Archive for آذر, ۱۳۸۹

جـوابیه مدیـریت آموزش وپرورش لامـرد به مطلب “اداره عمی زارسینی”

آذر ۳۰ام, ۱۳۸۹

در چند روز گذشته مطلبی با عنوانی مجعول (اداره …) به قلم فردی به نام احمد انصاری از روی نا اگاهی و یا مغرضانه در سایت تراکمه قرار گرفت که به دلیل عدم شناخت درست از آموزش وپرورش از یک طرف و اطلاعات ناقصی که در اختیار او قرار می گیرد بهانه ای می شود تا عده ای از روی دلسوزی ولی بدلیل نداشتن اطلاعات اظهارنظرنمایندو عده ای هم با بی انصافی و بدون آمار واطلاعات مستند مغرضانه زحمات و تلاشهای مدیران و دبیران عزیز را مورد سوال قراردهند .به منظور دفاع از زحمات و تلاشهای دبیران و دانش آموزان عزیز و همچنین تنویر افکار خوانندگان محترم توضیحات ذیل جهت قضاوت وجدانهای منصف وپاک ارائه می گردد.

۱-قضاوت و مقایسه و ارزیابی از یک نهاد عظیمی همچون آموزش وپرورش نیاز به شناخت و اگاهی از شاخص ها ی ارزیابی دارد که آ قای انصاری یا نداشته یا نخواسته اند که بدانند.

۲-هدف ازآزمو ن آغازین تشخیص معلم است جهت ورود به مطلب جدید که جنبه شناختی دارد نه ارزشیابی ، که این آزمون درآغاز سال تحصیلی انجام می گیرد و امسال اولین سال اجرای آن بصورت متمرکز در استان می باشد ، که متاسفانه نتایج این آزمون مبنای قضاوت و ارزیابی ایشان مبنی بر وضعیت قرمز آ موزش وپرورش شهرستان لامردقرار می گیرد در حالیکه نتایج همین آزمون هم این اداره از میانگین استانی بالاتر است .

۳-آقای انصاری اظهار داشته اند که نیت ایشان از نوشتن این مطلب خیر بوده است –انشاءالله که چنین باشد –لذا پیشنهاد می شود ایشان ب همراه چند نفر منصف به این اداره مراجعه و نتایج و مستنداد را مشاهده ودر صورتی که خلاف نوشته هایش اثبات شد شهامت آن را داشته باشند که از فرهنگیان زحمت کش عذر خواهی نمائید .اگرچه نتایج و ارزیابی های بعمل آمده از این اداره نه تنها به قول آقای انصاری به خط قرمز نرسیده بلکه از جمله ادارات برتر استان می باشد ولی معتقدیم برای رسیدن به وضعیت مطلوبتر باید همت و تلاش ها را مضاعف نموده و برای رسیدن به آن از انتقادات و راهنمایی های سازنده و دلسوزانه استقبال می نمائیم.

۴-اگر چه در بدو امراین اداره بنای ورود به این موضوع نداشت ولی به دنبال فضای تخریب بوجود آمده و در خواست جمعی از فرهنگیان مستندات و پاسخهای مستدل خود را ارائه واز همه خوانندگان و مشاهده کنندگان در خواست می نماید به فضای تخریب و هیاهو پایان دهند .

برای تدریس در مدارس ایرانی خارج از کشور یه دلیل مزایایی که برای فرهنگیان دارد هر دو سال یکبار دهها هزار نفر از معلمان در آزمون اعزام به مدارس خارج از کشور شرکت می نمایند بنابر این اعزام برادری عزیز که مد نظر ایشان می باشد به مدارس خارج کشور براساس خواست و تلاش خودشان بوده و هیج ارتباطی به این اداره ندارد . لازم یه توضیح است که نامبرده در سال گذشته سر گروه درس ریاضی بوده است . آقای انصاری بدانند که ایشان نه اولین و آخرین کسی است که به مدارس خارج کشور که زیاد فرق نمی کند چه کشوری باشد اعزام می شوند .

۷-ایشان در نوشته خود دلایلی را برای وضعیت موجود آموزش و پرورش ذکر کرده اند که بطور خلاصه پاسخ داده می شود .

الف :بی تدبیری مدیر و معاونین : مدیر و معاونین این اداره از اینکه ایشان و سایر منتقدین چه حضوری و یا کتبی موارد بی تدبیری را یه انها گوشزد تا در اصلاح تدابیر خود اقدام نمایند استقبال می کنند .

ب:عدم رعایت عدالت : اینکه فرموده اید عدالت یعنی هرچیزی سر جای خودش باشد درست ولی اینکه معاون آموزشی از همان حوزه و معاون پرورشی از همان حوزه باشد قیاس درستی نیست زیر ا اولا معاونین این اداره ،دارای تجربه سالها فعالیت و کار در زمینه های آموزشی و پرورشی دارند . ثانیا مصداقهای زیادی وجود دارد که خلاف نظر شما را ثابت می کند .

ج: تدریس دبیران فوق لیسانس : اولا همه دبیران فوق لیسانس این اداره در دانشگاه تدریس ندارند. ثانیا تدریس دبیران در دانشگاه نه تنها معضلی برای آموزش و پرورش نیست بلکه یک حسن هم می تواند باشد . ثالثا اکثریت دبیران این اداره دارای اضافه تدریس در آموزش و پرورش نمی باشندو آقای انصاری فراموش نکرده اند که در سالهای نه چندان دور به دلیل نیاز شدید اکثریت دبیران بیش از ۴۰ ساعت و بعضا بیشتر تدریس می نمودند .

د: اشتغال دبیران به کارهایی که وظیفه آنان نیست: خو شحال می شویم اگر آقای انضاری آمار این دبیران را اعلام نمایند . امالازم است ایشان بدانند که اگر افرادی که تعداد انان به انکشتان دست هم نمی رسدبه مشاغل دیکر مشغولند شایسته نبود دبیران را به این کار متهم نمایند .

ه: عدم هدایت صحیح دانش آموزان از سوی مشاوران : اولا منظور ایشان در این زمینه مبهم بود. ثانیا اگر منظور ایشان هدایت تحصیلی است بدانند که هدایت تحصیلی طی یک فرایند خاص صورت می گیرد که نظر مشاور فقط یکی از عوامل آن است ثالثا هدایت تحصیلی براساس سیا ستهای کلی وزارت آموزش و پرورش در هر سال صورت می گیرد. رابعا چند نفر مشاور به فکر انتخابات آینده لامرد بوده اند که وی این چنین با حیثیت مشاورین بازی می نما یند .

برسی شناخت دقیق و تعیین میزان کارایی و اثر بخشی فعالیت های آموزش و پرورش نیاز مند تحلیل موشکافانه تمامی شاخص های آموزشی و پرورشی در هر دوره تحصیلی دارد که به نظر نمی رسد در این جا فرصت پرداختن به همه آنها باشد ولی از بابت اینکه خو انند گان و مشاهده کنندگان محترم در جریان بعضی از آنها قرار گیرند بطور خلاصه اشاره می گردد.

الف: نمره کتبی نهایی سال سوم در رشته ریاضی فیزیک و تجربی :

مقایسه نمرات دروس و معدل کتبی خرداد سال ۸۹-۸۸ با میانگین نمره کتبی استانی درهمان سال وسال۷۹

ردیف نام درس میانگین نمره کتبی استان میانگین کتبی لامرد درصد قبولی خرداد میانگین کتبی لامرد در سال ۷۹
۱ فیزیک ۷۲/۱۲ ۵۰/۱۳ ۹۲ ۶۱/۱۱
۲ شیمی ۳/۱۳ ۳۹/۱۶ ۹۸ ۵/۱۲
۳ جبر واحتمال ۹۱/۱۲ ۸۳/۱۷ ۹۸ ۶۰/۱۲
۴ هندسه ۰۸/۱۲ ۸۳/۱۷ ۹۵
۵ حسابان ۴۶/۱۱ ۲۷/۱۵ ۸۶ ۹۲/۱۱
۶ عربی ۰۵/۱۳ ۵۴/۱۴ ۹۸ ۳۷/۱۳
۷ معارف اسلامی ۹/۱۵ ۹۹/۱۵ ۱۰۰ ۶۲/۱۴
۸ زبان فارسی ۷۳/۱۲ ۵۳/۱۵ ۱۰۰
۹ ادبیات فارسی ۵۰/۱۳ ۹۸/۱۶ ۱۰۰ ۵۲/۱۲
۱۰ زبان خارجه ۱۵ ۶۰/۱۵ ۹۳ ۸۰/۱۲

آموز ش وپرورش شهرستان لامرد از نگاه آمار رشته تجربی

مقایسه نمرات دروس و معدل کتبی خرداد سال ۸۹-۸۸ با میانگین نمره کتبی استانی در سال ۸۹-۸۸ وسال ۷۹

ردیف نام درس میانگین کتبی استان میانگین کتبی لامرد درصد قبولی خرداد میانگین کتبی لامرد در سال ۷۹
۱ فیزیک ۵۲/۱۱ ۸۶/۱۲ ۸۵ ۱۳
۲ شیمی ۸۲/۱۱ ۰۸/۱۴ ۹۳ ۸۴/۱۲
۳ ریاضی ۸۲/۱۰ ۴۸/۱۳ ۸۸ ۱۶/۱۳
۴ آمار و مدل سازی ۸۵/۱۶ ۲/۱۷ ۱۰۰
۵ زیست شناسی ۱۲ ۸۱/۱۳ ۸۶ ۳۹/۱۱
۶ زمین شناسی ۷۱/۱۱ ۷۷/۱۶ ۸۷ ۰۳/۱۲
۷ عربی ۱/۱۲ ۰۳/۱۴ ۹۸ ۵۰/۱۲
۸ معارف اسلامی ۰۶/۱۵ ۲۴/۱۶ ۹۶ ۵۸/۱۴
۹ زبان فارسی ۷۲/۱۱ ۲۹/۱۴ ۹۱
۱۰ ادبیات فارسی ۵۵/۱۲ ۵۸/۱۵ ۹۴ ۳۳/۱۳

علت انتخاب سال ۷۹ این است که آقای انصاری در این سال دانش آموز سال سوم رشته ریاضی فیزیک دبیرستان بوده ودر سال ۸۱ از مرکز پیش دانشگاهی فازغ التحصیل می گردد ودو سال بعد در سال ۸۳ در دانشگاه قبول می شود .

ب – شاخص معدل کف ورود به پیش دانشگاهی :

یکی از شاخص های مورد ارزیابی معدل کف در ثبت نام دانش آموزان پیش دانشگاهی است که در سالهای گذشته به دلیل وجود مراکز پیش دانشگاهی نوبت اول و نوبت دوم دانش آموزان عزیز را بر اساس حداقل معدل کتبی سال سوم به دو گروه تقسیم می شدند که در سال جاری به دلیل حذف مراگز پیش دانشگاهی از طرف وزارت آموزش وپرورش معدل کف لحاظ نمی گردد اما به استناد بخشنامه ارسالی از طرف اداره کل آموزش و پرورش استان فارس این اداره درسال ۸۹ بالاترین معدل در رشته ریاضی فیزیک و تجربی داشته است که از نظر مقایسه آن با استان فارس در جدول ذیل مشاهده می نمایید

مقایسه حداقل معدل کف ورود به پیش دانشگاهی در سال ۸۸-۸۹

ردیف حداقل معدل کف ورود به پیش دانشگاهی سال ۸۹ حداقل معدل کف ورود به یش دانشگاهی  استان فارس
پسر دختر
رشته ریاضی فیزیک ۱۴ ۷۵/۱۳ ۶۶/۱۱
رشته تجربی ۲۵/۱۲ ۲۵/۱۳ ۸/۱۰
رشته انسانی ۱۰ ۱۰ ۰۱/۱۰

ج : شاخص آزمونهای علمی ( آزمون پیشرفت تحصیلی )در سال ۸۹-۸۸

در هر سال به منظور برسی و ارزیابی دانش آموزان در طول سال با خودو مدرسه خودشان این آزمون برگزار می شود که در سال ۸۹ بنا به اظهار نظر اکثریت مدیران و دبیران محترم بهترین آزمون هم از نظر اجرا وهم از نظر محتوایی بوده که در دو مرحله برگزار گردید که در ارزیابی های استانی در بین تمامی ادارات استان توانست بهترین نتیجه لازم را کسب نماید . که این موفقیت قطعا حاصل تلاش و کوشش دانش آموزان عزیز و توان بالای تدریس دبیران گرامی است که این رتبه استانی کسب گردید .

شاخص آزمونهای استانی( آزمون پیشرفت تحصیلی ) آموزش و پرورش شهرستان لامرد در سال ۸۹/۸۸در بین ۶۰ اداره آموزش و پرورش استان
ردیف رشته سال دوم ۸۹-۸۸ سال سوم۸۹-۸۸
۱ ریاضی فیزیک رتبه اول استانی رتبه اول استانی
۲ تجربی رتبه اول استانی رتبه اول استانی
۳ انسانی رتبه هفتماستانی رتبه هشتم استانی
۴ اول عمومی رتبه نهم استانی

د: توسعه رشته های فنی حرفه ای :

یکی از شاخص های توسعه و پیشرفت در آموزش و پرورش در چند سال اخیر تحول در آموزش های فنی و حرفه ای می باشد . احداث ۲ ساختمان جدید و بزرگ برای هنرستانهای کاردانش پسران و هنرستان فنی و حرفه ای دختران و توسعه هنرستان فنی و حرفه ای امام خمینی (ره) با اعتباری بالغ بر ۲ میلیارد تومان بستر و زمینه ای را برای توسعه رشته های نو و جدید فراهم نموده بطوری که در چند سال اخیر ۷ رشته به رشته های فنی حرفه ای و کار و دانش شهرستان اضافه و تعداد کل رشته هابه ۲۰ رشته رسیده است و همین امر باعث شده که تعداد هنر جویان این شهرستان به بیش از ۶۵۰ نفر برسد.

ه: قبولی در دانشگاه :

اگر چه قبولی در دانشگاه در اهداف آموزش و پرورش تعریف نشده است ولی از باب اینکه همکاران محترم حاصل زحمات و تلاش های خود را بدانند اعلام می گردد در چند سال اخیر هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی تعداد پذیرفته شدگان دانشگاه رشد داشته است . وجود رتبه های ۲ رقمی و ۳ رقمی فراوان در آزمونهای سراسری چند سال اخیر وهمچنین پذیرفته شدگان داو طلبان این شهرستان در رشته های پزشگی و پیراپزشکی و فنی مهندسی برق ، مکانیک ، مخابرات ، گاز ، نفت ، معدن ، شیمی ، فیزیک و ….در بهترین دانشگاهای کشور حکایت از این موفقیت دارد . آمار و اسامی در مراگز پیش دانشگاهی موجود و جویندگان می توانند مراجعه نمایند .

و: رشد مشارکتهای مردمی و مدارس غیر دولتی :

یکی از شاخص های توسعه و پیشرفت هر آموزش و پرورشی حضور و مشارکت مردم در فعالیتهای آن می باشد .که بعد از حضور چشمگیر خیرین در دهه ۶۰ و نیمه اول ۷۰ در امر مدرسه سازی در ۵ سال اخیر بیشترین حضور و مشارکت خیرین در امر مدرسه سازی بوده است بطوری که در این ۵ سال در ۷ طرح بزرک آموزشی و پرورشی و ۵ طرح نمازخانه مشارکت داشته اند .همچنین در طی این چند سال ۴ مدرسه غیر دولتی و ۶ آموزشگاه علمی ازاد مجوز فعالیت دریافت نموده اند که بیش از چند برابر سالهای قبل می باشد .

ه) رشدچشمگیردر فعالیتهای عمرانی وساخت وساز فضا های آموزشی وپرورشی

ازسال ۸۴تا کنون بیش از ۲۱ طرح بزرگ آموزشی وپرورشی و ورزشی و۸ نمازخانه باهزینه ای درحدود ۶میلیارد تومان از محل اعتبارات دولتی وخیرین ساخته شده است ویا در حال ساخت می باشد که مجموع طرحهای مذکور چندبرابر فعالیتهای ساخته در۱۶سال قبل می باشد.

ضمنا اسامی طرحها در این اداره موجود می باشدو جویندگان محترم می توانند با دیدن اسامی از خود طرحها نیز بازدید نمایند

ن ) عملکرد وارزیابی فعالتهای پرورشی

برابر چندین بار ارزیابی های به عمل آمده درسال گذشته از فعالیتهای پرورشی وتربیت بدنی این اداره به استناد نامه

اداره کل آموزش وپرورش استان ازمیان ۶۰اداره در استان جزء ۱۵ اداره برتر بوده است که به نظر می رسد جایگاه مطلوبی است .

ط) ارزیا بی فعالیتهای اداری ومالی

در سال گذشته معاون برنامه ریزی وتوسعه مدیریت اداره کل آموزش وپرورش فارس از فعالیتهای اداری ومالی وپشتیبانی ادارات و مناطق ارزیابیهایی به عمل آورده است که واحدهای حسابداری – تعاون – فن آوری – پشتیبانی –این اداره جزء ادارات برتر استان محسوب شده است واز سوی استان مورد تقدیر قرار گرفتند

در پایان اعلام می دارد اگر چه امکان پاسخ مشروح و مفصل در این جوابیه امکان پذیر نبود ولی به نظر می رسد در همین حد هم کمی طولانی شد که از حضور همه خوانندگان پوزش می طلبم . در هر حال این اداره با داشتن همکارانی زحمت کش ودلسوز در سالی که از سوی مقام معظم رهبری به عنوان سال همت مضاعف وتلاش مضاعف نامگذاری شده است با همت مضاعف همه معلمان ودبیران محترم خود را متعهد می دانند در انجام وظایف محوله از هیچ کوششی فروگذار ننمایند.

