Archive for آبان, ۱۳۸۸

آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره !

آبان ۲۸ام, ۱۳۸۸

با سلام

ایرانیان خوش سخن همیشه در مواقعیکه با نوعی بی مهری مواجه شده اند ، به نوعی نارضایتی خود را ابراز داشته اند و از آنجا که همیشه مردمانی حاضر جواب بوده اند واکنش های  خود را با کنایه ای تحت عنوان امروزی  ضرب المثل نشان داده اند .

مثلا زمانی که در مراودات خود با بازار در معامله ای احتمال غش می داده اند و یا اینکه دردلیل انتخاب طرف معامله خود چه در خرید و فروش کالا و یا معامله ای دیگر که امروزه سیاست نیز متأسفانه خود نوعی معامله ماهرانه و حرفه ای شده است و بنوعی دستخوش معاملاتی تحت عنوان تعامل سازنده و یا دلائل متعدد دیگر مثل همان ربا گرفتن و یا ربا دادنی که شیئی مثل یک قوطی کبریت برای کلاه شرعی ربا گرفتن و یا دادن  قاطی قضیه می کردند و شاید هم امروزه این قوطی کبریت که در قدما رسم بود مثلا به ماشین، رأی ، کمک به ساخت مسجد و یا پروژه های عمرانی و یا انواع اشیاء و بهانه های دیگر تبدیل شده باشد، هدیه ، کارخیر و… حاضر جوابی و یا ضرب المثلی اینچنین می گفتند ((آدم خوش معامله، شریک مال مردمه ! )) البته برای این جمله تفسیرهای متعددی می توان بیان کرد. این جمله هم می تواند در رد منکری ویا احتمال وقوع آن زده شود و هم در تأیید معروفی برای تشویق معروف و یا دلیل انتخاب درست طرف معامله و شاید هم شاخصی است برای کل مراودات فیمابین اجتماع از مراودات اجتماعی در یک خانواده و  مراودات سیاسی و اصول روابط بین المللی گرفته تا تعاملات تجاری و مالی و حقوقی .

(( آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه ! )) می بینید که از آنجائیکه کسی بنحوی بقول امروزیها سوتی داده است معمولا هزینه انجام شده و یا کار انجام شده را دو وبیشتر از دو بار تکرار می نماید. ضرب المثلهای ایرانی هم در معنی لغوی و هم در مفهم ادبی طوری ترکیب کلماتی دارند و قشنگ آمیزش یافته اند که دقیقا در یک جمله کتابی را مطلب در خود نهان نموده است .

یا  (( آدم زنده، زندگی میخواد ! )) اتفاقا با توجه به نظرات متعددی که در چگونگی رسیدگی به معیشت مردم در زمانهای مختلف مطرح بوده است چه در محافل دینی و ادبی و چه در محافل سیاسی و سودجوئی و غیره کارآیی مناسبی دارد  و نیز(( آدم گدا، اینهمه ادا ؟! )) و یا ((آدم گرسنه، خواب نان سنگک می بینه ! )) .

(( آرد خودمونو بیختیم، الک مونو آویختیم ! )) می بینید که این ضرب المثل اشاره به کسانی است که ماهی خود را از آب گرفته اند و چشم بسته چه به نفع باشد و چه به ضرر را دیگر کاری ندارند و با حسابی که دو دوتا شده است ده تا ، گلیم خودرا ازآب کشیده اند حال میخواهد این کاری که انجام می دهند به ضرر دیگران باشد یا بنفع آنان  کاری ندارند –  آرد خودمونو بیختیم ، الک مونو آویختیم هر چه شود باداباد.

ویا (( آرزو بر جوانان عیب نیست ! )) – آستین نو پلو بخور ! – آسوده کسی که خر نداره ،  از کاه و جووش خبر نداره ! –  آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه ! – آش نخورده و دهن سوخته !  – آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی !  -این قافله تا به حشر لنگه !  – اومدم ثواب کنم ، کباب شدم – اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه !  – اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم !    و الی آخر.

امروز نا خودآگاه به فکر فرورفته بودم  و نگرانی داشتم که نمی دانستم از چیست . گهی گفتم نکنه کارهای روزمره ام عقب هستم که نبود گفتم کسی مرده یا زنده شده که نبود هی…. تا اینکه یافتم اینکه چند شب است که در باره طرح بزرگ تحول اقتصادی مطالعه و نظرات چپی و راستی ، کجی و مستقیم ، خودی و غیر خودی ، معمم و فکلی ، ریشو و دو تیغی و خلاصه نظرات همه کس و کسان را تماما بدون حب و بغض خوانده ام و وارسی کرده ام و دیشب با تنها نتیجه اینکه این طرح فقط طرح تحمل بزرگ اقتصادی است – پرونده مطالعات شبانه چند و چندین شبه خود را بسته ام . تا خدا چه خواهد.

قبلا مطلبی هم نوشته بودم و باز هم تأکید دارم که این طرح دارای ابعاد ، عوامل ، فاکتورها ، ساختار و بینش و روش هاو نتائج مثبت و  گونه گونی است که در نوع خود نیز بی نظیر است ولی نتیجه اینکه هیچ شرائطی برای پیاده شدن آن در اقتصاد ایران فراهم نیست و بجز فقر و تنگدستی و بالا رفتن جرم و جنایت و فاصله طبقاتی وحشتناک هیچ نتیجه ای ندارد . و می بینید که در بین مسئولان محترم دولت و نمایندگان عزیز نیز چقدر آمد و شد و طرح و بدل و تعامل و جدل و دلهره ها و … فراوان شده و فراوانتر هم می شود چرا ؟ برای اینکه همه از عواقب وخیم آن در سرنوشت ملت خبر دارند  اما در تعارف یکدیگر گیر کرده اند.               ما        امید واریم مجلسیهای محترم قولهای خود به مردمشان را بیشتر از این به فراموشی نسپارند و دولتی های عزیز هم  سخنان گهر بار رهبری معظم انقلاب اسلامی در شروع دولتین نهم و دهم را به جایگاه فراموشی نسپارند و واقعا نگذارند  آب گل آلود شود.

از اصل مطلب دور شدم – خلاصه از حالت نگرانی  با اینترنت خود را مشغول کردم و بالاخره آرامش و رفع تشدید نگرانی  را در گفتارها و ضرب المثل های بی غل و غش ایرانی  یافتم.

اینک ضرب المثلهای حرف آ  و الف را ذیلا می آورم تا اگر فرصتی بود و حوصله ای یکی یکی حروف دیگر را نیز به چالش و تحریر بکشانم . البته شما عزیزان هم می توانید ادامه این بحث را در حروف دیگر و یا همین حرف تداوم بخشید . انشاءالله

 

حرف « آ »

 

آب از دستش نمیچکه !

آب از سر چشمه گله !

آب از آب تکان نمیخوره !

آب از سرش گذشته !

آب پاکی روی دستش ریخت !

آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم !

آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره !

آب زیر پوستش افتاده !

آب که یه جا بمونه، میگنده .

آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری !

آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه چه صد نی !

آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه !

آب نمی بینه و گرنه شناگر قابلیه !

آبی از او گرم نمیشه !

آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد !

آخر شاه منشی، کاه کشی است !

آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه !

آدم بد حساب، دوبار میده !

آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره !

آدم خوش معامله، شریک مال مردمه !

آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه !

آدم زنده، زندگی میخواد !

آدم گدا، اینهمه ادا ؟!

آدم گرسنه، خواب نان سنگک می بینه !

آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه !

آرد خودمونو بیختیم، الک مونو آویختیم !

آرزو بر جوانان عیب نیست !

آستین نو پلو بخور !

آسوده کسی که خر نداره — از کاه و جوش خبر نداره !

آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه !

آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی نمک !

آش نخورده و دهن سوخته !

آفتابه خرج لحیمه !

آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی !

آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه !

آمدم ثواب کنم، کباب شدم !

آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد !

آنانکه غنی ترند، محتاج ترند !

آنچه دلم خواست نه آن شد — آنچه خدا خواست همان شد .

آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه ؟!

آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه !

آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه !

آنقدر مار خورده تا افعی شده !

آن ممه را لولو برد !

آنوقت که جیک جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود ؟

آواز دهل شنیده از دور خوشه !

 

 

 

حرف « الف »

 

 اجاره نشین خوش نشینه !

ارزان خری، انبان خری !

از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم !

از اونجا مونده، از اینجا رونده !

از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره !

از این امامزاده کسی معجز نمی بینه !

از این دم بریده هر چی بگی بر میاد !

از این ستون بآن ستون فرجه !

از بی کفنی زنده ایم !

از دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !

از تنگی چشم پیل معلومم شد — آنانکه غنی ترند محتاج ترند !

از تو حرکت، از خدا برکت .

از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !

از خر افتاده، خرما پیدا کرده !

از خرس موئی، غنیمته !

از خر میپرسی چهارشنبه کیه ؟!

از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بده !

از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی !

از دور دل و میبره، از جلو زهره رو !

از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه !

از شما عباسی، از ما رقاصی !

از کوزه همان برون تراود که در اوست !  (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند ))

از کیسه خلیفه می بخشه !

از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند !

از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد !

از ماست که بر ماست !

از مال پس است و از جان عاصی !

از مردی تا نامردی یک قدم است !

از من بدر، به جوال کاه !

اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم !

از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن !

از هر چه بدم اومد، سرم اومد !

از هول هلیم افتاد توی دیگ !

از یک گل بهار نمیشه !

از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه !

اسباب خونه به صاحبخونه میره !

اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمیشمرند !

اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور !

اسب دونده جو خود را زیاد میکنه !

اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده !

اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند !

استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار ؟!

اصل کار برو روست، کچلی زیر موست !

اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد !

اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن !

اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره !

اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وختی !

اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد !

اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید !

اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم !

اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز !

اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد !

اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود !

اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله !

اگر دانی که نان دادن ثواب است — تو خود میخور که بغدادت خرابست !

اگه دعای بچه ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی موند !

اگه زاغی کنی، روقی کنی، میخورمت !

اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی !

اگه علی ساربونه، میدونه شترو کجا بخوابونه !

اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد .

اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره !

اگه لر ببازار نره بازار میگنده !

اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشکن !

اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه !

اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می کشه !

اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم !

اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد !

اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یکساعته شوهر میده !

اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر !

امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری !

امان ازدوغ لیلی ، ماستش کم بود آبش خیلی !

انگور خوب، نصیب شغال میشه !

اوسا علم ! این یکی رو بکش قلم !

اولاد، بادام است اولاد اولاد، م%keywords=

کـی به کـی است؟!

آبان ۲۶ام, ۱۳۸۸

ذیل این عنوان خیلی چیزها می توان نوشت و خیلی حرفها می شود زد . مثل داستان آن شب زمستانی که وسط کلاس درس استادی که اخلاقش عین مسعود بود یکهو برق رفت و هوا شد عین دل کافر؛ تاریک و ظلمانی . لابد می پرسید اینکه عادی است و خیلی جاهای دیگر هم ممکن است اتفاق بیفتد . ولی قضیه وقتی جالب می شود که بدانید ..ولش کن . من که نمی خاستم خاطره برایتان تعریف کنم . ( حالا شاید یک روزی که خودمانی تر شدیم بقیه اش را گفتم )
داشتم می گفتم با این عنوان خیلی حرفهای تویِ دل مانده  و اُما شده را می شود زد اما من ترجیح می دهم از آن ای-میلی رمز گشایی کنم که مهدی راستی به مسعود اسد پور وعده اش را داده بود (*توضیحش ذیل مطلب ) و چیل_فِر عین خیالش نبود که برای ما هم بفرستد ، انگار نه انگار که ما هم توی این خراب شهر پارازیت زده زندگی می کنیم و ناسلامتی رفیقش هستیم ، تازه بیشتر از مسعود هم حق به گردنش داریم !
خیالی نیست ! حالا که مهدی دلش نیامد آثار زیانبار پارازیت های ماهواره را برایتان بگوید خودم چند تایش را که تجربه شخصی است نقل می کنم ، شما چیز بیشتری می دانید اضافه کنید :
ـــ‌‌ شبها دینای ما ( که ۵ ماهش هم نشده )قشنگ دستشویی می رود و شاید باورتان نشود سیفون را هم می کشد اما نمی دانم چرا من مدتی است گلاب به رویتان مجبورم مای بیبیِ بزرگسال استفاده کنم.
ـــ دیخالویِ پیرو شبها تا بوق سگ می نشیند سیزن ۵ لاست را آنهم با زبان اصلی نگاه می کند و عین آنوقتهایی که «شَویِ شیر» می رفت های های گریه می کند .
ـــ گربه های «چَه کاذی»  بعد از شب نشینی و خوردن خیار تهلو با ماست موسیر،دندانشان را با خمیر دندان ۷ رنگ کِرِست مسواک می زنند .
ــ‌ـ دامادها گُلِ سر می بندند و به جایش عروسها کراوات می زنند آنهم با یک پاپیون روش.
ــ از حسین آباد تا فرودگاه جاده ای می کشند که بقیه اش را ممد رحیمی شما بگو . استدلال هم منطقی است : پول شما که نیست مالِ شرکت نفت جزایر قناری است .
ــ اخراجیهای ۲ پرببینده ترین و پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران می شود .
ــ …
همه ی این اتفاقها می افتد ولی نمی دانم چرا تلوزیون همسایه ی ما تمام کانال های ماهواره را می گیرد آنهم عین آینه ! ما که زبانم لال ماهواره نداریم . جرم است. استغفر الله .
سوال بی ربط : با توجه به اینکه معاون ارشاد ( یا یکی دیگر در همین مایه ها ) گفته ۴۰% مردم ایران ماهواره می بینند و با عنایت به این فرموده ی مرحوم منتسکیو خالق روح القوانین که « قانونی که مردم اجرایش نکنند به درد عمه اش می خورد » به نظر شما ضمیر اشاره «اش» به کی بر می گردد ؟!

_____________________________________________________________________________________________________________
*  مهدی راستی در یکی از کامنتهایش  به مسعود وعده داده بود که برایش ای میلی می فرستد و راههای جلوگیری از آثار زیانبار پارازیتهای ماهواره  را توضیح می دهد !

اندر حکایت تکریم ارباب رجوع در لامرد

آبان ۲۵ام, ۱۳۸۸

لامرد را گفته بودند که چون از ورودی گله دار بر آن وارد شوی میدانکی می بینی که نامش مزین است به نام دانشجو ولی چرائیش را گویند که علما دانند و نه عامه ، برجکی چون منار مساجد بر آن بنا نهاده اند و در مقابلش فراوان مراکز تعلیمات، عدلیه ، مالیه و قطب الاداریه ، چون از آن بگذری معابری می یابی بس پیچان که بسان رگ های تن ادمیزاد به خود پیچیده اند ، میدانکی نیز در مرکز شهر است که به هیچ یک از اشکال هندسی متشبه همی نبود و معابر مدخلش نیز یکی از مغرب و دیگری از غرب شرقی و آن یکی از شمال جنوبی بدان وارد شوند .نیز گفته بودند که لامرد از قریه تراکمه دوصد قدم یک انسان بالغ فاصله دارد همانا که تلخندق ، ولی ما نیافتیم جز لامرد را . مردمانش وصف الفوق را مقصری جز بلد السلطنه اولی نمی دانند . ما را پس از سنه ای گذری فتاد بر این شهر تا بلکه با دو روز مرخصی حاجات بر آورده سازیم ودگر بارعازم شویم ولی فسوس که خیالی بود بس باطل . وقتی به نظمیه وارد شدیم تا اثری از سبابه و شست و اشاره و انگشتر گیریم گفتند مگر نمی بینی اعلانیه را که جز سه روز اول هفته راهی بر آن نیست و چون متوسل به تمنا و خواهش شدیم ما را با توپ و تشر چنان بدرقه نمودند که خیال مراجعت ثانویه را از مغزمان برون راندیم . چاره ای بیاندیشیدیم تا امورات مالیه مان را سامانی دهیم و این نیز چون اولی خیالی بود چه بسا باطل تر چونانکه امورات مالیه را روز چهارم اجابت بود ، این بار با ترسی عمیق تر از اولی و با اندکی ملغمه احترام و مظلوم نمایی چنان کردیم چون اولی و گفتیم ما را دو روز مرخصی بیشتر نیست ، روز چهارم را بازگشت چگونه توانم؟ جوابی شنیدم بس منطقی که مرا یارای پاسخ همی نبود ، فرمودند می خواستی چهار روز مرخصی بگیری ؟ با اوضاع و احوال محدث شده ، خود را چنان بیمار یافتم که جز مراجعت به دار الاطبا ء راهی نیافتم ، بدانجا چو رسیدم نسخه ای از طبیب گرفته و روانه دوا خانه و آزمایشگاه شدم ، چون به ساختمان علی الحده آزمایشگاه در دار الاطباء وارد شدم و نسخ را عرضه داشتم ، فرمودند مفتاح آزمایشات مندرج از عهده ما خارج همی بود و وقتی علت را جویا شدم عرضه داشتند ، نداریم دیگه باید راهی شهر شوید و به آن دوی دیگر مراجعت همی نمایید ، عجب هماهنگی زاید الوصفی ، هر آنچه در دار الاطبا نیافتیم در اینجا یافتیم و هر آنچه اینجا نبود در دار الاطبا. دگر چیزی نفهمیدم و وقتی خود را یافتم که ناله کنان بر روی تخت افتاده ام ، نحیفانه علت را جویا شدم گفتند چون مبلغ آزمایشات را مستمع شده ای از خود بیخود گشته و بیهوش افتاده ای . زمان همی گشت و روزی نو دگربار باز آمد اما این چند ارگان گویا دیروز حاجت ارباب رجوع برآورده می ساخته اند و ما غافل . دستمان را اندازه گرفتیم و نظری به پس پایمان انداختیم نگو که دستمان از پایمان درازتر شده و پس پایمان به پیش پایمان امده و آنچه استجابت نشده اموراتمان است . دگر مرخصی اجازت همی نداد تا روز دگر شکایت به نزد ارگانی ذی صلاح بریم تا شاید چاره ای برای غیر ما بیاندیشند تا مثل ما در تکریمات ارباب رجوع ارگانهای لامرد نمانند.

