Archive for بهمن, ۱۳۸۹

اخبار کشاورزی و منابع طبیعی

بهمن ۳۰ام, ۱۳۸۹

عملیات بهبود و اصلاح مراتع شهرستان لامرد

            در سطح ۱۲۰ هکتار از مراتع شهرستان لامرد عملیات کپه کاری انجام شد.
موسی دهقانی مسئول واحد مرتع اداره منابع طبیعی و آبخیزداری لامرد در همین زمینه اعلام داشت : با توجه به اهمیت مراتع در تولید نیاز پروتئین و گوشت جامعه و همچنین حفاظت آب و خاک و تأمین نیازهای غذایی حیات وحش و دام و به منظور بهبود و اصلاح وضعیت مراتع شهرستان و در جهت افزایش تولید علوفه ، حفظ آب و خاک و کاهش فرسایش خاک در سطح ۱۲۰ هکتار از مراتع شهرستان عملیات کپه کاری با گونه های ماشک گرمسیری و سکاله (جو وحشی) و همچنین عملیات ذخیره نزولات با احداث هلالی آبگیر انجام گرفته است.
دهقانی افزود در این طرح که مبلغ ۶۰ میلیون ریال هزینه شده مراتع سورغال ، تنگ خینه ، چاهنو کریم آباد و نعمه عملیات بهبود و اصلاح مراتع انجام شده است.

ردیابی بیماری زنگ زرد گندم در لامرد

     کارشناسان کشاورزی مدیریت جهادکشاورزی لامرد در پوشش شبکه مراقبت، بیماری زنگ زرد گندم را ردیابی می کنند.
معصومه قاسمی مسئول حفظ نباتات جهادکشاورزی لامرد اظهار داشت: با توجه به افزایش رطوبت و کاهش دما ، در سطح ۴۵۰۰ هکتار از اراضی کشت شده گندم شهرستان جهت ردیابی بیماری زنگ زرد گندم انجام شده است . وی افزود: این بیماری یکی از مهم ترین آفات گندم در دنیا و ایران است و در سالهای شیوع خسارت سنگینی را به تولید محصول گندم وارد می آورد. این بیماری بر اندامهای مختلف گندم مانند برگ ، غلاف ، ساقه و خوشه حمله کرده ودر بوته های آلوده دانه بسیار کوچک ، چروکیده و غیر قابل استفاده می شود. شیوع بیماری زنگ زرد ارتباط مستقیم با شرایط آب و هوایی ، حساسیت ارقام بذر در منطقه دارد . بهترین روش مبارزه ، کشت ارقام مقاوم بوده و سم پاشی به موقع در کنترل بیماری بسیار مؤثر است.
این بیماری در سال ۱۳۸۵ در اراضی کشت شده گندم بخش علامرودشت مشاهده شد.

شروع احداث ۵/۷ کیلومتر جاده بین مزارع در لامرد

        با اعتبار ۸۰۰ میلیون ریال ،۵/۷ کیلومتر جاده بین مزارع در شهرستان لامرد احداث می شود.
حسین مدام مسئول اداره فنی و زیربنایی مدیریت جهادکشاورزی لامرد اعلام داشت: با تخصیص اعتبار ۸۰۰ میلیون ریالی کار احداث ۶/۲ کیلومتر جاده بین مزارع در بخش اشکنان ، ۴/۲ کیلومتر در بخش علامرودشت و ۵/۲ کیلومتر در بخش مرکزی شهرستان آغاز شد. این طرحها با هدف دسترسی آسان کشاورزان و حمل سریع سوخت و نهاده های کشاورزی ، کاهش استهلاک و عبور و مرور راحت دستگاهها و ادوات کشاورزی به مزارع اجرا می شود

 

مبارزه با آفات نباتی در لامرد

کار مبارزه با علفهای هرز مزارع گندم در شهرستان لامرد در حال انجام است.
به گزارش اداره بهبود تولیدات گیاهی مدیریت جهادکشاورزی لامرد در راستای مبارزه با علف های هرز مزارع کشت شده گندم و جو تاکنون سطحی بالغ بر ۲۳۰۰ هکتار بر علیه علف های هرز پهن برگ و ۲۱۵۰ هکتار نیز بر علیه باریک برگان مبارزه صورت پذیرفته است. در همین زمان در سطح ۳۵۰ هکتار جو نیز مبارزه انجام شده است . انتظار می رود با توجه به بارندگی های اخیر و گسترش علف های هرز در مزارع این سطح افزایش یابد . این گزارش می افزاید: با توجه به انجام کشت های زیر پلاستیکی صیفی جات در شهرستان مبارزه با علف های هرز به صورت دستی و شیمیایی در حال انجام بوده و در ۱۳۰ هکتار از این نوع کشت نیز مبارزه صورت گرفته است.

عملیات بیابان زدایی در شهر اهل لامرد

با اعتبار ۷۰ میلیون ریال  در ۲۰ هکتار از اراضی بیابانی مهرک اهل از توابع بخش اشکنان لامرد عملیات مدیریت هرز آب و ۱۰ هکتار نهالکاری با گونه های بیابانی انجام شد.
حسین عباسی مسئول اداره منابع طبیعی و آبخیزداری لامرد اظهار داشت : در راستای گسترش پوشش گیاهی و بهبود وضعیت تولیدات گیاهی ، کاهش فرسایش آبی و بادی و ذخیره نزولات آسمانی و تغذیه آبخوان و براساس برنامه های پیش بینی شده در طرح مطالعاتی بیابان زدایی دشت اشکنان در سال جاری تاکنون در ۲۰ هکتار از طرح یاد شده و در محدوده مهرک اهل عملیات مدیریت هرز آب با احداث هلالی های آبگیر انجام گردید و در سطح ۱۰ هکتار دیگر از طرح یاد شده نیز و در همان محدوده عملیات نهالکاری با گونه های بیابانی ، کرت ، مغیر و آکاسیا ویکتوریا انجام شده است.
مسئول اداره منابع طبیعی و آبخیزداری لامرد فواید عملیات انجام شده را افزایش پوشش گیاهی و فضای سبز ، کاهش فرسایش ، افزایش تولید علوفه ، ایجاد فضای تفرجگاهی ، بهبود محیط زیست حیات وحش عنوان نمود. وی همچنین اضافه نمود از سال ۱۳۸۴ تاکنون مساحتی بالغ بر ۴۰۰ هکتار در مهرک اهل و بیش از ۶۰ هکتار در پاقلات زیر پوشش عملیات مدیریت هرز آب و نهالکاری رفته که موفقیت چشم گیری را در پی داشته است.

برگزاری جشن میلاد پیامبر(ص) و امام ششم (ع) در جهادکشاورزی لامرد

با ویژه برنامه جشنی در جهادکشاورزی لامرد ۱۷ ربیع الاول و دو مناسبت مبارک این روز گرامی داشته شد.
بمناسبت هفدهم ربیع الاول خجسته میلاد با سعادت پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) و ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام جعفر صادق (ع) ویژه برنامه جشنی با حضور کلیه پرسنل جهادکشاورزی لامرد در محل نمازخانه این مدیریت برگزار گردید.
در ابتدای این مراسم حجه الاسلام دلاور نماینده ولی فقیه در جهادکشاورزی لامرد پیرامون دغدغه های پیامبر بعد از رحلتش و وظیفه مسلمین و نیز زندگانی امام جعفر صادق (ع) مطالبی را بیان نمود. سپس راستی از مداحان شهرستان در مدح دو مولود مبارک به مولود خانی پرداخت. برگزاری مسابقه کتبی حضوری از دیگر برنامه های جشن فوق الذکر بود.

هفته نامه طلوع ویژه لامرد و مهر اول اسفند ۸۹

بهمن ۳۰ام, ۱۳۸۹

در این شماره نیز همراه ما باشید

از اینجا دانلود کنید

معرفی اجمالی یک گرایش مهم در علم

بهمن ۲۹ام, ۱۳۸۹

چند روز پیش از یکی از دانشجویان که در حال مهاجرت است پرسیدم چرا برای ادامه تحصیل گرایشی که مدت ها روی آن کار کرده ای را انتخاب نمی کنی؟ و او پاسخ داد برای اینکه سوالاتی دارم که فقط با ادامه تحصیل در گرایش نروساینس می توانم به جواب آنها دست پیدا کنم. همین جواب جالب باعث شد که در معرفی این گرایش چند خطی بنویسم. این مطالب را چند وقت پیش آماده کرده بودم و بسیار کوتاه است. بنابراین اگر خوانندگان پرسش های بیشتری داشته باشند کامنت بگذارند:
گرایش نروساینس یک گرایش بین رشته ای جدید است که سعی در پی بردن به ساز و کار مغز را دارد. شاخه های اصلی درگیر با این موضوع غیر از پزشکی (که زیاد در مورد آن نمی دانم)، فیزیک، شیمی و زیست شناسی می باشد. دانشجویانی که در این موضوعات تحقیق می کنند باید هم فیزیک بدانند، هم شیمی و مقداری هم زیست. این دانش آنقدر پیش رفته که شاخه هایی از مهندسی کامپیوتر، ریاضیات و … را هم با خود درگیر کرده است. گروههای تحقیقاتی که حول این موضوع شکل گرفته اند به سرعت با جذب بودجه های کلان رشد کرده اند و گاها بقیه گروهها را نیز در خود هضم نموده اند. این شاخه تحقیقاتی امروزه به یکی از مهمترین و داغ ترین موضوعات دنیای علم بدل شده است. مجله امریکن ساینتیفیک که پیشرفت های جدید علمی را به زبان ساده برای عموم شرح می دهد، اخیرا یک مجله جدید را منتشر می کند به نام ساینتیفیک امریکن مایند که به طور خاص فقط پیشرفت های این شاخه را بیان می کند. برای دانلود برخی شماره ها می توانید به اینجا لینک شود:

http://epyl.org/scientific+american+mind+pdf.html

البته اگر به فکر حلال و حرام هستید باید بدانید که با پرداخت ماهیانه شش دلار می توانید این مجله را مشترک شوید.
برای اطلاعات بیشتر بد نیست سری هم به ویکی پدیا بزنید:

http://en.wikipedia.org/wiki/Neuroscience

در سال ۲۰۰۲ یک مجموع کامل از مقاله های مروری که شاخه های مختلف این گرایش را توضیح می دهد در ساینتیفیک امریکن چاپ شد. آن را می توانید در اینجا پیدا کنید:

http://www.4shared.com/document/qfbz1e7m/ScientificAmericanSpecialEditi.html

نام این مقاله به صورت زیر است:
The Hidden Mind
فلاسفه هم مسئله ذهن را بسیار مورد کنکاش قرار داده اند. امروزه فلسفه ذهن یکی از موضوعات بسیار فعال است.
از میان مجلات معتبر آن دوتایی که من با آنها آشنا هستم به صورت زیر اند:

http://www.jneurosci.org/

http://www.sciencedirect.com/science/journal/03064522

*******************************************************************************
این موضوع تحقیقاتی بسیار جذاب و پرطرفدار است و کم کم دارد افق های جدیدی را بروی بشر باز می کند. موضوعاتی که سال ها آن را انکار نموده است. در پایان، اگر دوستان صاحب نظر کامنت تکمیلی دارند آن را از ما دریغ نکنند.

سرخپوست خوب… سرخپوست بد!!!

بهمن ۲۶ام, ۱۳۸۹

روی تخت استادسرا دراز کشیده بودم؛ تنها. و دلم گرفته بود از این روزهای تنهایی، از بی همراهی روزگار؛ و دوری هایی که نمی دانم کی به سر می آیند. داشتم با اوهام خودم کلنجار می رفتم که دوستم آمد. بعد از چاق سلامتی، به روال همه ی دیدارهای ایرانی، درباره ی موضوعات روز! حرف زدیم.

از یارانه ها و اینکه پشت درِ سایت رفاهی دات آی آر مانده ام و شماره حسابم را نمی توانم در این سایت فخیمه به ثبت برسانم. تعجب کرده بودم؛ به این خاطر که در آنجا با وجود توصیه به مرفهان احیاناً بی درد برای نگرفتن یارانه، فرمایش کرده اند که هرکسی، هر زمان که اراده کند می تواند [احتمالاً به راحتی آب خوردن] بیاید و شماره حساب بدهد!! و حالا روزی ۵ مرتبه سر می زنیم به این وبگاه که شاید اذن دخول دهند و همچنان اندر خم آن کوچه ایم!

گفتگویمان گل انداخت و رفتیم سراغ آب و هوا و شکر باران های خوبی را گفتیم که این اواخر می آیند و اظهار امیدواری کردیم برای تکرارشان؛ من گفتم نمی دانم لامرد، اوضاع چه جور است؟ دوستم که خوره ی اینترنت است گفت که هروقت خواستی، می توانی با اینترنت وضع دقیق را بدانی!  و خواست به من نشان دهد که چگونه یاهو وِدِر (weather yahoo) را برای پیش بینی آب و هوا چک کنم. امّا آخر کار، از خیرش گذشتیم. چون تا صفحه بالا آمد، باران خودش از رو رفت و  بارید؛ و ما گفتیم یحتمل در لامرد هم باران است دیگر….

دوباره گیر دادیم به یک موضوع حسّاس دیگر[سرعت اینترنت]. همین سرعت اینترنت معلوم الحال! داغ دلِ همکار ما را تازه کرد و صحبت به اختلاف ایشان با یکی از معاونین کشیده شد که یک جورهایی به امور اینترنت دانشگاه هم نظارت دارد و از نظر دوست من، چندان در پست معاونت کارامد نیستند. دوستم فکر می کرد که شکرآب شدنِ رابطه اش با معاون دانشگاه، به خاطر انتقاد مستقیمی است که به او داشته. در ضمنِ صحبتهایشان، چیزی گفت که مرا برای مدتی به فکر انداخت: کابوهای غرب وحشی، اعتقادی داشتند که حالا می شود گفت یک جور ضرب المثل شده: یک سرخپوست خوب، یک سرخپوست مرده است.

مدتی دیگر هم حرف زدیم و بعد هرکدام رفتیم سراغ کارهایمان و من آماده شدم که به خانه برگردم…

اتوبوس بود و دشتها و کوهها. تا برسم لامرد، وقت بسیار بود. دوباره “کاشفان فروتن شوکران” با صدای شاملو را گوش دادم و بعد هِدفون را کنار نهادم تا بهتر بتوانم با تابلوهای بی نظیرِ کوهها و دشتهای ایرانم، یگانه شوم و سرخوش از داشتن این دردانه گردم. اعتراف می کنم که همیشه این بخش سفر را بسیار دوست دارم: لمس ایران با قبلم.

امّا دوباره وسواس سرخپوست مرده، به جانم افتاد. و فکرم را با خودش برد. خیلی درباره ی این حرف که البته پیشترها هم شنیده بودم فکر کردم، البته از یک زاویه ی تازه! از بچگی تا الان؛ و راهِ درازِ “من” شدنم. که چقدرتجربه نکردنها و در خط و خطوط ترسیم شده توسط بزرگترها رفتن، نشان بچه ی خوب بودن به حساب می آمد. من البته آنقدرها آدم هنجارشکنی نبودم، ولی حافظه ام پر است از لحظه های طرد، از لحظه های برچسب خوردن و از لحظه های دلتنگی برای خودم.

یک دفعه، چیز خنده داری به خاطرم رسید: سالهای دور، شاید مهر یا آبان ۷۸ بود. در اتاق ۷۲۳ خوابگاه مفتح[دانشگاه شیراز] با دوستان نشسته بودیم. همه تازه از خانه به دانشگاه برگشته بودیم. عصری بود؛ تازه هوا داشت تاریک می شد.

یکی از دوستانی که روستایشان همجوار روستای ما بود، برایم تعریف کرد که همین چند وقت پیش به مغازه ی ابراهیم ک. برای خرید رفته که یکی از هم ولایتی های ما، خِفت دوستمان را می چسبد و شروع می کند به درد دل؛ که بعضی ها مثلاً همین حسن خضری[آن شخص، اسم مرا به طور مشخص آورده بود]، خودشان را گم کرده اند. شلوار چنان و موهای آنچنان و صورت تیغ زده که ما دانشجوییم. ولی احسنت به تو. که ریشت را نزده ای و موهایت همان طور مثل سابق است و شلوار پارچه ای می پوشی. حالا نگو دوست ما که چند روزی دوش گرفتنشان دیر شده بود به آن وضع درآمده بود و در آن ساعت رفته بود تا تیغ بخرد که برود حمام!!

و ما کلّی خندیدیم. امّا پشت خنده ی آن روز و شاید امروز ما، طنز تلخی است از درد زندگی کردن، و درناکتر آنکه برای دیگری زندگی کردن و دلخراشتر، مرگِ زندگی است در باور آنکه تو را جز در همراهی با نگرشش زنده نمی خواهد. به راستی به سیستم فکری شخصی خودمان نگاه کرده ایم؟ در این سیستم فکری، آدم خوب کیست؟ آدم بد کیست؟ آیا ما هم الگوی ارزیابیِ “سرخ پوست خوب…سرخپوست بد” را ناخودآگاه داریم؟ چقدر آدمهایی را مرده خواسته ایم، فقط به خاطر اینکه می خواستیم خوب باشند؟ یا بد به حساب آورده ایم، تنها برای آنکه نمی خواسته اند در دید ما خوب باشند یا خوب بمانند. این شعر زیبای شاملو شاید بتواند عریانتر بگوید:

گفتند: نمی خواهیم، نمی خواهیم که بمیریم.

گفتند: دشمنید، دشمنید؛ خلقان را دشمنید.

چه ساده، چه به سادگی گفتند و ایشان را چه ساده، چه به سادگی کشتند.

و مرگ ایشان، چندان موهن بود و ارزان بود که تلاش از پی زیستن، به رنجبارتر گونه ای ابلهانه می نمود.

سفری دشخوار و تلخ، از دهلیزهای خم اندر خم و پیچ اندر پیچ، از پی هیچ.

نمی خواستند که بمیرند یا از آن پیشتر که مرده باشند، بار خفّتی بر دوش برده باشند؛

لاجرم گفتند که نمی خواهیم، نمی خواهیم که بمیریم.

و این خود وِردگونه ای بود، پنداری

که اسبانی ناگاهان، به تگ، از گردنه های گردناکِ صعب، با جلگه فرد آمدند؛

و بر گرده ی ایشان، مردانی با تیغها برآهیخته.

و ایشان را تا در خود باز نگریستند جز باد هیچ به کف اندر نبود:

جز باد و به جز خون خویشتن.

چرا که نمی خواستند، نمی خواستند، نمی خواستند که بمیرند.

هفته نامه طلوع ویژه لامرد و مهر بیست و چهارم بهمن ۸۹

بهمن ۲۴ام, ۱۳۸۹

در این شماره نیز با ما همراه شوید :

از اینجا دانلود کنید

قابل توجه مرتبطین با بخش کشاورزی

بهمن ۲۳ام, ۱۳۸۹

هوشیار مدیر جهادکشاورزی لامرد
سوخت مورد نیاز بخش کشاورزی شهرستان در سال ۹۰ تأمین می شود.