لینک به مطلب اداره عمی زارسینی…

طلوع ویژه نامه ۲۸ آذر ماه ۱۳۸۹

طلوع ویژه نامه ۲۱ آذر ۱۳۸۹

آذر ۲۹ام, ۱۳۸۹

از این جا دانلود کنید

با عرض پوزش بخاطر تاخیر در انتشار این شماره

تسلیت درگذشت برادر شریفی

آذر ۲۸ام, ۱۳۸۹

« خداحافظ برادر شریفی »


حاج درویش شریفی قبل از انقلاب اسلامی برای کار و گذران زندگی در کشورهای حوزه خلیج فارس مانند اکثر همشهریان حضور داشتند و در دوران انقلاب اسلامی در محله خندق ضمن دائر و اداره کردن فروشگاه مواد غذائی، از انقلاب اسلامی حمایت و با جمع جوانان غیور منطقه فعالیتهای انقلابی داشتند و جزء مؤسسین اولیه سازمان جوانان مسلمان بخش لامرد بوده و پس از مدتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه لار پیوستند .

با تأسیس و راه اندازی سپاه لامرد و مدتی از فعالیت های  آن گذشته ، برادر شریفی درخواست انتقلال به سپاه لامرد نمودند که با موافقت این درخواست به سپاه لامرد پیوستند . ایشان در سپاه لامرد عضو شورای فرماندهی و مدتی نیز فرمانده سپاه لامرد شدند. بعدا با توجه به صحبتهای برادر دشتی با اینجانب در ملاقاتی که با وزیر محترم وقت سپاه در دفتر وزیردر تهران داشتیم به بنده پیشنهادی شد و از وزیر محترم هم خواسته شد که بنده را مأمور به تشکیلاتی جدید در تهران نمایند . با توجه به  اصرار فرمانده محترم وقت سپاه فارس ، بنده عدم موافقت با انتقلال خود به تهران(درآن زمان) را به اطلاع جناب وزیر و آقای دشتی رساندم و سفرهای بعدی آقای دشتی نیز نتوانست فرمانده فارس را قانع نماید ولی بنده قول دادم که فردی مناسب را برای کار مورد نظر معرفی نمایم . اینجانب آقایان الله یاری و شریفی را پیشنهاد دادم که فرمانده وقت سپاه استان با انتقلال آقای الله یاری موافقت ننمودند و فرمودند که به شدت با ایشان کار داریم ولی با اصرار اینجانب با مأموریت ۳ ماهه برادر شریفی موافقت نمودند و اینجانب پس از هماهنگی با ایشان و تهران ، احکام ایشان را ترتیب و ابلاغ  و برادر شریفی به تهران منتقل و با تمدید مأموریت ایشان در تهران ماندگار  و منشأ  خدماتی شایسته در تهران تا به امروز شده  و در سالهای اخیر نیز مفتخر به دریافت  و نصب درجه سرداری (سرتیپ دومی) گردیدند.
برادر حاج درویش شریفی که در حج تمتع امسال با خانواده حضور داشتند پس از بازگشت به لامرد در تاریخ دوشنبه ۲۲ آذرماه ۱۳۸۹ مطابق با ۷ محرم ۱۴۳۲ در خیابان ۲۲ بهمن لامرد بعلت برخورد خودرو وانت با ایشان مجروح و  به حالت کما فرو رفتند  و پس از انتقال به لار در بیمارستان لار بستری و پس از دو عمل جراحی روی سر و عدم تأثیر آن بعلت جراحات جدی مغزی ،  با کمال تأسف و ناباوری در ساعت ۳ بامداد یکشنبه ۲۸ آذرماه ۱۳۸۹ به رحمت ایزدی پیوستند. روحشان شاد

ضمن عرض تسلیت به فرزندان ، همسر و خانواده محترم ایشان ، دوستان ، همولایتی های عزیز ، پاسداران معزز ، آقای الله یاری ، آقای محمدی ، خودم ، آقای دشتی ، شرکت سایپا  و کلیه همکاران گرامی ایشان در بخش خصوصی و درخواست آمرزش و رحمت واسعه الهی برای ایشان و صبر و اجر برای بازماندگان آن مرحوم (بخدا قلمم  به زحمت یاری نوشتن مرحوم برای برادر شریفی نمود) ، به استحضار میرساند که اکنون پیکر ایشان به پزشکی قانونی شیراز منتقل گردیده است که در صورت تکمیل کار پزشکی قانونی ، صبح روز دوشنبه ۲۹ آذر ماه ۸۹ در لامرد تشییع خواهد شد که مسلما مردم شریف ما با حضور گسترده خود پیکر این عزیز پاسدار را تشییع و با او خداحافظی خواهند نمود .
والسلام علی عباد الله الصالحین

گاری: ماید این سنگال!

آذر ۲۷ام, ۱۳۸۹

آقا به جان خودتان زبان مان قفل شده و دهان مان دوخته و دل هامان سوخته! دیگر حرفی برای گفتن نداریم.قبلن ها بهمان بر می خورد ، فریاد سر می دادیم ، اعتراض می کردیم . ولی دیگه هوا عوض شده،همه رسیدیم به این جمله ی ویران کننده ی:
ای بابا!تو دَ گِنااااای!!!
خلاصه حساسیت ها را صفرانده اند و به سکوت تن داده ایم. اما از شما چه پنهان: سکوتم از رضایت نیست
نشونی از حمایت نیست!
یه زمانی یکی از معلم های برادرم سر کلاس از واژه ای استفاده کرده بود که در شان یک معلم و در شان یک کلاس درس نبود،همان روز به مدیر مدرسه شان زنگ زدم و خیلی محکم ایشان و مدرسه و آن معلم شان را زیر سوال بردم که برادر من به مدرسه نیامده که با ادبیات لاتی آشنا بشه، اومده آدم تر بشه . اگه نمی تونید مدرسه تون رو درست اداره کنید بگید تا با رییساتون صحبت کنم.جالب اینکه چند روز بعد خود آن معلم زنگ زد برای دلجویی که خلاصه من آن روز عصبانی بوده ام و از این حرف ها..
سوال: اگر معلم سر کلاس درس به برادر دانش آموزشما بگوید: (مسعود جان ببخشید)آب رو بریز همون جایی که می سوزه !
آیا شما می توانید زنگ بزنید و از آن معلم شکایت کنید؟
سوال بعد: یه بار دکتر اسدپور مطلبی نوشت با این عنوان: لطفن گاری را برگردانید!
در این مطلب و در انبوه پیام هایی که در زیر آن گذاشته شد همه اعتراض داشتیم به نحوه (نحوه و فقط نحوه ی) تعویض آقای علینژاد- معاون پیشین فرماندار فعلی.
داستان منوچهر متکی – آن وزیر نگونبخت امور خارجه – را شنیده ایم که در حالی که در ماموریت کاری در سنگال به سر می برد توسط رییس جمهور عزل شد. آیا الان هر مقامی به هر صورتی هر کسی را عزل کند ، آیا می توان به او خرده گرفت؟
فقط خدا کند گاری را در سنگال جا گذاشته باشند!!

بارسلونا در ایران

آذر ۲۷ام, ۱۳۸۹

قدرت تکنیکی و تاکتیکی تیم بارسلونا برای همگان ثابت شده است و به راحتی می توان از آن به عنوان بهترین تیم تاریخ فوتبال نام برد، تکنیک که یک عامل شخصی است اما تاکتیک یک عامل گروهی هست که تنها در سایه همدلی و همکاری پیش می آید،شیوه بازی کردن بازیکنان آنقدر راحت و جالب است که خیلی از دانشمندان برای طرح های خود از اینگونه ارتباطی که در تیم بارسلونا وجود دارد استفاده می کنند.کارشناسان اجتماعی و مدیران سیاسی از جمله کسانی هستند که در دنیا از این روش پیروی می کنند. حال فرض کنید این تیم در ایران باشد و خواسته باشند از شیوه بازی آنها استفاده کنند،چند سوال وجود دارد:

۱-مهمترین عامل مدیریت است.آیا ما کسانی داریم که بتوانند این تیم را مدیریت کنند؟

۲-امکانات ما می تواند پاسخگوی نیاز های آنها باشد؟

۳-آیا حریف قدری وجود دارد که تیم محک خورد؟

۴-جایگاه تماشاگر داریم؟

۵-سرمایه لازم وجود دارد؟

۶-عوامل تاثیر گذار حاشیه ای چه می تواند باشد؟

به نظر من که تیمی مثل بارسلونا نمی تواند در ایران حضور پیدا کند پس باید به سراغ تیم های داخلی رویم و کارشناسان اجتماعی و سیاسی و علمی ما از انها الگو برداری کنند،مثلا فرض کنید جریان استخدام در کشور را به فوتبال ربط دهیم ، اینگونه می شود:

وزیر کار(فتح الله زاده-مدیر عامل استقلال):ما تا پایان این ماه هیچگونه نیروی پیمانکاری نخواهیم داشت و همه به طور مستقیم با خود دولت قرارداد می بندند.(من برای تیم بازیکن می آورم) وزیر نفت(مظلومی-مربی استقلال): این خارج از اصول است و ما تصمیم می گیریم که با کی قراردادببندیم (ما کادر فنی هستیم وما تصمیم می گیریم که با کی قرارداد ببندیم)

یا

وزیر نفت(مظلومی-مربی استقلال):ما تا ۵ سال آینده ۳۰ هزار نیروی رسمی استخدام می کنیم،(من به دنبال آوردن چند بازیکن خارجی خوب در ماه های آینده هستم) معاون نیروی انسانی دولت(منصورپورحیدری-مدیر فنی):باید با استخدام رسمی و پیمانی خداحافظی کرد (ما هیچ نیرویی نمی خواهیم و با همین بازیکنان تیم قهرمان می مونه).

دقیقه ۱۰ بازی شعار تماشاگران اینوری: شش تاییا ……….سیا

دقیقه ۱۰ بازی شعار تماشاگران انوری: استقلال قهرمان میشه خدا میدونه که حقشه…

زیر نویس تلوزیون:پوشاک ایزی لایف محافظ بزرگسالان

ویک سوال:در بارسلونا و یا در تیم های خود پیدا کنیم پرتقال فروش را؟

تولید پراکنده یا مولدهای مقیاس کوچک

آذر ۲۳ام, ۱۳۸۹

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز و تسلیت ایام سوگواری سید و سالار شهیدان-

در اجرای قوانین مربوط به خصوصی سازی در صنعت برق کشور مبحث جدیدی به عنوان مولدهای مقیاس کوچک یا تولید پراکنده شکل گرفته است. به مجموعه ای از دستگاهها یا تاسیسات تولید برق که اتصال آن به شبکه توزیع از نظر فنی امکان پذیر بوده و ظرفیت عملی آن در محل اتصال به شبکه توزیع از ۲۵مگا وات بیشتر نباشد مولد مقیاس کوچک گفته می شود

کاربردهای مختلف مولد مقیاس کوچک به شرح زیر است:

۱- کاهش هزینه های انرژی و دیماند

۲- افزایش قابلیت اطمینان شامل تأمین توان اضطراری و جانشین
۳- کاهش تلفات شبکه انتقال و توزیع
۴- کاهش رزرو گردان و غیر گردان مورد نیاز
۵- افزایش پیک سایی و بارهای قابل قطع
۶- کاهش یا حذف نیاز به توسعه شبکه انتقال و توزیع
۷- تأمین توان راکتیو و بهبود کیفیت توان
۸- قابلیت تولید همزمان برق و گرما
۹- بهبود ضریب بار شرکت برق
۱۰- پراکندگی در منابع انرژی اولیه مورد نیاز
۱۱- کاهش آلاینده ها
۱۲- کاهش تراکم خطوط
۱۳- قابلیت راه اندازی در شرایط اضطراری
۱۴- پاسخ زمانی سریع
راه اندازی این مولدها با سرمایه های اندک نیز امکان پذیر بوده و دولت نیز از سرمایه گذاری در این بخش حمایت می کند که میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تامین سوخت مولد برای ۹ ماه در سال تضمین میشود.
•طول دوره تضمین برای مولد تولید همزمان ۱۲ ماه میباشد.
•در صورت عدم تامین سوخت تضمین شده و امادگی مولد برای  تولید، نرخ خرید با کسر متوسط هزینه متغیر به سرمایه گذار پرداخت خواهد شد .
•سرمایه گذاری که نسبت به احداث مولد مقیاس کوچک در تاسیسات خود اقدام مینماید میتواند پس از اخذ پروانه احداث برای تبدیل بخشی از انشعاب خود از عادی به ازاد (حداکثر تا میزان ظرفیت مطمئن مولد) اقدام نماید.
مراحل درخواست به شرح زیر می باشد:
تعیین ظرفیت درخواستی
•با توجه به میزان درخواست مراجعه به واحدهای جلب مشارکت:
•زیر ۷ مگا وات شرکت توزیع
•۷ تا ۱۵ مگاوات برق منطقه ای
•بالای ۱۵ مگاوات کمیته ارزیابی (توانیر)
•صدور موافقتنامه
•صدور پروانه احداث
•عقد قرارداد خرید تضمینی
علاقمندان برای اطلاعات بیشتر می توانند  این فایل را مطالعه Guidence book version و یا به وب سایت زیر سر بزنند:
——————————————————————–
تکمیلی: در تاریخ هفتم و هشتم دیماه۱۳۸۹  همایشی با موضوع مولدهای مقیاس کوچک در سالن همایشهای صدا و سیما توسط وزارت نیرو با همکاری وزارت صنایع برگزار می شود.

نوبل اسیر بابانوئل

آذر ۲۰ام, ۱۳۸۹

آلفردبرنارد نوبل که در۲۱ اکتبر سال۱۸۳۳ در شهر استکهلم سوئد چشم به جهان گشود علاقه ای فراوان به علوم شیمی داشت و بهمین انگیزه در پی بازگشت از روسیه در کارگاه پدر در هلنبورگ  مشغول به کار شد او در تولید صنعت مواد منفجره نیتروگلیسرین موفقیت بسیارى بدست آورد. در سال۱۸۶۴ انفجارى منجر به ویرانى کارخانه و مرگ چند نفر از جمله برادر جوانترش شد که این اولین  آسیب اختراعش بود که به دامان خودش سرایت کرد. پس از آنکه کارخانه هایى در آلمان و نروژ ساخته شد ، نوبل در سال۱۸۶۷ اختراع نوعى از نیترو گلیسیرین به نام دینامیت را به ثبت رسانید، در دینامیت او نیتروگلیسیرین جذب خاک دیاتومه جامد بىاثر شده بود از این رو کارکردن با آن ایمن تر بود . این اختراع به سرعت کار ساخت و سازها را در بسیارى از کشورها بهبود بخشید. نوبل در سال۱۸۷۵ ژلاتین منفجرشونده قوى ترى را ارائه داد که در آن نیتروگلیسیرین با نیتروسلولز، ژلاتینى شده بود . اختراع وى طرح هاى بزرگ راه سازى مانند کانال کورینث و تونل گوتارد را امکان پذیر ساخت . در سال۱۸۸۷ بالبیست ماده منفجره بىدود را براى امور نظامى معرفى کرد، آلفرد نوبل مردى تنها  و غالبا بیمار، فروتن ، کمرو و دوستدار انسان ها بود . نوبل پس از درک واقعیت استفاده نادرست از اختراع خود مبنی بر نابودی انسانها دچار عذاب وجدان شد و برای عذر خواهی از جامعه جهانی  ،  در وصیتنامه خود چنین نوشت :

تمام دارایى هایم طبق آنچه در پى مى آید تقسیم شود .  این سرمایه به شکل اوراق بهادار معتبر توسط کارگزارانم از طریق تاسیس صندوقى به عنوان جایزه سالانه به کسانى اعطا می شود که طى سال هاى گذشته خدمت بزرگى به جامعه انسانى انجام داده باشند.جایزه مزبور به پنج قسمت مساوى تقسیم شود و هر یک از آنها را به یکى از موارد زیر اختصاص داده شود یک سهم براى کسى که مهمترین اختراع و اکتشاف در زمینه علوم فیزیک انجام داده ، یک پنجم براى کسى که مهمترین و مفیدترین اکتشافات را در زمینه علوم شیمى انجام داده ، یک سهم براى کسى که مهمترین کشف در رشته فیزیولوژى یا پزشکى را انجام داده ، یک پنجم براى کسى که برجسته ترین اثر ادبى را خلق کند و یک سهم باقیمانده هم به کسى تعلق مىگیرد که بیشترین یا بهترین اقدام را براى ایجاد صلح و برادرى و فروکاستن آتش دشمنى بین ملت ها و برقرارى دوستى انجام دهد. سرانجام  او در۱۰ دسامبر سال۱۸۹۶ پیش از تحقق ایده هایش در منزل شخصى اش واقع در سن رمو ایتالیا چشم از جهان فروبست .

