Archive for اسفند, ۱۳۸۸

سال نو و خوشبختی با قناعت

اسفند ۲۴ام, ۱۳۸۸

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم  ،  با تبریک فرارسیدن سال نو هجری شمسی و آرزوی برکات و نعمات فراوان الهی برای هموطنان عزیز و سلامتی و تندرستی  و عزت بیش از پیش ملت ایران اسلامی ، سال نو در حالی آغاز می گردد که بهار و طبیعت موجب بهاری شدن قلوب آدمیان و جاری و ساری شدن لطافت در طبع و سخاوت در وسع و همیاری در صله ارحام و شاد باشی حاکم بر خانواده ها و انشاءالله اخوتی در بین هموطنان و رفع نواقص ملی و دور ریزی کدورت ها است .   در سال نو باتوجه به پیش بینی وضعیت اقتصادی در کشور بخاطر قوانین پیش رو بایسته است که همه هموطنان نسبت به قناعت پیشگی و یا همان اقتصاد خانواده برنامه ریزی مناسب بعمل آورده  و همه دست در دست هم برای کاهش فشارهای خانمان سوز برخانواده ها تلاش نمایند.

هم اکنون برآن شده است که علیرغم تمامی ثروتهای خدادادی در کشور و وفور نعمات الهی و خصوصا ذخائر ملی نفت و گاز  طوری برنامه ریزی و محدود سازی شود که سهم ملت از بهره مندی آن در چارچوبی قرارگیرد  که با درک زحمتهای استحصال آن ، با تحمل فشارهای مضاعف  بتوانند قدر نعمات خدادادی را حس و لمس نمایند و برخوان ایشان لاجرم دیگر خبری از یارانه و تقسیم ثروت ملی نباشد و  با این درک خرد(کوچک) از قناعت که موجود است ، همه  جور ظلم هائی را بکشند که  ثروتمندان در طول تاریخ انقلاب و قبل از آن و رانت خواران بی صفت  کنونی و قبلی با مصارف بی رویه خود برایشان گسترده و موجباتش را فراهم نموده اند و باید همه ؛ تقاص ایشان و آنان را پس دهند بطوری که بتوان (به بهانه) سرمایه های ملی را در طرح های ملی که در آینده کسی بسادگی نتواند از آن بهره مند شود بجز همآنان که همیشه برخوان ملت چمپاتمه زده اند و استفاده گر بوده اند و سهم کسر شده خود را ده ها برابر از گرده ملت باز پس کشیده اند و برای ایشان هیچ فرق نمی کند بلکه فرقش چاقتر شدن ایشان از قبل لاغرتر شدن عامه مردم بوده  است و خواهد بود ، بکار برد  .

بهمین منظور خواستم که از قناعت که اقتصاد مسلمین است پیامی برای آمادگی ملی و هوشیاری همشهریان عزیز داده باشم . گر چه این قناعت که اقتصاد اسلامی است واقعا سوای از آن چیزی است که از آن درک داریم که بعضا درکی است از باب  اسفل السافلین در صورتیکه معنای اسلامی آن هست اعلا علیین .    قناعت از ویژگی هائی است که می تواند رمز خوشبختی باشد . توانمندی ها، امکانات ، شرایط ، موقعیت ها و فرصت های افراد با یکدیگر متفاوت است. این تفاوت ها به نوبه خود در سطح بهره مندی افراد از رفاه ، آسایش ، امکانات گوناگون زندگی ، فرصت ها و موقعیت های مختلف اجتماعی اثر گذار است . طبیعی است که افراد محروم از این مزایا و برتری ها در آرزوی رسیدن به آن  باشند . برای همین بسیاری از آنها تلاش می کنند تا به هر قیمتی که شده است آن امتیازات و بهره مندی ها را به چنگ آورند، اما به سبب فراهم نبودن شرایط و زمینه های لازم، برخی افراد به بیراهه کشیده شده و تلاش می کنند از راه های نادرست هم که شده به خواسته های خود برسند و در نتیجه عواقب آن گریبانشان را گرفته و برای آنان درد و رنج، محرومیت، نومیدی و سرخوردگی و بسیاری دیگر از پیامدهای ناگوار روانی، خانوادگی، اجتماعی و معنوی را به ارمغان می آورد و جامعه را دچار آلودگی و جرم خیزی مینماید. از سوی دیگر برخی از افراد و جوامع برخوردار نیز وجود دارند که به رغم داشتن ثروت و دارایی و موقعیت های فرادستی، به آن قانع و راضی نبوده و تلاش می کنند هر چند از راه های نامشروع  و  رانت خواری بیشتر به ثروت های بیشتر و موقعیت های بالاتری دست یابند. این گروه نیز  درد و رنج  و مصائب بسیاری را برای خود و دیگران فراهم می آورند که بنوبه خود زمینه های فساد بیشتر در جامعه و سیستم بوروکراسی اداری را بیش از پیش ایجاد خواهد نمود .

  اسلام برای پیش گیری از این ناهنجاری ها و ناگواری ها، راهکارهای مختلفی  را ارائه کرده  است که ایجاد روحیه و خصلت قناعت در افراد در کنار توصیه آنان به تلاش از راه  درست و مشروع برای ارتقای سطح رفاه ، آسایش و بهره مندی، از جمله این راهکارهاست. قناعت در زندگی مانع احساس کمبود ، زیاده طلبی و افزون خواهی، چشم هم چشمی، مسابقه تجمل گرایی و رفاه طلبی و در نتیجه گرفتار شدن به پیامدهای ناگوار آن می شود. به طور طبیعی در جایی که قناعت باشد ، از حرص و جوش خوردن ها ، حسرت کشیدن ها ، طمع ، استرس ها و فشارهای عصبی ، خودخوری ها و بسیاری از ناهنجاری های روحی و رفتاری مربوط به نبود امتیازات  خبری نخواهد بود . در چنین شرایطی است که سطحی از احساس خوشبخی و رضایتمندی پدید خواهد آمد و زمینه های جرم و جنایت مسدود خواهد شد.

در این راستا حضرت علی امیرالمؤمنین (ع) قانع بودن و رضایت انسان ( به سهم خویش از زندگی ) را سعادت و خوشبختی می نامد : سعاده المرء القناعه والرضا (۱)  نکته شایان توجه این که قناعت به معنای راضی بودن به سهم موجود خویش از زندگی است و هرگز  معنای پرهیز از تلاش برای بهبود وضع زندگی را در برندارد . (و صد البته جلوگیری از بهره مندی مسلمین از امکانات خدادادی و بیت المال و یا تحت فشار مضاعف گذاشتن مردم در معیشت نیز که بواسطه دیدهای تنگ است سخت مورد نکوهش بوده و هست ) .

 اسلام به رغم توصیه به ساده زیستی به مفهوم درست آن، تلاش برای ارتقاء سطح رفاه ، آسایش و بهره مندی در زندگی را نه تنها نکوهش نکرده  بلکه آن را توصیه و تأکید هم کرده است . البته با این  میزان که رفاه و آسایش و تلاش برای آن موجبات غفلت انسان از یاد خدا را فراهم نیاورد و انسان در وادی رفاه زدگی و دنیاگرایی گرفتار نگردد . والسلام

                                                            پیروز و سربلند باشید 

(۱)  غررالحکم و درر الکلم، حدیث۵۵۶۱٫

داستان راستان

اسفند ۲۲ام, ۱۳۸۸

 ۱ – راز مادر شهید محمد جواد آخوندی

حدود بیست سال پیش در ایام محرم پایم ضربه ی شدیدی خورد به طوری که قدرت حرکت نداشتم. پایم را آتل بسته بودند. ناراحت بودم که نمی توانستم در این ایام کمک کنم. نذر کرده بودم که اگر پایم تا روز عاشورا خوب شود، با بقیه ی دوستانم دیگ های مسجد را بشورم و کمکشان کنم. شب عاشورا رسیده بود و هنوز پایم همان طور بود. از مسجد که به خانه رفتم، حال خوشی نداشتم. زیارت را خواندم و کلی دعا کردم. نزدیکی های صبح بود که گفتم مقداری بخوابم تا صبح با دوستانم به مسجد بروم.

در خواب دیدم در مسجد (المهدی، بلوار امین قم) جمعیت زیادی نشسته اند و من هم با دو عصا زیر بغل بودم. یک دسته ی عزاداری در حال ورود به مسجد بود. جلوی دسته، شهید«سعید آل طه» داشت نوحه می خواند. با خود گفتم: این که شهید شده بود! پس اینجا چه کار می کند؟

ناگهان دیدم پسرم «محمّد» هم کنارش هست. عصازنان به قسمت زنانه رفته و در حال تماشای این ها بودم که دیدم محمد به سراغم آمده و دستش را دور گردنم انداخت. به او گفتم: مادر، چه قدر بزرگ شده ای؟

-   آره، از وقتی که به اینجا آمدیم، کلّی بزرگ شدیم.

بعد رو به من کرد و گفت: مادر! چه شده؟ مشکلی داری؟

-    چیزی نشده پاهایم کمی درد می کرد، با عصا آمدم.

-    ما چند روز پیش رفتیم کربلا. از ضریح برایت یک شال سبز آوردم.

بعد دست هایش را باز کرد و از سر تا مچ پاهایم کشید، آتل و باندها را باز کرد و شال سبز را به پایم بست و گفت: از استخوانت نیست؛ کمی به خاطر عضله ات است که آن هم خوب می شود.

                    

از خواب بیدار شدم، دیدم باندها همه باز شده و شال سبزی هم به پاهایم بسته شده بود. آهسته بلند شدم و آرام آرام راه رفتم. من که کف پاهایم را نمی توانستم روی زمین بگذارم، داشتم بدون عصا راه می رفتم. پایین رفتم و شروع به کار کردم که پدر محمّد از خواب بیدار شد. وقتی  من را در این حالت دید زد زیر گریه… .

بعدها این جریان به گوش آیت الله العظمی گلپایگانی رحمه الله علیه رسید. ایشان گفتند: او را نزد من بیاورید.

پیش ایشان رفتم و شال را به ایشان دادم. ایشان گفتند: به جدّم قسم، بوی حسین علیه السلام را  می دهد. سپس به آقازاده ی شان گفتند: آن تربت را بیاورید، می خواهم با هم مقایسه کنم.

 وقتی تربت را کنار شال گذاشتند، گفتند که این تربت و شال از یک جا آمده است. فکر نکنید این یک تربت معمولی است! این تربت از زیر بدن امام حسین علیه السلام برداشته شده است، مال قتلگاه است، دست به دست علما گشته تا اکنون به دست ما رسیده است. شما نیم سانت از این شال را به ما بدهید، من هم به جایش به شما از این تربت می دهم.

گفتم: بفرمایید آقا، تمام شال برای خودتان. ایشان گفتند: اگر قرار بود این شال به من برسد، خداوند شما را انتخاب نمی کرد. خداوند خانواده ی شهدا  را انتخاب کرد تا مقامشان را یادآور شود.

«ستاره ها(۲) /ص۳۸/ به نقل از عباس لامعی؛ همرزم شهید»

«روایت عشق/ سیمین وهاب زاده مرتضوی/ ص۲۴/ راوی همرزم شهید محمد جواد آخوندی»

کشف یخچال در لامرد!!!

اسفند ۱۹ام, ۱۳۸۸

چیه چرا دارید فحش میدید.بابا به خدا راست میگم ،منظورم یخچال توی خونه که نیست،منظور من از اون یخچالهاییه که مدام براش جلسه میگیرن تا از آب شدنش جلوگیری کنن.

این پدیده بسیار جالب یک روز بعد از تگرگ شدید لامرد در دامنه کوههای لامرد و در پشت سد دوم دره نیدون”neidoon”کشف شده.این کشف باید توی تاریخ لامرد ثبت بشه چون بعد از برف سال گذشته ارتفاعات وراوی واقعا توی شهرمون بی سابقه است.

یخ ها توی این دره به قطر تقریبی ۱ متر و به طول تقریبی یک کیلومتر امتداد داره و هنوز بعد از یک هفته جای خودشه.

این هم از عکس هاش

1 

 

 

 

 

2

 

 

 

 

 

3

 

 

 

 

 

4

طرحی در راستای “فرزند بیشتر زندگی بهتر”

اسفند ۱۹ام, ۱۳۸۸

اول بگم این نوشته از زبون آقا مرتضی نیکنام هستش که از کارکنان محترم کمیته امداده که از من خاست من هم گفتم …ری چشای کاچوم!
طرح اکرام ایتام راهی به سرای قلوب کودکان یتیم.
آقای راستی در مطلب “دردناک”به نکته ای اشاره کردن که دوستان نسبت اون عکس العمل خوبی نشون دادن و باز هم ثابت کردن که ایرونی دلش با هم وطنشه و اگه اون خوشحال باشه خوشحاله و اگه ناراحت باشه ناراحت.
ما یاد گرفتیم که به مشکلات هم نوع خودمون بی تفاوت نباشیم.یاد گرفتیم که توی مصائب و شادی اونها شریک باشیم.
خیلی نمی خام کشش بدم و چون همه اهل فن!!هستید و آشنا به امور!!میرم سر اصل مطلب.
شما عزینان با حمایت از یک یا چند یتیم که شاید بهترباشه از شهر خودمون باشه(شاید هم حرفم غلط باشه)گوشه ای از مشکلات اونها رو حل کنید.
شما میتونید با مشارکت در این طرح ،آینده فرزندان خودتون رو تامین کنید وشاهد دستیابی اونها به مدارج علمی مثل همون جاهایی که خودتون رسیدید،باشید.
شما میتونید پدر یا مادری مهربان برای آنها باشید و در هر زمینه ای که صلاح میدونید کمک کار باشید من هم از راهنمایی شما توی این مسیر خوشحال میشم.
شما برای مشارکت توی این طرح چهار تا راه دارید:
یک:مراجعه به کمیته امداد لامرد واحد طرح اکرام
دو:ارسال پیامک بدون متن به شماره ۰۹۱۷۱۸۳۶۶۰۸
سه:تماس با شماره های ۰۷۸۲۵۲۲۲۳۷۱-۰۷۸۲۵۲۲۰۱۹۷
چهار:ارسال ایمیل به ekramlamerd@yahoo.com & ekramlamerd@gmail.com
بیائید این عید همه با هم شاد باشیم.
با تشکر از همه شما عزیزان مرتضی نیکنام

انفاق تجربه

اسفند ۱۹ام, ۱۳۸۸

خوب است که انسان نسبت به نقل وانتقال تجارب بجهت جلوگیری از پرت عمردیگران  برای فراگیری چیزی که دیگری برای آن صرف وقت کرده است ، اقدام نماید.

گرچه  –   گویند رمزعشق مگوئید ومشنوید          مشکل  حکایتی است که تقریر میکنند

اما  رسم جوانمردی ومردمی بودن اقتضائی غیر دارد .همه همانطور که آمدی دارند  رفتی هم خواهندداشت فلذا دراین ره کوتاه وزود گذر بباید که گرد و خاکی کرد .  نه آن گردوخاکی که درجولنگه خاکی وبی مسئولیت مطرح است :

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد          –           دیو چو بیرون رود فرشته درآید

«حضرت مولا علی امیرالمؤمنین علیه السلام همیشه از تاریخ و علم روز  گامی و یا گامهائی جلوتر بودند میدانید چرا ؟

دلیل آن همین موضوعی است که عرض نمودم . ایشان از تاریخ و تجارب دیگران و گذشتگان استفاده می کردند و بعضا عبرت می گرفتند و عمر خود را صرف یادگیری دوباره نمی کردند فلذا همیشه حرکتی جلوتر داشتند تا جائیکه حیفشان آمد که دیگران از علم او بهره نبرند و ایشان دنیا را ترک کنند.

