Archive for مرداد, ۱۳۹۱

گزارش گشت رصدی بارش شهابی برساوشی

مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱

روادید

در تاریخ یکشنبه ۲۲ مرداد ماه، ساعت ۲۱:۳۰ گروه رصدی انجمن نجوم آماتوری شهر لامرد از محل انجمن به سمت ارتفاعات تابناک، به جهت رصد پدیده ی نجومیِ “بارش شهابی” از نوع “برساووشی” و برخی فعالیت های علمی متفرقه، عازم گردید. اعضای این گروه را چهار دسته از منجمان آماتور شهرستان تشکیل می دادند.

اعضای گروه:

دسته ی اول، منجمان آماتور کهنه کار و پرسابقه ی انجمن بودند که با تجربه چندصد گشت نجومی، هدایت علمی و سازمانی گروه چهل نفره رصدی را بر عهده داشتند و مرجع سؤالات و راهنمایی های اعضای گروه به هنگام انجام فعالیت های رصدی و بروز مشکلات مختلف در طول مدت گشت بودند.

دسته دوم، منجمان آموزش دیده ی انجمن بودند، که پس از چند جلسه آموزش و حضور فعال در گشت های رصدی گذشته، این گشت نجومی را معیار محک علمی خود قرار داده و در سدد استفاده از تجهیزات مختلف برای فعالیت های متنوع آماتوری، به این اردوی علمی آمده بودند تا در کنار اساتید خود، به مطالعه طبیعت شگفت انگیز آسمان بپردازند.

دسته سوم، ورودی های جدید انجمن بودند که اولین شب نجومی خود را به زیر آسمان پر ستاره و تاریک، به دیدن شگفتی های آسمان شب گذراندند و همین تجربه شیرین موجب علاقمندی بیش از پیش آنها به نجوم گردیده و بارقه های نجوم آماتوری را در چشمانشان به نمایش گذاشت.

دسته چهارم، عکاسان، کودکان و علاقمندان به علم نجوم بودند که با حضور آزاد در این گشت رصدی هر کدام به گونه ای از آسمان لذت برده و لحظات خوب این گشت علمی را با دیگران به اشتراک گذاشتند.

مشخصات محل رصد

در ابتدای امر، قرار بر این بود که گروه، در مکانی درون منطقه عملیاتی “تابناک” مکان بگیرد و طی نامه نگاری های مخصوص اداری، قرار شد به آن مکان عزیمت کرده و تجهیزات خود را مستقر کنند که متاسفانه به خاطر یک سری ناهماهنگی ها ، این امکان فراهم نشد و گروه پس از نیم ساعت فوت وقت، به ناچار مکان دیگری را برای برپایی اردو برگزیدند. مکانی که قبلا توسط اعضای باتجربه بررسی شده بود.

پس از استقرار که حوالی ساعت ۲۲:۵۵ صورت گرفت، آموزش هایی مختصر و مفید توسط اساتید نجوم آقایان عباس شکیب، احمد انصاری، سید احمد حسینی و حسین غلامزاده، به اعضای گروه ارائه شد. سپس گروهی به استقرار و آماده سازی تجهیزات اپتیکی پرداختند، گروهی دیگر، در سه دسته نه- ده نفری مشغول ثبت شهاب ها شدند و گروه دیگری نیز به طور سیار با تمام گروه ها در ارتباط بودند تا اگر سؤالی یا مشکلی وجود داشت، به آنها کمک کنند.

محل رصد، دشت واره ای درجنوب غربی ارتفاعات تابناک بود، با حدود ۶ درجه پوشش عوارض طبیعی در افق غرب – جنوب غرب و ۵/۳ درجه در افق شمال – شمال شرق و آلودگی نوری نسبتا شدید ۳۵% در افق شمال و اندکی شمال شرق. میزان غبار هوا اما خوشبختانه اندک بود که خوبی آن با بدی پوشش ابرهای استراتوس در افق جنوبی و بعدها غربی جبران شد. زمین رصدگاه خاکی – سنگلاخی بود که در برخی نقاطش گودال های طبیعی دهان باز کرده بوند. میتوان از ۱۰ نمره فرض شده برای یک رصدگاه بهینه و استاندارد، به رصدگاه شب بارش شهابی نمره ۷ را اختصاص داد.

تجهیزات

تجهیزات گروه در یک تقسیم بندی کلی، به دو دسته تقسیم پذیر هستند: ۱- ابزار اپتیکیِ رصدی: شامل سه تلسکوپ و یک دوربین دو چشمی. ۲- ابزار دستگاهی رصدی: شامل نقشه های آسمان شب، اطلس اجرام سماوی، تعداد زیادی چراغ قوه و هدلایت، دوربین های عکاسی، یک دستگاه تبلت و دو عدد گرین لیزر(پوینتر).

مشخصات ابزار اپتیکی رصدی

۱-      تلسکوپ ۴/۷ اینچ، تال ۱۲۰ روسی، با مقرّ استوایی با سه قطعه لنز چشمی: ۱۰ و ۲۵ میلیمتر و یک عدد لنز بارلو، فاقد موتور. این تلسکوپ، توسط انجمن نجوم آناشل تهیه گردیده و در گشت های نجومی مورد استفاده بسیار قرار می گیرد.

۲-      تلسکوپ ۶/۸ اینچ، تال روسی، موتور دار به مقرّ استوایی، با سه قطعه لنز چشمی: ۱۰ و ۲۵ میلیمتر و یک عدد لنز بارلو. این تلسکوپ متعلق به انجمن نجوم کانون فرهنگی تربیتی شهید عامری می باشد که با همکاری مناسب و همیشگی مدیریت کانون، در اختیار انجمن قرار گرفته و موجب بهتر شدن سطح علمی گشت های رصدی می شود.

۳-      تلسکوپ ۸ اینچ، گوانشنگ ۱۲۰۰ تایوانی مدل دابسونی، با مقرّ سمتی- ارتفاعی، با دو قطعه لنز چشمی: ۳۰ و ۹ میلیمتر، فاقد موتور. این تلسکوپ که در اختیار انجمن نجوم بسیج دانش آموزی شهرستان است، برای اولین بار با هماهنگی های صورت گرفته با مدیریت این انجمن در اختیار گروه رصدی قرار داده شد که موجب بهتر شدن سطح کیفی رصد اجرام سماوی گردید.

۴-      دوربین دو چشمی ۵۰*۷، به همراه کوتینگ نیکل – بُرُم که متعلق به انجمن نجوم آماتوری شهر لامرد  بوده و در گشت های رصدی مورد استفاده منجمان علاقمند به رصد “عمق آسمان” قرار می گیرد.

مشخصات ابزار دستگاهی رصدی

۱-      نقشه های آسمان شب مطابق با مختصات جغرافیایی رصدگاه، به تعداد ۴۲ عدد در ورقه های A3 به زبان فارسی، که میان اعضای گروه تقسیم شدند.

۲-      اطلس آسمان شب، کارکوشکا ترجمه احمدرضا کریمی که علاقمندان به رصد اجرام سماوی از آنها استفاده نمودند.

۳-      دوربین های عکاسی که از نوع دیجیتال و آنالوگ در اختیار عکاسان نجومی قرار گرفت که اتفاقا عکس های زیبایی نیز از آسمان شب گرفته شدند که به پیوست ارائه می شوند.

۴-      یک دستگاه تبلت، باعث شد تا رصد اجرام مسیه و NGC بسیار آسانتر شوند و همنچنین برای آشنایی با صور فلکی و محدوده بارش شهابی و ثبت شهابهای دیده شده کارایی بسیار بجایی داشت.

۵-      دو عدد گرین لیزر(پوینتر) سبب شد تا اساتید نجوم، برای نشان دادن صور فلکی و مکان اجرام آسمانی و توضیحات متفرقه ای دیگر مانند مسیر دایره البروج، استوای سماوی، قطبین، ستارگان زنیت و … با مشکلی در زمینه “نشانه روی” مواجه نشوند.

در طول مدت رصد، گاهی برای پذیرایی یا برخی توضیحاتی که اساتید به حسب موقعیت در نظر داشتند، روند ثبت شهابها و رصد اجرام سماوی متوقف شد اما روی هم رفته تعداد ۸۹ شهاب ثبت شدند که از این تعداد، بخش اندکی با کمی اختلاف در برخی پارامترها به ثبت رسیدند.

اجرام آسمانی رصد شده عبارتند از:

۱-      ام ۲۷ سحابی دمبل

۲-      ام ۵۷ سحابی سیاره نمای حلقوی

۳-      ام ۱۵ خوشه ستاره ای بسته در صورت فلکی پگاسوس(فرس اعظم)

۴-      ام ۲ خوشه ستاره ای بسته در همان صورت فلکی

۵-      ام ۱۳ خوشه ستاره ای بسته معروف صورت فلکی هرکولس

۶-      ام۳۱ کهکشان آندرومدا در صورت فلکی آندرومدا(امرأه المسلسله)

۷-      کهکشان ام ۱۱۰ در کنار آندرومدا و همدم آن

۸-      ام ۳۳ کهکشان مثلث در صورت فلکی مثلث که رصد آن در آن هوا و میزان آلودگی نوری کار دشوار و بعیدی بود

۹-      سیاره مشتری و اقمار گالیله ای آن

۱۰-   خوشه پروین در صورت فلکی ثور

۱۱-   ام۸ سحابی مرداب در صورت فلکی قوس

۱۲-   ام ۵۵ در صورت فلکی قوس

۱۳-   ام۷ و ام۶ در وصورت فلکی عقرب

۱۴-   خوشه ستاره ای دوقلوی اچ – خی در صورت فلکی برساووش

۱۵-   و تعدادی اجرام دیگر و دوتایی های مختلفی که احتمالا رصد شده اند.

لازم به ذکر است با توجه به تعداد زیاد نفرات، و اینکه هر جرم را حداقل ۳۵ نفر میبایست رصد کنند آن هم به مدت حداقل ۱۰ ثانیه واینکه گرفتن هر جرم آسمانی با توجه به تجره بالای رصدگر حداکثر ۱ دقیقه به طول می انجامید و با این حساب حداقل زمان برای رصد اجرام فوق با شرایط ذکر شده نزدیک به ۲ساعت می باشد، لذا تعداد اندک اجرام سماوی رصد شده در حد انتظار می باشند.

سرانجام در حدود ساعت ۳:۱۰ بامداد، با توجه به مشغله های روزانه اعضاء و عدم تهیه تغذیه برای صرف وعده “سحری” از رصدگاه به سمت شهرستان حرکت کرده و ساعت ۴ بامداد افراد به محل دفتر انجمن نجوم شهر لامرد بازگردانده شدند.

در ادامه تصاویری از این گشت آورده شده است:

و در انتها یکی از گزارش های ثبت شده شهاب های رویت شده در این شب آورده شده است:

گذار از تلویزیون؟!

مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱

(نگاهی بسیار کوتاه به عملکرد صدا و سیما در زلزله‌ی آذربایجان شرقی)

۱)

 پیدایش “نظریه‌های شناختی” در روانشناسی، دیدگاههای جدیدی را در علوم ارتباطات ، به ویژه در تبیین “اثرهای ارتباط جمعی” شکل داد. تبیینِ اثرِ ارتباطات به شکل “نظریه گلوله”، متاثر از اصول رفتارگراییِ افراطی است که معتقد است رفتار حیوانات و انسان به وسیله‌ی تعمیم و تداعی،  الگو برداری و تقویت ؛ شکل می‌گیرد. نظریه‌ی گلوله معتقد است که ”  پیام‌های ارتباط جمعی بر همه‌ی مخاطبان که در معرض آنها قرار می‌گیرند اثرهای قوی و تقریبا یکسانی دارند … (سورین، تانکارد).

مقابل این نگاهِ افراطی و پذیرش سلطه برای رسانه‌ها، دیدگاههایی در روانشناسی و ارتباطات وجود دارد که پیام‌های ارتباطی به تنهایی نمی‌توانند تغییری را در نگرش مخاطب ایجاد نمایند؛ بلکه میانجی‌هایی شناختی وجود دارد که “انگیزش” و “انتخاب” را جهت می‌دهند. در این تعریف، رسانه‌ها بیشتر به تقویت نگرش‌ها کمک می‌کنند تا تغییر نگرش‌ها.

مسئله‌ی محوری در بیشتر نظریه‌هایِ اثربخشیِ ارتباطات جمعی، میزان “فعال” یا “منفعل” بودن مخاطب است.  این دغدغه به نظرم ریشه در عمق  “روانشناسی رشد” دارد. دو نوع نگاه به انسان در رشد وجود دارد: نگاه لوح ذهن که از لاک شروع می‌شود و نگاه “رسش” به انسان که از نظریات روسو شروع می‌شود. هر چند نظریات شناختی ادامه‌ی نظریات رفتارگرایی و در اصل، مکتبی تجربی هستند و از آراء “لاک” سرچشمه می‌گیرند منتها اصلی به عنوان “انسان” و “آزادی” او که در شناخت‌گراها مطمح نظر است به شکل غیر مستقیم،  وامدار نظریات “روسو” است که می‌گفت انسان‌ها در آغاز “وحشی‌های بزرگواری” هستند و بعد از آن “نیچه” به آن اضافه‌ کرد دوره‌ی مدرن تربیت کننده‌ی “انسانِ گله صفت” است.

نوع نگاه جدید به رسانه‌‌ها، نشان از برداشتی فرامدرن از ارتباطات دارد. “گی تاچمن” جامعه‌شناس ارتباطات درباره‌ی نسبت واقعیت و اخبار رسانه‌ها می‌گوید ” خبر،  ساختنِ اجتماعیِ واقعیت است” (سورین، تانکارد) به عبارتی، اخبار تنها برداشتی از واقعیت نیستند بلکه دقیقا خودشان “تولیدِ واقعیت” می‌کنند. خیلی ساده در نظریات “گفتمانی” بحث بر سر این است که واقعیات به وسیله‌ی ابزارهای گفتمانی و بافت آن به وجود می‌آیند. سخن بر سر برداشت‌های متفاوت و تفاوتِ افق‌های نگاهی و فرهنگی نیست بلکه فراتر از آن، تاکید بر تولیدِ اعیانی است که انسان‌‌ها با آن سر و کار دارند و نسبت به آن کنش اجتماعی دارند و ساده‌انگارانه می‌اندیشند که با موضوعی عینیِ ذاتی روبه رو هستند….

   “برجسته‌سازی” یکی از زیباترین مباحث عرصه‌ی روانشاسی ارتباطات است. برجسته‌سازی توضیح می‌دهد که رسانه‌های گروهی سعی می‌کنند اولویت بندی واقعیت را تغییر دهند و در نتیجه بردغدغه‌های فکری و دلمشغولی‌هایِ مردم اثر بگذارند. برجسته سازی نحوه‌ی تغییر دادن نظامِ شناختی مخاطبان را به وسیله‌ی رسانه‌ ها مطرح می‌کند. مثلا ترتیب و اولویتِ پخش عناوین خبری  و بالا و پایین کردن آن در ارائه‌ی آن، یکی از روش‌های معمول است. اینکه چه خبری فقط زیر نویس شود، ‌چه خبری فقط “خوانده شود” و کدام خبر با تصویر همراه باشد و گامی جلوتر کدام محور خبری وارد عرصه‌ی تفسیر و گسترش گردد و به اوج هرم ِ اخبار انتقال یابد. ….برجسته سازی در تنظیمِ مجدد افکار عمومی مهم هستند.(بنت، انتمن)

۲)

وضعیت ارتباطات در خصوصا چند سال اخیر به شدت دگرگون شده‌ است.  بررسی این موضوع، کار و توان من نیست و حق ورود ندارم ، و لی به عنوان یک حدس ِ قوی می‌توان گفت که تعریف رسانه به عنوان یک نهاد و سازمان که از تاریخ، ‌مدیریت و سیستمی کنترلی برخوردار  است و پیامی را برای توده ‌ی مردم پخش می‌کند و این پیام هم قبلا باید از “دروازه‌هایی” عبور کند و به مخاطب برسد، دیگر جواب نمی‌دهد. پیدایش شبکه‌های اجتماعی ( اینکه شبکه‌های اجتماعی” رسانه” تلقی شوند مد نظرم نیست یعنی سوادم نمی‌رسد) شیوه‌ی ارتباطات و پخش خبر را به دنیایی کشانده است. مهمترین نتیجه‌ی گسترش شبکه‌های اجتماعی، اصل “فعال” بودن و ” بازخورد سریع” در ارتباط مجازی است. هر فردی به شکل کاملا خودمختار می‌تواند با عضویت در این شبکه‌ها به تولید خبر و واقعیت بپردازد و در صورتی که از هم‌افزایی دیگران برخوردار باشد، ‌نتیجه‌ی کنشِ ارتباطیِ خود را در جهان عینی ببیند.

     در تحولات شمال آفریقا نقش شبکه‌های اجتماعی مجازی قابل توجه بود.

  ۳)

 دو زلزلهٔ نسبتا شدیدی در روز شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ مناطقی از استان آذربایجان شرقی را لرزاند .زمین‌لرزه‌ای با بزرگای گشتاوری ۶٫۴ در ساعت ۱۶:۵۳ به وقت محلی در ۱۷ کیلومتری اهر و زمین‌لرزه‌ای با بزرگای گشتاوری ۶٫۳ در ساعت ۱۷:۰۴ به وقت محلی در ۱۰ کیلومتری ورزقانمؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران و سازمان زمین‌شناسی آمریکا، کانون هر دو زمین‌لرزه را در عمق حدود ده کیلومتری زمین ذکر کرده‌است. زلزله، در آذربایجان غربی ، گیلان، زنجان و اردبیل نیز احساس شده‌است. (۱)

  شباهت شدت و عمق زلزله به زلزله‌ی بم، ما  ایرانیان را می‌ترساند! اما خدا را شکر ساعت رخداد حادثه نزدیک غروب و افطار بوده و هموطنان آذری ما توانستند از سازه‌های نا امن بیرون بیایند.

سایت عصر ایران به نقل از پدر علم زلزله شناسی نوشت که :  زلزله ۶ ریشتری در دنیا ۶ زخمی به جا می‌گذارد نه آنکه ۳۰۰ نفر کشته و هزاران نفر زخمی شود. (۲)

  مشکل مقاومت ساز‌ه های کشور ما در برابر یکی از پر تکرارترین پدیده‌‌های طبیعی، بحثی پر گره و کسالت آور شده و باید مهندسان عمران و برنامه‌ریزان شهری و منطقه‌ای درباره‌ی آن بنویسند.

تعداد ۳۰۶ نفر از هموطنان عزیز ما در آذربایجان شرقی – اهر و ورزقان- جان خود را از دست دادند و بیش از ۵۰۰۰ نفر زخمی شدند. زلزله، زندگی نزدیک به ۱۵۰ هزار نفر را از روی آرامش به روی تنش و درد برگردانده است. ( تازه ترین آمار تعداد کشته شدگان را کمتر اعلام کرده‌اند.)

۴)

صدا و سیما به عنوان رسانه‌ای فراگیر که از درآمد ملی و مالیات مردم تغذیه می‌کند به شکلی بسیار عجیب و غیر حرفه‌ای تا نزدیک به حداقل  یک روز بعد از زلزله از انعکاس این حادثه نه تنها در حالت “خبر فوری” بلکه به شکل خبر دست چندم تصویری نیز پرهیز کرد. تنها هنر تلویزیون پخش  چند دقیقه به چند دقیقه‌ی خبری به شکل زیرنویس در شبکه‌ی خبر (‌IRINN) بود که آنهم لابه لای اخبار سقوط اقتصادی در اروپا و … گم بود.  گویا شبکه‌ی ۳ به شکل تاسف باری، شب بعد از حادثه اقدام به پخش برنامه‌ی طنز “خنده‌ بازار” کرده (به نظر می‌آید در این امر عمدی در کار نبوده و سهل انگاری شده است.) و بقیه شبکه‌ها هم دنباله‌ی همان سریال‌های نازل خود را گرفتند! … این نوع برخورد با این حادثه باعث ناراحتی آسیب دیدگان شد. رهبر انقلاب در پیامی از مسئولان خواست رسیدگی مناسب نمایند. حتا نمایندگان مجلس و رئیس محترم مجلس شورای اسلامی نسبت به آن واکنش نشان دادند و اعتراض کردند. بعد از اینکه همه‌ی کشته‌ها از آوار بیرون آمده و دیگر گَردِ ریزش آوارها  هم خوابیده‌، بعد از اینکه اژدهای زمین کار خود را کرده و رفته جای دیگر! ،‌بعد از اینکه همه جهان فهمید که در ایران زلزله آمده و بخشی از هموطنان روزه‌ دار به کام مرگ فرو رفته‌اند … از حدود ۱۰ ساعت پیش صدا و سیما خبر دار شده و مجدانه به دنبال این است که نوشدارو را برساند!! برنامه‌ی خردسالان و کودکان هم گزارش مستقیم از …!

صدا و سیما سعی کرد کنترل خود را بر عرصه‌ی خبر رسانی نشان دهد ولی احتمالا نتوانست.

۴)

چند سؤال:

چگونه بدون حضور تلویزیون سراسری مردم کشور عزیزمان و جهان از زلزله و ‌آلام مردم مبتلا به آن، باخبر شدند؟

چگونه آنها مقابل سازمان‌های انتقال خون برای اهدا‌ء خون خود به زخمی‌ها صف کشیدند؟

چگونه این‌همه تصویر و لوگو در اینترنت برای دلداری از آسیب دیدگان تهیه و پخش شد؟

چگونه آخرین اخبار تحلیل در سایت‌ها بود ولی در تلویزیون نبود؟

چرا صدا و سیما نتوانست سیطره‌ی خبری خود را حفظ کند؟

جواب مشخص است: عصر سلطه‌ی رسانه‌های بزرگ تمام شده است! امروز وزارت امورخارجه بسیاری از کشورهای جهان پیامهای خود و صحبت خود با مردم را در شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌های خبری خود قرار می‌دهند! قهرمانان المپیک در آنجا پیام می‌گذارند و مراتب قدردانی خود را از مردمشان اعلام می‌کنند … امروز دیگر تلویزیون‌های بین‌المللی هم آن هیبت و نفوذ خود را ندارند (فکر میکنم البته! یعنی آمار و تحقیق علمی در دست ندارم!) اینگونه نیست؟

به نظر می‌رسد مدیران صدا و سیما با همه‌ی هوشمندی که دارند در چنبره‌ی نگاه گلوله‌ای و کاشتی به رسانه، گرفتار شده‌اند. گویا آنها فکر می‌کنند که هنوز “برجسته‌سازی” آنها در خبر و گزارش می‌تواند نظام شناختی مخاطب را کنترل و دستکاری نماید!

و یا اینکه مدیران صدا و سیما از شناخت کامل تغییرات عمیق در روانشناسی و ارتباطات مدرن بی خبر هستند و شاید هم خود را به بی خبری … .

