دفاع از ناموس به شیوه شبکه بهداشت

دفاع از ناموس به شیوه شبکه بهداشت

فردی سینه ستبر کرده، کلاه خود و زره پوشیده، با شمشیری آخته در کوچه‌ای طی طریق می‌کرد. از او پرسیدند: “کا میری کاکایی، هَمچیتَچِه؟! ای لباسا بَرِ چه بر کرذه‌ای؟!”

با صدایی رسا پاسخ داد: “می‌روم از ناموسم دفاع کنم!”.

گفتند:”احسنت بر تو. ای ول! برو که دعای ما همراه تو است”.

چون آن دلیر مرد در پیچ کوچه‌ها گم شد، فضولی مِن باب فروکش کردن کِرم کنجکاوی وی را دنبال کرد. او را در کوچه‌ای خلوت یافت در حال گِل پِلِنگ خوردن با ناموس!

دیشب جای شما خالی رفتیم سر کوه. کَتِخِ خوشی بار گذاشتیم و جایتان خالی با کیلی خومونی خوردیم و از هوای مطبوع آنجا لذت بردیم. هنگام برگشت صحنه ای دیدیم که قضاوت در مورد آن را به عهده شما میگذارم. ناراحت کننده تر از همه این بود که منابع موثق اذعان کردند که این آشغال ها توسط کارمندان شبکه بهداشت و درمان که شب قبل به اتفاق خانواده در آن محل اردو زده بودند به حال خود رها شده است. ما را باش که ناموسمان را به دست که سپرده ایم.

درباره نویسنده

تا کنون در این سایت 94 مطلب نوشته است .

۶۸ نظر درباره مطلب “دفاع از ناموس به شیوه شبکه بهداشت” ارسال شده است

  • حمید باقرزاده - ۲۳ تیر, ۱۳۹۰, ۱۴:۳۷

    البته هر کس به سر کوه بره یقیناً آشغالهاشو به خونه نمیاره این راه حل رو باید پالایشگاه حل کنه با توجه به درآمد نفتی منطقه و استقبال خوب مردم شهرستانهای لامرد و مهر از سرکوه مسولان پالایشگاه باید از درامدهای نفتی اندکی نیز به مردم اختصاص داده و حداقل یک پارک و چند سرویس بهداشتی درست کنند تا مشکلات مردم نیز حل شود تنها ریختن آشغال مشکل سرکوه نیست هرچند مردم نیز باید در تمیزی طبیعت مشارکت داشته باشند ولی وقتی سطل آشغالی و سرویس بهداشتی وجود نداشته باشد راه حل چیست؟

  • ایران فردا - ۲۳ تیر, ۱۳۹۰, ۱۵:۵۹

    سلام آقای اسد پور
    اشاره ی خوبی داشتی به بد معضلی که جامعه ی ما دچارش شده نه کار مند نه بازاری نه کارگر هیچ کدوم به محیط اطرافشون توجه نمی کنن ولی وقتی کسی دیگه ای میبینن مثل خودشئنه شدیدا محکومش میکنن!!اگر ما از همین الان این رفتار ناشایست در مورد شهرمون و طبیعت رو اصلاح نکنیم معلوم نیست چه آینده ای در انتظار ما و فرزندانمونه
    به امید آنکه شهر و طبیعتی بدون هر گونه الودگی داشته باشیم

  • حسن خضری - ۲۳ تیر, ۱۳۹۰, ۱۶:۵۷

    دکتر مسعود عزیزم درود
    وقتی خواندنم تمام شد یاد جمله ای در یک شعر سهراب افتادم:
    چه فکر نازک غمناکی.

    فکر می کنم به این عزیزان انتقادی واردی نباشد. از ماست که بر ماست. ما چه کاشته ایم که چه درو کنیم؟؟ اگر باز صمدخان به سیاهنمایی متهممان نکند باید گفت که کدام ما با عشق به طبیعت بزرگ شده ایم، کجا در چه کتابی از دبستان تا دانشگاه یادمان داده اند که زندگی زنجیره ای است از تمامی اشکال حیات که زمین مهربان اساس آن است؛ که جانداران حق حیلت دارند؛ که آیندگان به اندازه ی ما حق بهره بردن از آن دارند. عطوفت و مهرورزی به طبیعت شیوه ی تربیتی کدام خانواده است؟ دتنها چیزی که در آن استادان خبره ای داشته و داریم آموزش منفعت طلبی شخصی است که به حمدا.. در آن هم استاد شده ایم. شاهدش همین که در این شهرستان چند انجمن حمایت از محیط زیست وجود دارد و اگر هست چه قدر اثرگذار است؟ و یا نهادهای مربوطه- سازمان حفاظت از محیط زسیت و منابع طبیعی- چه کرد اند که از این یکی بنالیم؟ ولی می بینید که یکسال مانده به انتخاباات مجلس، تب و تاب، جامعه را می گیرد. ولی کسی که به فکر زندگی نیست. ما در توهم اشرف مخلوقات بودن غرقیم و نمی دانیم که اشرف مخلوقات نشان هرکس که شمایلش انسانی باشد، نیست. کسی است که تکالیف این اشرفیت را پاس داشته باشد و یکی از مهمترین این تکالیف، مسئولیت پذیری در قبال دیگران و محیط زیستمان است. برادرجان خودت را زیاد ناراحت نکن از اینجور مدافعان از ناموس بسیارند.
    [آه.. من دوستی دارم که به دشمن خواهم از او التجا بردن.
    زنده یاد مهمدی اخوان ثالث]
    دوست دارت

  • عدالت - ۲۳ تیر, ۱۳۹۰, ۱۸:۰۵

    یه مقدار بی معنی بود.

  • مسلم زارعی - ۲۳ تیر, ۱۳۹۰, ۱۸:۱۰

    ?! mage chand nafar boodan

  • بهلول - ۲۳ تیر, ۱۳۹۰, ۱۸:۱۶

    رالف والدو امرسون دریکی از مقالاتش تحت عنوان “تلافی” نوشته است هر شخص به همان شیوه ای که رفتار می کند پاداش یا جزا می بیند. قانون تلافی همان بیان دوباره قانون کاشت و برداشت است.

    براساس این قانون شما همواره به اندازه تلاش هایتان وسهمتان در انجام کارها پاداش می گیرید یا مجازات می شوید نه کمتر و نه بیشتر.

    همچنین براساس این قانون در دراز مدت نمی توانید بیش از تلاشتان نتیجه بگیرید (خواه این نتیجه پاداش باشد خواه مجازات).

    درآمد امروزتان تلافی همان کارهایی است که درگذشته انجام داده اید. اگر می خواهید پاداش بیشتری نصیبتان شود باید به ارزش کارهایی که بدانها دست می زنید بیفزایید.

  • ایران فردا - ۲۳ تیر, ۱۳۹۰, ۱۸:۳۰

    من تعجبم از کسانیه که تا پای یه بحثی میشنن میگن بودجه ندادن فلان اداره وظیفشه فلان رئیس کوتاهی کرده یا فلان نهاد دولتی یا مردمی مقصره!!!!!!!!دوست عزیز ، همشهری ، اخوی مگه یه گروه ده یا بیست نفره در هر یک روز مسافرت چقدر تولید زباله میکنه؟! مگه چه عیبی داره بجای رها کردن زباله ها یا اونا رو دفن کنیم یا تو یه کیسه زباله بریزیم و به نزدیک ترین جایی که شهرداری امکان جمع آوریش داره منتقل کنیم(البته با انداختن در سطل آشغال) کجای دنیا تو طبیعت سطل آشغال گذاشتن(اگه سراغ داری بگو ما هم بدونیم) البته قرار دادن سطل آشغال و توالت مال کمپ های تفریحی و پارکاست که بازم اگه به همین مکانا برید میبینیت که طرف سطل آشغال دو قدمیشه آشغالاشو تو محیط رها میکنه اصلا چرا جای دور میریم یه چرخ تو شهر بزن مطمئنا به چندین مورد از پرت کردن آشغال توسط سواره ها به طرف بیرون مشاهده میشه
    مشکل نبود سطل آشغال و کم کاری مسئولان نیست مشکل فقر فرهنگیه
    در ضمن اینم بگم اگه تو یه خونواده همه ی اعضا بخوان ریخت و پاش کنن و تو خونه آشغال بریزن و بگن وظیفه ی مامان خونه ، خونه داریه و باید تمیز کنه مطمئنا طی یه مددت کوتاهی باید مادر اون خونواده تمام مفاصلش تعویض بشه البته اگه روانی نشه

  • کامی - ۲۳ تیر, ۱۳۹۰, ۱۹:۰۶

    واجب شد خاطره ای بتعریفیم.
    چندی پیش به همراه یکی از مامورین اداره راهنمای و رانندگی شهرستان خودمان و چند تا از رفقا برای تفریح عزم بندر کردیم.بچه نویذی یه کاری میکه پشت فرمون که انگا طلب ا ماشین داره.
    ولی ما بجای اینکه بگوییم همچیتچه،گفتیم تو دیگه بر چه.