(نه مثل ما که تا خودمان سرمان به سنگ نخورد تجربه نمی کنیم و تجارب ارزنده دیگران را اعتنا نداریم!) بهمین منظور در تجمعی مردمی خطاب به همه فرمودند : ای مردم تا علی در میان شما است بپرسید آنچه را نمی دانید و آنچه را که در ذهن شما تردید و جهل هست . اما میدانی این مردم چگونه از او استقبال کردند ، یکی بلند شد و گفت اگر گفتی در سر و صورت من چند تار مو وجود دارد؟ در اینجا بود که علی(ع) نا امید و بسی متأسف شدند و گفتند حیف از شما و من ، من کجا و شما کجا ؟ من چه میگویم و شما چه ؟ و جوابشان را در این دیدند و آن جمع را به خودشان واگذار کردند و رفتند  : به همین اندازه میدانم که پای هر تار موی تو شیطانی مرموز نهفته است.»

پس آمدن و گفتنی که بدرستی در خدمت مخاطبان عزیز باشد که از این رهگذر توشه ای نصیب همگان شود.

راستی شما خواننده گرامی اهل تشکیکید   یا اهل یقین   و یا هم این و هم آن؟

اینکه گفته اند :         فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر     ………………           چرا ؟

و اما جمله ای است در ذیل  که :

خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستند که آنجور که می خواهند زندگی می کنند. آنها کسانی هستند که خواسته های خودشان را بخاطر کسانی که دوستشان دارند تغییر میدهند.

ولی نظریه فوق ناقص است . طبق گفتاری که فوقا ذکر نمودم ، بنظر می رسد که خوشبختی زمانی حاصل است که با موفقیت توأمان باشد و در صورتی این تعامل نزج پیدا می نماید که انسان گامی از یافته های خود جلوتر باشد و برای این منظور هیچ چاره ای جز بکار بستن تجارب دیگران نیست .

زیرا عمر انسان اجازه اختلاط همزمانی ایندو را با هم بما نمی دهد و یا بسیار بندرت اتفاق می افتد .

موفقیت توفیق می خواهد و توفیق وفق امور است به یکدیگر و به همدیگر و یا چیدمانی از آن (البته اگر خدا خواهد – مگر نمی دانی که ارتباطی است بین عوامل کره خاکی و عوامل ماهوی آن و مگر ندیدی که پس از سالها عمر انسان بتازگی از لایه ازن مطلع شدند آنهم پس از اینکه شمه ای از آن پاره شد و…). این موضوع موفقیت و توفیق و وفق امورو چگونگی چیدمان آن، چیزی است که باید مستقلا به آن بپردازم . انشاءالله فرصت بعدی.

دردناک!

اسفند ۱۸ام, ۱۳۸۸

۱- برای تاثیر مشاهده تصاویر بر حالات انسان، یک آزمایش علمی انجام شده وجود دارد که معمولا در مقدمه درسهای پردازش تصویر گفته می شود. در یک فیلم ویدیویی مثلا از یک مسابقه فوتبال، در هر چند ثانیه یکی از فرمهای (Frame)  فیلم را با تصویر ریختن نوشابه تگری جابجا کردند. این تغییر کوچک توسط چشم دیده نمیشود (به دلیل آنکه در کسری از ثانیه اتفاق میافتد و پیوسته نیست). اما پس از مدتی به مشاهده کنندگان احساس تشنگی دست می‌دهد. تصاویری که ظاهرا انسان متوجه آن نمی‌شود، اما توسط مغز پردازش می‌شود و مغز به آن واکنش نشان می‌دهد.
۲- گوشی دوستم زنگ میخورد. ساعت ۱۱ شب است. جسته و گریخته متوجه می شوم که مشکلی پیش آمده است. بعد از اتمام مکالمه از او می پرسم جریان چیست. آهی عمیق می‌کشد و می‌گوید که یکی از همکارانش زنگ زده است که شوهر یک خانم بینوایی در بیمارستان پس از دو هفته بستری فوت کرده است و بیمارستان تحویل جسد را منوط به واریز دو و نیم ملیون تومان هزینه بیمارستان کرده است. و آن زن بیچاره هیچ کس و کار و پول و اندوخته‌ای در این دنیا ندارد و با سه فرزند دختر، غیر از تحمل فوت شوهرش، باید بتواند دو و نیم ملیون تومن برای دریافت جسد جور کند! فردای آن شب از دوستم پیگیر قضیه شدم. گفت که با دو تا از دوستانش برای کمک به آن خانم به بیمارستان رفته بودند. قرار شده بود که با مددکار اجتماعی بیمارستان صحبتی کنند و تخفیفی بگیرند وپول را پرداخت و جسد را تحویل بگیرند. اما چون جمعه بوده، مددکار امور اجتماعی تشریف نداشتند. سراغ مسول بیمارستان می روند که ایشان هم حضور نداشتند. …. خلاصه تحویل جسد افتاده برای شنبه.
۳- در مسیری که همیشه از سر کار برمیگردم، دختر بچه‌ای در یک کوچه باریک به لطف ترافیک سنگین در مسیر ماشینها می‌ایستد و جوراب مردانه می‌فروشد. به هر کس که می‌رسد با اصرار می‌خواهد جورابی بفروشد. یک جفت جوراب از او خریده و در داشبورد ماشین گذاشته‌ام تا به نشانه این که قبلا از او خرید کرده‌ام به او نشان بدهم و مرا از خرید دوباره معاف دارد. یکبار از او پرسیدم درس هم میخوانی؟ گفت بله کلاس پنجم دبستان فلان مدرسه از فلان منطقه است. تصویر صورت معصومانه، زیبا، محروم و خسته او همیشه آزارم می‌دهد.
۴- پنجره محل کارم مشرف است به کوچه سایه در جردن. یک سطل آشغال شهرداری در کوچه است که در روز چندین بار که بطور اتفاق کوچه را دید میزنم، پسران نوجوانی را میبینم که با جستجو در درون سطل آشغال، بطریهای پلاستیکی را از زیر انبوه آشغالها می‌یابند. چند روزی است که به همسرم گفته‌ام بطریهای پلاستیکی و شیشه‌های دلستر و نوشابه و دوغ را تفکیک کند و جداگانه در یک پلاستیک قرار دهد تا آن را به سطل آشغال سر کوچه آویزان کنم.
۵- بدبختی و فلاکت برخی از مردم بصورت فرمهایی با سرعت زیاد از جلو چشمان ما می‌گذرد و احساس افسردگی ناشی از آن اجتناب ناپذیر است. من خودم را گول میزنم! فکر می‌کنم که فراموش می‌کنم تصویر آن دختر بچه جوراب فروش و یا آن زن تازه بیوه‌شده بیچاره و یا آن دستان جستجوگر در سطل آشغال، اما اثرات آن با من است، چه بخواهم و چه نخواهم. صحنه‌های تکراری که متاسفانه دیگر عادی شده‌اند. گاهی دلیل عصبانیتهای گاه و بیگاه مردم اطرافم را بهتر درک میکنم و به آنها حق می‌دهم. آرامش روانی مردم با صحنه‌های روزمره‌ای که آنها هر روز می‌بینند ارتباط تنگاتنگی دارد. تصاویری که در زندگی روزمره مشاهده می‌کنیم، شدیدا روی احساس و حال ما بطور خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه اثر میگذارد، چیزی شبیه “جادوی واژه گان” و “به نظر من” از آن بسیار قوی تر. همه ما در خلق چنین صحنه‌هایی مسئولیم و حاکمان مملکت و مدعیان اداره جهان بیشتر. کاش محیط اطراف ما کمی و فقط کمی لطیف تر می‌شد.

تفسیر واژه‌ها: افتتاح

اسفند ۱۴ام, ۱۳۸۸

چند وقت پیش، بعد از ظهر جمعه گفتیم یه سری بریم بازدید از برج میلاد که چند ماهی بود افتتاح شده بود. از پیچ و خم اتوبان‌ها گذشتیم و رسیدیم به آن برج کذایی. دم دروازه برج، نگهبانی ایستاده بود. نیم‌چه نگاهی به ما انداخت و ماشین ما را ورانداز کرد. از این که ما با زن و بچه به آن محل آمده بودیم کمی تعجب نمود و پرسید این‌جا چه می‌کنیم و برای چه آمده‌ایم.؟ گفتیم اگر بشود می‌خواهیم نگاهی به برج بیندازیم. با نگاه دیگری که یعنی گویی ما از کره مریخ آمده‌ایم گفت بدون کارت که نمی‌شود. تازه فقط سالن کنفرانس آن افتتاح شده. بقیه‌اش هم پر از خاک و خل است. چیز دیدنی ندارد. گفتیم مگر برج ماه‌ها پیش افتتاح نشد؟ گفت: خب افتتاح شده، الان دارند تکمیلش می‌کنند!

با خودم گفتم این‌جا اول افتتاح می‌کنند، بعد می‌سازند و تکمیل می‌کنند.

**********************************************************

مسیر هر روز من از اتوبان چمران است (یعنی بود). معمولن خلوت بود. اگر بلد بودی از چه سوراخ سنبه‌ای وارد اتوبان بشوی و از کجا خارج شوی ۲۰ دقیقه‌ای به دانشکده فنی می‌رسیدم. چیزی که در تهران معمولن به خوش‌شانسی تعبیر می‌شود (عقیل که هر روز اضلاع تهران را در می‌نوردد این را بیشتر می‌فهمد). تنها جایی که ترافیک سنگینی داشت زیر پل گیشا بود که آن هم ۷-۸ دقیقه بیشتر طول نمی‌کشید.

آن روز در خبرها شنیده بودم تونل زیرگذر توحید افتتاح شده است. با خود می‌گفتم خدا را شکر این چند دقیقه معطلی هم کم می‌شود و ما می‌توانیم به اندازه روزی ۰٫۵ لیتر که بشود سه ماهی حدود ۳۰ لیتر صرفه‌جویی کنیم و هر سه ماه یک بار یک سفر مجانی قم برای دیدن برادر مجید! برنده شویم.

در این حال و هوا بودم که نرسیده به اتوبان همت با ترافیک سنگینی روبرو شدم. خدا بدهد برکت. تا چشم کار می‌کند ماشین‌ها کیپ تا کیپ ایستاده‌اند. نیم ساعت شد تا رسیدیم به جای ترافیک همیشگی. رسیدیم به دوربرگردان بعد از پل. دیدیم جا تر است و یک پارچه زده‌اند که رویش نوشته دوربرگردان به ۵۰۰ متر جلوتر منتقل شده. رفتیم جلوتر تا رسیدیم به نزدیک تونل. سلامی خدمت تونل عرض کردیم و از سمت راست تونل انداختیم به سمت دوربرگردان.

از میان ۱۰۰ ماشین توی ترافیک شاید ۱۰ تای آن از داخل تونل رد نشدند. همه منتظر رسیدن به آن دوربرگردان کذایی بودند. با خودم می‌گفتم پس این محاسبات ترافیکی کجا رفت که قرار است این تونل بار ترافیک تهران را کم کند؟ از آن ور به خودم جواب دادم تازه روز اول است، باید صبر کنی ببینی روزهای دیگر چه می‌شود.

در این افکار بودم که دیدم ماشین‌های جلویی من شروع کردندبه ورجه وورجه و این ور اون ور رفتن، مثل فیلم‌های پلیسی. تا بفهمم چه شده، تالاپ! چرخ ماشین افتاد به چاله‌ی یکی از دریچه‌های فاضلاب. تا بیایم خودم را جمع و جور کنم چند دریچه دیگر را هم بی‌نصیب نگذاشتم. چاله‌ها در یک ردیف نبود که بتوانی با انتخاب مسیر مستقیم آن را رد کنی. به گونه‌ای کار گذاشته شده بود که حتما سه چهار بار از آن فیض ببری. این کار بعد از گذشتن از دوربرگردان دوباره تکرار شد و هر بار فحشی نصیب شهردار بیچاره نمودیم.

با خودم هر چه فکر کردم، اولن به یادم نیامد دریچه فاضلابی را در خیابان دیده باشم که هم سطح آسفالت بوده باشد؛ یا از آن بالاتر است و یا از آن پایین‌تر (این را خود شما هم می‌توانید چک کنید). در ثانی نفهمیدم دریچه فاضلاب وسط بزرگراه چه می‌کند؟ ثالثن نمی‌شد قبل از افتتاح تونل، این مساله حل شود؟

نشان به این نشان که ترافیک آن بزرگراه هنوز که هنوز است به حالت اول برنگشته (اگر چه نسبت به روز اول کمتر شده) است. با تغییراتی که هر روز در یکی از قسمت‌های آن خیابان می‌دهند می‌خواهند تعداد بیشتری را مجبور به استفاده از تونل کنند. ولی ما و دیگر اساتید و دانشجویان دانشکده فنی مدتی است که عطای تونل را به لقایش بخشیده‌ایم و مجبور شده‌ایم ترافیک خیابان کارگر و بزرگراه کردستان را افزایش دهیم.

با خودم می‌گویم این‌جا اول تونل می‌سازند، بعد محاسبه می‌کنند بقیه خیابان‌ها چگونه تغییر کنند که از این تونل به اندازه هزینه انجام شده استفاده شود.

**********************************************************

می‌گویند روباه در حال فرار بود. گرگ پرسید کجا با این عجله؟ روباه گفت ماموران سلطان جنگل از یک سر جنگل شروع کرده‌اند به بازرسی حیوانات. هر حیوانی که بیش از دو خا…یه دارد را می‌گیرند، اضافی‌ها را می‌بُرند تا بشود دو تا. گرگ با تعجب گفت: خُب! تو که دو تا بیشتر نداری، پس چرا فرار می‌کنی؟ روباه گفت: آخه، اینها اول می‌بُرند بعد می‌شمرند!