او نمی دانست که مفاد این وصیت  در خصوص ایجاد صلح و صلح طلبی روزی دچار سرنوشتی بمراتب بدتر از اختراع و بکارگیری دینامیت خواهد شد و راه را برای اهداف جنگ طلبی و جنایتهای سیاست بازان بابانوئلی هموار خواهد ساخت و نه در راستای  صلح و دوستی و کرامت انسانها . و او واقعا انتظار نداشت که روزی بیاید که جایزه صلح و دوستی او را به جنگ طلبان و جنایتکاران جنگی همچون مناخم بگین ، اسحاق رابین ، شیمون پرس بخاطر بخون کشیدن و غارت اجتماع فلسطینیان – به هنری کیسینجر بخاطر سیاست کشتار ملت ویتنام – به روزولت بخاطر فریبکاریها در جنگ جهانی دوم و زمینه سازی جنایت شیمیائی ترومن در هیروشیما و ناکازاکی – به یاسر عرفات و انور سادات بخاطر گذشت از حقوق ملت  مظلوم  فلسطین و اعراب مسلمان و تأیید جنایات صهیونیستها – به اوباما کمی پس از بروی کار آمدن بخاطر اهداف آینده برنامه های جهانی استعمارگونه بابانوئل – به عبادی بخاطر حمایتها از مصونیت بابانوئلیها در ایران  و صدور و یا تأیید احکام محکومیت  انقلابیون قبل از انقلاب و فرزندان خمینی کبیر(ره) و دنبال کردن اهداف استعمار و فیمینیسم پس از پیروزی انقلاب اسلامی – به البرادعی بخاطر ایجاد مصونیت و افراشتن چتر حمایتی از زرادخانه های هسته ای صهیونیسم و جاسوسی هسته ای کشورهای اسلامی برای غربیان و … و بالاخره همزمان با جنایت دولت و پلیس بابانوئل پیر در لندن و بخاک و خون کشیده شدن دانشجویان اروپائی در خیابانهای لندن و ضرب و شتم و دستگیری و زندانی شدنشان در جمعه دهم دسامبر ۲۰۱۰  به آقای لیو شیائوبو ناراضی چینی بخاطر دنبال نمودن سیاستهای بابانوئل در چین کمونیست  بدهند . اینها همه همراهان و همیاری کنندگان  جمع کارتلهای خونخوار سرمایه داری و سرمایه داران غربند که در واقع یاران بیچون و چرای بابانوئل خوش سیما و پشت کنندگان به سیاستهای مستقل محلی خود و جامعه خود اند و در واقع موافقین دهکده جهانی طبق منویات بابانوئل کارتل . این جایزه و جوائز دیگری که قریب به اتفاق بدست بابانوئلیان است ، کاملا سیاسی و طی چند ساله اخیر بطور دربست در خدمت استعمار غرب و کارتلهای بی درد و سرمایه داری صرف قرار گرفته است .

جایزه نوبل شامل مدال افتخار و یا دیپلم شخصى و مبالغى وجه نقد است  که در مراسمی در سالن کنسرت استکهلم توسط  پادشاه سوئد هر ساله شخصا این دیپلم و سند تاییدکننده مبلغ جایزه را به دست برندگان مىدهد. در یک طرف مدال سوئدى تصویرى از نوبل و طرف دیگر آن سالروز تولد و مرگ نوبل با حروف لاتین نگاشته شده است و اینک سوای از اهداف عالیهء نوبل بیچاره ، این جایزه  صلح نوبل مصرف دیگری پیدا نموده و ارزش خود را فدای اهداف استعماری زور مداران  نموده  و در چنگال خون آشامان اسیر گشته است.

یا لثارات الحسین علیه السلام

به بهانه محرم

آذر ۱۹ام, ۱۳۸۹

گاهی اوقات در گیر و دار کار و زندگی، در حالی که غرق در کتاب و درس و مشق هستی، وقتی که غرور و منم منم های الکی سر تا پایت را گرفته، چیزی را می بینی که سخت گریبانت را می گیرد و پوزه ات را به خاک می مالد. این پیشامدی بود که همین اواخر برایم روی داد. لینکی از خبرگزاری فارس به دستم رسید که حاوی خاطره ای جانسوز از سید مسعود شجاعی طباطبایی، نویسنده و عکاس، بود.
به یاد نوجوانی که شرح آن در ذیل آمده گریستم و به خودم گفتم: خاک بر سرت و اون دنیایی که برای خودت ساخته ای.
______________________________________________________________________________
حوالی ظهر بود، گرما بیداد می کرد، دشمن که از ارتفاعات قلاویزان تارانده شده بود با تمام قوا سعی در باز پس گیری ارتفاعات داشت، نور آفتاب به سود آنها بود ، رزمنده ها که تمام شب مشغول عملیات بودند در این ساعات کمی خسته به نظر می آمدند.
تدارکات نرسیده بود و بچه ها تشنه بودند.
در جاییکه فرمانده مقرر کرده بود ، خسته وتشنه کیسه های شن را پر می کردند تا از گزند ترکشهای توپ و خمپاره در امان باشند. سنگرها بدون سقف بود ، چون نه فرصتی برای این کار بود و نه خبری از تدارکات بود.
دوربینم را برداشتم و به قصد روحیه دادن به بچه ها و گرفتن عکس در مسیر خاکریز حرکت کردم.
صدای سوت توپ و خمپاره باعث می شد دائم که خیز بروم ، بچه های رزمنده دیگربه خوبی با این صداها آشنا هستند . گوشها عادت می کند و می توانی بفهمی که این صدای توپ از طرف خودی هاست یا دشمن تا بیجا خیز نروی!
نمی دانم برای چند دقیقه چه شد که عراقیها جهنمی به پا کردند و آنچنان آتشی روی ما ریختند که مدتی درازکش روی زمین ماندم و با اصابت هر خمپاره و توپی بالا و پایین می شدم . کمی آرامش که ایجاد شد بلند شدم تا اطرافم را بینم . در ابتدا دود حاصل از این همه انفجار و خاک باعث شد درست متوجه اوضاع نشوم ،گوش هایم تقریبا چیزی نمی شنید، به نظرم آمد که زمان از حرکت باز ایستاده و متوقف شده ، از موج انفجارها کمی گیج بودم.
دیدم بچه های زیادی به روی زمین افتاد ه اند ، در همین زمان نگاهم به صورت نوجوانی افتاد که صورتش از برخورد خمپاره به نزدیکیش سیاه شده بود و ترکشها ی آن تمامی صورتش را گرفته بود . بی اختیار دوربینم را بالا آوردم و عکسی از او گرفتم. در حال حرکت بود و برای اینکه به زمین نیفتد از لبه های سنگرهای شنی کمک می گرفت. جلو رفتم ، صدای زمزمه اش را می شنیدم ، به آرامی می گفت : “آقا اومدم. حسین جان اومدم. ”
وقتی به او رسیدم دیگر رمقی برایش باقی نمانده بود و به زمین افتاد. او را به آرامی بغل کردم ،همچنان نجوا می کرد. با تمام وجود امدادگر را صدا زدم. صورتش را بوسیدم و به او گفتم :عزیزم ، فدات بشم ، چیزی نیست و نا امیدانه برگشتم و باز امدادگر را به یاری خواستم.
حالا اشک هایم با خونهای زلال او در هم آمیخته شده بود، دیگر نجوا نمی کرد و به آسمان چشم دوخته بود . امدادگر آمد ، اما..،.لحظه ای بعد گفت : “کاری از دستم بر نمی یاد ، شهید شده ، برادر زحمت می کشی ببریش معراج شهدا…!(معراج شهدا جایی بود که وقتی بچه ها شهید می شدند ، آنها را کنار هم می گذاشتند تا بچه های گردان تعاون آنها را به عقب منتقل کنند.)
در حالیکه تمام بدنم می لرزید او را بغل کردم ، انگار فرشتگان زیر پیکر پاکش را گرفته بودند. آنقدر سبک بود که به راحتی در بغلم جای گرفت و از زمین بلندش کردم. امدادگر با دست محل معراج شهدا را نشان داد .قبل از اینک او را در کنار سایر شهدا بگذارم. صورتش را بارها و بارها بوییدم و بوسیدم ، به خدا بوی عطر گل یاس می داد.
___________________
عکس آن نوجوان :

آشنایی با اهل قلم شهرستان لامرد(۵)این شماره: علامه فقید محمد باقر محمودی – قسمت اول

آذر ۱۸ام, ۱۳۸۹

زندگینامه و بیوگرافی:

علامه محقق محمد باقر محمودی در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی در علامرودشت ازتوابع شهرستان لامرد دیده به جهان گشود. هنوز بیش ازهفت بهار را پشت سر نگذاشته بود که از فیض وجود مادر محروم شد. کودکی وی با گرفتاریها و مصائب زیادی همراه بود. آن سالها خشکی و قحطسالی از یک طرف و بیماریهای واگیر مانند وبا و دسترسی نداشتن به پزشک و دارو مردم را گروه گروه به کام مرگ می برد. ایشان نیز از این بلا در امان نمانده و به بستر بیماری می افتد. خود ایشان در این باره می گوید: « یادم می آید که من در بستر بیماری رو به قبله خوابیده بودم و عده ای که دور بستر من بودند تصور می کردند که لحظه آخر عمر من است، ناگهان نفسم قطع شد، احساس کردم درون قبر هستم و هر لحظه منتظر دو فرشته الهی برای بازجویی بودم. در همان حالت متوجه شدم صدای یکی از بزرگان فامیل بلند شد که به اطرافیان می گفت او هم رفت، عده ای رفتند و مشغول کندن قبر شدند، ناگهان عطسه ای کردم، آنها متوجه شدند که هنوز زنده هستم و با پنبه کمی آب در دهانم ریختند و به تدریج احساس زنده بودن کردم. به هر حال خواست خدا این بود که زنده بمانم. پس از چند روز که از بستربرخواستم، قسمتهای زیادی از پشتم بر اثر چند روز خوابیدن زخم شده بود که چندین ماه بهبودی آن به طول انجامید.»

این حدیث شناس و متکلم بومی تا ۱۹ سالگی در زادگاهش علامرودشت بود و به دلیل عشق شدید به علوم دینی در محضر یکی از بزرگان محل به کسب دانش پرداخت و بخشی از ادبیات را نزد او آموخت. این جوان تصمیم می گیرد که زندگیش را متحول کند و   شهر نجف را برای تحصیل علوم دینی انتخاب می کند و در این راه چه سختی های طاقت فرسایی را به جان می خرد. خود او در این خصوص می گوید: « پیاده وتنها از روستای علامرودشت با پنج تومان پول قرضی به نجف اشرف رفتم و این زمانی بود که مردم با اسب، شتر و الاغ رفت و آمد می کردند. من از روستای خودمان تا بوشهر پیاده رفتم، شاید پنج روز در راه بودم در آنجا نیز دو سه روز معطل شدم تا کشتی بادبانی رسید، سوار شده و به راه افتادم. پس از نصف روز به جزیره خارک رسیدیم. کشتی عیبی پیدا کرد و ناخدا گفت امشب در جزیره می خوابیم. شب در آنجا ماندیم و فردا صبح دوباره حرکت کردیم و نزدیک ظهر به آبادان رسیدیم. از آنجا به نجف رفتم. وقتی وارد نجف شدم، خویشاوندی داشتیم که همانجا فوت شد و در صحن حضرت علی (ع) دفن گردید، خانه ایشان را پیدا کردم و وارد شدم» تاریخ ورود ایشان به نجف اشرف اوایل ماه ربیعع الاول سال ۱۳۶۴ هجری قمری سال ۱۳۲۳ هجری شمسی است. وی سه سال پی در پی به کسب فیض از محضر علماء پرداخت و ادبیات، منطق و برخی دیگر از دروس مقدماتی را فرا گرفت. در حالیکه در سختی و تنگدستی به سر می برد. در حوزه مقدس نجف و کربلا از محضر اساتید بزرگی همچون شیخ یوسف خراسانی، میرزای اصطهباناتی، شیخ حسین حلّی، سید عبدالاعلی سبزواری، سید محمود شاهرودی، میرزا حسن یزدی، میرزا باقر نجانی، میرزا  مهدی شیرازی، سید محسن حکیم و دیگر اعاظم حوزه بهره مند گردید. از اولین کسانی که حق استادی بر وی دارد میتوان به مرحوم میرزا عبدالله پدرش اشاره نمود که خواندن برخی سوره های کوچک قرآن و دعاها را به او یاد داد. علّامه اساتید خود را بیش از ۴۰ نفر عنوان می کند که چه به صورت مستقیم و دائمی و چه بصورت پاره وقت از محضر آنان کسب فیض نموده است که آیه الله مدنی شهید محراب و شیخ حسین تهرانی از آن جمله اند.

از این استاد حوزه ۵ فرزند پسر به نامهای حجت الاسلام شیخ جعفر محمودی(نویسنده متوفای سال ۱۳۶۷)، حجه السلام شیخ محمد کاظم محمودی(نویسنده چندین عنوان کتاب)، حجه الاسلام شیخ ضیاء محمودی(نویسنده و محقق)، مهندس یحیی محمودی (فارغ التحصیل رشته الکترونیک) و صادق محمودی و ۵ دختر به یادگار مانده اند.

در ۲۱ اسفندماه سال ۱۳۸۳ کنگره نکوداشت علامه محمد باقر محمودی از طرف خانه پژوهش با حضور علماء و اندیشمندان و فرهیختگان در قم برگزار گردید. سرانجام علامه محمودی در روز ۱۷ ربیع الاول ۱۴۲۷ ه.ق مصادف با ۲۷ فروردین ماه ۱۳۸۵ هجری شمسی در سالروز ولادت باسعادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) در وقت نماز ظهر دارفانی را وداع گفتند و پس از اقامه نماز توسط آیه الله العظمی صافی گلپایگانی در جوار حضرت معصومه حجره ۲۳ مقبره آیه الله مفتح به خاک سپرده شدند.

ویژگیهای اخلاقی:

یکی از نکات برجسته در زندگی دانشمند فرزانه علامه محمودی زهد و وارستگی و تواضع ایشان بود. خانه ایشان با بنای قدیمی و بدون هیچگونه تزیین و تجملات است. به اندک لباس و شهریه و استفاده کم  از سهم مبارک امام (ع) قناعت می کردند.

نسبت به اخبار مربوط به امور مسلمین بسیار حساس بودند. رویدادهای مربوط به جهان اسلام را پیگیری می کردند و در هر شرایطی سعی می کردند به خبرهای رادیو و تلویزیون گوش فرا دهند. در امور فرهنگی نیز فردی دقیق و تیزبین بودند و در هیچ مسئله ای بدون مطالعه و اطلاع کافی اظهار نظر نمی کردند. یکی دیگر از ویژگیهای ایشان میهمان نوازی در عین تنگدستی بود. همین خصلت روحی سبب شده بود که در دوران اقامت در کربلای معلی پذیرای میهمانان فراوانی باشند که از گوشه و کنار برای زیارت حضرت سید الشهداء به این شهر می آمدند. و بدین جهت در ایام زیارتی همیشه منزل ایشان پر از میهمان بود. پرداختن به ورزش و پرهیز از پرخوری دو ویژگی اساسی در حفظ سلامتی وی بود. او هیچگاه به دنبال غذاهای چرب و شیرین نبوده و غذای او به قدر نیاز بدن بوده و از پرخوری پرهیز میکرد. همچنین او مقید به پیاده روی بود از این رو فاصله بین منزل تا مجمع احیای فرهنگ اسلامی قم را که حدود دو کیلومتر است را پیاده طی می کرد.

علامه از نظر مراجع عظام تقلید:

آیه الله العظمی صافی گلپایگانی می فرماید: از جمله مردان مخلص در زمان ما محقق عالیقدر آیه الله محمودی  که اکثر مولفات خود را که به حدود پنجاه تالیف گرانبها می رسد به این هدف مقدس اختصاص داده است.  با الهام گرفتن از مکتب اساتید بزرگش علامه عالیقدر امینی و علامه حاج آقا بزرگ تهرانی به جمع آوری کلمات مولی الموحدین علی (ع) می کوشد و اثر نفیس نهج السعاده را در ۱۴ جلد بوجود می آورد. و آیه الله العظمی ناصر مکارم شیرازی می فرماید: عشق به امیر المومنین که همراه با تفکر و آشنایی به کار است، آن سخت کوشی همراه با اخلاص بالا، چنان جاذبه ای در وجود ایشان (علامه محمودی) ایجاد کرده که منشاء تلاش خستگی ناپذیر در ایشان گردیده است.

قطعاً سخن گفتن در خصوص مرد بزرگی چون ایشان که  برخی از اندیشمندان او را از نوادر این دوران به حساب می آورندکاری است بسیار سخت و به همین مقدار در این بخش قناعت نموده و ان شاء الله در قسمت دوم با شخصیت علمی و آثار و تالیفات وی آشنا خواهیم شد. که هدف اصلی از نگارش این سطور نیز این بُعد از آشنایی با این بزرگ مرد علمی این دیار است. خداوند روح بزرگ او را با انبیاء و اولیاء و صلحا محشور گرداند و ما را قدرشناس این معلمان که حق بزرگی به گردنمان دارند، بگرداند. ان شاء الله

                                                                                

                                                                                                                   ادامه دارد

سرنشینان بد حجاب،مزاحمان نوامیس

آذر ۱۸ام, ۱۳۸۹

این نوشته قصد واکاوی پدیده ای تحت عنوان بد حجابی یا کم حجابی که در خیابانها و در سطح شهرهای بزرگ مشاهده می شود و نسخه ی امنیتی که برای درمانش پیچیده شده ، ندارد و نوشتار تنها تلاشی است روایت گونه از انچه نویسنده این پست در حضور ۳ ساعته اش در جلو درب ورودی پلیس امنیت اخلاقی یکی از مناطق شمالی تهران مشاهده کرده است.

