Archive for اسفند, ۱۳۹۰

بیانیه حاج درویش زارعی خطاب به مردم شریف لامردومهر

اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۰

به نام خدا

 ۲۹ اسفند ۱۳۹۰

مردم شریف و فهیم لامِرد و مُهر

حضور پُر شورِ شما در انتخابات ۱۲ اسفندماه در لبیک به فرمان مقام معظم رهبری، دشمنانِ سیه‌دل را ناامیدتر و دوستانِ دل‌سوز را امیدوارتر نمود و بار دیگر پایبندیِ شما را به آرمان‌های انقلاب اثبات کرد. افتخار جمهوری اسلامی ایران در میان سایر حکومت‌ها، برخورداری از ویژگیِ مردمسالاریِ دینی آن است. این نظام از متن مردم برخاسته و هویت، روح و معنایش را از حضور آنها گرفته است و مردم در چارچوب احکام الهی و قانون اساسی در سرنوشت خود تأثیرگذارند. بر این اساس شرکت در انتخابات تکلیفی شرعی و اجتماعی است و هر عاملی که سبب کاهش حضور و کم‌رنگیِ نقش مردم گردد با اهداف عالیه نظام منافات دارد. شما با حضور حدّاکثریِ خود، بار دیگر انقلاب اسلامی را از شوریِ چشمِ بیگانگان بیمه نمودید. این‌جانب بنا بر تکلیف دینی و انسانی و بعد از درخواست‌های چندماهه اقشار مختلف، وارد عرصه انتخابات شدم. خدمت به خوبان و با بصیرتانی چون شما،‌ آرزوی قلبی هر انسانِ آزاده‌ای است و خدای را شاکرم که حدّاقل نیمی از عمرم را در مسئولیت‌های گوناگون در خدمتگزاری صرف کرده‌ام. اعتماد و رأیِ حدّاقل ۲۶ هزار نفریِ شما، بنده را در ادامه خدمت مصمم‌تر نمود. این رأی و این اعتماد، همچون باری گران‌بها است که بر دوشم سنگینی می‌کند و از خداوند مسئلت می نمایم تا توان در بدن دارم شانه خالی نکنم و این بار را به مقصد برسانم، چرا که آبروی خود را در خدمتِ به شما می‌دانم.

خوشحالیم که با هم‌کاری و هم‌گامیِ عمومِ شما مردم بزرگوار شهرستان‌های مُهر‌و‌لامِرد،‌ توانستیم بین مردم وحدت و انسجام برقرار نموده و در آفرینش یکی دیگر از حماسه‌های ماندگار انقلاب سهیم باشیم. بدین وسیله مراتب سپاس و قدردانیِ خاضعانه خود را به تمام کسانی که با رأی خود به بنده اعتماد نمودند و به‌ویژه به صورت خودجوش در ستادها فعالیت ‌نمودند، اعلام می‌دارم و به آنها اطمینان می‌دهم که هر چند این انتخابات به اِتمام رسید امّا مسیرِ خدمت پایانی ندارد و با تمام توان راهی را که با شما آغاز کرده‌ایم، به سرانجام خواهیم رساند. خدای مهربان را شاکرم که حضور بنده در انتخابات، شور و نشاط سیاسیِ منطقه را چند برابر نمود و دل‌ها را به تحقق تحوّل و عدالت امیدوار‌تر کرد و در اتّفاقی کم‌سابقه، موجب گشت تا قشرهای مختلف با هر فکر و اندیشه از تمامیِ بخش‌های دو شهرستان، دست در دست هم زیر یک سقف، شعار پیروی از نظام مقدس اسلامی سر دهند و گرمای اختلافات کُهنه را با خُنکای نسیمِ وحدت برطرف نمایند.

اکنون که شورای محترم نگهبان انتخابات لامِردومُهر را تأیید نموده است، به نظر ایشان احترام گذاشته و علی‌رغم انتقادهای فراوان نتیجه را می‌پذیریم تا پایبندیِ عملی ما به قانون اساسی و پیرویِ از ولایت فقیه بر همگان اثبات شود. امیدواریم جناب آقای دکتر سیّد موسی موسوی در انجام وظایف نمایندگی و در مسیر خدمت عادلانه موفق باشند و برایشان آرزوی توفیق و سربلندی می‌کنیم. در شرایط کنونی همگان را به هم‌راهی و هم‌دلی دعوت نموده و ضمن تبریک سال جدید، برای تمامی مردم آرزوی شادکامی و سعادت می‌کنیم و به آنان نوید می‌دهیم که هیچ‌گاه عرصه خدمتگزاری را ترک نخواهیم کرد و با مردم و در میان مردم و همراه با مردم خواهیم بود و همواره و همچون چشمی بیدار در کنارتان خواهیم بود.

سربلند و سرافراز باشید

                                                                                                              برادرِ کوچک شما – غلامعباس زارعی

باز هم دوم شدم!

اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰

سلامی عطر آگین به بوی خوش  بهار و علف
اختتامیه ی پنجمین جشنواره ی نمایش نامه نویسی استان فارس روز دوشنبه (۲۲/۱۲/۹۰)در آمفی تیاتر شهید آوینی لامرد برگزار شد .
در این مراسم که با حضور مدیر کل اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس و نیز فرماندار محترم شهرستان لامرد و جمعی از اعضای محترم شورای شهر لامرد برگزار شد ، آقای احسان شادمانی از شیراز مقام اول،محمد جواد صفایی (با نمایشنامه ی لام و رود ) از لامرد مقام دوم و خانم سپیده گلتراش نژاد اط شیراز مقام سوم را کسب کردند.
لازم به ذکر است ۲۷نمایشنامه نویس با ۴۶ نمایشنامه از سراسر استان فارس در این جشنواره شرکت کرده بودند و داوری این جشنواره برعهده ی آقایان:علی ثابت،میلاد اکبرنژاد و فرهاد ارشاد بوده است.
نکته ی انحرافی اول: من بازم دوم شدم و از پس شیرازی ها بر نیومدم!!
نکته ی انحرافی دوم:با توجه به مطالبی که مجری محترم برنامه : حاج مصطفا نیدانی -از اعضای محترم شورای شهر – بیان می کردند ، اگه کسی از در می یومد تو ،  فکر می کرد جلسه ی تقدیر از حضور مردم در مراسم ۲۲بهمن و یا جلسه ی تقدیر از زحمات اعضای شورای شهر در آبادانی شهر و یا جلسه ی تقدیر از برگزاری انتخابات سالم توسط فرماندار محترم است. خلاصه اگه چند دقیقه ی آخر برنامه نبود فکر می کردم یکی منو دست انداخته که اختتامیه ی نمایش نامه نویس هاست.(ولی انصافن حاج مصطفا برنامه رو گرم برگزار کرد و شعرهای به جایی هم خوند، دستش هم درد نکنه.)

نکته ی انحرافی سوم:وقتی رفتم پشت تریبون جایزه ام رو بگیرم گفتم:
کوه با نخستین سنگ زاده می شود
و انسان با نخستین درد (شاملوی بزرگ)
سلام
اگر محمد علی حیاتی عزیز در سال ۱۳۵۶ اولین دیالوگ را بر کاغذ نمی نوشت، امروز تمام دفترهای چهل برگ من سفید بودند.

نکته ی انحرافی چهارم: دکتر حسن خضری!!

حرف آخر:این جشنواره به همت اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی لامرد و با پیگیری های شخص آقای هنرپیشه اتفاق افتاد .
هرچند زحمات شبانه روزی پرسنل محترم ارشاد از طرفی و بچه های با معرفت انجمن نمایش با مدیریت محسن مرادی، محمود صفری و قاسم صادقی به شدت به چشم می آمد. سپاس فراوان از همه

کار تمام شد(۱) + تصویر!

اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰


“آقای… نظر به تمکن مالی لطفا جهت انصراف از دریافت یارانه به سامانه refahi.ir مراجعه کنید سازمان هدفمندسازی یارانه ها”.

چیزی که از ظاهر نه‌چندان جدی پیامکِ ارسالی از سازمان هدفمندی بر می‌اید این است که این تو بمیری ظاهرا از آن تو بمیری‌ها نیست و هدفمندی شوخی شوخی دارد وارد فازهای جدی‌جدی خود می‌شود. نظر به سعه‌ی صدر و تمکنِ مالی همه‌ی شما عزیزان، مطمئنن ترجیح می‌دهید حداقل روزی صد عدد پیامک از سایت فخیمه‌ی نخلِ جنوب آنهم در ایام انتخابات و آنهم در همه‌‌ی ساعات شبانه‌روز دریافت کنید تا اینکه گوشی شما پذیرای پیامکی اینچنینی و آنهم از جانبِ سازمان جلیله‌ی هدفمندی باشد.
<img src="آپلود عکس , آپلود رایگان عکس , آپلود تصویر , آپلود فایل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا” alt=”” />

نظر به اینکه ما نخوردیم نونِ گندم ولی دیدیم دستِ مردم، و نظر به شناختی که از بچه‌های بالا و دوستانمان در سامانه‌ی هدفمندی داریم، پیشبینی می‌شود لحن پیامک‌های آتی سازمان هدفمندی در فاز کنونی باقی نماند و در آینده‌ای نه‌چندان دور گوشی‌ یکی از عزیران ساکن در این سرزمین برکت‌خیز پذیرای پیامک‌هایی با لحن و کلامی دیگرگون باشد. بدیهیست هرگونه شباهت و قرابت میان عزیزی که در زیر مشاهده می‌کنید با هر کسی که در این آب و خاک زندگی می‌کند، کاملا اتفاقی‌ست.

یکماهِ بعد: ” آقای … نظر به تمکن مالی و نظر به اینکه پیامک اولِ ما را مشخص است کُلّن دایورت کردید‌ه‌اید لطفا جهت انصراف از دریافت یارانه به سامانه refahi.ir مراجعه کنید سازمان هدفمندسازی یارانه ها”

دوماهِ بعد: “آقای … نظر به اینکه جایی که شماآبیاری بارانی کرده‌اید ما قبلن شاخِ بُز گذاشته‎‌ایم، لطفا جهتِ انصراف آبرومندانه از دریافت یارانه به سامانهrefahi.ir مراجعه کنید. در ضمن رعایت ادب در گفتار و کردار نشان از شخصیت بالای شما دارد. سازمان هدفمندی یارانه‌ها”

سه‌ماهِ بعد: ” آقای… نظر به اینکه ما انگار با تو نیستیم، سامانه‌ی خودکارِ ما فرم انصرافِ شما را غیابن پُر کرد. امید است در مراحل باقی‌مانده‌ی زندگی موفق و موید باشید. التماس دعا. سازمان هدفمندی یارانه‌ها.”

چهارماه بعد: ” آقای… نظر به تمکن مالی مبلغ ۱۸۲ هزار تومان به ازای هر نفر ۴۵۵۰۰ تومان شبانه از حساب شما برداشت شد و به حساب هدفمندی واریز شد. بدیهی‌ست هر گونه تغییر حساب بانکی و جابجایی حساب از تیررس سامانه‌ی ما خارج نخواهد بود. شما در این مرحله نیازی نیست به refahi.ir مراجعه کنید. سازمان هدفمندی یارانه‌ها”

پنج‌ماه بعد : “آقای … نظر به اینکه تحقیقات میدانی نشان می‌دهد شما یک بچه‌ی توراهی دارید، لطفا جهت بروز کردن سامانه‌ی خود به refahi.ir مراجعه کنید. شما فعلا به ازای ۸ ماه و هر ماه ۴۵۵۰۰ هزار تومان بدهکار سازمان هستید. این را گفتیم که اگر یک موقع تراز مالی حساب شما در پایان ماهِ بارداری همسرتان دچار آشفتگی مقطعی شد،به خود نهراسید. من‌الله توفیق. سازمان هدفمندی یارانه‌ها.”

شش‌ماه بعد :” آقای… نظر به اینکه بچه باید سالم باشد و پسر و دختر بودن آن اصلا اهمیتی ندارد، قدم نورسیده را به شما و خانواده محترم تبریک عرض می‌کنیم!. در ضمن refahi.ir هم فراموش نشود. درود خدا بر شما. سازمان هدفمندی یارانه‌ها”

.
.
.
یک‌سال بعد: آقای… نظر به تمکن مالی یک دَبّه بنزین معادل بیست‌ لیتر بنزین رایجِ مملکت توسط شیلنگ از باک خودرو شما که در گوشه‌ی خیابان پارک بود، به زحمت کشیده شد و به مخزنِ سامانه‌ی سوخت مستقر در سازمان ریخته شد. عزت زیاد. کاری مشترک از سازمان هدفمندی یارانه‌ها و سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت.”.

منتخب مبارک ۲

اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۰

منتخب را مردمی به انتخاب میکشند که در شعور و گمانه زنی خود ایشان را بهترین در سپردن امانت خود یافته اند و انتظار دارند که او ضمن ایفاد شرط امانت داری در خدمتگزاری نهایت تلاش خود را بعمل آورد و ایشان کسی است که در کنار خود مشاورانی دارد که خدا ترس و مردم محورند و همچون آئینه ای پاک او را در کردار درست یاری و در کردار نادرست باز میدارند و او کسی است که بدین مصلحت عمل میکند و سلاح او برای کشتن بغض ، سلاح ایمان و سعه صدر همراه با تقوای دارای پشنوانهء اوست و نه سلاح گرم و سرد و حقد و حسد و یا خدای نخواسته دنیا مداری و پیروی نفس اماره و فرصت طلبی و قدرت طلبی اوست . منتخب برای عمل بدین مطلب و بجا آوردن شرط امانت سپاری مردم عزیز، باید طبق کلام حضرت امیر (ع) دارای محاسن و خصوصیات زیر باشد و اگر هم نیست تلاش نماید بدان دست یابد :

۱ – حلم : «الحلم راس الرئاسه » – بردباری که خود مهمترین رکن مدیریت و ریاست است با داشتن آن منتخب  از کوره در نمی رود و زود تصمیم گیری و به قضاوت و تباهی نمی نشیند.( دارای ظرفیتی فراگیر است).

۲ - متانت : « و لا تکن عند النغماء بطراً »؛ هنگامی که نعمتها بدو روی میآورند مغرور و خوشحال نمی شود که از پس آن بهره مندی شخصی را طلب نماید و از این سفره رنگارنگ ممری را برای خود دست و پا نماید .

۳ـ عزم : او استقامت دارد همچنانکه قرآن حکیم میفرمایند: «لتبلون فی اموالکم و انفسکم و لتسمعن من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و من الذین اشرکواأذی کثیراً و إن تصبروا و تتقوا فان ذلک من عزم الامور » به طور مسلمدر اموال و نفوس خود آزمایش می شوید، و از آنها که پیش از شما کتابداده شدند و از آنها که راه شرک پیش گرفتند،سخنان آزار دهنده و فراوان خواهید شنید، و اگر استقامت کنید و تقوا پیشهسازید، پس به درستی که آن از عزم امور است.

 ۴ـ صبر :»الصبر عون علی کل امرٍ » صبور است و صبر در پایداری یاوری صادق است.