چند پیشنهاد

اسفند ۱۴ام, ۱۳۸۸

با توجه به دو سالگی تراکمه.کام (به علاوه چند روز) و تلاش برای توسعه این سایت و اینکه ما انتظار داریم (البته شاید شما انتظار نداشته باشید) به عنوان تنها درگاه اینترنتی شهرستان شناخته بشه (که البته ساده هم نیست) طبیعتا یک سری تغییرات، هم از نقطه نظر رویکردی سایت و هم زیر ساخت تکنیکی سایت بهتره که انجام بگیره (حکایت تولید تخم مرغ سه زرده که من طرح میدم اجراش با بقیه!).
– پیرو پیشنهاد آقای حسن زاده در مورد حمایت از نخبگان یا به قول جواد، خوبان یا خیلی ساده تر اونهایی که مدرک تحصیلی تقریبا بالایی دارند و کسانی که نیاز به کمک و راهنمایی دارند برای ادامه تحصیل، مشاهده کردیم که انتقاداتی (البته کاملا صحیح) در مورد این طرح و حامیان آن مطرح شد. اما ایده خوبیه! چرا در همین سایت تراکمه.کام که تقریبا بسیاری از این افراد رو با تخصصهای مختلف داخل خودش داره این طرح مدون نشه؟ که دیگه نیاز نباشه آقای حسن‌زاده به دنبال این افراد بگردند و کلی کاغذ و فرم و اجاره یک اتاق تو دانشگاه آزاد و … رو متحمل بشن… اما مطمئنا وظیفه افراد متخصص در رشته های مختلف (فیزیک، برق، مکانیک، ادبیات، شیمی، معارف، اقتصاد، حقوق، و… و کامپیوتر) یه مقدار سخت تر و مستلزم وقت و تلاش بیشتر میشه که صرف نظر از نوشتن یک مطلب عمومی برای همه مخاطبین، باید یه مقدار هدفمند تر و برای افراد علاقه مند در سطوح مختلف علمی هم مطالبی منظور بشه. منظور من در واقع تشکیل هسته های علمی و جذب دانش آموزان حداقل دبیرستان، و دانشجویان دانشگاه هست… جزییات این بحث، وظایف، چگونگی مدیریت این هسته های علمی و چگونگی توسعه سایت را میشود در یه بخش دیگه که اگر این مرحله موافقت لازم از جانب مدیر سایت و دیگر افراد رو داشته باشه مطرح کرد…
– نکته دیگری هم که در پشت زمینه همه این مباحث پنهان است بحث مالی است که شعار توسعه سایت و اینکه همه مسئولیتها به عهده یک نفر باشه و بقیه فقط نظر بدهند امکان پذیر نیست. فکر کنم این موضوع هم خیلی ساده و با تشکیل صندوق سایت میشه حل کرد. تقریبا حدود ۴۰ نفر تو سایت دارند مطلب مینویسن که اگر هر کدوم با پرداخت یه ۱۰۰ هزار تومان (یا هر مقدار دیگه) برای عضویت و تشکیل صندوق و ماهیانه ۱۰ یا ۲۰ هزار تومان که مطمئنا به جایی بر نمیخوره، اونوقت ماهیانه ۴۰۰-۸۰۰ هزار تومان به حساب صندوق واریز میشه. یعنی بعد از پنج سال درآمد صندوق چیزی در حدود ۲۴ یا ۴۸ میلیون میشه (با همین تعداد اعضا و همین ماهی ۱۰ یا ۲۰ هزار تومان). که میشه از این پول برای وام دادن به دانشجویان لامردی، پاداش دادن به کسانی که رتبه های خوبی در کنکور دارند، حمایت از طرحهای علمی و یا هزینه های مربوط به برنامه نویسی و توسعه سایت و غیره.. استفاده کرد. افرادی هم که پول پرداخت میکنند میتونن تحت عنوان سهامدار مطرح باشند…

البته برای توسعه سایت میشود موارد دیگری را مطرح کرد که نیاز به داشتن برنامه مدون دراز مدت است که باید قدم به قدم حرکت کرد… در واقع منظور من اینه که تراکمه.کام با این همه افراد متخصص نباید صرفا یک سایت باشه.. باید یک نهاد علمی، سیاسی باشه (منظورم تشکیل حزب نیست) مرکز فکر تراکمه باشه…. یک هفته نامه یا ماهنامه مستقل داشته باشه (جهت گسترش دامنه مخاطبین و افرادی که مطمئنا تا ۱۰ سال آینده هم سراغ اینترنت نخواهند رفت)…
سخته اما باید از یه جا شروع کرد… شخص من هر کمکی باشه در خدمتم…

تصاویری برای همشهریان دور از وطن

اسفند ۱۱ام, ۱۳۸۸

با سلام خدمت همشهریان دور از وطن
دو عکس از بارش تگرگ امروز جهت حظ بصر تقدیم میگردد تا شما هم از تصاویر بدیع امروز بی نصیب نمانید
(پی نوشت: حقیقتش عکسها و فیلمهای زیادی گرفتم که اگه وصال اینترنت پر سرعت دست داد، تقدیم خواهم کرد)
عکس اول مربوط به کوه بالای مقبره شهدای گمنام است که سفیدی تگرگ روی آن حتی از دور هم نمایان است.
عکس پایین آقا بزرگمهر ماست که از دیدن تگرگ و سیل آنهم در جلوی درب خانه هیجان زده شده است!!! (یاد ایام سرخوش کودکی بخیر)

IMG_4422IMG_4413

برف در لامرد!

اسفند ۱۱ام, ۱۳۸۸

آره دیگه…برف اما از نوع یخ زدش…!

آخ شرمنده سلام…..از بس ذوق زده بودم یادم رفت سلام کنم…چرا؟!..آخه اینجا آی تگرگ اومد..آی بارون اومد…عکس هاشو ببینید ….

DSC_1869

DSC_1821

این ها از اندازش….

DSC_1779

DSC_1798

DSC_1823

DSC_18قل14

این ها هم از شدتش……

DSC_1863

DSC_1835

DSC_1826

DSC_1829

اینها هم از زحمتش…

ولی خداییش همه اینها رحمنه…آخ چه مزه ای داره بهار ..توی لامرد…باسردو…پدنو…تنگ ترمون…دلتوت آب شد؟!!

کاری نداره هرچی برنامه برای غیر لامرد داشتید لغو….مسیر جدید لامرد…

چشم به راه شمائیم….

تمام

قانون کامیون حمل زباله

اسفند ۱۰ام, ۱۳۸۸

باسلام

زندگی زیباست اگر به آن خوب بنگرید.به داستان آموزنده راننده تاکسی توجه تان راجلب مینمایم.

روزی با یک تاکسی به فرودگاه می رفتیم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!

راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد بر سر ما فریاد زدن. راننده تاکسی فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. و منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.

بنابراین پرسیدم: ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما رابه بیمارستان بفرستد!)) در آن هنگام بود که راننده تاکسی  درسی را به ما داد که اینک به آن می پردازم:

((قانون کامیون حمل زباله.)) او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از آشغال،  ناکامی،  خشم، و ناامیدی در اطراف می گردند. وقتی آشغال در اعماق وجودشان  تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی می کنند.

به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید.

آشغال های آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها.

حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های آشغال روزشان و روزیشان را بگیرند و خراب کنند.

زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف از خواب برخیزید، از این رو…..   ((افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید و برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.))

زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.

***( به نقل از وبلاگ کاکوباتوام – راوی سید فریدون میر هاشمی ) طبق :

دم/۸۸۱۷۴۷۲۵/ای

شماره سند

جادوی واژه‌گان

اسفند ۹ام, ۱۳۸۸

حرف اول :
واژه ها با آنکه ساخته ی فکر و زبان ما انسان ها هستند ، اما این مخلوق ارتباطی زنده و ارگانیک با خالق خود دارد . واژه ها و کلمه ها می توانند بر ما تاثیر بگذارند ، حال ما را عوض کنند ، در ما تغییر ایجاد کنند. یک مثال می زنم تا فکر نکنید می خاهم جایگاهی بی اساس به واژه بدهم:
فرض کنید شما سالیان طولانی در همسایگی یک آدم سیاسی باشید یا که همسایه تان یک تاجر موفق باشد و یا اینکه همسایه تان یک داستان نویس و یا یک بازیگر سرشناس باشد. احتمالن این را از من می پذیرید زندگی طولانی در مجاورت هر کدام از این آدم ها تاثیری متفاوت بر بینش و قضاوت شما و به طور بازتر تاثیر بر نحوه ی زندگی شما دارد.اطلاعات و تحلیل شما در مورد جهان سیاست ، اوضاع بازار و یا دنیای هنر و حتا اصطلاحاتی که شما در هر زمینه به کار می برید، با همسایگی هر کدام از این آدم ها شکلی متفاوت خواهد گرفت.
یا از منظری دیگر ، وقتی به کسی که دوستش داری می گویی : سلام عزیزم ، حالت خوبه؟ عبور همین واژگان بر زبان، حال مان را بهتر می کند، اتفاقی در درون مان می افتد.
حال از این وجه به قضیه نگاه کنید که کلمات روزمره ی شما همسایه گان شما در ذهن تان هستند ، اول که سابقه ی همسایگی آنها بسیار طولانی تر از هر همسایه ای ست ، دوم اینکه آنها همسایه ی مغز و ذهن تان هستند، در همسایگی مرکز فرمان دهی شما. درست است که این شمایید که واژه ها تان را بر می گزینید اما حرف من این است که پس از مدتی این کلمات ، همسایه ی ناخود آگاه ذهن تان می شوند و این مخلوق بر خالق خود اثر می گذارد. پس اولن می بایست در انتخاب واژگان دقت کرد چرا که پس از مدتی بر ما حکم می رانند و دوم اینکه همانگونه که آن امام معصوم فرموده : ” شخصیت انسان در زیر زبانش پنهان است” ، دیگران را از واژه هایشان بشناسیم. ما معطر به بوی واژگانی هستیم که از آنها استفاده می کنیم.
و اما بعد:
چند مورد از تاثیر این واژه ها را با هم مرور می کنیم:
در خبر رسانی ها – و مخصوصن در همین کشور خودمان – این واژه ها هستند که برای ما و برای برداشت ما از یک واقعه تصمیم گیری می کنند.فرض کنید وقتی آمار کشته گان یک جنگ را می دهند عده ای “.. به شهادت رسیده اند” و عده ای “.. به هلاکت رسیده اند”. آیا این دادن آمار و اخبار است یا صدور یک بیانیه ی سیاسی- مذهبی؟! این یک سواستفاده از جادوی واژه گان است. یا وقتی به ما می گویند” آقای فلانی یا بهمانی فرمودند…” آیا با توجه به اینکه در صبغه ی مذهبی ما فعل “فرمودند” مختص ایمه معصوم ماست ، آیا با استفاده این فعل برای کسانی که می دانیم معصوم نیستند ، در واقع حریم عصمت را خدشه دار نکرده ایم؟ آیا با استفاده از همین تک واژه، راه تفکر و انتقاد بر حرف آقای فلانی را نمی بندیم ؟
مثال آخر:
به نظر من یکی از واژه گان کلیدی گم شده در ادبیات آدم های مستبد و خودکامه ،همین عبارت ” به نظر من ….” است: به نظر شما وقتی خیلی ها پشت خیلی تریبون ها برای ملیون ها نفر حکم صادر می کنند که اینها خوب اند یا بد ؟ مسلمان اند یا کافر و ملحد؟اگر اینها فقط بگویند به نظر من این ها اینجورند.. من فکر می کنم آنها… اگر همین عبارت را اضافه کنند سریع در ذهن من و تو این جمله زاده می شود که خب نظر تو این است، از کجا معلوم که نظر تو درست باشد؟ در کدام آزمون هوش و خرد ثابت شده تو بیشتر از من می فهمی؟خب تو هم آدمی ، یک چیز را می فهمی ده چیز را نمی فهمی!به قول یکی از دوستان فکر می کنید اگر به یکی از همین آدم هایی که در مورد همه چیز ما تصمیم می گیرند بخاهید یک لاپلاس ساده را بفهمانید چقدر وقت لازم است ؟ همان لاپلاسی که من و تو در یکی دو ساعت یاد گرفتیم!!! استفاده از این عبارت جادویی تاثیر عجیبی در زدودن مطلق انگاری در ما دارد. اگر این عبارت ساده ی ” به نظر من..” را به اول خیلی از اظهار نظر هایی که می شنویم اضافه کنیم آن وقت متوجه می شویم که چرا بعضی ها پشت تریبون اینقدر غررررررا و بلند صحبت می کنند: شاید که می خاهند ضعف استدلال شان را با قوت حنجره شان بپوشانند، البته شاید!

دانش آموزان قرآنی در مسابقات مرحله شهرستان فضای شهر لامرد را قرآنی کردند

اسفند ۹ام, ۱۳۸۸

به گزارش خبرگزاری پانا به نقل از روابط عمومی مدیریت آموزش و پرورش شهرستان لامرد: قرآن نوری است که در آن تاریکی یافت نمی شود و چراغی است که درخشندگی آن روشنی بخش سعادت انسانها و ریسمانی است که رشته های آن محکم است . قرآن بهار دل وچشمه های دانش، سرچشمه ی عدالت و نهر جاری زلال حقیقت است .
پس درمان خود را از قرآن بخواهید و با دوستی با قرآن به خدا روی آورید زیرا وسیله ای برای تقرب بندگان به خداوند بهتر از قرآن وجود ندارد .
امروزه در عصری که اندیشه ها و تفکرهای گوناگون در قالب شبیخون فرهنگی ، جوانان و نوجوانان میهن اسلامیمان را هدف قرار داده است ، قرآن تنها کتابی است که به عنوان معجزه کامل الهی می تواند نسل آینده کشورمان را مصونیت ببخشد.
در همین راستا اهمیت به قرآن و عمل به آن در برنامه های درسی دانش آموزان در مدارس توجه خاصی صورت گرفته است.
از جمله: مسابقات قرآن کریم درمراحل آموزشگاهی ، شهرستانی ، پنج گانه و استانی .
افتتاحیه مسابقات قرآن دانش آموزی با حضور حجه الاسلام شهیدی امام جمعه لامرد، ابراهیم حیاتی بخشدار مرکزی عبدالرضا راستی مدیر آموزش و پرورش و جمعی از مسئولین ادارات و دانش آموزان شرکت کننده در محل حسینیه ابو فاضل آغاز شد.
امام جمعه لامرد گفت : از اینکه در جمع دانش آموزان قرآنی قرار گرفته ایم بسیار خوشحالیم .
وی اعلام داشت : قرآن در تمام زمینه ها از اهمیت بالایی برخوردار است و استفاده از قرآن در هر زمینه ای دارای فضیلت است .
ایشان بیان کرد : شما دانش آموزان باید قدر این موهبت الهی را بدانید و درعمل به مفاهیم قرآن مایه سعادت و خوشبختی خود و پیشرفت و توسعه و آبادانی کشوررافراهم نمایید.
حسین صفایی معاون پرورشی و تربیت بدنی آموزش و پرورش در افتتاحیه این مسابقات که در حسینیه ابوفاضل (ع) با حضور ۴۵۰ دانش آموز قرآنی در رشته های حفظ ، قرائت و مفاهیم بود بیان داشت: مسابقات قرآن دانش آموزان در مرحله شهرستانی امسال از شور و حال خاصی برخوردار است.
وی اعلام داشت : امسال با توجه به همکاری هیئت امناء و هیئت های مذهبی حسینیه ها ی شهر برای اولین بار این مسابقات را مردمی کرده ایم .
وی گفت : حسینه های ابوفاضل (ع) بیت العباس را برای مراسم استقبال ، افتتاحیه کل رشته ها و برگزاری مسابقات مقطع متوسطه پسر ، حسینه حضرت ابوالفضل العباس محله زیارت ویژه دانش آموزان مقطع متوسطه دختر، حسینه محله آبشولی ویژه دانش آموزان پسرمقطع راهنمایی و حسینیه حاج سید یحیی علوی لامرد ویژه دانش آموزان دختر راهنمایی در نظر گرفته شده است .
ایشان از کلیه عوامل و دست اندرکاران برگزاری مسابقات اعم از کارشناسان امورتربیتی و مسئولین حوزه های برگزاری و هیئت امناء و هیئت های مذهبی حسینیه ها تقدیر و تشکر کرد.
لازم به ذکر است مراسم استقبال ار دانش آموزان قرانی در ابتدا مراسم با کمک مردم و دانش آموزان مدارس همجوار ، بویژه دانش آموزان عضو تشکل فرزانگان شور و حال وصف ناپذیری به خود داشت که دانش آموزان با پخش شیرینی و گل و گلاب از آنان استقبال به عمل آمد.

