن لباسها چه عیبی دارد؟»- با اینکه خود سید بود نسبت به سادات احترام شدید و تجلیل کامل می نمود.

– بسیار مهمانواز بود و حتی اگر بعضی از روزها مهمان نداشت یک نفر از مسجدیان را با خود می آورد تا بی مهمان غذا نخورد.

– علاقه عجیبی به اهل بیت – علیهم السلام – داشت. هرگاه نام مبارک امام حسین(ع) را می شنید بی اختیار اشکش جاری می شد و روزهای عاشورا مانند کسی که تازه پدرش را از دست داده، با صدای بلند گریه می کرد تا جایی که بی حال می شد. از این رو همه ساله دو ماه محرم و صفر و هر شب دوشنبه در منزلش جلسه روضه و عزاداری برقرار بود و بعد از اینکه به ایران تبعید شدند در طول نه سال زندگی در ایران صبحهای جمعه همان مجلس، با شکوه تمام برگزار می شد. در مراسم مولود یا اعیاد اسلامی ضمن برقراری مجالس جشن و سرور، با شیرینی و شربت و گاهی با پول از حاضرین پذیرایی می کرد.

– کارهای منزل را تا حد توان خودش انجام می داد حتی بعضی از کارهای بنایی خانه. و با این کارش به فرزندانش می فهماند که نباید در همه کارها به دیگران متکی بود.

– از اسراف و زیاده روی خیلی متنفر بود. و اگر می دید چراغی بدون سبب در اتاقی روشن مانده است با صبانیت بازخواست می کرد و این کار را نکوهش می نمود.

با اینکه انواع کاغذها و دفترها در منزل یافت می شد از یک کاغذ پاره هم استفاده می کرد، و کمتر روزی بود که در مذمت اسراف با افراد خانواده سخن نگوید.

– از افراد سخن چین بیش از همه کس متنفر بود و کمتر سخنرانی داشت که در آن نمام را نکوهش نکند.

– در روحیه اش ذره ای خودخواهی یافت نمی شد و برای اینکه با این روحیه مبارزه کند ریاضتهای عجیبی داشت. گاهی در گاری سه چرخه سوار می شود و به مسجد می رفت. محال بود بر کسی بگذرد و به او سلام نکند، حتی اگر بچه خردسالی بود. در مجلسی که وارد می شد، هر جا که خالی بود می نشست و هیچ گاه مقید نبود که در صدر مجلس یا اطراف آن بنشیند. اگر در بحث با بعضی از روحانیون، احساس می کرد طرف از ادامه بحث یا پاسخ به سؤال درمانده شده است، فوری بحث را عوض می کرد و نمی گذاشت حاضران متوجه ضعف طرف مقابل شوند.

– همیشه در کارهای اساسی با دیگران مشورت می کرد و برای اینکه به فرزندانش احترام بگذارد – چه در جمع و چه خصوصی – با آنها به مشورت می پرداخت و اگر رای آنها مورد قبول قرار نمی گرفت با استدلال آنها را قانع می نمود.

– همیشه در پی استدلال و برهان بود لذا به فرزندانش توصیه می فرمود: «شما فکر نکنید که چون پدر و مادرتان شیعه اند، باید شیعه باشید. بروید کتاب بخوانید، مطالعه کنید و خودتان با دلیل و برهان، حق را دریابید … .

– به مظاهر اسلامی خیلی اهمیت می داد. حتی در لباس، مسکن و غذا، مسائل اسلامی را رعایت می نمود.

برخی از فعالیتهای اجتماعی

– ایشان در امر بازسازی و تجدید بنای مدارس علمیه از جمله مدرسه قزوینی و مدرسه بخارایی در نجف اشرف سعی و تلاش فراوان کرد.

– برای شیعیان ساکن در منطقه خلیج فارس (از جمله کویت، بحرین، قطر و امارات عربی متحده) مساجدی را تاسیس کرد و تاسیس و تعمیر مساجد زیادی در گوشه و کنار ایران اسلامی را بر عهده گرفت.

– در کویت اولین مدرسه دخترانه به نام «مدرسه جعفری » برای دوران ابتدایی تا دبیرستان به همت عالی او تاسیس شد.

– جذب مبلغان از حوزه های علمیه نجف اشرف و قم و مشهد برای تبلیغ در مناطق کویت و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس از دیگر تلاشهای آیت اخلاص آیت الله مهری بود که این امر تا قبل از رحلت ایشان نیز ادامه داشت.

– چاپ و نشر و ترجمه کتب امام و غیر آن در سطح بسیار وسیع و توزیع رایگان در میان مردم.

– تشکیل جلسات شورای فقهی و سیاسی با روحانییان مقیم کویت به منظور حل معضلات و مشکلات، از فعالیتهای ارزشمند او محسوب می شود.

– بسیج عده ای از اهالی منطقه فارس و شهرستان لامرد، (۱۵) برای توزیع مواد غذایی مورد نیاز مردم در زمان قحطی پس از جنگ جهانی دوم.

– تاسیس و راه اندازی اولین درمانگاه در شهرستان لامرد.

– تاسیس بیمارستان و زایشگاه مجهز و گسترده در شهر مهر.

– رهبری مدبرانه نهضت اسلامی ملت کویت پس از اخراج از کویت و حمایت حرکتهای اسلامی و انقلابی جوانان مسلمان.

– کمکهای مستمر به مراکز مذهبی، فرهنگی (مدارس، مساجد و حسینیه ها) در قم و سایر نقاط.

– بازسازی مراکز خدماتی (آب انبارها، راهها و …) در ایران.

– تاسیس «بنیاد معارف اسلامی قم » به منظور تحقیق و تدوین تاریخ جامعی برای تشیع از آغاز تاکنون، که این یکی از ارزنده ترین آثار جاودانه آن بزرگمرد است.

سفر به کوی دولت

سرانجام پس از عمری کوشش، مبارزه و تلاش همه جانبه و نیل به اهداف عالیش که رفع ظلم و ستمشاهی و استقرار نظام عدل الهی بود در جوار معشوق واقعیش که همه دوران زندگی را بر آستانش چهره ساییده بود آرمید. آیت الله حاج سید عباس مهری پس از ۷۵ سال زندگی پرخیر در تاریخ ۲۶/۱۱/۱۳۶۶ ه .ش در تهران، ستاره درخشان وجودش از آسمان علم و فضیلت بر خاک فرو غلتید و در جوار حضرت فاطمه معصومه(س) در خاک نهان شد و تمام خویشان و دوستان و ارادتمندان را به سوگ نشانید. (۱۶)

در سنگر قلم

مرحوم آیت الله مهری با همه اشتغالات سیاسی و اجتماعی در بیان معارف اسلامی و دفاع از کیان اسلام و تشیع نیز غافل نماند و در این زمینه آثاری به یادماندنی از خویش به جای گذاشت که برخی از آن آثار چاپ شده بدین قرار است:

۱ – شعاع من التاریخ

این کتاب ارزشمند در پاسخ به هتاکیهای ابراهیم جبهان در مجله «رایه الاسلام » چاپ ریاض به مذهب تشیع و ائمه اطهار – علیهم السلام – در سال (۱۳۸۱ه / ۱۹۶۱م) به رشته تحریر درآورده است.

مرحوم مهری علاوه بر مبارزه عملی با این فرد که منجر به تبعید شبانه وی از سوی دولت کویت به عربستان سعودی گردید به مبارزه علمی نیز با وی پرداخته و در ضمن کتابی به گفته های سرا پا کذب وی پاسخ گفت. این کتاب را به موجب نامساعد بودن جو سیاسی آن زمان کویت به نام برادر ارجمندشان عالم فاضل سید هاشم مهری به طبع رسانده اند و اکنون در کتابخانه مرحوم آیت الله نجفی به شماره ۷۵۳۰ ردیف ۵ و قفسه ۲۳ موجود می باشد.

۲ – شعاع من سیرتنا و سنتنا «سیره نبینا و سنته »

این کتاب اگر چه در بعضی از نوشته ها از جمله آثار قلمی مرحوم آقای مهری شمرده شده است ولی از مقدمه کتاب چنین استفاده می گردد که شخصی از ایشان در موضوع صحت سجده بر خاک مطالبی طلب می کند و ایشان پس از پاسخ به خواسته ایشان به پیشنهاد یکی از مؤمنان اهل اطلاع به سخنرانی علامه امینی پیرامون موضوع «سجده و آنچه سجده بر آن صحیح است » که در سال (۱۳۸۴ه) در سوریه ایراد فرموده اند دست می یابد و با تمام خلوص به جای چاپ مقاله خود به انتشار سخنرانی علامه امینی مبادرت می ورزند. این کتاب به شماره ۵۴۴۷۸ در کتابخانه عمومی مرحوم آیت الله نجفی موجود می باشد.

۳ – تفسیر سوره والعصر

۴ – اهل الکتاب

۵ – دروس فی العین

۶ – رساله ای در بیان حرمت گوشت خوک

پی نوشتها:

۱- با استفاده از یادداشتهای فرزند ارجمندشان سید محمدجواد مهری.

۲- همان.

۳- خلاصه زندگینامه آیت الله مهری، ص ۲٫

۴- شایان ذکر است که در آن زمان هنوز نفت در کویت کشف نشده بود و مردم با سادگی زندگی متواضعانه می گذراندند. آقای مهری در آغاز راضی نمی شود، زیرا می خواسته است درس خود را ادامه دهد، ولی به درخواست بیش از حد مردم و اصرار برخی از علما ناچار به آن دیار مهاجرت می نماید.

۵- با استفاده از یادداشتهای فرزند ارجمندشان.

۶- کنایه از اینکه کویت مانند یک زمین مرده ای بود که وی با زحمات خویش آن را زنده و آباد کرد.

۷- با استفاده از یادداشتهای فرزند ارجمندشان.

۸- با استفاده از یادداشتهای فرزند گرامیشان.

۹- روزنامه ابرار، ۳۱/۳/۱۳۶۶٫

۱۰- خلاصه زندگینامه آیت الله مهری، ص ۳ و ۴٫

۱۱- از خاطرات فرزند بزرگوارشان سید محمدجواد مهری.

۱۲- سرگذشتهای ویژه از زندگی حضرت امام خمینی، ج ۶، ص ۱۶۴ و ۱۶۵٫

۱۳- سرگذشتهای ویژه از زندگی حضرت امام خمینی، ج ۶، ص ۱۶۴ و ۱۶۵٫

۱۴- صحیفه نور، ج ۹، ص ۱۹۷٫

۱۵- از شهرهای جنوبی استان فارس می باشد.

۱۶- از آیت الله مهری یازده فرزند (هفت پسر و چهار دختر) به یادگار ماند.

  

نظریه مازلو

بهمن ۲۶ام, ۱۳۹۱

همه چیز از یک جلسه کاری شروع شد،یک روز رییسمان در جلسه شروع کار روزانه گفت هر کسی می تواند به من کمک کند تا مدیریت اینجا بهتر شود،هر کس پیشنهادی داد تا اینکه خودش گفت بر اساس نظریه مازلو(یا مزلو) ….

این نظریه مرا جذب خود کرد و مجبور به تحقیق در مورد آن که به اختصار می نگارم

این نظریه در میان بینش‌ های حاصل از جنبش روابط انسانی در مدیریت مقارن با  دوران رکود اقتصادی بزرگ غرب از اهمیت ویژه برخوردار بوده و نظریه‌ای بنیادین محسوب می‌شود. این نظریه از نظریه‌های محتوایی در مورد انگیزش به شمار می‌آید. نظریه‌ های محتوایی چیستی رفتارهای برانگیخته را شرح می‌دهند و به طور عمده با آنچه در درون فرد یا محیطش می‌گذرد و به رفتار فرد نیرو بخشیده   سرو کار دارد؛ به عبارت دیگر این نظریه‌ها، به مدیر نسبت به نیازهای کارکنانش بینش می‌دهند و به او کمک می‌کنند تا بداند کارکنان به چه چیزهایی به عنوان پاداش کار یا ارضا کننده‌ بها می‌دهند؛ در حالیکه نظریه‌های فراگردی چگونگی و  چرایی برانگیختگی افراد را توصیف می‌کنند.
به اعتقاد مازلو نیازهای آدمی از یک سلسله مراتب برخوردارند که رفتار افراد در لحظات خاص تحت تأثیر شدیدترین نیاز قرار می‌گیرد. هنگامی که ارضای نیازها آغاز می‌شود، تغییری که در انگیزش فرد رخ خواهد داد بدین گونه است که به جای نیازهای قبل، سطح دیگری از نیاز، اهمیت یافته و محرک رفتار خواهد شد. نیازها به همین ترتیب تا پایان سلسله مراتب نیازها اوج گرفته و پس از ارضاء، فروکش کرده و نوبت به دیگری می‌سپارند.


نیازهای انسان
در این نظریه، نیازهای آدمی در پنج طبقه قرار داده شده‌اند که به ترتیب  عبارتند از:
اول : نیازهای زیستی
نیازهای زیستی در اوج سلسله مراتب قرار دارند و تا زمانی که قدری ارضا گردند،  بیشترین تأثیر را بر رفتار فرد دارند. نیازهای زیستی نیازهای آدمی برای حیات  خودند؛ یعنی: خوراک، پوشاک و مسکن. تا زمانی که نیازهای اساسی برای فعالیت‌های بدن به حد کافی ارضاء نشده‌اند، عمده فعالیت‌های شخص احتمالاً در این سطح بوده و بقیه نیازها انگیزش کمی ایجاد خواهد کرد؛

دوم : نیازهای امنیّتی
نیاز به رهایی از وحشت، تأمین جانی و عدم محرومیت از نیازهای اساسی است؛ به عبارت دیگر نیاز به حفاظت از خود در زمان حال و آینده را شامل می‌شود؛

سوم : نیازهای اجتماعی
یا احساس تعلق و محبت؛ انسان موجودی اجتماعی است و هنگامی که نیازهای اجتماعی اوج می‌گیرد، آدمی برای روابط معنی‌دار با دیگران، سخت می‌کوشد؛

چهارم : احترام
این احترام قبل از هر چیز نسبت به خود است و سپس قدر و منزلتی که توسط دیگران  برای فرد حاصل می‌شود. اگر آدمیان نتوانند نیاز خود به احترام را از طریق رفتار سازنده برآورند، در این حالت ممکن است فرد برای ارضای نیاز جلب توجه و مطرح شدن، به رفتار خرابکارانه یا نسنجیده متوسل شود؛

پنجم : خودشکوفایی
یعنی شکوفا کردن تمامی استعدادهای پنهان آدمی؛ حال این استعدادها هر چه می‌خواهد باشد. همان طور که مازلو بیان می‌دارد: «آنچه آنسان می‌تواند باشد، باید بشود».

