Archive for اسفند, ۱۳۸۹

نگاهی به آمار نوشته‌ها و بازدیدکنندگان سایت

اسفند ۲۸ام, ۱۳۸۹

ضمن تبریک بمناسبت فرا رسیدن بهاری دیگر و به امید نو شدن همه ما در این سال جدید خلاصه‌ای از فعالیت نویسندگان و بازدیدکنندگان سایت را خدمت شما ارائه می‌نماییم. بحمدالله این سایت به چند دلیل در منطقه مورد توجه قرار گرفته و امیدواریم باعث و بانی خیر شده باشد:

  • -ارتباط مستقیم و دو طرفه با مخاطب که در رسانه‌های چاپی کمتر به چشم می‌خورد و بیشتر در رسانه‌های مجازی مشاهده میشود.
  • -حضور طیف تحصیل کرده منطقه لامرد و مهر چه در میان نویسندگان و چه درمیان بازدیدکنندگان. (نکته: این سایت مختص به طیف خاص فکری نبوده و سعی کرده از افراد تحصیل کرده، نویسنده و بنام منطقه برای نوشتن در سایت دعوت شود. قاعدتن دامنه شناخت ما محدود بوده و افراد لایق بسیاری در این لیست به چشم نمی‌خورند. از همه شما تقاضا می‌شود چنانچه فرد یا افرادی مایل به نوشتن در سایت می‌شناسید حتمن به ما معرفی نمایید تا از ایشان به صورت خصوصی دعوت بعمل آید)
  • -تنوع مطالب مطروحه و اکتفا نکردن به اخبار صرف که باعث میشود هر سلیقه‌ای بتواند مطالبی هر چند معدود باب طبع خود در آن بیابد.
  • -فعالیت آهسته و پیوسته و سعی در پرهیز از افراط و تفریط

فعالیت این سایت مرهون تلاشهای نویسندگان، بازدیدکنندگان و اظهار نظر کنندگان زیادی بوده که هر کدام به نحوی در غنای سایت نقش داشته اند. از این بابت دست همگی دوستان را می‌بوسیم. مطمئنیم سایت جای تغییر و تحول بسیار دارد و با اشکالات زیادی روبرو است. اما آنچه مهم است ادامه همین فعالیت هر چند ناقص و پر از اشکال است. به همین دلیل در طول این مدت سعی شده رفتارها، نوشته‌ها و نظرات تا حد امکان به گونه‌ای کنترل شود که از افراط و تفریط به دور باشد. ممکن است عده زیادی به دلیل سانسور شدن و یا عدم انتشار نظرات از ما دلخور شده باشند اما رویه ادمین‌های سایت تا حد امکان بر بی طرفی بوده و بیشتر سانسورها به مسائل اخلاقی و یا محدودیت‌های قانونی مربوط می‌شده است.

قاعدتن ممکن است سلیقه ادمین‌ها در تشخیص لزوم سانسور مطالب بی تاثیر نبوده باشد و از آنجا که سلایق افراد یک امر شخصی است برخی از اختلاف سلایق در میان ادمین‌ها ممکن است باعث بروز ناهماهنگی‌هایی در انتشار نظرات شده باشد. از این بابت از همه پوزش میطلبیم. در عین حال توجه دوستان را به این امر جلب می‌کنیم که ارتباط دوطرفه با مخاطبین و لزوم دقت در انتشار نظرات کاری است بسیار وقت‌گیر و انرژی‌بر. از آنجا که مدیران و ادمین‌های سایت در کنار امور شخصی خود و فقط به دلیل علاقه به منطقه برای این سایت وقت می‌گذارند و از این بابت چشم‌داشت مادی ندارند نمی‌توان انتظار داشت تمام وقت و زندگی شخصی خود را فدای این امر نمایند به گونه‌ای که یک تیم به صورت حرفه‌ای و ۲۴ ساعته آماده پاسخگویی به تمام نیازهای این سایت باشد. همین امر باعث می‌شود در برخی ساعات روز و یا در برخی روزهای هفته، تایید و انتشار نظرات با کندی‌ها و بی‌نظمی‌هایی همراه باشد.

بیان یک نکته مهم در این میان خالی از لطف نیست و آن هم این که انتظار برخی دوستان (بخصوص در انتشار نظرات بویژه با اسم مستعار) نیز بیش از توان ما و فراتر از محدودیت‌های موجود در جامعه است و این انتظاری نیست که لااقل در حال حاضر با توجه به اوضاع بین المللی و وضعیت سیاسی حاکم بر کشور قابلیت به اجرا رسیدن داشته باشد. ما معتقدیم مسائل و شبهات زیادی اهم از سیاسی و مذهبی ذهن جامعه ما را به خود مشغول کرده و برای حل اکثر آن مسائل باید مباحثات طولانی و جدلهای بسیار صورت پذیرد.

اعتقاد شخصی ما بر این است که این دغدغه‌های ذهنی باید اجازه ابراز داشته باشند اما باید قبول بفرمایید که توان این سایت در انتشار این نوشته‌ها و قبول مسئولیتهای تبعی و انتقادات پیدا و پنهان از آن فراتر از توان یک سایت محلی است و فضای رسانه‌ای باز‌تری را می‌طلبد.

و اما آمار خلاصه‌ای از فعالیت‌های سایت …

در کل ۱۰۶۳ نوشته در سایت منتشر شده، حدود ۳۴۰ هزار نفر از مطالب آن بازدید نموده‌اند (مراجعه نویسندگان سایت در این آمار حساب نشده است) و حدود ده هزار  نظر ثبت شده (و حذف نشده!) در سایت نوشته شده است.

نویسندگان فعال

از میان نویسندگان سایت آقای علی صابری با ۱۱۱ مطلب فعال‌ترین نویسنده از نظر تعداد نوشته بوده‌اند. ایشان در قسمت نظرات نیز خوشبختانه فعال ظاهر شده و گرمی زیادی به بحث‌های سایت بخشیده‌اند. پس از ایشان مرتضی اسدپور از اولین نویسندگان سایت که مدت زیادی است به دلایلی از نویسندگی در سایت دست کشیده‌اند هنوز یکی از رکوردداران تعداد نوشته محسوب می‌شوند.

از میان نویسندگان اجتماعی-سیاسی نویس که بیشترین تعداد نویسنده را نیز به خود اختصاص داده آقایان جواد صفایی، علی حسن زاده، عقیل شبانی نژاد و مجید اسدپور (مشترکن) فعالترین نویسندگان تا بحال بوده‌اند. آقایان حسن زاده و شبانی نژاد مدتی است دل و دماغ نوشتن در سایت را ندارند. احتمالن علی نیاز به دلجویی و عقیل نیاز به هل دادن دارد! پس از این سه نفر مسلم زارعی، علی قادری و محمد رضا مظفری با فاصله های کمی گروه پیشرو را تعقیب میکنند.

آقای موسی هنرپیشه که مطالبشان بیشتر مضامین مذهبی دارد و در برخی موارد انعکاس دهنده مشکلات فرهنگی و اجتماعی است در زمره نویسندگان فعال سایت بوده‌اند(رتبه ۶ پس از جواد) و نوشته هایشان نسبت به بقیه قالب علمی‌تری دارد.

از میان نویسندگانی که بیشتر تمرکزشان بر جمع آوری آداب و سنن منطقه بوده است عبدالرضا عبداللهی، از نظر تلاش در معرفی مفاخر علمی، هنری و مذهبی منطقه آقای محمد هنرپیشه از طرف اداره ارشاد، از میان شعر نویسان محمد رضا کهنسال، از میان طنز نویسان عقیل شبانی نژاد و علی ناصری و ازمیان ورزشی نویسان حمید اسدپور فعالترین‌ها بوده‌اند. آقای اسفندیار حیدری تمرکز خود را بر رشته تخصصی خود روانشناسی گذاشته و باعث تنوع بخشیدن به موضوعات مطروحه در سایت گردیده اند. آقای محمد رضا مظفری نیز تلاش زیادی برای اطلاع رسانی در مورد موقعیتهای شغلی مناطق گازی و نفتی داشته‌اند.

نویسندگان خانم سایت، سیما قاسمی و مرضیه حسینی در برهه‌های زمانی محدودی فعال ظاهر شدند اما ظاهرن قید حضور در سایت را زده‌اند و ما را از ایجاد تنوع در سایت و تلطیف کردن فضای مردانه و خشن نقدها و انتقادات محروم نموده‌اند.

جوانترین نویسنده سایت تا آنجا که از سن نویسندگان اطلاع داریم آقای حمید رضا آزاد است که خبرنگار خبرگزاری دانش آموزی پانا نیز می‌باشند. جدیدترین نویسنده سایت آقای حسن خضری است که در مدت کم فعالیت زیادی داشتند. متاسفانه آخرین نوشته شان نشان از خداحافظی زودهنگام دارد که امیدواریم این گونه نباشد و در تصمیمشان صرف نظر نمایند.

روابط عمومی های فعال


از میان روابط عمومی ادارات:
– روابط عمومی جهاد کشاورزی با نمایندگی آقای مسعود قاسمی با ۶۷ مورد خبر و نوشته فعالترین،
-پس از ایشان روابط عمومی آموزش و پرورش به نمایندگی آقای حسین بهرامی و سپس
-فرمانداری به نمایندگی آقای بهرام اللهیاری با فاصله کم در رده های بعد قرار گرفته‌اند.

آقای اللهیاری مسئول روابط عمومی فرمانداری پس از تاسیس سایت فرمانداری لامرد، دست از نوشتن در سایت کشیده‌اند و مدت‌ها است اخبار فرمانداری را در این سایت منعکس نمی‌نمایند. برای فرمانداری که ارتباط بسیار خوب و دو طرفه‌ای با این سایت داشتند و هم از نظرات خانندگان این سایت مطلع شده و هم اخبار فعالیتهای فرمانداری را به سمع و نظر خانندگان پرتعداد سایت میرساندند، امری میمون و مبارک هم برای سایت و هم برای منطقه بود و به نظر می‌رسد این عدم ارتباط باید مورد تجدید نظر واقع گردد.

آمار بازدید از نوشته ها

از تاریخی که نرم افزار آمارگیری داخلی بازدید کنندگان نصب شده تا کنون دویست لینک زیر بیشترین تعداد بازدید کل را داشته‌اند (دو لینک اول طبیعتن صفحه اول سایت و صفحه قوانین است که از این آمار حذف شده اند. در این میان باید به تعداد روزهایی که این نوشته‌ها در معرض بازدید عموم قرار داشته‌اند نیز توجه نمود. برخی از نوشته‌ها در مدت کمی این تعداد بازدید را داشته اند که قاعدتن باید در تجزیه و تحلیل استقبال خانندگان لحاظ شود):

