Archive for آبان, ۱۳۸۹

طلوع ویژه لامرد و مهر اول آذرماه ۱۳۸۹

آشنایی با اهل قلم شهرستان لامرد (۲)این شماره جناب آقای حمید اکبر پور

آبان ۳۰ام, ۱۳۸۹

بیوگرافی و زندگینامه

حمید اکبر پور در تاریخ اول فروردین ماه ۱۳۵۳ در روستای چاه ورز از توابع بخش مرکزی شهرستان لامرد تولد یافت. به اعتقاد خود ایشان چهار یا پنج ساله بود، که سجل نویسی از لار به منطقه می آید و بنا به جثه و تشخیص ظاهری آن عدد و رقم را در شناسنامه اش می نویسد در نتیجه خیلی تاریخ تولد ایشان دقیق نیست . دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در روستای چاه ورز گذراند و برای تحصیل در دبیرستان در سال ۱۳۶۸ به شیراز عزیمت نمود . با توجه به مشکلاتی که در شهر بزرگی چون شیراز داشت فقط یک سال تحصیلی (اول دبیرستان) را در شیراز ماند ، و سپس برای ادامه تحصیل در دوره دبیرستان به شهر جهرم هجرت کرد و تا پایان دوره متوسطه در رشته فرهنگ و ادب در دبیر ستان شهید مطهری این شهر مشغول به تحصیل و در سال ۱۳۷۱ از این مدرسه فارغ التحصیل شد. برخورد خوب و مهربانانه معلمان و رابطه صمیمی مربیان با نامبرده ، انگیزه ادامه تحصیل را در ایشان دوچندان نمود و همین امر باعث شد در همان سال یعنی سال ۱۳۷۱ در دانشگاه شیراز در رشته ادبیات فارسی پذیرفته شود . این سال در زندگی نویسنده مبرز و توانای شهرستان ، شروعی زیبا برای یک تحول بزرگ بود . که با توجه به سلیقه ای که در خانواده ایشان یافت می شد و مادر ایشان قصه گوی توانایی بود ، برادرش احمد کتابهای جالبی را در اختیارش می گذاشت و جو فرهنگی حاکم بر دانشگاه ، شرکت در کنفرانسها ، جلسات ادبی ، همه و همه او را به سوی نوشتن کشاند و اولین داستان کوتاه خود را در همین سال نوشت . که از قضا هم رتبه اول مسابقات دانشجویی شد.و بالاخره در سال ۱۳۷۹ نیز مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه فیروزآباد اخذ نمود.

این نویسنده شهرستان نزدیک به ۱۰ سال است که عضو کمیته تالیف و تدوین بنیاد شهید فارس و عضو تخصصی فرهنگ و هنر صدا و سیما و همچنین نویسنده بیش از ۵۰ نمایش نامه رادیویی و منتقد ادبی است . در رادیو و تلویزیون فارسی به عنوان کارشناس و مشاور و یا سردبیر برنامه ها فعالیت دارد که مردم شریف این شهرستا ن با نام او در برنامه رادیویی پسین دلگشا و یا جاده جوانی آشنایی دارند .

 آثار و تالیفات : ایشان از نوجوانی عاشق داستان و رمان بود آن زمان در چاه ورز کتاب کم بود و کتابها را دزدکی از برادران بزرگتر  می ربود. و یا از آنان امانت می گرفت و پس از مطالعه با آب و تاب برای دیگران تعریف می کرد. و بعضا با تخیل خود داستان می ساخت . همه نشان از علاقه فوق العاده وی به داستان داشت . و همین امر باعث شده که مجموعه ۹ اثر ارزشمندی که از ایشان به چاپ رسیده در خصوص رمان و خاطرات شهدا باشد . که در این نوشتار به معرفی آنان خواهیم پرداخت .

۱-  « زنان بعدازظهر » : نخستین کتاب به نام مجموعه داستان کوتاه زنان بعدازظهر را در سال ۱۳۷۸ به همت نشر همراه تهران به چاپ رساند . این کتاب در نه داستان کوتاه به مسائل زنان جنوبی و مشکلات و دغدغه شان می پردازد. عنوان یکی از داستان ها « شهید شیرو » بود که حال و هوای یک مادر شهید که در جامعه تنها شده است . را بیان می کرد و همین داستان که محتوای دفاع مقدس داشت باعث آشنایی ایشان با بنیاد شهید و مقوله دفاع مقدس شد.

۲-  « خوابهایی که مثل روز روشن می شوند » : بعد از زنان بعدازظهر و دعوت به کار در بنیاد شهید استان فارس اولین اثرش با همین نام در بخش کوک و نوجوان را با راهنمایی برادرش احمد نوشت . که در باره شهید گرانقدر رضا پور خسروانی است . و در سال ۱۳۸۰ توسط کنگره سرداران شیراز در ۲۰۰۰ نسخه به چاپ رسید.

۳-  شکارچی پرندگان : این دومین کتاب نویسنده است که در بخش کودک و نوجوان به رشته تحریر درآمد و توانست عنوان کتاب سال دفاع مقدس را کسب نموده و تندیس ویژه جشنواره و لوح سپاس را از آن خود نماید.

موضوع این کتاب در زمینه دفاع مقدس و فضای کلی آن از یکی از روستاهای جنوب ایران یعنی چاهورز و شیراز شروع  می شود و به جبهه های جنوب ختم می شود .  یحیی نوجوان پر شور داستان که خود زمانی دشمن پرندگان است با ماجراهایی که برایش به وجود می آید ، از شکار پرندگان و دشمنی با آنان دست می کشد. و به عنوان دوست پرندگان در می آید. وقتی دشمن به کشور حمله می کند دوست یحیی شهید می شود و او به جبهه می رود و در آنجا با ماجراهایی تازه دست و پنجه نرم می کند و در آخر به شهادت می رسد. پس از دفن یحیی نیز موجی از پرندگان بر سر قبر او فرود می آیندو قبرش را بوسه باران می کنند . جوانان و  دوستانش هم بر سر قبر او هم قسم می شوند که راه او را ادامه دهند.

۴-  آخرین عکس : جدید ترین کتاب این  نویسنده شهیر شهرستانمان که یک رمان نوجوان در عرصه دفاع مقدس است و در تیراژ ۳۰۰۰ نسخه توسط انتشارات شاهد تهران در سال ۱۳۸۸ به چاپ رسیده است. فضای کلی این رمان جنوب و واضح تر بگویم خانه معلم ها در مدرسه شهید توانای چاهورزاست .

در مورد آثار غیر داستانی ایشان از آنجائیکه این نویسنده بومی در مدت چندین سال به عنوان داور مسابقه روایت عشق در خدمت بنیاد شهید فارس بوده و هر ساله صدها خاطره جذاب از سراسر استان به دستش می رسیده ، مجموعه این خاطرات ارزشمند را در ۵ مجلد گردآوری کرده که مورد استقبال خوب مردم ولایتمدار استان نیز قرار گرفته است . این کتابها عبارت از :

 ۵-    لحظه های تماشا  ۶- هزار و یک شب عاشقی ۷- یک سبد گل سرخ ۸- دامنه های آبی بهشت

 ۹- معجزه های کوچک

در این ۵ مجموعه ارزشمند بهترین خاطرات از فرزندان ، همسران ، همرزمان و والدین شهداء از شهرستانهای فارس گردآوری شده است که سهم برخی از شهرستانها بیشتر و سهم بعضی دیگر کمتر است و متاسفانه به هر دلیلی  ( اگر چه قانع کننده) کمتر از شهدای والامقام این خطه شهید پرور یعنی لامرد نامی و نشانی  یافت می شود که با تعصب بومی که در این نویسنده توانای دیارمان در مجموعه آثارشان مشاهده می شود این کم لطفی قابل توجیه نخواهد بود.

 برای این رمان نویس چیره دست دیارمان آرزوی توفیق و خلق آثار فرهنگی بیشتر ، و برای مخاطبین عزیز مطالعه و تعمق در این مطالب را از خداوند بزرگ مسئلت داریم .

 والسلام علی من اتبع الهدی

۲۹ آبان ۱۳۵۹ و ۱۳۶۶

آبان ۲۹ام, ۱۳۸۹

انقلاب اسلامی و ازدحام کار (تنها در یک روز)

امت حزب الله نباید فراموش نمایند که انقلاب اسلامی با چه بهائی بدست آمده و تداوم یافته است .

موارد ذکر شده زیر مشغله های انقلابیون ایران در یک روز کاری و تنها در دفاع مقدس است . ببینید:

جبهه جنوب : غارت اموال و آزار مردم روستاهای سوسنگرد توسط عراقیها .

عملیات نفوذی خودی در دب حردان .

استقرار و تقویت نیروهای عراقی در فارسیات و پادگان حمید .

درگیری در سومار و اجرای آتش در گیلان غرب .

درگیری بین گروههای مختلف ضدانقلاب در جبهه شمالی .

بمباران فرودگاه امیدیه و سرنگونی هواپیمای مهاجم .

سخنان رئیس جمهور ( بنی صدر ) درباره تأثیر مثبت حضور وی در جنگ و نقش « دیگران » در ضعیف کردن کشور .

رئیس دیوان عالی کشور : امام فرموده اند در زمینه اختلافات سیاس مطلقاً حرفی نزنید ، تا ایشان اجازه ندهند ، حرفی نخواهم زد .

طرح مسئله گروگانها به عنوان مهمترین موضوع جلسه شورای سیاست خارجی آمریکا توسط مشاور سیاست خارجی ریگان و تفسیر خبرگزاری فرانسه مبنی براینکه برخلاف تصور کارتر ، جنگ ایران و عراق مقامهای انقلابی ایران را به حل و فصل سریع مسئله گروگانها مجبور نکرد .

ملاقات اولاف پالمه با رهبران ایران و عراق و مواضع دو کشور درباره صلح و نظر ایران مبنی براینکه صدام بخاطر شروع جنگ باید محاکمه شود .

نظر رژیم عراق : تا پذیرش حاکمیت عراق بر شط العرب توسط ایران اعلام نشود ، با آتش بس موافقت نخواهد شد .

موضع آمریکا درباره حمله هوایی ایران به العبدلی کویت : این یک حادثه اتفاقی است ، امّا آمریکا برای آن اهمیت فوق العاده ای قائل است .

نفت و جنگ : اظهارات زکی یمانی وزیر نفت عربستان درباره افزایش تولید نفت کویت ، قطر ، عربستان و امارات برای جبران کاهش صدور نفت ناشی از جنگ و اینکه عربستان در مرز ده میلیون بشکه در روز نیز لزوماً متوقف نخواهد شد و نیز اخبار خط لوله نفتی عراق از ترکیه و صادرات نفت ایران .

سازمان چریکهای فدائی خلق اکثریت : براساس مشاهدات عینی ، حزب دمکرات کردستان که مهار تمام نیروهای کرد را عملاً در دست دارد ، روز به روز بیشتر به سمت وابستگی به رژیم جنایتکار عراق کشیده میشود .

ادامه حملات هوایی عراق به ویژه در ایلام و عقبه های عملیات میمک.

ادامه آرامش در دریا علیرغم تحویل موشکهای مدرن فرانسه به عراق.

ادامه شناسایی ها از موقعیت و مواضع دشمن.

درگیری در منطقه بوکان با نیروهای ضدانقلاب .

گزارش سپاه از حملات چریکی و شبیخون عراق با همدستی نیروهای بومی در جاده مهران – دهلران.

ادامه تبلیغات عراق برای جذب هر چه بیشتر نیرو با تشویق یک درجه دار که محل اختفای دو خواهرزاده فراری خود را اطلاع داده بود.

دادن امکانات جدید به منافقین و تلاش منافقین برای انجام حملات ایذایی ولو بی ارزش در مقابل این امکانات.

گزارش واشنگتن پست از تصمیم غرب مبنی بر دخالت در منطقه در صورت انسداد تنگه هرمز و تأیید تلویحی شوروی از این مسأله.

اجلاس مقدماتی وزرای ۶ کشور عربی عضو شورای همکاری و سخنان وزیرخارجه کویت در اجلاس افتتاحیه در مورد جنگ تحمیلی.گزارش رادیو بی بی سی از این اجلاس و بررسی امکان پیشنهاد دوباره جبران خسارات طرفین به وسیله کشورهای عضو شورا.

سه گزارش از نشریه داخلی سپاه: مصاحبه مسعود رجوی با مجله الدستور، نقد طرح اقلیت توسط منافقین و گروه مهدی سامع و توجیهات پیوستن “مهدی سامع” از اعضای سابق چریکهای فدایی خلق به شورای ملی مقاومت.

وزیر مشاور در امور خارجه انگلیس وارد عراق شد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  عملیات نصر ۸ در ۲۹ آبان ۱۳۶۶ :

عملیات نصر ۸در ساعت  ۱:۱۶بامداد ۲۹ آبان ۱۳۶۶   با رمز یا محمدبن‌عبدالله ادرکنی، ادرکنی، ادرکنی، آغاز شد. به منظور تک هم آهنگ به مواضع دشمن، یگان‌ها با پنج تا هشت ساعت راه‌پیمایی، زیر مواضع دشمن استقرار یافتند، بدین ترتیب، با فرمان حمله، یگان‌های عمل کننده به طور هماهنگ و هم زمان حمله را شروع کردند و پس از یک ساعت، موفق شدند هدف‌های خود را بر روی قله‌های ۱۴۲۶، ۱۴۱۸، ۱۳۹۱ و همچنین، قرارگاه تاکتیکی تیپ ۳۹ و مقر گردان ۱ این تیپ را تصرف کنند. در این میان، تنها مقر گردان ۲ تیپ ۳۹ در ادامه یال شمال گرده‌رش پاک‌سازی نشد.با آغاز عملیات، مهندسی قرارگاه نجف نیز اقدام به احداث جاده از پاسگاه پلیس به سمت رودخانه قلعه‌چولان و احداث پل لوله‌ای روی این رودخانه کرد.

از ساعت ۵ صبح، دشمن با عناصر باقی‌مانده از تیپ ۳۹ به لشکر ۵۷ ابوالفضل (ع) پاتک کرد و با ادامه این فشار توانست این لشکر را ۳۰۰ متر عقب بزند و به دلیل احساس خطر از این محور، به این لشکر ماموریت داده شد تا هنگام ورود نیروهای لشکر ویژه شهداء، در مقابل دشمن مقاومت کرده و منطقه را حفظ کند. لشکر ویژه شهداء نیز مأموریت داشت ادامه یال گرده‌رش را تصرف کند. از این رو، برای کمک و تقویت این یگان به توپخانه و ادوات دستور داده شد در آن محور اجرای آتش کنند. بدین ترتیب، ساعت ۵ صبح به لشکر ویژه شهداء و لشکر ۷ ولی‌عصر (عج) دستور داده شد که در پی ادامه ماموریت لشکر ۵۷ و تقویت خط دفاعی لشکر ۲۱ امام رضا (ع) وارد عمل شوند. در این حال، بار دیگر دشمن اوایل صبح پاتک کرد اما این بار سرکوب شد. پس از این حمله، تا ظهر روز اول، تحرک خاصی از دشمن مشاهده نشد اما بعد از ظهر چند فروند هواپیمای دشمن با قصد بمباران مواضع رزمندگان اسلام، اشتباهاً مواضع قوای خودشان را بمباران کردند.

در شب دوم، لشکر ویژه شهداء روی ادامه یال گرده‌رش، با یک گردان از لشکر ۵۷ عبور کرده و آن را تصرف کرد.

عراقی‌ها پس از عقب‌نشینی از گرده‌رش، از روز سوم عملیات با تیپ‌های ۳۱، ۷۷ و ۸۳ از دو محور به مواضع نیروهای خودی در میان قله‌های ۲ و ۳ و همچنین به قله ۲ حمله کردند، اما رزمندگان اسلام آنها را عقب زدند.

از سوم آذر ۱۳۶۶، نیز نیروهای اتحادیه میهنی کردستان عراق روی ارتفاع ویولان عملیات خود را آغاز کردند. در پی این اقدام، دشمن توجه خود را به آن محور معطوف کرد و موفق شد پس از چند روز درگیری اتحادیه را وادار به عقب‌نشینی کند. در مجموع عملیات نصر ۸ پس از یک هفته با موفقیت کامل پایان یافت.

اجرای نمایش کودک تاریک و روشن

آبان ۲۹ام, ۱۳۸۹

نمایش تاریک و روشن به کارگردانی خانم راحله رفیعی راد در روزهای ۲۶ لغایت ۲۸ آبانماه در سالن آمفی تئاتر شهید آوینی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لامرد به اجرا درآمد.

این نمایش با رویکردی آموزشی برای کودکان بود که مورد استقبال اقشار مختلف به خصوص خانواده ها قرار گرفت.

موضوع نمایش علت وجود روز و شب و تاثیر آنها بر موجودات کره زمین بود.

بازیگران این نمایش عبارتند از: محمد پیکایی، رضا صفایی، سید موسی احمدیزاده، لیلا حسن نژاد، مریم حسن نژاد ، نسرین عباسی، دانیال صادقی و راحله رفیعی راد یاریگران آقایان محمد حقایقی و مجید راهنما

گفتنی است این نمایش هفتمین نمایش اجرای عمومی است که در سال ۸۹ از طرف اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان لامرد و انجمن نمایش شهرستان اجرا می شود.