به طبقه‌بندی مذکور دو نیاز « دانش‌اندوزی و شناخت و درک پدیده‌ها » و « نیازبه زیبایی و نظم » نیز اضافه شده است؛ که قبل از نیاز به خود شکوفایی قرار می‌گیرند.

ویژگی های انسان خود شکوفا:
– حس تشخیص واقعیت، آگاهی از شرایط موجود و واقعی، واقع گرا، قضاوت بی طرفانهو عینی و نه بر اساس طرز تفکر شخصی و متعصبانه.طرز نگرش بر مشکلات به عنوان چالشها و شرایطی که نیـاز بـه راه حل دارند و
نه به عنوان حربه ای برای شکوه گری و توجیهات فردی. نیاز به حریم و تنهایی و توانایی تحمل تنهایی.
– متکی به قضاوتها و تجارب خویش، مستقل، عدم اتکاء بـه فـرهنـگ و محـیـط پـیرامون خود برای شکل گیری عقاید و دیدگاه ها. عدم تأثیر پذیری از فشارهای اجتماعی.دموکراتیک، منصف و بدون قائل شدن به تبعیض، پذیرش و لذت بردن از تمامی فرهنگـها، نژادها و تفاوتهای فردی انسانها.از لحاظ اجتماعی دلسوز و مهربان، دارای خصوصیات انسانی و بشر دوستانه.پذیرش افراد همانگونه که هستند و عدم تلاش برای تغییردادن آنها در کنار دیگران راحت بودن، با وجود هر نوع گرایش نا متعارف دیگران. با خویشتن صادق است، هـمان گـونـه که دوست دارد رفتار می کند و نه آنگونه که دیگران از وی می خواهند. شوخ طبع بودن البته حس شوخ طبعی ایی که متوجه خود و یا وضعیت کلی بشریت است و نه دیگران. تعداد محدودی دوست صمیمی دارد و نه تعداد زیادی رابطه سطحی.علاقه مند به همه چیز حتی امور عادی.خلاق-مبتکر و اصیل. بدنبال تجارب ناب و دستیابی به موفقیت هایی است کـه اثـری مـانـدگـار ازخود بجای گذارد.
 

… دست منه بر دهنم!

بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۱

فکش توی گلویش بود. یک چشمش بسته بود. چشم دیگرش سوراخی مثل ستاره داشت. ابروهایش به ظرافت قوس ابروی زنانه می مانست … گونه ی راستش سالم بود. … گردنش تا بند نخاع شکاف برداشته بود… ( مردی که کشتمش، تیم او برایان، ترجمه اسدالله امرایی)

اینکه  “آگاهی” ما چگونه حاصل می شود، امر مهمی است. کل فلسفه درباره امکان شناخت و راههای آن است. اختلاف در گفتِ هیوم و یا دکارت برمی گردد به نحوه ی حصول شناخت و آگاهی . در نظر بسیاری ازاندیشمندان علوم انسانی شناخت  حاصل تعامل بین انسان و محیط است . اما درصد نسبت  ذهنی یا عینی بودن آگاهی ،اهمیت زیادی دارد. فروید فکر می کرد که  امر نامعقول تعیین کننده انتخاب و آگاهی است. از نظر فروید نویسنده، فردی نوروتیک است و باز او معتقد است که خلاقیت، ناهشیار است. او غریزه را بنیان می دانست در حالی که “بارت” از ساختاری حرف می زند به نام “زبان”، که باز مولف / نویسنده را دربر می گیرد، بنابراین : مولف مرده است. اختلافی اساسی بین بزرگان حوزه علوم انسانی با کسی چون میشل فوکو در این است که او معتقد است شناخت حاصل روابط گسترده قدرت است و علوم بازنمایی سلطه ای است که بر انسانها روا داشته شده است. تبارشناسی گویا به همین معناست . به عبارتی دیگر از نظر او زمینه ی غریزه یا ذهن، زمینه ی محدودی است و بهتر است ما درباره امکان آگاهی و چگونگی آن بحث کنیم.

    سوالی  تکراری که تلاش  می کنم به آن پاسخی دهم این است که صدق کدام روایت آگاهی بیشتر است و آن روایت چه ویژگی هایی دارد؟

   یکی از مهم ترین معیارهایی که می توان به کمک آن روایت صادق انسان را بازشناخت، توان آن روایت در چیزی است که اسمش را می توان گذاشت” فردیت” . به این معنا که یک گفتار / روایت / علم چقدر می تواند مابه ازای انسانی داشته باشد. به عبارتی، از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. اینکه ما یک “نوع” را در نظر بگیریم و سپس درباره آن طبقه بندی روا داریم و آن را تحلیل کنیم، مستلزم آن است که ما یک مفهومی را خارج از آنچه در “واقع” وجود دارد، اختیار کنیم و درباره آن بیندیشیم. اما آیا این امکان پذیر است؟ و یا اصلا درست است؟ این موضوع همان چیزی است که فلسفه ی وجود گرایی با آن شروع می شود.

 ادبیات ناب معنایی جز “بودن برای خود” ندارد. به عبارتی وجود آن هدف و غایتی خارج از وجود خود ندارد. در مکاتب ادبی که به نحوی از پدیدارشناسی ریشه می گیرند، ما “فردیت” را به تمام معنا داریم. وضعی منحصر به فرد. وضعی که شناخت آن نیازمند مشارکت ما در یک مرجع ذهنی است، جهان واقع به اعتبار شناخت دنیای پدیداری هر کس، اتفاق می افتد و قابل بررسی است. از طرفی دیگر، هر کس تلاش می کند به خویشتن خود دست یابد. مازلو روانشاس معتقد است که خود شکوفایی نیازی کمال یافته است که نیازمند بریدگی از تایید و تشویق دیگری است. خودشکوفایی ، “بودن” برای “بودن” است نه برای غذاست و نه بودن برای عشق، بودن برای همانی است که درون فرد است. ادبیات وضع خودشکوفایی انسان است. آن چیزی است که امروزها ما در آن نیستیم نه در  جهان واقع و نه در ادبیات!

ادبیات داستانی ما مجموعه ای از شرح خاطرات شده اند و نه یک آگاهی. خاطراتی که معمولا در آپارتمانها و یا کافه ها رخ می دهند و درنهایت به چند اتفاق شهری خلاصه می شوند.  روایتی که از تفرد بی بهره اند و سعی می کنند زندگی مألوف را دوباره سامان دهند. اگر قرار باشد ما همان زندگی علی – معلولی را ادامه دهیم احتمالا بهتر خواهد بود ادبیات را به کناری نهیم!

این مقدمه خوبی است برای:

           فرانتس کافکا:

  کافکا نویسنده ای است که ادبیات می نویسد و روایت او صادق است. او دروغ نمی گوید و تلاش نمی کند به ما فلسفه در قالب داستان بقبولاند. کافکا یک مرجع ذهنی است که دقیقا مساوی “فردیت” است. او حدیث نفس می گوید و حتا به خود هم از میدان پدیداری ادبیات می نگرد. “مسخ” دقیقا دگردیسی در یک مرجع ذهنی است منتها این به معنای این نیست که او چشم بر جهان یکسره بسته، از اوهامی که محاصره اش کرده اند، سخن بگوید! بلکه کافکا دگردیسی انسان را به شکلی که خود به آن می رسد و در پدیدارشناسی خود به آن دست می یابد، طرح می کند. او عریان است و همین عریانی است که وقتی ما کافکا می خوانیم حس می کنیم: او خود بیمار است! بیچاره و پراکنده است! منزوی در جمع و متوهم است! مشغول به بدن خود است! ساندویچی است که دندان های روزگار او را گاز می زند! بله! او همه ی اینهاست ولی او تجسد نوع انسان مدرن است که”تفرد” یافته است، به عبارتی اینکه شماکافکا را درمی یابید و درد او را احساس می کنید ناشی از آن است که مرجعیت ذهنی او اشتراکات زیادی با مرجع ذهنی شما دارد. فرانتس کافکا شروع کننده جریانی در ادبیات است که منشاء ، عمق و مکتبهای آگاهی را به کناری می نهد و خویشتن را به جای آن می گذارد. او عریان است.

           خورخه لوئیس بورخس:

 بورخس روایتی دیگر را به ما عرضه می کند که ناشی از فردیت یافتگی انسان است. سوژه و راوی در داستانهای بورخس از انحصار انسان گرفته می شود و به شکلی زیبا همه ی جمادات به سخن در می آیند و راوی جهان می شوند.

تاریخی از زبان “دشنه ای” روایت می شود و گویا اوست که در دست ما قرار می گیرد و اوست که ما را قاتل می کند ! آگاهی خارج از انسان جریان دارد و انسانها به اشکال مختلف در این روایتها به بازی گرفته می شوند. هیچ فلسفه ای به شما آموزش داده نمی شود و خواننده در هزارتوهایی می آید و می رود و در یک میدان پدیداری وسیع شراکت می کند. درد و زخم محملی است که مرجع ذهنی بورخس وامدار آن است ، همانطور که تن نحیف کافکا تجسد بدختی بشر است. آیا مشکلی است اگر یک نحیف بیمار ما را به ما بازنمایی کند؟ بورخس عریان است.

            جلال آل احمد:

  آل احمد این روزها دیگر در ذهن روشنفکران وطن افتاده است و حرفی ندارد که گوشی معطل شنیدنش باشد! احتمالا هم درست است و درجایی که آل احمد روایتی صادق ندارد و از مرجعی بیگانه از خود به ما آگاهی می دهد بسیار ساده انگار مردی به نظر می رسد! آل احمدخط کش به دست  که غربزدگی را متر می کند؛ متوهم به نظر می آید، اما این بیرون افتادن از خویشتن، حاصل سیاست است. نتیجه ی سرخوردگی است. حاصل آگاهی که تاریخی است! همان نگاهی مارکسیستی که “عین هایی” را فرض می کرد و تلاش می کرد راهی مستقیم برای رسیدن به آن را نشان دهد. از نگاهی دیگر آل احمد نویسنده ای است که حداقل در یکی از آثار خود مرجعی ذهنی را اختیار می کند که اصیل و بی نظیر است.

 در اثر “سنگی بر گوری”، جلال آل احمد دنیایی را به ما نشان می دهدد که باز حاصل “فردیت” است.  او در این داستان دروغ نمی گوید و عریان است. همانی را می گوید که هست و به آن رسیده است. او خودافشایی می کند. هر چند حدیث نفس می گوید  اما تاریخی را می گوید که از چشمان پدیداری او اتفاق افتاده است! حوادث متصل به  بودن او هستند و چیزی خارج از او نیست… عقیمی او را فراگرفته است و به شکل یأس آوری تلاش می کند از آن رهایی یابد. مونولوگ های داستان مساوی عناصر وجودی یک “ذهن” است که مشخصات واقعی آل احمد را دارد. او داستان زوال را می گوید! داستان هرز رفتن! اینکه چرا خودشکوفایی برای تاریخ او اتفاق نمی افتد و چرا هنوز مشغول “بودی” غیر از “خوبشتن ” است! در سنگی بر گوری روایت صادقی را می خوانیم که در آن خبری از جدولهای در خدمت و خیانت روشنفکران نیست! عقیمی همان مسخ وجود است. همان دگردیسی در شناخت. اینکه از ادبیات به خود بنگری! انسان در سنگی بر گوری همان انسانی است که زندگی می کند. همان انسانی که سهم زیادی از زیست او را روزمرگی گرفته است. همانی که تلاش می کند ادامه پیدا کند… انسان تازه در موضع عقیمی  زاده شده است!

بخوانیم:

ما بچه نداریم. من و …

مُنُم لامرد

بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۱

منم لامرد ، کویری شوره زارُم
اصیل و بامرام و ریشه دارُم

جنوب فارس می باشد مکانُم
میان شهر گابندی ولارُم

بُود جاری گهی مهران زِ دشتُم
دو کوه ماده و نَر در حصارُم

چپ و راسُم اسیر واشکنان است
به دشتِ مُهر و جدره همجوارُم

هوایم گرم و کم باران وشرجی است
زمینِ خشک باشد چارودارُم

مُنم شهری که معروفُم به تش باد
تابستون تیر ومرداد داغدارُم

خوشن هنگام گرمایِ خَرک رنگ
بخوسی سایه ی کَور و کُنارُم

خوشن از تشنگی دوُلی بنوشی
زِ آب برکه های ِ خوشگوارُم

خوشن اینجا برای زندگانی
خوشن روز و شب و لیل ونهارُم

خوشن با شروه یِ مهیا بخونی
بسانِ بلبلان گل عزارُم

مُنم لامرد امانتدار و خونگرم
به پاکی شهرتی دیرینه دارُم

گلستان می شوم فصل زمستون
تماشایی بُوَد فصل بهارُم

بپیچد عید نوروز عطر طاره
برقصم عیش مُخ ها با هُوارُم

مُنم ساده ، امین و دست و دل باز
نماز خون و سَخیّ و شکرگزارُم

نگاهی کن ببین خاکُم چه گیراست
چه خوبن مردمان با وقارُم

ببین آثار تاریخ وتمدّن
درون  درّه و دشت و شیارُم

به هر جا بنگری مسجد ببینی
خداخواهند دارا و ندارُم

مسلمانم به دینداری قَویُم
به مذهب پیرو هشت و چهارُم

همیشه بر لبم صلوات باشد
مرید آن شه دُل دُل سوارُم

نژادم پارس و سادات و بایندر
به شوکت پادشاه این دیارُم

تراکمه مرکزم از ترکمان است
جت و لوریّ و خواجه در جوارُم

علامرودشت و بیرم با سناسیر
من از کال تا به بیخِ گلّه دارُم

توان و تابِ نا مَحرَم ندارُم
بُوَد ظالم ستیزی افتخارُم

منم لامرد کمینگاه دلیران
بسی ناگفته ها در سینه دارُم

دلُم خون است زِ دست پرتغالی
با شرف الدینِ فالی همقطارُم

تنم زخم است هنوز از درد وقحطی
مصیبت دیده از دست قَجارُم

منم معروف اینک با شهیدان
زِ هجرِ آن عزیزان سوگوارُم

منم اینجا نگهبان سواحِل
برای دین و میهن جان نثارُم

هنوز با انگلیسی در نبردُم
برای دفع دشمن سربدارُم

به ساحل چون نگینی می درخشُم
به پایِ کوهِ سادول استوارُم

مثال موج دریا پُر خروشُم
مثال تند تش باد بی قرارُم

برای مرز ایران مرزبانُم
مثال ببر، دنبال شکارُم

چه غم دارم بود خاکم پُر از گنج
بنازُم نخل های بیشمارُم

چه باشد نعمتی بهتر زِ اینکه
خلیج فارس می باشد کنارُم

به دامان دُّر و گوهر پروریدُم
به فردای خودم امید وارُم

به پاس این همه نعمت و ثروت
مطیع و شاکرِ پروردگارُم

فقط واعظ مو میترسُم که دشمن
به گمراهی کَشد ایل وتبارُم

مو میترسم زِ نابودیِّ فرهنگ
به غیر از این دگر دردی ندارُم

وحدت، همدلی و همبستگی باید در تمامی صحنه‌‌ها حفظ شود

بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۱

‎سیدموسی موسوی در میان هزاران نفر از مردم شهر لامرد که به منظور شرکت در راهپیمایی یوم الله ۲۲ بهمن در میدان حضرت امام خمینی(ره) این شهر اجتماع کرده بودند، در سخنانی با تبریک ایام الله دهه فجر و ۲۲ بهمن ماه اظهار داشت: ملت ایران در تمام عرصه‌های مهم و حساس و به ویژه در ایام هشت سال دفاع مقدس گوش به فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی بودند و فرزندان خود را به عرصه جهاد و مبارزه با جبهه نبرد روانه نمودند.

