Archive for فروردین, ۱۳۹۰

دیکتاتور کیست؟با ذکر مثال توضیح دهید.

فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۰

دیکتاتور: دیکتاتور کسی ست که آنچه را که فکر می کند برای کسی یا کسانی  خوب است در حقشان انجام می دهد ، چه ایشان بخاهند و چه نخاهند.

مثال:

وقتی آبجی من نوزادی بود قد یک کف دست، داشت گریه می کرد و مامان ما هم نبود که ساکتش کند. بنابر این خودم کله ام را به کار انداختم و مطمین شدم که باید از همان شربت های دیروز به او بدهم، چرا که مامان از همان شربت ها به او داد و  او ساکت شد. پس از یخچال شربت را برداشته و به مقدار کافی در حلق آبجی ریختم(کافی یعنی تا جایی که دیگر صدایی از آبجی بیرون نزد). در این هنگام مامان برگشت و چون رنگ رخ آبجی رو به سبزه ی بانمک می رفت او را سریعن به بیمارستان برد، انگار که آبجی داشت می شد گوله ی نمک. مامان پس از مراجعت ما را حرفتی کتک زد (واژه ای مناسب تر از “حرفتی “پیدا نکردم چرا که دردی را که کشیده ام فقط با این واژه می توانم به شما انتقال دهم)

در این هنگام بود که پدر بزرگوار ما وارد شد و با توجه به اشتباه استراتژیک مامان که به ایشان گفت: امروز چیزی نمانده بود دخترت(که من باشم) نوزاد بیچاره را(که آبجی بیچاره مان باشد) خفه کند، پدر هم باز همان بحث همیشگی را پیش گرفت که : اگر پسری داشتی امروزکمک حالت بود!

دوباره جر و بحث شروع شد: مامان میگوید من شاغلم و بیش از دو بچه لازم نداریم و بچه مهمه سالم باشه و مگه تو برا بابات چه کردی که پسرت واسه تو بکنه و اصلن از کجا معلوم بعدی پسر باشه و….و پدر هم که میگوید میخام ازم نسلی بمونه و پسر جانشین پدر و کمک حال مادر و خاهرشه و فردا که پیر شدیم کی میخاد به این دخترا کمک کنه و در پایان هم حرفی زد که مادر نعره ای بزد و از هوش رفت: یا برام پسر میاری یا شانسم رو جای دیگری امتحان می کنم (ما که نفهمیدیم شانس بابا کجای باباست و جای امتحان آن کجاست؟).

در این همگام بود که گوشی پدر زنگ خورد و پدر در جواب کسی هی تکرار می کرد: بله قربان…بله آقای مهندس …صحیح…بله قربان..بعداز مکالمه با خشم گوشی اش را به گوشه ای پرت کرد و گفت : مرتیکه فکر کرده ما بچه ایم و صلاح خودمون رو نمی دونیم.. وبعد چیزهایی گفت که فقط می شود گفت و نمی شود نوشت  و در انتها ما متوجه شدیم که رییس بزرگوار پدر برای برقراری فضای سالم تصمیم گرفته اند تمام کارکنان زن اداره  را در یک طبقه و کار کنان مرد را در طبقه ای دیگر و از طرفی اتاق کارکنان متاهل را جدا از اتاق کارکنان مجرد قراربدهند.

نتیجه گیری های مشکوکانه:

دیکتاتور اول: خود من که شک نکردم که شاید تشخیص من از درد و درمان خاهرم درست نباشد.

دیکتاتور دوم: مادر که شک نداشت من برای اینکه بتوانم تلوزیونم را نگاه کنم آن شربت را به آبجی خوراندم .

دیکتاتور سوم :پدر که شک ندارد فردای ما بدون داشتن برادر نابود و تباه است و حاضر است امروز واقعی مادر را تباه کند تا آینده ی خیالی خانواده آسیب نبیند.(مادر در بین هق هق اش به پدر گفت: اگر یک شکم می زاییدی هیچ وقت همچین تقاضایی از من نمی کردی)

دیکتاتور چهارم: ریس پدر که شک نداشت زیر دستانش کودکانی هستند در سنین متفاوت و  او رییس یک کودکستان است نه یک اداره ، که شک نداشت که با این طرح بی نظیرش بشریت را از تباهی نجات داده.

نتیجه گیری فلسفی:

آنکه یقین دارد در همسایگی ظلم و آرامش است.

نتیجه گیری فوق فلسفی:

                                                        دیکتاتورها همیشه مطمین اند.

خاک را گل نکنیم

فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۰

(نقدی بر یک بزرگداشت)

حدود ده ماه از فوت مرحوم حیاتی می گذرد؛ در این مدت تلاشهای متنوعی توسط مسئولین منطقه در جهت بزرگداشت ایشان برگزار شده و خواهد شد. اجازه دهید نگاهی انتقادی به این فعالیتها داشته باشیم.

دو پیش-مقدمه:

الف) این مقاله نقد بزرگداشت مرحوم حیاتی هست، نه نقد عملکرد ایشان.

ب) بسته به نگاه شما به «خاک را گل نکنیم»؛ حداقل چهار حالت مختلف از آن برداشت می شود. این ابهام و ایهام بی جهت نیست!

محمد علی حیاتی، سیاستمداری تقریبا موفق و مدیری توانا برای لامرد بود؛ حتی در بحث تحصیلات دانشگاهی و حضور در جنگ نیز جزو اولین ها بود و خدمات بزرگ ایشان برای منطقه فراموش ناشدنی است؛ چه در حوزه اقتصاد (به ویژه در ۱۰ سال آخر) و چه در حوزه فرهنگ (به غیر از ۱۰ سال آخر) و …

این ها خلاصه ای از نیمه پر زندگی سیاسی ایشان است.

اما مرحوم حیاتی، مانند من و شما، نیمه خالی هم داشت؛ کم کاریهای فرهنگی، کم توجهی به آسیب های اجتماعی و بداخلاقی های ستاد ایشان در انتخابات ها و تبلیغات؛ از جمله اشتباهات بزرگ ایشان است. ندیدن این نیمه خالی، ظلم به تاریخ و حتی ظلم به شخصیت آن مرحوم خواهد بود.

هر چند ذکر اشتباهات ایشان (اکنون که فوت کرده)، شاید چندان جالب نباشد؛ ولی حداقل انتظار این است که شخصیت ایشان را غیرواقعی بالا نبریم که خدای نکرده حالتی کاریکاتوری و غلوآمیز پیدا کند و بعدها (که به نبود ایشان عادت کردیم)، خود ما نیز نتوانیم با این تصویر ارتباط برقرار کنیم. ناگفته  پیداست که این افراط کاری، در بزرگداشت اغلب شخصیت ها دیده شده و خواهد شد و مختص لامرد هم نیست.

چند نمونه از این رفتارها که در این ده ماه مشاهده شد:

۱)       تغییر نام میدان ورودی شهر به «میدان دکتر حیاتی»؛ توسط شورای شهر

۲)       نام گذاری بزرگراه لامرد-خنج به نام «بزرگراه دکتر حیاتی»

۳)       نام گذاری دانشکده پرستاری لامرد به نام «دانشکده پرستاری دکتر حیاتی»

توجه داشته باشیم که نام بزرگانی هم چون علامه محمودی، آیت الله فال اسیری و شاعران و شهدای منطقه (به جز سرداران) هنوز در لامرد غریب و ناآشنا است. کاش مسئولین، نام خیابانی در شهر (مثلا خیابان محله خندق) یا نام کوچه منزل پدری ایشان را تغییر می دادند.

۴)       اسم بردن از ایشان در همه محافل به نام «دکتر حیاتی»

ایشان در زمان فوت، دانشجوی دکترای مدیریت آموزشی بودند. توجه کنیم مگر ایشان بدون مدرک دکترا، شخصیت کم ارزشی بودند که دوستان میخواهند به زور لقب دکتر به ایشان شخصیت بدهند؟ داستان مرحوم کردان را که فراموش نکرده ایم.

(جلال آل احمد از دکترای ادبیاتش، فقط جلسه آخرش مانده بود ولی به دلایلی حاضر نشد. الان هیچ کس به او دکتر نمی گوید. اتفاق بدی هم پیش نیامد!)

۵)       ۴۰ روز سیاه پوشی شهر از ۱۵ خردادماه ۸۹ تا اواخر تیرماه ۸۹ (ماه رجب و اوایل ماه شعبان)

این چهل روز مصادف بود با ایام ولادت و جشن های مذهبی ماه رجب و ماه شعبان. ظاهرا در این چهل روز، این سیاه پوشی و حزن در ادارات و سایر مکان های عمومی شهر حتی درروزهای جشن نیز برقرار بوده است. کاری که روح آن مرحوم نیز مطمئنا راضی به آن نبوده است.

۶)       خاک سپاری ایشان در قطعه شهدای لامرد.

چرا در این مکان؟ با توجه به اینکه چرائی این کار، هنوز در ذهن خیلی از مردم هست؛ بهتر است بزرگان منطقه دلیل انتخاب این مکان را توضیح دهند تا شبهه ای نباشد.

۷)       و تصویب ساخت «یادمان دکتر حیاتی» در میدان ورودی شهر با هزینه زیاد.

در مورد هزینه های طراحی و ساخت این یادمان، آمار مستندی در دست نیست؛ اما واضح است که حداقل چند ده میلیون تومان خواهد بود و حتی طبق یک نقل قول معتبر در حدود ۲۰۰-۳۰۰ میلیون هزینه خواهد شد.

از نتایج بد این بزرگداشتهای غلوآمیز، شائبه استفاده تبلیغاتی و انتخاباتی از نام ایشان است. این شایعه، هرچند به نظر صحیح نمی آید و مطمئنا  در مورد اشخاصی مانند فرماندار صدق نمی کند؛ اما بعید نیست که در این میان بعضی به دنبال سو استفاده باشند و بخواهند از  نام ایشان استفاده کنند و خود را ادامه دهنده راه او اعلام کنند.

در پایان ضمن خسته نباشید به کسانی که مخلصانه  در بزرگداشتش تلاش نموده اند (و خانواده آن مرحوم؛ به ویژه اقامجتبی)؛ امیدوارم که این نقد را به خودشان نگیرند.

