Archive for خرداد, ۱۳۸۸

آئین نامه جدید ساخت و ساز در لامرد

خرداد ۳۰ام, ۱۳۸۸

اطلاعات همه افراد از ساختمان سازی در حد عمومی خلاصه می شود به انواع ساختمان و نحوه ساخت آن.مهندسان عمران به مسائل ساخت و ساز به صورت تخصصی می نگرند.اما چه مهندسان و چه سایر افراد در اطلاعات عمومی ساخت و ساز مشترکند یعنی می دانند که ساختمان یا بنایی است یا غیر بنایی.ساختمان بنایی حد اکثر می تواند دو طبقه و زیرزمین با ارتفاع حداکثر هشت متر از کف داشته باشد.بار ساختمان بنایی بر دیوارهای آن وارد شده و به زمین منتقل می شود و اگر ضوابط یاد شده رعایت نشود ساختمان در زلزله خراب خواهد شد.

 

به نظر می رسد دفتر فنی شهرداری لامرد از ساخت چنین ساختمانهایی بی اطلاع است و یا مسائل دیگری هست که ساختمانی که عکس آن را مشاهده می کنید با دو طبقه بنایی در بالا بتنی شده و شاید بالاتر اسکلت فلزی شود.این ساختمان طبق چه آئین نامه ای ساخته شده و مسئولیت جان انسانهای ساکن آن در آینده با کیست مسائلی است که باید سازندگان این ساختمان بدان پاسخ گویند.جهت اطلاع دوستان مبحث هشتم مقررات ملی ساختمان صریحن ساخت چنین ساختمانهایی را ممنوع کرده است.من فکر می کردم نسل این نوع ساختمانهای بنایی سه طبقه به پایان رسیده اما انگار شاهد پسرفت در شهر لامرد خواهیم بود.اما چرا؟

 

banaee.jpg

معمای هفته

خرداد ۲۹ام, ۱۳۸۸

ابتدا مساله مهندسی زیر که یک مساله تئوری صف (queue theory)است را در نظر بگیرید:
N نفر را در نظر بگیرید که در یک صف رایگیری قرار دارند (آقا لطفا صفو به هم نزنید!!). فرض کنیم برای انداختن هر رای ۵  فعالیت زیر انجام میشود:
۱-    ورود به محل رای و ارایه شناسنامه (و احتمالا کارت ملی)
۲-    خواندن اطلاعات شناسنامه وبررسی آن در سیستم کامپیوتری
۳-    نوشتن اطلاعاتی از قبیل نام، نام خانوادگی، شماره ملی و … در برگه تعرفه و زدن اثر انگشت
۴-    دریافت برگه رای، نوشتن کاندیدای مورد نظر و انداختن آن به صندوق
۵-    دریافت شناسنامه و خروج از محل رای گیری
حال مساله این است که می خواهیم ببینیم که بطور متوسط چه مدت طول میکشد تا این N نفر رای خود را به صندوق بیاندازند.
یک راه غیر دقیق این است که از یک نفر که رای داده است بپرسیم از زمان تحویل شناسنامه (فعالیت ۱) تا دریافت شناسنامه (فعالیت ۵) چقدر زمان طول کشیده است، مثلا اگر این زمان ۱۵ دقیقه باشد، آنگاه نتیجه میگیریم که کل زمان N×۱۵ دقیقه طول میکشد تا N رای به صندوق انداخته شود. واضح است که این روش محاسبه زمان کل رای گیری دقیق نیست، زیرا فعالیتهای فوق بصورت موازی انجام میشود. به این معنی که فرایند رایگیری این گونه نیست که یک نفر وارد حوزه رایگیری شود و تمام ۵ فعالیت فوق انجام شود و سپس نفر بعدی وارد شود، بلکه به این صورت است که با فرض ۵ فعالیت فوق، ۵ نفر وارد حوزه میشوند و هر یک، مشغول انجام یکی از فعالیتهای فوق بصورت موازی میشوند. زمانی که یک نفر مرحله پنجم را به اتمام میرساند از فرایند رای گیری خارج میشود و یک نفر جدید وارد فعالیت ۱ میشود و هر رایدهنده به انجام فعالیت بعدی میپردازد. بدیهی است که برای انجام هر یک از فعالیتهای فوق زمان مشخصی لازم است (بسته به این که چند نفر از هیئت اجرایی برای انجام کارهای لازم در هر فعالیت تخصیص داده شده باشد) و اصطلاحا هر یک از فعالیتها با یک تاخیری (delay) انجام میشود. برای بعضی ار فعالیتها که طولانی تر است، مثلا انجام فعالیت ۳ گاهی دو نفر از هیت اجرایی تخصیص داده می‌شوند. البته توجه شود که در این جا تاخیرهای دیگر نظیر وجود مشکلی در شناسنامه، کمبود تعرفه و خستگی هیئت اجرایی و…. را  در نظر نگرفتهایم (به دلیل این که این موارد در کشور ما اتفاق نمی افتد!!). در مدلسازی فوق که منطبق با نظریه صف در مهندسی شبکه های کامپیوتری است، متوسط زمان لازم برای اخذ رای از یک فرد و ورود یک فرد جدید برابر است با بیشترین تاخیری که در انجام یکی از فعالیتهای فوق صورت میگیرد. یعنی اگر فرض کنیم که بطور متوسط برای انجام فعالیتهای ۱ تا ۵ به ترتیب ۱۰، ۱۵، ۶۰، ۵۰ و ۱۰ ثانیه طول میکشد آنگاه، زمان لازم برای این که صف به اندازه یک نفر به جلو برود (فردی رای دهد و خارج شود و فرد جدیدی وارد شود) برابر است با ۶۰ ثانیه. به عبارت دیگر اگر برای انجام مثلا فعالیت ۳ بیشترین زمان ممکن لازم است، آنگاه زمان پیشروی صف به اندازه یک نفر، برابر با مدت زمان لازم برای انجام فعالیت ۳ است. اگر در یک مساله کلی این زمان ماکسیمم را t ثانیه بگیریم، نتیجه میگیریم که زمان لازم برای انداختن N رای به صندوق برابر با N×t ثانیه است.
حال از همه عزیزان خواهشمندم  قبل از خواندن ادامه مطلب، دقایقی راجع به دو سوال فکر کنند ۱) آیا این مدل سازی منطبق بر واقعیت است یا خیر؟  ۲) در صورت پذیرش مدل فوق، تخمین شما از مقدار t در مدل فوق چقدر است، ۴۰ ثانیه؟ ۶۰ تانیه؟ ۸۰ ثانیه،؟۱۲۰ ثانیه؟ (بازم ادامه بدم، بگم! بگم!)
تعداد کل آرای اخذ شده در انتخابات دهم ریاست جمهوری  بنا به آمار رسمی برابر با ۳۹۳۷۱۲۱۴ است و تعداد کل صندوقهای اخذ رای  برابر با ۴۶۰۶۲ است. بنابراین بطور متوسط در هر صندوق رای ۸۴۶ رای انداخته شده است. پس بطور متوسط، زمان کل اخذ آراء برای هر صندوق برابر با  (t× ۸۴۶)  ثانیه یا به عبارتی ۳۶۰۰/ ( t× ۸۴۶) ساعت است. حال t مورد نظر خود را جایگذاری کنید و نتیجه اخلاقی آن را نزد خود نگه دارید!!.
از آنجا که عده ای از سر تنبلی یا نداشتن ماشین حساب قادر به محاسبه زمان فوق نیستند برای چند t عدد فوق را محاسبه می کنیم:
برای t=50 ثانیه، زمان کل اخذ آراء برای هر صندوق  برابر است با ۱۱ ساعت و ۴۵ دقیقه
برای t=60 ثانیه، زمان کل اخذ آراء برای هر صندوق  برابر است با ۱۴ ساعت و ۶ دقیقه
برای t=80 ثانیه، زمان کل اخذ آراء برای هر صندوق  برابر است با ۱۸ ساعت و ۴۸ دقیقه
برای t=120 ثانیه، زمان کل اخذ آراء برای هر صندوق  برابر است با ۲۸ ساعت و ۱۲ دقیقه
نتیجه اخلاقی: چنانچه بخواهید ثابت کنید هیچ تقلبی صورت نگرفته است (از نظر این که کل آرا در مدت ۱۴ ساعت اخذ شده است و تعدادی رای یکجا بصورت تقلبی در صندوقها انداخته نشده یا تعدادی آرا بصورت صوری اضافه نشده است) ، و باید به نحوی ثابت کنید که t کمتر از ۶۰ ثانیه است (یعنی در کمتر از یک دقیقه! یک نفر خارج می‌شود و یک نفر وارد فرایند رای گیری می‌شود) و در صورتی که عکس آن را دنبال می کنید، باید نشان دهید t بیشتر از ۶۰ ثانیه است!
برای شهر تهران، به علت تعداد زیاد ارای ( تعداد کل رای ۴۱۷۹۱۸۸ و تعداد کل صندوقها ۳۴۵۲)، متوسط تعداد رای در هر صندوق بیشتر از ۸۴۶ است و حدود ۱۲۱۰ رای است و لذا برای شهر تهران t باید کمتر از ۴۲ ثانیه باشد! تا در زمان ۱۴ ساعت کل آراء اخذ شود.
دوستان! فقط خواستم تا حدودی یه مدل ریاضی برای مدت زمان اعلام شده برای اخذ رای ارایه شود! نتیجه گیری آن با خودتون! همین!! در بخش نظرات می توانید کامنت بذارید و راجع به درستی یا نادرستی مدل و هم چنین نتیجه گیری دیگر دوستان بحث کنید! هیچ چیز شیرین تر از یافتن حقیقت نیست!

پیام امام خمینی در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری

خرداد ۲۱ام, ۱۳۸۸

به نام حق تعالی

  سلام
قبلاً یه نرم افزار خریدیم به اسم “به سوی نور” که از طرف مؤسسه ی فرهنگی نرم افزاری آرمان تهیه شده. این نرم افزار شامل متن کامل ۲۲ جلد صحیفه ی نور حضرت امام (رحمت خدا بر او باد) می باشد. با جستجوی کلمه های “انتخابات ریاست جمهوری” این نتایج که در زیر مشاهده می کنید بدست اومد.

 

*** صحیفه نور ج ۱۱ صفحه ۱۸۷ تاریخ: ۵۸/۱۰/۱۴
پیام امام خمینی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری
بسم الله الرحمن الرحیم
در این موقع که به خواست خداوند متعال یکی دیگر از مراحل استقرار نظام جمهوری اسلامی در دست تحقق است و ملت مبارز بیدار ایران درصدد تعیین انتخاب رئیس جمهور می باشد‚ لازم است تذکراتی داده شود:
۱- با اینکه در این دوره به حسب قانون اساسی مصوب از ناحیه ملت‚ تصدیق صلاحیت رئیس جمهوری و واجد بودن شرایط او به عهده اینجانب است‚ به واسطه بعضی مصالح و جهات لازم المراعات‚ از آن جمله وضع استثنائی که کشور دارد‚ لازم است در این امر مهم حیاتی تاخیر نشود‚ از طرفی شناسائی بیش از یکصد و بیست نفر محتاج به زمانی طولانی است و تاخیر در این حال استثنائی به صلاح ملت و کشور نیست‚ به این جهت و جهات دیگر انتخاب امر صلاحیت و اینجانب را به ملت واگذار نمودم که خود سرنوشت خویش را تعیین نمایند.
۲-  در دوره های آینده که انشای الله  استقرار کامل حاصل شد‚ به حسب قانون اساسی باید این امر به وسیله شورای نگهبان عمل و آنان هستند که باید تشخیص صلاحیت رئیس جمهور را به حسب موازین قانونی بدهند.
۳-  اینجا از ملت شریف ایران تقاضا می کنم که در این امر مهم حیاتی سستی و بی تفاوتی نشان ندهند و انتظار دارم همانطوری که با شور و شعف به پای صندوق های رای برای تصویب جمهوری اسلامی رفتند‚ در این امر با جدیت و علاقه به اسلام شرکت کنند که خداوند متعال با آنان است و پیروزی نصیب ملت شریف مسلمان است.
۴-  ملت شریف با کمال هوشیاری و توجه به توطئه ها و بند و بست ها که در دست اجراست و می خواهند نگذارند ملت در این مرحله مهم پیروز شود و درصدد ایجاد انحراف می باشند و مراعات شرایطی را که در قانون اساسی ذکر شده است با کمال دقت بنمایند.
۵-  از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی- انسانی را در تبلیغ برای خود‚ کاندیداهای خویش مراعات و از هر گونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد خودداری نمایند که برای پیشبرد مقصود‚ ولو اسلامی باشد‚ ارتکاب خلاف اخلاق و فرهنگ‚ مطرود و از انگیزه های غیر اسلامی است.

