Archive for تیر, ۱۳۸۹

آیت الله فال اسیری

تیر ۳۱ام, ۱۳۸۹

در پی نوشت معرفی شخصیت والامقام حضرت آقای محمودی ، یکی از کاربران محترم در خصوص معرفی حضرت آقای فال اسیری درخواست نموده بودند و از آنجا که کسی از دوستان این خواسته را برآورد ننمود  بر آن شدم که این شخصیت والامقام در اینجا معرفی شوند . چه خوب است که در نامگذاری مکانها خصوصا علمی و فرهنگی و حتی میادین و خیابانهای  شهرهای موجود در شهرستانهای لامرد و مهر ، شخصیتهای علمی و دینی منطقه معرفی شوند.

آیت‌الله سید علی اکبر فال اسیری در سال ۱۲۵۶ در روستای اسیر از توابع استان فارس متولد شد، و با پرورش در خانواده‌ای از سلسلهٔ جلیل سادات و تحت آموزش آیت‌الله شیخ محمد اسیری رشد و پرورش یافته دروس مقدماتی وقسمتی از دروس تکمیلی و عالی را نزد آن مرحوم در حوزهٔ بزرگ اسیر در مسجد جامع اسیر فراگرفت.

استاد او به او پیشنهاد رفتن به شیراز -که در آن زمان دارالعلم نامیده می‌شد- کرد که حوزه‌های علمیه آنجا با وجود مراجع و علمای دانشمند از جملهٔ مراکز مهم علمی تشیع به شمار می‌رفت. وی در چهارده سالگی راهی شیراز شده و در محضر درس استاد شیخ مهدی کجوری¡ متوفی به سال ۱۲۹۳، حاضر شده واز شاگردان برجستهٔ ایشان به‌شمار می‌آید.

شیخ آقابزرگ تهرانی در کتاب طبقات اعلام شیعه جلد چهارم می‌نویسد:

او ازفقهای برجسته و علمای بزرگ شیراز بود. در شیراز، نزد شیخ مهدی کجوری در همان شهر تلمذ نمود، سپس، به عتبات عالیات مهاجرت نموده ودر نجف اشرف در محضر درس شیخ میرزا حبیب الله رشتی و دیگران حاضر شده و به کسب کمالات پرداخت.

فال اسیری قصد اقامت دایم در نجف داشت، لکن، استاد او رشتی از وی خواست به شیراز بازگردد تا مردم از دانش و فضل او بهره‌مند شوند. رشتی به خط خود در وصف کتاب المیراث ایشان نوشت و به علو مرتبه و ارزش والای فال اسیری در دو زمینهٔ علم وعمل اشاره نمود واین نوشته را به مهر خویش (حبیب الله) ممهور ساخت.

نسخهٔ دست‌نویس کتاب المیراث ایشان، در حال حاضر، در کتابخانهٔ سید عبدالله خویی در نجف نگهداری می‌شود. وی مشاور و داماد آیت‌الله میرزای شیرازی صاحب فتوای معروف تحریم تنباکو و مرجع بزرگ شیعه می‌باشد.

میرزای شیرازی که او را به دامادی پذیرفت، خود، شخصیت والایی بود. مرجع بزرگ دینی در نامه‌های خود خطاب به وی با القابی شایسته از او یاد می‌کرد. علل اعزام او به شیراز توسط استاد تنها به دلیل کفایت علمی وفقهی او و نیز شایستگی و آگاهی سیاسی واجتماعی سید بوده‌است. اجتهاد او مسلم است ودر شیراز صاحب فتوا بود ورساله عملیه ایشان در حال حاضر در کتابخانهٔ شهید آیت‌الله دستغیب شیراز موجود است و دارای نکات برجسته و ویژه‌ای است که در رساله‌های قبل از ایشان کمتر بدان پرداخته شده‌است. از جمله، دارای مسایلی در مورد تعیین قبله، مصارف زکات، حق فقرا و مساکین، و توضیحاتی در بارهٔ اصول دین ودیگر مسایل ضروری است.

فال اسیری در پی مبارزات و ارشادات مردم، یک بار به اصفهان وبار دیگر به عراق تبعید می‌شود. بعد از قضیهٔ قرارداد تنباکو، او از اولین کسانی است که در شیراز دست به اعتراض می‌زند و در برابر این اقدام استعماری ایستادگی می‌کند. روزی در مسجد وکیل بر بالای منبر حاضر شده و اعلام می‌کند: «ای مردم، موقع جهاد عمومی است. بکوشید تا جامهٔ زنان نپوشید» و شمشیری از زیر عبا بیرون آورده اعلام می‌کند، که: «هر بیگانه‌ای که برای انحصار دخانیات بیاید، شکمش را با این شمشیر پاره خواهم کرد!»

فال اسیری و حافظ

مرحوم فال اسیری علاقهٔ زیادی به خواجهٔ اهل راز، حافظ شیراز¡ داشت، و در اکثر مواقع به منظور راز و نیاز و شب‌زنده‌داری به محلی در نزدیکی آرامگاه حافظ می‌رفت. بعدها، همین محل آرامگاه ابدی خود او نیز شد.

وی سه‌بار که بعضی‌ها قصد ساختن بقعه‌ای بر آرامگاه حافظ داشتند، مخالفت کرده و آن‌را خراب نمود. از جمله، در چهارشنبه ۲۰ جمادی‌الاول ۱۳۱۷ که حکومت وقت قصد ساختن مقبرهٔ حافظ را داشت، حاج سید علی اکبر بر روی منبر رفته فریاد زد: «اگر شاه بسازد و هزار مرتبه بسازد من خراب می‌کنم.»

سرانجام، فال اسیری خود مقبره‌ای برای حافظ بنا کرد، و در آخر، پس از درگذشت ایشان در سال ۱۳۱۹ ه.‌ق. در مقبره‌ای در جوار خواجهٔ بزرگ شیراز به‌خاک سپرده شد.

منابع

وقتی زمین لرزید….به روایت دوربین من

تیر ۳۰ام, ۱۳۸۹

عکس ها مربوط به روستاهای کدیون،ده پایین و زین الدین است.

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

مکانیک در زندگی در مکانیک!

تیر ۳۰ام, ۱۳۸۹

در علم مکانیک و سایر علوم پی آمدش(مثل عمران،در محدوده هایی هم شیمی و مواد) مفاهیم و فرمول بندی هایی وجود دارد که می توانند به عنوان فرمول هایی ابتدایی و سردستی در “زندگی” به کار گرفته شود.
واضح و مبرهن است که درجه ی پیچیدگی روابط انسان ها بسیار بالاتر از این فرمول هاست ،به طوری که اگر بخاهیم رابطه ای جامع در مورد یک پدیده ی ساده ی انسانی بنویسیم – مثلن محاسبه ی اینکه ” یک انسان کی دروغ می گوید؟”- به ترکیبی پیچیده،زمان مند(Un steady) مکان مند(Un uniform) خواهیم رسید که استثنائات آن بیش از مصادیق آن خاهد شد. به همین دلیل در شروع مطلب گفتم که: “فرمول هایی ابتدایی و سردستی”
با این دید با هم نگاهی می اندازیم به چندی از این فرمول ها و مفاهیم:
۱- قانون دوم نیوتون:F=m*a
این فرمول رابطه ای بین مقدار چیزی که میخاهیم تغییر در آن ایجاد کنیم و همچنین شتاب این تغییر را با نیروی لازم برای این تغییر نشان می دهد.
تغییری را که رضا خان میخاست در جامعه ی ایران به وجود بیاورد در نظر بگیرید(همان کشف حجاب معروف). رضاخان دارای نیروی مشخصی برای این تغییر بود F (نیرو شامل: نیروی نظامی، تبلیغات تلوزیونی و ….). ولی در دیگر سو او تعداد زیادی از جامعه را انتخاب کرده بود(همه ی زنان) یعنی m بسیار زیاد بود. همچنین مقدار تغییر بسیار زیادdv(از محجبه به بی حجاب) و زمان هم بسیار کوتاهdt، حاصل این عبارت m*dv/dt بسیار بیش از نیروی رضا خان بود . نتیجه را هم تو بهتر از من می دانی! اگر رضا خان همین یک فرمول را بلد بود و فقط قشر محدودی از زنان را در نظر می گرفت(مثلن دانشجوها) و یا در زمانی طولانی تر این تغییر را انجام می داد ، احتمالن الان شاهد گشت ارشاد نبودیم!!!
۲- مفهوم خستگی(Fatigue)
این مفهوم در مکانیک و عمران در درس مقاومت مصالح مطرح می شود. به زبان ساده می شود اینکه قطعه ای را در نظر بگیرید که تحت فشار ۱۰۰ مگا پاسکال از هم می پاشد ، اگر شما از یک فشار ۵۰ مگا پاسکالی استفاده کنی اما به این صورت که این فشار را اعمال کنی و سپس برداری،دوباره این فشار را اعمال کنی و سپس برداری و تکرار تا دفعات بالا، آنگاه مشاهده می کنی که قطعه با همین فشار ۵۰ تایی هم از هم می پاشد.
مثال واضحش اعصاب ما آدم هاست. اوایل کار در مقابل انبوه مشکلات صبور هستیم و تنش های بزرگی را تاب می آوریم. اما چند سال بعد برای کوچکترین تنشی از کوره در می رویم و از هم می پاشیم.
در حوزه ی مسایل عاطفی هم ترانه ی زیر اشاره به همین پدیده دارد:
هرچی تو دنیا غمه مال منه
روزی هزار بار دل من میشکنه
دل دیگ اون طاقتا رو نداره، خدا نداره
پشت سر هم داره بد میاره ، خدا میاره!

۳-موج
در علم سیالات وبه طور ویژه هیدرولیک ، بحث در مورد موج با این مثال شروع می شود که: جریانی آبی را در نظر بگیرید که از زیر دریچه ی نیمه بازی عبور می کند. حال اگر به طور ناگهانی دریچه باز یا بسته شود، موجی روبه عقب در کانال ایجاد می شود.
خرداد۷۶ را به یاد بیاورید: دریچه ی کانال ناگهان باز شد….
خرداد۸۸ را به یاد بیاورید: دریچه ی کانال ناگهان بسته شد….

زلزله دیشب لامرد را لرزاند

تیر ۳۰ام, ۱۳۸۹

حمید تقی زاده دبیر ستاد غیر مترقبه فارس صبح روز چهارشنبه در گفتگو با خبرنگار ایرنا گفت: با وجود شدت این زمین لرزه و حدود ۸ پس لرزه ، خوشبختانه تلفات جانی گزارش نشده است و تنها پنج تن از ساکنان مناطق زلزله زده مصدوم و برای مداوا به بیمارستانهای شهرستان های همجوار منتتقل شدند.
وی افزود: زمین لرزه بامداد امروز همچنین باعث قطع شبکه برق کانونهای زلزله در جنوب استان شده است .
تقی زاده خاطر نشان کرد: ‌درپی وقوع زلزله ستاد حوادث غیر مترقبه استان فارس با تشکیل جلسه فوق العاده تیم های امدادی ودرمانی برای امداد رسانی به منطقه اعزام شدند و همچنان سرگرم بررسی خسارات و ارائه خدمات امداد رسانی می باشند.
به گفته وی اکیپ های فنی شرکت برق نیز با اعزام به مناطق حادثه دیده مشغول رفع مشکلات فنی شبکه های برق ناشی از زلزله هستند.
به گزارش ایرنا به فاصله حدود دو ساعت نیم هشت بار زمین لرزهایی به قدرت ۸/۵ ، ۲/۵ ، ۱/۴ ،۹/۳، ۳/۵ ، ۹/۳ ، ۳/۵ و ۵/۳ در مقیاس امواج درونی زمین ( ریشتر ) در اولین دقایق بامداد چهارشنبه منطقه “اهل” درمرز استان های فارس و هرمزگان را در جنوب کشور لرزاند.
له در استان فارس به ۳۰ درصد از بناهای قدیمی ۴ روستا آسیب رساند .
حیدری پور مسئول هلال احمر شهرستان لامرد در جلسه ستاد بحران اشکنان که در اداره آموزش وپرورش اشکنان تشکیل شده بود گفت: در این حادثه تعداد ۱۵ نفر از همشهریان زخمی شده اند که ۱۳نفر از آنها توسط نیروهای امدادی به صورت سرپایی مداوا شدند و دو نفر از آنها نیز جهت رسیدگی و مداوا به بمارستان بعثت اشکنان منتقل شدند.
وی میزان خسارتهای اولیه به منازل مسکونی را بین ۳۵تا ۵۰درصد عنوان کرد و گفت: جهت امدادرسانی به حادثه دیدگان بیش از ۲۰۰۰قوطی کنسرو،آب معدنی،چادرامدادی و ملحفه و ظروف لازم فراهم شده است که تا ساعاتی دیگر به وسیله دو بالگرد به اشکنان ارسال می شود که با شناسایی دقیق حادثه دیدگان در اختیار آنها قرار خواهد گرفت.
زایری نژاد بخشدار اشکنان نیز در این جلسه ضمن تقدیر از حضور به موقع نیروهای امدادی و مسئولان اجرایی گفت:
برخی از قسمتهای شهر اشکنان،روستاهای کدیون(kodeyoon)،زین الدین،(zaynaddin)پسبند،دهو(dehoo) و ده پایین آسیب های جدی دیده است که امیدواریم بتوانیم در اولین فرصت زمینه اسکان موقت آنها را فراهم کنیم.وی از همکاری ادارات آموزش و پرورش،شهرداری های اشکنان و اهل و شوراهای اسلامی شهر و روستا در همکاری با ستاد بحران و هلال احمر شهرستان لامرد تقدیر و تشکر نمود.
در این جلسه علاوه بر حیدری پور مسئول هلال احمر شهرستان لامرد.زایری نژاد بخشدار.نجفی زاده شهردار.حسن پور مسئول اداره آموزش وپرورش.کیانی شهردار اهل.اورنگ رییس شورای شهر اهل.رحمدل فرمانده گردان عاشورا و مسئول سازمان تبلیغات اسلامی و جمعی از نیروهای امدادی حضور داشتند.
گفتنی است تا کنون ۵پس لرزه مناطقی از اشکنان را به لرزه درآورده که مردم در شهرهای اشکنان، اهل و روستاهای تابعه ی این بخش، شب را تا به صبح در خارج از منازل خود و در بوستانهای اطراف به سر برده اند. علاوه بر این دو شهر وبا توجه به قدرت شدید زمین لرزه مردم در دیگر نقاط شهرستان شبی همراه با دلهره را سپری نمودند
گزارش اقای احمدی خبر نگار شهر اشکنان
قرار است گروه های امدادی از تهران ومرکز استان به شهر وبخش اشکنان اعزام شوند.
گزارش های تکمیلی بعد از بازدید از مناطق زلزله زده ارسال میگردد.

علی اکبر (ع) الگوی جوانان

تیر ۲۹ام, ۱۳۸۹

یازدهم شعبان مصادف با میلاد علی اکبر (ع) روز جوان نامیده شده که به همین مناسبت در این مقاله کوتاه ابتدا گذری به زندگانی آن بزرگوار خواهیم داشت و سپس به اهمیت دوران جوانی خواهیم پرداخت :
نگاهی به زندگانی علی اکبر(ع)
نامش علی اکبر (ع) فرزند ارشد و برومند امام حسین (ع) است . مادرش لیلی دختر ابو مره بن مسعود ثقفی است . دو فرزند ذکور دیگر امام حسین (ع) نیز به نام علی است یکی علی اوسط ( امام زین العابدین ع ) و دیگری علی اکبر صغیر و شیر خوار است . برخی تولد او را در اوایل خلافت عثمان و برخی دیگر مانند شیخ مفید (ره ) در ارشاد میلاد او را دو یا سه سال پس از شهادت امام علی (ع) یعنی سال ۴۳ هجری قمری نوشته اند (۱)
شهادت او در عاشورای سال ۶۱ ه . ق در کربلا واقع شده و بنا به تصریح زیارت ناحیه مقدسه او اولین شهید از نسل بنی هاشم در صحرای کربلاست . در مورد سن او در هنگامه شهادت اختلاف نظر وجود دارد برخی او را ۱۸ یا ۱۹ ساله و برخی دیگر او را ۲۵ یا ۲۸ ساله می دانند .
اما نگارنده به دلایلی معتقد است که قول ۲۵ یا ۲۸ سال صحیح تر است . زیرا او به اقتضای نامش فرزند بزرگ امام حسین (ع) است ویکی از راههای محاسبه سن علی اکبر (ع) محاسبه از طریق سن علی اوسط یعنی آقا امام زین العابدین (ع) است . امام سجاد (ع) در ۵ شعبان سال ۳۸ هجری متولد شده و بدین ترتیب سن آن حضرت در کربلای سال ۶۱ دقیقا ۲۳ سال است از طرفی آن حضرت فرزند ۴ یا ۵ ساله ای به نام امام باقر (ع) که یکی از راویان کربلاست , در آن زمان دارد. مضافا باینکه برخی او را صاحب فرزند می دانند و دلیلشان کنیه آن حضرت یعنی ابا محمد است . بنا بر این هر کس سن علی اکبر را پایین تر از ۲۳ سال بگوید به نوعی اشتباه فاحش تاریخی مرتکب شده است .
در منزلت او همان بس که وقتی امام حسین (ع) اجازه میدانش داد فرمود : (( خدایا تو شاهد باش که جوانی به سوی این سپاه رفت که از نظر اندام و سیما , اخلاق و گفتار شبییه ترین مردم به رسول خدا (ص) بود)) (۲)و با عنایت به اینکه رسول خدا (ص) در مرتبه اعلای اخلاقی است (( انک لعلی خلق عظیم )) (۳) برخی از متکلمان حکم به عصمت اکتسابی او کرده اند . از شجاعتش همان قدر کافی است که بگوییم او اولین شهیید از نسل بنی هاشم است آری امام حسین (ع) ابتدا از خود گذشت و بقول شاعر (( تا که از خود نگذری از دیگران نتوان گذشت )) درزیارت عاشورا از میان شهدای کربلا تنها یک شهید نام برده شده و آن علی اکبر است . (( السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین ))
می گویند این جوان دلیر شبها در مدینه آتش روشن می کرده تا رهگذران راه را بیابند و گم نشوند . سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا .
اهمیت دوران جوانی
جوانی یکی از حساس ترین دوران زندگی انسان است . نگاهی به تاریخ پیامبران و ائمه علیهم السلام نشان می دهد که یاران صدیق آن بزرگواران در طول تاریخ جوانان بوده اند که این قشر عظیم , فطرتا حق جو و پذیرای حقند .
امام علی (ع) در اهمیت این دوران فرموده اند :(( دو چیز است که کسی ارزش آن را نمی شناسد مگر وقتی آن را از دست بدهد : جوانی و آرامش )) (۴) آن حضرت آمادگی جوانان را پذیرش حق و علم مورد توجه قرار می دهد و می فرماید : (( دل جوان مانند زمین خالی و مستعد است که هر بذری در آن افشانده شود , می پذیرد )) (۵) آنچه این جوانی را به سرمایه ای ماندگار تبدیل می کند ادب و دانش است لذا آن امیر بیان می فرماید: (( ای گروه جوانان آبروی خود را با ادب و دین خود را با دانش نگه دارید )) (۶)
دوران جوانی دوران وزارت و مشورت است نه دوران امر و نهی لذا امام علی (ع) اهمیت مشورت با آنان را مورد تاکید قرار می دهد و می فرماید: ((هر گاه در کاری که با آن مواجه شدی , نیازمند مشورت بودی ابتدا با جوانان مشورت کن زیرا به لحاظ ذهن تیزتر و به لحاظ حدس و گمان سریع ترند سپس آن را به میان بزرگ سالان و کهن سالان عرضه کن تا بررسی کنند و بهترین رای را برگزینند زیرا آنها تجربه بیشتری دارند )) (۷)
توجه به علایق و سلیقه های جوانان نیز مسئله بسیار مهمی است و در این رابطه باید خواسته های جوانان مورد توجه قرار گیرد . برخورد حضرت علی (ع) با قنبر خدمتگزار جوانش باید الگوی ما در برخورد با جوانان باشد : (( امام باقر (ع) فرمود : روزی امام علی (ع) به بازار پارچه فروشان وارد شد و دو پیراهن خرید یکی به سه درهم و دیگری به دو درهم سپس به خدمتگزارش قنبر فرمود : پیراهن سه درهمی را تو بگیر . قنبر گفت : این پیراهن برای شما شایسته تر است زیرا شما منبر می روید و برای مردم خطبه می خوانید . امیر مومنان علی (ع) فرمود : تو جوانی و خواسته های جوانی داری و من از خدا شرم دارم که خود را برتر از تو بدانم )) (۸)
امام خمینی (ره) به حاج احمد آقا فرزندشان چنین متذکر می شوند : (( پسرم ! تا نعمت جوانی را از دست نداده ای فکر اصلاح خود باش که در پیری همه چیز را از دست می دهی ))
مقام معظم رهبری مد ظله العالی درخواست خود را از جوانان در سه جمله خلاصه می کند (( تحصیل , تهذیب و ورزش ))
بقول حافظ شیرازی (( دلا چو پیر شدی حسن و نازکی مفروش )) در مناجات شعبانیه که به فرمایش امام خمینی (ره) همه امامان ما آن را خوانده اند تاسف از گذشت عمر و جوانی مورد توجه واقع شده است (( الهی و قد افنیت عمری فی شره السهو عنک و ابلیت شبابی فی سکره التباعد منک بار الها عمر را در حرص و آز شدید و غفلت از تو تباه ساختم و جوانیم را در مستی دوری و بعد از تو فرسودم )) (۹)
امیذ آنکه هم جوانان قدر خویش را بدانند و هم مسئولین و والدین قدر جوانان خویش را بشناسند و برای پاسداشت جوانی و ازدواج و اشتغال جوانان فکری اساسی کنند .
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
پی نوشت ها :
۱- سماوی / محمد بن شیخ طاهر / ابصار العین فی انصار الحسین (ع) / ص ۲۱
۲- صحفی / سید محمد / زندگانی ابا عبدالله / ترجمه اللهوف علی قتلی الطفوف / ص ۹۲
۳- سوره قلم / آیه ۴
۴- غرر الحکم / ج۴ / ص ۱۸۳
۵- نهج البلاغه / نامه ۳۱
۶- شیخ عباس قمی / سفینه البحار / ماده شبب
۷- شرح نهج البلاغه /ج۲۰/ ص ۳۳۷
۸- میرزا حسین نوری / مستدرک الوسایل / ج۳/ ص ۲۵۶
۹- شیخ عباس قمی / مفاتیح الجنان / اعمال مشترک ماه شعبان / مناجات شعبانیه

کوتاه از بهارستان ۴

تیر ۲۸ام, ۱۳۸۹

بررسی لایحه پنجم صدای دولت را درآورده است

شنیده ها از کمیسیون تلفیق برنامه پنجم توسعه حکایت از تغییر اساسی لایحه برنامه توسط اعضاء این کمیسیون دارد بطوری که تعداد موادی که بطور دست نخورده تصویب شده اند از انگشتان دست هم تجاوز نمی کنند و این قضیه حسابی صدای دولتی ها را در آورده و احتمالا باید منتظر واکنش تند احمدی نژاد هم باشیم.

تعهدات وزارت نفت اجرائی نشده است

نمایندگان فارس طی نامه ای از اجرائی نشدن تعهدات و مصوبات وزارت نفت در سفرهای هیات دولت به فارس به لاریجانی، رئیس مجلس شکایت بردند. وزارت نفت دلیل اجرائی نشدن این مصوبات را ممانعت دیوان محاسبات ذکر می کند. وزارت نفت در این سفرها به احداث چندین پالایشگاه و پتروشیمی در فارس تعهد داده است.