نماینده مردم شهرستان های لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی در بخش اول سخنان خود ضمن اشاره به برخی مسائل مهم حوزه ملی و بین المللی گفت: مردم ایران اسلامی تا آخرین لحظه پشت سر و گوش به فرمان فرامین رهبر هوشیار و بصیر خود می باشند. وی تاکید کرد: از آغاز انقلاب اسلامی تاکنون مشروعیت نظام به واسطه دو موضوع مهم رهبری و مردم بوده است. دکتر موسوی هدف از تحمیل تحریم‌های اقتصادی بر علیه کشور را جدایی مردم از رهبری دانست و ادامه داد: دشمن با تحمیل‌ تحریم‌های به اصطاح خودشان فلج کننده به دنبال جدایی مردم از نظام و رهبری می باشد. عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی ضمن تاکید بر لزوم حفظ آرامش در کشور خاطرنشان کرد: امروز مسئولان با بصیرت فرامین مقام معظم رهبری را فصل الخطاب می دانند.

این مسئول در ادامه سخنان خود ضمن اشاره به پیگیری‌های صورت گرفته در زمینه‌های مختلف به ویژه موضوع مهم اشتغال جوانان بیان داشت: یکی از پیگیری های بنده که دغدغه تمام خانواده‌های شهرستان‌های لامرد و مهر بود، موضوع مهم اشتغال است که در سطوح مختلف این موضوع پیگیری شده است. نایب رئیس کمیته نفت و گاز مجلس شورای اسلامی افزود: بحمدالله با پیگیری‌های شبانه روزی موفق شدیم مردم شهرستان‌های لامرد و مهر را در مناطق حوزه‌‌های گازی پارس‌جنوبی و پارس شمالی همانند مردم شهرستان‌های استان‌های بوشهر بومی کنیم. دکتر موسوی خاطرنشان کرد: به منظور اینکه بتوانیم کل حوزه استحفاظی شهرستان های لامرد و مهر را شامل این موضوع کنیم، شعاعی صد کیلومتری از عسلویه را در نظر گرفتیم و از برکت شهرستان‌های لامرد و مهر، برخی نقاط از دیگر شهرستان‌های جنوبی استان فارس نیز در این شعاع قرار گرفتند.
این نماینده مجلس همچنین از ورود به تمام زمینه‌هایی که می توان به اشتغال وارد شد خبر داد و ابراز داشت: چرخ صنعت را در شهرستان‌های لامرد و مهر به گردش در آوردیم و به زودی شاهد اتفاقات بزرگ در زمینه آغاز راه اندازی صنایع مختلف در حوزه انتخابیه خواهیم بود.

عضو مجمع نمایندگان فارس در ادامه سخنان خود به بخش بهداشت و سلامت شهرستان‌های لامرد ومهر و فعالیت‌های انجام شده در مدت اخیر اشاره کرد و افزود: اقداماتی ویژه ای در حوزه سلامت در شهرستان‌های لامرد و مهر رخ داده است و یا در حال انجام است که از مهم ترین آنها می توان به انتخاب بیمارستان‌ حضرت ولیعصر(عج) لامرد به عنوان بیمارستان معین وزارت نفت اشاره کرد که با این اقدام از این پس بیماران حوزه عظیم پارس جنوبی نیز در این بیمارستان معالجه خواهند شد. دکتر موسوی اضافه کرد: استفاده بیماران شهرستانهای لامرد و مهر از اورژانس هوایی پارس جنوبی نیز از دیگر اقدامات مهم در حوزه بهداشت و درمان بوده است که با این تصمیم خدمات قابل توجه‌ای به مردم این دو شهرستان جنوبی استان فارس ارائه خواهد شد.

نماینده مردم شهرستان‌های لامرد و مهر همچنین از انتقال آب از دریا به استان فارس خبر داد و گفت: با پیگیری های انجام شده نهایتا این موضوع مصوب شد و هم اکنون دارای ردیف بودجه می باشد.
وی در ادامه سخنان خود در جمع هزاران تن از مردم شهر لامرد به توسعه راه‌های ارتباطی شهرستان‌ اشاره کرد و اعلام داشت: تاکنون هیچ پروژ‌ه ای در حوزه راه در لامرد تعطیل نشده است. وی افزود: با آغاز ساخت آزادراه لامرد – پارسیان در آینده نزدیک، از ظرفیت عظیم دریا استفاده خواهیم نمود و باید در این زمینه سرمایه گذاری های لازم انجام شود. عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در مورد احداث راه آهن لامرد- زادمحمود- لار – بندرعباس که به راه ‌آهن سراسری کشور متصل می شود نیز اذغان داشت: در این خصوص پیگیریهایی انجام شده است و مطالعه اولیه احداث این راه آهن سراسری در حال انجام می باشد.

نماینده مردم شهرستان‌های لامرد و مهر به موضوع مسائل فرهنگی نیز اشاره ای داشت و در همین زمینه تصریح کرد: باید همگام با توسعه صنعتی منطقه، توجه ویژه به مسائل فرهنگی نیز داشته باشیم؛ چراکه امروز دشمنان انقلاب اسلامی با تمام قوا و با بکار گیری ترفندهای شوم خود قصد نابود کردن نسل جوان ما را از این راه دارند.

دکتر موسوی فضای منطقه را فضای امید و نشاط اعلام کرد و ادامه داد: موضوع وحدت، همدلی و همبستگی باید در تمامی صحنه‌‌ها حفظ شود و انشاء الله در انتخابات پیش رو شاهد پکپارچگی ملت و حضور وحدت  آفرین و همه جانبه آحاد مردم خواهیم بود.

علی رفیعی علامرودشتی

بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۱

معرفی شخصیت ها: علی رفیعی علامرودشتی

تولد ۲/۲/۱۳۳۰ چاه عینی علامرودشت

تخصص : فقه ، اصول ، علم حدیث ، رجال

علی رفیعی از شخصیت های برجسته ی علمی منطقه لامرد محسوب می شود . او دوران مکتب و ابتدایی را در چاه عینی گذارنده پس برای ادامه تحصیل به شهر های شیراز و نجف مهاجرت کرده است .

ایشان در حوزه علمیه قم زیر نظر حضرت ایت الله اصفهانی ، آیت الله گلپایگانی ، مرعشی نجفی و وحید خراسانی ، اصول فقه ، تفسیر و کلام را فراگرفته و به درجات بالای علمی رسیده است .

او توانسته خدمات ارزنده ای به کشور و  مذهب تشیع نماید ، در سال های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در زادگاهش ، مبارزاتی علیه رزیم پهلوی داشته و بار ها توسط ساواک دستگیر شده است.

ایشان بعد از انقلاب به کار تدریس در دانشگاه و تربیت معلم می پردازد . او در کنار تدریس به کار تحقیق و پژوهش می پردازد و می تواند آثار زیادی را تالیف کند از جمله :
۱٫گیلان نامه و گیلان شناسی
۲٫ترجمه ریاض الجنه
۳٫ دایره المعارف اسلامی
۴٫ نوشتن مقالات و داستانها در موضوعات مختلف
۵٫ تاریخچه پیدایش مکتب خانه ها در مدارس جدید

علی رفیعی تا چند سال پیش نیز مشغول تحقیق و پژوهش بود. اما این عالم مبارز ، معلم ، محقق ، کتابشناس و نویسنده بزرگ همشهری متاسفانه در بستر بیماری افتاده است .

(انشاء الله خدا شفایش دهد)

افتتاح پایگاه اطلاع رسانی دکتر موسوی و بومی شدن متقاضیان لامرد و مهر در استخدامهای پارس جنوبی

بهمن ۲۲ام, ۱۳۹۱

پایگاه اطلاع رسانی نماینده مردم شریف شهرستانهای لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی، همزمان با سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی راه اندازی گشت.

بنا بر اعلام روابط عمومی دفتر دکتر سید موسی موسوی، علاقه مندان می توانند آخرین تصاویر، اخبار، پیگیریها، مصاحبه ها و رویدادهای کاری نائب رئیس کمیته نفت و گاز مجلس نهم را از طریق این سایت و به نشانی اینترنتی dr-moosavi.ir دریافت دارند.

مهمترین خبر این پایگاه مژده ای است که مدتهای مدیدی بود گروه های زیادی از فعالان لامرد و مهر از طرق مختلف آن را پیگیری کرده بودند اما در کمال تعجب به دلیل عدم امضای وزیر نفت معطل مانده بود. بالاخره با پیگیری های مجدانه دکتر موسوی و دفتر ایشان، نامه نگاری ها و جلسات متعدد با مسوولین امر، نتیجه مطلوب حاصل گشته و همزمان با این خبر اطلاعیه جدید استخدام شرکت گاز نیزنشانه ای از عملی شدن این مصوبه است. متن خبر در سایت دکتر موسوی به شرح زیر است:

پس از چندین ماه تلاش فشرده: لامرد و مهر بالاخره بومی پارس جنوبی شدند!

 پس از تلاشهای فراوان نماینده مردم شریف شهرستانهای لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی و برگزاری جلسات متعدد و رایزنی های گسترده با مسئولین عالی رتبه نظام جهت بومی نمودن نیروهای حوزه انتخابیه در منطقه پارس جنوبی، نهایتا زحمات بی وقفه دکتر سید موسی موسوی نائب رئیس کمیته نفت و گاز مجلس شورای اسلامی به ثمر نشست و نیروهای شهرستانهای لامرد و مهر که تا قبل از این حتی جهت استخدام و بکارگیری در حوزه های گازی منطقه (هما، شانول، وراوی، تابناک) و پالایشگاه پارسیان هم بومی محسوب نمی گشتند و یا به عبارتی دیگر هیچگونه فرقی میان نیروهای ساکن در منطقه و سایر نقاط کشور وجود نداشت، از این پس نه تنها از اولویت استخدام در صنایع نفت و گاز دو شهرستان برخوردار خواهند بود، بلکه به عنوان نیروی بومی عسلویه نیز محسوب گشته و در استخدام های آتی  قطب صنعتی کشور دارای حق اولویت استخدام می باشند.

نماینده مردم فرهیخته شهرستانهای لامرد و مهر که در روزهای تبلیغات انتخاباتی خود، این مهم را یکی از اولویت های برنامه کاری اش برای حل معضل بیکاری نام برده بود، برای تحقق این موضوعِ حیاتی تلاشهای گسترده ای داشت و در این راستا ضمن برگزاری جلسات متعدد و مکاتبات مکرر با مسئولین ارشد دولت اعم از رئیس جمهور، معاون اول رئیس جمهور، وزیر محترم نفت، مسئولین عالی رتبه نفت و گاز و پتروشیمی و سایر مسئولین خدوم نظام، از همان آغازین روزهای ورود به مجلس شورای اسلامی به جد پیگیر این مهم گشته بود.

 در نهایت طی روزهای اخیر و به دنبال پیگیریهای بی وقفه و مجدانه عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی جهت احقاق حقوق مردم منطقه، رسما دستورات لازم در این خصوص به مسئولان منطقه پارس جنوبی ابلاغ گشت.

به همین منظور دفتر دکتر سید موسی موسوی  بیانیه ای کوتاه بدین شرح صادر کرده است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

با حمد و سپاس به درگاه لایزال الهی و پاسداشت خون شهدای انقلاب اسلامی، به استحضار مردم شریف و بزرگوار شهرستانهای لامرد و مهر می‌رساند؛ یکی از اهداف مهم و اولویت‌دار جناب آقای دکتر موسوی که در ایام تبلیغات انتخابات کراراً توسط ایشان عنوان می‌گشت، همانا تلاش همه‌جانبه برای حل معضل بیکاری، علی‌الخصوص از طریق بومی محسوب نمودن مردم حوزه انتخابیه در منطقه پارس جنوبی بود.

اکنون بسیار خرسندیم که در سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران به اطلاع شما بزرگواران و فرهیختگان برسانیم که تنها پس از گذشت ۸ ماه از نمایندگی دکتر موسوی در مجلس شورای اسلامی، با پیگیریهای مجدانه ایشان و مکاتبات متعدد و همچنین جلسات حضوری مستمر با ریاست محترم جمهور، وزیر محترم نفت و مسئولین ارشد نفت، گاز و پتروشیمی کشور، به حمدالله با نظر لطف و مرحمت ایزد منان و عنایت مسئولین خدوم بویژه جناب آقای مهندس قاسمی وزیر محترم نفت، بالاخره تلاشهای بی‌وقفه و چندین ماهه نماینده محترم به ثمر نشست و از این به بعد کلیه نیروهای جویای کار شهرستانهای لامرد و مهر، بومی منطقه ویژه عسلویه محسوب گردیده و در تمامی مناطق عملیاتی و حوزه‌های گازی پارس جنوبی، همانند استان بوشهر، در تمامی استخدام‌ها و بکارگیری نیروها از این امتیاز مهم بهره‌مند خواهند شد.