اخیرا مهمان یکی از دوستانم بودم در تهران. خودرو اش به همراه کلیه مدارک ۲ هفته ای می شد که توسط پلیس امنیت ان هم از نوع اخلاقیش توقیف شده بود و خودرو در پارکینگ پلیس امنیت خاک می خورد . جرمش طبق انچیزی که در رسید تحویل خودرو نوشته شده بود ، حضور سرنشین بد حجاب در خودرو، صندلی کنار راننده دست شاگرد بود . فردای ملاقات من و ان دوست تهرانی روز تحویل مدارک خورو ایشان توسط پلیس امنیت بود . من نیز او را همراهی کردم تا شاید موارد بیشتری از این دست متهمان و مجرمان را ببینم !

ساعت ۹ صبح بود که به محل مورد نظر رسیدیم ولحظه ای از دیدن ان تعداد متهم و مجرم جوان و اغلب خوش سیما که با یک حساب سر انگشتی ۷۰-۸۰ نفر می شدند، شُکه شدیم . پسران و دختران جوانی که اغلب سن و سالی بین ۲۰ تا ۳۰ سال داشتند و در انتظار اذن ورود به داخل ساختمان . مجرمان جوان در جمع های چند نفره و سر پایی از جرمشان و نحوه دستگیری شان می گفتند و گه گاه صدای قهقه ای هم از جمع انان بیرون می امد . عده ای هم که جوان تر بودند ازنگاه نگرانشان کاملا هویدا بود که دفعه اولی است که پایشان به این مکان ها باز می شود. در همان یک ساعت اول و با سَرَک کشیدن درون گعده های سر پایی توانستم اتهامات را به ۳ دسته تقسیم کنم. ایجاد مزاحمت برای نوامیس در حین رانندگی مختص اقایان ، حضور سرنشین بد حجاب در خودرو که در مواردی از انان اقایان هدایت ماشین را بر عهده داشته اند و در موارد دیگر سرنشین بد حجاب خود راسا مشغول رانندگی بوده است ، و جرمی دیگر با عنوان ” دور دور” که ترجمه اش همان پرسه های بی هدف با خودرو در خیابان می شد .

محمد جوان خوش سیما و ۲۳-۲۴ ای بود که برای دومین بار در چنگال مقتدر پلیس می افتاد . یکبار به دلیل بد حجابی خواهرش و دفعه دوم بخاطر کم حجابی جی اِفَش و هر دو بار خودرو بهمراه کلیه مدارک ضبط شده بود . پسر جوانی نیز که به همراه پدر برای پیگیری پرونده اش به انجا امده بود از دست گیریش بهمراه چندین دختر و پسر جوان دیگر در یک کافی شاپ در شمال تهران می گفت . علی نیز مرد ۳۵ ساله ای بود که مدعی بود خودرو شان توسط دو مامور موتوری پلیس امنیت در خیابان متوقف شده است و سوالاتی در مورد نسبت سرنشین مونث موجود در خودرو با خودش پرسیده اند وعلی که به گفته خودش شناسنامه ای را که محرمیت زن و شوهری شان را نشان میدهد و به همین دلایل همیشه ان را در داشبورد ماشین بهمراه دارد به انان نشان میدهد و به نحوه برخورد انان اعتراض می کند اما ماموران بر اشقته از اعتراض علی ، مدارک ماشین را اینبار به جرم بد حجابی همسرش ضبط می کنند .

در حین گوش دادن به صحبتهای متهمان زیر چشمی سربازان وظیفه را می پاییدم که با دل وجان به شکواییه سرنشینان بد حجاب گوش می دادند و از حالات سرو و صورت و میمیک چهره اشان هم مشخص بود که گاها هم با انها احساس همدردی می کنند ،چیزی که مزاحمان نوامیس بشدت از بابت ان گله مند بودند که این خوش و بش ها نهایتا به انجا ختم می شود که سرنشینان بد حجاب خارج از نوبت به داخل ساختمان جهت پیگیری پرونده اشان فرستاده شوند . !

صحنه ای که به غایت جالب بود ، دو دختر جوان و زیبا بودند که در لحظه ورود به کوچه منتهی به ساختمان پلیس امنیت مصداق بارز پدیده بد حجابی بودند ولی بعد از دقایقی که ماشین را در گوشه ای پارک کرده و پیاده شدند و خود را به ساختمان پلیس رساندند مصداق بارز حجاب برتر . حتی یکی از انها را در انتهای کوچه و در حال تعویض چکمه با کفش ساده و معمولی مشاهده کردم. شاید نوعی دهن کجی بود به قواننین وضع شده توسط پلیس که در فاصله چندین متری در ورودی ان اتفاق می افتاد . دهن کجی به قوانینی که پای دختران ، زنان و پسران جوان زیادی را به محیط های اینچنینی باز می کند بی انکه شاهد تغییر قابل توجهی در نوع پوشش و رفتار دختران و پسران در سطح شهر باشیم .

سر صحبت را با یک افسر کادری که در انجا بود باز کردم . او می گفت که روزانه پای همین تعداد دختر و پسر به اینجا که تنها یکی از مراکز پلیس امنیت اخلاقی در مناطق چندگانه تهران است، کشیده می شود .سیاستی که به گفته ان افسر جوان منجر به برخورد مستقیم و رودروی پلیس با شهروندان معمولی می شود و جز خراب کردن چهره پلیس در انظارعمومی عوایدی در بر نداشته است. مشکلاتی که سر در اخور دیگری دارند ولی نهایتا بدلیل نداشتن راهکار در حل مشکلات اینچنینی پلیس را به عنوان اخرین تیر در کمان به صف مقدم مبارزه با شهروندان فرستاده ایم .

نویسنده این پست بدلیل معذوریتها و محدودیتها تنها درصدی از گفته های افراد را به رشته تحریر در اورده است و بخش اعظم ان توسط نویسنده سانسور شده است.

لاتاریِ قلابی

آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹

Congratulations، you won the Lottery
این تیتر بالایی فکر کنم برای بیشتر شماها آشنا باشه. جمله ای که هرازگاهی تو سابجِکت ایمیل های دریافتی تون مشاهده میکنید: تبریک میگیم، شما لاتاری برنده شدید !!

خیلی وقته که میخواستم راجع به این موضوع بنویسم اما هر بار پیش خودم فکر میکردم همگان آگاه هستند و اینقدر این مسئله بدیهی هست که نیازی به نوشتن نداره، اما متاسفانه به چندین نفر برخوردم که از ماهیت اینگونه ایمیل ها با خبر نبودند و فریب خوردند.

خدمت شما عرض شود که یه مشت کلاهبردار بی شرف که مقرشون تو نیجریه هست، میشینند و چندین میلیون ایمیل بطور تصادفی به کاربران یاهو، جی میل، هات میل و غیره میزنند و بهشون میگند که شما فلان رقم نجومی برنده شدید و نیاز هست یک مبلغ جزئی که معمولا بین ۴۰۰ تا ۴۵۰ پوند هست واریز کنید تا جایزه ی لاتاری را تقدیمتون کنیم.

اونا پیش خودشون میگند از این مثلا ۱۰ یا ۱۵ میلیون ایمیلی که میزنیم اگه ۱۰ هزارتاش هم بگیره و برامون پول بفرستند خودش نزدیک ۴ میلیون پوند (۷ میلیارد تومان) هست که با یه ایمیل زدن این پول رو به جیب میزنند. معمولا طوری هم تو این ایمیلشون آدرس میدند که طرف فکر میکنه واقعی هست. اسم بانک، آدرس و نام شرکت و خلاصه با جزئیات کامل مینویسند و آدرس هم همیشه یه جایی تو انگلیس میدند.

متاسفانه تاحالا ۳ نفر رو خودم میشناسم که سرشون بهمین راحتی کلاه رفته و پول رو به این شیادها دادند. بنابراین از شما دوستان عاجزانه خواهش میکنم علاوه بر اینکه با مشاهده ی این ایمیل ها فورا اونو حذف میکنید، به دوستان و آشنایان خودتون هم شدیدا توصیه کنید که فریب اینها رو نخوردند. سعی کنید این مسئله رو همه جا بگید تا اینکه همه مطلع بشند. علاوه بر اینکه زورم میاد هم وطنانم اینجوری سرشون کلاه بره، بیشتر از این لجم میگیره که چنین پولهایی گیر این کلاهبردارهای بی وجدان میاد، فقط با یه ایمیل زدن.

خلاصه باز هم تاکید میکنم، اینو حتما حتما حتما به بقیه هم بسپارید. ممنونم

اداره‌ی عمّی زارسِینی

آذر ۱۴ام, ۱۳۸۹

یکی از بزرگان تعریف می‌کرد:”در زمان های نه چندان دور که هنوز نیروی انتظامی در زمین کنونی مستقر نشده بود، این محل تکه زمینی خالی بود.روزی یک هواپیمای ملخی بر حسب اتفاق آنجا فرود می‌آید و پس از تجمع مردم، متوجه می‌شوند خراب شده و به ناچار در آن محل توقف کرده است.خلبان از مردم کمک می‌خاهد اما مثل امروزه نبوده که همه در هر کاری سر رشته داشته باشند و کسی نبوده که بتواند آن هواپیما را نجات دهد.
به پیشنهاد یکی از حاضرین از مرحوم زایر حسین رستمی معروف به عمّی زارسِین می‌خاهند که راهی بیاندیشد.ایشان یکی از بهترین تعمیرکاران دوچرخه و موتور و بخاری و … بوده که چند سالی از فوتشان می‌گذرد (خدا بیامرزدشان).عمّی سراغ هواپیما آمده و پس از کمی بررسی اوضاع، دست به کار شده و خلاصه هواپیما را تعمیر می‌کند.
اما در پایان متوجه می‌شود تعدادی پیچ و مهره اضافه دارد.آنها را دور می‌ریزد و به خلبان می‌گوید برو به سلامت.یکی از حاضرین می‌پرسد که آن پیچ و مهره‌ها چه بود؟ عمّی هم جواب می‌دهد که آن ها اضافه بوده و هواپیما به آن ها نیازی ندارد و اصلن مشکل از همان ها بوده…”
حکایت حال و روز اداره‌ی فخیمه‌ی آموزش و پرورش ما نیز چنین شده است.اداره‌ای که در این روزگار فقط زمان را سپری می‌کند.با احترام به تمام دوستان و مخصوصن معلمین عزیز قصد دارم گوشه‌ای از اوضاع دانش‌آموزان را بگویم.
وضعیت آموزش و پرورش در شهرستان لامرد به مرز خط قرمز نزدیک شده است.دبیران دیگر شادابی و طراوت قدیم را ندارند و دانش‌آموزان هم دل و دماغ درس را.از هر کدام هم می‌پرسی تقصیر را گردن دیگری می‌اندازد.دانش‌آموز، دبیر را کم کار،خسته و پر مشغله می‌نامد ودبیر هم دانش‌آموز را بی‌رمق،تنبل و حواس پرت می‌داند.این که دقیقن مشکل از کجاست ساعت‌ها بحث و بررسی می‌طلبد.اما نکته‌ی اصلی که ذهن ما را مشغول می‌کند نتایج ضعیف و گاهی وحشتناکی است که ما را از همه چیز ناامید می‌کند.
به گواهی آمار اگر مقطع پیش‌دانشگاهی حذف نشده بود، معدل ورودی امسال ۱۰ (حتا کمتر از آن!!) می‌شد.هرچند همین یک مورد برای درک عمق فاجعه کافی است اما لازم به ذکر است که در امتحان آغازین امسال که از بین تمام دبیرستان‌های شهرستان برگزار شده،رتبه‌های اول و دوم معدلی نزدیک به ۱۰ و ۹ داشته‌اند.
اوضاع مهم‌ترین و معروف‌ترین دبیرستان لامرد یعنی شهید بهشتی آن چنان داغان است که بهترین دبیر ریاضی شهرستان که جزو ۳ دبیر برتر استان است و در حضور وزیر تدریس کرده، حاضر به تدریس در کشور قبرس!! شد اما به این دبیرستان بازنگشت.
هرچند پیچ و مهره‌های آن اداره برداشته شده اما به مسیر خود ادامه می‌دهد و به همین دلیل مدیران محترم فکر می‌کنند همه چی آرومه!!!
کلامم را با بیان دلایلی که از زبان خیلی از دبیران هم شنیده‌ام، خلاصه می‌کنم:
۱-بی تدبیری مدیر و معاونین آن اداره: هرچند افراد دلسوزی هستند اما با احترام باید بگویم که مکان خدمت آن ها آنجا نیست!!
۲-عدم رعایت عدالت: عدالت یعنی هر چیز یا هر کس سر جای خودش باشد.بنابراین معاون آموزشی باید از همان حوزه و معاون پرورشی هم از همان حوزه باشد تا برسیم به روسای مدارس و ….
۳-تدریس دبیران فوق لیسانس در دانشگاه: معضلی که با موافقت روسای دانشگاه های شهرستان کلید خورده و باعث خستگی و در بعضی مواقع غرور بیش از اندازه آن عزیزان شده است.
۴-اشتغال دبیران به کارهایی که وظیفه آنان نیست.(بدون شرح!)
۵-عدم هدایت صحیح دانش‌آموزان از سوی مشاورین مدارس: البته قابل پذیرش است مشاوری که چندر غاز حقوق می‌گیرد به جای توجه و تمرکز به مسایل دانش‌آموزان به فکر انتخابات آینده‌ی لامرد باشد.
۶-اولیا: دیگر مثل قبل اولیا پیگیر وضعیت فرزندشان نیستند وگرنه اجازه نمی‌دادند هر کسی هر بلایی دلش می‌خاهد سر فرزندان آنان بیاورد.

باید فکری کرد!

ویژه‌برنامه های محرم در لامرد

آذر ۱۴ام, ۱۳۸۹

به گزارش معاونت فرهنگی-قرآنی موسسه موقوفه مکتب القرآن ثارالله: هر ساله و در دهه اول محرم الحرام برنامه های ویژه ای توسط «هیئت فدائیان حضرت زهرا (سلام الله علیها)» و موسسه موقوفه مکتب القرآن ثارالله در نقاط مختلف جنوب استان فارس برگزار خواهد شد .

حجه الاسلام حاجی پور دبیر برگزاری ویژه برنامه های « بصیرت عاشورایی» در سخنانی به تشریح برنامه های این دهه پرداختند. برگزاری ۵۰ برنامه در ۵۰ مرکز فرهنگی جنوب کشور (که بیش از ۹۵ شعبه فعال این موسسه و سایر مراکز وابسته به این موسسه را در برخواهد گرفت) از جمله این برنامه هاست


برنامه های دیگر:

-) برگزاری همایش «همنوا با نینوا» در تجلیل از مداحان نوجوان و جوان شهرستان؛ روز هفتم محرم الحرام و در مجتمع قرآنی آموزشی امام حسین(علیه السلام)

-) برگزاری مسابقه حفظ زیارت عاشورای حسینی تحت عنوان «قتیل العبرات» برای دانش آموزان مقاطع راهنمایی و متوسطه در دو بخش خواهران و برادران با اهداء جوایز ارزنده از قبیل اهداء دهها کارت هدیه به ممتازین.

-) برگزاری جلسات تربیتی ویژه خانوادها؛ با نام «در مکتب حسینی»

-) اعزام ۳۰ نفر از مبلغین و روحانیون مرتبط با این موسسه به بیش از ۲۰ نقطه مختلف شهر لامرد و بخش های همجوار.

-) برگزاری جلسات زیارت عاشورای حسینی در دو مجتمع بزرگ قرآنی-آموزشی امام حسین (عایه السلام) و حضرت زینب (سلام الله علیها)؛ فاطمیه واحد خواهران، مهد های قرآن و کودکستان های وابسته به این موسسه.

-) و دومین همایش «شیرخوارگان حسینی» (ترویج فرهنگ وقف از دیگاه اهل بیت (علیهم السلام))

و دهها برنامه متنوع دیگر.

برگزاری اولین همایش «بصیرت حسینی» در لامرد

آذر ۱۴ام, ۱۳۸۹

به گزارش معاونت فرهنگی-قرآنی موسسه موقوفه مکتب القرآن ثارالله، در آستانه ماه محرم اولین همایش بزرگ «بصیرت حسینی» جهت آشنایی بهتر جوانان و نوجوانان با قیام حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برگزار شد.

در این همایش که ساعت ۲۰ روزهای ۱۳و ۱۴ آذرماه برگزار شد، حجه الاسلام و المسلمین اکرمی از سخنران مهم تهران به ابعاد مهم و تاریخی قیام حضرت اباعبدالله الحسین (ع)- تحلیل و تطبیق شرایط فرهنگی اجتماعی و سیاسی جامعه حسینی و مهدوی همچنین و احیاء امر به معروف و نهی منکر پرداختند.

ایشان در قسمت هایی از صحبت ها فرمودند:

«ماه محرم، ماه توبه است. حکایت حر بن ریاحی، شاخص ترین مثال برای این مسئله است که با درس گرفتن از این موضوع می توان از برکات این ماه به صورت احسنت بهره برد»

«محرم، ماه آشتی کنان است، چرا که واسطه فیض دارد، می توانیم با شناخت امام حسین(ع) و یارانش توشه بسیار مناسبی برای خود برداریم»

«دو نکته بسیار مهم می توان از حماسه عاشورا و محرم فرا گرفت، اول آشنایی با محور اصلی حماسه عاشورا یعنی امام حسین(ع) و دیگری، شناخت برخوردهای گروه های مختلف با امام حسین(ع) و عبرت آموزی از آن»


برای این همایش که در حسینیه حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) شهرک جهاد برگزار شد، آقای هادی ناظری مداح اهل بیت، نیز به ذکر مصیبت و مرثیه سرایی پرداختند.