حکایت عطر و خورشید وغدیر

آبان ۲۹ام, ۱۳۸۹

عطر و مشک، بوی خوش را به مشام می‌رساند. عطر و بوی آن قابل انکار نیست. با عطر و بوی خوش نمی‌توان دشمنی کرد که لحظاتی بعد رایحه خوشش، مشام همه را نوازش می‌دهد. هر چه می‌خواهند روی عطر را بپوشانند سرانجام خود نمایی می‌کند.
آفتاب هم همینطور است. ابرها گاه گمان می‌کنند که روی چهره زرین آن را پوشانده‌اند اما غافل از آنکه، خورشید از پس آن ابرهای تیره، نورافشانی می‌کند، سبزینه‌سازی می‌کند، گرما می‌دهد و گیاهان را حیات می‌بخشد. از همه مهمتر عمر ابرها کم است و بالاخره خورشید از پشت ابر بیرون می‌آید.
ابرهای سیاه‌فام گمان می‌کنند که همه جا را از نور خورشید خالی کرده‌اند، در حالیکه در همین نیم کره نیز بسیاری از جاها ابرها، عمرشان تمام شده است.
بگذارید راحت‌تر بگوئیم جهان بی‌خورشید نیست مگر روز قیامت. اگر در این نیم کره غروب کرده در آن نیم کره طلوع درخشنده‌ای دارد.
شاید ابرهای رجزخوان در مقابل خورشید، گمان کنند که از خورشید، بی‌نیازند ولی زهی خیال باطل که همه‌شان فراهم آمده تابش این نورند که بر دریا تابیده و تبخیر آب نهایتاً ابر را سامان داده است.
غدیر و علی(ع) هر دو، عطرند و آفتاب که هر چه خواستند بوی خوش و شعاع نورش را از میان بردارند، بیشتر درخشید. خواستند غدیر را انکار کنند و صاحب آن علی(ع) را به گوشه عزلت بنشانند.
آری آن شب که پیامبر(ص) را به خاک می‌سپردند، مردم در خانه‌های خویش و در خوابی عمیق فرو رفته بودند دختری بر سر قبر پدر تنها و تنها و با یک و دو فرزند خردسال شکوه از زمان و ادبار آن دارد. برخی‌ها که بعدها ادعای خلافت کردند، آنقدر گرم برنامه‌ریزی!! بودند که ظاهراً فرصت حضور بر تربت پاک آن رسول تابناک را نیافتند.
فرداها حمله کردند و خانه را به آتش کشیدند. فردای دیگری نقل حدیث از این پیامبر حبیب را منع کردند و بعدها زنی به خلاف فطرتش، بر جملی سوار تا به بهانه قتل خلیفه علی(ع) را وارد معرکه جنگ سازد، فردایی در مسجد کوفه به شهادتش رساندند و فردایی دیگر سبط اکبر و نوه بزرگ رسول را خون جگر کردند. و فردایی دیگر نوه کوچکترش حسین(ع) را سر از قفا بریدند و بر نیزه کردند و فردا و فرداها همین طور تکرار شد. تا جایی که کسی جرات نکرد اسم علی(ع) را بر فرزندانش بگذارد یا نام او را ببرد.
اما شگفتا با این همه دسیسه و ابرهای جهالت، چه زیبا این آفتاب غدیر درخشید و شعاعش به تمام جهان رسید و حتی مخالفانش زبان به ستایش گشودند. زمخشری از علمای بزرگ اهل سنت می‌گوید: «من چه بگویم درباره مردی که دشمنانش از راه کینه‌جویی و حسد او را انکار کردند و دوستان او از ترس و بیم، پنهان داشتند ولی از این میان آنقدر فضیلت‌های وی انتشار یافت که خاور و باختر را فراگرفت.»(۱)و نویسنده مشهور مسیحی جرج جرداق می نویسد:
«چه می شد بر تو ای دنیا، اگر نیروهای خود را جمع می‌کردی و در هر زمانی یک علی می آوردی با عقلش و قلبش و با زبان و ذوالفقارش.»(۲)روایت غدیر را اینک نه از شیعه که از اهل سنت باید شنید. جمال الدین عبدالرحمن ابن ابی بکر سیوطی نویسنده معروف کتاب تاریخ الخلفا ۳۵ فضیلت را از علی(ع) از فرمایشات پیامبر اکرم(ص) نقل می کند او می گوید: «علی در سال ۳۵ هجری در رهبه مردم را جمع کرد و به آنها گفت: شما را به خدا سوگند می‌دهم که هر کس از شما آنچه از رسول خدا (ص) در غدیر خم شنیده را در این جمع بازگو کند در این هنگام ۳۰ نفر از مردم بلند شدند و شهادت دادند که آن حضرت در روز غدیر فرمودند: «من کنت مولاه، فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» (۳)
همین نویسنده اهل سنت از ابن عساکر از ابن عباس نقل می کند که ۳۰۰ آیه قرآن در مورد علی نازل شده است:
«اخرج ابن عساکر عن ابن عباس قال: نزلت فی علی ثلاثماه آیه» (۴)
آری امروز دیگر غدیر، غریب نیست. حالا دیگر الغدیر علامه امینی نیز مثل خود غدیر زنده شده است. پژوهشی بی نظیر که نویسنده‌اش می‌گوید: «من برای نوشتن الغدیر ده هزار جلد کتاب را از بای بسم الله تا تای تمت خوانده‌ام و به صد هزار کتاب مراجعات مکرر داشته‌ام» (۵)
برای همین است این کتاب ۲۰ جلدی بی نظیر هم با گذشت ۵۶ سال از نگارشش هر روز بیشتر می درخشد.
باز هم تاکید می کنیم که خورشید را نمی توان پوشاند و جلو انتشار بوی عطر را نمی توان گرفت به زودی «یوم الغدیر» به «یوم الظهور» تبدیل و احیاگر غدیر می آید و به تمام عالم نور افشانی می کند.
راز این که رسول خدا (ص) در غدیر از مهدی (عج) و غیبت او نیز سخن گفتند همین است. مهدی (عج) ادامه علی (ع) و ظهور ادامه غدیر است.
آری حالا دیگر غدیر بیابانی پس از سرزمین جحفه نیست که در آن هوای گرم صد و بیست هزار حاجی به طواف کعبه ولایت به صف بیعت ایستاده اند. امروز غدیر از یک جغرافیا به تاریخ از یک برهه زمانی به ابدیت تبدیل شده است. دیگر غدیر قابل انکار نیست همان گونه که ابن ابی الحدید ؟؟؟می گوید مثال او مانند عطر است که هر چه بخواهیم بویش را پنهان کنیم باز هم به مشام می رسد و یا مثل آفتاب است .
« آفتاب آمد دلیل آفتاب»

پی نوشت ها:
۱ – ابن ابی الحدید / شرح نهج البلاغه / ج ۱ ص ۱۶
۲ – زیباییهای غدیر / ص ۳۳
۳ – سیوطی / جلال الدین / تاریخ الخلفاء/ ص ۱۶۹
۴ – همین منبع / ص ۱۷۲
۵ – گزیده ای جامع از الغدیر / ص ۱۴

سبحان ویژه نامه لامرد و مهر ۲۷ آبان ۱۳۸۹

تساهل و تسامح در اسلام

آبان ۲۸ام, ۱۳۸۹

۱- فرهنگ معین تسامح را آسان گرفتن، مدارا کردن، کوتاه کردن و تساهل را سهل گرفتن بر یکدیگر،آسان گرفتن، به نرمی رفتار کردن و آسان گفتن معنی کرده ست۱ .دائره المعارف انسیکلوپدیاEncyclopedia تسامح را ” فضیلت موجودی ضعیف ” بر شمرد، که به درستی ضعف و لزوم اشتباه خویش اذعان دارد.۲ فرهنگ عمید،تسامح را فروگذار کردن،آسان گرفتن، و سهل انگاری و تساهل را، سهل گرفتن و به نرمی رفتار کردن معنی کرده است ۳٫
تساهل و تسامح یعنی به آنچه را که قبول نداریم اجازه ابراز می دهیم . دین و شریعت راه و رسم زندگی است . خداوند نخواسته است متدینان در سختی ، مشقت و ضیق دینداری کنند. خداوند دین را آسان قرار داده است و خطاب به پیامبر اسلام فرموده است : ” و نیسرک للیسری ماتو را طریقه آسان موفق می داریم۴″ . همچنین خداوند در سوره لیل آیات۶،۵ و۷ می فرماید “فاما من اعطی و اتقی و صدق بالحسنی . فسینسره للیسری. اما هرکس احسان کرد و پرهیزکار شد و به نیکویی تصدیق کرد ما همه البته کار او را آسان می گردانیم .”۵
دین آسان است خداوند آسانی را دوست دارد. پیامبر(ص) وقتی در میان دو امریا انتخاب قرار می گرفت، طرف آسان تر را بر می گزید. در نقطه مقابل کسانی هستند که برداشت آنان از دین سختگیرانه است . این سختگیریها یک هسته مرکزی دارد. که تکیه گاه داوری دیدگاه آنان قرار می گیرد۶ . دین آسان و آسان گیرانه در برابر دین سخت و سختگیرانه است. حافظ در این رابطه می فرماید:
گفت آسان گیر بر خودکارها کز روی طبع
سخت می گیرد جهان بر مردمان سختکوش۷

۲-
اما تسامح به صورت کلاسیک از غرب و مکتب غرب و برخوردهای تاریخی غرب نشأت گرفته است. اولین بار مونتسیکو در رساله ای تحت عنوان گفتاری درباره تساهل، مطرح کرد و هدف ایشان ایجاد ظرفیت در تحمل نظرات مخالف و بوجود آوردن زمینه ای برای گریز از شعائر خط مشی دینی تحریف شده دین مسیح بود . اگر تاریخچه کلیسا مداری و حاکمیت مطلق کلیسا بر اکثر عرصه های زندگی مردم در قرون وسطی را مطالعه کنیم و ببینیم که در غرب این تحول یا انقلاب پروتستانتیزم در اثر چه پدیده هایی بوجود آمد تسامح دقیق تر فهمیده می شود۸ .
طبیعی است که وقتی نهادی روز به روز به دایره نفوذش افزوده می شود و صاحب تشخیص مرگ و زندگی اشخاص یک جامعه می شود ، بخاطر اعمال و کردارش مقدس و لهذا غیر قابل نقد و بررسی می شود . زیرا اگر نقد روی یک پروژه صورت گیرد، آن پروژه با زیر سوال رفتن، یا محکوم به مرگ است یا اصلاح و کلیسا هیچ کدام را دوست نداشت . در تاریخ هیچگاه دیکتاتوری و جبریت رای موفق نبوده است. در جامعه ای که جلو اساسی ترین نیاز(تفکر) گرفته شود دچار بغض و ترکیدن می شود .
نکته بسیار مهم این است که شریعت سمحه سهله آئین زندگانی است . حیات طیبه است آنکه از فطرت الهی خود به دور می افتد و از یاد خداوند غافل می شود، زندگانی اش در سختی و مشقت و به تعبیر دیگر “ضنک” خواهد بود۹ .

۳-
در سوره طه، داستان موسی و فرعون به تفصیل آمده است “اذهب الی فرعون انه طغی۲۴ قال رب اشرح لی صدری۲۵ و یسرلی امری ۲۶ .
به جانب فرعون روانه شد که طغیان کرده است، موسی گفت پروردگارا صبرم عطا فرما، و کار مرا آسان گردان۱۰″. سپس می فرماید:”اذهبا الی فرعون انه طغی۴۳ فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی۴۴
بروید بسوی فرعون که او سخت به راه کفر و طغیان شتافته است، و با او با کمال نرمی و آرامی سخن بگوئید باشد که از این خواب غفلت بیدار و متذکر شود و یا از خدا بترسد”.۱۱
فرعون زمان موسی(ع) نماد ستم، سرکوب و خشونت است. خشونتی برتر از این نمی توان تصور کرد که حکومت و حاکم دستوردهد بچه های شیر خوار را به قتل برساند.
حکومتی که مردم خود را تضعیف میکرد، مردم خودرا تحقیرمیکرد تا آنان که ملتی تحقیرشده بودند از فرعون اطاعت کنند .ادعای خدایی میکرد. به تعبیر قرآن مجیدمفسدبود. در برابر او موسی (ع) پیامبری با آیات الهی ، با عصای شگفت انگیز که اژدها می شد. ید بیضا دارد ماموریت پیدا میکند که با فرعون به نرمی سخن بگوید.۱۲

مولوی در مثنوی معنوی این موضوع را بسیار زیبا در قالب شعر بیان می کند.
موسیا در پیش فرعون زمن
نرم باید گفت قولا لینا
آب اگر در روغن جوشان کنی
دیگران ودیگ را ویران کنی
نرم گو لیکن مگو غیر صواب
وسوسه مفروش در لین الخطاب۱۳
خداوند وقتی با فرعون اینگونه رفتار میکند.حال با کسی که خدا قبول دارد.پیوسته در کارها از او یاری می طلبد، حال ممکن است خطایی هم از او سر زند چگونه رفتار می کند.
دوستان را کجا کنی محروم
تو که با دشمنان این نظرداری۱۴

۴- سعدی شیرازی نیز حکایتی نقل می کند بسیار شیرین وآموزنده ابراهیم خلیل الله همیشه با مهمان سرسفره می نشست. اما مدتی گذشت و مهمانی به خانه او نیامد، وی نگران شد.
لذا از خانه بیرون آمد تا شاید کسی را بیابد و او را به مهمانی خود دعوت کند.
برون رفت وهر جا نبی بنگر
براطراف وادی نگاه کرد ودید
به تنها یکی در بیابان چوبید
سرو مویش از برف پیری رسید
ابراهیم پیرمردسپیدموی را بیافت واو را باخود به منزل آورد . چون بر سر سفره نشستند همه با نام خدا به غذا خوردن مشغول شدند. اما پیرمرد بسم الله نگفت.
چو بسم الله آغاز کردندجمع
نیامد زپیرش حدیثی به سمع

ابراهیم به او گفت :
نه شرط است وقتی که روزی خوری
که نام خداوند روزی بری؟
خلاصه ابراهیم دریافت که وی از گبران است و او را از خانه خود راند در همین حال سروش از طرف خداوند می آید و ابراهیم را سرزنش می کند .
سروش آمد از کردگار جلیل
به هیبت ملامت کنان کای خلیل
منش داده صدسال روزی و جان
تو را نفرت آمد از او یک زمان
گر او می برد پیش آتش سجود
تو وا پس چرا می بری دست جود؟۱۵

۵- داستان موسی با فرعون و حکایت ابراهیم با گبر تلنگری است بر ما که چگونه سخن بگوئیم، چگونه رفتار کنیم و طرز برخوردمان با مخالف خود چگونه باشد. وقتی خداوند به موسی و هارون دستور می دهد با فرعون که سمبل ظلم و ستم بر روی زمین است با قول لین صحبت کنند و پیامبرش ابراهیم را بخاطر تحمل نکردن آن غیرمسلمان سرزنش می کند . آیا سزاوار است که ما نویسندگان، اندیشمندان و روزنامه نگاران را که نگین تابان هر ملت و کشور هستند ملحد و مرتد معرفی کنیم و آنان را قلم به دست مزدور بخوانیم و روزنامه هایمان را پایگاه های دشمن و ضد انقلاب بنامیم. این عزیزان همه مسلمانند، ایرانی اند، در چارجوب قانون اساسی قلم می زنند، در مبارزات بر ضد نظام ستم شاهی حضوری فعال داشته اند، در دفاع مقدس زیر بارش توپ ها و خمپاره ها بوده اند. بعضی از آنان پدر یا برادر خود را در جنگ از دست داده اند. یا عضوی از بدن خود را به انقلاب و وطن خود تقدیم کرده اند. آیا با این سوابق درخشان باز سزاوار ملامتند. حال سوال اینجاست که با کدام ملاک و معیار آنان را از قلمرو دین و آیین می رانیم. در این رابطه ولتر بسیار زیبا می گوید: ” ما باید متقابلاً با یکدیگر مدارا کنیم ، زیرا همگی ضعیفیم ، ناهشیاریم، دستخوش تغییریم و در معرض گمراهی! مگر ممکن است نی سرخم کرده در برابرباد،در لای و لجن، به نی مجاور خود که در جهت خلاف خم شده است، بگوید: به شیوه من بخز، سیاه روز!تا نگویم که از ریشه ات برکنند و بسوزانند”۱۶

مدعیان انقلاب و ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس ، چه خوب است در خلوت خود به داوری خویش بپردازند و به مصداق “اناالانسان علی نفسه بصیره” با بصیرت به احوال خود بنگرند و به این سخن مسیح بیندیشند گه چگونه است خاشاک را در چشم برادرت می بینی، اما پاره چوب را در چشمان خود نمی نگری؟
چرا خداوند متعال داستان موسی را اینگونه به تفصیل در قرآن مجید مطرح کرده است؟
در ۳۴ سوره قرآن مجید به داستان موسی به تفضیل یا به اشاره توجه شده است. ۱۳۶ بار واژه موسی در قرآن آمده است. پیداست که این داستان بسی عبرت آموز است. یعنی باید از زمانه خود به این داستان پل بزنیم و راه و رسم سخن گفتن و سلوک را از آن بیاموزیم .۱۷
اساس دعوت انبیاء بر نرمی و مدارا بوده است. با بردباری، تحمل و تساهل و تسامح است که می توان قلوب را تسخیر کرد نه با تندی و خشونت و صاحب مثنوی این مطلب را چه زیبا در قالب شعر بیان می کند.
او به تیغ حلم چندین حلق را
واخرید از تیغ، چندین خلق را
تیغ حلم از تیغ آهن تیزتر
بل زصد لشکرظفر انگیزتر۱۸

۶-
بدون شک ماندگارترین رمان و نیز زیباترین و خواندنی ترین رمانی که پیروزی انقلاب اکتبر و پیامدهای آن را تصویر می کند، “رمان گذار از رنجها” نوشته الکسی تولستوی است نکته قابل توجه این است که بر اساس معیارهای موجود تولستوی یک نویسنده معاند و ضد انقلاب اکتبر بود؟ تولستوی با پیروزی انقلاب اکتبر از شوروی گریخت. پیغامهای مکرر لنین برای او و نگارش نامه خصوصی برای او، فرستادن برادر لنین برای مذاکره با او، سرانجام تولستوی را به شوروی بازگرداند و ثمره این بازگشت “گذار از رنجهاست” که ۲۲ سال تولستوی برای نگارش این رمان وقت صرف کرد . وی در عرق ریزان روح خود بقول فاکنر و توفان عشق و مهری که نسبت به مردم خود داشت و رابطه مستحکم و عاطفی که با انقلاب برقرار کرد، گذار از رنجها را نوشت. پیداست انسانها از جنس سنگ و چدن نیستند، انسانند و در برابر مهر و احترام و قدرشناسی پاسخ مثبت می دهند. و در برابر شیوه های مبتنی بر هتک و طرد فاصله می گیرند و عمق رنج و زجر را در کار خلاقه خویش در واژه ای یا نقشی به یادگار می نهند.۱۹