احمد هوشیار مدیر جهادکشاورزی اظهار داشت در راستای اجرای قانون هدفمندسازی یارانه و موضوع تأمین و توزیع سوخت مورد نیاز سال آینده بخش کشاورزی شامل چاههای آب کشاورزی، ماشین آلات و تجهیزات کشاورزی ، مرغداریها و گل خانه ها  با هدف مصرف بهینه و ساماندهی سوخت برنامه ریزی شده و مشکلی وجود نخواهد داشت . در همین زمینه می بایست مصرف کنندگان بخش کشاورزی حداکثر تا تاریخ ۱۰ اسفند به سایت تجارت آسان به آدرس اینترنتی www.tejaratasan.ir  مراجعه و نسبت به ثبت نام و مشخص نمودن مقدار سوخت مورد نیاز اقدام نمایند.
مدیر جهادکشاورزی افزود: در صورت عدم مراجعه تا تاریخ فوق الذکر هیچگونه سهمیه سوختی لحاظ نخواهد شد ، لذا مصرف کنندگان واقعی بخش کشاورزی در این زمینه اقدام نمایند تا با مشکلی جهت سوخت مصرفی سال ۹۰ مواجه نگردند.

افتتاح شرکت تعاونی مرغداران لامرد

همزمان با ایام ا… دهه فجر انقلاب اسلامی شرکت تعاونی مرغداران لامرد مورد افتتاح قرار گرفت.
با حضور گسترده مرغداران شهرستانهای لامرد ، مهر و پارسیان و با حضور محمدی مسئول تشکل های سازمان تعاونی روستایی فارس و مسئولین ادارات و نهادهای شهرستان شرکت تعاونی مرغداران و کلنیک دامپزشکی دکتر کاظمی بطور رسمی افتتاح و شروع بکار نمود . در ابتدای مراسم الله وردی مسئول اداره تعاونی روستایی لامرد ضمن خوش آمد گویی پیرامون طرح توضیحاتی را ارائه نمود ، سپس محمدی مسئول تشکلهای سازمان تعاونی روستایی فارس بیان داشت که شرکت تعاونی مرغداران لامرد از تعاونی های برتر استان است و ضمن تشکر از نهادهای مرتبط درخواست حمایت بیشتر جهت انجام خدمات بهتر از طرف تعاونی مذکور را نمود.
 شایان ذکر در این تعاونی ۷ نفر شامل دکتر دامپزشک ، کارشناس و تکنسین مشغول بکار شده اند و نیز ۲۱ نفر مرغدار از شهرستانهای لامرد ، مهر ، پارسیان ، کنگان و جم در این تعاونی عضویت دارند

 

جعفری فرمانداری لامرد:
حدود ۵۰ طرح کنترل سیلاب و تغذیه مصنوعی در لامرد انجام شده است.

محمد جعفری فرماندار لامرد که در مراسم افتتاح طرحهای اجرا شده توسط اداره منابع طبیعی و آبخیزداری لامرد سخن می گفت ، اظهار داشت: با توجه به وقوع بارانهای سیل آسا در منطقه و شهر لامرد و فرسایش بالای خاک ، تخریب اراضی کشاورزی و ابنیه شهری می طلبد با اجرای طرحها و پروژه های کنترل سیلاب و تغذیه مصنوعی خصوصاً در حوزه شهری جلوی اتفاقات گرفته شود.
فرماندار لامرد ضمن تقدیر و تشکر از تلاشها و زحمات ثمربخش منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان لامرد و استان در طراحی و اجرای طرحهای کنترل سیلاب و تغذیه های مصنوعی گفت: حدود ۵۰ پروژه کنترل سیلاب و تغذیه مصنوعی در سطح شهرستان انجام شده است که بخش عمده ای از این طرحها در دولت های نهم و دهم انجام و هنوز هم لازم است چنین طرحهایی را انجام دهیم . فرماندار لامرد خواستار توجه به کار کارشناسی علمی در اجرای این گونه طرحها شدند تا با جلوگیری از خسارت های جبران ناپذیر هزینه مملکت به هدر نرود.

افتتاح پروژه کنترل سیلاب و تغذیه مصنوعی تراکمه

بمناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی پروژه کنترل سیلاب و تغذیه مصنوعی دره تراکمه مورد افتتاح و بهره برداری قرار گرفت.
در آغاز مراسم افتتاح این پروژه که با حضور جعفری فرماندار و مسئولین ادارات و نهادهای شهرستان در مرکز شهر لامرد برگزار گردید ، عباسی رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان ، گزارشی از روند اجرای پروژه ارائه نمود.
عباسی بیان داشت : کمی پوشش گیاهی و منابع جنگلی و همچنین کمی بارش و نامتناسب بودن پراکندگی بارش باعث شده حجم زیادی از آبها به هدر رفته و باعث تخریب اراضی کشاورزی و یا راهها گردیده و به نظر می رسد بهترین کار در کوتاه ترین زمان ممکن ایجاد بندهای سنگ و سیمان و ملاتی است که این امر به صورت جدی در دستور کار منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان و اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری فارس قرار گرفته است . رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری لامرد در ادامه صحبت با اشاره به حضور خصوصیات پروژه کنترل سیلاب و تغذیه مصنوعی دره تراکمه در حوزه شهری لامرد گفت: این پروزه شامل بند رسوب گیر و آبگیر می باشد که بند سنگی ملاتی و رسوب گیر شماره یک به ارتفاع مفید ۳۰/۸ متر ، عرض بند ۷/۲۰ متر ، طول بند ۶/۳۳ متر ، طول مفید۱۷ متر ، حجم عملیات سنگی ملاتی ۱۶۷۱ مترمکعب ، حجم عملیات خاکی ۸۰۰۰ مترمکعب و حجم آبگیری ۱۵۰ هزار مترمکعب می باشد. وی همچنین افزود: بند سنگی ملاتی شماره دو طرح نیز به ارتفاع مفید ۵۰/۹ متر ، عرض بند ۴/۲۲ متر ، طول بند ۴۸ متر ، طول مفید ۱۷ متر ، حجم عملیات سنگی ملاتی ۳۲۵۶ مترمکعب ، حجم عملیات خاکی ۱۰۰۰ مترمکعب و حجم آبگیری ۲۰۰ هزارمترمکعب بوده که برای احداث این دو بندمبلغ دومیلیارد و سیصد میلیون ریال از محل ستاد حوادث غیرمترقبه تأمین اعتبار شده است.

از عجائب روزگار

بهمن ۲۳ام, ۱۳۸۹

« عجائب صنعت نادیده دیدم    –   پری رویان به پستان تازه دیدم   –

چو دست کردم گل از باغش بچینم  –  به یک محمل دوصد دردانه دیدم »

تاکنون در طول تاریخ بشر هرآنچه اتفاق افتاده از جمله هر کار فوق العاده و یا رکوردی بوجود آمده است ، معمولا پس از مدت کوتاهی دستی بالای آن پیدا شده و آن کار فوق العاده یا رکورد را شکسته است . بجز دست باری تعالی که فوق همه دستها است « یدالله فوق ایدیهم » ، همواره در جریان روزگار دستهائی توانسته اند دستان دیگری را به فرمان بگیرند یا قطع کنند .

تاریخ مملو از جریاناتی است که با خروش ، اعمال قدرت ، زیرکی و کیاست ، نیرنگ و خدعه ، علم و دانش ، عقل و درایت ، سیاست و تدبیر توانسته است بر جریانات دیگری فائق آمده و به هلاکت جریان قبلی یا سرنگونی آن منتهی شود و هیچ جریانی نتوانسته است در مقابل اقتدار دیگری تحملی بمثابه حداقل یک نسل را در خود جای دهد . در روزگار انسانها داریم که اگر قومیتهائی بر علیه قومی که هدف مشترک آنان است ، دست بیکی کرده و بصورت واحد بر آن تاخته اند ، هیچ مقاومتی منجر به نگهداشت آن نگردیده و در زمانی کوتاه به زانو نشسته است . شوخی نیست که اگر تمام اهل روستا با خان ده دست بیکی کنند که کدخدا را نابود کنند ، تاریخ نشانداده باشد که کدخدائی شکست ناپذیر مانده باشد و یا همینطور سرایت آن به مثالهای دیگر . اما یک استثنا و یک عجائب :

۲۲ بهمن ۱۳۸۹ در کشور ایران پس از فراز و نشیبهای فراوان ، جنگ و گریزهای طولانی ، خدعه و نیرنگ های متنوع ، تدبیر و سیاستهای گونه گون ، عقل و درایت های شیطانی و بین المللی ، علم و دانش برتر دشمن ، تبلیغات و انتشارات مدرن محافل غرب و شرق ، محاصره و تحریم های جهانی آنهم در طول بیش از یک نسل و آمدن ۴ نسل از پس آن  و با پوشش جریانات پر مخاطره و ارقام سرنوشت ساز  ، باز هم مردم سراسر دنیا دیدند و شاهد عظمت انقلاب اسلامی در راهپیمائی عظیم ۴۲ میلیونی روز جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۸۹ ملت سلحشور ایران اسلامی  همچون ۲۲ بهمن سالهای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن بودند . عجیب است !

تنها در تهران و پایتخت جمهوری اسلامی ایران با وجود انواع و اقسام فعالیتها و برنامه ها و توطئه های مدون و  مدرن و  دروغین و تلاشهای شبکه ها و رسانه های بیگانه و بیگانه پرستان و مشکلات عدیده ای که مردم در زندگی روزمره خود با آن مواجه اند ، ۴/۱ میلیون نفر پیر و جوان ، کودک و نوجوان با همهمه و شور و هیجان و حالی سرشار از شادی و عزت  به خیابانها آمدند که بگویند همه آگاه باشند که علیرغم تمامی مصائب و مشکلات موجود ، دست از خدا و انقلاب اسلامی بر نمی دارند و برنمی داریم . ولی کو گوش شنوا ؟! اینجانب خود در طول ۳۲ سال و در ۳۳ راهپیمائی ۲۲ بهمن بدون وقفه شرکت داشته ام و نه تنها از عظمت و کثرت آن در سالی نسبت به سال قبل ، کاستی ندیدم بلکه هر سال نسبت به سال قبل  بر عظمت و ازدیاد آن شاهد بودم .

« ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم » ۱

بالاترین ویژگی این انقلاب اصالت در عقیده ، فرماندهی ، سازماندهی ، استقلال ، آزادی ، منش خودباوری ، عزت و اقتدار مسلمانان ایران زمین بوده است که اینچنین آنان را شکست ناپذیر و نشکن نموده و بحمدلله علیرغم تک هدفی بودن آن برای تمامی متجاوزین غرب و شرق عالم ، توطئه گران داخل و خارج ، فشارهای گوناگون داخلی و خارجی – توانسته است به تنهائی مقاومتی بطول تاریخ بشر از خود نشان دهد و معز و سرفراز و سلامت بماند  و این در شرائطی است که همه مکاتب انقلابی ، ملی گرائی ، پان عربیسم ، کمونیسم ، عقائد و منشهای جهانی دیگر ، زمین گیر شده اند ُ ولی این تنها منش قوم ایرانی اسلامی روز بروز بر شکست ناپذیری ، تأثیرات ، تداوم و توسعه خود افزوده و موفق بوده است . عجیب است!

سرهنگ جمال عبدالناصر در زمان ملی شدن آبراه سوئز در سال ۱۹۵۶ به انگیزه ای که از منظر ملی شدن نفت در ایران در سال ۱۹۵۳ گرفته بود اشاره کرده و گفته بود که تحت تأثیر کار ملت ایران ، آبراه سوئز را ملی کرده است . اگر از  ساخت آبراه میان دریای سرخ و مدیترانه که بنا بدستور داریوش هخامنشی در اواخر سده ششم پیش از میلاد و یادبود لوح سنگی با خطوط پارسی ، عیلامی ، بابلی و مصری در آن نقطه بگذریم ، تاریخ نشانگر تأثیر مستقیم این خطه از جهان از ایران در مقاطع مختلف تاریخی بوده است . علاوه بر آن وجود ۲ بنای با شکوه درست روبروی دانشگاه الازهر مصر بنام حضرت زینب (س) و حضرت امام حسین(ع) که یکی به مسجد سیده زینب و دیگری به مسجد الحسین مشهور است نیز مبین این مشترکات و تأثیرات است . گرچه کم نیست زیارتگاه هائی در مصر از جمله سیده نفیسه دختر ارجمند امام حسن مجتبی (ع) و رأس الحسین(ع) و مراسم هرساله  ایام عزاداری عاشورا و زیارتگاههای دیگر که مشترکات مذهبی را با مشترکات ملی پیوند می دهد ، اما دنبال نمودن سیر عزت ملت ایران اسلامی در جریان انقلاب اسلامی و ۳۲ سال گذشته  تأثیری بس شگرف  در بپاخیزی این ملت شریف مسلمان و بازیابی عزت خود داشته است که هم اکنون شاهد به نتیجه رسیدن اولین خواسته انقلابی آنان در این مقطع و مصادف با سالروز پیروزی انقلاب اسلامی می باشیم و این شروعی میمون برای به ثمر نشستن دیگر خواسته های آنان خواهد بود . وقتی که شهید نواب صفوی در سال ۱۳۳۲ برای شرکت در کنفرانس آزادی قدس به کشور اردن سفر کرد  بنا بدعوت شهید سید قطب دبیر مؤتمر اسلامی مصر به این کشور نیز سفر نمود و مورد استقبال کم نظیر مردم قاهره قرار گرفت و این مردم این شعار را برای ایشان دادند« القرآن دستورنا،الرسول زعیمنا،اللموت فی سبیل الله اسمی امانینا و نواب صفوی ضیفنا » دیگر ملتهای اسلامی و حتی غیر اسلامی و انقلابی یا مترقی نیز همواره از عظمت انقلاب اسلامی بوجد آمده و آرزوی برگرفته از آن را برای استقلال و عزت خود آرزو کرده اند که شواهد جهانی نیز بر درستی آن گواه آشکار است . در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ، ژنرال موشه دایان وزیر جنگ اسرائیل در مصاحبه ای اعلام کرد که انقلاب اسلامی در ایران به مثابه زلزله ای است که منطقه را تکان خواهد داد . موشه دایان شکننده خطوط دفاعی مصر در صحرای سینا از عقبه رهبری مصر بعد از عبدالناصر یعنی از شخصیت انورسادات و حسنی مبارک با خبر بود و میدانست که این فریاد به گوش مصریان هم خواهد رسید . امروز پیام انقلاب اسلامی در میدان ابن خلدون تونس ، میدان التحریر قاهره و ده ها میدان دیگر در کشورهای اسلامی و انقلابی جهان طنین انداز است .

این فریاد ملت قهرمان ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۸۹ هجری و ۱۱ فوریه ۲۰۱۱ میلادی ( با وجود آمدن نسلهای ۵ گانه بعدی و نو ) همچون فریاد انقلابی مردم ۱۳۵۷ و ۱۹۷۹ ، هنوز همان غرش رسای انقلابی است که همچنان

پیام و تأثیرات  آن در کلیه ملتها و کشورهای مسلمان و انقلابی طنین انداز و مستکبر شکن شده است .

عجائب گنبد والاتباری  –  نه در دارد نه دیوار و حصاری

بنازم قدرت لایزالی        – درونش هست لشکر بیشماری

« وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِینَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ وَ إِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ”»۲

۱ – سوره فتح  آیه ۱۰

۲ – صافات/۱۷۳ – ۱۷۱:۳۷٫

اخبار جهادکشاورزی ، منابع طبیعی و آبخیزداری

بهمن ۲۱ام, ۱۳۸۹

ایجاد کمربند حفاظتی در اراضی ملی لامرد

       یگان حفاظت اداره منابع طبیعی و آبخیزداری لامرد اقدام به احداث ۴ کیلومتر کمربند حفاظتی در اراضی ملی پلاک کفتاری و وردوان بخش علامرودشت نمود.
        عبدالرضا ذبیحی مسئول حفاظت اراضی اداره منابع طبیعی و آبخیزداری لامرد اعلام داشت: با هدف جلوگیری از تخریب و تصرف اراضی ملی توسط افراد سودجو در نقاط مختلف شهرستان و همچنین به منظور مشخص شدن مرز اراضی ملی از مستثنیات (اراضی ملکی افراد) و نیز جلوگیری از فرسایش خاک و عدم ایجاد گامی و تقویت پوشش گیاهی منطقه طرح ایجاد کمربند حفاظتی به میزان ۴ کیلومتر در اراضی ملی پلاک کفتار و وردوان بخش علامرودشت شهرستان لامرد انجام گردید .
      ذبیحی افزود: در سال جاری براساس تعهد می بایست ۶ کیلومتر کمربند حفاظتی ایجاد شود که تاکنون ۶ کیلومتر آن انجام و مابقی در حال اجرا است . وی همچنین اضافه نمود که این طرح حدود ۴ سال است که در دستور کار سازمان جنگلها ، مراتع و آبخیزداری کشور قرار گرفته و بوسیله دستگاههای مربوطه شامل: لودر و بیل مکانیکی با ایجاد خاکریز و یا حفر کانال در مناطق صعب العبور یا ایجاد علامت های نشانگر (پنج مارک) و یا سیم خاردار انجام می گردد.

جعفری فرماندار لامرد :
به توسعه گلخانه ها در سطح شهرستان باید بصورت جدی نگریسته شود

        محمد جعفری فرماندار شهرستان لامردکه در مراسم افتتاح گلخانه آقای علینژاد سخن میگفت اظهار داشت: توسعه کشت گلخانه ای در شهرستان لامرد به دلیل شرایط خاص اقلیمی و واقع شدن در منطقه گرم و خشک کشور یکی از بهترین گزینه ها جهت تغییر الگوی کشت است. وی بیان داشت با توجه به شروع کشت های گلخانه ای از سه سال قبل بسیاری از معایب و مشکلات در این زمینه مرتفع شده و این گونه طرحها از توجیه اقتصادی مناسبی برخوردار است .
       محمدجعفری افزود: با توجه به مصرف بسیارکم سموم و کیفیت مناسب محصول تولیدی خیار سبز و گوجه فرنگی در گلخانه های شهرستان محصول صادراتی لامرد به کشورهای حوزه خلیج فارس بسیار برجسته و حائز اهمیت بوده است
       پس از سخنان فرماندار شهرستان ، بمناسبت دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی ودر هشتمین روز این ایام و باحضور هوشیار مدیر جهادکشاورزی ،بخشدار مرکزی ،مسئولین ادارات و نهادهای شهرستان ، معتمدین محلی و شوراهای اسلامی روستائی ششمین واحد گلخانه سبزی و صیفی احداث شده توسط آقای غلامرضا علی نژاد در روستای حسن کمالی بخش مرکزی شهرستان لامرد با موافقت اصولی سازمان جهاد کشاورزی فارس و نظارت کارشناسان تولیدات گیاهی مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان لامرد مورد افتتاح و بهره برداری قرار گرفت .
     این گلخانه به مساحت کامل ۵۲۶۴ متر مربع شامل دو سالن ۲۵۲۰ متر مربعی که به وسیله یک راهرو مرکزی به مساحت ۲۲۴ متر مربع بهم تصل شده و با هزینه آورده شخصی ۵۷۰ میلیون ریال و ۱۲۰۰ میلیون ریال تسهیلات بنگاههای زود بازده از اول اردیبهشت ماه سال جاری آغاز به کار و با اتمام کار در دهه فجر ۵ نفر اشتغالزائی دارد.
                      