عنوان تعداد بازدید
۱ لطفا گاری را هم
همراه خودتان برگردانید!
۱,۵۵۱
۲ موسیقی محلی ۱,۵۱۱
۳ جریان شناسی گروه
های سیاسی در لامرد
۱,۳۴۷
۴ ارزشیابی توصیفی را
بیشتر بشناسیم
۱,۳۲۵
۵ نحوه دانلود کردن
موسیقی‌های محلی
۱,۳۱۷
۶ اداره‌ی عمّی
زارسِینی
۱,۲۵۱
۷ فیلم شعر خوانی خلیل
ذکاوت در دیدار رهبری با شاعران
۱,۰۴۳
۸ ولایت فقیه «قسمت
دوم»
۱,۰۳۴
۹ تسلیت درگذشت
برادر شریفی
۹۵۳
۱۰ پاسخی به جوابیه
رئیس بازرگانی لامرد: آقای فرماندار جواب ما را هم بخوانید
۸۹۷
۱۱ ماجرای عروسی های
غم انگیز لامردی هیچ کس به وظیفه عمل نمی کند
۸۸۶
۱۲ یارانه مستقیم ۸۶۹
۱۳ سهمیه قسمت
دوم(استخدام آموزش و پرورش)
۸۰۲
۱۴ آگهی استخدام در
عسلویه
۷۷۶
۱۵ تغییر مدیریت یا
جابجایی اندیشه
۷۶۷
۱۶ چهل سال بعد در
همین سایت!(یا : لامرد… چهل سال بعد)
۷۳۳
۱۷ من از این تلوزیون
متنفرم!!
۷۲۷
۱۸ روان شناسی رنگها
در قرآن
۶۹۲
۱۹ کوتاه از بهارستان
۲
۶۹۱
۲۰ از ترکمن تا
پارسیان
۶۸۸
۲۱ از خاطرات یک رییس
دولت (۲)
۶۶۱
۲۲ بسیجی فعال کیست؟
با ذکر مثال توضیح دهید.(دونمره)
۶۵۷
۲۳ الله تو بزن بارون ۶۴۵
۲۴ رمز ماندگاری
«ربنا»ی استاد شجریان
۶۴۵
۲۵ مباهله ۶۳۶
۲۶ سفر لاریجانی به
لامرد+عکس
۶۳۵
۲۷ خشکی و خشکسالی:
اثرات و راه کارها
۶۳۰
۲۸ سرنشینان بد
حجاب،مزاحمان نوامیس
۶۲۰
۲۹ آیا لامرد مرکز
استان پارس جنوبی می شود؟
۶۱۸
۳۰ اعجاز عددی و لفظی
قرآن کریم
۶۱۶
۳۱ انا لله و انا
الیه راجعون
۶۰۳
۳۲ زلزله دیشب لامرد
را لرزاند
۵۸۹
۳۳ این دو نامه
متضاد( بدون اظهار نظر شخصی)
۵۸۵
۳۴ دختر بـخت بربسته
!
۵۸۱
۳۵ موضوع انشاء: دوست
دارید چه چیز اختراع کنید ؟
۵۷۶
۳۶ تعزیه شیر ۵۷۳
۳۷ گزارش
تصویری-لامرد آماده تشییع پیکر نماینده فقید
۵۶۴
۳۸ قطار شیراز تهران
بدون ایستگاه و پل و ریل و زیرسازی افتتاح شد!
۵۶۰
۳۹ کُنار (BER) ۵۵۰
۴۰ استاد شجریان و
دام B B C
۵۴۵
۴۱ من ” مشایی ” را
دوست دارم !
۵۳۵
۴۲ از پاتیناژ ِ جری
تا آواز نَهُفت
۵۲۷
۴۳ ساده مثل “ساده”! ۵۱۷
۴۴ خوشا آنان که در
گهواره مُردند!
۵۱۷
۴۵ به مناسبت هفته
سلامت: نقش ورزش در سلامتی دانش‌آموزان
۵۱۴
۴۶ نخستین اجرای
اولین گروه موسیقی سنتی لامرد
۵۰۶
۴۷ دَستا بالا! ۴۹۹
۴۸ استفاده بهینه از
کولر گازی
۴۹۷
۴۹ چرا نام علی (ع)
در قرآن ذکر نشده است ؟
۴۹۵
۵۰ تقدّس آبروی مؤمن
و مسلمان
۴۹۳
۵۱ فرصتهای پیش رو ۴۹۱
۵۲ سیک(خشتک شلوار)
پاره
۴۹۰
۵۳ به من نگویید
چگونه زندگی نکنم!
۴۸۸
۵۴ جـوابیه مدیـریت
آموزش وپرورش لامـرد به مطلب “اداره عمی زارسینی”
۴۸۸
۵۵ لزوم بعثتی دوباره
در هزاره سوم
۴۸۶
۵۶ محکومیت بی حرمتی
به قرآن شریف
۴۸۴
۵۷ سکانس جدید خدمت ۴۸۱
۵۸ متن و حاشیه سفر
استاندار به لامرد از نگاه دوربین من…
۴۷۴
۵۹ آب دوغ خیـار ! ۴۷۲
۶۰ فیلتر شدن سایت به
دلایل نامعلوم، به روز شدن سایت
۴۷۰
۶۱ جوابیه بسیج به
مطلب “بسیجی فعال کیست؟”
۴۷۰
۶۲ نماینده لامردومهر
یکی از گزینه های احتما
۴۶۷
۶۳ سفر نامه
تراکمه(قسمت اول)
۴۶۰
۶۴ وقتی فقط بوشهری
ها بومی می شوند
۴۴۵
۶۵ تصاویری برای
همشهریان دور از وطن
۴۴۴
۶۶ تنبیه بدنی (به
بهانه سال نو تحصیلی)
۴۳۵
۶۷ درگذشت ناگهانی
جناب آقای حیاتی، نماینده لامرد و مهر
۴۲۹
۶۸ دروغ ۴۲۸
۶۹ لامرد شهر گمنام
جاده‌ها
۴۲۷
۷۰ ای کاش عکاس نشده
بودم
۴۲۶
۷۱ کتک زدن یا همان
واپیریشیذن!
۴۲۵
۷۲ ووووووووووووووووووو! ۴۲۵
۷۳ کارآفرین‌تر از
«او» نمی شناسم!
۴۱۲
۷۴ بای ذنب قتلت؟ ۴۰۷
۷۵ هدفمند کردن
یارانه ها و بعضی مشکلات ناشی از عدم اجرای صحیح آن
۴۰۲
۷۶ نمک و نمکدان ۴۰۱
۷۷ « لامِرد دروازه‌ی
خلیجِ؛ فارس»*
۳۹۷
۷۸ ارتباط با خدا
وظیفه ی همه موجودات
۳۹۷
۷۹ دو قدم مانده به
آدمیت(۱)
۳۹۳
۸۰ ما کجا ایستاده
ایم؟
۳۹۲
۸۱ پیغام‌های نادرست
یک تغییر نام
۳۹۲
۸۲ به فکر جوانان خود
باشیم و گرنه شیطان ……..
۳۸۹
۸۳ ولایت فقیه ۳۸۴
۸۴ هرچه بگندد نمکش
میزنند، وای به روزی که بگندد نمک
۳۸۲
۸۵ ضیافت افطاری
هنرمندان و بررسی مشکلات تئاتر شهرستان لامرد
۳۸۱
۸۶ مشکلی به نام هیئت
امناء
۳۷۹
۸۷ ۹۰مصوبه برای
توسعه وعمران منطقه در سفر استاندار به لامرد
۳۷۹
۸۸ مراسم باشکوه روز
خبرنگار در لامرد
۳۷۸
۸۹ درخشش هنرمندان
لامردی در بیست و یکمین جشنواره و چهارمین همایش استانی تئاتر فجر
۳۷۶
۹۰ قدرت نرم جمهوری
اسلامی ایران
۳۷۳
۹۱ شجره طیبه ۳۶۹
۹۲ محمد رضا بن علی ۳۶۸
۹۳ هُل نده آقا جان! ۳۶۰
۹۴ هفته نامه طلوع
ویژه نامه لامرد و مهر ۱۶ آبان ۱۳۸۹
۳۵۹
۹۵ «بابا آب داد».
بنویس پسر بابا!
۳۵۸
۹۶ مراسم آغاز سال
تحصیلی ۸۸-۸۹
۳۵۸
۹۷ کنگره ای برای
سربدارانِ سردار نشده
۳۵۶
۹۸ کوتاه از بهارستان
۷
۳۵۶
۹۹ داسـتان دو زن ۳۵۵
۱۰۰ طرح ساماندهی
عروسی ها در شورای فرهنگ عمومی لامرد بررسی شد
۳۵۵
۱۰۱ انتشار کتاب
«داستان زندگی و ازدواج ام کلثوم »، اثر حجت الاسلام اجرائی
۳۵۳
۱۰۲ توسعه، قربانی
تغییر
۳۵۳
۱۰۳ سایت تراکمه ۲
ساله شد
۳۵۱
۱۰۴ برف در لامرد! ۳۵۱
۱۰۵ وقتی زمین
لرزید….به روایت دوربین من
۳۵۰
۱۰۶ اندک اندک جمع
گردد وانگهی ……… سخنی با مسئولین کنترل بازار و قیمت ها
۳۴۹
۱۰۷ ای نامه که می روی
به سویش….
۳۴۸
۱۰۸ گاری: ماید این
سنگال!
۳۴۵
۱۰۹ یاد یاران ۳۴۴
۱۱۰ عکس‌های قدیمی (۳) ۳۴۰
۱۱۱ تم سایت تغییر کرد ۳۴۰
۱۱۲ این جوک های
تلخ(۲)
۳۳۷
۱۱۳ اندر باب دل و عقل
در اشعار حافظ
۳۳۳
۱۱۴ گومبا گومبا! ۳۳۲
۱۱۵ آه این زمین و
سرزمین…
۳۳۲
۱۱۶ سوسوی یک سمت و
سوی کم سو!
۳۳۱
۱۱۷ یه سؤال دارم… ۳۲۹
۱۱۸ پاسخ به خرافه ای
مدرن ! آیا قرآن حادثه ۱۱ سپتامبر را پیش بینی کرده بود ؟
۳۲۸
۱۱۹ اولین جلسه توجیهی
مدیران و معاونین مجتمع های آموزشی در آموزش و پرورش لامرد
۳۲۷
۱۲۰ هفتاد سالگی و سیب
؟!
۳۲۶
۱۲۱ اندر حکایت تکریم
ارباب رجوع در لامرد
۳۲۵
۱۲۲ هفته نامه طلوع
ویژه نامه لامرد و مهر ۲۴ آبان ۱۳۸۹
۳۲۱
۱۲۳ آیت الله
بروجردی(ره) و پروفسور انیشتین
۳۲۱
۱۲۴ جوابیه دوم
بیمارستان بر مطلب” مشکلی به نام…
۳۲۱
۱۲۵ گیاهان دارویی
لامرد(خیار تهلو)
۳۱۹
۱۲۶ من و دوستم : مرگ! ۳۱۹
۱۲۷ دوبیتی ۳۱۷
۱۲۸ نوستالوژی رمضان ۳۱۲
۱۲۹ این همه جریمه
دیرکرد مالیات و وام چرا و چگونه؟!!
۳۱۱
۱۳۰ حفظ زبان و گویش
ها
۳۱۰
۱۳۱ باز هم نوستالوژِی ۳۰۸
۱۳۲ زنگ کاردستی ۳۰۶
۱۳۳ شعر زیبای خلیل
ذکاوت در رثای محمد علی حیاتی عزیز
۳۰۴
۱۳۴ به مناسبت هفته
سلامت: فواید دوچرخه سواری
۳۰۳
۱۳۵ افسوس از وجود گلی
و تکه چمنی
۳۰۱
۱۳۶ IQ صد و چهل،
فایده اندازه جلبک
۳۰۰
۱۳۷ مخترع کنتور برق
هوشمند: مسئولان به دلیل تفکر مقطعی که دارند ترجیح می دهند به جای تولید یک
کالای مفید یا آن را از خارج از کشور وارد کنند و یا از همان کالاهایی که فاقد
ارزش لازم هستند استفاده کنند.
۲۹۵
۱۳۸ تو که چِشمات خیلی
قشنگه!
۲۹۵
۱۳۹ پخش اعترافات
گالیله، امشب بعد از …. سایت تراکمه
۲۹۵
۱۴۰ درددلی از یک
زلزله زده
۲۹۴
۱۴۱ تساهل و تسامح در
تضاد
۲۹۳
۱۴۲ حرص حرس برای هرس! ۲۹۳
۱۴۳ روز بعد از سـوم ۲۹۲
۱۴۴ یک مصاحبه ی خیالی
با یک سرباز خیالی توسط یک قلم به دست مزدور(بلانسبت شما! خودموعرض کردم!)
۲۹۱
۱۴۵ حاشیه‌ای بر ۴۰
سال بعد در همین سایت !(یا : لامرد… چهل سال بعد)
۲۹۰
۱۴۶ لزوم تدوین تاریخ
منطقه
۲۸۹
۱۴۷ انجمن ادبی آینه ۲۸۶
۱۴۸ سلام! چطوری؟! ۲۸۲
۱۴۹ بار دیگر شهری که
دوستش داریم…
۲۷۸
۱۵۰ گیاهان دارویی
لامرد(خرگ)
۲۷۸
۱۵۱ مشکلات و موانع
تحقق کشاورزی پیشرفته و یا برنامه پذیر کردن کشاورزی کشور
۲۷۷
۱۵۲ روان شناسی چهره در
قرآن
۲۷۵
۱۵۳ های بچه گرهای –
وای!
۲۷۳
۱۵۴ کجایم من؟ که ای
تو؟ جغرافیای ما کجاست؟
۲۷۳
۱۵۵ سیاست زدگی جامعه
ایرانی
۲۷۲
۱۵۶ کربلا ، یزید و
حسین (ع) از دیدگاه اهل سنت
۲۷۱
۱۵۷ دنیای کوچک من! ۲۷۰
۱۵۸ سلام و ….
خداحافظ!
۲۶۹
۱۵۹ دیروز ایران،
امروز مصر و تونس و فردا……
۲۶۹
۱۶۰ کـی به کـی است؟! ۲۶۸
۱۶۱ کوروش و کرنش ! ۲۶۸
۱۶۲ خوشا آنان که در
گهواره مُردند (۲)!
۲۶۸
۱۶۳ اطلاعیه ساماندهی
نیروی انسانی مدیریت آموزش وپرورش شهرستان لامرد
۲۶۸
۱۶۴ قلعه ی حیوانات
(۱)
۲۶۷
۱۶۵ گیاهان دارویی
لامرد(توله)
۲۶۷
۱۶۶ شنگول و منگول و
حبّه‌ی انگور
۲۶۶
۱۶۷ تساهل و تسامح در
اسلام
۲۶۴
۱۶۸ یک فقر که احساس
می شود …
۲۶۳
۱۶۹ کوتاه از بهارستان
۵
۲۵۹
۱۷۰ رزمندگان خوش نام
بهداشت و درمان لامرد
۲۵۹
۱۷۱ تشــابه ! ۲۵۹
۱۷۲ از میان بوی کاهگل
و مهربانی…
۲۵۵
۱۷۳ دیده شده ۱۰۰۰۰۰
بار !
۲۵۳
۱۷۴ اخبار کشاورزی
لامرد
۲۵۳
۱۷۵ پورتال اطلاع
رسانی شهرداری لامرد؟؟؟
۲۵۲
۱۷۶ جوابیه بیمارستان
بر مطلب”مشکلی به نام هیئت امنا”
۲۵۰
۱۷۷ مکالمه ی رایگان
با مرکز ملی پاسخ گویی به سؤالات دینی-۰۹۶۴۰
۲۵۰
۱۷۸ این اشک ها…آن لب
خند ها
۲۴۹
۱۷۹ فرصتی نیکو برای
همه
۲۴۷
۱۸۰ به پرسشی که ندارد
جواب می ماند ؟!
۲۴۷
۱۸۱ سهمیه ………. ۲۴۶
۱۸۲ آن مرد آمد… ۲۴۶
۱۸۳ ماید-این-ایران ۲۴۵
۱۸۴ دستاورد چشمگیر
محققان ایرانی در مبارزه با آنفلوآنزا
۲۴۴
۱۸۵ آیا واقعا درسته ؟
/ آره ؛ چرا درست نیست / ولی برای رسیدن به اینجا . . .
۲۴۴
۱۸۶ راه، عامل پیشرفت و
رونق اقتصادی هر شهر
۲۴۳
۱۸۷ ناگهان چقدر زود
دیر می‌شود
۲۴۲
۱۸۸ رنـج دانـایی ۲۴۲
۱۸۹ فایده قرآن خواندن ۲۴۱
۱۹۰ از ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱
تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۰ از برج سوزی تا قرآن سوزی
۲۴۱
۱۹۱ زندگی شیرین می
شود!
۲۴۱
۱۹۲ جومه ی ویل چاپی
چقد قشنگن!
۲۴۰
۱۹۳ به مناسبت هفته
سلامت : بهداشت جسم و روان !!!
۲۳۹
۱۹۴ به بهانه زلزله
اخیر منطقه
۲۳۹
۱۹۵ شیطون ۲۳۹
۱۹۶ کجنگ نامه! ۲۳۸
۱۹۷ روان شناسی ذکر
شفای روح
۲۳۶
۱۹۸ وقتی خیلی ….
تشریف داریم!
۲۳۲