وقتی لنین که یک فرد مارکیست است با مخالفان خود این چنین برخورد می کند، گذشته های یک فرد معاند را فراموش می کند و تمام توان خود را در جذب، و نه طردافراد مملکت خود بکار می گیرد.
آیا سزاوار است ما که کاملترین و سهل ترین دین را داریم و رفتار و سلوک معمار آن با مخالفان و خصوصاً دشمنان خود- ابوسفیان،هند،وحشی و… – آئینه تمام نمای در پیش روی ماست. رفتارمان با مخالفان خود همراه با سخت گیری و خشونت باشد.
پیامبر اکرم (ص) در روز فتح مکه نه تنها ابوسفیان را نکشت بلکه به او امتیاز نیز داد و گفت هر کس که به مسجد الحرام یا خانه ابوسفیان پناه ببرد در امان است یعنی خانه ابوسفیان را همسطح مسجد الحرام دید. همچنین ایشان وحشی قاتل عمویش حمزه را بخشید و وقتی عثمان از پیامبر برای «عبدالله ابن سعد» امان خواست حضرت او را بخشیدند . باز پیامبر کنیز آوازه خوان «عبدالله ابن خطل» که در هجو رسول خدا شعر می گفت بخشید و وقتی که زن اکرمه بن ابی جهل نزد پیامبر آمد و برای همسرش امان خواست ایشان به وی امان داد و بدست پیامبر مسلمان شد . وبه مردم مکه گفت : فاذهبوا و انتم الطلقاء : بروید که همه تان آزادید.
باتوجه به رفتار و سلوک پیامبر با دشمنان خود، پیداست که در اسلام اصل بر تساهل و تسامح است و مجازات فرع است، اصل بر جذب است و طرد فرع است.با مدارا و عطوفت می توان قلبها را تسخیر کرد نه با تندی و خشونت. و خواجه شیراز این نکته را چه زیبا بیان می کند:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا ۲۰

۷- با کمی دقت و برگشتن به عقب چه در تاریخ اروپا و چه در تاریخ اسلام ببینیم عدم مدارا و سخت گیری چه نتایجی به بار آورده است . مگر یکی از دلایل عمده رخت بر بستن دین از صفحه زندگی اروپائیان و حذف خداوند و تکیه صرف آنها بر روی عقل بشری همین برخوردهای تنگ نظرانه نهاد دینی آنها یعنی کلیسا و به طبع آن حکومت نبوده است . مسلماً ما نیز اگر اسلام را جاده ای یکطرفه و تنگ و تاریک بدانیم دیر یا زود به سرنوشت آنهادچار خواهیم شد. چرا لباس سبز مذهب در دانشگاه بسیار کمرنگ شده است. چرا دانشجویان به روحانیون روی خوش نشان نمی دهند. چرا جوانان ما دین گریز شده اند. آیا باید درمان این دردها را در جایی به غیر از رفتار و سلوک خودمان جستجو کنیم.

اسلام با چهره ای بشاش، خوشرو و در حالی که خنده بر لبانش نقش بسته، کار هدایت انسانها را انجام می دهد. اما ما اسلام را با چهره ای خشن ارائه کرده ایم. بدون اینکه ذائقه جوان امروزی را بسنجیم، مقتضیات زمان و مکان را در نظر بگیریم می خواهیم جوانان خود را دین دار ببار آوریم . مطمئناً تا زمانی که ما با روح اصیل اسلام که همان مدارا و نرمی است، تساهل و تسامح است فاصله داشته باشیم، اسلام را با قدرت طلبی درآمیزیم. نه می توانیم در دانشگاه ها موفقیتی بدست آوردیم و نه توان آن را داریم که بر جوانانمان تأثیرگذار باشیم.

تیمور قاسمی

پی نوشتها
۱۱- معین محمد، فرهنگ فارسی، جلد ۱ ، انتشارات امیرکبیر، بی تا،ص، ۱۰۷۸
۲- والده فرانسوا، امیر تواکو، الیویه کریستن و دیگران، تسامح از دیرباز تا کنون، ترجمه مازیار مهیمنی و محمدرضا شیخی محمدی، چاپ اول , تهران ۱۳۷۸ ،ص ۱۰
۳- عمیدحسن، فرهنگ فارسی،انتشارات ابن سینا، تهران۱۳۶۱، ص ۳۸۷
۴- سوره اعلی، آیه ۸
۵- سوره لیل، آیات ۵،۶،۷
۶- “سخنی با آیت الله مصباح یزدی”اطلاعات ، ش ۱۱۸۸۰، ۲ فروردین، ص۲
۷- حافظ خواجه شمس الدین محمد، دیوان حافظ، از نسخه محمد قزوینی و قاسم غنی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول، تهران ۱۳۷۷، ص ۲۲۱
۸- مختاری علی ، تسامح و گریز از تسامح،نشریه گفتمان، شماره اول، اسفند ۷۸، ص۱۲
۹- اطلاعات، ش ۲۱۸۸۲ ، ۲۳ فروردین ۷۹، ص۲
۱۰- سوره طه، آیات ۲۴، ۲۵ و ۲۶
۱۱- سوره طه، آیات ۴۳و۴۴
۱۲- اطلاعات، ش ۲۱۸۸۵ ، ۲۸ فروردین ۷۹، ص۲
۱۳- بلخی مولاناجلال الدین محمد، مثنوی معنوی،تصحیح نیکلسون ج ۳ انتشارات ققنوس،تهران ۱۳۷۷، ابیات شماره ۳۸۱۵ تا ۳۸۱۷
۱۴- سعدی، گلستان، بکوشش نور الله ایزدپرست، انتشارات دانش، چاپ چهارم- ص۳
۱۵- سعدی، بوستان، بکوشش غلامحسین یوسفی،انتشارات خوارزمی،تهران ۱۳۷۵، صص ۸۱-۸۰
۱۶- تسامح از دیر باز تا کنون،پیشین ، پشت جلد
۱۷- اطلاعات، ش ۲۱۸۸۶، ۲۹ فروردین ۷۹، ص۲
۱۸- مثنوی، معنوی،پیشین،ابیات ۳۹۸۸ تا ۳۹۸۹
۱۹- استیضاح، انتشارت اطلاعات، چاپ اول، تهران ۱۳۷۸، ص۳۲۶
۲۰- دیوان حافظ، پیشین، ص۴

حیات دوباره “آینه”

آبان ۲۷ام, ۱۳۸۹

انجمن شعر آینه هر هفته روزهای دوشنبه ساعت ۸ عصر جلسه دارد.

مکان: طبقه دوم اداره ارشاد(کتابخانه عمومی)
با غزلی از خلیل ذکاوت به دیدنتان آمده ام
آرزو

خودبینی‌ام گردیده جزء خلق و خویم
بردار این آیینه را از روبه‌رویم
باور بکن جز متن درهم برهمی نیست
معنای‌ِ خط‍ّا خط و شرح‌ِ موبه مویم
باطل شدم؛ آغاز من پایان من بود
مثل سلام یک نماز بی‌وضویم
بی‌آرزویی را دل من آرزو داشت
عمری‌ست دنبال همین یک آرزویم
این خشک و خاموش، آن یکی خواب است و خسته
دریای خود را از کدامین جو بجویم؟
افشرده غم، شیره شوق است این بغض
تا بشکفد، تیغی بزن زیر گلویم
نشکفته عطرش عالمی را نشئه کرده
خامی مکن! بگذار دستت را بشویم
گفتم که گفتنها نگویم تا بیایی
حالا نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم!

خلیل ذکاوت

منبع سوره مهر

فیلتر شدن سایت به دلایل نامعلوم، به روز شدن سایت

آبان ۲۶ام, ۱۳۸۹

از دیروز تا الان، قسمتی از سایت به دلایلی نامعلوم فیلتر شده بود. این قسمت فیلتر شده فقط قسمت وبلاگی سایت را شامل میشود و مابقی قسمتها مانند انجمنها، گالری عکس و موسیقی بدون هیچ مشکلی باز میشود. متاسفانه اطلاع رسانی شرکت مسئول فیلترینگ ناقص است و برای رفع فیلتر مسیر اداری پیچیده ای را پیشنهاد میکند که بسیار وقت گیر است. فعلا وبلاگ به محل دیگری منتقل شده و مشکل به صورت موقتی حل شده و منتظریم حداقل اطلاعاتی از دلیل این امر بیابیم.  در صورتِ یافتن اطلاعاتی در این مورد به اطلاع شما خواهیم رساند.

ما هم از فرصت استفاده کرده و به خانه تکانی سایت پرداخته و نرم افزار وبلاگ و انجمن ها را به آخرین نسخه موجود به روز کردیم. از این به بعد نویسندگان و بازدید کنندگان سایت میتوانند در کنار نوشته خود عکسشان را نیز اضافه کنند. برای این کار لازم است به سایت مخصوص این کار که gravatar.com است مراجعه کرده و پس از ثبت نام و دادن ایمیل، عکس خود را در آن سایت آپلود کنید. این عکس از این به بعد به صورت اتوماتیک در کنار نوشته های شما نمایش داده خواهد شد. توجه داشته باشید که ایمیلی که در هنگام ثبت نام به سایت گراواتار معرفی میکنید باید با ایمیلی که در این سایت معرفی میکنید یکی باشد.

موفق باشید

عـــــــــــرفـــــــه

آبان ۲۵ام, ۱۳۸۹

از گِل آدم شنیدم بوى تو  ـــــــ  راه‏ها پیموده‏ ام تا کوى تو

شناختم من به احوالم تو یکتا را ، تو را : تویی که انوار جمالت را به دلهای شیفتگانت تاباندی تا آن که ‏تو را شناختند و به یگانگی تو ایمان آوردند. تویی که محبت غیر خود را از قلوب دوستانت زدودی تا غیر تو را به دوستی نگرفتند و به جز تو پناه نیاوردند و آن گاه که جهانیان آنان را هراسناک‏ سازند، تو مونس ایشان هستی و تویی که آنها را هدایت فرمودی تاجایی که نشانه ‏های قدرتت ‏بر آنان آشکار گشت!

آن کس که تو را از دست داد ، چه کسی را یافت و آن که تو را یافت که را از دست داد!

به راستی که زیانکار است آن کس که به‏ جای تو دیگری را برگزیند و بسی خسران زده است آن که بکوشد تا از تو جدا گردد. چسان به غیر تو امیدوار شوم، در حالی که تو رشته احسان را نگسسته ‏ای و چگونه نیاز خویش از درگاه غیر تو بطلبم و حال آن که عادت بخشندگی خویش را دگرگون نساخته ‏ای!

…خدای من!
خواندمت، پاسخم گفتی؛
از تو خواستم، عطایم کردی؛
به سوی تو آمدم، آغوش رحمت گشودی؛
به تو تکیه کردم، نجاتم دادی؛
به تو پناه آوردم، کفایتم کردی؛
خدایا!
از خیمه‌گاه رحمتت بیرونمان نکن.
از آستان مهرت نومیدمان مساز.
آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان.
از درگاه خویشت ما را مران.
…ای خدای مهربان!
بر من روزی حلالت را وسعت ببخش
و جسم و دینم را سلامت بدار
و خوف و وحشتم را به آرامش و امنیت مبدل کن
و از آتش جهنم رهایم ساز.
…خدای من!
اگر آنچه از تو خواسته‌ام، عنایت فرمایی، محرومیت از غیر از آن، زیان ندارد
و اگر عطا نکنی هرچه عطا جز آن منفعت ندارد.یا رب! یا رب! یا رب!
…خدای من!
این منم و پستی و فرومایگی‌ام
و این تویی با بزرگی و کرامتت
از من این می‌سزد و از تو آن …
چگونه ممکن است به ورطه نومیدی بیفتم در حالی که تو مهربان و صمیمی جویای حال منی.
…خدای من!
تو چقدر با من مهربانی با این جهالت عظیمی که من بدان مبتلایم!
تو چقدر درگذرنده و بخشنده‌ای با این همه کار بد که من می‌کنم و این همه زشتی کردار که من دارم.
…خدای من!
تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله‌ای که من از تو گرفته‌ام.
…تو که این قدر دلسوز منی! …
…خدایا تو کی نبودی که بودنت دلیل بخواهد؟
تو کی غایب بوده‌ای که حضورت نشانه بخواهد؟
تو کی پنهان بوده‌ای که ظهورت محتاج آیه باشد؟
…کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند.
کور باد نگاهی که دیده‌بانی نگاه تو را درنیابد.
بسته باد پنجره‌ای که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.
و زیانکار باد سودای بنده‌ای که از عشق تو نصیب ندارد.

…خدای من!
مرا از سیطره ذلتبار نفس نجات ده و پیش از آنکه خاک گور، بر اندامم بنشیند از شک و شرک، رهایی‌ام بخش.

…خدای من!
چگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی!
چگونه سستی بگیرم، چگونه خواری پذیرم که تو تکیه‌گاه منی!
ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش، آنچنان تجلی کرده‌ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده….
یا رب! یا رب! یا رب

این گوشه ای از نیایش امام حسین علیه السلام در روز عرفه در صحرای عرفات است . ای کاش در زیارت عاشورا و امثال آن از شناخت و کلام امام نیز مطالبی آورده میشد و ای کاش ما شناخت حسین ابن علی را پیدا میکردیم و ای کاش ما از حسین الگو و معرفت میگرفتیم . خدایا یک عمر زیارت آقا و عاشورا خواندیم و بر سر و سینه زدیم اما به معرفت و شناخت حسین نرسیدیم . خدایا ما را به شناخت خود و درک عرفه و حسینت توفیق ده و علمای ما را به تعلیم راههای شناخت خود وحسین زهرا(س) رهنمون فرما تا ضمن عزاداریهایمان ، از حسین رسم شناخت و معرفت و ذلت ناپذیری را یاد بگیریم . یادش بخیر بر این کلام شیرین که گفت من متعجبم از شیعیانی که بر کوی حسین(ع) بر سر و سینه میزنند ولی آزادگی و ظلم ناپذیری آقا را رها کرده اند . وَ اَنا اَشهَدُ ، یا اِالهی ، بحقیقتِ ایمانی وَ عَقدِ عَزمات ِ یقینی وَ خالص صریح توحیدی وَ باطن مکنون ِ ضمیری وَ عَلایق مجاری نور بصری وَ اساریر صفحَه جَبینی وَ خُرق مساربِ نَفسی وَ خَذاریف مارن عرنینی وَ مساربِ سماخ سَمعی وَ …

یا رب اراده ای ده تا قربانی کنیم تحقیرهای دنیای دنی را قبل از آنکه این عفریت خوش خط و خال  قربانی کند عقبایمان را .

همه عالم به نور توست پیدا  ـــــــــــ   کجا گردى تو از عالم هویدا ؟

عــــــــــــــــــــــــــــید سعــــــــــــــــــــــــــیــد قربـــــــــــــان مبــــــــارک .

زندگی شیرین می شود!

آبان ۲۵ام, ۱۳۸۹

دیگر خسته شده بودیم از خودمان و احساس می کردیم نیاز به پنجره ای جدید داریم که از درون ان پیرامونمان را دید بزنیم . البته با سپاس فراوان قبلی از خودمان مدت ها پیش به این نتیجه رسیده بودیم که روحیه سیاه بینی که مانند جغد شومی در ذهنمان لانه کرده ممکن است نتیجه نوع نگاه تخیلی مان به پدیده هایی باشد که دور بر مان اتفاق می افتند.

بنابراین تصمیم گرفتیم که دیگر سیاه فکر نکنیم و به همه چیز خاکستری نگاه کنیم .بعد از اتخاذ این تصمیم انقلابی، شور و شوقی که در وصف ناید ما را مانند هاله ای در بر گرفت. فقط نمی دانیم با این همه احساس شادمانی پِلکِمان چرا نمیزد. سر شار از انرژی مثبت و در حال مسواک صبحگاهی بودیم که متوجه شدیم شَیی پرنده مانند از لایه در خانه خودش را به زحمت به داخل رساند و پرواز کنان از راهرو گذشت و به زیبایی هر چه تمام تر جلوی در دستشویی فرود امد.

تجربه ثابت کرده بود که این نوع خاص اشیا پرنده خیلی هم قدم میمونی ندارند و اکثریت بار مالی با خودشان حمل می کنند .کاغذ را خیلی با احتیاط باز کردیم همچنان با همان نگاه خاکستری مان به پدیده ها که تِمِ اصلی نگاهمان بود هنوز . ” لطفا مبلغ چهار صد هزار تومان تا تاریخ فلان که می شد ده روز بعدش ، به حساب سیبای شماره ۰۱۰۱۰۱۰۱۰۰۱۰۱۱ بنام شرکت اب و فاضلاب واریز نمایید . لازم به ذکر است تاخیر در پرداخت موجبات قطعی اب و اینا می شود”. به همین سادگی.

قدری بدنمان سست شد و چشمانمان هم همزمان سیاهی رفت. احساس کردیم که پتانسیل عبور از شخصیت جدیدمان را در ان لحظه بطور موقت داریم و با قدری بد اخلاقی کلامی می توانیم اندکی خود را تخلیه کنیم تا موقتن از ان فضا عبور کنیم. ولی نکردیم. بجایش با اندکی سعه صدر و مشورت با خانواده (یاد بگیرید یه کم) ردیف بودجه ای با دستکاری در لیست اولویت های سبد خانوار، برایش در نظر گرفتیم و نهایتا تصمیم بر ان شد که در ساعات اولیه همان روز شر سر خری که اول صبح شیلنگ در نگاه جدیدمان به زندگی گرفته بود از سرمان کم کنیم که تا اخر هفته هی روی اعصابمان نباشد .

نه غُر زدیم نه فکر بدی در مورد شرکت مورد اشاره کردیم نه چیزی در زمان وارد شدن شک زیر لب زمزمه کردیم و نه هیچی ، اتفاقن چند عدد ایده خوب هم در ذهنمان مرور کردیم ، مثلا اینکه می توانستند بگویند مبلغ را در سه قسط پرداخت کنید و یا اینکه این مبلغ طی چند مرحله روی قبض اب سر شکن شود. مثل روز برایمان روشن است که حرفهایمان در باب شخصیت جدیدمان در هنگام ورود شُک را باور نمی کنید ولی می شود ، می توانیم .