سی و نهمین جشنواره فیلم رشد در لامرد کار خود را آغاز کرد

اسفند ۹ام, ۱۳۸۸

به گزارش خبرگزاری پانا به نقل از روابط عمومی مدیریت آموزش و پرورش شهرستان لامرد: جشنواره بین المللی فیلم رشد، این رویداد در قالب گروه – بخش های نماهنگ یا فیلم های کوتاه و بلند با موضوع و محوریت سیره نبی مکرم اسلام (ص)، فیلم های علمی، مستند، انیمیشن، آثار تربیتی داستانی کوتاه کودک و نوجوان، فیلم های تربیتی داستانی بلند کودک و نوجوان برگزار می شود.
علاوه بر قدمت این جشنواره به عنوان اولین جشنواره سینمایی کشور، توجه به مسائل مختلف و متنوع تربیتی، آموزشی و داستانی از دیدگاه علمی و رعایت استانداردهای جهانی در عرصه برگزاری است.
سینمای مقاومت کودک و نوجوان نیز از بخش های موضوعی است که در جشنواره فیلم رشد در بخش جنبی جای گرفته است. همچنین علوم و فنون، فرهنگ ملل، مسائل تربیتی، آموزش کودکان و نوجوانان و خانواده، ورزش، بهداشت و تندرستی، مهارت های زندگی، کودکان و نوجوانان با نیازهای ویژه از موضوع های این دوره جشنواره بین المللی فیلم رشد است.دراین جشنواره ۹۵ فیلم در شهر‌های فیروزآباد، ممسنی، لامرد، شیبکوه آباده طشک، مشهد مرغاب و نواحی یک و چهار شیراز به نمایش گذاشته می‌شود. در مراسم افتتاح جشنواره فیلم رشد که در محل سالن کانون فرهنگی تربیتی شهید عامری برگزار شد ، مدیر آموزش و پرورش لامرد در سخنانی گفت: این جشنواره به منظور آشنایی دانش‌آموزان به شکل محتوایی با آموزه ‌های پرورشی و تربیتی و قبول مهارت‌های زندگی به‌صورت غیر کتابی و فیلم، متناسب با دور‌ه‌های تحصیلی دانش‌آموزان برگزار شده است. عبدالرضا راستی در ادامه افزود: بر اساس برنامه‌های تدوین شده حدود ۴ هزار و ۵۰۰ دانش‌آموز در مدت ۵ روز در دو نوبت صبح و یک نوبت عصربرای دانش آموزان و یک نوبت شب ویژه خانوادها فیلم‌ های برگزیده را تماشا می‌کنند. وی همچنین بیان داشت: فیلم‌های جشنواره در چهار سانس دانش‌آموزی و یک سانس خانوادگی به ‌نمایش گذاشته می‌شود.

همایش پیاده روی وکوهپیمایی خانوادگی در دهستان ترمان انجام شد

اسفند ۹ام, ۱۳۸۸

به گزارش خبرنگار ورزشی پانا : همایش پیاده روی وکوهپیمایی خانوادگی درمرکز دهستان ترمان به مناسبت میلاد نبی اکرم (ص)و آغاز هفته ی وحدت درترمان با حضور زائری مسئول هیت ورزشهای همگانی شهرستان انجام شد.
این همایش که از حضور پرشور با نشاط مردم همراه بود قریب به ۶۰۰ نفر شرکت داشتند ومسیر ۳کیلومتری ازمحل دبستان میعاد تا امام زاده احمد (پیرزیارت)راپیاده روی و کوهپیمایی کردند.
گفتنی است این همایش به همت دهیاری وشورای اسلامی وپایگاه مقاومت صاحب الزمان(عج) ترمان برگزارشد .
در پایان علاوه بر پذیرایی و صرف صبحانه به قید قرعه به ۱۰ نفرازشرکت کنندگان هزینه سفرزیارتی به مشهد مقدس اهداء شد.

دعوت دومین بازیکن لامردی به تیم ملی کشور

اسفند ۸ام, ۱۳۸۸

به نقل خبرگزاری سایت فدراسیون فوتبال کشور اردوی تیم ملی فوتبال زیر ۱۳ سال کشور که بازیکن لامردی نیز در آن حضوردارد در هفته آینده  برگزارخواهد شد.
اردوی تدارکاتی تیم ملی بانوان زیر ۱۳ سال درحالی از تاریخ ۱۶/۱۲/۸۸ الی ۲۰/۱۲/۸۸ در کمپ تیم های ملی برگزار می شود که اسامی بازیکنان دعوت شده از سوی کادر فنی اعلام شد.
به گزارش سایت رسمی فدراسیون،زهرا پارسیان،طوبی طاهری،زینب باز یاری،فاطمه امینه برازجانی از بوشهر،مروارید نصر،فاطمه سادات موسوی از قم،مریم آخوندزاده،سیده یاسمن میر جعفری،سیده تینا روفی از گیلان ،سیده زهرا احمدزاده از فارس(لامرد)، فاطمه زارع،زهرا حسامی،زهرا نژادی،مرجان یوسفی راد،فروغ حاجیان،زهران فخاری از اصفهان،زهران اسدی از کرمان،ریحانه خوشنام ازمازندران ،سیده هستی شیخ احمدی از کردستان،آیسان رضایی از آذربایجان غربی،فائزه اصفهانیان از زنجان،زهرا جیره افشنه جانی از چهارمحال و بختیاری،فاطمه ایران خانگاه از تهران نفراتی هستند که به منظور حضوری پر قدرت در فستیوال زیر۱۳ سال آسیا که به میزبانی کشور سریلانکا برگزار می شود ،تمرینات خود را زیر نظر کادر فنی پیگیری می کنند. نقل از سایت فدراسیون فوتبال کشور

ضمناَ این دومین بازیکن لامردی بعداز پریوش باقری  است که به تیم ملی کشور دعوت می شود.

چند خبر ورزشی:

تیم ستاره جنوب شهرستان لامرد توانست با قهرمان شدن در لیگ دسته اول استان به لیگ برتر استان صعود کند.

صعود با اقتدار تیم والیبال بانوان لامرد به مرحله دوم مسابقات استانی:

در پایان سه روز مسابقات والیبال استانی بانوان که در لامرد برگزار شد تیم لامرد توانست به عنوان تیم اول گروه خود به مرحله بعدی راه یابدو تیم فیروزآباد به عنوان تیم دوم به مرحله بعدی راه یافت.این مسابقات در چهار گروه در مناطق مختلف برگزارشد.
تیم فوتسال بانوان لامرد به دور دوم مسابقات دسته ۳ کشور راه یافت:
به گزارش روابط عمومی اداره تربیت بدنی شهرستان تیم فوتسال بانوان شهرداری اشکنان که به نمایندگی از شهرستان لامرد در مسابقات دسته سوم کشور که به میزبانی فیروزآباد برگزار شد با شکست دادن تیم های فیروزآباد و لارستان و شکست مقابل تیم اصفهان به عنوان تیم دوم گروه خود به دور بعدی راه یافت.
مسابقات دور دوم از ۱۰ اسفند در رشت برگزار خواهد شد.

www.lamerdsport.ir سایت اداره تربیت بدنی شهرستان لامرد

محمد رسول الله(ص)پیامبر رحمت و ضرورت وحدت مسلمین

اسفند ۸ام, ۱۳۸۸

ربیع الاول ( ربیع المولود ) ماه رحمه للعالمین پیامبر اکرم (ص) ، ماه نزول فیض و برکت و رحمت و ماهی است که در آن پیام آور بزرگ توحید و یکتا پرستی،  حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله  در مکه معظمه به دنبا آمدند تا پرچم توحید را بر  افرازند و حریم مقدس کعبه را از لوث اصنام کفر و  جاهلیت پاکسازی نمایند.

پیامبر عظیم الشان اسلام، اسوه حسنه، صاحب خلق عظیم، پیامبر رحمت و مهربانی، و کسی است که سلسله جلیله انبیاء  الهی به آنحضرت ختم می شود.

دین مقدس اسلام با پپام توحید و یکتا پرستی و آرمان تشکیل امت واحده اسلامی و جوهر حق محوری و عدالتخواهی ، مرزهای شبه جزیره عربستان را در نوردید، و طی سده های مختلف در جریان کشمکش ها و تحولات جهانی به دینی عالمگیر مبدل گردید.   امروز در جغرافیای جهان اسلام و در بیرون از این دایره، حدود یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون مسلمان زندگی می کنند. این جمعیت کثیر با زبانها و لهجه های متفاوت، با رنگها و فرهنگهای متنوع، با نشانه ها و نژادهای گوناگون، و در اقلیم ها و قاره  های مختلف یک خدا را می پرستند، بسوی یک قبله نماز می خوانند، به یک قرآن  ایمان دارند و حضرت محمد(ص) پیامبر، قائد، پیشوا و محبوب القلوب همه آنهاست.

این یک میلیارد و پانصد میلیون جمعیت با آنکه از مذاهب مختلف پیروی می کنند، اما در اصول اعتقادی هیچ گونه اختلافی با هم ندارند.همه آنها قرآن کریم را کتاب الله، کتاب کامل و بدون حتی یک کلمه کم و یا زیاد می دانند و معتقدند که آیات قرآن، سراسر وحی است که از جانب خداوند، بوسیله جبرئیل امین بر محمد(ص) نازل شده است.همچنین پیروان همه مذاهب اسلامی اعتقاد دارند که پیامبر(ص) فرستاده خدا، اشرف مخلوقات عالم، فردی معصوم و مبرا از گناه، و خاتم المرسلین است.علی رغم همه  این مشترکات و هم اندیشی ها، اختلاف و تفرقه که بخش اعظم آن ناشی از  سیاستهای تفرقه افکنانه قدرتهای اسلام ستیز می باشد، همواره یکی از بزرگترین مشکلات و گرفتاریهای جهان اسلام بوده  است.در  ممالک اسلامی نیز استعمار با حربه ایجاد نفاق و تفرقه ملی و مذهبی، و بقدرت رساندن زمامداران دست نشانده و حکومت های ضعیف و یا بعضا ایجاد اختلاف در کشورهای انقلابی و… ،  اهداف شوم و غارتگرانه خود را دنبال نموده اند و اکنون نیز بزرگترین سلاح امپریالیزم و صهیونیزم که حتی قوی تر از سلاح هسته ای است همین سیاست تفرقه افکنانه در بین امت واحده اسلامی است.

* برای مقابله با امثال این وضعیت ناگوار، مردان بزرگی تا کنون  در شرق ظهور کرده اند که می توان از سید جمال در قرن ۱۹ و امام خمینی (ره) در قرن ۲۰ نام برد.

سید جمال، استعمار خارجی و استبداد داخلی را که با شمشیر خون آلود نفاق افکنی در ممالک اسلامی حکومت می کردند  بزرگترین گرفتاری مسلمانان می دانست. سید جمال می خواست دولت های حاکم بر کشورهای اسلامی از استبداد دست بردارند و در یک ائتلاف جهانی به نام “پان اسلامیزم”، در برابر استعمار  با هم متحد شوند.او معتقد بود استعمار  منشا، تمام بدبختی های مشرق زمین است. این مصلح بزرگ جهان اسلام بیداری مسلمانها را مقدمه اتحاد عالم اسلام می دانست اما وی بیش از حد روی دولت ها حساب می کرد و معتقد بود که اتحاد دولت های اسلامی می تواند عظمت و اقتدار از دست رفته مسلمین را باز گرداند.

اما در قرن ۲۰، بزرگترین مصلح و منادی وحدت عالم اسلام، امام خمینی(ره) پا به عرصه وجود می گذارد . این مرد بزرگ بر خلاف سید جمال، ملت ها را منشاء تحول می دانست و معتقد بود اکثر دولت های اسلامی –  فاسد، ناکارآمد و دست نشانده قدرتهای بیگانه هستند و نمی توانند علیه استعمار و برای حفظ استقلال و آزادی خود قیام کنند.به اعتقاد ایشان هرگاه بیش از یک میلیارد و پانصد میلیون جمعیت مسلمان دنیا بر محور  اسلام و قرآن و پیامبر(ص) با هم متحد شوند  هیچ قدرتی در جهان یارای مقابله با آنان را نخواهد داشت.یکی از بزرگترین دستاوردهای امام خمینی(ره) نامگذاری روزهای دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول به نام  هفته وحدت مسلمین است.علما و محدثین شیعه ، هفدهم   و بزرگان اهل سنت ، دوازدهم ربیع الاول را میلادالنبی(ص) و روز ولادت پیا مبر عظیم الشان اسلام(ص) می دانند.این دو مذهب در اصول و مبانی اسلام کوچک ترین اختلافی با هم ندارند . از آنجاییکه پیا مبر ما  پیا مبر توحید و یگانگی است و همه مذاهب در باره سیره و زندگی آنحضرت اتفاق نظر دارند بنا بر این اختلاف نظر پیروان دو مذهب برتر جهان اسلام در خصوص تاریخ میلاد آن حضرت، توجیه پذیر نمی باشد و علی القاعده باید راه حلی و اجماعی برای حل این اختلاف پیدا شود.

با توجه به همین ضرورت بود که امام خمینی(ره) در یک اقدام بی نظیر و مصلحانه، از دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول را هفته وحدت مسلمین نامگذاری کردند که خوشبختانه این حرکت ریشه دار و اصلاح طلبانه با استقبال کافه مسلمین به خصوص علمای طراز اول جهان اسلام از مذاهب پنجگانه اسلامی روبرو گردید.

* *  عوامل وحدت بخش در جهان اسلام:    

   – نخستین عامل و فاکتوری که می تواند  ملت های پراکنده اسلامی را به همدیگر پیوند دهد اصول مشترک دینی و اعتقادی آنهاست.بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان دنیا در اصول و مبا نی اعتقادی(یگانگی خداوند، رسالت پیامبر، کتاب خدا، قبله و حقانیت روز رستاخیز، و وجود بهشت و جهنم) صد در صد عقیده مشترک دارند.این اشتراک و یگانگی در اصول دین بزرگترین نعمت برای مسلمانان دنیاست. که می تواند همه را بر حول یک محور واحد جمع کند.

   – دومین عامل وحدت بخش ملت ها در جهان اسلام، موقعیت جغرافیایی کشورهای مسلمان است که اکثریت آنها در یک حوزه جغرافیایی در کنار هم  قرار گرفته اند. بنا بر این غالب این کشورها، سرحدات مشترک، تاریخ، فرهنگ و مدنیت مشترک دارند.تشکیل اتحادیه هایی بر اساس پیوند های دینی و موقعیت منحصر بفرد جغرافیایی و سوق الجیشی در جهان اسلام امری است که هرگاه دولت ها و ملت ها همت کنند به آسانی قابل تحقق یافتن است.این کشورها همانند حلقه های یک  زنجیر بهم وصل شده اند و همچون انگشت هایی هستند که می توانند با حرکت دسته جمعی و شجاعانه، به مشت آهنین و کوبنده تبدیل شوند.

   – همچنین وجود ذخایر بسیار عظیم انرژی و دیگر سرمایه ها و گنجینه های گرانقیمت در حوزه جغرافیایی جهان اسلام نیز می تواند موجبات اقتدار، استقلال، خودکفایی، و اتحاد کشورهای اسلامی را فراهم نماید.

    – علاوه بر اینها در شرایط کنونی، اسلام و مسلمانان، دشمنان مشترکی دارند، امپریالیزم و صهیونیزم دو خنجر خون آلود است که متأسفانه در قلب دنیای اسلام فرو رفته است.وجود دشمنان مشترک، خود می تواند، زمینه ساز وحدت و همبستگی بیشتر جهان اسلام شود.

** *      رسالت جهان اسلام در عصر حاضر:  

   ۱ –  کشورها و دولتمردان اسلامی باید بدانند که تنها در سایه اتحاد و همگرایی می توانند از استقلال و تمامیت ارضی و هویت خود در برابر هجوم های مکرر و گستاخانه قدرتهای مسلط عصر حاضر دفاع نمایند. اتحاد برای کشورهای اسلامی، به منزله آب برای ماهی است.

   ۲ –   در دنیای امروز یک میلیارد و پانصد میلیون مسلمان در ۵۶ کشور اسلامی و همچنین  در اکثر کشورهای غیر اسلامی زندگی می کنند. از لحاظ کثرت نفوس وسعت جغرافیایی و دارا بودن ذخایر بزرگ انرژی، این ۵۶ کشور، یک بلوک بسیار قدرتمند را تشکیل می دهند و ایجاب می کند در شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز حداقل یک نماینده دائمی داشته باشند.