در این آمار چند نکته جالب و در نگاه اول غیر مترقبه به چشم می‌خورد. موسیقی محلی و نحوه دانلود کردن موسیقی های محلی (نوشته مسعود اسدپور)، مطلبی درباره ارزشیابی توصیفی (نوشته علی دوده) و فیلم شعرخوانی خلیل ذکاوت در دیدار با رهبری (نوشته مرتضی اسدپور) به صورتی غیر منتظره جزو مطالب پربازدید بوده‌اند.

نکته اصلی در اقبال بازدیدکنندگان به این چند مطلب، عام‌تر بودن موضوع آنها و مخاطبین گسترده‌تر آن‌ها از نظر بازه جغرافیایی بوده است. خوانندگان این چند مطلب بیشتر با جستجوی کلمات خاصی مانند موسیقی محلی، ارزشیابی توصیفی، شعرخوانی در حضور رهبر در سایت گوگل آن را پیدا کرده‌اند و بیشتر خانندگان این مطالب، غیر بومی بوده‌اند. این چند مطلب به صورتی آهسته و پیوسته، در طول زمان زیاد، تقریبن هر روز بازدیدکنندگان معدودی را به سایت جذب کرده اند و در حقیقت محتوای آنها ماندگاری زمانی بیشتری داشته است.

در میان ۱۵ نوشته دارای بیشترین بازدید بغیر از مطالب عام فوق، مطالب انتقادی و بحث برانگیز بازدیدکنندگان بیشتری به خود اختصاص داده‌اند که در میان آنها مطالب زیر به چشم می‌خورد:

  • -مطلبی در انتقاد از استانداری بخاطر معرفی آرام و بی سر و صدای معاون جدید فرماندار (با عنوان لطفا گاری را هم همراه خودتان برگردانید نوشته مسعود اسدپور)،
  • -انتقاد از آموزش و پرورش شهرستان (با عنوان اداره عمی زارسینی نوشته احمد انصاری)،
  • -مطلبی باعنوان جریان شناسی گروه‌های سیاسی لامرد (نوشته مجید اسدپور)،
  • -سه مطلب در مورد ولایت فقیه، درگذشت برادر شریفی و یارانه مستقیم (نوشته علی صابری)،
  • -دو نوشته انتقادی در مورد عدم نظارت بر قیمت‌ها در بازار و عدم نظارت بر عروسی‌ها (نوشته موسی هنرپیشه)،
  • -مطلبی در مورد سهمیه ایثارگران (نوشته محمد نعیمی)،
  • -آگهی استخدام در عسلویه (نوشته محمدرضا مظفری)-و مطلبی انتقادی در مورد انتصابات جدید لامرد (نوشته محمود حق شناس)

در مجموع اخبار مربوط به یک موضوع خاص، اخبار زلزله لامرد، اخبار مراسم درگذشت مرحوم حیاتی و مرحوم شریفی بیشترین بازدیدها را به خود اختصاص داده‌اند.

نوشته‌های جواد صفایی، علی ناصری، علی قادری، محمدرضا مظفری در عین تعداد بازدیدهای نسبتا بالا، واریانس کمتری در تعداد بازدیدکنندگان به خود اختصاص داده‌اند و مطالب مابقی نویسندگان با افت و خیزهای بیشتری همراه بوده است.

از نظر استقبال خانندگان اعم از تعداد بیننده و تعداد نظرات نوشته‌های مرتبط با سیاست روز ایران و مسائل بحث برانگیز بومی همانند مسائل سیاسی و اجتماعی بیشتر مورد توجه بوده‌اند و در این میان اخبار جاری منطقه (بغیر از اخبار سیاسی) مورد بی مهری زیادی قرار گرفته‌اند.

در میان بازدیدکنندگانی که با نام مستعار نظر میدهند مجهول و نقطه دات آی ار فعالترین ها بوده‌اند.

جای خالی مطالب پرمغز عبدالله فضلی، عباس غلامزاده، سید عدنان احمدی زاده، احمد غلامی، علی دوده، اسماعیل رمضانی، علی محسنی، اسماعیل نمازی، مهدی راستی، علی اکبر صفری، داود حیاتی، محسن مرادی، یعقوب نعیمی، بهرام کشتکار، مهدی اسدپور، ابراهیم غلامزاده، سید احمد موسوی پور، یحی محمدی، زرتشت صفری، عبدالصمد خسروی، امید روزمند، قاسم هاشم پور، مسلم دلشاد، مصطفی سراجی، تیمور قاسمی، سید اسماعیل موسوی، عباس محمدی، غلامرضا صفرپور و محمد رحیمی و دیگر دوستانی که هریک چند باری ما را مورد لطف قرار داده و از نظراتشان ما را بهره مند ساختند اما به دلایلی، احتمالن گرفتاریهای شخصی، فرصت نوشتن ندارند بسیار خالی است و دل ما برای همه ایشان تنگ شده است.

لامرد موقعیتی سوق الجیشی

اسفند ۲۶ام, ۱۳۸۹

دیاری قهوه ای و بدور از هیاهو و دسترسی اغیار و فارغ از منشهای جاه طلبانه که همواره دارای  محفلی پر رونق از دانش ، فقه ، ادب  ، استقلال و اقتصاد از دوران گذشته تا کنون بوده و هست .

وجه تمایز و بارز آن با دیگر مناطق و سرزمین ها ، موقعیت سوق الجیشی  و منابع و ذخائر سرشار از نعم و برکات الهی و مردمی خونگرم در جغرافیای خود است که علاوه بر فرهنگ و مرام مردم ، در خصوصیات خاص و دیگر خود از جمله اقتصاد و بازرگانی و سیاست و مدیریت ، همواره یک سر و گردن از دیگر سرزمینها فراتر بوده است . این سرزمین همیشه از مردمی با اعتقادات محکم و استوار شیعی بهره برده و می برد .

منطقه لامرد تا دیر باز از دسترسی حکومتهای گذشته بدور و بعضا از حکومتهای جابر نافرمانی داشته است و اقداماتی نیز در دفاع از دین ، اقلیم و همچنین عزت علماء و مردم لارستان در تاریخ خود به ثبت رسانده است .

لامرد به لحاظ داشتن موقعیت جغرافیائی و سوق الجیشی در دوران دفاع مقدس و قبل آن ، حائز اهمیت بوده است . استوارترین سپر دفاعی خلیج فارس و بهره مندی از موقعیت پدافندی غیرعامل بصورت طبیعی و همچنین موقعیت آفندی و تهاجمی برای حفاظت از منابع خلیج فارس و دفع گزند مهاجمان به خلیج فارس و آبهای سرزمینی جنوب ایران ، از خصوصیات بارز این منطقه خشک و قهوه ای و درعین حال با مردمی گرم و صمیمی است .

این عامل آفند  و پدافند  در موقعیت سوق الجیشی لامرد ، علاوه بر اینکه میتواند زمینه امید و امیدواری برای کشور در  حفاظت مطمئن از منابع و منافع ملی در خلیج فارس و استحکام مرزهای آبی کشور در جنوب در وسعتی قابل توجه باشد ، زمینه را برای سرمایه گذاری های مطمئن نفتی ، گازی و اقتصادی نیز بخوبی فراهم میسازد .

این سرزمین میتواند پشتیبان مهم و قابل اعتمادی هم برای سرمایه گذاری های بزرگ در خود و هم در منطقه پارس جنوبی و پارسیان و دیگر مناطق استراتژیک خلیج فارس باشد . گو اینکه سرزمین زرخیز لامرد در موقعیتی از طول مرزهای آبی کشور در خلیج فارس قرار دارد  که تقریبا اکثر مرزها و منابع موجود کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ، در خلیج فارس را در بر می گیرد و سرزمینی اوسط در این خطه حساس جهان که ۴۰ درصد ذخائر نفتی جهانی را در خود جای داده است ، می باشد .

همین بس که رشته کوه های زاگرس در این خطه در لایه هائی منظم با پیوستگی ها و موقعیت های جالب طبیعی و اقلیمی و بعضا مسطح ، موقعیت را برای تمامی اقدامات استراتژیک کشور چه در زمینه دفاع از حوزهء خلیج فارس و چه در زمینه سرمایه گذاری های اقتصادی و نفتی و دیگر فعالیت ها که دسترسی به دریا نیز برای آن حائز اهمیت است ، بنحو مطلوب محیا میسازد .

دشت لامرد ، دشتی است که میتوان با اتصال رشته کوه های دامنی لامرد با رشته کوه های بالائی آن ، جلگه ای مستعد بوجود آورد که جایگاه قابل اعتماد برای هرگونه فعالیت و کنش و واکنش های اقتصادی و تعاملات و مواسلات در کل حوزه خلیج فارس باشد .

سرکوه های مسطح در سلسله زاگرس در این دو رشته فعال در دو طرف طولی منطقه لامرد نیز موقعیت بسیار استراتژیک جهت حفاظت از منابع و منافع ملی  و حضانت از سرمایه گذاری های بخش خصوصی و دولتی ، بوجود آورده و می آورد .

– با وجود قدمت زیاد و نیز اهمّـیت فرهنگی و تاریخی و سوق الجیشی این سرزمین و وجود مردمانی غیور ، باصلابت ، وطن دوست  و شیعی که نه تنها در مقابل مهاجمان  عرصه را خالی نکرده و نمی کنند بلکه هم چنان با تلاش های  خستگی ناپذیرشان  به توسعه بخشی و بالندگی سرزمینشان همّت می گمارند  و همواره پذیرای سرمایه گذاری های بزرگ بخش خصوصی و دولتی بوده و هستند .

منطقه لامرد عنوان عمومی ناحیه ای در جنوب فارس است که شهرستان های لامرد و مهر  را در بر می گیرد  و بدلیل واقع شدن در پس کرانهء خلیج فارس و میان رشته کوه های زاگرس با خصوصیات خاص خود و نزدیکی به دریا و اسکله ها و راه های مواسلاتی مهم دیگر و فرودگاه بین المللی عموما دسترسی های استراتژیک در زمینه های بازرگانی و سوق الجیشی ، دارای اهمیت خاص و مهمی است . البته واقع شدن شمال غربی لامرد به مسیر جاده ابریشم نیز بر اهمیت جهانی این سرزمین می افزاید .

این سرزمین، جنوبی ترین منطقه استان فارس است که به استان های  بوشهر ، هرمزگان ، فارس ، خلیج فارس ، اقیانوس هند و جاده ابریشم دسترسی دارد .