نحوه فریز کردن گوشت ها

آبان ۲۴ام, ۱۳۸۸

شبکه دامپزشکی لامرد :
شهروندان محترم به نکاتی پیرامون روشهای نگهداری و فریز انواع گوشت ها دقت نمایند . زیرا گاها مشاهده گردیده نگهداری نا درست مواد غذایی که چندان هم ارزان نیستند سبب فساد و از بین رفتن این مواد یا باعث ایجاد مسمومیت میگردند
نحوه فریز کردن گوشت ها
نکاتی درباره فریز کردن گوشت قرمز، سفید و ماهی
آیا شما از آن دسته افرادی  هستید که برای آشپزی و آماده‌کردن مواد آن، حسابی وقت می ‌گذارند
و همیشه از مواد غذایی تازه استفاده می‌ کنند، یا اینکه شماهم مثل خیلی از زنان شاغل فرصت ندارید از گوشت تازه برای پخت و پز استفاده کنید و مجبورید سر فرصت خریدتان را انجام داده و مواد را برای وعده‌های غذایی آینده فریز کنید؟ بهتر است بدانید تازگی مواد غذایی هنگام پخت و پز، اگرچه ایده ال است، اما با به‌کاربردن روش صحیح فریزکردن، می ‌توانید تا حد زیادی خواص آن را حفظ کنید.

انتخاب درست، کلید شروع
انتخاب صحیح گوشت قرمز، سفید و ماهی مهم ترین نکته برای حفظ کیفیت و ارزش غذایی آن در طول نگهداری در فریزر است. برای انتخاب صحیح، به این نکات دقت کنید:
-گوشت ها را از محل های مجاز تهیه نمایید
– چنانچه گوشت ها بسته بندی می باشند حتما به تاریخ و تاییدیه دامپزشکی توجه داشته باشید
– گوشت انتخاب شده، اعم از قرمز، سفید یا ماهی نباید زیاد به پاک‌کردن نیاز داشته باشد. چربی گوشت قرمز و سفید، باید حداقل باشد. کاهش مدت ‌زمان خرید تا فریزکردن باعث می‌ شود تا ماده غذایی با کیفیت بهتری وارد فریزر شود. بنابراین ماده غذایی ما نباید زیاد به پاک‌کردن نیاز داشته باشد تا بتوانیم آن را سریع تر فریز کنیم.
– مواد گوشتی پاک شده و بسته‌بندی شده، اما یخ نزده، به خرید مواد گوشتی بسته‌بندی نشده ارجحیت دارند، هر چند قیمت آن بالاتر باشد. کیفیت مواد غذایی بسته‌بندی شده بالاتر از موادغذایی بسته‌بندی نشده است.
– برای انتخاب انواع گوشت و ماهی باید به رنگ، بو و وضعیت ظاهری آن به دقت توجه کنیم. رنگ گوشت قرمز باید صورتی رنگ یا قرمز کم‌ رنگ، بدون کبودی یا رگه‌های بنفش باشد. گوشت سفید هم باید صورتی- سفید باشد و هیچگونه کبودی، زرد شدگی یا تغییر رنگی در آن دیده نشود.
شفافیت فلس، چشم و پوست ماهی و سفت بودن گوشت آن، به ویژه در ناحیه شکم نشان‌ دهنده سلامت ماهی است. اگر از انواع گوشت‌ها و ماهی بوی ترشیدگی(بوی شبیه به سرکه) و بوی تند چربی به مشام برسد، نشان ‌دهنده کیفیت نامناسب آن است.
– انتخاب گوشت با کیفیت بالا باعث می‌ شود، کیفیت و ارزش غذایی آن در طول فریزکردن حفظ شود. هنگام پختن نیز مواد غذایی با کیفیت بهتر و سریع تر پخته می ‌شوند. گوشت قرمز، سفید و ماهی نیازی به آنزیم بری ندارند. فریزکردن مواد غذایی گوشتی خود به خود باعث توقف فعالیت آنزیم‌های موجود در آنها شده و از طرفی فریزکردن باعث توقف فعالیت باکتری‌ها، کپک‌ها و قارچ‌ها می‌ شود. پاک ‌کردن، شستن و سپس بسته ‌بندی مناسب انواع گوشت و ماهی، سه نکته مهم نگهداری مناسب مواد گوشتی در فریزر  است.
بسته بندی، قدم دوم
- بعد از خرید، باید به دقت گوشت را تمیز کنیم. منظور از تمیز‌ کردن، جدا‌ کردن چربی‌های گوشت قرمز، جدا‌کردن پوست مرغ و درباره ماهی، تمیز‌ کردن شکم و کندن فلس‌های آن است.
– مرحله بعدی شست‌وشو است. برای شستن باید از آب نیم گرم و سرد استفاده کرد تا به بافت و کیفیت مواد گوشتی آسیب نرسد.
– یک ربع تا ۲۰ دقیقه بعد از شست‌وشو باید صبر کنیم تا آب آنها کاملاً خالی شود ( آب ناشی از شستن).
– مرحله بعدی تقسیم‌کردن است. بهتر است ماهی به صورت قطعه نشده و گوشت مرغ و ماهی به اندازه‌ای که در زمان پختن غذا به آن نیاز داریم، قطعه شوند. مثلاً گوشت‌های خورشی باید به همان اندازه مورد نیاز قطعه شوند. بهتر است مرغ به شکل قطعه شده برای کباب و جوجه‌کباب یا قیمه‌ شده تقسیم نشود.
– برای بسته‌بندی از کیسه‌های پلاستیکی ضخیم یا کیسه‌های ایجاد کننده خلاء استفاده کنیم. کیسه‌های ایجاد کننده خلاء کیسه‌هایی با در زیپی هستند که با بستن در آنها هیچ هوایی داخل بسته نمی ‌ماند. نبودن هوا باعث می‌ شود تا کیفیت و ارزش غذایی ماده بهتر حفظ شود.
اگر در حین بسته‌بندی گوشت، کیسه فریزر به هر دلیل آسیب دید، لازم است آن را عوض کنیم. کیسه فریزر نباید هیچ گونه منفذی داشته باشد.
قطعه‌ها را در هر بسته به تعداد مورد نیاز برای هر بار مصرف بگذاریم، چون مواد غذایی خارج شده از فریزر، به هیچ وجه نباید دوباره به فریزر بازگردانده شوند.
– هرگز گوشت ها را فریز مجدد نکنید
– میزان مواد موجود در فریزر باید به تناسب توان فریزر باشد تا بتواند همه مواد را در دمای مطلوب نگهداری نماید

اکبرسهیلی
رییس شبکه دامپزشکی شهرستان لامرد

«بابا آب داد». بنویس پسر بابا!

آبان ۲۳ام, ۱۳۸۸

سلام – شکی نیست که کلیه دست اندرکاران نظام مقدس جمهوری اسلامی بنحوی وامدار شخص و شخصیت شهید بزرگوار مرحوم  سیدمحمدحسین بهشتی رحمت الله علیه هستند و بدرستی حضرت امام (ره) او را یک ملت برای ملت نامیدند.

با پیروزی انقلاب اسلامی واستقرار نظام، کلیه زحمات مدیریتی در ارکان و بدنه نظام بر دوش شهید بهشتی هم در تدوین تئوری ها و هم درترسیم ساختار و روشها و هم در تعلیم عملیات اجرائی کشور بود بنحوی که خود یک تنه در تثبیت و قانونمند نمودن منویات امام (ره) و اصول تفکر اسلامی و شیعی و قانون اساسی کشور در تمامی مراجع قانون گذاری و تصمیم گیری نهایت تلاش و مهارت ستودنی خود را بکار برد و موفق شد چارچوب نظام و کشور را مهندسی و پایه گذاری نماید . این شخصیت سترگ کسی بود که به همه انقلابیون و متولیان نظام یاد داد که باید چگونه مدیریت کرد و در امور اجرائی چطور در کشاکش مشکلات و بوروکراسی اداری در حل و فصل کردن مشکلات کشور و مردم عمل زده و منفعل نشد و قدرت و ریاست را خدمتی بعنوان مستخدم ملت دانست و از شر ریاست طلبی آن بر حذر بود.

او به خوبی مکتب علی (ع) را آموخته بود و بر آموخته های خود در تمامی جوامع دنیا با عمل ها و عکس العمل های معنوی و مادی آمیخته و روشهای حکومتی و حکومتداری و کنش و منش حاکمان را به تئوری تبدیل کرده و آنرا در نظام جمهوری اسلامی به متولیان عرضه نمود  بطوری که در پیاده نمودن اصول و قواعد کار عملا متولیان ارکان نظام و دولت را رهنود اجرائی و عملی ارائه داد و اگر کسی امروزه افتخار خدمتی در نظام را دارد و چیزی بلد است بنحوی وامدار معمار و مهندس نظام، شهید بهشتی است که همه چیز را با قاعده و مهندسی کار و سنجش امور با احکام اسلام و منویات امام (ره)  لحاظ می نمود . خدایش رحمت نماید که اجازه نمی داد از هر وسیله برای رسیدن به هدف استفاده کرد و می گفت اسلام دین صداقت است و نمی شود از غیر آن برای رسیدن به هدف گر چه مقدس باشد بهره گرفت . قداست را در حقیقت می دید  و سلامت را در راستی . یادم می آید که در مقابل همه دروغگویان و منافقین و بدخواهان ایشان در دفاع از ایشان ، این شعار سرلوحه شعارهای ما و بچه های انقلاب بود: درود بر سه یاور خمینی : هاشمی و دو سید حسینی . دوستان یادتان هست که همیشه در کنار عکسهای  امام عکس مشترک این سه بزرگوار در یک پوستر یا تراکت بود. و تنها تصاویری که مردم در مناسبتهای انقلاب بصورت حجیم آنرا بر سردستها داشتند ایندو تصویر(امام وسه یاورش) بود .

بهمین مناسبت خاطراتی  از شهید بهشتی عزیز که در کتاب صد دقیقه تا بهشت آمده است را ذیلا جهت بهره برداری خوانندگان عزیز  ارائه می نمایم :

طلبه جوان هر روز می‌رفت دبیرستانها درس انگلیسی می‌داد. پولش هم می‌شد مایه امرار معاش. می‌گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می‌فهمم و با شجاعت بیشتری می‌تونم نقد کنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می‌کرد.

***
از بهشتی پرسید؛ روحانی هم می‌تونه تو شورای شهر بره؟ گفت: روحانی همه جا می‌تونه بره به شرط اینکه علم اون رو داشته باشد نه اینکه تکیه‌اش به علوم حوزوی باشه.

گفت: صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر کاری رو نمی‌ده.

***
صبح بود، یه اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خونه بهشتی. یه نگاهی و براندازی کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، یکی گفته بود خونه بهشتی کاخه. یکی دیگه گفته بودند هشت طبقه است. راننده بهشتی‌شناس بود. همه رو آورده بود دم خونه گفته بود حالا ببینید و قضاوت کنید.

***
بنی‌صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بنی‌صدر تخلفی نکرده باید زود آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می‌کنم. بهشتی می‌گفت: هر یک ثانیه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه.

***
به جمع رو کرد و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست‌وزیری می‌خوره. حیف که التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود.

تو بدترین حالت هم، انگشت می‌گذاشت روی نکات مثبت.

***
الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه!

بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌کنه نه دروغ!

***
بهشتی اسم جوان رو داده بود برای شورای صدا و سیما. گفته بودند ولی این مخالف شماست، کلی علیه شما دنبال سند بوده! گفت: او جویاست و کنجکاو. چه اشکالی دارد که سندی پیدا کند و مردم رو آگاه کند.

***
همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند که بهشتی رو بیاره. اومده بود که آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش.

اخم باهنر رو که دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم.
***
به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساک خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.»

قاضی رو توبیخ کرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات…

***
مترجم ترجمه کرد؛ «هیأت کوبایی می‌خواهند با شما عکس یادگاری بگیرند». همه ایستاده بودند تو کادر جز مترجم! پرسید مگه شما نمی‌آیی؟ گفت: همه می‌دونند من توده‌ایم، برای شما بد می‌شود. خندید؛ باید شما هم باشید، دقیقاً کنار من! کادر کامل شد.

***
گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.

***
رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت…

***
با بی‌ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یک مسلمان اینطور حرف بزنی.

هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: شریعتی که جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.

***
اومده بودند در خانه بهشتی که یک مقام سیاسی خارجی می‌خواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیکته بگویم. جمعه‌ام متعلق به خانواده است.

نرفته بود. «بابا آب داد». بنویس پسر بابا!

چند نکته ساده برای پیشگیری از آنفلوانزای نوع آ

آبان ۲۳ام, ۱۳۸۸

عادت کپی پیست کردن مطالب عادت خوبی نیست و من هم از آن بیزارم. از نظر من استفاده از دسترنج دیگران به نام خود است حتا اگر منبع نوشته هم ذکر شود (عقیل جان! بر ما خرده نگیر چون از نظر حقوقی ساز و کار حقوق مولف را نمی‌دانم). اما کسی که این مطالب را نوشته با هدف آگاهی مردم برای جلوگیری از یک فاجعه جهانی نوشته و به طور حتم به توزیع آن میان مردم دل بسته است و کاری به ذکر نام خود نداشته است. من هم این متن را از ایمیل‌های دریافتی با چند کلیک کپی پیست می‌کنم به این امید که هدف نویسنده‌ی این مطالب برآورده شود:

در هنگام اپیدمی جهانی یک بیماری، امکان عدم تماس با عامل آن بیماری تقریباً غیرممکن است در حالیکه امکان پیشگیری از ابتلاء به آن وجود دارد. هنگامی که هنوز سالم هستید و بدن شما علائمی از ابتلاء به آنفولانزای نوع A را نشان نمی‌دهد، رعایت چند دستورالعمل ساده از ابتلاء به بیماری و یا توسعه آن جلوگیری می‌نماید. تنها راه ورود ویروس آنفولانزای نوع A از طریق دهان یا بینی می‌باشد. برای پیشگیری از بیماری کافیست نکات زیر را رعایت نمائید:

  1. دستهای خود را چندین بار در روز بشوئید.
  2. هیچیک از اجزاء صورت خود را لمس نکنید و در مقابل این وسوسه مقاومت نمائید. (مگر برای خوردن، نوشیدن، شستشو و سایر امور ضروری)
  3. دوبار در روز با آب نمک ولرم قرقره نمائید (می‌توانید از محلول لیسترین نیز استفاده نمائید.) ویروس آنفولانزای نوع A از هنگام ورود از طریق دهان یا بینی به مدت ۲ الی ۳ روز در گلو باقی‌مانده و همانجا تکثیر می‌شود. با قرقره محلولهای ضد‌عفونی کننده مانند آب نمک یا لیسترین می‌توانید از تکثیر ویروس و ابتلاء به بیماری جلوگیری نمائید. این توصیه ساده را بی‌اهمیت تلقی ننمائید.
  4. همانند بند ۳، بینی خود را نیز حداقل یک بار در روز با آب نمک شستشو نمائید. این موضوع ممکن است برای برخی افراد کمی مشکل بنظر برسد اما با کمی تمرین موفق خواهید شد.
  5. مصونیت خود را از طریق مصرف غذاها و میوه‌های حاوی ویتامین C افزایش دهید. چنانچه ناچار از مصرف قرصهای ویتامین C می‌باشید، از وجود روی (Zinc) در آنها اطمینان حاصل نمائید.
  6. هرچه می‌توانید مایعات گرم مانند چای،‌قهوه و …. بنوشید. اثر نوشیدن مایعات گرم مشابه قرقره نمودن آب نمک اما بصورت معکوس می‌باشد. با قرقره نمودن، ویروس را از بدن خارج می‌نمائیم و با نوشیدن مایعات گرم، ویروس را به داخل معده انتقال می‌دهیم که در آنجا امکان تکثیر ندارد.