 ۵ـ تحمل افکار دیگران : افکار دیگران را بر میتابد همچنانکه قرآن مجیدمیفرمایند: «و لو شاء ربک لجعل الناس امه واحده و لا یزالون مختلفین » و اگرپروردگارت می خواست، همهء مردم را امت واحد بدون هیچگونه اختلاف قرار میداد، ولی آنها همواره مختلف اند و او اینرا بعمل میرساند.

۶ – هوشیاری : «من امارات الدوله الیقظه [ التیقظ ] لحراسه الامور » از علل بقای دولت آگاهی، بیداری و هوشمندی و هوشیاری است و منتخب بدان برای حفظ و حراست از امور آراسته هست»من دلائل الدوله قله الغفله » از دلایل موفقیت کم غفلتی است.

 ۷ـ سعی و کوشش : «ما ادرک المجد من فاته الجد » او دارای توان تلاش برای مجد و عظمت است چنانچه کسی که کوشش نکرد به مجد و عظمت نرسید.

 ۸ ـ پشت کار : «قلیل یدوم خیر من کثیر ینقطع » اقلی که تداوم داشته باشد(جوی روان باشد) بهتر از زیادی است(درهء خروشان فصلی) که مداومت نداشته باشد .

 ۹ـ شجاعت : در این مقوله حضرت امیر(ع) خطاب به مردم مصر در مورد مالک چنین خطابه مینمایند:«اما بعد فقد بعثت الیکم عبداً من عباد الله لاینام ایام الخوف و لاینکل عن العداء ساعات الروع اشد علی الفجار من حریق النار » اما بعد،یکی از بندگان خداوند را به سوی شما فرستادم که به هنگام خوف خواب به چشم راه نمی دهد، در ساعات ترس و وحشت از دشمن (امور و مشکلات)هراس نخواهدداشت و نسبت به بدکاران از شعله آتش سوزنده تر است.

 ۱۰ - سخنوری : اهمیت این توان در سخنوری به حدی است که میفرمایند: « رب کلام انفذ من سهام » چه بسیار سخنانی که از شمشیر برنده ترند خدایا گره از زبان ما بگشا تا او (منتخب) این سخنان نغز مارا بفهمند .« و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی »

۱۱ – دشمن ستیزی : الله الله به این خصلت که باید با تدبیر و سیاست خاصه همراه باشد همچنانکه قرآن کریم میفرمایند:«لا تجد قوماً یومنون بالله و الیوم الاخر یوادون من حاد الله و رسوله و لوکانوا آباء هم او ابناء هم او اخوانهم او عشیرتهم » قومی را نمییابی که با داشتن ایمان به خدا و روز قیامت، با دشمنان خدا و رسولش دوستیکنند، هر چند پدران، فرزندان، برادران و یا خویشاوندان آنان باشند . (و از طرفی رحماء بینهم باشند) .

۱۲ـ ایمان و عمل صالح : الله اکبر« ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن و داً » کسانی کهایمان آورده و عمل صالح انجام دهند، خداوند رحمان محبت آنها را در دلها میافکند تلاش کنید حب خود در میان مردم را به بهای دنیا و مادیت بی ارزش آن نفروشید . «لقد جاء کم من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین روف رحیم » با مردم محبت داشته باشید و قلوبشان را از انتخاب شما بدرد نیاورید بلکه رأفت شما جذابیت شما را بیش کند همچنانکه ما رسولی مهربان و رئوف بسوی شما فرستادیم.

 ۱۳ـ خوش اخلاقی : «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فطا غلیظ القلب لانفضوامن حولک فاعف عنهم و استغفرلهم » از پرتو رحمت الهی در برابر آنها نرم باش و اگر خشن و سنگ دل بودی، از اطراف تو پراکنده میشوند.

۱۴ـ تولی و تبری : حب و بغض یادت نرود و آن اینکه حب به اهل البیت(ع)و این مردم که پیرو آنانند و این دوستی در راه خدا و برای خدا باشد نکند بغضت آنان را بگیرد و کلافه کند که نتیجه اش هلاکت خود توست . آنانیکه ترا بلند کردند میتوانند بر زمینت زنند. با دشمنانشان هم بغض داشته باش و با دشمنی نفس خود آنان را ارج گزار . نکند تابعیت نفس را پیشه کنی و تیشه بر ریشه زنی هان؟«الحب فی الله فریضه و البغض فی الله فریضه » همچنانکه رسول الله(ص) فرمودند دوستی برای خدا و دشمنی در راه خدا تکلیف است و امام صادق(ع) فرمودند:«کل من لم یحب علی الدین و لم یبغض علی الدین، فلا دین له »؛ کسی که دوستی و دشمنی بر دین نداشته باشد، دین ندارد.

 ۱۵ـ مدارا : الله الله به مدارایتان با مردم .«راس السیاسه استعمال الرفق » مهمترین رکن رکین سیاست به کارگیری رفاقت و مدارا با همین مردم است.»ثمره العقل مداراه الناس » میوهء عقل مدارا کردن با مردم است و«مداراه الرجال من افضل الاعمال » مدارا کردن با مردم از بهترین اعمال است.

 ۱۶ـ درخواست عمل در حد توان : ای کسیکه مسئول، زمامدار(وکیل) میشوی»اذا اردت ان تطاع فاسئل ما یستطاع »اگر خواستی مردم تو را اطاعت کنند، چیزی که مقدور باشد از آنان طلب کن.

 ۱۷ـ دوری از مخالفت : «الخلاف یهدم الرای » مخالفت تصمیم گیری را نابود می کند (در تصمیم گیریها و قانون گذاری با آنچه در مسیر منافع مسلمین است مخالفت نکن ).

۱۸ـ پرهیز از جزیی نگری : «ان رایک لا یتسع لکل شیء ففرغه للمهم » رای و فکر تو گنجایش همه چیزرا ندارد، پس او را برای پرداختن به امور مهم آزاد گذار( در قانون نگاری در سطح ملی و رتق و فتق گره های امور مردمت فکر و وقت بگذار . نکند در جزئیات خود را خسته و در کلیات از قافله باز مانی).

 ۱۹ـ استفاده از فرصت ها : « و لا کل فرصه تصاب » هر فرصتی باز نمی گردد (و تو از فرصتی که مردم در اختیارت گذاشته اند در مسیر اهداف آنان حتی لحظه ای درنگ نکن ). در این راستا کریم اهل البیت(ع) میفرمایند:«الفرصه سریعه الفوت بطیئه العود » فرصت با سرعت از بین می رود و به کندی باز می گرددامام صادق (ع) نیز از امیر(ع)نقل مینمایند: «ایاکم و التسویف فی العمل بادروا به اذا امکنکم » بر حذر باشید ازعقب انداختن کارها، هنگامی که امکان کاری برایتان به وجود آمد، اقدام کنید.

۲۰ ـ پرهیز از لجاجت : «اللجاج یفسد الرای » لجاجت، فکر و اندیشه انسان را فاسد می کند و باز «لیس للجوج تدبیر » افراد لجوج عاقبت اندیشی ندارند(ای نماینده ای وکیل لجوج نباش).

 ۲۱ـ کنترل و نظارت : ای مالک ، سپسبا فرستادن ماموران مخفی، راستگو و با وفا، کارهای آنانرا زیر نظر بگیر،زیرا بازرسی مداوم پنهانی سبب می شود که آنها به امانت داری و مدارا کردنبا زیر دستان ترغیب شوند . (اینجا وظیفه هم وکیل است و هم موکل) . در این مورد امام رضا (ع) میفرمایند:«پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) همواره هنگامی که لشگریان رابرای جنگ اعزام می نمودند و به امیران اطمینان نداشتند، فردی مورد اعتمادبه همراه او می فرستادند که از او به آن حضرت خبر برساند».

۲۲ – ناتوان مباش : «افه الاعمال عجز العمال » آفت و بلای کارها ناتوانی کارگزاران است.

 ۲۳ـ عفو و گذشت داشته باش: قرآن مجید می فرمایند: «و منهم الذین یؤذون النبی و یقولون هو اذنقلاذن خیرٍ لکم » از آنها کسانی هستند که پیامبر را آزار می دهند ومیگویند او خوش باور است بگو خوش باور بودن او به نفع شماست.پس ای مالک«گاه از آنها لغزش و خطا سر می زند، ناراحتی هایی به آنان عارض می گردد، بهدست آنان عملاً یا به طور اشتباه کارهایی انجام می شود در این مورد از عفوو گذشت خود آن مقدار به آنها عطا کن که دوست داری خداوند از عفوش به توعنایت کند، زیرا تو مافوق آنها و پیشوایت مافوق تو و خداوند ما فوق کسی استکه تو را زمامدار قرار داده است ».

۲۴ ـ استفاده از تجربه(با تجربه باشد) : «العقل غریزه یزید بالعلم بالتجارب »عقل غریزه ای است که با علم و تجربه زیاد می شود و در جایی دیگر میفرمایند:«کسی که کم تجربه بود فریب خورد و کسی که تجربه اش زیاد بود لغزش هایش کم گردید»(مردم هم در انتخابش توجه به این سفارش داشته باشند).

 ۲۵ـ مشورت کردن : پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در موارد بسیاری با اصحاب مشورت نموده و نظر آنها را عمل می نمودند:«حق علی العاقل ان یستدیم الاسترشاد و یترک الاستبداد » بر عاقل حقاست که همواره از دیگران راهنمایی بخواهد و استبداد را ترک کند. 

۲۶ ـ در نظر داشتن رضایت الهی : «و هرگز خداوند را به خاطر رضایت احدی از مخلوقاتش به خشم نیاور، چرا کهخداوند جای همه کس را می گیرد و کسی نمی تواند جای خداوند را بگیرد ».

۲۷ – عدالت داشتن » :من عدل نفذ حکمه » الله الله ، شما را به عدل و انصاف: کسی که عادل باشد، حکمش نفوذ خواهد کرد.

 ۲۸ـ رسیدگی به مشکلات : رسول الله(ص) میفرمایند:« همانا خداوند بندگان را در مورد آبرویشان مورد سوال قرار می دهد، همانگونه که در مورد اموالشان سوال می کند و می فرماید : ای بنده من ! به تونعمت آبرو دادم، پس آیا با این آبرو مظلومی را کمک کردی ؟ و به فریادغمگینی رسیدی ؟ ».

۲۹ ـ عدم دوری از مردم : «من خانه وزیره فسد تدبیره » « هیچ گاه خود را در زمانی طولانی از مردمپنهان مدار . چرا که دور بودن زمامداران از چشم رعایا، موجب نوعی محدودیت وبی اطلاعی نسبت به امور مملکت است، و این چهره پنهان داشتن زمامداران،آگاهیآنها را از مسائل نهایی قطع می کند. در نتیجه بزرگ در نزد آنان کوچک، وکوچک بزرگ و کار نیک زشت و کار بد خوب و حق با باطل آمیخته می شود. اما اگرمدیر (وکیل) به شکلی دوستانه و مهرآمیز به محل کار افراد رفته، آنها را جمع کند وساعتی با آنها نشسته، حرف ها و سخنان شان را بشنود، به حدی در روحیهکارکنان تاثیر مثبت می گذاردو دوستی وصمیمیت بین آنها حاکم می کند کهقابل توصیف نیست»

الله الله به سفارشات ۲۹ گانه ای که از امیر المؤمنین علی علیه السلام در توصیف یک وکیل یا مسئول یا زمامدار مبارک و میمون برای مردم بیان شد .

ای عزیز تو باید دارای این خصائل باشی تا بتوانی شرط اعتماد مردم را برآورده نمائی . نکند خدای نخواسته عملا اینطور نباشد و مردم را از انتخابشان پشیمان نمائی؟! چطور اکنون در زمان تبلیغات تا بخواهی و بخواهند وقت و توان داری و خستگی ناپذیری و برایت فقیر و غنی(تقریبا) فرق نمی کند و پاسخ تلفنها و صداها را بهر نحو ممکن میدهی و در شعار و شعور کم نمی آوری ، فردایی که منتخب همین ها شدی نیز همینطور با انرژی و با محبت باش و این خصائل ۲۹ گانه را در خود بوجود آر و حفظ و عمل و بهینه اش کن .

ای مردم شریف ، بنده در انتخاب مبارک  و  منتخب مبارک  آنچه مولای متقیان(ع) فرموده بودند و در حد توانم در جمع آوری و تدوین بود بعرض رساندم ، حال این شما و اینهم معرکه !!!  یا حق  .

ای دوست :

چمن خوشست و هوا دلکش است و می بیغش،

کنون بجز دل خوش هیچ در نمی باید .

جمیله ایست عروس جهان ولی هشدار ،

که این مخدره در عقد کس نمی آید .

بلا به گفتمش ای ماهرخ چه باشد اگر،

به یک شکر ز تو دلخسته ای بیاساید ؟

به خنده گفت که حافظ خدایرا مپـــــند،

که بوسهء تو رخ ماه را بیــــا لاید .

- مردم عزیز و خونگرم و مهربان ما همچون انتخاب های متعدد و متنوع و پر شورگذشته با شور و شوقی وصف ناپذیر و بسا بهتر و پرشورتر از قبل در این انتخابات نیز در سراسر میهن اسلامی ایران و نمایندگیهای خارج از کشور و کلیه بلاد شرکت مینمایند و شعور وصف ناپذیر خود را به رخ عالمیان خواهند کشید . انشاءالله تعالی                                 والسلام علی عباد الله الصالحین

کلیپ: راه نو

اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۰

به نام خدا

کلیپ جدید تبلیغاتی حاج درویش زارعی که یکی از دوستان فرستاده است، روی سایت گذاشته شده است.

برای دانلود می توانید روی لینک زیر کلیک کنید:

rah no

خروش حماسی “اجرایی مدرس، سنگرنشین مجلس” در منطقه طنین انداز شد

اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۰

نشست انتخاباتی حجت الاسلام والمسلمین اجرایی با مردم شهر علامرودشت با حضور شور آفرین و اعلام حمایت از ایشان عصر سه شنبه برگزار شد.
ایشان بعد از این مراسم به دیدار مردم شهرک امام ، هورمه، فال و چاه خالوها رفتند و به ایراد سخنرانی پرداختند.

اما استقبال مردم شهرک امام از ایشان حال و هوای دیگری داشت. حضور ایشان در شهرک امام مقارن شد با وقت ملکوتی نماز مغرب و عشا و مردم غیور شهرک و هیات همراه به امامت مجتهد جوان و روحانی فاضل و دانشمند خود نماز را اقامه نمودند.

ایشان در جمع پرشور مردم این منطقه به تشریح اهداف و برنامه های مورد نظر خود پرداختند. جوانان عزیز این دو منطقه با شعار پر مغز و پر محتوای خود یعنی “اجرایی مدرس،سنگرنشین مجلس” حمایت قاطع و همه جانبه خویش را از ایشان اعلام نمودند.