شایان ذکر است اهتمام مضاعف نماینده محترم در پیگیری‌های فشرده بدین منظور بود که نیروهای شهرستانهای لامرد و مهر در استخدام بهمن ماه سال‌جاری شرکت ملی گاز ایران بومی شناخته شده و موفق به شرکت در آزمون گردند که این مهم نیز حاصل گردید. لذا افراد جویای کار می‌توانند جهت ثبت‌نام از تاریخ ۱۹/۱۱/۹۱ به مدت یک‌هفته به نشانی: www.tamin.nigc.ir مراجعه نمایند.

همزمانی این خبر مسرت‌بخش با ایام‌الله مبارک دهه فجر انقلاب اسلامی را به فال نیک گرفته و آن را بهانه‌ای برای سپاس مجدد به درگاه الهی از بابت نعمات انقلاب می‌دانیم.

در پایان ضمن تشکر مجدد از تلاشهای مؤثر و خالصانه جناب آقای دکتر موسوی نماینده پرتلاش شهرستانهای لامرد و مهر و همچنین سپاس از عنایت تمامی مسئولین خدوم نظام، امید است این موضوع در جهت اشتغال جوانان جویای کار بخصوص افراد تحصیلکرده حوزه انتخابیه مؤثر واقع شود.

 دفتر دکتر سیدموسی موسوی

نماینده مردم فرهیخته شهرستانهای لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی

برای دیدن مکاتبات انجام شده به این صفحه از سایت دکتر موسوی مراجعه فرمایید…

۲۲ بهمن ماه …یوم الله یوم الله

بهمن ۲۲ام, ۱۳۹۱

باز هم ۲۲ بهمن دیگری از راه رسید و همه چیز همانطور پیش رفت که همیشه پیش می رفت:
حضور پررنگ مردم … مسوولین لابلای مردم … هوای گرم … سخنرانی … خبرهای خوش … قطع و وصل سیستم صوتی … راهپیمایی … شعار مرگ بر آمریکا … قطعنامه …  وخداحافظ  تا  بهمن بعدی.

این روزها که نفیر گرانی گوش فلک را کر نموده و قیمت های لحظه ای تعادل زندگی مردم را بر هم زده، شرم باد بر مسوولینی که از این حضور مردم خجالت نمی کشند و دغدغه ی اقتصادی مردم در لابلای مجادلات و کشمکش های سیاسی شان (بخانید  انتخاباتی شان) از تک و تا افتاده است.

از بهمن پارسال تا بهمن امسال قیمت کدام کالاست که دوبرابر نشده، اگر در هر کشور دیگری بود حضور مردم یک دهم می شد.شاید کاسه ی صبر این مردم لبریز نشود اما کاسه ی شرم مسوولان هم انگار سوراخ است…

امام گفت: مسوولان! قدر این ملت را بدانید. امام راست می گفت…

18

این بخشی از حضور مردم است که در کادر محدود دوربین جا شده …(عکاس: علی حسن زاده)

1

چن تا بچه رو گذاشته بودند جلوی جایگاه طناب می زدند! والا اگه من معنی این حرکت نمادین رو فهمیده باشم! بچه ها ! شما برید شنا یاد بگیرید…از من گفتن بود!

2

مصطفا نیدانی + تریبون = مراسمی که حتمن چهار تا از رییس روسا اون پایین نشستند!! به بچه محل ما کسی چیزی نگه ها…داداش!

6

محمد جعفری…محمودصفری…دکتر موسوی … حاج آقا شهیدی (منتظری من چی بگم؟ برو عکس بعدی عمو…برو خذا روزیت رو جای دیگه بده!)

7

دکتر موسوی نماینده ی محترم شهرستان های لامرد و مهر  در اولین بهار پیروزی!!!

گزارشی دادند از زحمات نه ماهه اش…خدا قوت ، همون بومی سازی خودش کلی کار بود دکترجان.

8

مردم….دکتر موسوی…عبدالرضا حسن زاده! (بعضیا میگن : مردم ….عبدالرضا حسن زاده…دکتر موسوی! عجب آدمایین این بعضیا!!)

19

راهپیمایی پرشور مردم ِ همیشه پرشور (عکاس: علی حسن زاده)

10

حاجی سهراب … میکروفن … مرگ بر اسراییل (از وقتی من قد همون میکروفن بودم حاجی سهراب با اون حنجره ی مثال زدنیش زحمت شعارها رو می کشیده!خداقوت حاجی!)

11

نیست راهپیمایی ما به صورت Live از BBC پخش می شده ، بچه ها زیر نویس زدن یه وقت  استعمار پیر  گیج نزنه! Yes!Yes!

4

خلاقیت در حد سال ۱۳۶۱…چی بگم من آخه!؟

3

ایول بر و بچس!

14

و در آخر هم قطعنامه ی پایانی … آیینه نیستا! این جلویی جعفر راستیه ، اون پشتی یوسف راستیه! هر دو تا شون هم بچ محل ما هستند…چطو مگه؟

15

کجا میری عمو؟ واسه شما دارن قطعنامه می خوننا! هی آقا..کجا؟کجا؟

16

کجا میرید؟  مزه ی راهپیمایی به قطعنامه اشه ؟ وایسید خب!

17

این صمده که تا آخرین لحظه وایمیسه! مرده ی اون لب خندتم که از صد تا فحش بدترن!!

موفق باشیم.

یاد یاران (به مناسبت سالگرد عملیات والفجر ۸)

بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۱

باز آمد یاد یاران
یاد شیران، جان نثاران

آسمان پر ستاره
لاله های پاره پاره

یادم آید جنگ و جبهه
آن شب تاریک حمله

نوجوانی ساده بودم
تازه هفده ساله بودم

شاد و خرم چست و چابک
جان به کف بنهاده بودم

عشق میهن در سرم بود
جامه ی خاکی تنم بود

قدّ رعنا مثل یک سرو
تیز پنجه همچو یک ببر

می پریدم چون پرنده
همچو آهویِ دونده

خصم دون در روبرویم
حفظ میهن آبرویم

یادم آید آن زمانه
دشمن آمد پشت خانه

در لب اروند، یاران
ماه بهمن بود و باران

نهر پر از آب و قایق
مملو از مردان عاشق

یاد مولا بود آن شب
به چه زیبا بود آن شب

زیر نخلستان خرما
لشکری آماده، شیدا

عده ای تنها به سجده
عده ای یک جا نشسته

چون ندا آمد که برپا
جملگی گشته مهیّا

جنگ و غوغا بود آن شب
شور برپا بود آن شب

رمز ما، فرمان حمله
نام زهرا(س) بود آن شب

تا که یا زهرا شنیدم
یا علی (ع) گفتم پریدم

کول کردم کوله پشتم
اسلحه محکم به مُشتم

مثل یک درنده چالاک
پای کوبیدم سر خاک

دل زدم دریا چو یک بط
در نوردیدم لب شط

دامن تاریکی شام
سرخ شد از تیر رسّام

خیس آب این جامه و تن
بر سرم باران آهن

آب و دشمن در دو سویم
کل دنیا رو برویم

یادم آمد رزم حیدر
اَلاَمان ، اللهُ اکبر

با خدایم عهد بستم
خطّ دشمن را شکستم

من زدم در شب شبیخون
حمله بردم بر صفِ دون

چرتشان را پاره کردم
بعثیان بیچاره کردم

دشمن بی دین و ایمان
هر کجا گشته گریزان

شب چراغان از منور
لرزش تانک و نفربر

یک طرف برج کمین بود
یک طرف میدانِ مینِ بود

مثل شاهین پرنده
مثل طوفان وزنده

قلب رهبر شاد کردیم
فاو را آزاد کردیم

صبح شد خورشید هویدا
گشت آتش دشت و دریا

تانک و توپ و خمسه خمسه
میگ و میراژِ فرانسه

پاتک دشمن شروع شد
دشت و دریا زیر و رو شد

بر سر شیران ایران
ریخت ترکش همچو باران

در غروب آمد سیاهی
گازهای شیمیایی

دشمنِ ترسویِ نا اهل
پخش کرد اعصاب و خَردل

مرد و مردی زیر گِل شد
آسمان گویا خجل شد

دشت پَرپَر شد ز لاله
خاک شد قبر ستاره

گوشه ای دیدم، دلِ خاک
قد رعنا گشته صد چاک

رنگ و رویش ارغوانی
موج می زد از جوانی

چهره اش شد آسمانی
بر لبش راز نهانی

رفت، اما جاودان شد
سرور کلّ جهان شد

قهرمان شد
قهرمان شد
قهرمان شد

آگهی استخدام شرکت ملی گاز ایران

بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۱

شرکت ملی گاز ایران در نظر دارد به منظور تأمین بخشی از نیازمندیهای نیروی انسانی مورد نیاز خود در شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی(عسلویه)، شرکت های پالایش گاز شامل : بیدبلند(پالایشگاه های بیدبلند و مسجد سلیمان)، سرخون و قشم، شهید هاشمی نژاد و فجرجم، شرکت انتقال گاز ایران(مناطق عملیاتی ۱، ۲، ۵، ۶، ۷، ۸ و ۹) از میان دانش آموختگان صرفاً مرد (با توجه به ماهیت عملیاتی محل های خدمتی) و همچنین شرکت های گاز استان شامل : ایلام، بوشهر، خوزستان و سیستان و بلوچستان از میان دانش آموختگان مرد و زن در مقاطع تحصیلی کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد (مطابق جدول شماره ۱) داوطلبان واجد شرایط را پس از ثبت نام در پایگاه اینترنتی به نشانی http://tamin.nigc.ir از طریق برگزاری آزمون کتبی(علمی)، آزمون استعداد و ارزیابی روانشناختی، انجام مصاحبه حضوری فنی و تخصصی، انجام مراحل گزینش و طب صنعتی استخدام نماید.

توجه مهم : اکثریت نیازمندیهای نیروی انسانی در این آزمون مربوط به شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی(عسلویه) می باشد.

حسین تقوی … حاضر !

بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۱

 آقای معلم که آمد نماینده کلاس برپا گفت. همه بلند شدیم. آقا معلم دفتر کلاسی را برداشت و حضور وغیاب کرد.

- علی ابراهیمی؟

- حاضر!

- محمد ایزدی؟

-حاضر!

- حسن برزگر؟

- حاضر!

.

.

.

- حسین تقوی ؟

گفتم: حاضر!

باز گفت: دانش آموز حسین تقوی؟

بلا فاصله گفتم : حاضر!

معلم مکثی کرد. با تعجب به اطراف نگاهی انداخت ودوباره گفت: حسین تقوی ؟!

باز گفتم : حاضر!

سکوت تمام کلاس را فرا گرفته بود. همه به همدیگر نگاه کردند. مات ومبهوت مانده بودم که چه شده است؟ مضطرب ونگران این بار من بودم که از معلم سوال کردم :” آقا اجازه؟ نام ما را سه بار خواندید!”.

او فقط نگاهم کرد. اشک در چشمانش حلقه زد. یواشکی اشک های گوشه ی چشمش را پاک کرد. تمام قد جلوی دانش آموزان ایستاد وبا صدای بلند گفت: همه به احترام حسین بلند شوند.

بار دیگر نماینده کلاس گفت : برپا! …

همه بلند شدیم. چند ثانیه ای تمام کلاس را سکوت فرا گرفت.

معلم آرام لب به سخن گشود: تو حسینی؟ تو حسین تقوی هستی ؟! پسرم می دانی همنام چه انسان بزرگی هستی؟! خودت میدانی نام چه مرد بزرگی روی توست؟!

من و دیگر بچه ها حیران معلم را نگاه میکردیم. گفت : به احترام حسین بنشینید تا بگویم حسین کیست! حسین تقوی نام شهیدی است که کشور ما، نظام ما، ومردم ما به آن وهزاران همرزم شهیدش عشق می ورزند. برای نام او و همانندان او تا ابد و تا همه تاریخ احترام خاصی قائلند.

آن وقت گفت وگفت و گفت. یک ساعت کلاس را از حسین گفت. از پاکی وتقوای او. از شجاعت ودلیر مردی او. از ایثار و از خود گذشتگی او که چگونه بر قلب دشمن زد و در اطاعت از مولای خود جانش را تقدیم اسلام و انقلاب نمود. سرم را پائین انداخته بودم. همه نگاه ها به من خیره شده بود.

آقای معلم این بار یواشکی اشک های مرا پاک کرد. مرا در آغوش گرفت واز صمیم قلب گفت: پسرم تو می توانی همان حسین تقوی باشی . مثل آنانی باشی که محمود خسروی شدند. تو باید عبدالعلی عامری وهادی نیکرو باشی . تو وامثال تو باید راه او، نام او، هدف او و مرام او را ادامه دهید تا این انقلاب برای همیشه تاریخ بماند. همانگونه که محمود بود و دیگر شهدا….

———

یاد ونامشان بر بلندای تاریخ ایران زمین جاودانه باد.

بیستم بهمن سالروز حماسه بزرگ عملیات والفجر هشت بر دلاورمردان این دیار مبارک باد.