این همایش به همت موسسه موقوفه مکتب القرآن ثارالله هیات فدائیان حضرت زهرا (سلام الله علیها) اداره کل اوقاف و امور خیریه استان فارس کانون فرهنگی هنری ثارالله ( کانون تخصصی قرآن نماز ) برگزار شده است.

طلوع ویژه نامه لامرد و مهر ۱۴ آذر ماه ۱۳۸۹

آذر ۱۴ام, ۱۳۸۹

احمد زاده کرمانى استاندار فارس : اتصال استان فارس به خلیج فارس ازطریق بندر خلیج فارس
تودیع و معارفه روساى فرودگاه بین المللى لامرد
تصویب رشته هاى جدید در دانشگاه آزاد
طوفان ستاره جنوب درلیگ برتر فارس
شهرستان مهر میزبان مسابقات فوتسال دسته اول بانوان استان فارس
مراسم شب شعرولایت در علامرودشت
وعده برقرارى پرواز مستقیم لامرد -کوآلالامپور

دانلود فایل پی دی اف ویژه نامه

زندگینامه شهید خلیل نعیمی دبیر اول سفارت ایران در بغداد

آذر ۱۴ام, ۱۳۸۹

شهید حاج خلیل نعیمی، در سال ۱۳۳۳ در شهرستان لامرد واقع در جنوب استان فارس و در خانواده‌‏ ای مذهبی دیده به جهان گشود.
وی از آغاز زندگی خود با رنج و محنت خانواده و مردم محروم و زحمتکش آن دیار آشنا بود؛ تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود به پایان برد و در عنفوان جوانی، تحصیلات خود را نیمه ‌‏تمام رها و فعالیت‌‏های خود را در خارج از کشور دنبال کرد.
شهید نعیمی در طول اقامت در خارج از کشور با دیدگاه‌‏ها و افکار حضرت امام‌‏خمینی(س)، رهبر کبیر انقلاب اسلامی و مبارزات ملت سلحشور ملت ایران بر ضد رژیم ستم شاهی آشنا شد و با اوج‌‏گیری نهضت‌‏اسلامی نقش بارزی در نشر افکار بلند حضرت امام(س) ایفا کرد.
او با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن‌‏ماه سال ۱۳۵۷ به میهن اسلامی بازگشت و در فضای جدید فکری و سیاسی جامعه تلاش خود را معطوف اعتلای علمی و تحصیلاتی خود نمود و به ادامه تحصیل در حوزه علمیه پرداخت.
شهید نعیمی با روحیه خستگی‌‏ناپذیر خود به کسب علم و دانش و تلاش بی‌‏وقفه همت گماشت.
او در طول دفاع مقدس چند نوبت رهسپار جبهه‌‏های نبرد حق علیه باطل گردید و پس از پایان این دوران جذب وزارت‌‏امورخارجه شد.
شهید نعیمی پیش از عزیمت به سفارت بغداد، در سفارت جمهوری اسلامی ایران در ریاض و سرکنسول‌‏گری جمهوری اسلامی ایران در لاهور پاکستان نیز به فعالیت اشتغال داشت.
وی به دو زبان عربی و اردو مسلط بود و با زبان انگلیسی نیز آشنایی داشت. شهید نعیمی در ساعت ۱۴ روز پنجشنبه، ۲۷ فروردین‌‏ماه سال ۸۳ در حین خروج از سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد توسط یک گروه مسلط ناشناس مورد حمله مسلحانه قرار گرفت و بلافاصله به فیض شهادت نایل شد.
شهید علی نعیمی، برادر شهید خلیل نعیمی نیز در سال ۱۳۶۰ در حالی که بیش از ۲۰ بهار از عمر وی نمی‌‏گذشت در جبهه‌‏های گیلان‌‏غرب و در مصاف با بعثی‌‏های جنایتکار به شهادت رسیده بود.
همسر بزرگوار شهید نعیمی در اولین واکنش نسبت به خبر شهادت او گفت: می‌‏دانستم شهید می‌‏شود ولی باور نمی‌‏کردم این شهادت به این‌‏زودی انجام شود.
از شهید نعیمی ۵ فرزند شامل ۴ پسر و ۱ دختر به یادگار مانده است.
کسانی که شهید حاج خلیل نعیمی را از نزدیک می‌‏شناختند وی را فردی سخت‌‏کوش,‌ ‏زحمت‌‏کش , وظیفه‌‏شناس و بی‌‏توقع توصیف می‌‏کنند که لحظه‌‏ای از مسؤولیتی که بر عهده‌‏اش بود، غفلت نمی‌‏کرد.
او همواره یاد خدا و شهیدان را در ذهن خود زنده نگه می‌‏داشت.
خبر شهادت خلیل نعیمی، دبیر اول سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد، موجی از تنفر و انزجار عمومی در داخل و خارج از کشور نسبت به اشغالگران همراه داشت و مقامات عالی‌‏رتبه جمهوری اسلامی ایران در پیام‌‏های مختلف، این شهادت را به خانواده بزرگوار شهید، تبریک و تسلیت گفته و با حضور در منزل شهید نعیمی با این خانواده داغدار اظهار همدردی نمودند.

فرستاده شده توسط: حامد روحی

جوابیه بسیج به مطلب “بسیجی فعال کیست؟”

آذر ۱۴ام, ۱۳۸۹

بسمه تعالی

مقام معظم رهبری می فرمایند : (( بسیج عبارتست از مجموعه ای که در آن پاکترین انسان ها ، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور در راه اهداف عالی این ملت و برای به کمال رسانیدن و به خوشبختی رسانیدن این کشور جمع شده اند …

بسیج یعنی حضور در همه ی میدان هایی که از انسان در آن یک کاری می طلبند …

بسیج به معنای حضور شجاعانه ، فداکارانه و مخلصانه انسان های پیشگام در تمامی عرصه های مورد نیاز نظام اسلامی و کشور است…

بسیج یعنی حضور بهترین ، با نشاط ترین و با ایمان ترین نیروی عظیم ملت در میدان هایی که برای منافع ملی ، برای اهداف والا ، کشور شان به آنها نیاز دارد . ))

(( همه ی این جوانانی که شما در خیابان می بینید که مشغول زندگی اند و دنبال کار خودشان اند ، باید در دلتان آنها را یک بسیجی بالقوه فرض کنید و بسیج شوید برای اینکه آنها را جذب کنید . ))

در ماده ۳۵ اساسنامه بسیج که به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده بسیج عبارتست از اینکه : (( کلیه افراد کشور اعم از نظامی و داوطلب که برای دفاع از نظام جمهوری اسلامی و اهداف انقلاب اسلامی و همچنین کمک به هنگام بلایا و حوادث غیر مترقبه آموزش دیده و سازماندهی می گردد و در زمان جنگ و صلح و مواقع اضطراری به کار می آید . ))

هدف از تشکیل بسیج :

(( ایجاد توانایی های لازم در کلیه افراد معتقد به قانون اساسی انقلاب اسلامی به منظور دفاع از کشور ، نظام جمهوری اسلامی و نیز کمک به مردم به هنگام بروز بلایا و حوادث غیر مترقبه با هماهنگی مراجع ذیربط . ))

ماموریت های بسیج :

۱-     جذب آموزش و سازماندهی اعضای بسیج .

۲-     حفظ انسجام و ارتقای روحیه بسیجیان .

۳-     دفاع محلی و مقاومت مردمی .

۴-     همکاری با سازمان های آموزشی ، سازندگی و بهداشتی کشور .

انواع عضویت های بسیج :

بسیج عمومی ، بسیج عادی ، بسیج فعال ، بسیج ویژه

بسیج عمومی : تمام افرادی که معتقد و ملتزم به نظام جمهوری اسلامی ایران هستند و در اکثر برنامه های عمومی و مراسمات مذهبی حضور دارند بدون اینکه به عضویت عادی بسیج درآمده باشند و کارت بسیج عادی دریافت نموده باشند .

بسیج عادی : تمامی افرادی که به سن ۱۱ سال رسیده باشند و جزء گروه های زیر نباشند می توانند عضو بسیج شوند :

(( معاندین با نظام جمهوری اسلامی ایران ، مشهورین به بزه کاری ، اشرار ، معتادان به مواد مخدر ، پیروان فرقه ضاله ، ملحدین ، اعضاء و هواداران گروه های غیر قانونی ))

بسیجیان عادی جهت دریافت کارت عضویت عادی بسیج باید گواهی آموزش مقدماتی مرحله اول ( آموزش بدو ورود یاران ، را داشته باشند .

بسیج فعال : شرایط ارتقا و عضویت از عادی به فعال

۱-     شش ماه از عضویت عادی گذشته باشد .

۲-     سن ۱۵ سال .

۳-     اظهار تمایل فرد .

۴-     داشتن گواهی آموزش مقدماتی مرحله دوم و سوم ( آموزش ارتقاء عادی به فعال ) یا کارت پایان خدمت سربازی یا گواهی خدمت در جبهه .

۵-     معرفی از پایگاه مقاومت با توجه به سهمیه تبدیل عضویت پایگاه .

۶-      تکمیل فرم های مربوط و تکمیل پرونده .

۷-     پاسخ مثبت استعلام های امنیتی و مکتبی ( نداشتن سابقه سوء امنیتی و مکتبی ) .

عضویت در گردان عاشورا :

۱-     داشتن کارت عضویت فعال .

۲-     گواهی پایان دوره تکمیلی یا پایان خدمت سربازی یا گواهی خدمت در جبهه .

۳-     معرفی نامه از فرمانده پایگاه و فرمانده گردان .

شرایط دریافت کسر خدمت بسیج :

۱-     داشتن کارت فعال .

۲-     حداقل یک سال از تاریخ تبدیل عضویت وی تا قبل از شروع خدمت سربازی گذشته باشد .

۳-     در صورت داشتن اضافه خدمت دفترچه ای تا قبل از تاریخی که اضافه خدمت شامل فرد شده است کسر خدمت تعلق
می گیرد .

۴-     حداقل مدت کسر خدمت ۴۵ روز و حداکثر ۹ ماه می باشد .

۵-     در صورت داشتن گواهی پایان دوره تکمیلی ۴۵ روزه ، ۲ ماه کسر خدمت به مدت اشاره شده در بند ۴ اضافه می شود .

سیر مراحل صدور گواهی کسر خدمت :

۱-     گواهی خدمت از یگان خدمتی .

۲-     معرفی از پایگاه مقاومت به همراه فرم های ثبت سوابق .

۳-     تکمیل پرونده در حوزه مقاومت محلات .

۴-     ارسال پرونده از حوزه مقاومت محلات به نیروی انسانی ناحیه مقاومت .

۵-     بررسی نیروی انسانی ناحیه مقاومت و آماده نمودن پرونده ها جهت مطرح کردن در کمیسیون کسر خدمت ناحیه .

۶-      تشکیل کمیسیون کسر خدمت ناحیه با حضور اعضاء و بررسی تمام پرونده هایی که سیر مراحل حوزه و تعیین مقدار کسر خدمت متعلقه به فرد .

۷-     تکمیل فرم های کسر خدمت توسط نیروی انسانی ناحیه طبق صورتجلسه کمیسیون و ارسال به سپاه استان .

۸-     صدور برگ کسر خدمت توسط نیروی انسانی بسیج سپاه استان به عنوان یگان خدمتی فرد و ارسال به ناحیه .

۹-     تحویل برگ کسر خدمت به فرد توسط نیروی انسانی ناحیه .

گروه ارفاقی و درصد سنواتی :

بعد از اعمال نظام هماهنگ در فیش حقوقی افراد نه گروه ارفاقی صادر می شود نه درصد سنواتی ، بیش از یک سال است که این دو مورد برداشته شده .

خدمت سربازی :

پذیرش سربازی در ناحیه چندین سال است که دست ناحیه نیست و به طور مستقیم از مرکز اقدام می شود مگر اینکه بعضی ماه ها به تعداد یک نفر یا حداکثر ۲ نفر سهمیه به ناحیه بدهند که اولویت با افرادی است که گواهی آموزش تکمیلی بسیج داشته باشند و اضافه خدمت دفترچه ای هم نداشته باشند .

استفاده از امتیاز ایثارگران جهت ثبت نام در مدرسه ایثارگران و دانشگاه آزاد اسلامی :

۱-     جهت استفاده از امتیاز ثبت نام در مدرسه ایثارگران باید حداقل ۵۰ امتیاز یا ۴ سال عضویت عادی در بسیج داشته باشند .

۲-     جهت استفاده از امتیاز سهمیه دانشگاه آزاد اسلامی هم باید حداقل ۱۰۰ امتیاز با یکسال عضویت فعال داشته باشند .

بعد از اینکه شرایط و ضوابط گفته شد ،می پردازیم به مطلب((بسیجی فعال کیست ؟ با ذکر مثال توضیح دهید ( ۲ نمره ) ))

برادر صفایی تعریفی که شما از بسیجی دارید ممکن است تعریف درستی باشد ولی کامل نیست . آنجایی که گفته اید (( در انجام کار مورد نظرش سماجت داشته باشد ))

کاربسیج خارج از چهارچوب نظام جمهوری اسلامی و مقدسات دین و مذهب نیست و سماجت و لجاجت در امور منفی کارایی دارد اما بسیج مکلف به ادای تکلیف است نه کسب نتیجه .

بسیج هیچ وقت طبلکار نیست و خود را طلبکار نمی داند . اما ما هم نباید قدر زحمات بسیجیان را بدانیم . کارمند اداره یا سازمان سر کار می رود به امید اینکه در پایان ماه به نتیجه زحمات خود برسد و حقوقش را دریافت نماید ، دانش آموز سر کلاس درس

می رود و درس می خواند تا پایان سال قبول شود و از ابتدایی به راهنمایی و دبیرستان و پیش دانشگاهی و دانشگاه و در پایان به امید یافتن کار و شغل و …

اگر بسیجی مخلص برای همیشه گمنام بماند پس چه کسانی باید به عنوان الگو به جامعه معرفی شوند . کار های خوب و صاحبان آن باید به جامعه معرفی شوند تا هم موجب تشویق و ترغیب دیگران شود و هم پایه گذار کارهای بهتر و برتر .

اگر دور هم جمع شدن فقط یک نتیجه داشته باشد و آنهم اطلاع یافتن از احوال همدیگر باشد آیا فکر می کنید بیهوده بوده و فایده ای نداشته است ؟ هر دور هم جمع شدنی به طور حتم برای رسیدن به نتیجه ای است ، و به هدفی ختم می شود و جامعه هدف هم خیلی مهم است .

برادر عزیز محمد جواد شما در ۲۹/۱۰/۸۷ جهت ارتقاء عضویت عادی به فعال اقدام نمودید ولی به علت عدم رفع نواقص پرونده ات کارت صادر نشده است نه به خاطر نداشتن ریش .

جهت اطلاع عزیزان اعلام می کنم اگر فردی بسیجی خلافی انجام داد و توسط نیروی انتظامی دستگیر شد نیروی انتظامی به فعال یا عادی بودن وی کاری ندارد و در صورتیکه فرد کارت فعال داشته باشد نیروی انتطامی به سپاه اطلاع می دهد تا نسبت به راکد کردن پرونده وی اقدام شود . اگر قرار باشد نیروی انتظامی با بسیجیان دارای کارت عضویت فعال برخورد نکند  تمام خلافکاران باید در صف دریافت کارت فعال باشند این رویه بر خلاف فلسفه بسیج است .

برادر عزیز کارت فعال پخش کردنی نیست و دریافت آن مراحلی دارد ، جهت اطلاع شما بگویم که پایگاهی که سهمیه ارتقاء عضویت آن به اندازه انگشتان یک دست هم نمی شود چگونه سرکیسه را شل می کند و به هر کس که می خواهد کارت فعال

می دهد کارتی که لازمه دریافت آن گذشتن از هفت خان رستم است طبق روالی که گفتم حداقل نیاز به تکمیل بیش از ده فرم و چند مرجع قابل اعتماد دارد .

بزرگواران مگر همه در همه مقاطع مواضعشان یکسان است چه بسا افرادی که در اول انقلاب بودند و به اصطلاح انقلابی دو آتیشه بودند و در زمره تسخیر کنندگان لانه جاسوسی آمریکا ، ولی الان در آغوش آمریکا هستند و از این قبیل موارد زیاد داریم .

برادر صفری متولی جانبازان سپاه نیست و نهاد دیگری این کار را انجام می دهد ولی خیلی از رزمندگان تمایلی به بازگویی خاطراتشان و بیان آن ندارند ولی برنامه جمع آوری خاطرات از رزمندگان دفاع مقدس شروع شده و امیدواریم که انشاء الله هر چه زودتر به نتیجه برسد و در هفته دفاع مقدس هم مسابقه بهترین خاطره دفاع مقدس برگزار شد . اگر شما فردی را می شناسید که جبهه رفته و مدرک ندارد باید جهت اطلاع شما عرض کنم کسانیکه در جبهه خدمت کرده و مدرک ندارند باید دو برگ فرم تکمیل نمایند تا جهت تایید جبهه آنها اقدام شود .