–  این ناحیه اکنون به دلیل وحدت تاریخی و فرهنگی و اجتماعی ، مردمان لامرد و مهر ؛ مثل گذشته ؛ ارتباط و مراودات اقتصادی و فرهنگی خود را حفظ کرده اند .

بخش عمده ای از پوشش گیاهی منطقه درخت کنار (سدر)،گز و نخل است .

مهم ترین ویژگی اجتماعی لامرد و مهر ارتباط و پیوند اقتصادی و فرهنگی و خویشاوندی باکشورها و مردم  حاشیهء جنوبی خلیج فارس و حوزهء اقیانوس هند است که قدمت چند صد ساله دارد . این ارتباط اکنون نیز تداوم دارد و بر حیات اقتصادی و فرهنگی تأثیر بسیار عمیقی بر جای گذاشته و می گذارد.

لامرد به دلیل وضعیت سوق الجیشی و قرارداشتن در مسیر ورودی دیگر مناطق ایران،به عبارتی دروازهء جنوبی ایران زمین و  داشتن بازارهای متنوع ،  میتواند معبری برای جهانگردان و ایرانگردان نیز باشد . والسلام

* تقدیم به همه عزیزانی که میمانند . پایدار باشید  و  سالهائی خوب و خوش همراه با توفیقات الهی در پیش داشته باشید .

علی صابری ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ تهران

فرصتی که نباید از دست داد…

اسفند ۲۴ام, ۱۳۸۹

پس از سالها انتظار و امروز و فردا کردن های بسیار در افتتاح بزرگراه پارسیان( مهر –عسلویه ) حدود دوماه است که این بزرگراه افتتاح گردیده وفاصله عسلویه -لامرد را حدود ۵۰ کیلومتر و عسلویه – مهر را نیز حدود ۲۰ کیلومتر کاهش داه است . یقینا” افتتاح این بزرگراه فرصت هایی را پیشروی شهرستانهای لامرد و مهر قرار داده تا از این فرصت ها در جهت پیشرفت دو شهرستان استفاده شود. بنده در مطلب راه ، عامل پیشرفت و رونق اقتصادی هر شهر از مزایای تسریع در افتتاح این بزرگراه نوشتم و اکنون زمان آن رسیده تا با همکاری و مشاوره شما پیشنهاداتی را به مسئولین ارائه دهیم تا فرصت های پیشرو را غنیمت شمرده و گام موثری در پیشرفت دو شهرستان برداشته شود.
اکنون فاصله جم – عسلویه نسبت به لامرد – عسلویه ، ۱۵ کیلومتر نزدیکتر است اما لامرد پتانسیل هایی مثل وجود سه دانشگاه ، فرودگاه ، مراکز خرید و … دارد که شهرستان جم از آن بی بهره است .
و اما آنچه باید برنامه ریزی شود:
۱-دعوت از مدیران عامل پتروشیمی ها و پالایشگاههای مستقر در عسلویه برای ارائه پتانسیل های لامرد و مزایای موجود و تسهیلاتی که ارگانها و سازمانها قادر به ارائه آن به شرکت ها می باشند. در صورت امکان مسئولین می توانند این جلسه را با هماهنگی سازمان منطقه ویژه در عسلویه برگزار نمایند.
۲-ملاقات حضوری مسئولین (فرماندار ، بخشدار ، شهردار و …) با مدیران عامل پتروشیمی ها و پالایشگاهها و متقاعد کردن آنها برای احداث منازل سازمانی در منطقه. البته این ملاقات می تواند با مدیران ارشد وزارت نفت در تهران نیز انجام شود.
۳-تبلیغات
مسلما با انجام موارد فوق که با پیشنهادات شما تکمیل تر نیز خواهد شد ، راه برای اشتغال ، سرمایه گذاری در بخش بهداشت و درمان از سوی وزارت نفت و همچنین سرازیر شدن امکانات به شهرستان هموار تر خواهد شد.

به کجا می رویم؟

اسفند ۲۳ام, ۱۳۸۹

چند هفته ای است که با توجه به مطالب مطرح شده در سایت احساس نیاز به نگارش این نظرات می کردم اما فکر میکردم این تنها نظر من است و سایرین به این شیوه و طریقه ارائه مطالب و نظرات در سایت راضی هستند.  و خود را  در این اندیشه تنها می دیدم اکنون که با ملاحظه نوشته دوست گرامی دکتر حسن خضری و کامنت های آن به نظرم کسان دیگری را هم نظر با خود میبینم این سطور را جهت میدانی برای تبادل نظرات و پیشنهادات   در جهت بهتر شدن سایت می نویسم.

مدتی است سایت محبوب وپر مراجعه تراکمه  عرصه تنازع  بی فرجام دوستان گردیده است. به نظر حقیر این سایت همانگونه که از نامش پیداست می بایست محملی برای عرضه و تبادل  اندیشه های دوستان در باره مشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و  …. آنچه مخرج مشترک همه بازدید کنندگان و نویسندگان یعنی “منطقه تراکمه”  باشد. اندیشه های سیاسی و اعتقادی دوستان گرانقدر که البته در جای خود قابل احترام است،و دارای سطحی فرا تر از جغرافیای کوچک منطقه است. این نوع مباحثات همواره در جمع های شب نشینی های تابستانه یا کنار دیوار های زمستانه در آفتاب (بر آفتاب خودمانی) به عنوان نوعی سرگرمی ای نه چندان سودمند وجود داشته است.

در این مجال روی سخن با بزرگانی است که نوشته هایشان با کامنت های فراوان بازدید کنندگان روبرو می شود.
از دوستان خواهشمند است نظری اجمالی به نظرات بیاندازند و ملاحظه فرمایند این چنین مباحثی تا چه حد سبب تغییر در نگرش افراد شده است؟ یا اینکه تنها موجب تقویت و اصرار افراد بر همانچه تا پیش از آن درست می پنداشته اند، شده است؟ به باور من تا وقتی مباحثه در جهت مبادله و نوعی exchange  که در آن طرفین به جای آنکه قصد تغییر در طرف مقابل داشته باشند بخواهند در جهت افزایش آگاهی خود از نظرات مخاطب آگاه شوند. متاسفانه نوع و نحوه مباحثه دوستان یادآور نصیحت های پدربزرگ های همه چیز دان شده است.  (امید وارم خودم در این نوشته چنان نباشم!!!)

دوستان بزرگوار به نظر می رسد فارغ از نتیجه کار خود را موظف به تبلیغ آنچه درست می پندارند می بینند. این اعتقاد البته قابل احترام می تواند در سایت ها و وبلاگ هایی  که به موضوعات اعتقادی و سیاسی می پردازند مطرح شود و بعضی از این بزرگواران خدا را شکر از این امکان برخوردارند. معهذا چرا در این سایت مطالب خود را در معرض دید می گذارند که می تواند به مشکلاتی برای دست اندر کاران سایت و پرداخت هزینه های بی فایده  بیانجامد و از سوی دیگر سبب انحراف توجهات از موضوع اصلی یعنی اندیشیدن و تبادل نظر در باره مسایل فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی منطقه می گردد. دوستان بزرگوار پرداختن به موضوعات چالشی سیاسی اعتقادی ( یا به عبارتی اندیشیدن با صدای بلند) در سطح کلان کشوری چنان پر صدا است که نیازی نیست خود را به زحمت بی سرانجام در این سایت بیاندازیم.

به نظر من ( فقط نظر من است) پرداختن به موضوعات سیاسی بالاتر  از سطح منطقه و یا حتی استان  مفید هیچ فایده ای نیست  و تنها برای خالی کردن خود و درد دل کردن با دوستان هم فکر  بد نیست که آنهم با توجه به تبعات آن به نظرم ارائه آن در این سایت کار هوشمندانه ای نمی باشد.
پیشتر ها در پست جداگانه ای با عنوان “چرا با بحث کردن مخالفم ” دلایلم در مخالفت با این نحوه مباحثه که در آن دو طرف ماجرا  با هدف ایجاد تغییر در تفکر سوی مخالف وارد شده و موجب می شوند مخاطبان تنها در نظرات پیشینشان سخت اعتقاد تر می گردند را شرح داده ام.  متاسفم که با ملاحظه نوشته جات و کامنت های  بازدید کنندگان این مطالب و نظرات را  همچون جولانگاه و میدان جنگ می بینم که دوطرف سعی در منکوب کردن رقیب دارند.

برادران گرامی من با ارائه نظرات و داشتن اعتقادات سفت و سخت شما مخالف نیستم تنها به آن دو ایراد دارم :
۱- آیا جای ارایه آن در این سایت است؟
۲- آیا این نحوه مباحثات شما را به هدفتان می رساند؟

جایی می خواندم که در دانشگاهی زمین نسبتاً وسیعی را می خواستند چمن کنند. شرکت مربوطه کارهای اولیه را انجام داد و زمین را برای مدتی رها کرد. کارکنان دانشجویا و مراجعین میتوانستند  از میان زمین هرجا که دوست داشتند عبور کنند. بعد از مدتی که مسیر عبور افراد مشخص شد ، شرکت مجری طرح آن مسیر را سنگفرش کرده و بقیه زمین را چمن کاری نمود.
اکنون به نظر می رسد مدیران سایت می بایستی در چهارچوب و مرامنامه سایت با توجه به مباحثات مطرح  شده در سایت در این چند سال در جهت افزایش کیفیت و جلوگیری از منازعات بیفایده ، باز نگری نمایند ( این کار می تواند در یک چارچوب و با نظر خواهی از افراد مراجعه کننده با نام و نشان صورت گیرد).

فروردین

اسفند ۲۳ام, ۱۳۸۹

ایرانیان خوش مرام و زنده دل با قدمتی به طول تاریخ و فرهنگی  به وسعت عالم ، هر چه بهترین بوده است را برای خود برگزیده و در جایگاه خود بر آن رسم و رسومی متین و محکم ترتیب داده و چنان با ادبیاتی عمیق آنرا تثبیت و سنت نموده است که علیرغم تمامی حوادث کوچک و بزرگ که در طول تاریخ اتفاق افتاده است چه به مهر و چه به کین ، نتوانست نه آنرا نابود کند نه آنرا به فراموشی سپرد و نه آنرا دیگرانی مصادره کند . اگر اغراق نکرده باشم  این از استحکام و ریشه ء عمیق فرهنگ ایران و ایرانی به طول آفرینش بشر است .

حلول فروردین ماه همراه با تلؤلؤ ورودیه سال جدید و شمس روز نو ، رسیدن بهاری سرسبز و دلچسب همراه با لطافت و عشق و مستی را به انسانهای زنده دل نوید می دهد ،  با وزیدن باد نوروزی به کوه و دشت و صحرا و پوشیدن جامه های سبز بر تن و جان طبیعت ، آدمیان نیز بر تن و جان خود جامه های نو کنند و به امید تحولی سترگ در زندگی خود امید خود را چندان  و قلوب خود را همراه با بهار و سر سبزی طبیعت ، سیقل و تمامی کدورت ها و پلشتی ها را همچنان طبیعت از خود دور سازند و دانه های نو عشق و علاقه و خنده و شادی را در آن بکارند که چون رستن نماید دگربار انسانی همچو آدم شوند و بر خود دوباره ببالند که این نعمت آدمیت که در مسیر غوغاهای سال و ماه  گذشته از خود بیگانه شده بود ، دوباره لمس و از آن لذت ببرد .

باد نوروز وزیدست به کوه و صحرا / جامه عید بپوشید چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نَبُود راه به دوست / نازم آن مطربِ مجلس که بُوَد قبله نما

صوفی و عارف از این بادیه دور افتادند / جام می گیر ز مطرب که روی سوی صفا

همه در عید به صحرا و گلستان بروند / منِ سرمست ز میخانه کُنم رو به خدا

عید نوروز مبارک به غنی و درویش / یارِدلدار ز بتخانه دری را بگشا

گر مرا ره به در پیر خرابات دهی / به سر و جان به سویش راه نوردم، نه به پا

سالها در صف ارباب عمائیم بودم / تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا (امام خمینی ره)

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال‏ حول حالنا الی احسن الحال.
تمام قلوب و تمام ابصار در دست‏ خدای تبارک و تعالی و ید قدرت اوست. اوست که تدبیر می‏کند جهان را، لیل و نهار را، و اوست که قلوب را متحول می‏کند وبصیرت‏ها را روشن می‏ گرداند ، و اوست که حالات انسان رانیز متحول می سازد . این تقلیب قلوب که قلب‏ها از پلشتی های مادی و معنوی ‏بریده بشود و به حق تعالی پیوسته ‏بشود و بصیرت‏ها را روشن نماید ، نعمتی است که ایرانیان برای خود رسم نموده اند.

