چرا نام علی (ع) در قرآن ذکر نشده است ؟

مهر ۲۵ام, ۱۳۸۸ (دیده شده 660 بار)

مقدمه

یکی از مسایل مهم در دوران فعلی پاسخ دادن به برخی شبهات است .روش شبهه زدایی روش قرآن کریم است و پاسخ به سوالات جوانان ، رسالت نهادهای فرهنگی است مقاله زیر به یکی از شبهات مهم اهل سنت می پردازد .

سوال : با توجه به اختلافاتی که بر سر رهبری امام علی (ع) و امامان معصوم پس از او پیش آمده و با عنایت به محوریت قرآن بعنوان حبل الله الممدود و عامل وحدت جوامع اسلامی چرا در قرآن نام امام علی (ع) و جانشینان او ذکر نشده است ؟
پاسخ به این سوال چند گونه می توان پاسخ دادکه برخی از گونه ها به نظر ناپسند می آیند:
پاسخ اول :
برخی گفته اند اگر خداوند اسم علی (ع) را در قرآن ذکر می کرد اهل سنت امروز که در جمله کوتاه « صَدَقَ اللهُ العَلِیُّ العَظیمُ » با تعصبی نابجا کلمه « العلی » را که صفتی از صفات خداوند است ، حذف می نمایند به احتمال زیاد به تحریف قرآن روی می آوردند و لذا خداوند برای جلوگیری از وقوع « تحریف در قرآن » عمدا ً از آوردن نام علی ( ع ) خود داری کرده است .
در نقد کوتاه از این نظر می توان گفت که این گفته تلویحا ً به ترس خداوند از مخلوق خود و دست بسته بودن او آن گونه که برخی یهود اعتقاد دارند اشاره دارد که « یَدُالله مَغلُولَهٌ » اما باید به سیاق قرآن کریم گفت هرگز چنین نیست زیرا دست خداوند کاملا ً باز است و می تواند قرآن خود را حفظ کند « بَل یَداهُ مَبسُوطَتانِ»( ۱ )
و از همه مهمتر این که مطابق فرهنگ قرآن ضامن حفظ این کتاب از تحریف ذات مقدس خداوند متعال است . زیرا در قرآنش به صراحت فرموده است « اِنّا نَحنُ نَزَّلنا الذِّکرَ و اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ » ( ۲ )
وجود چند تاکید از قبیل اسمیه بودن جمله ، اِنَّ حرف تاکید ، لام تحقیق و وجود ضمیر فصل همگی نشان از عزم راسخ خداوند بر حفظ کتابش می باشد . نکته آخری که در نقد نظر اول حائز اهمیت است این که اگر خداوند بزعم این گروه از روی ترس اسم علی ( ع ) را حذف کرده ، پس چرا در اوج غربت اسلام و پیامبرش و در کشاکش حاکمیت شرک خبر از یکتا پرستی می دهد و از طریق پیامبر عزیزش به همه دنیا اعلام میکند که « قُولُوا لا ِالهَ اِلّا اللهِ » ؟
مگرهمین کلمه موجب انتقام کافران و مشرکان و راه اندازی جنگ ها نشد «وَ ما نَقَمُوا مِنهُم اِلّا اَِن یُومِنوا بِا الله العَزیزِ الحَمیدِ » ( ۳ )
بنا براین نظر فوق با عنایت به مبسوط الید بودن خداوند ، عدم تحریف قرآن و عدم وجود ترس بعنوان رذیله اخلاقی در خدا و رسول خدا ( ص ) بطور کل منتفی است .
پاسخ دوم :
برخی دیگر چنین اعتقاد دارند که خداوند متعال در آیاتی از قرآن نام مبارک علی ( ع ) را بصراحت ذکر کرده بود اما بعد ها بنا به مصالحی در دوران حیات رسول خدا ( ص ) و پس از آن برای حفظ وحدت و ترس از شقوق مذهبی از قرآن حذف گردید .
در نقد این نظر نیز نکاتی قابل تامل است :
۱-اقتضای پذیرش این نظر ، قبول تحریف لفظی در قرآن است که قطعا ً از دیدگاه قرآن ، سنت نبوی ، سیره امامان و با توجه به نسخه های موجود در دست مردم مردود می باشد که در سطور قبل مختصرا ً مورد اشاره واقع شد .
۲-با بررسی قرآنهای قدیمی و نسخ مربوط به آن معلوم می شود که این موضوع در هیچ قرآنی نبوده و معلوم نیست کسانی که به چنین دیدگاهی معتقدند این نکته را در کجا دیده اند ؟
۳- ظاهرا ً در برخی از تفاسیر عربی در برخی آیات که مربوط به امام علی ( ع ) بوده لفظ « علی » در پرانتز ذکر شده مثلا ً درآیه تبلیغ « یَا اَیُّها الرَّسُولُ بَلِّغ مَا اُنزِلَ اِلَیکَ ( فی علی ) مِن رَبِّکَ »(۴) که بعضی ها کلمات میان پرانتز را حرف خدا دانسته اند در حالی که بطور واضح تفسیر است نه تنزیل .
۴- اقتضای پذیرش این نظریه آن است که پیامبر اکرم ( ص ) و یا امامان ما مطلبی را به قرآن افزوده یا از آن کاسته اند که این موضوع بمعنای تحریف بوده و این کارهمان است که

