نبردی سخت تر ، دفاعی مقدس تر

آبان ۱۲ام, ۱۳۹۰ (دیده شده 568 بار)

بسم الله قاصم الجبارین
وقتی در نیم روز گرم و سوزان و در آْن صحرای تفتیده، سید الشهدا (ع) و اصحاب پاکش به خون تپیده و عاشورا در محرم و در اوج کرب و بلا، به آفتاب درس نورانیت و حرارت، به کوهها درس استواری و به انسانهای عالم درس آزادگی و حریت بخشیدند؛
وقتی آن راس پر خون، بر نوک نی، نوای قرآن سرداد: « اَم حَسِبتَ اَن اَصحابَ الکَهفِ والرَقیمِ کانوا مِن آیاتِنا عَجَباً» ؛آن گاه که خون آن پاک بازان در خطابه زین العابدین و زینب سلام الله علیهما جوشید و خروشید و فریاد مرگ بر یزید در مرکز حکومت آن پلید پیچید ؛
آن هنگام که فاجعه آفرینان کربلای ۶۱ همه با انتقام الهی و به دست دوستداران اهل بیت (ع) به مجازات انتقام شدید، گرفتار آمدند ؛
آن روز همه یقین کردند که کار بنی امیه تمام است و کسی دیگر خیال تیغ کشیدن علیه سلاله پاک پیامبر (ص) را نخواهد داشت و به راستی که خون آن(( ثار الله)) و یارانش (( انصار الله )) اضمحلال بنی امیه را رقم زد.
اما ناگهان از پس فتنه بنی امیه، بنی عباس هویدا شد تا شکل مبارزه را عوض کند. اینجا دیگر تیغ ها به نیام است اما خطابه و قلم از غلاف مکر و حیله خارج شده است. اینجا دیگر آب به روی کسی بسته نمی شود ؛ اینجا فرقی شکافته نمی شود، کسی اسیر نمی شود ؛ مقاتله و مبارزه جای خود را به مناظره و مباحثه داده است. اینجا دیگر صحنه گردان یزید، شمر، خولی و ابن سعد نیستند که کار به دست زنادقه و ابن ابی الاوجا است. این میدان نیز ابا عبدالله می خواهد اما این ابا عبدالله شهید سال ۶۱ نیست که فرزندش امام صادق (ع) است. این مبارزه هشام بن حکم و ابو بصیر می خواهد تا بسان حبیب بن مظاهر و زهیر بن قین پرچمدارشوند.
آری آن ابا عبدالله و این ابا عبدالله هر دو یکی هستند. کُلُهُم نورٌ واحدٌ. اینجا بحث یک مبارزه جدی و البته جدید است. باید فرهنگ جهاد و شهادت و فقه و فقاهت را نهادینه کرد. ابرقدرتی مثل روم به میدان آمده و تمام قوا را بسیج نموده تا افکار ناب شیعی را زخمی، مجروح و قتیل نماید. کتب فیلسوفان و نویسندگان رومی و یونانی ترجمه می شوند. کلاسهای درس علیه مکتب شیعه به راه می افتد تا با شبهه عقیده را شهید و مکتب را ضعیف نمایند. در آن عرصه حراست از مکتب، با نوشتن و کتابت و راه اندازی کرسی شبهه زدایی، آزاد اندیشی و دین آموزی وجوب عینی می یابد. و به راستی که امام صادق (ع) در این مبارزه سخت ، پیروزمندانه ظاهر شد بدان گونه که امروز کتب شیعه و حتی سنی مشحون از آراء بی بدیلی است که در ابتدا و انتهایش عبارت قال الصادق (ع) و قال الباقر(ع) چشم هر خواننده را نوازش می دهد.
آری هشت سال دفاع مقدس ما نیز کربلایی بود که عاشورائیان ایران زمین به رهبری حسین زمان خمینی کبیر(ره) در آن درس عشق و مجاهدت دادند و تمام دنیا را با ایثار خویش مبهوت و متعجب ساختند. کافی است زنگار از دل بزداییم و به این آینه نظر کنیم و گواهی دهیم که بر فرزندان این مرز و بوم چه گذشت. هنوز هم علاوه بر شهیدان، جانبازان، آزادگان و رزمندگان، لای آن نیزارها، زیر آن خاکها شاید پوتین، پلاکی یا تکه استخوانی مانده تا ذخیره های زمین برای زمان ما و سند روشن حقانیت دفاع آنان باشد.