چـو خــورشیــد تـابـان میــان هــوا /  نشستــه برو شــــاه فـــرمـــــانـــروا
جهـــان انجمن شــد بر آن تخت او /  شــگفتی فــرو مــانــده از بخت او
بــه جمشیــد بر گــوهـر افشـانـدنـد / مرآن روز راروز نوروز خــوانــدنــد
ســر ســال نـو هـرمـز فــــرودیـــن /  بر آســـوده از رنـــج روی زمیـــن
بـــزرگان به شـــادی بیـــاراستنـــد /  مـی و جـام و رامشگـران خواستنـد
چنیــن جــشن فــرخ از آن روزگار /  به ما ماند از آن خسروان یادگار
(فردوسی ره)

…اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و اخرنا و ایه منک ‏و ارزقنا و انت‏ خیر الرازقین .  خداوندا!، مائده‏ای از آسمان بر ما نازل فرما تابرای اولین و آخرین ما عید، و نشانه‏ای از جانب تو باشد و به ما روزی عنایت کن‏ که تو بهترین روزی ‏دهنده هستی. عید از ماده «عود» به معنی بازگشت گرفته شده ‏و به گفته راغب اصفهانی به معنی بازگشت‏ به وضعیت مطلوب گذشته است. و به روزهای‏ سرور و شادی نیز گفته می‏شود.

یا بقول امام خمینی(ره) « سالها در صف ارباب عمائیم بودم» « تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا»

آن‏گونه که در روایات اسلامی آمده است و بعضی از علمای بزرگوار فرموده اند، و در گاهنامه‏ تطبیقی سه هزار ساله به روشنی مشخص گردیده، عید غدیر خم با اول فروردین‏ سال دهم هجری شمسی مطابق بوده است و عید نوروز نیز به برکت ولایت رنگ الهی به‏ خود گرفت و در بین شیعیان و ایرانیان شهرتی رساتر و دوامی محکمتر یافت.

جمشید پادشاه بزرگ ایران باستان نیز تاجگذاری خود را در روز نوروز قرارداد.

در روایت معلی بن‏حنیس از حضرت امام صادق(ع) اشاره به حقیقت نوروز شده  است. «…

این روز از روزهای ماست و از روزهای شیعیان ما به شمار می‏رود، که ایرانیان آن‏را حفظ کرده، و شما عرب‏ها آن را ضایع ساخته ‏اید.»

اعراب به پیروی از دستگاه خلافت‏ بنی‏ امیه و بنی‏ عباس  سخت کوشیدند که این روز را مخفی کرده، ضایع سازند ولی موفق نشدند .علامه مجلسی می‏گوید: در بعضی از کتب معتبره دیدم که:
معلی بن‏خنیس می‏گوید: روز عیدی خدمت امام صادق(ع) رفتم. پرسید: این روز رامی‏شناسی؟ گفتم: روزی است که عجم آن را بزرگ می‏شمرند و در آن به یکدیگر هدیه ‏می‏دهند. حضرت فرمود:
قسم به بیت عتیق که در مکه است، این نیست مگر به جهت موضوعی قدیمی که برای توتفسیر می‏کنم … نوروز، روزی است که خداوند از بندگان پیمان گرفت و آن اولین‏ روزی است که خورشید کرد. و بادها وزیدن گرفت، کشتی نوح(ع) بر کوه «جودی‏» قرارگرفت و خداوند کسانی را که از خانه خارج شده بودند، زنده نمود … و پیامبراسلام(ص) به اصحاب امر فرمود  با علی(ع) به عنوان امارت مؤمنین بیعت کنند …
و هیچ روزی نوروز نیست مگر اینکه در آن روز انتظار فرج داریم، زیرا نوروز ازروزهای ما و روزهای شیعیان ماست، عجم آن را حفظ کرد و شما آن را تضییع نمودید … .

چو این کارهای وی آمد به جای / زجای مهی برتر آورد پای
به فر کیانی یکی تخت ساخت  /  چه مایه برو گوهر اندر نشاخت
که چون خواستی دیو برداشتی  / ز هامون به گردون بر افراشتی
چو خورشید تابان میان هوا  / نشسته بر او شاه فرمانروا
سر سال نو هرمز فرودین  / برآسوده از رنج تن ،دل ز کین

به نوروز تو شاه گیتی فروز
بر آن تخت بنشست فیروز روز

به جمشید برگوهر افشاندند  / مرآن روز را روزنو خواندند
به نوروز نو شاه گیتی فروز  / بر آن تخت بنشست پیروز روز
بفرمانش مردم نهاده دوگوش  / به رامش جهان پر ز آوای نوش
بزرگان بشادی بیاراستند / می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار / بما ماند از آن خسروان یادگار

«نو روز مبارک»

هاشمی ، هاشمی است

اسفند ۱۸ام, ۱۳۸۹

در بین جوامع بشری معمولا کم پیدا میشود از آدمها  کسی  که در عین داشتن نبوغ علمی  ، هوش سرشار سیاسی  ، دارائیهای خدادادی و ارثی ، در کسوت روحانی درآید و برای آزادی و حقوق فراموش شده مستضعفین حجره را به کاخ ترجیح داده  و از آنجا راه مبارزاتی خود را شروع و تداوم بخشد . کسی که میتوانست از دارائیهای خود در جهت رفاه و آسایش خود استفاده نماید و از داشته های علمی و تفسیری اشتهار و بزرگی خود را به اثبات رساند  و از دغدغه های زندان و شکنجه های مخوف دوران ستمشاهی تا نیشها و کنایه های زهردار مادی و معنوی از دوست و دشمن بر حذر بماند . او از ثروت خود در طول مبارزات سیاسی انقلابیون ایران ، لبنان ، فلسطین ، عراق و افغانستان در جهت تأمین مبارزین از جنبه های مالی ، علمی ، تفسیری ، سیاسی و تصمیم سازیهای مؤثر ، انفاقها نمود و چه در دوره مبارزات و چه پس از پیروزی همه به طبع بلند او نیازمند و به تأیید او دلخوش و امیدواری داشتند. پس از شهید دکتر بهشتی معمار انقلاب اسلامی و ایران جدید ، هاشمی همچون سکانداری سیاستهای امام و انقلاب را راهبری و ناوها و ناوگانها و نقشه ها و فشارهای سهمگین دشمنان انقلاب و ایران و مردم را رصد و با هوش سرشار سیاسی و دانش و داشته های خود  تصمیم گیری ، تصمیم سازی و راه خنثی سازی نقشه های شوم را عیان مینمود و با خطبه های غرا و بیاد ماندنیش نقشه های دشمنان را نقش بر آب و مردم را امیدوار میکرد  . همو که رجزهای دشمن شکن او سیل رزمندگان را روانه جبهه های جنگ با کفار مینمود و تشرهای قدرتمندانه اش صدام و حامیانش را به لانهء موش هدایت میکرد . کسی که در مواقع حساس و خطر که همه درمانده میشدند و ترسناک  به سنگر هاشمی برای چاره سازی پناه می آوردند و او کسی بود که در این لحظه های حساس و خطر میتوانست در بحران ، تصمیمهای درست اتخاذ نماید و مانند کسی که دوطرف مغزش کار میکرد قادر بود بن بستهای موجود را بشکند و امید و چاره را بر جای خود برگرداند . او در عین قدرت و فراصت و موقعیت آدمی بود رؤوف و مهربان و دوستدار اهل بیت(ع) و مستضعفین که بمحض انعقاد سخنی از اهل بیت(ع) یا مشکلی از مردم فلسطین یا دیگر مستضعفین عالم اشکش جاری میشد و قلبش میشکست . کسی که همه افراد دست به دامنش بودند و نیازمند تأیید و همراهی او که اینرا رمز موفقیت خود و نظام تلقی مینمودند . کسی که پس از ترور نافرجام او که نافرجامی آن نیز بدلیل قهرمانی و ورزیدگی خود او بود ، امام(ره) فرمودند هاشمی زنده است تا(همچنان که) انقلاب اسلامی زنده هست . چنین سخنی را تکرارش در روز رأی گیری انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ از زبان رهبری معظم با گوشهای خود شنیدم که فرمودند همه خوب هستند … البته هیچ کس مثل هاشمی برای من نمی شود .

راستی چه شد ؟ مگر طبق قول امام(ره) انقلاب مرده است  که هاشمی مرده باشد و این ستم ها و نابهنجاری ها و نابخردی ها و ناسزاها را روز بروز و بیشتر از دیروز هی نثارش کنند و تحمل کند  یا این توطئه و دسیسهء دشمنان انقلاب است که میداند اگر شخص یا شخصیتی امثال هاشمی(البته مثل ندارد) بمیرانند میتوان امیدواربود که انقلاب بمیرد! چه شد که روزی هشدارهای هاشمی به مفهوم نجات انقلاب و کشور ، همه برایش دست میشکستند که پیشنهادات و رهنمودهای ایشان را برنامه ریزی و اجرا نمایند ولی امروز نه تنها اینچنین نیست که برعکس همه گوی سبقت را در توهین به ایشان از هم میربایند شاید که موهبتی را نصیب خود کنند ؟ آیا ما بی غیرت شده ایم یا هاشمی هاشمی نیست ؟

ایشان در مجلس خبرگان ۱۷ اسفند فرمودند: حفظ وحدت مردم بسیار مهم است … تفرقه در حال جدی شدن است باید بسیار مراقبت کنیم که مردم را منسجم نگه داریم . وجود اختلاف بد نیست اما نباید به اصول و ارکان برگردد بلکه باید در تاکتیکها باشد…کمترین وظائف ما خبرگان حفظ ولایت و شرائط ولایت است . نگذاریم مسائلی که نباید به پای رهبری نوشته شود به پای ایشان نوشته شود. البته خود ایشان مراقب هستند و هوشیار ، اما شاهدیم که چند روز پس از نصایح ایشان به حرفشان گوش داده نمی شود . مواظب باشید این عمود خیمه آسیب نبیند …اخلاق رکن اساسی جامعه است. هم اکنون اخلاق در جامعه آسیب دیده و دروغ رایج شده ، آمار وعده های دروغ دادن ، تخلف از وعده کردن ، شعارهای بی محتوی دادن ، فریب دادن ، تهمت زدن و…بالا رفته است. همه اینها خلاف اسلام است . اگر جامعه احساس کند اسلام این است تردید پیش می آید. هم اکنون خانواده ها آسیب پذیر شده اند . آمار ازدواج کاهش یافته ، پدیده دختران فراری هست و خیابانهای ما آنچه باید باشد نیست و با زور و ترساندن هم کار پیش نمی رود. البته در اسلام زور ، ترساندن و تعزیرات و مجازات وجود دارد اما مردم را باید معتقد به احکام بار بیاوریم  که اگر اسلام باشد احتیاج به نیروهای پلیس، گارد و زندان نخواهد بود . ما باید تلاش کنیم تا اسلام به محتوای واقعی خود باشد و مردم نیز به آن علاقه مند شوند .

این ها همه به قدر کافی گویاست که هاشمی زنده است تا انقلاب زنده هست .

« راستی مناسب است خاطره ای را که مستقیما در سال ۱۳۶۷یا ۱۳۶۸ (قبل از فوت امام(ره) و انتخابات ریاست جمهوریشان)از خود آقای هاشمی روبرو شنیدم بعرض خواهران و برادرانم برسانم: ایشان میخواستند کاندیدای ریاست جمهوری شوند و از امام نیز اجازه گرفته بودند، میفرمودند ۲ راه و تصمیم را درپیش دارم یکی اینکه اکنون فضای بعد از جنگ است و مردم در جنگ خیلی آسیب دیده اند و میتوانم با دولتم به مسائل جاری و روزمرهء ایشان (همین نسل) برسم و مردم را در رفاه و آسایش قرار دهم که این تصمیم برای خودم به به و چهچه بدنبال دارد و هم تصمیم دومی دارم که با دولتم دست به کارهای زیر بنائی و سازندگی بزنم و نسلهای آتی را فکر باشم و هم نسل  فعلی را متحمل مشقات کنم و هم زیر بناهای کشور را برای فرزندانشان و آینده بسازم که اینکار تف و لعنت و نفرین نسل فعلی را برایم بهمراه دارد. مدتی گذشت و نزدیک انتخابات دوباره ایشان دعوت کردند و اعلام کردند که کار و تصمیم دوم را انجام میدهم که بنفع زیربنای کشور و آینده ملت است . باشد که مورد لعن و نفرین قرار گیرم . خدایش نگهدار» والسلام

کاش تو را پایانی دیگر بود!