چگونه برقصیم

فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۰

مدتی است گروه های هنری با اشخاص هنری با اسامی مستعار مثل مستربین،گرگعلی،آرین و… به نوعی در کشور کارناوال راه انداخته اند و به هرشهر سری می زنند و کاری انجام می دهند و از این طریق زندگی خود را می گذرانند.چندی پیش گروهی به شهر ما لامرد آمدکه من خود نیز برای اولین بار که اینجور گروه ها برنامه اجرا می کنند برای دیدنش رفتم،از قِبل دیدن این برنامه مانند هنرمندان آنها ما را جَو گرفت . حس گزارشگری به ما دست داد که اینک برای شما گزارش می دهم:

۱-تبلیغات از چند روز قبل آغاز شده بود،چند تصویر بر روی بنرهای بزرگی که نشان می داد آدم های گردن کلفت آنها را پشتیبانی می کنند و روی آن نوشته ۱۴ فروردین ساعت ۲۰الی۲۳

۲-همه جای شهر شلوغ بود و همه از آن حرف می زدند و می توان گفت که دیگر ماجراهای بن صالح و قذافی و مصر و جشن های تخت جمشید و… به بایگانی ذهن ها رفته بود.

۳-همه به دنبال بیمه می گردند و جالبتر آنجاست که بجای فروش بلیط در مراکز فرهنگی شما باید در مغازه های طلافروشی بلیط تهیه می کردید.

۴-ساعت ۱۹:۳۰ به در مجموعه ورزشی می رسم که می بینم بسیار شلوغ هست و با کلی هل ساعت ۲۰ وارد سالن گرم و بی آب می شوم و می بینم که تقریباً بیش از ۲۰۰۰ نفر در سالن هستند،عده ای روی سکوهای سیمانی و عده ای هم روی فرش های کف سالن نشسته اند.

۵-از اینکه ساعت۲۰ یعنی به موقع وارد سالن شده ام خوشحالم،چون می توانم هر سه ساعت برنامه را ببینم اما وقتی عقربه های ساعت ۲۱:۰۵ دقیقه را نشان می دهدو هنوز برنامه شروع نشده به خودم می گویم کاش بجای انسانها،عقربه های ساعت به آدم ها دروغ می گفتند.

۶-برنامه با تلاوت قرآن و سرود جمهوری اسلامی و بعد از آن با موسیقی دلنشین سیاه نرمه نرمه همراه با رقص دو تماشاگر شروع می شود.

۷-مجری می آید و حرف های تکراری می زند و اولین هنرمند وارد می شود.پیرمردی ۸۰ ساله که خیلی ها اورا نمی شناسند،از اینکه اورا نمی شناسند خودش نیز متوجه می شود و شروع می کند به معرفی خود که فلانی هستم و قبل از انقلاب در فلان فیلم خوانده ام و در فلان فیلم بجای ظهوری یا فردین آواز خوانده ام،بعد از معرفی شروع به اهدا سلام و صلوات بر شهیدان و ائمه و دیگران می کند و احادیث و آیات برای خود می خواند،سپس برنامه خود را با دوعدد قِر خوشگل بجا مانده از همان فردین و ظهوری ادامه می دهد.چندتا آواز می خواند که به هرکسی گفت برایم ترجمه کن ندانست تا اینکه یکی گفت ولش کن فعلاً جای لرزوندن هست.

۸-نفر دوم قرار بود بیاید و برای ما تقلید صدا کند،اما نمی دانم چرا او نیز مثل خیلی ها ابتدای کارش را با صلوات و مداحی و رقص بدن و نور شروع کرد.ولی از حق نگذریم خوب برنامه ای اجرا کرد.

۹-نفر سوم که اکثر تماشاگران بخاطرش بلیط گرفته بودند که ای کاش هرگز بخاطرش نگرفته بودند،(در موردش چیزی نگوییم بهتر است)

۱۰-برنامه ساعت ۲۲:۴۵ تمام شد.

ردپا:

*کاش برای همشهری های خود اینقدر سرمایه گذاری می کردیم.

*آقای گرگعلی خسته شدیم ۵ سال است برنامه تکراری دیدیم برو به فکر برنامه جدید باش و اگر می خواهی برقصی و حرفی چرت بزنی برو در جایی دیگر.

*در حین اجرای برنامه اکثراً می خندیدند اما پایان برنامه همه ناراضی بودند.

*اگر می خواهید رقاص شوید نه بدن نرم می خواهید و نه تمرین،فقط چند صلوات و حدیث لازم دارید.

*مسئولین محترم کاری کنید که مردم از ته دل بخندند.

*یک پیشنهاد به همه(بازاری،کارمند،رییس و…)،حتماً حتماً برای یکبار هم که شده فیلم تئاتر عشق و آفساید را ببینید.

آگهی استخدام شرکت ملی گاز ایران برای تامین نیروی انسانی مورد نیاز مجتمع گاز پارس جنوبی

فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۰

به گزارش نفت نیوز، شرکت ملی گاز ایران در نظر دارد بمنظور تأمین بخشی از نیازمندیهای نیروی انسانی مورد نیاز خود در شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی واقع در استان بوشهر- عسلویه از میان دانش آموختگان ذکور مقاطع تحصیلی دکتری، کارشناسی ارشد و کارشناسی داوطلبان واجد شرایط را پس از ثبت نام در پایگاه اینترنتی به نشانی www.nigc.ir از طریق برگزاری آزمون کتبی (علمی)، آزمون استعداد و روان شناختی ، مصاحبه حضوری فنی و تخصصی ، گزینش و طب صنعتی استخدام نماید.

بر پایه این گزارش ازداوطلبان استخدام در مقطع دکتری و فارغ التحصیلان ممتاز آزمون کتبی بعمل نخواهد آمد و متقاضیان واجد شرایطی که در مهلت مقرر ثبت نام نموده باشند ؛ صرفاً به مرحله مصاحبه فنی و تخصصی دعوت خواهند شد.

بدین ترتیب داوطلبان گرامی می توانند از تاریخ ۲۷ فروردین ماه سالجاری جهت ثبت نام و دریافت اطلاعات بیشتر به سایت www.nigc.ir مراجعه نمایند.

جدول نیازمندی های شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی و شرایط عمومی ،سنی، معدل، شرایط مدرک تحصیلی و … در ادامه این گزارش درج گردیده است.

جدول نیازمندی های شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی

مقطع تحصیلی دکتری
مهندسی مکانیک

مهندسی شیمی

مهندسی صنایع

حقوق

اقتصاد

بهداشت حرفه ای

روانشناسی صنعتی سازمانی

علوم اجتماعی

مدیریت

مهندسی برق

مهندسی عمران

مهندسی کامپیوتر

مهندسی مواد

کارشناسی ارشد
مهندسی مکانیک

مهندسی شیمی

مهندسی عمران

مهندسی کامپیوتر

فیزیک

کارشناسی
مهندسی مکانیک

مهندسی شیمی

مهندسی عمران

مهندسی کامپیوتر

مهندسی برق

مهندسی ایمنی و بازرسی

حسابداری

شیمی

فیزیک

مهندسی صنایع

۱- شرایط عمومی

۱-۱- تابعیت دولت جمهوری اسلامی ایران.

۲-۱- ایمان و اعتقاد به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه و متدین به دین اسلام ویا یکی از ادیان رسمی کشور.

۳-۱- عدم سوء پیشینه کیفری.

۴-۱- داشتن تندرستی و توانائی کامل جسمانی به تائید سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت.

۵-۱- دارا بودن کارت پایان خدمت نظام و یا معافیت دائم کامپیوتری برای داوطلبان مرد.

۶-۱- عدم تعهد واشتغال به کار به صورت پیمانی ، آزمایشی و رسمی در سازمانها و موسسات دولتی و مراکز وابسته به آن و عدم استخدام پیمانی یا رسمی در شرکتهای تابعه صنعت نفت ( شرکت ملی نفت ، گاز ، پتروشیمی ، پالایش وپخش وشرکتهای فرعی).

۲- شرایط سنی

حداکثر سن برای فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی ۳۰ سال ( متولدین ۱/۲/۱۳۶۰ و به بعد ) مقطع کارشناسی ارشد و دکتری ۳۴ سال ( متولدین ۱/۲/۱۳۵۶ و به بعد) می باشد.

۳- شرایط معدل

حداقل معدل کل برای فارغ التحصیلان مقطع تحصیلی دکتری ۱۵

حداقل معدل کل برای فارغ التحصیلان مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد ۱۵

حداقل معدل کل برای فارغ التحصیلان مقطع تحصیلی کارشناسی ۱۳ می باشد.

۴- شرایط مدرک تحصیلی:

مدارک دانشگاهی افرادی قابل قبول برای شرکت در آزمون های استخدامی است که از طریق آزمون های سراسری دانشگاه های دولتی یا آزاد اسلامی ، موفق به ورود به مراکز آموزش عالی برای دریافت مدرک رسمی شده باشند و یا از لحاظ ارزش علمی، مورد تایید وزارت علوم تحقیقات و فنآوری/وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی / سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی باشد. داوطلبان استخدام بایستی با آخرین مدرک تحصیلی اخذ شده درآزمون های استخدامی شرکت نمایند. بدیهی است در صورتی که در هر یک از مراحل استخدام مشخص شود، فرد دارای مدرک تحصیلی بالاتر با تاریخ اخذ قبل از آزمون بوده، ادامه سایر اقدامات مربوط به جذب متوقف و موضوع استخدام منتفی خواهد شد.

۵- جذب و بکار گیری دانش آموختگان ممتاز دانشگاه ها: دانش آموختگان مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و بالاتر دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی متقاضی استخدام، در یکی از رشته های تحصیلی مورد نیاز چنانچه در تاریخ ثبت نام برای استخدام، از تاریخ فارغ التحصیلی آنها بیش از سه سال نگذشته باشد بدون شرکت در آزمون علمی وارد بقیه مراحل استخدام می شوند.

۶- مدارک مورد نیاز:

– تصویر خوانای صفحه اول شناسنامه

– یک برگ تصویرخوانای کارت پایان خدمت نظام و یا معافیت دائم کامپیوتری از دو طرف کارت.

– یک برگ تصویر خوانای آخرین مدرک تحصیلی که در آن مقطع ، رشته و گرایش تحصیلی ، معدل وتاریخ فراغت از تحصیل ذکر شده باشد.

