و امرهم شورا بین”هم”

خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۲ (دیده شده 790 بار)

اکثر تصمیم گیری‌های انسان در عمل با پارامترهای مهم و تاثیرگذاری درگیر است که ناواضح و غیر قطعی هستند. این طبیعت زندگی انسان است که در محیطی غیرقطعی و مملو از نایقینی تصمیم بگیرد. عقل و منطق مطلق در محیط‌های مملو از نایقینی در می‌ماند و قادر به تصمیم گیری دقیق نیست؛ هوش بهر (IQ) بالا در این شرایط دردی را درمان نخاهد کرد. هنر انسانهای موفق این است که در همین شرایط تصمیم درست اتخاذ می‌کنند. این انسانهای موفق ثابت شده از هوش احساسی (هیجانی) بالاتری از بقیه برخوردارند: ترکیبی از هوش بهر مخلوط شده با احساسات و عواطف و مهارتهای اجتماعی. این افراد نه تنها با مغز خود تصمیم گیری می‌کنند بلکه قلب خود را نیز در این کار دخیل می‌کنند.

یکی از مهارتهای اجتماعی مهارت ارتباط با مردم و شبکه اجتماعی اطراف خودمان، شناخت عواطف جمع و مشورت کردن با افراد است. مشورت با اطرافیان و صاحبان فن در کارهایی که تخصصی در آن زمینه نداریم خود به مهارت زیادی نیاز دارد که می‌بایست در طول دوران تحصیل توسط هر انسانی کسب شود. برخی مشورت کردن با دیگران را عیب می‌پندارند و آن را نشانه ضعف خود می‌دانند. این عیب در میان درصد بالایی از باهوش‌ترین دانشجویان ما به چشم می‌خورد. این عیب را بعینه در اکثریت قاطع دانشجویانی که خود را باهوش می‌دانند مشاهده کرده ام. مشکل اصلی که تا الان با این دانشجویان داشته ام اتکای زیاده از حد به خود و تاکید زیاد بر دانسته‌های خود و غرور و تعصب زیاد بر یافته‌های خود است.

این خصیصه بد را در میان دانشجویان باهوشی که به صورت معدود از کشورهای دیگرداشته‌ام کمتر مشاهده کرده ام. دلیل آن را دو عامل مهم می‌دانم:
۱- عدم دسته بندی دانش آموزان و دانشجویان توسط سیستم آموزشی آن کشورها به دو دسته تبعیض آمیز نخبه و غیر نخبه
۲- تلاش سیستم آموزشی این کشورها برای یاد دادن روش پژوهش به صورت گروهی در همان دوران دبیرستان.
عامل اول باعث می‌شود غرور کاذب در فرد ایجاد نشود و خود را عقل کل و مطلق نداند. در حقیقت به افراد آن کشور آموزش میدهند زرنگ بودن در ریاضی یا دروس دیگر لزومن به این معنی نیست که انسان موفقی خاهند شد. برای موفقیت باید مهارتهای دیگری بدست بیاورند که عامل دوم آن را تکمیل می‌کند یعنی مهارت پژوهش کردن و جستجوی پاسخ به شیوه مناسب که در صدر آن استفاده از دانش نهفته در جامعه و اطرافیان است.

جستجو در اطلاعات و یافتن اطلاعات درست و قابل اتکا و سپس جمع بندی و ترکیب آن اطلاعات و استنتاج صحیح، مهارتی است که هر فرد برای موفقیت در این جهان، بخصوص دنیای امروز که عصر انفجار اطلاعات است، به آن نیاز دارد.

***

لیست کاندیداهای تایید صلاحیت شده شورای شهر لامرد باعث تعجبم شد. برخی از اسامی که در این لیست تایید شده اند در حد شاگردی یک اتوبوس هم تجربه و کفایت ندارند چه رسد به این که بخاهند باری از مشکلات مدیریت شهر را از زمین بردارند. به نظر می رسد برخی سلیقه های شخصی، سیاسی و قومی قبیله ای در این تایید صلاحیتها لحاظ شده باشد. چه می شود کرد وقتی برخی عبودهایی که در منصب تایید صلاحیت نشسته اند به عقوبت تصمیماتشان توجه کافی ندارند.  تنها کاری که از دست ما بر می آید این است که تلاش کنیم برای انتخاب اعضای شورای شهر به معیارهایی برسیم که ریسک چنین تصمیمات دامنه داری را پایین بیاورد.

طبیعتا کاندیداهای هر انتخاباتی دارای برخی وجوه شناخته شده و برخی وجوه ناشناخته هستند. برخی خوب حرف می‌زنند اما دروغ می‌گویند! برخی راست می‌گویند اما بلد نیستند حرف بزنند! برخی از قیافه یا حرفشان نمی‌شود فهمید چقدر راست میگویند و چند مرده حلاجند. برخی بی جربزه‌اند؛ برخی بی تجربه‌اند؛ برخی فقط ادعا می‌کنند؛ برخی در شرایط غیرعادی و استرس رفتار کاملن متفاوتی دارند؛ برخی اطرافیان نابخردی دارند و هزاران پارامتر نامشخص که تشخیص اصلح را فرایندی مملو از نایقینی می‌نماید.