 

*** صحیفه نور ج ۱۱ صفحه ۱۸۸ تاریخ: ۵۸/۱۰/۱۴
۶-  اینجانب بنا ندارم از کسی تایید نمایم‚ چنانکه بنا ندارم کسی را رد کنم و از تمام احزاب و گروه ها و افراد می خواهم از نسبت دادن کاندیدای خود به من که از آن استفاده تایید و یا تعیین و یا رد شود‚ ندهند. من بسیار مایل هستم که گروه هائی که متعهد و معتقد به جمهوری اسلامی و خدمتگزار به اسلام هستند‚ در مبارزات انتخاباتی کمال آرامش را در تبلیغ کاندیداهاشان رعایت نمایند و نسبت به یکدیگر تفاهم و صمیمیت و اخوت اسلامی داشته باشند و از تفرقه و کدورت شدیدا احتراز کنند که تفرقه و تشتت دوستان را نگران و دشمنان را کامیاب می کند و موجب تبلیغات سوئ می شود. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین را خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی

 

*** صحیفه نور ج ۱۱ صفحه ۲۴۷ تاریخ:  ۵۸/۱۱/۶
بیانات امام خمینی به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری در بیمارستان قلب تهران
بسم الله الرحمن الرحیم
خوشحالی من روزی است که به زاغه نشینان عنایت بشود
من دو کلمه می خواهم صحبت کنم: یکی راجع به حال خودم که الحمدلله بد نیست و شاید تشریفات زیاد برای من مهیا کردند آقایان اطبا و وزیر بهداری‚ تشریفاتی که ما عادت به آن نداریم و ما طلبه ها عادی نیستیم به آن‚ ولی وقتی خوشحال می شوم که بفهمم آقایان درصدد این هستند که به این زاغه نشینان شهرها‚ به این چادرنشین های شهرها که در زمان طاغوت به آنها هیچ عنایتی نشده بود‚ در این زمان عنایت بشود. بهداری که اول مرتبه احتیاجی است که مردم به آن دارند طوری باشد که برای همه باشد‚ برای یکی تشریفات و برای یکی هیچ‚ نباشد. و من امیدوارم که آقایان اطبا هر جا که هستند و دولت و وزیر بهداری و خود ملت عنایت به این مطلب داشته باشند که این زاغه نشین ها و این فقرا‚ اینهائی که عیال خدا هستند اینطور ابتلائات را نداشته باشند.
همه ملت بی استثنا به پای صندوق های رای بروند
این یک کلمه‚ کلمه دیگر فردا روز جمعه است و روز مبارک در ماه مبارک تولد با سعادت رسول اکرم در آن اتفاق افتاد و باز مبارک است از باب اینکه ملت ما به یک آرزوی دیگری که داشتند رسیدند و آن تعیین رئیس جمهور. در این زمینه من چند مطلب دارم که اگر آن مطالب تحقق پیدا بکنند‚ من خوشحال می شوم و بیماری من هم اینقدر مهم نیست.
یکی اینکه فردا همه ملت بی استثنا به پای صندوق ها بروند‚ بی عنایتی نکنند به یک مطلبی که کشور آنها به آن احتیاج دارد‚ سرنوشت ملت و اسلام به آن بسته‚ همچو نباشد که اگر یک کسی مثلا میل داشت رئیس جمهور شود و حالا احتمال می دهد که نشود‚ کنار برود یا اشخاصی که با او رفیق هستند کنار بروند و رای ندهند بهتر این است که آنهائی که می دانند که نمی شوند‚ آنها متصل بشوند به بعضی آنهائی که می دانند می برند‚ تا اینکه انشای الله  یک رای کافی تحقق پیدا کند و ما سرشکسته نشویم به اینکه ملت اعتنائی به این مسائل ندارد‚ اعتنائی به سرنوشت خودش و سرنوشت اسلام ندارد. همه با هم به پای صندوق بروید. مطلب دیگر اینکه پای صندوق ها که می روید اینطور نباشد که با هم اختلاف پیدا کنید. یک مساله این است که برای کشور است‚ هر یک از اینها می برند‚ برای کشور

 

*** صحیفه نور ج ۱۱ صفحه ۲۴۹ تاریخ:  ۵۸/۱۱/۶
خدمت خواهند کرد و اگر خدمت نکنند ملت هست و آنها را بر کنار خواهد کرد. از این جهت به طور خصمانه با هم رفتار نکنید‚ برادر باشید با هم. اگر یکی رئیس جمهور شد‚ شما هم به او اعانت کنید‚ اینطور نباشد که قبل از اینکه رئیس جمهور بشود بریزید به جان هم‚ فردا پای این صندوق ها بریزید به جان هم‚ یا بعضی از قشرها شرکت نکنند. من از همه قشرهای ملت‚ چه فارس‚ چه ترک‚ و چه کرد و چه بلوچ و چه ترکمن و چه بختیاری و چه سایر قشرها و طوایفی که هستند در ایران‚ از اینها تقاضا می کنم‚ عاجزانه تقاضا می کنم که طوری نکنند که در خارج منعکس بشود که شما یک مردمی هستید که تربیت اسلامی ندارید‚ شما یک مردمی هستید که با هم سر دنیا نزاع می کنید ریاست جمهوری چیزی نیست که شما به آن اهمیت بدهید. اگر ریاست جمهور خوب باشد‚ آن است که خدمت به ملت می کند و اگر بد باشد‚ آن است که راه جهنم را باید بپیماید. خیلی درصدد این نباشید که برای خاطر اینکه یکی بیشتر می خواهد رای ببرد و یکی کمتر می خواهد رای ببرد به هم بریزید و جنگ و نزاع باشد و اسباب ناراحتی همه را فراهم کنید و من که در اینجا هستم‚ در بیمارستان هستم از این جهت ناراحت و ناراضی باشم. یکی دیگر اینکه بعد از اینکه رئیس جمهور به مبارکی انشای الله  تعیین شود (و هر کس که باشد) دیگران قهر نکنند و عقب بنشینند. کشور‚ کشور خود شماست. رئیس جمهور باشید‚ کشور است. پاسبان باشید‚ کشور است طلبه مثل من باشید‚ کشور خود شماست. بعد از اینکه رئیس جمهور تعیین شد همه اعانت کنید از او‚ همه وارد بشوید در کار و اعانت کنید از او و کنار ننشینید‚ قهر نکنید و رشد خودتان را به دنیا نشان بدهید که شما رشید هستید و شما می توانید که یک مملکتی را با هم اداره بکنید. وقتی که بنا باشد یکی رئیس جمهور شد‚ دیگری هم یک کار دیگر و دیگری هم یک کار دیگر و کارها را به سلامتی انجام دهید. و من مجاز نیستم که بیش از این با شما صحبت کنم. انشای الله  خداوند همه شما را حفظ کند و موفق باشید.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

 

*** صحیفه نور ج ۱۵ صفحه ۱۶۳ تاریخ سخنرانی:  ۶۰/۷/۲
پیام امام خمینی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت مجاهد و متعهد ایران!
جمهوری اسلامی‚ فرآورد مجاهدات جانفرسا و فداکاری های بی دریغ شما و فرزندان برومند و شهدای ارجمند شماست. شما بودید که با قدرت ایمان و تعهد به اسلام‚ میهن عزیز خود را از اسارت سلاطین و رژیم ستمگر شاهنشاهی و دژخیمان خونخوار آنان نجات دادید. شما بودید که همچون سلحشوران متعهد صدر اسلام با انقلابی عظیم‚ کشور خود را از سلطه ابرقدرت ها و خصوصا امریکای غدار و جهانخوار آزاد نمودید. شما اسلام بزرگ را که می رفت دستخوش انحراف منحرفین و منافقین شود و احکام مترقی آن به احکام دلخواه نادانان مبدل گردد و با اسم اسلام راستین‚ قوانین مسلم منصوص در قرآن کریم به نسیان کشیده شود‚ زنده و تجدید کردید و در مقابل هجوم نظامی و تبلیغاتی همه جانبه ایستادگی نمودید و در این دو سه ساله‚ ره صد ساله پیمودید و تمام موانع را از سر راه برداشته و جمهوری اسلامی را با تمام نهادهایش تحقق بخشیدید و حیاتی جدید و درخشان و فروزنده به کشورتان و فرهنگتان بخشودید.
اکنون شما عزیزان ارزشمند هستید که باید این سرمایه گرانبها و این امانت الهی را که با خون اولیای گرانقدر خداوند و مجاهدین ارجمند اسلام و فرزندان عزیز برومند شما‚ به دست شما سپرده شده است پاسداری نمائید و با تمام توان از زن و مرد و کوچک و بزرگ با مجاهدات پیگیر و شجاعانه‚ در حفظ و حراست آن کوشا باشید و از تبلیغات دامنه دار ورشکستگان که خود علامت عظمت انقلاب اسلامی شماست و دلیل وحشت آنان و سلطه جویان و چپاولگران است‚ به خود تردیدی راه ندهید و با همان شور و هیجان و تعهدی که دارید به پیش روید و مطمئن باشید که در جهان‚ سرافراز و پیروز هستید و در بارگاه عظمت حق تعالی ارزشمند و در پیشگاه اسلام و اولیا معظم آن ارجمند خواهید بود.
اکنون که با از دست دادن سربازی گرانقدر و رئیس جمهوری خدمتگزار و متعهد چون شهید رجائی که خدایش رحمت فرماید‚ برای تعیین رئیس جمهور به پای صندوق های رای خواهیم رفت‚ لازم است ملت عزیز‚ رشد و استقامت و پایداری خود را در پیشگاه خالق و صاحب اسلام و در نزد جهانیان و در پیش چشمان حیرت زده دشمنان و بدخواهان اسلام که شما را با تهمت های گوناگون

 