محمود حق شناس

آکادِمی موسیقی “تراکمه”

بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۱

 

عوامل مجموعه تلوزیونی “بسم‌الله، شوم…” در نظر دارند  سال آینده‌ی خورشیدی و بعد از اتمام  مسابقه “بسم‌اللهٰ شوم…” ، مجموعه تلوزیونی جدیدی با عنوان “آکادمی موسیقی تراکمه” تهیه و برای پخش بر روی وب‌سایت تراکمه قرار دهند. در این مسابقه از بین شرکت‌کنندگان، دَه هنرجو توسط استادان آکادمی انتخاب خواهند شد که این دَه نفر در ادامه‌ی مسابقات زیر نظر اساتید آموزش‌های لازم را خواهند دید تا برای رقابت بر روی صحنه آماده شوند. با شروع مرحله‌ی اصلی مسابقاتٰ، نحوه انتخاب بهترین هنرجوها بدین صورت خواهد بود که بعد از پخش هر قسمت از برنامه، نظرسنجی‌ای بر روی سایت قرار داده خواهد شد که بینندگان قادر خواهند بود به شرکت‌کننده مورد علاقه خود رای دهند. در هر مرحله و با رای شما، تعدادی حذف خواهند شد و الباقی  به مرحله بعد خواهند رفت تا شب فینال فرا رسد. اینکه در هر مرحله چندنفر حذف می‌شوند متعاقبا و با شروع پخش تلوزیونی اعلام خواهد شد. هنرجوها در طول دوره‌ی آماده‌سازی  با چَلِنج‌های متنوعی روبرو خواهند شد؛ از ضبطِ صدا و آهنگ در بهترین استودیو‌های شهرستان تا اجرای زنده در عروسی‌ها، مجالس شادی و همچنین شرکت در کلاسهای آموزشی رقص محلی.

شرایط شرکت در مسابقه:

هزینه ثبت‌نام: هزینه شرکت در مسابقه پانصدهزارتومان است. شرکت‌کنندگان تنها با ارائه فیش می‌توانند در تِستِ صدا شرکت کنند.

شرایط سنی: تنها افرادِ در محدوده سنی هجده تا پنجاه سال اجازه حضور در مسابقات خواهند داشت.

 تابعیت:  تنها کسانی اجازه حضور در مسابقه خواهند یافت که از پدر و مادری تراکمه‌ای باشند.  ارائه شناسنامه پدر و مادر و شخصِ شرکت‌کننده الزامی‌ست.

تاریخ ثبت‌نام: علاقمه‌مندان تا تاریخ ۲۹ اسفندماه امسال فرصت دارند آمادگی خود  جهت شرکت در آکادمی را با فرستادن نامه‌ای اینترنتی به ایمیلِ ادمینِ “تراکمه ” اعلام کنند.

به برنده‌ی دوره اول آکادمی مبلغ دَه میلیون‌تومان وجه نقد از طرف اسپانسرهای برنامه پرداخت خواهد شد. همچنین با کمک اساتید و کمک مالی اسپانسرها  موزیک‌ویدئویی با صدای برنده مسابقه ساخته و منتشر خواهد شد.

اساتید آکادمی:

۱-استاد سَردارو

۲-استاد عَلمدارو

۳-استاد اَبول (مجری برنامه بسم‌الله، شوم…)

عوامل برنامه‌ی “آکادمی موسیقی تراکمه” بعد از توافق بر روی  مجری برنامه، نام ایشان را منتشر خواهند کرد.

پی‌نوشت: بدیهی‌ست در صورت حذف هرکدام از شرکت‌کنندگان در مرحله تستِ صدا مسئولیتی متوجه اساتید آکادمی نبوده و وجه ثبت‌نام غیرقابل استراد خواهد بود.

کاش زودتر به سرزمین پرتقال ها و انگورها برسیم!

بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۱

… سرگردان است. از کار دنیا وامانده. مویش به سفیدی می زند و دیگر برایش نه دلی برای مغازله مانده و نه دماغی برای عاشقی. اندوهگین است و آخرین خنده اش را به یاد نمی آورد. در نیمه راه سرزمین آرزوها، سرزمین روزهای گرم و شب های دلنشین، سرزمین کشتزارهای سرسبز، سرزمین پرتقال ها و انگورها، در تنهایی خود به گذشته ای باز می گردد که با صد امید آن را با کاروان همراهان آغاز کرد و اینک با تنها دستاورد سفر، تنهایی، درد دل سالهای دورش را می گوید.
هر چه به حافظه اش فشار می آورد جز ترس چیزی را به خاطر نمی آورد؛ ترس از به دنیا آمدن، ترس از جنگ، ترس از نبودن شیر خشکی که شکمش را سیر کند، ترس از سلامتی مادری که از غصه دوری از فرزند به جنگ رفته اش شیری ندارد که درمانی بر درد گرسنگیش باشد، ترس از معلم مدرسه که چه بی رحمانه به خاطر پاسخ نادرست به بین مضارع از فعل گفتن، کودکیش را به باد کتک می گرفت، ترس از غولی که هیچگاه نبود، ترس از تاریکی حیاط دراندشت خانه پدری در شب های تاریک و سرد زمستان که هوس چای خوردن کرده بود. گرچه ناخوشایند اما به امید رسیدن به روزهای گرم و آفتابی تحمل آن ممکن بود.
بزرگتر که می شود می بیند که هنوز با سرزمین آرزوها فاصله بسیار است و ترس ها همچنان فراخ. باز هم ترس از کنکور است و گیر افتادن به هنگام دید زدن دختر همسایه، ترس از دانشگاه و دلهره از آینده ای مبهم که در گذر تحولات زمان شاید هیچگاه نیاید، باز هم ترس… ترس از سربازی، ترس از بیکاری که دیواری را به قطر چندین هزار نفر آدم بیکار و به طول نامحدود در برابر او استوار ساخته و باز امید به روزهای روشن زنده نگهش می دارد.
نگاه های معصومانه مادری که آینده فرزندش را می جوید بر آنش می دارد که برای هویت یافتن از حیث اجتماعی و جدا شدن از تنهایی داخل در رابطه ای شود که از حیث اخلاقی، اجتماعی و حقوقی تکلیفی سنگین را گرده اش می گذارد. این تازه اول سختی است. زین پس باید منت صاحبخانه ای را بکشد که … چشمش به تابلوی صرافی باشد که افزایش ارزش دلار را چون سیخ داغی به چشمش می کند…
گردنه های سخت یکی یکی طی می شود و همچنان این امید هست که پس از این پیچ زمین های سرسبز آشکار شوند اما افسوس در پس هر پیچ چیزی می بیند که تنها بر سختی راه می افزاید و تنهاترش می سازد. به بهانه وضعیت اقتصادی و تحریم و هزار بهانه مزخرف دیگر، حقوقش را دیرتر می گیرد و ترس از تعدیل نیرو مانند لاشخوری بالای سرش پرواز می کند و منتظر می ماند تا از پا درآید. آن یکی تهدید به جنگ می کند و این یکی تهدید به تحریم، یکی از زلزله قریب الوقوع سخن می گوید، یکی از گرم شدن کره زمین و دیگری پایان دنیا را نوید می دهد و او درمانده و تنها رو به قبله می نشیند و آخرین امیدش را فریاد می زند؛ باشد که پاسخی گیرد…
آشناست سرگذشت بازمانده سفر آروزها… انتظار، ترس، دغدغه، وعده، امید، آرزو، حسرت، جاده طولانی بی انتها و کُمیت لنگ و باز هم انتظار… عمرش به نهایت رسید، شاید وقتی به کشتزارهای سرسبز برسد دیگر فرصتی برای زندگی نباشد…
و باز هم پرسشی بی پاسخ: پس کی به سرزمین پرتقال ها و انگور ها می رسیم؟

هزار دشمنم اَر می کنند قصد هلاک …

بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۱

امروز که پس از مدتی به پنجره تراکمه را باز کردم با دیدن نوشته ای به مناسب عبور خوانندگان تراکمه از مرز یک میلیون نفر، گل از گلم شکفت. و این توفیق بزرگ را باید به مدیر با صلابت سایت و نویسندگان و خوانندگانش تبریک گفت ، اما همیشه وقتی در قله یک توفیق و پبروزی ایستاده ایم ،آنجا بهترین مکان برای نگاهی به گذشته و آینده این حرکت و صعود برای رسیدن به قله های بالاتر است .

من کوشش میکنم در این نوشته که ناگزیر طولانی هم خواهد شد به کالبد شکافی جدال تراکمه – و سایت های مشابه – با هماوردان و مخالفانش و گذشته و آینده آنها بپردازم :

یه باور من تراکمه در مسیری که تا رسیدن به مرز یک میلیون خواننده طی کرده در چهار جبهه با مخالفان و به تعبیری دشمنان خود جنگیده است :

جبهه اول) جدال با هماوردان بالا دستی

این همآوردان تراکمه که “مخالفان نگاه جدید به عرصه های فرهنگی و سیاسی جامعه” هستند ، یقینن خط مشی سایت تراکمه و سایت های مشابه را که با نگاه انتقادی به نهادها و کنش های فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی جامعه می نگرند را نمی پسندند . این گروه ، یا اعتقاد به وجود مشکلی در عرصه های فوق – که نیاز به بازگویی و طرح آن در یک مکان عمومی باشد- را ندارند ویا اگر معتقد به وجود چنین عیوب و نارسایی هایی هستند، اعتقاد دارند این مشکلات باید به همان شیوه مرسوم یعنی در خفا ، و توسط خود مسولان فرهنگی و سیاسی و مشاوران آنها ، با کمترین بازتاب اجتماعی مطرح و حل شوند
.
روشن است که بقای سایتی چون تراکمه که مردم را ” دیده بانی ” برای بیان مشکلات می داند و به” شَور اجتماعی گذاشتن” چنین مشکلاتی معتقد است را در تضاد با اعتقاد و البته منافع خود می بیند و به هر لطایف الحیلی به دنبال تحدید سایتی با چنین خط مشی ی هستند و در جلا و خفا دست دعا بر افول چنین سایت هایی دارند.

این گروه ، که قدرت و نفوذ کافی برای جدال برای خاموشی چنین سایت هایی را دارند البته که به ” سلاح سرزنش ” اکتفا نکرده بلکه در بعضی مقاطع که این جدال به گردنه های خطرناک کشیده شده است ( مثلا در ایام انتخابات)، طاقت از کف داده و شمشیر را از نیام “مدارا ” بیرون کشیده و با ” تیغ فیلتر و تحریم و تحدید ” جدال را به نفع خود پایان داده اند .

پاشنه آشیل این گروه که موجب شکست و انفعال همیشگی آنها از سایت های چون تراکمه شده ” اصرار آنها بر مخالفت با پدیده هایی نوظهور”ی – حداقل در سطح منطقه – مانند سایت های اینترنتی و به طور کلی جریان آزاد اخبار و اطلاعات است . پدیده هایی که هر مخالف و محافظه کاری را در برخورد با آنها به نابودی کشانده است.

جبهه دوم) جدال با هماوردان پایین دستی:

این گروه که همیشه نبود و عدم همراهی آنها با سایت هایی چون تراکمه ، تلاش های چندین ماهه این سایت ها را در هنگام چیدن محصول – مخصوصا در فصل های سیاسی سال – به باد داده ، کسانی هستند که چندان رغبت، آشنایی و تماسی با پدیده ای به نام رسانه های مجازی ندارند .

این رفیبان و دشمنان بالقوه تراکمه اگرچه هیچگاه در آنان اراده ای برای جدال با این سایت ها وجود ندارد اما همین ” انفعال و بی ارادگی و جهل آنان به تراکمه” آنان را تبدیل به دشمنی بالقوه و همیشگی برای آن کرده ، دشمنی که با جهلش و” فقر فرهنگی اش” ناخوداگاه خود را به میان لشکر مخالفان کشانده است.

این گروه ، در جدال تراکمه با مخالفان گروه اول در میدان های سیاسی، با ماهیت و مشخصه افرادی جون : مندو به میدان می آیند و بر قامت تراکمه شمشیر جهل و منفعت خواهی و ترس زده و رقیب تراکمه را پیروز میدان سیاسی می گردانند و در جدال تراکمه و علامردوشتی ها ولامرد نوشت با مخالفانشان در میادین فرهنگی و اجتماعی با ماهیت و جلوه افرادی چون موسی و دی عبدرضو خود را نشان داده و با سکوت ناگزیر و انفعالشان در دفاع از حق خود، موجب می شوند نویسندگان این سایت ها قدرت نفوذ قلم خود را از دست بدهند و صدایشان به جایی نرسد و این نویسندگان از حق کسانی بنویسند که خود در حمایت از حق خود بی خبرند.

روشن است که تراکمه اگر چه این گروه را اغلب در لشکر مخالفانش دیده است اما اینان را دشمن خود نمی داند و استراتژی خود را در مقابل این گروه در” جدال با بقیه مخالفان” میبیند ، چون اعتقاد دارد هر چه در آن میادین فاتح شود و برای بقای خویش بجنگد، “گذر زمان” و” مسیر رو به جلوی فرهنگی شدن جامعه” ، این دشمنان بی گناه را در صف دوستان خواهد آورد

جبهه سوم ) جدال با دوستان

کودک که بودم یادم هست کارتون گالیور یکی از کارتون های مورد علاقه ام بود. در این کارتون بیشتر از اینکه صورت مصّمم گالیور و محکم حرف زدنش ، در یادم مانده باشد . تکیه کلام یکی از شخصیت های این کارتون در ذهن و زبانم مانده است که همیشه می گفت: (( من می دونم موفق نمیشیم ، من می دونم!))
این شخصیت مصداق همه همآوردان تراکمه و سایر سایت های مجازی مذکور است که من نام آنها ” دوستان دشمن ” میگذارم .

اینان یعضی نویسندگان تراکمه ، علامرودشتی ها ؛ لامرد نوشت و … هستند که گرچه با هیچان و سراسیمه در ابتدای راه اندازی این سایتها ” بلند صلوات فرستاده اند” و” بلند حرف زده اند “و “بلند انتقاد کرده اند” اما “عدم شناخت آنها از پروسه و زمان بر بودن کارهای فرهنگی” و شاید ” ناامیدی و شکست هایی که از تجارب قبلی” در حافظه دارند موجب شده دائما چون همان شخصیت کارتون گالیور آنهایی را که هنوز مشتاقانه در این سایت ها مشغول نوشتن و جدال هستند را از این همه” اصرار بر آب در هاون کوبیدن” به زعم خودشان ، مواخذه کنند و با” نگاه عاقل اندر سقیه” به آنها ،همان جمبه شخصیت ناامید کارتون گالیور را تکرار کنند که : ((من می دونم موفق نمیشیم ، من می دونم!))

اینان همان کسانی هستند که جلوی نام آنان در لیست نویسندگان سایت عددی کمتر از سه یا جهار نوشته شده و گه گاه با” ناامیدی” به سایت سر میزنند و گاهی طولانی تر، سری نمیزنند .

این گروه که” گاه سوی جفا می روند و گاه سوی وفا”، اگر چه در هنگامه جدال های دشوار سیاسی به لشکر تراکمه می پیوندند اما همین بودن و نبودن آنان موجب” آشقتگی لشکر این سایت ها و خوردی اعصاب گالبورهای سایت” میشود.