  • محمد جواد صفری - ۲۳ تیر, ۱۳۹۰, ۱۹:۳۵

    جنا آقای اسدپور
    فکر کنم ما که داریم انتقاد می کنیم خبلی دست کمی از این دوستان نداشته باشیم و به نظر من این معضل به کل جامعه برمی گردد
    ولی در کل از اینکه این دفعه یک معضل اجتماعی مطرح شده است جای تقدبر دارد
    امیدوارم کامنت های دوستان در جهت رفع مشکل باشد و مثل کامنت های دیگر به بحث های سیاسی بی نتیجه منتهی نشود

  • عبدالصمد صفری - ۲۳ تیر, ۱۳۹۰, ۱۹:۴۴

    اقای خضری عزیز سلام

    اتفاقا تو این مورد با شما هم نظرم ،برخلاف نظر اقای باقرزاده عزیز ،میشه هرکسی به سهم خود در زیبایی تنها منطقه تفریحی مردم لامرد تلاش کنه ،اتفاقا خیلی هم راحته

    اما حرف اقای اسدپور اینه که کسانی که باید الگو باشند و سردمدار حرکتهای اینچنینی ،متاسفانه دلسوزی لازم رو ندارند

  • عبدالرضا عبدالهی - ۲۳ تیر, ۱۳۹۰, ۲۰:۲۲

    سلام مسعود جان
    چه گپ خوشی زذی از خین جگری

    اتفاقا همین امروز داشتم با مهدی جوهری ( کاکتوس) در این زمینه صحبت می کردم و می گفتیم هر جا می نشینیم می گوییم کشورهای خلیج تمیزند و سبز واروپا آنچنان و اینچنین ولی فکر نمی کنیم که تا بحال خودمان چقدر در این زمینه مقصر بوده ایم . ما که با ماشین می رویم و می خوریم و می ریزیم چه اشکالی دارد همه زباله ها را توی یک کیسه گذاشته و در سطلهای آشغال تعبیه شده بگذاریم یا اصلا به هر جای لامرد که بیائیم سطل زباله گیرت می آد.
    راستی تا یادم نرفته بگم که حد فاصله روستای ما تا محمد شریفی نیز چند مدتی است که پلاستیکهای زباله گذاشته می شود. از زباله معلوم است که مال این شرکت گازیهاست ( همش یکبار مصرف و آب میوه های شرکتی!!) خواهشی که دارم همین افرادی که اینکار می کنند کافی است ۵۰۰ متر اینورتر یا اونورتر کنار یکی از حیاطها رها کنند ماشین زباله خودش می برد چه نیازی است که آدم دزدکی اینکار کند.
    اینهم برای حمید باقرزاده بابا شرکت گاز و نفت خودشون آشغالزا و پسماند سازند بیایند برای شما اینکار کنند.
    خیلی دلمان خوش است .

  • حسن خضری - ۲۳ تیر, ۱۳۹۰, ۲۱:۳۶

    سلام صمد جان
    من هم گفتم که ما کار فرهنگی نکردیم، آموزش ندادیم، خودمون الگوی درستی نداشتیم و الگوهای مناسبی نیستم. عشق به محیط زیست نداریم، حالافرق نمی کنه کجا مشغول به کار باشیم مطابق چارچوب فکری محدودمون عمل می کنیم. علاوه بر این انتخاب شغل که در کشور ما بر اساس علاقه و توانایی نیست پس انتظار زیادیه از این عزیزان که حتما بهداشت رو رعایت کنند. اینها مثل هزاران نفر دیگه هستند که طبیعت را ملک پدریشون حساب می کنند و هرجور که می خان باهاش برخورد می کنن.. من آماده ام که با همین شما دوستانی که در لامرد هستید و دلسوز محیط زیست، یک انجمنی تشکیل بدیم و هفته ای یه بار، ماهی دوبار برای پاک سازی محیط زیست کار کنیم. میشه تراکت و توصیه هایی برای حفظ محیط زیست را در روزهای شلوغ سرکوه پخش کرد یا کیسه زباله رایگان در اختیار مردم قرار داد. با حلول حلوا کردن دهن شیرین نمیشه. باید حرکتی کرد. یه یا علی بگیم و یه کاری کنیم به جای ای همه مثل کشیدن.
    من حاضرم صمد جان تو هم هستی؟ جوادجان تو هم میای؟ عبدالرضا هم که سرش برای ای کارا درذ می کنه. بیایید یه کار بدرد بخوری کرده باشیم.
    دوستدار شما

  • علی قادری - ۲۳ تیر, ۱۳۹۰, ۲۲:۵۴

    کلا فرهنگ ما مشکل داره دکتر جان
    حدود یک ماه پیش رفته بودیم یک شهر مرزی در کردستان(مریوان). مردمش زیاد طبیعت دوست بودند و دشت های سرسبزش مملو از جمعیتی بود که برای تفریح اومده بودند اما باور کنید هیچ اثری از زباله و ظروف یک بار مصرف نبود و قطعا تعجب و تحسین میهمانان و گردشگران وارد شده به این شهر را به همراه داشت. مقایسه کنید با جنگلهای مملو از زباله شمال که محل جولان تهرانی های مثلا با فرهنگ است. بهداشتی هم جدای از همین مردم نیستند.

  • علی ناصری - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۰:۲۴

    سلام مسعود جان

    والا این حجم آشغال مال یکی و دو تا نهاد و سازمان نیست . احتمالا جلسه ی شام کاری شورای اداری هر دو تا شهرستان با هم بوده :)

  • کامی - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۱:۲۴

    اقای خضری من همیشه ارزوم این بوده که تئوری های خیلی کوچیک و راحت بچه های نخبه سایت یه روزی جامه عمل پوشونده بشن تا برسیم به بقیش .بالاخره تا کی میخایم بشینیم و فقط تایپ کنیم و از این و اون خرده بگیریم.به جان خودم بزرگترین مشکل جامعه ما خودمونیم.(البته اگه نگن جمع نبند و از خودت مایه بذار).تا خودمون رو اصلاح نکنیم فایده نداره که نداره که نداره.اقا منم هستم.

  • ایران فردا - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۲:۰۶

    اقای خضری سلام
    مرسی از پیشنهادت منم هستم
    به امید اینکه با کارایی که انجام بدیم مایه سر بلندی شهرمون بشه و ضمینه برایه ngo هایه دیگه فراهم بشه
    یا علی

  • صادق - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۶:۵۲

    مگه قرار است فرهنگ این عزیزان از سایرین جدا باشد ، ایا انها ایرانی نیستند

  • عبدالصمد صفری - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۹:۵۳

    حسن اقای خضری سلام

    موافقم -بالاخره باید از یه جایی شروع ،نمیشه همش ایراد گرفت وغر زد،شما موافقت دوستان رو بگیر قرار میزاریم در رابطه با چگونگی انجام ان با هم مشورت میکنیم

  • نسیم - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۱۰:۰۴

    سلام به همه دوستان
    من فکر می کنم این موضوع هم بایستی به صورت یک فرهنگ نهادینه شود.
    حس احترام به طبیعت و محیط زیست و ارزش قایل شدن برای آن بایستی در وجود فرد فرد ما رشد کند.
    آگاهی رسانی و بیان ارزش طبیعت البته در کنار اینکه خود واقعا رعایت کنیم تاثیر بسیار مثبت و مهمی دارد.
    تاکید می کنم در هر شرایطی اگر ما با رفتار خود به این موضوع آلوده کردن طبیعت اعتراض کنیم آن هم به شکلی که به طرف مقابل بی احترامی نشود ( مثلا اگر دیدیم جایی کسی به آلوده کردن طبیعت می پردازد یا اینکه در مراسمی مسئولی آشغالی را در طبیعت رها می کند ، با سکوت کلامی ولی اعتراض رفتاری با برداشتن آن آشغال) بسیار موثر می باشد و به قولی به وجدان طرف بر خواهد خورد

  • نبی صفری - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۱۱:۳۵

    البته از کارمندان شبکه بهداشت انتظار بیشتری داشتیم ولی خب اقا مسعود اوناهم ایرانی هستند دیگه!!اکثر مکانهای تفریحی که ما رفتیم همین معظل وجود داشت با سطل اشغال گذاشتن و تابلوزدن که رعایت نظافت نشانه شخصیت شماست کار درست نمیشه .این فرهنگ باید از بچگی درون ما نهادینه بشه.دوستی میگفت درجام ملتهای اسیا در سال ۱۹۹۶که در امارات برگزار شد تماشاگران کره ای بعد از این که تیمشون۶ گل از ایران خورد همین که بازی تموم شد شروع کردند جایگاه خودشون رو تمیز کردن و اشغالاشون رو بیرون بردن اما جایگاه تماشاگران ایرانی…!!جون به جونمون کنند ایرانی هستیم!!

  • محمود قائدی فرد - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۱۲:۲۹

    سلام
    دکتر خضری خیلی وقته ندیدیمت خوشحال میشیم دور هم جمع بشیم هم دیداری تازه کنیم هم فعالیتی شروع کنیم ما هم هستیم
    این یک اردوی تفریحی جهت کارکنان و خانوده هاشون بود که خیلی وقت بود که برگزار نشده بود حدود ۴۵۰ نفر بودند البته بنده نتونستم شرکت کنم ولی همکاران مسئول برگزاری این موضوع را رد می کنند و البته خودم ۵ شنبه شب که رفتیم از راننده شرکت نفت که کلی هم عصبانی بود پرسیدم او هم از عدم رعایت بهداشت توسط مردم می نالید کلی هم به پرسنل شبکه حمله کرد ما هم بدون معرفی خودمون فرار را بر قرار ترجیح دادیم ان شائ الله شبکه یک اقدام خوب در جهت جبران آن انجام دهد

  • محمود قائدی فرد - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۱۲:۵۳

    جناب دکتر اسد پور لطفا اگه عکسهای بشتری داری به بنده میل بزن تا خدمت همکاران تقدیم کنم