*** صحیفه نور ج ۱۵ صفحه ۱۶۴ تاریخ سخنرانی:  ۶۰/۷/۲
هدف قرار داده و وفاداری شما عزیزان متعهد به جمهوری اسلامی را مورد سوال و تردید انگاشته اند ثابت و با شور هر چه بیشتر‚ یکپارچه در این امری که حفظ حیثیت جمهوری اسلامی و ملت شریف بسته به آن است به سوی صندوق های رای چون موجی خروشان و دریائی مواج‚ با صفوفی فشرده رفته رای خود را به شخصی که متعهد به اسلام و خدمتگزار به ملت و کشور و حامی مستضعفان و دارای بصیرت در امر دین و دنیا و منزه از گرایش به شرق و غرب و مکتب های انحرافی و دارای دید سیاسی است‚ بدهید. امروز شرکت در انتخابات ریاست جمهور نه فقط یک وظیفه اجتماعی و ملی است‚ بلکه یک وظیفه شرعی اسلامی و الهی است که شکست در آن‚ شکست جمهوری اسلامی است‚ که حفظ آن بر جمیع مردم از بزرگترین واجبات و فرائض است و وسوسه در آن از شیطان بلکه عمال شیطان بزرگ است.
برادران و خواهران! با هشیاری بسیار و دید اسلامی سیاسی با مسائل برخورد کنید و از وسوسه منحرفان و مخالفان اسلام و وابستگان به سیاست اجانب اجتناب نمائید که اینان با هر وسیله می خواهند پایه های جمهوری اسلامی را متزلزل کنند و به خیال رسیدن به مقاصد خودشان‚ از هر فرصتی بهره برداری نمایند و نگذارند که شما در این امر حیاتی که شخصیت خود و کشورتان بسته به آن است شرکت کنید.
اینجانب از علمای معظم و ائمه جمعه و جماعات محترم و خطبا و گویندگان متعهد در سراسر کشور تقاضا دارم که مردم شریف را از اهمیت این موضوع حیاتی و سرنوشت ساز مطلع و آنان را به تکلیف شرعی خود ارشاد فرمایند. از نویسندگان و گویندگان و روشنفکران و اساتید محترم و معلمان و دانشمندان کشور تقاضا دارم که در هر مسلک و گروهی هستند‚ به یک مطلب مهم توجه نمایند که اگر خدای نخواسته جمهوری اسلامی‚ این دسترنج توده های عظیم رنج کشیده و ستم دیده‚ شکست بخورد‚ هرگز گمان نکنند که به جای آن یک رژیم متعهدتر و غمخوارتر و ملی تر و اسلامی تر روی کار می آید و به یقین بدانند که یک رژیم صد در صد غربی آمریکائی یا شرقی کمونیستی به دست یکی از دو ابرقدرت‚ جایگزین آن می گردد‚ اگر چه با صورت ملی و اسلامی. پس در این صورت‚ کارشکنی یا بی تفاوتی در این امر‚ نزدیک کردن کشور است به سوی دو قطب جهانخوار و به هدر دادن خون های جوانان و زحمت های طاقت فرسای ملت. و از انجمن های اسلامی در سطح کشور می خواهم که در هر محلی که هستند‚ کسانی را که با آنان تماس دارند به اهمیت این امر آشنا نمایند. امید است خداوند متعال‚ امت اسلامی را موفق فرماید که برای پیشرفت مقاصد اسلامی هر چه بیشتر کوشش نمایند و توفیق خدمت به همه ما مرحمت فرماید.
والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته  روح الله الموسوی الخمینی

بیانات رهبری در مورد ملاک ها و معیار های نامزد اصلح

خرداد ۲۱ام, ۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم

رهبر فرزانه ی انقلاب

«من توصیه‏ام به مردم در درجه‏ى اول این است که بیایند وارد میدان انتخابات شوند، صندوقهاى رأى را پر رونق کنند. خود این صفوفى که ایستادند، ممکن است زحمت هم داشته باشد؛ در هواى سرد؛ یک ساعت – کمتر، بیشتر – اما این مجاهدت است، این جهاد است؛ این زحمت پیش خداى متعال اجر دارد. بروند رأى بدهند. این در درجه‏ى اول.
به کى‏ رأى بدهند؟ شاخص این است که شعارهاى انقلاب بایستى به وسیله‏ى مسئولین و منتخبین ما روز به روز زنده‏تر شود. این شاخص است. ربطى به جناح‏بندیها ندارد، ربطى به اسمها ندارد. علاج دردهاى این ملت و وسیله‏ى رسیدن به آرمانهاى این ملت، شعارهاى انقلاب است؛ اینها باید حفظ شود. آن کسانى که با این شعارها به معناى حقیقى کلمه مخالفند، دشمنِ این شعارهایند؛ اینها نباید در مراکز تصمیم‏گیرى واقع بشوند. بین ملتند، باشند. آحاد ملت، هر کسى هر عقیده‏اى داشته باشد، اشکال ندارد؛ اما آن کسى که عقیده‏اش این است که این ماشین باید راه نیفتد، این را نمیشود پشت رُل گذاشت. یک آدمى که عقیده‏اش این است که از این جا باید این اتومبیل حرکت نکند، این شخص را پشت فرمان خودرو بگذاریم، هیچ وقت این اتومبیل حرکت نخواهد کرد. باید کسى را بگذاریم که معتقد به این حرکت باشد، معتقد به این راه باشد، معتقد به آن هدف باشد، معتقد به توانائیهاى ملى باشد، معتقد به اسلام، معتقد به انقلاب باشد و شاخصها را قبول داشته باشد. این آن نقطه‏ى حساس است. این هم نکته‏ى دوم است.»

 

«این را هم در باب انتخابات به شما عزیزان و همه‏ى ملت عزیزمان عرض بکنم؛ درباره‏ى موضع رهبرى در مورد انتخابات، گمانه‏زنى و شایعه و اینها همیشه بوده و خواهد بود. بنده یک رأى دارم، آن را در صندوق مى‏اندازم. به یک نفرى رأى خواهم داد، به هیچ کس دیگر هم نخواهم گفت که به کى رأى بدهید، به کى رأى ندهید؛ این تشخیص خود مردم است. بنده گاهى از دولت حمایت میکنم، دفاع میکنم؛ بعضى سعى میکنند براى این کار معناى نادرستى جعل و ابداع کنند. نه، من از دولتها همیشه دفاع میکنم؛ منتها اگر دولتى بیشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس کردم حملات غیر منصفانه‏اى میشود، بیشتر دفاع میکنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من میگویم باید منصف باشیم. رفتارها را نگاه کنیم؛ این ربطى به انتخابات ندارد، بحث انصاف و بى‏انصافى است. حمایت کردن از خدمتگزاران در کشور، وظیفه‏اى است که هم من دارم، هم همه دارند؛ این مربوط به اعلام موضع انتخاباتى نیست. بنده از هر حرکت خوبى، از هر اقدام خوبى، از هر پیشرفتى، از هر خدمتى به مردم، از هر دلجوئى‏اى از محرومین، از هر ایستادگى‏اى در مقابل ظلم و استکبار استقبال میکنم و از آن کسى که این کار را کرده است، تشکر و سپاسگزارى میکنم؛ هر دولتى باشد، هر شخصى باشد؛ این وظیفه‏ى من است.»

 

«یکى از اساسى‏ترین کارها براى اینکه ما جلوى اسراف را بگیریم این است که مسئولین کشور، خودشان، کسانشان، نزدیکانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافیگرى نباشند. چطور میتوانیم اگر خودمان اهل اسراف باشیم، به مردم بگوئیم اسراف نکنید؛ «أ تأمرون النّاس بالبرّ و تنسون انفسکم»؛(۱) «یا أیّها الّذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون. کبر مقتا عند اللَّه ان تقولوا ما لا تفعلون».(۲) اولین کار این است که ما مسئولین کشور را، افرادى انتخاب کنیم که مردمى باشند، ساده‏زیست باشند، درد مردم را بدانند و خودشان از درد مردم احساس درد کنند. این هم به نظر من شاخص مهمى است. آگاهانه بگردید؛ برسید؛ و به آنچه که رسیدید و تشخیص دادید، با قصد قربت اقدام کنید؛ با قصد قربت پاى صندوق انتخابات بروید و خداى متعال اجر خواهد داد.»

 

«مردم سعى کنند صالح‏ترین را انتخاب کنند. آن کسانى که نامزد ریاست جمهورى میشوند و در شوراى نگهبان صلاحیت آنها زیر ذره بین قرار میگیرد و شوراى نگهبان صلاحیت آنها را اعلام میکند، اینها همه‏شان صالحند. اما مهم این است که شما در بین این افراد صالح، بگردید و صالح‏ترین را پیدا کنید. این جا جائى نیست که من و شما بتوانیم به حداقل اکتفاء کنیم؛ دنبال حداکثر باشید؛ بهترین را انتخاب کنید.
بهترین کیست؟ من نسبت به شخص، هیچ‏گونه نظرى ابراز نمیکنم؛ اما شاخصهائى وجود دارد. بهترین، آن کسى است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافیگرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافیگرى و تجمل‏پرستى است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافیگرى باشد، مردم را به سمت اشرافیگرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد. اینى که ما گفتیم امسال، سال حرکت به سوى اصلاح الگوى مصرف است، یعنى امسال سالى است که ملت ایران تصمیم بگیرد که با اسراف مبارزه کند. نمیگوئیم بکلى و یکباره و در طول یک سال، اسراف تمام بشود؛ نه، ما واقع‏بین‏تر از این هستیم؛ میدانیم این کار مال سالیان پى در پى است و باید کار بشود تا به این فرهنگ برسیم؛ باید این کار را شروع کنیم.»
بیانات در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ ۱۳۸۸/۰۲/۲۲

 

«من میخواهم عرض کنم عزیزان من! این آگاهى همیشه لازم است. امروز هم لازم است، فردا هم لازم است. نسل جوان ما خوشبختانه امروز یک نسل غالب در سرتاسر کشور است. جوانها بهوش باشند، بیدار باشند. معیارها مشخص است. در انتخابات، این آگاهى باید اثر کند؛ در بیان خواسته‏هاى ملت این آگاهى باید تأثیر بگذارد؛ در حضور گوناگون، در مسائل مختلف، این آگاهى بایستى اثر بگذارد. ملت ایران در انتخابهاى خود – معیارهاى انتخابات را من آن روز عرض کردم، این هم مکمل آنهاست – توجه کند؛ کسانى با رأى ملت سر کار نیایند که در مقابل دشمنان بخواهند دست تسلیم بالا ببرند و آبروى ملت ایران را ببرند. کسانى سر کار نیایند که بخواهند با تملق‏گوئى به غرب، به دولتهاى غربى، به دولتهاى زورگو و مستکبر، به خیال خودشان بخواهند براى خودشان موقعیتى در سطح بین‏المللى دست و پا کنند. اینها براى ملت ایران ارزشى ندارد. کسانى سر کار نیایند که دشمنان ملت ایران طمع بورزند که به وسیله‏ى آنها بتوانند صفوف ملت را از هم جدا کنند، مردم را از دینشان، از اصولشان، از ارزشهاى انقلابى‏شان دور کنند. ملت باید آگاه باشد. اگر کسانى بر سر کار بیایند که در مراکز گوناگون سیاسى یا اقتصادى به جاى اینکه به فکر ادامه‏ى راه امام و ارزشها و اصول ترسیم شده‏ى به وسیله‏ى امام باشند، به فکر به دست آوردن دل فلان قدرت غربى و فلان مستکبر بین‏المللى باشند، براى ملت ایران مصیبت خواهد بود. این آگاهى براى ملت لازم است.»
بیانات در دیدار مردم بیجار ۱۳۸۸/۰۲/۲۸

 منبع سخنان: www.leader.ir

————

 ۱) بقره: ۴۴
۲) صف: ۲ و ۳

دوستی خاله خرسه‌ی احمدی نژاد و مستضعفین

خرداد ۲۰ام, ۱۳۸۸

آقا مرتضی نفرمودند کدام مطالب ما در مورد احمدی‌نژاد اشتباه و کدام بی‌انصافی بوده. این که احمدی‌نژاد برای قشر مستضعف برنامه دارد ولی بقیه برنامه ندارند را اصلا قبول ندارم.