روشن است که مدیران و نویسندگان سخت کوش این سایت ها با” ادامه راه خود و تشریح مصادیق دستاوردها” می توانند “دلداری دهنده” این گروه باشند و” راه را برای بازگشت آنها و پیاده شدنشان از اسب تند روی و آرمان خواهی هموار کنند”

جبهه چهارم ) جدال تراکمه با تراکمه !

تراکمه اما و سایت های که با نگاه به او برخاسته اند یک دشمن و هماورد نیرومند تر از سه مورد فوق دارد و آن خود تراکمه است , خود علامرودشتی ها و خود لامرد نوشت!

این دشمن درون که همیشه از پشت به حکومتها ، فرمانروایی ها و مکاتب و جریانات و انقلابهای اجتماعی ضربه زده است نامش “غفلت” است . غقلتی که موجب میشود” تندروی ها” و “:کندروی ها” و” یک طرفه به قاضی رفتن” ها دیده نشوند و غقلتی که بالا رفتن آمار مخاطبان سایت و تعداد کامنت ها و لطف و تایید و گاه” تملق دوستان” به آن دامن میزند.

غقلتی که بارها باعث شده تراکمه و نوبسندگانش ، حرف های حقی که از زبان ” عبدالصمد صفری” ها خارح میشوند را نشنوند ونادیده بگیرند .

تراکمه دشمن خود میشود و در روزهایی که جدالی با دشمنان دیگرش ندارد بر “خود” شمشیر نابودی می کشد، وقتی نویسندگانش به قول نظامی عروضی “قلم نگاه نمی دارند” و” بیش از دانش اندوزی به فکر فخر فروشی علمی” می افتند و بر خلاف توصیه بزرگان “به اندازه فهم مردم سخن نمی گوید” و” با کفشهای مخالفانشان راه نمی روند.

“تجربه های ژورنالیستی دهه اخیر” نشان داده است سخن هرچه “حق” باشد و هرچه” صواب “, تا از “تریبون اپوزیسیون و مخالف جناح و تفکر حاکم ” برمی خیزد، راه به جایی نمی برد و تا با” مهره ها و میدان شطرنجی که جناح حاکم پهن کرده “بازی نشود امتیازی جز برای رقیب حاصل نخواهد شد .

آمار خوانندگان تراکمه از مرز “یک میلیون بازدید” گذشته است و این پیروزی بزرگی است برای سایتی که دارد در چهار جبهه با مخالفانش میجنگد اما این حقیقتی تلخ است که” شکست ها در بطن پیروزی ها” متولد میشوند . “در خواب غنیمت ها” ، “در غقلت از آینده !” واسب تروای غرور” در یک قدمی است و ما غافلیم !

تراکمه اگر هزار دشمن هم داشته باشد که” خودآگاه و ناخوداگاه” به دنبال هلاکش باشند، باید بیشتر از همه آنها حواسش به “خودش باشد” و “خودش را دوست داشته باشد” . و بیش از همه از خودش بترسد و خودش را دوست بدارد

زمانه ثابت کرده است آنهایی که خودشان را دوست ندارند یک قدم از دیگران به زوال نزدیکترند

.
هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک
گرم تو دوستی ز دشمنان ندارم باک …

به مناسبت ورود به باشگاهِ یک‌میلیونی‌ها

بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۱

به پیشنهاد دوستان قرار می‌شود به مناسبت یک‌میلیونی شدن تعداد بازدید‌ها از سایت "تراکمه" چیزکی بنویسم. برای دقایقی تلاش می‌کنم ضمن قطع ارتباط با دنیای بیرون مقداری روی موضوع تمرکز کنم. چه بنویسم. از کجا شروع کنم و چطور توی دلِ نوشته بروم و چطور از آن خارج شوم که کلیت نوشته متناسب با این مناسبت میمون باشد تا بدین‌وسیله هم دَینِ خود را به "تراکمه" ادا کرده باشم، هم اینکه در کنار یک‌دیگر و با هم‌دیگر این اتفاق خجسته را جشن گرفته باشیم. برای اینکه مراسم باشکوهی تدارک دیده باشیم که به همه هم خوش بگذرد، تصمیم گرفتیم مناسبتِ یک‌میلیونی‌شدن "تراکمه" را با چند مناسبتِ شیرینِ دیگر که در همین ایام در ایران عزیز و سایر نقاط جهان اتفاق افتاده یا در حال وقوع است، گره بزنیم و این تقارن فرخنده را به فال نیک بگیریم وامیدوار باشیم سالها بعد که نسلهای آینده "تراکمه" بایگانی سایت را ورق می‌زنند به این نوشته که رسیدند ناخوداگاه فریاد بزنند که: "اوووففف. چه عشق‌و‌حالی کردند اینا دیگه". در ادامه تلاش کرده‌ایم از میان دَه‌ها خبر خوب و خوش چندتا از تُپُل‌مُپُلاش را سَوا کرده و ارائه کنیم.

رویداد اول را از حوزه‌ی علم و فناوری انتخاب کردیم که در میان مخاطبان شخصیتی علمی جلوه کنیم. در ایامی که می‌رویم به باشگاه یک‌میلیونی‌ها وارد شویم خبر ارسالِ یک قلاده (راس؟ دستگاه؟… والله اگر بدانیم) میمون توسط سازمان هوا و فضا درخروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت و کام ملت را برای چندمین بار در این چند سال اخیر شیرین کرد. ضمن تبریک به همه خوانندگان در ادامه تلاش می‌کنیم همزمانی این دو مناسبت را تصادفی تلقی نکنیم و با طرح دو سوال پیچیده ارتباط منطقی این دو رویداد را از طریق علمی اثبات کنیم. سوال اول: آیا ارسال میمون به فضا نمی‌توانست چند ماه پیش‌تر اتفاق بیفتد که تعداد بازدید‌های سایت تنها پانصدهزارتا بود؟. سوال دوم: آیا این تقارن زمانی نمی‌توانست چند ماه بعدتر اتفاق بیفتد که تعداد بازدیدهای سایت به یک‌میلیون‌و‌پانصد هزار می‌رسد؟. با آرزوی اینکه برهان ارائه شده که در قالب دو سوال طراحی شده بود، قانع کننده بوده باشد، شما را به دیدن تصاویری از این حیوان زبان‌بسته که دقایقی پیش و پس از اعزام به فضا گرفته شده دعوت می‌کنیم:

agah (7 of 13)

همانطور که از تصویر بالا کاملا گویاست، آرامش و اعتمادِ بنفس در چهره‌ی حیوان موج می‌زند که نشان از عزم بالا و آمادگی ایشان جهت انجام این ماموریت دارد. ضمن آروزی سلامتی و طول عمر برای این عزیز، ای‌کاش ما هم اندکی از این حیوان یاد بگیریم و با آرامش خاطر و طمانینه در برابر مشکلات، موانع، کمبودها و آزمایشات متنوع و چندوجهی بشری( دوستان از بیرون اشاره می‌کنند بویژه در مسائل اقتصادی) صبور و مقاوم باشیم و به مسئولان اعتماد کنیم تا برنامه‌ها به نتیجه برسد و گل لبخند بر لبانِ همه بنشیند. در ادامه تصویر میمون بازیابی شده که با گلِ لبخند همراه شده، می‌بینیم.

borna ghasemi-11-49

رویداد دوم را به حوزه خانوداه اختصاص داده‌ایم که به اهمیت نهاد خانواده در اجتماع تاکید کرده باشیم. فرزند چهارم بشار اسد در راه است. آنطور که خبرگزاری فارس گزارش کرده "همسر اسد از ماه ژوئن باردار شده و در ماه نوامبر پنج ماهه باردار بوده" در نتیجه با محاسباتِ پیچیده‌ای که ما انجام دادیم به نظر می‌رسد همسر اسد هم‌اکنون باید هفت ماهه یا هشت ماهه باردار باشد. با کمک گرفتن از اطلاعات ارائه شده و استفاده همزمان از استقرای ریاضی نتیجه می‌گیریم همسر اسد در ماه فوریه یا مارچ فارغ خواهد شد. حال چه کنیم؟ از یک‌طرف زمان تخمک‌گذاری پنج ماه قبل بوده و از طرف دیگر زمان فراغت از بارداری هم دو ماه دیگر خواهد بود که هیچکدام با واقعه‌ی یک‌میلیونی شدن ما تقارن ندارد. ایا ما در انتخاب موضوع عجله کرده‌ایم؟ آیا ما از عهده‌ی این چَلِنج بر خواهیم آمد؟ آیا ما قادر خواهیم بود با استفاده از توانمندی‌های بومی بحران موجود را مدیریت کنیم؟ آیا جبر تاریخ همسر بشار اسد را وادار خواهد کرد فرزند خود را هفت‌ماهه متولد کند یا نه، بجای ان جبر تاریخ به سمت ما متمایل شود و کاری کند که اگر قرار بود بر اساس پیش‌بینی‌ها فردا یک‌میلیونی شویم، دو ماه دیگر این اتفاق بیفتد. کما اینکه قبلا هم جبر تاریخ شامل حال ما شده و جبریون در چندین نوبت دستی به سر و گوش "تراکمه" کشیده‌اند.

13910321000097_PhotoA

رویداد سوم و آخر را مجددا از حوزه‌ی علم و فناوری انتخاب کردیم که در انظار عمومی با کلاس جلوه کنیم. وانت سایپا ۱۵۱ قابلیت تجهیز به استانداردهای یورو۵ را داراست. لذا آن سخن حکیمانه که “مرگ حق است، پراید تنها وسیله‌است”، فعلا منتفی‌ست. در جزییات خبر عنوان شده وانت سایپا خودروبی است که عمدتاً برای کاربری های سبک وشهری طراحی شده است، لذا ضمن تبریک به همه عزیزان اکیدا توصیه می‌شود از این وانت در کاربری‌های نیمه‌سنگین، سنگین و برون شهری استفاده نشود. “چنگیزی” مدیر مهندسی خودرو مرکز تحقیقات و نوآوری سایپا همزمان باایام یک‌میلیونی شدن “تراکمه” با بیان اینکه این مدل خودرو تجاری تا کنون در بازار وجود نداشته است افرود: این خوردو برای کاربری های خاص تدارک دیده شده است و بزودی بازار خود را پیدا خواهد کردو طبیعتاً ورود این محصول به بازار باعث افزایش حق انتخاب مشتریان خواهد شد. بنظر ما اظهارات اقای چنگیزی به تنهایی این قابلیت را دارد که کام خوانندگان را شیرین کند، بنابراین در دقایق باقی‌مانده بجای توضیحات اضافی تلاش می‌شود تصاویری از نماهای مختلف از این خودروی جدید، یونیک و کاملا بومی که بنظر می‌رسد با بهره‌گیری از دکترین مهندسی معکوس طراحی شده، ارائه شود.

vanet
تصویر خودروی جدید از نمای جلو

nimrokh

تصویر خودروی جدید از نمای نیمرخ

aghab

تصویر خودروی جدید از نمای عقب.

در پایان نوشته تلاش می‌کنیم یک دقیقه سکوت کرده و در افق محو شویم.

درود میلاد اکبرنژاد…درود!

بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۱

miladakbarnejadb_largepic_2

میلاد اکبر نژاد را در لامرد فقط دو دسته می شناسند: تیاتری ها و فارغ التحصیلان دانشگاه های تهران.
او بچه ی اشکنان است،کمتر از چهل سال سن دارد، دیپلم تجربی اش را در زادگاهش –اشکنان – گرفت و بعد برای تحصیلات آکادمیک تیاتر راهی تهران شد، یک دانشگاه درجه یک و زیر نظر اساتید درجه یک. لیسانس و با وقفه ای فوق لیسانس ادبیات نمایشی اش را گرفت و در شیراز مشغول به تدریس شد.
همه ی این صغرا ها را کنار کبرا ها نشاندم تا بگویم که امسال در جشنواره ی تیاتر فجر –مرحله ی کشوری :تهران -میلاد با نمایش “کابوس وقتی کاپوچینو تمام می شود” شرکت کرد و توانست مقام اول نمایشنامه نویسی را کسب کند. قصد مصادره به مطلوب میلاد را ندارم، او به هیچ وجه وامدار لامرد و لامردی ها نیست . اما من به عنوان یک دوست ، به عنوان یک شاگرد غیر مستقیم که داشته و نداشته ی اندیشه ی هنری ام مدیون ایشان هستم می خاهم این مقام را به او و گروهش تبریک بگویم.
او در صفحه ی خودش نوشته:
” با احترام به نمایش‌نامه‌نویسیِ ایران با احترام به کاندیداهای این جشن‌واره‌ی سی‌ویکم با احترام به محمدِ مساواتِ عزیز که نشد قیاس‌الدین‌اش را ببینم با احترام به مهدی میرباقریِ عزیز و عباس عبدالله‌زاده و خیرالله تقیانی‌پور با احترام به هاله مشتاقی‌نیایِ عزیز با احترام به حمید آذرنگِ نازنین‌اَم که بازی‌اَش در نورنبرگ هنوز مرا ویران می‌کند و نمی‌دانم چرا آن‌جا ندیدند‌اَش. با احترام به حمیدِ امجد، محمدِ چرم‌شیر، محمدِ رحمانیانِ نازنین با احترام به تمامِ درام‌نویسیِ ایران و با احترام به روانِ پدراَم که بارها می‌شد این‌جایزه را ببیند که گرفته‌اَم و هربار نشد یا نگذاشتند یا خدا نمی‌خواست با احترام به مادراَم که نام‌اَش برای‌اَم اشک و ترانه می‌آورد با احترام به لیلای‌اَم ]همسرش[ که صبوری کرد و اقتصادِ مقاومتی اجازه نداد با هم یک‌جا باشیم در هنگامه‌ی اجرا و او صبوری کرد با احترام به یاسین‌اَم ]پسر ش[که پرنده در آبیِ بی‌امانِ اقیانوس است. این جایزه از آنِ گروهِ من است که سال‌هااست تلخی‌های‌اَم را، بی‌قراری‌های‌اَم را و ناگهانی‌های‌اَم را و بی‌انصافی‌هایِ دیگران را در موردِ من که ضرراَش را بچه‌های‌اَم می‌بینند تحمل می‌کنند و صبورانه به اندیشه و ته‌آتر می‌اندیشند. اگر سال‌ها پیش وقتی شهرزادِ هورالهویزه‌اَم توفانی بود برایِ خوداَش همه‌چیز خارج از لوای سیاست پیش می‌رفت و این جایزه را آن وقت‌ها می‌گرفتم کلی ذوق می‌کردم و شاد می‌شدم. اما حالا… ممنون‌اَم از همه برای تبریک‌هاشان و انرژی‌هاشان و دعاهاشان. ربِّ یسِّر و لا تُعَسِّر‎”
شاید به من ربطی نداشته باشد ولی … خوشحالم، خوشحالم میلاد. همه ی ما بچه های تیاتر لامرد خوشحالیم. به امید آنکه روزی شرایطی ایجاد شود و ما هم بتوانیم از خمره ی دانش و تجربه ی تو لبی تر کنیم.