بذر کاری ۱۰ هکتار از اراضی ارتفاعات تابناک لامرد
      بالغ بر ۱۰ هکتار از اراضی ملی ارتفاعات تابناک شهرستان توسط اداره منابع طبیعی و آبخیزداری لامرد بذر کاری شد.
با عنایت به بارندگی های اخیر و با توجه به بحث توسعه فضای سبز شهرستان ،افزایش جنگل و جلوگیری از فرسایش خاک با استفاده از ۲۰۰کیلوگرم بذر بادام کوهی و توسط کارشناسان و کارکنان اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان لامرد بذر کاری و کپه کاری شد.

پیسپا چیست؟

بهمن ۲۱ام, ۱۳۸۹

تحقیق در مورد سنت های محلی با توجه به تأثیر زمان و مکان بر این موارد یکی از مسائلی است که می بایست مورد توجه قرار گیرد.

یکی از چیزهایی که در شهرستان لامرد مرسوم است قطعه پارچه سه گوشی است که آنرا بصورت کیسه ای دوخته و روی آنرا با سلیقه های مختلف تزئین می کنند و درون آن را نمک و اسپند و … می ریزند و به عنوان نظر بند از آن استفاده می کنند که در اصطلاح محلی به آن پیسپا می گویند، لذا از همشهریهای عزیز تقاضا دارد در این مورد اگر مطلبی دارند ارائه تا تحقیق کلی در مورد سابقه و موارد استفاده آن صورت پذیرد.

منتظر پاسخ های شما همشهریان عزیز هستیم.

مدیریت و امام در مبارزات ۴۱ – ۴۳

بهمن ۲۰ام, ۱۳۸۹

«به بهانه ۲۲ بهمن و پیروزی فجر نشینان»

فعالیت های انقلابی حضرت امام خمینی(ره) سه هدف اصلی را دنبال می کرد ، مبارزه با استعمار خارجی؛ مبارزه با استبداد داخلی و دفاع از اسلامیت کشور . هر سه اصل در طول مبارزه و فعالیتها ـ از مهر ۴۱ تا آبان ۴۳ـ حفظ و دنبال شد. برای روشن شدن موضوع باید اشاره ای به وقایع اولیه که موجب جرقه ای برای مبارزات ایشان شد ، کرد. کندی در انتخابات نوامبر ۱۹۶۰ م ـ آبان ۱۳۳۹ـ به عنوان رئیس جمهور امریکا جانشین آیزنهاور شد. شعارهای انتخابانی کندی، مانند سایر دمکراتهای امریکایی، دفاع از آزادی و صلح جهانی بود. کندی قبل از ورود به کاخ سفید در یک مصاحبه مطبوعاتی از سیاست بی‌طرفی کشورهای جهان سوم دفاع کرد و گفت:«عشق به استقلال و آزاد ماندن در حالتی که به صورت اقمار شوروی در نیایند و یا بیش از حد به ایالات متحده نزدیک نگردند، مترادف است. بایستی با آن سازگار باشیم. اگر بی‌ طرفی ناشی از تمرکز، کوشش در حل مسائل داخلی و بالا بردن سطح زندگی مردم، بخصوص در کشورهای کم رشد باشد، آن را خواهم پذیرفت.»
این موضوع شاه ایران را به شدت متأثر کرد. شاه احساس می‌کرد چتر حمایت امریکا از سر او برداشته خواهد شد. اما به زودی روشن شد که سخنان کندی چیزی جز ژست دموکراتیک نیست. شاه و همه مردم جهان نیز دریافتند که کندی نیز همان استراتژی گذشتگان خود را پی خواهد گرفت.موضوعی که موجب تغییر تاکتیک حاکمان جدید کاخ سفید گردید، تجربیات امریکا از جنگهای محدود استراتژی ترومن و آیزنهاور در جنگ سرد و آمادگی اتمی برای نابودی کامل شوروی بود. به همین علت ارتش امریکا از جنگهای محدود پارتیزانی که سلاحهای اتمی کاربردی نداشتند ناکام ماند. ناکارآمدی ارتش امریکا در جنگ کره روشن شده بود واینک در ویتنام نیز در حال ظهور بود. از طرف دیگر جنبشهایی در امریکای لاتین، آسیا و خاورمیانه برای سرنگونی حکومتهای وابسته به غرب در حال ظهور بود. کندی برای حفاظت از رژیمهای وابسته و جلوگیری از توسعه کمونیسم دو برنامه طراحی کرد: ۱-  آموزش نظامی برای سرکوب جنبشها ، ۲– برنامه ریزی برای پیشرفت اقتصادی کشورهای در معرض خطر .کندی که خود را یک روشنفکر لیبرال می‌دانست، علت تمایل نیروهای شورشی جهان سوم را به کمونیسم فقر می‌دانست، که ریشه آن جهل بود. او معتقد بود کمونیسم تلاش می ‌کند تا شورشهای طبیعی را به نفع خود مصادره کند، به همین جهت اعتقاد داشت تنها راه رهایی ، کمک کردن به مردم این کشورها و جنبش‌هاست ، تا در دامن کمونیسم قرار نگیرند. بر این اساس در ۳۰ ژانویه برنامه جدید و مؤثر کمکهای متقابل را برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها و قاره‌‌های دیگر اعلام کرد.کارشناسان کندی در آخرین تجزیه و تحلیل به این نتیجه رسیدند که پیروزی یک جنبش چریکی به دلیل برتری نظامی آن نیست، بلکه به علت موضع سیاسی آن است. موضع سیاسی آنها، دفاع از مردم مستضعف است. برای خنثی کردن بهانه اصلی، یعنی موضع سیاسی، نیروهای جنگنده می ‌بایست برنامه وسیعی را در جنگ روانی، توسعه روستایی، کمک‌های اقتصادی و عملیات عمرانی دنبال کرده و بیماریها و نابسامانیهای عمده اجتماعی را اصلاح کنند.مجموعه بحرانهای سیاسی و اقتصادی ایران در سال ۱۳۳۹ ش امریکایی‌ها را نگران کرد. این نگرانی زمانی شدت یافت که کندی باخروشچف در وین ملاقات کرد. رهبر شوروی به تمسخر شاه ایران پرداخت و گفت ایران دستخوش تحولات سیاسی خواهد شد و مثل یک سیب گندیده در دامان شوروی خواهد افتاد.مشاورین کندی نیز گزارشات مأیوس کننده ‌ای برای رئیس جمهور تهیه کردند. در گزارشی که مشاور مخصوص رئیس جمهور امریکا در امور امنیت ملی تهیه کرده بود، درباره وضعیت شاه ایران می‌نویسد:« در تظاهرات تهران کسی کشته نشد؛ اشاره به تظاهرات روز دوازده اردیبهشت ۱۳۴۰ دارد که دانش ‌آموزان تظاهرات کردند و یک نفر کشته شد؛ اما امکان این که در آینده جو حاکم موجب ترکیبی از مخالفین و افراد ناراضی نیروهای نظامی بشود و دست به اقدامی برای سرنگون کردن رژیم بزنند نمی ‌توان نادیده گرفت. چنانچه روند سیاسی کنونی ادامه یابد این امکان افزایش خواهد یافت.» نگرانی دولت کندی موجب شد تا گزارشها و پیشنهادهای مختلفی تهیه شود. دولت امریکا مطالعات موردی درباره ایران را آغاز کرد. حاصل مطالعات دولت کندی این بود که به سفیر توصیه کردند به شاه پیشنهاد کند که ما حاضریم ۳۵ میلیون دلار در اختیار دولت ایران قرار دهیم به شرط آن که ایرانیان هر کاری را که ما در جهت اصلاح و پیشرفت لازم می ‌دانیم به اجرا در آورند. (این اطلاعات بر مبنای اسناد وزارت امور خارجه است که در مرکز اسناد انقلاب اسلامی نگهداری می‌شود.) این شامل نظریات و پیشنهادات ما در مورد انتخاب نخست‌ وزیری که بتواند از عهده اجرای اصلاحات پیشنهاد شده برآید نیز خواهد شد.شخص مورد نظر امریکایی‌ها آقای علی امینی بود. علی امینی برتری‌هایی نسبت به نخست ‌وزیران مورد نظر شاه داشت. شاه، علی امینی را در شانزدهم اردیبهشت ۱۳۴۰ مأمور تشکیل کابینه کرد. علی امینی از شاه خواست تا برای انجام اصلاحات، مجلس شورای ملی را منحل کند. سه روز بعد مجلس با حکم شاه منحل شد. دولت کندی یک کمک ۱۵ میلیون دلاری در اختیار امینی قرار داد که سپس به ۶۷ میلیون دلار رسید.امینی اصلاحات کندی را از اصلاحات ارضی و سالم سازی ادارات از افراد فاسد آغاز کرد، ولی شاه از قدرت گرفتن امینی به شدت بیمناک شد. ادوارد ویل سفیر امریکا در تهران به وزیر امور خارجه امریکا نوشت:« با این که موقعیت شاه در یک سال گذشته رو به زوال بوده است، معهذا کانون قدرت در ایران محسوب می‌شود و در رأس تشکیلات نظامی قرار دارد که امینی تابع آن است. بنابراین دولت امریکا بایستی نه خود را به نخست‌ وزیری نزدیک کند که قدرت بقایش نامعلوم است و نه در موقعیتی قرار گیرد که از او علیه شاه پشتیبانی کند.» شاه سخت نگران و بیمناک بود، به همین جهت توطئه و بهانه‌جویی را آغاز کرد. وی به همراه فرح در ۲۱ فرودین ۱۳۴۱ به امریکا رفت و با کندی مذاکره کرد و متعهد شد که اجرای اصلاحات مورد نظر امریکا را شخصاً به عهده گیرد.مجموعه مذاکرات و تعارفات رد و بدل شده و بیانیه پایانی، خبر از این می‌داد که امریکا وظیفه اصلاحات را به عهده شاه گذاشته است. امریکا در اولین اقدام خبر از قطع کمکهای خود به امینی داد. شاه پس از بازگشت به ایران با اتکا به نفس آشکاری وارد صحنه سیاسی شد. جلسات هیأت دولت را در حضور خود تشکیل می‌داد و دستوراتی صادر می‌کرد.امینی دریافت که دوران وی تمام شده است، لذا در ۲۶ تیر ۱۳۴۱ استعفای خود را تقدیم شاه کرد. شاه بلادرنگ اسدالله علم، خان و خانزاده منطقه قائنات و غلام خانه ‌زاد را به نخست وزیری منصوب کرد. روز ۲۸ تیر علم مأمور تشکیل کابینه شد و سی‌ام تیر کابینه را به شاه معرفی کرد. علم برای اثبات چاکری خود در مصاحبه با خبرگزاری یونایتدپرس، برنامه دولت خود را فرامین شش ماده ای اعلیحضرت اعلام کرد.کندی برای حمایت از شاه و دولت جدید، یک ماه بعد معاون خود لیندون جانسون را به ایران فرستاد. نخست ‌وزیر و جمعی از اعضای کابینه از وی استقبال کردند و جانسون هم در فرودگاه مصاحبه‌ای کرده و از اصلاحاتی که دولت علم در دست اجرا دارد، حمایت کرد.اولین اقدام دولت علم همان چیزی بود که در مصاحبه‌اش قول داده بود. علم طبق برنامه اعلام شده قبلی، یکی از فرامین ۶ ماده ‌ای شاه یعنی تشکیل انجمنهای ایالتی و ولایتی را به اجرا گذارد. در ۱۴ مهر ۱۳۴۱، لایحه انجمنها در ۹۲ ماده و ۱۸ تبصره به تصویب رسید. خبر لایحه در ۱۶ مهر در روزنامه کیهان و اطلاعات منعکس شد.پس از انتشار لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی توسط دولت، چند موضوع حساسیت علما را بر انگیخت: عدم اشتراک عضویت به مسلمانی و قسم به کتاب آسمانی به جای سوگند به قرآن .اشکال علما در این بود که نظام سیاسی مشروطه با فداکاری و پشتیبانی علما و نیروهای مذهبی به ثمر رسیده بود. حتی روشنفکران غیرمذهبی نتوانسته بودند از سایه مذهب و روحانیت در قانون اساسی و قوانین دوره‌های اول تا پنجم مجلس شورای ملی ممانعت به عمل آورند. لذا هرچه روحانیت و مذهب در عمل کنار گذاشته شد ، در قانون به عنوان عناصر اصلی و ارکان نظام جایگاه خود را حفظ کرد.به دنبال اعلان تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در شانزدهم مهر توسط روزنامه‌ها، آیت‌الله خمینی ابتکار عمل را به دست گرفت تا مراجع با وحدت موضع، به رسالت خود عمل نمایند. امام خمینی در یک نشست نقشه‌های استعمار و امپریالیسم را برای مراجع تشریح کرد. امام خمینی در پشت این لایحه دست استعمار را می‌دید.امام، تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را نمونه‌ای از توطئه‌های استعمار معرفی کرد و مسئولیت علما را در مقابل استقلال کشور و حفاظت از اسلام یادآوری کرد. علماء پس از مذاکرات به نتیجه رسیدند و به صحنه آمدند و دولت را مجبور به عقب ‌نشینی کردند. علم روز ۱۰ آذر در مصاحبه مطبوعاتی لغو تصویب لایحه را در هیأت دولت اعلام کرد.روزنامه اطلاعات، عصر آن روز با تیتر درشت از قول نخست‌ وزیر نوشت: تصویب ‌نامه انجمنهای ایالتی و ولایتی اجرا نمی‌شود.بعد از این شکست، شاه تصمیم گرفت خود به صحنه آمده و طرح اصلاحات امریکایی را در قالب لوایح انقلاب سفید به رفراندوم بگذارد. شاه خود را برای رفراندوم آماده می‌ کرد که باز هم امام خمینی مراجع را به یک نشست اضطراری فرا خواندند. صحبتهایی که امام در این جلسه می‌ کنند بسیار مهم است.
حضرت امام باز هم فرمودند که این غائله به حسب ظاهر به دولت مربوط نمی ‌شود، این قضیه مربوط به شخص شاه است که در مرز مرگ و زندگی قرار گرفته است. عقب ‌نشینی او در این موقع به قیمت سقوط و نابودی او تمام می‌شود.حضرت امام تحلیلشان این بود که شاه از طرف ‌امریکا مأمور است این عمل را انجام دهد. بعضی‌ها می‌گویند نهضت امام خمینی به خاطر اصلاحات ارضی یا تقسیم اراضی اوقاف بوده است. این اتهام محض است. امام خمینی هیچگاه راجع به اصلاحات ارضی موضع ‌گیری نکردند و علمایی هم که موضع ‌گیری کردند، امام آنها را نهی کرد. حتی امام در پاسخ به کسانی که اصرار می‌کردند راجع به اصلاحات ارضی موضع بگیرند، فرمودند:«اگر من ‌خواستم راجع به اصلاحات ارضی موضع ‌بگیرم، باید علیه خانها و اربابها هم موضع‌ گیری کنم.»خوشبختانه مکتوبی از امام به دست آمده که همین پاسخ را فرموده‌اند. نه اصلاحات ارضی مورد هدف امام بود و نه اوقاف. اینها تهمت‌هایی بود که شاه زد. بعضی از نویسندگان خارجی هم نوشته‌اند، بعضی از نویسندگان داخلی هم بدون مطالعه اینها را تکرار کرده‌اند.مرجعیت شیعه با اصلاحات شاه مخالفت کرد. مرجعیت شیعه از آغاز تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی فهمید که برای تضعیف اسلام و استقلال ایران دستهایی از خارج مرزها در کار است. لذا در طول مبارزه همواره نگرانی خود را به خطر افتادن استقلال کشور می‌دانستند. آیت‌الله گلپایگانی در اولین نامه خود به شاه، در مورد لایحه انجمنها انگیزه خود را از تذکر به شاه علاقه به حفظ مصالح عالیه دین مبین اسلام و امنیت و استقلال کشور اعلام کرد. امام خمینی نیز در سخنرانی و پیام‌های خود نیز بر استقلال کشور تآکید کردند . امام در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که اعلام می ‌کنم ما برای حفظ استقلال مملکت شیعه و حمایت از دین همه گونه مصیبتها را استقبال خواهیم کرد. علمای نجف و جامعه روحانیت تهران در اطلاعیه‌هایی که دادند همه بر این نکته پای فشردند که استقلال کشور در خطر است. نه تنها مراجع نگران دستهای پنهان استعمارگران تاریخی در جریان اصلاحات شاه بودند، بلکه اکثریت روحانیت نیز همین عقیده را داشتند. حضرت امام در سخنرانی آخرین روز سال ۱۳۴۱ تصریح کردند:«در این سال استعمار توطئه‌هایی را علیه اسلام تدارک دیده است. عمال پلید استعمار به قرآن جسارت کردند و برای پایمال کردن احکام نورانی قرآن نقشه کشیدند، طراحی کردند و …» حضرت امام برای این که جنگ واقعی روحانیت و رژیم را مشخص کنند فرموند:
« مربی ما امریکا نیست، مربی ما خداست.»امام خمینی با این جمله مصاف واقعی را جنگ بین خدا و امریکا اعلام کردند حضرت امام کم کم حمله به موضوع وابستگی به بیگانگان را تشدید می‌کردند، تا جایی که در اولین سخنرانی بعد از آزادی خطاب به شاه فرمودند:« ما می‌گوییم آقا غلام حلقه به گوش دیگران نباشید. استقلال کشور را حفظ کنید. تبعیت را دست بر دارد و دستشان را برای چهار دلار دراز نکند.» یکی از عصبانیت‌های مهم رژیم هم همین بود که امام بدون این که به محتوای لایحه انقلاب سفید بپردازد، به پشتوانه انقلاب سفید که همان استعمار امریکا بود، می‌پرداختند. طرح اتحاد برای پیشرفت کندی دست زدن به دو اقدام بود؛ اصلاحات و در صورت ناموفق بودن، استفاده از سرکوبی. سرکوبی نیازمند تأسیس یک نیروی نظامی ضد شورش بود. در امریکای لاتین و نیز سایر کشورهای جهان سوم نیروی نظامی نوینی به نام نیروی ضد شورش به وجود آمد. این نیرو که همردیف کلاه سبزهای امریکا بود، در ایران کلاه قرمزها نامیده شد. برای آموزش و تربیت کلاه قرمزها تعداد زیادی از درجه‌داران ارتش امریکا به ایران آمدند. گسترش روزافزون مستشاران امریکایی، آن هم در حد گروهبان، منجر به افزایش جرم و جنایت نیروهای امریکایی در ایران شد. با بدرفتاری نیروهای امریکایی نسبت به نظامیان و مردم ایران، روز به روز تنفر مردم ایران به این مهمانان جسور و بی ‌فرهنگ افزوده می‌شد. طبق یکی از اسناد پرونده مستشاری، روز ۲۳/۵/۴۳ یک سرهنگ دوم بلند فریاد می ‌زد: « کی از شر این مستشاران خلاص می‌شویم و این مملکت از خر تو خری خارج می‌شود؟» این عین عبارت ساواک است. طبق همین گزارش، یک روز بعد رئیس کلانتری ۳ قلهک، با رئیس پلیس تهران تماس گرفت و با ناراحتی گفت:« خدا کند هر چه زودتر مستشاران از این مملکت بروند من که نمی خواهم برای هر گروهبان امریکایی یک نفر پلیس بگیرم.» نظامیان بی‌ فرهنگ امریکایی بی‌نزاکتی را به جایی رساندند که در یک مورد یک گروهبان به نام «تانکرسلی» بعد از تصادف با یک کارگر ایرانی، قصد فرار داشت که با ممانعت پلیس ایرانی مواجه می‌شود. این عضو هیأت مستشاری امریکا با کمال وقاحت از اتومبیل خود پیاده شده و به گوش افسر پلیس ایرانی سیلی می‌زند. یا این که یک گروهبان امریکایی که مست کرده بود، جلو پادگان قصر فیروزه یک سرباز را زیر گرفته و فرار می‌کند. مجموعه اعمال و رفتار ناشایست اعضای مستشاری امریکا موجب عکس‌العمل پلیس، سربازان و دادگستری ایران گردید. این در حالی بود که دولت مستکبر امریکا، دولت ایران را تحت فشار قرارداد تا لایحه مصونیت مستشاران امریکایی را به تصویب رسانید. به هر حال لایحه مصونیت مستشاران امریکایی را تصویب کردند و خبر به گوش حضرت امام رسید. صبح روز چهارم آبان مردم در بیت امام خمینی اجتماع کردند.
ساعت، ۳۰/۸ صبح را نشان می‌داد که امام خمینی با چهره ‌ای غمگین پشت میکروفون قرار گرفتند. امام خمینی سخنان خود را با کلمه استرجاء «انا لله و انا الیه راجعون» آغاز کردند. این کلام در فرهنگ اسلامی هنگام مصیبتهای بزرگ بر زبان جاری می‌شود. امام با این جمله می‌خواستند بفهمانند که لایحه، مصیبت بزرگی است. آنگاه امام از غصه و غمهای خود در این جریان سخن به میان آوردند که حضار به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند و صدای ناله و شیون جمعیت به آسمان بلند شد. سپس به توضیح چگونگی تصویب و ماهیت لایحه پرداختند و آن را موجب خوار شدن ملت ایران دانستند. حضرت امام در قسمتی از سخنان خود به تحلیل این موضوع پرداختند که رژیم از این جهت درصدد تضعیف روحانیت بوده و می‌خواهد بیگانگان را بر کشور مسلط کند. حضرت امام در فراز دیگری از سخنانشان به ارتش و علماء شهرهای مذهبی اعلام خطر کردند که می‌ خواهند مردم ایران را اسیر و ذلیل بیگانگان کنند. امام خمینی در این سخنرانی با استناد به ولایت شرعی خود فرمودند:
« نمایندگان مجلس نمایندگان مردم نیستند و اگر هم بودند من عزلشان کردم.» حضرت امام با اشاره به مخالفت ‌بعضی‌از نمایندگان با این لایحه، از این که فقط مخالفت کردند و مجلس را به هم نزدند انتقاد فرمودند. زیباترین بخش و حساس ‌ترین قسمت این سخنرانی این جمله بود:« امریکا از انگلیس بدتر. انگلیس از امریکا بدتر. شوروی از هر دو بدتر. همه از هم بدتر. همه از هم پلیدتر؟ اما امروز سر و کار ما با این خبیث‌ها است. با امریکا است. رئیس جمهور امریکا بداند این معنا را که منفورترین افراد دنیا پیش ما است.» امام خمینی در بامداد روز ۱۳ آبان ۱۳۴۳ دستگیر و صبح همان روز به ترکیه تبعید شد. رادیو ایران ساعت ۲ بعدازظهر در یک اطلاعیه کوتاه اعلام کرد:« طبق اطلاع موثق و دلایل کافی چون رویه آقای خمینی و تحریکات مشارالیه علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد، لذا در تاریخ ۱۳ آبان ماه ۱۳۴۳ از ایران تبعید گردید.»
پس از تبعید امام خمینی کاردار سفارت امریکا طی پیامی به امریکا اظهار خوشحالی کرد و نوشت:
« سرانجام ما توانستیم از شر آن پیرمرد [در ادامه یک جمله توهین‌آمیز می‌آورد] که چوب لای چرخ ما می‌گذاشت، راحت شویم. کله گنده محلی دستور اخراج او را داده بود. در هر حال در حال حاضر او در یکی از هتل درجه ۲ ترکیه اقامت دارد.» در واقع هیچ‌کس نمی ‌دانست این مسافر تنها و ساکت که در هتل‌ درجه ۲ ترکیه اقامت دارد، روزی توازن قدرت جهان را بر هم خواهد زد، رژیم کهن شاهنشاهی را سرنگون خواهد ساخت، منافع امریکا را قطع خواهد کرد و بارها امریکا را تحقیر خواهد نمود. یادشان هماره گرامی . والسلام

