وصیت نامه شهید گمنام

مرداد ۶ام, ۱۳۹۵ (دیده شده 61 بار)

وصیتنامه شهید گمنام!!
متن زیر زبان حال وصیت نامه یک شهید گمنام است که به قلم موسی هنرپیشه از نویسندگان دفاع مقدس در کتاب « کلمه طیبه » صفحات ۲۳ تا ۲۸ به چاپ رسیده و اکنون در هنگامه تشییع این شهدای خوش نام آسمان و گمنام زمین به محضر مردم شهید پرور تقدیم می شود:
فرزند : روح الله محل تولد : ایران اسلامی
تاریخ تولد: ۲۲/۱۱/۱۳۵۷ محل شهادت :جبهه غرب و یا جنوب
تاریخ شهادت :خدا می داند
« وَلا تَحسَبَنَّ الذینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِِ اللهِ اَمواتاً بَل اَحیَاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ »
بنام الله پاسدار حُرمت خون شهیدان
خدایا! دلم از این دنیا به تنگ آمده و می خواهم بال گشایم و بسویت تا پهنای ابدیت اوج بگیرم.
بار الها! در عالم «ذر و الست» از همه پیمان گرفتی که دینت را با جان و دل پذیرفته و بفرمان نبی و ولیّت گردن نهیم و نهایتاً همه با هم به قُرب و وصل تو نائل آییم و من می خواهم به این تعهد وجدانی وفادار بمانم و شیاطین درون و برون را رَجم نمایم تا به نعمت بزرگ خشنودی تو نایل آیم و در جوار رحمتت به سکون و آرامش ابدی برسم.
پروردگارا ! اینک که به همه بندگان مخلصت لطف کردی و باب جهاد و جنّت و در باغ بهشت را برویشان گشودی تو را شکر می کنم. تو را سپاس می گویم که جان ناقابلم را به قیمت بهشت و رضوان ابدی می خری. پس مرا توفیق بده که این معامله سود آور و تجارت نجات بخش را با رضایت کامل و با ایثار جان امضاء نمایم و ولیّ اعظمت صاحب العصر و الزمان روحی فداه را خشنود و لبخند رضایت را بر لبان چون مرواریدش، بنشانم تا او هم فقط یک امضاء زیر نامه عملم بفرماید تا در نتیجه با اکسیر ولایت، از مقام فرشتگان برتر و بالاتر روم. و امّا شما برادران و خواهران!
شما که امروز ما را بر روی دستان خود تشییع می کنید، نه ما را می شناسید و نه پدر و مادرمان و نه برادر و خواهرمان را؛ خود آنها هم از ما بی خبرند. ولی ما شما را می شناسیم و می بینیم. مگر تو آن رزمنده دلاور خطّه شلمچه نیستی که با هم به صف خصم می زدیم مگر در غروب حنابندان عملیات با هم نبودیم. آن هشت پری ها و سیم خاردارها را یاد داری؟ ما غریب نیستیم از دیار آشنا آمده ایم. از ناممان نپرسید که می خواستیم گمنام بمانیم. از مراممان و هدفمان بپرسید که می خواستیم با هدف به شهادت برسیم. هرگز گمان نبرید که ما مادر نداریم که شهادت می دهیم که بانوی پهلو شکسته و قد خمیده ای چون فاطمه زهرا سلام الله علیها بر ما مادری کرده و دست حنان و مهربانی ایشان بر سر ماست.
نمی خواهیم نام و نشانی داشته باشیم که بی نشانی خود بزرگترین نشان است. مگر مادرمان فاطمه (س) نشانی از قبر دارد؟ اما او که بیاید همه ما نشان داریم. قبر فاطمه (س) را نشان می دهد. به روی قبر ما هم نامی می نویسد و دیگر گمنامی بسر می آید. شاید هم ما را زنده کند تا سرباز رکابش باشیم. پس اگر می خواهید ما از گمنامی در آییم برای فرج آن عزیز دور از نظر دعا کنید و اگر قبور ما بهانه ای است، همین جا دعای ندبه بخوانید. برادران و خواهران عزیز!
شما ما را نمی شناسید پس وصیت ما اخلاصش بیشتر خواهد شد. بنابراین اجازه بفرمایید که در این غوغای دنیا چند سفارش از چند گمنام و بی نام که حتی پلاک هم با آنها قهر کرده، بشنوید. در ابتدا همه شما را به ملتزم بودن به مکتب حیات بخش اسلام، قرآن کریم و مذهب حقّه جعفری و اهل بیت علیهم السلام دعوت می کنیم. سعادت دنیا و عقبای همه ما و شما در گِرو عمل به این دین مُبین و فرامین پیامبر بزرگش حضرت محمّد(ص) و ائمه اطهار(ع) است.