در پایان جلسه گواهی حضور صادر خواهد شد!

بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۱

این شیرین ترین و یا تلخ ترین موخره متن هر پیامکی است که مدیریت محترم آموزش وپرورش لامرد برای جمع کردن دوستان  وهمکاران فرهنگی خود در جلسات به تلفن همراه یا از طریق سیستم بی بی اس سامانه اداری به مراکز آموزشی تحت عنوان دوره های ضمن خدمت ارسال میکند: “در پایان جلسه گواهی حضور صادر خواهد شد”!

در باورما  فرهنگیان هنوز سخت است که فلسفه انتخاب هنر معلمی  از اول تا کنون در فراز و نشیب های غیر کارشناسانه سیستم غلط آموزش و پرورش نتوانسته است جایگاه واقعی خود را پیدا کند. دیروز معلمی شغل انبیاء بود. نگاه معلم به آن از دریچه هنر، ذوق، عشق و فداکاری بود که باید سال ها در راه آن گچ خورد تا نسلی سالم به جامعه اسلامی تحویل دهد.

تخته سیاه رفت. تخته سفید شد. گچ جای خود را به ماژیک وایت بورداد. روز به روز تکنولوژی در جهت ارتقاء  کیفی دروس وسطح آگاهی فرزندان این مملکت استفاده گردید اما آن ذوق، هنر، عشق و… برای همیشه مرد! گرچه مشکلات معیشتی ومعضلات اقتصادی در مرحله اول دامن قشر آسیب پذیری مثل فرهنگیان را میگیرد ولی این تمام ماجرا نیست که در سایه آن بتوان توجیه کرد که معلم می تواند مسافر کشی! کند یا معامله گر! باشد وهزاران شغل جانبی دیگر!

اما متاسفانه سیستم راه را عوض کرده و در مسیر دیگری معلمان را به مسافر کشی پنهانی می برد. بعنوان مثال، امتحان از طریق سامانه بصورت دسته جمعی در مراکز آموزشی یک نوع تقلب آشکاری است که باید برای آن گریست. از طرف دیگر برای شرکت در جلسه سخنرانی جناب مدیر کل دعوتی گرفته می شود از ترس عدم حضور فرهنگیان ابلاغ میشود که در پایان جلسه گواهی حضور صادر شده و فردا بر اساس همین گواهی ها افراد ارتقاء گروه و ارزشیابی بالائی شامل حالشان شده وحقوق و مزایایشان بالا و پائین می شود.

آیا ذوق وهنر وعشق برای معلم باقی می ماند؟ چرا نا خودآگاه آینده فرزندان این مملکت که ادعا داریم برای ظهور آقا آماده میکنیم را از دم تیغ بی لیاقتی خود می گذرانیم وکلاهی تمام قد بر سر شرع مقدس میگذاریم! من از دوستان عزیز فرهنگی ام سوال دارم .خدائیش خروجی این جلسات جز گواهی پایان دوره چه چیزی به اندیشه وانگیزه کاری شما اضافه کرده است ؟ گرچه ما منکر دوره های بسیار پربار آموزشی ضمن خدمت نیستیم و بعضی دوره ها کارشناسانه و در خور تحسین و سپاس است اما تلاش کنیم در کنار ارتقاء گروه و رتبه به فرهنگ و شعور همکارانمان اهانت نکنیم.

دانش آموزان ما فرزندان ما هستند وهمه چیز را بهتر از ما رصد می کنند. سوالات بی پاسخشان را به هزار نرسانیم . ما در برابر جواب های نداشته خود مسئولیم.

یکی از معلمان عزیز می گفت : “با همه احترامی که برای اساتید ومعلمان فرهیخته دیارم قائلم به دوستان توصیه میکنم در ساعات غیر اداری به شغل شریف مسافر کشی، بنگاه معاملاتی و … بروند ولی در این جلسات که به شعور و اندیشه آنها ظلم میشود پرهیز کنند. حقوقتان حلال بوده، حرامش نکنید …..”

آیا هنوز هم معلمی شغل انبیا است؟!

التماس دعا

همکاران عزیز فرهنگی جسارت ما را ببخشند .

محمود حق شناس

شهر لامرد و نظام کاربری اراضی شهری

بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۱

 

موسی رستگار، دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه فردوسی مشهد، مشاور ارشد معاونت خدمات شهری کلان شهر مشهد و مدرس دانشگاه پیام نور لامرد.

این مقاله با همکاری جناب آقای محمد غلامی دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری و عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور لامرد در مجله برنامه ریزی فضایی دانشگاه اصفهان به چاپ رسیده است و برای اولین بار نظام کاربری اراضی شهر لامرد را به صورت علمی مورد بررسی قرار می­دهد.

شهر لامرد در جنوبی ترین نقطه استان فارس قرار گرفته است. در سال ۱۳۶۲ و طی تقسیمات اداری و سیاسی لامرد با مجموع ۳۶ نقطه جمعیتی کوچک و بزرگ پیرامون خود تبدیل به شهر شده است. بنابراین شهر را می توان مجموعه ای از چندین نقطه جمعیتی کوچک و بزرگ دانست که در کنار یکدیگر قرار گرفته است و همین عامل در ایجاد چهره ای روستایی در بافت کالبدی شهر تأثیر گذاشته و باعث گردیده شهر لامرد بدون هر گونه ضوابط و اصول برنامه ریزی شهری توسعه یابد. روش اصلی این پژوهش، مطالعه تطبیقی سرانه های شهری و مساحت کاربری های اصلی شهر لامرد طی یک دهه بین سالهای ۱۳۸۵-۱۳۷۵ با استناد به طرح جامع و تفصیلی شهر لامرد صورت گرفته است.

مطالعات انجام شده نشان داد شهر لامرد در سال ۱۳۸۵ با جمعیت ۲۵۲۵۴ هزار نفر در زمینه  کاربری های مسکونی، مذهبی، اداری – انتظامی، آموزش عمومی، بهداشتی- درمانی و تجاری از نظر کمی و سرانه متداول در شرایط نسبتآً مطلوبی قرار دارد و از این منظر، همانند دیگر شهرهای ایرانی است، اما نکته قابل توجه اینکه همه کاربری های ذکر شده  نیاز به توزیع مناسب و مکان گزینی صحیح در تمام نواحی مختاف شهر لامرد دارند تا هم از تمرکز امکانات و خدمات در یک ناحیه از شهر جلوگیری گردد و هم به صورت مساوی دسترسی برای همگان یکسان باشد. از سوی دیگر بعضی از کاربری ها در شهر لامرد هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی(سطوح و سرانه) از جمله کاربری فضای سبز، ورزشی، آموزش عالی و فرهنگی به نسبت جمعیت شهر لامرد از استاندارد های متداول شهری ایران پیروی نکرده اند و در شرایط نامطلوبی به سر می برند. لذا با برنامه ریزی و مدیریت صحیح می توان میزان سطوح این کاربری ها نسبت به کاربری های دیگر افزایش داد و ارتباط هماهنگ و منسجم میان کاربری های شهری لامرد به وجود آورد. لازم به ذکر است این مقاله به علت در دسترس بودن داده های آماری سال ۱۳۸۵، کاربری اراضی شهر لامرد را مورد بررسی قرار داده است و باید گفت طی سال های اخیر کارشناسان و مسئولان برنامه ریزی شهر لامرد توانسته اند بیش از پیش شهر لامرد را به سمت شهر سبز ، سالم و پایدار هدایت نمایند.

در پایان امید است که مسئولان و کارشناسان برنامه­ریزی شهری لامرد با تمرکز­زدایی امکانات و خدمات (عدالت اجتماعی)،  افزایش سطوح و سرانه فضای سبز و تجهیز پارک ها ، طراحی اِلمان ها واجرای ایده های نو در سطح شهر لامرد محیطی شاد و مفرّح برای شهروندان شهر لامرد و نواحی پیرامون ایجاد نمایند.

 

لینک دانلود مقاله به صورت پی دی اف…

همچنین دوستان می­توانند فایل این مقاله را در مجله برنامه ریزی فضایی دانشگاه اصفهان دانلود نمایند…

 

انتقال آب از خلیج فارس به استان فارس

بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۱

نماینده مردم لامرد و مهر در مجلس مطرح کرد: انتقال آب از خلیج فارس به استان فارس

دکتر سید موسی موسوی در دومین نطق خود در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: به زعم بنده در شرایط حال حاضر، نظریات کارشناسان پیرامون مباحث کلان اقتصادی کشور می بایست در اولویت قرار گیرد و ضمن پرداختن به این مقوله باید بدنبال یافتن راهکار مناسب جهت کاهش آلام اقشار آسیب پذیر و دهک های شریف پایین اجتماع باشیم که به دلیل تورم و گرانی لجام گسیخته اخیر، در تنگنای معیشتیِ جدی قرار گرفته اند.

نماینده مردم شهرستانهای لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: تعیین بسته های حمایتیِ در خورِ شان این عزیزان می تواند کمک مناسبی در این زمینه باشد و رضایت مقام معظم رهبری را فراهم نماید. لذا مصرانه از دولت محترم خواهان انجام این اقدام بوده و لزوم تعجیل در این خصوص را گوشزد می نمایم.

وی به برخی مشکلات جدی جانبازان و ایثارگران هشت سال جنگ تحمیلی اشاره کرد و گفت: در خصوص ایثارگران و بویژه جانبازان سرافراز، این مدافعین نوامیس ملت شریف نیز نکاتی را گوشزد می نمایم. این عزیزان در بحث تهیه داروهای مورد نیاز زخم های حاصله از جنگ تحمیلی دچار مشکلاتی هستند و به ناچار با هزینه شخصی خود که گاها سنگین نیز می باشد مجبور هستند این اقلام را تهیه نمایید. لذا از بنیاد شهید و امور ایثارگران خواهان حل این معضل درمانی از طریق بیمه ها می باشم.

عضو مجمع نمایندگان فارس اضافه کرد: مطالبات بازنشستگی و سنوات ارفاقی این رادمردان عرصه ایثار و حماسه همانند کارکنان دولت نیست و به آنها تعلق نمی گیرد. هرچند دریافت سهام به عنوان یک راهکار جایگزین جبرانی اندیشیده شده است، لیکن بنظر می رسد این روش جایگزین مناسبی نخواهد بود. می بایست بگونه ای که سایر کارکنان دولت مشمول پرداخت این بند شده اند، این عزیزان نیز مشمول دریافت پاداش بازنشستگی گردند.

این نماینده مجلس ابراز داشت: نکته دیگر در همین زمینه آن است که بعضا شاهد اجحاف در حق برخی جانبازان هستیم، چراکه با افزایش سن و عمق یافتن جراحات درونی و بیرونی این عزیزان، درصد واقعی جانبازی آنان تغییر یافته است، اما بدلیل بار مالی برای سیستم گاها درصد جانبازی آنان در حد مطلوب نیست. لذا باید در مورد تعیین درست درصد جانبازی این بزگواران، تجدید نظر جدی صورت گیرد و به هیچ وجه این موضوع تحت الشعاع ملاحظات مالی قرار نگیرد.

عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در ادامه نطق خود در مورد وضعیت استان فارس اذغان داشت: در خصوص استان نیز همانگونه که مستحضرید با توجه به موقعیت مناسب و بلکه برتر استان فارس و ظرفیتهای بالای صنایع و معادن از هر دست بویژه صنایع نفت و گاز، ضرورت توجه ویژه وزارت صنعت، معدن و تجارت و سایر دستگاههای ذیربط کشوری و استانی بیش از پیش احساس می شود؛ علی الخصوص با توجه به اعلام آمادگی سرمایه گذاران بومی استان، این موضوع بیشتر مشهود و ملموس می باشد.

وی ادامه داد: نکته حائز اهمیت در این بین آن است که علیرغم پتانسیلهای وسیع صنعتی، کشاورزی، گردشگری و توریسم درمانی، طبق آمار منتشریافته، استان فارس در زمینه بیکاری جزء ۳ استان اول کشور است!

نائب رئیس کمیته نفت و گاز مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: یکی از معضلات پیش روی توسعه فارس بویژه در خصوص احداث صنایع انرژی بر، عدم امکان دسترسی به آب کافی است. این در حالی است که استان فارس همجوار دریاست و فاصله بسیار کمی با آبهای خلیج فارس دارد.

نماینده مردم لامرد و مهر در همین زمینه بیان داشت: با توجه به آنکه هم اکنون وزارت نیرو در صدد انتقال آب از دریای خزر به مناطق مرکزی کشور است، قطعا استان فارس این استحقاق را دارد که با ایجاد خط انتقال آب از دریا، صنایع عظیم استان پشتیبانی جدی گردند. بویژه آنکه شهرهای جنوبی استان از جمله حوزه انتخابیه اینجانب شهرهای مهر و لامرد، صرفا و صرفا با فاصله ۵۰ تا ۶۰ کیلومتری از دریا قرار گرفته اند.

دکتر موسوی در پایان نطق خود خاطرنشان کرد: در همین خصوص پیش از این با پیگیری های انجام گرفته، مطالعه طرح انتقال آب از دریا به استان فارس در بودجه سال ۹۲ دیده شده، اما با توجه به ضرورت تسریع در این امر و احتیاج مبرم صنایع استان به آب کافی، از وزارت نیرو و معاونت محترم برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور به جد می خواهم در بودجه سال آینده علاوه بر مطالعه، اجرای خط انتقال آب از دریا به استان فارس را نیز تصویب کرده و لحاظ کنند.