  • بازرنگو - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۱۳:۰۷

    بنده با پیشنهاد دکتر خضری موافقم و آماده همکاری هستم…اما به نظرم فرهنگ سازی در اولویت است بقول قدیمی های خودمون : بریذ و وامال دو کارن!
    بیشتر از مسئولین ما مقصریم وقتی:
    یه پارک سرسبز توی برهوت گرم لامرد مثل خاک سفید تهران قلع و قمع میشه …
    یا
    آشغال ها و نخاله ها رو درست درکنار بلوار ورودی شهر انباشته می کنند…
    یا
    پساب ها و گند آب های شهر که از استخر کانون وارد جوی های کنار خیابون ها می شه در نهایت در کنار منازل مسکونی بصورت یه مرداب در میاد و تبدیل میشه به محل پرورش انواع میکروب…
    یا
    حوضچه های میدان امام که در مرکز شهر تبدیل به گندابه شده اند…
    یا
    ساختمون چند طبقه ای که چسبیده به لبه خیابان بدون پیاده رو بطوری که بالکن طبقه های بالایی مشرف به کف خیابون هستند…
    یا
    آسانسور یه ساختمون خصوصی که توی پیاده رو عمومی ساخته میشه…
    یا
    کاغذ رسید هایی که کنار خود پرداز بانک ها بر روی زمین پخش و پلا شده اند…
    یا
    لیوان های یکبار مصرفی که در اعیاد و جشن ها در هنگام پذیرایی با شربت در فرش خیابان ها ریخته می شوند…
    یا
    دستمال کاغذی ها یا پوست موز هایی که از خود رو ها به داخل خیابان ها و معابر پرت می شوند…
    یا
    سوزاندن آشغال ها در شهر توسط شهروندان و انتشار دود و بوی زننده لاستیک ؛ پلاستیک و پارچه کهنه و … پس از نا امید شدن از جمع آوری آنها توسط ماموران شهرداری…

    یا
    پیاده رو خاکی و کوچه های خاکی که هنوز سر و سامانی نگرفته اند…

  • بهلول - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۱۳:۰۷

    سلام به همگی ، سلام ویژه خدمت آقای اسدپور
    بعد از خوندن این همه نظر دلم میخواد همگی با هم کمی بخندیم و حالی عوض کنیم :

    ***داستان جدید کلاغ و روباه***

    کلاغ پیری تکه پنیری دزدید و روی شاخه درختی نشست . روباه گرسنه ای از زیر درخت می گذشت . بوی پنیر شنید . به طمع افتاد .سرش بالا گرفت و رو به کلاغ گفت : ای وای تو اونجایی !
    می دانم صدای معرکه ای داری ! چه شانسی آوردم ! اگر وقتش را داری کمی برای من بخوان …
    کلاغ پنیر را کنار خودش روی شاخه گذاشت و گفت : این حرفهای مسخره را رها کن ! اما چون گرسنه نیستم حاضرم مقداری از پنیرم را به تو بدهم .
    روباه گفت : ممنونت می شوم ، بخصوص که خیلی گرسنه ام ، اما من واقعاً عاشق صدایت هم هستم .
    کلاغ گفت : باز که شروع کردی ! اگر گرسنه ای جای این حرفها دهانت را باز کن ، از همین جا یک تکه می اندازم که صاف در دهانت بیفتند .
    روباه دهانش را باز باز کرد .
    کلاغ گفت : بهتر است چشمت را ببندی که نفهمی تکۀ بزرگی می خواهم برایت بیندازم یا تکه کوچکی.
    روباه گفت : بازیه ؟! خیلی خوبه ! بهش میگن بسکتبال .
    خلاصه . بعد روباه چشمهایش را بست و دهان را بازتر از پیش کرد و کلاغ فوری پشتش را کرد و فضله ای کرد که صاف در عمق حلق روباه افتاد .
    روباه عصبی بالا و پایین پرید و تف کرد : بی شعور ، این چی بود !
    کلاغ گفت : خاک بر سرت ! کسی که تفاوت صدای خوب و بد را نمی داند ، تفاوت پنیر و فضله را هم نمی داند !!!

    ** متاْسفانه همه ما با نادانی چشم براین طبیعت خدادادی میبندیم و بی آنکه ذره ای باخویشتن بیاندیشیم که آیندگان نیز حقی دارند . همانطور که وقتی بچه ای بزرگ می شود و قد می کشد و برای خود کسی میشود آن هنگام که به حال خود و گذشته خود مینگرد و کوتاهی های انجام شده توسط والدین خویش را به رخشان میکشد …. باید در آینده ای نزدیک چشم انتظار لعن و نفرین نسلی باشیم که جوابی جز ندامت و تقصیر در برابرشان نداریم .
    نه اینکه همه ما ایرانیان بخصوص مسئولان ، پاسخگویی را خوب بلدیم !!!
    آیا جز طفره رفتن چیزی بلدیم ؟
    بزرگترین مشکل ما شعار دادن است و از عمل خبری نیست …
    آبا ما فرق بین سنگ و کلوخ را میدانیم ؟ آیا فرق بین آبادانی و نابودی را میدانیم ؟
    حق نگهدارتان

  • بهلول - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۱۳:۳۲

    بازهم سلام

    آیا وارد کردن این همه خسارت به طبیعت قابل جبران هست ؟
    آیا این ضربه های ناشیانه و نابخردانه قابل درمان هست ؟
    آیا این هزینه هایی که به طبیعت پیرامون وارد میکنیم برطرف میشود ؟
    آیا واقعاْ در منزل و حیاط خانه خودمان نیز چنین میکنیم !!!؟
    آیا تا بحال چند بار شده که من و شما حتی پوست آدامسی را ، تا سطل زباله ای نیافته و در آن نیانداخته ایم پیش خود و یا در جیب خود بصورت موقت نگه داریم …؟

    واما داستانی مرتبط :

    ***داستان اثر خشم***
    یکی بود یکی نبود، یه پسر بچه کوچولو بداخلاق و بی نظمی بود.
    پدرش بدنبال چارهای برای درمان او بود تا اینکه یک روز به او یک کیسه پر از میخ و یک چکش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی، یک میخ به دیوار روبرو بکوب.
    روز اول …..
    پسرک مجبور شد ۳۷ میخ به دیوار روبرو بکوبد. در روزها و هفته ها ی بعد که پسرک توانست خلق و خوی خود را کنترل کند و کمتر عصبانی شود ، تعداد میخهایی که به دیوار کوفته بود رفته رفته کمتر شد.. پسرک متوجه شد که آسانتر آنست که عصبانی شدن خودش را کنترل کند تا آنکه میخها را در دیوار سخت بکوبد.

    بالأخره به این ترتیب روزی رسید که پسرک دیگر عادت عصبانی شدن را ترک کرده بود و موضوع را به پدرش یادآوری کرد. پدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازاء هر روزی که عصبانی نشود، یکی از میخهایی را که در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده بوده است را از دیوار بیرون بکشد.

    روزها گذشت تا بالأخره یک روز پسر جوان به پدرش روکرد و گفت همه میخها را از دیوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف دیواری که میخها بر روی آن کوبیده شده و سپس درآورده بود، برد.

    پدر رو به پسر کرد و گفت: « دستت درد نکند، کار خوبی انجام دادی ولی به سوراخهایی که در دیوار به وجود آورده ای نگاه کن !! این دیوار دیگر هیچوقت دیوار قبلی نخواهد بود.

    پسرم وقتی تو در حال عصبانیت چیزی را می گوئی ویا با بی نظمی کاری ناشایست انجام میدهی مانند میخی است که بر دیوار دل طرف مقابل می کوبی . تو می توانی چاقوئی را به شخصی بزنی و آن را درآوری ؟!
    مهم نیست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت می خواهم که آن کار را کرده ام، زخم چاقو کماکان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. یک زخم فیزکی به همان بدی یک زخم شفاهی است.

    *** وحالا قضیه خودمان است ! هر روز که میگذرد با ندانم کاری طبیعت را تخریب میکنیم ولی آیا با حرف زدن طبیعت درست میشود و به حال اولش برمیکردد ؟

  • حسن خضری - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۱۳:۴۶

    از همه ی دوستان عزیز و بزرگواران مسئولیت پذیر سپاس و امتنان دارم. انشاا… اگر بشود به زودی دور هم جمع بشیم و کاری کنیم.
    محمود جان ارادت دارم بسیار
    آره یه هفت هشت سالی میشه که سعادت دیدار نداشته ام. من هم بسیار دلتنگ شما هستم و انشاا… در اولین فرصت که بهبودی حاصل شود خدمت شما و همه ی دوستان عزیز خواهم رسید تا بتوانیم برای اولین بار حقیقتا کاری کنیم.
    به امید دیدار

  • ایران فردا - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۱۵:۲۰

    بازرنگو جان سلام
    این تیکه رو بد اومدی(آسانسور یه ساختمون خصوصی که توی پیاده رو عمومی ساخته میشه…)الانه که بنده خدا[...] پس مولت بگیره!!!!
    حالا میبینی

  • بازرنگو - ۲۴ تیر, ۱۳۹۰, ۱۸:۴۷

    ایران فردا جان علیک السلام
    موضوعات مورد اشاره بنده در کامنت بالا به هیچ وجه ارتباطی به شهر خودمان ندارد و مربوط می شود به شهر ” آسا تولند ما مبازا زی واتو گولو” واقع در ۳۸۰ کیلومتری جنوب ” انوآگادورگو” در کشور آفریقایی ” بورکینافاسو “.