دیدگاه شخصیت ها راجع به آقای زارعی-محمود حق شناس

اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۰


بسم الله الرحمن الرحیم

محمود حق شناس-از رزمندگان دلیر جبهه

محمود حق شناس

اگر بخواهیم در لامرد از چند نفر که اعتقاد زیادی به شهدا دارند نام ببریم، می توانیم از حاج آقا مهر آوران، آقا موسی هنرپیشه و دوستان دیگر و نیز آقای محمود حق شناس نام ببریم. دایی حق شناس از برو بچه های با صفای جبهه است که برای خونواده ی شهدا احترام زیادی قائله. او را با کانون فرهنگی کمیل می شناسیم. می گویند در حزب باد فعالیت داره اما این را قبول ندارم چرا که سعی می کنه بر اساس تشخیص خودش عمل کنه و حال ممکن است این تشخیص درست بوده باشد یا غلط اما همیشه روی حرفش ایستاده است حتی اگر لوله ی تفنگ زیر گلویش بگذارند. با اصلاح طلبان هم خوب می گردد ولیکن از چپی هایی که آقا را قبول ندارند، فاصله می گیرد. آدم شجاعی است. بزرگتر ها جملات “به سید محمود علوی رأی می دهیم” او که با دست خط خوبش، روی دیوار ها می نوشت را به خاطر دارند. او از سید ها خیلی می ترسد. کافیست که دکتر سید موسی، دعایی در حق او بکند تا … . نه، دکتر موسی این کار را نمی کند.!

بیان دیدگاه:

اگر چه مردم چند ماهی است که پروسه قضاوت خود را درباره کاندیداهای مطرح آغاز کرده اند و تمام اعمال و رفتار و گفته ها و موضع گیری های تک تک آنها را به شدت از زیر نظر می گذرانند . اما شرایطی به وجود آمده که برخی در نشریات و سایت های خود به تخریب افرادی پرداخته اند که باعث عدم تشخیص مردم در انتخاب اصلح می شود . گروه قابل توجهی از مردم بویژه تحصیل کردگان و فعالان سیاسی نگران فرجام چالش های موجود هستند . که بعضی قدرت ها با تبلیغات مسموم و بداخلاقی های معمولشان از حیث کمی و کیفی بر سرنوشت و میزان رأی در انتخابات مؤثر می شوند . البته با بررسی مجموعه سیاستها و استراتژی های سی و دو ساله جناب آقای زارعی و دستاوردهای مثبت و تجربه اندوزی های ایشان در مدیریت های سیاسی و اجرایی منطقه و استان می توان شرایط ایشان برای رسیدن به کرسی مجلس موفقیت آمیز خواند . من در این چند ساله انقلاب با افراد و شخصیت های مختلف سیاسی تعامل داشته ام ولی تنها گزینه ای که می تواند وفاق منطقه ای و تعادل قدرت میان جناح ها و گروه های سیاسی را مجدداً بصورت عملی و نه شعاری ایجاد کند و دو شهرستان لامرد و مهر را از کدورت ها و کینه توزیها و انتقام جویی تند روان نجات دهد ، شخص زارعی است و لاغیر …

تجربیات چند سال گذشته فرا روی ماست ، ما با حضورمان بدور از تهدیدها ، تطمیع ها و بداخلاقی های افراد خاص جریان حاکم می توانیم مجدداً به مردممان حرمت و کرامت دهیم . در جامعه ای که کرامت انسان پایان یابد ، محبت و عاطفه ، استقامت و صبر

غیرت و اعتماد بنفس از بین می رود . کارهای بسیاری در همه عرصه ها با تنگ نظری و یا تمامیت خواهی عده ای باقی مانده است ، که جناب آقای زارعی و تیم مدیریتی ایشان می توانند خوب مهندسی نموده و نگرانی مردم دو شهرستان را مرتفع نمایند . یکی از شاخصه های اصلی مدیریت ایشان قانون مداری و احترام به همه گروه ها در چارچوب قانون است که دغدغه اصلی امروز مردم ما در دو شهرستان و یا کشور است که می تواند نوید بخش یک حرکت و راه نو در جهت رسیدن مطالبات واقعی مردم باشد انشاءالله حضور آگاهانه و پر شور مردم در ۱۲ اسفند این دغدغه ها را مرتفع خواهد گرد.

مرام نامه ی ما

اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۰

الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

آنچه در پی می آید نه نصیحت است، چرا که خود بیش از همه کس مجتاج نصیحتیم و نه توصیه که در مقام توصیه نیستیم. در واقع آنچه نگاشته شده احساس مسئولیتی است در قبال جامعه ای که در آن زندگی میکنیم.جامعه ای که در تدارک برگزاری انتخاباتی مهم و سرنوشت ساز در آتیه ای نزدیک است.در واقع این نوشتار مرامنامه ما و یادآوری اصولی است که همه خود میدانیم و بدان پایبند خواهیم بود.

۱- همه عزیزانی که به عرصه انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی ورود نموده اند- چه به عنوان کاندید و چه به عنوان مقام اجرایی یا هر عنوان دیگر – از فرهیختگان، متدینین، بزرگان و نخبگان شهرستان هستند و هر شهری از داشتن چنین افرادی به خود خواهد بالید. هر گونه بی حرمتی به آنان، توهین به شعور جمعی، فرهنگ و وجهه این شهرستان بوده و گناهی نابخشودنی است. بی شک در صورت قبولی در این آزمون، از نظریات و تجربیات ایشان غافل نخواهیم ماند و در صورت عدم موفقیت، در کمک به آنان از هیچ کوششی دریغ نمی ورزیم.

۲- ما اثبات خود را در نفی دیگران نمی جوییم. بر عملکرد و توانایی خود تکیه کرده و برای بزرگ نشان دادن خود به حقیر جلوه نمودن دیگران اقدام نمی کنیم.

۳- راه ما راه ولایت و قلبه نمای ما، ولی امر مسلمین، رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای – حفظ الله می باشد. خط قرمزما، خون سرخ شهدای ماست.

۴- شعار ما قانون گرایی است و هرگز از دایره قوانین پای برون نخواهیم نهاد.

۵- خدمات نمایندگان پیشین شهرستان را پاس داشته و از سیاه نمایی و بزرگ نمایی پرهیز می کنیم.

۶- نه شایعه سازیم و نه شایعه پذیر چرا که می دانیم میان حقیقت و دروغ، فاصله تنها چهار بند انگشت است.

۷- بهترین تبلیغ ما، رفتار ماست. چه بسیار اشخاص که با ماهها و ساعتها گفتگو و تعامل جذب شده و با تماشای یک حرکت نابجا یا رفتار ناشایست دفع می شوند. مؤید گفتار ما چیزی جز کردار ما نیست.

 ۸- سلاح ما، منطق و پاسخ ما به هر شبهه و سوالی جز استدلال نخواهد بود.

۹- ستادهای ما، پیش از آنکه محل تبلیغ باشند، کانون های نشر فرهنگ اسلامی و ایرانی و تریبونهای آزاداندیشی و مراکز آزادی بیان و اندیشه خواهند بود.

۱۰- ما، صداقت را بهترین سیاست دانسته و از وعده های آنچنانی و قول های ناشدنی دوری خواهیم جست. میان آنچه می گوئیم و آنچه می کنیم و خواهیم کرد، سرمویی تفاوت و تناقص نخواهد بود.

۱۱- ما، از نام و قومیت کسی نخواهیم پرسید. همه برادران و خواهران هم هستیم و کسی را بر کسی برتری نیست.

۱۳- ما تشنگان خدمتیم نه شیفتگان قدرت. هدف ما اعتلای نام شهرستان و خدمت به محرومان و ولی نعمتان انقلاب است.

۱۵- می کوشیم رفتار و کردارمان آنگونه باشد که همه همسایگان، رهگذران، ناظران و همه آنها که در محدوده ستادها هستند تا همیشه از ایام انتخابات به نیکی یاد کنند.

۱۷- انتخابات تمرین مردسالاری و دموکراسی است. دموکراسی چیزی نیست جز این سخن که آنچه برای خود می پسندیم برای دیگران هم بپسندیم. اگر این سخن را نصب العین خود قرار دادیم در بستری مناسب، بهترین جلوه مردسالاری دینی را به نمایش خواهیم گذاشت.

۱۸- انتخابات، مسابقه نیست که بازنده یا برنده ای داشته باشد. همه در این عرصه برنده خواهند بود. در حکومت اسلامی، ما ماموران به تکلیفم نه نتیجه.

امید که برگزاری انتخاباتی با حضور حداکثری و فعالانه مردم فهیم شهرستان  را نظاره گر باشیم.

                                                                                                    والسلام

انجمن اساتید و دانشجویان حامی خلیل فروتن

فوری: سخنرانی دکتر احمد توکلی در لامرد

اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۰

امشب دکتر احمد توکلی، ‌نماینده مردم تهران در مجلس و رئیس مرکز پژوهش های مجلس، در شهر لامِرد سخنرانی خواهد داشت. از تمامی دوستان و همشهریها در سراسر لامِردومُهر دعوت می شود تا در در این سخنرانی شرکت کنند.

زمان: ساعت ۲۱ امشب

مکان: حسینیه اعظم حضرت زینب (سلام الله علیها) در لامرد

آشنایی بیشتر با ایشان:

دکتر احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس، سیاستمدار با تجربه و استادبازنشسته اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی می باشند. ایشان هم اکنون دو دوره است که به نمایندگی از مردم تهران در مجلس شورای اسلامی مشغول به خدمت است و در این هشت سال مسئول مرکز پژوهش های مجلس نیز بوده است. علاوه بر این، مسئولیت سایت خبری تحلیلی الف را نیز بر عهده دارند. دکتر توکلی از شاخص ترین چهره های اصولگرا و از نامزدهای اصلیِ جبهه متحد اصولگرایان برای تهران می‌باشد که در سه دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز نامزد شده است.

 

 

خبر آمد خبر از راه رسید!

اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۰

امشب ببین پیامِ تولای منطقه

بنگر نشاط عشق به سیمای منطقه

پاینده باد بیرق مردی و اتحاد

تا صبح نور در دل فردای منطقه

×××

ما هم چو کوه تکیه به عهد تو کرده ایم

عهدی که هست عهدِ مسیحای منطقه

امشب به پیشواز تو آید «توکلی»

دارد نظر به مرد توانای منطقه

تخلفات انتخاباتی را به ستاد انتخابات گزارش کنید

اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۰

برگزاری انتخاباتی سالم و با نشاط ضمن آنکه وظیفه ی ذاتی ستاد انتخابات و دستگاه های اجرایی ذی ربط می باشد ـ و بر همین اساس فرمانداری محترم لامرد و ستاد مذکور اراده جدی و تلاشهای خود رابر همین امر استوار نموده اند ـ اما همکاری و تعامل همه ی مردم و گروهها با نهادهای قانونی جهت نیل به این مقصود امری گریز ناپذیر می باشد.

در نظام مقدس جمهوری اسلامی که حکومت جدای از مردم نیست ، هر شهروند بنا به وظیفه ی اسلامی وملی خود هم حق و هم تکلیف دارد ناظر بر اعمال مجریان قانون باشد و هرگاه لغزشی از اجرای قوانین مشاهده نماید همانند چشم تیزبین دستگاه عدالت عمل نموده و موارد نقض احتمالی قانون را به مراجع ذی ربط گزارش نماید.

«تراکمه» نیز دوشادوش مردم ، خود را در انجام این وظیفه مهم سهیم دانسته و ضمن دعوت از همه ی مخاطبان برای شرکت گسترده در انتخابات ورأی دادن به نامزد برگزیده ی خود، از آنان درخواست می نماید یار و یاور مجریان قانون باشند و در صورت مشاهده هر گونه تخلف احتمالی، ضمن حفظ نظم حوزه های رأی گیری و رعایت قانون، از همه ی ابزارهای قانونی جهت  حفظ دلایل و ضبط تخلف استفاده نموده و مراتب را فوراً با ذکر جزئیات تخلف و دلایل آن به ستاد انتخابات و سایر نهادهای قانونی گزارش نمایند یا در صورت عدم دسترسی، شرح تخلف احتمالی صورت گرفته را به همراه اعلام دلایل و اسامی مرتکب یا مرتکبان به« تراکمه» و آدرسهایی که در ذیل اعلام می گردد بصورت الکترونیکی ارسال نمایند تا پس از جمع آوری در اختیار ستاد انتخابات و مراجع ذی صلاح قانونی قرار گیرد:

entekhabat@terakmeh.com

entekhabat@terakmeh.com

ما با همین نام به تو رای خواهیم داد

اسفند ۹ام, ۱۳۹۰

بنام خداوند بخشنده مهربان.
خدای سرسبزی و درخت و رویش . بنام خدای بهار ،
بهاری که همیشه پیام آور تولد و حرکت بوده ، بهاری که در راه است و این بار سرسبزی اش برای همیشه بر تن زمین و زمان خواهد ماند.

و سلام بر مردی که در دستانش بشارت آمدن این بهار را دارد.

معلم عزیزم و استاد گرامی جناب آقای زارعی میخواستیم به رسم معمول وبه نشانه ادب معلم و شاگردی به احترام آمدنت به پا خیزیم ولی دیدیم تو خیلی پیشتر از ما برخاسته ای و برای اثبات و احیاء اعتقادات خود وما قیام کرده ای ی . میخواستیم بر تو سلام کنیم اما دیدیم چون همیشه در سلام کردن پیش قدم شده ای و سلام کرده ای بر عهدی که خدا از آگاهان گرفته و مسولیتی که بر عهده آنها نهاده است و جواب گفته ای دعوت و سلام خیل کتیری از مردم که آرمان ها و تسکین دردهای خود را در خلوص و صلابت تو دیده اند.

معلم عزیز! ما دانشجویان و شاگردان خوب تو تمام حرف ها و درسهایی که در کلاس قانون اساسی ات و از لابلای وصیت نامه الهی سیاسی حضرت امام (ره) یادمان داده ای را خوب یاد گرفته و هیچکدام را از یاد نبرده ایم و اگر هم پاره ای از آنها در لابلای اعمال و رفتارهای فراقانون بعضی ها و عدول از آنها و کم لطفی هایی که به ما شده است کم رنگ شده و از یاد برده ایم امروز در تجلی آنها در رفتار عملی تو به یاد خواهیم آورد

استاد عزیز یادمان هست در کلاس آنجا که از قانون اساسی کشورمان برایمان میگفتی وقتی به فصل سوم و حقوق ملت رسیدی صدایت را بالاتر بردی و اصل نوزدهم را فریاد زدی که تمام مردم ایران از هر قوم و قبیله از حقوق مساوی برخوردارند و وقتی به اصل بیست و سوم میرسیدی و میگفتی تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد صدایت را چند کلاس آنطرف تر هم میشنیدند و امروز میبینیم در کلاس امتحان الهی و پیش روی همه مردم این دغدغه هایت را با صدای بلندتر فریاد میزنی و از خدا برای رسیدن به نقطه احقاق این حقوق یاری میگیری.

معلم عزیزم یادمان نرقته آن قسمت از وصیت نامه حضرت امام (ره) را که برایمان بارها خواندی و توصیح دادی که ((مگذارید انقلاب به دست نااهلان بیفتد )) و امروز برای عمل به این توصیه رهبرت که میدانیم خیلی دوستش داری قدم به میدان گذاشته ای چرا که تو بیشتر از همه خود را مسوول عمل به این وصیت او میدانی.