با ماشینمان که قسطی بود و دو چک سه میلیونی باقی مانده اش هم خوره ی اصلی مغزمان بود در ان روزها و به اتفاق نگاه خاکستری و سر خوشی کاذبی که داشتیم روانه بانک شدیم .خر تو خری همیشگی کما فی السابق بر خیابان حاکم بود. چهره هایی که پشت فرمان ماشینها می دیدیم اکثرا عبوس و بی رمق بنظر می امدند. دوست می داشتیم همان لحظه پشت سقف ماشین برویم و از تجربیات جدیدمان برایشان بگوییم که از دریچه جدید ما به پدیده های پیرامونشان نگاه کنند و بجای سخت گرفتن های الکی با واقعیات زندگی کنار بیایند و اوقات خوشی را برای خودشان رقم بزنند .

در همین اثنا بودیم که صدای برخورد دو شی نسبتا سخت کن فیکون مان کرد . از تکان سخت رو به جلویی که به اتفاق خودرو ملی مان خوردیم شک نداشتیم که یک طرف قضیه بسلامتی خودمانیم . از انجا که شک نداشتیم مفعول خودرو خودمان است با گردنی بر افراشته و نگاهی حق طلبانه از خودرو پیاده شدیم. را ننده تاکسی هم که مالانده بود بهمان پیاده شدند با روحیه ای بمراتب از خودمان مثال زدنی تر که : “این چه وضع ترمز زدنه اقا . مگه نمی بینی من پشت سر شما دارم میام .یه نگاه هم به اینه عقبت بندازی بد نیست. بچه خوشکل حواست کجاست.”

چیزهایی در مورد سیاست فرار به جلو شنیده بودیم ولی فرار به جلوی به این زیبایی در عمرمان ندیده بودیم. کَفِمان برید. خیابان جای سوزن انداختن نبود و صدای بوق اعتراض ماشین ها بدلیل خللی که در ترافیک ایجاد کرده بودیم گوش فلک را کر کرده بود. با توافق فاعل همدیگر را به کنار خیابان هدایت کردیم و به نحوی شایسته از خجالت یکدیگر بدر امدیم . البته ایشان بدلیل تسلطشان به ادبیات مدرن خیلی زیبنده تر شرمنده امان کرد و ما بدلیل قراری که با خودمان گذاشته بودیم سعی کردیم کمتر تخلیه شویم.

نگاه جدید و دریچه خاکستری مان مقداری اذیت شده بود ولی همچنان سو سو یی می زد. اگر گردنمان را بر افراشته نمی کردیم و چپ چپ به راننده تاکسی که خود نیز کلافه از این ترافیک سنگین بود ، نگاه نمی کردیم و بجایش سیاست جذب حد اکثری در پیش می گرفتیم شاید کار به شرمندگی فی ما بین نمی رسید…

ظهر بود که سینه خیز خود را به بانک رساندیم. خوشحال بودیم که اینجا تجارت الکترونیک حکمرانی می کند و میتوانیم در این فضا قدری روحیه از دست رفته خود را باز سازی کنیم. به سمت دکمه دستگاهی که نوبت می دهد رفتیم . احساس کردیم چند نفر ما را زیر نظر دارند . دکمه را فشار دادیم .کاغذی بیرون امد. ۶۳ نفر در نوبت انتظار. سرمان را بسمت ان چند نفر برگرداندیم ببینیم هنوز هم مشغول دید زنی هستند یا خیر!. چنان لبخند پروفشنال و هنری ای روی لبانشان نقش بسته بود که عمرا انگشت چاقه تپله قادر باشد ۱۰۰ سال دیگر پیامی را با چنین شفافیتی به مخاطب خود انتقال دهد . احساس می کردیم این پیام برای نگاه جدیدمان حواله شده باشد.

کلا خودمان هم نمی دانیم چه می خواستیم بگوییم. شما را نمی دانیم.

هفته نامه طلوع ویژه نامه لامرد و مهر ۲۴ آبان ۱۳۸۹

توسعه، قربانی تغییر

آبان ۲۳ام, ۱۳۸۹

لامرد در حال حاضر یکی ازدشوارترین شرایط سیاسی بعد از رجعت ناگهانی نماینده پر تلاش و فقید خود زنده یاد دکتر حیاتی را سپری می کند. در حالی که مدیران اصولگرای حامی دولت، لامرد را به شکوفایی ترین مرحله خود تا این زمان رسانده است،در درون دولت با مشکلات بسیار زیادی دست و پنجه نرم می کند که بدون شک بزرگترین آنها،عدم توجه دولتمردان به مدیران شایسته مجرب و با سابقه و مردمی و در عین حال برخواسته از دولت اصولگرا که این روزها مورد بی مهری قرار گرفته است ،می باشد .

در واقع ریشه بحران سیاسی منطقه زمانی باید دانست که مردم و مسئولین منطقه تنها حامی و نماینده شایسته خود را از دست دادند و این بزرگترین سؤال بی پاسخی است در بدنه دولتی که با ادعای شعار اصولگرایی آحاد مردم را به آینده نظام امیدوار کرده است ولی باید کسی داشته باشی تا به جایی برسی و به فریادت برسند.

رویکرد مردم به سیاستهای دولتمردان اصولگرا اگرچه مثبت ارزیابی شده اما جای بسی تأمل است که در چنین شرایطی ،دیدگاهها نظرات و خواسته های بحق طیف عظیمی از حامیان همین دولت اصولگرا نادیده گرفته  شده ودر بازار سیاست نه تنها ارزشی ندارد حاضر به پاسخگویی نبوده وخواسته مردم را نوعی انحصار طلبی می دانند که همه فعالان سیاسی با دیدگاه های مختلف رابه تعجب واداشته است ، منطقه ای که بعد از دست دادن ممتازترین شخصیت انقلابی ،سیاسی،فرهنگی و…خود سکان هدایت را به تنها نماینده دولت (فرماندار)می سپارد و ایشان نیز با سعه صدر و مدیریت عالی در همه سطوح منطقه را به نقطه اوج و کمال نزدیک می کند ، در یک حرکت ایزایی دچار بحران می شودکه همه دوستداران نظام و انقلاب و بعضاًحامیان دولت را سر در گم می کند.

به یقین دولتهای گذشته نظام چنین حرکات غافلگیرانه را هیچ وقت در تشکیلات اداری و حتی سیاسی خود نیز نداشته اند حامیان دولت در هر زمانی حداقل مورد احترام و تکریم همان دولت بر خواسته از همان توده مردم بوده است مگر اینکه احساس شود دولت فراتر از خواسته ها و نظرات مردم خود شاهکار نموده و نظر جمعی از دوستان حزبی و محفلی خود را بر آحاد مردم علاقمند و مشتاق خود ارجحیت دهد!!!

البته شاید این هم از برکات به جای مانده از دولتهای گذشته  سازندگی و اصلاحات است که خیلی راحت می توان هر وقت سنگی بر سر راهتان سبز شد آنرا برداشته و دودستی برسرآنان بکوبی!وگرنه معمول است که دولت برخواسته از توده مردم به نظرات وآراءحامیان خود احترام گذاشته و در رفع مشکلات آنان گام بردارد.

حال که هیچ جای خودش نیست و به قول سیاستمداران امروزی در مملکت چپ و راستی ،اصولگرا و اصلاح طلبی معنا ندارد!توصیه می شود مسئولین و مردم یکبار دیگر مصمم و استوار دست در دست هم گذاشته و همدل و همسو ،اولا ًدر جهت حفظ وحدت وانسجام آحاد مردم و ثانیاً برای توسعه ،پیشرفت و آبادانی منطقه همچون گذشته همت و تلاش مضاعف نموده واز هر گونه شبهه واختلاف افکنی پرهیز و خود را برای منطقه ای آباد درآینده نزدیک مهیا نمایند که تاریخ پر افتخار این منطقه نشان داده هر گاه مردم در صحنه بوده و همگام با مسئولین دلسوز خود حرکت نموده اند چشم طمع همه فتنه گران ازآن دور گردیده ومردم به آرزوهای خود رسیده اند در پایان لازم است به قسمتی از فرمایشات رهبر فرزانه انقلاب مقام معظم رهبری گوش جان دهیم که فرمود:«خدای متعال وعده داده است که اگر کسی خدا را نصرت کند خدا اورا نصرت خواهد کرد،اگر کسی برای خدا حرکت و تلاش کند پیروزی نصیبش خواهد شد.نه اینکه به هر یک نفری پیروزی می دهند بلکه وقتی مجموعه ای حرکت می کند البته سختی ها هست ،رنجها هست اما پیروزی هم هست.»

ما کجا ایستاده ایم؟

آبان ۲۲ام, ۱۳۸۹

۱- این روز ها مجموعه مختار نامه روی آنتن است. بسیار تاثیر گذار و تامل برانگیز. روی وب مطالب زیادی در مورد این سریال نوشته شده است. چه اشک ها که به خاطر مظلومیت امام حسین پای این سریال ریخته نشده است. بنده شخصا رفتار مختار را که می بینم تازه پی به منش انسانی و الهی اهل بیت می برم. به نظر می رسد داوود میرباقری در پیشگاه اهل بیت دست پر باشد.
۲- ما لامردی ها از قدیم الایام با محرم رابطه ویژه ای داشته ایم. از ویژگی های بارز لامردی ها همین صفا و صداقت آنها در برخورد با واقعه عاشورا و امام حسین است. این را از مراسمات هم می توان دید. چیزی که سالهاست حسرت دیدنش را دارم.
۳- دیشب ماجرای مسلم ابن عقیل را شاهد بودیم. دیدیم که چگونه مردم کوفه یک به یک دور آن جناب را خالی کردند. تا ساعت ها ذهن من درگیر این مساله بود:

اگر ما در آن روزگار بودیم در آن شرایط پیچیده کدام طرفی بودیم؟
جواب دادن به این پرسش زیاد هم سخت نیست.

پاسخی به یک خرافه دیگر

آبان ۲۰ام, ۱۳۸۹

اشاره: یکی از شگردهای مخالفان مذهب در ضدیت با آموزه‌های مذهبی، ترویج خرافه به نام دین است. استعمار و استعمارگران نیز به خوبی دانسته‌اند که برای مبارزه با حقیقت روشنی مانند دین، خوب به آن حمله نکنند بلکه « بد از آن دفاع کنند» سالهاست که خواب نامه‌هایی به زبان فارسی و عربی و انگلیسی در جوامع مسلمین توزیع می‌گردد که شیخ احمد که او را خطیب مسجدالنبی (ص) در مدینه معرفی می‌کنند, رسول خدا (ص) را در خواب دیده که امروز ۶۰۰۰ مسلمان مرده و هیچکدام وارد بهشت نشده‌اند این بدان جهت است که زنان فرمانبری از شوهران ندارند و ثروتمندان به فقیران مساعدت نمی‌کنند. هرکس ده‌بار از روی آن بنویسید خیر می‌بیند و روزی‌اش افزایش می‌یابد و هرکس از روی آن ننویسد یا نوشته را تکثیر نکند پس از ۹ روز در اثر بلا خواهد مرد. لازم است برای اینکه مردم بزرگوار و متدینین به زحمت نیفتند و این خرافه‌ها را به عنوان مشق ننویسند و در حرم مطهر ائمه و امام‌زادگان علیهم‌السلام، به جای مناجات با پروردگار به نوشتن این خرافه‌ها مشغول نشوند، مسایل مذکور نقد شوند. این نوشتار در راستای همین هدف تهیه شده است.
پاسخ به این خواب‌نامه‌ها:
۱- مهربانی خداوند ارحم‌الراحمین بسیار بیش از آن است که به دلیل ننوشتن یک مطلب ( بر فرض صحت) او را به بلایی گرفتار و جان او را بگیرد. مگر توزیع این مطلب کدام سطح از احکام خمسه تکلیفه را در بردارد؟ بر فرض که واجب باشد آیا خداوند ودود و مهربان بخاطر عدم انجام یک واجب!! انسان را هلاک می‌کند یا راهی برای توبه او باقی نمی‌گذارد؟ نگارنده این سطور بارها این نوشته‌ها را پس از محفوظ داشتن نام خدا و رسول (ص) و در انظار عموم و برای مبارزه عملی با این خرافه‌ها، پاره کرده و بحمد الله بلایی نیز متوجه او نشده است.
۲- وجود شخصی مجهول‌الهویه به نام شیخ احمد با مسئولیت خطیب یا امام جماعت مسجدالنبی(ص) به شدت مورد تردید است آنهم کسی که از سال ۵۰ تا امسال ۸۹ مرتباً در همین میسئولیت مانده است!!! و مدام نیز همین خواب را می‌بیند و اعلان عمومی ‌می‌کند.
۳- بااحترام تمام به رؤیاهای صادقه، اعتبار بسیاری از خوابهای دیگر در نظر علماء مورد سؤال و تردید است.
۴- علت به جهنم افتادن مردم در قرآن کریم که در اسناد آن به ذات مقدس خداوند هیچ تردیدی نیست، به صراحت ذکر شده و نیازی به نشر این خرافه‌ها نمی‌باشد. عللی مانند عدم تفکر، عدم تعقل و عدم استماع حق مطابق آیه ۱۰ سوره ملک «قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر» و یا در آیه ۴۲ سوره مدثر، نماز نخواندن، زکات ندادن، با همنشین بد معاشرت کردن و تکذیب روز قیامت « یتسائلون عن المجرمین ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلین …» علل صریح به جهنم افتادن است. اتفاقاً یکی از علل به جهنم افتادن پیروی از همین خرافه‌ها و آموزه‌های نیاکان است «قالوا انا وجدنا ابائنا علی امه و انا علی آثارهم مهتدون» (آیه ۲۳ سوره زخرف)
۵- معمولاً هرچیز مهم مورد سوء استفاده نیز واقع می‌شود. اسکناس‌ها و چک پولهای با مبالغ بالا، احتمال تقلبی بودن در آنان بیشتر است و لذا مراقبت از آن نیز دقیق تر خواهد بود. نام پیامبر اکرم (ص)، انفاق به فقیران، احترام زوجین به همدیگر، بهشت و امثال آن آموزه‌های مقدسی هستند که در این گونه خوابنامه‌ها به شدت مورد سوء استفاده واقع می‌شوند و صد البته به همین دلیل، اعتبار تقدس آنان افزایش می‌یابد.
۶- به نظر می‌رسد هدف از نشر این اکاذیب و خوابنامه‌ها، خواب کردن مردم است که بیداری آنان همیشه مزاحم استثمار توسط قدرتها بوده است. در پایان برای تنویر بیشتر افکار عمومی مطلبی را در همین رابطه از شهید محراب حضرت آیه الله سید عبدالحسین دستغیب از کتاب «مهدی موعود» صفحه ۵۰ با عنوان «خواب‌نامه‌ها و نشر اکاذیب» نقل می‌کنیم و برای آن شهید بزرگوار و معلم اخلاق، علو درجات را از خداوند متعال مسئلت می‌نماییم.
نظر آیت الله شهید دستغیب در مورد این خواب‌نامه‌ها
« هر از چندی بعضی از این شیادها خوابنامه‌هایی منتشر می‌کنند و عده‌ای ساده‌لوح را تحت تأثیر قرار می‌دهند. مثلاً چندی قبل نوشته بودند شیخ احمد نامی متولی مسجد مدینه منوره در خواب دیده که چنین و چنان می‌شود ایهاالناس توبه کنید تا شش سال دیگر امام زمان ظاهر می‌شود. در حالی که در مدینه چنین کسی نبوده و نیست و بر فرض هم که باشد، از کجا چنین خوابی دیده باشد . مگر هر خوابی قابل اعتناء است. عجیب این است که هم‌زمان در چندین نقطه از مملکت نیز پخش می‌شود و لای قرآنها و مفاتیح در حرمهای مطهر می‌گذراند و قسم می‌دهند که این خوابنامه‌ها را چند مرتبه بنویسند که چقدر اجر دارد.
چه بسا دستهای خیانتی هم در کار باشد که این اکاذیب را نشر دهد و مردم را به این چیزها سرگرم کند تا از معارف و واقعیات باز بمانند و این‌طور وانمود کنند که این ملت چقدر خواب است، با یک خوابنامه می‌شود آنان را فریفت و با یک تکه کاغذی می‌شود آنها را از میدان بدر برد.
زنها بیشتر در معرض خطرند، اشخاصی پیدا می‌شوند که به بهانه دعای اولاد و طلسم و غیره، آنها را می‌فریبند. داروی محبت کدام است؟ بهترین اسباب برای جلب محبت شوهر، اطاعت اوست».
امید است جامعه اسلامی عملاً با این اکاذیب مبارزه نماید.
والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته

نمک و نمکدان

آبان ۲۰ام, ۱۳۸۹

سر و صدای عجیب و بوق و کرنای رسانه ای غرب بواسطه سخنانی که سید حسن نصرالله(دامه عمره) در یک تا یک و نیم سال پیش برای گریز از فشارهای داخلی گروههای مخالف لبنانی و فشارهای بیرونی اعراب جاهلی بجهت اینکه طبق سخنان آن کشیش لبنانی (که تلخیصی از فشارها است) چیزی نمانده است که فرهنگ و تمدن ایرانی در لبنان بر قومیت و تمامیت لبنان بواسطه اقدامات حزب الله فائق آید ، بیان داشته است .

اکنون ذهن تیزبین و روشن و فضول و فرصت طلب دشمنان غدار اسلام و ایران و لبنان به آن رسیده و گزیده آنرا به بحث بین المللی جهت تحریک افکار و افعال ایرانیان عزیز و مسلمان گذاشته است .

۱- آن قسمت سخنان سید حسن این بوده است:

” … شاید منظور، ایران باشد اما در ایران امروز چیزی به نام پارسی سازی یا تمدن پارسی پیدا نمی شود. آنچه در ایران هست تمدن اسلامی است. آنچه در ایران هست دین محمد عرب هاشمی مکی قریشی تهامی مضری [اشاره به نسب عربی و اجداد پیامبر اسلام] است و بنیانگذار جمهوری اسلامی پدر در پدر عرب بوده و فرزند پیامبر خدا محمد است که درود خداوند بر او و خاندانش باد. امروز رهبر در جمهوری اسلامی، امام سید خامنه ای قریشی هاشمی، فرزند پیامبر خدا و فرزند علی بن ابی طالب و فاطمه زهراست که عرب بودند. شاید منظور ایران باشد …”.