اسفند ۱۵ام, ۱۳۸۹

گاهی نوشتن خیلی سخت می شود. سخت تر از ان چیزی که فکرش را می کنی. مخصوصا نوشتن در باب پدیده هایی که تصور و صد البته هضم ان به این سادگی ها نیست و انسان را عمیقا بفکر فرو می برند چه بسا که بیخ گوشت هم اتفاق بیفتند.
چند روز قبل خبری را به طور اتفاقی در یکی از خبرگزاری ها خاندم که خبر از خودکشی یکی از دانشجویان ارشد فیزیک دانشگاه صنعتی شریف می داد. به متن خبر که مراجعه کردم و نام ان دانشجو را دیدم چشمانم سیاهی رفت و تمام تنم لرزید . عمیقا باورش برای من سخت بود که ” مهدی ” همکلاسی ۴ ساله و شوخ طبع و سرزنده من با پس زمینه های عمیق عقیدتی و مذهبی با مصرف قرص و در در خابگاه دانشگاه شریف به زندگی خود پایان داده است .
” خود کشی ” واژه ای است که بارها شنیدنش چهار چوب وجودمان را به لرزه انداخته است . ” خودکشی” فقط ” خودکشی” نیست بلکه در بطن ان می توان انسانی را دید که در حال گزراندن سخت ترین مصائب روحی و روانی است که خروجی ان دست شستن از زندگی با اراده خود است. پدیده ای که حتی فکر کردن به ان وحشتناک است. به گذشته نه چندان دور هم که بر می گردم در همین شهرستان کوچک خودمان هم بارها این پدیده متاثر کننده اتفاق افتاده است و بعضا خبر ان بگوشمان رسیده است که بنده چهار مورد ان را که در سالهای نوجوانیم شاهد ان بوده ام را بیاد می اورم . از انداختن خود در اب انبار گرفته تا حلق اوبز کردن و خود سوزی .

اما ان چه گفته شد یک وجه ماجراست و وجه دیگر ان تامل در باب پروسه ای درونی است که اتفاق می افتد و نهایتا فردی را در مسیری قرار می دهد که انتهای ان مسیر خود کشی است . همه ما می دانیم که فکر کردن به خودکشی حتی برای لحظه ای کوتاه چقدر ازار دهنده و حتی تصور ان چقدر دور از ذهن است . یک دلیل ساده ان است که همه ما ذاتا زندگی را دوست داریم و از زندگی کردن در کنار هم لذت می بریم و همه تلاش خود را بکار می گیریم که حتی برای یک روز هم که شده بیشتر زنده بمانیم و زندگی کنیم. حتی انکه ۱۰۰ سال از عمرش می گذرد هم دوست دارد که بیشتر در این دنیا باشد و زندگی کند .

اما انچه باور خودکشی ” مهدی” را برایم نا ممکن کرده است ویژگی های شخصیتی اوست . انسانی شوخ طبع ، سرزنده ، اهل درس و تلاش و کمک به دوستان ، درس خاندن در یکی از بهترین دانشگاههای کشور و همچنین کاراکتری مذهبی . اما همه این صفات برجسته شخصیتی هم نمی تواند مانع از خود کشی فردی بالغ و عاقل شود که ۳۰ سالگی خود را پشت سر گذاشته است . ظاهرا مشکلات عاطفی و درگیر شدن در یک رابطه احساسی چندین ساله و بی نتیجه، زورش بر دیگر ویژگی های برجسته شخصیتی او می چربد و می شود ان چه که نباید بشود. گاهی گذاشتن همه تخم مرغها در یک سبد و نهایتا شکست باعث لطمات و ضربات شدید روحی می شود. بنده روان شناس نیستم ولی خیلی از دوستان را دیده ام که موفقیت و خوشبختی را تنها در یک مسیر جستجو می کنند و وقتی با بن بستی در این راه روبرو می شوند و سالهای سپری شده را که بی نتیجه طی شده است را بنظاره می نشینند بازی را برای خود تمام شده می بینند و همین احساس شکست لطمات جبران ناپذیر روحی و روانی را بر انان وارد می کند که باعث گوشه گیری و منزوی شدن انها می شود که در واقع نوعی خودکشی روانی است و البته درصد کمی از انها نیز تصمیم به حذف فیزیکی خود می گیرند.

” مهدی ” هم از ان قاعده مستثنی نبود. کسی که تمام تخم مرغ هایش را در یک سبد گذاشت. وقتی سالها گیر افتادن در یک رابطه شدید عاطفی بی نتیجه می ماند و همزمان تز پایان نامه کارشناسی ارشد هم بعد از ۲-۳ سال تلاش به بن بست میخورد و خود مانعی می شود که او بتواند درس را تمام کرده و به زندگی شخصی خود سر و سامانی بدهد، نهایتا تصمیم می گیرد در یک روز سرد زمستانی به زندگی خود پایان می دهد.

مسئله حاد نیست ولی کمک کنید !!!

اسفند ۱۵ام, ۱۳۸۹

سلام ، به بخش خودتون خوش اومدید . این مطلب ، مطلب نویسندش نیست ، بلکه مطلب شماست ؛ به عبارتی دیگر مانور اصلی رو در این مطلب نظرات شما میدن . پس خواهش می کنم مطلب رو خوب بخونید و بدون نظر از این صفحه خارج نشید . حتی اگه شده در حد یک جمله جواب بدید . حتی اگه منابعی هم معرفی کنید خیلی خوب میشه .

یک روز داشتم با خودم فکر می کردم ، کسانی که کوچکتر از من هستند ، اگر بهم بگن تو فلان مسئله راهنماییمون کن میتونم چه چیز هایی بهشون بگم ؟ به نتایج خوبی رسیدم و در خودم دیدم که بتونم در بعضی از زمینه هایی که یک فرد با سن کمتر و حتی فردی از گروه هم سالانم از من ، توی اون موقیعت ها قرار میگیره رهنماییش کنم . ( برای این که یک عده ای صدایشان در نیاید هم این را بگویم که منظورم از راهنمایی ، انتقال اطلاعات و تجربیات و بعد از اینها نظر شخصیم به فرد مخاطب است ) مثلا بهش بگم :

فلانی وقتی توی یکی از انجمن ها و یا گروه هایی که در سطح جامعه هست عضو میشی این طوری رفتار کن ، این کار رو بکن و یا این کار رو نکن ، چون انجام این کار ها باعث فلان چیز میشه .

دقت کنید که با ذکر دلیلش راهنماییش میکنم . حالا طرف خودش حرف من رو تحلیل می کنه و با یک سری اصول اون ها رو میسنجه و اگر تشخیص داد که به دردش می خوره از اون استفاده میکنه و اگر هم دید اطلاعات خودش در اون زمینه بالاتره و خودش بهتر می تونه تشخیص بده خیلی محترمانه حرف من رو کنار میگذاره .

یک چیزی که زیاد اون رو میبینم و خیلی برام جالبه رفتار افراد مسن در قبال افراد جوان هست . بارها پیش اومده که دیدم یک فرد مسن آگاه که چند تا پیراهن بیشتر از فرد جوان یا نوجوان پاره کرده هنگام شنیدن حرف های فرد جوان که شامل درخواست کمک و یا درد دل گفتن و یا توجیه اعمال و یا چیزهایی تو همین وادی ، لبخندی روی لبهاش ظاهر میشه و بعد با آرامش تمام فرد جوان رو راهنمایی میکنه . فرد مسن با آرامش تمام جواب میده ، در صورتی که اگر در همین آن به چهره ی جوونه نگاه کنید ، اضظراب و تشویش از چهره اش می باره . می خوام این رو بگم که خیلی وقتها مسائلی برای جوان ها پیش می آید که حل کردن و یا کنار آمدن با آن برایشان خیلی سخت است و این حالت به نظر من نتیجه ی کمبود اطلاعات و ناکارآمدی تجربیات جوانان در مورد آن مسائل می باشد ؛ اما افراد مسن و حتی کسانی که به تازگی از سن جوانی خارج شده اند ، چون این مسیر هایی که جوانان میروند را طی کرده اند و یا طی سالهای سپری شده از عمر اطلاعات زیادی در مورد آن مسائل کسب کرده اند به راحتی با آن ها کنار می آیند . حالا من از تو خواننده ی گرامی میخوام با پیشنهاداتت به من حمید رضا که اول جوونیمه و لحظه لحظه ی عمرم برام مهمه کمک کنی تا عمرم بیهوده هدر نره و بتونم از هر مقطع زندگیم قبل از کم آوردن جلوی مشکلات اون بخش سر بلند بیرون بیام .

حالا چند تا زمینه رو میگم که در خواست خودمه و شاید مواردی جزئی باشند و اون هم به این خاطر که بلاخره هر چی باشه این مطلب رو من خودم روی سایت ریختم . لطفا به من (۱۸سالمه) و عده ای نسبتا کم در زمینه هایی که میگم راهنمایی هایی رو ارائه بدید و بعد از اون اطلاعاتی که مربوط به عده ی زیادی از جوانان میشه و عمومیت داره رو بدید . من خودم شخصا نیاز دارم بدونم :  نحوه ی برخوردم با اتفاقات سیاسی کشور و شهر چه طور باشه ، چه قدر توی گروه های اجتماعی شرکت داشته باشم ( هلال احمر ، احزاب سیاسی ، تیم ها و . . . ) ، ارتباط و رفتارم نسبت به غیر هم جنس هایِ (نا محرمِ) اطرافم چه طور باشه ( محدودیت ها چه قدر باشه و . . . ) ، تا جوانم چه چیز هایی یاد بگیرم ( زبان انگلیسی ، رایانه ، پاسور و . . . ) دانشجوی شهر غریب چه محدودیت هایی رو باید رعایت کنه ، تو خوابگاه دانشجویی چه نکاتی خیلی مهمه و باید رعایت بشه ( از قبیل رفتار با اطرافیان ، تاثیر گذاری یا پذیرش تاثیر و . . . ) ، رفتارم نسبت به بزرگترها چه طور باشه ( واقعا سطح فکری بعضیاشون از ما جوونا پایین تره ) ، رفاقت ها چه طور باشه ( چه قدر ، چه کسانی و . . . ) و . . . در حال حاظر چیزی به ذهنم نمی رسه . . . ولی شما نکاتی که فکر می کنید زیر مجوعه هیچ کدوم از مورادی که گفتم نمیشه و نیازه هرکسی بدونه رو هم بگید .

در ضمن به این هم توجه داشته باشید که پیشنهادات شما اینجا همچون یک نامه ی سرگشاده عمل می کنه و تاثیرش به خانندگان جوان این سایت و حتی خارج از این سایت ( که سعی می کنم خودم یک جوری ترتیبش رو بدم ) هم برسه .

یک نکته دیگه : شاید عده ای بگن همه جور آدم (توهین نشه ، منظورم تقریبا همه ی اقشار جامعه هست ) توی این سایت مینویسن و یا نظر میدن پس ممکنه نتایجی خوب و کارشناسی شده دستگیر استفاده کنندگان پیشنهادات نشه ولی می خوام بگم که این ها رو هم در نظر گرفتم و شخصا برای این مسئله تدابیری اندیشیدم .

از الان که مطلب رو توی سایت نوشتم تا . . . ( نمی دونم کی ) . . . منتظر می مونم و مرتبا سایت رو چک می کنم که نظرات شما رو ببینم . امید وارم که درخواست یک هم نوع براتون مهم باشه .

تشکر

مراسم روز امور تربیتی

اسفند ۱۴ام, ۱۳۸۹

عبدالرضا راستی
مدیر آموزش و پرورش شهرستان لامرد:
مسلح به بصیرت روز بودن می توان پاسخگو انبوه سئوالات دانش آموزان بود

به گزارش خبرگزاری پانا وبه نقل از روابط عمومی آموزش و پرورش لامرد : مراسم روز امور تربیتی که صدقه جاری شهیدان رجایی و باهنر است با حضور عبدالرضا راستی مدیر آموزش و پرورش ، حسین صفایی معاون پرورشی و تربیت بدنی ، معاونین و مربیان پرورشی ، مشاوران ، مربیان تربیت بدنی و بهداشت در کانون فرهنگی تربیتی شهید عامری برگزار شد.
مدیر آموزش و پرورش در این مراسم اظهار داشت : مربی پرورشی باید خود را به علم کامپیوتر مجهز سازد تا بتواند با کمک آن اطلاعات و دانستنیها ی خود را بروز کند و با اخبار و مسائل روز کشور آشنایی پیدا کند.
وی گفت: باید مسلح به بصیرت روز شد تا بتوانیم در مقابل انبوه سئوالات دانش آموزان پاسخگو باشیم.
در ادامه عبدالرضا حسن زاده به عنوان یکی پیشکسوتان تعلیم و تربیت که سالهای متمادی در امور فرهنگی و تربیتی مشغول به خدمت است درمراسم صحبت نمود و بیان داشت: اصل مهم در کار تربیتی عشق به کار است و فرهنگ و فرهنگ سازی کار مهمی است که در دراز مدت جواب می دهد.
همچنین موسی هنرپیشه فعال عرصه تعلیم و تربیت درجمع مربیان حضور یافت و خطاب به مربیانبا ارائه توصیه های لازم بیان داشت : در عرصه پرورشی به فکر باشیم که باید آموزش و پرورش مبدا همه تحولات جامعه باشد بصورت کارگاهی در پاسخگویی به شبهات دانش آموزان تلاش شود و در عصر امروز دیجیتالی بوده و دارای ماهیت باشیم.
وی در پایان اعلام داشت : زمینه ایی فراهم شود هر معلم که باز نشسته می شود مجموعه ایی از تجارب خود به صورت یک کتاب تهیه و در اختیار آموزش و پرورش قرار گیرد تا به عنوان یک گنجیه بزرگ در تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار گیرد و این امر مستلزم حمایت است.
در پایان مراسم از مربیان پرتلاش سال قبل و پیشکسوتان تعلیم و تربیت با اهداء لوح تقدیر و هدیه تجلیل شد. واز کلیه مدعوین به صرف ناهار پذیرایی شد.