فرستاده شده توسط: عبدالله آزاد از طرف بسیج لامرد

تعزیه هنر پایدار شهرستان لامرد

آذر ۱۴ام, ۱۳۸۹

عاشورا نبوده است که در یک نصف روز در سال ۶۱ هجری قمری پدید آمده باشد و ارتباطی با ماقبل و مابعد خود نداشته باشد. این واقعه عظیم هم ریشه در حوادث و وقایع پیش از خود و وضعیت اجتماعی، سیاسی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) تا آن زمان دارد و هم تاثیرات شگرف در عمل و تفکر و آداب و رسوم مسلمانان داشته است که تاکنون ادامه یافته است و الی یوم القیامه ادامه خواهد یافت.

گرچه با همه بهره برداریهای مختلف اعم از عاطفی، حماسی، مبارزاتی، تربیتی، معنوی و عرفانی که تاکنون از حماسه سید الشهداء (ع) شده است فی الواقع باید گفت غنای محتوای این حادثه شگرف و این قیام الهی و تاثیرات خیلی بیشتر از این ها می تواند باشد که مطرح بوده است. بایستی از کوثر الهی و این چشمه جوشان همیشگی همه اهل ایمان و ارادتمندان به آن سیراب شوند و تشنگان این چشمه زلال بهره مند گردند. بنابراین با همه کارهای خوب و نیکی که در جهت شناساندن و آگاهاندن این حماسه جاویدان و این واقعه عظیم تحقق یافته است در این رابطه با بهره مندی های مطلوب و بهتر و استفاده های خیلی بزرگتر فرهنگی، اجتماعی که می شود بهتر از گذشته نمود ناچیز است.

واقعیت این است که در هر عصر و زمانی می توان با برداشتی نو و قالبی جدید درسهایی را آموخت که بهره مندی از آن صد چندان خواهد بودتا همه انسان ها ی حق طلب و حقیقت جو را مجذوب و مبهوت نموده و بهره مند گردند. در این میان تعزیه و شبیه خوانی از آنجائیکه به صورت زنده و هم سمعی و بصری اجرا می شود از دیر زمان دارای تاثیرات فراوان بوده است.

شاید در بین هنرهای اسلامی کمتر هنری به قدمت تعزیه در میان جوامع دینی یافت شود. هنری که توانسته است در طول قرون متمادی بینندگان را با انگیزه به سمت خویش جلب نماید به گونه ای که بیننده برای ماندگاری آن تمام مخارج خودش باا انگیزه الهی تحمل کند. حتی طول مدت و یا تکرار این حماسه غم انگیز که بصورت طبیعی باید از میزان شور و طراوت آن بکاهد، نیز توانسته است اندک خللی در این هنر بی بدیل ایجاد کند بلکه بالعکس تعزیه هر ساله بهتر از سال گذشته به نمایش درآمده و دلهای مخاطبین بیشتری را به سمت خود جلب می نماید.

در این خطه ولایتمدار هیچ تئاتری به اهمیت و کیفیت و یا کمیت این هنرآئینی و سنتی دینی تعزیه نبوده و نخواهد بود. مردم آنچنان محو در تماشا می شوند که گاه میدان تعزیه را سرزمین کربلا و تعزیه را اصل واقعه کربلا می بینند و دربرابر اشقیا موضع می گیرند. هنر تعزیه، گویی کربلایی از عشق و حیرت است که انسانها را در آتش چراها و کاشها و امّاها می سوزاند و فرصتی برای تجدید میثاق با آن سرخ جامگان فراهم                می آورد که کل یوم عاشوراء و کل ارض کربلا و کل شهر محرم.

پرداختن به تاریخچه تعزیه در این دیار با توجه به اختلافاتی که در قدمت این هنر آئینی وجود دارد یک بحث مفصلی می طلبد که در این مجال فرصت پرداختن به این مهم نیست که اگر خداوند توفیق عنایت فرماید در مقالی مجزا به این مبحث خواهیم پرداخت.

امّا با این همه توصیفات، ویژگیهای تعزیه در شهرستان که باعث پایداری این سنت حسنه شده است عبارتند از:

  1. ۱٫     وجود نذرهای فراوان برای برپایی این سنت دیرپا
  2. ۲٫   برگزاری مرتّب و منظّم آن در همه مناسبتهای عزا و غم بویژه در دهه اول محرم و دهه صفر و حتّی در مناسبت شادی
  3. ۳٫   منظوم بودن تمام نسخ نمایش که به همت دو شاعر گرانمایه مرحوم راغب فالی و شایق انجام گرفته است ، حتی یک گفتگو اعم از اشقیاء و اولیاء به نثر نمی باشد.
  4. ۴٫     استقبال بی نظیر مردم از مراسم مذکور در اقصی نقاط منطقه
  5. ۵٫     عشق وافر نسخه خوانان به نقش آفرینی در اجرای نمایش بدون هیچگونه چشمداشت مادی
  6. ۶٫     وقف زمین و موارد مورد نیاز برای این امر توسط واقفان
  7. ۷٫     تعطیلی امور جاری معیشتی و کار روزانه توسط عموم بویژه برگزارکنندگان مراسم

میادین تعزیه امام حسین (ع) همواره محلی بوده برای آنان که خالصانه به عشق شهدای کربلا جامه حسینیان و شمریان بر تن کرده و با نمایش وقایع روزهای پر از حماسه و خون سرزمین نینوا یاد عاشورائیان را در ذهن و دل مردم این سرزمین زنده نگه داشته اند. به راستی آنچه تاکنون تعزیه ها را زنده نگه داشته غیر از این موارد هفت گانه چیست؟ آیا به جزء معجزه عشق می توان به چیز دیگری اندیشید؟ چرا تعزیه اینچنین ریشه در دل مردم دوانیده و ماندگار و پایدار مانده است؟ فارغ از هر مسئله علمی  و هر بحث منطقی که پیرامون زنده ماندن تغزیه و کم نشدن گرد و خاک میدان تعزیه در طول صدها سال می شود باید در ورای تمام این موضوعات به دنبال دلیل دیگری بود.آنچه که باید با دل پذیرفت.

پای صحبت تعزیه گرداندن که می نشینی حرفها برای گفتن دارند. خاطراتی که باید شنید و با عمق جان لمس کرد. پیشکسوتان، تعزیه گردانان و ایفا کنندگان نقش در تعزیه ها در این شهرستان خاطره های مشترک بسیاری دارند که باید شنید و با عمق وجود پذیرفت و کم نیستند کسانیکه کرامات تعزیه را به چشم دیده و با دل مشاهده کرده اند.

در آستانه ماههای عزا و ماتم امام حسین (ع) و یاران باوفایش یعنی محرم و صفر و مصادف با برگزاری چهارمین سوگواره استانی و دومین سوگواره تعزیه کشوری عاشورائیان در این شهرستان برآن شدیم تا پای صحبت خادمان و گردانندگان مجالس تعزیه خوانی ابا عبدالله الحسین (ع) نشسته و ضمن آشنایی با این عزیزان که بدون هیچ چشمداشتی و با زحمات طاقت فرسایی عشق به ابا عبدالله را همچنان در سینه ها شعله ور نموده اند اینان را از گمنامی معنی دار به درآورده ، و از زبان آنان ناگفته ها و کرامات تعزیه را بشنویم. اگر چه این خدمتگزاران بی ادعا قلباً از این اقدام رضایتمندی ندارند، لکن وظیفه ماست که به رسالت خویش عمل نمائیم. درهمین راستا به حول و قوه الهی  با گروههای مختلف تعزیه خوان این شهرستان آشنا خواهیم شد. قطعاً نویسنده این نوشتار منکر اشکال و ایراد در این هنر دیرپا نیست و ایده برگزاری سوگواره تعزیه کشوری در این سامان، هم با همین انگیزه است که بتوانیم از تجارب دیگر گروههای تعزیه خوان کشوری و یا استانی، محاسن دیگر تعزیه ها را به این شهرستان اضافه نموده و تلویحاً برخی از اشکالات و ایرادات را از نسخ تعزیه مان دور کرده و پالایش نمائیم. امید آنکه این اندک تلاش مورد رضایت حق تعالی قرار گرفته و همه تلاشگران این عرصه در دنیا از زیارت ائمه هدی علیهم السلام و در آخرت از شفاعت آنان بهره مند گردند. ان شاء الله

والسلام علی من اتبع الهدی

آشنایی با اهل قلم شهرستان لامرد(۴): مختار حقیقت

آذر ۱۳ام, ۱۳۸۹

بیوگرافی و زندگینامه: یک فروردین ماه سال ۱۳۳۰ در روستای چاهورز از توابع بخش مرکزی لامرد دیده به جهان گشود. حدود ۶ سال از عمرش می گذشت که جهت یادگیری خواندن و نوشتن به مکتب خانه رفت. ازآنجائیکه در چاهورز و روستاهای پیرامونش دبستانی وجود نداشت پس از مدت دو سال و نیم اشتغال به تحصیل، از سال ۱۳۳۹ به بیرم رفت. شبها در دبستان و روزها در مدرسه دینی تحصیل می کرد. پس از دو سال تحصیل، در هما ن ایام نوجوانی(یعنی از سال ۱۳۴۳) جهت کسب و کار عازم قطر شد و به مدت ۷ سال در آن دیار زندگی و به کسب و کار اشتغال داشت. پس از بازگشت به ایران و معافیت از خدمت سربازی به کشورامارات سفر نمود و بعد از دو سال اقامت در آن کشور به ایران بازگشت و از سال ۱۳۵۶ به شهرهای مختلف مسافرت نمود و به گفته خود هیچ جا از لحاظ هوا مانند زاهدان علی الخصوص شبهای خوب و مناسب و مساعد ندید. و چیزی که او را در این جا ماندگار نمود هوای خوب و شبهای این شهر بود و برخورد مهمان نوازانه مردم این خطه از میهن اسلامیمان. در اوایل انقلاب با همسرش که اهل شهرستان زابل بود ازدواج نمود و حاصل این ازدواج یک دختر ودو پسر می باشد. از اوایل سال ۱۳۵۶ به استان سیستان و بلوچستان سفر کرد و زاهدان را برای زندگی انتخاب نمود. اواخر سال ۱۳۷۳در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان مشغول به کارشد و در این مدت نزدیک به سه سال سرپرستی انجمن شعر و ادب زاهدان را عهده دار بود. هم اکنون بعنوان کارشناس اهل قلم هفدهمین سال کاری خود را سپری می کند. در مدت ۳۴ سال اقامت در زاهدان در جلسات ادبی و کنگره ها و جشنواره های شعر استان و دیگر استانهای کشور شرکت می کند و در مدت سکونت در زاهدان با گروههای موسیقی ملّی و محلی بلوچستان همکاری داشته و سروده های مختلفی در اختیار آنها قرار داده که بعضی پس از سالها هنوز به کرّات از صدا و سیما پخش می شود.

شروع به سرودن شعر: از همان ابتدا که خواندن و نوشتن را یاد گرفت به شعر علاقمند شد بویژه به استاد حکیم نظامی گنجوی، شاه نعمت الله ولی و عبدالرحمن جامی که کتب این بزرگان جزو کتابهای درسی اش بود. اولین شعری که گفت یک رباعی بود که در خارج از کشور سرود.

افسوس که آواره غربت گشتم             محروم زعزّت و محبت گشتم

این چرخ چه دشمنی با من داشت         که امروز اسیر رنج و محنت گشتم.

از آنجائیکه در دوران ستمشاهی در منطقه چاهورز نه انجمنی و نه شاعر و نه منتقدی وجود داشت به مرور زمان با مطالعه کتب شاعران، کم کم با قالب غزل و مثنوی آشنا شد و در این قالبها شعر سرود. با سکونت در زاهدان در سال ۱۳۵۶ کم کم با کانون شاعران و نویسندگان آموزش و پرورش آشنا شد و در جلسات هفتگی آنان شرکت کرد و ازمحضر اساتید و منتقدین ادبی بهره مند شد و در همانجا کتابهایی در زمینه ساختار شعر عروضی و فنون صنایع ادبی به دست آورد و با بیشتر قالبهای شعر فارسی آشنا شد و هم اکنون در بیشتر قالبها ، شعر می سراید.

آثار و تالیفات: از این شاعر توانمند دیارمان هشت مجموعه شعر به چاپ رسیده است که یکی قبل از انقلاب و هفت عنوان دیگر بعد از انقلاب می باشد. مجموعاً ایشان ۸۵۰۰ بیت شعر داشتند که متاسفانه بر اثر واژگون شدن چراغ والور در آشپزخانه ۴۵۰۰ بیت آن در آتش سوخت و اشعاری که به چاپ رسانده اند اشعاری که در دست دوستان ایشان بوده و یا در نشریات و مجلات مجدداً موفق به جمع آوری آن شده اند. در این مقال با مجموعه های شعر ایشان آشنا می شویم.

۱٫  ترانه های محلی و روستایی: اولین مجموعه شعری که به چاپ رساند همین مجموعه بود که در سال ۱۳۵۷ توسط ناشری به نام جان قربان در ناصر خسرو تهران به تیراژ ۵۰۰۰ نسخه در ۶۰ صفحه که با قیمت ۲ تومان منتشر شد. ترانه های محلی و روستایی بیشتر به زبان محلی محاوره ای است.

۲٫  رباعیات حقیقت: این دفتر شعر که در تهران توسط انتشارات شعبانی چاپ و منتشر شد شامل چند دوبیتی عرفانی و مابقی عاشقانه است. با توجه به نام این دفتر شعر تنها یک رباعی در این دفتر وجود دارد و مابقی دوبیتی است.

۳و۴: دیوان حقیقت و شورانگیزترین نغمه های زندگی: در سال ۱۳۶۳ دو عنوان کتاب با نامهای « دیوان حقیقت» در ۱۳۲ صفحه شامل دوبیتی توسط انتشارات صفری در تهران و « شورانگیزترین نغمه های زندگی» توسط انتشارات شعبانی در ۴۶ صفحه شامل دوبیتی چاپ و منتشر گردید. اکثر این دوبیتی ها از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۸ سروده شده بود و شامل سروده های عاشقانه و یک مثنوی در ۱۲ صفحه از شرح حال شاعر است.

۵٫ سخن دل: در سال ۱۳۷۳ دفتر شعری با همین عنوان شامل غزل، مثنوی، قطعه و دوبیتی با مضامین عرفانی و اجتماعی در تیراژ ۱۰۰۰۰ جلدتوسط انتشارات شعبانی تهران چاپ و منتشر شد که بهترین غزل کوتاه این شاعر( که مورد علاقه خاص ایشان است) با نام خاطرات کودکی در این مجموعه است.

۶٫ شکوفه های باغ خیال: این مجموعه شعر در سال ۱۳۷۹ در ۱۲۰ صفحه شامل غزل، مثنوی، دوبیتی، ترجیح بند، قصیده ، قطعه، مسمّط و مستزاد با مفاهیم عرفانی و اجتماعی توسط انتشارات شعبانی چاپ و منتشر شد. برای نمونه چند بیت از یک غزل آن را مرور می کنیم.

همرهان رفتند و تنها مانده ام                    بی رمق در قلب صحرا مانده ام

همسفر با کاروان بودم ولی                      کاروان رفته ست و من جا مانده ام

در کلاس درس و مشق زندگی              سالها در یک معما مانده ام

۷٫ دوبیتی های حقیقت: این کتاب در ۹۶ صفحه در تیراژ سه هزار جلد با مضامین عرفانی، اجتماعی و حدیث نفس در زاهدان در سال ۱۳۸۶ چاپ و منتشر شده است.

۸٫ گزیده دو بیتی های حقیقت:  در سال ۱۳۸۹ کتاب دیگری از سروده های سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۰ این شاعر خوش ذوق شهرستان در ۱۰۰ صفحه توسط چاپخانه مشهد به چاپ رسید. که بعنوان نمونه یک دوبیتی در وصف مرحوم فتحعلی قائدی را مرور می کنیم.

نشد قسمت دمی رویت ببینم              گلی از گلشن خویت بچینم

ستاره گشتی و رفتی به افلاک            فتحعلی ای رفیق نازنینم

این شاعر ارزشمند افتخارات فراوانی را در پرونده خود دارد که لوحهای یادبود، سپاسنامه ها، تقدیرنامه ها و مقامهایی که در کنگره ها و جشنواره های استانی و کشوری کسب نموده اند. به ۷۰موردمی رسد. برای این چهره ادبی شهرستانمان آرزوی توفیق و بهروزی و خلق آثار ادبی و فاخر بیشتر و برای شاعران و ادب دوستان این دیار مطالعه و تعمق بیشتر در آثار ایشان را از خداوند متعال مسئلت داریم.

والسلام علی من اتبع الهدی

ضرر قلیان از سیگار بیشتر است

آذر ۱۱ام, ۱۳۸۹

بیشتر اوقات این طرف و اون طرف می بینیم که آمار هایی از اثرات منفی سیگار روی در و دیوار بعضی جاها نصب شده (اخرین جایی که دیدم رو دیوار تابناک بود) و هشدار داده که سیگار نکشید. اما تا حالا ندیدم جایی از اثرات قلیان مخصوصا معسل که شده دوست و همراه جوان های لامردی بنویسن، حالا محققین هر چی دلشون میخواد بگن قلیان بدتر از سیگاره. قلیان هایی که وقتی اهل یه خونه میرن مسافرت و اقا پسرشون تنها می مونه سر خونه….با دوستاش تو خونه جمع می شن و بگو بخند و صد البته سوگلی جمع هم میشه قلیان مبارک.