*متن این اظهارات در سایت اینترنتی المنار، متعلق به حزب الله لبنان وجود دارد و قابل دسترسی است.
۲ – مسلم است که سید حسن نمی بایست نسبت به این موضوع اینچنین بی مهابانه سخن گوید و بخواهد با طرح آن ؛ فشارها و اذهان اعراب جاهلی و احزاب داخلی لبنان را به اصطلاح قانع نماید و مردم را از پذیرش سخنان آن کشیش لبنانی بر حذر دارد  . اینگونه سخنان آتو دادن به دشمن و تهدید و تحدیدی برای امت واحده است .

همه براین موضوع واقفند که مسلمان ایرانی خدمات شایسته تری را به اسلام ، قرآن ، پیامبر(ص) ، ائمه هدی(ع)، علوم و فنون و فرهنگ اسلامی ، خلق فلسفه و کلام و فقه اسلامی  ، رشد و نمو عرفان الهی ، نشر و تبلیغ و گسترش دین مبین اسلام و مذهب جعفری  ؛  نموده است  و خدمات متقابل و واضح  اسلام و ایران بر کسی پوشیده نیست .  بی جهت نیست که امیرالمؤمنین علی علیه السلام میفرمایند که روزی ایرانی ها گوی سبقت را از شما اعراب جاهلی در نشر و رشد و نمو اسلام بربایند و بر شما در اسلام پیشی بگیرند  و آنوقت  صدای اسلام از ایران به جهانیان برسد .

مسلمان ایرانی ، اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم را مکتبی الهی و مبین می داند و نه عربی و اعرابی که امروز بخواهیم بازگشت نسل خود یا رهبرانمان به عرب امی را افتخار فرض کنیم . (گر چه ما همه خود و خاندان خود را از محمد و علی و زهرا جدا نمیدانیم).

من علیرغم اینکه بعد از دعا بجان امام المسلمین و مخصوصا در غفیله ، امام الحزب الله را دعای خاصه مینمایم ، به ایشان و تمامی عزیزانمان گوشزد مینمایم که شایسته نیست برای فرار از جوی مصنوعی که دشمنان مشترک ما بر دنیا حاکم مینمایند بخواهیم ملیت یکدیگر را خدشه دار کنیم . چطور است که تو به اجداد عربیتت و اتصال آن به اسلام به جد مفتخر میشوی و حال ایرانی سربلند و مسلمان را به ترک تمدن خودش متهم مینمائی و آنرا از افتخارات اسلامی به دور؟! نه والله اینطور نیست . اسلام و تمدن ایران و افتخارات ایران و ایرانی مسلمان و پارسی هیچ منافاتی با یکدیگر نداشته و اکنون نیز در هم عجینند .

(خوب است اینرا نیز بدانیم که پس از رحلت رسول الله(ص) همین اعراب جاهلی ؛ نتنها حق خاندان و اهل بیت پیامبر را  ادا نکردند بلکه آن بزرگواران و عزیزان و پاره های تن محمد(ص) را آزار دادند – کتک زدند , اسیر و زندانی کردند,خوار دشت و بیابان کردند, تبعبد کردند , چه با شمشیر و چه با زهر کین کشتند و ترور و توطئه بر علیه شان کردند و ایشان را ذلیل  داشتند در حالیکه ایرانیان نجیب و غیرتمند و مسلمان خاندان پیامبر(ص) را عزیز و محترم داشتند ؛ در مصیبتشان گریستند و در شادیهایشان شریک شدند و پناه دادند و علاوه بر آن از آنها دفاع جانانه نمودند و برایشان جانفشانی ها کرده و میکنند).

بر آنچه که برای ایرانیان غیور و غیرتمند حل شده است باد افتراق نشاید .

سید حسن که جانم به فدایت ، بدان که ایران مام کهن ما ، اسلام مکتب ما ، قرآن کتاب ما ، کعبه قبله ما ، ائمه هدا(ع) امامان ما ، محمد(ص) پیامبر ما و الله خدای ما است و مفتخریم که انسانهای عالم و سخاوتمندی مانند اجداد خود هستیم که اسلام را نه به عربیت بلکه به الهیت پذیرفتیم و با تمدن کهن پارسی عجین کردیم که امروزه نام ایران با اسلام و محمد و علی صلوات الله علیهم اجمعین عجین است و آنها فقط به اعراب تعلق ندارند –  به همه بشریت تعلق دارند .

اگر نمی توان گفت مکتب ایرانی پس میتوان گفت سفره ایرانی .بر خان نعمت مسلمان ایرانی متنعم شدن و حرمت نمکدان را نگه نداشتن بدور از مروت است .

و اما دشمنان کینه توز ما و اسلام محمدی(ص) بدانند که ما در درون امکان دارد که به همدیگر بواسطه اختلاف نظراتی ایراداتی بگیریم ، این بدان معنا نیست که دشمنی شما نا بکاران را فراموش میکنیم . ما همه مسلمانان یک امت واحدیم و ملیت ما ملاک تفرق ما نیست .

*ایرانیان مسلمان و غیور که برای اهل بیت رسول الله(ص) و اسلام جانفشانی ها کرده و میکنند نیز هوشیار باشند که به اصطلاح بواسطه جریحه دار شدن ملیتشان در یک اشتباه تاکتیکی ؛ آب به آسیاب دشمن مشترک نریزند و نجابت و صبوری خود را حفظ نمایند . والسلام علی عباد الله الصالحین

آشنایی با اهل قلم شهرستان لامرد (۱) حجه الاسلام والمسلمین حسین تقی زاده

آبان ۲۰ام, ۱۳۸۹

18300_144

بیوگرافی و زندگینامه نویسنده:

حجه الاسلام و المسلمین حسین تقی زاده در تاریخ ۱/۱/۱۳۳۶ هجری شمسی در روستای دهنو علامرودشت از توابع شهرستان لامرد دیده به جهان گشود. پس از سپری نمودن دوران ابتدایی در روستا و همزمان با آن در تابستانها فراگرفتن قرآن در مکتب خانه، برای فراگیری علوم حوزوی در تابستان سال ۱۳۴۹ ه.ش راهی شیراز شد و درحوزه امامزاده سید ابراهیم که تولیت و سرپرستی آن را مرحوم آیت الله سید محمد باقر آیت الهی(معروف به حاج عالم) بعهده داشت شروع به درس نمود. پس از چهار سال کسب علم در آن مدرسه، برای ادامه تحصیل به شهر مقدس قم عزیمت کرد و از محضر اساتید بزرگوار حوزه بهره مند شد. و در مدرسه حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی رحمه الله علیه دروس حوزه را ادامه دادند و همزمان با دروس حوزه به ادامه تحصیل دروس پایه دردوره های شبانه اهتمام ورزیدند. پس از اتمام درس سطح حوزه درسهای خارج فقه و اصول اساتید عالیقدر حوزه آیات عظام و مراجع والامقام چون مکارم شیرازی، فاضل لنکرانی، وحید خراسانی، سبحانی و برخی اعاظم دیگر  فیض بردند. نامبرده حدود بیست سال به کار تحقیق و تالیف و تصحیح متون و احیای میراث اسلامی اشتغال داشته و هم اکنون عضو هیئت مدیره و هیئت علمی مجمع احیای فرهنگ اسلامی می باشند. ایشان در زمینه کارهای پژوهشی و تحقیقی با مجمع جهانی اهل بیت همکاری داشته اند و عضو هیئت علمی آن می باشند و همچنین با کتابخانه حضرت آیه الله مرعشی نجفی همکاری علمی دارند و در بخش« موسوعه الامامه فی النصوص اهل السّنه» عضو هیئت علمی و یکی از پدیدآورندگان آن به شمار می روند. این محقق حوزه استاد مشاور و داور پایان نامه های چند تن از دانشجویان دانشکده اصول دین و دانشگاه ادیان و مذاهب بوده اند.

آثار و تالیفات، تحقیقات: بیشتر کارهای علمی و تحقیقی که این نویسنده شهرستان انجام داده اند در زمینه تاریخ و سیره اهل بیت (ع) ، تفسیر قرآن و بطور کلی علوم قرآنی می باشد که در این مقال به معرفی آنها خواهیم پرداخت.

۱٫ تَذکره الخواصّ من اُلامّه بذکر خصائص الائمه:

نویسنده آن سبط ابن جوزی(۵۸۱-۶۵۴ه.ق)  از علمای برجسته اهل سنت بشمار می رود که محبت و عشق او به اهل بیت (ع) باعث شده که برخی او را شیعه می پندارند. این کتاب درباره تاریخ و سیره و شرح حال دوازده امام علیهم السلام و فرزندان و همسران و برخی از سخنان آنها در دوازده باب تدوین شده است. نسب ، فضائل، خلافت، ورع، زهد، خوف و عبادت، سخنان، شهادت و همسران و فرزندان امیر المومنین علی (ع)  از جمله مطالبی که مولف کتاب آن را در هفت باب بیان نموده و پیرامون آن مباحثی را مطرح نموده است. در باب هشتم شرح حال امام حسن (ع) و فرزندان او، در باب نهم شرح حال امام حسین (ع) و جواز لعن یزید ابن معاویه و قیام مختار، در باب دهم شرح حال محمد ابن حنفیه ، در باب یازدهم شرح حال خدیجه و حضرت زهرا(س) و در باب دوازدهم شرح حال بقیه امامان معصوم علیهم السلام پرداخته اند. این کتاب در دو جلد توسط مجمع جهانی اهل بیت (ع) در سال ۱۳۸۴ در ۱۵۱۷ صفحه وزیری به چاپ رسیده است. با توجه به غنای مطالب،  این کتاب در سال ۱۳۸۵ بعنوان کتاب برگزیده هشتمین دوره کتاب سال ولایت انتخاب شده است.

  1. ۲٫   موسوعه الامامه فی النصوص اهل السنه: این کتاب در حقیقت دانشنامه امامت به گزارش اهل سنت است که با همکاری چند تن از محققین و نویسندگان به رشته تحریر درآمده است. در این کتاب به موضوع و مصداق امامت نه بر اساس روایات و نصّ صریح شیعه، بلکه بر پایه احادیث و متون اهل سنت، پرداخته شده است.

موسوعه الامامه در ادامه آن دو کتاب  است، امّا با گفتمان و رویکردی جدید که موضوع و مدّعای آن از شیعه است ولی محتوا و دلایل آن از اهل سنت. به عبارتی دیگر « سرّ دلبران» در « حدیث دیگران» آمده است. حجم این کتاب در حدود ۴۰ جلد خواهد شد که تاکنون ۲۰ جلد آن توسط کتابخانه آیه الله العظمی نجفی مرعشی در سال ۱۳۸۸منتشر شده است.

جلد اول تا پنجم موسوعه درباره کلیات امامت و اهل بیت علیهم السلام است. از جلد ششم تا بیستم ویژه امیرالمومنین علی (ع) می باشد.

نویسنده این کتاب ارزشمند اذعان دارند که با همکاران خود مشغول تالیف و تدوین مجلّدات مربوط به حضرت زهرا(س) و امام حسن مجتبی (ع) هستند و پس از آن نیز شرح حال امام حسین (ع) و سپس شرح حال هر کدام از ائمه هدی و تا امام عصر حضرت مهدی (عج) ادامه خواهند داد.

این مجموعه گرانقدر نیز بعنوان کتاب برگزیده حوزه بعنوان کتاب برگزیده فصل شناخته شده است.

  1. ۳٫   « ایناس سلطان المومنین باقتباس علوم الدین من النبراس المعجز المبین» تالیف سید محمد بن علی حسینی عاملی مکّی متوفای ۱۲۳۹ ه.ق در خصوص تفسیر آیات مربوطه به احکام بویژه آیه ۳ سوره بقره می باشد که در یک جلد در سال ۱۳۸۴ به چاپ رسیده است.

۴٫ «رسائل التفسیریه» که در چهارجلد در موضوعات عصمت امامان معصوم تالیف محمد رفیع گیلانی رشتی رساله ای در تحقیق اینکه آیا ابلیس از جن است یا ملائکه، رساله ای در دفع اشکال ضلال احد الشاهدین و رساله ای در اثبات عصمت اهل بیت علیهم السلام از میرزا محمد حسن شیروانی است به چاپ رسیده است.

از این نویسنده توانای شهرستان دو کتاب دیگر نیز در حال چاپ است که « فضائل اهل بیت علیهم السلام من کتاب ذخائر العقبی» با موضوع فضائل اهل بیت توسط مجمع جهانی اهل بیت و کتاب « شرح صحیفه سجادیه» که ان شاء الله توسط موسسه باقر العلوم به چاپ خواهد رسید.

برای این نویسنده و محقق توانای شهرستانمان آرزوی توفیق و سلامتی و ادامه خدمات فرهنگی از درگاه خداوند متعال خواهانیم.

سه نما در یک قاب

آبان ۲۰ام, ۱۳۸۹

به نام خدا
پرده اول
به اتفاق خانواده به دیدار همسر دوستم می رویم که پس از چهار ماه شوهر بیمارش را در تهران رها کرده است و برای سرکشی یک هفته ای به فرزندانش به ماهشهر برگشته است. دوست جوان من چهار ماه است به علت بیماری صعب العلاج در یکی از بیمارستان های تهران بستری است. واگویه درد و رنج همسرش و افسردگی فرزندانش و آینده نامعلوم خودش که با گریه ممتد او و بغض در گلوی من و همسرم همراه است نشان از غمی سنگین در وجود اوست. در میانه حرفهایش از گرانی داروهای خاص و بی انصافی پزشکان نیز می نالد. مثلا در یک روز پنج میلیون تومان دارو خریده است. یا اینکه پزشک برای هر بار تزریق آمپول در منزل علاوه بر هزینه رفت و برگشت سی هزار تومان مطالبه کرده و او چاره ای بجز پرداخت نداشته است. یا اجاره یک آپارتمان کوچک و محقر در جنوبی ترین نقطه تهران با شش میلیون تومان ودیعه و چهارصد هزار تومان اجاره و بسیاری گرفتاری های دیگر. با خود می اندیشم چه بسیارند خانواده هائی در اطراف ما و در گوشه و کنار این مملکت که به این درد و رنج ها گرفتارند و ما نمی بینیم یا می بینیم و بی تفاوت از کنار آن می گذریم.
پرده دوم
تلویزیون را روشن می کنم. شبکه سوم؛ برنامه فوتبال برتر. در میانه دو نیمه بازی جوانی از مجری و کارشناس برنامه می پرسد: با این همه هزینه چرا فوتبال ما رشد نمی کند و روز به روز عقبگرد داریم و حالا تیم ملی فوتبال ایران جزو تیم های درجه دو آسیا محسوب می شود؟ چهره بازیکنان فوتبال با موهای ژل زده و قیافه های پر افاده جلو چشمهایم رژه می روند. جوانک های نوزده تا سی ساله ای که قیمت خودروهایشان حداقل شصت میلیون تومان است و با خروج آنها از باشگاهی و ورود به باشگاه دیگری، ارقام نجومی پانصد میلیون تا یک میلیارد تومان پول جابجا می شود. و این حجم عظیم پول از کجا می آید؟ از اموال شرکت هائی چون سایپا و ذوب آهن و تراکتورسازی و … و پتروشیمی بندر امام ( که دو تیم دسته برتری در والیبال و بسکتبال دارد). و دوست من که کارمند شرکت آخری است و پانزده سال از جوانی اش را در هوای آلوده به گاز این مجتمع سپری کرده است و ریه هایش از کار افتاده است دارد با مرگ دست و پنجه نرم می کند و میلیون میلیون قرض کرده پول دارو و درمان می دهد. این دو پدیده را کنار هم می گذارم. مغزم از عصبانیت می خواهد بترکد. با خود می اندیشم راستی چه کسی به مدیران ما این نیابت و وکالت را داده است که پول بیت المال را این گونه خرج فوتبال کنند و تازه این ورزش هر روز عقب رفت بیشتری کند؟
پرده سوم
تصمیم می گیرم وجه شرعی این موضوع را از مراجع معظم تقلید استفتاء کنم. سوال خود را برای چهار تن از مراجع معظم تقلید، حضرات آیات وحید خراسانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی و سیستانی می فرستم. از میان این چهار بزرگوار فقط پاسخ دفتر آیت الله مکارم شیرازی را دریافت می کنم. متن سوال و پاسخ دریافتی به شرح ذیل است:
سوال
“بسمه تعالی
محضر مبارک مرجع معظم
با سلام و عرض ادب،
چند سالی است که مشاهده می شود اموال بیت المال و دارائی های دولتی به مقدار زیاد و خارج از عرف خرج خرید و فروش بازیکن تیم های ورزشی می شود به گونه ای که مثلا بعضی از ورزشکاران و بازیکنان فوتبال درآمدهای بیش از پانصد میلیون تومان و گاهی میلیاردی در یک سال از این راه دارند. برای بنده این شبهه وجود دارد که:
آیا این پرداخت های میلیاردی از بیت المال برای ورزش شخصی که عملا سودی نیز برای عموم مردم ندارد مجاز و مباح است؟ آیا مدیران دولتی می توانند با اختیارات قانونی خود اینگونه حقوق و اموال دیگران و عامه مردم را خرج کنند؟ آیا می توان فرض کرد مدیران برای این خرج ها از مردم وکالت و نیابت دارند؟”
پاسخ
“بسم الله الرحمن الرحیم
:: با اهداء سلام و تحیت؛
جواب : ما بارها در این زمینه به مسئولین امر تذکر داده و می دهیم اما همه باید در مورد فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر و جلوگیری از اسراف و هرج و مرج اقدام کنند و چنانچه خواست عمومی بر این قرار بگیرد مسئولین موظف به تمکین خواهند بود.
همیشه موفق باشید
دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی: / بخش استفتاءات”

از شما چه پنهان از این توصیه حضرت آیت الله مکارم نیز قانع نشدم. آخر چگونه امر به معروف و نهی از منکر کنیم؟ آیا گوش شنوائی هست؟

معضلی به نام سرعت گیر

آبان ۱۹ام, ۱۳۸۹

 

 گاهی وقت ها که انسان در مشاهدات خود تضادهایی می بینه که سوالات زیادی ذهنش رو مشغول میکنه ، مثل اینکه تو خیابانی هم تابلو محل عبور عابر پیاده نصب باشه و هم سرعت گیر . اینکه کار از محکم کاری عیب نمی کنه جای خود دارد ولی چه خوب است  که ما تنها با دیدن خود تابلو سرعت خودرو رو کم کنیم نه با دیدن سرعت گیر و یا پس از برخورد با آن . یا اینکه ما خودمان قانون مدار باشیم نه با دیدن پلیس و یا دوربین کنترل .