   ۳ –     دولتمردان مسلمان باید تلاش کنند  تا سازمان کنفرانس اسلامی از حالت اسفبار انفعالی خارج گردیده و به عنوان یک اتحادیه فعال، پر انرژی و دارای صلاحیت و انسجام در عرصه بین المللی عرض اندام نماید.

   ۴ –      جهان اسلام در عصر حاضر وظیفه دارد تا موضع خویش را در برابر امپریالیزم و سیاست های تجاوز کارانه آنها تقویت نموده و با اقتدار لازم جلو اقدامات تجاوز کارانه دشمنان اسلام را در قلمروهای اسلامی بگیرد و بیش از این اجازه ندهد ملت های مسلمان تحقیر شوند.

    ۵ –   یکی از اساسی ترین رسالت های جهان اسلام در شرایط کنونی، تفکیک اصل مقدس جهاد از تروریزم و خشونت گرائی است.تروریزم، خونین ترین لکه ای  است که دشمنان آشکار و پنهان اسلام، به دامن پاک این دین الهی چسپانیده اند تروریست های که به نام اسلام و جهاد مقدس، خون مسلمین را بر زمین می ریزند و بذرنفاق و تفرقه مذهبی را در جامعه اسلامی می پاشند نه شیعه اند و نه سنی بلکه عوامل مزدور دشمنان قسم خورده  مسلمانان  هستند.دانشمندان، متفکرین، اهل قلم، صاحبان مطبوعات، علما و روحانیون مذهبی و همچنین دولتمردان مسلمان باید دور هم بنشینند و لکه ننگ تروریزم و خشونت گرائی را از دامن مقدس اسلام پاک نمایند .

     ۶  –   با توجه به ام القرائی ایران اسلامی ، شایسته است  عزیزان داخلی ما نیز بر حسب منویات پیامبر اکرم (ص) رحمه للعالمین و آیه شریفه  محمد رسول الله (ص) و الذین معهو اشداء علی الکفار   رحماء بینهم    و سفارشات امام خمینی (ره) که همه هر چه دارند از او دارند ، دست مهربانی و رحمت بهم دهند و از اختلافات و تسویه حسابهای جور واجور  و محلی و غیره و ذالک دست بردارند و کمر همت را در انسجام و وحدت ملی و جهانی با مسلمین ببندند و جزای الهی و توجهات حضرت بقیه الله الاعظم (عج) را نصیب خود نموده و زیر بیرق اسلام و میهن قرار گیرند و کدورت ها را از خود دور نمایند و به ریسمان الهی چنگ زنند و همه با هم مشکلات ملی و جهانی را حل و فصل نمایند و نگذارند که موقعیتهای سرشار ما که فرصتهائی را برای ما رقم می زند به تهدید تبدیل شود.

     **** میلاد فرخنده رحمه للعالمین خاتم النبیین حضرت محمد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم را تبریک و تهنیت عرض می نمایم .

                                                                                              والسلام علی عبادالله الصالحین

اخبار مدیریت آموزش و پرورش شهرستان لامرد

اسفند ۷ام, ۱۳۸۸

اولین گردهمایی روسا و اعضای کانونهای بازنشستگان فرهنگیان فارس در لامرد
این مراسم با حضور الیاس پیر مرادی رییس کانون بازنشستگان فارس ، رمضان شمس مدیر عامل کانون ، سید رضا برزگر دبیر هیئت مدیره ، روسا و اعضای کانونهای بازنشسته فرهنگیان سراسر استان فارس ، محمد علی نژاد معاون فرماندار و عبدالرضا راستی در محل سالن اجتماعا آموزش وپرورش برگزار شد
دراین مراسم محمد علی نژاد گفت : کانون باز نشستگان فرهنگیان باید به عنوان یک نماد فکری و نماد مشورتی بتواند منشاء خیر باشد و همه را از خود بهره مند سازد .
معاون فرماندار لامرد درادامه صحبتهای خود به شرح وضعیت شهرستان در ابعاد اجتماعی اقتصادی و جغرافیائی پرداخت .
وی جایگاه صنعتی لامرد رادر استان تنها مختص لامرد ندانست وگفت کل استان را از نظر نیروی انسانی در استان و سایر خدمات پوشش خواهد داد .
در ابتدا این این همایش عبدالرضا راستی ضمن خیر مقدم گفت : معلمی شغل مقدسی است ووظیفه جامعه است که به آن احترام بگذارد .
وی گفت فرهنگیان مشکلاتشان را به جای اینکه در جمعهای غیر خودی مطرح سازند در بین خودشان مطرح کنند ودر صدد رفع آن بر ایند
وی گفت: کانون باز نشستگی فرهنگیان نباید مسائلی وابسته به جناح خاصی باشد و فقط به امورات صنفی خود بپردازد .
ایشان نگه داشتن اعتماد فرهنگیان را از اولویت کاری کانون دانست وگفت :اگر این اعتماد از بین برود کانون پشتوانه خود را ازدست میدهد
مدیر آموزش وپرورش بیان داشت :در این کانون سعی شود بیشتر به کارهای روانی وروحی پیشکسوتان توجه بیشتری شود و برنامه های تفریحی ورزشی در دستور کار قرار دهد .
در ادامه رمضان شمس مدیر عامل کانون های باز نشستگی فرهنگیان فارس به نحوه فعالیتهای کانون در استانها پرداخت و در پایان اعضا شرکت کننده ، دیدگاهها و نقطه نظرات خود رابیان داشتند .
لازم به ذکر است کلیه اعضای کانونهای فرهنگیان بازنشسته فارس در گلزار شهدای مرکزی حضور پیداکرده وبه مقام شا مخ شهداء ادای احترام نمودند .

آموزش پدافند غیر عامل و ضرورت آن در آموزش و پرورش
به گزارش خبر گزاری پانا به نقل از روابط عمومی مدیریت آموزش و پرورش : امروزه با پیشرفت تکنولوژی در نوع تسلیحات به کار گیری شده بر سرعت و اثرات مخرب و نامطلوب آن به شدت افزوده شده است و چنانچه کشوری نتواند در طرح ریزی و اجرای موفق این نوع از پدافند به گونه ای که هر گونه تفکر سلطه طلبانه را خنثی نماید عمل کند ، به طور قطع حیات سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اعتقادی خود را به مخاطره انداخته و زمینه اضمحلال خویش را فراهم آورده است.
لذا برای سردرگمی دشمن و پیشگیری از آسیبهای جدی ، پدافند غیر عامل یکی از مهمترین و مطلوب ترین راه کارها برای خنثی سازی و آسیب های جاری ناشی از این حملات دشمن می باشد.
که این مهم با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری مبنی بر آگاهی و شناخت این ضرورت ، دوره آموزشی به مدت ۳ روز با حضور کارشناسان مربوط مدیران مدارس ، سرپرستان مدارس شبانه روزی در محل کانون شهید عامری برگزار شد.
گفتنی است در این دوره تعداد ۱۲۰ نفر شرکت داشتند که در این دوره ۱۸ ساعته با اهمیت پدافند غیر عاما، اصول پدافند غیر عامل و روش های نا متعارف پدافند غیر عامل آشنا شدند

همایش انجمنهای اولیاء و مربیان برترشهرستان لامرد برگزار شد
به گزارش خبر گزاری پانا به نقل از روابط عمومی مدیریت آموزش و پرورش : این همایش در ۳ اسفند ۸۸ با حضور مقدسی کارشناس مسئول انجمن اولیاء مربیان سازمان آموزش و پرورش فارس، راستی مدیر آموزش و پرورش ، مدیران و انجمن های اولیاء و مربیان مدارس در سالن اجتماعات کانون فرهنگی تربیتی شهید عامری برگزار شد.
در این جلسه مقدسی گفت: خط مشی که در استان ترسیم شده است ، بحمدالله در شهرستان لامرد با درایت و برنامه ریزی مطلوب در حال انجام است .
وی افزود: انجمن اولیاء و مربیان نهادی است که در کشور دارای قدمت ۶۲ ساله است که ۳۱ سال آن در قبل از انقلاب و ۳۱ سال دیگر در بعد از انقلاب بوده است .که حوزه فعالیت این نهاد در گذشته بیشتر تحت تاثیر رژیم سلطنتی ستم شاهی بوده است .
کارشناس مسئول انجمن اولیاء مربیان استان خاطر نشان کرد: خانواده ها تا قبل از انقلاب از فرستادن فرزندان خود به مدرسه در هراس بودند. اما این گونه مسائل در بعد از از انقلاب مرتفع شده است اما تغییر یک مسئله فرهنگی به زمان نیاز دارد.
وی دیدگاههای بعضی از مدیران مدارس به سه صورت بیان کردکه : بعضی از مدیران انجمن را باور ندارندو به عنوان یک رویکرد نمایشی می دانند و بعضی دیگر به فلسفه انجمن اعتقاد و ایمان دارند.
ایشان گفت: حضور آگاهانه و عاشقانه مردم در مدرسه باعث مشارکتی مشود که دارای دوام و قوام است . و مدرسه نقش خود را به نحو احسن انجام می دهد.
در ابتدای جلسه عبدالرضا راستی مدیر آموزش و پرورش ضمن خیر مقدم گفت: انجمن اولیا و مربیان به عنوان یکی از ارکان مهم به آن توجه شود و امرورزه دید و تفکر مالی نسبت به انجمن تغییر کرده است و امروزه می بینیم که انجمن اولیاء و مربیان وارد مسائل تخصصی و کاری و حتی آموزشی شده اند .
وی نظارت اولیاء را در تمام زمینه در مدرسه را لازمه پیشرفت و تکامل فرزندان خود دانست .
گفتنی است در این جلسه مصطفی نیدانی به نمایندگی از انجمن های برتر گزارشی از روند فعالیتهای انجمن آموزشگاه خود ارائه نمود. ودر پایان همایش هدایایی به انجمن های برتر منتخب کشوری ، استانی و شهرستانی اهداء شد.

به شما نیازمندیم!

اسفند ۶ام, ۱۳۸۸

سلام

میدونم کلی وقته نیومدم و البته شاید خیلی ها از نیومدن من خوشحال شده باشن،چون نبودن من باعث آرومتر شدن مکالمات روزمره سایت شده.

البته نیومدن من فقط و فقط بخاطر مسائل بوجود اومده توی سایت نبود،دلایل دیگه ای هم داشت که متوجه میشید…

البته این روبگم که این علی دیگه اون علی قبلی نیست ، فکر کنم منطقی تر شدم…اما غرض از مزاحمت…

پیش درآمد
هر شهری ویژگی هایی دارد .یکی به آثار باستانی اش می نازد و دیگری به مکانهای تفریحی .
ولی شهر هایی هم هستند که به مغزهای خود می نازند!!! تعجب نکنید ، بله مغز یا بهتر بگم نخبه های شهر خودشون.
لامرد با توجه به قرار گرفتن در یک نقطه محروم و دور از امکانات تحصیلی مناسب جوانانی را به جامعه تحویل داده است که هر کدام با وجود این شرایط به بالاترین مدارج تحصیلی و حکومتی دست یافته اند.
نیاز به معرفی و شناسایی این افراد و خیلی های دیگه که شاید به مدارج بالا نرسیده باشند، ولی یک خاصیت خاص رو یدک بکشند،در جامعه امروزی لامرد که دیکه از اون دید سنتی قدیم به یک شهر علمی و  بروز تبدیل شده ،ضرورت دو چندانی پیدا کرده.
حالا در همین زمینه یک تعداد از بچه های  شهرمون یعنی منو دوستامون- پاشدن و ورداشتن یک تشکیلات درست و درموون با کلی زحمت و گذاشتن وقت راه انداختن تا بتونن حداقل یکی از پله های این نرده بوم بلند پیشرفت علمی رو بسازند، برای بهتربه جلو رفتن.
 ما از حدود یک  سال و نیم پیش این فکر توی ذهنمون بوجود اومد که باید یک تشکیلات منسجم و مدونی برای این کار بوجود بیاد ،که ما رفتیم و با کلی دوندگی »انجمن حمایت از نخبگان شهرستان لامرد«روبه ثبت رسوندیم،تا اینجوری در قالب یک سری اهداف و برنامه ها بتونیم به هدف غایی که داریم برسیم.
در ابتدای کار با یک تعداد از افرادی که توی کارهای تشکیلاتی و علمی- پژوهشی سری توی سرها بودند،مشورت کردیم،تا همین اول کاری عیب ها و نقصهای کار رو بدونیم و تخت گاز به سمت هدف بریم.این نشستها و صحبتها در حقیقت اهداف کلی که ما انتخاب کرده بودیم رو اصلاح کرد و راه رو برای ما روشن.
پدران فکری!
توی این جلسات ما تونستیم دوتا پدر فکری برای خودمون دست و پا کنیم تا توی راه به بیراهه نریم،بعد از کلی رایزنی و جلسه و صحبت با افراد مختلف،از یک عده شون سیگنال منفی شدید دریافت کردیم که مدام از نشدن و نمیشه و اینجور لغات استفاده می کردن،اما از یک عده دیگه که اکثریت هم بودن،دریافتیم که راه رو درست انتخاب کردیم و البته باید به کمک اونها راهمون کج نشه!
 اهداف انجمن
هدفهایی که ما بصورت کلی برای خودمون طراحی کردیم، غایی ترین اون :استفاده از نخبگان در انجام بهتر طرح ها و فعالیتها ی مختلف شهرستان هست که در دید اول یک مقدار مشکل به نظر میرسه ، اما ما با اطمینان می گوئیم که شدنی است.رسیدن به این هدف، یک پیش زمینه مهم نیاز داره که اون هم بدون کمک مردم و رسانه هاوشما عزیزان دور از وطن امکان پذیر نیست.اون پیش زمینه هم :شناسایی و معرفی نخبگان می باشد که توی این شناسایی یک سری آدم کم سن و سال آینده درخشان هم شناسایی میشند که ما به اونها »نخبگان نو ظهور« میگیم.
نخبه کیه ؟ نخبه چیه؟
در تعریف کلی که بنیاد ملی نخبگان از این کلمه داره،چندتا معیار براش معرفی کرده که هرکی دراین قالب بگنجه بهش میگن نخبه. که این انتخاب رو شما بگذارید به عهده  کمیته های تخصصی انجمن.
کمک شماها به ماها
ما -اعضای انجمن-توی این مسیر بسیار دشوار نیاز به کمک فکری افراد مختلفی داریم،خدا رو چی دیدی شاید شما ما رو قانع کردید که این کار از اصل اشتباهه.
مابرای هر بخشی تعریفاتی داریم که این پائین اومده:

علمی: همه افراد دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد به بالا،مخترعین،مبتکرین،افراد پژوهشگر،محققین، متبحرین دنیای سایبر یا همون مجازی، اساتید دانشگاها،دانشجویان دارای رتبه های بالای کنکور(زیررتبه هزار)،دانشجویان و دانش آموزان با معدل بالا،برگزیده های المپیادها و مسابقات علمی،دانشجویان لامردی مشغول به تحصیل در دانشگاههای معتبر خارجی، دانشجویان و اساتید دارای مقالات در ژورنال های معتبربین المللی.
مذهبی:کلیه حافظین قرآن کریم(۱۵ جزء به بالا)،حافظین قرآن کریم به زبانهایی غیر از عربی، محققین و نویسندگان در زمینه های مختلف مذهبی،مدرسین حوزه های علمیه،مدیران حوزوی(داخل و خارج از کشور).
ورزشی:کلیه مدال آوران استانی ،کشوری و بین المللی،ورزشکاران حاضر در اردوهای تیم های ملی،داوران و مربیان دارای مدارج بالای بین المللی.
هنری:کلیه هنرمندان دارای مقام در جشنواره های استانی ،کشوری وخارجی،افرادی که بصورت گمنام هنرخاصی را  دارا می باشند،شعرا و نویسندگان دارای کتاب.
سایر:امکان داره افرادی پیدا بشن که  در هیچ کدام از زمینه های بالا نگنجن ، مثل: خیرینی که خدمات بسیاری به جامعه داشته اند،مادران بدون سرپرستی که فرزندان موثری به جامعه عرضه داشته اند،پدران و مادرانی که بیش از دو شهید تقدیم انقلاب کرده اند.