  • کاکاحبیب - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۰:۴۴

    سلام اقای اسدپور
    شمابا نوشتتون اهل تراکمه با خودشون میگن (هر چه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگنندد نمک)ولی من میخام بگم این نمک هنوز نگندیده-اتفاقآمن همون شب ۲۱/۳/۹۰که پرسنل شبکه بهداشت برای تفریح به سرکوه رفته بودن همون جا بودم-ونظاره گر این تصویر بودم که بعد ازاینکه تفریحشان تمام شد تمام زباله های خودشان به علاوه تمام زباله که ازخانواده و همشهری های عزیزمان در ان مکان فراموش کرده بودن جمع اوری کنند.را جمع اوری کردن.وچون که حجم زباله هازیاد بود ان را در کناری انبارکردن وفردای ان روزیعنی مورخ۲۲/۳/۹۰چند تن ازکارمندهای شبکه بهداشت با وانت شخصی خودشان برای جمع اوری زباله به سرکوه رفتن.وتمام زباله هارو جمع اوری کردن.اقای اسدپورجادارد ازاین افایون تقدیر شود نه این که…………-
    ***زین پس به دلیل اینکه بعضی ها به خانه خود میگویند چهار دیواری اختیاری .جمله شهر ما خانه ما به .شهرما شهرماست تبدیل میشود***

  • حبیب صفرپور - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۷:۵۵

    سلام مسعودجان،پیشاپیش عیدت مبارک
    منم اونشب جز مدعوین شبکه بودم و جز آخرین خونواده هایی بودم که اونجا رو ترک کردیم وخونه اومدیم ولی لازمه چند نکته رو به استحضار شما ودوستانی که نظر دادن برسونم.اول اینکه پلاستیکای مخصوص زباله توسط تدارکات مهمونی بین خونواده ها پخش شدوخونواده ها هم ته مانده های غذا وسفره وظرف غذاروتوی اونا میگذاشتنو
    میبردن کنار میگذاشتن،ودرآخرهم آشغتالو رو آتش زدن،حتی ۲تا ازهمکارا بسیج شدن آشغالاای ریزم برمیداشتن رو آتشا مینداختن،صبح روز بعد هم یه اکیپ ازشبکه جهت جمع آوری مجدد آآشغالابه سرکوه رفتن وباقیمونده روجمع کردن که اونموقع متوجه شدن که ای بابا این آشغالا مال مهمونی شبکه ایا نبوده ظرفا، شکل سفره ها،نوشابه خانواده،بامهمونی ما فرق میکرده
    دکتر عزیزمسعودجان لازمه عرض کنم توسلف سرویسا،ومهمونیای علوم پزشکی ۲چیز ممنوعه رومیز یا،سر سفره باشه یکی نمک ودومی نوشابه
    کاش شرکت تابناک که هرشب شاهد حضور جندصدنفری همشهریان لامردی ومهری ست یهسرویس بهداشتی یا لااقل یه جایی باشه تا آشغالا رو اونجا جمع بشه درست کنه لازم بذکره که موقعی که ما اونجارسیدیم سرکوه پر آشغال بود که جای نشستن نبود ما باخونواده ها اول آشغالا رو جمع کردیم تارییس غیر بومی شبکه اونا رونبینه که معترض میشه کارمندامو چه جای کثیفی آوردین

  • روابط عمومی شبکه بهداشت و درمان لامرد - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۱۲:۵۶

    جوابیه شبکه بهداشت به مطلب(دفاع از ناموس به شیوه شبکه بهداشت)
    با سلام
    چند روز پیش موضوعی در سایت به قلم دوست عزیزمان آقای مسعود اسد پور درج شد که عنوان آن دردفاع از ناموس به شیوه شبکه بهداشت بود ، ضمن تشکر از این دوست گرامی جهت پرداختن به مسائل بهداشتی خواستیم عرض نماییم این موضع از دو جنبه برایمان حائز اهمیت است:
    جنبه کم رنگ آن جوابیه ای کوتاهی است در خصوص این مطلب که متاسفانه اصل موضوع مذکور تا اندازه ای صحت دارد و شبکه بهداشت نیز آن را می پذیرد اما آنچه این اداره را دل آزرده می نماید تصویری بدور ازواقعیت است که درعکس منتشره در مطلب « دفاع از ناموس به شیوه شبکه بهداشت » صورت گرفته است ، کارمندان این اداره پس از پایان یافتن اردوی خانوادگی اقدام به جمع آوری زباله ها در پلاستیک مخصوص زباله به رنگ مشکی نمودند سپس زباله های جمع آوری شده را درهمان مکان سوزانده شده است که در عکس مذکور هم صحت این موضوع شفاف قابل رویت است . از طرفی در زباله های موجود در عکس نوشابه خانواده مشاهده می شود اما درآن شب اصلاً در غذا نوشابه سرو نشده بود. در هر صورت قصد رد اصل موضوع را نداریم این مطالب را عرض نمودیم تا مقدماتی بر جنبه مهمترآن باشد : آن جنبه پررنگ این است که طبق مطالعات سازمان بهداشت جهانی دفع غیر اصولی زباله ۳۲ بحران زیست محطیی و بیماریهای فراوان شناخته و ناشنـــاخته ای را بر انسان و محیط تحمیل می کند موضوعی که در لامرد اصلاً به آن اهمیت داده نمی شود کافی است پس از هر بار نذری دادن در سطح جاده ها نگاهی به خیابان بیاندازیم ، خواهیم دید تا فاصله ۵ کیلومتری از محل نذری همچنان لیوان ها وظروف یک بار مصرف نذری در خیابان از شیشه اتومبیل ها به بیرون پرتاب شده است . اگر می دانستیم یک مگس زباله ۱۲۶۰۰۰۰ باکتری را حمل می کند (حمل ونقل و دفع مواد زائد جامد : تالیف دکتر قاسم علی عمرانی ) و یا دفع اصولی آن سبب کاهش ۹۵ درصد مگس می شود؛ این کار نمی کردیم ، پس از الان شروع کنیم … این مطلب را عرض نمودم تا شاید یادمان بیاید در کتابهای کانون فرهنگی کودکان می خواندیم :
    به نام آن که ما را ساخت از خاک
    زمین و آسمان و جمله افلاک
    خدا خواهد چرا ما نخواهیم
    زمین پاک ، هم آب و هوای پاک

  • منتقد - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۱۴:۰۷

    روابط عمومی عزیز سلام
    دستتون درد نکنه که جواب دادید ولی خدمتتون عرض کنم که این جواب دقیق نبودمن خودم اونجابودم خوب بود می پذیرفتید و عذر خواهی میکردید اولا یه قسمتی را آتیش زده بودید و نه همه آنهادر ثانی ۱۰ تا تابلو زده که آتش سوزی ممنوع چرا آتیش زدید که بوی گندش همه جا رو بگیره و خیلی هم خطر ناک باشه

  • نسیم - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۱۵:۰۳

    با سلام خدمت همه دوستان
    در باره جوابیه دوستان شبکه بهداشتی و روابط عمومی آن اداره بایستی بگم که:
    به نوعی عذر بدتر از گناه آورده اند. دوستان گرامی و دانشمند شما که بهتر از هر کسی می دانید آلودگی های پلیمری و مصنوعی در اثر سوزاندن از بین نمی روند و این توجیه اصلا قابل قبول نمی باشد جرا که آثار این آلودگی حتی با سوزاندن صدها سال در طبیعت باقی خواهد ماند. سوزاندن تاثیر جشمگیری در فرآیند تجزیه مواد پلیمری بر جا نخواهد گذاشت.
    دوستان بهتر بود شما که پیش قراول بهداشت جامعه هستید زباله های خود را به شهر حمل می کردید و در سایت های دفع زباله شهرداری قرار می دادید- یا اینکه جه بهتر بود زباله ها را تفکیک کرده و زباله های آآلی(پسماند مواد غذایی) را دفن کرده و زباله های معدنی را با تفکیک در اختیار کسانی که از این راه ارتزاق می کنند قرار می دادید- تا از این طریق اقدامی فرهنگی انجام می دادید-
    و نکته بعدی: آیا سوزاندن شما کنترل شده بوده تا مبادا آتش به طبیعت سرایت کند.- البته فکر می کنم قطعا جنین بوده-
    آلودگی ناشی از سوختن فراموش نشود- فراموش نکنیم اگر هر کسی بخواهد زباله خود را بسوزاند جه بر سر محیط زیست و هوا و لایه ازون می آید؟!!!!!

  • همشهری - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۱۵:۰۳

    ما هفته گذشته یه مریض داشتیم رفتیم بیمارستان اشکنان باورتون نمی شه از سقف همین جور اب چیکه میکرد تو راهرو ها همش سطل زباله گذاشته بودند برای اب کولرها که بریزه توش همش هم بیرون میریخت سیستم خنک کننده اصلا وجود نداشت مریض ها همه از خونه پنکه آورده بودند برای شام هم همبر دادند که کسی که عمل کرده میگیم خوب نمی تونه اینو بخوره سوپ باید بهش بدید میگه می خواهید بخورید نمی خواهید نخورید

  • ستاره شمال - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۱۵:۰۹

    آقای قائدی فرد:
    یک اردوی خانوادگی ۴۵۰نفری کارمندهای شبکه؟!!!!!!
    مگه شبکه شما چند کارمند داره؟
    اگه به شعارخودتون هم (فرزندکمترزندگی بهتر) احترام گذاشته باشید وهمه متاهل باشند وهمه هم به اردو آمده باشند سه فرزند+پدرومادر تقسیم بر۴۵۰کنیم میشود ۹۰نفر!!!!!
    اگه درست باشد یک شبکه با این همه کارمند توکاربهداشتی شهرستان اصلا موفق نبوده!!!!