سالروز پیروزی ملت سلحشور ایران و انقلاب بزرگ اسلامی بر همگان مبارک

منابع و نقل از :

– مرکز اسناد انقلاب اسلامی و مؤسسه مطالعات و پژوهشها

– مرکز اسناد وزارت خارجه

– دفتر حفظ ارزشها و اسناد امام خمینی

– اسناد ساواک

حقوق بشر: باوری جهانی یا ابزاری غربی؟

بهمن ۲۰ام, ۱۳۸۹

حقوق بشر، موضوعی است که محور مناقشه های بسیار است. فکر می کنم که در کشور ما به محض شنیدن نام حقوق بشر و اعلامیه ی حقوق بشر، معناهایی در ذهن تداعی می شود که شاید بیش از آنکه مبتنی بر دریافت واقعیت باشد، واکنشی به یک واقعیت نامربوط است. در چند کامنتی نیز که از برخی دوستان، ذیل موضوع “دیروز ایران، امروز مصر و تونس و فردا….. انتشار یافت، گفته هایی بود که نشان می داد نسبت به اعلامیه ی حقوق بشر که در سال ۱۹۴۸ در سازمان ملل متحد صادر شده است سوء تفاهماتی وجود دارد. بهتر دیدم تا با انتشار بندهای ۳۰  گانه ی این اعلامیه، کمک کنم تا برداشت و داوری درستی دراین باره صورت گیرد و وجدان جمعی ما بی هیچ مانعی، انحراف آن از مدار انسانیت و منطق یا انطباق آن را تشخیص دهد. اگر بخواهیم روشن بینانه در آن داوری کنیم چه باید گفت؟ آیا به درستی، اعلامیه ی حقوق بشر، بر آمده از فرهنگ غرب است و فرهنگ و دین ما با آن هیچ وجه مشترکی ندارد؟ آیا اعلامیه ی حقوق بشر، ابزاری برای استمرار هژمونی غرب و به ویژه آمریکا در جهان است؟ یا می توان در آن، جلوه های روشن و قدرتمندی از حفظ شأن و کرامت انسان را دید؟ آیا می توان آن را به عنوان میثاقی برای برادری و سازواری انسانها با همه ی گوناگونی شان دانست؟ آیا می توان به صِرف استفاده ی ابزاری عده ای از یک اصل انسانی یا عقیده ای، آن را رد کرد؟ اینها و سؤالاتی دیگر را به محضر شما دوستان تقدیم می کنم. بر این باورم که به این پرسشها، باید که بی هیچ ارتباطی با سیاست، پاسخ داده شود. چرا که اگر ما درستی یا نادرستی امری  رایکسره به رفتار کسانی مربوط سازیم آنگاه به بیراهه رفتن ما امری کاملاً حتمی خواهد بود. آیا موجّه است که اسلام را با القاعده، صدام یا طالبان شناخت؟ اگر پاسخ منفی است پس بیاییم ما هم پیش داوری های مان در مورد غرب را اندک زمانی به کناری نهاده و عالمانه در این باره داوری کنیم. به خود و روحمان اجازه ی دهیم اندکی درهوای آزادگی تنفس کند تا آنچنان شود که مصداق آیه ی شریفه ی “الذین یستمعون القول و تبعون احسنه” باشیم. این نوشته به هیچ عنوان، جانبداری از غرب و توجیه آن نیست. تنها فرصتی برای درنگ و رسیدن به آگاهی شخصی و ارتقای آگاهی جمعی است.

به خاطر پرهیز از اطناب کلام، لینک های زیر که در بردارنده ی دیباچه و کلیه ی مفاد اعلامیه ی جهانی حقوق بشر است، تقدیم می شود.

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=20480

http://groups.google.com/group/youth-for-human-rights/web/farsi

افتتاح خانه فرهنگ خیرگو شهرستان لامرد

بهمن ۱۹ام, ۱۳۸۹

همزمان با ایام الله دهه فجر، با حضور جعفری فرماندار شهرستان، باقری نیا امام جمعه علامرودشت و مسئولین ادارات و محلی شهرستان و اهالی دهستان خیرگو، خانه فرهنگ خیرگو شامل نگارخانه، فضای آموزشی و کتابخانه در هفتمین روز دهه مبارک فجر افتتاح گردید.

جعفری فرماندار شهرستان ضمن تشکر از اهالی خیّر و ولایتمدار خیرگو بابت اهداء زمین به این مجموعه فرهنگی گفت: به برکت انقلاب اسلامی، شاهد تحول و دگرگونی مستمر در روستاها و شهرهای مختلف کشور هستیم. هر روز که از انقلاب می گذرد، شاهد تغییر چهره واقعی و روحانی پیرامون خودمان هستیم. آنچه بیش از مسائل مادی مهم است پرداختن به مسائل فرهنگی و روحانی است که این مسئله سرآمد گفتار و منش تمام بزرگان است. ما به دنبال فراهم کردن امکانات فرهنگی و بهداشت و درمان در هر مرکز دهستان و به دنبال آن هر روستایی هستیم. ایشان اشاره ای هم  به دو رویداد بزرگ فرهنگی شهرستان یعنی برگزاری سوگواره تعزیه کشوری عاشورائیان و یادواره سرداران و ۲۴۰ شهید شهرستان داشته و از کلیه متولیان فرهنگی شهرستان تشکر و قددردانی نمودند.

در ادامه هنرپیشه رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان لامرد، اعتبارات این  پروژه را ۰۰۰/۰۰۰/۹۰۰/۱ ریال  از محل دو درصد نفت و گاز و تملک و دارائی ها دانست و اظهار داشت: این اولین پروژه عمرانی است که بصورت خاص در بخش فرهنگ و هنر در این شهرستان به بهره برداری می رسد که در آذر ماه سال ۱۳۸۶ کلنگ خورده و با زیربنای ۴۸۸ متر مربع در زمینی به مساحت ۱۰۰۰ متر مربع در دو طبقه امروز افتتاح می گردد.

دیروز ایران، امروز مصر و تونس و فردا……

بهمن ۱۷ام, ۱۳۸۹

آن روز که معمار عزیز انقلاب ، حضرت امام خمینی (ره) در اوج حاکمیت طاغوتِ تا بُن دندان مسلح ، فریاد می زد (( آمریکا از اسرائیل بدتر و انگلیس از هر دو بدتر )) ، (( ما انقلاب خود را به جهان صادر می کنیم )) ، (( آمریکا هیچ غلطی نمی کند )) و (( تا بانگ لا اله الا الله و محمداً رسول الله بر تمام جهان طنین نیافکند ، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم )) کسی هر گز گمان نمی کرد که آرمانهای آن معمار و معیار ، به این زودی تحقق یابد . آن روز عده ای در خارج و به همراه عوا مل داخلی ، ناباورانه و وقیحانه به این تفکر جهان شمول دینی، نیش خند زدند و گلوله ریختند تا این ندا را خاموش کنند .
و آن گاه که با نثار خون؛مشت بر درفش ، خون بر شمشیر و گُُل بر گلوله فائق آمد، هم عهد شدند که صدای این انقلاب را در گلو خفه کنند ولی هیهات که نور الهی را با دهان خاموش کردن بمثابه آب در هاون کوبیدن است .(( یُریدوُنَ لِیُطفِئوا نُور اللهِ بِاَفواهِهِم واللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَو کَرِهَ الکافِرُون می خواهند نور خدا را با دهانهای خویش ، خاموش کنند و خداوند نورش را تمام خواهد کرد هرچند کافران را خوش نیاید ))(۱)
در این راستا هر آتش فتنه ای اعم از جنگ و کودتا بر افروختند ، خدای متعال آن را خاموش ساخت « کُلَّما أَوقَدُوا ناراً لِلحَربِ أَطفَأَهَ اللهُ » (۲)
اما همه دیدند و بر صفحات زرین تاریخ انقلاب شکوهمند اسلامی ، ثبت شد که دشمنان ، خانه های ظلم و ستم خویش را با دست خود و با دستان مقتدر مؤمنان ، خراب کردند ؛ پس ای صاحبان چشم بصیرت ، عبرت بگیرید « یُخرِبونَ بُیُوتَهُم بِاَیدیهِم وَ اَیدِی المُؤمِنینَ فَاعتَبِرُوا یا اُولی الاَبصارَ» (۳)
دیروز، ایران در دهه فجر سال ۵۷ ، انفجار نور شد و امر وز در آستانه سی و دومین سالروز آن فجر دلپذیر و صادق ، شعاع نورش به مصر رسیده و حُسنی مبارک را با همه اربابانش مانند آمریکا و اسرائیل در بر گرفته و میدان « آزادی » تهران به میدان « التحریر » مصر مبدّل گشته تا مبین حرّیّت و آزادگی باشد .
کار فرعون نگون بخت مصر به آنجا خواهد کشید که به تعبیر مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه ۱۵ بهمن جاری ، آمریکا نیز به او پناه نخواهد داد . چه ساده لوح اند کسانی که در این شرایط ، در درون ایران اسلامی، دلشان به عشق آمریکا و اسرائیل لَک می زند .
چرا نباید اعتراف کنیم که امروز فصل پادشاهی فرعونی به سر آمده و عصر حاکمیت ملتها آغاز شده است . چه کج خیال اند کسانی که هنوز هم به نظام پادشاهی دل بسته اند . این شعاع آگاهی که امروز در مصر ، سودان و اردن به صدور انقلاب و تفکر خمینی (ره) انجامیده ، بزودی دامن تمام کشورهای منطقه و از جمله عربستان به عنوان کشوری که اندک مبانی دموکراسی در آن وجود ندارد ،را خواهد گرفت . بیاییم اعتراف کنیم که نظام پادشاهی چه در ایران ، چه در عربستان و چه در انگلستان ، محکوم به زوال بوده و هست.
کسی گمان نکند که خون این همه مظلوم در فلسطین و لبنان و غزّه که با همدستی اسرائیل و برخی کشورهای منطقه ، به زمین ریخته شده ، هدر رفته است . آری امروز خون آن مظلومان و آه آن محرومان، آتشی به پا کرده و تا همه آتش افروزان را در کام خویش فرو نبرد، به خاموشی نخواهد گرایید و به قول آن شاعره نامدار ایرانی ، پروین اعتصامی رحمه الله علیها (( شبی دو خلق آتشی بر فروخت شنیدم که بغداد نیمی بسوخت )) .
آری آنچه آن پیر جماران با دلهای مستعد جهان اسلام کرد، موجب بیداری فطرتها و فعال شدن عقول گشت و پس از بیداری فطرت و عقل، خیزش و انقلاب طبیعی خواهد بود .
و اما فردا ….
خواننده عزیزی که این سطور نا قابل را مرور می کند ، به چه فردایی می اندیشد ؟ بالاخره فردا چه خواهد شد ؟ آیا او خواهد آمد ؟ آیا جهان منتظر قدوم مبارک آن عزیز مصر دلهای ماست ؟ آیا آن یوسف زهرا (س) در مصر جهان حکومت خواهد کرد ؟ و یا ما با ((بضاعتی مزجاه)) به مصرش خواهیم رفت تا به نص قرآن کریم بگوییم : « فَاَوفِ لَنا الکََیلَ و تَصَدَّق عَلَینا اِنَّ اللهَ یَجزِی المُتَصَدِّقینَ » (۴)
پاسخ همه این سؤالات مثبت است . شاید آن خلیفه الرحمن و نماینده مقلب القلوب ، دلهای مصریان را به هم پیوسته ، دستانشان را به هم فشرده و مشت هایشان را بر سر حُسنی مبارک کوبیده است .
از اراده لا یزال الهی بعید نیست شاید ۲۲ بهمن امسال مصریان فرعون را سرنگون و دهه فجر امسال برای آنان بدون مبارک ، « مبارک » باشد . فراموش نکنیم خدایی که ابراهیم (ع) را بر نمرود ، موسی (ع) را بر فرعون ، نوح (ع) را بر قومش ، طالوت را بر جالوت ، رسول اعظم (ص) را بر دشمنانش و خمینی کبیر (ره) را بر طاغوت زمانش پیروز گرداند ، قادر است که ملت های بپا خاسته را پیروز کند .
آری به فرمایش آن قافله سالار انقلاب ، « ما در انتظار رؤیت خورشیدیم » و ابرهای تیره جاهلیت بالاخره کنار خواهد رفت و روزی خورشید انقلاب جهانی امام مهدی (عج) از امّ القرای مکّه طلوع می نماید تا به همه مظلومان عالم بشارت دهد که « الا یا اهل العالم انا المهدی ، انا المنتقم » . ما از صمیم دل در آرزوی آن روز قشنگ، تفنگ ها را مسلح نموده ایم . شاید همین جمعه بیاید شاید ……
و بالاخره دیروز ایران بود و امروز مصر ، تونس و اردن و فردا همه ی جهان . پس ا ی عزیز !
باش تا صبح دولتش بدمد کاین هنوز از نتایج سحر است
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
پی نوشت ها :
۱- سوره صف / آیه ۸
۲- سوره مائده / آیه ۶۴
۳- سوره حشر / آیه ۲
۴- سوره یوسف / آیه ۸۸

اخبار جهادکشاورزی لامرد

بهمن ۱۷ام, ۱۳۸۹

احمد هوشیار مدیر جهادکشاورزی لامرد
سهم بخش کشاورزی در اشتغال شهرستان لامرد ۲۳ درصد است
.