دکتر صادقی انتخاب نشد

دیروز در جلسه علنی مجلس بحث انتخاب سه نفر حقوقدان برای عضویت در شورای نگهبان مطرح بود. از میان پنج گزینه، دکتر صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه شیراز و رئیس سابق این دانشگاه حضور داشت که رای نیاورد. ایشان رئیس ستاد انتخاباتی علی لاریجانی در استان فارس (در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴) بوده است.

بازهم دعوای اصفهانی و شیرازی

بر اساس تصمیات دولت مبنی بر انتقال برخی از سازمانها و شرکتهای دولتی از تهران و اعلام آمادگی شهرهای بزرگ کشور برای جذب این سازمانها، بین شیراز و اصفهان به منظور جذب آنها رقابت بوجود آمده است. از میان آنها می توان شرکتهای زیر مجموعه وزارت نفت و معاونت های میراث فرهنگی و گردشگری را نام برد.

راه آهن شیراز- بوشهر-عسلویه؛ وزارت نفت بدقولی کرد

۴ قطعه از ۱۴ قطعه این پروزه درحال اجرا است. احداث این پروژه با مشارکت وزارت نفت و وزارت راه در حال انجام است، اما به اذعان وزارت راه، وزارت نفت تاکنون به تعهدات مالی خود در این زمینه عمل نکرده است.

کلنگ دانشگاه هنر هنوز در هوا مانده است

دانشگاه هنر شیراز، مصوب سفر مقام معظم رهبری و هیات دولت، طی دیدارها، تذکرات و نامه نگاری های متعدد با مقامات مربوطه، بارها مورد پی گیری نمایندگان فارس بوده است. وزارت علوم طی نامه ای موافقت اصولی آن را اعلام داشته اما عدم موافقت قطعی آن را ناشی از کم کاری مسئولان استانی در استفاده از اعتبارات استانی و کمکهای مردمی دانسته است.

مجلس سه هفته تعطیل است

هفته حضور در حوزه انتخابیه نمایندگان(یک هفته در ماه) با دو هفته تعطیلات تابستانی نمایندگان، پشت سر هم قرار گرفته و بنابراین مجلس به مدت سه هفته تعطیل خواهد بود.

انتقاد از خواننده ای که شما باشید

تیر ۲۸ام, ۱۳۸۹

در اینجا خیلی کوتاه و مختصر می خواهم در سه مورد از خواننده گان نازنین سایت (از جمله خودم) خورده گیری کنم:
۱- خواننده گان در کامنت ها به گوینده نگاه می کنند تا به موضوع مورد بحث.
دلیل: برای نمونه من چند روز پیش مطلبی نوشتم به نام جناب اوکتپس! که مورد توجه برخی دوستان قرار گرفت. تمام حرف من در آنجا این بود که “جاهلیت قرن بیستم بسیار خطرناک تر و مدرن تر است “. اگر کمی به حافظه خود فشار بیاورید پی خواهید برد که این همان چیزی است که در مطلب “لزوم بعثتی دوباره …” بیان شده بود که در آنجا به شدت به آن تاخته شد.
۲- خواننده گان، مطالب را دقیق نمی خوانند و یا فقط بخشی از آن را می خوانند و بر اساس همان نظر می دهند.
دلیل: مثلا من با اجازه ادمین مطلبی نوشتم به نام “گذر عمر”. خدمت همه کسانی که آن مطلب را خواندند و همه کسانی که کامنت گذاشتند (که البته من برای اینکه جسارتی نشده باشد کامنت ها راحذف کردم) باید عرض کنم که “گذر عمر” کاملا سر کاری بود. اگه حالشو دارید یه بار دیگه آن را مطالعه کنید و ببینید چه نوشته ام. من آن مطالب را از حدودا ده مقاله که در مورد مطالب کاملا متفاوتی بود کپی پیس کرده بودم. تک جملات با معنی اند اما کل متن کاملا بی معنی است. هیچ کسی به این موضوع پی نبرد و یا لااقل اشاره نکرد (منهای برخی دوستان که مشکوک شده بودند و سوالاتی برایشان پیش آمده بود).
۳-خواننده گان گاهی به سمت بحث ها ی زرگری و غیر سازنده میل می کنند.
دلیل: کافی است کمی به کامنت های (بعضا جناحی) قبل نگاه کنید.
_________________________________
انتقادات و پرسش های ما ممکن است به خاطر این باشد که:
الف) نویسنده را قبول نداریم و بنابراین هر چه را که بگوید.
ب)فقط این مطلب خاص از او را قبول نداریم.
ج) اساس مطلب را قبول داریم ولی بخشی از آن و یا چند مثال خاص از آن را نمی پسندیم.
گاهی در انتقادها مشکل ما یک پاراگراف بیشتر نیست ولی طوری می نویسیم که انگار تمام بحث را داریم رد می کنیم.
_________________________________
ممکن است مدارک ارائه شده کافی نباشد، شاید کسی مطالب مورد اشاره را نخوانده باشد اما در یک نگاه حداقلی می تواند یک تذکر باشد برای همه ما که:
الف) یک نفر را نماینده خدا، دین، دولت و … ندانیم که بخواهیم همه سوالات و انتقاداتمان را از او بپرسیم بدون اینکه مطلبی که نوشته به آنها ربطی داشته باشد.
ب) تنها بخشی از مطلب و یا تک جملات را نگیریم که با آن نویسنده را به چالش بکشیم.
ج) برخی از بحث ها و سوالاتی که مطرح می شود کاملا تخصصی اند؛ شاید در حد یک تز دکتری! و بعضی نیز نیاز به آگاهی و شناخت نزدیک تر مساله و مشکل دارند. ( البته این به معنی نپرسیدن و بحث نکردن نیست اما) می خواهم تاکید کنم که از منطق به دور خواهد بود اگر از نویسنده ها انتظار داشته باشم که به همه سوالات پاسخ های قانع کننده بدهند.

در پایان: می توان انتقاداتی را به نویسنده ها نیز وارد نمود؛ که این کار را به خواننده ای که شما باشید می سپارم!

زندگی‌نامه علی رفیعی علامرودشتی

تیر ۲۸ام, ۱۳۸۹

اینجانب علی رفیعی علامردشتی در دوم اردیبهشت ۱۳۳۰ شمسى، در روستای چاه عینی مرکز شهر علامرودشت لامرد فارس درمیان خانواده ای روحانی زاده شدم. تحصیلات ابتدائی را در مکتب خانه و سپس دبستان زادگاهم گذرانده و مدتی نزد حجج اسلام آقای حاج شیخ حسین رفیعی و حاج شیخ اسدالله رفیعی مقدمات ادبیات عرب را آموختم و در سال ۱۳۴۲ شمسی جهت ادامه تحصیل عازم شیراز شدم و در مدرسه علمیه امامزاده ابراهیم بن موسی بن جعفر ـ علیه السلام ـ و مدرسه آبابا خان از محضر آقایان آیت الله حاج عالم آیت اللهى، حاج سید محمد کاظم آیت اللهى، حاج سید احمد و حاج سید محمود آیت اللهی و دیگر علمای شیراز کسب فیض نموده و در سال ۱۳۴۵ شمسی به قصد مسافرت به عراق به خرمشهر رفتم و پس از یک سال که در مدرسه علمیه رضویه آن شهر و نزد حجج اسلام حاج شیخ عبدالله محمدى، محسنی اقلیدی و دیگر اساتید تلمذ و استفاده کردم، به عراق سفر نموده و وارد جامعه النجف الدینیه به ریاست حجه الاسلام و المسملین سید محمد کلانتر شدم. در آنجا از محضر حجج اسلام آقایان حاج شیخ محمد هادی معرفت، شیخ مجتبی لنکرانی و دیگر اساتید ، علوم فقه، اصول، تفسیر و کلام را آموختم.

درسال ۱۳۵۰ شمسی به ایران بازگشتم. مدتی در شیراز و سپس در قم اقامت نمودم.در حوزه علمیه قم از محضر فضلای جلیل القدری چون حجه الاسلام فاضل اصفهانى، حجه الاسلام ستوده، حجه الاسلام حجتی زاده نیشابورى، حجه الاسلام دکتر احمد بهشتى، آیت الله حاج شیخ محمد هادی معرفت، حجه الاسلام دوزدوزانی و آیت الله علوی گرگانی دروس فقه، اصول ، تفسیر و فلسفه را گذرانده و مدت کمی در حوزه های دروس خارج فقه و اصول آیات عظام گلپایگانى، مرعشی نجفی و وحید خراسانی شرکت نموده و در سال ۱۳۵۳ شمسی از طرف دفتر آیت الله العظمی گلپایگانی و تایید دفتر آیت الله پسندیده به عنوان نماینده ایشان عازم کردستان شدم و پس از چند سال تبلیغ و ارشاد در آن خطه، در اواخر سال ۱۳۵۵ شمسی علیه رژیم پهلوی وارد مبارزات سیاسی شدم و از طرف حوزه علمیه قم به مراکز شهرستانها جهت سخنرانی و بسیج جوانان اعزام شده و چند بار توسط دستگاه ساواک و عوامل رژیم پهلوی بازداشت شدم. در اواخر سال ۱۳۵۶ شمسی یکسره در منطقه فارس و زادگاهم به فعالیت پرداخته و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) سرپرستی کمیته های آن منطقه را به عهده داشتم.

در سال ۱۳۵۷ شمسی به خرمشهر اعزام شده و مسئولیت امور فرهنگی ستاد انقلاب اسلامی اعراب زیر نظر حجه الاسلام شیخ عیسی طرفی را به عهده گرفتم، و پس ازآن به قم بازگشته و به کار تحقیق و پژوهش و تالیف پرداختم. در سال ۱۳۶۰ شمسی در تهران سکونت نموده و در دبیرستان ها و مراکز دانشگاهی و تربیت معلم به تدریس پرداختم. در سال ۱۳۶۱ شمسی در شورای عالی آموزش و پرورش به عنوان کارشناس تحصیلات غیر رسمی کشور به کار مشغول شدم و از سال ۱۳۶۲ شمسی به بعد وارد کارهای علمی ـ فرهنگی و پژوهشی به شرح ذیل شده ام :

  1. در سال ۱۳۶۲ شمسی به دعوت آقای دکتر مهدی محقق وارد بنیاد دائره المعارف اسلامی که توسط حضرت آیت الله خامنه ای تاسیس گردیده بود، شدم و به تحقیق پرداختم که این همکاری تا مدتی ادامه یافت
  2. درسال ۱۳۶۲ شمسی با مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی زیر نظر آقای سید محمد کاظم بجنوردی همکاری به صورت تحقیق و پژوهش و تالیف مقاله آغاز کردم که تا سال ۱۳۶۸ شمسی به صورت تمام وقت بود و اکنون این همکاری به صورت نیمه وقت و تالیف مقاله و معاونت بین المللی کتابخانه مرکز دائره المعارف ادامه دارد.
  3. درسال ۱۳۶۶ شمسی با دائره المعارف تشیع همکاری آغاز کردم که تاکنون نیز ادامه دارد.
  4. در سال ۱۳۷۰ به دعوت حجه الاسلام و المسلمین آقای دکتر سید محمود مرعشی نجفی سرپرستی دائره المعارف کتابخانه های جهان وابسته به کتابخانه بزرگ حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره) را در قم به عهده گرفتم که این مسئولیت هم اکنون نیز ادامه دارد.
  5. از سال ۱۳۷۰ شمسی همکاری به صورت تالیف مقالاتی راجع به تاریخ، رجال و جغرافیای ایران با مرکز دائره المعارف اسلام ترکیه شروع نمودم که ادامه نیافت.
  6. از سال ۱۳۷۱ شمسی با دائره المعارف فلسطین که در مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی تدوین می شود، شروع به همکاری نموده ام که این بخش اکنون متوقف شده است.
  7. درسال ۱۳۷۲ شمسی پس از تأسیس دائره المعارف ادب فارسی به سرپرستی آقای حسن انوشه با این دائره المعارف نیزبه صورت تالیف مقاله همکاری دارم.
  8. از ۱۳۸۲ شمسی همکاری علمی با مرکز دارالحدیث شروع کردم که هم اکنون ادامه دارد.
  9. از سال ۱۳۸۰ شمسی با مرکز دائره المعارف امام خمینی(ره) شروع کردم که تا سه سال ادامه داشت.
  10. از سال ۱۳۷۷ شمسی تا کنون با مرکز ترجمه قرآن همکاری داشته و دارم.

فرستاده شده توسط: محمود ملکی

منبع: سایت اندیش‌وران

گفتگو با آیه‏ا… محمودی مؤلف کتاب «نهج‏‌السعاده فی مستدرک نهج‏البلاغه»

تیر ۲۸ام, ۱۳۸۹

اشاره:
آیه‏اللّه محمدباقر محمودی علامرودشتی به سال ۱۳۰۲ هجری شمسی در شهرستان لامِرد استان فارس دیده به جهان گشود. او تحصیل علوم دینی را از ابتدای جوانی آغاز و در سال ۱۳۲۳ به منظور ادامه تحصیل به نجف اشرف هجرت کرد. در کنار تحصیل علوم متداول حوزوی به مطالعه و تحقیق درباب کلمات امام علی(ع) به خصوص نهج‌‏البلاغه علاقه‏مند گشت. وی در این زمینه می‏گوید:
نهج‏البلاغه انیس شب و روز، و یار تنهایی من بود، ناراحتی‏ها و غم‏های من با مطالعه این کتاب زایل می‏شد.۱
ایشان برای یافتن پاسخی علمی در برابر مخالفین نهج‏البلاغه تحقیقات طاقت‏فرسا و گسترده‏ای را در جهت گردآوری تمام کلمات و بیانات آن حضرت از متونِ تاریخی و روایی انجام داده است. ثمره این پژوهش جامع، فراهم آمدن مجموعه نفیسی به نام نهج‏السعاده فی مستدرک نهج‏البلاغه است که براساس گفته مؤلف به ۱۴ جلد خواهد رسید. شهید مطهری پس از اطلاع از چاپ چهار مجلد این کتاب، در مقدمه کتاب سیری در نهج‏البلاغه، در معرفی شخصیت علمی و اهمیت کار تحقیقی این نویسنده توانا، می‏نویسد:
خوشبختانه در عهدها و عصرهای متأخرتر افراد دیگری در پی گردآوری اسناد و مدارک نهج‏البلاغه برآمده‏اند، و شاید از همه مشروحتر و جامعتر کتابی است به نام «نهج‏السعاده فی مستدرک نهج‏البلاغه» که در حال حاضر به وسیله یکی از فضلای متتبع و ارزشمند شیعه در عراق به نام محمدباقر محمودی در حال تکوین است، در این کتاب ذی‏قیمت مجموعه سخنان علی(ع) اعم از خطب، اوامر، کتب و رسائل، وصایا، ادعیه و کلمات قصار جمع‏آوری شده است. این کتاب شامل نهج‏البلاغه فعلی و قسمتهای علاوه‏ای است که سیدرضی آنها را انتخاب نکرده و یا در اختیارش نبوده است و ظاهرا جز قسمتی از کلمات قصار، مدارک و مأخذ همه بدست آمده است. تاکنون چهار جلد از این کتاب چاپ و منتشر شده است.۲
این نویسنده متبحر و محقق توانا، هم‏اکنون با گذشت بیش از ۸۰ سال از عمر شریفشان در یکی از محلات قدیمی قم در کتابخانه منزل خود به تحقیق و تألیف و احیاء آثار علوی مشغول می‏باشد. وی علاوه بر جمع‏آوری کلمات امیرالمؤمنین(ع) به احیاء پاره‏ای از آثار خطی که در زمینه معرفی امام علی(ع) و دفاع از ولایت آن حضرت نگاشته شده، همّت گماشته است که کتابهای:
المعیار والموازنه فی فضائل الامام امیرالمؤمنین علی بن ابی‏طالب، تألیف ابی‏جعفر الاسکافی محمد بن عبداللّه المعتزلی، متوفی، ۲۴۰ هجری و جواهر المطالب فی مناقب الامام علی بن ابی‏طالب، تألیف شمس‏الدین ابن البرکات محمد بن احمد الدمشقی الباعونی الشافعی، متوفی ۸۷۱ هجری از آن جمله‏اند.
فصلنامه حوزه و دانشگاه به منظور قدردانی از زحمات خالصانه این محقق گرانقدر و نیز استفاده از نقطه‏نظرات ایشان در باب نهج‏البلاغه و شخصیت علمی امام علی(ع)، گفتگوی حاضر۳ را تدارک دید که تقدیم خوانندگان عزیز می‏شود:
لطفا کتاب نهج‏السعاده فی مستدرک نهج‏البلاغه را که از تألیفات شماست و تقریبا ۴۰ سال از عمر شما صرف تألیف و تنظیم آن شده است، معرفی کنید و ویژگیهای این کتاب و انگیزه خود را از تألیف آن بیان فرمایید.
من به خاطر علاقه‏ای که به اهل‏بیت علیهم‏السلام و به خصوص به آقا امیرالمؤمنین(ع) دارم، عمده مطالعاتم پیرامون تفسیر قرآن، روایات و زندگی اهل‏بیت(ع) است. در مطالعات خود با بعضی از گفته‏های مخالفین نهج‏البلاغه مواجه شدم و از آن شدیدا متأثر گردیدم. مدتی در این اندیشه بودم که چگونه می‏توان این اشکالات را پاسخ داد، تا اینکه در کربلای معلاّ آقازاده آقامیرزا مهدی شیرازی(ره) را زیارت کردم و با دوستانی که در درس حاج یوسف خراسانی شرکت می‏کردند، قرار گذاشتیم که صبحها کتاب بحارالانوار را مباحثه کنیم. هرکس هر روز یک صفحه می‏خواند و معنا می‏کرد. پس از مطالعه، دیدم که مرحوم مجلسی در بحارالانوار برخی از کلمات نهج‏البلاغه، چه خطبه‏ها و چه نامه‏ها و چه کلمات قصار، را از مصادر متعدد و گاهی به اسانید متعدد نقل کرده است. با توجه به شناختی که از احادیث بحارالانوار پیدا کردم، دیدم که جمع‏آوری مطالبی را که مرحوم مجلسی در بحار از امام علی(ع) نقل می‏کند و ضمیمه کردن آن به نهج‏البلاغه، می‏تواند راهی مناسب برای پاسخ به معاندان و مخالفان نهج‏البلاغه باشد. هدف ما این بود که شواهد و اسانید موجود، ضمیمه نهج‏البلاغه شود تا مصادر و اسانید آن مشخص گردد.
بر این اساس شروع به جمع‏آوری مصادر نهج‏البلاغه کردم، امّا وقتی مباحثه یک جلد بحار چاپ کمپانی تمام شد، دیدم می‏شود کار بیشتری انجام داد. بدین‏ترتیب که با استفاده از منابع به همان اندازه که سیدرضی از کلمات مولا علی(ع) در نهج‏البلاغه جمع کرده است می‏توان به نهج‏البلاغه افزود. البته در باب این که چرا سیدرضی این موارد را جمع نکرده است، احتمالاتی وجود دارد. احتمال اول این است که شاید این موارد به نظر سیدرضی رسیده ولی چون وی درصدد جمع‏آوری مطالبی بوده‏اند که از نظر فصاحت و بلاغت در حد اعلا باشد، این موارد را که به نظر او در این حد نبوده، نقل نکرده است. احتمال دوم این است که معلوم نیست وی به همه منابع و مصادر دست یافته باشد، زیرا سیدرضی در جوانی به رحمت حق پیوسته است (۴۲سال بیشتر عمر شریف ایشان ادامه پیدا نکرد) و علاوه بر این، کمتر به اطراف عالم مسافرت کرده است.
لازم به یادآوری است که او یکی دو دفعه به خاطر پدرشان به شیراز مسافرت کرده‏اند. پدرشان از طرف سلاطین آل‏بویه به آنجا تبعید شده بودند. هرچند این سلاطین شیعه بودند ولی با کسانی که با سیاست آنان موافق نبودند، مخالفت می‏کردند و حتی آنان را تبعید می‏کردند.
به نظر من این احتمال دوم قویتر است و برای آن دلیل هم داریم. مثلاً حدود ۱۲ خطبه از امام علی(ع) در کتاب شریف کافی وجود دارد، که همسنگ بسیاری از خطبه‏های نهج‏البلاغه‏اند و از لحاظ استحسانات لفظی و ادبی در سطح بالایی هستند. ولی سیدرضی(ره) در نهج‏البلاغه از آن ذکری به میان نیاورده است و این دلیل آن است که ایشان حتی کتاب کافی را هم مطالعه نکرده است.
پس از آگاهی از نقص کار سیدرضی یعنی عدم جمع‏آوری تمام کلمات حضرت، از آن هدف اوّلم که تهیه اسانید و مصادر برای نهج‏البلاغه بود عدول کردم و قرار گذاشتم اسناد نهج‏البلاغه را جداگانه تنظیم کنم و مواردی را که در نهج‏البلاغه موجود نیست، مستقلاً جمع‏آوری نمایم تا در دسترس محبیّن قرار گیرد. بعد از مدتی که در این زمینه فعالیت کردم، یکی از رفقای جلسه بحار گفتند که یک آقایی در خِضِر (روستایی در عراق) به نام سیدعبدالزهراء، مصادر نهج‏البلاغه را تهیه کرده است. از دوستم سؤال کردم که آیا ایشان به کربلا می‏آید. او گفت: اتفاقا الان در کربلا هستند و آمده‏اند کتاب خود را چاپ کنند. من خدمت ایشان رفتم و یک جلد از کتاب نهج‏السعاده را که در باره وصایا بود و چاپ هم شده بود به او دادم و گفتم: می‏شود من مطالب چاپ شده و متن اصلی شما را ببینم؟ ایشان رفت و کتاب را آورد. دیدم کاری که ایشان انجام داده‏اند کمتر از کار من نیست. گفتم: کَفَی اللّهُ الْمُؤمِنیِنَ الْقِتَالَ، حالا این کار اَسناد را او باید تمام کند و من کلماتی را که در نهج‏البلاغه نقل نشده است، به عنوان مستدرک اضافه می‏کنم. ایشان کتاب خود را ابتدا در نجف چاپ کردند و چاپ دوّم بعد از ۱۵ سال در بیروت انجام گرفت. این کتاب اسناد نهج‏البلاغه را جمع‏آوری کرده است و کتاب خوبی است. تا آن روزگار کار وی کمتر از کار من نبود ولی بعد از آن به علل مختلف ایشان فرصت کافی برای مطالعه و تحقیق پیدا نکردند. در عوض، من فارغ‏البال بودم و می‏خواستم از فرصت عمرم حداکثر استفاده را بنمایم و بهترین راه را مطالعه یافتم و تمام سعی خودم را در این راه به کار گرفتم.
با تمام مشکلات مالی، کتابهای آماده شده را به چاپ رساندم. من چهار جلد از کتاب را در نجف و سه جلد را در بیروت چاپ کردم و برخی مجلدات برای دومین بار چاپ شد. این چاپ دوم از وزارت ارشاد است و چهار جلد آن دو سال قبل چاپ شده است و چهار جلد دیگر امسال زیر چاپ است. با پیگیریهای آقای دین‏پرور دو جلد دیگر نیز تا پایان امسال چاپ خواهد شد.
معمولاً علمای امامیه روایات نهج‏البلاغه و صحیفه را قرینه وثوق می‏گیرند و دنبال وثوق اسناد نمی‏گردند. حال این اسناد جمع‏آوری شده توسط حضرتعالی در چه درجه‏ای است؟ آیا می‏تواند جواب خصم را بدهد یا مرسله و ضعیف هستند؟
یکنواخت نیست. بعضی‏ها، سندها و متنهای خیلی خوبی دارند و متن شهادت می‏دهد که از حضرت است. برخی جاها نه متن قوی است و نه سند، ولی وجود این اسناد و مدارک دلیلی است که دیگران نمی‏توانند بگویند این مطالب از سیدرضی است. چون برخی از ناقلین، جلوتر از سیدرضی و برخی معاصر سیدرضی هستند و برخی هم بعد از سیدرضی هستند ولی سلسله سند آنها به سیدرضی نمی‏خورد و با آن متفاوت است. مثلاً ابن‏عساکر حدود یکصدسال بعد از سیدرضی است ولی سلسله سند او به سیدرضی منتهی نمی‏شود. اولین دلالت این اسناد این است که نهج‏البلاغه از متفردات سید رضی نیست.
اما این که آیا به لحاظ علمی می‏توانیم این سند یا متن را حجّت قرار دهیم، باید بگویم که در بیشتر موارد می‏توانیم و در برخی جاها هم نمی‏توانیم. گاهی اگرچه سند ضعیف است ولی این‏قدر زیاد است که انسان یقین می‏کند که این کلام نمی‏تواند کلام غیرامام باشد. مثلاً شیخ صدوق در اکمال‏الدین برای این کلام که «یا کُمَیْلُ اِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبُ اَوعِیهٌ فَخَیرُها اَوْعاها… ، چهارده سند نقل می‏کند و چون در این کلام شریف طعنی برای خلفا نیست هرکس از اهل سنت هم که این کلام به او رسیده است آن را تصدیق کرده و به نحو ارسال مسلم به حضرت نسبت داده است.