  • عبدالصمد خسروی - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۱۸:۱۸

    با سلام
    نیاز به فرهنگ سازی داره این قدر پرپیچ و خم بهش ندیم .اگه واقعا شما هم دلسوز هستید من هزینه یک شب تامین پلاستیک آشغال همراه با بروشورهای اطلاع رسانی رو تامین میکنم تا بین ماشین های ورودی جلو کیوسک سرکوه توزیع بشه .ازبین این ۲۵ نفر فقط کافیه سه نفر okبدن برای توزیع کردن جلو کیوسک.از دور نشینیم بگیم لنگش کن.
    این گوی و این میدان.همراه من ۰۹۳۹۳۸۲۷۰۲۴

  • م-احمدی - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۲۲:۱۴

    با سلام

    اقای قائدی فرداز شما انتظار داشتیم که صریحا محکوم بکنی نه اینکه دو پهلو حرف بزنی و بیشتر از این اقدام غلط دفاع کنی و تعصب به خرج بدید یادت میاد که سال ۸۱ یه فعالیتی در خصوص محیط زیست شروع کردیم که با خیلی از افراد مسئول صحبت کردیم البته دست آوردی بدکی هم نداشت به امید دیداری دوباره و فعالیتی دوباره
    از مدیریت شبکه که اتفاقا خانمی بسیارجوان هست وشنیدم با سواد جدی پرکار و توانمند بعید بود اجازه بده اینچنین جوابیه سطحی و بی محتوا بنویسند که اصلا معلوم نیست آیا جوابیه این مطلب است یا موضوع علمی یا انتقاد از سازمانی داره یا میخواد فرار بکنه از موضوع به هر حال بعد از آموزش پرورش ایشان مسئولیت بزرگترین اداره از نظر حجم پرسنل را داره و باید جامع تر دقیق تر مطالب را عنوان کند خدمت شما عرض کنیم که مردم حق دارن از پرسنل بهداشت توقع بیشتری داشته باشند چون رسالت آنها ارتقای سطح سلامت جامعه البته با همکاری دیگر نهادها می باشد و بعد آتش زدن زباله آن هم ظروف یکبار مصرف و رها کردن بقایای آن در جایی که مردم می خوان برن تفریح درسته !!! چه میشد یه وانتی که غذا حمل کرده آشغالها هم پس میاورد خدا نگهدار

  • گیر بازار - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۲۲:۱۹

    شما که می خواستید آتیش بزنید چرا تو کیسه زباله کردید کیسه ها هم حدر دادید

  • هادی اکبری - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۲۲:۳۰

    با سلام و احترام
    ضمن تقدیر و تشکر از همشهری عزیز و گرانقدری که انتقادهای به جا و درستی از بیمارستان اشکنان داشتند و آرزوی میکنم که همیشه من و همکاران در معرض نقد قرار داشته باشیم تا بتوانیم ایرادات ومشکلات مان را حل و برای آن چاره جویی نماییم.-
    ۱-در مورد شام کاملا حق به حضرت عالی هست.فردای همان روز ۲ نفر از همراهان گرانقدر مراجعه نمودند و بنده ضمن عذرخواهی همان جا دستورات لازم برای حل این مشکل را داده و هماهنگی ها لازم صورت گرفت تا دیگر این چنین اتفاقی نیفتد و فقط خواهشمندم نام کسی را که گفته میخواهید بخورید میخواهید نخورید رو بفرمایید تا پیگری ها بعدی را نیز انجام دهم زیرا به شخصه قبول داشته و این مشکل در حال حاضر حل گشته و با پرسنلی که شیفت بوده نیز صحبت کرده و این حرف رو قبول نداشته اند(میخواهید بخورید میخواهید نخورید) و گفتن ما چنین حرفی نزدیم.
    ۲-در مورد سیستم های خنک کننده اوضاع به آن وحشتناکی نیست اما قبول داریم که سیستم خنک کننده بیمارستان دچار مشکل گردیده است که در حال حاضر در حال تعمیر میباشد و یک برج خنک کننده در حال خریداری و یک برج دیگر نیز در حا مجوز برای خرید میباشیم که هزینه هر برج بالغ بر ۲۵ میلیون تومان میباشد و برای یک برج تامین اعتبار گردیده است و هزینه تعمیر کمپرسورها نیز بالغ بر ۲۰ میلون می باشد که آن نیز در دست اقدام میباشد و در حال تعمیر،
    متاسفانه با توجه به قدمت بیمارستان های اشکنان ولامرد هزینه های تعمیراتی و تاسیساتی بسیار بالا و متاسفانه خرابی سیستم خنک کننده ما در اوج گرما اتفاق افتاد که من به عنوان مدیر بیمارستان و از طرف خودم و همکارانم از همه بیماران و مراجعه کنندگان عزیز عذرخواهی مینمایم.
    مجداا از همه بزرگوران تقاضامندم که انتقادات و پیشنهادات خود را از ما دریغ نفرمایندو باورکنید وقتی از ما انتقاد میکنید اندازه خوشحالی ما در اندیشه های شما نمگنجد،زیرا با انتقادات شماست که ما مسیر پیشرفت و درست را پیدا کرده و ادامه میدهیم.
    اراداتمند شما
    هادی اکبری
    مدیر بیمارستان بعثت اشکنان

  • هادی اکبری - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۲۲:۳۲

    در ضمن خدمت دوست عزیز ستاره شما عرض نمایم تعداد پرسنل شبکه بهداشت و درمان شهرستان بیش از ۵۰۰ نفر میباشد.

  • یکی از کارکنان شبکه - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۲۲:۳۹

    من از طرف خود از همه مردم فهیم عذر خواهی می کنم وامیدوارم ما را ببخشید درد پرسنل شبکه این هست که کارهای مثبتی که میکنیم به نسبت ادارات دیگه در جامعه نمود زیادی نداره و حتی برخی اوقات که میگیم کارمند بهداشتیم فکر می کنند که هنوز سمپاشی میکنیم و متا سفانه مدیران ما نیز فعالان اجتماعی خوبی نیستند شاید به خاطر این باشه که اکثرا پزشک هستند و بیشتر از بقیه سرشون تو کتابا بوده و گوشه گیر تر همینطور می بینیم که پزشکهای(بومی) فعال با انگیزه کمتر به سمت مدیریت می آیند وبیشتر در بخش خصوصی فعالند شما تا حالا یه کار جمعی از پزشکان دیدید؟
    البته مردم تا حدودی از کارهایی که باید انجام بشه و بصورت نیم بند اجرا میشه خبر ندارن مثل طرح پزشک خانواده که فقط ۳۰ درصد داره در لامرد اجرا میشه وبه جنبه بهداشتی خیلی توجه نمیشه

  • آریا - ۲۵ تیر, ۱۳۹۰, ۲۲:۴۴

    سلام این قدر حمله نکنید بگذارید یه اولین خانم مسئول لامرد آزمایشخودش را پس بده

  • جوابیه هادی اکبری مدیر بیمارستان اشکنان - ۲۶ تیر, ۱۳۹۰, ۰:۵۶

    با سلام و احترام
    ضمن تقدیر و تشکر از همشهری عزیز و گرانقدری که انتقادهای به جا و درستی از بیمارستان اشکنان داشتند و آرزوی میکنم که همیشه من و همکاران در معرض نقد قرار داشته باشیم تا بتوانیم ایرادات ومشکلات مان را حل و برای آن چاره جویی نماییم.-
    ۱-در مورد شام کاملا حق به حضرت عالی هست.فردای همان روز ۲ نفر از همراهان گرانقدر مراجعه نمودند و بنده ضمن عذرخواهی همان جا دستورات لازم برای حل این مشکل را داده و هماهنگی ها لازم صورت گرفت تا دیگر این چنین اتفاقی نیفتد و فقط خواهشمندم نام کسی را که گفته میخواهید بخورید میخواهید نخورید رو بفرمایید تا پیگری ها بعدی را نیز انجام دهم زیرا به شخصه قبول داشته و این مشکل در حال حاضر حل گشته و با پرسنلی که شیفت بوده نیز صحبت کرده و این حرف رو قبول نداشته اند(میخواهید بخورید میخواهید نخورید) و گفتن ما چنین حرفی نزدیم.
    ۲-در مورد سیستم های خنک کننده اوضاع به آن وحشتناکی نیست اما قبول داریم که سیستم خنک کننده بیمارستان دچار مشکل گردیده است که در حال حاضر در حال تعمیر میباشد و یک برج خنک کننده در حال خریداری و یک برج دیگر نیز در حا مجوز برای خرید میباشیم که هزینه هر برج بالغ بر ۲۵ میلیون تومان میباشد و برای یک برج تامین اعتبار گردیده است و هزینه تعمیر کمپرسورها نیز بالغ بر ۲۰ میلون می باشد که آن نیز در دست اقدام میباشد و در حال تعمیر،
    متاسفانه با توجه به قدمت بیمارستان های اشکنان ولامرد هزینه های تعمیراتی و تاسیساتی بسیار بالا و متاسفانه خرابی سیستم خنک کننده ما در اوج گرما اتفاق افتاد که من به عنوان مدیر بیمارستان و از طرف خودم و همکارانم از همه بیماران و مراجعه کنندگان عزیز عذرخواهی مینمایم.
    مجداا از همه بزرگوران تقاضامندم که انتقادات و پیشنهادات خود را از ما دریغ نفرمایندو باورکنید وقتی از ما انتقاد میکنید اندازه خوشحالی ما در اندیشه های شما نمگنجد،زیرا با انتقادات شماست که ما مسیر پیشرفت و درست را پیدا کرده و ادامه میدهیم.
    اراداتمند شما
    هادی اکبری
    مدیر بیمارستان بعثت اشکنان