۵)

در زمانی که هر کشوری تلاش می‌کند با دیپلماسیِ رسانه‌ای،  به شکل مدرن به ذهن مخاطبان کشورهای دیگر و رقیب نفوذ کند و افکار عمومی را به نفع خود شکل بندی کند،  ‌در زمانی که مقام‌های کشور همسایه‌ی ما هر کاری می‌کنند که اتحاد سرزمینی ما را خدشه‌دار کنند و …، احتمالا عملکرد صدا و سیما غیر منطقی و مخالفِ سیاست‌های استراتژیک کشور و غیر قابل دفاع خواهد بود.(این حکم من هم قابل بررسی است، فقط یک نظر است!)

اگر این پروسه ادامه پیدا کند، بدون شک شبکه‌های اجتماعی و ماهواره‌ها عرصه‌ی خبر رسانی و همچنین “واقعیت سازی” را به طور کامل از چنگال تلویزیون رسمی کشور به در خواهند آورد، ‌هر چند همین همین الان هم زورِ آنها خیلی زیاد شده است.

۶) مصیبت وارده به ایرانیانِ آذری را، به آنها و همه‌ی مردم ایران تسلیت می‌گوییم و از خداوند منان می‌خواهیم صبر و استقامت را دوای زخم و دردِ آسیب‌دیدگان قرار دهد. دعا می‌کنیم خداوند سرزمین ما را از همه‌ی بلایا حفظ نماید.

——————————————————————–

نکته اول: در بین نویسندگان سایت، تا جایی که می‌دانم، دوست عزیز آقای اسماعیل رمضانی متخصص ارتباطات و رسانه‌ها هستند،‌ پیشاپیش از محضر ایشان(اگر این نوشته را خواندند) و باقی دوستان اهل رسانه به علت ورود به حوزه‌ی انها عذرخواهی می‌کنم. تلاش کردم از منظر علاقه‌ی خودم – روانشناسی- به این موضوع بپردازم و از ورود به مباحث تخصصی ارتباطات پرهیز کنم. دلیل اینکه برای نوشتن دست به کار شدم هم این بود که؛ دستی،  دست به کار نشد!

نکته دوم: رسانه‌های کشورهای خارجی هم در اخبار خود از تکنیک‌های ارتباطات استفاده می‌کنند، بنابراین انتظار اینکه از آنها، واقعیت ِاصیل را دریافت کنید، انتظاری اشتباه است. یعنی اصلا بی خیال واقعیت شوید این روزها! حالا از هر رسانه‌ای!

نکته سوم: منظور از تلویزیون در “گذار از تلویزیون”، رسانه‌ی تلویزیون به طور کلی است نه تلویزیون ایران. (ببینید، فوبیک شدیم و رفت! هر چیزی رو باید توضیح واضحات بدیم!)

در صورت درک نادرست از مفاهیم ارتباطات از دوستان طلب بخشش دارم. ممنون

 ————————

منبع:

- ۱) http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%84%D8%B1%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%B4%D8%B1%D9%82%DB%8C_(%DB%B1%DB%B3%DB%B9%DB%B1)

۲) http://www.asriran.com/fa/news/227270

- والاس مارتین، نظریه‌های روایت،‌ ترجمه‌ی محمد شهبا، انتشارات هرمس

- ورنر سورین و جیمز تانکارد،‌ نظریه‌های ارتباطات، ترجمه علیرضا دهقان، انتشارات دانشگاه تهران

- لنس بنت و رابرت ام. انتمن، سیاست رسانه‌ای شده، ترجمه مسعود آریایی‌نیا، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی

- مهرداد، نظریه‌های ارتباطات، دانشگاه آزاد اسلامی

http://fararu.com/fa/news/122329

http://fararu.com/fa/news/122386

http://www.tabnak.ir/fa/news/265486

http://www.tabnak.ir/fa/news/265427

http://www.farheekhtegan.ir/content/view/47028/31/

http://www.khabaronline.ir/detail/235907/society/events

http://www.tabnak.ir/fa/news/265222

بیل بهتر است یا پیل؟!

مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۱

۱-بی تعارف، نسلی که در دهه ۶۰ شیرخشک و پستانک مشکل اصلی اش بود و در دهه ۷۰ و ۸۰ کنکور را به غولی بی شاخ و دم و اشکم تبدیل کرده بود،حالا در دهه ۹۰ مسایل اساسی تری را در پیش روی خود خواهد داشت.مسایلی که دیگر نه خودش به سادگی و تک بعدی مسایل پیشین است و نه با یک برنامه ریزی ساده و یا گذر ایام قابل حل است.دهه نود برای این لقمه گلوگیر در هرم جمعیتی ما دهه مسایل و دغدغه های اجتماعی است.

دوره، دوره نسل چهارم است.نسل سومی که خود را سوخته و بربادرفته می دانست حالا در میانه گذر از روزگار اولیه جوانی است.اگر نسل چهارمی امروز که زاده دهه ۷۰ شمسی است، این روزها گاهی در اعتیاد مدرن و گاهی در روابط عمیقانه با جنس مخالف و زمانی در گوشی های به روز و تکنولوژی های جدید ارتباطی و دیگر وقتی توی موسیقی پاپ و رپ غوطه ور است، نسل ماقبل آنها در حال برون رفت از خانواده اولیه است و دغدغه های یک زندگی لوکس با مبلمان جدید، ماشین های خارجی و یا مهاجرت دارد و به دنبال چشیدن ذائقه های جدیدتر است.نسل چهارمی ها کمی بی خیال ترند، دیگر آرمانگرا نیستند و سرشان هم اصلا بوی قورمه سبزی نمی دهند. نسل سومی ها اما، هم باخیال تر بودند و هم آرمانگراتر. با این حال الان هر دوشان به شدت درگیر مسایلی هستند که ریشه هایی بسیار عمیق تر از مشکلات گذشته شان دارد.

نسل چهارمی ها هنوز در دل خانواده با والدین شان زندگی می کنند ولی نسل ماقبل الان در موقعیتی قرار گرفته که باید خود را از لاک خانواده پدری اش بیرون بکشد. بنابراین آنها یا در شرف ازدواج اند که این خودش دغدغه های بسیاری را به آنها اضافه می کند، یا ازدواج کرده اند و درگیر مسایل زندگی خانوادگی اند و یا همچنان مجرد مانده و زیر نگاه شکاک جامعه روزگار می گذرانند. این مقدمه مطول را گفتم تا بگویم که چرا امروز طلاق، خیانت و یا رفتارهای پرخطر جنسی در سایه یک زندگی مجردی گریبان جامعه را گرفته.
۲-شهر کوچک ما مختصات فرهنگی و اجتماعی خاص خودش را دارد. به همین خاطر هم نمی شود تمام و کمال آن را با سایر شهرهای کوچکتر و یا بزرگتر از خودش مقایسه اش کرد. با این حال نمی توان آن را از روند عمومی جامعه ما جدا دانست. هنوز قدرت سنت در منطقه ما چربش خود را از دست نداده و کنترل اجتماعی بیشتری بر روی رفتار آدم ها وجود دارد. با توجه به این موارد و خیلی دلایل دیگر قائدتا ما می بایست مثلا در زمینه مسئله ای چون طلاق از میانگین جامعه مان پایین تر باشیم. این درحالی است که آمارهای رسمی ادعایی برخلاف این موضوع دارند. در اغلب سال های گذشته میانگین طلاق در شهرما از میانگین کشوری آن بالاتر بوده است. حتی جهش آن در سال ۸۹(۱۳٫۸۶) به سال ۹۰ (۱۷٫۷۰) هم کمی تعجب برانگیز است. جالب است بدانید در سال ۸۸ نرخ طلاق در شهرهای لامرد و مهر به نسبت شهرهای همگون مثل لار،جهرم و کازرون نیز بیشتر بوده است.ما در این سال حدود سه برابر بیشتر از شهری مثل جهرم که از لحاظ فرهنگی مشابهت های زیادی با ما دارد، واقعه طلاق داشته ایم.
۳-وضعیت عمومی جامعه و آمارهای موردی یکی از مسایل اجتماعی شایع در شهر خودمان را برای شما کمی تشریح کردم تا بگویم که توسعه اقتصادی شهرمان بدون توجه به مسایل اجتماعی موجود در آن ارزش واقعی خود را از دست می دهد. همانطور که توسعه اقتصادی و ارتقا سطح رفاه مردم نیازمند برنامه ریزی گسترده و تلاش و همت همگانی است، کاهش سطح آسیب ها و مسایل اجتماعی شهر ما نیز نیازمند یک برنامه اصولی است. برنامه ای که در آن ابتدا وضعیت آسیب های اجتماعی موجود به درستی سنجیده و نقشه ای از آسیب های تهدید کننده ترسیم شود و در مرحله بعد دلایل چند بعدی آن با توجه به مختصات اجتماعی و فرهنگی شهرمان مورد واکاوی قرار گیرد. در مرحله آخر هم راهکارهای کوتاه، میان و بلند مدت برای کنترل آنها تدوین شود.
دهه ۹۰ دهه آسیب ها و مسایل اجتماعی است.شهر ما از لحاظ نیروی کارشناس و تحصیل کرده و حتی تجربه دیده برای مقابله با این چالش ها قابلیت های زیادی دارد. شایسته است که مسئولان محترم با کمک این نیروهای سازنده برای رسیدن به این هدف گام هایی اساسی بردارند. آنها به سان بیل هایی هستند که می توانند سرچشمه را بگیرند وگرنه چو پر شد از عهده پیلان روزگار هم کاری بر نمی آید.

close up : نمای نزدیک (۵)

مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۱

مجموعه نوشته هایی را که با عنوان عمومی (CLOSE UP : نمای نزدیک) خدمت تان ارایه خواهم کرد، دستچین خاطرات من است در برخورد با مردم شهرم .این برخورد ها در هرجای این شهر ممکن است برای من اتفاق افتاده باشد: کوچه و بازار،اداره ها،پارک ها و… این خاطرات هر کدام متضمن نکته ای اند و هدف از این خاطره گویی هم بررسی همین نکته ها ودر نتیجه شناخت بهتر شهرمان است، شهری که ما آن را ساخته ایم.

غروب – دم دم های افطار


بوی حلیم و آش ماشین را پر کرده بود. به سرعت سمت خانه روان بودم تا به مهمانان افطاری ام برسم.دقایقی به اذان مانده بود که خود را به آشپزخانه معرفی کردم. از روی لب تابم  “ربنا ” را پخش کردم و با استاد هم صدا شدم:
– ربنااااااااااااا افرغ علینا صبرا
حال همه عوض شد، بگذریم…
شکم ها که رنگ و رو گرفت ، اعصاب ها هم سر جا آمد و زبان ها به جبران کم حرفی روز ، شروع کردند به چرخیدن و چرخاندن.
یکی از مهمان ها گفت : امروز بچه ام را برده ام فلان دکتر، خودش نبوده و دانشجویی به جای ایشان ویزیت می کرده!
من هم که ” لس ” از خوردن بودم و ” یکلی ” افتاده بودم افاضه کردم که: شما پول ویزیت یک دکتر را داده ای، حقت بوده که دکتر ببینی نه شبه دکتر!
همسرم در حالی که داشت به صهبا حلیم می خوراند گفت: این که چیزی نیست، تو …. دکتر عمومی میاد به اسم متخصص ملت رو ویزیت می کنه! خب حق هم داره! چرا ؟ چون ایشون از تهران تشریف می آورند! بعد از عمری که صدای مردم در اومده ، ایشون قبول کردند که یه کمی کمتر از یه متخصص حق ویزیت بگیرند!

گفتم: حالا از کجا معلوم شده که ایشون متخصص نبوده اند و عمومی بوده اند؟ که پاسخ اومد: مهرش عزیزم! تو مهری که هر دکتری میزنه پای نسخه معلومه چکاره است؟

زن برادرم هم بر همین سیاق مصداق آورد که : بابا طرف لیسانس یه چیز دیگه است، نشسته پشت دستگاه لیزر ، ملت هم به ایشون به چشم یک متخصص پوست نگاه می کنند! خودم (یعنی زن برادرم) به منشیش پیله کردم که ایشون متخصصه؟ اونم گفته : متخصص ِ متخصص که نه ولی “دوره” دیدند!
در عین لسسسی ، این جمله به ذهنم رسید که : پولی که در قبال هر چیز می دهیم ، حقی برای ما ایجاد می کند . اگر ما به حقوق خود آشنا باشیم ، پایمال کردن حق مان کار سختی خاهد بود.ولی شکم پر شده از حلیم و شیر و ژله وماست وخرما، مجال بیان این ایده را به من نداد!

 

نتیجه گیری اخلاقی: تو این مملکت شما لیسانس معارف هم که باشی، یه ” دوره ” که ببینی ، حتا می تونی اورانیوم رو  هم تا ۱۷ درصد غنی کنی!


نتیجه گیری غیر اخلاقی: حق نه دادنی ست و نه گرفتنی، حق خوردنی ست ، مثل بستنی! یا داری می خوری یا دارن می خورن!
نتیجه گیری اجتماعی: دنبال حق مون که نیستیم هیچ! اگه حقمون رو برامون بگیرن و بیارن بهمون بدن هم ، نمی تونیم در نگهداری آن کوشا باشیم!


نتیجه گیری شجریانی: ربناااااااااااا افرغ علینا صبرا!
نتیجه گیری سیاسی: این نوشته هیچ نتیجه گیری سیاسی ندارد و …. به روح کسی که در این مکان آشغال بریزد!

آنچه گذشت:

نمای نزدیک (۱)

نمای نزدیک(۲)

نمای نزدیک (۳)

نمای نزدیک(۴)

 

چشمهایم برای تو

مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۱

هنوز چند روزی از زلزله آذربایجان نمی گذرد که سیل عظیم کمکهای مردمی در امداد رسانی ادامه دارد هر کسی از هر نقطه ای و به وثق خویش هر آنچه که در توان دارد را می بخشد .

به هموطنش ،‌ هم کیشش به همه کسانی که دوستشان دارد آنانی که انسانند و آنانی که زیر آوار بهترین و محبوب ترین کسانشان را از دست داده اند . آری اینجا سرزمین وحدت ، دیار محبت و مهر ورزی اینجا ایران سرزمین دلیران تنگستان ،  سرزمین میرزا کوچک خان ،‌ سرزمین تختی هاست . اینجا همه برای هم می میرند شاید در گفتارها و کردارهای روزانه چنین موهبتی نمود پیدا نکند ولی آنچه که ما می دانیم این است که در گرفتاریها و مشکلات رنجهایمان را تقسیم می کنیم . چشم می دهیم ، خون می دهیم حتی حاضریم تمام وجودمان را نثار مردمی کنیم که سالها در کنارشان سختی کشیده ام .

درست است در برهه ای از تاریخ قرار گرفته ایم که خیر و شر را توان قیاسی نیست ولی اینجا ایران است . سرزمین مهر و اندیشه

سرزمین شیعه علی ، سرزمین جاوید ، اینجا چشمه زلال انسانیت است .

چشمهایم برای تو ای هموطن آذری زبان

چشمهایم برای تو ای هم کیش درد کشیده

تنها نکته تاریک این لرزشها صدا و سیماست و بس ،‌ آنجایی که بجای انعکاس خبر زلزله و جان دادن هموطنان عزیزمان روضه ای را پخش می کند که صاحبش برای انسانیت و دین جان داد . محرابش را خون آلود کردند چونکه طرفدار حق و حقیقت بود .

آری اگر علی بود چنین بود ؟

 

تعزیه شهادت امام علی (ع) در محله بنی هاشم سبخی

مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱

با توجه به فرا رسیدن ۲۱ رمضان سالروز شهادت مولای متقیان حضرت امیر مومنان علی ابن ابی طالب(ع) پنجشنبه شب مورخه ۱۹ مرداد ساعت ۲۳:۳۰ (شب جمعه ) در روستای سبخی محله بنی هاشم این تعزیه برگزار می گردد.
با توجه به این که بعضی نسخه های این تعزیه دارای اشکالات تاریخی بوده اند در چند سال اخیر اقدام به تصحیح انها شده است. از جمله اینکه:

  • در نسخه های اولیه، شروع تعزیه، برگشتن امام علی از جنگ نهروان می باشد که وقتی امام دستور ابلاغ پیروزی در جنگ صادر می کند ابن ملجم این امر را به عهده می گیرد و به عنوان منادی مژده فتح و پیروزی در جنگ نهروان را به مردم کوفه اعلام می کند این در حالیست که ابن ملجم از دشمنان علی در نهروان بوده است
  • دیگری در مکالمات بین قطام و ابن ملجم ، قطام علت عناد خود را با علی چنین بیان می کند که ” به جنگ روز احد از ره نفاق و جفا بکشته باب مرا و برادران مرا ” که طبق استحضار خوانندگان برادر و پدر قطام در جنگ صفین و نهروان توسط سپاه امام کشته شدند که بدین صورت تصحیح شده” به فتنه صفین و نهروان ز راه جفا بکشته باب مرا وبرادران مرا”
  • و یک سری اصلاحات جزیی دیگری نیز در این تعزیه صورت پذیرفته است.

از همه عاشقان مولای متقیان برای حضور در این تعزیه دعوت میشود.

 

فرستاده شده توسط: سید محمد عمرانی

همه به هم برابرند و برخی با برخی برابرتر

مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱

پسر جوانی آمده بود اداره برای کاری. در راستای مهرورزی دولت کریمه، ذی ربطان گفتند که نمی شود. توضیح داد واستدلال کرد. گفتند: «نچ». گفت: «از فلان کس توصیه نامه می آورم». گفتند: «البته که می شود. کاملاً حق با شماست. جالب است که بعد از این همه سال ما قانون را چقدر بد فهمدیده ایم.» روز بعد پسرک دوباره آمد. چشمش که به من افتاد کر کری اش گل کرد. چشم در چشم من دوخت و با لحنی حق به جانب گفت: «دیدی که حق با من بود. رییس گفته که شما قانون را متوجه نشده اید.» چقدر از این گفته خرسند بود. هم کارش راه افتاده بود و هم پوز من را زده بود. نتوانستم خودم را کنترل کنم و این بود که گفتم: «خوب می دانی چرا کارت راه افتاد. برو و اینقدر بدفهمی دیگران از قانون را به رخشان نکش آن هم وقتی که خودت و آن عزیز توصیه کننده اصلاً به قانون اعتقادی ندارید» گفت: «من اصلاً نمی خواهم کار غیر قانونی انجام دهم.» گفتم: «راست می گویی. کارت کاملاً قانونی است. اما کدام قانون؟»

آن روز آن پسر کارش را انجام داد. آنچه خواست کرد و گفت و رفت و من چقدر خوشحال بودم که اولاً من طرف حساب او نبودم و ثانیاً اینکه چقدر مدیران دولت کریمه مهرورزند. درد بندگان خدا را خوب می فهمند و به حرمت روزهای عزیز ماه رمضان چاره ای می جویند برای مشکلاتشان…

همچنان با دوستان صحبت از این بود که پسرک چه کرد و چگونه مشکلش حل شد که از طریق سیستم اتوماسیون دستور جلسه ای ارسال شد مبنی بر ممنوع بودن آنچه انجام آن برای آن پسرک عین قانون بود و مصداق مهرورزی. مثل بیشتر روزهای خدا که در اندیشه ای بیهوده غوطه ورم، به فکر فرو رفتم. چقدر آنچه می دیدم برایم آشنا بود، انگار که قبل از آن در رویا دیده بودم. آنانکه توصیه ای دارند و توصیه نامه ای عملشان قانونی است و دیگران خیر. سخت بود درک این معادله؛ بیچارگان خدا زده ای که چهره ای سوخته دارند از فقر و بدبختی، مستحق سزای قانوند و سفید رویان کمان ابرو مستحق پاداش آن.

آشناست این معادله. پیش ترها در رمان آن فرنگی خوانده بودم شرح چنین موقعیتی را. شرح آن مزرعه را می گویم که آن نویسنده فرنگی نوشته بود و چه زیبا گفته بود که: همه با هم برابرند و برخی با برخی برابرتر. چه زیباست این جمله کوتاه برای توصیف آنچه می کنیم. چه خوب می شد اگر «همه» مصداق «برخی» بودیم که در آن صورت جز اینکه «سوراخ سوزنهایمان تنگ است» همه چیز برایمان زیبا بود…

… باز هم نقطه سر خط و سرخط، همان واژه غریب آشناست؛ قانون. همان که به قول آن نویسنده غرب زده! همه مشکلات ما را تولید و بازتولید می کند.

اگر قانونی نبود درد ما فقط بی قانونی بود اما حال که قانون هست درد ما هزار و یک بی قانونی است.

بنویسیم و ماندگار بمانیم

مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۱

بنویسیم تا ماندگار شویم
قابل توجه علاقه مندان به فیلم نامه و خاطره نویسی
باسمه تعالی
فاقصص القصص لعالهم یتفکرون قصه ها را بیان کن شاید آنها به تفکر فرو روند. (قرآن کریم)
در راستای گرامیداشت قصه آتش و خون و محبت و دلدادگی در دوران طلایی دفاع مقدس و به منظور شناسایی استعداد های نو، موسسه فرهنگی هنری فانوس وصال لامرد نخستین جشنواره فیلم نامه شامل دو بخش فیلم کوتاه و خاطره نویسی به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار می نماید.
علاقه مندان می توانند آثار خود را در دو بخش فیلم نامه کوتاه با موضوع دفاع مقدس و خاطره نویسی با موضوع هشت سال دفاع مقدس حداکثر تا تاریخ ۱۲/۰۶/۱۳۹۱ به دبیر خانه جشنواره به آدرس: شهرستان لامرد خیابان بسیج فرمانداری سابق مؤسسه فرهنگی هنری فانوس وصال لامرد ارسال و یا با شماره تلفن ۵۲۲۹۳۳ تماس حاصل نمایند.
متقاضیان با تکمیل فرم جشنواره نسبت به ارسال اثر خود به صورت مکتوب(تایپ شده بر روی برگ A4) و لوح فشرده به دبیر خانه ارسال نماید.
بر اساس این فراخوان به سه اثر برگزیده در هر بخش در هفته دفاع مقدس جوایز نفیسی و به نفر اول هر رشته کمک هزینه سفر به مشهد مقدس اهدا خواهد شد.

close up : نمای نزدیک (۴)

مرداد ۱۷ام, ۱۳۹۱

مجموعه نوشته هایی را که با عنوان عمومی (CLOSE  UP : نمای نزدیک) خدمت تان ارایه خواهم کرد، دستچین خاطرات من است در برخورد با مردم شهرم .این برخورد ها در هرجای این شهر ممکن است برای من اتفاق افتاده باشد: کوچه و بازار،اداره ها،پارک ها و… این خاطرات هر کدام متضمن نکته ای اند و هدف از این خاطره گویی هم بررسی همین نکته ها ودر نتیجه شناخت بهتر شهرمان است، شهری که ما آن را ساخته ایم.