اولا مناظره‌‌ها نشان داد به غیر از محسن رضایی، اصولا سه کاندیدای دیگر در هیچ موردی برنامه ندارند و اصلا نمی‌دانند برنامه یعنی چه.

ثانیا برنامه احمدی‌نژاد برای قشر مستضعف به قول کروبی به درد ننه جان من می‌خورد (که البته ننه جان آقا مرتضی هم هست!). این‌که هر کس شکواییه بنویسد تراول ۵۰ یا ۱۰۰ تومانی برایش بفرستیم، می‌شود به فکر مستضعفین بودن؟ ای کاش ایشان دزدی می‌کرد و بودجه مملکت را این گونه بر باد نمی‌داد.

نمونه کار ایشان که خیلی به درد مستضعفین خورد، پروژه راه آهن شیراز است. این پروژه‌ی راه آهن یکبار مصرف که فقط برای جمع کردن آرای انتخاباتی انجام شد اکنون سندی قابل مشاهده توسط هر فرد دلسوزی است که به فکر مستضعفین است و می‌خواهد بداند این دولت تا چه حد برای آنان همانند دوستی خاله خرسه عمل کرده است. میلیاردها تومان پول بی زبان مملکت در این پروژه دود هوا شد. حتی جمع کردن این ریلهای یکبار مصرف هزینه دو چندانی تحمیل می‌کند.

دوستان عزیز خودشان قضاوت کنند اگر ایشان می‌خواستند دزدی کنند حداکثر چقدر به بودجه مملکت ضرر می‌خورد؟ صد میلیون، دویست میلیون، یک میلیارد. ایشان دزدی نکرده‌اند ولی ضرری که به مملکت زده‌اند از یک دزد هم بیشتر بوده است.

حجت‌الاسلام و المسلمین صدیقی در جمع فعالین ستاد مردمی احمدی‌نژاد: مبادا برای احمدی‌نژاد کار کنید؛ پشیمان می‌شوید.

خرداد ۲۰ام, ۱۳۸۸

بسم الله النور

با سلام به همه ی دوستان

یاران گرامی ما، در نقد آقای احمدی نژاد، مطالبی را گفتند. بعضی از مطالب اشتباه و بی انصافی در حق ایشان است. از برخی مطالب هم ما اطلاعی نداریم و سعی می کنیم بدبین نباشیم و به نماینده ی مردم تهمت نزنیم. بعضی اشکالات مطرح شده هم به آقای احمدی نژاد وارد است. در مطالب بعدی در مورد این جزئیات جواب خواهیم داد ولی سعی کنیم در جزئیات گم نشویم، هر چهار بزرگوار که معصوم  نیستند. افراد از نظر کلی خصوصیت هایی دارند که این صفت ها در وجود آن ها شدت و ضعف دارد و در مجموع عمل کرد افراد بر اساس این صفات شکل می گیرد. مثلاً نگاه کنید به صحبت های نامزد ها، بیشتر برنامه های سه کاندیدای دیگر برای قشر متوسط جامعه به بالاست و بیشتر برنامه های آقای احمدی نژاد به درد قشر مستضعف و قشر متوسط می خورد. یعنی بیشتر به شعارهای اصلی انقلاب نزدیک است. حکومت اسلامی حکومت مستضعفان است، من خودم میگم من که به مستضعفین خیلی کمک نکردم بذار یه کسی رأی بیاره که واقعاً بالقوه این رویکرد رو داره و بالفعل هم به اون می پردازه. این جهت گیری در عمل کرد چهار ساله ی اون هم آشکاره. مثل بحث سفرهای استانی که به جاهای محروم سر می زد یا بحث سهام عدالت یا هدف مند کردن یارانه ها که در همین راستا بود اما سرلوحه ی شعارهای دیگر نامزد ها بیشتر روی آزادی بیان، تغییر، قومیت ها، زنان، ایرانی بودن و … می چرخه که نشون میده محرومین که بیشتر از اقشار دیگه به کمک دولت نیاز دارند گوشه ی کمتری رو از ذهن اون ها اشغال کرده است. چند تا از صفات برجسته ی آقای احمدی نژاد در سخنرانی حاج آقا صدیقی آورده شده است که منبع این سخنرانی سایت رجا نیوز می باشد.

حجت ‌الاسلام و المسلمین صدیقی

 «همیشه کارهایتان از سر شکر باشد. اعملوا آل داوود شکراً. خدا با ما رفاقت می کند. خدا دائماً ما را کمک می کند. خدا ما را تنها نمی گذارد. نمازتان را شکراً به جای بیارید. کارهایتان شکراً باشد. وقتی شکراً باشد، آدم شاد است. اگر این گونه نباشد، آدم همیشه دغدغه دارد. مدام با خودش می گوید می شود یا نمی شود. بریم فلان جا خودی نشان بدهیم؛ بعدها آقا یک کاره ای می شود ما را هم یه کاره ای می کند. اگه نشد خیلی به خودت نفرین می کنی. اما اگر شکراً بود، همیشه شادی. اعملوا آل داوود شکراً.

یکی از علما می فرمودند من به آقای طباطبایی گفتم شما که با قرآن زندگی کردید، مؤثرترین آیه ای که در زندگی دیدید کدام است؟ ایشان به این آیه اشاره کردند: «فاذکرونی اذکرکم و اشکروا لی اشکرکم.» ذکر و شکر. کار خدا هر چه هست، نعمت است. “هو معکم اینما کنتم.” کجا خدا با شما نبوده؟ کجا تنها بودید؟ کجا خدا شما را واگذاشت…؟

حضرت امیر در منشور حکومتی‌اشان به مالک اشتر دستور می‌دهند که ۳ گروه را در گروه مشورتی خود راه نده. اول آدم‌های بخیل. شخصی محضر امیرالمومنین اظهار نیاز کرد. حضرت به او عنایتی کردند. کسی که کنار امیرالمومنین بود گفت یاعلی! اگر کمتر هم می‌دادید، او را کفایت می‌کرد. حضرت فرمودند الهی مثل تو در جامعه زیاد نباشد.

آدم های بخیل به درد هیچ کاری نمی خورند. الحمد الله هنوز برای شما پول مزه نکرده است. الهی که هیچ وقت مزه نکند. آدم های پول پرست، بخیل هم می شوند. حضرت به مالک فرمودند تو که نماینده من هستی، وکیل هستی، مراقب باش اطرافت آدم بخیل نباشد.

دوم آدم های ترسو. ترس ننگ است. الجبنُ عارٌ. این جمله مال امام حسین(ع) است. آدم ترسو به هیچ دردی نمی خورد. این محبوبیتی که نصیب رئیس جمهور ما آقای احمدی نژاد شده است را ببینید. هر کس می خواهد، تنگ نظر باشد. این واقعیتی است که شده است. خدا عزیز کرد.

علتش را من در چند چیز می دانم. ائمه یک قولی به ما دادند. فرمودند هرکسی خودش را به ما بچسباند، دامان علی را بگیرد، گوشه چادر حضرت زهرا را بگیرد، دم از ما اهل بیت بزند، هر کسی ورد زبانش مهدی باشد، قیام و قعودش مطرح کردن وجود نازنین حضرت باشد، فرمودند زَیَنّاهُم. اگر شما ما را رونق بدهید، ما پر رونقتان می کنیم. هر کسی رونق ما باشد ما رونقش می دهیم.

و بیُمنِه رُزِقَ الوَری و بوُجودِهِ ثَبَتَتِ الارضُ و السماء. وجودِهِ لَطفٌ و تَصرُّفِه لطفٌ آخَر. یکی اصل وجود امام زمان است که آقای ما جان عالم است. لو لا الحجه لساخت الارض باهلها. اگر امام زمان نباشد، زمین قرارش را از دست می دهد. اگر آقای ما نباشد زمین اهلش را فرو می برد. آقای ما آقای عالم است. حضرت ابراهیم جاعلٌ للناس بود ولی امام زمان ما امام همه خلایق است. امام ملائکه است. امام زمین است. امام خورشید است. امام کائنات است. در دعای ندبه می خوانید: اَینَ صدرُ الخَلایق؟ رئیس کل عالم است. وجود نازنینش همه را جمع کرده است. ضرورت وجود امام، ضرورت ادامه فیض خداست. اگر این نباشد، فیض خدا جاری نمی شود.

نکته دوم تصرفه لطف آخر. وجود مبارک امام زمان تصرف می کند در اراده دشمن. آنچه دشمن می خواهد عکسش می شود. آن صحنه های خطرناک را برای ناکامی نظام ما و برای به هم خوردن اوضاع ما در آمریکا راه انداختند. آن همه هزینه کردند که یک جوری رو کم کنند. خدا هم روی خودشان را کم کرد. یریدون لِیُطفِئوا نورَ الله بِاَفواهِهِم. این دست خداست. یدالله فوق ایدیهم. تمام نقشه هاشان را با مبانی دقیق علمی، روان شناختی و… تنظیم می کنند اما جواب نمی دهد. چرا؟ برای اینکه دست بالای دست بسیار است. یک دستی خدا بالای این دست ها قرار داده است. تمام نقشه ها با یک نگاه امام زمان به هم می خورد.

خود آقای رئیس جمهور برای من می گفتند برای رفتن به آن دانشگاه خیلی ها مخالف بودند. گفتم نه. اینکه می گوید گفتم نه، دست خودش نیست. یک تصرفی هست. آن کسی که میزبان ما بود، رئیس دانشگاه، آمد از اول هر چه خواست گفت. ببین چه قشنگ در آمد. و تصرفه لطف آخر.

در این جریان ژنو هم همین بود. آنها همه نقشه ها را طرح کرده بودند که به نفع خودشان باشد. چرا؟ چون آقای احمدی نژاد مروج امام زمان است. تهاجمی دارد پیش می رود. هر جا می رود سخن از امام زمان است. آقاجانمان را دارد مطرح می کند.

در میان فضائل امیرالمومنین یک چیز علی را برجسته کرد، عبادت امیرالمومنین که نظیر نداشت اما مدالی که خدا پیغمبرش را مامور کرد تا به علی بدهد این بود: ضَربَتُ علیٍّ یومَ الخَندَق اَفضَل مِن عِبادَتِ الثَّقَلین. جنگ احزاب بود دیگر. مشرکین، اهل کتاب، تمام دنیا هم دست شده بودند. مدینه که پایگاه مسلمان ها بود محاصره شده بود. زمینه از نظر علمی و سیاسی و تحلیل های اجتماعی به نفع مسلمانان نبود. در این شرایط امیرالمومنین کاری کرد که کارستان شد. یک ضربتی زد که با این ضربت پایه های کفر لرزید.

رهبر انقلاب را ببینید. هیچ جا نشده حتی در بزرگترین جلسات، در بحران ها ایشان کمترین تزلزلی در وجودشان دیده شود. در قضیه کوی دانشگاه خواص هم ناامید شده بودند. من گریه بعضی از افراد خیلی قوی را در جریان کوی دانشگاه دیدم. اما آمد دو سه جمله خطاب به امام زمان گفت، تمام شد. حرکت باید تهاجمی باشد. این شجاعت است. ضربت علی یوم الخندق.

امیرالمومنین فرمودند که مالک! سه گروه را دور خودت راه نده. یکی آدم بخیل است. دیگری آدم ترسو است. دیگر آدم حریص است که مملکت فروشی می کند. خود فروشی می کند. این سه تا ریشه اش یکی است. و ریشه اش سوء ظن به خداست. آدم فکر می کند خدا او را فراموش کرده است.