اهل لامردم!
نکته مهمی که ما به اون خیلی تاکید داریم اینه که توی طرح ما مقیم یا غیر مقیم بودن در لامرد،سواد دار یا بی سواد در غیر از زمینه های خاص،روشن دل بودن یا معلول بودن،مرده یا زنده بودن برترها هیچ محدودیتی برای معرفی ایجاد نمی کند فقط کافیه فرد مورد نظر قبول داشته باشه که لامردیه!
توی این راه تاحالا سه دفتر توی سه نقطه شهرستان راه انداختیم:

شهر اشکنان،دفتر کانون قلم چی، آقای علی علی مرادپور
شهر علامرودشت،کتابخانه شهید زارعی ،آقای محمد میر
شهر لامرد،دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد،دفتر انجمن
نحوه معرفی افراد برترکه ما پیش بینی کردیم:

برای معرفی چند روش وجود دارد:
اول : در یافت فرم از طریق وب سایت انجمن به آدرسه:

http://www.anjomanenokhbegan.webnode.com/

دوم : دریافت فرم از دفاتر انجمن که در بالا آدرس آنها قید شده
نحوه پر کردن فرم ها
فرم ها دارای بخشهای مختلفی است که با دقت  پر کردن آنها اهمیت بالایی در دریافت مفید اطلاعات دارد. در بخش اول نام فرد برتر با مشخصات کامل پر می شود.
در قسمت بعد زمینه برتری شخص، مشخص می شود.
در قسمت سوم علت معرفی شخص پر می شود.در اینجا دقیقا باید توضیح داده شود چرا این شخص در زمینه مورد نظر برتر است و در قسمت چهارم نام تنظیم کننده فرم پر می شود.این قسمت برای این طراحی شده که اگر سوالی در خصوص فرد برتر بود ، مرجعی برای دریافت پاسخ وجود داشته باشد.

 مشخصه های انجمن
انجمن رو فقط با این نام بشناسید:
انجمن حمایت از نخبگان شهرستان لامرد
به شماره ثبت ۳۶
و همینطور با این آرم

 arm

 

 

 

 

آرم اینجوری نیست،نمی دونم چرا بد شده،مدیر انشاالله زحمت درست کردنش رو میکشه!

البته در حال حاضر دکتر خسروی و دکتر هاشمی ، اولی رئیس دانشگاه پیام نور لامرد و دومی معاون دانشجوئی دانشگاه آزاد به قول ما به عنوان پدران فکری ، در کنار انجمن حضور دارند

اما ما از شما دوستان تقاضا داریم که به ما کمک کنید تا ببینیم چه میشه کرد،چه باید کرد و یا اصلا تعطیلش کنیم بره….

علی حسن زاده-صادق روزمند-غفور رحیمی-علیرضا تاجیکی-حسین و محمد جواد عباس زاده

برای طفلـی که « دو سالـه» شد

اسفند ۵ام, ۱۳۸۸

دو سال وقت کمی نیست
برای دینای ما ، آرتین مسعود ، صهبای جواد ، فاطمه ی محمد و همه ی فرشته هائی که هنوز زبان آدمیزاد را نمی فهمند دوسال می شود یک عمر بلکم بیشتر . برای آن زندانی که گوشه سرد و خاکستری سلولش را چوب خط می زند دوسال می شود یک قرن . برای آن زن صیغه ای یا روسپی که سالهای آخر جوانیش را می گذراند دوسال می شود همه ی سرمایه و داشته اش در اجتماعی که ما برایش ساخته ایم..
دو سال وقت زیادی نیست
باغبانی که نهال کاشته ، زوجی که خدا بهشان بچه ای داده ، دانشجویی که تازه قبول شده ، دو سال که چیزی نیست ، سالها باید صبر کنند تا تلاششان نتیجه دهد ..
* * *
سایتی که اسمش “شناسنامه مان” است ، مدیرش معرف همه مان و مرامش مطابق اعلام ” نشر آزاد اندیشه ها و عقیده ها” ، برایش دو سال وقت کمی بوده است تا روبراه شود یا زیاد؟!
راستی تولدت مبارک تراکمه!
_______________________________________________________________________________________________
پی نوشت : می گویند ” بچه زدن ندارد” ، به نظر شما “تهدید” دارد؟!

اخبار شهرستان ۹

اسفند ۵ام, ۱۳۸۸

همزمان بادهه فجر تعدادی از طرح های عمرانی در شهرستان به بهره برداری رسیدیا عملیات اجرایی ان اغاز گردید.این طرح ها که در زمینه های مختلف ورزشی،راه،بهداشت ودرمان،کشاورزی،برق،اب و…..میباشد باحضور   استاندارفارس ومسولین محلی افتتاح شد. که لیست ومشخصات این پروزه ها برای اگاهی کاربران ارائه میگردد.

لازم به یاداوری است زمان بهره برداری ازطرح ابرسانی محرم(در صورت موافقت وحضور معاون اول رییس جمهور ووزیر نیرو)روز۱۳اسفند-  سالروز ولادت حضرت محمد(ص) وامام جعفر صادق(ع) خواهد بود.که با هزینه ای بالغ بر ۵۰ میلیارد تومان(اعتبار هزینه شده در لامرد ومهر)  انجام شده است. طبق اخرین اخبار، تست نهایی ان تا مخزن شهر لامرد انجام گرفته  وادامه کار به صورت پنج کیلومتر – پنج کیلومتر  تست  شده وبه  شهر مهر نقطه انتهایی  مسیر خواهد رسید.

مشخصات پروژه های عمرانی قابل افتتاح و کلنگ زنی شهرستان لامرد – دهه فجر ۱۳۸۸

ردیف

عنوان پروژه

شرح عملیات صورت پذیرفته

محل اجرای پروژه

مجموع اعتبارهزینه شده (میلیون ریال)

دستگاه اجرایی

۱

بزگراه لامرد – اشکنان ( قطعه یک)

۷/۲ کیلومتر طول مسیر- ۲۲ متر عرض مسیر – ابنیه ۱۹ دستگاه

لامرد

۷۰۰۰۰

راه و ترابری

۲

بهسازی راه لامرد- احشام

۴/۲ کیلومتر طول مسیر – ۲۷ متر عرض مسیر – ابنیه ۹ دستگاه

لامرد

۱۴۰۰۰

راه و ترابری

۳

آنتنی فرودگاه

یک کیلومتر طول مسیر

لامرد

۱۰۰۰

راه و ترابری

۴

رفع نقاط حادثه خیز ( واریانت احشام )

۲ کیلومتر طول مسیر – ابنیه ۳ دستگاه

احشام

۵۰۰۰

راه و ترابری

۵

راههای روستایی

زیرسازی و آسفالت به طول ۱۱/۳ کیلومتر

خیرگو- احشام- ناوبندی- غیب الهی- شیرینو- دولت آباد- کندرعبدالرضا- خالومحمدعلی

۷۰۰۰

راه و ترابری

۶

پایگاه امداد و نجات بین شهری

۲۷۵ مترمربع زیربنا- ۱۰ هزارمترمربع زمین

میرحسنی

۹۸۰

هلال احمر

۷

BTS موبایل

تقویت پوشش تلفن همراه

اشکنان – علامرودشت

۱۶۰۰

مخابرات

۸

ریپیتر موبایل

تقویت پوشش تلفن سیار

کمالی

۴۰۰

مخابرات

۹

دیتا

افزایش زیرساخت

لامرد

۱۶۰

مخابرات

۱۰

توسعه ساختمان

حصارکشی و توسعه مرکز

اهل

۹۳۰

مخابرات

۱۱

آبرسانی به شهر لامرد

حفر یک حلقه چاه آهکی – ۱/۷ کیلومتر خط انتقال

لامرد

۲۱۸۰

آبفاشهری

۱۲

آبرسانی به شهر علامرودشت

حفر یک حلقه چاه آهکی – ۸/۵ کیلومتر خط انتقال – جاده دسترسی- برق رسانی

علامرودشت

۵۶۸۲

آبفاشهری

۱۳

آب شیرین کن

احداث سوله – خرید دستگاه – نصب تجهیزات

علامرودشت

۲۲۹۱

آبفاشهری

۱۴

احداث مخزن

۲۵۰۰ مترمکعب مخزن بتنی

علامرودشت

۳۳۲۰

آبفاشهری

۱۵

آبرسانی به شهر اشکنان

۳ کیلومتر توسعه شبکه

اشکنان

۴۰۰۰

آبفاشهری

۱۶

مسکن مددجویان و معلولین

۱۵ واحد با زیربنای هر واحد ۷۵ مترمربع

سطح شهرستان

۱۳۷۰

بهزیستی

۱۷

مسکن مددجویان

۴ واحد با زیربنای هر واحد ۶۳ مترمربع

علامرودشت

۲۹۰

کمیته امداد

۱۸

کلنگ زنی کنترل سیلاب و تغذیه مصنوعی

۱۰۵ هزارمترمکعب عملیات خاکی- ۱۳۵۰ مترمکعب عملیات بنایی سنگ و سیمان

گهلویه

۳۰۰۰

جهاد کشاورزی

۱۹

کلنگ زنی کنترل سیلاب و تغذیه مصنوعی

۱۳۰ هزارمترمکعب عملیات خاکی- ۱۶۰۰ مترمکعب عملیات بنایی سنگ و سیمان

ناوبندی

۴۵۰۰

جهاد کشاورزی

۲۰

مرغداری گوشتی

دو واحد ۳۰ هزار قطعه ای

کره موچی – اندا

۶۹۰۰

جهاد کشاورزی

۲۱

گلخانه سبزی و صیفی

۵ هزار مترمربع با تولید ۲۰۰ تن محصول

قلعه غلام عبدالله

۱۴۴۰

جهاد کشاورزی

۲۲

حفاری و تجهیز یک حلقه چاه دستی

حفاری چاه – برقرسانی – احداث موتورخانه- ۲/۵ کیلومتر خط انتقال – تجهیز چاه

مجموعه خیرگو

۱۵۰۰

آبفا روستایی

۲۳

تحت پوشش قرارگرفتن روستای خالومحمدعلی

کف شکنی – تعویض تجهیزات – ۲/۵ کیلومتر خط انتقال

خالومحمدعلی

۱۱۰۰

آبفا روستایی

۲۴

تحت پوشش قرارگرفتن مجموعه سبخی

احداث موتورخانه- برق رسانی- تجهیز چاه

مجموعه سبخی

۷۰۰

آبفا روستایی

۲۵

احداث مخزن آب

۳۰۰ مترمکعب بتنی

پسبند

۱۸۰۰

آبفا روستایی

۲۶

کلنگ زنی مخزن آب

۲۰۰ متر مکعب بتنی

عالی آباد

۵۰۰

آبفا روستایی

۲۷

کلنگ زنی آب شیرین کن

۳۰ مترمکعب در روز

احشام

۵۰۰

آبفا روستایی

۲۸

اجرای طرح بهسازی

۴۲۰ متر تک لبه – ۴۲۰ متر کانیوا – ۳۸۰۰ مترمربع آسفالت

حسن کمالی

۵۰۰

بنیاد مسکن

۲۹

اجرای طرح بهسازی

طول مسیر ۳۶۰ متر – ۳۸۰۰ مترمربع آسفالت

چاهشیخ

۵۰۰

بنیاد مسکن

۳۰

احداث سالن چند منظوره

۱۰۰۸ مترمربع زیربنا – ۱۰۰ مترمربع رختکن

اهل

۳۵۰۰

تربیت بدنی

۳۱

احداث سالن چند منظوره

۱۰۰۸ مترمربع زیربنا – ۱۰۰ مترمربع رختکن

چاهورز

۳۵۰۰

تربیت بدنی

۳۲

احداث زمین ورزشی

۵۵۰۰ مترمربع زمین فوتبال- ۲۰۰ مترمربع زمین والیبال- ۳۵ مترمربع رختکن

ناوبندی

۵۴۰

تربیت بدنی

۳۳

احداث زمین ورزشی

۵۵۰۰ مترمربع زمین فوتبال- ۳۵ مترمربع رختکن

دهشیخ

۲۰۰

تربیت بدنی

۳۴

مسجد مجموعه ورزشی

۱۰۰ مترمربع زیربنا

اهل

۳۰۰

تربیت بدنی

۳۵

کلنگ زنی زمین ورزشی

۲۰ هزارمترمربع زمین

لاورخشت

۱۰۰

تربیت بدنی

۳۶

نصب پست و احداث شبکه

پست های ۵۰KVA – 100KVA – 200KVA
۱۸۸۰ مترشبکه فشارمتوسط – ۳۵۸۰ متر شبکه فشار ضعیف- ۸۵۰ متر شبکه روشنایی معابر

سطح شهرستان

۹۰۸۰

توزیع برق

۳۷

ایجاد فضای سبز

اجرای رفوژ میانی – اصلاح پوشش گیاهی – کف سازی – اجرای تک لبه

بلوار شاهد، شهید مطهری، آزادگان غربی – خیابان امامت

۲۱۸۰

شهرداری لامرد

۳۸

احداث خانه بهداشت

۴ واحد با زیربنای هر واحد ۱۲۴ متر مربع در زمینی به مساحت ۵۰۰ مترمربع

چاهشیخ – کره موچی – عالی آباد- چاه ورز

۲۰۰۰

دانشگاه علوم پزشکی

یا علی تکلیف چیست ؟

اسفند ۴ام, ۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم

با تبریک آغاز ولایت و امامت حضرت صاحب الزمان امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و روحی فداک  و تبریک موفقیت بزرگ سربازان گمنام آقا ایدهم الله تعالی که قلب تک تک ما و خانواده شهیدان خصوصا سردار شوشتری عزیز را در روز جاری شاد کردند.

لازم آمد که در پاسخ یا براهین به دوستانی که در پینوشت مقاله برادر ارجمند آقای صفرپور مطالبی ارائه نموده اند گوشه ای از سیره مولا علی (ع) که برای همه ما حجت بالغه است بیاورم که از هر دو سو مواظب دین و دنیا و آخرت خود باشند(باشیم) و حیف آمد که این مطلب در پینوشت قرار گیرد.   ۲

* عوام الناسی در جنگ جمل (در زمانی که دو لشکر مقابل هم صف آرائی کرده بودند)خدمت حضرت امیر المؤمنین علی (ع) رسید و بعرض امیر رساند که یا علی تکلیف ما عوام الناس چیست ؟ امیر فرمودند چطور ؟ ایشان گفت ما عوام چگونه تشخیص دهیم که کدام جبهه حق است در صورتیکه در آن سو سپاهی است که طلحه الخیر، سیف الاسلام ، ام المؤمنین و کی و کی که همه از صحابه رسول الله(ص)هستند درون خود دارد و بانگ ان الحق سرداده است  و از این سو نیز حضرتعالی هستید ، مالک اشتر هست ، عمار یاسر هست ، فلانی و فلانی نیزحضور دارند  که همه از صحابه پیامبر اکرم (ص) هستید . میفرمائید ما عوام الناس چه کنیم ؟ تکلیف چیست ؟ به کدام جبهه بپیوندیم که تکلیف ادا شود و پیش خدای خود رو سفید.