 خلاصه قضیه از این قرار است که  امروز وقتی از سمت بلوار شهید مطهری به طرف مرکز شهر در حرکت بودم به ناگاه بر اثر برخورد با مانع  بسیار زیبایی که هم رنگ آسفالت نیز بود و جدیداً نصب شده بود به خود آمدم . گشتی که در شهر زدم متوجه وجود این قبیل سرعت گیرها در جاهای دیگر شهر نیز شدم ، هنوز به این نتیجه که  اینها کلونی (Clone ) است و یک شبه از آسمان فرود آمده یا ساخته دست بشر است نرسیده بودم که با چراغ ها و علامت های خودرویی که از روبرو می آمد ، خود را در اتوبان لامرد – مهر نزدیک نیرایی پیدا کردم . مات و مبهوت از اینکه حق با من است یا خودروی روبرویی به راه خود ادامه دادم و قصد تغییر مسیر حرکت کردم . نگاهی به مسیر دیگری که سمت چپ (مسیر برگشت اتوبان ) من بود  انداختم و آن مسیر نیز در همین وضعیت دیدم . خداوندا کدام یک مسیر رفت است ، حتماً تا یک پلیس راه نباشد ما از درک این نکته (قوانین راهنمایی و رانندگی ) عاجز هستیم یا این نشانه ایی از بجا آوردن شکرانه نعمت است . تا دیروز تمام تصادف ها را به نبود راه مناسب نسبت می دادیم و اکنون هم لابد به نبود پلیس راه .

   به نظر شما وقتی یک سرعت گیر جدید الانصب را در خیابانی ببینیم به چه نتیجه ایی می رسیم . شاید به هر نتیجه ایی جز مشکل و معضل فرهنگ ، مدنیت و … اینکه ما تا سرعت گیری نباشد از سرعت خود قبل از رسیدن به محل عبور عابر پیاده و دانش آموزان مدرسه نمی کاهیم . من فکر می کنم اصلا زیبنده شهر نیست که پر از این قبیل موانع شود و این امر نیاز به کالبد شکافی دارد و یافتن راه چاره .

رابرت اس . کاپلان و دیوید پی . نورتن در ایالات متحده پس از تحقیقات فراوان دو کتاب تحت عنوان  سازمان های استراتژی محور و نقشه های استراتژی چاپ نموده اند که تا کنون ترجمه آن در ایران هشت بار تجدید چاپ شده است . در خصوص محتوای کتاب همین بس که در زمینه تاثیر روشهای ارزیابی با کارت های امتیازی متوازن ( BSC) بر موفقیت های بزرگ در سازمان های معروف جهان  می باشد . آنها در کنار سازمان های تجاری و خیریه تعدادی از شهرداری ها را که با استفاده از فرهنگ سازی و آموزش شهروندان ، باعث ارتقاء سطح زندگی و حتی کاهش جرائم پلیسی و راهنمایی و رانندگی شده اند نیز ذکر نموده اند . حقیقتاً وظیفه شورا و شهرداری چیزی فراتر از نصب سرعت گیر و آسفالت است . آموزش شهر نشینی و اصلاح پارادایم های سنتی و یا مخرب نیازمند شورای شهر متفکر و استراتژی محور است . 

ما همیشه برای ضعف های خود دلایل و علت های گوناگونی پیدا می کنیم ولی اکنون که چشم انداز ۲۰ ساله کشور تدوین و تاکید بر اجرای آن است ، همه خصوصاً نهادها و سازمان ها و منجمله شهرداری ها و شورای شهر لازم است نسبت به تدوین برنامه ی استراتژی شهر و چشم انداز ۲۰ ساله شهر با محوریت سند چشم انداز ۲۰ ساله کشور همت گمارند و در آن اعتلای سطح فرهنگ شهر و شهروندان را مهمترین دغدغه های خود قرار دهند تا برای عملیاتی نمودن مدیریت شهری نیازی به ناظر ، پلیس و حداقل این همه سرعت گیر نباشد و در آخر جلو بندی خودروهای ما نیز آسیب کمتری ببینند و شاهد تصادف های ناشی از این سرعت گیر ها  هم نباشیم .

در پایان نمونه کنترل سرعت در کشور کانادا را می توانید در لینک زیر ببینید:

http://www.bahram592.blogfa.com/post-54.aspx

هفته نامه طلوع ویژه نامه لامرد و مهر ۱۶ آبان ۱۳۸۹

آبان ۱۸ام, ۱۳۸۹

رئیس جمهور ابلاغ کرد: ایجاد یک منطقه آزاد تجارى – صنعتى و بیست و سه منطقه ى ویژه ى اقتصادى
حضور نوجوان فوتبالیست لامردى در اردوى تیم ملى
امام جمعه لامرد: مسوولان استانى نگذارند منطقه به سمت چالش برود
و اخباری دیگر از منطقه در هفته نامه طلوع

دانلود فایل پی دی اف هفته نامه

دستاورد چشمگیر محققان ایرانی در مبارزه با آنفلوآنزا

آبان ۱۸ام, ۱۳۸۹

دکتر سید محمود ابراهیمی گله‌داری، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات و واکسن‌سازی رازی و مدیر طرح مادر ساخت واکسن نوترکیب در موسسه رازی کرج در گفت‌وگو با خبرنگار علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار کرد: بر اساس الگوهای تاریخی در هر قرن به طور متوسط می‌توان انتظار سه تا چهار پاندمی آنفلوآنزا داشت که هریک مقارن با ظهور یک ساب تیپ جدید ویروس است و به راحتی از انسان به انسان منتقل می‌شود. با این حال بروز پاندمی‌های آنفلوآنزا غیر قابل پیش‌بینی است.

وی افزود: در قرن بیستم پس از پاندمی بزرگ آنفلوآنزا سال ۹-۱۹۱۸ که باعث مرگ حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون نفر شد، پاندمی‌های دیگری هم رخ داد و کارشناسان اتفاق نظر دارند که پاندمی آنفلوآنزا اجتناب ناپذیر و احتمالا قریب الوقوع است و اپیدمی‌های آنفلوآنزای مرغی بسیار بیماری‌زای ناشی از H5N1 که در اواسط دسامبر ۲۰۰۳ و پاندمی اخیر آنفلونزای خوکی (H1N1) موید این ادعاست.

ابراهیمی گفت: از طرفی، شواهد حاکیست که این ویروس به دلیل ناپایدار بودنش به عنوان سلاح‌های بیولوژیکی و میکروبی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد و منطقی است که هر گونه موفقیت در ساخت واکسن آنفلوآنزا می‌تواند جایگاه ایران را در سطح بین‌الملل ارتقاء دهد.

وی با بیان این که پروژه تولید واکسن نوترکیب آنفلوآنزای وسیع‌الطیف در کشور جهت پیشگیری و محافظت از تمام تحت تیپ‌های رایج ویروس آنفلوآنزا از جمله H1N1 خوکی و H5N1 پرندگان مد نظر بوده است، خاطرنشان کرد: این پروژه از سال ۸۵ با هدف ساخت واکسن آنفلوآنزا به صورت کاملا بومی در کشور و با آگاهی از این که شرکت‌های واکسن سازی آمریکا از جمله Vaxinnate و ABCAM به شدت فعالیت تحقیقاتی خود را به ساخت واکسن آنفلوآنزای وسیع الطیف مبتنی بر پروتئین پایدار M2e معطوف کرده‌اند آغاز شد. پس از پشت سر گذاشتن موفقیت آمیز فاز علوم پایه نظیر ساخت وکتورهای نوترکیب بیانی پروکاریوتی و یوکاریوتی (مخمر)، بیان، تخلیص پروتئین نوترکیب حاصله در سیستم های بیانی پروکاریوتی و یورکاریوتی و ارزیابی کنترل کیفی پروتئین‌های حاصله ( که نتایج موفقیت آمیز اولیه آن در قالب سه مقاله تحقیقی در ژورنالهای معتبر آمریکا و دو مقاله تحقیقی در ژورنال‌های معتبر داخلی به چاپ رسید) اواسط سال ۸۷ وارد فاز Preclinical study در حیوان مدل آزمایشگاهی (موش) شد.

ابراهیمی تصریح کرد: پس از اطمینان از ارزیابی کامل سیستم ایمنی موش‌های آزمایشگاهی متعاقب تجویز این فیوژن پروتئین نوترکیب و نتایج موفقیت آمیز حاصله از دو سال مطالعه در این زمینه، در نهایت در تابستان امسال فیوژن پروتئین نوترکیب به عنوان واکسن وسیع الطیف مورد توجه و در فاز حیوانی در معرض دوزهای بسیار کشنده ویروسهای آنفلوآنزای رایج در کشور H1N1 و H3N2 و H9N2 و همچنین H1N1 نوع استاندارد قرار گرفت و وسیع‌الطیف بودن و کارا بودن این واکسن به طور عملی مورد ارزیابی دقیق قرار گرفت.

وی خاطرنشان کرد: نتایج حاصله از مطالعه کارآزمایی در موش به عنوان حیوان مدل آزمایشگاهی و پس از بررسی کامل سیستم ایمنی موش‌های ایمن شده با فیوژن پروتئین نوترکیب M2e-HSP70 در مقایسه با واکسن های تجاری وارداتی تجاری در ایران دال بر موفقیت آمیز بودن ایده مورد نظر است؛ از این رو پس از نتایج حاصله موفقیت آمیز از ارزیابی سیستم ایمنی در حیوان مدل، موش‌های ایمن شده با واکسن نوترکیب حاصله در مواجه با دوز بسیار کشنده (۱۰۰ LD90) ویروس آنفلوانزا (H1N1) آداپته شده با موش محافظت صد در صدی حاصل شد، این در صورتی بود که در موشهای ایمن شده با واکسن‌های وارداتی Influvac ساخت هلند و Split vaccine ساخت انگلیس به عنوان کنترل‌های مثبت در مواجهه با دوز کشنده مشابه از ویروس آنفلوآنزا، محافظت ۴۰ درصد و ۱۵ درصد بیشتر حاصل نشد.

ابراهیمی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری دانشجویان ایران تصریح کرد: نتایج حاصل از چهار سال فعالیت موفقیت‌آمیز دانشمندان انستیتو تحقیقاتی واکسن و سرم سازی رازی در ساخت واکسن نوترکیب وسیع الطیف آنفلوآنزای تیپ آ به عنوان ایده‌ای نو در ساخت واکسن آنفلوآنزای وسیع الطیف در قالب مقالات مروری در مجله معتبر علمی Virus Genes از کشور آمریکا مورد پذیرش قرار گرفت و بزودی انعکاس جهانی خواهد یافت.

ابراهیمی با بیان این که این مقاله مروری، اولین مقاله مروری در خاورمیانه و یک ایده نو در جهان در زمینه ساخت واکسنهای وسیع الطیف است، خاطرنشان کرد: نتایج حاصله از فاز حیوانی نشان داد که واکسن‌های آنفلوانزای بر پایه فیوژن پروتئین M2e-HSP70 علیرغم تحریک سیتم ایمنی هیومورال ایمنی سلولی را نیز به شدت تحریک می کند. با توجه به اینکه نقش HSP70 از مایکوباکتریوم توبرکلوزیس به عنوان یک ادجونت ژنتیکی در قالب فیوز شده با دیگر پروتئین‌ها نیز به اثبات رسیده است می‌توان گفت که واکسن وسیع‌الطیف موسسه تحقیقاتی واکسن و سرم‌سازی رازی بسیار کاراتر و موثرتر از دستاوردهای شرکتهای آمریکای Vaxinnate و ABCAM در ساخت واکسن آنفلوآنزا نوترکیب وسیع الطیف است که به ترتیب ساخت واکسن آنفلوآنزا را بر پایه فیوژن پروتئنیهای M2e-flagellin و M2e-HBc مورد مطالعه قرار داده و وارد فاز ۲ انسانی نیز شده‌اند.

عضو هیات علمی موسسه تحقیقات و واکسن‌سازی رازی با اعلام آمادگی برای بحث و مناظره در خصوص این موفقیت علمی در جمع اساتید و محققان ویروس‌شناس داخلی و خارجی با ارائه تمام مدارک و مستندات علمی خاطرنشان کرد: پس از این که نتایج کامل و خوبی از مرحله آزمایشگاهی دریافت کردیم در حال ورود به مرحله انسانی هستیم و همین موضوع را نیز به صورت رسمی و در قالب مقاله مروری به جامعه علمی جهان نیز اعلام کرده‌ایم، اما موفقیت حاصله نیازمند حمایت و اطلاع‌رسانی مسوولان ذیربط است. گروه ما نیازمند حمایت مادی و معنوی است تا بتوانیم آنفلوآنزا را به عنوان یک بیماری جهانی پیشگیری کرد.

مجری طرح تولید واکسن آنفلوآنزا گفت: در فاز کینیکال نیازمند امکانات آزمایشگاهی هستیم؛ چراکه ورود به فاز انسانی استانداردهای لازم را نیاز دارد.

به گفته وی، مجریان پروژه‌های زیرطرح، دکتر مجید تبیانیان ( ایمنولوژیست) و دکتر علیرضا مکرم رضائی (فارماسیوتیکس) و همکاران دکتر ماشاء الله محمدی، دکتر مهران دباغیان، دکتر محمد حسین ذابح جزی، دکتر علی میرجلیلی، دکتر حمید رضا عطاران و دکترهادی طغیانی و مشاور طرح، پروفسور محمد جواد قراگوزلو هستند.

مرجع: سایت خبرگزاری ایسنا

کلام هفته « اقتصاد »

آبان ۱۷ام, ۱۳۸۹

اقتصاد: دانشی است که با توجه به کمبود کالا و ابزار تولید و نیازهای نامحدود بشری به تخصیص بهینه کالاها و تولیدات می‌پردازد. پرسش بنیادین برای دانش اقتصاد مسئله حداکثر شدن رضایت و مطلوبیت انسان‌هاست. این دانش به دو بخش اصلی اقتصاد خرد و کلان تقسیم می‌شود.

از آدام اسمیت به عنوان پیشروی اقتصاد مدرن نام برده می‌شود. امروزه این علم با استفاده از مدلهای ریاضی از سایر علوم انسانی فاصله گرفته‌است. برای نمونه نظریه بازی‌ها که با استفاده از توپولوژی در حال گسترش است. در زمینه اقتصاد کلان نیز معادلات دیفرانسیل و بهینه سازی توابع مطلوبیت انتگرال با محدودیت معادلات دیفرانسیل معروف به معادلات هامیلتونی رواج دارد.

اقتصاد خرد

اقتصاد خرد به بررسی رفتار اقتصادی انسان‌ها و بنگاههای اقتصادی و نحوه توزیع تولیدات و درآمد در بین آنها می‌پردازد. اقتصاد خرد به اشخاص به عنوان کارگران و تولید کنندگان سرمایه، و همچنین مصرف کنندگان نهایی نگاه میکند. به صورت مشابهی به شرکت‌های اقتصادی به عنوان مصرف کننده گان سرمایه و کار، و تولید کنندگان محصول نگاه میکند. اقتصاد خرد درصدد است تا پیامد رفتار عقلایی در انسان‌ها را شناسایی کند. با توجه به محدودیت منابع (مثلاً نیروی کار، سرمایه، زمین، توانایی مدیریت و…) انسان‌ها و بنگاههای اقتصادی مایلند که بیشترین استفاده را از منابع موجود ببرند. توابع عرضه، تقاضا، تولید، هزینه، بازارها، تعادل عمومی و اقتصاد رفاه در این بخش جای می‌گیرند.

اقتصاد کلان

اقتصاد کلان به بررسی مسایل اقتصادی در سطح کلان ملی یک کشور می‌پردازد. حیطه بررسی اقتصاد جهانی را اقتصاد بین‌الملل به عهده دارد. مسایلی از قبیل ثبات اقتصادی، توازن تراز بازرگانی خارجی، رشد اقتصادی، اشتغال، تورم، مخارج و درآمدهای دولت، رکود اقتصادی، بحران اقتصادی، بیکاری، فقر و اقتصاد توسعه در این بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد.

بر خلاف اقتصاد خرد رفتارهای فردی شکل دهنده اقتصاد کلان نیست هر چند که از جمع رفتارهای فردی شکل گرفته‌است. کینز پدر علم اقتصاد نوین نمونه بارزی را از آثار رفتار واحدی را در عرصه کلان و خرد ارایه داده‌است که به تناقض پس‌انداز مشهور است. اگر افراد به صورت انفرادی پس انداز کنند در سالهای بعد دارای امکانات و قدرت مالی بیشتری خواهند بود و خواهند توانست که از سرمایه جمع شده خود استفاده کنند ولی اگر تمامی افراد جامعه هم‌زمان پس‌انداز خود را افزایش دهند و بخش بیشتری از درآمد خود را پس انداز نمایند مصرف کل اقتصاد پایین می‌آید و این امر موجب کاهش تولید نیز خواهد شد که این امر به کاهش درآمد افراد در آینده منجر می‌شود. از اینرو افزایش پس انداز برای اشخاص مفید می‌تواند باشد ولی برای جامعه به صورت کلی تأثیرات متفاوتی نسبت به تأثیرات فردی آن دارد.

نمونه دیگر: اگر شرکتی یک یا چند تن از پرسنل خود را با ماشین‌آلات جایگزین نماید بی شک سود خواهد کرد و به نفع آن شرکت خواهد بود ولی اگر تمامی شرکتها به یکباره به این کار مبادرت ورزند بیکاری افزایش می‌یابد و موجب کاهش درآمد ملی و در نتیجه کاهش تقاضا برای تولیدات شرکتها شده و سود شرکتها را کاهش می‌دهد. از اینرو تأثیرات سطح کلان می‌تواند با تأثیرات در سطح خرد متضاد باشد..