– در خصوص داوطلبانیکه خود را بر مبنای محل اخذ دیپلم ، بومی معرفی نموده اند ارسال یک برگ تصویر مدرک تحصیلی دیپلم و یا اصل گواهی صادره از سوی اداره آموزش وپرورش شهر یا شهرستان محل اخذ دیپلم خود الزامی است.

– درخصوص آن دسته از داوطلبانی که در مقطع تحصیلی دکتری و کارشناسی ارشد متقاضی استخدام می باشند ارسال یک برگ تصویر مدرک یا گواهی تحصیلی مقطع پایینتر با ذکر رشته و گرایش تحصیلی الزامی می باشد.

۷- محل خدمت پذیرفته شدگان نهایی:

* محل خدمت کلیه افرادی که استخدام خواهند شد، صرفاً منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس واقع در استان بوشهر-بندر عسلویه شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی به آدرس سایت www.spgc.ir بوده و بصورت دائم در منازل سازمانی پیش بینی شده در شهرستان جم سکونت خواهند یافت.

ضمناً تا آماده شدن منازل مذکور و یا عدم واگذاری منازل سازمانی ، به صورت طرح اقماری ۲ به ۱ ( دو هفته کار و یک هفته استراحت) خواهد بود.

* میدان گازی پارس جنوبی، یکی از بزرگترین منابع گازی جهان است که بر روی خط مرزی مشترک ایران و قطر در عمق حدود ۳۰۰۰ متری زیر کف خلیج فارس و حدود ۱۰۵ کیلومتری سواحل ایران قرار دارد و یکی از اصلی‌ترین منابع انرژی کشور به شمار می‌رود. مساحت این میدان ۹۷۰۰ کیلومتر مربع است که سهم متعلق به ایران ۳۷۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد.

ذخیره گاز این بخش از میدان ۱۴ تریلیون متر مکعب گاز به همراه ۱۸ میلیارد بشکه میعانات گازی است که حدود ۸ درصد از کل گاز دنیا و نزدیک به نیمی از ذخائر گاز کشور را شامل می‌شود.

* از کلیه پذیرفته شدگان نهایی تعهد نامه محضری مبنی بر خدمت در منطقه صورت مکتوب قبل از شروع به کار اخذ خواهد شد.

داوطلبان گرامی می توانند از تاریخ ۲۷/۰۱/۹۰ جهت ثبت نام و دریافت اطلاعات بیشتر به سایت www.nigc.ir مراجعه نمایند.

اتوبانِ کُدورت، بدون توقف!

فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۰

نمی دانم تا به حال نگاهی دقیق تر- همانند تازه واردی ناآشنا یا راه گم کرده- به شهرمان انداخته اید یا نه. ولی چندی پیش، من به دلایلی کوشیدم تا راه گم کنم و برخی جاها را بر اساس راهنمود های ارائه شده در تابلوهای راهنمایی پیدا کنم. اما به نکاتی رسیدم که زیبنده نیست. شاید حدس زده باشید که می خواهم از اتوبان لامرد مهر بگویم. گفته هایی دارم که مصادیقش را شاید بتوان در این نقطه از جهان یافت. اگرچه علی ناصری عزیزم مطالب بسیار مهمی درباره ی این اتوبان گفته اند ولی بیایید همسفر شویم تا ببینید آنچه من دیده ام.

در سمت باندِ لامرد- مُهر، نخستین تابلوی نصب شده در کنار دادگستری شهرستان لامرد، فاصله تا پالایشگاه و شهرهای بوشهر، عسلویه و در کمال تعجب، گله دار را نشان می دهد اما نامی از مُهر ندارد. در ادامه ی باندِ لامرد در نزدیکی زیارت، با وجود اشاره ی دوباره به نام شهرهای پیش گفته، مُهر همچنان غایب بزرگ است تا اینکه در حدِّفاصل احمدآباد و نیرایی، تابلو مهر۳۴ را می توان مشاهده کرد و در ادامه در ترمان، لشکون، و ….به نام مهر اشاره شده است. در تمام دور برگردانهای این باند نیز، بدون استثنا به نام لامرد اشاره شده و نه روستای قبلی.

در باند مُهر-لامرد نیز عزیزان بیکار ننشسته اند و در هیچ کدام از تابلوهای راهنماییِ نصب شده در سطح بلوارِ اصلیِ شهر مُهر، نامی از لامرد نیست گو اینکه در مقابل مسافران، خلأ بی انتها -و نه شهرستانی دیرین- وجود دارد. اولین تابلوی نشان دهنده ی فاصله تا لامرد، نزدیک روستای صادره [۵ کیلومتر بعد از مُهر] است و بعد فاریاب، خوزی و….و از آن پس دیگر می توان لامرد و مسیرش را در جاده پی گرفت. در باند مُهر- لامرد، بدون استثنا در هیچ دوربرگردانی به نام مهر اشاره نشده بلکه به نام اولین روستایِ قبلی اشاره رفته است.

من به شیوه ی درست آدرس دهی در اتوبانها وارد نیستم ولی می دانم که دو سوی این اتوبان، دو شیوه ی متفاوت را برای آدرس دهی انتخاب کرده اند که یحتمل یکی درست است که باید سوی دیگر به طریق منطقی اصلاح گردد. علاوه بر این، دلایل عدم وجود نام شهرهای مُهر و لامرد در خروجی های دو شهر، موضوعی است که نیاز به تأمّل بیشتر دارد.

از همه ی اینها چشم نوازتر اینکه در نیمه های اسفند ماه ۸۹ که برای رفتن به فیروزآباد از مسیر می گذشتم، مشاهده کردم که به روی نام لامرد در مسیر اتوبان لامرد- مُهر رنگ پاشیده اند که به غایت مایه ی تاسف و تحیّرم گردید. هم اکنون نیز اگر در این مسیر به سمت مُهر حرکت کنید از روستای لشکون تا فاریاب، شاهد پاشیده شدن رنگ سیاه به نام لامرد در تابلوها خواهید بود که منظره ی ناخوشایندی را در دیدگان رهگذران می نشانَد. ناخوشایند نه تنها به این دلیل که بر نام لامرد، خطی کشیده شده است بلکه بدان خاطر که چنین اعمالی، بسیار دور از خردمندی است و پیامدهای اجتماعی مصیبت باری با خود خواهد داشت.

نمی خواهم کسی را متهم کنم ولی این واقعه، درست پس از بروز برخی زمزمه ها مبنی بر وجود برخی کاستی ها و سوگیری ها در آدرس دهی تابلوهای این اتوبان صورت گرفت. نباید برخی به خود اجازه دهند که به تصوّر سوگیری در آدرس دهی، یا مخالفت با برخی سیاستها روشی ناصواب و نادرست را برای حل مشکل، به اجرا درآورند. حتّی در صورت درستی ادعای فوق، باور دارم که می توان نه با رنگ پاشی، بلکه به طرق قانونی و با درخواست از اداره ی راه یا هر نهاد مسئول دیگر، و در موارد حادتر، با تهیه ی طومار و یا هر روش قانونی و واسطه ای، این مسئله را گوشزد کرد.

اینها رفتارهایی هستند که باید با قید تأسف از انجام نگرفتن آنها یاد کنیم و نبودن آنها در مجموعه ی رفتارهای اجتماعی مان، فرصت داشتن جامعه ای عقلانی را هرچه بیشتر از ما خواهد گرفت. انجام چنین اعمالی نظیر رنگ پاشی به نام لامرد یا عدم قید نام شهرها در تابلوهای راهنمایی، فارغ از اینکه توسط چه کسانی و با چه اهدافی صورت گیرد، رفتاری نادرست و موجب خسارت به اموال عمومی و زیان معنوی جامعه و مستلزم تبرّی جستن هر شخص دلسوز از اینگونه رفتارهاست ولو اینکه به ظاهر، چنین رفتارهایی به سود جبهه ی ما و تحت لوای جانبداری از حقوق پایمال شده ی ما باشد.

با اندکی دور اندیشی می توان دریافت که چنین رفتارهایی همه ی ارکان اجتماع را تحت تأثیر قرار خواهد داد و از رشد طبیعی و بر قاعده ی جامعه، پیشگیری خواهد کرد و در نهایت، همه از آن متضرّر خواهیم شد. و همین جاست که مسئله ی نهادینه نشدن بسیاری از امور فرهنگی، رفتارهای اجتماعی و برخوردهای مدنی و سیاسی، چهره می نماید.

نخستین هسته ی تشکیل رفتارهای اجتماعی و مدنی، در برخورد های نزدیک، شکل می گیرد. مراد از برخورد نزدیک، برخورد با خودمان و نزدیکانمان است. از نوع آن برخوردهایی که قاعدتاً باید در خانواده و پس از آن در مدرسه آموزش داده شود و در نهایت در کارهای سیاسی و نهادهای اجتماعی با نزدیکانمان و دیگر اعضای جامعه صورت گیرد و این راهی مطمئن برای نهادینه شدن رفتارهای درست اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. بهتر آن بود که نهادهای اجتماعی و فرهنگی در دو شهرستان، بلافاصله نسبت به این خطای آشکار، واکنش نشان می دادند تا بدانیم که کار فرهنگی یعنی تلاش برای ایجاد روندی که در نهایت، شرایط را به سوی ایجاد محیطی بهتر برای همه هموار می کند.

بزرگترین جفا به خودمان، دیگران و آیندگان، بستن چشمانمان به روی خطای خودی ها و برخورد با دیگرانی است که از ما نیستند که این کار، روند ایجاد وجدان جمعی را خدشه دار و سیر قهقراییِ اخلاقِ فردی و اجتماعیِ جامعه ی ما را تندتر خواهد کرد. هرچند برای مردمی که به امان خدا رها شده اند تا مسیر رشد و شکل گیری شخصیتشان، راهِ خود را چون بوته های خودرو بپیماید، چشم اندازی بهتر از آنچه می بینیم متصوّر نخواهد بود.