استاد گرامی تو در کلاس درس معیار های انتخاب اصلح در نگاه حضرت امام و رهبر انقلاب را برایمان گفتی و ما جزوه مان این سخن امامان را نوشتیم که :( سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام نورانی الهی متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدم ندارند)) و حالا این معیارها را در تو میبینیم و تو را انتخاب کرده ایم

استاد عزیز ما دانشجویان فرزندان این انقلابیم و کودکان در گهواره دیروز که امام راحلمان مژده سربازی مان برای کشور را سالها پیش داده بود. ما فرزندان این سرزمین، وطنمان را دوست داریم رهبرمان را دوست داریم و خدمتگزارانمان را دوست داریم . اما دوست نداریم حقوقمان ، عقایدمان و کرامت انسانی مان نادیده گرفته شود. ما دوست نداریم قانونی که تو برایمان تشریح کرده ای در ازدحام نگاههای سیاسی و حزبی و قومی بر آن گرد فراموشی بنشیند. ما دوست نداریم دیگران برایمان تصمیم بگیرندو آنگاه به اتحاد بر سر آن تصمیم دعوتمان کنند ، ما دوست نداریم کسانی را که به ما اعتقاد و اعتماد ندارند و همیشه وقتی به سراغ ما آمده اند که به ما نیاز داشته اند.

ما تو را انتخاب کرده ایم برای زدودن گرد غریبی بر قانونی که در کلاس درس با نمره بیستی که از آن گرفتیم بر جامعیتش افرار کردیم . ما تو را انتخاب کرده ایم تا به نمایندگی از ما فریاد بزنی که دانشجوی امروز پیش از آنکه دغدغه نان داشته باشد به دنبال احترام و اعتماد است . ما تو را انتخاب کرده ایم تا به لطف ایزد منان به بهارستان بروی و از آنجا از پشت نریببون مجلس از مسولان بخواهی که جوانانشان را باور کنند و آنها را به خوب وبد تقسیم نکنند. ما تو را انتخاب کرده ایم چون تو ما را میشناسی و ما نیز تورا.

معلم عزیز پیش از تو شریعتی ها ، مطهری ها ، مفتح ها و بسیاری دیگر از معلمان و استادان وقتی محیط کلاس را برای پرواز و وسعت آرزوهایشان کوچک دیدند درهای کلاس را به طرف جامعه گشودند و در صحنه اجتماع و پیش روی مردم کلاسی عملی تشکیل دادند و با کمک دانشجویان خود درس مردی و مردمی به همه دادند . ما نیز امروز به کمک تو و صداقت و صلابتی که در تو سراغ داریم در ۱۲ اسفند – روز امتحان بزرگ – نمره بیستی دیگر در کارنامه آزادی و عدالت جویی فرزندان این وطن ثبت خواهیم کرد .

بگذار یکبار دیگر تو را صدا بزنم و اینبار به شکلی که در برگه رای خود خواهم نوشت : استاد زارعی . آری ما با همین نام به تو رای خواهیم داد زیرا ما دانشجویان معتقدیم گره مشکلات کشور و جوانان فقط و فقط به دست استادان و متخصصان باز خواهد شد .

سلام بر بهار . سلام بر رویش دوباره و سلام بر مردی که در دستش بشارت آمدن بهار دارد…

بیانیه مجمع طلاب جوان لامردی حوزه علمیه قم + تصویر

اسفند ۹ام, ۱۳۹۰

فرستنده: حجت الاسلام عادل حاجی پور؛‌ مجمع طلاب جوان لامردی حوزه علمیه قم، در روز جمعه شش اسفندماه بیانیه زیر را در مورد انتخابات مجلس شورای اسلامی منتشر نموده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

«ان الله یأمرکم ان تؤدوا الامانات الی أهلها»

«خدا به شما امر می کند که امانت را البته به صاحبش باز دهید.»

مقام معظم رهبری امام خامنه ای (مدظله العالی):

“همچنان که اصل انتخابات یک تکلیف الهى است، انتخاب اصلح هم یک تکلیف الهى است.”

کمتر از یک هفته به انتخابات سرنوشت‌سازِ نهمین دوره «مجلس شورای اسلامی» باقی مانده است. مجلس،‌ مظهر تمام‌نمای جمهوریت و بازوی توانمندِ مردم در نظارت بر بخش‌های مختلفِ نظام اسلامی است و جایگاه رفیعی در اندیشه امام خمینی (رحمت الله علیه) داشت تا آنجا که می فرمودند: «مجلس در رأس امور است». چنین قوه‌ای با چنان جایگاهی، شایسته کسانی است که هم‌چون شهید مدرّس سیاست و دیانت را در کنار هم داشته باشند و قدردان اعتماد مردم باشند.

اکنون نیز مسئله “انتخابات نهم مجلس” یکی از مهمترین و حساس‌ترین انتخابات در ۳۰ انتخابات جمهوری اسلامی است؛ با نگاهی به شرایط داخلی و توجه به عبور کشور از شرایط فتنه در داخل و موج فزاینده بیداری اسلامی در کشورهای منطقه همچنین تأثیرپذیری عمق بیداری اسلامی از الگوی انقلاب اسلامی ملت قهرمان ایران، همه این موارد انتخابات نهم را برای نظام جمهوری اسلامی و دشمنان آن در دایره اهمیت و حساسیت مضاعف قرار داده است.

اکنون که امواج خروشان بیداری ملت های مسلمان از یک سو و پیشرفت‌های عظیم جوانان دانشمند این مرز و بوم در عرصه‌های علم وفناوری از سوی دیگر موجب حیرت جهانیان شده و مناسبات جدیدی را بر جهان حاکم کرده است  و تاریخ بشریت را در سر یک پیچ بزرگ تاریخی قرار داده است  باید با دقت کامل به وظایف خود بدون احساسات و تعصب تشکیلاتی و جناحی عمل نماییم وبا انجام رسالت الهی خویش نمایندگانی را به مجلس بفرستیم که دربخش ملی ومنطقه ای:

-) دارای ویژگیهای ولایت‌مداری، کارآمدی، توجه به مصالح ملی، قانون‌مداری و خردورزی، عدم وابستگی به کانون‌های قدرت و ثروت و … باشند.

-) رسالتِ قانون‌گذاری و نظارت را به بهترین وجه و خالصانه انجام دهند و در این راه منافع عده‌ای خاص را بر منافع نظام و مردم ترجیح ندهند.

-) ضرورت جدی‌تر گرفتن مقوله فرهنگ وتلاش برای تحولات بنیادین دراین حوزه وبرون رفت از وضعیت موجود را از اولویتهای رسالت خود بدانند.

-) دربحث منطقه ای پیگیر مشکلات و کمبودهای تمامی بخش‌های لامرد و مهر باشد و آنها را به اطلاع مسئولین کشوری برساند.

-) در خدمت رسانی و معرفی مسئولین منطقه، تنها مصلحت نظام و مردم را در نظر داشته باشد و جامه عمل را بر قامت عدالت بپوشاند.

«مجمع طلّاب جوانِ لامردی»،‌ نهادی برآمده از حوزه و متشّکل از طلاب و فُضلای لامردیِ حوزه علمیه قم به پیروی از مقام معظم رهبری و مراجع بزرگوار، از عموم مردمِ شریف منطقه (اعم از مهر، اشکنان، علامرودشت، وراوی، گله‌دار، لامرد) می‌خواهدتا همچون گذشته در انتخابات حضوری حداکثری داشته باشند و با رأی خود، بار دیگر نظام اسلامی را بیمه نموده و از حقِ خویش در تعیینِ سرنوشت منطقه و کشور استفاده کنند.

مجمع طلاب، ضمن احترام وتشکر از تمامی نامزدهای مجلس در لامِرد و مُهر و آرزوی توفیق وسربلندی برای همه آنها،‌ به این وسیله اعلام می‌کند که به دلیل رسالت کلان فرهنگی واجتماعی، فراتر از رقابت‌های سیاسی عمل می نماید ،  لذا همگان را به دقت درگزینش اصلح فرا می خواند،گزینه ای که به تعبیر رهبر معظم انقلاب «براى ریشه‏کنى فقر و فساد عزم جدى داشته باشد؛ به حال قشرهاى محروم و مستضعف دل بسوزاند، به ترقى و پیشرفت کشور وتوسعه‏ى اقتصادىو  غیراقتصادى بیندیشد؛ به فکر معیشت مردم، دین مردم، فرهنگ مردم و دنیا و آخرت مردم باشد ،بتواند این بارِ عظیم را بر دوش بگیرد و هر کسى نمى‏تواند این بار را بر دوش بگیرد؛»

از خداوند می‌خواهیم ما را در این امتحان سربلند بدارد و قصورها و تقصیرهایمان را در انجام این تکلیف ببخشاید. انشاالله

                                                                             مجمع طلاب وفضلای جوان لامردی

                                                                          حوزه علمیه قم

—————————–

اتفاق نظر اساتید و مدرسان دانشگاه در حمایت از حاج درویش زارعی

اسفند ۹ام, ۱۳۹۰

بسم الله الرحمن الرحیم

بیانیه اعضاء هیات علمی و مدرسان دانشگاه در خصوص اعلام حمایت از کاندیداتوری برادر ارزشمند و انقلابی جناب آقای حاج غلامعباس زارعی عضو هیات علمی دانشگاه:
انتخابات به عنوان عالی ترین مظهر حضور مردم در عرصه سرنوشت و مهمترین مجرای تحقق حاکمیت مردم است که در آن شهروندان آگاهانه وبا رای خود بخشی از اداره امور را به منتخبان خود واگذارمی کنند و اهمیت مشارکت در انتخابات از همین رفتار آگاهانه نمودار می گردد .
با توجه به فضای شکل گرفته، مشارکت گسترده مردم در انتخابات نهمین دوری مجلس شورای اسلامی در منطقه قابل پیش بینی است و نوید بخش فصل دیگری از حماسه آفرینی مردم لامرد و مهر در عرصه ی ملی و منطقه ای است . در این میان برگزاری انتخاباتی مبتنی بر قانون ، امید آفرینی و عدم سیاه نمائی ، متضمن مشارکت گسترده مردم در این جریان بزرگ سیاسی واجتماعی است . مشارکت گسترده مردم در انتخابات نماد مردم سالاری دینی است که باید حرکت تمام مسئوولان در راستای تحقق این مهم باشد . وحدت امروز نه تنها یک تاکتیک بلکه استراتژی و راهبرد دائمی نیروهای انقلاب است . باید دقت کنیم که نامحرمان و تفرقه افکنان به هر نحو ، بر پیکره علمی ، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی این منطقه خدشه ای وارد نکنند.
بر اساس اعتقاد راسخ به موارد مشروحه اعضای هیات علمی و مدرسان دانشگاه معیار های انتخابی وکالت در مجلس را به شرح ذیل اعلام می دارند:
التزام عملی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ،قانون اساسی و ولایت مطلقه فقیه.
اصل ایمان و پایبندی به آن در عرصههای گوناگون .
عدم وابستگی به منافع گروههای خاص و همگام بودن با آرمانهای انقلاب اسلامی.
همگام بودن رشد اقتصادی وعدالت اجتماعی برای ایجاد امنیت اجتماعی .
تقویت خودباوری و اعتماد به نفس جوانان و متخصصان بومی برای خدمت به منطقه و حضورتاثیر گذار در عرصه ملی.
تلاش در جهت افزایش ثروت علمی در منطقه با استفاده از تمام ظرفیتهای موجود.
اصلاح روشهای مدیریتی فرسوده و ضابطه‏مندی مبتنی برقانون اساسی ،ارزشها و معیارها ی اسلامی و ایرانی.
استفاده از مدیران متخصص و پاکدست برای پیگیری و حل مشکلات منطقه لامرد و مهر.
تلاش مجدانه برای رسیدگی به وضع معیشتی مردم و رسیدگی به اقتصاد ملی.
تلاش در جهت تثبیت و تأمین آزادی و آزاداندیشی در چارچوب قانون اساسی کشور جمهوری اسلامی ایران.

با توجه به اصول یاد شده در این برهه از زمان نیاز مند وکیلی در مجلس شورای اسلامی هستیم که بتواند با توجه به وجود پتانسیلهای بسیار در منابع انسانی ومنابع طبیعی مدیریت عالمانه و خرد مندانه ای را برای پیشرفت کشور و منطقه بکار گیرد و دست نامحرمان را از سرمایه های عمومی کوتاه گرداند.(انشاءالله) .
با تاکید بر شاخص های لازم برای نمایندگی مجلس از جمله ولایتمداری ، تدین ، کارآمدی ، سابقه خدمت صادقانه، عدم وابستگی به باندهای ثروت و قدرت ، نظر نهائی خود را در مورد کاندیدا ی مورد حمایت به اتفاق آراء اعلام می نماییم:
ما جمعی از اعضای هیات علمی و مدرسان دانشگاه های سراسر کشور و شهرستان لامرد و مهر به عنوان قشری موثر در عرصه علمی ، اجتماعی و فرهنگی با تکیه بر اصول انقلابی و اخلاق انتخاباتی حمایت قاطعانه خود را از جناب آقای حاج غلامعباس زارعی، حقوقدان برجسته دانشگاه اعلام نموده و از خداوند متعال برای ایشان آرزوی توفیق خدمت به مردم شریف دو شهرستان داریم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

دکتر مهدی راستی*
دکتر یونس فرهمند
دکتر اسفندیار فاتح
دکتر قدریه تاج بخش
دکتر سید مصطفی سجادی
دکتر مسعود اسدپور
محمد نعیمی
دکتر خلیل حاجی پور
دکتر علی نوزری
دکتر رضا فرامرزنسب
دکتر یعقوب نعیمی
دکتر عبدالحمید انصاری
دکتر علی محمد حقیقی
دکتر امین روانبد
دکتر محمد آگاه
دکتر حسن الهیاری
مهندس حسین بهمنی
مهندس میثم بهمنی
مهندس مهدی بهادر
مهندس علی حقیقت
مهندس رسول انقیاد
مهندس ابوذر برزگر
مهندس سلمان باقری
مهندس غلامرضا نعیمی

مهندس جواد صفایی
مهندس موسی عوض زاده
محمد نوذری
حمیده رحیمی
علی شیخی
زهرا شعبانی
مهندس محمد رحیمی(گروه معماری)
محمد رحیمی(گروه زبان انگلیسی)
محمد رحیمی(گروه حسابداری)
اصغر آزاد
فرج الله علیپور
مصطفی بهمنی
سید علی اکبر موسوی
محمد دهقان
حسین شبانی نژاد
محمود خاتمی
سید محمد احمدی زاده
زینب ابراهیمی
ناصر حسین پور
عقیل حیاتی
امیر محمودی
صالح شهابی
ناصر رحیمی
محمود علینژاد
مهران محمودی
محمد جمالی
مهندس امیر صفایی
حسام هاشمی
عفت لطفی
علی اکبر سلطان زاده
حسن اسدی
ابراهیم سلامی
محمد زائری
هادی نیکرو
سید محمد حقایقی مقدم
ابوالحسن صفایی

-

* پ.ن: دکتر راستی ضمن تکذیب اعلام حمایت خود از حاج درویش زارعی اعلام نمودند: بنده هیچ اطلاعی از این بیانیه نداشتم و در این خصوص هیچ تماسی از ستاد آقای زارعی با من گرفته نشده بود و این گلایه را همان شب قرائت این بیانیه قبل از انتخابات به مدیر سایت اعلام نمودم و با پیامک به دوستان نزدیک نیز خبر دادم.