برای آقای احمدی نژاد کار نکنیدها! پشیمان می شوید. اگر برای شخص کار کردید والله ضرر می کنید. اگر تشخیص دادید که ایشان برای خدا کار می کند، ایشان مفیدتر است، اگر تشخیص دادید، برای خدا کار کنید. اگر هم اطرافیان ایشان از شما خوششان هم نیامد، آن وقت پشیمان نمی شوید. کار برای خدا. قل اِنَّما اَعِظُکم بواحِدَه اَن تَقوموا لله مَثنی و فُرادی.

اگر برای خدا بود هیچ وقت شما شکست نمی خورید. امام برای چه همیشه پیروز بود؟ برای اینکه شعارش این بود که ما مامور به تکلیفیم. ما پیروز بشویم یا شکست بخوریم پیروزیم. کار برای خدا همیشه پیروزی است. کار برای غیر خدا همیشه شکست است. بیهوده خودتان را خراب نکنید. کار برای خدا. کار برای خدا. کار برای خدا.

نکته بعدی؛ ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه. اگر شما کارتان برای خدا بود و بعد هم مقطعی نبود. علی گفتید و ادامه داشت، اگر این گونه بود، خدا وعده داده که تتنزل علیهم الملائکه. اینها می آیند و کمک می کنند. چیزهایی که بلد نیستید در ذهنتان می آید.

نکته بعدی این است که حرکتتان حرکت تخریبی نباشد. حرکت تخریبی همواره حاکی از ضعف است. ظلم به کسی نکنید. تهمت به کسی نزنید. غیبت کسی را نکنید. فحش به کسی ندهید. قداست کار و راهتان را تا آخر حفظ کنید.

وجود مبارک حضرت امیر فرمودند که المُرُوَّتُ اَربَع. مروت چهارتاست. اول تواضع. شما باید خادم مردم باشید. به این خدمتگذاریتان افتخار کنید. هم در مقابل کسی که برایش کار می کنید هم وقتی مردم را دعوت می کنید متواضع باشید.

نکته دیگر اینکه اگر موقعیتی دارید، رقیبی مزاحمتان شد، مقابله به مثل نکنید. خُذِ العَفو وَأمُر بِالعُرف و اَعرِض عَنِ الجاهِلین. ما مسلمان می خواهیم زندگی کنیم. شیوه شما، روش شما، منش شما بزرگی باشد. کینه توز نباشید. این کار مال کفار است. مال تربیت نشده های در مکتب اسلام است. حتی اگر رقیبتان فحش داد و ایجاد مزاحمت کرد برخورد نکنید.

سوم، اَلعَطاءُ بِلا مِنَّه. اگر کار می کنید منت نگذارید. خدمت باشد؛ اما خدمت بدون منت. اگر خدمت با توقع بود، دیر یا زود ضایع می شود. مرید حضرت زهرا باشید. گدای بی بی باشید. اِنَّما نُطعِمُکُم لِوُجهِ الله لانُریدُ مِنکُم جَزاءً و لا شَکورا.

نکته آخر، النَّصیحَتُ مَعَ العَداوَه. کسی با شما دشمن است؛ شما هم می دانید؛ از عداوتش خبر دارید؛ ولی نسبت به او هم دلسوز باشید. خُردش نکنید. دستش را بگیرید بلندش کنید.

خب! چه کار بکنیم؟ دعا. از دعا غفلت نکنید که دعا مرده زنده می کند. دعا معجزه می کند. ولی دعا شرایط دارد. شرطش این است که وَابتَغوا اِلیهِ الوَسیله. با واسطه پیشش بروید. با حضرت زهرا بروید. این ایام، ایام نقاهت جانباز امیرالمومنین است…

 

آیا قریش از این که پیامبر اسلام (ص) مردم را به خدای یگانه می خواند می ترسیدند؟

خرداد ۱۹ام, ۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم

ketab-ali-az-zabane-ali.JPG

بخش ۳ از کتاب “علی از زبان علی یا زندگانی امیر مؤمنان علی علیه السلام” نوشته ی دکتر سید جعفر شهیدی
کسانى که با تاریخ اسلام آشنایند مى‏دانند،در روزگارى که از آن سخن مى‏گوییم،در مکه نه قانونى بود که امنیت اجتماعى را نگهبان باشد،و نه دینى که مردم را از کار زشت باز دارد.قبیله‏ها به آئین سنتى خود زندگى مى‏کردند،و آنان که در مکه مى‏زیستند با یکدیگر پیمان‏هایى داشتند.از جمله آنکه هیچ قبیله‏اى با قبیله دیگر درنیفتد.و آنجا که لازم است،باید از یکدیگر حمایت کنند.با گرویدن تدریجى مردم مکه به مسلمانى،پایدارى این پیمانها مشکل گشت و قریش خطر را نزدیک دید.

جوانانى از خاندان‏هاى گوناگون مسلمان مى‏شدند،در حالیکه پدرانشان بر شرک بودند،زنى از تیره‏اى مسلمان مى‏شد،شوى او که از تیره دیگر بود در کفر به سر مى‏برد.برادرى در کنار پیغمبر ایستاده بود و برادرش با پیغمبر دشمنى مى‏کرد.نتیجه آنکه پیوندها هر روز سست‏تر مى‏گردید و بر نگرانى سران قبیله‏ها مى‏افزود.

هر چه مسلمانى در خاندان‏ها پیشتر مى‏رفت،این شکاف فراخى بیشترى مى‏یافت.قریش که پیرامون مکه مى‏زیست و قصى(پسر کلاب جد آنان)ایشان را به درون شهر مکه آورد بازرگانى مکه را در اختیار گرفته بود.کاروان آنان سالى دو بار به جنوب و شمال عربستان مى‏رفت و سود سرشارى نصیبشان مى‏گشت.معروف است که پول جاى امن مى‏خواهد،اما مکه اندک اندک امنیت خود را از دست مى‏داد.هر چه مى‏گذشت‏ثروتمندان بر زوال ثروت خویش بیشتر مى‏ترسیدند.چنانکه در دیگر کتابها نوشته‏ام قریش از اینکه محمد(ص)مردم را به خداى یگانه مى‏خواند بیمى نداشت،چرا که بتان را از روى اعتقاد ارزشى نمى‏نهاد.اما در میان آنچه پیغمبر از زبان وحى بر مردم مى‏خواند آیه‏هایى بود که از آن مى‏ترسیدند،و آن را براى ثروت خود تهدیدى مى‏دیدند؛سفارش یتیمان،سخت نگرفتن بر بردگان،پرهیز از اندوختن مال و رعایت حال عیال.ناچار براى زدودن این خطر بتان را وسیلت ساختند،و بگوش مردم درانداختند که محمد(ص)خدایان را دشنام مى‏دهد .بدین رو هر روز بر نو مسلمانان سخت گرفتند و بر سخت‏گیرى افزودند.رسول خدا به مسلمانان رخصت رفتن به حبشه را داد.سران قریش تنى چند را نزد پادشاه حبشه فرستادند و از او خواستند آنان را به این فرستادگان بسپارد.اما جعفر پسر ابوطالب در مجلس پادشاه وى را از دعوت محمد(ص)آگاه ساخت و او پس از شنیدن آیه‏هائى از قرآن،اسلام را ستود و توطئه قریش به نتیجه نرسید و مهاجران همچنان نزد نجاشى ماندند.در بندان بنى هاشم در شعب ابوطالب هم سودى نداشت.دشوارتر آنکه یثرب پذیره مسلمانى شد.روبرو شدن با این پیش آمد براى مردم مکه آسان نبود.اکنون جنوبیان مى‏خواهند سرورى را از شمالیان بگیرند و مشتى کشاورز و دسته‏اى خداوندان شتران آبکش بر قریش ریاست کند.چنین کارى پذیرفتنى نیست.چه باید کرد؟تا محمد کشته نشود این شعله خاموش نخواهد شد.اما اگر او را بکشند بنى‏هاشم خون‏خواه اویند و هر خانواده از آنها با خانواده‏هایى پیوند دارد،درگیرى میان قریش پدید مى‏آید و آرامش به هم مى‏خورد.راهى دیگر باید جست.یک دو تن نمى‏توانند این گره را بگشایند،باید در این باره به مشورت پرداخت.سران خانواده‏ها در(دار الندوه)که مجلس شوراى آنان بود گرد آمدند .پس از گفتگوى بسیار که تفصیل آن در کتاب‏هاى سیره از جمله سیره ابن هشام (۱) آمده است،همگان بر این اقدام یک سخن شدند که از هر قبیله جوانى چابک بگزینند و هر یک از آنان‏شمشیرى برنده در دست گیرد،شب هنگام بر محمد درآیند و به یکبار شمشیر خود بر او زنند تا تنى خاص کشنده او نباشد.چون چنین کنند بنى‏هاشم نمى‏توانند با همه قبیله‏ها درافتند،ناچار به خون‏بها گردن مى‏نهند.

جبرئیل رسول خدا را آگهى داد که باید این شب در بستر خود نخوابى.رسول خدا على را گفت :ـ«در جاى من بخواب و به تو آسیبى نخواهد رسید.»

على پرسید:

ـ«اگر من جاى تو بخوابم تو در امان خواهى ماند.»

گفت:«بلى.»

على لبخندى بر لب آورد و سجده گذارد.آیه و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضاه الله (۲) درباره على در این حادثه نازل شد.میبدى نویسد:«و گفته‏اند که این آیت در شأن امیر المؤمنین على بن ابى طالب آمد.آنگه که مصطفى هجرت کرد و على را بر جاى خواب خود مى‏خوابانید» (۳) اما بیشتر مفسران سنى نزول آیه را درباره دیگران نوشته‏اند.

ابن هشام نوشته است:«رسول خدا(ص)بیرون آمد و مشتى خاک برداشت و بر سر آن گروه پاشید و آیه‏هاى نخست تا نه سوره یس را خواند و آنان از بیرون رفتن وى آگاه نشدند.على(ع)در مکه ماند تا امانت مردمان را که نزد پیغمبر نهاده بودند به خداوندان آن برگرداند،چرا که هر کس را امانتى بود و خواستى ضایع نشود نزد او مى‏نهاد.» (۴)

رسول خدا(ص)اندکى پس از آنکه به مدینه رسید ابو واقد لیثى را با نامه‏اى به مکه فرستاد و از على خواست به یثرب آید.

على با فاطمه دختر پیغمبر و فاطمه مادر خود و فاطمه دختر زبیر بن عبد المطلب که‏مورخان از آنان به فواطم تعبیر مى‏کنند،روانه مکه شد.در میان راه گروهى از مشرکان مکه راه را بر او گرفتند.على(ع)با آنان درافتاد و یکى از آنان را که جناح مولاى حرب بن امیه بود از پا درآورد و مانده آنان پراکنده شدند و على با همراهان سالم به یثرب درآمد.