  • غلامزاده ابراهیم - ۲۶ تیر, ۱۳۹۰, ۹:۲۰

    با سلام خدمت دوستان گرامی
    مطالب و نظرات اعلام شده دارای دو جنبه می باشد. یکی انتقاد از عدم رعایت بهداشت در دفع زباله و آلودگی محیط زیست و دیگری بیان دغدغه های زیست محیطی.
    قریب به ۱۰ سال است مردم منطقه با واژه سرکوه آشنا شده اند و یک تفرجگاهی به مردم معرفی شده است که دارای ویژگی های خاصی است. هوای خنک در تابستان و طبیعت خوب در زمستان در کنار سکوت و آرامش طبیعت.
    اما به نظرم این مکان خوب متولی ندارد. ویا اینکه متولی اش به فکر نیست. بطور مثال همه می دانیم که اگر فرماندار از مسئولین سایت تابناک بخواهد که در مسیر مردم سطلهای زباله بگذارند بلا شک چنین خواهند کرد. اما در طول این سالها آیا چنین کرده اند؟
    در حال حاضر هم جا دارد که فرماندار جدید و معاونشان سری به سرکوه بزنند و بودجه ای برای این کار بگذارند یا از شرکت بخواهند که امکانات رفاهی بهداشتی اندکی را در سرکوه فراهم نمایند.گذاشتن سطلهای زباله و جمع آوری زباله های آن توسط شرکت، ایحاد روشنائی در دشتهای سرکوه(لاور)،تامین آب آشامیدنی و گذاشتن چند آبسردکن می تواند مقداری از محرومیت سرکوه را کم نماید.
    در خصوص اینکه مسئولین شهرستان به فکر سرکوه نیستند به ذکر این نکته بسنده می کنم. چندی پیش یکی از دوستان وکالت زمینی را در سرکوه بعهده گرفت و با استناد به سند اصلاحات ارضی سال ۱۳۴۷ نسبت به ملی شدن اراضی لاور اعتراض کرد. پس از مدتی متوجه شدند چند سال قبل آن زمین از طریق کمسیون ماده واحده بندر پارسیان(گاوبندی) بعنوان مستثنیات آزاد شده و چند نفر روی آن سند اخذ کرده یا در حال اخذ سند هستند. سندی که اداره ثبت پارسیان صادر نماید می تواند یکی از مستندات در اختلافات مرزی آینده دو شهرستان لامرد و پارسیان و حتی مهر باشد. یعنی مسئولین پارسیان با استناد به اینکه در خصوص اراضی سرکوه سند رسمی (سیم سرب) مبنی بر تعلق آن اراضی دارند در اینده می توانند ادعای مالکیت چاهها و تعلق تمام عواید چاههای گاز نمایند. و این ادعایی است که تاکنون بارها صورت گرفته است.
    خوشبختانه با تلاش دوست همکارمان و حکمی که رئیس دادگستری لامرد بعنوان قاضی کمسیون ماده واحده صادر نموده اند این مشکل می تواند مرتفع گردد اما ذکر این نکته نشان از آن دارد که مسئولین جاهای دیگر خیلی از مسئولین خودمان جلوترند. آنها خیلی بیشتر از ما برای سرکوه برنامه دارند.

  • مجید - ۲۶ تیر, ۱۳۹۰, ۱۲:۰۰

    سلام رو چه حسابی نوشته های بی اصل ونسب به کارکنان شبکه بهداشت نسبت می دید؟

  • همشهری - ۲۶ تیر, ۱۳۹۰, ۲۰:۲۲

    ضمن سلام خدمت اقای دکتر اکبری مدیریت محترم بیمارستان اشکنان که جا دارد به عنوان یک همشهری از زحمات دلسوزانه ومدیریت مدبرانه این عزیز تشکر کنم که ضمن احترام به ارباب رجوع در طول این یک روز که ما در بیمارستان اشکنان بودیم واقعا سراکشی مستمر به بخش های بیمارستان داشته و هر گونه انتقاد را واقعا می پذیرفتند و در صدد حل آن بر می آمدندالبته بیمارستان اشکنان الحمدالله محاسن بسیاری دارد و در این شکی نیست و از اینکه با متانت و بزرگی جوابیه دادید هم از شما متشکریم و مسلما شما پیگیری خواهید کرد اصل موضوع که سیستم خنک کننده اصلا مناسب این گرمای طاقت فرسای شهرستان نبود را قبول داشتید و خدا را شکر که به فکر سیستم بوده اید وانشاالله بزودی حل خواهد شد که موجب خوشحالی همه ماها خواهد شدو قضیه شام هم که وقتی چیزی دیگه ای برای مریضی که ۲۴ ساعت قبل از عمل چیزی نباید بخورد و بعد از عمل نیز باید ۲۴ ساعت بستری باشد خوب میشود ۴۸ ساعت اونوقت بیمارستان نباید یه غذایی مناسب حال مریض داشته باشد که دو روز هیچ چیزی نخورده البته شما قبول کردید که باید رسیدگی بهتری میشد جای شکر گذاری است که درصدد حل مشکل برامدید و برای سایر مرییض ها انشاالله این مشکل پیش نخواهد آمد در ضمن من اسم هیچ پرستاری را بلد نیستم که بگویم کی چه حرفی زده ولی خوب میگویند غذای بیمارستان همینه یا اگه نمی خواهید بدید به تخت کناریتون

  • امید رها - ۲۶ تیر, ۱۳۹۰, ۲۱:۳۶

    هیچ تغییری حاصل نمی گردد مگر آنکه مبدأ آن خود انسان باشد.

  • دانشجو - ۲۷ تیر, ۱۳۹۰, ۹:۲۱

    سلامی به گرمی هوا به همه خوبان
    من موضوع رو خوندم یکی از دوستان که جزو مدعوین بود با صداقت می گفت که هرچی زباله بوده تا اونجا که در شب دیده اند زباله های پرسنلی شبکه یا مردم عادی را جمع کردند و آتیش زدند هر چند آتیش زدند کار نادرستی بوده ولی این همه کامنت برای موضوعی مثل این فکر کنم هدف اصلی لج و لجبازی یه عده ای باشه از اونجا که یارو که عکس گرفته طبق جوابیه بهداشت و گفته دوستم آقای دکتر منصوری صحنه سازی کرده.
    ولی یادمون نره محیط بیرون خونه اجتماعمونه باید تمیز نگه داریمش.

  • حسین منصوری - ۲۸ تیر, ۱۳۹۰, ۱:۰۲

    با سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان و همشهریان دلسوز . باید بپذیریم که ما دارای فقر فرهنگی هستیم و تاکنون اصلاً هم به این موضوع فکر نکرده ایم آخه بابا این سؤال از خودمون پرسیدیم که تا حالا نهادهای متولی امر فرهنگ طی سالهای بعد از انقلاب در شهر خودمون لامرد چه اقداماتی انجام داده اند. این جملات دیگه کلیشه ای شده ولی وقتی از دانشگاه برمی گردیم تو شهر خودمون تازه متوجه میشیم ما کجای کار قرار داریم . حالا انشاءالله شبکه بهداشت این اشتباه ناخواسته خودش رو جبران می کنه .

  • ح. عباسی - ۲۸ تیر, ۱۳۹۰, ۳:۰۷

    با سلام
    حالا که عزیزان متولی بهداشت به خود زحمت پاسخگوِِئی به سوالات راداده اند لطفا پاسخ موارد زیر را هم بدهند:
    ۱-گرفتن پول از بیماران بستری در بیمارستان ولی عصر لامردتحت عنوان “حق هیات امنا” دیگر چه صیغه ای است؟ طبق کدام اصل قانونی و به استناد کدام اصل قانون اساسی؟ خدمات رایگان درمانی پیشکش.نقره داغ کردن بیماران به جه قیمتی؟

    ۲-شایعه ای در بین مردم هست که شبکه بهداشت لامرد از بیمارستان های بندر پارسیان وجم خواسته تا از پذیرش بیماران لامردی خودداری کنند.تامردم لامرد ناچارا به بیمارستان لامرد مراجعه کنند.!!!!خدا کند فقط شایعه باشد.(طبق قانون درمانی بیمار حق دارد پزشک و محل درمان خود را آزادانه انتخاب کند)

    ۳-لطفا شرایط برای استقرار دائمی یک متخصص رادیولوزی و سونوگرافی در شهر ویا روزانه کردن بخش سونوگرافی درمانگاه باب الحوائج بیت العباس فراهم شود تا از ادامه تضعیع حقوق بیماران .معطلی و بی حرمتی آنها در تنها مرکز خصوصی شهرجلوگیری شود(برای درک این مطلب کافیست سری به این مرکزمستقر در بلوار ولیعصر زده ویا تلفنی درخواست نوبت سونوگرافی کنید)
    ۴- رسیدگی به سرویسهای غیر بهداشتی بیمارستان لامرد پیشکش(به محض ورود به بیمارستان بوی مشمئزکننده توالتهاآزاردهنده است) با تشکر

  • محمد رضا مظفری - ۲۸ تیر, ۱۳۹۰, ۸:۴۵

    بنده نیز با مورد ۳ جناب آقای عباسی کاملا موافقم و در بخش خصوصی مذکور مورد مشابهی برایم پیش آمده. آنجا که به صرف اعتراض متخصص سونوگرافی به گریه فرزند ۶ ماهه ام( ۷ ماه پیش ) برای حدود ۱ ساعت برای گرفتن جواب سونوگرافی معطل شدم چرا که وقتی ایشان نسبت به این موضوع اعتراض نمودند که یا بچه رو ساکت کنید یا از مطب بیرون بروید و بنده نیز نسبت به این سطح نگرش یک ناسلامتی متخصص اعتراض کردم جرمم دو برابر شده و جواب سونوگرافی لابد به علت پیچیدگی تشخیص ؟!!! یک ساعت دیر شد. هر چند بعد از گذشت یک ساعت آن هم با تهدید به شکایت جواب سونوگرافی را گرفتم.
    آن زمان مرجع ذیصلاحی را سراغ نداشتم که مراجعه کنم البته هنوز هم سراغ ندارم.