استخدام در وزارت نیرو

بهمن ۹ام, ۱۳۹۱

با سلام شرکت های مادر تخصصی توانیر و مهندسی آب و فاضلاب کشور، در راستای تحقق اهداف و وظایف خود و با استناد به مجوزهای استخدامی صادره بر اساس موافقت مجمع عمومی شرکت های وابسته (غیر دولتی)، از بین فارغ التحصیلان دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی مورد تایید وزارت علوم تحقیقات و فناوری، از طریق برگزاری آزمون کتبی، مصاحبه و گزینش، در شرکت های وابسته (غیر دولتی) زیر مجموعه خود به صورت قراردادی استخدام می نمایند. علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت http://www.azmoon-niroo.ir/ مراجعه نمایند.

close-up : نمای نزدیک(۸)

بهمن ۷ام, ۱۳۹۱

مجموعه نوشته هایی را که با عنوان عمومی (CLOSE UP : نمای نزدیک) خدمت تان ارایه خواهم کرد، دستچین خاطرات من است در برخورد با مردم شهرم .این برخورد ها در هرجای این شهر ممکن است برای من اتفاق افتاده باشد: کوچه و بازار،اداره ها،پارک ها و… این خاطرات هر کدام متضمن نکته ای اند و هدف از این خاطره گویی هم بررسی همین نکته ها ودر نتیجه شناخت بهتر شهرمان است، شهرمان : شهری که ما آن را ساخته ایم.
غروب سرد زمستان- یکی از آموزشگاهای زبان انگلیسی
رفته بودم دنبال صهبا :دختر پنج سال ویک ماه و بیست و پنج روزه ام.راستش این دومین ترمی ست که صهبا در کلاس آموزش زبان انگلیسی شرکت می کنه.این آموزشگاهی که صهبا می ره، یه حیاط کوچولو هم داره که توش یه سرسره و چند تا اسباب بازی دیگه هست . اگه بچه ای والدینش دیر کردند، بچه اونجا خودشو سرگرم می کنه.
رفتم دنبال صهبا و دیدم که داره با چند تا پسر و دختر کوچولوی دیگه سرسره بازی می کنه.منم کاری رو کردم که هر پدر دیگه ای میکنه: با شعف تمام بازی کردنش رو نگاه کردم.

یه آن به خودم اومدم دیدم چن تا از این بچه ها به محض اینکه از سرسره میان پایین بدو بدو میان سر صف و دوباره می رن بالا.صهبا هم چند دقیقه وایساده بود اما نوبتش نمی شد. گفتم : بچه ها! به نوبت. ولی کسی محلی نذاشت (به جز صهبا که متوجه من شد و اومد و پرید تو بغل من. بعد هم دوباره رفت تو صف).
دیدم کار با گفتمان حل نمی شه. رفتم جلو و گفتم: بچه ها ! هرکی میاد پایین باید بره ته صف. ولی انگار داشتم با مولکول های هوا صحبت می کردم! اون دو سه تا پسر و دختر قلدر سریع میومدن سر صف، یا اینکه اصلن از همون طرف و از مسیر سرسره برمیگشتن بالا!
دست به ” کار ” شدم: همین که یکی از پسر ها اومد بیاد سر صف، بازوشو محکم گرفتم و گفتم: آقا پسر ! ته صف اینجاست،بچه ی خوب همیشه میره ته صف تا نوبت دوستاش هم بشه!(این نوع برخورد دیگه از تاثیرات  مثبت هم نشینی با دکتر خضریه ). یکی دوتا رو که فرستادم سرجاشون ، دیگه صف نظم گرفت و صهبا هم به نوبت می رفت سرسره بازی.
آروم یه گوشه ایستادم به تماشا، راستش اصلن هم آروم نبودم. یه موضوعی ذهنمو درگیر کرده بود: فرض کن من و شما به فرزندمون نظم یاد بدیم، احترام به حقوق دیگران یاد بدیم، ارزش راستگویی رو یاد بدیم، استفاده از واژه های مودبانه رو یاد بدیم و صد تا کردار نیک دیگه… وقتی بره توی جامعه و ببینه که با رعایت این ارزش ها ، حقش پای مال میشه، کارش راه نمی افته، عقب می مونه ، گشنه می مونه و ….اونوقت خود به خود این ارزش ها در ذهنش کم رنگ می شه و این انگاره های نیک براش  می شه: یک سری شعار های قشنگ اما به درد نخور که جاش تو کتاب هاست.

من نگران هستم دوستان…نگران و وامانده.من نه گرگم و نه می تونم گرگ تربیت کنم ولی تو جامعه ای که تقسیم شده به” گرگ ها” و ” گوسفندها ” من قطعن گوسفند بودن رو هم انتخاب نمی کنم. یکی باید یه ” کاری” بکنه.
داشتیم می رفتیم، برگشتم به صف سرسره نگاه کردم: دوباره به هم ریخته بود. بعضی درخت ها تو بعضی جاها سبز نمی شه باغبون…اصرار ت بی فایده است و اتلاف وقت!
نتیجه گیری قرآنی: فاین نذهبون؟..به کجا می رویم؟
نتیجه گیری شجریانی: همراه شو عزیز…تنها نمان به درد
نتیجه گیری تین ایجری: می دونید بین نوجوون ها “بچه پاستوریزه ” فحشه؟ اگه بدونید بچه پاستوریزه یعنی کسی که به قانون و اخلاق پایبنده ، حالا محاسبه کنید عمق فاجعه را؟!؟!
نتیجه گیری دانشجویی: ریشه ی تقلب هایی که بهش اعتراض داریم همون برگه ایه که یواشکی می بردیم سر جلسه امتحان!
نتیجه گیری صهبایی: وعزا من به آینده امیدوار بودی!!!
نتیجه گیری سیاسی: این نوشته هیچ نتیجه گیری سیاسی ندارد و … به روح کسی که در این مکات آشغال بریزد!!

مرحوم آیت الله حاج سید یحیی علوی

بهمن ۵ام, ۱۳۹۱

روحانی بزرگ و عالم وارسته، مرحوم آیت الله حاج سید یحیی علوی از عالمان بنام و ممتاز منطقه ی تراکمه و لامرد می باشد. ایشان فرزند سید ابوالحسن معروف به شایق هستند. شایق از شاعران بزرگ منطقه است که سروده های او هنوز در تعزیه خوانده می شود.

این روحانی توانست در سنین جوانی به درجات بالای علمی برسد. اخلاص، ایمان، علم و تقوا از ویژگی های بارز وی می باشد. او توانست در سال های قحطی و نا امنی، خدمات شایسته ای به مردم محروم منطقه انجام دهد طوریکه آن ها او را بسیار قبول داشته اند.

حسینیه ی حاج سید یحیی در آبادی تل خندق، محل مراجعات مردم برای پرسیدن مسائل شرعی و احکام دینی بوده است. او به روستا های اطراف سفر می نمود و همچنین در صورت بوجود آمدن نزاع و دعوا وارد عمل می شد و بین مردم مصالحه می نمود.

مردم از وی کرامت های بسیاری نقل می کنند و در مقام علمی ایشان همین بس که مرحوم آیت الله شاهرودی او را مجتهدی مسلم دانسته اند.

حاج سید یحیی علوی در سال های آخر زندگی به نجف می روند و در محضر علمای بزرگی همچون مرحوم شاهرودی و مرحوم خویی کسب فیض می نمایند.

این عالم بزرگ و عارف وارسته سرانجام به سن حدود ۶۰ سالگی در نجف اشرف وفات می نماید و در قبرستان وادی السلام نجف به خاک سپرده می شود.

(روحش شاد و یادش گرامی باد)

تصویب طرح احدث آزادراه لامرد – پارسیان در کمیسیون طرح‌های ملی

بهمن ۴ام, ۱۳۹۱

‎سید موسی موسوی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در لامرد اظهار داشت: ساخت ‌آزاد راه لامرد – پارسیان به طول ۴۰ کیلومتر، پس از ماه‌ها تلاش و پیگیری بالاخره در کمیسیون ماده ۲۱۵ معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری تصویب شد.

نماینده لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی با اشاره به پیگیری‌های گسترده در چند ماه اخیر به منظور تصویب طرح احداث آزادراه لامرد – پارسیان ادامه داد: با توجه به وضعیت اقتصادی سال جاری و معضلات تامین اعتبار در سطح کشور، دریافت مجوز احداث پروژه جدید، به ویژه در زمنیه‌هایی مانند احداث آزادراه که بار مالی سنگینی دارد، کاری تقریبا غیرممکن بود.
وی خاطرنشان کرد: طبق اظهارنظر مسئولان معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری، این طرح جز یکی از طرح‌های استثنایی در تمام کشور است که توانسته مصوبه کمیسیون ماده ۲۱۵ را در سال جاری اخذ کند.

عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: آزاد راه لامرد – پارسیان بر اساس مشخصات فنی تمام آزادراه‌ها، دارای دو باند رفت و برگشت جداگانه بوده و تقاطع‌ها نیز به صورت غیرهم‌سطح است و وسایل نقلیه می‌توانند در این آزاد راه با سرعت ۹۰ تا ۱۳۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنند.

این مسئول ابراز داشت: این آزادراه از محدوده روستای نیرایی بخش مرکزی شهرستان لامرد آغاز و به منطقه ویژه صنایع انرژی‌بر در کوشکنار شهرستان پارسیان استان هرمزگان ختم می‌شود.
نائب رئیس کمیته نفت و گاز مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: با احداث آزادراه لامرد – پارسیان، کریدور ارتباطی سایت‌های ویژه صنایع انرژی‌بر لامرد و کوشکنار ایجاد شده و زمینه‌های صادرات و واردات محصولات متعدد این مناطق را تسهیل می‌کند و علاوه بر آن ارتباط دوسویه شهرستان‌های پارسیان، لامرد و مهر را فراهم کرده و مسیر‌های ارتباطی شیراز، فیروزآباد، قیروکارزین، خنج و لامرد را به استان هرمزگان وصل می‌کند.

عضو مجمع نمایندگان فارس با تشکر از تلاش‌های اداره کل راه و شهرسازی لارستان، فرمانداری لامرد، اداره راه لامرد و سایر دستگاه‌های ذی‌ربط در تصویب این طرح افزود: با پیگیری‌‌های گسترده انجام گرفته، در نهایت مقرر شد علاوه بر وزارت راه و شهرسازی، دو وزارت‌خانه صنعت، معدن و تجارت و‌ نفت نیز در ساخت آزادراه لامرد – پارسیان مشارکت کنند.
دکتر موسوی در ادامه سخنان خود با دعوت از سرمایه‌گذاران بخش خصوصی به منظور سرمایه‌گذاری در پروژه بزرگ آزادراه لامرد – پارسیان، یادآور شد: از تمام سرمایه‌گذاران بخش خصوصی به هر میزان که مایل هستند به منظور سرمایه‌گذاری در این پروژه بزرگ دعوت می‌کنیم.

وی در همین زمینه اذعان داشت: با توجه به دورنمای توسعه صنایع شهرستان‌های لامرد و مهر و از سوی دیگر بار ترافیکی وسایل نقلیه سبک و سنگین که از طریق این آزادراه تردد می‌کنند، پیش‌بینی‌ها آن است که سرمایه‌گذاری در این پروژه سودآور بوده و در صورت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی، شاهد بازگشت اصل سرمایه و سود در مدت زمانی اندک خواهیم بود.
نماینده مردم شهرستان‌های لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مطالعه این آزادراه پایان یافته است گفت: نقشه‌های اجرایی آزادراه لامرد – پارسیان تهیه و اسناد مناقصه احداث این طرح نیز آماده شده است.

دکتر موسوی در پایان خاطرنشان کرد: طبق برنامه‌ ریزی های صورت گرفته، انشاء الله عملیات اجرایی ساخت آزادراه لامرد – پارسیان به‌زودی آغاز می‌شود.

از کتاب زنگ تفریح ریاضیات رونمایی شد

بهمن ۳ام, ۱۳۹۱

خبرگزاری فارس : کتاب بومی زنگ تفریح ریاضیات رونمایی شد
شب گذشته همزمان با آغاز امامت حضرت مهدی امام زمان (عج) در مراسمی مردمی با حضور تعدادی از مسئولین شهر لامرد، از کتاب زنگ تفریح ریاضیات مجموعه نکته ها و لطیفه های متناسب با درس ریاضیات که توسط موسی هنرپیشه از نویسندگان شهر لامرد نوشته شده بود، رونمایی شد.
موسی هنرپیشه پیش از رونمایی این کتاب که در حسینه خاتم‌النبیا محله تلخندق شهر لامرد برگزار شد ، در سخنانی اظهار داشت: کتاب زنگ تفریح ریاضیات در ۹۶ صفحه با همکاری تعدادی از معلمان، اساتید و موسسه فرهنگی هنری فانوس وصال چاپ شده است.
این نویسنده بومی افزود:به دلیل مشکل بودن درس ریاضی برای بعضی از افراد و ایجاد تنوع در این درس، کتاب زنگ تفریح ریاضیات نوشته شده است
ابراهیم صفری رئیس اداره آموزش و پرورش شهر ستان لامرد پس از رونمایی این اثر گفت: کتاب زنگ تفریح ریاضیات به دلیل داشتن مطالب مفید ریاضی در سطح مدارس شهر لامرد توزیع خواهد شد.
گفتی است که کتاب فوق الذکر در سه فصل تهیه که فصل اول آن قضاوتهای شگفت انگیز ریاضی امام علی (ع)، فصل دوم بیش از یکصد لطیفه ی متناسب با درس ریاضی و فصل سوم آن سرگرمی ها و بازیهای متناسب با درس ریاضیات قرار دارد.
موسی هنرپیشه از نویسندگان بومی و جانبازان شیمیایی دوران طلایی دفاع مقدس بوده که این کتاب چهارمین اثر وی بعد از کتاب ده ستاره، سیرت سرداران و میراث فاطمه(س) می باشد.
علاقه مندان جهت تهیه این کتاب می توانند به مؤسسه فرهنگی هنری فانوس وصال به نشانی خیابان بسیج ساختمان سابق فرمانداری تلفن ۰۷۸۲۵۲۲۲۹۳۳ و کتابفروشی های شهر لامرد مراجعه نمایند