موضوعات نهج السعاده بر چه اساس تنظیم شده است؟
ما مجموع مطالب را در پنج باب تقسیم کردیم: باب خطبه‏ها، باب نامه‏ها، باب دعا، باب وصایا و باب کلمات قصار. بعد از تنظیم پنج باب به فکرم رسید که ابیات موجود در کلمات حضرت را جمع‏آوری کنم. بیشتر این ابیات از تمثیلات حضرت است، یعنی کلام کوتاهی که زود شنونده را به مقصد و هدف گوینده می‏رساند. این کلام معمولاً از دیگران صادر شده است و انسان برای رساندن مطلب خودش به مستمعین از آن استفاده می‏کند. تمثیلات در واقع کلمات قصار زیبا، پرمغز و مشهورند مثل: «لاَ کَانَ یُطاعُ لِقَصِیرٍ اَمْرٌ» حضرت امیر در چند مورد این مَثَل را ذکر می‏کنند. یا شعر حاتم طایی:

• وَحَوْلُکَ اَکْبادٌ تَحِنُّ اِلَی الْقِدِّ وَ حَسْبُکَ دَاءً اَنْ تَبِیتَ بِبِطْنَهٍ
• وَ حَسْبُکَ دَاءً اَنْ تَبِیتَ بِبِطْنَهٍ وَ حَسْبُکَ دَاءً اَنْ تَبِیتَ بِبِطْنَهٍ
حاتم این شعر را درباره کسی گفته است که سیر می‏خوابد و از گرسنگان حاجتمند خبر ندارد. او این را موجب ننگ و عار می‏داند که شخص خودش سیر بخوابد و در اطرافش افرادی باشند که احتیاج به غذا داشته باشند. یا این شعر:

• فَلَمْ تَسْتَبِینُوا النُّصْحَ اِلاّ ضُحَی الْغَدِ اَمَرْتُکُمْ اَمْرِی بِمُنْعَرجِ اللَّوَاء
• اَمَرْتُکُمْ اَمْرِی بِمُنْعَرجِ اللَّوَاء اَمَرْتُکُمْ اَمْرِی بِمُنْعَرجِ اللَّوَاء
من در کنار آن گردنه ـ منعرج اللواء اسم گردنه‏ای است ـ به شما گفتم، ولی نصیحت مرا گوش نکردید و مبتلا به شبیخون دشمن شدید، یعنی حرف حکیمانه را نشنیدید و مبتلا به بدبختی و گرفتاری گشتید.
این کلمات چون پیش عرب معروف بود حضرت موارد زیادی تمثّل به این ابیات دارد. بنابراین، ابیات را باب ششم قرار دادم.
باب پنجم که کلمات قصار است، از دو قسمت تشکیل شده است: کلمات قصار از طریق شیعه و کلمات قصار از طریق اهل سنت. کلمات قصار از طریق شیعه هم به دو نحو مستند و مرسل هستند. آنطور که من نقل کرده‏ام، کثیری از این مرسلات سند دارد که در تنظیم‏های بعدی باید مراجعه شود. تقریبا نصف کلمات قصار منقول از اهل سنت جمع‏آوری شده و نصف دیگر مانده است که آن هم دو قسم است: مسندات و مرسلات. البته مرسلات را زیاد نقل کرده‏اند. در مورد برخی افراد که در شیعی یا سنی بودن آنها شک داشتیم، برحسب ظاهر افراد عمل کرده‏ایم. مثلاً کتابهای مبرّد ظهور در تسنّن دارد، هرچند میرزا عبدالله آخوندی صاحب ریاض‏العلماء او را شیعه می‏داند.
کتاب نهج‏السعاده حداقل سیزده جلد آن قطعی است و احتمالاً جلد چهاردهم هم داشته باشد، چون کلمات مرسله از طریق اهل سنت زیاد است. کلمات آن حضرت که از طریق اهل‏سنّت نقل شده است، از نظر ما ارزش بیشتری دارد، چون می‏توانیم بگوییم که این مطالب را علمای خودتان نقل کرده‏اند و نمی‏توانند تکذیب کنند، ولی نسبت به علمای شیعه می‏توانند بگویند که از روی تعصب درست کرده‏اند.
ان‏شاءالله امید داریم امسال این دو قسمت که از طریق شیعه نقل شده است چاپ شود (جلد نهم و دهم) و در اواخر تابستان فراغت پیدا کنم و مرسلات از طریق اهل سنت و مسندات آن را تنظیم کنم.
تنظیم مباحث و مطالب مثل تنظیم نهج‏البلاغه است یا به صورت تنظیم تاریخی است؟
در مقدمه آورده‏ام که ما کتاب را بر حسب زمان صدور کلام از حضرت امیر(ع) تنظیم کرده‏ایم. این امر در باب خطبه‏ها و نامه‏ها و دعاها آسان است، اما در باب کلمات قصار آسان نیست. در باب خطبه‏ها، خود خطبه شاهد است که در چه موقع از حیات حضرت انجام گرفته است، البته نه با دقت عقلی، ولی مشخص است که احیانا در کوفه و در اوایل یا اواخر ایام خلافت حضرت ایراد شده است. در باب کلمات قصار جز در موارد کمی مثل: «اُرِیدُ حَبَائهُ وَ یُرِیدُ قَتْلِی عَذِیرُکَ مِنْ خَلِیلِکَ مِنْ مُرادٍ» این امر میسر نیست.
حضرت خیلی به این شعر تمثل کرده‏اند مخصوصا در ایامی که ابن‏ملجم برای ترور حضرت امیر(ع) وارد کوفه شده بود و تقریبا نزدیک آخر حیات حضرت بوده است.

اخیرا کتابی چاپ شده به نام «تمام نهج‏البلاغه» نظر شما راجع به این کتاب چیست و نسبت به کتاب شما چه رابطه‏ای می‏تواند داشته باشد؟
این کتاب از آقای سیدصادق شیرازی است. ایشان هدفش این بود که نهج‏البلاغه را در مواردی که سیدرضی نیاورده است، تکمیل کند. این کار فی حدنفسه هدف صحیح و خوبی است، ولی نمی‏توان مطمئن بود که مصدر و منبع وی همان منبع سیدرضی باشد. ایشان وقتی می‏خواست این کتاب را چاپ کند دومرتبه در بیروت با من مشورت کرد. من پیشنهاد کردم که موارد افزوده در پاورقی آورده شوند و یا دست کم، اگر جزء متن قرار می‏گیرند، داخل کروشه گذاشته شوند. ایشان پیشنهاد دوّم بنده را پذیرفتند، ولی گفتند که رنگ این موارد افزوده را تغییر می‏دهند.
ظاهرا پس از چاپ، رنگ مطالب جدید را عوض کرده‏اند ولی نام منبع را در پاورقی نیاورده است که این حالت خوب نیست، زیرا آدمهایی که می‏خواهند تهمت بزنند، دنبال بهانه می‏گردند و از هر بهانه‏ای استفاده می‏کنند. روی هم رفته کار خوبی است.
مرحوم شهید مطهری در کتاب سیری در نهج‏البلاغه نصف صفحه‏ای را به معرفی حضرتعالی اختصاص داده‏اند. آیا ارتباطی با ایشان داشته‏اید یا نه؟
مکرر می‏خواستم ایشان را ببینم ولی متأسفانه موفق نشدم. من در عراق بودم و بعد از انقلاب هم که به ایران آمدم ایشان عصرها می‏آمدند و در مدرسه رضویه اسفار تدریس می‏کردند. من به برادرزاده‏ام که آنجا بود گفتم هر جا ایشان را ملاقات کردید وعده بگذارید که من با ایشان ملاقات کنم، ولی میسر نشد. البته نوشته ایشان نشان می‏دهد که آقای مطهری به اشخاص کار نداشته و فقط خدا را در نظر داشته است. ما اصلاً همدیگر را ندیدیم و اگر احیانا همدیگر را در حرم یا بازار دیده‏ایم نه من ایشان را می‏شناختم و نه ایشان مرا می‏شناختند. همان جلد اول وصایا که به دست ایشان رسیده بود، کار ما را تأیید کرده و پسندیده بودند. اعلی الله مقامه.
آیا مباحث دیگری غیر از آن شش بخش مثلاً مباحث فقهی، وجود دارد که شما اشاره نکرده باشید؟
در نهج‏البلاغه و نهج‏السعاده کلمات فقهی کم است. عمده کلمات حضرت علی(ع) در دو زمینه است: یکی حول عقاید، صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند و صفات پیامبر(ص) و دیگری حول اخلاقیات اسلامی و آدم شدن، اما مباحث دیگر نظیر کیفیت حج، نماز، روزه و خمس بسیار کم است.

قضاوتهای حضرت در کجا مطرح شده است؟
این قضاوتها به صورت متفرقه، در خطبه‏ها، نامه‏ها و کلمات قصار حضرت آمده است.
آیا از کتاب سلیم بن قیس استفاده کرده‏اید؟ نظر شما درباره این کتاب چیست؟
ما درباره کتاب سلیم بن قیس خیلی کوتاهی کرده‏ایم. می‏بایست در زمان شیخ مفید روی آن کتاب کار می‏شد، ولی علما شیعه در این باره کار نکرده‏اند. اهل‏سنت منکر وی هستند و حتی ابن‏ابی‏الحدید می‏گوید اسطوره‏ای خیالی است. من مدتها می‏خواستم در کتب تاریخی اهل‏سنت، اسم و رسمی برای ایشان پیدا کنم. در جنگ جمل، صفین و نهروان خبری از ایشان نیست. فقط چیزی که من شخصا اطمینان پیدا کردم این است که علمای شیعه از زمان کلینی تا حالا به طور ارسال مسلّم از کتاب سلیم بن قیس نقل کرده‏اند. سلیم از شخصیتهای معروف شیعه بوده است و چگونه می‏توان پذیرفت که هیچ اسمی از او در این جنگها نباشد. اخیرا در شرح حال اویس قرنی (رضوان‏اللّه تعالی) در کتاب تاریخ دمشق دیدم که آمده است: «قال سلیمان بن قیس.» از آنجا که این سلیمان از ابان بن عیاش نقل می‏کند و راوی سلیم هم ابان بن عیاش است، یقین پیدا کردم که این سلیمان همان سلیم بن قیس است که یا عنادا سلیمان کرده‏اند که شناخته نشود یا تاریخ‏نویس وی را نشناخته و در نتیجه، اشتباه کرده است. در این کتاب به نقل از او می‏نویسد: وَجَدَتْ اُوَیسَ قَرنیٍّ مَطْرُوحَا بَیْنَ هَاشِمِ بنِ عَقَبَهِ بْنِ اَبِی وَقَّاصِ وَ عَمَّارِ بنِ یَاسِر، یعنی در صفین اویس را یافتم در حالی که بین این دو نفر افتاده بود.
کتابی نیز از زیدی‏ها به تازگی چاپ شده و سلیم را سلیمان کرده است، ولی به قرینه ابان بن عیّاش من یقین دارم که ایشان سلیم بن قیس است. فی حد ذاته کتاب سلیم بن قیس معتبر است، اما کسی ادعای عصمت او را نکرده است. روایات او باید با قرآن و روایات دیگر سنجیده شود. اگر با کتاب اللّه تعارض نداشت، استفاده می‏کنیم.

آیا شما در نهج‏السعاده از این کتاب استفاده کرده‏اید؟
بیشترین استفاده من از کتابهای اهل سنّت بوده است ولی اگر روایتی را کلینی، شیخ صدوق، شیخ طوسی یا شیخ مفید از سلیم نقل کرده باشند، آورده‏ام. نقل زیاد آنان دلیل این است که ایشان یکی از روات شیعه و از معاصرین حضرت هستند. امّا اخبار آحاد پیش علمای شیعه مورد اختلاف است؛ برخی اخبار آحاد را حجّت می‏دانند و برخی آن را حجّت نمی‏دانند. من عقیده‏ام این است که اگر اخبار آحاد شواهد خارجی نداشته باشند، چون قطعی‏الصدور نیستند حجیت ندارد.
البته چند اشکال مسلم در این کتاب هست. مثلاً در این کتاب آمده است که محمد بن ابی‏بکر هنگام مردن پدرش این شعر را خوانده است:
اِنَّمَا اَخْرَجَنِی مِنْکَ الَّذِی اَخْرَجَ الدُّرَّ مِنْ الْمَاءِ المَلَحِ یا اَبَانَا قَدْ وَجَدْنَا مَا صَلَحَ خَابَ مَا اَنْتَ اَبوُه وَافَتَرا
این شعر برای آدمی است که لااقل سی سال سن داشته باشد، در حالی که محمد بن ابی‏بکر در آن زمان دو ساله بوده است و بنابراین، نمی‏توانسته چنین شعری را بسراید.
لطفا کمی درباره شرح نهج‏البلاغه آقای شوشتری توضیح بفرمایید.
می‏ترسم جسارت شود، ولی من اصلاً نوع و روش کار ایشان را نمی‏پسندم. از اوّل که کتاب قاموس الرجال ایشان قبل از ۵۰ سال پیش چاپ شد و به نجف رسید دیدم قلم خوبی ندارد و ترسیدم شمشیری باشد که مخالفین علیه شیعه استفاده کنند. ایشان از شیخ مفید تعبیر به فاضل می‏کند. در اصطلاح امروزی، اگر به طلبه صرف میرخوان، فاضل گفته شود، به او برمی‏خورد، ولی ایشان از شیخ مفید معلم‏الامه، به فاضل تعبیر می‏کند! این دور از انصاف و آداب است. علاوه بر این، ایشان به مامقانی شدیدا حمله می‏کند، در حالی که شیخ در مکاسب یا رسائل حرفهای مخالف خود را ذکر می‏کند و پرورش می‏دهد و می‏گوید: سهی قَلمه الشریف! انسان باید مراعات کند. در شرح نهج‏البلاغه ایشان روایاتی که به عنوان مؤید آورده است تشخیص داده نمی‏شود، یعنی در چاپ رعایت نشده که از هم جدا شوند و این موارد خیلی گیج‏کننده است.
آیا حضرتعالی با علامه امینی ارتباطی داشته‏اید، لطفا توضیح بفرمایید!
در شش سال آخر عمرش با ایشان ارتباط داشتم. قبل از آن من در کربلا بودم و با داماد ایشان، آقای کسایی، فقه و اصول بحث می‏کردیم. ایشان فرمودند خوب است که نزد آقای امینی بروید و به ایشان هم اطلاع دهید که در مورد نهج‏البلاغه کاری انجام می‏دهید. یک روز رفتیم و در مکتبه امیرالمؤمنین نجف که تازه آماده می‏کردند، آقای کسایی مرا خدمت ایشان معرفی کردند و بعد از معرفی، باب وصایا را که غالبا در دسترس من بود، به ایشان دادم و گفتم: اگر شما نکته‏ای دارید بفرمایید تا اصلاح کنم، امّا بدون دلیل قبول نمی‏کنم و باید قانعم کنید. ایشان لبخندی زدند و بعد کتاب را مقداری مطالعه کردند و بعد شروع کردند به تشویق کردن و فرمودند: اگر شما طلبه‏ها در راه دین ننویسید و کار نکنید، منتظرید چه کسی قدمی بردارد و اگر کار نکنید جواب امام‏زمان(عج) را چه خواهید داد؟ بعد از این جلسه من جهت استفاده علمی کمتر خدمت ایشان می‏رسیدم ولی از کتابخانه ایشان خیلی استفاده کردم. انساب‏الاشراف که در دو جلد چاپ کرده‏ام از کتابخانه ایشان بود.
آیا مرحوم علامه امینی ایرادی به کتاب شما گرفتند یا خیر؟
با اینکه من برای ایشان مقدمه‏چینی کردم و گفتم در کاری که به صورت فردی انجام گرفته احتمال خطا هست، اما ایشان ایرادی نگرفتند و حتی به ایشان گفتم که سیدرضی هم اشتباه داشته است، اگر سیدرضی نهج‏البلاغه را کلمه کلمه برای استاد یا سیدمرتضی خوانده بودند، «لِلّهِ بَلاَءُ فُلانٍ …»۴ را به عنوان خطبه حضرت ذکر نمی‏کردند.
راجع به این خطبه پس از تحقیقات به این نتیجه رسیدم که در هفت مصدر از اهل‏سنت نقل شده است که از «بنت حَنْطَمَه» است، ولی یکی از راویان می‏گوید که پس از نقل خطبه وی، حضرت آن را تصدیق کرد و فرمود: «صَدَقَتْ بِنْتُ حَنْطَمَهِ». اهل سنت وقتی به این خطبه می‏رسند خیلی خوشحال می‏شوند، زیرا ابن ابی‏الحدید می‏نویسد که با خط سیدرضی یافتم که منظور از فلان در این خطبه، خلیفه دوم است. سیدرضی که مصون از خطا نیست و بنابراین، باید برای مطالب نهج‏البلاغه شاهد داخلی و خارجی پیدا کنیم. اگر شاهد داخلی و خارجی نداشته باشیم یا شاهد خارجی برخلاف باشد، نمی‏توانیم بپذیریم. مثلاً برای همین خطبه ۲۲۸، «لِلّهِ بَلاَءُ فُلانٍ …» من که ۴۵سال است حول نهج‏البلاغه کار می‏کنم، شاهدی پیدا نکرده‏ام، بلکه برخلاف آن پیدا شده است. در کلام اهل سنت داریم که از گفته‏های بنت حنطمه است. مغیره بن شعبه اگر راست بگوید. که حضرت فرمود: «صَدَقَتْ بِنْتُ حَنْطَمَهِ» باید حمل بر سُخره و استهزاء کرد و اگر دروغ می‏گوید که شأن مغیره دروغ گفتن است. علاوه بر این، این خطبه در سایر مصادر شیعه نیست و فقط منحصر به نهج‏البلاغه است. از اهل‏سنت، انساب‏الاشراف، تاریخ طبری و ابن‏عساکر نقل کرده‏اند.
آیا این اشکالات نهج‏البلاغه را در نهج‏السعاده ذکر کرده‏اید؟
نه، زیرا مبنا در نهج‏السعاده نقل مجموع مواردی است که صدور آن از حضرت قطعی یا ظنی و یا محتمل‏الصدور است و اعتماد در این کتاب بر مواردی است که شواهد بر آن متواتر است. موارد احتمالی مانند مرسلاتِ کلماتِ قصار را نیز که نه شواهد خارجی دارند و نه داخلی، ذکر کرده‏ایم تا در دسترس باشند که اگر در آینده کسی بخواهد تحقیق کند و سند پیدا نماید، مجبور نشود در نسخه‏های خطی بدخط دنبال آنها بگردد. بنابراین، محتویات نهج‏السعاده در مواردی که شواهد خارجی و داخلی دارند، نزد مؤلف معتبر است و اگر شواهد داخلی و خارجی ندارد، قطعی نیست، ولی احتمال دارد که در آینده دلیل و شاهد پیدا شود و آن وقت معتبر شود. در کلمات قصار حضرت که متن دلالت ندارد که این کلمه مربوط به حضرت است، اگر سند نباشد پذیرشش مشکل است، چون کلمات قصار پرمغزی از دیگران مانند عمروبن‏عاص نیز نقل شده است.
پس در باب کلمات قصار عمده، سند و شواهد خارجی است، اما در باب خطبه‏ها و به خصوص خطبه‏های طولانی و بالاخص خطبه‏هایی که در باب جهان آخرت و صفات حق تعالی ایراد شده‏اند، شواهد داخلی کفایت می‏کند، زیرا عربها خبری جز ذکر معشوقه بلد نبودند. دلیل بلد نبودن آنها این است که اگر راست می‏گویند و دارند، بیاورند؛ اگر نهج‏البلاغه مربوط به حضرت امیر نیست، شما همه جمع شوید و شبیه آن بیاورید. آنچه خدا درباره قرآن فرموده است، درباره نهج‏البلاغه نیز صادق است؛ آیا مخالفین می‏توانند مثل نهج‏البلاغه بیاورند؟ مگر مخالفین کسی مثل حضرت امیر داشتند که محرم اسرار باشد. حضرت علی(ع) اشاره می‏کند که دیگران گاه‏گاهی خدمت پیامبر اکرم(ص) می‏رسیدند و حتی سؤال کردن هم بلد نبودند، ولی من همیشه متصل به حضرت بودم و وقتی به خانه می‏آمد، خود ایشان اشتیاق و اصرار داشت که به من علم یاد دهد و من هم حرص داشتم که از پیامبر یاد بگیرم.
پیرامون حدیث معروف «اَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ وَ عَلیٌّ بَابُهَا» توضیح فرمایید!
بشر عادی نمی‏تواند به تمام ابعاد وجودی حضرت علی(ع) معرفت پیدا کند. حضرت سرشار از مناقب، معالی، علم، کرم، جود، شجاعت، رأفت، رحمت، شفقت و جمیع مظاهر کرامت و کمالات انسانی است و این کمالات در حضرت امیر(ع) به کاملترین وجه وجود دارد. بنابراین، در مقام ثبوت و واقع شیعه تمام این کمالات را قبول دارد، لکن از مخالفین افرادی هستند که قبول نمی‏کنند و این گروه در گذشته بوده‏اند و حالا نیز هستند. امّا در زمان حال از شدت آن کاسته شده است. زیرا کتابهای زیادی پیرامون فضایل حضرت امیر(ع) به خصوص بعد از انقلاب که صدای ایران به تمام دنیا رسیده است ـ و قهرا این حقایق به گوش افراد می‏رسد ـ نوشته شده است. هرچند ما هنوز نتوانسته‏ایم حق مطلب را کما هو حقّه ادا کنیم ولی: «مَا لاَیُدْرَک کُلُّه لاَیُتْرَک کُلُّه». بهترین راه برای معرفی حضرت علی(ع) نشان دادن فیلم زندگی حضرت علی(ع) است که خوب است تحت اشراف متخصصان تنظیم شود و در اختیار جهانیان قرار گیرد. این کار می‏تواند تأثیر به سزایی در افراد داشته باشد.
لازم است روی هر بعد از ابعاد غیرمتناهی آن حضرت به صورت علمی و تخصصی بحث و تحقیق شود که یکی از این موارد همین مطلب است که حضرت امیر(ع) باب مدینه علم پیامبر(ص) بوده‏اند.
از جهت معرفی حضرت علی(ع) به عنوان باب علم نبی(ص) الآن مطالب زیادی در دست داریم که از همه بهتر، خود نهج‏البلاغه است که اثر خود حضرت امیر(ع) است. البته کتابهای دیگری نیز وجود دارند که روایاتی از حضرت پیامبر(ص) در فضیلت آقا امیرالمؤمنین(ع) نوشته‏اند، امّا نهج‏البلاغه چون اثر خود حضرت امیر است، گویایی‏اش بیشتر و نمایشش برای مقامات کمالی و علمی آقا امیرالمؤمنین(ع) در مقامات عدیده و ابعادِ کثیره جلوه‏گرتر است.
با توجه به ارتباط ایجاد شده میان حوزه و دانشگاه، چگونگی ارتباط این دو گروه در زمینه نهج‏البلاغه چگونه باید باشد؟
دانشگاهها باید از تخصص حوزه علمیه استفاده کنند، همانطور که حوزه باید از تخصص دانشگاه استفاده کند. این استفاده از تخصصهای یکدیگر امری طبیعی است ولکن چون تبلیغ درست نشده بود یا اینکه تبلیغ بر خلاف شده بود دانشگاهیان به اهل علم توجه نداشتند، حالا که بحمداللّه بیدار شده‏اند، این حالت عوض شده است.
دانشگاهیان شیعه و بچه مسلمان هستند. بچه مسلمانها باید اسلام را حفظ کنند و آبروی اسلام و جماعت شیعه باشند. آیا مناسب است که هیچ مطلبی از نهج‏البلاغه و از اقوال و افعال و اهداف امیرالمؤمنین را ندانیم؟ اهداف حضرت امیر در نهج‏البلاغه آمده است که پیرامون برخی از آنها مطالب زیادی ذکر شده و پیرامون برخی دیگر مطالب کم است اما سرنخ می‏دهد و ما را به آن اهداف رهنمون می‏سازد. ما باید از مکتب علی(ع) درس بیاموزیم و او را الگوی زندگی خود قرار دهیم.
ما مسلمانیم و مسلمان باید شجاع باشد. شجاعت را می‏توانیم از حضرت علی(ع) یاد بگیریم. آقا امیرالمؤمنین اشجع شجاعان زمان خودش بلکه هر عصری است. در هیچ جنگی فرار نکرد و به لئامت و زشتی و افتضاحِ تسلیمِ دشمن شدن، تن درنداد. زره حضرت فقط از جلو بود و سوار بر اسب تندرو نمی‏شد، زیرا می‏فرمود: من دشمن فراری را تعقیب نمی‏کنم و پشت به دشمن غدار هم نمی‏کنم که نیاز به زره از پشت و اسب تندرو داشته باشم و مرکب‏سواری او در جنگ استر بود.
مسلمان باید جود و سخاوت داشته باشد. در جود و سخاوت نیز باید به علی(ع) مراجعه کرد «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِینَا وَ یَتِیما وَاَسِیرا».۵ چه کسی سراغ دارید که سه روز
روزه بگیرد و همان نانی را که برای افطار تهیه کرده به یتیم و فقیر و اسیر ببخشد؟
همچنین در سیاست، اولین سیاستمدار دنیا امیرالمؤمنین(ع) است. اگر سیاست ایشان نبود اسلام از بین رفته بود. ابوبکر وقتی قیام به خلافت کرد منافقین به جنب و جوش افتادند و اطراف مدینه خیلی از عربها از اسلام برگشته بودند، مسیلمه کذاب با نود هزار مرد جنگجو نزدیک مدینه زندگی می‏کرد. حضرت علی(ع) برای آنکه جامعه اسلامی سالم بماند و خودشان به جان هم نیفتند و زمینه‏ساز ورود منافقین و کفار نشوند، سکوت و مصالحه را انتخاب کرد و برای احقاق حق خود دست به شمشیر نبرد، و به جهت حفظ اسلام، با تشنگان ریاست درنیفتاد. او با این سیاست هم جامعه اسلامی را از خطر نجات داد و هم جان خودش و اولاد پیامبر(ص) را حفظ کرد.
در مورد ترجمه‏ها و شروح نهج‏البلاغه اگر مطلبی دارید بفرمایید.
من از خیلی از متأخرین در این عصر شکایت دارم؛ کارهایی حول نهج‏البلاغه انجام داده‏اند و در متن نهج‏البلاغه مواردی را ناقص ارائه کرده‏اند. اخیرا ترجمه‏ای از جناب آقای دکتر شهیدی منتشر شده است که در متن آن ترجمه، یکی از کلمات قصار حضرت علی(ع) تحریف شده است. کلام ۱۹۰ در اصل این‏گونه است: «فَوا عَجَبا أَتَکُونُ الْخِلاَفَهُ بِالصَّحَابَهِ وَلاَتَکُونُ بِالصَّحَابهِ وَالقَرَابَهِ». ایشان در این ترجمه «وَلاَتَکُونُ بِالصَّحَابَهِ وَالقَرَابَهِ»۶ را حذف کرده‏اند. در مستدرکات شرح خوئی بر نهج‏البلاغه به اسم منهاج‏البراعه که توسط محقق محترم محمد باقر کمره‏ای انجام گرفته است، این کلام را در داخل قلاب گذاشته است.۷ چیزی که داخل قلاب قرار می‏گیرد به این معناست که در اصل نبوده است و معنای این علامت را همه اهل علم می‏دانند. این در حالی است که در نسخه‏های صحیح نهج‏البلاغه مخصوصا در تمام شروح آن و بالاخص در شرح ابن‏ابی‏الحدید، چه چاپهای سابق و چه چاپهای جدید، تمام و کمال این کلام موجود است. در شرح ابن‏میثم این کلام سالم است و به همین ترتیب کامل ذکر شده است. آیا این عدم دقت در نقل باعث انحراف افراد ضعیف‏العقل و ضعیف‏الیقین نمی‏شود؟ آیا این اسباب آن نمی‏شود که مخالفین امیرالمؤمنین بگویند نهج‏البلاغه اصلی ندارد و شیعه یک روز می‏بافند و یک روز نمی‏بافد و کم و زیاد می‏کنند.
در مورد ترجمه نهج‏البلاغه، افرادی که سواد کافی ندارند و تتبع کافی نکرده‏اند، به امر ترجمه نهج‏البلاغه مشغول نشوند. ترجمه فیض‏الاسلام ترجمه خوبی است و همین کلامی که از آن بحث شد در آن به طور کامل ذکر شده است. در میان شروح نهج‏البلاغه سه شرح ممتاز است: شرح ابن میثم برای شرح الفاظ نهج‏البلاغه خیلی ارزش دارد. ولکن کمتر متعرض ادبیات و حدیث و تفسیر شده است. شرح ابن‏ابی‏الحدید هم تاریخ دارد و هم تفسیر و هم ادبیات. از جهت جامع بودن ممتاز است و لو اینکه در شرح کلمات خود حضرت به زیبایی شرح ابن‏میثم نیست. اکثر جاها، مثلاً در شرح همین کلامی که چند نفر آن را تحریف کرده‏اند، ابن‏ابی‏الحدید شرح زیبایی دارد. شرح شریفی به نام منهاج‏البراعه از علامه حبیب اللّه خویی است که از شرحهای دیگر ارزنده‏تر است. این شرح برای شیعه مخصوصا برای کسانی با معلومات کم، مناسب است و بهتر است اوّل این شرح را مطالعه کنند و بعد شرح ابن‏ابی‏الحدید را، یا اینکه این دو شرح را با هم مطالعه کنند. زیرا شرح خویی در هر جایی که ابن‏ابی‏الحدید جمله‏ای و اعتراضی به شیعه دارد و آراء شیعه را ردّ می‏کند، کلام ابن ابی‏الحدید را کامل نقل می‏کند و سپس آن را جواب می‏دهد.
این شرح برای اهل علم شیعه اهمیتش بیشتر است ولکن متأسفانه مؤلف نتوانست آن را کامل کند و فقط تا پایان خطبه‏ها شرح کرده است چون وقتی به آخر خطبه‏ها رسیده از دنیا رفته است. امّا اخیرا این شرح توسط گروهی دیگر تکمیل شده است که ارزش قسمتهای اصل این شرح را ندارد و به استحکام آنها نیست.۸
نزدیک به چهل و پنج سال از عمر شریف شما در خدمت نهج‏البلاغه سپری شده است.آیا در این دوران عنایت خاصه‏ای از حضرت شامل حال شما شده است؟ آگاهی از این عنایات خاصه می‏تواند در افراد تأثیرگذار باشد و محرکّی برای فعالیتهای بعدی شود.
سی و پنج سال پیش اهتمام به مطالعه کتاب داشتم و پیرامون مطالب نهج‏البلاغه مطالعه می‏کردم. به زحمت یک دوره بحار چاپ کمپانی تهیه کردم، برخی مجلدات این چاپ بحارالانوار خیلی بدخط است. در اثر بدخطی و مطالعه زیاد، به چشم من فشار آمد و از اینکه بعد از آن بتوانم از چشم خودم استفاده کنم مأیوس شدم. غالبا هنگامی که حالت انزوا برای من پیدا می‏شد با خود شعر سیدبن طاووس را زمزمه می‏کردم:

• وَنَادَی الْخَیْرُ حَیِّ عَلی الزَّوَالِ خَبَط نارُ الْعُلَی بَعْدَ اشْتِعالِهِ
• خَبَط نارُ الْعُلَی بَعْدَ اشْتِعالِهِ خَبَط نارُ الْعُلَی بَعْدَ اشْتِعالِهِ
آتش بلندپروازی بعد از اینکه مشتعل شده بود، خاموش شد، و خیر و نیکی ندا داد که من اینک به سوی زوال آمده‏ام.
برخی دوستان، مخصوصا آقای شیخ جعفر دشتی گفتند: مطالعه نکن و کوتاه بیا! من گفتم انسان باید از وجود خودش استفاده کند و وجود باید اثر داشته باشد، من از وجود بی‏اثر بدم می‏آید. استاد گفت: درست است ولی اینقدر شتاب مکن! در جواب گفتم: اگر یقین داشتم که اگر آهسته کار کنم به هدفم می‏رسم و عمرم وفا می‏کند، آهسته کار می‏کردم، ولی نمی‏دانم چقدر زنده‏ام تا استفاده کنم. پس باید خیلی مطالعه کنم تا بتوانم به هدفم، که جمع‏آوری تمام کلمات حضرت است، برسم. ایشان فرمود: حال که حرف مرا قبول نمی‏کنی، این کشکول (همین نوشته‏ها) را بردار و خدمت حضرت امیر(ع) کنار قبر آن حضرت برو و مانند بعضی از عربها که با شدت با حضرت صحبت می‏کنند و تشر می‏زنند با حضرت صحبت کن و حاجتت را بگیر! من گفتم ادب اجازه نمی‏دهد اینگونه با حضرت صحبت کنم، و سپس برای زیارت حضرت رفتم و در دل با حضرت گفتم: یا امیرالمؤمنین! می‏دانی کارم برای دنیا نیست، می‏دانی حاجت دارم که بیماری چشمم خوب شود و می‏دانم که شما پیش خداوند آبرومند هستید و می‏توانید از خدا بخواهید بینایی مرا حفظ کند تا بتوانم به راحتی مطالعه کنم. بعد از آن تاریخ تا حالا که حدود ۳۵سال است الحمدللّه مشکلی در مطالعه پیدا نکرده‏ام. فقط احتیاط می‏کنم که در حال سیری مطالعه نکنم، چون مطالعه در این حال برای چشم ضرر دارد و هنگامی که چرت می‏زنم مطالعه نکنم و کمی استراحت نمایم. از لطف خدا چشمم سالم است و بیشتر مواقع هم مشغول مطالعه هستم و این، لطف حضرت امیر(ع) است.

پانویس:
۱٫ محمودی، محمدباقر، نهج‏السعاده فی مستدرک نهج‏البلاغه؛ تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۶، ج۱، ص۱۰٫
۲ .مطهری، مرتضی، سیری در نهج‏البلاغه، چاپ دوم، قم: صدرا، ۱۳۵۲، ص۵٫
۳٫ این گفتگو در دی ماه سال ۱۳۷۹ در منزل ایشان، انجام گرفته است.
۴٫ نهج‏البلاغه صبحی صالح، خطبه ۲۲۸٫
۵٫ سوره انسان، آیه ۸٫
۶٫ ر.ک. نهج‏البلاغه، ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی، چاپ یازدهم، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۶، ص۳۹۳٫
۷٫ محمدباقر کمره‏ای، منهاج البراعه فی شرح نهج‏البلاغه، تهران: مکتبه الاسلامیه، [بی‏تا]، ج۲۱، ص۲۶۲، قابل ذکر اینکه این کلام در این شرح با شماره ۱۸۱ مشخص شده است.
۸٫ هم‏اکنون این شرح در ۲۱ جلد در اختیار محققین قرار دارد: قابل ذکر است که ۱۴ جلد از این شرح مربوط به مؤلف اصلی آن، حاج میرزا حبیب‏اللّه هاشمی خویی است که تا خطبه ۲۲۸ شرح شده است؛ از جلد ۱۵ تا ۱۹ (شرح خطبه ۲۲۹ تا نامه ۳۰) توسط علامه حسن‏زاده آملی نوشته شده است؛ و دو جلد ۲۰ و ۲۱ (شرح نامه ۳۱ تا کلام ۴۵۶) توسط علامه شیخ محمدباقر کمره‏ای تألیف شده است.

________________________________________

آیه‏ا… محمودی علامرودشتی سرانجام در بیست و هفتم فروردین ماه سال ۱۳۸۵ رحمت ایزدی شتافت و در قم تشییع و به خاک سپرده شد

فرستاده شده توسط: محمود ملکی

منبع: سایت تبیان

پند هفته « بصری بر حبیب دار »

تیر ۲۷ام, ۱۳۸۹

عطار نیشابورى روایت مى کند که : روزى حسن بصرى به جایى مى رفت ، در حال رفتن به رود دجله رسید و به انتظار ایستاد ، ناگهان حبیب اعجمى که از زمره زاهدان و عابدان بود ، در رسید ، گفت : اى پیشوا چرا ایستاده اى ؟ گفت : به انتظار کشتى ایستاده ام . گفت : اى استاد من از تو دانش آموخته ام و در حال دانش آموختن از تو فرا گرفته ام که : حسد مردمان را از دل بیرون کن و آرزوهاى دور و دراز را از خود برطرف نما تا جایى که آتش عشق به دنیا بر دل تو سرد شود ، آنگاه با این مقام پاى بر آب بگذار و از آب بگذر ! ناگهان حبیب پاى بر آب گذاشت و برفت ; حسن بیهوش شد ، چون به هوش آمد گفتند : تو را چه شده ؟ گفت : او دانش از من آموخته و این ساعت مرا سرزنش کرد و پاى بر آب نهاد و برفت ، اگر فرداى قیامت ندا رسد که بر صراط بگذر و این چنین فرو مانم چه توان ساخت . پس حبیب را گفت : این مقام را با کدام سبب به دست آوردى ؟ گفت : اى حسن ! من دل ، سفید مى کنم و تو کاغذ ، سیاه مى کنى ! حسن گفت :عِلْمِى یَنْفَعُ غَیْرِى وَلَمْ یَنْفَعْنِى .« دانش من به دیگرى سود رساند و به خودم نفعى ندارد !! »

عطار نیشابوری – عطار نامه

ای نامه که می روی به سویش….

تیر ۲۷ام, ۱۳۸۹

حیاتی عزیز سلام!

امیدوارم در آن جهان با اولیاءالله خاص خداوند مهربان هم کلام باشی.اگر از احوالات ما جویا باشی ملالی نیست جز دوری شما.

محمد علی عزیز!

اکنون که تنمان دارد کم کم سرد می شود، می توانیم غیر احساسی تر به این موضوع – دوری تو – فکر کنیم.

در این ۴۰ روزه هر گاه نام تو می آمد دلمان می گرفت و وقتی دور هم بودیم بغضمان را می خوردیم و در تنهائیمان ….

در این مدت فقدان تو با احساس مان درک می شد،ولی حالا ….حالا  فکر جای احساس را گرفته و خوب می فهمیم که چه گوهری را از دست داده ایم.

راستی! تا یادم نرفته بگویم که امروز رییس تان همراه تعداد زیادی از همکارانت آمده بودند لامرد.دوباره شهر شلوغ شده بود،همه آمده بودند، رییس تان آمده بود تا به مقام شما ادای احترام کندو البته چند طرح ، که برایش زحمت کشیده بودی  و روزهای زیادی را پشت در اتاق این وزیر و آن وزیر بسط نشسته بودی تا به ثمر بنشیند، را افتتاح کند یا کلنگ بزند.

اول آمده بود تا سوختگیری هواپیمایی  را افتتاح کند.رییس تان اسرار داشت افتتاح به دست مجتبی ،پسرتان،انجام شود.در حالی که مجتبی داشت از یادمان این طرح پرده برداری می کردبه صورتهای همراهان عزیزت نگاه کردم.همه دلشان گرفته بود و کم کم داشت اشک در گوشه چشمهایشان هویدا می شد.صدای دلشان را واضح می شنیدم که می گفت:”این طرح باید به دست خودش افتتاح می شد ولی…”.

بعد رفتیم تا پروژه ای را کلنگ بزنیم که آرزوی دیرین مردم بود.”تونل گردنه شهید باقری”.

مردم یاد دارند روزهایی که با مشقت زیاد از این گردنه رد می شدند.برای رییس تان ماجرا را تعریف می کردندتعجب را در نگاهش می شد دید.بچه ها می گفتند روزیکه مشخص شد این طرح قرار است استارت بخورد ، با چه شور و  حرارتی مراحل به نتیجه رسیدن آنرا برای بچه ها تعریف می کردی و چقدر از به ثمر رسیدن تلاش هایت و مساعدت رییس جمهور ، وزیر و مسوولین استانی ،خوشحال بودی.

راستی تا یادم نرفته بگویم این طرح و این بزرگراه لامرد- خنج را به  نام تو گذاشتیم تا هر وقت از این راه و این تونل بزرگ رد می شویم فراموش نکنیم که چه کسی برای به ثمر نشاندنش ، خون دل خورد .

حیاتی عزیز!

نمی دانی مردم  اشکنان چقدر خوشحال بودند . خیلی هایشان نمی دانستند باید از این کار ،کلنگ زنی بزرگراه اشکنان دو راهی رکن آباد، خوشحالی کنند یا….

یک هفته گذشته که در دفترت مشغول طراحی بنر ها و ویژه نامه  یادمان تو بودیم همه با ذوق و شوق  وصف ناشدنی مشغول کار بودند،مثل همان دو سال پیش…وقتی پوستر ها و ویژه نامه  ها به دستمان رسید همه خوشحال شدیم.اما….اما من به یک باره گفتم:”بچه ها ! مثل اینکه  همه  یادمان رفته این همه شادی برای آماده شدن پوستر ها و بنر ها و ویژه نامه یادمان  مردی است که چهل روز است….”حرفم را قطع کردم.چرا که دیدم بغض گلوی همه را گرفت.از حرفم پشیمان شدم.ای کاش نگفته بودم…..

خلاصه امروز در لامرد کلنگ زدند و افتتاح کردند و …اما بدون تو.

مطمئن هستم که محمد اصلا دوست نداشت در این مراسم ها شرکت کند و فقط بخاطر احترام به رییس شما تن به این کار داد.

وقتی محمد می خواست جلوی رییس شما صحبت کند،وقتی به بخش معرفی پروژه ها رسید،بغض گلویش را گرفت ، دیگر نتوانست صحبت کند،همه متعجب بودند .

محمد مردی بود که به خوب صحبت کردن شهره بود و در کلامش همیشه محکم و استوار بود…ولی امروز دیگر از صلابت در سخن، خبری نبود. همه فهمیدند که با رفتن تو استواری محمد هم کم شده به قول خودش “کمرش شکسته”

محمد علی عزیز!

دیروز دفترچه خاطراتت را می خواندیم و ثبت روزهای پرشور لامرد را مرور می کردیم.

می خواندیم که با چه شور و اشتیاقی به همراهی بچه های لامرد ، برای شهرستان تلاش می کردید و از به ثمر نشستن کارهای آن دوران به همراه دکتر علوی خوشحال بودی.

بله!سید محمود هم آمده بود.به یاد روزهایی که تو در کنارش بودی ،آمده بود.صورتش سفید شده بود.می شد در چهره اش غم نبود تو را دید.

دفترچه را ورق زدیم ..در ۵ اردیبهشت ۶۵ نوشته بودی:”امروز مخابرات لامرد افتتاح شد”شادی را می شد در نوشته ات دید.

وصیت نامه ات را هم خواندیم.چقدر زیبا به پایانش رسانده بودی:”در پایان همه کسانی را که به نحوی به من بدی کرده  یا پشت سرم غیبت نموده اند و یا مسایل خلاف واقع نسبت داده اند عفو می کنم و از خداوند می خواهم آنها را ببخشاید.

بنده خدا

محمد علی حیاتی”

حیاتی عزیز!

دیگر بیش از این مسدع اوقات خوشت در میان اولیای الهی نمی شوم.ما را هم دعا کن تا بتوانیم مثل خودت خدمت کنیم  تا پس از مرگ مان همچون تو از ما به خوبی یاد کنند.

دیگر حرفی نیست جز اینکه:

نگاه تو…..

پیام ماندگار تو….

و مهرت….

تا ابد در قلب ها جاوید می ماند.