قرآن کریم یهودیان و مسیحیان را به انجام آن متهم می کند و می فرماید « فَوَیلٌ لِلَّذینَ یَکتُبُونَ الکِتابَ بِاَیدِیهِم ثُمَّ یَقُولُونَ هَذا مِن عِندِاللهِ …… » ( ۵ )
پس وای به حال کسانی که کتاب را با دستانشان می نویسند و سپس می گویند این از طرف خداست
آری همه می دانند که اینگونه اعمال از حکمت آنان بعید و از عصمتشان دور و بنابراین ازارتکاب آن مبرا هستند .
پاسخ سوم :
صاحبان این نظر معتقدند نه خداوند از روی ترس عمدا ً نام علی ( ع ) را از آیات قرآن حذف کرده و نه این کار پس از نزول این کتاب حیات بخش توسط پیامبر و جانشینانش علیهم سلام الله انجام پذیرفته است بلکه اقتضای بلاغت قرآن و فصاحت کلام الله عدم ذکر نامها و اعلام است . بلکه اگر آنطور که برخی از مردم می خواهند نام علی ( ع ) در قرآن ذکر شده بود و فی المثل تصریح شده بود که ولّیِ شما خدا ورسول و علی ابن ابی طالب است ، ارزش بلاغی آن به مراتب کمتر از آیه ولایت و حتی امکان سوء استفاده ، از آن نیز افزایش می یافت زیرا بعد ها ممکن بود و هست که دهها نفر با نام علی بن ابی طالب ادعای امامت منصوصه نمایند و بهانه کنند که نامشان به صراحت در قرآن ذکر شده است .
در توضیح این نظریه و در تایید آن نکات ذیل قابل توجه است .
اولا ً قرآن کریم به اقتضای اینکه برای انذار و تبشیر همه کسانی که پیام این کتاب به آنان می رسد ، نازل شده « وَ اَوحی اِلیَّ هَذا القُرآنّ لِاُ نذِرَکُم بِهِ وَمَن بَلَغَ » ( ۶ )
لازم است از امتیاز« ابدی بودن » برخوردار باشد و لذا از بودن نام اشخاص ، اماکن ، تاریخ تولد ، تاریخ جنگ و امثال آن مبرا باشد . برای همین است که می بینیم که از میان ۱۲۴ هزار پیامبر بنا به روایت ابوذر ، تنها نام ۲۵ نفر از انبیای صاحب شریعت یا مهم ذکر شده است و از بردن نام سایر رسل الهی پرهیز شده است . که هر کدام از آنان از ویژگی های خاصی برخوردار بوده که به « تبیین آئین » کمک کرده که درجای خود و در مقوله ای مجزا قابل بررسی است .
از میان اصحاب پیامبر ( ص ) که علی ( ع ) جز این دسته است در قرآن تنها و تنها نام « زید » پسر خوانده پیامبر اکرم ( ص ) ذکر شده که کاملا ً حائز اهمیت است . زیرا در عرب پسر خوانده را پسر می دانستند و برای او حقوق وارث قائل بودند .
. قرآن کریم با بیان ماجرای اختلاف زید با همسرش و نهایتا ً طلاق او و ازدواج پیامبر با زن مطلّقه زید عمدا ً خط بطلان بر این اندیشه جاهلی کشیده زیرا با وجود شبهه فرزندی زید – پناه به خدا – گویا آن حضرت با عروس خود ازدواج کرده است !!
برای اطلاع بیشتر به آیات ۳۷ و ۳۸ سوره مبارکه احزاب مراجعه کنیم .
ثانیا ً : عرف قرآن کریم آن است که افراد را از طریق بیان فضایل معرفی نماید اسم را واگذار دو رسم را برجسته دارد .
در آیه ولایت بجای بردن نام علی ( ع ) از فضیلتی مهم بنام اهدای انگشتری به فقیر در رکوع نماز ‌،‌ سخن گفته تا هم رهبری را معرفی و هم مردم را به فضایل اخلاقی رهنمون سازد .
لذا می فرماید « اِنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الّذینَ آمَنوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوهَ وَ یُوتُونَ الزَّکاهَ وَ هُم راکِعُون » ( ۷ )
آری دادن انگشتری در حین نماز فضیلتی بی بدیل است و خود معرف انسانی بی نظیر- رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی ( ره ) نیز به همین سیاق فرمود « رهبر ما آن طفل ۱۳ ساله است که نارنجک به کمر می بندد و به زیر تانک می رود » این در حالی است که برخی ها گمان می کنند که باید می فرمود « رهبر ما محمد حسین فهمیده است » پس واضح است که بار بلاغی این گفتار و نیز عدم سوء استفاده از آن بسیار بالاتر از نام بردن از شهید فهمیده است .
ثالثا :در فرهنگ قرآن ، آیات مجمل و یا متشابه نیازمند به مبین و مفسر و تاویل کننده است . خداوند به صراحت می فرماید (( وَ اَنزَلنا اِلیکَ الذِّکرَ لِتُبَیِّنَ لِلنِّاسِ ما نُزِّلَ اِلَیهِم )) ( ۸ )
و ما بسوی تو قرآن را نازل کردیم تابرایشان تبیین کنی آنچه بسویشان نازل شده . شان مبین و مفسر بودن پیامبر و به تبع آن جانشینان پاک آن حضرت یعنی امامان آن بزرگوار اقتضاء دارد که جامعه اسلامی زانوی شاگردی زده و از محضر این قرآن های ناطق مصادیق این آیه را بپرسد و یا با تدبر خویش به آن دست یابد .

