نقدی کوتاه بر کتاب « بگذار از مادرم عایشه صدیقه بگویم »

آبان ۲۴ام, ۱۳۹۰ (دیده شده 1,313 بار)

کتاب ۹۴ صفحه ای جیبی و داستان گونه «بگذارید از مادرم عایشه صدیقه بگویم» نوشته ایوب گنجی چاپ دوّم ۱۳۸۱ که خدمات کامپیوتری ملک و فتو رایانه زاهدان آن را چاپ کرده اند، توسط یکی از معلمان دلسوز به دستم رسید . از آنجا که این کتاب در گستره ی وسیعی توزیع شده بود، با سپاس گزاری از این معلم دلسوز و با مطالعه این کتاب مواردی را به عنوان متذکر شدم. اینک بنا به تقاضای برخی دوستان، نقد مذکور با اندکی ویرایش و البته پس از هشت سال ، در اختیار افکار عمومی قرار می گیرد باشد که مفید افتد .
۲۴ آبان ماه ۱۳۹۰ مطابق با ۱۸ ذی حجه عید سعید غدیر خم
۱- در اینکه عایشه و همه ازواج رسول خدا (ص) ام المؤمنین در معنای عام هستند ، شکی نیست زیرا قرآن کریم می فرماید« وَازواجُهُ اُمُهاتُهُم»[۱] و از این جهت همه ازواج رسول الله (ص) مادر مؤمنان محسوب شده و ازنظر حکم شرعی، کسی حق ازدواج با آنان را بعد از فوت رسول الله (ص) ندارد. زیرا مادر مردم محسوب شده و ازدواج با مادر هم حرام است!
۲- اما اینکه اقتضای ام المؤمنین بودن اقتضای بهترین،پاکترین و با فضیلت ترین زنان بودن را دارد یا نه؟ نویسنده این کتاب در پی آن است که از این واژه قرآنی استفاده نموده و عایشه را برترین زن نشان دهد و تا حد عصمت !! پیش رود . در حالی که قرآن کریم به صراحت این موضوع را رد می کند.
سوره تحریم که سوره شصت و ششم قرآن مجید است بحث افشای راز پیامبر توسط «بعض ازواجه» را مطرح نموده و به صراحت می فرماید که پیامبر وقتی با بعضی زنان خود(حفصه) سخن به راز گفت. آن زن چون خیانت کرده و دیگری(عایشه) را بر راز پیامبر(ص) آگاه ساخت،خدا به رسولش خبر داد او بر آن زن برخی را اظهار کرد و برخی را از کَرَم، پرده داری می نمود. آن زن گفت که چه کسی تو را از این موضوع آگاه کرد؟ و رسول خدا فرمود که خدای علیم و خبیر مرا آگاه ساخت.
در دو آیه بعد یعنی آیات ۴ و ۵ سوره تحریم در برابر این دو زوجه موضع گیری می شود و با کمال صراحت می فرماید«عَسَی رَبُّهُ اِن طَلَقَکُنََّ اَن بیُبدِلَهُ اَزواجاً خَیراً مِنکُنََّ مُسلِماتٍ مُؤمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَیباتٍ وَاَبکاراً » [۲]چه بسا اگر پیامبر شما را طلاق دهد،خدا زنانی بهتر از شما به او بدهد که همه مقام تسلیم، ایمان، قنوت، خضوع و اطاعت را داشته و اهل توبه و عبادت باشند چه بکر و چه غیر باکره»
ملاحظه می شود که مطابق این فرهنگ قرآنی،زنان پیامبر (ص) بهترین زنان نبودند و بهتر از آنان هم یافت می شد.البته خدیجه (س) جزء چهار زن نمونه دنیاست که روایات شیعه و سنی بر آن تصریح دارند.
۳- در فرهنگ روایات شیعه و سنی نیزانقلابی بودن مهم نیست،انقلابی ماندن مهم است.به راستی آیا عایشه با این توصیفات که به صورت مغالطه آمیزی در کتاب مذکور ذکر شده بعد از پیامبر (ص) به سیره ی آن حضرت باقی ماند؟ پاسخ منفی است زیرا خودِ نویسنده محترم این کتاب نیز در فراز آخر کتاب به ماجرای جنگ عایشه با علی (ع) می پردازد و با شگرد خاصی این دو را، از سنخ دو نوع اجتهاد نامیده که هر دو درست است.!! او می نویسد: «اگر افرادی نیز این شبهه را وارد نمایند که چرا حضرت عایشه (رضی الله عنها) با حضرت علی (ع) وارد جنگ شد؟ما باید در این مورد راهنمایی خداوند را قبول کنیم که((تِلکَ اُمَه ٌ قَد خَلَت لَها ما کَسَبَت وًَ لَکُم ما کَسَبتُم)) [۳] پس حساب آنها با خداوند متعال است و طبق مژده های رسول خدا هر دو بخشیده شده و در بهشت هستند……… و این خطای اجتهادی بوده که رخ داده و هیچ یک از دو طرف را نباید فحش و ناسزا گفت.»[۴]