بیانیه حمایتی جمعی از مهندسین عضو نمایندگی نظام مهندسی ساختمان لامرد ومهر ، از کاندیداتوری غلامعباس ( درویش) زارعی

اسفند ۹ام, ۱۳۹۰

قرارگرفتن هرشخص در جایگاه مناسب و تخصصی خود ، زمینه ساز مدیریت بهتر فرصت هاست. استفاده از نیروهای متخصص و متعهد، آشنا به سیستم اداری ومدیریتی کشور، دارای پشتکارو عزم راسخ ، در هر پستی مفید وسودمند و در پست نمایندگی مردم در مجلس ، واجب و ضروری است ، چرا که مجلس و دوره ۴ ساله آن ، نه جایگاه کسب تجربه و آشنایی با سیستم و نفرات ، که زمان بهره بردن از تجربه ها و روابط در توسعه منطقه وکشور است. درسایه آقرارگرفتن هرشخص در جایگاه مناسب و تخصصی خود ، زمینه ساز مدیریت بهتر فرصت هاست. استفاده از نیروهای متخصص و متعهد، آشنا به سیستم اداری ومدیریتی کشور، دارای پشتکارو عزم راسخ ، در هر پستی مفید وسودمند و در پست نمایندگی مردم در مجلس ، واجب و ضروری است ، چرا که مجلس و دوره ۴ ساله آن ، نه جایگاه کسب تجربه و آشنایی با سیستم و نفرات ، که زمان بهره بردن از تجربه ها و روابط در توسعه منطقه وکشور است. درسایه آشنایی با قانون و سیستم اداری کشور ، فرصت ها آماده شکفتن شده و بهترین ابزار برای بهره گیری از این فرصت ها ، سابقه مدیریتی و همراهی اندیشه و اراده جوانان تحصیل کرده در امورتخصصی می باشد. اینک ما بعنوان جمعی از مهندسین عضو نمایندگی نظام مهندسی ساختمان شهرستان های لامرد ومهر ، ضمن احترام به سایر نامزدهای انتخاباتی، به امید تقویت روحیه ی قانون گرایی در مسوولین و استفاده از اندیشه متخصصین در امور تخصصی ، با توجه به تخصص ، سابقه ، اندیشه آقای غلامعباس (درویش) زارعی ، حمایت خود را از ایشان ، اعلام میداریم.

 

خبر آمد خبری در راه است!

اسفند ۹ام, ۱۳۹۰

 

 

الف ب پ ت

 

حتما در نظرسنجی شرکت کنید

اسفند ۹ام, ۱۳۹۰

جهت اطلاع نماینده بعدی شهرستان‌های لامرد و مهر از اهم دغدغه‌ها و انتظارات مردم، نظرسنجی در ستون سمت چپ گذاشته شده که شرکت شما در آن میتواند نقش بسزایی در برنامه ریزی ایشان داشته باشد.

در این نظرسنجی از شما تقاضا شده پنج موضوعی که از نظر شما مهمترین مسائل منطقه است و تمرکز فعالیتهای نماینده باید بیشتر حول آنها باشد را مشخص کنید. لطف کنید و تا حد امکان حتما پنج موضوع و نه کمتر انتخاب کنید.

هر چه افراد بیشتر با سلایق متنوع‌تر، سنین متفاوت و با تخصص ها و سطح تحصیلات مختلف در این نظر سنجی شرکت کنند، نتایج آن به برایند نظر جامعه نزدیک تر خاهد بود.

توجه داشته باشید که تا کنون نظرسنجی در این زمینه انجام نشده و خاسته‌های مردم از کاندیداها نیز در جایی مستند نشده و تحلیل علمی بر روی آن صورت نگرفته است.

این نظرسنجی تلاشی است برای انجام این امر در سطحی محدود به جامعه آماری کاربران اینترنت که تا حدی می‌تواند بازخورد درصدی از جمعیت کل (و نه البته همه جمعیت) باشد.

ما سعی خاهیم کرد این مسائل را در سایت تراکمه دنبال کرده و به نماینده بعدی در انجام این امور تذکر داده و یا راهنمایی و مشورت بدهیم. قاعدتن میزان تمرکز ما بر این مسائل متناسب با همین درصد اهمیت‌هایی خاهد بود که از این نظرسنجی بدست خاهد آمد. یعنی سعی خاهیم کرد نویسندگان تراکمه را به نوشتن بیشتر در زمینه هایی تشویق کنیم که دغدغه عده بیشتری است. با این روش می‌توانیم تعادلی میان درصد نوشته‌های انتقادی و تحلیلی سایت با انتظارات شما فراهم کنیم.

روز پنجم با درویش

اسفند ۹ام, ۱۳۹۰

تصاویر استقبال مردمان : کمالی،خیرگو،نورآباد،وراوی و دهشیخ

مژده دادند که بر ما گذری  خاهی کرد : کمالی

درویش و مردمی اهل کمال و کمالی

درویش ! این چشم هایی که به تو دوخته شده از چه گله دارند؟

تو در زیر نام حسینی ایستاده ای که گفت: بلند نشده ام مگر برای اصلاح امت جدم

تو برو سفر سلامت …

آری جوانان دیروز بایداز زحمات تو برای جوانان امروز بگویند…

دعای خیرت را از من دریغ مکن پدر…

خیرگو

و سلام من به خیرگو

این فیلم ها می مانند تا سند روزهایی که “خاستیم “و “توانستیم “باشند

کفش هایم کو؟…چه کسی بود صدا زد درویش؟!

گردنه ی انتخابات … جاده لغزنده است، با دنده ی سنگین برانید!

نماز تو در همه جا کامل است…شکسته نخان

کودکان امروز فردایشان را از ما میخاهند: نورآباد

مردا اینجا…

زن ها اینجا…

زیر پرچم ولایت … با توهستیم تا قیامت

چشم در چشم درویش .. به پیش

پخش همزمان حضور درویش برای خانم ها

ن و ر ا ب آ د

خانم های محترم عذرخاهی می کنم که تو سرما معطل شدید

سلام بلند وراوی به درویش: وراوی دیگر حیاط خلوت کسی نیست!

نگاه روحانیت جوان به سوی کیست؟

جهت ثبت در تاریخ

؟!

حاجی درویش کیه؟ یکی از تهرون اومده کارش داره؟!

و ر ا و ی

میان مردم بوده که امروز هم میان انها جا دارد

خدایا مرا آن ده که آن به

خدا شاهده دهشیخی ها یه گاو به این گندگی رو جلو حاجی درویش زدن زمین!

 

دهشیخ هم به آقای سیزده اسفند سلام کرد

 

د ه ش ی خ

همه در کنار هم برای فردا

شما دارین چیو نگاه می کنید؟

آهااااا … فیلم درویش

از صحبت هاش معلوم بود اینکاره است… کارشو بلده بابا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگی نامه ی حاج درویش زارعی

اسفند ۹ام, ۱۳۹۰

بسم الله الرحمن الرحیم

غلام­عباس زارعی معروف به درویش زارعی در سال ۱۳۳۴ در لامرد به دنیا آمد. او در سه سالگی سایه­ی پدر را از دست داد تا مادر هم نقش مادری و هم نقش پدری را در حق او ایفا کند. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را تا کلاس نهم در لامرد گذرانید. در آن سال­ها به­دلیل عدم وجود دبیرستان، جهت ادامه­ی تحصیل به شیراز رفت و از کلاس دهم تا دیپلم را در دبیرستان بو­علیِ شیراز به درس خواندن مشغول شد.

دوران انقلاب- فعالیّت­های ضدّ ستم­شاهی

سال ۱۳۵۶ بود که دوباره به لامرد بازگشت تا به همراه سایر دوستان به مسائل انقلاب اسلامی و به­خصوص سازمان­دهیِ راه­پیمایی­های مردمی بپردازد. بالاخره به لطف الهی، در سال ۱۳۵۷ خورشید انقلاب از پس دیوار­های کهنه­ی رژیم شاهنشاهی بیرون آمد.

نخستین کار او به­صورت رسمی معلمی بود. ایشان در سال ۵۸ به استخدام آموزش و پرورش درآمدند. بعد­ها که جهاد سازندگی تشکیل شد، به­دلیل نیاز به خدمت به­عنوان عضو شورای جهاد انجام وظیفه نمود. مدت کوتاهی نیز مسئول امور تربیتیِ آموزش و پرورش شد.

دوران دفاع مقدس- کسب تجربه در خدمت به مردم محروم منطقه

غلام عباس زارعی در جوانی-(در تصویر تکیه به ماشین داده است. )

دهه­ی شصت است و لامرد محروم به­عنوان بخشی از شهرستان لار، نیاز به تلاش­های خستگی­نا­پذیرِ مردم و مسئولین دارد. در سال ۶۱ آقای زارعی به­عنوان دوّمین بخش­دار، در سنگرِ خدمت به مردم منطقه حاضر می­شود. درویش در زمان جنگ تحمیلی به مدت ۷ سال یعنی تا سال ۶۸ مسئولیت بخشِ آن­زمانِ لامرد که شامل شهرستان­های کنونی لامرد و مهر، به­علاوه­ی بخش بیرم بود را بر عهده دارد. در آن موقع این بخش از جهت جمعیت و مساحت حتی از برخی شهرستان­های استان فارس نیز بزرگ­تر بود.

دوران سازندگی- کوله­باری از کار اجرایی در وزارت کشور


حضور حاج آقا شهیدی، امام جمعه ی محترم و درویش زارعی در مراسم کلنگ زنی

در سال ۱۳۶۸ به استان­داری رفت و تا سال ۷۲ به­عنوان معاونِ مدیر کلّ حوزه­ی استان­دار و معاونِ مدیر کلّ دفتر ارزش­یابی، بازرسی و رسیدگی به شکایاتِ استان­داری، انجام وظیفه نمود. ایشان در سال ۷۲ دوباره به لامرد باز­می­گردند و مسئولیت مهمّ فرمان­داری شهرستان لامرد را به مدت ۵ سال به­عهده می­گیرند. در آن­زمان شهرستان مُهر، بخشی از توابع شهرستان لامرد بود و حوزه­ی فرمان­داری لامرد شامل هر دو شهرستانِ فعلی لامرد و مهر محسوب می­شد.

حاج آقا علوی-درویش زارعی-حضور مسئولین کشوری در لامرد

دوران اصلاحات- تدریس و فعالیت در دانش­گاه

ایشان بعد از سال ۷۷ در دانش­گاه آزاد اسلامیِ واحد لامرد، به­عنوان عضو هیئت علمی به تدریس می­پردازند و تا سال ۸۴ به­عنوان معاون اداری مالی و هم­چنین معاون آموزشی و دانش­جویی به فعالیت مشغول می­شوند. به تحقیق در این دوران، فعالیت آقای زارعی به لحاظ انضباط مالی و برنامه­ریزی، دوران شکوفای دانش­گاه آزاد اسلامی لامرد، محسوب می­شود.

دوران دولت عدالت­محور- مدیریت سیاسی فرا­منطقه­ای

در سال ۱۳۸۴ دوباره به مجموعه­ی وزارت کشور باز­گشتند ولیکن این­بار نه در سطح شهرستان بلکه در سطح استان، به سِمَتِ مدیر کلّ سیاسی-انتظامی، انتخابات و تقسیمات کشوری استان­داری فارس، گماشته شدند که تا سال ۸۹ این مسئولیت را بر عهده داشتند. این دوران به لحاظ سیاسی در استان، سال­های کم­تنشی نبود. مسئله­ی تحصن­های تعدادی از دانش­جویان، انتخاباتِ ریاست جمهوری سال ۸۸ و فتنه­ی بعد از آن، نیازمندِ راه­بری قویِ سیاسی و انتظامی در مجموعه­ی مدیریت استان داشت که الحمد الله، از آن سربلند بیرون آمدند.

آقای زارعی پس از حدود سه دهه خدمتِ صادقانه، در سال ۸۹ هم­چون بازِ نشسته، باز­نشسته شدند تا بتوانند به بعضی فعالیت­­های گذشته ادامه دهند و کار­های تازه­تری را آغاز نمایند.

زمان حال- میزان حال فعلی افراد است

او کماکان عضو هیئت علمی دانش­گاه آزاد اسلامی لامرد می­باشد. هم­اکنون آقای غلام­عباس زارعی، معاون و مدرّسِ مؤسسه­ی آموزشِ عالی تابناک لامرد هستند و در دانش­گاه پیامِ نور لامرد به تدریس می­پردازند.

آری به «نه»

اسفند ۹ام, ۱۳۹۰

سخنی با رأی‌اولی‌ها

(این یادداشت انتقادی است اما تخریبی نیست و در آن فقط به واقعیت ها استناد شده است)

اولین رأیم را سال ۸۰ و در لامِرد به صندوق رأی انداختم اما این یادداشت را در حالی می‌نویسم که اکنون ۱۰ سال از آن زمان می‌گذرد و حداقل ۱۰۰۰ کیلومتر از لامِرد دورم و در عبور از غربِ تهران دُچار کرج شده‌ام.

اهل لامِردم، روزگارم بد نیست، امّا … وطنم لامرد نیست، وطنم اشکنان است،‌ وطنم علامرودشت است، وطنم گله‌دار است، وطنم مُهر است، وطنم وراوی است. خانه و وطن من همه لامِرد و مُهر است. هر چند که آنجا (همان اینجای شما!) نیستم، ‌اما وطنم را دوست دارم و از شادی‌هایش شاد و از غصه‌اش ماتم‌زده می‌شوم. این احساس و این دغدغه است که مرا وادار می‌کند تا از انتخابات در لامِردومُهر بنویسم.

‌این یادداشت با این هدف برای رأی‌اولی‌ها نوشته شده که داستانِ وضعیت کنونیِ جریان حاکمِ لامرد را بیان کند تا آنها را بیشتر بشناسند. برای خیلی‌ها مهم این است که چه کسی رأی خواهد آورد؛ اما از آن مهم‌تر این است که جریانِ انحصارطلب رأی نیاورد. این جریان صرف‌نظر از خدمات زیادی که در طول این سی‌سال مدیریت در منطقه داشته است، اکنون متأسفانه به جریانی مغرور و محافظه کار تبدیل شده است که جز خود، دیگری را لایقِ مدیریت و اظهار نظر نمی‌بیند! آنها نه این چند روزه بلکه ماه‌هاست که برای تبلیغِ نامزدشان سنگِ تمام گذاشته‌اند و تبلیغ کوچه‌به‌کوچه را شروع کرده‌اند. آنها دوست دارند همواره رأی اولی باشند و رقیبشان رأی سومی! نامزد کنونیِ این جریان را همگی می‌شناسید، صرف نظر از سوابق مثبت و منفیِ ایشان، سؤال‌ها و ابهام های زیادی وجود دارد مانند اینکه چرا بعد از ۲۵ سال اکنون بازگشته‌اند؟ و آیا جلوی افراط‌های سرانِ جریان حاکم خواهد ایستاد؟ بعید است! ایشان به اعترافِ خود و تأیید دوستانش، برخلاف میلِ شخصی و به اصرار همان سران پا به عرصه رقابت گذاشته است تا بر خلاف مسئولیت‌های بیست و پنج ساله‌اش، وارد عرصه‌ای جدید غیر از بهداشت و درمان شود.