برای اثبات این حرفم میشه یورد… رو مثال زد که تا وقتی قلیان داشت تخت هاش جای نشستن نداشت اما وقتی مجوز قلیان اونجا لغو شد کسایی که اونجا کار می کردن دور هم نشسته بودن و جک تعریف می کردن و البته اونجا پشه هم برای پروندن زیاد هست.
می گن قلیان (البته معسل منظورمه. اون هایی که برازجانی می کشن همه سن بالا هستنو ادم جراتش نمی شه بهشون بگه چرا قلیان می کشید) سرطان زا هست و  بیشتر از سیگار ضرر داره اما مثل نقل و نبات یا حتی بیشتر و راحت تر از اون و در هر خرده فروشی و مواد غذایی تنباکوش پیدا میشه. جدیدا تنباکو ادامس هم اومده بازار و در حال رقابت با دیگر تنباکو هاست.حالا این که چرا میاد و چطوری میاد الله اعلم.

بذارید یه آمار بدم برای اثبات کل حرفم  و اخرش یه سوال بپرسم و مطلب را تمام کنم: سازمان جهانی بهداشت در روز چهارشنبه ۱۵ مارس (۲۴ اسفند۱۳۸۸) اعلام کرد قلیان‌های آبی معروف مصری (عربی یا همون معسل)، زیان بیشتری از سیگار دارند.
بسیاری از مصری‌ها (و البته همین دوستان معسلی لامردی خودمون) که قلیان می‌کشند، معتقدند عبور دود از میان آب درون محفظه شیشه‌ای، برخی از سموم تنباکو را تصفیه می‌کند. اما حسین جزایری رئیس منطقه مدیترانه شرقی سازمان جهانی بهداشت می‌گوید: اینطور نیست.

جزایری در یک کنفرانس خبری گفت: ” ده‌ها سال، عقیده‌ کاذب فراگیری وجود داشته است که قلیان‌های آبی از سیگار خطر کمتری دارند. دود استنشاق‌شده از قلیان، نه تنها همه مواد سرطان‌زای دود سیگار را داراست، بلکه مونوکسیدکربن بیشتری هم دارد. به علاوه دود قلیان مجموعه‌ای از مواد سرطان‌زای دیگر هم دارد که ناشی از سوختن زغال است و خطر انتقال بیماری‌‌های عفونی مانند سل  و هپاتیت از قطعه دهانی مشترک قلیان هم وجود دارد.”

حال با وجود این خطرات که متاسفانه اینطور که بین دوستان و آشنایان می بینم از هر ۱۰ جوان لامردی ۴ یا ۵ نفر قلیانی هستند (آمار رسمی نیست ها…اماری هست که من دارم با چشم می بینم در شهر و از این و اون می شنوم) چرا اینقدر راحت تنباکو در مغازه های شهر فروخته میشه و از ورودشون جلوگیری نمی شه؟

فرستاده شده توسط: ایوب قادری

منبع خبر مربوط به آمار سازمان جهانی بهداشت

هشدار آیت‌الله مکارم شیرازی به نفوذ وهابیت در جنوب

آذر ۱۱ام, ۱۳۸۹

یکی از مراجع عظام در خصوص گسترش فعالیت و نفوذ وهابیت در جنوب کشور هشدار داد و بر حل سریع این مشکل تأکید کرد.

به گزارش مرکز خبر حوزه،  حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی، ظهر امروز در دیدار با اعضای جامعه روحانیت شیراز، ضمن تبریک روز مباهله ،‌استان فارس را منطقه ای استعداد خیز دانسته و اظهار داشتند:‌ این منطقه دارای سابقه درخشان بوده و در طول تاریخ عالمان برجسته و شاعران فراوانی را در دامن خود پرورش داده است که باید این استعدادها در تمام زمینه ها تقویت گردد.

* حوزه علمیه منطقه فارس احیاء شود

معظم له افزود:‌ البته این تاریخ درخشان در پرتو وجود حوزه های علمیه بوده و امروز هر چند در آنجا حوزه های علمیه فعالیت دارند، اما کافی نبوده و باید احیاء و گسترش یابد.

ایشان در ادامه با اشاره به فعالیت  فرق مختلف در این استان، یادآور شدند: باید در راستای رفع این معضل کارگروه هایی با محوریت روحانیت و علماء تشکیل و هر گروهی مسئول بررسی یک فرقه شده و راهکارهای مبارزه با آن را شناسایی نماید.

* مطالب را با رهبری در میان گذاشته‌ام

این مرجع تقلید در ادامه سخنان خود با هشدار در خصوص نفوذ وهابیت در جنوب کشور، اذعان داشتند:‌ امروز فعالیت های اقتصادی و تبلیغاتی این گروه ضاله در جنوب کشور درحال گسترش است، بنده این قضیه را با رهبر انقلاب در میان گذاشته و مشکلات را بیان نموده ام.

معظم‌له هم چنین مشکل جوانان منطقه شیراز را مدنظر قرار داده و تصریح کردند:‌ البته این مشکل در همه جای کشور وجود دارد و باید فکری گردد و اگر بخواهد به همین منوال ادامه یابد، در آینده به مشکل جدی برخورد خواهیم کرد.

ایشان یادآور شدند: امروز فرهنگ غرب در بین جوانان نفوذ عجیبی نموده؛ به طوری که آثار آن را می توان به وضوح در ظاهر آنان مشاهده کرد.

* انتقاد از وضعیت دانشگاه‌ها

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی، انتقادی هم از وضعیت دانشگاه های کشور کرد و گفتند:‌ روزانه بالغ بر ۲ هزار نامه از سراسر کشور به دفتر بنده می‌رسد و مرا در جریان امور کشور می گذارند؛ به گونه‌ای که در یکی از نامه ها دانشجویی از وضعیت بد دانشگاه خود در تهران گلایه کرده بود؛ البته این مشکل منحصر به تهران نیست و در شهرهای دیگر هم مشاهده می گردد که باید برای رفع این معضل در دانشگا ها حضور فعال داشت و به جوانان راهنمایی های لازم را ارائه داد.

* فرصتی ارزشمند برای تبلیغ معارف اهل بیت‌(ع)

ایشان در پایان با اشاره به فرا رسیدن ایام محرم و صفر خاطرنشان کردند: این ایام بهترین فرصت برای تبلیغ علوم ناب اهل بیت (ع) و رفع مشکلات است و باید از آن به نحو احسن بهره برد.


لینک خبر در سایت بازتاب

گومبا گومبا!

آذر ۸ام, ۱۳۸۹

خیلی فکر کردیم که چه مقدمه ای برای این نوشتار بنویسیم که به اتفاق همدیگر وارد فضا بشویم ولی هر چی فکر کردیم که چطور خودمان را به تاکسی ای که ان دیالوگ خفن درونش اتفاق می افتد برسانیم که خیلی هم ضایع و توی چشم نباشد ، نشد که نشد . به هر حال درون تاکسی بودیم که چیزی به گوشمان خورد.

پیر زن : وای ننه شنیدید دیشب اخبار چی چی گفت؟

راننده تاکسی : کدوم اخبار ننه؟ ما که دیشب همه خبرها رو گوش دادیم با تکرارش، هیچ خبری نبود. اتفاقا همه چی هم از همیشه بهتر بود .

پیر زن : نه پسرم ، این اخبار رو نمی گم ، اون اخبار رو می گم .

راننده تاکسی : اهان . الان گرفتم. ای شیطون شما هم بعله . بهتون نمیاد مادر جان . توی این سن و سال ماشالله چقدر بلا هستید شما . خب حالا چی چی می گفتند ؟

پیر زن : جوونی ها مو کجا بودی بیبینی چه محشری بودم. الان یک کم افت کردم مادر. بگذریم حالا. میگند گامبیا یک طرفه همه روابط سیاسی اقتصادی تجاری فرهنگی هنری ورزشی رو یکجا با کشورمون قطع کرده به شکل خیلی بی شرمانه ای و گفته برو بچ ۴۸ ساعته باید گامبیا رو به مقصد نا معلوم ترک کنند.

راننده تاکسی : ننه شما هم مُرده از گور میکشی بیرون ها . این خبر که مال سه-چار روز پیشه الان که شما داری اینو میگی بر و بچ نصف و نیمیشون برگشتند ایران بقیه هم رفتند سِنِگال علی الحساب تا ابها از اسیاب بیفته . الان جریان ویکیلیکس توی بورسه مادر. یک کم آپدیت کن خودتو عقب نمونی .

پیرزن : من نمی دونم مادرجان. دیشب اصغر اقا ، اقای بچه ها موقع خواب در گوشی جریان رو بهم گفت . منم کلی غصه خوردم که مادر مرده ها چرا فقط ۴۸ ساعت وقت دادند . ۴۸ ساعت خیلی کمه . باید وقتشو بیشتر می کردند. من زمان جوونی یادم می یاد وقتی می خواستم برم مسافرت یک هفته طول می کشید فقط چمدونم رو ببندم و سرخاب سفید اب کنم. وای نمی دونی ننه چی می شدم .صورت پنجه اَفتَو . دلبری می کردم بیا و ببین . عصرها که می شد شیک و پیک می کردم از جلو در خونه اصغر اقا اینا رد می شدم ،ابی از لب و لوچه اصغر اقا جاری می شد که نگو و نپرس.

راننده تاکسی: ننه جون حالا نمی خواد جلو این دو تا جوون توی تاکسی از خاطرات حماسیتون بگید . حاجی خانم هزار نکته کُلُفتتر از تنه درخت توی این خبر بود شما فقط همینش رو گرفتی ؟ مادر جان همین پارسال بود یک هییت ۳۰۰ نفره ماشالله همه صاحب سبک در عرصه بین الملل رفتند اونجا و کلی عکسهای یادگاری انچنانی گرفتند که یک سال بعدش از میوه اون درخت انشا الله همه بخورند و بهره مند بشند ، در سالگردش تهش این شد که ظرف ۲ روز باید جمع کنیم و بریم از اونجا. به مُرده رو بدی همینه دیگه ، تهش میشه این .
راستی مادر جان شما اینو از اصغر اقا شنیدی هیچ احساسی بهت دست نداد ؟ مثلا مور مورت بشه یا به یه جاییت بر بخوره یا مثلا احساس کنی چقدر چیز شدی یا مثلا دوست داشتی در اون لحظه زمین دهن باز می کرد با اصغر اقا به اتفاق هم می رفتید داخِلِش .

پیر زن : نه پسرم . اولش گامبیا رو با یه چیز دیگه اشتباه گرفته بودم بعد که اصغر اقا کل قضیه رو با ابعادش برام روشن کرد و جاش و اندازَش رو از روی نقشه بهم نشون داد یه کم مور مورم شد .پسرم حالا شما زیاد به خودت سخت نگیر . یه جوری غمباد گرفتی انگاری تا حالا از این چیزا ندیدی . بعضی وقتها اینقدر در عرصه دیپلماسی سریع و پیچیده بازی می کنیم که بیشتر مواقع خودمون هم گیج میشیم و جا میمونیم.

راننده تاکسی : واقعا چه تعبیر شاعرانه و هوشمندانه ای کردید مادر جان. در عرصه داخلی هم من احساس می کنم خیلی داریم پیچیده بازی می کنیم و همه دسته جمعی قاط زدیم . راستی اصغر اقا نظر خاصی در مورد عرصه خارجی ندارند کسب فیض کنیم یه کم؟

پیر زن : اصغر اقا کلا نظرش اینه که باید ساده تر بازی کنیم که حد اقل خودمون گیج نشیم مثل اون جریان نگاه به شرق و شمال و نگاه به شاخ و لنگ و پاچه افریقا نشه که تهش اونطوری بشه. اصغر اقا کلا میگه اگه مروارید غلطان میدیم ، حد اقل اب نبات بدند دستمون نه مثل این افریقاییهای بی معرفتِ نا لوطی که حد اقل توضیح هم نمی دند چرا با ما از این کارا می کنند.

همین اصغر اقا قبل از ازدواجمون چپ می رفت راست میومد میگفت بهجت خانم ماشالله چشمات مثل آسمون میمونه، بزرگ و بی کران. گیسوانت مثل شب یلدا سیاه و بلند و افسانه ای و پیشونیت مثل دامنه کوههای البرز فراخ و بی انتها است و اصلامعلوم نیست تهش به کجا میخوره . دیگه خودم هم حرفهای اصغر اقا باورم شده بود و خودم رو مقایسه می کردم با صورت اصغر اقا که انگاری با هیجده چرخ شاخ به شاخ زده بودند به هم . دیگه داشتم کم کم فکر می کردم اصغر اقا در حد و اندازه های من نیست و اگه یه دونه ، فقط یه دونه خاستگار دیگه داشتم اصغر اقا رو پیچونده بودم اساسی . حالا شده جریان اینا . واقعا حقشون هست آب رو بریزی اونجایشون که می سوزه که بدونند یک مَن ماست چقدر کره داره . ادامه ندم بهتره مادر جون . جوون های امروزی کم جنبه اند و فوری چشم و گوششون باز میشه و خودمونی میشن. قربون دستت مادر جون همین جا نگه دار من پیاده میشم . حساب من چقدر میشه مادر؟

راننده تاکسی : قابل شما نداره مادر ۱۰۰۰ تومان

پیر زن : چه خبرته . فکر کردی سر گردنه است یا فکر کردی از پشت کوه اومدم یه چیزی می پرونی واسه خودت . تو روت خندیدم فوری پسر خاله شدی ….

بای ذنب قتلت؟

آذر ۸ام, ۱۳۸۹

با کمال تاسف بار دیگر شاهد ترور ناجوانمردانه دانشمندان متخصص در فیزیک و علوم هسته ای هستیم:
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، تروریست‌ها ابتدا اقدام به ترور استاد شهریاری و سپس اقدام به ترور استاد فریدون عباسی دوانی در مقابل دانشگاه شهید بهشتی کردند.
هر دو استاد به یک شیوه اما در محل های جداگانه و حوالی ساعت ۷:۴۵ مورد ترور قرار گرفتند. مکانیزم اقدام تروریست‌ها به این شکل بود که موتور‌سواران تروریست نزدیک خودروی حامل استاد شده و با چسباندن یک بمب به ماشین از آن فاصله گرفته و سپس خودرو را منفجر می کردند.
استاد دکتر مجیدشهریاری بلافاصله و درجا پس از انفجار پژوی ۴۰۵ به مقام شهادت نائل شد و استاد فریدون عباسی با همین شیوه در خودروی پژو ۲۰۶مقابل دانشگاه شهید بهشتی ترور شد. وی و همسرش بلافاصله به بیمارستان منتقل و تحت مداوا قرار گرفتند. دکتر فریدون عباسی دوانی استادیار پایه ۲۰ و استاد نمونه کشوری در سال ۸۶و معاون سابق دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی و از اساتید بسیجی کشور است.
_________________
این خبر احتمالا در ساعت های دیگر تغییراتی خواهد داشت.
___________________________________
همگی از این خبر شوکه شدیم و ضمن محکوم کردن آن از نیرو های امنیتی مملکت هم به شدت گله داریم.

فرصتهای پیش رو

آذر ۸ام, ۱۳۸۹

روزی روزگاری مطلبی نوشتیم با عنوان “بگذار خودم زمین بخورم” که اگر کیسه میکردی تا ابهایش بچکد سفیدی اش چنین بود:
۱- جوانان قدیم لامرد که اکنون سکاندار مدیریت این شهرستان هستند تجربه مدیریت بومی ۳۰ ساله و گرانبهایی دارند که باید به نسل بعد منتقل شود.

۲- این جوانان قدیم در عمل علاقه ای به انتقال تجربیات به نسل بعد و تربیت نسل جدید مدیران نشان نداده اند و یا لااقل منِ نوعی بعینه ندیده ام. یعنی مصداق گربه ای است که به او گفتند یکی از محصولات جانبی ات دوا است و …

۳- همین جوانان قدیم با وجود آشنایی ۳۰ ساله با همدیگر، گاه نسبت به خودی ها از غریبه هم غریبه تر میشوند گویا پدرکشتگی دیرینه دارند چه رسد به این که جوانان جدید بیگانه از جمع خود را تحویل بگیرند و به قولی تُروِزه هم به ترازینشان نمیکشند.

این قسمت در ذهنتان بماند…

روزی روزگاری که چندان هم دور نیست مطلبی نوشتیم در باب مذمت تعویض مدیران بدون رعایت آداب اداری که موافق و مخالف بسیار داشت. آن که روی سخن به سودش بود به به و چه چه کرد و ما را تحویل گرفت.  آن که روی اعتراض با او بود ناراحت شد که از سایت تراکمه انتظار نمی رفته که این چنین، کسی در آن داد سخن بدهد و این سایت از بی طرفی خارج شود و جانب طیف سیاسی خاصی بگیرد.

که البته به نظرم بی مورد بود. زیرا ما نیز خود یکی از افراد این سایتیم که برای خودمان عقیده ای داریم و در حد یک رای، نظری. و صد البته اگر این نظر فارغ از جهت گیری سیاسی و طرفداری از طیف خاصی باشد بهتر است؛ چه آلوده شدن به تعصبات سیاسی، عقل و منطق را کور می کند. اما بارها توضیح داده ایم که موضعی که با اسم خودمان می نویسیم موضع شخصیت حقیقی مان است و آن را باید جدای از مدیریت سایت دانست که بقاعده نباید کاری به سیاست داشته باشد و عقاید سیاسی اش را در انتشار و یا تایید مطالب گروهی خاص به منصه ظهور برساند.