در پاسخ می گوییم: اولاً: . در فرهنگ اهل سنت وجماعت و نیز تشیع ، مخالفت با علی (ع) نفاق آشکار است و بنابراین شرکت کنندگان جنگ جمل منافق و حزب الشیطان می باشند .جلال الدین ابی بکر سیوطی از تاریخ نویسان بنام اهل سنت در مورد این معیار، از خود علی (ع) نقل می کند که« مرا جز مؤمن دوست نمی دارد و جز منافق دشمن نمی دارد » عین عبارت این مورخ اهل سنت چنین است : « اخرج مسلم عن علی علیه السلام قال: وَالذی فَلَقَ الحَبَه وَ بَرَأ النَسَمَه انَهُ لعَهدَ النَبِی الاُمی اِلَیَ اَنَهُ لا یُحِبُنِی اِلا مُؤمِنٌ وَ لا یُبغِضُنی اِلا مُنافِقً» [۵] این عهد رسول خدا با من بود که مرا جز مؤمن دوست نمی دارد و جز منافق دشمن نمی دارد
.همین نویسنده با تأکید بر معیار بودن امام علی (ع) می نویسد: که ما منافقین را با بُغض آنها نسبت به علی (رض ) می شناختیم.« و اخرج الترمذی عن ابی سعید الخدری قال:کنا نعرف المنافقین ببعضهم علیاً » [۶] همین نویسنده با نوشتن مخالفت طلحه و زبیر و عایشه با علی (ع) به خروج آنها علیه حکومت اسلامی او اشاره کرده و می نویسد:
« در بصره طلحه و زبیر و عایشه و همراهان با هم شدند و این همان واقعه جمل است»
آیا براستی می شود در جنگی که به قول مورخان اهل سنت ۱۳ هزار کشته!! داشته، ام المؤمنین را تبرئه نمود و امیر المؤمنین را نیز به همین گونه؟ پس تکلیف خونهای ریخته شده به عهده چه کسی و شریک خون کیست ؟
ثانیاً: ما با نویسنده محترم موافقیم که هیچکدام از علی و عایشه را نباید فحش و ناسزا داد زیرا قران کریم ناسزاگویی به مشرکان و معبودان آن ها یعنی بتها را نیز جایز ندانسته است تا په رسد به انسان مسلمان « ولا تسُبوا الذین َ یدعون مِن دون اللهِ فَیَسُبوا الله عدواً بَِغیرِ علمٍ» [۷]
نویسندگان معروف اهل سنت نیز سب و توهین به علی (ع) را سب پیامبر دانسته و آن را حرام می دانند و از قول پیامبر اعظم (ص) می نویسند که « مَن سَبَ عَلِیاً فقد سَبَنی » [۸] اما شگفتا که با داشتن چنین مسلمات و مسایل یقینی سالها علی (ع) در منابر مورد حمایت بنی امیه سب و لعن شد تا جایی که به نقل ابن ابی الحدید معتزلی در کتاب شرح نهج البلاغه ، کسی جرات نداشت نام او را ببرد یا اسم او را بر روی فرزندانش بگذارد . اجازه دهید از این فراز غم بار تاریخ بگذریم و قصه این غصه را به مجالی دیگر واگذاریم.
۴- صرف نظر از نقد کلی کتاب که به طور مختصر گذشت ، در متن کتاب روایاتی به چشم می خورد که با هیچ عقل سلیمی سازگاری ندارد از جمله اینکه« عایشه در هنگام خواستگاری از او شش سال بیشتر نداشت»!![۹]براستی آیا عایشه ۶ ساله که به حد تمیز هم نرسیده و همین کتاب روایتی ازایشان بدون توجه نقل کرده، قابل خواستگاری است.مگر خواستگاری قبل از بلوغ هم از دیدگاه اهل سنت وجاهت شرعی دارد؟ بر فرض که وجاهت شرعی هم داشته باشد ، آیا با شان پیامبر (ص ) هم خوانی دارد ؟
یا در ص ۷۶ می نویسد:« عایشه اعلم الناس است» یعنی داناترین مردم .در حالی که آنقدر اشتباهات فاحش از او نقل شده و در کتب اهل تسنن یافت می شود که هیچکس حتی مریدان عایشه به صحت صدر صد علمی او گواهی نداده اند!
یا در ص ۸۲ از رؤیت جبریل توسط عایشه به شکل یکی از اصحاب رسول خدا خبر داده شده که با اصل موضوع سازگاری ندارد زیرا او به رسول خدا (ص) نازل شده و کسان دیگر از رؤیت ملائک بی بهره بوده اند تنها معصومین لیاقت ملاقات با ملائکه معصوم خدا را دارند.
در ص۸۸ نوشته شده که بعد از رسول خدا(ص) ۴۸ سال را در فراق او گذراند و در این مدت به نشر و پخش دین پرداخت وشبانه روز خویش را وقف خدمات دینی نمود.