  • حمید - ۲۸ تیر, ۱۳۹۰, ۹:۳۱

    ضمن تشکر از ح عباسی بخاطر مطرح کردن این مسله بسیار مهم و واقعا هم عین حقیقت است بیمارستان لامرد بخاطر یک شکستگی ساده از یکی از اقوام ما ۲۸۰ هزار تومان فقط بخاطر جا انداختن دستش گرفت حتی تا فرمانداری هم برای اعتراض رفتند و فایده ای نداشت نیم ساعت تو اتاق عمل بوده هیچ عملی هم صورت نگرفته فقط بیهوشش کرده بودند و دستش را جا انداخته بودند این هییت امنا هم فیلمه ما هر چه رفتیم کسی رو ندیدیم یه خانم بود فقط گفت باید همین قدر پول بدید اوضاع بیمارستان واقعا بهرانی است پرستارها هم انگار مال باباشون رو خوردی فکر میکنند مردم اینجا میشه سرشون داد بزنی و مردم رو بی فرهنگ فرض می کنند یک لیوان یکبار مصرف دست آدم نمی دن میگن نداریم میری پیش رییس هم فایده نداره رفتیم شکایت هم کردیم محلمون نزاشتند تازه رفتارشون بدتر هم شد چون شکایت کرده بودیم ساعت ۴ صبح با موبایلشون بلند بلند حرف می زنند که همه مریض ها بیدار میشن بهشون می گی یواش خانم میگه به شما ربطی نداره دو روز بیمارستان بودیم روانی شدیم از دستشون بعد از اون چند بار دیگه عمل داشتیم و تولد بچه همش رفتیم گراش هم ارزونتر هم محترمانه تر برخورد می کنند اگه برید اینجا فاتحه خودتون رو بخونید.

  • بیسواد - ۲۸ تیر, ۱۳۹۰, ۱۱:۰۶

    با سلام
    چند هفته پیش دو اتفاق جالب برام افتاد رفتم جهت اخذ پروانه کسب ما را فرستادن به شبکه بهداشت کارشناس مربوطه جهت بازدید تشریف آورد یه لیست بلند بالا ایراد وارد کرد که تقریبا ۴ میلیون هزینه داشت همش تو فکر این بودیم که چه جوری این پول را جور کنیم سوار موتور سیکلت بودم از بس تو فکر ای قضیه بودم تصادف کردم ما رو بردن بیمارستان از تو بیمارستان که هر چی بگم کمه (از بهداشت محیط و غذا) اما رفتم مطب آقای دکتر وفایی متخصص اینقدر گرم بود که ما مجبور شدیم بیرون مطب منتظر بمونیم البته صندلی خیلی راحت خیلی تمیزی هم ندیدیم یه حساب سر انگشتی از درآمدش کردم کافی بود درآمد یه روزش خرج مطب می کرد چه میشد ؟
    من خواهش می کنم که خانم دکتر (ریاست شبکه )یه روز بروند بازدید مطب های خصوصی شاید ما بی اطلاع باشیم از قوانین مقررات واقعا این مکانهای مناسبی جهت معالجه می باشد مکانی که بیماران مراجعه می کنند باید این وضعش باشه آیا فضای فیزیکی مطبها با حداقل استانداردها مطابقت داره بهداشت محیط فقط مخصوص مغازه ها هست !! خدا خیرتون بده واقعا!!! لا اقل ادعا نداشته باشیم و در جوابیه ای که ارسال کردیدبه مسائل علمی که خیلی به موضوع هم ربط نداشت اشاره نکنید مردم بیسواد و بی اطلاع نبستند که می آئید موضوع را می پیچانید ما منتظر جوابیه بمانیم خانم رئیس!!!۱

  • مسعود اسدپور - ۲۸ تیر, ۱۳۹۰, ۱۱:۰۹

    با سلام به همه دوستانی که در ذیل این مطلب نظر دادند.
    همین طور با تشکر از پاسخ دوستان شبکه بهداشت.
    در مورد نظرات مطرح شده میتوانم چند مطلب را اضافه نمایم:
    ۱-سطل زباله در محل تعبیه شده و از این نظر دوستان کافی بود زحمت انداختن زباله ها به پنجاه قدمی را متقبل میشدند.
    ۲-حتا اگر سطل زباله هم نباشد دلیلی برای رها کردن زباله در طبیعت وجود ندارد. کافی است زباله را تا اولین سطل آشغال حمل نماییم.
    ۳-نوشابه خانواده جدای از پلاستیک های زباله است. در نتیجه احتمالن این زباله توسط فرد دیگری انداخته شده که این هم خود جرم شبکه بهداشت را دو برابر میکند. چون نه تنها خود زباله، رها کرده بلکه باعث شده افراد دیگر فکر کنند این محل زباله دانی است!
    ۴-از پلاستیک زباله ها پیدا است قسمتی از آنها در آتش سوخته اند یعنی هیچ گونه نظارتی در سوختن کامل آن زباله صورت نگرفته است. این که سوزاندن زباله کار صحیحی هست یا نه باید متخصصین اظهار نظر کنند، اما این که زباله ها را آتش زده و آتش را در تابستان گرم و خشک در جایی که باد هر لحظه ممکن است آتش را به جاهای دیگر سرایت دهد رها کنیم جرم سنگین تری است.

    نکته جالب در ذیل مطلب، جوابیه رییس بیمارستان اشکنان است که برای من بسیار جالب بود و شاید اولین جوابیه ای است از این نوع که نشان از دید باز رییس این بیمارستان دارد. در این جوابیه نه تنها مثل خیلی جوابیه های دیگر به نویسنده نظر حمله نشده بلکه کمبودها و اشتباهات تایید شده و نشان داده شده که نقدها در این بیمارستان به جدیت پیگیری میشود.

  • محمدی - ۲۸ تیر, ۱۳۹۰, ۱۴:۰۵

    باسلام خدمت همگی
    کشکی یکی از آقای اسد پور می پرسید خودتون زباله هاتون رو چکار کردید؟

  • حسین - ۲۸ تیر, ۱۳۹۰, ۱۵:۰۷

    با سلام خدمت همشهریان عزیز
    در مورد مطالب ۴گانه ح.عباسی در باب هزینه های کذائی تحت عنوان” هئات امنا” به اطلاع میرساندکه این مبلغ سقف معینی نداردوبا توجه به عاجزبازی زبان بازی پارتی بازی و یا قلدربازی همراهان بیمار میتوان مبلغ را کاهش داد. سوال من اینه که اگر این مبلغ طبق ظوابط و تعرفه های معین و استاندارد تعیین شده پس به این آسانی نباید مثل بنگاه معاملاتی ویا بقالی بر سر قیمت توافقی آن چانه زد.
    علاوه بر این نقش این” هیات امنا” در مدیریت بیمارستان ویا نقش پنهان آن برای ما روشن شود تا از هرگونه سوء تفاهم جلوگیری شود. بیمارستان دولتیاست. خیرین هم در تامین و تجهیز آن سهیمند.شما پیدا کنید نقش پرتقال فروش را!!!!
    ضمنا برای تبویر افکار عمومی لطفا اسامی ” هیات امنا” بیمارستان لامرد را هم اعلام کنید.
    ما هم منتظر پاسخ عزیزان مسئول هستیم

  • مسعود اسدپور - ۲۸ تیر, ۱۳۹۰, ۱۵:۴۹

    سلام اقای محمدی

    ما زباله ها را دستمان گرفتیم و بردیم در سطل زباله ۵۰ قدمی کنار آن محل ریختیم!

  • علی - ۲۸ تیر, ۱۳۹۰, ۱۶:۰۷

    درود بر همه جوونای خوش غیرت
    انگار بعضیها نمی خوان قبول کنن
    ای بابا راحت بگو اهل کار نیستیم یعنی ما وقتی می ریم پارک جواد الائمه پارسیان فرهنگ داریم وقتی میاییم لامرد یا مهر فرهنگمون یادمون میره ؟
    این حرفا چنن !!!!
    شما یک جایی بسازید وامشتنش با مو
    اصلا ما تو پول گرفتن از مرذم خیلی موفقیم یه نفر بنیت دم در همون پارک خیالی سرکوه هم واماله هم دراومذش از مرذم بگیره خذایش بد میگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    البته خیلی معذرت می خوام حالا اگه قرار شد اینطور اتفاقی بفتکه بودیجه دست آدم امینی بذن ! تا حد اقل چار تا سنگ بتونن جاوجا واکنن

  • حمید - ۲۸ تیر, ۱۳۹۰, ۱۷:۲۳

    شتر در خواب بیند پنبه دانه، یه بنده خدا به بیمارستان اشکنان یه تلنگر زد سریع ۲۰۰۰ هزاریشون افتاد و جوابیه دادند اونم منطقی حالا شما تلنگر که هیچ دو دستی بزنید تو سر خودتون اگه تونستید اینا رو از سوراخ موش بیرون بیارید آخه جوابی نیست بدهند آنچه عیان است چه حاجت به بیان است مثلا هم بیان جواب بدن بنظرتون چی میخوان بگن یه مشت حرف الکی برای پاک کردن صورتمسله وگرنه همه ماها گذرمون به بیمارستان لامرد افتاده و اگه از یه سرما خوردگی بیشتر داشتیم تا حالا زنده نبودیم که بیاییم تو سایت تراکمه مطلب بنویسیم البته یه جای بیمارستان واقعا فعاله هر که بتونه حدس بزنه خیلی خوبه ؟ س ر د خ ا ن ه ا ج س ا د