“دکتر وینای گویال”
۴ ماده غذایی برای مقابله با آنفلوآنزای A

مصرف هویج، قارچ، انار و چای سبز از جمله اقدامات پیشگیرانه در برابر ابتلا به آنفلوانزای خوکی است. همانطور که می‌دانید هر روز بر شمار مبتلایان به آنفلوانزای A افزوده می‌شود، پس برای عدم ابتلا به این بیماری و حذف این روند، پیشگیری‌های اساسی باید صورت گیرد. در اینجا متخصصان به توضیح ۴ ماده غذایی پرداخته‌اند که سیستم ایمنی بدن را در مقابله با این ویروس مقاوم‌تر می‌کند. توجه کنید که ویروس آنفلوآنزای A روزانه تغییر شکل می دهد.

هویج

برای مقابله با این بیماری، هویج انتخاب مناسبی است، چراکه منبع غنی از بتاکاروتن است و بتاکاروتن، مقاومت بدن را در مقابله با این بیماری، بالا می‌برد.طبق تحقیقات هر چه بتاکاروتن بیشتر مصرف شود، سلول‌های ایمنی بدن که شامل سلول‌های کشنده طبیعی هستند، گسترده‌تر می‌شوند. طبق تحقیقات اخیر‌ با استفاده از قارچ، سلول‌های کشنده طبیعی افزایش پیدا می‌کنند و در نتیجه سیستم ایمنی بدن مقاوم‌تر می‌شود.

انار

یکی از دلایلی که از اناربه عنوان میوه‌ای فوق‌العاده یاد می‌شود، داشتن خاصیت آنتی‌اکسیدانی آن است.انار بیشترین ظرفیت آنتی اکسیدانی را برای مهار یا خنثی‌سازی رادیکال‌های آزاد دارد و با داشتن این خاصیت می‌تواند با بیماری‌های مختلف از جمله آنفلوانزا، مقابله کند.  اگر انار در دسترس شما نیست می‌توانید از آب انار بدون شکر استفاده کنید.

چای سبز

در چای سبز نوعی آنتی اکسیدان به نام “کاتچین” وجود دارد که می‌تواند سلول‌های ایمنی بدن را افزایش دهد و طبق تحقیقات انجام شده، این ماده حرکت انتشار ویروس را کند می‌کند. از دیگر ترکیبات چای سبز،”ال‌تیانین” است. طبق تحقیقاتی که در هاروارد انجام شده، این ماده، مقاومت سیستم ایمنی بدن را افزایش می‌دهد.

منبع: نامعلوم، از طریق ایمیل‌های دریافتی از دوستان

رباعی

آبان ۲۱ام, ۱۳۸۸

ششدانگ نوشته ام به اسمت بشود
دل راکه به چشمکی طلسمت بشود
بانو به خودش قسم خدا بخشنده است
سهم منی و الهی قسمت بشود

MRK

رشوه !!!

آبان ۲۰ام, ۱۳۸۸

عدم اجرای قوانین،دریافت رشوه،فساد ،پارتی و…..در دستگاه های اجرایی،قضایی و… یکی از معضلات ودغدغه های جامعه امروزی به شمار میرودکه تاحالا کسی منکر وجودش نشده وهمه هم به نوعی با اون کنار اومدن.براستی تواین موارد ضعف از قانونه یابرخی کارگزار مریض،یا عدم اشنایی مردم با قوانین؟
بذارین این جوری شروع کنیم:حدود دوهفته قبل دوتا جوان به فرمانداری مراجعه کردندوشکایتشون رو ازماموران گشت نیروی انتظامی که ازشون تقاضای رشوه کرده بودند رومطرح کردنددر حالی که خلافی هم مرتکب نشده بودند.با پیگیری هایی که صورت گرفت مامورین مورد توبیخ قرار گرفتند و قرار شد پرونده اونها هم به دادگاه فرستاده بشه ،اما شاکیان کوتاه اومدند وشکایتشون رو پس گرفتند. درسته فرمانده انتظامی ماموران متخلف رو توبیخ وتبعید کرد،اما متاسفانه بعد متوجه شدیم یکی از شاکیان در همان لحظه ابتدایی مبلغ رشوه را تقدیم کرده بود.این ماجرا ورویداد های مشابه به وفور وجود دارد.به نظر من خیلی از مردم ما با قوانین اشنا هستند ومیتوانند در این گونه موارد حقوق خود را در چهار چوب قانون مطالبه نمایند،اما متاسفانه ساده ترین راه یعنی …را انتخاب میکنند.باواحد امنیتی انتظامی فرمانداری درمورد نمونه این موارد مشابه که در جامعه مطرح میشه صحبت کردم اونها هم برخورد با برخی از این معضلات رامنوط به داشتن مدرک مستدل نمودندواینکه خیلی از افراداین ادعاها رو مطرح میکنند در حالیکه قادر به اثبات ان نیستند.

تشــابه !

آبان ۲۰ام, ۱۳۸۸

پلیس آنها

ترافیک مدرس خلاص شدنی نبود . انداختم فرعی های ظفر که مثلاً زرنگی کرده باشم . غافل از آنکه آنجا اوضاع خرابتراست . خیابان شده بود یک پارکینگ طولانی . ( نگو کاشف بعمل آمد علتش مانور پلیس مقتدر برای روان سازی ترافبک (!) بوده است . ) هنوز صد متری نرفته بودم که بخار از کله کاپوت محترم پراید فکستنی ام بلند شد . ناچار منتهی الیه سمت راست خیابان نگه داشتم . کاپوت را که بالا زدم حدسم درست از آب در آمد . فن ماشین کار نمی کرد . جعبه فیوز را که چک کردم به قول شاعر راز علت گشوده شد . تعمیرکار خوش انصاف (!) به جای فیوز ۲۰ آمپر ، ۵ آمپر گذاشته بود . فیور بیچاره هم به جای مکانیک محترم از خجالت آب شده بود . ( همیشه آدمهایی ( آدم ؟!)  که تا ته هر چیز می روند برایم جالب بوده است حتی دله دزدی !! ) ناچار زنگ زدم « همپای مهربان ایرانیان ! » و منتظر آمدنش شدم . پیچ رادیو را باز کردم تا تحمل لحظات سخت انتظار برایم آسانتر شود . تجربه اش را داشتم . دست کم دو ساعت معطلی روی شاخش بود .
مجری لوند رادیو جوان سرگرم حرف زدن ( به قول خودش گپ دوستانه ) با زوج جوانی بود که اخیراً دور دنیا را پیاده گز کرده بودند برای ابلاغ صلح دوستی ما ایرانیان (!) زن و شوهر جالبی بودند . حتی در حرف زدن هم به هم کمک می کردند . موضوع صحبت که به مشکلات و حواشی سفر کشیده شد ، هر دو به ماجرای جالبی اشاره کردند که در ترکیه برایشان اتفاق افتاده بود . در یکی از روزها که از برنامه عقب افتاده و موقع غروب به شهر نرسیده بودند ، به اجبار کنار کوره راهی چادر می زنند . هنوز چادر برپا نشده ، ماشین پلیسی از راه می رسد و مانع کارشان می شود . مجری رادیو ، ذوق زده پا برهنه وسط حرفشان پرید : بله خب ، هر پلیسی مأموران انتظامی عزیز کشورمون نمی شن که اتفاقاً همین روزا در حال انجام مانور امنیت و اقتدار درون شهری هستن و جا داره از همینجا بهشون خسته باشید بگیم !
اینبار زن حرف مجری را قطع کرد : اتفاقاً برعکس خانوم . ما دلیلش رو که از پلیس ترکیه پرسیدیم گفتش که چون نزدیک اینجا یه کلوپ شبانه هس و آخر شب ممکنه بعضی مردا که مست کردن مزاحمتون بشن ، بهتره که اینجا چادر نزنین . بعدش هم ما رو سوار ماشین خودش کرد و به یه باغ بزرگ برد و ما تو محوطه باغ که خیلی هم با صفا بود چادر زدیم . تازه جالبیش این بود که پلیسه شیفت کاریش هم تموم شده بود و خارج از وظیفه این لطفو در حق ما کرد. بیچاره بنفشه رافعی ( مجری رادیو ) به مِن و مِن افتاده بود . با همه حاضر جوابیش معلوم بود که غافلگیر شده است .

پلیس مـا
هنوز خنده ام تمام نشده بود که صدای فحش رکیکی توجهم را جلب کرد . پیاده شدم ببینم منبع صدا کجاست . پ‍‍ژویی  که راننده اش خانم میانسالی بود چند سانتی در خط مخالف رفته بود . حالا مأمور مربوطه با زشت ترین الفاظ داشت ابراز اقتدار می کرد . طبق آنچه قانون می گفت راننده ٢٠۶ مرتکب«خلاف» شده بود که جریمه اش حداکثر هفت هزار تومان بود اما کار مأمور « جرم » بود و مجازاتش حداقل ۶ ماه حبس و ٧۴ ضربه شلاق . تازه به یاد نداشتم در کشوری « خلاف » را با « جرم » مجازات کنند آنهم توسط مأموری که اصلاً وظیفه اش این نباشد . کشوری است این ایران . رگبار فحشها هنورز ادامه داشت . مانده بودم بروم یا نه که نگاه مأمور متوجه من شد . حالا زن را رها کرده و کمی  رو به من با همان عصبانیت و دهان کف کرده گفت :حریچت ( حرکت ) کن ! حریچت کن ! یالا ! . دیگر کاملاً به من رسیده بود و با این جمله آخرش مقادیر متنابعی تف و کف را هم به طرف من پرتاب کرد . باقیمانده دور دهان و روی ریشش ماسیده . لهجه عجیبی داشت . نتوانستم تشخیص بدهم کجایی است . شنیده بودم برای مانور خیلی از نیروها را از نا کجا آباد آورده بودند . پس حقیقت داشت.
به آرامی جوابش دادم : منم می خوام حرکت کنم . ولی می بینی که . جوش آورده . اون حرکت نمی کنه. سعی کردم آرامشم را به او منتقل کنم . بی فایده بود . با همان لحن پرخاشگرانه ادامه داد : من حالیم نیست حریچت کن وگرنه چراثقال ( جرثقیل) میجم ببره . معلوم بود نه به حرف من توجه کرده نه کاپوت بالازده ماشین . ممکن نبود اینقدر پرت باشد که نفهمد ماشین خراب تا درست نشود راه نمی افتد . این بار کمی جدیتر جوابش دادم : سرکار خرابه . می فهمی یعنی چه . اگه خیلی دلت به حال ترافیک سوخته به چند تا از این سربازا بگو هل بدن ماشینو ببرم تو یه کوچه تا تعمیرکار برسه .
ــ تیرافیچ کدومه . سردار … تیمسار …می خواد رد بیشه . (  معلوم شد علت تحرکشان چه بوده. دلشان به حال ترافیک نسوخته بود .)
ــ سرلشکرش هم که بخواد بیاد تا هل ندین یا مکانیک درسش نکنه وضع همینه .
__ حالا حیسابتو می رسم .
راهش را کشید و جلوتر رفت . چیزی زیر لب نثارش کردم . چند دقیقه بعد ماشین فرمانده شان به سرعت از کنارمان گذشت . مثل آدمهایی که چرت می زنند ، سرش تکان می خورد . ربع ساعتی نگذشته بود که سر و کله آن مأمور دوباره پیدایش شد . از همان دور داد زد : با من یکی بدومی کنی  گوفتم برات جریمه نیویشت . حسابی هم نوشت . دندانهای کرم خورده اش از دور پیدا بود .
یاد ضرب المثل  باپیروی خدابیامرزم افتادم . سانسورشده اش این است :  ببین با طناب کیا داریم می ریم ته چاه !!!

از خاطرات نوشته شده برای وبلاگ«شکایت نامه»

خشکی و خشکسالی: اثرات و راه کارها

آبان ۱۹ام, ۱۳۸۸

Aridity  پدیده خشکی با Drought اصطلاح خشکسالی متفاوت است . خشکی به یک فقدان عمومی ازبارندگی  اشاره دارد و حاکی از شرایط مزمن یا ادامه دار می باشداما خشکسالی اشاره به انحراف از شرایط متوسط یا عادی دارد. این وضعیت زمانی اتفاق می افتد که میزان بارندگی کمتر از ٧۵ درصد متوسط بارش در یک دوره طولانی در یک منطقه باشد . خشکسالی ویژگی واقعی یک منطقه نبوده و در هر رژیم آب و هوایی ممکن است اتفاق بیفتد حتی مناطق مرطوب که مقدار بارش نسبت به مناطق خشک بسیار زیاد است . خشکسالی بطور کلی بر تمامی فعالیتهای بشری از جمله اموراقتصادی کشاورزی، منابع طبیعی، صنعتی  اجتماعی  مهاجرت، فقر و امور خدماتی و فرهنگی نابهنجاریهای فرهنگی و توریسم تأثیر می گذارد. .خشکی نوعی ویژگی دائمی آب و هوائی یک منطقه است که عبارتست از عدم کفایت بارش درحد لازم برای رشد و حیات در آن منطقه. خطرات ناشی ازخشکسالی خیلی بیشتر از خشکی است زیرا سیستمهای حیاتی منطقه خود را با وضعیت متعارف اعم از آب وهوا خشک یا مرطوب وفق می دهندو در شرایط موجود هیچ خطری آنها را تهدید نمی کند.. موقعی که بارش در منطقه خیلی کمتر از حد متوسط باشد رطوبت حاصل نیاز سیستمهای حیاتی رابه آب تأمین نمی کند و این امر موجب متلاشی شدن اکوسیستم منطقه گردد .
در دهه های اخیر در بین حوادث طبیعی که جمعیت های انسانی را تحت تأثیر قرار داده اند تعداد فراوانی پدیده خشکسالی از نظر درجه شدت ،طول مدت ،مجموع فضای تحت پوشش ،تلفات جانی ،خسارات اقتصادی واثرات اجتماعی دراز مدت در جامعه ، بیشتر از سایر بلایای طبیعی بوده است .همچنین تمایز این پدیده با سایر بلایای طبیعی در این است که برخلاف سایر بلایا این پدیده بتدریج ودر یک دوره زمانی نسبتاً طولانی عمل کرده واثرات آن ممکن است پس از چند سال وبا تأخیر بیشتری نسبت به سایر حوادث طبیعی ظاهر تا حدودی آنرا یک پدیده و بلیه خزنده می دانند
هیچ شکی وجود ندارد که بررسی اثرات مخرب خشکسالی بر کشاورزی در اولویت قرار دارد شاید یافتن راهکاری برای مقابله با این اثرات راحت ترین بخش این مسئله باشد زیرا در بیشتر کشورها عمده مطالعات برای ارزیابی و تشریح ضایعات و خرابی های حاصل از پدیده خشکسالی و اثرات آن بر تولید محصولات می باشد.
یکی از خطرناک ترین و مخرب ترین اثرات خشکسالی ضایعاتی است که بر محیط زیست و منابع طبیعی و زیستگاه ها واکوسیستم ها ایجاد می شود.  این موضوع به دقت زیادی نیاز دارد چرا که جامعه عملاً قادر به انجام هیچ کاری برای جایگزینی و جبران اکوسیستم های تخریب شده و مرده نیست. بنابراین جلوگیری از نابودشدن منابع طبیعی بالاخص در مناطق حساس تنها اقدام موثر در این شرایط است. پدیده خشکسالی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بر دامپروری و دامداری اثر می گذارد.
این پدیده اثرات مخربی نیز بر مدیریت آب خواهد داشت. کمبود آب در درازمدت به طور مستقیم بر منابع آب یک منطقه تاثیر گذاشته، سبب به هم خوردن بیلان آب و ایجاد شرایط سخت برای تامین آب می شود. از این رو برآورد دقیق منابع آب های زیرزمینی و سطحی در یک منطقه مشخص، تغییرات احتمالی این منابع و انجام محاسبات بیلان آب برای شرایط اقلیمی و هیدرولوژیکی متفاوت حایز اهمیت است.
. مسایل و شرایط حساس اجتماعی  وجود دارد که مورد تاثیر پدیده خشکسالی هستند. در بین این اثرات تاثیر پدیده خشکسالی بر بهداشت عمومی،اشتغال بیکاری، سیاست ها و روابط خارجی قابل ذکر است. پدیده خشکسالی بر ظرفیت بالقوه یک منطقه اثر کاهنده دارد، زیرا بیکاری در منطقه افزایش یافته و استاندارد سطح زندگی مردم کاهش می یابد. این امر بالاخص در مناطقی که وضعیت عمومی زندگی در سطح پایینی بوده خطرناک است.
راه کار:
با توجه به گفته های یاد شده در بالا، و شرایط اقلیمی حاکم بر شهرستان لامرد، بهتر است که در این شهرستان به پدیده مدیرت خشکی نگریسته شود تا مدیریت خشکسالی، و از نظر خشکسالی نیز بایستی به مدیریت ریسک توجه داشت تا مدریت بحران، به این معنی که علاج واقعه را باید قبل از وقوع انجام شود.
متاسفانه فعالیت های تخریبی انسان که خواسته و ناخواسته به تخریب منابع طبیعی و زیستی شهرستان و حوزه های آبخیز آن شده است، پدیده خشکی وبه تبع آن اثرات زیانبار خشکسالی را  تشدید کرده است.  البته روشن است که بخش بزرگی از این تخریب و قهقرا به واسطه نیاز و وابستگی بخشی از اجتماع به طبیعت رخ داده است.  بهره برداری از طبیعت از سر نیاز متاسفانه مدیریت نشده و سبب ناپایداری و شکنندگی هر چه بیشتر طبیعت شده است.
در مبحث مدیریت خشکی لازم است تدابیری اندیشیده شود که در راستای آنها  تامین، توزیع و مصرف آب به تعادلی پایدار برسد. باید توجه  داشت که مدیریت خشکی و خشکسالی یک پدیده بین بخشی است که از عهده تنها یک نهاد خارج است و نهادهای مختلف لازم است تا در این راستا با هم همکاری داشته باشند.  به طور کلی هر فعالیتی که باعث بهبود کمی و کیفی منابع آب شود گامی در جهت مدیریت خشکی و خشکسالی می باشد. در این راستا می توان پیشنهادهای زیر را  در قسمت مدیریت تامین آب ارایه کرد.