مدیر جهادکشاورزی شهرستان لامرد که در آئین افتتاح طرح گوساله پرواری ۱۰۰ رأسی سخن می گفت، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره امام ، شهیدان و دکتر حیاتی نماینده فقید شهرستان در مجلس شورای اسلامی گزارشی از وضعیت کشاورزی شهرستان را ارائه نمود. سپس با حضور فرماندار لامرد ، مسئولین شهرستان ، امام جمعه ، بخشدار و مسئولین ادارات بخش اشکنان ، شوراهای اسلامی روستایی و عموم اهالی ، طرح گوساله پرواری ۱۰۰ رأسی احداث شده در روستای کشکو بخش اشکنان مورد افتتاح و بهره برداری قرار گرفت . طرح گوساله پرواری ۱۰۰ رأسی توسط آقای درویش نوروزی با هزینه ۶۵۰ میلیون ریال آورده شخصی و ۱۵۵۰ میلیون ریال از محل تسهیلات بنگاههای زود بازده بانک کشاورزی با ایجاد اشتغال ۲ نفر و ۹۰ تن تولید گوشت قرمز در سال احداث شده است . این طرح در زمینی به مساحت ۴۰۰۰ مترمربع و با ۷۰۰ مترمربع مسقف شامل: استطبل نگهداری انبار ، خانه کارگری و مدیریت ازسال ۸۷ تحت نظارت کارشناسان اداره تولیدات دامی مدیریت جهادکشاورزی لامرد شروع و در سال ۸۹ به پایان رسیده است.

بهره برداری از کنترل سیلاب دره لک شور در اشکنان

در پنجمین روز از دهه فجر انقلاب اسلامی ، پروژه کنترل سیلاب دره لک شور واقع در بخش اشکنان شهرستان لامرد مورد افتتاح و بهره برداری قرار گرفت. در این مراسم که جعفری فرماندار لامرد ، مسئولین ادارات و نهادهای شهرستان ، امام جمعه ، بخشدار و دیگر مسئولین بخش اشکنان و عموم اهالی حضور داشتند، حسین عباسی مسئول اداره منابع طبیعی و آبخیزداری گزارشی از روند اجرای پروژه ارائه نمود. وی پروژه را شامل یکدستگاه ، بند سنگی ملاتی با مشخصات فنی : طول ۵۰ متر ، و طول مفید ۳۸ متر ، عرض ۱۶ متر ، ارتفاع مفید ۳۰/۷  متر ، حجم عملیات سنگی ملاتی ۳۲۲۶ مترمکعب و حجم عملیات خاکی ۹۵۵۱ مترمکعب اعلام داشت . مسئول اداره منابع طبیعی و آبخیزداری حجم آبگیری طرح را ۷۰۰ هزار مترمکعب اعلام و بیان داشت با احتساب ۳ مرحله آبگیری در سال حجمی بالغ بر دو میلیون و یکصدهزار مترمکعب آب به سفره های آب زیرزمینی افزوده خواهد شد.
حسین عباسی اشاره ای نیز به دیگر اقدامات اداره مطبوع در بخش اشکنان شامل: انتقال کلیه فعالیت های بیابان زدایی از سال ۸۴ به بخش اشکنان ، نهالکاری در سطح ۵۰ هکتار نمود.

  لایروبی و مرمت دو رشته قنات در اشکنان
به مناسبت گرامیداشت دهه فجر انقلاب اسلامی دو رشته قنات لایروبی شده توسط جهادکشاورزی لامرد مورد بهره برداری قرار گرفت.
همزمان باافتتاح طرحهای اجرا شده در بخش اشکنان ، دو رشته قنات با نامهای تنگ خور و خشت و رکن آباد که با اعتبار ۵۰۰ میلیون ریال از محل سفر مقام معظم رهبری به استان فارس لایروبی و مرمت شده بود ، مورد افتتاح و بهره برداری قرار گرفت.در این دو طرح ۴۵۰ مترمکعب خاکبرداری در گالری ، ۲۰۰ مترمکعب خاکبرداری در میل چاه ، ۱۳۰ مترمکعب نوکنی در گالری ، ۵۰ مترمکعب نوکنی در میل چاه ، ۳۲۰ متر کول بیضی ، ۲۰۰ متر کول دایره ، ۴۰ عدد درپوش سیمانی و ۷۰ مترمکعب خشکه چینی انجام شده است.

پرده برداری از یادمان شهدای جهادکشاورزی لامرد

در قالب یادواره شهدای شهرستان لامرد از یادمان شهدای جهادکشاورزی لامرد پرده برداری شد.
در ویژه برنامه ای که با قرائت دعای معنوی زیارت عاشورا همراه بود و با حضور سرهنگ محبی فرمانده ناحیه مقاومت سپاه لامرد ، خانواده معظم و معزز شهیدان جهادگر شهرستان لامرد ، مسئولین ، کارکنان جهادکشاورزی لامرد ، بنیاد شهید و امور ایثارگران، منابع طبیعی و آبخیزداری ، دامپزشکی ، سازمان و اتحادیه تعاونی روستایی از یادمان شهیدان سرافراز جهادکشاورزی لامرد شهید حبیب اله باقری ، شهید هادی کشاورز و شهید حبیب علی پور پرده برداری شد. در این مراسم حجه الاسلام دلاور مسئول دفتر نماینده ولی فقیه در جهادکشاورزی لامرد پیرامون شهید و شهادت سخنان مبسوطی را ارائه نمود. در ادامه برنامه هوشیار مدیر جهادکشاورزی درخصوص برنامه های مذهبی و فرهنگی مدیریت جهادکشاورزی مطالبی را بیان نمودند. سپس جناب سرهنگ محبی فرمانده مقاومت سپاه لامرد ضمن بیان نقش جهاد در هشت سال جنگ تحمیلی به افتخار آفرینی های جهادگران در پشتیبانی جنگ و جبهه اشاره و خواستار تدوین این عملکرد شدند. وی ضمن تشکر از اقدام جهادکشاورزی ، خواستار تداوم این کار توسط بقیه ارگانها و نهادهای شهرستان شدند. یادمان شهدای جهادکشاورزی لامرد توسط فرزند شهید باقری رونمایی شد.

مسابقات فرهنگی بمناسبت هفته منابع طبیعی

بهمن ۱۷ام, ۱۳۸۹

اداره منابع طبیعی و آبخیزداری لامرد در نظر دارد به مناسبت هفته منابع طبیعی در سال جاری ، یک دوره مسابقه در زمینه های نقاشی ، مقاله ، عکس و کاریکاتور با موضوع منابع طبیعی ، اهمیت و چالشی های پیش روی آن برگزار نماید.
علاقمندان می توانند آثار خود را تا تاریخ ۷/۱۲/۸۹ به اداره منابع طبیعی و آبخیزداری لامرد ارایه نمایند. آثار برتر در هفته منابع طبیعی معرفی شده و جوایزی به رسم یادبود دریافت خواهند نمود.
موضوع مسابقه در رده های سنی مختلف بشرح زیر می باشد:

ابتدایی : نقاشی ـ انشاء و مقاله در زمینه درخت ، درختکاری ، منابع طبیعی
راهنمایی : مقاله و عکس در زمینه های درخت و منابع طبیعی ـ آبخیزداری
دبیرستان : مقاله ، عکس ، کاریکاتور در زمینه منابع طبیعی و آبخیزداری و اهمیت آن در رابطه با سیل ، خشکسالی ، طوفان شن و …
رده سنی آزاد : مقاله ، عکس ، کاریکاتور ، در زمینه ترویج منابع طبیعی و اهمیت آن در رابطه با سیل ، خشکسالی ، اکوتوریسم ، امنیت زیستی ، امنیت غذایی ، طوفان شن ، ریز گرد ، آلودگی هوا

آیا واقعا درسته ؟ / آره ؛ چرا درست نیست / ولی برای رسیدن به اینجا . . .

بهمن ۱۷ام, ۱۳۸۹

فرصتی پیش اومد که با اعضای خانواده یک سری به شهرک توحید جم بزنیم . اوجا رفیتیم خونه ی یکی از بستگانمون که جهت رسمی شدن در پالایشگاه گاز پارسیان باید توی یک دوره که خود شرکت براشون ترتیب داده شرکت میکرد . توی این دوره به گفته ی خود آقای ایکس ( همون یکی از بستگانمون) ماهیانه پالایشگاه گاز پارسیان داره برای اونها چیزی حدود ۳ میلیون تومان خرج میکنه ، که این فقط خرج تحصیل اونهاست . اونجا خونه هم بهشون دادن ، عذا هم مرتب بهشون میدن (رایگان ، همه وعده ها ) ، هر هفته برنامه های ورزشی ، تفریحی و . . . ( البته همه ی اینها هم رایگان و یا با قیمت بسیار کم ) . تازه ما که رفته بودیم هم جناب ایکس فرم میهمان برامون پر کرده بود و ما هم سری به مجموعه ی ورزشی شهرک توحید زدیم . شنا ، سونا ، جکوزی ، دوچرخه سواری ، فوتبال و . . . . تازه این نکته هم مهمه که توی شهرک توحید که ایکس جان اونجا زندگی میکنه و کلاسهاش رو هم که فقط صبح تا ظهر هست اونجا میره ، به جز نیروهای شرکت گاز کس دیگه ای زندگی نمی کنه که از این همه نیرو مطمعنا ۹۰ درصدشون مهندس هستند و میتونم با اطمینان بگم مردمی که اونجا زندگی می کنند از سطح فرهنگ بالایی برخوردارند ؛ پس چه جای خوبی جهت زندگی .

داشتم توی یک پارک کنار خونه عموجان قدم می زدم که یک چیزی اومد توی ذهنم . تمامی کسانی که اینجا هستند و حکم دکتر و مهندس دارند و دارند از این امکانات استفاده می کنند یک زمانی دبستانی بوده اند ، یک زمانی دانش آموز مقطع راهنمایی بوده اند و همینطور دبیرستانی و معلم ها ذهن آنان را از ابتدا و اینگونه پرورش داده اند . خشت اول را معلم ها ، به خصوص معلم های دبستانی صاف گذاشته اند که تا کشف علم در سریا این افراد صاف می رودند . معلم بوده که با عشق به دانش آموزان خود تدریس می کرده و معلم بوده که همچون شمعی می سوخته تا حتی دانش آموزان مناطق محروم هم از داشتن علم و دانش محروم نمانند . معلمهایی سوخته اند ، معلم هایی دست و پایشان قطع شده ،معلم هایی جان خود را فدا کرده اند تا دانش آموزان صدمه ای نبینند و راحت درس بخوانند . قبلنا می گفتن معلم همچون شمعی می سوزد و شمع معلم خیلی حرارت داشت ولی الان مثل این که آتیش شعله های پلایشگاه  حرارتش بیشتر شده ( فلفل هندی سیاه و خال . . . )

خوب درسته که توی معلم ها هم تعدادی پیدا می شن که به میثاق معلمی پایبند نمی مونند و بعضی وقتها اون رو فراموش می کنند و همچنین نمی خواهم ارزش کار شرکتی ها (نفت ، گاز ، پتروشیمی و . . .) را کم بشمارم و زیر سوال ببرم ولی . . . معلم هم . . .

یادم می آید به  مناسبت ماه مبارک رمضان اداره آموزش و پرورش لامرد می خواست به معلمین شهرستان افطاری بدهد . من هم آنجا بودم ، آنقدر حضور در آنجا برایم سخت بود که از سالن رفتم بیرون ؛ وقتی معلمین زحمت کش شهرستان ، کسانی که با جان و دل برای دانش اموزان خود زحمت می کشند را می دیدم که توی صف ایستاده اند تا به آنها غذا بدهند بسیار شرم می کردم . اصلا تحمل نداشتم این صحنه ها را ببینم . خجالت داره . . . یک معلم . . . طرف زن و بچه داره . . . همینطوری توی صف وایسوندنش منتظر . . . اگه ژتون داشت بهش غذا بدن . . . اگه نداشت هم هیچی بهش نیمی دن . . . قشنگ تو روش بهش میگن برو . . . وای که واقعا شرم آوره . . .

داشتم توی غرفه های ستاد یادواره شهدا قدم می زدم ، وسایل شخصی بعضی شهدا ( که البته جدیدا هم شهید شدن) رو داشتم نگاه می کردم که یک کار به اسم کارت یکسان سازی دیدم . از یک نظامی پرسیدم این چه کارتیه ؟ . . . تنها یک جمله جواب داد . . . بری رستوران غذا بخوری نصف قیمت بهت غذا میدن . . .

حالا فکر می کنید با این تفاسیر دانش آموزان برتر مدارس ، رتبه اولی های کنکور و . . . توی کدوم رشته ها دنبال آیندشون میگردن ؟ کسانی که بهترین رتبه ها رو میارند وارد جرگه ی کدوم قشر جامعه می شن ؟ اگه رتبه اول ها معلم نشند نسل جدید معلم ها رو رتبه متوسط ها و یا رتبه پایین ها تشکیل میدن و در نتیجه سطح دانش آموزان نسل بعد به مراتب از دانش آموزان نسل قبل کمتر می شه و اگر همین چرخه ادامه پیدا کنه . . .

یادم میاد یکی از اعضای فعال سایت تراکمه که اتفاقا شرکت گازی هم هست یک مطلبی رو توی سایت با این مضمون نوشته بود که یک معلم سر کلاس با دانش آموزان بد صحبت کرده و الفاظ جالبی رو در قبال دانش آموزان به کار نبرده . این رو برادرش بهش گفته بود . خوب به نظر شما این نتیجه چیه ؟ وقتی دانش آموزان درسخون مدرسه که غالبا دانش آموزان مودب بین اونها هستند معلم نشند باید کسانی معلم بشند که . . . .

بابا معلم با مغز دانش آموز سروکار داره ، با اندیشه دانش آموز سروکار داره ، با بنیاد تفکر نسل های بعدی جامعه سروکار داره ، با دیگه . . . چی بگم ؟ اصلا با چی جامعه رابطه نداره ؟ تفکر جامعه رهبری همه ی اعمال افراد جامعه رو به عهده داره که همین ، بنیادش دست معلمه .

خدا حافظ .

رپرتاژ طرح های دهه فجر

بهمن ۱۷ام, ۱۳۸۹

کارآمدی نظام مقدس اسلامی ، دستاوردهای انقلاب و مسوولیت پذیری مدیران اجرایی شهرستان را در این رپرتاژ بخوانید و آشنا شوید

از اینجا دانلود کنید

هفته نامه طلوع ویژه لامرد و مهر هفدهم بهمن ۸۹

بهمن ۱۷ام, ۱۳۸۹

در این شماره نیز با ما همراه شوید

اخبار شهرستان های لامرد و مهر

و ……………….

از اینجا دانلود کنید

آیت الله خامنه ای فخر جهان اسلام

بهمن ۱۶ام, ۱۳۸۹

بسم الله الرحمن الرحیم

درود بر آحاد امت اسلامی هر جا که باشند. اکنون در دنیای اسلام حادثه‌ئی بزرگ و باشکوه و سرنوشت‌ساز در حال وقوع است. حادثه‌ئی که میتواند همه‌ی معادلات استکبار را در این منطقه بسود اسلام و بسود ملت‌ها دگرگون سازد. حادثه‌ئی که میتواند عزت و کرامت را به ملت‌های عرب و امت اسلامی برگرداند و غبار ده‌ها سال رفتار ظالمانه و تحقیر و تذلیلی را که از سوی آمریکا و غرب بر این ملت‌های کهن و ریشه‌دار وارد آمد، از سر و روی آن‌ها پاک کند.

این حادثه‌ی معجزآسا به‌وسیله‌ی ملت تونس آغاز شد و به‌وسیله‌ی ملت بزرگ و رشید مصر به اوج رسیده است. نَفَس در سینه‌ی دنیای غرب و نیز دنیای اسلام –هر یک به دلیلی- حبس شده است که ببینند مصر بزرگ؛ مصر نوابغ قرن اخیر؛ مصر محمد عبده و سیدجمال؛ مصر سعد زغلول و احمد شوقی؛ مصر جمال عبدالناصر و الشیخ حسن البنا؛ مصر ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳، اکنون چه خواهد کرد؟ و پرچم همت خود را تا کجا بلند نگه خواهد داشت. اگر این پرچم معاذالله سقوط کند دوران تیره و تاری به دنبال خواهد داشت و اگر به قله برسد و نصب شود سر بر آسمان خواهد کشید.

ملت تونس توانستند حاکم خائن و سرسپرده‌ی آمریکا و دین‌ستیز را برانند، ولی خطا است اگر گمان شود که این، آن نتیجه مطلوب است. یک نظام وابسته باخروج مهره‌های آشکارش، ساقط نمیشود. اگر بجای آن مهره‌ها، هم‌پالگیهای آنها جایگزین شوند چیزی عوض نشده و دام فریب در برابر ملت گسترده شده است. در انقلاب اسلامی ایران بارها خواستند ملت ما را در این دام بیفکنند ولی هوشیاری ملت و رهبر عظیم و الهی‌اش، ترفند دشمن را دانستند و خنثی کردند و راه را تا آخر ادامه دادند.

و اما مصر، مساله‌ی مصر یک نمونه بی‌نظیر است، زیرا مصر در دنیای عرب یک کشور بی‌نظیر است. مصر اولین کشور دنیای اسلام است که با فرهنگ اروپائی آشنا شد، و اولین کشور دنیای اسلام است که خطر تهاجم این فرهنگ را شناخت و در برابر آن موضع گرفت. اولین کشور عربی است که پس از جنگ جهانی دوم یک دولت مستقل تشکیل داد و از منافع ملی خود در ملی کردن کانال سوئز دفاع کرد، اولین کشوری است که با همه‌ی توان به کمک فلسطین رفت و در دنیای اسلام ملجأ فلسطینیان شناخته شد. سیدجمال‌الدین، مصری نبود ولی جز در مصر هم نمیتوانست امیدی به فهم دغدغه‌ی بزرگ خود از سوی یک ملت مسلمان داشته باشد. ملت مصر، در صحنه‌ی مبارزات دینی و سیاسی، لیاقت خود را به اثبات رسانید و در تاریخ ثبت کرد. محمد عبده و شاگردانش و سعد زغلول و هوادارانش مردمی مرتجع و دنیانشناس نبودند. آنها نوابغ بزرگ و شجاع و بیداری بودند که هر ملتی با پرورش یک نفر مانند آنان میتواند به لیاقت خود فخر بفروشد. مصر با این عمق فرهنگی و دینی و سیاسی، به حق، در جایگاه رهبری دنیای عرب قرار گرفت.

بزرگترین جرم نظام کنونی مصر این است که این کشور را از آن جایگاه رفیع به رتبه­‌ی یک مهره‌­ی بی­‌اختیار در بازیهای سیاسی‌اش در منطقه، تنزل داد. انفجار امروز ملت بزرگ مصر، پاسخی به این خیانت بزرگ است که دیکتاتور وابسته، نسبت به ملت خود مرتکب شد.

امروز در همه دنیا بازار تحلیلهای گوناگون درباره‌ی قیام ملت مصر، داغ است و هرکس چیزی می‌گوید، ولی هرکس مصر را بشناسد به روشنی خواهد دانست که مصر در حال دفاع از کرامت و عزت خویش است. ملت مصر گریبان خیانتکارانی را گرفته است که کرامت او را بر باد داده و ملتی را که در اوج عزت بود، پایمال غرور و تکبر دشمنانش کرده­ اند. یک نمونه­ ی بارز، جایگاه مصر در قضیه فلسطین است. فلسطین از ده‌ها سال پیش، محوری‌ترین مساله این منطقه است و در‌هم‌تنیدگی مسائل این منطقه چنان است که هیچ کشوری و هیچ ملتی در آن، نمیتواند سرنوشت خود را جدا از مساله فلسطین تصور کند. دو جبهه بیشتر هم وجود ندارد: یا حمایت از فلسطین و از مبارزات عادلانه آن، و یا قرار گرفتن در جبهه مقابل.