هفته نامه طلوع ویژه لامرد و مهر پانزدهم اسفند ۸۹

اسفند ۱۴ام, ۱۳۸۹

در این شماره نیز ما را همراهی کنید

از اینجا دانلود کنید

سوی دیار عاشقان به استقبال کاروان راهیان نور

اسفند ۱۱ام, ۱۳۸۹

کربلا قطعه ای از تاریخ است که جمع قلیلی از «خود» گذشتند و به «خدا» پیوستند و این به خدا پیوستگی بزرگترین پیروزی است. در سال ۶۱ هجری قمری ستارگان درخشان به قافله سالاری خورشید عالمتاب عشق در آن قطعه بهشتی «حماسه بودن » را آفریدند. و برای همین است که ما مدام عطش زیارت این منظومه عشق و ایثار را داریم. کربلا کعبه آمال ماست که به گردش طواف می کنیم، قربانی ، خاطره به قربانگاه رفتن ۷۲ اسماعیل عشق است که وضوی خون ساختند. اینجا هم لباسها یکرنگ است، همه سیه پوشند و شاید این احرام باشد.
نماز در این کعبه نیز قصر و شکسته نمی شود تا از امتیاز بیت ا… الحرام هیچ کم نداشته باشد.
آن کعبه زادگاه علی (ع) بود و این کعبه خوابگاه حسین (ع). اگر آنجا برای اسماعیل زمزم از زمین جوشیده است اینجا کوثر زلال و لاء ساری و جاری است. شاید این کعبه از آن بیت ا… هم برتر باشد زیرا که حسین (ع) که قهرمان دعا و نماز در عرفه است، آن کعبه را رها کرده و به این بیت الشهاده قدم گذاشتند.
اما در معارف دین ما کربلا هم به یک زمین و یک زمان و یک ماه محدود نمی گردد که گفته اند «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و کل شهر محرم».
از این دیدگاه هر مسلمان و دلداده ای که برای نگه داشتن نهضت حسین (ع) بپا خیزد کربلایی و آن زمین کربلاست.
کربلاهای ما هم در ایران کعبه آمال است، قطعه هایی هستند از کربلای ۶۱ و تکه هایی از بهشت، که برای نمونه در زمین بنا شده اند.
شلمچه، طلایه، دوکوهه، بازی دراز و … همه در این فرهنگ،مسیر کربلایند و شما که به آن دیار رفتید و حماسه آفریدید و آنها که به زیارت خاک پای و پوتین شما و به تماشاگه راز وصل و به قربانگاه اسماعیل ما می روند همه زائرند و کربلایی. مگر در زیر پیکر پاکشان فریاد نمی زنیم.
«این گل پر پر از کجا آمده از سفر کرب و بلا آمده »مگر نه وقتی استغاثه به مولایمان می کردیم و مهدی (عج) را به ظهور دعوت می نمودیم، از صمیم دل و به همراه ملائک نمی سرودیم که : «ایران شده کرببلا مهدی بیا مهدی بیا»
حتماً وقتی این کلمات را می خوانید، می خواهید مقصود را بدانید. هدف چیست؟ چرا این همه از شلمچه و طلایه و تنگ چزابه و دهلران حرف می زنیم؟ پاسخ آن است که شلمچه و امثال آن دیگر یک خاک نیست که آدرس افلاک است، جغرافیا نیست که تاریخ است.
نه تنها بوی بهشت می دهد که خود تکه ای از بهشت است، زیرا که بهشت هم به نهر و جوی و عسل معروف نسیت که همه اینها به طُفَیل لقاء اولیاء است. هنوز هم در دل این خاکها، لای آن نیزارها و میانه آن آبها، شهیدی خفته که به اقتضای اسمش شاهد اعمال ماست. اگر آنجا کربلا است – که هست – و اگر مشام شما بوی بهشت را استشمام می کند، پس محمل ها را بربندیم و سوی دیار عاشقان برویم.
با ما همراه شوید، ما شما را به بهشت رهنمون می شویم، یک دل رهیده از دنیا را برای چند روز به ما بسپارید. این را هر زائری در کربلای ایران خواهد گفت. این ندای فطرت است.
یک چفیه بر دوش می اندازی، چشم با بصیرت و دل فهیمت را در آن میقات به «حسینیان» ایران می سپاری و کمی خود را در آن وادی در حال و هوای حج ۸ ساله این حاجیان قرار می دهی و از صمیم دل لبیک می گویی «اللهم لک لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک». این تلبیه را تو با زبان می گویی و جمعی به خون، شهدای طرح لبیک یا خمینی را می گویم. آنها هم در این دیار فریاد می زدند.
«ندای هل من ناصر حسینی لبیک یا خمینی »
در شلمچه و طایه و امثال آن هیچ مرثیه سرایی لازم نیست که غربت این دیار بزرگترین مرثیه است. به آن سیم خاردارها که می نگری، آن هشت پری ها را که می بینی، کارون و اروند که مانند فرات موج می زنند ؛ همه اشک و مشک و تشنگی و عشق را برایت بازگو می کنند.
البته باید سعی کنی میان صفا و مروه به دنبال زمزم بگردی، باید به همه جای این دیار سر بزنی به دنبال زمزم معنویت باشی که اگر چنین باشد، چشمه های جوشان و زمزم معنا را در وجب به وجب این خاک خواهی یافت.
حالا باید عمیقاً با یک سیر ذهنی «اسماعیل ها» ی این دیار را بشناسی ، دهلاویه را ببینی و به یاد شیر مرد جبهه ها «شهید چمران» بیفتی و از او درس بگیری و مدارج بالای تحصیل ،تو را از دفاع به موقع از حق باز ندارد.
آب خروشان اروند را ببینی و کارون مواج را بنگری و عمیقاً بیندیشی که رودهای روبروی تو چیست؟ کدام قایق برای عبور از این رودها لازم است؟
ولی یادت باشد که اگر از آن دیار بازگشتی و از احرام خارج شدی باز هم به آن قبله نما ز بگذار، باز هم به یاد شهدا باش ، که ذکر این اولیاء خدا، ذکر خود اوست. تصمیمت را بگیر که پاسدار خونشان باشی و تنها وصیت مشترکشان را ، یعنی اطاعت از ولایت فقیه را ، عمل کنی.
و خود می دانی که تنها در این صورت است که تو به آیه ی «سیروا فی الارض» عمل کرده ای و در آن صورت است که تو به ثواب شهادت و جهاد راه حق نایل آمده ای و همدوش و همسنگر شهید باکری ، همت، چمران و سرداران سرباخته بوده و هستی ، احساس می کنی در چنین حالتی ، با رهبر خویش و در یک سنگر دفاع، مفتخر به همسنگری هستی و این گونه است که می گوییم خوش به حال راهیان این دیار.
این است معنای تحویل سال که «یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال» و برای همین است که می گوییم اگر با سفر به سرزمین تحولات و نظاره احوالات و تدبّر در حکمت و تدبیر مدبر الامر، به این «احسن الحال» نایل آیی ، نوروز بر تو مبارک باد، پس هر زمان نوروز باد.
به امید شفاعت شهدای جبهه های غرب و جنوب

چرا عرب نشدیم؟

اسفند ۱۱ام, ۱۳۸۹

چرا عرب نشدیم؟
دراین گیر و دار مسائل خاورمیانه که همه نگاه ها به کشور های عربی دوخته شده یک سوال ذهنم را مشغول میکرد . مصر دارای تمدنی بزرگ و با فرهنگی عمیق است که شالوده آن قبل از حمله اعراب به آن پی ریزی شده است .شباهت هایی با ما ایرانیان هم دارند از جمله تاریخ تمدنی ،شباهت الازهر به حوزه قم ،دانشگاههای آن نسبت به دانشگاه های ما ،چند فرهنگی بودن آن که علمای مذهبی نخبه در کنار اساتید دانشگاه نخبه عرب و خاورمیانه ، گرایشهای غرب گرای درکنار اسلامگرایی،کیفیت جمعیتی و ……. .
اما سوال چیست ؟ مساله این است که چرا مصری پس از حمله اعراب با این همه سابقه فرهنگی و تمدنی درخشان عرب زبان شدند و ما ایرانیان نشدیم ؟
هرچند برخی از دانشمندان ما در سده های اول حمله اعراب مکتوباتشان عربی است ولی این هم به مرور فارسی شد اما این قند شیرین پارسی (فارسی غلط است چون در رسم الخط عربی پ وجود ندارد فارسی میگفتند ) ماند وبه به بنگاله هم رفت . در جواب این سوال فقط استناد واعتراف محمد حسنین هیکل نویسنده ،مورخ و روزنامه نگارمشهور مصری به نظرم کفایت میکند:
ما عرب زبان شدیم برای اینکه فردوسی نداشتیم
فردوسی می گوید: مردمی که در راستای خوارشماری، عجم یعنی کندزبان نامیده می شدند، من با این شاهنامه ملی که به پارسی سرودم، شناسنامه را نوشتم و به دست تاریخ سپردم…؛ و درست می گوید؛ بدون فردوسی امروز کجا بودیم و با چه زبانی سخن می گفتیم.
ما هم اگر فردوسی نداشتیم امروز همانند مردمان مصر و سوریه و اردن و فلسطین و عراق و حبشه و بسیاری از مردمان دیگر عرب زبان می شدیم؛ اینها هیچ کدامین شان عرب نبودند.
زور شمشیر و نداشتن فردوسی ها آنان را عرب زبان کرد؛ اما ما عرب زبان نشدیم نه برای اینکه شمشیری در کار نبود؛ و نه برای اینکه به گناه فارسی گویی زبان را از دهان بیرون نمی-کشیدند که می کشیدند؛ تنها برای اینکه ما فردوسی داشتیم و دیگران نداشتند.
جهان کرده ام از سخن چون بهشت
زین بیش تخم سخن کس نکشت
بناهای آباد گردد خراب

ز یارا ن و از تابش آفتاب

بسی افکندم از نظم کاخی بلند

که از بادو باران نیابد گزند

نمیرم از این پس که من زنده ام

که تخم سخن را پراکندهام

ا

بهار می رسد

اسفند ۸ام, ۱۳۸۹

رایحهء ناب و دلپذیر گرده های معطر در کوچه پس کوچه های مشجر و نشست طعم آن زیر دندانها همراه با آمیخته ای از مزه ء برگ و ساقه های نورسته ، بخودی خود آدمها را به هوش میسازد که اندک اندک نو بهاران میرسد و گداز سرمائی که مغز استخوانها را غلغلک میداد کمکمک جای خود را به نسیم لطیف و روحبخش بهاری همراه با نوازش جسم و آرامش جان می سپارد . در این رهگذر با کمرنگ شدن آرام آرام مشقات و سوز جان و ظهور نرمی و لطافت و مهربانی باز انسانها امیدوار میشوند که با شکفتن جوانه ها ، فصل رقص و پایکوبی برگها و ساقه های نوجوان فرا میرسد و آنچه از آزار و نامروتی های فصل یخبندان چهره های عبوس و خشن ساخته بود با شمیم فروردین به جهره هائی شاد و خرم و صبور تبدیل و کدورتها نیز با نوسازی دیدارها و بجای آوردن صله ارحام و بردباری مردانه از دلهای پاک گسسته و جای خود را به حب و دوستی می دهد .

بالاخره از پس آن نا امیدی و ناهمواری ها  میآید رایحه امید و امیدواری برای تشنگان از هوائی تازه تر و نسیمی دلپذیرتر و فضائی مهربانتر . ای بهاران بدان که خواستگاه همیشگی ما  نیازمندان ، نوازش های بی منت تو از رایحه های خوشگوار و شبنم های زلال بهاری ست همچنان که با آمدنت همه گیاهان و اشجار زنده و نوجوان می شوند .