۱-  احیا و بهبود پوشش گیاهی در بالا دست حوزه های آبخیز:  وجود پوشش گیاهی مناسب در حوضه های آبخیز سبب می شود که  نفوذ پذیری خاک افزایش یافته و مقدار آب ناشی از بارندگی بیشتری به درون آبخوان ها تغذیه شود، از سوی دیگر پوشش گیاهی مناسب با کاهش سرعت رواناب باعث می شود که فرصت نفوذ بیشتری در اختیار آب قرار گیرد.  همچنین این پوشش گیاهی می تواند با تعدیل دما و سایه اندازی و کاهش سرعت باد بر روی خاک میزان تبخیر از سطح خاک را کاهش داده از سوی دیگر وجود این پوشش گیاهی باعث می شود که فرسایش خاک بر اثر باد و آب به  خوبی کاهش یابد. فراموش نشود که خاک یک ذخیره استراتژیک و ارزشمند و منبع تامین و ذخیره آب می باشد.
نکته مهمی که در این میان بایستی مورد توجه قرار گیرد، مسایل اقتصادی و اجتماعی می باشد. که لازم است برای موفقیت در طرح های مدیریت منابع طبیعی به آن توجه شود.  اجرای طرح مدیریت منابع طبیعی قطعا مشکلاتی را برای معیشت گروهی از افراد اجتماع که به این منابع وابسته هستند پدید می آورد و  می توان گفت که اگر برای رفع این مشکل، چاره ای اندیشیده نشود اجرای هر طرحی با شکست مواجه خواهد شد.  بنابراین لازم است که راه کارهایی اندیشیده شود تا در قالب آن بتوان شیوه معیشت این دسته از افراد جامعه را تغییر داد و وابستگی آنها به منابع طبیعی را قطع و یا به طور چشمگیری کاهش داد.

۲-  احیا و توسعه پوشش گیاهی در پایین دست حوضه ها و فعالیت های بیابان زدایی :

۳-  انجام عملیات آبخیزداری سازه ای : تلفیق اینگونه طرح ها با طرح های توسعه پوشش گیاهی نتایجی به مراتب بهتر ی را به دنبال خواهد داشت.

۴- توجه به سیستم های سنتی استحصال آب باران و به روز و مدرن کردن اینگونه طرح ها به همراه توسعه آنها  چه در محیط های شهری و روستایی و چه در محیط های طبیعی می تواند نقش بسیار موثری در کاهش اثرات خشکی و خشکسالی و تامین آب مورد نیاز انسان و دام  و حتی کشاورزی در فصول خشک داشته باشد.  توجه به وسعت مناطق مسکونی  و سطوح غیر قابل نفوذ در مناطق مسکونی( آسفالت خیابان ها، حیاط و بام خانه ها) می تواند بیانگر پتانسیل این روش برای تامین آب مورد نیاز باشد.

۵- توجه به دانش بومی و سیستم های سنتی استفاده از سیلاب در کشاورزی و باغ داری و مدرنیزه کردن آنها:   منطقه جنوب فارس از جمله بسیاری از مناطق خشک ایران است که گذشتگان ما برای مقابله با خشکی تدابیر بسیار جالبی اندیشده و آن را اجرا کرده اند.  .

۶- استفاده از آب های نامتعارف:  امروزه در دنیا و مناطقی که مشکل کمبود آب دارند بحث استفاده از آب های نامتعارف بسیار گرم می باشد.  آب های نا متعارف به آب هایی گفته می شود که از نظر کیفیت در سطح بسیار پایینی قرار دارند.  برای استفاده از این نوع آب ها روش های گوناگونی از استفاده از گونه های گیاهی مقاوم گرفته  تا ترکیب اینگونه آب ها با آب های با کیفیت بهتر  وجود دارد.

۷- استفاده دوباره از پساب شهری و صنعتی :  امروزه با توجه به مشکلات کمبود آب در بسیاری از نقاط دنیا،  طرح های استفاده دوباره از فاضلاب های شهری و صنعتی به طور جدی دنبال می شود.  محل استفاده دوباره از  این پساب ها بر اساس مراحل و روش تصفیه آن متفاوت است. و حتی در بعضی از نقاط دنیا تصفیه این پساب ها به شکلی است که از آن در مصرف آشامیدنی استفاده می شود.  با توجه به اینکه طرح انتقال آب شیرین محرم به شهرستان لامرد در آینده به بهره برداری می رسد، اهمیت استفاده از این روش نمود بهتری پیدا می کند. می توان پیشبینی نمود که کیفیت شیمیایی فاضلاب ناشی از این آب، از کیفیت منابع آبی موجود در شهرستان به مراتب بالاتر باشد.

موسی دهقانی
کارشناس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری لامرد

گیاهان دارویی لامرد(خیار تهلو)

آبان ۱۸ام, ۱۳۸۸

نام فارسی : هندوانه ابوجهل (حنظل)
نام  علمی  : Colocynth =  Bitter cucumber
نام محلی  :  خیار تهلو

این میوه که بنام خیار تلخ و سیب تلخ نیز موسوم است خوراکی نیست بلکه مصرف پزشکی دارد. برای مصرف پزشکی و استفاده های درمانی میوه رسیده گیاه را در فاصله ماههای تیر و مرداد می چینند و پس از خشک کردن ، به کمک کاردهای بسیار تیز پوست آن را جدا می کنند و یا قبل از خشک نمودن این عمل را انجام می دهند .
اثر شفابخش هندوانه ابوجهل :
ـ در مواردیکه مصرف یک مسهل قوی ضروری باشد از میوه این گیاه استفاده می شود زیرا هندوانه ابوجهل یا خیار تلخ دارای خاصیت مسهلی قوی با اثر قاطع می باشد.
ـ در موارد ضعف اعمال روده ، فلج امعاء و احشاء ، آب آوردن شکم ، بیماریهای کبد و انسداد مجاری صفراوی و گاهی نیز بعنوان قاعده آور بکار می رود.
ـ در احتقان و پرخونی مغز به منظور دور کردن خون از مغز و متوجه کردن آن به قسمتهای دیگر بدن مصرف می شود . در تمام موارد بالا مقدار مصرف از گرد میوه خشک شده حنظل ۰۶/ تا ۲۰/ گرم می باشد.
ـ میوه هندوانه ابوجهل چنانچه بکوبند و با سرکه مخلوط نموده روی کک مک و یا زگیل بمالند برطرف می شود.
ـ تخم یا دانه هندوانه تلخ را کوبیده بصورت ضماد در محل درد مفاصل قرار دهند اثر شفا بخش دارد .
ـ روغن خیار تلخ درمان کننده زگیل و کک مک است ، برای این منظور روغن مزبور را در محل بمالید.
ـ مسکن درد مفاصل است ، روغن خیار تلخ را بر مفاصل دردناک مالیده ، گرم نگه داشته شود.
ـ سنگینی گوش و صداهای غیر طبیعی که در گوش پیدا شده بر طرف می کند ، برای این منظور باید روغن خیار تلخ روزی سه مرتبه هر دفعه ۲ قطره در گوش بریزند.
ـ روغن خیار تلخ را بر کنار دندان بمالید ، ریشه دندان را سست نموده ، کشیدن دندان را آسان می کند.
جهت تهیه روغن خیار تلخ : آب خیار تلخ را گرفته به مقدار مساوی با روغن زیتون مخلوط نموده ، بجوشانید تا آبش تبخیر شود ، روغن خیار تلخ بدست می آید.
تذکر : خوردن هندوانه ابوجهل برای افرادیکه مبتلا به ورم روده هستند و برای بانوان حامله مضر و ممنوع می باشد.
هندوانه ابوجهل را در مواردی مشابه آنچه برای انسان گفته شد به منظور شفای حیوانات در دامپزشکی بکار می رود

عبدالمجید انصاری

کارشناس باغبانی-مدیریت جهادکشاورزی لامرد

وارثان و سه برد پی در پی و اولین شکست ستاره جنوب

آبان ۱۷ام, ۱۳۸۸

 از هفته پنجم مسابقات دسته اول استان فارس تیم وارثان که میزبان تیم صنایع شیراز در زمین چمن مجموعه ورزشی انقلاب بود توانست با نتیجه دو بر یک از سد مهمان خود بگذرد و به سومین برد پی در پی خود دست یابد. تیم ستاره جنوب که مهمان تیم مرودشت بود در حالی که تا دقایق پایانی یک بر صفر از حریف خود جلو بود در دقایق پایانی دو گل دریافت کرد تا اولین شکست فصل خودرا تجربه کند.

www.lamerdsport.ir

مشکلات و موانع تحقق کشاورزی پیشرفته و یا برنامه پذیر کردن کشاورزی کشور

آبان ۱۷ام, ۱۳۸۸

یکی از مهمترین اهداف سند چشم انداز ۲۰ ساله کشور کسب رتبه نخست اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در بین کشورهای منطقه است که به علت :
۱ـ قابلیت ها ، ظرفیت ها و مزیت های ملی و منطقه ای بخش کشاورزی
۲ـ وابستگی گسترده توسعه همه بخش های اقتصادی ( صنعت ، بازرگانی و … )به کشاورزی
۳ـ نقش محوری کشاورزی در تأمین امنیت غذایی و نقش راهبردی امنیت غذایی در استقلال کشور به عنوان یکی از شعارهای محور انقلاب اسلامی
ـ توسعه کشاورزی ، اساس توسعه اقتصادی و اقتصاد ملی است .
ـ تحقق کشاورزی پیشرفته و مدرن ، امری اجتناب ناپذیر برای دستیابی به اهداف سند چشم انداز ۲۰ ساله کشور محسوب می گردد .
کشاورزی پیشرفته؛ صرف مدیریت علمی مراحل کاشت ، داشت و برداشت جهت دستیابی به تولید حداکثر و کیفی تر در واحد سطح نیست بله امروز به مفهوم برنامه ریزی و مدیریت هماهنگ کل زنجیره اقتصادی محصولات کشاورزی از حلقه تأمین نهاده ها و ماشین آلات ، تولید ، خرید ، تبدیل ، بسته بندی ، فروش تا حلقه صادرات در این زنجیره است .
بنابراین شرط اساسی برای تحقق این امر ، ایجاد امکان برنامه ریزی و مدیریت هماهنگ کل زنجیره اقتصادی و محصولات کشاورزی و به طور خلاصه برنامه پذیر کردن کشاورزی کشور است.
۱ـ عوامل درونی شامل :
تعدد عوامل سیاستگذار ،برنامه ریز و مجری عدم واگذاری امور تصدی گری در هر یک از حلقه ها و همچنین کل زنجیره اقتصادی محصولات کشاورزی :
۱ـ۱ در بخش تولید :
ـ خرده مالکی واحدهای بهره برداری
ـ کم سوادی یا بی سوادی کشاورزان
ـ پیری جمعیت کشاورز
ـ خرد بودن یا فقیر بودن سرمایه کشاورز و نیز سهم موجودی ۱/۶ درصد از کل سرمایه اقتصاد کشور در بخش کشاورزی
۲-۱ در بخش پس از تولید :
ـ تعدد عوامل مؤثر در سیاستگذاری بر برنامه ریزی و اجرای امور خرید ، تبدیل و فروش محصولات کشاورزی ، به ویژه: عوامل مؤثر در تعیین قیمت ، تعرفه ها ، مشوق ها، یارانه ها، تأمین منابع تسهیلات منابع مالی و … جهت مدیریت هماهنگ و یکپارچه کل زنجیره اقتصادی محصولات کشاورزی
۲- عوامل بیرونی شامل :
تعدد سطوح مدیریتی و اجرایی در هر حلقه ، تعدد حلقه های زنجیره اقتصادی محصولات کشاورزی ، ضعف وجود ارتباط سیستمی و عدم واگذاری امور تصدی گری به بخش های غیر دولتی .

آثار و تبعـات

آثار و تبعات مشکلات فوق بر بخش کشاورزی :
۱ـ پایین بودن شاخص نرخ رشد بهره برداری سرمایه (۲۹ درصد )، نیروی کار (۳/۵ درصد ) و عوامل تولید( ۱۳/۲ درصد) و نیز پائین بودن نرخ سرمایه گذاری در بخش کشاورزی
۲ـ پایین بودن ارزش افزوده بخش کشاورزی (۹۶/۱۳ درصد کل اقتصاد کشور در سال ۱۳۸۵)

۳ـ مدیریت ناهماهنگ و عدم عملکرد منظم ، منسجم و شبکه ای کل زنجیره اقتصادی محصولات کشاورزی
۴ـ توزیع ناعادلانه سود ناشی از تولید ، جمع آوری ، تبدیل و فروش در طول زنجیره اقتصادی محصول
۵ـ تضعیف انگیزه تولید و افزایش ریسک سرمایه گذاری در هر یک از حلقه های زنجیره اقتصادی محصول
۶ـ خروج از برنامه پذیر شدن تولید و تنظیم بازار محصولات کشاورزی

چه بایـد کـرد ؟
تجربه جهانی نشان می دهد ، صرفاً با برنامه پذیر کردن ایفای نقش های حاکمیتی دولت در تأمین نهاده ها و … و یا حتی به فرض محال با تجمیع وظایف تصدی گری امور تأمین و توزیع نهاده ها و خرید تضمینی محصول و … در دولت ، این مهم محقق نمی گردد، باید بجای نگاه انتزاعی و برنامه پذبر کردن مدیریت حلقه ها با نگاهی جامع به کل حلقه ها و به برنامه پذیر کردن و مدیریت هماهنگ کل زنجیره اقتصادی محصولات کشاورزی توجه داشت .
به بیان دیگر ، کشاورزی پیشرفته و مدرن محقق نمی شود مگر اینکه برنامه پذیر شود و از طرفی  برنامه پذیر کردن و مدیریت هماهنگ کل زنجیره اقتصادی محصول صرفاً با برنامه پذیر کردن  کشاورزان قابل دستیابی بوده و این مهم نیز محقق نمی گردد مگر با :
۱ـ ساختمند کردن جامعه هدف در قالب تعاونی ها و تشکل های کارآمد ، توانمند ، یکپارچه ، مسئول و پاسخگو
۲ـ هدفمند ، هماهنگ و یکپارچه سازی مدیریت تعاونی ها و تشکل ها در متن اتحادیه ها و انجمن های استانی و ملی در متن بخش کشاورزی
۳ـ سازماندهی ، ساماندهی و توانمند سازی تعاونی ها و تشکل ها و تخصصی کردن فعالیت تعاونی ها در متن اتحادیه های تخصصی محصولات کشاورزی
۴ـ واگذاری امور تصدی گری مربوط به مدیریت جامع و هماهنگ زنجیره اقتصادی محصولات کشاورزی به کشاورزان متشکل شده در متن تعاونی ها و اتحادیه ها
۵ـ تعریف استاندارد ها و استاندارد سازی فعالیت تعاونی ها ، اتحادیه ها و تشکل ها در متن شبکه ( با عملکرد شبکه ای)
۶ـ تمرکز دولت بر ایفای نقش های حاکمیتی سیاستگذاری ، برنامه ریزی ، حمایت ، هدایت و نظارت بر جامعه هدف ، تنها از طریق تشکل ها و تعاونی ها ی بخش کشاورزی ( به منظور ایجاد امکان قابل سنجش و ارزیابی شدن میزان اثر بخشی اجرای برنامه ها در تحقق اهداف بخش )

عبدالحمید مزارعی
رئیس اداره تعاون روستایی شهرستان لامرد

تو دو دیده فرو بندی و گویی :« روز روشن کو؟»/قسمت دوم

آبان ۱۶ام, ۱۳۸۸

تو دو دیده فرو بندی و گویی :« روز روشن کو؟»

زند خورشید برچشمت که « اینک من!تو در بگشا .»

