فصل چلو

آبان ۹ام, ۱۳۹۴ (دیده شده 596 بار)

هر چه این سال شتابان به جلو می آید

بویی از صندلی و مجلس نو می آید

 

پسرم گفت که بابا ز چه رو خندانی؟

گفتم ای جان پدر، فصل چلو می آید!

 

گفت پول چلو و بره و مرغان از کیست؟

گفتمش نیست جوابی که “چطو” می آید!

 

گرد و خاکی شود از گوشه هر خطه بپا

به گمانت اخل و “باد سیو”  می آید

 

به عروسی و عزا، لشکر کاندیداها

میرود آن یکی و بعدی “بدو” می آید

 

وعده های هنری، بسته فرهنگی و پول

دم صبح و سر ظهر، آخر “شو” می آید

 

به یکی مرغ و یکی آرد و یکی نسکافه

لاجرم منزل ما “هرذه دشو” می آید

 

غرش لودر و منتیل و کلنگ و غلتک

همه تا کار برانند جلو می آید

 

وعده ها می رسد از راه، چنان رنگارنگ

وعده گازکشی، گندم و جو می آید

 

انتخابات چو نزدیک شود، با مردم

موسم گفتن و بنشست و “برو” می آید

 

آن یکی قول دهد، وان دگری هم سوگند

صوفی منطقه با ریش گرو می آید

 

آن یکی داد زند: راست فقط من گویم

کدخدا نیز به “تهدید شنو” می آید

 

الغرض جان پدر، داس به کف، کاندیدا

به امیدی که کند خوشه درو می آید

 

شاعر: کرنا

۹ پاسخ به “فصل چلو”

  1. نوشته شده توسط نقطه در تاریخ ۰۹ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱:۵۶ ب.ظ

    ذوقشون خیلی خوب بود. کیف کردم باهاش

  2. نوشته شده توسط خولي خوره در تاریخ ۰۹ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۴۲ ب.ظ

    واقعا شعر قشنگی بود دست مریزاد فعلا که دکتر موسوی و یارانش هر جا عزا و عروسی باشه سر میزنن ولی گروه درویشیون نه نمونه ما تو محلمون سه تا مجلس ختم داشتیم دکتر اومد ولی گروه درویشیون نه ولی اگه خدای ناکرده از این به بعد یه ختم دیگه باشه مطمئنن گروه درویشیون پیدا میشن

  3. نوشته شده توسط چخوها در تاریخ ۰۹ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۵۰ ب.ظ

    احسنت احسنت عالی بود

  4. نوشته شده توسط مجید در تاریخ ۱۰ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۷:۴۳ ق.ظ

    احسنت
    بسیار ظریف و زیبا …

  5. نوشته شده توسط رهگذر در تاریخ ۱۰ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۷:۵۳ ق.ظ

    احسنت خیلی زیبا بود

  6. نوشته شده توسط خول گوتو در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۸:۳۴ ق.ظ

    وعده ی صندلی و رانت فلان پیمانکار
    تو به هر کس بدهی ، بدو بدو می آید!!

  7. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۳۰ ق.ظ

    با سر و دست اگر هم که نشد با ملق
    سینه خیز ار نشود کینخشلو می اید

  8. نوشته شده توسط خول گوتو در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۷:۵۷ ق.ظ

    رو تو مسعود ، سر خویش بگیر و بگذر
    که دراین شهر، کشاورز فقط وقت درو می آید

  9. نوشته شده توسط علی خسروی در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۴:۴۳ ب.ظ

    دوش شنیدم که بوی خوش اخل می اید
    نغمه های زه جانب شیراز و مرکز می اید
    هر کدامی فرسی در دست قبضه ای بر بست
    با بوی چلو به جانب شهر می اید
    پدرم گوید زه جانب تمان ایشان
    بوی چلو مرغ زه زعفران می اید
    شکم ناله زه غرغر کرد و فرمود
    ما را مرغ زه زرد چوبه کفایت می اید