حقیقتاً از دیدن این رفتارهای نابهنجار، شگفت زده می مانم که ما به کدام سوی می رویم و سیاست، که راه گلو را بر ما بسته است دیگر می خواهد تا کجا پیش بیاید؟ چرا باید مسئولان شهرداری و راهداری دو شهرستان، چنین بر طبل انکار همدیگر بکوبند و زخمهای کهنه را نمک بپاشند و حساسیتهای جناحیِ خود را در تمام ابعاد جامعه گسترش دهند تا جایی که تابلوهای راهنمایی نیز از تنگ نظری های سیاسی شان در امان نمانَد و همین اعمال سبب شود تا عده ای بدون اندیشه به پیامدهای رفتارشان، چنین کاستی هایی را به معضلی بزرگ بدل کنند و آنگاه سالها باید زمان صرف کرد تا روندی که می توانست به صورت طبیعی و بهنجار طی شود را به سرانجامِ درست و به قاعده تری رساند.

اگر برخوردهای نزدیک شکل نگیرد باید ختم باشکوهی برای اخلاق، روابط بین فردی، مناسبات اجتماعی، و وجدان کاریِ منهای سیاست گرفت. بیاییم – به عنوان یک شهروند، یک مسئول در یک اداره یا هر شخص حقیقی یا حقوقی- کاری نکنیم که رفتار ما سبب شود به جای داشتن جامعه ی دور از سیاست زدگی، جامعه ای منهای اخلاق داشته باشیم.

جاودان مردان فارس

فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۰

و چنین است آن کلام امام که امام همه کلامهاست همان که فرمود:شهادت هنر مردان خداست و به راستی که چنین است این را دلی می داند و سری می فهمد که نبض سالهای حماسه و خون را در دست داشته باشد مردانی که بادبانهای شجاعت را برافراشتند و خلقی را در سفینه النجاه به ساحل سرخ عاشورا هدایت کردند.

امروز بار دیگر نام آنانی که در عرصه رزم به مثابه شمشیری عریان در زیر آفتاب ظهر عاشورای جنوب ایران درخشیدند زنده می شودو اردیبهشت ماه، به نظاره می نشیند که فضای استان فارس به یاد آن ستارگان همیشه جاوید عطر آگین شده و حماسه ماندگارشان ورق می خورد.

اجلاسیه سرداران و جهارده هزار و ششصد شهید استان فارس،بزرگترین رویداد فرهنگی استان است که می تواند بار دیگر چاودانه مردان استان فارس را به عاشورائیان معرفی نماید،طلیعه چنین حرکتی که راه چگونه زیستن را پیش پای دیده و دل می گذارد،و غبار بی فرهنگی را از چهره فرهنگدوستان عاشورایی می زداید طبیعی است که باید نامش را نیایش حماسه، جاودان مردان فارس در درگاه استجابت عشق نامید و به حرمت قداست خونشان که پاسداران همیشه ارزشهایند به زانو نشست و بر سجاده خاکی اشان ،نماز عشق خواند و به میراث گرانبهایشان که همان شجره طیبه انقلاب است افتخار نمود.

لذا برای اشاعه چنین افتخارات ارزشمندی،بایسته است که در حالی که منزلت رفیع آنان ترسیم می شود،نقش سازنده و تأثیرات آن حماسه های جاودان نیز نمایانده گردد،تا هر که را گوش شنوا و چشمی بینا است عبرت باشد.
اگر مصادیق و معانی آن دوران طلایی شهادت و ایثار را بکاویم یقینأ نه در سطح و نه در عمق نهایتی برای آن شکوه و عظمت نمی یابیم،اما می توان با آنان به نجوا نشست و دل غبار گرفته خود را در این فضای عاشورایی صیقل داد و برای فردای خود گریست تا در کنار آنان سربلند و روسفید باشی.

به امید حضور همه دل دادگان حریم دوست در جوار گلدسته های شهادت. منتظر قدوم سبز، راست قامتان جاودانه تاریخ در کنار سبز جامگان به عرش پیوسته هستیم.

فر پلی!

فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۰

گاهی اتفاقات روزمره منجر به طرح پرسش های بنیادین و بزرگی می شود. نمونه اش بازی چند روز پیش پرسپولیس و استیل آذین است. پرسشی که در اینجا وجود دارد این است که آیا علی دایی حق داشت از بازیکنانش بخواهد در حالی که دروازه بان حریف روی زمین افتاده توپ را به تور دروازه حریف بچسبانند؟ اگر پاسخ مثبت است به چه دلیل و اگر پاسخ منفی است بر اساس کدام منطق. ممکن است کسی بگوید قاعده بازی جوانمردانه چنین کاری را تایید نمی کند. علی دایی هم در مقام پاسخ بیان می کند که اگر کسی تشخیص داد که حریف دارد به شیوه عربی کلک می زند آنگاه می توان این قواعد را رعایت نکرد. آیا بازی جوانمردانه یک قانون پذیرفته شده جهانی (گلوبال) است و یا اینکه محلی (لوکال) می باشد؟ آیا می توان قرائت شخصی از این قانون داشت و گفت که نظر من اینگونه است هر چند بقیه ممکن است طور دیگری فکر کنند.
آیا عادل فردوسی پور حق دارد در دوشنبه آینده این موضوع را به رای بگذارد؟ اگر طرفداران پرشمار پرسپولیس رای بر درستی کار علی دایی دادند آنوقت آیا کار ایشان تایید می شود؟ اگر نظرات موافق و مخالف مساوی شد چه؟

در مقیاسی بزرگ تر می توان همین پرسش ها در مورد بازی جوانمردانه در همه عرصه ها مطرح کرد. آیا کشور ها حق دارند قواعد جوانمردی (؟) را به کناری بگذارند و هر جا منافع ملی شان اقتضا کرد راحت سر آدمها را زیر آب کنند؟ واقعا آیا استثا وجود ندارد؟
کی گفته؟!
منافع شخصی و ملی جایگاهشان کجاست؟ چه کسی گفته کار علی دایی اشتباه است؟ معیار چیست؟ اکثریت؟ قانون؟ فلاسفه؟ انسانیت؟ دین؟ عقل؟ (کدام عقل!) عادل فردوسی پور؟!

اگر ایشان توانست با کمک مطبوعات جامعه را مجاب کند چه؟

فلسفه اخلاق سعی می کند به چنین پرسش هایی پاسخ دهد. از جمله مجلات تخصصی در این مورد مجله The Journal of Ethics است. در سال ۲۰۰۴ مقاله ای به قلم ریچارد آرن سون در این مجله چاپ شده که سعی می کند fair play را به اصطلاح فرمول بندی کند و به برخی از پرسش های مطرح شده در بالا پاسخ دهد (http://www.springerlink.com/content/x4h380366x35256k/).
در این مورد بحث های مختلفی وجود دارد و اختلاف نظر ها جدی است. فلسفه اخلاق و دیگر فلسفه های مضاف، گاها به سمت کاربردی شدن پیش رفته اند. وجود چنین بحث های نظری در محافل اکادمیک و سرایت آن به جامعه بعضا می تواند مشکلاتی را در عمل حل کند.

مولای ما قرن ها پیش شیوه fair play را با منش خودش تعیین نموده است. آنگاه که چون بر شریعه تسلط یافت آن را بر دشمن گشود هر چند دشمنش خلاف آن را عمل کرده بود.
در اینجا باید توجه داشت که هر که بخواهد پیرو حقیقی fairness principle باشد بداند که ملت دوره اش می کنند حکومت را از دستش می گیرند و در نهایت بر سرش می کوبند.
____________________________
پرداختن به برخی فلسفه های مضاف از جمله علاقه مندی های غیر تخصصی و همیشگی بنده بوده است. انی کامنت ایز ول کام!

هفته نامه طلوع ویژه لامرد و مهر بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۰

فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۰

در این شماره نیز با ما همراه باشید

از اینجا دانلود کنید

کوتاه از بهارستان

فروردین ۲۷ام, ۱۳۹۰

شکایت شوراهای شهر و شهرداران منطقه

جمعی از شهرداران و روئسای شوراهای شهر منطقه لامرد و مهر طی نامه ای به احمدی نژاد اعلام عدم آلایندگی عملیاتی حوزه های گازی و پالایشگاه گازی پارسیان را مورد اعتراض قرار دادند. شهرهای منطقه با استفاده از این عوارض آلایندگی بسیاری از هزینه های جاری و حقوق کارکنان خود را پرداخت کرده اند. البته این زنگ خطری برای این معترضان است که به فکر درآمدهای پایدار برای شهرداری های خود باشند.

شکایت نمایندگان فارس از مدیران استانی به احمدی نژاد

نمایندگان فارس طی نامه ای به احمدی نژاد از مدیران استانی به علت ناآشنائی و عدم پی گیری امور بودجه ای استان، شکایت بردند. گفتنی است رشد بودجه عمرانی استان فارس در لایحه بودجه ۹۰ نسبت به سایر استانها نشان دهنده کاهش است. این نامه به امضاء ۱۱ نماینده رسیده است.

راه آهن به لامرد می رسد؟

مطالعه خط آهن زاد محمود، لار، لامرد، عسلویه یکی از طرح های پیشنهادی دولت در لایحه بودجه سال ۹۰ است. کد دار شدن این خط آهن، مستلزم واگذاری مطالعه آن به یک مشاور و ارائه آن به کمیسیون ماده ۲۱۵ قانون برنامه پنجم است.

نمایندگان فارس پیگیر پروژه آلومنیوم جنوب

در نامه به محرابیان آمده است از آنجا که وزارت صنایع با فروش فولاد هرمزگان منابع مالی لازم را برای افزایش سرمایه و تامین سهم خود تسهیل نموده است انتظار بر این است که بعد از این همه وعده و وعید و تعیین تاریخ برای شروع عملیات اجرائی این پروژه یک گام عملی برای شروع آن برداشته شده و منابع مالی برای شروع، اختصاص سهم دولت و تحقق پیش نیازهای فاینانس شرکت های چینی تامین گردد. ۱۳ نماینده فارس این نامه را امضا کردند.

پیگیری مصوبات استان فارس توسط نمایندگان سایر استانها؟!!

سجادی، معاون برنامه ریزی استاندار فارس در جواب نمایندگان فارس که مدیران استانی را به ناآشنائی به امور بودجه و عدم پیگیری آنها در مرکز، متهم کرده اند گفته است تمام پیگیری ها برای اجرائی شدن مصوبات استان فارس توسط نمایندگان استانهای دیگر پی گیری می شود.(خبرجنوب پنجشنبه ۲۵ فروردین).