۴- به من پناه آورید !

ای فرزند آدم !

- همه تان گمراهید ، مگر آنکه من هدایتش کنم .

- همه تان بیمارید ، مگر آنکه من شفایش دهم .

- همه تان بینوایید ، مگرآنکه  من بی نیازش کنم .

- همه تان هلاکید ، مگر آنکه من نجاتش دهم .

- همه تان بد کارید ، مگر آنکه من صیانتش کنم و از تباه کاری بازش دارم .

- پس { اکنون که بی عنایت من راه به جایی نمی برید } به سوی من باز آیید { و به د‍ژ استوارم پناه آورید } تا با شما مهربانی کنم .

- و پرده های { عفت وعصمت } خویش را نزد کسی که اسرارتان بر او پوشیده نیست ،‌ندرید .

۵- تمثیل های عبرت آموز

ای فرزند آدم !

- کردار بی دانش و بصیرت ، چونان « رعد بی باران » است .

- و دانش بدون عمل ، به سان « درخت بی ثمر » است .

- و دانش بدون زهد و خشیت ، همچون « ارث بی زکات و غذای بی نمک و کشت وکار بر سنگ صاف » است .

- و دانش نزد احمق ، مانند « یاقوت نزد چهار پایان » است .

- و دل های سخت شده مانند « سنگ فرو رفته در آب » است ، که موعظه در دل های سخت اثر نمی بخشد .

- و موعظه نزد کسی که به آن رغبت ندارد ، چونان « ساز و آهنگ نزد مردگان » است .

- و نماز بدون زکات مال ، همسان « بدن بدون روح » است .

- و عمل و کردار بدون توبه ، چونان « ساختمان بی پایه و اساس » است .

- ایا مردمان از مکر و تدبیر خداوند ، غفلت ورزیده اند و خود را از آن در امان پنداشته اند ؟! هیچکس خویشتن را از تدبیر و کیفر خداوند در امان نمی بیند ، مگر مردمان زیانکار .

 ۶- طالبان بهشت کجایند ؟

ای فرزند آدم !

- اگر چنین است که پادشاهان بی جرم « ستمگری » خود دوزخی می شوند .

- و عربان ، به سبب « تعصب ورزی » و نژاد پرستی ،

- و عالمان با « حسد ورزی » ،

- و فقیران با « دروغگویی » ،

- و تاجران با « خیانت ورزی » ،

- و کشاورزان به سبب « جهالت » و دانش نطلبیدن ،

- و عابدان با « ریا ورزیدن در عبادت » ،

- و ثروتمندان با « تکبر » ،

- و خوانندگان کتابهای آسمانی ، با « غفلت » { و عدم ژرف نگری در معانی آنچه می خوانند } ،

- و رنگ رزان ، با « تقلب در کارشان » ،

- و زکات نادهندگان ، به سبب « ندادن زکات مالشان » ،

- { اگر اینان به سبب این امور دوزخی می شوند } پس ، طالبان بهشت ، کجایند { و به بهشت روندگان ، کیانند } ؟ !

۷- امداد الهی در مسیر پارسایی

ای فرزند آدم !

- اگر دیدگانت ، برای نگاه به آنچه بر تو حرام کرده ام ، با تو ستیز کرد { و خواست به نگاه حرامت وا دارد }، من با دو پوشش { پلک های چشم } تو را یاری کرده ام ، پس ، چشم فرو بند !

- واگر زبانت برای واداری ات به گفتن آنچه بر تو حرام کرده ام ، با تو ستیز کرد ، من با دو پوشش { لبها } تو را مدد کرده ام ، پس ، دهان فرو بند و سخن مگو !

۸- گواهان آدمیان

ای فرزند آدم !

- فرشتگانم { که ماموران منند }، شب و روز در پی تو اند و مراقب اعمال تو ، تا آنچه را می گویی و انجام می دهی ، چه کم و چه زیاد ،بنویسند .

- و آسمان_نیز _ آنچه از تو ببیند ، شهادت می دهد .

- و زمین _ هم _ به آنچه بر آن انجام می دهی گواهی می دهد .

- و خورشید و ماه و ستارگان _ نیز _ به گفتار و کردارت گواهند .

- و من _ خود _ از اندیشه های پنهانی قلبت آگاهم .

- پس خودت _ نیز _ از خویشتن غافل مباش ،

- زیرا مرگ { در پیش است } و گرفتاری فراوان در انتظار تو است { و به توشه بسیار نیازمندی }.

- و هنگامه کوچ تو نزدیک است .

- و آنچه را از پیش فرستادی ، چه نیک و چه بد ، بی کم وکاست آماده است .

- و فردا محصول اعمال خود را در می یابی .

…ادامه دارد

منبع :از اوج آسمان ( گزیده احادیث قدسی)،ستاد اقامه نماز،کاکوباتوام

 

 

وزیر راه وترابری در لامرد

آبان ۱۶ام, ۱۳۸۸

IMGA3086

IMGA3083

وزیر راه وترابری برای بازدید از طرح های راه سازی جنوب روز جمعه۱۵ابان از طریق عسلویه وارد استان فارس وشهرهای مهر ،لامرد ،خنج شد .در این بازدید حیاتی نماینده لامرد ومهر،رجاء معاون عمرانی استاندار،مدیران کل راه وترابری لاروفارس وفرمانداران لامرد ومهر ایشان را همراهی میکردندبهبهانی در بدو ورود به لامرد مورد استقبال حاج اقا شهیدی ،فرماندار واعضای شورای تامین قرار گرفت وسپس از فرودگاه وگردنه چاه شو ر وجاده علامرودشت بازدید نمود
.ایشان همچنین قول مساعدی برای ادامه وتکمیل اعتبار مسیر اتوبان دهشیخ به اشکنان دادند .
__________________________________________________________________________
بهبهانی همچنین از اتوبان های پارسیان پارس جنوبی و مهر- لامرد بازدید کرد . اتوبان پارسیان پارس جنوبی حدفاصل لامرد ومهر با ۲۶ کیلومتر طول و صرف هزینه ۱۵۰۰ میلیارد ریال اعتبار و ۹۰ درصد پیشرفت دهه فجر امسال به بهره برداری می رسد.
________________________________________________________________________
قطعه اول اتوبان دو بانده مهر – لامرد هم با ۵۵ کیلومتر طول و صرف هزینه ۵۰۰ میلیارد ریال اعتبار وزارت نفت ، تا کنون ۸۵ درصد پیشرفت داشته است.
________________________________________________________________________
در این بازدید فرماندار شهرستان مهر هم با اشاره به طرح های راهسازی در دست ساخت این شهرستان از وزیر راه و ترابری خواستار اجرای سریع طرح ساخت جاده اصلی گله دار به دارالمیزان و اتوبان فیروزآباد – جم شد. صادقی خطاب به وزیر راه و ترابری گفت : با اجرای این طرح ۷۵ کیلومتری و با صرف هزینه ۳۰۰ میلیارد ریال اعتبار علاوه بر کاهش ترافیک و کوتاهتر شدن ۲۵ کیلومتر از این مسیر از حوادث ناگوار رانندگی نیز جلوگیری می شود.
________________________________________________________________________
بهبهانی همچنین با اعلام اینکه امروز تمام روستاهای بالای ۲۰ خانوار در حوزه شهرستانهای لامرد و خنج از نعمت راه آسفالته برخوردار شده اند، گفت
.خوشحالم از اینکه امروز در دورترین نقاط ایران، که در زمانهای نه چندان دور در آنها هیچگونه مسیر ارتباطی مناسبی وجود نداشت، بهترین پروژه ها در حال ساخت است.
_______________________________________________________________________
وزیر راه و ترابری اقدامات انجام شده در این منطقه را “خوب” ارزیابی کرد و گفت: همه باید بیایند و اقدامات راهسازی در این مناطق را مشاهده کنند
.و از آنها درس بگیرند.
______________________________________________________________________
وزیر راه وترابری در جریان بازدید از راههای در حال احداث و بهسازی استانهای بوشهر و فارس گفت : طرح ساخت راه آهن شیراز- برداشوند-بوشهر-عسلویه به طول تقریبی ۶۰۰ کیلومتر با اعتباری بالغ بر یکهزارو ۵۰۰ میلیارد تومان ساخته خواهد شد.
_______________________________________________________________________

با انجام فاز ۲ مسیر لامرد-خنج طول این مسیر از ۱۴۵ کیلومتر به ۷۵ کیلومتر کاهش می یابد، علاوه براین، گردنه چاهشور نیز از این مسیر حذف می شود.این فاز شامل احداث یک تونل به طول ۱۹۸۰ متر و تبدیل جاده فرعی به اصلی برای اتصال این دو شهر است.

سفرنامه تراکمه(قسمت دوم)

آبان ۱۶ام, ۱۳۸۸

شب راه به صبح رسانده و صبح به راه افتادیم تا از دروازه بعثی ها به شهر برسیم. در همان ابتدای ورود چشممان به شهری بس نو گشوده شد که باورمان نمی شد این همان تراکمه قدیم باشد.دکّانهایی که بالای آنها خانه بود و آدمهایی که در آن زندگی می کردند.در فکر این بودم که در این مدت چقدر این بلاد رونق یافته که حتی نام بعثی ها را از روی بازار برداشته و نام ۲۲بهمن بر سردر آن چسپاندند،دکّانهایی بود که آدمهایی را به کرایه گرفته بودند و بر تن آنها جامه هایی کرده و آنرا مانکن صدا می زدند. لیکن یک چیز برایمان تعجب آور بود.که آن رفتار مردم بود.همه به چشم یک موجود غریبه نگاه می کردند وما را دانشجو صدا می زدند.در این فکر و خیالها بودم که ناگهان ارابه ای فرنگی به سرعت از کنار ما رد شدو حرفی زد، ما خوشحال شدیم که بالاخره یک نفر پیدا شدو ما را شناخت و سلامی عرض نمود،اما باز همان جوان قزلباش گفت که سلام نبود و “هو” بود.جلوتر که آمدیم دیدیم همه چیز نو شده و آدمها دستشان به دهانشان رسیده است و هر کس برای خود کاسبی شده است.اما در این میان فحش و ناسزا رونق یافته بود چرا که هر کسی می دیدی برای عرض ارادت کامل به دوستانش فحشی بس قشنگ روانه او می کرد و هر چه این دوستی و ارادت بیشتر فحش و ناسزایش قشنگر. به یاد قدیمتر افتادم و از مهربانی آن زمان چشمهایم تر گشت.آن زمان که هر کس احترامی داشت و اگر می دیدن پیری وارد مجلس می شود جوانتر ها از دور به احترامش بلند می شدند. با خود این سئوال را پرسیدم،حالا که همه می گویند ما گونی گونی پول وارد بلادمان می کنیم آیا به فکر فرهنگ هم هستند؟بر خود لازم دانستم که پیکی بفرستم و از هم کیشان خود این سئوال را بپرسم که آیا پول بی فرهنگی خوب است یا فرهنگ بی پولی ؟

اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی شهرستان لامرد

آبان ۱۶ام, ۱۳۸۸

همانگونه که اطلاع دارید امسال توسط مقام معظم رهبری سال اصلاح الگوی مصرف نام گذاری شده است. اصلاح الگوی مصرف یعنی درست مصرف کردن منابعی که در اختیار بشر قرار دارد . البته بعضی ها اصلاح الگوی مصرف را کم مصرف کردن معنی می کنند ، در  حالیکه اینطور نیست درست مصرف کردن با کم مصرف کردن تفاوت دارد . درست مصرف کردن یعنی به شکلی ما از منابع مصرف نمائیم که ضمن برآورده کردن نیاز واقعی ما از هدررفتن آن منبع مورد استفاده نیز جلوگیری نمائیم . یکی از راههای توسعه پایدار در کشاورزی که به گفته امام راحل (ره) محور استقلال کشور است درست مصرف کردن منابع است ، توسعه پایدار یعنی توسعه ای  که بدون به خطر انداختن توان نسل های آینده برای رفع نیازهای خود ،  پاسخگوی نیازهای نسل حاضر باشد. توسعه پایدار در کشاورزی مدیریت کردن و نگهداری از منابع طبیعی و جهت بخشیدن تحولات و ساختار اداری است به نحوی که بطور مداوم نیازهای بشری را تأمین و رضایتمندی نسل های حاضر و آینده را تضمین نماید. چنین توسعه ای با حفظ و حفاظت از منابع پایه مثل زمین ، منابع آب و ذخائر ژنتیکی گیاهی و جانوری توأم می باشد.
در کشاورزی استان فارس برای در واقع رسیدن به توسعه پایدار و حفاظت از منابع پایه اقدامات قابل توجه و درخوری انجام شده است که به طبع شهرستان لامرد نیز همپای سایر شهرستانها و براساس سیاستهای سازمان جهادکشاورزی فارس قدم برداشته است که می توان به اقداماتی نظیر تغییر روشهای آبیاری از سیستم سنتی به سیستم های نوین و یا تسطیح دقیق اراضی کشاورزی و تدوین الگوی کشت مناسب اشاره نموده ، باید اشاره نمود اصلاح الگوی مصرف آب در کشاورزی تنها راه برای گذر از بحران کم آبی با توجه به مصرف بیش از حد انرژی و هم چنین کاهش منابع آبی در کشور است . صرفه جویی در مصرف آب با استفاده از روشهای آبیاری نوین ماننده   قطره ای ـ نواری ـ بارانی و … می تواند تأثیر زیادی داشته باشد . آبیاری قطره ای روش مناسبی برای کاهش و هدر رفتن آب در بخش کشاورزی است که به لطف خداوند و تلاش و کوشش مجموعه جهادکشاورزی و همت کشاورزان و توجه آنان به مسائل پیش آمده در بحث آب تا حدود زیادی جای خود را در بخش باغبانی شهرستان باز نموده است بطوریکه اکثر باغات جدید الاحداث و باغات با طول عمر کم در حال تغییر روش آبیاری خود به روشهای نوین هستند.
تسطیح دقیق اراضی کشاورزی از راهکارهای اساسی و زیربنایی در بخش کشاورزی در جهت توسعه پایدار و اصلاح الگوی مصرف می باشد که بصورت گسترده دو سال است که در شهرستان شروع و در حال حاضر نیز چهاردستگاه تسطیح لیزری در حال فعالیت می باشند . حرکت به سمت کشت های گلخانه ای علاوه بر اینکه مصرف آب در بخش کشاورزی را کاهش می دهد ، میزان محصول تولیدی را به چندین برابر افزایش می دهد. در همین زمینه اقداماتی نظیر: تسطیح نسبی و لیزری اراضی کشاورزی در سطح ۵۹ هکتار در سال ۸۷ ، اجرای آبیاری نوین به میزان ۵۵ هکتار در سطح مزارع و باغات شهرستان در سال ۸۷ و ۵۹ هکتار در ۷ ماهه اول سال۸۸ ، صدور مجوز و احداث ۱۵ هزار متر مربع گلخانه سبزی و صیفی و حذف ارقام دیررس گندم مانند استار و جایگزینی رقم شیرودی با توجه به مصرف کمتر آب در این رقم از سوی مدیریت جهادکشاورزی شهرستان انجام گرفته است. طبق برآوردها در ۳۰ سال آینده مردم جهان نیازمند حدود ۶۰ درصد غذای بیشترند و لذا منابع موجود در صورت درست استفاده نشدن جوابگوی نخواهد بود . از اقدامات اساسی شهرستان لامرد ترویج کشت گلخانه ای است به حمدالله اقدامات خوبی در این راستا انجام و تاکنون تعدادی واحد تولیدات محصولات گلخانه ای توسط کشاورزان شهرستان احداث و در حال فعالیت می باشند که چنانچه منابع تسهیلاتی آن توسط مسئولین محترم فراهم گردد در آینده نه چندان دور شهرستان لامرد می تواند یکی از شهرستانهای تولید کننده محصولات گلخانه ای در سطح کشور باشد.