ملتهای منطقه از ابتدا موضع خود را روشن کرده‌اند، لذا وقتی دولتی به حمایت از فلسطین می‌پردازد از حمایت ملت خود و ملتهای عرب و مسلمان برخوردار میشود. این را مصر در سالهائی از دهه ۶۰ و ۷۰ آزموده است اما وقتی خود را در جبهه دیگری تعریف کند، ملت از او روی برمیگرداند. در مصر از پیمان ننگین کمپ دیوید این شکاف میان دولت و ملت مصر پدیدار شد. ملت مصر که در ۶۷ و ۷۳ با جان و مال خود به کمک فلسطین رفته بود، بتدریج دید که حاکمان چنان در سرسپردگی و اطاعت از آمریکا افراط کرده‌اند که مصر به هم‌پیمان وفادار دشمن صهیونیستی و غاصب تبدیل شده است. سیطره‌ی آمریکا بر حاکمان مصر همه‌ی زحمات گذشته‌ی آنان در حمایت از فلسطین را بر باد داد و مصر به بزرگترین دشمن فلسطین و بزرگترین حامی صهیونیستها تبدیل شد.

و این در حالی بود که سوریه شریک مصر در جنگ ۶۷ و ۷۳ با وجود فشارهای شدید آمریکا توانست مواضع مستقل خود را حفظ کند. کار نظام سرسپرده‌ی مصر به جائی رسید که مردم مصر برای نخستین بار در تاریخ دیدند که در جنگ اسرائیل علیه برادرانشان در غزه دولتشان در جبهه‌ی اسرائیل قرار گرفته است و نه تنها کمک نمیکند بلکه در جبهه‌ی دشمن بشدت فعال است. تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد که حسنی‌مبارک همان کسی است که در محاصره‌ی وحشتناک مردم غزه و در ۲۲ روز کشتار زن و مرد و کودک غزه، همکار و امین و شریک اسرائیل و آمریکا بود. مردم مصر در آن روزها چه کشیدند؟ تلویزیون صحنه‌هائی از احساسات شدید مردم مصر را نشان داد که با گریه از وضعیت خود و از این که اجازه نمی‌یابند به برادران فلسطینی خود یاری برسانند، سخن می‌گفتند. ملت مسلمان مصر دیگر چقدر میتوانست تحمل کند؟ آنچه امروز در قاهره و دیگر شهرهای مصر مشاهده میشود، انفجار خشم مقدس و فوران عقده‌هائی است که در طول سالیان متمادی رژیم نامسلمان و خائن و دست‌نشانده با رفتار خود در دل مردان و زنان آزاده‌ی مصری متراکم ساخته است.

قیام ملت مسلمان مصر، یک حرکت اسلامی و آزادیخواهانه است. من بنام ملت و دولت انقلابی ایران به شما ملت مصر و ملت تونس درود میفرستم و پیروزی کامل شما را از خداوند عزیز مسألت میکنم. من به شما و قیامتان افتخار میکنم. شک نیست که قیام ملتها، بسته به اقتضائات جغرافیائی و تاریخی و سیاسی و فرهنگی،در هر کشوری دارای مختصات منحصر‌به‌فرداست و نمیتوان چیزی را که در انقلاب کبیر اسلامی در ۳۰ سال پیش در ایران واقع شد، عیناً در مصر یا تونس یا هر کشور دیگر اسلامی انتظار داشت، لیکن مشترکاتی هم وجود دارد که در آنها، تجربیات هر ملتی می‌تواند برای ملتهای دیگر به کار آید. تجربه‌هائی که امروز می‌تواند به کار بیاید اینها است:

۱٫ در هر قیام مردمی، جنگ واقعی بین اراده‌ها است. هر طرفی که مصمم‌تر باشد و سختی‌ها را تحمل کند پیروز قطعی است. قرآن به ما می‌آموزد که: «إنّ الّذینَ قالُوا رَبُّنُا اللَّه ثُمَّ استَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَه ألَّا تَخافُوا وَ لا تَحزَنُوا وَ أبشِرُوا بِالجَنَّهِ الَّتی کُنتُم تُوعَدونَ»(۳) وبه پیامبرش می‌فرماید: « فَلِذلِکَفَادعُوَاستَقِمکَمااُمِرتَ وَ لا تَتَّبِع أهواءَهُم»(۴) دشمن می‌کوشد با زور و فریب، اراده‌ی شما را تضعیف کند. مراقب باشید اراده‌ی شما سست نشود.

۲٫ دشمن شما سعی می‌کند شما را از دست یافتن به هدف‌های خود نومید کند. در حالی که وعده‌ی الهی می‌گوید: «وَنُرِیدُ أَن نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»(۵). به وعده‌ی مؤکد و بی‌تردید خداوند اعتماد کنید که می‌گوید: «وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ »(۶).

۳٫ دشمن شما با تجهیز مزدوران امنیتی خود آن‌ها را به مقابله با شما گسیل می‌کند تا با ناامنی و هرج و مرج مردم را به ستوه بیاورند. از آن‌ها نهراسید. شما از مزدوران قوی‌ترید. شما اکنون در مرحله‌ای قرار دارید که خداوند در آن مرحله به پیامبر و یارانش فرمود: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِن یَکُن مِّنکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُواْ مِئَتَیْنِ وَإِن یَکُن مِّنکُم مِّئَهٌ یَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَفْقَهُونَ»(۷). شما می‌توانید با اتکال به خدا و اعتماد به جوانان پر‌انگیزه‌ی خود بر هر ناامنی و هرج و مرجی فائق آئید.

۴٫ سلاح مهم ملت‌ها در مواجهه با ابرقدرت‌ها و حکام مزدور، اتحاد و یکپارچگی آن‌ها است. دشمن شما تلاش می‌کند با انواع ترفندها یکپارچگی شما را از بین ببرد. مطرح کردن نقاط افتراق، مطرح کردن شعارهای انحرافی، مطرح شدن چهره‌های بدسابقه و نامطمئن به عنوان جانشین رئیس جمهور خائن، از جمله‌ی انگیزه‌سازی برای تفرقه است. اتحاد خود را بر محور دین و نجات کشور از شر مزدوران دشمن، حفظ کنید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»(۸).

۵٫ به مانورهای سیاسی و مزورانه‌ی آمریکا و غرب، اعتماد نکنید. آنها که تا چند روز پیش از رژیم فاسد پشتیبانی میکردند، اکنون که از نگهداشتن آن ناامید شده‌اند دم از حق ملتها می‌زنند. آنها با این پوشش، تلاش میکنند مهره‌ها را جابجا کنند و با چهره‌سازی، وابستگان خود را بار دیگر بر شما مسلط کنند. این توهین به شعور ملتها است، آن را تحمل نکنید و جز به استقرار یک نظام کاملا مستقل و مردمی و مؤمن به اسلام رضایت ندهید.

۶٫ علمای دین و ازهر شریف که سوابق درخشان آن زبانزد است، نقش خود را کاملا برجسته کنند. مردمی که قیام خود را از مسجد و نمازجمعه آغاز میکنند و شعار الله اکبر میدهند، از علمای دین توقع بیشتری دارند و این توقع بجا است.

۷٫ ارتش مصر که افتخار شرکت در حداقل دو جنگ با دشمن صهیونیست را دارد در این مرحله در معرض آزمونی بزرگ و تاریخی است. دشمن میخواهد از آن برای سرکوب مردم استفاده کند. اگر خدای نخواسته این اتفاق بیفتد ضایعه‌ئی که پیش خواهد آمد برای ارتش قابل جبران نیست آن که از ارتش مصر باید بترسدصهیونیستهایند نه مردم مصر. البته عناصر ارتشی که خود از مردم و فرزندان آنهایند سرانجام به مردم خواهند پیوست و این تجربه‌ی شیرین یک بار دیگر در مصر تکرار خواهد شد.

۸٫ و بالاخره آمریکا که سی سال از حکام مزدور، بر ضد ملت مصر حمایت کرده، اکنون در موضعی نیست که بتواند در قضیه‌ی مصر به عنوان میانجی وارد شود. به هرگونه توصیه و اقدام آمریکایی در این زمینه‌ها به چشم بدبینی بنگرید و به آن اعتماد نکنید.

برادران و خواهران عزیز! اینها تجربیات ما است، من به عنوان برادر مسلمان شما و از سر تعهد دینی، آن را با شما درمیان گذاشتم. بوقهای تبلیغاتی دشمن مانند همیشه فریاد خواهند کرد که ایران میخواهد دخالت کند، میخواهد مصر را شیعه کند، میخواهد ولایت فقیه را به مصر صادر کند و میخواهد و میخواهد… این دروغها را سی سال است میگویند تا ملتهای ما را از یکدیگر جدا و از کمک یکدیگر محروم کنند ومزدوران آنها هم آن را تکرار میکنند. «یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا  وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ مَا فَعَلُوهُ  فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ»(۹). با این ترفند‌ها، هرگز وظائفی را که اسلام بر دوش ما گذاشته است رها نخواهیم کرد. و الله من وراء القصد.
واستغفرالله لی و لکم.

«  این ترجمهء متن عربی پیام معظم له بود در خطبه های نماز جمعه ۱۵ بهمن ۸۹ تهران »

۱) احزاب: ۱
۲) شمس: ۱
۳) فصلت:۳۰
۴)شورا: ۱۵
۵) قصص: ۵
۶) حج:۴۰
۷) انفال:۶۵
۸) آل عمران: ۱۰۳
۹) انعام: ۱۱۲

شیطون

بهمن ۱۶ام, ۱۳۸۹

ترس نکنید و اصلا یاد بچه گی و دوران کودکی و هزار خاطره آن نیفتید . زمانی که پدران و مادران و بزرگترهای عزیز ما  را از غول و دیو و جن و از همه مهمتر دزملوک (dozmalouk ) می ترسوندند .

یاد ” چشکاهمو یا چشکاملو” هم نیفتید که جاهای تاریک نمی رفتید و می گفتید شیطون داره .!

یاد بچه های شیطونایی که در امور منزل و رتق و فتق امور جاری برخی خانه ها کمک می کردند و در نهایت ” کیلی نمشک” می گرفتند و بعد اگر جایی کسی لو می داد آنها از آن منزل می رفتند هم نیفتید .!

یاد زیر درخت رد شدن و شیطون زدن به بچه یا نوزاد هم نیفتید !

یاد چشمهای قرمز و دستهای پشمی و پاهای سم دار هم نیفتید !

یاد شیطونی که شاید خود شما باشید بیفتید . شیطان روح ، شیطان جسم و نفس اماره و هزاران وسوسه ای  که روزها به سراغ شما می آید . اگر منصبی دارید باید کاملا احتیاط کنید که خدای نکرده دچار وهم و ظنی نسبت به موضوعی نشوید .

همه این مطالب پیش گزیده ای بر داستانی می باشد که در مورد شیطان ( داستان وار ) ذکر می گردد . امیدوارم که شما هم همه این شیطانها را از روح و جسم خود فراری دهید و قبل از هر چیز آنها  را شناسایی کنید .

روزی روزگاری شیطان به فکر سفر افتاد. با خود عهد کرد تازمانی که انسانی نیابد که بتواند او را به حیرت وا دارد، از این سفر بر نگردد. نیم دو جین روح را در خورجین ریخت. نان جویی بر داشت و به راه افتاد.

رفت و رفت و رفت. هزاران فرسنگ راه رفت تا اینکه تردید در دلش جوانه بست که شاید تصمیم غلطی گرفته باشد.

در هیچ کدام از جاده های دنیا به هیچ بنده ای که توجه او را جلب کند ویا حتی کنجکاوی او را بر انگیزد، بر نخورد. دیگر داشت خسته می شد.

تصمیم گرفت به مکان مقدسی سر بزند؛ ولی حتی آنجا هم، که همیشه مبارزه ای ریشه دار از زمانهای دور، علیه او جریان داشت، هیچ چیز نتوانست حیرت زده اش کند.

دلسرد و نا امید و افسرده در سایه درختی ایستاده بود که رهگذری گرما زده با کیفی بر دوش کنا او ایستاد. کمی که استراحت کرد خواست به رفتنش ادامه دهد.

مرد قبل از اینکه به راه خود ادامه دهد، به او گفت:’تو شیطان هستی!’

ابلیس حیرت زده پرسید:’از کجا فهمیدی؟!’

‘ از روی تجربه ام گفتم. ببین من فروشنده دوره گردم. خیلی سفر می کنم و مردم را خوب می شناسم . در نتیجه در همین ده دقیقه‌ای که اینجا هستیم، تو را شنا ختم. چون:

مثل کنه به من نچسبیدی، پس مزاحم یا گدا نیستی !

از آب و هوا شکایت نکردی، پس احمق نیستی !

به من حمله نکردی، پس راهزن نیستی !

به من حتی سلام نکردی، پس شخص محترمی نیستی !

از من نپرسیدی داخل کیفم چه دارم، پس فضول هم نیستی !

حالا که نه مزاحمی، نه احمق، نه راهزن، نه محترم، نه فضول پس

آدمیزاد نیستی ! هیچ کس نیستی ! پس خود شیطانی !’

شیطان با شنیدن این حرفها کلاه ازسر برداشت و کله اش را خاراند.

مرد با دست به پاها یش زد و گفت:’خوبه! تازه، شاخ هم که داری!’

حال به نظر شما این شیطان وسوسه گر چه خصوصیات دیگری می تواند داشته باشد .؟!
منبع داستان: سایتها و وبلاگهای متعددی (مثلن سایت راسخون) این داستان را نقل کرده اند و نتوانستم منبع اصلی آن را پیدا کنم.

در ستایش لابی گری!

بهمن ۱۴ام, ۱۳۸۹

در این اندک زمانی که در تراکمه ی مجازی می گردم و با دوستان حشر و نشر دارم، چیزهایی دستگیرم شده که چندان خوشایند نبوده اند. نمی دانم شما در این مورد چه نظری دارید؟ شاید من آنچنان که باید، ندیده ام یا آنچه که باید، نیست. برای همین، بهتر دیدم که احساس و نظرم را با شما در میان بگذارم.

آنچه که بیش از همه ناخوشایند آمد این بود که کسی گوشش برای شنیدن مسائل فرهنگی، بدهکار نیست. بیشتر، سیاست است که هواخواه دارد. در بحث از مشکلات مربوط به آداب و سنت های کهن، محیط زیست، مسائل اجتماعی و مشکلات روانشناختی، حداکثرِ همراهی، یک اظهار تأسّف یا حسرتِ ساده و یا یادآوری به مسئولان برای پیگیری و حلِّ مسئله، است.

با این حال، مطالبی که در این زمینه ها انعکاس می یابد، قابل توجّه اند و نشان دهنده ی آنند که منطقه، با مشکلات قابل تأملِ اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و آموزشی دست به گریبان است: مطلبی خواندم از دکتر مسلم عزیزمان در مورد اعتیاد، از جناب انصاری در مورد آموزش و پرورش[ اداره ی عمّی زارسینی]، مطالب دیگر در مورد اوضاع نامساعد رانندگی[جنگ پارتیزانی….به قلم جناب حیاتی]، یا مطالب متنوعی دیگر از جناب عبداللهی برادر عزیز و دوستدار فرهنگمان، یا مطلبی از علی اکبر صفری عزیزم [لامرد شهر غریب جاده ها] و جناب مظفری در مورد تبعیض در استخدام در عسلویه[وقتی فقط بوشهری ها بومی می شوند]، از جناب هنرپیشه [لزوم تدوین تاریخ منطقه] و … نیازها و دغدغه های بسیارِ دیگر.

امّا مشکل من با روی دیگر سکّه است: این مسائل و مشکلات چه شدند؟ برطرف شدند؟ یا گفتند و شنیدیم و والسّلام؟!! می خواهیم که حل شوند یا نمی خواهیم؟ فکر می کنم همیشه نمی توان منتظر نشست تا مسئولان به وظایفشان عمل کنند. این تصوّر که فلان مسئول، که انتقادی متوجّه دستگاه اداری اش است ممکن است این مطالب را بخواند و کاری در جهت اصلاح امور انجام دهد، کفایت نمی کند.

اگر می خواهیم که محیطی پربارتر، جوانانی سالمتر، فرهنگی اصیل و شهری آباد داشته باشیم، باید که گروههایی از افراد جامعه، از هر اندیشه و گروهی، زیر لوای آبادانی شهر و دیارمان، با یکدیگر همداستان شوند تا بتوانند مطالباتِ به حقِّ جامعه در زمینه های مختلف را به سرانجام برسانند.

همین قتل دخترکوچولوی معصوم که اتفاقاً همسایه ی ما هم هستند، کافی بود که شهری در کشور کفّار!! را به میدان معرکه ای بزرگ بدل کند. یا آمار شگفت آور اعتیاد جوانان، افسردگی، طلاق، مشکلات زناشویی و مسائل روانی، بی اعتنایی به فرهنگ و سنن، از میان رفتن محیط زیست و هر مشکل اجتماعی دیگر، چیزی نیست که در جوامع دیگر، از طرف مردم دوست دار فرهنگ و جامعه ی سالم، تحمل گردد.

من به عنوان یک برادر کوچکتر، از همه ی دوستداران تراکمه ی بزرگ می خواهم، بیایید گروه لابی از دوست داران این خطه راه بیاندازیم تا بتوانیم در عین اعتدال و منطق، آنچه سزاوارمان است را به دست آوریم. لابی گری، امری طبیعی در همه ی کشورها- از جمله کشور خودمان- است تا بتوان بر دست اندرکاران ادراه ی یک شهر یا کشور فشار آورد تا روند انجام امور تسریع گردد.

در علوم سیاسی، لابی گری (به انگلیسی: Lobbying) یک حرفه ی ویژه است که منظور از آن، تلاش برای گسترش نفوذ یک دیدگاه و نقطه نظر مشخّص، در دستگاه حکومتی یا در افکار عمومی است. در برخی از کشورها، دفترهای ویژه‌ای به نام دفاتر لابی‌گری وجود دارند که در ازای دریافت پول، به تلاش برای پیشبردِ حمایت از یک دیدگاه خاص، به ‌وسیله ی نفوذ در دولت و افکار عمومی، می‌پردازند. لابی‌گرها با کمک و به کارگیری روش‌های حقوقی و مدیریت مناسبِ روابط اجتماعی، کوشش می کنند تا به اهداف خود دست یابند.

این اصطلاح، از دهه ی ۱۸۳۰ در ایالات متحده رایج شد، که در آن زمان، نمایندگان گروههای ذی نفع، گرایش داشتند که در راهروها (لابی ها)ی کنگره و مجالس قانونگذاری ایالتی، جمع شوند. امروزه از این واژه، در سطح وسیع تری برای در برگرفتن اقدامات متعدد، برای نفوذ گذاشتن بر اقدامات دولت استفاده می شود. در ایالات متحده، لابی گری به بخش پذیرفته شده و دائمی نظام سیاسی این کشور تبدیل شده است.