شب- بلوار معلم – منزل یکی از دوستان


دوستی دارم غیر لامردی(کامل تر بگویم: غیر استان فارسی) که مهندس است و دستی هم به ساز دارد. چند شب پیش توفیقی حاصل شد و جمعی گرد هم آمدیم تا ایشان کمی برای مان بنوازد ، بلکه امواج آرمش بخش موسیقی خستگی را از روح مان ببرد و ما را – اگرچه دقایقی – به ساحل آرامش برساند.
دوست مان نواخت و حظ فراوان بردیم. آخر شب را به حرف های متفرقه گذراندیم. ایشان گفتند: در این مدت محدودی که در لامرد بوده ام دو چیز جالب دیده ام.
چشم و گوش مان را به سمتش روانه کردیم.
– “یکی عکس سیدی است که آن را زیاد دیده ام که این ور و آن ور، تاکسی ها، مغازه ها و حتا در گردنبند بعضی پسر ها دیده ام. ”
از نشانه هایی که داد فهمیدیم عکس مرحوم “سید شوکور” را می گوید. برایش از احترامی که ایشان بین مردم دارند گفتیم.
– “یکی هم اخلاق عجیبی است که لااقل من زیاد با آن برخورد کرده ام، آن هم اینکه در مسائل شخصی و خصوصی آدم فضولی می کنند، سوال هایی می پرسند که در شهر های بزرگ ، حتا صمیمی ترین دوست ها هم از آدم نمی پرسند: اینجا که کار می کنی ماهی چقدر بهت می دن؟!! یا حتا در مورد امور اعتقادی و مذهبی: شما نماز می خونید؟ روزه می گیرید؟
همین دیروز یکی از همکاران لامردی ام – که آدم جاافتاده ای هم هست – از من پرسید: روزه می گیری؟ گفتم : نه! ایشان هم به خیال اینکه من مسافر هستم راه حل دادند که: خب قصد ده روزه کن! با خودم گفتم: تو از کجا می دانی من دین دارم؟ اگر دارم از کجا که مسلمان باشم؟ اگر هستم از کجا که من روزه می گیرم؟اگر می گیرم از کجا که امروز مریض نباشم؟
یا امروز تنها سوار آژانس بودم ، بطری آبم را بیرون آوردم و یواشکی آب نوشیدم. با تمام احتیاط ها راننده من را دید و صدا زد: روزه خاری؟ در ملا عام؟
گفتم : بزرگوار! سر ظهر ، تو این خیابون خلوت، تو تاکسی، ملا عام کجا بوده؟”
حرفش که تمام شد، نظر خودم را برایش توضیح دادم :” به نظر من این بر می گردد به دلسوزی و خیر خاهی مردم شهرهای کوچک، وقتی می بینند کسی نماز نمی خاند یا روزه نمی گیرد ، از سر دلسوزی ست که او را نصیحت می کنند. می خاهند که در آن دنیا جهنم نرود. ولی متوجه نکته ی ظریفی نیستند و آن حریم خصوصی آدم هاست. هرکس حریمی دارد که فقط محرم ترین ها حق ورود و اظهار نظر دارند و شما نه به اسم دین، نه به اسم قانون و یا هر چیز دیگری حق ورود ندارید.
اتفاقن طبق آموزه های دینی ،ما در قران داریم که : “لاتجسسوا” و یا برای امر به معروف و نهی از منکر اولن برای آمر شرایطی هست ثانین برای این کار سلسله مراتبی هست.”
شب که بلوار شاهد را به سمت خانه طی می کردم، یادم افتاد به همسر غیر لامردی یکی از اقوام مان. او هم از همین “فضولی” های هم عروس انش شاکی بود: چرا اینو می پوشی؟ چرا مسجد نمیای؟ دیشب کجا بودی؟ چرا دستات؟ چرا چشمات؟ چرا می چرخه زمین؟!! چرا خورشید می تابه؟!!

نتیجه گیری لامردی:نه چی ته دارم ! نه چی مه داشتوَ ! اَلـَـــه با!
نتیجه گیری پلیسی: داداش !داخل ماشین هم حریم خصوصی نیست. کاری داری جعبه عقب ماشین داداش! پراید حرکت کن!
نتیجه گیری اخلاقی: اینجا کمتر کسی به “تفاوت ها” یت احترام می گذارد.
نتیجه گیری پلیسی: پراید مگه با تو نیستم؟!!
نتیجه گیری سیاسی: این خاطره هیچ نتیجه گیری سیاسی ندارد و … به روح کسی که در این مکان آشغال بریزد.

فراخوان عضویت و خرید سهام شرکت توسعه و عمران تراکمه شهرستان لامرد

مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱

فراخوان جذب عضو و خرید سهام

شرکت تعاونی توسعه و عمران تراکمه شهرستان لامرد

مهلت خرید سهام و عضویت

از ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ لغایت ۵ شهریور ۱۳۹۱

محل خرید:

بانک توسعه تعاون شهرستان لامرد

افراد واجد شرایط خرید سهام

تمام افراد ساکن، شاغل و متولد شهرستان لامرد

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفنهای ۰۷۸۲۵۲۲۱۹۳۳ و ۰۷۸۲۵۲۲۵۳۳۰ اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی شهرستان لامرد تماس حاصل فرمایید.

هیات موسس شرکت تعاونی توسعه و عمران شهرستان لامرد

چالش عوارض آلایندگی و حریم شهری؛ به مثابه حق و پاکی یا خوان یغما؟!

مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۱

یکی از شاخصه های بنیادین نظام های مردمسالار، وجود و اعمال اصل حاکمیت قانون است. فلسفه ی وضع این اصل، جلوگیری از تعدی و تجاوز حاکمان به حقوق مردم، تنظیم قدرت بر اساس قانون بر آمده از میثاق ملی و تضمین حقوق مشروع و قانونی مردم است. قانون، معیار و شاخص برای عمل حاکمیتی است. ولی در کشوری که قرن ها با استبداد و بی قانونی و زور و تزویر اداره شده است نمی توان با یک دهه و دو دهه معنی احترام به قانون و عمل مطابق با روح و هدف قانون را در تار و پود آن دید. روحیات و خلقیات ما یا فردی است یا قومی و “ملیت” ، “جمع” و “دیگران” که با حاکمیت و قانون پیوند ناگسستنی دارد جزء ویترین و تزیین گفتمان ماست. در این بین امکان دارد قوانینی به دست ناآگاهان به ساز و کار اجتماع،  انگاشته شود که از ابتدا محکوم به منسوخ شدن است یا اگر درست و قانونی نوشته شوند تا آنجا که همه ی آن به نفع ماست اجرا می کنیم و آن جا که حتی اگر به دیگران هم حقی داده باشد آن را جوری اجرا یا تفسیر می کنیم که کاملا به سود ما باشد یعنی خصوصیات اخلاقی بد و قومی و قبیله ای ما اجازه و حقی برای دیگران که حتی محق هم باشند، قائل نیست.

پس از انقلاب در تقسیمات کشوری دگرگونی های عمده ای در جنوب استان فارس رخ داده است. زاده شدن شهرستان های لامرد و سپس مهر ( با همه ی ناروایی ها و نامرادیهایی که بر دیگر مناطق رفت )، ویژگی های قبیلگی و خودمحوری ما را عیان تر نمود.  در این بین، به یمن وجود و کشف و استقرار پالایشگاه پارسیان و با وضع قانون مالیات بر ارزش افزوده در سال ۱۳۸۷ و و قانون برنامه ی پنجم توسعه در سال ۱۳۹۰ توسط مجلس شورای اسلامی، امید می رورد که توسعه ای همگون در کل این دو شهرستان برقرار شود. خبر اختلاف شهرداری مهر و لامرد و هشدارهای دخالتی را از تارنماهای محلی حتما خوانده اید. مسوولان شهر مهر دخالت مسوولان شهرستان لامرد در شهرستان مهر را فریاد زده اند و شهرداری لامرد نیز با دادخواستی در دیوان عدالت اداری به خواسته ابطال حریم شهر مهر طرح دعوی نموده است. برای روشن شدن موضوع لازم است مواد قانونی مرتبط با این مطلب را بیان نمود:

تبصره ی ۱ ماده ی ۳۸ قانون مالیات بر ارزش افزوده (مصوب سال ۱۳۸۷) بیان می نماید که واحدهای تولیدی آلاینده ی محیط زیست و پالایشگاههای نفت و واحدهای پتروشیمی، علاوه بر مالیات و عوارض متعلق موضوع این قانون، مشمول پرداخت یک درصد از قیمت فروش به عنوان عوارض آلایندگی می باشند. در ادامه مقنن بیان می کند که عوارض موضوع این تبصره در داخل حریم شهرها به حساب شهرداری محل استقرار واحد تولیدی و در خارج از حریم شهرها به حساب تمرکز وجوه موضوع تبصره ی ۲ ماده ی ۳۹ واریز می شود تا بین دهیاریهای همان شهرستان توزیع گردد. وجوه مذکور اختصاص به دهیاریهای همان شهرستان دارد که تنها بر اساس شاخص جمعیت توزیع می گردد.

پس از این قانون، قانون برنامه ی پنجم توسعه مصوب سال ۹۰ تصویب شد که به صراحت بیان می دارد که عوارض وصولی ارزش افزوده و عوارض آلودگی واحدهای تولیدی موضوع بند الف و تبصره ی ۱ ماده ی ۳۸ قانون مالیات بر ارزش افزوده به نسبت جمعیت بین شهرداری ها و دهیاری های همان شهرستان توزیع می گردد. در ادامه بیان می کند در صورت سرایت به شهرستان دیگر از یک استان و یا شهرستان های متاثر از آلودگی در دو یا چند استان، به ترتیب در استان و مرکز کمیته هایی اقدام به توزیع عوارض آلایندگی به نسبت تاثیرگذاری خواهند نمود.

در ماده ۱۳۲ قانون اخیر نیز دولت ملزم شده است که ۲ درصد از درآمد حاصل از صادرات نفت خام و گاز طبیعی را به ترتیب یک سوم به استان های نفت خیز و گازخیز و دو سوم به شهرستان ها و مناطق کمتر توسعه یافته جهت اجرای برنامه های عمرانی در قالب بودجه سنواتی اختصاص دهد.

فارغ از هدف و علت توسعه ی غیر عادی حریم شهر مهر (که نمی توان آن را نا آگاهانه از پیش دانست و نتیجه ی آن تا قبل از تصویب قانون برنامه پنجم، محرومیت سایر مناطق خودمان از عوارض است) و طرح شکایت ابطال حریم، بیش از اینکه  این اقدامات بوی همدلی و پاک دستی دهد بوی انحصار، سودگرایی و عیان شدگی خصوصیات قومی و قبیله ای ما می دهد. جالب اینجاست که همین تغییر و توسعه ی بی رویه ی حریم، طبل افتخار آن نواخته می شود و در تارنمای محلی با عکس و تصویر به تمامی در ستیغ قله قرار می گیرد و کاربران، حمایتی بی دریغ و پر از هیاهو می کنند. ما را چه شده است؟  سرمست نوش شرابیم یا گرگان در دنیای راز بقاییم؟ مگر دنیای زشت و بی رحم سیاست بین الملل است؟ نه شاید اکنون از آن محیط، جنگ کاغذ و رسانه ای را یاد گرفته ایم  و دیروز ناآگاه به راز و رمز بقای دنیای وحشی بوده ایم.

در این مساله آیا نمی شد با همدلی، هماهنگی، جمع خواهی، دگر خواهی منطقه ای و احترام به حقوق دیگران، کاری کرد که مردم هر دو شهرستان از این خوان خداوندی بهره ببرند،توسعه یابند و اینگونه به هم نتازند و نپیچند ؟ آیا نمیشود با شفافیت و پاسخگویی میزان عوارض دریافتی را اعلام نمود و مشخص کرد که بر اساس چه معیاری و چه مقدار و بین کدام نهاد و برای چه طرحی ، توزیع شده است؟ آیا نمی شود با توجه به ظرفیت قانون برنامه پنجم(ماده ی ۱۲۳)، همه ی مسوولیین منطقه ای به همراه شهرداران و دهیاران آن دو شهرستان در خصوص  تاثیر آلایندگی منطقه ی ویژه ی اقتصادی پارس جنوبی بر منطقه ی خودمان تصمیم گیری و اقدامات جدی و هماهنگ جهت بهره مند شدن از این ظرفیت انجام داد؟ آیا نمی شود در خصوص اجرای دقیق و بهتر ماده ۱۳۲ قانون اخیر(از دو درصد محل مناطق گازخیز) و حتی اصلاح آن در جهت تخصیص کارآمدتر و بیشتر این دو درصد به مناطق نفت خیز و گاز خیز با توجه به موقعیت استثنایی فعلی، بهره و اقدام نمود؟

دیروز چهاردهم مرداد، سالگرد فرمان مشروطیت و همچنین روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی بود، مشروطه و حقوق فقط واژه نیستند. آن دو، حرکت از قبیله و انحصار و دنیای راز بقا به دنیای ملت و احترام به دیگران و قانون است. آن دو، درون مایه ای از فرهنگ، ظرفیت، حاکمیت قانون، احترام به حقوق دیگران، رواداری، پاسخگویی، شفافیت، انسان و اخلاق را دارا هستند. اکنون حال و روز خودمان  را واکاوی کنیم که در کجا قرار گرفته ایم؟ خصوصیات انحصارگرا و قومی و قبیله ای داریم یا جمع نگر و قانونگرا و کلان نگریم؟ آیا باید در خصوص آن چه رفته است بدون هراس و با تزویری هولناک و با تحمیق دیگران، خود را با عکس و تصویر حامی مردم جا بزنیم و افرادی نیز نادانسته فریاد حمایت یا مظلومیت سر دهند یا  اینکه می بایست در خصوص این مساله عذرخواهی کنیم و به جبران آن چه بر سر دیگر مناطق، سالها رفته و تا کنون می رود بپردازیم؟

شاید سخن شیخ عجم؛ سعدی خوش سخن، بی ارتباط با این موضوع نباشد که :

اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی     بر آورند غلامان او درخت از بیخ

سفر به جزیره ی پرندگان: کوش آداسی

مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۱

از اوایل تابستان مترصد فرصتی بودم که هفته ای را بزنم با خانواده برویم ترکیه برای استراحت و تفریح. این توفیق هفته ای قبل از آغاز ماه مبارک رمضان دست داد و به اتفاق همسر و فرزند راهی تور کوش آداسی شدیم.
این نوشته ، سفرنامه نیست ، چندخطی است از باب تنفس مخاطبان سایت در فضایی غیر از بحث های سنگین و عرق مخاطب درآور.
راستش در نوشتن همین چند خط هم دو به شک بودم وقتی که بحث گرانی مرغ و برنج و تخریب شخصیت اجتماعی مردم در صف ها را می خانیم و می بینیم.
گفتم به بهانه ی این دو سه سفر اخیر به خارج از کشور، چند پیشنهاد به عزیزانی که مایلند  به آنسوی خط و خطوط مرز سفر کنند، ارایه کنم :
۱- اگر توفیق سفری حاصل شد(هفته ای خوش و با نشاط بودن ، واقعن توفیق می خاهد) قبل از اینکه ok نهایی را بدهید، از سایت chehoteli.com مشخصات هتل تان را چک کنید:امکاناتش را ببینید، کیفیت اتاق ها را، اینکه بیرون شهر است یا داخل شهر (در آنجا که هزینه ی تاکسی ها بالاست می تواند صرفه جویی شما را به چالش بکشد).
۲- حتمن با تور بروید چون هزینه ی هتل ارزان تر می افتد.
۳- با هر شرکت هواپیمایی نروید، از شرکت های معتبر استفاده کنید.پرواز هم بخشی از سفرتان است.
۴- اگر مجردی می روید به جای هتل می توانید از متل های کوچک و یا خانه های ویلایی استفاده کنید که هزینه اش نازل تر است.
۵- برای هر منظوری که سفر می کنید،کشور و شهر خاصی مناسب است. مثلن کوش آداسی و آنتالیا برای استراحت  و آرامش اعصاب خوب است. اما استانبول و کوالالامپور برای تفریح و دیدن اماکن خاص و یا تاریخی.
در مورد کوش آداسی (که معنای آن در فارسی می شود : جزیره ی پرندگان)، این نکته را بگویم که : این شهر کوچک جمعیتی در حدود ۴۸۰۰۰نفر دارد که در ایام تابستان تا یک ملیون نفر هم می رسد! یعنی بیش از بیست برابر!! این افزایش جمعیت ناشی از هجوم توریست ها از طرفی، و مهاجرت ترک ها از دیگر شهرهای ترکیه است که برای کار به کوش آداسی می آیند.
اینکه درامد ترکیه از جذب توریست در سال۲۰۱۱ نزدیک به سی ملیارد دلار بوده و درآمد ما کمتر از یک ملیارد دلار را یک جایی از دل تان جا بدهید.
اینکه ما در جهان به لحاظ پتانسیل جذب توریست جزو ده کشور اول جهان هستیم اما در عمل بین ۱۶ کشور اصلی خاورمیانه رتبه ی۱۵ داریم و ترکیه اول است را در گوشه ای دیگر.

این را هم بدانید که تا همین ده سال پیش این درآمد برای ترک ها رویایی بیش نبوده و در ده سال با کار و کار – و نه شعار و خیال بافی و دست کاری آمار و دروغ- به این جهش دست یافته اند.آنها فرهنگ شان را اصلاح کردند و بر روی بیلبوردهایشان نوشتند: “توریست ، برای ما شکوفایی اقتصادی می آورد ، دوستش داشته باشیم” تا به ثمره اش را دیدند.
از منطر قیمت ها هم یک آمار خدمت تان ارائه می دهم تا حساب دست تان بیاید : من اگر هشت روز در همین هتل قصر امیریه ی لامرد که سه ستاره است ، فاقد ناهار و شام و نوشیدنی رایگان است، فاقد استخر سرپوشیده و روباز، سونا و جکوزی(همه ی اینها رایگان) است ، بدون آن منظره های قشنگ اطراق کنم، هزینه ی این هشت روز در هتل قصر بیشتر آن هتل چهار ستاره ی کوش آداسی (با امتیازاتی که گفتم) است ، باورتان می شود! بماند که آنجا صمد صفری هم نداشت!! قیمت هشت روز در هتل ها ی تهران و کیش که معادل هزینه ی هتل + هزینه ی پرواز به ترکیه می شود.
ببخشید که تو این اوضاع هشلفت ، پای این بحث را باز کردم. این چند تا عکس هم یادگاری خدمت تان:

نمای هتل از پنجره ی اتاق

محوطه ی هتل: رستوران،استخر بزرگ سال ها و بچه ها،چتر و تخت، مینی بار و …

غروب ها کنار استخر لم می دادم،به موسیقی آرام گوش می دادم و حس نوستالژی ام را آزاد می گذاشتم تا با پرونگ از این مخ ها بالا برود..

این بار صهبا هم از سفر راضی بود!

آدالند بزرگترین پارک آبی کوش آداسی است با بازی های مهیج … حیف که حجاب اسلامی را آنچنان که باید رعایت نمی شود!

 

 آنجا هم تراکمه دات کام به کاممان بود…جای همه تان سبز!

نماهنگ پایگاه مقاومت حجرابن عدی-قلعه ملا، کوشک، قلعه اسد و شهرک ولی عصر

مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۱

به نام خدا

با سلام به دوستان ارزشمند،

فایل هایی که در پایین ارتباط (لینک) به اون ها گذاشته شده، مربوط به نماهنگ پایگاه مقاومت بسیج حجر ابن عدی هست. حوزه ی استحفاظی پایگاه ما محله های قلعه ی ملّا (تراکمه ی سفلی)، کوشک (ده ترش)، قلعه ی اسد و شهرک ولی عصر (عج) می باشد.

کلیپ با سخنی از حضرت امام خمینی راجع به بسیج که در ۲ آذر ۶۷ بیان شده، شروع می شه.

اگر بر کشورى نواى دلنشین تفکر بسیجى طنین انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الّا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند. بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد.

و در ادامه فعالیت های پایگاه که بیشتر مربوط به سال های ۹۰ و ۹۱ است به صورت تصویر روایت می شه.

محض رفع گلّه بگوییم عکس هایی که به دستمون رسید، بیشتر کارای صورت گرفته در محله های شهرک ولی عصر و قلعه ی ملا بود که با دوربین پایگاه گرفته شده بود و از محله های قلعه ی اسد و کوشک تصویر نداشتیم.

در موسیقی کلیپ دو جا اوج و حالت مارش نظامی داره که از عکس های موجود در سایت امام خامنه ای (khamenei.ir) به خصوص تصاویر رژه ها کمک گرفتیم.

تدوین  فیلم با نرم افزار Windows Movie Maker هست و در بعضی جا ها هم از نرم افزار Edius استفاده شد.

عکس (Snapshot) هایی از کلیپ رو در زیر می بینیم:

فایل های فشرده شده ی (Zip) نماهنگ با کیفیت های مختلف روی سایت قرار داده شده که میشه بارگذاری (یا دانلود) کرد.

 

در آخر از مخاطبین بزرگوار سایت به خصوص هنرمندان فیلم ساز و عکاس منطقه (مثل آقای صفایی و آقای حسن زاده) می خوایم که نقاط ضعف و قوت کار رو به ما بگند تا إن شاء الله، در کارهای آتی حواسمون به نکات بیشتر بشه.

رصد بارش شهابی برساوشی

مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۱

دور جدید فعالیت های تابستانه انجمن نجوم آماتوری شهر لامرد که با تثبیت مکان دفتر انجمن و برگزاری جلسات مداوم همراه گردیده است با برگزاری گشتی رصدی با هدف: “آشنایی با آسمان شب تابستان ، رصد ستارگان و رصد بارش شهابی دلتا دلو جنوبی” در تاریخ پنجم مردادماه آغاز گردید که در زمینه ثبت نام و گزارش این گشت رصدی پیشتر اطلاع رسانی نمودیم.

در ادامه این فعالیت ها انجمن نجوم آماتوری شهر لامرد به سنت هرساله خود همزمان با اوج بارش شهابی برساوشی گشتی رصدی جهت علاقمندان به این پدیده نجومی تدارک دیده است.

این گشت با هدف :“آشنایی ،مشاهده و ثبت بارش شهابی برساوشی” در تاریخ یکشنبه ۲۲ مردادماه ۱۳۹۱ برگزار می گردد که آغاز آن از ساعت ۸:۴۵ شب می باشد و تا ۲:۳۰ بامداد ۲۳ مردادماه رصد ادامه پیدا خواهد کرد.

از تمامی اعضا انجمن و علاقمندان برای شرکت در این گشت نجومی دعوت به عمل می آید تا در صورت تمایل جهت ثبت نام در این گشت رصدی و کسب اطلاعات بیشتر به صورت حضوری به دفتر انجمن از روز دوشنبه ۱۶ مردادماه  تا شنبه ۲۱ مردادماه مراجعه نمایید.

دفتر انجمن نجوم به آدرس: “خیابان بسیج – بالاتر از مسجد امام جعفر صادق (ع) – ساختمان سابق بخشداری مرکزی لامرد – دفتر انجمن نجوم آماتوری شهر لامرد” از شنبه تا پنج شنبه هر هفته از ساعت ۹ تا ۱۱ صبح و ۶ تا ۷:۳۰ بعداز ظهر پذیرای مراجعه کنندگان می باشد.