این انتخابات می‌تواند تحولی در فضای مدیرتی دو شهرستان باشد. برای رسیدن به چنین آرزوئی،

  • به جریانی رأی ندهیم که فرهنگ را به فراموشی سپرده است و به تهاجم فرهنگی باور چندانی ندارد. آنها خواسته یا ناخواسته از تبعات فرهنگی و اجتماعیِ اقداماتشان در منطقه بی‌خبرند و به آن اهمیتی نمی‌دهند. با کم‌کاریِ آنها، بافتِ اجتماعی و فرهنگیِ منطقه آسیب‌های زیادی دیده است و در این زمینه نگرانی‌های شدیدی وجود دارد.
  • به جریانی رأی ندهیم که سرانش سال‌هاست در شیراز ساکنند و به جای شما و برای شما تصمیم می‌گیرند. آنها کار و زندگی خود را در شیراز متمرکز کرده‌اند ولی بیشترین نفوذ را در تعیین مسئولینِ منطقه دارند.
  • به جریانی رأی ندهیم که آبروریزی و تخریبِ رُقبا را مباح می‌داند؛ یکی را به زمین‌خواری و دیگری را به خلف وعده و دروغگوئی متهم می‌کند، سومی را به جریان انحرافی متصل می‌کند و چهارمی را به …!
  • به جریانی رأی ندهیم که عدالت را یک «شُعار» زیبا می‌داند ولی در عمل چندان پایبند به آن نیست. در دیدِ اغلبِ آنها (به جز در ایامِ انتخابات!)‌ سایر بخش‌ها غیر از مرکزی، شهروندان درجه دوم! هستند و نشانه‌های بی‌عدالتی را به‌هنگامِ خدمات‌رسانی و تعیین مسئولین، می‌توان به روشنی مشاهده کرد.
  • به جریانی رأی ندهیم که ژستِ انتقادپذیری می‌گیرد اما از یک انتقاد ساده ناراحت شده و آن‌را به‌دل می‌گیرد. آنها استعدادِ خوبی در ساکت‌کردن (بخوانید: خفه‌کردن!) یا تغییر نظرِ شما دارند و اصلاح‌طلب را اصول‌گرا و اصول‌گرا را محافظه‌کار می‌کنند و اگر موفق به این کار نشوند شما طرد خواهید شد. آنها حتی تحمل مطالب تارنمای تراکمه را نیز نداشتند و تراکمه.کام به دلایل نامعلومی سه هفته قبل فیلتر شد و تراکمه.نت نیز روز اول تبلیغات هَک شد!
  • به جریانی رأی ندهیم که اصلاح‌طلب‌ها را به مسلمانی و مُهری‌ها را به دوستی قبول ندارد. آنها سال‌هاست که به ما این گونه تلقین کرده‌اند که اصلاح‌طلبانِ لامرد و مردمِ مُهر با ما و با نظام و با ولایت فقیه دشمنند؛ در حالی که حقیقت چیز دیگری است.
  • به جریانی رأی ندهیم که سیاست را با اقتصاد گره زده است. پیوند نامبارکی که فسادخیز است و فسادآور شده است و جزو اسرارِ مگو محسوب می‌شود. فعالیت‌های اقتصادی در شیراز، لامرد، جنوب و … اگر بخواهد توسط مسئولینِ سیاسی به صورت خصوصی و ویژه پشتیبانی شود، یک رانت‌خواری است که به بی‌عدالتی مُنجر خواهد شد هر چند که آن‌را به نامِ اشتغال‌زایی و غیره تبلیغ کنند.
  • به جریانی رأی ندهیم که خود را صاحبِ نماز جمعه و پیرو واقعیِ ولایت فقیه معرفی می‌کنند اما گفتارها و رفتارها چیز دیگری را جار می‌زند.
  • ووو

بیاییم رأیِ امسال‌مان یک «آری» باشد اما نه یک آری به جریان حاکم، بلکه یک «آری» به «نه»، «نه» به جریان حاکم، «نه» به انحصار و خودبینی و تک‌روی؛ و «آری» به تحوّل، «آری» به فردا. بگذارید اولین رأی شما اولین و بزرگ‌ترین قدم به سوی آینده‌ای درخشان باشد، فردائی که با امروز قابل مقایسه نیست …

انتخاب با شماست: با رأی به جریانِ حاکم به محافظه‌کاری آری بگوئید و آنها را بیش از پیش سرمستِ غرور کنید یا با نه به آنها،‌ به «تحول» آری بگوئید… به امید دوازده اسفند. آمین یا رب‌ّالعالمین.

 

عَلَم این بار به دست قدر درویش است

اسفند ۸ام, ۱۳۹۰

همتی همسفران شور و شری در پیش است
عَلَم این بار به دست قدر درویش است

باید این بار حصار دل شب پاره کنیم
کهنه زخم دل این منطقه را چاره کنیم

همه دانند که ما شعله تر از خورشیدیم
آتش ما فتد آنجای که ما تابیدیم

ما که در یک کف خود شعله آتش داریم
در کف دیگر خود آذر آرش داریم

ما که سر زنده تر از بانگ اذان سحریم
یکّه تاز صف جانبازی و مرد خطریم

همتی همسفران شور و شری در پیش است
عَلَم این بار به علم و هنر درویش است

رادمردی که پس از تکیه به ایمان و خدا
بر سر عهد شما آمده و پا پیش است

مهربانی که پس از دوره پاک خدمت
طعنه ها خورده و آماج هزاران نیش است

پاک دستی که ز نیرنگ و چپاول دور است
آنکه بی شک ز همه زهد و صفایش بیش است

یکّه تازی که نترسد ز نهیب زر و زور
در فضای خفقان مرهم قلب ریش است

صاحب علم و نبوغی که از استادی خویش
بیرق افراشته و دشمن کج اندیش است

آی مردم همه جا فاش بگویم به یقین
آنکه از تهمت زرگشته بری ، درویش است

همتی همسفران شور و شری در پیش است
عَلَم این بار به دست قدر درویش است

***

باز این بار نشاید که کمی جا بزنیم
نقش کم مایگی خویش به فردا بزنیم

همه این بار به هنگام سحر برخیزیم
دست در دست، پس کسب ظفر برخیزیم

قصه ی بار گرانی است ، کمرها محکم
مهر و لامردی و یا هر چه جداها ، با هم

شعله ی تفرقه خشکانده چرا ریشه ی ما ؟
باز برخواسته یک شیر از این بیشه ی ما

باید این بار همه دست به دستش بدهیم
آنکه خندید به ما دوش ، شکستش بدهیم

مردم منطقه پابند ولایت مانده است
از پی دین خدا تا به نهایت مانده است

باز هم ساده دلی ، از دل مردم آمد
آن که در بین شما هیچ نشد گم آمد

همه یکپارچه ، یکباره ز جا برخیزیم
همه فریاد زن و هر چه صداها ، با هم

دست در دست بسازیم دژی پولادین
وقت همّت بود ای هر چه جداها ، با هم

تا رهایی رسد از سیطر دنیا طلبان
باید از نو برسد ، موج رهاها ، با هم

همنوا با نفس پاک شما می خوانیم
همه از شوق بخوانیم ، نواها با هم

باید این بار به خاک افتد و از رو برود
آنکه اندیشه کند کل کل ماها ، با هم

همتی همسفران شور و شری در پیش است
عَلَم این بار به دست قدر درویش است

اطلاعیه انجمن دانشجویان حامی خلیل فروتن

اسفند ۸ام, ۱۳۹۰

ملتفت باشید که الآن که  به حکومت رسیده‏‌اید، [این‏] حکومت نیست، خدمتگزار هستید. اسلام حکومت به آن معنا ندارد. اسلام خدمتگزار دارد.  شما خودتان را حاکم مردم ندانید، شما خودتان را خدمتگزار مردم بدانید. این پیش خدا ثوابش بیشتر از این است که خودتان را [رئیس‏] حکومت بدانید. حکومت هم همان خدمتگزار [ى‏] است… اگر همه شماها خدمتگزار، خودتان را حساب بکنید، نخواهید که هى به شما مدح بگویند و ثنا کنند” قسمتی از صحیفه امام ج۱۳ ص۲۰۳٫

آیا کاندیداهای مجلس باور دارند که “مسئول” یعنی کسی که مورد سوال است؟ سیره ائمه معصومین و امام و رهبری به عنوان عالی ترین مسئولان نظام اسلامی همواره حاکی از ارتباط عمیق مردم به آنان بوده است. “مردمی بودن” هموراه یک اصل ثابت در نظام اسلامی است که بایستی مورد توجه هر مسئولی واقع شود.

به همه کاندیداهای مجلس توصیه می کنیم برای یک بار هم که شده نامه امیرمومنان علی(ع) را به مالک اشتر به عنوان منظومه رابطه حاکم و مردم را بخوانند به خصوص آنجایی که ایشان می فرماید: “برای کسانی که به تو نیاز دارند، زمانی معین کن که در آن فارغ از هر کاری به آنان‌ پردازی. برای دیدار با ایشان به مجلس عام بنشین، مجلسی که همگان در آن حاضرتوانند شد و برای خدایی که آفریدگار توست، در برابرشان فروتنی نمایی و بفرمای‌ تا سپاهیان و یاران و نگهبانان و پاسپانان به یک سو شوند، تا سخنگویشان بی‌هراس‌و بی‌لکنت زبان سخن خویش بگوید که من از رسول الله(صلی الله علیه و آله) بارها شنیدم که می‌گفت: پاک و آراسته نیست امتی که در آن امت، زیردست نتواند بدون لکنت زبان حق خود را از قوی‌دست بستاند. پس تحمل نمای، درشتگویی یا عجزآنها را در سخن گفتن.و تنگ حوصلگی و خودپسندی را از خود دور ساز تا خداونددرهای رحمتش را به روی تو بگشاید و ثواب طاعتش را به تو عنایت فرماید.”

سوال ما از نمایندگانی که تاکنون در مسند این مسئولیت بوده‌اند و نیز کاندیداهای نمایندگی ملت ایران این است که آیا مردم می‌توانند بدون لکنت زبان با شما سخن بگویند و داد خود بستانند؟ نمایندگان چقدر در دانشگاه‌ها حاضر می‌شوند و به سوالات دانشجویان پاسخ می‌دهند؟ آیا حضور کاندیداهای مجلس در دانشگاه‌ها فقط به این ایام خاص محدود است یا در تمام طول مسئولیت خود حاضر به شنیدن سخن انتقادی دانشجویان هستند؟ در جائی که امام خمینی(ره) حتی برای ناسزاگویان خود طلب مغفرت می‌کند، نمایندگان تا چه اندازه تحمل شنیدن نقدهای مردم و دانشجویان را دارند؟ احترام به رای ملت به معنی آن است که به خواسته های اصیل مردم پس از رای دادنشان توجه شود تا مردم احساس نکنند که پلی برای صعود افرادی به صندلی‌های سبز بهارستان هستند.

ما دانشجویان به عنوان چشم بینای نظام اسلامی و دیده بان حقوق ملت اعلام می کنیم که با چنین رویکردی تسامح نخواهیم کرد و افرادی که اینگونه سخیف عمل می‌کنند در نزد ملت رسوا می کنیم. به امید فردایی روشن برای منطقه.

انجمن دانشجویان حامی خلیل فروتن

استقبال بی نظیر و ستودنی مردم شریف وراوی از حجت الاسلام دکتر اجرایی

اسفند ۸ام, ۱۳۹۰

نشست انتخاباتی حجت الاسلام دکتر اجرایی با  مردم شریف شهر وراوی با استقبال و اعلام حمایت ستودنی مردم همیشه در صحنه این دیار برگزار شد.

حجت الاسلام دکتر اجرایی نیز ضمن  تشکر از مهمان نوازی و استقبال پرشور و ابراز احساسات خالصانه این عزیزان  با بیان اهداف و برنامه های منطقه ای و کلان مورد نظر خود به سخنرانی پرداخته و به سوالات این عزیزان پاسخ گفتند.از آنجایی که شنیدن مانند دیدن نیست توجه شما را به عکسهای این مراسم جلب می کنم.

 

 

 

 

 

اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می شود.

اِ سِپرَیشِن…

اسفند ۸ام, ۱۳۹۰

سلام به مردمِ خوب سرزمینم. در این لحظه بسیاری ایرانیانِ سرتاسر جهان دارند ما را نگاه می کنند. فکر می‌کنم آن ها بسیار خوشحال‌ند. آن ها تنها به خاطر این جایزه‌ی مهم یا یک فیلم یا فیلم ساز خوشحال نیستند. آن ها خوشحال اند چون در این زمان که صحبتِ جنگ و تهدید و حمله بین سیاستمداران رد و بدل می شود، این جا صحبت از فرهنگ غنی کشورشان ایران است. یک فرهنگ غنی و قدیمی که زیر گرد و غبار سیاست پنهان مانده است. من با افتخار این جایزه را تقدیم مردم سرزمین ام می کنم. مردمی که برای همه فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام قایل‌ند و با نفرت و خشونت سر سازگاری ندارند

آنچه صبحِ امروز و از زبان اصغرِ فرهادی و در مقابل دیدگانِ بزرگان و نام‌آوران دنیای پر زرق و برق سینما و البته صدهامیلیون بیننده‌ی مشتاقِ سینما در سرتاسر جهان گفته شد- آنهم نه با سواری گرفتنِ بی‌حساب و کتاب از واژگانِ صد البته پر‌کَبکَبه و پُر دَبدَبه‌ی از دلِ هزاران برگ جزوه‌ و گزارشِ! بیرون کشیده‌ی دستگاه عریض و طویل سیاست، بلکه با بهره گیری از دمِ‌دستی‌ترین و گویاترین واژگان موجود در قلب تپنده و وردِ زبان میلیونها دلسوخته‌ی البته عاشق‌مآبِ پراکنده در جای‌جای این خاک – سخن از صلح‌دوستی و مردم‌دوستیِ مردمی گفت که براستی زیر هزاران خلوار گردُ و خاکِ سیاست پنهان مانده‌اند. فرهادی در برابر چشمان میلیونها بیننده، حنجره‌ی ملتی خسته از جنگ و عاشق صلح می‌شود و شیرینی این دستاورد بزرگ را با مردمِ سرزمینش قسمت می‌کند تا در آن فرصت مغتنم و البته کوتاه هم اسبابِ غرورمان را فراهم کند و هم اشکِ شوقی بر گونه‌هامان جاری.

آنچه کاملا هویداست و گفتنش‌ تنها تکرار مکررات، روایت صادقانه و البته عریان و صدالبته تلخِ‌تر از زهرِ فرهادی از انچه در هزارتوی پُرپیچ و خم مناسبات طبقه‌ی متوسط شهری(ایرانی) می‌گذرد و جریان دارد ( چهارشنبه‌سوری-درباره‌ی اِلی- جدایی) بی‌شک مهمترین دلیل اقبال عمومی به ساخته‌های اوست. فرهادی که به عنوان نماینده‌ی مستقل و البته حقیقی سینمای ایران، این‌روزها یکه و تنها از زیان هنرمندی مستقل و مردمی و بهتر از هر سیاست‌مدارِ کارکشته و پیراهن پاره‌کرده‌ای، افکار عمومی دنیا را به سمت مردمی صلح‌دوست و زندگی‌طلب در گوشه‌ای از خاورمیانه‌ی بزرگ سوق می‌دهد و وجدان عمومی جهانی را بر علیه جنگِ احتمالی علیه مردمی دلزده از صدای چکمه و سرنیزه‌ی سربازانِ تفنگ در بغل گرفته‌ی در پَیِ جنگ، بسیج می‌کند، بیش از همه به نقشِ خود به عنوانِ سفیرِ صلح ملتی خونِ دِل‌خورده آگاه‌ست و بر آن اهتمام دارد.