چنانکه مى‏دانیم رسول خدا(ص)پس از پیمان سوم که در عقبه با نمایندگان یثرب بست بدان شهر رفت و مسلمانان هم رو بدانجا نهادند.مهاجرانى که از مکه به یثرب رفتند از مردم شمال عربستان و از تیره عدنانى بودند و مردم یثرب از جنوب و از قحطانیان.و این دو تیره از دیر زمان با یکدیگر هم چشمى داشتند و هر یک دیگرى را تحقیر مى‏کرد.خود را عرب اصیل و تیره دیگر را عرب پیوسته مى‏خواند.اکنون که همگان مسلمانى پذیرفته‏اند باید با هم یکدل شوند و کدورتى را که از یکدیگر دارند از دل بزدایند.رسول خدا(ص)هر یک از مهاجران را با مردى از انصار برادر ساخت و على بن ابى طالب(ع)را برادر خود خواند.ابن هشام نوشته است:«رسول الله سید پیغمبران و امام پرهیزگاران و فرستاده پروردگار عالمیان بود.از بندگان خدا همانندى نداشت و على بن ابى طالب برادر او بود.» (۵)

 پى‏نوشتها:

۱٫ج ۲،ص ۹۲ به بعد.
۲٫بقره: .۲۰۷
۳٫کشف الاسرار،ج ۱،ص .۵۵۴
۴٫سیره ابن هشام،ج ۲،ص .۹۸
۵٫سیره ابن هشام،ج ۲،ص .۱۲۴

انتقال گاز ترش به آغاجاری و خطرات آن

خرداد ۱۹ام, ۱۳۸۸

با تشکر از مسلم که این نامه رو فرستاده‌اند، متن نامه رو در اینجا می‌آورم. البته چون این رشته در تخصص من نیست، صحت و سقم این نامه را به عهده خود آقا مسلم دلشاد می‌گذارم:

بسمه تعالی

ملت شریف ایران، کارکنان صدیق و متخصصان عزیز صنعت نفت ایران با عرض سلام و درود و احترام به ارواح طیبه شهدای اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به اطلاع میرساند که تصمیم غیر علمی و صرفاٌ تبلیغاتی انتقال گاز ترش فازهای ۹ و ۱۰ توسط خط لوله انتقال ۵۱۰ کیلومتری عسلویه به آغاجاری مربوط به فازهای ۶، ۷ و ۸ که به منظور تزریق به چاه های نفت منطقه آغاجاری در خوزستان اختصاص یافته است بر اساس مطالعات علمی انجام شده زیر نظر جناب قای پروفسور داوود رشتچیان و اینجانب در دانشگاه صنعتی شریف، حریم ایمن برای انتقال گاز ترش وسط این خط لوله بین ۱۵۰۰ تا ۱۸۰۰ متر از طرفین این خط می باشد.
هرگونه حوادث ناشی از نشتی گاز از این خط لول هی حاوی گاز ترش و سمی عواقب بسیار خطرناک و فاجعه انسانی عظیمی را در بر خواهد داشت و از آنجا که در ترکیب گاز فازهای مذکور درصد بالایی گاز ولفید هیدروژن موجود است، استنشاق حتی به مدت ۱ ثانیه از این گاز موجب مرگ آنی کلیه موجوداتی که در حریم این خط لوله قرار دارند، م یشود. لذا از متخصصان و مهندسان صنعت نفت کشور خواهشمندم خود را در این فاجعه انسانی احتمالی شریک نکنند تا نام آن ها در تاریخ به عنوان جنایتکاران بشریت به ثبت نرسد.

دکتر علی وطنی
دانشیار مهندسی شیمی-گرایش گاز دانشگاه تهران
و نایب رئیس انجمن مهندسی گاز ایران
۱۳۸۸/۳/۱۸

قطار شیراز تهران بدون ایستگاه و پل و ریل و زیرسازی افتتاح شد!

خرداد ۱۷ام, ۱۳۸۸

قطار شیراز ـ اصفهان به طور نمادین شروع به کار کرد. این خبری بود که چند روز پیش روی تمام خبرگزاری‌ها رفت و به عنوان یکی از خدمات و دستاورد‌های دولت نهم اعلام شد. اما در واقع این خط راه آهن یکی از پروژه‌هایی بود که به صورت صوری افتتاح شد تا سند افتخار آن به نام دولت نهم ثبت شود.

یکی از بینندگان «تابناک» در پیامی چنین نوشت: همه دوستان شیرازی می‌دانند که خبری از قطار در شیراز نیست و نزدیکترین ایستگاه حدود ۱۰۰ کیلومتر با شیراز فاصله دارد. ایستگاه کیلومتر ۱۰۱ که به گفته نماینده شیراز کاربردی نمایشی برای افتتاح داشته، چند صد میلیون هزینه برداشته و جابجایی آن نیز دوباره چند صد میلیون هزینه دارد.

متاسفانه قسمتی از خط هم که نصب شده به صورت کاملا غیر استاندارد و عمله‌ساز کار شده به طوری که بعد از همان یک بار حرکت نمایشی آن هم با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت، بسیاری از تراورت‌ها از بین رفته و خط آهن کج شده و تاب برداشته است.

واقعا تا کی باید شاهد دور ریختن بیت المال برای پروزه‌های تبلیغاتی باشیم؟ چه کسی پاسخگوی این همه هزینه است؟ چه کسی پاسخگوی جان مسافرانی است که قرار است با این قطار سفر کنند؟ عکس‌ها به قدر کافی گویا هستند.

عکسها و خبر را از اینجا بخوانید…

ناهمخوانی ۱۲ آمار احمدی‌نژاد با آمارهای رسمی

خرداد ۱۷ام, ۱۳۸۸

رئیس جمهوری در نشست ویژه خبری جمعه شب خود آمارهای مختلفی درباره اقتصاد کشور طی چهار سال گذشته و مقایسه آن با دولت‌های پیشین ارایه کرد. این در حالی است که قریب به اتفاق این آمار، با ارقام ارائه شده از سوی مراجع رسمی بانک مرکزی و مرکز آمار همخوانی ندارد.

به نوشته «سرمایه»، این ارقام که در جدول یک آمده نشانگر آن است که باز هم اطرافیان وی آمارهای نادرست در اختیار وی قرار دادند. آمارهای ارائه شده از سوی محمود احمدی نژاد در جمعه شب، بیش از ۱۰ مورد بود.

 بقیه مطلب را از سایت بازتاب بخوانید…

چرا به احمدی‌نژاد رای نمی‌دهم (۳)

خرداد ۱۷ام, ۱۳۸۸

بسیاری از آمارها و اعدادی که آقای احمدی‌نژاد در طول مناظره‌ها و تبلیغات تلویزیونی خود به مردم اعلام کرده ساختگی است. برخی از این آمار به راحتی قابل نقد است و برخی دیگر به راحتی قابل نقد نیست.

مشکل همین‌جاست، زیرا افرادی که در مناظره‌ها تا کنون در مقابل احمدی‌نژاد نشسته‌اند و قاعدتا باید وظیفه نقد این آمار را به دوش می‌کشیدند ذهن ریاضی نداشته‌اند و مشاورین ایشان نیز یا تنبل بوده‌اند و یا دست کمی از خود ایشان نداشته‌اند. آقای کروبی که اصلا فرق اعداد را متوجه نمی‌شوند و دیدی در مقابل اعدادی که اقای احمد‌نژاد اعلام می‌کند ندارد. آقای موسوی هم با وجود اینکه در رشته مهندسی تحصیل کرده‌اند اما به دلیل دور بودن از گود و همچنین به دلیل استفاده‌ی کم از اعداد در رشته ایشان (یعنی معماری) قدرت تجزیه و تحلیل اولیه آمارها و نشان دادن اشتباهات عمدی آنها را ندارد. اقای موسوی به کرات نشان داده که حتی سواد خواندن اعداد را هم ندارد. مثلا چهل صدم را چهل دهم می‌خوانند!

انتظار من این است که در مناظره‌ی روز دوشنبه، آقای محسن رضایی که هم در رشته مکانیک تحصیل کرده‌اند و هم بعدا به اقتصاد روی آورده‌اند و همواره با اعداد سر و کار داشته‌اند و از طرفی دیگر در امور اقتصادی درگیر بوده و دارای دید ریزبینی هستد بتوانند بهتر از دیگران، احمدی‌نژاد را به چالش بکشند.

و اما ببینید با یک محاسبه سرانگشتی چگونه می‌توان فهمید آمارهای احمدی‌نژاد می‌توانند از اساس نادرست باشند:

  1. وی دیشب اعلام کرد در طول چهار سال  دولت وی ۳۲۰۰۰۰ تهمت به دولت زده شده است. این چهار سال روی هم ۱۴۶۱ روز می‌شود، یعنی هر روز حدود ۲۲۰ تهمت!!!! بابا چه خبره اصلا کل روزنامه‌های مملکت را جمع کنیم در یک روز ۲۲۰ مطلب دارند؟
  2. دیشب وی اعلام کرد ستاد کروبی از مخابرات تقاضا کرده در ازای دریافت ۲۰ میلیارد تبلیغات کروبی را به تمام مردم اس ام اس کند. تعداد کل تلفن‌های همراه به اضافه ثابت کشور ۵۹ میلیون است. اگر چه تعداد تلفن‌های ثابت کشور خیلی بیشتر از تلفن‌های همراه است فرض کنید نصف این تعداد یعنی ۳۰ میلیون تلفن همراه داشته باشیم. هزینه‌ی فرستادن پیامک فارسی ۱۴ تومان است یعنی هزینه فرستادن یک پیامک به کل این تلفن‌های همراه نهایتا ۴۲۰ میلیون تومان است. اگر ستاد کروبی بخواهد به هر فرد ایرانی ۱۰ پیامک هم بفرستد که بعید است هزینه‌ی آن ۴ میلییارد بیشتر نخواهد بود. حالا مگر ستاد کروبی مرض دارد ۲۰ میلیارد به مخابرات بدهد. همین کار را تمام شرکتهای تبلیغاتی با ۱۶ میلیارد هزینه‌ی کمتربرای وی انجام خواهند داد.
  3. افزایش نرخ تورم در کشورهای دیگر دنیا کاملا دروغ است. هر روز اخبار زیادی از بحران اقتصادی کشورها و کاهش شدید قیمت‌ها در آن کشورها می‌شنویم. به قول کروبی حتی ننه جان من هم می‌فهمد که افزایش نرخ تورم در دنیا دروغ است. اعدادی که احمدی‌نژاد در نمودارهای خود بیان می‌کرد نرخ تورم دیگر کشورها را حدود ۹ درصد نشان می‌داد. این کشورها نرخ تورم عادی‌شان در زمانی که بحران اقتصادی نداشتند حول و حوش یک درصد بیشتر نبوده است.
  4. احمدی‌نژاد اعلام کرده نرخ بیکاری در کشور کاهش یافته است. آیا این واقعیت دارد؟ دولت آقای احمدی‌نژاد عادت دارد جواب مساله را ثابت فرض کرده، صورت مساله را به گونه‌ای عوض کند که به آن جواب برسد. تعریف بیکاری در دولت‌های دیگر با تعریفی که احمد‌نژاد از یک فرد بیکار در آمارهای خود کرده است کاملا متفاوت است. مثلا اگر تعریف بیکار دردولتهای دیگر کسی بوده که بالای ۷۵ درصد وقت را بیکار است در دولت احمدی‌نژاد تعریف بیکاری به چیزی بالای ۹۰ درصد رسیده است. یعنی تعریف فرد بیکار را تا بدان حد سخت کرده که با این تعبیر وی، پیدا کردن حتی یک فرد بیکار هم در کشور مشکل است و طبیعتا نرخ بیکاری هم با این تعبیر پایین آمده است. اما ایا مقایسه این دو عدد منطقی است؟ مثل این است که تعداد پرتقال‌های کشور را با تعداد سیب‌های کشور مقایسه کنیم. مبنای مقایسه یکسان نیست و این دو قابل مقایسه نیستند.
  5. دولت برای کم نشان دادن نرخ تورم، باز هم از همین شیوه استفاده کرده و به جای معرفی نرخ تورم واقعی، سبد کالایی را که برای محاسبه نرخ تورم استفاده می‌شود، عوض کرده است. وی کالاهایی را که اساسی محسوب نمی‌شوند اما قیمت آنها ثابت مانده یا استثنائا کاهش پیدا کرده‌اند را به این سبد اضافه کرده‌اند. مثل این است که یاتاقان و روده‌ی گوسفند را که قیمت‌شان ثابت مانده یا کم شده و به هیچ وجه کالای اساسی محسوب نمی‌شوند را به سبد اضافه کرده و گوشت را که با افزایش قیمت روبرو بوده از سبد حذف کنیم!
  6. ایشان در طول مناظراتش هر بار یک نرخ تورم اعلام کرده است. نرخی که بانک مرکزی اعلام کرده بود حدود ۲۵ درصد بود. در مناظره‌ی اول ایشان اعلام کردند نرخ تورم ۱۵ درصد دولت خاتمی را به ده دوازده درصد رسانیده و دیشب اعلام کردند این نرخ ۱۵ درصد است! یعنی در طول یک هفته، نرخ تورم تا این حد تغییر کرده است. اگر پشت قضیه رابررسی کنید می‌بینید دولت احمدی‌نژاد بررسی کرده و ماهی را پیدا کرده که تورم کمتری داشته‌ است. نرخ تورم ۱۵ درصد مربوط به ماه فروردین امسال در مقایسه با فروردین پارسال است! واین نرخ تورم با نرخ تورم استانداردی که توسط دولت‌های دیگر اعلام شده مقایسه می‌شود! به همین سادگی…
  7. احمدی نژاد در سایت ریاست جمهوری افتتاح پالایشگاه پارسیان را در سال ۱۳۸۵ اعلام کرده است در حالی که حداقل ما لامردی‌ها می‌دانیم که این افتتاح با فشار موسوی لاری در همان زمان وزارت وی در سال ۱۳۸۱ صورت گرفته است.