براستی آیا آیه شریفه (( و مِنَ النّاسِ مَن یَشرِی نَفسَه ابتِغاءَ مَرضاهِ اللهِ وَ اللهُ رَئوفٌ بِالعِبادِ )) ( ۹ )
با توجه به اقدام تحسین برانگیز امام علی ( ع ) در خوابیدن بجای پیامبر ( ص ) در لیله المبیت نیازی به ذکر نام علی ( ع ) دارد ؟
یا اتفاق فرق مسلمین بر شان نزول و اقوال مختلفه از رسول خدا در مورد آن بزرگوار سلام الله علیه جایی برای تردید باقی می گذارد ؟
رابعاً : این شبهه که چرا نام علی ( ع ) در قرآن ذکر نشده تلویحاً و شاید تصریحا ً بیانگر این نکته می باشد که طراحان این شبهه بنا دارند به همه القاء کنند که همه مسایل باید به صورت جزء و ریز در قرآن ذکر شود که این با ابدی بودن قرآن از یک سو و شان مفسر و مبین بودن پیامبر ( ص ) و اهل بیتشان علیهم السلام از سوی دیگر هم خوانی ندارد.
آیا براستی در قوانین اساسی یک کشور می توان به قوانین جزئی تر و مصادیق آن اشاره و تصریح کرد ؟ یا اینکه قوانین اساسی میزان برای سایر قوانین است ؟
در آخر باید به این نکته مهم که هدف از قرآن کریم تدبر و تفکر بوده اشاره نمائیم.
(( کِتابٌ اَنزَلنَاهُ اِلَیکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ )) ( ۱۰ )
آری جایگاه تفکر مسلمانان در فهم عمیق آیات و مصادیق آن نکته ای است که متاسفانه در عالم اسلام عمدًا یا سهواً مورد غفلت قرار گرفته است .
امید است قفل دلها باز و با تفکر عمیق در قرآن قلل پیشرفت انسانی و علمی را فتح نمائیم که فتح المبین همین است.
والسلام علیکم و رحمه الله برکاته

پی نویس ها :
۱ -مائده آیه ۶۴                ۶- انعام آیه ۱۹
۲-حجر آیه ۹                  ۷- مائده آیه ۵۵
۳-بروج آیه ۸                ۸- نحل آیه ۴۴
۴-مائده آیه ۶۷              ۹-بقره آیه ۲۰۷
۵-بقره آیه ۷۹            ۱۰-ص آیه ۲۹