گر چه این دستاورد بزرگ و با ارزش فرهادی از طعنِ طاعنان و حسدِ حاسدان و ملامتِ ملامت‌گرانِ بعضا پرمدعای البته کم‌مایه‌ی وطنی در امان نخواهند ماند، اما بی‌شک مردمِ گوهرشناس ساکنِ این مرز و بوم، هنرِ هنرمندان واقعی و نانِ استعداد خورده‌ی خویش را ارج خواهند نهاد و بر تختِ منزلت خواهند نشاند.

از طرف خودم که کمترینِ این خانه‌ی مجازی‌ست و از جانبِ همه‌ی تراکمه‌نشینان کم‌مدعا و البته صبور و فهیم، این دستاورد بزرگ هنری را به اصغر فرهادی عزیز و همراهانش و همه‌ی هنرمندان واقعی این سرزمین تبریک عرض می‌کنم.

تصاویری از دیدارهای مردمی آقای زارعی

اسفند ۸ام, ۱۳۹۰

تصاویر استقبال مردمی از استاد زارعی در : شول،ارودان،خالده،نرمان،خوزی،ترمان

در کوچه پس کوچه ها ی شول مردم به انتطار تو ایستاده اند

مردم هنوز درد های شان را در گوش تو زمزمه می کنند

درد ما را نیست درمان؟

 

راز این استقبال مردم چیست؟

اینان تشنه ی عدالت اند … به هوش  باش درویش !

شب بود … ماه ولی پشت ابر نبود

خالده … خال ِ ده  … خال ِ زیبای لامرد

در نرمان هم نگاه ها به سمت تو برگشته

شاید شبی سرد …. اما نفس شما گرمابخش هر محفلی ست

این شب ها … لامرد … و ملتی که که تا نیمه های شب با حرارت امید ،سرما را به سخره می گیرند .

 

چرا نگاه نکردم؟

اسفند ۸ام, ۱۳۹۰

چند سال پیش بود، هشتاد و  هفت یا هشت بود گویا. بهمن ماه بود. روز چند شنبــ … ؟ کدام “شنبه” را نمی‌دانم، یعنی شنبه که حتما بود اما یک، دو، سه، چهار یا پنج شنبه‌اش را نمی‌دانم. تاکسی جلو دبیرستان امام صادق(ع) ایستاد. دستم رفت در جیبم و کمی از حقوق ماهانه‌ی من کم شد. گفتم: ممنون . گفت: به سلامت. در را باز کردم و قدم گذاشتم بر آسفالت.

در را ببند جوون!! راننده بود. برگشتم و بستم. نبست. باز کردم و باز، بستم؛ بست. کمی زیادی هم بستم ! راننده نگاهی از غضب انداخت به صورتم، ببخشید. جوابم نداد و رفت.

همین بی جوابی بود که جزییات رابه ذهنم نگه داشته است. مثل همون انگشتر ملا، که گفت نمی‌دهم تا هر وقت به انگشتت نگاه انداختی به یاد من بیفتی، که روزی از ملا انگشتری خواستی و او به تو نبخشید! شاید هم ربطی نداشته باشد به این موضوع، به هر حال؛  عرض بولوار را گذشتم .

صبحگاه تمام شده و دانش آموزان در حال رفتن به کلاس‌ها بودند. مثل قطار از پله‌ها  بالا می‌روند ردیف بچه‌ها، زندگی هستند که می‌بینی از سربالایی‌ها باید برود بالا، زندگی هستند بچه‌ها.

مدیر دبیرستان آقای علی‌پور بود به گمانم. به نام کوچک صدایش می‌زنند همکاران. معاونش به گمانم باز آقای علوی بود همین عابد علوی. نگویی “سید عابد علوی”،  ناراحت نمی‌شود!

مدیر و معاون معتقد هستند که: آموزش فرآیندی است که هر لحظه باید با آزمون‌های معتبر و روا، سنجیده شود! … هر دو متخصصان آموزش هستند، از همین است که می‌خواهند تغییر بدهند و اندازه بگیرند! یک بار به مدیر اعتراض کردم که ” آدم ماشین نیست که با کیلومتر ودرجه از اوضاعش خبردار بشی! … به علوی هم گفتم ” ملاک نمره معلم است” خندیده بودند هر دو!

یکی گویا گفته بود “حتما تو هم چشم برزخی داری و می‌دانی کی چیکاره هست!” گفتند: معلم محترم است و محق، اما تنها راه آزمون است و تمام! قبول نکردم آن روز، حالا قبول دارم که سنجش در زندگی مهم است. خوب، آدم یاد می‌گیرد؛ آن روز هم از لج پاورپوینت‌های مجلل فرج‌الله علی پور بود شاید، که این را گفتم. یا از نمودارهای ستونی علوی بود! نمی‌دانم چرا قبول نداشتم، حتما از بی‌سوادی بود. همین است.

آن روز صبح گذشتم از خیر سلام به مدیریت و معاونت! دفتر کلاسی خودم را زدم زیر بغل و رفتم کلاس اول، ته سالن سمت چپ، درب رو به قبله… برپا! بشینید بچه‌ها. نشستند. بعضی‌ها هم هرگز بلند نشدند. گفته‌ام اجباری در برخاستن نیست، می‌خواهم دوستم داشته‌باشند.

معلم علوم اجتماعی معمولا کلاس خوبی را دارد. گفتگو می‌کنند بچه‌ها، یعنی وادارشان می‌کنم حرف بزنند. خودم اینطوری خیال می‌کنم که آموزش “گفتگو” می‌دهم. درس گویا “نظام اقتصادی” بود. آن جلسه را درباره‌ی “مالکیت” گفتم. درباره‌ی سهم مردم از منابع و اقتصاد. …

گفتم هم شاید درباره‌ی دو نوع نگاه به مالکیت. سرمایه‌داری و سوسیالستی، سرمایه‌داری و سوسیالیستی رو که گفتم دستها بالا رفت. “سوسیالیستی” یعنی چی آقا؟ گفتم توی درس هست بچه‌ها گفت: می‌دانیم که هست، اما حالا یعنی چی؟ توی دلم گفتم ” حالا بیا توضیح بده!” باشه عزیزم:

ساده کردم مکتب‌های اقتصادی رو ، طوری که کلاس اول دبیرستانی هضم کنه… آوردم مطلب رو پایین، یه مثال زدم که یادمه. گفتم: یه مثال بزنم حل شه قضیه ؟ گفت یکی : گمون نکنم حل بشه آقا. همه خندیدند. گفتم حلللل می‌شه گلم، حل می‌شه عزیزم! هنوز هم به همه می‌گم “گلم، عزیزم! یکی بهم اعتراض کرده امسال، همین امسال، که با این حرفا می‌خوای خودشیرینی کنی؟ نه ؟ گفتم : آره عزیزم! آره گلم!

مثال زدم: فرض کنید یه بازی فوتبال داریم، دو تیم مسابقه‌ می‌دن. عده‌ای میگین وقتی ما قواعد بازی رو برای همه به شکل برابر و یکسان اجرا کنیم، نتیجه هر چه بشه، عادلانه هست. اما عده‌ای می‌گن: بازی عادلانه  فقط به قانون هاش ربطی نداره بلکه نتیجه هم باید کنترل بشه و به عدالت باشه، بازی عادلانه نتیجه‌اش هم باید عادلانه باشه… اولی‌ها همون سرمایه‌داری، دومی‌ها همون سوسیالیستی… حلللل شد بچه‌ها؟ گفتند :بله. پرسیدم: حالا شما طرفدار کدوم روش هستید؟ ۹۰ درصد گفتند همون دومی!

قبل از ۳۰ سالگی همه همون روش دومی رو می‌خواند، توزیع بالسویه! دیگه نگفتم که این مکتب‌ها چه تغییراتی کردن، همینش هم زیادی بود. … زنگ خورده بود. گفتند: آقا خسته نباشید. خسته نباشید یعنی “بسه دیگه! تمومش کنید آقا جان خودت” ، یا چیزی به همین مضمون! گفتم: بفرمایید. خودم آخر همه‌ از کلاس می‌زنم بیرون.

آخری که رفت، دفترم زدم زیر بغل که بیام بیرونــ … آقا! ایستادم. یکی از بچه‌ها بود. گفتم: جانم، بگو. گفت: می‌تونم یه چیزی بگم؟ گفتم: بله، چرا نتونی. گفت: ناراحت نمی‌شید که؟ گفتم: نه، اصلا، بگو خوب! گفت: شما از اول سال تا حالا وقتی درس می‌دی تو کلاس حرکت می‌کنی و به همه نگاه می‌کنی… ساکت شد. گفتم:خوب، مشکلش چیه؟ ادامه نداد. صدایم رو کمی بالا بردم. خوب، بعدش؟ سیخ زل زد تو چشمام: شما خیلی تو کلاس راه می‌ری، به همه هم نگاه می‌کنی، حتی به آخری‌ها، می‌خوام بدونم مشکل من چیه که شما وقتی درس می‌دین نشده حتا یه بار هم به من نگاه کنی؟  می‌خوام بدونم مشکل من چیه؟ از اول سال تا حالا به بغل دستی من که می‌رسی ،‌سرتون می‌چرخه اون‌طرف، می‌خوام بدونم مشکلم چیه؟ برام مهمه! صداش قطع شد.

یه لایه اشک تو چشاش موج می‌زد. نفهمیدم چی شد. فکِ لعنتی من که همیشه زیاد به هم می‌خورد ، اینجا تکون نمی‌خورد. به زور گفتم: اشتباه می‌کنی! خراب‌ترش کرده بودم. پیچید و از کلاس زد بیرون… گفتم: ببین، با شما هســـ … رفت. دفتر کلاسی توی دستم خیس شده بود. سر جای خودم مونده بودم. محکم زده بود، محکم. مثل یه باری که با موتور خورم زمین، می‌خواستم زیر موتور دربیام، نمی‌تونستم تکون بخورم! نفسم در نمی‌اومد و بوی تند بنزین پیچیده بود تو دماغم، از ترس دست وپام می‌لرزید بیشتر، تا از درد! عین همون ضربه بود، یهویی بود. پاهام جون نداشت، زیر گلوم داغ شده بود. نشستم رو دسته‌ی یه صندلی. گیج گیج بودم. : این چی گفت؟ یعنی چی به من … نه، فایده نداشت. حرف، آتش بود و من خاکستر شده بودم. بی حال رفتم تو اتاق استراحت . همکاران نشسته بودند. نشستم. قیافه‌ام اونقدر ضایع بود که بپرسند: مریضی امروز. گفتم: نه. خوبم. نشستم رو کاناپه. تکیه دادم، پیراهنم به کمرم چسبید. عرق کرده بودم. گفتم با خودم: چرا نگاه نکردم؟!

***

اون روز را به هر شکلی بود سر کردم و برگشتم خونه. رسیدم تو اتاق ،‌در رو بستم:

برپا ! بشینید بچه‌ها! شروع کردم درس دادن: مالکیت همون قواعدی هستند که جامعه وضع می‌کنه تا سهم هر یک از ما … این قواعد قراردادی هستند. یعنی در اجتماع تولد پیدا می‌کنند. در دنیا چند مکتب مهم … دقت کردم به خودم.  باز جمله‌ی دانش‌آموزم می‌اومد تو ذهنم: می‌خوام بدونم مشکلم چیه؟ آقا! شما میان تا نفر بغل دستی من، برمی‌گرده سرتون، مشکل من چیه؟ چرا نگاه نکردم؟ چرا؟ کاشکی یکی بود مفصل کتکم می‌زد. یه بار محمد همتی یکی از معلمان دبستانم، و همکار حال حاضرم گفت: یکی از بچه‌ها رو دیروز  تو گوشی زدم… عصرش ، بی‌قراری اومد تو جونم. شبی رفتم تو روستاشون، پیداش کردم و کلی بوسیدمش!  من گفتم با خودم: بابا ! این کار من از یه تو گوشی دردش بیشتره! بیشتره نه؟ ! از خودم پرسیدم. بیشتر بود. حتما بیشتر بود. حالا من چیکار کنم؟ به خودم می‌گفتم. گفتم: اصلا چرا من نگاه نکردم. خشمگین شده بودم بر خودم. دوباره درس دادم:

نظام اقتصادی، از خرده نظام هایی تشکیل شده که هدفشون رفع نیازهای مادی ما هست. نیازهای مادی لزوما نیازهای غیر مهمی نیستند تازه عکسش درسته، تا نیازهای اولیه‌ی ما حل نشه … مالکیت برای این وضع شده که سهم هر یک از ما رو از ثروت مشخص کنه… ایستادم. دیدم من همش به سمت راست می‌چرخم. پیداش کرده بودم. من کلا بیشتر راست رو نگاه می‌کنم، ای خدا! معلمی که هنوز عادت‌های حرکتی خودش رو تصحیح نکرده، می‌خواد عادت‌های رفتاریش را عوض کنه؟ گیر دادم به خودم. بیشتر:

– من به بچه‌های خوش لباس هم بیشتر نگاه می‌کنم!

– هر کی باهام وارد گفتگو بشه رو خیلی می‌بینم و اونایی که وارد گفتگو نمی‌شند رو نمی‌بینم.

– هر کی وقتی درس میگم با سر حرفای من رو تایید میکنه رو بیشتر میبینم.

– بلند قدها رو بیشتر نگاه می‌کنم.

– …

دیگه چی؟

تا به خودم اومدم دیدم که: همین قدر کافیه که دیگه معلم نباشم.

یک بار یکی از استادان خوبم در دانشگاه گفت: آفت معلمی اینه که معلم چون مدام درس میده فکر کنه که منبع و مآخذ علم و ادبه، یعنی کم کم به این مرض مبتلا مبشه!

وسط اتاق نشستم. گفتم: گویا اجرای عدالت سخت است. حتا رعایت قواعد به شکل یکسان برای همه هم ، خیلی سخت است.

دراز کشیدم. نگاهم افتاد به پارچه‌ی زیر سقف. چیزی آنطرف پارچه آرام آرام و آزاد به هر سویی می‌رفت. با چشم‌هایم مسیرش را دنبال می‌کردم. او آزاد بود، به هر گوشه‌ ای می‌رفت. این سو و آن سو! خش خش ! صدای حرکت او بود. و موجی که در پارچه می‌انداخت. او آزاد می‌چرخید و من خوب نگاه می‌کردم.

چشمهایم گرم شده بود و رفـــــ … .

***

اتفاقی که شرحش رفت، آنقدر واقعی است که هنوز مرا رها نمی‌کند. هنوز!