لازم به ذکر است:

۱- برگزاری این گشت منوط به مساعد بودن وضعیت آب و هوا در آن شب می باشد.

۲- با توجه به نیاز به هماهنگی قبلی جهت ورود به محل رصد ،حمل و نقل افراد تنها توسط وسایل نقلیه ای که انجمن در نظر گرفته صورت می گیرد.

۳- این گشت محدودیت سنی ده سال برای افراد شرکت کننده را دارا می باشد.

۴- در صورت امکان وسایل از قبیل:”چراغ قوه با نور قرمز، زیرانداز، کفش مناسب، دوربین دو چشمی، تغذیه، آب نوشیدنی” به همراه داشته باشید.

۵- علاقمندان به شرکت در این گشت که عضو انجمن نجوم آماتوری شهر لامرد نمی باشند می بایست ابتدا به عضویت انجمن در آیند تا بتوانند در این گشت ثبت نام و شرکت نمایند.

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

توضیحات مختصری راجع به بارش شهابی برساوشی:

بارش شهابی برساووشی معمولاً با نرخ ساعتی سرسویی حدود ۱۰۰، دومین بارش شهابی بزرگ سال است که از ۲۷ تیر هر سال همزمان با برخورد زمین با توده ذرات فعال می شود و تعداد شهابهای آن به تدریج افزایش می یابد تا در حوالی ۲۲ مرداد به اوج خود می رسد. در این هنگام زیر آسمان تاریک می توان شاهد ۴۰ تا ۶۰ شهاب در ساعت بود. پس از آن تعداد شهابها به تدریج کاهش می یابد تا اینکه در ۳ شهریور با خروج این توده ذرات از مدار زمین فعالیت آن به پایان می رسد. سرعت میانگین شهاب های این بارش در اوقات اوج نسبت به سیاره زمین معمولا حدود ۵۹ کیلومتر بر ثانیه است. در اوقات اوج این بارش معمولا میل کانون آن حدود °۵۷ و بعد آن حدود °۴۷ است. این بارش شهابی از تودهٔ ذرّات دنباله دار سوییفت تاتل یا ۱۰۹پ به وجود می آید که با توجه به بازه فعال بودن حدود ۳۳ روزه در زمره بارش شهابی خیلی طولانی به شمار می آید.

کانون این بارش در صورت فلکی ذات الکرسی قرار دارد؛ ولی در گذشته دانشمندان مکان کانون این بارش را در برساوش میدانستند و به همین دلیل آن را برساوشی نامیدند. به دلیل سنّت پابرجایی اسامی در نجوم، این نام چون بسیاری موارد دیگر تا به امروز باقی مانده است.

همچنین همزمان با این بارش،بارش شهابی دلتا دلو جنوبی نیز فعال است که البته تعداد آنها ناچیز است.

در انتها کلیپ آموزشی از ناسا آورده شده است که توضیحات مختصر و مفیدی در این زمینه ارائه شده است. این کلیپ چند سال پیش ساخته و منتشر گردیده بود.

بارش شهابی برساوشی

کودک پدر و مادر انسان است!

مرداد ۱۱ام, ۱۳۹۱

          ۱)

در فیلم “جدایی نادر از سیمین”ِ اصغر فرهادی ، سکانسی هست که “نادر” به خانه می‌آید و با خدمتکاری که استخدام کرده (راضیه) شروع می‌کند به پرخاشگری و دعوا … نادر در مقام پرزوریِ تاریخی و با صدای بلند؛ راضیه در موقعیتِ کم‌زوری، چه اینکه “زن” است و باز ، چون “خدمتکار” است،  با صدایی محکوم تاریخی ! بغض شما بیشتر می‌شود وقتی این را به صحنه اضافه کنید: دختر خردسالِ راضیه، در این یکی‌به‌ دویِ مابینِ مادر و نادر،‌ گیر افتاده است. سر دختر مانند آفتابگردان از زاویه دید بالای دوربین،‌ از سویی به سویی می رود!  … قد او از همه کوتاهتر است و سر را به بالا گرفته؛ این سو به آن سو. برای اینکه: تکلیف “مادر” همان “لنگرگاه امن” که مارگارت ماهلر می‌گفت، چه می‌شود؟!! [ دل من/ می‌رود از توری به توری / درود بر نهنگ! (*)]

“نا امنی” بهترین توصیف برای وضعیت این کودک است؛ آشفتگی و بی سامانی! من بارها نگاه کرده‌ام این فیلم را؛ یکی اینجا و دیگری، وقتی نادر پدر مبتلا به آلزایمر را با دستان خود حمام می‌کند؛ بی نظیرند. بی نظیر به خاطر درماندگی انسان معاصر. بی نظیر که فیلم یک مشکل جهانشمول را وسط می‌کشد: نا امنی و بی کسی!

          ۲)

   عجب تحولاتی شده در این قرن ۲۱! سلسله‌وار انقلاب‌هایی در شمال آفریقا رخ داد. بماند که دردی دوا نخواهد کرد از اهالی آنجا! در بحرین، یکی از مرفه‌ترین ِ حکومت‌ها، با اعتراض شدید مردم روبه‌رو شده و … در جایی دیگر، سوریه داستان جالبی یافته‌‌ است. درگیریها و اعتراضات بخشی از مردم سوریه و دولت، به شکلی تقریبا منحصر به فرد در دوران معاصر،  از جانب نیروهایی فرامرزی تقویت و ساماندهی شد. درگیریها بالا گرفت و به دمشق رسید و حال به دومین شهر بزرگ سوریه- حلب- رسیده است. حکومت بشار از پشتیبانی کشورهایی چون روسیه و چین برخوردار است و مخالفین مسلح هم، از خط ترکی، عربی و غربی همه‌چیز می‌گیرند. سربازان لیبیایی و گویا پاکستانی در سوریه‌ هستند و علیه اسد به قول خودشان “جهاد” می‌کنند! خط گروههای افراطی و بنیادگرای ِ سلفی ، عربستان – ترکیه – پاکستان به کمک غرب از سویی و ناوهای جنگی روسیه – چین از طرفی دیگر! گویا باید حتما “تغییری” اتفاق بیفتد حتا به قیمت پیروزی تربیت‌یافتگان القاعده و طالبان، و یا از طرفی باید بشار اسد بماند حتا به قیمت … ! مسلما در این اتفاقات لایه های پیچیده‌ی سیاسی وجود دارد و من از سیاست سوادی ندارم. منتها چیزی روشن است و اینکه امروز حوادث درون کشورها، بیشتر از گذشته از جریان‌های بین المللی آب می‌خورد. جهان از نظر سیاسی و اقتصادی در نقطه‌ی پرسش برانگیزی قرار گرفته‌است. اقتصاد در اروپا و آمریکا در آزمایش بزرگی است. تمدن انگلوساکسونی بر در خاورمیانه می‌کوبد؟! به کشتن چراغ آمده یا روشن کردن آن؟! نمی‌دانم. ارتباطات، لشکر کشی و به گلوله بستن را به خانه‌ مردم آورده است، بحث بودن و نبودن است گویا!

ناقوس جنگ در جهان، دوباره انگار قصد نواختن دارد. تهدید و ارعاب، زبانِ معمول سیاستمداران شده و آینده را با علامت سؤال روبه‌رو کرده است. باز شرایطِ پیش از جنگهای بزرگ در جهان شکل گرفته است. تاریخ را باید خوب خواند!

         ۳)

نوباوگی و کودکی مهترین دوره‌ی رشد هر انسانی است. تحولات زیستی، شناختی و هیجانی به سرعت اتفاق می‌افتند و سازه یا صفات شخصیت شکل می‌گیرند. اگر حرف روان تحلیلگران را قبول کنیم که؛ ” کودک پدر انسان است” (**)، تکلیف مشخص می‌شود. به این معنی که دوره‌ی رشد پس از تولد تا تقریبا یازده سالگی (فروید که می‌گفت تا ۵ سالگی) نقش بی بدیلی در ساختار روانی ما دارند. هر انحرافی، اختلالی را در آینده شکل می‌دهد. بنابراین؛ کودکی می‌ماند، کودکی در بزرگسالی زندگی می‌کند و می‌بیند، کودکی تمام نمی‌شود. به علاوه‌ی اینکه کودکی همان پرورش دهنده‌ی کودک پس‌فرداست و الخ. هیچ کس در حوزه‌ی روانشناسی، اهمیت دوره‌ی نوباوگی و کودکی و نقش آن در سلامت یا بیماری روانی را رد نمی‌کند (درود بر پدر این مکتب)

جنگ ،خشونت و انقلاب‌های سیاسی، تهدید کننده‌ی جدی سلامتِ نوباوگان و کودکان است. صدای انفجارها و تیراندازی‌ها در لیبی، سوریه، بحرین و … بدون شک نا امنی فزاینده‌ای را برای نوباوگان و کودکان فراهم می‌کند. آشفتگی و ناامنی روابط درونی [“ایگو” ـ “سوپرایگو”] و [“ایگو” ـ “ابژه = موضوع = پدیده‌های بیرون”] دچار اختلال می‌کند. ساده اینکه؛ “منِ”  کودک دچار اختلال با بخشی دیگر از سازه روانی که همان “فرامن” باشد، می‌شود و باز اینکه “من” در ارتباط خود با جهان بیرون و موضوع‌های آن مانند مادر،‌ دچار تردید و سپس واپس روی می‌گردد. افسردگی مهمترین نتیجه‌ی کشنده‌ی چنین وضعیتی است و گاهی مرگ زودرس سراغ طفل خواهد آمد. ناامنی،”اعتماد ِ” به خود و جهان را کاهش می‌دهد. روانشناسان معتقدند از بین رفتن اعتماد و آمدن بی اعتمادی به جهان مساوی اصلی به نام “نا امیدی” است(اریکسون).  وضعِ زیست‌شناختی کودکان و نوباوگان تهدید می‌شود و از پس همه‌ی اینها، مشکل “هویت ِ” فردای این کودکان است که خود داستانی دارد. خلاصه اینکه؛ کودکان ِ جنگ و خشونت به آسیب‌های روانی بیشتر و شدیدتری در آینده مبتلا خواهند بود. (این ابتلا نه آن “ابتلایی” است که سهراب سپهری می گفت! ابتلای سهراب را کاش ما همه مبتلا بودیم!)

نتیجه‌گیری: پدر و مادر انسان – کودک –  خود و دنیا را در اواسط این قرن، نا امن و تهی خواهد یافت! حداقل در خاورمیانه!

          ۴)

“رفلکس مورو” در پزشکی و روانشناسی به بازتابی غیر ارادی اشاره می‌کند که طی آن با ایجاد صدایی ناگهانی و یا خالی شدن زیر سر نوزاد،‌ ناگهان دست‌های کودک باز شده و به شکل سی انگلیسی در می‌آید و دوباره به حالت اول برمی‌گردد (مانند بغل کردن). این رفلکس از نظر روانشناسان کردارشناس ( اتیولوژیست) نوعی واکنش انطباقی است. مادرانِ ما قبلا در محیط‌های پر‌خطری بوده‌اند. اجداد ما در صحرا و جنگل به وسیله‌ی عوامل بیرونی احساس خطری می‌کرده‌اند؛ مادر ، در حالی که بچه را به پشت داشته،‌ به سرعت فرار می‌کرده‌است، نوباوه‌ی بیچاره یکه می‌خورده و  آنی از مادر جدا می‌شده ؛ کم کم او فراگرفت که باید دست‌ها را برگرداند و بیندازد بر شانه و گردن مادر. این رفلکس هنوز برای بررسی سلامتی نوباوه‌ی تازه متولد شده، توسط پرستاران و پزشکان تست می‌شود که آیا “ساقه‌ی مغز” کودک سالم است یا نه؟! ***

درد اینجاست که این رفلکس‌ها دیگر در دنیای امروز دردی از طفل دوا نمی‌کنند. سرعت و داغی گلوله، او را و لنگرگاه امن او را درخواهد نوردید. بازتابی سریع‌تر از هجوم گلوله و موشک را ، “پدران و مادران انسان” از کجا بیاورند؟!

   کدام بازتاب انطباقی یا حتا ارادی می‌تواند نوزادان و خردسالان را از گلوله‌ها و صدای انفجارها،‌ از صدای هلهله‌ی خشن با بوق مسلحانِ سوار بر خودروهایِ شاسی بلند در خیابان‌های لیبی،‌ بحرین، سوریه، عراق، افغانستان و … نجات دهد؟ سهم نوزادان و کودکان در تصمیم‌گیریها کجاست؟!

اگر در زیست‌شناسی می‌گویند رفتار نوباوگان و کودکان تحت کنترل ساقه‌ی مغز است و هنوز مناطق بالایی مغز که قشر مخ باشد کامل نشده‌اند و رفتارها غیر ارادی هستند … آیا رفتارهای انسان مدرن به راستی در کنترل کورتکس مغز است یا در کنترل کشاننده‌ها و سائق‌ها؟!

کدام رفتار غریزی است؟ رفتار کودک یا رفتار بزرگسال متمدن؟!

        ۵)

دختر راضیه نا امنی را در فضایی کاملا مدنی تجربه‌ می‌کند. اگر همین راضیه در سوریه باشد یا افغانستان یا…

مادرش برود و بی لنگرگاه باشد؟! نباید بگویم ولی؛ اینقدر درد‌ها و زخمهای روحی – روانی برای او خواهند بود و اینقدر هی سر باز می‌کنند این زخم‌ها و ترمیم می‌شوند و باز سر باز…

این نا امنی است. آینده‌ی چرکین! کودکی با چنین سرنوشتی، اگر بمیرد بهتر است! باور کنید راحت می‌شود! بشر گویا قید خودش را زده‌ است!

      ۶) مدرنیته به اهداف خود رسید؟ عقلانیت مدرن و کلان روایت‌ها هنوز هم حیات دارند؟

نکته: حرفم معلوم بود. قصد من تحلیل سوریه و  سیاست نبود. اگر خیلی تحلیل‌گر هستید در پستی جداگانه بفرستید برای مدیریت سایت. این روزها حوصله‌ی کل کل‌های سیاسی نداریم به خدا!

* این دو سه خط شعر از علی عبداللهی است.

** “کودک پدر انسان است” نقل قولی از ویلیام وردورث است در باب روانکاوی. منبع: کاپلان، خلاصه‌ روانپزشکی، ترجمه رفیعی و رضاعی، چاپ ۲۰۰۳،‌ نشر ارجمند، جلد ۱،ص۲۰۹

*** بی زحمت آزمایش مورو را شخصا روی طفل خود یا نزدیکان انجام ندهید. گناهش گردن خودتان! (کلا به خاطر دوره‌های پزشکی شبکه ۳ می‌گویم!)

close up: نمای نزدیک(۳)

مرداد ۹ام, ۱۳۹۱

مجموعه نوشته هایی را که با عنوان عمومی (CLOSE  UP : نمای نزدیک) خدمت تان ارایه خواهم کرد، دستچین خاطرات من است در برخورد با مردم شهرم .این برخورد ها در هرجای این شهر ممکن است برای من اتفاق افتاده باشد: کوچه و بازار،اداره ها،پارک ها و… این خاطرات هر کدام متضمن نکته ای اند و هدف از این خاطره گویی هم بررسی همین نکته ها ودر نتیجه شناخت بهتر شهرمان است، شهری که ما آن را ساخته ایم.

پنجشنبه – فرمانداری لامرد –دفتر برنامه ریزی


فلکه ی مرحوم حیاتی را دور می زنم و گوشه ای پارک می کنم تا به محمد علی نژاد زنگ می زنم ببینم هست یانه؟ سرش خلوت هست یا نه؟
-صلواتن …ص ….لواتن…(این آهنگ پیشواز آقای علی نژاد است که گوش می دهم)
تا محمد گوشی بردارد، زل می زنم به مجسمه ی بد رنگی که قرار است یادآور نام مردی باشد که خیلی از ما لامردی ها خاطرش را می خاهیم.
-صلواتن …ص ….لواتن…
به یاد انبوه سوال هایی می افتم که در تراکمه مطرح کردیم و کسی خودش را مسوول پاسخ گویی به آنها ندانست.برعبث می پاییم به قول نیما؟
– الو سلام آقای علی نژاد…

 

وارد اتاقش که می شوم می بینم با بهرام الهیاری عزیز روی پیش نویس مطلبی کار می کنند. معلوم است مطلب برای شان مهم است و از زاویه ی حمله شان به قلم و کاغذ ، حدس می زنم در حال تهیه ی آخرین بسته ی پیشنهادی ایران به گروه ۱+۵ هستند!!
بالاخره آرایش جنگی شان به هم می خورد : چیه ؟ چی می نویسید؟ علیکم السلام.
– سایت مهرستان رفتی؟
– نه! ولی یه پیامکی اومد برام که یه سر برم. چه خبره مگه؟
– بیا این پرینت رو بخون.
پرینت را می خانم : ظاهرن در جلسه ی شورای اداری مهر که با حضور دکتر موسوی بوده ، امام جمعه ی مهر ایشان را مورد انتقاد قرار داده که چرا می خاهید پتروشیمی را از مهر گرفته به عسلویه ببرید؟و برای اثبات ادعایشان به نامه ای اشاره کرده بودند(اینجا).
آن نامه را هم از آقای علی نژاد گرفتم: نوشته ای بود صد در صد تخصصی در مورد اینکه محل Tie in مجتمع اتان گیری کجا باشد که کیفیت گاز ورودی مطلوب تر باشد؟
هرچه گشتم در نامه حرفی از جلوگیری از احداث در مهر و انتقال به عسلویه نبود. پرسیدم: مطمئنید امام جمعه به همین نامه اشاره داشته؟ آخه اولن که صد سال که امام جمعه ده درصد این نامه رو متوجه بشند، خود من که گازی هم هستم یه جاهاییش رو دقیق نفهمیدم. دوم اینکه لااقل کجای این نامه کلمه ی عسلویه اومده؟
کسی پاسخی برای این سوال هام نداشت. احتمالن به امام جمعه ی محترم بد مشاوره داده بودند. آقای علی نژاد و الهیاری هم در حال تهیه ی پاسخ بودند(اینجا).

انتهای نوشته ی سایت مهرستان ، اشاره ای شده بود به گلایه ی رییس شورای شهر مهر از رییس شورای شهر لامرد: آقای علی قسمی.

قضیه از این قراره که عوارض آلودگی ناشی از وجود هر پالایشگاه ؛ اگه اون پالایشگاه تو محدوده ی بخش مرکزی باشه فقط به شهرداری مرکز می رسه در غیر این صورت، عوارض به کل مجموعه ی شهرستان می رسه.

ظاهرن آقای قسمی به حریم تعریف شده برای شهر مهر اعتراض داشته اند!! وهمچنین به اینکه عوارض آلایندگی فقط به شهر مهر برسه .
ایشون در راستای احقاق حقوق مردم گله دار  و وراوی  شکایتی رو تنظیم کرده اند و به مقامات ارایه داده اند.رییس شورای شهر مهر هم گفته اند که حریم شهر مهر و نحوه ی توزیع عوارض آلایندگی ، چه ربطی به لامردی ها داره و این رو مصداق دخالت در حوزه ی کاری خودشون دونسته اند.در جای دیگه ای از سایت (اینجا) عین رای دیوان عدالت اداری به شکایت آقای قسمی اومده بود که اعتراض ایشون رو وارد ندونستند.
به آقای علی نژاد گفتم: واسه این هم پاسخی تهیه می کنید؟ که گفتند خود بچه های شورا باید پاسخ این ادعا رو بدند.
راستش با یکی از بچه های شورا قراری گذاشته ام ببینم پاسخ شون چیه و اصلن کلیت قضیه چی بوده؟

ظهر شده بود و نشستم پشت فرمان ماشینی که از شدت گرما نمی شد به فرمان آن دست زد.

نتیجه گیری: این بار رو خودتون نتیجه گیری کنید!!

می رویم ؛ هستند ؛ می مانیم

مرداد ۹ام, ۱۳۹۱

شبها ، بزرگراه صدر معرکه بازاری است . کامیون می رود ، تریلی می آید ، آن یکی بار خالی می کند ، این یکی بار بالا می برد ؛ خلاصه قصه ی ساخت اولین اتوبان دوطبقه ایران است و مثل خیلی قصه ها شبها شنیدنی است.پسرک زباله جمع کن اما اینبار حواسش جمع خانه ای زیرِ همکفِ یکی از فرعی های تقاطع صدر و شریعتی است ؛ چراغ پرنور سالن روشن است . عده ای سفره انداخته و دور هم جمعند و به لهجه ای حرف می زنند که برای پسرک نا مفهوم اما آشناست :

خالو دَسِ راسی: مُو که خَیر اَ اَو و خَیر اَو که کیتِ مامِنین تو کَپ نَیکُنُم. 

(و همزمان دستش را دراز می کند تا بشقاب دوم چلو کباب را از دکتر اسد پور بگیرد.)

 خالو دَسِ چپی : پیا هَ باش بُخور اِش می وُرِّه !

خالودس راسی: نه خال ، کَپُم بو می گیره که هیچ جوابم بایَتی پس بِذُم!

با خنده ی بلند خالو ها چند دانه برنج به بشقاب من پرتاب می شود وختم افطار من بی صدا اعلام می شود.

خالو دس راسی : دُگدُر موسی نَومَذِه ؟ پیر بیذَه کولِش کولن ؛ گفته می آم یَنی می آ .

 غَــــرَرَرَم ( صدای بار کامیون به گوش می رسد که ملات خالی می کند)

خالو دَسِ چپی ( در حالیکه با دستمال کاخذی دور بُچَش را تمیز می کند ) : یَنی کاری کِرذ کارِسّون؛ رفت کومیسیون اِنِرجی ، گامون کُن نفت چند دلاری بره بالا.. ( و انگار لقمَه تو خِرِش نشسته باشد ،چند باری کُک میکند)

خالو دس راسی: دوخ بُخور خال ، خِرِت گِرفت ( و لیوان پلاستیکی دوغ را تا نصفه به دست خالو داده و با دست چپش چند تا ضربه محکم پشتش می زند )

 ــ هولو کِش بذه ، هولوکِش بذه !

خالو دس چپی در حالیکه صورتش سرخ شده و به سختی نفسش را بالا می دهد : چه گفتی ؟ نَشنیذُم. گفتی کِش بِذِه؟!

خالودس راسی در حالیکه دستپاچه شده و دور و بر خودش را نگاه می کند و انگار می خواهد مطمئن شود که کسی مکالمه شان را نشنیده : نه خال، او که اصطَحی نَبایَت کِش بِذی، ولی دَنّون ما دَنّون پیشتری نی، بایَت کَم کَم بخوری ، آسَه شی آ کُنی ، دوره ی حالا مث کذیم نی ، هَی ممذ..