به فرض محال همه پارامترها به صورت دقیق کمّی شوند باز هم ترکیب این پارامترها و تجمیع آنها در یک معیار واحد سخت است. به نظر یکی اقتصاد شهر مهم تر است از نظر دیگری فرهنگ مهم تر است. پارامترهای تصمیم گیری گاه قابل اولویت بندی نیست. یکی میگوید وضعیت اقتصادی اگر از یک حدی بهتر شد آن وقت فرهنگ مهم میشود یعنی اولویت بندی ها غیرخطی می‌شود.

چیزی که در این موارد به تصمیم گیری آدمها کمک می‌کند استفاده از قواعد ساده و سرانگشتی است که باعث ساده تر شدن مساله و کاهش تعداد انتخابها شود. مثلن قواعدی که باعث حذف برخی کاندیداها از میان انتخابهای ممکن در تصمیم گیری می‌شود.

بعنوان مثال تجربه احمدی نژاد، منتخب اصولگرایان (که الان زمین و زمان را به هم میبافند تا ثابت کنند با او فاصله دارند!) نشان داد رای دادن به کسی که امتحان پس نداده با ریسک بالایی همراه است. پس یکی از قواعد سرانگشتی برای انتخاب در چنین مواردی ممکن است این باشد که آدمهای بی تجربه را از لیست انتخابهای خود حذف کنیم و حرفهای قشنگ آنها را ملاک اصلی انتخاب قرار ندهیم حتا اگر از جناح سیاسی خودمان باشد. یعنی به آدمهای خوب یا متوسط اما باتجربه و امتحان پس داده اکتفا کنیم.

یکی دیگر از قواعد سرانگشتی این است که آدمهایی که مهارت مشورت گرفتن از دیگران را ندارند از این لیست حذف کنیم. آدمهایی که هوش اجتماعی پایینی دارند در شورای شهر نباید جایی داشته باشند و برای جمع بزرگی تصمیم گیری کنند. بر اساس عرایض قسمت اول نوشته، باید گفت مشورت گرفتن یک مهارت است (نه عیب). داشتن این مهارت برای کسی که میخاهد برای یک شهر تصمیم بگیرد یک شرط لازم است (و نه کافی).

به نظر می‌رسد میبایست نگاهی مجدد به لیست کاندیداهای شورای شهر بیندازیم. تخصص، تعهد، دلسوزی، مردم‌داری و ملاکهای دیگری که توسط نویسندگان دیگر سایت در هفته‌های اخیر اشاره شده را در کنار تجربه و مهارت ارتباط مردمی آنها بگذاریم و لیست نهایی را انتخاب کنیم.

آیه شریفه ای که عنوان این مطلب قرار گرفته آمرانه تاکید بر مشورت با یکدیگر مینماید: و امرهم شورا بینهم. به نظر میرسد اعضای قبلی شورا، ضمیر “هُم” در بینهم را به معنی مشورت بین خودشان تلقی کرده باشند! شاید بد نباشد این اعضا، بخصوص آنهایی که در این دوره نیز کاندیدا شده اند نگاهی مجدد به تفاسیر قرآنی بیندازند تا برایشان تبیین شود این ضمیر به چه چیزی ارجاع میکند.

۶ پاسخ به “و امرهم شورا بین”هم””

  1. نوشته شده توسط مهدی راستی در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۶:۳۸ ق.ظ

    سلام مسعود جان
    نصف شویی مییی مطالب کبلیت دو تکه وایکنی ….یاذ بعضی از همکارای دانشگاهی مندازیم که یه مکاله ثابت رو دو تکه میکنند تا آمارشون بالا بره!

  2. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۳۸ ق.ظ

    دکتر راستی عزیز

    این مطلب به دلیل این که واقعن دو قسمت بود به توصیه بزرگان سایت دو قسمت شد! البته این دو قسمت کردن کمی محض احتیاط بود مثل این غربزدگانی که نصف خانواده شان در فرنگ زندگی میکند نصفش در ایران که اگر یک وقت جایی به هم ریخت ماوایی در جای دیگر داشته باشند :)
    البته دوستان ناباب هم بی تاثیر نبودند.

  3. نوشته شده توسط انجل در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۲۸ ب.ظ

    جان دنبالشم نگردید که هر کس -حذف شده توسط ادمین- بخوان رای میاره ما همه کشکیم

  4. نوشته شده توسط خجه در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۳۳ ب.ظ

    شورای ما میدان مناسبی بوده تا افرادی که مورد حمایت بعضی از مسولین بودند بیان ونوکری خودشون رو به بعضی از اقایون نشون بدن.به جای شهر سازی شخصیت های کاذب بسازن و ادم های پوچ روبزرگ کنن –حذف شده توسط ادمین–

  5. نوشته شده توسط نظر سنجی در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۳:۲۹ ب.ظ

    نظر سنجی انتخابات http://nazarshoma92.vcp.ir به چه کسی رای می دهی ؟

  6. نوشته شده توسط مسعود اسدپور در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۰۲ ب.ظ

    خجه جان

    روی مثبت شوراها را هم میتوان اینطوری دید که اینجا جایی است که مردم به افرادی فرصت میدهند تا قابلیتهایشان را نشان دهند و عملکرد آنها را زیر ذره بین تماشا میکنند تا ببینید آنها را به محاق فراموشی بسپرند یا به آنها میدان بیشتری بدهند.