  • بیداد - ۲۹ تیر, ۱۳۹۰, ۲۲:۲۰

    سلام آقای دکتر اسدپور اگر یه قلم خوبی داشتم در کنار مطلب شما با توجه به سفر دکتر ایمانیه رئیس دانشگاه علوم پزشکی فارس و بیانات بی ربط دکتر موسی موسوی در جریان افتتاحیه آی سی یو بیمارستان مطلبی با عنوان* دفاع از بیماستان به شیوه انتخاباتی می نوشتم * به عرض برسانم آقای دکتر موسوی تریبونی دولتی پیدا نمود جهت استارت تبلیغات انتخاباتی و از صنایع انرژی برو کار خانه الو مینیوم !! و .. صحبت نمود ودر این مورد چند موضوع مطرح می گردد
    ۱-دکتر موسوی دارای چه مقامی می باشد که اجازه صحبت پیدا می کند
    ۲- در طول سال چه مدت در لامرد می باشد که حتی به عنوان یک شهروند صحبت کند
    ۳-چرا به او اجازه دادند که مدت طوانی صحبت کند و از منابع موثق خبر دار شدیم که حتی جلسه مسئولین شهرستان با هیئت رئیسه دانشگاه جهت بررسی مشکلات و تبادل نظرکه منجر به مصوباتی مهم میشد بر گزار نگردید
    ۴- ایشان در شیراز در بخش خصوصی مشغول به کار می باشد که حتی یک روز در بیمارستان لامرد خدمت ننموده که اطلاعاتی داشته باشد
    ۵-جناب دکتر موسوی شما چگونه به خود اجازه می دهید که قیچی افتتاحیه را به دست بگیرید
    ۶-و خانم دکتر مگر شما مسئول این سیستم نیستید که تمام عنان اختیار را از پشت پرده به آقای ج مسئول سابق داده اید و آقای دکتر موسوی بی محابا سیستم بهداشت را محل جولان خود قرار داده آیا درست است که شما این گونه در اختیار این مقاصد شوم قرار بگیرید
    ۷- آقای ابراهیمی مدیر محترم بیمارستان شنیده ایم که شما مسئول مستقیم برنامه بودید شما چرا ؟
    ۸-مگر این شهر باید به شکل موروثی اداره گردد که هر مسئول سابقی باید در هر موردی دخالت نماید مگر در زمان مسئولیتشان وقت خدمت نداشته اند ؟؟
    ۹-و سرکار خانم دکتر بهداشت و درمان در این شهرستان هیچ گاه سیاسی نبوده خواهشمندیم شما نگذارید خدمات این شبکه به خاطر مقاصد سیاسی لکه دار شود
    ۱۰- باز شنیده ایم که این سفر هیچ مصوبه ای در بر نداشته لطفا توضیح بفرمائید
    و در پایان خدمت دکنر موسوی عرض کنیم که مردم خوب می فهمند که چگونه دارید مسائل را به پیش مبرید شما واینکه آقای قاسم رفیعی غول اقتصادی لامرد مدافع سر سخت شماست و خوب سابقه خدمت شما را در لامرد می فهمند
    شما در رقابت با آقایی قرار دارید که خاک این منطقه را خورده و چپ و راست در پاکی و آلوده نبودن به فساد اقتصادی زبان زد عام و خاص است تلاش نکنید که به زور خود را به مردم قالب کنید

  • محسن مرادی - ۲۹ تیر, ۱۳۹۰, ۲۳:۳۹

    سلام به همه دوستان
    من خودم شاغل در منطقه عملیاتی پارسیان را دارم اول با ید بگویم که این منطقه با پالایشگاه کاملا جدا از هم هستند.
    دوم اینکه دود چند ماه پیش در اطراف جاده اصلی سطل آشغال گذاشته شد که به همت عده ای از ته کنده شد و شرکت مجبور شد دوباره آنها را نصب کند که به طور روزانه ماشین حمل زباله شرکت این آشغال ها را جمع آوری می کند.
    شرکت خیلی از امکانات دیگر را ارائه داد که به لطف کم مهری همشهری های عزیز از خیر آن گذشت،امکاناتی مثل تلفن عمومی،آب شیرین و…
    حال باید پیدا کرد فرهنگ را
    عبدالصمد جان من و دوستانک در گروه های تاتر سها و صبای جنوب آمادگی خود را اعلام می کنیم

  • عبدالصمد خسروی - ۳۰ تیر, ۱۳۹۰, ۱:۴۱

    آقا محسن سلام
    خیلی منتظر ماندم و گوشی ام همیشه دم دست تا یه نفر زنگ بزنه.ولی افسوس ….
    تاسلولها مرده اند، کالبد جان نمیگیرد.ما هرکدام یک سلولیم.
    محسن جان من این هفته برنامه سبلان دارم و هفته آینده با هم هماهنگ میکنیم.

  • نبی صفری - ۳۰ تیر, ۱۳۹۰, ۳:۱۹

    احسنت اقا یا خانم بیداد حق مطلب رو خوب ادا کردی

  • م - ۹ مرداد, ۱۳۹۰, ۳:۰۱

    اهای خانم یا اقای بیداد فردا می بینمتون که به اسم لامردی و مهری حتی سر همون بنده خدا اقای زارعی رو هم مثل بنده خدا عبدالله حسینی به طاق بکوبن و بشینن به به و چه چه کنن که ما ال کردیم و بل کردیم ای شعارا به دردما لامردیا نمی خوره تو فصل انتخابات ای خواص کجا میرن که بازم همه چی مییفته دس اینایی که غول اقتصادی ان و با ابروی مردم هم بازی میکنن من که اخرین انتخابات نمایندگی تو لامرد رو هیچوقت از یاد نمی برم واقعا وحشت کرده بودم از این ادمای مذهبی این کارا بعید بود والله من که نم یدونم باید چی بگم دیگه فقط می دونم بازم اینا سرمردمو با حیثیت لامردی و مهری شیره میمالن و خدا کنه اقای زارعی وارد ای بازی نشه چون اگه بخوان بی ابرویی که سر عبدالله حسینی اوردن سر ایشون هم بیارن من که صد برابر چهارسال قبل دردم میگیره که یه خادمی مثل زارعی این بلا سرش بیاد:((

  • امید رها - ۱۰ مرداد, ۱۳۹۰, ۰:۰۵

    سلام جناب ح.عباسی
    ۱- هزینه هایی که فرمودید همون هزینه هایی هست که قبلا مریضا مستقیم به پزشکای جراح میدادند والان بخاطر نظارت بیشتر توسط شخص ثالث نماینده متخصصین وبیمارستان گرفته میشه وربطی به هیات امنا نداره،قصد تایید قانونی بودن یا نبودن اون رو ندارم،فقط میخوام بگم روال دریافت این هزینه ها از ابتدای فعالیت بیمارستان بوده،فقط حالا صورتش عوض شده
    ۲- اسن مورد هماهنگی لامرد با بیمارستانهای پارسیان وجم جهت عدم پذیرش بیماران لامرد،شایعه خود اون مراکز هست،اگه شما پیجور بشید متوجه میشید که بدلیل تعرفه های اندک درمانی در بخش دولتی ورود هر مریض به بیمارستان یعنی ضرر بیمارستان وافزایش هزینه ها بدون کسب درامد جبران کننده نهایتامقروض شدن بیشتر.اون بیمارستانها هم خواستند با این کار کمی از ورودی مریضاشون کم کنند،اصلا به لحاظ تشکیلاتی بین این بیمارستانها امکاغن مکاتبه ای وجود نداره که درخواستی صورت بگیره یا اون مراکز تابع دستورات لامرد باشن
    ۳-آقا اگه شما میتونی یه متخصص سونوپیدا کن که بیاد لامرد،نه که تکه ای از بهشتیم وبهترین شرایط استان داریم راحت گیرمون میاد!!!آقا یه ملتی دنبالشن وگیر نمیاد عزیز،نمی شه که کسی زو بزور آورد،به اختیار هم که حالا حالاها باید بگردی
    ۴- اون عزیزانی که تشریف میبرند بیمارستان ویا سیمان وگچ،یا قمقمه آب معدنی یا پوشک بچه میندازند تو سنگ دستشویی،یا لوله آب دستشویی رو با جاش میکنند میبرند،یا ظرف مایع دستشویی خرد میکنند کاش یکم فکر میکردند که فرداش بر میگردند بیمارستان وهمین دستشویی های گرفته اذیتشون میکنه،اگه تشریف بردید بیمارستان بپرسید سالی چندبار این سرویسها رو تعمیر کامل می کنند.حالا درست ناراحت هستند وتحت فشار ولی این امکانات مال خودشونه،ادم که به خودش ضرر نمی زنه.راست میگند ما بیشترین مشکلمون فقر فرهنگیه…

  • امید رها - ۱۰ مرداد, ۱۳۹۰, ۰:۱۴

    سلام حمید آقا
    شمافرمودید که جااندازی ساده بود،خوب میبردید استای محلی یاخودتون،باور کنید خودتون هم می تونید،فوقش یکم کجبشه یا کوتاه بشه،من دوتا از اقوامم قدیما دستشون استای محلی جا انداخته،با ۵۰۰ تومان،حالا هم با اینکه کجه ولی مشکلی ندارند،زندگیشون هم مختل نشده،باور کنید امتحان کن جواب میده

  • خلیل رحمانی - ۱۸ مرداد, ۱۳۹۰, ۱۷:۲۷

    با سلام
    این مشکل برای همه به وجود اومده و از نظر بنده باید تمامی اداره ها و ارگان ها فکر اساسی برای زباله های سرکوه کنند خصوصاً شبکه بهداشت

    البته کسی مسئولیت پذیر نیست و کارها رو به گردن این اداره و اون اداره میندازن….

  • حسین عباسی - ۲۰ مرداد, ۱۳۹۰, ۱:۱۶

    بابا اینقدر به سرکوه گیر دادید جی شد؟ دوستان نمیخواد راه دوری برن.سمت راست اتوبان مهر-لامرداز مهر که بیایید سمت بالای روستای خوزی کوهی از زباله و مواد پلاستیکی تلنبار شده و توی ذوق هر رهگذری میزند. جند ماه هم این زباله ها جا خوش کرده. خدا وکیلی کدام ارگان در جمع اوری و انتقال اونااقدام کرده؟

تمام حقوق این سایت برای © 2013 com . تراکمه. محفوظ است.