در همین حیص و بیص رفتگری با لباس نارنجی و جاروویی بزرگ وارد مجلس می شود و با لهجه ای آذری چند باری داد می زند : پیژو ۴۰۵ پیلاک ایران.. (!)مال کیه ؟ موزاحیمِ ماشینِ آشغالیه !

خالو دس راسی: اَگَه ریش نَوشته ایران مالِ مُونِن کاکا.

 و همینطور که نیم خیز بلند شده و دنبال سویچ می گردد انگار که با خودش زمزمه می کند : بُرُم سَرِ ره شون واسونُم که ای ها اَ ماشین ایران هم رحم نیکُنِن! …

                                          ***

اگر از بد روز گار (یا خوب آن !) دچار زندگی دور از وطن باشید(همینجا خدمت استاد ذکاوت عزیز عرض ادب و سلام نموده و توضیحاً معروض می داریم در اینجا منظور از وطن «بیخه جات» می باشد . پایان پرانتز ولی ارادت همچنان باقی است) حکماً برایتان لحظه هایی بوده ـ بسته به احساستان کم یا زیاد ـ که بُنجیر دل هوایِ فِر در آسمان وطن کند و طبعاً چون ـ نظر به بُعد مسافت و طول قیمتها ـ مُراد نبیند ، دِپ بزند و افسردگی بگیرد.

 اینطور وقتها علاجش گُلخانه هست یا همان که علمای فن بهش می گویند شرایط آزمایشگاه.یعنی وقتی نمی شود رفت لامرد و مهر، راه دیگرش اینست که لامرد و مهر را آورد تهران.

می گویید نمی شود ؟ اما من کسانی را می شناسم که این کار را کرده اند و شده . حالا گیریم به سعی و تلاش ، گیریم به همت و پشتکار؛ اما بالاخره کرده اند و شده . اینجا توی این آدرس :

تهران ، تقاطع اتوبان صدر و شریعتی ، خیابان شریعتی به سمت جنوب، خیایان خاقانی ، خیابان رودکی شمالی ،کوچه دامپزشکی ، پلاک ۴

شبهای جمعه اول هر ماه می توانید بیایید و با چشمهای خودتان ببینید . بعد که باورتان شد ، بنشنید با همشهریهایتان گعده ای بکنید ، چایی بخورید ، جوجه ای به بدن بزنید و برای اینکه هم شامتان حلال باشد و هم ثوابی برده باشد ـ خواستید ـ  بعدش دعایی و قرآنی بخوانید.

راستی ماه رمضان عجالتاً همین مجلس چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه هر هفته مهیاست . باور نمی کنید ، این هم سندش . بگم ، بگم ، باز هم بگم ؟!

 هاله نوری که مشاهده می فرمایید کامپلت به نام دکتر اسدپور می باشد، سندش هم همانطور که ملاحظه می فرمایید موجود است (!) آقایی هم که پشت سرشان کلّه کشو کرده اند زحمتکش ترین «سید» جمعند.

سفره افطاری

 سفره ها واری شده و حالا بساط گعده مهیاست.

 

 

گزارش تحلیل اعتبارات عمرانی شهرستان لامرد

مرداد ۸ام, ۱۳۹۱

مقدمه:

با توجه به ضرورت برنامه ریزی در کلیه زمینه های اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی و… جهت رشد و اعتلاء شهرستان و دستیابی به جایگاهی مناسب در توسعه و اینکه از ملزومات هر گونه برنامه ریزی دستیابی به آمار و اطلاعات دقیق و جامع از وضعیت موجود می باشد لذا در اختیار داشتن مجموعه جامع و دقیق از آمار و اطلاعات ضروری است. این مجموعه براساس این ضرورت و نیاز تهیه و تنظیم گردیده است. هرچند گرد آوری اطلاعات و آمار در کشورهای کمتر توسعه یافته بسیار مشکل و در برخی اوقات غیرممکن می باشد. این مجموعه نیز با مشکلات فراوان و دردسرهای خاص خودش برای نشان دادن اقدامات نظام مقدس جمهوری اسلامی براساس آمار مستند همچنین مقایسه و تجزیه و تحلیل آن بر مبنای اصول متعارف با همکاری همکاران ارجمند در گروه برنامه ریزی فرمانداری در سه بخش تهیه شده است. بخش اول اطلاعات مربوط به پروژه های عمرانی به تفکیک فصل و برنامه که اعتبارات آن از محل اعتبارات تملک دارایی استانی ودو درصد نفت و گاز تامین شده است و از طریق شورای برنامه ریزی استان به شهرستان ابلاغ شده و در کمیته برنامه ریزی شهرستان توزیع شده است. در بخش دوم اعتبارات مربوط به پروژه هایی است که از اعتبارات سفر هیات دولت یا ملی و متمرکز دستگاههای اجرایی و کمک های وزارت نفت خارج از اعتبارات روال عادی با پیگری نمانده فقید شهرستان ؛ مسوولین استانی و شهرستانی بدست آمده است. بخش سوم آن شاخص های شهرستان در زمینه های مختلف می باشد که از ادارات شهرستان استعلام شده درج گردیده است.

معرف اجمالی شهرستان

 

وسعت و موقعیت جغرافیایی:

شهرستان لامرد با مساحت ۳۹۳۲ کیلومتـرمربع در محدوده ۵۴-۵۲ درجه طول جغرافیایی و ۲۸-۲۷ درجه عرض جغرافیایی در جنوبـی ترین نقطه استان فارس واقع شده است. فاصله لامرد تا مرکز استان ۴۴۶ کیلومتر است و از شمال با شهرستان های لارستان وخنج از جنوب و شرق با استان هرمزگان، از جنوب غرب با شهرستان مهر و استان بوشهر همسایه می باشد.

وضعیت آب و هوایی لامرد:

شهرستان لامرد از نظر آب و هوایی جزء مناطق گرم و خشک محسوب می شود. حداقل درجه حرارت صفر و حداکثر آن در تابستان به ۵۰ درجه سانتیگراد می رسد . گرم ترین ماه سال مرداد با معدل ۲۶/۳۴ درجه سانتیگراد و سردترین ماه ، دی با معدل ۰۶/۱۳ درجه سانتیگراد است . متوسط بارندگی دراین شهرستان ۱/۲۳۴ میلیمتر در سال است که با ویژگی بارش سیل آسا در مدت کوتاهی از سال ( سه ماه در سال ) رخ می دهد وحداکثر بارندگی ( حدود۷۰% ) در ماه های دی و بهمن و حداقل بـارندگی نیز در شهریور ماه است. حداکثر رطوبت نسبی شهرستان ۵۶ درصد و حداقل رطوبت نسبی نیز ۲۰ درصد است.

عوارض طبیعی:

دو رشته کوه عمده در شهرستان لامرد وجود دارد: رشته کوه سادول، واقع در جنوب، لامرد را از شهرستان «پارسیان» جدا می‌کند و رشته کوه علامرودشت نیز لامـرد را به دو بخش و قسمت مجزا یکی دشت مرکزی (شامل قسمت اعظم بخش مرکزی، بخش اشکنان) و دیگری دشت علامرودشت ( شامل قسمتی از بخش مرکزی و بخش علامرودشت ) تقسیم نموده‌است. رشته کوه علامرودشت بصورت رشته ای به طول ۱۲۴ کیلومتر و به عرض ۴ تا ۸ کیلومتر از روستای شلدان درغرب لامرد آغاز شده و به سوی جنوب شرقـی تا روستای پاقلات امتداد مـی یابد. ارتفاع آن در بلندترین نقطه ۱۴۳۰ متر از سطح دریا است.کوه گاوبست نیز با ارتفاع ۲۱۶۵ متر ارتفاع از سطح دریا در شمال روستای پاقلات و کال واقع شده است.

پوشش گیاهی:

پوشش گیاهی در دشت ها شامل علف شور، آتریپلکس، آئلروپوس، هالکنموم و شوره گز می باشد و پوشش گیاهی در دامنه ها و بلندی ها شامل استبرق، کنار، کهور، گون، درمنه، لگجی، بهمن، ترات و …و در بلندی های بالاتر درختان و درختچه هایی مانند بنه، بادام و گیاهانی مانند انغوزه و آویشن دیده می شود.

رودخانه ها:

دو رودخانه فصلی مهم در شهرستان لامرد عبارتنداز :‌

رودخانه مهران (شور) که از کوه های چک چک ، مشک آویز و نار در غرب شهرک امام و سرگاه اسیر از توابع بخش گله دار شهرستان مهر سرچشمه می گیرد و پس از طی طول شهرستان مهر و لامرد در کنار بندرخمیر به خلیج فارس می ریزد .

رودخانه علامرودشت: این رودخانه بزرگترین و طولانی ترین رودخانه فصلـی شهرستـان می باشد که نهایتاً‌ به خلیج فارس سرازیر می شود. این رودخانه از دو شاخه اصلی فداغ و چاهورز تشکیل شده که شاخه چاهورز از ارتفاعات شمالی کال و شرق روستای بالاده و آبکنه سر چشمه گرفته و شاخه فداغ که در شهرستان لارستان می باشد از جنوب لار و شرق هرمز سرچشمه می گیرد .

تقسیمات کشوری :

طبق تقسیمـات کشوری شهرستـان لامرد از سـه بخش به نام های مرکزی، اشکنـان، ‌علامرودشـت، ۷ دهستان،۴ نقطه شهری و۱۴۲ آبادی، تشکیل شده است که از این تعداد بخش مرکزی با ۶۸ آبادی بیشترین نقطه مسکونی و بخش اشکنان با ۲۸ آبادی کمترین نقطه مسکونی را در خود جای داده است. در بخش علامرودشت نیز تعداد ۴۶ نقطه مسکونی وجود دارد .

بخش، شهر و دهستانهای شهرستان لامرد براساس تقسیمات کشوری

شهرستان بخش شهر دهستان
تعداد نام تعداد نام تعداد نام
لامرد ۳ مرکزی

اشکنان علامرودشت

۴ لامرد

اشکنان

علامرودشت

اهل

۷ حومه

سیگار

چاهورز

خیرگو

علامرودشت

اشکنان

کال

جمعیت و نیروی انسانی:

براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت شهرستان لامرد‌۷۸۶۹۲ نفراست که از این تعداد ۳۶۲۱۷ نفر در مناطق شهری و ۴۲۴۵۲ نفر در روستاها سکونت دارند. طبق سرشماری فوق درصد جمعیت شهرستان نسبت به استان ۸/۱ درصدمی باشد.

براساس این سرشماری، بخش مرکزی با ۴۴۷۱۳ نفر بیشترین جمعیت را در خود جای داده است. بخش اشکنان با ۱۸۸۹۰ نفر و بخش علامرودشت با ۱۵۰۶۶ نفر در رتبه های بعدی قرار دارند.

تعداد شهر ها، دهستان ها و آبادی های دارای سکنه شهرستان به تفکیک بخش

بخش شهر دهستان آبادی های دارای سکنه کل آبادی ها
اشکنان ۲ ۲ ۲۸ ۳۷
علامرودشت ۱ ۲ ۴۶ ۵۸
مرکزی ۱ ۳ ۶۸ ۸۱
کل شهرستان لامرد ۴ ۷ ۱۴۲ ۱۷۶

جمعیت و تعداد خانوار بخش ها، دهستان ها و شهر های شهرستان لامرد

بخش/دهستان/شهر تعداد خانوار سال ۷۵ جمعیت سال۷۵ تعداد خانوار سال۸۵ جمعیت سال ۸۵
بخش اشکنان ۲۹۰۶ ۱۵۹۱۹ ۳۹۱۰ ۱۸۸۹۰
دهستان اشکنان ۵۴۶ ۳۱۵۷ ۸۲۲ ۳۹۱۷
دهستان کال ۷۲۸ ۴۰۰۳ ۹۵۴ ۴۵۶۲
شهر اشکنان ۱۱۶۰ ۶۳۸۸ ۱۵۱۸ ۷۶۱۴
شهر اهل ۴۷۲ ۲۳۷۱ ۶۰۶ ۲۷۹۷
بخش علامرودشت ۲۴۵۷ ۱۵۱۹۳ ۳۱۱۸ ۱۵۰۶۶
دهستان خیرگو ۱۰۹۷ ۶۴۸۶ ۱۳۱۵ ۶۲۶۲
دهستان علامرودشت ۸۴۱ ۴۸۶۲ ۱۰۴۹ ۵۱۵۴
شهر علامرودشت ۵۱۹ ۲۹۴۳ ۸۱۶ ۳۶۵۰
بخش مرکزی ۶۴۴۴ ۳۴۹۹۷ ۹۵۴۲ ۴۴۷۱۳
دهستان چاهورز ۱۱۷۵ ۶۳۷۸ ۱۵۶۶ ۷۹۹۱
دهستان حومه ۷۰۱ ۳۸۲۶ ۹۰۳ ۴۴۸۰
دهستان سیگار ۱۵۷۷ ۹۴۰۳ ۲۱۴۰ ۱۰۰۸۶
شهر لامرد ۲۹۹۱ ۱۵۳۹۰ ۴۹۳۳ ۲۲۱۵۶
کل شهرستان ۱۱۸۰۷ ۶۶۱۰۹ ۱۶۶۳۷ ۷۸۶۹۲

لیست اعتبارات عمرانی ۸۴ تا ۱۳۸۹ به تفکیک فصل و برنامه

فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹ جمع دوره
فصل خدمات مالی؛ فنی؛ مدیریت وبرنامه ریزی ۱۲۲۷۰۴۴ ۱۷۶۱۱۰۰ ۹۴۴۰۰۰ ۵۲۰۰۰۰ ۲۸۵۰۰۰ ۹۲۷۹۰۰۰ ۱۴۰۱۶۱۴۴
برنامه خدمات هواشناسی ۲۹۷۰۴۴ ۱۳۵۱۰۰ ۳۳۹۰۰۰ ۱۲۰۰۰۰ ۸۰۰۰۰ ۰ ۹۷۱۱۴۴
برنامه ساختمان های دولتی ۹۳۰۰۰۰ ۱۶۲۶۰۰۰ ۶۰۵۰۰۰ ۴۰۰۰۰۰ ۲۰۵۰۰۰ ۹۲۷۹۰۰۰ ۱۳۰۴۵۰۰۰
فصل فرهنگ و هنر ۶۵۰۰۰۰ ۲۷۹۱۳۰۰ ۳۲۸۸۰۰۰ ۶۳۴۰۰۰۰ ۴۹۸۹۰۰۰ ۸۴۶۰۰۰۰ ۲۶۵۱۸۳۰۰
برنامه خدمات فرهنگی و هنری ۶۵۰۰۰۰ ۲۱۸۷۷۰۰ ۲۳۴۰۰۰۰ ۴۹۰۰۰۰۰ ۲۷۰۶۰۰۰ ۸۳۱۰۰۰۰ ۲۱۰۹۳۷۰۰
برنامه رسانه های شنیداری ودیداری ۰ ۲۰۲۶۰۰ ۴۳۱۰۰۰ ۴۴۰۰۰۰ ۱۵۶۰۰۰۰ ۰ ۲۶۳۳۶۰۰
برنامه گردشگری ۰ ۴۰۱۰۰۰ ۵۱۷۰۰۰ ۱۰۰۰۰۰۰ ۷۲۳۰۰۰ ۱۵۰۰۰۰ ۲۷۹۱۰۰۰
فصل آموزش ۴۰۱۶۳۰۰ ۷۴۷۳۰۰۰ ۷۵۸۳۰۰۰ ۶۰۳۳۰۰۰ ۱۱۳۵۷۰۰۰ ۲۰۱۹۶۰۰۰ ۵۶۶۵۸۳۰۰
برنامه فنی و حرفه ای ۳۰۰۰۰۰ ۷۱۴۲۰۰ ۱۳۵۷۰۰۰ ۸۷۰۰۰۰ ۱۳۸۰۰۰۰ ۴۹۴۰۰۰۰ ۹۵۶۱۲۰۰
برنامه آموزش عالی ۲۰۰۰۰۰ ۱۰۰۰۰۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۳۰۰۰۰۰
برنامه ابتدایی ۷۳۲۳۰۰ ۱۷۸۵۳۰۰ ۱۵۷۲۰۰۰ ۶۲۰۰۰۰ ۱۴۷۱۰۰۰ ۳۷۳۰۰۰۰ ۹۹۱۰۶۰۰
برنامه استثنایی ۰ ۹۸۳۹۰۰ ۹۹۵۰۰۰ ۶۰۵۰۰۰ ۱۲۳۰۰۰ ۵۶۶۰۰۰ ۳۲۷۲۹۰۰
برنامه راهنمایی ۶۳۷۰۰ ۷۹۳۲۰۰ ۲۵۲۱۰۰۰ ۲۳۱۴۰۰۰ ۴۱۰۳۰۰۰ ۶۳۲۰۰۰۰ ۱۶۱۱۴۹۰۰
برنامه متوسطه نظری ۲۷۲۰۳۰۰ ۳۰۹۶۴۰۰ ۱۱۳۸۰۰۰ ۱۶۲۴۰۰۰ ۴۲۸۰۰۰۰ ۴۶۴۰۰۰۰ ۱۷۴۹۸۷۰۰
فصل تربیت بدنی ۶۳۵۰۰۰ ۲۷۴۷۷۰۰ ۴۲۰۵۰۰۰ ۱۱۲۷۱۱۸۰ ۵۰۲۷۲۷۰ ۸۷۱۹۰۰۰ ۳۲۶۰۵۱۵۰
برنامه ورزش هگانی ۱۰۰۰۰۰ ۱۹۲۳۰۰۰ ۳۸۱۶۰۰۰ ۱۱۰۲۱۱۸۰ ۴۷۷۳۲۷۰ ۷۱۱۹۰۰۰ ۲۸۷۵۲۴۵۰
برنامه گسترش ورزش دانش آموزی ۵۳۵۰۰۰ ۸۲۴۷۰۰ ۳۸۹۰۰۰ ۲۵۰۰۰۰ ۲۵۴۰۰۰ ۱۶۰۰۰۰۰ ۳۸۵۲۷۰۰
فصل بهداشت درمان و تغذیه ۰ ۱۵۸۶۰۰۰ ۰ ۳۴۵۱۰۰۰ ۱۳۶۰۰۰۰ ۶۷۵۱۰۰۰ ۱۳۱۴۸۰۰۰
برنامه خانه بهداشت ۰ ۹۸۶۰۰۰ ۰ ۳۰۳۱۰۰۰ ۳۱۰۰۰۰ ۲۱۰۰۰۰۰ ۶۴۲۷۰۰۰
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹ جمع دوره
برنامه خدمات بهداشتی درمانی ۰ ۶۰۰۰۰۰ ۰ ۴۲۰۰۰۰ ۱۰۵۰۰۰۰ ۴۶۵۱۰۰۰ ۶۷۲۱۰۰۰
فصل رفاه و تامین اجتماعی ۳۵۰۰۰ ۹۲۹۹۰۰ ۱۳۷۶۰۰۰ ۱۷۹۸۰۰۰ ۱۶۴۰۰۰۰ ۲۴۸۰۰۰۰ ۸۲۵۸۹۰۰
برنامه توانبخشی ۳۵۰۰۰ ۲۷۰۹۰۰ ۱۲۶۰۰۰ ۰ ۵۰۰۰۰ ۰ ۴۸۱۹۰۰
برنامه حمایت از خانواده وفرزندان ۰ ۰ ۱۰۰۰۰۰۰ ۱۸۰۰۰۰ ۲۶۰۰۰۰ ۲۸۰۰۰۰ ۱۷۲۰۰۰۰
برنامه امداد و نجات آسیب دیدگان ۰ ۲۰۹۰۰۰ ۰ ۳۰۰۰۰۰ ۲۰۰۰۰۰ ۰ ۷۰۹۰۰۰
برنامه امور ایثارگران ۰ ۴۵۰۰۰۰ ۲۵۰۰۰۰ ۱۳۱۸۰۰۰ ۱۱۳۰۰۰۰ ۲۲۰۰۰۰۰ ۴۳۰۰۰۰۰
فصل مسکن عمران شهری و روستایی ۱۲۴۴۲۳۶۴ ۲۰۱۷۸۳۳۰ ۱۵۴۴۲۰۰۰ ۴۳۰۸۵۰۰۰ ۴۲۰۸۳۸۲۰ ۳۶۷۶۸۰۰۰ ۱۶۹۹۹۹۵۱۴
برنامه ساماندهی کالبدی شهری وروستایی ۲۶۹۴۰۳۴ ۳۱۲۹۹۰۰ ۲۷۱۰۰۰۰ ۶۶۵۶۰۰۰ ۹۹۹۹۰۰۰ ۹۴۸۲۰۰۰ ۳۴۶۷۰۹۳۴
برنامه تامین مسکن ۴۵۰۰۰۰ ۳۶۱۶۰۰ ۵۱۹۰۰۰ ۲۲۱۰۰۰۰ ۳۸۰۰۰۰ ۱۳۵۰۰۰۰ ۵۲۷۰۶۰۰
برنامه آب شهری و روستایی ۴۲۱۷۳۰۰ ۹۵۴۴۴۳۰ ۶۷۸۵۰۰۰ ۲۳۴۰۵۰۰۰ ۱۴۳۰۵۸۲۰ ۱۵۸۷۰۰۰۰ ۷۴۱۲۷۵۵۰
برنامه حمل و نقل شهری وروستایی ۲۰۰۰۰۰۰ ۲۵۵۰۰۰۰ ۱۵۴۱۰۰۰ ۵۱۵۰۰۰۰ ۱۲۸۹۹۰۰۰ ۷۲۷۶۰۰۰ ۳۱۴۱۶۰۰۰
برنامه سامانه های پساب و فاضلاب ۲۰۰۰۰۰ ۳۹۰۰۰۰ ۲۳۵۰۰۰ ۲۵۷۵۰۰۰ ۲۵۰۰۰۰۰ ۸۰۰۰۰۰ ۶۷۰۰۰۰۰
برنامه خدمات شهری ۲۴۳۱۰۳۰ ۳۳۲۷۴۰۰ ۱۵۰۸۰۰۰ ۲۸۶۸۰۰۰ ۱۴۵۰۰۰۰ ۱۰۰۰۰۰۰ ۱۲۵۸۴۴۳۰
برنامه ساماندهی عشایر ۴۵۰۰۰۰ ۸۷۵۰۰۰ ۲۱۴۴۰۰۰ ۲۲۱۰۰۰ ۵۵۰۰۰۰ ۹۹۰۰۰۰ ۵۲۳۰۰۰۰
فصل منابع آب ۵۶۸۹۷۰۳۶ ۴۱۶۴۳۸۲۲ ۷۰۹۷۳۰۰۰ ۶۳۶۵۹۶۰۰ ۱۱۷۶۶۰۰۰ ۴۳۷۴۸۰۰۰ ۲۸۸۶۸۷۴۵۸
برنامه تامین آب ۵۶۸۹۷۰۳۶ ۴۱۶۴۳۸۲۲ ۷۰۹۷۳۰۰۰ ۶۳۶۵۹۶۰۰ ۱۱۷۶۶۰۰۰ ۴۳۷۴۸۰۰۰ ۲۸۸۶۸۷۴۵۸
فصل کشاورزی و منابع طبیعی ۲۸۹۰۲۱۹ ۱۱۰۹۸۱۴۲ ۱۵۳۵۷۸۴۰ ۱۲۸۶۳۳۰۰ ۲۰۰۹۳۰۰۰ ۱۵۰۱۵۰۰۰ ۷۷۳۱۷۵۰۱
برنامه دام و طیورو ابزیان ۱۷۱۱۶۲ ۶۶۲۲۷۶ ۷۴۹۰۰۰ ۵۰۹۴۰۰ ۸۱۰۰۰ ۳۴۰۰۰۰ ۲۵۱۲۸۳۸
برنامه زراعت و باغبانی ۷۱۴۹۶ ۱۴۶۸۳۸۰ ۳۹۰۰۰۰ ۱۸۷۷۱۰۰ ۹۷۲۰۰۰ ۷۶۰۰۰ ۴۸۵۴۹۷۶
برنامه آبخیزداری ۲۰۵۴۹۱۰ ۵۶۰۶۲۱۶ ۷۹۵۷۰۰۰ ۵۷۱۰۰۰۰ ۱۲۶۳۰۰۰۰ ۹۹۰۷۰۰۰ ۴۳۸۶۵۱۲۶
برنامه ترویج کشاورزی ۷۲۶۵۱ ۳۸۰۱۱۲ ۸۲۵۲۰۰ ۵۱۲۹۰۰ ۳۴۵۰۰۰ ۲۱۲۰۰۰ ۲۳۴۷۸۶۳
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹ جمع دوره
برنامه ساماندهی اراضی ۵۲۰۰۰۰ ۱۳۴۲۷۵۹ ۲۳۸۷۶۴۰ ۲۰۶۰۹۰۰ ۴۱۷۲۰۰۰ ۲۶۰۱۰۰۰ ۱۳۰۸۴۲۹۹
برنامه جنگل ۰ ۵۷۸۲۵۰ ۱۰۷۶۰۰۰ ۸۹۰۰۰۰ ۱۱۴۶۰۰۰ ۱۰۲۴۰۰۰ ۴۷۱۴۲۵۰
برنامه مرتع ۰ ۲۶۰۲۵۰ ۶۶۷۰۰۰ ۵۷۲۰۰۰ ۳۵۷۰۰۰ ۳۴۹۰۰۰ ۱۹۸۹۲۵۰
برنامه بیابان زدایی ۰ ۷۹۹۸۹۹ ۱۳۰۶۰۰۰ ۷۳۱۰۰۰ ۳۹۰۰۰۰ ۵۰۶۰۰۰ ۳۷۳۲۸۹۹
فصل محیط زیست ۷۵۷۳۴ ۱۵۸۸۰۰ ۹۴۰۰۰ ۱۳۶۰۰۰ ۷۹۰۰۰ ۱۰۹۸۰۰۰ ۱۶۴۱۵۳۴
برنامه حفاظت از طبیعت و تنوع زیستی ۷۵۷۳۴ ۱۵۸۸۰۰ ۹۴۰۰۰ ۱۳۶۰۰۰ ۷۹۰۰۰ ۱۰۹۸۰۰۰ ۱۶۴۱۵۳۴
فصل حمل و نقل ۱۲۱۲۹۰۰۰ ۳۵۳۳۲۰۰۰ ۳۸۳۱۴۰۰۰ ۳۴۵۶۰۰۰۰ ۲۴۷۲۵۰۰۰ ۳۹۳۰۰۰۰۰ ۱۸۴۳۶۰۰۰۰
برنامه حمل و نقل جاده ای ۱۲۱۲۹۰۰۰ ۳۵۳۳۲۰۰۰ ۳۸۳۱۴۰۰۰ ۳۴۵۶۰۰۰۰ ۲۴۷۲۵۰۰۰ ۳۹۳۰۰۰۰۰ ۱۸۴۳۶۰۰۰۰
فصل صنعت و معدن ۱۴۸۲۳۰۰ ۲۷۰۵۹۰۰ ۸۱۵۹۰۰۰ ۱۱۰۰۰۰۰۰ ۲۱۰۴۰۰۰ ۶۲۵۰۰۰۰ ۳۱۷۰۱۲۰۰
برنامه زیرساخت های صنعتی و معدنی ۱۴۸۲۳۰۰ ۲۷۰۵۹۰۰ ۸۱۵۹۰۰۰ ۱۱۰۰۰۰۰۰ ۲۱۰۴۰۰۰ ۶۲۵۰۰۰۰ ۳۱۷۰۱۲۰۰
فصل انرژی ۲۶۰۴۸۴ ۳۵۸۷۳۰ ۴۰۲۰۰۰ ۱۶۰۰۰۰۰ ۴۰۵۰۰۰ ۲۰۰۰۰۰۰ ۵۰۲۶۲۱۴
برنامه برق ۲۶۰۴۸۴ ۳۵۸۷۳۰ ۴۰۲۰۰۰ ۱۶۰۰۰۰۰ ۴۰۵۰۰۰ ۲۰۰۰۰۰۰ ۵۰۲۶۲۱۴
فصل ارتباطات و فن اوری اطلاعات ۰ ۲۵۰۰۰ ۶۰۷۰۰۰ ۰ ۰ ۰ ۶۳۲۰۰۰
برنامه پست ۰ ۲۵۰۰۰ ۶۰۷۰۰۰ ۰ ۰ ۰ ۶۳۲۰۰۰
جمع کل ۹۲۷۴۰۴۸۱ ۱۲۸۷۸۹۷۲۴ ۱۶۶۷۴۴۸۴۰ ۱۹۶۳۱۷۰۸۰ ۱۲۵۹۱۴۰۹۰ ۲۰۰۰۶۴۰۰۰ ۹۱۰۵۷۰۲۱۵