والسلام

جمعی از دوستان

۲۱ تیرماه هشتاد و نه

عین – صاد

هفته نامه  طلوع ویژه لامرد و مهر

خانه ای که مال من نیست…

تیر ۲۶ام, ۱۳۸۹


من ساکن “شهر” لامرد نیستم و البته هیچ وقت نبوده ام. اما وقتی روزی به طور اتفاقی گذرم به قسمت پشتی یکی از خیابان های اصلی لامرد افتاد دیدم که پشت لعاب ساختمان های شیک و نیمه شیک آن، هنوز پر از خانه های کاهگلی و کوچه های خاکی و قدیمی است. کنجکاو شدم بدانم نام آن «محله» چیست؟ کلی پرس و جو کردم تا کسی پاسخم را بدهد اما بعد به این موضوع فکر کردم که چقدر نقش «محله ها» در شهرهای ما کمرنگ شده اند و در واقع جایگاه خود را از دست داده اند. اگر این موضوع را به شهرهای بزرگتر تعمیم بدهیم متوجه می شویم اصطلاحات «محله» و «هم محله ای» که تا همین یکی دو نسل پیش اصطلاحاتی معمول به حساب می آمدند اینک دیگر جای خود را به «خیابان» داده اند. وچقدر اسم زشتی است «هم خیابانی»!!
عمر«سکونت» در شهرهای کوچک و بزرگ ما روز به روز کم و کمتر می شود. «پایین شهری ها» به میانه های شهر مهاجرت می کنند و «میان شهری ها» به بالای شهر. و آنچه باقی می ماند خانه های خالی از سکنه ی پایین شهر و میان شهر و حتا بالای شهرهاست که به اجاره داده می شود و این است که سکونت ها «موقتی» می شود. عمر ماندگاری چه برای «اجاره نشین» و چه برای «مالک ساکن» بسیار کوتاه است و همه به فکر CHANGE هستند. در این میانه کودکان این ساکنین موقت هرگز به یاد نمی آورند که پدران آنها چه عزتی برای «هم محله ای» قائل بوده اند و اصولن امروزه درجوامع شهری کمتر کودکی را می توان یافت که رفاقت طولانی با «هم محله ای» خود برقرار کرده باشد: او به تجربه درک کرده است که عمر دوستی با همسایه کوتاه است. پس پیوند با کودک همسایه نیز موقتی است. دیری نمی پاید که اصطلاح «هم سایه» هم جای خود را به اصطلاحاتی نظیر «هم آپارتمانی»، «هم اجاره ای»، «هم تلویزیونی» و جدیدن «هم پلی استیشنی»!!! می دهد. کودک آموزش می بیند که همه ی اینها موقتی است و «هیچ» چیز دائمی وجود ندارد…
پروسه ای که اتفاق افتاده است قطعن برای «درگیرانش» منافعی دارد و درواقع قسمتی از فرهنگ شهر نشینی است. اما «چیز» مهمی که در این بین از دست می رود یا بهتر بگویم نابود می شود «هویت فرهنگی» است. در گذشته ی نه چندان دور با تشخیص محله و محل سکونت فرد می شد به قسمتی از هویت وکنه شخصیتی او پی برد و این نشان از قدرت زندگی اجتماعی و تاثیر بی بدیل آن بر روان و شخصیت و مهمتر از همه بر هویت فرهنگی فرد دارد. چیزی که امروزه کم کم رنگ خود را باخته است و ما بخشی از این «باخت» را مدیون «سکونت موقتی مان» هستیم.
ادامه دارد…

رخنه در خلوت شیطان…

تیر ۲۶ام, ۱۳۸۹

من: در چه حالی شیطان؟
شیطان: منتظرم.
من: منتظر چی؟
شیطان: منتظر روز ابد.روز حساب کتاب من با ذات لا یزال.
من: پشیمونی از سجده نکردن؟
شیطان:بر اساس عدل الهی من بایستی اون واکنش رو نشون می دادم.وظیفه ی من اعتراض بود.
من: به نظرت خدا اشتباه کرده؟
شیطان:همچین فکری فقط از ذهن آلوده ی شما کپه های گلی بیرون میاد، ذات باریتعالی و اشتباه؟
من: پس چرا اطاعت امر نکردی کورسوی آتش؟
شیطان:شمانمی تونیددلیل من رو بفهمید .
من: شما بگید ، شاید من فهمیدم.
شیطان:متوجه نشدی، ذات زمانمند و محدود شما نمی تونه متوجه علت کار من بشه. به زبون شما شاید بشه اینجوری گفت که من می دونستم که شما آدم زاده هاتوقع ذات باریتعالی رو براورده نمی کنید، که همینجور هم شد.
من: چه جوری شد؟
شیطان:از اول بهشت و جهنمی در کار نبود، ولی وقتی من تونستم به ذات باریتعالی ثابت کنم که این آدم زاده ها با اون چیزی که توقعش بوده خیلی فاصله داره،اونوقت بودکه جهنم خلق شد.من تا روز ابد صبر می کنم و اون وقت سربلند و پیروز برمی گردم به درگاهش.
من: تکنیک های فریب دادنت چیه؟
شیطان: فریب؟ من کسی رو فریب نمی دم.من در همه حال،مشغول به خدمت باریتعالی هستم.تصور ذات حق این بود که با دادن توامان” اختیار” و” دانش” به یک ذیجود ، اون ذیجود در راه سعادت گام بر میداره که خب نشد و نخاهد شد.
من : یعنی تو وقت گرفتی که ثابت کنی خدا اشتباه کرده ؟
شیطان: نستجیر با…، چیزی که شما متوجه نمی شید اینه که چه حرف من درست از آب در بیاد چه غلط ذات اقدس اله تغییری نمی کنه ، بلکه این ذات منه که تکامل پیدا می کنه.
من: خب بگذریم ، تکنیک های خدمت گذاریت چیه؟
شیطان: در یک کلام: بازی با اولویت بندی های بشر زاده ها. من اولویت های جدیدی نشونشون می دم بقیه اش رو خودشون به نحو احسن انجام می دند. دقت کنید که من هیچ نیروی جبری در اختیار ندارم، تمام قدرت من در کنترل ذهن شما هاست،ذهن که درست شد بقیه ی اعضا خودشون تنظیم می شند. من امپراتور مقتدر ذهن ها هستم هر چند که سربازی ندارم ، اما با نجوایی در گوشتون ، شما می شید سربازان بی جیره و مواجب من.
من : نمی ترسی تکنیک هات رو لو بدم.
شیطان: این چیز ها رو صد بار ذات لایتناه در کتاب مقدسش فرموده، من از بابت شما ها خیالم آسوده است. کلن موجودات فراموش کاری هستید.من خیلی خوشحال می شم وقتی می بینم شما ها فقط این کتاب مقدس رو می بوسید،قشنگ می خونید ، حفظ می کنید ، مسابقه می دید. این سرگرمی ها برای من هم خیلی تعجب آوره ،هم خیلی جذابه!
من : از سایت تراکمه چه خبر ؟ بازارت گرمه؟
شیطان:ببینید ، تو ذات همه ی شما ها یه مشت دینامیت پر قدرت جاسازی شده: دینامیت ِ شهرت طلبی،دینامیت ِ شهوت ،دینامیت ِکینه ، دینامیتِ حسادت ، دینامیتِ تعصب های گوناگون، دینامیت ِ لجاجت و …، کار من اینه که مشعل وسوسه رو می گیرم رو این دینامیت ها ، بالاخره یکیش عمل می کنه و بوفففففف!
من: تو این سایت هم تونستی از این دینامیت ها بترکونی؟
شیطان:/ برای اولین بار می خندد، آنقدر که اشک از چشم هایش سرازیر می شود/ تو سایت شما که هرشب انگار که چارشنبه سوریه!!

«ویندوز تحت کشکول»! به بازار آمد

تیر ۲۶ام, ۱۳۸۹

احمد اکبرپور نویسنده موفق لامردی در حوزه کودک و نوجوان، جدیدترین کتابش را با عنوان «ویندوز تحت کشکول» به زودی منتشر خواهد کرد.

 به گزارش خبرآنلاین، «وینوز تحت کشکول» یک طنز اجتماعی است که

مفاهیم زندگی مشترک در دنیای امروز،

مسئله کتابهای بازاری،

و روابط دختر و پسر در جامعه را

به شوخی می گیرد و در لابه لای این شوخی ها به بیان مسایل عمیق می پردازد.

ahmadakbarpoor2

 

احمد اکبرپور درباره چاپ این اثر به خبرنگار خبرآنلاین می‌گوید: قرار است این اثر را انتشارات چشمه راهی بازار کتاب کند.

اکبرپور با اشاره به اینکه کتاب دیگری هم با عنوان «مترسکی که می ترسد» را هم زیر چاپ دارد، ادامه می دهد: این کتاب ماجرای مترسکی است که به جای آنکه آدمها و پرندگان را بترساند از همه چیز و از همه کس می ترسد و این ترس در جانش ریشه کرده است و مایه آزار اوست.

این نویسنده توضیح داد: البته این کتاب مدتهاست است که قرار است توسط انتشارات «منادی تربیت» به چاپ برسد اما بنا بر دلایلی کار چاپ و نشر آن اثر به تاخیر افتاده است…

منبع خبر : خبرآنلاین

احمد اکبرپور از نگاه جام جم (به نقل از وبلاگ شخصی ایشان):

احمد اکبرپور نویسنده موفق حوزه کودک و نوجوان متولد ۱۳۴۹ شهرستان لامرد استان فارس و دانش‌آموخته رشته روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی است . داستان‌های کودک و نوجوان این نویسنده توانسته است تاکنون جوایز متعددی به خود اختصاص دهد. بعضی از آثار اکبرپور از این قرار است:
” قطار آن شب”: جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی
“امپراطور کلمات” : دیپلم افتخار IBBY در پکن / برگزیده جشن فرهنگ فارس/کاندیدای بهترین رمان نوجوانان پکا
” من نوکر بابا نیستم”: برگزیده کتابخانه بین المللی مونیخ آلمان / برگزیده جشن فرهنگ فارس / کاندیدای کتاب سال و پکا و کانون پرورش فکری برای بهترین رمان نوجوان.
“شب بخیر فرمانده “: برگزیده یونیسف /برگزیده شورای کتاب کودک.

وبلاگ شخصی ایشان: احمد اکبرپور

با آرزوی موفقیت بیش از پیش برای ایشان.

شعر زیبای خلیل ذکاوت در رثای محمد علی حیاتی عزیز

تیر ۲۵ام, ۱۳۸۹

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
الهی رضا برضائک، صبراً علی بلائک، تسلیماً لامرک، لامعبود سواک
گریه در گلو
در دل دیواره‌ی دنیا، دری آماده کن
آن سوی این در، بنای دیگری آماده کن
این زمین تنها زمینه است و مکان کشت و کار
در خور داس و درو، برگ و بری آماده کن
پیش از آن که مرگ در بستر بمیراند تو را
خود برای مردن خود بستری آماده کن
مرحبا من! مرگ مثل موم در مشت من است!
این چنین لافی بزن! شور و شری آماده کن
با زبان گیرم نگویی دستِ کم در ذهن خویش
ماتمی، مرگی، مزاری، محشری آماده کن
مرگ، آری مرگ، گُشنه ـ گُرگِ آدمخواره‌ای است
گر جگر داری، تو هم شیر نری آماده کن
یا که رستم باش در میدان این دیو سفید
یا در اطرافت سیاهی لشکری آماده کن
در سرانجامی، نه خیلی دیر، شمشیری به دست
عشق می‌آید به سروقتت، سری آماده کن
عشق می‌آید به دیدارت برای پیشواز
زود اسفندی بیاور، مجمری آماده کن
گاه‌گاه از عقل دوراندیش هم پندی‌ بگیر!
روضه می‌خواهد بخواند، منبری آماده کن
ای که سمتِ پر کشیدن بال بالی می‌زدی
آسمان لبخند زد؛ بال و پری آماده کن
رود از کوه و کمر، سنگ و سبخ، رد شد، رسید
جرأتی! جاری بشو، جو و جری آماده کن
پاره‌ای کاغذ جلودار دل صد پاره نیست
درد دل بسیار دارم؛ دفتری آماده کن
دوستان یک‌یک زدند و پشتم از دشنه پُر است
تا شود کی نوبت تو؛ خنجری آماده کن
گُر گرفتی گریه کردن در گلو دیگر بس است
بُغض باید بشکند، چشم تَری آماده کن


zekavat



بیرقِ بیدار
داشتم قصد قصیده این غزل مهلت نداد ـ موقع صیادی شیران یَل مهلت نداد / دوش دور بام تو مرغِ خیالم می‌پرید ـ باز امّا این خروس بی‌محل مهلت نداد / آرزوهای قشنگی در دل تنگ تو بود ـ ای به قربان دل تنگت اجل مهلت نداد
هیچ دردی نیست غیر از دوری رویِ شما
کاش پیکی می‌رسید از جانب کویِ شما
هر چه می‌کوشم به هر بازیچه سرگرمش کنم
باز امّا می‌دود هر دم دلم سویِ شما
یال و کوپالی کجا؟ گیرم که دارد آن و این
من عوض کی می‌کنم با تاری از مویِ شما
دل به روی دست می‌‌گردم، کمانی کو؟ نبود …
بعد از این من باشم و افسوسِ اَبرویِ شما
چون شما کس مرد میدان مروّت هست؟ نیست
پس بفرما! این سرِ ما باز و آن گویِ شما
هر کجا گُل بود بوییدم، نمی‌سازد ولی
هیچ عطری با مشام من، مگر بویِ شما
از دل ما، آه، مانند بخاری شد بلند
تا بخوری پخش شد از نافِ آهویِ شما
چشمه‌ای از شطِ آتش بود؛ حق دارد اگر
خاک، خاکستر شود، از خالِ هندویِ شما
چتری از باران گشودی بر سرِ ما، در عوض
ما زدیم ای گُل فقط خاری به گیسویِ شما
ما همه رودیم، دریاییم، اما تشنه‌ایم
در عطش افکنده ما را جُستنِ جویِ شما
پُشتِ ما را ـ گر چه خیلی خسته‌ای ـ خالی مکن
تکیه کرده شانه‌ی شهری به بازویِ شما
دوست یا دشمن، در این دکّان، چه فرقی می‌کند
بر همه یکسان نظر دارد ترازویِِ شما
کوچه‌های کاهگل! فکری برای خود کنید!
کوچ کرد و بر نمی‌گردد پرستویِ شما
ای شهیدان! بعد از این زیرِ چه باید سینه زد
بیرقِ بیدار ما، خوابیده پهلویِ شما
چون چهل سال این چهل روز آمد و رفت و گذشت
بعد از این چون بگذرد با دوری رویِ شما
خلیل ذکاوت ـ تیر۸۹

عیدتان مبارک

تیر ۲۵ام, ۱۳۸۹

چه زیباست این روزها و چه زیباتر آذین بندی های خیابانها

عکس های آذین بندی خیابان در نیمه شعبان

آری شعبان المعظم  بار دیگرآمد و سرود آزادی و جانبازی را با خود به ارمغان آورد.

با آمدن شعبان غم و غصه به کنار و همگی  دست در دست هم و به  همنوایی با علی (ع) و زهرا(س) می پرازیم

با آمدن حسین(ع) خداوند این را بر خود واجب دانست که باید بیاید عباس نامی تا باشد آن روز نیاز ، حامی برای حسین.

خداوند زین العابدین (ع) را نیز پدید آورد تا باشد زینت عبادت کنندگان و سنگ صبور دل زینب در روز نیاز.

این روزها خانه علی(ع) غرق در شور و شادمانی است ، ما شیعیان علی(ع) نیز از این شادمانی علی(ع) شادمانیم.

شعبان و شد و پیک عشق از راه آمد

عطر نفس بقیه الله آمد

با جلوه سجاد، ابوالفضل و حسین

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

عیدتان مبارک

شهدای رمضان

تیر ۲۵ام, ۱۳۸۹

در پی در خواست دوستان مبنی بر معرفی شهدای شهرستان لامرد در عملیات بزرگ رمضان در تیرماه ۱۳۶۱  ، لیست اسامی و زندگینامه این شهدا در اختیار دوستان قرار می گیرد.

بسیجی شهید علی باقری

بسیجی شهید حسین احمدی

بسیجی شهید صادق غفاری

پاسدار شهید حسین غفاری

بسیجی شهید غلامعلی صفری

بسیجی شهید محمد شعبانی

بسیجی شهید مهدی رفیعی

بسیجی شهید مجید حسن زاده

پاسدار شهید محمد برزگر

بسیجی شهید عبدالحمید ابولی

بسیجی شهید حسین زائری

بسیجی شهید حاج حسین نوری

بسیجی شهید عبدالله قنبری

شهید سرافراز رضــا کریمی

سردار شهید غلام زارعی

شهید حاج حسین رحیمی

شهید حاج حسن فالی عابد

شهید حاجی علی اکبر مهرنگین

شهید محمد حاجی زاده

شهید احمد نمازی

شهید شعبان فروتن

شهید محمد علی زاده

شهید ماندنی رزمی

شهید حسین برغشی

شهید حبیب موسوی

شهید عبدالهادی برزو

اسامی این شهدا از کتابچه ای که در سال ۱۳۶۱ برای مراسم یادبود آن شهیدان چاپ شده بوده استخراج شده است.

علی رفیعی علامرودشتی نویسنده همشهری در بستر بیماری

تیر ۲۴ام, ۱۳۸۹

همسر علی رفیعی نویسنده و عضو دایره‌المعارف بزرگ اسلامی که از مرداد ماه سال گذشته و به دلیل سکته مغزی در بستر بیماری به سر می‌برد از تعیین مستمری و مساعدت ماهیانه برای او توسط دفتر مقام معظم رهبری خبر داد.

میترا عسکری در گفگو با خبرنگار مهر، درباره وضعیت جسمی همسرش گفت: روز گذشته در بیمارستان لوله گاستروستومی را از معده آقای رفیعی جدا کردند و او از امروز می‌تواند از طریق دهان تغذیه کند.

وی در عین حال به نقل از پزشکان متخصص رفیعی، افزود: البته به خاطر شدت سکته مغزی سال گذشته وضعیت حرکتی و نیز تکلم او چندان رضایتبخش نیست و آنها گفته‌اند که بهبودی کامل او به کندی حاصل خواهد شد.

همسر این نویسنده با اشاره به هزینه‌های سنگین درمانی او اضافه کرد: آقای رفیعی یک روز در هفته را با دائره‌المعارف بزرگ اسلامی کار می‌کرد که حقوق کمی بیشتر از ۱۰۰ هزار تومانی او را پرداخت می‌کنند.

عسکری ادامه داد: همسرم بیشتر وقتش ( ۶ روز در هفته) را با کتابخانه آیت‌الله مرعشی قم همکاری می‌کرد اما متاسفانه بعد از کمای او مسئولان این کتابخانه ما را تنها گذاشتند و می‌گویند فقط می‌توانند ۷ ماه به او مرخصی بدهند و چون این مدت هم تمام شده و او دیگر نمی‌تواند برایشان کار کند، آنها هم نمی‌توانند حقوقی به او پرداخت کنند.

عسکری در عین حال از پیگیری‌های مداوم اسفندیاری مسئول موسوعه امام علی (ع) کتابخانه آیت‌الله مرعشی درباره وضعیت جسمی علی رفیعی تقدیر کرد.

وی با بیان اینکه از ۱۰ مرداد ۸۸ (بعد از سکته مغزی رفیعی) تاکنون بیش از ۸۰ میلون تومان صرف هزینه‌های درمانی او شده است، گفت: حقوق ۶۰۰ هزار تومانی من و اندک مبلغی که از دایره‌المعارف بزرگ اسلامی به آقای رفیعی داده می‌شد، کفاف هزینه‌های سنگین درمان را نمی‌کرد و بعد از اینکه مسئولان کتابخانه آیت‌الله مرعشی قم هم از پرداخت حقوق آقای رفیعی خودداری کردند، مجبور شدیم برای او از کار افتادگی بگیریم تا شاید بیمه بخشی از این هزینه‌ها را جبران کند.

همسر علی رفیعی در ادامه با اشاره به نگارش نامه‌ای برای مقام معظم رهبری درباره هزینه‌های درمانی وی از عیادت جمعی از مسئولان دفتر معظم له از او خبر داد و با اشاره به کمک ۳ میلیون تومانی دفتر ایشان، گفت: در همین راستا از اردیبهشت ماه امسال و تا زمانی که آقای رفیعی بتواند دوباره به کار خود برگردد، مقرری به مبلغ یک میلیون تومان برای او تعیین شده است.

میترا عسکری همچنین از موافقت صندوق حمایت از هنرمندان و نویسندگان با پرداخت وام ۱۵ میلیون تومانی به رفیعی خبر داد و با اشاره به دشوار بودن بازپرداخت اقساط ماهیانه ۴۱۷ هزار تومانی آن، از رایزنی با سیدمحمد حسینی وزیر ارشاد در این باره سخن گفت و تاکید کرد: خوشبختانه آقای حسینی دستور داد که این مبلغ به کمک بلاعوض تبدیل شود.

وی در پایان از دکتر طیبه عباسی پزشک متخصص رفیعی به جهت پیگیری‌های مستمرش در روند بهبودی وی و نیز اکبر ایرانی مدیر مرکز پژوهشی میراث مکتوب به خاطر پیگیری کارهای اداری و حقوق او و تامین بخشی از نیاز مالی رفیعی از این طریق تشکر کرد.

منبع: سایت بازتاب

برق و چالش های آن

تیر ۲۴ام, ۱۳۸۹

در آن هنگامی که صاعقه درختی را به آتش کشید وتاریکی و ظلمت شبانگاهی انسانهای نخستین را به روشنی تبدیل کرد ، اندیشه ای شکل گرفت که به پیدایش چراغ انجامید . از آن زمان سیر تحول چراغ ها آغاز گردید و به سرعت وسیله روشنائی از مشعل به سایر وسایل تغییر نمود و پس از سال ۱۸۰۰ میلادی و کشف پیل الکتریکی این سیر تحول سرعت بیشتری گرفت و روز بر روز زندگی انسانها با انرژی برق عجین گردید تا آنجا که امروزه یکی از دغدغه های جوامع صنعتی و نیمه صنعتی ، کاهش تلفات انرژی و مدیریت مصرف انرژی خصوصاً انرژی برق می باشد .تقاضا برای مصرف انرژی روز به روز افزایش می یابدو محدودیت منابع انرژی بر اهمیت موضوع می افزاید .

هر فردی که در منطقه ای مانند شهرستان ما زندگی می کند حتما به اهمیت انرژی برق به ویژه در فصل تابستان پی برده است . اگر  در جایی دیگر راه لازمه پیشرفت و شکوفائی منطقه می باشد در اینجا علاوه بر راه ، برق نیز جزء زیر ساخت های توسعه می باشد . احداث کارخانجاتی مانند و آلومینیوم و سایت انرژی بر که از نام آن آشکار می باشد نیاز انرژی بسیار بالائی خواهد داشت  . امسال مصرف برق کشور نسبت به سال گذشته ۸% رشد بار داشته است که در طی سال های اخیر بی سابقه می باشد و اگر ناحیه ای بررسی شود مناطق در حال توسعه سهم بسیار بالائی در این رشد مصرف داشته اند . مثلاً تنها بر ق مصرفی ایستگاه پمپاژ طرح محرم ۳ مگاوات به مصرف برق شهرستان ما افزوده است و با توجه به پیک بار (۸۵ مگا وات) سال گذشته و اینکه هنوز پیک بار سال جاری مشخص نشده است تا کنون ۵/۳ در صد از رشد بار امسال را تنها این ایستگاه پمپاز  به خود اختصاص خواهد داد . در دو سال اخیر با تلاش و همت مسئول شهرستان ، منطقه ما از لیست مناطقی که خاموشی کمبود نیرو اعمال می شد حذف و یا در مرحله آخر قرار گرفته است ولی اگر این روند رشد با ادامه پیدا کند ممکن است ما هم جزء این خاموشی ها منظور شویم و همه می دانیم خاموشی یک ساعته و یا دوساعته در پیک بار روز به علت شدت گرما ، بویژه برای کسانی که فرزندان خردسال دارند یعنی چه . لذا به منظور جلوگیری از بروز این گونه خاموشی ها هم مسئولان شهرستان و مسئولان صنایع موجود و یا  در دست ساخت  و هم مصرف کنندگان خرد و مشترکین عادی برق می بایست در زمینه کاهش و صرفه جوئی در مصرف برق اقدام نمایند .

هر کارخانه و سایتی که در این منطقه تاسیس می شود می بایست یک واحد دیزل ژنراتور نیز جهت مواقع اضطراری و یا اوج مصرف داشته باشد تا فشار کمتری به سایر مشترکین بر وارد شود .

اداراتی مانند شهرداری ها در منطقه حتماً جهت روشنائی پارک ها و میادین از لامپ های کم مصرف و LED استفاده نمایند و همچنین کلیه ادارات هنگام خروج از اداره کلیه دستگاه های برق غیر ضروری مخصوصا کولرهای گازی را خاموش کنند

واحد های تجاری بجای استفاده از لامپ های پر مصرف از لامپ های کم مصرف استفاده کنند .

واحد های مسکونی بیشترین سهم را در مصرف برق کشور ما به خود اختصاص داده اند و هر چند ممکن است بعضی از دوستان تا کنون بصورت جدی با مصرف و مشکلات برق روبرو نشده اند لیکن بد نیست در این زمینه از روشهای بهینه مصرف برق آگاهی داشته باشند . خصوصاً دوستانی که در بخش های طراحی و نظارت بر ساخت وساز ساختمان در این منطقه مشغول می باشند بیشترین نقش را در بهبود مصرف انرژی در ساختمان های جدید الاحداث بر عهده دارند .  جدا از اینکه روشنائی بیشترین سهم را در مصرف برق یک خانوار ایرانی دارد ، بد نیست بدانید که توان مصرفی کولرهای آبی بطور متوسط حدود ۵۵۰وات و کولرهای گازی حداقل ۲ کیلووات می باشد .در منطقه ما اکثراً از کولر گازی و یا کولرهای اسپیلت (دوتکه) استفاده می نمایند که لازم است هنگام خرید کولر به ضریب BTU/W توجه نمایند . به عبارت دیگر بایستی ظرفیت خنک کنندگی کولر (۲۴۰۰۰، ۱۸۰۰۰، ۱۲۰۰۰و…) به نسبت توان مصرفی (۵/۲ کیلووات ، ۲/۲ کیلووات ، ۸۰۰وات و …) بیشتر باشد .

درزگیر مناسب اطراف کولر وعدم قرار داشتن در معرض اشعه مستقیم آفتاب ، سرویس به موقع ، تمیز نمودن فیلتر هوا و رادیاتور تاثیر بسزائی در کاهش مصرف دارد .

غذاهای محلی

تیر ۲۳ام, ۱۳۸۹

با سلام باز هم اومدم که از حال و هوای سیاسی و شرجی زده سایت خارجتون کنیم .