زیر شاخه‌های علم اقتصاد

منتج از : ویکی پدیا

تغییر مدیریت یا جابجایی اندیشه

آبان ۱۷ام, ۱۳۸۹

“صد رحمت به اصلاح طلبان”! این جمله ای است که نا خواسته ورد زبان خیلی از فعالان سیاسی اصولگرایان و یا همان راست گرایان سنتی شهرمان شده که هر چند بیان آن در کام بعضی ها تلخ است ولی به ناچار در محافل سیاسی دوستان مطرح و درست و حسابی تجزیه و تحلیل گردیده است. تغییر و تحول در بدنه و اجزا نظام مدیریتی کشور امری طبیعی و حق مسلم دولت است و در دوره های مختلف سی ساله انقلاب اسلامی به طور معمول و محسوس صورت گرفته است که جای شک و تردیدی در آن نیست اما اینکه این تغییر و تحول در سایه چه اندیشه ای و با چه انگیزه ای  صورت گرفته در هر برهه ای سؤال برانگیز بوده است و واکنش عامه مردم را در بر داشته است .

حافظه سیاسی مردم ما به خاطر دارد که این حرکت تقریباً انقلابی بعد از دوم خرداد شکل تازه ای به خود گرفت، تقریباً ۵۰ درصد از مدیران اجرایی کشور جای خود را به مدیرانی دادند که با دولت اصلاح طلب همسو و همفکر بودند.
اگر چه پذیرش این نوع حرکت برای دوستان انقلاب قابل قبول نبود ولی نحوه شکل گیری مدیریت اجرایی کشور آنگونه بود که می بایست همه دستگاه های اجرایی در مسیر اهداف و برنا مه های رییس دولت حرکت نماید و کندی در حرکت این جریان باعث میگردید که مدیر مربوطه از مدار خدمت خارج و نفر دیگری در جای او به خدمت گماشته شود.

دیروز که همان دوران اصلاحات بود این حرکت به عنوان یک خیزش سیاسی در جهت حذف نیروهای به اصطلاح انقلابی و ولایی جناح راست کشور قلمداد شد و مورد نکوهش و مزمت قرار گرفت و آنرا به نوعی مخاصمه و اعلان جنگ با نیروهای ارزشی انقلاب می دانستند. اما با گذشت یک دوره چهارساله از فعالیت مدیران جدید ، عامه مردم رویکردشان به دولت اصلاحات مثبت اندیشانه تر گردیده تا جاییکه دور دوم ریاست جمهوری دولت اصلاحات با جذب آراء۲۲میلیونی مردم مصمم تر به ادامه اهداف و برنامه های خود گام برداشت ، اگر چه فراز و نشیب های دو دولت اصلاحات ، مردم را در اواخر عمر خود به ستوه آورده بود ولی حداقل تکریم و احترام مردم و مسوولین و تعامل با اندیشه ها و افکار مخالف و تحمل آنها به عنوان یک منشور اخلاقی مثبتی در تاریخ حاکمیت خود به ثبت رسانده که نشانه بارز آن همین جمله معروف امروز مردم است که حتی در محافل سیاسی مخالفان دولت اصلاحات نیز به عنوان یک ارزش نام برده میشود. نهادینه کردن احترام و تعامل با مخالف و شعار معروف «زنده باد مخالف من» یکی از ارزش هایی است که از ناحیه هر جناح ، گروه و یا طیف سیاسی درون نظام باشد ، قابل اجرا و احترام است.

آن روز یکی از علل تغییر و تحول عدم همسویی و همگامی مدیران وقت ویا به نوعی شایسته سالاری با اهداف وبرنامه های دولت بود ، هر چند بعداً در بدنه همان جریان سیاسی مدیرانی دستخوش تغییر شدند و به اصطلاح از قطار اصلاحات پیاده شده و یا با ناسازگاری بعضی از افکار و اندیشه های مستبدانه جریان حاکم خود پیاده شدند ولی با عزت و احترام خاصی جای خود را به افراد شایسته و بدون هیچ واکنشی در جاهای دیگری مشغول به خدمت شدند.

امروز نیز همه دستگاه های اجرایی و مدیران متعهد و شایسته آن همگام و همسو با اهداف و برنامه های دولت در جهت خدمت به مردم در پیش هستند ، حرکاتی در تغییرات مدیریتی صورت می گیرد که سؤال برانگیز است . یقیناً حضور نیروهای ارزشی و متعهد جوان و ایثارگر کشور می تواند در سرعت بخشیدن به حرکت رو به جلو اهداف و برنامه های دولت مؤثر باشد ولی با چه قیمتی ؟ وبا چه اندیشه ای؟

تغییر و تحول حق قانونی دولت است و همه می بایست به این فکر و سیستم اجرایی کشور احترام گذاشته و برای پیشرفت و توسعه و آبادانی منطقه تلاش نموده ولی باید در نحوه جابه جایی و تغییر مدیریت یک شهرستان در حال توسعه با درایت وسعه صدر بیشتری متفکرانه برنامه ریزی کرد تا خدایی نا کرده نیروهای خدوم و متعهد این منطقه که سالها جوانی خود را به عشق خدمت به مردم و توسعه شهرستان واعتلای ارزشهای انقلابی داده اند در اذهان مردم فراموش گردند ، باید قدر مدیران شایسته خود را دانست تا آیندگاه یاد بگیرند که به بزرگان خود چگونه احترام وتکریم نمایند. مردم شعارهای سیاسی و پر طمطراق همه دولت های گذشته و حال خود را شنیده اند و در هر برهه ای برای هر کدامشان سوت و کف زده و می زنند پس نگذاریم در پایان حاکمیت سیاسی مان با عدم بدرقه مردم مواجه شویم ، آنگونه که بگویند صد رحمت به ……..؟

البته دوستان انقلاب باید هوشیار بوده و به همه نیروهای خدوم خود احترام گذاشته و در جهت انسجام و وحدت مردم و توسعه شهرستان دست در دست هم نهاده و تلاش نمایند. قطعا هر کس در هر مقام و مسوولیتی قرار گیرد تمام تلاش خود را برای پیشرفت و توسعه و حفظ دستاوردهای انقلاب انجام خواهد داد ، این هوشیاری و بصیرت ماست که چه بگوئیم ، چه بنویسیم و چگونه عمل کنیم!

توضیح ادمین: این مطلب در هفته نامه طلوع نیز منتشر شده است.

فرهنگ نامۀ بوشهر

آبان ۱۷ام, ۱۳۸۹

فرهنگ نامه بوشهر اثر دکتر سید جعفر حمیدی است که سازمان چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آن را در  سال ۱۳۸۰ منتشر کرد. به نظرم آمد این کتاب می تواند در بسیاری از مدخلهایش بازگو کننده فرهنگ منطقه ما باشد و یکی از منابع فرهنگی ما؛ چرا که ما ازجهت فرهنگی به بوشهر تعلق خاصی داریم. معرفی بیشتر این کتاب را بر عهده نویسنده کتاب  می گذاریم:
این کتاب مجموعه ای است از کلمه ها، ترکیبات و واژه های فزاموش شده یا روبه فراموشی، یا رایج در بوشهر که امروز نیز کاربرد زبانی دارند؛ اما با ظهور و گسترش وسایل ارتباط جمعی، بسیاری از این واژه ها و ترکیبات فراموش شده اند یا رو به نابودی هستند. اَعلام جغرافیایی، سابقه تاریخی، مکانهای مختلف عمومی یا خصوصی، اماکن قدیمی و مذهبی  ( امام زاده ها، قدمگاه ها، مساجد) قلعه ها، دژها، خانه ها و عمارات، شهرها، روستاها، کشتی ها، غذاها، آداب و رسوم کم و بیش همه جاهایی که در حوزه جغرافیایی استان بوشهر قرار دارند و جنبه تاریخی به خود گرفته اند در حد مقدور در این کتاب آمده اند.( مقدمه کتاب، ص۱)
برای آشنایی بیشتر چند مدخل از این کتاب را در اینجا می آورم:
سِناسیری: مختار سناسیری از مبارزان جنگ جنوب با انگلیسی ها و از یاران نزدیک خا لو حسین بردوخونی دشتی بود. او در حمله انگلیسی ها به دلوار با تبر می جنگید. (ص۳۸۶)
شلیف: جوال، گونی بزرگی که در آن ذغال کاه یا چیزهای دیگر می ریزند در انگلیسی sheaf است.(ص۴۲۳)
لیخ: خل، سبک مغز، کسی که شوخی های بی جا می کند (ص۵۷۹)
گُلُمپور: منگوله، گلوله های نخی یا ابریشمی که به پرده و لباس آویزان می کنند.( ص۵۴۶)

فرستاده شده توسط: محمود ملکی

پاسداشت قلم و نویسندگی

آبان ۱۶ام, ۱۳۸۹

انسانها برای بررسی عواطف و احساسات درونی و ابراز ایده ها و عقاید خود نیازمند به ابزار و وسایل هستند و بیشترین نقش را در این مهم، زبان و قلم ایفا می کنند. گرچه آدمیان از راههای دیگری مانند ایماء و اشاره، خنده و گریه، سکوت، اعتصاب غذا، تغییر قیافه و… منظور و مقصود خود را بیان می کنند ولی روش متداول در ابزارها، قلم و زبان می باشد. و در میان این دو وسیله، قلم از اهمیت بیشتری برخوردار است. قلم آلتی است که نیّات و منویات افراد را بر جریده روزگار ثبت می کند و برای آیندگان به یادگار می گذارد.آنچه بر پوستها، سنگها،گورها، دیوارهای مساجد و معابد از هزاران سال پیش به جا مانده است و امروز با ماها سخن می گویند همه یادگار بشر گذشته است که با نیش قلم نگاشته و اسراری را برای ما بیان می کنند. قرآن کریم کتاب آسمانی ما مسلمانان که ام الکتاب لقب گرفته و تورات و انجیل( که اگرچه بصورت اصیل برای پیروان ادیان یهود و نصارا باقی نمانده است) هرچه هست در سایه قلم و نگارش پایدار مانده است.

از بزرگی و منزلت قلم و نویسندگی همین بس که خداوند قادر متعال یک سوره از قرآن کریم را با نام قلم رقم زده است و به آن سوگند یاد نموده است(ن والقلم و مایسطرون) و عظمت این سوگندهنگامی آشکارتر می شود که توجه داشته باشیم آن روزی که این آیات نازل گشت، نویسنده و ارباب قلمی در محیط مکه وجود نداشت و اگر کسانی مختصر سواد خواندن و نوشتن را داشتند، تعداد آنها در کل سرزمین مکه که مرکز عبادی، سیاسی و اقتصادی حجاز بود، به بیست نفر نمی رسید. وسوگند خداوند هم به قلم که ابزار است و هم به « ما یسطرون» که محصول ابزار است شامل می شود. آری سوگند به قلم یادکردن در چنان محیطی عظمت خاصی دارد. و جالب اینکه در نخستین آیاتی که در جبل النور و غار حرا به قلب پاک پیامبر اسلام (ص) نازل شد نیز به مقام والای قلم اشاره شده آنجا که می فرماید:…. الذی عَلّمَ بالقلم علّم الانسانَ ما لَم یَعلَم  هم او که انسان را بوسیله قلم تعلیم داد و آنچه را نمی دانست به او آموخت(سوره علق ایه ۴و ۵)

در لسان روایات نیز به اهمیت قلم و نویسندگی فراوان اشاره شده که بصورت نمونه برخی را بیان خواهیم کرد. پیامبر عزیز اسلام در ارتباط با نگارش سفارشات فراوان دارد.در جایی تاکید میکند: نوشتن و نگارش، علم و دانش را برای انسان نگه می دارد.« قیّدوا العلم بالکتابه» علم و دانش را با نوشتن در بند آورید و مقید سازیدو یا در جایی دیگر می فرماید: « هر کس بمیرد میراث او دفاتر و دوات باشد بهشت بر او واجب و شایسته و بایسته است» و سخن گرانبهای امین وحی که فرمود: « سه صداست که حجاب ها را پاره می کند و به پیشگاه خداوند می رساند، صدای گردش قلم های دانشمندان به هنگام نوشتن و صدای گامهای مجاهدان در عرصه جهاد و مبارزه و صدای چرخ نخ ریسی زنان پاکدامن.

و از همه مهمتر در بیان اوج منزلت قلم و نویسندگی سخن معروف پیامبر اعظم است که فرمود: « مداد العلماء افضل من دماء الشهداء» پرواضح است که جهت افضلیت و برتری این است که قلم قانون الهی و ارزشهای دینی و مذهبی را تدوین می کند و فلسفه شهادت و اهداف و انگیزه های آن و آرمان شهیدان را به تصویر می کشند و پیام خون شهدا را به جهان می رسانند که اگر قلم نباشد این رسالت ناتمام خواهد ماند.

از جمله ائمه اطهارکه تشویق ها و تحریکهایی پیرامون اهمیت قلم و نویسندگی داشتند می توان به فرمایشات امام صادق (ع) اشاره نمود: فرمایشاتی مانند: « اولین چیزی را که خداوند آفرید قلم بود» و یا « بنویسید که تا ننویسید در حافظه نمی توانید بسپارید» و « هر عضوی از اعضای بدن را زکاتی است و زکات دست، نگارش علوم و منافعی است که مسلمین از آن بهره مند گردند» و زیباترین فرمایش صادق آل محمد(ص) این جمله به یاد ماندنی است که فرمود: « ما رایت باکیاً احسن تبسّما من القلم» هیچ گریانی را ندیدم که همچون قلم به زیبایی تبسم کند.

امام صادق (ع) نه تنها به تحریک و تشویق پرداختند بلکه بررسی سیره عملی این امام بر حق نشان از رهبری نهضت مقدس و جنبش اصیل ایران دارد. نهضتی که منجر به تدوین حدیث شد و شاگردانی بزرگ را تربیت نمود،که از آنان چهارصد جلد کتاب در موضوعات مختلف به یادگار مانده است.

از اهمیت قلم و نویسندگی در بیان آیات و روایات که بگذریم، امروزه معیار و مقیاس پیشرفت تمدن ها و ترقی و کمال ملتها و جوامع انسانی در تعداد قلم به دستان و تیراژ کتابها، نشریات، مجلات، جریده ها و تعداد کتابخانه ها، مراکز مطالعاتی و موسسات پژوهشی و تعداد خوانندگان و …. آنها هستند. ملت و جامعه ای از تکامل و تمدن بیشتری برخوردار خواهد بود که اهل قلم بیشتر و کتاب بیشتر داشته باشد.

در کشور عزیزمان ایران نویسندگان ماهر و چیره دستی که بتوانند اندوخته های علمی و فکری خود را به قید کتابت درآورده و برای ما به ارث بگذارند، کم نبوده و نیستند. در این خطه از میهن عزیز اسلامیمان ایران یعنی لامرد، پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی آثار ارزشمندی از عزیزان به چاپ رسیده که در یک تحقیق و کار عملیاتی ۶۸ نفر از علماء و دانشمندان، شعرا و شخصیتهای حوزه و دانشگاه که کتب آنان به رشته تحریر درآمده، توسط اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شناسایی شدند . امیدواریم که بتوانیم اندک حق این فرهیختگان که همانا معرفی آنان به جامعه است را در این نوشتار دنبال کنیم و به دنبال معرفی آنان، در همایشی از اهالی قلم و رسانه شهرستانمان تجلیل نمائیم . آثار برخی از این عزیزان شهرت جهانی و ملی داشته و شخصیتهای بزرگی چونان شهید مطهری از آثارشان تجلیل نموده و یا از آثارشان به عناوین مختلف در سالهای گذشته تجلیل شده و برای آنان محفل بزرگداشت برگزار شده است . باشد که این اقدام ناچیز باعث ترقی و پیشرفت جامعه اسلامیمان گردد و بتوانیم به فرمایش قرآن کریم که فرمودند: « هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون» جامعه عمل بپوشانیم.

والسلام علی من التبع الهدی

روان شناسی اجتماعی مسلمین پس از پیامبر(ص) از دیدگاه علی(ع)

آبان ۱۶ام, ۱۳۸۹

شاید وصف امروز ما باشد…نه اینکه می گویند تاریخ تکرار می شود…

ای مردم! در روزگاری کینه توز، و پر از ناسپاسی و کفران نعمت ها صبح کرده ایم که، نیکوکار، بدکار به شمار می آید، و ستمگر بر تجاوز و سرکشی خود می افزاید. نه از انچه می دانیم بهره می گیریم و نه از آنچه نمی دانیم، می پرسیم، و نه از حادثه مهمی تا بر ما فرود نیاید، می ترسیم!

در این روزگاران، مردم چهار گروهند:
– گروهی اگر دست به فساد نمی زنند،برای این است که روحشان ناتوان ، و شمشیرشان کند و امکانات مالی در اختیار ندارند.
– و گروه دیگر، آنان که شمشیر کشیده و شر و فسادشان را آشکار کرده اند، لشکرهای پیاده و سواره خود را گردآورده ، و خود آماده کشتار دیگرانند. دین را برای به دست آوردن مال دنیا تباه کردند که یا رئیس و فرمانده گروهی شوند، یا به منبری فرارفته، خطبه بخوانند. چه بد تجارتی،که دنیا را بهای جان خود بدانی، و با آنچه نزد خداست معاوضه نمایی.
– و گروهی دیگر، با اعمال آخرت، دنیا را می طلبند، و با اعمال دنیا در پی کسب مقام های معنوی آخرت نیستند، خود را کوچک و متواضع جلوه می دهند. گام ها را ریاکارانه و کوتاه برمی دارند، دامن خود را جمع کرده، خود را همانند مومنان واقعی می آرایند، و پوشش الهی را وسیله نفاق و دورویی و دنیا طلبی خود قرار می دهند.
– و برخی دیگر، با پستی و ذلت و فقدان امکانات، از به دست آوردن قدرت محروم مانده اند، که خود را به زیور قناعت آراسته، و لباس زاهدان پوشیده اند. اینان هرگز، در هیچ زمانی از شب و روز، از زاهدان راستین نبوده اند.