جدول تحلیل عمودی

در این جدول برای نشان دادن اینکه در هرسال هر فصل از فصول اعتبارات عمرانی چه نسبتی از کل اعتبارات همان سال دریافت داشته است محاسبات بدین صورت انجام شده که جمع کل اعتبارات هر فصل بر جمع کل اعتبارات همان سال تقسیم شده است یعنی مبلغ ۱۲۲۷۰۴۴ هزار ریال اعتبارات عمرانی فصل خدمات مالی بر عدد ۹۲۷۴۰۴۸۱ هزار ریال مبلغ کل اعتبارات عمرانی سال ۸۴ تقسیم گردیده و عدد ۰۱۳/۰ بدست می آید اگر در عدد ۱۰۰ ضرب کنیم می شود ۳/۱% که می توان این گونه بیان کرد ۳/۱ درصد از کل اعتبارات سال ۸۴ به فصل مذکور اختصاص یافته است.

برای هر برنامه نیز به همین منوال محاسبه شده منتها نسبت به اعتبارات همان فصل یعنی اعتبارات برنامه خدمات هواشناسی مبلغ ۲۹۷۰۴۴ هزار ریال بر عدد ۱۲۲۷۰۴۴ هزارریال کل اعتبار فصل خدمات مالی تقسیم شده و عدد ۲۴۲/۰ بدست می آید که در عدد ۱۰۰ ضرب شده و میزان ۲/۲۴ درصد نشان می دهد یعنی ۲۴ درصد از کل اعتبارات این فصل به این برنامه و ۷۶% دیگر آن نیز به برنامه ساختمان های دولتی اختصاص یافته است. این مقایسه برای سال های ۸۴ تا ۸۹ به تفکیک فصل و برنامه و سال به همین منوال انجام گردیده است. آنچه در جدول مذکور قابل ذکر می باشد این است که فصل منابع آب با ۳۵/۶۱% بیشترین حجم اعتبارات عمرانی سال ۸۴ دارا می باشد و به ترتیب در سال های بعدی ۳۲%، ۵/۴۲%، ۳۲%، ۳۴/۹% و ۸/۴۱% نسبت هایی است از کل اعتبارات عمرانی سال ۸۵ تا ۸۹ برای آن منظور شده است و یک روند کاهشی نشان می دهد . این حجم اعتبارات صرف تامین آب شرب محرم شده است که در سال ۸۹ به مرحله بهره برداری رسیده است.

دومین فصل از نظر حجم اعتباری فصل مسکن عمران شهری و روستایی است با ۴۱/۱۳% در سال ۸۴ به ترتیب در سالهای بعدی ۶۶/۱۵% ، ۱۶/۹% ، ۹۴/۲۱% ، ۴۳/۳۳% و ۳۷/۱۸% که حکایت از یک رشد مناسبی دارد و بیان کننده توجه مدیران در توزیع اعتباران عمرانی به توسعه و بهبود فضای شهری و روستایی براساس برنامه های ذکر شده نظیر بهسازی روستایی و شهری در برنامه ساماندهی کالبدی شهری و روستایی و … می باشد. وضعیت مناسب ظاهری شهرها و اکثر روستاها نیز حکایت از این ماجرا دارد .

سومین فصل از نظر حجم اعتباری فصل حمل و نقل جاده ای است با ۰۷/۱۳% در سال ۸۴ وبه ترتیب در سال های بعدی ۴۳/۲۷%، ۹۷/۲۲%، ۶/۱۷% ؛ ۶۳/۱۹% و ۶۴/۱۹% با یک رشد معقولی متناسب با نیازهای شهرستان افزایش یافته است و آنچه را که در دید مردم نشان می دهد توجه به راه های مواصلاتی شهرستان اعم از راه های روستایی که پرونده آن در شهرستان لامرد بسته شد و اکنون نیز راه های اصلی مواصلاتی شهرستان به مرکز استان و شهرستان های همجوار در حال اجرا می باشد. یعنی توجه به یکی از زیرساخت های اصلی توسعه که می تواند شهرستان را در مسیر تردد سایر شهرستان های همجوار قرار دهد و بستر لازم برای حمل و نقل ایمن فراهم نماید.

در فصل هایی نظیر فرهنگ و هنر با ۷/۰%، آموزش با ۳۲/۴% ، تربیت بدنی ۶۸/۰%، بهداشت و درمان با ۰% تا سال ۸۹ با یک جهش در تخصیص اعتبار نسبت به کل اعتبارات سال های مختلف در این دوره بررسی شده مواجه شده اند یعنی در فرهنگ هنر با رشد ۵/۳ به نسبت سال ۸۴، آموزش با ۸۶/۵ به نسبت ۸۴ و تربیت بدنی ۷/۳ به نسبت ۸۴ و بهداشت و درمان نیز ۳۷/۳ با سال ۸۹ داشته اند این بیانگر توجه مسئولین شهرستانی به مسائل فرهنگی و اجتماعی می باشد . لیست بیشتری از اعتبارات کل شهرستان برای رونق و توسعه در مسائل اجتماعی و فرهنگی تخصیص داده اند. آثار عینی آنرا می توان در توسعه خانه های بهداشتی، مراکز درمانی و بیمارستان ها، افزایش فضاها و مکان های ورزشی، فضاهای آموزشی و فرهنگی نظیر خانه فرهنگ و کتابخانه ذکر کرد.

جدول تحلیل عمودی اعتبارات عمرانی ۸۴تا۱۳۸۹ به تفکیک فصل و برنامه

فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
فصل خدمات مالی؛ فنی؛ مدیریت وبرنامه ریزی ۱٫۳۲۳ ۱٫۳۶۷ ۰٫۵۶۶ ۰٫۲۶۵ ۰٫۲۲۶ ۴٫۶۳۸
برنامه خدمات هواشناسی ۲۴٫۲۰۸ ۷٫۶۷۱ ۳۵٫۹۱۱ ۲۳٫۰۷۷ ۲۸٫۰۷۰ ۰٫۰۰۰
برنامه ساختمان های دولتی ۷۵٫۷۹۲ ۰٫۹۲۳ ۰٫۶۴۱ ۰٫۷۶۹ ۰٫۷۱۹ ۱٫۰۰۰
فصل فرهنگ و هنر ۰٫۷۰۱ ۲٫۱۶۷ ۱٫۹۷۲ ۳٫۲۲۹ ۳٫۹۶۲ ۴٫۲۲۹
برنامه خدمات فرهنگی و هنری ۱۰۰٫۰۰۰ ۷۸٫۳۷۶ ۷۱٫۱۶۸ ۷۷٫۲۸۷ ۵۴٫۲۳۹ ۹۸٫۲۲۷
برنامه رسانه های شنیداری ودیداری ۰٫۰۰۰ ۷٫۲۵۸ ۱۳٫۱۰۸ ۶٫۹۴۰ ۳۱٫۲۶۹ ۰٫۰۰۰
برنامه گردشگری ۰٫۰۰۰ ۰٫۱۴۴ ۰٫۱۵۷ ۰٫۱۵۸ ۰٫۱۴۵ ۰٫۰۱۸
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
فصل آموزش ۴٫۳۳۱ ۵٫۸۰۲ ۴٫۵۴۸ ۳٫۰۷۳ ۹٫۰۲۰ ۱۰٫۰۹۵
برنامه فنی و حرفه ای ۷٫۴۷۰ ۹٫۵۵۷ ۱۷٫۸۹۵ ۱۴٫۴۲۱ ۱۲٫۱۵۱ ۲۴٫۴۶۰
برنامه آموزش عالی ۴٫۹۸۰ ۱٫۳۳۸ ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۰۰
برنامه ابتدایی ۱۸٫۲۳۳ ۲۳٫۸۹۰ ۲۰٫۷۳۱ ۱۰٫۲۷۷ ۱۲٫۹۵۲ ۱۸٫۴۶۹
برنامه استثنایی ۰٫۰۰۰ ۱۳٫۱۶۶ ۱۳٫۱۲۱ ۱۰٫۰۲۸ ۱٫۰۸۳ ۲٫۸۰۳
برنامه راهنمایی ۱٫۵۸۶ ۱۰٫۶۱۴ ۳۳٫۲۴۵ ۳۸٫۳۵۶ ۳۶٫۱۲۷ ۳۱٫۲۹۳
برنامه متوسطه نظری ۶۷٫۷۳۱ ۴۱٫۴۳۴ ۱۵٫۰۰۷ ۲۶٫۹۱۹ ۳۷٫۶۸۶ ۲۲٫۹۷۵
فصل تربیت بدنی ۰٫۶۸۵ ۲٫۱۳۳ ۲٫۵۲۲ ۵٫۷۴۱ ۳٫۹۹۳ ۴٫۳۵۸
برنامه ورزش هگانی ۱۵٫۷۴۸ ۶۹٫۹۸۶ ۹۰٫۷۴۹ ۹۷٫۷۸۲ ۹۴٫۹۴۸ ۸۱٫۶۴۹
برنامه گسترش ورزش دانش آموزی ۸۴٫۲۵۲ ۳۰٫۰۱۴ ۹٫۲۵۱ ۲٫۲۱۸ ۵٫۰۵۲ ۱۸٫۳۵۱
فصل بهداشت درمان و تغذیه ۰٫۰۰۰ ۱٫۲۳۱ ۰٫۰۰۰ ۱٫۷۵۸ ۱٫۰۸۰ ۳٫۳۷۴
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه خانه بهداشت ۰ ۶۲٫۱۶۹ ۰ ۸۷٫۸۳۰ ۲۲٫۷۹۴ ۳۱٫۱۰۷
برنامه خدمات بهداشتی درمانی ۰ ۳۷٫۸۳۱ ۰ ۱۲٫۱۷۰ ۷۷٫۲۰۶ ۶۸٫۸۹۳
فصل رفاه و تامین اجتماعی ۰٫۰۳۸ ۰٫۷۲۲ ۰٫۸۲۵ ۰٫۹۱۶ ۱٫۳۰۲ ۱٫۲۴۰
برنامه توانبخشی ۱۰۰٫۰۰۰ ۲۹٫۱۳۲ ۹٫۱۵۷ ۰٫۰۰۰ ۳٫۰۴۹ ۰٫۰۰۰
برنامه حمایت از خانواده وفرزندان ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۰۰ ۷۲٫۶۷۴ ۱۰٫۰۱۱ ۱۵٫۸۵۴ ۱۱٫۲۹۰
برنامه امداد و نجات آسیب دیدگان ۰٫۰۰۰ ۲۲٫۴۷۶ ۰٫۰۰۰ ۱۶٫۶۸۵ ۱۲٫۱۹۵ ۰٫۰۰۰
برنامه امور ایثارگران ۰٫۰۰۰ ۴۸٫۳۹۲ ۱۸٫۱۶۹ ۷۳٫۳۰۴ ۶۸٫۹۰۲ ۸۸٫۷۱۰
فصل مسکن عمران شهری و روستایی ۱۳٫۴۱۶ ۱۵٫۶۶۸ ۹٫۲۶۱ ۲۱٫۹۴۷ ۳۳٫۴۲۳ ۱۸٫۳۷۸
برنامه ساماندهی کالبدی شهری وروستایی ۲۱٫۶۵۲ ۱۵٫۵۱۱ ۱۷٫۵۵۰ ۱۵٫۴۴۹ ۲۳٫۷۶۰ ۲۵٫۷۸۹
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه تامین مسکن ۳٫۶۱۷ ۱٫۷۹۲ ۳٫۳۶۱ ۵٫۱۲۹ ۰٫۹۰۳ ۳٫۶۷۲
برنامه آب شهری و روستایی ۳۳٫۸۹۵ ۴۷٫۳۰۰ ۴۳٫۹۳۹ ۵۴٫۳۲۳ ۳۳٫۹۹۴ ۴۳٫۱۶۳
برنامه حمل و نقل شهری وروستایی ۱۶٫۰۷۴ ۱۲٫۶۳۷ ۹٫۹۷۹ ۱۱٫۹۵۳ ۳۰٫۶۵۱ ۱۹٫۷۸۹
برنامه سامانه های پساب و فاضلاب ۱٫۶۰۷ ۱٫۹۳۳ ۱٫۵۲۲ ۵٫۹۷۷ ۵٫۹۴۱ ۲٫۱۷۶
برنامه خدمات شهری ۱۹٫۵۳۸ ۱۶٫۴۹۰ ۹٫۷۶۶ ۶٫۶۵۷ ۳٫۴۴۶ ۲٫۷۲۰
برنامه ساماندهی عشایر ۳٫۶۱۷ ۴٫۳۳۶ ۱۳٫۸۸۴ ۰٫۵۱۳ ۱٫۳۰۷ ۲٫۶۹۳
فصل منابع آب ۶۱٫۳۵۱ ۳۲٫۳۳۵ ۴۲٫۵۶۴ ۳۲٫۴۲۷ ۹٫۳۴۴ ۲۱٫۸۶۷
برنامه تامین آب ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰
فصل کشاورزی و منابع طبیعی ۳٫۱۱۶ ۸٫۶۱۷ ۹٫۲۱۰ ۶٫۵۵۲ ۱۵٫۹۵۸ ۷٫۵۰۵
برنامه دام و طیورو ابزیان ۵٫۹۲۲ ۵٫۹۶۷ ۴٫۸۷۷ ۳٫۹۶۰ ۰٫۴۰۳ ۲٫۲۶۴
برنامه زراعت و باغبانی ۲٫۴۷۴ ۱۳٫۲۳۱ ۲٫۵۳۹ ۱۴٫۵۹۳ ۴٫۸۳۸ ۰٫۵۰۶
برنامه آبخیزداری ۷۱٫۰۹۹ ۵۰٫۵۱۵ ۵۱٫۸۱۱ ۴۴٫۳۹۰ ۶۲٫۸۵۸ ۶۵٫۹۸۱
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه ترویج کشاورزی ۲٫۵۱۴ ۳٫۴۲۵ ۵٫۳۷۳ ۳٫۹۸۷ ۱٫۷۱۷ ۱٫۴۱۲
برنامه ساماندهی اراضی ۱۷٫۹۹۲ ۱۲٫۰۹۹ ۱۵٫۵۴۷ ۱۶٫۰۲۲ ۲۰٫۷۶۳ ۱۷٫۳۲۳
برنامه جنگل ۰٫۰۰۰ ۵٫۲۱۰ ۷٫۰۰۶ ۶٫۹۱۹ ۵٫۷۰۳ ۶٫۸۲۰
برنامه مرتع ۰٫۰۰۰ ۲٫۳۴۵ ۴٫۳۴۳ ۴٫۴۴۷ ۱٫۷۷۷ ۲٫۳۲۴
برنامه بیابان زدایی ۰٫۰۰۰ ۷٫۲۰۸ ۸٫۵۰۴ ۵٫۶۸۳ ۱٫۹۴۱ ۳٫۳۷۰
فصل محیط زیست ۰٫۰۸۲ ۰٫۱۲۳ ۰٫۰۵۶ ۰٫۰۶۹ ۰٫۰۶۳ ۰٫۵۴۹
برنامه حفاظت از طبیعت و تنوع زیستی ۱۰۰٫۰۰۰ ۱٫۰۰۰ ۱٫۰۰۰ ۱٫۰۰۰ ۱٫۰۰۰ ۱٫۰۰۰
فصل حمل و نقل ۱۳٫۰۷۸ ۲۷٫۴۳۴ ۲۲٫۹۷۸ ۱۷٫۶۰۴ ۱۹٫۶۳۶ ۱۹٫۶۴۴
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه حمل و نقل جاده ای ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰
فصل صنعت و معدن ۱٫۵۹۸ ۲٫۱۰۱ ۴٫۸۹۳ ۵٫۶۰۳ ۱٫۶۷۱ ۳٫۱۲۴
برنامه زیرساخت های صنعتی و معدنی ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰
فصل انرژی ۰٫۲۸۱ ۰٫۲۷۹ ۰٫۲۴۱ ۰٫۸۱۵ ۰٫۳۲۲ ۱٫۰۰۰
برنامه برق ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰
فصل ارتباطات و فن اوری اطلاعات ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۱۹ ۰٫۳۶۴ ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۰۰ ۰٫۰۰۰
برنامه پست ۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۰ ۰ ۰
جمع کل ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰

جدول تطبیقی افقی

در این جدول برای نشان دادن افزایش یا کاهش اعتبارات عمرانی در هر فصل و برنامه نسبت به سال قبل آن محاسبات بدین صورت انجام گرفته است که مبلغ اعتبارات سال ۸۴ از مبلغ اعتبارات سال ۸۵ کسر و بر مبلغ اعتبارات سال ۸۴ تقسیم و برای نشان دادن درصد آن در عدد ۱۰۰ ضرب شده است بطور مثال برای فصل فرهنگ و هنر سال ۸۴ مبلغ ۰۰۰/۶۵۰ هزار ریال می باشد با محاسبه تفاضل این دو عدد ( ۲۱۴۱۳۰۰= ۶۵۰۰۰۰- ۲۷۹۱۳۰۰ ) عدد ۲۱۴۱۳۰۰ را بر مبلغ اعتبارات سال ۸۴ یعنی ۰۰۰/۶۵۰ تقسیم شده است ( ۲۹/۳ = ۶۵۰۰۰۰/۲۷۹۱۳۰۰ ) عدد ۲۹/۳ بدست می آید اگر در عدد ۱۰۰ ضرب شود حاصل آن ۳۲۹% خواهد شد. این بیانگر میزان رشد اعتبارات عمرانی فصل فرهنگ و هنر در سال ۸۵ نسبت به سال قبل از آن یعنی ۸۴ می باشد. برای بقیه سال های دوره نیز به همین صورت محاسبات آن انجام شده که به تفکیک فصل و برنامه در جدول تطبیقی افقی اعتبارات عمرانی نشان داده شده است.