امروز با برخی غذاهای محلی مخصوص تابستون به شما درود می فرستیم .

۱- تلیت دو

مواد لازم :

دوغ یا ماست به اندازه کافی

کاکل

پیاز ( البته اگر با چاق قاش نشده باشد و با دست خرد کنی بهتر است )

مقداری نان

یک لیوان آب

ابتدا دوغ یا ماست را درون کاسه ای (‌پیاله ای ) می ریزیم و در همین حین از برادر یا خواهر کوچکتر می خواهیم که نانها را تکه تکه کند (‌به اندازه لقمه ) و به دیگری دستور پاک کردن کاکلها را می دهیم . پس از اطاعت از امر شما تکه های نان را در ظرف می ریزیم و اینکار را یواش یواش و به آرامی انجام می دهیم ( تا گای نواووی ) بعد حدود یک دو دقیقه می ذاریم که نانها در ماست یا دوغ خیس بخورد اگر دیدید که ماست یا دوغتان مشت است مقدار آب هم روی آن می ریزیم و دوباره قاطی می کنیم . اینکار را حدود ۲ دقیقه انجام می دهیم . بعد کاکلهای پاک شده را روی تلیت می ریزیم و در صورت دلخواه آن را مخلوط می کنیم . بعد که کار تلیت تموم شد ( شل پو کرذید ) با یک مشت بر سر پیاز می زنیم طوری که مغز آن مثل گلوله از میان پیاز بیرون بیاید ( مجش مل فشنگ در بیا ) .

طریقه خوردن :

آستینها را بالا زده یک تیکه پیاز در دست و به مانند لودر زیر تلیت می زنیم و با دست این تلیت خوش مزه را به میان معده مبارک ( البته اگر مشکل معده دارید کمتر بخورید ) می فرستیم .

در ضمن اگر دوست داشتید همراه لقمه تان خرما هم میل کنید (‌اگر خرما لشت بو بهترن )

احتیاطات لازمه :

۱- حواست باید باشه کسی خیلی سرش نواکنه

۲- مواظب باشی کسی فرچه نزه

۳- مج پیا موقع در افتادن به کسی نخوره

۴- کاکلها تمیز شده باشد

۵- کسانی که مشکل فشار خون دارند از کاکل استفاده نکنند .

۶- کسانی که مشکل معده دارند از نان نانوایی بخصوص نانوایی زار مح استفاده نکنند

۷- بعد از پایان خوردن به علت خواب آور بودن این غذا از قبل وسایل خواب را آماده کنید .

۸- سعی شود این غذا جهت ناهار مصرف گردد نه صبحانه ( خوذش می فهمه با کی هسم )

محل های تهیه کاکل :

۱- چهار دور فرودگاه

۲- دور کهک سیاه ( شوری این گیاه در این مکان بیشتر است )

۳- صحرای تل ملایی و ده فریدون

۴- پایین چخوها

«لامرد وَلی» بر وزن Silicon Valley

تیر ۲۳ام, ۱۳۸۹

«ولی» یعنی valley و valley  همان درّه است؛

        –  مثل «درّه سیلیکون» در بخش جنوبی سانفرانسیسکو که مرکز  فناوری‌های پیشرفته دنیاست

       –  مثل «درّه طرشت» در منطقه‌ی غرب تهران، که جدی گرفته نشد و در حد شوخی ماند!

      –  و مثل «درّه لامرد» که بسته به نگاه ما می‌تواند مانند اولی واقعیتی زیبا باشد و یا مانند دومی در حد یک شوخی.

 

به این عکس نگاه کنیم؛ به منطقه لامرد شبیه است، موافقید؟

   silicon valley

این عکس، تصویر دره سیلیکون است که مانند لامرد خودمان بین دو کوه محصور شده. به همین دلیل لامرد را، لامرد ولی به معنی درّه لامرد نامیدم.

 

طرشت ولی چی شد؟! این نام، ابداعی یکی از اساتید ریاضی دانشگاه شریف هست. ایشان معتقد بودند که محله طرشت (در کنار شریف)، می‌تواند مانند دره سیلیکون (در کنار استانفورد)، یک مرکز برتر در دنیای فناوری باشد. ولی حداقل یک مشکل وجود داشت؛ محله طرشت اصلا، درّه نیست! اصولا در تهران، که شهری کوه پایه‌ای است، درّه کمیاب است! و مشکلات کلان دیگر که بماند.

 

 دره سیلیکون (فارسی و EN)، دره‌ای است در آمریکا. آنها به شعار “ما می‌توانیم” مشهورند. هزاران کمپانی فعال در فناوری پیشرفته (های‌تک)، در این منطقه فعالند و از اینجا مدیریت می‌شوند؛ از جمله معروفترین آنها: گوگل، یاهو، اینتل، اپل، ای ام دی، اچ پی، اوراکل و … هستند. نطفه اصلی این دره را گاراژی! می‌دانند که در آن آقایان اچ و پی شرکت معروف اچ پی را بنیان نهادند.

 

اما وضعیت ما؟

      –  از لحاظ کشوری، نفتی هستیم؛ نفت نه تنها عوارض اقتصادی بل‌که عوارض فرهنگی زیادی نیز برای ما داشته. بهترین مطلب تحلیلی در این مورد، کتاب «نفحاتِ نفت» آقای امیرخانی است که در این دوماهه به چاپ سوم رسیده.

      –  از لحاظ استانی، خواب هستیم! (نویسنده در اینجا به احترام حافظ و دیگر بزرگان شیراز حرف اضافه‌ای نمی‌زند!)

     –  و در لامرد الان گازی هستیم و در آینده سیمانی و آلومینیومی خواهیم شد.

در یک کلام، کاملا متکی به منابع زیرزمینی. که از گذشته به ما رسیده ولی امیدی نیست که برای آیندگان بماند. صنایعی با عوارض محیط زیستی و فرهنگی!

 

و اما ژاپن (مثلا):

ماتسوشیتای مرحوم (بنیانگذار ناسیونال و پاناسونیک اصل! … که البته دیپلم هم نداشت!) معتقد بود که برای ژاپنِ فاقد منابع طبیعی، نیروی کار تحصیل‌کرده و سخت‌کوش، یک سرمایه ملی به شمار می‌رود. (دیدگاه‌های من، ماتسوشیتا، ص ۴۹-۵۰)

و الحق که آنها از این سرمایه ملی حداکثر استفاده را کرده‌اند و با وجود کمبود منابع زیرزمینی و حتی کمبود زمین! به یک کشور پیشرفته تبدیل شده‌اند.

و ما از این سرمایه ملی در لامرد خودمان به اندازه کافی داریم؛ پس لامرد باید بتواند بدون نیاز به منابع زیرزمینی، یک منطقه موفق اقتصادی بشود (با منطقه آزاد تجاری خلط نشود). منطقه‌ای که تنها با اتکا به نیروهای تحصیل‌کرده و سخت‌کوشش، ملی و جهانی خواهد شد. فرق چندانی نمی‌کند چه صنعت و یا تجارتی پا بگیرد (الکترونیک، کشاورزی، اسباب‌بازی، طلا، …)؛ مهم این است که پا بگیرد. زمین لامرد حتی با صرف‌نظر از منابع طبیعی، راه ارتباطی بودن و نزدیکی به خلیج فارس … یک سر و گردن از مجمع‌الجزایر ژاپن برای موفقیت آماده‌تر است.

جوان تحصیل‌کرده لامردی (یعنی مخاطب تراکمه دات‌کام!) نباید نگاهش فقط به سازمان‌های دولتی و یا کارخانه‌های سیمان و … باشد. برای تبدیل‌کردن لامرد به “درّه لامرد” فقط کمی همت می‌خواهد و تلاش؛ برکتش با دیگری است.

رمضان تفتیده

تیر ۲۲ام, ۱۳۸۹

بیست و سوم تیرماه سال ۱۳۶۱ ( ۲۱ رمضان المبارک ۱۴۰۲ ) غیورمردان صحنه دفاع مقدس صحنه ای دیگر از رشادت و جوانمردی از خود بروز دادند و به قصد وادار کردن رژیم بعثی به پذیرش خواسته های رزمندگان و ضربات کوبنده به ارتش بعثی و وادار کردن جامعه بین الملل به تنبیه متجاوز ، عملیات رمضان  را با هدف ورود به بصره طراحی کردند.( البته پس از کسب مجوز از حضرت امام(ره) برای ورود به خاک عراق). هدف اصلى رزمندگان اسلام از ورود به خاک عراق و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر وادار کردن جامعه بین المللى به تنبیه متجاوز بود. پس از پیروزى در عملیات بیت المقدس که به آزاد سازى بخش عظیمى از مناطق اشغالى منجر شد(که شرح آن در سوم خرداد گفتم)، ایران براى اجراى عملیاتى که سرنوشت جنگ را مشخص کند چاره اى جز ورود به خاک عراق نداشت که با اذن حضرت امام خمینى(ره) مبنى بر ورود به خاک عراق، رزمندگان منطقه شلمچه و بصره را براى حمله نهایى خود برگزیدند که بر اساس پیش بینى هاى صورت گرفته با رسیدن نیروهاى ایرانى به بصره یا نزدیکى آن، کار رژیم صدام تمام بود، اما در این هنگام حمله گسترده اسرائیل از زمین و هوا به لبنان نیز به اوج خود رسیده بود . در جلسه شوراى عالى دفاع که با حضور شهید صیاد شیرازى و برادرمحسن رضایى برگزار شد، بعداز چندین ساعت بحث و تبادل نظر تصمیم گرفته شد که ایران به جنوب لبنان نیرو اعزام کند ، اما شهید صیاد شیرازى که در آن مقطع به سوریه سفری داشتند ، متوجه این مطلب شد که پرداختن به لبنان و غفلت از عراق دامى براى ایران است و نظر خود را در این خصوص در بازگشت از سوریه به محضر امام (ره) رساند و ایشان فرمان بازگشت نیروها را از لبنان صادر کردند. هرچند ایران از این دام رهید اما صدام از یک ماه غفلت، نهایت استفاده را کرد و ضمن ساماندهى ارتش خود به سرعت بر استحکامات شرق بصره افزود. عملیات رمضان با مشارکت و فرماندهى ارتش و سپاه ، نخستین عملیاتى بود که با هدف حضور قواى نظامى ایران در پشت اروندرود و تسلط بر معابر وصولى بصره و با این امید که در صورت موفقیت امکان پایان پیروزمندانه جنگ فراهم شود، در خاک عراق انجام شد . این عملیات در چهار مرحله انجام گرفت که در مرحله اول و دوم نیروهاى ایران توانستند به مواضع دشمن حمله کرده و به رغم تصرفات قابل توجه و تلفات و خسارات سنگینى که بر دشمن وارد کردند، ناچار به عقب نشینى شدند. در مرحله سوم این عملیات که بامداد روز ۳۰تیرماه ۶۱ آغاز شد، با وجود وارد کردن تلفات بسیارى بر نیروها و ادوات دشمن و دست یافتن به برخى اهداف از پیش تعیین شده، به علت شدت مقاومت دشمن، یگانها پس از پیشروى اولیه ناچار به بازگشت به مواضع قبلى شدند.مرحله چهارم در شامگاه اول مرداد ماه سال ۶۱ با حرکت گردان هاى خط شکن سپاه آغاز شد و نیروهاى خودى موفق به شکستن خط اول دشمن شدند، ولى محدود بودن زمین منطقه ، وجود انواع موانع از قبیل سیم خاردار و میدان مین و مثلثیهای طراحی شده و تمرکز انبوه آتش توپخانه و فشار رده هاى کمکی  ارتش عراق در منطقه، مانع پیشروى یگانها شد. هرچند عملیات رمضان برابر طرح هاى تهیه شده به اهداف نهایى خود دست نیافت، اما رزمندگان اسلام به هدف اصلى که تنبیه متجاوز و انهدام هر چه بیشتر نیروهاى بعثى و مقابله با تمامى فشارهاى سیاسى، تبلیغاتى دنیاى استکبار بود، دست یافتند.کارشناسان سیاسى، بى اعتنایى به شرایط و حقوق جمهورى اسلامى (شناسایى و تنبیه متجاوز، پرداخت غرامت، عقب نشینى از مناطق اشغالى و به رسمیت شناختن حاکمیت ارضى در قلمرو جغرافیایى) ، تاکید بر پذیرش آتش بس و نه صلح (برخى از این پیشنهادهاى آتش بس در زمانى ارائه مى شد که عراق قسمت هاى عمده اى از خاک ایران را در اشغال خود داشت و چنانچه ایران آتش بس را مى پذیرفت، برترى هاى نظامى موجود به مثابه تضمین هایى بود براى عراق تا اراده سیاسى و سلطه جویانه خود را در خصوص ادعاهاى ارضى بر ایران تحمیل کند) و عملکرد مغرضانه شوراى امنیت را از جمله عوامل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و ورود به خاک عراق در عملیات رمضان عنوان مى کنند. با وجود مسائل یاد شده،  حضرت امام خمینى (ره) در ۳۰ خرداد ۱۳۶۱ قبل از شروع عملیات رمضان در یک سخنرانى درباره اعزام هیئت صلح به ایران وعراق فرمودند: «… اشخاصى بیایند که طرفین قبول دارند و بنشینند و ببینند که ما به عراق حمله کردیم یا عراق به ما . خرابى هایى را که آنها وارد کردند ببینند و بروند شهرهاى آنها را هم ببینند.»

علی ایحال رزمندگان اسلام در عملیات رمضان، با وجود استحکامات متعدد عراق، خط را شکستند و حدود ۱۸ کیلومتر پیش رفتند و حتى در یکى از محورها به نزدیکى شهر بصره نیز رسیدند ، اما با روشن شدن هوا و حملات سنگین زرهى عراق کار را مشکل کرد و سرانجام بعد از چند روز جنگ سنگین در آن هوای طاقت فرسا و زمین گرم ، ایران به آن چه که مى خواست دست نیافت. متخصصان و تحلیل گران نظامى مستقر در قرارگاه ها  قدرت زرهى برتر، تشکیل یگان هاى دفاع متحرک ، عدم ارزیابى صحیح از امکانات دشمن ، وجود مثلثیهای خاکی غیرعامل و تاخیر در شروع عملیات را از جمله عوامل این ناکامى ذکر کردند، اما غرور ناشى از پیروزى در عملیات بیت المقدس درعدم موفقیت این عملیات را نباید از یاد برد. در این عملیات سردار رشید سپاه اسلام غلام زارعی از جملهء شهدای رمضان و منطقه بود. یاد شهدای مظلوم منطقه و کشور در عملیات رمضان گرامی باد .«ای رمضان گرم و آفتاب زده و غرور شکن چه که نکردی تو»

لب جوی و گذر عمر

تیر ۲۲ام, ۱۳۸۹

همه ما در خلال تجربیات زندگى روزمره خود با سؤالاتى در خصوص زمان مواجه شده‏ایم، مانند اینکه: گذشته ما به کجا رفته است و آینده ما چگونه خواهد بود؟ پدیده‏هاى پیش‏پا افتاده‏اى مانند یادآورى آنچه که اصطلاحا گفته مى‏شود به گذشته تعلق دارد، یا خواب دیدن رویدادهایى که در آینده اتفاق مى‏افتند، هر انسانى را با این سؤال سهل و ممتنع رو در رو مى‏سازد که گذشته، حال و آینده چه نسبتى با یکدیگر دارند و اساسا نسبت وقایع با زمان چگونه نسبتى است. به مساله زمان در قرآن هم اشاره شده است.
بعلاوه، قرآن کریم با تعابیر مختلفی به دوری از کارهای لغو و بی‌فائده سفارش نموده است. از جمله در آیات نخستین سوره مومنون، پس از اشاره به نماز خاشعانه، دومین ویژگی الهی اهل ایمان را، “پرهیز از لغو” می‌خواند و مجموعه این صفات را عامل فلاح و رستگاری آنان. به هر تقدیر ، روزمرگی را می توان با قلم و کاغذ و تفکر پر کرد و از هر کار دیگری گریزان بود. لاجرم برای درک بهتر این موضوع باید بدانیم زمان چیست. زمان پرتویى از ازلیت یا ابدیت است. باید دانست که سه نوع زمان وجود دارد: گذشته، حال و آینده. و از میان این سه، از زمان تنها به صورت «حال» مى توان سخن گفت، زیرا زمان گذشته یعنى حافظه و آینده یعنى انتظار. راستی اگر ذهنى نباشد آیا زمان خواهد بود؟ به عبارت دیگر از آن جا که زمان شمارش مقدار حرکت است، اگر نفس شمارنده‏اى وجود نداشته باشد زمان خواهد بود؟ حتی اگر مفهوم زمان یک مفهوم صرفا ذهنی باشد، یا اگر ماهیت محاسبه و سنجش آن در اقوام مختلف براساس بینش دایره ای وار یا خطی آنان از جهان، متفاوت و متغیر باشد، آنچه که انکار ناپذیر است واقعیت جاری و بیرونی پدیده ها است که این مرز، با دو نوع حرکت در زمان و مکان پشت سر می گذارند تا ما سرانجام جوهره این تحول را در قالب تاریخ به نقد بنشینیم. بنابر آن چیزی که آغاز و پایان، بدایت و نهایت امور را تعیین می‌کند و از تغییر سرچشمه می‌گیرد، زمان نامیده می‌شود. پس می‌توان گفت زمان عبارت است از بعد قابل اندازه‌گیری لحظه‌ها و لمحه‌ها. به تعبیر دیگر زمان توالی غیرقابل برگشت لحظه‌ها و حادثه‌ها است که حرکت خطی را به وجود می‌آورد.
جالب این که هر چیزی برای خودش ساعتی دارد منجمله همین زمین خودمان. اخیرا دانشمندان فهمیده اند که “ساعت زمین” به علت گرم شدن زمین دچار تغییر شده و این ممکن است باعث اثرات زیست محیطی بسیار مخربی روی همه جانداران ازجمله انسان شود. پس باید به فکر مدیریت زمان بود. مدیریت زمان یعنی اینکه بتوانیم راه رسیدن به اهداف بزرگ و اصلی خودمان را طی یک برنامه‌ریزی زمانی صحیح و منظم هموار کنیم. جهت داشتن روش مناسب مدیریت زمان است، باید بدانیم چه می‌خواهیم انجام دهیم و هر کدام از قسمت‌های برنامه ما چه مقدار زمان می‌برد. برای برنامه‌ریزی بهتر به عقب برگردید و ابتدا بر یک دوره زمانی مشخص در گذشته مروری داشته و کارهای انجام شده در این دوره (یک هفته گذشته یا یک ماه گذشته) و میزان زمانی را که هر کدام از کارها به خود اختصاص داده بررسی کنید و سپس برای برنامه‌ریزی آینده خود تصمیم بگیرید. امروزه زمان و زمان‏شناسى را الفباى برنامه ریزى مى‏دانند. اساس مدیریت زمان بر اثربخشى اوقات استوار است. بعضى از ما در کُشتن زمان مهارت فوق العاده داریم و شاید هرگز برایمان قابل تصور نیست که مى‏توان از زمان موجود حتّى تا ۲ برابر ظرفیت واقعى‏اش استفاده کرد؛ یعنى مى‏توان از ۲۴ ساعت ۴۸ ساعت آفرید.
به نظر می رسد که در ادیان الهی زمان روندی خطی دارد. این ویژگی عام ادیان الهی نیست. فقط در ادیان ابراهیمی یعنی: اسلام، مسیحیت، و یهودیت زمان خطی است. هیچ دین دیگری به جز این سه به زمان به صورت خطی نمی نگرند. انسان همواره در جست وجوی آسان و کوتاه ترین راه برای رسیدن به اهداف و مقاصد مادی و معنوی خویش است. از این رو جست وجوی روش های ساده و آسان و کوتاه، به عنوان دغدغه ای، ذهن و فکرش را مشغول می دارد. دست یابی به کمال و عروج معنوی نیز یکی از مقاصد و اهداف عالی انسانی است که ذهن بسیاری از انسان های باشخصیت طبیعی و سالم را به خود مشغول داشته است. هر شخصیت سالم از نقص بیزار و در پی کمال است. شاید بتوان گفت یکی از راه های شناسایی کوتاه ترین و ساده ترین روش کمالی، بازخوانی آیات الهی است که به عنوان آفریدگار هستی و انسان از همه امور آگاه و خبیر است.
شب بخشی از زمانی است که انسان با آن آشناست. این بخش از زمان، اوقاتی را شامل می شود که آغاز آن زمان شفق و سرخی افق مغرب پس از غروب (مصباح ج ۱ و ۲ ص۳۱۸) و پایان آن با طلوع فجر و فلق در سمت شرق خاور است (اسراء آیه ۷۸ و بقره آیه ۱۸۷) که از آن به صبح یاد می شود. (هود آیه ۸۱) شب که در اصطلاح فاصله زمانی غروب خورشید تا طلوع فجر است، از نظر قرآن آفریده خداوند است و این که خداوند آن را همانند روز آفریده است و این گونه نیست که عدم چیزی همانند فقدان خورشید دانسته شود. از نظر قرآن مرگ و شب و برخی از امور دیگر موجود در هستی، بر خلاف باورهای عمومی از آفریده های خداوند است. این بدان معنا است که دست آفریدگاری توانا در کار است تا این امور به این شکل آفریده شود که ظاهری عدمی دارد. هر چیزی که آفریده الهی است در راستای اهداف کلان و اصلی خلقت و آفرینش است و نمی توان آفریده ای را یافت که بیهوده باشد و یا در مسیر کمال هستی و انسان نباشد. از این رو از نظر قرآن، ابلیس و شیطان نیز آفریده ای است که برای تکامل هستی و کمال یابی انسان بسیار مهم و مؤثر است. ماه شعبان در راه است. عمر دارد همینطور می گذرد و ما همچنان غافلیم.