چرا به احمدی‌نژاد رای نمی‌دهم (۲)

خرداد ۱۷ام, ۱۳۸۸

با دیدن مناظره آقای موسوی و آقای احمدی نژاد و اینکه ایشان اسامی تعدادی را به عنوان مفسدان مالی اعلام کردند بدلایل زیر به این نتیجه رسیدم که به احمدی نژاد رای ندهم:

  1. عمل خلاف قانون: ایشان می‌بایست با تعقیب این پرونده‌ها از طریق قانونی خود یعنی از طریق قوه قضائیه به تعقیب و محاکمه‌ی قضایی این افراد می پرداختند. اگر رئیس جمهور که باید مظهر عمل و احترام به قانون باشد به آن عمل نکند، چه کسی به آن عمل خواهد کرد؟
  2. تشکیک در هدف نهایی اعلام اسم مفسدان: ایشان در طول ۴ سال ریاست جمهور خود فرصت اعلام اسامی و به محاکمه کشیدن این افراد را داشتند. از سال‌ها پیش ایشان پشت سر هم اظهار کرده که اسامی مفسدین را به زودی اعلام خواهد کرد. این کار انجام نشد و نشد تا الان که چند روز بیشتر به انتخابات نمانده این اسامی را اعلام می‌کند. مشخص است که هدف این کار فقط برای جمع کردن رای در زمان انتخابات بوده است و نه خدمت به جامعه و محرومین.
  3. ترویج فرهنگ غلط بی قانونی: ایشان تلویحا به تمامی مردم گفتند هر که را بخواهید می‌توانید بدون مراجعه به محکمه قضا خود محاکمه کرده و حکم خلافکاری آنها را صادر کرده و با جار زدن اسمشان آنها را بی آبروکنید.
  4. ایجاد مصونیت ناخواسته برای مفسدین: کاری که ایشان کردند باعث شد تا اکثر افرادی که آن شب پای تلویزیون‌ها نشسته بودند به نوعی برای کسانی که اسمشان از رسانه ملی اعلام شد دلسوزی کنند. حتی اگر حق با احمدی‌نژاد باشد، اثر حرف ایشان معکوس شد و این افراد از این به بعد می‌توانند تا مدت‌ها در پشت دلسوزی افکار عمومی پنهان شده و اگر هم خلافی می‌کردند محتاط تر از پیش به کارشان ادامه دهند

کسانی که به احمدی نژاد رای میدهند  باید بدانند اگر رئیس جمهور در مورد دیگران بی قانونی کرد فردا در مورد آنها هم محتمل چنین کاری خواهد کرد، چه به حق چه به ناحق. حتی اجازه دفاع به شما را هم نخواهد داد. پس اجازه بی عدالتی را در حق دیگران ندهید که حق خودتان فردا پایمال نگردد.

چرا به احمدی‌نژاد رای نمی‌دهم (۱)

خرداد ۱۶ام, ۱۳۸۸

نظرات مرتضی را در پست‌های قبلی خواندم و به عقیده او احترام می‌گذارم. اما باید بگویم کاملا با حرف‌های او مخالفم. در این پست توضیح می‌دهم چرا به احمدی‌نژاد رای نخواهم داد.
نکات مثبت و منفی که در کارهای آقای احمدی‌نژاد مشاهده می‌شود به این شرح است:

  1. از نظر امور عمرانی، این دولت بسیار فعال ظاهر شده است. این‌که چقدر موفق بوده است نیاز به تامل دارد. طرح‌های عمرانی زیادی افتتاح شده است از ساخت و سازهای اداری و فرهنگی گرفته تا زیرساختارهایی هم‌چون راه و مخابرات. اما این طرح‌ها تا چه حد موفق بوده است؟ تعریف پروژه‌های عمرانی و اختصاص بودجه به آن یک طرف ماجراست و پیش‌بینی تبعات آن طرف دیگر ماجرا. کسی که به صورت یک‌جانبه به این طرح‌ها نگاه کند، نتیجه‌ی کار را بسیار مثبت ارزیابی می‌کند. اما اگر بخواهیم کلی‌تر نگاه کنیم هر پروژه عمرانی به مصالح نیاز دارد و اگر عرضه و تقاضا در بازار مصالح به هم بخورد مسائل اقتصادی به وجود می‌آورد. گرانی بی‌سابقه‌ی مصالح تا قبل از عید به دلیل تعریف پروژه‌های عمرانی بدون در نظر گرفتن کمبود مصالح در کشور بوده است. در حقیقت اگر بخشی از بودجه عمرانی به تکمیل پروژه‌هایی همچون کارخانجات سیمان و فولاد منتقل می‌شد این مساله کمتر آزاردهنده می‌شد. و همه‌ی این مسائل به دلیل عدم توجه به تبعات همه‌جانبه در تصمیم گیری‌های دولت بوده است.
  2. از نظر اقتصادی، دولت احمدی‌نژاد به گواه اکثر اقتصاددانان ضعیف ظاهر شده است. شاید بهتر است بگوییم ضعیف‌تر از ضعیف. همین که چهار سال طول کشیده تا این همه متخصص اقتصادی توانسته‌اند وی را راضی کنند که نقدینگی تورم می‌آورد خود گویای کامل قضیه است. علت اصلی این تورم هم توزیع وام به بهانه‌ی اشتغال‌زایی است که بدون کنترل بر نتیجه آن صورت گرفته و عملا نقدینگی ناشی از این وام‌ها را به بازار مسکن سرازیر کرد و بحران مسکن را به وجود آورد. از طرف دیگر سیاست گداپروری احمدی‌نژاد در سفرهای استانی و بخشش مال از کیسه خلیفه به هر کسی که نامه‌ی شکواییه به وی نوشته این نقدینگی را شدت بخشیده و کیسه دولت و ذخیره ارزی را خالی کرده است. تورم شدید به سادگی قابل پیش بینی بود و نامه ۱۱۰ اقتصاددان کشور به رییس جمهور بر همین موضوع تاکید داشت که البته مثل همیشه با بی توجهی وی روبرو شد.
  3. عملکرد دولت احمدی‌نژاد را در سهمیه‌بندی بنزین، اگر چه در ابتدا با بی‌برنامگی زیادی مواجه بود، موفق و به سود کشور می‌دانم. البته باید آثار صرفه‌جویی مصرف انرژی و جاهایی که این بودجه‌ی صرفه‌جویی شده به کار گرفته می‌شود به مردم اعلام گردد. اگر قرار باشد مردم در بنزین صرفه‌جویی کنند و آقای احمدی‌نژاد آن را دو دستی در یک سفر استانی به استقبال کنندگان و شکواییه نویسان تقدیم کنند، سهمیه بندی نشود بهتر است.
  4. عملکرد دولت احمدی‌نژاد در برخورد با برنامه‌ی هسته‌ای ایران مثبت بوده است. غربی‌ها نشان داده‌اند حق خود را باید به زور از آن‌ها گرفت و زبان زور را آقای احمدی‌نژاد خوب می‌شناسد. البته باید توجه داشت که در این قضیه حمایت تمام ایرانیان را (حتی سلطنت طلبان) در پشت خود دارد. همچنین این امر به قیمت قطع رابطه با کشورهای زیادی به دست آمده است که بعید می‌دانم دولت آقای احمدی‌نژاد دولتی باشد که بتواند این روابط گسسته شده را به نحوی صحیح برقرار سازد.
  5. دولت احمدی‌نژاد واقعا دولت احمدی‌نژاد بوده است و نه کس دیگر. تمام کسانی که با ایشان کار کرده‌اند خودرای بودن ایشان را تایید می‌کنند. اگر کسی با نظرات وی حتی به اندازه سر سوزنی مخالفت داشته از کابینه و یا پستهای کلیدی به کناری گذاشته شده است. این امر با یک جامعه‌ی دموکراتیک تناقض شدید دارد.
  6. حرف‌های احمدی‌‌نژاد بدون داشتن سود زیاد برای کشور، زیان‌های زیادی به کشور تحمیل کرده است. انکار مساله هولوکاست همانقدر برای یهودیان و اروپاییان غیر قابل قبول است که انکار حمله عراق به ایران. اگر این حرف را سیاستمداری آن طرف دنیا به ما بزند و حمله عراق به ما را انکار کند، بسیار ناراحت خواهیم شد و به نظر ما وی یک واقعیت مسلم را نادیده گرفته است. حتی طرح بحث آن و این که در مورد این قضیه باید بررسی بیشتری صورت بگیرد برای ما غیرقابل قبول خواهد بود. حال تصور کنید رییس جمهور ما صرفا برای به چالش کشیدن آن‌ها هولوکاست را انکار کند، آنها چقدر جری‌تر خواهند شد. چقدر قضیه فرق می‌کرد اگر به جای انکار، فقط بهانه‌ی غرب برای حمایت از اسراییل به چالش کشیده می‌‍شد و همان‌گونه که بعدا روش احمدی نژاد در به چالش کشیدن غرب بر روی آن متمرکز شد، فقط می‌گفت اروپایی‌ها که خودشان هولوکاست را به وجود آوردند خودشان هم به یهودی‌ها جا بدهند.
  7. از نظر فرهنگی، احمدی نژاد تنها کسی است که تا به حال در مقابل مراجع موضع گرفته و به حرف آن‌ها پشت کرده است. این قضیه مربوط به موضع‌گیری مراجع در مقابل حرف رحیم مشایی مشاور وی بود که ملت ایران را دوست ملت غاصب اسراییل دانسته بود.
  8. از نظر سیاست خارجی، کارنامه احمدی نژاد بسیار ضعیف بوده است. کسانی که در خارج زندگی می‌کنند یا برای یک بار هم که شده پیه ویزا گرفتن را به تن خود مالیده‌اند ارزش پاسپورت ایرانی را در کشورهای دیگر جهان به خوبی درک کرده‌اند. ما نه تنها با تمام کشورهای همسایه تنش داریم بلکه رودرروی تمام کشورهای دنیا نیز ایستاده‌ایم و به غیر از بولیوی و ونزوئلا دوست دیگری نداریم. البته ناگفته نماند که احمدی نژاد با این حرفها در دنیای اسلام برای خود معروفیتی همچون جمال عبدالناصر دست و پا کرده است.
  9. از نظر علمی، پروژه‌های پژوهشی بر خلاف تمام تبلیغات دولت و معاون فناوری وی دکتر واعظ‌زاده، متوقف شده و فقط پروژه‌های نظامی و هسته‌ای مورد عنایت قرار گرفته است. بودجه تمام دانشگاه‌ها کاهش پیدا کرده و بر خلاف آمارهای دروغی که دولت منتشر می‌کند پژوهش‌ها بدون بودجه انجام می‌گیرد.
  10. صنعت و کشاورزی کشور به دلیل سیاست‌های غلط در واردات و سیاست‌های غلط اقتصادی کاملا متوقف شده و کارخانجات صنعتی در حال حاضر یکی یکی در حال ورشکستگی هستند.
  11. متاسفانه آمارهای سرتاسر ساختگی و دروغ دولت تلاش دارند تا وضعیت را خلاف واقع نشان دهند اما خیلی از این آمارها به راحتی توسط یک فرد حتی غیرخبره قابل صحت سنجی هستند. به عنوان نمونه دولت برای کم نشان دادن نرخ تورم، سبد کالایی را که برای محاسبه نرخ تورم استفاده می‌شود، عوض کرده و کالاهایی را که اساسی محسوب نمی‌شوند اما قیمت آنها ثابت مانده یا استثنائا کاهش پیدا کرده‌اند را به این سبد اضافه کرده‌اند. ایشان در طول مناظراتش هر بار یک نرخ تورم اعلام کرده است. یا در مناظره امشب با کروبی نرخ تورم کشورهای مختلف را، که همگی درگیر بحران اقتصادی هستند و نرخ تورم نزدیک به صفر و گاه منفی دارند، با کمال پررویی در حال افزایش اعلام کرد. این کار دولت، انسان را به یاد داستان معروف ۱۹۸۴ جورج اورول می‌اندازد که دولت خیالی داستان برای مثبت نشان دادن اوضاع، آمار روزنامه‌های سال‌ها قبل را اصلاح می‌کنند. اگر این کتاب را نخوانده‌اید حتما بخوانید چون تفاوت زیادی بارفتار دولت ما ندارد…