عده ای گفتند به تلافی کارهای قبلی این گروه است که همین گونه ملت را تعویض میکردند و حالا ورق برگشته و خیاط در کوزه افتاده  ولی خب گر تو با بد بد کنی پس فرق چیست؟

برخی گفتند این کار هیات استانی در تعویض مدیران در خفا دلایلی دارد و مصالحی در آن نهفته است و آن را به احتمال شلوغ شدن منطقه مربوط میکردند و بی خبری نماینده اول دولت از این تعویض را انکار میکردند و سیاسی کاری میدانستند که البته آن دلیل به ظاهر منطقی می نماید. ما هم برای این که این برهه حساس بی خَرخشه طی شود و اتهام اخلال در امنیت محلی و ملی بیخ ریشمان بسته نشود دُمبالِش نکرذیم و گفتیم ما که نه سر پیازیم و نه ته پیاز بهتر است تا خِرچپانی نخورده ایم نفسّمان را ببرّیم و دم بر نیاریم و گرنه به راحتی آب خوردن سر و کله آن فیل معروف پیدا میشود که به کل و کاسه سایت، گلاب به رویتان کار بی ادبی کند.

این قسمت نیز  در ذهنتان بماند…

روزی روزگاری که اتفاقن چند روزی بیش از آن نگذشته، شنیدیم تغییر وسیع مدیران شهرستان کلید خورده و گروهی که دست بر قضا از حمایت استاندار و معاون ایشان نیز برخوردارند دور دستش رسیده و حالا نوبت اَسپَنچِرَنگ بازی اش است و به تلافی انتخابات عهد قدیم قرار است قسمتی از همان بلاهایی که به سرش آمده را تلافی کند تا دیگران بدانند یک من ماست چقدر کره دارد و زدی ضربتی، ضربتی نوش کن چه معنی میدهد. مخلص کلام این که هر که را توانسته اند تعویض کرده اند و هر که را نتوانسته اند در طرح تعویض مدیران فرسوده به صف کرده اند و هر چه فرد در چنته داشته اند از مَحسین تا زارمَح فراخانده اند تا جای غیرخودی ها را بگیرند. و ظاهرن به همان دلیل دومی که در بالا گفته شد، کمبود مدیر توانا باعث شده به واردات عتیقه و جنس چینی از خارج شهرستان مبادرت نمایند.

خلاصه این که بَیله کشی ها کماکان ادامه دارد و گویا کار به جنگ لفظی امام جمعه های شهرستان هم کشیده شده که نسبت به این تعویض ها نظر مثبت داشته یا بالعکس معترض بوده اند. و در این میان اداره بازرگانی هم که در این صف تعویض قرار دارد خاسته چنگ و دندانی نشان دهد و بازاریان بی خبر را سُک داده که چه نشسته اید که بازاریان را حرام خار خانده اند (نعوذ بالله، استغفرالله). خلاصه گِل بَرذه ای شده که چشم چشم را نمیبیند و شلپویی که پا از پا تکان نمی خورد در این آشفته بازار.

در این که این تعویض ها بجاست یا نه بحثی نمی توانم داشته باشم به این دلیل که هنوز در هر دو گروه، این عقیده که هر کسی از ما نباشد لاجرم نمیتواند با ما کار کند و باید تعویض شود دیده میشود. از این نظر هر دو تقریبن با هم مساوی اند و البته برخی از برخی مساوی تر! در ثانی هنوز به این یقین نرسیده ام که کار این دو گروه اشتباه است. یعنی نمیدانم اگر کسی دیگر در مقام عمل قرار گیرد کاری غیر از این انجام میدهد یا ناچار به اِعمال چنین منشی خاهد شد. نمیدانم آیا میتوان به عمل کسی که از طیف فکری متفاوتی است اطمینان داشت یا این که اگر هم بر سر کار نگهش داری فقط نقش ستون پنجمی را ایفا میکند که هم با گرگ گله، میخورد و هم با چوپان ده شیون میکند (میخاستم ضرب المثل شریک دزد و رفیق قافله را بگویم دیدم کار خرابتر میشود). اما میدانم که اگر کارها شفاف باشد و اهداف پنهانی وجود نداشته باشد که بخاهد از کسی مخفی شود این مشکل پیش نمی آید.

آنچه میتوانم بگویم این است که این موقعیت آزمونی است برای گروه جدید که نشان دهد چقدر به مبانی اش پایبند است، چقدر سیاسی کاری می کند، چقدر سیاسی کاری نمی کند، چند مرده حلاج است و چه افرادی در چنته دارد. به هر حال دو سال فرصت در اختیار دارد که کارایی خودش را برای انتخاب بعد ثابت کند و گرنه باید فاتحه اش تا یکی دو دور خانده شود و دوباره باید با همان آش سر کند و همان کاسه.

اکنون یکی از گروههایی که به مدیریت شهرستان انتقاد شدید داشته نوبتی به دست آورده برای تلاش در جهت براورده کردن حداقلی از انتظارات. این گروه اگر وقت خود را برای لابی کردن و تعویض این و آن به کار گیرد دو سال وقتش را از دست میدهد. اگر بخاهد کار کند و از این راه سمپات جذب کند میترسد مدیران جاری انرژی اش را بیهوده بگیرند. و حال حل این مساله خود آزمونی است مدیریتی برای این گروه.

این قسمت نیز در ذهنتان بماند (عمرن اگر دیگر قسمتها یادتان مانده باشد)…

برسیم به قسمت جدی قضیه…

بحث بر سر جانشینی مرحوم حیاتی از بحثهای داغ این روزهای لامرد است. چند نفری از گروه مدیریت سنتی لامرد منجمله آقایان محمد جعفری و درویش زارعی اسمشان بر سر زبانها است و خودشان نیز در حال محک زدن استقبال عمومی مردم هستند. آقای زارعی سعی می کند خود را از دایره مدیران سنتی جدا نشان دهد و ظاهرن میخاهد موج سومی راه بیندازد. چند نفری نیز خارج از این دایره چشم بر این صندلی دارند که گاه از صندلی نمایندگی تهران نیز حیثیتی تر است. همان صندلی که ظاهرن حاج سید محمود علوی هم، که حالا بر صندلی مجلس خبرگان تکیه زده، ظاهرن بدش نمی آید سکوی پرتابش باشد برای فتح یکی از کرسی های هیئت رییسه مجلس. چه دیدید شاید هم ریاست مجلس! گروه جدید نیز اگر بگویند چشمی به انتخابات دور بعد ندارند دروغ گفته اند.

آنچه در این میان برای لامرد میمون و مبارک است سه فرصت است:

۱- فرصتی به دست آمده برای تربیت نسل جدیدی از مدیران که تجربه ای کوتاه مدت کسب کنند و خود را تا حدی نشان بدهند. در این میان اگر این افراد جدید مشاوران مجربی داشته باشند ممکن است بتوانند از این آزمون سرافراز بیرون بیایند وگرنه اتلاف وقت و انرژی و بودجه خاهد بود.

۲- فرصتی بدست آمده برای رقابت -انشاالله سالم- چند گروه. رقابت، انگیزه آور است و از گردونه این رقابت است که نسل جدید مدیران ساخته میشوند. رقابت است که همچون غربالی دانه درشتها را نمایان میکند. هیچ سیستم پویایی در دنیا بدون رقابت، پویایی ندارد. در اکثر کشورهای دموکراتیک، گروههای راست و چپ با هم رقابت دارند و تصمیمات همدیگر را نقد میکنند. در آمریکا دموکراتها رقیب همیشگی جمهوری خاهانند. در انگلیس حزب حاکم همیشه توسط حزبی که در انتخابات، دوم شده نقد میشود. این رقابت و این نقدها باعث میشود عیوب نمایان شود و هم منتقد و هم نقد شونده بی عیب تر شوند. این نقدها سیخونک زدن به همدیگر است برای بالا بردن انگیزه.

۳- در حال حاضر لامردیها و مهریهای زیادی در راس قدرت ادارات و نهادهای مختلف پخش شده اند. نمایندگان برخی شهرهای مهم اصالتن هم شهری های خودمان هستند. این موقعیتها خود فرصتی است که ممکن است در برهه دیگری تکرار نشود. اگر کسی بخاهد خدمتی برای منطقه انجام دهد بایستی توان این امر را داشته باشد که از تمام نفوذ این افراد در جهت توسعه منطقه بهره برداری کند و در این میان به جهت گیری سیاسی افراد کاری نداشته باشد. جهت گیریهای سیاسی، امری مقطعی و زودگذر است و افراد در طول زمان تغییر میکنند. آن چه تغییر نمیکند عرق خاک و خانه است که هر جای این کره خاکی که باشی خانه خودت چیز دیگری است. به زبان ریاضی قدرت نفوذ هر کدام از این افراد برداری است به طول زیاد در جهت هایی متفاوت. هنر جانشین مرحوم حیاتی باید این باشد که این بردارها را هم جهت کند در جهتی که توسعه منطقه را با لحاظ کردن فاکتورهای فرهنگی بهینه کند. باشد تا ببینیم کدام یک از گروه های رقیب، مردم لامرد و مهر را در این امر مهم قانع میکند.

اعزام تیم کشتی لامرد به مسابقات چند جانبه

آذر ۷ام, ۱۳۸۹

به مناسبت عید غدیر خم مسابقه ای چند جانبه با حضور تیم های لامرد، لارستان، بندر عباس، رودان، حاجی آباد و دو تیم از بندر لنگه در شهر لنگه برگزار گردید که در این دوره از مسابقات تیم شهرستان لامرد با کسب ۵ مقام دومی و سه مقام سومی و کسب عنوان دوم تیمی کار خود را به پایان رساند .

نتایج این مسابقات بدین شرح می باشد :

وزن ۵۵ کیلو گرم : محسن اسدپور مقام دوم

وزن ۶۰ کیلو گرم : نعمت الله نیکمنش مقام دوم

وزن ۶۶ کیلو گرم : سید عباس هاشمی مقام دوم

وزن ۷۴ کیلو گرم : سید محمد جواد عباسی مقام دوم و عبدالله نیکمنش مقام سوم

وزن ۸۵ کیلو گرم : جواد غلامی مقام دوم و مصطفی صمیمی مقام سوم

وزن ۱۲۰ کیلو گرم : مجید حسن زاده مقام سوم

این دوره از مسابقات با مربیگری محمد شهامت و سرپرستی اسماعیل ثقفی برگزار گردید.

ضمناْ محمد رضا عباسی نیز به عنوان اولین داور رسمی ورزش کشتی شهرستان در این دوره از مسابقات حضور داشت و به قضاوت پرداخت .


نوشته های کوتاه از حواشی این مسابقات :

۱ . بازگشت نعمت الله نیکمنش بعد از ماه ها مصدومیت به تشک کشتی که با مصدومیت مجدد همراه بود

۲ . همراهی نمودن تیم کشتی توسط چند تن از کشتی گیران قدیمی ( علی محمودی و علی بدیعی و محمد دلگشا )

۳ . حضور ریاست هیئت کشتی و چند تن از قهرمانان اسیایی کشتی هرمزگان در این دوره از مسابقات

۴ . همکاری تربیت بدنی شهرستان لامرد جهت محیا کردن وسیله نقلیه جهت اعزام به مسابقات

۵٫ در پایان تشکر ویژه از زحمات اسماعیل غافری

طلوع ویژه نامه ۷ آذر ۱۳۸۹

آذر ۷ام, ۱۳۸۹

بهره بردارى از بزرگترین پروژه آموزشى هنرستان فنى و کارودانش در لامرد
تولید واکسن وسیع الطیف آنفولانزا در ایران توسط دانشمند گله دارى
برد خانگى ستاره جنوب در لیگ برتر فوتبال فارس
تودیع و معارفه روساى تربیت بدنى لامرد
جشن ازدواج ۲۰ زوج جوان در لامرد
برگزارى مسابقه کتابخوانى لحظه هاى تماشا
کشف ۹۵۰ کیلوگرم مواد مخدر در لامرد
فرماندار لامرد در نشست خبرى با اصحاب رسانه: راه اندازى مناطق گردشگرى در لامرد ، نیازمند حضور سرمایه گذاران بخش خصوصى است.
فرماندار مهر در جمع اولیا و دانش آموزان: ایثارگرى جوانانى که جان خود را در طبق اخلاص گذاشتند، وظیفه ما را دو چندان کرده است.
فرمانده ناحیه مقاومت بسیج لامرد: رسالت بسیج، یک ماموریت جهانى است.

دانلود فایل پی دی اف ویژه نامه

احساس حماقت!

آذر ۷ام, ۱۳۸۹

چند سال پیش در راه بازگشت به منطقه در مسیر اول، اتوبوس فیلمی گذاشت که در همان دقایق نخست احساس کردم به شدت دارد به شعورم توهین می کند. ولی چاره چه بود اگر چشمم را می بستم گوشم که می شنید. در مسیر بعدی، سوار اتوبوس همشهری های خودمون شدم و پس از طی مسافتی کوتاه راننده وی سی دی اش را روشن کرد و دوباره همان فیلم کذایی به شعور توهین کن را گذاشت. از بخت بد ردیف جلو نشسته بودم و تا فیلم تمام شد مثل مار به خودم پیچیدم. سر مبارکتان را درد نیاورم. مسافرت تمام شد و ما در راه بازگشت، دوبار دیگر هم مجبور به دیدن همین فیلم شدیم. بار آخر کار به جایی رسیده بود که تمام دیالوگ ها را از بر شده بودم و چیزی نمانده بود که خودم را از پنجره پرت کنم بیرون!
بگذریم. همیشه دوست داشتم ببینم کارگردان آن فیلم (شاخه گلی برای عروس) چگونه آدمی است مخصوصا این که بعد از آن بارها از سردر سینماها شاهد شاهکارهای دیگرش هم بودم. این آرزو (!) در برنامه هفت این هفته محقق شد. کارگردان محترم افاضه فیض کردند و من کسی که مدت ها پیش به شعورم توهین کرده بود را از نزدیک دیدم: از کوزه همان برون تراود که در اوست.
در برنامه این هفته فریدون جیرانی، بحث خوب و صریحی در گرفت. فکر می کنم همین آگاهی و ناراحتی بعضی از اهالی سینما از این که یکسری بی فرهنگ دارند فرهنگ این مملکت را به لجن می کشند، خودش یک نکته مثبت باشد.
——————————
وقتی فیلم های آدم های بزرگی مثل حاتمی کیا سانسور می شود باید هم عرصه برای جولان امثال قدرت ها فراهم شود.

نقش تبلیغات در توسعه سایت انرژی بر لامرد

آذر ۷ام, ۱۳۸۹

امروزه شرکتهای بزرگ دنیا بخشی از در آمد خود را مرهون تبلیغات گسترده ای هستند که به واسطه آن توانسته اند فروش بیشتری را از آن خود نمایند چرا که معتقدند تبلیغات هزینه نیست بلکه سرمایه گزاری است . مثال بارزتر تبلیغات مجتمع بزرگ تجاری و تفریحی خلیج فارس شیراز است که هرچند هنوز به مرحله بهره برداری نرسیده است ولی تبلیغات خود را از سالها پیش آغاز نموده و تاکنون نیز توانسته حجم کلانی از سرمایه ها را جذب کند .کسانی که از فرودگاه های بزرگ کشور مخصوصا مهرآباد و یا اصفهان مسافرت کرده اند حتما بنرهای تبلیغاتی این مجتمع را نیز دیده اند که سالهاست بر دیوار فرودگاه نقش بسته. در کنار این تبلیغات سخت افزاری ، تبلیغات تلوزیونی را نیز اضافه کنید.
حتما” یادتان هست زمانی که پفک نمکی مینو ، بستنی میهن در بورس خوراکی ها ی مورد پسند بچه ها قرار داشت ولی امروز با توجه به تبلیغات گسترده چی توز و دایتی کمتر کسی از دو برند قبلی یاد می کند.

وضعیت سایت انرژی بر لامرد نیز در حد سخنان مسئولین شهرمان باقی مانده و بزرگترین تبلیغات صورت گرفته در این ارتباط نه استانی بلکه منطقه ای است و صرفا کسانی (غیر بومیان) که از کنار این سایت بزرگ رد می شوند با دیدن تابلو های این سایت تازه متوجه می شوند که چنین سایتی نیز در این منطقه از کشور وجود دارد. سوالی که بسیاری از افراد از بنده در مورد این سایت پرسیده اند مشترکا” این بوده که چه صنعت یا کارخانه ای قرار است در اینجا احداث شود؟ که بنده نیز در جواب ایشان مستاصل مانده ام چرا که هیچ اطلاع رسانی در این زمینه صورت نگرفته است.

با توجه به همجواری ما با صنایع نفت و گاز و پتروشیمی در عسلویه و تبلیغات گسترده ای که سازمان منطقه ویژه جهت گسترش صنایع پایین دستی این صنعت انجام داده واعطای تسهیلات ویژه و زمین به سرمایه گزاران بعید نیست این سازمان گوی سبقت را از ما ربوده و سرمایه گزاران را ترغیب به سرمایه گزاری در این منطقه نمایند و اگر چنین شود سرمایه گزار سرمایه خود را روانه سایت انرژی بر نخواهد کرد.چرا که کمتر دیده شده یک سرمایه گزار مثلا هم در لامرد و هم در عسلویه سرمایه گزاری کند.
پیشنهاد بنده به مسئولین و دست اندرکاران امر این است که تبلیغات را در این زمینه گسترده تر نموده ، فرصت های سرمایه گزاری و تسهیلاتی که به سرمایه گزاران در جهت رونق این سایت انرژی بر اعطا خواهد شد را شفاف تر بیان نمایند تا ان شاالله بتوانیم سرمایه گزاران را تشویق به سرمایه گزاری در صنایع انرژی بر لامرد نماییم.

سبحان ویژه لامرد و مهر ۳ آذر ۱۳۸۹

Next »