نمی دانم که سن و سال شما اقتضا داشته که در هنگامه آتش و خون در جبهه های نبرد حاضر باشید یا نه؟ اگر به هر دلیل نتوانسته اید، لابد بعد از جنگ آثارشان را می بنید. مبادا در اخلاص و جهاد و ایثار شهیدان و جانبازان ایران و خانواده های سرافرازشان تردیدی به خود راه دهید. مبادا آن دوران طلایی جهاد و یادگاران عزیزش را از یاد ببرید و یا دنیا و متاع آن شما را از یاد این قهرمانان جهان غافل کند که اگر خدای ناخواسته چنین شد، برکت از میان شما خواهد رفت و پرده های تیره غضب خود را نشان خواهد داد.
ممکن است بعد از ما شهیدان، شیاطین عده ای را وسوسه کنند تا اصل نهضت ما را زیر سؤال ببرند، در مشروعیت دفاع مقدس و مظلومانه ما را تردید ایجاد کنند. شما در آن روز به آنها بگویید که ما بی اذن و اجازه ولی فقیه که جانمان فدای یک نفسش باد به دفاع بر نخاستیم و مطمئن هستیم که او نیز بی اذن ولی الله الاعظم امام عصر(عج) فرمانی نداده است و ما صد البتّه فرماندهی امام زمان(عج) دیدیم و امداد فرشتگان را نظاره گر بودیم و مادری فاطمه زهرا(س) را احساس کردیم و این موضوعات را بعد از ما نَقل می کنند و به سینه تاریخ می سپارند.
به جوانان عزیز و غیور این سرزمین وصیت می کنم که تا در باغ شهادت باز است و باغبان شما را می خواند، بشتابید و از قفس رها شوید و گرنه تارهای دنیا چنان بر اطرافتان تنیده خواهد شد که دیگر نه وقتی برای تدبیر، نه راهی برای گریز و نه بالی برای پرواز خواهید داشت. امیدوارم شما هم جزء شهیدان باشید. اما اگر تقدیر الهی چنین شد که در این دنیا بمانید، مسئولیت دفاع از حق و عدل و حراست از ارزشها و پایبندی به رهبری، وظیفه ی همه دوستان خواهد بود و ممکن است دفاع از حق چنان سخت شود که از خدا آرزوی مرگ کنید در آن حال هم مأیوس نباشید و بدانید که « اَلا اِنَّ نَصرَاللهِ قَرِیبٌ»
امّا ای پدر و مادر و ای برادران و خواهرانم!
نمی گویم گریه نکنید؛ نمی گویم ناله نکنید. امّا این همه را بر مولای غریبمان حسین(ع) بکنید. به شما حق می دهم که ناراحت باشید. زیرا دست تقدیر شما را از یک لوح قبر ساده که اسمی بر آن نوشته باشند و ما را از پلاکی که ناممان معلوم شود، محروم کرده است و ای کاش شما صدای مرا از زیر خراوارها خاک شلمچه می شنیدید و نیزه شکسته ها را کنار می زدید و حجله شادی ما را می دیدید تا باور کنید که دامادی ما را به گور نبرده اید و نخواهید برد. امّا گویا که ما ذخیره امروز مردم هستیم تا سفیر حقانیت شهیدان باشیم و از شهری به شهری از روستایی به روستایی دیگر، وظیفه سفارت را انجام دهیم.
ای مردم بزرگوار!
اگر شبهای جمعه بر مزار ما غریبان گمنام نمی آیید یا وقتش را ندارید که بر مزار ما شمعی روشن کنید، لااقل در خانه دلتان شمع ولایت علی و سید علی را روشن کنید. آن خواهر حجابش را و آن برادر حیای خود را و همه ما دینمان را پاسدار باشیم. اگر صبح جمعه ما غریبان را به دعای ندبه و راز گویی با صاحب الزمان ( عج ) دعوت نمی کنید، در خانه و مسجدتان به یاد ما دعای ندبه بخوانید و از همه مهمتر نمازتان را محافظت کنید. و کلام آخر اینکه اگر در گِردباد و طوفان سهمگین و در غبارهای غلیظ، حق برایتان مُشتبه شد، پرچم علی (ع) و پیروانش و شاخص ولایت را جستجو کنید که به فرمایش پیامبر اکرم (ص) « عَلِیٌّ مَعَ الحَقِّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ علی با حق و حق با علی است .»
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
عبد عاصی خدا ملتمس دعای بندگان خدا
شهید گمنام

اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد و مؤسسه فرهنگی و هنری فانوس وصال

Comments are closed.