اعتراض نمایندگان استان به عمل خلاف قانون استانداری

این نماینده ها طی نامه ای به عزیزی، معاون برنامه ریزی رئیس جمهور از اقدام استانداری فارس در هزینه کردن اعتبارات عمرانی استان برای پرداخت هزینه های جاری(پاداش بازنشستگی کارکنان دولت) انتقاد کردند. به گفته این نمایندگان اختصاص اعتبارات عمرانی به هزینه های جاری، قانونی نیست و نیاز به اجازه مجلس دارد. ۱۱ نماینده استان این نامه را امضا کرده اند.

پیامک های؟

در ایام تحویل سال، پیامکهائی مبنی بر تبریک تحویل سال از سوی یکی از مسئولین منطقه که به عنوان کاندیدای احتمالی منطقه در مجلس نهم از وی نام برده می شود به همراه اهالی منطقه ارسال شد. البته ما که برداشت انتخاباتی نکردیم.

مسولین محترم بهداشت و درمان لطفا مطالعه بفرمایند

فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۰

فرستاده شده توسط: صالح منصوری

چند نکته را لازم به یادآوری دیدیم که خدمت شما عرض می کنیم امید است مسؤلین محترم با سعه صدر به این نکات توجه فرمایند.

۱-تا کی باید محل تولد اکثر نوزادان لامردی در شناسنامه جایی غیر از لامرد باشد؟

با توجه به بالا بودن تعرفه های پزشکی بخصوص در بخش زایمان (خصوصا سزارین) در لامرد دیده می شود که مردم این شهرستان جهت تولد نوزادان خود به شهرهای اطراف همچون:گاوبندی(پارسیان)، لار ، گراش و یا اوز به علت پایین بودن
تعرفه آنها مراجعه می کنند. در صورتی که اگر تعرفه ها به هر طریقی کاهش یابد ما دیگر شاهد مراجعه مردم جهت درمان به شهرهای اطراف نخواهیم بود

۲-وضعیت نامطلوب مطبها

لازم به ذکر است که با مراجعه به مطبهای پزشکان محترم شاغل در لامرد می بینیم که متاسفانه با وجود اینکه ویزیتهای بالایی از مراجعین دریافت می کنند ولی مشاهده می شود که حتی حداقل امکانات رفاهی (سرویس بهداشتی ، صندلی راحت ، آبسردکن و …) نیز در این اماکن دیده نمی شود  و عمدتا مغازه ای را اجاره نموده و آنرا تبدیل به مطب نموده اند که در شان لامرد و مراجعین محترم نمی باشد .حتی مشاهده می شود که بین مراجعین و پزشک تنها پرده ای نصب شده که گفتگوهای پزشک و بیمار را بقیه هم می شنوند.

۳-نبودن داروخانه شبانه روزی در سطح شهر

با وجود چهار داروخانه در سطح شهر لامرد و همچنین داروخانه هایی در مراکز درمانی شهر اگر کسی نیمه شب بخواهد دارویی از داروخانه تهیه کند متاسفانه بجز داروخانه بیمارستان هیچکدام از داروخانه ها فعالیت نمی کنند که این داروخانه هم معمولا اقلام دارویی کمی را در اختیار دارد و احتمالا پاسخگوی نیاز مردم عزیز نمی باشد. لذا شایسته است هر شب حداقل یکی از این داروخانه ها فعال باشند تا اینکه مردم در تهیه دارو با مشکلی مواجه نشوند .

۴-نبود پزشک متخصص در برخی رشته ها

با توجه به اینکه از سال ۷۶ تا کنون بیمارستان لامرد افتتاح شده است ولی تا هنوز ما شاهد حضور متخصصانی مجرب در برخی رشته های مهم (مغز ، قلب ، ارتوپدی و … ) نبوده ایم، حتی در برخی از مواقع که مثلا متخصص ارتوپدی حضور داشته است مردم ترجیح داده اند که به شهرهای دیگر جهت مداوا مراجعه کنند ، که با دعوت از پزشکان مجرب به هر نحو ممکن این مشکل حل خواهد شد.

لذا شایسته است مسولان محترم اقدامات لازم مبذول فرمایند.

با تشکر

سال جدید و اخبار جدید ورزش کشتی لامرد

فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۰

سال ۱۳۹۰ هم شروع شد و سال ۱۳۸۹ با تمام خوبی ها وبدی هاش به پایان رسید ولی ورزش آشفته شهرمون جزء تک افتخارات در بعضی از رشته از جمله : ( دوچرخه سواری ، ورزش های رزمی خواهران و با کمی اختلاف برادران ، فوتسال خانم ها و مخصوصا حضور خانم احمدی زاده در تیم ملی و … ) نتونست روند خوبی رو دنبال کنه اما آیا سال ۹۰ میتونه سالی پر از افتخار برای ورزش شهرمون باشه و باید دید برنامه هیئت های وزشی و افق افتخارات اونها به کجا ختم خواهد شد ، اما قراره ما اندر احوالات هیئت کشتی رو به رشته تحریر در بیاریم تا دوستان ورزش دوست رو از فعالیت های آتی این هیئت مطلع سازیم . مطمئناً تمام هیئت ها برای سال جدید برنامه هایی خواهند داشت که ما از او اطلاعی نداریم اما هیئت کشتی با تغیراتی قراره سال جدید رو با موفقیت های کیفی و کمی آغاز کنه از جمله این اتفاقات :

تغییر مکان احتمالی باشگاه کشتی :

در سال جدید هیئت کشتی پیشنهاداتی رو از طرف اعضاء هیئت و کشتی گیران داشته مبنی بر اینکه محل تمرینی این ورزش در صورت امکان تغییر کنه که هنوز در دست بررسی هستش که امیدواریم این تغییر بتونه یکی از عوامل ترغیب افراد جدید به سوی این ورزش پهلوانی باشه .

معرفی نعمت الله نیکمنش به عنوان مربی سال جدید :

نعمت الله نیکمنش به عنوان یکی از افتخارات تحصیل کرده ی شهرمون که دارای مقام های رنگارنگ در سطح استان و کشور میباشد با برنامه ریزی های مناسب توسط اعضا این هیئت و شخص اسماعیل ثقفی به این سمت منصوب شده است که با توکل به خدا و برنامه های ارائه شده توسط نعمت الله نیکمنش امیدواریم در فرداهایی نه چندان دور شاهد افتخار آفرینی شاگردان ایشان باشیم و امیدوایم خون تازه ای به ورزش کشتی شهرمون تزریق بشه .

آغاز کار هیئت جدیدی به نام ژیمناستیک :

ژیمناستیک به عنوان ورزش پایه تمامی رشته های ورزشی هستش که هنوز در شهر ما راه اندازی نشده است ، البته در سال های قبل به لطف زحمات اسماعیل ثقفی و حمایت ایشان این ورزش با امکانات اختصاصی هیئت کشتی در محل سالن کشتی جهت خردسالان شهرمون برگزار میگردید ولی با توجه به پر اهمیت بودن این رشته ورزشی در اماده کردن افراد مستعد جهت تمامی رشته های ورزش ، هیئت کشتی با هماهنگی هایی که با ریاست محترم تربیت بدنی انجام داده است مقرر گردید با حمایت های معنوی و در اختیار گذاشتن امکانات اندک این رشته که در سالن کشتی موجود می باشد ، مهندس اسماعیل غافری که یکی دیگر از افتخارات تحصیل کرده ی ورزش شهرمان می باشد در صورت تمایل به عنوان رئیس این ورزش در شهرستان لامرد شروع به فعالیت نماید که امیدواریم این تصمیم بنیادی که میتواند با استقبال عمومی خانواده ها روبرو شود برگ زرینی در ورزش شهرمان باشد .

در پایان به اطلاع تمامی دوستان می رساند هیئت کشتی لامرد در نظر دارد جهت آموزش علمی ورزش پهلوانی کشتی زیر نظر قهرمان کشتی کشور جناب آقای نعمت الله نیکمنش از متولدین ۱۳۷۴ با بالا ثبت نام بعمل آورد .

جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ رسمی هیئت کشتی مراجعه شود .

حمید اسدپور ( دبیر هیئت کشتی شهرستان لامرد )

معرفی چند کتاب جدید

فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۰

چند کتاب را خدمت دوستان معرفی می کنم. باید اعتراف کنم که خودم همه آنها را به طور کامل نخوانده ام. ولی از محتوای آنها با خبرم.
این نوشته می تواند بهانه ای باشد که سایر دوستان کتاب های جدیدی که خوانده اند را به صورت کامنت معرفی کنند.
______________________________________________________________________

۱- ریاضیات و مونالیزا (هنر و علم) ؛ بولنت آتالای

۲- نظریه سیستم های پیچیده؛ شروین وکیلی (کتاب جالبی است در مورد کاربرد نظریه آشوب در همه جا! خواندن آن را به دوستانی علوم انسانی توصیه می کنم).

۳- چگونه درباره ی چیزهای عجیب بیندیشیم: اندیشیدن انتقادی برای دوران جدید؛ تئودور شیک، لوئیس ون.

رمان ها:

۴- دنیای قشنگ نو؛ آلدوس ها کسلی (نتوانستم تمامش کنم. بسیار شبیه به رمان ۱۹۸۴ جورج اورول که آن را هم نتوانستم تمام کنم).

۵- Freedom; Jonathan Franzen (به علت مشکل زبان در خواندن آن خیلی کندم. این رمان معروف ترین رمان منتشر شده در سال گذشته بود).

۶- The Accidental Billionaires; Ben Mezrich (پس از دیدن فیلم سوشال نت وورک وسوسه شدم این کتاب را بخوانم. ماجرای مخترعان سایت فیس بوک است. خواندش زیاد سخت نیست ولی پر از فحش هایی است که معنی خیلی از آنها را نمی دانم!)

_______________________

اطلاعات بیشتر در مورد هر کدام از این کتاب ها را می توانید با یک جستجوی ساده در شبکه پیدا کنید.

عیدی

فروردین ۲۱ام, ۱۳۹۰

سلام دوستان عزیز

قبل از هر چیزضمن تبریک سال نو خورشیدی به همه دوستان و سروران ارجمند ،‌ عذرخاهی بنده را بخاطر برخی نوشته های که باعث رنجش خاطرشان شده پذیرا باشید .