نمی دانیم مشارکت در جنگ جمل و شرکت در خون ریزی آنهمه مسلمانان و نیز تیراندازی به جنازه سبط اکبر رسول خدا(ص) در هنگام دفن هم جزو خدمات اوست یا نه ! آیا شرکت او در جنگ جمل با آیات نورانی قرآن خطاب به زنان پیامبر (ص) و از جمله آیه ی شریفه ی « وَقَرن فی بُیوتِکُنَ ولا تَبَرَجنَ تبرج الجاهلیه الاولی : در خانه های خود بنشینید و بسان جاهلیت نخستین تبرج نکنید »[۱۰] هماهنگی دارد ؟
ضمناً حدیث منقول ازپیامبر اکرم (ص) که «نصف دین را از این عایشه (حمیرا) یاد بگیرید» نیز کاملاً باطل است زیرا با شأن عصمت پیامبر (ص) سازگاری ندارد و بر فرض صحت سند این حدیث، باز هم عایشه در جنگ جمل مشکل اساسی پیدا می کند.چون مطابق این حدیث این بانو نصف دین را دارد ولی علی (ع) مطابق حدیث شریف نبوی که در جنگ خندق فرمودند:”امروز تمام دین در برابر تمام کفر ایستاده است” تمام دین است ( دقت کنیم )
۵- درپایان این نقد کوتاه ، نگارنده مایل است برخی از نکات را در مورد جنگ جمل تذکر دهد باشد که به تعقل انسان های آزاد اندیش کمک نماید .
الف: در مورد تعداد کشته شدگان جنگ جمل ، اختلاف وجود دارد در برخی منابع ۲۵ هزار نفر و در بعضی دیگر ۱۵ هزار نفرذکر شده اما شیخ مفید تعداد کشتگان را ۱۴ هزار نفر نقل کرده اند . [۱۱]
تاریخ طبری تعداد را ده هزار نفر ذکر کرده که نیمی از لشکر امام علی (ع) و نیمی دیگر از سپاه عایشه است . [۱۲] ابن اثیر از مورخان اهل سنت نیز همین تعداد را ذکر کرده است . [۱۳]
ب: مورخان در مورد جنگ جمل می نویسند: « عایشه برای تحریک یاران خود ، مشتی خاک طلبید و چون به او دادند ، آن را روی یاران امام پاشید و گفت : « شاهت الوجوه » یعنی رویتان سیاه باد . او این کار را به تقلید ازپیامبر (ص) در جنگ بدر انجام داد که آن حضرت مشتی خاک برداشت و بسوی دشمن پاشید و این جمله را فرمود . [۱۴] خداوند متعال نیز آیه شریفه ی « وَما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ وَ لکِنَ رَمی » [۱۵]
در ادامه این ما جرا ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد : « قائلی به عایشه گفت : و ما رَمَیتِ اِذ رَمَیتِ ولکنَ الشیطان رَمی » یعنی تو این کار را نکردی بلکه شیطان چنین کرد [۱۶] اگر چه این نویسنده اهل سنت نام این گوینده را نقل نمی کند ، اما این از مسلمات تاریخ است که این سخن از آنِ علی (ع) است و شیخ مفید در الجمل اسناد آن را آورده است . اما این نوسینده سنی ماجرای پس از اتمام جنگ جمل را نیز چپنین بیان می کند : علی فرمان پی کردن جمل را داد و پس از این عمل فتح حاصل شد و محمد بن ابی بکر خواهرش عایشه رابه خانه عبدالله بن خلف برده و جمل را سوزانده و گفت : لعنه الله من دابه ما اشبه بعجل بنی اسرائیل یعنی لعنت خدا به این حیوان باد چقدر شبیه گوساله بنی اسرائیل است [۱۷] تعبیر حزب الشیطان و گوساله پرستی سپاه جمل در ناحق بودن آنان ، اندکی جای شبهه باقی نمی گذارد که اجازه بدون تعصب خوانندگان فهیم را به مطالعه عمیق و فراجناحی جنگ جمل دعوت کنیم تا خود به کرسی قضاوت بنشینند .
ج: بنا به نقل های مسلم تاریخی ، عایشه به بهانه ی خون خواهی عثمان، جنگ جمل را به راه انداخت در حالی که هم او و هم بسیاری از سران سپاه ، می دانستند که کشتگان عثمان یعنی طلحه و زبیر هم اینک سر دمدار خون خواهی هستند !! ماجرای حوئب و آن شهادت زور جمعی از سپاه در اینکه این سرزمین حوئب نیست که به قول برخی موزخان اولین شهادت ناحقی است که بیش از هزار نفر، دانسته آن را امضاء کرده اند ، جایی برای تبرئه عایشه و دارا بودن نیمی ایمان و امثال این تعبیرات باقی نمی گذارد .
د: در آخر تاکید می گردد که این بحث ، مبحثی علمی و تاریخی بوده که فضای آکادمیک مطرح شده و مجدداً تصریح می گردد که اهانت به هیچ کدام از زوجات رسول خدا (ص ) و از جمله عایشه صحیح نبوده و با تو جه به محوری اصل بودن وحدت به صلاح امت اسلامی نمی باشد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