اخبارو حاشیه های سفر رئیس مجلس به لامرد

تیر ۲۲ام, ۱۳۸۹

علی لاریجانی که در لامرد به سر می‌برد ، در مراسم چهلمین روز در گذشت نماینده این حوزه انتخابیه، با بیان این‌که در قانون اساسی هیچ جایگاهی به اندازه‌ی مجلس اصل ندارد، گفت: در قانون اساسی از اصل ۶۲ تا ۹۹ کاملا به قوه‌ی مقننه اختصاص دارد، به اضافه آنکه حداقل ۲۹ اصل دیگر قانون اساسی نیز به نحوی به قوه‌ی مقننه مرتبط است. در کشور ما قوای سه گانه وجود دارد و همه محترم هستند، از آن جهت که سرپرستی همه‌ی قوا با ولی امر مسلمین آیت‌الله خامنه‌ای است و همین امر باعث عزت، شرف و سربلندی است.
رییس مجلس شورای اسلامی، افزود: همچنین رای اعتماد به وزراء و مصوبات هیات دولت به رییس مجلس و مجلس برمی‌گردد و صلح دعاوی فقط از طریق مجلس انجام می‌شود و نمایندگان نیز بر صدا و سیما نظارت دارند و در شورای عالی امنیت ملی و بازنگری قانون اساسی نیز حضور دارند.
لاریجانی در ادامه با بیان این‌که هر نماینده‌ای در برابر تمام ملت مسوول است و حق دارد در تمام مسائل داخلی و خارجی موضوعات مختلف را بررسی و اظهارنظر کند، گفت: بر اساس اصل ۸۶ قانون اساسی نمایندگان می‌توانند ایفای نظر کنند و هیچکس حق ندارد نسبت به نظرات آنها توقیف یا تغییری انجام دهد. این اصول نشان می‌دهد که قانون اساسی مجلس را تکیه‌گاه قرار داده تا کشور بر اساس قانون اداره شود. مردم نیز از مجلس این خواسته را دارند، لذا اگر نمایندگان ملت در پیگیری امور مردم نیاز به سوال یا استیضاح داشته باشند، اگر در تعقیب مشکلات مردم به این امر بپردازند نباید کسی ناراحت شود، زیرا این جزو وظایف آنهاست. همچنین اگر نمایندگان در این مسائل تساهل کنند یعنی از حقوق ملت گذشته‌اند و این اشکال دارد.
وی اضافه کرد:‌ وقتی نیروهای توانمند و ملی و افرادی که دل در گرو نظام و شهدا دارند، در مجلس حضور داشته باشند، دیگر ملت دغدغه‌ای نخواهند داشت؛ زیرا افرادی در مجلس هستند که از حقوق آنها دفاع خواهند کرد.
وی تاکید کرد:‌ آنچه که حکومت را نیک ترسیم می‌کند، آن است که قوای مختلف با رهبری رو و راست باشند و ذیل نظر رهبری، حقوق ملت را پیگیری کنند و با یکدیگر همدلی و همکاری داشته باشند تا مشکلات مردم حل شود.رییس مجلس شورای اسلامی ادامه داد:‌ هیچ قوه‌ای نباید نگاه تحقیرآمیز به قوای دیگر داشته باشد ، زیرا این قوا دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی هستند و انشاءالله جمهوری اسلامی هزاران سال پایدار بماند و این حرکت و قافله باید ادامه پیدا کند.
وی با اشاره به حرکت‌های دشمنان پس از پیروزی انقلاب گفت:‌ شما ملاحظه کردید که بعد از بیانیه تهران چه رفتار نسنجیده و نامعقولی از سوی دشمنان صورت گرفت که البته مقام معظم رهبری در سخنرانی مشهد آن را پیش بینی کرده بودند، هر چند که الفاظ آن‌ها متفاوت است؛ اما کینه‌ورزی‌شان کاملا دیده می‌شود.
وی گفت:‌ ملت باید هوشیار باشد، اگر ما امروز از قوه مقننه و نمایندگان دفاع می‌کنیم به خاطر آن است که در مقابل استعمار خارجی و دیکتاتوری مدرن بین‌المللی که آمریکایی‌ها در حال تحقق آن هستند، راهی جز این نداریم و تاکید داریم که بر اساس قانون وشریعت به اراده ملی کشور را استحکام ببخشیم،‌بر همین اساس اگر کسی قانون را مبنای عمل قرار دهد، یعنی یک عنصر ولایی است و اگر تخطی کند، ولایت‌مداری سستی دارد.
وی تصریح کرد:‌اگر کسی دنبال عدالت است، باید قانون را مبنای عمل خود قرار دهد، زیرا بدون قانون نمی‌توان به عدالت رسید.
لاریجانی افزود: استحکام مجلس، استحکام اراده ملی را به دنبال خواهد داشت و تاریخ نشان داده که این استحکام باعث می‌شود دست رد به سینه‌ی استعمارگران زده شود.
وی با بیان این‌که قانون باعث تکامل و توسعه کشور خواهد شد،‌گفت:‌ بی‌اعتنایی به قانون،‌بی‌اعتنایی به اراده ملت است و همه باید پایبند قانون باشیم، ضمن آنکه رعایت قانون به معنای آن است که مسائل شرعی را رعایت کنیم، زیرا در نظام جمهوری اسلامی قوانین با دین و شرع متصل است و تخلف از قانون خلاف شرع است و این سنتی است که امام (ره) و رهبری برای نظام متصور شدند که موجب آبادانی و رونق کشور خواهد شد.
وی دو عنصر وحدت داخلی و تلاش مسئولان برای خدمت را بیش از هر چیز مورد نیاز کشور عنوان کرد و گفت:‌ اگر دشمنان در درون چه بین مقامات سیاسی و چه بین آحاد ملت احساس رخنه کنند، انگیزه پیدا خواهند کرد تا بر کشور فشار وارد کنند به همین دلیل نیز مقام معظم رهبری بارها تکرار کردند که وحدت باید حفظ شود و این یک موضوع استراتژیک است.
وی تصریح کرد:‌اگر دشمنان در مسائل هسته‌یی حرف‌های تندی می‌زنند، مقداری به دلیل آن است که بر روی اراده مردم تاثیر بگذارند و مقداری برای آن است که در صفوف تاثیرگذار باشند،‌لذا هم مسئولان و هم آحاد ملت باید همدل باشند و در چارچوب قانون حرکت کنند و این نیاز کشور است.
لاریجانی در ادامه عنوان کرد:‌کشور ما نفت و گاز دارد و دارای سرمایه‌های زیادی است و استفاده از این امکانات یک امر ضروری است و اگر با افق روشنی فعالیت کنیم قطعا کشور ایران گام‌های اساسی برخواهد داشت.
وی با اشاره به بررسی برنامه پنجم در مجلس گفت: مجلس در تلاش است تا بر اساس اهداف و همچنین مسائل مردم این قانون برنامه‌ریزی شود و همچنین به آمایش سرزمینی توجه‌ی خاص دارد تا امکانات به صورت متوازن در نقاط مختلف کشور توزیع شود.
لاریجانی با بیان این‌که اگر می‌خواهیم بیکاری از بین برود،‌ باید تولید و سرمایه‌گذاری رونق داشته باشد،‌گفت:‌ رفع بیکاری از طریق اجرای اصل ۴۴ انجام می‌شود؛ اما متاسفانه این اصل به دقت اجرایی نشده است.
وی اظهار داشت: توسعه مبتنی بر تفکر دینی همان چیزی است که سال‌ها رهبری از آن به عنوان توسعه اسلامی – ایرانی یاد کرده است و نباید تقلیدی کار کرد. در این راستا نیروهای مومن و بسیجی این توان را دارند تا پشتیبان ملت باشند و همچنین به دولت کمک کنند تا این توسعه در کشور اجرایی شود.
وی با اشاره به خصوصیات شخصیتی نماینده فقید مردم لامرد، گفت: مرحوم حیاتی به دلیل آنکه یک سابقه‌ی جهادی داشت و اهل رزم بود ، یک آراستگی معنوی و آرامش در وی موج می‌زد و این خصلت‌ها در کسانی که در راه انقلاب با تمام وجود تلاش کرده‌اند، وجود دارد.
رییس مجلس شورای اسلامی، با بیان این‌که مرحوم حیاتی واقعا سرباز آیت‌الله خامنه‌ای بود، اظهار داشت: ما یک عزیز با ارزش را از دست داده‌ایم و از دست دادن این مرد ولایی برای شما و ما که همکار ایشان بودیم، سخت است.
لاریجانی خطاب به جمع حاضر در مراسم چهلمین روز درگذشت حیاتی، گفت: احترامی که شما برای مرحوم حیاتی قائل هستید هم به دلیل سخت‌کوشی وی و دنبال کردن حقوق شما بوده است. این نشان می‌دهد که خانه‌ی ملت تکیه‌گاه مردم است و وقتی خللی در مجلس به وجود می‌آید، مردم نگران می‌شوند.لاریجانی در سفر یک روزه خود به لامرد به مزار شهدا رفت و با اهدای گل به مقام شامخ آ‌نها ادای احترام کرد. وی همچنین با حضور بر مزار مرحوم حیاتی و قرائت فاتحه‌ برای این نماینده فقید علو درجات را از خداوند خواستار شد.
به گزارش خبرنگار اعزامی خانه ملت، علی لاریجانی در ادامه سفر به لامرد عصر امروز در جمع ائمه جمعه ، روحانیون، خانواده شهدا، ایثارگران، نخبگان، دانشگاهیان، فرهنگیان و اعضای شورای اسلامی حضور یافت.
وی با اشاره به زمینه های خوب سرمایه گذاری در شهرستان لامرد گفت: فرصت های خوبی برای سرمایه گذاری در این شهر وجود دارد و مجلس و دولت باید تلاش کنند که این توانمندی ها به بلوغ اقتصادی تبدیل شود؛ البته در این سال ها جهشی در مسائل اقتصادی و زیر بنایی در منطقه آغاز شده که نباید متوقف شود.
وی ادامه داد: این نکته مهمی است که همه افراد که مسئولیت شناس هستند و خود را در مسیر انقلاب احساس می کنند، این سوال برایشان مطرح است که در چه موقعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و یا فرهنگی قرار داریم.
لاریجانی افزود: یک انسان بصیر در مسلک اسلامی کسی است که هدفدار باشد و همیشه برای خود هدفی را تعریف کرده است.
وی با بیان اینکه وضعیت کشور از بعد داخلی و خارجی در شرایطی است که باید به درستی شناخته شود، اظهار داشت: باید این واقعیت را بپذیریم که امروز در طوفانی از تبلیغات علیه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی قرار داریم؛ البته این امر تازگی ندارد اما جنسی متفاوت دارد.
وی افزود: در گذشته روش های مختلفی از جمله جنگ، تجزیه‌طلبی، ایجاد فتنه علیه کشور آزموده شده است و امروز روش های دیگری مدنظر قرار گرفته است که باید این مسیر را نیز شناخت.
رییس مجلس تصریح کرد: دشمنان قابلیت های مردم ایران را شناخته اند و به دنبال منافذی هستند که منافع خودشان را تامین کنند.
وی در ادامه به سخنان وزیر دفاع آمریکا اشاره کرد و افزود: وی تصور می کند که تحریم ها علیه ایران سبب کوتاه آمدن ما از حقوق مان می شود، که البته این گفته ها ناشی از خام اندیشی و ناپختگی آنهاست و نشان می دهد که هنوز نسبت به ایران شناخت کافی پیدا نکرده اند.
وی با بیان اینکه دشمنان تحریک های مختلفی را علیه ایران سامان داده اند، به قطعنامه اخیر شورای امنیت ملی اشاره کرد و افزود: آنها با این قطعنامه به دنبال سنگ اندازی در جلوی پای ملت ایران بودند، آنها به دروغ می گویند ما نهادهای دولتی را تحریم کرده ایم اما رجوع به متن قطعنامه این دروغ را نشان می دهد . هدف اصلی آنها آزار و تحت فشار قرار دادن ملت ایران بوده است و در ظاهر صورتش را بزک کرده اند. وی با طرح این سوال که معنای این عمل چه می تواند باشد، افزود: آیا هدف غیر از این است که این دشمنان به دنبال فریبکاری هستند؟ وی ادامه داد: این حرف گیتس بسیار خام اندیشانه است که فکر می کند با تحریم می توانند ملت ایران را تسلیم کنند و با قطعنامه جلوی اراداه ملت ایران بایستند. متاسفانه بضاعت عقلانی موجودات سیاسی که امروز مدعی اداره جهان هستند در این حد است لاریجانی تصریح کرد: این مجموعه رفتارها نشان می دهد که آنها تصمیم گرفته اند که با ملت ایران که اراده امام(ره) را دنبال می کنند و می خواهد مستقل و با فرهنگ خود زندگی کند مقابله و جلوی این ملت بایستد.
وی با اشاره به پیشینه قوی و عمیق اصیل اسلامی در ایران گفت: زمانی می‌گفتند ما می‌خواهیم نحوه و مدل زندگی آمریکایی را تسری دهیم.
لاریجانی خطاب به دولتمردان آمریکایی تصریح کرد: شما خیلی کوچکتر از این هستید که ایم مدل استعمارزده را را در مقابل فرهنگ عمیق و با ریشه اسلامی قرار داده و مقایسه کنید. شما نمی توانید یک مدل ساختگی را به ما تحمیل کنید.
لاریجانی با تاکید بر اینکه دشمن به دنبال یک فشازر اقتصادی و رخنه فرهنگی در کشور است، خاطرنشان ساخت: برای مقابله با این امر باید ساماندهی صورت گیرد.
وی تاکید کرد: ایران می تواند این تهدیدها را به فرصت تبدیل کند کما اینکه در زمان جنگ چنین شد.
رییس قوه مقننه ادامه داد: در این سالها رشد نسبتا خوبی در زمینه های مختلف کشور به وجود آمده است؛ نیروهای تحصیل کرده خوبی تربیت شده اند که برای هر جهش اقتصادی نیازمند این نیروهای تحصیل کرده و مستعد هستیم.
وی در عین حال متذکر شد: البته باید تنظیماتی هم صورت بگیرد که نوعی تحصیلات متناسب با نیازهای کشور شود و شورای عالی انقلاب فرهنگی باید به این موضوع توجه کند.
رییس مجلس شورای اسلامی در ادامه به تاثیر عنصر الهام بخش انقلاب در منطقه اشاره کرد و گفت: انقلاب ما ماهیتی دینی داشت. درست است که ضد ظلم و ضد استبداد بود اما سر آ در دینی بودنش بود.
این نماینده مجلس یادآور شد: این حرکت الهام بخش بیداری عظیمی را در بین مسلمانان جهان ایجاد کرد و تاثیرات زیادی را در منطقه گذاشت که از چشم باریک بین دشمنان پنهان نمانده است.وی گفت: علت اینکه به ملت ایران گستاخی می کنند این است که ایران شرایط منطقه را تغییر داده است.رییس قوه مققنه در بخش دیگری از سخنانش به شرایط داخلی کشور و ظرفیت‌های مادی و انسانی کشور اشاره کرد و اظهار داشت: مجموعه این شرایط را باید ساماندهی کنیم.
وی خاطرنشان ساخت: اگر از منابع خودمان با برنامه و درست استفاده کنیم و نیروی انسانی خود را با برنامه و سامان یافته جلو ببریم، دیری نخواهد پایید که آقای اوباما پشیمان خواهد شد.
لاریجانی فکر اصیل اسلامی را مبنایی برای تقویت جریان انقلاب در کشور دانست و گفت: باید به این تفکر اصیل بها دهیم چراکه آن عنصری که ما را سرافراز کرد فرهنگ اسلامی بود و عنصریکه می تواند این سربلندی را تداوم بخشد نیز همین فرهنگ اسلامی است.
وی در ادامه به سخنان رهبر انقلاب در خصوص مهندسی فرهنگی اشاره کرد و گفت: ایشان مدتها پیش گفتند باید یک مهندسی فرهنگی در کشور ایجاد شود که حرف بسیار درست و مهمی است.
لاریجانی تصریح کرد: همیشه دولتهایی که سر کار می آیند نگاهی طفیلی به فرهنگ دارند در حالی که فرهنگ اسلامی باید در نقطه کانونی قرار گیرد.
وی با بیان اینکه توسعه امری نیست که از جای دیگر وارد شود، تصریح کرد: رهبر انقلاب تاکید دارند که ما نیاز به یک مدل توسعه اسلامی – ایرانی داریم.
علی لاریجانی ادامه داد: در این ۳۰ سال تجربه های اقتباسی زیادی داشته ایم که مفید واقع نشده اند چون جامعه ما بر اساس فرهنگ اسلامی زندگی می کند و برخی مدل های اقتباسی را نمی پذیرد.
نماینده مردم قم افزود: ما در ده سال اول انقلاب نیم نگاهی به سوسیالیسم به نام عدالت داشتیم که غلط بود چرا که عدالت ریشه در رقابت دارد و باید زمینه شکوفا شدن استعدادها را فراهم کند.
وی سوسیالیسم را تفکری استعداد کش توصیف کرد که نمی تواند با تفکر عدالت اسلامی هماهنگ شود.
لاریجانی خاطرنشان ساخت: ده سال بعد هم جنس دیگری از گرایش به نام بازار آزاد مطرح شد که آن هم نمی تواند مفید واقع شود.
رییس مجلس تاکید کرد: اینکه رهبر انقلاب می فرمایند باید مدل توسعه اسلامی را مبنا قراردهیم حرف مهمی است که هنوز کاوشگران آن را باز نکرده اند و باسید در برنامه پنجم به این مسئله توجه شود.
وی با بیان اینکه البته در لایحه ای که دولت به مجلس فرستاده است بر توجه به این مدل تاکید شده است، اما ابعاد ان باز نشده ایست.
لاریجانی در ادامه بر ضرورت ساماندهی منابع اقتصادی کشور تاکید کرد و اظهار داشت: هرچند ما از فرهنگ بحث می کنیم اما اگر بیکاری و فقر در کشور نباشد، ریشه کن کردن بی ایمانی را کلید زده‌ایم.
وی ادامه داد: نمی گویم همه این مسایل به هم مربوط است اما اگر یک توسعه همه جانبه در کشور داشته باشیم، می توانیم زمینه اعتلای فرهنگ اجتماعی را فراهم کنیم.
لاریجانی تاکید کرد: اگر اقتصاد سامان یافته در کشور حاکم شود بهترین پاسخی است که می توان به دشمن دادو اگر بخواهیم به طور دقیق توسعه را ساماندهی کنیم باید بسترهای تولید و سرمایه داری را در کشور فراهم کنیم .
وی ادامه داد: در این صورت اقتصاد شکوفا و بیکاری رفع می شود.
رییس قوه مقننه در بخش دیگری از سخنانش اصل ۴۴ را زمینه ای برای فراهم کردن زمینه ها و رفع موانع سرمایه گذاری دانست و گفت: هرچند دولت تلاش کرده است و خدمات زیادی صورت گرفته، اما هنوز به نتیجه مطلوب دست نیافته ایم.
وی با بیان اینکه اصل این نیست که چند کارخانه را به فروش برسد بلکه باید فضای کسب و کار در کشور تسهیل شود.
لاریجانی یکی از اهداف مهم سیاستهای اصل ۴۴ را کوچک کردن دولت دانست و اظهار داشت: باید تلاش کرد که بودجه کشور از درآمدهای نفتی منفک شود و آنچه از فروش نفت و گاز به دست می آید صرف آبادانی کشور گردد.
رییس مجلس با بیان اینکه پیشرفت کشور با یبک تئوری عدالت امکان پذیر است، تصریح کرد: در تفکر اسلامی عدالت مهم است اما البته باید عدالت را تعریف کرد و نمی توان با توهمی از عدالت کشور را پیش برد.
وی در ادامه به هدفمند کردن یارانه ها اشاره کرد و گفت: شاید استفاده ای که دهک بالای جامعه از یارانه ها می کند چهار برابر دهک پایین باشد و این عادلانه نیست.
لاریجانی با بیان اینکه اصل تفکر هدفمند کردن یارانه ها درست است، در عین حال متذکر شد: اما اجرای آن مهمتر است و باید با شیب ملایمی اجرا شود که به اقتصادد کشور شوک وارد نشود.
رییس مجلس تاکید کرد: هدفمند کردن یارانه ها باید به تولید و افزایش سرمایه گذاری در کشور کمک کند نه اینکه جلوی ان سنگ اندازی کند [گزارش خبرگزاری اعزامی خانه ملت به لامرد]
__________________________________________________________

اطلاعات سفر وحاشیه ها

هواپیمای اختصاصی رییس مجلس و هیات همراه ساعت۰۴۰/۸وارد فرودگاه لامرد شدوانها در جلسه توجیهی طرح ها که در سالن فرودگاه تشکیل شده بود حضور یافتند.وپس ازعرض خیر مقدم فرمانداروصحبت های نوعی اقدم معاون حقوقی وپارلمانی وزیر راه ومیران کل راه لارستان وپخش فراورده های نفتی فارس برای افتتاح سوخت رسانی هواپیمامراجعه کردند وباتاکید رییس مجلس پسر اقای حیاتی ان را افتتاح کرد
انها برای شرکت در مراسم اغاز عملیات اجرایی بزرگ راه لامرد خنج به سمت گردنه شهید باقری رفتند.
حضور در گلزار شهدا ومصاحبه با صدا وسیما برنامه بعدی رییس مجلس بود ودر ادامه برای شرکت در مراسم رسمی وارد مصلای لامرد شدند.
مصلای نماز جمعه مورد توجه لاریجانی قرار گرفت واز استاندار در مورد ان سوال کرد .در پایان مراسم از امام جمعه در باره معماری وساخت ان توضیح خواست.
مدیر کل راه لار با توضیحاتی در مورد پروزه های راه سازی لامرد خاطره ای از اقای حیاتی تعریف کرد وی گفت در سفر ۹ماه پیش اقای بهبهانی وزیر راه به لامرد ودر گذر از گردنه چاه شور اقای حیاتی خاطره گذر از این مسیر واینکه برای ثبت نام دانشگاه ۲روز مسیر لامرد لار را باوانت طی کرده بود گفت یکی از دغدغه های اصلی نماینه فقید لامردبحث راه ها بودووخوشبختانه امروز کلید میخورد هرچند اون در میان ما نیست ولی خدمات او باقیات صالحات ایشان خواهد بود.
پروزه بزرگراه لامرد خنج در در دوفاز اجرا میشود وعلاوه بر اجرای تونل این مسیر در فاز دوم هم از محور شیرینو وازمسیر هنگنویه خلیلی مطالعات ان اغاز شده تا خنج ادامه خواهد یافت.
عملیات اجرایی قطعه سوم راه اشکنان خشت معروف به دو راهی ابکنه هم اغاز شد وبا تکمیل این پروژه راه های , لامرد از چهار طرف به صورت بزرگراه خواهد شد.

مسول گروه حفاظت رییس مجلس که با شخصیت های زیادی کار کرده سال ۷۵در سفر اقای هاشمی به لامرد سفر کرده وی میگفت لامرد از زمان اصلا قابل قیاس نیست وتغییرات زیادی در این مدت در منطقه شکل گرفته است.
یکی از محافظان رییس مجلس که منزل اقای حیاتی حضور داشت از محافظان اقای خاتمی رییس جمهور پیشین بود.هر چند برخورد مناسب وبا ادبانه محافظان بامردم وکسانی که قصدسلام و ابراز احساسات به اقای لاریجانی راداشتنددر مقایسه بادیگر شخصیت هاخیلی متفاوت بود.
استاندار فارس وهیئت همراه ساعت ۷ صبح وارد لامرد شدند وپس از همراهی رییس قوه مقننه وهمراهان ساعت ۴عصر وقبل از خروج لاریجانی در ساعت ۸شب به سمت شیراز حرکت کردند.
روی صحبت های لاریجانی بیشتر با کسانی بود که قصد تخریب مجلس را دارند به خصوص در باره حوادث پس از جریانات دانشگاه ازاد که فعلا بادرایت رهبری مسایل ختم به خیر شده است.
با انجام سفرهای استانی وشهرستانی رییس مجلس به نظر میرسد وی عزم جدی برای حضور در دوره بعد ریاست جمهوری رادارد. واین موضوع در صحبت های اقای دکتر قادری در مورد شخصیت اقای لاریجانی قابل استناد بود.
دکتر قادری دردیدا ر خانواده شهدا نخبگان واساتید دانشگاه بالاریجانی ضمن خیر مقدم پتانسیل های فارس در زمینه های کشاوزری صنایع ونفت وگاز را ممتاز دانست وگفت با وجود داشتن همه این موهبت ها جایگاه مناسبی در کشور ندارد.
به نظر میرسید اقای لاریجانی در مراسمات افتتاحی کمتر کلنگ زده واین موضوع از نحوه دست گرفتن کلنگ زدن وی مشخص بود ولی شاید برای اینده میبایست روی این موضوعبیشتر کار کند.
حاج اقا معراجی روحانی که مدت زیادی لامرد بوده وبه عنوان مسول ستاد لاریجانی در قم فعالیت داشته به عنوان مشاور وی راهمراهی میکرد وبسیاری از مسایل لامرد را برای رییس مجلس بیان کرده بود. علاوه بر این اقای دکتر قادری زحمات زیادی در برنامه ریز ی این سفر داشت.
حاج اقا علوی ,امام جمعه ,فرماندار دکتر قادری دیدار جداگانه ای در محل مهمانسرای ابو فاضل با لاریجانی داشتند ومسایل وپتانسیل های منطقه را برای ایشان توضیح دادند.
باتصویب شورای شهر میدان ورودی شهر ووبزرگراه متصل به ان تا محور خنج بنام دکتر حیاتی نامگذاری شده است.
دکتر لاریجانی قبل از ورود به خانه اقای حیاتی به منزل شهیدان صفایی رفت هر چند این دیدار باپیشنهاد فرماندار به برنامه ها اضافه شد وبه طوری که گروه حفاظت وی وخبرنگاران در منزل اقای حیاتی منتظر ورود وی بودند.
اخرین برنامه لاریجانی در سفر به لامرد دیدار با خانواده اقای حیاتی بود وایشان از پسر اقای حیاتی خواستند دفتر را باز نگه دارند وبرای پیگیری کار های شهرستان از طریق نمایندگاه فارس ودفتر ش در بهارستان اقدام کنند.
سفر رییس قوه مقننه وهمراهان در یک روز گرم به لامرد ساعت ۸شب پایان یافت وانان از طریق فرودگاه لامرد به تهران باز گشتند.
ضمن اینکه که عکس های مراسم وسفر توسط اقای حسن زاده تکمیل خواهد شد.