اگر بخواهیم از این ابزار برای منطقه بهره بگیریم باید گفت که خوشبختانه، در سطح منطقه، پتانسیل عظیمی از تحصیلکردگان و متنفذین علمی و اجتماعی داریم که در صورت همراه و همدل بودن، می توانند به کارهای مهمی دست زنند که برای امروز و آینده ی منطقه، اثرات ارزشمندی خواهد داشت. امکانات نرم افزاری و سخت افزاری آن هم فراهم است.

آن دوستانی که در منطقه هستند می توانند سخت افزاری- نرم افزاری عمل کنند و با حضورشان، اهداف را پیگیری کنند و با نوشته هایشان روند امور را نشان دهند و دوستان دور از دیار هم می توانند کمکِ نرم افزاری کنند که همین سایت تراکمه و نوشته های دوستان، می تواند به عنوان یکی از ابزارهای قوی حامی آن گروه لابی، عمل کند.

اگر این سایت و نوشته های ما و شما نمی تواند در عمل، کارایی داشته باشد، نبودنش به بودنش می ارزد. چرا که اگر نباشد، دیگر نیست و می توان عذر آورد که نمی دانستیم. امّا وقتی هست و تحصیلکردگان و متنفذین این دیار، از نابسامانی ها و نیازهای منطقه آگاه هستند و کاری نمی کنند، آن وقت چه می توان گفت؟

برای همین هم می گویم زنده باد لابی گری که با عشق به آبادانی و داشتن زندگی بهتر برای همه انجام گیرد. اگر علاقمندانی هستند که دلشان برای این دیار می تپد، بسم ا…  وگرنه، اگر وقتمان را برای نوشتن و خواندن چیزهایی که اثری ندارند هدر ندهیم، لطف بزرگی به خود و دیگران کرده ایم.

من به عنوان کسی که در این منطقه زندگی می کند و دغدغه ی زندگی بهتر دارم، برای این کار پیش قدم می شوم و حاضرم هر خدمتی که در این راه از من برمی آید را با کمال میل انجام دهم. تا ……… چه قبول افتد و چه در نظر آید؟

دنیای کوچک من!

بهمن ۱۴ام, ۱۳۸۹

در این نوشتار با توجه به انکه چند روزی همه جا تعطیل است و فعلا کسی به کسی نیست انچان ” چیز” هایی را به انچنان ” چیز” های دیگر ربط دهیم و گره بزنیم که حتی پروفسور دکتر حسن عباسی که تا این ساعت هیچ مادری در همه ادوار تاریخی جسارت نکرده است همچون او تحلیلگر استراتژیکی را بزاید ، نتواند اینطوری این همه چیز بی ربط را بهم ربط دهد مخصوصا که تحلیلگر سینما هم باشد و هنری کسینجر هم به هفت جد و ابادش می خندد که بخاهد جلوی او ادا و اصول در بیاورد.!

چند وقتی می شود که چیزی شبیه هشت پا افتاده است بر روی بخشی از مغزمان و چون هنوز تکلیفمان با خودمان کاملا مشخص نشده است طبیعی است که هشت پا هم بدش نمی اید جای به ان گرمی و نرمی را حالا حالاها وِل کند نتیجه این شد که در یک بعد از ظهر بارانی پاییزی تصمیم گرفتیم یک فکر اساسی تر برای ان بکنیم .
ابتدا یک فلش بک بزنیم به سالهای کودکی و نوجوانی و یک سوال بنیادین که در ان سالها چه شد که تبدیل به یک پرسپولیسی تمام عیار و چند اتشه شدم از همانها که وقتی می بیند داش کریم توپ را از امام زاده هاشم می چپاند زیر طاق ابی های پایتخت انگاری تمام دنیا را به او داده اند و سوال اساسی تر اینکه چرا اصلا ابی نشدیم و هیچ گاه هم احساس نکردیم که کمترین علاقه ای به ان داریم.؟ چه چیزی باعث می شود که در سالهای نوجوانی مفتون و مجنون تیمی شوی و تا امروز علی رغم همه فراز و فرود هایش همچنان عاشقش بمانی؟ دلیلش چه می تواند باشد ؟ مقارن شدن دوران نوجوانی و سالهای اوج پرسپولیس در دهه شصت و تیم یکدست ان و بازی های روانش؟ یا تاثیر شخصیت کاریزما و منحصر بفرد علی پروین در ان سالها؟ یا اینکه علاقه ذاتی و فطری به رنگ قرمز باعث و بانی ان بوده است؟ یا قرار گرفتن در محیطی که قرمزها از نظر عددی همیشه بیشتر بوده اند ؟ و اما یک سوال ؟ تاثیر محیط بر انتخاب و تمایلاتمان پر رنگ تر بوده یا تاثیر چیز هایی که از ان به فطرت و یا ذات انسانها تعبیر می شود ؟ حال بیاییم این مثال را بسط دهیم به جاهای خطرناک تری ببینیم چه می شود.

چند وقتی می شود که با خود فکر می کنیم چطوری می شود که یکی می شود اصولگرای تندرو دیگری هم لابد کندرو . یکی می شود اصلاح طلب سنتی و دیگری مدرن . یکی محافظه کاری پیشه می کند و ان یکی راهِ میانه را در پیش می گیرد و عده ای هم در میان این جریانات فکری وول می خورند و دائم از این جریان با ان جریان در رفت و امدند. یکی به گفته خودش کعبه آمالش می شود ” عدالت ” و شهر به شهر و روستا به روستا را در می نوردد که مفهوم ” عدالت” را معنا کند و دیگری در ارزوی دیدن خاب شیرینِ ” آزادی ” شب سر بر بالین می نهد در حالی که با خود فکر می کند کاش بشود ” آزادی” هم از این همه “عدالت” سهمی ببرد !

از انجا که چند صباحی است در این سایت همه با هم مهربان شده اند ( چپ و راست ) و استفاده از کلمات زیبایی همچون ” عزیز” و یا ” بزرگوار” و امثال اینها هم خیلی مد شده است و به کلی هم فضا را دگرگون کرده اند و ما هم قصد نداریم چوب لای این فضای عطر آگین کنیم خداییش تا حالا نشسته ایم با خود فکر کنیم و گذشته خود را مرور کنیم که چطور شد که هر کدام به یک جریان و گرایش فکری متمایل شدیم ؟ چه چیزی درون آنها دیده ایم که شیفته اش شده ایم و یا کلا چون چیز خاصی در یکی از انها ندیده ایم به سمت دیگری خزیده ایم ؟ جبر زمان و مکان بر جهت گیری تمایلاتمان تاثیر بیشتری داشته است و یا اینکه رهیافتی درونی بوده است ؟ انهایی که خیلی با حالند و یک روز از اجماع با خودشان می گویند و فردایش از داخل هم شش تا انشعاب می کنند که یعنی مثلا داریم با همدیگر رقابت می کنیم و مثلا یعنی ببینید چه شور و نشاط و سرزندگی بر فضای سیاسی کشور حاکم است ! پاراگراف پایینی را هم بخانند در غیر این صورت نیازی نیست تا تهش بروید.

حالا که رسیده ایم به اینجا که چطوری می شود به شیوه دکتر حسن عباسی جریانات اصول گرایی و اصلاح طلبی را ربط دهیم به پرسپولیس و استقلال باور کنید نمی توانیم(. واقعا این که می گویند حسن عباسی نابغه دهر است خیلی هم مبالغه نشده است!)
به نظر شما همان دلایلی که باعث می شوند یکی قرمز شود و دیگری ابی همانها هم سبب می شوند یکی به پهلوی چپ بغلتد و دیگری بر پهلوی راست یا مسئله خیلی پیچیده تر از این صحبت هاست ؟ برای لحظه ای چشمان خود را ببندید ( انهایی که یک جوری هستند بیشتر تمرکز کنند) و تصور کنید در کوچه ای چشم به جهان باز کرده اید که چهار تا کوچه انطرف تر از ان و چندین سال قبلتر از شما ” هوگو چاوز” بدنیا امده است حالا اگر با ونزوئلا حال نمی کنید مثلا تصور کنید در جزایر مارماریس به دنبا می امدید یا یک جای بهتر مثل کانادا . چطور شد ؟ چیزی هم تغییر کرد یا هنوز در بر روی همان پاشنه می چرخد؟

یه سؤال دارم…

بهمن ۱۳ام, ۱۳۸۹

هر کدوم ما ممکنه روزانه با سؤالای زیادی مواجه بشیم که نشه با تجربیات و دانش خودمون جوابشو بدیم. یا شایدم بشه یه چیزایی در جواب بگیم ولی اگه چن نفر دیگه هم، چیزیایی که به ذهنشون میرسه رو بهمون بگن، کلّی بار ادراکی مطلب بالا میره. این سؤالات می تونه ساده یا پیچیده، علمی یا غیرعلمی، خطرناک یا بی خطر[ همون سیاسی یا غیرسیاسی سابق] یا هرچیزی باشه. یه دفه به کله م زد که این سؤالا رو بذارم تو سایت که برو بیاش بیشتره، تا همچی یه نمه بر و بچس بیان پای کار و مسئله چی….. حل بشه!!! اصطلاح علمیش بارش مغزیه[به فرنگی میشه: Brain Storming]. یه جور چی….. خلاقیته!! البت کار ما از نوع گروهیشه!! شما هم اگه از  اینجور سؤالا دارین لطف کنین به ما هم بگین شاید یه چیزی به اطلاعات ما اضافه شد.

پیش درآمد: دیروز رفتم یه جایی و چیزایی شنیدم از جوونایی که بدجوری تو کار دود و دم افتادن. خداییش دلم گرفت وقتی یک از اون جوونای بامرام و خوش قد و بالا که فوتبال خوبی هم داشت دیدم. خیلی فکر کردم که چطور میشه کاری کرد. گفتم یه مقاله بنویسم و بزنم توسایت. برگشتم خونه یه راس رفتم سر دفتر و دستکم و نوشتم. حالا اگه شد، میفرستم دکتر مسعود بذاره تو سایت. ولی دیدم نمیشه. یه جای کار میلنگه. باید راه حل های بومی هم دم دست باشه. واسه همین گفتم نظرات شما هم کلّی ارزش داره. آخه ناسلامتی شما بچه ی اینجایید و با چم و خم و ریز و درشت اینجا آشنا. بسم ا…

و اما سؤال: واسه معضل اعتیاد چه کار میشه کرد؟

یاد ایام

بهمن ۱۱ام, ۱۳۸۹

« ۱۲ بهمن ۵۷  ،  یوم الله »

« یاد ایامی که در گلشن  فغانی داشتم    /    در میان لاله و گل  آشیانی داشتم   ،

گرد آن شمع طرب  می سوختم پروانه وار  /   پای آن سرو روان  اشک روانی داشتم »

حضرت امام خمینی(ره) پس از ۱۵ سال  دوری از وطن و تبعید به کشور بازگشتند و دنیا شاهد بزرگترین و تاریخی‌ترین استقبال از ایشان بود . حضور میلیونها مرد و زن و کبیر و صغیر ، صف مستقبلین از آیت الله خمینی(ره) را از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا امتداد داده بود ، این حضور حاکی از عشق و علاقه بی‌نظیر آنها به رهبر انقلاب بود . حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پیامی خطاب به مردم فرانسه ، ضمن اظهار تشکر ،  از آنها خداحافظی کردند . ایشان در آسمان پس از اقامه نماز در کف هواپیما ، روی دو پتو با آرامش خاصی خوابیدند و این در حالی بود که همه علاقمندان ، دوستداران و نزدیکان ایشان ، نگران انجام موفقیت آمیز این پرواز بودند . خطر انهدام هواپیما و یا ربوده شدن  آن در آسمان چیزی بود که همه را تا لحظه فرود آن در فوردگاه مهرآباد نگران ساخته بود . اما هواپیما بسلامت در تهران به زمین نشست و امت مسلمان ایران اینک رهبر خویش را در آغوش خود می دید . با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه ، فریاد «الله اکبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد . مستقبلین با خواندن سرود «خمینی ای امام» ، اشک‌های مشتاقان را بر گونه‌هایشان جاری ساختند . حضرت امام طی بیاناتی شیوا در فرودگاه گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر می‌کنم . عواطف ملت ایران به دوش من بارگرانی است که نمی‌توانم جبران کنم . ایشان ضمن اشاره به اینکه طرد شاه از کشور قدم اول پیروزی بود، همگان را به وحدت کلمه و ادامه مبارزه تا قطع کامل ریشه‌های فساد ترغیب کردند . سپس از آنجا عازم بهشت زهرا شدند و در اولین سخنرانی خود در میان انبوه مستقبلین مشتاق در بهشت زهرا، فرمودند: من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده‌اند می‌افتد، سنگینی ای در دوشم پیدا می‌شود که نمی‌توانم تاب بیاورم . محمدرضا پهلوی فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد و قبرستان‌های ما را آباد و ادامه دادند که : من دولت تعیین می‌کنم، من توی دهن این دولت می‌زنم … من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم. من به ارتش یک نصیحت می‌کنم و یک تشکر ….. [ما] می‌خواهیم ارتش مستقل باشد. آقای ارتشبد شما نمی‌خواهید؟ آقای سرلشکر شما نمی‌خواهید مستقل باشید؟ و اما تشکر می‌کنم از قشرهایی که متصل شدند به ملت . با وجود سرمای زمستان، هزاران مشتاق زیارت حضرت امام ،  شب ۱۲ بهمن در مسیر حرکت ایشان خوابیدند. شهرهای کشور در شادی ورود امام ، غرق نور و گل و فریاد بود. از هنگام هجرت حضرت امام از نجف اشرف به پاریس، تراکم سخنرانی‌ها ، مصاحبه‌ها و پیام‌های ایشان در این مدت کوتاه یعنی (۱۱۸ روز اقامت در نوفل لوشاتو) ، قابل توجه و تأمل است. به طوریکه ایشان در برخی از روزها به سؤالات چندین رسانه خبری و تبلیغاتی پاسخ داده‌اند . مثلا در تاریخ نوزدهم دی سال جاری، ایشان در ده مصاحبه جداگانه شرکت کردند و کثرت مصاحبه‌ها، حکایت از علاقه خبرنگاران و اشتیاق امام برای رساندن پیام خود به دنیاست . آمار این مجموعه عظیم از این قرار است: سخنرانی‌ها ۵۹ عدد مصاحبه‌ها ۱۰۸ عدد پیام‌ها ۳۶ عدد نامه‌ها و تلگراف‌ها و فرمان‌ها ۶ عدد جمع ۲۰۹ عدد . در حالی که مراسم ورود حضرت امام به طور مستقیم از تلویزیون پخش می‌شد، نظامیان با یورش به این سازمان از ادامه پخش آن ممانعت کردند . عده‌ای از مردم با قطع جریان پخش مستقیم ورود حضرت امام از تلویزیون به علت هجوم مأمورین نظامی ، از عصبانیت تلویزیون‌های خود را به خیابان پرت کردند. امام خمینی در شب اول اقامت خود در مدرسه رفاه ، طی سخنانی با اعضای کمیته استقبال ، بر لزوم حفظ وحدت تأکید نمودند. روحانیون متحصن در دانشگاه ، با انتشار آخرین اعلامیه خود ، به تحصن پایان دادند . آیت‌الله شریعتمداری طی تلگرافی ورود حضرت امام خمینی را تبریک گفت . در پی درخواست مجدد بختیار برای ملاقات با حضرت امام خمینی ، ایشان گفتند: ملاقات با بختیار را در صورت استعفای وی می‌پذیرم . شاپور بختیار در آستانه ورود امام خمینی پیامی انتشار داد . وی در پیام خود مردم را نسبت به ادامه اعتراضات و تظاهرات ، خصوصا در روز ورود حضرت امام ، تهدید کرد. دکتر علی آبادی ، عضو شورای سلطنت ، از عضویت این شورا کناره‌گیری کرد. دانشجویان ایرانی در مقابل سفارت ایران در آمریکا تظاهرات کردند. خبرگزاری فرانسه: سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد سخنان ضد آمریکایی آیت‌الله خمینی ، تغییری در موضع ایالات متحده در قبال ایران به وجود نیاورده است. آمریکا مقداری از دستگاه‌های الکترونیکی محرمانه خود را از ایران خارج کرد . نیروی هوایی سیستم‌های محرمانه جنگنده‌های اف چهارده را مخفی کرد. گفتنی است که یکی از وظایف ژنرال هایزر در ایران، انجام همین مأموریت بوده است. بانک‌های سوئیس گفتند که پول‌های ایران را پس نمی‌دهند . مطبوعات و یونایتد پرس: قراردادهای خرید اسلحه ایران از انگلیس لغو شد . مقامات لندن گفتند به علت لغو این خریدها ، انگلیس معادل چهار میلیارد دلار بابت عدم فروش و بیکار شدن بیست هزار نفر ، زیان خواهد دید . در لیبی به حمایت از انقلاب اسلامی مردم مسلمان ایران ، یک راهپیمایی ترتیب یافت. یک سخنگوی جنبش پولیساریو در الجزیره اعلام کرد که امام خمینی قبل از عزیمت به ایران در فرانسه ، هیأت نمایندگی پولیساریو را به حضور پذیرفته‌اند. رادیو کویت: وزیر انرژی آمریکا اعلام کرد در صورت ادامه عدم صدور نفت ایران، کشورش مجبور به جیره‌بندی نفت خواهد بود. اوضاع ایران باعث شدیدترین بحران نفتی از زمان تحریم نفت توسط کشورهای عربی از سال ۱۳۵۲ تاکنون شده است. سازمان چریک‌های فدایی خلق  نیز ورود حضرت امام(ره) را تبریک گفت.

آغاز دههء مبارک فجر بر همگان مبارک

منبع :

۱ –  مرکز اسناد انقلاب اسلامی

۲ –  مقاله ۱۲ بهمن سال ۸۸

عملیات اجرایی نمایشگاه های یادواره شهدای شهرستان لامرد آغاز شد

بهمن ۱۰ام, ۱۳۸۹

محمود مهدیار مسئول دبیر خانه ستاد یادواره شهدای شهرستان لامرد ، ضمن اعلام پایان یافتن برنامه ی مطالعاتی نحوه ی اجرای یادواره ی شهدا ، از شروع عملیاتهای اجرایی این یادواره خبر داد . مهدیار گفت : ابزار اصلی انتقال فرهنگ دفاع مقدس در این دوره از یادواره ی شهیدان شهرستان ، هنر است و این خود عاملی برای جذب بیشتر مردم و به خصوص جوانان نسل سوم و چهارم خواهد بود.
وی ضمن اعلام زمان برگزاری ستاد یادواره که از ۱۳ الی ۲۲ بهمن ماه می باشد خبر داد : در روز های ۱۳ ، ۱۴ ، ۱۵ و ۱۶ بهمن میزبان روحانیون و مسئولین رده بالای نظام خواهیم بود و از عموم مردم ولایت مدار شهرستان جهت شرکت در این مراسم ها دعوت به عمل می آید.
مسئول دبیرخانه ستاد یادواره شهدای شهرستان لامرد برگزاری این یادواره را یک رویداد عظیم فرهنگی در این شهرستان دانست .

