به پرسشی که ندارد جواب می ماند ؟!

مهر ۱۵ام, ۱۳۸۸ (دیده شده 527 بار)

ما ایرانیها هر چه که نداشته باشیم دو چیز را حتمن داریم : ذوق و خلاقیت . نشان به آن نشان که هر تکنولوی فن آوری که به کشورمان وارد شد طریق استفاده هنری و خلاقانه اش (!) را حتا بهتر از سازنده یاد گرفتیم و ایضن با دیگران به اشتراکش گذاشتیم .  می گویید نه ؟ نگاهی به استفاده های هنری که از تلفن های کارتی و عابربانکها شده بیاندازید تا موضوع دستتان بیاید . یا حتا چرا جای دوری برویم ؛ همین اس ام اس پیامک ها . چنان جک های لطیف ، پر معنا و خنده داری از دلشان بیرون می آمد و به همان سرعت منتشر می شد  ـ که فارغ از موافقت یا مخالفتمان با محتوای آن ـ   هر ناظر بی طرف و البته ذی شعوری را به تحسین و حیرت وا می داشت .  

حالا مدتی است (یعنی چند ماهی است) از این پیامک ها خبری نیست و این موضوع در کنار افزایش تصاعدی قیمت مرغ و ماهی و پوشک بچه و تعداد سفرهای هوگو جان به ایران (!) عمیقن نگرانم کرده است . موضوع از چه قرار است ؟ مانند بعضی ها یکباره متحول شده ایم یا بین راه کوله ی ذوق و خلاقیتمان را جا گذاشته ایم ؟ نکند آن وسط ها سر پیچ های اول و دوم چیزی به کوله بارمان اضافه شده باشد کرده باشند  : « ترس » ، « بی انگیزگی » . چه می دانم . کسی هست که بتواند بخشی از این نگرانیهایم را حل کند سوالم را جواب بداند ، آیا ؟

___________________________________________________________________________________

پی نوشت :  مرواش اَ شما باشد ، بچه من سه و ماه و نیمش است و پوشک مای بیبی استفاده می کند . آن اوایل می خریدیم از قرار بسته ای ۲۶۷۵ تومان . بعدش ۲۸۰۰ و ۲۹۰۰ هم شد تا همین دیروز که هر بسته را خریدم ۳۴۰۰ تومان . حساب کردم اگر همینطور پیش برود این طفلک یا باید کل طول روز خودش را نگهدارد تا توی دست پدر و مادرش گلاب به رویتان … خاستم از دوستان همدرد بپرسم کسی راه حلی می داند ؟!

۲۰ پاسخ به “به پرسشی که ندارد جواب می ماند ؟!”

  1. نوشته شده توسط مهدی اسدپور در تاریخ ۱۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۸:۴۵ ب.ظ

    عقیل جان! جواب اون یکی سوالت “بازگشت به سنت هاست!!!” مثل اون زمانها که یه “لکه پلشتی” رو به عنوان پوشاک بارها و بارها استفاده میکردند که رنگش به سیاهی میزد! ;)

  2. نوشته شده توسط عقیل شبانی‌نژاد در تاریخ ۱۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۰۹ ب.ظ

    اولن دسِ راسِ مو و همه اوهایی که متاهلن و بِچَه دارِن شی سرت ! بعذشم استدلالت متین آقا مهدی ولی به نظرت بِچه ای که باواش لامِرذین و دیشون شیراذین و خوذِش تهران دنیا اومذه کلن اَ تِرازین سنتا تَروِذَه می کشه که حالا بُخا عمل هم بکنه ! نه کاکا ! هامو تو دسِ ما بر..نه بِخترن تا تو سنتا !!

  3. نوشته شده توسط حسین شبانی نژاد در تاریخ ۱۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۲۰ ب.ظ

    سلام عمو عقیل قدم نو رسیده مبارک انشائ الله خوش قدم باشه راه حل کنترل جمعیته البته برا بعدی؟

  4. نوشته شده توسط محمد رضا در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۳۲ ق.ظ

    عقیل اقا
    ایا همش اه زن ذلیلیه تقصیر بچو نی ای روزا زنای لامردی دس ا او الی الله نمینن شیرازیا که دیگه فبها
    البته دردمون مل همه چند رو پیش یه کارتن کامل گرفتم یه ششم حقوقم رفت برای….تنها را حلی هم که متونم بگم بری بهداری…..

  5. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۹ ق.ظ

    عقیل جان
    یه سر بیا نزدیک میدان تره بار فرحزاد مغازه‌ای میشناسم که مای بیبی از ۳۴۰۰ تومان کمتر میدهد :)
    ما و شما همدردیم.
    بازهم جای شکرش باقی است که بچه‌هایمان به مای بیبی تِر میزنند.
    نه مثل برخی که به زندگی همه تر میزنند.