زمستان با آن سوز سرمایش سرد و خشک است و همه چیز را افسرده و یخزده میکند . آدمها را همچون گیاهان و برگها و همچنین صبر و شکیبائی را و مهر و محبت را همچنان یخ منجمد مینماید و اینک نگاه میکنیم و میبینیم فصلی را که چه فریادها بر سر  هم  و ناخن ها بر چهره هم کشیدیم ! و در گداز سرما ناخودآگاه افسار مدارا را از عنان بریده و از کف دادیم.  چه تهمتها چنان تیغی ناشکیبا بهمراه اتهامهای ناپسند از نیام کشیده و تاب منطق و برهان را از دست داده و ثواب خنده را از چهره های خود دریغ داشتیم . ای بهار مهربان بیا که ما از بس در سرمای جانسوز زمستان به تکفیر و توهین و عداوت جسم خود را داغ کردیم ، جان را تحملی دیگر نمانده است . کم طاقت و پرخاشگر شده ایم و بر حریم روح و روحیه انسانیت چه نابجا تاخته ایم و حریم پروردگار خود را نیز مراعات نکرده ایم . بیا که این چهره های چروک و خشکیدهء ما را به رایحه های مهربانی و عطوفت و نسیم پوست نواز خود جلوه ای انسانی و تازه بخشی . همان انسانی را که خالق هستی معصوم و مهربان آفرید .

بیا که هروقت در زمستان همت کردیم خود را بیارائیم ، به تحجری  دیگر  آراسته شدیم و نتنها به اصلاح عمل خود نرسیدیم بل بر کبر و نخوت ما افزوده شد . بیا و به ما بیاموز که چگونه از امواج سهمگین و یخزدهء زمستان و هنگامه های پرتلاطم و لحظه های پر وسوسه و دوره های مهیب و ملتهب چنان گذر کنیم و  به ساحل مهر و نجات در آئیم .

« بهاران خجسته باد »

در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیار    –    هر کدورت را که بینی چون صفائی رفت رفت

عشقبازی را تحمل باید ای دل پای دار    –    گر ملالی بود بود و گر خطائی رفت رفت

گر دلی از غمزهء دلدار باری برد برد    –    ور میان جان و جانان ماجرائی رفت رفت

والسلام

هفته نامه طلوع ویژه لامرد و مهر هشتم اسفند ۸۹

اسفند ۷ام, ۱۳۸۹

در این شماره نیز ما را همراهی کنید

از اینجا دانلود کنید

قناعت کرده از دنیا به غازى!

اسفند ۴ام, ۱۳۸۹

اگزیستانسیالیست ها ی لیبرالیست دم از پوزیتیویسم فلسفی مارکسیست های اومانیستی می زنند که در نهایت به نوعی راشیتیسم پا پرانتزی که سر در اخور نوعی ماتریالیسم ماکیاولیستی دارد ، ختم می شود . فاشیسم ، پاسی فیسم و صد البته پارتیکولاریسم که همه آمالشان را در نوعی دیالکتیک آنگوس بی کیسم جستجو می کنند در یک حرکت نیمه جوهری تبدیل می شود به نوعی نهیلیسم که پروببلی تیسم را درانسوی مرزهای خیلیبیلیسم خود میبیند که همگی انها به شکل مشکوکی ارتباط تنگاتنگی با آنارکوسندیکالیسم و انترناسیونالیسم دارند که به همه انها بصورت یکجا و گله ای گفته می شود اسکپ تی کیسم منطقی بر پایه اصالت تجربه.!

برادران و خاهرانی که ید طولایی در کشف رمز متنهای اینچنینی دارند بی زحمت این پنج شش تا خط بالا را به شیوه مالوف خود رمز گشایی کنند و در اخر همه کشفیات خود را برای ثبت در تاریخ و عبرت ایندگان در حد اکثر ۲۰۰۰ برگ آ سه پشت و رو به رشته تحریر در آورند و بصورت پست دی اچ ال به نزدیک ترین دبیر خانه کنگره ی حالا هر جا شد بفرستند . بدیهی است که به بهترین تحلیل ها جوایز نفیسی اهدا خاهد شد که از پراید فرمون هیدرولیکی شروع می شود و به پژو ۲۰۶ صندوق دار تمام اتوماتیک با چهار تا ایر بگ اضافه ختم می شود. طبیعی است که پژو صندوق دار تمام اتوماتیک با آپشن های اضافه نهایتا به کسی خاهد رسید که توهمی توسعه یافته تر و سازمان یافته تر از سایر عزیزان داشته باشد. تا شما مشغول گمانه زنی هستید و پری رویان هم به پستان تازه هستند ما هم از اب گل الود ماهی می گیریم و برای دوستان نور پایینِ خودمان که این روزها مغزشان در برخورد و مواجهه با انواع و اقسام پارادوکس های حل نشدنی رینگ پستون خرد کرده است و می خاهند دور همی حال و هوایی عوض کنند و نفسی تازه کنند تا قدری روح و روانشان استراحت کند ، نیمچه شعری را تفسیر می کنیم .

بزرگى دیدم اندر کوهسارى
قناعت کرده از دنیا به غازى
چرا گفتم : به شهر اندر نیایى
که بارى ، بندى از دل برگشایى
بگفت : آنجا پریرویان نغزند
چو گل بسیار شد پیلان بلغزند

در اینجا میبینیم که شیخ اجل سعدی با چه ظرافتی به اهمیت چراندن غاز در کوهساران اشاره کرده است و می گوید که اگر استراتژی ما برای ادامه زندگی بر پایه قناعت باشد انوقت با یک غاز هم می توانیم با قدرت زیادی در کوهساران زندگی کنیم چون که بر اساس انچه که در دانشنامه ویکی پدیا نوشته شده غاز می‌تواند سریع‌ترین میزان رشد را در بین تمام گونه‌های طیور اهلی داشته باشد و تشخیص جنسیت در غازها به خصوص در غازهای جوان مشکل است و به همین دلیل این وسط نمی دانیم چه اتفاقی می افتد که اینقدر تولید مثل در انها زیاد است ، تقسیم سلولی می کنند گرده افشانی می کنند یا با دود به هم علامت می دهند تا این لحظه معلوم نیست و پری رویان هم به همین دلیل تا انجا که بتوانند به شهر نمی ایند چرا که انقدر به پستان تازه هستند که گاو شیر ده باید جلوی انها هفت شبانه روز بندری برقصد و در زمین های گِلی مانند پیل خر غلط بزند و این واقعا از عجائب روزگار هست که فکر کنم برای خود سعدی هم هضم این مسئله براحتی امکان پذیر نباشد و اگر این تفسیر از شعرش را اینجا ببیند ، اگر خدا به او رحم کند سکته کامل نزند دست کم یک دست و پهلویش برای همیشه فلج خاهد شد .

ته نوشت : لطفا در اصل شعر تشکیک ایجاد نکنید و غار و غاز هم نداریم . اینجا اصل بر وحدت وجودی کلمات است مگر اینکه خلافش در یکی از کرسی های ازاد اندیشی ثابت شود .

درخواست نامه مجمع شورای دانش آموزی شهرستان لامرد از مسئولین

اسفند ۴ام, ۱۳۸۹

ایران اسلامی کشوری است که از نظر ضریب رشد و توسعه پیشاپیش همه ی قدرت های جهان حرکت می کند و این رشد را مدیون خون سربازان و مجاهدت های علمی امید های خمینی کبیر  که همان دبستانی های دیروز بودند است . کشور برای حفظ و بلکه ترقی بیشتر از این موقعیت نیاز دارد که در زمینه هایی چون پرورش نوابغ ، دانشمندان و پژوهشگران هرچه بیشتر بکوشد و این امر محقق نیست مگر با فراهم کردن محیط و قرار دادن امکانات و وسایل لازم در اختیار آنها ؛ محیطی که دانش آموزان و دانش پژوهان بتوانند بدون دغدغه ی رسیدگی به مشکلات خود جهت علم آموزی و به کار گیری این علم در راه پیشرفت ایران اسلامی بکوشند . در غیر این صورت نمی توان انتظار داشت چنین هدفی که مسلماً از اهداف اصلی یک کشور در حال توسعه است تحقق یابد . همچنین باید توجه داشته باشیم سخن از گذشته ها و افتخار کردن به آن که کشور ما از هیچ شروع کرد و حالا در صدر کشور های در حال توسعه است ما را قانع نکند و پیشرفتی در خور ایران اسلامی دور نمای افق دید ما باشد .

لذا ضمن عرض تشکر از مسئولین محترم که هیچ گاه کمک های خود را از دانش آموزان دریع نکرده اند و در راه پیشرفت سطوح معنوی ، علمی و فرهنگی-اجتماعی آنان کمر همت بسته اند پاره ای از مشکلات دانش آموزان را که حاصل اندیشه ی نمایندگان آنان در مجمع شورای داشن آموزی است به حضورتان ارائه می کنیم :

v انتظار داریم اجازه دهید مجمع شورای دانش آموزی ، تنها پل ارتباطی میان دانش آموزان و مسئولین شهرستان بیش از پیش ، ارتباط مستقیم و مستمر داشته باشد، چرا که در اساس نامه مجمع شورای دانش آموزی حد اقل دو بار در سال نشستی با مسئولین اجرایی شهرستان برای اعضای مجمع در نظر گرفته شده است . همچنین انتظار می رود ترتیبی اتخاذ کنید که نماینده ی مجمع شورای دانش آموزی شهرستان در برخی جلسات شورای آموزش و پرورش یا شورای اداری شهرستان لامرد حضور داشته باشد .

v    لطفا به تامین شغل آینده دانش آموزان امروز این شهرستان با اتخاذ تدابیر لازم توجه بیشتری داشته باشید .

v    لطفا اطلاعات مربوط به نیروی کار مورد نیاز شهرستان را در مرتباً در اختیار مسئولین و آموزش و پرورش قرار دهید تا دانش آموان سال اول و چهارم دبیرستان با کسب آگاهی در انتخاب رشته و گرایش خود تصمیمی مورد نیاز و صحیح بگیرند .

v    لطفا به وضعیت دانش آموزان مستضعف توجه بیشتری داشته و مقداری از بودجه ای که در اختیار دارید را صرف کمک به آنان کنید .

v    لطفاً در تشکیل انجمن هایی خارج از مدرسه و استفاده از استعداد های جوانان در آنان به منظور ایجاد روحیه ی اجتماعی و همکاری در دانش آموزان اقدام فرمائید .

v    لطفا با توجه به زیاد بودن هزینه ی تاسیس و یا تجهیز آزمایشگاه های مدارس شهرستان به تجهیز آزمایشگاه مرکزی که حداقل کار ممکن است توجه ویژه ای داشته باشید .

v    لطفا به مسئله ی همکاری نهاد های بهداشتی شهرستان با مدارس ، رسیدگی به مشکلات بهداشتی آنها و همچنین برسی کمبود های بهداشتی مدارس به وسیله ی آنها توجه بیشتری داشته باشید .

v    لطفا در زمینه ی تجهیز مدارس به مواد آموزشی روز که نتیجه ی آن بالاتر رفتن سطح آموزشی مدارس و در ادامه تربیت علمی بیشتر دانش آموزان است کوشش بیشتری داشته باشید . چرا که تحقق این امر رابطه ی مستقیمی با بالاتر رفتن سطح علمی و بومی کردن بهره برداری از منابع شهرستان خواهد داشت .

v    لطفا به کمیت و کیفیت تجلیل از دانش آموزان در زمینه های مختلف توجه ویژه داشته باشید و همچنین برنامه ها را به گونه ای اجرا کنید که مراسم تجلیل برنامه های ورزشی ، هنری یا علمی به وضعیت برگزاری مراسم های قرآن غبته نخورند .

v    لطفا در انتخاب دبیران و مدیران مدارس دقت لازم را داشته باشید ، چرا که انتخاب دبیرانی بدون روحیه ی معلمی نه تنها به دانش آموزان لطمه می زند بلکه مانعی است برای پیشرفت آنان .

v    یکی از نیاز هایی که سالها فقدان آن مشهود است یک مرکز تحقیقی پژوهشی ویژه دانش آموزان یا همان پژوهش سرای دانش آموزی است که به دلیل جذابیت های ویژه اش می تواند محل مناسبی برای ارتقاء سطح علمی دانش آموزان باشد . این درخواست ، شاه بیت همه ی درخواست های ماست که استدعای عاجزانه داریم به آن بیندیشید .

v همه ساله توسط مجمع شورای دانش آموزی شهرستان لامرد کمیسیون هایی تشکیل می شود ؛ کمیسیون ها که متشکل اند از اعضای شوراهای دانش آموزی ، پیرامون مسائل دانش آموزان به بحث و تبادل نظر می پردازند و در راستای مرتفع کردن مشکلات آنان طرح هایی را مصوب می کنند ؛ انتظار می رود به مصوبات کمیسیون های زیر نظر مجمع توجه لازم را داشته باشید ، چرا که تصمیم گیری ها ومصوبات این کمیسیون ها حاصل تفکر برگزیدگان دانش آموزان شهرستان لامرد است .

با تشکر، مجمع شورای دانش آموزی شهرستان لامرد

من اللـ توفیق