یاد یاران

بهمن ۹ام, ۱۳۸۹

همرزمان مهربان

پروازتان را سخت به باور می رسانم ، از همان اوان از شما هویدا بود که منزلتتان قدسی و ملکوتی است و در زمین میهمانی امانی بیش نیستید ولی درخور آسمانها . نیت پرواز داشتید و خرج پرواز روح کبریائیتان را با خاکستر جسمتان محیا ساختید .
ای همرزمان بی‌ وفا ، مگر همین پریروزا  از آرزوهای دنیوی و فرزندانتان  حسن ، حسین ، زینب و ام کلثوم که دلنگران  آینده اشان بودید ، برای من به تعریف ننشستید ، پس چطور شد که چنین سراسیمه از آرزوها و آنها گذاشتید و گذشتید  و ما و آنها را از نعمت آن تبسم های ملیح ، آن صفا ، صمیمیت  و تواضع کرامتمندانه  ، آن تنفذ چشمان خمار ،  آن شوق و ذوق ادیبانه  و تمامی  داشته های گرانمایهء مردانه اتان ، محروم کردید و رفتید .هان
ما سوا ، ولی حداقل برای دلخوشی  زینب و حسین این فرزندان معصوم و نشکستن قلب نازک این ناز دانه ها ، تأمل بایدتان .
همرزم مهربانم ، خبر رسید که زینب خاتون با دریافت خبر رجعت خونبارت ، چندین مرتبه بیهوش شده ، الهی بمیرم ، آخر چطور به خود رضایت دادی دل نازنین و نازک نازدانه ات اینچنین کباب شود . اگرچه خودت نیز در شعله‌های فروزان و گر  گرفتهء عروج ملکوتیت پاک گداخته شدی !  ای وای من . تو که در  آن تنگ غروب در سرزمین خونرنگ خرمشهر ، توان دیدن اشکهای آن دخترک ستمکشیده و یتیم را نداشتی و کنج نگاه خیست را از دیده های تر و معصومش دریغ داشتی ! چطور شد که به عصمت معصومانه و یتیمی دردانه های خودت به ترحم ننشستی و آنان را با عالمی امید و آرزو، از لذت آغوش نازنینت ، مهر پر عاطفه دلت ، مهربانی هایت ،  سبد گلواژه‌های کلام و قربان صدقه‌هایت ، صافی و شفقت وجودت  و حلاوت گویش دریء تراکمه ایت محروم ساختی و سفر کردی . هان

عزیز سفر کرده ام غلام ، محمد ، عبدالله ، موسی ، سید موسی ، مهدی ، قنبر ، علی ، جعفر ،سید حسین ،حسین ، حسن  ، هادی ، صفر ، ابوالحسن ، مصطفی ، محمود ، اسماعیل ، محسن ، رضا ، عبدالعلی ، احمد ، ابوطالب ، قاسم ، ابراهیم ، خلیل ، یوسف ، اکبر و اصغر   …………………………..
حال چگونه می شود که بغض جای خالی ات  را به باور برسانم ، نمی‌دانم ، اما رسم مروت و رفاقت و حفظ ایام  خاطره های خوب و خوش با تو بودنم را بدرستی یاد گرفتم ، آخر صورت  وفاداری را از سیرت  تو آموختم . صبوری و دقت قابل وصفت را در آن سرخی غروب  در افق خونفام شلمچه ، آنوقت که قصد کردی برای رجزم « خونین شهر» رشادتهای بچه ها را روی شاخه های عنابی رنگ نخل‌های سرکشیده رسم کنی، هرگز فراموش نمی کنم.
یادته ، گلخنده های ملیح و شیرینت از درز خوشه های دود گرفته گلهای کاغذی آن شهر ویران شده ، چقدر گرد خستگی را از تن نمور و کوفته من و بچه ها می گرفت و طراوت حضور پربرکت و نازنینت  به همه بچه ها یک دنیا شور و شوق و هیجان می داد . اجازت فرما اعتراف نمایم که هرگاه کلام زیبائی را که رندانه از حلاوت خدمت به خلق الله  و خدا  می‌یافتی و ذهن همیشه آماده ‌ات را به آن آرایش میدادی و با آن گویش منطقه ای و خرمائیت باز میگفتی ،  راهگشا و روحیه بخش من و بچه ها  در جنگ و دفاع  بود .
ای یاران شفیق ، یادتان هست که رفتن غلام و امثال اورا رضایت نمیدادیم و شرط اعزام را دامادیشان قرار میدادیم ، چگونه او و آنها سر را بر میز اعزام میکوفتند و رجزخوان فریاد بر می آوردند که راهی بجز رفتن و سوختن و فدا شدن نداریم ! فدای چی و یا کی ؟

امروز من  آن لحظه های ‌ارزشمند را با بچه ها با خاطراتی از تو و تصاویر بی‌ همتای تو از حدیث حزین زندگی  اسیری های  اون دوران زنده میکنیم  و در دفتری به ‌نام  یاد یاران با یادواره ای در شهر از شما به زیب طبع آراسته  و من و بچه ها که وامانده های گرفتار و حزینیم بدان بهانه ای کودکانه میگیریم . چه ‌دانم اینکه آیا قبل از پرواز خونینت ، به اینها و شاهکارهای خودت فکر کرده ای  و سفر کرده ای یا خیر  ،ولی عزیزم بدان که علاوه بر صدها تصویرزیبایت در جای جای متن زندگی ، عکس آن دخترک زیبا و دردکشیده در عرسات ، الهام بخش لوگوی این خاطرات و یاد یاران شده و این نیز از برکت هنر والای تو شهید برخاسته است.
بدرستی در یادم هست ، بخشندگی و وفای بعهدت را آنگاه که ‌برای تامین نیازهای دستانی که بسوی تو دراز میشد  و تو متواضعانه آن دستان  را چنان باعلاقه و مهربانی می فشردی که کم توجهی دیگران را پاک از یاد می بردی ،  روز بعد آثارش و طبعاتش را در موفقیت یاران به عیان می دیدیم . ای کاسب  و شکارچی لحظه‌های ناب زندگی ای شهید :
اینک تصاویر اهورائی تو با آن رخت دامادی و لباس جهادیت که برازندگی وجودت را به رخ ما میکشد ، آن چپیه هگالیت ، آن روح همیشه آماده به کار و دفاع و بخصوص آن لبخند دلنشین و شیرینت را که آخرین دسته گل عطرآگین گلستان روحی بزرگ چون تو برای درماندگانی چون من است ، دارم می‌بینم و جداً خونم فوران مییابد.
تاریکی ظلمات شب ، غرش توپ و تانک ، شلپ شلپ حزین کارون ، آهنگ دلنواز کجائید ای شهیدان خدائی …، خش خش بیشه های سرافکنده هم چاشنی این خاطرات دلنواز و جانسوز من و یاران من ‌است که پتک باورهای بی‌ شما بودن و غریبی را بر سرم مینوازد و حسرت جدائیتان را بیرحمانه بر من و دوستان حواله مینماید.
عزیز جان
ملاحظه کن  من بی‌ نوا را که چنین و اینهمه مرید مرادی چون توی سخی و باوقار شدم،  چه‌ها که نمی ‌کشم ؟  اکنون خدا عالم است که نوباوگانت که عمری دمساز لطافت روح ، طبع شیرین ،محبت ، مهربانی و عاطفه بی پایانت بوده‌اند ، همبازی هایت، علی الخصوص دخترک و پسرکت و یا خواهران و برادرانت چه بار غم ومصیبتی جانسوز میکشند  چه رسد به دل سوخته و جگرپاره پارهء مادرت . به تحمل و صبوریهای همسرت؟ ای وای .
حقیقتش را اعتراف کنم ،  تو را با آن همه کوشش و تلاش و تقلا ، اینچنین مردنی زیبنده بود  « مرگ سرخ و عزتمدارانه در راه بثمر رساندن تکلیف الهی » .
ای شهید شاهد و مشهود :
گرچه خیلی زود بود رجعت خونبار تو را مشاهده کردن ولی بدان که با رفتن زود هنگامت  دل ما را خون بستی ، اما مرگ خونین تو گزیده ای بود  تا به ‌آنچه که تو را لایق بود یعنی مقام قرب الهی ، بار یابی . خوش به حالت که به وجه الله رسیدی و با خدای عز و منان به صحبت نشستی . ترا چنین جایگاهی مبارک است .
آرزو داشتی به  پرواز درآئی و ربوبی شوی و تو نیز عاجلانه و با سزاواری تمام که داشتی پر گشودی و روحت با قرار گرفتن  بر حریره بال ملائک به اعلا علییین پر کشید ،  اما جودمردانه جسم شریفت را به خاک پس فرستادی تا یادگاری ماندگار از رجعت خونبارت و نمادی از یاد یاران برای ما  زمینیان باشد.

اینک از برکت گنج گلستان وجود مبارکت و نیز یاران باوفایت که مملو از  ساغر آرزوها و انتظار و پیام سرخ شهادت  و آخته‌ترین شمشیر دفاع مقدس است ، مشاممان را در یادواره شما سخت آکنده مینماید.
ای خون فشان برخاسته از دشت قهوه ای خشک و تفتیدهء تراکمه :
کرامتمندانه مرا ببخشای، من  از گفتمان روح پاک  ، قلب آرام ، جان سلیم ، جسم مطهر ، حیاء عفیف ، تواضع معصومانه ، رفتار و کردار فروتنانهء تو که هر انسانی را در آنی و درکی مریدتان می ‌سازد – عاجزم و بیشتر از این در معرفت و ادبیات خود ندارم تا خاکساریم را به شما جانان همیشه زنده نثار نمایم .
تو در واپسین لحظات عروجت ، در آخرین دقائق زندگیت ، مقتدرانه و کرامتمندانه تحفه دردانه و ارزشمند وجودت را در طبق اخلاص گذاشتی و آنرا نثار نمودی تا ایران و ایرانیان و مسلمانان بر داشته هائی امثال تو ببالند و در خود نگنجند و مثل همیشه ، حضور گرم خود را با تشرف  بر تارک ابدیت حک کنند .
پس ‌ای جان نثاران شهید:
عرق شما در وجود ما ، خون شما در رگهای ما ، رسالت شما ورد زبان ما ، پیامتان در سینه های ما ، چکامه اسطوره ‌ای‌ تان فرا راه ما ، شجاعت و شهامت و ایثار سرختان ، چکاد عزت ، سرفرازی و کمال ماست.والسلام علی عباد الله الصالحین

((شهداء همه سردارانی افتخار آفرین برای اسلام ، همه شان اعضاء لشکر مخلص و پاک خدا و جنگجویان رشید و مدافعین حریم حق و جنداللهند .چه کسی گفته است مقام شهیدی از شهداء بر شهیدی دیگر از شهداء برتر است ؟ شهداء در مرتبت شهادت بدون قید و شرط  به وجه الله میرسند  که هیچ بنی بشری را قادر به رسیدن به آن مرتبت نیست . اینکه میگوئیم این یکی سردار و امیر است و آنیکی سرباز و بسیجی – ترتیب دنیوی برای انسجام لشکر خداست فقط و نه برای تقسیم مرتبت شهادت . شهید انتهای مرتبتی است که انسان بدان توان رسیدن دارد که هیچ اولیاء خدائی بجز شهداء قادر به آن مرتبت نیستند . الله اکبر))

توضیحات:

۱-     نامهای(انسانی)مطرح شده در این نوشتار، نماد شهدا و فرزندان آنان است.

۲-     نامهای(مکانی)مطرح شده در این نوشتار، نمادی از خطوط جبهه و جنگ است.

۳-     منظور ما از شهداء در این نوشتار شهداء کشته شده در جبهه و جنگ است.

۴-     از اینکه گفته ام شهداء دارای مرتبتی یکسان هستند و تمامی آنها بلاشک به وجه الله  می رسند ، شهداء کشته شده بطور مستقیم در جبههء جنگ با متجاوزان و کفار است و الا کسی که در راه رزق و روزی خانواده اش هم کشته شود  شهید است(بله در اینجا مرتبت متفاوت است).

۵-     مطلب داخل پرانتز پاسخ به دلنگرانیهای خانواده معظم شهداء(ره)است که بعضاً بدون توجه خاص به این موضوع توسط دنیوی ها برای شهداء سردارو امیر و سرباز و بسیجی میسازند یا مینامند و الا مقام شهدائی که عرض نمودم یکسان و همه شان سرداران رشید و جاننثاران در راه خدایند.

یادشان گرامی و راهشان پر رهرو و یادواره هایشان پر رونق

آمار بارندگی لامرد

بهمن ۹ام, ۱۳۸۹

آمار بارندگی لامرد

در آخرین بارندگی سال زراعی جاری در لامرد ۸/۴۱ میلیمتر باران بارید .
به گزارش ایستگاه باران سنجی مدیریت جهادکشاورزی شهرستان لامرد در مورخه ۸/۱۱/۸۹ ، لامرد ۸/۴۱ میلیمتر بارش رحمت الهی داشت که با احتساب بارندگیهای قبلی به ۶/۱۹۷ میلیمتر رسیده است . در همین روز در اشکنان ۵/۳۸ میلیمتر و مجموع ۵/۱۰۷ میلیمتر و در علامرودشت ۴۰ میلیمتر و مجموع ۸/۱۲۲ میلیمتر باران باریده است.در مدت مشابه سال گذشته در شهرستان لامرد ۹/۲۳۴ میلیمتر باران باریده بود

یک پرسش + معرفی کتاب

بهمن ۹ام, ۱۳۸۹

دو موضوع کاملا بی ربط را در این پست بیان می کنم:
الف) مدتی است متوجه شده ام که مقدار بنزین موجود در کارت سوختم به طرز اسرار آمیزی گم می شود. اگر امروز پس از سوختگیری، دستگاه مقدار بنزین باقی مانده را مثلا ۲۳ لیتر اعلام کند، در نوبت بعدی سوختگیری که کارت را وارد دستگاه می کنم مقدار موجودی را ۲۰ لیتر می نویسد. به همین راحتی! اول فکر می کردم مشکل از کارت است ولی با پرس و جو متوجه شدم این موضوع برای دیگران هم اتفاق می افتد.
پرسش: بنزین مرا کی خورد؟!
ب) کتاب قورباغه را قورت بده ، کتاب جالبی است. هر کی نخوانده بخواند و هر کی خوانده، یک بار دیگر بخواند و به آن عمل کند!
در مورد این کتاب می توانید مطالب زیادی را از روی شبکه پیدا کنید. خواندن آن را به همه دوستان توصیه می کنم حتی دوستان موفق در کار و زندگی.

گردان تخریب، گردان بصیرت

بهمن ۹ام, ۱۳۸۹

میدان مین زیباترین وازه ای است که بانام بچه های تخریب عجین شده است. شیرمردانی که پا در رکاب ذوالجناح عشق گذاشتند و در صحرای جنون، تکسوار میدان شهادت شدند. آنان در معبر میدان مین سر بر آستان دوست نهادند تا با روشن کردن مسیر عروج شیفتگان خمینی به علمدار کربلای حسینی ندا دهند که سجده کنان به دیدار مولایشان می آیند و درکنار علقمه بازوهای قلم شده سقای کربلا را ببوسند.

چه عاشقانه قطعه قطعه شدند تا مسیر سپاه عشق را روشن نمایند بصیرت درآن شب‌های تاریک و ظلمانی تنها در دل آنان حک شده بود که فاصله ارض تا عرش رابا نوار سفیدی کوتاه می‌کرد. آن سبز جامه‌گان عاشق هر جا احساس حضور شد جان خود را بر کف دست نهاده و تسلیما لامرک پا در رکاب شدند و تا اوج ایثار، شجاعانه تاختند.

امروز زنده نگه داشتن یاد و نام آنان تداوم همان بصیرتی است که در فکه، شلمچه و … به عرش رسید و بر بلندای تاریخ حماسه‌سازی‌ها و دلاورمردی‌های سلحشوران این دیار چون خورشید می‌درخشد. یکبار دیگر حماسه جاودانه ستارگان گردان تخریب این دیار را ارج می‌نهیم و به روح بلند آن سرداران همیشه سرافراز درود می‌فرستیم.

سرداران شهید گردان‌های تخریب استان که در تصویر زیر عکسشان مشاهده می‌شود:

عبدالله بیژنی (اسیر)
احمد اسدی
سید حمیدرضا رضازاده
حسین ایرلو
عبدالعلی ناظم پور

شهدای تخریب شهرستان که در تصویر زیر حضور ندارند:
سید علی ابراهیمی
حاج غلام نوری
احمد دانش
قاسم تهیدست
ناصر باقری
قاسم کمانی

جاودانه باد نام زیبایتان

سرداران شهید گردانهای تخریب

برگزاری همایش شوراهای دانش آموزی در لامرد

بهمن ۹ام, ۱۳۸۹

به گزارش خبرگزاری پانا و به نقل از رابط عمومی آموزش و پرورش لامرد : همایش شوراهای دانش آموزی با حضور حجت الاسلام و المسلمین خوشنویس دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی ازمنکر استان فارس ، عبدالرضا راستی مدیر آموزش و پرورش لامرد ، صفایی معاون پرورشی و تربیت بدنی آموزش و پرورش لامرد و اعضای شوراهای دانش آموزی شهرستان لامرد در کانون فرهنگی تربیتی شهید عامری برگزار شد .
در این همایش شوراهای دانش آموزی در کارگاه های تخصصی حضور یافتند و با توجه به محورهای مشخص شده در هر یک از کارگاه های مذهبی ، علمی ، فرهنگی ، سیاسی ، بهداشت و تربیت بدنی پس از بحث و تبادل نظر ، راهکارهای لازم را ارائه دادند .
همچنین در این همایش ، مدیر آموزش و پرورش لامرد در سخنانی ضمن خیر مقدم گویی به حاضرین ، با بیان اینکه همایش شوراهای دانش آموزی تمرینی برای حضور دانش آموزان در صحنه اجتماع است ، خاطر نشان کرد : شورا یک تمرین برای انتخاب سرنوشت و حمایت از حق در صحنه های مختلف است .
وی افزود : شورا می تواند حلقه وصلی بین مدرسه و اولیا باشد و انتخاب اعضای این شوراها از طریق ، انتخابات می تواند نفرات اصلح تری را در این شوراها به کارگیرد .
راستی در پایان سخنان خود از دانش آموزان راه یافته به دانشگاه ها خواست تا روحیات دانش آموزی خود را از دست ندهند .
در ادامه صفایی نیز اشاره داشت : دانش آموزان از ظرفیت و پتانسیل های بالایی برخوردار هستند که باید برای کیفیت بخشی به اجتماع از این توانمندی ها بهره گرفت .
وی همچنین گفت : شناخت دانش آموزان از طریق این شوراها باعث خواهد شد تا امورات مختلف آموزشی از کیفیت بهتری برخوردار باشد و دخیل دادن دانش آموزان در تصمیمات مدرسه می تواند یکی از ثمرات خوب شوراهای دانش آموزی باشد .

Next »