  6. نوشته شده توسط همشهری در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ

    شاعر میگه:
    رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز / تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی !
    البت دور از جان شما !!
    به عقل ما بیش از این چاره ای نتراوید!

  7. نوشته شده توسط یعقوب نعیمی در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۲:۲۴ ب.ظ

    سلام عقیل جان
    پسر منم چهار ماهه ست. این قیمت مای بیبی چیزیه که ما هم توش موندیم. قیمتش از ۲۸۰۰ تومان تا ۳۳۰۰ تومان متغیره. طرف ماالان بطور متوسط ۳۰۰۰ تومنه. می خای برای فرزندتون بگیرم.
    خوش باشید.

  8. نوشته شده توسط مهدی راستی در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۵:۱۷ ب.ظ

    آقا اولا این مهدی اسدپور نفسش از جای گرم بلند میشه. دور از گوده و میگه لنگش کنید. مهدی جان زن که گرفتی و بچه دار که شدی اونوقت میفهمی این دغدغه پوشک بچه یعنی چی. دیگه تمام دغدغه های روشنفکری یادت میره :). از همه متاهلین سایت خواستارم به حق این شب جمعه (فکرتون جای بد نره!) همه دعا (یا شاید نفرین!) کنید این مهدی اسدپور متاهل بشه-الهی آمین. عقیل جان به یک روش خوب که رسیدی، آقا ما رو هم بی نصیب نذار که حسابی همدردیم-پورسانتش هم محفوظ

  9. نوشته شده توسط مهدی راستی در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۵:۱۹ ب.ظ

    مهدی اسدپور جان یه کد دیگه هم میدم دستت که از لحاظ علمی بهت اثبات بشه دغدغه پوشک بچه یعنی چی. همه کسانی که اینجا کامنت گذاشتند و از افراد متاهل و متعهد :) سایت هستند فقط به نکته “پوشک بچه” پرداختند و اصل مطلب عقیل یادشون رفت

  10. نوشته شده توسط مهدی اسدپور در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۶:۴۴ ب.ظ

    در جواب مهدی راستی:
    مهدی جان!
    ۱- باید بگم که “خود کرده را تدبیر نیست!” اگه همه دنبال راه حل میگردید ;)
    ۲- دغدغه پوشاک و “غیره” از لحاظ علمی و غیر علمیش خیلی وقته برای
    من اثبات شده: از وقتی یه بنده خدایی رو توی خیابون انقلاب، سالیان قبل، دیدم که
    داشت دو تا کیسه سنگین فکر کنم برنج بود میبرد یه جایی، اونم توی سرمای زمستون!
    کاری که فکر نکنم یک-دهم اون رو برای “دیشون” کرده باشه ;)

  11. نوشته شده توسط علي حسن زاده در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۰۴ ب.ظ

    “خود کرده را تدبیر نیست؟!!”
    آقا مهدی من بودم که میگفتم زن می خام یا محسن بود؟! نمی دونم ؟! اصلا به من چه!

  12. نوشته شده توسط علی قادری در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۱ ب.ظ

    به به همینو کم داشتیم که عزیزان بیان و گزارش های مفصلی از رینش آقا زاده هایشون در سایت وزین منعکس کنند( شوخی )
    فکر کنم من راه حلش رو بلدم. آقا برو از بقالی سر کوچه آقای رئیس پوشک بخر، فکر کنم قیمتش نصف باشه. البته اگه هزینه رفت و آمد روزانتون به انجا جبرانش نکنه.
    مهدی راستی عزیز، متاسفاته همه مطالب این سایت دچار این آفت هستند یعنی یکی بزرگواری می کنه و مطلب می نویسه و دیگران یکی از جملاتش رو روش تاکید کرده و موضوع نظر خواهی خودشون قرار می دند و گاها هم کار به جاهای باریک و دعواهای سیاسی می کشه.
    مهدی اسدپور عزیز هم می گه زن می خوام و می ره و یک سال دیگه پیداش می شه. باید یه فکری براش بکنیم.

  13. نوشته شده توسط محمد رضا مظفری در تاریخ ۱۸ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۸:۱۵ ق.ظ

    جناب آقای شبانی نژاد .
    یه موضوع اینه که اگه از ۲۸۰۰ تومان به ۳۴۰۰ افزایش قیمت داشته ، آپشن هاش بیشتر شده مثلا درجه زمان پر شدن داره ، میزان ساعت باقیمانده تا تعویض داره ، میزان مصرف داره و … یه ماشین درست می کنن یکی از این آپشن ها داره قیمتش یک میلیون افزایش پیدا میکنه می خوای یه پوشک ۶۰۰ تومان افزایش پیدا نکنه با این همه آپشن.(شوخی)
    در مورد مهدی هم بایتی بگم که هنی چنش (نمی گم خوتون می فهمید ) کُــل نمی کََــنه چه شه می خیت.

    وبلاگ خرماچو با موضوع چمبیله و زنان کذیم و جذیم به روز است.