[وصف پاکان در جامعه مسخ شده]
در این میان، گروه اندکی باقی مانده اند که یاد قیامت، چشم هایشان را بر همه چیز فرو بسته، و ترس رستاخیز، اشک هایشان را جاری ساخته است. برخی از آنها از جامعه رانده شده، و تنها زندگی می کنند، و برخی دیگر ترسان و سرکوب شده، یا لب فرو بسته و سکوت اختیار کرده اند، بعضی مخلصانه همچنان مردم را به سوی خدا دعوت می کنند. و بعضی دیگر گریان و دردناکند که تقیه و خویشتن داری، آنان را از چشم مردم انداخته است، و ناتوانی وجودشان را فراگرفته گویا در دریای نمک فرو رفته اند. دهن هایشان بسته، و قلب هایشان مجروح است، آن قدر نصیحت کردند که خسته شدند، از بس سرکوب شدند، ناتوانند و چندان کشته دادند که انگشت شمار شدند.

ای مردم! باید دنیای حرام در چشمتان از پر کاه خشکیده، و تفاله های قیچی شده دامداران، بی ارزش تر باشد. از پیشینیان خود پند گیرید، پیش از آنکه از شما پند گیرند، این دنیای فاسد نکوهش شده را رها کنید، زیرا مشتاقان شیفته تر از شما را رها کرد.

منبع: نهج البلاغه ، استاد محمد دشتی(ره)، خطبه ۳۲

به بهانه موفقیت هنرمندان تیاتر لامرد در جشنواره استانی

آبان ۱۵ام, ۱۳۸۹

DSC_3284

گفتگوی خواندنی و جذاب با  کارگردان و بازیگران عشق و آفساید (غفور رحیمی)
هنرمندان تئاتر لامرد در جشنواره استانی تیاتر فجر با کسب دو مقام استانی خوش درخشیدند.
در این جشنواره نمایش « عشق و آفساید» به کارگردانی محمد جواد صفایی از لامرد حضور داشت که توانست مقام های سوم بازیگری زن (سمیه حسن نژاد) و مقام دوم بازیگری مرد(قاسم صادقی) و همچنین تقدیر نمایشنامه نویسی از طرف کانون طراحان فارس(محمد جواد صفایی) را کسب نمایند.
این نمایش درتاریخ ۷مهرماه در تالار ابوریحان اجرا و با استقبال شدید تماشاگران شیرازی مواجه گردید.
مراسم اختتامیه این جشنواره، شنبه ۸ مهرماه  با حضور طبیعی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس و سجادی معاونت برنامه ریزی استانداری در مجموعه فرهنگی و هنری حافظ شیراز برگزار و به برترین های این جشنواره لوح تقدیر و جوایزی به رسم یادبود اهدا گردید.
به همین بهانه با گروه عشق و آفساید به گفتگو نشستیم که در ادامه می خوانید:
از صفایی کارگردان این کار در خصوص علل موفقیت این کار در جشنواره استانی پرسیدیم: محمد جواد صفایی: به نظر بنده دو دلیل اصلی در بدست آمدن این موقیت نقش داشت ، موضوع بکر و تازه متن نمایش و کمدی بودن نمایش،قاسم صادقی نیز در پاسخ به این پرسش گفت: ساختارشکنی که در متن رخ داده بود، داستان نخ نما شده ایی که به روز شده بود و همچنین حالت سرگرمی که این کار برای مخاطب بوجود می آورد.
صفایی در تکمیل صحبت های خودش گفت: بایستی یک سری عومل دیگر رو هم در این موفقیت دخیل دانست، تمرین زیاد گروه و اجراهای فراوانی که به روی صحنه رفته بود، باعث شده بود که اجرای یک دست و کاملی در جشنواره در دید داوران قرار گیرد.

سمیه حسن نژاد که در مورد این هنرمند گفتن این نکته خالی از لطف نیست که وی اولین کار نمایشی بوده که در آن حضور داشته و حتی به گفته خودش قبل از این کار حتی تیاتری رو هم ندیده بوده  و حتی نمی دونسته تیاتر چیه، موفق شد در این جشنواره اولین مقام استانی را برای لامرد به ارمغان بیاورد، در پاسخ به این سوال که علت موفقیت خودتون رو در این نمایش چه می دانید ، گفت: زحمت هایی که کل گروه کشیده بودند، تلاش های گسترده ایی که برای موفقیت گروه شده بود، حمایت ها و تشویق هایی که از این گروه شده بو ، من موفقیت خودم رو در گرو این عوامل می دونم، وقتی بازیگرهای مقابل شما خوب بازی کنند، باعث می شه شما هم خوب کارتون رو انجام بدهید.
حسن نژاد حس خودش رو از کسب این موفقیت این جوری بیان کرد: از اینکه کسب این مقام باعث شد تا اسم لامرد در استان شناخته بشه و تونستم برای شهرم موفقیتی کسب کنم، بسیار خوشحالم، از اینکه در اولین کار هنری ام این مقام را کسب کردم ، انگیزه برای دنبال کردن هنر تیاتر بیشتر کرده و انگیزه ای خواهد شد تا به دنبال کسب مهارت های بازیگری به صورت علمی باشم.
صادقی هم در ادامه این گفتگو ، به حضور سه ساله تیاتر لامرد در جشنواره های استان فارس اشاره داشت و گفت: خیلی کار شده، گروه های بسیاری تمرین کردند، جواب اون زحمات کسب این مقام ها بود و بالاخره امسال جواب گرفتیم، من باید یک نکته ایی رو به حرف های خودم و بچه ها اضافه کنم، اگر در این جشنواره کسی از پله ای بالا رفت و جایزه ایی کسب کرد، حمایت و پشتکار رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان باعث اون بوده، انتهای خیلی از  بولتن و بروشورهایی که برای کارهای هنری چاپ می شه، اسم خیلی ها رو می نویسند، ولی بنده لمس کردم تلاش و کوششی رو که آقای محمد هنرپیشه در به ثمر نشستن تلاش و زحمات بچه ها از خودش نشون داده و بنده به زعم خودم این موفقیت رو با احترامی که به گروه قائل هستم، مدیون تلاش رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان و پرسنل پرتلاش این اداره هستم.
بعد از حرف های صادقی از کارگردان این کار هنری که مسوولیت انجمن نمایش رو هم به عهده دارند، پرسیدم که با کسب این موفقیت ها، وضعیت تیاتر در شهرستان رو چطور می بینند؟ که صادقی حرفم رو قطع کرد و گفت: البته من این موفقیت رو مدیون خانمم ( زینب زارعی بازیگر نقش حبه انگور در این کار) هستم که از این حرف آقا قاسم نمی شه به این راحتی گذشت !
صفایی در پاسخ سوال این طور جواب داد: در لامرد تیاتری که الان کار می شه ، تیاتر غریزی است که کسب این نتایج رو می توان بهترین حالت برای پیشرفت تیاتر لامرد دانست و در بهترین حالت این وضعیت رو حفظ کرد و اگر بخواهیم این روند ادامه پیدا کنه و در مراحل بعدی جشنواره ها و موفقیت های بالاتری رو کسب کنیم ، باید از روش های علمی و آموزشی استفاده کرد و از افراد کار بلد استفاده کرد، سواد تیاتر رو وارد تیاتر لامرد کرد تا بتوانیم این هنر رو در شهرستان به اهداف عالیه برسانیم البته یک نکته رو هم باید اضافه کنم که در کنار آموزش امکانات نیز فاکتور بسیار مهمی است که خوشبختانه با حمایت هایی که می شه و احداث مجتمع فرهنگی هنری در لامرد و در کنار این ها، حضور مسوولین و حمایت های این عزیزان، افق روشنی را برای تیاتر لامرد می توان ترسیم کرد .
در بخش دیگری از این گفتگو گریزی هم به جشنواره شهرستانی رویش که چندین ساله در لامرد اجرا می شه، زدیم و از صفایی پرسیدیم که این جشنواره چه تاثیری بر روند رشد هنر نمایش در لامرد داشته که با این پاسخ روبرو شدیم :
این جشنواره کمک خوبی به رشد تیاتر در لامرد کرده ، باعث شده تا بچه های تیاتری رو به رقابت بیاندازه اما هنوز ضربه آخر رو وارد نکرده و باعث نشده تا هنرمندان تیاتری به سراغ منابع علمی و کتاب ها بروند و سطح مطالعه خودشان رو افزایش دهند، شاید بشه گفت رویش مثل درختی که حسابی قدکشیده اما هنوز ثمر نداده، بایستی به شیوه هایی رو آورد تا باعث بشه هنرمندان تئاتر لامرد به صورت علمی این هنر رو دنبال کنند .
کارگردان عشق و آفساید در بین صحبت های خودش به رشد تیاتر در سال ۸۹ اشاره کرد و گفت : امسال با برنامه ریزی هایی که صورت گرفته ۵ کار بر روی صحنه به اجرا درآمده که استقبال خوب تماشاگران رو هم به دنبال داشته اما نکته ایی که حائز اهمیت است می شه سال ۸۹ رو سال تولد تیاتر کودک در لامرد خواند و بازگشت افرادی که این هنر رو می شناسند به شهرستان دونست ، اگر بتوانیم نهال این تیاتر رو امسال بکاریم ، می تونه به قلب تپنده تیاتر لامرد تبدیل شود .
صفایی در پاسخ به آخرین سوال که کاری بعدی شما چیه و کی اجرا می شه، در جواب به علاقمندان به کارهای خوش گفت : کار بعدی « پشت در ، بیرون » نوشته ولف گانک بورشرت نویسنده آلمانی است که ۱۰ بازیگر در این کار ضد جنگ ایفای نقش می کنند اما زمان اجرای اون هنوز برای اعلام کردن ، زود است .

DSC_3157

آیا پیامبر اکرم واقعا بی سواد بوده است ؟

آبان ۱۵ام, ۱۳۸۹

سوال: ایا پیامبر گرامی اسلام (ص) و آخرین سفیر الهی سواد خواندن و نوشتن داشت ؟ مگر سواد یک کمال نیست؟ آیا واقعا پیامبر (ص) از نعمت این کمال بی بهره بود؟
پاسخ:یک پاسخ اجمالی آن است که پیامبر عزیز اسلام (ص) سواد خواندن و نوشتن داشت و از این کمال بی بهره نبوده است.زیرا به اعتراف متخصصان علوم قرآن و مفسران عزیز این کتاب حیات بخش ، سواد یک کمال است و نمی توان اشرف انبیاء را عقلا از این نعمت بزرگ بی بهره دانست(۱)
به ویژه به اعتراف مورخان اسلامی و غیر اسلامی در شبه جزیره عربستان و در هنگام ظهور این پیامبر بزرگ حداقل ۱۷ نفر با سواد بودند(۲)
بعلاوه قرآن کریم در اولین ایات نازله ، فرمان قرائت را به آن پیامبر داده و فرموده است :
«اقرا باسم ربم الذی خلق … الذی علم بالقلم»(۳)
در همان آیات نیز که حمل بر بی سوادی پیامبر شده و واژه «امی» را شاهد مثال آورده اند ، به صراحت به رسالت تعلیم و تربیت او اشاره دارد .
« هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه…»(۴)او کسی است در میان امیین رسولی از خودشان برانگیخت تا بر آنان آیاتش را تلاوت نموده و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد . به راستی مگر می شود کسی کتاب تلاوت کند و بی سواد باشد . مگر می شود کسی کتاب و حکمت را تعلیم کند وخود از آن بی بهره باشد ؟ ( دقت کنیم )
اما اختلاف در دو چیز است:۱- آیا پیامبر اکرم قبل از بعثت بی سواد بوده یا این بی سوادی!! پس از بعثت هم ادامه یافته ؟ آیا تاییدی بر اظهار سواد توسط پیامبر (ص) در روایات وجود دارد یا خیر؟
۲- منظور از امی مکتب نرفته و آموزش ندیده توسط بشر است یا اینکه علم آموزی خدا به پیامبر را باید نماد سواد بلکه باید او را به همین دلیل اشرف باسوادان دانست .در توجیه این دو موضوع برخی مفسران اعتقاد به بی سوادی مطلق آن حضرت داشته و هیچ شاهدی بر سواد پیامبر ارائه نداده اند.
اما برخی دیگر معتقدند او پس از بعثت به تعلیم الهی (و نه بشری) سواد داشته و می خوانده است اما شواهدی بر نوشتن او ارائه نکرده اند آنچه مسلم است سواد او پس از بعثت است که مظاهر آن در کلمات بلیغ آن حضرت حتی به همان مقدار که از آن گنجینه باقی مانده ، موج می زند برخی از سخنان گهر بار آن بزرگوار در کتاب (( نهج الفصاحه)) مشهود است.
در مورد ((معنای امی)) هم گفته اند که منسوب به ام است و چون کسی که از مادر متولد می شود ، سواد ندارد این واژه در همین معنا کاربرد یافته است یا در مورد این واژه گفته اند منسوب به ام القری یعنی مکه است و چون اکثر اهل مکه بی سواد بودند ، امی به معنای بی سواد گفته شده است.
اما در فرهنگ قرآن امی یعنی درس نخوانده زیرا قرآن کریم می فرماید « و منهم امیون لا یعلمون الکتاب »(۵) و از میان آنان اهل کتاب درس نخوانده هایی بودند که کتاب نمی دانستند .عدم اظهار کمال سواد نیز به معنای نداشتن آن نیست زیرا در عرف بشری هم برخی از افراد کمالاتی دارند که به دلایلی از جمله عدم نیاز یا جلوگیری از برخی شبهات آن کمال را ظاهر نمی سازند. حقیر در پژوهشی بیش از ۲۷ دلیل بر با سوادی پیامبر یافته که اگر خدا توفیق دهد , به عنوان یکی از فصول یک کتاب منتشر خواهد شد.
برای اطلاع بیشتر به کتاب پیامبر امی از استاد شهید مطهری و تاریخ قرآن نوشته آیت الله معرفت مراجعه فرمایید.

پی نوشت ها:
(۱) معرفت ،آیت الله هادی ، تاریخ قرآن
(۲) سجانی ، جعفر ، فروغ ابدیت تجربه و تحلیل کاملی از زندگانی پیامبر اکرم (ص) ج ۱
(۳) سوره علق ، آیات ۱-۴
(۴) سوره حمعه ، آیه ۲
(۵) سوره بقره ، آیه ۷۸

سال شمسی ایرانیان در قرآن و سنت

آبان ۱۵ام, ۱۳۸۹

هر ساله و بخصوص در آستانه ورود به سال جدید و ایام نوروز, یک سوال جدی مطرح می شود و آن اینکه ((آیا ردپایی از سال شمسی در قرآن کریم یا روایات ائمه دیده می شود یا خیر؟))در پاسخ به چنین سوالی باید ابتدا به یک نکته مهم اشاره شود که نباید در هر صحنه کلی و جزیی بدنبال تایید اسلام گشت یا در صورت نیافتن تایید ، آن را آموزه ای غیر دینی یافت زیرا بر اساس یک اصل کلی و به خصوص (( قاعده تلازم )) آن مسایلی که عقلا و فطرتا صحیح است , شرعا نیز صحیح می باشد .
با این اوصاف درآموزه های قرانی یا سنت رد پای تایید سال شمسی را می بینیم:
الف)قران کریم : در قرآن کریم در آیه ۲۵ سوره کهف و در داستان اقامت اصحاب کهف در غار و مدت اقامتشان می فرماید:
(( و لبثوا فی کهفهم ثلاث مائه سنین و ازدادوا تسعا))
اصحاب کهف در غارشان سیصد سال و نه سال هم بیشتر توقف کردند.
براستی چرا قرآن کریم در عدد نویسی ۳۰۹ سال را با هم نگفته و در یک عبارت ۳۰۰ سال و سپس ۹ سال هم اضافه گفته است؟
پاسخ این سوال آن است که این تفاوت ۳۰۰ سال تا ۳۰۹ سال تفاوت سال شمسی با سال قمری است.
زیرا حضرت علی (ع) در پاسخ به سوال یک یهودی به صراحت فرمودند:
((سنینکم شمسیه و سنینا قمریه))
سال های شما شمسی است و سال های ما قمری
مرحوم سید باقر هیوی در(( کتاب هیئت در اسلام)) با محاسبات دقیق این تفاوت را روشن ساخته است
سال شمسی یهود: ۳۶۵ روز بوده است ۱۰۹۵۰۰=۳۶۵*۳۰۰
سال قمری :۳۵۴ روز و ۸ ساعت و ۴۸ دقیقه
یعنی ۳۵۴ روز .۱۱/۳۰ روز
ب) سنت : در سنت نیز رد پای سال شمسی بیان شده است .
امام صادق (ع) در بیان زمان نوروز می فرماید:
« هو اول یوم من سنه الفرس»
این اولین روز از سال پارسیان است(۲)
پی نوشت ها:
۱-درس هایی از قرآن در کلاس سوم دبیرستان وزارت آموزش و پرورش سال۱۳۸۲ صفحه۷
۲- به فضل و یاری خدا در جزوه ای تحت عنوان (( نگاهی دینی به نوروز ایرانی )) بیشتر در این رابطه بحث خواهیم کرد

آی

افزایش سقف وام ضروری فرهنگیان آموزش و پرورش لامرد

آبان ۱۴ام, ۱۳۸۹

به گزارش خبرگزاری پانا و به نقل از روابط عمومی آموزش و پرورش لامرد: سید حسین احمدی زاده کارشناس رفا وتعاون آموزش و پرورش لامرددر این خصوص گفت: با توجه به لزوم توسعه خدمات صندوق وام ضروری و ایجاد توازن بین در آمد و هزینه های زندگی فرهنگیان سقف وام ضروری به مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۴۵ ریال افزایش یافت.
وی افزود: باز پرداخت آن بدون بهره خواهد بود و طی ۲۸ قسط و بطور ماهانه صورت می گیرد.
احمدی زاده گفت: این صندوق طی ۱۵ ماه گذشته مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۸ ریال وام به ۲۵۰ نفر از فرهنگیان پرداخت کرده است.

Next »