چهل روز گذشت…

تیر ۲۱ام, ۱۳۸۹

مراسم چهلمین روز مرحوم حیاتی نماینده فقید و دلسوز مردم لامرد و مهر  امروز مورخ ۲۱/۴/۸۹ در مکان مسجد جامع شهر لامرد برگزار شد.

خیل عظیم دوست داران آن مرحوم از ساعت ها قبل از شروع مراسم رهسپار مسجد شدند در این بین حق با آنان بود چون آنقدر جمعیت زیاد بود که اگر می خواستی سر ساعت برگزاری مراسم به آنجا بیاید هرگز جا برای نشستن گیر نمی آمد.

مراسم رسمیت خود را با رسیدن دکتر لاریجانی به خود گرفت

چند پیش گفتار و مقدمه عالی جهت حضور جناب لاریجانی در جایگاه

راستی عجب تدابیر امنیتی خوبی اندیشیده شده بودند.

موبایل و کیف این چیزا رو یا نباید می آوردی و یا اینکه کاملا بازرسی می شدی!!!

خوب جناب لاریجانی بدرقه شدند با چند بیت شعر زیبا از شاعر خوش ذوق شهرستان جناب آقای ذکاوت ، که مورد تحسین بزرگان بخصوص دکتر لاریجانی قرار گرفت.

البته سخنرانی جناب لاریجانی با کمی تاخیر که دیگه برای ما عادی شده شروع شد چیزی نبود فقط ۴۰ دقیقه.

ایشان از همه چیز گفتند از انقلاب از اسلام از مجلس و دورانهای مختلف آن از مسائل مهم مملکتی

از دکتر حیاتی هم خیلی گفتند…

از اینکه مرحوم حیاتی یک مهره فرهنگی خیلی خوب برای مجلس بودند …

از اینکه ایشان در این راه چقدر تلاش و جدیت به خرج می دادند…

از اینکه چقدر مسائل لامرد برایشان مهم بود و پیگیر مسائل بودند …

از اینکه چقدر جایشان در مجلس خالی است …

و خیلی چیزای دیگه

در پایان هم تقدیر و تشکر و خواستار ادامه یافتن راه مرحوم حیاتی شدند.

ما هم از حضور ایشان تشکر می کنیم

و حضورشان را مایه دلگرمی خود می دانیم

اندر باب دل و عقل در اشعار حافظ

تیر ۲۱ام, ۱۳۸۹

بدان که تن مملکت دل است. و اندر این مملکت،دل را لشکرهای مختلف است و جمله این لشکرها همه به فرمان دلند.عقل وزیر دل است و چون دل قدرت تفکر را فرمان دهد،بیندیشد.پس عقل خادم دل است.( ابوحامد محمد غزالی)

عقل مشخصه بارز انسان است و تنها همین خصوصیت است که انسان را از دیگر موجودات زنده متمایز می کند. دل و احساس رقیب عقلند و چه بسا گاهی عقل را نیز از صحنه به در می کنند. اگر مشعل عقل روشن سازیم دل نیز در امتداد نورش حرکت می کند. (برتراند راسل)

……………………………

عقل و دل را دو رکن اساسی  وجود آدمی دانسته اند.در تاریخ ادبیات،عرفان و اندیشه اگر نیک بنگریم به این نتیجه می رسیم که این دو رکن بخش فربه ای را به خویش اختصاص داده اند.

عقل گوهراندیشه و دل گوهر عشق است.اگراندیشه( بیشتر در معنای فلسفی آن) را  “تبیین عقلانی پدیده ها” تعریف کنیم، عشق را می توانیم” تبیین دوستدارانه پدیده ها” بدانیم.

انسان عاشق دنیا را از منظر “دل” می نگرد و انسان اندیشمند”عقل” را عمود خیمه نگرشش می نماید.با این حال می توان هر دو را جمع کرد. می توان هم عاشق بود وهم عاقل! می توان هم عقل را به کار بست و هم از دل وام گرفت!به تعبیر منطقیون این دو “مانعه الجمع” نیستند.

در باب ارتباط دل و عقل بسیار نوشته اند و چه بسا بسیار شنیده باشیم. در این نوشتار می خواهیم صرفا نگاهی مختصر به روابط این دو رکن وجود آدمی در اشعار حافظ بنماییم.

ذکر این نکته را ضروری می دانم که آنچه می آید برداشت شخصی من از گلستان اشعار حافظ است که صد البته همراه با اشکال و نقص نیز است و شاید هم خالی از پری و پر از تهی باشد. با این حال:

همتم بدرقه راه کن ای طائر قدس
که دراز است ره مقصد و من نوسفرم

…………………………………………

عشق در ادبیات شکرین پارسی از جایگاه بالا و والایی برخوردار است.اگر نگاهی مختصر به آثار ادبی پارسی بیاندازیم این واقعیت بر ما روشن خواهد شد. خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی نیز از خیل این ادیبان است که خط و خال و خلعت معشوق را با صور خیال خویش به تصویر کشیده است.

معشوق حافظ کیست یا چیست؟! اغلب صاحب نظران را نظر بر این است که حافظ عارف بوده و معشوق در اشعار وی خداست.برخی را نظر بر این است که منظور از معشوق همین معشوق زمینی( از اناث) است. برخی که بسیار اندکند نیز معتقدند که معشوق در اغلب اشعار حافظ” پسری زیبا روی” است.

اشعار حافظ حاصل دوران مختلف زندگی اش است.بهتر است بگوییم حافظ در وصف هر یک از سه معشوق اشعاری دارد و این گونه نیست که متعلق عشق در تمام اشعار یکی باشد. در باب ” معشوق حافظ” در نوشتارهای آینده به بحث می نشینیم.

اما در باب دل و عقل در اشعار حافظ:
حافظ عشق پیشه در اشعار زلال خویش همواره جانب عشق را گرفته و کفه دل را بر کفه عقل برتری داده است. حافظ هنگامی که به شرح عشق می پردازد عقل وهوش را نیز به وادی می آورد و در برابر عشق می نشاند.عشق همراه با شور هوشبری است که چه بسا دیوانگی و خرابکاری عاشق را نیز به دنبال دارد.

مولانا که در قمار عشق وارد شده و می بازد چه خوش می گوید:
گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای
رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم

حافظ نیز به طریقی دیگر به این نکته اشاره می کند و عاقلان را خطاب قرار می دهد:
عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوشست
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

یا در جایی دیگر:
نکته ای دلکش بگویم خال آن مهرو ببین
عقل و جان را بسته زنجیر آن گیسو ببین

یا در جایی دیگر:
عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو
دل زما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

ژان ژاک روسو در کتاب اعترافاتش جمله ای جالب دارد:” من تنها از راه عقلم عاشق می شدم”. لیک حافظ  شرط آشنایی و یا فراگیری و یا اساسا عاشق شدن را در عاشق بودن می داند و عقل را در این راه ناقص می داند:
ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی
ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست

یا در جایی دیگر:
در کارخانه ای که ره عقل و فضل نیست
فهم ضعیف رای فضولی چرا کند

مولانا نیز در این ارتباط چه زیبا می گوید:
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت

عشاق از دل خود فرمان می برند و همانگونه که غزالی می گوید دل شهریار وجودشان است.دل منبع احساس و شور نیز است و احساس همانگونه که راسل می گوید رقیب عقل است.حافظ نیز به صورت پراکنده، پیروی خویش از دل و سرپیچی اش از عقل را اعلام می دارد:
ما را زمنع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره است

یا در جایی دیگر:
بر هوشمند سلسله نهاد دست عشق
خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن

یا در جایی دیگر:
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مساله لایعقل بود

در باب دل و عقل در اشعار حافظ، سخن بسیار است. با مراجعه به دیوان شکرشکن این رند پارسی گو،بر شما آشکار خواهد شد.نکته واپسین اینکه ما به بررسی رویکرد حافظ نسبت به عقل نپرداختیم و صرفا به ارتباط عقل و دل در اشعار حافظ اشاره نمودیم.
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت
حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود

نوشته: سید احمد موسوی پور

سفر لاریجانی به لامرد+عکس

تیر ۲۱ام, ۱۳۸۹

علی لاریجانی که صبح امروز به اتفاق هیئت همراه به شهرستان لامرد سفر کرده است، پس از افتتاح چند پروژه راه‌سازی و عمرانی تا ساعاتی دیگر در مراسم چهلمین روز زنده‌یاد محمدعلی حیاتی نماینده فقید مردم لامرد در مجلس شورای اسلامی شرکت و سخنرانی می‌کند.
رئیس مجلس شورای اسلامی ساعاتی پیش کلنگ قطعه اول بزرگ‌راه لامرد ـ خنج که به‌نام مرحوم حیاتی نام‌گذاری شده و با هزینه اولیه ۲۶۵ میلیارد ریال برآورد شده است را به زمین زد.
لاریجانی همچنین پروژه سوخت‌گیری هوایی فرودگاه بین‌المللی لامرد که با اعتباری نزدیک به ۴۵ میلیارد ریال ساخته شده و ظرفیت مخزن آن ۳۶۰ هزار لیتر است را افتتاح کرد و بهره‌برداری از این مخزن که سوخت هواپیماها و بالگردهای این فرودگاه را تامین می‌کند، آغاز شد.
رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین کلنگ عملیات اجرایی قطعه دوم بزرگراه لامرد ـ دوراهی آبکنه حدفاصل اشکنان تا رکن‌آباد را که ۱۸ کیلومتر بوده و با اعتباری نزدیک به ۸۰ میلیارد ریال در نظر گرفته شده است را به زمین زد.
وی در این سفر همچنین جایگاه سوخت C.N.G شهر لامرد که با هزینه ۱۵ میلیارد ریال احداث و راه‌اندازی شده است را افتتاح کرد و بهره‌برداری از این جایگاه از امروز آغاز شد.

خبر تکمیلی متعاقبا ارسال خواهد شد.

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

پند هفته«دو حلقه جمعیت»

تیر ۲۱ام, ۱۳۸۹

رسول اکرم  صلی الله علیه و آله و سلم  وارد مسجد مدینه شدند ، چشمشان به دو
اجتماع افتاد که از دو دسته تشکیل شده بود ، و هر دسته‏ای حلقه‏ای تشکیل‏
داده سر گرم کاری بودند .

یک دسته مشغول عبادت و ذکر و دسته دیگر به‏ تعلیم و تعلم و یاد دادن و یاد گرفتن سرگرم بودند .

هر دو دسته را از نظر گذرانیدند و از دیدن آنها مسرور و خرسند شدند . به کسانی که همراهش بودند رو کرده و فرمودند : « این هر دو دسته کار نیک می‏کنند و  بر خیر و سعادتند. »

آنگاه جمله‏ای اضافه کردند :

« لکن من برای تعلیم و داناکردن فرستاده شده‏ام

پس خودشان به طرف همان دسته که به کار تعلیم و تعلم اشتغال داشتند رفتند و در حلقه آنها نشستند .

منیه المرید ، چاپ بمبئی ، صفحه ۱۰

جناب اوکتپس!

تیر ۲۰ام, ۱۳۸۹

عاقبت آخرین پیش بینی هشت پای آلمان ها هم درست از آب در آمد و اسپانیا قهرمان جهان شد. مبارکه!
جالب اینکه این موضوع از طرف یک جادوگر آفریقایی هم پیش بینی شده بود. جام جهانی امسال فرصت مناسبی بود برای عرض اندام جادوگرها: ما همچنان هستیم!
با یک جستجوی ساده در اینترنت می توان دید که چقدر مطلب و خبر در مورد این پیش بینی ها در یک ماه اخیر به زیور طبع آراسته شده است. شاید درست از آب در آمدن این پیش گویی ها تاییدی باشد بر خیلی از عقاید عجیب و غریب مورینیو، مارادونا و خیلی از مربیان، بازیکنان و حتی مردم عادی. مطمئن باشید این اخبار باعث خوشحالی زایدالوصف رمال های باکلاس (نوت بوک دار) شمال تهرانی هم خواهد شد. چه چیزی بهتر از یک مدرک بین المللی در تایید یک نظریه!
جالب اینکه این اخبار از دنیای متمدن به گوش می رسد. البته با نگاهی به انواع و اقسام فیلم ها و رمان ها که جادوگری را ترویج می کنند و بسیار هم از طرف عوام الناس مورد استقبال قرار می گیرند (هری پاتر، ارباب حلقه ها و یا کتاب های دن براون و …) این ماجراها زیاد هم عجیب و غریب نیست. در این جا نمی خواهم به علل بروز این پدیده بپردازم مقصودم چیز دیگری است که در ادامه می آید.
مدتی است که جوامع علمی نسبت به شیوع سریع شبه علم در جوامع غربی (به خصوص) حساس شده است. کتاب ها و مقالات متعددی از سوی آگاهان نوشته شده که مرز بین آنچه علمی است و آنچه شبه علم است مشخص و مشخص تر شود. دانشمندان مسلما وجود حوزه هایی از فعالیت انسانی مانند هنر و دین را به رسمیت می شناسند و اذعان می کنند که این حوزه ها با اینکه جزئ قلمرو علم شمرده نمی شوند، لزوما تعارضی با علم ندارند. آنچه به علم و جامعه آسیب می زند پدیده فراگیر شبه علم است. بسیاری از شبه علم ها مصنوعات یخ زده دوره آغازین اند. یکی از ویژه گی های شبه علم آن است که نوشته های پیران قوم تقریبا همانند نوشته های دینی تقدیس می شود. غافل از اینکه حقانیت یک نظریه علمی هرگز صرفا از طریق توسل به مرجعیت به اثبات نمی رسد.
از جمله موضوعاتی که شبه علم شمرده می شود و با کمال تعجب در دنیای غرب طرفداران زیادی دارد اختر بینی است. دعوی اساسی آن است که مواضع سیاره های واقع در صورت های فلکی در زمانی که متولد می شوید سرشت شما و شخصیت تان و نیز رویدادهای زندگی آینده تان را تعیین می کنند. در شبه علم بودن اختر بینی همین بس که نمی توان آن را روی یک زیر پیراهنی نوشت! یعنی کوتاه و منسجم نیست: از ویژگی های یک نظریه علمی علاوه بر پیش بینی و یا باز پس گویی این است که یک نظریه علمی کلی است و نیاز نیست که نظریه را برای کاربردهای متفاوت تغییر دهیم. اختر بینی و چیزهایی از این دست این این ویژگی را بالکل ندارد و برای هر وضعیتی یک نسخه پیچیده می شود. هچنین یک نظریه علمی باید شامل سازو کاری باشد که توضیح دهد که مفاهیم، دعوی ها و قوانینش چگونه از نظریه های سطح پایینتر پدید می آیند. که شبه علم ها از این هم محرومند.
معمولا ادعا می شود که دانشمندان، مدعیان شبه علم را از در اتاق بیرون می کنند. این به علت زد و بند میان آنها در کار نکردن روی شبه علم ها نیست. مثلا اینکه رسم باشد هر وقت کسی مدرک دکتری گرفت باید به سبک مافیا یک سوگند نامه را امضا کند که سراغ شبه علم نرود. باید دانست که جامعه علمی کاملا گوناگون و فارغ از قید و محدودیت است. اگر کمترین دلیلی برای اعتقاد به شبه علم در دست بود مطمئنا برخی از پژوهشگران علاقه مند می شدند که با اجرای تحقیق در این رشته شهرتی کسب کنند و شاید حتی جایزه نوبل را به دست آورند!
بگذریم!
من اما از نوشتن این مطالب مقصودی دیگر دارم که در روزهای آینده به آن اشاره خواهم کرد.

—————————————————————–
در نوشتن این متن از کتاب نظریه علمی چیست، موتی-بن آری، استفاده کرده ام.

اندر احوالات سفارت مکرمه ایران در برن

تیر ۱۹ام, ۱۳۸۹

embassy

  • دوشنبه، ششم ربیع الثانی ۱۴۳۱

صبح، چشم نشسته، نیت کردیم برای احوالپرسی هم که شده به هموطنان عزیزمان در سفارت مکرمه ایران در برن تیلیفونی بزنیم بل خستگی از تن این عزیزان گرانتر از جان اندکی فقط اندکی بیرون رود.

پس از ۲۰ باز زنگ خوردن که ما را گمان برآمد ناشی از شلوغی سر این زحمت کشان باشد، سبیل کلفت گرانتر از جانی با صدایی که رعب در دل دشمنان اسلام و مسلمین می افکند، جواب رنجه فرمودند: بفرمایید. ما نیز گل از گلمان شکفت که باد آمد و بوی انبر آورد: سلام! خسته نباشید. به صلابت بیشتری ملاطفت نموده فرمودند: بفرماییید! اول شک کردیم که مبادا شماره را اشتباه گرفته ایم: سفارت خانه ایران در برن است؟ که سبیل کلفت ما از آن طرف خط با تحکم که بند دل ما را پاره کرد فریاد مرحمت فرمودند: آقا گفتم بفرمایییییید! هیچ، تیلیفون را قطعیدیم و پشت دستمان را داغ کردیم که اگر حتی مجبور شویم به امریه این چیز نشسته ها مراجعه کنیم، به سفارت مکرمه کاری نداشته باشیم!

  • پنج شنبه، نهم ربیع الثانی ۱۴۳۱

دلمان دوباره هوای سفارت کرد که حتی از تیلیفون جواب دادنشان هم رایحه خوش وطن می آید. گفتیم دل نازکی از ما بوده با برخورد خوب این فرنگی ها بدعادت شده ایم  و حتما بندگان خدا سرشان شلوغ است؛ مگر مبادلات عظیم تجاری بین وطن و این کفار را نمی بینید، مگر تلاش بی منت این عزیزان در جذب توریست را شاهد نیستید، از حجم بالای بده بستان های فرهنگی مگر بی خبرید.

به بندگان خدا حق داده پیش قدم شدیم بل احوالی پرسیده باشیم. این بار علیامخدره ای از آن طرف به زبان فرنگی ندا در داد که: بنجول موسیو! … ما را فهم نشد فکر کردیم ما را مزاحم فرض کرده الفاظ رکیک بار ما میکند، گفتیم شما زبان شیرین فارسی میدانید؟ فرمودند نه، تضرعانه خواهش نمودیم ما را وصل کنند به بخش دانشجویی بلکه همزبانی جواب بدهد. پس از ۵۰ باز زنگ خوردن و جواب نگرفتن دیگر از رو رفتیم  و قطعیدیم. هیچ، گمان برآمد که چون در ایران ۷۰ میلیونی کسی نداریم که هم زبان فارسی بداند و هم زبان فرنگی این بندگان  را چاره ی دیگری نبوده است مگر یکی از این خارجی ها (فکر کنم از بلاد عربی بود) را استخدام نمایند.

  • جمعه، دوم جمادی الاول ۱۴۳۱

جمعی از یاران غار و گرمابه و گلستان (البته فرنگی) نیت سیاحت ممالک ایران و آسیای شمالی کرده اند، ما نیز بسیار از وطن و زیبایی های آن برایشان افسانه ها که نگفتیم و قند در دل این دنیا ندیده ها آب که نکردیم. خوش خوشانشان شد و برنامه ریختند که ابوغراضه ای (البته درجه یک) خریده و با آن سفر نموده، در انتها نیز بفروشند و بدهند برای چریتی (همان کمیته امداد خودمان!) و با ابوطیاره برگردند. ما را نیز خوش خوشان شد از این نیت خدا پسندانه ی این کفار، به گمانم مجالست در جوار این حقیر موجبات این نیت خیر بوده باشد، بل خدا نیز بپسندد از ما! به یاران نیز اطمینان خاطر دادیم که با این خدمتگزاران در سفارت مکرمه ویزایشان ایکی ثانیه صادر خواهد شد، به عبارتی دنت ووری مای فرند.

  • جمعه، بیست و یکم جمادی الثانی ۱۴۳۱

شب به اتفاق یکی از دوستان مرافق به مجلس روضه ای دعوت شدیم در حومه ی شهر بلکه از بار گناهان اندکی کاسته شود، سعادتی بود بس عظیم. گردانندگان مجلس، روضه خوان، مرثیه خوان و پذیرایی کنندگان همه از برادران غیور افغان بودند که با لهجه ی شیرین دری همگان را به خوبی مرحمت می نمودند. اهالی سفارت (کرم الله اجورهم) نیز به عنوان تماشاگر تشریف به هم رسانده بودند. مرحبا گفتیم به مدیریت فرهنگی این دوستان، که در این بلاد کفر نیز افغانیان را به کار می گمارند و خود را به زحمت اضافه نمی اندازند.

  • سه شنبه، سوم رجب ۱۴۳۱

یاران موافق را امروز دپرس (همان ناموافق) دیدیم، شرح حال پرسیدیم معلوم شد سفارت مکرمه بدیشان ویزا نداده است. هر چند یک جای بدن مبارکمان بد خنک شد که این چیز نشسته ها هم اندکی ویزا نگرفتن و اندکی دنبال ویزا دویدن را بچشند تا بدانند ما چه میکشیم، لیک از اینکه این یاران (که قطعن در آینده تاثیر گذار خواهند بود) از سعادت دیدار و زدودن گرد بد بینی بی نصیبند، روزمان را اندکی نامیمون کرد. بماند که از آن نیت خیرشان، دیگر خیری به وطن نخواهد رسید. با خود گفتیم بدون شک حجم رفت و آمد توریست به مملکت اینقدر فزونی گرفته است که دیگر جایی برای این یاران ما نمانده، الله اعلم.

  • دوشنبه، بیست و سوم رجب ۱۴۳۱

دیگر دل و دماغی نمانده که شرح یومیه بنویسیم. هیچ، شماره ابوطیاره ایران در ژنو را گرفتیم بل بلیطی برای سفر برگشت تهیه نماییم. جواب فرمودند: بنجول موسیو! (و ما را هنوز فهم نشده چرا همه جا ما را بنجول می خوانند!) با لهجه ی تگزاسی گفتیم: کن یو اسپیک پرشین؟ جواب عنایت فرمودند: نه! جاست فرنچ اند انگلیش. و در حین اینکه آماده می شدیم با لهجه ی تگزاسی با خاک یکسانش کنیم، تیلیفون مبارک را قطع نمودند! چنین عملی در عرف اینجا از فحش خواهر و مادری هم بدتر است. عذری ندارند بندگان خدا، به گمانم نداشتن یک نفر که بتواند فارسی و خارجی را با هم صحبت کند این عزیزان را وادار نموده یک خارجی (که فکر کنم هندی یا از بلاد عرب بود) را استخدام نمایند، هر چند بر ما هنوز روشن نیست پس این همه دانشکده زبان در مملکت ما ناسلامتی چه تربیت میکنند که چنین کاری هم ازشان بر نمی آید! به گفته معروف: هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست؛ ورنه تشریف این زحمت کشان بر بالای کس کوتاه نیست!

امضاء: یخو*

* این اسم مستعار از جایی به عاریت گرفته شده است!

پی نوشت: ممکنه دوستان ایراد بگیرند که چیه جای خنکی نشستی ایرادهای خنک میگیری؟ منم دقیقن حرفم همینه ;) شما که اینجا توی سفارت خنک نشستین، پول جیرینگی از بیت المال! میگیرید خوب یه ذره از اینا یاد بگیرین و نحوه برخورد و کارهاتون رو درست کنین! دیگر اینکه شما هم جدی نگیرید خنک شوید!

Next »