پی نوشت ها :
۱- احزاب/آیه ۶
۲- تحریم/آیه۵
۳- بقره / آیه ۱۳۴
۴- گنجی،ایوب ، بگذار از مادرم عایشه صدیقه بگویم/ ص ۹۴- ۹۳
۵- سیوطی/جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر/تاریخ الخلفاء/ص۱۷۰
۶- همین منبع
۷- انعام / آیه ۱۰۸
۸- تاریخ الخلفا / ابی بکر سیوطی
۹- بگذارید از مادرم عایشه صدیقه بگویم/ص ۲۰
۱۰- احزاب / آیه ۳۳
۱۱- شیخ مفید / الجمل / ص ۴۱۹
۱۲- طبری / محمد بن جریر / تاریخ طبری / ج ۲ / ص ۵۴۳
۱۳- ابن اثیر / الکامل فی التاریخ / ج ۳ / ص ۲۵۵
۱۴- شیخ مفید / الجمل / ۳۴۷ و ۳۸۸
۱۵- انفال / آیه ۱۷
۱۶- ابن ابی الحدید / شرح نهج البلاغه /ج۱ ص ۲۵۷
۱۷- همین منبع ص ۲۶۶

۱۲ پاسخ به “نقدی کوتاه بر کتاب « بگذار از مادرم عایشه صدیقه بگویم »”

  1. نوشته شده توسط محمد جمالی در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲:۴۳ ب.ظ

    جناب آقای هنرپیشه احسنت . اجر شما با اهل بیت عصمت و طهارت

  2. نوشته شده توسط مرتضی اسدپور در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۸:۴۳ ق.ظ

    به نام خدا
    سلام استاد
    مقاله ی شما بر بار علمی و پژوهشی سایت افزود، از شما متشکر هستیم.
    استاد کجا هستید؟ چند بار اومدیم مسجد امام سجاد نبودید.
    فکر کردم مثل حاج آقا شهیدی، حج رفتید.!