سیاسی بنویسیم یا نه؟

خرداد ۱۶ام, ۱۳۸۸

آیا نوشتن مطلب سیاسی در سایت تراکمه که می‌خواهد در امور سیاسی بی‌طرف باشد کار صحیحی است یا نه؟ پست‌هایی که مرتضی درباره احمدی‌نژاد گذاشته تا چه حد این سایت را از بی‌طرفی سیاسی به در خواهد آورد؟

از نظر من به عنوان ادمین سایت، نوشتن مطالب سیاسی در سایت تراکمه نه تنها اشکالی ندارد، بلکه به مبادله‌ی آرا و انتخاب کاندیدای اصلح کمک می‌کند. هر فرد برای انتخاب کاندیدای اصلح معیارهایی دارد و کسی که جرات می‌کند عقاید خود را منتشر کند در حقیقت آن را به معرض نقد گذاشته است. تبادل آرا از هر نظر برای یک جامعه لازم و حیاتی است و به پیشرفت جامعه کمک می‌کند.

آیا این امر منافی بی‌طرفی سایت تراکمه در جدال‌های سیاسی نخواهد بود؟ به نظر من خیر (به قول آقای فخرالدین حسینی، نه خیر) تا زمانی که یک مطلب به اسم شخص حقیقی منتشر شود به منزله نظر شخصی وی محسوب شده و به عنوان نظر سایت تراکمه گذاشته نخواهد شد. اگر ادمین سایت، مطالب مرتضی را منتشر می‌کرد، سایت از بی‌طرفی خارج می‌شد ولی تا زمانی که یک فرد مشخص که شخصیت حقیقی دارد، مطالب را به اسم خودش منتشر کند مشکلی در بی طرفی به وجود نخواهد آورد.

شرط مهم انتشار مطلب در این سایت عدم تعارض نوشته با قوانین جمهوری اسلامی است. مرتضی مطالب زیادی در حمایت از آقای احمدی‌نژاد منتشر کرده است. این نظر شخصی ایشان است و اگرچه ممکن است ادمین سایت شخصا با نظر ایشان مخالف باشد اما به عنوان یک فرد به نظر او احترام می‌گذارد. در ماه‌های پیش برای افراد زیادی ایمیل فرستاده شده و از آنان برای نوشتن در سایت تراکمه دعوت به عمل آمده است. برای ایشان نام کاربری صادر شده و این افراد می‌توانند نظرات خود را مستقیما در سایت منتشر کنند. این افراد هر لحظه که اراده نمایند می‌توانند نظرات مرتضی را به چالش کشیده و در فضایی فرهنگی و به دور از کشمکش نقد کنند. هر فرد دیگری که مایل باشد در این سایت بنویسد به شرط دارا بودن حداقل‌های لازم با استقبال روبرو خواهد شد.

اتفاقا حرف‌هایی از این دست که “برنده انتخابات از قبل مشخص شده و رای و نظر ما هیچ‌گونه تاثیری ندارد” جز ایجاد یاس و نومیدی در افراد جامعه اثری ندارد. انتشار و نقد آرا دقیقا نقش پاتک را برای این گونه اعتقادات ایفا می‌کند. انتشار نظرات و نقد آن در پس‌زمینه‌ی خود این اعتقاد را به همراه دارد که انتشار نظر یک فرد ممکن است حتی به اندازه‌ی اپسیلونی نظرات افراد مقابل را تعدیل کرده یا تغییر دهد و این اساس زندگی اجتماعی است. داستان معروفی وجود دارد که یک کافر و یک مسلمان یک روز تمام را به بحث و مناظره گذراندند و نظرات همدیگر را به چالش کشیدند. فردا صبح، مسلمان، کافر شده بود و کافر، مسلمان.

فیلمی تبلیغاتی برای آقای احمدی نژاد

خرداد ۱۴ام, ۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام به همگی دوستان

این فیلم رو دوست خوبمون آقای نعمت اللهی ساختند که به ما دادند و ما هم روی سایت قرار دادیم. البته تغییرات کمی هم در فیلم داده شده است. دیدن فیلم برای کسانی که طرفدار ایشان هم نیستند خالی از فایده نیست.فیلم تبلیغاتی آقای احمدی نژاد

– دانلود فیلم با حجم ۷٫۲ مگابایت با پسوند ۳gp

– دانلود فیلم با حجم ۳۰٫۱۲ مگابایت با پسوند wmv

– دانلود فیلم با حجم ۱۸۷ مگابایت با پسوند mpg

پالایشگاه پارسیان خوراک پتروشیمی های استان فارس را تامین می کند.

خرداد ۱۴ام, ۱۳۸۸

وزیر نفت گفت: واحد اتان گیری پالایشگاه گاز پارسیان در شهرستان مهر در آینده خوراک پنج واحد پتروشیمی در استان فارس و همچنین خط لوله اتیلن مرکزی را تامین می کند.مهندس غلامحسین نوذری

به گزارش خبرنگار اعزامی شانا به منطقه پارسیان، مهندس غلامحسین نوذری، بعد از ظهر امروز (چهارشنبه ۱۳ خرداد) در مراسم افتتاحیه پالایشگاه مجتمع گاز پارسیان در جمع خبرنگاران با بیان اینکه این پالایشگاه سهم عمده ای در توسعه آتی کشور خواهد داشت،  تصریح کرد: سرمایه گذاری انجام شده برای ساخت پالایشگاه پارسیان  حدود یک میلیارد دلار بوده است.

وزیر نفت با اشاره به تلاش کارکنان صنعت نفت برای به بهره برداری رساندن این پالایشگاه با حداکثر ظرفیت، زمان اجرای پروژه پارسیان را قابل قبول خواند.

وی تأکید کرد: افتتاح پالایشگاه پارسیان خستگی و زحمات همکاران صنعت نفت در پالایشگاه و بخش توسعه میدان های تابناک، هما، وراوی و شانول جبران کرد.

نوذری با اشاره به اهمیت پالایشگاه گاز پارسیان، گفت: در زمستان سال ۸۵ بیشترین حجم گاز مورد نیاز کشور در پیک مصرف از این پالایشگاه تامین شد.

منبع خبر: شانا
تاریخ خبر: چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸

جواب اندر جواب انتخاباتی

خرداد ۱۴ام, ۱۳۸۸

به نام حق

سلام
برای یکی از دوستان اس ام اس فرستادیم اون هم در جواب یکی فرستاد و همین جور این اس ام اس ها رد و بدل شد که در پایین آورده شده است :

ا. م. : به نام حق تعالی.
سلام،
پروفسور حمید مولانا:
“جهان سیاست بدون احمدی نژاد لطفی ندارد.”

و. م. :  مابصیجیان و دوکتورها به اهمدی نژاد رعی میدهیم. رعیص صطاد اهمدی نژاددرتحران(علی کردان فارغ طحسیل اکسفوورت)

ا. م. : تخریب نکرد،دائم از خدمت گفت
از آتیه ی روشن و از عزت گفت
احسنت به احمدی نژادی که سخن
از خوبی خود نگفت،از ملت گفت

و. م. : دستور زبان انتخابات: من رای نمیدهم
تو رای نمیدهی
او رای میاورد

ا. م. : بیابیابه دشت گل، شبیه ابروبادشو
به بزم اهل معرفت، به رنگ لاله شادشو
برای حفظ حرمت اصول وارزش وطن
رفیق عبدصالحی چو احمدی نژادشو

 و. م. : بچه ها این نقشه ی جغرافیاست . اینکه شکل گربه است ایران ماست . گربه اکنون خیس وباران دیده است . بس که محمود روی آن {…}(۱) است .

ا. م . : راه آهن شیراز اصفهان که در دولت های قبل فقط ۱۴ درصد رشد در زیرسازی و صفر درصد رشد در روسازی داشته ،
در این دولت تا ۹۵ درصد رشد در زیرسازی و ۷۵ درصد رشد در روسازی داشته است.

ا. م. : پیراهن یوزارسیف جهت شفای چشم افرادی که خدمات دولت نهم واحمدی نژادرانمی بینندبه بازارآمد.

————–

(۱) – {شین الف شین ی دال ه}

اعلام وصول نظرات خوانندگان سایت

خرداد ۶ام, ۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت زهرا (س)

با عرض معذرت به خاطر اینکه این اعلام وصول دیر نوشته شد.

آقای هاشمی، نظرات شما در نوشته ی “نتیجه انتخابات مجلس شورای اسلامی حوزه لامرد و مهر” به نام های دلسوز ملت و موج بی عدالتی در لامرد، اعلام وصول می گردد. بعضی از نظرات شما درسته و جای تأسف برای منطقه مون داره و بعضی هم نادرسته و بعضی هم ما از اون بی اطلاعیم و نباید به راحتی تهمت بزنیم.

با مشورت با یکی از دوستان، با توجه به اینکه به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک میشیم از گذاشتن این نظرات روی سایت خودداری کردیم. باز هم به خاطر دیرکرد عذر میخوایم.