  14. نوشته شده توسط مهدی اسدپور در تاریخ ۱۹ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۳۹ ق.ظ

    (با پوزش از دوستان که بحث شخصی و خارج از مطلب عقیل شد)

    به علی حسن زاده:
    علی جان! حالا ما یه چیزی گفتیم، قرار نیست “خشتک ما رو پرچم کنی” که! ;)
    راستی، قرار بود اون عکسهای بندر که گرفتی رو بفرستی، چی شد؟ ایمیل من: m_asadpur@yahoo.com

    به علی قادری:
    علی جان! در جواب قسمت اول اعتراضت، فکر نکنم هدف از نوشته ی عقیل یافتن جوابی برای اون مطلب اول بوده باشه، در واقع جوابش توی خودش بود! اگر دقت کرده باشی، سوال اصلی همه دوستان که نظر دادند مطلب دومی بوده (علی الخصوص خود عقیل: در واقع مطلب اصلی همون دومیه ولی چون عقیل روش نشده، اولی رو هم بهش چسپونده!)
    در جواب اون جمله آخرت: میخواستم یه ۴۰۰-۵۰۰ تا ستاره بذارم ولی ۵ تا بیشتر نشد (قابل توجه ادمین سایت) ;)
    یه جمله هم برای خودت: وقتی یه اجازه ساده گرفتن ۲-۳ ماه طول میکشه، میخوای این امر خطیر حداقل یکسال وقت نبره ;)

    به محمد رضا مظفری:
    محمد رضا جان! اگر یکی از امراد (جمع مراد!) اون ضرب المثل این باشه که طرف قوه مالی اینکار رو نداره، واقعن درست گفتی: پوشاک ۳۴۰۰ تومان!!! مگه گلاب به روتون “گا ریذه”! ;)
    و یه پیشنهاد: چرا همون سبک خرماچو رو توی نوشته های اینجات نمیاری؟ همچین نوشته هایی جاش توی سایت خالیه، مخصوصن اینکه بر خلاف مطالب سیاسی همه رو دور هم جمع میکنه.

  15. نوشته شده توسط علي قادري در تاریخ ۱۹ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۱۶ ق.ظ

    مهدی جان
    من نیز در عرایضم داشتم که هر یک از عزیزان بخشی از جملات یک نوشته را مورد بحث قرار می دهند و من هم دچار این آفت هستم. که جا دارد از برادر عقیل بدین خاطر و بخاطر عرایض به دنبال آمده پوزش بطلبم.((تو مو می بینی و من پیچش مو))
    مهدی جان : کاکای مو دو سه ماه نیست که دو سه هفته است.ایمیلت رو ببین بهت با جزئیات جواب دادم.
    خدا ایشالا تو رو هم مثل ما گرفتار کنه.

  16. نوشته شده توسط جواد صفایی در تاریخ ۱۹ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۵ ب.ظ

    سلام عقیل بابا! اول اینکه اون دوره sms میزدیم به امید اینکه همچین روزهایی رو نبینیم … که دیدیم!
    دوم اینکه من کارتونی میخرم، مرگ یه بار ..شیون هم یه بار…تازه ارزونتر هم می افته! سوم اینکه کی پوشاک محمود رو برداشته؟ بذارید سرجاش که این بچه تا خود هشت سالگی قراره.. آره!!

  17. نوشته شده توسط نرگس در تاریخ ۲۱ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۳ ق.ظ

    ولی هرقدر هم که گرون بشه یه خوبی داره
    اونم اینه که پسرم با مای بیبی سرشو مثل یه مرد بالا می گیره.

  18. نوشته شده توسط صديقه تشكري در تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۲:۵۶ ق.ظ

    سلام
    آقایون لطفا مودب باشین
    غیر از شما دوستان کسان دیگه ای هم به اینجا میان

  19. نوشته شده توسط عقیل شبانی‌نژاد در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۳:۰۸ ب.ظ

    سرکار خانم تشکری
    ای کاش اشاره می کردید که کجای این یاداشت یا نظرات اعلام شده به قول شما ” غیر مودبانه ” بوده است . ما که هر چقدر دقت کردیم چیزی نیافتیم . احتمالان اشکال از دایره مضیقی است که از ” ادب ” برای خودتان تعریف کرده اید .

  20. نوشته شده توسط nashenas در تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۲:۲۴ ق.ظ

    دوستان با حساب سر انگشتی اگر هرنوزاد روزی ۱ بسته مصرف کنه میشودبا احتساب هر بسته ۳۰۰۰ تومان سالش میشه:۱۰۹۵۰۰۰ حالا چندتا بچه باید تر بزنن تا بشه هجده مّّیلیارددلار(۱۸۰۰۰۰۰۰۰۰۰$) شما زوزتون به بچه رسیده.

    ۳۶۵*۳۰۰۰=۱۰۹۵۰۰۰