عبدالحسین امینی
مدیرجهادکشاورزی شهرستان لامرد

می آیی

آبان ۱۵ام, ۱۳۸۸

سلام

سرچشمه دل فرات شد می آیی
آیینه جشم مات شد می آیی
دیشب که برای تو دعا می خواندم
آقا به دلم برات شد می آیی
فریبا تقی زاده

مکالمه ی رایگان با مرکز ملی پاسخ گویی به سؤالات دینی-۰۹۶۴۰

آبان ۱۴ام, ۱۳۸۸

به نام خدا

سلام

از یکی از دوستان لامردی درخواست کردیم تا زحمت نوشتن مطلبی برای آشنایی با  این مرکز را بکشند، اون بزرگوار هم مطلب پایین را نوشتند.

« دیگر نیازی نیست به دنبال روحانی برای پرسیدن سؤالات شرعی خود باشید.

عکس از سایت ویکی پدیا
با شماره ۰۹۶۴۰ تماس گرفته و با مکالمه رایگان  سؤالات شرعی خود را از روحانیون این مرکز بپرسید. اگر باورتان نمی شود می توانید حتی  با شارژ صفر هر چقدر که دوست دارید صحبت کرده و سؤالات خود را بپرسید:  (چه خصوصی وغیرخصوصی ) در ضمن این مرکز از معتبر ترین مراکز پاسخ گویی به سؤالات شرعی می باشد.»

دوبیتی

آبان ۱۳ام, ۱۳۸۸

سلام. با چشمه ای از غزل خلیل ذکاوت نفسی تازه کردیم حال دل را به دو بیتی های جاری از این چشمه اما از محمدرضا کهن سال می سپاریم.

سرود سیب و گندم با دو بیتی
تمام حرف مردم با دوبیتی
وضوی دل همیشه یک غزل بود
شکسته دل تیمم با دوبیتی
……………..
میون دفتر شعرم بهاره
گلی از تو به رسم یادگاره
گل مو تیغ داری وای بر مو
غزلها رو تو کردی چارپاره
محمدرضا کهن سال

گیاه دارویی بابونه

آبان ۱۳ام, ۱۳۸۸

گیاهان داروئی منطقه
بابونه
نام علمی :  Marticaria chamomilla
نام محلی : بوتک

این گیاه به اوضاع اقلیمی خاصی نیاز ندارد . البته در مناطق گرم و آفتابی گلهای بیشتری تولید می کند.
بابونه یا بوتک میزان تهوع  ، استفراغ و تشکیل گاز در روده ها را کاهش می دهد . در ایجاد آرامش ، کاهش ورم ناشی از بریدگی ها مفید بوده و شرایطی نظیر اگزما ، التهاب لثه ها را نیز درمان می کند.
این گیاه درمان کننده میگرن ، بی اشتهایی و زخم معده بوده و موجب کاهش اختلالات یائسگی می گردد.
بابونه همچنین باعث تسکین درد دندان بندی کودکان ، دفع کننده کرم و در رفع زردی مؤثر است.
بابونه به شکل گلهای خشک در قالب فله ، چای ، تنتور و همچنین بصورت کرم و پماد یافت می شود.

تهیه کننده:  عبدالمجید انصاری
کارشناس باغبانی جهادکشاورزی لامرد

۱۳ آبان تبلور خشم ملت ایران از استکبار و استعمار

آبان ۱۲ام, ۱۳۸۸

پس از رایزنی های فراوان و کش و قوس های کار و پاکسازی هائی که در بدنه رژیم پهلوی انجام شد بالاخره درمهرماه ۱۳۴۲ لایحه مصونیت قضائی اتباع آمریکائی در ایران مطرح و توسط هیئت دولت وقت تصویب شد و مراتب فی الفور به استحضار سفارت آمریکا رسید و توسط وزارت خارجه نیز مراتب رضایت رژیم از تصویب آن به سفیر وقت آمریکا اطلاع داده شد . در سال ۱۳۴۳ این لایحه در مجلسین شورای ملی و سنا نیز تصویب شد . چندی بعد نشریه داخلی مجلس حاوی بحث ها،سخنرانی ها و گفتگوهای نمایندگان به همرا دفاعیات رئیس دولت وقت به دست مبارک امام خمینی رسید و ایشان شروع به مقابله و افشاء جریان برای آحاد مردم و علما نمودند . رژیم برای آرام کردن امام تمامی تلاش ها و لابی های خود را بکار برد ولی افاده ای نکرد تا اینکه آخرین اقدام برای ساکت نمودن مقام مرجعیت یعنی تبعید امام خمینی بعمل آمد و ایشان در شب ۱۳ آبان ۱۳۴۳ پس از محاصره منزل ایشان توسط کماندوهای رژیم و دستگیریشان و انتقال به تهران در روز ۱۳ آبان توسط هواپیمای نظامی به کشور ترکیه تبعید شدند. ساواک پس از این اقدام در اطلاعیه ای که از رادیو تلویزیون خوانده شد گفت:

” طبق اطلاع موثق و شواهد و دلائل کافی چون آقای خمینی و تحریکات مشارالیه ، علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد ، لذا در تاریخ ۱۳ آبان ماه ۱۳۴۳ ، از ایران تبعید گردید .”

با تبعید امام خمینی حرکت جنبش اسلامی که از سال های قبل شروع آن توسط امام کلید خورده بود سرعت بیشتری یافت و درسال های۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ به اوج خود رسید و در سال ۵۷ حرکات مردمی بصورت عام کمر رژیم را شکست و در ۱۳ آبان سال ۵۷ نیز حرکت خود جوش دانش آموزان بر علیه رژیم به خاک و خون کشیده شد و حدود ۱۰۰ نفر از دانش آموزان به شهادت رسیدند که برگ دیگری از این تاریخ رقم خورد. درست ۱۵ سال پس از آغازحرکت پر برکت امام خمینی یعنی در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ در کمتر از یکسال پس از پیروزی انقلاب اسلامی در حرکتی انقلابی دیگر که امام خمینی آنرا انقلاب دوم ملت ایران نام نهادند مرکز لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام تصرف و آنهمه برکات آن برای ملت ایران رقم خورد .

بعدها ۱۳ آبان بعنوان روز تبلور استکبار ستیزی ملت ایران و برائت از استعمار پذیری و اعلام بزرگواری و بزرگ منشی ملت و کشور ایران و پاسخگوئی دندان شکن به استعماری که در دوره ای تقریبا ۲۰۰ ساله در توهینی بزرگ به ملت ایران ، کشور ایران را به استعمار کشانده بود ۱۳ آبان روز ملی مرگ بر آمریکا بعنوان رأس هرم استعمار و استکبار تعیین شد.

همه باید این را بدانند که بابت این روز شریف که یوم الله است، ملت بزرگ ایران اسلامی هزینه های هنگفتی را چه از لحاظ معنوی و چه مادی تا کنون پرداخته است که به همه جهانیان و وجدانهای بیدار ثابت کند که ملتی بزرگ و شریف و استعمار ناپذیر است و باید استعمارگران نیز تاوان دوره ای که به این ملت و کشور توهین کردند را بپردازند . ملت ایران این روز شریف را هرگز از خاطره خود دور نکرده و هرگز نیز نمی پذیرد که در آن خللی وارد شود.

وجدان های بیدار در تمامی اقشار ملت ایران بلکه عموم ملت ایران این روز بزرگ را تحت هیچ شرائطی دگرگون نخواهند کرد و دگرگون هم نخواهد دید و هر کس و هر چیز که بخواهد بر این روز عظیم خدشه ای خواه کوچک یا غافلمندانه و حتی سهوی وارد نماید را نیز نخواهد بخشید . این روز روزی است که شرافت ملی ما بر آن حاکم است و روزی نیست که بتوان با شرافت عمومی شوخیی حتی سهوی کرد و همه باید بدانند که این روز پاسخ دندانشکن ملت ایران به تمامی اهالی استعمار قدیم و خبیث انگلیس و استعمار جدید و ملعون سفتانه آمریکا است که در دوره ای از تاریخ کشور ما که چندین نسل را در خود جا داده بود به استعمار گرفتند و کشور و ملت رشید ما بابت آن هزینه های هنگفتی را ظالمانه متحمل شدند و چه شهدائی که نثار این موضوع شد از امیر کبیر و امثال ایشان و رئیس علی و شیخ فضل الله و … تا مطهری و مفتح و بهشتی و امثال آنها گرفته تا جنگ هاو هزینه های هنگفتی که بابت خوشایند استعمار بر ملت ما تحمیل شد همه و همه خسارات جبران ناپذیری است که تبلور آن اخم کشور و ملت ما در روز ۱۳ آبان است . پس برای این روز کشور و ملت ایران با هیچکس و گروه و کشوری تعارف ندارد و یا معامله نمی نماید و همه باید مواظب عدم ایجاد انحراف در آن باشند و اجازه ندهند که کسی در دفاع از استکبار و استعمار این روز بزرک را خدشه دار نماید . خلاصه این روز خدشه ناپذیر و شوخی ناپذیر است .

فرا رسیدن روز ملی ۱۳ آبان بر تمامی اقشار ملت ایران و کشورسرفرازمان مبارک .

آمار بازدید از نوشته‌های سایت

آبان ۱۲ام, ۱۳۸۸

از مدتی پیش نرم‌افزاری برای ثبت بازدید از مطالب نصب شده که امروز خلاصه‌ای از بیشترین از بازدیدها را خدمت شما عرض میکنم.

آمارهایی که به زودی اعلام خاهد شد عبارت خاهند بود از : بهترین مطالب (از روی نمرات بازدیدکنندگان)،  بحث برانگیزترین مطالب (از روی تعداد نظرات)، فعال‌ترین نویسندگان (متوسط مطالب منتشر شده در یک ماه)، محبوب‌ترین نویسندگان (از روی متوسط بازدیدکنندگان نوشته‌هایشان)، و … (این غیره هم برای آمارهایی که شما پیشنهاد خاهید کرد).

پربازدیدترین مطالب از ۷ روز پیش تا الان

لیست ۱۰ مطلب پربازدید این هفته به شرح زیر است. تعداد بازدید روبروی آن نوشته شده است. (البته باید توجه داشته باشید که مطلبی مثل یک مصاحبه خیالی فقط یک روز است که منتشر شده و با وجود این به لیست ۱۰ تای اول آمده. در نتیجه این آمار شاید چیز زیادی نشان ندهد)

  1. از خاطرات یک رییس دولت (۲)    ۴۰۱
  2. آب دوغ خیـار !    ۲۸۲
  3. سفر نامه تراکمه(قسمت اول)    ۱۱۲
  4. به من نگویید چگونه زندگی نکنم!    ۱۰۳
  5. دربارۀ سایت    ۹۳
  6. انجمن ادبی آینه    ۵۹
  7. اخبار کوتاه شهرستان ۴    ۵۹
  8. خارج از گود بهارستان    ۵۴
  9. وارثان و برد دیگر در خانه حریف    ۴۶
  10. یک مصاحبه ی خیالی با یک سرباز خیالی توسط یک قلم به دست مزدور(بلانسبت شما! خودموعرض کردم!)    ۲۸

پربازدیدترین مطالب از ۳۰ روز پیش تا الان

  1. دربارۀ سایت    ۴۷۸
  2. از خاطرات یک رییس دولت (۲)    ۴۰۱
  3. دو قدم مانده به آدمیت(۱)    ۳۶۱
  4. چهل سال بعد در همین سایت!(یا : لامرد… چهل سال بعد)    ۳۵۳
  5. به من نگویید چگونه زندگی نکنم!    ۳۴۴
  6. کتک زدن یا همان واپیریشیذن!    ۳۳۱
  7. آب دوغ خیـار !    ۲۸۲
  8. به پرسشی که ندارد جواب می ماند ؟!    ۲۲۹
  9. باز هم نوستالوژِی    ۲۱۳
  10. بار دیگر شهری که دوستش داریم…    ۲۱۰

پربازدیدترین مطالب از اول ثبت آمار (حدود دو ماه پیش) تا الان

  1. دربارۀ سایت    ۵۶۲
  2. نماینده لامردومهر یکی از گزینه های احتمالی وزارت اموزش وپرورش    ۴۲۲
  3. از خاطرات یک رییس دولت (۲)    ۴۰۱
  4. دو قدم مانده به آدمیت(۱)    ۳۶۱
  5. چهل سال بعد در همین سایت!(یا : لامرد… چهل سال بعد)    ۳۵۳
  6. به من نگویید چگونه زندگی نکنم!    ۳۴۴
  7. کتک زدن یا همان واپیریشیذن!    ۳۳۱
  8. هُل نده آقا جان!    ۳۱۴
  9. آب دوغ خیـار !    ۲۸۲
  10. شنگول و منگول و حبّه‌ی انگور    ۲۵۰

انجمن ادبی آینه

آبان ۱۱ام, ۱۳۸۸

به نام او
دوستان همشهری سلام . صحبت از همه چی شده جز شعر لامرد و کسانی که در لامرد بطور جدی شعر کار می کنند. چطوره در این رابطه هم بنویسیم . بانظراتتون به ما کمک کنید

از تمام ابرها این ابرهای بیکران

قسمت ما قطره دریا سهم از ما بهتران

تا که ننگ و نان نشان و نحوه نام آوریست

نام من گم باد یارب بین این نام آوران

هرشب شاعر پر از منظومه های تازه است

روز و آن خورشید تکراری برای دیگران

در زمین از شعر حرفی آسمانی تر نبود

شاعران یک آسمان پایین تر از پیغمبران

در جهان تنها تر از این گونه تنهایی کجاست

کوچه مهتابی ام در شهر کوران و کران

بخت من در خود به غیر ازغربت مغرب ندید

آه از این آسمان غربی بی خاوران

زاد روزم را کسی تبریک و شاباشی نگفت

هیچ حتا شاعری از جبهه همسنگران

روز مرگم نیز ناقوسی نخواهد ناله زد

هیچ حتا شاخه ای از حلقه نیلوفران

باز اما تا تورا دارم مرا اندوه نیست

شعر ای خورشید شاداب شب غم پروران

در هوای مهربان تو دل من می تپد

آن چنان که قلب فرزندان به مهر مادران

مشق عشق هر دو عالم یک دوبیتی بیش نیست

عصری از پرسش در این و صبحی از پاسخ در آن

تا دم آخر غزل پشت غزل می نوشمت

ای شراب سبز ای شعر ای شکر در شوکران
خلیل ذکاوت

اخبار کوتاه شهرستان ۵

آبان ۱۱ام, ۱۳۸۸

به مناسبت میلاد خجسته ثامن الحج حضرت علی بن موسی الرضا دومین همایش شعر استانی با نام (( سلطان عشق )) با حضور دو تن از شعرای کشوری ( دکترمحموداکرامی- استاد حمیدرضا شکارسری) وجمعی از شاعران فارس در سالن اجتماعات اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار گردید و مورد استقبال علاقه مندان قرار گرفت . برگزاری شب شعرهای متعدد – نمایشگاه های قرآنی، کتاب، هنری و میزبانی گروه های تعزیه کشوری در لامرد از موفق ترین کارهای این اداره فرهنگی بوده است .
_____________________________________________________________________________
شیوع بیماری آنفولانزا در کشور به خصوص مدارس به لامرد هم رسید و باعث تعطیلی یک مدرسه شبانه روزی گردید.
صفری معاون اجرایی شبکه بهداشت و درمان لامرد گفت مدرسه شبانه روزی اندیشه به علت وجود نشانه های آنفولانزا هفته گذشته تعطیل شده و مدارس دیگری مانند شهید بهشتی هم در آستانه تعطیلی قرار دارد. هر چند هنوز مورد مشخصی که مبتلا به بیماری آنفولانزای نوع A شده باشد در لامرد قطعی نشده و تحقیقات لازم در این زمینه ادامه دارد. به گفته این مقام مسئول در شبکه بهداشت و درمان هفته آینده، جلسه ای با حضور مدیران آموزش و پرورش نواحی و دیگر مقامات مسئول در مورد تعطیلی احتمالی مدارس، یا پیشگیری این بیماری تشکیل خواهد شد.
______________________________________________________________________________
تیم فوتبال ستاره جنوب نماینده لامرد در لیگ دسته یک استان، در چهارمین دیدار خود در ورزشگاه انقلاب، مقابل نماینده جویم با نتیجه ۱-۱ متوقف گردید.تیم فوتبال وارثان دیگر نماینده شهرستان، در شیراز مقابل تیم فوتبال شهدای قصردشت با نتیجه ۱-۲ به پیروزی رسید. هردو نماینده لامرد، هفته های نخستین لیگ دسته یک فارس را با موفقیت شروع نموده و در رتبه های دوم و سوم گروه خود قرار دارند.
_______________________________________________________________________________
جلسه هماهنگی برگزاری مراسم یوم الله سیزده آبان در لامرد برگزار شد. در این جلسه جعفری فرماندار بر برگزاری این مراسم بدون حاشیه تاکید نمودند.اعلام آمادگی گروه های مختلف سیاسی برای شرکت در مراسم یاد شده بخصوص در شهرهای بزرگ باعث ایجاد حساسیت شده و ممکن است حاشیه هایی نیز مانند روز قدس به دنبال داشته باشد.
____________________________________________________________________________
در جلسه ای باحضور بازاریان شهر لامرد مسایل فرهنگی بازار مورد بررسی قرار گرفت. در این جلسه که شهردار ،رییس شورای شهر،رییس مجمع امور صنفی وبازرگانی در ان حضور داشتند جعفری فرماندار فاصله گرفتن بازاریان از فعالیت های ملی ومذهبی را یکی از نقیصه های بازار عنوان کردوافزود: امروزه اکثر مناسب های ملی وحتی مذ هبی دولتی شده واین یک افت بزرگ است.
فرماندار لامرد با انتقاد از شهرداری و عدم برنامه ریزی مناسب درمورد فضا ونماهای ناهمگون در ساخت وسازهای شهری افزود مصالح ونماهای مورد استفاده در لامرد متناسب با اب وهوای منطقه نیست این در حالی است استفاده از سرامیک در نما در هیچ جا مرسوم نیست و می بایست مورد تجدید نظر قرار گیرد.درادامه بازاریان مسایل ومشکلات بازار راعنوان نموده وخواستار برگزاری جلسات مداوم در این زمینه شدند.