بعد از یکسال کلنجار رفتن با هم ( بور هم بالا رفتن ) بالاخره عید فرا رسید . عیدی که باید همه دغدغه های کاری را فراموش کنیم و آستین ها را بالا بزنیم برای یکسال دیگه . عیدی که کینه هامون رو باید بریزیم توی زباله دونی . عیدی که چندین هزار سال است که در این سرزمین و فلات جای خوش کرده و حالا حالاها نوروز عزیزمان را از دست نمی دیم .

یادم می آد زمان قدیم موقع نوروز که می شد مادربزرگ تمام گوسفندهایش را با حنای قرمزی می آراست . پس همه باهم در کنار هم دست در دست هم گلیم کهنه تراکمه را بتکانیم آماده اش کنیم برای سالی پر ماجرا و ان شاالله پر امید .

و همگی دست به دعا بر می داریم که خداوند ریشه مستکبران و دژخیمانی را که بزور بر روی مردم بی دفاع کشورهای لیبی ،‌ یمن ،‌بحرین ،‌عربستان سعودی و نظایرهم  اسلحه می کشند و حمام خون به راه می اندازند ،‌بخشکاند

راستی برای همین منظور  برای شما عیدی دارم یه عیدی خیلی خوب البته اگر قابل بدونید .

یک سایت خیلی جالب و ساده، کافیه توی صفحه ای که باز میشه، سال تولدتون رو به میلادی وارد کنید تا تمام اطلاعات مهم اون سال رو به شما نشون بده، اطلاعاتی مثل معروف ترین فیلم اون زمان، معروف ترین کتاب، قهرمان های مسابقات ورزشی، اختراعات علمی، انقلاب ها و اتفاقات سیاسی و …

www.whathappenedinmybirthyear.com


– مقایسه ی کشورها از چند جنبه ی مختلف در سال ۲۰۰۹ با یک نمودار گرافیکی خیلی جالب و ساده، کافیه اول نام یک کشور و بعد هم نام یک کشور دیگه رو انتخاب کنید تا نمودار مقایسه ی این دو کشور رو رسم کنه، خیلی ساده و سریع …

www.prosperity.com


– یادتون هست صفحه ی اول سایت یاهو سال ۱۹۹۸ چه شکلی بود؟ سایت گوگل در سال ۱۹۹۸ که واقعاً دیدن داره، زمانی که اصلاً معروف نبود، کافیه به این آدرس برین و سایتی رو که میخواین گذشته ی اون رو ببینید وارد کنین تا یک آرشیو کامل از صفحه ی اول اون سایت رو از زمان مادها تا الان براتون بیاره

www.web.archive.org


– یک سایت فوق العاده جالب و سرگرم کننده، بازی هایی که بر اساس قوانین فیزیک طراحی شدند و مطمئناً میتونن زمان بیکاری آدم رو شدیداً سرگرم کنن، ساده اما فوق العاده سرگرم کننده …

www.physicsgames.net

این هم چند تا سایت که می تونید بصورت آنلاین برای دوستان و آشنایان خود کارت تبریک عید و بهار رو ارسال کنید

http://www.rasekhoon.net/postalcard/

http://www.naskita.org/naskita/en/affinity/intro.php

http://www.123greetings.com/events/nauroze/

“با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد”

اضافه شده توسط ادمین: با پوزش فراوان از آقای عبداللهی به دلیل تاخیر در انتشار مطلب ایشان.

هفته نامه طلوع ویژه لامرد و مهر بیست و یکم فروردین ۱۳۹۰

فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۰

در این شماره نیز با ما همراه باشید

از اینجا دانلود کنید

دفن زباله ها

فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۰

چند مدتی است به این فکرم که این زباله های که روزانه از خانه ما تولید می شود که حجم کمی هم ندارد بعد از گذاشتن بیرون از منزل به کجا رفته و چه اتفاقاتی برای آنها می افتد آیا انها را دفن میکنند یا میسوزانند یا آنها را تفکیک کرده و بعد آنها را بازیافت می کنند .
شاید جا ی کمی تحمل دارد که  مقدار زباله ای که روزانه یک لامردی تولید میکند نزدیک به ۱٫۵ کیلو گرم است که اگر برای کل شهر(چاه قائد-چاه حاج ابول) که تحت پوشش جمع آوری زباله از طرف شهرداری هست  تقریبا روزانه به ۳۰تن زباله می رسد که حجم قابل توجه ای است.
فکر میکنید این ۳۰تن زباله چه مقدار از مساحت از زمین را در بر میگیرد شما به راحتی میتوانید حجم زباله ها را در هفته .ماه و سال را محاسبه کنیدو بعد خواهید دید که این اعداد قابل تحمل تر خواهند شد.
شاید شما محل دفن زباله ای شهر را دیده باشید یا اینکه در نزدیکی آن بوده اید و بوی متعفن آن را احساس کرده باشید و آنگاه به خود گفته اید که چرا لامرد یک محل بازیافت زباله ندارد که زباله ها را از هم تفکیک کند که این خود  باعٍث می شود حجم مواد دفنی بسیار پایین امده  و صدمه به محیط زیست هم  کاهش پیدا کند و در نتیجه بوی تعفن آن هم  کاهش پیدا می کند.
دیگر اینکه محلی که زباله ها را دفن می کنند عمق آب در ۳-۴ متری سطح زمین قرار گرفته است  که این خود باعث می شود شیرابه های زباله  وارد آب شده  و آب را آلوده کند که این یعنی هشدار برای  آب و محیط زیست لامرد است.
“زباله های بیمارستانی را باید با   دستگاه های زباله سوز سوزاند  و نباید آن ها را با زباله ای دیگر دفن کرد”
همانطور که می دانید اثرات این گونه کارها در مدت کوتاه نمایان نخواهد شد  وزمانی دیده می شود که کار از کار گذشته است که دیگر قابل جبران نیست یاا گر باشد هزینه جبران آن بسیار بالا است  .
شاید بعد از خواندن این  مطلب به  این  مورد برسید که مقصر کیست شهرداری یا شورای شهر یا اینکه خودمان (اینکه مطالبه کرده ایم یا نه .آگاهی پیدا کرده ایم یا نه ) این مورد(مقصر کیست؟) خیلی به حال الان ما تاثیری ندارد  باید به این بیندیشیم که چه کاری می توانیم از این به بعد  انجام دهیم تا محیط زیست ما از این بیشتر  صدمه نبیند
من وظیفه دانستم این مطلب را خدمت شما خوانندگان سایت  ارائه دهم
دوستان می توانند راه های که  باعث میشود از این اتفاق جلوگیری کند یا اینکه اثرات زیانبار آن را کاهش  دهد  را پیشنهاد دهند.

عادت ها یا عادات ما

فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۰

هر کدام از ما به گونه ایی خاص زندگی می کنیم که بخش عمده ایی از این طرز رفتار و منش را خودمان شکل داده ایم. آنچه را که تصویر کلی این روش ترسیم می کند، عادات ما هستند. این جمله بسیار زیبا را جایی خواندم که نظرم را به خود جلب نمود ” مردم عادات شان را به وجود می آورند و عادات آنها آینده شان را خلق می کند”.

شاید در هر مقوله که وارد می شویم به این کلمه از دو زاویه متفاوت نگریسته می شود، از فرهنگ و رفتار گرفته تا خوردن و آشامیدن، همگی دارای عادت های پسندیده و غلط هستند. ما ایرانی ها یک سری عادت هایی داریم که شاید به نظر بعضی ها عادت های غلط بر پسندیده می چربد و نه تنها مردم عوام بلکه سازمان ها و نهادهای دولتی و خصوصی نیز از این بحث مستثنی نیستند. دیر امدن سر قرارملاقات ، پر حرفی، فرهنگ غلط رانندگی و پس ندادن پول یا وامی که می گیریم جزء عادت های غلط ما ایرانی ها ست  و اگر چه ناخوشایند می باشد ،  ولی بر کسی پوشیده نیست که اولین و مهمترین خصوصیت ما ایرانیها دروغه.

اتفاق زیر را یک رئیس قطار برای دوستی تعریف کرده است که بنده بدون تحریف در ذیل می آورم :

“برای سفر به اصفهان رفته بودم . کنار سی و سه پل نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه می کرد . بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد . دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد . به عادت همیشگی ، دستم را که خا لی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم . بلافاصله به سویم حـرکت کرد . در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد . بچه آمد و شکلات را گرفت . به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم . گفت می دانم و مطمئنم که می خواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز می کردی او متوجه می شد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است . کار تو باعث می گردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند .”

حال ما ایرانیها چگونه عمل می کنیم . بابا می شینه تو خونه جلوی بچه کوچک به زنش میگه ، فلانی زنگ زد بگو من نیستم . مامانه به بچه میگه اگه غذاتو بخوری برات فلان چیزو میخرم بعد انگار نه انگار . بابا به بچه اش میگه مامانت اومد نگو من به مامان بزرگ زنگ زدم ……

بعد این بچه بزرگ میشه میره تو جامعه . معلمش میگه چرا مشق ننوشتی براحتی دروغ میگه که خاله ام مرده بود نبودیم . فروشنده میشه مثل آب خوردن جنس بنجل را بدروغ جای اصلی می فروشه . مهندس می شه بجای دو متر ، یک متر فونداسیون می ریزه ، دکتر می شه ، اهمال در عمل جراحی را ایست قلبی گزارش می کنه ، تولید کننده محصولات پروتئینی می شه ، گوشت شتر و اسب مصرف می کنه ، رییس هواپیمائی می شه سقوط هواپیما را پای خلبان مرده می ذاره  وارد سیاست می شه سر ملت شیره می ماله . دروغ به اولین ابزار هر فرد برای دست یافتن به هدف تبدیل می شود .

تضاد و تقابل آرا و افکار و روش ها در جامعه که منجر به پیشرفت آن می شود  به  جنگ و درگیری میان جبهه های دروغ تبدیل می شود که تنها باعث استهلاک و هرز رفتن نیرو های جامعه است .

دروغ فساد و تباهی جامعه را ببار می اورد . اعتمادها را ذایل می کند . لذت زندگی جمعی و مدنی را از بین می برد . ظلم و بی عدالتی را گسترش میدهد . منشا بسیاری از معضلات اجتماعی دروغ است . دروغ ریشه جامعه را خشک می کند .

بنظر من ، ما ایرانیها در حد وحشتناکی دروغ می گوئیم . بنای جامعه ما بر پایه دروغ است . دروغ در تمامی اجزای زندگی ما ایرانی ها به راحتی جاری است و چون سیلی که هر لحظه بزرگتر می شود در حال نابودی ما است .