  3. نوشته شده توسط موسی هنرپیشه در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۴ ب.ظ

    با سلام خدمت همه دوستان علی الخصوص آقا محمد جمالی و آقا مرتضی اسدپور . از لطف شما بسیار متشکرم . وطیفه ای است که من قصور می کنم . ای کاش می توانستنتم وقت بیشتری برای فعال شدن سایت صرف کنم . آقا مرتضی جان تمام ظهرها در مدرسه ام و توفیق شرکت در نماز مدرسه نصیب است . ولی شبها خدمت جوانان خوبی مانند شما دوستان هستم . موفق باشید

  4. نوشته شده توسط محمد جواد صفایی در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۷:۳۵ ب.ظ

    سلام آقای هنرپیشه ی عزیز
    بزرگوار خدا قوت
    کلن دغدغه های جالبی دارید، در این روزگارکه این نوع دغدغه ها و مهمتر از آن این تلاش شما برای رفع ابهامهای مذهبی چیزهای کم یابی ست.

  5. نوشته شده توسط عبدالصمد صفری در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۶ ب.ظ

    اقای هنرپیشه بزرگوار شخصیتی ست فرا محله ای که ای کاش میتوانستیم در ایام مختلف مذهبی بیشتر از این استاد استفاده کنیم وبهره ببریم

    اقای هنرپیشه خسته نباشی

  6. نوشته شده توسط مجید خسروی در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۳۲ ب.ظ

    با سلام خدمت جناب استاد هنرپیشه هر انسانی در طول زندگی خویش با فراز و نشیب های فراوانی رو برو است و به عقیده اینجانب ورق زدن تاریخ نباید منجر به قضاوت در مورد اشخاص منجر شود ،به این دلیل با ذهنیت قبلی قصد تخریب یا توجیه شخصیتی که در عصر خود زندگی می کرده است منجر می شود، بلکه باید تاریخ را آنگونه که بوده است بیان نمود،تاریخ یعنی آینه آینده و درس گرفتن از آن ،ایا شیعه انصاف دارد؟ ایا اشخاصی همانند ابوبکر ،عمر بن خطاب و عثمان و ام المومنین عایشه در ذهن یک انسان شیعه چگونه شخصیتی هستند؟ ایا یک انسان در طول عصر زندگی خود دارای آثار خیری نبوده است ؟و این رفتارمبلغین دینی ما باعث شده است برادران اهل تسنن را وادار کند با صغری و کبری کردن در مقالاتشان از اهانت و لعن شخصیت های مذهبی خودتوسط برخی از برادران محب اهل بیت(ع) جلوگیری کنند.

  7. نوشته شده توسط علیرضا تاجیکی در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۳ ق.ظ

    سلام استاد واقعا خسته نباشید مطالب بسیار پربار شما در سایت باعث افزایش بار علمی سایت شده ای کاش در تمام مناطق کشور افرادی نظیر شمادلسوز و فعال وجود داشت. راستی مطلبتون رو می خواهم تو سایت دیگری با نام خودتون وارد کنم مشکلی که نداره؟
    یا علی

  8. نوشته شده توسط صادق حسین زاده در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲:۵۲ ب.ظ

    با سلام خدمت استاد هنرپیشه عزیز
    مطلب شما بسیار پر معنا،علمی،و آزاداندیشانه بودولی افسوس که زمان زیادی از انتشار این کتاب میگذرداما به قول معروف ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است.

  9. نوشته شده توسط موسی هنرپیشه در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۰ ب.ظ

    با سلام و عرض تشکر از ابراز لطف دوستان . خدمت جناب آقای ناجیکی و دوست عزیزم عرض می کنم شما مجازید در هر سایت دیگری این مطلب را بگذارید و ثواب مرا بیشتر و افزون تر فرمایید . باز هم از لطف شما ممنونم

  10. نوشته شده توسط احمد اسدپور در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۱ ب.ظ

    سلام
    با تشکر از آقای هنرپیشه و مطلب خوبتون من به خانندگان سایت : کتاب عایشه بعد از پیغمبر: ترجمه ذبیح الله منصوری را پیشنهاد میکنم. ارزش خوندن رو داره…

  11. نوشته شده توسط احمد واعظ زاده در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۵:۲۸ ب.ظ

    احسنت خداشماراحفظ کند

  12. نوشته شده توسط موسی هنرپیشه در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۶ ق.ظ

    با سلام و ابراز تشکر از شما دوستان . در همین راستا نقدی را از یک مقاله که بر سیاست اجباری کردن حجاب در ایران با عنوان (( نقدی بر یک مقاله ۱ )) گذاشته ام که باز خم به دلیل کاربردی بودن آن خواهشمند است از ابراز نظرات سودمند خود ما را و جامعه ی مشتاق را بی بهره مفرمایید