 

 

گرقبول افتم… (چکیده ای از ایده های دکتر سیدموسی موسوی)

اسفند ۸ام, ۱۳۹۰

پیشکش به دوست عزیز نادیده ام سیدحسین هاشمی

با نگاهی پر زاحساس و صفا        با دلی آکنده از مهر و  وفا

با نظر بر  درگه  لطف خدا          باکمال صدق در پیش شما

ایده های خویش تبیین میکنم          من رقیبم نیز تحسین میکنم

گرقبول افتم که خدمت میکنم         ور نیفتم هم  حمایت   میکنم

وحدت و همبستگی و همدلی     بر زبانم هست در هر محفلی

 از جدایی شکوه  دارد هر دلی          نیست بدتر از دوئیت مشکلی

ایده های خویش تبیین میکنم          من رقیبم نیز تحسین میکنم

گرقبول افتم که خدمت میکنم         ور نیفتم هم  حمایت   میکنم

بعد از آن بحث جوان و نوجوان       دومین حرف است اندر این میان

کسب علم و اشتغال و کارشان      هست اهدافی که میدارم بیان

ایده های خویش تبیین میکنم          من رقیبم نیز تحسین میکنم

گرقبول افتم که خدمت میکنم         ور نیفتم هم  حمایت   میکنم

ایده ها و طرح های دیگران            در اتاق فکر  میگردد بیان

بررسی خواهدشد اندر بینشان      بهره خواهم برد آخر من از آن

ایده های خویش تبیین میکنم          من رقیبم نیز تحسین میکنم

گرقبول افتم که خدمت میکنم         ور نیفتم هم  حمایت   میکنم

اعتبار و شاخص این حوزه را          با حضور خویش بخشم ارتقا

هم تخصص هم سواد دکترا              کرده کامل امتیاز بنده را

ایده های خویش تبیین میکنم          من رقیبم نیز تحسین میکنم

گرقبول افتم که خدمت میکنم         ور نیفتم هم  حمایت   میکنم

بهر درمان خون دلها خورده ام      درد  بیماران  نمود آزرده ام

سعی بسیاری دراین ره کرده ام    طرح های تازه ای آورده ام

ایده های خویش تبیین میکنم          من رقیبم نیز تحسین میکنم

گرقبول افتم که خدمت میکنم         ور نیفتم هم  حمایت   میکنم

بانوان نیمی ازین جمعیتند             مادران  اندر  فراز  جنتند

دختران هم صاحبان حکمتند          عطر گلهای قشنگ خلقتند

ایده های خویش تبیین میکنم          من رقیبم نیز تحسین میکنم

گرقبول افتم که خدمت میکنم         ور نیفتم هم  حمایت   میکنم

بهر حفظ  انقلاب و این نظام       خصم دون را سخت میگیرم لجام

پیش مظلومان به تعظیم و قیام       پیرو مولای خویشم و السلام

ایده های خویش تبیین میکنم          من رقیبم نیز تحسین میکنم

گرقبول افتم که خدمت میکنم         ور نیفتم هم  حمایت   میکنم

حرف دل کاندیداها

اسفند ۸ام, ۱۳۹۰

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید

گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید

گفتم از این جماعت رسم وفا بیاموز

گفتا که هر دو سه ماه ما بین ما جَر آید

گفتم که ایل مُهری امسال کس ندارد

گفتا که مُهر، مخفی با ایل و لشکر آید

گفتم که نارفیقان از کار تو بخندند

گفتا که خنده ی تلخ از زهر بدتر آید

گفتم خوراک آنها هر شب چلوکباب است

گفتا که نان و خرما بر کام خوش‌تر آید

گفتم که از کجی‌ها گویا خبر نداری

گفتا که از چپ و راست بر پای منبر آید

گفتم به غیر کرسی جای دگر نخواهی

گفتا که بر تن ما این جامه بِختر آید

گفتم بگو که صندوق آبستن چه باشد

گفتا که وامصیبت گر بچه دختر آید

گفتم چرا در آن جا در روی تو ببستند

گفتا که با سیاست بشکسته لنگر آید

گفتم که حین صحبت برق از تو می‌پرانند

گفتا که از پس من ابلیس برنیاید

گفتم چرا روانی از کل بسوی پسبند

گفتا که همرهانم از کوش و کندر آید

گفتم خبر چه داری از بیخ اوری آری

گفتا که بیخ چه‌ورز با شهد و شکر آید

گفتم چرا عبور از راه سبخ نمایی

گفتا که اشکنانی با ترکه ی تر آید

گفتم اگر بدانی وانگه دگر نمانی

گفتا ابا ندارم گر تیر و خنجر آید

 گفتم تراکمه دات نت خاموش گشته گویا

گفتا که از چه قومی این کارها برآید

گفتم اگر ببازی در روی خود ببندی؟

گفتا بدان که فرداش لوله ی سماور آید

گفتم که رأی آنها بر رأی تو بچربد

گفتا که رأی خاموش از خانه ها در آید

 گفتم جفا بسی شد بر تو از  این وری‌ها

گفتا چه خوش نسیمی از سوی دیگر آید

گفتم که همرهانت دوز و کلک نمایند

گفتا که هر چه گفتند بر ما چو باور آید

گفتم که ترس نبود از خدعه و خیانت

گفتا که کفر من از این ناکسان درآید

گفتم چرا کسی تو چون دیگری نداری

گفتا کسان  فراوان از راه بندر آید

گفتم شنیده ام که مرکز نموده یاری

گفتا که ترس من از آراء اون‌ور آید

گفتم که چون گذشتی میدان شهر رقصید

گفتا که عبدلو با یک ساز گپتر آید

گفتم که با رقیبان عهدی دگر نبستی

گفتا زنم به طبلم تا گوششان کر آید

گفتم که این همه پول خرج چه می‌نمایی

گفتا که با زر و پول زن نزد شیگر آید

گفتم کس از دل تو هرگز خبر ندارد

گفتا ز عمق قلبم شعله چو اخگر آید

گفتم نمانده اعصاب از دست انتخابات

گفتا خموش واعظ، این قصه هم سرآید

واعظ ایراهستانی

این شعر کاندیدای خاصی را منظور ندارد.

خفه شوید!

اسفند ۷ام, ۱۳۹۰

توضیحی درباره هک شدن سایت

سعی و تلاش عده‌ای برای وصل نویسندگان و مدیر این سایت به جریانهای انحرافی و خارجی و انتخاب هدف دار مطالبی از میان نظرات پیش پا افتاده و کم اهمیت سایت باعث فیلتر شدن سایت گردید.

یک روز قبل از فیلتر شدن سایت این را پیش بینی کردم و تذکر دادم که با دیدن این همه ایرادهای بنی اسراییلی که از مطالب سایت گرفته میشود گروهی دارند زمینه را برای فیلتر شدن سایت آماده میکنند.

چند روز قبل از این اتفاق گروهی سعی داشتند به هر نحو ممکن با شانتاژ تبلیغاتی علیه نظرات و مطالب منتشر شده، هم استفاده تبلیغاتی برای انتخابات از آن به عمل آورده و هم زمینه را برای بستن سایت آماده کنند: از تلفن زدن به اینجانب و اعلام مواردی که باید در سایت حذف شوند و دست اخر هیچ کس جرات قبول مسئولیت آن را پیدا نکرد (و قرار بود دوست عزیز آقای عبدالصمد صفری از طریق فرماندار محترم ته و توی قضیه را در بیاورند که جریان این ابلاغیه مشکوک چه بوده) تا مطالبی که سلسله وار و سازمان دهی شده توسط یک سایت مجهول الهویه، نوشته های سایت را در ردیف نوشته های توهین امیز به مردم دو شهرستان نشان میداد! همه و همه نشان از آماده سازی فضا برای حذف صدای تراکمه می داد.

پس از این اتفاق و پس از اینکه تلاشهای ما برای رفع فیلتر از سایت از طریق مراجع قانونی طولانی شد تصمیم گرفتیم با حذف سایت قبلی، سایت جدیدی در آدرس تراکمه دات نت ایجاد کنیم. سایتی که پس از چند روز دوباره بازدیدکنندگانش به همان تعداد قدیم برگشت.

این بار تلاش برای خاموش کردن صدای تراکمه از طریق خرابکاری در سایت نمایان شد. پنجشنبه ظهر در تاکسی مسیر خانه تا دانشگاه نشسته بودم که یکی از دوستان زنگ زد و گفت سایت هک شده و پیغامی روی سایت نمایش داده شده با این معنی: خفه شوید!

تا به دانشگاه رسیدم نزدیک بیست تلفن از جاهای مختلف شد. برایم جالب بود که این همه آدم در یک لحظه پای سایت بوده اند و تاثیرگذاری سایت تا این حد آنی است.

تا بفهمیم هکرها در چه قسمتهایی نفوذ کرده اند و از کجا وارد سایت شده اند مدتی طول کشید. عصر پنجشنبه جلسه ماهانه لامردیها بود. به دلیل اهمیت آن جلسه مجبور شدم سایت را موقتن رها کرده و به جلسه بروم. صبح جمعه هم جلسه ماهانه استان فارسی ها بود که عملن تا ساعت ۱۰ صبح طول کشید. تا عصر جمعه سایت به روال عادی خود برگشت و شکل و قیافه آن هم نو شد.

اما توجه به این نکته ضروری است (هکرهای محترم! شما گوش کن) که سایت تراکمه یک سایت فرهنگی ایت نه نظامی و برد آن برد محلی است و نه کشوری. در نتیجه اهمیت رعایت نکات امنیتی در آن، گاه فدای ابزار مورد استفاده می‌شود. قاعدتن هر ابزاری که در سایت از آن استفاده شود حفره های امنیتی خاص خود را دارا خاهد بود. اگر قرار باشد از آن ابزار کمک گرفته شده و امکاناتی به سایت اضافه شود (مثل دانلود موسیقی یا رتبه دهی به مطالب) باید پیه ضعفهای امنیتی آن هم به تن مالیده شود. اگر بخاهیم از امنیت سایت نگران نباشیم باید امکانات آن را بسیار محدود کنیم و به نویسندگان کمی اجازه نوشتن بدهیم و این با رسالت سایت در تضاد است.

ابزارهای اتوماتیک زیادی هستند که ضعفهای امنیتی سایتها را اسکن میکنند و به محض پیدا کردن ضعف امنیتی به آن پاتک میزنند. یک سایت با برد محلی قاعدتن نمی‌بایست مقصد مهمی برای هکرها باشد. اما وقتی سایتی مقصد شد می‌تواند به این معنی باشد که تاثیرگذاری آن لابد زیاد است.

هک شدن سایت آن هم در روز اول تبلیغات انتخابات به ما نشان داد محتوای سایت و قدرت تاثیر آن بیش از حد تصور ما بالا است و این امر هم خود ما و هم برخی دیگر را نگران کرده است. ما از این نگرانیم که اگر در این مسیر اشتباهی مرتکب شویم هزینه زیادی خاهد داشت. دیگران را واقعن نمیدانیم چرا نگرانند. ما هنوز نمیدانیم نگرانی این افراد از چه چیزی نشات گرفته است و چه دلیلی دارد؟ فقط میدانیم خاموش کردن این سایت تا این حد مهم بوده که اقدام کنندگان آن ابایی از این رسوایی نداشته اند.

ممکن است هک کردن سایت یک کار تفریحی بوده باشد اما در حد اعلای توهم توطئه آن، شاید به زعم کسانی، سایت مدرکی در اختیار دارد که میخاهد در زمان خاصی آن را منتشر کند تا در یک فرایند رایج روز تغییری ایجاد کند؟ یا حرفی می‌تواند بزند که نتیجه آن فاش شدن اسراری است که برای عده ای مشکل ساز می‌شود؟ این مدرکها مدرک اقتصادی است؟ سیاسی است؟ یا اخلاقی است؟ ما که هنوز نفهمیده ایم.

باید خیال آنهایی که به فرض محال از این بابت نگرانند را راحت کنم: مطمئن باشید اگر هم مدرکی در اختیار ما بود در سایت منتشر نمی‌کردیم. زیرا معتقدیم سایت جای مبادله فرهنگی است نه دادگاه. سایت تراکمه بهیچ عنوان قصد متلاطم کردن اوضاع منطقه را ندارد و با هر گونه اقدامات این چنینی آن هم در برهه حساس کنونی مقابله خاهد کرد.

نکته آخر این که برای دوستان پلیس سایبری هم هک شدن سایت جالب و عجیب بوده است. برای ایشان که از نیات و اهداف سایت تراکمه تا حدی خبر دارند پی بردن به دلیل و نیت اصلی کسانی که میخاهند سایت تراکمه خاموش شود جالب شده است. منتظر خبرهایی بعدی ما در این زمینه باشید…

ای عشق ستاد انتخاباتت کو؟!

اسفند ۷ام, ۱۳۹۰

کجایی کاندیدای اصلح من؟ چرا اینجا کسی درباره تو حرفی نمیزند، تبلیغی نمیکند، نوشته ای نمینویسد و کامنتی نمیگذارد.

چرا نمی آیی تو نیز مانند بقیه از سوابق طولانی خدمتت به ما بگویی هرچند نگفته میدانیم که هیچگاه فراموشمان نکرده ای.

چرا نمی آیی با یارانت، با سیصد و سیزده نفر همراه خود و از اوصاف بی پایانت بگویی و از یازده نسل پاک و معصومت.

طبیب حاذق! استاد بزرگ! مگر از همان ابتداء قرار نبوده تو بیایی و ما تو را انتخاب کنیم و کسی دیگر را انتخاب نکنیم چرا پس اینجا همه چیز بر عکس است و در شهر هیچ نشانه ای از تبلیغ تو نیست.

هر سال این همه انتخابات آماده است و تو نیامده ای و این همه انتخاب کرده ایم و نامت از صندوق بیرون نیامده است و این چنین است که باید همیشه اعتراف کرد به انتخاب اشتباهی که هر سال میکنیم و منتظر انتخابات سال بعد ماند.

کجایی صالح ترین مرد؟ لایق ترین! کدام میدان رقابت تو را به عرصه انتخاب ما خواهد کشاند و کدام جمعه نام تو را از صندوق در خواهد آورد.

آقا ! حق داری این همه برای ورود به صحنه انتخابات ما تعلل کنی و حضورت را به تاخیربیاندازی تا این همه رقیب انتخاباتی داری !و تا مردم این همه به آنان شور و شوق نشان میدهند.

خوب میدانی تا دنیا دوستی،مقام پرستی،جناح پرستی و پول پرستی است شرایط برای حضورت فراهم نیست و انتخاب نخواهی شد و رد صلاحیت خواهی شد.

کجایی کاندیدای اصلح من ؟ خودت را نشان بده و بگذار انتخابت کنیم. تو تنها کسی هستی که اگر چه در منطقه نبوده ای ولی همیشه حضور داشته ای و اگرچه منسوب به جناحی نیستی و در هیچ لیست و ائتلافی نامت نیامده ولی همه قبولت خواهیم داشت.

تو تنها کسی هستی که ندیده به تو رای میدهیم و با تو دست اتحاد خواهیم داد.کجایی کاندیدای اصلح من ! خودت رانشان بده و آدرس ستادت را بگو تا بی هیچ ترس و دلهره و مصلحت سنجی جلوی ستادت ازدحام کنیم و برای پیروزی ات تلاش کنیم. آنگاه برویم پای صنوق ها نام بزرگ تو را جلوی چشم همه بنویسیم: مهدی

ای عشق ستاد انتخاباتت کو؟

Next »