نمی دانم تا حالا انتظار کشیده اید یا نه؟ منتظر عزیزی بوده اید یا نه؟ هر پرواز پرنده ای بر فراز خانه ات به دلت صد خبر می دهد. شب را به یاد آن عزیز به صبح می رسانی و منتظر پلاک و استخوانی. و غم بارتر آنکه گاهی دست تقدیر، همین پلاک، استخوان و سنگ قبر را از تو دریغ می دارد.
خدا می داند که بر خانواده های مفقودان و شهدای گمنام چه گذشته است؟ جزاهم الله عن الدین والاسلام خیر الجزاء. هنوز هم اسناد مدونی از آن دوران طلایی تلالو می کند روی آن تخت بیمارستان درون آن ویلچر، آن جانباز قطع عضو و نخاع و سرفه های خشک و خس خس سینه آن مجروح، همگی اسناد کربلای ایرانند تا آدرس دفاع گم نشود.
اکنون آن زوزه خمپاره ها، آن غرش هواپیماها، آن شلیک توپخانه ها به پایان رسیده و در باغ شهادت ظاهرا بسته و دیگر کسی به بوستان بهشت، به بزم عشق در جنات عدن دعوت نمی شود. رزم با بنی امیه و صدام به پایان رسیده است . دیگر گلوله ها نُقل و نبات «عروسی خوبان» را بر سر و روی مبارکشان نمی ریزند.
اما دفاع همچنان باقی است. دفاع را پایانی نیست. بنی امیه صدامی رفته است، بنی عباس آمده، ابرقدرت روم در قالب آمریکا و انگلیس دست به دست هم داده اند تا به جای «توپخانه» «چاپخانه » فعال شود. دیگر جنگ از«خاکریزها» به «خانه ها» کشیده شده و هر روز ممکن است جمعی به خاک ضلالت و گمراهی بیافتند. «ماهواره‌ها» را روشن کرده تا «یادواره‌ها» خاموش گردد. «شبهه» درست می شود تا با شیوعش، عقیده شهید شود. این تک نیز پاتکی می خواهد «شبهه زدایی» پاتک ماست. نمی دانم در این تک جدید دشمن را تا کجا رانده ایم؟ آیا دیده بانها دشمن را به دقت رصد می کنند؟ اینجا دیگر کتاب در برابر کتاب، سایت در جواب سایت و پاسخ در برابر سوال مطرح است. «فَمَن اعتَدی عَلَیکُم فَاعتَدُوا عَلَیهِ بِمِثلِ مَااعتَدی عَلَیکُم»
شگفتا که حال و روز ما فضای عصر امام صادق (ع) است اما عجبا که به سیره آن بزرگوار و مغز متفکر جهان شیعه عمل نمی کنیم.
در این مبارزه باید علم را با سلاح تبلیغ به تمام نقاط هدف شلیک کنیم همانگونه که با موشکهای دور برد نقاط هدف را مورد اصابت قرار می دادیم. بیایید باور کنیم که این شبیخون فرهنگی از آن هجوم نظامی سخت تر و البته این دفاع از آن مقدس تر و ثوابش بیشتر است که به فرمایش نبی اکرم(ص) « مِدادُ العُلَماءُ اَفضَلُ مِن دِماء الشُهَداء» ملائک نیز به نظاره ایستاده اند تا رزم بی امان ما را در این جبهه فرهنگی ثبت کرده و به نامه عملمان الصاق کنند. پس باید یا حسینی گفت و به امام صادق (ع) اقتدا کرد و «فرهنگ شهادت» را تا اقصی نقاط عالم تشییع کرد.
این رزم علی گونه و صادق وار بر بسیجیان سید علی مبارک باد.
پنجم مهر ۱۳۹۰ – سالروز شکست حصر آبادان

۲ پاسخ به “نبردی سخت تر ، دفاعی مقدس تر”

  1. نوشته شده توسط بهرام حسن زاده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱:۰۰ ب.ظ

    سلام علیکم جناب آقای هنرپیشه عزیز
    واقعا زیبا بود-خدا قوت

  2. نوشته شده توسط احمد واعظ زاده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۹:۵۱ ق.ظ

    سلام بر یادگار دفاع مقدس استاد هنرپیشه
    عالی بود