حضرت فرمودند شما تکلیفتان این است که بگردید  وارسی  کنید و ببینید که اعمال کدام جبهه به حق نزدیکتر است و هر چه تشخیص دادید از نزدیکی اعمال هر کدام از ما به حق ، به آن جبهه بپیوندید و همان تکلیف شما است .

توجه بفرمائید به عظمت امیر المؤمنین علیه السلام که با رهنمودی بسیار متقن ، مشخص ، کوتاه و ساده – مسئله را به اعمال طرفین که برای همه نمودی واقعی دارد حواله دادند و نفرمودند که من حقم که فلانیم و بالاتر از من در اسلام سراغ ندارید و فلانی که فلانی است و فلانی که او نیز نزد من است  و لاغیر  و یا اینکه دلائل و براهین علمی و فلسفی و غیره و ذالک بیاورند که خود را بشناسانند و برتری خود را اثبات نمایند.  در صورتی که امام المسلمین و خلیفه وقت بودند و حق عظیم  و از همه در اسلام سبقت داشتند که کس به مانند او نزاده است که مثالی و مانندی بتوان برایشان آورد و نه خواهد زائید.

دلا باید به هر دم یا علــــــــــی گفت              نه هر دم بل دمادم یا عـــــلی گفت

به هر روز و به هر شـب یا علی گفت            به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت

پس بیائیم همگی عمل خود را با حق و حقیقت بسنجیم وبرای خوشنودی حقتعالی جل و علی از حق پیروی کنیم و همه بدون در نظر گرفتن جایگاه و منزلت و مال و منال خود در مقابل حق تسلیم باشیم . اگر دنیا به کسی وفا میکرد امروز عمری باقی نمی ماند که به ما برسد و اگر میزی هم به کسی وفا می کرد امروز به من و تو و دیگری نمی رسید که اینرا امیر(ع) فرموده اند. وهمچنین شایسته است قبل از اینکه ما را به محکمه  ببرند از خود حسابرسی کنیم .

فیا أیها الحبیب : حاسب نفسک قبل أن تحاسب وراجع أمرک واستفد من لحظات حیاتک

سایت تراکمه ۲ ساله شد

اسفند ۴ام, ۱۳۸۸

از انتشار اولین نوشته سایت دو سال می‌گذرد. در این مدت افراد زیادی در این سایت دست به قلم شده‌اند و ما را از نظرات خود بهره‌مند کرده‌اند.

جا دارد به عنوان یک عضو از سایت از نویسندگان و خوانندگان سایت تشکر کرده و امیدوار باشیم این امر آهسته و پیوسته ادامه داشته باشد.

سایت هنوز اشکالات زیاد و راه زیادی تا تبدیل شدن به آنچه مطلوب ماست دارد اما مطمئنیم در کنار هم ، روزی به این هدف خواهیم رسید.

در این مدت سعی شده است سایت، انعکاس دهنده نظرات طیف سیاسی خاصی نباشد. همچنین سعی شده مکانیزمی در انتشار مطالب و یا تایید نظرات تعبیه شود که از اِعمال سلایق فردی در آن حذر شده باشد. ممکن است مکانیزم حال حاضر مطلوب نباشد اما به دلیل مشکلات پیش آمده نامطلوب هم نیست.

قصد داشتم آماری مختصر از نوشته‌ها و نظرات سایت ارائه کنم اما مریض شدن ناگهانی یکی از اساتید دانشگاه و افتادن درس ایشان بر دوش من باعث شد فرصتی برای این کار نماند.

این را هم از این باب عرض کردم که همه ما با وجود گرفتاری‌های شخصی‌مان تنها به دلیل علاقه به سرزمین اجدادی‌مان در این جا جمع می‌شویم.

موفق باشید.

بخشی بسیار جالب و قابل توجه از کتاب شازده کوچولو

اسفند ۴ام, ۱۳۸۸

روباه ساکت شد و مدت زیادی به شازده کوچولو نگاه کرد .آخر گفت:
– بی زحمت مرا اهلی کن !
شازده کوچولو در جواب گفت: خیلی دلم می خواهد ولی زیاد وقت ندارم.من باید دوستانی پیدا کنم و خیلی چیزها هست که باید بشناسم.
روباه گفت: هیچ چیزی را تا اهلی نکنند نمی توانند شناخت.آدمها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند. آنها چیزهای ساخته و پرداخته از دکان می خرند اما چون کاسبی نیست که دوست بفروشد آدمها بی دوست و آشنا مانده اند. تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن !
شازده کوچولو پرسید: برای این کار چه باید کرد؟
روباه در جواب گفت: باید صبور بود. تو اول کمی دور از من به این شکل لای علفها می نشینی . من از گوشه چشم به تو نگاه خواهم کرد و تو هیچ حرفی نخواهی زد.
زبان سرچشمه سوء تفاهم هاست. ولی تو هر روز می توانی قدری جلوتر بنشینی.
فردا شازده کوچولو باز آمد.
روباه گفت:
– بهتر بود به وقت دیروز می آمدی. تو اگر مثلا هر روز ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه ببعد کم کم خوشحال خواهم شد و هرچه بیشتر وقت بگذرد احساس خوشحالی من بیشتر خواهد بود.سر ساعت چهار نگران و هیجان زده خواهم شدو آن وقت به ارزش خوشبختی پی خواهم برد. ولی اگر در وقت نا معلومی بیایی دل مشتاق من نمی داند کی خود را برای استقبال تو بیاراید…آخر در هر چیز باید آیین باشد.
شازد کوچولو پرسید : « آیین » چیست ؟
روباه گفت : ای هم چیزی است بسیار فراموش شده چیزی است که باعث می شود روزی با روزهای دیگر و ساعتی با ساعتهای دیگر فرق پیدا کند….
بدین گونه شازده کوچولو روباه را اهلی کرد و همینکه ساعت وداع نزدیک شد روباه گفت:
– آه !…من خواهم گریست.
شازده کوچولو گفت : گناه از خود توست . من که بدی به جان تو نمی خواستم . تو خودت خواستی که من ترا اهلی کنم..
روباه گفت : درست است .
شازده کوچولو گفت : در این صورت باز هم گریه خواهی کرد ؟
روباه گفت : البته .
شازده کوچولو گفت : ولی گریه به حال تو هیچ سودی نخواهد داشت .
روباه گفت: به سبب رنگ گندم زار گریه به حال من سودمند خواهد بود.
و کمی بعد به گفته افزود : یک بار دیگر برو و گلهای سرخ را تماشا کن.آن وقت خواهی فهمید که گل تو در دنیا یگانه است. بعد برگرد و با من وداع کن و من به رسم هدیه رازی را بر تو فاش خواهم کرد.
شازده کوچولو رفت و باز به گلهای سرخ نگاه کرد. به آنها گفت :
– شما هیچ به گل من نمی مانید . شما هنوز چیزی نشده اید.کسی شما را اهلی نکرده است و شما نیز کسی را اهلی نکرده اید . شما مثل روزهای اول روباه من هستید.او آن وقت روباهی بود مثل صدها هزار روباه دیگر.اما من او را با خود دوست کردم و او حالا در دنیا بی همتا است.
و گلهای سرخ سخت رنجیدند.
شازده کوچولو باز گفت:
-شما زیبایید ولی درونتان خالیست . به خاطر شما نمی توان مرد.البته گل سرخ من در نظر یک رهگذر عادی به شما می ماند ولی او به تنهای از همه شما سر است.چون من فقط به او آب داده ام.فقط او را در زیر حباب بلورین گذاشته ام فقط او را پشت تجیر پناه داده ام فقط کرمهای او را کشته ام چون فقط به شکوه و شکایت او به خودستایی او و گاه نیز به سکوت او گوش داده ام . زیرا او گل سرخ من است.
آنگاه پیش روباه بازگشت و گفت :
– خداحافظ !…
روباه گفت : خداحافظ و اینک راز من که بسیار ساده است :
بدان که جز با چشم دل نمی توان خوب دید. آنچه اصل است از دیده پنهان است.
شازده کوچولو برای این که به خاطر بسپارد تکرار کرد :
– آنچه اصل است از دیده پنهان است .
– آنچه به گل تو چندان ارزش داده عمری است که تو به پای او صرف کرده ای .
شازده کوچولو برای این که به خاطر بسپارد تکرار کرد :
– عمری است که من به پای گل خود صرف کرده ام .
روباه گفت : آدمها این حقیقت را فراموش کرده اند ولی تو نباید فراموش کنی . تو هر چه را اهلی کنی همیشه مسوول آن خواهی بود. تو مسوول گل خود هستی …
شازده کوچولو برای این که به خاطر بسپارد تکرار کرد :
– من مسوول گل خود هستم …

حضور چشمگیر فرهنگیان در راهپیمایی ۲۲ بهمن

اسفند ۳ام, ۱۳۸۸

حضور فرهنگیان هوشمند و دانش آموزان فهیم و پر شور ، شکوهی وصف ناپذیر در مراسم ۲۲ بهمن داشتند.
عبدالرضا راستی به خبر نگار پانا گفت : راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال نشان دهنده وحدت و اتحاد همه دلسوزان به نظام ، انقلاب و ایران اسلامی بود و علاقمندان به انقلاب اسلامی و رهبری از همه اقشار در این راهپیمایی که نشان از اقتدار ایران اسلامی بود ، حضور فعال وبا نشاط داشتند.
وی بیان داشت: حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن ثابت کرد که هرگاه مردم احساس خطر کنند آماده دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی ، امام شهیدان خواهند بود.
رییس کمیته فرهنگیان و دانش آموزان ستاد دهه فجر اعلام داشت : حضور چشمگیر و گسترده فرهنگیان هوشمند و زمان شناس و دانش آموزان فهیم و پرشور بویژه گروه سرود ۱۳۵۷ نفری در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال از شکوهی وصف ناپذیر برخوردار بود .
ایشان در پایان از حضور هوشمندانه فرهنگیان زمان شناس و دانش آموزان فهیم تشکر و قدر دانی نمود.

نماینده لامرد و مهر: پیشرفت سریع شهرستان مدیون دولت خدمتگزار

اسفند ۳ام, ۱۳۸۸

بدون کمک دولت خدمتگزار شهرستان لامرد پیشرفت نمی کرد
محمد رضا رفیعی
خبرنگار پانا
: نماینده مردم لامرد در مجلس شورای اسلامی گفت: پیشرفت سریع این شهرستان را مدیون دولت خدمتگزار هستیم.
به گزارش خبرنگار سیاسی پانا، محمد علی حیاتی در سالن اجتماعات اداره ارشاد شهرستان لامرد با اقشار مردم این شهرستان دیدار و گفت و گو کرد.

حیاتی در ابتدای جلسه گفت: دولت و نمایندگان مجلس مثل دو بالند و برای ابادانی کشور تلاش می کنند و این کارها افق روشنی را پیش روی کشور باز کرده است.

وی خاطر نشان کرد: طرح آب رسانی محرم به این شهرستان یکی از بزرگ ترین طرح های آبی کشور می باشد که بیش از پانصد میلیارد ریال هزینه دربر داشته است .

ناخن زدن به نهی از منکر …

اسفند ۲ام, ۱۳۸۸

سلامی گرم خدمت تمامی دوستان عزیز

از وقتی اومدم اینجا دلم میخواست یه چیزی بنویسم اما هر چی فکر میکردم چیزی به ذهن نم کشیده نمی رسید اما یک لحظه یادم اومد دیشب چه اتفاقی تو شهرمون افتاد دوست دارم واستون تعریف کنم حداقل عقده های نوشتن من خالی بشه دیگه شما رو می سپارم دست خودتون …
از قضا دیشب قرار بود با جمعی از دوستان بریم جایی بشینیم و از با هم بودنمون لذت ببریم داشتیم خیابون ها رو یکی یکی رد میکردیم تا رسیدیم جلوی ترمینال توحید که جمعیتی نه چندان زیاد چشم نازنینمون رو خیره کرد ما هم به رسم دانستن رجوع کردیم به این جمعیت که متوجه بشیم چه اتفاقی افتاده لذا وقتی رسیدیم دیدیم دودی سیاه از یکی از ساختمان های دو طبقه در حال خارج شدن هستش که مطمئنن حاصل آتش سوزی در طبقه دوم بود ولی اصل مطلب اینکه وقتی داشتیم نظاره میکردیم سه دختر جوان که از قیافه اونها مشخص بود دانشجو هستن از کنار جمعیت رد شدن و جوان ها هم دفتر خاطرات اونها رو بی نصیب نذاشتن از قضا یکی از این خانمها تیپش جوری بود که یه کم تو چشم میومد ولی نه به صورتی که افتضاح باشه اخه از این نوع تیپ ، جدیدا زیاد توی لامرد پیدا شده و میشه خلاصه اینکه همزمان با رد شدن و کنایه شنیدن یکی از حضار که خانمی مسن بود از میان جمع به همین خانم که گفتم تیپی متفاوت داشت گفت که این چه وضعشه که تو خیابون راه افتادی ؟ و اون دختر دانشجو هم با لحنی مطمئن و حاکی از اعتماد به نفس کاذب جواب داد به شما چه مگه شما مفتش هستی ، ربطی به شما نداره من چجور میگردم و خلاصه بحث های داغ زنونه که همه ملتفت هستین چی میخوام بگم … این بحث ها تا جایی پیش رفت که به کتک کاری ختم شد و چند زن تقریبا مسن افتاده بودن به جون یه دختر که تو چرا این جوری لباس پوشیدی و بنده خدا هم دید کاری نمیتونه بکنه راهشو گرفت و رفت و در نهایت ماشین اطلاعات اومد و و برد و و … دیگه نمیدونم …

خواستم اینو بگم که امر به معروف خیلی زیباست اما نه به این حالت که واقعا جای تاسف داشت
البته من امر به معروف رو به وضوح و با قدرت بالا دیدم اما نهی از منکر رو نه ، چون نهی از منکر تبدیل شد به ناخن زدن و بالا آوردن مو که به قول خودمون ( خنچ زدن و کروندن مو با قدرت ما فوق بالا ) و …

روح بچه سال و دریایی من

اسفند ۲ام, ۱۳۸۸

روح مهربان و آرام من ،همیشه به دنبال مامنی برای آسایش می گرده ؛اما نهاد ناآرام جهان،همواره همچون سیلی بنیان کن ،اون رو به جوش و خروش وامی داره.

این همه نامهربانی ها،نامرادی ها و قدرناشناسی ها،امان او رو بریده.گاه آرزو می کنه که کاش می تونست سر به بیابانی بگذاره،یا این که به جزیره ای متروک و سوت و کور هجرت کنه.اما او نمی دونه که در این وانفسای آشوب آدمیان،دیگر راه گریزی نمانده.شاید این آرزوها در گذشته ای نه چندان دور قابل دسترس بود ،اما امروزه دیگه جزء آرزوهای دست نیافتنی شده.

روح من برخلاف سن تقویمی ام،هنوز بچه ساله.هنوز با دیدن یک پرنده،یک حیوان کوچک و حتی دیدن مورچه ها به هیجان می آد.روح من شاید هنوز بزرگ نشده ،اما همینقدر می دونم که روح من هنوز به دنبال آرامش ها،بی دغدغه گی ها و سیالی و روانی دوران کودکیه.هنوز وقتی دعوا می کنه زود صلح می کند،وقتی ناراحت می شه زود شادی جای اون را می گیره.هنوز وقتی دروغ می گه زود برملا می شود،چون قصد دروغگویی نداره.