جدول تطبیقی افقی اعتبارات عمرانی ۸۴تا۸۹ به تفکیک فصل و برنامه

فصل / برنامه سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
فصل خدمات مالی؛ فنی؛ مدیریت وبرنامه ریزی ۴۳٫۵۲ -۴۶٫۴۰ -۴۴٫۹۲ -۴۵٫۱۹ ۳۱۵۵٫۷۹
برنامه خدمات هواشناسی -۵۴٫۵۲ ۱۵۰٫۹۳ -۶۴٫۶۰ -۳۳٫۳۳ -۱۰۰٫۰۰
برنامه ساختمان های دولتی ۷۴٫۸۳۹ -۶۲٫۷۹۲ -۳۳٫۸۸۴ -۴۸٫۷۵۰ ۴۴۲۶٫۳۴۱
فصل فرهنگ و هنر ۳۲۹٫۴۳ ۱۷٫۷۹ ۹۲٫۸۲ -۲۱٫۳۱ ۶۹٫۵۷
برنامه خدمات فرهنگی و هنری ۲۳۶٫۵۷ ۶٫۹۶ ۱۰۹٫۴۰ -۴۴٫۷۸ ۲۰۷٫۱۰
برنامه رسانه های شنیداری ودیداری ۰ ۱۱۲٫۷۳۴ ۲٫۰۸۸ ۲۵۴٫۵۴۵ -۱۰۰٫۰۰۰
برنامه گردشگری ۰ ۲۸٫۹۲۸ ۹۳٫۴۲۴ -۲۷٫۷۰۰ -۷۹٫۲۵۳
فصل / برنامه سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
فصل آموزش ۸۶٫۰۷ ۱٫۴۷۲ -۲۰٫۴۴۰ ۸۸٫۲۴۸ ۷۷٫۸۲۹
برنامه فنی و حرفه ای ۱۳۸٫۰۷ ۹۰٫۰۰۳ -۳۵٫۸۸۸ ۵۸٫۶۲۱ ۲۵۷٫۹۷۱
برنامه آموزش عالی -۵۰٫۰۰۰ -۱۰۰٫۰۰۰ ۰ ۰ ۰
برنامه ابتدایی ۱۴۳٫۷۹ -۱۱٫۹۵ -۶۰٫۵۶ ۱۳۷٫۲۶ ۱۵۳٫۵۷
برنامه استثنایی ۰ ۱٫۱۲۸ -۳۹٫۱۹۶ -۷۹٫۶۶۹ ۳۶۰٫۱۶۳
برنامه راهنمایی ۱۱۴۵٫۲۱ ۲۱۷٫۸۳ -۸٫۲۱ ۷۷٫۳۱ ۵۴٫۰۳
برنامه متوسطه نظری ۱۳٫۸۲۶ -۶۳٫۲۴۸ ۴۲٫۷۰۷ ۱۶۳٫۵۴۷ ۸٫۴۱۱
فصل تربیت بدنی ۳۳۲٫۷۱ ۵۳٫۰۴ ۱۶۸٫۰۴ -۵۵٫۴۰ ۷۳٫۴۳
برنامه ورزش هگانی ۱۸۲۳٫۰۰ ۹۸٫۴۴ ۱۸۸٫۸۱ -۵۶٫۶۹ ۴۹٫۱۴
فصل / برنامه سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه گسترش ورزش دانش آموزی ۵۴٫۱۵ -۵۲٫۸۳ -۳۵٫۷۳ ۱٫۶۰ ۵۲۹٫۹۲
فصل بهداشت درمان و تغذیه ۰ -۱۰۰ ۰ -۶۰٫۵۹ ۳۹۶٫۴۰
برنامه خانه بهداشت ۰ -۱۰۰ ۰ -۸۹٫۷۷ ۵۷۷٫۴۲
برنامه خدمات بهداشتی درمانی ۰ -۱۰۰ ۰ ۱۵۰ ۳۴۲٫۹۵
فصل رفاه و تامین اجتماعی ۲۵۵۶٫۸۶ ۴۷٫۹۷ ۳۰٫۶۷ -۸٫۷۹ ۵۱٫۲۲
برنامه توانبخشی ۶۷۴٫۰۰ -۵۳٫۴۹ -۱۰۰٫۰۰ ۰ -۱۰۰٫۰۰
برنامه حمایت از خانواده وفرزندان ۰ ۰ -۸۲٫۰۰۰ ۴۴٫۴۴ ۷٫۶۹
برنامه امداد و نجات آسیب دیدگان ۰ -۱۰۰٫۰۰ ۰ -۳۳٫۳۳ -۱۰۰٫۰۰
برنامه امور ایثارگران ۰ -۴۴٫۴۴ ۴۲۷٫۲۰ -۱۴٫۲۶ ۹۴٫۶۹
فصل مسکن عمران شهری و روستایی ۶۲٫۱۷ -۲۳٫۴۷ ۱۷۹٫۰۱ -۲٫۳۲ -۱۲٫۶۳
برنامه ساماندهی کالبدی شهری وروستایی ۱۶٫۱۸ -۱۳٫۴۲ ۱۴۵٫۶۱ ۵۰٫۲۳ -۵٫۱۷
فصل / برنامه سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه تامین مسکن -۱۹٫۶۴ ۴۳٫۵۳ ۳۲۵٫۸۲ -۸۲٫۸۱ ۲۵۵٫۲۶
برنامه آب شهری و روستایی ۱۲۶٫۳۲ -۲۸٫۹۱ ۲۴۴٫۹۵ -۳۸٫۸۸ ۱۰٫۹۳
برنامه حمل و نقل شهری وروستایی ۲۷٫۵۰ -۳۹٫۵۷ ۲۳۴٫۲۰ ۱۵۰٫۴۷ -۴۳٫۵۹
برنامه سامانه های پساب و فاضلاب ۹۵٫۰۰ -۳۹٫۷۴ ۹۹۵٫۷۴ -۲٫۹۱ -۶۸٫۰۰
برنامه خدمات شهری ۳۶٫۸۷۲ -۰٫۵۴۷ ۰٫۹۰۲ -۰٫۴۹۴ -۰٫۳۱۰
برنامه ساماندهی عشایر ۰٫۹۴ ۱٫۴۵ -۰٫۹۰ ۱٫۴۹ ۰٫۸۰
فصل منابع آب -۲۶٫۸۱ ۷۰٫۴۳ -۱۰٫۳۰ -۸۱٫۵۲ ۲۷۱٫۸۲
برنامه تامین آب -۲۶٫۸۱ ۷۰٫۴۳ -۱۰٫۳۰ -۸۱٫۵۲ ۲۷۱٫۸۲
فصل کشاورزی و منابع طبیعی ۲۸۳٫۹۹ ۳۸٫۳۸ -۱۶٫۲۴ ۵۶٫۲۰ -۲۵٫۲۷
برنامه دام و طیورو ابزیان ۲۸۶٫۹۳ ۱۳٫۰۹ -۳۱٫۹۹ -۸۴٫۱۰ ۳۱۹٫۷۵
فصل / برنامه سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه زراعت و باغبانی ۱۹۵۳٫۷۹ -۷۳٫۴۴ ۳۸۱٫۳۱ -۴۸٫۲۲ -۹۲٫۱۸
برنامه آبخیزداری ۱۷۲٫۸۲ ۴۱٫۹۳ -۲۸٫۲۴ ۱۲۱٫۱۹ -۲۱٫۵۶
برنامه ترویج کشاورزی ۴۲۳٫۲۰ ۱۱۷٫۰۹ -۳۷٫۸۵ -۳۲٫۷۴ -۳۸٫۵۵
برنامه ساماندهی اراضی ۱۵۸٫۲۲ ۷۷٫۸۲ -۱۳٫۶۸ ۱۰۲٫۴۴ -۳۷٫۶۶
برنامه جنگل ۰ ۸۶٫۰۸ -۱۷٫۲۹ ۲۸٫۷۶ -۱۰٫۶۵
برنامه مرتع ۰ ۱۵۶٫۲۹ -۱۴٫۲۴ -۳۷٫۵۹ -۲٫۲۴
برنامه بیابان زدایی ۰ ۶۳٫۲۷ -۴۴٫۰۳ -۴۶٫۶۵ ۲۹٫۷۴
فصل محیط زیست ۱۰۹٫۶۸ -۴۰٫۸۱ ۴۴٫۶۸ -۴۱٫۹۱ ۱۲۸۹٫۸۷
برنامه حفاظت از طبیعت و تنوع زیستی ۱۰۹٫۶۸ -۴۰٫۸۱ ۴۴٫۶۸ -۴۱٫۹۱ ۱۲۸۹٫۸۷
فصل حمل و نقل ۱۹۱٫۳۰ ۸٫۴۴ -۹٫۸۰ -۲۸٫۴۶ ۵۸٫۹۵
فصل / برنامه سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه حمل و نقل جاده ای ۱۹۱٫۳۰ ۸٫۴۴ -۹٫۸۰ -۲۸٫۴۶ ۵۸٫۹۵
فصل صنعت و معدن ۸۲٫۵۵ ۲۰۱٫۵۳ ۳۴٫۸۲ -۸۰٫۸۷ ۱۹۷٫۰۵
برنامه زیرساخت های صنعتی و معدنی ۸۲٫۵۵ ۲۰۱٫۵۳ ۳۴٫۸۲ -۸۰٫۸۷ ۱۹۷٫۰۵
فصل انرژی ۳۷٫۷۲ ۱۲٫۰۶ ۲۹۸٫۰۱ -۷۴٫۶۹ ۳۹۳٫۸۳
برنامه برق ۳۷٫۷۲ ۱۲٫۰۶ ۲۹۸٫۰۱ -۷۴٫۶۹ ۳۹۳٫۸۳
فصل ارتباطات و فن اوری اطلاعات ۰ ۲۳۲۸٫۰۰ -۱۰۰٫۰۰ ۰ ۰
برنامه پست ۰ ۲۳۲۸٫۰۰ -۱۰۰٫۰۰ ۰ ۰
جمع کل ۳۸٫۸۷ ۲۹٫۴۷ ۱۷٫۷۴ -۳۵٫۸۶ ۵۸٫۸۹

جدول شاخص نسبت به سال ۸۴

اعداد نوشته شده در این جدول براساس شاخص نسبت به سال ۸۴ بدست آمده و نشان دهنده این است که هر سال به تفکیک نسبت به سال پایه (۸۴) به چه میزان افزایش یا کاهش به درصد داشته است. برای مثال فصل آموزش همانگونه که در جدول مشخص است سال پایه ۱۰۰ به طور ثابت قید شده است و از سال ۸۵ به بعد بدین صورت محاسبات آن صورت گرفته است. مبلغ اعتبارات عمرانی فصل آموزش در سال ۸۴ ( ۴۰۱۶۳۰۰ هزار ریال ) از کل مبلغ اعتبارات عمرانی فصل آموزش سال ۸۵ ( ۷۴۷۳۰۰۰ هزار ریال ) کسر شده ( ۳۴۵۶۷۰۰=۴۰۱۶۳۰۰-۷۴۷۳۰۰۰ ) و عدد ۳۴۵۶۷۰۰ بدست آمده است . این مبلغ بر مبلغ کل اعتبارات سال پایه (۸۴) تقسیم شده است. ( ۸۶/۰ = ۴۰۱۶۳۰۰/۳۴۵۶۷۰۰ ) عدد ۸۶۰/. بدست آمد و این عدد در ۱۰۰ ضرب شده و شاخص را که عدد ۸۶% می باشد در جدول در زیرسال ۸۵ و روبروی فصل آموزش نشان داده شده است و حاکی از افزایش ۸۶ درصدی نسبت به سال ۸۴ می باشد. همین طور برای سال های بعدی و ماقبل آن ها به همین منوال محاسبه شده است.

شاخص نسبت به سال ۸۴

فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
فصل خدمات مالی؛ فنی؛ مدیریت وبرنامه ریزی ۱۰۰ ۴۳٫۵۲۴ -۲۳٫۰۶۷ -۵۷٫۶۲۲ -۷۶٫۷۷۳ ۶۵۶٫۲۰۸
برنامه خدمات هواشناسی ۱۰۰ -۵۴٫۵۱۹ ۱۴٫۱۲۵ -۵۹٫۶۰۲ -۷۳٫۰۶۸ -۱۰۰٫۰۰۰
برنامه ساختمان های دولتی ۱۰۰ ۷۴٫۸۳۹ -۳۴٫۹۴۶ -۵۶٫۹۸۹ -۷۷٫۹۵۷ ۸۹۷٫۷۴۲
فصل فرهنگ و هنر ۱۰۰ ۳۲۹٫۴۳۱ ۴۰۵٫۸۴۶ ۸۷۵٫۳۸۵ ۶۶۷٫۵۳۸ ۱۲۰۱٫۵۳۸
برنامه خدمات فرهنگی و هنری ۱۰۰ ۲۳۶٫۵۶۹ ۲۶۰٫۰۰۰ ۶۵۳٫۸۴۶ ۳۱۶٫۳۰۸ ۱۱۷۸٫۴۶۲
برنامه رسانه های شنیداری ودیداری ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه گردشگری ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
فصل آموزش ۱۰۰ ۸۶٫۰۶۷ ۸۸٫۸۰۶ ۵۰٫۲۱۳ ۱۸۲٫۷۷۳ ۴۰۲٫۸۵۱
برنامه فنی و حرفه ای ۱۰۰ ۱۳۸٫۰۶۷ ۳۵۲٫۳۳۳ ۱۹۰٫۰۰۰ ۳۶۰٫۰۰۰ ۱۵۴۶٫۶۶۷
برنامه آموزش عالی ۱۰۰ -۵۰٫۰۰۰ -۱۰۰٫۰۰۰ -۱۰۰٫۰۰۰ -۱۰۰٫۰۰۰ -۱۰۰٫۰۰۰
برنامه ابتدایی ۱۰۰ ۱۴۳٫۷۹۴ ۱۱۴٫۶۶۶ -۱۵٫۳۳۵ ۱۰۰٫۸۷۴ ۴۰۹٫۳۵۴
برنامه استثنایی ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه راهنمایی ۱۰۰ ۱۱۴۵٫۲۱۲ ۳۸۵۷٫۶۱۴ ۳۵۳۲٫۶۵۳ ۶۳۴۱٫۱۳۰ ۹۸۲۱٫۵۰۷
برنامه متوسطه نظری ۱۰۰ ۱۳٫۸۲۶ -۵۸٫۱۶۶ -۴۰٫۳۰۱ ۵۷٫۳۳۶ ۷۰٫۵۶۹
فصل تربیت بدنی ۱۰۰ ۳۳۲٫۷۰۹ ۵۶۲٫۲۰۵ ۱۶۷۴٫۹۸۹ ۶۹۱٫۶۹۶ ۱۲۷۳٫۰۷۱
برنامه ورزش هگانی ۱۰۰ ۱۸۲۳٫۰۰۰ ۳۷۱۶٫۰۰۰ ۱۰۹۲۱٫۱۸۰ ۴۶۷۳٫۲۷۰ ۷۰۱۹٫۰۰۰
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه گسترش ورزش دانش آموزی ۱۰۰ ۵۴٫۱۵۰ -۲۷٫۲۹۰ -۵۳٫۲۷۱ -۵۲٫۵۲۳ ۱۹۹٫۰۶۵
فصل بهداشت درمان و تغذیه ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه خانه بهداشت ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه خدمات بهداشتی درمانی ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
فصل رفاه و تامین اجتماعی ۱۰۰ ۲۵۵۶٫۸۵۷ ۳۸۳۱٫۴۲۹ ۵۰۳۷٫۱۴۳ ۴۵۸۵٫۷۱۴ ۶۹۸۵٫۷۱۴
برنامه توانبخشی ۱۰۰ ۶۷۴٫۰۰۰ ۲۶۰٫۰۰۰ -۱۰۰٫۰۰۰ ۴۲٫۸۵۷ -۱۰۰٫۰۰۰
برنامه حمایت از خانواده وفرزندان ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه امداد و نجات آسیب دیدگان ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه امور ایثارگران ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
فصل مسکن عمران شهری و روستایی ۱۰۰ ۶۲٫۱۷۴ ۲۴٫۱۰۸ ۲۴۶٫۲۷۷ ۲۳۸٫۲۳۰ ۱۹۵٫۵۰۷
برنامه ساماندهی کالبدی شهری وروستایی ۱۰۰ ۱۶٫۱۷۹ ۰٫۵۹۳ ۱۴۷٫۰۶۴ ۲۷۱٫۱۵۳ ۲۵۱٫۹۶۳
برنامه تامین مسکن ۱۰۰ -۱۹٫۶۴۴ ۱۵٫۳۳۳ ۳۹۱٫۱۱۱ -۱۵٫۵۵۶ ۲۰۰٫۰۰۰
برنامه آب شهری و روستایی ۱۰۰ ۱۲۶٫۳۱۶ ۶۰٫۸۸۵ ۴۵۴٫۹۷۶ ۲۳۹٫۲۱۸ ۲۷۶٫۳۰۷
برنامه حمل و نقل شهری وروستایی ۱۰۰ ۲۷٫۵۰۰ -۲۲٫۹۵۰ ۱۵۷٫۵۰۰ ۵۴۴٫۹۵۰ ۲۶۳٫۸۰۰
برنامه سامانه های پساب و فاضلاب ۱۰۰ ۹۵٫۰۰۰ ۱۷٫۵۰۰ ۱۱۸۷٫۵۰۰ ۱۱۵۰٫۰۰۰ ۳۰۰٫۰۰۰
برنامه خدمات شهری ۱۰۰ ۳۶٫۸۷۲ -۳۷٫۹۶۹ ۱۷٫۹۷۵ -۴۰٫۳۵۴ -۵۸٫۸۶۵
برنامه ساماندهی عشایر ۱۰۰ ۹۴٫۴۴۴ ۳۷۶٫۴۴۴ -۵۰٫۸۸۹ ۲۲٫۲۲۲ ۱۲۰٫۰۰۰
فصل منابع آب ۱۰۰ -۲۶٫۸۰۸ ۲۴٫۷۳۹ ۱۱٫۸۸۶ -۷۹٫۳۲۱ -۲۳٫۱۱۰
برنامه تامین آب ۱۰۰ -۲۶٫۸۰۸ ۲۴٫۷۳۹ ۱۱٫۸۸۶ -۷۹٫۳۲۱ -۲۳٫۱۱۰
فصل کشاورزی و منابع طبیعی ۱۰۰ ۲۸۳٫۹۹۰ ۴۳۱٫۳۷۳ ۳۴۵٫۰۶۳ ۵۹۵٫۲۰۷ ۴۱۹٫۵۱۱
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه دام و طیورو ابزیان ۱۰۰ ۲۸۶٫۹۲۹ ۳۳۷٫۵۹۷ ۱۹۷٫۶۱۳ -۵۲٫۶۷۶ ۹۸٫۶۴۲
برنامه زراعت و باغبانی ۱۰۰ ۱۹۵۳٫۷۹۳ ۴۴۵٫۴۸۵ ۲۵۲۵٫۴۶۲ ۱۲۵۹٫۵۱۷ ۶٫۳۰۰
برنامه آبخیزداری ۱۰۰ ۱۷۲٫۸۲۱ ۲۸۷٫۲۱۹ ۱۷۷٫۸۷۱ ۵۱۴٫۶۲۵ ۳۸۲٫۱۱۴
برنامه ترویج کشاورزی ۱۰۰ ۴۲۳٫۲۰۳ ۱۰۳۵٫۸۴۱ ۶۰۵٫۹۷۸ ۳۷۴٫۸۷۳ ۱۹۱٫۸۰۶
فصل / برنامه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
برنامه ساماندهی اراضی ۱۰۰ ۱۵۸٫۲۲۳ ۳۵۹٫۱۶۲ ۲۹۶٫۳۲۷ ۷۰۲٫۳۰۸ ۴۰۰٫۱۹۲
برنامه جنگل ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه مرتع ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه بیابان زدایی ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
فصل محیط زیست ۱۰۰ ۱۰۹٫۶۸۱ ۲۴٫۱۱۹ ۷۹٫۵۷۶ ۴٫۳۱۲ ۱۳۴۹٫۸۱۱
برنامه حفاظت از طبیعت و تنوع زیستی ۱۰۰ ۱۰۹٫۶۸۱ ۲۴٫۱۱۹ ۷۹٫۵۷۶ ۴٫۳۱۲ ۱۳۴۹٫۸۱۱
فصل حمل و نقل ۱۰۰ ۱۹۱٫۳۰۲ ۲۱۵٫۸۸۸ ۱۸۴٫۹۳۷ ۱۰۳٫۸۵۰ ۲۲۴٫۰۱۷
برنامه حمل و نقل جاده ای ۱۰۰ ۱۹۱٫۳۰۲ ۲۱۵٫۸۸۸ ۱۸۴٫۹۳۷ ۱۰۳٫۸۵۰ ۲۲۴٫۰۱۷
فصل صنعت و معدن ۱۰۰ ۸۲٫۵۴۷ ۴۵۰٫۴۲۸ ۶۴۲٫۰۹۰ ۴۱٫۹۴۲ ۳۲۱٫۶۴۲
برنامه زیرساخت های صنعتی و معدنی ۱۰۰ ۸۲٫۵۴۷ ۴۵۰٫۴۲۸ ۶۴۲٫۰۹۰ ۴۱٫۹۴۲ ۳۲۱٫۶۴۲
فصل انرژی ۱۰۰ ۳۷٫۷۱۷ ۵۴٫۳۲۸ ۵۱۴٫۲۴۱ ۵۵٫۴۸۰ ۶۶۷٫۸۰۱
برنامه برق ۱۰۰ ۳۷٫۷۱۷ ۵۴٫۳۲۸ ۵۱۴٫۲۴۱ ۵۵٫۴۸۰ ۶۶۷٫۸۰۱
فصل ارتباطات و فن اوری اطلاعات ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
برنامه پست ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
جمع کل ۱۰۰ ۳۸٫۸۷۱ ۷۹٫۷۹۷ ۱۱۱٫۶۸۴ ۳۵٫۷۷۰ ۱۱۵٫۷۲۵