۹ پاسخ به “چرا نام علی (ع) در قرآن ذکر نشده است ؟”

  1. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۸:۵۸ ق.ظ

    سلام جناب آقای هنرپیشه

    اگر یک سنی بگه از همون اولش هم کسی در صدق الله، علی رو نمی آورد و شما شیعیان به خاطر تعصبتون اون رو اضافه کردید چی باید گفت؟

    مستدام باشید

  2. نوشته شده توسط دوست در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۰ ق.ظ

    جناب آقای هنرپیشه
    با سلام
    قبل از هرگونه اظهار نظر مایلم علت تلاش مجاهدانه شما را در گردآوری این مطالب که حقیقتا” زمان بر می باشد را بدانم. در ابتدای متن تان علت مبادرت به امر را زدودن سوالهای بی پاسخ جوانان ذکر کرده اید ولی غافل از آنکه سوالهای جوانان بسیار فراتر و چه بسا کلیدی تر از سوال مطروحه می باشد. اینجانب نظر خود را در دو پاراگراف به عرض می رسانم:
    با انجام تحقیق های اینچنینی کدام مشکل از مشکلات جامعه مسلمانان بر طرف می شود؟ آیا فکر می کنید که با استدلال به ظاهر منطقی می توانید نظر آکنده از تعصب سنی ها را عوض کنید؟ البته ناگفته نماند هر دو طرف از عقاید مذهبی خود متعصبانه حمایت می کنند (متاسفانه تعصب بدون خردورزی). این در حالیست که دین هر دو گروه اسلام است. آیا فکر نمیکنید با طرح این مسایل تنها منافع دشمنان اسلام را تامین میکنید؟ خدا لعنت کند استعمار پیر را که نقشه شوم خود را اینگونه در جوامع مسلمانان عملی کرد.
    بیگانه اگر می شکند حرفی نیست ، من در عجبم دوست چرا میشکند؟
    اشاره کردید به سوالهای جوانان: جوانان تحصیل کرده امروز افکار خود را بر پایه منطق استوار کرده اند چراکه به دنبال یافتن جواب سوالهای اساسی و هدفمند خود می باشند و با اندکی تامل بر سوال مطروحه از طرف جنابعالی آنرا جز در خدمت دشمنان اسلام نمی بینند. و برهان خود را در استنکاف از این مسایل وحدت دنیای اسلام می دانند که تعبیر آیه شریفه واعتصمو بحبل الله می باشد.

  3. نوشته شده توسط محمد رضا مظفری در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۲ ق.ظ

    سلام جناب آقای هنرپیشه
    ممنون از مطالب قرانی که می نویسید . به نظر من اگر پاسخ به شبهات ادامه یابد بهتر است.
    در جواب آقای اسد پور(البته با علم اندک بنده )
    در پایان آیه ۲۵۵ سوره بقره (آیه اول آیه الکرسی ) نیز علی العظیم آورده شده که در این آیه علی نشان از صفت خداوند می باشد و نه نام علی علیه السلام.

  4. نوشته شده توسط تنیرخرون در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۲ ق.ظ

    آقای هنرپیشه من فکر میکنم چون ما شیعیان خواستیم شیعه بودنمون رو آشکار کنیم میگیم صَدَقَ اللهُ العَلِیُّ العَظیمُ (هرچند علی صفت خداست) درست کاری که با اذان کردیم بنظرتون عجیب نیست چیزای که پیامبر بطور آشکار انجام میداده نظیر وضو گرفتن و روش نماز خواندن الان ماها توش اختلاف نظر داریم بلاخره هزاران نفر دیدن که پیامبر موقع نماز دستاش رو میبسته یا عین ما نماز می خونده !!!

  5. نوشته شده توسط تنیرخرون در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۴ ق.ظ

    “در قرآن تنها و تنها نام « زید » پسر خوانده پیامبر اکرم ( ص ) ذکر شده که کاملا ً حائز اهمیت است .”
    یعنی اهمیت اعلام جانشینی پیامبر کمتر از مسئله ازدواج پیامبر با همسر زید بوده!!!(ببیند هرچی شما بگید بقیه می تونن یه جور دیگه استدلال کنن)
    ببینید تو حوادث پس از انتخابات که ۳ ماه ازش نگذشته ما هم تو خیابون با چشم خودمون دیدیم که چه اتفاقاتی افتاد یارو میاد تو تلویزیون همچی رو منکر میشه و حق رویه جور دیگه ای جلوه میده !
    حالا آقای هنرپیشه(خیلی انسان محترمی هستند) میخوان برای سنی ها یا حتی برای ما استدلال کنند که ۱۴۰۰ سال قبل حق با کی بوده و چرا خدا تو کتابش فلان حرفو نزده ا!!و امید دارند قفل دل ها باز بشه!!!