مادر ، از آن لحظه که بدلیل تنبلی خود ، شیشه شیر خالی را در دهان نوزاد قرار می دهد تا او را ساکت کند ، آموزش دروغ را به او آغاز کرده است  .

در خصوص سازمان های موجود در کشور نیز هر چه بگوییم از بد قولی کم گفته ایم در دادن طرح های زیبا و جامع هر چه دلتان بخواهد از  آنها می تراود به عمل که می رسیم اتمام طرح را به انشاء ا… و اگر  خدا بخواهد حواله می دهند. که این هم یک نوع دوروغگویی می باشد . رضایت مشتری و مردم هیچ اهمیتی پیدا نمی کند . تا چه برسد به خشنود آنها . همه کارها را می گذارند  برای روز آخر و این عادت بد کی از سازمان های ما رخت بر می بندد خدا می داند.

و اما اکنون که با تحویل سال نو همه به دنبال تغییر و تحول در ظواهر خود و اطراف خود هستیم چه بهتر سری به عادات غلط و ناپسند بزنیم و همراه با تغییرات طبیعت آنها را تغییر اساسی بدهیم.

تکرار عادت موجب سکون می‌شود و خلاقیت و پیشرفت را از بین می‌برد.

وقتی ما کاری را بدون دقت و انگیزه کافی انجام می‌دهیم یا عقاید، عادت‌ها و تجارب خود را با تعصب زیاد در کاری اعمال می‌کنیم، کمتر به این فکر هستیم که تغییر مثبتی در روند اجرای کار به وجود آوریم و ایراد و اشکال آن را برطرف سازیم. هر فرایندی در زندگی ما می‌تواند مغلوب تکرار شود؛ مثلا با اینکه می‌دانیم شغل مناسبی نداریم، اما همچنان بدون هیچ‌گونه تغییر در شرایط و موقعیت خود به کارمان ادامه می‌دهیم. در حالی که تغییر می‌تواند ما را از وضعیت ناخوشایند موجود نجات دهد؛ اما باز هم از آن گریزانیم و تغییر را غیر ممکن می‌دانیم یا از عواقب آن هراس داریم. ما می‌توانیم نوع نگرش و زاویه دید خود را تغییر دهیم و یا اینکه رفتارهای نادرست خود را دریابیم و آنها را ترک کنیم. برای تغییر تنها کافی است بپذیریم که وقتی به مشکلی برمی‌خوریم، برای حل آن نیاز به استفاده از روش دیگری داریم و بهتر است همیشه این جمله یادمان باشد: بدون تغییر نمی‌توان پیشرفت و زندگی کرد. اولین شرط برای تغییر پذیری، انعطاف است. ما برای اینکه تغییر کنیم، باید انعطاف داشته باشیم، تعصب خشک و سرسختانه نسبت به عقاید و باورهای خود نداشته باشیم و وقتی با مشکل و انتقاد یا سرزنش مواجه می‌شویم، همیشه و در همه حال آن را جدی بگیریم و در موردش تامل کنیم. بعد از انعطاف، روراستی با خودمان و پذیرش اشتباهات می‌تواند ما را در ایجاد تغییر موفق کند. اگر کسی از ما انتقادی کرد، بهتر است کمی فکر کنیم و با خودمان روراست باشیم و با پذیرش اشتباهات خود، نسبت به تغییر آنها اقدام کنیم. برای تغییر یک عادت نابجا بهتر است از خانواده و دوستان خود کمک بگیرید؛ ولی این مساله همیشه اتفاق نمی‌افتد. گاهی اوقات عادت‌های ما روی اطرافیانمان نیز اثر می‌گذارند؛ مثلا عادت به سیگار کشیدن، نه تنها به خود ما آسیب می‌رساند، بلکه نزدیکان ما نیز از آن آسیب می‌بینند. برای تغییر یک عادت باید محیط آن را نیز تغییر داد. عامل محیطی، عامل برانگیزنده‌ای است که مغز را از ترک یک عادت و جایگزینی عادت جدید باز می‌دارد.

یک تحقیق نشان داده است که مثلاً اگر  فردی را تصور کنید که به نوشیدن قهوه عادت شدیدی دارد. او هر روز صبح پشت یک میز می‌نشیند، روزنامه می‌خواند و قهوه می‌نوشد. این فرد اگر تصمیم بگیرد عادت نوشیدن قهوه را با آب میوه عوض کند، ابتدا باید عادت روزنامه خواندن در پشت آن میز را تغییر دهد و روزنامه را به یک اتاق یا مکان دیگر منتقل کند تا این عامل او را تحریک به نوشیدن قهوه نکند.

برای تغییر عادت های ناپسند و ناخوشایند راه های بسیاری توصیه شده است که به کار گیری آنها کمک شایانی در اصلاح این رفتارها خواهد نمود.

یک سال دیگه از مُدِلمون افتاد…

فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۰

در راستای اینکه حدودا ۲۰ روزی می شود که سال جدید خورشیدی شروع شده و یک سال دیگر هم از مُدِلمون افتاد و خاورمیانه هم همچنان زایشگاهی است که هر از چند گاهی بچه ای نطلبیده تحویل یکی از والدین خود می دهد و دراخرین زایش خود بدون هماهنگی قبلی با ما یکی از همین نوزادان نطلبیده که خیلی هم تُپُل مُپُل بود و سرخ و سفید دو دستی تحویل” بشار اسد” داد و از انجا که یکی از وظایف والدین انتخاب نام نیک برای فرزند است ، نامش را ” فتنه ” گذاشتند ولی شما می توانید ” بیداری” هم صداش کنید، حالا هر کدام راحت ترید و همچنین در راستای مشاهدات قبلی که هیچ کس تنها نیست حتی شما دوست عزیز و همیشه یک نفر هست که با گوش جان به حرف های شما گوش می دهد تا انشا الله اگر لازم شد در فرصت مقتضی برای عرض ادب و ارادت درست و حسابی خدمت شما برسند و بسته بندی شده برای ارائه پاره ای توضیحات با خودشان ببرند، اینبار وسط عید خبر امد پَسوُردا را دزدیدند کلی باهاش پُز دادند و همین که الان ما اینجاییم و در سلامت کامل داریم مطلب می نویسیم یعنی اینکه ما پاکِ پاکیم و در عین پاکی معتقدیم باید شیلنگ گرفت به سر تا پای گوگل و یاهو و اسکایپ و ما بقی استکبار جهانی در عرصه سایبری که امیدواریم با سعه صدر از ما بپذیرند و همچنین پیرو مشاجرات قبلی که اینجا کسی از تراکمه چیزی نمی نویسد و جمع کثیری از نوشته ها اصلا به جغرافیای جنسی ما ربطی ندارد بنابرین اینبار تصمیم گرفتیم سه نشان افتخار به سه کار گروه در شهرستانهای مهر و لامرد در سه عرصه ی مختلف بدهیم انشا الله در سال جهاد اقتصادی گوشت بشود به تنشان.

۱- نشان ” توهم زیباسازی و خدمت رسانی ” با افتخار تقدیم می شود به کسی که برای اولین بار طرح احداث میدان یا فلکه حد فاصل شهر اسیر و گله دار به ذهنش خطور کرد و همچنین نشان “شهامت”، “خلاقیت” و”اعتماد بنفس ” بی جا به صورت پکیج به احتملا مهندسی که این میدان را با این تناسب طراحی کرد. ما نمی دانیم اصولا فلسفه احداث میادین در سطح شهر و جاده و خیابان چیست ولی فلسفه وجودی این یکی را خیلی دوست داریم بدانیم دقیقا چه بوده و اصولا این دایره با این وسعت وسط جاده ای که مثل بچه ادم دارد راه خودش را می رود چه می کند ؟ بدلیل عدم تناسب بین میدان و جاده خروجی و ورودی به ان لحظه ورود به میدان بی شباهت به لحظه ورود به تونل وحشت نیست و اگر زنی حامله پشت فرمان خودرو باشد بدون شک در همان میانه میدان بار خود برای همیشه را بر زمین خاهد گذاشت . معنی حرف من را رانندگانی که خوشحال و خندان حتی با سرعت ۲۰ کیلومتر بر ساعت وارد پیچ این میدان شده اند و وحشت زده با موهای سیخ شده از ان خارج شده اند بیشتر می فهمند وقتی که پیچ می پیچد و شما هر چه زور میزنید نمی پیچید و یا برعکسش شما مشغول پیچیدن هستید ولی پیچ نمی پیچد و وسط میدان که رسیدید احساس می کنید دارید از پیچ خارج می شوید که اگر این احساسات پاکتان را جدی نگیرید در کسری از ثانیه تبدیل به “مشاهدات” می شوند.

۲- نشان “شعور بی کران” دو دستی تقدیم می شود به همه رانندگانی که مصداق ضرب المثل شریفه “حرف مرد یکی است ” می باشند و علی رغم جدا شدن دو لاین مقابل دراتوبان لامرد _ مهر یا مهر –لامرد همچنان اصرار عجیبی دارند که کما فی السابق تنها از یک لاین برای عبور و مرور استفاده کنند . متاسفانه بعضی از رانندگان که از روستاهای مجاور وارد اتوبان شده و قصد ادامه مسیر در لاین دیگر را دارند بخشی از مسیر را تا رسیدن به نزدیکترین دور برگردان خلاف جهت حرکت ۹۹ درصد باقی خودرو ها طی طریق می کنند که واقعا شیرین کاری های این چنینی اگر در یک جامعه مدرن اتفاق بیفتد می تواند ابعادی در حد جنایت علیه بشریت یا نسل کشی داشته باشد. واقعا معلوم نیست که خودرویی که جلوی شما در حرکت است دارد می اید یا دارد می رود. در ایام عید ۲ مورد این چنینی نزدیکی “خوزی” مشاهده کردیم که فکر می کردیم دارند می روند نگو دارند می ایند که اگر هوشیاری و واکنش به موقع راننده متخلف در فرستادن انواع و اقسام پیام های هشدار دهنده از چراغ زدن ها و بوق زدنها و خروج نیم تنه از پنجره راننده و دست تکان دادنها مبنی بر اینکه ما داریم می اییم نبود نویسنده این سطور را باید با کاردَک از وسط ازاد راه جمع می کردند .