اعتبارات عمرانی به تفکیک سال و فصل و تعداد پروژه

فصل تعدادپروژه سال ۸۴ سال ۸۵ سال ۸۶ سال ۸۷ سال ۸۸ سال ۸۹
خدمات مالی؛ فنی؛ مدیریت وبرنامه ریزی ۱۱ ۱۲۲۷۰۴۴ ۱۷۶۱۱۰۰ ۹۴۴۰۰۰ ۵۲۰۰۰۰ ۲۸۵۰۰۰ ۹۲۷۹۰۰۰
فرهنگ و هنر ۳۶ ۶۵۰۰۰۰ ۲۷۹۱۳۰۰ ۳۲۸۸۰۰۰ ۶۳۴۰۰۰۰ ۴۹۸۹۰۰۰ ۸۴۶۰۰۰۰
آموزش ۴۹ ۴۰۱۶۳۰۰ ۷۴۷۳۰۰۰ ۷۵۸۳۰۰۰ ۶۰۳۳۰۰۰ ۱۱۳۵۷۰۰۰ ۲۰۱۹۶۰۰۰
تربیت بدنی ۱۸ ۶۳۵۰۰۰ ۲۷۴۷۷۰۰ ۴۲۰۵۰۰۰ ۱۱۲۷۱۱۸۰ ۵۰۲۷۲۷۰ ۸۷۱۹۰۰۰
بهداشت درمان و تغذیه ۲۵ ۰ ۱۵۸۶۰۰۰ ۰ ۳۴۵۱۰۰۰ ۱۳۶۰۰۰۰ ۶۷۵۱۰۰۰
رفاه و تامین اجتماعی ۱۴ ۳۵۰۰۰ ۹۲۹۹۰۰ ۱۳۷۶۰۰۰ ۱۷۹۸۰۰۰ ۱۶۴۰۰۰۰ ۲۴۸۰۰۰۰
مسکن عمران شهری و روستایی ۱۱۸ ۱۲۴۴۲۳۶۴ ۲۰۱۷۸۳۳۰ ۱۵۴۴۲۰۰۰ ۴۳۰۸۵۰۰۰ ۴۲۰۸۳۸۲۰ ۳۶۷۶۸۰۰۰
منابع آب ۱۸ ۵۶۸۹۷۰۳۶ ۴۱۶۴۳۸۲۲ ۷۰۹۷۳۰۰۰ ۶۳۶۵۹۶۰۰ ۱۱۷۶۶۰۰۰ ۴۳۷۴۸۰۰۰
کشاورزی و منابع طبیعی ۷۹ ۲۸۹۰۲۱۹ ۱۱۰۹۸۱۴۲ ۱۵۳۵۷۸۴۰ ۱۲۸۶۳۳۰۰ ۲۰۰۹۳۰۰۰ ۱۵۰۱۵۰۰۰
محیط زیست ۱ ۷۵۷۳۴ ۱۵۸۸۰۰ ۹۴۰۰۰ ۱۳۶۰۰۰ ۷۹۰۰۰ ۱۰۹۸۰۰۰
حمل و نقل ۶۰ ۱۲۱۲۹۰۰۰ ۳۵۳۳۲۰۰۰ ۳۸۳۱۴۰۰۰ ۳۴۵۶۰۰۰۰ ۲۴۷۲۵۰۰۰ ۳۹۳۰۰۰۰۰
صنعت و معدن ۵ ۱۴۸۲۳۰۰ ۲۷۰۵۹۰۰ ۸۱۵۹۰۰۰ ۱۱۰۰۰۰۰۰ ۲۱۰۴۰۰۰ ۶۲۵۰۰۰۰
انرژی ۸ ۲۶۰۴۸۴ ۳۵۸۷۳۰ ۴۰۲۰۰۰ ۱۶۰۰۰۰۰ ۴۰۵۰۰۰ ۲۰۰۰۰۰۰
ارتباطات و فن اوری اطلاعات ۲ ۰ ۲۵۰۰۰ ۶۰۷۰۰۰ ۰ ۰ ۰
جمع کل ۴۴۴ ۹۲۷۴۰۴۸۱ ۱۲۸۷۸۹۷۲۴ ۱۶۶۷۴۴۸۴۰ ۱۹۶۳۱۷۰۸۰ ۱۲۵۹۱۴۰۹۰ ۲۰۰۰۶۴۰۰۰

خدمت سربازی یا امریه؟

مرداد ۵ام, ۱۳۹۱

همکار جوانی دارم که در حال گذراندن دوره سربازی در اداره ما می باشد. به عبارت دیگر امریه گرفته و به قول دوستان از شر پادگان خلاص شده است. مهندس شیمی است و بسیار باانگیزه و پرتلاش. مدتی است به این فکر می کنم چگونه می توان او را بعد از خدمت سربازی اینجا نگه داشت.

دوره خدمت سربازی در اکثر کشورهای جهان وجود دارد و گذراندن این دوره پر مشقت و آموزش های نظامی طاقت فرسا همیشه موافقان و مخالفانی داشته است. موافقان بیشتر بر دو جنبه تاکید می کنند: از بعد اجتماعی، جوانان کشور باید آمادگی دفاع در برابر دشمن خارجی را داشته باشند و مردم هر استان، شهر یا محله ای در زمان جنگ خود از پس دفاع از سرزمین خود برآیند. از بعد فردی، نیز موافقان دوره سربازی را دوره انسان سازی می نامند. گذراندن دوره سربازی از دید آنان به معنی افزایش اراده و اعتماد به نفس انسان هاست و روحیه راحت طلبی و تنبلی را می زداید.

مخالفان خدمت سربازی، اما نظر دیگری دارند. به عقیده مخالفان ماهیت جنگ های امروزی متفاوت از گذشته است. نقش سربازهای غیر حرفه ای در این جنگها بسیار کمرنگ شده است. فواصل میان نیروهای خودی و دشمن به صدها و شاید هزاران کیلومتر رسیده است. از سلاح های سنگین موشکی، هواپیماهای رادارگریز و هدفگیری لیزری استفاده می شود که در همه این موارد نقش سرباز زمینی و کم تجربه بسیار کمرنگ است. بنابراین افزایش این نیروها در میدان جنگ تنها به افزایش تلفات می انجامد. از بعد فردی نیز مخالفان به افزایش بیماریهای روانی، استرس و افسردگی ناشی از احساس بیهودگی در پادگان ها اشاره می کنند.

یکی از راههای نزدیک کردن نظر موافقان و مخالفان افزایش امریه هاست. در بسیاری از کشورها مشمولان خدمت سربازی می توانند بین رفتن به خدمت سربازی و انجام خدمات اجتماعی رایگان یکی را انتخاب کنند. در کشور ما نیز صدور امریه جهت خدمت در ادارات و ارگان ها متداول اما کمرنگ است. طبق آمار منتشره سرشماری سال ۱۳۹۰ بیش از سی درصد جمعیت کشور دارای تحصیلات عالی می باشند. بر این اساس حداقل سی درصد مشمولین نیز دارای تحصیلات عالیه می باشند. به نظر بنده می توان از فارغ التحصیلان رشته های مهندسی در کارخانجات صنعتی که عمده آنها دولتی هستند استفاده کرد. از فارغ التحصیلان رشته حقوق در جهت کمک به کاهش پرونده های قضائی که هر سال نیز به تعداد آنها افزوده می شود یاری طلبید. می توان پزشکان مشمول را در ایستگاه های امداد و نجات جاده ای هلال احمر به کار گرفت تا شاهد کاهش مرگ و میر های ناشی از تصادفات باشیم.

به نظر می رسد در شرایط کنونی کشور که تمرکز بر جنگ اقتصادی است افزایش سهمیه های امریه می تواند کمک زیادی در حل مشکلات کشور نماید.

نظر شما چیست؟

و رسول خدا میفرماید(روز قیامت): بارالها همانا قوم من این قرآن را مهجور ساختند(ترک کردند) (سوره فرقان آیه ۳۰)

مرداد ۵ام, ۱۳۹۱

گلایه پیامبر از مهجور ماندن قران در میان قومش به چه معناست و مخاطب این گلایه چه کسانی هستند
میتوانیم قوم پیامبر را همان قبیله قریش بنامیم و خیال خود را راحت کنیم و خود را مخاطب این آیه ندانیم گرچه در تفسیر نمونه این آیه را اینگونه تفسیر می نماید
“این سخن و این شکایت پیامبر (ص) امروز نیز هم چنان ادامه دارد، که از گروه عظیمى از مسلمانان به پیشگاه خدا شکایت مى‏برد که این قرآن را به دست فراموشى سپردند، ” و یا در ترجمه تفسیر المیزان اینگونه عنوان می کند که ” مراد از قوم آن جناب عموم عرب بلکه عموم امت او است‏، البته به اعتبار عاصیان امت‏”
حال اگر خود را مخاطب این آیه میدانید بهتر است با مفهوم مهجور ماندن قران نیز آشنا شویم بر اساس تفسیر نمونه
“مهجور از نظر مغز و محتوا، متروک از نظر اندیشه و تفکر و متروک از نظر برنامه‏هاى سازنده‏اش‏”
متاسفانه در ماه بهار قران از سه مرحله خواندن-اندیشیدن-عمل به قران شکل اول آن بروز بیشتری دارد و از آنجایی که بسیاری از افراد وقت محدودی برای عبادت دارند ترجیح میدهند به جمع آوری ثواب خواندن قرآن اکتفا کنند و حتی به ترجمه آیاتی که میخوانند هم توجه نمیکنند چون جایی نشنیده اند برای خواندن ترجمه آیات نیز ثوابی وجود دارد و خوب همان سیستم معمله گری میگوید وقت محدود را به کار دارای ثواب بده.
در اینکه خواندن کلام خدا لطف و برکت خاص خودش را دارد شکی نیست اما اکتفا نمودن به ظاهر این کتاب عظیم یکی از مصداق های بارز مهجور گذاشتن قران است.
من در مقامی نیستم که بگویم خواندن ترجمه قران ثواب دارد اما میتوانم ادعا کنم مسیر رسیدن به سعادت از فهم آیات و عمل به آنها میگذرد نه خواندن صرف آیات و گرنه بسیاری از جماعت نهروان از حافظان قران بودند.
در قرآن نیز در آیات زیادی به اندیشدن یا بکار بستن آیات قران اشاره شده است
إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون‏(زخرف ۳)
که ما آن را قران عربى قرار دادیم تا تعقّل کنند
أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن‏ ….(محمد ۲۴)
أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن‏ ….(نساء ۸۲)
آیا در قرآن نمى‏اندیشند
إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون‏ (یوسف ۲)
ما قران را عربی نازل کردیم تا شما تعقّل کنند
…. أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُون‏ (بقره ۴۴)
و حال آنکه کتاب خدا را مى‏خوانید، چرا اندیشه نمى‏کنید؟
لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ کِتاباً فیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلا تَعْقِلُون‏ (انباء ۱۰)
به شما کتابى نازل کردیم که تذکر شما در آنست آیا تعقل نمى‏کنید؟
وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر(قمر ۱۷ ۲۲ ۳۲ ۴۰)
و ما قرآن را براى وعظ و اندرز بر فهم آسان کردیم آیا کسى هست که از آن پند گیرد؟
فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (قیامه ۱۸)
و هنگامى که خواندیمش از آن پیروى کن‏

گرچه برای فهم برخی آیات نیاز به تفسیر یا احادیث وجود دارد اما بسیاری از آیات قران را به راحتی میتوان خواند و درک کرد و عمل نمود. امروزه هم نرم افزار ها یا سایتهای مختلفی وجود دارند که برای فهم بهتر آیات از آنها میتوان استفاده نمود
پس بیاییم در کنار تمام سنتهای زیبای ماه رمضان مطالعه ترجمه قران و فهم آیات را نیز قرار دهیم ولی قبل از آن باید نکات زیر را در نظر داشت
۱- در قران آیات محکم و متشابه وجود دارد مثلا اگر جایی از عبارت دست خدا استفاده شده منظور حالت فیزیکی دست نیست البته در مثالهایی مانند این به راحتی میتوان درک کرد منظور چیست پس اگر جایی را نتوانستیم درک کنیم یا با منطق ما در تضاد بود سریعا قضاوت نکنیم و از افراد متخصص بپرسیم
۲- واقعا به دنبال فهم قران باشیم نه یافتن ایراد یا بهانه تراشی چون اگر با دید منفی سراغ قران بیاییم ممکن است مصداق ایه ۸۲ سوره اسراء شویم و بجای بهره بردن از قران دچار خسارت شویم.
یک پیشنهاد:
یک ماژیک برداشته و شروع به مطالعه ترجمه فارسی آیات کنید (مطالعه با روخوانی فرق دارد عجله نکنید کمیت را فذای کیفیت نکنید)و آیاتی که برایتان جذابیت خاصی دارد را علامت گذاری کنید پس از پایان مطالعه قران هزاران جمله اثر گذار دارید که میتواند به شما کمک کند. معمولا برای خواندن کتابهای مهم درسی این کار را میکردیم تا نکات مهم آن را راحت تر پیدا کنیم

در قسمت نظرات این مطلب اگر دوست داشتید علاوه بر نظر در مورد مطلب آیاتی که خوندید و براتون جالب بوده رو بنویسید تا بقیه هم استفاده کنند

به چه چیز من دل خوش کرده ای ؟!!!

مرداد ۲ام, ۱۳۹۱

خدای عاشق و مهربانم

به چه چیز من دل خوش کرده ای

۱۱ ماه صدایم کردی نیامدم .امروز هم که سر سفره تو هستم این تو هستی که سفره ات را آوردی و “ترس از عذاب” و “طمع به پاداش” مرا سفره نشین میهمانی تو کرده است نه شوق همنشینی با تو و اگر بهانه ای بود باز هم فرار میکردم، مگر ندیده ای وقتی بیماری میبینم که نمیتواند روزه بگیرد حسرت اورا میخورم که ای کاش من هم بهانه ای برای روزه نگرفتن داشتم.

خوب میدانی اگر من حال داشته باشم معلوم نیست سراغ تو بیایم برای همین با ضعف روزه مرا کم رمق کردی تا حداقل سمت گناه نروم و برای خوابیدنم پاداش گذاشتی

دستان شیطان را بستی تا کمتر وسوسه شوم اما تو که بهتر میدانی که من دیگر نیازی به استاد ندارم و برای خودم استادی شده ام

با آن بزرگیت با من سخن گفتی و من حاضر نشدم بشنوم که چه میگویی اما تو انقدر عاشقی که برای آنکه یک آیه از حرفهای تو را بخوانم ثواب خواندن کل قران را به من وعده دادی

تو خوب مرا میشناسی

میدانی که اهل معامله ام و به شمارش تعداد ثواب های یک کار عادت کرده ام. شاید برای همین ارزش شب قدر را انقدر بالا برده ای شاید به این بهانه یک شب سحر نشین کوی تو باشم هر چند میدانی که آن شب نیز با تو فقط از خودم میگویم و بازم هم خواب چشمانم را فرا میگیرد و نق میزنم که چرا دقیقا نگفته ای کدام شب، شب قدر است . با اینکه میدانی شبهای زیادی تا صبح به بهانه هایی جز تو بیدار بوده ام اما باز به همین بیداری خواب آلوده ام  قانع هستی.

شب قدر تو را به هزار نام میخوانیم اما فقط بخشندگی تو را میخواهیم و کاری با دیگر اسما تو نداریم برای همین است که که نه تو را درست میشناسیم و نه به عاشق شدنت نزدیک میشویم و بجای انکه عاشقی خواستار نزدیکی به تو باشیم همیشه گنهکاری هستیم خواستار بخشایش تو.

هرگز نتوانستم عشق تو را درک کنم

بوی دهان مرا خوشبو ترین بو دانستی و هر نفس مرا ذکر و تسبیح و خواب مرا عبادت

تو به معنای واقعی عاشق هستی که کاستی های مرا زیبا میبینی و به کاستی های من قانعی اما من بزرگیهای تو را ندیدم و  عاشق تو نشدم و باید انقدر برایم ثواب بنویسی تا به سوی تو بیایم.

 و همه اینها بخاطر این است که تو را نشناختم

ای کاش اینبار …….

ای کاش اینبار فقط به خواندن آیات تو اکتفا نکنم و به این فکر نکنم که چند آیه خوانده ام بلکه به این فکر کنم که چه می خوانم و چگونه می توانم عمل کنم

 ای کاش بدانم که خواندن و فهمیدن یک آیه مرا به تو نزدیک تر میکند تا خواندن و نفهمیدن کل قران

ای کاش بدانم دوستی با تو در همه ایام ارزش دارد و لازم نباشد برایم از ثواب و مجازات بگویی

ای کاش همانگونه که برای مطالعه نظرات اندیشمندان مختلف وقت میگذارم برای شنیدن کلام تو نیز ارزش قایل شوم

ای کاش در یک کلام من هم چون تو عاشق میشدم تو با کمترین بهانه عاشق بندگانت شدی اما من عاشق نشدم با اینکه بهانه ای برای عاشق نشدن ندارم

و برای تمام این ای کاش هایم باید تو را بشناسم فارغ از بهشت و جهنم و ثواب و عذاب و …

پس روزیم کن انچه برای عاشق شدنم لازم است که تو بهترین میزبانان هستی

ماه میهمانی خدا بر تمام عاشقان حق مبارک

close up: نمای نزدیک(۲)

مرداد ۲ام, ۱۳۹۱

مجموعه نوشته هایی را که با عنوان عمومی (CLOSE – UP : نمای نزدیک) خدمت تان ارایه خواهم کرد، دستچین خاطرات من است در برخورد با مردم شهرم .این برخورد ها در هرجای این شهر ممکن است برای من اتفاق افتاده باشد: کوچه و بازار،اداره ها،پارک ها و… این خاطرات هر کدام متضمن نکته ای اند و هدف از این خاطره گویی هم بررسی همین نکته ها ودر نتیجه شناخت بهتر شهرمان است، شهری که ما آن را ساخته ایم.

دانشگاه آزاد اسلامی – اتاق اساتید
کلاس ترمو دینامیک ام تمام شده بود و به شدت خسته بودم. روی مبل های اتاق اساتید لم داده بودم که چند تا از اساتید محترم بومی و غیر بومی تشریف آوردند. سر صحبت باز شد و از آنجا که اواخر ترم بود بحث رفت به سمت امتحان ها.
من که دل پری داشتم گفتم: ببینید همه ی شما دانشگاه دولتی درس خانده اید و برای تک تک درس ها زحمت کشیده اید.ولی این فضایی که در دانشگاه آزاد وجود دارد فضایی غیر علمی ست: دانشجوها سر کلاس که نمی آیند، مفهومی به نام کتاب اصلن وجود خارجی ندارد و هرکس چند صفحه جزوه دارد، سوال های پایان ترم را هم که هرچقدر ساده و مبتدی بدهی بخش عمده ای می افتند و تلفن بازی و رفیق بازی شروع می شود. باور کنید بعضی برگه ها را که می بینم با خود می گویم من در طول ترم دقیقن چه غلطی می کرده ام؟!!
هر کس در تایید صحبت من نکته و خاطره ای گفت و نتیجه هم این شد که اینها غالبن ازدبیرستان پایه شان ضعیف است و این یک زنجیره است و کاری از دست ما بر نمی اید و …
حرف به اینجا که کشید من گفتم: من که این ترم دیگه نمره ی کیلویی نمی دم و فقط به اونایی که یه حداقلی رو می دونند پاسی می دم.
اینجا بود که یکی از اساتید مجرب بومی (که اتفاقن … بگذریم) گفتند: “نون” خودتو می بری!
                                              یخ زدم!یخخخخخخخخخخخخخ!
دلم میخاست به ایشان بگویم: با دستان خود به این فرایند ویران گر کمک کنیم برای “نون”؟ آخر ترم فله ای به همه نمره بدهیم برای “نون”؟
دلم میخاست به ایشان بگویم: این “نون”را در چه سفره ای می توانی بگذاری؟آیا می توانی این “نون”را در دهان زن و بچه بگذاری؟
دلم میخاست به ایشان بگویم….
دلم می خاست خیلی چیزها به ایشان بگویم اما فقط لبانم همینقدر باز شد که بگویم: پولی که اینها بعد از یک ترم برای یک درس سه واحدی به امثال من می دهند را من در یک صبح تا ظهر در نظارت گاز به دست می آورم.
ایشان هم آخرین شلیک را به من کردند و پاسخ دادند: پس برای چه می آیی دانشگاه؟
                                                  این بار دیگر مــُـــردم!

نتیجه گیری دانشگاهی: تو کلاس وقتی درس می دی سرتو از رو کتاب و تخته برندار، چون اگه نگات به چهره های بهت زده ی دانشجویان بیافتد شک میکنی که کلاس را درست آمده ای یانه!!!
نتیجه گیری اجتماعی: سقوط دانشگاه و علم ، سقوط آینده است.
نتیجه گیری روانکاوی: تو مگه مریضی می ری سر کلاس درس می دی؟
نتیجه گیری نیوتونی: همه چیز در حال سقوطه: سیب، دانشگاه، اخلاق، فرهنگ، اون یکی سیب!
نتیجه گیری سیاسی: این نوشته هیچ نتیجه گیری سیاسی ندارد و ای به روح کسی که در این مکان آشغال بریزد.

گرانی “مرغ” و ارزانی … !!!

مرداد ۱ام, ۱۳۹۱

شده امروز وا نفسای قیمت/

….. مریضی و تبِ بالای قیمت/

به هرجا بنگری در این زمانه/

….. تورم در درونش کرده خانه/

گران گردیده مرغ و شیر و میوه/

….. و حتی مِهر (مهریه) خانمهای بیوه/

ولی ارزان شده بازار انصاف/

…. ندارد مشتری این دور و اطراف/

از آن سو، اُفت شاخصهای فرهنگ!/

….. که در صف بهر مرغی میشود جنگ/

و انسانیت و مردانگی هم/

….. ندارد قیمتی جانا، مخور غم/

مخور غم، چون که کار ازغم گذشته/

….. که کار از غصه و ماتم گذشته/

یکی دیدم برای سودِ بسیار/

….. برنج و قند و چایی کرده انبار/

یکی دیگر چنین میگفت: “هربار/

….. روم من در ته صف توی بازار/

برای مصرفِ یک ماه و اندی/

….. گرفتم مرغ ارزان با زرنگی”/

ببین آنجا سرِ یک مرغ دعواست/

…. بساط فحشِ ناموسی محیاست/

زنش شد فاحشه، او لاابالی/

….چه وانفساست، نرخ مرغ خالی/

برای سفره های چرب و رنگین/

…. هزینه میدهد اینقدر سنگین/

کسی یک ماه بی مرغ و مسما/

…. و یا ته چین ناب و فرد اعلا/

نمی میرد، نزن حرصِ زیادی/

…. برای این شکم، اخلاق دادی؟!/

نگوتقصیر دولت بود و مجلس/

…. که می نالد کنون دارا و مفلس/

اگرچه در نظارت دولت ما /

….و یا تنظیم نرخ ارز و کالا/

خطاکار است و شکی هم در آن نیست/

….نگه کن سهم ما در این خطا چیست/

اگر وجدان نظارت داشت بر نفس/

…. به سود خویش قانع بود هر کس/

نمی زد هیچ کس حرص زیادی/

….. ز دارا و فقیر و فردِعادی/

یقینا میزد این انصاف و فرهنگ/

…. سر مرغِ گرانی زود بر سنگ/