روح من سبک باله و در دنیای خودش همیشه شادابه ،اما این روح کوچک سال من ،از دست روح های بزرگسال که هی مدام امر و نهی می کنند،هی مدام دروغ می گویند،هی مدام حق خوری می کنند،هی مدام جانماز آب می کشند امابی ایمان تر از خودشون کسی نیست به امان اومده.همه اش بی قراری می کنه،می گه می خوام مهاجرت کنم.بهش می گم به کجا؟..می گن هرجا بری آسمان همین رنگه…می گه غصه نخور اگه مرد راهی پاشنه هات رو بالا بکش و همراه من بیا..می برمت به جاهایی که آسمان گاهی خاکستریه،گاهی ابریه،گاهی آبیه،حتی گاهی قرمزه!..گول این حرف ها رو نخور..مطمئن باش که آسمون همه جا همین رنگ نیست..مگه نشنیدی که تو روایات ما گفتن که اگه یه جایی زندگی ات بر وفق مراد نگشت مهاجرت کن که زندگیت از این رو به آن رو بشه؟!

راستش حرف های روحم به دلم نشست.خدائیش درست می گه.ما که هنوز جاهای دیگه دنیا رو تجربه نکردیم.حتی تو همین شهرهای نزدیک هم نرفتیم.حتی به کشورهای دیگه هم نرفتیم،حتی تو کهکشون خدا،تو سیاره ها و ستاره های دوردست ،و حتی تو سیاره مسافر کوچولو که یه گل سرخ کوچیک داشت هم نرفتیم.اونوقت چه جوری قضاوت می کنیم که آسمون همه جا همین رنگه؟

نمیدونم شما قضاوت کنید.من که پاک گیج شدم.فقط میدونم که روح من این روزا زندگی کردن براش خیلی سخت شده…هرچه هم سعی می کنه که با استفاده از تجربیات روان شناسی من بتونه خودش رو قانع کنه و دنیا رو از اون دریچه خوبش نگاه کنه نمی تونه.آخه روح بچه سال من فقط طبق فطرت غریزی خودش که خدا آفریده عمل می کنه ؛برا همین هم این همه دغل بازی ها،دروغ ها،دورویی ها و…براش قابل هضم نیست…چه جوری بگم،به هیچ طریقی نمی تونه با این مسائل کنار بیاد.حتی گاهی وقت ها که بعضی روح های بزرگسال می خوان قانعش کنن که تو هم باید مثل جماعت امروز باشی،هر راهی رفتن برو،هرچی گفتن تایید کن،هرکاری خواستن براشون انجام بده،اونوقت می بینی که چقدر زود پیشرفت می کنی!…اصلا نمی تونه بااین چیزا کنار بیاد.

درسته روح من خیلی کوچک ساله اما به اندازه یه دریا وسعت داره.اونقدر حقیر نیست که برای یه قطره آب ناچیز و …خودش رو ببازه و دست نیاز دراز کنه و…

من این روح کوچک و بازیگوش رو دوست دارم و می خوام که اون رو همون طور که خدا بهم امانت داده بهش پس بدم.نمی خوام زلالی اون رو با پلیدی های این دنیا کدر کنم.تکلیف خودم رو با اون معلوم کردم.بهش گفتم که من تو دنیای خودم تمام اون چیزایی رو که دل می گه و اخلاق جهانی تایید می کنه رعایت می کنم؛مثل:صلح،دوستی،کمک به انسانها، آزار ندادن دیگرون،دوست داشتن حیوون ها،رسیدگی به درخت ها و سرسبزی ها و خلاصه هرچه که خوبه. اون هم به من قول داده که تاهر روزی که بتونه طاقت بیاره و این همه از نامرادی های دنیا نناله و برای پیشبرد اهداف انسانیم به من کمک کنه،اما از من قول گرفته که هروقت تونستم مهاجرت کنم.نمیدونم منظورش مهاجرت به بیابان ها،جزیره های خالی از سکنه یا روستاها و شهرها و کشورهای دوردسته یا مهاجرت به دنیای دیگه که سرشار از آرامشه؟!…نمیدونم. راستش جرات نکردم این رو ازش بپرسم.

شعرخاطره

اسفند ۲ام, ۱۳۸۸

خاطره

شَفَق، بُنگِ خُروس، دی‌مون صِذام کِرد
پوشَن جمع کِرذ پَوذالی اَ پام کرد
بخوردیم یک کِلی چربی دوتایی
برام آورد گلاسی شیر و چایی
کمی اَو چَه کشید بر صورتُم رِِخت
ببست بر اَوگَهُم لنگوته ای سِفت
بِهم گفت که بیو امرو به همرام
بیو بارُم بیار که دست تنهام
مو تا گفتم که نیّام یقه شر داد
کُلُهمی از زمین واسد مَ وِر داد
گِمِشت گوشم، به پشتم زد چَلَهپشت
بهم گفت فیس نکن ای پَرچَل زشت
بزد بر پشت گُُرذَه‌ام با دُمِ گُرد
یه ذُر واخورد مرا همراه خود بُرد
گِریخ کردم ولی همراش برفتم
گرفتم دُومَن جومش به دستم
کمی بعد اَو تو چمونش در اومد
دلش سُخت کاسه ی صبرش سر اومد
به چیل‌خندی مَه گفت دی پیر واوی
یلا رُو کُن عزیزم، دیر واوی
جومه‌ی گٍِرووُن فراخی در برُم کرد
یَه دَسمال گَپی دور سَرُم کرد
به کیسَه‌ام رِخت خرک پُخته‌ی مُلنگو
شُخُم پر کرد لَپی کنجد با دُنگو
به شالم بست نون ِ گرمِ خومونی
به دستم داد یک پیپ و دو گونی
به پهلو بست دستمال ناهارش
به کول انداخت خُرجین و نوارش
دو آفتین ِ گشادش را به هم بست
مِثِ آهیز از خونه بُرون جَست
یه هوشتی گفت آمد گاش با جاری
تِره زد پای گا را بر کناری
کمی رفتیم به پُشت سر رِی وا کرد
واگشت و لِنگ واز در تی آ کِرد
دَرَی ره نون خشکی بر زمین دید
کشید آن را به چشمش بعد بوسید
شِلنگ انداخت خیز کرد جََلد و فوری
گذشتیم از کلات تَلّ گُوری
نه خر داشتیم نه بارتنگ و وسیله
همینطوری برفتیم سو مَسیله
تموم ره همه ش دشت َ و سَوَخ بید
مرا نه نای رفتن نه رَمَخ بید
امان از ما برید تَش باد و گرما
نشستیم سایه ی چند ناله خرما
سر لشتی کلاغی جار می زد
به پَنگِ مخ سر منقار میزد
جدا شد چند خرما از سر پَنگ
بیفتاد زیر مخ چند خارک رَنگ
مو فهمیدم که دی‌مون کَپ خوشک کرد
بِرشکش واز کِرذ و پُرخَرک کرد
کلاغ رفت ما نشستیم زیر سایه
به امیدی که او دیگر بیایه
بخوردیم چَنگَله ی خرما با هرزه
وا خوردیم از کُلی آب بُلُرزه
مو خوسیدُم دل بند کین فروکی
یهو چُرتم به هم زد پَرپَروکی
جِیکید پرپر زنان سر به هوا رفت
اوسا مو هر چه کِرذم خَوُم نوا رفت
برفت دیمون سر مخ خار جدا کِرد
مرا با زور لبخندی صدا کِرد
بیو دی جون فدای مین بونجه ت
به قربون چشای کور مِلنجت
با پش سی مو درست کرد باذرنگو
دویدم مو میون بُون و مَنگو
دویدم تا به دور از راه سیدَه
مِثِ تشنه ی که بر آبی رسیده
دو چیخو از سر راهم پریدند
چه زیبا گوسفندان می چریدند
اومد گنجشکِ شاد و عاشق و مست
به زیر سایه، نزد یار بنشست
به رؤیایی برفتم راه دوری
سکو دیدم نشسته زیر لوری
به پهلویش نشستم زار و حیرون
دلم نیخاس واگردم نزد دیمون
واخوردم در کنارش خَسّه خونی
یادم رفت درد و چُرم و چایذِمُونی
خاسم دستش بگیرم مو به زوری
بگفت نامحرمی با من، چه جوری؟
کرشمه ی رخت، با چشمش نگام کرد
به نازی در همون لحظه گنام کرد
خزیدم سوی قلب مهربونش
گذاشتم سر به پهنای کرونش
دلم را وَر کروند چشمای پتنگش
به قلبم تش دووند سرمه ی مزنگش
در آورد از برشکش چا کلیتی
برام پوست کند بُرمیتِ کویتی
چه شوخ بید گمپ پترین دماخش
دو تلواره ی پَل و خُرّ و دراخش
مَ حال آورد گیسوی خزالش
دو پام شل کرد چشمون سیاهش
جومه ی ویل بَرِش مَه جُم و جول انداخت
گُل مَکنای سرِش َمه جم و جول انداخت
ز حال رفتم بگشتم زار و بی تاب
واوُرذم در کرونش لحظه‌ای خواب
نَوو دی مون، یهو اَ دیر جارم زد
دلم افتاذ اَ شی انگار مارم زد
به یک پس گردنی از جا پریدم
به جز دیمون کس دیگر ندیدم
به گُرذَه‌ام خورد چُلوس چوخرونی
نَبُد زیر سرم دیگر کرونی
به اطرافم نبود دیگر نگاری
سرم بید ری چُکِ بُتّه‌ی خِشاری
نَهشت دیمون بخونم یار یارم
ببینم سیر سیمای نگارم
دوباره ری کولم ناذ پیپ و دلّه
رَووُم داد راه گاگَل سوی گلّه
چه سختِن چاس گرما موسُم تیر
بیابان وسیع و دشت دل گیر
برفتیمُ برفتیمُ برفتیم
ز چند تا گاگل و صحرا گذشتیم
دیار بید در بن بیخ گلّه‌بونی
به پابید برِّ اَفتو سایه بونی
در اون لیت بیابون یک کپر بید
سینه ی گلّه، یه خر با یک نفر بید
رسیدیم هر دوتایی خرد و خسته
بدیدیم گلّه بون ری خر نشسته
سلام کردیم چیپون دستش ولو کِرد
یه کَهره توی خورجِش سر کشو کرد
مو رفتم در کپر با کفش هایم
به زیر سر نهادم دست هایم
چیپون آمد کنارم چند کِلی ناذ
برایم زهکِ بُز در کُنگیری ناذ
پوشن بید در کَپَر با کَروِه ای اَو
آونگون بید ز چوبی پیله ی دو
مو خوسیدُم ماوَین تار و کیزه
کشیدم شی ز لِنگه بند پیله
تخارُم تش می کرد مِر شَ نهاذُم
تا تَه چُرّ ُندومش جاش وا نهاذُم
کُمُم تیسک شد، برفت از تن مَناهُم
نبودم یک قدم دیگر مَراهُم
لُپِ گرمُم نهاذم روی کَروه
دلم بار داشت بِخوندم بیتُ و شَروه
“زلف ولم چون شب سیاهن
چو زنجیر حلقه حلقه گرد ماهن
جمال یار محیا کس ندیده
هر آن کس دیده فارغ از گناهِن”(۱)
زِ صوتم رم بریدند چند تا حیوون
بریدند با کَچَک آفتین دِیمون
شی لِنَگُم با شاخِش زد پازنی مست
چیپون آمد به سویم چوب بر دست
گُریختم رو به گهذُم، تَرس کِردُم
دو پا داشتم، دو پا هم قرض کردم
چیپون با خر دوید اومد سراغُم
شی گوشم زَد که فِرّ واویذ دماغم
سرُم دور خورد، نفهمیدم که هستم
بداد چند گونی خالی به دَستُم
به یک چشم هم زدن پا وَر کشیدم
هَفَشتا گونیِ سِرگین واچیدم
گونی ها پر بکردم وا تپُندُم
گوشه ی صحرا دِلِ هم وا لَوُندُم
به دنبال مَن چِرکین نمودند
به بارم چند گونی سرگین نمودند
نهادند پیپ و دلّه را به چُهرُم
کمی خرما دادند سِی بعدَ ظُهرم
نگفتم چی ز بس ترسیده بیدم
گارِشت واکَندم هر چه خورده بیدُم
دَسُم در گردنِ ببریز کردم
بلند گشتم سوی دِه خِیز کردم
ماوین پاره ها جستی بریدُم
به سرعت تا تَل گوری دویدم
گذشتم از ره باریک گوری
نشستم اندکی در زیر کوری
چو دیدم که در اطرافم کسی نی
زدم چرتی تو سایه تا پَسینی
دوباره سوی ده چار نعل دویدم
دم اَفتو بِهی بید که رسیدم
تکون می خورد لکی در پشت نوشی
دیار بید جومه ی وَیل کلوشی
یه دختر پشت نوَش، لایِ دیوار بید
جومه ی سرخ سکو از دور دیار بید
سکو اومد به پیشبازم اَوهُم داد
یه دوری تو کیچه ی تنگو طَوهُم داد.
دُم مَکناش کشید بر روی چَهشام
گرفت گی گای پَلَشت روی دهسام
به لبخندی ز عقده خالیم کرد
اومد تا کُل ِ در همراهیم کرد
کمک کرد تا کُوله ی بارُم وا ناذُم
کمی اَو چَه کشید سی دَسنمازم
پوشن انداخت برام بعد ولم داد
نگاه آخرش دِیذه دِلم داد.
…….نگاه آخرش دِیده دِلم داد……..
به خیر یادش دوران فقیری
به خشکو خوردن و نان تنیری
می رفتیم تا غروب دنبال حیوون
می خوندیم شَروه و بیت در پس بون
میر اشکالان می گشتند کوه و برزن
می آوردند برامون گوشت پازن
می رفتیم شو تابستون تنگ خینه
گپ شو می زدیم با دِی حلیمه
گذشت اون روزگار و اون زمونه
دگر نیست نغمه های عاشقونه
چه گویم زندگی شهری همینه
دلم از این مصیبت خین ِ خینه

محبت بین ما اصلاً دِی نیّا
خدایا آسمون بر چه شی نیّا
خدایا آسمون بر چه شی نیّا

شاعر: احمد واعظ زاده
تابستان سال ۱۳۸۸

*****************************************
۱- دو بیتی از محیا می باشد.

واژه های محلی که در شعر به کار رفته است:

دی: مادر
پوشن: فرش
اَو: آب
چَه: چاه
رِخت: ریخت
اَو گَهُم: بالای کلیه، پهلو
گلاس: لیوان
لنگوته: شال، چفیه
امرو: امروز
شِر: پاره
کُلُهم: کلوخ
مَ وِر داد : به طرفم پرتاب کرد
گمشت: مالیه
چِلَهپِشت: نوعی صدا
فیس: لاف رفتن
پر چل: کثیف
گُرذَم: پشت کلیه
ذُر واخورد: پیچید
گریخ: گریه
جومه: پیراهن
دومن: پایین
گروون: یقه
گپ: گشاد
مُلِنگو: نخلستان ملنگو در لامرد
آهیز :آهو
گا: گاو
واگشت : برگشت
تی واکرد :بست
هوشت : صدا کردن گاو
شِلنگ : قدم
جَلد: فوری
تل: تمب
بار تنگ: وسیله که روی خر می گذارند
مسیله: صحرا دشت
سوخ: سبخ زمین شوره زار
رَوَخ: رمق
شخم: یک دست
لَپ :اندازه کف دست
پیپ:حلبی
نوار :طنابی پهن برای چیزی کول کردن
لَشت: نوعی درخت خرما
مخ: نخل
بِرشک: پارچه ی زیر دستمال و پیراهن