۳- نشان ” خوش سلیقگی ” با امتنان فراوان تقدیم می شود به کسی که زحمت نامگذاری کوچه ها و خیابانهای لامرد را با دقت فراوان کشید و ما ضمن عرض خسته نباشید به ایشان از شهرداری لامرد می خاهیم که مقدمات معرفی ایشان در سطوح ملی را فراهم نمایند تا همه هموطنان از وجود ایشان بهره مند شوند . اکثریت نامها بر تن کوچه ها زار می زنند . پیشنهاد بنده به شهر داری این است تا دیر نشده و شهرمان از اینی که الان هست بزرگتر و جمعیت ان بیشتر نشده حد اقل در کنار این نامها، کوچه ها را نیز شماره گذاری کند تا حد اقل زمان نوشتن ادرس پشت پاکت نامه خجالت زده نشویم و همچنین مانند همه دنیا بتوان براحتی ادرس ها را پیدا کرد . همه می دانیم که بعد از کوچه شماره ۱ کوچه شماره ۳ قرار دارد و یا کوچه شماره ۲ و ۴ و۶ انطرف خیابانند و به ترتیب واقع شده اند ولی حتی اگر اخرِ بصیرت هم باشیم از کجا بدانیم کوچه ” خرگوش ” چند تا کوچه بعد از کوچه ” عروج ” واقع شده یا کوچه ” سیمرغ ” نرسیده به کوچه ” تربیت ” است یا نرسیده به بن بست “کلاغ” یا ۴ تا کوچه بالاتر از کوچه ” ازدواج ” .

ته نوشت ۱ : بنزین سهمیه ای ۴۰۰ تومنی شما را با قیمت توافقی خریداریم .
ته نوشت ۲ : در یک دوئل شرافتمندانه قبض گاز این ماه منزل را ندیده با یک فَروَند قبض برق طاق میزنیم.

خاطره ی یک روز بقیع رفتن ما !

فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۰

سلام ،

چند روزی میشه که از حج عمره برگشتم . کل خاطرات این چند وقت سفر رو یاد داشت کردم . دوست داشتم یکی از خاطراتم که می تونم بگم جنبه ی اطلاع رسانی عمومی داره روتو دید عموم قرار بدم . از این رو خاطره ای که در زیر نوشته شده رو قرار دادم . انشاالله توفیق زیارت بیت الله الحرام شامل حال همه دوستان بشه .

جمعیتی تقریبا بیست نفری هستیم . با روحانی کاروان حاجاقا صفاری برای اقامه ی نماز صبح به حرم آمده ایم . هر بار که در صفوف نماز مسجد النبی (ص) می ایستیم به یاد صبر مولا علی (ع) در مقابل باطل به دلیل مصلحت طلبی می افتیم . بگذریم ، نمی خواهم در این رابطه صحبت کنم . نماز را خوانده و برای زیارت قبور قبرستان بقیع به سمت آنجا به راه افتاده ایم . حال و هوای گمنامی وجودم را فرا گرفته ؛ می توانم بگویم تا به حال آن را احساس نکرده بودم ، پاهایم دارند از خودم پیشی می گیرند . به در بقیع رسیده ایم . وارد شدیم و اکنون سعی می کنیم در بین ازدهام شدید جمعیت خود را به مکانی برسانیم که قبور ائمه ی اطهار را ببینیم . سعی میکنیم ، ولی جمعیت آنقدر زیاد است که امکان پذیر نیست . از هتل تا مسجد النبی (ص) و تا حالا که در بقیع هستیم ریزش جمعیت زیادی داشته ایم و تعدادمان حدود ده نفر است . حاجاقا در قسمتی از قبرستان ، وسط بچه ها ایستاده و شروع به خواندن دعای ندبه کرده ، چون امروز جمعه است . کماکان ایستاده ایم . پاهایمان احساس خستگی نمی کند ؛ آرامش خاصی وجودمان را فرا گرفته ؛ حاجاقا بین دعا برایمان روضه می خواند ؛ خیلی آرام . طوری که بچه ها خود را به سمت او خم کرده اند تا صدایش را بشنوند . گاهی صدایش را بالا می برد و گاهی از ترس آرام روضه می خواند ، ما هم با دل و جان گوش فرا داده ایم . صبح هنگام ، هنگام طلوع خورشید است ، طیفی از نور سرح پهنای آسمان را فرا گرفته است و این خود در قربت بقیع بی تاثیر نیست . اندک صدای همهمه ای از اطراف می آید که بیشتر به سکوت شبیه است . کم کم دارد صدای حاجاقا بالا می گیرد . آخر نمی تواند در فاصله ی چند متری قبور مظلوم امامان مظلوم سکوت کند . هم اکنون بیشترین صدایی که به گوشم می رسد صدای روضه ی روحبخش روحانی است و بیشتر از آن صدای گریه ی دوستان که سکوت را بلعیده است . زیر لب چیزهایی با خود می گویند و بعد از اندکی گونه هایشان با با انگشتان خیسشان از اشک پاک می کنند . نمی دانم ، شاید یه یاد سیلی مادرشان زهرا (س) افتاده اند . حاجاقا دیگر نمی تواند آرام روضه بخواند . با شور بیشتری از کربلا و کوچه ی بنی هاشم سخن می گوید . بچه ها به حق حق افتاده اند و دستمال کاغذی هایشان تمام شده آرام آرام همراه با اندکی ترس از موقعیت که پر است از شفیه قرمز ها اشک میریزند . دارم می بینم یک نفر با ابای نازکی سیاه رنگ دشداشه ای کوتاه و همچنین شفیه ای قرمز رنگ به ما نگاه می کند . دارد نزدیک می شود . انگشتش را به طرف ما گرفته است . بلند فریاد می زند : حاجی ، شرک ، شرک . . . ، و با لحجه ای کج و معوج می گوید : کتاب ببند . . . کفر . . . ؛ اندکی ترسیده ام ، نه تنها من بلکه همه ی بچه ها ترسیده اند . حاجاقا آرام ولی پشت سر هم تکرار می کند کتابهای دعا را پایین بگیرید . دلت می خواهد فریاد بکشی ، سر بر زمین بقیع بکوبی ، دلت می خواهد راحت عذا داری کنی ولی . . . نمی گذارند و ساکتت می کنند . همانگونه که مادرت زهرا (س) را ساکت کردند . همانگونه که با بریدن تنها درخت احزان پای فاطمه (س) را از گریه کردن زیر آن قطع کردند . خیلی سخت است که مشغول گریه برای عزیزت باشی و مجبور باشی جلوی خودت را بگیری . آن شفیه سرخ در چشمان بچه ها بگاه می کرد و می دید که بی هیچ صدایی از چشمان سرخ تر از صورتشان اشک بیرون می آید . یاد لحضاتی افتادم که چند فرزند کوچک به همراه پدرشان شب هنگام به تنهایی مادرشان را تشییع و تدفین کردند و این در صورتی بود که نمی توانستند بلند گریه کنند تا کسانی از قومی که امروز فرزندانشان در بقیع داروغه هستند مطلع نشوند . دوست دارم هرچه زود تر برسد آن روزی که با خیال راحت به روضه ی منتقم خون الگوهای جامعه ی بشری گوش دهیم و بدون هیچ دغدغه ای گریه کنیم . این بود خاطره ی یک روز بقیع رفتن ما !!!

من چیکاره بیدم!

فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۰

با عرض سلام و تبریک سال نو به همه عزیزان و آرزوی سالی همراه با سلامتی ، شادمانی و موفقیت.

بحث هدفمندی یارانه ها از مباحث روز کشور و دغدغه همه خانواده های ایرانی می باشد.صدور قبض های جدید برق ، آب و گاز این روزها نقل همه محافل سیاسی و خانوادگی بوده و سوالاتی را بوجود آورده است. شرکت توانیر به منظور افزایش آگاهی مردم سایتی را تحت عنوان برق و هدفمندی یارانه ها ایجاد کرده که در آن به مباحث زیر پرداخته شده است:

۱- تعرفه های جدید برق

۲- محاسبه صورتحساب خانگی

۳- روشهای کاهش هزینه برق

۴-روشهای پرداخت آسان و صحیح قبوض

در بخش محاسبه صورتحساب خانگی هر فرد می تواند با خواندن کنتور محل مسکونی خود و قرار دادن اعداد خوانده شده در سایت مبلغ قبض برق خود را بداند.

در بخش پرسش و پاسخ ها نیز می توانید ضمن مشاهده پاسخ های داده شده به سوالات سایرین با کلیک کردن بر روی علامت سوال؟ ابهامات بوجود آمده برای شما در خصوص قبض برق را مرتفع نمایید.

آدرس سایت:  http://www.tavanir.org.ir/HADAF/default.asp

از باب عنوان مطلب هم عرض کنم که بنده مثل همه دوستان یک مشترک برق می باشم و این مطلب جهت اطلاع رسانی به دوستان می باشد لذا شکوه و گلایه و پاسخ سوالات احتمالی را از سایت مذکور و مسولین زحمتکش اداره برق شهرستان بخواهند و بنده کاره ای نبیدم!


اسکان بیش از ۴۰۰۰ مسافر نوروزی توسط آموزش و پرورش لامرد

فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۰

به گزارش خبرگزاری پانا و به نقل از روابط عمومی مدیریت آموزش و پرورش لامرد :عبدالرضا راستی در شورای عمومی آموزش و پرورش اظهار داشت : بیش از ۴هزار نفر مسافر نوروزی در مدارس لامرد اسکان داده شدند که قریب به ۹۰ در صد آنها فرهنگی بودند.
راستی افزود: سرویس دهی مناسب و تجهیز کامل مکانهای اسکان موجبات رضایتمندی مسافرین نوروزی را فراهم نمود.
وی بیان داشت : با توجه به نامگذاری سال ۹۰ از طرف مقام معظم رهبری به نام سال جهاد اقتصادی می بایست جهت پیشبرد و بالندگی کشور تلاش و کوشش شود.
وی در پایان از کلیه دست اندر کاران امر اسکان اداره بویژه سید حسین احمدی زاده دبیر ستاد اسکان که به طور شبانه روز امورات اسکان را با جدیت تمام رصد می کرد و همچنین سرایداران مدارس تشکر و قدر دانی کرد.