______________________________________________________________________
مسائل و مشکلات کانونهای فرهنگی هنری مساجد شهرستان لامرد بررسی شد.
روشن ضمیر مسئول دبیرخانه هماهنگی کانونهای فرهنگی و هنری مساجد فارس گفت: در سال ۸۷ فقط سیصد کانون در سطح مساجد استان فارس داشتیم که این عدد در سال ۸۸ به پانصد کانون رسیده است و توسعه کیفی و کمی کانون هابا اجرای تقویت بنیه مالی و تقویت تجهیزات آنها مدنظر بوده و در همین راستا توانسته ایم مبلغ یک میلیارد و نیم تومان از اعتبارات دولتی را جذب و در اختیار کانونها در سطح استان قرار دهیم که سهم شهرستان لامرد در سال ۸۸ مبلغ شانزده میلیون تومان کمک به سیزده کانون مسجد بوده است.

امام جمعه لامرد محیط فیزیکی مطلوب مساجد را در ابعاد نور، هوا و بوی خوش مطبوع در جذب جوانان نوجوانان بسیار مهم دانست. وی افزود: مسئولین کانونهای مساجد می بایست همه برنامه های خود را حول محور نماز و هدف از اجرای برنامه های هنری را جذب جوانان به سوی نماز قرار دهند.

در ادامه فرماندار شهرستان لامرد اظهار داشت: اولین انتظاری که از مسجد می رود برپایی نماز با شکوه است که می توان با فعالیتهای خوب کانونهای مساجد جوانان بیشتری را به سمت نماز جذب کرد. نماینده عالی دولت در شهرستان لامرد گفت: مردم ما برای ساخت مساجد هر گونه حمایتی انجام می دهند ولی برای انجام کارهای فرهنگی در این زمینه هزینه نمی کنند به همین لحاظ می بایست دولت ساخت مساجد را بر عهده مردم قرار دهد ولی برای نصب ائمه جماعات در مساجد برنامه ریزی کنند و برای آنان حقوق کافی در نظر بگیرند که اگر این اتفاق بیافتد با عنایت به رفع دغدغه های روحانی مستقر در مساجد شاهد استقبال چشمگیر مردم از مساجد خواهیم بود.
___________________________________________________________________________
مسائل و مشکلات هیاتهای ورزشی شهرستان لامرد بررسی شد.
عباس حاجی زاده رئیس اداره تربیت بدنی شهرستان لامرد گفت: امروز فضاهای ورزشی شهرستان لامرد از بیست و نه صدم درصد به یک و دو دهم درصد رسیده و جایگاه ورزش شهرستان از رتبه هفده به هفت صعود کرده است. رئیس اداره تربیت بدنی شهرستان لامرد افزود: در شش ماهه اول امسال دویست و پنجاه ورزشکار به مسابقات مختلف اعزام نمودیم که توانستند سی مدال مختلف کشوری و استانی کسب کنند. وی خواستار تامین اعتبار جهت تعویض کف پوش سالنهای ورزشی شهرستان لامرد و اشکنان، تجهیز سالنهای ورزشی ساخته شده اخیر به وسایل سرمایشی شد.

معاون فرماندار لامرد در این جلسه که ورزشکاران ومسولین هیات های ورزشی حضور داشتند گفت: با توجه به وضعیت فضاهای ورزشی ساخته شده نیاز به اعتبارات بیشتر می باشد و هیاتهای ورزشی با توجه به بعد مسافت تا مرکز استان جهت اعزام تیمهای خود نیاز به اعتبار دارند که می طلبد مسئولین ورزش فارس نگاه بیشتری به ورزش این شهرستان داشته باشند.

کامیاب معاون توسعه منابع انسانی اداره کل تربیت بدنی فارس گفت: از محل اعتبارات دور دوم ریاست جمهور به فارس برای شهرستان لامرد یک سالن بانوان، یک سالن از محل اعتبارات وزارت نفت، دو سالن چهار صد و پنجاه متری، زمین چمن مصنوعی و دو ورزشگاه روستایی در نظر گرفته شده است.
معاون فرماندار شهرستان لامرد در رابطه با بند (ب) یک درصد اعتبارات تربیت بدنی آن را به شهرستان بر می گردانیم و گفت: روشنایی زمین چمن شهر اهل نیز به زودی تامین می شود و سالن ورزشی دهستان چاه ورز نیز تا دهه فجر امسال مورد بهره برداری قرار می گیرد.

در ادامه همچنین سالاری معاون برنامه ریزی و آموزش و پرورش تربیت بدنی فارس اظهار داشت: اعتبارات در سه بعد تجهیزات، آموزش و پژوهش پرداخت می شود. معاون برنامه ریزی و آموزش و پرورش تربیت بدنی فارس در خصوص آمایش و برنامه راهبردی شهرستان مطالبی بیان داشت.
____________________________________________________________________________
تا پایان امسال بخش عمده ای از مشکلات روشنایی معابر شهرستان لامرد مرتفع می شود.
مهندس اسماعیل خاتمی مدیر برق لامرد گفت: با اعتباری افزون بر دو میلیارد و پانصد میلیون ریال برای تامین روشنایی معابر شهرستان لامرد به این مدیریت اختصاص یافته که با این اعتبار پانزده بولوار و خیابان که فاقد روشنایی می باشند که تا پایان سال ۸۸ از نعمت روشنایی برخوردار خواهند شد.
به مناسبت میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) نیز پروژه روشنایی بلوار شهید مطهری حد فاصل کوی صادق تا محله چاه قائد و روشنایی بلوار غدیر در محله چاه علی شهرستان لامرد جمعا به طول دوازده کیلومتر با استفاده از صد و بیست دستگاه چراغهای صد و پنجاه ولت بر روی شصت پایه فلزی دوازده متری و با هزینه ای افزون بر یک میلیارد ریال از محل اعتبارات داخلی شرکت توزیع برق فارس تامین و اجرا شده است.
وی اظهار داشت: این مدیریت در راستای تامین روشنایی شهر علاءمرودشت شهرستان لامرد طرح روشنایی بلوار امام حسین (ع) این شهر به طول یک کیلومتر با اعتباری افزون بر پانصد میلیون ریال از محل اعتبارات شرکت توزیع برق فارس اجرا شده است.گفتنی است، این مراسم با حضور جعفری فرماندار شهرستان لامرد، خشنو شهردار وقسمی رئیس شورای اسلامی شهرستان لامرد برگزار شد. (منبع فارس نما)
________________________________________________________________________
زیباترین لحظه عمر انسان شروع زندگی مشترک است
فرماندار شهرستان لامرد گفت: زیباترین لحظه عمر انسان شروع زندگی مشترک است و با تقوا و عمل صالح زندگی ها دوام و قوام دارد.
چهل و سه زوج تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) اشکنان طی مراسمی زندگی خود را آغاز کردند.
در این مراسم جعفری گفت: ازدواج یک سنت حسنه الهی است که پیامبر عظیم اشان اسلام(ص) جوانان را به این امر مبارک دعوت کرده است و در زندگی مشترک، اخلاق نیکو ، صبر و بردباری و تلاش در جهت کسب روزی حلال از مهمترین صفاتی است که در کنار تفاهم و همدلی می تواند سعادت و خوشبختی را برای خانواده به ارمغان آورد.
نماینده دولت در شهرستان لامرد با توصیه به مزدوجین جوان افزود: در زندگی صعه صدر و گذشت داشته باشید، اگر شما به برخی از زندگی های ناموفق نگاه کنید خواهید فهمید که عنصر تقوا و گذشت در آن زندگی ها نیست و ما خداوند متعال را شاکر هستیم که در پناه نعمت کمیته امداد و مدیرت های پرتلاش هر روز شاهد بالندگی نسل جوان هستیم. وی در بخش پایانی خود با اشاره به توجه خاص رهبر معظم انقلاب اسلامی و دولت به حمایت از نهادهای حمایتی با تشکر از مجموعه کمیته امداد اشکنان در برگزاری این مراسم تشکر نمود.
عباس صحراگر مسئول کمیته امداد امام خمینی (ره) اشکنان با اشاره به حمایتهای دولت از مجموعه امداد اظهار داشت: امروز به برکت نام امام راحل و رهبری های مقام معظم رهبری شاهد رشد و ترقی در تمامی امور هستیم. مسئول کمیته امداد امام خمینی (ره) اشکنان با اشاره به هزینه ششصد هزار تومانی جهیزیه برای هر زوج تحت حمایت این نهاد از خیرین و نیکوکاران خواست در این امر خداپسندانه مشارکت نمایند. گفتنی است، این مراسم با حضور بخشدار و جمعی از مدیران اجرایی بخش و شوراهای اسلامی شهر و روستا و خانواده های زوجهای جوان برگزار و زوجین جهیزیه نقدی خود را دریافت کردند.(منبع سایت فارس نما)
________________________________________________________________________

وارثان و برد دیگر در خانه حریف

آبان ۱۰ام, ۱۳۸۸

تیم وارثان لامرد در هفته چهارم مسابقات دسته اول استان فارس توانست با نتیجه یک بر صفر از سد میزبان خود شهدای قصرالدشت بگذارد و خودرا ۷ امتیازی کند این دومین برد خارج از خانه تیم وارثان می باشد.
ستاره جنوب و فرار از باخت:
تیم ستاره جنوب لامرد در هفته چهارم مسابقات دسته اول استان فارس میزبان تیم شهرداری جویم بود  در این بازی که در مجموعه ورزشی انقلاب شهر لامرد برگزار شد تیم ستاره جنوب در حالی که از حمایت تعدادزیادی تماشاگر برخوردار بود حملات زیادی روی دروازه حریف انجام شد که هیچکدام از آن نتیجه ای نداد تادر دقیقه ۵ وقت اضافه نیمه دوم در یک ضد حمله توپ وارد دروازه ستاره جنوب شد ولی بلافاصله این تیم توانست در دقیقه ۶ وقت اضافه گل خورده را جبران کند و بازی را به نتیجه مساوی برساند که در پایان با سوت داور مسابقه با نتیجه یک بریک به پایان رسید.

www.lamerdsport.ir

از خاطرات یک رییس دولت (۲)

آبان ۸ام, ۱۳۸۸

امروز ۸۸/۸/۸ به اتفاق ۸ تن از وزیران، ۸۸ خبرنگار و ۸۸۸ سیاهی لشکر با ۸ هواپیمای بوئینگ ۸۸۸ (شاید هم ۷۷۷ دقیقن یادم نیست. نمیدانم با هفت بویینگ ۸۸۸ بود یا ۸ بویینگ ۷۷۷) رفتیم به پابوس امام هشتم.

هر چند ما بیشتر به امام دوازدهم ارادت داریم ولی خب چون همه تاریخ‌ها با هم جور شده بود دلمان نیامد این سفر را نرویم. گفتیم انشاءالله برای روز ۱۴۱۲/۱۲/۱۲ هم برنامه بریزیم هشتمین دوره ریاست جمهوری‌مان به پابوس امام دوازدهم به جمکران برویم.

وزیر علوم هر چه خاهش کرد مرا هم به همراه ببرید گفتیم نمی‌شود؛ تعدادمان ۹ تا می‌شود و قشنگ نیست. تهدید کرد اگر او را نبریم یک چیزهایی را فاش می‌کند. مجبور شدیم وزیر بهداشت را مرخص کنیم برود دنبال شوهرداری‌اش، وزیر علوم را ببریم. بدک هم نشد. تا خود مشهد گفتیم و خندیدیم.

در طول مسیر بر سر اینکه وزیر آموزش و پرورش چه کسی باشد بحث شد. گفتند نمایندگان مجلس، حیاتی نماینده لامرد را پیشنهاد داده‌اند. سوابقش را که نگاه کردیم دیدیم بیشتر به درد وزارت کشور می‌خورد! اصلن آب و هوای لامِرد مناسب پرورش وزیر کشور است. وزیر کشور هم باید گرم باشد و هم خشک. اما وزیر آموزش و پرورش اگر گرم باشد همان ساعت اول دانش‌آموزان از سر و کولش بالا می‌روند و اگر خشک باشد دستش می‌اندازند. حیف شد که زودتر نفهمیدیم وگرنه آقای نجار را می‌فرستادیم وزارت صنایع، نجاری‌اش را بکند حیاتی را می‌گذاشتیم سر یک وزارت حیاتی‌تر.

گفتند چند شرط گذاشته که اگر شرایط من را بپذیرید وزیر می‌شوم: اول این‌که من اگر وزیر شدم تا آخر عمر وزارت را ول نمی‌کنم. اگر هم در این باره تضمین نمی‌دهید، چیز دیگری را تضمین کنید و آن هم این‌که من باید از نمایندگی مجلس استعفا بدهم تا وزیر شوم. حال اگر خاستید مرا عزل کنید باید مرا سرجای اولم برگردانید. ثانین من هر جا بروم باید یک تیم ۸ نفره از دوستانم من‌جمله حاج قاسم هم با من بیایند. گفتیم موضوع را بیشتر بررسی کنند.

ساعت ۸ و ۸ دقیقه صبح رسیدیم مشهد. گفتیم باند شماره ۸ را آماده کنند برای فرود که همه چیز هشتیِ مَشتی شود. گفتند ما فقط دو باند داریم. وزیر راه دستور داد شماره باند دو را عوض کنند به هشت. طرح ازدیاد باندهای فرودگاه مشهد به ۸ باند را همانجا در میان زمین و هوا به رای گذاشتیم. با اکثریت قاطع من و خودم تصویب شد.

گفتند ۸۸۸هزار نفر به استقبال شما به فرودگاه آمده‌اند. گفتیم ۸۸۸ نفر دیگر هم می‌آوردید تعدادشان روندتر می‌شد. گفتند همین کار را هم کرده بودیم اما آن ۸۸۸ نفر دیگر همه آنفوانزای خوکی گرفتند. تازه همین تعداد را هم به زور از میان زائران جمع کرده‌ایم.

تازه دوزاریمان افتاد. گفتیم الان چه تعداد زائر به مشهد آمده‌اند و با این تعداد زائر کل جمعیت داخل این شهر چقدر می‌شود؟ گفتند حدود پنج میلیون زائر آمده که با جمعیت ساکن، می‌شوند ۸ میلیون نفر!

به وزیر راه گفتم خدا خفه‌ات نکند تو که این همه پرواز و قطار و اتوبوس اضافی گذاشتی برای مشهد، حواست به این نبود که این همه جمعیت بیایند یک جا؛ اگر یک در هزارشان هم مریض باشند در عرض یک هفته مریضی به کل کشور سرایت می‌کند؟ آن هم زمانی که همه دنیا کار و کاسبی‌شان را ول کرده‌اند و حالت فوق‌العاده اعلام کرده‌اند تا خطر این آنفوانزای لعنتی را از سر بگذرانند؟ گفت والا ما تمام هوش و حواسمان درگیر این بود که هواپیمایی سقوط نکند و قطاری از ریل درنرود، باید از وزیر بهداشت بپرسید چرا حواسش نبوده.