  6. نوشته شده توسط یعقوب نعیمی در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۲:۰۰ ب.ظ

    جناب آقای هنرپیشه سلام
    در جایی گفته اید که: “بلکه اگر آنطور که برخی از مردم می خواهند نام علی ( ع ) در قرآن ذکر شده بود … ارزش بلاغی آن به مراتب کمتر از آیه ولایت و حتی امکان سوء استفاده ، از آن نیز افزایش می یافت زیرا بعد ها ممکن بود و هست که دهها نفر با نام علی بن ابی طالب ادعای امامت منصوصه نمایند و بهانه کنند که نامشان به صراحت در قرآن ذکر شده است.”

    خوب خداوند تبارک تعالی می توانستند در قران بگویندعلی بن ابی طالب پسر عم رسول خدا اون وقت دیگه امکان سوء استفاده وجود نداشت.

    در جایی دیگر عرضه داشته اید که:
    “رابعاً : این شبهه که چرا نام علی ( ع ) در قرآن ذکر نشده تلویحاً و شاید تصریحا ً بیانگر این نکته می باشد که طراحان این شبهه بنا دارند به همه القاء کنند که همه مسایل باید به صورت جزء و ریز در قرآن ذکر شود که این با ابدی بودن قرآن از یک سو و شان مفسر و مبین بودن پیامبر ( ص ) و اهل بیتشان علیهم السلام از سوی دیگر هم خوانی ندارد”

    به نظر شما مسئله جانشینی پیامبر (ص) یکی از مسایل ریز جامعه است؟ تمام اختلافات و پیدایش مذاهب مختلف ناشی از همین مساله جانشینی پس از پیامبر (ص) می باشد. ما شیعیان معتقدیم که در تمام زمانها یک معصوم به عنوان امام و ولی وجود دارد(ولایت معصوم) پس این نمی تواند جزء مسایل ریز جامعه باشد.
    من هم به مانند همه شیعیان دوست دار امام علی (ع) معتقدم در قران آیاتی وجود دارد که در شان حضرت علی (ع) نازل شده است.
    من برای قانع شدن در این موضوع شما به استدلالهای قوی تری نیاز دارم.

  7. نوشته شده توسط يه نفر در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۸:۰۱ ب.ظ

    منم بانظر یه دوست موافقم وبااین شعر زیبا نظر خودم رو میگم
    گرنظر پاک کنی کعبه وبتخانه یکیست اینهمه جنگ وجدل حاصل کوته نظریست
    پیش دل سوخته گا ن کعبه وبتخانه یکیست حرم ودیر یکی سجه وپیمانه یکیست
    وهمه ی جزئیات وفرعیات امده اند تا ما به یک کل حقیقی (االله )برسیم وپرداختن به جزئیات مارو از اصل دور میسازد

  8. نوشته شده توسط بر باد رفته در تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۳۶ ق.ظ

    جناب هنر پیشه عزیز خسته نباشید.

    به نظر بنده اگر نگاه ماورایی به اصل قضیه نداشته باشیم و با یک نگاه زمینی به قضیه نگاه کنیم میتوان با در نظر گرفتن شرایط آنروز جامعه عربستان و با توجه به اختلافات قبیله ای در ان برهه از زمان مسئله را بهترحل کرد. یعنی با یک نگاه تاریخی و جامعه شناسانه و با کمک گرفتن از علوم طبیعی . به جتابعالی توصیه میکنم کتاب ” این ۲۳ سال” از علی دشتی را مطالعه بفرمایید که با نگاهی بیطرفانه مسایل صدر اسلام را بررسی کرده البته از دریچه ای که عنوان کردم.

    و اما نکته دوم اینکه بحث های اینچنینی دردی از درد های بیشمار ما و جامعه ما درمان نخواهد کرد

  9. نوشته شده توسط مجید وفادار در تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۵:۱۹ ب.ظ

    چرا شیعیلن به دروغگوئی و بی نمازی متهمند؟