به وزیر بهداشت زنگ زدیم گفتیم خانم! حالا ما هزار تا گرفتاری داریم و فراموش‌کار، تو چرا به این قضیه دقت نکردی. گفت والا من چند روزه بچه‌هام مریضند. از تب دارند می‌سوزند. چند روزی نتوانستم اداره بیایم و حواسم به این چیزها نبود.

رحیم جان مشایی گفت حالا شما خودتان را ناراحت نکنید. جمعیت کشور خیلی زیاد است. تا دلت بخاهد آدم توی این کشور ریخته. آنقدر که هر سال کلی از این مملکت فرار می‌کنند. حالا چند تا هم به خاطر آنفوانزا بمیرند مگر زمین به آسمان می‌آید. فدای سرتان. تازه آدم از آنفلوانزا بمیرد بهتر از این است که زیر دست یا جای دیگر بازجو بمیرد. خودمان را ناراحت نکردیم.

رفتیم به سمت حرم. ماشاءالله چه جمعیتی آمده بود. به عمرم این همه آدم ندیده بودم. استاندار خراسان که پشتش به واعظ طبسی گرم است هر از گاهی سر به سر ما می‌گذارد. به شوخی اما به صورت تابلویی جدی گفت: ناقلا دفعه‌ی قبل که آمدی هزار نفر هم پای سخنرانی‌ات نبودند. اما این دفعه خوب موقعی آمدی. در این جمعیت چند میلیونی اگر کسی حتا عمدن هم بخاهد از پای سخنرانی‌ات بلند شود نمی‌تواند دو قدم هم تکان بخورد. از حرفش خوشمان نیامد مرتیکه پرمدعا.

از فرودگاه تا حرم که همیشه چند دقیقه‌ای بیش طول نمی‌کشید این دفعه آنقدر طولانی شد که ساعت ۸ و ۸ دقیقه شب خرد و خمیر رسیدیم به حرم. گفتند سخنرانی کن. از بس خسته بودم قصد داشتم ۸ دقیقه بیشتر سخرانی نکنم. اما وقتی پشت تریبون رفتم دیدم جمعیت ماشاءالله آنقدر زیاد است که سر ذوق آمدم و نطقم باز شد. حیف بود این فرصت از کفمان برود.

درحال سخنرانی غرّا بودم که ناگهان حرف یک کودک از میان جمع جلونشین مرا به خود آورد. کوچولوی بیچاره در حالی که خمیازه می‌کشید به پدرش گفت بابایی بسه دیگه پاشو بریم بخابیم. یک آن به خودم آمدم دیدم ۸۸ دقیقه سخنرانی کرده‌ام. خاستم سریع جمع و جور کرده و خداحافظی کنم که حرف این هشت وانویذه پرپچویم کرد. از بس هشت! هشت! کرده بودم سه! کردم، گفتم من و همه وزرای این دولت، خدمتگزار همه مردم هشتیم!

آب دوغ خیـار !

آبان ۶ام, ۱۳۸۸

چندی پیش به خواهش همکار وبلاگ نویسی چند خاطره از دوران قضاوت برای وبلاگشان نوشتم . ماجرایی که پیش رو دارید ــ با اندکی جرح و تعدیل ــ یکی از آنهاست و شرط خاندنش اینست که اولن ۱۶ + ( برای لامردیها ۱۸ +)  سال داشته باشید و تعریفتان از ” خط قرمزها ” خیلی تنگ و مضیق نباشد . اگر این شرایط را نداشتید خاهشن  قیدش را بزنید و الا عواقبش گردن خودتان . 

*

*

*

*

*

*

از کله سحر یک بند برف می آمد . عین تیله های سفید . درشت و زیبا . اگر دیر می جنبیدم اوضاع خیابان مکافات می شد . اینجور مواقع بقیه همکارانم سر کار نمی آمدند . اما من دوست داشتم بروم . هم به کارهای عقب مانده ام می رسیدم . هم به جبران تمام برفهای نیامده لامرد ، در هوای برفی قدمی می زدم . اداره که رسیدم هشت و نیم شده بود . دادگاه خلوت بود . مگس پر نمی زد .  از آن روزهایی بود که ملت گوشه گرم لحاف از گرفتن حق برایشان مهمتر بود . کنج دفتر دادگاه ( که با شعبه تو در تو بود ) زنی با لباس نازک ایستاده بود . جای خواهری زشت بود ! از آنها که بدرد سیاهی لشکر فیلمهای گودزیلا می خورند . احمدی و پور شب ( کارمندان زن دادگاه ) سر در گوش هم گذاشته و پچ پچ می کردند . از نگاهشان به زن ، سوژه غیبتشان پیدا بود . آنقدر مشغول بودند که حتی متوجه آمدنم نشدند . وارد شعبه که شدم مدیر دفتر با عاقله مردی گرم گرفته بود . از آن قیافه هایی که فقط در فیلمفارسی های بهروز وثوقی می توان دید . کلاه شاپو به سر ، کت و شلوار مشکی با کفشهای قیصری پاشنه خوابیده . به جای دستمال یزدی علی الحساب دستبندی که به دستش بود را می چرخاند . سرباز مراقبش روی صندلی کنار پنجره داشت چرت می زد .

« افکاری» ( مدیر دفتر دادگاه) با خنده شیطنت آمیزی گفت : آقا مهمون داریم .

ــ دارم می بینم . در حال در آوردن پالتویم  طوری گفتم که یعنی منتظر ادامه ام .

   عاقله مرد که متوجه حضورم شده بود و از جای نشستنم فهمیده بود چکاره ام ، نیم خیزی کرد ، دست راستش را به سینه گذاشت و با صدای دورگه ای گفت : لام علیکم حاج آقا! صدایش هم  مثل قیافه اش خاص بود . نگاهش که به شکل و لباسم سر خورده بود ، حاج آقایش را یواش و از ته حلق گفت . لابد فکر کرده بود با این ریش تراشیده ولباس اتو کشیده حاج آقاییم  کامل نبوده است !

     سرباز که حالا چرتش پریده بود ، پرونده را از زیر پایش ( ! ) برداشت و با لهجه غلیظ آذری گفت : دیشب گرفتیمشون . دست دیگرش اشاره به آن زن داشت . پرونده از حرارت بدن سرباز گرم شده بود . معلوم بود خیلی وقت است که روی آن خوابیده بود . خواندن پرونده را که تمام کردم رو به عاقله مرد گفتم : شما هم بدشانسیا ! آخه نصف شب وسط برف و بارون چه موقع خراب شدن ماشین بود ؟ جواب داد : شوما خودتو ناراحت نکن ، شیتیل کم اومد وگرنه اینجا نبودیم . پیش میاد دیگه !

 لحنش جوری بود که انگار من گرفتار شده بودم نه او.  اوراق پرونده حکایت از آن داشت که گشت کلانتری نصف شب به ماشین آنها که حاشیه جاده ایستاده بود مشکوک می شود . آنها هم خیلی راحت به ارتباط (!) میان خودشان اقرار میکنند . گویا سر شب مرد از بس ولخرجی کرده بود پول یا به قول خودش شیتیل کم آورده بود که ارتباطشان مشروع شود !

   دست به چانه نگاهش کردم . مستأصل و درمانده . رسیدگی به  اینطور پرونده ها برای من هیچ وقت بیشتر از پنج دقیقه طول نمی کشید . تصمیم هم مشخص بود : آزادی بدون قید شرط( بنا به حکم قانون و شرع ؛ نه آنطور که بعضیها قضاوت می کنند ) اما مشکل این پرونده این بود که زن و مرد هر دو صراحتاً اقرار کرده بودند . بدبختی برگ بازجوئیشان هم شماره شده بود . حتی نمی شد آن را پاره کرد . ( البته من اینکار را نمی کردم . می کردم ؟)

    سکوتم که از حد بیشتر طول کشید ، مرد که نامش جواد بود ( چه اسم با مسمایی ! )خودش به حرف آمد  : شلاقه دیگه حاجی ! پَ چرا لفتش می دی؟  همانطور دست زیر چانه جوابش دادم : شلاق که هست . اما مشکل اینه که من هیچ وقت حکم شلاق نمی برم . همکارام هم نیستن که بدم حکمتو اونا بنویسن . زندان هم نمی تونم بفرستمت . ببینم ضامنی ، کفیلی چیزی نداری ؟

موهای فرفری اش را کمی خاراند . مثلاً فکر کرد . با حالت پرسشگرانه ای توأم با کمی شرم و خنده گفت : بیینم خانومم می تونه ضامنم بشه ؟ معلمه .

 همه با تعجب نگاهش کردیم .

ــ خانمت؟ من تلاشم اینه اون نفهمه. اونوقت می خوای ضامنت بشه. حالت خوبه؟

ــ خیالی نی حاجی ! از اوضاع ما ملتفته.

گفتم  : تو بخوای حرفی نیست . زنگ بزن بیاد .

  سه ساعتی طول کشید تا همسرش بیاید . با هم وارد شعبه شدند . سرم را که بالا آوردم ، نگاهم روی صورت همسرش خشک شد . مرد که معنی نگاهم را فهمیده بود دستی تکان داد و با خنده گفت : سلیقه خانوم والدس دیگه ! سلیقه خانم والده اش تعریفی بود .

  اوراق کفالت که امضا می کردند ، بهتم هنوز فرو ننشسته بود .

ــ ما بریم ؟ خلاص ؟

ــ می تونید برید . اما فردا باید بیاید برای محاکمه.

ــ زت زیاد

 همینطور که داشتند میرفتند ، وسط تردیدم برای پرسیدن و نپرسیدن ، صدایم و دستم همزمان بلند شد : یه لحظه .

ــ جونم حاجی . امری بود؟

با مِن و مِن گفتم : آخه این زن .. خانمت .. قیافشون…

سوالم را برید . متوجه منظورم  شده بود . در حالیکه به همسرش اشاره می کرد ، قهقهه ای سر داد و گفت : آخه همیشه که نمیشه چلو کباب . یه دفه هم آب دوغ خیار !!! چشمکی حسن ختامش کرد .

  از پنجره به بیرون نگاه کردم . برف بند آمده بود . هوا خوب بود .

منبع : وبلاگ « شکایت نامه »

_____________________________________________________________________________________________________________

پ .ن : اگر استقبالتان اندازه استقبال از رئیس جمهور بود باز هم از این دست خاطرات برایتان خاهم نوشت .

سفر نامه تراکمه(قسمت اول)

آبان ۵ام, ۱۳۸۸

چند صباحی بود که در بلاد تراکمه به گذران زندگی مشغول نبودیم ، از قضا روزی به لطف مریضی هم میزمان ، با حکم ماموریتی روانه تراکمه شدیم. بعد از چندین فرسخ ارابه رانی به دهی که آنجا را چاهشور می نامیدند رسیدیم، از باب رفع خستگی و تشنگی به چشمه سرایی رفتیم و می خواستیم گلویی تازه کنیم که شخصی آمد و گفت ۲ قِران، ما نیز که برای خود این فکر را می کردیم حالا که بعد از مدتی زندگی در بلاد فرنگ و چین و ماچین و اژدرخوره خواسته باشیم گول جوانکی تازه کار بخوریم شروع به اعتراض نموده و با صدایی بلند گفتیم”مگر اینجا سر گردنه است”. جوانک لبخندی زدو گفت آری پشت سرت را نگاه کن. با نگاهی به پشت سر و دیدن آن منظره بجای ۲ قِران،۳قِران به آن جوان دادیم و کلی اورا از برکت ماچ خود سرشار نمودیم و به راه افتادیم.

کمی جلوتر دیدیم تعداد زیادی ارابه های تندرو تک نفره که بر هرکدام از آنها سه جوان سواربودند به دنبال حیوانات وحشی و اهلی هستندو آنها را به بیرون چراگاه  می فرستند که ناگهان غولی با صدایی بس عجیب بر زمین نشست و عده ای پیرو جوان که همگی دست بر شکم خود دارند از درون شکم آن غول خارج شدند و به سمت مستراح روانه، ما  خدارا شاکر شدیم که غول آدمهای بلعیده شده را آزاد نمود، در حین دعا بودم که قزلباش جوانی که با ما همسفر بود گفت این نامش هواپیماست و آن ارابه رانها محافظ باندش و آنها مسافرانش که  معلولیت مستراح انها از علت حرکات درون شکمش است، ما از ترس دچار شدن به مریضی مستراح پا به فرار گذاشته و روانه جنگلی شدیم که بعدها فهمیدیم ساکنان محلی به آن “پارک موسی” می گویند.

در ابتدای ورود به خیالمان این زد که به مکانی کشف ناشده آمده ایم اما کمی جلوتر که رفتیم صدای قرقر و دود قلیان خیالات مارا که باطل کرد هیچ، چشم و گوشمان هم از باب آن قلیانها به سوزش افتاد که از جهت حفظ جان و سلامت روح پا به فرار گذاشتیم و به بیابانی گرد به نام تراکمه رسیدیم که با آن تراکمه ای که ما می شناختیم کلی تفاوت داشت ، در ورودی بیابان چوبهای باریک و بلندی علم کرده بودند. ما می بایست این بیابان را دور می زدیم که یکی از رفقای دلسوز گفت شب است و پیمودن این مسیر خطرناک، پس همینجا شب را به صبح می رسانیم و خروس خوان دوباره بار سفر می بندیم.(ادامه دارد)

خارج از گود بهارستان

آبان ۵ام, ۱۳۸۸

سلام دوستان.
از این به بعد سعی می کنم هر از چند گاهی اخبار و شنیده های حواشی هرم سبز بهارستان که در کمتر سایت اینترنتی و اونترنتی و خلاصه هیچ قوطی عطاری پیدا نمی کنید رو برای اطلاع شما عزیزان در سایت درج کنم. ( اگه بلکمیم کار دسم نزه).
-این روزا بحث تعویض استاندار داغه و از اونجا که احمدی نژاد تائید کرده، رفتن رضا زاده حتمیه و نماینده های استان، گزینه های مختلفی رو معرفی کردن. ظاهرا احمدی نژاد هم بر روی دو گزینه توافق داره( احمدی زاده و دکتر فروردین) ولی انتخاب رو بین این دو و سایر گزینه ها به عهده خود نماینده ها گذاشته( عجیبه نه؟). احمدی زاده کرمانی است و در وزارت کشور در یکی از معاونت ها مشغول به کار است. دکتر فروردین هم استاد دانشگاه علوم پزشکی و از چهره های اصول گرای سنتی فارس و گزینه حزب موتلفه است.
– وزیر کشور که خود یک نظامی است، گفته من با گزینه های نظامی برای استانداری فارس موافق نیستم.
– شنیده ها حاکی از اونه که یکی از نماینده ها داره برای خودش امضاء جمع می کنه و خودش رو به عنوان استاندار داره عرضه می کنه. این نماینده که آقای کوهی باغ اناری، نماینده کوار و خرامه است، تا حالا موفق شده ۹ امضا( نصف نماینده های فارس) رو جمع کنه. کوهی پنجاه ساله که لیسانس علوم اجتماعی است، تنها مدیر عاملی شرکت کوار دشت فارس رو در کارنامه خودش داره.
– از گزینه هائی که نمایندگان ارائه دادن می شه به دکتر حمزه شکیب، عضو شورای شهر تهران اشاره کرد. اما شکیب بخاطر اینکه رئیس کمیسیون عمران شوراست و عضو علی البدل شورا هم یک روحانیست بخاطر به هم نخوردن ترکیب شورا، این پیشنهاد را رد کرده است.
-نمایندگان فارس طی نامه ای به هواپیمائی کشوری خواستار پی گیری و تسریع در تاسیس دفتر اصلی شرکت هواپیمائی اروند در شیراز و ارائه خدمات در کنار سایر شرکت ها شده اند. این شرکت که توانسته توافق خرید چندین هواپیما را بدست آورد، قبلا در اهواز مستقر بوده است.
-چاپ نامه منتسب به جعفر قادری، نماینده شیراز، در روزنامه های محلی فارس در هفته گذشته، خطاب به استاندار فارس با مضمون گلایه از وضعیت بد سرمایه گذاری و تلاش ضعیف مسئولان استان در جذب سرمایه های عمرانی، اعتراض اهالی استانداری را به دنبال داشته است. گفتنی است رونوشت این نامه به چند وزارت خانه ارسال گردیده بود و احتمالا از یکی از همین وزارتخانه ها به روزنامه های محلی فاکس شده است.

Next »